ghaemiyeh.com
مجموعه تخصصی امام حسین علیه السَّلام و عاشورا
سرشناسه: ملایی، زهرا (کریمی)، 1341 -
عنوان و نام پدیدآور امام زمان شناسی / تالیف ز- ملایی (کریمی).
مشخصات نشر: مشهد: اعتقاد ما، 1400.
مشخصات ظاهری: 8 ج.
فروست: مجموعه تخصصی امام حسین علیه السَّلام و عاشورا
(دوره): 3-50-6062-622 - 978 ISBN
جلد (چهارم): 1-54-6062 - 622 - 978 ISBN
وضعیت فهرست نویسی: فیپا
یادداشت : کتابنامه
یادداشت: مندرجات : ج.1. شناخت حضرت مهدی عَجَّلَ اللهُ تَعالی فَرَجهُ الشّریف ق.1.- شناخت حضرت مهدی عَجَّلَ اللهُ تَعالی فَرَجهُ الشَّریف. ق .2. ج.3. علائم ظهور .- ج.4. علائم عمومی ظهور حضرت مهدی عَجَّلَ اللهُ تَعالی فَرَجهُ الشّریف
ج.5. علائم آستانه ظهور عصر مهدی عَجَّلَ اللهُ تَعالی فَرَجهُ الشّریف. -ج.6 رجعت .ج. 7. -ج . 8. سیستم حکومتی امام زمان.
موضوع: محمد بن حسن عَجَّلَ اللهُ تَعالی فَرَجهُ الشّریف، امام دوازدهم ، 255 ق -
موضوع: محمد بن حسن عَجَّلَ اللهُ تَعالی فَرَجهُ الشّریف، امام دوازدهم ، 255 ق - غیبت
موضوع: آخر الزمان
موضوع: فتن و ملاحم _ احادیث
موضوع: مهدویت _ انتظار .
رده بندی کنگره : 1400، الف 7 م / 224 BP
رده بندی دیویی : 462 792
شماره مدرک: 8754956
خیر اندیش دیجیتالی: موسسه مددکاری و خیریه ایتام امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشريف) شهرستان بروجن
ویراستار دیجیتالی: زینب رمضانی
علام عمومی ظهو حضرت مهدی عَجَّلَ اللهُ تَعالی فَرَجهُ الشّریف
اهداء این اثر ناچیز به عصاره ی هستی بضعةُ الرَّسول صلَّی اللهُ علیه وآله
همسر بی همتای حضرت علی علیه السَّلام الائمة النجباء علیها السَّلام
بزرگ منتظر ظهور و قیام مهدی آل محمد حضرت زهرای مرضیه علیها السَّلام
مجموعه تخصصی امام حسین علیه السَّلام و عاشورا
سرشناسه: ملایی، زهرا (کریمی)، 1341 -
عنوان و نام پدیدآور امام زمان شناسی / تالیف ز- ملایی (کریمی).
مشخصات نشر: مشهد: اعتقاد ما، 1400.
مشخصات ظاهری: 8 ج.
فروست: مجموعه تخصصی امام حسین علیه السَّلام و عاشورا
(دوره): 3-50-6062-622 - 978 ISBN
جلد (چهارم): 1-54-6062 - 622 - 978 ISBN
وضعیت فهرست نویسی: فیپا
یادداشت : کتابنامه
یادداشت: مندرجات : ج.1. شناخت حضرت مهدی عَجَّلَ اللهُ تَعالی فَرَجهُ الشّریف ق.1.- شناخت حضرت مهدی عَجَّلَ اللهُ تَعالی فَرَجهُ الشَّریف. ق .2. ج.3. علائم ظهور .- ج.4. علائم عمومی ظهور حضرت مهدی عَجَّلَ اللهُ تَعالی فَرَجهُ الشّریف
ج.5. علائم آستانه ظهور عصر مهدی عَجَّلَ اللهُ تَعالی فَرَجهُ الشّریف. -ج.6 رجعت .ج. 7. -ج . 8. سیستم حکومتی امام زمان.
موضوع: محمد بن حسن عَجَّلَ اللهُ تَعالی فَرَجهُ الشّریف، امام دوازدهم ، 255 ق -
موضوع: محمد بن حسن عَجَّلَ اللهُ تَعالی فَرَجهُ الشّریف، امام دوازدهم ، 255 ق - غیبت
موضوع: آخر الزمان
موضوع: فتن و ملاحم _ احادیث
موضوع: مهدویت _ انتظار .
