فهرست کتابخانه خطی مدرسه عالی سپهسالار جلد 2

ghaemiyeh.com

مشخصات کتاب

سرشناسه : مدرسه عالی سپهسالار. کتابخانه

عنوان و نام پديدآور : فهرست کتابخانه مدرسه عالی سپهسالار/ تالیف ض. حدائق‌ابن‌یوسف شیرازی.

مشخصات نشر : تهران: مجلس(چاپخانه)،1313 -

مشخصات ظاهری : ج.

يادداشت : ج.2(چاپ اول : 1318).

مندرجات : ج.1.کتب خطی فارسی و عربی.- ج. 2. کتب خطی فارسی و عربی و ترکی.

موضوع : مدرسه عالی سپهسالار. کتابخانه-- فهرست‌ها

موضوع : نسخه‌های خطی -- ایران -- تهران-- فهرست‌ها

نسخه‌های خطی فارسی -- ایران -- تهران -- فهرست‌ها

نسخه‌های خطی ترکی -- ایران -- تهران -- فهرست‌ها

نسخه‌های خطی عربی -- ایران -- تهران -- فهرست‌ها

شناسه افزوده : حدایق شیرازی، ضیاءالدین، 1283 - 1366.

رده بندی کنگره : Z6621 /س2ف9‌1313

رده بندی دیویی : 011/3

شماره کتابشناسی ملی : 51502

شرح شواهد سيوطي

بسم الله الرحمن الرحيم

[429]شرح شواهد سيوطي) عربي (اين كتاب كه خصوصيات نسخه آن را زير اين سطرها مي نگاريم مشتمل بر شرح شواهد ابياتي استكه در شرح سيوطي بر الفيه ابن مالك) بهجه المرضيه (به آن ها استشهاد گرديده، بسياري از مطالب و عبارات آن را با عباراتي كه از شرح شواهد عيني در حاشيه سيوطي هاي چاپ ايران نوشته شده مطابقه نمودم عين آن عبارات بود با حذف جملي از آن ها، بنابراين توان اين كتاب را " مختصري از شواهد عيني " دانست به اين معني كه آن چه از ابيات سيوطي در شرح خود بر الفيه شاهد آورده در شروح چهارگانه (1} (1} اي كه عيني شواهد خود را براي ابيات مستشهده در آن ها ترتيب داده وجود داشته و اين انتخاب كننده كه نام آن در خود كتاب نيست و در جاي دگر هم بدان آگاهي نيافته ايم به ترتيبي كه ابيات در سيوطي قرار گرفته مختصرا آورده و خود كتابي مستقل گرديده است. طرز كتاب اينست كه شعر استشهاد شده را ذكر و گوينده آن را در صورت امكان معين نموده و در بعضي موارد مقدم و موخر آن را هم بيان نموده و پس از آن محل شاهد را نشان داده و گاهي به تركيب بيت هم مي پردازد و در حدود (2500) بيت كتابت آنست. آغاز: بسمله اقانلن احضر و الشهودا قاله روبه و قبله: اريت ان جات به املودا مرجلا و يلبس البرودا اقائلن الخ اريت اصله ارايت و الاملود بضم الهمزه الناعم و المرجل بالجيم المزين و قيل بالحاء المهمله و هو برد يصور عليه الرحال و الشاهد في قوله اقائلن حيث ادخل فيه نون التاكيد و هو اسم الفاعل و هذا نادر الخ. ( 1001 ) شرح شواهد سيوطي اين نسخه به خط نسخ نوشته شده، قسمتي از اواخر كتاب) چهار پنج ورق (افتاده، ظاهرا نسخه از قرن يازدهم هجري يادگار مانده، پشت نخستين صفحه ابياتي در بحور اشعار نگارش

يافته، به سال 1270 به نام شواهد سيوطي داخل كتاب خانه اعتضاد السلطنه گرديده و به همين نام بر اين كتاب خانه وقف و در دفاتر آن ثبت شده، اوراقي از اوائل و اواخر نسخه وصالي شده، آثار مقابله و تصحيح بر صفحات موجود، در حاشيه بيشتر از صفحات تعليقاتي نوشته شده و آخرين سطر آن اينست:) الحق بهمزتين الاولي للاستفهام و الثانيه همزه اداه التعريف و فيه الشاهد فانه (. جلد تيماج. كاغذ كاهي. واقف سپه سالار. قطع ربعي. شماره اوراق (82). صفحه اي (15) سطر. طول (19 سانتي متر (. عرض (12 2/1 سانتي متر (. شماره كتاب خانه ( (1} {1} -----------. (1388) كشف الظنون در ص 142 ج 1 و 71 ج 2 نوشته كه بدرالدين محمود بن احمد مشهور به عيني متوفي به سال 855 شواهد شروح چهارگانه الفيه را) شرح ابن عقيل، شرح ابن ناظم، شرح ابن هشام و شرح ابن ام قاسم (جمع نموده و به سال 806 شرح بزرگي بر آن به نام " المقاصد النحويه في شرح شواهد شروح الالفيه " نگاشته پس از آن برحسب خواست جمعي آن را مختصر نموده و نام آن را " فوائد القلائد في مختصر شرح الشواهد " ناميده) به سال 817 تاليف آن تمام شده (و ابن ام قاسم را شيخ شمس الدين حسن بن قاسم المرادي النحوي متوفي به سال 749

معرفي كرده است.

ديوان كمال خجندي

[569] ديوان كمال خجندي) فارسي (كمال الدين خجندي از معاريف عرفا و سالكين و شعراي اين سرزمين مي باشد، در آتش كده و مجمع الفصحا نام وي مسعود ثبت گرديده ولي در ماخذ ديگر نام وي ذكر نگرديده وفات او در نفحات) ص 724 - 723 خطي ( و هفت اقليم) ص 1210) به سال 803 ودر مجالس العشاق) مجلس 44) به سال 808 و در دولت شاه) ص 331-325) و آتش كده) ص 347-346) و مجمع الفصحا) ج 2 ص 29) به سال 792 نوشته اند و اين تاريخ اخير مسلما غلط است چرا كه در مقدمه ديوان وي كه يكي از معاصرين خجندي نوشته تصريح كرده كه به سال 798

از شهر سراي و دشت قپچاق به تبريز برگشته و سابقين بر دولت شاه و آذر و هدايت هم بسال 803 و 808 نوشته اند و بايستي يكي از اين دو قول صحيح باشد. در مقدمه اين ديوان مقام عرفان و ارشاد خجندي و علاقمندي مريدان باثار وي تذكر داده شده و جامع گويد كه اين ديوان وي شامل اشعار و غزلياتي است كه پيش از رفتن از تبريز و در هنگام هجران از اين شهر سروده اند و اينك كه مراجعت كرده اند براي استفاده علاقمندان مرتب گرديد. سلاطين وقت نسبت به شيخ كمال توجه داشته و سلطان حسين بن سلطان اويس ايلكاني براي وي خانقاهي ساخته و اميرانشاه بن امير تيمور كه از طرف پدر يازده سال حكومت آذربايجان را داشته نيز نسبت به شيخ اظهار اخلاص مي كرده و روزي كسان پادشاه بباغ او رفته و ميوه هائي از آن گرفته و در عوض اميرانشاه ده هزار دينار قرض شيخ را همان جا بداد. خواجه حافظ و شيخ يك دگر را نديده دوست دار هم شده و غزل رد و بدل مي كرده اند و غزلي كه شيخ كمال خدمت خواجه فرستاده بدين مطلع بود: يار گفت از غير ما پوشان نظر گفتم بچشم وان گهي وزديده در مامي نگر گفتم بچشم. و دولتشاه نقل نمود كه: " گويند خواجه چون اين مصرع را) تشنه گانرا مژده از ما ببر گفتم بچشم (. از اين غزل ديد رفتي و حالتي كرد و گفت مشرب اين بزرگوار بسيار عاليست و سخن اوصافي. امين احمد گويد: عارفان كه به صحبت شيخ كمال و خواجه حافظ رسيده اند گفته اند كه صحبت شيخ كمال به از شعرش بوده و شعر حافظ به از صحبتش" . شيخ كمال را در اثر اين كه اشعار وي به سبك و روش حسن دهلوي به بحرهاي سبك و رديف و قافيه هاي غريب كه سهل و ممتنع است " دزد حسن " گفته اند و از اين بيت: كس بر سر هيچ رخنه نگرفت مرا معلوم همي شود كه دزد حسنم كه امين احمد نقل نموده و ظاهرا از خود كمال الدين مي باشد، به دست مي آيد كه در زمان خود وي اين شهرت بوده و اين بيت را در تعريض به گويندگان و نسبت دهندگان گفته است. از خصوصيات خجندي اينست كه بمدح معاصرين نپرداخته و با آن همه مرجعيت كه داشته پس از مرگ در

مسكن او جز بوريائي و خشتي كه زير سرداشته چيزي نبوده است. چنان كه گفته شد اين ديوان شيخ كمال پس از سال 798 مرتب گرديده و شامل غزليات مرتبه به حروف تهجي برحسب رديف ها مي باشد و در حدود (3400) بيت است و تخلص وي در تمام غزليات كمال مي باشد و وفات وي بنابر تصريح تذكره نويسان پيش از آذر و هدايت در تبريز است و اين دو در دارالعباد يزد نوشته اند. آغاز: افتتاح سخن آن به كه كند اهل كمال بثناي ملك الملك خداي متعال.

آتشكده آذر (1)

(1098) آتشكده آذر اين نسخه بخط شكسته نستعليق خوب در متن و حاشيه نوشته شده، نويسنده از خود و سال نگارش نام نبرده، مرحوم اعتضاد السلطنه پشت صفحه نخستين نوشته اند " از خطوط خوب ميرزا كوچك اصفهاني است كه از شاگردان معتبر درويش عبدالمجيد عليه الرحمه بوده و اين كتاب داخل قطعات است الخ ". و مي دانيم كه درويش) عبد المجيد (استاد معروف خط شكسته بسال 1190 وفات يافته است بنابرين نگارش اين نسخه در اواخر قرن دوازدهم يا اوائل سيزدهم بوده، سرلوحي بسيار زيبا دارد و اطراف صفحه اول و دوم نسخه با ظرافت تمام تذهيب و نقاشي شده و صفحات مجدول به طلا و عناوين را با شنجرف نگاشته است. جلد ساغري ضربي. كاغذ خان بالغ. واقف سپهسالار. قطع وزيري. شماره اوراق (229). صفحه اي (17) سطر. طول (28 سانتي متر (. عرض (18 2/1 سانتي متر (. شماره كتابخانه (2726).

حاشيه سمرقندي بر مطول و بر حاشيه مي رسيد شريف

[446] حاشيه سمرقندي بر مطول و بر حاشيه مي رسيد شريف) عربي (اين حاشيه بنابر تصريح در ديباچه تاليف ابوالقاسم بن ابي بكرليثي سمرقندي بر مشكلات

مطول بر حاشيه مي رسيد شريف مي باشد و آن را به نام امير كبير امير عليشير نوائي موشح نموده و نيز تصريح نموده كه اين مولفه نخستين اثر اوست و در آخر فراغت از تاليف را بسال 1} (1) 875} معين مي نمايد، بدين نام در دانشمندان اين قرن در روضه الصفا و حبيب السير و كتاب هاي ديگر دانشمندي را نيافتم، در فهرست دارالكتب ج 2 ص 202 زير نام سمرقنديه كه همان رساله استعارات يا فرائد العوائد (2} (2} مي باشد، نوشته شده تاليف ابوالقاسم بن ابي بكر الليثي السمرقندي است كه از علماء نيمه دوم قرن نهم هجري بوده است. صاحب كشف الظنون در ص 324 ج 1 در ذيل " تلخيص المفتاح " نام اين حاشيه و محشي آن را برده ولي سال وفات و زمان او را معين نكرده است. محشي در اين حاشيه داد اطلاع و استعداد خود را داده و در آن نقل هاي بسياري از كتب و دانشمندان سابق دارد و داراي مطالبي سودمند مي باشد، در حدود (10500) بيت كتابت دارد، فقط حاشيه بر معاني و بيان است و پاره اي از مطالب اين حاشيه در حاشيه بعضي از چاپ هاي مطول چاپ شده است. آغاز: بسمله الحمدلله الذي انعمنا بتلخيص دقائق المعاني و البيان الخ. (1039) حاشيه سمرقندي بر مطول و حاشيه ميرشريف اين نسخه چنان كه پشت

صفحه نخستين سيد عليخان كبير) علي صدرالدين بن احمد نظام الدين (بخط خويش نوشته اند با سر ايشان نوشته شده، تاريخ تحرير در خود نسخه و اين يادداشت نيست، بنابراين و شهادت رسم الخط و مركب و كاغذ مسلما در قرن يازدهم يا اوائل دوازدهم نگارش يافته، يادداشتي از پشت صفحه نخستين و مهري از آخر نسخه محو گرديده است. جلد ميشن ضربي. كاغذ دولت آبادي. واقف سپهسالار. قطع وزيري. شماره اوراق (192). صفحه اي (27) سطر. طول (23 سانتي متر (. عرض (14 سانتي متر (شماره كتابخانه (. (2969) 1) _______ وقع الفراغ عن جمع هذه الفوائد و نظم هذه الفرائد و ضبط ما افتنحت له موارد الشهر في ظلم الدياجر و احتملت له مكايد الفكر في ظماء الهواجر في يوم الاربعاء التاسع عشر من خامس عشر الثامن من تاسع مائي سني الهجره و الحمد لله

علي نعمه العظام و منحه الجسام و الصلوه علي نبيه محمد و اصحابه البرره الكرام و من تبعهم الي يوم القيام. {2) {2) بحاشيه شماره (1) در صفحه 409 مراجعه شود و عصام الدين اسفرايني بر اين كتاب شرحي نگاشته و در ص 423 از آن معرفي مي شود.

طراز اللغه (1)

(845) طراز اللغه اين نسخه بخط نسخ خوب در سال 1257 نوشته شده از اول كتاب تا ماده عبد ا زفصل العين از باب الدال را دارا مي باشد، لغات و آيات و اخبار و مصطلحات با سرخي نگارش يافته و چند ورق از ابتداء نسخه مجدول بطلا و لاجورد و سرخي است. جلد تيماجي. كاغذ فرنگي مهره زده. واقف سپهسالار. قطع رحلي. شماره اوراق (242). صفحه اي (37) سطر. طول (31 سانتي متر (. عرض ( 21 2/1 سانتي متر (شماره كتابخانه (29).

شرح الفيه > شرح ابن ناظم

[402] شرح الفيه > شرح ابن ناظم ) بفارسي (اين شرح تاليف ابن ناظم مي باشد) بدر الدين محمد بن محمد بن مالك مشهور به ابن ناظم متوفي بسال 1} (1) (686} كه اين پسر چون پدر از مشاهير علماء نحو و امام در ادبيت) معاني، بيان، بديع، عروض، صرف، لغت و منطق (مي باشد، چندي از پدر استفاده علمي نمود و در اواخر او را ترك گفت و در بعلبك حل اقامت انداخت و در آن جا بافاضه اشتغال داشت، چون پدرش زندگي را بدرود گفت او را بجاي پدر به دمشق خواستند، و بر مسند افاضه و تدريس برقرار گرديد تا ششم محرم سال نام برده بدرد قولنج درگذشت. سيوطي گويد: بازي و معاشرت كساني كه شايستگي نداشتند بروي غلبه داشت و تواناي بر نظم يك بيت نبود. مولفات وي عبارتست از: شرح كافيه، شرح لاميه پدرش در صرف، تكمله در شرح تسهيل كه ناتمام مانده، المصباح مختصر مفتاح در علم معاني است (1) 1 {2} 2

روض الاذهان في البيان (3} (2} شرح ملحه الاعراب، مقدمه في العروض، مقدمه في المنطق، شرح شافيه ابن حاجب (4} (3} و شرح الفيه پدرش) همين كتاب (و غير از اين هاست. شرح الفيه ابن ناظم كه بنابر اختصار از آن به ابن ناظم يا ابن المصنف نيز تعبير مي گردد چنان كه در ص 19 ج 3 فهرست رضويه تذكر داده بسال 676 تاليف گرديده و در چند جاي از مباحث كتاب بخطاي مولف و ناظم الفيه اشاره نموده و بنظر نگارنده گذشته از شرح خود ابن مالك اين شرح نخستين شرح الفيه مي باشد و بسال 1276 در ايران و چاپ گرديده است. آغاز: بسمله قال الشيخ الامام العالم الصدر الكامل حجه العرب لسان الادب افصح الفصحاء قدوه البلغاء بدر الدين ابو عبدالله محمد بن شيخنا جمال الدين ابي عبدالله محمد بن محمد بن عبدالله بن مالك الطائي بعد حمدالله سبحانه بما هواهله و ناله من المحامد الخ. (945) شرح الفيه) ابن ناظم (اين نسخه را بخط شكسته نستعليق خوب علي اكبر نام براي خود نوشته، صفحات اوليه نسخه حاشيه هائي علي اكبر نگاشته و زير يكي از آن ها سال 1247 معين شده و پشت صفحه اول تاريخ تولد پسري بسال 1245 يادداشت گرديده، از آخر كتاب قسمتي نگارش نيافته و آخرين سطر موجود آن اينست:) يقول

بناء اسم الفاعل من الفعل الثلاثي علي وزن فاعل فمثل ذلك ما كان علي فعل او فعل او فعلا (. و پشت صفحه اول بنام " كتاب " ابن مصنف " داخل كتابخانه اعتضاد السلطنه و به همين نام كه مرادف با ابن ناظم مي باشد بر اين كتابخانه وقف گرديده است. جلد تيماج. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع وزيري. شماره اوراق (101). صفحه اي (17) سطر. طول (21 سانتي متر (عرض (13 2/1 سانتي متر (. شماره كتابخانه ( {1} _______ (3200) 1) روضات ص 202 ج 4، شذرات الذهب ص 398 ج 5، بغيه الوعاه ص 131 نسخه خطي مدرسه و كشف الظنون در نگارش اين شرح حال مراجعه شده. (1) {2) صاحب روضات نوشته اند كه اين مختصر را) المصباح (محمد بن يعقوب بن الياس دمشقي معروف به ابن النحوي شارح الفيه ابن معط شرح كرده است. {2) {3) در بغيه پس از

روض الاذهان كلمه فيه نوشته شده و صاحب روضات عينا آن را نقل نموده و در بغيه پيش از اين كتاب، المصباح در معاني ذكر شده بنابراين فيه راجع بمعاني خواهد بود ولي در كشف الظنون با اضافه البيان بان ذكر شده از اين رو ما آن را توضيح داديم. {3) {4) در بغيه اين شرح بنام " شرح حاجبيه " نام برده شده و شرح كافيه هم جداگانه ذكر گرديده و در شذرات بنام " شرح غريب تصريف ابن الحاجب " ناميده شده و روضات عين عبارت سيوطي را نقل نموده در كشف الظنون هم نام اين شرح ذكر نشده است.

ديوان انوري (1)

(1164) ديوان انوري اين نسخه ايست كهنه و شايد از خطوط اوائل قرن هفتم هجري باشد، صفحه نخستين و اوراقي از اخر كتاب افتاده، چند بيت صفحه نخستين را بر ورقي نوشته و به نسخه پيوسته اند، شامل قصائد و غزليات و مقطعات و مثنوي هجو قاضي بلخ (162 بيت (و رباعيات (305 رباعي (مي باشد، اطراف صفحه دوم تذهيب و نقاشي كهنه ايست و اين برگ وصالي شده و نسخه در حدود (13100) بيت دارد و بقصيده اي شروع شده كه آغاز آن اينست: مقدري نه بالت بقدره مطلق كند به شكل بخاري چو گنبد ازرق. جلد ميشن دور گرفته. كاغذ سمرقندي. واقف سپهسالار. قطع وزيري. شماره اوراق (359). صفحه اي (19) سطر. طول (25 سانتي متر (. عرض ( 16 2/1 سانتي متر (شماره كتابخانه (209).

حاشيه بر شرح جامي از سيد جزائري (1)

(936) حاشيه جزائري بر شرح جامي اين نسخه بخط نسخ خوب نوشته شده، چهار ورق اول آن و 28 ورق از آخر آن با كمال تناسب بخط اصلي نسخه بسال 1225 نوشته شده، كاتب اين قسمت نام خود را ننگاشته، در حاشيه دو صفحه از صفحات قديمي اوائل نسخه حاشيه هائي در توضيح و بيان محشي، تعليقاتي بامضاء و خط

محمد حسين بن محتشم موجود و مسلما اين نويسنده پسر محتشم معروف متوفي بسال 992 يا 1000 نخواهد بود و حاشيه هائي بامضاء منه در قسمت قديمي نسخه موجود و ظاهرا بخط خود مولف و محشي مي باشد و بر ورقي كه پس از آخرين ورق نسخه است مطالبي نوشته شده است. جلد تيماجي. كاغذ سمرقندي و فرنگي. واقف سپهسالار. قطع ربعي. شماره اوراق (194). صفحه اي (15) سطر. طول (19 2/1 سانتي متر (. عرض (13 سانتي متر (. شماره كتابخانه (3177).

حاشيه بر شرح جامي از اسفرايني

[394] حاشيه بر شرح جامي از اسفرايني) عربي (اين حاشيه نگارش عصام الدين اسفرائني است (1} (1} عصام الدين ابراهيم بن محمد بن عربشاه حنفي اشعري متوفي بسال 2) (2) 943/ 951}) كه از شاگردهاي جامي بوده و در منطق و نحو و ادب دستي قوي داشته، در جلد اول فهرست) ص 120) حاشيه اي از ايشان بر تفسير بيضاوي معرفي گرديد، شذرات الذهب ويرا از اولاد ابواسحق اسفرايني) ياقوت در ص 247 ج 1 معجم البلدان وفات ابواسحق را بسال 418 در روز عاشورا معين كرده (معرفي نموده و در روضات جز حاشيه نام برده بالا مولفات زيرين بوي نسبت داده شده: الاطول در شرح تلخيص المفتاح در معاني و بيان و بديع، شرح شمسيه در منطق، حاشيه بر شرح شمسيه قطبي، حاشيه بر حاشيه ميرسيد شريف بر شمسيه، حاشيه بر كبري كه تقريبا شرح فارسي بر آنست، شرح آداب البحث قاضي عضد ايجي، شرح رساله الاستعاره ابوالقاسم سمرقندي، شرح عبارت قدجرت عاده المصنفين، رساله در شرح كل ج ب) اين دو مولفه در شرح عبارت شارح شمسيه است (، رساله در بيان نسب ميان قضايا، رساله در تحقيق محصورات اربع، رساله در مبحث تقسيم قضيه، رساله در استعارت بديعيه و حقيقه و مجاز بفارسي، حاشيه بر شرح عقائد نسفي تفتازاني و حاشيه بر شرح جامي) همين كتاب (. در معجم

المطبوعات چاپ شدن كتاب 1 و 3 و 7 و 14 و 15 عصام الدين تذكر داده شده و نيز در آن جا كتابي بنام ميزان الادب مشتمل بر نحو و صرف و بيان به عصام الدين نسبت داده شده و گويد بسال 1286 در آستانه تمام آن و بسال 1290 در مصر باب صرف آن چاپ شده و نيز حاشيه بر رساله وضعيه كه آن نيز بسال 1274 در آستانه چاپ شده و كتابي بنام شرح عصام بر فريده كه بسال 1276 چاپ شده بايشان نسبت داده شده و مولف در حاشيه بر شرح جامي نامي از اين كتاب برده است. اين حاشيه بر شرح جامي بر كافيه ابن حاجب است و در نحو مي باشد، از شرح جامي و كافيه در همين فصل معرفي خواهد شد، و فضلا حاشيه غفور را كه پس از اين معرفي مي شود بر اين حاشيه ترجيح مي دهند و بر مطالب مهمه از اول تا باخر شرح جامي مي باشد ، و بسال 1276 مستقلا در آستانه چاپ شده و نيز در حواشي شرح جامي قسمت هائي از آن چاپ شده و در حدود (10600) بيت كتابت اين حاشيه است. آغاز: بسمله يا هاديا لسالك مسالك محامدك و يا سامعا لجامع الخ.{1) {1) _______ شرح حال اين مولف با مراجعه به شذرات الذهب ج 8 ص 291 و روضات ص 50 و معجم المطبوعات ص 1330 و كشف الظنون ج 2 ص 250 و فهرست دارالكتب ج 2 ص 99 نگاشته شد. (2} (2} در روضات بنقل از تاريخ اخبار البشر و در كشف الظنون وفات عصام الدين بسال 943 ثبت شده ولي در شذرات وفات وي در حدود سال 951 معين گرديده و معجم المطبوعات و فهرست دارالكتب وي را پيروي كرده اند و صاحب شذرات گويد در اواخر عمر از بلخ بسمرقند آمده و پس از بيست و دو روز ناخوشي در هفتاد و دو سالگي بدرود زندگاني گفت و آخرين كلمه ايكه بر زبان راند الله بود و صاحب روضات از رياض العلما نقل نمود كه عصام الدين در اواخر عمر ببلاد روم رفت و در آن جا بود تا بمرد. اسفرائن يا اسفرآيين از نواحي نيشابور است و ياقوت اصل آن را اسپر آئين يعني مركب از كلمه " اسپر " و كلمه " آيين " دانسته است.

ديوان امير خسرو دهلوي > تحفه الصغر

[527] ديوان امير خسرو دهلوي > تحفه الصغر) فارسي (شرح حال و آثار امير خسرو دهلوي را در ص 520-516 نگاشته ام و در آن جا تذكر داده شد كه چهار ديوان داشته، نسخه هاي زيرين "تحفه الصغر" يا نخستين ديوان وي مي باشد و در حدود (14000) بيت از غزل) مرتب بحروف تهجي بحسب رديف ها مي باشد (و قطعه و رباعي مي باشد و خود بر آن ديباچه اي نيز نگاشته ولي نسخ اين كتابخانه فاقد آنست. آغاز: حمد رانم بر زبان لله رب العالمين آنك جان بخشيد در قرآن هدي للمتقين الخ.

برهان قاطع (2)

(816) برهان قاطع اين نسخه بخط نستعليق عبد الحسين اصفهاني در سنه 1227 نوشته شده، كلماتي را از ميان سطور آخر كتاب محو كرده اند و صفحات نسخه مجدول بسرخي و لاجورد و زردي مي باشد. جلد روغني مستعمل. كاغذ فرنگي مهره زده. واقف سپهسالار. قطع رحلي. شماره اوراق (473). صفحه اي (25) سطر. طول (30 سانتي متر (. عرض (20 2/1 سانتي متر (. شماره كتابخانه (68).

ديوان صاحب علي آبادي

[545] ديوان صاحب علي آبادي) فارسي (ميرزا محمدتقي ابن ميرزا ز كي مازندراني متوفي بسال 1} (1) 1256} از درباريان فتح علي شاه قاجار بوده، در قصائد و غزليات گاهي صاحب و هنگامي صاحب ديوان تخلص مي كرده، در اوائل جواني ده سال وزارت عبدالله ميرزا حاكم و فرمانفرماي خمسه و سهرورد و سجاس را داشته بسال 1234 بطهران احضار گرديده و مقام منشي الممالكي را پادشاه عصر بوي بر گذار نمود، در شيراز رضا قليخان هدايت را ديده و مي خواسته او را بطهران آورد بعللي معذرت خواسته، قصائد غرا و غزليات شيوا دارد، راوي گروسي 55 بيت از

چند قصيده وي در مولفه خود نقل و هدايت در حدود 10000 بيت از قصائد وي كه در نعت حضرت پيغمبر ص و حضرت علي بن ابي طالب (علیه السلام) و پادشاهان معاصر و امرا مي باشد و از رباعيات او انتخاب و در مجمع الفصحا چاپ كرده است. ديوان صاحب شامل قصائد و قطعات و غزليات و رباعيات و مثنويات مي باشد و با شماره دقيق نسخ زيرين در حدود (5500) بيت است ، ماده تاريخ هائي كه بسال 1255 گفته در اين جا موجود و پيش از شروع به اشعار منشات نثري صاحب ديوان كه عبارت از شرح حالي از فتح علي شاه و اجداد وي و طائفه قاجار بانشاء فتح علي شاه و قلم صاحب و حكاياتي بطرز گلستان و مراسلات دوستانه و قباله نكاح اردشير ميرزا و غير از اين هاست و اين بخش در حدود (1000) بيت مي شود. اين شاعر همت و هوس اين را داشته كه سعدي ثاني باشد و تا حدي هم شايستگي آن را دارد ولي همه گويند سخن گفته سعدي دگر است و در اين معني گويد: باقبال داراي يزدان پرست به نظم و به نثر آمدم چير دست چنين ساحري شيخ شيراز كرد كه با نظم خوش نثر انباز كرد بدوران صاحب قران آن منم كه گويم درين هر دو فن يك فنم آغاز: كرا شايد ثنازان پس كه زيبد آل ياسين را جهان مجد و تمكين آسمان دانش و دين را

{1) {1) _______ انجمن سوم انجمن خاقان و ص 316-298 ج 2 مجمع الفصحا مراجعه گرديده است.

قاموس المحيط (2)

(862) قاموس المحيط اين نسخه بخط نسخ عبد الرزاق بن محمد اليمني در سنه (955) نوشته شده و با نسخه اصل مصنف مقابله گرديده و مشتمل بر تمام كتاب است، صفحات مجدول بطلا و لاجورد و صفحه اول و آخر نو نويس مي باشد، تمام اوراق كتاب با نهايت مهارت متن و حاشيه شده و چند ورق از اول و آخر وصالي گرديده است. جلد چرمي. كاغذ سمرقندي. واقف سپهسالار. قطع رحلي. شماره اوراق (567).: صفحه اي (35) سطر. طول (27 2/1 سانتي متر (عرض (20 سانتي متر (

شماره كتابخانه (56).

ديوان شاهي سبزواري (2)

(1209) ديوان شاهي سبزواري اين نسخه بخط نستعليق خيلي خوب نوشته شده، نويسنده از خود و سال نگارش نام نبرده، پشت صفحه نخستين و جلد كتاب بنام خط ميرعلي معرفي شده، بي شباهت بخط نسخه پيشين نيست ولي بان استحكام و ظرافت هم نيست اگر اين نسبت درست باشد از خطوط متوسط ميرعلي است، داراي يك سرلوح زيباست و اوائل غزليات و قطعه ها سرسوره هاي مينائي ظريف دارد و صفحات متن و حاشيه و مجدول بطلا و لاجورد و غيره است. جلد روغني گل و بوته دورو. كاغذ متن خان بالغ و حاشيه افشان زده. واقف سپهسالار. قطع ربعي. شماره اوراق (51). صفحه اي (9) سطر. طول (19 سانتي متر (. عرض (13 2/1 سانتي متر (. شماره كتابخانه (457).

صراح اللغه > الصراح من الصحاح (3)

(844) صراح اللغه اين نسخه بخط نسخ محمد هاشم بن محمد قاسم در سنه (1092) در شهر لاهور هندوستان در محله تلبغه در عهد اورنگ زيب عالم گير نگاشته شده، داراي يك سرلوح و صفحات مجدول بطلا و لاجورد، لغات با شنجرف نوشته شده ، اوراق اواخر كتاب را موريانه خورده و وصالي گرديده پشت ورق اول چند يادداشت و در حواشي اوراق حاشيه هاي مختصري بفارسي و عربي نگاشته شده است. جلد تيماجي نيم ضربي. كاغذ دولت آبادي. واقف سپهسالار. قطع رحلي. شماره اوراق (435). صفحه اي (24) سطر. طول (34 2/1 سانتي متر (. عرض (24 سانتي متر (. شماره كتاب خانه (128).

دره الغواص في اوهام الخواص (1)

(759) دره الغواص اين نسخه را بخط نسخ در سال 1050 حاج بن منصور احسائي نوشته و نيز همين كاتب رساله اي كه در رد بر ظاهريه و مجسمه و مشبهه است در حواشي كتاب نگاشته و پس از اتمام كتاب منظومه جزري در درايه كه مسمي به " الهدايه " مي باشد تحرير و چون منظومه بپايان مي رسد شرحي در طريق وصول بحق از شيخ نجم الدين كبري نگارش يافته و بعد از آن مطالب متفرقه اي نيز همين كاتب نگاشته ولي قسمت هائي از ضمائم و چند سطري از صفحات اخير كتاب پاره شده و در حواشي نيز مطالب متفرقه اي موجود است. جلد تيماج. كاغذ اصفهاني. واقف سپهسالار. قطع بياضي. شماره اوراق (97). صفحه (16) سطر. طول (19 سانتي متر (. عرض (11 2/1 سانتي متر (، شماره كتابخانه (2887).

عيون الحكم و المواعظ (1)

(786) عيون الحكم و المواعظ و اين نسخه بخط نسخ خيلي خوب نوشته شده، در سال 1079 محمد هادي نام مقابله شدن آن را با نسخه ديگر نوشته و مطالبي كه كاتب از متن انداخته بوده در حاشيه نگاشته شده است. جلد چرمي. كاغذ اصفهاني. واقف سپهسالار. قطع وزيري كوچك. شماره اوراق (285). صفحه (14) سطر. طول (20 2/1 سانتي متر (. عرض (14 سانتي متر (. شماره كتابخانه (1785).

شرح مقامات حريري - شريشي

[314] شرح مقامات حريري - شريشي) عربي (اين شرح مقامات از شريشي ره است) ابوالعباس احمد بن عبد المومن بن موسي بن عيسي بن عبد المومن قيسي شريشي نحوي 1} (1) (619-547} كه از مشاهير علماء ادب است و به شارح مقامات نيز در ميان فضلاء معروف مي باشد، در نحو و لغت و ادب و عروض و انشاء دستي قوي

داشته و مردي بليغ و ثقه بوده از جمعي دانشمندان روايت نموده و بسياري نيز از او روايت كرده اند و مولفات او عبارتست از سه شرح بر مقامات بزرگ و متوسط و كوچك كه نسخه ذيل يكي از آن ها و همانست كه چند بار در مصر چاپ شده و شرح الايضاح و شرح عروض الشعر و علل القوافي و شرح الجمل و مختصر نوادر القالي و قصائد مشهوره عرب و التعليقات الوفيه كه شرح الدره الالفيه ابن معط مي باشد و در آن تمام الفيه مذكور را نقل نموده و غير از اين ها. و در شريش (2} (1} در ماه ذيحجه 619 وفات نمود اين شرح چند بار در دو مجلد طبع گرديده است. (3} (2} چنان كه از نسخه ذيل معلوم مي شود شرح اول شريشي است و در حدود (42600) بيت كتابت دارد و مشتمل بر حكايات و اشعار خوب فصحاء عرب و بيان معاني لغات مشكله و كلمات مستعمله در مقامات است و مطلبي را كه محتاج بشرح و بسط بوده از آن نگذشته و چنان كه خود اشاره نموده از شروح ديگر استفاده ها نموده و چون چاپ شده محتاج بتعريف بيش از اين نيست. صاحب كشف الظنون گويد مختصر شرح مقامات شريشي از شيخ شهاب الدين احمد بن محمد حجازي متوفي سنه 875 است و مي توان گفت كه اين مختصر شرح بر شرح شريشي است) ج 2 ص 498). و صاحب كشف الظنون

گويد كه شرح متوسط اين شارح بر مقامات مزجي و مشتمل بر شرح لغات غريبه آنست و آن را برحسب درخواست اهالي سجلماسه با عباراتي سهل نگاشته، و آغاز آن اين است: بسمله الحمدلله الذي علمنا مالم نكن نعلم الخ. و از شرح سوم نام و نشاني ذكر نكرده معلوم مي شود كه از نظرش نگذشته بوده. آغاز: بسمله (4} (1} الحمدلله الذي اختص هذه الامه بافصح الالسنه الخ. انجام: اذا فكرت في ندمي عليها عضضت اناملي و قرعت سني و هذا آخر شعر قاله ابو العتاهيه و آخر شعر ختمت به الشرح راجيا من ربي صفحه و عفوه و الحمدلله اولا و آخرا كما يجب بجلاله غفر انك اللهم تباركت و تعاليت و الحمدلله رب العالمين و صلي الله علي سيدنا محمد و آله و صحبه و سلم. (768) شرح مقامات حريري شريشي اين نسخه كه مشتمل بر تمام

كتابست بخط نسخ خوب نگاشته شده، كاتب از خود و سال كتابت نام نبرده ، پشت صفحه اول شرحي نظما و نثرا بخط شكسته نستعليق خوبي مبني بر تعريف و توصيف كتاب تحرير گرديده، كاتب خود را يكي از عمال ديوان و مستخدمين دولت معرفي كرده و در آخر شرح مهري بنام " موسي " زده شده و از تاريخ آن مهر معلوم مي شود كه از رجال قرن سيزدهم هجري بوده، نسخه در سال 1281 داخل كتابخانه اعتضاد السلطنه شده و پشت ورق اول يادداشت گرديده است. جلد تيماجي. كاغذ فرنگي مهره زده. واقف سپهسالار. قطع رحلي. شماره اوراق (426). صفحه (25) سطر. طول ( 3 سانتي متر (عرض (21 سانتي متر (شماره كتابخانه ( _______. (3255) 1) {1} معجم المطبوعات تولد اين مولف را در سال 457 و وفات را سال 619 ضبط نموده بنابراين عمر مولف 162 سال خواهد بود ولي ظاهرا عدد چهار و پنج مقدم و موخر شده و سال تولد شارح 547 بوده كه بنابراين عمر ايشان 72 سال خواهد بود و اين نزديك تر بواقع است لذا بدين گونه آن را ثبت نموديم. و نيز شارح را احمد بن عبد المومن بن عيسي بن موسي بن عبد المومن ضبط نموده در صورتي كه در نسخ بغيه الوعاه و روضات الجنات كه نقل از بغيه نموده موسي بن عيسي ثبت شده ولي در نسخه ذيل

عيسي مقدم بر موسي ثبت گرديده است - معجم المطبوعات ص 1121، بغيه الوعاه در حرف الف روضات ص 84، كشف الظنون ج 2 ص 1) {2} . 498) شريش كه اول و آخرش شين معجمه است بفتح اول وكسر دراء مهمله و ياء مثناه تحتانيه شهر بزرگي است از كوره شذونه و مركز آنست و اينك آن را شرش گويند، شذونه بفتح اول و پس از واو ساكنه آن نون شهري است در آندلس كه متصل مي شود اطراف آن بحدود موزور از توابع آندلس، معجم البلدان ج 3 ص 267 و 2) {3} . 285) مطالب فوق فقط از بغيه الوعاه و معجم المطبوعات ترجمه گرديد. {1) {4) در نسخه ذيل پس از بسمله نگاشته شده: قال الشيخ الاستاد اللغوي النحوي ابو العباس احمد بن عبد المومن بن عيسي بن موسي بن عبد المومن القيسي الشريشي رحمه الله عليه و رضوانه الحمد

لله الذي اختص الخ. و نسخه چاپ شده ابتداء آن عينا ابتداء اين نسخه است.

شرح تلخيص المفتاح > مطول (7)

(1065) مطول اين نسخه بخط نستعليق بد خطي نگارش يافته، نام خود و سال نوشتن را معين ننموده، پشت نخستين صفحه قسمتي از آخر رساله سمرقنديه كه پيش از وارد شدن اين نسخه باين كتابخانه، بدان پيوسته بوده، موجود و تاريخ نگارش آن سال 158) 1058 كذا (مي باشد و خط اين نسخه بدان تتمه شباهت دارد، بنابراين نويسنده هر دو يكي و از خطوط قرن يازدهم هجري مي باشد، برگ آخر كتاب افتاده و آخرين سطر آن اينست: وفيه تهكم و لهذا وصفه بالرشيد و ارادبه القوي. بر كنار صفحات حاشيه هاي زياد از محشين وجود دارد. جلد مقوائي. كاغذ كاهي. واقف سپهسالار. قطع وزيري. شماره اوراق (203). صفحه اي (25) سطر. طول (25 سانتي متر (. عرض (17 سانتي متر (. شماره كتابخانه (2976).

نهج البلاغه (3)

(805) نهج البلاغه اين نسخه را محمد رضا بن عليخان الطريشي بخط نسخ خوب در سال (1093) نگاشته و مشتمل بر تمام كتاب است در ذيل تمام سطور ترجمه فارسي آن ها بخط نستعليق نگاشته شده و در حاشيه صفحات تعليقاتي تحرير گرديده است و صفحه اول و دوم و صفحه آخر كتاب وصالي شده. و برورقي كه بعد از ورق آخر است در سال (1275) شرحي از كتاب اقبال راجع باعمال اولين جمعه ماه رجب، عبدالكريم بن ميرزا محمد سعيد اردستاني نوشته است. جلد تيماجي. كاغذ دولت آبادي. واقف سپهسالار. قطع وزيري. شماره اوراق (308). صفحه (14) سطر. طول (26 2/1 سانتي متر (. عرض (16 سانتي متر (شماره كتابخانه (3086).

شرح تلخيص المفتاح > مطول (6)

اشاره

(1064) مطول اين نسخه بخط نستعليق نوشته شده، نويسنده نام خود و سال نگارش را تذكر نداده، ظاهرا در قرن دهم نگاشته شده و برخي از برگ ها داراي تعليقاتي از محشين نام برده بالا مي باشد. جلد ميشن. كاغذ سمرقندي. واقف سپهسالار. قطع وزيري. شماره اوراق (291). صفحه اي (20) سطر. طول (25 2/1 سانتي متر (. عرض (17 سانتي متر (. شماره كتابخانه (2979).

شرح تلخيص المفتاح > مختصر

[451] شرح تلخيص المفتاح > مختصر) عربي (اين كتاب نيز يكي از كتب مولفه تفتازاني) ملا سعد (است كه در ص 346-344 بشرح حال و مولفات ايشان پرداخته ايم. اين شرح را پس از شرح بزرگ خود كه مشهور به مطول گرديده، بر تلخيص - المفتاح بسال 756 در غجدوان (1} (1} تاليف و گذشته از اين كه آن شرح اول را مختصر نموده، مطالبي تازه نيز دارد و مشهور به مختصر گرديده و دانشمندان بر اين و آن حواشي و تعليقات متعدد نوشته اند. تلخيص المفتاح يكي از مختصرات قسم سوم مفتاح العلوم سكاكي مي باشد و خطيب چنان كه خود در مقدمه آن) تلخيص (تذكر داده، گذشته از اختصار در توضيح و بيان مطالب آن اضافاتي نموده و ترتيب آن را هم بطرزي كه بهتر از روش اصل بوده قرار داده و آن را بر مقدمه اي و سه فن) معاني و بيان و بديع (تقسيم كرده و دانشمندان بحفظ و تدريس آن پرداخته و چندين شرح بر آن نگاشته شده است (2} (2}. خطيب قزويني) جلال الدين محمد بن عبد الرحمن بن عمر بن احمد عجلي قزويني دمشقي شافعي 3} (3) (739-666} در موصل تولد يافته و چندي در روم مسكن گزيده و بتحصيل انواع علوم پرداخته پس از آن مدرس شده و مقام نيابت قضاوت يافته و خطيب و قاضي دمشق گرديده و يازده سال قضاوت

مصر را دارا شده و از آن جا قضاوت شام را گرفته و بانجا آمد و در اين هنگام تلخيص

المفتاح و شرح آن را كه الايضاح نام دارد تاليف نمود. اين شرح) مختصر (در حدود (8000) بيت كتابت دارد، نخستين بار در كلكته بسال 1815 م. و پس از اين در آستانه و بيروت چاپ شده است. آغاز: بسمله نحمدك يا من شرح صدورنا لتلخيص البيان في ايضاح المعاني الخ. {1) {1) _______ غجدوان بضم غين معجمه و جيم ايجد و دال مهمله مضمومه نام دهي از بخارا مي باشد) ص 775 ج 3 معجم البلدان (. {2) {2) كشف الظنون ج 1 ص 176 و 3) {3}. 327-323) به ص 123 و 124 ج 6 شذرات الذهب و ص 1508 معجم المطبوعات و ص 128 ج 4 تاريخ ابو الفداء و طبقات الشافعيه ص 238 و 239 ج 5 و روضات الجنات ج 4 ص 203 مراجعه شود.

مباني اللغه > مقدمه سنگلاخ

[374] مباني اللغه > مقدمه سنگلاخ) فارسي (در ذيل " بدايع اللغه " در ص 160 و 161 و " خلاصه عباسي " در ص 173 و 174 و " لغت نوائي " در ص 267 گفته شد كه ميرزا مهدي خان منشي نادرشاه لغات تركي جغتائي را كه امير عليشير در اشعار و مولفات خويش آورده و آن را " سنگلاخ " نام گذارده و نسخه از آن در كتابخانه مجلس شوراي ملي ايران موجود است. (1} .(1} مولف در سنگلاخ پيش از شروع بنقل لغات و ترجمه فارسي آنان مقدمه اي در قواعد زبان تركي بفارسي نگاشته و در ابتداء آن تصريح نموده كه نام اين مقدمه را مباني اللغه نهادم، و موجب اين تاليف آن بود كه چنين مشهور گرديده و فراغي در مولفه خود نوشته كه زبان تركي داراي قواعد و نحو و صرف نيست. پس از تتبع و مطالعه بر آن شدم كه آن چه از قواعد بدست آورده ام در اين مقدمه بنگارم. بنابراين بايستي اين كتاب را در فصل صرف و نحو جاي دهم ولي چون حقيقه جزء و مقدمه كتاب سنگلاخ مي باشد و آن كتاب در لغت است در اين فصل گذارده شد. مولف مباني اللغه ميرزا مهديخان منشي نادر شاه مولف دره نادري و جهان گشاي نادري و منشات معروف مي باشد و اين سه كتاب چاپ گرديده و بگفته

آقاي تربيت مباني اللغه نيز در تبريز چاپ شده. و ميرزا مهدي خان گذشته از مقام منشي گري در سال آخر عمر نادر شاه (1160) بسفارت روم) تركيه فعلي (رفته و نيز بگفته آقاي تربيت كه خود را از نواده هاي ايشان مي دانند پس از مرگ نادر به تبريز آمده و با فاصله كمي در آن جا وفات يافته و تاريخ روزانه نادر را نوشته ولي نسخه آن در دست نيست. اين كتاب يا مقدمه سنگلاخ در حدود (2800) بيت كتابت دارد. آغاز: بسمله الحمد لله الذي لايستقصي حمده بلغات مختلفه و السنه شتي ... و صعوبت لغات آن را سنگلاخ موسوم ساختم و بعضي از اشتباهات سلف را ... مقدمه اگر چه نظر بقاعده لغت نويسي بايست كه همه جا حرف پ و چ و گ قيد عجمي و عربي ... از آن جا كه دانستن آن ها بر طالبان لازم بود آن ضوابط و قواعد را در ضمن يك ترصيف و شش مبنا مرقوم و بشواهد و حجج مبرهن و معلوم ساخته و آن را بمباني اللغه موسوم و چون الي الان كتابي بدين نحو بصرف همت احدي بر صرف و نحو لغت ترك تاليف نگشته الخ. مولف هم مبنائي را بر ابواب و هر بابي را بر فصول با اقسام يا رسم هائي منقسم نموده است. (892) مباني اللغه يا مقدمه سنگلاخ اين نسخه بخط شكسته نستعليق خوب نوشته شده، نويسنده نام خود و

سال نگارش را ننوشته، بسال 1283 داخل كتابخانه اعتضاديه شده ورق اول و آخر وصالي گرديده و چند ورق كاغذ ننوشته در ابتداء نسخه است. جلد تيماجي. كاغذ فرنگي مهره زده. واقف سپهسالار. قطع رحلي. شماره اوراق (20). صفحه اي (24) سطر. طول (30 سانتي متر (. عرض (20 سانتي متر ( شماره كتابخانه (1) {1} _______. (38) خلاصه عباسي مختصر همين كتابست و در ص 173 و 174 معرفي كامل از آن گرديد.

صد كلمه يا ترجمه مائه كلمه (1)

(783) صد كلمه يا ترجمه مائه كلمه الجاحظ اين نسخه ضميمه مجموعه ايست كه بسال 1074 نگاشته شده و كاتب هر يك از ابيات را بخط نستعليق در مقابل اصل

كلمات كه بخط نسخ نوشته شده نگاشته و ترجمه بسمله را كه در مقابل آغاز نقل نموديم نياورده و ابتداء بترجمه لو كشف الغطاء ما ازددت يقينا كه نخستين كلمه از مائه كلمه و اين بيت مي باشد نموده:) گر اجل بردارد از پيشم حيات مستعار در يقين من نيفزايد بحق كردگار (و بترجمه اين كلمه: لسان العاقل وراء قلبه كه اين بيت مي باشد:) بي تامل دم مزن اول بدل انديشه كن تا نينديشد بدل دانا نيايد در سخن (نسخه را ختم كرده است. خصوصيات ديگر نسخه بمجموعه شماره (2799) اين كتابخانه مراجعه گردد. و اين نسخه از ص 31 تا 36 اين مجموعه را حائز است.

ديوان واله اصفهاني

[589] ديوان واله اصفهاني) فارسي (آقا محمد كاظم اصفهاني متخلص به واله چنان كه معاصر وي " راوي " گروسي در انجمن چهارم، انجمن خاقان نوشته) عين عبارات و معاني او را با اندك اسقاطي هدايت در مجمع الفصحا) ج 2 ص 559) آورده (، از اعيان اصفهان بوده چندي براي تجارت و زيارت باعتاب مقدسه ائمه عراق عليهم السلام مشرف شده چون از آن جا بوطن خود برگشته در مدرسه جده حجره اي اختيار و در آن جا مسكن گزيده، مرجع اصحاب حال و مجمع از باب كمال گرديد، اسباب و لوازم حجره را از بهترين امتعه و پاكيزه ترين اواني تهيه نموده، راوي گروسي كه خود آن وضعيت را مشاهده كرده گويد: " در آن پاكيزه مقام از صحب مجربه مهذبه و كتب مصححه مذهبه و صحف محشا و فرش موشا چندان يافتم كه در كم تر جاي عالم نشان توان داد و خود آدمي متمكن و شيخي متعين بنظافت جامه و قبول عامه فريد اصفهان بل وحيد زمان بود الخ ": حاج محمد حسين خان نظام الدوله صدر اصفهاني) متوفي بسال 1238) كه در آن عصر حاكم اصفهان بوده و از مردان خير و متدين و سخي الطبع روزگار بشمار است نسبت به واله كمال رعايت و مبالغه در احترام مي نموده كه محسود اقران گرديد و تكيه اي بنام " الهيه " براي وي بساخت كه در

ظرافت و قشنگي كم نظير بود و چون بسال 1229 و اله به آن جهان خراميد در همان جا بخاك سپرده شده و اينك مزار دانشمندان است. نسخه زيرين از ديوان وي از قرائن موجوده در آن در زمان حيات شاعر نوشته شده و شامل قصائد و غزليات و مقطعات و رباعيات و يك مثنوي مي باشد و در حدود (5200) بيت شعر است. آغاز قصائد: مرا دست فراق دلبري افكنده است از پا كه گر بر پا فلك اندازدش سر نبودش پروا. آغاز غزليات: سركوئي كه هر بيگانه را باشد پناه آن جا چه مي بود آشنائي را اگر مي بود راه آن جا (1288) ديوان واله اصفهاني چنان كه گفته شد ازقرائن بدست مي آيد كه اين نسخه در زمان حيات واله نوشته شده، در حاشيه چندين برگ غزليات و ابيات ديگري از وي بخط خوب نوشته شده، هدايت نوشته واله خطي نيكو داشته و علم عروض نيكو مي دانسته بنابراين احتمال قوي مي دهم كه حواشي خط خود ايشان باشد، سه سرلوح زيبا در آغاز قصائد و غزليات و مثنوي مختصر وي رسم شده و صفحات مجدول بطلا و لاجورد مي باشد و ميان سطرهاي دو صفحه نخستين طلا اندازي شده است. در پايان آخرين صفحه دخول آن بسال 1247 بكتابخانه دارائي) شاهزاده دارا (و پشت صفحه نخستين دخول آن بسال 1270 در كتابخانه اعتضاديه و پس از آن بسال 1297 وقف شدن آن يادداشت گرديده و دو برگ مجدول ننوشته در آخر نسخه است. جلد روغني دورو، گل و بوته و نرگس. كاغذ فرنگي مهره زده. واقف سپهسالار. قطع خشتي. شماره اوراق (277). صفحه اي (9) بيت. طول (20 2/1 سانتي متر (. عرض (15 سانتي متر (. شماره كتابخانه (420).

شرح تلخيص المفتاح > مختصر (4)

(1050) مختصر اين نسخه را بخط نسخ، محمد مهدي بن حاج محمد يوسف، بسال 1088 نوشته، بر صفحات آن تعليقاتي مي باشد و برخي از اوراق آن وصالي گرديده است. جلد تيماجي. كاغذ دولت آبادي. واقف سپهسالار. قطع وزيري.

شماره اوراق (215). صفحه اي (17) سطر. طول (24 2/1 سانتي متر (. عرض (13 سانتي متر (. شماره كتابخانه (2955).

صحاح اللغه (2)

(836) صحاح اللغه اين نسخه كه از نسخه هاي نفيس مي باشد عبد الكريم بن علي كاتب حلبي بخط نسخ خوب در سال 863 نگاشته و داراي يك سرلوح زيبا است، عناوين فصول و ابواب با طلا نوشته شده و ابتداء هر باب سرسوره ظريفي دارد، صفحات آن مجدول بطلا مي باشد، پشت ورق اول تذهيب و ميناكاري بسيار زيباي مدوري است، نسخه كمي آب ديدگي دارد و بعضي از خطوط آن هم ضايع گرديده، بنام مرحوم اعتضاد السلطنه در پشت صفحه اول يادداشتي مشعر بر اين كه اين كتاب داخل كتابخانه ايشان گرديده نگاشته اند و برورقي كه پيش از ورق اول كتاب مي باشد نيز يادداشت هائي از مالكين سابق نسخه و اشعاري نوشته شده است. جلد سوخته بسيار خوب. كاغذ دولت آبادي. واقف سپهسالار. قطع وزيري. شماره اوراق (427). صفحه (33) سطر. طول (26 سانتي متر (. عرض (17 سانتي متر (شماره كتابخانه (134).

شرح نهج البلاغه - ابن ميثم (1)

(775) شرح نهج البلاغه ابن ميثم اين نسخه كه مشتمل بر تمام كتاب است بخط نسخ خيلي خوب عبد القادر بن محمد شريف مكي در سال 1040 نگاشته شده، داراي پنج سرلوح زيبا است، دو صفحه اول كتاب حواشي آن تذهيب گرديده تمام صفحات مجدول بطلا و لاجورد است عناوين مطالب با شنجرف نگاشته شده، ورق اول مختصر وصالي دارد و يادداشت هائي داشته بعضي از آن ها را محو كرده اند و يكي از آن ها اينست: كنت الباعث علي است كتاب هذا الكتاب المبارك لنفسي و - الله - الفقير الي

الله الغني بهائالدين بن محمد العاملي، مهر بادامي) بهائي 1043) و بعضي از كلمات فوق هم از آثار خط نقل گرديد و درامل الامل نام اين شخص نيست و مسلما شيخ بهائي معروف نخواهد بود. جلد ساغري ضربي. كاغذ ترمه. واقف سپهسالار. قطع رحلي. شماره اوراق (712). صفحه (23) سطر. طول (33 سانتي متر (. عرض ( 20 سانتي متر (. شماره كتابخانه (3069).

صحاح اللغه

: الا يا اسلمي يا دارمي علي البلي و لازال منهلا بجرعائك القطر. تم. {1) {1) _______ در تعيين سال وفات جوهري اختلاف كرده اند و صاحب روضات آن ها را بدين گونه نقل كرده: جوهري چنان كه در كشكول و غيره است بسال 333 يا 353 وفات يافته و چنان كه در مجمع البحرين در باب ما اوله الجيم از كتاب الرآء تاليف طريحي نوشته شده مرگ وي در حدود سال چهارصد (400) بوده و اين قول مناسب است فاضل شمني در حاشيه مغني و سيوطي در طبقاتش بنقل از ابن فضل الله در مسالك وي نيز ذكر نموده اند. و از شيخ عبدالله يافعي مورخ مشهور) صاحب مرآت الجنان (نقل گرديده كه جوهري بسال 393 وفات يافته و اين قول گويا راست باشد) در شذرات الذهب ج 3 ص 142 و كشف الظنون ج 2 ص 74 و فهارس مصر نيز اين تاريخ ثبت شده (و يا قوت در معجم الادباء گويد آن چه تحقيق و تجسس نمودم بسال تولد و وفات جوهري دست نيافتم. {2) {2) اين شرح در اطراف جوهري با مراجعه به يتيمه الدهر ج 4 ص 289، شذرات الذهب ج 3 ص 142، روضات ص 110 و 111 و كشف الظنون ج 2 ص 74 تا 76 و بغيه الوعاه و معجم المطبوعات ص 723 نگاشته شده است. {1) {3) در يتيمه الدهر نام اين راد مرد بدين نحو ثبت شده ولي صاحب روضات) ص 110) و

سيوطي در بغيه الوعاه اين دانشمند را بنام ابوالحسين بن علي بنقل از معجم الادباء ياقوت معرفي كرده اند. {1) {4) جز اين فكر و خيال مورخين براي

جوهري آثاري از ديوانگي نشان نداده اند و آنان كه در قرن بيستم ميلادي زندگاني مي كنند و موفقيت پرواز در هوا را براي نوع بشر مشاهده مي نمايند قطع خواهند يافت كه وي داراي فكري صحيح بوده ولي روزگار وسائل كار را براي وي چنان كه بايد مهيا ننمود و ناداني معاصرين بجنون و نادانيش متهم ساخت.

مغني اللبيب عن كتب الاعاريب

[437] مغني اللبيب عن كتب الاعاريب) عربي (مولف اين كتاب كه از كتاب هاي مشهور و مفيد در علم اعراب و نحو مي باشد ابن هشام نحوي معروف است كه در ص 308-306 بشرح حال و معرفي ايشان پرداخته شد، مولف در مقدمه تاليف آن را بسال 756 در مكه معظمه پس از كتاب " الاعراب عن قواعد الاعراب " كه در همين موضوع و همين شهر بسال 749 تاليف نموده معين كرده است. طرز اين كتاب چون كتب نحويه متقدمين و متاخرين نيست و مولف آن را به هشت باب تقسيم نموده و مطالب آن را با شواهد از آيات و اخبار و اشعار فصحا و بلغا توام نموده، بر آن شروح و حواشي زياد نوشته شده، مولف كشف الظنون در ص 476-473 ج 2 بسياري از آن ها را نام برده و ابن هشام خود بر شواهد اين كتاب دو شرح نوشته) كبير و صغير (و سيوطي را نيز بر آن ها دو شرح است كه در ص 385 و 386 معرفي گرديد و چون مغني اللبيب مكرر در ايران و مصر و هندوستان چاپ شده و از كتاب هاي بسيار مشهور و متداول ميان دانشجويان و طلاب علوم ادبيه مي باشد بيش از اين از آن معرفي جا ندارد. در ص 475 ج 2 كشف الظنون نيز تذكر داده شده كه شيخ شمس الدين محمد بن ابراهيم بيجوري متوفي بسال 863 بنام " قراضه الذهب في علم النحو و الادب " و

شيخ محمد بن عبد المجيد السامولي الشافعي السعودي بسال 961 بنام " ديوان الاريب في مختصر مغني اللبيب " مغني اللبيب را مختصر كرده اند. آغاز: بسمله قال شيخنا و سيدنا ... اما بعد حمد الله علي افضاله و الصلوه و السلام علي محمد و آله و اصحابه

فان اولي ما تقترحه القرائح الخ.

صد كلمه يا ترجمه مائه كلمه

[323] صد كلمه يا ترجمه مائه كلمه) فارسي (اين ترجمه كه بصد كلمه مشهور گشته ترجمه منظوم مائه كلمه الجاحظ است كه در حرف ميم از همين فصل آن را ذكر خواهيم كرد و ناظم آن چنان كه در ذيل فقره افقر الفقر الحمق بدان تصريح شده عادل نامي است:) بدترين درويشئي حمق است اي جان جهان بشنواز عادل كلام شاه مردان را بيان (اين شاعر هر يك از كلمات قصار را بيك بيت فارسي ترجمه نموده (1} (1} و در كتب تذكره شعر او سير بنام عادل اين چند نفر ضبط گرديده اند: 1 - شاه طهماسب صفوي (2 .(984-919). {2} (2- شاه عادل (3} (3} پادشاه لارفارس كه بسال 983 كشته شده. 3- عادل نام يكي از شعراء خراسان است كه در قاموس الاعلام تركي (4} (4} نام آن برده شده. 4 - عادل بن علي كه شرحي بر قصيده ابو الفتح بستي دارد (5 {5} (5- عادل بن مراد اردستاني كه از شاگردان مرحوم ميرداماد بوده و آقاي شهابي) محمود (استاد محترم اين دانشكده در كتاب " مسرح الفواد " (6} (6} " كه در شرح حال مرحوم مير داماد ره نگاشته اند از او نام برده اند و جز اين پنج نفر متخلص به عادل را تا كنون نيافته ام و همين عادل كتاب نثر اللالي را كه نيز مشتمل بر قسمتي از كلمات قصار حضرت علي عليه السلام است و در همين فصل آن را ذكر خواهيم نمود به نظم درآورده و نسخه آن بسال 1306 در طهران چاپ و منتشر شده و آغاز آن اين است: هر كه در هر كار بسم الله الرحمن الرحيم گويد ايمن گردد از وسواس شيطان رجيم گفت هاي شاه مردان و امير مومنان ياد گير و مبده خويش و معاد خود بدان و انجام آن اين است: مي رسد از صدق مرد اندر مقام اولياء ختم كن بر صدق اي عادل كلام اولياء و نسخه چاپي اين ترجمه متعلق به 258 كلمه و در 260 بيت مي باشد و هر كلمه اي را بيك بيت ترجمه نموده و از مراجعه باين اشعار معلوم مي شود كه ناظم مردي دين دار و مقدس

ماب بوده، و با قرآن سروكار داشته چنان كه در ذيل اين كلمه شفاء الجنان في قرائه القرآن. گويد: هر كه قرآن خواندن او را ورد چون عادل شود عاقبت درد دل او را شفا حاصل شود. و نيز در ذيل اين كلمه: كلام الله دوا القلب. گويد: درد دل را از كلام حق تعالي جو دوا خود تو را در سينه محفوظ است قرآن عادلا. و نيز از اسلوب اشعار بخوبي معلوم مي شود كه ناظم هر دو يكي و از شعراء دوره صفويه بوده است. جز اين عادل شعراء ديگر هم بترجمه اين كلمات قصار پرداخته اند و مناسب است كه در اين جا چند تن از آن ها را كه نگارنده تاكنون يافته بياورد اول رشيد الدين و طواط متوفي بسال 573 كه از سخن سرايان شهير است، بدوا اين كلمات قصار را بنثر عربي و پس از آن به نثر فارسي و از آن پس هر كلمه اي را بدو بيت فارسي ترجمه و شرح نموده و چنان كه آقاي محمد علي تربيت در ص 10 شماره اول گنجينه معارف كه بسال 1341 در تحت مديريت ايشان در شهر تبريز منتشر مي شده مرقوم داشته اند نسخه كامل اين ترجمه و شرح در كتابخانه ولي الدين در اسلامبول بوده و شماره آن در آن كتابخانه (2639) است و آن را " مطلوب كل طالب " نام گذارده و ريو در فهرست موزه بريتانيا سال اين ترجمه و شرح را 559

دانسته و آقاي اقبال آشتياني در ص نه مقدمه حدائق السحر نگاشته اند كه اين كتاب در اوروپا و ايران چاپ شده و ترجمه يكي از كلمات را بهمان سه نحو كه گذشت عينا نقل نموده چنان كه پيش از ايشان در همان شماره گنجينه معارف آقاي تربيت ترجمه يكي از كلمات قصار ديگر را آورده اند و ترجمه نظمي رشيد مكرر در ايران چاپ شده و تا هنوز در مكاتب قديمه از كتب درسي بچه ها است ولي چاپ شدن مطلوب كل طالب را كه سه ترجمه رشيد الدين باشد تاكنون آگاهي نيافته ام. دوم: در ص 147 دانشمندان آذربايجان است كه درويش اشرف در سال 838 صد كلمه حضرت امير عليه السلام را بقطعات فارسي ترجمه نموده است. سوم: نيز آقاي تربيت در گنجينه معارف نوشته اند كه جامي) عبد الرحمن متوفي بسال 898) نيز اين كلمات قصار را بفارسي ترجمه كرده. چهارم: نيز در گنجينه

معارف نگاشته تربيت است كه بسال 1255 با ترجمه تركي آن در بولاق مصر چاپ شده. پنجم: فلايشر اين كلمات را بالماني ترجمه نموده و با ترجمه فارسي رشيد وطواط بسال 1837 م. در لايبزيك چاپ گرديده) آقاي اقبال در مقدمه حدائق السحرص ند (چون نسخه آن را بدست نياوردم ندانستم كه آيا آن چه در اروپا از ترجمه رشيد چاپ شده همان ترجمه نظمي و يا تمام مطلوب كل طالب و يا ترجمه نثري او است. ششم: ترجمه بنظم فارسي از عبد الواحد است كه بگفته صاحب رياض العلماء) وقايع الايام در حاشيه ص 393 ج 3) عالمي متصوف و مفسر و متكلم در دوره صفويه بوده است. صد كلمه عادل بسال 1259

حاشيه مي رسيد شريف بر مطول (1)

(1042) حاشيه مير بر مطول اين نسخه را بسال 836 محمد قاري رود آوري بخط نسخ خوب نوشته، در حاشيه بيشتر از برگ ها حاشيه هائي بخطوط مختلف از اشخاص متعدد نگاشته شده، تمام اوراق متن و حاشيه گرديده و مجدول بطلا است، يك سرلوح كوچك دارد، با طلا بر آن نوشته شده: حاشيه مي رسيد شريف بر مطول. قسمت پائين تمام برگ ها وصالي شده و بر آن ها مطالبي نوشته شده است. جلد تيماجي. كاغذ سمرقندي و خان بالغ. واقف سپهسالار. قطع ربعي. شماره اوراق (131). صفحه اي (23) سطر. طول (19 2/1 سانتي متر (. عرض (11 سانتي متر (. شماره كتابخانه (2968).

ديوان) يا كليات (قاسمي يا قاسم انوار

[563] ديوان) يا كليات (قاسمي يا قاسم انوار) فارسي (علي بن نصير بن هارون بن ابي القاسم حسيني مشهور به قاسمي و متخلص به قاسم و قاسمي و ملقب به معين الدين (2} (2) {1} {1} از مشاهير شعر او عرفاي ايران مي باشد، در بدو سلوك دست

ارادت به شيخ صفي الدين اردبيلي داده و پس از آن به صحبت شيخ صدر الدين علي يمني رسيده و چنان كه قاضي نور الله نوشته در اثر اين كه در خواب ديده نور قسمت مي كند شيخ صدرالدين او را قاسم انوار ناميده و بدين نام مشهور گشت، پس از تكميل كمالات صوري و معنوي از آذربايجان به گيلان و از آن جا به خراسان رفته و در هرات رحل اقامت انداخته و مردم نسبت بوي ارادت ورزيده اند، شاهرخ صالح پادشاهي را در اين ديد كه سيد با اين مطلوبيت و محبوبيت در آن شهر نماند، سيد انوار از آن جا بسمرقند رفت و الغ بيك نسبت بوي كمال همراهي را نشان داد، پس از چند سالي دوباره به هرات برگشته و از آن جا به خرجردجام رهسپار گرديد و در آن جا بسال 837 بسراي جاويدان شتافت و در همان باغي كه منزل داشت به خاك سپرده شد و امير نافذ الامر امير علي شيرنوائي در اواخر قرن نهم عمارتي زيبا بر سر قبر وي بنا نموده و دولت شاه گويد " گردون بهزار چشم بزيبائي آن نديده است " هدايت تولد اين عارف را بسال 77 و عمر او را نود سال نوشته ولي با تعيين سال تولد و وفات كه عين آن را نقل نموديم هشتاد سال مي شود نه نود سال و دولتشاه وفات او را بسال 835 ثبت كرده است. كليات يا ديوان قاسم انوار عبارتست از ديوان غزليات و رباعيات و قطعات و مثنوي " انيس العارفين " و تذكره الاوليا يا " مقامات العارفين " . چنان كه درتذكره ها نوشته شده اين شاعر عارف نسبت به خواجه حافظ كمال ارادت داشته و هماره ديوان او را نزد خود داشته و به آن مراجعه مي نموده و بيشتر غزليات وي موافق غزليات خواجه از حيث معني و وزن و بحر مي باشد و صاحب ذوقي ديوان غزليات اين دو شاعر را در يك مجلد گذارده باين معني كه صفحه راست را باشعار حافظ و چپ را باشعار قاسم انوار اختصاص داده و تا باخر پيش رفته است خصوصيات آن زير دومين نسخه زير و در ص 583 مراجعه شود. مثنوي انيس العارفين را به مقدمه نثري مختصر شروع نموده و در حدود (600) بيت شعر مي باشد و آغاز آن اينست: بسمله منت خدايرا جلت عظمته و علت كلمته كه بشعشعه انوار اسرار شموس ارواح .... يا

مغيث المذنبين معطي السوال يا انيس العارفين يا ذالجلال و تسميه اين مثنوي بدين نام ظاهرا مصرع اخير اين بيت مي باشد و در مقدمه و خاتمه و جاي دگر از كتاب اثر ديگري از اين نام نيافتم. " مقامات العارفين " يا "تذكره الاوليا " نيز به مقدمه كوچك نثري شروع شده و 107 بيت شعر مي باشد و خود در اين مثنوي گويد: بشنو اي طالب ره توفيق در طريق خدا علي التحقيق صدمقامست پيش اهل مزيد اولش يقظه آخرش توحيد گرچه زين بيشتر توان گفتن در معني بصد بيان سفتن ليك اين صد بود اصول همه سالكان را بود وصول همه هست اين صد مقام برده قسم هر ده از هم تميز كرده باسم آغاز:) مقامات العارفين (برادر عزيز را سعادت ابدي مساعد با دو بر صفا و لقانا رسيده از دنيا مر و ادبالنبي و آله الامجاد روزي جندست كه سلطان جمال معشوق حقيقي از افق دل ... با تو رمزي بگويم. الااي شاه باز ملك لاهود مقيد مانده در دام ناسوت ديوان غزليات و رباعيات و مقطعات و غيره انوار در حدود (6000) بيت مي باشد. آغاز: من بيچاره سودا زده سرگردانم كه به اوصاف خداوند سخن چون رانم {1) {1) _______ دانشمندان آذربايجان ص 304، تذكره دولتشاه ص 352-346، مجمع الفصحا ج 2 ص 28-27 و مجالس المومنين ص

373-375 مراجعه گرديده است. {2) {2) در دانشمندان و مجالس المومنين لقب وي معين الدين ولي در تذكره دولتشاه صفي الدين ثبت گرديده و در مقدمه انيس العارفين قاسم انوار خود را حسيني و مشهور به قاسمي معرفي كرده است.

الفيه ابن مالك > الخلاصه

[385] الفيه ابن مالك > الخلاصه) عربي (مولف و ناظم اين كتاب ابن مالك نحوي مشهور است) جمال الدين ابو عبدالله محمد بن عبدالله بن مالك الطائي الجياني (1} (1} الشافعي 2} (2) (672-600/ 601) كه از مشاهير علماء نحو و لغت مي باشد و چنان كه خود در مقدمه اين كتاب گفته پيش از ايشان ابن معط) يحيي بن عبد المعطي 628-

524. الفيه اي در نحو انشاء نموده) نام آن " الدرهالالفيه في علم العربيه " مي باشد و بسال 1900 م. در ليپزيك چاپ شده است (و اين كتاب، الفيه ابن معط را نسخ نمود و بر آن شروح و حواشي زياد نوشته شده، در كشف الظنون) ج 1 ص 142-139) و روضات در ص 202 ج 4 ذيل ابن ناظم نام بسياري از آن ها ثبت شده و مشهور ترين شرح وي شرح ابن ناظم و سيوطي و ابن عقيل و ابن هشام مي باشد كه در اين فصل از آن ها معرفي خواهيم نمود. سيوطي سي و سه مولفه از ابن مالك را نام برده و ابن ناظم و سيوطي بنقل از ذهبي در تاريخ الاسلام شرحي بر الفيه بخود ابن مالك نسبت داده اند و حاجي خليفه نيز آن را تذكر داده و نيز سيوطي و ديگران نوشته اند كه اين مالك شافعي مذهب بود و به اين صفت و خصلت حسن خلق و كرم با مغربي ها مخالفت داشت. چنان كه در معجم المطبوعات نگاشته شده از مولفات ابن مالك الاعلام يا اكمال الاعلام بمثلث الكلام بسال 1329 در مصر و تحفه المورود في المقصور و الممدود نيز بسال 1329 ه يا 1897 م و الخلاصه يا الفيه مكرر در ايران و مصر و بيروت و پاريس با شرح سلوستر دساسي بفرانسه و با ترجمه ايطاليائي مسيو و يتو OttivE قنصل ايطاليا در بيروت و با حواشي و تعليقات

بزبان فرانسه مسيو كوكه A.reugog نيز در بيروت چاپ شده جرجي زيدان در آداب اللغه العربيه گويد: بنتو مستشرق فرانسوي الفيه را بفرانسه ترجمه نموده و در آستانه چاپ شده است و شواهد التوضيح و التصحيح لمشكلات الجامع الصحيح) شرح احاديث مشكله و اعراب صحيح بخاري است (بسال 1319 در هند و لاميه الافعال يا المفتاح يا بنيه الافعال در پطرزبورغ) لنين گراد (بسال 1864 م. چاپ شده است. جرجي زيدان سيزده مولفه ابن مالك را در تاريخ آداب اللغه نام برده و محل وجود نسخ آن را تذكر داده است. از هزار بيت الفيه (913) بيت در علم نحو و (87) بيت در علم صرف مي باشد و مولف در اين بيت كه سه بيت باخر كتاب مانده است تصريح بنام خلاصه نموده و آن اينست: احصي من الكافيه الخلاصه. آغاز: بسمله قال محمد هو ابن مالك

احمد رب الله خير مالك انجام: و آله الغر الكرام البرره و صحبه المنتجبين الخيره {1) {1) _______ جياني منسوب به جيان بفتح جيم ابجد و ياء تحتاني مشدد و نون مي باشد كه يكي از شهر هاي اندلس بوده است. {2) {2) بغيه الوعاه ذيل محمد بن عبدالله، معجم المطبوعات ص 234-232، روضات ص 146 ج 4، شذرات الذهب ص 339 ج 5 و تاريخ آداب اللغه جرجي زيدان ج 3 ص 141-140.

مجمع البحرين (8)

(902) مجمع البحرين اين نسخه بخط نسخ نوشته شده، نويسنده نام خود و سال نگارش را ننگاشته، شامل تمام كتابست) فوائد را ندارد (، لغات باشنجرف و ظاهرا از خطوط قرن سيزدهم هجري مي باشد، وقفنامه آن پشت ورق اول نسخه است. جلد تيماجي. كاغذ فرنگي. واقف مشير السلطنه. قطع رحلي. شماره اوراق (290) صفحه اي (39) سطر. طول (30 سانتي متر (. عرض (20 سانتي متر (. شماره (581) مدرسه مشير السلطنه.

حديقه الحقيقه (2)

(1131 ) حديقه الحقيقه اين نسخه را بخط نستعليق خيلي خوب بخواست خواجه بيك در شهر هرات، عبدالرشيد ديلمي بسال 1017 نوشته و از خطوط ممتاز مي باشد، ميان دو سطر آخر چند كلمه اي را محو كرده اند، مكتوب سنائي به به رامشاه در آخر نسخه نگاشته شده، تمام صفحات مجدول بطلا و لاجورد و غيره مي باشد و ميان سطرها طلااندازي شده و عناوين مطالب با مركب هاي گوناگون بر سرسوره هائي طلائي نگارش يافته و در ابتداء نسخه سرلوح ظريف كوچكي است. تمام برگ ها متن و حاشيه مي باشد و بسياري از آن ها جابجا شده و پا صفحه ها هم اگر چه مطابق مي باشد نظم و ترتيب آن درست نيست و نيازمند ترتيب و تنظيم درستي است. جلد ساغري.

كاغذ متن خان بالغ حاشيه ترمه. واقف سپهسالار. قطع وزيري. شماره اوراق (419) صفحه اي (12) سطر. طول (22 سانتي متر (. عرض (14 سانتي متر (شماره كتابخانه (196).

مقامات حميدي

ورتي كه اين كتاب مشتمل برمقدمه و بيست و چهار مقامه و خاتمه ايست، در جمل و كلمات اين مقامات رعايت سجع گرديده و در آخرين مقامه كه اختصاص بذكر خلفا و جانشينان حضرت پيغمبر خاتم صلي الله عليه و آله و سلم دارد و قسمت اخير آن نظم عربي و فارسي است خليفه عصر خود را المستنجد بالله عباسي) ازسال 555 تا 566 خلافت نموده (معرفي كرده و آن ابيات اين است و مستنجد حر كريم ختامه امام الانام اليوم اظهر مفتخر و نيز بپارسي گويد: و ز بعد آن رسيد بمستنجد آن سرير و امروز هست عالم از و پر جمال وفر و چون دانستيم كه ابن الاثير وفات حميدي را بسال 559 ثبت نموده و در مقدمه مقامات شروع بتاليف را مولف خود جمادي الاخري 551 معين كرده بنابراين از نقل فوق بدست مي آيد كه فراغت از انشاء اين مقامات ميان سال 555 و 559 بوده است و اين كه نظامي عروضي در چهار مقاله كه بنابر تحقيق آقاي قزويني بسال 552 تاليف شده نامي از اين مقامات برده توليد اشكالي نخواهد نمود چرا كه ممكن است عروضي قسمتي از مقامات را كه تا آنوقت از قلم نويسنده بيرون شده بوده مشاهده نموده و چون آن را چنان كه هست متين و شايسته تقليد ديده بانان كه طالب دبيري اند مراجعه بدانرا توصيه كرده و

مولف پس از آن بچند سال مقامات را خاتمه داده است.

حلبه الكميت (1)

(1133) حلبه الكميت اين نسخه را بسال 1079 بخط نسخ علي يحي علي) كذا (

حديد حسيني نوشته و تقريظ نامبرده پشت آخرين صفحه نسخه مي باشد و چند برگ اول نسخه وصالي گرديده است. جلد تيماجي. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع وزيري. شماره اوراق (216). صفحه اي (25) سطر. طول (24 سانتي متر (.عرض ( 14 2/1 سانتي متر (. شماره كتابخانه (2890).

شرح الفيه > سيوطي > البهجه المرضيه (8)

(953) شرح الفيه) سيوطي (اين نسخه بخط نسخ نوشته شده، قسمتي از ابتداء آن افتاده و اول موجود اينست:) بما ذكر و قيد في التسهيل الحم و هو قريب الزوج (و نيز از آخر آن يك ورق افتاده و آخر موجود اينست:) اذا ما الليل جن متحريا اوجز العباده (. و شش ورق كاغذ فرنگي سفيد در اول نسخه گذارده شده است. جلد تيماجي مستعمل. كاغذ سمرقندي. واقف سپهسالار. قطع خشتي. شماره اوراق (106). صفحه اي (17) سطر. طول (21 سانتي متر (. عرض (15 2/1 سانتي متر (شماره كتابخانه (3191).

حاشيه چلبي بر مطول (3)

(1030) حاشيه چلبي بر مطول اين نسخه بخط نستعليق نوشته شده، نويسنده و سال نگارش نگاشته نشده، ظاهرا از خطوط قرن يازدهم و نگارنده آن هندي مي باشد، برگ نخستين نونويس و نيز ديباچه را ندارد. جلد تيماجي. كاغذ دولت آبادي. واقف سپهسالار. قطع وزيري. شماره اوراق (265). صفحه اي (20) سطر. طول (27 سانتي متر (. عرض (16 2/1 سانتي متر (. شماره كتابخانه (2972).

عوامل جرجاني > العوامل المائه (2)

(1005) عوامل جرجاني) العوامل المائه (اين نسخه بخط نستعليق خوب نوشته

شده، ضميمه سوم مجموعه ايست كه بشماره (3113) در اين كتابخانه ثبت شده و هيچ يك تاريخ ندارد ولي از قرائن پيداست كه در اوائل قرن دهم هجري نگارش يافته است.

تذكره اسحق (3)

(1114) تذكره اسحق اين نسخه بسال 1227 بخط شكسته نستعليق نوشته شده، بر ورقي كه پس از آخرين صفحه تذكره مي باشد نويسنده خود را عبدالمحمد همداني معرفي كرده و گويد كه اين تذكره را بخواست شاهزاده شيخ علي ميرزا در هنگام حكومت ملاير ايشان در سال نامبرده بالا نوشته و قسمتي از برگ نخستين پاره شده و برگ دوم وصالي گرديده است. جلد تيماجي. كاغذ فرنگي آبي رنگ. واقف سپهسالار. قطع رحلي. شماره اوراق (189). صفحه اي (19) سطر. طول (33 2/1 سانتي متر (. عرض (19 سانتي متر (. شماره كتابخانه (2732).

ديوان ظهير فاريابي (1)

(1223) ديوان ظهير فاريابي اين نسخه را بخط نستعليق بسال 895 نوشته اند، نويسنده از خود نام نبرده ولي خط نسخه بسيار شبيه بخط منعم الدين اوحدي شيرازي نويسنده ديوان حافظ بسال 917 مي باشد كه در ص 582 و 583 خصوصيات آن نگارش يافت، ديباچه جامع را فقط اين نسخه دار است و در ابتداء آن سرلوح ظريفي مي باشد، در ابتداء قصائد سرسوره ايست كه وسط آن از طلا پوشيده شده و بر آن با سفيد آب " ديوان ظهير فاريابي " نوشته شده و تمام صفحات مجدول بطلا و لاجورد است. جلد تيماجي. كاغذ بخارائي. واقف سپهسالار. قطع ربعي بزرگ. شماره اوراق (173). صفحه اي (12) سطر. طول (20 2/1 سانتي متر (. عرض (12 سانتي متر (. شماره كتابخانه (378).

ديوان ظهير فاريابي (3)

(1225) ديوان ظهير فاريابي اين نسخه را بخط نستعليق حسين بن عيسي حسيني تفرشي بسال 1257 نوشته، قصائد آن مرتب بترتيب حروف آخر آن ها برحسب ترتيب حروف هجا مي باشد و آغاز اين نسخه آن اينست: سفر گزيدم و بشكست عهد قربي را مگر بحيله به بينم جمال سلمي را و در حدود (3500) بيت را شامل است، پشت صفحه نخستين يادداشتي بوده محو گرديده است. جلد تيماج. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع وزيري كوچك. شماره اوراق (117). صفحه اي (16) سطر. طول (22 سانتي متر (. عرض (14 سانتي متر (. شماره كتابخانه (379).

كافيه ابن حاجب (2)

(1010) كافيه اين نسخه بخط نسخ محمد تقي ابن حاجي باقر بسال 1127 نوشته شده، در كنار بيشتر از صفحات تعليقاتي از شرح جامي و بدون امضاء نگاشته شده، پشت صفحه اول و آخر مطالبي متفرقه نگارش يافته است. جلد تيماجي مستعمل. كاغذ فرنگي. واقف مشير السلطنه. قطع وزيري. شماره اوراق (93). صفحه اي (6) سطر. طول (21 سانتي متر (عرض (14 سانتيمتر (. شماره (555). قفسه مدرسه مشير السلطنه.

مكتوب آخوند زاده

[332] مكتوب آخوند زاده) فارسي (شرح حال آخوند زاده نويسنده اين كاغذ را در ص (28-24) اين مجلد نگاشته ايم، اين مراسله چنان كه در ابتداء آن نگارنده آن تصريح نموده به نويسنده روزنامه ملت (1} (1} نوشته، از مطالعه آن معلوم مي شود كه موجب نگارش آخوند زاده اعتراضي بوده كه فيشر معلم اول السنه شرقيه در غرمانيا)

ظاهرا معرب جرمانيا است كه مملكت جرمن يا آلمان باشد (بر يكي از ابيات قصيده سروش شمس الشعرا داشته كه در شماره اول اين روزنامه درج شده و آن اينست:) مطاوعان وي و پيروان عترت وي بمعني آدميانند و ديگران حشرات (و گفته است چرا سروش ما را حشرات دانسته و اين اعتراض در آخوند زاده تاثير كرده چون بخانه آمده روزنامه را مطالعه كرده و اعتراضات ذيل را بر روزنامه و نويسنده آن نموده است: اولا چرا در ابتداء اين روزنامه كه ملي است عكس مسجد گذارده شده در صورتي كه مسجد شعار همه اهل اسلام است و بايستي شعار مليت ايراني يا نقوش تخت جمشيد و يا تاج دوازده ترك كه از يادگارهاي سلاطين صفويه است بوده باشد. ثانيا چرا در روزنامه ملي شرح حال شعرا را مي نويسي و مطالب عام المنفعه كه موجب تشريح اذهان و داراي نتايج اجتماعي است نمي نگاريد. ثالثا چرا سروش شمس الشعرآء نسب خود را بامير نجم ثاني منتسب مي داند، و شرحي مبتني بر عدم لياقت امير نجم به استشهاد از تاريخ حبيب السير و متمم روضه الصفا نگاشته. رابعا در بيان اينكه اشعار اين شاعر موافق قواعد علمي از جنبه اعتدال و صحت خارج است و داراي حسن مضمون و الفاظ نيست و بعلاوه داراي الفاظي است كه در شعر آوردن آن ها خوب نيست چون: عزوجل، عليهم الصلوات، عزي ولات، مرآت، مابقي، ترهات، عقارب و حيات، خيرات، تحرك، حشرات، ده و دو، معترف، هديه و بضاعت مزجات و بعضي از ابيات قصيده سروش را كه بنظر او خلل وزني داشته در ذيل اين بيانات نقل نموده و در پايان اين قسمت اعتراض كرده كه چرا چنين شخصي را شمس الشعراء لقب دهند تا عصر و دوره را ننگين كنند و آنان كه اين آثار را مشاهده مي كنند بگويند اين كه شمس شعراء است ديگران حالشان معلوم خواهد بود. اعتراض ديگر اين بوده چرا روزنامه در چاپ خانه سنگي چاپ شده و بايستي با حروف باشد و اين مكتوب در حدود (570) بيت كتابت دارد. آغاز: قريتكا بمنشي روزنامه ملت سنيه ايران مكتوب است برادر مكرم من از تاريخ يوم جمعه چهاردهم

ربيع الاول سنه 1283 در شهر تفليس روزنامه ملت ايران و اصل شده به تقريبي كه در ذيل ذكر خواهد شد الخ. انجام: هم خودت بمنافع و افره نائل خواهي شد و هم بملت فوائد كثيره خواهي رساند خدا حافظ تو باد في 17 شهر رمضان پارس ئيل 1283 در تفليس تحرير شد. (797) مكتوب آخوندزاده اين نسخه بخط نستعليق بسال 1283 نگاشته شده و با نسخه اصل مقابله گرديده، در سال 1285 چنان كه پشت ورق اول يادداشت گرديده داخل كتابخانه اعتضاد السلطنه شده و در سال 1297 سپهسالار آن را بر اين كتابخانه وقف كرده اند. جلد مقوائي. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع خشتي. شماره اوراق (25). صفحه (12) سطر. طول (21 2/1 سانتي متر (. عرض (18 سانتي متر(شماره كتاب خانه (1} {1} _______. (2776) اين روزنامه ملت اولين روزنامه ايست كه بامر ناصرالدين شاه قاجار در طهران منتشر شده و تاريخ شماره اول آن چهاردهم ربيع الاول سال 1283 بوده و تا 20 جمادي الاخري سال 1287 سي و چهار شماره آن انتشار يافته و در هر شماره بشرح حال و ذكر بعضي از آثار شعراي معاصر يا گذشته پرداخته شده و مقارن همين تاريخ دو روزنامه ديگر انتشار داشته يكي بنام روزنامه علمي و ديگري بنام روزنامه دولتي و بگفته دانشمند معاصر آقاي تربيت در ص 7 دانشمندان آذربايجان تحت نظر مرحوم اعتضاد السلطنه بوده است و مرحوم اعتضاد السلطنه پشت نسخه اين مكتوب بسال 1285 نوشته اند: رساله ايست كه ملافتح علي آخوندزاده بمرحوم حكيم ساماني نوشته داخل كتابخانه ... گرديد. و در ص 202 ج 2 مجمع الفصحاء و ص 204 الماثر و الاثار ساماني را محمد حسن بن قاآني شيرازي معرفي كرده اند و گويند جواني خوش قريحه و باذوق بود و در جواني بسال 1285 بهار عمرش خزان گشت. و از مكتوب مرتضي قليخان كه پس از اين مكتوب مي آيد چنين فهميده مي شود كه مرتضي قليخان هم جزء نويسندگان روزنامه ملت بوده است. نسخه اي از شماره هاي روزنامه ملت بشماره (1481) و شماره هاي روزنامه دولتي بشماره (1479) و شماره هاي روزنامه علمي شماره (1480) در اين

كتابخانه موجود است.

شرح نهج البلاغه - علاء الدين گلستانه) حدائق الحقايق (

[320] شرح نهج البلاغه - علاء الدين گلستانه) حدائق الحقايق () عربي (اين شرح از علاء الدين گلستانه رحمه الله عليه است) علائالدين محمد بن الامير شاه ابوتراب محمد علي الحسني متوفي بسال 1} (1) (1100} كه از علماء و دانشمندان قرن يازدهم هجري بوده و صاحب تنقيح المقال) ص 258 ج 2) مطالبي كه ذيلا ترجمه آن نگاشته مي شود در تعريف شارح از جامع الرواه كه مولف آن معاصر ايشان بوده نقل نموده: اين عالم جليل از سادات گلستانه و جليل القدر و عظيم الشان و بزرگوار و ثقه و عادل و زاهد و پارساترين اهل زمان و دوره خويش است و جامع جميع خصال پسنديده و علوم معقوله و منقوله اند دو بار منصب صدارت را بوي تكليف كردند، در اثر كمال خرد و نهايت زهد نپذيرفت، خداوند سايه ايشان را مستدام بدارد و از خطرها نگاه دارد، ايشان را تصنيفاتي است از آن ها حدائق الحقائق (1} (1}) همين كتاب (و بهجه الحدائق كه هر دو در شرح نهج البلاغه است و روضه الشهدا و منهج اليقين (2} (3} و غيرا از اين ها. انتهي. ايشان را نيز شرحي بر اسماء الله الحسني است و نسخه آن را آقاي تنكابني دارند. براي معرفي از اين شرح بجا است كه بترجمه قسمتي از مقدمه آن بپردازم، شارح در مقدمه فرمايد:

پيش از اين بر نهج البلاغه شرحي مختصر كه پاره اي از مشكلات آن را حل مي نمود نگاشته) بنابراين معلوم گرديد كه تاليف بهجه الحدائق شارح پيش از سال 1074 كه تاريخ اتمام مجلد اول اين شرح است بوده و آن شرح مختصر بر تمام نهج البلاغه است (ولي چون ديدم كه حقائق و انوار آن كتاب مستطاب از پس پرده خفاظاهر و آشكار نگرديد و آن شرح ريزه كاري و مطالب دقيقه آن معدن فصاحت و بلاغت را هويدا نمود، بر آن شدم كه دگر باره بشرح آن پردازم ولي اين لياقت و قابليت را در خود نمي ديدم و خويشتن را شايسته اين بلند پروازي

نمي دانستم، تا آن كه توفيقات و تاييدات رباني شامل حال گرديد و توسل بذيل عتره طاهره عليهم السلام را بهترين وسيله براي موفقيت دانسته بدامان آن ها چنگ زده و شروع بشرح با تفصيل كامل نموده و در مطالب مهمه مذاهب و اقوال را نقل و بيان و چون مقام اقتضا نموده از تفصيل و طول دادن پاك نداشته و چون لازم شده براي ايضاح و اثبات مطلبي و محو باطلي چون ناچار باطناب در كلام گرديده از آن هم دريغ نشده و در مباحث امامت مخصوصا جستجوي كامل نموده و شبه هاي مخالفين را يك بيك نقل و راه حق و راست را براي جويندگان واضح و آشكار نموده و با مخالفين باخباري كه در نزد خود آن ها صحيح و معتبر است احتجاج كرده و از ترس اين كه تهمت افتراء بدامن نويسنده بندند به ماخذ هر يك در جاي خود تصريح نمودم و چندان بذكر قصص و حكايات نپرداختم جز آن جائي كه مطلب مهمي مبتني بر آن بوده و نيز از انشاد اشعار مناسب مقام خودداري كردم) گاهي ابياتي در اين شرح ديده مي شود ولي خواسته اند بگويند كه چون شرح ابن ابي الحديد نيست (و در هر جا كه مطلبي بنظر شارحين پيش از من رسيده و مرا استنباط ديگر بود آن ها را با نظر خويش نقل نموده و اميدوارم كه توفيق رفيق و در فهم كلمات

مباركات بر ديگران برتري داشته باشم و نام اين شرح را " حدائق الحقائق في شرح كلمات كلام الله الناطق " گذاردم و از نگاه كنندگان و خوانندگان اميدوارم كه از نهج و طريقه انصاف و عدالت تجاوز ننمايند و از ديده كينه ورزي و دشمني بر آن ننگرند. انتهي ترجمه ملخص كلامه رحمه الله. چون باين شرح مراجعه گرديد آن چه را مولف و شارح در مقدمه بيان نموده بودند در آن يافتم و بلحاظ اثبات امامت چنان كه در مقدمه بان اشاره نمودند خطبه شقشقيه را با نهايت تفصيل تقريبا در (16800) بيت شرح و چنان كه در آخر مجلد دوم تصريح شده بسال 1080 تاليف آن خاتمه يافته و مجلد دوم را فقط بشرح اين خطبه اختصاص داده اند و مجلد اول را كه در حدود (3100) بيت مي باشد مشتمل بر شرح از ابتداء كتاب تا ابتداء خطبه شقشقيه قرار داده اند و صاحب روضات در ج 4

ص 65 نگاشته اند اين شرح نهج البلاغه اساس آن بر اخبار گذارده شده چنان كه شرح ابن ابي الحديد بيشتر جنبه كلامي و شرح ابن ميثم جنبه حكمي آن غالب است. ولي گذشته از اين كه جنبه اخباري دارد شارح بجنبه ادبي آن هم توجه داشته و در بيان معاني لغات و مقصود از جمل و عبارات نهج البلاغه بنقل اقوال ائمه ادب مبادرت نموده و گذشته ازين تتمه كلمات و خطب را كه سيد رضي مختصر آن ها را نقل نموده از كتب معتبره نقل و پس از شرح آن چه در نهج البلاغه است نيز بشرح و بيان آن ها پرداخته اند. بدبختانه اين شرح باتمام نرسيده زندگاني شارح آن باخر رسيد و از مجلد سوم بيش از (1200) بيت نوشته نشده و چنان كه حضرت آقا محمد علي بهبهاني ره بسال

مراح الارواح (3)

(1016) مراح الارواح اين نسخه بسال 1237 بخط نسخ نوشته شده، در حاشيه بعضي از صفحات مطالبي از دو شرح مراح) المفراح و الفلاح (و تعليقاتي بدون امضاء يافت مي شود و پس از اين كتاب تعليقات و حواشي ملا نظر علي جيلاني بر عوامل ملا محسن و مطالب متفرقه ديگر از او، يكي از شاگردان وي در (18) ورق در اواخر قرن سيزدهم نوشته و ضميمه آنست. خصوصيات ديگر بشماره (3099) كتابخانه و شماره (1006) اين فهرست در ص 389 مراجعه شود.

ديوان سحاب (1)

(1199) ديوان سحاب اين نسخه بخط شكسته نستعليق بسال 1230 نوشته شده، ديوان هاتف را كه در همين فصل از آن معرفي خواهد شد همين نويسنده بسال 1231 نوشته و پيوسته بدين نسخه مي باشد، در آخر اين نسخه اخير كلمه ضيائي نوشته شده و ظاهرا نويسنده دو نسخه بوده است. جلد مرغش. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار.

قطع خشتي. شماره اوراق كليه (205). اين نسخه (151). صفحه اي (15) سطر. طول (21 سانتي متر (. عرض (15 سانتي متر (. شماره كتابخانه (261).

صحاح اللغه (5)

(839) صحاح اللغه اين نسخه بخط نسخ خوب در سنه (1241) نوشته شده، در آخر نسخه كاتب خود را سمي امام سادس جعفر الصادق (علیه السلام) بن امام رابع علي بن الحسين زين العابدين عليهما السلام نام برده و شامل تمام كتاب است، صفحات نسخه با سرخي جدول كشي شده و در پشت صفحه اول روايتي از ابن عباس نقل گرديده است. جلد تيماجي. كاغذ فرنگي مهره زده. واقف سپهسالار قطع رحلي. شماره اوراق (579). صفحه (25) سطر. طول (30 2/1 سانتي متر (. عرض (21 2/1 سانتي متر (. شماره كتابخانه (132).

آداب المشق

[301] آداب المشق) فارسي (مولف اين كتاب ميرعماد حسني قزويني (- 961} 1} (1) (1024 خطاط معروف مي باشد كه در عالم خوش نويسي مخصوصا خط نستعليق گوي سبقت از همه ربوده و چنين معمول گرديده كه هر كس را خواهند بخوبي خط تعريف نمايند گويند مير است و يا مثل مير مي نويسد و گذشته از اين صنعت زيبا داراي طبع شعر هم بوده و ميرزاي سنگلاخ در جلد اول از كتاب " تذكره الخطاطين "يا " امتحان الفضلا " در ذيل شرح حال مير مذكور پاره اي از قطعات و ابيات وي را نقل كرده و در آخر مجلد دوم از كتاب نامبرده اين كتاب يا رساله را كه در طريقه نگارش خط نستعليق و مقدمات آن تاليف نموده با رساله سراط السطور (2} (2} سلطان علي مشهدي و رساله " مداد الخطوط " خواجه ميرعلي هروي كه اين دو نيز از معاريف اين فن مي باشند و رساله آن ها در طرز نگارش است ثبت نموده و به طبع رسيده و آداب

المشق مستقلا نيز چاپ شده است. مولف نام اين رساله را آداب المشق نهاده و بدي باچه و شش فصل مرتب گردانيده بدين تفصيل: فصل اول: در اين كه كاتب از صفات ذميمه بايد احتراز كند. فصل دوم: در بيان اجزاي خط. فصل سوم: در تعريف مشق و آداب آن. فصل چهارم: در بيان چگونگي قلم و تراشيدن آن. فصل پنجم: در آداب مركب ساختن. فصل ششم: در تربيت كردن كاغذ و اقسام آن و طريقه رنگ آميزي و آهار و مهره كردن آن ها. و اين رساله در حدود (200) بيت مي باشد. آغاز: بسمله صبا بعطر آميزي رقم مشكين بسم الله كه سردفتر ارقام مشكفام ديوان حمد و ثناي خالق بيچون است الخ. انجام: و خوبي مهره آن ستكه هم چنان روشن شود كه عكس روي در وي نمايد و الله اعلم تم. {1){1) _______ ج 1 تذكره الخطاطين سنگلاخ، پيدايش خط و خطاطان 163 و 173 و تتمه روضه الصفا. {2) {2) نام اين رساله را در جلد دوم تذكره الخطاطين بدين طرز ثبت نموده و در حاشيه نوشته شده: سراط همان صراط معروف است و اين رساله نيز بنظم و آغاز آن اين است: بسمله بااين همه بسي حاصلي بوالهوسي درمانده به پارسائي و هيچ كس.

ديوان سنائي

[536] ديوان سنائي) فارسي (حكيم سنائي را در ص 499-492 مفصلا معرفي كرده ام، اين ديوان كه شامل قصائد و غزليات و قطعات و رباعيات مي باشد و در حدود (7500) بيت مي باشد از آثار آن حكيم بزرگ و شاعر عاليمقام است ، قصائد و غزليات آن برحسب قوافي مرتب بحروف تهجي است، سنائي بر اين ديوان مقدمه اي بنثر نوشته و فهرست قصائد و غزليات و مقطعات و رباعيات آن را نيز در آخر آن ديباچه مندرج ساخته و نسخه از اين ديوان كه شامل اين ديباچه نفيس مي باشد در كتابخانه ملي ملك در طهران موجود، طرز خط و كاغذ حاكم است كه نزديك بعصر سنائي نگارش يافته است. اين ديوان بسال 1274 در طهران چاپ گرديده. (1203) ديوا

نسنائي اين نسخه بخط نستعليق ظاهرا در قرن دوازدهم هجري نوشته شده، از خط برمي ايد كه دو نفر آن را نگاشته اند، بسال 1279 داخل كتابخانه اعتضاد السلطنه شده، يك برگ از اول و يك برگ از آخر آن افتاده و بيت نخستين كنوني اين: مر زمين و آسمان را نيست جز تو خالقي خلق مخلوقند و تو خالق و هم لايخلقون و دو بيت آخر نسخه اينست: اي قامت سر و گشته كوتاه بتو در شب مرواي خجل شده ماه بتو گر رنج رسد مباد ناگاه بتو آن رنج بمن رسد پس آن گاه بتو جلد ميشن دور گرفته. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع وزيري كوچك. شماره اوراق (256). صفحه اي (14) سطر. طول (21 سانتي متر (. عرض (13 سانتي متر (. شماره كتابخانه (346).

مجمع البحرين (6)

(900) مجمع البحرين اين نسخه بخط نسخ بسال 1254 نوشته شده، نويسنده نام خود را نبرده، مجلد اول كتابست، لغات در متن و حاشيه با شنجرف نگاشته شده و صفحات مجدول بدانست. جلد تيماجي نيم ضربي. كاغذ فرنگي مهره زده. واقف سپهسالار. قطع خشتي. شماره اوراق (343) صفحه اي (20 و 24) سطر. طول (21 2/1 سانتي متر (. عرض (15 2/1 سانتي متر (شماره كتابخانه (103).

ديوان شاهي سبزواري (3)

(1210) ديوان شاهي سبزواري اين نسخه بخط نستعليق خيلي خوب بسال 983 نوشته شده نويسنده نامي از خود نبرده، شايد كه آن را كه خط ميرعماد خطاط معروف بدانيم، برگ ها آبديده و برخي وصالي شده، يك سرلوح كوچك دارد و صفحات مجدول بطلا و لاجورد و غيره است. جلد ساغري ضربي. كاغذ متن خان بالغ و حواشي الوان. واقف سپهسالار. قطع وزيري كوچك. شماره اوراق (41). صفحه اي (10) سطر. طول (21 2/1 سانتي متر (. عرض (14 سانتي متر (. شماره كتابخانه (388).

ديوان اديب صابر

[512] ديوان اديب صابر) فارسي (اديب صابر شهاب الدين صابر بن اسمعيل ترمدي متوفي بسال 546 يا 1} (2) 547} 3 (3} (4) {2} (3} مي باشد كه از مشاهير شعراي فارسي زبان بوده و از اشعار وي فضائل و كمالات او ظاهر و هويداست، به ديوان هاي شعراي عرب بسيار نگاه مي نموده و بدان ها اشاره و تصريح كرده و از آن ها استفاده نموده، معاصر رشيد و طواط، خاقاني، امير معزي، نظامي عروضي، مسعود سعد سلمان و معاصرين اين ها بوده و مربي وي ابوالقاسم مجدالدين علي بن جعفر بن حسين قدامه موسوي بوده كه او را رئيس خراسان مي نوشته اند و اديب بدين نام و كنيه و لقب از وي نام برده: حمايت و كنف دين مجد مجد الدين ز شرم عادت او دين مجد را مامن جلال آل پيمبر علي بن جعفر كه ذات كامل او چون علي است در هر فن ابوالقاسم علي تاج المعالي كه چرخ فضل و خورشيد و تبار است و در غزلي است. ابر سخي حديث و حكايت به بحروبر از مجلس رئيس خراسان كند همي، نزد سلطان سنجر (552-511) تقرب و احترام داشته، گويند صابر را بنام رسالت پيش اتسز خوارزمشاه (551-521) فرستاد، اتسز او را در خوارزم نگاه داشت، چون اديب صابر مستحضر گرديد كه براي كشتن سنجرد و نفر را اتسز بمرو فرستاد، سنجر را آگاهي داد، بدين واسطه از كشتن رهائي يافت و آن دو نفر را كشت، اتسز چون بدين كار اديب آگاهي يافت فرمان داد تا او را در شب بجيحون انداخته و غرق كردند. تخلص اديب چون نامش صابر مي باشد) و گرچه در حوادث صبر بهتر نيم بي تو چو نام خويش صابر (ولي عموما در قصائد و غزليات تخلص خود را نياورده و بيشتر از اشعار وي در مدح ابوالقاسم موسوي و محمد بن طاهر الحسيني) اجل محمد بن طاهر الحسيني كوست بحسن و حمد و جلالت زمانه را منهاج (بوده و بحدي در

اظهار انتسات اين دو بزرگ به حضرت حيدر كرار (4} (1} عليه السلام بي اختيار بوده كه بدين سبت توان جزم داشت كه امامي مذهب بوده و در اين بيت هم تصريح به تشييع خويش نموده: ز روزگار بدر دم ز دوستان محروم چو مرتضي بامامت چو فاطمه ز فدك (5} (1} از آن كه معتقد مرتضي و فاطمه ام كزين حصول درج باشد و خلاص درك چندين مديحه درباره اتسز خوارزمشاه دارد و سلطان سنجر را هم مدح گفته و قصيده اي غرا در ستايش وي سروده و از اين كه سنجر خود را برادر مرشد و مقتداي اديب) ابوالقاسم علي بن جعفر (خوانده او را تحسين و تمجيد كرده است. در مقدمه نسخه زيرين تذكر داده كه اديب صابر را ديوان بزرگي است و اين قصائد و غزليات و مقطعات و رباعيات افتاد) ظاهرا كلمه بدست از قلم نويسنده افتاده است (و برحسب شماره نگارنده نسخه اين كتابخانه در حدود (5200) بيت شعر مي باشد در لباب الالباب (94) و در هفت اقليم (56) و در مجمع الفصحاء (700) و در سخن و سخنوران (172) بيت) بعضي ابيات هم در چند كتاب تكرار شده (از اين اديب انتخاب و چاپ گرديده است. قصائد اديب صابر موافق قوافي مرتب بحروف تهجي مي باشد ولي غزليات و قطعات و رباعيات وي مرتب نيست، نسخه ايكه از اين ديوان سردار

معظم خراساني) خصوصيات آن در فهرست كتابخانه مجلس نگارش خواهد يافت (تهيه نموده شامل 5334 بيت و تمام مباحث آن مرتب بحروف تهجي موافق قوافي است و نسخه ديگر آن كتابخانه كه 52 سال پيش تر از آن نوشته شده شامل 4914 بيت مي باشد. آغاز: (6} (2} نوبهار بديع بي همتا همتي بذل كرد در صحرا (1160) ديوان اديب صابر اين نسخه بخط نستعليق بسال 7} (1) 1260} نوشته شده، پيش از شروع بنوشتن ديوان، شرح حال مختصري از اديب كه آغاز آن در حاشيه صفحه پيشين نقل گرديد،) در 14 بيت (نگارش يافته است. جلد تيماجي. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع وزيري كوچك. شماره اوراق (187). صفحه اي (16) سطر. طول (22 سانتي متر (. عرض (14 سانتي متر (. شماره كتابخانه (2) {1} _______. (278)

اگر چه تخلص شاعر صابر مي باشد ولي چون مشهور باديب صابر مي باشد بدين نام معرفي گرديد و شرح حال ايشان در لباب الالباب) ج 2 ص 125-117) تاريخ گزيده ص 630، تذكره دولتشاه) چاپي (ص 93-92، هفت اقليم ص 500-496، مجمع الفصحا، ج 1 ص 325-314، طرائق الحقائق ج 2 ص 365 و سخن و سخنوران ج 1 ص 260-250 مختصرا و مفصلا ذكر شده است. {3) {2) لقب مشهور اديب شهاب الدين مي باشد ولي در مقدمه نسخه اين كتابخانه و يكي از نسخ كتابخانه مجلس كه نويسنده آن شناخته نشد بنقل از تاريخ غزالي شرح حال اديب نوشته شده و در اين جا لقب وي جلال الدين ضبط گرديده و در ماخذ ديگر شهاب الدين است. {4) {3) در تذكره دولتشاه و مجمع الفصحا

سفينه الانشاء يا تذكره الشباب

ي مكررا نقل هائي نموده است و نسبت بصوفيه تاخت آورده و در ذيل شرح حال بزرگان آن طريقه چون مولوي و شيخ عراقي و كرماني مخالفت آن ها را با ظواهر شرع يادآور شده و در ابتداء كتاب اديان و ملل غير از اسلام و شعب مسلمانان را يادآور گرديده و پس از فراغ از بيان فرق اسلام دو مناظره را كه يكي مناظره فضال باابو حنيفه امام اعظم اهل سنت و ديگري مناظره شيخ حسين بن عبد الصمد عاملي پدر حضرت شيخ بهائي را كه با علماء حلب مي باشد و بسال 951 اتفاق افتاده نقل نموده است. {2) {1) مطالب راجعه بفروغ از الماثر و الاثار ص (206) و مجمع الفصحا ج 2 ص (396) و گنج شايگان ص (358-352) و خود سفينه الانشاء استفاده شده است. {2) {3) اين آخرين شعر غزليست كه دو بيت آن نيز در ص (30) نقل گرديده است. {3) {4) عين عبارت آخر نسخه است.

ديوان) كليات (عرفي (1)

(1229) ديوان عرفي شيرازي اين نسخه از ديوان بدون تاريخ نوشته شده، پشت صفحه نخستين تاريخ هائي دارد كه از همه پيشتر بسال 1077 مي باشد كه نسخه در اين تاريخ از كتابخانه دولت خانه بيرون آورده شده و مسلما خود ديوان در نيمه اول قرن يازدهم نگارش يافته و گذشته از مندرجات " اول ديوان عرفي " " رساله نفيسه عرفي " و مجمع الابكار و بخشي از " خسرو شيرين " عرفي) در حدود 300 بيت (و قصائد و غزليات چندي را شامل و گذشته از رساله نفيسه در حدود 6500 بيت شعر مي باشد. از يادداشت هاي پشت صفحه اول و آشنائي بخطوط كتابدارهاي دربار صفوي معلوم مي شود كه نسخه متعلق به آن كتابخانه ها بوده، چهار سرلوح بسيار ظريف كه طرز آن ها مختلف و چون خط كتاب از آثار هندي مي باشد در آغاز رساله نفيسه، قصائد و مقطعات، غزليات، و مجمع الابكار رسم گرديده و ميان سطرهاي آن صفحه و صفحه مقابل آن طلااندازي و نقاشي گرديده است. جلد سوخته معرق طلاپوش بسيار ظريف. كاغذ كشميري. واقف سپهسالار. قطع وزيري. شماره اوراق (262). صفحه اي (15) سطر. طول (26 سانتي متر (. عرض ( 1/152 سانتي متر (. شماره كتابخانه (297).

دره الغواص في اوهام الخواص

[308] دره الغواص في اوهام الخواص) عربي (مولف اين كتاب حريري ره است) ابو محمد قاسم بن علي بن محمد بن عثمان البصري 1} (1) (516/515-446} كه از علماء علم ادب بوده و در فن انشاء سرآمد اقران و امثال خود شده و مقامات او به سرحد كمال اشتهار رسيده و شروحي چند بر آن نگاشته شده و دو شرح آن در اين فصل ذكر خواهد شد و نيز در حرف ميم اين فصل بشرح كتاب مقامات مفصلا خواهيم پرداخت. در وفيات الاعيان ابن خلكان مذكور است كه حريري را مولفات نيكوئي است از آن ها مقامات مشهوره او و ملحه الاعراب بنظم در علم نحو و شرح آن، ديوان

رسائل، ديوان شعر و دره الغواص في اوهام الخواص) همين كتاب (و سه كتاب اوليه و كتاب اخير مولف چنان كه در ص (748) معجم المطبوعات مذكور است مكرر در مصر و اروپا و غيره چاپ شده و نگارنده تاكنون بمولفات ديگري از حريري دست نيافته و در كتابي نام آن ها را نديده است. ابن خلكان آورده كه حريري از اهالي مشان) به ميم مفتوحه و شين پس از آن الف (بوده كه شهر كوچكي در نزديكي بصره است و حريري منسوب بحرير مي باشد كه اين شخص يا اشتغال بساختن و عمل آوردن آن داشته و خود يا يكي از پدرانش فروشنده آن بوده است. دره الغواص كتابي است كه اغلاط مستعمله در عبارات و كلمات و ابيات دانشمندان در آن جمع آوري شده و مولف ادله خود را در غلط بودن آن الفاظ ذكر و پس از آن صحيح آن را نيز با ذكر ادله از اشعار بزرگان نقل نموده و تقريبا مشتمل بر تصحيح دويست و پنجاه كلمه از كلمات غير صحيحه در استعمال و كتابت مي باشد و در حدود (4200) بيت كتابت دارد و از كتب بسيار خوب ادب است. نظام الدين حكيم الملك گيلاني اين كتاب را مختصر نموده (2} (1} به اين معني كه شواهد را انداخته و اقتصار بر كلمات مستعمله و صحيح آن ها كرده و در مقدمه آن گويد كه در كمتر از چهار ساعت اين

انتخاب را انجام داده و نيز اغلاط مستعمله ديگري كه حريري بذكر آن ها نپرداخته باخر آن افزوده و نسخه اي از آن را كه در زمان حيات مولف تحرير گرديده بضميمه دوازده رساله ديگر از آن مولف آقاي تربيت) محمد علي (دارند و در اين مجلد ذيل حكايات غريبه از مولفات اين مولف نام خواهيم برد. آغاز: بسمله قال الشيخ الرئيس ابو محمد القسم بن علي بن محمد بن عثمان الحريري البصري رضي الله عنه اما بعد حمدالله الذي عم عباده بوظائف العوارف الخ {1) {1) _______ ابن خلكان ج 1 ص (419)، روضات الجنات ص (526)، بغيه الوعاه در حرف قاف، {1) {2) صاحب كشف الظنون جمعي از دانشمندان را كه بر اين كتاب حاشيه نوشته و يا آن را شرح نموده و يا مختصر كرده و با نظم بسته و يا بر آن تكمله نگاشته اند در ص (484 و 485 ج 1) نام برده ولي اين

اختصار حكيم الملك در آن جا ذكر نشده است.

شرح شواهد التلخيص >) معاهد التنصيص (

[454] شرح شواهد التلخيص >) معاهد التنصيص () عربي (مولف اين شرح عباسي است) بدر الدين (1} (1} ابو الفتح عبدالرحيم بن عبد الرحمن احمد شريف قاهري اسلامبولي شافعي 868/867 ر 2} (2) (963} كه از دانشمندان و ادبائنامي قرن نهم و دهم هجري بوده، در مصر متولد شده، نزد دانشمندان آن جا علوم ادبيه و حديث و تفسير را فراگرفت، با يكي از سفراي پادشاه آن هنگام مصر، به اسلامبول آمد، شرحيكه بر صحيح بخاري نوشته بود بسلطان بايزيد خان پادشاه عثماني اهدا نمود پادشاه جائزه خوبي بوي عطا فرمود و مدرسه اي كه در قسطنطنيه خود بنا نموده بود بوي برگذار نمود، كه در آن جا بتدريس حديث اشتغال ورزد، شريف نپذيرفت و بوطن خويش برگشت چون سلسله پادشاه مصر منقرض گرديد دوباره به اسلامبول آمد و تا آخر عمر آن جا بود، و روزي پنجاه درهم حقوق تقاعد بوي مي دادند، در علوم ادبيه و حديث و تفسير توانا بود و آشنائي كامل بتاريخ و محاضرات و قصائد عربي داشت و خطي نيكو و انشائي بليغ و نظم خوبي دارا بود در شذرات است كه شرحي مفصل بر صحيح بخاري شروع كرد ولي ظاهرا باخر نرسيد و شرحي بر مقامات حريري دارد] خود مولف هم در معاهد التنصيص در ذيل شرح حال حريري) ص 346 از نسخه خطي

شماره 1068 اين فهرست و شماره (2987) كتابخانه (بتاليف آن تصريح كرده [و حاشيه اي بر قسمتي از ارشاد در فقه شافعي و شرح خزرجيه در علم عروض و معاهد التنصيص) همين كتاب (تاليف نموده و اين كتاب اخير را خود وي اختصار بسيار خوبي كرده است. اين كتاب را مولف خود " معاهد التنصيص علي شواهد التلخيص " ناميده و در مقدمه گويد: " از جمله متن هائي كه بخاطر سپرده بودم تلخيص المفتاح است كه در باب خويش راحت روح مي باشد و خداوند مولف آن را

بيامرزد و در آن از شواهد شعريه اشعاري است كه بقدما و مولدين نسبت داده مي شود ولي بسياري از آن ها مجهول مانده و برخي بغلط بديگري نسبت داده شده، آن چه را كه بر شواهد تلخيص تاكنون شرح نوشته اند اداكننده حق آن نديدم، جز آن را كه جلال الدين سيوطي رحمه الله نوشته كه آن هم پاكنويس نشده، هماره مي خواستم كه با اين كار مبادرت نمايم ولي خويشتن را شايسته آن نمي ديدم تا اين كه بالاخره تصميم گرفته و بتاليف آن پرداخته و در انجام آن كوشش نمودم و در ذيل هر يك از شواهد آن چه مناسب بود از نظائر آن نيز آوردم و با تحقيق و تفحص بشرح حال و ترجمه گوينده ابيات شواهد پرداختم، جز در مواردي كه بترجمه آن ها دست نيافتم) در اين كتاب شرح حال 99 شاعر ديده مي شود و گذشته از مقام ادبيت تذكره بسيار مفيد خوبي است (و جد را با هزل توام نموده ام ". مقدمه اين كتاب را بنام سلطان سليمان موشح نموده (1) ) از سال 926 تا 974 سلطنت نموده است ( {3} و پس از نقل هر يك از شواهد، گوينده و مورد آن را معين كرده و قسمتي از تتمه آن را ذكر نموده و محل شاهد را در آن بيت معين كرده و نظائر آن را هم مي آورد، پس از آن بشرح حال و ترجمه گوينده آن پرداخته و باخر مي رساند و

به همين نحو تا آخر كتاب رفته است و بسال 1274 و 1316 دوبار در مصر چاپ شده است. آغاز: بسمله الحمد لله الذي جعل العقل مفتاح العلوم و مدرك معاني المنطوق و المفهوم الخ. {1) {1) _______ در نسخه شماره (2986) اين كتابخانه لقب مولف زين الدين ثبت شده ولي در شذرات و معجم المطبوعات بدر الدين است. {2) {2) شقائق النعمانيه ح ص 461-459 ج 1 وفيات الاعيان، شذرات الذهب ج 8 ص 335 و 336 و معجم المطبوعات ص 1267 ماخذ نگارش اين شروح است. {3) {1) ديباچه دو نسخه اين كتابخانه با يك ديگر مختلف و نسخه شماره (2987) باسم سلطان سليمان موشح گرديده و ديباچه نسخه ديگر بنام ابو البقا محمد بن شاكر بن جيعان موشح شده و تصريح گرديده كه براي كتابخانه ايشان تاليف گرديده و آغاز اين ديباچه اينست: بسمله قال - الشيخ الامام ... زين الدين عبد الرحيم بن وجيه الدين

عبد الرحمن بن احمد العباسي القاهري الشافعي ... الحمد لله الذي اطلع في سماء البيان اهله المعاني الخ.

قاموس المحيط (5)

(865) قاموس المحيط اين نسخه بخط نسخ خوب نوشته شده و از نسخ نفيسه اين كتاب است، نويسنده ذكري از نام خود و سال نگارش ننموده، پس از اتمام معاني لغت وجد عباراتي از نسخه مولف كه حاكي از ختم جزو اول كتاب است نقل نموده، و حاشيه صفحه اول و دوم گل و بوته طلائي دارد و تمام صفحات مجدول بطلا است. چند ورق از فصل تاء تا حاء از باب باء عرضا پاره شده و قابل وصالي است، پشت آخرين ورق شرح حال مولف را نوشته اند و اين قسمت برخي از مطالبي است كه در الضوء اللامع مي باشد و دو ورق آخر مختصر وصالي گرديده است. جلد تيماجي مذهب. كاغذ دولت آبادي. واقف سپهسالار. قطع وزيري كوچك. شماره اوراق (705) صفحه اي (29) سطر. طول (20 سانتي متر (. عرض (13 سانتي متر (. شماره كتابخانه (63).

نهج البلاغه (5)

(807) نهج البلاغه اين نسخه بخط نسخ خوب نگاشته شده، كاتب نامي از خود و سال كتابت نبرده ما بين سطور آن بقسمي فاصله گذاشته شده كه شرح و ترجمه ملافتح الله كاشي زير هر سطر آن نوشته شود و قسمتي از آن شرح هم بر اوراق اوليه اين نسخه مرقوم گرديده و در صفحاتي كه مطالب ترجمه و شرح جاي بيشتري مي خواسته بر اوراق خارج نوشته و بكتاب ملحق شده و مقدمه اين شرح را قبل از شروع بكتابت اصل كتاب در چهار ورق بخط نستعليق كاتب شرح نگاشته ولي ورق اول را كه ظاهرا مشتمل بر سرلوحي بوده پيش از سال (1277) كه تاريخ دخول اين

كتاب در كتابخانه اعتضاديه است بيرون آورده اند. پس از ختم كتابت متن بعضي از مكاتبات حضرت در جواب معويه با نقل نامه او و داستان طرماح با ترجمه فارسي آن ها كاتب نسخه نگاشته و ظاهرا از خطوط قرن يازدهم هجري است. عناوين و بعضي از مطالب با طلا و شنجرف تحرير گرديده و صفحات مجدول بطلا و لاجورد است. جلد ميشن. كاغذ دولت آبادي. قطع وزيري. واقف سپهسالار. شماره اوراق (465). صفحه (9 سطر (. طول (23 سانتي متر (. عرض (14 2/1 سانتي متر (. شماره كتابخانه. (3081).

ديوان نوائي > نوادر الشباب (4)

(1285) ديوان نوائي) نوادر الشباب (اين نسخه بخط نستعليق نوشته شده، در آغاز ديوان يك سرلوح ظريف دارد، ظاهرا در قرن يازدهم هجري نگارش يافته، صفحات مجدول بطلا و لاجورد و شنجرف مي باشد، ديباچه ار ندارد و برخي از برگ ها وصالي گرديده است. جلد ميشن مستعمل، طرف داخل معرق سوخته. كاغذ سمرقندي. واقف سپهسالار. قطع خشتي. شماره اوراق (139) صفحه اي (11) بيت. طول (23 2/1 سانتي متر (. عرض (17 2/1 سانتي متر (شماره كتابخانه (197).

ادب الكاتب (2)

(750) ادب الكاتب اين نسخه بخط نسخ نگاشته شده و مشتمل بر بيشتر از نصف از اين كتاب مي باشد) از ابتداء كتاب تا آخر باب ماجاء محركا و العامه تسكنه (و آخرين سطر نسخه اين است:) الذبحه بالضم و اسكان الباء و ذهب دمه هدرا بفتح الدال. (از كاتب نامي در نسخه نيست به سال 1287 بنام " ادب الكاتبين " داخل كتابخانه اعتضاديه شده و پشت صفحه اول يادداشت گرديده و برگ هاي آن مجدول بطلا و سرخي و كاغذ آن فرنگي و بر تمام اوراق شير و خورشيد بر آمده ايست. جلد

تيماجي. كاغذ فرنگي آبي. واقف سپهسالار قطع وزيري. شماره اوراق (180) صفحه (11) سطر. طول ( 22 2/1 سانتي متر (. عرض (15 سانتي متر (شماره كتابخانه (2792).

ديوان سيف اسفرنگ (2)

(1206) ديوان سيف اسفرنگ اين نسخه بخط نستعليق خوب نوشته شده، برگ اول و بخشي از آخر آن افتاده، ظاهرا در قرن يازدهم نگارش يافته، بسال 1261 داخل كتابخانه اعتضاديه شده، ميان سطرهاي نخستين صفحه كنوني طلااندازي شده و تمام صفحات مجدول بطلا و زنگار و لاجورد مي باشد و بيت نخستين نسخه اينست: عند ليب خوش نوايم گرجهان سردي كند لوح اسرار معاني بس بود گلزار من و چنان كه از هفت اقليم بدست مي آيد هشت بيت پيش از اين بوده و مطلع اين قصيده اينست: شب چوبر دارد نقاب از هودج اسرار من خفته گيرد صبح را راه دل بيدار من و آخر نسخه اين رباعي است: پيوسته در پي آنم كه بمانم از خود خود را بحيل باز رهانم از خود از چشم خيال خويشتن بيني خويش چون مردمك ديده نهانم از خود جلد تيماجي. كاغذ بخارائي. واقف سپهسالار. قطع وزيري. شماره اوراق (255). صفحه اي (17) سطر. طول (24 2/1 سانتي متر (. عرض (14 سانتي متر (شماره كتابخانه (281).

آداب المشق (2)

(748) آداب المشق اين نسخه بخط نستعليق خوب در سال 1261 نگاشته شده، كاتب از خود نام نبرده و جاي عناوين و فصول را سفيد گذارده اند. جلد تيماج. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع وزيري كوچك. شماره اوراق (11). صفحه (12) سطر. طول (21 سانتي متر (. عرض (14 سانتي متر (. شماره كتابخانه (2767)

ديوان سيف اسفرنگ (1)

(1205) ديوان سيف اسفرنگ اين نسخه بخط نستعليق نوشته شده، برگ هائي از اول و ميان و آخر آن افتاده، بسال 1273 داخل كتابخانه اعتضاديه شده و بركنار برگ 11 يادداشت شده، پس از آن بدست رضا قليخان هدايت داده شده، بخط خود شرح حال سيف الدين را در پنجاه بيت در دو صفحه نوشته و اول كتاب گذارده و يك صفحه هم پس از آن ابياتي از سيف الدين نوشته شده و متصل به ابيات صفحه كهنه گرديده و برگ 195 و چند بيت آخر نسخه) برگ 738) نيز بخط هدايت است برگ 9 و 10 و 76 و 139 و 241 كنوني نسخه ننوشته است. كتابت نسخه بشهادت كاغذ و مركب در قرن دهم بوده و در اواخر سيزدهم هدايت) پس از تاليف مجمع الفصحا (در اين نسخه نظر و آن را تكميل كرده است. جلد تيماجي. كاغذ سمرقندي. واقف سپهسالار. قطع وزيري كوچك. شماره برگ ها 378. صفحه اي (15) سطر. طول (20 2/1 سانتي متر (عرض (12 سانتي متر (. شماره كتابخانه (282).

قانون الادب

[361] قانون الادب) عربي بفارسي (مولف اين كتاب حبيش (1} (1} تفليسي است) ابوالفضل حبيش بن ابراهيم بن محمد التفليسي (كه از دانشمندان قرن ششم هجري و با قلج ارسلان بن مسعود) از سال 559 تا 588 سلطنت نموده ( (2} (2} از سلاجقه روم معاصر بوده و بدبختانه شرح حالي از ايشان در كتابي نيافته ام، مولفاتي بپارسي و عربي دارد. از آن ها " بيان الطب (3} (3} " " ملحمه دانيال (4} (4} " " بيان الصناعات (5} " " (5} صحه الابدان (6} (6} " " كتاب القوافي (7} (1} " كامل التعبير (8} (2} 4 " " كفايه الطب " " (9) (3) بيان التصريف (10} (4} " و قانون الادب مي باشد. قانون الادب يكي از كتاب هاي نفيس و قابل مطالعه و مفيد در معاني پارسي لغات عربي مي باشد، مولف در مقدمه آن

سعه اطلاع ادبي خود را نشان داده و ماخذ خود را نام برده و قسمتي از مقدمه را كه مبين طرز كتاب و انشاء مولف و مطالب مندرجه در آنست ذيلا مي نگاريم: اما ترتيب اين كتاب چنان نهادم و ساختم كه نخست حرف الف را به آغاز كتاب بر دو نوع نهادم چنان كه دو نوع نخستين كلمت هاي كه آخرش حرف الف بود مفتوح و فتحه ناقصه بود جمله را بترتيب حروف بر وزن قافيه بنسق ياد كردم و در نوع دوم كلمت هاي كه آخرش حرف الف ممدود بود جمله را هم بر طريق نوع نخستين باز نمودم چنان كه نخست اسما را در هر نوعي نبشتم بعدش جمع و حرف را بعدش افعال را و در مقدمه هر نوعي كلمت هاي كه آن ثنائي بود يعني دو حرفي بود معني هر يك بزير كلمتش بپارسي شرح كردم بعد آن كلمت هاي ثلثي را يعني سه را بعدش رباعي را يعني چهار حرفي را بعدش خماسي را بعدش سداسي را و باخر هر نوعي كنيت ها و كلمت هاي كه دو بهم جمع بودند اين جمله را بيان كردم و بالاي هر كلمتي كه از افعال بود علامتي از حروف حساب هفد سياهي بكردم و اين علامت ها از تصريف افعال است مقصودم از اين علامت ها آن بود تا خواننده و آموزنده اين كتاب تصريف هر فعلي را درست صرفي بتواند كردن الخ. و در اواخر مقدمه گويد: و نيز در اواخر كتاب سه فصل بنهادم يكي اندر دانستن نام هاء بزرگان و شعراء عرب از مرد و زن و آن چه در كتاب هاي لغت و در شعرهاي شعراء عرب موجود يافتم و دوم فصل در معرفت بنياد مصادر و اوزانش كه از هر بابي مصدر بر چند وزن حاصل شود و سيم فصل اندر دانستن وحدان جمع هاء قياسي و طريق اوزان هر يكي كه استخراج آن را چگونه توان دانستن تا كتاب بغايت كمال باشد و خواننده از مقصود بازنماند الخ. از نقل عبارات بالا طرز اين كتاب بدست آمد و با مراجعه بكتاب ديوان الادب معلوم خواهد شد كه اين مولف آن مولفه را پيروي نموده است. قانون الادب تاكنون چاپ نشده، و در حدود (28000) بيت كتابت دارد و سعد الدين مستقيم زاده آن را بتركي ترجمه نموده و نام آن را " السنه ثلاثه " گذارده و اين نام خود ماده تاريخ شروع به ترجمه آنست > 1183. آغاز: بسمله سپاس

خداي را كه قادر بر كمالست و درود بر محمد عليه السلام كه برگزيده و خوب خصالست و بر ياران و اهل بيت و هر كه مصطفي را قرابت و آلست الخ. {1) _______ {1) حبيش بضم حاء حطي و باء ابجد مفتوح و ياء آخر حروف و شين قرشت مي باشد و در مقدمه قوافي همين مولف، نام وي بدين گونه تشكيل شده است. {2) {2) تاريخ سلطنت و مختصري از حالات قلج ارسلان در ص 37 ج 2 تاريخ كامل ابن اثير است. {3) {3) نسخه اي از اين كتاب كه بفارسي است در تحت شماره (826) در اين كتابخانه مي باشد. {4) {4) ملحمه دانيال كه بنام اصول الملاحم نيز ناميده مي شود، بفارسي است و ترجمه اين مولف است نه تاليف. {5) {5) در مقدمه بيان الطب تاليف اين كتاب را بخود نسبت داده است. {6) {6) در مقدمه كامل التعبير خود اين كتاب را نام برده. {1) {7) نسخه آن در اين كتابخانه است و پس از قانون الادب ذكر مي شود. {2) {8) نسخه از اين كتاب در كتابخانه معارف موجود است) ج 2 ص 413 و در فهرست آصفيه تذكر داده شده كه بسال 1302 چاپ گرديده است. {3) {9) بعربي است و در مقدمه بيان الطب از آن نام برده و تفصيل مطالب را بدان حوالت داده. {4) {10) در مقدمه ديوان الادب از آن نام برده است.

حاشيه خطائي يا خطابي بر مختصر تفتازاني (1)

(1034) حاشيه خطائي اين نسخه بخط نستعليق در مدرسه خواجه تاج الدين حسين در كاشان نوشته شده، پيش از اين حاشيه، حاشيه اي بر شرح كتابي در كلام بخط همين نويسنده كه بسال 1009 نوشته شده موجود و از آن بياري خداوند توانا در جلد سوم فهرست معرفي خواهد شد، در حواشي صفحات تعليقاتي از حامد و ملا عبدالله نگاشته شده است. جلد مقوائي. كاغذ اصفهاني. واقف سپهسالار. قطع بغلي. شماره اوراق كليه (143) اين نسخه (72). صفحه اي (17) سطر. طول (16 سانتي متر (. عرض (9 2/1 سانتي متر (. شماره كتابخانه (2964).

رساله در معاني و بيان و بديع > الانموزج > موجز البيان

[450] رساله در معاني و بيان و بديع > الانموزج > موجز البيان) عربي (مولف در اين رساله از خود نامي نبرده، با مطالعه اجمالي تمام آن جز بنام صاحب مفتاح و صاحب ايضاح بر نخوردم، بقرينه و طرز حمد و صلوه در ابتدا و انتهاء مسلما تاليف يكي از علماء اماميه مي باشد و بسيار سليس و روان است و در حدود (350) بيت كتابت دارد. مولف الذريعه الي تصانيف الشيعه در ص 402 ج 2 آن كتاب زير عنوان الانموزج عباراتي دارد كه مختصرا ترجمه آن اينست: تاليف عبد الوهاب بن علي استراباد الحسيني است و نسخه اصلي آن را كه مولف بخط خويش نوشته و تاريخ تاليف آن سال 879 بود به ضميمه شرح وي بر فصول نصيريه و حاشيه او بر شرح ميرك بر هدايه اثيريه ديده ام و مرتب برمقدمه و فنوني چند و خاتمه ايست و نويسنده اي غير از مولف بر اين نسخه انموزج نوشته بود كه نام آن " موجز البيان " مي باشد. گذشته از اين كه آغاز منقول در الذريعه با آغاز اين رساله مطابق است اين عبارت) و بعد فهذا انموزج من علم البلاغه الخ (كه پس از حمد و صلوه اين رساله مي باشد مويد كاملي است كه اين رساله همان انموزج استرابادي يا موجز البيان است. و تفسير آيه الكرسي تاليف عبد الوهاب حسيني استرابادي را آقاي

تربيت دارند. آغاز: بسمله الحمد لله الذي خلق الانسان علمه البيان و اسبغ له الاحسان الخ. (1046) رساله درمعاني و بيان و بديع اين نسخه بخط نسخ نوشته شده، نويسنده از خود و سال نگارش نام نبرده، ضميمه مجموعه ايست كه در كتابخانه شماره (968) را دارد و ص 214-202 آن مجموعه اين رساله است.

ديوان اظهري

ر آخر ديوان) نسخه زيرين (نوشته مبادرت گرديد: " ناظمه و كاتبه العبد العاصي

بوداق اظهري خود بعصيان خود از شرم گواهي دارم تكيه بر مرحمت عفو الهي دارم لله الحمد كه در سن شصت و سه سالگي بهوا داري عينك كه معاون ديده روزگار ديدگانست بترتيب و تحرير اين نسخه مبادرت نمود و آن چه از حوادث دوران و تطاول زمان از حمله دوشيزگان طبيعت بازمانده بود بقلم شكسته رقم خود بصورت ترقيم درآورد و بعضي اشعار مقطعات و مثنويات و غيره كه زياده از ترهات نسخه مرقومه به كسوت رسوائي ملبس و بعبارات هذيان ملوث بود و موافق گفتگوي اين سن و نوشتن اين روزگار نبود از ديوان اخراج نمود با وجود مهر پدر فرزندي طبيعت لائق ندانست و بجهه اضافه و نقصان كلك كاتبان بنوشتن ايشان قائل نشده مابقي ذخيره مردم ديده را بدين صحيفه مصروف ساخت فرموده قدوه المحققين مصلح الدين سعدي شيراز را بكار آورد كهن جامه خويش پيراستن به از جامه عاريت خواستن چون ببعضي ترددات و اشغال اشتغال داشت اگر سهوي و خطائي بدين جهت رو داده باشد بلبلان گلشن بلاغت و طوطيان شكرستان فصاحت بنكته عيب او متزمزم و مترنم نگردند و بدين عجز عذرخواهي معذور فرمايند در مقام زكم قراباغ بتاريخ هفتدهم شهر ربيع الاول سنه پيچي ايل 1054 قلمي شد ". اين ديوان در حدود (11000) بيت شعر

مي باشد و تاكنون نسخه ديگري از آن را در كتابخانه اي سراغ نيافته ام. آغاز: بسمله اي زيور رخساره جان از كرمت سرمايه گردش زبان از كرمت آرايش ديوان بيان از كرمت احياي زمين و آسمان از كرمت از افتتاح ابواب خزائن سخن بمفتاح دلگشاي ثناي يگانه كه شيرازه بند مجموعه كاينات و چمن پيراي سرابستان حياتست و انجلاي ابصار شواهد معاني بمصباح جهان آراي انوار عنايت الخ. (1163) ديوان اظهري اين نسخه بخط نستعليق خوب اظهري شاعر و منشي آنست و گذشته از تصريح در آخر ديوان (7 برگ باخر نسخه مانده (طرز نگارش و اشعاري كه پس از اين تاريخ انشاء گرديده و در حاشيه نگارش يافته و تصريح در چندين جاي از عناوين مطالب به اين كه: بنده اظهري در جواب اين قطعه گفته ام. و نظائر اين ها، مويد

اين ادعاست، ميان برگ اول و دوم كنوني نسخه، برگ هائي افتاده و كنار بعضي از اوراق كه بقرينه اوراق بعد معلوم مي شود بر آن ها نيز ابياتي بوده پاره شده و وصالي گرديده و قسمت بيشتر از برگ آخر پاره شده و از ميان رفته است، 7 برگ آخر نسخه رباعياتي است كه پس از تنظيم ديوان در مسودات مولف يافت شده و پيش از نگارش آن ها خود وي نيز نوشته اند: " بعد از تحرير نسخه بعضي رباعيات كه در ميان سياهي هاي اشعار پيدا شد و صورت تنظيم يافت هم چنين مرقوم شد " . جلد مرغش. كاغذ كاهي. واقف سپهسالار. قطع وزيري. شماره اوراق (343) صفحه اي (15) سطر. طول (24 سانتي متر (. عرض (15 سانتي متر (. شماره كتابخانه (377).

فرهنگ سروري > مجمع الفرس

سين حمد خداي عزوجل و ستايش شگفت و نيكو چه اين كلمه مركب است از افد كه بمعني شگفت است و ستا كه ستايش باشد مثالش استاد دقيقي فرمايد: بيت جز ز ايزد توام خداوندي ز ان كنم بر تو از دل افدستا و صاحب معيار جمالي شمس فخري نيز فرمايد: بر اين كتاب اعانت نمود طبع مرا كه جمله بندگي شاه راست افدستا يزدادي بفتح يا و سكون زاء معجمه و كسر دال قيمه و تخم مرغ كه باهم پزند (4}. (1} سروري خود مجمع الفرس را مختصر نموده و ديباچه آن را به نام اعتماد الدوله حاتم بيك وزير شاه عباس موشح كرده و نسخه اي از آن را كه بسال 1018 نگارش يافته جناب آقاي اسفندياري دام ظله العالي دارند و در مقدمه آنست: " بنده مذنب جاني سروري كاشاني چون از تاليف مجمع الفرس باز پرداخت ديد كه بعضي از ياران بواسطه اين كه ايجاز در كلام مطلوبست يا بجهه آن كه در اجرت كاتب تخفيفي شود در نوشتن آن ابيات استشهاد و اعراب كه صحت لغت بدان منوط و مربوطست حذف مي كنند و چهره شاهد اين نسخه را از حلي ربط عاطل مي سازند بنابر تمهيد اين مقدمات بخاطر اين ضعيف رسيد كه با تصحيح حروف و مراعات) كذا (خلاصه

بنويسم و مجملي مرقوم گردانم از آن نسخه كه مولفست از شانزده كتاب كه اسامي ايشان اينست) پس از اين اسامي ماخذ شانزده گانه را ذكر نموده 12 كتاب آن همان كتاب هاي نام برده بالا است و اسامي چهار نسخه ديگر را كه در آن جا مجهول بوده اين جا بدين گونه ثبت كرده است: معجم البلدان، فرهنگ زفان گويا، لسان الشعرا و ترجمه صيدنه ابي ريحان بيروني. ( (5} (1} تا جمعي كه معاني آن لغات را مفصل ولغات را مستشهد خواهند به مجمع الفرس رجوع فرمايند و بعضي كه مجمل و محذوف الاستشهاد خواهند باين خلاصه توجه كنند و زبان قلم را از انتخاب و قلم زبانرا از اعتراض قاصر و كوتاه سازند و اين نسخه را موسوم به " خلاصه المجمع " ساختيم اميد كه الخ ". بدبختانه تا بحال اين دو فرهنگ چاپ نشده و از نسخه خلاصه آن جز يكي سراغ نداريم. آغاز: بسمله - ابتداي كلام هر دانشمند سخنور و انتهاي سخن هر خردمند هنر پرور الخ. انجام: از لطف عميم و كرم جسيم جمعي كه كتابت اين نسخه كنند آن است كه تقصير و تهاون در نوشتن ديباچه اين نسخه نكنند كه در ننوشتن آن نه همين بر اين ضعيف ستم مي كنند بلكه بر خود نيز جور كرده چه خود را محروم ساخته از كتاب توحيد و نعت و منقبت و از مرتبه انصاف و مرحمت و شفقت من آن چه شرط بلاغ است با تو مي گويم تو خواه از سخنم پند گير و خواه ملال تم بالخير. {1) {1) _______ صاحب كشف الظنون سروري را مقيد بعجم ذكر نموده چرا كه مصطفي بن شعبان متوفي بسال 969 نيز متخلص بسروري و ترك نژاد بوده است. {2) {1) چون حروف : ث، خ، ص، ض، ط، ظ، ع، ق، مختص بعربي است در اين فرهنگ لغاتي كه ابتدا بيكي از اين حروف شده باشد نيست و شماره لغاتي كه در دو نسخه ذيل از اين فرهنگ است مطابق نيست و نسخه ديگر 200 لغت كم تر دارد. {2) {3) شماره استعارات نسخه ديگر از اين فرهنگ 86 مي باشد. {1) {4) آخرين لغت موافق يكي از دو نسخه اين كتابخانه آنست كه نقل گرديد ولي در نسخه ديگر اينست: يتاقي يعني پاسبان. و ميان اين لغت و لغت يزدادي دو لغت ديگر مي باشد. {1) {5) ظاهرا مراد از

معجم البلدان غير از مولفه ياقوت است و در كشف الظنون جز آن كتابي بدين نام از سبكي نقل نموده ولي مولف و موضوع آن را تعيين نكرده و بنابرسياق عبارت در اين ديباچه، بايستي در لغت باشد و فرهنگ زفان گويا بافاء ثبت شده و مراد همان زبان گويا و جهان پويا است كه از ماخذ فرهنگ جهان گيري بوده است.

تحفه الشعراء

3- تحفه الشعراء اين رساله شرح ابياتي است كه در علم عروض انشاء گرديده و در آخر منشي خود را جوهري معرفي كرده است: جوهري درياي معني سفته است - شانزده بيت آخرينش گفته است. و در حرف جيم تذكره خوش گو زير نام: جوهري سمرقندي نوشته شده: " از شعراي امير عليشير نوائي بوده عروض و قافيه را نيكو مي دانست از اوست: " شور پروانه زبلبل طلبي شرمت باد - آتش از دور بهشت است تماشائي را " . شارح در ابتداء كتاب از صاحب ابيات نام نبرده فقط گويد: يكي از فضلاء و علماء عصر بروايت مسجله چند بيتي در بيان القاب علل كه در فن عروض بود الخ. بگمان نزديك بيقين اين ابيات از همين جوهري سمرقندي است و شارح بنابر تصريح خود صفي الدين علاء بن صفي الدين علي بسطامي مي باشد و ديباچه را بنام شمس الدين علي كه حاكم و زمامدار بسطام بوده موشح كرده است و ظاهر اينست كه شارح از اهل سنت و در اواخر قرن نهم زندگاني مي كرده است. اين رساله در حدود (400) بيت و ص 45-33 اين مجموعه شامل آن مي باشد.

[478-480] مجموعه عروض و قافيه و غيره) فارسي و عربي (قافيه جامي - عروض وقافيه وحيدي تبريزي - تحفه الشعراء - قسمتي از كتابي در اصول فقه.

رساله در الفاظ مفرده و مركبه

[347] رساله در الفاظ مفرده و مركبه) عربي بفارسي (اين رساله نيز در حدود (500) بيت كتابت دارد، در خود كتاب نامي از جامع نيست و در جاي دگر هم

گرد آورنده آن را نيافتم، ولي در آخر نسخه كلمه " لراقمه " موجود است بنابراين شايد محمد امين كاتب نسخه مولف باشد و مقصود وي از اين تاليف از عبارت مقدمه معلوم مي شود: اما بعد بدان كه اين الفاظ چند است از مفردات و مركبات كه بر زبان ها متداولست و در نامه هاي تازي و پارسي مستعمل، مبتدي چون اين قدر بخواند و ياد گيرد و در استعمال آرد عبارات او در محاورات و مكاتبات مهذب گردد انشاء الله تعالي فصل الخ. اين رساله در پنج فصل مرتب گرديده و مولف نظم و ترتيب صحيحي براي آن در نظر نگرفته و فصل آخر آن در اضداد است براي نمونه قسمتي از يكي از فصول آن را نقل مي كنيم: فصل " معزز " عزيز كننده، " مغيث و غياث " فرياد رس، "ركن " گوشه، "عضد " يار و بازو، " فلك " آسمان، " قطب " آن چه آسيا بر او گردد، " قيام " آن كه ايستادگي بدو بود، " عده " ساخته از جهت حوادث، " زين و زينت " آرايش، " مجد و شرف " بزرگواري، الخ. آغاز: بسمله حمد و ثنا مبدع بي آلت و مخترع بيغرض و علت را و درود بسيار بر سيد انبيا الخ. انجام: " راجي و خاطي " اميد دارنده و گناهكار، " ميمون و همايون " مبارك و خجسته، " ابتدا و انتها " اول و آخر و الله اعلم بالصواب و اليها لمرجع و

الماب تمت.

عروض وقافيه

2- عروض وقافيه وحيدي تبريزي است كه در ص 441-440 معرفي گرديد و چنان كه گفته شد اين نسخه داراي ديباچه مختصري مي باشد و صفحه 32-7 اين مجموعه شامل عروض و صفحه 51-45 دربردارنده قافيه آنست.

[478-480] مجموعه عروض وقافيه و غيره) فارسي و عربي (قافيه جامي - عروض وقافيه وحيدي تبريزي - تحفه الشعراء - قسمتي از كتابي در اصول فقه.

ديوان خاقاني شرواني

[526] ديوان خاقاني شرواني) فارسي (خاقاني را در ص 466-463 معرفي كرده

ايم، ديوان وي شامل قصائد و غزليات و مقطعات و رباعيات مي باشد چنان كه در ص 466 نقل گرديده شماره ابيات ديوان ويرا (22000) نوشته اند، ديوان وي بنام كليات سه بار كه آخرين آن ها بسال 1325 بوده در هند چاپ گرديده و شامل (22000) بيت عربي و فارسي مي باشد، در سخن و سخنوران) بخش اول از جلد دوم ح ص 322) تذكر داده شده كه در نسخه چاپ هند اشعار ديگران نيز مندرج گرديده و نيز بسال 1317 خورشيدي بتصحيح دانشمند معاصر آقاي عبد الرسولي استاد ادبيات دانشگاه ديواني از خاقاني در حدود (17000) بيت در طهران چاپ ممتازي گرديده است. در اشعار خاقاني مشكلاتي از حيث لغت و معني وجود دارد دانشمنداني بشرح آن ها پرداخته اند و در اين فصل و در فهرست كتابخانه مجلس چند شرح بر اين ديوان را معرفي خواهيم نمود. آغاز: دل من پير تعليم است و من طفل زبان دانش دم تسليم سر عشر و سر زانو دبستانش نه مردي اين دبستانست مركز جنبش دردي بهر دم چار طوفانيست در بنياد اركانش (1) {1} _______ {1} (1) در نسخه اين كتابخانه بيت دوم بدين نحو نوشته شده و نويسنده در تصحيف و تحريف آن اعجاز كرده است.

مجمع البحرين (7)

(901) مجمع البحرين اين نسخه مجلد دوم و نگارش نويسنده نسخه بالا بسال 1256 مي باشد و نيز لغات در متن و حاشيه باشنجرف و مجدول بانست. جلد تيماجي نيم ضربي. كاغذ فرنگي مهره زده. واقف سپهسالار. شماره اوراق (262). صفحه اي (24) سطر. طول (21 2/1 سانتي متر (. عرض (15 2/1 سانتي متر (شماره كتابخانه (104).

ديوان متنبي

[572] ديوان متنبي) عربي (ابو الطيب متنبي) احمد بن حسين بن حسن بن عبد

الصمد جعفي كندي كوفي 1} (1)345-303} ) از مشاهير شعرا مي باشد كه در آسمان ادب چون آفتاب تابنده و در جهان دانش تا ابد پاينده است، در وجه تسميه وي به متنبي گويند ادعاي پيغمبري كرده و حاكم حمص كه لولو نام داشته بر او تاخته و تابعينش را متفرق كرده و خود او را چندي زنداني نموده و پس از توبه دادن رها كرده است. گويند پدر متنبي مردي سقا بود كه با شتر خويش مردمان بغداد را آب مي آورده و ابو الطيب در محله كنده آن شهر باين جهان پا گذارده، از آن جا با پدربشام آمده و به تحصيل علوم پرداخته، حافظه اي غرا داشته، در شعر و شاعري درجه اي عالي يافته، برخي او را برابي تمام و پاره اي ابو تمام را بروي ترجيح مي دهند، مداح سيف الدوله آل حمدان و عضد الدوله ديلمي و كافور اخشيدي بوده و از ايشان جائزه ها گرفته در هنگامي كه از فارس به بغداد مي آمده خود و فرزند و همراهانش را در راه كشته اند. ديوان متنبي بيش از چهل شرح شده و تاكنون چهار يا پانزده بار در شهرهاي هندوستان و مصر و بيروت و اروپا چاپ گرديده و در ص 522-520 ج 1 كشف الظنون و ص 64-61 روضات گروهي كه بشرح اين ديوان پرداخته اند نام برده شده و چنان كه در معجم المطبوعات تذكر داده شده چاپ

سال 1261 كلكته ديوان متنبي شامل شرح فارسي آن مي باشد. آغاز: امن ازديارك في الدجي الرقباء اذحيث كنت من لظلام ضياء. (1261) ديوان متنبي خط نيمه نخستين اين نسخه ظاهرا از قرن دهم و نيمه دوم ظاهرا در قرن دوازدهم نوشته شده، تقريبا شامل 4150 بيت شعر مي باشد، پشت صفحه نخستين دو يادداشت كه يكي بتاريخ 1117 و ديگري 1134 نوشته شده، موجود و برگ اول ديوان نيازمند وصالي و تمام ديوان مرتب بترتيب قوافي موافق حروف تهجي مي باشد، پشت صفحه اول و آخر يادداشت هائي موجود و عناوين نيمه اول با شنجرف است. جلد تيماجي. كاغذ بخارائي و فرنگي. واقف سپهسالار. قطع خشتي. شماره اوراق (183). صفحه اي (15) بيت. طول (20 سانتي متر (. عرض (14 سانتي متر (. شماره كتابخانه (1) {1} _______. (3325) معجم المطبوعات ص 1617-1615، ابن خلكان ج

1 ص 38-36، شذرات الذهب ج 3 ص 16-13-، مجالس المومنين ص 474-472 و روضات الجنات ص 64-61 ج 1 مراجعه شده است.

خمسه نظامي

ئالدين گرپ ارسلان (12} (2} پادشاه مراغه موشح گرديده و چنان كه در آن كتاب تصريح شده بسال 593 به انجام رسيده) از پس پانصد و نود سه فزان گفتم اين نامه را چو ناموران (و شماره ابيات آن با محاسبه دقيق در حدود (4577) شعر مي باشد. آغاز: اي جهان ديده بود خويش از تو هيچ بودي نبوده پيش از تو 5- اسكندرنامه اين كتاب در داستان اسكندر و دو جزء مي باشد، بخش اول را چنان كه در اوائل كتابست شرفنامه ناميده) از آن خسروي مي كه در جام اوست شرف نامه خسروان نام اوست. و نيز گويد: شرف نامه را فرخ آوازه كرد حديث كهن را بدو تازه كرد (و آن را به اتابك نصره الدين ابوبكر پسر محمد جهان پهلوان تقديم داشته و در ج 4 روضه الصفا در آخر سلاجقه روم اين اتابك را معرفي نموده و گويد پس از عموي خويش قزل ارسلان) در ص 289 ج 4 شذرات نوشته شده كه بسال 587 در رخت خواب خود كشته شد (بيست سال به حكومت اران و آذربايجان قيام نمود و در سنه 607 درگذشت انتهي. آغاز شرف نامه: خدايا جهان پادشاهي تر است زما خدمت آيد خدائي تر است. در آخر بعضي از نسخ خطي و نسخ چاپي) جز چاپ هند (اين دو بيت:) بتاريخ پانصد نود هفت سال كه خواننده را زو نگيرد ملال نوشتم من اين نامه را در جهان كه تا دور آخر بود جاودان (كه سال نظم را معين مي كند موجود و در اواخر شرفنامه ناتمام بودن آن را نيز تذكر داده) چو از نيمه نامه پرداختم سريري ببالين او ساختم (. و بخش دوم به اقبال نامه و خردنامه مشهور گرديده، تسميه آن بخردنامه ظاهرا اينست كه بيت اول از خرد صحبت داشته ولي اقبال نامه بودن آن ناشي از بياني است كه در آخر اين كتاب در ذيل مدح عز الدين ابو الفتح مسعود بن نورالدين ارسلان شاه) بنوبت كه شه دو

هندوي بام يكي مقبل و ديگر اقبال نام فرستاده ام هر دو را نزد شاه كه ياقوت را درج دارد نگاه (ولي چنان كه دانستيم بخش اول را خود شرف نامه نام گذارده و مكرر از آن بدين نام تعبير نموده از جمله در همين بخش دوم گويد: شرف نامه را تازه كردم نورد سپيد آب را ساختم لاجورد و چنان كه پيش از اين در حاشيه گفته شد تاريخ انشائاين بخش دوم ميان سال 13} (1) 607} و 615 بوده و برحسب شماره دقيق در حدود (3488) بيت است. آغاز اقبال نامه: خرد هر كجا گنجي آرد پديد ز نام خدا سازد آن را كليد. سخن بدين جا كه رسيد بران شدم كه چند كلمه ديگر در اطراف اين دانشمند بزرگوار بيان نمايم: از جمله غلط ها يكي نسبت كتاب ويس ورامين به نظامي گنجوي مي باشد و اين قول را پيش از دولتشاه سمرقندي از كسي سراغ ندارم و اين شخص هم در ذيل نظامي عروضي آن را بترديد نسبت بوي يا گنجوي داده و در ذيل گنجوي جزما گويد اين كتاب تاليف اوست و مدركي براي گفتار خويش و اين نسبت اظهار ننموده بلكه آن چه را هم مويد اين نسبت ذكر نموده اشكال دارد و در سخن و سخنوران راجع به رد اين نسبت شرحي نگارش يافته، معاصر دولتشاه جامي در بهارستان فخرالدين گرگاني را نام برده و كتاب ويس ورامين

تاليف ويرا ستوده و گويد در اين روزگار مهجور و ناياب است و چند بيت از آن را هم در آن جا نقل كرده. قزويني در آثار البلاد كه در اواخر قرني كه در اوائل آن نظامي وفات يافته تاليف گرديده در ذيل جرجان فخر الدين را نام برده و اين كتاب را بوي نسبت داده و گويد: نظامي گنجوي خسرو شيرين خود را بتقليد وي انشاء كرده. حمد الله مستوفي در تاريخ گزيده نيز فخرالدين جرجاني و اين كتاب او را نام برده است و گذشته از آن چه گفته شد طرز فكر و روحيه اين دو كتاب با يك ديگر مخالف با اين معني كه ويس ورامين داستان عشقي است كه در آن چندان عفت را ملحوظ نداشته ولي نظامي داستان خسرو شيرين را با كمال عفت و پاكدامني آغاز و به انجام مي رساند. نظامي چنان كه همه تذكره نويسان اشاره كرده اند در سير و سلوك بوده و صاحب مجمع الفصحا نوشته كه مريداخي فرج زنجاني است.

حمدالله مستوفي در تاريخ گزيده) فصل شعراي فارسي زبان (گويد: نظامي عروضي معاصر نظامي گنجه اي بوده و پيش از معرفي از عروضي گنجه اي را معرفي كرده و كتابي بنام حديقه نيز بدو نسبت داده و ظاهرا بلكه مسلما اين نسبت غلط محض است و پس از عروضي عنوان نظامي ديگريرا هم نوشته ولي در نسخه كهن سالي كه در اين كتابخانه مي باشد و بنظر اين نگارنده پس از وفات مولف از روي نسخه خود وي كه هنوز ناتمام بوده نگاشته شده و بسياري از موارد را كه تحقيق مي خواسته ننوشته گذارده و در حاشيه آن مقابله و تصحيح شدن آن تصريح گرديده بجاي آن كلمات نوشته نشده نقطه گذاري شده از آن جمله يكي جاي نام نظامي گنجه ايست و ديگري نام و نشان از نظامي سوم مي باشد. حمد الله مستوفي تصور ن

لغت فارسي و عربي

[370] لغت فارسي و عربي) بفارسي (نسخه اي كه خصوصيات آن در زير اين سطرها نگاشته خواهد شد مشتمل بر لغات عربي و فارسي مي باشد كه بترتيب اواخر آن ها مرتب گرديده و فارسي و عربي آنان از يكديگر مجزي و فرهنگ تازه ايست. مولف پس از اين كه كلمات و لغات را از الف تا يا منظم نموده دوباره يك بيك آن لغات را ذكر و بشرح و بيان آن ها پرداخته و براي اثبات معني مذكور شعري از يكي از شعراي معروف شاهد آورده و اشعار: ابن يمين، خاقاني، دقيقي، فردوسي، سيد حسن غزنوي، رشيد و طواط، آذري، مجد همگر، سعدي، مولوي، اسدي، امير معزي، انوري، عمادي، كمال اسمعيل، خواجو كرماني، حافظ، اوحدي، امامي هروي و بسياري ديگر از متقدمين و متاخرين به استشهاد در آن ديده مي شود و از اشعار صبا ملك الشعرا متوفي بسال 1238 و ميرزا ابوالقاسم قائم مقام متوفي بسال 1251 و ميرزا محمد تقي علي آبادي صاحب تخلص متوفي بسال 1256 و محمد حسين عندليب تخلص پسر ملك الشعرا در آن مكرر ديده شد. در اول و آخر كتاب مولف نامي از

خود نبرده و در ذيل مطالب كتابهم با جستجوي زياد اثري از وي نيافتم، بالاي صفحه اول و دوم نسخه نوشته شده: " اين مسوده باطله كتابست خدمت قبله گاهي حكيم باشي دادم كه اگر لغتي ضرور شود در اين جا پيدا كنند تا كتاب صحيح شود انشاء الله و اين را در آب بشويند و صحيحش را نگاه دارند و شرط كردند كه احدي از روي آن ننويسد كه ناقص است و بدنامي كتاب صحيح ". پشت صفحه نخستين از طرف اعتضاد السلطنه چنين نوشته اند: " هو كتاب در لغت است شخصي جمع كرده است چون زحمتي در جمع كردن آن كشيده و گفته است به آب بشويند از بابت كثرت زحمت او شايسته نبود محو شود در كتابخانه مباركه نواب مستطاب اشرف والا شاهزاده اعظم افخم اعتضاد السلطنه وزير علوم و معادن دام اقباله ضبط شد في شهر رجب 1297 ". از قرائن بالا بدست مي آيد كه تاليف اين كتاب در اواخر قرن سيزدهم هجري و در هنگام پادشاهي ناصرالدين شاه انجام و در الماثر و الاثار چهار نفر به عنوان حكيم باشي معرفي شده اند: 1- در ص 203 گويد: ميرزا محمد حسين طبيب كاشاني از حكيم باشيان مشهور اين عهد جاويد مهد است. 2- ص 210 نگاشته: ميرزا ابو الفضل طبيب كاشاني مقيم دارالخلافه از حكيمباشيان معتبر بود الخ. 3- ص 219

نوشته: ميرزا محمد حكيم باشي شيرازي در ايران چنانست كه ارسطو در يونان معالجاتش بنتائج دم عيسوي ميماند الخ.) اين حكيم باشي جد پدري جناب آقاي حكمت وزير معارف است (. 4- محمد قبلي كه در ص 173 و 174 در ذيل خلاصه عباسي بشرح حال وي پرداخته ايم. و نيز در ص 202 الماثر و الاثار نگاشته شده: " ميرزا عبد المطلب كاشاني مشهور باديب در شعب ادب و علم طب رنج بسيار برده و خون جگر خورده و در فن ادب و احاطه بلغت عرب و تفسير و طب مسلم است. و در كتاب مذكور كه شامل حال دانشمندان چهل سال اول سلطنت ناصر الدين شاه مي باشد جز عبدالمطلب در فن ادب و احاطه بلغت كسي معرفي نشده بنابراين احتمال قوي مي دهيم كه اين كتاب تاليف وي باشد و حكيم باشي مذكور كه مولف

نسخه، كتاب خود را پيش او فرستاده بايستي ميرزا محمد حسين باشد كه مقيم طهران و تا هنگام تاليف الماثر و الاثار زنده بوده است. اين كتاب هنوز ناقص بوده، شواهد بسياري از لغات آن نگاشته نشده، نظم و ترتيب آن هم چنان كه بايست، نيست و شامل دو قسمت است: قسمت اول لغات بترتيب حروف اواخر از الف تا يا. قسمت دوم همان لغات با ترجمه و شواهد آنست و تمام آن در حدود (10700) بيت كتابت دارد. آغاز: قسمت اول: بسمله آلا، آسا، آوا، آشنا، آشنا، آسيا الخ. قسمت دوم: بسمله اسا (1} (1} بكسر الف بمعني خميازه و بمعني شبه و نظير هم آمده. انجام: يمني دست راست و قسم و ميمنت، يتامي يتيمان، يتمطي خرامان مي رود. (888) لغت فارسي و عربي اين نسخه بخط نسخ و نويسنده نام خود و سال نگارش را ننگاشته، از قرائن بخوبي واضح مي شود كه خط مولف مي باشد و تاليف آن خاتمه نيافته، لغات قسمت دوم باشنجرف و بسياري از شواهد در حاشيه صفحات نوشته شده است. جلد تيماج. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع رحلي. شماره اوراق (149). صفحه اي (17) سطر. طول (33 سانتي متر (. عرض (22 سانتي متر (شماره كتابخانه ({1} _______. (16) 1) مولف قسم دوم را بترتيب ذكر لغات در قسم اول نياورده و آسارا

بر آسا و آلا و غيره مقدم داشته و تا به آخر هم به همين نحو پيش رفته است.