رده بندی کنگره : 1400، الف 7 م / 224 BP
رده بندی دیویی : 462 792
شماره مدرک: 8754956
نشر اعتقاد ما
عنوان کتاب: علائم عمومی ظهور حضرت مهدی عَجَّلَ اللهُ تَعالی فَرَجهُ الشّریف
تألیف: ز- ملایی (کریمی)
انتشارات: اعتقاد ما
مدیر هنری: محمد عباس زاده
تعداد صفحات: 232
نوبت چاپ: اول
سال چاپ: زمستان - 1400
شمارگان: 1000 نسخه
شابک دوره: 3-50-6062-622-978
شابک: 1-54-6062-622-978
مشهد تقاطع شهدا، خیابان بهجت بین کوچه 4 و 6، نشر اعتقاد ما
09352224629-05132225610 nashre-eteghadema@yahoo.com
قم خیابان کلهری بعد از کوچه 43 خیابان حیدریان بین ک 3 و 5
09369894472-09388154652 ketabashura@hotmail.com
مرکز پخش: 09139648055
فصل اول: احوالات مردم در آخر الزّمان ... 9
فصل دوم: نشانه های زنان و مردان در آخر الزّمان ... 83
آرایش و زینت زنانه در میان مردان ... 91
رقص و آواز و سازها در میان زنان و مردان ... 93
تشکیل مجالس و محافل لهو و لعب در زنان و مردان ... 93
پوشش زنان ... 98
فساد جنسی و هم جنس بازی زنان و مردان ... 100
حکومت کودکان ... 109
فصل سوم: نشانه های فرزندان و جوانان در آخر الزمان ... 111
قصل چهارم: مسخ و قذف انسان ها ... 117
فصل پنجم: علماء در آخر الزّمان ... 127
مذّمت علماء ... 129
مدح علماء شایسته ... 142
فصل ششم: سلاطين واُمراء در آخر الزّمان ... 143
فصل هفتم: دین و قرآن در آخر الزّمان ... 147
فصل هشتم: مساجد در آخر الزّمان ... 185
فصل نهم: قحطی و ویرانی در آخر الزّمان ... 193
فصل دهم: تجارت و ربا در آخر الزّمان ... 199
فصل یازدهم: برپایی فتنه ها ... 205
عقل ها زائل می شود ... 207
ایمان ها به سرعت نابود می شود ... 208
مردم چون بَهائِم گردند ... 211
ظهور برهنه ها در زمین ... 211
فتنه ها سراسر زمین را می گیرند (شرق و غرب) ... 211
پرهیز از مشارکت در فتنه ها و بلواها ... 213
فتنه هایی که در آن جنگ و خونریزی و بلا واقع شود ... 217
فتنه وسیله امتحان و غربال مؤمنین ... 220
فصل دوازدهم: زمین و طبیعت ... 223
فصل اول: احوالات مردم در آخر الزّمان
یونس از پیامبراکرم صلَّى الله عليه وآله روایت کرده که فرمودند:
«بین مردم فتنه ای واقع می شود که مرد، همسایه و برادر و پسر عموی خود را می کشد، از آن حضرت پرسیدند: آیا مردم آن زمان عاقل اند. فرمودند: عقل بیشتر آنان گرفته می شود و به جای آن ها افراد ناباب و بیارزش جایگزین می شوند و هر یک از آن ها گمان می کند که برای خود ارزش و شخصیتی دارد . (یعنی هرکس ادعای عقل و علم و دانش می کند ولی در واقع چیزی نیست).» (1)
*پیامبر اکرم صلَّى الله عليه وآله فرمودند:
«بیاید بر مردم زمانی که عقل ها از مردم گرفته شود حتی این که صاحب عقلی نبینی.» (2)
عاصم بن حمزه از حضرت علی بن ابیطالب علیه السَّلام را روایت کرده که فرمودند:
«در پنجمین فتنه کور و تاریک است، مردم مانند چهارپایان(مطیع و بی عقل می شوند.» (3)
*نعیم بن حماد ذکر کرده:
«زمانی می آید که در فتنه های آن، انسان آرزوی مرگ دارد و چون چهارپایان خود را به قبر می مالد و می گوید: ای کاش من جای تو مرده بودم.» (1)
«... اهل معصیت دچار بلاء خواهند شد در سال (192) سنگ باران، فرورفتن به زمین و مسخ و زنا شروع می شود در سال (200) میان مردم بازار سکته شایع خواهد شد.» (2)
پیامبر اکرم صلَّى الله عليه وآله فرمودند:
«... درسال (166)کسی که از مردم طلبکار باشد باید طلب خود را بدست آورد کسی که دختری دارد باید شوهر دهد، کسی که بی زن است باید از ازدواج خودداری نماید، کسی که زن دارد باید از او کناره گیری کند، ... در سال (180) مردم دچار بلا می شوند و در سال (190) فتنه به پا خواهد شد و در سال (200) حوادث ناگوار رخ می دهد.» (3)
*ابن عباس از پیامبر اکرم صلَّى الله عليه وآله روایت می کند که فرمودند:
«اسلام با غربت» آغاز شد و به زودی به غربت باز خواهد گشت.