خمسه هاتفي) ليلي و مجنون، هفت منظر، تمرنامه يا ظفر نامه هاتفي (

1. در آخر تمر نامه گويد: من آن روز كز طبع گنجينه سنج نشستم بصرافي پنج گنج گرفتم ز ليلي و مجنون نخست وزان صورت دعويم شد درست شد آن نقش فرخ چو گيتي پسند ز شيرين و خسرو شدم بهره مند چو آن گلستان را بياراستم از آن خوش تر آمد كه مي خواستم چو باز آمدم زان همايون سفر سوي هفت منظر فكندم نظر تماشا گهي كردم آراسته كه شد چرخ از رشك آن كاسته شدم چون ز افسانه گفتن خموش هواي سكندر ز دل برد هوش *** شدند آن حريفان فرخنده راي بسوي تمر نامه ام

رهنماي. و خود در اين جا تصريح نموده كه عين ظفر نامه شرف الدين علي يزدي را كه تاريخ صحيح است نه افسانه و خيالي بنظم كشيده. {1) {4) ليلي مجنون هاتفي بسال 1788 م در كلكته چاپ شده. {2) {5) نسخه شيرين خسرو هاتفي زير شماره 332 در كتابخانه مجلس شوراي ملي بنام خسرو شيرين هاتفي موجود در صورتي كه خود اين كتاب را شيرين و خسرو نام گذارده. {3) {6) تمرنامه بسال 1869. در لكنهو چاپ شده و برحسب تصريح ناظم عين ظفر نامه تيموري است.

تحفه العراقين (2)

(1107) تحفه العراقين اين نسخه را بخط نستعليق خيلي خوب محمد مسيح ابن مولانا نويدي شيرازي بسال 1063 نوشته و همين نويسنده " ليلي و مجنون " مكتبي را كه در همين فصل معرفي خواهيم نمود، نوشته و بدين نسخه پيوسته است، در ابتداء ديباچه و اصل تحفه هر يك سرلوحي زيبا ترسيم گرديده و اطراف صفحه سرلوح دار و صفحه مقابل نيز تذهيب ظريفي شده، صفحات مجدول بطلا و لاجورد و عناوين مطالب با طلا نگارش يافته و پشت برگ نخستين و برگي كه پيش از آنست دو يادداشت بخط شاهزاده فرهاد ميرزا با مهر و امضاء وي موجود است. جلد روغني ظريف و در دو طرف خارج آن ترسيم ليلي مجنون و دو طرف داخل گل و بوته است. كاغذ سمرقندي. واقف سپهسالار. قطع بغلي. شماره اوراق كليه (171) اين نسخه (104). صفحه اي (17) سطر. طول (16 سانتي متر (. عرض (8 سانتي متر (. شماره كتابخانه (463).

خمسه نوائي (3)

(1151) خمسه نوائي) سد سكندري (اين نسخه كه در اين كتابخانه به نام " اشعار تركي " معرفي شده، " سد سكندري " يا پنجمين كتاب خمسه نوائي است ولي 180

بيت از اول و 278 بيت از آخر آن افتاده، ظاهرا در قرن دهم هجري نگارش يافته و برگ هائي از آن وصالي شده است. جلد تيماجي. كاغذ سمرقندي. واقف سپهسالار. قطع خشتي بزرگ. شماره اوراق (98). صفحه اي (18) سطر. طول (23 سانتي متر (. عرض (18 2/1 سانتي متر (. شماره كتابخانه (172).

مجمع البحرين (4)

(898) مجمع البحرين اين نسخه بخط نسخ سيد اسمعيل موسوي حسيني در سنه (1224) نوشته شده و شامل تمام كتاب) بدون فوائد (مي باشد، يك صفحه از اول كتاب افتاده، و اولين سطر موجود اين است:) سواء عليهم استغفرت لهم ام لم تستغفرلهم و للانكار الابطالي فتقتضي بطلان ما بعدها الخ (. ورق اول و آخر وصالي شده است. جلد تيماجي. كاغذ فرنگي مهره زده. واقف سپهسالار. قطع رحلي. شماره اوراق (356). صفحه اي (29) سطر. طول (30 سانتي متر (. عرض (21 سانتي متر (. شماره كتابخانه (80).

شرح نهج البلاغه - عز الدين آملي

السلام علي كاتبه بمحمد و عترته الطاهرين آمين يا رب العالمين. و اين قسمت در نسخه ديگر نيست، ورق اول نسخه وصالي و پشت آن يادداشت هائي در معرفي از اين كتاب و مطالب متفرقه نوشته شده و يكي از آن ها را محو كرده اند. جلد چرمي. كاغذ سمرقندي. واقف سپهسالار. قطع رحلي. شماره اوراق (347). صفحه (17) سطر. طول (30 سانتي متر (. عرض (19 سانتي متر (. شماره كتابخانه (2) {1} _______. (3093) در نسخه مدرسه كلمه ابن ميان عز الدين و جعفر نگاشه نشده ولي در نسخه كتابخانه حضرت رضا عليه السلام و نسخه متعلقه باقاي مشكوه استاد محترم اين دانشكده عز الدين بن جعفر ثبت گرديده و در دو ماخذ مذكور فوق هم فقط مولف عز الدين آملي

معرفي شده است. {1) {2) اين معني را عزالدين در ص 2 و 694) از نسخه مدرسه (تذكر داده اند. {2) {3) در صفحات 48، 63، 66، 217، 250، 272، 274 و 282) از نسخه مدرسه و صفحات ديگر (. {1) {4) تاريخ تاليف و ترجمه را در مقابل انجام از خط مترجم و شارح نقل نموده ايم و در فهرست رضويه ص 25 ج 1 سال 972 نوشته شده و ظاهرا بلكه مسلما غلط و تاريخ مذكور سال كتابت نسخه آن كتابخانه است.

التصريح بمضمون التوضيح

[388] التصريح بمضمون التوضيح) عربي (اين كتاب شرح اوضح المسالك الي الفيه ابن مالك مي باشد كه در ص 306 معرفي از آن گرديد و شارح آن خالد بن عبدالله ازهري است) زين الدين خالد بن عبد الله بن ابي بكر المصري الازهري متوفي بسال 905) كه از علماء نحو معاصر با جلال الدين سيوطي و عبد الرحمن جامي آن دو عالم نحوي بزرگ بوده و صاحب شذرات الذهب (1} (1} در زير مردگان در سال 905 نام و نسب او را چنان كه نقل نموديم ذكر نموده و گويد: كار وي روشن ساختن چراغ هاي يكي از مدارس بود، روزي فتيله وي بر جزوه يكي از طلاب افتاد، او را ناسزا گفت و بناداني نسبت داد، اين نسبت بروي سخت آمد، با اين كه سي و شش سال از عمرش گذشته بود، شروع به تحصيل نمود و در آن موفقيتي يافت و مردم را بخويشتن مشغول كرد و شرحي جامع بر توضيح نگاشت كه مانند ندارد و ديگر از مولفات وي اعراب الفيه ابن مالك و شرح سودمندي بر اجروميه (2} (2} و شرحي بر قواعد الاعراب ابن هشام (3} (3} و شرحي بر مقدمه جزريه در تجويد (4} (4} و شرحي بر قصيده برده (5} (5} و مقدمه از هريه و شرح آن (6} (6} مي باشد و از مولفات او مردم بسيار سودمند مي شوند چرا كه بي زوائد و واضح و آشكار بدون تعقيد تاليف گرديده است. صاحب روضات گويد نسبش به ابو منصور ازهري) صاحب تهذيب اللغه (مي رسد و بسال 896 تاليف تصريح خاتمه يافته و مشتمل بر سي و چند هزار بيت و مورد توجه

و عنايت طلاب و مدرسين در اين زمان است. در مقدمه آن خود گويد: ابن هشام را در خواب ديدم بوي گفتم كتاب توضيح شما محتاج بايضاح است تصديق نمود و گفت بر آنم كه در مشكلات آن چيزي بنگارم چون بيدار شدم خواب خود را بدوستان و دانشمندان نقل نمودم گفتند كه اين خود تو را اجازه ايست كه بدين كار اشتغال جوئي با استخاره از خداوند توانا شروع باين كار نمودم و نام آن را " التصريح بمضمون التوضيح " گذاردم الخ. تصريح بسال 1284 در ايران چاپ شده است. آغاز: بسمله الحمدلله الملهم لتحميده حمدا موافيا لنعمه مكافيا لمزيده الخ. {1) {1) _______ شذرات الذهب ج 8 ص 26، روضات ج 1 ص 270، معجم المطبوعات العربيه و المعربه ص 2) {2} . 811) بنام: شرح الاجروميه دو بار در مصر چاپ شده. {3) {3) در معجم المطبوعات بنام " موصل الطلاب الي قواعد الاعراب " كه نام آنست ثبت شده و گويد در حاشيه تمرين الطلاب مكرر چاپ شده است. {4) {4) بنام الحواشي الازهريه في حل المقدمه الجزريه دو بار چاپ شده. {5) {5) بسال 1286 چاپ شده است. {6) {6) بنام شرح الازهريه اين شرح دو بار چاپ شده است.

كنز اللغات

[363] كنز اللغات) عربي بفارسي (مولف اين كتاب چنان كه در مقدمه تصريح شده: محمد بن عبد الخالق بن معروف مي باشد كه در قرن نهم هجري در زمان سلطنت كار كيا سلطان محمد پسر كار كيا ناصر كيا پادشاه گيلان) از سال 883-851 پادشاهي نموده ( (1} (1} زندگاني مي كرده و اين كتاب را بنام آن پادشاه موشح كرده است. مولف، لغات قرآن كريم و احاديث شريفه را بترتيب حروف تهجي اواخر آن ها در بيست و هشت باب مرتب نموده و هر بابي را مشتمل بر فصولي چند قرار داده و از لغات مشتقه بذكر مصادر آن ها قناعت كرده و پس از آن غيرمشتقه را ذكر نموده و در مقدمه گويد كه اين كتاب را با مراجعه به صحاح، مجمل، دستور، مصادر، اختيارات بديعي،

لغات القرآن و شرح نصاب تاليف كرده ام و كلياتي را در بيان مطالب لغوي و صرفي در 16 ماده بنام مقدمه آورده و گاهي بايات و اخبار استشهاد كرده است. اين كتاب در حدود (25000) بيت كتابت دارد و مكرر در ايران چاپ شده است. آغاز: بسمله ابتدي هر سخن آن خوب تر در هر مقام كوبود باحمد معبود خداي لاينام (2) (1} 5 جواهر كنوز لغات حمد و سپاس نثار بارگاه حضرت متكلمي كه زبان اصناف آدميان را كليد گنج خانه سخن گردانيد الخ. {1) {1) _______ تاريخ گيلان تاليف مير ظهير الدين مرعشي ص 381-260 و مجالس المومنين ص 411 مراجعه شود. {1) {2) در بعضي از نسخه ها " نيك نام " و در بعضي " پاك نام " و در برخي " لاينام " نوشته شده است.

تذكره دولتشاه سمرقندي (1)

(1117) تذكره دولتشاه سمرقندي اين نسخه را بخط نستعليق بسال 1042 دوست علي بن قنبر نوشته، در حدود 25 بيت از ابتداء آن افتاده و نخستين سطر آن اينست: و غفران از دل و جان روشن راويان ايمان نثار روضه منور الخ. عناوين كتاب با شنجرف نوشته شده، چند برگ از اول و برگ آخر وصالي گرديده و برگ آخر يادداشت هائي مورخ بسال هاي اخير قرن يازدهم و بدون تاريخ مي باشد. جلد تمياجي. كاغذ چهار بغل اصفهاني. واقف سپهسالار. قطع خشتي بزرگ. شماره اوراق (139). صفحه اي (16) سطر. طول (25 سانتي متر (. عرض (19 سانتي متر (. شماره كتابخانه (2727).

مجمع البحرين (1)

(895) مجمع البحرين اين نسخه بخط نسخ بسال (1160) نگارش يافته و مشتمل بر تمام كتاب با فوائد ملحقه بانست، كاتب در آخر كتاب و قبل از فوائد نام خود را بهاء الدين بن علي النجفي الشهير بالغطاوي معرفي كرده و در آخر قسمت

فوائد نيز تصحيح و مقابله آن را تصديق نموده است، پشت صفحه اول سيد عبدالله بن محمد رضا شبر متوفي بسال 1242 شرحي بخط خويش مبني بر اين كه اين كتاب متعلق بشيخ احمد زين عاملي بوده و نزد ايشان عاريه است نوشته اند و خط شيخ مذكور و بعضي از علماء ديگر نيز در اين صفحه موجود و يكي از يادداشت هاي پشت صفحه را محو كرده اند، چند ورق از اول و آخر نسخه وصالي شده است. جلد ميشن. كاغذ كاهي. واقف سپهسالار. قطع رحلي. شماره اوراق (318). صفحه اي (34) سطر. طول (38 سانتي متر (. عرض (34 سانتي متر (. شماره كتابخانه (84).

صراح اللغه > الصراح من الصحاح (4)

(845) صراح اللغه اين نسخه بخط نسخ خوب نوشته شده، كاتب نامي از خود و سال كتابت نبرده، و بنگاشتن عباراتي كه در حاشيه ص 202 نقل گرديده اكتفا نموده تا آنان كه بخطوط هر قرني آشنائي ندارند آن را از خطوط آخر قرن هشتم و كهنه پندارند، در صورتي كه پر آشكار است كه از خطوط اوائل قرن سيزدهم هجري مي باشد و تذهيب سرلوح آن هم داراي اهميتي نيست، لغات با شنجرف نوشته شده و صفحات مجدول بطلا و لاجورد و شنجرف است، پشت صفحه اول يادداشتي بوده آن را محو كرده اند، اثر نام فتح علي شاه قاجار و برخي از كلمات ديگر باقي و قابل ديدن است و تاريخ اين نوشته بسال 1233 مي باشد و چند يادداشت موجود است و پشت ورق آخر نيز يادداشتي بوده كه جز سطر اول و آخر آن همه را محو كرده اند در حاشيه بعضي از صفحات مطالب سودمندي نگاشته شده است. جلد تيماجي وسط پارچه. كاغذ دولت آبادي. واقف سپهسالار. قطع وزيري. شماره اوراق (343). صفحه اي (22) سطر. طول (27 سانتي متر (. عرض (18 سانتي متر (. شماره كتابخانه (112).

شرح مقامات حريري - مطرزي) الايضاح ((2)

(770 ) شرح مقامات حريري مطرزي اين نسخه در سال 1100 بخط نسخ احمد بن علي حسيني نگارش يافته، حاشيه دو ورق از اواسط كتاب پاره شده يكي را وصالي كرده اند. جلد چرمي. كاغذ اصفهاني. واقف سپهسالار. قطع خشتي. شماره اوراق (209). صفحه (18) سطر. طول (20 سانتي متر (. عرض (15 سانتي متر (شماره كتابخانه (3253).

شرح شواهد مغني اللبيب

[430] شرح شواهد مغني اللبيب) عربي (جلال الدين سيوطي كه در ص 338-337 بشرح حال و بيان مولفات ايشان پرداخته ايم اشعاري كه ابن هشام در مغني اللبيب به آن ها استشهاد نموده گرد آورده و پس از آن بشرح آن ها پرداخته و در مقدمه همين شرح گويد در حاشيه اي كه بر مغني اللبيب بنام " الفتح القريب " نگاشتم شواهد آن را نيز شرحي مختصر كرده ام پس از آن بر آن شدم كه جداگانه در شرح شواهد كتابي سازم كه مشتمل بر تمام قصائدي باشد كه يك بيت يا ابياتي از آن استشهاد گرديده و فوائد و لطائف ديگري بر آن افزايم و شرح حال گوينده و محل شاهد از آن بيت و بيان معاني كلمات مشكله آن ها را متكفل باشد، چون بتاليف آن دست زدم ديدم كه در حدود چهار مجلد مي شود و اتمام اين كار بسيار طول خواهد كشيد و خوانندگان ملول خواهند شد، از به انجام رسانيدن آن گذشتم و طرزي ميانه شرح نخستين و شرح دومين برگزيدم و در اين جا پس از اين كه بيتي را عنوان مي نمايم بقيه ابيات آن اگر از ده نگذرد همه را مي آورم و اگر بيش از ده باشد ابياتي كه در اين كتاب مولف به آن ها استشهاد نموده و يا از لحاظ ادبيت و عربيت و محسنات لفظي و معنوي از ديگران پيش تر باشند مي آورم و بشرح كلمات و

لغات مشكله آن ها مي پردازم و محل شاهد را هم معين مي نمايم و مي نگارم كه اين ابيات از كيست و شرح حال او چيست و در چه مورد و هنگام آن را سروده است. مولف در مقدمه نيز ماخذ خود را نام برده و تا باخر به همين

نهج كه گفته بود پيش رفته و اين مولفه او نيز گنجينه اي ادبي و بسي گران بهاست و در حدود (18000) بيت كتابت دارد و بسال 1271 در ايران و بسال 1322 در مصر چاپ شده است. (1} (1} آغاز: بسمله الحمدلله الذي فتق السن العرب العاربه بالفصاحه الخ. (1002) شرح شواهد مغني اين نسخه را بخط نسخ عبد العلي بن ملاعلي زنوزي بسال 1284 نوشته، عناوين ابيات در اوراق اوليه با شنجرف نوشته شده و در اواخر جاي آن ها بازمانده و برگ نخستين آن وصالي گرديده است. جلد تيماجي نيم ضربي. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع وزيري. شماره اوراق (252). صفحه اي (20) سطر. طول (24 سانتي متر (. عرض (16 سانتي متر (. شماره كتابخانه ( _______. (3244) 1) {1} در ص 1081 معجم المطبوعات نام اين كتاب " الفتح القريب بشواهد مغني اللبيب من كتب الاعاريب " ثبت شده ولي در خود اين شرح اين نام نيست تصور مي كنم كه نام حاشيه مولف كه در مقدمه برده شده مولف معجم مذكور را بخطا انداخته است.

تذكره نصرت > خلاصه لطائف الخيال

[493] تذكره نصرت > خلاصه لطائف الخيال) فارسي (امير محمد صالح نواب رضوي پسر ميرزا محسن نواب مي باشد كه بنابر تحقيق مرحوم آقا محمد باقر مدرس رضوي در كتاب " شجره طيبه " (1} (1} " باني مدرسه صالحيه) بسال 1086) است كه اينك مشهور به مدرسه نواب و درب آن مقابل ضريح مبارك حضرت امام علي بن موسي الرضا عليه و علي آبائه و ابنائه الكرام آلاف التحيه و الثناء در صحن قديم باز مي شود و نيز باني مصلاي ارض اقدس رضوي) بسال 1078) است كه بيرون دروازه پائين خيابان واقع گرديده و بر كتيبه آن مدرسه، باني را بنثر، ميرزا صالح و بنظم ميرزا ابو صالح معرفي نموده ودر كتاب نام برده است كه به لقب صدر الممالك مشتهر و مصدر خيرات و مبرات بود و گذشته از املاك بسيار براي مصارف آن مدرسه،

كتاب هاي زيادي بر طلاب آن وقف نموده و رساله اي شامل رباعياتي از شعراي متقدمين و متاخرين بترتيب قوافي موافق ترتيب حروف تهجي مرتب و هر رباعي را بنام گوينده آن ثبت نموده و آن را " دقائق الخيال " ناميده و گذشته از آثار گذشته ابياتي لطيف از اين سيد جليل بيادگار مانده است. در مقدمه كتابيكه لطائف الخيال ناميده شده و شامل انتخابي از اشعار متقدمين و متاخرين نيز بترتيب قوافي بر ترتيب حروف تهجي ميباشد، منشي آن محمد نصير متخلص بنصرت نوشته كه اين انتخاب از امير محمد صالح رضوي است. و چون اين مقدمه داراي صنعتي ظريف مي باشد، بخشي از آن را در اين جا مي آوريم: اعني جناب مقدس القاب خلف الصدق دودمان مصطفوي و سلاله امجاد خاندان مرتضوي امير محمد صالح الرضوي ادام الله تعالي ظلال اقباله الي يوم الدين با وجود كثرت مشاغل دنيوي و صرف همت عالي نهمت بكسب معارف حقه اخروي در فواضل اوقات بقدر انتهاض فرصت از هر گلشني گلي شگفته و ازهرمرغزاري سنبلي تازه رسته و از هر نهالي ثمر نورس حالي فراهم آورده گلدسته بسته بودند بخاطر دقائق ذخائر خدام و الامقام معزي اليه رسيد كه آن گلدسته هاي رنگين را كه هر برگ گلش آئينه بدن نماي صورت احوال انيسي و هر شاخ

سنبلش نمودار رشته مواصلت صحبت جليسي است يك جا جمع و ترتيبي خاص كه هر آينه باعث تسهيل شناختن مقام هر يك از آن ها تواند بود مرتب و بلطائف الخيال ملقب سازند لهذا جهت تبيين اين مرام حسب الاشاره خدام و الامقام معزي اليه اين فقير حقير بي بضاعت ابن محمد جعفر البصري محمد نصير متخلص بنصرت اين شكسته بسته را كه بطريق براعت استهلال محتوي است بر اسامي و تخلصات شعرائي كه در اين مجموعه اندراج يافته مقدمه بيان ترتيب آن نموده بمضمون الاطاعه فوق الادب بقدم جرات و جسارت بساط پيماي اين گلشن نشاط و سرور شد اميد از لطايف ارباب استعداد آن كه باستبن كزلك اصلاح غبار ذلت و فساد از چهره مقاصد آن پاك و منظور نظر عنايت اثر مي ساخته بانند و الله الموفق للصواب.

نصرت كه خود از شعراي معاصر مولف بوده و ابيات زيادي از وي در لطائف الخيال مندرج است پس از مقدمه دو فهرست براي بدست دادن شعرائي كه در اين كتاب از آن ها شعر نقل گرديده ترتيب داده يكي مبني بر نام آن ها بترتيب حروف تهجي و در ذيل نام هر يك تخلص او را نيز ثبت نموده و ديگري مبني بر تخلص آن ها با ذكر نام آن ها بطرز فهرست اول. تاكنون بر نسخه كامل لطائف الخيال دست نيافته ام، از آثاري كه بر نسخه ناقص كتابخانه مجلس شوراي ملي مي باشد، بدست مي آيد كه اين كتاب در حدود (26000) بيت بوده است و از مقدمه نسخه اي كه در كتابخانه ملي ملك) در طهران است (موجود است معلوم مي شود كه همان نصرت نام برده باختصار لطائف الخيال پرداخته و آن را " خلاصه لطائف الخيال " ناميده است و گذشته از اين دو رساله ديگر نيز موافق قوافي حروف تهجي از لطائف الخيال انتخاب نموده و ديباچه كوچكي بر آن نگاشته: 1- در اشعاري كه داراي مصرع هاي نفيس مي باشد و گفتن مانند آن ها مشكل و داراي معاني بلند است. 2- ابياتي كه داراي معاني لطيف و مشكل مي باشد. نسخه كتابخانه ملي ملك گذشته از مقدمه نثري نصرت و دو فهرست نام برده داراي مقدمه اي منظوم از شاعر خالص تخلص مي باشد كه در آن تعريف و تمجيد زياد از اين انتخاب شده و تاريخ انتخاب را هم كه بسال 1104 بوده و مي رساند كه امير محمد صالح تا آن هنگام زنده بوده دارد و در آخر آنست: نسخه با كمال رنگيني تحفه اين چنين كه مي بيني سعي بنمود ميرزا صالح جمع فرمود ميرزا صالح آن كه او را بوصف حاجت نيست هيچ وصفي به از سيادت نيست خالص اين تحفه تمام عيار هست مجموعه بهشت و بهار خواهي ار زين كتاب تاريخش شد گل انتخاب تاريخش اين انتخاب يا خلاصه لطائف الخيال برحسب شماره اي كه نگارنده نموده در حدود (10000) بيت مي باشد و مان

كنز اللغات (2)

(779) كنز اللغات اين نسخه را بخط نستعليق خوب بسال 1097 محمد اشرف نوشته، داراي سرلوحي زيبا مي باشد، ميان سطرهاي دو صفحه ابتداء نسخه تذهيب شده، ديگر صفحات مجدول بطلا و لاجورد و ابواب و فصول و لغات باشنجرف نوشته شده است. جلد تيماجي نيم ضربي مستعمل. كاغذ دولت آبادي. واقف مشير السلطنه. قطع رحلي. شماره اوراق) (. صفحه اي (19) سطر. طول (30 سانتي متر (. عرض (20 سانتي متر (. شماره قفسه مشير السلطنه (579).

حاشيه بر شرح جامي از اسفرايني (2)

(933) حاشيه اسفرايني بر شرح جامي اين نسخه بخط نسخ خوب مسيح شيرازي نوشته شده، ظاهرا از خطوط قرن يازدهم هجري مي باشد، يادداشت هائي از علماء قرن دوازدهم و سيزدهم با مهرهاي ايشان) بعضي با تعيين سال (پشت ورق اول و آخر موجود و يادداشتي در آخرين صفحه بوده آن را محو كرده اند، داراي سرلوحي زيبا و صفحات آن مجدول بطلا است. جلد ميشن. كاغذ سمرقندي. واقف سپهسالار. قطع وزيري. شماره اوراق (219). صفحه اي (19) سطر. طول (24 سانتي متر (. عرض (15 سانتي متر (. شماره كتابخانه (3167).

ديوان جامي (1)

(1177) ديوان جامي اين نسخه بخط نستعليق خوب نگارش يافته، شامل قصائد و غزليات و مقطعات و رباعيات است، اطراف دو صفحه نخستين تذهيب و ميناكاري و نقاشي بسيار ظريف گرديده و آيات كريمه اي كه در ديباچه بان ها تمثل جسته باطلا نگارش يافته، ابياتي از قصائد و يك برگ از غزليات و هشت رباعي از آخر آن افتاده، چهار برگ از قصائد در رديف الف از غزليات صحافي شده، و در اول غزليات سرلوح ظريفي دارد، پشت برگ اول ترنجي مينا شده و مذهب مي باشد و اين برگ

وصالي گرديده، و پيش از شروع به ديباچه دو صفحه نقاشي چيني بسيار ظريف كه مجلس بزم سلطان را مجسم مي نمايد و هر يك تمام صفحه را گرفته موجود، طرز خط و تذهيب و نقاشي حاكم است كه نسخه در اواخر قرن نهم و شايد در زمان خود جامي و براي سلطان حسين ميرزا نگارش يافته ابياتي كه از قصيده اول ديوان افتاده در حاشيه آخرين برگ ديباچه نوشته شده و تمام برگ ها مجدول بطلاست. جلد تيماجي. كاغذ بخارائي. واقف سپهسالار. قطع وزيري. شماره اوراق (256). صفحه اي (17) سطر. طول (23 سانتي متر (. عرض (15 2/1 سانتي متر (. شماره كتابخانه (334).

التصريح بمضمون التوضيح (5)

(926) التصريح بمضمون التوضيع اين نسخه بخط نسخ نوشته شده، كاتب آن محمد حسين استرابادي مي باشد، از سال نگارش نام نبرده، و ظاهرا از خطوط اواسط قرن سيزدهم هجري است. جلد تيماجي. كاغذ فرنگي مهره زده. واقف سپهسالار. قطع رحلي. شماره اوراق (398) صفحه اي (25) سطر. طول (31 سانتي متر (. عرض (21 سانتي متر (. شماره كتابخانه (3214).

صد كلمه يا ترجمه مائه كلمه (2)

(784) صد كلمه يا ترجمه مائه كلمه الجاحظ اين نسخه را بخط نستعليق خيلي خوب علي نائيني در سال 1274 با طلا و لاجورد نگاشته و ترجمه كلمات را هر يك بيك بيت در ذيل آن ها تحرير نموده و ترتيب كلمات نسخه چاپي اين ترجمه و نسخ خطي آن با يك ديگر مطابق نيست. جلد تيماج. كاغذ فرنگي مهره زده واقف سپهسالار. قطع خشتي. شماره اوراق (18). صفحه (9) سطر. طول (23 2/1 سانتي متر (عرض (17 2/1 سانتي متر (شماره كتابخانه (3049).

حلبه الكميت (2)

(1134) حلبه الكميت اين نسخه بخط نسخ خوب نوشته شده، كاتب نام خود و سال نگارش را ننگاشته از طرز خط و كاغذ مسلم است كه در اواخر قرن سيزدهم نگارش يافته و صفحات مجدول بطلا و لاجورد است. جلد ميشن. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع وزيري. شماره اوراق (293). صفحه اي (22) سطر. طول (29 سانتي متر (. عرض (16 سانتي متر (. شماره كتابخانه (2891).

ديوان) كليات (ظهوري

[550] ديوان) كليات (ظهوري) فارسي (نورالدين محمد (1} (1} ظهوري تخلص بگفته آذر و نقل متاخرين از او ترشيزي است ولي امين احمد او را در هفت اقليم از دانشمندان شهر تربت شمرده و درباره وي گويد: " باوصاف حميده و اطوار پسنديده موصوف بوده، بغايت نيكو ذات و خوش اخلاق است، پيوسته شيوه اش اين كه كار فقيري بسازد و همواره خواهشش اين كه مراد درويشي بر آرد الخ " و چند بيت از و نقل كرده، ادوارد برون در تاريخ ادبيات خود گويد: " ظهوري ترشيزي بسال 1034 با پدرزنش ملك قمي كه نيز از شعر است در شورشي كه در دكن واقع شد كشته شده اند و ظهوري را از نثر نويسان معتبر و خوش سليقه ميدانند الخ " . ساقي نامه ظهوري بسيار مشهور و در حدود (4100) بيت مي باشد ولي با اين اشتهار آذر او را چندان نپسنديده و ديوان او شامل قصائد و غزليات و رباعيات است و از آثار نثري وي سه ديباچه است كه بنام: 1- خوان خليل. 2- ديباچه نورس 3- گلزار ابراهيم مشهور مي باشند و نسخه زيرين شامل آن هاست و مكاتيب و منشاتي از ظهوري نيز در دست است 1- مكتوبي كه به فيضي (1004 مرده (نوشته و ديگري در شكوه از اهل كرم و اين هر دو نيز پيش از ديوان وي) نسخه زيرين (نگارش يافته و پنج مكتوب

او با سه ديباچه هاي نام بر ده در زير شماره 288 در كتابخانه مجلس موجود است. ديوان

قصائد و غزليات ظهوري موافق نسخه زيرين در حدود (10400) بيت مي باشد و باساقي نامه (14500) بيت خواهد بود و در اين ديوان مدح و ثناي ائمه اثني عشر عليهم السلام و عادلشاه ابيات بسياري است. آغاز غزليات: آن كه خواهد داشت فردا رحمتش ديوان ما گشته وصفش آفتاب مطلع ديوان ما (1222) ديوان ظهوري ترشيزي اين نسخه بخط شكسته نستعليق نوشته شده، نامي از نويسنده و سال نگارش در نسخه نيست، در عبارات ديباچه هاي سه گانه:) ديباچه نورس - خوان خليل - گلزار ابراهيم (و بعضي از ابيات ديوان اصلاحي بقلم غير از نويسنده نسخه ديده مي شود شايد بنظر خود ظهوري رسيده و باصلاح آن پرداخته، كهنه بودن نسخه اين احتمال را تاييد مي نمايد و گذشته از ديباچه هاي نام برده و دو مكتوب مذكور شامل ساقي نامه و قصائد) غير مرتب است (و غزليات و يك صفحه شامل چند رباعي از شاعر مي باشد و اسلوب خط هندي است و در اثر صحافي ابياتي از آن از ميان رفته و چند برگ آن هم وصالي شده است. جلد تيماجي. كاغذ دولت آبادي. واقف سپهسالار. قطع خشتي نازك. شماره اوراق (292). صفحه اي (28) بيت در متن و حاشيه.) طول 20 سانتي متر (. عرض (13 سانتي متر (. شماره كتابخانه ( _______. (382) 1) {1} در هفت اقليم ص 575 و 576 و آتش كده آذر ص 73 و 75 و ترجمه تاريخ ادبيات برون ج 4 ص 169 فقط بنام ظهوري معرفي گرديده ولي مرحوم اعتصام در فهرست كتب خطي مجلس ص 164 و 245 و 246 نام ظهوري را نور الدين محمد معرفي كرده است.

ديوان حافظ شيرازي

[522] ديوان حافظ شيرازي) فارسي (شمس الدين محمد بن كمال الدين متخلص به حافظ و مشهور به خواجه مطلق) در زبان ادبا (و خواجه حافظ، از مشاهير شعرا و معاريف سخنوران ايران مي باشد، از آثار موجوده او كمال نفساني و

اطلاعات حكمي و عرفاني وي هويدا و بنابر تصريح خود وي قرآن كريم را با چهارده قرائت در حفظ داشته و آن چه نصيبش گرديده همه را از دولت قرآن دانسته و بدين مناسبت تخلص خود را حافظ قرار داده و مدعي شده كه چون وي كسي لطائف حكمي را با نكات قرآني جمع ننموده، خداوندگار نگارنده حضرت آقاي حاج شيخ يوسف حدائق ادام الله ظله العالي كه شصت سال از شصت و شش سال عمر خويش را در تعلم و تعليم اخبار ماثوره از اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام و تفسير قرآن كريم و فقه و اصول و حكمت صرف نموده و با اصول و مباني و آثار عرفا هماره سروكار داشته چنديست كه بمطالعه اين ديوان اشتغال و ادعاي اين بزرگ را تصديق و طالبين را بشرح ابيات و مقالات اين لسان الغيب و تطبيق آن ها با آيات و اخبار و قواعد حكمي مستفيد مي فرمايند. بنابر مقدمه اي كه معاصر وي محمد گل اندام كه از نگارش وي ظاهرست در مجلس درس قوام الدين عبدالله با خواجه شريك در استفاده بوده، خواجه بنظم و ترتيب اشعار خود نپرداخته و استاد مكرر دستور فرموده كه گل اندام بدين كار مبادرت نمايد ولي تا پس از مرگ استاد و خواجه موفق بدين كار نگرديده و پس از آن بجمع و ترتيب آن پرداخته عين عبارت مقدمه اينست: "

محافظت درس قرآن و ملازمت شغل سلطان و تحشيه كشاف و مصباح و مطالعه مطالع و مفتاح (1} (1} و تحصيل قوانين ادب و تحسين دوانين عرب از جمع ابيات و غزلياتش مانع آمدي و از تدوين و اثبات ابياتش و از ع گشتي الخ " بنابراين نسبت تاليف تفسيري بخواجه درست خواهد بود ولي بدبختانه تاكنون نسخه اي از آن بدست نيامده است و از جمله: " ملازمت شغل سلطان " كه در مقدمه است معلوم مي شود كه در دستگاه شيخ ابواسحق و آل مظفر مقام دبيري داشته و نگارنده مجموعه اي كه شامل چند رساله و چندين مكتوب مركب از نظم و نثر مي باشد و بسال 786 نگاشته شده در كتب خطي مجلس شوراي ملي ايران يافته و با ادله اي كه در فهرست آن جا خواهد نوشت آن را از خواجه مي داند، و مويد كامل بر صحت قول گل اندام

خواهد بود. تولد خواجه مسلما بسال 728 بوده چرا كه در كاغذي كه به پادشاه هند نوشته و معذرت از رفتن خود خواسته شمار عمر خود را پنجاه و پنج معين نموده و مرحوم فرصت الدوله در " درياي كبير " دعوت شاه محمود به مني پادشاه دكن را از خواجه و قصد رفتن و عدم موفقيت او را بسال 783 معين نموده) اين قسمت را شاعر شهير و دانشمند نحرير و خطاط كم نظير معاصر محمد حسيني متخلص به قدسي كه از شعراي معمر و بزرگوار كنوني شيراز اند از كتاب مذكور در مقدمه ديوان حافظ كه بخط ايشان در بمبئي چاپ گرديده نگاشته اند (و سال وفات ايشان را شعرا " خاك مصلي " كه سال 791 را مي رساند يافته اند ولي جامي در نفحات الانس و سلطان حسين بايقرا در مجالس و هدايت در رياض العارفين بسال 792 نوشته اند و اين اختلاف ناشي از اينست كه قطعه ايرا كه گل اندام در اواخر مقدمه خود بر ديوان نوشته:) بسال ذال و صاد و حرف اول ز دور هجرت ميمون احمد بسوي جنت اعلي روان شد فريد عهد شمس الدين محمد بخاك پاك او چون بر گذشتم نگه كردم صفا و نور مرقد و برخي آن را بسال باوصاد و ذال ابجد ثبت كرده اند، بنابراين 792 مي شود چنان كه بنابر روايت اول 791 خواهد بود و مرحوم اعتصام در ص 213 فهرست

كتب خطي مجلس بنقل از تذكره نويسان سال 794 و 795 را نيز در وفات خواجه نقل كرده اند ولي در ماخذي كه (2} (1} نگارنده در اين هنگام به آن ها مراجعه نموده اين دو سال اخير ثبت نگرديده است. معاصرين خواجه شاه داعي الله، شاه نعمت الله، سيد ابو الوفا، شيخ علي كلا، شيخ زين الدين خوافي، كمال خجندي و شاه ابو اسحق و شاه منصور و شاه شجاع و شاه محمود پادشاه دكن بوده و در ديوان وي بنام بعضي از ايشان اشعار و مدايحي ثبت گرديده است. اشعار خواجه از همان عصر و او ان انشاء مطلوب عام و خاص گرديده و خواجه را هم شهره آفاق كرده، گروهي از معاصرين هم به وي رشگ برده و خود وي در مقطع غزلي گفته: حسد چه مي بري اي سست نظم بر حافظ قبول خاطر و لطف سخن خدا داد است و همين مطلوبيت و زيادي نسخه برداشتن از آن

باعث تحريف و تصحيف بسيار در آن گرديده و اشعار ديگران هم كه اندك شباهتي باشعار حافظ داشته) در بعضي از موارد هم بسيار مبائن با سبك و روش اوست (در ديوان اوداخل شده و تشخيص آن بسيار كاري دشوار و جز اديب بارع و سخن شناس ماهر نمي تواند غث

فرهنگ جهانگيري (1)

(849) فرهنگ جهان گيري اين نسخه چنان كه در آخر لغات تصريح شده است بخط نستعليق ميرزا كاظم ولد ميرزا صادق در سنه (1239) نگاشته شده و داراي خاتمه فرهنگ است كه در نسخ ديگر خطي اين كتابخانه و نسخه چاپي نيست. پشت ورق اول يادداشتي بقلم فخري قاجار مي باشد در آن يادداشت ورود ناصرالدين شاه در تاريخ 25 رجب سال 1267 بقريه آوه است و از گرمي هوا و ترس از حشرات گزنده راحت نبوده و اين رباعي بنظم نويسنده يادداشت شده: گويند قديم آوه شهري بوده است جاري دروي بزرگ نهري بوده است هر كس كه در آن شهر گرفته است وطن شك نيست كه مستوجب قهري بوده است. جلد ميشن. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع رحلي. شماره اوراق (290). صفحه (26 و 27) سطر. طول (30 2/1 سانتي متر (. عرض (21 سانتي متر (شماره كتابخانه (8).

ديوان عبد المجيد درويش

[552] ديوان عبد المجيد درويش) فارسي (عبد المجيد مشهور به درويش از خطاطين معروف مي باشد و خط شكسته را بپايه اي رسانيده كه تاكنون كسي بدان نتوانست رسيد و رونق خط شفيعا و ميرزا حسن را كه درباره آن ها گفته اند اثنان لاثالث لهما برانداخته، حاجب شيرازي درباره وي گفته: " اي گشته مثل بخوش نويسي ز نخست مفتاح خزائن هنر خامه تست تا كرده خدا لوح قلم را ايجاد ننوشت كسي

شكسته را چون تو درست " در اشعار مجيد تخلص دارد، راوي گروسي شماره ابيات ديوان او را هزار و پانصد بيت ضبط كرده و نسخه زيرين در حدود (1230) بيت را شامل مي باشد، بسال 1185 وفات يافته و آذر، شده ايوان جنان منزل درويش مجيد را ماده تاريخ وي يافته و چند شعر از ديوان وي انتخاب نموده و هدايت و راوي نيز چند بيت ازو در كتاب خود آورده اند (1}. (1} آغاز: نبود باورت اي آن كه) كذا (زخم كاري ما كنون بياب تماشاي جان سپاري ما شب فراق روا نيست منع زاري ما چرا كه زاري ما نيست اختياري ما. (1227) ديوان عبد المجيد درويش اين نسخه رابخط شكسته نستعليق محمد رفيع بن محمد صادق شيرازي بسال 1221 نوشته و با ديوان صهبا و ديوان هاتف به شماره (401) در اين كتابخانه ثبت گرديده) برگ 130-89) خصوصيات ديگر آن در ص 627 نگاشته شد. {1) {1) _______ آتشكده آذر ص 424، انجمن خاقان در انجمن چهارم و مجمع الفصحا ج 2 ص 445 ديده شود.

شرح الفيه > شرح ابن عقيل (3)

(944) شرح الفيه) ابن عقيل (اين نسخه قسمت اول آن بخط نستعليق و بقيه آن بخط نسخ نگارش يافته، قسمتي از آخر را ندارد) در حدود 120 بيت (عبارت آخرين سطر آن اينست: نقلت حركه الواو الي القاف ثم قلبت الواو الفالمجانسبه الفتحه. جلد تيماجي. كاغذ دولت آبادي. واقف سپهسالار. قطع وزيري. شماره اوراق (217). صفحه اي (20) سطر. طول (24 سانتي متر (. عرض (12 2/1 سانتي متر (. شماره كتابخانه (3116).

اطواق الذهب (1)

(753) اطواق الذهب اين نسخه بخط نسخ خيلي خوب نوشته شده، و كاتب آن حسن بن عبد المجيد الحسيني واعظ اصفهاني بسال 1276 مي باشد و پشت آخرين

صفحه و صفحه مقابل آن بخط شكسته نستعليق خيلي خوب شرحي در معرفي از اين كتاب و مولف آن و اين كه برحسب امر سيف الملك بكتابت آن پرداخته نگاشته است. مقاله 43 و 47 را كاتب دو قسمت نموده و دو مقاله معرفي كرده و چهار مقاله آن را) از91 تا 94) ننوشته و پس از اين كتاب نسخه اطباق الذهب مذكور تحت شماره (751) در ص 11 اين فهرست مي باشد، صفحات آن مجدول بطلا و لاجورد است و بر ورقي كه پيش از ورق اول است اشعاري بخط شكسته نستعليق خوب نوشته اند. جلد تيماجي. كاغذ ترمه. واقف سپهسالار. قطع وزيري كوچك. شماره اوراق دو كتاب (139) اوراق اين كتاب (38). صفحه (11) سطر. طول (22 سانتي متر (. عرض (14 سانتي متر (. شماره كتابخانه (3348).

عروض و قافيه وحيدي تبريزي (1)

(1078) عروض وقافيه وحيدي اين نسخه بدون تاريخ و نام كاتب بخط نسخ نوشته شده و پيوسته به نسخه اي از كتاب " حدائق الحقائق " استكه در ص 439 معرفي گرديد ، صورت شجره اخرب از آخر عروض و 33 بيت از اول قافيه اين نسخه افتاده، خصوصيات ديگر آن بصفحه نامبرده بالا و يا بشماره (268) قفسه مدرسه صدر مراجعه گردد.

جنات الوصال

[496] جنات الوصال) عربي (اين كتاب يكي از مثنوي هاي عرفاني و شامل مطالبي آسماني است و ناظم آن نور عليشاه عارف مشهور است) محمد علي بن ميرزا عبد الحسين بن محمد علي رقي طبسي متوفي بسال 1} (1) (1212} كه شهرت بي نهايت دارد و از بزرگان سلسله صوفيه نعمت اللهي است و طبع وقادوي در انشاء نظم و نثر بسي توانا بوده، پدرش ميرزا عبد الحسين ملقب به فيض علي شاه و جدش محمد

علي امام جمعه تون) فردوس كنوني (بوده، پدر براي تحصيل علوم شرعيه باصفهان آمده و نور عليشاه در اين شهر بدين جهان پاي گذارده، بگفته صاحب طرائق: " فرزند را پس از سن بلوغ و اكمال فنون و علوم بشرف حضور سيد) مرادش از سيد سيد معصوم عليشاه است (مشرف ساخت و در مقام طريقت والد و ولد برادر و هم قدم يك ديگر شدند، والد و مولود گشته در طريق يك دگر را هم برادر هم رفيق ". نور عليشاه در هر شهر و ديار كه قدم مي گذاشت هنگامه ها برمي خواست دسته اي بر او و گروهي براي او قيام مي نمودند، از آثار وي: ديوان غزليات و قصائد و مقطعات) در اين فصل از آن معرفي مي شود (، رساله در اصول و فروع (2) 6 {2} جامع الاسرار نظير گلستان (3)، تفسير سوره مباركه بقره منظوما (4)، روضه الشهداء منظوم در احوال حضرت امام حسين (علیه السلام)، ترجمه و شرح خطبه البيان (5)، رساله در پند و موعظه، (3} (1} نظم كبري منطق (4} (2} 7 مشكوه النجات) در رساله اصول و فروع از آن نام برده و چنين مي نمايد كه در فروع است (. نور عليشاه بنا داشته كه اين مثنوي را در هشت مجلد بشماره درهاي بهشت تاليف نمايد و به همين مناسبت نام آن را جنات الوصال گذارده ولي توفيق بر اتمام آن را نيافته و

چنان كه در ص 91 ج 3 طرائق است از مجلد سوم بخشي بيشتر را انشاء ننموده و رونق عليشاه) بسال 1225 وفات يافته است ص 92 ج 3 طرائق (كه از خلفاي ايشان بوده دو مجلد زياده بر آن افزوده (5} (3} و نظام عليشاه كه از خلفاي مجذوب عليشاه بوده يك جلد ديگر بر آن افزوده است و در آخر مجلد دوم تصريح شده كه در بغداد) دارالسلام (تاليف آن انجام يافته است. و نيز صاحب طرائق در ص 119 ج 3 بنقل از بستان السياحه گويد: " عارف معارف دين و سالك مسالك يقين مولي احمد بن الحاج عبد الواحد كرماني الملقب به نظام عليشاه كه از خاندان فضل و كمال و از كبراي اصحاب وجد و حال بود ... آخر الامر در سنه هزار و دويست و چهل و دو (6} (4} داعي حق را اجابت فرمود ... و طبع گراميش موزون بود بگفتن مثنوي رغبت مي نمود تا آن كه دو مجلد مثنوي جنات الوصال (7} (1} را

به انجام رسانيده ". و نيز صاحب طرائق از اصول الفصول نقل نموده: " در نظر داشت كه بر مثنوي جنات الوصال كه مرحوم نور عليشاه و رونق عليشاه بانجام رسانيده اند بيفزايد تا بهشت بهشت برسد ". نگارنده در جائي نديد كه از مجلد سوم چند بيت انشاء نور عليشاه مي باشد ولي پس از مطالعه و مراجعه و مقايسه ابيات با يك ديگر بر آن شد كه 422 بيت از ابتداء مجلد سوم را نور عليشاه گفته و رونق عليشاه متوفي بسال 1225 آن را تكميل (8} (2} و مجلد چهارم و پنجم را نيز او ساخته است و دو نسخه زير شامل آن هاست و مجلد ششم و هفتم را نظام عليشاه انشاء نموده در كتابخانه مجلس موجود است. آغاز: بسم الله الرحمن الرحيم افتتاح كنز اسماء عظيم. {1) {1) _______ در طرائق الحقايق ج 3 ص 89 نگارش يافته: و در اين جاست كه تاريخ وفات او را كه در موصل اتفاق افتاده كلمه غريب يافته اند و نزديك قبر يونس پيغمبر (علیه السلام) دفن گرديده و در تذكره دلگشا و بستان السياحه از اين عارف دانشمند نام برده شده و معرفي گرديده است. {2) {2 و 3 و 4 و 5) نسخه اي از اين ها در نسخه شماره (178) اين كتابخانه موجود است و شماره 2 نيز در كتابخانه مجلس بنام رساله در عشق مي باشد) ص 216 ج 1

به فهرست كتب خطي مجلس مراجعه شود (. {1) {3) نسخه اي از اين رساله ضميمه ديوان وي در كتابخانه مجلس موجود است. {2) {4) 8 بسال 1270 در طهران چاپ شده و پس از آن كتاب صغري در منطق و افاداتي از آقاعلي حكيم در منطق و فلسفه است و نسخه آن بشماره 2037 در اين كتابخانه مي باشد. {3) {5) از نسخه شماره 179 اين كتابخانه كه زير شماره 1127 از آن معرفي مي شود و شامل پنج دفتر يا مجلد از جنات الوصال مي باشد قسمتي ناقص است و در آخر مجلد پنجم ازنسخه كتابخانه مجلس ابياتي است كه صريح است از غير از رونق عليشاه مي باشد و آن اينست: بعد شه نورعلي سلطان دين - آمده رونق علي شه جانشين - آن كه مرآت خدا بينان بود - آن كه رونق بخش بزم جان بود. آن كه آمد شيخ راه اين فقير - آن كه گشتم در ره حق دستگير - نام پاكش بد محمد با حسين - عاشقان را خاك راهش كح

ديوان صهبا

[547] ديوان صهبا) فارسي (صهبا محمد تقي) آقاتقي (بن ملايدالله (1} (1} از معاصرين آذر و هر دو در تحت تربيت سيد علي مشتاق بوده و شاگردي او را داشته اند، اين تخلص را هم استاد بوي داده، اجداد صهبا از دماوند بقم مهاجرت كرده و صهبا در اين شهر متولد و نشو و نما يافته در اواخر عمر به اصفهان رفته و بيست سال در آن جا بوده و بسال 1191 در شيراز وفات يافته و بيشتر بغزل سرائي و رباعي گوئي مايل بوده و در انجمن خاقان است كه " دو سه هزار بيت شعر گفته و در شاعري نيز) كذا في النسخ (بطرز خوش مي سروده " و هدايت نوشته اند كه سه هزار بيت ديوان شعر جمع كرده و شاعري غزل سراي بوده است. نسخه زيرين شامل غزليات (1050 بيت (و رباعيات (160 رباعي (مي باشد بنابراين در حدود 1400 بيت است. آغاز: نه تنها روشن است از پرتو روي تو محفل ها كزين شمع است روشن بزم جان ها محفل دل ها (1219) ديوان صهبا نسخه اين ديوان و ديوان هاتف و ديوان عبد المجيد درويش را كه با يك ديگر پيوسته اند بخط شكسته نستعليق خوب محمد رفيع بن محمد صادق شيرازي بسال 1221 نوشته و در آخر ديوان هاتف بدين تاريخ تصريح كرده، در ابتداء هر يك از ديوان ها سرلوحي ظريف مي باشد و ميان سطرهاي دو

صفحه اول هر يك طلااندازي شده و صفحات مجدول به اكليل است. برگ 88-39 شامل اين ديوان مي باشد. جلد روغني گل و بلبل و طرف درون نرگس. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع خشتي نازك. شماره اوراق كليه (130). صفحه اي (15) سطر. طول (20 2/1 سانتي متر (. عرض (13 سانتي متر (. شماره كتابخانه (1) {1} _______. (401) شرح حال و معرفي از صهبا با مراجعه به ص 412-411 آتشكده آذر انجمن پنجم انجمن خاقان و ص 330 ج 2 مجمع الفصحا و بعضي از ابيات وي خود وي نگارش يافته است.

شرح مغني اللبيب > شرح ابن ملا >) منتهي امل الاديب من الكلام علي مغني اللبيب (

[426] شرح مغني اللبيب > شرح ابن ملا >) منتهي امل الاديب من الكلام علي مغني اللبيب () عربي (مولف اين شرح ابن ملا است) احمد بن محمد بن علي بن احمد مشهور به ابن ملا متوفي بسال 974 يا در حدود 1} (1) (990} كه از علما و ادباء قرن دهم هجري بوده و شاگردي رضي الدين ابو البقا محمد بن ابراهيم بن يوسف بن عبدالرحمن بن حسن حلبي حنفي متوفي بسال 2} (2) 971} را نموده و از اين شرح او معلوم مي شود كه در علم ادب دستي قوي داشته و بكتب سابقين آشنا بوده و در اين شرح خويش مطالب مهمه اي از دانشمندان پيشين گرد آورده و مخصوصا مطالب دماميني و شمني در شرح مغني و شرح شواهد سيوطي را بر آن كتاب ذكر نموده و تحقيقاتي از خود دارد و گذشته از شرح مطالب مغني اللبيب به مناسبت نام اشخاص، شرح حال و مولفات ايشان را نيز بيان نموده و صاحب روضات گويد كه شرح ابن ملا بزرگ است و من بر مجلد اول آن كه بخط مولف بود دست يافتم. نگارنده بيش از اين از مولف و مولفه او در كتب اطلاعي بدست نياورد و در فهارس موجوده هم نسخه اي از اين شرح را نيافت و نمي داند كه مولف موفق به اتمام شرح شده و يا بيش از اين مقدار كه نسخه زيرين شامل آنست و در حدود (17000) بيت كتابت دارد از

قلم او بيرون نيامده و اين شرح مزجي مي باشد و در مقدمه آن را " منتهي امل (3} (3} الاديب من الكلام علي مغني اللبيب " ناميده است. آغاز: بسمله حمدا لمن شرح صدورنا لفهم اسرار العربيه الخ. (998) شرح مغني اللبيب) منتهي امل الاديب (اين نسخه بخط نستعليق نوشته شده بر عبارات متن با شنجرف خط كشيده شده و از شرح ممتاز گرديده، شامل شرح از ابتداء مغني تا اواخر مبحث اماي مفتوحه مي باشد، از آخر افتادگي دارد و آخرين سطر آخرين ورق نسخه اينست: و اما الباء ففي متعلقه نظر لايكون حالا من

الشراي بتقدير كائنا لانه مبتداء و المبتداء (چند ورق كاغذ ننوشته در اول و آخر نسخه مي باشد. جلد تيماجي مذهب. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع رحلي. شماره اوراق (170). صفحه اي (25) سطر. طول (28 2/1 سانتي متر (. عرض ( 18 2/1 سانتي متر (. شماره كتابخانه ( 1) {1} _______. (3229) در ص 93 روضات نام مولف و اجداد وي چنان كه نقل گرديد ضبط شده و گويد كه بر وفات او دست نيافته ام و صاحب كشف الظنون در ص 475 ج 2 ذيل مغني اللبيب گويد: و اين كتاب را احمد بن محمد حلبي معروف به ابن ملا متوفي در حدود 990 شرح نموده و شش سطر پس از اين نيز گويد: و از شروح اين كتاب شرح عالم احمد بن منلا محمد حلبي متوفي بسال 979 مي باشد. نگارنده احتمال قوي مي دهد كه اين هر دو يكي مي باشند و در نسخه زيرين و روضات ابن ملا بدون نون ضبط گرديده و تاريخ وفات غلط ثبت شده است. {2) {2) صاحب روضات اين تاريخ را از شرح ابن ملانقل نموده است. {3) {3) در نسخه زيرين نام كتاب " منتهي اصل الاريب من الكلام علي مغني اللبيب " ثبت گرديده ولي صاحب روضات بدين گونه كه در اين جا عنوان شده ضبط كرده اند، گذشته بر اين كه اين تسميه بهتر بنظر مي آيد و چون نقل از نسخه خط مولف

كرده اند مورد قبول بيشتر از نامي است كه در اين نسخه است.

حاشيه چلبي بر مطول (4)

(1031) حاشيه چلبي بر مطول اين نسخه بخط شكسته نستعليق خوب نوشته شده، نويسنده نام خود و سال نگارش را ننگاشته، ظاهرا از خطوط قرن سيزدهم هجري مي باشد، بسال 1275 به كتابخانه اعتضاد السلطنه درآمده و پشت نخستين صفحه يادداشت گرديده، صفحات مجدول بطلا و لاجورد مي باشد، بركنار اوراق حاشيه هائي وجود دارد، ديباچه را نيز ندارد و عبارات مطول با شنجرف است. جلد رو پارچه و داخل نرگس روغني. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع رحلي. شماره

اوراق (272). صفحه اي (26) سطر. طول (30 2/1 سانتي متر (.) عرض 18 سانتي متر (. شماره كتابخانه (2973).

ديوان فضولي بنگ و باده (1)

(1237 و 1238) ديوان فضولي و بنگ و باده اين نسخه بخط نستعليق خوب نوشته شده، از طرز نگارش و تذهيب احتمال مي دهم كه در قرن دهم و زمان حيات فضولي نگاشته شده باشد، سه سرلوح ظريف كه طرز آن ها با يك دگر مختلف مي باشد در اول ديباچه و ديوان و بنگ و باده مي باشد، ميان سطرهاي دو صفحه اول ديباچه و ديوان طلااندازي شده و تمام صفحات با طلا و غيره جدول كشي شده و تذهيب و نقاشي گرديده، و مهرهائي پشت صفحه نخستين بوده محو كرده اند، با مقابله به نسخه ديگر معلوم شد كه دو برگ از آخر نسخه هم برداشته شده و برخي از اوراق وصالي گرديده است. جلد تيماجي. كاغذ بخارائي. واقف سپهسالار. قطع وزيري. شماره اوراق (151). صفحه اي (12) سطر. طول (26 2/1 سانتي متر (. عرض (16 سانتي متر (. شماره كتابخانه (307).

تحفه العراقين (5)

(1110) تحفه العراقين اين نسخه بخط نستعليق در متن و حاشيه نوشته شده، نويسنده از خود و سال نگارش نام نبرده، ظاهرا خط اوائل قرن سيزدهم هجري است، مقاله اي بوزن مثنوي و بنام " ختم الغرائب " همين نويسنده نوشته و آن را ضميمه تحفه قرار داده و در ص 502 و 503 از آن معرفي مي شود، پشت صفحه نخستين بخط شكسته نستعليق شرح حالي از خاقاني نگارش يافته اطراف دو صفحه اول نسخه با زنگار نقاشي شده و عناوين را با جوهر قرمز نوشته است. جلد تيماج. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع خشتي. شماره اوراق كليه (105) اين نسخه (88). صفحه اي

(10) سطر. طول (20 2/1 سانتي متر (. عرض (15 سانتي متر (. شماره كتابخانه (272).

شرح شواهد التلخيص >) معاهد التنصيص ( (2)

(1069) شرح شواهد تلخيص) معاهد التنصيص (اين نسخه بخط نسخ خوب نوشته شده، كاتب نام خود و سال نگارش را معين نموده، ولي مسلما در قرن سيزدهم هجري بوده و اسامي شعرائي كه شرح حالشان در اين كتاب مي باشد، بر درون جلد كتاب نگارش يافته است. جلد تيماجي. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع رحلي. شماره اوراق (231). صفحه اي (28) سطر. طول (34 سانتي متر (. عرض (22 سانتي متر (. شماره كتابخانه (2986).

حاشيه چلبي بر مطول (5)

(1032) حاشيه چلبي بر مطول اين نسخه بخط نسخ نوشته شده، فقط قسمتي از اول اين حاشيه مي باشد) اوائل حاشيه تا حواشي شرح ديباچه تلخيص المفتاح (ورق اول آن هم افتاده و نخستين سطر نسخه اينست:) و البديع علم البيان فيجوزان يكون دقائق الخ (و آخرين سطر نسخه اين:) و لما كان الحمل مفيدا في الفن الثاني و الثالث لبعد العهد اجري الفن الاول مجراهما سوقا للفنون الثلاثه علي نسق واحد و (. ظاهرا نيز از خطوط قرن سيزدهم است. جلد ندارد. كاغذ آبي فرنگي. واقف سپهسالار. قطع خشتي. شماره اوراق (32). صفحه اي (23) سطر. طول (21 سانتي متر (. عرض (17 سانتي متر (. شماره كتابخانه (3974).

شرح الفيه > ترجمه الفيه

[405] شرح الفيه > ترجمه الفيه) فارسي (نسخه اي كه زير اين سطور خصوصيات

آن را خواهم نگاشت شرحي فارسي و يا ترجمه ابيات الفيه ابن مالك مي باشد، شارح يا مترجم نامي از خود در آغاز و انجام كتاب نبرده و پس از بسمله نخستين شعر الفيه را نقل و بترجمه آن پرداخته و در آخر هم چون از ترجمه آخرين بيت الفيه فراغت يافته قلم را از دست انداخته است. از مندرجات نسخه نتوانستم قرينه اي بر مولف و زمان و عامي و خاصي بودن او بدست آورم، در كشف الظنون كه شروح الفيه را نامبرده شرحي فارسي تذكر نداده ولي در كشف الحجب و الاستار دو شرح فارسي از علماء اماميه بر الفيه ابن مالك نام برده شده: 1- شرح عبد الله بن شاه منصور قزويني طوسي كه معاصر شيخ حر عاملي بوده) نسخه اي از اين شرح در كتابخانه حضرت رضا (علیه السلام) موجود و در ص 49 ج 2 امل الامل مولفه بسال 1097 نام اين دانشمند برده شده و از معاصرين بود و شرحي فارسي بر الفيه و رساله اي در اثبات خلافت حضرت علي بن ابيطالب (علیه السلام) بنام " غديريه " تاليف كرده است (. 2- شرح محمد بن سليم گيلاني كه بسال 1185 از تاليف آن فراغت يافته است. و در فهرست كتابخانه حضرت رضا (علیه السلام) ج 3 ص 19) شرحي فارسي بر الفيه تاليف سلطان محمد بن علي كاشاني موجود و در آن جاست كه آن را بنام پسر خود محمد جعفر تاليف نموده است. اين شرح مسلما شرح قزويني و شرح كاشاني و شرح تو سركاني كه پيش از اين از آن معرفي شد نيست، شايد شرح محمد بن سليم و يا شرح ديگري باشد. اين شرح با متن در حدود (3800) بيت كتابت دارد و گذشته از ترجمه ابيات متن توضيح ها و مثال هائي براي بيان مقصود آورده است. آغاز: بسمله قال محمد هو بن مالك احمد رب الله خير مالك گفته پسر مالك است حمد مي گويم پروردگار خود را كه اين صفت دارد كه بهترين مالكان است الخ. انجام: و بر صحابه او كه اين صفت دارند كه برگزيده شده اند يا اين صفت دارند كه اختيار كرده شده اند و اين صفت دارند كه مختاراند تم. (957) شرح ياترجمه الفيه اين نسخه بخط نستعليق نوشته شده، نويسنده نام خود و سال نگارش را ننگاشته، از اين كه بسياري از مطالب در حاشيه نگاشته شده و در متن هم اصلاحاتي شده احتمال

مي دهم كه خط شارح باشد، چند ورق از اول و آخر وصالي گرديده، از مبحث منع صرف و نواصب هر يك در حدود دو ورق افتاده و پشت ورق اول دعاهائي نوشته شده است. جلد تيماج. كاغذ كاهي. واقف سپهسالار. قطع بغلي. شماره اوراق (118). صفحه اي (16) سطر. طول (14 2/1 سانتي متر (. عرض (8 سانتي متر (. شماره كتابخانه (3180).

شرح شافيه > شرح نظام (2)

(966) شرح شافيه) شرح نظام (اين نسخه را بسال 1112 امامقلي استرابادي نوشته، ورق اول كتاب كه شامل قسمتي از ديباچه بوده افتاده، و نسخه در آب افتاده و بعضي از كلمات آن محو گرديده است. جلد ميشن. كاغذ سمرقندي. واقف سپهسالار. قطع ربعي. شماره اوراق (214) صفحه اي (15) سطر. طول (18 2/1 سانتي متر (. عرض (12 سانتي متر (شماره كتابخانه (3127).

الابيات الحسان المجرده من وفيات الاعيان

[483] الابيات الحسان المجرده من وفيات الاعيان) عربي (وفيات الاعيان تاليف ابن خلكان و شامل شرح حال جمعي از دانشمندان تا قرن هفتم هجري مي باشد و چنان كه ديده ايد يكي از ماخذ مطالب اين فهرست مي باشد، مولف در ذيل نام بعضي از آن هائي كه بشرح حال و معرفي آن ها پرداخته ابيات و اشعاري از منشات ايشان را آورده، دانشمندي كه از خود نام نبرده) بنابر تصريح در مقدمه (به نا به خواست مصطفي آغاپسر قاسم آغا (1} (1} نام از اشعار مذكور) بترتيب وقوع آن در وفيات (انتخابي نمود و خاتمه آن را دو بيت از امام شافعي كه در ذيل شرح حال ابوموسي يونس بن عبد الاعلي در وفيات مي باشد قرار داده است و در حدود (6400) بيت شعر مي باشد و نامي صريحا براي اين مجموعه نگذارده، ولي از عبارت مذكور در انجام نسخه كه زير اين

سطرها نقل مي شود نام كتاب برمي آيد، از اين رو بدان نام معرفي گرديد، بنام " اشعار وفيات الاعيان " داخل كتابخانه اعتضاد السلطنه شده و به همين نام بر اين كتابخانه وقف گرديده و يادداشت اين دو موضوع پشت صفحه نخستين نگاشته شده و تاكنون در كتابي نام جامع آن را نيافته ام، بقرينه اين كه كتاب را به شعر امام شافعي خاتمه داده احتمال دارد كه شافعي مذهب بوده است. آغاز: بسمله حمدا لمن شرح لمن تجلي بالبلاغه صدرا و منح اهل الفصاحه عز الخ. ماحك جلدك مثل ظفرك فتول انت جميع امرك انجام: و اذا قصدت لحاجه فاقصد لمعترف بقدرك. (1102) الابيات الحسان اين نسخه بخط نسخ بسال 1252 نوشته شده، نويسنده نام خود را معين ننموده و جاي بعضي از موارد كه بايستي با سرخي نوشته شود سفيد مانده است. جلد تيماجي. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع رحلي. شماره اوراق (200). صفحه اي (19) سطر. طول (30 سانتي متر (. عرض (18 2/1 سانتي متر (. شماره كتابخانه ( {1} _______. (3314) 1) با مراجعه به دانشمندان آذربايجان و قاموس اعلام تركي و روضات و هفت اقليم و شقائق نعمانيه و العقد المنظوم بنام اين پسر و پدر برنخوردم و زمان و دوره آن ها را هم ندانستم.

منتخب شرح شواهد سيوطي

[439] منتخب شرح شواهد سيوطي) عربي (شرح شواهد سيوطي را بر مغني در ص 385 و 386 معرفي نموديم، يكي از علماء قصائدي كه به يك يا چند بيت آن در مغني استشهاد شده، و سيوطي آن قصيده را در شرح شواهد خويش نقل نموده) اين انتخاب كننده كه نام خود را در اين منتخب نبرده (با تصريح با اين كه محل شاهد در مغني كدام بيت و كدام كلمه بوده از آن شرح مذكور انتخاب كرده و پس از آن مجددا تجديد مطلع نموده و شواهد مغني را موافق ترتيب آن ها در آن كتاب با تذكر با اين كه اين بيت از قصيده يا غير قصيده مي باشد نقل نموده و پس از اين، فهرست ابيات

شواهدي كه از قصائد شعر است با نام گوينده آن ها معين كرده و جز جمع و ترتيب از خود تصرفي در آن ننموده و اين كتاب با دو ضميمه اي كه دارد در حدود (2600) بيت كتابت دارد. آغاز: بسمله شواهد الهمزه طربت و ماشوقا الي البيض اطرب. هذا مطلع قصيده. للكميت يمدح بها اهل البيت عليهم السلام و بعده و لالعبا مني و ذو الشيب يلعب الخ. (1025) منتخب شرح شواهد سيوطي اين نسخه كه ظاهرا نسخه اصل و منتخب آن همان نويسنده آنست ضميمه مغني اللبيب شماره (3235) اين كتابخانه مي باشد كه در ص 396 خصوصيات آن را زير شماره (1019) اين فهرست ذكر نموديم.

المصادر زوزني (2)

(906) المصادر زوزني اين نسخه را بسال 1099 محمد كاظم بن عبدالغفور براي خود بخط نسخ استنساخ نموده و در آخر و پشت صفحه اول يادداشت هائي از مالكين اين نسخه در هر عصر و زمان نوشته شده بر ورقي كه در آخر كتاب بوده مطالبي لغوي و نحوي نگاشته شده و نسخه در آب افتاده ولي خطوط آن محو نشده و دو ورق اول وصالي مختصري مي خواهد و تصحيح گرديده و بهتر از نسخه پيش است. جلد تيماجي. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع خشتي شماره اوراق (122). صفحه اي (17) سطر. طول (21 سانتي متر (. عرض (15 سانتي متر (شماره كتابخانه (99).

شرح مغني اللبيب > تحفه الغريب (2)

(996) شرح مغني اللبيب) تحفه الغريب (اين نسخه بسال 1099 بخط شكسته نستعليق نوشته شده، پشت صفحه اول يادداشت هائي بوده آن ها را محو كرده اند و يادداشت هاي ديگري اينك مي باشد، ورق اول و دو ورق آخر وصالي شده و از نسخه پيشين صحيح تر مي باشد. جلد ميشن كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع وزيري.

شماره اوراق (284). صفحه اي (20) سطر. طول (25 2/1 سانتي متر (. عرض (17 2/1 سانتي متر (. شماره كتابخانه (3226).

ديوان مختاري

[575] ديوان مختاري) فارسي (عثمان بن محمد غزنوي از شعراي قرن ششم هجري (1} (1} بوده، چندي در كرمان {2} متوطن، بنام تخلص مي كرده و پس از آن مختاري تخلص شده و در ديوان او بهر دو تخلص اشعاري موجود است. معاصر امير معزي و مسعود سعد سلمان و سنائي بوده و مداحي سلطان معز الدين ارسلان از سلاجقه كرمان (536-494) و ابو الملوك ارسلان بن مسعود غزنوي كه از سال 509 تا 511 سلطنت داشته و عضد الدوله (3} (1} و علاء الدوله محمدخان (4} (4} و بهرامشاه غزنوي) از سال 552-511 سلطنت داشته (و طغانشاه (5} (3} را كرده است. ديوان مختاري شامل قصائد و تركيب و ترجيع بند و غزليات و رباعيات و مثنوي ( (4} 6} مي باشد و هدايت شماره ابيات آن را در حدود 8000 هشت هزار معين نموده و نسخه اي از آن كه ظاهرا از خطوط قرن دهم هجري مي باشد و در كتابخانه مجلس موجود است در حدود 7500 بيت را شامل و از اول آن هم اوراقي افتاده است. آغاز: ترا بشارت باداي ولايت كرمان بفتح نامه شاه از ديار هندوستان (1) {1} _______ {7} (1) هدايت وفات مختاري را بسال 544 و آقاي قزويني بسال 544 يا 554 ثبت كرده اند و شرح حال و آثار اين شاعر در ص 607-598 ج 1 مجمع الفصحا، هفت اقليم ص 271-266،

آتشكده آذر ص 121-118، حواشي چهار مقاله ص 151-150 نگارش يافته و مراجعه شده است. {2) {2) در ديوان مختاري است: نزديك خردمندان نيكو بود اي عثمان تو ساخته در كرمان من سوخته در غزنين {1) {3) درديوان مختاري قصائد و ابياتي در مدح عضد الدوله موجود، هدايت اين ممدوح را عضدالدوله ديلمي دانسته و اين سهوي ظاهر است چرا كه وي بسال 372 وفات يافته و شاعر كه در اواخر نيمه

اول قرن ششم زندگاني را بدرود گفته نمي شود مداح اين پادشاه باشد وعلامه مفضال آقاي قزويني در حواشي چهار مقاله) ص 151) نوشته اند " معلوم نشد عضد الدوله كيست " نگارنده احتمال قوي مي دهد كه اين ممدوح عضد الدوله شيرزاد ابن مسعود غزنوي است كه بسال 509-508) يكسال (پس از پدر سلطنت كرده و مختاري از او " فنا خسرو " تعبير كرده و چنان كه آقاي قزويني تصور كرده اند اين تصرف) اين شاه را فناخسرو خواندن (از هدايت نيست و اين چند بيت از ديوان او در اين موضوع است. شاهنشه نويين عضد الدوله عالي شاهي كه جهان را بر او هيچ خطر نيست گفتم كه بهاي تو بشعر از كه ستانم رخ سوي سراي عضد دولت و دين كرد گوئي خرد و نقش و نجوم و فلك و طبع شاهنشه بي مثل فنا خسرو غازيست {2) {4) مختاري گويد: تا جهان باشد محمد خان علاء الدوله باد بز مخواه و باده نوش و رزمجوي و فتحياب و آقاي قزويني ارسلان خان محمدبن سليمان بن داود بغراخان ابن ابراهيم طفغاج خان بن ايلك نصرارسلان بن علي بن موسي بن ستق ازملوك ترك خانيه ماوراء النهر را كه از سال 524-495 سلطنت كرده از ممدوحين مختاري معرفي كرده اند. {3) {5) در نسخه اي از ديوان مختاري كه در مجلس شوراي ملي مي باشد چند قصيده در مدح طغانشه موجود و اين دوبيت از قصائد اوست: سخي شمس دولت گزين كهف ملت ملك بوالفوارس طغانشاه صفدر خجسته شمس دولت را همايون زين ملت را مبارك كهف امت را طغانشاه است مفخر {4) {6) در اين مثنوي گويد: پيش تخت معز دولت و دين ارسلان شاه پادشاه زمين سال من چون بسي و هفت رسيد بر دلم آفتي بتفت رسيد و مي دانم كه معز الدين لقب ارسلان بن كرمانشاهان سلجوقي است (. (536-494) 1) {7} در ص 267 هفت اقليم نگارش يافته كه مطلع ديوان مختاري قصيده ايست كه در مدح سلطان ارسلان بن مسعود گفته و 11 بيت از آن را نقل نموده و اين بيت مطلع آن قصيده است.

ديوان نوائي > نوادر الشباب (1)

(1282) ديوان نوائي) نوادر الشباب (اين نسخه بخط نستعليق خوب نوشته شده، تاريخ و نام نويسنده چون برگ آخر آن افتاده معلوم نشد، برگ 47 داراي يك مجلس نقاشي چيني ظريف مي باشد كه شكارگاه و حالت شكار يكي از بزرگان را مي رساند و برگ 110 نيز بطرز چيني تصوير شيرين و خسرو را در حال گردش و سوار اسب و تماشاي فرهاد دارد و هر دو تصوير تقريبا بعرض و طول صفحه اند، تمام دو صفحه اول نسخه كه شامل چند سطري از ديباچه مي باشد كه با طلا نوشته شده، تذهيب و نقاشي بسيار خوب ظريفي گرديده در آغاز غزليات و سائر بخش ها پيشاني) مربع مستطيل (بسيار ظريف تذهيب شده و سر سوره هائي ظريف موجود و پا صفحه هاي برخي از برگ ها با برگ بعد مطابقه نمي كند و مي رساند كه اوراقي از ميان نسخه افتاده و از يادداشتي كه پشت نسخه شامل شماره مي باشد با شماره كنوني آن ها، بدست مي آيد كه 19 برگ از نسخه افتاده است. پشت صفحه نخستين يادداشت هاي زيادي بوده و مي باشد برخي را محو كرده اند از آثار محو شده ها بر مي آيد كه نسخه در كتابخانه سلاطين صفويه بوده و دركنار بيشتر از برگ ها برگ 125 تا آخر نسخه مطالب زيرين نگارش يافته و از اين كه از سام ميرزا به " اعليحضرت سام ميرزا "

تعبير كرده چنين استفاده مي شود كه اين مطالب پيش از سال 975 كه سام ميرزا امرده، نگارش يافته و اصل نسخه ظاهرا در اوائل قرن دهم نوشته شده است. مندرجات حواشي برگ 125 تا آخر عبارت است از -1- مكتوب تركي امير عليشير به سلطان حسين ميرزا و اجازه تشرف به مكه معظمه خواستن، 2- جواب پادشاه بوي، 3- فرمان پادشاه به راه داران در هنگام حركت امير مذكور بمكه، 4- حالات امير عليشير به نقل از تحفه سامي، 5- دليلي بر تشيع امير عليشير از ابيات وي و 6- صورت عهدنامه محمد شاه پادشاه هند با نادرشاه افشار. و بر اين اوراق و بعضي از برگ هاي پيشين ابياتي فارسي و تركي بخط نويسنده همين مطالب نگارش يافته است. تمام صفحات مجدول بطلا و

عناوين بخش ها با سفيداب و عباراتي كه در فواصل غزليات و غيره نوشته شده بترتيب يكي بالاجورد و ديگري با طلاست. جلد مرغش مذهب دورو. كاغذ بخارائي. واقف سپهسالار. قطع وزيري. شماره اوراق (148) صفحه اي (17) بيت. طول (27 سانتي متر (. عرض (18 سانتي متر (. شماره كتابخانه (368).

حاشيه خطائي يا خطابي بر مختصر تفتازاني (2)

(1035) حاشيه خطائي اين نسخه بخط نسخ بسال 1093 نوشته شده، بر اوراق اوليه تعليقاتي از ملاحامد نگاشته اند، اوراق آن آبديده ولي خطوط محو نگرديده و بنام حاشيه بر خطائي ثبت شده است. جلد تيماج. كاغذ كاهي. واقف سپهسالار. قطع ربعي. شماره اوراق (110). صفحه اي (12) سطر. طول (19 سانتي متر (. عرض (13 سانتي متر (. شماره كتابخانه (2962).

شرح كافيه > شرح رضي (1)

(980) شرح رضي اين نسخه بخط نسخ بسال 1106 نوشته شده، نويسنده نام خود را ننگاشته، بر حاشيه صفحات اوليه حاشيه هائي بامضاء س تحرير يافته است. جلد تيماجي ضربي. كاغذ كاهي. واقف سپهسالار. قطع وزيري. شماره اوراق (491). صفحه اي (21) سطر. طول (24 سانتي متر (. عرض (17 سانتي متر (. شماره كتابخانه (3202).

ديوان انوري (2)

(1165) ديوان انوري اين نسخه بخط نستعليق خوب ظاهرا در قرن يازدهم هجري نوشته شده، سه سرلوح زيبا دارد و صفحه اي كه شامل آنست و ديگري كه مقابل آن مي باشد تذهيب و نقاشي گرديده، سرلوح اول پس از نوشتن نسخه به صفحه

اول پيوسته شده و گذشته از اين كه بر آن نوشته شده: مقطعات مولانا انوري برگ اول و برگ شامل مقطعات گواهي مي دهند كه سرلوح هاي آن ها جابجا شده، تمام فاصله هاي ميان دو قصيده يا قطعه يا غزل يا رباعي تذهيب و نقاشي شده و صفحات مجدول بطلا و زنگار و شنگرف مي باشد و اوراق متن و حاشيه است و از آخر نسخه اوراقي افتاده و مطلع اولين قصيده اينست: اي قاعده تازه زدست تو كرم را وي مرتبه تو زبنان تو قلم را و شعر آخر نسخه اينست: اي محنت هجر بر دلم سرنائي وي دولت وصل از درم درنائي در پشت جلد دست چپ شرحي بسال 1257 بخط شكسته نستعليق خوب در معرفي از نسخه نگارش يافته و نسخه نفيسي است عبارت نثري كه در نسخه كهن سال موجود است و بالاي اين سطرها در ص 515 و 566 نقل گرديده با تصحيف و اسقاط برخي از كلمات در اين نسخه نيز نگاشته شده و اين نسخه در حدود (11350) بيت را شامل است. جلد تيماجي نيم ضربي. كاغذ متن خان بالغ. واقف سپهسالار. قطع وزيري. شماره اوراق (227). صفحه اي (26) بيت در متن و حاشيه. طول (24 2/1 سانتي متر (. عرض (15 سانتي متر (شماره كتابخانه (211).

آتشكده آذر (3)

(1100) آتشكده آذر اين نسخه نيز بخط شكسته نستعليق نگاشته شده، نويسنده خود را محمد رضا كاتب اصفهاني معرفي نموده، ماه و روز نگارش را نوشته ولي سال را معين ننموده، ولي مسلما در نيمه اول قرن سيزدهم بوده، بسال 1279 داخل كتابخانه اعتضاد السلطنه شده و پشت صفحه نخستين يادداشت گرديده و در اين جا تذكر داده شده كه داراي (8) صفحه صورت است، اما با تفحص كامل بيش از هفت (7) صورت ندارد، در حاشيه برگ (69) اعتضاد السلطنه يادداشتي بخط خويش مبني بر اين كه در كتاب رجال و بلدان كه دربلو فرانسوي بفرانسه تاليف نموده در شرح حال خواجوي كرماني گويد: " لقب وي ملك الفضلا بوده و چون اشعارش آبدار و سليس

بوده مردم وي را نخلبند الشعرا مي گفته اند. و نيز گويد صاحب تذكره هفت اقليم گويد: چون در اشعار خود همه تلاش الفاظ غيرمتعارفه كرده است بدان جهت ويرا نخلبند الشعرا گفته اند. " اسامي شعرا گذشته از اين كه در متن نوشته شده در حاشيه بر روي برگ هائي طلائي با شنجرف نيز نگاشته شده و داراي يك سرلوح است و اطراف دو صفحه اول تذهيب و نقاشي برگ موي گرديده و تمام صفحات مجدول بطلاست. جلد روغني دور و يك طرف گل و بوته و بلبل و در اطراف روي دو جلد غزل دو يار زيرك و از باده كهن دومني، خواجه حافظ بخط نستعليق خوب نوشته شده و در طرف درون يكي تصويريست كه شايد از يوسف و زليخا باشد و دو زن بالا و پائين اين تصوير نيز ترسيم شده و درون ديگري در وسط تصوير ليلي و مجنون و نيز تصوير دو زن بالا و پائين آنست. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع رحلي. شماره اوراق (263) صفحه اي (21) سطر. طول (29 2/1 سانتي متر (. عرض (20 سانتي متر (. شماره كتابخانه (2676).

المصادر زوزني

د معرفي شده است. {1) {2) نسخه خطي كامل اين كتاب در كتابخانه مجلس شوراي ملي ايران موجود و بسال 1301 تمام آن در هندوستان چاپ شده است.

ديوان ناصر خسرو

[583] ديوان ناصر خسرو) فارسي (حكيم ناصر خسرو) ابو المعين، ناصر بن خسرو بن حارث قبادياني بلخي متولد بسال 394 و متوفي بسال 460 يا 481) از مشاهير دانشمندان قرن پنجم هجري بوده و در نثر و نظم پارسي و تازي دستي قوي داشته و رسائل و سفرنامه و ديوان وي كه بيادگار مانده برهاني قاطع بر مراتب فضل و علو مقام روحي وي مي باشد، نسبت به اهل بيت حضرت رسالت پناهي ص كمال

ارادت و علاقه داشته و خود را بدو معني فاطمي معرفي كرده، درباره آثار و شرح حال اين عالم بزرگ و شاعر شهير فحول و بزرگان متقدم و متاخر مختصرا و مفصلا قلم فرسائي ها كرده اند، متاخر از همه، دانشمند بزرگوار و عالم عالي مقدار آقاي آقاسيد حسن تقي زاده وزير سابق ماليه ايران و آزادي خواه مشهور مي باشند كه با مراجعه به همه آن ماخذ از روي ديوان و آثار اين حكيم با تتبع بسيار عالمانه و دقيق تقريبا در 2500 بيت مشتمل بر: 1- اسم و رسم و حسب و نسب ناصر، 2- روزگار جواني و تحصيلات علمي و مسافرت هاي او، 3- مبدء انقلاب و آغاز تحول در زندگي وي، 4- عودت بوطن و افراشتن علم دعوت، 5- تبعيد از وطن و آوارگي او، 6- عقايد و اخلاق ناصر، 7- شمايل شخصي و خانواده وي، 8- وفات و قبر او، 9- عقائد او، 10- مولفات وي و 11- ماخذ فارسي و عربي و اروپائي اين نگارش، بسال 1305 خورشيدي مرقوم و جلو ديوان اين حكيم كه در طهران چاپ گرديده گذارده شده است و طالب شناسائي اين حكيم را بهترين راهنماست. از آثار ناصر خسرو يكي سفرنامه است كه بسال 1881 م در پاريس و بسال 1314 در طهران و بسال 1340 در برلن چاپ شده و ديگري زاد المسافرين) آقاي تقي زاده معتقداند كه نام اصل

كتاب " زاد المسافر " است (مي باشد كه موافق عقايد اسمعيليه از روي قواعد حكمي و فلسفي تاليف شده و بسال 1340 نيز در برلن چاپ گرديده و ديگري منظومه " روشنائي نامه " و " سعادت نامه " و " وجه دين " و غير از اين هاست (1} (1} ناصر خسرو " حجت " تخلص مي كرده و تاكنون اشعار عربي و غزليات وي يافت نشده و جامع ترين ديوان هاي اين شاعر نسخه ايست كه جناب آقاي حاج سيد نصر الله تقوي رئيس محترم اين دانشكده و رئيس ديوان كشور) ديوان عالي تميز (بسال 1339 مشتمل بر (11047) بيت گرد آورده) آقاي تقي زاده تذكر داده اند جز ابياتي كه در اين ديوان ضبط گرديده اشعاري از ناصر خسرو در دست هست (و بايست نسخه مقابله و تصحيح فرموده اند و همين نسخه است كه ماخذ چاپ اخير اين ديوان بوده و ديوان ناصر پيش از اين

سه بار: نخست در تبريز و بسال 1314 قمري در تهران و بي تاريخ در هندوستان) ظاهرا (چاپ شده. ولي هر يك از آن ها در حدود نصف اين ديوان اخير از حيث ابيات مي باشند. اين ديوان جامع با مقدمه آقاي تقي زاده و آقاي مينوي و تعليقات و حواشي فاضلانه و محققانه آقاي علي اكبر دهخدا، به ضميمه روشنائي نامه و سعادت نامه و رساله حكيم ناصر خسرو به نثر در جواب نود و نه سوال فلسفي و منطقي و طبيعي و لغوي و ديني و تاويلي و غيره بسال 1306-1304 خورشيدي در تهران چاپ گرديده است. {1) {1) _______ راجع به اين مولفات و معرفي از مندرجات آن ها و مولفات ديگر اين حكيم به مقدمه آقاي تقي زاده بر ديوان ناصر خسرو چاپ طهران ص نب - سج مراجعه شود.

مجمع البحرين (5)

(899) مجمع البحرين اين نسخه بخط نسخ سيد اسمعيل موسوي حسيني در سنه (1259) تحرير يافته و شامل تمام كتاب با فوائد آن است، در پشت صفحه اول يادداشت هائي از مالكين نسخه در هر وقت نوشته شده و قبل از آن سه ورق كاغذ ننوشته است كه بر روي صفحه اولي محاسبه باسياق و صورت رملي يادداشت گرديده است. جلد تيماجي. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع رحلي. شماره اوراق (398) صفحه (31) سطر. طول (35 سانتي متر (. عرض (19 2/1 سانتي متر (. شماره كتابخانه (78).

ديوان ثنائي (2)

(1176) ديوان ثنائي مشهدي اين نسخه بخط نستعليق نوشته شده، ديوان نظام استرابادي) قصائد (پيوسته بانست، پشت صفحه نخستين محمد شريف ابن صفي قلي تملك خويش را يادداشت نموده و در يادداشت ديگر تولد خود را بسال 1051

در ماه ربيع الاول نيز ذكر نموده بنابراين و شهادت كاغذ و مركب بايستي نسخه در اوائل قرن يازدهم نگارش يافته باشد، ديباچه اي كه خود ثنائي بر اين ديوان نوشته) در پنج ورق (اين نسخه شامل، سه برگ اول نسخه وصالي شده و از آخر آن اوراقي افتاده و آثار آبديدگي در برگ ها ظاهر ولي خطوط آن ضايع نگرديده است. جلد تيماجي. كاغذ بخارائي. واقف سپهسالار. قطع وزيري كوچك. شماره اوراق كليه (159). اين ديوان (105). صفحه اي (17) سطر. طول (22 سانتي متر (. عرض (12 2/1 سانتي متر (. شماره كتابخانه (375).

شرح المصباح > الضوء

[423] شرح المصباح > الضوء) عربي (مصباح مختصري در علم نحو و تاليف ناصرالدين مطرزي متوفي بسال 610 مي باشد و در ص 39 و 40 همين مجلد بشرح حال و مولفات ايشان پرداخته ايم و اين كتاب مشتمل بر پنج باب مي باشد: 1- در اصطلاحات نحويه. 2- در عوامل لفظيه قياسيه. 3- در عوامل لفظيه سماعيه. 4- در عوامل معنويه. 5- فصولي چند در مطالب راجعه بعربيت) در اين فصل از معرفه، نكره، تذكير، تانيث، توابع پنجگانه، اعراب اصلي و غير اصلي، اضمار معمول و عامل و غيره بحث گرديده است (. بر اين كتاب) مصباح (شروح و حواشي زياد نوشته شده و در ص 448 و 449 ج 2 كشف الظنون نام بسياري از آن ها ديده مي شود. اين شرح مصباح تاليف تاج الدين محمد بن محمد بن احمد بن سيف معروف به فاضل اسفرايني متوفي بسال 684 است (1} (1} و مختصري از شرح بزرگ وي مي باشد كه نام آن " المفتاح " بوده و اين مختصر را " الضوء " ناميده و در حدود (5000) بيت كتابت دارد و بسال 1850 م در لكنو هندوستان چاپ شده و در ص 369 گذشت كه " اللباب في علم الاعراب " يا " لب الالباب " نيز از مولفات ايشانست. بر ضوء حواشي و تعليقاتي نوشته شده و در ص 449 ج 2 كشف الظنون نام آن ها موجود و سودي ضوء را

بتركي ترجمه كرده است. آغاز: بسمله (2} (1} ان احق ما تتوشح بذكره صدور الكتب و الدفاتر الخ. آغاز كتاب پس از خطبه: بسمله اما بعد حمد الله كلمه فيها معني الشرط فلذلك كانت الفاء لازمه لها قال سيبويه اما زيد فمنطلق معناه الخ. (992) الضوء) شرح المصباح (اين نسخه بخط نستعليق بد خطي بسال 1127 نوشته شده، در حاشيه صفحات مطالبي از شروح مصباح چون: اصباح و افتتاح و مفتاح و حواشي و تعليقات بر خود اين كتاب و مطالبي از شرح جامي و شرح لباب و غيره نگاشته شده و پشت نسخه بنام " ضوء سيبويه " وقف گرديده و در دفاتر كتابخانه هم بهمين نام ثبت شده، پس از تحقيق و تتبع بدست آمد كه شرح مصباح و تاليف تاج الدين اسفرايني است. جلد تيماج. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع خشتي. شماره اوراق (126). صفحه اي (17) سطر. طول (21 سانتي متر (. عرض (16 سانتي متر (شماره كتابخانه (1) {1} _______. (3101) سيوطي در بغيه گويد بشرح حال و ترجمه اين دانشمند دست نيافتم و در كشف الظنون هم سال وفات وي معين نشده و ما اين تاريخ را از فهرست خديويه) ج 4 ص 78 و 90) و معجم المطبوعات ص 436 نقل نموده ايم. {1) {2) نسخه اين كتابخانه خطبه ندارد و از ابتداء شرح كتاب شروع شده و اين آغاز از فهرست خديويه نقل شد و در كشف الظنون آمده كه بر خطبه ضوء رضي الدين خوارزمي شرحي بنام " دره النوء في شرح خطبه الضوء " در دو ورق نوشته است.

فرهنگ مثنوي > لطائف اللغات

[358] فرهنگ مثنوي > لطائف اللغات) فارسي و غيره بفارسي (مولف اين فرهنگ چنان كه در مقدمه تصريح شده عبد اللطيف بن عبدالله كبير (1} (1} مي باشد كه در تحصيل و تصحيح و مقابله مثنوي مولانا جلال الدين رومي رنج فراوان كشيده ودوازده سال اين كتاب عاليجناب را بتلمذ و تتبع خوانده و نسخه اي از آن كه تقريبا با هشتاد نسخه مقابله گرديده ترتيب داده (2} (1} و شرحي بنام لطائف المثنوي بر آن

نگاشته و از مندرجات لطائف اللغات برمي آيد كه از علم نجوم و اصطلاحات آن باخبر بوده و بمناسبت بدان اشاره نموده و در هنگام تاليف اين فرهنگ بقاموس و صراح و جهان گيري و كشف اللغات عبد الرحيم سور بهاري و مدار الافاضل شيخ الله داد سرهندي و مويد الفضلاء و فرهنگ هاي ديگر مثنوي كه پيش از وي نوشته اند مراجعه نموده است.) در ذيل لغت نبيد و چاپلوس از فرهنگ ميرزا فتح الله رازي نام برده ولي نام اين فرهنگ در ديباچه نيست (و پس از لغات عربي رمز)ع (و فارسي) ف (و تركي) ت (و سرياني) س (و پس از كلماتي كه ميان فارسي و عربي مشترك است) عف (و آن چه ميان تركي و فارسي مشترك است) تف (و لغتي كه ميانه فارسي و هندي مختلط است) فه (و الفاطي كه ميانه عربي و هندي است) عه (علامت گذارده كه مراجعه كننده گذشته از معني، بداند كه اين لفظ از چه لغت و زبان است. از ديباچه اي كه بر مثنوي مرتب كرده خويش بسال 1032 نگاشته معلوم مي شود كه پيش از آن تاريخ اين لغت را ترتيب داده (3} (2} و از آن چه در مقدمه اين فرهنگ آورده (4} (3} معلوم مي شود كه اين لغت را مخصوصا براي نسخه نا نسخه مثنوي كه خود ترتيب داده تاليف كرده بنابراين تاليف اين فرهنگ در سال 1031 بايستي

خاتمه يافته باشد. اين فرهنگ بمناسبت اول لغات مشتمل بر ابواب و بمناسبت اواخر آن ها منقسم بفصول مي باشد و در بسياري از موارد باشعار شعراي معروف استشهاد گرديده و در حدود (10000) بيت كتابت دارد. در ص 1458 ج 2 فهرست آصفيه نسخه اي از اين كتاب كه بسال 1877 م. چاپ شده موجود است. چنان كه مولف در مقدمه فرهنگ نوشته پيش از اين فرهنگ براي مثنوي فرهنگ هائي تهيه شده و نسخه اي از يكي از آن ها كه آغاز آن اين است: رب انعمت فزدانت حبيبي اللهم اجعلني في الحقائق موجودا الخ، و تاريخ كتابت و تاليف و نام مولف را ندارد در كتابخانه مجلس موجود است) به فهرست كتب خطي ج 2 ص 277 مراجعه شود (. احمد بن مصطفي اللبابيدي الدمشقي بسال 1321 كتابي در لغت بنام " لطائف اللغه " تاليف نموده و بدون تاريخ

چاپ شده و آن را از لغات دستگاهي توان شمرد. آغاز: بسمله اين فرهنگ مشتمل بر حل لغات غربيه عربيه و الفاظ عجيبه عجميه مثنوي مولوي معنوي الخ. و ابتداء لغات آن اين است: باب الالف فصل الالف استثناء چيزي از جمله اي بيرون آوردن و انشاء الله گفتن. انجام: " يوفي " ف بمعني يافه گوي) است نسخه (یعني بيهوده گوي. _______ {1) {1) در ديباچه مثنوي ترتيب داده خويش خود را عبد اللطيف بن عبدالله العباسي معرفي نموده و در مقدمه فرهنگ بدان گونه كه نقل گرديد. {1) {2) نسخه اي از اين مثنوي كه دفتر اول آن بسال 1083 و دفتر دوم آن بسال 1086 نوشته شده و در كتابخانه مجلس شوراي ملي ايران موجود و نگارنده آن را ديده شامل شش دفتر و هفت ديباچه و شش فهرست و مقدمه اي است كه آن را " مرآت المثنوي " ناميده و فهرست ها هر يك مشتمل بر حكايات و مندرجات دفاتر بتفصيل مي باشند مرحوم اعتصام الملك در ص 250 و 251 فهرست كتب خطي آن كتابخانه اين نسخه را معرفي و قسمتي از مقدمه آن را هم نقل كرده اند. نسخه اي از اين مثنوي را نيز حضرت حاج سيد نصرالله تقوي دارند. {2) {3) از مندرجات مقدمه معلوم مي شود كه اين تصحيح و ترتيب نسخه مثنوي در سال 1031 در بر هاهنپور هندوستان

خاتمه يافته است. {3) {4) در مقدمه فرهنگ است: هر چه در مثنوي واقع شده عموما به تحرير درآمده با وجود آن چه پر مبتذل و زبان زد عوام و خواص بود از آن احتراز نموده و مي تواند بود كه در اين جمع بعضي لغات از اين عالم داخل شده باشد كه در نسخه ناسخه مثنوي كه اين فرهنگ بجهه آن ترتيب يافته يافته نشود اما چون در لغات مثنوي كه بعضي از سلف نوشته اند داخل بود بملاحظه آن كه شايد در جائي نسخه اي باشد يا در كتاب ديگري يافته شود و بعد از تفحص درين فرهنگ نيابند ترك آن لايق ندانست الخ.

قاموس المحيط (1)

(861) قاموس المحيط اين نسخه بخط نسخ خوب نگاشته شده و مشتمل بر تمام

كتاب است. كاتب از خود و سال كتابت نام نبرده، اوراقي از اول و آخر نسخه نونويس مي باشد و بعضي از اوراق ديگر كتاب وصالي شده، پشت ورق اول از جزء دوم حاج فرهاد ميرزا معتمد الدوله نوشته اند كه در سنه (1256) در شيراز اين كتاب خريده شد و در ذيل آن به عربي نگاشته اند كه آن را بميرزا فضل الله نصير الملك در روز غدير سال مذكور بخشيدم و در چندين جاي از نسخه جلال نام پسر خضر بن داود در سنه (943) نوشته اند كه اين نسخه متعلق بايشان گرديده، نسخه در آب افتاده ولي خطوط آن ضايع نگرديده و داراي يك سرلوح تازه است كه از قرن سيزدهم مي باشد و مجدول بسرخي است. جلد ساغري ضربي مينا شده. كاغذ سمرقندي. واقف سپهسالار. قطع رحلي. شماره اوراق (822). صفحه اي (27) سطر. طول (31 2/1 سانتي متر (. عرض (20 سانتي متر (. شماره كتابخانه (52).

ديوان فيض (1)

(1245) ديوان فيض كاشاني اين نسخه مشتمل بر چند قصيده و چندين مثنوي از فيض كاشاني مي باشد، بخط نستعليق ظاهرا در قرن دوازدهم نوشته شده، بسال 1277 در دست رضا قليخان هدايت بوده و پشت برگي كه پيش از برگ نخستين بوده يادداشت نموده و يكي از مثنوي ها را خود فيض " آب زال " ناميده و ديباچه مختصري بنظم بر آن نگاشته و آن را به دو جرعه تقسيم كرده اول در خطاب به حضرت حق و دوم در خطاب بنفس و اين نسخه از ديوان شامل (1350) بيت شعر مي باشد و بدين شعر شروع گرديده: كتاب آفرينش را بچشم سر اگر خواني به بيني حق تعالي را در اين آيات نوراني جلد تيماج. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع بغلي. شماره اوراق (70). صفحه اي (10) سطر. طول (15 سانتي متر (. عرض (10 2/1 سانتي متر (. شماره كتابخانه (321).

حاشيه بر شرح كافيه - حاشيه بر شرح كافيه

[397] حاشيه بر شرح كافيه) عربي (اين حاشيه چنان كه در آخر آن تصريح شده و در فهرست رضويه) ج 3 ص 8) نيز معين گرديده، نگاشته، ملااحمد ابي وردي مي باشد، در كتب سير و رجال بنام و شرح حال وي دست نيافتم، بقرينه اين كه از محقق تفتازاني متوفي بسال 791 يا 792 يا 793 در اين حاشيه نقل نموده و خود نسخه بسال 901 نوشته شده زمان تقريبي حياه و زندگاني وي معلوم مي شود كه ميان 793 و 901 بوده و مسلما توان او را از دانشمندان قرن نهم هجري دانست. اين نسخه داراي ديباچه و مقدمه نيست و پس از بسمله شروع بمطلب مي نمايد، در آخر هر تصريح نشده كه اين تعليقه بر چه كتابي مي باشد، پشت صفحه اول نسخه ذيل، ابوالحسن نام اصفهاني نوشته اند كه اين حاشيه بر شرح جامي است. و در فهرست رضويه حاشيه اي از احمد ابي وردي موجود (1} (1} و بنام حاشيه بر شرح متوسط بر كافيه معرفي شده، نگارنده چون بتحقيق آن پرداخت و از اول تا باخر آن را مطالعه نمود از مندرجات آن هم نتواست بدست آرد كه حتما اين تعليقه بر چه شرحي است چرا كه بيشتر عناوين مطالب از متن) كافيه (نقل شده، جز در جاهاي بسيار معدودي كه پس از لفظ قوله عباراتي از شرح متوسط كافيه نقل گرديده و در اطراف آن بحث

نموده و در جاهاي متعدد نيز پس از لفظ قوله عباراتي است كه نه از متن) كافيه (و نه از شرح متوسط مي باشد (2} (1} بنابراين احتمال مي دهم كه اين حاشيه بر شرح كبير كافيه تاليف سيد ركن الدين است و ما در همين فصل از شرح متوسط كافيه مفصلا معرفي خواهيم نمود و از شرح كبير هم به مناسبت نامي خواهيم برد. اين حاشيه در حدود (2000) بيت كتابت دارد و بر ابتداء كتاب) شرح كافيه (تا آخر آنست و بناي محشي بر آن نبوده كه بر تمام مطالب تعليقه اي داشته باشد و در بسياري از مباحث بيش از يك يا دو حاشيه ننگاشته است. آغاز: بسمله قوله ما يتلفظ به الانسان الاحسن ترك لفظ الانسان لانه قيد لافائده فيه الخ. انجام: لاثبات ما انتفي عن الاول للثاني (938). {3} (2)

حاشيه بر شرح كافيه اين نسخه بخط نستعليق بسال 901 نوشته شده، در آخر آن فضل الله بن ابراهيم انصاري نام، بخط خود كه بسيار شبيه بخط نويسنده نسخه است و شايد خود وي كاتب آن بوده مالكيت خويش را تصريح نموده و پائين دو ورق باخر نسخه مانده مهر اسم دائره ايست كه در وسط آن نوشته شده: فضل الله بن الفقيه ابراهيم الانصاري. و در اطراف آن آيه الكرسي بخط نسخ نوشته شده است. از نوشته هاي در اطراف صفحات نسخه معلوم مي شود كه تصحيح گرديده است. جلد تيماجي. كاغذ سمرقندي. واقف سپهسالار. قطع ربعي. شماره اوراق (62). صفحه اي (12 و 16 و 17) سطر. طول (17 سانتي متر (. عرض (9 2/1 سانتي متر (. شماره كتابخانه 1) {1} _______ (3105) نسخه آن كتابخانه آغاز آن مطابق اين نسخه مي باشد و نقص آن از اين نسخه فقط هفت بيت است. {1) {2) در مبحث منع صرف اين حاشيه حاشيه اي بر اين مطلب است: قوله قدس سره فدل علي ان اصلها تاء التانيت الخ و اين عبارات در شرح متوسط و متن كافيه نيست. و نيز در مبحث تثنيه و جمع، حاشيه اي بدين گونه است كه در شرح متوسط نيست: قوله المثني مالحق الخ فيه ان هذا التعريف لايصدق علي المثني لان آخر المثني هو النون و لم يلحق باخره الف الخ.

{2) {3) پس از عبارت بالا در نسخه اين كتابخانه نوشته شده: تمت الحاشيه لمولانا احمد ابي وردي في خامس عشرين شهر رجب المرجب سنه احدي تسعمايه.

ديوان عماد فقيه كرماني

[556] ديوان عماد فقيه كرماني) فارسي (عماد فقيه چنان كه در آخر نخستين نسخه زير تصريح گرديده علي نام و عماد الدين لقب داشته، تخلص او عماد است از عرفا و علماي معاصر آل مظفر مي باشد در كرمان كه وطن او بوده خانقاهي داشته و بسال 773} 1} (1) در همان جا وفات يافته است، داستان گربه وي مشهو رو معارضه خواجه حافظ در اشعار با صوفي ظاهرا با وي بوده و تصور مي كنم كه عبيد زاكاني هم موش و گربه

خود را در اشاره بكار همين عماد ساخته باشد، دولتشاه در تذكره خود از جواهر الاسرار شيخ آذري نقل نموده: " فضلا برآنند كه در سخن متقدمان و متاخران احيانا حشوي واقع شده الا سخن خواجه فقيه كرماني كه اكابر اتفاق كرده اند كه در آن سخن اصلا فتوري واقع نيست نه در لفظ و نه در معني ". و با چنين شهادتي نيازمندي ديگر بر معرفي ندارد و اين ديوان وي كه شامل دو قصيده در توحيد و نعت و غزليات و مقطعات و رباعيات و فردهاي شيوا مي باشد در حدود (5000) بيت است. آغاز: اي هر دم از عطاي تو كامي دگر مرا و ز شكر نعمت تو دهن پر شكر مرا. {1) {1) _______ تذكره دولتشاه ص 256-254 چاپي، هفت اقليم ص 229-227 و آتشكده آذر ص 125 مراجعه شده است.

تذكره دولتشاه سمرقندي

[491] تذكره دولتشاه سمرقندي) فارسي (دولتشاه بن علاء الدين بختشاه سمرقندي كه از ادباء قرن نهم هجري بوده ( 1} (1) (900-842} بسال 892 تذكره اي مشتمل بر شرح حال جمعي از دانشمندان عرب و عجم گذشته و معاصر، با انتخابي از اشعار آن ها و بسياري ا زوقايع تاريخي زمان هر يك، پرداخته و چنان كه در ديباچه كتاب نگاشته تصور نموده كه پيش از وي كس بدين كار مبادرت ننموده و او مبدع چنين تاليفي بوده، در صورتي كه لباب الالباب عوفي تقريبا سيصد سال پيش از وي در اين فن تاليف شده است و نيز در ديباچه چندين بار تصريح نموده كه در هنگام اين تاليف پنجاه سال داشته (2} (2} و از آثار نظمي خويش بمناسبت ابياتي آورده و پدران خود را هم به مقام ادب ستوده و اين تاليف را بنام امير كبير امير عليشير نوائي همان وزير دانشمند دانش پژوه موشح نموده و امير مذكور در مجالس النفائس خويش دولتشاه را نام برده و او را ستوده و از مندرجات تذكره دولتشاه معلوم مي شود كه مولف بعرفان و عرفا علاقه داشته است. اين تذكره به يك مقدمه و هفت طبقه و خاتمه

اي تقسيم گرديده و شامل شرح حال 150 نفر مي باشد، در مقدمه چند نفر از معاريف شعراي عرب را معرفي و در طبقات هفتگانه، از شعراي گذشته و در خاتمه چند تن از شعراي معاصر خود را نام برده و تذكره را بمختصري از تاريخ سلطان حسين ميرزا بايقرا ختم نموده و اين تذكره نخستين بار بسال 1305 در هندوستان و بسال 1318 با تصحيح و مقدمه فارسي و انگليسي مستشرق شهير آدوارد برون انگليسي در اروپا چاپ شده و چنانكه در قاموس الاعلام تركي و مقدمه برون نوشته شده در سفينه الشعراء تركي كه بسال 1295 در اسلامبول چاپ شده بسياري از مطالب اين كتاب بتركي نقل گرديده است. آغاز: بسمله تحميدي كه شاهباز بلند پرواز انديشه بساحت و فضاي آن نتواند رسيد الخ. {1) {1) _______ در تحفه سامي و هفت اقليم كه نزديك ترين تذكره بزمان دولتشاه مي باشند و آتشكده آذر و مجمع الفصحا شرح حالي از دولتشاه نيست، فقط در مجالس النفائس امير عليشير مختصري مذكور و از آن جا بدست مي آيد كه پيش از وفات امير مذكور) بسال 906 مرده (جهان را بدرود گفته وريو در ص 364 ج 2 فهرست موزه بريتانيا است بنقل از " مرآت الصفا " وفات دولتشاه را بسال (900) ضبط كرده و در ص 2183 ج 3 قاموس الاعلام تركي از

دولتشاه معرفي شده ولي تاريخ تاليف تذكره را بسال 995 معين نموده و مسلما غلط است و د رشماره شعراي آن هم اشتباهي است. {2) {2) بنابراين و تصريح در آخر تذكره كه بسال 892 تاليف آن خاتمه يافته و شهادت مندرجات مقدمه كه پس از اتمام نگارش يافته، مولف بسال 842 متولد شده است.

شرح جمع الجوامع > همع الهوامع - شرح جمع الجوامع) همع الهوامع (

[408] شرح جمع الجوامع > همع الهوامع) عربي (اين شرح و متن آن) جمع الجوامع (هر دو تاليف جلال الدين سيوطي مي باشد كه در ص 337 و 338 همين مجلد شرح حال ايشان نگاشته شد. جمع الجوامع مختصري است در نحو و صرف و تاليف

آن بطرزي مخصوص شده و آن اينست: مقدمات در مباحث كليه چون معني كلمه و كلام، اعراب و بنا منصرف و غير منصرف، انواع اعراب، تثنيه و جمع، ضمائر، موصولات، حرف تعريف و غير از اين ها) اين قسمت در حدود ربع كتابست. (كتاب اول در عمد و آن مرفوعات و آن چه، مشابه آن هاست از منصوبات نواسخ مي باشد. كتاب دوم در منصوبات است و از آن به فضلات تعبير مي نمايد. كتاب سوم در مجرورات و آن چه بر آن حمل مي گردد از مجزومات و توابع آنست. كتاب چهارم در عوامل انواع مذكوره است و آن فعل و ملحقات بانست و در اين كتاب مبحث اشتغال و تنازع ذكر شده است. كتاب پنجم در توابع انواع نامبرده بالا و عوارض تركيب از تغيير اعراب است مانند اخبار بحكايت و تسميه و ضرورت شعر و اين كتاب هاي پنجگانه در نحو است. كتاب ششم در ابنيه است. كتاب هفتم در تغيير كلمات مفرده چون زيادتي يك يا چند حرف و حذف و ابدال و نقل و ادغام. خاتمه در خط و طرز نگارش همزه و غيره است. شارح در مقدمه شرح گويد: " كه جمع الجوامع را بدين طرز بديع تاليف نموده ام و مطالب آن را از يك صد كتاب گرد آورده ام و به همين مناسبت آن را " جمع الجوامع " ناميده ام و بر آن بودم كه بر اين كتاب شرحي مبسوط و مفصل كه حاوي اقوال و ادله موافقين و مخالفين و شرح شواهد و توضيح كامل بوده باشد نگارش دهم ولي روزگار را براي اين مقصود تنگ ديدم و دانشجويان هماره خواستار شرح اين مولفه مي شدند لذا اين شرح را كه راهنماي بمقاصد كتابست و ايشان را بر مسائل و مطالب غريبه و مشكله آگاه مي نمايد تاليف نموده و آن را " همع الهوامع في شرح جمع الجوامع " ناميدم ". بر اين شرح احمد بن امين شنقيطي متوفي بسال 1331 بنام " الدرراللوامع علي همع - الهوامع " شرحي نگاشته و بسال 1328 دوبار چاپ گرديده است) ص 1148 مطبوعات (اين شرح در حدود (31000) بيت كتابت دارد و بسال 1327 در مصر در دو مجلد چاپ شده و طرز آن اين گونه است كه بدوا قسمتي از عبارت جمع الجوامع نقل گرديده پس از آن شروع بشرح و بسط مطالب آن نموده تا

به اخر اين قسمت مي رسد و باز قسمتي ديگر متن را نقل نموده و بشرح آن پرداخته تا باخر كتاب مي رسد. جمع الجوامع بگفته مولف معجم المطبوعات نيز بسال 1327 در دو مجلد چاپ شده و آغاز آن اينست: بسمله احمدك اللهم ما اسبغت من النعم الخ. آغاز:) شرح جمع الجوامع (: بسمله يقول عبد الرحمن بن ابي بكر السيوطي الشافعي لطف الله به تعالي سبحانك لااحصي ثنا عليك انت كما اثنيت علي نفسك و اصلي و اسلم علي محمد افضل من خصيصته بروح قدسك و بعد فان لنا تاليفا في العربيه جمع ادناها و اقصاها الخ. (963) شرح جمع الجوامع) همع الهوامع (اين نسخه را بخط نسخ خوب جلال الدين ابن شريف حسن عباسي نجفي شهير به آل ظفر بسال 1078 نگاشته، متن كتاب با شنجرف نوشته شده، صفحات مجدول بطلا و لاجورد و شنجرف مي باشد و در ابتداء نسخه سرلوح زيبائي است، ورق آخر و اوراقي از اول نسخه وصالي گرديده و چند يادداشت از آن هائي كه پشت ورق نخستين بوده محو گرديده است. جلد ميشن نيم ضربي. كاغذ دولت آبادي. واقف سپهسالار. قطع وزيري. شماره اوراق (288). صفحه اي (27) سطر. طول (26 سانتي متر (. عرض (17 سانتي متر (شماره كتابخانه (3152).

الاسعاف

[484] الاسعاف) عربي (اين كتاب كه مولف آن خضربن عطاء الله موصلي متوفي بسال 1007 مي باشد، شرح ابيات استشهاد شده در تفسير كشاف و تفسير قاضي بيضاوي است (1} (1} و مولف آن را " الاسعاف في شرح ابيات القاضي و الكشاف " ناميده و يكي از گنجينه هاي ادبي و كتاب هاي پرب ها مي باشد و بدبختانه تاكنون چاپ نشده است. تاليف آن چنان كه در مقدمه آن و سلافه العصر (2} (2} و قاموس الاعلام تركي (3} (3} ثبت شده بنام ابوعلي حسن (4} (4} بن ابي نمي بن بركات كه شريف مكه معظمه بوده، بسال 5} (5) 1003} انجام يافته و صاحب سلافه به عباراتي كه ترجمه

مختصري از آن ها درج مي گردد اين كتاب را ستوده: " اين مولفه كتابي است كه ديده روزگار به مانند آن روشن نگرديده و گلستاني مانند گل ها و شكوفه هاي الفاظ و ميوه هاي معاني آن بار نداشته و نخواهد داشت ". مولف ابيات در تفسير نام برده را موافق ترتيبي كه در دو تفسير مذكور مي باشند) از سوره حمد تا سوره ناس (ذكر و بشرح آن ها پرداخته و خود در طرز اين كتاب گويد: " در اين شرح چند چيز را گردن گرفته ام، نخست آن كه هر بيت كه فقط صاحب كشاف آن را استشهاد نموده به سرخي و آن چه را فقط بيضاوي شاهد آورده به زودي و آن چه هر دو بدان ها استشهاد كرده اند به رنگ سبز نويسم تا از يك ديگر ممتاز باشند و چون بيتي را ذكر نمايم اول محل شاهد را بيان پس از آن لغات و اعراب و آن چه متعلق باين دو از قواعد ادبي و قواعد عروض وقافيه مي باشد با بياني شافي و كافي ذكر و بعد از اين ها گوينده بيت را نام برده و تتمه آن را هم نقل مي نمايم و بشرح حال گوينده و سبب انشاء آن با عباراتي مختصر و لطيف پردازم ". مولف اين گنجينه ادب را به همين نحو كه اميد داشته و ملتزم شده به اندازه اي كه مقام و موقع اجازه داده توفيق بر تاليف يافته و بشرح و بسط پرداخته و در حدود

(32000) بيت كتابت اين شرح است. خضر بن عطاء الله موصلي به شهادت اين كتاب از علماء اماميه بوده و بتصريح مولف قاموس الاعلام) تركي (ارجوزه اي هم در فضائل اهل بيت عليهم السلام تاليف نموده ولي نام اين ارجوزه و اين شرح) الاسعاف (در كشف الظنون نيست (6} (1} و در سلافه العصر مقامات علمي و ديني و اخلاقي اين مولف ثبت گرديده و در آن جاست كه شريف مكه حسن بن ابي علي بن بركات جائزه تاليف " الاسعاف " را هزار اشرفي) دينار (بدو داد و به او به منتهي درجه آرزويش اقبال و توجه نمود و تا در مكه معظمه بود مورد عنايت و لطف بود، وزير شريف تقي معروف به ابن عتيق كه مردي ظالم و بي باك بود خضر را خواست و او را بشهادت مطلبي باطل و دروغ، براي بردن مالي بدون حق وا دار نمود، خضر از اين كار خودداري كرد، وزير كينه او را بدل گرفت و در بد گوئي وي خودداري نداشت، بدين پايه كه ويرا نصراني

لقب داد و پيش شريف او را متهم كرد و فرمان بيرون كردن او را از مكه گرفت و بدون تاخير همان وقت كه اجازه گرفت) بسال 1007) او را بيرون فرستاد، شيخ خضر هم رو به مدينه طيبه آورد هنوز از مكه دو منزل دور نشده بود كه وزير فرمان داد بخانه وي ريختند و آن چه نفائس داشت خود برداشت و بقيه را چون اموال مردگان حراج كردند اين خبر كه بخضر رسيد هماندم جان بجان آفرين داد. آغاز: بسمله اللهم يا كشاف صبابه الاوهام بشموس شواهد العلوم الخ. (1103) الاسعاف اين نسخه را بخط نسخ محمد حسين نيريزي بسال 7} (1) 1277} نوشته و شامل تمام كتابست، اوراقي جدول كشيده پيش از كتاب گذارده اند كه اسامي شعراي مذكور در اين نسخه در آن ها ثبت شود ولي توفيق بر اين كار حاصل نگرديده و بر يكي از برگ هاي ننوشته اي كه آخر كتاب بوده عبدالله منشي طبري اسامي جمعي از شعرائي كه شرح حالشان در اين كتابست با قيد صفحه آن ها بسال 1278 ثبت كرده است. جلد تيماجي. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع رحلي بزرگ. شماره اوراق (536). صفحه اي (25) سطر. طول (35 سانتي متر (. عرض (21 2/1 سانتي متر (. شماره كتابخانه ( {1} _______. {1} (3318) 1) از اين دو تفسير در ص 94-90 و 167-158 ج 1 معرفي كرده ايم. {2) {2) ص 388-385 چاپ اول مصر مراجعه شود. {3) {3) ج 3 ص 2048 مراجعه گردد. {4) {4) در قاموس الاعلام حسين بن نمي ضبط شده ولي چنان كه در مقدمه اين كتاب و سلافه ثبت گرديده حسن بن ابي نمي صحيح است. {5) {5) مولف خود جمله: قد انتهي كتابي را كه سال 1003 را معين مي نمايد ماده تاريخ ختم كتاب معين نموده است. {1) {6) فقط در ص 314 ج 2 گويد: و شرح شواهد الكشاف في مجلدات لخضر بن محمد الموصلي نزيل مكه المكرمه ذكره الشهاب. {1) {7) نويسنده نسخه اين كتابخانه و نسخه كتابخانه معارف)

دره الغواص في اوهام الخواص (2)

(760) دره الغواص اين نسخه را بخط نسخ خوب، محمدتقي بن شاه محمد در سال 1100 نگاشته، در حاشيه صفحات معني بعضي از لغات متن يادداشت شده و پس از اتمام نسخه شرح قصيده برده تاليف مهلب بن حسين بن بركات موجود است و شرح آن در فصل دواوين و اشعار مذكور خواهد شد، پشت صفحه اول مطالب متفرقه و يادداشت هائي موجود است. جلد چرمي. كاغذ سمرقندي. واقف سپهسالار. قطع ربعي. شماره اوراق كل (177). صفحه (19) سطر. طول (2/121 سانتي متر (. عرض (9 سانتي متر (شماره كتابخانه (2888).

مفصل

[438] مفصل) عربي (اين كتاب تاليف جار الله زمخشري و چون مولف از معاريف كتب نحو مي باشد) در ص 160-158 ج 1 فهرست مختصري از شرح حال زمخشري ذكر گرديده و در ص 14-11 همين مجلد زير عنوان اطواق الذهب ايشان را نيز معرفي كرده ايم (صاحب كشف الظنون در ص 490-488 ج 2 گويد در رمضان 513 تاليف آن شروع و در غره محرم 514 خاتمه يافته و شروح اين كتاب و چند نفر را كه باختصار آن مبادرت نموده و يا آن را نظم بسته و يا بر شواهد آن شرح نوشته اند نام برده و خود مولف نيز آن را مختصر نموده و انموزج ناميده است. مفصل مكرر در مصر و اروپا و هندوستان چاپ گرديده و ترتيب آن بدين گونه است: قسم اول در اسماء. قسم دوم در افعال. قسم سوم در حروف. قسم چهارم در مشتركات ميان اسم و فعل و حرف) در اين قسم از اماله، وقف، قسم، تخفيف همزه، التقاء دو ساكن و نظائر اين ها كه مشترك ميان هر سه يا دو تاي از اقسام كلمه ميباشد ذكر گرديده است (. آغاز: بسمله (1} (1} احمدالله علي ان جعلني من علماء العربيه و جبلني علي الغضب للعرب و العصبيه و ابي لي ان انفرد عن صميم انصارهم الخ. (1024) مفصل اين نسخه را بخط نسخ بسال 1096 معصوم بن ابراهيم الخادم الحسيني براي فرزند خويش

نوشته، در حاشيه صفحات اوليه تعليقاتي از اقليد و موصل كه دو شرح مفصل اندو بدون امضاء و ذكر ماخذ، نگارش يافته، بر سه ورق كاغذ ننوشته اي كه در آخر كتاب بوده رساله اي مختصر در محل اعراب جمله بعربي بدون تصريح باسم منشي آن و نسخه ساختن مركب، بدو طريق، نگاشته شده و يادداشتي پشت صفحه نخستين بوده محو گرديده است. جلد ميشن مذهب. كاغذ سمرقندي. واقف سپهسالار. قطع ربعي. شماره اوراق (193). صفحه اي (14) سطر. طول (19 2/1 سانتي متر (. عرض (13 سانتي متر (شماره كتابخانه (1) {1} _______. (3150) در نسخه اين كتابخانه پس از بسمله اين جمله است: قال جارالله الامام الزاهد العلامه استاد الافضل) الزمان خ د (شيخ العرب والعجم فخر خوارزم ابوالقاسم محمود بن عمر الزمخشري رضي الله عنه احمدالله الخ.

ديوان ابن فارض

[510 ] ديوان ابن فارض) عربي (ابن فارض) شرف الدين ابوالقاسم عمر بن ابي الحسن علي بن مرشدبن علي الحموي المصري 3} (3) {2} (2) {1} (1) 632-576} از مشاهير شعرا و معاريف صوفيه است ديوان وي بهترين گواه بر مراتب فضل و ادب و سير و سلوك او مي باشد، تائيه وي بسيار مشهور مي باشد و شروح زياد بر آن نوشته شده، اين قصيده موجب شد كه جمعي ظاهر بينان در عقائد وي شبهه ناك شوند و بعضي بي باكانه او را تكفير و تفسيق كردند ولي گروهي در اين قصيده با دقت و امعان نظر نگاه كردند و بيشتر بوي گرويدند و برخي هم ميانه را گرفته و در نفي و اثبات وي چيزي ننگاشتند و چنان كه از اشعار او استفاده مي شود امامي مذهب بوده و قاضي در مجالس او را بدين وصف معرفي كرده است. سبط ايشان كه علي نام داشته مقدمه اي بر ديوان ابن فارض بنام " عنوان الديوان " نوشته و در آن بشرح حال و مقامات جد خويش پرداخته و چند مكاشفه او را نقل نموده و از تاريخيكه در اين مقدمه به مناسبت

ياد شده معلوم مي شود كه انشاء آن مقدمه پس از سال 710 بود و در اين جاست كه نسخه بر دارندگان از ديوان تصحيف و تحريف هاي زياد كرده اند و من اين ديوان را از روي نسخه اي كه بخط ابن فارض پيش خودم بود و نزد پدرم شيخ كمال الدين محمد آن را ياد گرفته و با كمال دقت در تصحيح و ياد گرفتن مطالب آن كوشش نمودم و ايشان از پدرش اين ديوان را) مگر يك قصيده كه در مكه انشاء فرموده (شنيده و بروي خوانده بود و اين ديوان را خود وي) ابن فارض (پس از ايام تجريد خويش در مصر مرتب كرده است. شيخ بهائي ره در جلد سوم كشكول تائيه اي بنام تائيه صغري از ابن فارض نقل نموده است. بر اين ديوان شروح چندي نوشته شده و بعضي از آن ها چاپ شده و در اين كتاب خانه شرحي است كه معرفي از آن خواهد شد و خود اين ديوان مكرر در مصر و بيروت و اروپا با ترجمه لاتيني و آلماني چاپ گرديده است. آغاز مقدمه) عنوان الديوان (: بسمله الحمدلله الذي اختص حبيبه الاسني بمقام قاب قوسين اوادني الخ. آغاز ديوان: سائق الاظعان يطوي البيد طي منعما عرج علي كتبان طي. {1) {1) _______ در ماخذ نام برده زير اين سطر تولد وي در اين سال ثبت شده ولي در مقدمه ديوان) هر دو نسخه اين كتابخانه (بسال 577

نوشته شده است. {2) {2) گذشته از مقدمه اين ديوان) عنوان الديوان (كه سبط وي نوشته و مفصل ترين شرح حال ابن فارض مي باشد، اين شرح با مراجعه به وفيات الاعيان ج 1 ص 383، مجالس المومنين ص 279-278، كشف الظنون ج 1 ص 499، شذرات الذهب ج 5 ص 153-149، روضات ص 505 و 506 معجم المطبوعات ص 200 و 201 نگارش يافته است. {3} ابن خلكان گويد پدر اين دانشمند در محضر حاكم، حقوق زنان را بر مردان معين مي نمود بدين جهت مشهور به فارض گشت و اين پسر نيز به ابن فارض مشهور گرديد.

حديقه الحقيقه (1)

(1130) حديقه الحقيقه اين نسخه را بخط نستعليق خالص بن كمال الدين بن محمود كرماني بسال 920 نگاشته، نويسنده اي در حاشيه ص 741-736 شرح حال سنائي را از تذكره دولت شاه سمرقندي و در حاشيه ص 746 تا آخر عقل نامه سنائي را كه در همين فصل از آن معرفي خواهد شد نوشته، پشت صفحه نخستين و چند برگي كه پيش از آنست ابياتي از سنائي و غيره و يادداشت هائي از مالكين سابق نسخه بفارسي و عربي و تركي نگارش يافته و صفحات مجدول بطلا و عناوين با شنجرف و داراي يك سرلوح طلائي است. جلد تيماجي. كاغذ سمرقندي. واقف سپهسالار. قطع ربعي. شماره اوراق (379). صفحه اي (15) سطر. طول (18 سانتي متر (. عرض (2/122 سانتي متر (. شماره كتابخانه (347).

كنزاللغات (1)

(878) كنز اللغات اين نسخه را بخط نستعليق بامر محمد اكبر بيك، محمد سلمان بن عبد الباقي در سال (1079) نوشته، لغات را با سرخي نگاشته و صفحات مجدول بطلا مي باشد، پشت صفحه نخستين يادداشتي بخط آقا محمد علي پسر آقاي بهبهاني موجود و سجع مهري كه در ذيل آن مي باشد اينست: عبده محمد علي بن محمد باقر 1265. شعر نقل شده بالا ابتداء نسخه نوشته نشده و از عبارت: جواهر كنوز لغات حمد و سپاس الخ. شروع شده است. جلد ساغري ضربي. كاغذ دولت آبادي. واقف سپهسالار. قطع رحلي. شماره اوراق (214). صفحه (26) سطر. طول (31 سانتي متر (. عرض (19 سانتي متر (شماره كتابخانه (108).

ديوان خاقاني شرواني (1)

(1188) ديوان خاقاني شرواني اين نسخه بخط نستعليق خوب بسال 1002 نوشته شده، نويسنده از خود نام نبرده، برگ هائي از اول آن افتاده، برخي از برگ هاي

كنوني در اول نسخه نونويس و پاره اي از برگ ها وصالي شده، بر حواشي نيمه اول برگ هاي ديوان تعليقات و حواشي نگاشته شده، بر برگ ننوشته اي كه پيش از نسخه بوده و وقفنامه مدرسه بر آن نوشته شده يادداشتي بوده محو گرديده و برحسب شماره دقيق در اين نسخه از قصائد و غزليات و مقطعات و رباعيات در حدود (14200) بيت مي باشد و ابياتي چند از معاصرين كه موجب انشاء قصائد يا قطعه هائي بوده نيز در اين نسخه از ديوان وجود دارد. جلد تيماجي مذهب. كاغذ دولت آبادي. واقف سپهسالار. قطع وزيري. شماره اوراق (359). صفحه اي (21) سطر. طول (27 2/1 سانتي متر (. عرض (16 سانتي متر (. شماره كتابخانه (293).

شرح كافيه > شرح رضي (3)

(982) شرح رضي اين نسخه بخط نسخ نوشته شده و مجلد اول اين شرح مي باشد، نويسنده نام خود و سال نگارش را ننگاشته، پس از اتمام قسم معربات كه آخر مجلد اول شمرده مي شود مسائلي در مطالب صرفي و نحوي نگاشته شده كه جزء اين كتاب نيست و رطوبت بر بعضي از صفحات و سطرها اثري گذارده است. جلد تيماجي. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع رحلي. شماره اوراق (197). صفحه اي (25) سطر. طول (30 سانتي متر (. عرض (19 2/1 سانتي متر (. شماره (3205).

مراح الارواح (2)

(1015) مراح الارواح اين نسخه بخط نستعليق خوب نوشته شده، ضمن مجموعه ايست كه مشتمل بر چندين كتاب فارسي و عربي است و هيچ يك تاريخ ندارد، ظاهرا از خطوط اوائل قرن دهم هجري مي باشد. اين مجموعه بشماره (3113) در اين كتابخانه ثبت گرديده است.

خمسه نظامي (7)

(1148) خمسه نظامي) هفت پيكر (اين نسخه فقط هفت پيكر از خمسه نظامي مي باشد، برگ آخر آن كه شامل 41 بيت بوده افتاده و آخرين بيت نسخه اينست: تا در آري بحسن او نظري جلوه دادمش بهر هنري. نويسنده آن ظاهرا هندي و در اواخر قرن نهم هجري بوده، در آغاز نسخه سرلوحي بسبك هندي است كه با سفيد آب نام كتاب بر وسط آن نگاشته شده، و ميان سطرهاي دو صفحه اول نسخه طلااندازي شده و همه عناوين مطالب بر سرسوره هائي كه از طلا پوشيده شده نيز با سفيد آب نگارش يافته و تمام صفحات مجدول بطلا و لاجورد و غيره است، پشت صفحه اول يادداشتي بوده محو گرديده و يادداشت اعتضاد السلطنه مورخ بسال 1291 نيز در اين جاست. جلد ضربي و سوخته) مستعمل دور گرفته (. كاغذ دولت آبادي. واقف سپهسالار. قطع وزيري كوچك. شماره اوراق (130). صفحه اي (14 بيت در متن و 5 در حاشيه (. طول (23 سانتي متر (. عرض (14 سانتي متر (. شماره كتابخانه (372).

صراح اللغه > الصراح من الصحاح

كتابخانه و نسخه چاپي تذكر داده شده سال نسخه برداري نسخه اي است كه اين نسخه خطي و چاپي از روي آن نوشته شده و شايد كه چاپي را ازروي همين نسخه خطي نوشته باشند.

التصريح بمضمون التوضيح (3)

(924) التصريح بمضمون التوضيح اين نسخه را بخط نسخ محمد شريف ابهري نوشته، روي متن كتاب خطي باشنجرف كشيده شده، بقرينه يادداشتي كه پشت ورق سفيدي كه پيش از كتاب بوده و بسال 1186 محمد صالح بن محمد كاظم هزار جريبي نوشته معلوم مي شود كه پيش از آن تاريخ اين نسخه نوشته شده ولي از قرن يازدهم

پيش تر نيست. بر اوراق زيادي اول و آخر گذشته از فهرست مطالب كتاب مطالب متفرقه اي نگاشته اند. جلد تيماجي. كاغذ كاهي. واقف سپهسالار. قطع رحلي. شماره اوراق (216) صفحه اي (31) سطر. طول (37 سانتي متر (. عرض (24 سانتي متر (. شماره كتابخانه (3212).

شرح الفيه > سيوطي > البهجه المرضيه (3)

(948) شرح الفيه) سيوطي (اين نسخه بخط نسخ نوشته شده، كاتب از خود و سال نگارش نام نبرده، ظاهرا از خطوط قرن يازدهم هجري مي باشد، بر صفحه اول نسخه دو مهر يكي بادامي باين سجع " عبده محمد سنجر. الحسيني ". و ديگري مربع باين سجع: " عبده سنجر الحسيني 1106 " زده شده، چندين حاشيه هم بر صفحات اوليه مي باشد احتمال دارد كه نويسنده آن صاحب دو مهر مذكور باشد و متن) الفيه (باشنجرف نوشته شده است. جلد تيماج. كاغذ سمرقندي. واقف سپهسالار. قطع ربعي. شماره اوراق (135). صفحه اي (15) سطر. طول (15 2/1 سانتي متر (. عرض (11 سانتي متر (. شماره كتابخانه (3184).

ديوان ناصر خسرو (2)

(1278) ديوان ناصر خسرو علوي اين نسخه بخط نستعليق مخلوط با كلمات شكسته نوشته شده، ظاهرا در اواخر نيمه دوم قرن سيزدهم نگارش يافته و بسال 1295 داخل كتابخانه اعتضاديه شده و پشت صفحه اول يادداشت شده، ترتيب تنظيم آن چون نسخه پيشين مي باشد و در حدود 500 بيت از آخر آن نوشته نشده و آخرين بيت را كه نويسنده نوشته و ديگر توفيق نيافته اينست: " پيمبر سردين حق است و ما ازين نامور تر مطبع سريم " و اين بيت از قصيده ايست كه مطلع آن اين بيت مي باشد: اگر با خرد جفت و اندر خوريم غم خور چو خر چند تا كي خوريم. جلد تيماجي. كاغذ

فرنگي. واقف سپهسالار. قطع خشتي. شماره اوراق (189). صفحه اي (19) بيت. طول (22 سانتي متر (. عرض (15 سانتي متر (. شماره كتابخانه (191).

شرح مغني اللبيب > شرح شمني >) المنصف من الكلام علي مغني ابن هشام ( [427] شرح مغني اللبيب > شرح شمني >) المنصف من الكلام علي مغني ابن هشام ( ) عربي (اين شرح از شمني است) تقي الدين احمد بن محمد بن محمد بن حسن بن علي بن يحيي بن محمد بن خلف الله بن خليفه الشمني القسطنطيني الحنفي 1} (1) (872-801} كه از مشاهير شراح مغني اللبيب مي باشد و استاد جلال الدين سيوطي بوده، وي او را در بغيه الوعاه تجليل بسيار نموده و قسمتي از اشعار او را نقل و قصائد و اشعاري كه در مدح و رثاء او، خود سروده بود) سيوطي (و يا ديگران انشاء كرده بودند آورده و گويد مولفات شمني عبارتست از شرح مختصر الوقايه، شرح نظم النخبه هر دو در فقه، حاشيه بر شفا و شرح بر مغني اللبيب و او را مقام قضاوت دادند نپذيرفت و در تفسير و فقه و اصول و حديث و معاني و بيان و غيره استاد بود، قسمت زيادي از مطول سعد الدين و توضيح ابن هشام را با دقت پيش ايشان خوانده ام و بر شرح الفيه و جمع الجوامع تاليف من تقريظ نگاشته و با من بنظر لطف و محبت نگاه مي كردند. شارح گويد: در هنگام تدريس مغني و مراجعه بشرح دماميني) تحفه الغريب (ديدم كه اعتراضات زياد در آنست و اشكالاتي داراست كه حل

نگرديده و خداوند بر من منت گذارد و آن مطالب مشكله بر من كشف شد و اعتراضات را وارد نديدم مطالب نام برده متفرق بود يكي از اصحاب خواستار شدند كه آن ها را در كتابي گذارم و شرح شواهد مذكوره در مغني را بر آن افزايم و مشكلاتي را هم كه ديگران شرح نكرده اند شرح نمايم، خواهش ايشان را پذيرفتم و با كمال انصاف بتاليف اين كتاب پرداختم و آن را " المنصف من الكلام علي مغني ابن هشام " ناميدم و از خداوند راه راست را خواستارم. شرح يا حاشيه شمني بسال 1273 در طهران و بسال 1305 در

مصر چاپ شده و ميان طلاب و دانشجويان بسيار مشهور مي باشد و سيد عليخان كبير كه از مشاهير ادباء قرن دوازدهم هجري بوده بر نسخه زيرين شهادت داده اند كه اين حاشيه بسيار مفيد و سودمند است. و در حدود (26500) بيت كتابت دارد. آغاز: بسمله الحمدلله الذي خص كتابه بعدم المعارضه و بالاعجاز تبيانا لكل شييء فهو مغني اللبيب بالحقيقه لابطريق المجاز الخ. (999) شرح مغني اللبيب المنصف من الكلام اين نسخه بخط نسخ خوب نوشته شده، پشت صفحه اول اين عبارت نوشته شده: استكتبته لنفسي و لمن شاء الله من بعدي و كتبه الفقير علي صدر الدين بن احمد الحسيني عفي عنهما آمين. و در ذيل آن آقا محمد مهدي عبد الرب آبادي بخط خويش بعربي نوشته اند كه احتمال قوي مي دهم كه اين خط خط شارح صحيفه سجاديه سيد عليخان مي باشد. نگارنده با آشنائي بخط مرحوم سيد اين احتمال را تصديق مي نمايم و در اين كتابخانه چند قطعه خط ايشان مي باشد بنابراين با شهادت خط و كاغذ اين نسخه در اواخر قرن يازدهم يا اوائل قرن دوازدهم هجري نوشته شده است. بر ورقيكه پس از كتاب سفيد بوده ابوالحسن جهرمي چند غزل از خود نوشته و مطلع يكي از آن ها اينست: عشق آمد و عقل نكته دان رفت شمس آمد و شمع از ميان رفت جلد تيماجي كهنه. كاغذ سمرقندي. واقف سپهسالار. قطع وزيري. شماره اوراق (509). صفحه اي (26) سطر. طول (26 سانتي متر (. عرض (15 سانتي متر (. شماره كتابخانه (1) {1} _______. (3228) بغيه الوعاه ذيل احمد بن محمد) نسخه خطي مدرسه ص 217-212)، روضات) عبارات بغيه با اختصار (ص 92 و معجم المطبوعات ص 1143.

شرح تصريف (4)

(962) شرح تصريف اين نسخه بخط نسخ و چند ورق آخر آن بخط نستعليق نوشته شده، نويسنده نام خود و سال نوشتن را نبرده ولي واضح است كه در قرن

سيزدهم هجري نگاشته شده و كتاب " الفوائد الصمديه " كه در همين فصل معرفي خواهد گرديد پيش از اين شرح گذارده شده است. جلد تيماجي مستعمل. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع خشتي. شماره اوراق كليه (128). اين نسخه (106). صفحه اي (12) سطر. طول (21 2/1 سانتي متر (.) عرض 17 سانتي متر (. شماره كتابخانه (3146).

ديوان ابو تمام طائي - اين ديوان را شروحي چند مي باشد كه در كشف الظنون زير نام اين ديوان نام برده شده اند و ابو العلاء معري از آن انتخابي نموده و آن را " ذكري حبيب " نام نهاده - ديوان ابو تمام طائي

سخه اين كتابخانه، مويد مرتب بودن هر دو به انواع است. {1) {8) پيش از شروع به اين بيت پس از بسمله گويد: قال ابو تمام حبيب بن اوس الطائي يمدح خالد بن يزيد الشيباني و هذا علي الترتيب الذي رتبه ابوبكر الصولي و شرحه و جعله ثمانيه اصناف.

الفيه ابن مالك > الخلاصه (3)

(915) الفيه ابن مالك اين نسخه را بخط نسخ خوب عبد الحميد موسوي بسال 1201 نوشته، سي و پنج بيت از اوائل الفيه بفارسي ترجمه و تركيب شده و زير آن نگاشته شده دو ورق از اول و دو ورق از آخر وصالي گرديده و بنام شرح الفيه فارسي وقف شده است. جلد ميشن. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع خشتي. شماره اوراق (117). صفحه اي (7) سطر و اوائل دو سطر. طول (23 سانتي متر (. عرض (2/161 سانتي متر (شماره كتابخانه (3179).

قاموس المحيطه

ايم و در اين جا كلمه البرهان كه ظاهرا مختصر برهان الدين مي باشد نيست و سال فوت مولف هم با آن چه مولف تاج العروس ضبط كرده و در ص 239 ذكر شد مخالف است. {1) {14) پشت نسخه (863) اين فهرست از شهاب الدين خفاجي از خط فيروز آبادي نقل شده كه صحاح مشتمل بر پنجهزار ماده لغت مي باشد و من بر آن به همين اندازه افزوده ام. و چون اين بيان با نوشته مولف تاج العروس مخالفت زياد داشت نگارنده مواد لغات صحاح را شماره نمود در حدود (5500) ماده لغت بود بنابراين نقل خفاجي صحيح خواهد بود و وجه جمع اين دو قول اينست كه كلمه ماده در تاج العروس زياد باشد.

مقامات بديع الزمان همداني

او بروي باران نعمتي نبارد، چون از اين كار تا اندازه اي بهره كامل گرفت، بار اقامت را در شهر هرات انداخت و در آن جا اقامت گزيد، خانواده اي جستجو نمود كه دانش را با نجابت و شرافت جمع كرده باشند، توفيق باوي رفيق گرديد و خداونددامادي ابوعلي حسين بن محمد خشنامي را كه فاضلي كريم و شريف بود نصيب وي نمود، از اين پس حال وي بهتر از پيش شد و ديده و دل وي خنك و قوي و توانائي او افزوده گرديد و بكمك و مشورت وي املاك بسيار مجلل و خوب تهيه نمود و با كمال خوشي زندگاني كرد و بسال 398 در چهل سالگي دعوت حق را اجابت گفت و بجوار خداي شتافت و عالم علم و ادب را داغدار كرد و دانشمندان وي را مرثيه ها گفتند و در مفارقتش نال ها نمودند ولي چون وي كسي، كه داراي چنين فضايل و كمالاتي بوده نمرده و هرگز نخواهد مرد. پس از بياناتي كه ترجمه فوق مختصري از آن ها بود ثعالبي قسمتي از منشات و رسائل و اشعار وي را نقل نموده و از آن ها چندين مكاتبه شيرين و متين مي باشد كه ميان بديع و خوارزمي رد و بدل شده و كاغذي است كه باستاد خويش ابن فارس نوشته و خود و اهل خراسان را نثرا هجا

كرده و ياقوت در معجم الادباء ج 1 ص 94 مطالبي را كه ثعالبي درباره بديع الزمان نگاشته مختصر كرده و آورده و قسمتي از آثاري كه در آن كتاب است نيز در اين كتاب مي باشد و بر مطالب آن چندان چيزي نيفزوده جز اين كه گويد: در نقل حديث ثقه بوده، و با شعري بودن متهم گرديده و اهل حديث و سنت را متعصب بوده و همدان پس از وي چون او را بوجود نياورده و در 13 جمادي الاخر سال 358 تولد يافته است. و در ابن خلكان است كه گويند بمرض سكته دفن گرديد و در قبر بهوش آمد ناله و افغان آغاز نمود چون قبر را شكافتند ديدند كه دست بر ريش خويش گرفته و جان داده است. و بعضي نوشته اند كه آخر عمر ديوانه شد و در همان حالت بمرد. مولفاتي كه از ايشان مشهور است يكي ديوان اشعار و ديگري رسائلي كه بنام رسائل بديع الزمان معروف مي باشد) در ج 1 كشف الظنون ص 148 كتابي بنام " امالي بديع الهمداني " مي باشد ظاهرا همين رسائل باشد و اسمي از رسائل وي چون ديوان او در اين كتاب نيست (و اين مقامات است كه همه را در مصر چاپ كرده اند. مقامات بديع الزمان چنان كه ذكر گرديد قديم ترين مقاماتي است كه انشاء شده (8} (1} و همه دانشمندان برتري آن را ايمان دارند و مشتمل بر مقاماتي شيرين و روان و متضمن مطالب عاليه و مضامين بسيار لطيف مي باشد و در آن ها اشعاري صاحب مقامات از خود آورده و نيز باشعار ديگران استشهاداتي نموده است و مكرر در ايران و مصر و هندوستان و قسمتي از آن در اروپا چاپ شده و مرحوم شيخ محمد عبده كه از افاضل قرن اخير كشور مصر بوده بشرح كلمات و عبارات مشكله آن پرداخته و در ذيل اصل آن مكرر چاپ شده و نيز با ترجمه انگليسي آن بسال 1913 م. در مدرس كه يكي از شهرهاي هندوستان مي باشد چاپ گرديده است. آغاز: بسمله المقامه الاولي حدثنا عيسي بن هشام قال دخلت البصره و انامن سني في فناه و من الزي في حبر و وشاه الخ . (9} (2}. انجام: ان يقم يحك لناخرطوم فيل في انتصابه (791) {10} (3) مقامات بديع الزمان همداني اين نسخه رابخط نسخ خيلي خوب علي محمد بن ابوالقاسم در سال 1277

برحسب امر سيف الملك عباسقليخان نوري نوشته ترجمه پارسي پاره اي از كلمات در ذيل آن ها نيز بخط نسخ نگاشته شده، داراي سرلوح بسيار زيبائي مي باشد و صفحات مجدول بطلا و شنجرف و زنگار گرديده و زير سطور براي ترجمه با طلا سطربندي و پيش از حد ثناي مذكور در فوق اين جمل نوشته شده: بسمله الحمد لله علي جزيل نعمائه، مما املاها الاستاد ابو الفضل احمد بن الحسين الهمداني و رواها عن عيسي بن هشام عن ابوالفتح الاسكندري مقامه حدثنا الخ. جلد ساغري سوخته طلائي. كاغذ سمرقندي. واقف سپهسالار. قطع ربعي. شماره اوراق (120). صفحه (9) سطر. طول (19 سانتي متر (. عرض (12 سانتي متر (ضميمه شماره (3350) كتابخانه است. {2) {1) _______ يتيمه الدهر ج 4 ص 204-167 چاپ دمشق، معجم الادباص 94 ج 1، روضات ص 66 ج 1، شذرات الذهب ج 3 ص 150، كشف الظنون ص 494 ج 2، ابن خلكان ج 1 ص 39، معجم المطبوعات ص 1895 و 1896، امل آمل ص 32 ج 2، منتهي المقال ص 34، هديه الاحباب ص 3) {2} 104) گويند نخستين كس كه بانشاء مقامات پرداخته ابن فارس استاد همداني است ولي در دست نيست) تاريخ الادب العربي ص 1) {3}. (396) مقامات بديع الزمان چنين شروع شده: حد ثنا عيسي بن هشام قال

......... و در بيشتر از مقامات بدين گونه: فاذا هو و الله شيخنا ابو الفتح الاسكندري و يا بعبارتي نظير اين عبارت تصريح گرديده كه مطالب

عيون الحكم و المواعظ

[325] عيون الحكم و المواعظ) عربي (اين كتاب كه بتصريح مولف در مقدمه موسوم به " عيون الحكم و المواعظ و ذخيره المتعظ و الواعظ " مي باشد، نبابر آن چه علامه مجلسي ره در باب ما جمع من كلمات علي عليه السلام) در مجلد 17 ص 136 چاپ كمپاني (1} (1} نگاشته اند جامع و مولف آن علي بن محمد الليثي الواسطي رحمه الله عليه است و از مقدمه آن بخوبي معلوم مي شود كه از علماء اماميه بوده و

چنين بنظر مي رسد كه در قرن ششم يا هفتم هجري مي زيسته اند، در كتب سير و رجال چون روضات و لولوتي البحرين و رجال ممقاني و امل الامل نامي از ايشان نيافتم. اين كتاب را در مجلد اول اين فهرست) ص 286-283) در فصل اخبار با نقل قسمتي از ديباچه آن نام برده ام ولي در آن هنگام كه مشغول بنگارش و معرفي از آن بودم بنام مولف آن بر نخورده و عدم اطلاع خويش را اظهار نمودم اخيرا كه مولف و جامع آن را شناختم چون در اين فصل كلمات قصار حضرت مولي علي امير المومنين عليه السلام و خطب و منشات آن حضرت و شروح آن ها نقل گرديده و بشرح و معرفي آن ها پرداخته شده و مي شود مناسب آن ديدم كه اين كتاب را باز در اين جا بياورم و نظر با اين كه در شماره كتب مجلد اول اختلافي رخ داده ودر ذيل صفحه) ح (از مقدمه آن مجلد بدان اشارتي رفته و شماره مسلسئل را در اين مجلد موافق آخرين شماره مجلد اول قرار داده ام لذا اين تكرار بشماره مسلسل خللي وارد نمي سازد. اين كتاب) عيون الحكم و المواعظ (بتصريح جامع در مقدمه 13628 كلمه از كلمات قصار را كه در سي باب بترتيب حروف تهجي مرتب گرديده شامل و در باب سي ام مختصراتي از بيانات توحيدي و وصايا و مواعظ و عباراتي در مذمت دنيا و ادعيه و مكاتبات آنحضرت را كه بنظر جامع لطيف و فوق العاده تر از سائر كلمات بوده آورده ولي دو نسخه ذيل و نسخه صاحب وقايع الايام فاقد اين باب مي باشد و شايد تاليف نشده است و اين بيست و نه باب در حدود (6800) بيت كتابت دارد. آغاز: بسمله الحمد لله فالق الحبه و باريء النسم، موجد الاشياء بعد العدم الخ. انجام: فليحذر الذين يخالفون عن امره ان تصيبهم فتنه اويصيبهم عذاب اليم. {1) {1) _______ عين عبارت بحار الانوار اينست: و كذا الشيخ علي بن محمد الليثي الواسطي في كتاب عيون - الحكم و المواعظ و خيره المتعظ و الواعظ الذي قد سميناه بكتاب العيون و المحاسن و هو يشتمل علي كثير من كلماته و كلمات باقي الائمه عليهم السلام. چنان كه بنقل از مقدمه دانستيم و ذخيره المتعظ است و ذال آن در اين نسخه افتاده و خيره المتعظ شده و مندرجات آن از

حضرت مولي علي امير المومنين است نه از ايشان و سائر ائمه عليهم السلام. صاحب كشف الحجب در ص 389 اين كتاب را بنام " العيون و المحاسن " كه اسم اختراعي علامه مجلسي براي اين كتابست ذكر نموده است و علامه مجلسي در مجلد 17 ص 112 نيز بنقل كلمات قصاري از نسخه قديمي اين كتاب مبادرت نموده است.

شرح تصريف (3)

(961) شرح تصريف اين نسخه بخط نسخ محمد صادق نام نگارش يافته، سال نگارش نام برده نشده، حاشيه سعد الله چلبي بر تمام اوراق وجود دارد و ظاهرا از خطوط قرن دوازدهم هجري مي باشد و به ورقي كه پيش از اين شرح است و پشت ورق آخر، مطالب متفرقه اي نوشته اند. جلد تيماجي. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع خشتي. شماره اوراق (108). صفحه اي (11) سطر. طول (21 2/1 سانتيمتر (. عرض (15 سانتي متر (. شماره كتابخانه (3122).

برهان قاطع (3)

(817) برهان قاطع اين نسخه بخط نستعليق در سنه 1234 نوشته شده، كاتب نامي از خود نبرده و لغات را با سرخي نوشته است. جلد مرغش. كاغذ فرنگي مهره زده. واقف سپهسالار. قطع رحلي. شماره اوراق (517). صفحه اي (25) سطر. طول (30 سانتي متر (. عرض (21 2/1 سانتي متر (شماره كتابخانه (66).

ديوان انوري (5)

(1168) ديوان انوري اين نسخه بخط نستعليق خوب نوشته شده، نويسنده از خود و سال نگارش نام نبرده، ظاهرا در اوائل قرن يازدهم هجري نگاشته شده، شامل قصائد و مقطعات و رباعيات و غزليات مي باشد و در حدود (8200) بيت دارد و بدين

بيت شروع شده است: اي ملك تو را عرصه عالم سركوئي با حجت عدل توستم بيهده گوئي. يك سرلوح كوچك ظريف دارد و صفحات مجدول بطلا است. جلد ساغري نيم ضربي. كاغذ كشميري. واقف سپهسالار. قطع وزيري كوچك. شماره اوراق (232). صفحه اي (18) سطر. طول (23 2/1 سانتي متر (. عرض (13 2/1 سانتي متر (. شماره كتابخانه (210).

ديوان كمال الدين اصفهاني (1)

(1254) ديوان كمال الدين اصفهاني اين نسخه را بخط نستعليق خوب هدايت الدين شكر الله ايموري بسال 1071 نوشته، پشت صفحه نخستين و بركنار آخرين صفحه يادداشت هائي بوده محو گرديده، سرلوحي در اول نسخه دارد ولي ظاهرا پس از يك قرن از نگارش نسخه يا بيشتر رسم گرديده، صفحات مجدول بطلا و لاجورد و شنجرف و عناوين نيز با شنجرف نگارش يافته است. جلد تيماجي. كاغذ سمرقندي. واقف سپهسالار. قطع وزيري. شماره اوراق (278). صفحه اي (25) بيت. طول (25 سانتي متر (عرض (15 سانتي متر (. شماره كتابخانه (262).

صحاح اللغه (7)

(841) صحاح اللغه اين نسخه مجلد دوم و از ابتداي باب سين تا اواخر فصل عين از باب لام مي باشد و آخرين سطر آن اين است:) و العتله واحده العتل و هي القسي الفارسيه و جديله طي تقول للاجير عتيل و الجمع عتلاء (، بخط نستعليق نوشته شده و آخر آن افتادگي دارد، اسم كاتب و سال كتابت معلوم نشد، در آخر فصل ها، از باب غين عبارتي بوده ولي آنرا محو كرده اند، دو ورق كاغذ ننوشته در وسط كتاب مي باشد و حواشي مختصري از كتب لغت با اشعاري فارسي در حاشيه دارد. جلد تيماجي. كاغذ سمرقندي. واقف سپهسالار. قطع وزيري كوچك. شماره اوراق (333).

صفحه اي (17) سطر. طول (20 سانتي متر (. عرض (13 سانتي متر (. شماره كتابخانه (135).

كنز اللغات (4)

(781) كنز اللغات اين نسخه بخط نستعليق نوشته شده، صفحه اول و دوم كتاب با خط زيباتري از بقيه كتاب نگارش يافته، بنظر ميايد كه كاتب آن ديگري است، در آخر نسخه كاتب نام خود را عبد الرزاق الويري ابن محمد هاشم معرفي و سال كتابت را سنه (1245) معين نموده است. جلد تيماجي. كاغذ فرنگي مهره زده. واقف سپهسالار. قطع رحلي. شماره اوراق (359). صفحه اي (17) سطر. طول (31 سانتي متر (. عرض (21 سانتي متر (شماره كتابخانه (109).

نهج البلاغه (11)

(813) نهج البلاغه اين نسخه بخط نسخ ابوالقاسم بن محمد در سال 1285 نگاشته شده و مشتمل بر تمام كتاب است. جلد ميشن. كاغذ فرنگي مهره زده. واقف سپهسالار. قطع رحلي كوچك. شماره اوراق (203) صحفه (15) طول (31 سانتي متر (. عرض (19 سانتي متر (. شماره كتابخانه (3090).

خمسه نوائي (1)

(1149) خمسه نوائي اين نسخه بخط نستعليق نوشته شده، نويسنده از خود و سال نگارش نام نبرده، ظاهرا در اوائل قرن دهم نگاشته شده، برگ نخستين و يك برگ از اواخر نسخه نونويس مي باشد، در آخر فرهاد و شيرين مهر گردي كه بدين سجع مي باشد:) محترمه سلطان بيگم بنت السلطان الغازي سليمان. (و اطراف آن در دوازده كنگره دوازده اسم از اسماء الله نوشته شده و مي رساند كه نسخه متعلق

به كتابخانه دختر سلطان سليمان بن سلطان سليم (974-926) عثماني بوده موجود و بر مجلدات ديگر اين كتاب هم همين مهر بوده ولي آن ها را محو كرده اند. برخي از برگ هاي نسخه وصالي گرديده و عناوين مطالب با شنجرف نگاشته محو شده است. جلد تيماجي. كاغذ بخارائي. واقف سپهسالار. قطع خشتي بزرگ. شماره برگ ها (325). صفحه اي (21) سطر. طول (24 2/1 سانتي متر (. عرض (17 سانتي متر (. شماره كتابخانه (369).

الفوائد الصمديه > صمديه (1)

(1007) الفوائد الصمديه اين نسخه را بسال 1223 بخط نسخ نوشته اند و با شرح تصريف كه در ص 346 معرفي خصوصيات آن گرديد در يك مجلد مي باشد خصوصيات ديگر به كتاب شماره (3146) كتابخانه كه زير شماره (962) در اين فهرست معرفي گرديده، مراجعه شود.

شرح كافيه > شرح جامي >) الفوائد الضيائيه ( (4)

(979) شرح جامي اين نسخه را بخط نستعليق نقي بن علي محمد بسال 1241 نوشته، يك ورق از اواخر كتاب افتاده و كاغذ ننوشته بجاي آن گذارده اند، در حاشيه بيشتر اوراق حاشيه هائي نوشته شده، پشت ورق اول و آخر نسخه و ورقي كه پيش از ورق اول است مطالب متفرقه اي يادداشت شده است. جلد تيماجي مستعمل. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع خشتي. شماره اوراق (229). صفحه اي (15) سطر. طول (21 2/1 سانتي متر (. عرض (15 سانتي متر (. شماره كتابخانه (3156).

ديوان سلمان ساوجي (1)

(1201) ديوان سلمان ساوجي اين نسخه بخط نستعليق ظاهرا در قرن نهم نوشته

شده، شامل قصائد و مقطعات و غزليات و رباعيات و تركيب بند و ترجيع بند مي باشد و در حدود (11500) بيت است، پاره اي از برگ ها وصالي گرديده و اوراقي از اول و آخر آن افتاده و نخستين بيت نسخه اينست: از طبع تو زاده است دريا و ز نسبت تست گوهرش پاك. و آخرين بيت نسخه اينست: در راه هوا بسر همي پويد شمع پروانه هم از حسن تو ميجويد شمع. جلد تيماجي. كاغذ دولت آبادي. واقف سپهسالار. قطع خشتي باريك. شماره اوراق (295). صفحه اي (20) سطر. طول (22 سانتي متر (. عرض (14 2/1 سانتي متر (. شماره كتابخانه (278).

ديوان مشتاق (1)

(1269) ديوان مشتاق اصفهاني اين نسخه را بسال 1201 محمد هادي قزويني بخط نستعليق نوشته و شامل غزليات مشتاق مي باشد، پس از غزليات قصيده اي و چند غزل ديگر و ترجيع بند شاعر را ديگري بخط شكسته نستعليق نوشته است و تمام اين نسخه از ديوان در حدود 3000 بيت مي باشد. جلد تيماج. كاغذ سمرقندي. واقف سپهسالار. قطع بياضي. شماره اوراق (91). صفحه اي (17) بيت. طول (22 2/1 سانتي متر (. عرض (11 سانتي متر (. شماره كتابخانه (254).

ديوان ) يا كليات (قاسمي يا قاسم انوار (2)

(1249) ديوان قاسم انوار اين نسخه كه بسال 1005 نوشته شده، شامل غزليات و مقطعات و رباعيات قاسم انوار مي باشد و نويسنده نسخه ملتزم شده كه صفحه راست را شامل غزليات و مقطعات و رباعيات حافظ قرار دهد و صفحه چپ را از قاسم انوار و تا باخر پيش رفته و شش ورق باخر مانده ديوان حافظ باخر رسيده و اين ديوان در حدود 5300 بيت است، و در آن جا سال نگارش موجود و تمام اين اوراق آخر شامل اشعار قاسم انوار است هر دو نسخه در كتابخانه زير شماره (202) ثبت گرديده و در

ص 583 خصوصيات ديگر آن را نگاشته ام.

الفيه ابن مالك > الخلاصه (1)

(913) الفيه ابن مالك اين نسخه بسال 1187 بخط نسخ خوب نوشته شده، دو ورق از اول آن كه مشتمل بر سيزده بيت اول بوده افتاده و نخستين بيت نسخه اينست: و الامران لم يك للنون محل. تركيب ابيات اوليه نسخه در ذيل آن ها نگاشته شده و تعليقاتي مختصر در حواشي آنست. جلد تيماج. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع خشتي. شماره اوراق (99). صفحه اي (5) سطر. طول (22 سانتي متر (. عرض (15 2/1 سانتي متر (. شماره كتابخانه (3187).

ديوان انوري

[516] ديوان انوري) فارسي (انوري) اوحد الدين محمد بن محمد ابيوردي خاوراني متوفي بسال 4} (4) {3} (3) {2} (2) {1} (1) 583} از شعراي قصيده سرا و غزل گوي قرن ششم هجري مي باشد، قصائد و مقطعات وي بسيار مشهور و گذشته از نگارش تذكره نويسان از اشعار وي ظاهر و هويداست كه سال ها در راه كسب فضائل و علوم معقول و منقول رنج برده و در نجوم و هندسه و حساب دستي قوي داشته و دولتشاه گويد چند رساله در نجوم نوشته (5} (1} و معاصر سلطان سنجر سلجوقي بوده و بمداحي وي و وزراء و امراء او پرداخته و زبانش به جو باز بوده و حتي گفته اند كه انوري خود و مادرش را نيز هجا گفته و به همين جهت بدزباني بلخيان قصد آزارش كرده و قاضي حميد الدين صاحب مقامات او را نجات داده (6} (2} و بدين سبب حميد الدين را مدح ها كرده است در نخستين نسخه ذيل كه نسخه اي كهن سال از ديوان انوري مي باشد پيش از مثنوي در هجو قاضي عم زاده بلخي، شرحي نوشته و ظاهرا نويسنده اين شرح معاصر شاعر بوده و چون شامل بخشي از شرح حال انوري است

در اين جا عينا آورده مي شود: " حكيم اوحد الدين انوري درانج) كذا (هنوز در اوان شباب بود و اكتساب علم و حكمت مي كرد پدر او وحيد الدين محمد بجوار رحمت حق پيوست و مال و اسباب بسيار گذاشت، انوري دست بدان مال دراز كرد و باي در خرابات نهاد و بمدت اندك آن ميراث بشراب و شاهد آخر رسانيد چون مفلس شد هيچ نماند شعر و شيوه مدح بگزيد و بوقت حاجت قصيده ميگفت و بدان روزگار نامرادي بسر مي برد ناگاه تاج الدين) در نسخه ديگر - تاج الدين عم زاده بلخي (او را تشنيع كرده و بي رمئينت) كذا (معائب او را) بروي او - در نسخه ديگر (گفتن گرفت انوري را اين نوع دشوار نمود و بر بديهه آغاز نهاد و آن اينست "ديوان انوري كه در حدود (10000) بيت شعر دارد و بسال 1266 در تبريز چاپ گرديده و چون مشتمل بر اصطلاحات حكمي و فلسفي و رياضي و نجومي مي باشد و فهميدن آن ها مشكل بوده بعضي بحل مشكلات وي پرداخته اند و در اين فصل دو شرح آن را معرفي خواهم نمود. آغاز هر يك از نسخ را در جاي خود نقل مي نمائيم. {1) {1) _______ عوفي نام وي و پدرش را محمد ثبت نموده ولي صاحب مجمع الفصحا بنام علي بن اسحق معرفي كرده و خود وي جد خود را اسحق ناميده زنده اسلاف تو بتو چو بمن جدم

اسحق وجدت اسمعيل است. {2) {2) ابيورد يا باورد شهري است از خراسان ميان سرخس و نسا) معجم البلدان ج 1 ص 480) مي باشد، در تذكره دولتشاه و مجمع الفصحا و سخن و سخنوران انوري ابيوردي و در آثار البلاد و تاريخ گزيده و هفت اقليم خاوراني) و گويند كه خاوران ناحيه ايست از خراسان (معرفي گرديده است. {3) {3) در تذكره دولتشاه وفات انوري بسال 547 و در هفت اقليم بسال 583 و در مجمع الفصحا بسال 575 ثبت گرديده و چون در تاريخ گزيده و هفت اقليم قران كواكب سياره بسال 581 و در كامل التواريخ در ذيل حوادث سال 582 ثبت گرديده بنابر اين و شهرت نسبت اين استخراج نجومي بانوري و شهادت اشارات تاريخي در اشعار انوري كه مسلما پس از سال 547 بوده تاريخ آخر كه قول صاحب هفت اقليم

باشد بر اقوال ديگر ترجيح دارد و حمد الله مستوفي در تاريخ گزيده) ص 474) عكسي و نزهت القلوب محاسبه انوري و اثر قران را درست دانسته و گويد اين سال مطابق با سالي است كه جنگيز خان به سرداري برقرار و شروع به پيشرفت در خرابي جهان نموده است.) نه تولد وي كه بعضي نوشته اند ( {4) {4) لباب الالباب ج 2 ص 138-125، حواشي ج 1 لباب الالباب از آقاي قزويني ص 343، آثار البلاد در ذيل خاوران) ص 207 نسخه مدرسه (، تاريخ گزيده ص 474، 488، 813 و 815، تذكره دولتشاه سمرقندي ص 86-83، هفت اقليم ص 252-249، مجمع الفصحا ج 1 ص 167-152 و سخن و سخنوران ج 1 ص 386-356 مختصرا و مفصلا از انوري بحث كرده اند و اين شرح با مراجعه به آن ها نگارش يافت. {1) {5) تاكنون به نسخه اي از اين رسائل دست نيافته ام. {2) {6) در ص 65 همين مجلد از فهرست در ذيل معرفي از حميد الدين بلخي نگاهداري اوازانوري را در اثر عدم وقوع اثر قران دانسته ام و اين غلط است و علت اين بود كه بلخي ها چون شنيده بودند انوري آن ها را هجا گفته در غضب شده و در خيال آزار وي بوده اند.

فرهنگ جهانگيري (3)

(851) فرهنگ جهان گيري اين نسخه را بخط نستعليق يوسف بن شيخ اويس چشتي ساكن كول جلالي كه از نقاط هندوستان مي باشد نوشته و خاتمه را چون سال نگارش ندارد، چهارده ورق ابتداء نسخه نونويس و اصل نسخه كهنه و آثار تصحيح و مقابله در آن مشاهده مي شود و ورق اول بجلد چسبانيده شده است. جلد تيماجي. كاغذ سمرقندي. واقف سپهسالار. قطع رحلي. شماره اوراق (460). صفحه اي (21) سطر. طول (33 سانتي متر (. عرض (19 2/1 سانتي متر (شماره كتابخانه (15).

الفيه ابن مالك > الخلاصه (4)

(916) الفيه ابن مالك اين نسخه بخط نسخ ابوطالب نام بسال 1257 در مدرسه حاج محمد حسينخان مروي در طهران نوشته شده و تركيب ابيات اوليه در ذيل آن ها نگاشته شده است. جلد تيماج. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع ربعي. شماره اوراق (71). صفحه اي (14) سطر. طول (21 سانتي متر (. عرض (12 سانتي متر (. شماره كتابخانه (3186).

ديوان نوائي

[587] ديوان نوائي) تركي (چنان كه گفته شد امير علي شير نوائي كه در ص 540-538 بمعرفي وي پرداخته ايم چهار ديوان داشته و نام آن ها را نقل كرده ايم از مندرجات فهرست تركي كتابخانه خديويه) ص 127-126) معلوم مي شود كه چهار ديوان وي موجود مي باشد و آغاز هر كدام را هم نقل نموده و آن نقل شده ها چون از مقدمه نثري ديوان هاي مذكور مي باشد. و اين نسخه زيرين چون ديباچه را ندارد ندانم مطابق كدام يك از شماره هاي ديوان هاي نام برده مي باشد و در صورت دانستن هم چون نام ديوان ها در فهرست مذكور نيست معلوم نمي شود اين نسخه زيرين كدام يك از آن ديوان هاست. اين ديوان كه شامل غزليات مرتبه بترتيب حروف تهجي برحسب قوافي و مخمسات و رباعيات مي باشد در حدود (3800) بيت است. آغاز: يا رب اولغان چاغدا جانيم جسم ويرا بدن جدا او بولوب موندين جداسين بولماغيل اندين جدا. (1286) ديوان نوائي اين نسخه بخط نستعليق خيلي خوب نوشته شده، تاريخ نگارش ندارد ولي ظاهرا در اوائل قرن دهم هجري نگاشته شده، در زير آخر صفحه و حاشيه آن يادداشتي با تاريخ بوده محو گرديده يادداشتي كه بسال 1141 نوشته شده پشت صفحه نخستين موجود، اطراف دو صفحه نخستين كه شامل پنج بيت از اولين

غزل اين ديوان مي باشد با بهترين طرزي نقاشي و تذهيب گرديده و تمام صفحات مجدول بطلا و زنگار مي باشد و برگ اول و آخر وصالي گرديده است. جلد سوخته و طرف

درون سوخته معرق طلا پوش ظريف. كاغذ بخارائي. واقف سپهسالار. قطع وزيري. شماره اوراق (158). صفحه اي (12) بيت. طول (24 2/1 سانتي متر (. عرض (15 2/1 سانتي متر (. شماره كتابخانه (370).

قاموس المحيط (7)

(867) قاموس المحيط اين نسخه بخط نسخ نوشته شده، صفحه اول و آخر آن نو نويس است، نويسنده كتاب را بدين ترتيب چهار قسمت نموده (1) از باب همزه تا فصل زاء از باب راء. (2) از فصل سين از باب راء تا فصل سين از باب عين. (3) از فصل شين از باب عين تا فصل الظاء از باب اللام. (4) از اين فصل تا آخر كتاب و فاصله هر يك از اين قسمتها يك دو صفحه كاغذ ننوشته مي باشد، كاتب از خود و سال كتابت در هيچ يك از قسمت هاي كتاب نام نبرده، صفحات مجدول بسرخي و لاجورد، نسخه قديمي و ظاهرا از خطوط قرن نهم است. جلد تيماجي. كاغذ سمرقندي. واقف سپهسالار. قطع رحلي. شماره اوراق (405). صفحه اي (31) سطر. طول (25 سانتي متر (. عرض (17 سانتي متر (. شماره كتابخانه (47).

حاشيه مي رسيد شريف بر مطول (2)

(1043) حاشيه مير بر مطول اين نسخه بخط نسخ بسال 1027 نوشته شده) سال نگارش را نويسنده اين گونه: (127) نوشته، از طرز نگارش و كاغذ مسلم است كه 1027 بوده و موافق رسم قدما صفر در مرتبه مات را نگذارده است (سه ورق اول نونويس مي باشد، بر كنار پاره اي از صفحات حاشيه هائي نوشته شده است. جلد تيماجي. كاغذ سمرقندي. واقف سپهسالار. قطع ربعي. شماره اوراق (130). صفحه اي (23) سطر. طول. (19 سانتي متر (. عرض (12 2/1 سانتي متر (. شماره كتابخانه (2967).

ديوان مجمر

[574] ديوان مجمر) فارسي (سيد حسين طباطبائي زواري متخلص به مجمر از شعراي معاصر فتح علي شاه قاجار مي باشد، راوي گروسي در انجمن سوم انجمن خاقان او را نام برده و گويد: بسال 1218 كه براي انجام مهمي باصفهان رفته بودم در مجلس صاحب كافي معتمد الدوله اين سيد جليل را ملاقات و در همان مجلس عقد الفت چنان استحكام يافت كه گسستن نپذيرد و بكرات در حجره مدرسه كاسه گران كه منزل سيد بود دريافت فيض صحبت كرده از اخلاق مهذب و اوراق مذهب) پيش از اين هم تصريح كرده گه گاهي بشغل تذهيب مشغولي داشت (ايشان دل و ديده را مسرت مي داد. راوي تصريح نموده كه معتمد الدوله برسم منادمت اين سيد جليل را با خود به طهران و از آن جا به ايروان كه در آن هنگام پادشاه در آن جا بود، بر دو بوسيله ملك الشعرا به پيشگاه پادشاه معرفي شد و مورد تفقد گرديد و لقب مجتهد الشعرائي يافت و بمنادمت شاهزاده حسنعلي ميرزا برقرار و در عين جواني بسال 1225 جهان را وداع گفت و در خاك پاك قم دفن گرديد و ديوان وي در حدود پنج ششهزار بيت است و 590 بيت از قصائد و غزليات و تركيب بند او را انتخاب و در اين كتاب جا داده است. در ص 465 ج 2 مجمع الفصحا نيز مختصري از شرح حال مجمر نگارش يافته و 395 بيت از ديوان او انتخاب گرديده و ص 473-465 شامل اين منتخبات است. در مقدمه ديوان مجمر كه بسال 1312 در طهران چاپ سنگي شده مرحوم ميرزاي جلوه كه از حكماي اوائل قرن چهاردهم هجري بوده اند شرح حال مختصري از مجمر نوشته اند و در آن جاست كه با ايشان نسبت داشته و تقريبا 35 سال زندگاني كرده بنابراين تولد وي بسال 1190 بوده است. پيش از ديوان مجمر حكاياتي بطرز گلستان شيخ بنظم و نثر از مجمر چاپ گرديده است. (1263) ديوان مجمر اين نسخه بخط شكسته نستعليق) ظاهرا در روزگار زندگاني شاعر نوشته شده (نگارش يافته، بخشي از اول

و وسط و اخر نسخه افتاده و كاغذهاي ننوشته به جاي آن ها گذارده شده و بيت نخستين صفحه اينست: يكي بدل همه تابش از روي او منگر كه سنگ خاره شد از مهر گوهر لالا. و آخرين بيت نسخه اينست: چه خصمي با شدت اي عشق با عقل كزين سر چون شدي در آن سري تو. و با نقصي كه دارد شامل 3900 بيت شعر مي باشد و بسال 1283 داخل كتابخانه اعتضاد السلطنه شده و بركنار صفحه نخستين يادداشت گرديده است. جلد تيماجي وسط پارچه. كاغذ فرنگي مهره زده. واقف سپهسالار. قطع خشتي باريك. شماره اوراق (155). صفحه اي (13) بيت. طول (21 سانتي متر (. عرض (14 سانتي متر (. شماره كتابخانه (273).

شرح الفيه > شرح ابن عقيل (2)

(943) شرح الفيه) ابن عقيل (اين نسخه بخط نسخ علي نقي بن بهرام بسال 1108 نوشته شده، يك در مرتبه آحاد هزار را محو كرده اند، قسمتي از ابتداء آن افتاده و چند برگ كاغذ ننوشته در جلو آنست، نخستين سطر موجود آن اينست: و هو المنصرف كزيد و عمرو و الي متمكن. چند ورق اول و چندين برگ از آخر نسخه وصالي شده است. جلد ميشن مستعمل. كاغذ كاهي. واقف سپهسالار. قطع ربعي. شماره اوراق (278). صفحه اي (14) سطر. طول (18 2/1 سانتي متر (. عرض (12 سانتي متر (. شماره كتابخانه (3114).

ديوان فيضي

[562] ديوان فيضي) فارسي (ناظم اين اشعار ابو الفيض فيضي فياضي است كه در ص 524-520 زير شماره [504] شرح حال ويرا نگاشته ايم و نيز در آن جا از شماره ابيات ديوان فيضي كه خود ترتيب داده و ظاهرا اين بخش از آن ديوان مي باشد نام برده ام و اين بخش در حدود (1120) بيت مي باشد و در صفحه نامبرده بالا اطلاعات

زيادي راجع به ديوان و اشعار فيضي داده شده است. آغاز) اين بخش (: بوستان خيال فيضي را از نم فيض تازه و تربين هر چه بيني بلند و پست درو همه بالاتر و فروتر بين نخل ها تا فلك كشيده نگر سبزها با زمين برابر بين (1247) ديوان فيضي اين نسخه شامل قطعات و ماده تاريخ ها و رباعيات فيضي است چنان كه در ص 524 زير عنوان خمسه فيضي كه پيوسته به اين نسخه مي باشد نگارش يافت، در اوائل قرن يازدهم نگارش يافته، خصوصيات ديگر نسخه را در آن صفحه زير شماره (1141) نگاه كنيد و شماره اين كتاب در اين كتابخانه (320) است.

كافيه ابن حاجب

[435] كافيه ابن حاجب) عربي (مولف اين كتاب كه از مشاهير كتاب هاي نحو مي باشد ابن حاجب نحوي معروف است كه در ص 332-330 همين مجلد معرفي از ايشان گرديد و اين كتاب بنام " مقدمه في النحو " نيز ناميده مي شود و مولف خود بر آن شرحي نوشته و بر اين شرح حسن بن محمد البوريني شافعي متوفي بسال 1034 شرحي نگاشته و نيز مولف كافيه را بنام " الوافيه " منظوم نموده و بر كافيه شروح و حواشي بسيار نوشته شده، شماره زيادي از آن ها را حاجي خليفه در ص 254-249 ج 2 كشف الظنون نام برده، چندين شرح و حاشيه آن را در اين جلد فهرست معرفي كرده ايم. كافيه در حدود (600) بيت كتابت دارد و نخستين بار بسال 1592 م. در رم و مكرر در هندو روسيه و اروپا و مصر چاپ شده است. آغاز: بسمله الكلمه لفظ وضع لمعني مفرد و هي اسم و فعل و حرف الخ.

عوامل جرجاني > العوامل المائه

[432] عوامل جرجاني > العوامل المائه) عربي (شيخ عبد القاهر نحوي جرجاني كه از معاريف علماء علم ادب مي باشد و در ص 316-314 همين مجلد بشرح حال و

معرفي ايشان پرداخته ايم مولف اين كتابست و اين مولفه با كمال اختصاري كه دارد داراي فوائديست كه در كتاب هاي بزرگ يافت نمي شود و بر آن شروحي بسيار بفارسي و عربي و تركي بنظم و نثر نگاشته شده و برخي از آن ها در ص 140 ج 2 كشف الظنون نام برده شده و در حدود (400) بيت كتابت دارد و بسال 1617 م. در ليدن و 1803 م. در كلكته و 1247 در مصر چاپ شده است.

ديوان فيض (2)

(1246) ديوان فيض كاشاني اين نسخه شامل غزليات مرتبه بحروف تهجي برحسب رديف ها و رباعيات در حدود 2700 بيت شعر از فيض مي باشد، بسال 1232 بخط شكسته نستعليق نوشته شده، يك مثنوي كه ظاهرا نيز از فيض مي باشد در حواشي اوراقي از آخر اين ديوان وي همين نويسنده نگاشته و " فرهاد و شيرين وحشي " كه پس از اين از آن معرفي خواهد شد نيز همين نويسنده نوشته و بدين ديوان پيوسته است. دو سرلوح زيبا در اول ديوان و فرهاد و شيرين مي باشد و اطراف دو صفحه اول هر يك از دو نسخه و ميان سطرهاي دو صفحه اول آن ها تذهيب و طلا اندازي گرديده و تمام صفحات مجدول بطلا و لاجورد است. جلد وسط ترمه دور تيماج. كاغذ ترمه. واقف سپهسالار. قطع بغلي. شماره اوراق دو نسخه (134). اوراق ديوان (96). صفحه اي (14) سطر. طول (15 سانتي متر (. عرض (9 2/1 سانتي متر (. شماره كتابخانه (422).

شرح تلخيص المفتاح > مختصر (7)

(1053) مختصر اين نسخه بخط نسخ نوشته شده، نويسنده از خود و سال نگارش نام نبرده، در حاشيه صفحات) از اول تا باخر (شرح بزرگ تفتازاني) مطول (را جعفر بن عباس موراني (1} (1} بسال 1243 نوشته و ظاهر اينست كه نويسنده مختصر

هم همين شخص مي باشد. جلد نيم ضربي. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع وزيري. شماره اوراق (306). صفحه اي (14) سطر. طول (25 سانتي متر (. عرض (17 سانتي متر (. شماره كتابخانه (1) {1} _______. (2959) در ص 679 ج 4 معجم البلدان نوشته شده كه موريان بضم ميم و راء مهمله و پس از آن يائحطي نام دهي از نواحي خوزستان مي باشد و نسبت بدان مورياني است و ابو ايوب مورياني كه وزيرمنصور و نام وي سليمان بن ابي سليمان بن ابي مجالد بوده و منصور او را كشته بدين جا منسوب است.

حديقه الحقيقه (3)

(1132) حديقه الحقيقه اين نسخه نيز بخط نستعليق نوشته شده، برگ هائي از آن نونويس مي باشد، طرز نگارش حكم مي كند كه نويسنده آن هندي و در اواخر قرن نهم نگارش يافته، عناوين ابواب و مطالب در چندين جا غلط نوشته شده و طرز تنظيم آن تقريبا با نسخه چاپ بمبئي مطابق، مكتوب سنائي به هرامشاه نيز در آخر نسخه مي باشد و بالاي صفحه نخستين رضي كتابدار شاهزاده بهمن ميرزا پسر نائب السلطنه، عباس ميرزا، بودن آن را در كتابخانه اين شاهزاده بسال 1248 يادداشت كرده است. جلد ميشن. كاغذ دولت آبادي. واقف سپهسالار. قطع وزيري. شماره اوراق (272). صفحه اي (19) سطر. طول (23 2/1 سانتي متر (. عرض (14 2/1 سانتي متر (شماره كتابخانه (345).

برهان قاطع

[340] برهان قاطع) فارسي (اين كتاب يكي از فرهنگ هاي مشهور فارسي و مولف آن محمد حسين بن خلف تبريزي متخلص به "برهان " مي باشد كه از شعراي قرن يازدهم هجري بوده و متوطن هندوستان گرديده و از ديگر آثار وي اثري نيافتم،

در اين مولفه گذشته از لغات فارسي لغات تركي و عربي و پهلوي و دري و غيره كه در زبان فارسي استعمال مي شوند آورده شده و نيز شامل كنايات و استعارات مستعمله در مجاورات فارسي است و مولف در مقدمه تصريح كرده كه لغات موجوده در فرهنگ جهان گيري و فرهنگ " مجمع الفرس " سروري و " سرمه صفاهاني " و " صحاح الادويه " حسين انصاري را كه هر يك حاوي لغات چندين كتاب اند جمع آوري كرده و شواهد و مكررات آن را انداخته و اين كتاب را پرداخته و برهان قاطع ناميد و اين تاليف را بنام سلطان عبدالله قطب شاه بن قطب شاه، كه از سلاطين قطبشاهيه هند مي باشد موشح كرده است. پيش از شروع در اصل كتاب كه در بيست و نه گفتار و هر گفتاري در چندين بيان مي باشد مطالبي را در نه فائده ذكر نموده و فهرست آن فوائد اين است: فائده اول در بيان معرفت زبان دري و پهلوي و فارسي فائده دوم در بيان چگونگي زبان فارسي. فائده سوم در بيان تعداد حروف تهجي و تفرقه ميان دال و ذال و صيغهائي كه در فارسي مقرر است. فائده چهارم در بيان تبديل هر يك از حروف بيست و چهارگانه فارسي بحروف ديگر. فائده پنجم در ضمائر و آن در چند حرف بهم مي رسد. فائده ششم در بيان حروف مفرده كه در اوائل و اواسط و اواخر كلمات بجهت دريافت كلمات و معاني مقصوده بياورند. فائده هفتم در ذكر حروف و كلماتي كه بجهت حسن و زيب كلام مي آورند. فائده هشتم در معاني حروف و كلماتي كه در آخر اسماء و افعال بجهت حصول معاني گوناگون آورند. فائده نهم در بيان توصيف آن چه صاحبان املا را از دانستن آن گزير نيست. چنان كه هر مولفي را اين بلادست مي دهد مولف برهان قاطع را اشتباهاتي در اين جمع آوري رخ داده و جمعي برد او پرداخته و جمعي هم بحمايت وي برخاسته و اين دو دسته كتاب ها نگاشته اند و دانشمند متتبع معاصر آقاي تربيت در ص 68 و 69 دانشمندان آذربايجان آن ها را ذكر نموده و مناسب اين است كه در اين جا بنقل عين عبارت ايشان مبادرت نمائيم: " برهان قاطع جامع ترين فرهنگ هاي پارسي است مولف آن بعضي كلمات اجنبي و غير پارسي

را نيز كه در نظم و نثر پارسي معمول بوده و هست همه را جمع آوري كرده و در اين مجموعه مندرج ساخته است ولي مانند سائر فرهنگ ها محتاج به تنقيح و تصحيح است و لذا بعضي از ادباي نامي هند مانند غالب دهلوي و غير او در خصوص اين كتاب حواشي و تعليقات عديده به عناوين مختلفه متن قاطع برهان و ساطع برهان و رافع هذيان (1} (1} و محرق قاطع برهان و تيغ تيز و تيغ تيزتر و غير آن ها مشتمل بر رد و انتقاد يك ديگر نوشته و نشر كرده اند سيد احمد عاصم عنتابي از فضلاي عثماني نيز در اوائل قرن سيزدهم هجري اين مجموعه را باسم تبيان نافع نقل بتركي كرده و در ضمن ترجمه بفرهنگ هاي معتبر موجوده نيز رجوع نموده و پس از اصلاح اغلاط و رفع شبهات مبلغي از لغات بر آن افزوده است و اين تاليف او در تاريخ 1251 در قاهره مصر چاپ شده است. انتهي. شماره لغات و كناياتي كه در گفتارهاي بيست و نه گانه برهان قاطع موجود است (19417) مي باشد و بسال 1062 مولف از تاليف و جمع آوري آن فراغت يافته و خود در مقدمه تاريخ اتمام آن را سروده و آن اينست: چو برهان از سر توفيق يزدان مر اين مجموعه را گرديد جامع پي تاريخ اتمامش قضا گفت كتاب نافع برهان قاطع > 1062 اين كتاب مكرر در ايران و هندوستان چاپ شده و بهترين چاپ هاي آن چاپ سربي است كه با كمال دقت تصحيح و در كلكته بسال 1233 چاپ شده و ملحقاتي نيز دارد، نسخه شماره (69) اين كتابخانه از روي آن نسخه نوشته شده در ص (165) اين فهرست خصوصيات آن نگاشته شده مراجعه شود. آغاز: بسمله: اي راه نما بهر زبان در افواه يزدان و كرسطوس چو تكري و آله از نام تو بردند زبان ها بتو راه لاحول و لا قوه الا بالله انجام: يعقوب بفتح ياي حطي و عين بينقطه و قاف بو او كشيده و بباي ابجد زده نام پيغمبري بوده مشهور و ناممردي بوده صاحب مذهب و مجتهد نصاري و كبگ نر را نيز گفته اند كه جفت كبگ ماده باشد. {1) {1) _______ اين كتاب را مرحوم اعتصام الملك در فهرست كتب خطي مجلس ج 1 ص 271 " دافع هذيان " ثبت نموده و اين صحيح است و مولف آن را نجف علي خان

حجري معرفي نموده. و نيز در همين صفحه مولف قاطع برهان را اسد الله غالب دهلوي و مولف ساطع برهان را شيخ رحيم هندي شناسانده اند.

ترجمه و شرح عهدنامه مالك اشتر

[305] ترجمه و شرح عهدنامه مالك اشتر) فارسي (مترجم اين عهدنامه كه از معروف ترين انشاآت حضرت علي بن ابي طالب عليه السلام مي باشد و شروح بسياري بر آن نگاشته شده و در ذيل شرح كتاب نهج البلاغه از آن نيز ياد خواهيم نمود ملا محمد صالح بن حاج محمد باقر قزويني معروف بروغني رحمه الله عليه مي باشد كه از علماء قرن يازدهم هجري بوده و ما در جلد اول اين فهرست ص 223 و 225 دو مولفه ايشان را ذكر نموده و در آن جا متذكر شده در سال 1080 بترجمه توحيد مفضل پرداخته اند ولي تا كنون بتحقيق بدست نياورده ايم كه پس از آن سال چندگاه در اين جهان زيسته اند و در ذيل شرح نهج البلاغه همين مولف بپاره اي از مولفات ايشان كه در كتب سير از آن ها نام و نشاني نيافته اشاره خواهد گرديد و از بيت موجود در آخر يكي از نسخ اين ترجمه چنين معلوم مي شود كه در سال 1094 تجديدنظر در ترجمه اين عهدنامه خاتمه يافته است. مترجم اين عهدنامه را كه مشتمل بر دستور حكم فرمائي و فرمان روائيست با نهجي خوب و اسلوبي متين ترجمه و شرح نموده و در ضمن باشعار عربي و فارسي و حكايات مناسب تمثل جسته و پيش از شروع بترجمه عهدنامه دبياچه اي مشتمل بر حمد و ثنا و علت ترجمه اين عهدنامه و

شرح مختصري از حالات و مقامات مالك اشتر و معني لغوي اشتر و لزوم تعيين حاكم و امام براي نگهباني مردمان، انشاء و پس از آن شروع بترجمه و شرح نموده و در ديباچه نگاشته اند: اين ترجمه و بياني است از عهدنامه. و بنابر اين كه بيان عهدنامه باشد بايستي اين كتاب را شرح عهدنامه معرفي نمود و با مراجعه بخود كتاب مسلم مي شود كه مولف كاملا بشرح و بسط و بيان مراد حضرت (علیه السلام) پرداخته و قناعت بترجمه عبارات

ننموده است. اين ترجمه و شرح عين آنست كه مولف در شرح نهج البلاغه خويش كه در همين فصل از آن ياد خواهيم نمود آورده جز اين كه در هر صفحه اي تقريبا دو يا سه بيت و در بعضي از صفحات بيشتر بر مطالب افزوده و مقدمه اي چنان كه مذكور شد بر آن نگاشته و در حدود پنجاه بيت نيز در آخر اضافه نموده و چنان كه از قرائن بدست مي آيد اين ترجمه و شرح را مولف پس از شرح نهج البلاغه خويش مرتب كرده و انتشار داده ولي در هيچ جا اشاره اي بدان ننموده است. آغاز: بسمله سپاس و ثنا خداوندي را رواست كه ذاتش از و صمت فنا و زوال] معراست [كذا الخ. انجام: و آن كه ختم كند از براي تو بسعادت و شهادت بدرستي كه ما بسوي او تعالي را غبيم و سلام بر رسول خدا ص (755) {1} (1) ترجمه و شرح عهدنامه مالك اشتر اين نسخه بخط نستعليق خوب نگاشته شده و كاتب از خود و سال كتابت نامي نبرده ولي ظاهرا در اوائل قرن يازدهم نوشته شده ، ورق اول كتاب كه مشتمل بر شش بيت بوده افتاده و صفحات مجدول بطلا وزنگار مي باشد و اولين سطر موجود آن اين است:) جز در تو قبله نخواهيم ساخت گر نه نوازي تو كه خواهد نواخت (و در سال (1284) داخل كتابخانه اعتضاد السلطنه شده و كنار اولين صفحه موجود يادداشت شده و از آخر هم موافق نسخه مذكور در فوق بيش از پنجاه بيت نوشته نشده و آخرين سطر نگاشته شده اينست:) انا اليه راغبون و السلام علي رسول الله صلي الله عليه و آله (. جلد سوخته. كاغذ دولت آبادي. واقف سپهسالار. قطع ربعي. شماره اوراق (150). صفحه (11) سطر. طول (18 2/1 سانتي متر (. عرض (12 سانتي متر (. شماره كتابخانه (1) {1} _______. (3096) نسخه مدرسه ترجمه آخرين فقره عهدنامه را ندارد و كاتب پس از نقل عبارت آن دست از نگارش كشيده و ما عبارت فوق را از روي شرح عهدنامه كه در شرح نهج البلاغه مولف مي باشد نقل نموديم ولي در نسخه اي كه جناب آقاي حاج محتشم السلطنه اسفندياري از اين ترجمه عهدنامه دارند و اينك نزد نگارنده است پس از عبارت فوق در حدود پنجاه بيت در شرح و توضيح فقرات مذكوره اضافه دارد

و آخر آن اين بيت مي باشد: فارغت من تسويد هذا المختصر. في اربعا يومان من اقبل الصفر (و بحساب جمل مصراع اخير سال 1094 را بيان مي نمايد و ظاهر اين است كه اين سال تاريخ تاليف اين ترجمه نباشد، چرا كه تاريخ كتابت نسخه شرح نهج البلاغه مولف كه اينك در اين كتابخانه است بسال 1088 بوده و اگر تاريخ مذكور در اين بيت از قلم و انشاء مترجم باشد تا آن سال در حيات بوده و در آن تجديدنظر كرده و از اسلوب عبارت امل الامل كه در سال 1097 تاليف شده) امل ج 1 ص 24) نيز حيات مولف را در اين تاريخ مي توان استنباط نمود) امل الامل ج 2 ص 64)

تنقيح الصحاح

[341] تنقيح الصحاح) عربي (محمود بن احمد زنجاني (1} (1} صحاح اللغه جوهري را كه در همين فصل معرفي آن خواهد شد و از كتب مهمه لغت مي باشد بدوا از نظر گذرانيده و مطالب صرفي و نحوي و بعضي از مكررات و امثال و شواهد آن را كه به مناسبت در آن ذكر شده بوده انداخته و آن را " ترويح الارواح في تهذيب الصحاح " ناميده و پس از آن چون همت معاصرين را در حفظ و ضبط باقي كم ديده بقيه شواهد و امثال موجوده در آن را حذف كرده " تنقيح الصحاح " نام گذارده و در مقدمه اين كتاب گويد كه مختصر اول در حدود خمس اصل و اين مختصر عشر صحاح و بيش از عشري هم از اصل لغات صحاح اللغه حذف نشده است. آغاز: بسمله الحمدلله حق حمده و الصلوه علي خير خلقه محمد و آله و صحبه الخ. (821) تنقيح الصحاح اين نسخه بخط نسخ نوشته شده، پشت صفحه اول نام كتاب و مولف آن و مطالب متفرقه نگاشته شده، در حاشيه بيشتر از صفحات تعليقات مختصري تحرير گرديده، نسخه آب ديده ولي خطوط آن ضايع نگشته از آخر آن يكي دو صفحه افتاده و آخرين سطر نسخه كه در معاني كلمه وقا مي باشد اين است: في ما مضي و اما اليوم فهي عشره دراهم و خمسه اسباع درهم و الجمع الاواقي. نسخه قديمي و ظاهرا از خطوط قرن دهم

هجري مي باشد و در سنه (1287) داخل كتابخانه اعتضاد السلطنه شده است. جلد تيماجي. كاغذ سمرقندي. واقف سپهسالار. قطع وزيري. شماره اوراق (117). صفحه اي (21) سطر. طول (26 سانتي متر (. عرض (18 سانتي متر (شماره كتابخانه (1) {1} _______. (94) در روضات الجنات و طبقات الحنفيه و طبقات الشافعيه سبكي و شذرات الذهب و فهارس موجوده و دانشمندان آذربايجان نام اين دانشمند و شرح حال و ساير مولفات ايشان را نيافتم در كشف الظنون ذيل صحاح اللغه) ص 76 ج 2) نام اين مختصر و مختصر سابق و مختصر كننده آن ها بدون ذكر سال وفات ثبت شده است.

شرح كافيه > شرح رضي (6)

(985) شرح رضي اين نسخه بقيه نسخه پيشين مي باشد، يك ورق پيش از آخرين ورق موجود و يكي پس از آن نسخه افتاده، اوراق اواخر وصالي شده و نيز آثار آبديدگي در اوراق نسخه موجود است. جلد تيماجي. كاغذ سمرقندي. واقف سپهسالار. قطع وزيري. شماره اوراق (279). صفحه اي (20) سطر. طول (25 2/1 سانتي متر (. عرض (18 سانتي متر (. شماره كتابخانه (3204).

ديوان نظام استرابادي

[584] ديوان نظام استرابادي) فارسي (نظام الدين استرابادي از شعراي قصيده سراي قرن دهم هجري بوده (1} (1} و بيشتر قصائد او در مدح حضرت پيغمبر اكرم (صلی الله علیه و آله) و ائمه اثني عشر (علیه السلام) بوده و در جز اين موضوع كمتر شعر گفته، در اوائل به فن معمار غبتي داشته و بدين صنعت معروف شده و سام ميرزا اورازير عنوان " نظام معمائي " معرفي نموده و گويد بسال 2} (1) 921} وفات يافته و يك مثنوي بنام "بلقيس و سليمان " بدين شاعر نسبت داده و نگارنده تاكنون نسخه اي از اين كتاب را سراغ

نيافته، آذر و هدايت اين كتاب را بنام " سليمان و بلقيس "معرفي كرده اند و هدايت گويد نسخه آن ديده نشده. اين نسخه از ديوان كه زير اين سطرها معرفي مي شود در حدود (1700) بيت مي باشد. (1279) ديوان نظام استرابادي اين نسخه پيوسته به ديوان ثنائي مشهدي است كه زير شماره (6/11) معرفي گرديد و در كتابخانه با آن ديوان زير شماره (375) ثبت شده، فقط شامل قصائد نظام مي باشد، خصوصيات ديگر نسخه را در ص 577-576 نگاه كنيد و آغاز نسخه اين بيت است: الحمد للقديم له العزو الجلال شاه سرير لم يزلي حي لايزال {1) {1) _______ تحفه سامي) چاپي (ص 100 و 101، هفت اقليم ص 933-932 مجالس المومنين ص 538-536 آتشكده ص 159 و مجمع الفصحا ج 2 ص 50 مراجعه شده است. {1) {2) در هفت اقليم نگارش يافته كه دختر نظام الدين پس از مرگ پدر قطعه اي درطلب سنگ قبر پدر انشا نموده و براي سلطان حسين ميرزا فرستاد و چون مي دانيم كه سلطان مذكور بسال 911 وفات يافته و وفات نظام الدين هم مسلما بسال 921 بوده واضح مي شود كه براي اين پادشاه نمي شود كه انشا شده باشد و در آتشكده نوشته شده يكي از برادران وي قطعه اي موزون و بخواجه سيف الدين فرستاد و قطعه مذكور در هر دو ماخذ نگارش

يافته است.

شرح مراح الارواح > المفراح

[422] شرح مراح الارواح > المفراح) عربي (مراح الارواح مختصري معروف در علم صرف مي باشد و در همين فصل از آن بحث و معرفي خواهد شد، اين شرح كه بنابر تصريح در آخر بنام " المفراح في شرح مراح الارواح " ناميده شده تاليف حسن پاشا بن علاء الدين اسود است كه از علماء عصر سلطان بايزيد بن سلطان مراد (816-791) از سلاطين عثماني مي باشد و شرحي هم بر مصباح در نحو بنام الافتتاح دارد. (1} (1} اين شرح مراح شرحي قولي و چون اصل آن مختصر مي باشد و در حدود (6500)

بيت كتابت دارد و در معجم المطبوعات چاپ شدن آن تذكر داده نشده تصور نمي كنم كه چاپ شده باشد. آغاز: بسمله الحمدلله الذي صرف افكار قلوبنا الي صراط المستقيم الخ. انجام: هذا آخر ما اردنا بيانه من كتاب المفراح في شرح مراح الارواح فمن وصل اليه من علماء الاصحاب و فضلاء الاحباب ..... و الحمد لله علي الاتمام ياالله انت المستعان. (991) المفراح شرح مراح الارواح اين نسخه بخط نسخ بسال 1178 نوشته شده، پشت ورق نخستين اتمام عوامل ملامحسن كه اوراق اين نسخه ضميمه آن بوده بسال 1122 يادداشت گرديده، عبارات متن را از شرح بخطي كه در بالاي آن كشيده شده تميز داده اند، چند برگ آخرين وصالي گرديده و آثار آبديدگي در نسخه پيداست. جلد تيماج. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع خشتي. شماره اوراق (78). صفحه اي (21) سطر. طول. (20 سانتي متر (. عرض (14 2/1 سانتي متر (. شماره كتابخانه (1) {1} _______. (3109) شقائق النعمانيه ج 1 ص 35.

تصريف > العزي في التصريف

[389] تصريف > العزي في التصريف) عربي (مولف اين كتاب عز الدين زنجاني است) عز الدين عبد الوهاب بن ابراهيم بن عبد الوهاب بن ابي المعالي الخزر جي الزنجاني متوفي پس از سال 1} (1) (655} كه از دانشمندان قرن هفتم هجري بوده و اين مولفه وي در علم صرف از مشاهير كتب اين فن مي باشد و شروح بسيار بر آن نوشته، صاحب كشف الظنون) ج 2 ص 115) بسياري از شروح آن را نام برده و اين مولف كتاب " هادي (2} (1} " مولفه خود را كه در نحو و صرف بوده بنام" كافي في شرح الهادي " شرح نموده و " تصحيح المقياس في تفسير القسطاس " در علم عروض، كه شرح قسطاس زمخشري است و بسال 655 از تاليف آن فراغت يافته نيز از او " المظنون به علي غير اهله (3} (2} " را كه مشتمل بر مجموعه اشعار منتخبه از جاهليين و مولدين تا روزگار خود او است و بسال 1913 م با شرح عبيد الله عبيدي كه بسال 724 بر آن

نوشته چاپ گرديده، تاليف نموده و مشهورترين مولفات وي همين كتاب تصريف اوست كه بنام " العزي في التصريف " نيز مشهور مي باشد. تصريف در حدود (300) بيت كتابت دارد و ريموندوس آن را به لاتيني ترجمه نموده و بسال 1610 م. چاپ گرديده و اصل متن هم مكرر در ايران و آستانه و مصر و تونس و غيره بچاپ رسيده است. آغاز: بسمله اعلم ان التصريف في اللغه التغيير الخ. (927) تصريف اين نسخه بخط نسخ نوشته شده، آخر آن افتادگي دارد و انجام نسخه اينست:) المره من مصدر الثلاثي المجرد علي (. در حاشيه صفحات تعليقاتي از تفتازاني و غيره نوشته شده و چند برگ اول وصالي شده است. جلد تيماج. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع ربعي. شماره اوراق (87). صفحه اي (4) سطر. طول (19 سانتي متر (. عرض (13 2/1 سانتي متر (. شماره كتابخانه (1) {1} _______. (3123) بغيه ذيل عبد الوهاب، كشف الظنون ج 2 ص 115 و 222 و معجم المطبوعات ص 1) {2} .977) در ص 254 و 645 كشف الظنون و بغيه تصريح شده كه هادي متني متوسط از عز الدين است و خود بر آن شرحي بنام كافي در دو مجلد نوشته ولي در ص 371 كشف الظنون در ذيل "مبادي في التصريف " نوشته شده كه عز الدين زنجاني بر اين مولفه خود شرحي نوشته و آن را الهادي نام نهاده و جاربردي در شرح شافيه بسيار از آن نقل نموده و سيوطي نيز اين نقل جاربردي را تذكر داده و از مندرجات ص 645 كشف الظنون خلاف اين نوشته معلوم مي شود. {2) {3) اين كتاب در كشف الظنون نام برده نشده ولي بدين نام كتابي در مطالب حكمي منسوب به ابي حامد غزالي است و نيز در آن جا تذكر داده شده كه نبايستي از او باشد.

حاشيه ملاعبدالله يزدي بر خطائي (2)

(1041) حاشيه ملا عبدالله بر خطائي اين نسخه را بخط نسخ خوب بسال 1097 محمد مومن قائني نوشته، ضميمه حاشيه خطائي است كه زير شماره (1036) در ص

408 و 409 معرفي گرديد، و در كتابخانه شماره (2961) شامل اين دو نسخه است، خصوصات ديگر بصفحه نام برده بالا مراجعه شود، پشت صفحه نخستين محمد مهدي عبد الرب آبادي شرحي در معرفي اين حاشيه و مولف آن ملا عبدالله بنقل از " احسن التواريخ " حسن بيك روملو نگاشته اند.

الفوائد الصمديه > صمديه

[434] الفوائد الصمديه > صمديه) عربي (اين كتاب يكي از مولفات شيخ بهائي است) بهاء الدين محمد بن حسن بن عبد الصمد حارثي جبائي عاملي 1030-953) كه از مشاهير علماء اماميه و فقهاء اثني عشريه بوده و در بيشتر از علوم و معارف دست داشته و در آن كتاب و رساله اي پرداخته و شيخ الاسلام ايران بوده و در نظر شاه عباس كبير مقام و مرتبتي بزرگ داشته و موفق بتربيت دانشمنداني بسيار گرديده و در ص 71 و 117 و 199 و 248 و 251 و 377 و 419 و 502 و 522 و 569 و 578 جلد اول فهرست يازده مولفه ايشان را معرفي كامل كرده ايم. اين كتاب را براي برادرش عبد الصمد در نحو بنام " الفوائد الصمديه " تاليف و آن را بر پنج حديقه بدين تفصيل: (1- در مقدمات. 2- در آن چه متعلق باسم مي باشد. 3- در آن چه متعلق بافعال است. 4- در جمل و توابع آن. 5- در مفردات (. تاليف نموده و بنام صمديه مشهور گرديده و بر آن شروحي نوشته شده از سه شرح آن در ص 356-353 معرفي شد و جز آن ها در فهرست كتب خطي معارف ج 2 ص 120 آقاي جواهر كلام چهار شرح ديگر را هم نام برده اند. الفوائد الصمديه از كتب مختصره و مفيده در علم نحو مي باشد و در ميان آنان كه علم نحو را خواستار شده اند بسي مشهور و مكرر

بدون شرح و با شرح در ايران چاپ گرديده است. آغاز: بسمله احسن كلمه بيتدء بها الكلام و خير خبر يختتم به المرام حمدك اللهم الخ.

شرح نهج البلاغه - ابن ابي الحديد (1)

(771) شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد اين نسخه بخط نسخ نگاشته شده و مشتمل بر ده جزء اوليه كتاب است، كاتب از خود و سال كتابت نام نبرده ولي در آخر جزء اول شيخ صنعان نام در سال 1033 چنين نگاشته اند: با نسخه اي كه بخط مرندي بوده است مقابله گرديده. و در آخر بعضي از اجزاء آن نيز نوشته اند: در مكه معظمه است كتاب شده. و اين مطلب اخير را شيخ مذكور بفارسي تحرير نموده است. قسمتي از جزء ششم اين نسخه افتاده و محمدتقي نام استرابادي در سال 1294 پشت ورق اول و بر موضعي كه از آن جا افتاده است يادداشت كرده اند. و نيز پشت ورق اول يادداشتي بتاريخ سال 1043 حضرت خليفه السلطان) سلطان العلماء (مبني بر مالكيت كتاب بخط خويش مرقوم فرموده اند، چند ورق آخر و اوراقي از اوائل كتاب وصالي شده است. جلد ميشن. كاغذ سمرقندي. واقف سپهسالار. قطع رحلي بزرگ. شماره اوراق (697). صفحه (25) سطر. طول (37 سانتي متر (. عرض (23 سانتي متر (. شماره كتابخانه (9 3076.

شرح شافيه > شرح نظام (3)

(967) شرح شافيه شرح) نظام (اين نسخه بخط نستعليق نوشته شده، ديباچه را ندارد و از ابتداء شرح عبارات شافيه شروع گرديده و دو ورق از آخر آن افتاده و آخرين سطر موجود آن اينست:) و نحو الذين في التثنيه نصبا و جرا بلامين للفرق بينه و بين الجمع لنقله اولي.، شرح قواعد الاعراب يا موصل الطلاب كه در ص 332 و 333 معرفي از آن گرديد ضميمه اين شرح مي باشد، در حاشيه بيشتر از صفحات تعليقاتي بامضاء محمد علي موجود، تاريخ نگارش هر دو نسخه بدست نيامد و ظاهرا شرح نظام از خطوط قرن سيزدهم و موصل الطلاب از قرن دوازدهم است. جلد ميشن مطلا. كاغذ فرنگي و سمرقندي واقف سپهسالار. قطع خشتي. شماره

اوراق كليه (132). اين شرح (103)، صفحه اي (22) سطر. طول (20 2/1 سانتيمتر (. عرض (15 سانتي متر (. شماره كتابخانه (3126).

مجمع البحرين

[377] مجمع البحرين) عربي (مولف اين كتاب شيخ طريحي ره است) فخرالدين بن محمد بن علي بن احمد بن طريح النجفي متوفي بسال 1} (1) (1085} كه از علماء اماميه در قرن يازدهم هجري و معاصر با شيخ حر عاملي بوده و او در امل الامل نام وي را برده و گويد فخرالدين بن محمد .... طريحي مردي فاضل و پرهيزكار و عابد و فقيه و شاعر مي باشد و ديگران همين صفات را درباره وي نوشته و مولفات او را ذكر نموده اند، صاحب روضات اقوال علماء رجال را درباره وي نقل نموده و آن چه هر يك راجع بمولفات ايشان نوشته اند ذكر كرده و در آخر گويند كه صفي الدين طريحي پسر فخر الدين در پاره اي از اجازات خود مولفات پدر را بدين تفصيل آورده: كتاب جامع المقال في تمييز المشتركه من الرجال (2} (2} و اين كتاب براي رفع حاجت محدثين بي مانند است، كتاب فخريه كبري و فخريه صغري فتاوي راجعه بطهارت و صلوه است، و الضوء اللامع في شرح مختصر الشرايع، شرح رساله شيخ حسن بن الشهيد الثاني) صاحب روضات نقل نموده كه شرح اثني عشريه در صلوه تاليف شيخ حسن بن الشهيد ثاني از او است (، حاشيه بر معتبر محقق حلي، كتاب اللمع في شرح الجمع، اثني عشريه الاصول فوائد الاصول، شرح المبادي للعلامه، الاحتجاج في مسائل الاحتياج، كشف غوامض القرآن، غريب القرآن . (1) 9 {3}. جواهر المطالب في فضائل علي بن ابيطالب، الكنز المذكور في عمل الساعات و الايام و الليالي و الشهور، مراثي الحسين سه مجلد كبير و صغير و وسيط (2) 10 {4} 11 تحفه الوارد و عقال الشارد، مجمع الشتات، النكت اللطيفه في شرح الصحيفه، مستطرفات نهج البلاغه، عواطف الاستبصار للشيخ الطوسي، جامعه الفوائد رد بر محمد امين، ترتيب خلاصه العلامه، و

مجمع البحرين و مطلع النيرين) همين كتاب (و غير از اين ها است. صاحب روضات كتابي بنام الاربعين بنقل از لولو البحرين بشيخ طريحي نسبت داده ولي در نسخه چاپي لولو نگارنده نيست و در امل الامل است كه طريحي را رسائل و اشعار بسيار مي باشد. مجمع البحرين طريحي يكي از كتب مشهوره در لغت مي باشد، مولف در مقدمه آن گويد: چون توفيق بر تشرف و مجاورت مكه معظمه و مشهد مقدس حضرت رضا عليه آلاف التحيه و الثناء يافتم كتاب هاي بسيار در لغات غريب قرآن كريم و احاديث غير اماميه يافتم و ديدم لغتي كه مشتمل بر لغات غريبه احاديث اماميه باشد تاليف نگرديده بر آن شدم در اين موضوع تاليفي نمايم براي آن كه فائده آن اتم باشد لغات غريب القرآن را هم بان اضافه نموده و آن را " مجمع البحرين و مطلع النيرين " ناميدم و ترتيب آن را موافق صحاح جوهري كه بهترين طريقه در تنظيم لغت مي باشد مبتني بر آخر حروف ساختم و الف و همزه را براي آن كه استفاده از آن آسان باشد يك باب قرار دادم. و در آخر كتاب خود تصريح نموده كه بسال 1079 تاليف آن خاتمه يافته است. صاحب روضات از رياض العلماء نقل نموده كه طريحي خود و پسرش بر مجمع البحرين حاشيه نگاشته اند. و شيخ يوسف بحريني در

لولو گويد: مجمع البحرين و مطلع النيرين در تفسير غريب قرآن و احاديثي است كه در ميان ما اماميه صحيح و معمول به مي باشد جز اين كه چنان كه بايد و شايد شامل تمام غريب نيست و اين امر بر آنان كه در اين كتاب تتبع كرده اند مخفي و پوشيده نيست. صاحب روضات گويد صفي الدين پسر مولف را گذشته از حواشي مجمع " ملحقاتي " بر آن كتابست و فخرالدين پيش از مجمع كتاب "غريب الحديث " را تاليف كرده و در آنجا كه خود ايشان مولفات پدر را از پسر نقل نمودند ديديم كه بدين نام كتابي نبود و ديگري هم نديديم كه تاليف چنين كتابي را بايشان نسبت داده باشد، نگارنده تصور مي كند كه عبارت طريحي در مقدمه مجمع كه ترجمه پارسي آن گذشت ايشان را بدين تصور انداخته كه اول غريب احاديث اماميه را جمع پس از آن غريب القرآن را بان اضافه

نموده. و نام آن را مجمع البحرين گذارده و ظاهرا از مقدمه اين نتيجه گرفته نمي شود. پشت نخستين صفحه نسخه اي از مجمع كه بيست سال پس از تاليف نوشته شده و اينك در كتابخانه مجلس شوراي ملي موجود است ابيات زيرين به پسر فخر الدين نسبت داده شده چنين مناسب ديد كه آن ها را در اين جا نقل نمائيم: دع كتاب الصحاح و القاموسا و بهذا الكتاب كن مانوسا فهو النور لم يشبه ظلام اطلع الفكر في سماه شموسا

كم حوي شرح آيه و حديث بمعان تسر منها النفوسا فخليق ان يبذل العلماء العمر فيقروه در وسا و حقيق ان يكتبوه بتبر و يشيبوابه اللحي و الروسا لما راينا مجمع البحرين تقدف بالدرر و يحيط علما بالكتاب و الحديث و الخبر شرحا و ايضاحا و جمعا بالكلام المختصر حقا مولفه عرفنا انه بحرزخر قد فاز با

ديوان ابن فارض (2)

(1158) ديوان ابن فارض اين نسخه را بخط نسخ بسال 1074 طاها بن خزام نوشته، چهارده بيت در آخر از نسخه بالا بيشتر دارد و مقدمه نام برده را نيز داراست، پشت صفحه نخستين يادداشت هائي مي باشد و نيز پشت آخرين صفحه يادداشتي شيرين مبني بر رهن كتاب هائي چند، ببهاي بسيار كمي است. جلد ميشن نيم ضربي. كاغذ سمرقندي. واقف سپهسالار. قطع خشتي كوچك. شماره اوراق (105) صفحه اي (13) سطر. طول (20 2/1 سانتي متر (. عرض (14 2/1 سانتي متر (شماره كتابخانه (310).

صحاح اللغه (4)

(838) صحاح اللغه اين نسخه بخط نسخ ابراهيم بن محمد حسين الغفاري بسال (987) نوشته شده و شامل جلد اول) از ابتداي كتاب تا آخر باب عين (مي باشد، پاره اي از اوراق كتاب وصالي شده و پشت ورق اول يادداشت هائي بوده آن ها را محو كرده

اند و نيز اشعاري در تعريف كتاب و طريقه استخراج لغت از آن و نيز يادداشت هائي موجود است. جلد چرمي مستعمل. كاغذ سمرقندي. واقف سپهسالار. قطع رحلي. شماره اوراق (246). صفحه (31) سطر. طول (30 سانتي متر (. عرض (21 2/1 سانتي متر (شماره كتابخانه (131).

شرح تلخيص المفتاح > مختصر (1)

(1047) مختصر اين نسخه را بخط شكسته، سعيد بن محمد ابراهيم رازي، مسلما در قرن يازدهم نوشته] در آخر سال نگارش اين گونه:)، 10) نگاشته شده شايد هزار و ده (1010) باشد [12 بيشتر از اوراق داراي تعليقات مي باشد و پشت صفحه نخستين يادداشت هائي موجود و بعضي را هم محو كرده اند. جلد تيماجي. كاغذ كاهي. واقف سپهسالار. قطع وزيري. شماره اوراق (122). صفحه اي (24) سطر. طول (25 2/1 سانتي متر (. عرض (13 2/1 سانتي متر (شماره كتابخانه (2960).

تهذيب اللغه (5)

(826) تهذيب اللغه اين نسخه كه بركنار صفحه اول بنام مجلد پنجم بر اين كتابخانه وقف گرديده مشتمل بر كتاب السين) بقيه نسخه پيش (و كتاب الزاء و كتاب الطاء و كتاب الدال و كتاب الناء و كتاب الظاء و كتاب الذال و كتاب الثاء و كتاب الراء و كتاب اللام و كتاب النون و كتاب الفاء و كتاب الياء و كتاب الميم و كتاب الجوف) ي، و، ا (مي باشد و تهذيب باخر اين نسخه به انجام مي رسد و بر نخستين ورق، فهرست مندرجات نسخه بخط نسخ خوب نوشته شده و مهر اسمي كه در اولين صفحه كتاب بوده در اين جا نيز بوده و همچنان محو گرديده و پاره اي از اوراق متن و حاشيه و مجدول بشنجرف است، نام نويسنده و سال نگارش ندارد و ظاهرا خط كاتب مجلدات پيشين مي باشد. جلد تيماجي. كاغذ سمرقندي و فرنگي. واقف سپهسالار.

قطع رحلي. شماره اوراق (389). صفحه اي (33) سطر. طول (30 سانتي متر (. عرض (19 سانتي متر (. شماره كتابخانه (61).

صراح اللغه > الصراح من الصحاح (1)

(842) صراح اللغه اين نسخه را بخط نسخ صدرالدين محمدبن ملاحسين سال كدهي در سنه (1060) نوشته، حواشي مختصري از برهان در حاشيه كتاب نگاشته شده و حاشيه يكي از صفحات وسط را پاره كرده اند. جلد چرمي مستعمل. كاغذ سمرقندي. واقف سپهسالار. قطع رحلي. شماره اوراق (342). صفحه اي (25) سطر. طول (32 سانتي متر (. عرض (21 سانتي متر (. شماره كتابخانه (111).

تذكره هفت اقليم > هفت اقليم

[494] تذكره هفت اقليم > هفت اقليم) فارسي (اين كتاب يكي از تذكره هاي بزرگ و كتاب هاي نفيس فارسي است كه گذشته از شرح حال و آثار شعري 1450 نفر از دانشمندان جهان شامل اطلاعات سودمند تاريخي و جغرافيائي موافق تقسيمات جغرافي نويس هاي پيشين) مراد تقسيم بندي شهرها به اقليم هاي هفت گانه است (مي باشد. مولف آن امين احمد رازي در مقدمه گويد كه بر حسب ميل خويشتن و اظهار دوستان بنقل آثار نظم و نثر دانشمندان مبادرت نموده، در مدت شش سال از خرمن هركس دانه اي چيده و آن ها را در يك جا گرد كرده و اين بيت را در وصف آن در ديباچه مندرج ساخته: بداني چو نيكو در او بنگري كه جان كنده ام تا تو جان پروري. و پس از اين گويد: " اگر چه نظار گيان از گل زمين آن بوستان دماغ جان را معطر و منور مي گردانند اما از لذات نقل آن ثمرات بنابر افزوني عبارات و زيادتي كتابت بي منفعت و محروم مي مانند لاجرم بخاطر رسيد كه از هر خرمن آن دانه و از هر كيلش پيمانه جمع سازد، كتابي عليحده تصنيف نمايد تا هر كس را از نقل و مطالعه آن حظي وافر و

نفعي متكاثر باشد .... و چون ما حصل اين تذكره ذكر هفت اقليم است هر آينه اين نسخه را موسوم به هفت اقليم گردانيد تا اسمي با مسمي باشد و تاريخش از اين رباعي كه بكر فكر است معلوم مي شود رباعي: اين نسخه كه هست هم چو فردوس نكو تا هو نشوي در او نه بشكافي مو گر از تو كسي سوال تاريخ كند تصنيف امين احمد رازي كو " بنابراين اتمام اين تذكره بسال 1002 بوده و كلمه گو را نبايستي در حساب آورد، چرا كه گذشته از حكم ذوق سليم وجود نسخه زيرين كه بسال 1025 نگاشته خود بهترين مويد است و دانشمند فرزانه شادروان ادوارد برون) حاشيه ص 297 ترجمه تاريخ ادبيات چاپ تهران ديده شود (و مولف فهرست آصفيه كلمه گورا را در حساب آورده و بدين سبب تاريخ تاليف را بسال 1028 گفته اند. بدبختانه تاكنون از وجود نسخه اولي اين تذكره و شرح حال و آثار ديگر مولف اين كتاب) امين احمد (اطلاعي بدست نياورده ام و نمي دانم تا چه سالي زنده بوده و از دانستن تاريخ اين تاليف معلوم شد كه در اوائل قرن يازدهم هجري زندگاني مي نموده. خوشبختانه خود مولف در اين مولفه) از ص 900 تا 910 نسخه كامل اين كتابخانه (در ميان دانشمندان شهر ري گروهي از خويشان خويش را نام برده و از آثار شعري

آن ها هم اندكي آورده است، پدر خود را خواجه ميرزا احمد معرفي نموده) بنابراين نام خود مولف امين بوده و چنان كه در زبان فارسي معمول است كلمه اين ميان نام پدر و پسر نگاشته و تلفظ نمي شود و بجاي آن حرف آخر نام پسر را با كسره مي خوانند نه اين كه نام وي مركب از امين و احمد باشد (و از عبارات وي استفاده مي شود كه در زمان سلطنت سلطان محمد پسر شاه طهماسب) از سال 986 تا 996 سلطنت داشته (جهان را بدرود گفته و در زمان شاه طهماسب (985-930) مورد مرحمت وي بوده و در زمان هر دو پادشاه كلانتري) حكومت (شهر ري و تصدي املاك خالصه را داشته و مردي كريم و خيرخواه و مهمان نواز بوده و در ايجاد كاريزها و باغ ها داراي ميلي زياد و گذشته از مقام رسمي، بازرگاني با جرات و حوصله بوده است و عموي وي خواجه

محمد شريف است كه بسال 984 وفات يافته و هجري تخلص داشته و در خراسان چند سال بوزارت تاتار سلطان و اعقاب او اشتغال داشته و پس از آن ها مورد نظر شاه طهماسب قرار گرفته و هفت سال وزارت يزد و ابر قو و بيابانك را دارا و چون در انجام اين خدمت امتحان خوبي داده مورد عنايت پادشاه شده و داراي وزارت اصفهان شد و در همين مقام بمقام ابدي شتافت) ص 902-900 نسخه كامل همين كتاب از نسخ اين كتابخانه ديده شود (. جاي بسي تاسف است كه تاكنون اين تذكره كه شامل مطالب خوب و اشعار دلكش) در 30000 بيت (مي باشد چاپ نشده ولي از آغاز اين كتاب تا شرح حال شيخ امين الدين كه از علماء كازرون و جزء اقليم سوم مي باشد) در 208 ص در دو مجلد (در هندوستان بسال 1918 م چاپ شده و نسخه چاپي آن در كتابخانه مجلس موجود است و اميد است كه در اين عصر درخشان كه نهضت معارفي ايران شروع شده اين گنجينه گران بها چاپ و منتشر گردد. آغاز: بسمله خرد هر كجا گنجي آرد پديد بنام خدا سازد آن را كليد ..... حمد مر خداي را جل جلاله كه عندليب زبان در قفس دهان بذكر او رطب اللسان است الخ.

ترجمه نهج البلاغه با تنبيه الغافلين

[306] ترجمه نهج البلاغه با تنبيه الغافلين) فارسي (مترجم و مولف اين كتاب ملافتح الله كاشاني ره مفسر معروف و متوفي بسال 988 مي باشد كه بشرح حال ايشان در) ص 123 تا 126 ج 1) پرداخته شد، و چنان كه خود در مقدمه بدان تصريح كرده اند نام اين ترجمه را " تنبيه الغافلين و تذكره العارفين " نهاده و از ترجمه هاي بسيار مختصر اين كتاب بزرگ مي باشد و بعضي اين ترجمه را شرح گفته اند ولي از حد ترجمه تجاوز ننموده و از كتاب نهج البلاغه در اين فصل مفصلا صحبت خواهيم نمود، اين ترجمه دو بار بسال 1275 و 1305 در طهران چاپ گرديده است. آغاز: بسمله الحمدلله الذي هدانالهذا و ماكنا لنهتدي لولا ان هدانا الله ... ... اما بعد بر ذوي

بصائر ثاقبه و خواطر باهره مخفي نيست كه ترقي بمدارج قرب الهي الخ.

رسم الخط آخوندزاده.

[310] رسم الخط آخوندزاده.) فارسي (اين رساله يكي از نوشته اي آخوند زاده آذربايجاني ره مي باشد) ميرزا فتحعلي بن ميرزا محمد تقي بن حاجي احمد - 1227 1} (1) (1295 که يكي از دانشمندان ايران و ساكن تفليس بوده و همان جا وفات كرده، چندي تحصيل علوم قديم و جديد نموده و در اواخر عمر مترجم السنه شرقيه در پيشگاه جانشين قفقاز بوده و در همين اوقات چنان كه از ابتداء اين رساله و كتاب معلوم مي شود بدين خيال افتاده كه ملت اسلام از ساير ملل مخصوصا غربي ها عقب افتاده و بايستي آن ها را آشنا بتمدن غربي نمود و در اين خصوص شروع بنگارش كرد و آداب و اخلاق و رسوم ملل اسلامي را مورد بحث و انتقاد خويش قرار داد و نوشته اي او بزبان فارسي و عربي و تركي بود و از آن جمله يكي كتاب " تمثيلات " به زبان تركي مي باشد كه مشتمل بر هفت نمايش يا داستان است و نسخه اي از آن را كه خود آخوند زاده در تفليس باعتضاد السلطنه عليقلي ميرزا اهداء نموده و پشت آن يادداشت كرده اينك در اين كتابخانه در تحت شماره (2888) موجود است و چنان كه در " دانشمندان آذربايجان " نگاشته شده ميرزا جعفر قرچه داغي آن را بفارسي ترجمه و در سال 1288 در طهران چاپ شده و بزبان روسي و انگليسي

و فرانسوي و آلماني نيز ترجمه گرديده است. و ديگري از مولفات آخوندزاده خطابه هائي نظير صد خطابه ميرزا آقاخان كرماني است كه سرمشق كرماني بوده و نسخه اي از آن بگفته آقاي تربيت در كتابخانه مرحوم نصير الدوله وزير معارف در طهران موجود مي باشد. و ديگري " تلقين نامه " بعربي كه از منشات سياسي مولف در آخر عمر بوده و در قسمت فارسي روزنامه ارشاد در باكو) بادكوبه (چاپ شده و ديگري مكتوبي است كه در نقد و انتقاد مطالب روزنامه ملتي در سال 1283 نوشته و نسخه اي از آن تحت شماره (

2776. در اين كتابخانه مي باشد و نيز در حرف ميم اين فصل آن را ذكر خواهيم نمود و ديگري رساله ايست كه در انتقاد از انشاء مجلدات سه گانه روضه الصفاي ناصري در سال 1279 نوشته و نسخه اي از آن را آقاي تربيت دارند و ديگري همين رساله در معائب خط اسلام و مقدمه و موخره آنست كه ذيلا از آن نام مي بريم و بهتر آن ديدم كه عين عبارت دانشمندان آذربايجان را كه مطالب مذكوره منحصرا از آن جا گرفته شده در اين جا بياورم و آن اينست: زبده آثار آخوند زاده الفباي اختراعي اوست كه بجاي الفباء حاضره اسلامي در سنه (1274) از ترتيب و تاليف آن فراغت يافته و دو رساله ديگري هم در تاريخ خطوط و معائب الفباء حاضره و محاسن الفباء اختراعي خود در سنوات 1280 و 1285 بزبان تركي و پارسي تصنيف نموده در اول رساله ثاني شماره (763 ذيل (چنين گفته است: " بنابر قصورات الفباء اسلام بسياقي كه در ديباچه كتاب اول خود تصريح كرده ام من الفباء جديدي بر وضع خط قديم اختراع و نقطه ها را كلا ساقط و اعراب را در پهلوي حروف صامته مرقوم نمود، اول اين رسم جديد را بواسطه قنسول دولت عليه ايران در تفليس ميرزا حسينخان بنظر اولياء دولت عليه ايران معروض داشتم و بعد يك جلد ديگر از آن

رسم جديد برداشته در سنه 1280 عازم اسلامبول شدم .... " آخوندزاده در تاريخ مزبور كه بشهر اسلامبول سفر كرده است پيشنهادي در اين باب كه مورخه 20 صفر از همان سال مي باشد به فواد پاشا صدراعظم دولت عثماني تقديم داشته و اين در شماره 14 مجموعه فنون جمعيت عثماني منتشره در اين تاريخ چاپ شده است، از قرار معلوم ميرزا حسينخان مرحوم كه در آن وقت سفير ايران در پايتخت عثماني بوده است اين اقدامات آخوند زاده را در دربار عثماني عقيم گذارده و آن مرحوم بدون اخذ نتيجه بقفقاز برگشته، مثنوي هجو آميزي قريب بهشتاد بيت راجع باين مسافرت خود منظوم ساخته و در آن جا چنين گفته است: كه ناگاه يك مردك زرد چهر بجام مرادم بر آميخت زهر به پيش وزيران و را راه بود مرا دشمن دين و دولت نمود از و هيچ شد رنج ده ساله ام شنيد

آسمان از زمين ناله ام بناچار برگشتم از خاك روم كه ماندن در آن جا مرا بود شوم از كتاب ثاني آخوند زاده چنان مفهوم مي شود كه پس از مراجعت از اسلامبول بواسطه فوت پسرش مدتي پريشان حال گشته و ديگر به پيشرفت الفباء خود اقدامي نكرده است تا آن كه در آن اوان نسخه اي از الفباء اختراعي ميرزا ملكم خان كه در پاريس بطبع رسانيده و آن را به آخوندزاده فرستاده بوده است دوباره او را بحركت انداخته و رساله الفباء اختراعي خود را با دو رساله ديگر كه يكي از آن ها پيشنهاد اولي و صورت خطابه منيف پاشا و فرمان سلطان عبدالعزيز بوده و ديگري عبارت از تاريخ مختصر خطوط قديمه و محاسن الفباء اختراعي خود او ميباشد همه را با خط و امضاي شخصي در سنه

مغني اللبيب عن كتب الاعاريب (1)

(1017) مغني اللبيب اين نسخه بخط نسخ بسال 905 نوشته شده، در حاشيه بيشتر از صفحات تعليقاتي بدون ذكر ماخذ نگارش يافته و بقرينه جمله اي كه به همين خط زير آخرين سطر اصل كتاب نوشته نگارش تعليقات بسال 1098 بوده) در نسخه چنين: 198 نوشته شده است (، برگ نخستين كتاب افتاده و سطر اول موجود اينست: و ترصيف و تتبعت فيه مقفلات مسائل الاعراب فافتتحتها الخ. جلد تيماجي. كاغذ سمرقندي. واقف سپهسالار. قطع وزيري. شماره اوراق (329). صفحه اي (17) سطر. طول (27 2/1 سانتي متر (. عرض (18 سانتي متر ( شماره كتابخانه (3232).

شرح فوائد الصمديه >) الفرائد البهيه في شرح الفوائد المصديه > شرح صغير صمديه (

[414] شرح فوائد الصمديه >) الفرائد البهيه في شرح الفوائد المصديه > شرح صغير صمديه ( ) عربي (اين شرح، شرح صغير سيد عليخان كبير بر فوائد الصمديه

مي باشد و تاليف آن پس از شرح كبير وي بر اين كتابست كه پيش از اين معرفي شد و نام اين شرح را " الفرائد البهيه في شرح الفوائد الصمديه " گذارده و در حدود (6800) بيت كتابت دارد و بسال 1270 در طهران چاپ شده و از كتب درسي طلاب علوم قديمه مي باشد. آغاز: بسمله نحو جنابك المتعال صرف وجوه الامال و بابك مورد كل سوال الخ.

اطواق الذهب (2)

(754) اطواق الذهب اين نسخه بخط نستعليق خيلي خوب نوشته شده، كاتب نامي از خود و سال كتابت نبرده، مقاله 43 و 47 را كاتب دو قسمت نموده و دو مقاله معرفي كرده و چهار مقاله آن را از 91 تا 94 چون نسخه سابق ننگاشته اند بقرائني كه درص 11 ذيل نسخه (752) اطباق الذهب نگاشتم در سال 1277 تحرير يافته، داراي يك سرلوح زيبا مي باشد و ميان سطور صفحه اول تذهيب برگ موئي دارد، تمام اوراق مجدول بطلا و شماره مقالات بخط ثلث بالاجورد نوشته شده و كتاب اطباق الذهب مذكور و مقامات بديع الزمان كه در اين فصل از آن نام خواهيم برد ضميمه اين نسخه است. جلد ساغري سوخته طلائي. كاغذ سمرقندي. واقف سپهسالار. قطع ربعي. شماره اوراق (18) صفحه (15) سطر. طول (19 سانتي متر (. عرض (12 سانتي متر (ضميمه شماره (3350)

مثلثات قطرب با ترجمه فارسي

[375] مثلثات قطرب با ترجمه فارسي) عربي و فارسي (لغات عربي را كه از حيث لفظ يكي و از لحاظ حركات سه قسم خوانده مي شود و معاني آن ها متعدد مي شود مثلث گويند و نخستين كس كه بجمع آن مبادرت نموده قطرب ابوعلي محمد بن المستنير بن احمد بصري متوفي بسال 206 مي باشد كه شاگرد سيبويه بوده و او ويرا از اين رو كه

صبح بسيار زود بخانه استاد مي آمده قطرب لقب داده است و اين مثلثات را بسياري شرح نموده اند، نام جمعي از آن ها در ص 376 ج 2 كشف الظنون ثبت گرديده و فيروز آبادي صاحب قاموس نيز بر اين كتاب شرحي دارد و نسخه آن در دارالكتب مي باشد و پس از قطرب دانشمندان و لغويين ديگر بجمع بسياري از لغات مثلثه پرداخته اند. نسخه ذيل شامل (107) لغت از لغات مثلثه بترتيب حروف تهجي بلحاظ اوائل كلمات مي باشد و در ابتداء آن اين عبارت نوشته شده: بسمله قال الشيخ الامام قدوه الفضلاه سيد الادباء افتخار العلماء قطر بن احمد البصري نورالله مضجعه هذا كتاب المثلث الفته علي وجوه الثلث من الفتح و الكسر و الضم و بالله التوفيق. بنابر تصريح كشف الظنون و معجم المطبوعات و فهرست دارالكتب و جرجي زيدان در ج 2 تاريخ آداب اللغه العربيه ص 125 مثلثات قطرب بصري مشهور بنظم و چنين ابتدا شده: يا مولعا بالغضب - في الهجر و التجنب - في جده و اللعب. ولي در نوشته شده كه مثلث قطرب بنثر و بعضي آن را نظم بسته اند و آغاز مذكور منظوم را نقل كرده اند اين نسخه بنثر مي باشد و آغاز آن هم نقل خواهد شد و چنان كه نقل شد مولف در نسخه قطر بن احمد بصري معرفي گرديده و بدين نام در كتب

رجال كسي را نيافتم و بنظر نگارنده اين كتاب مثلث نثر از قطرب نحوي مذكور فوق مي باشد و كاتب باء قطرب را با نام پدر وي ذكر ننموده و نام جد او را آورده است. در شذرات الذهب مولفات زيرين به قطرب نسبت داده شده: معاني القرآن الاشتقاق، القوافي، النوادر، الازمنه، الصفات، العلل في النحو، الاضداد، خلق الانسان، خلق الفرس، غريب الحديث، كتاب الهمز، كتاب فعل و افعل، الرد علي الملحدين في متشابه القرآن و مثلث و غيره است. آغاز: الاثر، الاثر، الاثر، الاسر، الاسر، الاسر. روايت كردن، رفتن از بعد چيزي، نشان. اسير، آفريدن، بول بستك. {1} انجام: الوجد، الوجد، الوجد الورد، الورد، الورد. اندوه يافتن، آفت، فراخ دستي گل، نماز و دعا، شير سرخ. (893) مثلثات قطرب اين نسخه ضميمه كتاب " مختصر الصحاح " مي باشد كه بشماره (110) در اين كتابخانه

مي باشد و در حرف ميم آن را معرفي خواهيم نمود و نويسنده آن و اين كتاب مثلث محمد بن عبدالكريم بسال 928 است و ترجمه فارسي هر يك از لغات نيز در زير آن ها نگاشته شده، مترجم نام خود را نبرده و خصوصيات ديگر در ذيل مختصر الصحاح در ص 282 گفته خواهد شد. {1) {1) ______ اين شرح با مراجعه به ص 376 ج 2 كشف الظنون و ص 1516 و 17 معجم المطبوعات و ص 78 فهرست ابن نديم و ص 494 ج 1 و فيات الاعيان و ص 14 ملحق سوم جزء و دوم فهرست دارو بغيه الوعاه سيوطي در تحت عنوان محمد بن المستنير نوشته شد.

شرح كافيه > شرح جامي >) الفوائد الضيائيه ( (1)

(976) شرح جامي اين نسخه را بخط نستعليق بسال 975 محمد بن كمال الدين حسين انصاري طسوجي نوشته و رساله اي در صرف بفارسي كه بنام " صرف فارسي " در اين فصل از آن معرفي مي شود ضميمه آنست، دو كتاب داراي دو سرلوح زيبا و صفحات مجدول بطلا و لاجورد و زنگار مي باشد و زنگار برخي از اوراق را پاره كرده و در حاشيه بعضي از ورق ها تصحيحاتي شده است. جلد تيماج. كاغذ متن و حاشيه خان بالغ و سمرقندي. واقف سپهسالار. قطع رحلي. شماره اوراق كليه (69). شرح جامي (64) صفحه اي (27) سطر. طول (35 2/1 سانتي متر (. عرض (23 2/1 سانتي متر (. شماره كتابخانه (3154).

حلبه الكميت

[498] حلبه الكميت) عربي (مولف اين كتاب نواجي است كه 1در ص 74-72 بشرح حال و مولفات ايشان پرداخته ايم. حلبه الكميت (1} (1} چنان كه در مقدمه آن مولف تذكر داده بنا به خواست كسي كه مخالفت وي او را ميسر نبوده تاليف گرديده و شامل بيست و پنج باب و خاتمه اي بتفصيل زيرين بنثر و نظم مي باشد: باب اول -

درنامه اي شراب. 2- در وصف شراب و نخستين كس كه آن را درست كرده و موجب ساختن آن. 3- در طبايع و خواص آن. 4- در استعمال آن موافق راي حكما. 5- در آن چه بر استعمال كننده آنست از حقوق منادمه و ادب نديم. 6- در ندمائي كه مولف آن ها را مي پسندد و مختصري از لطيفه گوئي هاي آن ها. 7- در احسان به ندما و جائزه ها وصله هاي آن ها. 8- در اشعار نيكو و افكار بلند ندما. 9- در آن هائي كه باشاميدن شراب اصرار دارند. 10- در نثر و نظم هائي كه ادبا در خواستن شراب انشاء كرده اند. 11- در وصفهائي كه از آن با عبارات نصيح و بليغ و تشبيه هاي تازه و خوب گرديده. 12- در وصف ساقي و ادب او . 13- در وصف مجلس بزم و آلات و ادوات آن. 14- در وصف نواها و آلات و ادوات آن. 15- در وصف شمع و فانوس و اقسام چراغ ها. 16- در وصف مجلس انس پس از اتمام و ترتيب و انتظام آن و ملحقات بان. 17- در وصف هر يك از اقسام گل ها رياحين و ميوه ها. 18- در وصف عمومي از آن ها و بحث در اطراف بهار. 19- در وصف جوي ها و گودال هاي آب و چرخ هاي چاه و استخرها و فواره ها. 20- در وصف رود نيل مصر و گردش گاه هاي آن بنظم و نثر. 21- در مناظر طبيعي شهرها. 22- در نسيم و لطافت آن. 23- در آواز

كبوترها و كبوتران چاپار. 24- در وصف ابر و رعد و برق و آفتاب و ماه و ستاره و بامداد و جز اين ها. 25- در اشعار مطوله در اوصاف گل ها و بهار و غير از اين ها. خاتمه در توبه و اخلاص و مذمت شراب و دور كردن طبايع از آن. اين كتاب در حدود (10000) بيت كتابت دارد و بسال 824 تاليف آن باخر رسيده و ابن حجه حموئي) تقي الدين (بر آن تقريظي نوشته و دوبار بسال 1276 و 1299 چاپ گرديده و از لحاظ ادبيت مجموعه اي نفيس است. آغاز: بسمله الحمد لله الذي اداركوس الادب علي اهل الادب الخ. {1) _______ {1) حلبه را) باحاء حطي و باء ابجد (در قاموس دسته اي از اسب هاي حاضر براي مسابقه معين نموده و عبارت آن اينست: الحلبله بالفتح الدفعه من الخيل في الرهان وخيل مجتمع للسباق و كميت اسب سرخ رنگ را گويند كه مائل بسياهي باشد و

مولف خود در اوائل باب اول در ذيل بيتي كه لفظ كميت در آنست گويد در لفظ كميت اين جا توريه است و از همين جا نام كتاب را حلبه الكميت گذارده ام چرا كه ميدان مسابقه اي) اسپرس (براي شعراي رشيد است) لما كان مضمارا لفحول الشعراء و مجري سوابق افكار هم في التشابيه الخمريه (و در شذرات و كشف الظنون نوشته شده كه مولف نام اين كتاب را الحبور و السرور في وصف الخمور " گذارد، دوستان را اين نام خوش نيامد و گويند كه مولف دچار مرض و محنت گرديد از اين رو نام آن را برگردانيد و بدين نام ناميد.؟ و در كشف الظنون از الضوء اللامع نقل گرديده كه در اثر اين تاليف يكي از شعرا زنده و مرده وي را هجا نمود و نام آن را " قبح الاهاجي في النواجي " گذارد و هنگامي كه نواجي در بازار كتاب فروش ها نشسته بود بدست يكي از دلال هاي كتاب دادبر همه عرضه داشت تا به نواجي رسيد در آن مطالعه نمود و خواست كه آن را نگاه دارد صاحب آن از دلال آن را بازخواست و نزديك بود از اين پيش آمد نواحي هلاك شود.

رسم الخط آخوندزاده. (2)

(763) رسم الخط جديد آخوندزاده اين نسخه مشتمل بر اشكال حروف جديد و تركيبات آن مي باشد، كاتب از خود و سال كتابت نام نبرده ولي پيداست كه نويسنده همان كاتب نسخه سابق مي باشد و در سال 1292 داخل كتابخانه اعتضاديه شده و چند ورق كاغذ ننوشته در اول و آخر دارد ولي اين نسخه داراي مقدمه اي كه در مقدمه نسخه فوق بدان اشاره نموده نيست و اگر چه بايستي اين اين نسخه را مقدم ذكر نمود چرا كه مولف اين را كتاب اول معرفي نموده اما نظر به اين كه نسخه فوق مقام مقدمه اين نسخه را دارد مقدم گرديد. جلد مقوائي. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع وزيري بزرگ. شماره اوراق (7). صفحه (12) سطر. طول (28 2/1 سانتي متر (. عرض (19 سانتي متر (شماره كتابخانه (2779).

مغني اللبيب عن كتب الاعاريب (5)

(1021) مغني اللبيب اصل اين نسخه ظاهرا از خطوط قرن نهم هجري بوده، دست روزگار بسياري از اوراق آن را پراكنده نموده، ظاهرا در اوائل قرن سيزدهم هجري اوراق گمشده آن نگارش يافته و بان ضميمه شده، نام نويسنده و سال نگارش در آن نيست، پشت ورق اول يادداشتي بوده محو گرديده است. جلد تيماجي. كاغذ قديمي و فرنگي. واقف سپهسالار. قطع خشتي. شماره اوراق (224). صفحه اي (20 و 23) سطر. طول (21 سانتي متر (. عرض (15 2/1 سانتي متر (. شماره كتابخانه (3239).

تذكره السلاطين > بزم خاقان

[492] تذكره السلاطين > بزم خاقان) فارسي (جامع اين تذكره چنان كه خود تصريح نموده سلطان محمد پسر فتح علي شاه قاجار مي باشد كه ملقب به سيف الدوله و متخلص به سلطان بوده و بسال 1228 متولد شده (1} (1} و در سال 1240 بحكومت و فرمانفرمائي عراق منصوب و ده سال در اصفهان اقامت گزيده و با دانشمندان شهير آن جا معاشرت نموده و از خرمن هر يك خوشه چيني نموده و پس از وفات فتح علي شاه بطهران آمده و مقام ميرپنجه اي يافته و بسال 1279 بسعادت تشرف به مكه معظمه و سير و سياحت قسمتي از جهان نائل آمده و مسلما يكي دو سال پس از اين زندگاني مي نموده و از بيانات صاحب مجمع الفصحا برمي آيد كه تا هنگام تاليف اين تذكره بزرگ) بسال 1288 خاتمه يافته (در حيات بوده و هدايت مولف مذكور گويد از مولفات او ملوك الكلام شامل نظم و نثر عربي و فارسي در علوم مختلفه و تحفه الحرمين و سيف الرسائل از مثنويات اوست و نامي از اين تذكره وي در آن جا نيست. چنان كه در ديباچه اين تذكره تصريح كرده نام آن را "تذكره السلاطين" گذارده

(2} (1} و بسال 3} (2) 1245} در اصفهان تاليف گرديده و بر يك مقدمه و سه باب بدين تفصيل تقسيم شده است: مقدمه در وصف سرتاپاي محبوب) اين مقدمه انيس العشاق شرف رامي است و مولف ابدا اشاره اي باين كتاب و مولف آن ننموده است. (باب اول در اسامي شاهان و شاهزادگان و اشعاري از ايشان. باب دوم در مختصري از شرح حالات فتح علي شاه و اشعاري از او. باب سوم در شرح حال و اشعار مولف. نسخه زيرين باب سوم را ندارد و باقي آن در حدود (1600) بيت كتابت دارد. آغاز: بسمله: حمد و ثناي افزون از حد شكر و سپاس بيرون از عدد پادشاهيرا سزاست الخ. (1121) تذكره السلاطين يابزم خاقان اين نسخه بخط نستعليق بسيار خوب نوشته شده، داراي يك سرلوح خيلي زيبا مي باشد، ميان سطرهاي دو صفحه نخستين طلا اندازي شده و حواشي اين دو نقاشي و تذهيب گرديده، عناوين ديباچه و مقدمه و باب اول با طلا نگارش يافته، تمام صفحات آن قسمت نيز مجدول بطلاست، باب دوم ناتمام مانده ولي نويسنده اي، دزد، يك بيت به عنوان اين كه تتمه اشعار پيش است در آخر نوشته و پس از آن تمام شدن تذكره را بسال 1222، به نحوي كه تصور شود نويسنده اصل نسخه نوشته، نگاشته ولي گذشته از اين كه مسلما اين خط، از غير

نويسنده نسخه است تاريخ تاليف كتاب چنان كه در ديباچه تصريح شده بسال 1250 يا 1245 مي باشد و چنان كه گذشت تولد مولف بسال 1228 بوده، اين دزديرا ثابت مي كند و از اين كه از اول باب دوم صفحات جدول كشي نشده و عنوان باب و اسم پادشاه و تخلص ويرا كه در اوائل كتاب با طلا مي نوشت، ديگر ننوشته، معلوم مي شود كه در همان سال 1250 كه فتح علي شاه زندگاني را بدرود گفته اين نسخه را مي نوشته اند و چون مولف در همان وقت بطهران آمده نسخه اين تذكره ناتمام را همراه آورده و ديگر موفق باتمام آن نگرديده، پشت نسخه بنام انيس العشاق و تذكره السلاطين از رشيد وطواط بسال 1285 داخل كتابخانه اعتضاد السلطنه شده و به همين نام بر اين كتابخانه وقف گرديده است. جلد تيماج. كاغذ ترمه. واقف سپهسالار. قطع وزيري. شماره اوراق (39).

صفحه اي (15) سطر. طول (25 2/1 سانتي متر (. عرض (17 سانتي متر (. شماره كتابخانه (1) {1} _______. (2731) در ناسخ التواريخ) آخر جلد اول قاجاريه (زير عنوان پسر سي و هشتم فتح علي شاه گويد: سلطان محمد ملقب به سيف الدوله درشب پنجشنبه بيست و ششم جمادي الاولي سال هزار و دويست بيست و هشت تولد يافته و او را فرزند نباشد. و در ص 34-31 ج 1 مجمع الفصحا معرفي نسبتا كاملي از اين شاهزاده شده و چنان بدست مي آيد كه در هنگام نگارش اين تذكره زنده بوده و تولد او را بسال 1127 ضبط كرده و مطالب بالا از آن جا نقل شده و در اين كتاب) مجمع الفصحا (137 بيت از اشعار مختلفه شاهزاده ثبت گرديده است. {1) {2) نسخه ديگري كه از اين تذكره در كتابخانه مجلس شوراي ملي موجود است در مقدمه بجاي " تذكره السلاطين " كه در اين نسخه است " بزم خاقان " نوشته شده و عين اين كتابست جز اين كه تقسيمات آن برخلاف آن چه در اين نسخه تعيين شده، مي باشد به اين معني كه مقدمه را) چنان كه انيس العشاق تقسيم شده (در بيست مجلس مرتب نموده و مطالب كتاب را در پنج انجمن بدين تفصيل: انجمن اول در بعضي از اشعار و حالات سلاطين و پادشاه زادگان پيشين دوم: در مناقب پادشاه عصر)

فتح علي شاه (و اشعاري از او. سوم: در اشعار و حالات شاهزادگان. چهارم: در اشعار و احوال ميرزادگان. انجمن پنجم: در ذكر اشعار وحالات مولف و نسخه اين كتابخانه فقط شرح حال مولف را بدون اشعار او داراست. {3}

ديوان مختاري (1)

(1264) ديوان مختاري غزنوي اين نسخه بخط نستعليق نوشته شده و پيوسته به " ديوان سيد حسن غزنوي " مي باشد، در كتابخانه هر دو ديوان زير شماره (185) ثبت گرديده و در ص 589 و 590 زير شماره (1187) معرفي خصوصيات ديگر آن گرديده و در حدود (3000) بيت مي باشد و بقصيده اي كه بدين مطلع است شروع

شده: بر اختيار بندگي مالك الرقاب نصر من الله آمد فال من از كتاب.

تركيب كافيه

[387] تركيب كافيه) عربي (اين كتاب در اعراب و تركيب كافيه ابن حاجب مي باشد كه از آن در حرف كاف همين فصل معرفي كامل خواهيم نمود، قسمتي از ابتداء نسخه ذيل افتاده از اين رو نمي توان گفت تاليف كيست، بنام " تركيب كافيه " بر اين كتابخانه وقف گرديده، ما نيز به همين نام از آن معرفي مي نمائيم، از مطالعه مطالب مندرجه هم نتوانستم مولف را شناخت فقط در ورق چهاردهم نسخه اين عبارت را يافتم: و هذا ما افاده الشيخ العلامه اسحق بن محمود القرشي رحمه الله. در ماخذي كه در دست داشتم اين دانشمند را هم نشناختم و ندانستم كه در چه عصري بوده است. در كشف الظنون) ج 2 ص 251 و 253) سه كتاب در اعراب كافيه نام برد شده آن ها را در اين جا مي آوريم: 1- معرب الكافيه لمحمد بن ادريس بن الياس المرعشي اوله: الحمدلله القديم الباري الخ. 2-) در ذيل كافيه ابن حاجب (و في اعرابها كتاب مسمي بالافصاح لواحد من علماء الدوله المراديه قدم في اوله تفسير سوره الفاتحه صنعه لولد الشيخ احمد بن يوسف السلانيكي باشارته. -3- اعراب حاجي بابا الطوسي المتوفي سنه...) در فهرست كتابخانه رضويه ج 3 ص 4 نسخه اي از اعراب كافيه موجود و به حاجي بابا الطوسي نسبت داده شده است. (و نيز

در ص 1640 ج 2 فهرست كتابخانه آصفيه كتاب زيرين در اعراب كافيه نام برده شده: تعليل الاعراب الشافيه في حل التركيب الكافيه، و در مقابل آن نوشته شده كه بسال 1871 در اروپا چاپ شده و نامي از مولف و زمان حيات او نبرده است. (921) تركيب كافيه اين نسخه بخط نسخ بسال 1095 نوشته شده، از ابتداء آن اوراقي افتاده، اول موجود آن اينست، ماهيه وهي واحده و ان كان الاسم العموم و ذلك عارض و لاينافيه تاء الوحده و لفظ خبرها و هو مصدر يستوي فيه المذكر و المونث وضع ماض مجهول و المستكن فيه مفعول مالم

يسم فاعله راجع الي اللفظ الخ. جلد تيماج. كاغذ كاهي. واقف سپهسالار. قطع خشتي. شماره اوراق (101) صفحه اي (15) سطر. طول (23 سانتي متر (. عرض (16 سانتي متر (. شماره كتابخانه (3166).

ديوان وحيد قزويني (1)

(1290) ديوان وحيد قزويني اين نسخه بخط شكسته نستعليق خوب نوشته شده، از طرز نگارش بدست مي آيد كه براي خود شاعر نوشته شده، و در برگ ها تتمه برخي از رديف ها سفيد گذارده شده كه پس از انشا در آن جاها نوشته شود و در پاره اي از موارد هم غزلياتي نگارش يافته و در حاشيه دو برگ اول نسخه غزلياتي بخط غير كاتب متن برديف الف نوشته شده، گذشته از غزليات، فردها و رباعيات و غزليات ناتمام وحيد نيز پس از غزل ها و رديف هاي خود مندرج گرديده و تقريبا در حدود (36000) بيت مي باشد، برگ آخر كنوني شامل غزليات رديف خاء معجمه مي باشد و براي اين كه نسخه بدون نقص نشان داده شود در آخر گذارده شده و شش برگ پيش از آن هم بايستي پيش تر از اين جائي كه اكنون صحافي شده گذارده شود و از رديف ياء هم بايستي برگ هائي افتاده باشد. صفحه نخستين داراي يك سرلوح و تمام اوراق مجدول بطلا و لاجورد و شنجرف مي باشد. جلد تيماجي ظريف. كاغذ دولت آبادي. واقف سپهسالار. قطع رحلي بزرگ. شماره اوراق (437). صفحه اي (44) بيت. طول (34 سانتي متر (. عرض (23 سانتي متر (. شماره كتابخانه (162).

شرح نهج البلاغه - ابن ميثم

مذكور فوق وفات نيافته و قول صاحب كشف الحجب را كه در اين گونه امور چندان اعتماد بصحت طبع نسخه آن نتوان نمود قبول كرد و يا در غير اين دوسال وفات ويرا قائل شويم.

حاشيه حامد بر خطائي

[443] حاشيه حامد بر خطائي) عربي (اين حاشيه بر حاشيه خطائي بر مختصر تفتازاني است كه از هر دو كتاب در اين فصل معرفي خواهيم نمود، محشي خود را حامد بن برهان بن ابي ذر الغفاري معرفي نموده، در كتب سير و فهارس موجوده، اين مولف و مولفه را نيافتم، چنان كه خواهيم ديد خطائي در نخستين سال قرن دهم مرده و حاشيه او در اين قرن زياد مورد بحث بوده و بر آن حواشي نوشته شده و نسخه زيرين بسال 1027 نگارش يافته و نويسنده مولف را بدين گونه:) تمت هذه الحاشيه التي صنفها الفاضل الكامل حامد الغفاري في حاشيه خطائي بعون الملك الغفاري. (معرفي نموده و از طرز بيان وي استفاده مي شود كه تا هنگام نگارش اين نسخه) اوائل قرن يازدهم (زنده بوده و مسلم اينست كه از دانشمندان قرن دهم هجري بوده و چنان كه در ديباچه مختصر همين حاشيه گفته تاليف آن در دو هفته بوده و اشاره نموده پيش از اين نيز حاشيه اي بر حاشيه خطائي بر مطول نوشته و در آن خطائي را تاييد و مي رسيد شريف را رد كرده است. اين حاشيه حامد چون حاشيه خطائي بر مطالب خمس اول مختصر تفتازاني است. در ص 58 ج 3 فهرست رضويه حاشيه اي بر حاشيه خطائي) بنابر تصريح در مقدمه آن (به حامد نسبت داده شده و آغاز آن را: الحمد لله المنزه عن تنزيه المتنزهين الخ و انجام آن را: ان الوضع فيها تعيين بالقرينه لاتعيين بنفسه فتامل تمت. معين نموده و در ذيل آن گفته شده احتمال دارد كه حامد همان حميد الدين بن افضل الدين الحسين مذكور در كشف الظنون باشد. ولي محتمل است كه اين احتمال در اثر تصور تحريف نام محشي بوده و چنان كه دانستيم پدر حامد بنابر تصريح خود او برهان بن ابي ذر غفاري بوده است و چون آغاز اين نسخه با نسخه مدرسه مختلف است اگر احتمال ما هم چون احتمال مولف فهرست رضويه نباشد حاشيه حامد بر حاشيه خطائي بر مطول است كه در مقدمه حاشيه بر

خطائي مولف بدان تصريح نموده است. اين حاشيه حامد در حدود (2350) بيت كتابت دارد. آغاز: حامدا مصليا مستمسكا بلطفه العميم و بعد فيقول المتكل علي الله الباري حامد بن برهان بن ابي ذر الغفاري جعل الله سعيه سعيا مشكور الخ. (1033) حاشيه حامد بر خطائي اين نسخه بخط نسخ بسال 1027 نوشته شده، حاشيه ملاعبدالله يزدي كه نيز بر خطائي مي باشد و در همين فصل از آن معرفي مي شود ضميمه آنست، بر ورق دوم بنام حاشيه خطائي بر اين كتابخانه وقف گرديده پاره اي از برگ ها چرك شده و موريانه بعضي را سوراخ كرده است. جلد تيماجي. كاغذ سمرقندي. واقف سپهسالار. قطع ربعي. شماره اوراق كليه (136). اين نسخه (56). صفحه اي (22) سطر. طول (18 سانتي متر (. عرض (7 سانتي متر (. شماره كتابخانه (2965).

مغني اللبيب عن كتب الاعاريب (4)

(1020) مغني اللبيب اين نسخه را بخط نسخ محمد عسكر بسال 1124 نوشته، در حاشيه صفحات تعليقاتي از كتب نحو و دانشمندان بخط شكسته نستعليق نگارش يافته، پشت برگ اول و آخر يادداشت هائي موجود است. جلد ميشن وصالي شده. كاغذ كاهي. واقف سپهسالار. قطع خشتي. شماره اوراق (190). صفحه اي (21) سطر. طول (25 سانتي متر (عرض (18 سانتي متر (. شماره كتابخانه (3236).

شرح نهج البلاغه - محمد صالح روغني

مبادرت شده و از اشعار مولوي رومي و سعدي و حافظ و قصص و حكايات در آن زياد ديده مي شود. آغاز: بسمله و به ثقتي الحمدلله علي ما اولينا من نعمائه و انعم علينا من الائه ... و بعد اين فقير بي بضاعت و حقير بي استطاعت محتاج برحمت رب غني محمد صالح ابن حاجي باقر قزويني عفي الله عن سياتهما الخ. انجام:

بالجمله صحبت محتشمان با مراعات حشمت ايشان موجب وحشت و ضجرت باشد نه اليتام و مودت حكيمي گفته: نصف غم هاي دنيا در دل افكندم بمعاشرت دوستان كه از ايشان حشمتي ندارم. (781) شرح نهج البلاغه محمد صالح روغني اين نسخه را بخط نستعليق خوب محمد رحيم بسال 1088 نگاشته، پشت صفحه اول عبارات ذيل نوشته شده: باب سوم شرح نهج البلاغه داخل كتابخانه اعتضاد السلطنه گرديد و از ورثه ميرزا داود خان خريداري شده. بفارسي ترجمه شده و مترجم معلوم نشد. و نيز در همين صفحه است: بخشيدم بفرزندم وزير لشكر ميرزا داود خان شهر رجب 1279. و فقط بنام شرح نهج البلاغه بر اين كتابخانه وقف شده و مشتمل بر شرح خطبه همام تا آخر نهج البلاغه است) قسمتي از باب اول و تمام باب دوم و سوم (و عبارات اصل بخط نسخ و برخي از آن ها با شنجرف نگاشته شده و داراي دو سرح لوح بسيار زيبا در ابتداء نسخه و در اول باب سوم) ص 221 نسخه (مي باشد و صفحات آن مجدول بطلا و لاجورد است. جلد سوخته. كاغذ دولت آبادي. واقف سپهسالار. قطع رحلي. شماره اوراق (242). صفحه (25) سطر. طول (31 سانتي متر (. عرض (19 سانتي متر (. شماره كتابخانه (1) {1} _______. (3093) ظاهرا مراد شارح از سه نفر 1- ملا فتح

الله كاشاني و 2- علي بن حسن زواري و 3- عز الدين آملي مي باشد كه از علماء اماميه و پيش از اين شارح بوده اند و شرح فارسي موسوم "بمهناج الولايه " كه در ذيل نهج البلاغه در اين فصل از آن نام خواهيم برد، مسلما از شروحي است كه پيش از اين شرح تاليف گرديده است. {2) {2) نسخه مدرسه اين قسمت را ندارد و از روي نسخه حضرت آقاي تقوي مدظله نقل گرديد. {1) {1) اين نسخه و نسخه مدرسه آخرين مطلب باب خطب را خطبه اي كه در ذكر آل محمد صلي الله عليه و آله و آغاز آن اينست:) هم عيش العلم و موت الجهل (دانسته و بشرح آن پرداخته و پس از آن شرح مذكور فوق) ص 64) را نوشته اند ولي در نسخ چاپي و بعضي از نسخ خطي پس از اين خطبه مطالب ديگري نيز موجود است.

فرهنگ مثنوي > لطائف اللغات (2)

(858) فرهنگ مثنوي لطائف اللغات اين نسخه بخط شكسته نستعليق بسال 1232 نوشته شده، كاتب نام خود را ننگاشته، لغات و ابواب و فصول با سرخي مي باشد و برگ نخستين نيازمند چسبانيدن است. جلد تيماج. كاغذ فرنگي مهره زده. واقف سپهسالار. قطع خشتي. شماره اوراق (144). صفحه اي (22) سطر. طول (21 سانتي متر (. عرض (15 سانتي متر (. شماره كتابخانه (89).

حدائق الحقائق

[461] حدائق الحقائق) فارسي (اين كتاب تاليف شرف الدين رامي است) حسن بن محمد رامي تبريزي متوفي بسال 1} (1) (795) كه از شعراي نام دار و نثر نويسان با اشتهار قرن هشتم هجري بوده و ملك الشعراي شاه منصور) بسال 795 در جنگ با امير تيمور كشته شده ( (2} (2} آخرين پادشاه آل مظفر گرديده و كتاب لطيف انيس العشاق را كه از نفائس كتب فارسي مي باشد و اوصاف سرتاپاي دلبرها را بيان نموده، نيز از مولفات اوست و مداح خواجه فخرالدين ماستري بوده و قصائدي در مدح وي گفته و نيز يك رباعي كه نام و لقب وي از آن بدست مي آيد انشائ نموده . (3} (3}. اين كتاب كه بنابر تصريح در مقدمه آن و كتب تذكره بنام " حدائق الحقائق " (4} (4} " ناميده شده و شرح حدائق السحر رشيد و طواط شاعر معروف مي باشد و بفرمان سلطان اويس ايلكاني (5} (5} تاليف گرديده) بنابراين پيش از سال 776 تاليف گرديده است. (ولي شرح بر تمام مندرجات آن كتاب نيست فقط از هر موضوعي بخشي از آن را با تغيير برخي از الفاظ و عبارات آن ذكر و پس از آن در توضيح آن بياني نموده و شواهدي از اشعار پارسي خود و شعراي متقدم و معاصر آورده و در تمام آن بيتي عربي نيست و مطالبي هم برمطالب رشيد در اصطلاحات متاخرين در اين فن اضافه

نموده و در قسم اول گفته هاي رشيد را در پنجاه باب شرح داده و در قسم دوم اصطلاحات متاخرين را در ده باب گذارده و در حدود (1200) بيت كتابت دارد. آغاز: بسمله بعد از حمد بيحد و صلوات بيعد چنين گويد اقل شعرا شرف بن الخ. انجام: هميشه تابود افلاك و انجم - معز الدين اويس بن حسن باد. (1076) حدائق الحقائق اين نسخه بخط نسخ نوشته شده، نويسنده از خود و سال نگارش نام نبرده، ظاهرا نگارش نزديك تر از قرن يازدهم هجري نيست، در ص 38 يادداشتي بتاريخ 1154 دارد، عناوين با شنجرف مي باشد، برگ نخستين اين كتاب افتاده و نخستين سطر آن اينست: مرصعت و بدان مفاخرت نموده كه در عرب و عجم كس چنين قصيده انشاء نكرده الخ. جلد تيماج. كاغذ كاهي. واقف حاج ميرزا محمدتقي وصي ميرزا علي محمد حكمي. قطع ربعي. شماره اوراق كليه (67). اين نسخه (38). صفحه اي (15) سطر. طول (19 سانتي متر (. عرض (12 2/1 سانتي متر (. شماره (268). قفسه مدرسه صدر. {1) {1) _______ ص 178 و 179 تذكره دولتشاه سمرقندي نسخه خطي اين كتابخانه و ص 191-189 دانشمندان آذربايجان مراجعه شود و در اين كتاب اخير قسمتي از قصيده وي كه در مدح فخرالدين ماستري ميباشد نقل گرديده است. {2) {2) اين تاريخ را

دولتشاه سمرقندي در تذكره خويش تصريح نموده) ص 179 نسخه خطي اين كتابخانه (. {3) {3) رباعي نام برده اينست: خارست جهان پيش نوالت يكسر فخر است ز القاب تو دين را و خطر تو كان محامدي و از فرط گهر ز الماس ضميرت سپري شد خنجر {4) {4) در مقدمه نسخه اين كتابخانه و در تذكره دولتشاه و دانشمندان و مقدمه استاد دانشمند آقاي اقبال آشتياني بر حدائق السحر نام اين كتاب " حدائق الحقائق " ثبت گرديده ولي در مقدمه نسخه مجلس " حقائق الحدائق " ناميده شده و در ص 441 ج 1 كشف الظنون نيز بدين نام ناميده شده و در ص 421 ج 1 نيز همين كتاب را معرفي نموده ولي نام آن را " شقائق الحقائق " ضبط كرده و گذشته از اين اغلاطي چند دارد كه بي اهميت نيست ودر رساله " كشف العيون في اغلاط كشف

الظنون " آن ها را تذكر داده ام. {5) {5) در ص 241 ج 6 شذرات الذهب در شمار مردگان سال 776 گويد از آن ها اويس بن شيخ حسين بن حسن مي باشد كه پادشاهي عادل و با شهامت و شجاع و خير و دوستدار كارهاي نيك بود، نوزده سال سلطنت كرد و سي و هشت سال زندگاني نمود الخ.

ديوان هاتف اصفهاني

[593] ديوان هاتف اصفهاني) فارسي (سيد احمد اصفهاني متخلص به هاتف پدر سيد محمد سحاب مي باشد كه در ص 606-605 معرفي گرديد، هاتف بگفته راوي گروسي (1} (1} در فنون حكمي و علوم رياضي مسلم زمان و وحيد دوران بوده و بحسن اخلاق شهره آفاق " و در اثر رفاقت و دوستي با آذر و صباحي متوطن در كاشان شده و بسال 1198 در قم بجوار رحمت الهي رهسپار گرديد و راوي در ذيل شرح حال سحاب طبيب بودن اين شاعر را نيز تذكر داده، آذر و هدايت قدرت هاتف را بر نظم و نثر عربي تذكر داده اند ولي نگارنده تاكنون به نظم و نثر تازي وي و نثر فارسيش دست نيافته است. ديوان هاتف شامل قصائد و غزليات و مقطعات و رباعيات و ترجيع بند مي باشد و شهرت هاتف بيشتر بواسطه ترجيع بند معروف وي مي باشد كه در اين بخش هيچ يك از متقدمين و متاخرين بپايه هاتف نرسيده و هدايت گويد كه ديوان مختصري دارد شماره ابيات دو نسخه زيرين را در ذيل معرفي هر يك خواهيم نگاشت. آغاز: سحر از كوه خاور تيغ اسكندر چوشد پيدا عيان شد رشحه خون از شكاف جوشن دارا. {1) {1) _______ انجمن خاقان درانجمن چهارم و آتشكده آذر ص 445-436، مجمع الفصحا ج 2 ص 572-567 و ترجمه تاريخ ادبيات ادوارد برون ص 191-187 شامل شرح

حال و منتخبي از اشعار هاتف مي باشد.

ديوان حسن دهلوي

[524] ديوان حسن دهلوي) فارسي (نجم الدين حسن بن علي سنجري دهلوي معاصر با امير خسرو دهلوي است و هر دو دست ارادت به نظام الدين اوليا داده اند، در شرح حال اين دو شاعر سخن سنج مذكور است كه روزي امير خسرو با نظام الدين اوليا مي گذشت بر درب دكان نانوائي حسن را ديد كه در منتهي درجه لطافت و حسن صورت نشسته و نان مي فروشد، پيش رفت و پرسيد نان چگونه مي فروشي حسن گفت: نان در ترازو مي كنم و اهل سودارا مي فرمائيم تا مقابل آن زر مي نهند هرگاه زر گران تر مي آيد مشتري را روان مي كنيم خواجه خسرو گفت اگر خريدار مفلس باشد مصلحت چيست گفت درد و نياز را بوجه برمي گيريم خسرو از اين گونه سخنان موزون حسن حيران بماند و كيفيت بشيخ عرضه كرد. خواجه حسن را درد طلب دامن گير شد و بخانقاه شيخ در آمده ترك دكان داري نمود، آتش عشق حسن در امير خسرو شعله ور گرديد، حسن نيز او را دوست داشت چون دو مغز در يك پوست و يك جان در دو قالب شدند، داستان عشق آن ها زبان زد مردم گرديد، بگوش پادشاه زمان علاء الدين فيروز شاه رسيد، حسن را كه مقام ملازمت پيدا كرده بود از رفتن بخانه امير خسرو بازداشت، ولي سودي نه بخشيد و باز با خسرو آمد و شد داشت و شهرت اين عاشقي روز افزون مي گشت پادشاه روزي براي نافرماني بر دست حسن تازيانه زد، پس از آن از همان راه بخانه امير خسرو درآمد، چون اين خبر به پادشاه رسيد عشق مجازي را بزيور حقيقت آراسته يافت خسرو را طلبيد و حسن را نيز بحضور خواست و تحقيق نمود كه عشق آن ها شايبه هوا و هوس دارد يا از اين نقص بري است از بوته امتحان چون زر خالص و ناب پاك بدر آمدند با وجود اين از خسرو برهان و دليل خواست، گفت دوئي از ميان ما برخواسته و دست از آستين بيرون آورده كه " گواه عاشق صادق در آستين باشد " و نمود كه اثر تازيانه كه بربدن حسن زده شده بر بدن وي ظاهر گرديده و اين رباعي از شيخ عراقي خواند: عشق آمد و شد چو خونم اندر رگ و پوست تا كرد ز من تهي و پر كرد ز دوست اجزاي وجودم همگي دوست

گرفت ناميست ز من بر من و باقي همه اوست در تذكره دولت شاه) ص 249-247) و مجالس العشاق) مجلس 34) و مجمع الفصحا) ج 1 ص 197-196) و تذكره خوشگو و هفت اقليم ص 302-300 كه در هنگام نگارش اين شرح مراجعه گرديده از تاريخ حيات و زمان مرگ و ديوان وي معرفي نشده، در تاريخ مفصل ايران آقاي اقبال شرحي درباره اين شاعر عارف نوشته و مرگ او را بسال 727 در دولت آباد هند معين نموده و در هفت اقليم وفات او در ديوگير ثبت شده است نسخه اين كتابخانه در حدود (6400) بيت شعر و شامل قصائد و غزليات و مقطعات و چند مثنوي و رباعيات اين شاعر مي باشد و قصائد و غزليات در مدح سلطان علاء الدين محمد بسيار دارد و در غزلي علاقه خود را باهل بيت پيغمبر اكرم (صلی الله علیه و آله) آشكار كرده و گويد: آزاد شد دل حسن از بند هر غمي كوبنده محمد و آل محمد است درباره خط خوب خود گويد: بنده حسن ز خط خوشش نسخه كند هر گه كه عرضه داشت كند پادشاه را. حسن دهلوي را سعدي هندوستان گويند و خود وي هم خواسته كه چنين باشد و در مقطع غزلي گويد: از نظم حسن نوشد ديباچه عشق آري جلد سخنش دارد شيرازه شيرازي. و چنان كه در ص 517 نقل گرديد امير خسرو هم نظير اين بيت را در باره خود گفته بود.

آغاز: اي حاكم جهان و جهان داور حكيم محدث همه بدايع و تو مبدع قديم. (1186) ديوان حسن دهلوي اين نسخه بخط نستعليق خوب نوشته شده، برگ آخر نسخه كه ظاهرا شامل تاريخ نگارش و نام نويسنده بوده برداشته اند، پشت صفحه نخستين يادداشت هائي با تاريخ مي باشد كه بيشتر از همه آن ها آنست كه بسال 105) كذا (كه ظاهرا مراد از آن 1005 بوده نگاشته شده و تصور مي كنم كه از خطوط اوائل قرن دهم هجري باشد، دو صفحه اول كتاب تذهيب و نقاشي بسيار ظريفي دارد و صفحات نسخه مجدول بطلاست. جلد تيماجي. كاغذ سمرقندي. واقف سپهسالار. قطع وزيري كوچك. شماره اوراق (268). صفحه اي (14) سطر. طول (22 2/1 سانتي متر (. عرض (13 سانتي متر (. شماره كتابخانه (190).

فرهنگ جهانگيري (2)

(850) فرهنگ جهانگيري اين نسخه بخط نستعليق نوشته شده، كاتب از خود و سال نگارش نام نبرده، ظاهرا از خطوط قرن دوازدهم هجري است، پاره اي از اوراق نسخه وصالي گرديده است و لغات با شنجرف نوشته شده و در آخر نسخه دو مهر بوده آن ها را محو كرده اند و خاتمه كتاب را هم ندارد. جلد تيماجي. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع وزيري. شماره اوراق (301). صفحه (27) سطر. طول (27 سانتي متر (. عرض (16 2/1 سانتي متر (. شماره كتابخانه (7).

شرفنامه منيري

[349] شرفنامه منيري) عربي و فارسي و تركي (مولف اين كتاب چنان كه در مقدمه آن بنظم و نثر) و نيز در ذيل لغت دوستكاني (نگاشته شده ابراهيم قوام فاروقي ره است كه شاعري متتبع بوده و از اشعار خويش در ذيل بعضي از لغات ابياتي آورده و بمناسبت لقب شرف الدين احمد منيري كه از مشاهير مشايخ هندوستان) ظاهرا مراد و مرشد مولف است (و صاحب مكاتيب مشهوره و شرح آداب المريدين و مولفات ديگرند كه در ص 10-8 نزهه الخواطر ذكر شده و بسال 782 جهان را وداع گفته اند، اين مولفه را شرفنامه منيري (1} (1} نام نهاده و چنان كه در ذيل فرهنگ ميرزا ابراهيم خواهيم نگاشت اين شاعر شرفنامه را در دست داشته و در عبارات آن اندك تصرف و اضافاتي نموده و بنام خود جلوه داده است. در كتب رجال و تذكره و سير نامي از ابراهيم قوام فاروقي نيافتم، از معاصر بودن با شرف الدين احمد منيري كه اين فرهنگ بنام وي تاليف گرديده و ايشان بتصريح در تذكره علماي هند طبع لكنهو ص 84 و نزهه الخواطر ص 10-8 پس از يك صد و بيست سال زندگاني بسال 782 وفات يافته اند، عصر وي قرن هشتم هجري دانسته شد و از آن چه در ذيل پاره اي از لغات

نگاشته شده نيز زمان مولف استفاده مي شود ولي اشكالي كه داريم اينست كه نسخه ذيل در بيان معني طهماسب گويد نام پادشاه ايران زمين كه هفت سال خراج رعايا را بخشيده بود و پنجاه سال ملك رانده. و مي دانيم كه شاه طهماسب صفوي معروف از سال 930 تا 984 يعني پنجاه و چهار سال سلطنت كرده و جز اين پادشاه طهماسب آن هم پنجاه سال سلطنت كرده اي در تاريخ نيافتيم (2} (2} و گذشته از آن چه گفته شد نسخه اي از شرفنامه كه بسال 879 يعني پيش از تولد شاه طهماسب نوشته شده در كتابخانه آصفيه دكن موجود است و احتمال مي دهيم كه اين لغت از اضافات متاخرين باشد و در فرهنگ ميرزا ابراهيم عين اين الفاظ را در ذيل كلمه طهماسب مي بينيم و خواهيم ديد كه وي اضافاتي بر شرفنامه دارد بنابراين حكم مي كنيم كهاين لغت جزء اصل كتاب شرفنامه نبوده و اشكال تقريبا رفع خواهد شد. مولف پس از ديباچه اي كه بنظم در حمد و ثناء الهي و نعت حضرت رسالت پناهي و مدح شرف الدين احمد منيري و در 86 بيت مي باشد مقدمه اي بنثر در بيان معني حروف مفرده و مركبه فارسي و تركي با شواهد ذكر كرده پس از آن در بيان معني لغات عربي و فارسي بفارسي پس از آن لغت تركي بفارسي بترتيب حروف تهجي بر آمده و حرف اول را باب و آخر را فصل قرار داده و براي معاني لغات باشعار قد ما چون سعدي، حافظ، خاقاني، سلمان، ظهير، نظامي، فردوسي، انوري، خواجو، سوزني، كمال اسمعيل، سنائي، منصور شيرازي، عمادي، بدر شاهي، خجندي، عنصري، عبد الواسع جبلي، هماي همايون، عماد فقيه، و باشعار كتاب تاج الماثر و مدخل منظوم و بسحق اطعمه و نگارشات فرهنگنامه اسدي طوسي و عجائب البلدان و لسان الشعراء و اداه الفضلاء و مسموعات از دانشمندان معاصر چون امير شهاب الدين حكيم كرماني و شيخ واحدي محقق و غير از اين ها مكررا تمثل جسته و در ذيل دوستكاني نام حسنخان امير زين الدين هروي ملك الشعرا را كه نيز معاصر وي بوده برده است. اين كتاب در حدود (16800) بيت كتابت دارد و نسخه اي از آن را در طهران و سائر كتابخانه هاي ايران

نيافتم و در فهرست هاي موجوده فقط نسخه اي را در دكن يافته ام) ص 616 ج 3 فهرست آصفيه مراجعه شود (و مولف كشف الظنون در ص 58 ج 2 گويد: شرفنامه در لغت فارسي و از منيري است. و چنان كه دانستيم مولف آن منيري نيست و اين نيز از اغلاط كشف الظنون است. آغاز: بسمله: بنام خداوند گيتي بهست سرآغاز هر نامه را كه ... خداوند انس و خداوند جان خداوند جسم و خداوند جان انجام: التركي " ياركي " دارنده " يخشي " نيكو و خوب و يغشي مثله، " يرنقچي "رحمت كننده، "يرتلي " گناه كار، " يلفحي " بالا " يلقي " سجده كرد، " يلغي " كله " يويري " از اينسوي. و پس از اين در نسخه ذيل بعنوان باب بحور و اوزان اشعار و مطالبي در (100) بيت مي باشد كه ظاهرا خاتمه كتاب قرار داده شده و در مقدمه نامي از آن نيست. (834) شرفنامه منيري اين نسخه بخط نستعليق نوشته شده، كاتب نام خود و سال كتابت را ننگاشته، لغات و ماخذ اشعار با شنجرف مي باشد، پشت نسخه بسال 1261 بنام "منتخب شرفنامه" داخل كتابخانه اعتضاد السلطنه شده و در همان جا به همين نام وقف گرديده ولي از ديباچه و مقدمه نسخه بدست نميايد كه منتخب شرفنامه باشد بلكه تصريح دارد كه شرفنامه احمد منيري است، چند ورقي از اوائل

نسخه وصالي گرديده و پس و پيش شده اوراقي هم از آن ميان افتاده است. از اين كه اشعار شواهد لغات بيشتر از متن خارج

مقاييس اللغه

كه از كتب مشهوره و ابن فارس بيشتر بدان مشهور مي باشد يك كتاب است ولي بيانات ياقوت كه حاكي از اينست كه هر دو كتاب را در دست داشته اين تصور را دفع مي كند و ما براي توضيح و اثبات مدعي ديباچه آن را كه مبين طرز كتاب و قدرت مولف در انشاء و ماخذ آنست مي آوريم. بسمله الحمد لله و به نستعين و صلي الله علي محمد و آله اجمعين، قال احمد اقول و بالله التوفيق، ان للغه العرب مقاييس

صحيحه و اصولا يتفرع منها فروع و قد اختلف الناس في جوامع اللغه ما الفوا و لم يعربوا في شييء من ذلك عن مقياس من تلك المقاييس و لااصل من الاصول و الذي او مانا اليه باب من العلم جليل و له خطر عظيم و قد صدرنا كل فصل باصله الذي يتفرع منه مسائله حتي تكون الجمله الموجزه شامله للتفصيل و يكون المجيب عما يسئل عنه مجيبا عن الباب المبسوط باو جز لفظ و اقربه و بناء الامر في سائر ما ذكرناه علي كتب مشهوره عاليه تحوي اكثر اللغه، فاعليها و اشرفهاكتاب ابي عبدالرحمن الخليل بن احمد المسمي بكتاب العين اخبرنا به علي بن ابراهيم القطان فيما قرات عليه اخبرنا ابوالعباس احمد بن ابراهيم المعداني عن ابيه ابراهيم بن اسحق عن بنداربن لوه الاصفهاني و معروف بن حسان عن الليث عن الخليل و منها كتابا ابي عبيد في غريب الحديث و مصنف الغريب حدثنا بهما علي عن عبد العزيز عن ابي عبيد و منها كتاب المنطق و اخبرني به ابي فارس ابن زكريا عن ابي نصر بن اخت الليث بن ادريس عن الليث عن ابن السكيت و منها كتاب ابي بكر بن دريد المسمي الجمهره و اخبرنا به ابوبكر محمد بن احمد الاصفهاني و علي بن احمد الساوي عن ابي بكر فهذه الكتب الخمسه معتمدنا فيما استنبطنا من مقاييس

اللغه و ما بعد هذه الكتب فمحمول عليهما و راجع اليها حتي اذا وقع الشييء النادر نصصناه الي قائله انشاء الله فاول ذلك كتاب الهمزه باب الهمزه في الذي يقال له المضاعف الخ. مولف مقاييس را چون كتب لغت متداوله امروز بترتيب حروف هجاء اوائل با مراعات حرف اول و دوم مرتب نموده و بدوا لغات دو حرفي را از الف تا يا پس از آن لغات سه حرفي را نيز از الف تا يا و پس از آن لغاتي كه از سه حرف بيشتر است ذكر نموده و شواهدي از اشعار و گاهي از آيات و اخبار بر آن ها اقامه نموده و در حدود (37000) بيت كتابت دارد. انجام: قال الشيخ الامام الاجل السعيد ابوالحسين احمد بن فارس رحمه الله عليه و اجزل له الثواب قد ذكرنا ما شرطنا في صدر الكتاب ان نذكره و هو صدر من اللغه صالح فاما الاحاطه بجميع كلام العرب مما لايقدر عليه الاالله تعالي او نبي من انبيائه عليهم

السلام بوحي من الله تعالي و غير ذلك اليه و الحمدلله اولا و آخرا و باطنا و ظاهرا و الصلوه و السلام علي رسوله محمد و آله اجمعين الطيبين الطاهرين. (907) مقاييس اللغه اين نسخه رابخط نسخ علم الهدي بن صفي بسال 1094 بنا بخواست عبد الرضا بن محمد بن مبارك موسوي در شيراز نوشته و اين معني را عبد الرضاي مذكور پشت صفحه نخستين و بر آخرين صفحه نسخه با تذكر به مقابله و تصحيح آن در تكيه نور از تكاياي شيراز بخط خود بسال 1095 نگاشته) تكيه نام برده اينك در شيراز معروف نيست (و نيز پشت آخرين صفحه تولد فرزند خود را كه عبدالله نام داشته بسال 1101 معين نموده و نويسنده نسخه پشت صفحه اول اين كتاب را بنام مجمل اللغه ابن فارس معرفي نموده و بر صفحه اول شاهزاده فرهاد ميرزا مختصري از شرح حال ابن فارس را از كتاب ابن خلكان بخط خويش نگاشته. و بر اين صفحه نيز تصريح شده كه اين كتاب مجمل اللغه مي باشد و به همين نام نيز وقف نامه آن در همين صفحه نگارش يافته، هركس كه در هر هنگام مالك اين نسخه بوده يادداشتي بر اين صفحه نموده و يكي از يادداشت ها از محمد معصوم حسيني منصوري دشتكي بسال 1137 و ديگري از سيد مفيد استرابادي است كه بسال 1147 نگارش يافته و

ديگري از محمد كاظم پسر سيد مفيد مذكور است كه بسال 1164 نوشته شده و نيز قطعه اي در وفات پدر خويش كه شامل ماده تاريخ آن مي باشد و سال 1151 را معين مي كند نگاشته و يادداشت هائي ديگري هم در اين صفحه است. نگارنده چون خواست خصوصيات اين نسخه را در فهرست بنگارد به مقدمه مراجعه نمود و عبارات آن را با دقت از نظر گذرانيد ديد كه مولف گويد: و قد الف الناس في جوامع اللغه ما الفوا و لم يعربوا في شييء من ذلك عن مقياس من تلك المقاييس و نيز گويد: فهذه الكتب الخمسه معتمدنا فيما استنبطناه من مقاييس اللغه و ما بعد هذه الكتب الخ. با همه قرائن موجوده كه مجمل اللغه بودن نسخه را ثابت مي نمود بر آن شد كه مجمل اللغه نيست و مقاييس است خوشبختانه نسخه اي از كتاب مقاييس را در كتابخانه مدرسه مروي در

تهران

الجوهره الثانيه في اعاريض الشعر

عروض و قافيه كتب عروض و قافيه از جهتي بايستي در فصل پيشين گذارده شود و از لحاظ اين كه راجع به اشعار مي باشد بايستي آن ها را در ضمن فصل بعد گذارد ولي بهتر آنست كه آن ها را چنان كه در مقدمه جلد نخستين پيش بيني كرده ايم، در فصل جداگانه و ميان دو فصل نام برده جا داد، نسخ عروض و قافيه اين كتابخانه) جز يكي دو نسخه آن (در چند مجموعه مي باشد، و بنابر آن چه در مقدمه نام برده گفته ايم بايستي مجموعات را در مجلد چهارم معرفي نمود ولي در اين فصل اين چند مجموعه را استثناء در زير عنوان "مجموعه عروض و غيره" معرفي مينمائيم. [460] الجوهره الثانيه في اعاريض الشعر) عربي (اين كتاب يكي از اجزاء (1} (1} كتاب "العقد الفريد" (2} (2} مي باشد كه از معاريف كتب ادبي و مولف آن ابن عبد ربه است) ابوعمر احمد بن محمد بن عبد ربه بن حبيب حدير بن سالم قرطبي (3} (3} اندلسي 4) (323-246)13 {4} اين دانشمند از آن هائي است كه محفوظات بسيار داشت و بر حالات و اخبار مردم اطلاعي بي شمار بدست آورده و از آن ها در عقد الفريد نمونه هائي بيادگار گذارده و او را ديوان شعر خوبي است، ابن خلكان ابياتي از ايشان در وفيات الاعيان آورده و خود در العقد الفريد نيز ابيات

زيادي از خود نقل نموده و ارجوزه اي در فرش عروض دارد كه در همين كتاب) الجوهره الثانيه (آن را جاي داده است. اين كتاب را كه در عروض وقافيه مي باشد در (16) باب مرتب نموده و پس از هر مطلب مهمي بشعري از پيشينان كه خليل بن احمد) متوفي بسال 160 يا 170 يا 175 مي باشد و اولين كس است كه در علم عروض تاليف نموده (بدان استشهاد نموده و يا از گفتارهاي بزرگان ادب چون امرء القيس و ديگر آن تمثل جسته و خود در مقدمه آن گويد: تمام قواعد عروضي را در اين كتاب كه آن را در دو جزء قرار داده ام، گذارده شده، به اين معني

كه قسمت اول در فرش (5} (1} و دوم در مثال است. اين كتاب يا رساله در حدود (1600) بيت كتابت دارد. آغاز:) فرش كتاب الجوهره الثانيه في اعاريض الشعر و علل القوافي (قال ابوعمر احمد بن محمد بن عبدربه قدمضي قولنا في فضائل الشعر و مقاطعه و مخارجه و نحن قائلون بعون الله و توفيقه في اعاريضه و علله و ما يحسن و يقبح و زحافه و ما الخ. (1075) الجوهره الثانيه اين نسخه ضميمه نسخه اي از كتاب تصريح مي باشد كه محمد - باقر بن ملا ولي استرابادي بسال 1096 نگاشته و در ص 311 زير شماره (923) از آن معرفي گرديد و در اين كتابخانه داراي شماره (3216) است و ظاهرا بلكه مسلما اين نسخه نيز خط همان نويسنده است. {1) {1) ______ در ابتداء جزء چهارم العقد الفريد ميباشد واز چاپ سال 346 آن صفحات 87-34 شامل آنست. {2) {2) و اين كتاب تاكنون پنج بار در مصر چاپ شده و چاپ سال 1346 آن را كه در چهار مجلد مي باشد اين كتابخانه دارد و در بيروت مختصر آن دو بار چاپ شده است. {3) {3) قرطبي بنا بتصريح ابن خلكان بضم قاف و سكون راء مهمله و ضم طاء مهمله و در آخر آن باء موحده باهاء، منسوب به قرطبه است كه شهر بزرگ و پاي تخت اندلس مي باشد. {4) {4) اين شرح حال با مراجعه به ص 32 ج 1 وفيات الاعيان و بغيه الوعاه زير نام احمد و شذرات ص 312 ج 2 و معجم المطبوعات العربيه ص 162 نگاشته شده. {1) {5) فرش نيز از اصطلاحات قراء قرآن كريم مي باشد و چنان كه از قاموس اللغه استفاده مي شود) باب الشين فصل الغاء (درست تلفظ كردن و ادا نمودن كلمات است.

انوار الربيع في انواع البديع

[441] انوار الربيع في انواع البديع) عربي (اين كتاب شرح بديعيه سيد عليخان كبير مي باشد كه در ص 209-204 معرفي كامل از ايشان شد، و اين كتاب از معاريف كتب در اين فن است، شارح بسال 1077 در دوازده شب قصيده اي در مدح حضرت

ختمي مرتبت صلي الله عليه و آله و سلم در 147 بيت انشاء نموده و آن قصيده مشتمل بر 153 نوع از صنايع بديعيه مي باشد و در هر يك از ابيات كه مشتمل بر صنعتي است نام آن نوع تصريح گرديده. سيد خود بشرح اين قصيده بديعيه پرداخته و نام آن را " انوار الربيع في انواع البديع " گذارده و در ذيل هر يك از ابيات بشرح و بسط كامل آن مبادرت كرده و به ابياتي از شعرا و ادباء معروف استشهاد نموده و در بعضي از موارد شرح مختصري از سيره و تاريخ آن شاعر نگاشته و در حقيقت اين كتاب را مجموعه اي ادبي يا گلستاني كه گل هاي آن هميشه تازه و معطر مي باشد، بايد دانست. در مقدمه آن هائي كه پيش از ايشان بديعيه تاليف و يا انشاء كرده اند نام برده شده و زير شرح بيت مطلع آن، مطالع سابقين را نقل نموده است. در ص 190 ج 1 كشف الظنون تاريخ پيدايش و تنظيم علم بديع و مولفين در اين موضوع نام برده شده و انوار الربيع بسال 1304 در هند و 1304 نيز در طهران چاپ شده است. آغاز: بسمله الحمد لله بديع السموات و الارض و الصلوه علي نبيه و آله الهادين .... حسن ابتدائي بذكر جيره الحرم له براعه شوقي يستهل دمي الخ. (1027) انوار الربيع اين نسخه را بخط نسخ خوب بسال 1244 عبدالله

خونساري بخواست يكي از بزرگان كه او را سمي امام كاظم (علیه السلام) معرفي نموده نوشته، و در همين سال محمد كاظم بروجردي بركنار برگ دوم تملك خويش را يادداشت كرده اند، بنابراين براي ايشان بوده، عناوين با شنجرف نگاشته شده و برگ آخر وصالي گرديده است. جلد ميشن ضربي مينا شده. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع رحلي. شماره اوراق (420). صفحه اي (25) سطر. طول (30 سانتي متر (. عرض (19 سانتي متر (. شماره كتابخانه (3248).

قاموس المحيط (12)

(872) قاموس المحيط اين نسخه بخط نسخ نگاشته شده و بقيه نسخه قبل مي باشد) فصل سين از باب عين مهلمه تا آخر كتاب (سال كتابت و نام كاتب ذكر نشده ولي

بقرينه معلوم مي شود كه خط كاتب نسخه سابق كه تحت شماره (871) اين فهرست و شماره (39) كتابخانه از آن نام برديم مي باشد و داراي يك سرلوح و صفحات مجدول بطلا است. جلد تيماجي. كاغذ دولت آبادي. واقف سپهسالار. قطع وزيري. شماره اوراق (380). صفحه اي (25) سطر. طول (29 سانتي متر (. عرض (18 سانتي متر (. شماره كتابخانه (40)

يائيه ابن كمال پاشا

[440] يائيه ابن كمال پاشا) تركي (اين رساله در اقسام ياء زائده ايست كه در آخر كلمات فارسي يافت مي شود، مولف در مقدمه نام خود را نبرده، در يكي از ضمائم كشف الظنون چاپ فلوگل اين كتاب يا رساله بنام يائيه ضبط گرديده و به ابن كمال پاشا نسبت داده شده، در كشف الظنون نام آن را نيافتم، ضميمه بودن با دقائق الحقائق اين مولف كه در ص 261-259 معرفي و شرح حال مولف آن گذشت و شباهت كامل انشاء اين نسبت را تاييد مي نمايد. مولف در مقدمه گويد: (1} (1} در محفلي حاضر بودم بحث از ياء زائده در آخر كلمات فارسي بميان آمد، يكي از حضار آن را منحصر در پنج قسم مي دانست يكي از آن معاني را رد كرده و گفتم كه انحصار در اين اقسام كه گفتي ندارد، در همان هنگام ده مورد از موارد اصلي ياء زائده را با شواهد از اشعار فصحا بيان نمودم، از من خواستار شدند كه در اين موضوع نگارشي نمايم. بخواست آن ها بتاليف اين مختصر پرداخته و پس از تمهيد مقدمه اي اديبانه اقسام اصلي ياء زائده را با شعبات آن به بيست قسم رسانيده و يك بيك را بيان و باشعار شعراي بزرگ فارسي زبان استشهاد كرده و در ديباچه تفاخر نموده و گويد همان قسم كه زمخشري فائق را در مكه معظمه بيرون آورد و خطاب به اعراب كرد و گفت بيائيد و لغت خود را از مردي غير عرب گيريد من نيز بفارسي زبانان مي گويم كه بيائيد لغت و قواعد زبان خويش را از من ياد گيريد) از اين عبارات معلوم مي شود كه طرف صحبت و بحث وي

در آن محفل ايراني بوده است (. اين كتاب يا رساله در حدود (650) بيت كتابت دارد. آغاز: بسمله بوصحايف پر لطايفك تسويدنه داعي و باعث مضمون مكنوننده الخ. (1026) يائيه ابن كمال پاشااين نسخه بخط نستعليق بسال 971 نوشته شده، ضميمه دقائق الحقائق مي باشد كه در ص 261 خصوصيات آن گذشت در ابتداء اين نسخه نيز يك سرلوح كوچكي است، خصوصيات ديگر آن به كتاب شماره (101) كتابخانه كه زير شماره (887) در اين فهرست معرفي شده مراجعه شود. {1) {1) ______ مطالب مقدمه را دوست دانشمند آقاي جلال محدث ارومي كه از فارغ التحصيل هاي سال (1317) خورشيدي اين دانشكده مي باشند ترجمه نموده و نگارنده را متشكر كرده اند.

خمسه نظامي (6)

(1147) خمسه نظامي اين نسخه بخط نستعليق خوب ظاهرا در اوائل قرن سيزدهم هجري نگارش يافته، مخزن الاسرار را در صحافي، آخر كتاب قرار داده اند از آخر خسرو شيرين و اسكندر نامه هر يك در حدود 4000 بيت افتاده و آخرين بيت از خسرو شيرين اينست: پس آن گه كردشان در پهلوي ياد كه احسنت اي جهان پهلو دو همزاد و آخرين بيت از شرفنامه اين: كس از خاصگان پيش دارا نماند از او در دل كس مدارا نماند) در اين نسخه اين بيت چنين ضبط گرديده و در نسخ ديگر بطرز ديگري است (، ليلي و مجنون و هفت پيكر را هم بدون نقص دارد ولي اقبال نامه اصلا در اين نسخه نيست، ميان صفحات قسمت هاي چندي براي ترسيم مجالس نقاشي باز گذارده شده ولي توفيق كشيدن را نيافته اند. بنام منتخبي از خمسه نظامي وقف گرديده و به همين نام در دفاتر كتابخانه ثبت شده ولي مسلما منتخب نيست و خمسه اي ناقص مي باشد. بسال 1241 متعلق به محمد محسن نام موسوي بوده و پشت صفحه نخستين بخط خود يادداشت كرده و مهر اسم وي در چندين صفحه زده شده است. جلد تيماجي. كاغذ ترمه. واقف سپهسالار. قطع وزيري. شماره اوراق (224)

صفحه اي (19) سطر. طول (25 سانتي متر (. عرض (16 سانتي متر (. شماره كتابخانه (373).

شرح كافيه > شرح متوسط ركن الدين > الوافيه في شرح الكافيه (1)

(986) شرح متوسط) الوافيه (اين نسخه بخط نسخ بسال 1050 نوشته شده، كاتب نام خود را ننگاشته، ورق اول كه شامل چند سطر از مقدمه بوده افتاده و نخستين سطر نسخه اينست:) الكبير العالم الفاضل الكامل سلاله الامراء و الوزراء ... يحيي بن المخدوم المعظم ... ابراهيم بن يغرش ببلكا ملك الختني الخ (در حواشي صفحات آثار تصحيح و گاهي حاشيه هائي در توضيح مطالب ديده مي شود، ورق اول وصالي شده و بعضي از اوراق آن آثار آبديدگي دارد. جلد تيماجي. كاغذ سمرقندي. واقف سپهسالار. قطع وزيري. شماره اوراق (249). صفحه اي (15) سطر. طول (24 سانتي متر (. عرض (14 سانتي متر (. شماره كتابخانه (3164).

شرح مفصل > المحصل

[428] شرح مفصل > المحصل) عربي (اين شرح بر كتاب المفصل زمخشري در علم اعراب و نحو مي باشد كه در همين فصل از آن معرفي خواهد شد و مولف آن اندلسي است) ابوالقاسم با ابو محمد علم الدين قاسم بن احمد بن موفق بن جعفر المرسي اللورقي الاندلسي 1} (1) (661-575} كه از قراء و نحويين و متكلمين قرن ششم و هفتم هجري بوده و آشنائي كامل به اصولين و عربيت و قرائت داشته، شاگردي تاج الدين كندي ( 2} (2) (613-520} را نموده و رياست قراء شام را دارا بوده و در آن جا بتدريس و تصنيف اشتغال داشته و شاطبيه را شرح نموده و اين شرح مفصل كه المحصل (3} (3} نام دارد نيز از او است. نسخه ذيل شرح بر 16/1 مفصل مي باشد و (8680) بيت كتابت آنست و در آخر آن تصريح شده كه مجلد اول اين كتاب خاتمه

يافته و پس از اين مجلد دوم شروع خواهد شد، بنابراين بايستي تمام شرح در حدود (140000) بيت كتاب داشته باشد از سائر مجلدات آن در فهارسي كه دردست نگارنده است نامي و نشاني نيافتم، مولف در مقدمه تصريح نموده كه اين تاليف را به پيشگاه پادشاه دانشمند شرف الدين عيسي بن ملك العادل ابي بكر بن ايوب تقديم داشته ودر ص 115 ج 5 شذرات الذهب درزير مردگان سال 624 نام اين پادشاه را برده و گويد بسال 576 در مصر متولد شده و قرآن را حفظ نموده ودر فقه عالم شده و جامع كبير را در چند مجلد شرح نموده و اشعار بسيار دارد و حنفي متعصبي بود، هر كس كه مفصل زمخشري را حفظ مي نمود صد اشرفي و خلعتي باو جائزه مي داد بدين سبب بسياري آن كتاب را حفظ نموده اند، و اين شارح درست گفته كه هيچ كس را شايسته تر از ايشان نديده كه شرح خود را بوي تقديم نمايد. شارح پيش از شروع بشرح مفصل مختصري از شرح حال زمخشري را نگاشته پس از آن بشرح خطبه پرداخته و در اين شرح اقوالي از تاج الدين كندي متوفي بسال 613 و صدر الافاضل قسم بن حسين خوارزمي كه بگفته كشف الظنون) ص 489 ج 2) بسال 617 مرده و سخاوي و ابوالبقا و سيبويه و جرجاني و سيرافي و ابن جني و مشاهير ديگر آورده و شرحي

بسيار روان و شامل مطالب سودمندي است و چون نام تاج الدين را بالفظ ترحيم ذكر نموده و شرف الدين عيسي بسال 624 مرده تاليف اين شرح ميان سال 613 و 624 بوده است. آغاز: (4} (1} شرح مافي الخطبه من الغريب افتتح رحمه الله خطبته بقوله الله احمد مقدما لاسم الله تعالي تبركا و اهتماما علي عاده العرب في تقديم ما هو الاهم الخ. (1000) شرح مفصل) المحصل (اين نسخه بخط نسخ نوشته شده، اگر خط مولف نباشد از آن عصر هم چندان دورتر نگارش نيافته، و تا ابتداء شرح جواز حذف مبتدا يا خبر را دارا مي باشد، ورق نخستين آن افتاده و اولين سطر موجودش اينست: كتاب المحصل في شرح المفصل) اين قسمت بالاي صفحه نگاشته شده (ثم لم ازل اجوب به الي البلاد و انفق الطارد و الثلاد و اطلب عالما يعرف قدر ما تحملته في تحصيله الخ.

بر ورقي كه پيش از برگ نخستين مي باشد يادداشت هائي است. جلد تيماجي. كاغذ قديمي حنائي. واقف سپهسالار. قطع وزيري. شماره اوراق (236) صفحه اي (23) سطر. طول (25 سانتي متر (. عرض (16 سانتي متر (. شماره كتابخانه ( ______. (3151) 1) {1} شرح حال اين شارح از ص 307 ج 5 شذرات الذهب نقل گرديد و در اين جا لقب شارح فقط العلم ذكر شده و در كشف الظنون ص 489 ج 2 علم الدين تصريح گرديده و شذرات گفته كه ورقي منسوب به لورقه با فتح دو حرف اول و سكون سيم نام شهري در اندلس است و ياقوت برخلاف اين تشكيل گفته. {2) {2) اين تاريخ از ص 54 ج 5 شذرات نقل شد و شرح حال ايشان در آن صفحه و صفحه 55 نگاشته شده است. {3) {3) در نسخه ذيل كه نزديك بزمان شارح نوشته شده نام اين شرح با كمال وضوح و آشكارائي "المحصل في شرح المفصل" ضبط گرديده ولي در ص 489 ج 2 كشف الظنون موصل معين گرديده و نيز در 489 ج 2 همين كتاب در ذيل مفصل گويد از شروح آن شرح منتخب الدين محمد بن سعد المروزي الديباجي متوفي بسال 609 بنام المحصل شرحي بر مفصل نوشته و فخر اسفندري) ابو عاصم علي بن عمر بن خليل بن علي فقيهي (متوفي بسال 698 نيز شرحي بر مفصل بنام "المقتبس في توضيح ما التبس" نگاشته و مطالب آن مقتبس از شروح مفصل مي باشد و از آن جمله اين محصل ديباجي است. {1) {4) چون ورق اول نسخه افتاده آغاز اصل شرح پس از بسمله بدست نيامد بدين سبب ما آغاز شرح را در اين جا آورديم.

كافيه ابن حاجب (3)

(1011) كافيه اين نسخه بخط نسخ خوب نوشته شده، در حاشيه بيشتر از صفحات مطالبي از شرح جامي و شرح گيپائي و بدون امضاء موجود و در آخر يادداشتي بسال 1260 عبد الصانع ابن حاج علي خونساري نوشته و مهر مربعي كه سجع آن عبده محمد صانع مي باشد زير آن زده شده، ظاهرا اصل نسخه در قرن

دوازدهم هجري نوشته شده، اوراقي از اول نسخه و برگ آخر آن وصالي گرديده و پشت آخرين ورق يادداشت هائي است كه يكي از آن ها داراي تاريخ 1229 مي باشد. جلد تيماجي مذهب. كاغذ ترمه. واقف سپهسالار. قطع وزيري. شماره اوراق (112). صفحه اي (6) سطر. طول (21 سانتي متر (. عرض (12 2/1 سانتي متر (. شماره كتابخانه (3161).

حاشيه بر شرح جامي از اسفرايني (3)

(934) حاشيه اسفرايني بر شرح جامي اين نسخه بخط نسخ نوشته شده، قسمتي از ورق آخر كه ظاهرا مشتمل بر نام نويسنده و سال نگارش بوده بريده شده و با ورقي ديگر وصالي شده، از نسخه پيش از اين نوتر مي باشد، پشت صفحه اول يادداشت هائي بوده آن ها را محو و بجاي آن ها يادداشت هاي ديگري نگاشته شده در ابتداء صفحه اول هم آثار محو موجود است. جلد چرمي مستعمل. كاغذ كاهي. واقف سپهسالار. قطع وزيري. شماره اوراق (321). صفحه اي (17) سطر. طول (24 2/1 سانتي متر (. عرض (13 سانتي متر (. شماره كتابخانه (3168).

شرح تصريف (1)

(959) شرح تصريف اين نسخه بخط نستعليق بسال 1030 نوشته شده، حواشي صفحات بسيار چركين شده، بر بعضي از صفحات حاشيه هائي موجود و بعضي را هم محو كرده اند، باب حادي عشر) متن شرح معروف به "النافع يوم الحشر" در فن كلام از آن نام برده خواهد شد ضميمه به اول اين نسخه است و شش ورقي كه در ميان اين نسخه رنگ آن ها با رنگ كاغذ سائر اوراق نسخه مختلف است از اين نسخه نيست. جلد تيماج. كاغذ كاهي. واقف سپهسالار. قطع بغلي. شماره اوراق كليه (109). اين شرح (99). صفحه اي (18) سطر. طول (18 سانتي متر (. عرض (10 سانتي متر (.

شماره كتابخانه (3120).

ترجمه نهج البلاغه با تنبيه الغافلين (2)

(757) ترجمه نهج البلاغه يا تنبيه الغافلين اين نسخه را بخط نسخ خوب صالح بن سعيد بحراني در سال (1078) نگاشته و پس از ختم كتاب خطبه شقشقيه را نيز همو نوشته، متن نهج البلاغه با شنجرف تحرير گرديده و در حواشي صفحات تعليقاتي بامضاء شيخ علي و بدون امضاء نوشته شده و بر دو ورقي كه پيش از نسخه است مطالب متفرقه اي يادداشت و پاره اي از اوراق وصالي گرديده و مطالبي از پشت ورق اول محو شده است. جلد تيماجي. كاغذ دولت آبادي. واقف سپهسالار. قطع رحلي. شماره اوراق (337). صفحه (27) سطر. طول (27 سانتي متر(. عرض (16 سانتي متر (. شماره كتابخانه (3073).

شرح شافيه > شرح نظام

[410] شرح شافيه > شرح نظام) عربي (اين شرح نيز از مشاهير شروح شافيه مي باشد ص (397] ) (330] و شارح آن نظام اعرج نيشابوري است) نظام الدين حسن بن محمد بن حسين المشهور به نظام الاعرج النيشابوري ( (1} (1} كه از شاگردان قطب الدين شيرازي) محمود بن مسعود متوفي بسال 711) بوده و بامر ايشان كتاب " تفسير التحرير " را كه حاشيه بر تحرير مجسطي خواجه نصير طوسي است و پيش از اين نگاشته ولي متفرق بود بسال 704 منظم و مرتب نموده (2} (2} و تفسير " غرائب القرآن " را كه مشهور به تفسير نيشابوري و از مشاهير تفاسير مي باشد بسال 728 تاليف و كتاب " توضيح التذكره " (3} (3} " را در شرح تذكره خواجه طوسي بسال 711 تاليف نموده صاحب روضات كتابي بنام " لب التاويل " نظير تاويلات ملا عبدالرزاق كاشاني و رساله اي در علم حساب و كتابي در وقوف قرآن نظير وقوف سجاوندي نيز باين

شارح نسبت داده اند. بنابر قرائن مذكوره بالا شارح از علماء قرن هفتم و اوائل قرن هشتم هجري بوده و اين كه صاحب روضات ايشان را از علماء راس صده نهم هجري و معاصر با سيد شريف و دواني دانسته اند از حقيقت دور است و چنان كه در آخر جلد سوم تفسير غرائب القرآن خود تصريح كرده اند بسال 728 تاليف آن خاتمه يافته نه نه در سال خمسين و ثمانمائه (850) كه صاحب روضات تعيين نموده اند. شرح نظام بر شافيه يكي از شروح مزجي و پيش دانشجويان و طالبين علم صرف بسيار مقبول و طرف توجه مي باشد و چنان كه از مقدمه نسخه شماره (3132) كتابخانه و شماره (965) اين فهرست كه شامل مطالبي است كه در دو نسخه خطي ديگر نيست، برميايد تاليف آن در شيراز بنام ركن الدين ابو محمد يحيي شده كه از علماء آن شهر در آن روزگار بوده است، و شرح نظام مكرر در ايران چاپ گرديده و در حدود (5500) بيت كتابت دارد. آغاز: احمدك اللهم علي ان وفقتني لصرف ريعان الشباب في اقتناء العلوم و الاداب الخ. {1) {1) _______ شرح حال نظام را فقط در ص 225 روضات ديدم و در ماخذ ديگر كه در دست است نام و نشاني از ايشان ديده نشد جز در ص 1527 معجم المطبوعات بنقل از روضات ودر ص 257 هديه الاحباب نيز مختصري

از روضات. {2) {2) نسخه اي از اين كتاب در كتابخانه مجلس شوراي ملي ايران موجود است به ص 88 ج 1 فهرست كتب خطي مراجعه شود. {3) {3) نسخه اي از اين كتاب نيز در كتابخانه مجلس شوراي ملي ايران موجود است به ص 91 ج 1 فهرست كتب خطي مراجعه شود.

مطلع

[481] مطلع) فارسي (اين كتاب تاليف رضي الدين محمد بن محمد شفيع مي باشد كه بتصريح خواهر زاده ايشان محمد شفيع طباطبائي كه نويسنده نسخه زيرين مي باشد، از مستوفيان خاصه بوده و از عبارات مذكور در ديباچه كتاب نيز مسلم مي شود

كه مولف از مستوفيان تواناي قرن يازدهم و امامي مذهبي بوده و با قرينه سال تاليف بدست ميايد كه در دربار شاه عباس ثاني كه از سال 1052 تا 1077 سلطنت داشته، مستوفي بوده است. مولف آن را به دو مصراع تقسيم و هر يك از آن ها را به چهار ركن تقسيم نموده و عين عبارات كتاب راجع به اين تقسيم بدين تفصيل است: مصراع اول: متضمن عروض و قوافي بر اسلوب ارباب عروض و وزن مشتمل بر چهار ركن هرر كني از اركانش محتوي بر سه حرف و هر حرفي راح روح پرور معاني را ظرف. ركن اول: در تعريف شعر و تفصيل اقسام آن و حد عروض و وزن و تعداد اسباب و اوتاد و شرح حروف و حركات معين بر سه حرف. ركن دوم: در حد تقطيع و بيان از احيف و تعداد فروعي كه از استعمال از احيف متولد گردند مقرر بر سه حرف. ركن سيم: در شرح به حوري كه از تركيب اركان منبعث كردند و ثبت دوائر و فلك بحور و تفصيل بحور اصلي و فرعي معين بر سه حرف. ركن چهارم: محتوي بر علم قوافي مشتمل بر سه حرف. مصراع دوم: در صنايع و بدايع. ركن اول: در بيان آن چه بفن معاني و بيان اختصاص دارد. ركن ثاني: در صنايع معنوي كه كلك بلاغت كيشان از فن بديعش مي شمارند. ركن ثالث: در ذكر صنايع مخصوصه بفن بديع. ركن رابع: در ذكر سائر آن چه ضرور است در در اتمام اين بناي رفيع. اين كتاب بتصريح مولف در آخر آن بسال 1063 تاليف گرديده و در اين موضوع مولفه اي جامع و در حدود (5000) بيت كتابت دارد. آغاز: بسمله ظلماء كامل غبار كلمات فصاحت سمات كه در معادن خواطر خورشيد نظائر الخ. (1097) مطلع اين نسخه را بسال 1106 بخط شكسته نستعليق محمد شفيع طباطبائي نوشته و در حاشيه برخي از صفحات تعليقاتي در توضيح مطالب از قاموس و صحاح و بدون امضاء موجود است. جلد تيماجي مذهب. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع خشتي. شماره اوراق (148). صفحه اي (17) سطر. طول (22 سانتي متر (. عرض (14 2/1 سانتي متر (شماره كتابخانه (288).

الطراز الموشي في الانشاء

[324] الطراز الموشي في الانشاء) عربي (اين كتاب مجموعه اي از مراسلات و انشاآت رسمي و دوستانه است و چنان كه پشت نسخه اين كتابخانه نگاشته شده مولف و گردآورنده آن ها شيخ شمس الدين محمد بن حسن نواجي رضي الله عنه است و صاحب معجم المطبوعات در ص 1872 بمناسبت كتاب " حلبه الكميت " وي كه چاپ شده شرحي در معرفي از ايشان از كتب: حسن المحاضره 274-1 و ابن اياس جزء 2 ص 32 و 49 و طبقات الشافعيه اسدي ورق 113 و الخطط الجديده. 13-17 نقل نموده و در آن جا است: و قال الشعر القائق و النثر الرائق و جمع المجاميع. ولي نام نبرده كه يكي از آن مجموعات موسوم به " الطراز الموشي " مي باشد. در كتاب شدزات الذهب ص 295 ج 7 كه ذيلا شرح حال اين مولف را از آن جا ترجمه خواهيم نمود نامي از مجاميع نيست و اين كتاب را از مولفات نواجي نشمرده ولي از قرائني كه از خود اين مجموعه بدست مي آيد صحت انتساب جمع اين مولفه بدانشمند مذكور واضح مي شود. شمس الدين محمد بن حسن بن علي بن عثمان نواجي (1} (1} شافعي مصري بسال 859 درگذشت علم ادب را امام و دانشمند فرزانه اي بوده، در " عنوان الزمان " آمده كه پس از سال 2} (2) 785} در قاهره تولد يافته و در قرائت شاگردي ابن جزري

(3} (3} معروف را نموده و علوم ادب و فقه و اصول و معقول را از اساتيد آن عصر استفاده كرده و بعلوم ادبيه توجه خاصي نمود و چنان در آن مستغرق شد كه سرآمد اهل زمان گرديد و از مصنفات وي حاشيه توضيح (4} (4} 14 حاشيه جاربردي، كتاب تاهيل الغريب) اين كتاب مشتمل بر قصائد است (، الشفا في بديع الاكتفا، خلع العذار في وصف العذار، صحائف الحسنات، روضه المجالس في بديع المجانسه، مراتع الغزلان في وصف الحسان من الغلمان و كتاب حلبه الكميت في وصف الخمر است انتهي. الطراز الموشي مشتمل برانشاآت رسمي و دولتي و شخصي است و بيشتر مكاتباتي را كه سلاطين و امراء ممالك بپادشاهان مصر نگاشته اند در آنست و

عهد نامه اي آن ها را نيز داراست و انشاآت شخصي و غير رسمي آن هم از نويسندگان مصر مي باشد و در اين كتاب مراسلاتي از چنگيزيان مخصوصا احمد مورخ بسال 681 و امير تيمور گوركاني و شاه رخ بپادشاه مصر و جواب او به آن ها موجود است و پاره اي از منشات برهان الدين باعوني (5} (5} شافعي متوفي بسال 870 را دارا مي باشد و از انشاات زمان خلفاء بني عباس و اعصار بعد نيز چند نسخه داراست و از مجموعات خوب ادبي و تاريخي بشمار مي رود. سه كتاب ديگر را نگارنده بنام الطراز مي شناسد و ممكن است يكي از آن ها به اين كتاب اشتباه شود يكي " الطراز " در علوم بلاغت كه تاليف يحيي بن حمزه العلوي ره امام زيديه است و مولف آن در سال 749 وفات يافته و در ص 10 كتاب " ما هو نهج البلاغه " جناب سيد هبه الدين شهرستاني آن را ذكر كرده و چاپ شده است. و ديگري " الطراز الموشي في صناعه الانشاء " تاليف شيخ محمد نجار معلم عربي در مدرسه محمديه اميريه مصر ميباشد كه بسال 1894 م. چاپ شده و در ص 1700 معجم المطبوعات ذكر گرديده و مسلما غير از اين كتاب است. و ديگري " الطراز في الحقيقه و المجاز " تاليف حجه الاسلام رشتي ره مي باشد و نسخه آن را آقاي تنكابني دارند. الطراز الموشي نواجي در حدود (7500) بيت كتابت دارد. آغاز: بسمله و صلي الله علي سيدنا محمد و آله و صحبه اجمعين - نسخه كتاب ورد علي الابواب الشريفه الملكيه الظاهريه خشقدم من الشيخ برهان الدين الباغوني الشافعي يقبل الارض التي يودلو ظفر بقربها و كحل جفونه بتربتها الخ. (785) الطراز الموشي اين نسخه بخط نسخ خوب نگاشته شده، كاتب از خود و سال كتابت نام نبرده، پشت ورق اول سيد حسين نام مصري در سال 1184 يادداشتي مبني بر اين كه اين كتاب بتملك او در آمده نوشته است. جلد مقوائي. كاغذ قديمي. واقف سپهسالار. قطع وزيري كوچك. شماره اوراق (177). صفحه (21) سطر. طول (19 2/1 سانتي متر (. عرض (11 2/1 سانتي متر (. شماره كتابخانه (1) {1} _______. (2795) نواج يكي از دهات كشور مصر و در ناحيه مديريه غربيه آن مي باشد) معجم المطبوعات (.

{2) {2) در معجم المطبوعات تولد نواجي بسال 785 يا 788 بترديد ثبت شده. {3) {3) شرح حال ابن جزري در) ص 191 ج 1) اين فهرست نوشته شده و در آن جا است كه بسال 833 وفات يافته و همين نواجي در رثاء او دو بيت گفته و آن را در آن جا ثبت كرده ايم. {4) {4) توضيح تاليف ابن هشام نحوي معروف است كه شرح حالش در فصول بعد نوشته مي شود و اين كتاب شرح الفيه ابن مالك مشهور است و نام اصلي آن " اوضح المسالك الي الفيه ابن مالك " مي باشد ولي مشهور بتوضيح گرديده است. {5) {5) در ص 309 ج 7 شذرات الذهب ذيل وف

ديوان نظيري نيشابوري (2)

(1281) ديوان نظيري نيشابوري اين نسخه ظاهرا در اوائل قرن يازدهم نگارش يافته، 28 بيت از اول نسخه و 26 رباعي و يك بيت از آخر آن افتاده و در حدود (7000) بيت مي باشد، اوراقي از اول و آخر نسخه وصالي گرديده است. جلد تيماجي. كاغذ سمرقندي. واقف سپهسالار. قطع خشتي باريك. شماره اوراق (262). صفحه اي (13) سطر. طول (22 سانتي متر (. عرض (12 2/1 سانتي متر (. شماره كتابخانه (383).

ديوان فغاني شيرازي (2)

(1244) ديوان فغاني شيرازي اين نسخه را بخط نستعليق خيلي خوب ميرحسين صفوي بي تاريخ نوشته، ظاهرا در اوائل قرن يازدهم نگارش يافته، چنان كه در ديباچه نسخه نوشته شده انتخابي از ديوان فغاني مي باشد كه باشاره اميرخان (1} (1} نام گرديده و در آخر ديباچه مختصر قطعه اي در مدح اميرخان مذكور گذارده شده بيت آخر آن كه اندكي كلمات آن محو گرديده چنين خوانده مي شود: رسد اي كاش به رازي شرف تربيتت كه بود بند گيت دولت فرخنده مال بنابر اين كه كلمه در مصراع اول رازي باشد

بايستي مقدمه نويس و انتخاب كننده رازي شاعر باشد و اين ديوان منتخب در حدود (1800) بيت مي باشد و پيش از شروع بغزليات دو صفحه اول نسخه نقاشي بسيار ظريف شده و در ميان ترنجي كه در ميان صفحه است چند سطري از ديباچه نوشته شده و پس از ديباچه و قطعه نام برده، ترجيع بند چاپ شده در ديوان و قصيده اي برديف آفتاب نيز در مدح حضرت امام علي بن موسي الرضا عليه السلام كه مطلع آن اينست: اي صورت بديع تو را مظهر آفتاب آئينه ايست روي ترا در خور آفتاب نيز گذارده شده، در ابتداء ديوان سرلوح ظريفي مي باشد و ميان سطرهاي دو صفحه اول آن طلا اندازي شده، فواصل غزل ها تذهيب گرديده و حواشي بيشتر از اوراق با طلا نقاشي گل و برگ و مرغ و آهو و غيره گرديده و صفحات مجدول بطلا و لاجورد و پشت آخرين صفحه دخول آن به كتابخانه محمود ميرزا بسال 1242 بخط نستعليق خيلي خوب يادداشت گرديده و در پايان آخرين صفحه محمد اسمعيل نام) ظاهرا كتابدار شاهزاده بوده (نوشته كه بسال نام برده ضبط كتابخانه گرديده و برخي از اوراق

حواشي آن ها وصالي شده است و پشت صفحه نخستين يادداشتي بنقل از علي قلي خان و اله راجع به فغاني نقل گرديده و هم در اين جا است كه بسال 1160 داخل در عرض شد. جلدها روغني گل و بوته دار دورو. كاغذ خان بالغ. واقف سپهسالار. قطع وزيري كوچك. شماره برگ ها (93). صفحه اي (12) سطر. طول (23 سانتي متر (. عرض (14 سانتي متر (. شماره كتابخانه (1) {1} _______. (2741) با جستجو بشرح حال و محل و مكان و مقام اين شخص دست نيافتيم.

ديوان ناصر خسرو (1)

(1277 ) ديوان ناصر خسرو علوي اين نسخه را بخط نستعليق خوب بسال 1258 يعقوب بن ابو الحسن در آشتيان نوشته، رساله اي كه در شرح حالات ناصر خسرو مي باشد و انشاء اين رساله يا اصل عربي آن بخود وي نسبت داده شده در شش برگ نيز

همين نويسنده نوشته و در ابتداء اين ديوان گذارده شده، مصرع ها و كلمات برخي از ابيات قصائد در اثر اين كه در نسخه اي كه اصل نگارش بوده نداشته و يا خوانا نبوده و در اين نسخه نگارش نيافته و جاي آن ها سفيد گذارده شده. و اين نسخه كه شامل قصائد و مقطعاتي از اين شاعر مي باشد در حدود 7400 بيت مي باشد و بيت نخستين آن اينست: در بند مدارا كن در بند ميان را در بند مكن خيره طلب ملكت دارا. جلد تيماجي. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع خشتي باريك. شماره اوراق (172). صفحه اي (23) بيت. طول (21 2/1 سانتي متر (. عرض (13 سانتي متر (. شماره كتابخانه (192).

شرح تلخيص المفتاح > مختصر (9)

(1055 و 1056) مختصر اين نسخه بخط نسخ نوشته شده، ورق آخر آن افتاده، حاشيه هائي از شيخ الاسلام و خطائي و ديگران بر كنار برگ ها نگارش يافته، برگ اول وصالي گرديده، منظومه مونثات سماعي در علم صرف كه در ص 331 در ذيل مولفات ابن حاجب نام برده شد پشت صفحه اول نوشته شده و آغاز آن اينست: نفسي الفداء لسائل و افاني بمسائل فاحت كروض جناني. و 23 بيت مي باشد. و آخرين سطر نسخه اينست: و كون ها بين ادعيه و وصايا و مواعظ و تحميدات. جلد ميشن. كاغذ دولت آبادي. واقف سپهسالار. قطع خشتي. شماره اوراق (218). صفحه اي (13) سطر. طول (20 2/1 سانتي متر (. عرض (15 سانتي متر (. شماره كتابخانه (2953).

تحفه العراقين (1)

(1106) تحفه العراقين اين نسخه در ابتداء ديوان خاقاني گذارده شده، بسال 1013 بخط نستعليق خوب نگارش يافته، نويسنده نام خود را رقم ننموده، در ابتداء ديباچه سرلوح زيبائي است ولي قسمتي از آن ضايع گرديده و نيز در ابتداء مقاله اولي

سرلوح ظريفي مي باشد و ديوان خاقاني را ضميمه دارد و آن نيز داراي دو سرلوح مي باشد و خصوصيات آن پس از اين نگاشته خواهد شد، پشت برگ نخستين يادگارهاي بچه گانه و غيره است، برگ هائي از اول و برگ آخر تحفه وصالي شده و اوراق آن مجدول بطلا و زنگار و شنجرف است. جلد روغني گل و بوته دور و مستعمل. كاغذ دولت آبادي. واقف سپهسالار. قطع وزيري. شماره اوراق كليه (284) اين نسخه (62). صفحه اي (20) سطر. طول (24 2/1 سانتي متر (. عرض (15 2/1 سانتي متر (. ضميمه شماره كتابخانه (410).