خوشا به حال غرباء، پرسیدند: غربا کیانند؟
فرمود: اشخاصی که دنبال اصلاح مردم فاسداند.» (4)
*از پیامبر اکرم صلَّى الله عليه وآله نقل شده که فرمودند:
«مشرکان، مسلمانان را به خدمت خویش گمارده و آنان را در شهرها به فروش می رسانند، و هیچ نیکوکار و بدکاری از این عمل پروایی ندارد. این بلا و گرفتاری آن چنان گریبان گیر مردم آن روزگار شود که
همه ناامید و مأیوس و بدبین شده و تصور کنند که گشایشی بر آنان نیست، که در این هنگام خداوند مردی از پاکان عترت من و از نیاکان ذریّه ام برانگیزد، خجسته و پاکیزه که ذرّه ایی (از دستورات اسلام) را فروگذار نمی کند. و خداوند دین و قرآن، اسلام و مسلمانان را به وسیله ی او عزّت و سربلندی بخشیده و شرک و مشرکین را ذلیل و زبون می گرداند، وی پیوسته در حالت پروا از خداست و در اجرای حکم خداوند فریب خویشاوند را نمی خورد، سنگ به روی سنگ نگذاشته، و عمارتی برای خویش بنا نمی کند، در زمان فرمانروایی خود برکسی تازیانه نزند مگر جهت اجرای حدّ شرعی. خداوند متعال تمام بدعت ها را به وسیله ی او محو و نابود ساخته و تمام فتنه ها را از بین می برد و در هر حقّی به وسیله او گشوده می شود و درهای باطل را می بندد و خداوند مسلمانان دربند را هرکجا که بسر برند توسط او به دیارشان باز می گرداند.» (1)
«... زمانی که سخن مردم، دروغگویی باشد و غیبت، نقل دهانشان شود و حرام، توشه ی آن ها گردد و بزرگ ترها به کوچک ترها رحم نکنند و کوچک ترها به بزرگ ترها احترام نگذارند، در این زمان است که لعنت بر شما نازل می شود و بر یکدیگر می نازید.» (2)
«پس از من مقدار کمی ظلم و ستم نخواهد بود. سپس ستم آشکار خواهد شد آن گاه به آن مقداری که ستم ظاهر می شود عدل از بین می رود تا اینکه عنصر مرد، با ستم آمیخته می شود و غیر از ستم چیزی را نخواهد شناخت.
پرسیدند: یا رسول الله! پس اهل عدل چه کسانی خواهند بود؟
فرمودند: ما اهل بیت، گفتند: پس اهل ستم چه کسانی هستند؟
فرمودند: بنی امیّه که دنیا به کام آن ها خواهد شد.» (1)
«زمانی می آید که عقل های مردم به گونه ای از بین می رود که هیچ عاقل و اندیشمندی دیده نخواهد شد.» (2)
*ابن مسعود می گوید:
«ما نزد رسول خدا صلّى الله عليه وآله بودیم که فرمود: این امر همیشه در بین خواهد بود و شما سرپرست آن هستید تا آن موقعی که اعمال (ناپسندی) را انجام نداده اید. و موقعی که رفتار زشتی از شما سرزد خدا گروهی را از بدترین مخلوقات خود را بر شما مسلط می کند تا شما را نظیر شاخه درخت پوست بکنند.» (3)
*ثوبان غلام پیامبر اکرم صلّى الله عليه وآله روایت کرده که حضرت فرمودند:
«به زودی کلیه ی امّت ها به دور شما جمع می شوند آن طور که به دور غذا جمع می شوند.
یکی از شنوندگان پرسید: آیا به خاطر کمی جمعیت ماست؟
فرمود: نه ، جمعیت شما در آن وقت زیاد است ولی هم چون خاشاکی هستید که بر سر راه سیلاب گرد آمده اید، خداوند ترس را از دل دشمنان شما برداشته و وهن و سستی در دل شما قرار داده است.
راوی پرسید: وهن و سستی چیست؟
فرمودند: محبّت دنیا و ترس از مرگ.» (4)
«هرگاه خداوند بر امّتی غضب کند، عذاب خسف و مسخ را بر آن ها نازل نمی کند، بلکه اجناس گران می شود، باران نمی بارد و اشرار بر مردم حاکم می شوند.» (1)
*پیامبراکرم صلَّى اللهُ عليه وآلِه فرمودند:
«بعد از من به زودی زمان ستم فرا خواهد رسید. و به همان مقداری که ستم ظاهر می شود عدل از بین می رود و وضع به گونه ای خواهد شد که مردمی که در آن زمان متولد می شوند غیر از ظلم و ستم چیزی را نشناخته و به غیر آن عمل نخواهند کرد. پس از آن خدای مهربان به مردم لطف می کند و به عدل دستور می دهد که خود را ظاهر سازد و به همان مقدار که عدل خود را آشکار می سازد ستم از بین می رود سپس عدل زنده نمی شود مگر این که از ستم نظیر آن بمیرد. بطوری که مردم آن زمان غیر از عدل چیزی را نشناخته و به غیر از آن عمل نخواهد کرد.» (2)
«حاکمان آن ها، ظالم و عالمانشان، طمع کار و عابدانشان، ریاکار و تاجرانشان، رباخوار و زنانشان، بر زینت دنیا و نوجوانانشان، زناکارند. عالمان را فقط با لباس زیبا و قرآن را با صوت نیکو می شناسند و خداوند را فقط در ماه رمضان می پرستند. پس در چنین زمانی، خداوند، حاکمی را بر آن ها مسلط می کند که نه علم، نه صبر و نه رحم دارد.» (3)
پیامبر اکرم صلَّى اللهُ عليه وآلِه فرمودند:
«زمانی می آید که کسی جز حاکم ظالم، ثروتمند بخيل، عالم مال
دوست، فقیر دروغگو، کهن سال تبهکار، کودک بی شرم و زن گستاخ نمی بینی.» (1)
«.... امّتم، غیب گویی را تصدیق و قضا و قدر الهی را تکذیب کنند و در دروغگویی، مهارت پیدا نمایند و امانت را غنیمت و زکات و فحشاء را مباح بشمارند و عبادت را برای تکبّر و تسلّط بر مردم به جا آورند. در این هنگام است که خداوند، فتنه ی سختی را بر آن ها نازل می کند که سرگردان شوند، هم چون یهود که در سرزمین تیه سرگردان شدند.» (2)
«آن گاه فتنه ای پدید می آید هر زمان صحبت از پایان آن شود، هم چنان ادامه یافته، به گونه ای که خانه ای نیست که آن فتنه داخل آن نشده، و مسلمانی نیست که سیلی آن را به صورت خود لمس نکرده باشد تا آنکه مردی از خاندان من ظهور نماید.» (3)
«سوگند به آنکه جانم در دست اوست، برامّت من قومی فرمانروایی کنند که اگر دَم برآورند آن ها را کشته و اگر سکوت نمایند همه چیز آن ها را مباح می شمرند، اموال آنان را باز گردانده و با زیرپا گذاشتن نوامیس آن ها، خون آنان را ریخته، و دل هاشان را مالامال از کینه و وحشت می گردانند، آنان را پیوسته هراسان و پریشان و بیمناک میبینی در این هنگام گروهی از مشرق و جمعی از مغرب آمده و برامّت من فرمانروایی کنند، وای به حال ضعیفان امّت من از
دست آن ستم پیشگان، و وای برستم گران از عذاب الهی، چرا که آن ها نه به کوچک رحم نموده و نه حرمت بزرگ و پیر را نگاه می دارند، و از هیچ کاری روی گردان نیستند، اندام شان اندام آدمیان، اما دلهایشان دل های شیاطین است.» (1)
«این امری که شما انتظارش را دارید (یعنی ظهور حضرت امام زمان عَجَّلَ اللهُ تَعالی فَرَجهُ الشّریف) نخواهد شد تا وقتی که بعضی از شماها از بعضی دیگر بیزاری جوید و بعضی به صورت بعضی دیگر آب دهان بیاندازند و بعضی شماها حق بعضی دیگر شهادت به کفر دهند و همدیگر را لعن کنند.
راوی عرض کرد: خیری در آن زمان نیست؟
حضرت فرمودند: همه ی خیرها در آن زمان است قائم ما عَجَّلَ اللهُ تَعالی فَرَجهُ الشّریف برخیزد و همه ی اختلافات را برطرف سازد.» (2)
امام صادق علیه السَّلام فرمودند:
«این امر (ظهور) صورت نخواهد پذیرفت مگر اینکه برخی از شما صورت برخی دیگر آب دهان بیاندازد و حتی بعضی از شما بعضی دیگر را لعن کنید و همدیگر را دروغگو بنامید.» (3)
امیرالمؤمنین علی علیه السَّلام فرمودند:
«بعد از صدوپنجاه سال پادشاهان کافر، امین های خائن، و عرفاء فاسق برای شما می آیند و بر شما مسلط می شوند. تجارت زیاد شود، سودها کم شود، ربا به صورت ظاهر رواج یابد، اولاد زِنا زیاد شود،
خونریزی افزایش یابد، زنا زیاد گردد، معارف منکر شود و ماه شب اول بزرگ باشد و زن ها به زن ها و مردها به مردها اکتفا نمایند.