تحفه العراقين

و آن را به شش مقاله) هر يك بنامي (بدين تفصيل مرتب نموده: 1- عرائس الفكر و مجالس الذكر. 2- معراج العقول و منهاج الفحول. 3- سبحه الاوتاد، در وصف بلاد عراق و همدان و بغداد و وصف مردمان بزرگ و دانشمند اين شهرها. 4- شوارد الاوراد و خزانه الاوتاد، در شرح كوفه و مكه معظمه و غير اين ها. 5- هديه المهتدي الي الهادي در وصف مدينه طيبه و نعت حضرت رسول ص 6-) بدون نام است (در مدح شام و موصل و مدح جمال الدين و زير و در اين مقاله نيز بمدح جمعي از دانشمندان پرداخته و از خاندان خويش اطلاعاتي سودمند بدست مي دهد و در ابتداء هر يك از مقالات مقاله اي در وصف آفتاب انشا نموده و روح تصوف خود را هم در تمام اين مقالات جا داده ولي چنان كه اميد بلكه گمان داشته (10} (3} بسنائي و شايد چند مرحله پائين تر هم نرسيده است. خاقاني در مقدمه اين تحفه ديباچه اي به نثر با كمال قدرت ادبي انشاء نموده و ابيات تحفه در حدود (3271) شعر مي باشد و بسال 1855 م در هندوستان چاپ شده است. آغاز: بسمله خير ما اعتصم المرء بحباله كلمه العجز لفصور باله ..... اما بعد اين تحفه تذكره ايست بل تبصره عقلاء ازين مجنون الهي .......... مائيم نظار گان غمناك زين حقه سبز و مهره

خاك الخ. انجام: اين

دعوات را بگاه تهليل آمين آمين كناد جبريل. {1) {1) _______ مطلع اين قصيده اينست: هان اي دل عبرت بين از ديده نظر كن هان ايوان مدائن را آئينه عبرت دان {2) {2) در قصيده اي كه مطلع آن اينست: فلك كجروتر است از خطر ترسا مرا دارد مسلسل راهب آسا بسياري از اصطلاحات نصارا را ذكر نموده و بسيار خوب سروده و بر آن شرح نوشته شده و از سائر اشعار وي اطلاعات ديني او بخوبي ظاهر است. {1) {3) خود در اوائل مقاله پنجم گويد: ور جز در تست سجده جايم پس من نه بديل بو العلايم و نيز در جاي دگر گويد: بدل من آمدم اندر جهان سنائي را از آن سبب پدرم نام من بديل نهاد در سخن و سخنوران مصراع دوم: بدان دليل پدر نام من بديل نهاد. ثبت شده، جامي و امين احمد رازي نيز خاقاني را بنام بديل معرفي كرده اند ولي بعضي او را ابراهيم و پاره اي عثمان ناميده و دسته اي جمع ميان بديل و ابراهيم كرده اند. {1) {4) اين شاعر نيز از مشاهير شعراي قرن ششم هجري مي باشد و چنان چه در ص 339 بخش اول ج 2 سخن و سخنوران نوشته شده بسال 554 وفات يافته است. {2) {5) راجع به نسب اين پادشاه كه بعقيده بعضي از مورخين به بهرام جوبينه مي رسد و برخي او را از اولاد انوشيروان مي دانند، در هفت اقليم شرحي نگارش يافته، و پدران او را تا انوشيروان نام برده و گويد دوازده نفر از اولاد وي نيز در آن جا سلطنت كرده اند و نام آن ها را نيز برده است. {3) {6) چنان كه از قطعه ابو العلا در هجو و شكايت خاقاني برمي ايد اين تخلص را او به خاقاني داده: چو شاعر شدي نزد خاقانت بردم لقب نيز خاقانيت بر نهادم و در هفت اقليم و تذكره دولتشاه زير شرح حال ابو العلا گويد در هجو خاقاني گفته: تو اي افضل الدين اگر راست گوئي بجان عزيزت كه از تو نه شادم دروگر پسر بود نامت بشروان بخاقانيت من لقب بر نمادم. {4) {7) در اواخر تحفه در مدح و ستايش مادر خود گويد: پس كرده گزين بعقل و الهام بر كيش كشيش دين اسلام {1) {8) به متن و حاشيه ص 327 بخش اول جلد دوم سخن و سخنوران مراجعه گردد. {2) {9) در اواخر تحفه گويد: من اين همه گوهر از سر كلك راندم به چهل صباح از

كلك. {3) {10) اين بيت خاقاني اين آرزو را مي رساند: بدل من آمدم اندر جهان سنائي را از آن سبب پدرم نام من بديل نهاد.

طراز اللغه

د عليخان كبير دارند كه شامل پنج حديث مسلسله به آباء مي باشد و جامع گويد: در احاديث اماميه كم اتفاق افتاده كه مسلسل به آباء به 27 واسطه باشد و من توفيق يافته ام كه اين پنج حديث را جمع نمايم و براي آن ديباچه و خاتمه اي با تصريح باسم مولف بر آن اضافه كرده و از درايه شهيد نقل نموده كه در آن جا پس از حديثي كه مسلسل به 14 پدر بوده فرموده: اين حديث بيشترين حديث مسلسل به آباء است كه بدست ما رسيده پس از آن سيد گويد: واتفق توضيح ما لعله يحتاج الي التوضيح عجاله حالما رقم هذه الاخبار في هذه التذكره و لم اقف علي شيئي من ذلك لاحد من السلف فان اصبت فببركات اهل البيت و الله يقول الحق و هو يهدي السبيل و اليه المرجع و الماب.) بنظر نگارنده از كلمه في هذه التذكره، محتمل است كه اين رساله جزء كتاب تذكره باشد و مانعي ندارد كه خود رساله اي جداگانه باشد چنان چه ظاهر اين را مقتضي نيست. و آغاز رساله اين است: بسمله الحمدلله الذي اكمل بنبيه احمد نظام الدين و شرح بوصيه علي صدرالدين صلي الله عليهما و علي ابنائهما الهادين ائمه الامه و الخلفاء الراشدين الخ و رساله در حدود (150) بيت است.

ديوان فضولي بنگ و باده

[558 و 559] ديوان فضولي بنگ و باده) تركي (محمد بن سليمان بغدادي متوفي بسال 1} (1) 971} متخلص به فضولي از مشاهير شعراي قرن دهم هجري بوده، بعربي و تركي و فارسي شعر ميسروده و مثنوي " بنگ و باده " وي كه بتركي و در معارضه اين دو بر اندازنده اساس آدميت و عفت در (350) بيت مي باشد نيز از آثار اوست، در

هفت اقليم و آتشكده آذر چند بيت فارسي از او نقل گرديده و ما براي نشان دادن طرز فكر و طبع وي آن ها و چند بيتي كه در ديباچه اين ديوان گذارده در اين جا مي آوريم: آسوده كربلا به هر حال كه هست گر خاك شود نمي شود قدرش پست برمي دارند و سبحه اش مي سازند مي گردانندش از شرف دست بدست تا در دلت انديشه بيداد نيايد هرگز ز من دلشده ات ياد نيايد يار ما را به ازين زارو حزين مي خواهد به ازين چيست كه ما را به ازين مي خواهد ز بيم دشمنيم اي رقيب ايمن باش كه مهر او بدلم جاي كين كس نگذاشت طبيب عشق علاجي بغير مرگ نكرد ولي كشنده تر از مرگ بود درمانش اگر عمرها مردم بد سرشت بود همدم حوريان بهشت در آن محفل پر صفا روز و شب ز جبرئيل خواند فنون ادب بان اعتقادم سرانجام كار نگردد ازو جز بدي آشكار اگر سال ها گوهر تابناك فتد خوار و بيقدر بر روي خاك بر آنم كه كمتر نشيند غبار ز خاكش بر آئينه اعتبار چو از خاك خيزد همان گوهر است شهان را برازنده افسر است. فضولي ديباچه اي بتركي بر اين ديوان نوشته و خود ديوان كه شامل غزليات و قطعات و مخمسات و رباعيات مي باشد. در حدود (3150) بيت مي باشد و بسال 1266 در تبريز و نيز در تاشكند چاپ گرديده است. علاقمندي

فضولي باهل بيت و تشيع وي از آثارش ظاهر و گذشته از قصائدي كه در مدح حضرت مولي علي بن ابي طالب عليه السلام دارد در اوائل بنگ و باده) نسخه دوم اين فهرست (گويد: اولدر آئينه درار صورت حق نه وصي نفس مصطفي مطلق ناظم شرع ساقي كوثر باب شبير و والد شبر ربنا لاتعسر و اولي ربنا شربت بكف علي يار سلمان و خواجه قنبر والي روضه ساقي كوثر آغاز) ديباچه (: بسمله حمد بيحد اول متكلم نطق آفرينه كه سفينه اميد سكان بحار بحور نظمي الخ. آغاز) ديوان (: قدانار العشق للعشاق منهاج الهدي سالك راه حقيقت عشقه ايلر اقتدا. آغاز) بنگ و باده (: اي و يون بزم كايناته نسق براقن جام عشق شاه حق. {1) {1) _______ در ص 203 و 518 ج 1 كشف الظنون و ص 93 هفت اقليم و ص 173 آتشكده مراجعه گرديده است.

خمسه نظامي (1)

(1142) خمسه نظامي اين نسخه را كه از نسخ نفيسه و گران بهاي بي مانند مي باشد، بسال 956 مرشد كاتب شيرازي (1} (2} بخط نستعليق خوب نوشته، خاور شناساني كه باين كتابخانه آمده و آن را ديده اند هر يك بهاي زيادي براي آن معين نموده كه اظهار آن سودي ندارد، داراي سي مجلس بسيار ظريف نقاشي و صورت سازي مي باشد، اگر نويسنده توانائي كه از صنعت نقاشي هم بهرور باشد بخواهد در اطراف خصوصيات و مزاياي هر يك از مجالس آن مختصري بنويسد، بايستي مطولي انشاء نمايد، اگر ايراني هيچ گونه دليل و برهاني بر لياقت و شايستگي زياد خود نداشت جز سليقه و صنايعي كه در اين نسخه بكار برده از مينا كاري ها و جدول كشي ها و طلا اندازي ها و نقاشي ها و ترنج ها و رنگ آميزي هاي مجالس و طرز نقاشي هر يك از آن ها كه بخودي خود با نگاه كننده صحبت مي نمايند، نيازمند بگواه ديگر نبود، نگارنده معترف است كه در معرفي از چنين نسخه اي كه چشم بيننده را خيره و عقول متفكرين را حيران مي نمايد، ناتوان، چرا كه بنابر اصطلاح دانشمندان حسن و زيبائي را آدمي، مي يابد و لي نمي تواند آن را بزبان درآورد) يدرك و لايوصف (و بقول يكي از ياران: چه گويمت تو كه ناديده اي بيا و ببين. گذشته از

مجلس نقاشي كه هر يك بطول و عرض صفحه كتاب مي باشد پيش از شروع بكتاب دو صفحه ميناكاري ظريف مي باشد كه در وسط آن ها مرغ هاي ماهي خوار چندي بشكل هاي گوناگون رسم شده و در ميان اين مرغ ها در هر صفحه ترنجي است كه در ميان آن كه از لاجورد پوشيده شده اين رباعي: گنجينه گشاي گنجه، آن مويد راد كامد ز ازل سخن وران را استاد درياي معاني از گهر كرد تهي روزي كه بناي پنج گنجينه نهاد. و بر ترنج ديگر نيز اين رباعي: خمسه كه به مخزنش بود زيب تمام از خسرو شيرينش فرودست نظام ليلي مجنون و هفت پيكر ز عقب تاريخ سكندرش دهد ختم كلام. بخط ثلث نگارش يافته و تمام دو صفحه اول نسخه

كه هر يك شش بيت از مخزن الاسرار را شامل مي باشد، با كمال ظرافت نقاشي و ميناكاري گرديده، ميان سطرهاي دو صفحه بعد از اين دو صفحه و هر صفحه اي كه مقابل يكي از مجالس نقاشي مي باشد و دو صفحه اول هر يك از كتاب هاي خسرو شيرين تااقبال نامه كه نيز داراي سرلوح هاي) پنج سرلوح (زيبائي است، طلااندازي و نقاشي شده و دو صفحه آخر نسخه بطرز جالب توجه و نظر ميناكاري و طلااندازي و نقاشي گرديده و گذشته از اين ها دو صفحه آخر خسرو شيرين و يك ورق از ميان ليلي و مجنون و دو صفحه آخر آن و دو صفحه آخر هفت پيكر ميناكاري هاي ظريف دارد. تمام صفحات با كمال استادي و مهارت متن و حاشيه گرديده و مجدول بطلا و لاجورد و شنجرف و غيره مي باشد، عناوين مطالب كتاب هاي پنجگانه بر سرسوره هائي كه از طلا پوشيده شده با سفيد آب نگارش يافته و اطراف آن نگارش هم برگ وگل نقاشي شده است. برحسب يادداشتي كه پشت نخستين برگ نسخه گرديده بسال 1284 مرحوم اعتضاد السلطنه مالك اين نسخه بوده و ديگري بسال 1292 نوشته: در اين كتاب سي و يك صفحه مجلس سازي شده. ولي با شماره دقيق مكرر اين جانب سي مجلس بيشتر ندارد و در دفاتر كهنه كتابخانه هم سي مجلس قيد گرديده است. دو يادداشت ديگر در اين صفحه بوده آن ها را محو كرده اند، بوسائل دقيق شايد بتوان از آثار آن بدست آورد كه موضوع نگارش چه بوده است وقف نامه نسخه در حاشيه صفحه سوم مخزن الاسرار نوشته شده است. جلد سوخته دور و بسيار اعلي. كاغذ متن خان بالغ حاشيه بخارائي. واقف سپهسالار. قطع خشتي. شماره اوراق (412). صفحه اي (19) سطر. طول (33 2/1 سانتي متر (. عرض (20 سانتي متر (. شماره كتابخانه (2) {1} _______. (400) بي انصافي نام نويسنده را كه مرشد بوده محو كرده ولي از اثر آن اين نام بدست مي آيد و پس از كلمه الشيرازي شهرت خود را تذكر داده بوده همان بي وجدان نيز محو كرده است، نسخه اي از خمسه خواجو كه بسال 953 همين نويسنده نوشته در اين كتابخانه موجود وزير شماره (1139) در ص 516 معرفي

گرديده، در ص 61 تحفه سامي در صفحه چهارم) چاپ آقاي وحيد (زير نام خواجه مرشد گويد: پسر خواجه ميرك شيرازيست كه سال ها صاحب توجيه دفتر اعلي بود، علم سياق را با صورت خط نستعليق جمع كرده، لوند و لاابالي واقع شده طبعش در شعر خوبست اين مطلع ازوست: پهلوي سك تو جاست ما را جائي به ازين كجاست ما را. بقرينه اين كه مرشد شيرازي نسخه خمسه خواجه را نوشته و خط آن نسخه با اين نسخه شباهت كامل دارد) اگر چه اين نسخه را بهتر نوشته (و مطابقت زمان خواجه مرشدبا زمان نگارش اين نسخه بايستي نويسنده همو باشد و در آخر اين نسخه است: درين كتابت من گر نظر كني روزي

قصيده حرباويه

6- قصيده حرباويه اين قصيده بعربي و 12 بيت از آن در ص 99 نسخه ذيل مانده و اوراقي كه ميان اين قصيده و سلوه الشيعه بوده با قسمتي از اين كتاب اخير افتاده است. آغاز: اني امرء لايطيبني الشادن الحسن القواما.

[466-477] مجموعه عروض و غيره) عربي و فارسي (1- عروض نجاتي 2- عراضه العروضيين 3- مصادر مخالف قياس 4- عروض وحيدي 5- قصيده همام تبريزي در مدح حضرت ختمي مرتبت ص 6- قصيده حرباويه 7- سلوه الشيعه 8- قصيده از بدر الدين خبوشاني 9- ايض قصيده اي از همو 10- بدايع الاسحار 11- عروض اندلسي 12- القاب العروض و دوائر پنجگانه آن.

حاشيه مي رسيد شريف بر مطول

[448] حاشيه مي رسيد شريف بر مطول) عربي (اين حاشيه بر مطول نيز يكي از مولفات مي رسيد شريف جرجاني است كه در ص 368-366 معرفي از ايشان گرديد، از مطول نيز در همين فصل معرفي مي نمائيم، پيش دانشمندان اين حاشيه شهرتي بسزا دارد و مورد بحث و نظر گرديده و در تاييد ورد آن تعليقاتي نگاشته شده و چند بار در

آستانه و ايران مستقلا و در حاشيه مطول چاپ گرديده و در حدود (7000) بيت كتابت دارد. آغاز: بسمله الحمدلله رب العالمين و الصلوه علي سيد المرسلين محمد و آله و صحبه اجمعين اما بعد فهذه حواش علي الشرح المشهور لتلخيص المفتاح كنت قد قيدتها عليه مجمله حال ماقره علي بعض احبتي الخ.

رساله در مجاز و استعاره

[449] رساله در مجاز و استعاره) عربي (اين رساله چنان كه در آخر آن نگاشته شده تاليف جار الله زمخشري است كه در ص 162-158 ج 1 و ص 14-11 همين مجلد معرفي ايشان گرديده ولي در هيچ يك از ماخذ تاليف رساله اي در اين موضوع صريحا بايشان نسبت داده نشده ولي هيچ كس تمام مولفات وي را نام نبرده و عموما پس از نام برخي از آن ها گويند و غير ذلك بهر حال اين نسخه رساله اي مختصر و پس از مقدمه اي كه در بيان معني حقيقت و مجاز مي باشد در يك باب سيزده قسم مجاز مرسل و در باب ديگر چهارده قسم استعاره را بيان نموده و تمام اين رساله (150) بيت كتابت دارد. آغاز: بسمله الحقيقه ان يثبت لفظ فيما وضع له بعرف كائن من كان الخ. (1045) رساله در مجاز و استعاره اين نسخه بخط شكسته نستعليق بدون تاريخ نوشته شده، مجموعه اي كه بشماره (968) در اين كتابخانه ثبت شده از ص 164-161 شامل اين رساله مي باشد، فهرست اين مجموعه در ص 619 ج 1 فهرست ذكر شده است.

لغت نعمه الله رومي

[372] لغت نعمه الله رومي) فارسي بتركي (در مقدمه اين كتاب مولف خود را " نعمه الله بن احمد بن مبارك رومي " معرفي نموده و گويد كه اين كتاب را با كوشش بسيار از چندين لغات جمع كردم، هم چون اقنوم عجم و قائمه لطف الله حليمي و

وسيله المقاصد و لغه قره حصاري و صحاح عجم ديرينه مختصر و صحاح عجم جديد كبير (1} (1} و جز اين ها از بسيار كتب چيدم و بر سه قسم مرتب ساختم. اول مصادر آوردم كه اصل است بعد از آن قواعد اين زبان دري ايراد كردم بعد از آن اسماء جامده و مشتقه و تربيت حروف را بر قاعده اقنوم عجم مرتب كردم اول با مفتوحه ثانيا با مكسوره ثالثا مضمومه تا يافتن لغت مطلوب آسان شود ....... و نامش را بنام خود اضافت كردم يعني لغت نعمت الله نهادم. در ص 607 ج 2 كشف الظنون وفات اين مولف بسال 969 ثبت گرديده و در ص 125 " العقد المنظوم في ذكر افاضل الروم " (2} (2} نوشته شده: مولي نعمه الله الشهيرب روشني زاده پدرش قاضي پاره اي از قصبات بود، چون لبيك حق را اجابت گفت اموالي زياد براي پسر گذاشت وي در اندك زمان در هوا و هوس آن ها را صرف نمود، از آن پس در طلب دانش افتاد و بسيار از محافل درس را حاضر شد و مدرس مدارس روم گرديد و بمرتبه قضاوت حلب و بغداد و مدينه منوره رسيد و در اين شهر اخير بسال 969 جهان را وداع كرد و گويند در علم كلام دستي توانا داشته و داستان زيرين را برخي از ثقات از وي نقل نمودند و آن اينست: در روزگار قضاوت بغداد جمعي از اهالي يكي از محلات

آن جا توسعه مسجد جامع خود را خواستار شدند خواهش آن ها را بعرض پادشاه رساندم جواب مساعد رسيد چون شروع بكار شد در اطراف جامع قبرهائي كهنه يافت شد كه يكي از آن ها قبر شريف مرتضي علي بن طاهر بود، بر آن شديم آن ها را برداريم چون قبر شريف را گشوديم او را چنان ديديم كه گويا ديروز بخاك سپرده شده، يكي از همراهان كفن را بالا زد پيرمردي نيكو منظر آشكار شد كه داراي ريشي زياد بود و ابدا در او تغييري پيدا نشده و گويا زنده و خوابيده است، بر ماترس و هيبت حكم فرما شد و اقدام بر بيرون آوردن و نقل آن ننموديم قبر را پوشيده و او را واگذاشته و قبر او در مسجد شريف ماند و اين مرد از فرزندان علي بن ابي طالب كرم الله وجهه مي باشد كه امام در كلام و ادب و شعر بوده الخ. نظير اين حكايت و داستان را از معمرين و موثقين طهران

راجع به صدوق محمد بن علي بن بابويه متوفي بسال 381 كه اينك قبر وي در جنوب طهران در حوالي شهرري مي باشد نگارنده شنيده و حكايت نبش قبر حربن يزيد رياحي رحمه الله نيز مشهور است. نگفته نماند كه جز اين نعمت الله در قاموس الاعلام تركي و شذرات الذهب ج 1 و شقائق نعمانيه و العقد المنظوم نعمت الله رومي نيافتم و عدم ذكر نام پدر در اين كتاب اخير موجب شبهه در دو نفر بودن مولف با روشني زاده نخواهد بود. بر مولفه ديگر از اين مولف دست و خبر نيافته و اين كتاب كه مقدمه آن بپارسي و ترجمه لغات آن بتركي است در حدود (10500) بيت كتابت دارد و گاهي براي لغات شواهدي از اشعار فارسي آورده است. آغاز: بسمله حمد بي قياس و شكر با سپاس آن مالك بي همتائي را كه ملكش بي انبازست الخ. انجام: " يويو "

بويمل قوشي، " يويه " آرزومند، " يهه " مثله، " يهره " مثله . (890) لغت نعمه الله رومي اين نسخه بخط نستعليق فضل الله نام بسال 1058 نوشته شده، نام پدر كاتب را و نام شهري كه در آن جا نگارش يافته محو كرده اند، شرحي بسال 1284 رضا قليخان هدايت در تبريز مبني بر اين كه اين نسخه را خريده اند بر ورق ننوشته اي كه پيش از ورق اول نسخه مي باشد يادداشت كرده اند. جلد تيماجي. كاغذ سمرقندي. واقف سپهسالار. قطع خشتي. شماره اوراق (253). صفحه اي (17) سطر. طول (20 2/1 سانتي متر (. عرض (19 سانتي متر (شماره كتابخانه (1) {1} _______. (2) كشف الظنون گويد: اقنوم در لغت فارسي است و قائمه لطف الله حليمي در توضيح كتاب بحر الغرائب وي در لغت فارسي بتركي است و وسيله المقاصد در لغت فرس تاليف خطيب رستم مولوي مي باشد و صحاح العجم تاليف محمد هندو شاه و دو مختصر است معروف بديرينه و جديد. و لغت قره حصاري همان اختري مولفه بسال 952 مي باشد كه در ص 263، 264 معرفي از آن گرديد. {2) {2) اين كتاب در حاشيه وفيات الاعيان ابن خلكان) ج 2 ص 95 تا 424) بسال 1310 چاپ شده و در حقيقت ذيل شقائق النعمانيه است.

ديوان خاقاني شرواني (2)

(1189) ديوان خاقاني شرواني اين نسخه بخط نستعليق خوب بسال 1013 نوشته شده پيش از شروع به نگارش ديوان، تحفه العراقين خاقاني نوشته شده و خصوصيات آن در ص 467 گذشت، اين ديوان شامل قصائد و غزليات و مقطعات و رباعيات و در حدود (13750) بيت مي باشد، دو سرلوح زيبا يكي در ابتداء قصائد و ديگري در آغاز غزليات دارد نسخه زير شماره (410) در كتابخانه ثبت گرديده و در ص 467 خصوصيات ديگر آن زير معرفي تحفه العراقين زير شماره (1106) نگاشته شده است.

شرح الفيه > سيوطي > البهجه المرضيه (9)

(954) شرح الفيه) سيوطي (اين نسخه بخط نسخ نوشته شده، در حدود خمس كتاب را از آخر ندارد، باين معني كه در اواخر مبحث جمع تكثير نگارش آن خاتمه مي يابد و آخرين سطر موجود آن اينست:) مع ماضاهاهما ككوز و كيزان و تاج و تيجان و قل في غيرهما كغزال و غزلان و فعلان بفتحه فسكون (، نسخه آبديدگي دارد ولي خطوط آن ضايع نشده پشت صفحه اول و در حاشيه بيشتر از صفحات مطالب سودمندي از شرح لباب و حاشيه هائي به امضاء سيد محمد و از ابن ناظم و جامي و غيره نگارش يافته است. جلد تيماج. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع خشتي. شماره اوراق (64). صفحه اي (19) سطر. طول (23 سانتي متر (. عرض (17 سانتي متر (شماره كتابخانه (3190).

شافيه

رده ايم.

ترجمه نهج البلاغه با تنبيه الغافلين (1)

(756) ترجمه نهج البلاغه يا تنبيه الغافلين اين نسخه كه مشتمل بر تمام كتاب است بخط نستعليق در سال (1016) هجري نگاشته شده و پشت ورق اول يادداشت هائي است كه كهنه ترين آن ها مورخ بتاريخ (1027) هجري مي باشد و بخط عبد الواهب مشتهر بواعظ ملكي اصفهاني است، حواشي ورق آخر از بين رفته و وصالي شده است. جلد چرمي روغني. كاغذ اصفهاني. واقف سپهسالار. قطع رحلي. شماره اوراق (487) صفحه (25) سطر. طول (30 سانتي متر (عرض (18 سانتي متر (شماره كتابخانه (3091).

اطباق الذهب (2)

(752) اطباق الذهب اين نسخه بخط نستعليق خيلي خوب نوشته شده، كاتب از خود نامي نبرده و سال كتابت را ننگاشته ولي بقرينه قطع و اين كه ضميمه مقامات بديع الزمان است كه بسال 1277 نوشته شده و نسخه اطواق الذهبي كه نيز ضميمه اين نسخه است چنان كه مي آيد ظاهرا از روي نسخه اي كه بسال 1276 نگاشته شده تحرير يافته، بنابراين تاريخ نگارش اين نسخه سال 1277 بوده و اطواق الذهب زمخشري و مقامات را در جاهاي خود شرح خواهيم داد. اين نسخه داراي سرلوحي زيبا و صفحات آن مجدول بطلا و شماره مقالات آن بخط ثلث بالاجورد و بعضي باشنجرف است. جلد ساغري سوخته طلائي. كاغذ سمرقندي. واقف سپهسالار. قطع ربعي. شماره اوراق اطباق (44) اوراق اطواق (18) مقامات (120) صفحه (9 و 15) سطر. طول (19 سانتي متر (عرض (12 سانتي متر (شماره كتابخانه (3350).

الفوائد الصمديه > صمديه (2)

(1008) الفوائد الصمديه اين نسخه را بخط نستعليق محمد صالح بن محمد رفيع

طبيب رشتي بسال 1261 نوشته و با شرح صغير صمديه "الفوائد البهيه" در يك مجلد مي باشد. بشماره (3147) كتابخانه مراجعه شود و خصوصيات آن ها در زير شماره (973) در صفحه 355 گذشت.

نهج البلاغه (4)

(806) نهج البلاغه اين نسخه بخط نسخ نگاشته شده و مشتمل بر تمام كتاب است پس از ختم كتاب كاتب كلمات و عباراتي نيز از حضرت علي (علیه السلام) نقل نموده و قسمتي از آن افتاده لذا نام كاتب بدست نيامد ولي كاتب پشت نخستين برگ شروع به تحرير را سال (1096) نوشته است. در حاشيه صفحات تعليقات و حواشي بسيار بامضاء علاء الدين محمد كه از معاصرين كاتب بوده از كتب لغه و تفسير و غيره نقل شده و ظاهرا امضا كننده سيد گلستانه شارح نهج البلاغه) حدائق الحدائق (متوفي بسال 1100 مي باشد بنابرين اين نسخه نفاست دارد و آخرين سطر موجود آن اينست:) و قال اشد الذنوب ما استخف صاحبه و قال ما اخذ الله علي اهله (. جلد ميشن. كاغذ اصفهاني. واقف سپهسالار. قطع خشتي. شماره اوراق (283) صفحه اي (12) سطر. طول (25 سانتي متر (. عرض (19 سانتي متر (. شماره كتابخانه (3082).

قاموس المحيط (4)

(864) قاموس المحيط اين نسخه بخط نسخ نوشته شده و شامل تمام كتاب است. نويسنده ذكري از نام خود و سال نگارش ننموده، چند ورقي از فصل عين تاميم از باب طاء جابجا شده، صفحات مجدول بسرخي مي باشد، پشت برگ نخستين اشعاري در معرفي و مدح قاموس بسال 1052 نوشته شده، ورق اول و آخر وصالي گرديده و بيشتر اوراق را موريانه سوراخ كرده و ظاهرا نسخه در قرن نهم نوشته شده است. جلد تيماجي. كاغذ سمرقندي. واقف سپهسالار. قطع رحلي. شماره اوراق (671).

صفحه اي (33) سطر. طول (30 2/1 سانتي متر (. عرض (20 سانتي متر (. شماره كتابخانه (45).

عروض و قافيه وحيدي تبريزي (2)

(1079) عروض وقافيه وحيدي اين نسخه از اين كتاب در ص 32-7 و 51-45 مجموعه اي كه بسال 1241 نوشته شده موجود و اين مجموعه بشماره (386) در اين كتابخانه ثبت و در ص 450-449 معرفي از آن مي گردد.

شرح قطر

[416] شرح قطر) عربي (چنان كه در ص 306 در ذيل شرح حال ابن هشام نحوي گذشت قطر الندي و بل الصدي و شرح آن كه بنابر اختصار مشهور به شرح قطر مي باشد از مولفات ابن هشام نحوي و در علم نحو است و اين شرح نيز از كتب متداوله در ميان طلاب علوم ادبيه بوده و هست و تعليقات زياد بر آن نوشته شده و كاكويار آن را بفرانسه ترجمه نموده و بسال 1887 در ليدن چاپ گرديده و شيخ عبد العزيز فرغلي انصاري متوفي بسال 1216 مطالب قطر الندي را بنظم درآورده و در حاشيه شرح قطر و با " مجيب الندي الي شرح قطر الندي " (1} (1} در مصر چاپ شده و اين شرح قطر ابن هشام در حدود (3600) بيت كتابت آنست. حاجي خليفه در ص 238 ج 2 كشف الظنون قطر الندي را نام برده و چند شرحي كه بر آن نوشته شده ذكر نموده است. آغاز: بسمله قال الشيخ الامام .... جمال الدين ابو محمد عبدالله بن هشام الانصاري فسح الله في قبره الحمدلله رافع الدرجات لمن انخفض بجلاله و فاتح البركات لمن انتصب لشكر افضاله الخ. (975) شرح قطر اين نسخه بخط نسخ بسال 1257 نوشته شده، طرز نگارش صفحات آن يك نواخت نيست و نويسنده نام خود را نبرده است. جلد تيماج. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع خشتي. شماره اوراق (

115. مختلف السطور. طول (21 سانتي متر (. عرض (16 سانتي متر (. شماره كتابخانه (1) {1} _______. (3104) " مجيب الندي الي شرح قطر الندي " تاليف جمال الدين يا عفيف الدين عبد الله بن احمد بن علي الفاكهي المكي الشافعي النحوي (972-899) مي باشد و بسال 1264 در بولاق مصر چاپ شده است) ص 1431 معجم المطبوعات (

نهج البلاغه (8)

(810) نهج البلاغه اين نسخه كامل بخط نسخ نوشته شده، كاتب از خود و سال كتابت نام نبرده، پس از ختم كتاب عهدنامه حضرت (علیه السلام) بمالك اشتر و دعاهائي، همان كاتب نگاشته، در آغاز و انجام نسخه چند ورق كاغذ ننوشته است پشت آخرين ورق تولد دختري كه بسال 1263 بوده يادداشت شده، و خود نسخه بسال 1262 نگارش يافته و بنام خاصئص الائمه بر اين كتابخانه وقف شده و بر حاشيه نخستين صفحه كتاب تذكر داده شده ولي مسلما نهج البلاغه است. جلد تيماجي. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع وزيري. شماره اوراق (222). صفحه اي (19) سطر. طول (20 سانتي متر (. عرض (13 سانتي متر (شماره كتابخانه (1858).

منتخب اللغات شاهجهاني

[382] منتخب اللغات شاهجهاني) عربي بفارسي (مولف اين كتاب عبد الرشيد بن عبد الغفور حسني مدني تتوي است كه در ص 219-317 بمناسبت فرهنگ رشيدي مختصري از حالات ايشان ذكر گرديد و اين منتخب را بنام شاهجهان (1068-1037) از پادشاهان هندوستان كه از نواده هاي امير تيمور گوركان بوده تاليف كرده و خود براي معرفي از كتاب در مقدمه آن گويد: " اين كتابي است در تحقيق بيان لغات ضروريه كثيره الاستعمال منتخب از كتب معتبره چون قاموس و صحاح و صراح

به عبارت فارسي عام فهم خاص پسند و تحقيق الفاظ و تنقيح معاني و اعتبار حرف ملفوظ نه مكتوب در عنوان باب و فصل با رعايه حرف اول و دوم و آخر چنان كه حرف اول باب و حرف آخر فصل باشد بي رعايه ماخذ اشتقاق و اسقاط حروف زوايد تا هر قاصي و داني از آن بهره ور شود الخ ". و در آخر كتاب تاريخ اتمام تاليف را كه بسال 1046 بوده با ذكر ماخذ آورده و آن اينست: نسخه جامع ز لغات عرب از نسخ معتبره، منتخب نسخه قاموس و مهذب صحاح كنز و اسامي و مصادر صراح يافته اتمام بعهد شهي از حق و از خلق جهان آگهي سلطنت آراي ممالك ستان شاه جهان، ثاني صاحبقران از پي تاريخ اش بي قال و قيل گفت خرد " منتخب بي بديل " منتخب اللغات بشماره حروف تهجي مشتمل بر ابواب و فصول مي باشد. اين كتاب بسال 1223 ه و 1808 م در كلكته با حروف سربي نستعليق چاپ شده، مقدمه نسخه چاپي با نسخ خطي مختلف و اضافاتي دارد و در حدود (27700) بيت كتابت اين كتابست. آغاز: بسمله ستايش و سپاس مالك الملكي كه تذكار آلاي بي احصاي بي منتهايش الخ.

مجموعه عروض و غيره

4- قسمتي از كتابي در اصول فقه است و اين قسمت در بحث اصاله حجيت ظن و ظاهرا انشاء يكي از شاگردان شريف العلماء رحمه الله مي باشد و در حدود (700) بيت كتابت دارد و از صفحه 69-54 مجموعه را اشغال نموده است. (1096-1094) مجموعه عروض و غيره اين مجموعه شامل چهار قسمت مذكور مي باشد و همه را يك نفر بسال 1241 بخط نستعليق نوشته و بر صفحه 52 اشعاري در اختيارات نجومي و بر صفحه 53 مطالب متفرقه اي نگارش يافته و پشت صفحه اول مطالبي از كتاب عروضي مي باشد كه پيش ازين ضميمه اين نسخه بوده است. جلد مقوائي. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع خشتي. شماره اوراق (35). صفحه اي (17 و 22)

سطر. طول (21 سانتي متر (. عرض (15 سانتي متر (. شماره كتابخانه (286).

[478-480] مجموعه عروض وقافيه و غيره) فارسي و عربي (قافيه جامي - عروض وقافيه وحيدي تبريزي - تحفه الشعراء - قسمتي از كتابي در اصول فقه.

شرح تصريف (2)

(960) شرح تصريف اين نسخه بخط نسخ نوشته شده، پنج ورق از اول و سه ورق از آخر آن نونويس و اصل نسخه از خطوط قرن يازدهم هجري است. جلد تيماجي. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع خشتي. شماره اوراق (142). صفحه اي (17 و 10) سطر. طول (20 سانتي متر (. عرض (14 سانتي متر (. شماره كتابخانه (3121).

شرح تلخيص المفتاح > مطول (8)

(1066) مطول در حاشيه شرح مختصر تفتازاني بر تلخيص المفتاح) مختصر (كه در زير شماره (1053) در ص 418 و 419 آن را نام برديم و داراي شماره (2959) كتابخانه مي باشد و بسال 1243 جعفر بن عباس موراني آن را بخط نسخ و نستعليق نوشته است، اين كتاب نگارش يافته خصوصيات دگر نسخه در آن صفحه مراجعه گردد.

شرح مغني اللبيب > اغناء الاديب

[424] شرح مغني اللبيب > اغناء الاديب) عربي (اين شرح يا حواشي را بر مغني اللبيب ابن هشام كه در همين فصل معرفي خواهيم نمود محمد مهدي بن علي اصغر قزويني (1} (2} كه از معاصرين شيخ حر عاملي (1104-1033) و از دانشمندان شيعي و امامي مذهب بوده تاليف نموده و بنابر تصريح در امل الامل، مولف با ايشان مكاتبه داشته و مولفات ديگر ايشان عين الحيوه در ادعيه الانتقاد در نحو شرح جمل

ملا خليل، شرح شواهد الانتقاد، رساله در تحقيق لفظ جلاله و علم نبودن آن، رساله غنيه الطلاب در اباحه و تخيير فهرست كافيه بديعيه صفي حلي، رساله در مونثات سماعي و احكام آن، حاشيه بر شرح عربي توحيد ملاخليل قزويني است و در مقدمه اين شرح مغني گويد: پدرم (2} (1} حماه الله عن المكاره و المكايد) معلوم مي شود تا هنگام تاليف اين كتاب حيوه داشته (بر نسخه مغني اللبيب خويش كه بر آن درس خوانده بودم و نيز بر آن درس مي گفتم تا اواسط جهت دوم از باب پنجم آن منتخباتي از شرح شمني و زبده اي از شرح شواهد خبيصي و مطالب مناسبه اي از كتب لغت و تفاسير و تحقيقاتي كه در حل مشكلات بر خاطر خطير خود ايشان گذشته بود نگاشته بودند و من نيز در هنگامي كه اين كتاب را درس مي گفتم آن چه در بيان مراد و شرح مطالب آن بنظرم رسيد در حواشي نگاشتم و از سخنان پيشينيان نيز در آن جا آوردم و چون باخر رسيد بر آن شدم كه همه آن مطالب مندرجه در حواشي را با قيد به اين كه هر يك از كي و كجا است در مجلدي مرتب نمايم و اين كار شد و آن را " اغناء الاديب في فهم مغني اللبيب " (3} (2} ناميدم. و پيش از شروع در مطلب، مختصري از تاريخ نحو و شرح حال ابن هشام را بيان و اشارات و

رموزي كه در اين كتاب آورده شده ذكر و پس از آن فهرست شواهد مغني را كه پدر مولف بترتيب حروف اوائل موافق ترتيب حروف تهجي مرتب نموده گذارده و در هنگام يافتن آن در كتاب كمك بزرگي مي باشد و چون اين بخش بپايان ميرسد اصل كتاب شروع مي شود و در حدود (13500) بيت كتابت تمام اين كتابست. آغاز: بسمله الحمد لله الذي رفع لواء الكلام و الخطب الخ. {2) {1) _______ فقط شرح حال اين دانشمند را در ص 69 ج 2 امل الامل و بنقل از اين جا در ص 414 روضات يافته ام و بقرينه اين كه نخستين نسخه زيرين بسال 1122 نوشته شده و در حاشيه نيمه اول آن حاشيه هائي موجود و در زير آن ها نوشته شده منه دام ظله بدست مي آيد تا اين تاريخ تقريبا زندگاني مي كرده است. {1) {2) در امل الامل ج 2 ص 51 شرح حال و مولفات اين عالم نقل گرديده و گويد از معاصرين مي باشند و در ص

414 روضات ذيل ترجمه ديگري نيز بنقل از آن كتاب نام و شرح حال ايشان موجود است. {2) {3) در نسخه كهنه اين كتابخانه نام كتاب غناء الاديب نوشته شده چون موافق قواعد غنا مقصود است نه ممدود و در اين جا همزه گذارده شده و در نسخه ديگر كتابخانه صريحا اغناء ضبط شده و به مناسبت تتمه نام كتاب كه كلمه مغني را داراست انسب و اقرب بواقع اينست كه نام كتاب را " اغناء الاديب في فهم مغني اللبيب " بدانيم از اين رو به همين نحو از آن معرفي گرديد.

مفتاح المفتاح > شرح مفتاح العلوم - شرح مفتاح العلوم) مفتاح المفتاح (

آن را " مفتاح المفتاح " نام گذارده و از شروح بسيار مفيد و سودمند مي باشد در حدود (30000) بيت كتابت دارد و تاكنون چاپ نشده، حاجي خليفه گويد بهترين شروح بر اين قسم سوم سه شرح است اول شرح قطب الدين شيرازي و دوم شرح تفتازاني) مطول (سوم شرح سيد شريف جرجاني است كه بنام " مصباح " مي باشد و بسال 803 در ماوراء النهر تاليف آن به انجام رسيده و نيز گويد كه پشت نسخه اي از شرح مفتاح نوشته شده نخستين كس كه مفتاح العلوم را شرح كرده شمس الدين معزي متوفي سنه ... بود و پس از آن شيرازي است. آغاز: بسمله الحمد لله الذي اختص نوع الانسان بالنطق و الفصاحه الخ. (1072) شرح مفتاح العلوم) مفتاح المفتاح (اين نسخه بخط نسخ نوشته شده، نويسنده نام خود و سال نگارش را معين ننموده، به قرينه كاغذ و خط از نسخ قرن هشتم هجري مي باشد، حاشيه بعضي از برگ ها در اثر رطوبت و موريانه ضايع و سوراخ كرديده و يادداشت هائي بخط محمد بن قطب الدين كه ظاهرا از علماي اوائل قرن نهم هجري بوده، پشت صفحه نخستين موجود و متن كتاب با شنجرف نوشته شده است. جلد تيماجي. كاغذ كاهي. واقف سپهسالار. قطع وزيري. شماره اوراق (348). صفحه اي (25) سطر. طول (26 سانتي متر (. عرض (18

سانتي متر (. شماره كتابخانه (1) {1} _______. (2991) در روضات ج 3 ص

183 ذيل قطب رازي و ص 71 ج 4 ذيل خواجه نصير طوسي و ص 214 بنام محمود بن مسعود، طبقات الشافعيه ج 6 ص 248، هفت اقليم نسخه خطي مدرسه ص 78 و 79، طبقات الخيفه در حاشيه ص 126، بغيه الوعاه زير نام محمود بن مسعود، تاريخ گزيده زير نام قطب الدين محمود در فصل پنجم از باب پنجم شرح حال اين دانشمند نگاشته شد. {2) {2) اين مسجد اينك از مساجد معموره شيراز و معروف بمسجد نو در مقابل مسجد جامع عتيق) مسجد جمعه (مي باشد. {1) {3) نسخه اي بسيار نفيس از اين شرح آقاي استاد معظم تنكابني دارند و نسخه اي از آن در اين كتابخانه بشماره (845) موجود است. {2) {4) اين كتاب در تهران بسال 1315 هجري قمري در طهران چاپ گرديده است. {3) {5) در تاريخ گزيده و ص 183 ج 2 روضات نام اين كتاب " غره التاج " ضبط گرديده ولي در مقدمه خود نسخه تصريح گرديده كه آن را " دره التاج لغره الديباج " نام نهاده و اين كتاب را كه شامل بسياري از علوم معقوله و منقوله بزبان فارسي است وزارت معارف از سال 1316 شروع به چاپ نموده و اميد است كه بسال 1318 منتشر گردد. {4) {6) نسخه اين كتاب را استاد معظم آقاي تنكابني مد ظله العالي دارند. {5) {7) نسخه اي از اين مولفه در كتابخانه مجلس شوراي ملي در مجموعه ايست كه در ج 1 فهرست خطي زير شماره (642) معرفي گرديده است. {6) {8) صاحب روضات " رساله اي در تصور و تصديق " بايشان نسبت داده و گويد كه مطالب آن دال بر كمال اطلاع و احاطه مولف بر مباحث عقلي است ولي در اين نسبت منفر داند و ظاهرا اين رساله تاليف قطب الدين رازي معاصر قطب شيرازي است نه از اين اخير و حاجي خليفه در ص 544 ج 1 اين رساله را نام برده و گويد مولف آن مولف شرح مطالع است ومولف - الفوائدالبهيه در حاشيه ص 126 تاليف آن را نسبت بقطب رازي داده و گويد آن را مطالعه كرده ام. و نسخه اي از اين رساله در ابتداء مجموعه ايست كه بشماره (3878) در اين كتابخانه مي باشد و نويسنده صريحا تاليف آن را به قطب رازي نسبت داده است. {7) {9) بصفحه 231 الفوائد البهيه و ص 122 ج 5 شذرات مراجعه شود و در

ماخذ اول وجه نسبت و معروفيت سراج الدين به سكاكي تصريح شده و ترجيح داده كه از ماده سكه باشد.

ديوان ابن التعاويذي

[508] ديوان ابن التعاويذي) عربي (ابن التعاويذي) ابو الفتح محمد بن عبيد الله بن عبدالله 519 ر 3} (3) {2} (2) {1} (1) (584/583} از نويسندگان و شعراي قرن ششم هجري بوده و معاصر وي عماد كاتب اصفهاني در جلد اول خريده القصر زير عنوان: مناقب برخي از معاصرين. او را با تجليلي زياد نام برده و اشعاري كه بسال 561 ازو شنيده در اين كتاب آورده و نيز كاغذي كه با كمال بلاغت و فصاحت از بغداد بشام فرستاده و ازو پوستيني خواسته (4} (4} در اين جا است. در ديوان مقاطعات بغداد نويسنده بوده، ابن خلكان مي نويسد تا حدي كه من مي دانم تا دويست سال پيش از وي كسي كه مانند وي فصيح و بليغ باشد وجود نداشته، و بسال 579 كه شصت سال از عمر وي گذشته بود از هر دو چشم نابينا شده و در رثاه چشم خويش و تاسف از رفتن جواني اشعاري فصيح دارد. پيش از اين مصيبت بجمع ديوان خود مبادرت كرده و آن را به چهار فصل بدين تفصيل كه زير اين سطرها نگارش مي يابد منقسم نموده و ديباچه اي ظريف و زيبا بنثر بر آن نگاشته و آن چه پس از اين ترتيب از سنخ هر يك از فصول، انشاء نموده بنام زيادات بر آن اضافه كرده و از اين رو در پاره اي از نسخ ديوان

اين گونه اشعار نيست و فصول چهارگانه اين ديوان اينست: فصل اول در مدح خلفاء عباسي است و ابتداء بقصيده اي نموده كه در مدح الناصر لدين الله عباسي در سال 575 در هنگام خلافت وي انشاء گرديده. فصل دوم در مدائح وزراء و بزرگان و امائل و اقران و ديگر از معاصرين. فصل سوم در مدائح بني المظفر مي باشد كه شاعر خود وجد مادريش ابو محمد بن التعاويذي) بنابر تصريح خود وي (در تحت تربيت اين خاندان بوده و از نوال احسان آن ها روزگار مي گذرانيده و بمدح و ثناي ايشان مشغول

بوده اند. فصل چهارم در اقسام شعر از قبيل مرثيه و غزل و هجا و نصايح و قصايد و مقطعات و غير از اين هاست. اين ديوان بسال 1903 در بيروت تحت نظر مركليوث مستشرق چاپ شده ولي ترتيب آن موافق تقسيمي كه شاعر خود نموده نيست و تمام اشعار را موافق حروف قوافي آن ها از الف تاياء مرتب نموده است. آغاز: خطبه بسمله قال ابوالفتح ... اما بعد حمدالله علي نعمائه السابغه الخ. آغاز ديوان موافق نسخه اصل: طاف يسعي بها علي الجلاس كقضيب الاراكه المياس (5} (1} الخ. (1155) ديوان ابن التعاويذي اين نسخه ظاهرا در اواخر قرن هفتم نگاش يافته، اوراقي از اول و آخر آن افتاده 60 برگ آخر آن نونويس و ظاهرا از خطوط اوائل قرن سيزدهم هجري و نويسنده آن سيد عمران بن سيد عزيز مي باشد، اين نويسنده در تمام بودن ديوان ترديد كرده، اشعار اين قسمت اخير موافق تقسيم مذكور بالا از فصل چهارم مي باشد ولي شايد تمام آن فصل را شامل نباشد و گذشته از اين احتمال دارد از ميان فصول پيشين هم اوراقي افتاده باشد و اين نسخه موافق همان ترتيبي است كه ناظم خود ديوان را بدان گونه ترتيب داده و شامل اشعاري كه پس از كوري انشاء نموده نيز مي باشد و اين نسخه بنام " ديوان ابن التعاويذي و

قصائد بعضي از شعراء عرب و تذكره الشعرا " داخل كتابخانه گرديده و بركنار نخستين برگ يادداشت گرديده ولي مسلما شامل غير از ديوان نام برده نيست. از مقدمه نثري شاعر بخشي) ظاهرا يك صفحه (افتاده و نخستين سطر آن اينست: الاسن المتناسيه و عطفت عليها القلوب القاسيه و شملني من برها المتواتر الخ. و قسمتي از اشعار اصل نسخه در اثر پوسيدگي اوراق از ميان رفته و وصالي گرديده است. جلد تيماجي. كاغذ حنائي و فرنگي. واقف سپهسالار. قطع خشتي. شماره اوراق (143). صفحه اي (17) سطر. طول (23 سانتي متر (. عرض (17 سانتي متر. (شماره كتابخانه (1) {1} _______. (2719) تعويذ دعا و طلسم نويسي است، گوياجد اين شاعر داراي اين پيشه بوده و از اين جهت بدان مشهور شده و اين شاعر بدان نسبت داده شده است. {2) {2) در نسخه خطي خريده القصر اين

كتابخانه و شذرات الذهب پدر اين شاعر عبدالله ولي در وفيات الاعيان و معجم المطبوعات عبيد الله ثبت گرديده است. {3) {3) خريده القصر) نسخه خطي اين كتابخانه (ورق 152-148، وفيات الاعيان ج 2 ص 22-19 معجم المطبوعات ص 51 مراجعه شود. {4) {4) در وفيات الاعيان، اين كاغذ از خريده القصر نقل گرديده است. {1) {5) اين آغاز قصيده ايست كه در ابتداء خلافت الناصر لدين الله در آخر سال 575 انشا نموده است.

شرح نهج البلاغه - علاء الدين گلستانه) حدائق الحقايق ( (2)

(780) شرح نهج البلاغه حدائق الحقايق اين نسخه بقيه جلد دوم است و در سال 1081 بخط نسخ تحرير يافته كاتب از خود نام نبرده و با نسخه پيش يكي بوده براي آن كه ضخيم نشود بدين گونه تقسيم شده و عناوين مطالب را با شنجرف نوشته است. جلد تيماجي. كاغذ اصفهاني. واقف سپهسالار. قطع خشتي. شماره اوراق (207). صفحه (23) سطر. طول (24 سانتي متر (. عرض (16 سانتي متر (. شماره كتابخانه (3343).

برهان قاطع (4)

(818) برهان قاطع اين نسخه بخط نستعليق محمد مهدي بن محمد علي در سنه 1242 نوشته شده، داراي يك سرلوح و صفحات آن مجدول بطلا و لاجورد است. جلد تيماجي. كاغذ فرنگي مهره زده. واقف سپهسالار. قطع رحلي. شماره اوراق (357). صفحه اي (26) سطر. طول (30 سانتي متر (. عرض (20 سانتي متر (. شماره كتابخانه (67).

ديوان اهلي خراساني

[517] ديوان اهلي خراساني) فارسي (اهلي خراساني از اهالي ترشيز و معاصر اهلي شيرازي است و بنابر تصريح ادوارد برون (1} (1} بسال 936 در تبريز وفات يافته مردي عاشق پيشه و عاشق فريدون حسين ميرزا (2} (2} پسر سلطان حسين بايقرا گرديد و در عشق وي از پا در افتاده و مجنون وار موي شوليده بر سر گذاشته غزليات زياد انشاء نمود و اين مطلع يكي از آن ها است: موي ژوليده كه بر سر من ابتر دارم سايه دولت عشق است كه بر سر دارم شاهزاده از اين دلبستگي آگاهي يافت و برخلاف سيره ديرينه دلبران، دوستدار را دلجوئي ها مي نمود پس از انقراض آن دودمان به تبريز رفته و تا آخر عمر در آن جا گذرانيد، در شمع انجمن شماره ابيات وي بيست هزار معين گرديده و معاصر وي سام ميرزا در تحفه سامي (3} (1} و امين احمد رازي در هفت اقليم (4} (2} و خوش گو در تذكره (5} (3} خود ابياتي از غزل هاي وي نقل كرده اند و جز غزل ساقي نامه، آثار شعري ديگري از او نشنيده و در جائي نديده ام و اين ديوان وي همه غزليات و ساقي نامه اي در مدح ائمه اثني عشر شيعه عليهم السلام در 85 بيت است كه صريح در تشيع وي مي باشد (6} (4} و غزليات آن كه بحسب رديف ها مرتب بحروف تهجي است بنا بر شماره (3148) بيت شعر است. آغاز: دو چشمم فرش آن منزل كه سازد) سازي (جلوه گاه آن جا بهر جا پا نهي خواهم كه گردم خاك راه آن جا چو خوش بزميست رنگين صحبت جانان چه سود اما كه نتوان شد سفيد از شومي بخت سياه آن جا (1172) {7} (5) ديوان اهلي خراساني اين نسخه در مجموعه ايست كه شامل پنج ديوان و بخط نستعليق مي باشد: 1- ديوان كاتبي، 2- ديوان شاهي، 3- ديوان همايون، 4- ديوان اهلي خراساني و 5- ديوان لساني. و همه آن ها را در اين فصل معرفي كامل خواهم نمود و اين ديوان از ص 400-261 مجموعه را شامل مي باشد و در ابتداي هر يك از ديوان هاي پنجگانه يك سرلوح بسيار ظريف است و ميان سطرهاي صفحه سرلوح دار و صفحه مقابل آن طلااندازي و نقاشي ظريف شده و كاتب در هيچ جا از خود و سال كتابت نام نبرده و ظاهرا در نيمه اول قرن دهم

هجري نگارش يافته و تمام صفحات مجدول و در اثر همين كار بسيار از آن ها بريده شده است. جلد ميشن. كاغذ بخارائي. واقف سپهسالار. قطع وزيري. شماره اوراق (347). صفحه اي (12) سطر. طول (23 سانتي متر (. عرض (12 2/1 سانتي متر (. شماره كتابخانه (1) {1} _______. (279) ترجمه. ج 4 تاريخ ادبيات ص 2) {2} .156-155) در ص 13 و 14 تحفه سامي چاپي معرفي گرديده و گويد بسال 925 در جنگ با ازبك ها كشته شده است. {1) {3) در ص 107 تحفه سامي چاپي معرفي از اهلي ترشيزي خراساني شده و چندين بيت از چندين غزل او را هم نقل نموده است. {2) {4) در ص 656 نسخه خطي كامل اين مدرسه نام برده شده و چند بيت از او را هم آورده است. {5) {3) صاحب اين تذكره در حرف همزه دو اهلي را نام برده يكي اهلي نوائي و گويد بسال 902 بدرود زندگاني گفته و ديگري اهلي شيرازي و گويد اين همان اهلي ترشيزي است و حالات اين دو را با يك ديگر مخلوط و ابياتي از اين دو نقل نموده و تصور نموده كه دو نفر متخلص به اهلي آن هم در يك عصر نمي شود در صورتي كه معاصرين اين دو هر يك را با خصوصيات مختصه بخود معرفي كرده اند. {4) {6) اين بيت از ساقي نامه اهلي خراساني: الهي توئي واقف از حال من عيان است

پيش تو احوال من بحق محمد رسول انام عليه الصلوه و عليه السلام علي ولي سرور اوليا محيط كرم گوهر لافتي باعزاز سلطان دنيا و دين علي الرضا كعبه هشتمين به مهدي هادي امام انام كه يابد ازو ملك و ملت نظام {5) {7) در تحفه سامي گويد: روزي شاهزاده بباغي فرموده و ميرزا بخت نام غلام سياهي را بر در باغ گذاشته تا كس را آن جا نگذارد، مولانا باميد ديدار بدر باغ شتافته موكل مذكور مانع دخول شده مولانا در بديهه غزلي گفته كه اين دو بيت از آنست) همين دو بيت را كه اول غزل اين ديوانست نقل نموده (در كاغذ نوشته و در ميان موم يا سيب كرد و از ممر آب با ندرون فرستاد، بعد از اطلاع ميرزا او را طلب كرده و در لطف برويش گشاد.) اي كاش همه معشوق ها اين رويه پسنديده را داشتند تا اين بلبلان در مقابل گل رويشان هزار دستان خوانند (.

صرف منظوم > رساله در صرف

[431] صرف منظوم > رساله در صرف) فارسي (چنان كه در ص 359 زير شرح جامي شماره (976) اين فهرست گفته شد كتاب يا رساله اي در صرف بفارسي ضميمه آنست و بر وسط سرلوح زيباي آن نوشته شده: رساله في الصرف. مولف مطالب مهمه صرفي را كه براي فارسي زبانان نوآموز، ياد گرفتن آن ها لازم است در تحت عناوين مختلفه بنظم آورده و مطالبي كه بيان آن ها بنظم مقصود را چنان كه بايد و شايد ادا نمي نموده چون صيغ افعال ماضي و مستقبل و غيره آن ها را به نثر بيان كرده و مولف در آغاز و انجام نام خود را نياورده نگارنده هم با جستجو نگارنده آن را نشناخت، از طرز تاليف و انشاء آن بايستي در قرن نهم تاليف شده باشد و كتابت آن در حدود (250) بيت است. آغاز: بسمله و به ثقتي صرف اللسان نحو ثنائك اولي و عطف البيان الي نعت خاتم انبيائه اجزي يعني گردانيدن آلت زبان بثناي خداوند جهان بهتر مي آيد و تافتن عنان بيان بنعت خاتم پيغمبران سزاوارتر مي نمايد تقسيم كلمات عرب: كلمات عرب سه قسم بود نامشان حرف و فعل و اسم بود هم چو بالله اقسم اي فرزند بخداوند مي خورم سوگند (1003) صرف منظوم رساله) في الصرف (اين نسخه بسال 975 بخط نستعليق محمد بن كمال الدين حسين انصاري طسوجي نوشته شده و ضميمه شرح جامي است كه خصوصيات آن را ياد نموديم، داراي يك سرلوح زيبا و صفحات آن مجدول بطلا و زنگار است. خصوصيات ديگر نسخه بشماره (976) اين فهرست در ص 359 همين مجلد و شماره (3154) كتابخانه مراجعه شود.

ديوان بيدل

[518] ديوان بيدل) فارسي (ميرزا عبدالقادر متخلص به بيدل از شعرا و مربيان قرن يازدهم و دوازدهم هجري و پسر ميرزا عبد الخالق مي باشد، بسال 1054 متولد و

بسال 1} (1) 1130} وفات يافته، در سرودن انواع اشعار طبع وي توانا و در انشاء نظم بر نا بود، در سير و سلوك و عرفان قدم ها زده و مراتبي يافته، كليات وي كه شامل قصائد و غزليات و مثنويات و رباعيات و تركيب بند و نثرهاي متعدد چون نكات و مراسلات و غيره و در حدود (72000) بيت كتابت دارد بسال 1299 در هند چاپ گرديده و در مقدمه آن شرح حال بيدل نگارش يافته و خوش گو در تذكره خويش در اوائل حرف باء شرح بسيار مفصلي در بيان حالات و نمونه اي از آثار وي نگاشته و شاگردي و ملازمت خود را در مجلس افاده ايشان صريحا اظهار نموده و اصل اين جنابرا مغولي و توراني و موطن ايشان را اكبر آباد معين كرده و در مقدمه كليات وفات بيدل در دهلي ثبت گرديده است. نسخه زيرين برحسب شماره تقريبا شامل 16000 بيت مي باشد و غزليات بيدل را مرتب بحروف تهجي از الف تا ياء و مثنوي مختصري بنام " قسم نامه " و چندين رباعي را نيز در بردارد. آغاز: بسمله باوج كبريا كز پهلوي عجز است راه آن جا سرموئي گر اين جا خم شوي بشكن كلاه آن جا (1173) ديوان بي دل اين نسخه بخط شكسته نستعليق خوب نوشته شده و بيشتر كلمات را بي نقطه نگاشته، نويسنده از خود و سال نگارش نام نبرده، از قرائن

احتمال قوي دارد كه براي خود مولف نوشته شده و اضافاتي كه در حواشي نگاشته شده بخط بي دل باشد و در حاشيه برگ 287-235 "نكات بيدل" كه يكي از منشات نثري وي مي باشد كاتب نسخه بخط نستعليق نوشته، و بر سه برگي كه در آخر نسخه ننوشته بوده يك دو مكتوب و مطالب متفرقه نظم و نثر موجود كه ظاهرا نيز بخط بي دل و انشاء اوست و در بعضي از جاها كلمه بلغ كه حاكي از مقابله گرديدن نسخه است ديده مي شود. جلد روغني گل و بوته ظريف كار هند. كاغذ كشميري. واقف سپهسالار. قطع وزيري كوچك. شماره اوراق (407). صفحه اي (17) سطر. طول (23 2/1 سانتي متر (. عرض (13 2/1 سانتي متر (. شماره كتابخانه (1) {1}_______. (403) در مقدمه كليات چاپي وفات بي دل به سال 1133 و در تذكره خوش گو بسال 1130 ضبط گرديده و چون

خوش گو معاصر و مستفيد از بيدل بوده قول او مقدم است.

شرح كافيه > شرح رضي (5)

(984) شرح رضي اين نسخه و نسخه زيرين شامل تمام شرح) دو مجلد (بوده، براي اين كه از زيادي حجم آن كاسته شود در دو مجلد گذارده شده، بخط نستعليق نگارش يافته و ظاهرا از خطوط قرن دهم هجري مي باشد، ورق اول اين نسخه افتاده و نخستين سطر آن اينست: و قيل ان اشتقاق الكلمه و الكلام من الكلم الخ. و تا قسمتي از مبحث ضمير متصل و منفصل كه جزء قسم دوم شرح است دراين نسخه گذارده شده و بيشتر از صفحات آب ديدگي دارد و متن كتاب) كافيه (با شنجرف نگارش يافته و بر پاره اي از صفحات تعليقاتي نوشته شده است. جلد تيماجي. كاغذ سمرقندي. واقف سپهسالار. قطع وزيري. شماره اوراق (278). صفحه اي (20) سطر. طول (25 2/1 سانتي متر (. عرض (18 سانتي متر (. شماره كتابخانه (3203).

منتخب اللغات شاهجهاني (1)

(908) منتخب اللغات شاه جهاني اين نسخه بخط نستعليق بسال 1234 نوشته شده، نويسنده نام خود را نبرده، صفحات مجدول و ابواب و فصول با سرخي و لغات بخط نسخ نگاشته شده است. جلد تيماجي مذهب. كاغذ فرنگي: واقف سپهسالار. قطع رحلي. شماره اوراق (165). صفحه اي) مختلف السطور (. طول (30 2/1 سانتي متر (. عرض (21 2/1 سانتي متر (. شماره كتابخانه (31).

ديوان حافظ شيرازي (4)

(1183) ديوان حافظ شيرازي اين نسخه بخط نستعليق) خوب ظاهرا در قرن دهم (نوشته شده، مالك نسخه در مقابل بسياري از غزل ها تايرخ تفال و قصد خود را

ذكر نموده و قديم ترين تاريخي كه در آن واضح است بسال 1088 و در مقابل اين غزل است: ديدم بخواب خوش كه بدستم پياله بود الخ. اوراقي از اول و آخر آن افتاده، صفحه اول و آخر نسخه نونويس و بخشي از ديباچه محمد گل اندام و رباعيات بر اين دو نگارش يافته، پاره اي از برگ ها وصالي شده، برخي هم نيازمند مي باشد، پيش از شروع به غزليات قصائد و تركيب بند و مخمس حافظ نوشته شده و در اول غزليات سرلوحي موجود و اطراف و ميان سطرهاي دو صفحه اول غزليات تذهيب گرديده، ابيات افتاده و نسخه بدل هائي در حاشيه نگارش يافته و در حدود (7150) بيت است. جلد روغني گل و بوته و طرف داخل نرگس. كاغذ حنائي. واقف سپهسالار. قطع وزيري كوچك. شماره اوراق (227). صفحه اي (15) سطر. طول (21 سانتي متر (. عرض (12 2/1 سانتي متر (. شماره كتابخانه (413).

نصايح حضرت امير (علیه السلام)

[336] نصايح حضرت امير (علیه السلام) عربي (كتاب يا رساله اي كه بدين نام در اين كتابخانه مي باشد عبارت است از كلمات و عبارات منتخبه اي از نهج البلاغه و نثر اللالي و غرر الحكم كه در نصيحت و موعظه از حضرت امير المومنين علي عليه السلام ماثور است و ظاهرا جامع آن همان محمدعلي جراح نظام نويسنده نسخه است و در حدود (200) بيت كتابت دارد. آغاز: نصائح حضرت امير (علیه السلام) بسم الله خير الاسماء - اوصي امير المومنين علي بن ابي طالب ولده الحسين صلوه الله عليهما و علي الائمه الاطهار من ذريتهما و سلامه فقال يا بني اوصيك بتقوي الله الخ. انجام: لاتتم مروه الرجل حتي لايبالي اي طعام اكل و اي ثوب لبس، حرره الفقير الحقير محمد علي جراح النظام خلف مرحوم عبدالله بيك جراحباشي نظام في عشر الثالث من شهر رمضان المبارك سنه 801). 1285) نصائح حضرت امير (علیه السلام) اين نسخه را بخط نستعليق خيلي خوب محمد علي جراح نظام بسال 1285 نوشته و در همين سال

چنان كه پشت صفحه اول يادداشت گرديده داخل كتابخانه اعتضاد السلطنه شده و به همين نام بر اين كتابخانه وقف گرديده و مجدول بطلا و لاجورد و شنجرف است. جلد مقوائي. كاغذ ترمه. واقف سپهسالار. قطع ربعي. شماره اوراق (15). صفحه (8) سطر. طول (18 سانتي متر (. عرض (12 سانتي متر (. شماره كتابخانه (3050).

شرح تلخيص المفتاح > مطول (2)

(1059) مطول اين نسخه را بخط نسخ، صادق بن امين، بسال 1050 در مدرسه جعفريه اصفهان نوشته، در حاشيه برگ ها تعليقاتي از مولف، ابوالقاسم سمرقندي، چلبي، جمال الدين، شيخ الاسلام، سيد شريف و غير از اين ها موجود و محتاج وصالي و صحافي است. جلد تيماجي. كاغذ اصفهاني. واقف سپهسالار. قطع وزيري. شماره اوراق (311). صفحه اي (22) سطر. طول (26 سانتي متر (. عرض (14 سانتي متر (. شماره كتابخانه (2978).

ديوان امير معزي

[579] ديوان امير معزي) فارسي (امير معزي از معاريف شعراي قرن چهارم و نيمه اول قرن پنجم هجري مي باشد، در آتش كده آذر و مجمع الفصحا نام او محمد و پدرش عبد الملك معرفي گرديده و چنان كه از مندرجات چهار مقاله معلوم مي شود پدر معزي برهاني تخلص بوده است و خود وي مداح سلطان سنجر سلجوقي بوده و چون لقب وي معزالدين بوده شاعر را معزي تخلص داد، ملك الشعراي سنجر شد و در حدود دويست شاعر در زير دست وي بوده و نسبت به همه انواع مهرباني مي كرده و در هنگام هاي مناسب آثار آنان را به عرض مي رسانيده و صله هاي خوب براي آنان مي گرفته بدين جهت محبوب همه آن ها بوده است. وفات امير معزي را بيشتر از تذكره نويسان (1} (1} بسال 542 ضبط كرده اند و استاد بزرگوار آقاي قزويني در حواشي

چهار مقاله آن ها را متابعت نموده ولي در حواشي خاتمه الطبع تفسير ابو الفتوح) ص 635 ج 5) از اين عقيده برگشته و گويند: " و آن اينست كه تاريخ 542 در خصوص وفات معزي بكلي غلط مشهور است و ظاهرا ابتدا از تقي كاشي ناشي شده است و قبل از و تا آن جا كه راقم سطور اطلاع دارم هيچ يك از ارباب تذكره متعرض تاريخ وفات معزي نشده اند و چنان كه دوست فاضل من آقاي اقبال آشتياني در رساله نفيسي كه همين اواخر در خصوص شرح حال و ممدوحين و معاصرين او تاليف نموده اند بدلائل متقنه ثابت كرده اند وفات معزي بنحو قطع و يقين موخر از سنه پانصد و بيست نمي تواند باشد و در ديوان او مدح هيچ يك از ملوك و امراي آن عهد يا اشاره و تلويحي به هيچ واقعه از وقايع تاريخي آن عهد بعد از تاريخ مزبور بوجه من الوجوه يافت نمي شود و چون از طرف ديگر بپاره از وقايع تاريخي تا حدود 518 در ديوان او اشاراتي يافت مي شود پس وفات او بظن نزديك بيقين در حدود 520-518 بوده است. " معاصرين و متاخرين، به استادي امين معزي اعتراف داشته و سنائي او را مرثيه گفته و انوري و مختاري ابياتي از او را تضمين كرده اند و همه اعتراف به استادي و فصاحت او دارند و آثار وي شاهدي بزرگ بر مقام استادي

وي مي باشد. ديوان امير معزي تاكنون چاپ نشده و مرتب بترتيب حروف تهجي است و امين احمد رازي گويد ديوان او پانزده هزار بيت مي باشد و نگارنده بزرگ ترين نسخه اي از آن را كه ديده در كتابخانه مجلس و در حدود (13300) بيت است. آغاز: ستاره سجده برد طلعت منير تو را زمانه بوسه دهد پايه سرير تو را. {1) {1) ______ مجمع الفصحا ج 1 ص 593-570، آتشكده آذر ص 358-350، تاريخ گزيده ص 825 عكسي، تذكره دولتشاهي ص 60-57 و هفت اقليم ص 625-622.

فرهنگ رشيدي

[355] فرهنگ رشيدي) فارسي بفارسي (مولف اين فرهنگ عبد الرشيد بن عبد

الغفور الحسني مدني تتوي (1} (1} ره مي باشد و چنان كه خود در مقدمه تصريح نموده اين كتاب در جمع ميان فرهنگ جهان گيري و سروري است. اين مولف استشهادات و توضيحات راجعه بلغات را كه در آن دو فرهنگ موجود است زياد دانسته و آن ها را داراي نواقصي مي داند چون عدم تصريح بضبط لغات و عدم تذكر فارسي نبودن پاره اي از آن ها و يك لغت را كه بواسطه تخفيف و اضافه و علل ديگر بچند قسم خوانده مي شود در چند جا ذكر نمودن و گذشته از اين ها گويد در ضبط معاني و الفاظ لغات آن ها را اشتباهاتي رخ داده كه به هر يك در جاي خود اشاره خواهد شد. و در آخر ديباچه اين بيت را كه شامل تاريخ تاليف كتاب است آورده: بيت گشت تاريخ وي از روي قبول باد فرهنگ رشيدي مقبول > 1064 و پس از اين گويد اين كتاب مشتمل است بر يك مقدمه و چند باب و خاتمه. مقدمه را در بيان جميع حروف تهجي و بيان بعضي كلمات مركبه و ديگر فوائد و ضوابط صرفي و غيره چون عقد انامل و وجه تسميه كتاب لغت بفرهنگ و معني و مراد از كلمه پارس و اقسام زبان فارسي قرار داده و اگر بگوئيم كه اين مقدمه مختصري از مقدمات فرهنگ جهانگيري مي باشد كه در دوازده آئين گذارده، بخطا نرفته و مراجعه بهر دو كتاب ما را بهترين مويد است. ابواب اين كتاب بشماره حروف تهجي 24 باب مي باشد و در آخر هر فصل از هر باب استعاراتي كه در آن فصل موجود است نيز در ج گرديده و اثري از خاتمه در نسخ موجوده نيست (2} (1} طرز پيدا كردن لغت را از اين فرهنگ مولف خود در دو بيت نظم بسته و آن اين است: اي فهم كننده معاني ترتيب لغات اگر بداني از باب بگير حرف اول و از فصل بگير حرف ثاني از مولفات اين مولف يكي منتخب اللغات شاهجهاني است كه نيز در لغت و در همين فصل از آن معرفي مي شود ديگر رساله معربات مي باشد كه در خاتمه الطبع اين فرهنگ عزيز الرحمن مدرس عربي و فارسي مدرسه عالي كلكته نوشته اند. نسخه اي از اين فرهنگ كه سه سال پس از تاليف نوشته شده در كتابخانه مجلس شوراي ملي ايران موجود است،) ص 271 و 272) فهرست خطي مجلس ج 2. اين

فرهنگ بسال 1292 در كلكته چاپ شده است. آغاز: بسمله ستايشي كه آرايش سرنامه هر سخن و پيرايش ديباچه هر نو و كهن و پروازش خامه و آمه خردمندان و تزارش نامه و خامه دانش پسندان تواند بود الخ. (853) فرهنگ رشيدي اين نسخه را بخط نستعليق حاجي امامقلي در شهر لاهور در سنه (1133) نگاشته، آخرين صفحه نسخه مرحوم رضا قليخان هدايت مولف مجمع الفصحاء نوشته اند كه بسال 1256 آن را خريداري و پشت صفحه اول نيز يادداشتي بسال 1258 كرده و برورق حنائي كه پيش از ورق اول كتاب مي باشد بسال 1281 يادداشتي نموده و برورق سفيد رنگي كه پيش از ورق حنائي است نيز نگاشته اند: هو الباقي حركت از باغ شمال تبريز بجاي چمن داش تپه رحمت آباد مشهور بميان دواب از مراغه در ركاب ظفر ماب نواب مستطاب وليعهد سلطان مظفر الدين ميرزا ايد الله بقاه در روز جمعه 25 شهر ربيع الاولي سنه 1282 حرره رضاقلي هدايت. و نيز هدايت بر بسياري از صفحات اين فرهنگ حاشيه هاي سودمندي نگاشته اند و پشت ورق اول اشعاري تركي و پشت ورق آخر اشعاري فارسي نوشته شده و چند ورقي از نسخه وصالي گرديده. جلد تيماجي. كاغذ سمرقندي. واقف سپهسالار. قطع رحلي كوچك. شماره اوراق (286). صفحه اي (21) سطر. طول (29

سانتي متر (. عرض (18 2/1 سانتي متر (شماره كتابخانه (1) {1} _______. (5) در خاتمه الطبع اين فرهنگ عزيز الرحمن نوشته اند: عبد الرشيد بن سيد عبدالغفور تتوي در عهد سلطنت شاه جهان و عالمگير از اجله فضلا بوده و در حضرت سلطان و حلقه علما و اعيان اعتبار تمام داشته، مولد او در بلده تته من مضافات سند است و اصلش از سادات كبار مدينه منوره، از اين جا است كه حسني و مدني در لقب خود مي آورد ...... الخ و در آن جا است كه تاريخ جلوس عالمگير را كه بسال 1068 بوده آيه كريمه اطيعوا لله و اطيعوالرسول الخ يافته است بنابراين تا سال 1068 در حيات بوده و پس از اين از وي خبري نداريم. {1} {2) در خاتمه الطبع اين كتاب نوشته شده: اما در آخر هيچ كدام از نسخ هاي هشتگانه كه مدار

تصحيح بر آن بوده و ديگر نسخ ها كه باوقات مختلف بنظر رسيده از خاتمه اثري نيست) نسخه اين كتابخانه نيز خاتمه را ندارد (.

ديوان امير خسرو دهلوي > تحفه الصغر (1)

(1190) ديوان امير خسرو دهلي تحفه الصغر اين نسخه بخط نستعليق خوب نوشته شده، در ميان اوراق غزليات رديف و او يك صفحه مجلس نقاشي چيني بسيار ظريف كه مجلس بزم پادشاه و رقص دائره اي را مجسم مي نمايد و از بالا تا پائين صفحه را فراگرفته موجود و در قسمت بالاي آن، اين جمله بخط ثلث بسيار خوب نگارش يافته: باشاره السلطان الاعظم و الخاقان المعظم ابو الغازي سلطان حسين بهادر خلد ملكه في شهور سنه ست و ثمانين و ثمان مائه. دو صفحه نخستين نسخه داراي دو سرلوح و اطراف آن تذهيب و نقاشي هاي بسيار ممتاز و ميناكاري هاي ظريف گرديده، دست حوادث چون بسياري از صفحات اين دو صفحه را ناقص كرده ولي با كمال مهارت و استادي وصالي گرديده و با دقت كامل تشخيص داده مي شود، عناوين غزل ها و قطعات بالاجورد و طلا نوشته شده و ظاهرا نگارش آن بسال 886 كه تاريخ مجلس نقاشي مذكور مي باشد، بوده است. چند غزل اول سائر نسخ در اين نسخه نيست و بدين بيت شروع گرديده: اي بدر ماندگي پناه همه رحمت تست عذر خواه همه از رباعيات هم بخشي افتاده و آخرين رباعي كه در آخر نسخه كنوني ميباشد كلماتي از آن محو شده و نواقص آن درست تكميل نشده و در نسخه زيرين صحيح آن نگاشته شده، تمام

صفحات مجدول بطلا و لاجورد و اطراف عناوين غزليات و غيره تذهيب گرديده و بسياري از صفحات وصالي گرديده است. جلد روغني گل و بوته دورو. كاغذ خان بالغ. واقف سپهسالار. قطع وزيري. شماره اوراق (442). صفحه اي (17) سطر. طول (27 سانتي متر (. عرض (16 سانتي متر (. شماره كتابخانه (461).

صحاح اللغه (1)

(835) صحاح اللغه اين نسخه بخط نسخ صدر الدين مكرم بن يحيي بن مكرم در سنه (843) نوشته شده و شامل تمام كتاب است، داراي يك سرلوح و صفحات مجدول بطلا و لاجورد مي باشد، بيشتر از صفحات را موريانه سوراخ كرده و پاره از اوراق وصالي شده، حواشي صفحات آب ديده ولي خطوط آن سالم مانده است. جلد تيماجي مستعمل. كاغذ دولت آبادي. واقف سپهسالار. قطع وزيري شماره اوراق (685) صفحه (21) سطر. طول (26 2/1 سانتي متر (. عرض (17 سانتي متر (شماره كتابخانه (129).

شرح شواهد مطول

[455] شرح شواهد مطول) عربي (اين شرح را كمال الدين محمد بن معين الدين محمد فدشكوئي (1} (1} فسائي (2} (2} مشهور به ميرزا كمالا كه يكي از فضلا و علماء اماميه در قرن يازدهم و دوازدهم (3} (3} هجري بوده و داماد علامه مجلسي مي باشند، بر ابيات و شواهد موجوده در مطول تفتازاني بسال 4} (1) 1096} نوشته و نظير " معاهد التنصيص " مذكور در ص 426-424 مي باشد، به اين معني كه پس از نقل بيت يا مصراع استشهاد شده مختصري از شرح حال گوينده آن نگاشته شده و پس از آن تتمه بيت يا مصراع و اين كه در چه مورد انشاء گرديده و معاني لغات و الفاظ مشكله در آن ها بيان گرديده است. در روضات و فارسنامه ناصري و الفيض القدسي شرح شافيه ابن حاجب (5} (2} و در دو ماخذ اول شرح قصيده دعبل خزاعي نيز به ايشان نسبت داده شده و هيچ يك اين كتاب) شرح شواهد مطول (وي را تذكر نداده اند و در مقدمه اين كتاب حواشي و تعليقاتي بر مطول، بخود نسبت داده اند. فهرست كليه ابيات اصلي و فرعي اين شرح را دانشمندي) از خود نام نبرده (بترتيب حروف تهجي مرتب نموده

و نسخه زيرين داراي آنست. اين شرح تاكنون چاپ نشده و در حدود (25000) بيت كتابت دارد. آغاز: بسمله الحمد لله الذي نظم سلسله الوجود نظما كاملا ليس فيه انثلام الخ. (1070) شرح شواهد مطول اين نسخه بخط نسخ نوشته شده، كاتب نام خود را نبرده، ظاهرا از خطوط قرن سيزدهم هجري مي باشد، بسال 1292 داخل كتابخانه اعتضاد السلطنه شده، فهرست نام برده بالا در ده برگ پيش از اصل كتاب گذارده شده و برگ هاي ننوشته اول و آخر نسخه و ميان دو قسمت مذكور مي باشد. جلد تيماجي. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع رحلي. شماره اوراق (317). صفحه اي (25) سطر. طول (30 2/1 سانتي متر (. عرض (18 سانتي متر (. شماره كتابخانه (89) 1) {1} _______. (29) فدشكو يكي از دهات فسا مي باشد كه از شهرهاي كوچك فارس است. {2) {2) روضات ص 170 ج 3، فارسنامه ناصري گفتار دوم ص 230 و الفيض القدسي در ذيل نام) و مختصر احوال (چهارمين دختر مرحوم مجلسي. {3) {3) صاحب فارسنامه كه خود نيز فسائي بوده وفات ايشان را صريحا معين ننموده و گويد در حدود هزار و صدواند وفات كرده و صاحب روضات گويد از علماء اوائل صده دوم پس از هزار مي باشد. {1) {4) اين تاريخ در آخر نسخه اين كتابخانه مي باشد و نويسنده بان قناعت نموده و تاريخ كتابت را نگذارده ولي مسلما نسخه در قرن سيزدهم نگارش يافته است. {2) {5) نسخه اي از اين شرح در كتابخانه مجلس شوراي ملي ايران موجود است.

شرح فوائد الصمديه > شرح صمديه عبد العظيم - شرح فوائد الصمديه شرح) عبد العظيم (

[415] شرح فوائد الصمديه > شرح صمديه عبد العظيم) عربي (اين شرح نيز بر فوائد الصمديه و در نحو مي باشد، مولف خود را در ديباچه " محمد بن عبد الغني المشتهر بعبد العظيم الحسني " معرفي نموده، در ماخذي كه در دست نگارنده است

نامي از مولف و مولفه يافت نشده، از مطالب مندرجه در كتاب هم عصر و زمان وي بدست نيامد، بقرينه اين كه پس از نام مصنف متن متوفي بسال 1030 رحمه الله و اسكنه الله في اعلا عليين گذارده و نسخه هم بسال 1102 يا 1152 نوشته شده تاليف آن مسلما ميان دو تاريخ مذكور خواهد بود، شارح نامي مخصوص براي اين شرح نگذارده و از دانشمندان اثنا عشري مذهب بوده است. اين شرح مزجي ودر حدود (3500) بيت كتابت دارد و در بعضي از موارد باقوال علماء ادب چون زمخشري و شيخ رضي متمسك شده است. آغاز: بسمله نحمدك يا من نحو ضمير ناموصول الي وصف اسمائه الحسني الخ. (974) شرح فوائد الصمديه شرح) عبد العظيم (اين نسخه را بخط نسخ بسال 1102 يا 1152 محمد علي بن محمد هادي نوشته، تصحيح و مقابله گرديده، در حواشي بعضي از صفحات حاشيه هائي بامضاء منه و بعضي بامضاء منه رحمه الله ديده مي شود، ظاهرا نسخه از نظر شارح گذشته و اين حواشي بخط خود او مي باشد، در تاريخ تحرير نسخه آثار محو كردن ظاهر، لذا مردد ميان دو تاريخ مذكور است. جلد تيماج. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع ربعي. شماره اوراق (183). صفحه اي (10) سطر. طول (17 2/1 سانتي متر (. عرض (11 2/1 سانتي متر (. شماره كتابخانه

(3148).

ديوان صبا

[546] ديوان صبا) فارسي (فتحعلي خان ملك الشعرا متخلص به صبا از مشاهير شعراي قرن سيزدهم هجري مي باشد، گذشته از مقام ملك الشعرائي چندي حكومت كاشان كه وطن اصلي وي بوده و حكومت قم و مقام احتساب الممالكي را دارا بوده، وقايع سلطنت فتح علي شاه قاجار و مختصري از تاريخ نياكان او را بنام " شاهنشاه نامه " در چهل هزار بيت در مدت سه سال برشته نظم آورده و راوي گروسي شرحي در ترجيح اين كتاب بر شاهنامه فردوسي نوشته و گويد در جواني مثنوي ليلي و مجنون

گفته كه در ميان است و هفت پيكري كه در يكي از سفرها از ميان رفته و خداوند نامه كه شامل اخبار صحيحه در معجزات احمدي و غزوات حيدري است و در حدود سي هزار بيت مي باشد و آن را در مدت سه سال به انجام رسانيده و مثنوي عبرت نامه و ديوان قصائد و مقطعات و رباعيات و غيره از آثار آن جناب بيادگار مانده و بنابر ضبط در مجمع الفصحا بسال 1238 جهان را بدرود گفته و " كلامش فصيح و مطبوع و زيبا و متين است، اشعارش بليغ و جزيل و مصنوع و رنگين، كمال قدرت را داشته و از نو تخم سخن را درين روزگار او كاشته، تجديد شيوه و قانون استادان قديم را كرده ". نسخه زيرين از ديوان او شامل در حدود (12000) بيت مي باشد و هدايت گذشته از مثنوي هاي وي پانزده هزار بيت شعر بوي نسبت داده است. آغاز: تعالي الله خداوند جهاندار جهان آرا كزو شد آشكارا گل ز خار و گوهر از خارا (1218) ديوان صبا اين نسخه شامل قصائد و مقطعات و غزليات و رباعيات و مثنويات پندنامه و خلاصه الاحكام و عبرت نامه صبا مي باشد و ظاهرا در زمان خود شاعر نگارش يافته نام نويسنده و سال نگارش نوشته نشده و بر صفحه نخستين نويسنده اي آن را "خداوند نامه" معرفي كرده ولي مسلما آن كتاب نيست. جلد روغني گل و

بوته دار و طرف داخل نرگس. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع رحلي. شماره اوراق (391) صفحه اي (16) سطر. طول (27 2/1 سانتي متر (. عرض (19 سانتي متر (. شماره كتابخانه (404).

قانون الادب (2)

(876) قانون الادب اين نسخه بخط نستعليق نوشته شده، خاتمه كتاب كه در سه فصل مي باشد نگاشته نشده و آخر نسخه اينست: سقي گندم باب پرورده، هو ابن عمه دنيا او پسر عم وي است نزديك؛ قانون ادب تمام اولدي مشقه عهدي بن شمس البغدادي في سنه 968. و نيز اين يادداشت در كنار آخرين برگ نسخه نوشته شده:

الحمد لله و الصلوه علي رسول الله ترجمت تلك النسخه المنقحه من اولها الي آخرها مع ابقاء معانيها فصارت السنه ثلاثه فسميتها بذلك فوقع تاريخها السنه ثلاثه 1183 لابتدائنا بترجمتها فاتممنا في سبع سنين بعون القوي المعين تعالي و بهمه الامير نوري نور الله قلبه و عمره مع اولاده الامجلد الذينهم للسلطان احمد الثالث احفاد و وفقه لامثالهما آمين بالنبي الامين حرره مترجمها الفقير ابو المواهب سعد الدين سليمان امين الله العريف بمستقيمزاده زاد الله زاده في الدارين بالسعاده سنه 1191. داراي يك سرلوح كوچك مي باشد كه اندكي چرك شده و نسخه تصحيح گرديده و مجدول بطلا و لاجورد است. جلد ضربي خوب طلائي. كاغذ دولت آبادي. واقف سپهسالار. قطع وزيري. شماره اوراق (234). صفحه اي (27) سطر. طول (25 سانتي متر (. عرض (17 2/1 سانتي متر (شماره كتابخانه (11).

الجمل > جرجانيه

[391] الجمل > جرجانيه) عربي (مولف اين كتاب مختصر عبد القاهر جرجاني است) ابوبكر عبد القاهر بن عبد الرحمن جرجاني متوفي بسال 1} (2) (474/471) كه از علماء بزرگ نحو و موسس علم معاني و بيان بوده و شاگردي ابوالحسين محمد بن حسن فارسي پسر خواهر ابوعلي فارسي را نموده و مولفاتي گران بها بيادگار گذارده، در اصول اشعري و در فروع شافعي مذهب بوده، گويند و رع و پرهيزكار و خرسند) قانع (بوده، آورده اند كه دزدي بخانه وي درآمد او در نماز بود آن چه بدستش آمد برداشت و برد، جرجاني مي ديد و نماز خود را نشكست، شعر مي سروده و اين دو بيت از او است: كبر علي العلم لاترمه (2} (3} و مل الي الجهل ميل هائم وعش حماراتعش سعيدا فاالسعد في طالع البهائم (3} (1} مولفات عبدالقاهر، كتاب المغني كه شرح ايضاح ابوعلي فارسي) در سي مجلد (، المقتصد (4} (2} 15 اعجاز القرآن كبير و صغير (3) 16 {5} العمده در صرف، عوامل المائه، التتمه (4) 17 {6} المفتاح، تفسير فاتحه الكتاب،

دلائل الاعجاز، اسرار البلاغه) اين دو كتاب در علم معاني و بيان مي باشد و بسال 1320 و 1331 در مصر چاپ شده اند (، شرح الجمل، الجمل) همين كتاب (و غير از اين ها است. جمل كه بنام جرجانيه نيز مشهور مي باشد يكي از مولفات مفيده و مختصره در علم نحو مي باشد، در حدود (600) بيت كتابت دارد، مولف خود بر آن شرحي نگاشته و دانشمندان نيز بشرح آن پرداخته اند در ص 402 ج 1 كشف الظنون نام جمعي از آن ها ثبت گرديده و مشتمل بر پنج فصل بدين تفصيل مي باشد: 1- در مقدمات. 2- در عوامل از افعال. 3- در عوامل از حروف. 4- در عوامل از اسماء. 5- در اشياء منفرده. بنام جمل در علم نحو جز اين كتاب در كشف الظنون كتب ذيل نام برده شده: 1- جمل در نحو تاليف اديب فاضل حسين بن احمد معروف به ابن خالويه نحوي همداني متوفي بسال 370، 2- الجمل الكبيره نيز در نحو تاليف ابي القاسم عبد الرحمن بن اسحق الزجاجي النحوي متوفي بسال 3 .339- جمل در نحو تاليف ابوعبدالله محمد بن احمد بن هشام نحوي متوفي بسال 570. آغاز: بسمله الحمد لله حمد الشاكرين و الصلوه علي نبيه محمد و آله اجمعين قال الشيخ الامام ...... هذه جمل رتبتها ترتيبا قريب الخ. (929) الجمل اين نسخه بخط نسخ نوشته شد، پيش از شروع باين كتاب همين نويسنده عوامل المائه جرجاني را كه در همين فصل از آن ياد مي كنم بدون ذكر تاريخ نگاشته، يك يا چند ورق از آخر كتاب جمل افتاده و آخرين سطر نسخه اينست: و المكسوره في فعلت و فعلتما و فعلتم. در ميان سطور و حواشي نسخه تعليقاتي بفارسي بامضاء ح در توضيح و بيان مطالب كتاب نوشته شده و مطالب را گاهي بنظم فارسي ذكر نموده و در حاشيه يكي از صفحات همين محشي تولد فرزند خود محمد را بسال 119 كه يا 1019 و يا 1109 بوده يادداشت نموده و خط اصل نسخه پيش تر از سال 1019 كهنه تر بنظر مي آيد، پشت نسخه و در دفاتر كتابخانه بنام " مجموعه نحو در مقدمات " ثبت شده و اوراقي از آن وصالي شده است. جلد تيماج. كاغذ سمرقندي. واقف سپهسالار. قطع ربعي. شماره اوراق كليه (111):

اين نسخه (98). صفحه اي (5) سطر. طول (19 2/1 سانتي متر (عرض (13 سانتي متر (. شماره كتابخانه (2) {1} _______. (3112) شرح حال و مولفات جرجاني از طبقات سبكي ج 3 ص 242، شذرات الذهب ج 3 ص 340، بغيه الوعاه ص 408 نسخه خطي، معجم المطبوعات ص 681، روضات الجنات ص 443، تاريخ آداب اللغه العربيه ج 3 ص 44 و كشف الظنون ص 402 و صفحات ديگر گرفته شد. {3) {2) در طبقات سبكي بدين گونه كه نقل شد نوشته شده و در بغيه بجاي لاترمه، يا خليلي و در شذرات الذهب مصراع اول بدين گونه: كبر علي العقل لاترضه نقل گرديده و بر دانشمندان پوشيده نيست كه در مقابل جهل موجود در مصراع دوم علم اولي و لاترمه بهتر از لاترضه مي باشد. {1) {3) اشاره بقاعده اي نجومي است كه چون كوكب اشخاص در برج حمل و ثور و از اين گونه مواقع باشد سعد است. {2) {4) سبكي اين كتاب را بنام المقتصد في شرح الايضاح در سه مجلد معرفي نموده و سيوطي پس از كتاب مغني كه شرح بزرگ ايضاح است گويد: المقتصد في شرحه و كشف الظنون در ص 177 ج 1 در ذيل الايضاح گويد كه جرجاني شرح بزرگ خويش بر ايضاح را در يك مجلد مختصر نمود و نام آن را المقتصد گذارده. {3) {5) در ص 120 ج 1 كشف الظنون است كه: اعجاز القرآن

تاليف ابي عبدالله محمد بن زيد واسطي متوفي بسال 306 مي باشد و عبد القاهر جرجاني آن را دو شرح كرده و شرح بزرگ آن بنام المعتضد مي باشد ولي در بغيه اعجاز القرآن كبير و صغير و سبكي فقط اعجاز القرآن صغير را ب

شرح الفيه > سيوطي > البهجه المرضيه (10)

(955) شرح الفيه) سيوطي (اين نسخه بخط نسخ نوشته شده، نويسنده نام خود و سال نگارش را ننوشته، چند ورق از اول كتاب افتاده و نخستين سطر نسخه كه در شرح اين بيت) بالجر و التنوين و النداوال و مسند للاسم تمييز حصل (مي باشد اينست: الرحمن الرحيم و زيد وصه بمعني طلب سكوت ما و مسلمات و حينئذ و كل

و جوار. جلد ميشن. كاغذ فرنگي. واقف نامعلوم. قطع خشتي. شماره اوراق (114). صفحه اي (19) سطر. طول (21 سانتي متر (. عرض (14 2/1 سانتي متر (. شماره (272) قفسه مدرسه صدر.

ديوان صاحب علي آبادي (1)

(1216) ديوان صاحب علي آبادي اين نسخه بخط نستعليق خوب نوشته شده، 23 برگ از اول آن شامل نثريات علي آبادي است، نويسنده از خود و سال نگارش نام نبرده مسلما در نيمه دوم قرن سيزدهم نگارش يافته و عناوين با شنجرف نگاشته شده و يادداشتي پشت صفحه نخستين بوده محو گرديده است. جلد تيماجي. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع خشتي. شماره اوراق (191). صفحه اي (17) سطر. طول (22 سانتي متر (. عرض (15 سانتي متر (. شماره كتابخانه (259).

شرح انموزج > شرح اردبيلي

[406] شرح انموزج > شرح اردبيلي) عربي (مولف اين شرح جمال الدين محمد بن عبد الغني اردبيلي است انموزج كتابي مختصر در علم نحو و تاليف جار الله زمخشري متوفي بسال 538 مي باشد، صاحب معجم المطبوعات در ص 423 گويد بسال 647 اين اردبيلي وفات يافته و اين شرح وي در ضمن مجموعه اي در ايران چاپ شده و مرادش از مجموعه آنست كه بنام "جامع المقدمات" مشهور و مكرر چاپ گرديده، در ماخذ ديگر نامي از اين شارح و زمان وي بدست نياوردم و معجم مذكور ماخذ خود را در نقل تاريخ وفات وي معين ننموده است، حاجي خليفه در كشف الظنون زير عنوان انموزج في النحو اين شرح و مولف آن را بدين گونه معرفي مي كند: و شرحه الفاضل الشهير بزين العرب و جمال الدين محمد بن عبد الغني الاردبيلي المتوفي سنه) سال وفات را ذكر نكرده است (اوله الحمدلله الذي جعل العربيه

مصباحا) در نسخه خطي ذيل و نسخ چاپي مفتاحا مي باشد و اين صحيح است (للبيان الخ و چنان كه در مقدمه مذكور است كه اين شرح براي علاء الدين احمد ابن اقضي القضاه عماد المله و الدين مفضل كاشاني تاليف شده و شرحي قولي است. آغاز: بسمله الحمد لله الذي جعل العربيه مفتاح البيان و صيرها آله يحترزبها عن الخطاء في اللسان الخ. (958) شرح انموزج) اردبيلي (اين نسخه را بسال 1083 مراد علي فومني بخط نسخ نوشته، در حاشيه بيشتر از صفحات ترجمه عبارات شرح بفارسي نگاشته شده و اعراب بعضي از جمل و عبارات شرح نيز نگارش يافته، پشت ورق اول و آخر مطالبي علمي به عربي و فارسي تحرير يافته و چند ورق از اول و آخر وصالي شده است. جلد تيماج. كاغذ فرنگي و چند برگ سمرقندي. واقف سپهسالار. قطع خشتي. شماره اوراق (154). صفحه اي (10) سطر. طول (20 2/1 سانتي متر (. عرض (15 سانتي متر (. شماره كتابخانه (3107).

شرح شافيه > شرح آقا محمد هادي

[411] شرح شافيه > شرح آقا محمد هادي) فارسي (آقا محمد هادي پسر ملا صالح مازندراني متوفي بسال 1081 مي باشد و بگفته صاحب روضات محمد هادي) ص 331 ذيل نام محمد صالح (تا زمان فتنه افاغنه) بسال 1137 بوده است (حيات داشته و در همان گيرودار برحمت الهي پيوسته و قرآن كريم و صحيفه سجاديه و معالم الاصول و كافيه و شافيه را بفارسي ترجمه نموده و مولفات ديگر نيز داشته و خط شكسته و نستعليق را بسيار خوب مي نوشته و مي توان او را از خطاطين معروف دانست، شارح چنان كه در مقدمه آن شرح گفته شده برحسب خواست حسين عليخان كه از خوانين آن دوره بوده شرح مشكلات شافيه پرداخته و مشكلات آن را به عبارات سهل و ساده حل كرده و باقوال شراح اشاره نموده و در حدود (15500) بيت كتابت اين شرح است. آغاز: الحمدلله رب العالمين و الصلوه و السلام علي خير خلقه محمد

و آله الطيبين الطاهرين المعصومين اما بعد چنين گويد ذره بي مقدار تراب اقدام شعيان ائمه اطهار الخ. (968) شرح شافيه) آقا محمد هادي (اين نسخه را بسال 1133 بخط نسخ محمد ظهير ابن حاجي محمد زمان نوشته، در حاشيه پاره اي از صفحات تعليقاتي از شارح و غير ايشان مي باشد، در آب افتاده ولي خطوط آن ضايع نگرديده، چند ورق آخر نسخه وصالي گرديده و پشت ورق اول يك برگ از صحيفه سجاديه كه داراي سرلوحي مي باشد چسبانيده اند و يادداشت هائي از اخبار و غيره پشت ورق نخستين و آخرين و ورق الحاقي موجود است. جلد ميشن مستعمل. كاغذ كاهي. واقف سپهسالار. قطع خشتي. شماره اوراق (188). صفحه اي (23) سطر. طول (25 سانتي متر (. عرض (18 2/1 سانتي متر (شماره كتابخانه (3118).

آتشكده آذر (2)

(1099) آتشكده آذر اين نسخه نيز بخط شكسته نستعليق خوب نوشته شده، نويسنده خود را علي اصغر معرفي كرده و سال نگارش را چنين نوشته (127). از آثار و علائم ظاهر است كه صفر در مرتبه عشرات را نگذاشته نه صفر در مرتبه آحاد را بنابراين در سال 1207 نگارش يافته، عناوين مطالب برخي با طلا و پاره اي با شنجرف نگاشته شده، داراي يك سرلوح زيبا مي باشد، اطراف دو صفحه نخستين و ميان سطرهاي آن دو تذهيب و نقاشي شده و عناوين مطالب و اشعار در وسط سرسوره هائي نوشته شده و تمام صفحات مجدول بطلا است. جلد روغني بسيار ظريف دورو، يك طرف شامل تصوير حضرت مريم و حضرت زكريا و حضرت عيسي (عليهم السلام) هنگام ولادت و پس از آن و بعضي از ياران و ديگران و تصوير كليسا و طرف داخل حضرت مريم و حضرت عيسي (عليهما السلام) در وسط و اطراف آن نقاشي هاي ظريف مي باشد. كاغذ سمرقندي. واقف سپهسالار. قطع رحلي. شماره اوراق (286). صفحه اي (21) سطر. طول (29 سانتي متر (. عرض (19 سانتي متر (.

شماره كتابخانه (2674).

حاشيه خطائي يا خطابي بر مختصر تفتازاني (4)

(1037) حاشيه خطائي اين نسخه بخط نستعليق نوشته شده، ظاهرا از خطوط قرن يازدهم هجري است، برگ اول و دو برگ از آخر نونويس، در اثر آبديدگي بعضي از اوراق ضايع شده و محتاج ترميم و وصالي مي باشد و در اين كتابخانه بنام حاشيه مير بر مطول وقف و ثبت شده است. جلد تيماج. كاغذ كاهي. واقف سپهسالار. قطع بغلي. شماره اوراق (107). صفحه اي (12) سطر. طول (17 سانتي متر (. عرض (10 سانتي متر (. شماره كتابخانه (2963).

شرح نهج البلاغه - ابن ميثم (2)

(776) شرح نهج البلاغه ابن ميثم اين نسخه بخط نسخ نگاشته شده و مشتمل بر جزء اول و تقريبا سه ربع از جزء دوم كتاب مي باشد و چون كتابت آن ناقص مانده نام كاتب و سال كتابت معلوم نيست ولي ظاهرا از خطوط اوائل قرن سيزدهم هجري مي باشد و آخرين سطر نسخه اينست:) و قوله فانهالاتعمي الابصار و لكن تعمي القلوب التي في الصدور - و فائده هذه الكلمات تحريك النفوس الي الاعتبار كيلا يعد التارك له (. جلد ميشن مطلا. كاغذ فرنگي مهره زده. واقف سپهسالار. قطع وزيري. شماره اوراق (335). صفحه (21) سطر. طول (26 2/1 سانتي متر (. عرض (16 2/1 سانتي متر (شماره كتابخانه (3067).

ديوان وحشي كرماني

[590] ديوان وحشي كرماني) فارسي (وحشي كرماني از شعراي عاشق پيشه پر سوز و گداز نيمه دوم قرن دهم هجري بوده و چنان كه تقي الدين اوحدي مولف"

تذكره عرفات " گفته بسال 1} (1) 991} وفات يافته و نگارنده در ديوان وي ماده تاريخ فوت خان قلي را كه بسال 2} (1) 990} بوده يافتم، در هيچ يك از تذكره ها و ماخذ نام وحشي و پدر وي ثبت نشده و همه او را در زير عنوان وحشي كه تخلص شاعر مي باشد ذكر كرده اند، اصل وي از كرمان ولي چندي در يزد زندگاني كرده و شاگرد شرف الدين علي يزدي بوده، در اوائل سلطنت اكبر شاه (3} (3} به هندوستان رفته و در آن جا مشهور شده، چنان كه تقي الدين اوحدي ادعا نموده ديوان وحشي را وي جمع وتدوين كرده ودر حدود نه هزار بيت مي باشد ولي كامل ترين نسخه اي كه نگارنده ديده نسخه خطي كتابخانه مجلس شوراي ملي مي باشد كه در حدود 8000 بيت و بدين تفصيل است: 1- غزليات مرتب بترتيب حروف تهجي بر حسب رديف ها در حدود 2250 بيت، 2- قصائد و مقطعات در حدود 2200 بيت، 3- تركيب بند و مسمط در حدود 100 بيت، 4- رباعيات در حدود 100، 5- مثنوي ببحر خسرو شيرين بنام "ناظر و منطور" در حدود 1500 بيت، 6- خلد برين بوزن مخزن الاسرار در حدود 530 بيت، 7- مثنوي مشتمل بر مدح غياث الدين و غيره در حدود 240 بيت، 8- فرهاد و شيرين كه ناتمام مانده (4} (3} در حدود 1000 بيت است و خود در قطعه اي كه

پس از نسخه ناظر و منظور متعلق به مجلس شوراي ملي) جز كليات وحشي است (گذارده انشاء آن را بسال 966 معين نموده است. بسال 1347 ديوان غزليات و قصائد و رباعيات و ناظر منظور و خلد برين و فرهاد و شيرين وحشي در حدود 7000 بيت چاپ سنگي شده و دانشمندي بنام اسمعيل و ملقب به "حميد الملك" مقدمه اي در شرح حال وحشي با تحقيق شايسته اي در سبك و روش اين شاعر با مراجعه به تذكره هائي فارسي و فهرست هاي فرنگي نوشته و ماخذ نگارش اين بنده نگارش ايشان نيز بوده است. آغاز غزليات: از كاه كهر با بگريزد به بخت ما خنجر بجاي برگ بر آرد درخت ما (1289) ديوان وحشي كرماني اين نسخه بخط نستعليق خوب نوشته شده، تاريخ و نام نويسنده ذكر نشده، ظاهرا نويسنده هندي و در نيمه اول قرن يازدهم

نگاشته شده، شامل غزليات و قصائد وحشي مي باشد و "فرهاد و شيرين" را هم نيز دربردارد، يك پيشاني) مربع مستطيل (مذهب در اول غزليات و يكي در اول "فرهاد و شيرين" رسم شده و صفحات مجدول بطلا و لاجورد مي باشد و تمام برگ ها وصالي شده و متن و حاشيه است. جلد روغني گل و بوته دورو. كاغذ دولت آبادي و فرنگي. واقف سپهسالار. قطع خشتي باريك. شماره اوراق (99). صفحه اي (15) بيت. طول (21 سانتي متر (. عرض (13 2/1 سانتي متر (شماره كتابخانه ( {1} _______. (2680) 1) در تحفه سامي كه بسال 956 تاليف شده از اين شاعر نام برده نشده بنابراين معلوم مي شود كه در آن سال هنوز شهرت نداشته ولي در ص 137-136 هفت اقليم، تذكره خوش گو در حرف و او، ص 135-126 آتشكده، ص 51 ج 2 مجمع الفصحا و ترجمه تاريخ ادبيات ادوارد برون (159 ج 4) و هفت آسمان 111-109 شرح حال اين شاعر نگارش يافته و مراجعه شده است. {1) {2) در مقطعات ديوان خطي وحشي) ص 331 نسخه مجلس (است: طلب كردم چو تاريخش فرو گفت " شهيد دشنه جور زمانه " < 2) {3}. 990) اكبر شاه پادشاه هند كه تاريخ اكبري را ابوالفضل بن مبارك بنام وي نوشته چنان كه در تذكره خوش گو تصريح شده بسال 952 متولد شده و بسال 964 پادشاه

شد و بسال 1014 رخت به سراي ديگر بست. {3) {4) در ص 528 ج 2 مجمع الفصحا ذكر شده كه ميرزا كوچك متخلص به وصال كه از شعراي قرن سيزدهم هجري بوده و بسال 1262 وفات يافته نقص اين كتاب را تكميل كرده است.

شرح كافيه > شرح متوسط ركن الدين > الوافيه في شرح الكافيه

[419]) شرح كافيه > شرح متوسط ركن الدين > الوافيه في شرح الكافيه) عربي (اين شرح تاليف سيد ركن الدين استرابادي است) ركن الدين حسن بن محمد بن شرفشاه العلوي الحسيني الاسترابادي متوفي بسال 715 يا 717 يا 1} (1) (718} كه از مشاهير شاگردان حضرت خواجه نصير الدين طوسي بوده و چون علامه شيرازي)

محمود بن مسعود (به عنوان سفارت بروم رفت مقام رياست اصحاب مراغه را يافت و بتدريس علوم حكمي پرداخت و تا آخر عمر استاد) ذيحجه 672) ملازم وي بوده و دو سال پيش از اين كه استاد به جوار رحمت الهي منتقل شود بيست سوال در مسائل منطقي و حكمي نوشته و خدمت ايشان تقديم داشت كه بنام يادگار بخط خويش جواب آن ها را تحرير فرمايند تا از دو جهت يادگار استاد را داشته باشد (2} (2} 18 پس از مرگ خواجه از بغداد بموصل رفت و مقام تدريس و توليت مدرسه اي را يافت و تا آخر عمر در آن جا بتدريس مشغول و نوشته اند كه بي نهايت متواضع بود و در همان جا بمرد، مولفات وي عبارتست از شرح بر كافيه ابن حاجب) كبير و متوسط و صغير (] جز شرح متوسط وي كه زير اين سطرها از آن معرفي مي شود شرح هاي كبير و صغير آن در دست نيست ولي در حاشيه نسخه شماره (987 اين فهرست (از شرح كبير سيد نقل هائي موجود است و سبكي هم كه نزديك ترين مورخين به مولف است) بسال 771 مرده (گويد كه شرح متوسط وي است كه اينك در دست دانشجويان مي باشد. و اين عبارت وي مي رساند كه از همان اوائل تاليف، آن دو شرح متروك مانده و ما با جستجو در كتابخانه هاي عمومي و خصوصي بدان دو دست نيافتم [و شرح شمسيه منطق، شرح مطالع، اصول دين، شرح مختصر ابن حاجب، شرح حاوي.) الحاوي چنان كه در ص 415 و 416 ج 1 كشف الظنون تصريح شده در فروع و مولف آن نجم الدين عبد الغفار بن عبد الكريم قزويني شافعي متوفي بسال 665 مي باشد و بر آن شروح زياد نوشته شده است (، حاشيه بر تجريد العقائد، شرح قواعد العقايد) سيوطي گويد اين شرح را براي پسر خواجه نصير الدين طوسي تاليف نموده (و شرح شافيه. شارح اين شرح را كه پس از شرح مفصل و مختصر خويش تاليف نموده "الوافيه في شرح الكافيه" نام نهاده و شامل بسياري از مطالب سودمند مي باشد و تاكنون مورد عنايت و توجه دانشمندان و اعتماد ايشان بوده و تاكنون چاپ نشده و در حدود (7500) بيت كتابت دارد و بنام وزير، يحيي بن ابراهيم بن يغرش ببلكا پادشاه ختن آن را موشح

نموده، و بر آن حاشيه هائي نوشته شده، صاحب كشف الظنون چند حاشيه آن را نام برده و گويد شرح كبير آن البسيط نام دارد و ابيات شواهد شرح متوسط را اسمعيل بن علي شرح نموده و اول آن اينست: لك الحمد يا من صرف قلوبنا في بحر المعاني و البيان الخ. بايد دانست كه سيد ركن الدين استرابادي صاحب اين شرح غير از ركن الدين محمد بن علي استرابادي است كه فصول نصيريه را تعريب نموده و در ص 70 ج 4 روضات نام برده شده و مولف روضات درباره وي گويد كه زمان و حيوه وي نزديك بزمان و عصر خواجه بوده است. {1) {1) _______ طبقات الشافعيه سبكي ج 6 ص 86، بغيه الوعاه در حرف حاء مهمله، شذرات الذهب ج 6 ص 35 و كشف الظنون. {2) {2) نسخه اي از اين سوال و جواب را كه بسال 1058 نگارش يافته ضميمه يكي از مجموعات خطي متعلق بدانشمند محترم آقاي سيد جلال الدين طهراني ديده و از آن يادداشت هائي دارم.

ديوان جامي (2)

(1178) ديوان جامي اين نسخه را بخط نستعليق بسال 959 مقصود تربتي نوشته و شامل غزليات و مقطعات و رباعيات، برگ اول داراي سرلوحي ظريف و صفحات مجدول بطلا و لاجورد، پشت برگ اول و آخر يادداشت هائي موجود و برخي از اوراق وصالي گرديده است. جلد تيماجي نيم ضربي. كاغذ بخارائي. واقف سپهسالار. قطع وزيري. شماره اوراق (261). صفحه اي (15) سطر. طول (24 2/1 سانتي متر (. عرض (15 2/1 سانتي متر (. شماره كتابخانه (333).

ديوان انوري (4)

(1167) ديوان انوري اين نسخه بخط نستعليق نويسنده بد خطي كه از خود و سال كتابت نام نبرده، نگارش يافته) ظاهرا در قرن دهم نوشته شده (، دو برگ از اول

نسخه افتاده بوده اخيرا نگاشته اند، برگ هائي هم از ميان نسخه افتاده و برخي از آن ها هم جابجا شده، قصائد و غزليات آن مرتب به حروف تهجي برحسب رديف ها و شامل مقطعات و رباعيات نيز مي باشد، در حدود (7900) بيت شعر است، بعضي از صفحات آن مجدول بسرخي و زنگار گرديده و بيت اول آن اينست: باز اين چه جواني و جمال است جهان را وين حال كه نو گشت زمين را و زمان را جلد تيماجي. كاغذ سمرقندي. واقف سپهسالار. قطع وزيري كوچك. شماره اوراق (194). صفحه اي (21) سطر. طول (22 سانتي متر (. عرض (13 سانتي متر (شماره كتابخانه (207).

محمود بن عمر نجاتي

1- محمود بن عمر نجاتي بخواهش محمد بن علي مشهدي معروف به سيواك مختصري بفارسي در عروض و قافيه نوشته و آن را "الكافيه في العروض و] الصنعه القافيه) كذا ([" نام نهاده و مثال هاي آن را از اشعار پارسي آورده و در آن از متاخرين نام جمال الدين محمد عبد الرزاق اصفهاني و شعري از وي و نام يوسف عروضي نيشابوري ديده مي شود و از هر دو به عنوان استاذ ياد كرده و در مقدمه خود تصريح نموده كه براي شناسائي صنايع شعريه از كتاب حدائق السحر انتخابي نموده است. در كتب رجال و تذكره نام و نشاني از نجاتي نيافتم جز اين كه در ص 188 ج 1 كشف الظنون زير عنوان بدائع الاسحار نوشته شده كه محمود بن عمر نجاتي نيشابوري آن را شرحي فارسي نموده و به غياث الدين وزير اهداء كرده است و در حاشيه ص 230 شماره 3 مجله مهر سال پنجم) مرداد 316) آقاي تربيت نگاشته اند كه " بساتين الفضلاء و رياحين العقلا " در شرح تاريخ عتبي تاليف حميد الدين ابي عبد الله محمود بن عمر النجاتي الينشابوري است كه در سنه 709 در تبريز خاتمه يافته است. و در اصل ص 230 مجله نام برده عبارتي عربي از بساتين نقل نموده و ميرساند كه آن

شرح به عربي و نسخه آن را آقاي تربيت در دست داشته اند. و بقرينه گذشته و اين كه نسخه اين عروض بسال 738 نوشته شده و نويسنده پشت صفحه نخستين گويد: عروض نجاتي نيسابوري اصلح الله احواله و حقق آماله. بايستي تا اواخر نيمه اول قرن هشتم در قيد حياه و زندگاني بوده باشد و اين رساله در حدود (500) بيت كتابت دارد و نام اين كتاب در كشف الظنون نيست. اين نسخه را در 14 ورق محمد بن يوسف ابي عقيل بيهقي وحيدي بسال 738 بخط نسخ خوب نوشته و بيهقي مذكور در حاشيه صفحات تعليقاتي بر آن نگاشته و بسال 739 آن را مقابله نموده است. آغاز: بسمله رب تمم بالخير الحمدلله كما هو اهله و الصلوه و السلام علي نبيه محمد و آله چنين گويد محرر اين اوراق نجاتي الخ.

[466-477] مجموعه عروض و غيره) عربي و فارسي (1- عروض نجاتي 2- عراضه العروضيين 3- مصادر مخالف قياس 4- عروض وحيدي 5- قصيده همام تبريزي در مدح حضرت ختمي مرتبت ص 6- قصيده حرباويه 7- سلوه الشيعه 8- قصيده از بدر الدين خبوشاني 9- ايض قصيده اي از همو 10- بدايع الاسحار 11- عروض اندلسي 12- القاب العروض و دوائر پنجگانه آن.

جنات الوصال (2)

(1128) جنات الوصال اين نسخه شامل چهار جنت از جنات الوصال و آثار ديگري از نور عليشاه مي باشد و در جاي دگر از آن ها معرفي خواهد شد، بخط نستعليق نوشته شده، نويسنده از خود و سال نگارش نام نبرده و كتابت آن ناقص مانده، بسال 1280 داخل كتابخانه اعتضاد السلطنه شده و پشت برگ نخستين يادداشت گرديده. جلد تيماجي. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع وزيري. شماره اوراق كليه (427). صفحه اي (15) سطر. طول (15 2/1 سانتي متر (. عرض (22 2/1 سانتي متر (. شماره كتابخانه (178).

خمسه هاتفي) ليلي و مجنون، هفت منظر، تمرنامه يا ظفر نامه هاتفي ( (3)

(1154) خمسه هاتفي) تمرنامه (اين نسخه را بسال 980 زين العباد شريف بخط نستعليق نوشته، بسال 1035 ادريس ابن حاج سليمان مشهور به ابن البهلوان آن را خريده و در آخر نسخه خود يادداشت كرده، دو برگ از ابتداء نسخه كه شامل 50 بيت بوده افتاده و نخستين بيت موجود اينست: مغني بياران نو آئين نوا دل دردمند مراده نوا. و عناوين با سرخي نوشته شده است. جلد تيماجي مذهب. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع وزيري كوچك. شماره اوراق (97). صفحه اي (17) سطر. طول (21 سانتي متر (. عرض (13 سانتي متر (. شماره كتابخانه (1501).

تذكره حسن چلبي > تذكره قنالي زاده

[489] تذكره حسن چلبي > تذكره قنالي زاده) تركي (مولف اين تذكره حسن چلبي مشهور به قنالي زاده است) حسن بن علي بن امر الله متوفي بسال 1} (1) (1012} كه از ادبا و شعراي قرن دهم هجري بوده و اين مولفه بهترين گواه بر علو مقام ادبي اوست، حاجي خليفه گويد: در اين تذكره آن چه ديگران در تذكره هاي خويش نوشته اند با انداختن زوائد آن ها و اضافه لطائف و فوائدي، با انشائي لطيف تاليف گرديده و بهتر از همه شده. مولف فهرست كتابخانه خديويه عين عبارت كشف الظنون را در معرفي اين تذكره نقل نموده و آغاز آن را كه در كشف الظنون نيست ذكر كرده است. در آخر مقدمه اين تذكره) برگ 25 نسخه زيرين (مولف گويد اين تذكره را بدين ترتيب مرتب كرده ام: فصل اول در بيان حالات پادشاهان گذشته) از سلطان مراد بن سلطان محمد 855-825 شروع نمود (. فصل دوم در اوصاف شاهزادگان. فصل سوم در شرح حال علما و شعرا بترتيب حروف تهجي. و مقدمه اي در معرفي از خود و اين كتاب و پادشاه عصر) سلطان مراد ثالث (با كمال قدرت ادبي) به شهادت دانشمندان ترك نژاد (در 2000 بيت پيش از شروع به فصل نخستين، حاوي ابياتي به عربي و تركي

از خود و ديگران انشاء نموده و تمام اين تذكره در حدود (28500) بيت كتابت دارد و چنان كه در آخر آن تصريح شده بسال 994 تاليف اين تذكره خاتمه يافته است. آغاز: سرنامه صحائف ان هذه تذكره كه مفتاح خزائن تبصره در الخ. (1115) تذكره حسن چلبي اين نسخه را بخط نستعليق، اولان رمضان نام بسال 1002 نوشته، داراي يك سرلوح ظريفي است كه در ميان ترنج آن تذكره الشعر الحسن چلبي قالي زاده نگارش يافته، برگ نخستين و چندين برگ از اواخر وصالي شده، كنار بسياري از اوراق آبديده و مجدول بطلاست، عناوين و اسامي اشخاص با طلا نگاشته شده، پشت نخستين برگ يادداشت هائي است و بخشي از يكي از آن ها را محو كرده اند. جلد تيماجي. كاغذ دولت آبادي. واقف سپهسالار. قطع وزيري. شماره اوراق (344). صفحه اي (21) سطر. طول (22 سانتي متر (. عرض (12 2/1 سانتي متر (. شماره كتابخانه (1) {1} _______. (2720) مولف فهرست كتب تركي كتابخانه خديويه) ص 181) نام اين مولف و پدر وجد او را بدين گونه كه نقل نموديم با تصريح شهرت وي به قنالي زاده و سال وفات وي ضبط نموده و چهار نسخه كه بسال 1010 و 1012 و 1013 و 1087 نوشته شده اند در آن كتابخانه نشان داده شده ولي چنان كه مي بينيد

نسخه اين كتابخانه كهنه تر از آن هاست و در قاموس الاعلام تركي) ج 3 ص 1950) مولف را فقط بنام حسن چلبي معرفي وسال وفات وي را 1013 نوشته و در كشف الظنون) ج 1 ص 275) نام و شهرت وي نوشته شده و سال وفات او را نيز 1012 معين كرده است.

ديوان سلمان ساوجي

[535] ديوان سلمان ساوجي) فارسي (جمال الدين سلمان بن علاء الدين محمد ساوجي (1} (1} از شعراي مشهور قرن هشتم هجري است (2} (2} و بنام تخلص مي كند، مداح شيخ حسن ايلكاني و پسر و زنش سلطان اويس و دلشاد خاتون و مداح سلطان

حسين (3} (3} و علاء الدين علي (4} (4} و شاه محمود (5} (5} و امراي معاصر خويش بوده، دولتشاه سمرقندي از علاء الدوله سمناني نقل نموده كه گويد " هم چون انار سمنان و شعر سلمان در هيچ جا نيست "، از اشعار خواجه سلمان محبت اهل بيت كاملا ظاهر و هويداست و برخي از آن ها در مجالس المومنين نقل گرديده، گذشته از ديوان قصائد و غزليات و مقطعات و رباعيات و تركيب و ترجيع بند دو مثنوي بنام " جمشيد و خورشيد " و " فراق نامه " از سلمان بيادگار مانده و نسخه اي از اين دو مثنوي در كتابخانه مجلس موجود و در فهرست آن جا معرفي خواهم گرديد. سلطان اويس نسبت بوي محبت زياد داشت و از يمن تربيت اين شاه و مادر و پدرش شهره آفاق گرديد و در اواخر عمر از خدمت كناره گرفته و از پادشاه دهي كه ايرن نام داشت و در حوالي ري بود درخواست كرد پادشاه بركنار عريضه وي اين بيت را نوشت: ده ايرن كه از حدود ري است بدهيدش كه التماس وي است. {1) {1) ______ تذكره دولتشاه ص 263-258 چاپي، هفت اقليم ص 820-817، مجالس المومنين ص 525-523، آتشكده آذر ص 226-223 چاپي و مجمع الفصحا ج 2 ص 20-19 مراجعه شده است. {2) {2) هدايت وفات وي را بسال 669 دولتشاه بسال 769 ثبت كرده اند و در

ديگر ماخذ نام برده تاريخ نگارش نيافته ولي مسلما اين دو تاريخ غلط است ودر ديوان وي تاريخ سال 775 موجود است: بسال هفصد و هفتاد و پنج گشت خراب باب خطه بغداد خاك بر سر آب و گذشته از اين مرثيه سلطان اويس متوفي بسال 776 در ديوان وي نيز بدين مطلع ثبت است: اي سپهر آهسته رو كاري نه آسان كرده ملك ايران را به مرگ شاه ويران كرده. بنابراين و مندرجات ديگر ديوان وي ثابت مي شود كه تا مقداري پس از اين تاريخ (776) زندگاني مي كرده و شايد اصل دو تاريخ نام برده 779 بوده و نويسندگان غلط نوشته و نقل كرده اند و در آخر بحث راجع بسلمان در تذكره دولتشاه وجود وي در هنگام مرگ سلطان اويس تصريح گرديده است. {3) {3) در ديوانست: باد باقي بر سرير سلطنت سلطان حسين آن كه او آمد سواد مملكت را

نور عين. {4) {4) نيز در آن جاست: خسرو عادل علاء الدين و الدنيا علي اي كه گردن طوق امرت عقد كردن كرده است. {5) {5) اين بيت در مدح اوست: قطب دين شاه فلك مرتبه محمود كه اوست به همه سيرت محمود محامد مذكور.

ديوان سيد صالح قزويني > الدرر الغرويه

[543] ديوان سيد صالح قزويني > الدرر الغرويه) عربي (ناظم و شاعر اين ديوان چنان كه در مقدمه تصريح شده سيد صالح بن سيد مهدي بن رضا حسيني قزويني است كه از شعراي قرن سيزدهم هجري و در نجف اشرف متوطن بوده در كتب سير و رجال بنام اين دانشمند برنخورده ام، جز در ص 65 ج 2 احسن الوديعه در ذيل شاگردان شيخ عبدالحسين طريحي (1292-1235) گويد: نزد اين جناب گروهي از اهل ادب و كمال استفاده كرده اند از آن ها سيد صالح قزويني متوفي بسال 1297) چنين شنيده شده (مي باشد. و جز اين چند كلمه درباره وي چيزي در اين كتاب نگارش نيافته است. اين ديوان كه آن را " الدرر الغرويه في العتره المصطفويه " ناميده شامل چهارده قصيده در مداح و مناقب و رثاء حضرت محمد بن عبدالله صلي الله عليه و آله و سلم و حضرت فاطمه زهرا (علیه السلام) و حضرت امير المومنين علي و يازده فرزندش عليهم صلوات الله در (3000) بيت مي باشد و مقدمه اي مركب از نثر و نظم بر آن نگاشته و اين سه بيت را براي نشان دادن قريحه و نمودار اشعار وي در اينجا مي آورم: و الله جاد عليكم متفضلا بوليه و هو الجواد الموسع و لطال ما اوصي بحفظ و لائه خير الانام فخا لفوه و ضيعوا يا من تسبح باسمه الاملاك في

افلاكها و اذا دعاها تسرع (1214) ديوان سيد صالح) الدرر الغرويه (اين نسخه را بسال 1} (1) 1268} بخط نسخ خوب ناجي بن محمد قفطاني نوشته، قصيده ديگري (49 بيت (كه ناظم اين كتاب در هنگام مسافرت شيخ مشكور باستان حضرت امام علي بن موسي الرضا (عليه السلام) بسال 1269 انشاء نموده بر دو صفحه اي كه پيش از ديوان ننوشته بوده نيز همين

نويسنده نوشته، 15 سرلوح زيبا كه طرز هر يك با ديگري مخالف در ابتداء مقدمه و چهارده قصيده گذارده شده و حواشي صفحه سرلوح دار و صفحه مقابل آن تذهيب و نقاشي گرديده و پشت نخستين صفحه بسال 1297 يادداشت اعتضاد السلطنه و وقفنامه نسخه موجود و تمام صفحات مجدول بطلا و عناوين قصائد با جوهر قرمز نوشته شده است. جلد روغني گل و بوته دورو. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع خشتي باريك. شماره اوراق (125). صفحه اي (12) سطر. طول (20 سانتي متر (. عرض (14 2/1 سانتي متر (. شماره كتابخانه (1) {1} _______. (2739) نويسنده در آخر نسخه نوشته: تاسع ذي الحجه من السنه الثامنه من المائه الثالثه من الالف الثاني من الهجره النبويه ص. و تاريخ قصيده اي كه بخط همين نويسنده و به شهادت مركب و طرز نگارش نزديك بزمان نگارش اصل نسخه است پيش از مقدمه كتاب بسال 1269 نوشته شده بنابراين جمله من العشر السابع از عبارت آخر نسخه مسلما افتاده است.

الفيه ابن مالك > الخلاصه (2)

(914) الفيه ابن مالك اين نسخه بخط نسخ خوب نوشته شده، نويسنده نام خود و سال نگارش را ننگاشته، تمام سيوطي "بهجه المرضيه" در حاشيه صفحات نسخه بخط شكسته نستعليق نيز نوشته شده و پشت صفحه نخستين يادداشتي بوده آن را محو كرده اند. جلد تيماجي نيم ضربي. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع رحلي. شماره اوراق (73). صفحه اي (7) سطر. طول (34 2/1 سانتي متر (. عرض (23 سانتي متر (. شماره كتابخانه (3211).

رسم الخط آخوندزاده. (3)

(764) رسم الخط جديد آخوندزاده اين نسخه كه بخط نستعليق نگاشته شده و كاتب آن نويسنده دو نسخه پيش است مشتمل بر سواد تقرير مطبوع جمعيت علميه

عثمانيه در خصوص الف باء و رسم الخط آخوندزاده و سواد فرمان سلطان عبدالعزيز پادشاه عثماني و سواد شرحي كه مولف به جمعيت علميه عثمانيه در جواز شرعي تغيير خط اسلام و تاريخچه مختصري از خطوط اسلامي است مي باشد و در ذيل سواد تقرير مذكور سرتيپ دوم عليخان ژنرال قنسول دولت ايران در تفليس مطابق بودن آن را با اصل بخط خوب خود نگاشته و در آخر نسخه ميرزا فتحعلي آخوندزاده امضاء كرده است. جلد مقوائي. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع وزيري بزرگ. شماره اوراق (12). صفحه (12) سطر. طول (28 2/1 سانتي متر (عرض (19 سانتي متر (. شماره كتابخانه (2777).

ديوان شهاب اصفهاني

[542] ديوان شهاب اصفهاني) فارسي (ميرزا نصرالله اصفهاني شهاب تخلص از شعراي نام دار مي باشد، بسال 1254 بطهران آمده، مورد لطف و عنايت حاجي ميرزا آقاسي ايرواني صدراعظم وقت گرديد و ملقب به تاج الشعرا شد، در زمان ناصرالدين شاه تهنيت ها گفته و انعام ها گرفته و مامور نظم مراثي حضرت سيد الشهداء گرديده و انجام داده و هدايت گويد (1} :(1}" از شعراي معين كثير الفضل بديع النظم اين دولت همايونست، اشعار بسيار بوزن تقارب و قطعات و قصائد منظوم نموده كه همه در نهايت متانت است و كمال رزانت اگر چه ديوانش حاضر نيست اين اشعارش در اين كتاب مرقوم مي شود) در حدود 300 بيت از قصائد و مسمطات وي را نقل نموده (". آغاز: اي نام همايونت ديباچه ديوان ها بي نام تو نامي نيست نه نامه نه عنوان ها ) {2} (2) (1213 ديوان شهاب اصفهاني اين نسخه بسال 1272 بخط نستعليق خيلي خوب نوشته شده، شامل قصائديست كه شهاب در مدح صدراعظم نظام الملك سروده و مرتب بترتيب حروف تهجي از الف تا ياء برحسب قوافي مي باشد و پيش از شروع بقصائد در مدح صدراعظم سه قصيده در توحيد و نعت كه نيز مذيل بمدح پادشاه و

صدراعظم مي باشد گذارده شده و اين ديوان قصائد در حدود (8000) بيت است و طرز تذهيب و جدول كشي ها و اين كه نام پادشاه عصر و صدراعظم در هر بيت كه بوده با طلا نوشته شده حاكي است كه نسخه براي صدراعظم مذكور تهيه شده و اعتضاد السلطنه پشت صفحه نخستين يادداشت نموده كه از ورثه ميرزا داود خان پسر ميرزا آقاخان صدراعظم نوري خريداري شده و اين نيز مويد احتمال مذكور است، داراي يك سرلوح ظريف مي باشد و حواشي دو صفحه نخستين تذهيب گرديده و تمام صفحات مجدول بطلا و لاجورد و شنجرف است. جلد روغني گل و بوته يك رو. كاغذ ترمه. واقف سپهسالار. قطع وزيري. شماره اوراق (339). صفحه اي (12) سطر. طول (24 2/1 سانتي متر (. عرض (15 2/1 سانتي متر (. شماره كتابخانه (1) {1} _______. (257) در ص 224-219 ج 2 مجمع الفصحا معرفي مختصري از اين شاعر گرديده و جمل نقل شده مختصري از عبارات آن كتاب است و در ص 324-244 گنج شايگان شرح حال مفصل و انتخاب زيادي نيز از اشعار او شده است. {2) {2) اين آغاز نسخه اين كتابخانه است كه شامل قسمتي از قصائد شهاب مي باشد و ديوان كامل او را تاكنون بدست نياورده ام.

خمسه حسيني > اشتر نامه و وامق و عذرا (1)

(1137) ) خمسه حسيني (وامق و عذرا و اشترنامه اين نسخه بخط نسخ بدون تاريخ و نام نگارنده نگارش يافته، ظاهرا در نيمه اول قرن سيزدهم هجري نوشته شده، بسال 1295 بنام ديوان شاه نعمت الله ولي داخل كتابخانه اعتضاد السلطنه شده و به همين نام وقف بر اين كتابخانه و در دفاتر ثبت شده و پشت صفحه نخستين يادداشت گرديده و مسلما و امق و عذرا و اشترنامه حسيني است. ولي در حدود 1000 بيت از اول اشترنامه ص 202-180 خمسه چاپي از سطر 5) و در حدود 130 بيت از آخر اشترنامه موافق نسخه چاپي) ص 263 سطر 18 تا آخر كتاب (افتاده دارد و پس از

آخرين بيت نسخه) صدره اگر طي كني اين مرحله بازبجوئي پي اين قافله (مناجات نامه اي كه آغاز آن: الهي برندان در دي كشت كه مستند از باده بي غشت. و انجام آن: دهد تا تن من ز درماندگي بدر خواندگي يا ز در راندگي. مي باشد موجود و مسلما نيز از حسيني مي باشد. جلد ميشن. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع وزيري كوچك. شماره اوراق (187). صفحه اي (15) سطر. طول (20 2/1 سانتي متر (. عرض (13 2/1 سانتي متر (. شماره كتابخانه (385).

مجمع البحرين (3)

(897) مجمع البحرين اين نسخه بخط نسخ محمد تقي بسال 1241 نوشته شده و شامل مجلد اول كتابست) از اول تا آخر حرف راء (ورق اول وصالي شده و لغات آن را با سرخي نگاشته اند. جلد ضربي مينا شده. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع رحلي. شماره اوراق (194). صفحه اي (30) سطر. طول (29 سانتي متر (. عرض (20 2/1 سانتي متر (. شماره كتابخانه (79).

اطباق الذهب (1)

(751) اطباق الذهب اين نسخه را بخط نسخ خيلي خوب حسن بن عبد المجيد واعظ اصفهاني بسال 1276 نوشته و در دو صفحه پس از ختم كتاب بخط شكسته نستعليق همين كاتب شرحي مبني بر اين كه اين كتاب را برحسب امر سيف الملك برشته تحرير درآورده مرقوم داشته اند، ترجمه پاره اي از لغات از كتب لغت نقل و در حاشيه صفحات ثبت گرديده، صفحات نسخه مجدول بطلا و لاجورد و شماره مقالات را با لاجورد و برخي را باشنجرف نگاشته، بعضي از كلمات دو صفحه پيش از ورق آخر را آب ضايع كرده و پشت آخرين صفحه شرحي مقامه مانند نوشته شده و در حاشيه آن چند بيت عربي در مذمت معاويه از اين كه زياد را برادر خود معرفي كرده

است مي باشد. ضميمه اطواق الذهب مي باشد. كاغذ ترمه. واقف سپهسالار. قطع وزيري كوچك. شماره اوراق اين كتاب (101). صفحه (11) سطر. طول (22 سانتي متر (عرض (14 سانتي متر (. شماره كتابخانه (3348).

قاموس المحيط (9)

(869) قاموس المحيط اين نسخه بخط نسخ در سال (1058) در مكه معظمه نوشته شده و شامل تمام كتاب است، كاتب نامي از خود نبرده و پشت صفحه نخستين يادداشت هائي مي باشد يكي از آن ها بسال 1251 بخط محمد كاظم بروجردي است كه نسخه را از محمد كاظم شرواني خريده است، مهري در آخر كتاب بوده آن را محو كرده اند، صفحات مجدول بسرخي است، اولين و آخرين برگ نسخه وصالي شده و نويسنده اي پشت آخرين ورق مختصري از شرح حال مولف را نگاشته است. جلد تيماجي. كاغذ سمرقندي. واقف سپهسالار. قطع رحلي. شماره اوراق (443). صفحه اي (35) سطر. طول (30 2/1 سانتي متر (. عرض (20 سانتي متر (شماره كتابخانه (43).

تحفه العراقين (3)

(1108) تحفه العراقين اين نسخه را بسال 1032 قادرك آقابيوري) كذا (بخط شكسته نستعليق نوشته، ديباچه و 85 بيت از ابتداء آن افتاده، نويسنده عناوين راننگاشته، حواشي نسخه آب ديده ولي خطوط آن چندان از ميان نرفته، يكي دو برگ آن وصالي گرديده، پشت آخرين ورق ابن اولغ خان بك محمد ابراهيم طسوجي كه بقرينه تاريخ مهر اسم وي (1116) از دانشمندان قرن دوازدهم هجري بوده، مالكيت خود را يادداشت نموده و نويسنده ديگري قسمتي از عوامل جرجاني منظوم را پس از ختم كتاب نوشته است. جلد تيماجي. كاغذ سمرقندي. واقف سپهسالار. قطع

ربعي. شماره اوراق (90). صفحه اي (17) سطر. طول (18 سانتي متر (. عرض (10 سانتي متر (. شماره كتابخانه (267).

لغات رامند قزوين

[367] لغات رامند قزوين) فارسي (رامند (1} (1} يكي از بلوك قزوين مي باشد و تقريبا 18*12 كيلومتر مربع مساحت دارد و از سي كيلومتري قزوين شروع و در 48 كيلومتري خاتمه مي يابد، اهالي آن جا بيشتر بفارسي گفتگو دارند، برحسب خواست مرحوم اعتضاد السلطنه وزير علوم آن عصر يكي از اهالي آن جا لغات مستعمله در آن بلوك را در شش مبحث گرد آورده و از خود نام نبرده است: 1- لغات راجعه بانسان و اعضاء او. 2- در عمارات و بعضي ابزار خانه از لباس و ظروف و غيره. 3- در خوراكي هاي انسان وحيوان. 4- در نام هاي مرغ ها و حيوانات و حشرات. 5- در اسامي روزها و ماه ها و سال ها و اقسام حرفه ها و ابزارهاي آن ها. 6- در كلمات و افعال مفرده و مركبه در هنگام گفتگو. اين رساله در حدود (250) بيت كتابت دارد. آغاز: بسمله الحمدلله رب العالمين و الصلوه و السلام علي خير خلقه محمد و آله الطاهرين. اما بعد اين شطري است از لغات و اصطلاحات فرس معمولي اهالي رامند كه حسب الفرمايش نواب اشرف امجد و الااعتضاد السلطنه وزير علوم و صنايع و تجار دام اجلاله العالي جمع آوري گشته هر چه در مقام خود نوشته و مختلف فيه هر قريه از قراء فارس (2} (1} را هم بسمت تحرير برآورده و در مقام

خود قلمي نموده و كلام در شش مبحث است. انجام: مخفي نماند چيزهائي كه نوشته نشده يكي آن كه گنجايش ندارد و يكي آن كه اكثر چيزها فارسي مصطلح است الهم اختم بالخير و السعاده بجاه محمد و آله صل علي محمد و آله و ارزقنا زيارت الحسين تمام شد. (885) لغات رامند قزوين اين نسخه بسال 1286 نگارش يافته، در رمضان 1287 داخل كتابخانه اعتضاديه شده و پشت ورق اول يادداشت شده و بنام لغات اهل قزوين در همان

صفحه بر اين كتابخانه وقف گرديده و پس از اتمام نسخه صورت صرف افعال بزبان فرس قديم با معادل آن ها بفارسي كنوني در هفت ورق نوشته شده و اين نگاشته شده بخط نسخ غير از نويسنده نسخه است و هر دو نويسنده نام خود را ننگاشته اند. جلد تيماج. كاغذ فرنگي مهره زده. واقف سپهسالار. قطع وزيري. شماره اوراق (14). صفحه (18) سطر. طول (23 2/1 سانتي متر (. عرض (14 2/1 سانتي متر (. شماره كتابخانه (1) {1} _______. (96) دهات رامند عبارت از: سياه دهن، آك، اسفرورين، شال، خيارج، قرقه، نرجه، خروزان، تزرك، شارين، و لازيگرد، محمودآباد، حسين آباد و دان اصفهان مي باشد. {1) {2) دهات نام برده رامند بعضي ترك و برخي فارس اند و مراد از قراء فارس مذكور در مقدمه، بعضي از دهات رامند است كه بفارسي گفتگو مي نمايند و در رساله نام شال و سيا دهن و اسفرورين مكرر ديده مي شود.

شرح كافيه > شرح جامي >) الفوائد الضيائيه ( (3)

(978) شرح جامي اين نسخه بخط نسخ نوشته شده، سال تاليف را كه مولف در آخر يادداشت نموده محو كرده اند، اينك سال نگارش نسخه هم معلوم نيست، ظاهرا از خطوط قرن دوازدهم هجري مي باشد، اوراقي از اول و ورق آخر وصالي شده و تعليقات مختصري بر صفحات تحرير يافته است. جلد ميشن ضربي. كاغذ كاهي. واقف سپهسالار. قطع وزيري كوچك. شماره اوراق (240). مختلف السطور. طول (23 2/1 سانتي متر (. عرض (13 2/1 سانتي متر (شماره كتابخانه (3157).

شرح كافيه > شرح مي رسيد شريف > شرح گيپائي

[420] شرح كافيه > شرح مي رسيد شريف > شرح گيپائي) فارسي (بقرائني كه زير اين سطرها نگاشته مي شود اين شرح تاليف مي رسيد شريف جرجاني است) علي بن محمد بن علي جرجاني حنفي يا شيعي استرابادي 1} (1) (816/814-740} كه از مشاهير

علماء علم ادب و دانشمندان و حكما بوده و صاحب معجم المطبوعات از او به عالم اهل المشرق تعبير كرده اند، بسال 2} (1) 779} كه شاه شجاع در قصر زر استراباد بود، سيد بخدمت پادشاه رسيد و مورد عنايت و توجه گرديد، با خود بشيرازش آورد و تدريس مدرسه دارالشفاء موسسه خويش را بدو تفويض نمود و چون امير تيمور گوركان شيراز را فتح نمود فرمان داد كه سيد بسمرقند رود و باسعد الدين تفتازاني مناظرات داشته و تا مردن اين پادشاه در آن جا بود و پس از آن بشيراز آمد و در آن جا بدان سرا شتافت و قبر وي در جائي كه آن را اكنون دارالشفا گويند مزار دانشمند است. صاحب مجالس المومنين و روضات بادله اي كه از مولفات اين سيد بيرون آورده اند تشيع او را ثابت كرده ولي مشهور به حنفي بودن است و مولفات وي عبارت از: شرح مواقف قاضي عضد ايجي در كلام، شرح مفتاح العلوم) قسمت بلاغت در حدود ده هزار بيت (، تعريفات العلوم، رساله در تحقيق معني حرف، كتاب در معما) در حدود پانزده هزار بيت است (، حاشيه بر كشاف (3} (2} 19 حاشيه بر شرح متوسط كافيه) اين حاشيه ناقص ماند و پسرش باتمام آن پرداخت (، حاشيه بر شرح رضي بر كافيه، حاشيه بر شرح اصفهاني بر تجريد) سيوطي شرحي بر تجريد

بوي نسبت داده و شايد مراد وي همين حاشيه است (، حاشيه بر مطول، حاشيه بر شرح مطالع، حاشيه بر شرح شمسيه استادش قطب الدين رازي، شرح تصريف العزي، شرح مختصر الاصول عضدي، شرح حكمه العين، حواشي بر فوائد شيخ ميثم بحراني، رساله در فن اصول الحديث، شرح فرائض سراجيه، الاصول المنطقيه، الرساله الشريعيه) در آداب بحث است (، ظفر الاماني في مختصر الجرجاني، و مولفات فارسي وي عبارت از صرف مير كه از كتب مختصره و مشهوره در علم صرف مي باشد و كتاب كبري و صغري (4} (3} در علم منطق و جواب مسائل امير اسكندر خان و ترجمان القرآن در ترجمه فارسي لغات قرآن كريم (5} (1} و غير از اين هاست. اين شرح مشهور به گيپائي است و گيپا در زبان فارسي بمعني كله پز است و در وجه تسميه اين شرح بدين نام در

فهرست رضويه نوشته شده كه سيد در اوائل جواني كه مدرسه نشين بوده به تعليم پسر كله پزي مشغول بود و پدرش هر روز ناهار استاد فرزند را تهيه مي نمود و سيد اين شرح را براي او نگاشت بنابراين مشهور بشرح گيپائي شد و در حدود (6000) بيت كتابت آنست. در اين جا مناسب است كه گفته شود جز سيد جرجاني بر كافيه شروح فارسي نوشته اند و از آن ها شرح محمد امين هروي) ج 2 كشف الظنون ص 25) مي باشد. آغاز: بسمله (6} (2} الكامه معني كلمه در اصل لغه يك سخن است و معني وي در اصطلاح نحوي الخ. انجام: آن كه اعراب فعل جاري بر حرف شود كه كلمه ديگر است حقيقه تمت الكتاب. (989) شرح كافيه شرح گيپائي اين نسخه بخط نستعليق بسال 1020 نوشته شده، از خود نسخه مولف و نام شرح معلوم نشد، پشت صفحه اول بنام " شرح گيپائي " معرفي شده و آغاز و انجام آن با شرحي كه در ص 15 ج 3 فهرست رضويه بنام شرح گيپائي از آن معرفي گرديده يكي است، متن كافيه در 82 ورق پيش از اين شرح گذارده شده و در همين فصل خصوصيات آن ذكر خواهد شد. جلد تيماجي. كاغذ كاهي. واقف سپهسالار. قطع ربعي. شماره اوراق كليه) ( اين شرح (176) صفحه اي (15) سطر. طول (19 2/1 سانتي متر (. عرض (13 2/1 سانتي متر (. شماره كتابخانه (1) {1} _______. (3163) اين شرح با مراجعه به بغيه الوعاه ص 459 نسخه خطي مدرسه، مجالس المومنين ص 347-345 در مجلس هفتم، روضات ص 499-497، كشف الظنون، فهرست رضويه و معجم المطبوعات ص 681-678 نوشته شده. {1) {2) اين تاريخ در مجالس المومنين ثبت شده ولي در روضات اين تاريخ را 787 سبع و ثمانين و سبعمائه نوشته است. {2) {3) در ص 123 ج 1 فهرست اين كتابخانه معرفي از اين كتاب گذشت. {3) {4) شمس الدين محمد پسر سيد شريف متوفي بسال 838 كبري و صغري را بنام " الدره " و " الغره " تعريب نموده است. {1) {5) نسخه اي از ترجمه لغات قرآن كريم بشماره (2015) در اين كتابخانه مي باشد، چنان كه در ص 185 ج 1 فهرست گفته شد بايستي همين كتاب باشد و از

مولفات نام برده بالا اول و 3 و 6 و 10 و 12 و 13 و 14 و 17 و 18 و 19 و 20 و 21 و 22 و 23 و 24 آن چاپ شده است. {2) {6) نسخه كتابخانه رضويه واين كتابخانه بدون مقدمه و ديباچه است و شايد كه مولف بدون مقدمه شروع بشرح كرده باش

كنز اللغات (3)

(780) كنز اللغات اين نسخه بخط نستعليق متوسط ميرمحمد امين نوشته شده، سال كتابت را كاتب سنه ثمانمائه بعد الالف نگاشته و اعداد آن را هم مغشوش رقم نموده ولي در آخر رساله كه بلافاصله بعد از اين نسخه بقلم آمده سال كتابت (1109) قيد شده و معلوم مي شود كه سال نگارش اين نسخه ثمان و مائه بعد الالف بوده (1108) و كاتب بغلط ثمانمائه بعد الالف نوشته دو رساله در الفاظ مفرده و مركبه ضميمه اين نسخه مي باشد كه در ص 186 و 187 همين فصل از آن ها نام برده شده. جلد تيماجي. كاغذ سمرقندي. واقف سپهسالار. قطع رحلي. شماره اوراق كليه (376). اوراق اين نسخه (362). صفحه اي (17) سطر. طول (30 سانتي متر (. عرض (20 سانتي متر (شماره كتابخانه (107).

صراح اللغه > الصراح من الصحاح (2)

(843) صراح اللغه اين نسخه بخط نسخ در سنه (1073) ترقيم يافته، كاتب نام خود را در آخر كتاب احمد بن ملا حامد معرفي كرده، حواشي مختصري بدون امضاء بندرت در كتاب مشاهده مي شود، تصحيح گرديده و كلمات افتاده در حاشيه نوشته شده، صفحات مجدول بسرخي و لاجورد مي باشد، در صفحه آخر پس از اتمام تاريخ بيش از يك سطر نوشته بوده آن را پاك كرده اند و بجاي آن شماره اوراق كتاب و نام آن را نوشته اند. جلد تيماجي. كاغذ سمرقندي. واقف سپهسالار. قطع رحلي. شماره اوراق (503). صفحه اي (25) سطر. طول (30 سانتي متر (. عرض (19 سانتي متر (

شماره كتابخانه (130).

مختصر تقويم اللسان

ه و منه قيل لنجد جلس لارتفاعها. و كثر عياله و كثرت عيلته و عائلته خطاء. و العروس للمراه و الرجل ايام البناء. و المصطكي وحب المحلب و المناره و المرقاه بفتح الميم. بهر حال نگارنده تاكنون تقويم اللسان را نديده و بمعجم المطبوعات هم مراجعه شد در آن جا نامي از اين كتاب نبود از فضلاء طهران كه داراي كتابخانه و اطلاع بكتب مي باشند پرسش شد آن ها هم تاكنون نديده و سراغ نداشتند و نسخه ذيل كه بتصريح در آن "مختصر تقويم اللسان" است در حدود (600) بيت كتابت دارد. آغاز: بسمله الحمد لله رب العالمين ........ باب الالف. تقول استهتر فلان بكذا بتائين الاولي منهما مضمومه و الاخري مكسوره علي ما لم يسم فاعله الخ. انجام: و اليوم فعلت مادامت الشمس طالعه فاذا غربت فامس الاحذث) كذا (لان اليوم انقضي. (790) مختصر تقويم اللسان اين نسخه بخط نسخ بسيار خوب نوشته شده، قسمتي از آخرين صفحه بريده شده و با كاغذي شبيه بكاغذ اصل وصالي كرديده، شايد بر آن قسمت نام كاتب و سال كتابت بوده، بسيار شبيه بخط ياقوت مستعصمي خطاط معروف نگارش يافته و توان گفت از ميان بردن رقم كاتب و سال كتابت براي آن بوده كه بنام ياقوت قلم داد گردد، بهر حال چنين بنظر مي رسد كه از

خطوط قرن هفتم هجري باشد، پشت صفحه اول اين عبارت نوشته شده: اين كتاب تقويم اللسان خط مولانا صيرفي (3} (1} مجموع اوراق سي و هشت ورق است قيمت ..... پس از لفظ قيمت كلماتي بوده محو گرديده و مهر بادامي نيز داشته كه آن هم محو شده است و پشت آخرين صفحه نيز يادداشتي بوده كه قسمتي از آن محو گرديده و آن چه از آن خوانده مي شود اين است: تاريخ ولادت بنده درگاه شب يكشنبه نهم شهر ذي القعده الحرام سنه 1131 و يادداشت هاي مختصر ديگر در دو جاي مذكور موجود است. و

چنان كه ترجمه گرديد در مقدمه تصريح شده كه اين نسخه مختصر تقويم اللسان است، نه خود تقويم اللسان مي باشد ولي كاتب پس از جمله لان اليوم انقضي كه در مقابل انجام ذكر شد گويد: نجز كتاب تقويم اللسان آخر نهار الخميس الخامس من شهر شعبان المبارك من سنه.) تاريخ ندارد (جلد تيماجي مذهب. كاغذ قديمي حنائي. واقف سپهسالار. قطع ربعي. شماره اوراق (38). صفحه (11) سطر. طول (18 سانتي متر (. عرض (13 سانتي متر (. شماره كتابخانه (2) {1} _______. (102) روضات ص 427 و 428، ابن خلكان ج 1 ص 280-279. نامه دانشوران ج 1 ص 275-262 و شذرات الذهب در ج 4 ص 1) {2}. 329) صاحب روضات الجنات در ص 428 نام اين كتاب را با استناد بكشكول شيخ بهاء الدين عاملي ره "تقويم غلط اللسان" معرفي

نموده در صورتي كه در كشكول) در حدود 1300 بيت باخر مجلد سوم مانده (نام كتاب "تقويم اللسان" ضبط گرديده و در مقدمه همين مختصر و نامه دانشوران نيز "تقويم اللسان" نوشته شده است. {1) {3) صيرفي چنان كه آقاي تربيت در ص 238 و 239 دانشمندان آذربايجان مرقوم داشته اند معروف بخواجه عبدالله و يكي از شاگردان ششگانه ياقوت مستعصمي است و از مشاهير خطاطين مي باشد و بسال 742 وفات يافته و در مقبره چرنداب كه يكي از محلات تبريز مي باشد دفن گرديده است.

قانون الادب (1)

(875) قانون الادب اين نسخه بخط نسخ نوشته شده، قسمتي از فصل سوم آن افتاده، نويسنده و سال نگارش در جاي ديگر از نسخه تذكر داده نشده، ظاهرا خط قرن يازدهم هجري مي باشد، پيش از كتاب فهرست انواعي كه اين كتاب بر آن ها مرتب شده، بوده، ولي ورق اول آن نيست و پشت ورق اول نسخه يادداشتي بوده آن را محو كرده اند و يادداشت ديگري بسال 1233 بر همان صفحه موجود و يادداشت مرحوم اعتضاد السلطنه جاي يادداشت محو شده نگارش يافته، بعضي از اوراق نسخه

وصالي شده و عناوين مطالب با شنجرف است. جلد تيماجي. كاغذ دولت آبادي. واقف سپهسالار. قطع وزيري. شماره اوراق (296). صفحه اي (25) سطر. طول. (25 2/1 سانتي متر (. عرض (18 سانتي متر (. شماره كتابخانه (10).

حاشيه مي رسيد شريف بر مطول (3)

(1044) حاشيه مير بر مطول اين نسخه را بسال 1070 محمد شريف بن حاجي حسن آملي بخط شكسته نستعليق خوب نوشته، ورق اول وصالي گرديده در حاشيه بعضي از اوراق تعليقاتي بامضاء ابي وردي، چلبي ملا ميرزاجان، و غيره ديده مي شود. جلد تيماج. كاغذ كاهي و دولت آبادي و فرنگي. واقف سپهسالار. قطع بغلي. شماره اوراق (192). صفحه اي (16) سطر. طول (15 سانتي متر (. عرض (9 سانتي متر (. شماره كتابخانه (2966).

ديوان ظهير فاريابي (4)

(1226) ديوان ظهير فاريابي اين نسخه ظاهرا در قرن دوازدهم نگاشته شده، اوراقي از اول و آخر آن افتاده، نويسنده اي بر چند برگ چندين قصيده ظهير را نوشته به اول نسخه پيوسته و ابياتي چند هم در آخر آن نوشته و طرز اصل نسخه چون نسخه اصل غير مرتب است ولي اينك آغاز آن موافق ديوان مرتب شده ظهير مي باشد. جلد تيماج. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع ربعي بزرگ. شماره اوراق (120). صفحه اي (14) سطر. طول (19 سانتي متر (. عرض (9 2/1 سانتي متر (. شماره كتابخانه (380).

المصادر زوزني (1)

(905) المصادر زوزني اين نسخه را بسال 1070 نظام الدين افضل بن قاضي

محمد بخط نسخ نوشته، ابواب و فصول آن هم باشنجرف نگاشته شده و پشت نسخه بنام تاج المصادر بر اين كتابخانه وقف گرديده ولي مسلما مصادر زوزني است. جلد تيماجي. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع خشتي. شماره اوراق (222). صفحه اي (15) سطر. طول (20 سانتي متر (عرض (14 4/1 سانتي متر (. شماره كتابخانه (88)

شرح نصاب

[348] شرح نصاب) عربي و فارسي (نصاب الصبيان يكي از منظومه هائي است كه ترجمه لغات مهمه عربي را بپارسي در بردارد و بسيار مشهور است و داراي شروح زياد مي باشد و ما در اواخر همين فصل از اين كتاب و شروحي از آن معرفي كامل خواهيم نمود، اين شرح كه خصوصيات نسخه آن را پس از اين خواهيم نگاشت يكي از شروح خوب نصاب است ولي بدبختانه صفحه اول و قسمتي از آخر آن افتاده و نسخه ديگري از آن را هم سراغ نداريم، لذا نام مولف را نمي توان بدست داد، از مطالعه نسخه هم مولف شناخته نشده، اما از قرائن معلوم مي شود كه هندي و حنفي مذهب بوده است. اين كتاب طرز خاصي دارد و آن اينست كه مطالب مندرجه در ديباچه نصاب را يك يك بنام سئوال ذكر نموده و در تحت عنوان جواب بشرح آن پرداخته. پس از آن معاني حروف را در تحت سه باب و هر بابي را مشتمل بر فصولي چند بدين گونه ذكر نموده: باب اول در مفردات. باب دوم در مركبات باب سوم در حروف عوامل. پس از اين شروع بشرح قطعات كتاب يك بيت يك بيت نموده و پس از نخستين بيت هر قطعه بدوا آن را تقطيع مي كند و آن وقت بشرح يك بيك لغات مندرجه در آن مي پردازد و گاهي معادل هندي آن را هم ذكر مي كند. به مناسبت شرح بيت نخستين كه مشتمل

بر نام خداي تعالي مي باشد منظومه اي در (102) بيت در بيان اسماء الله الحسني از صدر الممالك نام نقل نموده و در ذيل بيت دوم (50) بيت راجع بمعني

آسمان و زمين و خلقت آن ها از پدر خويش آورده است. براي نشان دادن طرز كتاب قسمتي از آن را در اين جا مي آوريم: بيت: " عرش " سقف و " بيت " خانه " كحل " سرمه " رمل " ريك العرش: بفتح العين المهمله و سكون الراء المهمله و بالشين المنقوطه تخت ملك "حسن " خوبي " قبح " زشتي "جاف" خشك و "رطب " تر. كقوله تعالي: ايكم ياتيني بعرشها قبل ان ياتوني مسلمين و سقف، و " بيت " " خانه " بفتح الباء الموحده و " عيال " را نيز بيت گويند و " دو مصراع " را نيز بيت گويند و جمعه البيوت و الابيات و جمع الجمع الاباييت و البيوتات و تصغيره بييت بالضم و قدجاء بالكسر و قس علي هذا تصغير امثاله كالشيخ و الشييء و العين. "الكحل" بضم الكاف و سكون الحاء المهمله " سرمه و مال بسيار " و بفتح الكاف "سال قحط " و الرمل بفتح الراء المهمله و سكون الميم "ريگ " و الرمله قليل منه و جمعه الرمال و الرمل بالفتحتين بحري از عروض است و نوعي از رفتن شتر و اندكي از باران " الخ. اين شرح تقريبا دوازده برابر متن نصاب مي باشد و چون اول و آخر آن افتاده و نسخه ديگري از اين شرح بدست نياوردم آغاز و انجام آن نقل نگرديد. (833) شرح نصاب اين نسخه بخط نستعليق نوشته شده، صفحه اول آن

افتاده نويسنده اي قسمتي از ابتداء شرح نصاب محمد بن فصيح دشت بياضي را استنساخ و بان ملحق نموده ولي با مطابقه با نسخه چاپ شده شرح دشت بياضي دانسته شد كه نويسنده تقلب نموده و اين شرح غير از آنست. آغاز ورق اول اصل نسخه اينست: مشهور بكنيت بود و غرض از نام امتياز است پس به چيزي كه سخت امتياز حاصل شود اولي بود بذكر و ديگر آن كه نصر دلالت بر نصرت مي كوند) كذا (پس چنانست كه مصنف مي گويد اللهم اجعلني نصير اللصبيان الخ. يك ورق پيش از ورق آخر ننوشته مانده و آخرين بيت كه در ورق آخر نسخه شرح شده هفت بيت باخر قطعه 38 مي باشد و آخرين سطر نسخه اين است: و الخياض من باب نصر يعني در آب شدن و در كاري شروع كردن و الغيل بفتح الغين المعجمه و سكون الياء التحتانيه. بسال 1261 بنام شرح نصاب دشت بياضي (1} (1} داخل كتابخانه

اعتضاد السلطنه گرديده و به همين نام در دفاتر مدرسه ثبت شده است. جلد تيماج. كاغذ دولت آبادي. واقف سپهسالار. قطع وزيري. شماره اوراق (119). صفحه اي (21) سطر. طول (22 سانتي متر (.عرض (13 سانتي متر (. شماره كتابخانه (. (92) 1) {1} _______ دشت بياض چنان كه در فرهنگ عباسي نوشته شده از توابع خراسان است و در ص 50 ج 2 مجمع الفصحا درذيل نام ولي دشت بياضي كه از شعراي متاخرين بوده نوشته شده: دشت بياض از توابع قائن است و بسبب سفيدي خاك آن جا را دشت بياض گويند. و از رساله اي خطي كه متعلق به آقاي صادق انصاري و در شرح حالات و اشعار ولي دشت بياضي مي باشد معلوم مي شود كه معاصر شاه طهماسب صفوي بوده و پس ازوفات آن پادشاه) سال 984) زنده بوده و باحتمال مالك محترم، اين رساله جزئي ازتذكره تقي الدين كاشي است و طرز نگارش هم اين احتمال را تاييد مي كند.

كافيه ابن حاجب (4)

(1012) كافيه اين نسخه بخط نسخ نوشته شده، پس از آن شرح گيپائي بر كافيه كه در صفحه 368 همين مجلد از آن معرفي شد گذارده شده، پشت صفحه نخستين مطالبي بوده آن ها را محو كرده اند و يادداشت وقفيت آن از طرف سپهسالار بر جاي آن ها نگارش يافته است، بايستي در قرن دوازدهم نوشته شده باشد. خصوصيات ديگر زير شماره (989) در صفحه 368 نوشته شده و با ضميمه آن در كتابخانه داراي شماره (3163) مي باشد.