عرض شد: ما در آن زمان چه کنیم؟
فرمود: فرار کنید، فرار کنید و همیشه عدل خدایی بر این امت گسترده است، تا زمانی که قرّاء و خواننده هایشان میل به پادشاهان نکنند، و نیکوکارانشان، بدکاران جامعه را از منکر نهی کنند و اگر این کارها را ترک کنند، پس از آن طلب نفرت کنند، پس بگویند (لا اله الا الله) خداوند در عرش بفرماید: دروغ گفتید و راست نمی گویید.» (1)
«چون کم فروشی شود، باران نمی بارد و چون زنا زیاد شود، کشتار و طاعون و و با زیاد شود و چون دروغ زیاد شود ، هرج و مرج نیز زیاد شود.» (2)
پیامبر اکرم صلَّى اللهُ عليه وآلِه فرمودند:
«به امّت من در زمان از سوی پادشاهانشان بلاهای سختی می رسد که هرگز بلایی سخت تر از آن شنیده نشده باشد، به نحوی که زمین با وسعتش برایشان تنگ آید و زمین از ظلم و جور پرشود، به گونه ای که مؤمن هیچ پناهگاهی نمی یابد تا از ظلم ستم کاران به آن پناه برد، در آن وقت خداوند مردی را از عترت من بفرستد که زمین را پر از عدل و داد کند، چنان چه پر از ظلم شده باشد، ساکنین آسمان ها و زمین از او راضی باشند. زمین از بذر خود چیزی را ذخیره نکند و آن چه در اوست آشکار سازد، آسمان بارانش را حبس نکند، بلکه پی در پی خداوند باران رحمتش را بفرستد، و در میان ایشان هفت و یا هشت و یا نُه سال زندگی کند. زنده ها به واسطه ی آن خیری که
خداوند برای اهل زمین مرحمت فرموده آرزو می کنند که ای کاش مرده ها زنده می شدند.» (1)
ابوموسی به نقل (از پیامبر اکرم صلَّى اللهُ عليه وآلِه) روایت می کند که:
«ساعت ظهور برپا نشود تا این که کتاب خدا عار و اسلام غریب باشد و دشمنی بین مردم ظاهر شود و علم گرفته شود(به فراموشی سپرده شود)، زمانه پیرو عمر بشر کوتاه باشد، سال ها کوتاه و ثمرات کم شوند، متّهمین امين، واُمناء متهم شوند، دروغگو تصدیق و راستگو تکذیب گردد، قتل و کشتار زیاد شود، خانه های بلند بنا شود، و در بلندی از هم سبقت گیرند، صاحبان اولاد محزون و کسانی که فرزند ندارند خوشحال گردند، زِنا و حسد و بخل ظاهر شود، مردم هلاک شده، از هوی و هوس متابعت کنند، به ظن و گمان (و نه علم) قضاوت و حکم کنند، باران زیاد باشد ولی ثمر کم شود (به خاطر بارش بی موقع) علم به صورت بی سابقه ای کم و جهل زیاد شود، وجود فرزند موجب اذیت و آزارشان باشد، فحشاء آشکار و منکرات زمین را فرا گیرد، و خطباء به دروغ سخن رانند و حقّ مرا برای اشرار امّت من قرار دهند، پس هرکس ایشان را تصدیق کند و راضی باشد به آن چه می گویند بوی بهشت را استشمام نکند.» (2)
«چون پرچم حق ظاهر شود، اهل شرق و غرب او را لعنت کنند، آیا می دانی برای چه لعنت می کنند؟
راوی عرض کرد: نمی دانم؟
فرمود: به سبب آنچه که مردم از اهل بیتش(بنی هاشم) قبل از خروجش دیده اند.»
تذکر: از فسق و فسادی است که سادات قبل از ظهور امام زمان عَجَّلَ اللهُ تَعالی فَرَجهُ الشَّریف انجام می دهند. (1)
«... وقتی دیدید که فسق در اجتماعات رواج یافته است، مردها به مردها اکتفا می کنند و زن ها به زن ها، افراد با ایمان خاموش نشسته اند و اگر حرف بزنند سخن آن ها را رد می کنند. و دیدی که مردم در عین حال که از دروغگو شناخت دارند دروغش را رد نمی کنند، افراد کوچک به بزرگ ترها احترام نمی گذارند، مردم قطع رحم می کنند و با افرادی که به گناهان مباهات می ورزند با خنده برخورد می شود و حرف بد آنان را به ایشان بر نمی گردانند، و دیدی که پسر بچه ها مانند زنان خود فروشی کنند.
و دیدی عدّه ای از زن ها با زنان ازدواج می کنند و مدح و ثناء زیاد گشته، و مرد اموال خود را در راه غیر مشروع به مصرف می رساند و کسی او را نهی نمی کند و مردم از مشاهده کارهای اهل ایمان، به خدا پناه می برند.
و دیدی همسایه، همسایه خود را اذیت می کند و احدی او را باز نمی دارد، و دیدی که کفّار از رنجی که اهل ایمان به خاطر شیوع فساد در زمین می برند خوش حال هستند، و دیدی که علناً شرب خمر می شود و افرادی که از خداوند نمی ترسند، مجلس شراب را گرم می کنند، و کسی که امر به معروف می کند در بین مردم ذلیل و طرفداران فساد اخلاق در جامعه محترم هستند و صاحب آیات کوچک شمرده می شوند.
و دیدی که راه خیر بسته شده، راه شر و بدی باز است، خانه خدا به فراموشی سپرده شده، امر به ترکش می شود، و مرد چیزی را می گوید که عمل نمی کند، و مردها برای مردها و زن ها برای زن ها خود را فربه
1) غیبت نعمانی ص 299
می کنند، معیشت مرد از دُبُرش و معیشت زن از فَرجش می باشد، زن ها برای خود مجلس می گیرند، چنان چه مردها مجلس می گیرند. و دیدی که در فرزندان عباس کارهای زنانگی آشکار شود و خضاب را ظاهر سازند و سرخود را شانه زنند، چنان چه زن برای شوهرش شانه زند.
و دیدی صاحب مال از مؤمن عزیزتر باشد، و ربا ظاهر شود و عیب ندانند و زن ها بر دادن زِنا ستایش شوند و دیدی که زن برای نکاح مردان با شوهر خود همکاری کند و بیشتر مردم وبهترین خانواده ها کسی باشد که زن ها را در جهت فسق شان کمک کند...
و دیدی که خویشاوندان با محارم خود زِنا کنند و به همان ها اکتفا کنند، مرد به تهمت و گمان کشته می شود و در راه رسیدن به جنس نر برای کار زشت از مال و جان می گذرند، و دیدی مرد برای آمیزش زنان، مورد سرزنش قرار گیرد، از کسب زنش که از زنا به دست آورده ارتزاق می کند در حالیکه به آن یقین دارد و اقدام به آن می نماید.
و دیدی که زن بر شوهرش غالب می شود و کارهایی که شوهر نمی خواهد انجام می دهد و جهت شوهرش نفقه می پردازد.
و دیدی مرد، زن و کنیز خود را کرایه می دهد و به خوراکی و آشامیدنی پستی رضایت می دهد.
و دیدی ایمان به خدا بالاجبار صورت می پذیرد، قماربازی علنی، و خرید و فروش شراب علنی گردد و مانعی هم نداشته باشد.
و دیدی که زنان خود را به کفار عرضه کنند، اسباب لهو و لعب و ساز، ظاهر و علنی گشته و احدی کسی را منع نکند. جرأت بر منعش نیز نباشد.
و دیدی که انسان شریف توسط کسی که از قدرت او هراس دارد خوار و ذلیل گردد و نزدیک ترین مردم به حکومت کسی است که به دشنام
دادن ما اهل بیت علیهم السَّلام مدح و ستایش شود، و هرکس ما را دوست دارد او را مزّور و دروغگو دانند و شهادتش را قبول نکنند و حرف زور و ناحق مورد قبول واقع شود.
و دیدی که شنیدن قرآن بر مردم سنگین آید ولی شنیدن باطل آسان باشد.
و دیدی همسایه، همسایه اش را از ترس زبانش اکرام می کند و حدود خدا معطل ماند و مردم به هوای نفس و رأی خود نسبت به حدود عمل می کنند و مساجد زینت کنند.
و دیدی که راستگوترین افراد نزد مردم کسی است که از روی دروغ افترا زند، شرّ و سخن چینی آشکار و ظلم و ستم فاش و علنی گردد، غیبت را سخن ملیح و نمکین شمارند و مرد و به واسطه ی آن همدیگر را مژده و بشارت دهند.
و دیدی که حج را برای غیر خدا طلب می کنند، سلطان برای خاطر کافری، مؤمن را خوار و ذلیل گرداند.
و دیدی خرابی بر آبادانی بلندی جسته است.
و دیدی مرد معیشتش از کم فروشی (در کیل و وزن) است، و دیدی خونریزی را آسان شمارند، مرد به خاطر امور دنیوی طلب ریاست کند و خود را به بدزبانی مشهور کند تا از او بترسند و کارها را به او واگذار کنند.
و دیدی که نماز را سبک شمارند، و شخص مال زیادی به دست آورده و از هنگامی که ثروتمند گشته، زکاتش را نداده است.
و دیدی که میت را نبش قبر کرده، اذیتش کنند و کفنش را بفروشند، هرج و مرج زیاد شده، مرد در روز نئشه است و شب را در حال مستی به صبح می رساند و اهمیت نمی دهد به آن چه مردم در آن واقع شده اند.