ديوان ثنائي

[520] ديوان ثنائي) فارسي (خواجه حسين متخلص به ثنائي (1} (1} پسر غياث الدين محمد مشهديست و از شعراي اواخر قرن دهم هجري و مداح ائمه اثني عشر

عليهم السلام مي باشد و بنابر ضبط در تذكره خوش گو بسال 996 در لاهور بسراي آخرت شتافته و خالو زاده وي ميرمحمد باقر بن مير عربشاه مشهدي جنازه او را به مشهد برده و در آن آستان مقدس دفن نموده، بعضي از شعراي معاصر، او را خاقاني وقت و حسان زمان ياد مي كنند اگر چه بعضي از شعراي وقت چون ميرزا قلي ميلي (2} (2} و ولي دشت بياضي با وي مي پيچيدند و او را به خامي طبع و نقصان فطرت منسوب مي ساختند و مباحثه ايشان مشهور است، در ج 1 تاريخ عالم آراي عباسي نام برده شده و درباره وي گويد: شاعر قصيده گوئيست معاني بلند دارد و اما در شعر قصيده پيچيده مي گويد كه طبع اكثر سخن سنجان روزگار از درك معني آن قاصر است. و آذر در آتشكده درباره ثنائي گويد: ديوانش ملاحظه شد بزعم فقير يا كسي فهم معني كلام ايشان ندارد يا كلام ايشان معني ندارد. (3} (3} در تذكره حسيني است كه با فيضي و عرفي مشاعره نموده و از پهلوانان عرصه سخنوري است و ديوانش تخمينا پنج هزار (4} (1} بيت بوده است. در مقدمه ديوان ديباچه اي به نثر خود وي نگاشته و بنام و نسب و تخلص و وطن خويش تصريح نموده و خود را نديم) هم زبان (ابراهيم ميرزاي صفوي حاكم خراسان معرفي و در مدح و ثناي وي قصائد

و اشعار متعدد دارد و ديوان او مركب از قصائد و غزليات و قطعات و رباعيات و ساقي نامه است. آغاز ديباچه: حمدي كه متكلمان سخن گذار فصاحت شعار و نادره گويان بلاغت دثار الخ. آغاز ديوان: در روش حسن و ناز هست بسي خوش نما غمزه بطر ز ستم عشوه برنگ جفا. {1) {1) ______ در تذكره خوش گو شاعريرا كه نيز متخلص به ثنائي و معاصر اكبر شاه بوده نام برده شده و از او سه بيت نقل نموده است. {2) {2) ميرزا قلي ميلي در تذكره خوش گو معرفي شده و گويد بسال 984 ميل گل كشت عالم بالا نمود. {3) {3) آتشكده آذر ص 90 چاپي. {1) {4) نسخه اول ديوان نام برده در اين فهرست شامل 2858 بيت و نسخه دوم شامل 3142 بيت است.

عوامل جرجاني > العوامل المائه (1)

(1004) عوامل جرجاني) العوامل المائه (اين نسخه بخط نسخ نگاشته شده، نويسنده نام خود و تاريخ نگارش را ننوشته، ظاهرا از خطوط قرن دهم هجري مي باشد، در حاشيه اوراق نسخه و ميان سطرهاي آن تعليقاتي بفارسي در تركيب و توضيح جمل كتاب نوشته شده است و ضميمه باول كتاب جمل همين مولف است كه در ص 316 زير شماره (929) خصوصيات آن بيان شد بدان جا يا كتاب شماره (3112) كتابخانه مراجعه گردد.

حديقه الحقيقه

نسان باب سابع (21} (6} ز حال دشمن و دوست كه بيابي هر آن چه سيرت اوست باب ثامن (22} (7} ز گشت افلاك است كه چنين جايز است و ناپاك است باب تاسع (8} (23} ثناي شاه جهان آن كه دشمن ز تيغ اوست نهان باب عاشر (24} (9} صفات اين تصنيف كه نه بيني ديگر چنين تاليف چنان كه از مكتوب حكيم سنائي به بهرامشاه غزنوي و مكتوب منظومي كه به برهان الدين به بغداد نوشته و راجع باين كتاب و صحت مندرجات آن استفتاء كرده و آن چه محمد بن علي الرقا در مقدمه حديقه نگاشته، برمي آيد، پس از اتمام حديقه و اطلاع جمعي بر مندرجات آن) تصور مي كنم كه اطباء و منجمين و علماء كه در دربار بوده و بيانات سنائي را در باب نهم در ذيل ثناي شاه مخالف منافع خود ديده، تمايل به تشيع و علاقمندي سنائي را بخاندان حضرت پيغمبر (صلی الله علیه و آله) كه از اشعار حديقه آشكار است بهانه نموده و خواسته اند كه او را آزار كنند، مكتوب و منظومه وي به بهرامشاه و برهان الدين كاملا صريح در اين مطلب مي باشد (ناچار شده كه نظر پادشاه و رئيس علماء اسلام) در آن دوره (را بخود جلب نمايد، و نسخه اي از حديقه را پاكنويس و به بغداد پيش ابوالحسن علي بن ناصر غزنوي) برهان الدين (مشهور به بريان

فرستاد تافتوي بر صحت مندرجات آن

دهد. نگارنده از مقدمه محمد بن علي الرقا استفاده مي كند كه در همين روزها كه سنائي اين كار را انجام داد و نسخه را به بغداد فرستاد تب كرده و از اين جهان) تقريبا 7 ماه پس از انجام تاليف كتاب (بسراي باقي شتافت و در اين مقدمه است كه بامر بهرامشاه رقا از روي مسوده ها بجمع و ترتيب حديقه پرداخته است. سنائي خود از حديقه انتخابي كرده و مجددا برحسب خواست دوستان از آن انتخابي دگر نموده و اين منتخب دوم بشماره نام هاي الهي 1001 بيت مي باشد و شايد مراد حضرت مولوي از الهي نامه سنائي همين منتخب باشد و بنابر تصريح خود وي در ماه مرداد كه برحسب احتمال همان ماه، آخر عمر وي بوده اين انتخاب بانجام رسيده و بسال 1316 قمري علينقي ملقب به موتمن ديوان اين منتخب را بنام جعلي " لطيفه العرفان " كه بسليقه خويش بر آن گذارده در طهران چاپ نموده و ديباچه نثري بر آن نگاشته است. تمام حديقه بسال 1275 در بمبئي و باب اول آن بسال 1910 م با ترجمه انگليسي آن بقلم: rogaM.g. nosnehpetS در كلكته چاپ گرديده است. آغاز: بسمله اي درون پرور برون آراي اي خرد بخش بي خرد بخشاي الخ. {1) {1) _______ در نسخ هفت اقليم نام سنائي مجدالدين ثبت شده در صورتي كه در تمام

ديان و آثار او اين نام يا لقب براي وي ديده نشده و تذكره نويسان به تبع خود وي و معاصرين او را مجدود معرفي كرده اند بنابرين نام مجدالدين براي او مسلما غلط خواهد بود. {2) {2) تاريخ تولد سنائي را تاكنون كسي تعيين نكرده، نگارنده تاريخ مذكور بالا را از اين بيت سنائي: عمر دادم بجملگي بر باد بر من آمد ز شصت صد بيداد كه در اوائل باب غفله) پنجم، حديقه، نسخه چاپي (زير عنوان في تبديل الحال بعد الكمال مي باشد استفاده نموده چرا كه مي دانيم سنائي بسال 524 مشغول بنظم حديقه بوده و بنابر تصريح در اين بيت در اين هنگام شصت سال داشته (464=524-60) بنابر اين بسال 464 متولد گرديده است. تذكري كه در اين جا لزوم دارد اينست كه در بعضي از نسخه هاي خطي و نسخه چاپي حديقه بجاي شصت كلمه شيب نگارش يافته ولي مسلما اين كلمه اخير مصحف

شصت مي باشد چرا كه بيت ديگري از سنائي كه در آغاز همين مبحث مي باشد گذشته از اين كه در نسخ كهنه و صحيح حديقه صريحا شصت نوشته شده، نيز شصت سالگي ويرا معين مي كند و آن اينست: شير يك سالگيم كرد اثر * پس چل سال گرد عارض و سر. و مراد شاعر اينست كه يك سال شير سفيدي كه خورده ام موي سياهي كه از بيست سالگي در اطراف صورت داشتم چون رنگ خود سفيد كرده است. {3) {3) در سال وفات اين شاعر شهير چندين قول است (525 و 545 و 576 و 590)، متتبعين و دانشمندان، بيشتر همين سال (525) را كه نگارنده مقدمه، حديقه و مرتب كننده آن محمد بن علي الرقا معاصر وي) بامر پادشاه عصر بهرام شاه بن مسعود (تعيين نموده سال مرگ سنائي مي دانند و علامه نحرير آقاي قزويني در متن و حاشيه خاتم الطبع تفسير شيخ ابو الفتوج رازي) ص 635 ج 5) در اين باب شرحي نگاشته و اختلافات و دليل تاييد اين تاريخ را هم تذكر داده اند. {4) {4) شرح حال سنائي را در تاريخ گزيده) ورق 294 و 319 نسخه مدرسه (، تذكره دولتشاه سمرقندي) ص 64-62 نسخه مدرسه (، نفحات الانس) ص 707-706 نسخه مدرسه (، هفت اقليم) ص 253 نسخه مدرسه (مجالس المومنين ص 296-288) در مجلس ششم (، حبيب السير ص 33

تحفه العراقين (4)

(1109) تحفه العراقين اين نسخه را بخط شكسته نستعليق محمد بن عبدالله آشتياني بسال 1237 نوشته و پس از آن شروع بنوشتن "عبرت نامه " فتح علي خان صبا نموده) در همين فصل از آن معرفي خواهد شد (و بركنار آخرين ورق تحفه و چندين ورق ننوشته، پس از آن و اوراق آخر عبرت نامه ابيات و مطالبي بسال 1292 نگارش يافته و ظاهرا نويسنده آن ها اعتضاد السلطنه است. صفحات نسخه مجدول بطلا و لاجورد و شنجرف و داراي يك سرلوح در ابتداء ديباچه مي باشد و عناوين را با

شنجرف نوشته است. جلد تيماجي ضربي. كاغذ ترمه. واقف سپهسالار. قطع وزيري. شماره كليه اوراق (96). اين نسخه (83). صفحه اي (21) سطر. طول (23 سانتي متر (. عرض (13 2/1 سانتي متر (. شماره كتابخانه (411).

ديوان جامي

[521] ديوان جامي) فارسي (عبد الرحمن جامي از مشاهير علما و شعرا و متصوفه نقشبنديه است و در ص 359-357 شرح حال و مولفاتي از ايشان را نگاشته ايم، خود وي در مقدمه نفيس اين ديوان نگاشته كه پيش از اين ديوان خود را بر نهج ترتيب حروف تهجي مرتب كرده بودم و اكنون بر آن شدم كه آن را بترتيبي كه شايسته است مرتب نمايم و قصائد را بدين ترتيب: حمد و ثناء آلهي، نعت حضرت رسالت پناهي ص و حضرت مولي الموالي (علیه السلام) و ائمه هدي (علیهم السلام)، مدح پادشاه عصر) سلطان حسين (، نصائح و مواعظ بدون رعايت قوافي منظم نموده و در تاريخ اين ترتيب گويد: " و شروع در اين ترتيب در تاريخي بود كه واقفان قواعد معما از اين رباعي استخراج توانند نمود: رباعي با دل گفتم كاي بصفا گشته سمر هستي صدف پرا ز گهر چيست خبر از گوهر سال نظم اين عقد درر بر روي صدف نهاد يك دانه گهر " بنابراين بسال 884 كه چهارده سال پيش از مرگ وي باشد اين كار انجام يافته است. اين ديوان جامي گذشته از قصائد شامل غزليات مرتبه بحروف تهجي برحسب قوافي و مقطعات و رباعيات مي باشد و در حدود (8750) بيت شعر دارد و قطعا پس از اين تاريخ هم شاعر بيكار ننشسته و از اين گونه اشعار سروده و در ذيل "

هفت اورنگ " در اين باب سخني خواهيم راند. آغاز ديباچه: بسم الله الرحمن الرحيم هست صلاي سر خوان كريم خوان كرم كرده كريم آشكار گويد بسم الله دستي بيار پاكا پروردگاري كه زبان سخن گذار در دهان سخن وران شيرين كار شكر گفتار الخ. آغاز غزليات: بسم الله الرحمن الرحيم اعظم اسماء عليم حكيم محترمان حرم انس را تازه حديثيست ز

عهد قديم يا من بداجمالك في كل مابدا بادا هزار روح مقدس ترافدا

مقامات حريري (2)

(793) مقامات حريري اين نسخه را كه مشتمل بر تمام كتاب است در سال 1255 بخط نسخ خوبي عبدالله المحمديه نگاشته، پس از آن در سال 1257 سيد ابوالقاسم نائيني ترجمه فارسي آن را در زير هر سطر بخط نستعليق تحرير نموده، پشت صفحه آخر و ورق بعد از آن آياتي از قرآن كريم نقل گرديده و شرح قصيده برده كه در فصل دواوين از آن ياد خواهيم نمود ضميمه اين نسخه مي باشد. جلد تيماجي. كاغذ فرنگي مهره زده. واقف سپهسالار. قطع رحلي. شماره اوراق كليه (163). اوراق مقامات (149). صفحه (12) سطر. طول (30 2/1 سانتي متر (. عرض (21 سانتي متر (. شماره كتابخانه (3257).

سلوه الشيعه

7- سلوه الشيعه مولف كشف الحجب و الاستار در ص 312 در ذيل اين نام نوشته: " للشيخ علي بن احمد الفنجكردي بفتح الفاء و سكون النون و الراء و ضم الجيم و كسر الكاف و آخره دال مهمله قريه من قري نيسابور علي حد الدرب المتوفي سنه ثلث عشره و خمسائه 513 ذكره البيهقي في الوشاح و عبد الغفار في تاريخه و ياقوت الحموي في معجم الادباء جمع فيه اشعار مولانا علي بن ابي طالب عليهما السلام نحوا من ماتي بيت ". اين نسخه كه در ص 111-100 اين نسخه نگاشته شامل 138 بيت از اين كتابست و چنان كه گفته شد از اول افتاده دارد بنابر آن چه گذشت 62 بيت آن افتاده است.

[466-477] مجموعه عروض و غيره) عربي و فارسي (1- عروض نجاتي 2- عراضه العروضيين 3- مصادر مخالف قياس 4- عروض وحيدي 5- قصيده همام

تبريزي در مدح حضرت ختمي مرتبت ص 6- قصيده حرباويه 7- سلوه الشيعه 8- قصيده از بدر الدين خبوشاني 9- ايض قصيده اي از همو 10- بدايع الاسحار 11- عروض اندلسي 12- القاب العروض و دوائر پنج گانه آن.

شرح كافيه > شرح رضي (4)

(983) شرح رضي اين نسخه داراي دو قسمت است، بخش اول آن كه بدون تاريخ است نونويس و از ابتداء شرح تا آخر مبحث اسماء اشاره مي باشد و قسمت دوم آن كه از طرز و روش خط از خطوط اوائل قرن هشتم بنظر مي آيد، از مبحث عدد شروع و تا آخر شرح آن را داراست و ميان مبحث اسماء اشاره تا عدد كه در حدود 5000 بيت مي شود افتاده دو ورق كاغذ ننوشته ميان اين دو قسمت گذارده شده و تمام قسمت دوم متن و حاشيه است. جلد ميشن نيم ضربي. كاغذ فرنگي و خان بالغ. واقف سپهسالار. قطع رحلي. شماره اوراق (244). صفحه اي (31) سطر. طول (30 سانتي متر (. عرض (20 سانتي متر (. شماره كتابخانه (3207).

ديوان ذو الرمه

[530] ديوان ذو الرمه) عربي (ابو الحرث غيلان بن عقبه بن مسعود بن حارثه بن عمر بن ربيعه عدوي (117-77) مشهور به ذو الرمه (3} (3) {2} (2) {1} (1} از مشاهير شعراي عرب بوده و گويند وي شاعرترين عرب مي باشد و شعر به امرو القيس آغاز و به ذو الرمه بانجام رسيده است در ص 178 فهرست ابن النديم كتابي بنام " اخبار ذي الرمه " به هارون بن موسي بن عبد الملك كه يكي از رواه و جامعين اخبار بوده و از آن هائي است كه ابن نديم بدون واسطه رسائل او را نقل نموده، نسبت داده شده است. اصمعي گفته كه ذو الرمه به تشنگي جان داد و آخرين حرفي كه زد اين بيت بود: يا مخرج الروح من نفسي اذ احتضرت و فارج الكرب زحزحني من النار پشت نسخه زيرين زير عنوان الجزء الثاني من شعر ذي الرمه (4} (1} نوشته شده عن الاصمعي و در

ذيل ابيات بشرح لغات و توضيح مطالب و مراد آن ها پرداخته شده و بدين سبب آن را شرح اين ديوان توان خواند ولي در فهرست ابن النديم) ص 82) و بغيه الوعاه) ذيل عبد الملك (كه بشرح حال اصمعي و ذكر آثار او پرداخته شده، شرح يا توضيح مشكلات اين ديوان بدو نسبت داده نشده و اين ديوان بسال 1919 م. در لندن در چاپ خانه دانشگاه كمبريج چاپ گرديده است. نسخه زيرين زير ابيات كلمات مشكله آن ها شرح و بيان گرديده و چنان كه از مطالب مندرجه در فهرست دارالكتب العربيه) ج 3 ص 129) برمي آيد نسخه چاپي هم با اين تقيدات است و استاد كارليل انگليسي حواشي بر متن و اين تعليقات و مقدمه اي بر اين ديوان به انگليسي نگاشته و در همين صفحه تذكر داده شده كه يكي از دو نسخه خطي آن كتابخانه شامل قسمت هائي است كه مانند شرح مي باشد و منشي آن ها ابو الفتح حسين بن علي بن ابي منصور عائدي (5} (2} است. نسخه زيرين بخش دوم از اين ديوان مي باشد و با تعليقات در حدود (7000) بيت كتابت دارد و بدين بيت شروع شده و بيان عائدي) ظاهرا (كه در ذيل آن نگارش يافته اينست: آغاز: بسمله عونك اللهم و قال ذو الرمه ايضا: امن دمنه جرت بها ذيلها الصبا لصيدآء مهلا ماء عينك سافح يريد ماء عينك

سافح اي سائل من اجل دمنه لصيدآء ثم قال مهلا اي كف و ذيل الريح ماء خيرها. (1195) ديوان ذو الرمه اين نسخه بخط نسخ خوب نگارش يافته، پشت صفحه نخستين نوشته شده: كتبه جعفر بن شمس الخلافه. (6} (1} و در همين صفحه محمد مهدي عبد الرب آبادي كه از دانشمندان قرن سيزدهم هجري و يكي از مولفين نامه دانشوران بوده شرحي در معرفي از نويسنده نام برده، بنقل از وفيات الاعيان نوشته و يكي از مالكين نسخه تملك خود را بسال ششصد و هشتاد و اندي) مرتبه آحاد تاريخ سوراخ شده و بجاي آن وصله زده شده است (نوشته و يادداشت هاي ديگري نيز در اين صفحه موجود است. جلد چرمي ضربي بسيار ظريف. كاغذ حنائي. واقف سپهسالار. قطع خشتي. شماره اوراق (146). صفحه اي (15) سطر.) طول 23 2/1 سانتي متر (. عرض (17

2/1 سانتي متر (. شماره كتابخانه (1) {1} _______. (3337) در فهرست دارالكتب كنيه ذو الرمه ابو الحارث ضبط گرديده در صورتي كه در تمام ماخذ ابو الحرث ثبت شده است. {2) {2) در ص 406-404 ج 1 وفيات الاعيان و ص 171 ج 3 روضات و ص 913 معجم المطبوعات ازين شاعر معرفي گرديده و سال تولد و وفات بدين گونه كه در اين جاست ثبت گرديده است. {3) {3) در روضات بنقل از شرح شواهد سيوطي نگارش يافته كه اين شاعر را بمناسبت اين كه روزي بندي بر دوش داشت و زن خود را كه ميه نام داشته و از او آب خواسته آب داده و بدو گفته: اشرب يا ذا الرمه اين لقب داده شد و برخي گويند به مناسبت اين مصراع وي اشعث باقي رمه التقليد او را ذو الرمه گفته اند و رمه بضم اول و تشديد و تخفيف دوم ضبط گرديده است. {1) {4) پس ازين كلمه بوده زير وصله رفته و محو گرديده است. {2) {5) در وفيات الاعيان و شذرات الذهب و بغيه الوعاه و روضات بنام و زمان و شرح حال اين دانشمند دست نيافته ام، وجود تعليقات در اين نسخه ثابت مي كند كه پيش از قرن هفتم بر آن نگاشته شده است. {1) {6) در ص 314-113 ج 1 وفيات الاعيان گويد وي از دانشمندان خوش خط بود و كتاب هاي بسيار نوشته و چون خوب و صحيح مي نوشته

مرغوب است و ديواني لطيف دارد بسال 543 متولد و سال 622 وفات يافته است.

ديوان قطب الدين حيدر

[564] ديوان قطب الدين حيدر) فارسي (در كتب تراجم وتذكره ها قطب الدين حيدر و يا شاعر حيدر تخلص نيافتم جز در تذكره هفت اقليم در ذيل شهر تربت) ص 574) كه ظاهرا قطب الدين حيدريرا كه معرفي نموده صاحب همين ديوانست و عين عبارات آن كتاب اينست: "شيخ قطب الدين حيدر قطب وقت بوده و حيدريان بوي منسوب اند، ابدال سنجان شاه سنجان) در ص 75 جزء 3 جلد 3 حبيب السير وفات ابدال سنجان، ركن الدين محمود بسال 597 ثبت است (اين رباعي در حق وي

انشاء نموده: رندي ديدم نشسته بر خشك زمين نه كفر و نه اسلام و نه دنيا و نه دين نه حق نه حقيقت نه طريقت نه مجاز اندر دو جهان كرا بود زهره اين در تاريخ مباركشاهي آمده كه وي را شاه ابدالان مي گفته اند و مظهر آثار غريبه و امور عجيبه بوده چنان كه در تابستان به آتش در ميامده و زمستان در ميان برف مي نشسته و گاه گاه ويرا در بالاي قبه يا شاخ درختي مي ديده اند كه صعود طيور بر آن مشكل بوده فراز و شيب ره از رهروان گرم مپرس كه پيش مرغ هوا كوه و دشت يكسان است از شيخ نظام اوليا نقل است كه شيخ حيدر با ياران خود مي گفته كه اي عزيزان از مغل بگريزيد كه با چنگيزخان درويشي است از درويشان خداي كه مرا با او مقاومت نيست و اين مغلان به حمايت آن درويش بسياري از ولايات را خواهند گرفت و چون اين سخن بگفت در ششصد و هيجده (1} (1} ناپديد گشت ". اين شاعر در غزل سرائي طبعي غرا داشته و حيدر تخلص دارد، براي نمودار يكي از غزليات او را در اين جا مي آوريم: كنون كه شاهد بستان ز رخ گشود نقاب بيا و جلوه باغ بهار را درياب شكفت باغ چو نرگس تومست خواب غرور گذشت عمر بغفلت شبي بر آ از خواب چنان كه موسم گل يك دو روز مغتنم است غنيمت است جواني و روزگار شباب

مدار در چمن از مي قدح چو لاله تهي كه بهر داغ دل آمد درين جهان خراب اساس هستي حيدر بمي خراب اولي كه اين خرابه ندارد بنا مگر بر آب اين ديوان كه بترتيب حروف تهجي موافق رديف هاي غزليات مرتب گرديده در حدود 270 بيت شعر مي باشد. آغاز: بيارب ياربم تا روز بي ماه رخت شبها شب و روز از خدا وصل تو مي خواهم بيارب ها (1250) ديوان قطب الدين حيدر اين نسخه بخط نستعليق خوب نوشته شده، برگ آخر افتاده، ظاهرا از خطوط اوائل قرن دهم هجري مي باشد، چندين برگ از اول نسخه هم پاره شده و وصالي گرديده، يادداشت هائي كه پشت صفحه نخستين بوده محو گرديده، شاهزاده اعتضاد السلطنه بنام ديوان قطب الدين حيدر آن را معرفي نموده و به همين نام وقف گرديده، يك سرلوح بسيار ظريف در اول نسخه مي باشد و تمام صفحات

تذهيب و نقاشي و جدول كشي بسيار ممتاز گرديده است. جلد تيماجي ظريف طلائي. كاغذ متن خان بالغ حاشيه بخارائي. واقف سپهسالار. قطع ربعي. شماره اوراق (31). صفحه اي (9) سطر. طول (18 سانتي متر (. عرض (11 2/1 سانتي متر (. شماره كتابخانه (1) {1} _______. (248) در ص 76 جزء 3 جلد 3 حبيب السير وفات قطب الدين حيدر بدين سال ثبت گرديده است.

ديوان لطفي

[571] ديوان لطفي) تركي (اين ديوان كه خصوصيات آن زير اين سطرها نگارش خواهد يافت غزليات تركي لطفي مي باشد، در كتب تذكره بشرح حال و آثار اين شاعر دست نيافتم، از قصيده اي كه پس از حمد و ثناي آلهي و نعت حضرت رسالت پناهي در مدح شاهرخ پسر امير تيمور گوركان (1} (1} سروده زمان و عصر او معلوم شد و در اين قصيده به مرض شاهرخ و بهبودي او و شكر اين نعمت از طرف خود و عموم مردم، اشاره نموده و اظهار داشته كه محمد جوكي ميرزا و ميرزا عبد اللطيف و علاء الدوله (2} (2} از اين كسالت بي نهايت متالم و متاثر بوده اند. در ص 45 ج 3 طرائق الحقائق گويد: "مولانا لطفي از سخنوران روزگار و در نظم اشعار فارسي و تركي با اقتدار در سن نود و نه سالگي قصيده رديف آفتاب را در سلك نظم كشيده و مطلعش اينست: اي ز زلف شب مثالت سايه پرور آفتاب شام زلفت را بجاي ماه در بر آفتاب. و مولانا در جواني نخست بتحصيل علوم قيام نمود بعد از آن روي سلوك بطريق درويشان درآورد و در آن روش ثابت قدم مي بود تا وقتي كه از اين عالم رحلت نمود و در آخر زندگاني اين مطلع را منظوم ساخته بنزد مولانا عبد الرحمن جامي (898-817) فرستاد كه غزلي نمايد و در ديوان خويش ثبت كند و چنين نمود:

گركار دل عاشق با كافر چين افتد به زان كه ببد خوئي بي مهر چنين افتد " احتمال قوي و ظن نزديك به يقين دارم كه لطفي صاحب ديوان زيرين همين لطفي صاحب قصيده و اين

بيت مي باشد. اين ديوان غزليات و رباعيات در حدود (1600) بيت مي باشد. آغاز: اي ايكي جهان بيوليكينك اثبا تيغه گويا ذرات جهان مظهر يداكون كبي پيدا. (1260) ديوان لطفي اين نسخه كه شامل غزليات مرتبه بترتيب حروف تهجي برحسب قوافي مي باشد و پس از آن رباعيات تركي لطفي را دارد بسال 1275 بخط نستعليق خوب نوشته شده، داراي يك سرلوح مي باشد و حواشي و ميان سطرهاي دو صفحه اول ديوان تذهيب و نقاشي و طلااندازي گرديده و تمام صفحات مجدول بطلا و زنگار است. در آخر نسخه آثار محو چند سطر كه ظاهرا مشتمل بر نام كسي بوده كه نسخه براي وي نگارش يافته موجود و شامل سه برگ ننوشته مجدول مي باشد. جلد ساغري نيم ضربي طلا پوش. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع وزيري كوچك. شماره اوراق (61). صفحه اي (13 و 14) بيت. طول (22 سانتي متر (. عرض (14 2/1 سانتي متر (. شماره كتابخانه (1) {1} _______. (174) شاهرخ پسر امير تيمور گوركان بوده و 78 سال زندگاني كرده و 42 سال سلطنت نموده و بسال 850 در شهر ري بدان سراي رهسپارشده و اين دو بيت راجع به تاريخ مختصر حيات او در جلد ششم روضه الصفا مندرج است: سلطان جهان شاهرخ آن مظهر نور در هفصد و هفتاد و دو آمد بظهور در هشتصد و هشت شد بشاهي مشهور در هشتصد و پنجاه شد ازدار غرور. {2) {2) محمد جوكي پسر شاهرخ بوده كه در زمان حيات وي بدرود زندگاني گفته و عبد اللطيف پسر الغ بيك بن شاهرخ و علاء الدوله پسر بايسنقربن شاهرخ بوده اند.

نهج البلاغه (6)

(808) نهج البلاغه اين نسخه را بخط نسخ خوب سيد مرتضي بن نورالله كازروني از روي نسخه كه در سال (587) به تصحيح محمد بن ابي نصر نام رسيده بوده بسال (1107) نگاشته و مشتمل بر تمام كتاب مي باشد در حاشيه اوراق اوليه و

بعضي از اوراق ديگر تعليقاتي نگاشته شده و بركنار صفحه اول شاهزاده فرهاد ميرزا در سال (1256) يادداشتي نموده. ورق اول و ورقي از اواسط وصالي گرديده كنار و پشت ورق آخر مطالب و ادعيه اي بخط نسخ نگاشته شده و داراي يك سرلوح و تمام صفحات مجدول بطلا و لاجورد است. جلد تيماج. كاغذ سمرقندي. واقف سپهسالار. قطع وزيري. شماره اوراق (164). صفحه (19) سطر. طول (27 سانتي متر (. عرض (16 2/1 سانتي متر (. شماره كتابخانه (3084).

ديوان سلمان ساوجي (2)

(1202) ديوان سلمان ساوجي اين نسخه بخط نستعليق خوب نوشته شده، برگ هائي از آخر آن افتاده، ظاهرا در قرن دهم نگارش يافته و شامل اقسام اشعار نام برده در شماره پيش مي باشد، و در حدود (6900) بيت است. برگ هائي از آن وصالي گرديده و بدين بيت شروع شده: آسمان ساخت در آفاق يكي سورچه سور كه از آن سور شد اطراف ممالك مسرور. و آخرين بيت نسخه اينست: خواهم شبكي چنان كه تو داني و من بزمي كه در آن بزم تو و اماني و من. در اول نسخه پيشماني ظريقي مي باشد ولي اندكي محو شدگي دارد و پشت صفحه نخستين ابياتي نگارش يافته است. جلد ميشن مستعمل. كاغذ دولت آبادي. واقف سپهسالار. قطع وزيري. شماره اوراق (240) صفحه اي (15) سطر. طول (24 2/1 سانتي متر (. عرض (15 سانتي متر (. شماره كتابخانه (303).

شرح الفيه > شرح ابن عقيل

[401] شرح الفيه > شرح ابن عقيل) عربي (اين شرح الفيه از ابن عقيل است) بهاء الدين عبدالله بن عبدالرحمن بن محمد بن محمد بن عقيل القرشي الهاشمي العقيلي الهمداني الاصل ثم البالسي (1} (1} المصري 2} (2) (698/697/694/769} كه از مشاهير

دانشمندان قرن هشتم هجري بوده و مقام قاضي القضاتي يافته و نسب وي به عقيل بن ابي طالب) رض (برادر حضرت مولي امير المومنين علي (عليه السلام) مي رسد، وي دوازده سال شاگرد ابوحيان نحوي معروف بوده و او در حق ايشان گفته:) زير خرگاه آسمان در نحو كسي برتر از ابن عقيل نيست. (وفقه را از زين بن الكناني و غير از او و اصول فقه ودين را از علاء قونري و قراآت را بر تقي صائغ خوانده و احاديث را از محدثين استماع نموده و در زاويه شافعي در مصر مدرس گشته و در جامع طولوني مدرس تفسير شده و از اول تا آخر قرآن را با تفسير در بيست و سه سال آن جا القا نمود و باز از اول شروع كرد و در اثناي اين بار مرگ او را در آغوش گرفت، دولت و امراء براي او خاضع بودند، پيش كسي نمي رفت، مردي پر دل و داراي حشمه بود و مولفات وي عبارتست از تفسير بزرگ بر قرآن كه تا اواسط سوره نساء رسيد (3} (3} و تفسير ديگري كه آن را " التعليق الوجيز علي الكتاب العزيز " ناميده و اين نيز باخر نرسيده است و شرح تسهيل بنام " المساعد ") سيوطي گويد بر اين شرح حاشيه اي بنام " السيف الصقيل " نگاشته ام (، مختصر الشرح الكبير و الجامع النفيس و شرح الفيه ابن مالك) همين كتاب (. اين شرح را

چنان كه سيوطي و ديگران نوشته اند براي فرزندان قاضي القضاه جلال الدين قزويني نوشته ولي خود مقدمه اي بر آن ننوشته كه در آن جا تذكر دهد و اين شرح از شروح معروفه الفيه مي باشد. بر اين شرح، سجاعي متوفي بسال 1197 شرحي بنام " فتح الجليل علي شرح ابن عقيل " نگاشته و چاپ شده است و بر شواهد مذكوره در شرح ابن عقيل دو شرح نوشته شده: 1- عبد المنعم جر جاوي متوفي در حدود سال 1195 و 2- بنام " فتح الجليل شرح علي شواهد ابن عقيل " تاليف محمد قطه العدوي متوفي بسال 4} (1) 1281} و اين هر دو شرح با يك دگر چاپ گرديده است. جرجي زيدان گويد: مشهورترين شروح الفيه شرح ابن عقيل مي باشد كه مكرر چاپ شده و به آلماني ترجمه گرديده و اين ترجمه بسال 1853 م. در برلن چاپ شده است. آغاز: بسمله (5} (5} ش الكلام المصطلح عليه عند النحويين عباره عن اللفظ

المفيد فايده الخ. {1) {1) _______ منسوب به بالس مي باشد كه بگفته ياقوت در معجم البلدان) ج 1 ص 477) ميان حلب ورقه واقع شده است. {2) {2) ماخذ نگارش اين شرح روضات ص 458، شذرات الذهب ج 6 ص 214، بغيه نسخه خطي مدرسه ص 362، تاريخ آداب اللغه العربيه ج 3 ص 140 و معجم المطبوعات ص 187 مي باشد. {3) {3) كشف الظنون در ص 304 ج 1 تذكر داده كه تا آخر آل عمرانست و نامي از تفسير ديگر ابن عقيل نبرده است. {1) {4) نام اين دو شارح و تاريخ وفات ايشان در ص 1007 و 1689 معجم المطبوعات مذكور است. {2) {5) ابن عقيل پس از بسمله نه بيت از الفيه را نقل پس از آن در زير عنوان " ش " كه مختصر شرح مي باشد بشرح مطالب پرداخته است.

ادب الكاتب (1)

(749) ادب الكاتب اين نسخه بخط نسخ بسال 1282 نگاشته شده، كاتب از خود نام نبرده و مشتمل بر تمام كتاب است و عناوين را با سرخي نوشته و چند ورق ننوشته در اول آن است. جلد ميشن ضربي. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع وزيري. شماره اوراق (171). صفحه (17) سطر. طول (22 2/1 سانتي متر (. عرض (15 سانتي متر (. شماره كتابخانه (2793).

شرح فوائد الصمديه >) الفرائد البهيه في شرح الفوائد المصديه > شرح صغير صمديه ( (3)

(973) شرح صغير صمديه) الفرائد البهيه (اين نسخه بخط نسخ نوشته شده، نگارش آن خاتمه نيافته و شامل از ابتداء كتاب تا قسمتي از مبحث مبنيات مي باشد و آخرين سطر نسخه اينست:) فيكتب بالياء و هو للعاقل غالبا و من غيره قوله و العيش في اولائك الايام و قديق (. متن اين شرح) الفوائد الصمديه (ضميمه اين نسخه است

و در اين فصل آن را ذكر خواهم نمود. جلد تيماج. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع خشتي. شماره اوراق كليه (102). اين شرح (61). صفحه اي (16 و 11) سطر. طول (21 2/1 سانتي متر (. عرض (14 سانتي متر (. شماره كتابخانه (3147).

شرح تلخيص المفتاح > مطول (3)

(1060) مطول اين نسخه را بخط نسخ، عبدالله بن عبدالعلي جزائري، بسال 1081 نوشته، بر حاشيه بيشتر از اوراق تعليقاتي از چلبي، ابوالقاسم سمرقندي، ميرزا جان، سيد شريف، جمال الدين، شرح مفتاح سيد) الاطول (، صحاح و كشاف و غير از اين ها نگاشته شده، يادداشتي پشت برگ نخستين بوده آن را محو كرده اند و برخي از برگ ها چرب شده است. جلد تيماجي. كاغذ سمرقندي. واقف سپهسالار. قطع رحلي. شماره اوراق (218). صفحه اي (24) سطر. طول (32 2/1 سانتي متر (. عرض (19 سانتي متر (. شماره كتابخانه (2988).

شرح كافيه > شرح جامي >) الفوائد الضيائيه ( (2)

(977) شرح جامي اين نسخه بخط نستعليق نوشته شده، قسمتي كه نيز سال نگارش را معين مي نموده پاره شده، ظاهرا در قرن يازدهم نوشته شده، قسمتي از اول كتاب نونويس مي باشد، پشت ورق اول جمله هائي متفرق نوشته شده و قصيده اي در مونثات سماعي منسوب به ابن حاجب پس از ختم كتاب نوشته شده و اواخر برگ آخر پاره شده است. جلد تيماج. كاغذ دولت آبادي و فرنگي. واقف سپهسالار. قطع خشتي. شماره اوراق (221). صفحه اي (15) سطر. طول (22 سانتي متر (. عرض (15 2/1 سانتي متر (. شماره كتابخانه (3155).

ديوان ثنائي (1)

(1175) ديوان ثنائي مشهدي اين نسخه را بسال 1014 محمد حسين مشهدي بخط نستعليق نوشته، در ابتدا قصائد و قطعات و غيره بازگذارده شده كه تاريخ انشاء و مورد آن كه در ديباچه تذكر داده شده نگارش شود، " ديوان ولي دشت بياضي " كه در همين فصل معرفي خواهد شد بخط همين نويسنده بسال 1025 نوشته شده و پيوسته به اين ديوانست، پشت صفحه نخستين نسخه و در آخر ديوان ولي يادداشت هائي گرديده است. جلد ميشن. كاغذ كاهي. واقف سپهسالار. قطع وزيري كوچك. شماره اوراق دو نسخه (233). اين ديوان (110). صفحه اي (14) سطر. طول (22 سانتي متر (. عرض (15 سانتي متر (. شماره كتابخانه (284).

شرح الفيه > سيوطي > البهجه المرضيه

[403] شرح الفيه > سيوطي > البهجه المرضيه) عربي (اين شرح الفيه ابن مالك) در نحو (يكي از مولفات سيوطي است) جلال الدين عبد الرحمن بن كمال بن ابي بكر الخضيري (1) القاهري الشافعي السيوطي 3} (3) {2} (2) {1} (911-849) كه از مشاهير علما و دانشمندان قرن نهم هجري بوده و در اوائل قرن دهم وفات يافته است، سيوطي در بسياري از علوم و فضائل متبحر بوده مخصوصا در تفسير و حديث وفقه و نحو و معاني و بيان و بديع و لغه كه همه بر آن شهادت داده اند و در اين فنون و سائر علوم مولفات دارد، جرجي زيدان بنقل از "حسن المحاضره " مولف مولفات او را از كتاب و رساله بيشتر از سيصد (300) دانسته و تقسيم زيرين در تاريخ آداب اللغه مي باشد: 23 مولفه در تفسير و متعلقات آنست و 95 در حديث و 21 در لغه و 43 در اجزاء مفرده و 35 در علوم عربيه و 21 در اصول و بيان تصوف و 50 در تاريخ و آداب و غير از اين دو مي باشد و خوش بختانه بيشتر از مولفات وي باقي است و صاحب معجم المطبوعات 92 مولفه چاپ شده او را نام برده و از كلمان هوارشماره مولفات سيوطي را 415 و از فلوگل 560 و از جميل بك در كتاب وي كه بنام " عقد الجوهر"

مي باشد مولفات سيوطي را 576 كتاب و رساله دانسته و تذكر داده است كه سيوطي در " حسن المحاضره " شماره مولفات خود را 300 معين نموده است. جرجي زيدان نام 50 مولفه سيوطي را كه مهم بوده اند از چاپ شده و نشده ذكر نموده و ما حيرانيم كه از مولفات وي كدام يك را بر ديگري ترجيح دهيم بدين سبب نامي از مولفات وي نمي بريم و در اين فصل و اين مجلد از اين فهرست چندين مولفه از ايشان معرفي خواهد شد. اين شرح الفيه را مولف خود " البهجه المرضيه في شرح الالفيه " ناميده و ميان طلاب و دانشجويان به مناسبت اشتهار مولف و شارح، به نام " سيوطي " مشهور گرديده و از شروح مزجي بسيار مفيد مي باشد و از بدو تاليف تاكنون تدريس و تعليم آن معمول و بر آن حواشي متعدد نوشته شده و با حواشي و بدون آن مكرر در ايران و مصر و هندوستان چاپ شده است. آغاز: بسمله احمدك اللهم علي نعمك و آلائك و اصلي و اسلم علي محمد خاتم انبيائك و علي آله و صحبه و التابعين الي يوم لقائك اما بعد الخ. {1) {1) _______ جرجي زيدان گويد كه سيوطي جدا علي خود را اعجمي معرفي كرده شايد به همين جهت او را خضيري گويند كه منسوب به " الخضيريه " باشد كه محله اي از بغداد است. {2) {2) سيوطي منسوب به

اسيوط يا سيوط است كه يكي از نواحي كشور مصر مي باشد و بر رود نيل واقع شده و دانشمنداني به آن جا منسوب اند صاحب معجم المطبوعات چهار نفر را بدين نسبت نام برده است. {3) {3) اين شرح با مراجعه به معجم المطبوعات ص 1073 تا 1085 و ج 3 تاريخ آداب اللغه ص 233-228 و روضات ص 437-432 نگاشته شده.

مقامات حريري

[330] مقامات حريري) عربي (منشي اين مقالات حريري ره است كه در ص 21-19 بشرح حال ايشان پرداخته ايم و اين كتاب يكي از كتب معروفه و با اين كه چندان بزرگ نيست مشتمل بر بسياري از لغات و امثال و رموز و اسرار كلام عرب مي باشد و

جار الله زمخشري مفسر و اديب معروف در وصف اين كتاب گويد: اقسم بالله و آياته و مشعر الحج و ميقاته ان الحريري حري بان تكتب بالتبر مقاماته ابن خلكان در سبب تاليف كتاب گويد:) ص 419 ج 1) فرزند حريري ابو القاسم عبدالله گفته روزي پدرم در مسجد بني حرام نشسته بود ناگاه پيرمردي كه خود را با دو پلاس كهنه پوشيده بود داخل گرديد، بر او آثار سفر پيدا بود و آشفتگي احوال داشت ولي كلامش فصيح و نيكو بياني داشت از او پرسيدند از كجائي گفت از سروج، گفتند كينه تو چيست، گفت ابوزيد، پس از اين پيش آمد، پدرم مقامه معروفه بحراميه را كه مقامه چهل و دوم از اين مقامات مي باشد بنام ابو زيد ساخت، در ميان دانشمندان خبر آن منتشر گشت تا بگوش شرف الدين ابونصر انوشيروان بن محمد بن خالد بن محمد كاشاني وزير المسترشد بالله رسيد، چون آن مقامه را از نظر گذرانيد در نظرش جلوه اي بسزا نمود و پدرم را وادار كرد كه مقامات ديگري بر آن بيفزايد او امتثال نمود و در پنجاه مقامه باتمام رسانيد) اشاره به همين وزير است كه حريري خود در خطبه مقامات گويد: فاشار من اشارته حكم و طاعته غنم الي ان انشي مقامات اتلوفيها تلوا لبديع و ان لم يدرك الظالع ساوالضليع. (ابن خلكان

گويد آن چه نقل گرديد در چندين تاريخ ديده ام ولي در سال ششصد و پنجاه و شش در شهر قاهره) مصر (نسخه اي از اين كتاب مقامات را مشاهده نمودم كه تمام آن بخط حريري بود و در پشت آن بخط خود نگاشته بود كه اين كتاب را براي جمال الدين عميد الدوله ابوعلي حسن بن ابو العز علي بن صدقه وزير المسترشد تصنيف نموده ام. و شكي در آن نيست كه اين مطلب راست تر از اين است كه براي انوشيروان وزير تصنيف شده باشد چرا كه اين را مولف بخط خويش نگاشته است و جمال الدين وزير مذكور در سال 522 وفات كرده است. و در بعضي از مجموعات ديده ام كه مولف بدوا اين كتاب را در چهل مقامه مرتب نموده و آن را با خود ببغداد آورد و بر دانشمندان عرضه داشت، جمعي از اهل دانش و را منكر شدند كه از تو نيست و تاليف يكي از فضلاء مغرب بوده و بدست تو افتاده

وي گفت نه چنين است و خود بتاليف آن پرداخته ام، وزير او را خواست و از وي پرسيد چه كاره اي گفت منشي ام، وي براي آزمايش قضيه اي را بدو گفت و خواست كه آن را انشائي كند، دوات و قلم را برداشت و بگوشه اي از عمارت رفت و آن چه قلم را گردانيد، هيبت مجلس او را گرفت و نتوانست چيزي بنگارد. آري چه نيكو گفته است سعدي: اگر هر هفت سبع ازبر بخواني چو آشفتي الف از با نداني (. چون ببصره برگشت ده مقامه ديگر بر آن چهل مقامه اضافه نمود و ببغداد فرستاد و از آن حادثه كه در اثر مهابت مجلس برايش پيش آمد كرده بود معذرت خواست و انوشيروان وزير مذكور مردي دانشمند و بزرگ بود ويرا كتابي در تاريخ بنام " صدور زمان الفتور و فتور زمان الصدور " مي باشد و عماد اصفهاني در كتاب " نصره الفتره و عصره الفطره " كه در تاريخ دولت سلجوقي مي باشد از آن نقل هاي بسيار نموده و اين وزير در سال 532 وفات يافته است. و بر اين مقامات شروح بسيار نوشته شده كه بعضي از آن ها مختصر و پاره اي مفصل اند. انتهي كلام ابن خلكان. صاحب كشف الظنون) در ص 496 تا 498 ج 2) بذكر شروح اين كتاب پرداخته و حضرت استادي آقاي ميرزا محمد طاهر تنكابني دام ظله فرمايد كه در پاره اي از كتب نقل

هائي از شرح مقامات حريري تاليف مظهر الدين شيرازي معاصر قاضي عضدايجي) متوفي بسال 756) ديده اند. صاحب كشف الظنون نامي از اين شرح نبرده است. صاحب بغيه الوعاه گويد كه يكي از شاگردان در موقعي كه خدمت حريري مقامات را مي خواند كلمه شعثا مغبرا را در اين شعر: يا اهل ذالمعني و قيتم شرا و لا لقيتم ما بقيتم ضرا قد رفع الليل الذي اكفهرا الي ذراكم شعثا مغبرا بدين نحو " سغبا معترا " خواند كه معني مصراع اخير بطرز اصلي اين است: باستان مرتفع و بلند شما ژوليده حال گرد آلودي را آورد. و بطور تصحيف شده چنين است: گرسنه اي را كه سئوال نمي كند باستان بلند شما كشاند. حريري مقداري انديشه نمود پس از آن گفت حق با تو است و بدين گونه كه تو تصحيف كرده اي بهتر از اصل است ولي چون تاكنون هفتصد نسخه از اين كتاب را بر من خوانده اند و بر تمام

آن ها تصديق نوشته ام آن را تغيير نمي دهم. نخستين كس كه بشرح مقامات حريري پرداخته ابوالحسن بيهقي مي باشد و در فهرست مولفات او تذكر داده

ديوان كاتبي

[566] ديوان كاتبي) فارسي (محمد بن عبدالله متخلص به كاتبي (1} (1} از ترشيز خراسان مي باشد و چون به نيشابور آمده و در خط شاگردي نسيمي را كرده مشهور به نيشابوري شده، چندي ملازم بايسنقربن شاهرخ را نموده و قصيده رديف نرگس را حسب الامر وي تتبع نموده ولي چنان كه بايد در اثر حسد معاصرين مورد قبول نيافته و كار باستهزا كشيده، پس از آن از خدمت استعفا كرده و رو به شروان كرده، و امير ابراهيم كه مرباي بتربيت دانشمندان بوده او را پذيرائي كرده، كاتبي قصيده اي برديف گل در مدح وي ساخته و انعام بسيار يافته و در هنگام مراجعت بمرض طاعون در استراباد در گذشته و صاحب مجمع الفصحا وفات او را بسال 838 ثبت نموده و گويد دو مثنوي يكي بنام "مجمع البحرين" و ديگري بنام "محب و محبوب" دارد و همين مجمع البحرين وي مي باشد كه ذو قافيتين است و اهلي شيرازي "سحر حلال" خود را در مقابل آن ساخته است. آغاز: آفاق پر صداست ز كوه گناه ما كوه گناه چند بود سنگ راه ما. (1252) ديوان كاتبي نيشابوري اين نسخه در ابتداء نسخه شماره (279) اين كتابخانه مي باشد) ص 95-1)، و خصوصيات ديگر آن در ص 571 زير شماره (1172) نگارش يافت، شامل غزليات مرتب بحروف تهجي و مقطعات و

رباعياتي چند است و تمام آن در حدود 1000 بيت شعر است. {1) {1) _______ هفت اقليم ص 631-628، آتشكده آذر ص 75 و مجمع الفصحا ج 2 ص 29-28 مراجعه شده است.

ديوان منوچهري دامغاني (2)

(1276) ديوان منوچهري دامغاني اين نسخه پيوسته بديوان عنصري و هر دو زير شماره (389) در اين كتابخانه ثبت گرديده اند، و اين نسخه نيز همان گرد آورده هدايت مي باشد، تاريخ نگارش ندارد و خصوصيات ديگر نسخه در ص 645 زير شماره (1236) نگارش يافت.

شرح الفيه > سيوطي > البهجه المرضيه (6)

(951) شرح الفيه) سيوطي (اصل اين نسخه ظاهرا در قرن يازدهم نگارش يافته، چند ورق از اول و آخر آن افتاده بسال 1224 آن را نوشته اند و در حاشيه بيشتر از صفحات مطالبي از شرح تسهيل و ابن ناظم و ابن عقيل و ابو طالب و انموزج و كشاف و رضي و تصريح و اشباه و نظائر و غير از اين ها در توضيح مطالب كتاب نگاشته شده است. جلد ميشن. كاغذ سمرقندي. واقف سپهسالار. قطع ربعي. شماره اوراق (136) صفحه اي (15) سطر. طول (16 سانتي متر (. عرض (12 سانتي متر (شماره كتابخانه (3193).

ديوان فضولي بنگ و باده (3)

(1241) ديوان فضولي اين نسخه بخط نستعليق خوب) ظاهرا در قرن يازدهم (نوشته شده، نويسنده از خود و سال نگارش نام نبرده، ديباچه در اواخر كتاب ولي ناقص و برگ هاي آن متفرق صحافي شده و چند صفحه ديوان هم نونويس مي باشد، برگ اول كه شامل غزل نخستين بوده و اوراقي از آخر نسخه افتاده، عناوين غزل ها و سرفصل رديف ها با طلا نوشته شده است. جلد تيماجي. كاغذ بخارائي. واقف سپهسالار. قطع خشتي باريك. شماره اوراق (113). صفحه اي (15) سطر. طول (22 2/1 سانتي متر (. عرض (13 سانتي متر (. شماره كتابخانه (306).

نثر اللالي

[335] نثر اللالي) عربي (اين كتاب نيز منتخبي از كلمات قصار حضرت مولي امير المومنين علي بن ابي طالب (عليه السلام) مي باشد و در سي باب بترتيب حروف تهجي مرتب شده و هر يك از ابواب داراي چندين كلمه از كلمات حكمت آميز است، جامع و مرتب آن چنان كه پشت نسخه چاپي و در مقدمه بعضي از نسخ هاي خطي مشاهده مي گردد حضرت شيخ ابوعلي طبرسي صاحب مجمع البيان رحمه الله عليه است كه بسال 548 وفات يافته و در ج 1 ص 108 اين فهرست بترجمه و شرح بعضي از مولفات ايشان پرداخته شده ولي صاحب روضات) ص 512) در ذيل شرح حال شيخ طبرسي گويد: و نيز از مولفات اين عالم جليل بنابر آن چه بايشان نسبت مي دهند كتاب نثر اللالي است كه رساله اي مختصر و چون "غررو" درر آمدي مرتب بترتيب حروف تهجي است و در آن كلمات حضرت علي (علیه السلام) جمع آوري شده ولي گمان من اين است كه اين كتاب گرد آورده سيد علي بن فضل الله حسيني راوندي باشد و بر هر تقدير با " نثر اللالي " مولفه شيخ محمد بن جمهور الاحسائي كه موضوع آن مسائل فقهيه و اخبار مي باشد نبايستي آن را اشتباه نمود انتهي. و صاحب كشف الحجب و الاستار اين كتاب را) نثر اللالي - كلمات قصار (جز مابه عز الدين سيد علي بن فضل الله

راوندي نسبت داده است و شرح حال اين سيد جليل را فقط در هديه الاحباب) ص 140) در ذيل راوند و نام پدر وي يافتم و ترجمه آن اين است: سيد ابوالحسن عز الدين علي بن ضياء الدين عالمي دانشمند و فقيهي راست گو و اديبي اريب و شاعري اديب است و صاحب تصنيفات زياد مي باشد و سيد عليخان در "الدرجات الرفيعه" وي را بدين گونه معرفي مي كند: وي بچه شيريست كه شير روش وي را پيروي مي كند و دانش بوي پا برجا است و آن كس كه بپدر خويش اقتدا نمايد جاي دوري نرفته. و نيز در آن جا نوشته شده وي را مدرسه اي بزرگ در كاشان است كه بر روي زمين مانندي ندارد و در آن بسياري از علما و دانشمندان و پرهيزكاران و عابدان مسكن دارند و اين

سيد جليل) سيد علي بن فضل الله (تا سال 548 زندگاني مي كرده است. انتهي. صاحب وقايع الايام در حاشيه ص 409 ج 3 بنقل از رياض العلما گويد كه جامع كلمات قصار موسوم به نثر اللالي قطب راوندي است. چنان كه در ذيل صد كلمه در ص (69) گذشت اين كلمات قصار را عادل هر يك بيك بيت فارسي ترجمه نموده و آغاز و انجامش نيز در آن جا ثبت شده بدان جا مراجعه شود. در تحفه سامي كتابي بنام "نثر اللالي" به امير عليشير نوائي نسبت داده شده و اين امير كلمات قصار) نثر اللالي (را هر يك بيك رباعي تركي ترجمه نموده و آن را "نظم - الجواهر" ناميده و يك رباعي از آن را در "بدايع اللغه" ذيل لغت "ايلدام" يافتم. و نيز اين كتاب بنثر فارسي ترجمه گرديده و نسخه خوبي كه بخط سيد محمد بقا بسال 1312 با سفيداب نوشته شده و اخيرا جزء كتب اين كتابخانه گرديده داراي آن است ونامي از مترجم در آن نيست و چون هنوز نظم و ترتيب كتب اخير تمام نشده خصوصيات آن نسخه را در اين جا نمي آوريم. و بسال 1318 با ترجمه فارسي آن كه انشاء كاظم بن محمد گيلاني) فيلسوف الدوله (در همان سال مي باشد در طهران چاپ شده است: نثر اللائي بسال 1312 بضميمه " اربعين شهيد اول " و " شرح حديث كسا " و " اربعين ميرفيض الله حسيني تفرشي " نيز در طهران چاپ سنگي شده است (1} (1} آغاز: بسمله حرف الالف. ايمان المرء يعرف بايمانه. انجام: ياس القلب راحه النفس، يسعد الرجل بمصاحبه السعيد (800) .{2} .(2 نثر اللالي اين نسخه بخط نسخ نوشته شده، كاتب از خود و سال كتابت نام نبرده، از اين كه جزء مجموعه ايست كه بيشتر رسائل آن بسال 1074 نوشته شده بايستي اين نسخه نيز در آن سال نگارش يافته باشد. خصوصيات ديگر اين نسخه را به مجموعه شماره (2799) كتابخانه مراجعه نمائيد و اين كتاب در ص 26 تا 29 آن مجموعه نوشته شده است. {1 {1._______ در كشف الحجب آغاز اين كتاب پس از بسمله اين گونه نوشته شده: الحمدلله رب العالمين و الصلوه و السلام علي خير خلقه محمد و آله اجمعين هذا كتاب نثر اللالي الخ. و در نسخه چاپي پس از بسمله چنين

است: الحمد لله رب العالمين و الصلوه علي محمد خير المرسلين و آله الطيبين الطاهرين اما بعد فهذه كتاب نثر اللالي من كلام امير المومنين و امام المتقين و يعسوب الدين و خليفه رسول رب العالمين اسدالله الغالب علي بن ابي طالب عليه السلام علي ترتيب حروف الهجا حرف الالف ايمان المرء يعرف بايمانه. {2 {2- در نسخه چاپي ترجمه نثر اللالي عادل از كلمات قصاري كه ابتداء بياء شده فقط اين كلمه ذكر شده:) يبلغ المرء بالصدق منازل الكبار (ولي انجام نثر اللالي چنان است كه ملاحظه مي شود.

ديوان حافظ شيرازي (3)

(1182) ديوان حافظ شيرازي اين نسخه را بخط نستعليق خيلي خوب عربشاه بن محمد حسيني الاستادي) كذا (بسال 1047 نوشته، در آغاز ديباچه و قصائد و غزليات هر يك يك سرلوح زيباست و اطراف دو صفحه اول هر كدام تذهيب برگ موي اعلا گرديده و ميان سطرهاي آن ها طلا اندازي شده و ابتداء غزل ها نيز تذهيب گرديده و صفحات مجدول بطلا و لاجورد و زنگار مي باشد، شماره غزليات اين نسخه از دو نسخه پيشين كمتر و در حدود (4150) بيت مي باشد، چند برگ از آخر نسخه با كمال مهارت و استادي وصالي شده، دو برگ از ديباچه ميان قصائد صحافي شده، پشت صفحه اول نسخه و آخر صفحه آخر يادداشت هائي بوده محو گرديده است. جلد تيماجي. كاغذ سمرقندي. واقف سپهسالار. قطع وزيري. شماره اوراق (173). صفحه اي (14) سطر. طول (25 سانتي متر (. عرض (13 2/1 سانتي متر (. شماره كتابخانه (414).

ديوان مشتاق

[578] ديوان مشتاق) فارسي (سيد علي حسيني اصفهاني مشتاق تخلص از شعراي قرن دوازدهم هجري بوده و شعراي معروف معاصر وي چون آذر و عاشق و

هاتف و صهبا باستادي وي معترف اند، بيشتر به غزل سرائي و رباعي سازي رغبت داشته، آذر گويد "پس از مرگ سيد مرحوم برفاقت هاتف و صهبا ديوان اذكار او را مرتب ساخته" وراوي گروسي گويد "قريب به ششهزار بيت ديوان مرتب داشته اند مكرر بنظر رسيده (1} (1} در سنه يك هزار و يك صد و هفتاد و يك از شهر اصفهان بروضه رضوان رفت و مصراع اين بيت، در تاريخ وفات اوست: بهر تاريخ او نوشت رفيق جاي مشتاق در جنان بادا 1) {1} _______." 1171) > در ص 428-425 آتشكده 131 بيت انتخاب و چاپ گرديده و 66 بيت در انجمن خاقان نيز انتخاب گرديده است.

ديوان فضولي بنگ و باده (4)

(1242) ديوان فضولي اين نسخه بخط نستعليق) ظاهرا در قرن دهم (نوشته شده، شامل غزليات و رباعيات فضولي مي باشد، دو ورق از ديباچه آن افتاده و بر ورق اوليه كنوني يادداشت هائي بسال هاي مختلف نگاشته شده كه پيش ترين آن ها بسال 1198 بوده است. جلد تيماجي. كاغذ اصفهاني. واقف سپهسالار. قطع وزيري. شماره اوراق (85). صفحه اي (15) سطر. طول (24 سانتي متر (. عرض (14 2/1 سانتي متر (. شماره اوراق (308).

نهج البلاغه (1)

(803) نهج البلاغه اين نسخه بخط نسخ نگاشته شده و از نسخ قديمي اين كتاب مي باشد، كاتب از خود و سال كتابت نام نبرده ولي ظاهرا در قرن پنجم يا اوائل ششم نوشته شده و در آخر هر باب مطالبي كه در نسخ ديگر موجود نبوده با ذكر اين كه اين موضوع از روي نسخه اي كه در زمان مصنف نگارش يافته نوشته شده است، تحرير شده و بركنار صفحات و اوراقي كه در بين آن ها الصاق گرديده مطالب زيادي در شرح

و توضيح عبارات كاتب نسخه نوشته است و بعضي از اوراق اوائل و اواخر كتاب وصالي گرديده است. جلد تيماجي ضربي. كاغذ قديمي حنائي. واقف سپهسالار. قطع رحلي كوچك. شماره اوراق (330). صفحه (13) سطر. طول (26 سانتي متر (. عرض (18 سانتي متر (. شماره كتابخانه (3083).

ديوان شاهي سبزواري (1)

(1208 ) ديوان شاهي سبزواري اين نسخه بخط نستعليق بسيار خوب و از خطوط ممتاز ميرعلي هروي (1} (3} و داراي يك سرلوح بسيار ظريف و در ابتداء هر غزل و قطعه سر سوره هاي مينا شده مي باشد، صفحات مجدول، اوراق متن و حاشيه گرديده و حواشي زرافشان شده و موريانه برخي از اوراق را سوراخ كرده و بعضي از ميناهاي سرسوره ها هم ريخته است. جلد تيماجي نيم ضربي. كاغذ خان بالغ. واقف سپهسالار. قطع وزيري. شماره اوراق (43) صفحه (10) سطر. طول (20 2/1 سانتي متر (. عرض (14 2/1 سانتي متر (. شماره كتابخانه (3) {1} _______. (421) ميرعلي از مشاهير نستعليق نويسان مي باشد و در امتحان الفضلاء) سنگلاخ (ج 1 شرح حال مفصل ايشان مندرج و در آن جاست كه بسال 976 وفات يافته است.

ديوان) كليات (عرفي (4)

(1232) ديوان عرفي شيرازي اين نسخه فقط مجمع الابكار و خسرو شيرين بن عرفي مي باشد بخط نستعليق بسيار خوب نورالدين محمد لاهيجي بسال 1014 نگارش يافته، در آغاز هر يك از دو كتاب يك سرلوح زيبا رسم شده، چهار مجلس صورت سازي بسيار قشنگ كه هر يك نصف صفحه را فراگرفته دارا، برخي از صفحات مختصر وصالي شده و بنام " منظومه نورالدين لاهيجي " داخل كتابخانه اعتضاديه و اين كتابخانه گرديده و مسلما غلط است. جلد روغني دورو، درون

مجلس حضرت يوسف (علیه السلام) و زليخا و زنان مصر و كارد و ترنج و برون آن گل و بلبل. كاغذ كشميري. واقف سپهسالار. قطع ربعي. شماره اوراق (67). صفحه اي (15) سطر. طول (19 2/1 سانتي متر (. عرض (12 سانتي متر (. شماره كتابخانه (462).

رساله در الفاظ مفرده

[346] رساله در الفاظ مفرده) عربي بفارسي (اين رساله در حدود (500) بيت كتابت دارد، مولف نامي از خود نبرده و با تفحص او را نشناختم، و مرتب بحروف تهجي است. آغاز: بسمله و به ثقتي باب الالف " ابتداء و افتتاح " آغاز كار كردن، " انتها " بپايان بردن كار، " انشاء " از خود پيدا كردن، " التجا " پناه گرفتن، " التقا " بهم رسيدن و يك ديگر را ديدن، " احصا " شمردن، " استقامت " راست ايستادن، " استعانت "ياري خواستن، الخ. انجام: " يمامه " كبوتر، " يقطين " درخت كدو، و الله اعلم بالصواب تمت الالفاظ.

ديوان حسان بن ثابت

[523] ديوان حسان بن ثابت) عربي (حسان بن ثابت بن المنذر بن حزام انصاري مدني متوفي بسال 1} (1) 54} شاعر و مداح حضرت محمد بن عبدالله پيغمبر آخر الزمان صلي الله عليه و آله مي باشد، مورخين اتفاق دارند كه يك صد و بيست سال چون پدران خويش زندگاني نمود، نيمي از آن را در جاهليت گذرانيده بود و نيم دگر را در اسلام بپايان رساند، نابغه جعدي واعشي را دريافته و شعر خود را بان ها عرضه داشته و هر دو اعتراف بخوبي آن نموده اند. گويند كه چند نفر از قريش چون ابن الزبعري، ابي سفيان، نوفل بن حرث، عمرو بن العاص و ضرار بن الخطاب پيغمبر اكرم را هجا مي گفتند، حسان مقابله به مثل نمود و آن ها را هجاها گفت) در ديوان وي بسيار هجاي اين اشخاص ديده مي شود (، آن ها پس از اين ترك هجا كردند و اين چند بيت از قصيد

هايست كه در فتح مكه و هجاء كفار سروده است: الا ابلغ ابا سفيان عني فانت مجوف نخب هواء بان سيوفنا تركتك عبدا و عبد الدار سادتها الاماء هجوت محمدا فاجبت عنه و عند الله في ذاك الجزاء اتهجوه و لست له بكفوء فشركما لخير كما الفداء در ديوان وي مدائح و هجاها و مراثي ثبت شده، صاحب روضات از شيخ مفيد نقل نموده كه حسان پس از پيغمبر (صلی الله علیه و آله) از حضرت علي بن ابي طالب بسيار انحراف داشت و از تابعين عثمان بن عفان بود و مردم را از آن حضرت برمي گردانيد و بمعاويه مي خواند. در ديوان وي رثاهاي متعدد درباره خليفه سوم ديده مي شود اگر چه تصريحي بر آن معني كه نقل گرديد در مطالعه مختصر خويش نيافتم ولي توجه كامل و اعتقاد زياد وي از رثاهاي متعدد بخوبي واضح و آشكار است. اين ديوان شامل از اقسام شعر مذكور مي باشد و مكرر در اروپا و تونس و بمبئي و مصر و لاهور چاپ گرديده است. آغاز: قال حسان رضي الله عنه يوم فتح مكه عفت ذات الاصابع فالجواء الي عذراء منزلها خلاء (1185) ديوان حسان بن ثابت اين نسخه بخط نستعليق خوب بدون تاريخ نگارش يافته، پشت صفحه نخستين بسال 1284 ورود آن به كتابخانه اعتضاد السلطنه يادداشت شده، از طرز كتابت و كاغذ بايستي در همين سال يا كمي پيش از آن نگاشته شده باشد، در حاشيه برخي از صفحات معاني بعضي از لغات مشكله اشعار از كتب لغت نقل گرديده است. جلد تيماج. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع وزيري كوچك. شماره اوراق (90). صفحه اي (12) سطر. طول (22 سانتي متر (. عرض (14 سانتي متر (. شماره كتابخانه (1) {1} _______. (3346) در معجم المطبوعات ص 752 بنقل از اغاني و خزانه الادب و جمهره وفات حسان بسال 54 ثبت گرديده و در شذرات الذهب) ج 1 ص 60) و روضات الجنات) ص 39 ج 2) نيز در همين سال ضبط گرديده ولي در اين كتاب اخير گويد كه وفات ويرا بسال 40 نيز نوشته اند.

ديوان عماد فقيه كرماني (1)

(1234) ديوان عماد فقيه اين نسخه در زمان حيوه شاعر بسال 763 بخط نسخ خوب نوشته شده، مرتب بترتيبي نيست، در اين جا عين عبارت نويسنده كه در آخر نسخه نوشته نقل مي نمائيم: تمت كتابه الغزليات المجموعه في هذا المجلد من مقولات شيخ الاسلام الاعظم قدوه اكابر مشايخ العالم مرشد اعاظم السلاطين عماد المله و الشريعه و الدين علي الفقيه ادام الله ميامن انفاسه الشريفه باشاره الصاحب الاعظم سلطان الحاج والحرمين افتخار اكابر الخافقين جمال الدوله والدين مقبول اكابر السلاطين رشيد زيد قدره و عز نصره علي يد العبد الضعيف جنيد بن عوض سالار اصلح الله شانه في سبع الاول سنه ثلث و ستين و سبعمائه. و در حاشيه همين صفحه انتقال آن بسال 764 به ديگري يادداشت گرديده و دو صفحه نخستين داراي دو مربع مستطيل) پيشاني (مذهب و نقاشي شده ظريف از همان قرن هشتم و هنگام كتابت نسخه مي باشد و تمام صفحات مجدول بطلا و لاجورد است پشت صفحه نخستين يادداشت هائي موجود و يادداشتي را از آن جا محو كرده اند. جلد تيماجي نيم ضربي. كاغذ بخارائي. واقف سپهسالار. قطع وزيري. شماره اوراق (187). صفحه اي (14) سطر. طول (23 2/1 سانتي متر (. عرض (15 2/1 سانتي متر (شماره كتابخانه (182).

شرح تلخيص المفتاح > مختصر (3)

(1049) مختصر اين نسخه بخط نسخ بسال 1074 نوشته شده و بسال 1075 مقابله و تصحيح گرديده، بركنار صفحات تعليقاتي موجود، دو يادداشت از پشت برگ نخستين نسخه محو گرديده و نيز بنام مطول بر اين كتابخانه وقف شده است. جلد تيماجي. كاغذ نباتي. واقف سپهسالار. قطع وزيري. شماره اوراق (259). صفحه اي (18) سطر. طول (23 سانتي متر (. عرض (12 سانتي متر (. شماره كتابخانه (

2958).

حاشيه خطائي يا خطابي بر مختصر تفتازاني (3)

(1036) حاشيه خطائي اين نسخه را بخط نسخ خوب، محمد مومن قائني بسال 1099 نوشته، بركنار صفحات تعليقات ملا حامد و ملا عبدالله يزدي بر اين حاشيه نگاشته شده و حاشيه ملا عبدالله بر خطائي را كه پس از اين معرفي خواهد شد همين نويسنده بسال 1097 نوشته و در اين مجلد پس از اين حاشيه) حاشيه خطائي (گذارده شده. پشت نسخه و در دفاتر كتابخانه بنام " حاشيه خطائي بر مطول " وقف و ثبت شده است. جلد مقوائي دور تيماج. كاغذ كاهي. واقف سپهسالار. قطع وزيري. شماره اوراق كليه (186). اين نسخه (93) صفحه اي (15) سطر. طول (25 سانتي متر (. عرض (13 سانتي متر (. شماره كتابخانه (2961).

مراح الارواح

[436] مراح الارواح) عربي (اين كتاب، مختصري در علم صرف و بنابر تصريح در مقدمه آن تاليف احمد بن علي بن مسعود مي باشد، سيوطي در بغيه ذيل اين نام گويد مولف مراح بوده كه مختصري در تصريف و كتابي مشهور است و بر شرح حال وي دست نيافتم (1} (1} و صاحب روضات در ص 51 ج 1 احتمال داده اند كه مولف مراح همان احمد بن علي بن مسعود بن عبد الله معروف به ابن السقا باشد كه بسال 613 مرده و شاگرد ابن خشاب بوده و درباره وي نوشته اند (2} (2} كه مردي اديب و فاضل و در نحو دستي نيكو داشته ولي سيره اش ممدوح نبوده است. مولف در مقدمه نام اين كتاب را " مراح الارواح " گذارده، در حدود (900) بيت كتابت دارد و بسال 1233 در آستانه و 1244 و سال هاي ديگر در مصر چاپ گرديده، بر آن شروح چندي نوشته شده، بعضي در ص 415 ج 2 كشف الظنون نام برده شده و در ص 372-371

يكي از شروح آن معرفي گرديد و در ص 906 معجم المطبوعات ذكر شده كه شرح مراح تاليف شمس الدين احمد معروف به ديكنقوز كه از علماء قرن نهم هجري بوده و شرح ابن كمال پاشا بنام " الفلاح لشرح المراح " بسال 1309 چاپ شده است. آغاز: بسمله قال المفتقر الي الله الودود احمد بن علي بن مسعود غفر الله له ولوالديه و احسن اليهما و اليه اعلم ان الصرف ام العلوم و النحوابوها الخ. {1) {1) _______ در حاشيه ص 374 معجم المطبوعات نسخه اي از مراح الارواح كه بسال 840 نوشته شده در دارالكتب المصريه نشان داده شده و مولف آن فهرست روي آن حدث زده كه بايستي مولف از دانشمندان قرن هشتم يا نهم هجري باشد ولي از اين راه اين احتمال بسيار ضعيف است. {2) {2) سيوطي ابن السقا را در ذيل مولف مراح در بغيه نام برده و شرحي كه عبارات بالا ترجمه آنست درباره وي نوشته و احتمال يكي بودن اين دو نفر را نداده است.

النهايه في غريب الحديث و الخبر (2)

(912) نهايه اللغه اين نسخه بخط نسخ نوشته شده و مشتمل بر سه جزء اخير كتابست (2 و 3 و 4) كاتب نام خود و سال نگارش را ننگاشته، مجدول بطلا و لاجورد و داراي سرلوح ظريف كوچكي مي باشد، لغات و ابواب باشنجرف نوشته شده، ميان سطرهاي دو صفحه اول نسخه و حاشيه آن ها تذهيب برگ موي است، ورق اول و آخر وصالي شده وقفنامه را هم پشت صفحه اول نوشته اند و ظاهرا تاريخ كتابت آن پيش از نسخه پيش است. جلد تيماجي. كاغذ سمرقندي. واقف ميرزا محمد شفيع. قطع وزيري. شماره اوراق (408) صفحه اي (21) سطر. طول (28 سانتي متر (. عرض (16 2/1 سانتي متر (. شماره (249) قفسه مدرسه صدر.

ديوان مغربي

[580] ديوان مغربي) فارسي و عربي (محمد بن عز الدين بن عادل بن يوسف تبريزي مشهور به محمد شيرين و متخلص به مغربي متولد بسال 749 و متوفي بسال 1} (1) 809} از مشاهير شعرا و صوفيه مي باشد، مريد شيخ اسمعيل سيسي است كه وي مريد شيخ نور الدين عبدالرحمن اسفرائني است و گويند كه در يكي از مسافرت ها از دست يكي از مشايخ كه نسبت وي بشيخ محي الدين عربي ره مي رسيده خرقه پوشيده است. در نفحات الانس معاصر بودن مغربي با شيخ كمال خجندي تصريح شده و حكايتي از معاشرت اين دو در آن جا مندرج و غزلي از مغربي نيز نقل گرديده كه با اندك تغييري در يكي از مصرع هاي آن در ديوان او) نسخه زيرين (موجود است. گذشته از ديوان شعر مغربي را آثار زيرين بيادگار ماند: اسرار فاتحه، نزهه الساسانيه، جام جهان نما و " درر الفريد في معرفه التوحيد " در سه اصل توحيد و افعال و صفات خدا بزبان پارسي است كه آغاز آن اينست: سبحان ربك رب العزه عما يصفون. ديوان مغربي شامل اشعار عربي و فارسي مي باشد و آقاي تربيت تذكر داده اند كه بخش فارسي آن مكرر در ايران و هندوستان چاپ گرديده است. آغاز: خورشيد رخت چو گشت پيدا ذرات دو كون شد هويدا (1273) (2) ديوان مغربي اين نسخه بخط نستعليق نوشته شده، ظاهرا از خطوط اوائل قرن نهم هجري مي باشد، مرتب بترتيب قوافي از الف تايا مي باشد و پيش از شروع باشعار پارسي اشعار عربي مغربي نگارش يافته و پس از قوافي ياء ترجيع بندي از مغربي و پس از آن ترجيع بندي از خواجو نگارش يافته و پس از اين بخش رباعياتي كه ظاهرا از مغربي است نوشته شده و در حاشيه اوراق غزل هائي نگارش يافته و از اول نسخه اوراقي افتاده و بيت نخستين صفحه موجود اينست: كلها اذكره من ظللي او ربوع او معان كلها ميان ترجيع بند مغربي برگي نيز افتاده و بجاي آن برگ ننوشته اي اخيرا گذارده اند، تمام اين نسخه در حدود (2800) بيت مي باشد كه در حدود (234) بيت آن عربي است. جلد تيماجي ظريف. كاغذ حنائي. واقف سپهسالار. قطع ربعي. شماره اوراق (101). صفحه اي (

14. بيت. طول (18 2/1 سانتي متر (. عرض ( 11 2/1 سانتي متر (. شماره كتابخانه (285) 1) {1} _______ .(نفحات الانس ص 725-724 نسخه خطي اين كتابخانه، دانشمندان آذربايجان ص 351-351 و آتشكده ص 38 مراجعه شده است.

ديوان سيف اسفرنگ

[538] ديوان سيف اسفرنگ) فارسي (سيف الدين اعرج اسفرنگي) اسفرنگ كه آن را اسفره نيز گويند بنابر نوشته ياقوت در معجم البلدان) ج 1 ص 248) از توابع سغد سمرقند است و امين احمد نوشته كه تا مرغنان نه فرسنگ است (از شعراي قصيده سراي قرن هفتم هجري است و چنان كه خود وي تصريح نموده (1} (1} بسال 581 متولد شده و در ماخذ نگارش اين مختصر (2} (2} هشتاد و پنج سال عمر براي وي معين گرديده بنابراين بسال 3) (3) 666} وفات يافته در شمع انجمن نوشته كه صد سال عمر كرد و بسال 652 وفات يافت. و بطلان اين قول واضح است. اين ديوان شامل مدائح خوارزمشاهيان از سلطان علاء الدين محمد (4} (4} بن تكش بن الب ارسلان (617-596) كه او را سلطان سنجر و اسكندر ثاني خوانده اند تا سلطان جلال الدين آخرين پادشاه اين دودمان و درباريان و دانشمندان اين عصر و سلطان تاج الدين محمود پادشاه كرمان (5} (1} و امير عميد قطب الدين حبش كه از امراء مغول و از طرف جغتاي و جانشينان او اداره ماوراء النهر بدو بر گذار بوده و غزليات و مقطعات و رباعيات و تركيب بند و غيره مي باشد و دولتشاه شماره ابيات آن را دوازده هزار و هدايت ده هزار معين نموده اند و نخستين نسخه زيرين تقريبا شامل

11000 بيت مي باشد با اين كه برگ هائي هم از آن افتاده و ابياتي در نسخ ديگر از اين ديوان يافت مي شود كه در اين نسخه نيست. سيف الدين بيشتر بطرز خاقاني و ظهير فاريابي راغب بوده و اشعار حماسي زياد دارد در تمام ديوان او تخلصي نيست و از طرفداران و دوستان اهل بيت پيغمبر اكرم (صلی الله علیه و آله) بوده و در اين باب ابياتي چند در اين ديوان

موجودست و از آن هاست: تو داني كه بر اهل دين سخت باشد بجاي علي ديدن آل مروان زان كه در باب امامت ز پيمبر بيقين هست بر جمله اولاد علي نص علي آغاز: (2) (1) {1} _______ {6} در ورق 302 نسخه شماره (282) اين كتابخانه است: مرا مادر پس از تاريخ هجرت بسال پانصد و هشتاد و يك زاد نهال عمر من هفتاد و نه سال چو طوبي هر زماني نوبري داد اگر فرزند جسماني نبودم كه گيرد در جهان از نام من ياد مرا فرزند روحاني بسي هست كه جان غمزده زيشان شود شاد تن من گر بميرد تا قيامت بقاي جان فرزندان من باد {2) {2) تذكره دولتشاه ص 128-126 هفت اقليم 1209-1205، آتشكده آذر ص 233-232 مجمع الفصحا ج 1 ص 254-252، مقدمه ديوان سيف) اولين نسخه اين فهرست (از هدايت، شمع انجمن ص 213 و تاريخ مفصل ايران) مغول (آقاي اقبال ص 534. شامل شرح حال اين شاعر مي باشند. {3) {3) در آتشكده) فقط در نسخه خطي شماره (2682) اين كتابخانه تاريخ فوت را دارد و در نسخ ديگر خطي و نسخه چاپي سال وفات نوشته نشده است (و تاريخ ايران) مغول (وفات سيف الدين بسال 666 ثبت گرديده و در مقدمه اين ديوان و مجمع الفصحا هدايت با اين كه عمر او را 85 سال تصريح نموده و خود او تولدش را نيز بسال 581 نقل

نموده، گويد بسال 672 وفات يافته و اين مسلما اشتباه است. {4) {4) سلطان محمد بن تكش بن ايل ارسلان كه پيش از سلطنت ملقب به قطب الدين بوده و پس از آن علاء الدين گرديد از سال 596 تا 617 چنان كه در ص 177 جزء چهارم جلد دوم حبيب السير و تاريخ گزيده 498-494 عكسي ص 9-8 تاريخ مغول آقاي اقبال تصريح گرديده، سلطنت داشته و بواسطه فتح هاي پي در پي او را سنجر و اسكندر ثاني خوانده اند و اين كه در تمام ماخذ نام برده وي را مداح ايل ارسلان) متوفي بسال 558 بنا بر ضبط تاريخ گزيده ص 492 و بسال 567 بنابر قول حبيب السير و بسال 568 بنابر نوشته تاريخ ابو الفدا (معرفي كرده و نوشته اند كه بامر آن پادشاه قصيده اي از خاقاني را جواب گفت، مسلما اشتباه است چرا كه بنابر تصريح خود وي سيف الدين 23 سال

يا 13 سال پس از مرگ آن پادشاه متولد شده و در ديوان وي نامي از او و حتي از پسرش تكش كه از سال 568/558 تا 596 سلطنت داشته نيست. {1) {5) در اين ديوان قصائدي چند در مدح اين پادشاه ديده مي شود از آن هاست: تاج دين محمود شاه سند و كرمان آن كه هست ملك و ملت را معين و دين و دولت را نصير و در جاي ديگر از توقف سمرقند كه موطن وي بوده و بسيار از آن نام برده قصد كرمان كرده و گويد: من و خدمت شاه كرمان ازين پس كه شب كاه كاشان نير زد بكاهي) كاشان يكي از شهرهاي اسفرنگ است (. {2) {6) دو نسخه اين كتابخانه و نسخه كتابخانه مجلس هر يك بطرزي غير از طرز ديگري تنظيم شده و هر يك بقصيده اي شروع گرديده است.

ديوان فغاني شيرازي (1)

(1243) ديوان فغاني شيرازي اين نسخه بخط نستعليق بسيار خوب عبد الرشيد (1} (1} بدون تاريخ نوشته شده، شامل غزليات و مقطعات و رباعيات مي باشد و در حدود (3800) بيت شعر است، غزليات تمام و ابياتي از غزل هاي نسخه چاپي بيشتر دارد، سرلوحي كهنه و ظريف دارد و پشت صفحه نخستين اعتضاد السلطنه در معرفي نسخه و نويسنده آن و سال دخول آن به كتابخانه ايشان شرحي نگاشته اند، صفحات مجدول و تمام اوراق متن و حاشيه است. جلد ميشن ضربي طلاپوش. كاغذ متن خان بالغ حاشيه فرنگي آبي رنگ. واقف سپهسالار. قطع وزيري. شماره برگ ها (176) . صفحه اي (12) سطر. طول (25 سانتي متر (. عرض (16 2/1 سانتي متر (. شماره كتابخانه (1) {1} _______. (291) نويسنده در آخر نسخه فقط عبد الرشيد امضاء كرده و اعتضاد السلطنه اورا ديلمي معرفي كرده و در صفحه 195 پيدايش خط و خطاطان قطعه اي بخط اين نويسنده گر او رشده و در ص 194 گويد بشرح حال وي دست نيافتم. در تذكره الخطاطين) اواخر ج 1) گويد: ميرزا رشيدا خواهرزاده ميرعماد مالك افسر و ديهم سلطنت ممالك خط گشت ....... و بسال 1048 در كشمير

وفات يافت.) بايستي مراد همين عبد الرشيد باشد (.

مغني اللبيب عن كتب الاعاريب (6)

(1022) مغني اللبيب اين نسخه بخط نسخ خوب نوشته شده، نويسنده نام خود و سال نگارش را ننگاشته، يادداشتي بتاريخ 1241 بر كاغذي كه پيش از ورق اول نسخه است نوشته شده و پشت ورق اول نيز يادداشت هائي موجود است و يكي از آن ها را محو كرده اند، بايستي نسخه را نيز در قرن سيزدهم نوشته باشند و در حواشي صفحات اوراق اوليه تعليقاتي بخط شكسته نستعليق نگارش يافته است. جلد تيماجي نيم ضربي. كاغذ سمرقندي. واقف سپهسالار. قطع وزيري. شماره اوراق (255). صفحه اي (21) سطر. طول (24 2/1 سانتي متر (. عرض (15 سانتي متر (. شماره كتابخانه (3233).

ديوان نظيري نيشابوري (1)

(1280) ديوان نظيري نيشابوري اين نسخه را بخط نستعليق بسال 1085 در حيدر آباد هند نوشته اند، شامل قصائد و غزليات مرتبه و تركيب و ترجيع بند و رباعيات مي باشد و در حدود (8400) بيت است، پشت صفحه آخر چند سطري كه نگاشته بوده اندمحو گرديده ولي آثاري از آن باقي مي باشد و چند برگ از اول و آخر نسخه وصالي شده و صفحات مجدول بطلاست. جلد تيماجي مذهب گل و بوته قديمي، رنگ روغن رفته و طرف درون نيم ضربي طلا كشيده. كاغذ دولت آبادي. واقف سپهسالار. قطع وزيري. شماره اوراق (248). صفحه اي (17) بيت. طول (25 سانتي متر (. عرض (13 2/1 سانتي متر (. شماره كتابخانه (384).

لغت نوائي

[373] لغت نوائي) تركي (امير عليشير نوائي از وزراي دانشمند دانش گستر قرن نهم هجري بوده و گذشته از اين كه مولفات نظم و نثر از خود بيادگار گذارده، مشوق تاليف هاي گران بهائي مي باشد كه در اين فهرست بسياري از آن ها معرفي خواهد گرديد، در اشعار امير مذكور لغات تركي جغتائي بسيار وجود دارد، جمعي بر آن شده كه آن ها را گرد آورند و بفارسي ياتركي تفسير نمايند، ميرزا مهدي خان منشي نادرشاه كه خود يكي از علاقمندان باشعار امير عليشير مي باشد لغات نام برده را جمع و بشرح آن پرداخته و نام آن را " سنگلاخ " گذارده و نسخه آن در كتابخانه مجلس شوراي ملي مي باشد، در مقدمه آن اشاره به آن هائي كه بتفسير لغات امير مبادرت نموده اند مذكور و عين آن را در اين جا مي آوريم: اما بعد چون بنده حقير محمد مهدي غفر ذنوبه، از مبادي حال بخواندن اشعار امير نافذ الامر كشور بلاغت گستري و سخن آرائي امير عليشير نوائي، شوقي تمام و بدانستن آن كلام ميل مالا كلام داشت، بعد از آن كه في الجمله تنبعي حاصل شد، منوي خاطر گشت كه لغات مشكله آن ها را جمع سازد و بر معاني آن لغات كتابي بپردازد، اگر چه دو نفر رومي كه اسمشان در تاليفشان مذكور نيست و طالع نام هروي (1} (1}

و فراغي و ندرعلي و ميرزا عبد الجليل نصيري از لغت فهمان اين فن كتاب ها بر لغت نوائي مدون ساخته اند الخ. نسخه ذيل فاقد نام مولف مي باشد و از قرائن مولف شناخته نشد، چون نسخه بسال 1051 نوشته شده و امير در سال 906 وفات يافته تاليف كتاب ميانه اين دو سال بوده و در حدود (1680) بيت كتابت دارد. آغاز: بسمله عشق و محبت ميخانه سپينونك رند قدح پيماي و شعر و بلاغت كاشا سنوبك الخ. انجام: " يولد اماق " يول كوسترمك بيت: اول زمان لطف پر لاقولد اقولوم واخي اوزجانبكغه يولدايو لوم. تمت الكتاب بعون الملك الوهاب. (891) لغت نوائي اين نسخه را بخط نستعليق رجب بن محب علي شاملو بسال 105 بفرمان زال بيك قورچي خاصه نوشته و مهر زال بيك زير آخرين سطر نسخه مي باشد و دو صفحه اول تذهيب شده و لغات باشنجرف و صفحات مجدول بطلا است،

پشت آخرين صفحه و ورق سفيدي كه پس از آن بوده ابياتي از اميرنوائي و ديگران نوشته شده، مجالس النفائس امير عليشير و رساله اي در معرفت تقويم از قاسم علي ضميمه دارد كه هر يك در محل خود معرفي خواهد شد. جلد تيماجي. كاغذ كاهي. واقف سپهسالار. قطع ربعي. شماره اوراق نسخه (40) تمام اوراق (118) صفحه اي (15) سطر. طول (19 سانتي متر (. عرض (2/121 سانتي متر (شماره كتابخانه ((100) 1} {1} _______ لغت اين مولف بدايع اللغه نام دارد و در ص 160 و 161 شرح آن گذشت.

شرح مغني اللبيب > اغناء الاديب (1)

(993) شرح مغني اللبيب) اغناء الاديب (اين نسخه را محمد نبي بسال 1122 بخط شكسته نستعليق نوشته، طرز نگارش صفحات آن برخلاف عادت حمائلي مي باشد، حاشيه اي بر " شرح مختصر " تلخيص المفتاح كه در همين جلد از آن معرفي خواهد شد و مطالب متفرقه اي از احاديث و غيره و شرح ترجمه فارسي زيارت رجبيه ائمه اطهار (عليهم السلام) الله في كل ليل و نهار تاليف ميرزا محمد بن محمد رضاي مشهدي را نيز در آخر اين نسخه، همين نويسنده نوشته است، جلد ميشن. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع رحلي. شماره اوراق (186). صفحه اي (30) سطر. طول (29 سانتي متر (. عرض (20 2/1 سانتي متر (. شماره كتابخانه (3231).

شرح غرر الحكم و درر الكلم

[313] شرح غرر الحكم و درر الكلم) فارسي (اين شرح را بفارسي آقا جمال خوانساري ره متوفي بسال 1125 كه از علماء نامي اماميه بوده و در ص 18 و 391 و 564 ج 1 اين فهرست بشرح حال مختصري از ايشان و پاره اي از مولفاتشان پرداخته شد بر كتاب " غرر الحكم و درر الكلم " آمدي كه در همين فصل از آن نام خواهيم برد و

معرفي كامل از آن خواهيم كرد نگاشته اند. بعضي اين كتاب را ترجمه معرفي نموده و مولف خود نيز در خاتمه قسمت ديگر اين كتاب كه ذيلا از آن نام مي بريم آن را ترجمه ناميده ولي در مقدمه مجلد اول گفته است: " و در عبارات غامضه و فقرات مشكله آن كه محتاج باشند بكشف و بيان اكتفا بترجمه ننموده و بروجهي كه بايد تقدير و تفسير مراد و ايضاح و افصاح مقصود نمايد، لاجرم با وجود عدم استطاعت و قصور بضاعت بحكم المامور معذور بشرح كتاب مزبور بر نهجي كه منظور خاطر ملكوت ناظر والا و مطمح نظر انديشه جهان پيما بود پرداخت ". و گذشته از اين چون بخود كتاب مراجعه مي كنيم معلوم مي شود كه مولف پس از نقل عبارات و كلمات و بپارسي ترجمه كردن كلمات بشرح و بسط و تحقيق در آن ها پرداخته و از كتب خوب فارسي است. صاحب روضات در ص 155 ج 1 نگاشته اند كه اين شرح در دو مجلد است ولي در آن جا و جاي ديگر نيافته ام كه آيا شارح موفق باتمام اين شرح شده اند يا نه فقط دو نسخه از اين شرح را نگارنده ديده يكي نسخه ذيل است كه متعلق باين كتابخانه است و ديگري متعلق باقاي تربيت) محمد علي (مي باشد كه از ابتداء شرح حرف الباء تا آخر حرف الكاف مي باشد و در خاتمه آن چنين نگاشته

شده: وسيله رستكاري و دست آويز رحمت كرد گاري نصيب شده با تمام اين اجزا كه مجلد ثالث (1} (1} ترجمه كتاب مسطور است كام تمنا يافته چون بنا بر عزم سفر حج بيت الله حرام از سعادت ادراك مابقي كه وجهه همت است بازماند رجاء واثق و امل صادق است كه بعون الله و حسن تاييده ادراك هر يك از مقصدين ميسر و محصل گردد كتب ذلك حامدا لله رب العالمين و مصليا علي خاتم النبيين و آله الطيبين الطاهرين في اواخر شهر شعبان المعظم من شهور سنه 1113 من الهجره النبويه علي هاجرها اكمل الصلوه و اشرف التحيه. انتهي. و بقرائن مذكوره فوق احتمال مي دهم كه شارح موفق باتمام اين شرح نفيس نگرديده و كليه اين دو مجلد موجود در حدود (2} (2) (55000} بيت كتابت دارد و ظاهرا كاتب نسخه آقاي تربيت همين نويسنده نسخه مدرسه است. آغاز:

بسمله غرر و درر الفاظ و معاني و سلسله آراي شاهد زيباي حمد و سپاس الخ. (767) شرح غررالحكم و درر الكلم اين نسخه مجلد اول و مشتمل بر شرح از ابتداء كتاب تا آخر حرف الف مي باشد بقرينه اين كه در حاشيه پاره اي از صفحات آن حاشيه هائي از مولف بخط كاتب نسخه نگاشته شده و در ذيل آن ها كلمه " منه سلمه الله تعالي " يا " منه مد ظله العالي " تحرير يافته مسلما در زمان حيات مولف يعني پيش از سال 1125 نوشته شده، ولي كاتب از خود و سال نگارش نام نبرده، عبارات غرر الحكم) اصل كتاب (بخط نسخ و شرح آن بخط نستعليق است، محمد حسين بن نورالدين موسوي حسيني جزائري در لكنو از شهرهاي هند بسال 1148 شرحي مبني بر اين كه اين نسخه قسمتي از ترجمه غرر الحكم آمدي و تاليف آقاجمال است پشت ورقي كه پيش از ورق اول كتاب است مرقوم داشته و نيز برورقي كه در آخر نسخه است شرحي مبني بر تشرف بزيارت اين كتاب بدون امضاء بسال 1289 نوشته شده و شبيه بخط مرحوم حاج فرهاد ميرزا معتمد الدوله است و نيز در پشت نسخه يادداشتي مورخ بسال 1273 بخط شكسته نستعليق خيلي خوب و بامضاء نصر الله موجود است. جلد تيماجي. كاغذ سمرقندي. واقف سپهسالار. قطع رحلي كوچك. شماره اوراق (341) صفحه

(21 و 22) سطر. طول (27 سانتي متر (عرض (19 سانتي متر (شماره كتابخانه (1) {1} _______. (3307) در نسخه مذكور فوق مجلد ثالث نوشته شده ولي ظاهرا كاتب سهو كرده و صحيح آن مجلد ثاني باشد چرا كه با تفحص بسيار در خود كتاب ابتداء مجلد دوم را نيافتم و صاحب روضات هم دو مجلد بودن آن را تصريح كرده اند. {2) {2) شماره ابيات مجلد اول تقريبا (42800) و مجلد دوم (12200) مي باشد.

خمسه نظامي (3)

(1144) خمسه نظامي اين نسخه بخط نستعليق خوب نگارش يافته، دست حوادث برگ هاي آن را ضايع و قسمتي از ابيات آن را هم از ميان برده، در حاشيه آخرين

صفحه محمد علي بن محمد رضي بسال 1221 نوشته: بسعي ميرزا محمد هادي طبيب پسر ميرزا ابوالفضل طبيب اين نسخه كه در اثر موريانه منهدم و اوراق شده بود اتمام و اختتام پذيرفت. راستي بحدي خوب وصالي و ابيات آن تكميل شده كه فقط با دقت توان آن ها را از اصل تميز داد، در آخر هفت پيكر تاريخ اتمام نگارش نسخه ذيقعده سنه 997 نوشته شده و قسمتي از عبارات بالاي تاريخ محو گرديده، كتاب هاي آن بترتيب معمولي نيست و بدين گونه در اين مجلد گذارده شده: مخزن الاسرار، ليلي و مجنون، هفت گنبد، خسرو شيرين، اسكندر نامه) شرف نامه و اقبال نامه (، كتاب اول و دوم و چهارم داراي سر سوره ظريفي است كه مسلما از نقاشي هاي قرن دهم مي باشد و در آغاز كتاب سوم و پنجم در هنگام صحافي مذكور تذهيب مختصري شده، اشعار در متن و حاشيه نوشته شده و عموما عناوين مطالب نگارش نيافته، بسال 1356 نيز در اين كتابخانه صحافي گرديده و صفحات آن مجدول است. جلد تيماجي. كاغذ متن خان بالغ، حاشيه فرنگي. واقف سپهسالار. قطع رحلي. شماره اوراق (276). صفحه اي (34 بيت در متن 19 در حاشيه (. طول (30 سانتي متر (.) عرض 20 2/1 سانتي متر (شماره كتابخانه (355).

شرح تلخيص المفتاح > مطول

[452] شرح تلخيص المفتاح > مطول) عربي (اين كتاب چنان كه گفته شد نيز تاليف تفتازاني است (1} (1} و بنابر ضبطي كه در آخر نسخه شماره (1061) اين فهرست و شماره 2977 كتابخانه گرديده، در دوم رمضان سال 742 تاليف آن شروع و در بيست و يكم صفر سال 748 در هراه خاتمه يافته (2} (2} و از مشاهير كتب در اين موضوع مي باشد، و دانشجويان و دانشمندان باستفاده و افاده آن شوقي تمام داشته و دارند، حواشي و تعليقات بسيار بر آن نگاشته شده) ص 327-323 ج 1 و ص 484-480 ج 2 كشف الظنون (و از چند حاشيه آن در ص 400 و 412 و 496 اين مجلد

معرفي گرديده و مكرر با حواشي در ايران و مصر و هندوستان چاپ گرديده. آغاز: بسمله الحمد لله الذي الهمنا حقائق المعاني و دقائق البيان الخ. {1) {1) _______ در ص 346-344 همين مجلد شرح حال تفتازاني مولف اين كتاب نگارش يافته. {2) {2) در ص 224 ج 1 كشف الظنون تاريخ اتمام اين شرح مطابق آن چه در بالا ياد شده ضبط گرديده است.

تذكره هفت اقليم > هفت اقليم (2)

(1124) تذكره هفت اقليم اين نسخه كه شامل سه اقليم از هفت اقليم مي باشد. بسال 1071 در شهر كشمير بخط نستعليق نوشته شده، در حاشيه آخرين صفحه بسال 1203 مقابله آن يادداشت شده، پيش از شروع بكتاب فهرست رجال و شهرهاي سه اقليم را بخط شكسته نستعليق نظام الدين محمد نام نوشته، سرلوحي ظريف داشته ولي اندكي محو شده، مجدول بطلا و لاجورد و زنگار، اوراق متن و حاشيه مي باشد، عناوين با شنجرف و دو برگ از اول و يك برگ آخر وصالي شده است. جلد ساغري ضربي دورو. كاغذ كشميري. واقف سپهسالار. قطع وزيري. شماره اوراق (320). صفحه اي (17) سطر. طول (24 سانتي متر (. عرض (13 2/1 سانتي متر (شماره كتابخانه (2728).

شرح نهج البلاغه - علاء الدين گلستانه) حدائق الحقايق ( (1)

(779) شرح نهج البلاغه حدائق الحقايق اين نسخه قسمتي از جلد دوم اين كتابست) مبحث اول و دوم (و با نسخه ذيل تمام جلد دوم را شامل و يك سطر از آخر مبحث دوم در ابتداء نسخه ديگر نوشته شده و كاتب هر دو نسخه يكي و در اين جا تاريخ را ننگاشته است. جلد تيماجي. كاغذ اصفهاني. واقف سپهسالار. قطع خشتي. شماره اوراق (175). صفحه (23) سطر. طول (24 سانتي متر (. عرض (16 سانتي متر (

. شماره كتابخانه (3342).

نهج البلاغه (10)

(812) نهج البلاغه اين نسخه كامل را بخط نسخ علي بن احمد حسيني بسال 1268 برحسب امر سلطان حسين ميرزا نوشته و عناوين خطب و مطالب با شنجرف است. جلد چرمي. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع رحلي. شماره اوراق (173). صفحه اي (20) سطر. طول (30 سانتي متر (. عرض (18 سانتي متر (. شماره كتابخانه (3094).

شرح شافيه > شرح جاربردي

[409] شرح شافيه > شرح جاربردي) عربي (اين كتاب شرح شافيه ابن حاجب در علم صرف مي باشد كه در ص 332-330 معرفي از آن گذشت، اين شرح يكي از معروفترين شرح هاي آن كتاب و شارحش جاربردي (1} (1} است) فخرالدين احمد بن حسن بن يوسف جاربردي متوفي بسال 2} (2) (746} كه از معاريف علماء شافعي مذهب و ادباء در قرن هشتم هجري بوده و ميانه وي با قاضي عضدايجي) بسال 756 مرده و شرح حال و مولفات او را در ص 586 ج 1 فهرست نگاشته ام (مكاتبات در مسائل علمي رد و بدل شده) يكي از مكاتبات اين دو دانشمند در ص 108 تا 111 ج 6 طبقات سبكي موجود است (و بر يكدگر ردهائي نوشته اند، پس از مرگ جاربردي پسرش محقق فاضل ابراهيم بن احمد نيز كتابي بر رد قاضي عضد در حل بعضي از مشكلات كشاف نوشته و نام آن را " السيف الصارم علي عنق عضد الظالم " گذارده است، جاربردي را مولفاتي دگر چون شرح منهاج قاضي بيضاوي در اصول فقه و شرح الهادي الصغير تاليف عبد الغفار بن عبد الكريم قزويني شافعي متوفي بسال 665 در فقه) صاحب كشف الظنون در ص 416 ج 1 گويد باخر نرسيده و آن را الهادي

ناميده و آغاز آن را ذكر نموده است (و حواشي و تعليقات بر كشاف و رساله در نحو بنام المغني در نحو مي باشد] اين كتاب را بسال 801 بدر الدين محمد بن عبد الرحيم العمري البلالي بگفته كشف الظنون) ص 473 ج 2) شرح كرده و صاحب روضات شارح را شاگرد مولف و او را ميلاني بدون ذكر لقب وي ذكر نموده است.] شرح شافيه جاربردي از كتاب هاي در سي در علم صرف مي باشد و از بدو تاليف تاكنون هماره مورد مراجعه علما و استفاده دانشجويان بوده و از همه شروح برتري دارد، شارح در هنگام شرح به شرح مصنف برشافيه نظر داشته و مشكلات شافيه و شروح پيشين آن را بدون اطناب ممل و ايجاز مخل حل نموده و تاليف آن بنام سعد الدين (3} (1} ابي المكارم محمد بن تاج الدين علي ساوي وزير و براي تقرب بوي گرديده و داراي مطالبي است كه در كتب ديگر كمتر يافت مي شود. و در حدود (12000) بيت كتاب دارد، بسال 1271 در ايران و 1310 در آستانه ضمن مجموعه اي چاپ گرديده است. آغاز: بسمله نحمدك يا من بيده الخير و الجود و ليس في الحقيقه غيره بموجود الخ. (964) شرح جاربردي اين نسخه بخط نسخ بدون نام نويسنده و تاريخ نوشته شده، ظاهرا از خطوط قرن يازدهم هجري مي باشد، بسال 1261 داخل كتابخانه اعتضاد

السلطنه گرديده و تجليد شده، متن شافيه بالاي صفحات نسخه نوشته شده و در حاشيه بيشتر از صفحه ها حاشيه هائي بخط نويسنده نسخه و غير او موجود است. جلد مطلا. ميشن كاغذ كاهي. واقف سپهسالار. قطع خشتي بزرگ. شماره اوراق (130). صفحه اي (19) سطر. طول (28 2/1 سانتي متر (. عرض (20 سانتي متر (شماره كتابخانه (1) {1} _______. (3117) در ص 416 ج 1 و ص 44 ج 1 كشف الظنون چارپردي با جيم و پاه پارسي نوشته شده ولي در جاهاي ديگر همه باجيم و باء عربي ثبت كرده اند. {2) {2) با مراجعه به روضات ص 91 و شذرات ج 6 ص 148 و بغيه ص 176 نسخه خطي و معجم المطبوعات ص 670 اين شرح نوشته شده. {1) {3) در روضات اسعد الدين نوشته شده ولي در نسخه سعد المله و الدين مي باشد.

ديوان وحيد قزويني (2)

(1291) ديوان وحيد قزويني اين نسخه تقريبا شامل (22000) بيت غزل و قطعه و فرد و رباعي مي باشد) در حدود 200 بيت مثنوي نيز شامل است (بخشي از غزل ها) از اول غزل رديف الف تا اواسط حرف تاء در آخر نسخه گذارده شده و اوائل نسخه جز سه ورق كه شامل ابياتي از يك مثنوي مي باشد از غزليات به رديف دال شروع و تا حرف نون خاتمه مي يابد و ميان اين دو بخش مقطعات و ماده تاريخ هاست و فردها و رباعيات هم در ميان غزل ها موافق رديف هاست، برگ هائي از نسخه وصالي شده و بنام " جنگ اشعار " داخل كتابخانه اعتضاد السلطنه شده و به همين نام وقف و در دفاتر مدرسه ثبت گرديده است. جلد تيماجي نيم ضربي (1} (1} كاغذ اصفهاني. واقف سپهسالار. قطع رحلي بزرگ: شماره اوراق (275). صفحه اي (80) بيت. طول (36 سانتي متر (. عرض (25 سانتي متر (شماره كتابخانه (1) {1} _______. (163) پشت جلد با شنجرف ابياتي كه مطلع آن ها نوشته مي شود و آن چه روي يكي از جلدها بوده تراشيده شده است اينست: اين چه شور است كه در دور قمر مي بينم الخ.

ديوان علي نقي

[555] ديوان علي نقي) فارسي (زين الدين شيخ علي نقي كمره اي متولد بسال 1} (1) 958} و متوفي بسال 2} (1) (1060} از علماي اماميه قرن دهم و يازدهم هجري مي باشد و مولفاتي در فقه و حكمت و كلام و اخبار دارند و در ص 306-304 و ص 350-347 ج 1 فهرست دو مولفه ايشان را معرفي كامل كرده ام. اين عالم چندي قاضي شيراز بوده و به همين جهت صاحب امل الامل) ج 2 ص 56) ايشان را شيرازي معرفي كرده و پس از آن شيخ الاسلام اصفهان گرديده و كتاب مفصلي كه در رد بر نوح آفندي در مبحث امامت بفارسي نوشته اخيرا داخل در اين كتابخانه گرديده و در مجلد

بعد معرفي خواهد گرديد. اين عالم نقي تخلص است و ديوان وي شامل غزليات، رباعيات، قصائد، مقطعات، معميات، تركيب بند، مراثي و تاريخ هاست و نسخه زيرين در حدود (5300) بيت شعر مي باشد. آغاز) غزليات (: اي نام همايونت طغراچه فرمان ها خورشيد صفت طالع از مطلع ديوان ها آغاز) قصائد (: چو خفتگان لحد را صباح روز نشور ز خواب مرگ جهاند نهيب نفخه صور. (1233) ديوان علي نقي كمره اي اين نسخه را بخط نستعليق خيلي خوب محمد جعفر بن عنايت الله شيرازي بسال 1049 نوشته، دو سرلوح بسيار ظريف در آغاز قصائد و غزليات مي باشد و ميان سطرهاي دو صفحه اول آن ها طلااندازي و نقاشي گرديده و صفحات مجدول بطلا و لاجورد مي باشد، حاشيه برگ اول و آخر وصالي گرديده است. جلد ساغري ضربي و سوخته. كاغذ خان بالغ. واقف سپهسالار. قطع وزيري. شماره اوراق (217). صفحه اي (15) سطر. طول (25 2/1 سانتي متر (. عرض ( 14 2/1 سانتي متر (. شماره كتابخانه (1) {1} _______. (184) در اواخر بخش قصائد و مقطعات در تاريخ ولادت خود از زبان پدر گويد: فرزند علي نقي گزين در ثمين آمد بوجود و حظ وافر بيقين از دانش و دين و دولتش هست كه هست تاريخ " امام دانش و دولت و دين " . {1) {2) در ص

409-411 روضات شرح حال اين عالم جليل مفصلا نگارش يافته و در ص 214-213 آتشكده آذر و ص 50-49 ج 2 مجمع الفصحا مختصر معرفي از مقام شاعري و غزل سرائي ايشان شده است.

تذكره خوشگو > سفينه خوشگو

[490] تذكره خوشگو > سفينه خوشگو) فارسي (اين تذكره چنان كه جامع و مرتب كننده اخير آن دري شوشتري تصريح نموده و از خود آن نيز بر مي آيد سفينه نام داشته و قسمت دوم از چهار قسم تذكره اي بوده كه مولف آن شاعري خوشگو تخلص، شاگرد ميرزا محمد افضل متخلص به سرخوش) متولد بسال 1050 و

متوفي بسال 1126) بوده و ابن تخلص را ايشان بوي داده و آن را در عصر محمد شاه هندي) مغلوب نادر شاه (در هندوستان تاليف نموده و در همان هنگام بدست قشون نادر شاه افشار افتاده و نصيب يكي از بختياري ها گرديده و بسال 1228 كه در اثر باران سيلي بزرگ در كوه هاي بختياري جاري و بسياري از خاندان ها را بي خانمان كرده، در شوشتر اين كتاب روي اسباب هائي كه سيل خود مي آورده جاي گرفته و بدست يكي از اهالي آن جا رسيده، بالاخره بدست دري رسيد و برحسب خواست مرحوم سيد محمد بن سيد عبد الكريم موسوي كه از تعبيرهاي دري معلوم مي شود از علماي بزرگ آن شهر بوده و در هنگام ترتيب و تنظيم اين نسخه) سال 1240) زندگاني را بدرود كرده بود، نخستين بار بجمع و ترتيب آن پرداخته و بار دوم بفرمان عليقلي خان گروسي كه حاكم خوزستان گرديده مشغول تهيه فهرست و مقدمه اي بر آن شده ولي بواسطه فوت شاهزاده محمدعلي ميرزاي دولتشاه (1237) اين كار به انجام نرسيد، بسال 1240 حكومت خوزستان بشاهزاده محمد حسين ميرزا) حشمه الدوله (پسر دولتشاه برگزار و شوشتر را محل اقامت خويش قرارداد و در آن جا بجمع آوري اشعار و بحث در آن ها مشغول گرديد، ميرزا اسمعيل خان و ميرزا احمد خان كه از

سادات بزرگوار و در خدمت شاهزاده خدمت گذار بودند، نسخه اصل آب آورد اين تذكره را خدمت شاهزاده برده و داستان آن را معروض داشتند، پسند خاطر گشت و گفت: دور از مروتست كه چنين كتابي را به چنين وضع گذاريم الخ. آن دو عاليجناب دري را معرفي كامل كردند بحدي كه فرمودند گذشته از وضع فهرست و ترتيب و تنظيم آن بايستي تصرف هائي كه لازم بداند نيز در آن بنمايد و آن را بنام ما مطرز و موشح گرداند. تصرف هائي كه دري در تذكره نموده چنانست كه بخوبي در همه جا از اصل ممتاز است و در اين مجلد از تذكره نام (770) شاعر مرتب بحروف تهجي از الف تا يا ثبت گرديده و فهرست هر يك نوع از حروف پيش از آن گذارده شده و اين تذكره شامل شرح حال و آثار شعراي گذشته و معاصر مي باشد و در حدود (13500) بيت كتابت آنست. آغاز:

بسمله - در اين زمانه رفيقي كه خالي از خلل است - صراحي مي ناب و سفينه غزل است، كشتي حيات را ناخدا حمد خدائيست كه بني نوع انسان را الخ. (1116) تذكره خوشگو اين نسخه بخط نسخ نوشته شده، از شرحي كه يوسف نام منظر تخلص در حاشيه آخرين صفحه نسخه بسال 1244 نوشته بدست مي آيد كه دري تا آن زمان زندگاني مي نموده و اين نسخه متعلق بخود وي بوده، در حاشيه بعضي صفحات مطالبي بخط دري جامع و مرتب كننده تذكره است و در صفحه اي كه شامل شرح حال نويدي شيرازي است تصريح باسم خود كرده و مطالب هم گواه است، در صفحه اي كه شرح حال امير ابو تراب رازي مي باشد ميرزا محمد حسن بروجردي شرحي بخط خويش در بيان احوال ميرزا اشراق، اشراق تخلص و نيز در حاشيه صفحه اي كه حرف با باخر رسيده و شرح حال ميرزا تنها در آن شروع شده همو شرحي راجع به احوال بيدل) ميرزا حسن بروجردي (برحسب خواهش دري در شوال سال 1243 در شوشتر نوشته و پاره اي از برگ هاي نسخه حواشي آن ها وصالي گرديده است. جلد تيماجي. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع رحلي. شماره اوراق (323). صفحه اي (20) سطر. طول (29 2/1 سانتي متر (. عرض (21 سانتي متر (. شماره كتابخانه (2724).

القاب العروض - مجموعه عروضي و غيره

12- پس از اتمام شرح بالا از بيهقي زير عنوان القاب العروض 45 نام با شرح مختصر آن ها در ص 130 و 131 و نيز در ص 136-132 صورت پنج دائره عروضي كه بگفته بيهقي مذكور در عروض خويش تاليف يوسف عروضي مي باشد و شانزده بحر علم عروض را در پنج دائره وضع نموده و آخر عروض خود) بيهقي (آورده است و در اين جا همان دوائر ولي بزرگ تر با شرح و بسط بيشتر ترسيم گرديده و در ص 137 مجموعه مطالب متفرقه عروضي و ترجمه فارسي چند لغت عربي نگاشته شده و با

مقابله نسخ پيش مسلم شد كه خط بيهقي مذكور مي باشد و ظاهر اينست كه اين ها نيز از انشات اوست. (1082 تا 1093) مجموعه عروضي و غيره اين نسخه چنان كه بيان گرديد شامل دوازده نسخه مي باشد، و قسمت هائي از آن افتاده و از سال 735 تا 740 بتدريج نگارش يافته و كاتب آن فقط در يك جا عبدالله بن عبد الجليل بوده و باقي بخط وحيدي بيهقي است كه مولف يكي دو نسخه آن مي باشد، رطوبت در برگ ها اثر نموده و اندكي از عبارات را محو كرده و پشت صفحه اول بخط بيهقي ابياتي چند نگاشته شده است. جلد تيماج. كاغذ حنائي. واقف حاج ميرزا محمد تقي طهراني) جار الهي (و صي آقا ميرزا علي محمد حكمي اصفهاني) از تركه وي (. قطع ربعي. شماره اوراق (69). صفحه اي (15) سطر. طول (16 سانتي متر (. عرض (12 سانتي متر (. شماره (313) قفسه مدرسه صدر.

[466-477] مجموعه عروض و غيره) عربي و فارسي (1- عروض نجاتي 2- عراضه العروضيين 3- مصادر مخالف قياس 4- عروض وحيدي 5- قصيده همام تبريزي در مدح حضرت ختمي مرتبت ص 6- قصيده حرباويه 7- سلوه الشيعه 8- قصيده از بدر الدين خبوشاني 9- ايض قصيده اي از همو 10- بدايع الاسحار 11- عروض اندلسي 12- القاب العروض و دوائر پنجگانه آن.

عيون الحكم و المواعظ (2)

(787) عيون الحكم و المواعظ و ذخيره المتعظ و الواعظ اين نسخه را بخط نسخ خيلي خوب، محمد قلي در سال 1085 بنا بدستور علم الهدي فرزند حضرت فيض رحمهما الله نوشته و خود ايشان در آخر نسخه يادداشتي در شش سطر نگاشته اند. جلد چرمي اعلا. كاغذ اصفهاني واقف سپهسالار. قطع وزيري. شماره اوراق (137) صفحه (21) سطر. طول (24 سانتي متر (. عرض (15 2/1 سانتي متر (. شماره كتابخانه (1784).

شرح نهج البلاغه - ابن ابي الحديد (2)

(772) شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد اين نسخه بخط نسخ نگاشته شده و مشتمل بر جزء شانزدهم تا آخر كتاب مي باشد) ربع چهارم (، دو ورق از آخر و يك ورق از اول آن را در سال 1233 نگاشته اند ولي خط اصلي ظاهرا از خطوط قرن يازدهم هجري بوده و در آخر اولين جزء نسخه) جزء شانزدهم (عبارات ذيل نگاشته شده:) تم تصحيحه علي يد مالكه لطف الله بن محمد بن عبد المهدي البحراني و لكن علي نسخه غير ظاهره الصحه و ذلك بخامس عشر من شهر شعبان المعظم سنه 1164). ابتداء هر جزء سر سوره مطلائي است كه نام هر جزئي با سفيد آب بر آن نگاشته شده و صفحات كتاب مجدول بطلا و لاجورد است، فهرست بعضي از مطالب مندرجه در آن جزء را با ذكر صفحات آن پشت ورق اول نگاشته اند و بعضي از صفحات وصالي شده است. جلد ميشن. كاغذ خانبالغ. واقف سپهسالار. قطع رحلي كوچك. شماره اوراق (400). صفحه (25) سطر. طول. (30 سانتي متر (. عرض (18 سانتي متر (. شماره كتابخانه (3078).

شرح تلخيص المفتاح > مختصر (8)

(1054) مختصر اين نسخه بخط نسخ نوشته شده، نويسنده موفق بنوشتن نام خويش و سال نگارش نگرديده ظاهرا در قرن يازدهم آن را نگاشته اند، بر كنار برگ ها بيشتر از نسخه هاي ديگر پيشين تعليقاتي از شيخ الاسلام مي باشد و از ديگران نيز حاشيه هائي موجود و پاره از اوراق وصالي گرديده جلد ميشن. كاغذ سمرقندي. واقف سپهسالار. قطع وزيري. شماره اوراق (217). صفحه اي (16) سطر. طول (26 سانتي متر (. عرض (13 2/1 سانتي متر (شماره كتابخانه (2957).

ديوان) يا كليات (قاسمي يا قاسم انوار (1)

(1248) ديوان قاسم انوار اين نسخه از ديوان كه گذشته از غزليات و مقطعات و رباعيات شامل دو مثنوي " مقامات العارفين " و " انيس العارفين " مي باشد در حاشيه ديوان كمال خجندي از اول تا باخر نوشته شده) مقامات العارفين 27 برگ باخر مانده شروع و 20 برگ مانده خاتمه مي يابد و بخش اول آن هم مكرر نوشته شده و انيس العارفين از 20 برگ باخر مانده تا صفحه آخر ديوان نگاشته شده و حواشي آخرين صفحه كه شامل اواخر اين مثنوي اخير بوده اندكي محو گرديده است (نويسنده ديوان خود را علي دامغاني و سال نگارش را 821 معين نموده و بخط نستعليق خوب مي باشد، در كتابخانه زير شماره (266) ثبت گرديده و خصوصيات ديگر آن را زير عنوان ديوان كمال خجندي ذكر خواهم نمود.

ديوان مسعود سعد سلمان (2)

(1268) ديوان مسعود سعد سلمان اين نسخه بخط نستعليق بسال 1257 نوشته شده، 222 بيت از اول آن افتاده و نخستين بيت موجود آن اينست: كسي كه اشهدان لا اله الا الله نگويد او را سركن بتيغ تيز جدا و در رباعيات و قصائد و غيره در حدود 1000 بيت از نسخه پيشين بيشتر دارد، در آخر آن چند بيت زيرين مي رساند كه اين نسخه را از روي نسخه اي كه بسال 1021 نگارش يافته نويسانده اند: اين نسخه كه بر عروس اشعار پيرايه از جمال بفزود اشعار بديع پايدارش ز آئينه طبع زنگ بزدود از رشك معاني بلندش روح فصحا هنوز ناسود معنيش بزير لفظ حوري كز طرف عذار زلف بنمود تاريخ طلب نمودم از عقل گفتا " سخنان نيك مسعود " جلد تيماجي نيم ضربي. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع خشتي باريك. شماره اوراق (385). صفحه اي (21) بيت. طول (23 سانتي متر (. عرض (1/142 سانتي متر (. شماره كتابخانه (299).

التصريح بمضمون التوضيح (2)

(923) التصريح بمضمون التوضيح اين نسخه بخط نسخ خوب محمد باقر بن ملا ولي استرابادي بسال 1096 نوشته شده، عبارات متن را در همه صفحات باشنجرف نگاشته، از كلماتي كه در حاشيه صفحات نوشته شده معلوم مي شود كه تصحيح و مقابله با نسخي گرديده و كتاب الجوهره الثانيه في الشعر و علل القوافي تاليف ابوعمر و احمد بن محمد بن عبدربه كه در اين مجلد از آن معرفي خواهم نمود ضميمه آنست و فهرست مطالب تصريح در دو ورق اخيرا نوشته شده و پيش از كتاب گذارده اند. جلد ساغري. كاغذ خان بالغ. واقف سپهسالار. قطع رحلي. شماره اوراق كليه (305). اوراق ضميمه (18). صفحه اي (21) سطر. طول (28 2/1 سانتي متر (. عرض (18 سانتي متر (. شماره كتابخانه (3216).

فرهنگ ميرزا ابراهيم > نسخه ميرزا

(2) آغاز دو نسخه اين كتابخانه همين است كه نقل گرديد ولي تنظيم مطالب آن با شرفنامه پس و پيش شده و قواعد مختصره اي كه از زبان تركي در آن جا نگارش يافته چون قسمت هائي از قواعد زبان فارسي كه نيز در آن جا است در اين نسخه نيست و آغاز لغات آن اين است: آرا آرايش و آراينده و بمعني دوم اسم فاعل مستعمل شود چون سخن آرا و بزم آرا.

ديوان رودكي

. عرض (14 سانتي متر (. شماره كتابخانه (1) {1} _______ (386) در تاريخ وفات رودكي اقوال چنديست سال 329 را سمعاني و شيخ منيني اختيار و ترديد ميان 329 و 330 قول صاحب سخن و سخنوران و سال 304 در مجمع الفصحا و در هفت آسمان از مفتاح التواريخ سال 343 نقل گرديده و گويد كه در سلم السموات است كه نظم

كليله را بسال 320 نموده و از واله داغستاني نقل نموده: كتابي را بسال 330 تمام كرده. و شايد مراد و اله داغستاني همان كليله و دمنه باشد و در مقدمه ديوان چاپ طهران سال 343 ترجيح داده شده است.

تحفه سامي

[486] تحفه سامي) فارسي (سام ميرزا پسر شاه اسمعيل و برادر شاه طهماسب صفوي مي باشد) متولد بسال 923 و متوفي بسال 1) (975)، شاهزاده اي دانشمند و دانش دوست بوده، طبعي لطيف داشته، حكومت قندهار يافته و بربرا دربارها خروج نموده و بخشيده شده، بار آخر كه خروج نمود در قلعه قهقهه زنداني شد و در آن جا با اولاد خويش بسر مي برد در سال مذكور در هنگامي كه باد و پسر القاص ميرزا) سلطان احمد و سلطان فرخ (در آن قلعه نشسته بودند در اثر زمين لرزه بسيار سخت منزل بر سر ايشان فرود آمد و روحشان از بدن پرواز نمود. بسال 957 تذكره اي بنام " تحفه سامي ") در ديباچه اديبانه آن كه حاكي از قدرت كامل بر نثر نويسي وي مي باشد بدين تسميه تصريح شده (تاليف نمود و آن را بر هفت صحيفه قسمت نموده: صحيفه اول: در ذكر شمه اي از احوال شاه اسمعيل و اولاد و احفاد او و پادشاهان معاصر وي. صحيفه دوم: در ذكر سادات عظام و علماي افادت اعلام) در اين فصل سادات از علما معاصر نامبرده شده اند (. صحيفه سوم: در ذكر علماء اگر چه شاعر هم نبوده اند. صحيفه چهارم: در ذكر وزراء مكرم و سائر ارباب قلم. صحيفه پنجم: در ذكر شاعران مقرر و فصحاي بلاغت گستر) در اين فصل از عبد الرحمن

جامي متوفي بسال 898 كه درك حياه شاه اسمعيل را كرده شروع و معاصرين خود را نام برده است (. صحيفه ششم: در ذكر طبقه تركان و شعراي مقرر ايشان) در اين فصل از امير عليشير نوائي متوفي بسال 906 شروع نموده (. صحيفه هفتم: در طرفه گويان مقبول الكلام و ايراد سائر عوام) در اين صحيفه كارگران و خنياگران و ديگران از معاصرين خود را كه

گاهي بيتي گفته اند نام برده است (. چنان كه در دانشمندان آذربايجان) ص 177) بنقل از " احسن التواريخ " و " تكمله الاخبار " نقل گرديده اين تذكره شامل ترجمه احوال 6664 نفر از شعراي معاصر مولف مي باشد و ديواني هم نزديك به شش هزار بيت از ايشان ديده شده است. اين تذكره را آقاي وحيد دستگردي مدير و موسس مجله ارمغان بسال 1315 خورشيدي در طهران چاپ كرده اند. آغاز: بسمله الله الحمد قبل كل كلام بصفات الجلال و الاكرام حمد او تاج تارك سخن است صدر هر نامه نو و كهن است. (1105) تحفه سامي اين نسخه بخط نستعليق خوب نوشته شده، نويسنده از خود و سال نگارش در آخر اين نسخه نام نبرده ولي همين نويسنده " شبستان خيال " فتاحي را) در فصل ادبيات از آن معرفي مي شود (بسال 983 در ماه صفر المظفر نوشته و پيش از اين تذكره در يك جلد گذارده شده و جاي هيچ گونه ترديدي نيست در اين كه تحفه نيز خط نويسنده نام برده است، داراي يك سرلوح كوچك زيبا و صفحات مجدول بطلا و لاجورد و عناوين با شنجرف مي باشد و زير آخرين سطر نسخه آثار محو جمله ايست. جلد چرمي ضربي. كاغذ خان بالغ. واقف سپهسالار. قطع وزيري كوچك. شماره اوراق دو كتاب (261). تحفه سامي (174). صفحه اي (15) سطر. طول (22 سانتي متر (. عرض (14 سانتي متر (. شماره كتابخانه (2721).

شرح نهج البلاغه - امام جمعه طهران

ل (35 سانتي متر (. عرض (22 سانتي متر (. شماره كتابخانه (1) {1} _______. (3070) در جلد دهم روضه الصفا در ذيل ذكر شهر مشهد مقدس و بناي آن نام و نسب و عمر و امامت ايشان چنان كه نگاشته شد ضبط گرديده است و در كتاب " نخبه التواريخ " تاليف مرحوم ميرزا اسمعيل خان دبير كه يگانه نسخه خطي آن را آقاي ابوالقاسم سحاب دارند و از لحاظ اين كه در حدود دو هزار ماده تاريخ وفات در آن درج گرديده از كتب نفيس مي باشد دو بيت ذيل كه مصراع اخير آن تاريخ وفات اين عالم جليل است درج

گرديده: رهبر خلق جهان حبر امام جمعه گل باغ نبوي مير محمد مهدي گشت و اصل چو بحق گفت بتاريخ دبير ز جهان رفت علوي مير محمد مهدي 1) {2} 1263) > ترجمه از شرح ابن ابي الحديد مي باشد و اصل عبارات آن تقريبا در يك خمس باخر جزء (8) آنست بدان جا مراجعه گردد.

اطباق الذهب

[303] اطباق الذهب) عربي (مولف اين كتاب شرف الدين شفروه اصفهاني ره است) شرف الدين محمد (1} (1} اصفهاني شفروه متوفي در حدود 600). عوفي كه نزديك ترين تذكره نويسان بمولف و معاصر با وي مي باشد در لباب الالباب) ص 268 ج 1) وي را " از امانل اصفهاني واعيان جهان معرفي نموده و گويد كه در علم تذكير شهرتي داشت و مواعظ و نصايح او عقل را مرشد شافي و مصقله وافي بود فاما لطف طبع مروي را باعث و محرض آمد بر آنك گاه گاه نظمي چون آب زلال و شعري چون سحر حلال بپردازد و در غزل و مدح لطائف و ظرائف نظم مرتب گرداند و ديوان اشعار او مشهور است " و شصت و هفت بيت از اشعار او را در ذيل شرح حال وي آورده و نامي از اين كتاب نبرده و آذربيگدلي در " آتشكده " ذيل شعراء اصفهان اين شخص را نام برده و گويد كه معاصر با رفيع الدين لنباني) متوفي بسال 603) و جمال الدين عبد الدرزاق بوده و مجير بيلقاني (2} (1}) متوفي بسال 594) را هجا گفته شاهد فضلش رساله اطباق الذهب كافيست كه در مقابل اطواق الذهب زمخشري مشتمل بر صد پند و موعظه و شرح حال اصناف خلائق نوشته. و در آتشكده 25 بيت از اشعار اين مولف نقل گرديده، در تذكره دولتشاه نام اين دانشمند مذكور و اشعاري از

مديحه وي درباره سلطان طغرل بن ملكشاه نقل گرديده و در تاريخ گزيده درذيل شعراء نام وي و چند بيتي از او هست، صاحب مجمع الفصحاء ايشان را بنام " شرف اصفهاني " و از اهالي شفروه از قراء اصفهان كه اينك آن را پژوه مي گويند معرفي نموده ولي برحسب

تحقيق استاد علامه آقاي ميرزا محمد خان قزويني مدظله در تعليقات بر لباب الالباب) ج 1 ص 359-356) شفروه باشين و فاء وراء مهمله و واو و هاء باضم دو حرف اول و سكون راء يا فتح آن دو و سكون راء نام يكي از اجداد شرف الدين بوده و " شرف " تخلص مي نموده و در حدود سال 600 وفات يافته است. براي شناسائي بيشتري از اين دانشمند به تعليقات مذكور كه مفصل تر و جامع تر از همه نگاشته اند مراجعه شود و ديوان اين شاعر در موزه بر يطانيا موجود است. و چنان كه خود در مقدمه نگاشته تاليف اطباق الذهب برحسب امر احمد بن محمود بن علي الخوي، زاده الله توفيقا بوده و از ايشان چنين خواستار شده كه صد مقاله (1) در وعظ و نصيحت و خطب بهمان نهج كه علامه زمخشري در اطواق الذهب برداشت كرده اند بنگارد. {3} و گويد كه پس از زمخشري كسي نتواند چون وي قلم بدست گيرد و عباراتي چنان نگارش دهد ولي چون امر معظم له واجب بود شروع نموده و اين مقالات را نوشته و آن ها را مرتب ساخته و از آن پس " اطباق الذهب " نام گذاردم و هر يك از مقالات را بايه اي از قرآن كريم ختم نمودم تا ختام آن مسك باشد. از مطالعه مقالات اطباق الذهب قدرت مولف و منشي آن بخوبي واضح مي گردد و آن را توان

بر اطواق الذهب ترجيح داد. و در ص 165 ملحق دوم از جزء سوم فهرست دارالكتب المصريه نسخه اي از شرح بر اطباق الذهب كه بسال 1100 تحرير يافته مي باشد و آغاز آن اين است:) اعلم ان في التسميه و البسمله مباحث الاول في لغتها الخ (و در ذيل آن نگاشته شده كه شارح آن معلوم نشد. شيخ يوسف افندي النبهاني الفاظ مشكله و لغات غريبه اين كتاب) اطباق الذهب (را شرح و نسخه منطبعه در بيروت آن را داراست. آغاز: بسمله اللهم انا نحمدك علي اما اسبلت من جلابيب نعمك الخ. انجام: و اذاتبلي ابراهيم ربه بكلمات فاتمهن. {1) {1) _______ در تعليمات استاد علامه قزويني ذكر شده كه در فهرست اسپرنگر بنقل از تقي الدين كاشاني نام اين مولف شرف الدين عبد المومن ضبط گرديده، پشت صفحه اول نسخه چاپ شده مولف نيز شرف الدين عبد المومن بن

هبه الله مغربي اصفهاني ضبط گرديده، ولي با تتبع مقدور ندانستيم بچه مناسبت ايشان را مغربي معرفي كرده اند و در تذكره آتشكده آذر ذيل شعراء اصفهان نام ايشان شرف الدين فضل الله ثبت گرديده ولي در لباب الالباب ج 1 ص 268 و تذكره هفت اقليم در ذيل اصفهان شرف الدين محمد و در ذكره دولتشاه نسخه خطي اين كتابخانه ص 97 شماره (2727) شرف الدين سفروه اصفهاني باسين مهمله و در نسخه تاريخ گزيده مصحح قديمي اين كتابخانه شرف الدين شفروه اصفهاني و در مجمع الفصحاء ج 1 ص 302 بنام شرف ضبط گرديده ولي جز آتشكده اين كتاب را هيچ يك از تذكره نويسان از تاليفات و انشاآت او نشمرده اند در ص 165 ملحق دوم از جزو سوم فهرست دار الكتب المصريه نام مولف اطباق الذهب نيز شرف الدين عبد المومن المغربي الاصفهاني ضبط شد و صاحب معجم المطبوعات ص 1300 وي را شرف الدين عبد المومن بن هبه لله المغربي الاصفهاني المعروف بشقوره يا شقروه معرفي نموده و در ذيل آن گويد كه در اواسط قرن

ديوان رشيد وطواط

[531] ديوان رشيد وطواط) فارسي (رشيد وطواط در ص 440-339 معرفي كرده ام و اين ديوان شامل قصيده و غزل و قطعه و تركيب بند و رباعي اوست نسخه زيرين در حدود (5300) بيت مي باشد و بيت هائي عربي از رشيد در اين ديوان هست و از ابتدا قصيده اي كه در برگ هفتم نوشته شده (27) بيت افتاده و از حسن اتفاق ابيات در ص 223 ج 1 مجمع الفصحا آن ابيات چاپ شده است. آغاز: اي جاه تو افروخته اعلام كبريا صافيست اعتقاد تو از كبر و از ريا (1196) ديوان رشيد وطواط اين نسخه بخط شكسته نستعليق خوب نوشته شده، نويسنده از خود و سال نگارش نام نبرده، ظاهرا در قرن دوازدهم نگارش يافته، صفحات مجدول به اكليل و عناوين با شنجرف است. جلد مقوائي، كاغذ ترمه. واقف سپهسالار. قطع ربعي. شماره اوراق (165).

صفحه اي (15) سطر. طول (19 2/1 سانتي متر (. عرض (11 2/1 سانتي متر (. شماره كتابخانه (242).

شرح مقامات حريري - مطرزي) الايضاح ( (1)

(769) شرح مقامات حريري مطرزي اين نسخه بخط نسخ خوب نوشته شده، كاتب از خود و سال كتابت نام نبرده و بذكر آخرين عبارت مصنف قناعت نموده ولي در حاشيه آخرين صفحه نوشته شده:) بلغت المقابله بخط المصنف (و از حرف آخر كلمه مصنف اندكي محو شده و از طرز كتابت و كاغذ نيز بدست مي آيد كه در قرن هفتم نگارش يافته و پشت صفحه آخر و بر اوراقي كه در آخر كتاب است يادداشت ها و مهرهاي قديمي و اشعاري عربي بخط نسخ و نستعليق تحرير يافته و يكي از يادداشت ها را محو كرده اند و هيچ يك جز يادداشت اعتضاد السلطنه تاريخ نداشته و بيشتر از خطوط قرن هفتم هجري است. و سجع مهر مدوري كه بر دومين ورق كتاب زده شده اينست.) حبيب الله محمود است از جان غلام شيخ ابراهيم سلطان (پشت صفحه اول كاتب نسخه چنين نوشته:) كتاب الايضاح في شرح المقامات الحريريه تصنيف الشيخ الامام العالم الاجل برهان الدين ابي المظفر ناصر بن المطرزي رحمه الله تعالي عليه. (و در آخر كتاب در آن جا كه شارح مي خواهد كلام خود را خاتمه دهد و مي گويد قلت، در اين نسخه كاتب نوشته: قال الامام الاجل برهان الدين ابوالمظفر ناصر بن المطرزي رحمه الله قلت. و از اين جا معلوم مي شود كه يكي از پدران شارح به

مطرزي مشهور بوده و در نسخه مطرزي بضم اول و فتح ثاني و كسر ثالث با تشديد وزاي معجمه باياء نسبت مشدد تشكيل شده است و در نسخه ديگر پس از بسمله اينست: يقول عبدالله المفتقر اليه ناصر بن ابي المكارم المطرزي تجاوز الله عنه، الحمدلله المحمود الخ و نيز يادداشتي است كه بخط شكسته نستعليق نگاشته شده و امضاء آن غياث الدين بن محمد حسني حسيني است و سجع مهر آن يا غياث

المستغيثين است و سال 1007 بر آن نقش شده و مسلما غياث الدين منصور دشتكي شيرازي نيست چرا كه بنص روضات) ج 4 ص 129) وي بسال 948 وفات يافته و سجع مهر او "ناصر الشريعه منصور" بوده بنابراين صاحب اين يادداشت و مهر ديگري است. جلد چرمي كهنه كاغذ حنائي. واقف سپهسالار. قطع رحلي. شماره اوراق (169). صفحه (21) سطر. طول (26 سانتي متر (. عرض (19 سانتي متر (شماره كتابخانه (3254).

ديوان داود

افراد آن و نقل مطالب ديني كه در آن مجلس گرديده است، ترجيع بند و تركيب بند) فقط اين قسمت به تركي است (. داراي هفت سرلوح زيباست و اطراف صفحه اي كه سرلوح نخستين مي باشد و صفحه مقابل آن تذهيب و نقاشي شده و تمام صفحات مجدول بطلا و لاجورد مي باشد. جلد ميشن ضربي. كاغذ دولت آبادي. واقف سپهسالار. قطع وزيري. شماره برگ ها (319). صفحه اي (15) سطر. طول (24 2/1 سانتي متر (. عرض (15 سانتي متر (. شماره كتابخانه (1} {1} _______. (256) در اين بيت:) زاده عشق مصرعي خواند برسم تعميه قصر جهان نما شده آئينه جهان نما (كه در آخر قطعه ايست اشاره به تخلص پدر كرده است. {1) {2) بيت اول قطعه اينست: طالع بنده سرگشته محمد داود عاصي روسيه قابل عفو و غفران {1) {3) بيت اول را در ديوانش پيدا نكردم و بيت دوم از قصيده ايست كه 195 بيت مي باشد و مطلع آن اينست: شد موبر خسارت سفيداي خواجه مي داني چرا يعني كه بايد رو نهي زين جاده تا شهر فنا

تهذيب اللغه (1)

(822) تهذيب اللغه اين نسخه بخط نسخ خوب نگاشته شده، نامي از كاتب و سال

كتابت در اين نسخه و سائر مجلدات نيست، كتابت بيشتر از اوراق اين نسخه بايستي در قرن نهم شده باشد اوراق ديگر هم كه نونويس مي باشد بسيار شبيه با اوراق سابقه نگارش يافته و اوراق اوليه متن و حاشيه است. پشت اولين ورق نسخه تقسيمات نه گانه حروف و لغاتي كه در اين مجلد است) حرف العين من الحاء الي الياء و حرف الحاء مع القاف و الفاء (تذكر داده شده و پشت اولين صفحه كتاب مطالبي راجع به ترتيب تهذيب و كيفيت استفاده از آن نوشته شده و بنام مجلد اول تهذيب بر اين كتابخانه وقف گرديده و مشمل بر كتاب العين و قسمتي از كتاب الحاء مي باشد و صفحات آن مجدول بشنجرف است. جلد تيماجي. كاغذ سمرقندي و فرنگي. واقف سپهسالار. قطع رحلي. شماره اوراق (410) صفحه اي (33) سطر. طول (30 سانتي متر (. عرض (19 سانتي متر (شماره كتابخانه (57).

برهان قاطع (5)

(819) برهان قاطع اين نسخه بخط نستعليق نوشته شده، در آخر كتاب كاتب نام خود را ميرزا بابا ابن ميرزا محمد معرفي نموده و سال كتابت را سنه (1252) تعيين كرده است. جلد تيماجي نيم ضربي. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع رحلي. شماره اوراق (372). صفحه اي (26) سطر. طول (34 2/1 سانتي متر(. عرض (22 سانتيمتر (. شماره كتابخانه (74).

عوامل ملامحسن

[433] عوامل ملامحسن) عربي (اين كتاب تاليف ملامحسن فيض كاشاني است) محمد بن مرتضي بن شاه محمود كاشاني 1091-1007) كه از مشاهير علماء اماميه و محدثين و عرفاء قرن يازدهم هجري بوده اند و در ص 24 و 80 و 134 و 323 و 331 و 333 و 335 و 351 و 525 و 549 ج 1 همين فهرست ده مولفه ايشان را معرفي كرده ايم.

بعضي تاليف اين كتاب را به ملا محسن بن محمد طاهر قزويني نسبت داده اند، از مطالبي كه صاحب قصص العلما در آخر شرح حال و مولفات فيض نگاشته اند بطلان اين نسبت واضح مي شود و ايشان گويند كه ملامحسن قزويني فرزند محمد طاهر قزويني است كه مولف شرح الفيه ابن مالك در چهار جلد بنام " زينت المسالك " مي باشد و عوامل ملامحسن فيض را تا آخر عوامل سماعيه شرح كرده و من) صاحب قصص العلماء (شرحي بفارسي در نه روز بر عوامل فيض و شرحي بر شواهد عوامل و بر فقرات چند بيتي كه در آخر مبحث عوامل سماعيه آن كتاب مي باشد نگاشته ام و آقاي عبدالعزيز جواهر كلام در ص 121 ج 2 فهرست كتب خطي كتابخانه معارف نوشته اند كه ملامحسن از اجداد طائفه نحويه قزوين بوده و در اواسط قرن دوازدهم هجري وفات يافته است و ايشان نيز تصور نموده اند كه عوامل از اين ملامحسن قزويني است و در آن كتابخانه ترجمه و شرح شواهد آن را بقلم عبد الرزاق بن شيخ داود نشان داده اند. عوامل ملامحسن فيض) همين كتاب (در ضمن مجموعه اي كه بنام " جامع المقدمات " ناميده شده مكرر چاپ شده و اين نام) عوامل (در مقدمه و خاتمه آن نيست. آغاز: بسمله احمدك يامن يرفع صالح العمل و اصلي علي نبيك محمد

(صلی الله علیه و آله) الخ. (1006) عوامل ملامحسن اين نسخه بخط نسخ بسال 1237 نوشته شده، در حواشي صفحات و ميان سطرهاي آن تعليقاتي بامضاء شرح ملامحسن و نظر علي و ديگران و تركيب فارسي شواهد ديده مي شود، مراح الارواح و تعليقه اي بر آن كه در همين فصل از آن ها معرفي مي شود ضميمه آنست. جلد تيماج. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع خشتي. شماره اوراق كليه (122). اوراق عوامل (48) مختلف السطور. طول (22 سانتي متر (. عرض (17 سانتي متر (. شماره كتابخانه (3099).

ديوان همايون اسفرايني

[594] ديوان همايون اسفرايني) فارسي (امير همايون (1} (1} از نيكو طبعان

اسفرائن بوده و امين احمد رازي در وصف وي گويد: " در شعر از شعري گذشته و در نثر نسرين را باز پس گذاشته " و آذر نوشته " در اوائل شباب از اسفرائن حركت و به تبريز رفته و در آن جا به جواني شيخ ولي بيك نام از ملازمان سلطان يعقوب (2} (2} فريفته شده و ميل بگفتن شعر برده ...... و بعد از فوت سلطان و قتل قاضي عيسي كه حضرات ارباب دانش ناچار از تبريز حركت كردند چون شيخ ولي بيك در قريه از ملك من اعمال قم ساكن و در آن اوان با صوفي خليل دم از مخالفت زده امير مشار اليه خود را به انجا رسانيد از حضرت معشوق نهايت مراعات يافته و سه سال در آن جا بوده هم در آن جا سنه 902 جان بجان آفرين تسليم كرد الخ ". اين نسخه از ديوان همايون كه شامل غزليات مرتبه بترتيب حروف تهجي برحسب رديف هاست در حدود 900 بيت مي باشد و اشعاري لطيف دارد و در آن تبريزيان را بر خراسانيان كه هم وطنان او بوده اند ترجيح داده و گويد: همايون باسگان كوي تبريز آن چنان گشتم كه در دل هم نيايد ياد ياران خراسانم. و اين بيت را در هنگام حبس، كه در اثر عشق به ولي بيك متهم به جنون شده و در زنجيرش كرده اند گفته و بسيار لطيف مي باشد: به زنجيرم چوكرد از بي قراري دلستان من دل زنجير شد

سوراخ سوراخ از فغان من آغاز: بي تو جائي كه شود خاك دل چاك آن ها تا ابد ناله بر آيد ز دل خاك آن جا (1295) ديوان همايون اسفرائني اين نسخه با چهار ديوان ديگر در اين كتابخانه زير شماره (279) ثبت شده، و ص 260-177 شامل اين ديوان است، خصوصيات ديگر نسخه را در ص 571 زير شماره (1172) معرفي كرده ايم بد آن جا مراجعه شود. {1) {1) _______ در ص 651 هفت اقليم، آتشكده آذر ص 71، تذكره خوشگو در حرف هائو مجمع الفصحا ج 2 ص 55 شامل شرح حال اين شاعر مي باشد و مراجعه شده است. {2) {2) سلطان يعقوب بسال 896 وفات يافته و در تحفه سامي و دانشمندان آذربايجان نام برده شده است.

ديوان مختاري (2)

(1265) ديوان مختاري غزنوي اين نسخه بخط نستعليق) ظاهرا در قرن دهم هجري (نگارش يافته، از اول و آخر آن اوراقي افتاده، صفحه نخستين بدين بيت شروع گرديده: صد سال در عجم درو، صد سال در عرب صد جشن مهرگان كن و، صد جشن نوبهار انجام نسخه اين بيت است: سرفكنده چراست پيش برش اگر او را نه از برش سر شد در حاشيه برگ 51 بسال 1274 محسن بن عبدالله بن فتح علي شاه شرحي در تصحيح يكي از ابيات نسخه نوشته و تملك و مطالعه نسخه و زيادي اغلاط آن را اظهار داشته و اين نسخه در حدود (3600) بيت مي باشد و چند برگ ننوشته در اول و آخر آنست. جلد تيماج. كاغذ كاهي. واقف سپهسالار. قطع خشتي باريك. شماره اوراق (109) صفحه اي (17) بيت. طول (21 سانتي متر (. عرض (12 2/21 سانتي متر (. شماره كتابخانه (374).

ديوان ابن فارض (1)

(1157) ديوان ابن فارض اين نسخه را بخط نسخ بسال 1059 مخلوق بن عبد الله بن سلام نوشته، پس از اتمام نيز همين نويسنده دو قصيده كه نيز بوي نسبت داده شده نگاشته و پشت صفحه نخستين مهر معتمد الدوله كه مسلما از فرهاد ميرزا نيست زده شده و مقدمه اي را كه سبط وي نگاشته شامل مي باشد. جلد تيماجي. كاغذ كشميري. واقف سپهسالار. قطع ربعي. شماره برگ ها (119). صفحه اي (13) سطر. طول (19 سانتي متر (. عرض (2/122 سانتي متر (. شماره كتابخانه (312).

مجموعه عروض وقافيه و غيره

[478-480] مجموعه عروض وقافيه و غيره) فارسي و عربي (قافيه جامي - عروض وقافيه وحيدي تبريزي - تحفه الشعراء - قسمتي از كتابي در اصول فقه.

آتشكده آذر (4)

(1101) آتشكده آذر اين نسخه نيز بخط شكسته نستعليق و بسال 1229 نوشته شده، نويسنده از عباراتي كه در آخر كتاب نوشته مردي اديب بوده ولي نام خود را تصريح ننموده و شرحي كه در بيان علت نگارش اين كتاب بعباراتي اديبانه مي نوشته بانجام نرسيده، حركت دست وي در نگارش آن بسكون مبدل گرديده، پس از نام ابوالقاسم هجري و شرح حال مختصر و آثار منتخبه از او كه آخرين كس از معاصرين مولف مي باشد، نويسنده نسخه بشرح حال محمد صادق متخلص به زري و اخيرا به زيور كه در هنگام نگارش نسخه 18 سال داشته با نقل قصائد و مقطعات و غزليات ورباعياتي از او در ص 586 تا 611 نسخه پرداخته و بنابر آن چه گذشت تولد اين محمد صادق 16 سال پس از فوت آذر مولف آتشكده بوده و كاتب الحاق نموده است. در حاشيه ص 166 مقابل نام خواجو اعتضاد السلطنه عين يادداشت نام برده در اول اين صفحه را نوشته اند، داراي يك سرلوح و چهارده مجلس نقاشي مي باشد، كنار دو برگ نخستين تذهيب گرديده، و ميان سطرهاي آن طلا اندازي شده و تمام صفحات مجدول بطلا و عناوين با شنجرف نگاشته شده است. جلد روغني دورو، برون يكي حركت فتح علي شاه قاجار براي شكار نقاشي شده و برون ديگر جلد حالت شكار او را نشان داده و

درون جلد اول شيرين و فرهاد را رسم نموده و درون ديگري ملاقات فرهاد شيرين را در هنگام شستشو نشان داده و بيرون جلد محتاج باصلاح است. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع رحلي. شماره اوراق (340). صفحه اي (19) سطر. طول (30 سانتي متر (. عرض (20 2/1 سانتي متر (. شماره كتابخانه (2682).

شرح معاني و بيان و بديع مختصر

[456] شرح معاني و بيان و بديع مختصر) عربي (اين رساله يا كتاب شرحي

مختصر بر يكي از متون مختصره در علم معاني و بيان و بديع مي باشد، با دقت زياد نام متن و شرح و ماتن و شارح بدست نيامد مسلما متن تلخيص المفتاح و ميزان البلاغه و دو رساله اي كه ضميمه مجموعه شماره (968) كتابخانه مي باشد نيست، چنان كه از نقل قسمتي از آن بدست مي آيد متن و شرحي لطيف و متين مي باشد، علم معاني را در چهار باب ذكر و هر يك از معاني و بيان و بديع را بنام علم معرفي كرده، براي نمونه پاره اي ازا بتداء علم بيان را با امتياز متن از شرح در اين جا مي آوريم: العلم الثاني علم البيان: التشبيه في اللغه و الاصطلاح تشريك امر و هو المشبه لاخر و هو المشبه به فيما اي في وصف له اختصاص بهما ليخرج زيد كالاسد في الحيوانيه و غيرها من الصفات العامه ويق له وجه الشبه باداه اي الكاف و كان و مثل و شبه و غيرها من الاسماء المشتقه منهما يليها الثاني و هو المشبه به غالبا قيد به ليخرج ما اذا كان المشبه مركبا لم يعبر عنه بمفرد كقوله تم واضرب لهم مثل الحيوه الدنيا كماء انزلناه من السماء فاختلط به نبات الارض فاصبح هشيما تذروه الرياح. فان المشبه به ليس هو الماء وحده بل حالها من انه اذا نزل نماء الارض و انبتت حتي بختلط بعضها مع بعض لكثر تها

ثم يفني النبات سريعا مع انه ولي الكاف بخلاف قوله تم مثل الذين حملوا التوريه ثم لم يحملوها كمثل الحمار يحمل اسفارا فان المشبه به و ان كان مركبا و لكن عبر عنه بمفرد و هو المثل فكل من الاولين و هو المشبه و المشبه به اما مفرد حقيقي الخ. قسمتي كه نسخه زيرين شامل آن مي باشد در حدود (700) بيت و شايد تمام آن (1500) بيت بوده است. (1071) شرح معاني و بيان و بديع مختصر اين نسخه در آخر شرح صغير صمديه سيد عليخان كبير مي باشد كه بسال 1259 نگارش يافته و در ص 355 زير شماره (972) معرفي از آن شد و در كتابخانه زير شماره (3149) مي باشد، قسمتي از علم معاني) تقريبا دو باب از چهار باب (و پاره اي از علم بديع آن افتاده و آغاز نسخه اينست: اهل الدنيا و المتعر للكثره نحو علماء العراق اوللزوم الترجيح. و انجام اين: ثم اعلم ان الطباق اما ان يكون اللفظين متوافقين في الاسميه و الفعليه.

ديوان امير معزي (1)

(1271) ديوان امير معزي اين نسخه را بخط شكسته نستعليق خوب محمد هادي ابن حاجي عبدالله آشتياني بسال 1252 نوشته، شامل قصائد و مقطعات و چند ترجيع و تركيب بند مي باشد و در حدود (8400) بيت است. جلد تيماجي. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع خشتي باريك. شماره اوراق (185). صفحه اي (23) بيت. طول (21 2/1 سانتي متر (. عرض (13 سانتي متر (. شماره كتابخانه (194).

تمرين الطلاب في صناعه الاعراب

[390] تمرين الطلاب في صناعه الاعراب) عربي (اين كتاب در بيان اعراب و تركيب الفيه ابن مالك مي باشد و مولف آن خالد بن عبدالله ازهري است [388] ص (309)، مشهور به تركيب يا اعراب الفيه شده صاحب روضات تاليف آن را بسال 886 دانسته و معجم المطبوعات ايشان را پيروي كرده و اين كتاب در حدود (18575) بيت كتابت دارد. بنام اصلي خويش مكرر در مصر چاپ شده است. آغاز: بسمله (1} (1} الحمد لله الذي رفع قدر من اعرب بالشهادتين الخ. (928) تمرين الطلاب في صناعه الاعراب اين نسخه بخط شكسته نستعليق بسال 1221 نوشته شده، كاتب نام خود را ذكر نكرده، در صفحه آخر يادداشتي بوده قسمتي از آن را محو كرده اند و پشت صفحه اول صيغ نكاح نوشته شده است. جلد تيماج. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع خشتي. شماره اوراق (155). صفحه اي (16) سطر. طول. (20 سانتي متر (. عرض (15 2/1 سانتي متر (. شماره كتابخانه (1) {1} _______. (3199) در نسخه اين كتابخانه پس از بسمله چنين نوشته است: يقول الفقير الي عفور به الغني خالد بن عبدالله الازهري عامله الله بلطفه الخفي الحمد لله الذي رفع الخ.

فرهنگ بشير خاني

نساخ نموده و برسم هديه از براي حضرت اشرف امجد والا اعتضاد السلطنه وزير علوم و معادن دام اجلاله فرستاده و مباركي داخل كتابخانه مباركه شد في شهر رمضان سنه 1297. جلد تيماجي. كاغذ فرنگي مهره زده. واقف سپهسالار. قطع وزيري شماره اوراق (142). صفحه اي (15) سطر. طول (22 سانتي متر (. عرض (15 سانتي متر (شماره كتابخانه (1) {1} _______. (13) در گفتار دوم ص 287 فارس نامه ناصري خضري لاري نام برده شده و در ص 146 گفتار اول شرح كشته شدن امام قليخان و پسران و كسانش مختصرا نگاشته شده است.

ديوان كمال الدين اصفهاني (3)

(1256) ديوان كمال الدين اصفهاني از اين نسخه نيز اول و آخر افتاده و چون نسخه پيشين بي ترتيب نگارش يافته و ظاهرا در قرن دهم نوشته شده و برحسب شماره نگارنده در حدود 5000 بيت مي باشد و بيت اول نسخه اينست: دردمندان غمت را در بيابان بلا مرغ شوقت مغز خورده استخوان انداخته. بر برگ ننوشته اي كه در اول نسخه بوده نگارنده مطلع اين قصيده را از روي نسخه ديگر اين كتابخانه نقل و تذكر داده ام كه در توحيد باريتعالي است و بعضي از برگ هاي نسخه وصالي گرديده است. جلد تيماجي. كاغذ سمرقندي. واقف سپهسالار. قطع وزيري باريك. شماره اوراق (151). صفحه اي (18) بيت. طول (24 2/1 سانتي متر (. عرض (12 سانتي متر (. شماره كتابخانه (263).

مجموعه عروض و غيره

[466-477] مجموعه عروض و غيره) عربي و فارسي (1- عروض نجاتي 2- عراضه العروضيين 3- مصادر مخالف قياس 4- عروض وحيدي 5- قصيده همام

تبريزي در مدح حضرت ختمي مرتبت ص 6- قصيده حرباويه 7- سلوه الشيعه 8- قصيده از بدر الدين خبوشاني 9- ايض قصيده اي از همو 10- بدايع الاسحار 11- عروض اندلسي 12- القاب العروض و دوائر پنجگانه آن.

حاشيه چلبي بر مطول (2)

(1029) حاشيه چلبي بر مطول اين نسخه را بخط شكسته نستعليق علي بن احمد سينكي رازي بسال 1013 نوشته، ديباچه را ندارد، پشت صفحه اول يادداشت هائي مالكين مختلف كه بيشتر آن ها پدر و پسر بوده اند بخط خود با تاريخ و مهر نگاشته اند و بيشتر از اوراق داراي حاشيه اي از خود چلبي براين حاشيه است. جلد تيماجي. وصالي شده. كاغذ كاهي. واقف سپهسالار. قطع وزيري. شماره اوراق (319). صفحه اي (21) سطر. طول (21 سانتي متر (. عرض (12 2/1 سانتي متر (. شماره كتابخانه (2971).

عروض وحيدي بيهقي

4- عروض وحيدي بيهقي چنان كه در ابتداء رساله تصريح شده مولف آن محمد بن يوسف بن محمد بن يوسف ابي عقيل نوقارزي بيهقي ملقب به وحيدي مي باشد و اين شخص نويسنده سه رساله پيشين مي باشد و در اين رساله مكرر از رساله عروض اديب صابر و اشعار وي و ديگر شعرا) در ص 93 دو بيت از خواجه نصيرالدين طوسي متوفي بسال 672 دارد (استشهاد گرديده و در آخر آن تصريح نموده كه بسال 735 تاليف آن خاتمه يافته است. اين رساله بفارسي و در حدود (400) بيت كتابت دارد، بخط مولف مي باشد و صفحه 96-72 مجموعه شامل آنست. آغاز: بسمله الحمدلله رب العالمين و السلام علي سيد المرسلين محمد و آله الطيبين الطاهرين چنين گويد مقرر اين مقاله و محرر اين رساله محمد بن يوسف .... الملقب بالوحيدي

الخ.

[466-477] مجموعه عروض و غيره) عربي و فارسي (1- عروض نجاتي 2- عراضه العروضيين 3- مصادر مخالف قياس 4- عروض وحيدي 5- قصيده همام تبريزي در مدح حضرت ختمي مرتبت ص 6- قصيده حرباويه 7- سلوه الشيعه 8- قصيده از بدر الدين خبوشاني 9- ايض قصيده اي از همو 10- بدايع الاسحار 11- عروض اندلسي 12- القاب العروض و دوائر پنجگانه آن.

خمسه خواجو

زلي كه در وصف حضرت علي بن ابيطالب علي السلام سروده و اين بيت از آنست:) وصي نفس محمد علي است آن كه بتيغ - جواهر از كمر توامان فروريزد. (از خود نخلبند تعبير كرده: جو نخلبند گل مدحتت شود خواجو بسا كه گل برياض جنان فروريزد. {2) {7) نسخه اي از اين كتاب كه از اول و آخر ناقص مي باشد در كتابخانه مجلس شوراي ملي موجود و در ص 232 فهرست كتب خطي آن جا مرحوم اعتصام شرحي در معرفي از آن نوشته اند و گذشته از اين كه سبك آن حاكم بر اينست كه انشاء خواجو مي باشد در زير عنوان رفتن سام بشكار و ديدن پسر عم خود تخلص خواجو ديده شد و با هماي و همايون نامه خواجو هرگز اشتباه نخواهد شد و در اوائل كتاب كه مي خواهد شروع بمطلب نمايد گويد: نه اكنون كه دور سپهري گذشت سه ده سال از عمر من در نوشت. بنابراين نظم اين كتاب بسال 719 بوده است.

قاموس المحيط (8)

(868) قاموس المحيط اين نسخه بخط نسخ در سال (1032) نوشته شده و مشتمل بر تمام كتاب است، پشت ورق اول تذهيب شده و با سفيداب نام كتاب و مولف را نوشته اند، در ابتداي كتاب بر ورقي دو بيت در وصف قاموس در چهار سطر مي باشد، نخستين برگ كتاب داراي دو سرلوح مي باشد، صفحات مجدول بطلا و

سرخي است، در حاشيه اوراقي كه يكي از باب ها در آن مي باشد و برگ مقابل آن دواير كوچك تذهيب شده اي رسم شده، هشت ورق كاغذ ننوشته در آخر كتاب مي باشد، اوائل ابواب سرسوره اي مي باشد و اول جزء دوم كتاب نيز دو سرلوح كوچك است. جلد تيماجي. كاغذ سمرقندي. واقف سپهسالار. قطع رحلي. شماره اوراق (470). صفحه اي (25) سطر. طول (30 2/1 سانتي متر (. عرض (21 سانتي متر (. شماره كتابخانه (42).

شرح الفيه > شرح ابن عقيل (1)

(942) شرح الفيه) ابن عقيل (اين نسخه مشتمل بر تمام اين شرح مي باشد، سه ورق اول آن نونويس مي باشد، اوراقي از ابتداء آن نيز بخط نستعليق و قسمت عمده اخير آن بخط نسخ است، نويسنده نسخه نام خود و سال نگارش را نبرده احتمال دارد كه از خطوط قرن يازدهم هجري باشد، اوراق آبديدگي دارد ولي خطوط آن ضايع نگرديده است. جلد تيماجي. كاغذ كاهي. واقف سپهسالار. قطع ربعي. شماره اوراق (244). صفحه اي (15) سطر. طول (18 2/1 سانتي متر (. عرض (12 2/1 سانتي متر (. شماره كتابخانه (3115).

ديوان انوري (6)

(1169) ديوان انوري اين نسخه را بسال 1230 محمد رضي بن محمد رحيم آشتياني قمي بخط شكسته نستعليق نوشته و شامل قصائد و مقطعات و مثنوي هجو قاضي و غزليات و رباعيات مي باشد، در متن و حاشيه نوشته شده و در حدود (12000) بيت شعر است و نخستين بيت آن اينست: مقدري نه بالت بقدرت مطلق كند ز شكل بخاري چو گنبد ازرق. جلد تيماجي. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع خشتي. شماره اوراق (238). صفحه اي (18) سطر در متن (8) در حاشيه. طول (22

سانتي متر (. عرض (16 2/1 سانتي متر (. شماره كتابخانه (208).

حاشيه خطائي يا خطابي بر مختصر تفتازاني

[444] حاشيه خطائي يا خطابي بر مختصر تفتازاني) عربي (حاشيه خطائي) خطابي (مشهورترين حواشي بر شرح مختصر تفتازاني بر تلخيص المفتاح مي باشد، در كشف الظنون تصريح گرديده كه اين حاشيه فقط بر اوائل مختصر مي باشد و مولف آن نظام الدين عثمان خطابي متوفي بسال 901 است كه نيز حاشيه اي بر مطول دارد (1} (1} و آغاز حاشيه مختصر اينست: لك اللهم الحمد و المنه الخ. و در ص 484 ج 2 گويد كه بر شرح سيد شريف بر مفتاح حاشيه ها نگاشته شده، از آن ها يكي حاشيه مولانا زاده خطائي است كه اول آن اينست: لك اللهم الحمد و المنه الخ. نسخه هائي كه از حاشيه خطابي بر مختصر در دست مي باشد آغاز آن چنانست كه زير اين سطرها مي آوريم و آغازي كه مولف كشف الظنون براي اين حاشيه نقل نموده آغاز حاشيه مولانا زاده خطائي بر شرح مفتاح سيد شريف است كه نسخه خطي آن در كتابخانه مدرسه مروي در طهران مي باشد و در ص 147 .146 ج 1 فهرست آصفيه تذكر داده شده كه حاشيه مولانا زاده دوبار بسال 1256 و 1265 در كلكته چاپ شده است. در ص 2 ج 8 شذرات الذهب نوشته شده كه در حدود سال 901 شهاب الدين احمد بن عثمان مشهور به منلازاده سمرقندي خطابي كه امام و علامه و فقيه و قاري عالي السند بوده

فات يافته و او را كتابي در جمع ميان كتاب هدايه و محرر) اين دو كتاب از معاريف كتب فقه شافعي و حنفي مي باشد، به صفحه 391 و 654-647 ج 2 كشف الظنون مراجعه شود (و شرح هدايه در حكمت است و خطابي منسوب به خطاب جد اوست. و جز اين خطابي ديگري را در كتب سير بدين نام يا بنام خطائي نيافتم و در فهرست آصفيه وفات همين خطائي را بسال 901 ثبت كرده است. در ص 57 ج 3 فهرست رضويه زير عنوان اين حاشيه نوشته شده: از نظام الدين عثمان خطابي باباء

موحده چنان كه در كشف الظنون است يا از جلال الدين اوبهي از تلامذه مولانا سعد تفتازاني است چنان كه معروف است و او را خطائي با همزه گويند ولي آن چه در كشف الظنون آورده اقرب به قبول است و او به قريه ايست از توابع هراه. در فهرست آصفيه نظام الدين عثمان را خطائي با همزه معرفي نموده بهر حال اين حاشيه عثمان خطائي يا خطابي برتمام مختصر نيست و تا مبحث تعريف مسند اليه بضمير (2} (1}) تقريبا پنج يك مختصر (را بيشتر حاشيه ننگاشته و در حدود (2500) بيت كتابت دارد. در ص 146 و 147 ج 1 فهرست آصفيه نسخه از اين حاشيه خطائي كه بسال 1256 در كلكته چاپ گرديده نشان داده شده و در ص 69 ج 3 فهرست رضويه نسخه اي از اين حاشيه كه بسال 1286 نيز در هندوستان چاپ شده نشان داده شده است. بر حاشيه خطائي بر مختصر حاشيه اي از ملا عبدالله يزدي و حاشيه اي از حامد غفاري است كه در ص 406-405 و 413-411 اين فصل نام برده شده و مي شود. آغاز: بسمله نحمدك اللهم علي ما اعطيتنا من سوابغ النعم و بوالغ الحكم .... قوله نحمدك، آثر الحمد علي الشكر لان الحمد يعم الفضائل و الفواضل الخ. {1) {1) _______ نسخه اي از اين حاشيه در كتابخانه مدرسه مروي در طهران موجود و آغاز آن

اينست: لك الحمد و المنه و علي رسولك و آله و اصحابه الصلوه و السلام و التحيه افتتح كنابه بعد التيمن بالتميه الخ. {1) {2) آخرين حاشيه خطائي بر اين جمله از مختصر است: و قد يترك الخطاب مع معين. كه در شرح اين جمله از تلخيص المفتاح مي باشد: و اصل الخطاب ان يكون لمعين و قد يترك الي غيره الخ.

شرح عهدنامه مالك اشتر

[312] شرح عهدنامه مالك اشتر) فارسي (اين شرح از ملا ابوالحسن عاملي رحمه الله عليه است) ابوالحسن بن محمد طاهر بن عبد الحميد بن موسي بن علي بن معتوق بن عبد الحميد عاملي اصفهاني نجفي (كه از علماء و فقهاء اماميه در قرن

دوازدهم هجري بوده و جد مادري صاحب جواهر مي باشند و مادر ايشان خواهر امير محمد صالح حسيني خاتون آبادي بوده و بدين سبب در اجازات و آخر مولفات خود را شريف معرفي نموده اند و از مولفات اين عالم جليل يكي فوائد غرويه است كه مشتمل بر دو مقصد و هر يك داراي دوازده فائده از مسائل اصول دين و اصول فقه مي باشد و قسمت دوم آن را كه بخط مولف بوده صاحب روضات داشته و تاريخ تاليف آن قبل از ظهر روز 17 جمادي الثاني سال (1} (1) (1131} ضبط شده است بنابراين معلوم مي شود كه تا اين سال شارح در قيد حيات بوده و ديگري كتاب " مشكوه الانوار " در تفسير قرآن كريم مي باشد كه پس از مجلد اول آن كه در مقدمات تفسير و علوم متعلقه بقرآن مي باشد جز اندكي از آن تاليف نگرديده و بناي مولف بر آن بوده كه قرآن را بنحوي كه در اخبار اماميه وارد شده تفسير نمايد و ديگري رساله در رضاع مي باشد كه صاحب حدائق بگفته خود ردي بر آن نگاشته و شرحي بر كفايه سبزواري نگاشته و اين شرح از ابتداء كتاب متاجر تاليف گرديده چنان كه در ذيل شرح كتاب كفايه در ص (505) ج 1 گذشت و شرحي بر مفاتيح فيض بنام " شريعه الشيعه و دلائل الشريعه " نگاشته اند و بگفته صاحب لولوتي البحرين كه قسمتي از آن را ديده بوده تاريخ تاليف آن سال 1129 مي باشد و ديگري اين شرح است) شرح عهدنامه مالك اشتر (كه بنابه تصريح مولف در ص (9) نسخه ذيل نام آن " نصايح الملوك و آداب السلوك " گذارده شده و آن را بنام شاه سلطان حسين صفوي تاليف نموده و چنان كه از تاريخ كتابت نسخه ذيل نيز معلوم مي شود بسال 1118 يا پيش از آن تاليف گرديده و هيچ يك از صاحب روضات) ج 4 ص 119) و صاحب لولو) ص 73) كه بشرح حال و مولفات ايشان پرداخته و مطالب فوق با مراجعه به آن ها نگاشته شده از اين شرح نام نبرده اند و مولف اين شرح را در مقدمه اي و پنج باب مرتب نموده و هر يك از مقدمه و ابواب را در ذيل نصائحي به انجام رسانده و فقط بترجمه فارسي عهدنامه آن هم قسمت قسمت اكتفا نموده و براي ايضاح مطالب گاهي حكاياتي آورده است و در

حدود (3250) بيت كتابت اين شرح مي باشد. آغاز: بسمله حمد بيحد و ثناي ببعدد قادريرا رواست الخ. انجام: و اگر نفعي از آن برنداين مجرم عاصي را بدعائي ياد آورند انه القريب المجيب و الحمدلله رب العالمين و الصلوه و السلام علي خير خلقه محمد و آله الاقدمين اجمعين و سلم تسليما كثيرا كثيرا في 766).1118) شرح عهدنامه مالك اشتر اين نسخه بخط نسخ خوب در سال 1118 نگاشته شده پشت صفحه اول و بر خود آن يادداشت هائي بوده آن ها را محو كرده اند، ورق اول و آخر وصالي گرديده، پاره اي از كلمات سياه و چرك شده و صفحات مجدول بطلا مي باشد. جلد تيماج. كاغذ سمرقندي. واقف سپهسالار. قطع ربعي. شماره اوراق (150) صفحه (11) سطر. طول (19 سانتي متر (عرض (12 2/1 سانتي متر (شماره كتابخانه (.(2946) 1) {1} _______ تاريخ تاليف را صاحب روضات در حاشيه ص 119 ج 4 از آخر نسخه چنين نقل نموده: في الثلث الثاني من اليوم الثاني من النصف الثاني من الثلث الثاني من الشهر الثاني من الثلث الثاني من السنه الثانيه من بعد الثلثه الثانيه من العشر الثاني من الالف الثاني من الهجره.

اوضح المسالك الي الفيه ابن مالك التوضيح > شرح الفيه

[386] اوضح المسالك الي الفيه ابن مالك التوضيح > شرح الفيه) عربي (مولف اين كتاب ابن هشام نحوي انصاري است) جمال الدين ابو محمد عبدالله بن يوسف بن احمد بن عبدالله بن هشام انصاري نحوي حنبلي 1} (1) (761-708) كه از علماء مشهور نحو و ادب بوده و سيوطي بنقل از الدرر الكامنه از ابن خلدون نقل نموده كه چون در مغرب بودم خبر آوردند در مصر عالمي بعلوم عربيت ظهور كرده و او را ابن هشام نامند و از سيبويه نحوي تر است. و درباره وي نوشته اند كه با ابي حيان بسيار مخالفت مي كرد و از عقائد او منحرف بود و يگانه كس بود كه فوائد غريبه و مطالب دقيقه و استدراكات عجيبه و تحقيق كامل و توانائي بر تصرف در كلام و ملكه بر ايراد

آن را با بهترين طرز و روش پسنديده و فروتني و احسان و مهرباني و نرمي اخلاق و رقت قلب جمع كرده بود. مولفات ابن هشام نحوي عبارتند از: مغني اللبيب عن كتب الاعاربب، قطر الندي و بل الصدي، شرح قطر الندي، الغاز نحويه، شذور الذهب في معرفه كلام العرب، شرح شذور الذهب، شرح بانت سعاد، موقد الاذهان و موقظ الوسنان. كه همه بچاپ رسيده و عمده الطالب في تحقيق تصريف ابن الحاجب در دو مجلد، رفع الخصاصه (2} (1} عن قراء الخلاصه) در چهار مجلد (، الجامع الكبير، الجامع الصغير (2) 20 {3} شرح الشواهد الكبري و الصغري (3) 21 {4} التحصيل و التفصيل لكتاب التكميل و التذييل (5} (4}) در چند مجلد مي باشد و شرح كتاب تسهيل الفوائد و تكميل المقاصد تاليف ابن مالك است (، شرح الملحه (6} (5} تاليف ابي حيان، حواشي علي الالفيه، مسائل سفريه، الاعراب عن قواعد الاعراب (6) 22 {7} 23 مسائلي كه سيوطي آن ها را در اشباه و نظائر درج نموده (8} (7} و اوضح المسالك الي الفيه ابن المالك و غير از اين ها است. اوضح المسالك چنان كه از نام آن بر مي آيد شرح مشكلات و بسط مطالب مختصره الفيه ابن مالك و در نحو است و اين نام را مولف خود بر آن گذاشته و چون در توضيح و تبيين مطالب

الفيه مي باشد مشهور بتوضيح نيز گرديده و بسال 1302 و 1316 در مصر و بسال 1832 م. در كلكته چاپ شده و در حدود (2500) بيت كتابت دارد و كتاب التصريح بمضمون التوضيح تاليف خالد از هري كه در همين فصل ذكر خواهد شد شرح بر اين كتاب مي باشد و چنان كه در ص 142 و 575 ج 1 كشف الظنون نوشته شده كتاب " رفع الستور و الارائك عن مخبيات اوضح المسالك " تاليف محيي الدين عبد القادر بن ابي القاسم السعدي المالكي المكي متوفي بسال 808 ثمان و ثمانمائه حاشيه بر اوضح المسالك مي باشد. تذكري كه در اين جا بنظر لازم مي آيد اينست كه نبايد اين ابن هشام نحوي انصاري را با ابن هشام بصري مولف سيره رسول الله (صلی الله علیه و آله) اشتباه نمود و صاحب كشف الظنون برخلاف همه ماخذ سال وفات ابن هشام نحوي را بسال 762 ضبط كرده است. آغاز: بسمله

الحمدلله رب العالمين .... قال الشيخ الامام .... اما بعد حمد الله مستحق الحمد و ملهمه و منشي الخلق و مقدمه الخ. {1) {1) _______ بغيه الوعاه در حرف العين، شذرات الذهب ج 6 ص 191 و 192، تاريخ آداب اللغه العربيه ج 3 ص 143 و معجم المطبوعات ص 1) {2} .275-273) در بغيه و معجم المطبوعات رفع الخصاصه ضبط گرديده، ولي در ص 142 و 493 ج 1 كشف الظنون دفع با دال مهمله است. {2) {3) جرجي زيدان نسخه اين كتاب را در پاريس نشان داده. {3) {4) جرجي زيدان كتابي بنام "الروضه الادبيه في شواهد علوم العربيه" بابن هشام نسبت داده و گويد نسخه آن در برلن مي باشد. ولي بدين نام و نام شواهد كبري و صغري در كشف الظنون كتابي ذكر نشده، احتمال دارد كه اين كتاب موجود در برلن يكي از دو كتاب مذكور باشد. {4) {5) سيوطي اين كتاب را بنام " شرح تسهيل " ذكر نموده و گويد مسوده آن پاك نويس نشده است. {5) {6) ملحه در نحو و تاليف ابوحيان محمد بن يوسف اندلسي متوفي بسال 745 مي باشد) ظنون ج 2 ص 6) {7}. (516) سيوطي در بغيه " القواعد الكبري و الصغري " را بابن هشام نسبت داده و مولف خود در مقدمه يكي از آن ها تصريح نموده كه آن را " الاعراب عن قواعد الاعراب " ناميده اين

كتاب الاعراب " قواعد الاعراب " نيز خوانده مي شود و بايستي اين كتاب يكي از دو قواعد مذكور باشد) قواعد كبري (و بر الاعراب شرحي از خالد ازهري در اين فصل ذكر خواهد شد. {7) {8) در معجم المطبوعات بدين گونه شرح داده شده: 1- مسائل في النحو واجوبتها. 2- مساله لاعتراض الشرط علي الشرط. 3- كتاب الشهذا في احكام هذا. 4- شرح القصيده في المسائل النحويه.

ديوان شاهي سبزواري (4)

(1211) ديوان شاهي سبزواري اين نسخه بخط نستعليق) ظاهرا در قرن دهم هجري (نوشته شده، داراي يك سرلوح زيباست، صفحات مجدول به رنگ هاي گوناگون مي باشد، با چهار ديوان ديگر در يك مجلد است كه بشماره (279) در

كتابخانه ثبت گرديده، خصوصيات ديگر آن را در ص 571 نگاشته ام.

خريده القصر و جريده اهل العصر

وده و از يادداشت ديگريكه بسال 1132 مرقوم گرديده معلوم مي شود كه در آن سال اين نسخه در دمشق بوده و اوراق نسخه آب ديده ولي خطوط آن محو نگرديده است. جلد تيماجي. كاغذ سمرقندي. واقف سپهسالار. قطع خشتي. شماره اوراق (12) .(248 ورق ننوشته است (. صفحه اي (25) سطر. طول (20 2/1 سانتي متر (. عرض (14 2/1 سانتي متر (. شماره كتابخانه (1} {1} _______. (183) وفيات الاعيان ج 2 ص 76-74، شذرات الذهب ج 4 ص 333-332 معجم المطبوعات ص 1375 ماخذ نگارش اين مطالب است. {1) {2) در وفيات الاعيان نام اين كتاب بدين املاء و در كشف الظنون فتره و قتره با تاء و در معجم المطبوعات فتره و قطره ضبط گرديده و اين آخير صحيح بنظر مي آيد. {2) {3) ابن خلكان تصريح نموده كه اين كتاب شرح حال دانشمنداني است كه در سال هاي 500 تا 572 وفات يافته و يا در قيد زندگاني بوده اند، مراجعه به نسخه اين كتابخانه هم مويد ايشانست و از عبارت زيرين كه در ذيل معرفي و شرح حال ابو المحاس شنجي نوشته معلوم مي شود كه تاليف اين كتاب هم بسال 572 بوده و آن جمله اينست: و سمعت الان في سنه اثنين و سبعين انه موسوم بالعطله الخ. مولف كشف الظنون در ص 461 ج 1 گويد تا سال 592 اثنين و تسعين و

خمسائه را در اين كتاب ثبت نموده ولي چنان كه دانستيم جلد اول را مسلما در سال 572 مي نوشته و مكرر تصريح بسالهاي پيش از سال مذكور (572) را در اين مجلد كرده است. {1) {4) حاجي خليفه در ص 460 ج 1 كشف الظنون مدعي شده كه خريده القصر ذيل بر " زينه الدهر في عصره اهل العصر " تاليف ابي المعالي سعد بن علي وراق الخطيري متوفي بسال 568) نام مفصل كتاب و مولف و تاريخ فوت او را در ص 17 ج 2 معين كرده و در ص 460 مختصرا آن را نام برده است (مي باشد كه آن ذيل بر دميه القصر و آن ذيل

يتيمه الدهر و اين ذيل البارع تاليف هارون منجم است ولي مولف در مقدمه زينه الدهر را نام نبرده و اشكال مولف فهرست دارالكتب وارد نيست. {2) {5) ابن خلكان گويد: شنيده بودم كه اين كتاب را عماد الدين ذيل بر كتاب " الذيل " تاليف ابن السمعاني كه ذيل تاريخ بغداد خطيب مي باشد، تاليف نموده ولي چون آن را ديدم دانستم كه ذيل بر كتاب خريده القصر خود مولف است. {3) {6) شرح حال اين دانشمند را در ص 327-324 ج 4 شذرات نگاه كنيد. {1) {7) در نسخه اين كتابخانه پس از بسمله است: قال الشيخ الامام العالم الفاضل الرئيس الاوحد الامجد صدر الشام و العراق ذوالبلاغتين عماد الدين محمد بن محمد بن حامد الاصفهاني الكاتب رحمه الله تعالي الحمدلله مودع ارواح الخ.

ديوان ابن خفاجه

تذكر داده نشده است.

مثلث منظوم

[376] مثلث منظوم) عربي بفارسي (مثلثات قطرب را با ترجمه فارسي آن ها بديعي در (98) بيت بنظم درآورده و مكررا بانصاب الصبيان و بسال 1265 بانصاب مثلث چاپ شده است در تذكره هفت اقليم بنام بديعي دو نفر نام برده شده، در ص 1153 نسخه خطي اين كتابخانه در ذيل سمرقند گويد: بديعي مشهور بمولانا زاده در وسعت مشرب و اطلاع بر علم تاريخ و وقوف در علوم غريبه از هنرمندان آن خطه بوده. و در ص 1026 نسخه مذكور در ذيل تبريز گويد: از شعراي غيرمشهور است و احوالش بنظر نيامده. در ص 65 دانشمندان آذربايجان در تحت عنوان بديعي حكيم گويد: ديوان غزليات كوچكي از اين بديعي نزد نگارنده هست و باغلب احتمال منظومه مثلثات لغت نيز بايد از آثار همين بديعي باشد الخ. آغاز: از پس حمد خداوند

زمين و آسمان در لغت نظمي كنم هم چون لالي عمان از يكي لفظ ارسه معني خواهي اي صاحب كمال اولش را فتح و كسر و ضم بدين ترتيب دان رب دان پروردگار و رب دان جمعي ز خلق رب آب خالص از انگور و سيب و ناردان انجام: اين چنين نظم بديعي را بديعي كرد نظم تا بود در روزگار از وي همي نام و نشان هست در وادي عصيان تشنه ز آب مغفرت ساز سيرآبش الهي يا آله انس و جان. (894) مثلث منظوم اين نسخه در حاشيه كنز اللغه ايست كه بشماره (107) در اين كتابخانه مي باشد و محمد امين بسال 1109 نويسنده آنست، نويسنده نسخه نام برده نوشته، خصوصيات نسخه بشماره (780) اين فهرست در ص 253 مراجعه شود.

شرح كافيه > شرح رضي (2)

(981) شرح رضي اين نسخه را ابوطالب بن كنعان تبريزي انصاري بسال 1015 بخط نستعليق نوشته، در حدود 850 بيت از اول آن افتاده و نخستين سطر موجودش اينست:] العله [الغائيه و هو الذي يقال فيه اول الفكر آخر العمل الخ. عبارات كافيه را با شنجرف نوشته و از شرح بدين جهت ممتاز مي باشد، در حاشيه صفحات اوليه حاشيه هائي از شارح موجود و آثار آبديدگي در اوراق پيدا برگ اول محتاج وصالي است. جلد ميشن. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع رحلي. شماره اوراق (236). صفحه اي (30) سطر. طول (30 سانتي متر (. عرض (21 سانتي متر (. شماره كتابخانه (3208).

نهج البلاغه (2)

(804) نهج البلاغه اين نسخه را بخط شكسته نستعليق خيلي خوب ابو محمد بن شيخ صنعان در سنه (1072) نگاشته و در حاشيه تمام صفحات مطالبي در توضيح مطالب كتاب از شرح ابن ميثم بخط شكسته خيلي خوب و در بعضي از صفحات

شكسته نستعليق نوشته شده و بركنار صفحه اي كه مشتمل بر بيان معني انصار است كاتب حواشي چنين رقم نموده است:) كتبه هوشنگ بن ابوالملك بن فتحعلي شاه (و پس از ختم اصل كتاب و اضافاتي كه منقول از نسخه مكتوبه در عهد مصنف است كاتب اشعاري در مدح نهج البلاغه بعربي سروده و مرقوم داشته كه در ص 119 نقل گرديد و پس از اين بعضي از مطالبي كه در شرح ابن ابي الحديد و كافي و بعضي از كتب ديگر راجع بخطب و مطالب اين كتاب بوده كاتب متن نقل نموده چنان كه قبل از شروع بكتابت اصل كتاب هم خطبي و مطالبي را كه در كافي و غيره و نقل شده كاتب متن نگاشته است. داراي يك سرلوح زيبا و تمام صفحات مجدول بطلا و لاجورد و شنجرف مي باشد و عناوين مطالب نيز با شنجرف نوشته شده است. جلد تيماجي. كاغذ خانبالغ. قطع وزيري. واقف سپهسالار. شماره اوراق (254). صفحه (15 سطر (. طول (27 سانتي متر (. عرض (15 2/1 سانتي متر (. شماره كتابخانه (3085).

قصيده اي در مدح حضرت خير البشر محمد مصطفي (صلی الله علیه و آله)

5- قصيده اي در مدح حضرت خير البشر محمد مصطفي (صلی الله علیه و آله) از همام الدين تبريزي متوفي بسال 713 يا 714 كه مشتمل بر 23 شعر فارسي و 8 بيت عربي مي باشد در ص 99-97 نگاشته شده، برگي كه شامل صفحه 96 و 97 نسخه مي باشد، بجاي ورق اصلي كه افتاده بود، گذارده شده و دو مصراع از قصيده را محو كرده اند، طرز خط اصل قصيده ثابت مي كند كه نويسنده آن وحيدي بيهقي مذكور مي باشد. آغاز: اي كرده اقتدا بكمال تو انبيا وي مهتدي بنور جمال تواوليا. انجام: گستاخي همام ضعيف از كرم ببخش پيش كريم سهل بود ختم ماجرا.

[466-477] مجموعه عروض و غيره) عربي و فارسي (1- عروض نجاتي 2- عراضه العروضيين 3- مصادر مخالف قياس 4- عروض وحيدي 5- قصيده همام تبريزي در مدح حضرت ختمي مرتبت ص 6- قصيده حرباويه 7- سلوه الشيعه 8-

قصيده از بدر الدين خبوشاني 9- ايض قصيده اي از همو 10- بدايع الاسحار 11- عروض اندلسي 12- القاب العروض و دوائر پنجگانه آن.

شرح فوائد الصمديه > الحدائق النديه في شرح الفوائد الصمديه > شرح كبير سيد عليخان

[413] شرح فوائد الصمديه > الحدائق النديه في شرح الفوائد الصمديه > شرح كبير سيد عليخان) عربي (چنان كه در ص 208-204 زير شرح حال سيد عليخان كبير گفته شد ايشان را سه شرح بر فوائد الصمديه شيخ بهاء الدين عاملي ره مي باشد و در همين فصل از صمديه و شروح آن معرفي خواهد شد، شرح كبير سيد اين كتابست كه خصوصيات آن در اين جا نوشته مي شود و بسال 1099 تاليف آن باخر رسيده و پس از اين شرح صغير خود را نگاشته و چون زياد مختصر شده شرحي متوسط بر اين كتاب نوشته و نسخه شرح متوسط را نواده محترم ايشان آقاي مي رسيد احمد مهذب دارند، مولف نام اين شرح) كبير (را " الحدائق النديه في شرح الفوائد الصمديه " گذارده و شرحي مزجي و چون سائر مولفات اين مولف در منتهي درجه خوبي مي باشد و بسال 1274 در طهران چاپ شده است. آغاز: الحمد لله الصمد بماله من المحامد الابديه و الشكر له علي آمال توجهت له نحوه فصر فها بالفوائد الصمديه احمده حمد من نزه العلي عن الاشباه الخ. (970) شرح صمديه) الحدائق النديه (اين نسخه بخط نسخ ظاهرا در قرن سيزدهم هجري نوشته شده، قسمتي از آخر نسخه افتاده) تا مبحث جملي كه محل اعراب ندارد بيشتر شامل نيست (و آخرين سطر آن اينست:) ان

الثمانين و بلغتها - قداحوجت سمعي الي ترجمان - الثالث انه يجوز تصديرها بدليل استقبال كان. (جلد تيماجي. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع وزيري. شماره اوراق (240). صفحه اي (24) سطر. طول (27 سانتي متر (. عرض (16 سانتي متر (. شماره كتابخانه (3144).

ديوان كمال خجندي (2)

(1258) ديوان كمال خجندي اين نسخه بسال 859 بخط نستعليق محمد جامي نوشته، شامل غزليات و رباعيات و قطعات و فردهاي كمال مي باشد و در حدود 2850 بيت است، يك پيشاني مذهبي است كه بسم الله با خط كوفي بر آن نوشته شده در آغاز نسخه و پشت صفحه نخستين برترنج ظريف مذهبي اين عبارت بخط ثلث نوشته شده: برسم خزانه الكتب السلطان الاعظم ابو القاسم بابر بهادرخان خلد الله ملكه و سلطانه بسعي العبد الضعيف شيخ حاجي حسن حابدار) كذا (وجود دارد و اين نسخه گذشته از قدمت و خط و تذهيب از اين لحاظ نفاست دارد. جلد تيماجي دور گرفته. كاغذ دولت آبادي. واقف سپهسالار. قطع خشتي كوچك شماره اوراق (268). صفحه اي (11) سطر. طول (21 سانتي متر (. عرض (15 سانتي متر (. شماره كتابخانه (264).

تهذيب اللغه (2)

(823) تهذيب اللغه اين نسخه بخط نسخ نگارش يافته، كاتب نامي از خود و سال كتابت نبرده ظاهرا در قرن دوازدهم نوشته شده، و بنام مجلد دوم تهذيب بر اين كتابخانه وقف گرديده و متشمل بر بقيه لغات كتاب الحاء و تمام كتاب الخاء از غين تاسين) تا ماده بخس (مي باشد، فهرست مندرجات بر اولين ورق نسخه بخط نسخ نوشته شده و بر نخستين ورق كتاب مهر اسمي بوده آن را محو كرده اند. جلد تيماجي. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع رحلي. شماره اوراق (425). صفحه اي (33) سطر. طول (30 سانتي متر (. عرض (19 سانتي متر (. شماره كتابخانه (58).

صحاح اللغه (6)

(840) صحاح اللغه اين نسخه جلد اول و بخط نسخ بد نوشته شده از ابتداء باب

همزه تا اواخر فصل ميم از باب ظاء مي باشد، آخر نسخه افتادگي دارد و آخرين سطر آن اين است:) المظ الرمان البري قال ابوذويب زيصف عسلا فجاء بمزج لم ير الناس (اوراقي از اول و آخر كتاب وصالي شده و نسخه قديمي است. جلد تيماجي. كاغذ حنائي قديمي. واقف سپهسالار. قطع رحلي. شماره اوراق (336). صفحه (27) سطر. طول (29 سانتي متر (. عرض (18 سانتي متر (شماره كتابخانه (133).

النهايه في غريب الحديث و الخبر (1)

(911) نهايه اللغه اين نسخه بخط نسخ خوب نوشته شده، نام نويسنده و سال نگارش را از آخر محو كرده اند، در آخر جزء دوم سال نگارش سنه 1070 ثبت شده و از اين جا نام كاتب نيز محو گرديده است و جزء اول نسخه هم در اين مجلد نيست و مشتمل بر چند سطر پيش از حرف الصاد تا آخر حرف الياء) آخر كتاب (مي باشد. جلد ميشن. كاغذ كاهي. واقف سپهسالار. قطع رحلي. شماره اوراق (329). صفحه اي (23) سطر. طول (31 سانتي متر (. عرض (19 سانتي متر (. شماره كتابخانه (30).

نظم الغرر و نضد الدرر

نام نبرده، ورق اول را ندارد، اوراق آن مجدول بطلا و زنگار مي باشد، چنان كه در ص (108) تذكر داده شد اين نسخه باب پانزدهم از اين كتابست و به جهتي كه نيز در همان صفحه ذكر شد مشتمل بر شرح خطبه قاصعه مي باشد و بر اولين صفحه موجود از طرف مرحوم اعتضاد السلطنه اين نسخه بنام " شرح خطبه قاصعه بانضمام صد كلمه و شرح آن " معرفي گرديده و بر حاشيه دومين صفحه بنام " شرح كلمات حضرت امير (علیه السلام) " وقف و در دفاتر سابق كتابخانه نيز بدين نام ثبت گرديده و پس از اتمام شرح و ترجمه كلمات و عبارات اين باب مولف و شارح خاتمه اي در حدود (74) بيت در آخر آن گذارده و اتمام مجلد پنجم را ضمنا تذكر مي دهد و نخستين سطر نسخه

اينست: و بهر كس كه شريك سازد در عبادت بخداي بر حق خداي ديگر را الخ. در كنار آخرين صفحه اشعاري در تعريف از اين كتاب نوشته شده و ذيلا بنقل آن پرداخته مي شود نگاهي از عبرت گرفتم بوام سراپاي اين نسخه ديدم تمام عيان گشت در ديده اعتبار محيطي پر از گوهر شاهوار بملك سخن در جهان خيال بان باغبان باغباني حلال] كه بدن ميوه كاخ اين باخ چيد [كذا بفكر بلند از سر شاخ چيد چنان خط و معنيش خوانافتاد كه هر كور فهمست روشن سواد عروسي چنين چشم ليل و نهار نديد است در حجله روزگار خوشا رونق بخت آن جوهري كه دريا درش را شود مشتري زنگار اوراق نسخه را پاره نموده و ورق اول و آخر وصالي شده است. جلد تيماجي. كاغذ خان بالغ. واقف سپهسالار. قطع ربعي. شماره اوراق (90). صفحه (12) سطر. طول (19 2/1 سانتي متر (. عرض (13 سانتي متر (. شماره كتابخانه ((3051) 1) {1}_______. بنا بضبط در مقدمه مجلد دوم و مجلد اول كه در تبريز موجود است و صاحب وقايع الايام در حاشيه ص 396 ج 2 از آن نقل نموده و ضبط در مقدمه نسخه كتابخانه حضرت رضا سلام الله عليه و نسخه مجلس شوراي ملي نام پدر عبدالكريم، محمد يحيي بوده ولي در فهرست رضويه ص 101 ج 1فصل اخبار خطي محمد بن يحيي ثبت

شده بنابر آن چه گفته شد كلمه ابن ميان محمد و يحيي غلط است و با مراجعه بكتب روضات و تنقيح المقال ولولوتي البحرين و جامع الرواهو فيض القدسي و مستدرك الوسائل و غيره بنام و شرح حال اين عالم و محدث برنخورديم. در حاشيه نظم الغرر نسخه مجلس رساله اي نيز از اين مولف " راجع به ذو القرنين" مي باشد و داراي مطالب زياد و افسانه ائي در حدود (250) بيت مي باشد و آغاز آن اينست: بسمله بدان كه خلافست در ميان مفسرين و ارباب سير كه آيا ذو القرنين اسكندر روميست يا غير اوالخ. انجام: و ملوك آفاق را مملوك ساخت چگونه خوابيد كه بيدار نمي گردد و چون خاموش شد كه هيچ گونه سخن نمي گويد. {1) {2) در مقدمه نسخه خراسان باين مطلب تصريح شده و چنان كه در صفحه بعد تذكر داده خواهد

شد بعقيده نگارنده اين مقدمه مجلد اول و خود نسخه نيز مجلد اول از اين كتابست و كاتب و مستنسخ اسامي ابواب را غلط نوشته است.

فرهنگ سروري > مجمع الفرس (1)

(854) فرهنگ سروري اين نسخه را بخط نستعليق محمد صالح بن عبد الوهاب جوشقاني بسال 1047 كه سي و نه سال پس از تاليف مي شود، نوشته، ابواب و لغات با شنجرف نگاشته شده، در ذيل آخرين صفحه اخباري از حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) نقل گرديده ورق اول نسخه وصالي و دو ورق آخر وصالي لازم دارد. جلد چرمي ضربي. كاغذ خان بالغ. واقف سپهسالار. قطع وزيري. شماره اوراق (175). صفحه اي (23) سطر. طول (25 2/1 سانتي متر (. عرض (18 2/1 سانتي متر (. شماره كتابخانه (3).

ديوان الادب (1)

(829) ديوان الادب اين نسخه بخط نسخ با شيوه مخصوصي نوشته شده. كاتب نامي از خود و سال كتابت نبرده و ظاهرا از خطوط اوائل قرن پنجم هجري مي باشد بعضي از اوراق اين نسخه وصالي و مطالب تصحيح شده و مشتمل بر كتاب اول) كتاب سالم (تا آخر باب تفعيل است، ورق آخر داراي قسمتي از باب مفاعله بوده با مهارت تمام آن را دو پوسته كرده و اين قسمت را برورقي حنائي رنگ چسبانيده و در اول نسخه دوم كه پس از اين ذكر مي شود گذارده اند، پشت ورق اول يادداشتي مورخ بسال (608) مي باشد و نيز در همان جا يادداشتي مبني بر اين كه حسين بن حاجي محمد كاشاني اين كتاب را وقف بر اولاد خود نموده، نوشته شده و بر تمام صفحات كلمه وقف نيز نگاشته شده، فهرست ابواب كتاب را بر سيزده ورق كاتب ديگري نوشته و در ابتداي كتاب گذارده و اين نسخه ضميمه نسخه بعد بوده، اوراق و سطور هر دو نسخه متوالي است و شايد مرحوم اعتضاد السلطنه كه در سال (1270) دارنده اين

كتاب شده اند آن را در دو جلد گذارده اند. جلد تيماجي. كاغذ قديمي. قطع رحلي. شماره اوراق (243) صفحه اي (19) سطر. طول (28 سانتي متر (عرض (20 سانتي متر (شماره كتابخانه (105).

ديوان الادب (2)

(830) ديوان الادب اين نسخه بخط كاتب نسخه پيش و تتمه آنست. و مشتمل بر قسمتي از كتاب سالم) از باب مفاعله تا آخر كتاب (و كتاب دوم و سوم و چهارم و پنجم و ششم مي باشد ولي قسمتي از آخر كتاب ششم آن افتاده و پاره اي از اوراق آن وصالي شده و آخرين سطر موجود اين است: باب الفعلله ص بلاص الرجل اي فرن طامن ظهره و طمان بمعني. باب. جلد تيماجي. كاغذ قديمي. قطع رحلي. شماره اوراق (233). صفحه اي (19) سطر. طول (29 سانتي متر (. عرض (20 سانتي متر (. شماره كتابخانه (106).

فرهنگ جهانگيري

دري عليحده درج نمودم و هر دري را برچند جلوه مرتب گردانيدم و در خاتمه در را بجاي باب و جلوه را بجاي فصل استعمال كرده است) در جهانگيري چاپي و سه نسخه از نسخ اين كتابخانه خاتمه ذكر نشده و در حدود (4500) بيت كتابت خاتمه است (و فهرست مطالب آئين ها اين است: آئين اول: در بيان اطلاق اسم فارس بر ملك ايران و آن كه در زمان قديم و عهد باستان از كجا تا كجا را فارس مي ناميده اند و تعداد زبان فارسي كه چند است و ذكر فصاحت و تفضيل آن بر ديگر زبان ها. آئين دوم: در چگونگي زبان فارسي. آئين سوم: در تعداد حروف تهجي كه نزد پارسي زبانان متداول است و بيان تفرقه حرف دال و ذال منقوطه و تعيين صيغ آن كه چند است. آئين چهارم: در ذكر ترتيب اين كتاب كه برچسان و چند باب است. آئين پنجم: در بيان

ذكر تفرقه ميان حروف و علامات هر حرفي. آئين ششم: در بيان تجوز تبديل هر يك از حروف بيست و چهارگانه بحروف ديگر در بعضي از مواضع براي آساني منشيان و شاعران. آئين هفتم: در بيان ضمائر. آئين هشتم: در ذكر حروف و كلماتي كه بجهت ترتيب و حسن كلام بياورند و آن را در معني مدخلي نباشد. آئين نهم: در بيان حروف و كلماتي كه باواخر اسماء و افعال بجهه حصول معاني گوناگون درآورند و بدون تركيب افاده معني نكند. آئين دهم: در بيان حروف مفرده اي كه در اوائل و اواخر كلمات بياورند بجهه در يافت معاني مختلفه. آئين يازدهم در املاء. آئين دوازدهم: در بيان عقد انامل. فرهنگ جهان گيري بسال 1293 در دو مجلد در لكنهور) هندوستان (بدون خاتمه چاپ شده است. تاليف و تنظيم فرهنگ جهانگيري بدين گونه است كه حرف دوم هر لغت را باب و حرف اول را فصل قرار داده مثلا لغت دغل را در فصل دال از باب غين گذارده و عموما براي معاني لغات باشعار فصحا و بلغاي فارسي زبان استشهاد كرده است. آغاز: بنام ايزد بخشاينده بخشايشگر آن كه برلوح زبان ها حرف اول نام اوست اين همي گويد اله آن اين دو آن تنگري ديباچه فرهنگ خود از نام تو سازم تا هر ورقي گيرد از آن قيمت ديباج. حمد بيحد و سپاس

بي قياس مر صانعي را سزا هست كه كاخ دماغ صدر نشينان محفل سخنداني را بنقوش خيالات رنگارنگ رشك ارتنگ ماني ساخت الخ. انجام: لغات فرهنگ بلغت هيون خاتمه يافته و پس از شعر ناصر خسرو كه شامل لغت مذكور مي باشد قطعه اي از مولف كه ماده تاريخ تاليف فرهنگ جزء آن است شده و انجام خاتمه فرهنگ اين است: هيلاج با اول مفتوح بثاني زده اين لغت يوناني است و معني آن چشمه زندگاني است و آن را منجمان فارس كدبانو گويند بسبب آن كه در برابر كد خدا واقع شده و شرح اين در ذيل لغت مرقوم گشت و الله اعلم بالصواب. قدتم الكتاب بعون الملك الوهاب. {1) {1) _______ در ص 44 گفتار دوم فارس نامه ناصري در ذيل عنوان سادات انجو كه در فارس مي زيسته اند گويد: و از اعيان اين سلسله جناب محامد اكتساب شاه حسن انجوي شيرازي كه بعد

از تحصيل كمالات علميه به هندوستان رفته در مملكت كجرات توقف نمود و در سال نهصد و بيست و هشت برهان نظام الدين شاه هندوي او را از گجرات بولايت احمدنگر خواسته مسائل و احكام مذهب اثني عشريه را از او بياموخت انتهي. شايد مولف فرهنگ فرزند اين عالم جليل باشد و صاحب فارسنامه از اين مولف نام نبرده است. {2) {2) نيز در ص 41 و 42 گفتار دوم فارسنامه ناصري است: انجو لغت مغولي و بمعني املاك خالصه است و جد اول سادات انجو زيد اسود از اولاد زاده هاي حضرت حسن مجتبي (عليه السلام) بوده و بسال 352 كه عضد الدوله ديلمي از مكه مراجعت مي نموده برحسب خوابي كه سيد ديده و برايش نقل نموده و با خوابي كه چندي پيش در شيراز خواهرش ديده و براي او در همان هنگام نقل كرده بود) شرح اين خواب در فارسنامه مراجعه شود (سيد را از مدينه طيبه بشير از آوردو خواهد خود را بوي داد پس از چندي چون خواهدش بمرد دختر خود را نيز بسيد تزويج نمود و املاك زيادي را وقف كرد و توليت آن را باولاد ذكور اين سيد جليل كه دختر زادگان او بودند بر گذار نمود، در فتنه مغول اين موقوفات خالصه دولت يا بزبان مغولي انجو گرديد، متولي وقت سعي نمود و پس از سال ها نيمي از آن ها را گرفت و چون

نام انجو برآن املاك گذارده بودند از آن پس اين سادات را انجوي گفتند) تا بحال هم اين طائفه در شهر شيراز مسكن دارند و با نجوي مشهوراند (. {1) {3) در نسخه چنين ضبط شده و دانستيم كه مولف فرهنگ ابراهيم فاروقي بوده و بنام شرف الدين احمد منيري كه مرادوي بوده تاليف شده است.

ديوان كليم كاشاني

[567] ديوان كليم كاشاني) فارسي (ابوطالب كليم از شعراي قرن يازدهم هجري بوده، با صائب تبريزي و مير معصوم كمال الفت و دوستي داشته، و صائب در اين معني كه دوستي و صميميت سه نفر گوينده معاصر باشد با اظهار تعجب از اين توافق

گفته: بغير صائب و معصوم نكته سنج و كليم دگر كه ز اهل سخن مهربان يك دگرند و چنان كه خود كليم تصريح كرده) در دامن الوند اگر غنچه شود گل ز نهار مگوئيد كليم از هم دانيست (اصلا همداني است ولي در كاشان تربيت شده از اين رو كاشاني مشهور گرديد و چنان كه خوشگو در تذكره خود گفته " ظفر نامه شاه جهاني " نظم اوست. ادوارد برون در تاريخ ادبيات خود) ص 175-173 ترجمه ج 4) وفات كليم را بسال 1061 مطابق 1651 م معين نموده و همين تاريخ را خوشگو در سفينه خود ذكر نموده و در بعضي از تذكره هاست كه كليم مقام ملك الشعرائي شاه جهان را يافته و چنان كه از چند قطعه انشائي وي كه در ديوان او موجود است بر مي آيد چندي به اتهام جاسوسي در قلعه شاهدرك زنداني بوده و اشعار او قصيده و تركيب بند و ترجيع بند و غزل و قطعه رباعي است و محبت اهل بيت (عليهم السلام) از آن ها ظاهر و اين نسخه از ديوان او كه زير اين سطرها معرفي مي شود در حدود 8000 بيت از اشعار او را شامل مي باشد و خوش گو كليات كليم را) با مثنويات او (سي هزار بيت (30000) معين نموده است. (1253) ديوان كليم كاشاني اين نسخه ظاهرا در زمان خود كليم نوشته شده، بركنار بخش غزليات، غزلياتي در زير عنوان را

قمه كليم كه مي رساند بخط خود شاعر مي باشد نوشته شده و با خط اصل نسخه مغايرت دارد، برگ هائي از اول ديوان كه شامل بخشي از قصائد بوده و برگ هائي از آخر كه شامل برخي از رباعيات بوده، افتاده و نخستين بيت صفحه اول نسخه اينست: ز بس كه شوق ثنايش بحرفم آور دست زبان من چو جرس بي مخاطبي گوياست چند برگ كاغذ جدول كشي شده ننوشته در اول و آخر ديوان گذارده شده و بر صفحه اول آن ها سرلوحي كشيده شده ولي بي اهميت مي باشد و پشت اين صفحه يادداشت اعتضاد السلطنه بسال 1289 نگارش يافته است. جلد تيماجي. كاغذ دولت آبادي. واقف سپهسالار. قطع ربعي. شماره اوراق (256). صفحه اي (17) بيت. طول (19 سانتي متر (. عرض (11 سانتي متر (. شماره كتابخانه (247).

ديوان كمال خجندي (1)

(1257) ديوان كمال خجندي اين نسخه بسال 821 بخط نستعليق نوشته شده و بخشي از مقدمه اي كه بر آن نوشته شده در سه برگ پس از سه برگ اول نسخه مي باشد و ميان برگ اول و دوم كنوني هم افتاده دارد، چنان كه در ص 655 گذشت ديوان قصائد و غزليات قاسمي تبريزي در حاشيه اين نسخه نگارش يافته و خصوصيات ديگر آن نسخه را در آن صفحه ياد نموديم. جلد روغني گل و برگ يك رو است ابياتي در اطراف آن نوشته شده و مي رساند كه پيش از اين كتاب جلد قرآن بوده. كاغذ حنائي. واقف سپهسالار. قطع ربعي. شماره اوراق (143). صفحه اي (14) بيت در متن و 14 در حاشيه. طول (16 2/1 سانتي متر (. عرض (10 سانتي متر (. شماره كتابخانه (266).

فرهنگ ميرزا ابراهيم > نسخه ميرزا (1)

(859) فرهنگ ميرزا ابراهيم اصفهاني اين نسخه بخط شكسته نستعليق خوب نوشته شده، كاتب از خود و سال كتابت نام نبرده، پشت ورق اول يادداشت شده: هو الله تعالي شانه در دارالخلافه طهران داخل دارالكتب گرديد بتاريخ ربيع المولود 1272. و در ذيل آن مهري بدين سجع است: عبدالله بن غلامعلي آل محسن و نيز در همين صفحه نوشته شده كه بسال 1296 لغت بزبان فارسي و عربي و تركي داخل كتابخانه اعتضاد السلطنه گرديد و بسال 1297 وقفيت آن بر اين كتابخانه بهمان نام مذكور نگاشته شده، كتابت نسخه پيش از قرن سيزدهم هجري نيست. صفحات مجدول بطلا و شنجرف و لاجورد و لغات و فصول و ابواب با سرخي است. شانزده ورق ميان ورق اول و دوم نسخه از چند جاي كتاب است كه صحاف نادان جاي خود نگذارده است. جلد روغني گل و بوته دار. كاغذ فرنگي مهره زده. واقف سپهسالار. قطع خشتي. شماره اوراق (122). صفحه اي (18) سطر. طول (20 سانتي متر (.

عرض (14 سانتي متر (. شماره كتابخانه (87).

قاموس المحيط (13)

(873) قاموس المحيط اين نسخه را بخط نسخ فتح محمد بن محمد صالح لاهوري نگاشته ولي سال كتابت را ذكر ننموده، مشتمل بر تمام كتاب است، قسمتي از اول كتاب تصحيح گرديده لغات با سرخي نوشته شده، قسمتي از اوراق را موريانه سوراخ كرده و صفحات آن مجدول بسرخي و زنگار است، پشت نسخه نوشته شده: اين كتاب قاموس مبلغ هفتاد روپيه. جلد چرمي. كاغذ دولت آبادي. واقف سپهسالار. شماره اوراق (827). صفحه اي (27) سطر. قطع رحلي كوچك. طول (28 2/1 سانتي متر (. عرض (18 2/1 سانتي متر (. شماره كتابخانه (44).

ديوان نور عليشاه

[588] ديوان نور عليشاه) فارسي (نور عليشاه يكي از مشاهير متاخرين صفويه نعمت اللهي است و در ص 491-489 همين مجلد معرفي ايشان گرديد، و ديوان وي شامل غزليات و رباعيات و قصائد و مقطعات و ترجيع بند و ساقي نامه و مثنوي هائي كه در جواب سوال مظفر عليشاه انشا كرده و غير از اين ها مي باشد و نسخه زيرين كه شامل غزليات قديم و جديد بحروف تهجي است با سائر ابيات وي در حدود (4000) بيت است. (1287) ديوان نور عليشاه اين نسخه بخط نستعليق بسال 1256 نوشته شده، پيش از شروع به غزليات قديم، ترجمه خطبه البيان از نور عليشاه نگارش يافته و بر ابتداء آن بخط نستعليق درشت نوشته اند: كليات نور عليشاه ولي اين نسخه را نمي توان بدين نام ناميد و از آخر ترجمه خطبه البيان و اول غزليات افتاده دارد. جلد تيماجي. كاغذ فرنگي رنگارنگ. واقف سپهسالار. قطع بغلي. شماره اوراق (166) صفحه اي (14) سطر. طول (15 2/1 سانتي متر (. عرض (10 2/1 سانتي متر (. شماره

كتابخانه (138).

تذكره اسحق

[488] تذكره اسحق) فارسي (اسحق بيك، برادر كوچكتر حاج لطفعلي آذربيگ دلي شاملو، مولف آتشكده بوده و در جواني درگذشته، در غزل سرائي سليقه خوبي داشته و عذري تخلص مي جسته و بسال 1185 وفات يافته، راوي گروسي كه نزديك بعصر وي بوده در انجمن چهارم از انجمن خاقان زير عنوان عذري ايشان را نام برده و گويد: " گويند آدمي منش و سليم النفس صبيح الوجه كريم الطبع بوده ........ وقتي يكي از اصدقاي او را بولايت خود اندر، ادراك صحبت كردم، گفتي بروز تشييعش كه از خاص و عام پيرامن تابوت را از دحامي بود، مرا با حضرت آذر ضيق ممرقرب معبر داد، شنيدم كه با انين خفيف و حنين حزين اين شعر برادر را كه در قافيه لازم مذكور است همي خواند فرد كدامين ماه را يا رب درين محمل بود منزل كه محمل مي رود از شهر و شهري از پي محمل رحمه الله عليهم جميعا جناب صباحي تاريخ وفاتش را گفت: بادا در بهشت جاودان اسحاق بيك . 1} (1) 1185} ".> آذر پيش از راوي نيز در آتشكده عذري را نام برده و 46 بيت از او را هم انتخاب نموده و راوي 25 بيت و هدايت در مجمع الفصحا 18 بيت از منتخب آذر را در تذكره خويش) آتشكده (نقل نموده اند. راوي و هدايت در دو كتاب خود نگاشته اند كه اسحق بيك

اشعار آتشكده را بترتيب قافيه آن ها فقط با ذكر نام شاعر بدون شرح حال آن ها مرتب نموده) مراد همين تذكره است (و تذكره اي ساخته است. اسحق بيك اين تذكره را چهار بخش نموده: 1- قصائد. 2- مقطعات. 3- غزليات. 4- رباعيات. و در هر يك از بخش ها ابيات شعراي نام برده در آتشكده را با مراعات حروف اواخر آن ها بترتيب حروف تهجي) از الف تا ياء (مرتب نموده و تقريبا در اين تذكره (7200) بيت شعر وجود دارد و با دقتي كه نگارنده نمود بسيار كم اتفاق افتاده كه شعري از آتشكده در

اين تذكره نباشد و براي اعتماد به اين كه اين تذكره مرتب شده از اشعار آتشكده مي باشد اشعار منتخبه از حافظ شيرازي را از آن تذكره در اين تذكره اسحق جستجو كرده بدون نقص يافتم. آغاز: بسمله عاشق اصفهاني: تاجر عشقم بكف مايه سودم وفا تا كه شود مشتري تا چه دهد در بها انجام: مهستي گنجه: آني كه به هيچ كس تو چيزي ندهي صد چوب مغول خوري مويزي ندهي سنگي كه از آن روغن كنجد گيرند گر بر شكمت نهند تيزي ندهي. {1) {1) _______ آتشكده آذر ص 421، مجمع الفصحا ج 2 ص 345 و انجمن چهارم انجمن خاقان ديده شود.

ختم الغرائب

[499] ختم الغرائب) فارسي (حكيم خاقاني شرواني كه در ص -466-46 بمعرفي وي و آثارش پرداخته ايم، بنابر نسبت دادن نويسنده نسخه زيرين منظومه اي بوزن مثنوي بنام ختم الغرائب انشا نموده و جز نسخه زيرين و نسبت دادن نويسنده آن با جستجوي زياد در كتب سير و تذكره ها و فهرست ها چنين نسبت و آثاري از نسخه اي از آن نيافتم جز اين كه مجموعه اي كه بسال 1035 نگارش يافته در اين كتابخانه زير شماره (600) موجود است و بمناسبت اين كه در ابتداء آن ديباچه تحفه العراقين را كاتب بنام ديباچه ختم الغرائب معرفي نموده در دفاتر مدرسه بنام ختم الغرائب ثبت و به همين نام وقف گرديده است و مسلما اين نام بغلط بر اين نسخه گذارده شده و با تتبعي كه در اين موضوع نگارنده نموده تحفه العراقين بدين نام) ختم الغرائب (ناميده نشده و اين جمله غلط احتمال را قوي مي كند كه خاقاني بدين نام اثري داشته و گذشته از اين راه طرز فكر و انشاء اين منظومه كه در تقليد حديقه سنائي مي باشد صحت انتساب آن را بخاقاني تاييد مي كند: براي اثبات مدعي چند بيت از آن را در اين جا مي آوريم: في حدوث العالم اين ها همه محدث اند و محبور در قبضه قهر اسير و مقهور خلاق همه يكي قديم است رزاق همه يكي

عظيمست جبار مهيمن

روان بخش قهار قديم ذات جان بخش معبود جهان خداي بي عيب بل جاعل عين و خالق غيب از علت ناقص است صنعت) كذا (پس مردم كاملست عايت) كذا (تا كاملكي كه آرد از خاك زين گونه هزار آدم پاك سبحان الله چه جاي اين است كو ايزد ايزد آفرين است گر ايزد نافريده بودي كي آدم برگزيده بودي كر دست تو را خداي عالم در عالم كدخداي آدم نه خانه نه كدخداي ماند كد نيست شود خداي ماند چون خانه كدخداي ديدي كد نيست شد و خداي ديدي چون خانه و كدخداي خود نيست در خانه بجز خداي خود نيست بدبختانه فقط قسمتي از اين مثنوي به نسخه اي از تحفه العراقين) در ص 468 از اين نسخه زير شماره 1110 معرفي گرديده (پيوسته و (644) بيت بيشتر نيست. آغاز: بسمله بر كره خاك تنگ ميدان كم باش چو گوي اسير چوگان. انجام نسخه: آب از تشنگي روانست ور گرسنه شفات نانست از پا صفحه آخرين صفحه معلوم مي شود كه در اين نسخه برگ هاي ديگري بوده و از ميان رفته است. (1135) ختم الغرائب اين نسخه پيوسته به كتاب شماره (272) كتابخانه مي باشد كه ظاهرا در اوائل قرن سيزدهم هجري نوشته شده و در ص 468 و 469 زير شماره (1110) آن را معرفي كرده ايم، خصوصيات دگر را بان صفحه مراجعه فرمائيد.

مناظر الانشاء

نرا " مناظر الانشاء " ناميده و وجه تسميه تقسيم دو مقاله آن بر مناظري چند مي باشد. آغاز: بسمله يا مبدء الانشاء ببسط نور الوجود .... اما بعد چنين گويد فقير جاني محمود بن شيخ محمد گيلاني كه بر خاطر پاك و ضمير دراك صدر نشينان محافل ادراك ظاهر و هويدا است كه علم انشاء رسائل و خطب از جلائل اقسام اثني عشر علم ادبست الخ. انجام: و لفظ قفص كه در پارسي بسين مي نويسند و بصاد نيز جائز است و در عربي بحرف صاد مي نويسند و بسين (1} (1} قدتم. اين كتاب بدون تاريخ در اسلامبول چاپ شده است. (799) مناظر الانشاء اين نسخه بخط نستعليق خوب

نگاشته شده، كاتب از خود و سال كتابت نام نبرده ولي ظاهرا از خطوط قرن دهم هجري مي باشد، بركنار صفحه دوم محمد كاظم بروجردي بعربي نوشته است: يكي از دوستان در سال (1240) اين كتاب را به من بخشيد. برگ اول نسخه وصالي گرديده و بر ورقي كه پس از ختم كتاب سفيد بوده اشعاري از صائب نوشته شده و بنام رساله در انشاء بسال 1270 داخل كتابخانه اعتضاديه شده و به همين نام وقف بر اين كتابخانه گرديده است. جلد چرمي. كاغذ دولت آبادي. واقف سپهسالار. قطع ربعي. شماره اوراق (133) صفحه اي (13) سطر. طول (17 2/1 سانتي متر (. عرض (12 سانتي متر (. شماره كتابخانه (1) {1} _______. (2797) در نسخه و بسين نوشته شده و ظاهرا بلكه مسلما " نه بسين " بوده و كاتب غلط نوشته و در نسخه نظائري دارد و بنابراين و او " و در عربي " در عبارت فوق نيز زائد است.

عراضه العروضيين

2- عراضه العروضيين تاليف ابوالفضل قرشي) محمد بن خالد (اين رساله نيز بفارسي و مولف خود آن را بدين نام ناميده و در آن گذشته از ابيات فارسي انوري و فردوس و خاقاني و غيره باشعار بعربي استشهاد نموده و در آن آورده كه استاذ كامل فاضل يوسف عروضي نيسابوري قدس الله روحه اين شانزده بحر را در پنج دائره وضع كرده است و آن پنج دائره را هم در آخر رساله خويش رسم نموده، از طرز انشاء و اين كه نويسنده كه همان نويسنده پيشين مي باشد پس از ذكر نام جمله نور مضجعه نگاشته بنابر اين ها مسلما قرشي مولف در اين سال (738) زنده نبوده است. اين رساله در حدود (550) بيت كتابت دارد و اين مجموعه از ص 69-28 شامل آنست و در كشف الظنون نام آن نيست. آغاز: بسمله الحمد لله .... چنين گويد ..... محمد بن خالد قرشي ... بذان اسعدك الله كي عروض الخ.

[466-477] مجموعه عروض و غيره) عربي و فارسي (1- عروض نجاتي 2-

عراضه العروضيين 3- مصادر مخالف قياس 4- عروض وحيدي 5- قصيده همام تبريزي در مدح حضرت ختمي مرتبت ص 6- قصيده حرباويه 7- سلوه الشيعه 8- قصيده از بدر الدين خبوشاني 9- ايض قصيده اي از همو 10- بدايع الاسحار 11- عروض اندلسي 12- القاب العروض و دوائر پنجگانه آن.

خمسه دهلوي) امير خسرو (]> هشت بهشت [

[503] خمسه دهلوي) امير خسرو (]> هشت بهشت [) فارسي (امير خسرو دهلوي بنابر تصريح در تاريخ فرشته نام وي ابوالحسن بوده ولي تا حدي كه نگارنده آثار ويرا مطالعه نموده، تصريحي بدين نام ازخود وي نيافته ام، پدر او امير سيف الدين محمود از اميرزاده هاي هزاره بلخ مي باشد، در فتنه مغول بهند رفته و در آن جا نيز مقام امارت و رياست يافته و امير خسرو در قصبه مومن آباد هند كه به بيتالي شهرت يافته بسال 1} (1) 651} متولد شده و تا هفت سال در دامن پدر تربيت گرديده و چنان كه در ديباچه غره الكمال يادآور شده در اين سن از اين نعمت محروم شده است. پس از پدر برادران وي تاج الدين زاهد و علاء الدين علي شاه در تربيت و تعليم وي كوشيده و او را تربيت علمي و عملي كردند در ديباچه غره الكمال) ص 80-70 نسخه كتابخانه (كه سومين ديوان اين شاعر است اطلاعات سودمندي از تاريخ حيواه و زندگاني امير خسرو و سلاطين معاصر و ممدوح وي و استادان و مربيان او ديده مي شود و چنان كه در تمام ماخذ ثبت گرديد بسال 725 در شب جمعه 29 ذيقعده الحرام كه شش ماه پس از مرگ مراد و مرشد وي نظام الدين اوليا باشد بسراي جاوداني شتافته و در جوار نظام الدين اوليا دفن گرديد. اين شاعر در

تمام آثار خود خسرو تخلص دارد، گويند روزي بحضرت نظام اوليا عرضه داشت كه خسرو نام بزرگانست خوش ندارم در آن سرا بدين نام ناميده شوم، نامي كه صلاح مي دانيد بر اين بنده گذاريد ايشان هم و عده دادند كه در هنگام مناسبي نامي تقاضا مي كنم. پس از چندي ويرا محمد كاسه ليس خطاب فرمود و از آثار امير خسرو برمي آيد كه مراد او را ترك الله نيز

خطاب كرده و به اين عنايت افتخار دارد. امير خسرو با شيخ سعدي معاصر بوده و شيخ آذري نوشته كه شيخ در پيري براي ديدار امير خسرو بهند رفته و از آثار امير برمي آيد كه ويرا بسعدي اعتقادي تمام بوده، در قران سعدين گويد: نوبت سعدي كه مبادا كهن شرم نداري كه بگوئي سخن. و در جاي دگر گويد: خسرو سر مست اندر عاشقي معني بريخت شيره از خمخانه مستي كه در شيراز بود. و نيز از اوست: جلد سخنم دارد شيرازه شيرازي. گويند امير خسرو نود و نه كتاب تاليف نموده و از وي نقل كرده اند كه اشعار او از پانصد هزار كمتر و از چهارصد هزار بيشتر است، سلطان سعيد بايسنقر متوفي بسال 838) ص 131 جزء سيم از جلد سيم حبيب السير (را ارادتي زياد نسبت باين شاعر بوده و خمسه او را بر نظامي ترجيح مي داده، چنان كه الغ بيك متولد بسال 796 و متوفي بسال 853) ص 151 جزء سيم از جلد سيم حبيب السير (را عقيده اي كامل نسبت به نظامي بوده و ميان اين دو بر سر اين دو عقيده هماره مشاجره بوده و به همين مناسبت بايسنقر بجمع اشعار امير پرداخته و يكصد و بيست هزار بيت جمع كرده پس از آن دو هزار بيت از غزليات خسرو را در جائي يافتند كه در ديوان هاي وي نبود، از آن پس دانستند كه جمع آوردن

اشعار او متعذر است. امير خسرو پنج ديوان براي خود مرتب نموده و از همه آن ها هم انتخابي كرده و مجلدي ساخته، در همين فصل زير عنوان ديوان امير خسرو از آن ها معرفي خواهد شد و آثار ديگر وي عبارتند از: تاريخ دهلي، خزائن الفتوح) در تاريخ سلطان علاء الدين محمد شاه خلجي (715-695) از سال جلوس تا سال 711 و آن را " تاريخ علائي " نيز گويند (، قانون استيفا، رساله در موسيقي و پنج رساله بنام اعجاز خسروي كه بسال 1876 م در دو مجلد در هند چاپ گرديده و همه اين ها به نثر مي باشد و آثار منظوم او عبارتند از خمسه بتقليد نظامي، قران سعدين) در همين فصل آن را معرفي خواهم نمود (، نه سپهر) در فهرست كتب خطي مجلس ج 1 ص 268 معرفي شده (، تعلق نامه) در سه هزار بيت (، عشقيه يا عشيقه) در چهل هزار بيت و مسلما غير از

قران سعدين مي باشد و در كتابخانه آصفيه موجود است ص 1488 ج 2)، اشك و آه) مثنوي است و در آصفيه موجود است ص 1486 ج 2)، دول راني خضر خاني) در فهرست مجلس معرفي مي شود (، لالي عمان موسوم به جواهر خسروي بزبان اردو مي باشد و بسال 1336 چاپ شده) ص 636 ج 3 فهرست آصفيه (و غير از اين ها. در اين جا بترتيب سال انشا، هر يك از كتاب هاي پنجگانه اين خمسه را معرفي مي نمائيم: 1- مطلع الانوار، اين كتاب را نظير مخزن الاسرار در بيست مقاله تنظيم نموده و خود شماره ابيات آن را 3310 و انشاء را بسال 697 معين نموده و مولوي محمد ابوالحسن كه از ادباء اوائل قرن چهاردهم هجري در هندوستان بوده شرح و حاشيه اي در توضيح مطالب كتاب نوشته و با اين حواشي بسال 1302 در هند چاپ گرديده است. آغاز: بسم الله الرحمن الرحيم خطبه قدس است بملك قديم. 2- شيرين و خسرو، در مقابل خسرو شيرين نظامي است و

شرح تلخيص المفتاح > مطول (5)

(1063) مطول اين نسخه را محمد هادي بن محمد صادق حسيني، بسال 1259 بخط نسخ نوشته، بر كنار آخرين برگ و پشت برگ نخستين يادداشتي بوده محو گرديده، بعضي از صفحات حواشي بسياري از چلبي، مي رسيد شريف، خواجه و خود مصنف و غيره دارد. جلد تيماجي. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع وزيري. شماره اوراق (254). صفحه اي (22) سطر. طول (25 سانتي متر (. عرض (15 سانتي متر (. شماره كتابخانه (2980).

ديوان نوائي > نوادر الشباب

[586] ديوان نوائي > نوادر الشباب) تركي (امير عليشير نوائي كه در ص 540-538 به معرفي ايشان پرداخته ايم چنان كه در " تحفه سامي " تذكر داده شده چهار ديوان

تركي داشته و هر يك را بنامي ناميده) غرائب الصغر، نوادر الشباب، بدايع الوسط، فوائد الكبر (1} 1}) و نسخ زيرين بنابر آن چه در آخر نسخه شماره 1284 اين فهرست نويسنده تصريح نموده نوادر الشباب مي باشد و مقدمه اي بنثر تركي خود امير بر اين ديوان نوشته و بنام سلطان حسين ميرزا موشح گرديده و در اين جا تذكر داده كه مقتضيات جواني را در هنگام فراغت از كارها به انشاء و نظم جلوگيري مي نموده و اين ديوان مشتمل بر غزليات مرتبه بحروف تهجي برحسب رديف ها، مستزاد، مخمس، مسدس، ساقي نامه، ترجيع بند، مثنوي ،مقطعات و رباعيات مي باشد و در حدود (5700) بيت است و ديباچه آن هم در حدود (350) بيت مي باشد. آغاز ديباچه: حمد آنكا كلام خير مال قيلدي ايلكار سولدين ارسال ... (2} (2} فصاحت ديوانك غزل سرالاري طبع مخزني دين شوريده حال عاشق لار خرمن الخ. آغاز ديوان: اشرقت من عكس شمس الكاس انوار الهدي يار عكسين مي داكورديب جام دين چتقي صدا {1) {1) _______ در تحفه سامي چاپي نام اين چهار ديوان غلط و تصحف چاپ گرديده و اين نام ها از روي نسخه خطي اين كتابخانه نقل شده و در حاشيه نسخه اول اين فهرست و ديباچه سنگلاخ نيز به همين نحو ثبت گرديده. {2) {2) در يكي از

نسخه هاي زيرين) سومين نسخه از ديوان (ديباچه به پنج شعر شروع گرديده كه اين بيت يكي از آن ها مي باشد ولي در نسخ ديگر نيست.

بدايع اللغه

[339] بدايع اللغه) تركي بفارسي (مولف اين كتاب چنان كه خود در مقدمه تصريح نموده ايماني متخلص به طالع است، وي بر آن شده كه لغات جغتائي و مغولي را كه امير عليشير نوائي در اشعار خويش آورده بفارسي ترجمه نمايد و در هنگام شروع تصميم نموده كه پس از ترجمه هر يك از لغات يك يا چند بيت تركي به استشهاد آورد و تا باخر چنين كرده و گذشته از اين گاهي باشعار عربي تمثل جسته و اين كتاب را

خود " بدايع اللغه " نام گذارده و لغات را موافق حروف الفباء مرتب نموده و در (3500) بيت خاتمه داده است. در فهرست هاي موجود نزد نگارنده و مجمع الفصحاء و آتشكده و تحفه سامي و كشف الظنون و كشف الحجب و ديگر كتاب ها نام اين كتاب و مولف آن را نيافتم ولي چنين بنظر مي رسد كه در همان عصر و زمان امير مذكور و سلطنت سلطان حسين ميرزاي بايقرا (911-908) تاليف گرديده و در مقدمه عبارت ذيل تصريح بدان دارد: خصوصا در اوان عنفوان بهار سلطنت خلاصه خاندان گيتي ستاني و نقاوه دودمان صاحب قراني بلكه اسم اعظم نگين خاتم سليماني ........ شهي كزوي جهان را زيب و زين است شهنشاه جهان سلطان حسين است شه انجم حشم داراي دوران نخستين وارث ملك سليمان ميرزا مهديخان منشي نادرشاه در مقدمه كتابي كه بنام " سنگلاخ " نيز در ترجمه فارسي لغات تركي جغتائي و مغولي است كه امير عليشير نوائي در اشعار خويش آورده، گويد: طالع نام هروي نيز بجمع و ترجمه پاره اي از اين كتاب پرداخته است] نسخه خطي " سنگلاخ " تحت شماره (14120) دفتر و (700) پشت نسخه در كتابخانه مجلس شوراي ملي ايران موجود و چاپ نشده است [. در ص 367 ج 2 فهرست رضويه نسخه اي بنام " ترجمه لغات تركي بفارسي "

تاليف امير عليشير نوائي موجود است، ولي مسلما اين كتاب) بدايع اللغه (نيست چرا كه آغاز و انجام آن كه در آن جا نقل گرديده با اين كتاب موافقت ندارد و در تحفه سامي كه بيساري از مولفات امير نام برده شده چنين كتابي به امير عليشير نسبت داده نشده است. پشت نسخه ذيل، از طرف مرحوم اعتضاد السلطنه بنام " لغت نوائي " معرفي گرديده، و به همين نام وقف بر اين كتابخانه شده و با تصريح مولف بتسيمه آن به كتاب بدايع اللغه، مسلما اين نام غلط است. آغاز: بسمله طوطي شيرين مقال، سخني كه از آشيان نيشكر قلم بال گشا گردد الخ. انجام: ذاتي كه خلايققه تيار فيض آندين عالم اهلي آن چون سلامت بولسون. (814) بدايع اللغه اين نسخه بخط نستعليق نگاشته شده، نام كاتب و سال نگارش ذكر نگرديده، پشت آخرين ورق صفحه اي

مشتمل بر لغات تركي و ترجمه آن بفارسي است، از كلمه پائين صفحه اي كه براي ربط كلام بصفحه بعد نوشته شده برميايد كه رساله اي در اين قسمت ضميمه بوده و آن را برداشته اند، بسال 1273 داخل كتابخانه اعتضاد السلطنه شده و پشت صفحه اول يادداشت گرديده است. جلد تيماجي. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع خشتي. شماره اوراق (142). صفحه اي (12) سطر. طول (21 سانتي متر (. عرض (15 سانتي متر (. شماره كتابخانه (14).

لغت فارسي بتركي دقائق الحقائق

[369] لغت فارسي بتركي دقائق الحقائق) فارسي بتركي (مولف در مقدمه نام خود را نبرده، مولف كشف الظنون در ص 494 ج 1 دقائق الحقائق را نام برده گويد: مولف اين كتاب مولي احمد بن سليمان مشهور به ابن كمال پاشا متوفي بسال 940 مي باشد و تاليف آن بتركي و بنام ابراهيم پاشاي وزير موشح گرديده و نام آن را " دقائق الحقائق " گذارده (1} (1} چرا كه مشتمل بر دقيقه اي متعلق بلغات متشابهه مي باشد. و احمد بن خضر اسكوبي شاعر معروف به علوي آن چه لغت مفرد و مركب در آن كتاب بوده بترتيب حروف تهجي مرتب نموده و اول آن اينست: حمد بيهمال و مدح بي مثال الخ. ابن كمال پاشا يكي از ترك هاي بسيار دانشمند و معروف مي باشد و مولفات بسيار دارد، شرح حال ايشان در شقائق النعمانيه ص 424-420 و شذرات ج 8 ص 238 و معجم المطبوعات ص 227 نگاشته شده و در شقائق بسياري از مولفات وي نام برده شده و گويد مقام قضاوت داشته و در قسطنطنيه مقام افتاء يافته و شعر بتركي و فارسي مي سروده و بيش از صد كتاب و رساله تاليف نموده و تفسيري بسيار خوب نوشته كه مرگ اجازه اتمام آن را نداد و كتابي بفارسي چون گلستان بنام نگارستان تاليف نمود و تاريخ آل عثمان را بتركي ادبي نگاشته و كتابي در

لغت فارسي و حاشيه اي بر كشاف و حاشيه اي بر هدايه و كتابي در علم كلام و شرحي بر آن بنام " تجريد التجريد " و

كتاب هاي ديگر دارد. اگر چه در كشف الظنون آغاز اين كتاب نقل نشده ولي بقرائني كه بدست داد و تصريح در مقدمه اين نسخه، كه در زير معرفي و خصوصيات آن ذكر خواهد شد نام كتاب " دقائق الحقائق " مي باشد و موضوع آن لغات مترادفه و متشابه و متقاربه زبان فارسي است و مولف چند لغت را بيكي از جهات مذكوره با يك ديگر ذكر و بشرح و ترجمه آن ها بتركي پرداخته و شواهدي از مصرع ها و ابيات و رباعي هاي فارسي بر مدعاي خويش آورده مثلا لغات سخن و گفتار، بوم و كوج و جغد، چنگ و چنگل و چنگال، روزن و پنجره، كلان و بزرگ و بزرگوار و سترگ، مردمك و مردم و مرد و زن، سراسر و سرتاسر و سربسر، سخت و درشت و زفت، پادشاه و پادشاي، هما و همايون، خرگوش و خرچنگ، خار و خارا و خاشه و خاشاك و خس و خسك، اسب و ستور؛ را به همين نحو كه نقل شد بيان و بشرح و ترجمه آن ها پرداخته و نظم و ترتيبي را در ذكر لغات نه از حيث ترتيب حروف اوائل يا اواخر و نه از حيث موضوع و غيره ملتزم نگرديده و بشرح لغت سخن و گفتار ابتدا و بشرح لغات اسب و ستور كتاب را خاتمه داده و لغات ديگر

هم ميان اين دو عنوان شرح گرديده است. اين كتاب در حدود (4000) بيت كتابت دارد و به شهادت عبارت آن و تصديق ترك زبانان اديبانه نوشته شده است. آغاز: سپاس بي قياس خداي بي همتايه كه گلزار بديع الاثار بياننده ازهار الخ. (887) لغت فارسي بتركي دقائق الحقائق اين نسخه بخط نستعليق بسال 971 نوشته شده، نويسنده نام خود را نبرده، از طرز خط معلوم مي شود كه ترك بوده، رساله اي در اقسام ياء كه در آخر كلمات زياد مي شود، نيز بزبان تركي موجود و در فصل نحو و صرف از آن معرفي خواهد شد، و داراي سرلوح كوچك و دو صفحه اول مجدول بطلا و لغات با شنجرف نگاشته شده است. جلد تيماجي. كاغذ كاهي. واقف سپهسالار. قطع ربعي. شماره اوراق كليه (106) اين نسخه (91) صفحه اي (21) سطر. طول (18 سانتي متر (. عرض (12 سانتي متر (شماره كتابخانه (. (101) 1) {1} _______ نام كتاب " دقائق الحقائق " گذارده شده و بايستي در حرف دال از اين

فصل از آن معرفي نمود، چون غفلت شده بود و در آن جا ذكر نشد و در لغت فارسي بتركي بود از اين رو بدين نام در اين جا معرفي گرديد.

ديوان عماد فقيه كرماني (2)

(1235) ديوان عماد فقيه اين نسخه را بخط نستعليق خيلي خوب بسال 981 محب الله بن حسن نوشته و غزليات آن برحسب رديف ها مرتب بترتيب حروف تهجي مي باشد، سرلوح كوچك ظريفي در اول دارد و مندرجات آن عينا نسخه پيشين ولي مرتب بحروف تهجي برحسب قوافي است و صفحات مجدول بطلا و زنگار و شنجرف گرديده و تتمه غزليات و تمام مقطعات و رباعيات و فردها در حاشيه برگ هاي نيمه اول نسخه نگارش يافته و پشت صفحه اول و آخر يادداشت هائي مي باشد و برخي هم محو گرديده و برخي از برگ ها وصالي شده است. جلد تيماجي. كاغذ خان بالغ. واقف سپهسالار. قطع رحلي. شماره اوراق (156) صفحه اي (12) سطر در متن (9) در حاشيه. طول (31 سانتي متر (. عرض (20 سانتي متر (. شماره كتابخانه (181).

آتشكده آذر

[482] آتشكده آذر) فارسي (آتشكده آذر يكي از تذكره هاي مشهور و مولف آن حاج لطفعلي بيگدلي شاملو (1} (1} متخلص به آذر و پسر آقاخان است، متولد بسال 1134 و متوفي بسال 1195 مي باشد (2} (2} 24 مولف آن را آتشكده ناميده و در آن از اشعار پيشينيان و معاصرين انتخابي بسليقه خويش كرده و مختصري از شرح حال آن ها را هم بيان نموده و در آخر آن شرح حال مختصري با پاره اي از اشعار خود را گذارده و مخصوصا از " يوسف و زليخا (3} (3}) " بنقل الذريعه از " تحفه العالم " سيد عبد اللطيف تستري مشتمل بر دوازده هزار بيت است (انشائي خود بخشي زياد نقل

نموده و اين تذكره را بدو مجمر تقسيم نموده. مجمر اول: در ذكر اطوار و اشعار شعراي متقدمين مشتمل بر يك شعله:) در ذكر اشعار شاهان و شاهزادگان و امرا كه منسوب بولايتي نيستند (و سه اخگر:) در ذكر شعراي ايران و توران و هندوستان و هر اخگري بچند شراره كه اسم ولايت اقتضا كند تقسيم شده. (و يك فروغ:) در حالات و مقالات زنان دانشمندان ديار. (و مجمر دوم: در بيان حالات و خيالات شعراي معاصرين مشتمل بر دو پرتو اول در افكار ياران معاصر و پرتو دوم در حالات و آثاري از مولف. و در الذريعه است كه " دفتر نه آسمان " را كه مخصوص به شعراي معاصر خود اوست و ديوان شعري كه درحدود ده هزار بيت كتابت دارد نيز از مولفات آذر است و خود وي در زير شرح حالش گويد كه ديوان شعرم كه هفت هزار بيت بوده در نهب و غارت اصفهان از ميان رفت و مدتي طبعم گويا نشده و در انجمن خاقان است كه بطرز بوستان شيخ سعدي كتابي پرداخته كه معروف به " گنجينه الحق " مي باشد و شامل نصايح و حكاياتي است. اين تذكره در حدود (00.22) بيت كتابت دارد، تاليف آن پيش از سال 1185 بوده چرا كه وفات اسحق بيك متخلص به عذري كه تذكره اسحق را از اشعار نقل شده در آتشكده ترتيب داده بدين سال بوده است

ولي مسلما مولف تا آخر عمر بر آن اضافاتي نموده چرا كه وفات آن هائي كه پس از اسحق بيك بوده چون عبد المجيد درويش خطاط معروف متوفي بسال 1185 و ديگران در آتشكده درج گرديده و بسال 1299 در بمبئي چاپ سنگي شده است. آغاز: بسمله در طوف حرم ديدم دي مغبچه اي مي گفت اين خانه بدين خوبي آتشكده بايستي فروغ آتشكده دل و زبانه اخگر زبان سپاس بي قياس قديمي است الخ. {1) {1) _______ بنابتصريح خود در همين آتشكده بيگدلي ها طايفه اي ازتركان هستند كه بايران كوچ داده شده اند و قسمتي از آن ها را بشام برده اند و امير تيمور آن ها را بايران آورده و به مناسبت بودنشان در شام بنام شاملو نيز خوانده مي شوند. {2) {2) شرح حال اين مولف با مراجعه به آتشكده آذر و ص 73 ج 2 مجمع الفصحا و ص 4 ج 1 الذريعه الي

تصانيف الشيعه نوشته شده و خود وي گويد كه در فتنه افغان متولد شده و از اصفهان با خويشان بقم هجرت كرديم و در ابتداء سلطنت نادرشاه پدرم بحكومت لار و بنادر خليج فارس منصوب گرديد، با وي بشيراز رفتم وي پس از دو سال بدرود زندگاني گفت الخ. {3) {3) تاريخ اتمام يوسف و زليخا را در آخر كتاب بسال 1176 معين نموده است.

تحفه العراقين (6)

(1111) تحفه العراقين اين نسخه بدون تاريخ و نام نويسنده است، ديباچه و 35 بيت از ابتداء نسخه افتاده و آغاز كنوني آن اينست: زرپاشي و ناگشاده گنجي - تب داري ونا كشيده رنجي. فقط چند عنوان اوائل نسخه با سرخي نوشته شده و بر ورقي كه پيش از برگ نخستين نسخه است، يادداشت شده كه بسال 1281 داخل كتابخانه اعتضاد السلطنه گرديده، اصل نسخه ظاهرا در قرن يازدهم هجري نگارش يافته، برخي از اوراق وصالي شده و در تمام آن ها آثار موريانه است. جلد مقوائي. كاغذ اصفهاني. واقف سپهسالار. قطع ربعي. شماره اوراق (133). صفحه اي (12) سطر. طول. (18 سانتي متر (. عرض (11 2/1 سانتي متر (. شماره كتابخانه (268).

قافيه جامي

1- قافيه جامي، عبد الرحمن جامي كه در ص 359-357 مختصري در شرح حال و مولفات ايشان نگاشتيم، اين رساله را در قافيه نگاشته اند و بسال 1872 م. در پاريس بضميمه عروض سيفي چاپ گرديده و در حدود (160) بيت كتابت دارد و اين مجموعه از ص 1 تا 7 شامل آنست. آغاز: بسمله بعد از تيمن بموزون كلامي كه قافيه سنجان انجمن فصاحت بدان تكلم كنند الخ.

[478-480] مجموعه عروض وقافيه و غيره) فارسي و عربي (قافيه جامي -

عروض وقافيه وحيدي تبريزي - تحفه الشعراء - قسمتي از كتابي در اصول فقه.

قاموس المحيط (6)

(866) قاموس المحيط اين نسخه بخط نسخ يوسف بن خضر بحيري در جامع الازهر مصر نوشته شده و شامل جزء اول كتاب تا آخر باب ضاد مي باشد. كاتب ذكري از سال كتابت نكرده و ظاهرا از خطوط قرن دهم بنظر مي رسد، پشت صفحه اول نسخه تذهيب شده و مقابل صفحه آخر ترنجي است كه بر آن اتمام جزء اول قاموس نگارش يافته، چهار صفحه از اول و يك صفحه از آخر كتاب مجدول بطلا و لاجورد و عنوان ابواب با طلا نوشته شده است. جلد چرمي. كاغذ نباتي ضخيم. واقف سپهسالار. قطع رحلي. شماره اوراق (324). صفحه اي (25) سطر. طول (30 سانتي متر (. عرض (21 سانتي متر (. شماره كتابخانه (41).

شرح تلخيص المفتاح > مطول (1)

(1058) مطول اين نسخه را سيد احمد بن شيخ حمزه) كذا (بن شيخ) كذا (منصور، بخط نستعليق بد، بسال 860 نوشته، بر كنار برگ ها تعليقاتي از منلا زاده، چلبي، خطائي، مي رسيد شريف و ديگران و مطالبي از شرح خطيب) الايضاح (و صحاح و غيره نگارش يافته، پيش از ورود به اين كتابخانه برگ نخستين نسخه افتاده و اولين سطر آن اينست: سطر منه عقد من الدرر و كان يعوقني عن ذالك الخ. جلد تيماجي مستعمل. كاغذ دولت آبادي. واقف سپهسالار. قطع رحلي. شماره اوراق (169). صفحه اي (27) سطر. طول (27 2/1 سانتي متر (. عرض (18 2/1 سانتي متر (. شماره كتابخانه (2982).

ديوان هاتف اصفهاني (2)

(1294) ديوان هاتف اصفهاني اين نسخه پيوسته به ديوان سحاب مي باشد كه در

ص 606-605 معرفي گرديد و در اين كتابخانه هر دو نسخه زير شماره (261) ثبت گرديده اند، خصوصيات ديگر را به صفحه نام برده در سطر بالا مراجعه نمائيد و تقريبا شامل 1500 بيت از قصيده و غزل و قطعه و رباعي و ترجيع بند مي باشد.

ديوان كمال الدين اصفهاني

[568] ديوان كمال الدين اصفهاني) فارسي (كمال الدين اسمعيل پسر جمال الدين عبد الرزاق اصفهاني از مشاهير سخن سرايان قرن ششم و اوائل هفتم هجري مي باشد، بمداحي خوارزمشاهيان و صاعديه (1} (1} كه مربي اين شاعر بوده اند و ملك نصره الدين ورشيد الدين و شهاب الدين و فخرالدين احمد و صدر الدين عمر خجندي) كه از همه صدر تعبير كرده (و عميد الدين فارسي پرداخته، چون در شعر وشاعري مرتبه اي عالي يافت او را " خلاق المعاني " لقب دادند، بر خلاف دانشمندان ثروتي بسزا داشته و ظاهرا پدر يا جدش از زرگري و كسب در طريق تحصيل علوم و فصائل پا نهاده و در عالم علم و ادب زر افشان شده و در اواخر عمر دست ارادت بشهاب الدين سهروردي داده {2} و بسال 635 در اصفهان مغولان او را شهيد كرده اند (3}. (3}. عمر كمال الدين را از روي تحقيق بدست نياوردم ولي در يكي از قصائد كه شكايت از پيري كرده گويد: دريغ و غم كه پس از شصت و اند سال ز عمر بناگهان بسفر مي روم نه برگ و نه ساز و شايد در همين دهه هفتم جهان را بدرود گفته باشد. ديوان كمال الدين مشتمل بر قصائد و مقطعات و غزليات و رباعيات و چند مثنوي مي باشد و اشعار آن بسيار لطيف و سهل و ممتنع است، هدايت شماره ابيات اين ديوان را ده پانزده هزار نوشته و نسخه كامل زيرين در حدود (13000) سيزده هزار بيت مي باشد و در قصائد و ديگر اقسام شعر به تخلص وي برنخورده و ظاهرا در اشعار تخلص نداشته و در يك بيت تمام نام) يا لقب (وي (4} (1} موجود است و حمد الله مستوفي گفته كه رسائل به كمال دارد و از آن ها " رساله قوسيه " است ولي نگارنده تا بحال به نسخه اي از

آن دست نيافته و از مكتوبي كه در آخر دومين نسخه ديوان وي از اين فهرست مي باشد قدرت نثر نويسي وي آشكار است. در فهرست كتابخانه ملي تربيت تبريز نسخه اي از ديوان كمال اسماعيل كه در هند چاپ شده موجود است. آغاز: تبارك الله از آن جنبش نسيم صبا كه لطف صنعت او از كجاست تا به كجا. {1) {1) _______ در ديوان كمال الدين مدائحي بسيار از صاعديه موجود و تاريخ يكي از قصائد كه درمدح ركن الدين صاعدي مي باشد و از او صدر تعبير شده و بدين مطلع مي باشد: خفته بيدار بودم دوش كزدار السلام مسرع باد صبا آورد سوي من پيام. اينست: بر تو ميمون باد اين تحويل فرخ كه اوفتاد در سنه خمس ثمانين غره ماه صيام و همين ركن الدين مسعود صاعدي را مراثي متعدي گفته و در ديوان وي موجود است. و ابو العلاء صاعدي را نيز بقصيده اي مدح نموده است. {2) {2) در قصيده اي كه بدين مطلع مي باشد: دلابكوش كه باقي عمر دريابي كه عمر باقي ازين عمربه گذريابي. علاقمندي خود را به سير و سلوك و تهذيب و تربيت نفس بيان و بمدح شيخ سهروردي پرداخته و گويد: ازين بزرگان امروز در زمانه يكست كه مثل او نه همانا ببحر و بر يابي شهاب دين عمر سهروردي آن ره رو كه از مسالك او ديو بر حذريابي و از

ابيات آخر قصيده معلوم مي شود كه خدمت شيخ مشرف نشده و از دور مشتاق گرديده است. {3) {3) تاريخ گزيده) ورق 322 نسخه كهنه خطي (، تذكره دولتشاه 154-184 چاپي هفت اقليم ص 720-710، آتشكده آذر ص 201-191 و مجمع الفصحا ج 1 ص 494-489 مراجعه شده و فقط در تذكره دولتشاه تصريح بسال وفات وي شده است. {1) {4) كمال الدين كه چرخ پير نارد جواني چون تو در انواع كامل

حاشيه زيباري بر شرح سمرقنديه

[445] حاشيه زيباري بر شرح سمرقنديه) عربي (اين حاشيه بنا بتصريح در مقدمه از حسن بن محمد زيباري (1} (1} بر شرح عصام الدين اسفرايني بر رساله استعارات

سمرقندي) الفرائد و الفوائد > سمرقنديه (است كه پس از اين معرفي از آن شرح خواهد شد، پشت نخستين صفحه نسخه زيرين و در آخر آن نويسنده در هنگام درس گرفتن آن، تعليقات و حواشي بر اين حاشيه نگاشته و تصريح نموده كه اين حاشيه معروف به " ملاحسن " مي باشد. در معجم المطبوعات نام اين حاشيه و مولف آن نيست و در فهرست هائي كه زير دست نگارنده است فقط در فهرست دارالكتب) ج 2 ص 189) نسخه اي از اين حاشيه كه بدون تاريخ كتابت است نگاشته شده موجود، در آن جا از زمان مولف معرفي نشده ولي ظاهرا از دانشمندان قرن يازدهم بوده و در حدود (1000) بيت كتابت اين حاشيه است. آغاز: بسمله الحمد لله الذي خلق الانسان علمه البيان و جعله ذريعه الي معرفه دقائق القرآن الخ. (1038) حاشيه زيباري بر شرح سمرقنديه اين نسخه را محي الدين بن عبدالحي بسال 1107 هنگامي كه پيش استاد بخواندن آن مشغول بوده بخط نسخ نوشته، تعليقاتي از كاتب و ملا عبدالله كردي الحسيني و خان احمد حريري بر شرح عصام الدين و بر همين حاشيه نگاشته شده ورق اول و آخر وصالي گرديده است. جلد تيماج. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع خشتي. شماره اوراق (47). صفحه اي (15) سطر. طول (20 2/1 سانتي متر (. عرض (15

سانتي متر (شماره كتابخانه (1) {1} _______. (3170) در كشف الظنون) ج 2 ص 179) زير عنوان " فرائد الفوائد " كه همان رساله استعارات سمرقندي است كه بنام " سمرقنديه " معروف گرديده، نام اين حاشيه و محشي آن بدون ذكر تاريخ تاليف يا وفات مولف ثبت است و مولف صريحا براي اين رساله نامي نگذارده فقط گويد: فنظمت فرائد عوائد. و عصام الدين در شرح آن گويد: نيكوئي اضافه فوائد در اين كتاب به عوائد مخفي نباشد ولي اگر گفته بود فرائد فوائد هر آينه بهتر مي بود. و حاجي خليفه اين تسميه بهتر را در كشف الظنون ذكر نموده است.

خمسه نوائي (2)

(1150) خمسه نوائي اين نسخه را بسال 1012 و 1065 و 1077) در آخر كتاب اين تاريخ اخير است (بخط نستعليق نوشته اند، در آخر سبعه سياره نويسنده اي كه ظاهرا نيز نويسنده همه پنج كتاب مي باشد خود را صالحي خراساني معرفي نموده و در اين جا مهر بادامي كه بدين سجع مي باشد زده شده: غلام شاه عباس است مرجان. و مي رساند كه متعلق بيكي از امراء آن عصر كه مرجان نام داشته بوده است. عناوين مطالب با شنجرف مي باشد. جلد تيماجي. كاغذ سمرقندي. واقف سپهسالار. قطع رحلي. شماره اوراق (274). صفحه اي (25) سطر. طول (32 2/1 سانتي متر (. عرض (21 سانتي متر (. شماره كتابخانه (366).

خمسه فيضي > نلدمن و مركز ادوار

تذكر داده اند) اين هم كه امروز مي بينيم از علائم و آثار تجدد است و ننگي ندارد (و گويند روزي عرفي شاعر شيرازي بر فيضي وارد شد ديد سگ بچگاني چند در اطراف وي گرد آمده اند از روي شوخي گفت: مخدوم زادگان چه نام دارند. فيضي جواب داد: عرفي. عرفي گفت: مبارك باشد. و اين جواب با بودن مبارك نام پدر فيضي لطفي دارد و اين بيانات عرفي موجب تالم فيضي گرديد. (1141) خمسه فيضي يا نلدمن و مركز ادوار اين نسخه بخط نستعليق نوشته شده، نويسنده از خود و سال نگارش نام نبرده، ظاهرا نويسنده هندي و در اوائل قرن يازدهم هجري نگاشته شده، يادداشت هائي بسال 1162 و 1171 و 1172 پشت هر يك از بخش هاي آن ديده مي شود، پيش از اين دو مثنوي، بخشي از قطعات و ماده تاريخ ها و رباعيات فيضي مي باشد كه زير عنوان ديوان فيضي معرفي خواهد شد. جلد تيماج. كاغذ دولت آبادي. واقف سپهسالار. قطع ربعي. شماره اوراق كليه (212) اين دو نسخه (163). صفحه اي (17) سطر. طول (18 2/1 سانتي متر (. عرض (10 سانتي متر (شماره كتابخانه (.(320)

_______ 1) {1} شد مهد من اين بلند طارم در نهصد و پنجه چهارم. {2) {2) نيز در اواخر نلدمن گويد: از درك رياضي و طبيعي شد طبع حديقه ربيعي نه طاق رصد نظاره كردم تقويم و مه ستاره كردم خط بصرم بظل ممدود نه دائره راست قصر و صعود در هفت مطب نشست دارم تشريح فلك بدست دارم سبابه كلكم از خط ژرف شد نبض شناس معني حرف. {1) {3) بسال 1306 در هندوستان چاپ گرديده و نسخه آن در مجلس شوراي ملي موجود است. {2) {4) در ص 820 ج 1 فهرست آصفيه در ذيل كتب رياضي فارسي اين كتاب نام برده شده و گويد بسال 1271 چاپ شده است. {3) {5) از ديباچه ديوان فيضي كه خود وي نگاشته و نسخه اي از آن در اوائل مجموعه خطي شماره 621 كتابخانه مجلس موجود و بسال 1086 نگارش يافته بدست مي آيد كه اين ديوان از منتخبي از اقسام اشعار تشكيل يافته و نه هزار و كسري بيت مي باشد و از قرينه نسخه اي كه در كتابخانه موزه بريتانيا موجود و شرح آن در ص 670 و 671 ج 2 فهرست ريو نگاشته شده و شامل قصائد و ماده تاريخ ها و تركيب بند و غزل ها و قطعات و رباعي ها و نلدمن و مركز ادوار و غيره مي باشد و در هفت آسمان بنقل از بدواني است كه ديوان و مثنوي او از بيست هزار بيت زياده است و نيز از خاتمه

مركز ادوار كه بقلم برادر فيضي) ابوالفضل (مي باشد نقل نموده كه از شعر پيشين پنجاه هزار بيت از صفحه هستي سترده و بسال چهل و دوم آلهي) چنان كه در تاريخ اكبري مفصلا نگاشته شده سال جلوس اكبرشاه كه نزديك فروردين ماه بوده مبدء تاريخي بنام الهي قرار داده شده و چهل و دومين سال الهي مطابق سال 1006 هجري است (اين برادر بر آن شده كه برادرزادگان خويش را در يك جا گرد آورد و پنجاه هزار بيت از نثر و نظم وي جمع گرديد) در ص 294 ج 2 فهرست آصفيه نسخه اي چاپي از ديوان فيضي نشان داده شده و در ص 302 نسخه اي بنام كليات فيضي كه بسال 1034 نوشته شده و در ص 730 ج 1 آن فهرست، غزليات فيضي كه بسال 1217 نوشته شده و در ص 748 ج 1 نسخه اي بنام " متفرق اشعار فيضي " كه نيز بسال 1217 نوشته شده، نشان داده شده

است (. {4) {6) در تذكره علماء هند نيز نام اين دو كتاب برده شده است. {1) {7) تاريخ اين تغيير تخلص مسلما معلوم نيست در هفت آسمان از مرآت العالم و بدواني نقل نموده كه سال ها فيضي تخلص مي كرد و در اواخر فياضي تخلص نمود ولي سازگار نيامد و بعد از يك دو ماه رخت حيات از اين عالم بر بست و اين قول گذشته از اين كه گوينده آن بدواني معاصر وي بوده قرينه ديگر داردكه امين احمد رازي در هفت اقليم كه بسال 1002 تاليف گرديده فقط او رافيضي ناميده است و نيز در هفت آسمان از مرآت العالم نقل شده: در آخر به واسطه موافقت وزن كلمه علامي كه خطاب شيخ ابوالفضل برادرش بود فياضي تخلص كرد. در هنگام مراجعه بديوان فيضي يا فياضي نگارنده بدين دو بيت برخورد: شنيدم در خراسان فيضي بود كه گفتي بلبل اين بوستانم اگر او بود بلبل در خراسان كنون من طوطي هندوستانم. بدين دليل علت تغيير دادن تخلص را اين اشتراك مي داند و بنابراين در سال 1003 كه نلدمن را باخر رسانيده اين تغيير را هم داده است. {1) {8) فيضي ديباچه ديوان خود را به سه بيت از مركز ادوار افتتاح نموده و پس از آن گويد: و صلي الله عليه و آله و عترته و مدارج مرقات علمه و جواهر مرادات فطرته اين ذره چنديست

از ريك بيابان خيال كه سراب جهان معنيست چون باديه پيمايان تشنه لب و آبله پايان .... سبحان الله كجا پايه من هندوستاني با اين همه ك

شرح الفيه > سيوطي > البهجه المرضيه (2)

(947) شرح الفيه) سيوطي (اين نسخه اوائل آن را بخط نسخ و اواخر آن را بخط نستعليق محمد بن محمد شريف بسال 1207 نوشته، در حاشيه بعضي از صفحات حاشيه هائي از جامع الشواهد نيز نگاشته است. جلد تيماجي مستعمل. كاغذ فرنگي آبي رنگ. واقف سپهسالار. قطع خشتي. شماره اوراق (182). صفحه (15) سطر. طول (21 سانتي متر (. عرض (16 2/1 سانتي متر (. شماره كتابخانه (3196).

ديوان نوائي > نوادر الشباب (2)

(1283) ديوان نوائي) نوادر الشباب (اين نسخه را بسال 924 بخط نستعليق خيلي خوب در قسطنطنيه نوشته اند، ديباچه را در آغاز نيز دارد، يك سرلوح بسيار ظريف در اول ديباچه و ديگري كه نيز با كمال ظرافت تذهيب و نقاشي شده در اول غزليات موجود و پشت برگ نخستين ترنج مثمني كه با كمال استادي تذهيب و نقاشي گرديده موجود و در دائره اي كه در وسط آن مي باشد و طلا اندازي شده اين بيت با سفيداب نوشته شده: ديدان كه در اين ديوان اوصاف پري رويان ديوان سليمان گفت ديوان نوائي را. تمام صفحات مجدول بطلا و عناويني كه در فاصله غزليات و غيره نوشته شده نيز با طلاست. جلد ساغري ضربي داخل سوخته معرق بسيار ظريف. كاغذ بخارائي. واقف مشير السلطنه، قطع وزيري. شماره اوراق (189). صفحه اي (13) بيت. طول (25 سانتي متر (. عرض (15 2/1 سانتي متر (. شماره (517). قفسه مدرسه مشير السلطنه.

خمسه هاتفي) ليلي و مجنون، هفت منظر، تمرنامه يا ظفر نامه هاتفي ( (2)

(1153) خمسه هاتفي) تمرنامه (اين نسخه نيز بخط نستعليق خوب) ظاهرا در اواسط قرن دهم هجري (نوشته شده، داراي يك سرلوح زيباست، صفحات مجدول بطلا و لاجورد، عناوين با شنجرف مي باشد، بخشي از ورق نخستين پاره و وصالي گرديده، سطرهائي از صفحه دوم محو شده، 132 بيت از آخر كتاب افتاده و آخرين بيت نسخه كه جمله اي از اول مصرع دوم آن نيز محو گرديده اينست: ستايند در پيشگه بنده وار ........ ي خداوند گار جلد تيماجي. كاغذ خان بالغ. واقف سپهسالار. قطع وزيري كوچك. شماره اوراق (131). صفحه اي (15) سطر. طول (22 سانتي متر (. عرض (15 سانتي متر (. شماره كتابخانه (394).

رساله در الفاظ مفرده و مركبه (1)

(832) رساله در الفاظ مفرده و مركبه اين نسخه بخط نستعليق خوب نوشته شده، كاتب نامي از خود و سال نگارش نبرده ولي از قرائن معلوم مي شود كه بخط محمد امين كاتب رساله پيش از اينست كه بسال 1109 نگاشته شده است، خصوصيات ديگر بشماره (107) كتابخانه مراجعه شود.

ديوان شريف

[541] ديوان شريف) فارسي (شريف تبريزي (1} (1} از شعراي معروف آذربايجان و در زمان شاه طهماسب صفوي مي زيسته، سام ميرزا گويد بسال 956 به اردبيل آمد و در مرض و باء كه در آن جا واقع شد از پاي درآمد، شاگرد لساني شيرازي بوده گويند كتابي بنام سهو اللسان (2} (2} در ابياتي كه از لساني بنظر او بي معني رسيده و يا خود از زبان لساني ساخته، نوشته و پس از آن از استاد عذر خواسته، آذر گويد تخلص باسم مي كند و در ديگر ماخذ ذكري از نام وي و پدرش نيست، در هفت اقليم تركيب بندي كه در هجو غياث كهره كه از مستوفيان شاهي بوده مندرج و قصيده اي كه پس از تركيب بند نام برده در مدح غياث مذكور انشا نموده و چندين بيت از غزليات او نيز در اين تذكره موجود است. در دانشمندان آذربايجان شرح مفصلي در شرح حال شريف نگارش يافته و در آن جا نيز از ديوان وي چند بيت انتخاب گرديده و در آن جاست كه ديوان غزليات او را مولف آن كتاب دارند و تقريبا 1200 بيت مي باشد و ديوان قصائد و اشعار او مشهور است. آغاز: اي نخل تمنا قدر عناي تو ما را از پاي در آورد تمناي تو ما را (1212) ديوان شريف تبريزي اين نسخه را بخط نستعليق خيلي خوب زينب دختر مقصود علي نوشته، تاريخ ندارد ولي

نسخه گواهي مي دهد كه در اواخر قرن دهم نگارش يافته، سرلوح ظريفي دارد، صفحات مجدول بطلا و لاجورد

مي باشد، سليمان بن محمد خان قاجار پشت صفحه نخستين تملك خود را يادداشت و پس از آن يادداشتي مورخ بسال 1285 از طرف اعتضاد السلطنه و پس از آن وقفنامه نسخه نگاشته شده و مهري كه در پايان آخرين صفحه بوده محو گرديده است. جلد روغني دورو گل و بوته دار و تصوير حيوانات برجسته. كاغذ كشميري رنگارنگ. واقف سپهسالار. قطع وزيري كوچك. شماره اوراق (44). صفحه اي (10 و 11) بيت. طول (20 2/1 سانتي متر (. عرض (13 سانتي متر (. شماره كتابخانه (.(407) 1) {1} _______ در تحفه سامي ص 121 چاپي هفت اقليم ص 1031-1208، تذكره خوشگو، آتشكده آذر ص 34-33 و دانشمندان آذربايجان ص 197-192 از اين شاعر و قدرت بيان او معرفي گرديده و هر يك ابياتي از او انتخاب كرده اند. {2) {2) در دانشمندان آذربايجان درباره اين كتاب وردهائي كه بر آن نوشته شده شرحي سودمند نگارش يافته است.

صحاح اللغه (3)

(837) صحاح اللغه اين نسخه بخط نسخ بدي بسال 867 نوشته شده، كاتب از خود نام نبرده و مشتمل بر تمام كتابست پشت صفحه اول شرحي بخط نسخ كهنه مبني بر اين كه اين نسخه را سيد محمد بن سيد حاج مصطفي بر مدرسه اي كه پدرش ساخته وقف كرده، نگاشته شده، بعضي از مطالب آن را محو كرده اند و بسال 1312 پشت همان صفحه شرحي بدين مضمون كه مرحوم شيخ محمد پسر حاجي محمد ابراهيم طهراني اين نسخه را نيز وقف كرده اند نوشته شده است. جلد تيماجي. كاغذ سمرقندي. واقف سيد محمد مذكور. قطع رحلي. شماره اوراق (352) صفحه اي (29) سطر. طول (27 سانتي متر (. عرض (18 2/1 سانتي متر (. شماره (239) قفسه مدرسه صدر.

ديوان عبد الواسع جبلي

[553] ديوان عبد الواسع جبلي) فارسي (عبد الواسع جبلي تخلص از شعراي مشهور قرن ششم هجري مي باشد (1} (1} بنابر ضبط در هفت اقليم لقب وي بديع الزمان بوده و هدايت پدران او را عبد الجامع بن عمران بن ربيع ناميده و گويد جبلي بسال 555 جهان را بدرود گفته و خود وي بسيادت و انتساب خويش بحضرت پيغمبر اكرم (صلی الله علیه و آله) اشاره نموده: نكرد بايد با من بقصد جباري كه من ز نسل رسول خداي جبارم در تاريخ گزيده آمده كه عبد الواسع جواني برزگر بوده، روزي سلطان سنجر گذرش بر پنبه زاري افتاده كه عبد الواسع در آن بود و بدين بيت مترنم: اشتر دراز گردنا دانم چه خواهي كردنا گردن درازي مي كني پنبه بخواهي خوردنا سلطان در او بوي لطف يافت او را ملازم كرد و تربيت كرد و تا بدان مرتبه رسيد كه طرز شعر او تاغايت چون او نگفته اند. آقاي بديع الزمان در سخن و سخنوران اين قول را با استدلال و شواهد تاريخي رد كرده اند. در اشعار جبلي جنبه حسن الفاظ و صنايع بديعيه زياد مراعت گرديده و با وجود اين تقيد لطافت خود را از دست نداده و سلطان سنجر 552-511 و بهرامشاه بن مسعود غزنوي 544- 512) در تاريخ سلطنت اين پادشاه دولتشاه و حمد الله و بديع الزمان اختلاف دارند (و ارسلان شاه بن كرمانشاه از سلاجقه كرمان 536-494 را مدح گفته و اين بيت عبد الواسع زبان زد همه است: منسوخ شد مروت و معدوم شد وفا و زهر دو نام ماند چو سيمرغ و كيميا و بدين مناسبت تخلص خود را جبلي قرار داده كه از اهالي غرجستان مي باشد كه از طرف مغرب بهرات و از مشرق بغور و از جنوب به غزنه و از شمال بمرو محدود مي گردد و غرج بمعني گوه و غرجستان كوهستانست. نسخه زيرين كه شامل قصائد و مقطعات و غزليات جبلي است در حدود (4700) بيت مي باشد. آغاز: كه دارد چون تو معشوق و نگار و چابك و دلبر بنفشه زلف و نرگس چشم و لاله روي و نسرين بر (1228) ديوان عبد الواسع جبلي اين نسخه بخط نستعليق خوب نوشته شده، آخر آن افتاده، ظاهرا در اوائل قرن

دهم هجري نگارش يافته، يك سرلوحي ظريف كه با سفيداب بر قسمت طلائي وسط آن نوشته شده:) ديوان افصح المتكلمين عبد الواسع جبلي (در آغاز نسخه مي باشد و صفحات مجدول بطلا و لاجورد است و آخرين بيت نسخه كامل اينست: فخر دارد بر همه سادات گيتي از شرف فضل دارد بر همه اشراف عالم در محل چندين برگ از اول و آخر نسخه وصالي گرديده و پشت برگ اول يادداشت هائي با تاريخ و بي تاريخ وجود دارد. جلد تيماجي. كاغذ بخارائي. واقف سپهسالار. قطع خشتي باريك. شماره اوراق (151). صفحه اي (16) سطر. طول (22 سانتي متر (. عرض (14 سانتي متر (. شماره كتابخانه (1) {1} _______ .(393) لباب الالباب ج 1 ص 109-108، تاريخ گزيده ص 641-640) نسخه خطي (، تذكره دولتشاه ص 76-73، هفت اقليم 523-520، مجمع الفصحا ج 1 ص 192-185 و سخن و سخنوران ج 1 ص 334-327 مراجعه گرديده است.

دستور الكاتب في تعيين المراتب

ن يا ساميشي و تعديلي و خرز و تخمين و احصاء مواشي و اسفهسالاري و امارت عسس و ملك التجاري و حكومت دارالضرب و معيري و صاحب جمعي اموال و مناصب قلمي ولايت و عمارت بايران و كاروان سالاري و رياست و توليت قضاياء شرعي از قاضي القضاتي ممالك و قضاياء ولايات و نقيب النقبائي و حكومت اوقاف سادات و اوقاف ممالك و امارت محمل و وفد حجاج و تدريس و خطابت و احتساب و اعادت و فقاهت و شيخي خانقاه و اثبات صوفي در خانقاه و ساغوري بيمارستان و كتابت دارالقضا وامين آن جا و مورخين حجج و قبالات و عامل زكوات و حكومت بيت المال و متصرفي جزيه و تفويض امامت و اذان و احسان و رعايت مصلحين و تهديد و سياست مجرمان و لوازم و لواحق آن) اين قسم دوم مشتمل بر دو باب، باب اول آن در سه ضرب و مجموعا در پنجاه و شش فصل و باب دوم در دو

ضرب در بيست و دو فصل مرتب گرديده است (. مطالب فوق چون مشتمل بر بيان مندرجات و طرز كتاب بود عينا نقل گرديد تا مطالعه كنندگان بخوبي دريابند كه در اين كتاب چه مباحثي هست و براي دانستن و پي بردن به كيفيت انشاء و القاب و اطلاع بر تشكيلات آن عصر و حتي حدود و ثغور دولت شيخ اويس از كتب خوب و نفيس مي باشد و مولف در طي منشات به اشعار عربي و فارسي بسيار تمثل جسته و در خاتمه كتاب قصيده اي در مدح شاه اويس از انشاء خويش ضبط نموده و اين كتاب تقريبا در حدود (23000) بيت كتابت دارد. آغاز: بسمله تحميدي كه سيار فهم دوربين بمراحل و منازل آن راه نيابد الخ. (761) دستورالكاتب في تعيين المراتب اين نسخه نستعليق بد خطي است، يك يا چند صفحه از آخر آن افتاده، نام كاتب و سال كتابت در صفحات موجود نيست ولي از رسم الخط چنين برمي آيد كه در قرن هشتم يا اوائل قرن نهم نگاشته شده و اوراق آن بدون ترتيب صحافي گرديده و چنان كه در آن مطالعه شد پاره اي از اوراق هم افتاده است و از ابتداء و انتهاء آن هم پاره اي از برگ ها وصالي دارد، پشت صفحه اول از حسن بن محمد مدعو بحكمي كه از نويسندگان دستگاه سلطنتي بوده يادداشتي بتاريخ سال 1012 نوشته شده و قسمت اوليه

آن محو گرديده و فقط نام نگارنده و سال تحرير خوانده مي شود و نيز در ذيل آن يادداشتي است كه قسمتي از آن را دست روزگار محو نموده و عبارات خواناي آن اينست:) مما اعاره الدهر علي افقر عباد الله ... المدعو بمحسن احسن الله تعالي ....... (و چنين بنظر مي رسد كه نويسنده آن مرحوم ملا محسن فيض ره بوده و آخرين سطر نسخه اين بيت از قصيده ايست كه مولف در مدح پادشاه در خاتمه گذارده است: بدخواه تست هم چو خزان اي بهار ملك و زباد سرد خويش چو بر گست در خزان جلد تيماجي مستعمل. كاغذ سمرقندي. واقف سپهسالار. شماره اوراق (228). صفحه (25) سطر. طول (27 سانتي متر (. عرض (18 سانتي متر (شماره كتابخانه ( _______. (2773) 1) {1} صاحب كشف الظنون) ج 1 ص 492) و بتبع او ريومولف فهرست موزه

بريطانيا) ص 122 ذيل فهرست (، و استاد معظم آقاي اقبال آشتياني در مقدمه حدائق السحر) ص مه (اين كتاب را از منشات رشيد و طواط و رضي الدين خشاب و غيره مولف دانسته در صورتي كه خود مقدمه برخلاف آن ناطق و تصريح دارد كه از انشائآت شمس نخجواني است.

تهذيب اللغه (4)

(825) تهذيب اللغه اين نسخه بخط نسخ خوب نوشته شده و در آخر كتاب حرف الجيم تاريخ فراغ از كتابت سال 575 تذكر داده شده چنان كه پيش از اين نيز گفته شد از خود نسخه معلوم مي شود كه اين تاريخ راجع بكتابت اين نسخه نيست و بايستي تاريخ نسخه اي باشد كه اين نسخه را از روي آن نوشته اند و مشتمل بر كتاب الجيم و كتاب الشين و كتاب الصاد و قسمتي از كتاب السين) از حرف زاء تا ميم (مي باشد و در كتاب الجيم از حرف اللام تا آخر كتاب (50 ورق (مكرر نوشته شده، اين نسخه بنام مجلد چهارم تهذيب بر اين كتابخانه وقف شده و تمام صفحات مجدول بشنجرف مي باشد و فهرست موادي كه اين نسخه مشتمل بر آن ها است بخط نسخ خوب پشت اولين صفحه نوشته شده است. جلد تيماجي. كاغذ سمرقندي و فرنگي. واقف سپهسالار. قطع رحلي. شماره اوراق (335). صفحه اي (33) سطر. طول. (30 سانتي متر (. عرض (19 سانتي متر (شماره كتابخانه (60).

حاشيه بر شرح جامي از عبد الغفور

[395] حاشيه بر شرح جامي از عبد الغفور) عربي (منشي اين حاشيه ملا عبدالغفور لاري (1) متوفي بسال 905 يا 2} {1} (2) 912} مي باشد. كه از شاگردان جامي بوده و شهرت وي بواسطه همين حاشيه شده، در ماخذي كه در دست نگارنده است شرح حال اين دانشمند يافت نشد، صاحب روضات در ذيل عصام الدين اسفرايني )

ابراهيم (فقط به همين اندازه كه ترجمه آن اينست در اطراف اين دانشمند بحث نموده: اسفرايني مذكور معاصر فاضل هوشيار مولي عبدالغفور لاري بوده كه وي نيز شاگرد جامي است و سي و هشت سال پيش از وفات اسفرايني) پيش ازين وفات اسفرايني را سال 943 را معين كرده (وفات يافته و بعضي از دانشمندان حاشيه غفور را بر حاشيه اسفرائني ترجيح مي دهند. انتهي در معجم المطبوعات در ص 1584 تحت عنوان اللاري مصلح الدين متوفي بسال 979 را نام برده و حاشيه غفور را يكي از مولفات وي دانسته و در نگارش اين بحث ماخذ خود را يكي العقد المنظوم و ديگري ذيل شقائق نعمائيه) بتصريح خود اين مولف در ص 1357 معجم كتابي تركي و مولف آن عطائي مي باشد و از عطائي در معجم مولفه اي نيست (معرفي نموده در ص 252-247 العقد المنظوم شرح حال مصلح الدين لاري مذكور ثبت شده و همه مولفاتي كه در معجم نام برده شده دارا است ولي حاشيه بر شرح جامي آن هم منسوب به غفور در آن جا نيست و مولف اين حاشيه و آن مولفات مسلما دو نفراند، از عبد الغفور هم ابدا نامي نبرده است و در هفت اقليم) ص 214 نسخه خطي اين مدرسه (در ذيل عنوان لار اين دو نفر را جداگانه نام برده و مولفه عبد الغفور راهمين حاشيه و از

مولفات مصلح الدين بس حاشيه بر شرح هدايه (3} (3} را نام برده است. اين حاشيه بر ابتداء اين شرح تا آخر مبحث اسماء افعال و اول مبحث اصوات شرح جامي است و عمر منشي آن باخر رسيد و تا آخر نرساند و مكررا بسال 1282 و 1306 و 1309 در آستانه و بسال 1292 و 1313 در هندوستان و در حاشيه شرح جامي مكررا چاپ شده، عبدالحكيم سيالكوتي متوفي بسال 1067 و مولي نور محمد علي بر اين حاشيه حاشيه اي دارند و در آن اقوال علماء نحو مخصوصا شيخ رضي شارح كافيه را در بسيار از موارد نقل و برد آن پرداخته و شايد كم تر صفحه ايست كه نامي از او نداشته باشد. حاشيه غفور در حدود (3500) بيت كتابت دارد. آغاز: بسمله قوله الحمد مصدر معلوم و اللام للجنس او للاستغراق اي كل حمد الخ. انجام: قوله وجه الاكثرين

ان اي ان وجه البناء في ذي الراء قصد الاماله اذهي امر مستحسن و المصحح للاماله كسر الراء و هي لايتصل الابتقدير البناء لانه اذا اعرب منع الصرف لم يكسر. (935) حاشيه عبدالغفور بر شرح جامي اين نسخه بخط شكسته نستعليق نوشته شده، آخر ورق آخرين را كه شايد مشتمل بر نام نويسنده و سال نگارش بوده، پاره كرده اند و پس از آن وصالي گرديده، ظاهرا از خطوط قرن يازدهم هجري مي باشد و ورق اول هم وصالي شده است. جلد تيماجي. كاغذ سمرقندي. واقف سپهسالار. قطع ربعي. شماره اوراق (146). صفحه اي (19) سطر. طول (18 سانتي متر (. عرض (11 2/1 سانتي متر (. شماره كتابخانه (1) {1} _______. (3171) لار در جنوب غربي شيراز واقع شده و بخليج فارس منتهي مي شود و جزء فارس مي باشد. {905 (2) {2 را صاحب روضات بنقل از تاريخ اخبار البشر نقل نموده و 912 را صاحب كشف الظنون ضبط كرده و در فهرست دارالكتب) ج 2 ص 912 (98 ثبت است و اگر وفات اسفرايني مذكور را بسال 951 صحيح بگيريم و از آن 38 را جدا سازيم 913 مي شود. {3) {3) در العقد المنظوم تصريح شده كه اين حاشيه بر شرح هدايه اثيريه مي بدي است.

مراح الارواح (1)

(1014) مراح الارواح اين نسخه بخط نسخ بسال 1175 نوشته شده، ورق اول نونويس مي باشد، در حاشيه بعضي از صفحات مطالبي از يكي از شروح آن نوشته شده و مقابله و تصحيح گرديده است. جلد تيماج. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع ربعي بزرگ. شماره اوراق (27). صفحه اي (17) سطر. طول (20 سانتي متر (. عرض (12 2/1 سانتي متر (. شماره كتابخانه (3108).

ترجمه نهج البلاغه يا شرح محمد باقر لاهيجي

[307] ترجمه نهج البلاغه يا شرح محمد باقر لاهيجي) فارسي (محمد باقر

لاهيجي مشهور بنواب (1} (1} رحمه الله عليه كه از علماء عصر فتح علي شاه قاجار بوده و علوم معقول و منقول را در اصفهان تدريس مي نموده و از علم نجوم نيز باخبر و در علم تفسير دست مخصوصي داشته و قرآن كريم را بنام " تحفه خاقاني " بطرزي خاص تفسير نموده) در ج 1 ص 97 و 98 شرح اين كتاب گذشت (كتاب نهج البلاغه را بامر پادشاه مذكور بفارسي ترجمه كرده و در مقدمه آن خود علت شروع بترجمه را نگاشته و در بعضي از فقرات برخلاف بنا كه فقط ترجمه كلمات و عبارات بوده بشرح و بسط پرداخته و از اين جهت برخي اين ترجمه را بنام شرح نيز ذكر و معرفي نموده اند و خود مترجم در مقدمه هم اشارتي بشرح بودن آن مي نمايد و آن اينست:) بر ترجمه و جيزه مشتمله بر فوائد عاليه و فرائد عاليه كه شروح مبسوطه سلف خالي از آن بود اقدام نمود الخ. (و نيز در مقدمه گويد:) چون كلام آن حضرت سرمشق همه فصحاء و بلغا مي باشد براي اثبات فصاحت و بلاغت آن كلام معجز نظام باشعار شعرا و كلمات بلغا استشهاد نگرديد (. مترجم چنان كه در آخر مجلد اول و دوم تصريح نموده اند در سال 1225 ترجمه مجلد اول و سال 1226 ترجمه مجلد دوم نهج البلاغه را انجام داده و از ترجمه هاي خوب يكي اين ترجمه

مي باشد و در حدود (27500) بيت كتابت دارد. و بسال 1317 در طهران چاپ شده است. آغاز: بسمله سپاس موفور و ستايش نامحصور مخصوص پروردگاري است كه الخ. انجام: باتمام رسيد ترجمه اين كلام معجز نظام در عصر روز جمعه غره شهر جمادي الاولي سنه يك هزار و دويست و بيست و شش ناقصه هجري و ما توفيقي الابالله ... و انا ... الجاني محمد المدعو بباقر اللاهيجاني عفي الله عن جرائمه و الحقه بالصالحين بمحمد و عترته الطاهرين صلوات الله و سلامه عليه و عليهم اجمعين. (758) ترجمه نهج البلاغه يا شرح محمدباقر لاهيجي اين نسخه كه مشتمل بر مجلد اول كتابست در سال 1230 بخط نسخ محمد باقر بن حسنعلي حسيني طبيب اصفهاني نگاشته شده و عناوين خطب را كاتب با شنجرف نوشته و از ابتداء ترجمه تا ترجمه كلاميست كه حضرت

در مذمت اهل كوفه انشاء فرموده و اول آن اينست:) فقال عليه السلام بعدا لهم كما بعدت ثمود (. جلد تيماجي. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع خشتي. شماره اوراق (217). صفحه (24) سطر. طول (21 2/1 سانتي متر (. عرض (15 سانتي متر (. شماره كتابخانه (1) {1} _______. (3095) در روضات در ص (122) ج 4 و قصص العلماء در ذيل محمدعلي نجفي فقط بمناسبت نام ايشان برده شده و از مولفات و سال وفات ايشان تاكنون خبر و اثري نيافته ام.

مقامات حريري (3)

(794) مقامات حريري اين نسخه كه مشتمل بر چهل مقامه مي باشد بخط نسخ بدي در سال 1267 نگاشته شده و كاتب نامي از خود نبرده، ترجمه پاره اي از لغات و كلمات بخط نستعليق در زير آن ها تحرير گرديده و پشت صفحه اول كتاب شرحي بوده آن را محو كرده اند. جلد تيماجي. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع رحلي. شماره اوراق (142). صفحه (15) سطر. طول (31 سانتي متر (. عرض (21 سانتي متر (. شماره كتابخانه (3256).

نهج البلاغه (7)

(809) نهج البلاغه اين نسخه بخط نسخ خوب محمدتقي در سال 1112 هجري نگاشته شده و مشتمل بر تمام كتاب است در حاشيه بعضي از صفحات مطالبي از شرح ابن ميثم نقل گرديده تمام صفحات مجدول بطلا است. جلد تيماجي مذهب. كاغذ سمرقندي. واقف سپهسالار. قطع رحلي كوچك. شماره اوراق (171). صفحه اي (18) سطر. طول (29 سانتي متر (. عرض (19) سانتي متر. شماره كتابخانه (3089).

حاشيه ملاعبدالله يزدي بر خطائي (1)

(1040) حاشيه ملا عبدالله بر خطائي اين نسخه بخط نسخ بسال 1027 نوشته شده، ضميمه حاشيه حامد بر خطائي است كه زير شماره (1033) در ص 406 معرفي از آن شد و در كتابخانه شماره (2965) شامل اين دو نسخه است خصوصيات ديگر بصفحه نام برده بالا مراجعه شود.

ديوان) كليات (عرفي

[554] ديوان) كليات (عرفي) فارسي (سيد محمد ابن خواجه زين الدين علي بن جمال الدين شيرازي متخلص به عرفي از مشاهير شعراي قرن دهم هجري بوده) متولد بسال 963 متوفي بسال 1} (1) 999} پدرش مقام داروغه گي شيراز را داشته، عرفي پس از اين كه بسن رشد رسيد و كسب فضائل نمود علم شاعري بر افراخت و با معاصرين خود چون غيرتي شيرازي و ديگر پهلوانان، سخن پردازي ها و كشتي گيري ها كرده و همه ازو حساب مي برده اند، چون آوازه شعر دوستي و شاعر پروري خان خانان سپهسالار) عبد الرحيم (را شنيد رو بهند آورد و بوسيله حكيم ابوالفتح گيلاني كه او را نيز مدائح بسيار گفته به خان مذكور شناسانده شد و بدان آستان راه يافت و منظور نظر او گرديد و كار او در دوستي خان خانان بجائي رسيد كه در هنگام ملازمت از آداب و رسومي كه بجاي سلام هنديان و ديگران بجا مي آورند معاف گرديد، داستان ملاقات و جواب و سوال با فيضي شاعر هندي را در ص 524 نگاشتيم. عرفي بسال 996 نخستين ديوان خود را مرتب نموده و مصراع: اول ديوان عرفي شيرازي تاريخ اين جمع را مي رساند و گذشته ازين صنعتي كه در آن بكار برده اينست: بشماره حروف آحاد اين مصراع (27) قصائد و عشرات آن (270) غزل و مات آن (700)

رباعي و مقطعات در آنست. عبد الباقي نهاوندي در مقدمه ديوان كامل عرفي كه شامل چهارده هزار بيت مي باشد و در كتابخانه مجلس موجود است گويد: " چون عرفي دچار ناخوشي اسهال شد و خود را نزديك به بدرود كردن جهان ديد مسودات اشعار

خود را به كتابخانه خان خانان فرستاد، چون از جهان رفت خان خان هم محمد قاسم ابن خواجه محمد علي اصفهاني مشهور و متخلص به سراجا را كه از شعرا و دانشمندان و سرحلقه مستعدان بود مامو رجمع و ترتيب و تدوين اشعار عرفي فرمود، سراجا يكسال و نيم پس از مشقت بسيار اين ديوان كه شامل قصائد و غزليات و تركيب و ترجيع بند و قطعه و رباعي و مثنوي مي باشد ترتيب داد و نويسنده مقدمه گويد در پاره اي از اوقات در هنگام جمع اين ديوان حضور داشتم و مي ديدم كه بيرون آوردن و مرتب كردن آن ها از مسودات عرفي تا چه حد زحمت داشت در آخر مقدمه قطعه اي كه سراجا در تاريخ اين جمع و ترتيب انشاء نموده، گذارده شده و بيت آخر آن كه سال نظم را مي رساند اينست: از خرد خواستم چو تاريخش گفت ترتيب داده تا داني > 1026 طبع عرفي در انشاء قصائد و غزليات يد بيضاء داشته و دو مثنوي كه برابر مخزن الاسرار) مجمع الابكار (و خسرو شيرين نظامي ساخته بسيار سليس و

متين مي باشد و اول ديوان وي با مجمع الابكار كه در حدود 5600 بيت مي باشد دوبار) بسال 1308 و 1333) در بمبئي و كانپور هندوستان چاپ گرديده ولي تمام ديوان او چاپ نشده و رساله نفيسه وي كه در عرفان) در 250 بيت (نوشته قدرت كامل نثر نويسي ويرا نيز مي رساند: و آغاز آن اينست: بسمله حمدي كه از غايت شايستگي منزه از شايبه تعين و تخصيص آمده الخ. عرفي در قصيده اي كه خود آن را " ترجمه الشوق " ناميده اظهار نموده: بكاوش مژه از گور تا نجف بروم اگر بهند به خاكم كنند يا بتتار پس از سي سال از وفات عرفي بسال 1028 استخوان هاي او بوسيله درويشي بنجف فرستاده شد، دو سال هم در بين راه استخوان ها در مشهد مقدس حضرت رضا (علیه السلام) بود، چون بنجف رسيد در بيرون دروازه بجائي که آن را بحيره گويند دفن نمودند و رونقي همداني قطعه اي در تاريخ آن گفت و ماده تاريخ آن اينست: رقم زد از پي تاريخ رونقي كلكم بكاوش مژه از هند تا نجف آمد) در دو نسخه از تذكره خوشگو در مصرع ماده تاريخ " از گور " نوشته شده و برحسب محاسبه مسلما غلط و صحيح " از

هند " مي باشد ({1) {1) _______ تذكره خوشگو حرف عين و مقدمه نسخه ديوان متعلق به مجلس شوراي ملي بقلم عبد الباقي نهاوندي معاصر عرفي و ص 205-200 هفت اقليم و ص 25-24 ج 2 مجمع الفصحا مراجعه شده است. (

رسم الخط آخوندزاده. (1)

(762) رسم الخط جديد آخوندزاده اين نسخه كه بخط نستعليق در سال 1285 نگاشته شده، از قرائن بدست مي آيد كه خط خود آخوندزاده است و در آخر امضاء او را دارد و مشتمل بر كاغذ و مكتوبي است كه آخوندزاده از تفليس در خصوص تغيير خط بوزارت علوم آن عصر نگاشته، چند ورق كاغذ ننوشته در ابتداء و انتهاء نسخه مي باشد و آغاز آن چنانست كه در بالاي اين نسخه نقل گرديده است. جلد مقوائي. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع وزيري بزرگ. شماره اوراق (20) صفحه (6) سطر. طول (28 2/1 سانتي متر (. عرض (19 سانتي متر (. شماره كتابخانه (2778).

ديوان طالب املي

[548] ديوان طالب املي) فارسي (طالب آملي (1} (1} از شعراي مازندران است كه به هندوستان رفته و در آن جا بسال 1028 بمقام ملك الشعرائي شاه جهان رسيده و در عنفوان جواني بسال 1036 وفات يافته است. مدعي است كه در علوم هندسه و منطق و هيئت و حكمت و عرفان و خط و شعر سر آمد زمان مي باشد، و در شعر سبكي مخصوص بخود دارد و در هند بسيار مطلوب شده ولي در ايران چندان پسند نيامده و به همين سبب در اشعار بسيار خود را سياه بخت خوانده و رخت خويش به هندوستان كشيده و گويد: هندو نبرد تحفه كسي جانب هند بخت سيه خويش بايران بگذار بزرگ تر نسخه اي از ديوان طالب را كه نگارنده ديده و متعلق بكتابخانه مجلس شوراي ملي است شامل (17000) بيت از قصيده و قطعه و غزل و رباعي و مثنوي است. آغاز:

غزليات خدايا بر سر ناز آر با ما كج كلاهان را بسحر غمزه بر ما فتنه كن جادو نگاهان را (1220) ديوان طالب آملي اين نسخه بخط نستعليق خوب نوشته شده، نويسنده از خود و سال نگارش نامي نبرده، ظاهرا در نيمه اول قرن يازدهم نگاشته شده، شامل غزليات و مقطعات و يك مثنوي و رباعيات مي باشد و در حدود (3500) بيت مي باشد. در ابتداء هر يك از بخش ها بر مربعي كه از طلا پوشيده شده نام موضوع آن بخش نگارش يافته است. جلد تيماجي. كاغذ دولت آبادي. واقف سپهسالار. قطع بغلي. شماره اوراق (152) صفحه اي (14) سطر. طول (16 سانتي متر (. عرض (9 سانتي متر (. شماره كتابخانه (1) {1} _______. (137) در عنوان نسخه زيرين تصريح شده كه طالب آملي است و در آخر نسخه اي) بسال 1042 نوشته (از ديوان طالب متعلق به كتابخانه مجلس محمد طالب ثبت شده و آذر در ص 171-170 آتشكده او را از شعراي آمل مازندران معرفي كرده و ص 374-372 شمع انجمن ولي در ترجمه ادبيات ادوارد برون) ج 4 ص 171-169) عاملي) باعين مهمله كه منسوب به عامل شام مي باشد، ثبت گرديده است.

خمسه نوائي

[506] خمسه نوائي) تركي (امير عليشير نوائي) علي شيربن كجكنه) در خوشگو ثبت شده (1} (1) (906-844} از مشاهيردرباريان سلطان حسين ميرزاي بايقرا مي باشد و بنابر نوشته وي در مجالس العشاق از روزگار بچگي در مكتب باوي دوستي و مودت داشته، چون بسلطنت رسيد او را از ماوراء النهر كه مسكن امير شده بود بهراه خواست و كارهاي بزرگي را بتدريج بوي بر گذار فرمود. مقام فضل و دانش و علم دوستي امير عليشير بپايه ايست كه هركس در اين موضوع چيزي نگارش دهد چنانست كه بخواهد آفتاب را بشناساند، بنابراين جز توضيح واضح چيز ديگر نخواهد بود، در اين مولفه ناچيز و فهرست هاي ديگر (2} (1} و كتب سير و تواريخ

بسياري از مولفات كه در عصر و زمان و تشويق و ترغيب اين راد مرد بزرگ تاليف شده، معرفي گرديده و خواهد گرديد و نيز مولفين و شعراء و علماء نامداري كه از يمن تربيت اين بزرگ، عالم علم و ادب را روشن كرده، مستقلا با بمناسبت در اين جا نام برده شده و مي شوند، اين امير دانشمند، پس از انجام وظائف اجتماعي بمطالعه و تاليف كتب زيادي پرداخته، و بزبان تركي و فارسي اشعاري انشاء نموده و تخلص وي در تركي نوائي و در فارسي فاني مي باشد و كتاب هائي تاليف نموده، و چهار ديوان تركي (1- غرائب الصغر 2- نوادر الشباب. 3- بدائع الوسط. 4- فوائد الكبر (و يك ديوان فارسي دارد) نسخه اي از اين ديوان در كتابخانه مجلس موجود خصوصيات آن را به فهرست آن جا تاليف نگارنده مراجعه نمائيد (و مولفات ديگر چون: خمسه المتحيرين، اربعين منظوم، قصه شيخ صنعان، منشات، تاريخ ملوك عجم (3} (2} بتركي، مفردات در فن معما و عروض بتركي، محبوب القلوب، تاريخ انبيا، فارسي نثر اللالي (3) 25 {4} خمسه اي در تقليد نظامي بتركي) همين كتاب (، نسائم المحبه و غير از اين ها از قلم توانايش ريخته شده است. بنابر ادعاي دولتشاه در تذكره خويش پيش از اين امير كسي بانشاء خمسه اي بتركي (5} (1} در جواب نظامي مبادرت ننموده و كتاب هاي اين خمسه عبارتند از: 1- حيرت الابرار. 2- ليلي و مجنون. 3- شيرين و فرهاد. 4- سبعه سياره. 5- سد سكندري. و خود امير تاريخ انجام حيرت الابرار را بسال 888 و سبعه سياره و فرهاد و شيرين را بسال 889 معين كرده و برحسب شماره اين جانب در حدود (25802) بيت اشعار اين خمسه مي باشد و تذكره نويسان و دانشمندان ترك نژاد از لطافت مضامين اين كتاب در حيرت و در مقابل آن خاضع اند و تاكنون چاپ نگرديده است. آغاز حيرت الابرار: بسم الله الرحمن الرحيم رشته غه چكتي پنجه در يتيم در (3984) بيت. آغاز ليلي و مجنون: اي يخشي آتنيك بيله تر آغاز انجام ميغه كم تيارهر آغاز در (3650) بيت. آغاز فرهاد و شيرين: بحمدك فتح ابواب المعاني نصيب ايت كونكلو ما فتح او لماغ آني در (5816) بيت. آغاز سبعه

سياره: اي سپاسپنك ديما كدمل اننلي لال ايلكاتيل سپندين اولدي بيلكا مقال در (5000) بيت. آغاز سد سكندري: خدايا مسلم خدا ليق سنكا بر او شه كه دابي كد اليق سنكا در ( 7352 ) بيت. {1) {1) _______ دولتشاه در زمان خود امير در آخر تذكره خويش شرحي از حالات او را نگاشته و سلطانحسين بايقرا در مجلس 74 مجالس العشاق پس از مرگ وي باتجليلي زياد او را معرفي كرده و گويد بسال 906 وفات يافت و سام ميرزا درتحفه سامي شرحي نيكو در حالات و آثار و مولفات امير نگارش داده، و تصريح كرده كه تولد وي بسال 844 بوده و گويد مولانا صاحب دارا قصيده اي در مرثيه امير گفته كه يكي از مصرع هاي آن سال تولد را مي رساند و ديگري سال وفات را چند بيت از آن را هم نقل نموده و مطلع آن اينست: اي فلك بيداد و بي رحمي بدينسان كرده اي اي اجل ملك جهان را باز ويران كرده اي ولي چنان كه ديده مي شود مصرع دوم سال 906 را كه مسلما امير در آن سال وفات يافته نمي رساند و ديگر ابيات هم كه محاسبه شد درست درنمي آيند اين اختلاف شايد در اثر تحريف يا تصحيف ابيات باشد. {1) {2) در صفحات 40 و 139 و 322 و 332 و 360 و 370 و 373 ج 1 فهرست كتب خطي مجلس كتاب هائي است كه بنام امير عليشير

تاليف گرديده است. {3) {2) امير عليشير در ابتداء سد سكندري پس از حمد خدا و نعت رسول (صلی الله علیه و آله) و تعريف نظامي و جامي و سلطان حسين ميرزا و فرزند وي بديع الزمان تاريخ ايران را مختصرا در چهار طبقه (1- پيشداديان 2- كيان. 3- اشكانيان 4- ساسانيان (بنظم در آورده و مسلما تاليف تاريخ ملوك عجم كه در سيره وي نوشته اند غير از اين مي باشد كه پيش از داستان اسكندر در اين كتاب گذارده، چرا كه ميرزا مهدي خان در مقدمه سنگلاخ اين كتاب را در ذيل مولفات نثري امير عليشير معرفي كرده است. {4

مصادر مخالف قياس

3- مصادر مخالف قياس را ابوعلي طبري در نه بيت عربي جمع نموده، در حاشيه

و پشت اين ابيات ترجمه فارسي مصادر و تعيين ابواب آن ها نوشته شده و بخط نويسنده دو رساله پيش است و صفحه 70 و 71 مجموعه شامل آنست. آغاز: شفاعه رجعي شروع ظعن ذكري مال لمعان معذره.

[466-477] مجموعه عروض و غيره) عربي و فارسي (1- عروض نجاتي 2- عراضه العروضيين 3- مصادر مخالف قياس 4- عروض وحيدي 5- قصيده همام تبريزي در مدح حضرت ختمي مرتبت ص 6- قصيده حرباويه 7- سلوه الشيعه 8- قصيده از بدر الدين خبوشاني 9- ايض قصيده اي از همو 10- بدايع الاسحار 11- عروض اندلسي 12- القاب العروض و دوائر پنجگانه آن.

مقامات حريري (1)

(792) مقامات حريري اين نسخه كه نيز مشتمل بر تمام كتابست بخط نسخ خيلي خوب در سال 1236 نگاشته شده و ترجمه فارسي عبارات در ذيل آن ها بخط شكسته نستعليق خيلي خوب باشنجرف نيز در همان سال تحرير گرديده، كاتب از خود نام نبرده و نام كسي كه اين نسخه بامر او نوشته شده در آخرين صفحه بوده آن را محو كرده اند و در حاشيه پاره اي از صفحات مطالبي كه شارح مشكلات كتابست بدون امضاء مي باشد. جلد روغني زرافشان. كاغذ فرنگي مهره زده. واقف سپهسالار. قطع رحلي. شماره اوراق (162). صفحه (14 سطر (. طول (28 سانتي متر (. عرض (19 سانتي متر (شماره كتابخانه (3258).

ديوان) كليات (عرفي (2)

(1230) ديوان عرفي شيرازي اين نسخه را محمد سعيد بسال 1059 بخط نستعليق خوب نوشته طرز مندرجات آن با نسخه پيشين مخالف ولي از لحاظ معني شبيه آنست) رساله نفسيه، مجمع الابكار، خسرو شيرين، قصائد و مقطعات، غزليات، و رباعيات (شش سرلوح ظريف كه قسمت بالائي آن ها نوساز مي باشد در

ابتداي شش بخش نام برده مي باشد و ميان ابيات دو صفحه نخستين هر يك با طلا نقاشي شده و نيز ميان ابيات تمام صفحات و فواصل قصائد و غزليات و غيره تذهيب گرديده، تمام برگ ها با كمال استادي متن و حاشيه گرديده در پايان آخرين صفحه ظاهرا يادداشتي بوده محو گرديده و يادداشت ديگري جاي آن نگارش يافته و جز رساله نام برده شامل در حدود 6350 بيت است. جلد تيماجي ضربي. كاغذ متن خان بالغ حاشيه فرنگي. واقف سپهسالار. قطع وزيري. شماره اوراق (211). صفحه اي (16) سطر. طول (25 2/1 سانتي متر (. عرض (15 2/1 سانتي متر (. شماره كتابخانه (298).

ديوان امير معزي (2)

(1272) ديوان امير معزي اين نسخه را بخط نستعليق اسدالله بن ميرزا خليل بسال 1266 نوشته، نظير نسخه پيش است مرتب بترتيب حروف تهجي است ترجيع و تركيب بند آخر آن نسخه و قصائد و مقطعات آن را اين نسخه ندارد، برگ نخستين به جلد چسبانيده شده و برحسب شماره (5000) بيت در اين نسخه است. جلد تيماجي. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع خشتي باريك. شماره اوراق (173). صفحه اي (15) بيت. طول (21 2/1 سانتي متر (. عرض (12 سانتي متر (. شماره كتابخانه (195).

النهايه في غريب الحديث و الخبر

[384] النهايه في غريب الحديث و الخبر) عربي (مولف اين كتاب ابن اثير جزري است) ابو السعادات مجد الدين مبارك بن محمد بن عبدالكريم 1} (1) (606-544}. كه از مشاهير علما و مفسرين و فقها و لغويين قرن ششم هجري و در نحو شاگرد ابن الدهان و يحيي بن سعدون القرطبي بوده و برادر وي عز الدين ابن اثير صاحب تاريخ

كامل مي باشد و او وفات برادر را در حوادث سال 606 ثبت) ص 120 ج 12) و درباره وي گويد: در اين سال برادرم. مجدالدين ابو السعادات المبارك بن محمد بن عبدالكريم كاتب بدرود زندگاني گفت و تولد وي در يكي از دو ربيع سال چهل و چهار بوده و در بيشتر از علوم دست داشت از آن جمله فقه و اصول دين و اصول فقه و نحو و حديث و حساب و او را رسائل زياديست ونويسنده اي زبر دست بود بدين پايه كه در اين فن بوي مثل می زدند و مردي بود در آئين استوار وره رو راه راست خداي او را رحمت كناد و ازو خشنود باد و وجود او زيور زمانه بود، شايد هر كس اين نوشته را بخواند مرا متهم كند. كه برادر وي مرا بر اين گفتار وادار نموده ولي آنان كه در اين عصراند و او را ديده و معاشرت كرده بودند تصديق خواهند نمود كه آن چه درباره وي گفته ام اندكي از بسيار و يكي از هزار است. شرح بسيار لطيف و مبسوطي در معرفي اين دانشمند بنقل از ماخذي چند در ج 1 نامه دانشوران) از ص 634 تا 639) نگاشته شده اگر از حد عادي در معرفي از مولفين بيرون نمي رفتيم همه آن ها را در اين جا مي آوردم و با همه اين ها در نقل اين قسمت از آن، چون شامل مطالبي سودمند مي باشد خود را موظف مي دانم: ابناء اثير

الدين ببايد دانست كه عنوان اين ترجمت نيز مانند عنوان بني بابويه و ابناء طاوس از مشتركاتست چه فرزندان اثير الدين ابو الكرم محمد بن محمد بن عبدالكريم بن عبد الواحد شيباني هر سه ما بين العلماء بابن اثير اشتهار دارند و در السنه ارباب ادب جز بدين عنوان مذكور نيايند و لعل بسياري از مبتدئين و متوسطين محصلين آن سه دانشمند بي مانند را يكي پندارند و " نهايه ابن اثير " و " كامل ابن اثير " و " مثل السائر ابن اثير " هر سه را تصنيف يك عالم انگارند با آن كه هر يك از آن ها تصنيف يكي از ايشان است پس تعيين مراد و رفع اشتباه را گوئيم: بني اثير سه محقق بي نظيراند كه در ادب و حسب و نسب و عصب برادراند، در فنون فضل و شجون كمال سرآمد دانشوران عهد خويش بودند، از معاصرين آن سه دانشور يگانه ستايش ها در حق ايشان بنظر رسيد شيخ شهاب الدين ابو الدر ياقوت

حموي در ذيل جزيره ابن عمر گويد: بنو الاثير العلماء الفضلاء الادباء كل منهم امام. قاضي شمس الدين احمد بن خلكان در ذيل ترجمت ابوالفتح نصر الله گويد: و كان الاخوه الثلاثه فضلاء نجباء روساء لكل واحد منهم تصانيف نافعه. مهتر ايشان ابو السعادات مجد الدين مبارك است كه در غريب حديث كتاب نهايه تصنيف كرده و كهتر از وي ابو الحسن عز الدين علي است كه در علم تاريخ كتاب كامل تاليف نموده و كهتر از ايشان ابوالفتح ضياء الدين نصرالله است كه در صناعت انشاء كتاب المثل السائر نوشت ولادت هر سه برادر در جزيره ابن عمر اتفاق افتاد چه ابو الكرم پدر ايشان در آن جا توطن و حكومت داشته و از اين روي هر سه را ابن اثير جزري گويند و جزيره ابن عمر شهري است در سه منزلي موصل بركنار دجله از آن كه آب به شكل هلال از سه جانب بر آن محيط شده علي الاستعاره بنام جزيره اشتهار يافته اكنون بشرح اخبار آن سه عالم لبيب علي الترتيب) ص 639 تا 657 ج 1 نامه دانشوران شرح حال دو برادر ابن اثير صاحب نهايه را دربردارد. (اشتغال جوئيم و گوئيم مبارك بن محمد از اركان اساتيد و اعيان مشايخ است الخ. پس از شرح بسيار جالبي از حالات و سيره اين دانشمند كه از لحاظ انشاء نيز فوق

العاده و حاكي از قدرت بيان و بنان مولفين نامه دانشوران مي باشد مولفات اين دانشمند بدين گونه نام برده شده است: كتاب جامع الاصول في احاديث الرسول و آن كتاب جامع احاديث صحاح سته اهل سنت است، كتاب المصطفي و المختار في الادعيه و الادكار، كتاب الانصاف في الجمع بين الكشف و الكشاف) آن را از تفسير ثعلبي و تفسير زمخشري فراهم آورده (، كتاب البديع في شرح الفصول في النحولابن الدهان، كتاب الشافي في شرح مسند الامام الشافعي، ديوان الرسائل و المكاتيب و كتاب النهايه في غريب الحديث كه پنج مجلد است و او را نيز رساله ايست سودمند در صنعت كتابت. سيوطي در بغيه كتاب 1 و 3 و 4 و 5 نامبرده را از مولفات ابن اثير نام برده و نيز كتاب الباهر في الفروق في النحو، تهذيب فصول) فصول از استادش ابن الدهان است (، البنين و اللنبات و الابا و

الامهات و الاذواء و الذوات را نام برده و گويد اين كتاب را

خمسه حسيني > اشتر نامه و وامق و عذرا

[501] خمسه حسيني > اشتر نامه و وامق و عذرا) فارسي (اين مثنوي از آثار حسيني است) حاج محمد حسين بن محمد حسن مجتهد 2} (2) (1249- {1} (1) 1184} كه اصل ايشان از قزوين ولي در كربلاء معلي متولد شده و چون پدر (3} (3} ايشان در شيراز رحل اقامت انداخته و به بحث و تحقيق اشتغال يافت و آن جا را وطن ساخت، خانواده را از عراق عرب خواست، اين فرزند نيز بشيراز آمد و با بهره هائي كه از معلومات معقولي و منقولي داشت بسير و سلوك راغب گشت و در طلب كاملي كه او را دستگير شود اين طرف و آن طرف و باين ديار و آن ديار رفت، دستش بدامن بزرگي كه او را دستگير شود، نرسيد، بشيراز بازگشت، در اين هنگام حاج ميرزا ابو القاسم متخلص به سكوت او را ارشاد و دستگيري نمود. پس از وفات پدر كه در شيراز عالم و مقتدا بود، رئيس اهل شريعت و طريقت گشت و ذو الرياستين حقيقي گرديد. افكاري بلند و قريحه اي سرشار داشته و بنظم قصائد و مثنويها مي پرداخته و حسيني (4} (1} تخلص مي جسته و خمسه وي كه شامل مطالب عرفاني مي باشد عبارت است از: الهي نامه، اشترنامه، مهر و ماه، وامق و عذرا و وصف الحال و شرحي بفارسي بر ديباچه دفاتر ششگانه مثنوي مولوي رومي (5} (2} نگاشته است. از اين

خمسه اشترنامه، وامق و عذرا و مهر و ماه آن از سال 1324 تا 1328 در شيراز چاپ شده و در حدود 20000 بيت است. و نسخه اي از الهي نامه (6} (3} و وصف الحال كه تاكنون چاپ نشده در كتابخانه آقاي ذو الرياستين) حاج ميرزا عبدالحسين (موجود و در حدود 9200 و 7000 بيت شعر دارند. در مجمع الفصحا از هر يك از اين خمسه انتخابي گرديده و مولف ملاقات خود را با حسيني تذكر داده و گويد قصائد و غزلياتش مفقود گرديده است. آغاز: اشتر نامه: بسم الله الرحمن الرحيم قادر غفار و

قدير و قديم. تا كه نشان از دل و از دلبر است نام خدا زينت هر دفتر است. آغاز الهي نامه: بنام خداوند بالا و پست كه مخمور او نيد هشيار و مست. آغاز وامق و عذرا: اي بنامت افتتاح نام ها اي بيادت گرمي هنگام ها. آغاز مهر و ماه: خداوند ادلي ده سوز در سوز بطور عشق بازي آتش افروز. آغاز وصف الحال " لله الحمد خالق المتعال " بر خلائق رئوف در همه حال. {1) {1) _______ در ماخذي كه براي نگارش اين شرح در دست نگارنده بود تصريحي براي سال تولد حسيني نيافتم ولي در الهي نامه (100 بيت باخر مانده (كه بسال 1229 منظوم گرديده گويد: چل و پنج سالت به باطل گذشت به باطل پي خدمت دل گذشت بنابراين تولد وي بسال 1148 بوده است. {2) {2) با مراجعه به مقدمه خمسه حسيني چاپ شده كه نگارش خليفه و برادر زاده ايشان آقاي حاج ميرزا عبدالحسين ذو الرياستين قطب كنوني سلسله نعمت الهي دام عمره مي باشد و طرائق الحقائق ج 3 ص 160 و مجمع الفصحا ج 2 ص 98-95 اين شرح نگاشته شده است. {3) {3) در ص 561 ج 1 اين فهرست شرح حال مختصري از حاج محمد حسن اصولي پدر حسيني را بمناسبت يكي از مولفات وي نگاشته ام و در آن جا بتقليد صاحب روضات وفات ايشان بسال 1230) و كانت وفاته في العشر

الثالث من هذه المائه (ثبت گرديده ولي آقاي ذو الرياستين در مقدمه خمسه حسيني و مرحوم نائب الصدر در ص 153 ج 3 طرائق الحقائق وفات اصولي را بسال 1240 ثبت نموده اند و چون اين دو نويسنده از خويشان و نزديكان آن مرحوم مي باشد و گفته اند " اهل البيت ادري بما في البيت " قول ايشان متبع است بنابراين آن تاريخ مستفاد از روضات غلط و بايستي اصلاح شود و تذكر ديگر اين كه غلط در صفحه گذاري روضات موجب شده كه در ص 561 ج 1 فهرست بجاي ص 180 ص 108 ثبت گردد، بايستي اين غلط نيز اصلاح شود. {1) {4) اين خانواده انتساب بحضرت امام حسين (عليه السلام) ندارند و تخلص حسيني بمناسبت نام ناظم است كه محمد حسين بوده. {2) {5) شرح دفاتر ششگانه مثنوي پيش از خمسه چاپي پس از مقدمه آن چاپ گرديده است.

{3) {6) در آخر الهي نامه گويد: ز تاريخ اگر بايدت يادگار بگوشد حسينم بدار القرار و اين مصرع اخير سال 1229 را معين مي كند در صورتي كه كلمه بگو را نيز حساب كنيم چرا كه اگر آن را در حساب نياوريم سال 1201 بدست مي آيد و مي دانيم كه در اين سال پدر حسيني از عراق به ايران نيامده بوده و اشعار الهي نامه در وصف ميرزا ابوالقاسم سكوت بهترين شاهد است كه پس از آمدن به شيراز و تشرف خدمت مرشد منظوم گرديده است.

ديوان كمال الدين اصفهاني (2)

(1255) ديوان كمال الدين اصفهاني اين نسخه از اول و آخر افتاده دارد، بخط نستعليق نوشته شده، ظاهرا خط اواخر قرن نهم است، اقسام اشعار از يك ديگر ممتاز نيست و ترتيبي در ذكر ندارد بهر نحو كه شده نقل گرديده، در آخر مكتوبي از شاعر نيز نگارش يافته ولي از آخر آن افتاده، برحسب محاسبه نگارنده در حدود 12800 بيت شعر مي باشد و دو بيت اول نسخه اينست: دست از طلب بدار گرت برگ اين ر هست كان را كه راه توشه نه فقراست بينواست نه فقر صورتي كه بود همعنان كفر بل فقر معنوي كه بدو فخر انبياست. جلد تيماجي. كاغذ بخارائي. واقف سپهسالار. قطع خشتي باريك. شماره اوراق (415). صفحه اي (17) بيت. طول (21 سانتي متر (. عرض (11 سانتي متر (. شماره كتابخانه (265).

تهذيب اللغه

و مستعمل آن ها را بيان نموده و در اكثر لغات شواهدي از آيات و اخبار و اشعار فصحا و كلمات لغويين آورده است. مولف پيش از شروع در بيان لغات حرف عين كه نخستين كتابي از كتب تهذيب است تحت عنوان باب ذكر الائمه الذين اعتمدتهم في ما جمعت في هذالكتاب، شرح مفصلي در معرفي بسياري از لغويين سابق و معاصر

نگاشته و پس از آن دو باب بنام: باب القاب الحروف و مدارجها و باب ايجاز الحروف. نيز تحرير نموده و تقسيمات حلقي و غيره حروف را مفصلا در اين دو باب آورده و در اطراف آن بحث كرده اند. تهذيب اللغه در حدود (135000) بيت كتابت دارد و تاكنون چاپ نشده و نسخه كامل آن را جز در اين كتاب خانه سراغ نداريم، جرجي زيدان در ص 308 ج 2 تاريخ آداب اللغه گويد كه نسخي از تهذيب در كتابخانه ايا صوفيا و نور عثمانيه و كوبرلي در آستانه و نسخه اي در كتابخانه احمديه در حلب موجود است، و از لباب الالباب عوفي برمي آيد تا هنگام تاليف آن كتاب) در صفحه يط مقدمه چاپ اوقاف گيب آقاي قزويني نوشته اند كه ظاهرا ميان اين دو سال 625-617 تاليف شده است (نسخه اصل تهذيب وجود داشته و مناسبت دارد كه در اين جاعين عبارات عوفي را نقل كنيم و آن اينست: عوفي در ص 211 ج اول لباب الالباب در ذيل قطب الدين سرخسي كه از معاصرين خويش بوده آورده است كه قطب الدين در آغاز خوشي خويش گويد: بعد از مدت اندك شنيدم كه به جهت كتابخانه سريل بازارچه) علامه قزويني نگاشته اند كه سرپل يا سرپل وزيران چنان كه از جهان گشا در حكايت خروج تارابي معلوم مي شود قريه ايست از نواحي بخارا به كمتر از سه فرسنگ يا ازار باض بخاراست (تهذيب از هري بخط مصنف از دارالكتب مرو آورده اند و كاتبي بجمال فضل مي طلبند چون هيچ كس را آن قوت نبود كه او را چه اگر فضلا بودند كه آن را نيكو بدانستند از خط حظ ايشان وافر نبودي و اگر خط نيكو بودي اهليت آن نداشتند بدو ارسال كردند و صدراجل مجير الدين او را به خدمت خود خواند و از فضل و هنر او معلوم كرد و دانست كه ذات او جهان علم و كان فضل است او را بخدمت صدر سعيد عبد العزيز] بن [عمر بن سيد سادات برد فرمودند تو اين را ديده و از اين جا لغت استخراج تواني كرد او تبسم كرد چه او را فضل آن بود كه مثل اين تاليف كند فرمودند كه صفحه از اين كتاب بنويس تا خط تو صدر جهان مطالعه كه بر بديهه فصلي در فضل اين كتاب و استخراج لغات آن تحرير كرد و

شعري بر ترتيب حروف كه بناء استخراج آن بدانست انشا كرد و بخدمت فرستاد و چون اين فضل وافر بديدند آن كتاب بدو دادند و او را راتب نيكي مهيا گردانيدند و بتدريج محل او عالي و رتبت او سامي شد و كار او بالا گرفت و دبير صدر جهان شد كتابخانه سرپل بازارچه او را دادند و پيش از آن در بخارا اشتغال محصلان در شرعيات بود و بفضليات كس التفات نكردي و در آن خوض نكردي چون اقبال او بديدند خلق به تحصيل آن شيوه اقبال نمودند و من در خدمت او تحصيل ها كرده ام وقتي از سمرقند نامه نوشته بود به نزديك خواجه امام ناصرالدين پسر خود الخ (. مولف در مقدمه بيان كرده كه پس از آن كه هفتاد سال از عمر وي گذشته باينتاليف مبادرت نموده و چون دانستيم كه تولد وي بسال 282 بوده بدست مي آيد كه اينك كه سال هجرت 1357 قمري است بيش از هزار سال از تاليف اين كتاب گذشته است. چنان كه صاحب كشف الظنون در ص 83 ج 2 نوشته اند تاج الدين محمود بن ابي الحواري لغوي كه تا سال 580 زنده بوده كتابي بنام " ضاله الاديب في الجمع بين الصحاح و التهذيب " تاليف نموده و در آن بر جوهري انتقاداتي دارد. اين كتاب را نبايستي بكتاب " تهذيب الاسماء و الكنات " تاليف محيي الدين ابي زكريا يحيي

بن شرف شافعي نوادي شامي (676-631 ه. (اشتباه نمود. عبدالكريم بن عطاء الله اسكندري متوفي بسال 612 تهذيب اللغه ازهري را مختصر كرده است) كشف الظنون ج 1 ص 351). آغاز: بسمله الحمد الله بكل ما حمده به اقرب عباده اليه و اكرم خلايقه عليه الخ. انجام: و اعلم ايها الناظر في كتابي اني لاادعي اني حصلت لغات العرب كلها و لا طمعت في ذلك غيراني حرصت ان يكون مادونته مهذبا من آفه التصحيف منقا من فساد التغيير و من نظر فيه من ذوي المعرفه فلايعجلن الي الرد و الانكار ....... و اياه اسئل مبدئا و معيدا ان يصلي علي محمد النبي و آله الطيبين اطيب الصلوات و ازكاها و ان يحلنا دار كرامته و مستقر رحمته انه اكرم مسئول و اقرب مجيب و الحمدلله رب العالمين حمدا كثيرا جليا مبينا. {1) {1) _______ طبقات الشافعيه

سبكي ج 2 ص 106، طبقات الحنفيه حاشيه ص 218، كشف الظنون ج 1 ص 112 و 351.

لغت كبير اختري

[371] لغت كبير اختري) عربي بتركي (مصلح الدين مصطفي بن (2} (1} شمس الدين قره حصاري مشهور به اختري از دانشمندان قرن دهم هجري بوده و بگفته كشف الظنون) ج 1 ص 63) دو كتاب در لغت عربي بتركي دارد يكي كبير و ديگري صغير و چنان كه در آخر همين لغت كبير مولف خود تصريح نموده بسال 2} (1) 952} تاليف آن خاتمه يافته و نيز در مقدمه كتابست كه اين كتاب را در لغاتي كه مورد احتياج عموم بود و درك معاني آن ها مشكل مي نمود از صحاح اللغه، دستور، مجمل، تكمله و المغرب گرفته و براي استفاده عام و خاص اهالي كشور خويش بتركي ترجمه كرده است. در اين كتاب فقط بترجمه لغات پرداخته شده و شواهد ندارد و بترتيب حرف اول و دوم مرتب گرديده و حرف اول باب و حرف دوم را فصل، موافق حروف تهجي قرار داده و در حدود (26700) بيت كتابت دارد و بسال 1242 در قسطنطنيه بنام " اختري كبير " چاپ سربي شده است. آغاز: بسمله الحمد لله الذي شرفنا بالنطق و البيان، و فضلنا بالفصاحه و التبيان الخ. انجام: اليهماء صحرا مفازه كبي، اليهمور الرجل الكثير الكدويري كوترن بالق. (889) لغت كبير اختري اين نسخه بخط نسخ محمد بن حاج قرط بسال 1124 نوشته شده، فصول و ابواب باشنجرف مي باشد، پس از

اتمام نسخه محمد داود الحسيني قصيده انشاء و بخط خويش نگاشته و مطلع آن اينست: العين من فقد الشباب تدمع - و القلب من تذكاره يتوجع. نسخه در آب افتاده ولي خطوط ضايع نشده برگ اول و آخر وصالي گرديده و پشت هر دو يادداشت هائي است. جلد چرمي ضربي. كاغذ سمرقندي. واقف سپهسالار. قطع رحلي. شماره اوراق (398). صفحه اي (31) سطر. طول (29 سانتي متر (. عرض (19 2/1 سانتي متر (شماره

كتابخانه (2) {1} _______. (36) در كشف الظنون و اول و آخر نسخه چاپي نام پدر مولف شمس الدين ضبط شده ولي در مقدمه نسخه خطي اين كتابخانه بدين گونه است: المحتاج الي رحمه ربه اللطيف الشهير بالاختري مصطفي بن اختري بن شمس الدين القر حصاري مولدا و الكوتاهيوي محتدا الخ. {2) {1) در آخر نسخه چاپي اين كتاب) شماره 37 كتابخانه است (پس از آخرين لغت كه در مقابل انجام نقل گرديده عبارتي از مصنف كه حاكي از سال تاليف مي باشد نگاشته شده ولي در آخر نسخه خطي نيست.

شرح مغني اللبيب > تحفه الغريب (3)

(997) شرح مغني اللبيب) تحفه الغريب (اين نسخه بخط نسخ خوب بسال 1092 نوشته شده ولي شامل از ابتداء شرح تا اول مبحث مسوغات ابتداء بنكره) اواسط باب چهارم مغني (مي باشد و در حاشيه 184 صفحه آن مغني اللبيب تا آخر حرف لام همين نويسنده نوشته و يادداشتي از پشت صفحه نخستين محو شده است. جلد تيماجي. كاغذ كاهي. واقف سپهسالار. قطع خشتي. شماره اوراق (220) صفحه اي (25) سطر. طول (25 2/1 سانتي متر (. عرض (19 2/1 سانتي متر (. شماره كتابخانه (3227).