و دیدی که با حیوانات نکاح کنند، و حیوانات همدیگر را بدرند...
و دیدی که مردم با کسی هستند که بر دیگران تسلط دارد و هرکس
طلب حلال کند او را سرزنش می کنند و هرکس حرام را طلبید، مدحش کنند و بزرگش شمارند.
و دیدی در حرم خدا و رسول صلَّی اللهُ علیه وآله (مکّه و مدینه) کارهایی می شود که خدا دوست ندارد و احدی ایشان را منع نکند و کسی بین ایشان و عمل قبیحی که انجام می دهند حائل نشود، و آلت لهو و لعب در دو حرم (مکّه و مدینه) علنی شده است.
و دیدی که شخص پس از آنک ه کمی به حقّ سخن راند و امر به معروف و نهی از منکر نمود، پس نصیحت کننده ای به خیال خود او را نصیحت کند و گوید: این کلام از تو برداشته شده است.(به علت بدی اوضاع و ترس از عواقب آن).
و دیدی که مردم(در ارتکاب گناه) به هم نگاه کنند و به اهل شرارت اقتدا کنند و راه خیر بسته شده و احدی کار خیر انجام ندهد و مُرده مورد استهزاء قرار گیرد و احدی بر او فزع نکند و غمگین نگردد.
و دیدی که بدعت ها و بدی ها هر سال بیش از سال گذشته شده است، و مردم و مجالس از کسی غیر از ثروتمندان متابعت نکنند.
و دیدی چون به نیازمند چیزی بدهند، به او بخندند و برای غیر خدا کمکش کنند، آیات آسمانی را اهمیت ننهند و از آن نترسند.
و دیدی مردم مثل حیوانات روی هم میجهند و احدی از ترس مردم، این کار زشت را انکار و سرزنش نکند.
و دیدی که شخص مال زیادی را در غیر طاعت خدا انفاق می کند در حالی که در راه طاعت خدا از مال کم هم دریغ دارد، عاق والدین علنی شده و به پدر و مادر به نظر حقارت نگاه می شود و در نظر فرزندشان از همه کس خوار و ذلیل ترند و فرزند خوشحال است که به پدر و مادرش افتراء بندد.
و دیدی که زن ها بر حکومت و هرکاری که بخواهند غالب شوند و کاری جز آن چه به میل و پسند ایشان باشد انجام نشود، و دیدی که پسر به پدر خود افتراء می زند و اقامه دعوی علیه پدر و مادرش کند و به مرگشان خوشحال شود.
و دیدی که اگر یک روز بر مردی بگذرد که در آن روز گناه بزرگی مانند زِنا، کم فروشی، ارتکاب فعل حرام و یا آشامیدن شراب انجام نداده باشد، غمناک و محزون باشد و گمان کند که روزش هدر رفته و عمرش تلف گشته است.
و دیدی که سلطان، خوراکی ها را احتکار کرده، و دیدی اموال ذوى القربى (حق السّادات) در راه باطل تقسیم شود و با آن قماربازی کنند و شراب بنوشند، با شراب مداوا کنند و برای مریض توصیه نمایند و به واسطه ی آن طلب شفا کنند.
و دیدی که همه ی مردم در ترک امر به معروف و نهی از منکر مساوی باشند. (هیچ کس به آن عمل نکند).
و دیدی که پرچم منافقین و اهل نفاق بلند و پابرجاست و پرچم اهل حقّ حرکت نداشته باشد.
... و دیدی که هرکس اموال یتیمان را بخورد او را ستایش کنند، و صالحش بدانند.
... و دیدی همت مردم، شکم و فَرْجشان است، باکی نداشته باشند چه می خورند (حرام یا حلال) و با که نکاح می کنند.
و دیدی دنیا به مردم روی آورده است.