ديوان حافظ شيرازي (5)

(1184) ديوان حافظ شيرازي اين نسخه را بخط نستعليق نوشته اند، نويسنده از خود و سال نگارش نام نبرده، ظاهرا در نيمه اول قرن سيزدهم نگاشته شده، شامل غزليات و مقطعات و ساقي نامه ها و رباعيات است و در حدود (4700) بيت مي باشد، يك سرلوح دارد و تمام صفحات مجدول بطلا و لاجورد است بسال 1282 داخل كتابخانه اعتضاد السلطنه شده و پشت صفحه نخستين يادداشت گرديده است. جلد

تيماجي. كاغذ ترمه. واقف سپهسالار. قطع بغلي. شماره اوراق (198). صفحه اي (14) سطر. طول (13 2/1 سانتي متر (. عرض (8 سانتي متر (. شماره كتابخانه (198).

شرح كافيه > شرح متوسط ركن الدين > الوافيه في شرح الكافيه (2)

(987) شرح متوسط) الوافيه (اين نسخه بخط نسخ نوشته شده، متن كتاب) كافيه (باشنجرف مي باشد، از اول كتاب تا قسمتي از مبحث عدول از بحث غير منصرف آن افتاده و نخستين سطر موجود آن اينست:) صحراء علي صحاري او صحراوات فقياس جمعاء ان يجمع علي جماعي الخ. (ورق آخر نسخه نونويس است و در حاشيه بيشتر از صفحات مطالبي از شرح رضي، شرح خبيصي، شرح كبير مولف و تعليقاتي بامضاء سعيدي، نعمه الله، كمال الدين، عصمت و حاشيه هائي از خود شارح دارد و بعضي از اوراق وصالي گرديده و پشت آخرين ورق نسخه) نونويس (يادداشتي بامضاء محمد حسن حسيني مورخ بسال 1245 و مطالب متفرقه اي از ديگران مي باشد و خود نسخه ظاهرا در قرن نهم هجري نگارش يافته است. جلد تيماجي. كاغذ سمرقندي. واقف سپهسالار. قطع ربعي. شماره اوراق (150). صفحه اي (25) سطر. طول (19 سانتي متر (. عرض (11 2/1 سانتي متر (. شماره كتابخانه (3165).

ديوان انوري (8)

(1171) ديوان انوري اين نسخه بخط نستعليق خوب نوشته شده،) ظاهرا در قرن سيزدهم (، شرح حال انوري از تذكره آتشكده در دو صفحه پيش از ديوان نقل گرديده و شامل قصائد و مقطعات مثنوي و رباعيات مي باشد و در حدود (12400) بيت شعر دارد و بدين بيت شروع شده: باز اين چه جواني و جمال است جهان را وين حال كه نو گشت زمين را و زمان را و برگ نخستين وصالي گرديده است. جلد

تيماجي مستعمل. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع ربعي. شماره اوراق (257). صفحه اي (23) سطر. طول (20 2/1 سانتي متر (. عرض (12 2/1 سانتي متر (. شماره كتابخانه (205).

جام جم

[495] جام جم) فارسي (اين كتاب يكي از مثنوي هاي مشهور و ناظم آن اوحدي مراغي اصفهاني است] چنان كه بر لوح مزار وي ثبت گرديده پدر اوحدي حسين نام داشته و نام خود ايشان بدست نيامده) آقاي تربيت اوحدي را بلقب ركن الدين معرفي كرده اند (و بمناسبت ارادت به اوحد الدين كرماني (1} (1} كه از مشايخ معروف طريقت و مولف " مصباح الارواح (2} (1} " مي باشد، او حدي تخلص مي جسته و به همين تخلص اشتهار يافته) آقاي تربيت از صحف ابراهيم نقل كرده اند كه پيش از اين كه اوحدي تخلص گيرد " صافي " تخلص مي گرفته است (. و چنان كه از اين كتاب جام جم بدست مي آيد بسال 672 يا 3} (2) 673} متولد شده و بسال 4} (3) 737} در مراغه كه مولد وي بوده وفات يافته است [ (5} (4} اوحدي از مشاهير شعر او عرفا و كتاب جام جم وي بهترين معرف مقام و مرتبه اوست و از ابيات جام جم (6} (5} بر تشيع او مي توان گواه گرفت. گذشته از جام جم اوحدي را ديواني كه تقريبا شامل 7} (6) 15000} بيت قصيده و غزل مي باشد، بيادگار مانده و جامي درباره آن گويد: ويرا ديوان شعر است در غايت لطافت و عذوبت. و شهادت كسي چون جامي آشكار است كه تا چه حد ارزش دارد. و كتابي بنام " منطق العشاق " كه نيز از آن " ده نامه " تعبير مي شود و آن را بنام خواجه ضياء الدين يوسف بن خواجه اصيل الدين بن خواجه نصيرالدين طوسي بسال 8} (7) 706} پرداخته و موشح نموده تاليف و جامي گويد: صاحب ترجيعات مشتمل بر حقائق است و دولتشاه گفت: ترجيع او در ميان موحدان شهرتي عظيم دارد. جام جم از مثنوي هاي مشهور و شامل بسياري از مطالب اخلاقي و اجتماعي و

عرفاني مي باشد و در حدود (4500) بيت شعر است، در تذكره دولتشاه مسطور است كه يك ماه از نظم آن نگذشته كه مستعدان چهارصد نسخه از روي آن برداشتند. آقاي وحيد دستگردي مدير و نويسنده مجله ارمغان بسال 1307 خورشيدي هجري در طهران اين كتاب را با مقدمه مختصري چاپ كرده اند. آغاز: بسمله قل هو الله لمرء قد قال من له الحمد دائما متوال. (1126) جام جم اين نسخه رابخط نستعليق خوب محمود كاتب بسال 1013 نوشته، از يادداشت هائي كه پشت نخستين برگ نسخه مي باشد بدست مي آيد كه از كتب پادشاهان صفويه بوده، يك سرلوح ظريف در آغاز كتاب مي باشد و ميان سطرهاي دو صفحه نخستين تذهيب گرديده و تمام صفحات مجدول بطلا و لاجورد است. جلد ساغري ضربي طلا پوش و طرف داخل سوخته. كاغذ كشميري. واقف سپهسالار. قطع ربعي. شماره اوراق (131). صفحه اي (18) سطر. طول (17 سانتي متر (. عرض (8 سانتي متر (. شماره كتابخانه (1) {1} _______. (139) آقاي تربيت در دانشمندان آذربايجان) ص 55) و آقاي اقبال آشتياني در تاريخ مفصل ايران) تاريخ مغول (وفات ايشان را بسال 636 ضبط كرده اند و در مجمع الفصحا) ص 94) بسال 562 ثبت گرديده و در هفت اقليم و كشف الظنون و نفحات الانس و تاريخ گزيده و

آتشكده سال وفات اوحد الدين كرماني معين نگريده است. {1) {2) در هفت اقليم) ص 220) و كشف الظنون) ج 2 ص 446) و نفحات الانس) ص 693) و تذكره آتشكده) ص 123) اين كتاب بدين نام ناميده شده و در كتاب اول و سوم و چهارم ابياتي از آن نقل گرديده و آقاي وحيد دستگردي در مقدمه جام جم كه به همت ايشان چاپ گرديده نوشته اند نسخه آن در دست نيست. {2) {3) در جام جم كه بنابر تصريح خود بسال 732) در بعضي از نسخه ها 733) تاليف گرديده) چون ز تاريخ بر گرفتم فال هفتصد رفته بود و سي و) دو سال (سه سال (گويد:) اوحدي شصت سال سختي ديد تا شبي روي نيك بختي ديد (بنابراين 732-60 يا 672 = 733 يا {4} . 673) 3) اين تاريخ را حاجي خليفه در ص 357 ج 1 و جامي در نفحات از نقش بر قبر وي در

مراغه نقل نموده و آقاي وحيد نيز عين عبارات سنگ قبر را در مقدمه جام جم نقل كرده اند و در تذكره دولتشاه و صاحب هفت اقليم ندانسته بتقليد وي و كشف الظنون در ص 496 و 505 ج 1 وفات اوحدي را بسال 697 نوشته اند و مسلما غلط است. {5) {4) شرح حال اوحدي مراغي را در نفحات جامي) نسخه خطي مدرسه (و هفت اقليم) ص 728-723) و تذكره دولتشاه) ص 132-129) و كشف الظنون در صفحات نام برده و مجمع الفصحا در ج 1 ص 94 و آتشكده ص 56 و دانشمندان آذربايجان ص 56-55 نگاه كنيد كه ماخذ نگارش اين شرح مي باشد. {5) {6) در اوائل جام جم در بحث خطاب به پيغمبر (صلي اله عليه و آله) كه آغاز آن اينست:) اي به مهر تو آسمان بلند ياد من كن چو مي دهم سوگند (گويد: به حديث حيوه پيوندت بجگر گوشگان دلبندت به شهيدان كربلا ز فسوس بستم كشتگان مشهد طوس

شرح نهج البلاغه - ابن ابي الحديد

[316] شرح نهج البلاغه - ابن ابي الحديد) عربي (مولف اين شرح ابن ابي الحديدره است) عز الدين عبد الحميد بن هبه الله (1} (1} بن محمد بن ابي الحديد مدائني معتزلي 655-586) كه از معاريف ادبا و متكلمين قرن هفتم هجري و معاصر با آخرين خليفه عباسي بوده و هنگام تصرف مغول شهر بغداد را گرفتار آمده و به جوانمردي ابن علقمي وزير و شفاعت خواجه نصيرالدين او و برادرش موفق الدين از كشته شدن نجات يافتند) ذيلا شرح قضيه ذكر مي گردد (. صاحب روضات) ص 422 تا 424) بشرح حالات و معرفي ايشان مفصلا پرداخته و مولفات ذيل را بنقل از نوشته هاي شيخ ابوالفضل عبد الرزاق الغوطي مورخ بايشان نسبت داده: از مولفات ابن ابي الحديد يكي كتاب العبقري الحسان مي باشد كه در آن قسمتي از كلام و تاريخ و اشعار و پاره اي از از انشاآت و مراسلات خود را جاي داده و ديگري كتاب الاعتبار و اين كتاب در سه مجلد و نظر مولف در آن بر كتاب الذريعه في اصول الشريعه سيد

مرتضي ره مي باشد و ديگري كتاب الفلك الدائر علي المثل السائر) اين كتاب چنان كه در ص 30 معجم المطبوعات چاپ شده است و كتاب المثل السائر تاليف ضياء الدين بن الاثير جزري متوفي سنه 637 مي باشد و در فن انشاء و كتابتست كشف الظنون ص 375 ج 2) و ديگري شرح محصل امام فخررازي است كه در حقيقت نقض ورد بر آن مي باشد و ديگري كتاب نقض المحصول) محصول در كلام و نيز از امام فخر است (و ديگري شرح مشكلات الغرر مي باشد كتاب غرر الادله تاليف شيخ ابوالحسن محمد بن علي بصري متوفي سنه 463 كه از علماء معتزله بوده اند مي باشد) كشف الظنون ج 2 ص 153) و ديگري شرح ياقوت ابن نوبخت و قصائد هفت گانه در مدح حضرت علي (عليه السلام) كه به گفته هديه الاحباب در ص 45 شيخ رضي استرابادي و صاحب مدارك بشرح آن پرداخته اند و ديگري شرح نهج البلاغه) همين كتاب (مي باشد كه از معاريف كتب و موجب شهرت شارح گرديده است. اين شرح نهج البلاغه يكي از شروح مفصله و شارح در آن داد اطلاع و فضيلت و تحقيق را داده و چون طريقه انصاف را پيش گرفته و چنان كه شايسته است خطب و كلمات را شرح و تفسير نموده، اهل سنت ويرا شيعه دانسته ولي از خود كتاب برمي آيد كه سني و معتزلي است، بسياري از

اخبار و معتقدات شيعه را هم نقل و برد آن ها پرداخته و بسياري از مطالب برخلاف عقائد اماميه دارد كه آن ها را صاحب حدائق جمع نموده و ذيلا از آن نام مي بريم، ولي در دوستي حضرت علي و اولاد آن بزرگوار (عليهم السلام) بي اختيار بوده و ما ترجمه پاره اي از ديباچه اين شرح را كه شارح از روي راستي بي كم و كاست كتاب و اسلوب آن را معرفي نموده در اين جا مي آوريم: چون امر حضرت وزير بزرگوار محمد بن احمد بن محمد علقمي كه خدايش مشمول عنايات كامله خويش دارد و او را ازين مقام ارجمند بالاتر برد بنام اين بنده درگاه بر شرح كتاب نهج البلاغه كه بر صاحب آن بهترين صلوات و پاكيزه ترين تحيات باد صادر گرديده، مانند كسي كه خود پيش پيش بنابر كاري داشته و فرماني جازم او را از جا برانگيزاند شروع در انجام

خدمت نمود و بشرحي پرداخت كه در آن بذكر غرائب لغات و اساليب عبارات و بيان مراد قناعت نموده بود اما چون چندي بدين منوال گذشت انديشيدم دانستم كه اين مختصر تشنه حقائق را سيراب نمي كند و سرگردان را جز سرگرداني نمي افزايد بنابراين آن روش را گذاشتم و بشرحي مفصل پرداختم كه مشتمل بود بر غريب لغات و اساليب و قواعد معاني و بياني و چون كامه اي ممكن باشد از لحاظ اعراب و تصريف اشكالي پيدا كند به بيانش پرداخته و در موارد بسيار بنقل نظم و نثرهائي نظائر عبارات كتاب همت گماشتم، حكايات و مطالب تاريخي را كه در الفاظ اشارتي بدان ها رفته بود آورده، دقائق توحيد و عدل كه اشاره بدان ها نموده تشريح كرده، آن چه از انساب و امثال نكت ها و مواعظ و زواجر ديني و حكم و آداب اخلاقي و مسائل فقهي بود شرح و بسط داده، مقامات عارفين را كه آن حضرت در كلمات خويش بطريق رمز ياد فرموده بيان نمودم، در صورتي كه همه كس توانائي بر آن ندارد و اين كار را كسي نتواند جز دانشمندان و روحانيان مقرب، پرده ساتر مقاصد را از روي عباراتي كه حضرت (عليه السلام) به طريق كتابه و اختصار و اشاره و شكايت بيان فرموده برداشته و برهان اقامه كرده كه بسياري از فصول اين كتاب داخل

در معجزات محمديه (صلی الله علیه و آله) است چرا كه مشتمل بر اخبار بغيب مي باشد و از قوه بشر خارج است كه اين گونه حقائق را در قوالب الفاظ درآورد.) به همين جهت است كه در ميان خاصه اين كتاب اخ القرآن ناميده شده (و چنان كه اميد بود كتابي در فن خود كامل و يگانه در ميان امثال گرديد و هيچ شگفت نخواهد بود كه بوسيله اين كتاب كه بهترين كتاب ها است كسي بسر

لغات ثلثه > ترجمان معارف

364 لغات ثلثه > ترجمان معارف) تركي عربي و فارسي (مولف اين كتاب چنان كه در مقدمه آن بتركي نگاشته شده: حاج حسن مي باشد كه مقام مترجمي لغات سه گانه عربي و تركي و فارسي را در بغداد داشته و اين كتاب را در سه مجلد بدين

ترتيب در آن شهر مرتب نموده كه در هر يك از مجلدات يكي از لغات زبان هاي مذكور را اصل قرار داده و موافق حروف تهجي هر يك از فصول آن ها را مرتب نموده و بدو زبان ديگر مراد از آن لغت را بيان كرده و هر يك از مجلدات را در ده فصل بترتيب زيرين گذارده: فصل اول مصدر. 2- فعل ماضي. 3- فعل مضارع. 4- فعل امر. 5- فعل نهي. 6- در بيان اعضاء انسان و خويشان او و آلات جنگ و اسماء. 7- در بيان حيوانات و طيور. 8- در اسامي و اشجار و نباتات. 9- در نامه اي پيشه ها و ابزار آن ها. 10- در نامه اي افلاك و ستارگان و روزها و سال ها و خواندن و نوشتن و آن چه بدين دو متعلق است و معادن و آن چه بدان ها مربوط مي باشد و غير از اين ها. نام اين كتاب را مولف "ترجمان معارف" گذارده تا سال تاليف هم از حروف نام كتاب بدست آيد، بنابراين بسال 1085 تاليف گرديده و نيز مولف در مقدمه گويد كه اين لغات ثلثه را از كتاب هاي لغت: اختري، شاهدي، حليمي، نصاب، نعمه الله و سائر كتب معتبره انتخاب كرده ام و اين مولفه نخستين كتابي است كه در لغات ثلثه) عربي و فارسي و تركي (تاليف گرديده (1}.(1} نسخه اين كتابخانه فقط مشتمل بر دو مجلد) عربي بتركي و فارسي - تركي به عربي و فارسي

(مي باشد و مجلد سوم را ندارد و اين دو مجلد در حدود (8500) بيت كتابت دارد. آغاز: بسمله حمد بي قياس و سپاس لايقاس، اول خالق ملكوت و آسمان، و آفريننده جهان و جهان بانه كه فرمان كن بر له عالمي پيدا الخ. (882) لغات ثلثه يا ترجمان معارف اين نسخه بخط نسخ در سال 1244 و 1245 نوشته شده، كاتب نامي از خود نبرده، لغات و عناوين فصول و ابواب را با سرخي نگاشته، مرحوم رضا قليخان هدايت در سال 1271 داراي اين نسخه شده و پشت صفحه اول به نام لغت تركي ترجمه بلغت عربي و فارسي آن را معرفي كرده و در زير نوشته خويش مهر بادامي رضا قلي زده شده و بسال 1290 داخل كتابخانه اعتضاد السلطنه گرديده است. جلد تيماجي. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع رحلي كوچك. شماره اوراق (178). صفحه اي (30) سطر. طول (30 2/1 سانتي متر (. عرض (21 سانتي متر (شماره

كتابخانه (1) {1} _______. (34) در كشف الظنون ج 1 ص 279 نوشته شده: " ترجمان المترجم بمنتهي الارب في لغه الترك و العجم و العرب " تاليف شهاب الدين احمد بن محمد بن عربشاه دمشقي حنفي متوفي بسال 854 مي باشد.) بنابراين كتاب مذكور مقدم بر ترجمان معارف تاليف گرديده و نام اين كتاب هم در كشف الظنون نيست (.

الفيه ابن مالك > الخلاصه (6)

(918) الفيه ابن مالك اين نسخه بخط نسخ نوشته شده، نام نويسنده و سال نگارش را ندارد، قسمتي از اول آن افتاده كاغذ ننوشته گذارده اند، در آب افتاده و محتاج وصالي است. جلد تيماج. كاغذ اصفهاني. واقف سپهسالار. قطع ربعي. شماره اوراق (83). صفحه اي (10) سطر. طول (19 2/1 سانتي متر (. عرض (12 2/1 سانتي متر (. شماره كتابخانه (3185).

حاشيه بر شرح جامي از اسفرايني (1)

(932) حاشيه اسفرايني بر شرح جامي اين نسخه بخط نستعليق نوشته شده، كاتب نام خود و سال كتابت را ننگاشته، از خطوط قرن دهم هجري است، در آخرين صفحه يادداشت مشعر بر تملك ابو الشرف بن صفي الدين محمد زواري كه از علماء اماميه بوده موجود است. و يادداشت ديگري نيز پشت صفحه اول داشته زير وصله صحاف رفته و تاريخ آن كه سال 995 را مي رساند و برخي از عبارات آن قابل خواندن مي باشد، قسمتي از نسخه تصحيح گرديده، پشت آخرين صفحه نيز مطالبي از تفسير امام فخر بخط ابو الشرف مذكور نوشته شده و پشت صفحه اول يادداشت هاي ديگري نيز بوده قسمتي از آن ها محو شده است. جلد مقوائي مستعمل. كاغذ سمرقندي. واقف سپهسالار. قطع خشتي. شماره اوراق (214). صفحه اي (21) سطر. طول (20 سانتي متر (. عرض (13 سانتي متر (. شماره كتابخانه (3169).

شرح تلخيص المفتاح > مختصر (5)

(1051) مختصر اين نسخه را بخط نسخ، علي نقي بن اسمعيل موسوي، بسال 1221 نوشته، بر كنار صفحات آن تعليقاتي موجود، مقابله و تصحيح گرديده پشت ورق اول و آخر و برگي كه در ابتدا و انتهاي نسخه مي باشد مطالب متفرقه اي نگارش يافته و از آن جلمه اين مطالب است: ابجد هوز حطي كلمن سعفص قرشت ثخذ ضظغ انكار كرد در پيوست واقف كرد سخن كرد زود بياموخت تربيت كرد نگاه داشت تمام كرد. جلد ميشن. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع خشتي. شماره اوراق (135). صفحه اي (21) سطر. طول (21 سانتي متر (. عرض (15 سانتي متر (. شماره كتابخانه (2954).

شرح شرح جامي

[412] شرح شرح جامي) فارسي (نسخه زيرين كه خصوصيات آن نگاشته خواهد شد، شرحي فارسي بر شرح جامي بر كافيه است كه آن را پس از اين معرفي خواهيم نمود، ورق اول نسخه افتاده لذا نام مولف و شارح بدست نيامد از مطالعه نسخه هم شارح شناخته نشد ولي دانستيم كه شرح قولي بر شرح جامي است و در حدود (4000) بيت كتابت آنست. (969) شرح شرح جامي اين نسخه بخط نستعليق بسال 1055) در آخر نسخه چنين نوشته شده: 155) نوشته شده، از قرائن چنين بدست مي آيد كه خط شارح مي باشد، ورق اول آن افتاده و نخستين سطر نسخه اينست: خاصه خداي تعالي است الحال جواب مي گوئيم كه شما اين راه را قبول داريد كه جنس حمد خاصه خداي تعالي است الخ. اوراق نسخه بواسطه آبديدگي بعضي از سطور آن محو شده و برخي وصالي گرديده است. جلد تيماج مستعمل. كاغذ كاهي. واقف حاج سيد محسن و آقا سيد اسدالله. قطع وزيري كوچك. شماره اوراق (79). صفحه اي (19)

سطر. طول (21 سانتي متر (. عرض (14 سانتي متر (. شماره (218) قفسه مدرسه قنبر عليخان.

الفيه ابن مالك > الخلاصه (5)

(917) الفيه ابن مالك اين نسخه بخط نسخ خوب نوشته شده، نويسنده نام خود و سال نگارش را تذكر نداده ولي مسلما از خطوط اواخر قرن سيزدهم هجري مي باشد، پشت ورق اول را چسبانيده اند و داراي يك سرلوح و مجدول بطلا و لاجورد و شنجرف است. جلد تيماج كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع بغلي. شماره اوراق (53). صفحه اي (10). سطر. طول (13 سانتي متر (. عرض (8 2/1 سانتي متر (. شماره كتابخانه (3181).

حاشيه چلبي بر مطول

[442] حاشيه چلبي بر مطول) عربي (مطول شرح بزرگ تفتازاني بر تلخيص المفتاح خطيب قزويني است كه در همين فصل از آن معرفي خواهيم نمود، يكي از حاشيه ها و تعليقاتي كه بر آن نوشته شده حاشيه زيرين و از چلبي است) حسن بن محمد شاه بن محمد بن حمزه الفناري الچلبي (2} (2) {1} (886/879-840 (1} كه از علما و زهاد قرن نهم هجري بوده و عمر خويشتن را ميان علم و عمل تقسيم نموده و مردي منصف بوده، چون حاشيه اي بر تلويح تاليف كرد، و مقدمه آن را بنام سلطان با يزيد بن سلطان محمد موشح نمود، مورد غضب سلطان محمد واقع گرديد ولي چون از مصر برگشت نسبت بوي مهربان شد و تدريس در يكي دو مدرسه را بدو برگزار نموده و پس از آن سلطان بايزيد روزانه هشتاد درهم براي ايشان معين نمود و ديگر از مولفات او حاشيه اي بر مختصر تفتازاني و حاشيه بر تفسير بيضاوي و حاشيه بر شرح مواقف سيد شريف جرجاني است و جز حاشيه مختصر و حاشيه تفسير بيضاوي او مولفات

ديگر وي چاپ شده است. اين حاشيه مطول مشتمل بر فوائد بسياري مي باشد دانشمندان و دانشجويان با نظر اهميت بدان نگاه مي نمايند، و در حدود (19500) بيت كتابت دارد و بر مطالب مشكله هر سه قسمت) معاني و بيان و بديع (مطول تعليق گرديده و در حاشيه مطول و مستقلا مكرر چاپ شده است. آغاز: بسمله الحمدلله الذي شرح صدور ارباب الاذهان لايضاح معان الكلمه ببديع البيان ..... قوله الحمدلله الذي الهمنا .... الاقرب الي الفهم ان المراد بالالهام في هذالمقام الخ. انجام: قوله و التذكر للاحكام المذكوره في علمي المعاني و البيان انما لم يتعرض للبديع لكونه خارجا عن البلاغه. {1) {1) _______ در ص 64 الفوائد البهيه نوشته شده كه سخاوي در " الضوء اللامع " اين دانشمند را نام برده و گويد چلبي يعني آقا و او را فناري گويند بدين مناسبت است كه يكي از اجداد او براي پادشاه روم فنرهائي هديه آورده و پادشاه چون مي خواست از او سئوال كند مي گفت فنري كجاست و صاحب معجم المطبوعات گويد در يكي از مولفات خطي وي كه بسال 873 نوشته شده نام او را چنين:) ملاحسن الفنري (يافتم. {2) {2) اين شرح با مراجعه به ص 211-208 شقائق، ص 757 و 758 معجم المطبوعات، شذرات الذهب ج 7 ص 324 و

ص 46 الفوائد البهيه في طبقات الحنفيه و كشف الظنون نوشته شد و فقط در شذرات وفات وي بسال 879 ثبت گرديده است.

مهذب الاسماء

[383] مهذب الاسماء) عربي به فارسي (مولف اين كتاب چنان كه در ديباچه تصريح گرديده محمود بن عمر بن محمد بن منصور قاضي الزنجي السنجري العربي از قبيله شيبان مي باشد. در كتب سيرور جال نام و شرح حال اين دانشمند را با تفحص نيافتم، در نسخ اين كتاب، مولف الزنجي بازاء معجمه و نون و جيم ثبت شده و نيز سنجري باسين مهمله و نون و جيم و راء نگاشته شده، دانشمند شهير آقاي علي اكبر دهخدا)

مولف كتاب مشهور " امثال و حكم " و نويسنده تواناي ايران اند كه اينك رئيس دانشكده حقوق و سياسي مي باشند و در لغت توانائي زيادي دارند و در همين نزديكي ها كتاب لغت بزرگ ايشان از چاپ بيرون خواهد آمد (دو نسخه كه يكي بسيار كهنه و ديگري برحسب احتمال از نسخه اين كتابخانه كهنه تر است، دارا مي باشند و در آن دو نام مولف نيز به همين نحو كه نقل گرديد ضبط شده ولي ايشان را عقيده اينست كه كلمه اول زنجي نيست و ربنجني) باراء مهمله و باء ابجد و نون و جيم و نون (است و كلمه دوم هم سنجري نيست و سجزي باسين مهمله و جيم ابجد و زاء معجمه كه معرب سكز باشد. در ج 2 معجم البلدان ص 752 نوشته شده: ربيخن بفتح اول و دوم و سكون سوم و خاء معجمه و نون و اربيخن نيز گفته شده، شهر كوچكي از سغد سمرقند است و نامي از ربنجن يا اربنجن در اين كتاب نيست. و نيز در ج 3 معجم البلدان ص 394 در ذيل صغد) سغد (گويد گفته اند قصبه آن اشيتخن است و نامي در اين جا از اربنخن يا ربيخن نيست تصور مي كنم كه الزنجي مذكور در اين مولفه مصحف و محرف، ربيخن يا اربيخن بوده است. در الانساب سمعاني ص ب ورق 248 بنقل از تاريخ بغداد ربنجن باجيم ميان دونون ضبط شده و گويد شهري از سغد

سمرقند است و آن را اربنجن با همزه نيز تلفظ مي كنند و در حرف همزه گويد كلمه اربنجن با حذف نون دوم يافت مي شود و تصور مي كنم كه همان نام سابق است كه در تاريخ بغداد كاتب آن را اين گونه نوشته است. و در ص 249 ج 1 مجمع الفصحا در ذيل عنوان سنجري خراساني نوشته شده از قدما و شعرا بوده، مداحي سلطان سنجر سلجوقي) اين پادشاه چنان كه در كتب تاريخ ثبت شده در سال 479 در سنجار شام متولد شده و پدر بدين مناسبت او را سنجر ناميده، پس از اين كه بيست سال از طرف برادران خود) بر كيارق و سلطان محمد (در خراسان حكومت كرده و چهل و يك سال در پنج نوبت در اكثر ممالك معموره جهان سلطنت كرده بسال 552 وفات يافته است (مي نموده، وي بين الشعرا مشهور و معروف است و در زمان سلطان نهايت جلالت

داشته، چنان كه حكيم انوري) در ج 1 ص 152 و 153 مجمع الفصحا وفات انوري بسال 575 ثبت شده است (در جائي از اشعار خود گويد: اين كه پرسد هر زمان اين كون خران ريش گاو كانوري به يا فتوحي در سخن يا سنجري. انتهي. مسلما در اين شعر قافيه سنجري است و احتمال سجزي بودن نمي رود زيرا كه اين بيت در قصيده ايست كه نيز در شكايت از روزگار خويش سروده و مطلع آن اينست: اي برادر بشنوي رمزي ز شعر شاعري تا زما مشتي گدا كس را بمردم نشمري و سنجري را با شاعري و نشمري و مستكبري و سرسري و پيغمبري و گستري و انگشتري و غيره هم قافيه نموده بنابراين مسلم گرديد كه سنجري است نه سجزي اما اشعار سنجري از ميان رفته اين رباعي را بجهه آبله گفته: گر بر رخ چون ماه تو اي جان جهان از آبله چون ستارگان هست نشان حسن تو نهان نگردد اي ماه بدان هرگز ز ستاره مه نگشته است نهان و جز اين سنجري در كتب سير كسي را نيافتم از قرينه انشاء و ماخذي كه در مقدمه نقل شده احتمال اتحاد اين مولف با اين سنجري شاعر تاييد مي شود. مهذب الاسماء شامل اسمائي از لغت عرب مي باشد كه بفارسي ترجمه شده و شواهد ندارد، مولف خود گويد كه آن را از كتب ائمه ادب چون السامي في الاسامي) تاليف ابوالفضل احمد بن محمد ميداني متوفي بسال 518 مي باشد (، الاسمي في الاسما) تاليف سعيد بن احمد بن محمد مي داني پسر مي داني نام برده بالا است و بسال 539 فوت كرده (، كتاب الاسامي موسوم به سعيدي) در نسخه مدرسه بدين گونه كه نقل شد ثبت شده و در كشف الظنون ج 2 ص 575 بنام "الشهاب السعيدي" نام برده شده و نگارنده تصور مي كند كه سعيدي نام كتاب لغت پسر مي داني مذكور است كه سعيد نام داشته (، بلغه المترجم في اللغه) در ج 1 ص 202 كشف الظنون تاليف نوح بن مصطفي مفتي قونيه ثبت شده است ولي مسلما اين مولفه نيست (، كنز الاسامي، ترجمان القرآن، الروضه) ندانستم اين سه كتاب تاليف كيست (و كتاب هائي كه پيش از اين ها تاليف گرديده چون اصلاح المنطق) تاليف ابن سكيت متوفي بسال 244)، غريب المصنف) تاليف ابي

عمر و اسحق بن مراد الشيباني متوفي بسال 206)، دستور اللغه) تاليف نطنزي متو

حاشيه بر شرح تصريف تفتازاني > دده جنگي

ذيل همين شروح و حواشي (نام برده شده و ظاهرا اين شرح بر شرح تفتازاني باشد چرا كه مشهورترين شرح هاي تصريف اين شرح است و مطلق منصرف به فردا كمل مي گردد و مولف اين شرح را سعد الدين طبلاوي معرفي كرده است. 8 و 9 و 10- پس از شروح و حواشي نام برده بالا گويد: و بر سعد الدين حاشيه اي از سعد الله بردعي و حاشيه اي از محمد بن قاسم غزي و حاشيه اي از قاسم بن قطلوبغا الحنفي متوفي بسال 879 مي باشد،) ممكن است كه مراد كشف الظنون از اين سعد الدين، طبلاوي باشد كه بلافاصله پيش از اين بيان، شرح او را نام برده و ممكن است كه مراد خود تفتازاني باشد به هر دو احتمال اين حواشي نيز بر تفتازاني خواهد بود (. 11- شرح شمس الدين محمد بن شيخ زين الدين قاسم بن علي بنام " نزهه الناظر بالطرف في شرح علم الصرف " مي باشد. {2) {1) مراد مولف شذرات از ذيل شقائق النعمانيه كتاب "العقد المنظوم في ذكر افاضل الروم" مي باشد كه حقا ذيل شقائق النعمانيه مي باشد و در حاشيه ج 2 وفيات الاعيان از ص 95 تا 424 بسال 1310 چاپ شده و در حاشيه ص 167-164 كتاب مذكور شرح حال اين دانشمند بنام دده خليفه بدون تصريح به لقب كمال الدين كه مولف شذرات و حاجي خليفه تذكر داده اند نوشته

شده و مولفات وي در اين جا همانست كه صاحب شذرات نقل نمود و در اين جا شرح مفصلي در سيره وي مي باشد كه مولف مذكور مختصر آن را ذكر نموده و مطالعه آن براي تشويق دانشجويان بسيار سودمند و مشوق است و در اين جا است كه دده خليفه دباغ بود و در بزرگي انديشه تحصيل را يافت و كوشش كرد تا بهره اي كافي يافت.

ديوان مخمور

[576] ديوان مخمور) فارسي (مخمور تخلص شاعري از شعراي قرن سيزدهم هجري مي باشد (1) 26 {1} در كتب تذكره هاي اين عصر بنام و آثار او دست نيافتم، از قصيده اي كه در شكر گذاري از حكومت اسد الله خان بر تويسركان و ملاير انشاء نموده و در ورق 6 نسخه مي باشد استفاده مي شود كه ملائري يا تويسركاني است، آثار زيرين چند قصيده ايست كه در مدح شاهزاده اعتضاد السلطنه گفته و تخلص مخمور در همه آن ها موجود، و 250 بيت مي باشد، براي نشان دادن طرز فكر و طبع وي چند بيت از اول و آخر نسخه را در اين جا مي آورم: آغاز: بردرت ايدوست روي اضطرار آورده ام فقر و مسكيني و عجز و انكسار آورده ام لنگ لنگان دست بسته دل شكسته سرنگون چشم خونين جان غمگين جسم زار آورده ام آه حيرت اشك حسرت تاب محنت سوز غم سينه محزون دروني سوگوار آورده ام انجام: كزين سپس پس مدح علي و آل علي بود دعاي شه و پادشاه تبيانم بود بود همه تا دل بسينه تنگم بود بود همه تا جان بجسم نالانم مدائح علي و آل او انيس دلم دعاي پادشه و شاه مونس جانم (1266) ديوان مخمور اين نسخه بخط نستعليق خوب نوشته شده، نويسنده از خود و سال نگارش نام نبرده، بسال 1293 داخل كتابخانه اعتضاد السلطنه گرديده و پشت

صفحه نخستين يادداشت شده است. جلد تيماج. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع خشتي باريك. شماره اوراق (10). صفحه اي (15) بيت. طول (21 سانتي متر (. عرض (14 سانتي متر (. شماره كتابخانه (1) {1} _______. (151) در ص 340-339 دانشمندان آذربايجان ميرزا لطف الدين شكر الله تبريزي (1164-1095) مخمور تخلص از شعراي قرن دوازدهم نام برده شده و اين دو بيت را از او نقل كرده اند: تعجب نيست بد طينت اگر حاجت روا گردد كه زخم كهنه را خاكستر عقرب دوا گردد زد و نان كي بخود درماندگان را كار بگشايد گره امكان ندارد باز با انگشت پا گردد.

شرح تلخيص المفتاح > مطول (4)

(1061) مطول اين نسخه را بخط نسخ بسال 1082 در مدرسه مقيميه شيراز (1} (1} نويسنده اي نوشته، تعليقات و حواشي زيادي از مصنف و از شرح مفتاح مي رسيد شريف، چلبي، شرح كشاف مصنف، صحاح اللغه، ابوالقاسم سمرقندي و غير از اين ها بخط شكسته نستعليق بر اوراق آن نگارش يافته، پشت برگ نخستين يادداشتي بوده محو گرديده، وقفنامه كتاب جاي آن نوشته شده و بر دو ورق كاغذي كه در آخر نسخه بوده مطالب متفرقه اي نگاشته اند. جلد تيماجي. كاغذ سمرقندي واقف سپهسالار قطع وزيري. شماره اوراق (286). صفحه اي (21) سطر. طول (2/231). عرض (13) سانتي متر (. شماره كتابخانه (1062).(2977) مطول اين نسخه را بخط نسخ، محمد ولي بن علي اصغر، بسال 1249 نوشته، پاره اي از برگ ها داراي تعليقاتي از چلبي، شيخ الاسلام، ابوالقاسم سمرقندي، ابوتراب و خود مصنف مي باشد و بعضي از آن ها هم محو گرديده است. جلد تيماجي. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع رحلي. شماره اوراق (221). صفحه اي (21) سطر. طول (32 سانتي متر (. عرض (22 سانتي متر (شماره كتابخانه (1) {1} _______. (2983) اين مدرسه در جنوب غربي مسجد جامع عتيق) مسجد جمعه (شير از متصل بمسجد مذكور واقع و در يكي از زلزله هاي سخت شيراز منهدم شده به تشويق پدر نگارنده آقاي حاج شيخ يوسف دام ظله العالي و آقاي حاج سيد ابراهيم انوار) حاج مدرس (دام عمره مرحوم حاج ميرزا علي محمد تاجر دهدشتي آن را در حدود سي سال پيش مجددا ساخت و نخستين سنگ بناي نوين آن را دو نفر عالم نام برده بدست خويش گذاردند و اينك از مدارس قديمه آباد اين شهر است.

ديوان جامي (3)

(1179) ديوان جامي) تركيب بند (اين نسخه را مير (1} (1} علي كاتب مشهور، بخط نستعليق بسيار خوب بسال 935 در بخارا نوشته و شامل تركيب بند جامي است

كه آغاز آن اينست: صبحدم باده شبانه زديم ساغر عيش جاودانه زديم و از نسخ بسيار نفيس كتابخانه شمرده مي شود و نگارش اين تركيب بند كه هشتاد و هفت بيت مي باشد با مركب و طلا و سفيد آب و مركب الوان گرديده و سرلوح بسيار ظريف كوچكي دارد، پشت برگي كه پيش از برگ نخستين است يادداشت هائي بوده محو گرديده و آثار آن مي رساند كه در كتابخانه سلاطين صفويه بوده و از يادداشت هاي پشت آخرين صفحه استفاده مي شود كه چندي هم اين نسخه در هند بوده و در آن هنگام دو مجلس نقاشي هم در جلو آن بوده و ليكن اكنون نيست مهرهاي مختلفي هم در اول و آخر كتاب بوده محو گرديده يك برگ كه گل هائي بر آن رسم شده و يك برگ زرافشان در اول و آخر نسخه است. جلد روغني دورو و ميناكاري. كاغذ متن الوان حاشيه افشان. واقف سپهسالار. قطع خشتي. شماره اوراق (16). صفحه اي (6) سطر. طول (23 سانتي متر (. عرض (16 سانتي متر (. شماره كتابخانه (1) {1} _______. (2748) در آخر صفحه نويسنده رقم نموده و پيش از نام وي) علي (كلمه اي بوده محو گرديده پشت ورق اول و آخر تصريح گرديده كه خط استاد خط ميرعلي است. و مير علي هروي در سنگلاخ و خط و خطاطان ص 177 معرفي شده.

خمسه حسيني > اشتر نامه و وامق و عذرا (2)

(1138 )) خمسه حسيني (وامق و عذرا و اشترنامه اين نسخه بخط نستعليق خوب بسال 1232 نوشته شده، اشترنامه آن عينا نسخه پيشين از اول و آخر ناقص و پس از آن مناجات نامه نام بر ده موجود و مسلما نسخه بالا را از روي اين نسخه نوشته اند، برگ نخستين نسخه كه شامل هشت (8) بيت از وامق و عذرا بوده بواسطه داشتن سرلوح برداشته شده، در اول اشترنامه سرلوح مختصر زيبائي مي باشد، اطراف صفحه نخستين فعلي و دو صفحه اول اشترنامه نقاشي شده، تمام برگ ها مجدول به اكليل و لاجورد و پشت آخرين برگ اين نسخه را بنام وامق و عذرا معرفي و سال 1284 در

ذيل آن ثبت گرديده است. جلد ميشن. كاغذ فرنگي، واقف سپهسالار. قطع ربعي. شماره اوراق (189). صفحه اي (15) سطر. طول (15 سانتي متر (. عرض (9 2/1 سانتي متر (. شماره كتابخانه (136).

فرهنگ ميرزا ابراهيم > نسخه ميرزا (2)

(860) فرهنگ ميرزا ابراهيم اصفهاني اين نسخه بخط نستعليق خوب بسال 1277 نوشته شده، كاتب از خود نام نبرده، بدبختانه مصداق اين شعر مي باشد: آدمي زاده نادان بچه ماند داني؟ نسخه معتبر) منحصر (خوش خط بسيار غلط. لغات را با سرخي نوشته اند، و لغات جوك كه در حرف لام همين فصل از آن نام خواهيم برد ضميمه آن است و پشت ورق اول بنام فرهنگ زبان فارسي و عربي و تركي داخل كتابخانه اعتضاد السلطنه و اين كتابخانه گرديده و در دفاتر كتابخانه به همين نام ثبت شده، سه ورق كاغذ ننوشته در آخر و ميان دو نسخه است. جلد تيماجي. كاغذ فرنگي مهره زده. واقف سپهسالار. قطع رحلي. شماره اوراق كليه (105). اوراق اين فرهنگ (94). صفحه اي (19) سطر. طول (33 2/1 سانتي متر (. عرض (21 سانتي متر (. شماره كتابخانه (17).

لغات دساتير

[366] لغات دساتير) فارسي (اين كتاب كه بدين نام ناميده شده مشتمل بر معاني لغاتي است كه در دساتير مي باشد، مولف از خود در مقدمه و خاتمه نامي نبرده، از مطالعه كتاب هم مولف بدست نيامد، موجب آن هم آشكار است كه چون در كشور مسلمانان با غلبه عوام بر خواص اظهار فضل و اطلاع بر كتب اديان ديگر موجب نقص بوده، جامع خود را نشناسنده، ولي از مندرجات كتاب بدست مي آيد كه صوفي مسلك بوده و بكتب و اصطلاحات عرفا و حكما آشنائي داشته و از مزاياي اين كتاب

يكي ترجمه لغات و اصطلاحات حكمي مي باشد، از لغت برهان قاطع كه بسال 1062 تاليف شده بسيار نقل دارد، عبارات آن بسيار سليس و متين است براي نمودار پاره اي از آن را در اين جا مي آوريم: مهين نامه يزداني نزد عارفان و اصل و محققان كامل تمام عالم كتاب حضرت حق است چه پيوسته ايشان از اوراق ذرات موجودات احكام اسرار تجليات الهي عز اسمه مي خوانند و مجموع عالم از غيب و شهادت را كتاب حق تعالي مي دانند كه مشتمل بر تمامي اسما و صفات الهيست و مطابق اين معني يكي از عرفا منظوم فرموده، رباعي: از لوح جهان خط الهي خواندن خوش تر بود از حرف و سياهي خواندن بر صفحه كائنات خطيست كز آن اسرار ازل توان كماهي خواندن، نشيبسار بفتح اول و كسر ثاني اسم مرتبه فرق است از مراتب ثلثه ايزد شناسي به اصطلاح هير بدان يعني صوفيه صفيه كه مشاهده كثرت باشد بدون وحدت و جدا دانستن وحدت از كثرت و ويژه درونان فارس اين مرتبه فرق را فرجند شاي نيز گويند چنان كه در باب الفا گذشت. اين لغت در حدود (1000) بيت كتابت دارد و شامل (793) لغت است. آغاز: بسمله باب الف ممدوده ااب بسكون باي ابجد نام يكي از عناصر اربعه و به معني آبرو و عزت و دولت و قدرت الخ. انجام: و الحاق هاي

هوز در آخر بجهت حركت حرف آخر است چه پيوسته آخر كلمات فارسي ساكن مي باشد. (884) لغت دساتير اين نسخه بخط نستعليق خوب نوشته شده، كاتب نام خود و سال نگارش را ننگاشته، لغت زند و پازند ضميمه آن مي باشد و بسال 1275 داخل كتابخانه اعتضاديه شده است. جلد تيماج. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع ربعي. شماره اوراق كليه (42). اين نسخه (28). صفحه اي (15) سطر. طول (21 2/1 سانتي متر (. عرض (15 سانتي متر (. شماره كتابخانه (90).

عروض و قافيه وحيدي تبريزي

[463] عروض و قافيه وحيدي تبريزي) عربي (وحيدي. چنان كه معاصر وي سام

ميرزا در تحفه سامي ) ص 411-410 نسخه خطي اين كتابخانه (نگاشته از ياوه گويان قم بوده و تا زنده بود با حيرتي معارضه داشته و يك ديگر را هجوهاي ركيك مي كردند. و صاحب خلاصه الاشعار كه از عبارات وي بر مي آيد او را نديده ولي بديدار آنان كه او را ديده اند موفق گرديده (1} (2) 27 درباره وي گويد: " اصل وي از تبريز است اما در قم ساكن بوده و بيشتر مردم او را قمي مي دانند ...... رساله اي در عروض وقافيه نوشته، در اكثر بلاد عراق و آذربايجان مشهور است " و بعضي از ابيات او در اين رساله جهت مثال مذكور و در دو ماخذ تصريح شده كه بطمع بگيلان رفت و بسال 942 جرعه مرگ را در آن جا نوشيد. و اشعاري بنام شهر انگيز در مدح تبريز و تبريزيان گفته و چند بيت از آن در تحفه سامي ضبط و در دانشمندان آذربايجان از آن جا نقل گرديده و در تحفه مطلع دو غزل وي نيز نقل گرديده است. آقاي تربيت در دانشمندان آذربايجان ص 393 و 394 نيز اين مولف را بنام وحيدي تبريزي نام برده و گويند كه نام اين رساله عروض وقافيه وي " مختصر وحيدي " مي باشد و كتابي در لغت پارسي بنام " مفتاح البدائع " تاليف نموده و ديواني دارد كه نسخه آن در كتابخانه اسعد پاشا در اسلامبول هست. در

مقدمه نسخه زيرين نويسنده آن نگاشته: بسمله شكر و سپاس واجب التعظيمي را كه بتشريف نطق انسان را مشرف ساخت و كلام موزون و علم اوزان موهبت فرمود و درود فراوان بر محمد مصطفي صلي الله عليه و آله و اولاده اين مختصريست از منشات وحيد (2} (1} تبريزي در علم عروض و قافيه و صنايع شعري كه از براي برادر زاده خود تاليف كرده تا بدين مقدمه در اوزان مدخل كند و حدود قافيه و صنايع شعر را بداند و اين را "جمع مختصر" نام نهاد و بالله التوفيق اكنون بدان كه شعر كلاميست موزون الخ. و اين قسمت در نسخه ديگري از اين رساله كه در ص 32-7 و 51-45 مجموعه شماره (268) اين كتابخانه كه در ص 449 از آن معرفي مي شود، نيست و بدين گونه شروع مي شود: بسم الله الرحمن الرحيم و به نستعين الحمدلله رب العالمين و الصلوه و السلام علي محمد و آله الطاهرين اما بعد

بر ضماير ارباب فصاحت و بلاغت و عند ليبان گلشن سخنوري و داستان سرايان داستان هاي زبان آوري كه انتظام نظم كلام به تركيب حروف سنجيده اند] مخفي [و پوشيده نماند، آن چه باوزان درآيد آن را نظم خوانند و آن چه در اوزان درنيايد آن را نثر نامند بدان كه شعر كلاميست موزون الخ. اين كتاب در حدود (1000) بيت كتاب دارد. {2) {1) _______ به ص 393 و 394 دانشمندان آذربايجان نگاه كنيد. {1) {2) در نسخه وحيد بدون ياء نسبت ضبط گرديده در كشف الظنون هم) ج 2 ص 479) نيز چنين است ولي در تحفه سامي و دانشمندان باياء است.

تذكره دولتشاه سمرقندي (2)

(1118) تذكره دولتشاه سمرقندي اين نسخه كامل ولي دو سه سطر از آخر آن نگارش نيافته، بخط نستعليق نوشته شده، ظاهرا از خطوط اواسط قرن سيزدهم هجري مي باشد، بسال 1283 داخل كتابخانه اعتضاد السلطنه گرديده و عناوين را با جوهر قرمز نگاشته اند. جلد تيماجي. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار، قطع وزيري. شماره اوراق (191). صفحه اي (18) سطر. طول (31 سانتي متر (. عرض (17 2/1 سانتي متر (. شماره كتابخانه (2725).

ديوان امير خسرو > غره الكمال

[528] ديوان امير خسرو > غره الكمال) فارسي (غره الكمال سومين ديوان امير خسرو دهلوي است كه در ص 520-516 بشرح حال او پرداخته ايم، چنان كه خود در ديباچه اين ديوان نوشته اشعاري كه از سال 693-685 كه از سال 34 تا 1} (1) 40} عمر خود سروده در يك مجلد گذارده و آن را " غره الكمال " نام نهاده چنان كه دو ديوان انشائي پيش از اين را " تحفه الصغر " و " وسط الحيات " ناميده است اين ديوان شامل چند بخش مي باشد كه زير اين سطر نگاشته مي شود: 1- ديباچه اي بنثر و نظم كه در آن

ابيات عربي امير خسرو ديده مي شود و خود اعتراف نموده كه از عهده شعر عربي گفتن بر نيامده و معذرت خواسته است و اطلاعات سودمندي از حالات خود و خانواده اش در اين جا يافت مي شود و اين بخش در چهل برگ در متن و حاشيه نوشته شده و در حدود (1900) بيت مي شود. 2- قصائد و چند قطعه است كه از برگ 41 تا 106 را شامل و در حدود (3700) بيت است. 3- قطعات شامل مطالب توحيدي و نعت و منقبت و عرفان وتصوف و غيره از برگ 106 تا 115 در حدود (500) بيت. 4- در متفرقات از قبيل هزل و ذم و استهزاء و مطايبات و شكايات و غيره از برگ 115 تا 118 در حدود (170) بيت. 5- فتحنامه يا " مفتاح الفتوح " كه به وزن مثنوي و بسال 690 انشاء آن خاتمه يافته از ص 118 تا 132 و در حدود (800) بيت مي باشد و آغاز آن اينست. سخن بر نام شاهي كردم آغاز كه بر شاهان در دولت كند باز 6- نامه ايست كه به برادر خود تاج الدين زاهد نيز بوزن مثنوي انشا و از برگ 133 تا 137 را فراگرفته و در حدود (250) بيت مي باشد و آغاز آن اينست: عنوان اين نامه كه جان درو سرشتم هر حرف بخون دل نبشتم در خدمت مكرم گرامي زاهد به همه هنر تمامي. توحيد سرنامه بنام ايزد پاك كاورد پديد مردم از خاك آغاز نامه مخدوم

برادر گرامي چون خود به همه هنر تمامي 7- چند مثنوي كوچك در وصف اسب و عمارات شاهي است در (330) بيت از برگ 137 تا 143.8- مثنوي بنام "بازنامه " است كه در برگ 144 تا 148 نسخه نوشته شده و در آن بمدح و اندرز پادشاه وقت پرداخته و در حدود (220) بيت مي باشد. 9- غزليات است كه از برگ 147 تا 180 مي باشد و در حدود (1850) بيت مي باشد و مرتب بترتيب حروف تهجي برحسب رديف ها نيست و بدين بيت شروع مي شود: اي ز خيال ما برون در تو خيال كي رسد با صفت تو عقل را لاف كمال كي رسد 10- رباعيات امير خسرو است و چند ورق آخر نسخه جاي آن پيش تر است و از ميان رباعيات يك يا چند برگ افتاده و اين بخش از برگ 180 تا 193 نسخه مي باشد و در حدود (280) بيت است. و بنابر محاسبه نام برده اين ديوان در حدود (10000)

بيت مي باشد. (1193) ديوان امير خسرو دهلوي غره الكمال اين نسخه بدون تاريخ و نام نويسنده بخط نستعليق خوب نوشته شده، از اسلوب آن بدست مي آيد كه نويسنده آن هندي و يك سرلوح ظريف بسبك هندي دارد، ظاهرا در قرن نهم هجري نگارش يافته، صفحات مجدول بطلا و لاجورد و عناوين با شنجرف نگارش يافته بدبختانه اغلاط زياد دارد و برخي از برگ ها وصالي گرديده است. جلد تيماجي. كاغذ دولت آبادي. واقف سپهسالار. قطع وزيري. شماره اوراق (193). صفحه اي (17 سطر در متن 26 در حاشيه (. طول (28 2/2 سانتي متر (. عرض (17 سانتي متر (. شماره كتابخانه (1) {1} _______. (170) تاريخ سنه خمس و ثمانين و ستمائه كه سي و چهار سال بودم كه تا غايت شهور سنه ثلث و تسعين و ستمائه كه چهل سال شدم هر نقدي كه محرران در ديوان كارخانه خرج شود انشاء الله درين ديوان كارخانه خرج شود آنان كه طغراي بي مثال دارد اگر بيش تر توقعات كالبديست) عين عبارات ورق 36 نسخه است و چنان كه ديده مي شود اغلاطي در تاريخ مذكور و عبارات يافت مي شود (.

شيخ و وزير

[322] شيخ و وزير) فارسي (اين رساله يكي از نوشته اي ملكم خان ارمني اصفهاني ملقب به ناظم الدوله است و چنان كه از مقدمه ربيع زاده مورخ بسال 1325 و نگاشته شده بر رسائل اين مولف كه ذيلا از آن نام مي بريم معلوم مي شود مولف تا آن تاريخ در قيد حيات بوده و بگفته آقاي دبستاني كرماني بسال 1326 در كشور ايطاليا با مقام سفارت ايران وفات نموده و اين مرد يكي از رجال منور الفكر دوره سلطنت ناصرالدين شاه قاجار بوده و در راه آزادي و تمدن و اصلاحات، مقالات و رسائلي نگاشته و به همين جرم از سفارت او را معزول كردند ولي در دوره مشروطيت مجددا رونقي يافت و به انجام امور دولتي اشتغال داشت و مختصري از شرح حال او در ايام حياتش نوشته شده و آن اينست:) الماثر و الاثار ص 197) ميرزا ملكم خان ناظم

الدوله در فن ديپلوماسي و شعب سياسي مسلم است و در غالب فضائل مشرق زميني و اروپي مقام استادي دارد و برخي اعمال عجيبه و علوم غريبه را بسر حد كمال رسانيده ترجمه او در اين مختصرات كجا مي گنجد انتهي. از نوشته اي ملكم خان برمي ايد كه نسبت بعقائد و قوانين اسلام خوش بين بوده و در مقدمه گلستان كه با حروف اختراعي خود در سال 1303 طبع نموده صريحا اين عقيده را اظهار كرده و معتقد بوده كه قوانين ديانت اسلام بهترين قوانين است ولي يكي از علل انحطاط شرقي ها و عقب ماندن آن ها از ملل غربي مخصوصا ايرانيان و مسلمين خط آن ها است كه خواندن و فهميدن آن بسيار مشكل مي باشد، چرا كه اعراب جزء كلمات گذارده نمي شود و بدين جهت هر جمله و عبارتي به چندين قسم خوانده مي شود و بايستي اين خط را تغيير داد و يا اصلاح نمود و براي اين مقصود چندين قسم الفباء خود اختراع نموده و آن ها را باولياء امور پيشنهاد كرده و گلستان سعدي و كلمات قصار حضرت علي (عليه السلام) مائه كلمه الجاحظ (و ضروب امثال تركي را در سال هاي 1302 و 1303 در اندن با يكي از آن حروف طبع نموده و الفباء مطبوع او بنام " رسم الخط جديد ملكم " بشماره (2775) در اين كتابخانه موجود است و همين

رساه) شيخ و وزير را (در بيان معائب و ادله بدي خط فعلي بزبان شيخ و وزير انشاء كرده اما نامي از مولف در آن نيست و در تحت عنوان سه مجلس مذاكرات شيخ و وزير خاتمه يافته و چنان كه از نسخه ذيل معلوم مي شود تاليف آن پيش از سال 1287 بوده و چنان كه در ذيل " رسم الخط آخوندزاده " در ص 5 نگاشته شده در اين سال هاي اخير قرن سيزدهم هجري خيال اصلاح خط فعلي در دماغ بسياري از افراد افتاده و در صفحه (5) دانشمندان آذربايجان نام جمعي از آن ها ضبط گرديده است. از نوشته اي ملكم خان رساله اي ذيل در تحت عنوان " كليات ملكم " بسال 1325 در طهران چاپ خانه مجلس چاپ نموده و ناشر آن) هاشم ربيع زاده (در آخر آن وعده داده كه در مجلد دوم نگاشته اي ديگر مولف را چاپ كند ولي جز اين قسمت كه نام مي بريم و شامل

رساله اي ذيل است چاپ نشده: حرف غريب، رساله غيبيه، رفيق و وزير، شيخ و وزير) همين رساله است (، پولتيك هاي دولتي، تنظيم لشكر و مجلس اداره، سياحي گويد، توفيق امانت، اصول آدميت و اصول مذهب ديوانيان. مقالاتي متوالي بنام قانون نيز خود ملكم چاپ نموده و در مشروطيت آن ها را باز طبع و منتشر كرده اند. آغاز: وزير - هرگاه دول خارجه بر دولت اسلام حمله بياورند دفاع بر ما لازم خواهد بود يا خير. (782) شيخ و وزير اين نسخه بخط نستعليق نگاشته شده و شرح ذيل را پشت صفحه اول آن نوشته اند: رساله ايست كه در باب پيدا كردن معايب خط عثماني و ايران در اسلامبول نوشته شده و اين بنده تقي عبقري منشي مملي نسخه آن را اينك براي تفنن خاطر جناب آقائي منشي حضور همايون استكتاب كرده و پيشنهاد حضور ايشان كرده ام انشاء الله بمرور اين نسخه خاطر خودشان را هر وقت مجال داشته باشند مشغول خواهند كرد، در اين نسخه شيخ و وزير اشاره است به معلم و متعلم شيخ معلم است و وزير متعلم سنه 1287. جلد تيماج. كاغذ فرنگي. قطع وزيري كوچك. واقف سپهسالار. شماره اوراق (12). صفحه (27). سطر. طول (20 2/1 سانتي متر (. عرض (13 سانتي متر (شماره كتابخانه (2791).

حاشيه بر شرح جامي از سيد جزائري (2)

(937) حاشيه جزائري برشرح جامي اين نسخه بخط نسخ بسال 1257 نوشته شده، نام نويسنده را ندارد ، ورق اول وصالي شده، پشت ورقي كه در آخر نسخه بوده، نسخه معجوني نوشته شده است. جلد تيماجي. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع خشتي. شماره اوراق (121). صفحه اي (17) سطر. طول (22 سانتي متر (. عرض (16 سانتي متر (شماره كتابخانه (3176).

خمسه نظامي (4)

(1145) خمسه نظامي اين نسخه بخط نستعليق خوب نوشته شده، نويسنده از خود و سال نگارش اثري نگذارده، ظاهرا در قرن يازدهم هجري نگاشته شده، پنج سرلوح دارد، اول و آخر آن ها تازه و ظاهرا از كارهاي قرن سيزدهم هجري مي باشد ولي سه سرلوح ديگر از همان قرن يازدهم و بسبك هندي است، عناوين با شنجرف و صفحات مجدول بطلاست. جلد ساغري مذهب. كاغذ سمرقندي. واقف سپهسالار. قطع ربعي. شماره اوراق (305) صفحه اي) متن 20 حاشيه 29 بيت شعر (.) طول (18 سانتي متر (. عرض (11 سانتي متر (. شماره كتابخانه (371).

ديوان مسعود سعد سلمان (1)

(1267) ديوان مسعود سعد سلمان اين نسخه بخط نستعليق خوب نوشته شده، نويسنده از خود و سال نگارش نام نبرده، ظاهرا در اوائل قرن سيزدهم نوشته شده، بسال 1272 داخل كتابخانه اعتضاديه شده و پشت صفحه نخستين يادداشت گرديده و در حدود 14000 بيت شعر مي باشد. جلد ميشن ضربي طلاپوش. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع فرنگي. شماره اوراق (275). صفحه اي (28) بيت در متن و حاشيه. طول (30 2/1 سانتي متر (. عرض (19 2/1 سانتي متر (. شماره كتابخانه (302).

برهان قاطع (1)

(815) برهان قاطع اين نسخه بخط نسخ سيد محمود بن يوسف در سنه 1205 نگارش يافته، لغات با سرخي نوشته شده و داراي يك سرلوح و صفحات آن مجدول بطلا مي باشد. جلد تيماجي مذهب. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع رحلي. شماره اوراق (326). صفحه اي (41) سطر. طول (38 سانتي متر (. عرض (21 2/1 سانتي متر (. شماره كتابخانه (76).

شرح مقامات حريري - مطرزي) الايضاح (

[315] شرح مقامات حريري - مطرزي) الايضاح () عربي (اين شرح مقامات از مطرزي ره است (1} (1}) ابوالفتح ناصر بن ابي المكارم عبد السيد بن علي مطرزي 610-536 /538) كه يكي از فقهاء حنفي مذهب بوده و از ادباء نامي و نحويين معروف و لغويين مشهور مي باشد و در اصول معتزلي است در خوارزم متولد و در همان جا بدرود زندگي گفته و او را خليفه زمخشري خوانند چرا كه وفات او در سال ولادت اين مولف يعني بسال 538 بود و ابن خلكان گويد كه مطرزي بضم ميم و فتح طاء مهمله و راء مشدده مكسوره و راء و ياء منسوب به كسي است كه لباس را طرح زند و آن را نقاشي كند و نمي دانم آيا خود او بدين كار مشغول بوده يا يكي از اجدادش مطرز بوده اند و خدا دانا است. ولي سيوطي در بغيه گويد علي پسر مطرز علم است نه وصف و پاره اي مولفات او عبارت است از الاقناع لماحوي تحت القناع در لغه، المعرب) لغه فقهي (، المغرب في ترتيب المعرب و مختصر اصلاح المنطق) اصلاح المنطق تاليف ابن سكيت است (و مصباح (2} (2} در نحو و شرح مقامات حريري كه آن را الايضاح (3} (3} نام نهاده شارح پيش از آن كه شروع بشرح كلمات و عبارات مقامات نمايد مقدمه اي در مطالب معاني و بيان و بديع ذكر و براي هر يك از

مطالب مثال هائي از كلمات فصحاء و بلغاء سابق آورده و مخصوصا مقيد شده كه از عبارات حريري در مقامات حتما استشهاد نمايد پس از اتمام اين مقصود چند سطري در معني مقامه نگاشته آن گاه شروع در شرح خطبه كتاب نموده و از آن پس بشرح مقامات پرداخته) مقدمات كتاب كه آن را رساله خوبي در فصاحت و بلاغت توان دانست و در حدود (1000) بيت مي باشد (و چون داخل در شرح مقامات شده كلمات مشكله را شرح كرده و امثال و حكاياتي را كه حريري بدان ها تمثل جسته و يا به نقل آن ها پرداخته تشريح نموده و براي توضيح كامل به عبارات صاحب صحاح و ديگر دانشمندان متوسل شده و بسياري از اشعار و كلمات بزرگان عرب را براي تاييد نظريه خويش

آورده است و كليه اين شرح در حدود (8800) بيت مي باشد. سال تاليف را شارح در آخر كتاب سنه (563) معين نموده، در معجم المطبوعات چاپ شدن آن تذكر داده نشده ولي بسال 1272 در طهران چاپ گرديده است. آغاز: بسمله الحمدلله المحمود علي جميع الالاء المشكور بحسن البلاء الخ. انجام: فاحمد الله علي الائه المتظاهره و اصلي علي محمد و عترته الطاهره و اسلم تسليما كثيرا. {1) {1) _______ ابن خلكان چاپ طهران ج 2 ص (280)، روضات الجنات ج 4 ص 223، الفوائد البهيه ص 218، بغيه الوعات ص (402)، معجم المطبوعات ص 1760، كشف الظنون ج 1 ص 112 و 132 ج 2 ص 448 و 471 و 497، كنيه و لقب شارح در نسخه كهنه اين كتابخانه مخالف آن چه موافق با مولفين سابق ثبت گرديده نگاشته شده و در ذيل اولين نسخه آن را نقل كرده ايم و صاحب كشف الظنون در دو جاي مجلد اول اسم مولف را ناصرالدين و در سه جاي از مجلد دوم مولف را ناصر بن عبد السيد ضبط نموده است. {2) {2) فقط در بغيه نام اين كتاب "مختصر المصباح" ثبت شده است. {3) {3) كشف الظنون در ج 2 ص 497 در ذيل شروح مقامات حريري نام اين شرح را "الافصاح" نقل نموده و مسلما غلط و تصحيف الايضاح است و در حرف الف بعدء الفا و الف بعده الياء از آن كتاب مراجعه گرديد اين نام را در آن جا نياورده بود در نسخه چاپ شده نام شرح ثبت نگرديده است و در تاريخ آداب اللغه العربيه ج 3 ص 48 نيز نام اين شرح الايضاح است.

شرح مغني اللبيب > تحفه الغريب

[425] شرح مغني اللبيب > تحفه الغريب) عربي (اين شرح از معاريف شروح مغني اللبيب مي باشد و مولف آن دماميني است) بدرالدين محمد بن ابي بكر بن عمر بن ابي بكر قرشي مخزومي مالكي 2} (2) ({1} (1) 827-763} كه نيز از مشاهير ائمه ادب و علماء قرن هشتم و نهم هجري بوده و تدريس بسياري از مدارس مصر و يمن و هند

و غيره را دارا شده و مقام تدريس نحو در الازهر را يافته و بقضاوت مصرمعين گرديد ولي عملي نشد، از راه كسب روزگار مي گذرانيد و شركت بافندگي بزرگي در قاهره تاسيس نمود، ولي آتش گرفت و زيان بسياري بدو رسيد از آن جا به صعيد) ظاهرا همين پرت سعيد فعلي باشد (گريخت طلبكاران در پي وي رفتند و بخواري او را بقاهره برگردانيدند، شيخ تقي الدين بن حجه با وي مساعدت كرد و با ناصر الدين بارزي سرا مكاتبه نمود و كار او اصلاح شد. سيوطي در بغيه مولفات زيرين را بدين مولف نسبت داده و ديگران چون شرح حال وي آن ها را از كتاب بغيه نقل نموده اند: شرح بخاري، شرح تسهيل، شرح خزرجيه (1) 28 {3} جواهر البحور في العروض) ابن لولو زركشي بر اين كتاب شرح نوشته و نسخه از آن در الجزائر موجود است (، الفواكه البدريه) منتخبي از اشعار و منظومات اوست (، نزول الغيث) اين كتاب رد بر شرح لاميه العجم صفدي مي باشد و نسخه آن در كتابخانه خديويه موجود است. تاريخ آداب اللغه (، مقاطع الشرب (4} (2} مختصر حياه الحيوان دميري بنام عين الحياه، و تحفهالغريب) همين كتاب (و جرجي زيدان اين كتاب ها را نيز از مشاهير مولفات دماميني معرفي كرده است كتاب القوافي) ابن عمر بلخي بر آن

شرح نوشته و نسخه اي از آن در ليدن و مكتب هندي موجود است (الفتح الرباني في الرد علي البنباني) اين كتاب رد بر منهاج بنباني مي باشد و نسخه آن در ليدن است (، شمس المغرب في المرقص و المطرب) نسخه آن در برلن موجود است (. مولف كشف الظنون در ذيل معرفي از كتاب مغني گويد: دماميني بدر الدين محمد بن ابي بكر شرحي بر مغني اللبيب در مصر تاليف نمود و چون بهند رفت در آن جا نيز شرحي قولي بزرگتر از شرح پيشين بر اين كتاب نگاشت و بسال 5} (3) 818} از آن فراغت يافت و پس از آن بشرحي مزجي بر مغني اشتغال يافت و تا حرف الفاء آن تاليف گرديد ولي باخر نرسيد و اگر تمام آن از قلم وي بيرون آمده بود بهترين شروح بود. شرح دماميني) تحفه الغريب (در ميان دانشجويان بسيار مشهور و بر سائر شروح آن را ترجيح مي دهند

و اين همانست كه مولف در هندوستان بتاليف آن مبادرت نموده و مقدمه آن را به نام احمد شاه بن محمد شاه بن مظفر شاه از سلاطين هندوستان موشح كرده و شمني در مقدمه شرح خويش از آن تجليل نموده و در حدود (32000) بيت كتابت دارد. - صاحب معجم المطبوعات در 880 نوشته شده كه تحفه الغريب بشرح مغني اللبيب بسال 1305 در حاشيه شرح شمني در مصر چاپ گرديده و آغاز آن اينست: الحمدلله الذي لاافتقار الي مغن سواه الخ. ولي چنان كه مي بينيد آغاز اين كتاب غير از عبارت بالا مي باشد و نسخه چاپ مصر هم در دست نگارنده نيست تا با آن مقابله شود ولي گمان مي كنم كه نسخه چاپ شده شرح مختصر دماميني باشد كه در مصر تاليف گرديده و در ص 135 ج 2 فهرست دارالكتب العربيه در ذيل عنوان شرح دماميني بر مغني اللبيب نوشته: شرح مصري است و مولف تا حرف فاء رسيده و اول آن اينست: اما بعد حمد الله علي افضاله. و چنان كه مي دانيم اين جمله ابتداء مغني اللبيب مي باشد و معلوم مي شود كه خطبه و ديباچه شرح را آن نسخه ندارد لذا نمي توانيم حكم كنيم كه اين نسخه موجود در دارالكتب كدام يك از شروح اين مولف است ولي بقرينه گفته كشف الظنون شايد شرح سوم وي باشد. آغاز: بسمله الحمد لله الذي

منح من لسان العرب الايادي (6} (1} الحسنه الخ. انجام: و ليكن انفصالي من الكلام في الشرح علي هذالوجه الحسن و لنكف القلم عن شوطه ......... و الصلوه علي خاتم النبيين ..... محمد ص بدر التمام و مسك الختام و آله و صحبه مصابيح الظلام و التحيات الطيبات و اصله اليه و اليهم السلام. {1) {1) _______ در نسخه خطي بغيه الوعاه اين كتابخانه و تاريخ آداب اللغه و معجم المطبوعات تولد دماميني بسال 763 معين گرديده ولي در روضات و شذرات بنقل از بغيه سال 764 معين شده و قول اول ترجيح دارد و سال وفات وي را سيوطي مردد بسال 827 و 828 دانسته و حاجي خليفه در تمام موارد 828 و صاحب شذرات و جرجي زيدان جزما بسال 827 گفته اند. {2) {2) اين شرح با مراجعه به بغيه الوعاه در ذيل محمد بن ابي بكر و شذرات الذهب ج 7 ص 181 و

روضات ج 4 ص 209 و تاريخ آداب اللغه ج 3 ص 143 و 144 و معجم المطبوعات ص 879 و 880 و ك

التصريح بمضمون التوضيح (4)

(925) التصريح بمضمون التوضيح اين نسخه بخط نستعليق بسال 1226 نوشته شده، كاتب نام خود را نبرده، بر اوراقي كه پيش از ورق اول بوده فهرست مطالب كتاب را نگاشته و پشت ورق نخستين نسخه بخط شكسته نستعليق بسيار خوب چند كلمه در بيان قضا و قدر تحرير يافته است. جلد تيماجي. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع خشتي. شماره اوراق (228). صفحه اي (23) سطر. طول (21 2/1 سانتي متر (. عرض (15 سانتي متر (. شماره كتابخانه (3217).

شرح كافيه > شرح متوسط ركن الدين > الوافيه في شرح الكافيه (3)

(988) شرح متوسط) الوافيه (اين نسخه بخط نستعليق بد خطي نوشته شده، اوراق اول نسخه (7 ورق (مشوش گذارده شده پس از دقت روي آن ها صفحه گذاري شد، چند سطر از ديباچه را ندارد و از اين عبارت:) تركيباته و مبانيه الانادرا مع ذكر علل اكثرها و جعلته لرسم خدمه الامير الكبير سلاله الامراء الخ. (ديباچه نسخه شروع شده و از آخر هم ناقص و تا قسمتي از مبحث حروف جاره را دارد، ورق آخر با طرز بسيار بدي وصالي گرديده بر ورق اول فعلي نسخه بنام: لباب بر كافيه بر اين كتابخانه وقف گرديده و در دفاتر هم به همين نام ثبت شده ولي مسلما شرح متوسط كافيه است. جلد تيماج. كاغذ سمرقندي واقف سپهسالار. قطع ربعي. شماره اوراق (221). مختلف السطور. طول (19 سانتي متر (. عرض (11 سانتي متر (شماره كتابخانه (3172).

خمسه نظامي (2)

(1143) خمسه نظامي اين نسخه را بخط نستعليق خيلي خوب .... (1} (1} شيرازي بسال احد ........ (2} (2} تسعمائه نوشته، پيش از شروع بنگارش كتاب دو مجلس نقاشي كه هر يك تمام صفحه را شامل مي باشد، موجود و اندكي ريختگي دارد، سي و پنج مجلس نقاشي چيني ظريف دارد كه هر يك نصف صفحه را فراگرفته و بخوبي ظاهر و هويداست كه در اوائل عصر صفوي كشيده شده و برخي از آن ها كمال نفاست را دارد، بر چند مجلس نقاشي آن جمله: السلطان العادل. نوشته شده و يكي از آن ها را كه در خسرو شيرين است اندكي دست زده شده و قسمتي از آن را محو كرده اند، اطراف دو صفحه نخستين كتاب كه هر يك هفت بيت در آن نوشته شده، با كمال لطافت و ظرافت نقاشي شده، داراي پنج سرلوح زيباست كه بسيار با يك ديگر شبيه اند و نام كتاب هاي پنجگانه با سفيداب بر آن نكاشته شده، پشت صفحه اول نسخه ترنجي ظريف مي باشد كه وسط آن از طلا پوشيده شده و با سفيد آب اين بيت بر آن نگارش يافته: طبع نظامي و دلش را ستند عالم از آن راستي آراستند. تمام صفحات مجدول بطلا و لاجورد و همه عناوين با طلا نوشته شده است. جلد تيماجي مذهب. كاغذ سمرقندي. واقف سپهسالار. قطع رحلي. شماره اوراق (306). صفحه اي (21) سطر. طول

(33 2/1 سانتي متر (. عرض (21 سانتي متر (. شماره كتابخانه (.(357) 1) {1} _______ باز هم بي وجداني نام نويسنده و بخشي از تاريخ كتابت را محو كرده ولي احتمال قوي دارد كه نويسنده همان مرشدين ميرك شيرازي باشد و بقرينه اين كه شاه طهماسب عادل تخلص مي كرده و بر مجالس چندي از آن جمله " السلطان العادل " نگارش يافته بايستي براي آن پادشاه نگارش يافته باشد ولي خط آن بپايه نسخه پيشين نمي رسد. {2) {2) ميان اين دو كلمه نيز محو گرديده و بايستي و ثلثين يا و اربعين باشد.

شرح فوائد الصمديه >) الفرائد البهيه في شرح الفوائد المصديه > شرح صغير

صمديه ( (1)

(971) شرح صغير صمديه) الفرائد البهيه (اين نسخه بخط نسخ محمد جعفر بسال 1244 نوشته شده، شامل تمام كتابست، در حاشيه اوراق اوليه نسخه حاشيه ها و تعليقاتي در مطالب نحوي از شارح و دانشمندان متقدم ومتاخر بروي و مولفات ايشان موجود است. جلد تيماجي. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع وزيري. شماره اوراق (117) صفحه اي (21) سطر. طول (23 سانتي متر (. عرض (15 سانتي متر (. شماره كتابخانه (3145).

انجمن خاقان

[485] انجمن خاقان) فارسي (اين كتاب يكي از تذكره هاي كاملي است كه در زمان فتح علي شاه قاجار نوشته شده و مولف آن راوي گروسي بايندري است) محمد ملقب به فاضل و متخلص به راوي متولد در گروس از توابع همدان و از طائفه بايندري تركمان متولد بسال 1198 و متوفي بسال 1} (2) 1253} چنان كه خود وي در آخر همين كتاب گفته شانزده سال داشته كه پدرش بدرود زندگاني گفته او نيز در آن سال گروس را بدرود كرده و در شهرهاي ايران گردش نموده و در هنگام پادشاهي فتح علي شاه بطهران آمده، بوسيله ملك الشعرا فتحعليخان صبا حضور پادشاه چنين معرفي گرديده كه جواني است راوي اشعار دانشمندان و او را جاحظ عجم توان دانست و داراي استعداد و لياقت است. اجازه بار يافتن يافته و مورد لطف و مرحمت گشته و بروايت اشعار) بگفته صاحب مجمع الفصحا: راوي مدائح خاقاني شده (اختصاص يافت و در سلك غلامان دربار منسلك و در حضر و سفر ملازم بوده و مامور به تكميل تحصيلات ادبيه گرديده و بسال 1234 بنگارش اين تذكره مشغول و بگفته خود در پنج ماه آن را تمام نموده و پس از فتح علي شاه قاجار خانه نشين گرديد و آقا محمد شاه ماهيانه اي بدو مي رسانيد. مولف خود اين تذكره را كه در حدود (

11000. بيت كتابت دارد "انجمن خاقان" نام گذارده و داراي مقدمه و چهار انجمن و خاتمه اي بدين تفصيل مي باشد: مقدمه در ذكر شمه اي از آثار شهريار گردون اقتدار. انجمن اول: در شرح حال فتح علي شاه و اجداد وي و ايل قاجار و شمه اي از اشعار و آثار وي و شماره كتب نفيسه دربار ايران و بيان چيزهاي نفيس و گران بها. انجمن دوم: در خلاصه احوال و افكار ملكزادگان و معدودي از نويينان (2} (1} عظام اين سلسله و بعضي از بزرگان سلسله قاجار) در اين انجمن شرح حال 16 نفر و منتخباتي از اشعار آنان درج شده (. انجمن سوم: در شرح حال و منتخبي از اشعار شعرائي كه به دربار اين پادشاه باريافته اند) دراين انجمن نام 43 نفر و اشعاري از آن ها درج شده و درباره ملك الشعرا فتح علي خان صبا كه ولي النعمه وي بوده شرحي مبسوط نگاشته است (. انجمن چهارم: در ذكر نام شعراي شهرهاي ايران كه معاصر يا نزديك بمصر مولف بوده اند) در اين انجمن بشرح حال 3} (2) 119} نفر شاعر و نقل آثاري از آن ها پرداخته (. خاتمه در شرح مختصري از حالات مولف و 27 بيت از اشعار اوست. آغاز: بسمله زيب انجمن خاقان كه زينت بزم زمان باد، نام بديعي است جل شانه الخ. (1104) انجمن خاقان اين نسخه بخط

نستليق بسال 1236 نگارش يافته، دو صفحه نخستين تذهيب شده و نيز آغازه. انجمن سرلوح و تذهيبي موجود و پيش از آن نام هاي آنان كه در آن انجمن نام برده مي شوند در جدول هائي با شنجرف نوشته شده و در حاشيه صفحه اي كه شامل پاره اي از شرح حال و آثار سليمان بيدگلي كاشاني متخلص به صباحي مي باشد بسال 1283 اعتضاد السلطنه بخط خود يادداشتي مبني بر اين كه آن چه صاحب اين تذكره و سحاب در تاريخ خود درباره سال وفات اين مرد نوشته اند) سال 1207) درست نيست چرا كه وي در قصيده اي كه در خود اين كتاب هم ثبت شده فتح علي شاه را با تصريح بشاهي وي مدح نموده و جلوس اين پادشاه بسال 1212 بوده و اگر بگوئيم در زمان حيات آغا محمد خان ويرا با خطاب شاهي مدح نموده زياد مستبعد است. جلد تيماجي. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع رحلي. شماره اوراق (264

). صفحه اي (17) سطر. طول (31 2/1 سانتي متر (. عرض (21 2/1 سانتي متر (شماره كتابخانه (2) {1} _______. (295) اين شرح با مراجعه بخاتمه خود كتاب و ج 9 روضه الصفا و مجمع الفصحا ج 2) ص 142) و الذريعه ج 2 ص 365 نگاشته شد و تاريخ فوت نام برده از مجمع الفصحا و روضه الصفا نقل گرديده ولي مولف الذريعه در حدود سال 1260 نقل كرده اند. {1) {2) نويينان: نويين با ثاني مجهول بر وزن موبين بمعني اول نويان است كه پادشاه زاده باشد و ملوك و سلاطين را كه خويش و قوم و قرابت باشد نيز بدين نام خوانند) برهان قاطع (. {2) {3) در الذريعه نوشته شده كه اين تذكره شامل حال پنجاه و پنج نفر از معاصر ين مولف مي باشد در صورتي كه از نقل شماره هاي بالا بدست آمد كه با اضافه شرح حال پادشاه و مولف اين تذكره شامل شرح حال و آثار 178 شاعر است.

تذكره اسحق (2)

(1113) تذكره اسحق اين نسخه بخط نستعليق نوشته شده، نويسنده از خود و سال نگارش نام نبرده، پيش از شروع بنگارش تذكره ساقي نامه) مثنوي (انشائي فتح علي شاه را (96 بيت (كه آغاز آن: چمن تازه شد باز چون روي يار بده ساقي آن باده خوش گوار و آخر آن اين بيت مي باشد:) ز جان و دلت هست خاقان غلام سخن ختم كردم بدين و السلام (نويسنده تذكره نوشته و پس از اين ديگري چهار بيت از منوچهري نگاشته، پشت صفحه نخستين تذكره دخول اين نسخه به كتابخانه يكي از شاهزداگان) نام او را نبرده است (بسال 1227 يادداشت گرديده، و در حاشيه بسياري از صفحات اشعاري از آزاد كشميري و ميرزا اسمعيل خان متخلص به خرسند شيرازي و ولي محمد ميرزا متخلص به خسته و محمد عليخان متخلص به مهر كه ظاهرا بخط خود آن ها است نوشته شده و گوشه اوراق نسخه سوخته ووصالي گرديده و پشت صفحه نخستين نسخه نيز بسال 1257 كه تاريخ ورود آن به كتابخانه يكي

ديگر از شاهزادگان) نام وي و مهر او را محو كرده اند (را مي رساند، نگاشته شده و از بخش رباعيات قسمتي از رديف الف و قسمتي از رديف حرف ياء و تمام قسمت هاي حرف باء تا حرف هاء افتاده است. جلد تيماج كاغذ آبي رنگ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع خشتي. شماره اوراق (252). صفحه اي (13) سطر. طول (21 2/1 سانتي متر (. عرض (16 سانتي متر (. شماره كتابخانه (2723).

ديوان امير خسرو دهلوي > تحفه الصغر (2)

(1191) ديوان امير خسرو دهلوي تحفه الصغر اين نسخه در اواخر قرن نهم هجري بخط نستعليق خوب نوشته شده، از شماره سال تاريخ 89 باقي مانده و آحاد آن محو گرديده، برگ نخستين نونويس و پاره از برگ ها وصالي گرديده رطوبت بعضي از سطرها را خراب نموده و شامل غزليات و مقطعات و رباعيات و فردهاست، ديباچه نثري را نيز ندارد، عناوين بالاجورد و طلا نوشته شده و صفحات مجدول بطلاست. جلد تيماجي. كاغذ بخارائي. واقف سپهسالار. قطع وزيري كوچك. شماره برگ ها (360). صفحه اي (14) سطر. طول (22 2/1 سانتي متر (. عرض (14 2/1 سانتي متر (. شماره كتابخانه (171).

فرهنگ مثنوي > لطائف اللغات (1)

(857) فرهنگ مثنوي لطائف اللغات اين نسخه بخط نستعليق بسال 1045 نوشته شده، كاتب نامي از خود نبرده، از كيفيت نگارش و رسم الخط معلوم است كه نويسنده آن هندي بوده و از غلط هم بي بهره نيست، در مقدمه نام كتاب " لطف اللغات " ثبت شده ولي مسلما لطائف بوده و كاتب غلط نوشته است، صفحه اول كتاب افتاده، نخستين سطر موجود آن اين است: شيخ لاددهلوي كه الحق در حل لغات مويد الفضلاي و علما است الخ. لغات و ابواب و فصول را با شنجرف نوشته اند و نسخه در

آب افتاده ولي خطوط ضائع نشده، يادداشت اعتضاد السلطنه و وقف نامه در حاشيه ورق اول موجود است. جلد ميشن مذهب. كاغذ دولت آبادي. واقف سپهسالار. قطع وزيري. شماره اوراق (306). صفحه اي (15) سطر. طول (29 2/1 سانتي متر (. عرض (14 2/1 سانتي متر (. شماره كتابخانه (4).

خلاصه عباسي

ر. قطع وزيري. شماره اوراق (109). صفحه اي (16) سطر. طول (24 سانتي متر (. عرض (14 سانتي متر (. شماره كتابخانه (1) {1} _______. (91) در نسخه اين مدرسه بدين نحو كه بالا نقل شد نوشته شده و در نسخه ديگري كه بسال 1245 از اين كتاب نگاشه شده و در كتابخانه مجلس شوراي ملي موجود است عبارت در اين جا چنين است: ابوالنصر شاه عباس ادام الله عهده و مهد ممالك حكمه مهده بر آن متعلق بود كه كتاب سنگلاخ الخ. و اين شاه عباس همان عباس ميرزا وليعهد فتح عليشاه قاجار است كه بسال 1249 پيش از پدر بمرد و بشاهي نرسيد و پادشاه پسر وي محمد شاه را وليعهد كرد و بسال 1250 در اصفهان بدرود زندگي كرد و نوه اش محمد شاه مزبور بسلطنت رسيد. {2) {2) محكم در لغت و تاليف ابن سيده و عباب نيز در لغت و تاليف حسن ابن محمد الصنعاني متوفي بسال 650 مي باشد و در ص 401 ج 1 كشف الظنون است كه تاج الدين المعروف بابن المكتوم متوفي بسال 749 كتابي بنام "الجمع بين العباب و المحكم" تاليف و نيز آن را مختصر نموده و نام آن را " المشوق المعلم في تلخيص الجمع بين العباب و المحكم " گذارده است. {1) {3) نسخه اي از اين كتاب كه بسال 1250 نوشته شده و از مقدمه آن برمي آيد به امر عباس ميرزا نائب السلطنه تاليف و در زمان محمد شاه خاتمه يافته و زبان انگليسي را ميدانسته و از كتب طبي آن ها ترجمه و در اين كتاب آورده تحت شماره (769) در اين كتابخانه موجود است. {2) {4) اين كتاب بسال 1272 در زمان صدارت ميرزا آقا خان نوري تاليف گرديده و

همان سال در تبريز چاپ سنگي شده و نسخه آن تحت شماره (797) در اين كتابخانه موجود است. {3) {5) در وجه تسميه و لقب ابن طبيب دانشمند به قبلي آقاي تربيت فرمايند كه اين طبيب برسم اعيان و اشراف آن روزگار با جلالي تمام در كوچه و بازار حركت مي كرد و بقليان هم علاقه زيادي داشته و يكي از تعينات وي اين بود كه نوكري سوار با قبل و منقل كه لوازم قليان و آتش افروخته در آن گذارده مي شود هماره ملازم داشت بدين سبب معروف به حكيم قبلي گرديد.

شرح شافيه > شرح نظام (1)

(965) شرح شافيه) شرح نظام (اين نسخه را بسال 1115 محمد بن حاجي جمال اردستاني بخط نسخ نوشته، شامل تمام شرح مي باشد، روي عبارات متن باشنجرف خط كشيده شده و از شرح جدا گرديده، ورق اول و دوم وصالي شده و نويسنده حمد و صلوه را از اول نسخه انداخته و از جمله و بعد شروع كرده است. جلد تيماجي. كاغذ كاهي. واقف سپهسالار. قطع بغلي. شماره اوراق (158). صفحه اي (17) سطر. طول (15 2/1 سانتي متر (. عرض (9 سانتي متر (. شماره كتابخانه (3132).

شرح كافيه > شرح جامي >) الفوائد الضيائيه (

[417] شرح كافيه > شرح جامي >) الفوائد الضيائيه () عربي (اين شرح يكي از مولفات جامي است) نور الدين عبد الرحمن بن احمد 1} (2) (898-817} که از مشاهير شعراي قرن نهم هجري بوده و برخي را عقيده اينست كه از آن قرن تاكنون بپايه وي شاعري يافت نشده و در عرفان و ادب دست داشته و مولفات وي بهترين شاهد و گواه بر اين مدعي است، جد وي شمس الدين محمد دشتي (2} (1} اصفهاني است كه بتربت شيخ جام مهاجرت نموده و تولد عبد الرحمن در " خرجرد " از توابع جام گرديده و ظاهرا مذهب وي حنفي و ناصبي بوده و در تصوف از نقش بنديه است،

صاحب روضات از مقاله امير محمد حسين خاتون آبادي در ذكر آن هائي كه از عامه امامي مذهب شده اند بوسائط از شيخ عبدالعالي كركي) پدر محقق ثاني است (نقل نموده كه در زيارت غري) نجف اشرف (با عبد الرحمن جامي هم سفر بوديم در يكي از منازل درويشي پيش آمده و قصيده اي در مدح حضرت مولي الموالي 4 خواند جامي تقاضاي تكرار نمود و گريه كرد و بسجده افتاد چون برخواست ويرا جائزه اي بسزا داد چون گذشت گفت از موجب اين حالات من نيز سيدي گفتم واضح بود گفت آن كدامست گفتم كه مدح خليفه چهارم را كرده بود و شما را خوش آمد گفت بس اين نيست بلكه ممدوح خليفه اول است و اينك هنگام آن رسيده كه از تقيه بيرون آيم من شيعه علي (علیه السلام) هستم و اين قصيده را من گفته ام ولي نام خود را در آن نياورده و آن را انتشار دادم اينك كه ديدم منتشر شده دانستم كه منظور نظر ممدوح گرديده و آن را در محافل مي خوانند لذا سجده شكر نمودم الخ. ولي شهرت جامي بعامي مذهب بودن زياد و مولفات و اشعار وي اين شهرت را مويد مي باشد اما چون مذهب امر قلبي است اين آثار نمي تواند دليل قاطع بر نفي و اثبات طريقه اي باشد. مولفات جامي عبارتست از هفت اورنگ كه مشتمل بر هفت كتاب منظوم مي باشد و هر يك نامي مخصوص دارند و در اين جلد از آن معرفي كامل خواهد شد، نقد النصوص، نفحات الانس، اشعه اللمعات، شرح فصوص الحكم (3} (2} شرح تائيه ابن فارض) بعضي از اشعار را شرح كرده (، رساله در طريقه سادات نقشبنديه، لوائح، شرح رباعيات لوائح، بهارستان، شرح كلمات خواجه محمد پارسا، مناقب مولاناي روم، مناقب خواجه عبدالله انصاري، الدره الفاخره في تحقيق مذهب الصوفيه (4} (1} رساله در وجود، مناسك حج، رساله در كلمه لا اله الا الله، رساله در عروض، رساله در موسيقي، سه رساله در معما، تفسير آيه فارهبون، تفسير قرآن كريم) اين تفسير بطريقه عرفاني و بيش از يك حزب آن پاك نويس نشده است (، ديوان قصائد و شواهد النبوه بفارسي، شرح كافيه ابن حاجب) همين كتاب (و غير از اين ها. اين شرح از مشاهير شروح كافيه

مي باشد و توان گفت كه آن چه نكات شروح پيش دارا بوده با اضافاتي در اين كتاب مي باشد و از بدو تاليف تاكنون در مدارس قديمه كتاب درسي بوده و خواننده آن از كتب ديگر در علم نحو بي نياز مي گردد و بر آن حواشي و شروح زياد نوشته شده) ص 250 و 251 ج 2 كشف الظنون (و شيخ محمد بن عمر معروف به قورد آفندي متوفي بسال 996 اين شرح جامي را بتركي ترجمه نموده و شارح اين شرح را به مناسبت نام پسر خويش ضياءالدين " الفوائد الضيائيه " ناميده و بنابر تصريح در آخر در 11 رمضان سال 897) سال پيش از مرگ (تاليف آن خاتمه يافته و مكرر چاپ شده است. آغاز: بسمله الحمد لوليه و الصلوه علي نبيه و علي آله و اصحابه المتادبين بادابه الخ. _______ {2) {1) براي اطلاع بر شرح حال جامي به ص 438 روضات، ص 86 الفوائد البهيه، ص 296-293 شقائق نعمانيه، ص 360 ج 7 شذرات الذهب، شرح حال جامي تاليف آقاي تربيت ضميمه تقويم 1308 تربيت، ص 569 هفت اقليم نسخه خطي مدرسه، تكمله نفحات الانس نسخه خطي مجلس شوراي ملي و معجم المطبوعات ص 672-671 مراجعه شود. {1) {2) شمس الدين محمد دشتي منصوب به محله دشت اصفهانست كه اينك آن محله را در دشت مي نامند و دشتي نيز منسوب به قسمتي از جنوب ايران است كه متصل به دشتستان واقع شده و آقاي دشتي نويسنده شهير معاصر و صاحب روزنامه شفق سرخ منسوب به آن جا مي باشند. {2) {3) شرح فصوص الحكم جامي بسال 1304 و 1323 در حاشيه " جواهر النصوص في حل كلمات الفصوص " تاليف نابلسي متوفي بسال 1143 چاپ شده) معجم المطبوعات ص 1832 و 1) {4}. (1833) اين كتاب بسال 1328 چاپ شده است.

مجمع البحرين (2)

(896) مجمع البحرين اين نسخه بخط نسخ نوشته شده و شامل تمام كتاب با قسمت فوائد آن مي باشد، كاتب نام خود و سال كتابت را ننگاشته و فقط بتاريخ تاليف

آن قناعت كرده پشت صفحه اول يادداشت هائي مشتمل بر اخبار و مطالب متفرقه نوشته شده و در آن جا است كه بسال 1240 داخل كتابخانه يكي از شاهزادگان گرديده و مهري بدين سجع در ذيل آنست:) الواثق الراجي محمد رضا (. و در حاشيه چند ورق اول مطالبي بخط مرحوم اعتضاد السلطنه موجود وزير بعضي را به عنوان " وزير علوم " امضاء كرده است. جلد چرمي روغني مينا شده. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع رحلي. شماره اوراق (370). صفحه اي (31) سطر. طول (30 سانتي متر (. عرض (21 سانتي متر (. شماره كتابخانه (77).

تذكره هفت اقليم > هفت اقليم (3)

(1125) تذكره هفت اقليم اين نسخه را اشخاص مختلف بخط نستعليق نوشته اند، تاريخ ندارد، ظاهر اينست كه در اوائل قرن يازدهم نگارش يافته، اوراق آن پيش و پس گرديده، اوراقي از آن افتاده) شايد ده پانزده برگ (و برخي از آن ها وصالي شده و صفحه نخستين كنوني آن در معرفي از تفرش است كه از اقليم چهارم مي باشد و بدين سطر آغاز گرديده: از چشمه و كاريز است و همه وقت در آن ولايت ارزاني بود و از ميوه و انگور و امرود و شفتالو خوب مي شود الخ. و برگ آخر نسخه در معرفي شهر دكن) از اقليم دوم است (و پادشاهان آن جا مي باشد و آخرين سطر آن اينست: اهل حرمش بدست مردم دكن گرفتار گرديد سوار كرده بمندو فرستاد و در سال هشتصد و سي و هشت مرضي بر ذات سلطان طاري گرديد كه بعزم درست و نيت صادق از جميع. جلد تيماجي. كاغذ كاهي. واقف سپهسالار. قطع رحلي. شماره اوراق (324). صفحه اي (23) سطر. طول (32 سانتي متر (. عرض (19 2/1 سانتي متر (. شماره كتابخانه (2734).

دو قصيده

8 و 9- دو قصيده از بدرالدين خبوشاني است كه در اول (28 بيت است (چهار طبع را رديف آورده و آغاز آن اينست: بحمد صدر جهان خاك و باد و آتش و آب گشاده اند دهان خاك و باد و آتش و آب و ديگري شامل 30 بيت و از اول تا باخر به صنعت تجنيس آراسته است و آغاز آن اينست: برخيز جام مي ز كف دلستان ستان چون غافلان چه خسبي در بوستان ستان اين دو قصيده در ص 115-112 مجموعه مي باشد و قصيده اخير ناقص و تتمه آن بر اوراقي بوده كه از نسخه برداشته اند.

[466-477] مجموعه عروض و غيره) عربي و فارسي (1- عروض نجاتي 2- عراضه العروضيين 3- مصادر مخالف قياس 4- عروض وحيدي 5- قصيده همام تبريزي در مدح حضرت ختمي مرتبت ص 6- قصيده حرباويه 7- سلوه الشيعه 8- قصيده از بدر الدين خبوشاني 9- ايض قصيده اي از همو 10- بدايع الاسحار 11- عروض اندلسي 12- القاب العروض و دوائر پنجگانه آن.

ديوان حافظ شيرازي (1)

(1180) ديوان حافظ شيرازي اين نسخه را منعم الدين اوحدي شيرازي كه مشهور به صحيح نويسي مي باشد، بخط نستعليق خوب بسال 917 نوشته، اطراف دو صفحه نخستين با بهترين طرز نقاشي و تذهيب و مينا كاري شده، در فاصله غزليات و قصائد و مقطعات و رباعيات و ساقي نامه ها 270 رباعي از خيام را كه تناسب معنوي با مطالب حافظ داشته با طلا نوشته و خود ديوان در حدود (9450) بيت است. پنج مجلس نقاشي دارد) يكي از آن ها چيني و ظريف است (كه مطالب و معاني پنج غزل را كه در ذيل آن ها كشيده شده اند مجسم مي نمايند، نسخه در قرن دوازدهم متعلق بدانشمنداني ترك نژاد بوده و يادداشت ها و مهرهاي اسم آن ها پشت صفحه نخستين و اطراف صفحات ديده مي شود. جلد تيماجي ضربي. كاغذ دولت آبادي. واقف سپهسالار. قطع ربعي. شماره اوراق (227). صفحه اي (12) سطر. طول (19 سانتي متر (. عرض (10 2/1 سانتي متر (. شماره كتابخانه (199).

شرح مغني اللبيب > اغناء الاديب (2)

(994) شرح مغني اللبيب) اغناء الاديب (اين نسخه را بخط نسخ محمد بن عبد الرحيم حسيني بسال 1268 نوشته، و بسال 1270 بنام اغناء الاديب في فهم مغني اللبيب " داخل كتابخانه ايشان شده و بالاي نام كتاب پس از الاديب نوشته شده: عن كتب الاعاريب و پيداست كه از الحاقات نويسنده است و در مقدمه نسخه نام كتاب چنين نيست. جلد تيماجي. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع ربعي بزرگ. شماره اوراق (221). صفحه اي (21) سطر. طول (21 2/1 سانتي متر (. عرض (12 سانتي متر (. شماره كتابخانه (3230).

شرح الفيه توسركاني

[404] شرح الفيه توسركاني) فارسي (اين شرح چنان كه در مقدمه آن تصريح گرديده تاليف محمد علي بن مولانا باباي توسركاني (1} (1} مي باشد، از كيفيت دخول و خروج معلوم مي شود كه شيعي مذهب بوده، در كتب سير كه در دست بود نام ايشان را نيافتم، از طرز و روش انشاء بايستي مولف از دانشمندان قرن يازدهم هجري باشد، مطالعه و خواندن اين شرح مبتديان را سودمند است. اين شرح در حدود (8000) بيت كتابت دارد. آغاز: بسمله الحمدلله رب العالمين و العاقبه للمتقين و صلي الله علي سيدنا الاولين و الاخرين محمد و اهل بيته الطيبين الطاهرين اما بعد بر ضمائر اصحاب سخن و ابصار ثاقبه (2} (1} ارباب حكم پوشيده نيست كه اساس علوم دينيه علم صرف و نحو است الخ. (956) شرح الفيه توسركاني اين نسخه را بخط نسخ بسال 1122 محمد زمان بن حاجي عبد اللطيف تبريزي نوشته، برگ هائي از اول و آخر نسخه وصالي گرديد ، پشت ورق اول و آخر و ورقي كه پيش و پس نسخه مي باشد حواشي و يادداشت هائي بنظم و نثر موجود است. جلد ميشن نيم ضربي. كاغذ فرنگي.

واقف سپهسالار. قطع رحلي. شماره اوراق (80). صفحه اي (25) سطر. طول (28 سانتي متر (. عرض (18 سانتي متر (. شماره كتابخانه (1) {1} _______. (3178) در نسخه كلمه باين قسم) سركاني (نوشته شده و ظاهرا توسركاني بوده و نويسنده نسخه، كلمه " تو " را از عبارت انداخته است. و گويند كه " تو " و " سركان " نام دو محل مي باشد. {1) {2) در نسخه ثابقه نوشته شده ولي بايستي ثاقبه باشد.

منظومه معاني و بيان و بديع

[458] منظومه معاني و بيان و بديع) عربي (اين منظومه قسمتي از الفيه ابن الشحنه است كه در ده علم مي باشد، و با كمال استادي و مهارت مطالب مهمه علم معاني و بيان و بديع رادر يكصد بيت جا داده، ناظم از خود نام نبرده ولي در " مجموع المتون الكبير " كه بسال 1340 در مصر چاپ گرديده اين منظومه با تصريح به اين كه ناظم آن اين الشحنه است در ص 369-363 آن گذارده شده و بدين كنيه چهار نفر مشهوراند) در ص 137-134 معجم المطبوعات نام و مولفاتي از ايشان كه چاپ گرديده تذكر داده شده است و در شذرات الذهب ج 7 ص 113 و ص 349 دو نفر از ايشان و در ج 8 ص 100-98 يكي از آن ها را نام برده و با تفحص در اين دو مجلد كه بايستي نام چهارمي از اين ها باشد آن را نيافتم (و در اين جا شرح حال صاحب اين منظومه را از شذرات) ص 13 ج 7) ترجمه مي نمائيم: محب الدين ابوالوليد محمد بن محمد بن محمد بن محمود بن غازي بن ايوب بن الشحنه محمود مشهور به ابن الشحنه تركي الاصل و حلبي الموطن و حنفي المذهب، بسال 749 متولد شده و قرآن و بسياري از متون را حفظ نموده و در فقه و اصول و نحو و ادب برجستگي داشته .... و خط نيكو مي نوشته و شعر خوب مي گفته) چهار بيت وي را نقل كرده (و نيز

گويد كه قاضي علاء الدين در ذيل تاريخ حلب گويد: او را الفيه اي در رجز است كه مشتمل برده علم مي باشد و او را الفيه ديگر است كه منظومه نسفي را در آن مختصر كرده و مذهب امام احمد را بدان ضميمه

نموده و او را تاليف ديگري در فقه و اصول و تفسير مي باشد و بسال 1} (1) 815} مرده است انتهي. چنان كه در ص 100-98 ج 8 شذرات گفته شده: عبدالله بن محب الدين محمد بن محب الدين معروف به ابن شحنه كه نوه ابن شحنه مولف الفيه مي باشد اين الفيه وي را كه در ده علم انشا شده، شرح كرده است. گذشته از اين كه اين منظومه در "مجموع المتون الكبير" در مصر چاپ شده بسال 1319 شيخ احمد شيرازي در طهران آن را با چند رساله ديگر چاپ نموده و در فهرست آن نوشته كه ناظم آن مجهول است. آغاز: بسمله الحمد لله وصلي الله علي رسوله الذي اصطفاه (2} (2} انجام: براعه استهلال و انتقال حسن الختام انتهي المقال. (1073) منظومه معاني و بيان و بديع اين نسخه بخط نسخ و بعضي ابيات آن بخط نستعليق نوشته شده و ملحق باخر نسخه اي از مختصر تفتازاني است كه در اين كتابخانه داراي شماره (2975) مي باشد و در ص 417 زير شماره (1048) از آن معرفي گرديد. {1) {1) _______ در حاشيه ص 51 الفوائد البهيه في تراجم الحنفيه وفات اين مولف) ابن الشحنه (را بسال 817 معين نموده و گويد كه ابن حجر گويد او را تصنيفي در سيره پيغمبر اكرم (صلی الله علیه و آله) و تاريخي لطيف مي باشد، مولف الفوائد

گويد كه تاريخ وي تا حوادث سال 806 را دارد و در حوادث سال 803 سئوال و جواب هائي كه ميان او وامير تيمور گوركان در هنگام غلبه وي بر حلب رد و بدل شده ضبط گرديده است) اين تاريخ بنام " روضه المناظر في اخبار الاوائل و الاواخر " مي باشد و بسال 1290 در بولاق در حاشيه تاريخ كامل ابن اثير چاپ شده است (. {1) {2) زير اين بيت بخط شكسته نستعليق كه ظاهرا خط ناظم آن قوام الدين قزويني) در ج 1 فهرست ص 618 شرح حال مختصر ايشان نوشته شده (است اين بيت نگاشته شده: الحمدلله الذي هدانا الي سبيل الحق و الايمانا و پس از بيت دوم نيز به همان خط نگارش يافته: و بعد العبد قوام الدين يقول للمستبصر الامين.

شرح تلخيص المفتاح > مختصر(6)

(1052) مختصر اين نسخه بخط نسخ، عباس بن نجف، بسال 1233 نوشته شده و پاره اي از صفحات داراي تعليقاتي بخط شكسته مي باشد. جلد تيماجي. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار، قطع وزيري. شماره اوراق (155) . صفحه اي (20) سطر. طول (26 سانتي متر (. عرض (15 2/1 سانتي متر (. شماره كتابخانه (2956).

عروض اندلسي

11- عروض اندلسي اين كتاب بعربي و مولف آن ابو عبدالله محمد بن انصاري اندلسي معروف به ابي الجيش مي باشد و مولف كشف الظنون در ص 112 و 113 ج 2 زير عنوان " عروض اندلسي " آن را نام برده و چند شرحي كه بر آن نوشته شده تذكر داده و قسمتي از مقدمه اين كتاب را هم نقل نموده و اين عروض در ص 129-117 اين مجموعه مي باشد و نويسنده آن بيهقي وحيدي مذكور در ماه صفر سال 740 مي باشد و در ماه رمضان همين سال در بحر آباد جوين شرحي زير همين رساله نوشته كه مدتي چند در اين كتاب بدقت مطالعه مي كردم تا اين كه طريقه تحليل و استخراج رموز و كشف اسرار و گنجينه اي آن را بدست آورده و درر شاهوار آن را بيرون آوردم و در آخر گويد: والسلام علي محمد و آله خير الانام و الفراغ من التصفح الخ. و اين عروض در حدود (200) بيت كتابت دارد.

[466-477] مجموعه عروض و غيره) عربي و فارسي (1- عروض نجاتي 2- عراضه العروضيين 3- مصادر مخالف قياس 4- عروض وحيدي 5- قصيده همام تبريزي در مدح حضرت ختمي مرتبت ص 6- قصيده حرباويه 7- سلوه الشيعه 8- قصيده از بدر الدين خبوشاني 9- ايض قصيده اي از همو 10- بدايع الاسحار 11- عروض اندلسي 12- القاب العروض و دوائر پنجگانه آن.

شرح نهج البلاغه - ابن ابي الحديد (4)

(774) شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد اين نسخه بخط نسخ عبدالكريم بن

معصوم در سال 1255 نگاشته شده و شامل از ابتداء كتاب تا آخر شرح كلام حضرت علي (عليه السلام) در جنگ صفين) در جزء) (از اين شرح است (و هنگام بازداشتن اصحاب معويه اصحاب آن حضرت را از آب فرات مي باشد. جلد ميشن. كاغذ فرنگي مهره زده. واقف سپهسالار. قطع وزيري. شماره اوراق (292). صفحه (21 سطر (. طول (26 2/1 سانتي متر (عرض (17 سانتي متر (شماره كتابخانه (3079).

شرح الفيه > سيوطي > البهجه المرضيه (7)

(952) شرح الفيه) سيوطي (اين نسخه بخط نسخ نوشته شده، نوينسده كتاب را باخر نرسانده و در شرح كلمه و آله الغر تا جمله و "يجوزان يكون" دست نگاه داشته است. جلد تيماجي. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع خشتي. شماره اوراق (196). صفحه اي (13) سطر. طول (22 سانتي متر (. عرض (15 2/1 سانتي متر (شماره كتابخانه (3192).

مختار الصحاح (1)

(903) مختار الصحاح اين نسخه بخط نستعليق نوشته شده، كاتب از خود و سال نگارش نام نبرده، از كيفيت خط معلوم مي شود كه نويسنده ترك نژاد بوده و در قرن يازدهم هجري نگاشته شده در حاشيه از كتب مجمل اللغه، قاموس، اختري، مغرب، صحاح، و ديگر كتاب ها مطالبي نقل گرديده و بر چهار ورقي كه پيش، و يك ورقي كه در آخر نسخه است مطالب متفرقه اي از تفسير و اشعار و لغت و غيره يادداشت شده و پشت صفحه اول نسخه يادداشت هائي از مالكين نسخه پيش از وقف بر اين كتابخانه مي باشد و از آخر در حدود دو ورق افتاده و آخر سطر آخرين صفحه موجود كه در ذيل لغت ما مي باشد نوشته شده: قال ابو عبيد تنسب القصيده التي قوافيها علي ماماويه و قول الشاعر اماتري يعني ان تري و تدخل تم الكتاب تم پس از لغت ما لغات

چندي است كه بيان راجع به آن ها در اين نسخه نيست و با مراجعه بنسخه چاپي مختار الصحاح دانستيم كه قسمتي از آخر كتاب در حدود (200) بيت اين نسخه ناقص است و تم الكتاب هم در اين نسخه الحاقي است. جلد مقوائي. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار، قطع وزيري. شماره اوراق (191) صفحه اي (21) سطر. طول (24 سانتي متر (. عرض (16 سانتي متر (شماره كتابخانه (95).

كافيه ابن حاجب (1)

(1009) كافيه اين نسخه بخط نسخ نوشته شده، كاتب نام خود و سال نگارش را ننگاشته، ظاهرا از خطوط قرن دهم هجري و نزديك به زمان ملاجامي متوفي بسال 898 مي باشد، در حاشيه و ميان سطور نسخه مطالبي از شرح جامي و ابياتي از اين شاعر و تعليقاتي از چلبي از شرح هندي) در ص 250 ج 2 كشف الظنون شهاب الدين احمد بن عمر هندي متوفي بسال 849 شارح كافيه معرفي شده است (و از وافيه و بدون امضاء نقل شده، سه ورق از اواخر نونويس و دو ورق اول و اوراقي از آخر وصالي گرديده، پشت صفحه اول يادداشتي بوده آن را محو كرده اند و بر ورقي كه پس از آخرين برگ كتابست يك رباعي در تعريف از قصر احمد به همن شاه و يك دو بيت ديگر نوشته اند. جلد ميشن نيم ضربي مستعمل. كاغذ دولت آبادي. واقف سپهسالار. قطع وزيري. شماره اوراق (176). صفحه اي (5) سطر. طول (21 سانتي متر (. عرض (12 2/1 سانتي متر (. شماره كتابخانه (3160).

لغات جوك

[365] لغات جوك) سانسكريت بفارسي (كتاب جوك چنان كه در مجلد سوم از آن معرفي خواهد شد يكي از كتب عرفاني و مولف آن بندت كشميري مي باشد و در زمان ولي عهدي سلطان سليم از سلاطين عثماني كه از سال 916 تا 924 سلطنت كرده، بامر و

خواست وي نظام الدين پاني پاتي (1} (1} آن را بفارسي ترجمه نموده و حضرت ميرفندرسكي از آن ترجمه انتخابي كرده و بر آن اضافاتي نموده و نسخه آن در آخر يكي از مجموعات) شماره 640 فهرست خطي ج 2) در كتابخانه مجلس شوراي ملي مي باشد. نظام الدين مذكور پاره اي ازلغات را به همان نحو كه در اصل سانسكريت بوده نقل، در بعضي از موارد، معني آن ها از تفسير و بيانات وي معلوم مي شود ولي پاره از مطالب را باجمال و ابهام گذاشته و گذشته است. مرحوم ميرفندرسكي در ضمن منتخب خويش بشرح آن الفاظ و لغات پرداخته و يكي از دانشمندان كه با تفحص زياد بنام ايشان دست نيافتم برخي از بيانات نظام و پاره از تفاسير مير را جمع نموده، و نسخه ذيل را بنام " لغات جوك " ترتيب داده و بعضي از نويسندگان نسخ آن را ضميمه ترجمه جوك كرده اند (2}.(2} اين كتاب مشتمل بر (460) لغت و در حدود (540) بيت كتابت دارد. آغاز: بسمله باب الالف آتمان هستي مطلق و اصل آفرينش و آن چه همه را آفريده الخ. انجام: " يا سديو " پادشاه عالم، "يرته" معبد، "بشن دنار" اسم يك ذاتست تم بالخير. (883) لغات جوك اين نسخه بخط نستعليق خوب بسال 1277 نوشته شده، لغات باشنجرف مي باشد، آخر نسخه را در بالا از

روي نسخه ضميمه ترجمه جوك كتابخانه مجلس نقل كرده ام و اندك مخالفتي با انجام اين نسخه دارد و پس از آخرين لغت باين شعر ختم گرديده: عالم ضمند دوات مائيم در كنسه و سومنات مائيم. ضميمه نسخه (17) كتابخانه و شماره (860) اين فهرست مي باشد خصوصيات آن در ص 232 گفته شد. {1) {1) _______ پاني پت از نقاط مشهور هندوستان است و در هفت اقليم نام چند نفر از مشاهير آن جا ثبت است. {2) {2) نسخه ترجمه جوك متعلق بدانشمند محترم آقاي تربيت و نسخه مجلس شوراي ملي اين لغات را ضميمه دارد ولي نسخه اين كتابخانه ندارد.

ديوان عنصري

[557] ديوان عنصري) فارسي (عنصري، ابوالقاسم حسن بن احمد بلخي متوفي بسال 1} (1) 431} مي باشد، در كوچكي سايه پدر و مادر از سرش كوتاه شد، دزدان سرمايه او را در سفري از كفش ربودند، بتحصيل سرمايه معنوي پرداخت، از فضلاي نامدار شد و ملك الشعراي سلطان محمود غزنوي گرديد و در آن عصر بر چهارصد شاعر مبرز دربار محمودي چون فردوسي و عسجدي و غضائري و منجيك و اسدي طوسي و منوچهري و زينتي سكزي و ابو حنيفه اسكافي و راشدي و ابو الفرج سكزي و غير از اين ها امير بوده و برتري داشته و از راه مدح و ثناي پادشاه تمول و دارائي بي نهايت يافته و سلطنت سلطان مسعود بن محمود را ده سال درك كرد و با عزت در اثر حسن خلق و كرامت زندگاني نمود و پيش پادشاه و مردم معزر و محترم بود، گويند سي هزار بيت انشا نموده ولي اشعار او در دست نيست، بزرگترين نسخه اي كه نگارند ديده متعلق به كتابخانه مجلس مي باشد كه در حدود 5000 بيت است و هدايت ديوان سه هزار بيتي آن را پيش خود داشته عنصري گذشته از قصائد و غزليات و مقطعات و رباعيات چند مثنوي بنام وامق و عذرا، " شاد بهر و عين الحيوه " ، " سرخ بت و خنگ بت " نسبت مي دهند ولي نسخه آن ها در دست نيست، آقاي تربيت در ص 319

شمره 4 مجله مهر سال پنجم (1316 خورشيدي (نوشته اند كه ابياتي از مثنويات عنصري را از جاهاي مختلف گرد آورده اند و از عبارت عوفي در ذيل شرح حال نظامي (2} (1} نگارنده استفاده مي كند كه او را كتابي بنام خسرو شيرين و يا بدان وزن و بحر بوده ولي بدين نام كتابي بدو نسبت نداده اند. (1236) ديوان عنصري اين نسخه بخط نستعليق بدون تاريخ نوشته شده، بسال 1282 داخل كتابخانه اعتضاديه گرديده، ظاهرا چند سالي پيش از اين تاريخ نوشته شده، ديوان منوچهري بخط همان نويسنده بدان پيوسته مي باشد و اعتضاد السلطنه درحاشيه بعضي از صفحات ديوان دوم يادداشت هائي بسال 1283 نموده و اين نسخه از ديوان عنصري كه شامل قصائد و غزليات و مقطعات و رباعياتي چند مي باشد در حدود (2000) بيت است. جلد

تيماجي نيم ضربي. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع خشتي باريك. شماره اوراق كليه (154). اين ديوان (75). صفحه اي (15) سطر. طول (21 2/1 سانتي متر (. عرض (13 2/1 سانتي متر (. شماره كتابخانه (1) {1} _______. (389) لباب الالباب ج 2 ص 32-29، تذكره دولتشاه ص 47-44 چاپي، هفت اقليم ص 481-447، آتشكده آذر ص 321-319، مجمع الفصحا ج 1 ص 367-355 و سخن و سخنوران ج 1 ص 107-98 مراجعه گرديده است. {1) {2) عبارت لباب اينست: " قصه خسرو شيرين چنان نظم كرد كه روان عنصري تلخ كام شد ".

مغني اللبيب عن كتب الاعاريب (3)

(1019) مغني اللبيب اين نسخه بخط نسخ نوشته شده، كاتب نام خود و سال نگارش را نبرده، ظاهرا در قرن دهم يا يازدهم نوشته شده، در آخر نسخه محمد علي نام بخط شكسته نستعليق بسال 118 چنين نوشته:) بنابر رسم پيشينيان كه صفر را ميان اعداد نمي گذارده اند بايستي يا 1018 يا 1108 يا 1180 باشد (مالكيت نسخه را يادداشت نموده، منتخبي از شرح شواهد سيوطي بر مغني كه در ص 385 و 386 معرفي آن گذشت) از اين منتخب پس از اين معرفي مي شود (ضميمه اين نسخه مي باشد، در حاشيه اوراق و بر كاغذهائي كه ميان آن ها گذارده شده مطالبي از دماميني و

شمني و غيره نقل گرديده و يادداشت هائي كه از مالكين نسخه، پشت ورق اول و آخر و بر اوراقي كه پيش از كتاب و پس از آن سفيد بوده، نگارش يافته است. جلد تيماجي نيم ضربي. كاغذ كاهي. واقف سپهسالار. قطع وزيري. شماره اوراق (223). صفحه اي (23) سطر. طول (25 سانتي متر (. عرض (17 2/1 سانتي متر (شماره كتابخانه (3235).

قاموس المحيط (11)

(871) قاموس المحيط اين نسخه كه بخط نسخ نوشته شده مشتمل بر سه قسمت

از قسمت هاي چهارگانه قاموس مي باشد و از باب همزه تا فصل سين از باب عين مهمله است هر يك از قسمت هاي سه گانه داراي يك سرلوح مي باشد، صفحات مجدول بطلا است، سال كتابت و نام كاتب نگاشته نشده ولي پشت صفحه اول يادداشت هائي از مالكين اين كتاب مي باشد كه قديمي ترين آن ها در سنه (1193) نگاشته شده، فاصله بين سطور صفحه اول و دوم را با طلا خط كشيده اند. جلد تيماجي. كاغذ دولت آبادي. واقف سپهسالار. قطع وزيري. شماره اوراق (401). صفحه اي (25) سطر. طول (29 سانتي متر (. عرض (18 سانتي متر (. شماره كتابخانه (39).

تهذيب اللغه (3)

(824) تهذيب اللغه اين نسخه چون نسخه اولي بخط نسخ خوب نوشته شده، بعضي از اوراق آن كهنه و متن و حاشيه مي باشد، كنار سه ورق از آن سوخته ولي خطوط ضايع نشد، پيش از شروع بماده قبو يك ورق كاغذ ننوشته گذارده شده و مطالب ورق پيش پيداست كه ناتمام مانده و شايد بيش از همين يك ورق افتاده نداشته باشد، بنام مجلد سوم بر اين كتابخانه وقف گرديده و مشتمل بر كتاب الخاء) از زاء تا آخر (و كتاب الغين و كتاب القاف و كتاب الكاف مي باشد و فهرست مندرجات بخط نسخ خوب پشت اولين ورق نسخه نگاشته شده و در آخر اين نسخه تصريح شده كه جزء دوازدهم تهذيب به اين جا ختم گرديد. جلد تيماجي. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع رحلي. شماره اوراق (525). صفحه اي (33) سطر. طول (30 سانتي متر (. عرض (19 سانتي متر (. شماره كتابخانه (59).

شرح نهج البلاغه - ابن ابي الحديد (3)

(773) شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد اين نسخه بخط نسخ نگاشته شده و مشتمل بر جزء چهاردهم تا آخر كتاب است، كاتب نامي از خود و سال كتابت در هيچ

جاي از كتاب نبرده ولي ظاهرا از خطوط قرن يازدهم هجري است، پشت ورق اول فهرست قسمتي از مطالب مندرجه در اين نسخه نوشته شده و در حاشيه بعضي از صفحات حواشي مختصري نوشته اند. جلد چرمي. كاغذ سمرقندي. واقف سپهسالار. قطع رحلي بزرگ. شماره اوراق (253). صفحه (35) سطر. طول (37 2/1 سانتي متر (. عرض (25 سانتي متر (. شماره كتابخانه (3077).

شرح الفيه > سيوطي > البهجه المرضيه (5)

(950) شرح الفيه) سيوطي (اين نسخه بخط نستعليق علي بن حسين كزازي بسال 1244 نوشته شده، در حاشيه صفحات اوليه مطالبي از ابن عقيل و ابن ناظم و خالد ازهري و جامي و بدون امضاء نگاشته شده و اوراق اوليه نسخه وصالي گرديده است. جلد ميشن. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع خشتي. شماره اوراق (99). صفحه اي (17) سطر. طول (21 2/1 سانتي متر (. عرض (15 2/1 سانتي متر (شماره كتابخانه (3195).

ديوان صاحب علي آبادي (2)

(1217) ديوان صاحب علي آبادي اين نسخه نيز بخط نستعليق بدون ذكر نام نويسنده و سال نگارش نوشته شده، بسال 1261 داخل كتابخانه اعتضاديه شده و پشت نخستين صفحه يادداشت گرديده، بخشي از نثريات در آخر نسخه مي باشد و شرح حال فتح علي شاه را كه به انشاء خود وي نگاشته و در نسخه پيشين نيست در آغاز نسخه موجود و بخشي از نثريات نسخه بالا را ندارد. جلد تيماجي. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع خشتي. شماره اوراق (182). صفحه اي (15) سطر. طول (22 سانتي متر (. عرض (14 2/1 سانتي متر (. شماره كتابخانه (260).

ديوان طوفان هزار جريبي

[549] ديوان طوفان هزار جريبي) فارسي (طوفان هزار جريبي (1} (1} نامش ميرزا طيب و از اهالي مازندران متوفي بسال 2} (2) 1190} مي باشد، معاصر آذر مولف آتشكده بوده و درباره وي گويد " جواني غيور باستغناي طبع و شكفتگي خاطر مشهور مكرر ملاقاتش اتفاق افتاد "، اين مولف و هدايت هر دو تذكر داده اند كه اهاجي ركي كه گفته ولي در آخر عمر توبه نمود و در نجف اشرف مجاور و در همان جا بسراي آخرت شتافت و آذر در تاريخ وفات او يك رباعي گفته و اين مصراع آن) طوفان در درياي نجف شد ز صفا (تاريخ وفات او را مي رساند. هدايت نوشته اند كه ديوان او شامل هفت هزار بيت و بيشتر آن غزليات مي باشد عبدالله نامي كه از دوستان معاصر طوفان در نجف اشرف بوده مقدمه اي بر ديوان او نوشته و در آن جا پس از معرفي و شرح حال مختصري از مولف تذكر داده كه طوفان اميد اين داشت كه ديوان متفرق وي جمع گردد بوي گفتم كسي در اين روزگار كه بازار علم و ادب نارواست بدين كار مبادرت نخواهد نمود بهتر آنست كه خود اين كار را انجام دهي، بنابراين در اواخر ماه شوال سال 1175 به جمع آن ها پرداخت و نيز گويد: " اين ديوان شامل قصائد و غزليات و مثنوي و رباعيات و شكر پاره و جنگ نامه و هجويات

بنوعي كه متقدمين ترتيب بنا نهاده اند اقتدا بايشان نمود و چون تمام كليات او هنوز بزيور جمع آوري مزين نگشته بود بتوضيح بعضي مراتب از فهرست نپرداخت " و در اين مقدمه مراسله اي كه ميرزا مهدي خان منشي نادرشاه بوي نوشته و نظم او را ستوده مندرج گرديده است. نسخه زيرين در حدود 3300 بيت مي باشد. آغاز ديباچه: بسمله جواهر حمدي كه صيرفيان بازار نقود معاني و ناظمان سلسله عقود و لالي الخ. آغاز ديوان: بسمله چه من دستياري نباشد قلم را عطارد چه داند سياق رقم را (1221) ديوان طوفان هزار جريبي اين نسخه كه شامل قصائد و مثنويات و غزليات و رباعيات و قطعات مي باشد، بخط نستعليق خوب ظاهرا در اوائل قرن سيزدهم نوشته شده، در ابتداء ديباچه

سرلوحي دارد و در آغاز ديوان سر سوره اي مي باشد. صفحات مجدول به اكليل و زنگار گرديده، بسال 1261 داخل كتابخانه اعتضاديه شده و پشت صفحه نخستين يادداشت گرديده است. جلد روغني گل و بوته دورو. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع وزيري. شماره اوراق (70). صفحه اي 14 سطر در متن و 12 بيت در حاشيه. طول (24 2/1 سانتي متر (. عرض (16 سانتي متر (. شماره كتابخانه ({1} _______. (2743) 1) در ديباچه نسخه زيرين هزار جريب را از توابع استراباد معرفي كرده ولي اينك از توابع مازندران مي باشد و شايد كه سهو قلم ديباچه نويس باشد و يا پيش از اين جزء آن جا بوده است. {2) {2) در ص 413 آتشكده آذر و انجمن خاقان و ص 343-341 ج 2 مجمع الفصحا شرح حال طوفان نگارش يافته و انتخابي از ابيات وي گرديده است.

مكتوب مرتضي قليخان

[333] مكتوب مرتضي قليخان) فارسي (مرتضي قليخان پسر ميرزا علي محمد خان نظام الدوله و حفيده محمد حسين خان صدراعظم اصفهاني است كه در طهران متوطن بوده و بسال 1306 در همان جا وفات نموده و در فنون ادبيه و علوم عربيه و نظم و نثر عربي و فارسي از دانشمندان و اساتيد بشمار مي آمده و كتاب جمرات و اشعه قدسيه از او است) الماثر و الاثار ص 226). چنان كه مرحوم اعتضاد السلطنه پشت نسخه ذيل در 1285 كه همان سال نگارش اين مكتوب است نگاشته است، اين مكتوب بقلم مرتضي قليخان است. و ما با تفحص و استعلام يقين كرديم كه در اواخر قرن سيزدهم مرتضي قلي خان دانشمند و اديب همين شخص است كه ترجمه او را از الماثر و الاثار نقل نموديم. و اين مكتوب جواب مكتوب آخوندزاده است كه پيش از اين بشرح آن پرداختيم و منشي اين مكتوب برد مندرجات آن اقامه دليل و برهان نموده و ثابت كرده كه آخوندزاده ندانسته اعتراض نموده و پس از جواب يك بيك اعتراضات وي را با دليل و برهان دفع كرده و اغلاط مكتوب او را در جدولي با ذكر

صحيح آن ها مرتب نموده و اين مكتوب در حدود (500) بيت است. آغاز: بسم الله عز سبحانه - در جواب مكتوب كاتب قافقاز بر سبيل عجلت و ايجاز مرقوم شده، بتاريخ روز پنجشنبه دوازدهم شهر صفر 1285 الازال مقرونا بالامن و الظفر، نگارش محبت گذارش حاوي مراتب مشفقانه و نصائح دوستانه كه محض مودت و خلوص طويت از مخزن فكرت جلوه ظهور نموده پرده ورود گشود. الخ. انجام: ولي داعي كلي بر اين التزام و تطويل كلام هدايت حيرت زده صحراي لاغ سرائي و ارشاد گم گشته باديه خودنمائي است كه من بعد گرد چنين كاري نگشته تحصيل علوم را الزام داشته خود و ديگران را از صرف عمر بادعوي فرهنگ و هوش باعتراض و طرد از شعر شمس الشعراء سروش محفوظ و مصون داشته باشند، هذا و انا استغفر الله العظيم الوهاب من ان اكون ممارسمته في هذا الباب ... ولو لاما قصدت به من الارشاد الي نهج النجاح و الاصلاح ما استطعت و ما توفيقي الا بالله لتركت ارسال الجواب عن هذا الكتاب و حسمت الكلام عن مثل هذا المرام و السلام علي اهل السلام. (798) مكتوب مرتضي قليخان اين نسخه بخط نستعليق نگاشته شده، كاتب از خود وسال كتابت نام نبرده، در سال 1285 كه همان سال انشاء آن است داخل كتابخانه اعتضاد السلطنه

گرديده، قسمتي از شواهد مطالب نگاشته نشده و چنين به نظر مي رسد كه مخصوصا براي مرحوم اعتضاد السلطنه اين نسخه را نوشته اند. جلد مقوائي. كاغذ فرنگي. قطع خشتي. واقف سپهسالار. شماره اوراق (231). صفحه (12) سطر. طول (20 2/1 سانتي متر (. عرض (17 سانتي متر (شماره كتابخانه (2780).

دستور اللغه

ي بنام خود آنمرحوم گذارده شده و شماره اين كتب (134) مجلد و در دفتر كتابخانه از شماره (4330 تا 4464) ثبت گرديده است.

شرح تلخيص المفتاح > مختصر (10)

(1057) مختصر اين نسخه بخط نستعليق نوشته شده، در حدود پانزده برگ از اول و قسمتي از فن بيان و تمام بديع آن افتاده و آغاز نسخه اينست: خارج عن حد الاعتدال نافر كل التنافرفاثني عليه الخ و آخر آن اين:) و قد يكون حقيقه كمافي انبت الربيع، فصل في شرائط حسن الاستعاره. (بر كنار بعضي از صفحات تعليقاتي بامضاء خلخالي و نور الدين و مي رسيد شريف و ديگران وجود دارد. جلد تيماجي. كاغذ كاهي. واقف سپهسالار. قطع ربعي. شماره اوراق (173) صفحه اي (12) سطر. طول (19 سانتي متر (. عرض (13 سانتي متر (. شماره كتابخانه (2952).

ديوان منوچهري دامغاني

[582] ديوان منوچهري دامغاني) فارسي (منوچهري دامغاني از شعراي مشهور قرن پنجم مي باشد (1} (1} 29 صاحب مجمع الفصحا نام و كنيه او را ابو النجم احمد ضبط نموده، دولتشاه سمرقندي او را بلخي دانسته ولي خود وي صريحا خود را دامغاني شناسانيده) سوي تاج عمرانيان هم بدين سان بيامد منوچهري دامغاني (در مناسبت تخلص وي به منوچهري گويند چون خدمت فلك المعالي منوچهر بن قابوس و شمگير را گزيد بدين تخلص خود را معرفي كرد و چون بسال 411 منوچهر وفات يافت گرگان را ترك گفت و بغزنين رفت و قصيده اي در مدح عنصري ملك الشعرا انشا و خود را بدين وسيله در عداد شعراي سلطان محمود غزنوي درآورد و گويند بر همه جز عنصري مقدم مي نشسته، و در مجمع الفصحا وفات وي بسال 432 ضبط گرديده است، دولتشاه سمرقندي گويد " ديوان وي در ايران زمين معروف و مشهور است " و امين احمد رازي گويد: " ديوانش امروز متداول است ". هدايت گويد شنيده ام كه سي هزار بيت شعر داشته ولي جز سه هزار از آن را) از قصائد و مقطعات و مسمطات و رباعيات و غزل (بدست نياورده و ديواني كه از منوچهري اينك متداول و

نسخ خطي و چاپي آن در دسترس مي باشد همان گرد آورده و ترتيب داده هدايت مي باشد و در اين ديوان قصائدي از ديگران نيز مندرج از آن جمله قصيده ايست كه نيز در لغز شمع و مدح وزير بدين مطلع:) چيست آن شخص چو زرين سر و چون سيمين بدن خويشتن سوزان و گريان و گدازان هم چو من (موجود و خود هدايت در حاشيه ص 554 ج 1 مجمع الفصحا چنين نوشته: اين قصيده بدان ماند كه از رافعي نيشابوري است چه لغز شمع بيك و زن و قافيه از يك شاعر عجيب نمايد. و در حاشيه نسخه اي از ديوان منوچهري كه در كتابخانه مجلس موجود است با ادله اي قصيده اي كه بدين مطلع مي باشد: اي پيكر منور محرور خوي چكان ثعبان آتشين دم روئينه استخوان از خواجو دانسته شده و در ص 260-200 تذكره كاظم) نسخه كتابخانه مجلس (اشعاري از منوچهري مي باشد كه در اين نسخه از ديوان او نيست. منوچهري مخصوصا در انشاء مسمط دستي قوي داشته و مضامين بسيار عالي در آن بكار برده است. ديوان منوچهري گرد آورده هدايت دوبار بسال 1285 و بي تاريخ در طهران و بسال 1886 م در پاريس چاپ شده و در مجمع الفصحا در حدود 1700 بيت از منوچهري انتخاب شده است. {1) {1) _______ شرح حال منوچهري در ص 42-40 تذكره دولتشاه، هفت اقليم

677-688، آتشكده آذر ص 322-321، مجمع الفصحا ج 1 ص 542 و 570 و مقدمه ديوان بقلم هدايت مراجعه شده است.

مختار الصحاح

[378] مختار الصحاح) عربي (اين كتاب از آن هائي است كه از صحاح اللغه) در ص 197-192 معرفي شده (مختصر شده، مختصر كننده زين الدين محمد بن شمس الدين ابي بكررازي حنفي از علماي قرن هشتم هجري مي باشد و تنظيم آن نيز بترتيب صحاح اللغه مبني بر حروف آخر لغاتست. در ص 917 معجم المطبوعات بدون ذكر ماخذ نوشته شده: محمد بن ابي بكر رازي از علماء قرن هشتم هجري و تا سال 768

زنده بوده و مولف كتاب " الذهب الابر يزفي تفسير الكاتب العزيز " و " روضه الفصاحه " در علم بيان و " شرح مقامات حريري " (1} (1} مي باشد و اين اخير چاپ نشده و نسخه اي از اين شرح در كتابخانه دارالكتب المصريه و نسخه اي در كتابخانه تيموريه مي باشد و " انموذج جليل في اسئله و اجوبه من غرائب آي التنزيل " كه در حاشيه تفسير عكبري چاپ شده و "مختار الصحاح" مي باشد كه مكرر چاپ گرديده و محمود خاطر بيك آن را بترتيب حروف اوائل مرتب نموده و آن نيز بسال 1323 به چاپ رسيده است. مختار الصحاح يكي از كتب معروفه و مختصره لغت مي باشد، مولف در مقدمه آن به معرفي كتاب پرداخته و گويد: اين مختصري است در علم لغت كه از كتاب صحاح جوهري جمع گرديده، چرا كه صحاح بهترين و نافع ترين كتب لغت مي باشد و نام آن را "مختار الصحاح" گذاردم و در اين اختصار اقتصار بر لغاتي شده كه هر فقيه و حافظ و محدث و اديب ناچار بدانستن و حفظ آن است و زبان زد ايشان مي باشد و مراعات لغات مهمه مستعمله، خصوصا در قرآن عزيز و احاديث نبويه گرديده و از ذكر لغات مشكله و غريبه براي اختصار خودداري شده و گذشته از آن چه در صحاح بوده از تهذيب اللغه از هري و ديگر كتاب هاي مهمه لغت در

اين كتاب لغاتي نقل گرديده و آن چه پس از لفظ: قلت ذكر شده از فوائدي است كه بر اصل كتاب اضافه شده و از آن هائي است كه خداي دانش آن را به مولف ارزاني داشته الخ. پيش از شروع بذكر لغات مطالب مهمه اي كه دانستن آن ها مراجعه كننده بلغت را لازم است در سه قاعده آورده شده و گذشته از آن چه در مقدمه ذكر شده شواهد صحاح را هم براي اختصار نياورده و چنان كه در آخر كتاب تصريح كرده بسال 760 اين اختصار خاتمه يافته است. آغاز: بسمله الحمد لله بجميع المحامد علي جميع النعم و الصلوه و السلام علي خير خلقه محمد المبعوث الي خير الامم و علي آله و صحبه مفاتيح الحكم و مصابيح الظلم قال العبد الفقير الي رحمه الله و مغفرته محمد بن ابي بكر بن عبد القادر الرازي رحمه الله عليهم هذا مختصر في علم اللغه ....... و سميته مختار الصحاح و اقتصر فيه الخ. _______

{1) {1) اين شرح مقامات حريري را حاجي خليفه در كشف الظنون نام نبرده است.

اوضح المسالك الي الفيه ابن مالك التوضيح > شرح الفيه (2)

(920) اوضح المسالك اين نسخه را بخط نسخ احمد بن محمد رضا بسال 1268 نوشته، همين نويسنده "المقدمه الجزريه" را كه منظومه اي در علم قرائت مي باشد و در ص 191 و 192 ج 1 فهرست از آن معرفي گرديده، پيش از شروع بنگارش اصل كتاب نوشته است. جلد تيماجي. كاغذ سمرقندي. واقف سپهسالار. قطع خشتي. شماره اوراق (83). صفحه اي (21) سطر. طول (22 سانتي متر (. عرض (16 سانتي متر (. شماره كتابخانه (3189).

مقامات حريري (4)

(795) مقامات حريري اين نسخه بخط نسخ و نستعليق نوشته شده، در حدود ده بيت از آخر آن را اكاتب ننوشته و پشت آخرين صفحه عباراتي نگاشته شده و چنين تصور مي رود كه جزء مقامات است ولي از آن نيست، كاتب نام خود و سال كتابت را تذكر نداده ولي ظاهرا در قرن دوازدهم نوشته شده و بسال 1232 بر مدرسه صدر وقف گرديده و جزء (321) شماره كتاب هائي است كه از آن مدرسه به اين كتابخانه آورده شده است. جلد تيماجي. كاغذ سمرقندي. واقف ميرزا محمد شفيع. قطع وزيري. شماره اوراق (138). صفحه (15) سطر. طول (25 سانتي متر (. عرض (16 سانتي متر (. شماره (309) كتب مدرسه صدر.

قوافي - قوافي

[362] قوافي) عربي بفارسي (مولف اين كتاب حبيش تفليسي است) ص] (247] 361 و برحسب امر پادشاه عصر خويش بتاليف آن پرداخته و آن را بنام پسر وي قطب

الدين، موشح نموده، مقدمه آن را كه مبين سبك نگارش آن روزگار بوده و كتاب را معرفي مي نمايد در اين جا مي آوريم: بسم الله الرحمن الرحيم رب تمم بالخير سپاس و شكر خدايرا كه از علم و دانش ما را بهره داد و راه راست نمود و دين اسلام بارزاني داشت و درود خداي بر محمد باد عليه السلام و بر ياران و اهل بينش چنين گويد حكيم ابوالفضل حبيش بن ابراهيم بن محمد الكمالي التفليسي كه ملك اجل عادل عالم كبير قطب الدين عماد الاسلام و نظامها، جلال المله و جمالها، نجم المله و تاجها، شمس الملوك و السلاطين، ناصر جيوش المسلمين، فخر الانام عز المجاهدين، قاتل الكفره و المشركين، قامع المتمردين، ابو شجاع قلج ارسلان بن مسعود، يمين امير المومنين، اطال الله بقاه، و ادام في الدوله ارتقاه، و اباد حساده و اعداه، بحق محمد و آله. از آن جا كه بزرگ همتي و رغبت او بعلم و دانش بند) كذا (را اشاره فرمود كه بايد كه) كذا (از بهر من كتابي سازي در قوافي چنانك كلام هاي را) كذا (مشكل تازي كه شعر را) كذا (در قوافي شعرها بكار برند به پارسي شرح كني، و ترتيب كتاب خراسان نهي، و در تصنيف كتاب اختصار نگاهداري، تا كتاب دراز نكشد، و خواننده را ملال نفزايد، و ما را يادگار

بود، پس بنده برحسب طاقت خويش جهد كرد و فرمان بجاي آورد و بر قدر دانش خويش اين كتاب مختصر تصنيف كرد و آخر هر قافيه را بترتيب بر حروف معجم بيذا كرد، چنانك اگر كسي را قافيه بايد نگاه كند كه آخر حرف آن قافيه را) كذا (از جمله حروف معجم كذامست و از كدام نوعست و از هر كدام كه بود وي را طلب كند تا معني آن بداند و هر قافيه كه دو حرف بود وي را در اول هر حرفي مقدم كردم و بعدش سه حرفي را و علامتش حرف ج 3 بكردم و بعدش چهار حرفي را 45 و پنج حرفي را 55 و شش حرفي را و 6 و هفت حرفي راز 7. و اما قافيه ائي) كذا (كه بپارسي بود و آسان، در اين كتاب ياد نكردم كه كتاب در از شذي بپارسي بر كس پوشيد نبود و بجايي كه قافيه اي) كذا (پارسي مشكل بكردم حرف س بالاي او بنوشتم، تا كسي گمان نبرد كه بپارسي است) عبارت

بي اشكال نيست (و بداند كه هر كسي كه شعر گويد و هوس شاعري دارد يا بخواهد كه معني قافيه اي مشكل داند از دانستن اين قدر ناچار بود تا در علم قافيه شاعر جاهل نباشد و شعر گفتن بر وي آسان شود زيرا كه اصل شاعري قافيه بود بايد كه قافي ها) كذا (نيك بداند بس كتاب باسم قطب الدين زاد الله عمره تمام كرده شود انشاء الله تعالي تا هر كسي كه بخواند و فايده بگيرد خداوند را و مصنف را بدعا ياد آرد و حسبنا الله و نعم الوكيل قوافي حرف اول يا اي، لانه، ما نه، ما آب و جه، ما اي، دا درد، ذا آن الخ. اين كتاب در حدود (3000) بيت كتابت دارد. (877) قوافي اين نسخه بخط نسخ و ترجمه آن بخط نستعليق بسال 928 در شهر بروسه نگارش يافته، نويسنده در آخر اين نسخه نام خود را نياورده، ولي محمد بن عبد الكريم بيكسماتي نويسنده نسخه اي كه ضميمه اين نسخه است نويسنده آنست، ترجمه فارسي قوافي در ذيل كلمات نوشته شده و عناوين با شنجرف است. خصوصيات نسخه به "مختصر الصحاح" شماره (110) كتابخانه كه در فصل ميم همين فصل در ص 282 زير شماره (904) از آن نام مي بريم مراجعه شود.

مغني اللبيب عن كتب الاعاريب (2)

(1018) مغني اللبيب اين نسخه را بخط نسخ محمد امين نجفي بسال 1121 نوشته و فقط باب اول كتابست و در حاشيه برخي از برگ ها مطالبي از شرح شمني نگارش يافته است. جلد تيماج. كاغذ كاهي. واقف سپهسالار. قطع وزيري. شماره اوراق (94). صفحه اي (25) سطر. طول (25 سانتي متر (. عرض (14 سانتي متر (. شماره كتابخانه (3240).

عروض محمد مومن حسيني

[464] عروض محمد مومن حسيني) فارسي (اين رساله بنابر تصريح در ابتداء آن

تاليف محمد مومن بن علي حسيني و موشح بنام محمد قلي، قطب شاه مي باشد كه فرمانفرماي مملكت دكن و معاصر با اكبر شاه بوده و در آخر آن سال تاليف سنه 1007 معين گرديده، با تفحص در كتب سير و فهرست ها بشرح حال مولف و نسخه ديگري از اين مولفه دست نيافتم، از مطالعه اين نسخه و مقدمه تعليقه اي كه بنام "لعل قطبي" معاصر وي نصيراي همداني بر آن نوشته بدست مي آيد كه از دانشمندان قرن دهم و اوائل قرن يازدهم هجري بوده و گذشته از مراتب عاليه علميه مقام رسمي دولتي داشته و تا سال 1021 در قيد حيات بوده است. در آتشكده آذر) ص 159) گويد: مير محمد مومن از سادات و اكابر علماء استراباد بوده و مدتي معلمي حيدر ميرزاي صفوي را نموده و در آخر عمر به هندوستان رفته) در تاريخ عالم آرا ج 1 است كه تا اين سال (1026-1025) زنده است - مولف (از اوست: اي كه گفتي عشق را درمان به جران كرده اند كاش مي گفتي كه هجران را چه درمان كرده اند نگارنده احتمال قوي مي دهد كه مولف اين كتاب همين محمد مومن است. اين مولفه در يك مقدمه و دو فصل و خاتمه اي بدين تفصيل تاليف گرديده: مقدمه در بيان فائده اي چند (12 فائده است (كه به جهت دانستن اين فن معرفت بعضي ازين فوائد ضروري و

بعي ناصر و معين است. فصل اول در بيان بعضي از بحرهاي شعر كه بطبايع سليمه و اذهان مستقيمه قرب و نزديكي آن بيشتر است و ازين جهت اشعار شعراي مشهور مقصور بر همان بلكه بر بعضي از آن بحور است. فصل دوم: در بعضي از بحور كه نه بر منهاج مذكور است. خاتمه: در بيان بعضي از اصطلاحات و مقررات اهل اين فن. و در حدود (1500) بيت كتابت دارد. آغاز: بسمله بعد حمد و سپاس بي قياس و صلوه و درود نامحدود چنين گويد راقم اين سطور الخ. (1080) عروض محمد مومن حسيني اين نسخه بخط نستعليق خيلي خوب نوشته شده، نويسنده خود و سال نگارش را معين ننموده، ظاهرا از خطوط قرن يازدهم هجري مي باشد، پشت صفحه نخستين يادداشتي بوده آن را محو كرده اند و بجاي آن يادداشت اعتضاد السلطنه بسال

1285 نوشته شده و در ابتداء آن كلمه "عيون الشرف" نوشته شده و بدين نام در همين صفحه بر اين كتابخانه وقف گرديده، در خود كتاب و تعليقه بر آن) لعل قطبي (كه ضميمه اين نسخه است اين نام نيست و ندانم از كجا پيدا شده است و ضميمه را جداگانه معرفي خواهم نمود. جلد تيماجي دور گرفته. كاغذ حنائي. واقف سپهسالار. قطع ربعي. شماره اوراق كليه (155). اين نسخه (69). صفحه اي (14) سطر. طول (20 2/1 سانتي متر (. عرض (11 سانتي متر. (شماره كتابخانه (287).

قاموس المحيط (3)

(863) قاموس المحيط اين نسخه بسال 962 نگاشته شده، كاتب نام خود را ننگاشته و مشتمل بر تمام كتابست، در حاشيه بيشتر از صفحات حاشيه هائي از عبد الباسط و سعد مفتي و عماد الدين كاشي و قطب الدين حنفي مكي در توضيح مطالب كتاب مي باشد و نيز مطالبي از كشاف و كشف الكشاف و شرح موجز و مغرب اللغه و عقد الفريد و مصباح المنير و الفتن و الملاحم و ديگر كتاب ها نوشته شده، پيش از شروع بنگارش كتاب نويسنده اي برحسب امر يكي از قضات معاصر خويش كه از وي چنين تعبير نموده:) نقل ذالك برسم القاضي العلام البحر الهمام زين الدين نسيمي بن صالح عامله الله تعالي بخفي لطفه و جعله من اهل محبته و الفه بحقه عليه آمين (، شرح حال فيروز آبادي را مفصل تر از آن چه در الضوء اللامع و ديگر كتاب ها مي باشد از تاريخ شيخ عفيف الدين عبد الوهاب بن وجيه الدين عبد الرحمن بربهي) از قرائن بدست مي ايد تاريخ راجع به علماء زبيد يمن است (نقل نموده است، از يادداشتي كه پشت صفحه اول قاموس مي باشد و عبارت آن اينست:) آخوند ملاصدراي مرحوم بخداوند گاري برسم هديه دادند (و مهر اسم مربعي كه سجع آن اينست:) المذنب محمد المدعو بصدر الدين (معلوم مي شود كه اين نسخه متعلق به حضرت آخوند بوده و جمله هائي بخط شكسته نستعليق پشت صفحه اول و آخر

نسخه و در حاشيه بعضي از صفحات مي باشد و با آشنائي بخط آخوند و قرائن بالا توان گفت جزما نگاشته ايشانست، يادداشت هاي ديگر بر اين نسخه نيز يافت مي شود، در ابتداء قاموس سر سوره موجود و صفحات مجدول بشنجرف مي باشد. جلد تيماجي. كاغذ دولت آبادي. واقف مشير السلطنه. قطع رحلي. شماره اوراق (521). صفحه اي (31) سطر. طول (27 2/1 سانتي متر (. عرض (19 سانتي متر (. شماره كتابخانه (578) قفسه مدرسه مشير السلطنه.

ديوان حافظ شيرازي (2)

(1181) ديوان حافظ و ديوان قاسم انوار اين نسخه بسال 1005 بامر علي بن نظام در شهر لار) از توابع فارس است (بخط نستعليق خوب نوشته شده، نويسنده صفحه دست راست را اشعار حافظ) در حدود 5000 بيت است (و دست چپ را ديوان قاسم انوار) قاسمي () نيز در همان حدود از ابيات است (نوشته و تا پنج برگ باخر مانده همين كار را كرده و چون ديوان خواجه باخر رسيده تمام پنج ورق را از اشعار قاسمي پركرده و ملتزم شده كه در آخر صفحه غزل هر يك را تمام كند، دو صفحه اول هر يك داراي سرلوحي زيبا و اطراف آن ها تذهيب و نقاشي گرديده و ميان سطرهاي آن ها طلااندازي و نقاشي شده، چندين برگ از اول و آخر وصالي شده و نام كاتب از ميان رفته است. جلد تيماجي. كاغذ كشميري. واقف سپهسالار. قطع وزيري. شماره اوراق (310) صفحه اي (20) سطر. طول (28 2/1 سانتي متر (. عرض (14 2/1 سانتي متر (. شماره كتابخانه (202).

ديوان ظهير فاريابي (2)

(1224) ديوان ظهير فاريابي اين نسخه بخط نستعليق نوشته شده) ظاهرا در نيمه اول قرن سيزدهم (طرز آن چون نسخه پيشين است ولي ديباچه را ندارد، نويسنده از

خود و سال نگارش نام نبرده، نويسنده ديگري انيس العشاق شرف را نيز بخط نستعليق نوشته و بدان پيوسته است و اين دو كتاب بسال 1280 داخل كتابخانه اعتضاديه شده، از انيس العشاق در فصل ادبيات معرفي خواهد شد و اين نسخه از ديوان ظهير در حدود (2500) بيت شعر است. جلد تيماجي. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع وزيري كوچك. شماره برگ ها (125). ضميمه (47). صفحه اي (16) سطر. طول (22 سانتي متر (. عرض (13 2/1 سانتي متر (. شماره كتابخانه (381).

ديوان انوري (7)

(1170) ديوان انوري اين نسخه بخط نستعليق نوشته شده) ظاهرا در اوائل قرن سيزدهم (، نويسنده از خود و سال نگارش نام نبرده، شامل قصائد و مقطعات و غزليات و در حدود (9850) بيت مي باشد و بدين شعر شروع گرديده: صبا بسبزه بيار است دار دنيي را نمونه گشت زمين مرغزار عقبي را يك سرلوح در اول كتاب موجود، صفحات مجدول به اكليل مي باشد، وقفنامه مدرسه را كه پشت صفحه نخستين بوده محو كرده اند، يادداشتي مورخ بسال 1230 محمد حسين طباطبائي نائيني در اين صفحه نوشته و بر اين صفحه و برگ پيش از آن بسال 1315 نيز يادداشتهائي شده است. جلد تيماجي. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع وزيري. شماره اوراق (314). صفحه اي (16) سطر. طول (28 سانتي متر (. عرض (17 سانتي متر (. شماره كتابخانه (213).

اطواق الذهب

[304] اطواق الذهب) عربي (مولف اين كتاب جارالله زمخشري ره است (538-467) كه در جلد اول فهرست ص 158 بشرح مختصري از حالات و مولفات ايشان پرداخته شده و اين كتاب از آن جمله است. اطواق الذهب كتابي است مشتمل بر

يك صد (1} (1} مقاله كه هر يك از مقالات مواعظ و نصايح سودمندي را در بردارد و مولف ميان هر دو جمله از مقالات سجع را رعايت نموده و با نهايت ايجاز و اختصار و فصاحت و بلاغت اين كتاب را خاتمه داده و چنان كه مذكور گرديد اطباق الذهب را مولف آن در اقتداء به جار الله زمخشري تاليف نموده است. در خود كتاب نامي از مولف و اسم كتاب نيست ولي در مقدمه اطباق الذهب مولف آن تصريح نموده كه صد مقاله زمخشري موسوم به اطواق الذهب مي باشد. و كشف الظنون در ذيل همين نام اين مقالات را نسبت بزمخشري داده و در آن جا است كه مولف در ابتداء هر مقاله خود را مخاطب ساخته و پس از گفتن يا اباالقاسم مطالب و مواعظي را آورده است و مولف معجم المطبوعات بتبع او نيز اين مطلب را در ص 973 ذكر نموده در صورتي كه در دو نسخه خطي اين كتابخانه و نسخه چاپ وين كه بضميمه ترجمه آن بزبان اطريشي است و در اين كتابخانه درتحت شماره (3349) موجود است و نسخه چاپ بيروت چنين

نيست و با مطالعه مقالات اين كتاب ثابت مي شود كه طرز دخول در موضوع هم شايستگي ندارد جمله يا اباالقاسم و يا عبارت ديگري كه بيان كند مطالب اين مقاله اولا خطاب بخود جامع باشد دارا بوده است و كشف الظنون آغاز اين كتاب را اين جمله نقل نموده:) احمده علي ما ادرج لي من الائه اه ((2} (2} در صورتي كه نسخ مذكوره فوق ابتدا به عبارتي كه ذيلا نقل مي شود گرديده است. و اين كتاب چنان كه در معجم المطبوعات است بزبان تركي و آلماني و اطريشي ترجمه گرديده و با ترجم ها در اروپا طبع شده و چاپ بيروت آن مشتمل بر شرح لغات و كلمات مشكله آن بقلم شيخ يوسف افندي اسير است و آقاي دكتر رضا زاده شفق استاد معاصر در ص 193 تاريخ ادبيات نوشته اند كه: شاعر شهير وصال شيرازي) متوفي بسال 1262) اطواق الذهب را بفارسي ترجمه كرده اند. آقاي يوسف اعتصامي) اعتصام الملك (رئيس محترم كتابخانه مجلس شوراي ملي ايران كه از نويسندگان شهير اين دوره مي باشند و نوشته اي ايشان سرمشق نويسندگان عصر است اين كتاب را شرح و بنام "قلائد الادب

في شرح اطواق الذهب " مسمي گردانيده و بسال 1321 در مصر چاپ شده و طرز اين شرح آنست كه پس از نقل عبارات اطواق بشرح الفاظ و عبارات مشكله آن پرداخته و در تاييد مطالب به اشعار و كلمات بزرگان از ادبا و حكما متوسل شده و در بيشتر از صفحات عباراتي مناسب مقام از اطباق الذهب آورده اند. آغاز: بسمله اللهم اني احمدك علي ما اذللت الي من نعمتك الخ. انجام: فكيف رضيت لدينك بالقذي، و المومن لايرضي لدينه بذا. {1) {1) _______ در نسخه چاپ وين مقالات را 99 دانسته ولي در نسخه چاپ بيروت و نسخ خطي اين كتابخانه قسمت اخير مقاله 99 چاپ وين را مقاله صدم دانسته اند و از بيانات مولف اطباق الذهب درمقدمه كتاب معلوم مي شود كه اين كتاب هم صد مقاله بوده و كشف الظنون نيز آن را صدمقاله دانسته است. {2) {2) اين نيز از اشتباهات حاجي خليفه در كشف الظنون است كه مقالات زمخشري را كه داراي پنجاه مقاله است به اطواق الذهب او اشتباه كرده و اين آغاز را كه نقل نموده آغاز مقالات پنجاه گانه او است و اين مقالات است كه ابتداء به يا ابالقاسم گرديده و خود زمخشري مشكلات آن را شرح كرده و با همين شرح دوبار در مصر بسال 1312 و 1325 چاپ شده است.

برهان قاطع (6)

(820) برهان قاطع اين نسخه را بسال 1284 مراد علي قمشه اي بنا بخواست ميرزا علي اكبر نام از روي نسخه اي كه بسال 1818 ميلادي در كلكته چاپ سربي شده و بهترين و جامع ترين نسخ مطبوعه مي باشد و نسخه آن بسيار كمياب بوده و هست، بخط نسخ نوشته و آن نسخه چاپ شده نخستين چاپ اين كتاب است و در مقدمه آن خصوصيات و امتيازات و شرح سيزده نسخه اي كه از اين كتاب در موقع تصحيح و چاپ در دست بوده و كتب ديگري كه موردنظر و دقت در تصحيح اين نسخه بوده و اسامي آنان كه متصدي تصحيح و تنقيح بوده اند و آن ها: مولوي حيدرعلي، مولوي نظام

الدين حيدر، بابوتار بيخزن متر، مولوي غلام قادر، مولوي كاظم علي نصير آبادي منشي امام علي خيرآبادي و مولوي محمد اكبر عظيم آبادي، مي باشند حسين الحسيني بلگرامي كه خود نيز از مصححين مي باشند نوشته و پس از ختم كتاب، لغاتي كه در فارسي استعمال مي شود و در برهان نبوده از كتب لغت جمع و بنام ملحقات برهان قاطع نگاشته شده و اين قسمت مشتمل بر (3717) لغت و كنايه مستعمله در زبان فارسي است و در مقدمه نيز گويد: پاره اي از لغات كه در فرهنگ ها نبوده از زبان دان هاي معاصر كه عبارتند از: 1- سيدعلي شيرازي متخلص به نياز، 2- فضل مولي خان متخلص به فضل، 3- حاج ميرزا شفيع شيرازي، 4- نظام الدين حيدر متخلص به اوباش، گرفته شده و به نام خود آن ها ضبط گرديده است. اين نسخه چون اصل مطبوع آن بسيار مطبوع و داراي يك سرلوح مي باشد، صفحات آن مجدول بطلا و لاجورد و شنجرف و لغات آن نيز با شنجرف نگاشته شده است. جلد ضربي. كاغذ فرنگي مهره زده. واقف سپهسالار. قطع رحلي. شماره اوراق (377). صفحه اي (31) سطر. طول (31 2/1 سانتي متر (. عرض (22 سانتي متر (شماره كتابخانه (69).

ديوان شاهي سبزواري

[540] ديوان شاهي سبزواري) فارسي (امير شاهي (آقا ملك (1} (1} بن جمال الدين فيروز كوهي متوفي بسال 2} (2) (857} از اولاد سربداران مي باشد، پس از آن كه سربداران را شاهزاده بايسنقر بر انداخت امير شاهي بمنادمت بايسنقر رسيد و املاك آن ها را كه ضبط كرده بودند بدو برگردانند، پس از چندي ترك ملازمت نمود و در سبزوار بترتيب و نظم املاك خود پرداخت و در هنگامي كه از هفتاد سال بيشتر داشت در استرآباد وفات يافت و جسد او را به سبزوار آورده در خانقاهي كه از بناهاي اجداد او در بيرون دروازه بود بخاك سپردند. ديوان شاهي را امين احمد رازي هزار بيت دانسته و نسخ اين كتابخانه كمتر از اين اندازه را شامل مي باشند، دولتشاه گويد: " فضلا

متفقند كه شور خسروي و لطافت حسن و نازكي هاي كمال و صفاي سخن خواجه در كلام امير شاهي جمع است. و در تذكره خود غزلي كه در ديوان او نيست و آن را از غزليات جديد او معرفي كرده نقل نموده و راستي اشعار او لطافت و صفا دارد و شاهي تخلص او مي باشد و اين ديوان شامل غزليات و قطعات و رباعيات است. آغاز: اي نقش بسته نام خطت با سرشت ما اين حرف شد زر و زازل سرنوشت ما {1) _______ {1} نام امير شاهي در آتشكده آذر ملك و در نسخه خطي تذكره دولتشاه متملك بن ملك جمال الدين ضبط گرديده است. {2) {2) امير شاهي در تذكره دولتشاه و ص 643-642 هفت اقليم و ص 84 آتشكده معرفي و بدان ها مراجعه شده است.

فرهنگ جهانگيري (4)

(852) فرهنگ جهانگيري اين نسخه بخط نستعليق در سنه (1244) بقلم جمعي براي ميرزا فضل الله مستوفي نوشته شده، محررين هيچ يك اسمي از خود نبرده اند، از شيوه خط و شرحي كه در آخر نسخه در حاشيه نگاشته شده معين مي شود كه ثلث اصل لغات اين نسخه را با سرخي حسن نامي در سال (1254) تحرير نموده صفحات كتاب مجدول با سرخي و سياهي است. جلد تيماجي نيم ضربي. كاغذ فرنگي آبي رنگ. واقف سپهسالار. قطع رحلي بزرگ. شماره اوراق (494). صفحه اي (19) سطر. طول. (36 سانتي متر (. عرض (22 سانتي متر (شماره كتابخانه (25).

فرهنگ عباسي - فرهنگ عباسي

[357] فرهنگ عباسي) فارسي (مولف اين فرهنگ چنان كه در ديباچه بدان تصريح گرديده نايب الصدر تبريز ابن محمد رضا محمد المدعو بصدر الدين التبريزي مي باشد، دانشمند معاصر آقاي تربيت در ص 370 دانشمندان آذربايجان گويد: " نائب الصدر خلف محمد رضا المدعو بصدر الدين تبريزي بوده كتاب لغتي

در تاريخ 1225 براي عباس ميرزا نائب السلطنه به عنوان فرهنگ عباسي تاليف كرده نسخه اي از آن در دانشكده معقول و منقول ديده ام. " جز آن چه نقل شد اطلاعي راجع باين شخص اظهار نداشته اند و در ص 228 همان كتاب بنقل از نگارستان دارا گويد: " صدر الدين محمد تبريزي خلف ملا رضا قاضي عسكر متخلص بشفاء تبريزي است درعلوم شرعيه و فنون ادبيه و لغت عرب يد طولائي داشت و تحصيل علم و ادب را اول در خدمت والد ماجد و بعد از آن در عتبات عاليات از آقا سيد مهدي بروجردي و آقا سيد علي مجتهد و ساير مجتهدين عظام كرده و در اطلاع از مسائل شرعيه و آگاهي از فنون ادبيه بي نظير است و طبعي موزون دارد و نظم و نثري با حلاوت بلغت پارسي و عربي دارد و له: انيس الصب في الحب العذآء فليس عن العناء له الغاء فان شئت احيني اوشئت فاقتل فعيش الصب و الموت سواء ايا مرضي الهوي موتوا بغم فدآء الحب ليس له دوآء و نيز آقاي تربيت در ص 198 در ذيل شفا - ملارضا، پدر مرد نامبرده بالا گويد: در حوالي سنه 1208 برحمت ايزدي پيوسته است. و مي دانيم كه وفات آقاي سيد مهدي بروجردي) بحر العلوم (بسال 1212 و وفات آقا سيد علي) صاحب رياض (بسال 1231 بوده است بنابراين معلوم مي شود از علماء

قرن سيزدهم هجري بوده و از تصريح خود مولف فرهنگ عباسي در ديباچه مي دانيم كه بسال 1225 شروع بتاليف اين كتاب نموده و از اطلاع بر اين كه صدرالدين محمد بن ملارضاي مذكور در " لغت يد طولائي داشته " و " در اطلاع از مسائل شرعيه بي نظير است " گمان نزديك بيقين پيدا مي كنيم كه مولف اين فرهنگ همين صدرالدين محمد بن ملارضا مي باشد و مولف نگارستان از اين فرهنگ وي خبر نداشته كه در كتاب خود آن را ياد نكرده و يا تاليف كتاب او پيش از اين فرهنگ بوده است. چنان كه نيز از ديباچه معلوم مي شود تاليف اين كتاب بامر نائب السلطنه عباس ميرزا بوده و مشتمل بر لغات فارسي و موافق حروف آخر كلمات مرتب شده و لغات مترادفه را در ذيل يكي از مشاهير آن ها ذكر نموده و در ترتيب كتاب گويد: ترتيب كتاب من چنين است اي عدل

تو در زمانه ظاهر از فصل بگيرحرف اول و ز باب بگير حرف آخر براي لغات شواهدي نياورده و كتاب را بر مقدمه و ابواب و خاتمه اي ترتيب داده است. مقدمه در كليات و قواعد حروف و زبان پارسي در شش نمايش است باب اول - در رجحان زبان فارسي پس از عربي بر تمام لغات. باب دوم - در چگونگي زبان فارسي و شماره حروف. باب سوم - در بيان ضمائر لغت فارسي. باب چهارم - در حروف زائده اي كه در اوايل و اواخر كلمات آورند. باب پنجم - در الفاظ و حروفي كه براي زينت كلام آورند. باب ششم - در بيان جواز تبديل حروف به يك ديگر ابواب فرهنگ بشماره حروف تهجي است و خاتمه چنان كه در ديباچه نوشته شده مشتمل بر استعارات و كنايات و لغاتي كه مشتمل بر حروف هشتگانه يعني ث، خ، ص، ط، ظ، ع، ق، كه در اصل زبان فارسي نيامده است الا بندرت، مي باشد ولي نسخه ذيل خاتمه را ندارد، چون نسخه ديگر از اين فرهنگ تا بحال نيافته ام نمي دانم كه مولف توفيق بر تاليف خاتمه نيافته يا نويسنده اين نسخه فرهنگ آن را ننوشته است و اين فرهنگ در حدود (5000) بيت كتابت دارد. آغاز: آرايش گفتار دانشوران و پيرايش كردار سخن گستران ستايش خداوند جهان آفرين الخ. انجام: يك روئي بر وزن بدگوئي بمعني بي ريائي

و يك جهتي باشد تمت الكتاب الخ. (856) فرهنگ عباسي اين نسخه بخط نستعليق بسال 1130 نگاشته شده، نويسنده از خود نام نبرده، در پايان آخرين صفحه يادداشتي است كه بسال 1260 اين كتاب سه تومان) سي ريال كنوني (خريده شده، مهر اسم يادداشت كننده را محو كرده اند و تمام لغات كتاب با شنجرف نوشته شده است. جلد ميشن نيم ضربي. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع رحلي. شماره اوراق (321). صفحه اي (23) سطر. طول (30 سانتي متر (. عرض (21 سانتي متر (. شماره كتابخانه (6).

ديوان شادان

[539] ديوان شادان) فارسي (مهراج (1} (1} شادان تخلص كه گذشته از تصريح نويسنده نسخه در اول ديوان از اشعار او بر مي آيد كه وزير (2} (1} يكي از پادشاهان هند كه از او شاه اسكندر تعبير مي كند و ظاهرا نام وي مهاراجه چند و لعل بوده غزليات و تركيب بند و غيره در حدود (2000) بيت انشاء نموده كه از نقل ابياتي از آن پايه شاعري او بدست مي آيد، در غزليات بيشتر معاشقه او با خالق است و با مخلوق سر و كاري ندارد و مي خواسته كه قدم در وادي عرفان گذارده باشد و در يكي از رباعيات خود گويد: شادان تو محققي مي عرفان خور. در كتب رجال و سير نامي و آثاري از شادان نيافتم از ماده تاريخي كه براي تعمير پل ساخته وزير اين سطر نگاشته مي شود معلوم مي گردد كه در نيمه اول قرن سيزدهم زندگاني مي نموده و آن اينست: به عهد شاه اسكندر بشد تعمير پل يكسر ز سعي راجه چند و لعل از سابق بود بهتر بشادان شدند اجاي غريبي بهر تاريخش ز سيل اينك بود محفوظ چون اندر صدف گوهر و جاي غريبي سال 1236 را مي رساند. و در اين ديوان به مدح حضرت پيغمبر (صلی الله علیه و آله) و حضرت علي بن ابي طالب (علیه السلام) پرداخته و از آن ها اين دو بيت است: سرور كائنات فخر رسل از طفيلش باو

شده معراج هم ز فضلش علي عاليقدر مقتدا گشته از علو مزاج آغاز: بسمله ناصيه خود ز عجز بر در جانان بسا شرط غلامي بود بندگي باوفا (1207) ديوان شادان اين نسخه را بخط نستعليق خوب نوشته اند) ظاهرا در زمان خود شاعر و براي پادشاه تهيه شده باشد (، عناوين با طلا و و حواشي و ميان سطرهاي دو صفحه اول نسخه تذهيب گرديده، و تمام صفحات مجدول بطلاست، بسال 1282 داخل كتابخانه اعتضاد السلطنه گرديده است. جلد تيماجي. كاغذ ترمه. واقف سپهسالار. قطع وزيري. شماره اوراق (43). صفحه اي در متن و حاشيه (36) بيت. طول (29 سانتي متر (. عرض (18 سانتي متر (. شماره كتابخانه (1) {1}_______. (189) در ص 4 ديوانست: از طفيل جناب اقدس او گشته مشهور نام من مهراج. {1) {2) در حاشيه ص 4 گويد: تا بصد سال ز الطاف شه اسكندر گفت امروز بشادان كه وزارت فرما و در

عنوان صفحه نخستين ديوانست: ديوان وزير ارسطو دبير مهاراج راجه چند و لعل بهادر.

آداب المشق (1)

(747) آداب المشق اين نسخه بخط نستعليق خيلي خوب نگاشته شده، كاتب از خود و سال كتابت نام نبرده، در سال 1296 داخل در كتابخانه اعتضاديه شده و پشت صفحه اول بنام " رساله در قواعد خط از مير عماد " يادداشت گرديده است. جلد تيماج. كاغذ دولت آبادي. واقف سپهسالار. قطع بغلي. شماره اوراق (25). صفحه (9) سطر. طول (11 سانتي متر (، عرض (6 2/1 سانتي متر (شماره كتابخانه (648).

اوضح المسالك الي الفيه ابن مالك التوضيح > شرح الفيه (1)

(919) اوضح المسالك اين نسخه بخط نستعليق نصير بن فرج نوشته شده، سال نگارش را ننوشته، پشت نخستين برگ يادداشتي بسال 1280 نوشته شده قسمتي از آن را محو كرده اند. جلد تيماج. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع خشتي. شماره اوراق (98). صفحه اي (18) سطر. طول (20 2/1 سانتي متر (. عرض (15 سانتي متر (شماره كتابخانه (3102).

لغات زند و پازند و اوستا

[368] لغات زند و پازند و اوستا) پارسي بفارسي (اين رساله چنان كه از عبارت ذيل كه بر سر نخستين صفحه آنست، برمي ايد، يك باب از كتابي مي باشد ولي با تفحص ندانستم چه كتابي بوده و آن عبارت اينست: در چهارم مشتمل است بر لغات زند و پازند واستا (1} (1} جلوه الف از در الف. مولف ظاهرا به همان سبب كه در ذيل " لغات دساتير " در ص 256 گفته شد نامي از خود نبرده و پس از بيان معني بيشتر از لغات

ابياتي از " زراتشت بهرام " كه متضمن آن لغت مي باشد آورده و ترتيب تنظيم اين لغت مراعات حرف اول و دوم مي باشد و حرف دوم را باب و اول را فصل قرار داده است. اين رساله مشتمل بر (436) لغت و در حدود (500) بيت كتابت دارد. آغاز:) پس از عبارت بالا در چهارم تا از در الف (آبهي باباي مكسور نام رود آموست زراتشت بهرام گويد شعر. در آن وقت نزديك دريا رسيد يكي ژرف درياي بن ناپديد بوستا درون نام آن آبهي كه قعرش نبودست هرگز بهي. (886) لغات زند و پازند و اوستا اين نسخه بخط شكسته نستعليق بدون ذكر تاريخ و نويسنده نوشته شده و ضميمه نسخه شماره (90) كتابخانه مي باشد خصوصيات ديگر در ص 257 ذيل شماره (884) اين فهرست مراجعه گردد. {1) {1) _______ زند و اوستا دو كتاب ديني زردشت و پازند شرح زند است.

ديوان) كليات (تاثير

[519] ديوان) كليات (تاثير) فارسي (ميرزا محسن (1} (1} تاثير تخلص از تبريزي هاي متولد شده در اصفهانست كه شاه عباس خانواده آن ها را به اصفهان آورده و چنان كه از اين رباعي وي:) در پنجه و پنج عمر در باختني يك گوهرم افتاد و نشد ساختي تاريخ بجا خالي دندان آمد انداختمي يكي ز انداختني (بدست مي آيد، بسال 1060 متولد شده و بنابر تصريح در تذكره خوشگو بسال 1129 وفات يافته. اين شاعر چنان كه از مندرجات اين ديوان ظاهر است چندي از مستوفيان دربار صفوي و هنگامي رئيس يك قسمت از تحويل خانه بوده و چند سال وزير يزد گرديده و در سال 1120 چنان كه خود در اين قطعه تصريح كرده: چون خلاص از عمل يزد شدم گشتم آسوده فتادم به بهشت پي تاريخ يكي ز اهل سخن قلم آورد و تخلص بنوشت از اين مقام معزول و در تذكره المعاصرين است " در آخر عمر مدتي دست از مهمات دنيا بازداشت به عزت و احترام در اصفهان معتكف منزل خويش بود تا بجوار ملك

علام رحلت نمود ". اين ديوان شامل 1- قصائد در توحيد و مناقب پيغمبر اكرم و ائمه مكرم عليهم صلواه الله و مرثيه حضرت سيد الشهداء (علیه السلام) و مدح شاه سليمان و تاريخ ورود عبد العزيز پادشاه بخارا به ايران و ورود محمد خان وزير سابق و وزارت وحيد و تركيب بندي بنام "رموز العاشقين" مزيل به منقبت حضرت امام زمان (عليه السلام) و تمام اين ها برحسب شماره دقيق (1600) بيت است. 2- مقطعات و تواريخ در 216 بيت. 3- مثنوي در بيان معراج حضرت پيغمبر (صلی الله علیه و آله) ببحر تقارب در (439) بيت و بنام "منهاج المعراج" مي باشد آغاز: ستايش همان حد فرزانه ايست كه از سبحه اش نه فلك دانه ايست. 4- مثنوي ببحر مخزن الاسرار بنام "جهان نما " در (689) بيت آغاز: بسم الله الرحمن الرحيم نيزه خطيست بقصد غنيم 5- "دعوه العاشقين" ببحر خسرو شيرين در (267) بيت آغاز: بيا اي بلبل فرخ پر و بال كه از گل گشته شوريده احوال 6- مثنوي در تعريف باغات و عمارات قصر سعادت آباد اصفهان بنام "گلزار سعادت" در (527) بيت آغاز: بسردارد هواي خامه دولت ز وصف گلشن باغ سعادت 7- مثنوي در مقابل هفت پيكر بنام "ثمره الحجاب" در (148) بيت آغاز: شبي از همدمان ايماني محفلي گرم بود

رحاني 8- مثنوي براي مقدمه رساله در معما در (24) بيت آغاز: بنام آن كه در اجمال و تفصيل خردها رفت از كنهش بتحليل 9- مثنوي در وصف تفت يزد و شكر گذاري از وزارت يزد و ثناي پادشاه بنام "حسن اتفاق" در (285) بيت آغاز: تفتست و فرشته بلبل او چون آتش تفته هر گل او 10- مثنوي در راستي و درستي و اخلاق بنام "ميمنت نامه" در (293) بيت آغاز: بنام خداوند فرد قديم كه بنموده ما را ره مستقيم 11- غزليات مرتب بحروف تهجي موافق رديف ها در (10240) بيت آغاز: اي در كف حمد تو سر رشته عنوان ها دارند سرافرازي از نام تو ديوان ها 12- فردها و ابيات متفرقه مرتب بحروف تهجي موافق رديف ها در (1000) بيت. 13- رباعيات (130 رباعي (. 14- قصائد و غزليات و قطعات كه بتركي انشاء كرده در (447) بيت. بنابر تعيين تحقيقي بالا اين ديوان يا كليات شامل (16435)

بيت مي باشد ولي از خلاصه الافكار، آقاي تربيت نقل كرده اند كه ديوانش ده هزار بيت خواهد بود و بنا بر شماره بالا مرادش فقط غزليات بوده است و خوش گو نوشته كه تاثير ديوان خود را خدمت حكيم الممالك شيخ حسين شهرت بهند فرستاد و منظور نظر همه شعرا گرديد و منهم از آن بهره ها گرفتم. (1174) ديوان تاثير اين نسخه بخط شكسته نستعليق خوب نوشته شده، نويسنده از خود و سال نگارش نام نبرده، از قرائن بدست مي آيد كه در زمان حيوه شاعر نوشته شده و بنظر او رسيده و در چند جا كلمه بلغ ديده ميشود و از حاشيه اي كه نويسنده در كنار صفحه اول اشعار تركي نوشته اند اين احتمال تاييد مي شود، برگ اول نسخه را چون سرلوح داشته بريده و برده اند و به همين صورت وقف گرديده، سه سرلوح مذهب در اوائل قسمت 2 و 5 و 11 موجود و صفحات مجدول بطلا مي باشد و پاره اي از اوراق وصالي گرديده است. جلد تيماجي. كاغذ دولت آبادي. واقف سپهسالار. قطع وزيري. شماره اوراق (455). صفحه اي (12) سطر. طول (24 سانتي متر (. عرض (15 2/1 سانتي متر (. شماره كتابخانه (1) {1} _______. (283) تاثير در آخر غزلي بنام خود تصريح نموده و گويد: چند به بستر افكني محسن مستمند خود هيچ حذر نمي كني از دم

واپسين او و آقاي تربيت هم در دانشمندان آذربايجان) ص 81-77) كه شرح مفصلي در معرفي از اين شاعر و آثار وي نگاش

ديوان انوري (3)

(1166) ديوان انوري اين نسخه را بسال 1005 عليخان بن حيدرعلي بخط نستعليق نوشته، داراي دو سرلوح كوچك) يكي در اول نسخه و ديگري در اول بخش غزليات (مي باشد و در ابتداء مقطعات و رباعيات سرسوره هاي ميناكاري ظريفي است، صفحات مجدول بطلا و لاجورد و عناوين با شنجرف است، پشت صفحه نخستين جلال الدين محمد منجم مالك بودن خود را تذكر داده، در حواشي

چند صفحه از صفحاتي كه شامل مقطعات مي باشد، ابياتي از منجم مذكور بخط وي نوشته شده، تمام اوراق با كمال استادي متن و حاشيه گرديده و اين نسخه در حدود (14000) بيت شعر دارد و آغاز آن اينست: صبا بسبزه بياراست دارد نيي را نمونه گشت زمين مرغزار عقبي را جلد ميشن. كاغذ دولت آبادي. واقف سپهسالار. قطع وزيري كوچك. شماره اوراق (342). صفحه اي (71) سطر. طول (24 2/1 سانتي متر (. عرض (13 سانتي متر (شماره كتابخانه (212).

ديوان سيد رضي

[532] ديوان سيد رضي) عربي (در ص 155-149 بشرح حال و مولفات سيد رضي جامع نهج البلاغه پرداخته شد و در حاشيه ص 153 از ابن خلكان نقل گرديد كه جمعي بجمع ديوان سيد رضي مبادرت كرده اند و بهتر از همه آنست كه ابوالحكيم خپري فارسي متوفي بسال 1} (1) 476} در چهار مجلد (گرد آورده است. در ص 513 ج 1 كشف الظنون نگارش يافته كه يكي از ادبا ديوان سيد رضي را مختصر نموده و آن را "انشراح الصدر" ناميده است. اين ديوان بسال 1306 در بمبئي او بسال 1307 در بيروت در دو جلد چاپ گرديده و در حاشيه ص 153 و 154 راجع باين ديوان مطالبي است. آغاز: (1197) ديوان سيد رضي اين نسخه بخط نسخ نوشته شده، نويسنده از خود و سال نگارش نام نبرده، ظاهرا در قرن سيزدهم نگاشته شده، مرتب بترتيب حروف هجا برحسب رديف هاي ابيات مي باشد و در آغاز آن بنام "جزء اول از ديوان" نويسنده نسخه آن را معرفي كرده و تا قوافي حرف عين را شامل و بدين بيت نگارش نسخه خاتمه مي يابد: يهاب و يرجي لريب الزمان كالنصل راق عيونا و راعا جلد روغني گل و بوته و از طرف درون نرگس) نيازمند تعمير است (. كاغذ فرنگي مهر زده. واقف سپهسالار. قطع رحلي. شماره اوراق (200). صفحه اي (20) سطر. طول (31 سانتي متر

(عرض (21 سانتي متر (. شماره كتابخانه (1) {1} _______. (2747) در

حاشيه ص 153 و 154 معرفي از اين دانشمند گرديده است.

حاشيه چلبي بر مطول (1)

(1028) حاشيه چلبي بر مطول اين نسخه را بخط نسخ حافظ مصطفي القونوي بسال 1058 نوشته و از ديباچه تا آخر كتابست، صفحات با شنجرف جدول كشي شده، آبديده ولي خطوط آن ضايع نشده و برخي از برگ هاي آن وصالي گرديده است. جلد تيماجي. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع خشتي. شماره اوراق (395). صفحه اي (21) سطر. طول (20 سانتي متر (. عرض (14 2/1 سانتي متر (شماره كتابخانه (2970).

ديوان هاتف اصفهاني (1)

(1293) ديوان هاتف اصفهاني اين نسخه را بخط شكسته نستعليق خوب محمد رفيع بن محمد صادق شيرازي بسال 1221 نوشته و با ديوان صهبا و ديوان عبد المجيد درويش كه بدان پيوسته است زير شماره (401) در اين كتابخانه ثبت گرديده و برگ 38-1 نسخه اين ديوانست و خصوصيات ديگر آن را در ص 627 نگاشته ام و اين نسخه در حدود (1150) بيت از قصائد و غزليات و مقطعات و رباعيات و ترجيع بند مي باشد.

مختصر الصحاح

الصلوه و التلام علي رسوله الانام محمد و آله الكرام و صحبه العظام صلوه جامعه بين الاسم و المسمي و مزلفه بين المكشوف و المعمي. (904) مختصر الصحاح اين نسخه را بسال 928 بخط نسخ محمد بن عبد الكريم بن محمود مشهور به بكسماتي نوشته و پس از اتمام اين مختصر مثلثات قطرب كه در ص 270 و 271 از آن معرفي

شد و پس از آن قوافي تاليف حبيش تفليسي كه نيز در ص 250 و 251 آن را معرفي كرديم نگاشته شده، قسمتي از لغات نوشته نشده) بقيه تفسير ماده رجز تا قسمتي از ماده مرز (دو ورق كاغذ ننوشته بجاي آن گذارده شده و در حاشيه بسياري از صفحات حاشيه هائي از كتب قاموس و صحاح و مغرب و كتب فقه و غيره نوشته اند لغات و ابواب و فصول را باشنجرف نگاشته اند، پشت ورق اول يادداشت هائي از مالكين كتاب در هر عصر و مطالب متفرقه اي مي باشد. جلد مقوائي. كاغذ سمرقندي. واقف سپهسالار. قطع رحلي. شماره اوراق (255) اوراق اين مختصر (206). صفحه اي (25) سطر. طول (21 سانتي متر (. عرض (21 سانتي متر (. شماره كتابخانه (110).

شرح كافيه > شرح رضي

[418] شرح كافيه > شرح رضي) عربي (اين شرح از رضي استرابادي است) نجم الائمه رضي الدين محمد بن حسن استرابادي متوفي بسال 1} (1) (687} كه از مشاهير علماء اماميه بوده و در نحو مخصوصا توانائي زياد داشته و اين شرح كافيه وي خود شاهدي بزرگ بر اين مدعي است، چنان كه در آخر شرح شارح خود تصريح نموده بسال 2} (2) 686} تاليف اين شرح در جناب غروي) نجف اشرف (خاتمه يافته و سيوطي كه از مشاهير ائمه نحو مي باشد در بغيه بنام الرضي اين شارح را نام برده و گويد: امام مشهور و صاحب شرح كافيه ابن حاجب مي باشد كه مانند آن نه شرحي بر كافيه نوشته شده و نه در علم نحو كتابي تاليف گرديده و مورد اعتماد علماء معاصر و پيشين بوده و هست و در مولفات خويش بر مطالب اين شرح اعتماد نموده و روي آن بحث كرده اند و بر نام و ترجمه حال وي دست نيافته ام انتهي. شيخ رضي در اثر همين شرح معروف به شارح رضي گرديده و صاحب روضات گويند نخستين كس كه ملقب به لقب نجم الائمه گرديد اين دانشمند بود اين شرح وي بيش از سي هزار بيت (30000) كتابت دارد، مولفات ديگر اين شارح نيز شرحي بر شافيه ابن حاجب در

علم صرف و شرحي بر قصائد سبعه ابن ابي الحديد در فضائل حضرت امير المومنين علي (عليه السلام) مي باشد. شرح رضي بر كافيه مكرر چاپ شده و مولف خود آن را در دو مجلد گذارده) جلد اول در معربات دوم در مبنيات (و پس از اين كه شارح از شرح كافيه فراغت يافته و تاريخ تاليف را تذكر داده در حدود دويست بيت راجع به: هاء السكت، حرف التذكر، حرف الانكار، شين الكشكشه و سين الكسكسه باين شرح ملحق نموده است. آغاز: بسمله الحمد لله الذي جلت آلائه عن ان تحاط بعد الخ. {1) {1) _______ مجالس المومنين ص 244، اهل الامل ج 2 ص 61، روضات ص 287، كشف الحجب ص 348، بغيه الوعاه در حرف الراء، فهرست رضويه ج 3 ص 12 كشف الظنون ج 2 ص 249 در ذيل كافيه. {2) {2) در مجالس المومنين و روضات و كشف الظنون و معجم المطبوعات تاريخ تاليف اين شرح سال 683 ثبت شده ولي در آخر نسخه خطي اين كتابخانه و نسخه چاپ ايران) در سال 1275) سال 686 نوشته شده است.

ديوان سحاب (2)

(1200) ديوان سحاب اين نسخه بسال 1247 بخط نستعليق نوشته شده، نويسنده از خود نام نبرده و چون نسخه پيشين شامل غزليات و قصائد و قطعات مي باشد و صفحه نخستين مختصر تذهبي دارد و صفحات مجدول به اكليل و پشت صفحه نخستين كلمات بچگانه نوشته شده است. جلد تيماجي. كاغذ فرنگي آبي رنگ. واقف سپهسالار. قطع خشتي. شماره برگ ها (183) صفحه اي (12) سطر. طول (22 سانتي متر (عرض (14 5/1 سانتي متر (. شماره كتابخانه (392).

قاموس المحيط (10)

(870) قاموس المحيط اين نسخه بخط نسخ خوب محمد يوسف بن محمد قاسم

نطنزي در سال (1078) نوشته شده و در سنه (1081) مقابله و تصحيح كردن آن را با نسخه اي كه با نسخه مصنف مقابله شده پشت صفحه اول و در حاشيه آخرين صفحه تذكر داده اند، ورق اول كتاب بطرزي بد وصالي گرديده، صفحات مجدول بطلا و سرخي و مشتمل بر تمام كتاب مي باشد و در آخر كتاب عباراتي كه مي رساند اين نسخه از روي نسخه اي كه بسال 876 نگارش يافته، نوشته شده و پس از ختم كتاب شرح حال مصنف از كتاب "الضوء اللامع" سخاوي ملخصا در دو صفحه نوشته شده است. جلد چرمي ضربي. كاغذ اصفهاني. واقف سپهسالار. قطع رحلي كوچك. شماره اوراق (535). صفحه اي (26) سطر. طول (26 سانتي متر (. عرض (19 2/1 سانتي متر (. شماره كتابخانه (55).

ديوان فغاني شيرازي

[560] ديوان فغاني شيرازي) فارسي (شاعر شيرين سخن بابافغاني شيرازي متوفي بسال 1} (1) 925} مردي صاحب ذوق و شاعري ظريف بوده، ظاهرا در شيراز شغل چاقو سازي داشته در آن هنگام سكاكي تخلص داشته، چون صيت شعر دوستي و شاعر پروري سلطان يعقوب از تبريز بلند شد، فغاني بدان جا رفته و سال ها در آن خطه مانده و خوش بوده و چون بواسطه مرگ آن پادشاه آن رشته ذوق و معرفت پاشيده شد بشيراز برگشته، پس از چندي بخراسان رفته و در اواخر عمر از شرب باده و گذرانيدن عمر بدان گونه كه رويه وي بود پشيمان شده و توبه نموده و اين حالات از آثار وي هويدا و در مدح حضرت امام هشتم علي بن موسي الرضا عليه التحيه و الثناء قصائدي انشاء و بيشتر از اشعار او غزل و گاهي قصيده و قطعه و رباعي و ترجيع بند نيز ساخته است و روش فغاني در نظم معاني و تلفيق الفاظ روشي خاص مي باشد و غزل بلكه بيتي از ديوان او نيست كه سوزو گداز عاشقي نداشته باشد. ديوان وي بسال 1315 خورشيدي بتصحيج جوان دانشمند آقاي سهيلي خونساري و مقدمه اي در

شرح حال وي در طهران چاپ گرديده و شامل غزليات (582 غزل (و غيره مي باشد و در حدود (4000) بيت شعر است. آغاز: اي سرنامه نام تو عقل گره گشايرا ذكر تو مطلع غزل طبع سخن سرايرا {1) {1) _______ تحفه سامي ص 103-102 چاپي، مجالس المومنين ص 540-539 و هفت اقليم ص 190-187 مراجعه شده.

حاشيه شرح سيوطي بر الفيه > حاشيه ميرزا ابوطالب

[398] حاشيه شرح سيوطي بر الفيه > حاشيه ميرزا ابوطالب) عربي (نگارنده اين تعليقه و حاشيه حاج ميرزا ابوطالب اصفهاني از علماء قرن سيزدهم هجري و معاصر با فتح علي شاه قاجار بوده و بسال 1223 تاليف آن بپايان رسيده، و در مقدمه گويد كه مطالب شرح الفيه جلال الدين سيوطي كه مشهور به سيوطي گرديده در بسياري از موارد مشكل و مندمج مي باشد و فهميدن مراد آن بسي دشوار است گروهي از دانش جويان خواستار شدند كه من بحل مشكلات آن پردازم براي اجابت آن ها بنگاشتن اين حاشيه مبادرت نمودم. در كتب رجال و سير بشرح حال اين مولف و مولفات ايشان دست نيافتم چيزي كه لازم است در اين جا تذكر داد اينست كه معاصر اين مولف ميرزا ابو طالب اصفهاني پسر ميرزا عليرضا بن محمد علي بن ميرزا كوچك بن حكيم داود است كه اسلافش از مشاهير حكما و اطباء بوده اند و از مقام طبابت بتوليت آستان قدس رضوي سلام الله عليه رسيد و سي و هفت سال داراي اين منصب بزرگ بوده و بسال 1216 بدرود زندگاني گفته بنابراين، اين دو را كه هر دو اصفهاني و يك نام داشته و معاصر بوده اند يكي نبايد دانست) از ص 416 ج 2 مطلع الشمس نقل گرديد (. اين حاشيه در حدود (10000) بيت كتابت دارد و بسال 1282 مستقلا

در طهران و در حواشي سيوطي مكرر چاپ شده است. آغاز: بسمله ربنا ربنا لك الحمد لما ترفعنا نحوك الخ. (939) حاشيه ميرزاابو طالب حاشيه بر سيوطي اين نسخه بخط نسخ بسال 1260 نوشته شده، كاتب نام خود را ننگاشته، تصحيح گرديده، فقط چند حاشيه

از مولف بر اين تعليقه در حاشيه صفحات نوشته شده است. جلد تيماجي نقاشي شده. كاغذ فرنگي. واقف مشير السلطنه. قطع خشتي شماره اوراق (117). صفحه اي (25) سطر. طول (20 2/1 سانتي متر (عرض (15 2/1 سانتي متر (. شماره (520). قفسه مدرسه مشير السلطنه.

شرح شواهد التلخيص >) معاهد التنصيص ( (1)

(1068) شرح شواهد تلخيص) معاهد التنصيص (اين نسخه بخط نسخ خوب بسال 1265 نوشته شده، شواهد و اسامي شعر او عناوين مطالب را با شنجرف نوشته اند و بر ورقي كه پيش از برگ نخستين كتاب مي باشد نام شعرائي كه در اين كتاب شرح و ترجمه حالات آن ها نگارش يافته با تعيين صفحات مندرجه در آن ها ثبت گرديده است. جلد تيماجي. كاغذ سمرقندي. واقف سپهسالار. قطع رحلي. شماره اوراق (231). صفحه اي (29) سطر. طول (29 سانتي متر (. عرض (18 سانتي متر (. شماره كتابخانه (2987).

شرح تلخيص المفتاح > مختصر (2)

(1048) مختصر اين نسخه بخط نستعليق بسال 1045 نگارش يافته، بر خود نسخه بنام مطول وقف گرديده و در دفاتر كتابخانه به همين نام ثبت شده، پس از اتمام اين كتاب "منظومه ابن الشحنه" در معاني و بيان و بديع كه در ص 434-432 اين فصل معرفي خواهد شد، نوشته شده، چهار برگ نخستين نسخه از اواسط كتابست، برگ اول كتاب و اوراقي از اواسط آن افتاده و برگ هائي هم از آن وصالي گرديده و تعليقاتي بركنار صفحات نگاشته شده است. جلد تيماجي. كاغذ كاهي. واقف سپهسالار. قطع وزيري. شماره اوراق (143). صفحه اي (23) سطر. طول (25 سانتي متر (. عرض (13 سانتي متر (. شماره كتابخانه (2975).

ديوان اسيري

[514] ديوان اسيري) فارسي (شيخ شمس الدين محمد بن يحيي (1} (1} بن علي لاهيجي متوفي بسال 2} (2) 912} كه يكي از خلفاي سيد محمد نوربخش ((869-795} 3} (3) موسس سلسله نور بخشيه است كه شرح گلشن راز و مثنوي اسرار الشهود وي) در همين فصل از اين دو كتاب معرفي مي شود (حاكي از مراتب فضل و كمال علم و ادب و عرفان ايشان مي باشد، پس از مراد خويش در شيراز رحل اقامت انداخته و بدستگيري مشغول و خانقاهي بنام نوريه ساخت و در همان جا بخاك سپرده شد. گذشته از ادله اي كه قاضي نورالله بر تشيع وي نقل كرده در ديوان وي ابيات زيادي مي باشد و از آن ها اين بيت:) مرتضي آن منبع صدق و صفا آن وصي و جانشين مصطفي (صريح در تشيع اوست. ديوان لاهيجي) اسيري (شامل غزليات و رباعياتيست كه بترتيب قوافي مرتب بحروف تهجي بوده و غزليات نسخه اين كتابخانه اوراق آن جابجا گرديده چند ورقي هم از آن افتاده و تمام ديوان موافق نسخه اي كه در يكي از مجموعات كتابخانه مجلس موجود است در حدود (4390) بيت مي باشد و نسخه اين كتابخانه در حدود (3000) بيت است و قاضي نور الله گفته اند كه "ديوان او مشهور و شطري از اشعار ايشان در شرح گلشن راز موجود است". در آخر نسخه) ديوان (اين كتابخانه دو رساله كوچك كه يكي در شرح اين رباعي: از پنجه پنج شش در شش بدر آي و ز كش مكش سپهر سركش بدر آي خواهي كه چشي ذوق خوشي هاي عدم از ناخوشي وجود خوش خوش بدر آي. و آغاز آن اينست: بسمله ... حمد و سپاس و ثناي بي قياس حضرت واجب الوجودي را كه اعيان ممكنات الخ) در 77 بيت (و ديگري كه ناقص است و از آن 89 بيت مانده در شرح اين بيت است: ز درياي شهادت چون نهنگ لا بر آرد هو تيمم فرض گردد نوح را در وقت طوفانش) نسخه كامل اين رساله در كتابخانه مجلس موجود است (و آغاز آن اينست بسمله ..... حمد و سپاس

بي حد بر حضرت احد صمد و درود و ثناي بي عدد بر پيغمبر ما محمد ص متواتر و متواليا الي الابد الخ. و در مجموعه كتابخانه مجلس رساله اي) در حدود 120 بيت (در شرح دو بيت از مولوي: چون كه بي رنگي اسير رنگ شد الخ بفارسي موجود و آغاز آن اينست: بسمله الحمد لله الذي كان احاديته الخ. گذشته از طرز عبارت اين رساله و تصريح بر ارادت به سيد محمد نوربخش در آن، كه دليل بر نسبت به اسيريست، بر نسخه مجلس صريحا اين دو رساله به اسيري نسبت داده شده است. (1162) ديوان اسيري اين نسخه بخط نستعليق) در اوائل قرن يازدهم هجري نوشته شده) در آخر مثنوي اسرار الشهود تاريخ اتمام سال 1182 يادداشت گرديده ولي اين تاريخ اصل كتاب نيست بلكه هنگام تكميل نقص و افتادهاي آن كتاب مي باشد و طرز كاغذ و نگارش مويد است (، مثنوي اسيري كه آن را "اسرار الشهود" ناميده و در همين فصل از آن نام خواهيم برد پيش از غزليات گذارده شده و دو رساله كه در معني يك رباعي و يك بيت مي باشد و مختصر معرفي از آن گرديد پس از رباعيات اسيري است، اوراق غزليات جابجا شده و برخي از آن ها افتاده و دو مكتوب دوستانه در حاشيه چند صفحه آن نگارش يافته و رساله دوم ناقص و آخرين سطر آن اينست: محرم

سرادقات حضرت الهي خواهد بود بيت: ز من جان پدر اين پند بپذير بر و دامان صاحب دولتي گير كه قطره تا صدف را درنيابد نگردد گوهر و روشن نتابد. آغاز: نسخه: اي اسيري چون گرفتارش شدي دائما خون دل از ديده ببار انجام نسخه: مامست شراب وصل ياريم از هر دو جهان خبر نداريم. پشت صفحه نخستين رساله اول، گلي بامداد ترسيم شده و ظاهرا اثر فضلعلي قاجار است كه در آخر اسرار الشهود نيز گلي بسال 1223 ترسيم كرده و در آن جا رقم كرده است. جلد تيماجي. كاغذ سمرقندي. واقف سپهسالار. قطع ربعي. شماره اوراق كليه (189) ديوان (91). صفحه اي (17) سطر. طول (19 2/1 سانتي متر (. عرض (12 سانتي متر (. شماره كتابخانه ( {1} _______. (246) 1) در ص 959 هفت اقليم در ذيل لاهيجان زير عنوان قاضي يحيي گويد: " برادر قاضي

عبدالله يقيني) پيش از اين يقيني را نام برده و گويد از جانب پدر بسلسله نور بخشيه مي پيوسته (است و گذشته از شاعري بزي اهل تصوف درآمد و رياضات زياد كشيد ". و ظاهرا اين قاضي پدر اسيري است. {2) {2) شرح حال اين مرد را در ص 316 و 319 مجالس المومنين و در ص 143 ج 2 طرائق و ص 40 رياض العارفين) چاپ اول (و مختصري در ص دانشمندان آذربايجان نگاه كنيد. {3) {3) از ص 30 ج 3 طرائق و ص 313 و 315 مجالس المومنين كه شامل شرح حال آن جناب مي باشد اين تاريخ نقل گرديده.

ديوان حسن غزنوي

[525] ديوان حسن غزنوي) فارسي (سيد حسن بن ناصر علوي ملقب به اشرف الدين از شعرا و عرفاي عصر بهرامشاه غزنوي و معاصر حكيم سنائي بوده و در مقام سير و سلوك مقاماتي يافته، پادشاه هم نسبت بوي لطف و محبت داشته، چون ديد كه پاي منبر ارشاد و افاده وي هر روز در حدود هفتاد هزار كس مي نشيند و بيشتر آن ها از مريدان و پيروان وي اند صلاح كشورداري خود نديد كه در غزنين باشد، سيد هم چون اين معني را دريافت بعزم زيارت كعبه از آن جا رخت بر بست، چون به مدينه طيبه رسيد ترجيع بندي در نعت حضرت رسالت ص ع انشاء و اين يك بيت را در تاريخ گزيده حمد الله مستوفي از آن نقل نموده: لاف فرزندي نيارم زد درين حضرت ولي خدمتي گفتم ز حضرت خلعتي بيرون فرست. ديوان وي شامل مدائح بسيار از بهرامشاه مي باشد و در قصيده ايكه اين بيت مطلع آنست: چون ز غزنين كردم آهنگ ره هندوستان از سپاه روم و خيل زنگ مي بستد جهان تشريح نموده كه در اين سفر بهرامشاه نيز باو در يك كشتي بوده و او را مدح بسيار نموده و گويد: اين چنين راهي مرا خوش تر زير گشتن بود در پناه رايت منصور سلطان جهان هدايت در رياض العارفين) ص 186-185) كه معرفي از اين عارف شاعر نموده وفات ويرا بسال 535 پس از

برگشتن از حج و تكريماتي كه از طرف سلاطين عصر نسبت بوي شده در جوين اسفرائين ثبت نموده و همو در ص 292 ج 1 مجمع الفصحا كه دوباره بمعرفي وي پرداخته گويد بسال 565 وفات يافته و ديوانش پنج هزار بيت است و در حاشيه ص 220 ج 2 سخن و سخنوران وفات سيد حسن غزنوي مطابق مجمع. الفصحا ثبت گرديده و بطلان قول اول را اين بيت كه در ص 4 نسخه زيرين ديوان اوست ثابت مي كند: از بعد پانصد و چهل و پنج گوبيا در من نگر كه معجزه جد خود منم و در آتشكده چاپي) ص 106) و هفت اقليم ص 266-261 و تذكره دولتشاه ص 106-104 تاريخ وفات وي ثبت نگرديده است. (1187) ديوان حسن غزنوي اين نسخه بخط نستعليق بدون تاريخ نوشته شده، نويسنده از خود نام نبرده، ظاهرا از خطوط نيمه اول قرن سيزدهم هجري است، ديوان مختاري بدين نسخه پيوسته است و در همين فصل معرفي خواهد شد، و اين ديوان كه بدين بيت شروع شد: داند جهان كه قره عين پيمبرم شايسته ميوه دل زهرا و حيدرم برحسب شماره دقيق (1280) بيت از قصيده و غزل و ترجيع بند مي باشد و بسال 1261 داخل كتابخانه اعتضاد السلطنه شده است. جلد تيماج. كاغذ ترمه. واقف سپهسالار. قطع وزيري. شماره اوراق دو ديوان (118). اين نسخه (37). صفحه (19) سطر.

طول (26 سانتي متر (. عرض (17 سانتي متر (. شماره كتابخانه (185).

ديوان مشتاق (2)

(1270) ديوان مشتاق اصفهاني اين نسخه بخط نستعليق خوب بسال 1235 نوشته شده، شامل قصائد و غزليات و مقطعات و ترجيع و تركيب بند و رباعيات مشتاق ميباشد و در حدود 3300 بيت است. جلد تيماجي. كاغذ ترمه. واقف سپهسالار. قطع خشتي باريك. شماره اوراق (128). صفحه اي (13) بيت. طول (21 2/1 سانتي متر (. عرض (13 2/1 سانتي متر (. شماره كتابخانه (255).

ديوان لساني شيرازي

[570] ديوان لساني شيرازي) فارسي (لساني از شعراي قرن دهم هجري مي باشد (1} (1} در تذكره ها به همين تخلص معرفي گرديده و از نام اصلي وي چيزي نگاشته اند، معاصر وي سام ميرزا در تحفه سامي گويد: من با او صحبت داشته ام و شعر او بسيار خوانده ام، ......... وفات او در تبريز بسال 941 واقع شد و در سرخاب مدفون است صاحب هفت اقليم نيز همين تاريخ را سال وفات او دانسته، ادوارد برون) ص 157 ترجمه (در ج 4 تاريخ ادبيات خود وفات ويرا بسال 940 نگاشته، ديوان او را صاحب مجالس المومنين گويد صدهزار بيت از قول معتمدين و ثقات نقل نموده و آذر نزديك دوازده هزار نوشته و چنان كه ديگران نيز نوشته اند شعر خوب كم دارد و نسخه زيرين در حدود (1000) بيت از غزليات اوست كه مرتب بترتيب حروف تهجي برحسب ترتيب قوافي است و در مجالس المومنين قصيده اي از او كه در مدح حضرت مولي الموالي علي (عليه السلام) انشا نموده ضبط است. شريف تبريزي (2} (2} كه از شاگردان وي بوده چنان كه خود وي پيش سام ميرزا اعتراف كرده و او در تحفه سامي نوشته به تحريك بعضي كه خود را ظريف مي دانسته اند و مغرض بوده اند اشعاري بي معني به لساني نسبت داده و آن ها را "سهو اللسان" ناميده و ديگري از شاگردان لساني برد او پرداخته است. آغاز: زهي عشقت بياد بي نيازي داد خرمنها خم فتراك شوقت سركشان از طوق گردن ها. (1259) ديوان لساني شيرازي اين نسخه از ديوان در ص 507-403 نسخه شماره (279) كتابخانه مي باشد، شامل غزليات و قطعاتي از لساني است، خصوصيات ديگر آن را در ص 571 زير شماره (1172) نگاشته شده مراجعه نمائيد. {1) {1) _______ شرح حال لساني را معاصر وي سام ميرزا در تحفه سامي ص 104 چاپي، هفت اقليم ص 187-186، مجالس المومنين ص 542-541، آتشكده آذر ص 307 تذكره خوشگو اول حرف لام و ترجمه ج 4 ادبيات

برون ص 157 نوشته اند و در هنگام نگارش مراجعه شده است. {2) {2) در ص 618 اين فهرست معرفي از اين شاعر گرديده است.

ديوان مسعود سعد سلمان

[577] ديوان مسعود سعد سلمان) فارسي (مسعود بن سعد بن سلمان كه بنابر روش پارسي مسعود سعد سلمان خوانده مي شود از مشاهير شعراي فارسي زبانست، در دربار غزنويان مقام امارت و فرمانفرمائي داشته، بكسب كمال و فضائل پرداخته و در لباب است كه) ج 2 ص 33) از شاهنامه فردوسي انتخابي كرده و چنان كه از ابيات موجوده در ديوان وي معلوم مي شود در نظم و نثر پارسي و تازي دستي قوي داشته و مكرر بدان تصريح كرده (1} (1} ولي از آثار نثري وي چيزي در دست نيست و در اين دو زبان ناطق و مترجم بوده (2} (2} در خطاب به ثقه الملك طاهر بن علي گويد: هيچ كس راهست انصاف ده اي حاكم حق اين زبان و قلم و فكرت و خاطر كه مراست از بزرگان هنرور همه انواع منم گرچه امروز مرا نام ز جمع شعر است امير خسرو دهلوي در مقدمه غره الكمال كه سومين ديوان وي است افتخار نموده كه جز من كسي را سه ديوان نيست و مسعود سعد سلمان كه سه ديوان داشت يكي پارسي و ديگري عربي و سومي هندوي بود و از آن من همه پارسي است. از دو ديوان ديگر مسعود سعد سلمان نگارنده تاكنون خبري نيافته است. بيش از سي سال پيش علامه بزرگوار آقاي قزويني] گذشته از آن چه در حواشي چهار مقاله (182-178) درباره اين شاعر

شهير نگاشته اند [مقاله اي در شرح حال مسعود سعد مرقوم و شادروان ادوارد برون خاور شناس مشهور انگليسي آن را به انگليسي ترجمه و بسال 1905 م در مجله آسيائي در ج و بسال 1906 م نيز آن ترجمه را جداگانه منتشر كرده است و بسال 1317 خورشيدي جوان دانش پژوه آقاي سهيلي خونساري بنام "حصارناي" شرح حال مفصلي از اين شاعر با ذكر معاصرين و ممدوحين و قصائد حبسيات وي تاليف

و منتشر كرده اند و اين سه نگارش ما را بي نياز از بحث در حالات وي مي نمايد. مسعود سعد سلمان گاهي از خود در اشعار به همين سه جمله و گاهي مسعود سعد و هنگامي مسعود تنها تعبير نموده و آقاي سهيلي تولد وي را در حدود سال 435 دانسته اند و وفات او را صاحبان تذكره ها بسال 515 و 525 ثبت نموده اند و برخي سال 515 را كه شاعر هشتاد سال داشته ترجيح داده اند، در مقدار حبس مسعود سعد هم اختلاف است در يكي از اشعار خود وي نوزده سال آن تصريح شده) مر ترا هيچ باك نامد از آنك نوزده سال بوده ام بندي (تا سي سال هم نوشته اند، بيشتر از ربع اشعار ديوان وي ظاهرا در زمان ابو الملوك ارسلان بن مسعود غزنوي مي باشد كه بنابر تصريح خود مسعود سعد بسال 509 بسلطنت نشسته و بنابر ضبط مورخين بسال 511 بدان سرا شتافته. حكيم سنائي بجمع و ترتيب ديوان مسعود سعد سلمان در زمان حيواه وي پرداخته و ثقه الملك طاهر بن علي بدو تذكر داده كه اشعاري از ديگران را نيز در ديوان وي گذارده و سنائي در ضمن قطعه اي كه خطاب به مسعود سعد مي باشد از اين غفلت عذرخواهي نموده و) در ص 149 حواشي چهار مقاله اين قطعه نقل گرديده (و مندرجات اين ديوان عبارتست از: 1- قصائد و مقطعات بترتيب

حروف تهجي برحسب قوافي، 2- مثنوي در وصف امرا و درباريان و حواشي سلطان مسعود، 3- ايضا مقطعات در مدائح و مراثي و حماسه و غيره، 4- غزليات بنام دوازده ماه شمسي سي روز هر ماه بنابر نامه اي هر يك از آن ها پيش ايرانيان قديم و هفت روز هفته و غزليات مرتبه بحروف تهجي 5- رباعيات. اين ديوان بسال 1296 از روي نسخه نفيسي كه در كتابخانه اعتضاد السلطنه بوده و از قرائن پيداست كه غير از اين نسخه زيرين بوده در طهران چاپ شده است. {1) _______ {1) از آن جمله است: مرا بدان تو كه در پارسي و در تازي بنظم و نثر ندارد چو من كس استقلال بنظم و نثر كسي را گر افتخار بود مراسزاست كه امروز نظم و نثر مراست به هيچ وقت مرا نظم و نثر كم نشود كه نظم و نثرم در است و طبع من درياست {2) {2)

منم كاندر عرب و اندر عجم كس نباشد چون من از چيره زباني بدين هر دو زبان در هر دو ميدان بگردونم رسيده كامراني گر افتد مشكلي در نظم و در نثر ز من خواهد زمانه ترجماني سجود آرد به پيش خاطر من روان رودكي و ابن هاني

ديوان سوزني

[537] ديوان سوزني) فارسي (حكيم سوزني از مشاهير شعراي قرن ششم هجري بوده و قصائد غرا دارد، نصف ديوان وي مشتمل بر اهاجي ركي كه مي باشد، ولي در اواخر عمر پشيمان شده و توبه نموده و در قصيده اي كه بدين مطلع است: اي خداوندي كه اكرام تو جاه آورده ام زان كه تو دستم گرفتي پايگاه آورده ام گويد: پنج ره روزي بدر گه خوانديم پنجاه سال رو بسوي در گه تو گاه گاه آورده ام توبه كردم توبه كردم فضل كن رحمت نماي چون بدرگاه تو خود را در پناه آورده ام بنابراين در 65 سالگي توبه نموده و در اشعار خود مكرر به هفتاد سالگي (1} (1} و به هشتاد سالگي خود تصريح نموده گذشته از اين كه در بسياري از ابيات اشاره به پيري و موي سفيد خود كرده است. نام سوزني چنان كه از اين بيت وي:) نام من مسعود و القابم بخواني سوزني نيك نامستم گنه كارم پناه آورده ام (. كه در قصيده توحيدي او مي باشد مسعود (2} (2} پدر او بنابر ضبط در تاريخ گزيده السلاني است و ممدوحين او طمغاج خان مسعود (3} (1} بن حسين و وزراء او] ويژه سعد الملك مسعود بن اسعد (4} (2} ] و سلطان سنجر سلجوقي و طغان شاه (5} (3} و افتخار الدين و حميد الدين جوهري مستوفي (4) و غير از اين هاست. دولتشاه سمرقندي

و تقي الدين كاشي (1) و آذر وفات سوزني را بسال 569 نقل كرده اند و در تاريخ گزيده سوزني را از كلاش توابع سمرقند شناسانده و آذر گويد عمر او از هشتاد گذشته بود و چنان كه گفتيم خود وي هشتاد سالگي خود را ياد نموده بنابراين پيش از سال 489 متولد شده است. ديوان حكيم سوزني را آذر قريب ده هزار بيت و صاحب مجمع الفصحا) ج 1 ص 252-

249. دوازده هزار بيت دانسته و نسخه زيرين در حدود (8200) بيت است. آغاز: در هرگناه سخره ديوم بخير خير يا رب مرا خلاص ده از ديو سخره گير (1204) ديوان سوزني اين نسخه بخط نستعليق خوب بسال 1033 نوشته شده، پيش از شروع بنگارش نسخه دو مجلس نقاشي ظريف كه مجلس بزم شاه عباس را مجسم مي نمايد موجود و در آخر نسخه هم شكارگاه شاه عباس و هنگام شكار در دو صفحه بوده، پيش از ورود نسخه به كتابخانه اعتضاد السلطنه يك صفحه آن برداشته شده، اطراف اين سه مجلس صورت سازي كه تمام صفحه را فراگرفته تذهيب بسيار ظريف و نقاشي ممتاز گرديده، داراي سه سرلوح بسيار زيباست، اطراف صفحه اي كه سرلوح دارد و صفحه مقابل آن نقاشي بسيار ظريفي گرديده و نسخه سه بخش است: 1- مدائح. 2- هجويات. 3- رباعيات. تمام برگ ها متن و حاشيه و مجدول بطلا و لاجورد و شنجرف و غيره و زر افشان و اطراف مطالع آن و ميان مصرع ها تذهيب ظريف گرديده و از قرائن موجوده در نسخه بدست مي آيد كه مخصوص كتابخانه شاه عباس تهيه شده و چند يادداشت از اشخاص پشت برگ نخستين نسخه است. جلد ساغري ضربي مينا شده و طرف اندرون سوخته. كاغذ متن خان بالغ حاشيه بخارائي. واقف سپهسالار. قطع وزيري. شماره اوراق

(285 ). صفحه اي (15) سطر. طول (25 2/1 سانتي متر (. عرض (15 سانتي متر (. شماره كتابخانه (1) {1} _______. (418) هفتاد ساله گشتي توحيد و زهد گوي كم خاي ژاژ و پيش مدوچون خران عنك و نيز گويد: در باغ عمر سوزني اي صدر روزبه هفتاد شد خزان و تموز و دي و بهار {2) {2) در تاريخ گزيده) ص 820 چاپي (سوزني بنام ابوبكر بدون نام پدر ولي در نسخه كهن سال اين كتابخانه و نسخه خطي مجلس ابوبكر بن السلاني معرفي شده و در لباب الالباب) ص 198-191 ج 2) وهفت اقليم) ص 1158) بنام محمد بن علي و آذر او را) ص 348) شمس الدين محمد و از اولادهاي سلمان فارسي دانسته خود وي نيز به اين انتساب تصريح كرده و گويد: اگر به نسبت سلمانيم زروي پدر كه تا بسيرت سلمان

شوم دعائي گوي و در جاي ديگر گويد: بزهد سلمان اندر رسان مرا ملكا چو يافتم ز پدر كز نژاد سلمانم {1) {3) عوفي در ص 42 ج 1 طمغاج خان را جلال الدين ابراهيم بن حسين معرفي نموده و عين اين شرح را كه عوفي نوشته در هفت اقليم مي بينم ولي سوزني مكرر نام طمغاج خان را مسعود و پدرش را حسين گفته از آن هاست: قلج طمغاج خان مسعود شاهنشاه مشرق را، طمغاج خان اعظم مسعود ركن دين، قلج طمغاج خان مسعود ركن الدين و الدنيا، شهنشاه مسعود ابن الحسين. خدا يگانا بخت كسي كه نام تو گفت شود چو نام تو مسعود هم در آن گفتن شاه جهان ركن الدين و دنيا) كذا (مسعود. و غير از اين هاست. آقاي قزويني در حواشي لباب الباب) ص 301-300) گويند: قلج طمغاج خان ما قبل آخرين از ملوك خانيه ماوراء النهر است كه ايشان را خاقانيه و ايلك خانيه و آل افراسياب ني

رساله در الفاظ مفرده (1)

(831) رساله در الفاظ مفرده اين نسخه را بخط نستعليق خوب محمد امين بسال 1109 نگاشته و در حاشيه دو ورق اول آن لغات مثلثه كه در حرف لام از همين فصل آن را معرفي خواهيم نمود نگاشته شده و خود اين رساله هم پس از كنز اللغه مي باشد، خصوصيات ديگر نسخه در ذيل كنز اللغه كه در تحت شماره (107) كتابخانه است، ذكر خواهد شد.

كافيه ابن حاجب (5)

(1013) كافيه اين نسخه بخط نستعليق بد خطي نوشته شده، حاشيه اي از مصلح الدين لاري بر هدايه ضميمه آنست) از اين حاشيه در فصل حكمت و فلسفه معرفي مي شود (، و نويسنده اين نسخه اخير كه نيز نويسنده نسخه پيشين مي باشد محمود بن سليمان است و سال نگارش را ننگاشته و طرز نوشتن مي رساند كاتب از تركان عثماني

بوده، همين كاتب در حاشيه بيشتر از صفحات آخر تعليقات و حواشي بر كافيه را از دانشمندان نوشته است. جلد تيماجي. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع خشتي. شماره اوراق (120). صفحه اي (9) سطر. طول (21 سانتي متر (. عرض (15 2/1 سانتي متر (. شماره كتابخانه (3162).

التصريح بمضمون التوضيح (1)

(922) التصريح بمضمون التوضيح اين نسخه را بخط نسخ محمد بن حسين بسال 1081 نوشته، چند ورق از اول و آخر آن وصالي شده و پشت صفحه اول يادداشت هائي و مطالب متفرقه اي نگاشته اند و اين نسخه سال فراغت از تاليف را مطابق آن چه صاحب روضات نقل كرده بود داراست. جلد تيماجي. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع رحلي. شماره اوراق (284). صفحه اي (29) سطر. طول (29 سانتي متر (. عرض (22 2/1 سانتي متر (. شماره كتابخانه (3215).

غرر الحكم و درر الكلم

[326] غرر الحكم و درر الكلم) عربي (جامع اين كتاب كه نيز مشتمل بر قسمتي از كلمات قصار حضرت امير المومنين علي بن ابيطالب (عليه السلام) مي باشد آمدي ره است) ناصح الدين ابو الفتح عبد الواحد بن محمد بن عبد الواحد التميمي الامدي (كه بتصريح صاحب روضات) در ص 464) معاصر سيد رضي ره متوفي (406) و سيد مرتضي ره متوفي (436) و شيخ طوسي ره متوفي (461) بوده و نيز از اين شهر آشوب نقل نموده كه از علماء اماميه بوده و گويد روايتي در كتب اماميه بدو نمي رسد و هم از قاموس و تقويم البلدان نقل كرده است كه آمد شهري است ميان دجله و فرات از دياربكر و داراي باغ ها و اراضي زراعتي است و بفتح و ضم و كسر ميم قرائت شده. و صاحب معجم المطبوعات) در ص 91) وفات اين مولف را بسال 510 ضبط نموده و

ماخذ خود را هم ننگاشته بنابر آن چه نقل شد بسيار دور بنظر مي ايد كه تا اين تاريخ زندگاني كرده باشد. آمدي در مقدمه اين كتاب گويد: آن چه مرا وادار بر جمع آوري اين كتاب كرد افتخاري است كه ابو عثمان جاحظ در جمع آوري مائه كلمه نموده است و بسي موجب تعجب مي باشد كه اين مرد با اين كه علامه روزگار خويش بوده و در دانش و بينش يگانه عصرخود شمرده مي شود و بمبدء نزديك تر بوده چگونه عظمت كلمات ديگر آن حضرت بر او مخفي شده و از آن همه كلمات بي شمار بدين شماره اندك قناعت نموده و من با اين كه شايستگي اين مقام را ندارم بسياري از كلمات آن حضرت را جمع نموده، گرچه در مقابل حكم و مواعظ و كلمات آن حضرت اندكي از بسيار و يكي از هزار است و آن را بترتيب حروف معجم مرتب ساختم و اسانيد آن را براي اختصار انداختم و آخر كلمات را هم چون ذوق و طباع مائل بسجع بود و بگوش خوش تر مي آمد مسجع قرار دادم و آن را "غرر الحكم و درر الكلم" ناميدم. اين كتاب بيش از چهار هزار بيت كتابت دارد و در مصر و بمبئي چاپ شده و عبد الكريم بن محمد يحيي قزويني آن را به نود و نه باب تقسيم و مطالب متفرقه راجعه بيك موضوع را جمع و در ابواب مذكوره منظم كرده پس از آن بشرح وي

پرداخته و آن را "نظم الغرر و نضد الدرر" ناميده و در اين فصل آن را مفصلا ذكر خواهيم و چنان كه در مقدمه مجلد دوم اين كتاب نگاشته شده همين مولف "غرر الحكم" را نيز بفارسي ترجمه نموده و آن را "اصداف الدرر" نام نهاده و آقا جمال خونساري بر غرر الحكم شرحي فارسي نگاشته كه در ص (36-34) اين فصل به تفصيل از آن نام برده شد. و نيز اين كتاب را برحسب خواهش آقاميرزا احمد تبريزي متوطن شيراز ميرزا محسن خوش نويس) عماد الفقرا (متخلص بحالي كه از اهالي اردبيل و فضلاء آن سامان اند بفارسي ترجمه نموده و قسمتي از آن ترجمه ذيل قسمتي از غرر الحكم در ضمن مجموعه اي كه بنام "انهار جاريه" در شيراز ميرزا احمد مذكور در مطبعه خويش بسال 1344 طبع نموده اند مندرج گرديده است. آغاز: بسمله الحمد لله الذي هدانا بتوفيقه الي جاده طريقه

الخ. (788) غرر الحكم و درر الكلم اين نسخه بخط نسخ خوب در مدينه طيبه بسال 995 نگاشته شده و در سال 1049 معز الدين مخاطب بمعز الملك بخط خود شرحي مبني بر اين كه اين كتاب را به سيد امير محمد زمان بنام يادگار داده نوشته و بنابراين سيد مذكور از علماء آن عصر بوده و در ذيل اين شرح مهر مدوري است كه بر آن چنين نقش گرديده: بنده شاه جهان پادشاه غازي معز الملك. ورق اول و آخر كتاب وصالي گرديده، كلمات افتاده از متن در حاشيه نگاشته شده و نسخه در آب افتاده ولي خطوط آن سالم مانده است. جلد تيماجي. كاغذ حنائي. واقف سپهسالار. قطع ربعي. شماره اوراق (156). صفحه (21) سطر. طول (19 2/1 سانتي متر (عرض. (13 2/1 سانتي متر (. شماره كتابخانه (2842).

ديوان) كليات (عرفي (3)

(1231) ديوان عرفي شيرازي اين نسخه بخشي از اول آن افتاده و بيت نخستين آن كه از رديف دال غزليات مي باشد اينست: و برگ هائي ميان برگ اول و دوم آن افتاده، اين قسمت موجود كه شامل بخشي از غزليات و قصائد و مقطعات و رباعيات مي باشد در حدود 4200 بيت مي باشد و اشعاري كه عرفي پس از ديوان اول خود، سروده در اين نسخه موجود و از آن ها اين قطعه است. يكتا گهر محيط اخلاص از بحر محيط پادشا زاد تاريخ تولدش چه پرسي "آرايش روزگار مازاد" و اين مصراع چهارم موافق حساب ابجد سال 999 را معين مي كند، برگ هائي از نسخه وصالي شده و ابياتي هم در حواشي نگارش يافته و اگر در زمان حيات شاعر نگاشته نشده باشد مسلما در سال هاي اوائل قرن يازدهم هجري نگارش يافته است. جلد تيماجي. كاغذ حنائي. واقف سپهسالار. قطع خشتي باريك. شماره اوراق (142). صفحه اي (14) سطر. طول (22 سانتي متر (. عرض (11 سانتي متر (. شماره كتابخانه (296).

ديوان مجد الدين ساوجي

[573] ديوان مجد الدين ساوجي) فارسي (حاج ميرزا ابوالفضل مجد الدين) محمد بن فضل الله 2} (2) {1} 1312-1247} از شعرا و دانشمندان قرن سيزدهم و اوائل چهاردهم هجري بوده و بشهادت معاصرين در تحصيل علوم و فضائل جدي وافي و سعيي كافي داشته و گذشته از فضائل ادبي و علمي طبيعي ماهر و لايق و شايسته بوده و بنابر تصريح در الماثر و الاثار در تاليف نامه دانشوران شريك بوده و بسياري از مطالب آن كتاب ترجمه و انشاء اين دانشور مي باشد، در نوشتن خطوط نستعليق و شكسته و نسخ و ثلث چون پدر خويش (3} (3} مهارت داشته و كتيبه هاي عمارات سلطنتي آن عصر بيشتر بخط اين دانشمند نگارش يافته است. هدايت درباره وي نوشته اند "گاهي بنظم غزل و قصيده رغبتي مي نمايد" و در حدود 158 بيت انشائي او را از غزليات و مسمطات و غيره نقل و در گنج شايگان چهار قصيده از او كه در مدح صدراعظم انشاء نموده و 159 بيت مي باشد درج شده و يك غزل در طرائق از او نقل شده و با اين غزليات كه نسخه زير شامل است در حدود (508) بيت از او سراغ دارم و نمي دانم آيا ديگر آثار نظمي و نثري وي در كجا وجود دارد و در اشعار "مجد الدين" تخلص مي كرده است. (1262) ديوان مجدالدين ساوجي اين نسخه بخط

نستعليق خيلي خوب خود شاعر نوشته شده و در آخر بخط شكسته اين معني را تصريح نموده و بسال 1274 نگاشته شده، شامل 16 غزل مي باشد كه همه را بنام پادشاه عصر موشح نموده و 186 بيت مي باشد و آغاز آن اينست: با ما بتابهل ز سر اين پس عتابرا بر عاشقان مخواه ز هجران عذابرا داراي يك سرلوح زيباست و ميان سطرهاي تمام صفحات طلا اندازي شده و فاصله غزليات تذهيب ظريفي گرديده و پشت صفحه نخستين دخول آن بكتابخانه اعتضاديه بسال 1293 يادداشت شده است. جلد تيماجي. كاغذ متن خان بالغ و حاشيه الوان. واقف سپهسالار. قطع وزيري. شماره برگ ها (8). صفحه اي (14) بيت. طول (27 سانتي متر (. عرض (16 سانتي متر (. شماره كتابخانه (. (166))

1. {1} _______ مولف طرائق الحقائق در ذيل شرح حال وي گويد: در ماه رمضان المبارك سال هزار و سيصد و دوازده در منزل فقير چند شبي بماند و در ضمن صحبت گفت اي فلاني شصت و پنج سال عمر منست بعد از اين ماه طولي نكشد كه مرا اجل محتوم برسد و مي خواهم بكوه شهر بانو دفن شوم و علي الجمله چنين شد و وارث در سر مزار معروف بقبر آقا) مدفن حاج ميرزا زين العابدين (امام جمعه طهران) در جنوب طهرانست (كالبدش را بخاك سپردند رحمه الله عليه. {2) {2) در ص 69-68 و 518-509 گنج شايگان، مجمع الفصحا ج 2 ص 432-430، الماثر و الاثار ص 202 و طرائق الحقائق ج 3 ص 274 شرح حال و آثاري از اين دانشمند موجود است. {3) {3) حاج ميرزا فضل الله ساوجي از فضلاي طهران بوده و خط ثلث و نسخ و نستعليق را بسيار خوب مي نوشته و در معرفت احوال خطاطين يگانه عصر بوده و بسال 1275 وفات يافته است.

جنات الوصال (1)

(1127) جنات الوصال اين نسخه را بخط نستعليق خوب بسال 1276 صفا نام شاعر نوشته و در آخر هر يك از مجلدات اتمام را با بيتي ادا نموده و سال نگارش فقط در آخر مجلد سوم نگاشته شده و داراي پنج سرلوح بطرزهاي گوناگون مي باشد، صفحات مجدول بطلا و لاجورد و ابياتي كه عناوين مطالب را حاكي است با سرخي نوشته شده، مجلد پنجم افتاده دارد و ظاهرا يك برگ بيشتر نباشد و آخرين شعر نسخه اينست: چون كه بنمودند غصب حقشان اين عداوت شد پديد اندر ميان جلد تيماجي. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع وزيري. شماره اوراق (108) صفحه اي (35) سطر در متن و حاشيه. طول (18 2/1 سانتي متر (. عرض (29 2/1 سانتي متر (شماره كتابخانه (179).

نهج البلاغه (9)

(811) نهج البلاغه اين نسخه بخط نسخ در سال 1263 نگاشته شده و كاتب از خود نام نبرده و مشتمل بر تمام كتاب مي باشد، همان كاتب پس از اتمام كتاب عهدنامه حضرت را بمالك اشتر نخعي نوشته است. جلد تيماجي. كاغذ سمرقندي. واقف سپهسالار. قطع رحلي كوچك. شماره اوراق (168). صفحه (17) سطر. طول (29 سانتي متر (. عرض (19 سانتي متر (. شماره كتابخانه (3087).

ديوان ازرقي

[513] ديوان ازرقي) فارسي (ابوبكر بن اسمعيل و راق هروي متخلص به ازرقي (1} (2} يكي از شعراي مشهور ايران مي باشد، حمدالله مستوفي در تاريخ گزيده لقب او را افضل الدين و هدايت در مجمع الفصحاء زين الدين ثبت كرده اند و عوفي و امين احمد رازي او را بدين عنوان: الاجل الحكيم شرف الزمان ابو المحاسن الازرقي الهروي معرفي نموده و او را از مخصوصان طغان شاه خوانده و زمان او را بر معزي سابق دانسته و گويند: " ديوان او خود بتمامت غريب و عجيب است و تشبيهات و نوادر او دل فريب "گذشته از ديوان دو كتاب منظوم ديگر به ازرقي نسبت داده شده يكي الفيه و شلفيه (2} (3} و ديگري سند باد مي باشد (4) و خود بدين مولفه خويش در اين بيت) هر كه بيند شهريارا پندهاي سند باد نيك داند كاند را و دشوار باشد شاعري (اشاره نموده است وفات ازرقي در مجمع الفصحا بسال 526 و در فهرست كتابخانه مجلس) ج 1 خطي (سال 526 يا 527 ضبط گرديده ولي علامه نحرير آقاي قزويني در حواشي چهار مقاله وفات ازرقي را پيش از سال 465 كه سال جلوس ملكشاه است دانسته اند و در اين جا نيز تذكر داده اند كه طغانشاه ابن ارسلان از طرف الب ارسلان حاكم هرات بوده ولي كاملا مجهول است و بعضي كه ممدوح

ويرا طغانشاه ابن مويد دانسته و به همين جهت بيت او را كه شامل مدح آن پادشاه بوده بنام اين پادشاه كرده اند

راه غلط پيموده اند و اين پادشاه اخير از سال 569 تا 581 سلطنت داشته و پدر از رقي اسمعيل وراق است كه فردوسي را در هنگام فرار از سلطان محمود شش ماه جاي داده و برحسب عادت مشكل است پس او تا زمان اين طغانشاه زندگاني كرده باشد. ديوان ازرقي كه شامل قصائد و رباعيات مي باشد، موافق نسخه اي كه در كتابخانه مجلس موجود است در حدود (2406) بيت شعر) قصائد و 21 قطعه شامل 152 بيت و 77 رباعي (مي باشد، 762 بيت از آن در مجمع الفصحا و 224 بيت در لباب الالباب چاپ گرديده ولي تمام آن تاكنون چاپ نگرديده است. آغاز: بسمله، چه جرمست اين كه هر ساعت ز موج نيلگون دريا زمين را سايبان بندد به پيش گنبد خضرا الخ. (1161) ديوان از رقي هروي اين نسخه فقط شامل قصائد ازرقي مي باشد و 1795 بيت مي باشد، بخط شكسته نستعليق بسال 1261 نوشته شده، و در حاشيه صفحات معاني برخي از واژه هاي مشكل آن يادداشت گرديده است. جلد مقوائي. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع وزيري كوچك. شماره اوراق (55). صفحه اي (17) سطر. طول (24 سانتي متر (. عرض (15 2/1 سانتي متر (. شماره كتابخانه (2) {1} _______. (376) از اين شاعر در ص 104-86 ج 2 لباب الباب و 318 و 319) حواشي (آن و ص 43 و 44

چهار مقاله و 178-171) حواشي آن (و تاريخ گزيده ص 814) عكسي (و ص 139 ج 1 مجمع الفصحا و ص 542-536 هفت اقليم معرفي گرديد و در نگارش اين شرح بدان ها مراجعه شده است. {3) {2) الفيه و شلفيه و سندباد گويند دو كتاب از كتاب هاي باستاني مي باشند در ص 811 و 844 تاريخ گزيده) چاپ عكسي (نيز از سندباد و ترجمه تركي آن ياد شده و آقاي قزويني در معرفي از آن ها و ترجمه هاي نثري و نظمي كه از اين دو گرديده در ص 318 و 319 جلد اول لباب الالباب) قسمت حواشي (و در ص 174-171 چهار مقاله نظامي عروضي) در تعليقات (شرح مفصل و مفيدي نگاشته اند.

تذكره دولتشاه سمرقندي (4)

(1120) تذكره دولتشاه سمرقندي نسخه اي از اين تذكره ضميمه) جزء 11) مجموعه شماره (2914) اين كتابخانه مي باشد كه بسال 1234 نوشته شده، خصوصيات ديگر نسخه زير معرفي آن مجموعه مي آيد.

شرح لب الالباب > العباب

حسن الشبيبه يتشيع مات سنه 776 ". و عبارت شذرات بدين گونه مي باشد: " و كان يتشيع و كان احد ائمه المعقول حسن الشيبه ".

مائه كلمه

ي و مقدماتي كه بيان آن ها لازم مي باشد از قبيل تعريف نفس حيواني و تحقيق در آن و برهان بوجود آن و غير از اين ها. قسم دوم: در شرح كلمات قصار) مائه كلمه الجاحظ (. قسم سوم: در لواحق و متممات و در اين قسم شطري از فضائل و كمالات حضرت علي (عليه السلام) و آن كه آن حضرت مستجمع جميع صفات كماليه انسانيه بوده اند مي باشد. و در ص 566 كشف الحجب و الاستار نام اين شرح را "منهاج العارفين في شرح كلام امير المومنين (علیه السلام) " معرفي كرده ولي در خود كتاب اين نام نيست. آغاز اين شرح اين: بسمله اللهم يا ذالجلال و الاكرام ياحي ياقدوس يا سلام الخ. و انجام آن اينست: اللهم وفقنا لفهم هذه الكلمات و العمل بمقتضاها كما تحب و ترضي و اجعل عواقب امورنا خيرا واعذنا من شرور انفسنا و سيات اعمالنا و قبائح افعالنا بحق محمد و آله و عترته الطاهرين آمين يا رب العالمين. قطب راوندي را نيز بر اين كلمات قصار) مائه كلمه الجاحظ (شرحي مي باشد. اين كلمات قصار مكرر بنظم و نثر فارسي ترجمه شده و در ذيل "صد كلمه" در ص (72-68) همين مجلد پاره اي از آن ها را نقل نموده ايم. آغاز: بسمله لو كشف الغطاء ما ازددت يقينا. انجام: لسان العاقل وراء قلبه و

قلب الاحمق وراء لسانه. (2} (1} اللهم اغفر رمزات الالحاظ وسقطات الالفاظ و شهوات الجنان و هفوات اللسان. (789) مائه كلمه اين نسخه را بخط بسيار خوب آقا زين العابدين اصفهاني در سال 1276 نگاشته و پس از اتمام آن مناجات منسوب به حضرت علي بن ابي طالب (عليه السلام) كه اول آن اين است:) لك الحمد يا ذا الجود و المجد و العلي (نيز همين كاتب نگاشته و در آخرين قسمت رقم كرده و اوراق نسخه متن و حاشيه است و داراي يك سرلوح كوچك مي باشد. جلد تيماجي. كاغذ متن حنائي، حاشيه آبي فرنگي. واقف سپهسالار. قطع ربعي. شماره اوراق (27). صفحه (4) سطر. طول (17 2/1 سانتي متر (. عرض (11 2/1 سانتي متر (. شماره كتابخانه (997) 1) {1) _______. (مطالب راجعه بجاحظ از اين كتب اقتباس شده: ابن خلكان ص 388 و 389 ج 1، فهرست ابن النديم ص 57 و 169)، روضات ص 502 و 505 معجم المطبوعات ص 668-666 و بغيه الوعاه نسخه خطي مدرسه ورق 479 ب. باتفاق همه مورخين وفات جاحظ در محرم سال 255 بوده و ابن خلكان از وي نقل نموده كه فلج و درديكه بواسطه سنگ مثانه دارم مرا بزحمت انداخته است و عوارض نود و شش سالگي بدتر از همه مي باشد و اگر فرض كنيم كه در همين سال وفات كرده باشد تولد

وي بسال 159 يا 158 خواهد بود و در معجم المطبوعات تولد جاحظ سال 160 ضبط گرديده ماخذ آن را ندانستم و بنابر آن چه گفته شد مسلما پيش از سال 160 تولد يافته است. {1) {2) آخر بيشتر نسخ ها چنان است كه نقل گرديد ولي آخر نسخه ذيل اين جمله است: البخيل مستعجل للفقر يعبش في الدنيا عيش الفقراء و يحاسب في الاخره حساب الاغنياء اللهم اغفر رمزات الخ و آخر نسخه صد كلمه پيش از اللهم اغفر الخ ما اضمر احد شيئا الاظهر في وجهه و فلتات لسانه مي باشد و در تقديم و تاخير سائر جمل با يك ديگر مختلف اند.

منتخب اللغات شاهجهاني (2)

(909) منتخب اللغات شاهجهاني اين نسخه بخط نسخ ابوالقاسم بن حسنقلي بسال 1249 نوشته شده، قسمتي از مقدمه كتاب) از ابتدا تا اما بعد (را نويسنده ننوشته و از اما بعد شروع كرده است، پشت صفحه اول يادداشتي از محمد حسين بن فضل الله حسيني مي باشد كه در همان سال نگارش نسخه نوشته شده و از قرينه عبارت آخر نسخه كه مقدمه براي نوشتن نام كسي است كه نسخه را نويسنده براي وي نوشته و ناتمام مانده معلوم مي شود كه براي سيد نام برده بالا كه از علماء آن عصر بوده نگارش يافته و در آخرين صفحه مقابله و تصحيح آن نيز يادداشت شده است. جلد تيماجي. كاغذ فرنگي مهره زده. واقف سپهسالار. قطع رحلي. شماره اوراق (191). صفحه اي (26) سطر. طول (30 2/1 سانتي متر (. عرض (21 سانتي متر (. شماره كتابخانه (32).

خمسه هاتفي) ليلي و مجنون، هفت منظر، تمرنامه يا ظفر نامه هاتفي ( (1)

(1152) خمسه هاتفي ليلي و مجنون هفت منظر و تمرنانه اين نسخه بخط نستعليق خوب) ظاهرا در اواسط قرن دهم هجري (نوشته شده، نويسنده از خود و سال نگارش نام نبرده، دو صفحه نخستين ليلي مجنون نقاشي و ميناكاري و تذهيب ظريفي گرديده، در ابتداء دو كتاب ديگر دو سرلوح ظريف كوچك مي باشد، صفحات مجدول بطلا و لاجورد است، پشت برگ نخستين مرحوم رضا قليخان هدايت شرحي در معرفي از نسخه و مولف آن بسال 1283 در تبريز نوشته و يادداشت ورود بكتابخانه اعتضاد السلطنه نيز در همين صفحه است. در آخر نسخه آثار محو چندين سطر وجود دارد. جلد تيماجي. كاغذ بخارائي. واقف سپهسالار. قطع وزيري كوچك. شماره اوراق (314). صفحه اي (15) سطر. طول (22 2/1 سانتي متر (. عرض (12 2/1 سانتي متر (شماره كتابخانه (280).

حاشيه بر شرح جامي از سيد جزائري

[396] حاشيه بر شرح جامي از سيد جزائري) عربي (سيد نعمه الله جزائري (1} (1} يكي از مشاهير علماء قرن يازدهم هجري و صاحب تاليف هاي زياد مي باشد، وفات وي بسال 1112 در قريه جايدر اتفاق افتاده، صاحب روضات بعنوان السيد السند المعتمد الجليل الاواء نعمه الله بن عبدالله الحسيني الموسوي الجزائري الشوشتري معرفي كامل از ايشان و مولفاتشان نموده و گويد الجزائر در اطراف شط العرب واقع شده نخست در آن جا بكسب دانش مشغول گرديد پس از آن به شيراز آمد و از دانشمندان آن جا بهره گرفت و باصفهان شتافت بشرف شاگردي آقاحسين خونساري و ملامحسن فيض كاشي و علامه مجلسي و بسياري از معاصرين ايشان نائل شد و چنان كه نوه ايشان سيد عبدالله بن نور الدين بن نعمه الله در يكي از اجازاه خود گفته تولد اين سيد جليل در ده صباعيه از جزائر در حدود سال {1050 (1) {2 بوده و مولفات اين سيد عبارت است از: شرح تهذيب الاحكام كبير و صغير، شرح صحيفه سجاديه كبير و صغير، شرح ملحقات صحيفه، الانوار النعمانيه، شرح غوالي اللالي ابن ابي جمهور احسائي، رساله اي بنام التحفه در نماز، شرح عيون اخبار الرضا، شرح توحيد صدوق، شرح احتجاج بنام قاطع اللجاج، شرح كافيه ابن حاجب، شرح روضه كافي ) در فهرست معارف ج 1 ص 67 نوشته شده كه دو شرح يكي مختصر و ديگر مفصل بر اين كتاب نگاشته (، زهر الربيع، غرائب الاخبار و نوادر الاثار، شرح تهذيب شيخ بهائي در نحو، قصص الانبياء، رياض الابرار في مناقب الائمه الاطهار، شرح اسماء الحسني )اين شرح تا حرف ضار تاليف شده وبسيار متصل است (، شرح استبصار )آقاي جواهر كلام در ص 55 ج 1 فهرست معارف دو شرح بر استبصار بايشان نسبت داده اند يكي بنام " غايه المرام " در هشت مجلد و ديگري در دوازده مجلد و گويند از اين شرح چند مجلد در كتابخانه امام جمعه كرمانشاهان ديده ام. ولي بتصريح در ص 328 كشف الحجب غايه المرام شرح تهذيب الاحكام ميباشد و نيز در ص 322

تصريح شده كه شرح استبصار بنام كشف الاسرار مي باشد و در قصص العلماء نيز شرح تهذيب را در هشت مجلد و شرح استبصار را بنام كشف الاسرار در دو مجلد بنقل از نوشته سيد مولف معرفي نموده است (، شرح نهج البلاغه) ص 514 مستدرك (حواشي و تعليقات بر قرآن كريم يا تفسير آن در سه مجلد بزرگ) حاجي نوري در ص 514 ج 3 مستدرك نام اين تفسير را "العقود و المرجان" معين كرده اند (، حاشيه بر مغني، حاشيه بر استبصار و حاشيه بر شرح جامي) همين كتاب (و كتب و رسائل ديگر. اين حاشيه و تعليقات بر ابتداء شرح جامي تا آخر مبحث اسم مي باشد و بر مبحث افعال و حروف در نسخه چاپي شرح جامي حاشيه اي نيست و دو نسخه خطي زيرين اين كتابخانه و نسخه خطي كتابخانه حضرت رضا (علیه السلام) بسال 1253 نوشته شده (نيز شامل همين اندازه حواشي بر شرح جامي است و در فهرست آن كتابخانه) ص 9 ج 3) نوشته شده كه بيش از اين را ننوشته اند و بقرينه اين كه صاحب امل الامل متوفي بسال 1104 كه معاصر سيد نعمه الله بود در امل الامل كه بسال 1097 تاليف شده اين حاشيه را در ضمن مولفات ايشان ذكر نموده تاليف آن پيش از سال مذكور بوده و محشي در اين حاشيه اشاره اي باقوال شارح رضي نموده و برد آن ها

پرداخته است. كتابت نسخه ذيل در حدود (6600) بيت مي باشد. آغاز: بسمله الحمدلله الذي جعل علم النحو نورا يهتدي به الي فهم القرآن المبين الخ. انجام: (3} (3} هذا مايتعلق بشرح الاسم كتبناه مع تفرق البال و تشتت الحال و نتبعه انشاء الله بشرح القسمين الاخيرين قاله بلسانه و حرره بينانه مولفه الحقير الفقير الي الله الغني نعمه الله بن عبدالله الحسيني الجزائري عفي الله عنهما. {1) {1) _______ شرح حال اين سيد جليل با مراجعه به روضات ج 4 ص 222-220، لولو ص 75، هديه الاحباب ص 154 امل الامل ص 72 و 73 ج 2 نگاشته شد. {1) {2) در روضات تاريخ تولد را في حدود الخمسين و الماه بعد الالف نوشته و نيز در همين كتاب وفات ايشان را بسال 1112 ضبط نموده و اساتيد او پيش از اين تاريخ تولد و وفات يافته اند بنابراين كلمه الماه

زائد خواهد بود. و در ترجمه ج 4 تاريخ ادبيات برون ص 234 و كشف الحجب و الاستار ص 328 وفات سيد جزائري بسال 1130 ثبت شده ولي در هديه الاحباب نيز بسال 1112 تعيين شده است. {1) {3)

مغني اللبيب عن كتب الاعاريب (7)

(1023) مغني اللبيب اين نسخه بخط نسخ مي باشد، ظاهرا در قرن دوازدهم نگارش يافته، برگ آخر كتاب افتاده بوده بسال 1262 نوشته شده، پشت ورق نخستين يادداشت هائي موجود، كهنه ترين آن ها كه داراي تاريخ مي باشد سال 1231 راداراست، در حاشيه بيشتر از صفحات تعليقاتي از شروح اين كتاب و غيره نگاشته شده و محتاج بصحافي است. جلد تيماجي. كاغذ سمرقندي. واقف سپهسالار. قطع وزيري. شماره اوراق (311). صفحه اي (17) سطر. طول (25 سانتي متر (. عرض (19 سانتي متر (. شماره كتابخانه (3234).

ديوان ملك قمي

[581] ديوان ملك قمي) فارسي (ملك قمي از معاصرين امين احمد رازي بوده، وي با احترامي زياد در هفت اقليم او را زير عنوان: مولانا ملك نام برده و گويد: "در اوان جواني غبار حرص از رخساره خاطر و لوح پيشاني باب بي تعلقي شسته و گرد از چهره صفحه بدستارچه نياز رفته امروز در ملك دكن، ملك فلك رياضت و ملك ملك قناعت است نظم: دارد بجعد طره خوبان مشابهت كاندر شكسته گي بودش قيمت و بها و با اين نسبت در فضيلت شاعري بخشي تمام و نصيبي وافر دارد و شعرش عموما در جودت چون صورت شاهدان آراسته و چون معاني خردمندان پيراسته است آن چه نوشته مي شود فصلي از آن كتاب و سطري از آن باب است الخ" امين احمد ابياتي از غزليات و رباعيات و مثنوي "ساقي نامه" ملك انتخاب، ابيات

غزليات منتخبه او را در نسخه زيرين يافتم و آذر در آتشكده) ص 241) نيز ذيل شهر قم اين ملك را نام برده و گويد ديوانش ملاحظه شد و بعد از زحمت بسيار اين چند بيت (8 بيت (از ديوانش پيدا كرده در اين جا ثبت شد. نگارنده معتقد است كه هر دو نويسنده جنبه افراط و تفريط را درباره اين شاعر اختيار كرده اند، اشعار ملك نه آن اندازه ستايش امين احمد رازي را در خورو نه اين قدر سرزنش را شايسته است، مضامين لطيف در ميان غزليات او يافت مي شود و بنابر نگارش امين احمد در سال 1002 كه هفت اقليم تاليف شده ملك در دكن متوطن بوده و مقام و مرتبه ارشاد و عرفان داشته است. نسخه زيرين كه فقط شامل غزليات ملك و مرتب بترتيب حروف تهجي برحسب قوافي مي باشد در حدود (7100) بيت است. آغاز: اي ز نامت تاج گوهر بر سر ديوان ما از نشانت بي نشاني سر خط عرفان ما (1274) ديوان ملك قمي اين نسخه بخط نستعليق ظاهرا در اوائل قرن يازدهم هجري نگارش يافته، پشت نسخه از طرف اعتضاد السلطنه و سپهسالار بنام "ديوان ملك كاشاني" معرفي و وقف گرديده، حواشي برگ ها بطرزي زيبا رنگ آميزي گرديده و حواشي برخي از اوراق وصالي شده است. جلد روغني گل و بوته دار داخل نرگس. كاغذ دولت آبادي. واقف

سپهسالار. قطع خشتي باريك. شماره اوراق (216) صفحه اي (17) بيت. طول (21 سانتي متر (. عرض (11 2/1 سانتي متر (شماره كتابخانه (2681).

شرح الفيه > سيوطي > البهجه المرضيه (4)

(949) شرح الفيه) سيوطي (اين نسخه بخط نسخ محمد بن مير ذو الفقار كرمي بسال 1238 نوشته شده، قسمتي از اشعار الفيه بر صفحات اوليه نيز نگارش يافته و كاغذ نسخه ساخت سال 1815 م مي باشد. جلد تيماج. كاغذ فرنگي آبي رنگ. واقف سپهسالار. قطع خشتي. شماره اوراق (96). صفحه اي (18) سطر. طول (12 سانتي متر (. عرض (16 2/1 سانتي متر (شماره كتابخانه (3194).

ديوان ظهير فاريابي

[551] ديوان ظهير فاريابي) فارسي (ظهير فاريابي) ظهير الدين طاهر بن محمد الفاريابي متخلص به ظهير متوفي بسال 2} (1) {1} (1) 598} از مشاهير شعراي قرن ششم هجري مي باشد، بمداحي سلاطين معاصر خود: طغانشاه پادشاه نيشابور و اتابك قزل ارسلان و ابوبكر نصره الدين و پدر او محمد بن ايلدگز پرداخته و معاصر خاقاني و جمال الدين اصفهاني و شرف الدين شفروه بوده و به نيشابور و اصفهان و آذربايجان مسافرت نموده و در هر هنگام طبع آزمائي كرده، گروهي وي را برانوري ترجيح داده، برخي از امامي هروي (3} (2} درباره وي استفتا كرده اند سوال و جواب ايشان اينست: اي عالم زمانه كه بر آسمان فضل ماه خجسته پيكر خورشيد منظري قومي ز ناقدان سخن گفته ظهير ترجيح مي نهند بر اشعار انوري قوم دگر برين سخن انكار مي كنند في الجمله در محل نزاعند و داوري ترجيح يك طرف توبديشان نما كه هست زير نگين حكم تو ملك سخن وري امامي در جواب گويد: اي سالك مسالك فكرت درين سوال معذور نيستي بحقيقت چو بنگري تمييز را ز بعد تناسب درين دو طور هيچ احتياج نيست بدين شرح پروري كين معجزست و آن سحر، اين نور و آن چراغ اين ماه و آن ستاره، اين حور و آن پري و ديگري (4} (3} گفته: هر مبتدي كه

بيهده ترجيح مي دهد شعر ظهير بر سخن پاك انوري ماند بدان گروه كه نشناختند باز اعجاز موسوي را از سحر سامري دولتشاه گويد درباره ديوان ظهير فضلا گفته اند: ديوان ظهير فاريابي در كعبه بدزد اگر بيابي هدايت گويد اين بيت كه در ضمن شرح حال ظهير نويسند از قطعه يكي از متاخرين است كه در هجو عبدالرحمن جامي معاصر خود گفته و ابيات ديگر او را هم نقل نموده است. از مقدمه نثري كه نخستين نسخه زيرين دارد معلوم مي شود نويسنده آن از خود نام نبرده، شاعري معاصر ظهير بوده، شهرت او را شنيده، از وطن خود بقصد ديدار اين استاد حركت كرده، چون باذربايجان رسيده

استاد را در اين جهان نيافته، بران شده كه آثار او را جمع آوري كند، چون اين كار را بانجام رسانيد گويد بر آن شدم كه آن را تقديم بصاحب هنري نمايم كه شايسته اين درهاي يتيم باشد در اكناف و اطراف هر چه نظر انداختم كسي را شايسته نديدم تا اين جا كه مي گويد: "تا عاقبت عزم كرد كه اين دفتر كه مستودع چندين گهرست و مستجمع چندين درر بخزانه صدر روزگار صاحب مطلق ولي الانعام بحق عالم عادل مويد مظفر منصور مجد الدوله والدين عماد الاسلام و المسلمين اختيار الملوك و السلاطين ملك الصدور في العالمين كهف ائمه المهتدين نظام الملوك باسط - العدل و النعم ناشر الجود و الكرم قاصم الاعادي قاسم الايادي ملاذ الفقراء و الزهاد و ملجاء العلماء و العباد حميد الاخلاق كريم الاغراق ملك روساء الافاق مد الله ظلاله و ضاعف اقباله فرستد چه جوهر را جوهري داند و گوهر را گوهري شناسد - قدر سخن در زمانه طبع تو داند قيمت در ثمين بنزد كرامست هدايت نوشته اند كه ديوان ظهير تخمينا چهار هزار بيت مي باشد و كهنه ترين نسخ درين كتابخانه و بزرگ ترين آن ها داراي 3500 بيت از قصائد فارسي و عربي و قطعه و غزل و تركيب بند و رباعي مي باشد و اين دو بيت عربي از و در تاريخ گزيده

نقل گرديده: اعرف الفرق بين دال و ذال و هي اصل في الفارسي معظم كل ما قبل سكون بلاواي فذال فما سواه معجم آغاز: چو زهره وقت صبوح از افق بسازد چنگ زمانه تيز كند ناله مرا آهنگ _______ {5} (1) (1) {1} فارياب چنان كه در ص 840 ج 3 معجم البلدان ثبت شده بكسر راء و ياء حطي و در آخر آن باء است و از شهرهاي خراسان در نزديكي جوزجان و نزديك بلخ مي باشد و از آن جا تابلخ شش روز راه و از فاراب تا طالقان سه روز راه است و ظهيرالدين بدان جا منسوب مي باشد و فاراب كه حكيم معروف ابونصر از آن جاست نيز در ص 833 ج 3 معجم معرفي گرديده و گويد آن طرف سيحون در اواسط بلاد ترك واقع و از شاش دورتر است و جوهري و ابو ابراهيم صاحب ديوان الادب از آن جا مي باشند. {1) {2) تاريخ گزيده در فصل شعراي فارسي زبان برگ 320) نسخه خطي (، تذكره دولتشاه

ص 114-109، هفت اقليم در ذيل شهر چيچكتو در اقليم چهارم ص 493-490، آتشكده آذر ص 327 مجمع الفصحا ج 1 ص 336-330 و در هفت اقليم وفات وي بسال 592 مي باشد. {2) {3) در هفت اقليم امامي نوشته شده ولي در تذكره دولتشاه مجدالدين ممگر است واين ابيات در هفت اقليم نقل گرديده است. {3) {4) دولتشاه گويد اين داوري را پيش مجد همگر شيرازي برده اند بنابراين شايد اين دو بيت را كه گوينده آن معين نگرديده از او باشد. {1) {5) اين آغاز ديواني است كه در اول

تذكره هفت اقليم > هفت اقليم (1)

(1123) تذكره هفت اقليم اين نسخه را بسال 1025 سير كمال نهرندي در هندوستان نوشته، برگ هائي از نسخه افتاده و) ظاهرا (در اواسط قرن دوازدهم هجري نگاشته شده، در صحافي اخير كه در تحت نظر نگارنده انجام يافت برگ هاي جدول داري براي نوشتن فهرست دانشمندان نام برده در اين كتاب تهيه شده اميد است كه توفيق بر اتمام نگارش آن را دريابم، در حاشيه و بركنار صفحه نخستين نسخه دو يادداشت است يكي بتاريخ 1254 و ديگري بسال 1286 و در ذيل دومي مهر مجد الدوله زده شده و در اين يادداشت نويسنده يادداشت اول، مرحوم ركن الدوله معرفي گرديده است و بركنار برگ دوم يادداشت اعتضاد السلطنه بسال 1292 و صورت وقف آن از طرف مرحوم سپهسالار بسال 1297 نگارش يافته، پشت برگ نخستين و بر برگي كه پيش از آنست نيز يادداشت هائي است، اوراق مجدول به لاجورد و شنجرف و زنگار، عناوين نيز با شنجرف مي باشد و بسياري از آن ها وصالي گرديده است. جلد تيماجي. كاغذ دولت آبادي. واقف سپهسالار. قطع رحلي كوچك. شماره اوراق با فهرست (669). صفحه اي (23) سطر. طول (28 2/1 سانتي متر (. عرض (19 سانتي متر (. شماره كتابخانه (2733).

تذكره دولتشاه سمرقندي (3)

(1119) تذكره دولتشاه سمرقندي اين نسخه از اول و آخر افتاده دارد، ظاهرا از خطوط قرن دهم هجري و نويسنده آن هندي است، آغاز نسخه بخشي از شرح حال خاقاني شرواني و انجام آن پاره اي از حالات سيد ذوالفقار مي باشد، بسياري از برگ هاي آن نيازمند وصالي و برخي در حواشي آن اشعار و مطالبي بدون تاريخ نگارش يافته است. جلد تيماجي. كاغذ آبي. واقف سپهسالار. قطع خشتي. شماره اوراق (224). صفحه اي (15) سطر. طول (25 سانتي متر (. عرض (17 سانتي متر (. شماره كتابخانه (2717).

شرح الفيه > سيوطي > البهجه المرضيه (1)

(946) شرح الفيه) سيوطي (اين نسخه بخط نسخ حيدر علي بسال 1201 نوشته شده، در حاشيه بيشتر از صفحات حاشيه هائي از ميرزا ابو طالب و كتاب تصريح و جامع الشواهد و ابن عقيل و چلبي و بدون امضاء موجود است. جلد تيماج. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع خشتي. شماره اوراق (127). صفحه اي (16) سطر. طول (22 سانتي متر (. عرض (15 2/1 سانتي متر (شماره كتابخانه (3196).

ديوان فضولي بنگ و باده (2)

(1239 و 1240) ديوان فضولي و بنگ و باده اين نسخه را بسال 1069 برحسب امر زال بيك يوزباشي، رجب بن محب علي شاملو بخط نستعليق نوشته و شامل قصيده اي در مدح حضرت مولي امير المومنين علي (عليه السلام) و قصائد ديگر مي باشد و بنگ و باده آن تمام است، دو سرلوح زيبا در اول ديباچه ديوان و بنگ و باده دارد، دو صفحه نخستين ديوان اطراف آن تذهيب و نقاشي گرديده در پايان صفحه آخر و پشت آخرين برگ يادداشت هائي شده و برگ نخستين مختصر وصالي گرديده و

مهر زال بيك در چند جا زده شده است. جلد ميشن. كاغذ دولت آبادي. واقف سپهسالار. قطع خشتي باريك. شماره اوراق (142). صفحه اي (15) سطر. طول (22 سانتي متر (. عرض (14 2/1 سانتي متر (شماره كتابخانه (305).

ديوان صائب

{2) {2) در تذكره خوش گو شماره ادبيات اين فتحنامه 135 بيت و در دانشمندان آذربايجان صد و سي و پنج هزار ضبط گرديده است. {1) {3) خوشگو در تذكره خود گويد: اين بيت آغاز يكي از ديوان هاي صائب است و شماره ابيات صائب را سيصد هزار نوشته و از نصر آبادي يكصد و بيست هزار نقل نموده و نيز گويد كه فقط دوازده قصيده يك مثنوي در فتح نامه قندهار دارد و باقي اشعار او غزليات است و در دانشمندان غزليات تركي بوي نسبت داده شده و قول بيشتر از يك لك) صد هزار (در شماره ابيات صائب از حسيني نقل گرديده است.

ادب الكاتب

ن قتيبه پس از آن كه شرحي در خطبه و ديباچه كتاب از روزگار خويش وكساد بازار علم و ادب و نارواجي فضل و دانش شكايت نموده گويد: چون كتاب و فضلاء معاصر از شرائط كتابت عاري و بري اند و اگر برين منوال پيش رويم از ادب جزنامي و از ادبا جز آثاري نخواهيم يافت، ناچار گرديدم براي اشخاصي كه تا حدي تحصيل نموده و از دانش بي بهره نيستند كتابي تاليف كنم كه آن ها را در انجام وظائف خويش آگاه نمايد اغلاطي را كه عامه استعمال مي كنند بياورم تا آنان از آن غلط در گفتار و كتابت محفوظ مانند و نيزدر اين خطبه آن چه را كه اديب و نويسنده بايستي بداند از فقه و اصول و حديث و نجوم و غير ذلك بدان ها اشاره نموده و طريقه نگارش را بدست مي دهد. اين كتاب داراي مطالب بسيار مفيد لغوي، نحوي، صرفي، طبيعي و ديني

است. و در (127) باب مي باشد، بعضي از مطالب هم بدون عنوان باب مذكور گرديده و در تمام مطالب باشعار "فصحا و" بلغا استشهاد شده است. مولف خود نامي براي اين كتاب نگذارده ولي چنان كه دانستيم ابن النديم كه قريب بيك قرن پس از ابن قتيبه زندگاني مي نموده آن را "ادب الكاتب" معرفي كرده و تمام علماء سير آن را به همين نام ياد كرده اند جز اينكه ابو محمد عبدالله بن محمد بن سيد بطليوسي اندلسي (521-444) شرحي بر اين كتاب بنام "الاقتضاب في شرح ادب الكتاب" نگاشته و چنين وانمود كرده كه نام اين كتاب "ادب الكتاب" است ولي چنان كه دانستيم يك قرن پيش از اين شارح، اين كتاب به ادب الكتاب معروف بوده و تغييرش جائز نبوده و صاحب كشف الظنون در ذيل ادب الكاتب گويد) ج 1 ص 73): بعضي گفته اند ادب الكاتب خطبه اي است بدون كتاب در صورتي كه مشتمل بر همه چيز است و بر آن شروحي نوشته شده كه از آن جمله الاقتضاب مي باشد و اين شرح مشتمل بر سه قسمت است اول شرح خطبه و بيان اقسام منشيان و آن چه ايشان را لازم است، دوم اشتباهاتي كه مولف كرده، سوم شرح ابياتي كه در اين كتاب آورده شده است.) الاقتضاب بسال 1901 م. در بيروت چاپ شده (. كشف الظنون در ج 1 ص 73 و 74 پس از

اين كه ادب الكاتب ابن قتيبه را ذكر نموده شروح ذيل را بر آن ياد آور شده (1)، الاقتضاب كه شرح آن داده شده (2) شرح ابي منصور موهوب بن احمد جوالقي متوفي بسال 3)-465) شرح سليمان بن محمد زهراوي. (4) شرح ابي علي حسن بن محمد بطليموسي متوفي بسال 5).576) شرح احمد بن داود جذامي متوفي بسال 6)598) شرح اسحق بن ابراهيم فارابي متوفي بسال 350. و نيز گويد كه بعضي فقط خطبه اين كتاب را شرح نموده اند و از آن ها (1) ابوالقاسم عبدالرحمن بن اسحق الزجاجي متوفي بسال 2).339) مبارك بن فاخر نحوي متوفي بسال 500 را نام برده) علت اين كه بعضي فقط بشرح خطبه آن اكتفا كرده اند اين است كه بتفصيل داراي مطالب مهمه اي مي باشد كه اندكي از آن ها را ياد كرديم و به همين سبب بعضي بغلط افتاده و تصور نموده اند كه ادب

الكاتب خطبه ايست بدون كتاب (و بعضي فقط ابيات اين كتاب را شرح نموده و صاحب كشف الظنون از آن ها احمد بن محمد خاز رنجي متوفي بسال 348 را ذكر نموده است. در ص 74 ج 1 كشف الظنون كتب ذيل نيز بنام ادب الكاتب با مولفين آن ها ثبت شده:) ادب الكاتب (تاليف امام اديب ابوبكر محمد بن القاسم بن الانباري متوفي بسال 328.) ادب الكاتب (تاليف ابوجعفر احمد بن محمد النحاس نحوي متوفي بسال 338.) ادب الكاتب (تاليف ابو عبدالله محمد بن يحي الصولي الكاتب متوفي بسال {4 (335.1}) ادب الكاتب (تاليف ابن دريد محمد بن الحسن اللغوي متوفي بسال 221.) ادب الكاتب (تاليف صلاح الدين خليل بن ايبك الصفدي متوفي بسال 794. ادب الكاتب ابن قتيبه در اروپا و اسلامبول و مكرر، در مصر چاپ شده است. آغاز: بسمله قال ابومحمد عبدالله بن مسلم بن قتيبه رحمه الله تعالي اما بعد حمدالله بجميع محامده و الثناء عليه بما هو اهله و الصلوه علي رسوله المصطفي و آله فاني لما رايت اكثر اهل زماننا الخ. {1) {1) _______ شرح حال اين مولف از ابن خلكان ج 1 ص (251) و فهرست ابن النديم ص 115 و معجم المطبوعات ص 211 تا 213 گرفته شده. {2) {2) دينور يكي از شهرهاي مغرب ايران و در نزديكي كرمانشاهان

فعلي بوده است. {1) {3) در فهرست ابن النديم چاپ اروپا و مصر به همين نحو ضبط گرديده است. {1 {4) در فهرست ابن النديم نام اين كتاب را چنين ثبت نموده "ادب الكاتب علي الحقيقه" و گويد در اثر اين كه خبري درباره علي بن ابي طالب (عليه السلام) روايت نموده شيعه وسني در صدد كشتن وي بودند پنهان شد و در بصره به حالي كه از نظرها مخفي بود بمرد و بهتر از هر كس شطرنج را بازي مي كرد و تا سال (330) زندگي مي كرد انتهي.

ديوان منوچهري دامغاني (1)

(1275) ديوان منوچهري دامغاني اين نسخه بخط نستعليق خوب نوشته شده،

نويسنده از خود و سال نگارش نامي نبرده، بسال 1295 داخل كتابخانه اعتضاد السلطنه شده و نگارش آن ظاهرا ده پانزده سال پيش از تاريخ مذكور مي باشد و همان ديوان گرد آورده هدايت است. جلد تيماج. كاغذ فرنگي آبي رنگ. واقف سپهسالار. قطع خشتي باريك. شماره اوراق (85). صفحه اي (14) بيت. طول (21 سانتي متر (. عرض (14 2/1 سانتي متر (. شماره كتابخانه (391).

شرح مغني اللبيب > تحفه الغريب (1)

(995) شرح مغني اللبيب) تحفه الغريب (اين نسخه بخط نسخ عمر بن بهاء الدين بشيطي شافعي بسال 1011 از روي سه نسخه با كمال دقت استنساخ گرديده، متن و حاشيه شده و عناوين متن و شرح با شنجرف مي باشد و مجدول به زنگار و سرخي است و پشت صفحه اول اردشير قاجار بسال 1268 يادداشت نموده كه اين كتاب را فرمانفرما فريدون ميرزا به عليقلي ميرزا) اعتضاد السلطنه (داده است. جلد تيماجي. كاغذ دولت آبادي و سمرقندي. واقف سپهسالار. قطع رحلي. شماره اوراق (243). صفحه اي (33) سطر. طول (33 2/1 سانتي متر (. عرض (21 سانتي متر (. شماره كتابخانه (3225).

شرح فوائد الصمديه >) الفرائد البهيه في شرح الفوائد المصديه > شرح صغير صمديه ( (2)

(972) شرح صغير صمديه) الفرائد البهيه (اين نسخه را محمد هادي بن معصوم بروجردي بسال 1259 بخط نسخ نوشته، رساله مختصر بعربي در علم معاني و بيان و بديع كه اوراقي از اول و آخر آن افتاده ضميمه آنست. جلد ميشن. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع ربعي. شماره اوراق كليه (176): اين نسخه (161). صفحه اي (16 و 20) سطر. طول (18 سانتي متر (. عرض (11 سانتي متر (. شماره كتابخانه (3149).

فرهنگ سروري > مجمع الفرس (2)

(855) فرهنگ سروري اين نسخه نيز بخط نستعليق نوشته شده، در حدود 29 ورق از ابتداء كتاب كه شامل 288 لغت و ديباچه بوده افتاده و صفحه اول موجود لغت اسپرغم را بيان نموده و از آخر هم يك ورق افتاده كه شامل دو سطر بوده و آن دو سطر از روي نسخه بالا در حاشيه آخرين ورق نوشته شد ، لغات و ابواب را با شنجرف نگاشته اند، شماره لغات اين نسخه بيشتر از ديگري مي باشد و ظاهرا نوتر از آن نسخه است كنار ورق اول يادداشتي بوده قسمتي از آن محو گرديده و نيز يادداشتي از اعتضاد السلطنه است كه بسال 1283 نسخه داخل كتابخانه ايشان شده است. جلد تيماجي. كاغذ اصفهاني. واقف سپهسالار. قطع ربعي. شماره اوراق (407). صفحه اي (17) سطر. طول (18 2/1 سانتي متر (. عرض (11 2/1 سانتي متر (. شماره كتابخانه (1).

لعل قطبي > حاشيه بر عروض محمد مومن

[465] لعل قطبي > حاشيه بر عروض محمد مومن) فارسي (اين كتاب حاشيه و تعليقه اي بر عروض محمد مومن حسيني مي باشد كه در صفحه گذشته معرفي از آن گرديد، و خود مولف آن را "لعل قطبي" ناميده و چون اصل كتاب موشح باسم محمد قلي قطب شاه (1} (1} است، مولف اين كتاب نصيراي همداني) محمد الشهير بنصير الهمداني (است كه از اين مولفه و نامه اي كه در طلب اسطرلاب (2} (2} به دانشمندي نوشته و مثنوي وي (3} (3} معلوم مي شود از دانشمندان و شعرا و رياضي دان هاي اوائل قرن يازدهم هجري بوده و نثر وي چون نظمش منظم و متين و امامي مذهب بوده و گذشته از اين كه بشرح و بسط مطالب مختصره مولفه نام برده پرداخته، قواعد و مطالب زيادي از خود در اين اثر بيادگار گذارده و مدعي شده كه در جاي ديگر اين مطالب

يافت نخواهد شد و انصاف توان داد كه رساله و مولفه اي جامع است و چنان كه در آخر آن تصريح گرديده تاليف آن بسال 4} (1) 1021} خاتمه يافته و تاليف آن هنگامي بوده كه جمعي عروض محمد مومن را پيش وي مي خوانده اند و مولف آن در قيد حيات بوده و در ديباچه با شرح و بسطي با تجليل زياد از ايشان ياد كرده و تمام اين تعليقه در حدود (2000) بيت كتابت دارد. در ص 167-166 تذكره نصر آبادي است كه نصيراي همداني بسال 1030 مرده و ديوان وي موافق نامه اي الهي هزار و يك بيت است. آغاز: بسمله گوهري غريب بديع كه بدستياري غواص فكر سريع از بحر ضمير كاملان اقليم معني متواتر مكشوف گردد سپاس صانع بي ابتداست الخ. (1081) لعل قطبي اين نسخه بخط شكسته نستعليق خوب نوشته شده، نويسنده از خود و سال نگارش نام نبرده و باخرين عبارت مولف آن را خاتمه داده و ظاهرا از خطوط اوائل قرن يازدهم هجري است، بركنار آخرين صفحه يادداشتي بدون تاريخ نوشته شده و ضميمه كتاب شماره (287) اين كتابخانه است كه در صفحه 443 زير شماره (1080) معرفي گرديد. {1) {1) _______ شرح حالي از محمد قلي قطب شاه اينك بدست نياوردم، فقط در تذكره خوشكو ايشان را معاصر اكبر شاه معروف و فرمانفرماي دكن معرفي نموده و دو بيت از وي نقل كرده و از اين مولفه معلوم مي شود تا سال 1021 كه سال تاليف آن مي باشد در حيات بوده و فرمانفرمائي داشته است. {2) {2) نسخه اي از اين نامه در ص 253-252 مجموعه شماره (2913) اين كتابخانه موجود و بسيار استادانه نگارش يافته است. {3) {3) نسخه اي از اين مثنوي كه آغاز آن اينست:) كيم ديوانه از خود هراسان. (در كتابخانه مجلس در مجموعه ايست كه در ج 1 فهرست خطي زير شماره (442) از آن معرفي گرديده است. {1) {4) عين عبارت آخر رساله كه حاكي از سال تاليف مي باشد اينست: فارغ شد كلك جواهر سلك از گرداوري اين در عزيز در تاريخ روز سه شنبه دوم عشر سيوم ماه اول از سال اول از عشر سيوم از مائه اول از الف دوم من الهجره النبويه المصطفويه علي الهاجر و آله الف الف صلوه و

سلام و تحيه.

حاشيه ملاعبدالله يزدي بر خطائي

[447] حاشيه ملاعبدالله يزدي بر خطائي) عربي (ملا عبدالله بن شهاب الدين حسين شهابادي يزدي از علماء اماميه قرن دهم هجري و همدرس مقدس اردبيلي و ملا ميرزا جان باغنوي شيرازي پيش جمال الدين محمود شاگرد ملا جلال دواني بوده و چنان كه در ص 321 و 450 ج 1 فهرست گفته شد صاحب معالم و صاحب مدارك پيش ايشان تحصيل منطق و معاني و بيان مي نموده اند. اين دانشمند دو حاشيه بر تهذيب المنطق تفتازاني نوشته كه يكي از آن ها بسيار معروف و از كتب درسي مي باشد و مكرر چاپ شده و ديگري نسخه آن در كتابخانه رضويه موجود است) ج 1 ص 11 فصل منطق خطي (، حاشيه بر حاشيه خطائي) همين كتاب (، حاشيه بر حاشيه ملا جلال بر تهذيب) در ص 15 فصل منطق خطي فهرست رضويه دو نسخه از اين حاشيه معرفي شده (، حاشيه بر بحث موضوع از حاشيه ملا جلال) نسخه اي از اين حاشيه در ص 26 فصل منطق ج 1 فهرست رضويه نشان داده شده (، حاشيه بر مختصر شرح تلخيص، حاشيه بر شرح شمسيه و حواشي ديگر بر كتب كلامي و ادبي است. بعضي گويند كه اين عالم در علوم شرعيه دستي نداشته، امين احمد رازي در هفت اقليم) ص 134 نسخه خطي كامل مدرسه (اين مولف) ملا عبدالله (را نام برده و گويد: و مهارتش در فنون علم فقه

بغايتي بوده كه مي گفته: اگر متوجه بدان علم گردم بتوفيق الله تعالي برهان و دلائل عقلي بر مسائل فقهي گفته) كذا (چنان فقه را مدلل سازم كه مجال چون و چرا نماند. صاحب روضات بنقل از امل الامل به نقل از سلافه العصر گويد: شرحي بر قواعد علامه نوشته ولي صاحب روضات احتمال داده اند كه شرح قواعد از ايشان نباشد و ملا عبدالله شوشتري شارح قواعد باين ملا عبدالله اشتباه شده باشد و ايشان از تاريخ حسن بيك روملو) احسن التواريخ (وفات ملا

عبدالله يزدي را در عراق عرب در سال 981 ضبط كرده اند. ملا عبدالله بسال 962 در مدرسه منصوريه شيراز از تاليف اين حاشيه بر حاشيه خطائي فراغت يافته و سائر مباحث از مختصر را كه خطائي حاشيه ننمود ايشان نيز متعرض نشده اند و در حدود (3000) بيت كتابت اين حاشيه است. آغاز: بسمله حمدا لمن خلق الانسان و علمه البيان و شكرا لمن علمه بدايع المعاني الخ.

ديوان سحاب

[534] ديوان سحاب) فارسي (سيد محمد حسيني متخلص به سحاب متوفي بسال 1} (1) 1222} پسر سيد احمد هاتف اصفهاني است كه از مشاهير شعراي متاخر بوده و در اين فصل به معرفي ايشان خواهيم پرداخت، سحاب پيش پدر بتحصيل كمالات اشتغال داشته و از فن عروض و قوافي و شعر خصوصا بهره اي يافته و از فن طب كه پدر وي بدان مشهور و معروف بوده نيز بهره اي داشته، در اوائل جواني به مقتضيات آن مي پرداخته، در اواسط عمر بمكه معظمه و مدينه طيبه مشرف گرديده و پس از برگشتن از آن آستان مقدس بمعرفي فتحعلي خان صبا ملك الشعرا قصائد و غزليات وي بنظر پادشاه وقت فتحعليشاه قاجار رسيد مورد قبول يافت و ملقب به مجتهد الشعراء گرديد و به مقام داروغگي دفتر خانه سرافراز گرديده و پس از ملك الشعرا صبا كس بپايه و منزلت وي نبوده، در اواخر عمر از كارهاي جواني پشيمان شده و در انجام طاعات و عبادات ساعي گشته و پس از مرگ جسد او را به نجف اشرف برده اند. مشغول نوشتن تذكره شعرا بنام "رشحات سحاب" بوده ولي باخر نرسانده رشته زندگانيش باخر رسيد، رساله اي بنام "سحاب البكاء" در مراثي و جنگ هاي حضرت سيد الشهداء (علیه السلام) بنظم و نثر تاليف و راوي گروسي شهادت داده كه پاكيزه انشا

گرديده و ديوان شعر وي درميان خاص و عام شهرت كامل دارد. شماره ابيات سحاب را راوي در انجمن خاقان در حدود هشت هزار بيت و هدايت در

مجمع الفصحا قريب پنج هزار بيت دانسته اند و دو نسخه زيرين كه نظير يك ديگراند هر يك شامل در حدود (4000) بيت مي باشد و 200 بيت از اشعار سحاب در مجمع الفصحا چاپ گرديده است. آغاز: زهي طغراي نام ناميت عنوان ديوان ها نيابد زيب بي نام همايون تو عنوانها {1) {1) _______ شرح حال اين شاعر در انجمن سيم انجمن خاقان و ص 212-207 ج 2 مجمع الفصحا درج گرديده است.

ميزان البلاغه و تبيان الرشاقه - ميزان البلاغه

[459] ميزان البلاغه و تبيان الرشاقه) عربي (اين كتاب كه بدين نام ناميده شده مختصري در معاني و بيان و بديع مي باشد و بسيار اديبانه است، و بر يك مقدمه و سه باب و خاتمه اي تقسيم گرديده و هر يك از ابواب نيزخاتمه اي دارد و تمام كتاب (1000) بيت كتابت دارد، مولف در مقدمه خود را چنين معرفي كرده: فيقول العبد الودود للعلماء الربانيه ... (1} (2} المدعو باكبرباينه الله عن الهمزاه الشيطانيه الخ. و در آخر كتاب تاريخ تاليف را چنين معين نموده: و اتفق الفراغ في الرابع من الثاني من الرابع من الثاني من الرابع من الرابع من الثاني من الثاني (2} (3} من الهجره النبويه صلي الله عليه و آله خير البريه بعد ما القانا ايادي القضا و حبائل الهوي اياما الي الهرات فلذا فليقل: لوسئلو اعنكم متي قدصنفا انانئيت في الهرقد الفا (3} (1} از مقدمه و آخر كتاب بخوبي معلوم مي شود كه مولف از علماء اماميه بوده و خود نام آن را "ميزان البلاغه و تبيان الرشاقه" گذارده است. آغاز: بسمله الحمد لمن اخبرنا دقائق حقائق التبيين و الشكر لمن ارادنا الخ. (1074) ميزان البلاغه اين نسخه بخط نسخ نوشته شده، شايد خط مولف باشد، ير بيت نام برده بالا شماره اي روي كلمه سنه نوشته

شده كه 1114 خوانده مي شود و پائين صفحه اين بيت بخط نويسنده نسخه است: در آن مدت كه ما را وقت بد بود ز هجرت ده صد و ده چار و صد بود (4} (2} و بنابراين كه مراد از ده چهار چهل باشد مي توان آن را 1140 به حذف صفر مرتبه آحاد آن) چنان كه در ميان نويسندگان

گذشته بسيار شايع بوده است (دانست و يك در مرتبه آخر را چنان كه اندكي هم ظاهر است. دنباله هاء سنه تصور نمود. جلد مقوائي. كاغذ سمرقندي. واقف سپهسالار. قطع بغلي. شماره اوراق (19). صفحه اي (16) سطر. طول (16 سانتي متر (. عرض (10 سانتي متر (شماره كتابخانه (2) {1} _______. (2951) در نسخه بجاي اين سه نقطه خالي مانده كه با سرخي نوشته شود و از قرينه معلوم مي شود كه علي بوده بنابراين مولف علي اكبر نام مي باشد ولي بدين نام و نشان در علما كسي را نيافتم و بنام محمد اكبر در تذكره خوشگو كسي نام برده شده و گويد كه در زمان شاه عباس ماضي مستوفي الممالك بوده. ولي نگارنده تصور نمي كند كه اين شخص مولف اين كتاب باشد. {3) {2) بنابراين در ساعت 4 روز 2 هفته 4 ماه صفر 1134 تاليف گرديده است. {1) {3) هر گاه الف انا و دوياء در نئيت و في را بحساب در نياوريم 1034 و گرنه 1055 خواهد شد و بنابر آن چه ذكر نمود پس از اين تاريخ تاليف شده است. {2) {4) ظاهر اينست كه مراد از ده چهار در اين بيت چهل مي باشد بنابراين احتمال دومين مذكور بالا درست خواهد بود و اگر بگوئيم مراد از ده چهار، چهارده مي باشد چنان كه منوچهري در قصيده اي كه مطلع آن اينست: اي

لعبت حصاري كاري ديگر نداري مجلس چرانسازي باده چرا نياري گفته: من كيستم كه بر من نتوان دروغ گفتن نه قرص آفتابم نه ماه ده چهاري بنابرين تاريخ يكه سال 1114 را مي رساند درست ولي تاريخ مذكور به عبارتي كه مولف در تاريخ تاليف انشاء نموده درست در نمي آيد، بنابرين جمع ميان اين دو را به دانشمندان بزرگوار برگذار مي نمايد.

ديوان فيض

[561] ديوان فيض) فارسي (ملامحسن فيض كاشاني ره) محمد بن مرتضي بن شاه محمود 1091-1007) يكي از معاريف علما و عرفاي قرن يازدهم هجري بوده و مولفات مهمي در فنون فقه و اخبار و عرفان و غيره از ايشان بفارسي و عربي به يادگار

مانده و ما در ص 24 و ص 551-549 ج 1 فهرست به معرفي ايشان پرداخته ايم و در صفحات 24 و 80 و 134 و 323 و 331 و 333 و 335 و 351 و 525 و 549 آن مجلد ده مولفه ايشان را معرفي كرده ايم و در اشعار فيض تخلص دارد و دو نسخه زيرين شامل قصائد و مثنوي ها و غزليات و رباعيات عالمانه و عارفانه ايشان مي باشد و چنان كه از آخر نخستين نسخه معلوم مي شود جمع و ترتيب ديوان غزليات فيض بسال 1102 يعني 11 سال پس از مرگ وي انجام گرفته است. آغاز غزليات: اي در هواي وصل تو، جان ها گشوده بال ها تو در دل ما بوده، در جستجوها سال ها

شرح سمرقنديه

[453] شرح سمرقنديه) عربي (اين شرح را بر رساله استعارات ابوالقاسم بن ابي بكر ليثي سمرقندي (1} (1} كه به "سمرقنديه" مشهور است عصام الدين اسفرايني كه در ص 320 و 321 بشرح حال و معرفي ايشان پرداخته ايم، تاليف نموده، چندين حاشيه نيز بر آن نگاشته اند) ج 2 كشف الظنون ص 179) و اين شرحي مزجي و چون اصل آن مرتب در سه عقد و هر عقدي مشتمل بر فرائدي مي باشد و در حدود (600) بيت كتابت دارد و تاكنون چاپ نگرديده است. آغاز: بسمله يقول العبد .... ان احسن ما يزاد به النعم الوافيه و يدفع به البليه الخ. (1067) شرح سمرقنديه اين نسخه را محمود بن سليمان بخط بد خويش بدون تاريخ نوشته، ظاهرا در قرن يازدهم نگارش يافته، بر برگ سفيدي كه در آخر نسخه بوده چند دعاء بنقل از احياء العلوم در دفع بلاء طاعون و غيره نوشته شده است. جلد مقوائي. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع خشتي. شماره اوراق (14) مختلف السطور. طول (21 سانتي متر (. عرض (15 2/1 سانتي متر (. شماره كتابخانه (1) {1} _______. (3124) در ص 410 و 411 "حاشيه مطول" كه يكي از مولفات ايشان مي باشد معرفي گرديد و زمان حيات مولف نگاشته شد.

ديوان الادب

[345] ديوان الادب) عربي (مولف اين كتاب ابو ابراهيم اسحق بن ابراهيم فارابي متوفي در حدود 350 يا 1} (3) 370} مي باشد، جوهري صاحب صحاح اللغه پسر خواهر اين دانشمند بوده و در ماخذ قديم و جديد بس در كتاب معجم الادباء) ارشاد الاريب الي معرفه الاديب (و بغيه الوعاه سيوطي و بنقل از آن دو، در روضات الجنات نام ابو ابراهيم و مختصري از حالات او كه ذيلا نقل خواهيم نمود ديده شد. اسحق بن ابراهيم فارابي) فاراب در نزديكي خراسان و از شهرهاي تركستان است (مي باشد و بنقل از قفطي بكشور يمن مسافرت نموده و در زبيد (2} (1} كه از توابع آن است مسكن گزيده و ديوان الادب را در آن جا تاليف نموده ولي كسي توفيق نيافت كه پيش وي آن را بخواند و مرگ او را در ربود. ياقوت در ذيل بيانات قفطي مطالبي نگاشته كه معلوم مي شود بعضي پيش مولف توفيق بر خواندن اين كتاب را يافته و از وي روايت نموده اند و كتاب بيان الاعراب و شرح ادب الكاتب را نيز از مولفات ابو ابراهيم نقل نموده است. سيوطي چيزي كه بر مطالب ياقوت افزوده ترديد در سال وفات اين مولف است كه بسال 350 يا 370 بوده و از شرح مطالب ديگر هم به مختصري از نوشته اي ياقوت قناعت كرده است. از ديباچه و مقدمه ديوان

الادب نگارنده استفاده مي كند كه مولف آن شيعي مذهب بوده و مسافرت به يمن و توقف در آن جا كه از اوائل اسلام مركز شيعيان بوده اين احتمال را قوت مي دهد و چون قسمت عمده اي از شيعيان يمن زيدي مذهب اند شايد اين دانشمند هم بر اين مذهب بوده و نبودن نام ايشان در كتب رجال اماميه و عامه ممكن است به همين جهت اخير باشد و عبارات مقدمه و طرز آن احتمال تشيع او را تاييد مي كند و آن عبارات اين است: صلي الله علي خير البريه المخصوص بالرفعه و الفضيله الذي اقسم بعمره و غفرله ما تقدم من ذنبه و ما تاخر محمد خاتم النبيين و علي آله اجمعين اما بعد ......... و كان من فضائه تفضيل المصطفي عليه السلام علي الخليقه ادخر له كل فاضل و ابتدا له كل نفيس من زمان و

بلد و اصحاب و اسم و تركيب و خلق و سمت و نسب و عتره وامه و لسان و اما الزمان فهو زمان العلم ..... و اما العتره فهي السفينه التي من ركبهانجا و من تباعد عنها تردي و هوي. و نيز در آخر هر يك از كتب ششگانه چنين نگاشته:) انقضي كتاب ... و الحمد لله رب العالمين و صلي الله علي محمد و آله الطيبين و سلم تسليما (. و مي دانيم كه اهل سنت هماره در اين موارد صحابه را هم عطف به آل مي نمايند ولي شيعه و

امامه در صلوات نامي از صحابه نمي برند و چون عموما كتاب هم خلاف امانت نمي كنند و در عبارت مولف تغييري نمي دهند بنابر اين عبارت مذكور از خود مولف و دال بر تشيع او است. مولف، ديوان الادب را به شش كتاب بدين طريق تقسيم نموده:) الاول (كتاب السالم.) الثاني (كتاب المضاعف.) الثالث (كتاب المثال.) الرابع (كتاب ذوات الثلاثه و هو ما كان في وسطه حرف من حروف العله.) الخامس (كتاب ذوات الاربعه و هو ما كان آخره حرف عله.) السادس (كتاب الهمزه. و در مقدمه پيش از شروع باصل كتاب مطالبي نافع نگاشته و طرز كتاب را هم تذكر داده است. اگر چه پيدا كردن لغات از ديوان الادب بي زحمت نيست و تا كسي اصل و ريشه و باب و وزن هر كلمه را درست نداند نميتواند آن را پيدا كند و به همين جهت متروك مانده ولي بدين نظم و ترتيب خدمت بزرگي بادب و ادبيات شده و مولف راه تحريف و تصحيف را بر كلمات بسته و نظر بكثرت اسماء در هر كتاب ذكر آن ها بر افعال مقدم گرديده و ميزان در ترتيب كلمات حروف اواخر بترتيب حروف ابتث) ا ب ت ث الخ (مي باشد و در موارد لازمه استشهاد بايات قرآن كريم و احاديث و اشعار فصحا و كلمات بلغا و حكم و امثال گرديده و ما براي بصيرت كامل مراجعه كنندگان قسمتي از اين كتاب را براي نشان دادن طرز و روش آن در اين جا نقل مي نمائيم: باب فعل بفتح الفا وضم العين. ث يقال رجل حدث و حدث اي كثير - الحديث. ح يقال رجل فرح و فرح بمعني د العبد استعمله الشاعر في موضع العبد قال الفراهو من ضروره الشعر و هو قوله: ابني لبيني ان امكم امه و ان اباكم عبد و يقال رجل نجد و نجداي شجاع ر يقال رجل بكرفي

حاجته و بكرو رجل حذر و حذر و السمن من العضاه و يقال وظيف عجر و عجر للغليظ و يقال رجل نكرو نكر ز هو العجز يذكر و يونث س يقال رجل ندس و ندس اي فهم و نطس و نطس للمبالغ في الشي ش يقال مكان عطش و عطش لقليل الماء ع هو السبع و هي الضبع و الضبع ايضا السنه الجديه يقال اكلتهم الضبع و ذالك اذا اجدبوا قال الشاعر: اباخراشه اما كنت) كذا (ذانغر: فان قومي لم تاكلهم الضبع. و يقال رجل طمع و طمع ل الرجل واحد الرجال و يقال ر

ديوان امير خسرو دهلوي > تحفه الصغر (3)

(1192) ديوان امير خسرو دهلوي تحفه الصغر اين نسخه بخط نستعليق خوب نوشته شده، اطراف دو صفحه نخستين با طرزي خوش و ظريف تذهيب و نقاشي و ميناكاري گرديده و ميان سطرها طلااندازي شده، اطراف چند صفحه در اوائل نسخه تذهيب گرديده، صفحات مجدول بطلا و عناوين نيز با طلاست، برگ هائي از آخر نسخه افتاده و بعضي از اوراق هم وصالي گرديده و ظاهرا در اوائل قرن دهم هجري نگارش يافته است. جلد تيماجي. كاغذ بخارائي. واقف سپهسالار. قطع وزيري. شماره اوراق (531). صفحه اي (12) سطر. طول (24 2/1 سانتي متر (. عرض (15 سانتي متر (. شماره كتابخانه (168).

ديوان وحيد قزويني

[591] ديوان وحيد قزويني) فارسي (ميرزا محمد طاهر متخلص به وحيد منشي و مورخ عصر شاه عباس ثاني صفوي (1078-1052) بوده، تاريخ و وقايع سلطنت اين پادشاه را نوشته (1} (1} مثنوي هائي مفصل و مختصر بنام: فتحنامه قندرهار 30 {2} (2) خلوت راز، ناز و نياز، گلزار عباسي، ساغر سرشار، مثنوي در وصف همايون تپه (3) 31 {3} ايضا در تعريف نرد، ايضا در ذكر و معرفي يك به يك از ادوات جنگ و

مثنوي عاشق و معشوق) در آخر اين مثنوي بوصف اصفهان و ذكر يك به يك از اصناف آن شهر و تعريف آن ها پرداخته است (انشا نموده و نسخي از آن ها در كتابخانه مجلس موجود و در فهرست آن جا ذيل "كليات وحيد" معرفي كامل خواهد شد، بنابر ضبط رضا قليخان هدايت در جلد هشتم روضه الصفا) متمم روضه الصفا ("پس از اين كه بسال 1101 شيخ علي خان زنگنه وزير شاه سليمان بن شاه عباس شاه (1105-1078) بدرود زندگاني گفت ميرزا طاهر قزويني متخلص به وحيد كه مخذول و منكوب و خانه نشين بود بر مسند وزارت تكيه نمود، مرجع امرا و سفرا و مطبوع عرب و عجم و ترك و ديلم گرديد، چون او از اصحاب و ارباب افضال بوده ديواني مشحون بنظم و نثر تركيه و عربيه و فارسيه قريب بنود هزار بيت باتمام رسانيده و در هنگام تذكره نگاري مكرر ديده شد" ادوارد برون در تاريخ ادبيات (4} (1} بمعرفي وي پرداخته گويد در حدود سال 1120 وفات يافته و بنقل از اته خاور شناس معروف مولف فهرست كتب فارسي "ايند يا افيس"، نقل نموده كه وحيد از دوستان صائب بوده و خوشگو در تذكره خود چندين بيت از وحيد را بنام اين كه انتخاب كرده صائب مي باشد نقل نموده و آقاي جواهر الكلام در ص 100 جزء چهارم آثار الشيعه الاماميه

وحيد را معرفي و گويد كه صد سال عمر كرده و در اواخر ايام انحلال سلطنت شاه سلطان حسين صفوي از وزارت استعفا داد و خوشگو وفات وحيد را بسال 1082 ثبت كرده و بنابر آن چه گذشت مسلما اين تاريخ اصلي ندارد. و مولف شمع انجمن) ص 513) وحيد را نام برده و گويد "در فنون و علوم و نظم و نثر گوي از هم عصران مي برد .... ديوان غزل قريب سي هزار بيت از وي بنظر رسيده" و ابياتي چند از آن انتخاب كرده است. و نويسندگان نام برده تاليف رساله هائي در علوم مختلفه به وحيد نسبت داده اند و تاكنون نگارنده از نثر و نظم عربي و نثر و نظم تركي وحيد چيزي نيافته جز مكتوبي عربي كه در آخر يكي از نسخ كليات وي در مجلس وجود دارد. آغاز ديوان غزليات: كرامت كن عياري يا رب اين ناقص عياران را بده دستي كه گيرم

دامن پرهيزكاران را {1) {1) _______ نسخه اي از اين تاريخ در كتابخانه آقاي ملك الشعراء) بهار (موجود است. {2) {2) در تتمه روضه الصفا) جلد هشتم (اين فتح بسال 1058 معين گرديده است. {3) {3) در تتمه روضه الصفا عمارت همايون تپه بسال 1064 معين گرديده است. {1) {4) ترجمه تاريخ ادبيات ادوارد برون ص 175.

نهج البلاغه

ن مجلد بسال 1289 چاپ گرديده است. مولف عيون الحكم چنان كه پيش دانسته شد علي بن محمد الليثي و الواسطي مي باشد ولي مولف وقايع الايام تصور نموده اند كه لسان الملك خود به جمع آن كلمات موفق شده و عباراتي كه ناشر در ابتداء آن كلمات نگاشته نيز مو هم اين تصور هست ولي نگارنده آن را شناخت و با نسخه اين كتابخانه مطابقه و مقابله نمود، عين آن كتاب بود، و اين خود موجب خورسندي است كه اين كتاب نفيس) عيون الحكم (به چاپ رسيده است. 5- عبد الكريم بن محمد يحيي قزويني معاصر شاه سلطان حسين صفوي كلمات قصار موجوده در غرر الحكم را در تحت 99 باب كه هر بابي راجع بيكي از مباحث و موضوعات خاص مي باشد مرتب نموده و پس از آن بفارسي شرح كرده اند و در ص 112-105 بنام "نظم الغرر و نضد الدرر" معرفي از آن گذشت. 6- ابن ابي الحديد پس از شرح كلمات قصار موجوده در باب سوم نهج البلاغه هزار كلمه قصار از آن حضرت (علیه السلام) جمع و بدون شرح و بسط در آخر شرح خويش گذارده و جداگانه بسال 1329 در بيروت چاپ گرديده و خود جامع در مقدمه آن گفته اند كه بسياري از اين كلمات مسلما از آن حضرت و برخي هم گرچه كلام آن حضرت بودن آن ها مسلم نيست ولي چون مشتمل بر حكمي بود بنقل

آن ها مبادرت گرديد. محدث معاصر آقاي حاج شيخ عباس قمي سلمه الله صد كلمه از اين كلمات را انتخاب و آن ها را بفارسي شرح و ترجمه نموده، بسال 1353 بنام "صد كلمه" در طهران چاپ گرديده و در مقدمه آن مذكور است كه

تمام هزار كلمه را نيز بفارسي ترجمه و شرح كرده اند. 7- سيد شهرستاني نگاشته اند كه برحسب خواست جمعي امين نخله كه از فضلاء مي باشند نيز صد كلمه از كلمات قصار حضرت (علیه السلام) را انتخاب كرده و در مقدمه آن اظهار عجز نموده كه متحيرم از اين درر شاهوار كدام يك را برگزينم. 8- حسين بن يوسف هروي كه بگفته مولف فهرست كتابخانه رضويه از علماء قرن دهم هجري بوده چهل كلمه از كلمات قصار حضرت (علیه السلام) را هر يك بيك رباعي فارسي ترجمه نموده و نسخه آن كه بسال 952 نوشته شده در آن كتابخانه موجود است. 9- مكتبي شيرازي كه ليلي و مجنون او مشهور است شصت كلمه از كلمات قصار حضرت را بفارسي نظم بسته و پس از ترجمه، تمثيلي نيز بنظم براي توضيح هر يك آورده و مجموع اشعار آن (1500) بيت مي باشد و نسخه آن كه بسال 1036 نگارش يافته در كتابخانه استاد معظم آقاي ملك الشعراء بهار موجود و بنام "كلمات عليه غرا" بهمت آقاي كوهي كرماني بسال 1313 شمسي در طهران چاپ گرديده و نسخه چاپي آن در تحت شماره (4000) در اين كتابخانه مي باشد. 10- در وقايع الايام نوشته شده كه مولي مير القاري الكوكبي الجيلاني از معاصرين شاه عباس بوده و كتابي بنام "زبده الحقائق" دارد كه

مشتمل بر ابوابي چند بعربي و فارسي است و يكي از ابواب آن بنام "باب كلمات حضرت پيغمبر (صلی الله علیه و آله) و الفاظ حضرت علي بن ابيطالب (علیه السلام)" است و تاليف اين كتاب براي سلطان احمد خان حاكم گيلان مي باشد و قسمتي از آن را مولف وقايع الايام در تبريز ديده اند. 11- الفرائد و القلائد نيز مجموعه اي از كلمات قصار حضرت علي (علیه السلام) مي باشد و جامع آن چنان كه در مقدمه عيون الحكم و المواعظ ثبت گرديده قاضي ابويوسف يعقوب بن سليمان الاسفرائني است و نسخه آن در كتابخانه مدرسه مروي در طهران موجود و نگارنده آن را زيارت نموده و به احتمال دانشمند فرزانه آقاي امين عراقي رئيس محترم آن كتابخانه از خطوط اواخر قرن ششم هجري است. 12- كمال الدوله محمد حسن قاجار در زمان سلطنت مظفرالدين شاه قاجار پاره اي از كلمات قصار حضرت را كه

جنبه اخلاقي و اجتماعي داشته بفارسي ترجمه كرده و آن ها را بحروف تهجي مرتب نموده و مجموع آن كلمات (430) جمله مي باشد و آن را "ابواب الحكم" ناميده و بسال 1319 در طهران چاپ شده و در آخر براي تيمن و تبرك عين الفاظ يكي از كلمات حضرت (علیه السلام) را نقل نموده و آغاز آن جمله اينست: ثمانيه ان اهينوا فلايلوموا الاانفسهم الخ. 13- آقاي حاج سيد عبدالله بهبهاني دام عمره كه از علماء فعلي ايران و ساكن بندر بوشهر مي باشند نيز پاره اي از كلمات قصار را انتخاب و بترجمه فارسي آن ها مبادرت نموده و نام آن را "محفظه الانوار" گذارده و بوسيله دانشمند معظم آقا شيخ عبدالكريم سعادت بسال 1343 در شيراز چاپ شده است. 14- آقاي مورخ الدوله) احمد علي سپهري (دسته اي از كلمات قصار را كه جنبه عملي و اخلاقي داشته) در حدود 570 كلمه (بنظر خويش انتخاب كرده، پس از آن بفارسي بسيار فصيح و روان و فرانسه ترجمه نموده و مقدمه شيوائي در معرفي از صاحب آن كلمات، آفتاب جهان دانش و پادشاه پرهيزكاران حضرت مولي الموالي امير المومنين علي (عليه السلام) نيز بفارسي و فرانسه نگاشته و

ديوان نظيري نيشابوری

[585] ديوان نظيري نيشابوري) فارسي (نظيري از شعراي قرن دهم هجري ونام وي محمد حسين (1} (1} مي باشد، از وطن خويش نيشابور به هندوستان رفته، گويند نخستين شاعر ايراني است كه به آن جا رفته و از امراء شعر دوست هند محبت ديده و بمدح و ثناي آن ها مخصوصا خان خانان عبدالرحيم سپهسالار) در قرن يازدهم هجري مرده است (پرداخته و غزليات دلنشين ساخته، پس از مراجعت از زيارت مكه معظمه و مدينه طيبه در گجرات احمد آباد توطن اختيار كرده و چنان كه از هفت اقليم استفاده مي شود اين مسافرت پيش از سال 1002 بوده و در اين تاريخ اشعار وي مطلوب و متداول بوده و پس از مراجعت گوشه نشيني اختيار و بخود پرداخته و از

آثار اين بخش از زندگاني وي بوي زهد و تصوف آشكار و بمدح و ثناي نبي مختار و ائمه اطهار عليهم صلوات الله پرداخته و علم حديث و تفسير را از مولانا حسين جوهري آموخته و با خواجه حسين ثنائي دوستي كامل داشته و او را مرثيه گفته و چنان كه در شمع انجمن ثبت شده بسال 1023 بخلوتكده عدم آراميده و از ديوان وي چنين معلوم مي شود كه خود شاعر آن را مرتب كرده است. نسخي كه از ديوان نظيري نگارنده ديده شامل قصائد و غزليات مرتبه بحروف تهجي و ترجيع بند و غزليات و تركيب بند) دوازده بند (در مدح ائمه اثني عشر (علیه السلام) و غير از ايشان و رباعيات مي باشد و تمام ديوان او در حدود (10000) بيت است. غزليات مرتبه نظيري كه در حدود 5000 بيت مي باشد بسال 1928 م در لاهور هند چاپ شده و پشت جلد نسخه چاپي تذكر داده شده كه اين غزليات به اردو ترجمه و چاپ گرديده است. آغاز قصائد: اي جلالت خلوت از اغيار تنها ساخته حكمت تو از كرم دي كار فردا ساخته آغاز غزليات مرتبه: اذاماشئت ان تحيي حيو حلوهه المحيا بر سوائي بر آور سر زمستوري برون نه پا آغاز تركيب بند در مدح ائمه (علیه السلام): وقتي كه شكل دائره كن فكان نبود جز نقطه حقيقت حق در ميان نبود {2) {1) _______

تذكره خوشگو، هفت اقليم ص 639-637 و شمع انجمن ص 453 ماخذ نگارش اين شرح حال مي باشد.

شش بيت از قصيده بدايع الاسحار

10- ص 116 اين مجموعه شش بيت از قصيده بدايع الاسحار را كه بخط نسخ خوب عبدالله بن الحسن بن عبد الجبار بسال 740 نوشته شامل است و قسمت اول اين قصيده افتاده و "بدايع الاسحار في صنايع الاشعار" كه از مشاهير قصائد فارسي و مشتمل بر صنايع بديعيه مي باشد، منشي آن جمال الدين محمد بن ابي بكر قوامي مطرزي مي باشد و نجاتي چنانكه گفته شد بر آن شرحي بفارسي نوشته است.

[466-477] مجموعه عروض و غيره) عربي و فارسي (1- عروض نجاتي 2-

عراضه العروضيين 3- مصادر مخالف قياس 4- عروض وحيدي 5- قصيده همام تبريزي در مدح حضرت ختمي مرتبت ص 6- قصيده حرباويه 7- سلوه الشيعه 8- قصيده از بدر الدين خبوشاني 9- ايض قصيده اي از همو 10- بدايع الاسحار 11- عروض اندلسي 12- القاب العروض و دوائر پنجگانه آن.

ديوان قطران تبريزي

[565] ديوان قطران تبريزي) فارسي (حكيم قطران از شعراي قصيده سراي معروف قرن پنجم هجري مي باشد، هدايت وفات او را بسال 465 ثبت نموده و شواهد تاريخي بر وجود او تا اين سال موجود، نام او را تذكره نويسان از عوفي تاكنون (1} (1} كسي ثبت ننموده شايد قطران تخلص و نام وي بوده، پدر او را در هفت اقليم منصور و او را اجلي معرفي، ناصر خسرو او را در تبريز ملاقات (2} (2} و گويد كه ديوان منجيك و دقيقي را پيش من آورد و خواند و مشكلات آن ها را حل نمود و زبان فارسي نيكو نمي دانست و اشعار خود بر من خواند. به هر حال قطران شاعري قصيده سر او داراي صنايع لفظي و لطائف معنويست و ديوان وي گذشته از قصائد شامل تركيب بند و تغزلات مي باشد و آقاي تربيت در دانشمندان نگاشته اند كه ديوان او را تا دوازده هزار بيت ديده ام و هدايت از هشت هزار تا ده هزار و دولتشاه قطران صاحب تركيب بند ذو فافيتين را كه نزد سائر تذكره نويسان تبريزي است ترمدي و استاد انوري معرفي كرده و آذر هم در آتشكده اشاره باين اختلاف كرده و تبريزي بودن او را ترجيح داده و برخي تصور كرده اند كه دو نفر شاعر قطران نام و تخلص بوده يكي ترمدي و ديگري تبريزي و بگفته امين احمد قطران تبريزي چند مثنوي نيز انشا نموده و يكي از آن ها "قوس نامه" مي باشد كه به نام امير محمد بن امير قماج و الي بلخ انشا كرده است. نسخه اي از ديوان قطران كه شامل ده هزار بيت مي باشد جناب آقاي تقوي رئيس محترم اين دانشكده مرتب فرموده و در كتابخانه شخصي ايشان موجود و تذكر ديگر كه سابقين نيز نگاشته اند اين كه اشعار قطران با رودكي بسيار شبيه و

ديواني كه بنام رودكي بسال 1315 در طهران چاپ شده بيشتر آن از قطران مي باشد. نسخه زيرين در حدود 3000 بيت مي باشد و آغاز آن اينست: تا بپوشيد بلولوي ثمين باغ سمن بگل سرخ بياقوت بياراست چمن. (1251) ديوان قطران تبريزي اين نسخه را بسال 1250 محمد علي ابن حاجي محمد باقر تنكابني برحسب امر محمد محسن ميرزا در شهر زنجان بخط نستعليق نوشته و شاهزاده پشت صفحه نخستين نويسنده را ملا باشي خود معرفي كرده و مهر خود را هم زير اين يادداشت زده ولي اندكي محو گرديده و بسال 1282 داخل كتابخانه اعتضاد السلطنه شده و برخي از ابيات آن تصحيح گرديده و از تركيب بند مشهور بخشي را بيشتر ندارد و اوراق ننوشته اي بجاي آن گذارده شده است. جلد تيماجي. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع خشتي باريك. شماره اوراق (104). صفحه اي (16) سطر. طول (21 2/1 سانتي متر (. عرض (15 سانتي متر (. شماره كتابخانه (1) {1} _______. (250) لباب الالباب ج 2 ص 214، تذكره دولتشاه ص 69-67 چاپي، هفت اقليم ص 1021-1017، آتشكده آذر ص 37-36، مجمع الفصحا ج 1 ص 476-466، سخن و سخنوران ص 160-130 بخش اول ج 2 و دانشمندان آذربايجان ص 2) {2} .309-307) ص 8 سفرنامه ناصر خسرو چاپ برلن.

ديوان ولي دشت بياضي

[592] ديوان ولي دشت بياضي) فارسي (ولي دشت بياضي از شعراي شاه طهماسب صفوي تا اوائل شاه عباس اول بوده و چنان كه در سفينه خوش گو ثبت شده ديوان قصائد و غزليات او در حدود پنج هزار (1} (2} بيت مي باشد و بسال 2} (3) 1015} غنيم (3} (4} بيك اوزبك بجرم تشيع او را شهيد كرده است دشت بياض از توابع قائن خراسان مي باشد و در اثر سفيدي خاك بدين نام ناميده شده است اين رباعي در هفت اقليم از ولي نقل شده و در ديوان وي) نسخه زيرين (با كمي تغيير نيز موجود است:

امي لقبي كز انبيا اعلم بود احمد نامي كه سرور عالم بود زان سايه بدو نبود همراه كه بود محرم جائي كه سايه نامحرم بود. آغاز: اي حريمت كعبه حاجت رواي جبرئيل نقش نعلين تو محراب دعاي جبرئيل. (1292) ديوان ولي دشت بياضي اين نسخه پيوسته به ديوان ثنائي مشهدي است كه زير شماره (1175) معرفي گرديد و در كتابخانه با آن ديوان زير شماره (284) بنام "ديوان اثير الدين اوماني" ثبت و وقف گرديده ، شامل قصائد و غزليات و مقطعات و رباعيات مي باشد و برحسب شماره نگارنده 3048 بيت مي باشد، بسال 1025 نوشته شده و خصوصيات ديگر نسخه را به ص 576 نگاه كنيد. _______ {2) {1) در ص 122 آتشكده آذر معرفي مختصري از ولي گرديده و گويد: ديوانش دو هزار بيت بنظر رسيده اشعار ديوانش يك دست است. {2) {3) در ص 670-669 هفت اقليم معرفي و درباره وي پس از تعريف و توصيف زياد گويد: "روزگاري مهنا داشت تا لواي عالم مخلد برافراشت" و چون هفت اقليم بسال 1002 تاليف شده بايستي در همين سال وفات يافته باشد و پيش ازين نخواهد بود چرا كه در ديوان وي مرثيه از سلطان علي كه از او مكرر سلطان علي خليفه تعبير كرده موجود و اين مرد چنان كه در عالم آراست بسال 1002 كشته شده است: {4) {3) در تذكره يا سفينه خوش گو غنيم ثبت شده ولي در تاريخ عالم آرا) نسخه خطي مدرسه (يك جا تليم و جاي ديگر تميم نگاشته شده است.

الجموع و المصادر

[392] الجموع و المصادر) عربي (اين كتاب متضمن جموع و مصادريست كه فيروز آبادي آن ها را ترك نموده و در قاموس نياورده است، مولف آن در مقدمه خود را محمد المدعو بيحيي بن الشفيع القزويني معرفي كرده و گويد: در هنگامي كه اشتغال به تصحيح قاموس داشتم ديدم كه مولف پاره اي از جموع و مصادر را آورده و بسياري را نياورده، بر آن شدم كه آن چه در آن جا نباشد گرد آورم، چنين كردم و آن را در

دو مقصد گذاردم و هر مقصدي را به ابوابي تقسيم نمودم كه براي مراجعه كنندگان و جويندگان، كار آسان باشد. در كتب سير و رجال اين مرد را نيافتم، چنان كه در ص 239 گذشت مولف "ترجمان اللغه" محمد يحيي قزويني و نيز چنان كه در ص 105 گذشت پدر مولف نظم الغرر و نضد الدرر محمد يحيي قزويني بوده و اين دو مولفه در زمان شاه سلطان حسين صفوي تاليف گرديده و در ص 640 روضات ذيل ميرزا رفيعا النائيني) محمد بن سيد حيدر (گويد: و اين مرد غير از مولي رفيع الدين محمد بن مولي فتح الله قزويني معروف به واعظ مولف ابواب الجنان است كه بسال 1089 وفات يافته و چنان كه از امل الامل برمي آيد او را پسري بنام محمد شفيع بن رفيع الدين محمد واعظ قزويني است كه فاضل و عالم و زاهد و صالح و واعظ جامع قزوين بوده و ابواب الجنان پدر را كه ناتمام بوده تكميل كرده است. از قرائن موجوده در عبارات نقل شده بالا محتملا بدست مي آيد كه شفيع يا محمد شفيع پدر يحيي مذكور است اين كتاب در حدود (1300) بيت كتابت دارد. آغاز: بسمله الحمدلله الذي جعل الجموع با طاليلا بل جمموح المفردات الخ. (930) الجموع و المصادر اين نسخه بخط نسخ خوب نوشته شده، كاتب نام خود و سال نگارش را نبرده،

بسال 1270 داخل اعتضاديه گرديده و داراي اغلاطي است. جلد تيماج. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع وزيري. شماره اوراق (56). صفحه اي (12) سطر. طول (21 سانتي متر (. عرض (15 سانتي متر (شماره كتابخانه (3110).

حدائق السحر في دقائق لشعر

[462] حدائق السحر في دقائق لشعر) فارسي (اين كتاب از مشاهير كتب ادبي فارسي و مولف آن شاعر شهير رشيد وطواط است (1} (1}) رشيد الدين محمد بن محمد بن عبد الجليل عمري بلخي متولد ميان سال 480 و 487 و متوفي بسال 573 يا 2} (2) 578} كه در فن انشاء بعربي و فارسي نيز شهرتي به سزا داشته و در عصر و زمان

خويش در استادي اين دو فن به دو زبان مسلم بوده و اين كتاب وي كه در صنايع شعريه ساخته شده مورد قبول دانشمندان گرديده است. از آثار رشيد آن چه باقي مانده يكي همين كتابست كه بفارسي است ولي گذشته از شواهد فارسي كه در آنست بنظم و نثر عربي در آن نيز استشهاد گرديده و ديگري شرح صد كلمه از كلمات قصار حضرت علي بن ابي طالب (عليه السلام) بنظم فارسي و نثر عربي و فارسي بنام "مطلوب كل طالب من كلام علي بن ابي طالب" است كه در اروپا چاپ شده (3} (1} و رسائل عربي اوست كه بسال 1315 در مصر چاپ گرديده است. آغاز: بسمله الحمدلله علي ما افاض ..... چنين گويد مولف كتاب ..... كي روزي الخ. (1077) حدائق السحر اين نسخه را محمد حسين بخط خوب بسال 1267 براي بيش كش به اعتضاد السلطنه نوشته و تزوك تيموري را نيز براي همين مقصد بسال 1268 به همين خط نوشته و پيش از اين نسخه گذارده شده است. جلد تيماجي. كاغذ تزوك سمرقندي و حدائق السحر فرنگي. واقف سپهسالار. قطع وزيري. شماره اوراق كليه (191). اين نسخه (90). صفحه اي (11) سطر. طول (22 سانتي متر (. عرض (14 سانتي متر (شماره كتابخانه (1) {1} _______. (1502) گذشته از مقدمه بسيار نفيس حدائق السحر (73 صفحه (كه

دانشمند محترم آقاي اقبال نگاشته اند، به هفت اقليم ص 483، تذكره دولتشاه سمرقندي ص 60-52 مجمع الفصحا ج 1 ص 222، معجم المطبوعات ص 1921، تاريخ گزيده ص 650 و آتشكده آذر ص 315 و معجم الادباج 7 ص 95-91 مراجعه شود. {2) {2) در تولد و وفات اين شاعر نيز اختلاف مي باشد، آقاي اقبال با ادله اي تولد وي را ميان اين دو سال و وفات او را بسال 573 ترجيح داده اند. {1) {3) حاجي خليفه گويد) ص 156 ج 1): محمد بن محمد شهيربه و طواط متوفي بسال 552 صد كلمه از كلمات قصار هر يك از خلفاي چهارگانه را شرح نموده و براي آن ها نامي مخصوص گذارده و همه آن ها را در مجلدي ديده ام و بترتيب نام هر يك آن ها اينست: تحفه الصديق، فصل الخطاب، انيس اللهفان و 4- مطلوب كل طالب.

شرح الاعراب عن قواعد الاعراب

[400] شرح الاعراب عن قواعد الاعراب) عربي (اين كتاب شرح بر "الاعراب عن قواعد الاعراب" ابن هشام مي باشد و شارح آن خالد بن عبدالله ازهري است ص] 309] 388 و شارح آن را "موصل الطلاب الي قواعد الاعراب" ناميده و شرحي مزجي و در حدود (1800) بيت كتابت دارد و بسال 1299 در مصر در حاشيه تمرين الطلاب تاليف همين شارح چاپ شده است. آغاز: الحمدلله و الصلوه و السلام علي سيدنا محمد رسول الله و علي آله و صحبه و جنده و بعد فيقول العبد الفقير الي مولاه الغني خالد بن عبدالله الازهري هذا شرح لطيف الخ. (941) شرح الاعراب عن قواعدالاعراب اين نسخه بخط نسخ نوشته شده، نويسنده نام خود و سال نوشتن را ننگاشته، ظاهرا از خطوط قرن دهم هجري مي باشد، ضميمه شرح شافيه تاليف نظام الدين است كه در همين فصل از آن معرفي خواهيم نمود خصوصيات ديگر در ذيل شرح مذكور ذكر، به خصوصيات كتاب شماره (3126) كتابخانه در ص 350، 351 مراجعه گردد.

طراز اللغه (3)

(847) طراز اللغه اين نسخه بخط نسخ خوب نوشته شده و شامل از باب حرف الراء فصل الالف) جلد دوم (و تا شرح لغت "عبقس" كه از باب السين و فصل العين مي باشد و آخرين سطر موجوده آن اين است: و العبقسي نسبه الي عبد القيس و تعبقس انتسب اليه و العبنقس كعصنفر الناعم الطويل. شواهد و لغات را با سرخي نوشته اند و در آخر باب الراء سال تحرير راسنه 1124 معين نموده ولي نام كاتب نگاشته نشده است. جلد تيماجي. كاغذ سمرقندي. واقف ميرزا محمد شفيع. قطع رحلي. شماره

اوراق (583) صفحه اي (21) سطر. طول (29 2/1 سانتي متر (. عرض (18 2/1 سانتي متر (شماره (243) قفسه مدرسه صدر.

شرح تصريف

[407] شرح تصريف) عربي (اين شرح نخستين مولفه تفتازاني است) سعد الدين مسعود بن عمر التفتازاني الشافعي 792/791 /712/793 /722) كه مختصري ازشرح حال و مولفات ايشان را در ذيل كتاب "التلويح" در فصل اصول فقه در ص 559 ج 1 فهرست اين كتابخانه تذكر داده ايم و تصريف كه از آن به العزي في التصريف نيز تعبير مي شود و در ص 313-312 همين مجلد از آن معرفي گرديد، مختصري است در علم صرف تاليف عز الدين زنجاني و تفتازاني بر آن اين شرح را نگاشته و صاحب كشف الظنون در ص 115 ج 2 تاريخ تاليف اين شرح را بسال 738 معين نموده و نام حاشيه هائي كه بر اين شرح و بر آن حواشي نوشته شده نيز در اين صفحه از كتب موجود و اين شرح نيز در ضمن مجموعه اي كه بنام "جامع المقدمات" ناميده مي شود مكرر چاپ شده است. آغاز: بسمله ان اروي زهر تخرج في رياض الكلام من الاكمام الخ.

جنات الوصال (3)

(1129) جنات الوصال اين نسخه شامل دو مجلد اول و قسمتي از مجلد سوم مي باشد، نام نويسنده و تاريخ نگارش نداشته، ظاهرا در اوائل قرن سيزدهم نوشته شده، پيش نگارنده شامل تا آخرين بيت انشائي نور عليشاه است، پيش از اين كتاب رساله اي عرفاني است) تصور مي كنم ترجمه اي از جوك باشد و در مجلد بعد اين فهرست معرفي خواهد گرديد (و اين دو نسخه بسال 1292 داخل كتابخانه اعتضاد السلطنه گرديده و پشت برگ نخستين يادداشت شده است. جلد تيماجي. كاغذ

فرنگي. واقف سپهسالار. قطع خشتي. شماره اوراق كليه (153). اين نسخه (102). صفحه اي (29) سطر. در متن حاشيه. طول (21 2/1 سانتي متر (. عرض (14 2/1 سانتي متر (. شماره كتابخانه (176).

قاموس المحيط (14)

اشاره

(874) قاموس المحيط اين نسخه در سال (1247) بخط نستعليق نصر الله بن ابوالقاسم نوشته شده و شامل تمام كتاب است و صفحات آن بسرخي و زنگار مجدول شده. جلد تيماجي. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع رحلي. شماره اوراق (553). صفحه اي (26) سطر. طول (30 سانتي متر (. عرض (21 سانتي متر (شماره كتابخانه (46).

خمسه نظامي (5)

(1146) خمسه نظامي اين نسخه را بخط شكسته نستعليق محمد رضا بن حاج بيگلر بسال 1262 در قزوين) در آخر خسرو شيرين و ليلي مجنون و اقبال نامه تصريح باين مطالب شده (بانجام رسانيده، ابيات الحاقي در آن زياد ديده مي شود، در متن و حاشيه نوشته شده و صفحات مجدول به جوهر سرخ و آبي است، پس از دخول در اين كتابخانه پسر كتابدار آن هنگام پشت صفحه نخستين يادداشتي بسال 1312 نوشته است. جلد تيماجي. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع رحلي. شماره اوراق (374). صفحه اي) در متن 20 در حاشيه 18) بيت. طول (32 سانتي متر (. عرض (19 سانتي متر (. شماره كتابخانه (356).

تذكره اسحق (1)

(1112) تذكره اسحق اين نسخه بخط نستعليق خوب نوشته شده، نويسنده از

خود و سال نگارش نام نبرده، بسال 1274 وارد كتابخانه اعتضاد السلطنه گرديده، از طرز خط و تذهيب دو سرلوح زيبائي كه در ابتداء تذكره و آغاز بخش غزليات مي باشد، احتمال قوي مي دهم كه در اوائل نيمه دوم قرن سيزدهم هجري براي كتابخانه همين شاهزاده نگاشته شده و اطراف دو صفحه اول نسخه و اول بخش غزليات تذهيب برگ موي گرديده و تمام صفحات مجدول بطلا و لاجورد است. جلد تيماجي مذهب. كاغذ ترمه. واقف سپهسالار. قطع وزيري. شماره اوراق (232). صفحه اي (17) سطر. طول (24 سانتي متر (عرض (15 سانتي متر (. شماره كتابخانه (2716).

طراز اللغه (2)

(846) طراز اللغه اين نسخه بخط نسخ آقا باباشاه ميرزائي در سنه (1283) نوشته شده و شامل از اول كتاب تا لغت عبد از فصل عين از باب دال مي باشد، لغات را با سرخي نوشته اند و دانسته شد كه از روي نسخه اي كه پيش از اين معرفي از آن كرديم نوشته شده و اين نيز چون اصل آن بي غلط نيست. جلد تيماجي. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع رحلي. شماره اوراق (310). طول (36 سانتي متر (. عرض (23 سانتي متر (شماره كتابخانه (23).

ديوان نوائي > نوادر الشباب (3)

(1284) ديوان نوائي) نوادر الشباب (اين نسخه را بسال 1} (1) 1112} علي اكبر تبريزي متخلص به مسكين نوشته، ديباچه را هم داراست، پس از اتمام كتاب قصيده اي بتركي نگارش يافته و پس از آن رساله اي بتركي در بيان معاني لغات مستعمله در ابيات امير عليشير مي باشد و مرتب بترتيب بحروف تهجي با ملاحظه مفتوح و مضموم و مكسور بودن آن ها كه با الف و واو و با موافق رسم و انشاء امير نگارش يافته و نام مولف در مقدمه و آخر اين رساله نيست و اين رساله بايستي يكي از آن رساله

هائي باشد كه در معاني لغات امير عليشير تاليف گرديده و ميرزا مهدي خان در مقدمه سنگلاخ بدان ها اشاره نموده، اين رساله در حدود (1700) بيت مي باشد و آغاز آن اينست: بسمله عشق و محبت پيمانه سي نيك رند قدح پيمائي و شعر و بلاغت كاشانه الخ. جلد تيماجي. كاغذ فرنگي. واقف سپهسالار. قطع رحلي. شماره اوراق كليه (197). صفحه اي (17) بيت. طول (29 2/1 سانتي متر (. عرض (20 سانتي متر (. شماره كتابخانه (1) {1} _______. (367) در آخر ديوان بحروف سال نگارش را در اين سال نوشته ولي در آخر رساله پيوسته با عدد سال 1110 را معين كرده و مسلما نگارش رساله پس از ديوان بوده بنابراين نويسنده در يكي از دو مورد اشتباه كرده است.