و دیدی که آثار حق کهنه شده، پس بر حذر باش و نجات را از خدا بطلب و بدان که مردم در سخط خدای جَلَّ وعَزَل هستند و ایشان را مهلت داده برای امری که نسبت به ایشان اراده دارد پس مواظب باش و منتظر
باش و جدیّت کن که خدا تو را بر خلاف ایشان ببیند، پس اگر عذاب خدا رسید و تو در بین ایشان باشی زودتر به رحمت خدا رسیده ای و اگر عذاب به تأخیر افتاد، آن ها مبتلا شده اند و تو از آن چه آن ها از بی باکی نسبت به خدا عمل می کردند نجات یافته ای و بدان که خداوند اجر نیکوکاران را ضایع نگرداند و رحمت خدا به نیکوکاران نزدیک تر است...» (1)
«... یکی از علامات ظهور، قساوت دل های مردم است...» (2)
«... هرآینه بیاید بر مردم زمانی که راستگو تکذیب، و درغگو تصدیق شود، امین خائن و خائن را امین دانند، و مرد شهادت بدهد بدون این که از او طلب شهادت کنند و سوگند یاد کند بدون اینکه از او سوگند طلب کنند و سعادتمندترین مردم در دنیا(نزد آن ها) لئیم پسر لئیم است که ایمان به خدا و رسولش ندارد.» (3)
«بر امت من زمانی بیاید که باطن آن ها پلید و ظاهرشان به جهت طمع در دنیا آراسته باشد و خداوند را در نظر ندارند عمل آن ها ریا است و از او نمی ترسند. خداوند نیز همه آنان را عقوبت خواهد کرد و هرچه دعا کنند، حتی دعای غریق، مستجاب نخواهد شد.» (4)
رسول اکرم صلَّى الله عليه وآله فرمودند:
«هم چنان که دین به وسیله من آغاز شد، توسط فرزندم مهدی عَجَّلَ اللهُ تَعالی فَرَجهُ الشّریف ایران خاتمه می یابد... در آخرالزّمان امّت من در سایه زمامداری ستمگر به
بلاهایی مبتلا می شوند که مانند آنان را نشنیده اند و به اندازه ای عرصه به مردم تنگ می شود که پناه گاهی برای خود نمی یابند. در این هنگام خداوند مردی از عترت و اهل بیت من برمی انگیزند که جهان را پر عدل و داد می کند. چنان چه پر از ظلم و جور شده باشد. از ویژگی های او این است که اهل زمین و ساکنان آسمان او را دوست می دارند و آسمان باران های خودش را می بارد و زمین برکاتش را در اختیار مردم قرار می دهد.» (1)
«در نزدیکی قیامت، فتنه ها و گرفتاری های پیدا می شود چون قطعه هایی شب تاریک، و در اثر آن فتنه ها و آشوب ها مرد طرف صبح مؤمن است و اول شب کافر و یا اول شب مؤمن است و چون صبح کافر شود. و در آن موقع، جمعی دین خود را در مقابل متاع دنیوی از دست می دهند.» (2)
«در آخرالزّمان مردمانی بیایند که از نظر ظاهر، سیمای آدمیان را دارند، اما دل هایشان مانند قلب های شیطان ها است. (پر از خودخواهی و تکبر و غرور و امثال این هاست.) مانند گرگ های درنده دل هایشان خالی از رحمت و عطوفت انسانی باشد. قتل و خونریزی برای آن ها یک امر بسیار ساده و بی اهمیت خواهد بود و از کارهای زشت دوری نمی کنند. اگر از آن ها متابعت کنی تو را از خود می رانند و اگر از آنان فاصله بگیری تو را مورد غیبت و عیب جویی قرار می دهند؛ اگر با تو سخن گویند دروغ می گویند و اگر آن مردم را امین خویش قرار دادی به تو خیانت
می کنند. پیران آن ها امر به خوبی ها و نهی از بدی ها نمی کنند. عزت جستن به وسیله آن ها ذلت و خواری است و مطالبه موجودی آن ها فقر و ناتوانی است... در چنین زمانی که مردمش دارای چنین خصوصیات اخلاقی شده اند، خداوند اشرار مردم را بر آن ها مسلط می کند و دیگر دعای خوبان اجابت نخواهد شد.» (1)
«... خداوند برای آخرین آن ها (ائمه) نشانه هایی بیان فرمودند: ...هرگاه علم از میان آن ها برداشته شود و جهل و نادانی به جای آن نشیند... قتل و کشتار زیاد شود. شعرا زیاد شوند،... جور و فساد زیاد شود. منکرات ظاهر شود. امّت شما امر به منکر کنند. پیروان شما نهی از معروف کنند... صاحبان رأی و نظر از آنان فاسقان باشند...» (2)
حذیفه میگوید دیدم رسول خدا صلَّى الله عليه وآلِه پرده کعبه را گرفته و گریه می کنند. عرض کردم:
«یا رسول الله! چه چیزی شما را به گریه آورده است؟ خداوند چشمان شما را نگریاند.
پیامبر صلَّى الله عليه وآلِه فرمودند: ای حذیفه! دنیا از بین رفته یا مثل این که تو در این دنیا نبودی.
عرض کردم: پدر و مادرم به قربانت! آیا علائمی هست که دالّ بر وقوع چنین وضعی در دنیا باشد؟
فرمودند: آری ای حذیفه! مطالبی که می گویم به قلبت بسپار و با چشمت ببین و با انگشتانت شماره کن:
وقتی که امّت من نماز را ضایع کنند، از شهوات پیروی کنند، خیانت در میان مردم زیاد شود، امانت و امانت داری کم شود، مشروبات الكلی بنوشند، امنیت از راه های زمینی و هوایی برداشته شود (نظیر هواپیماربایی، آدم دزدی) مردم همدیگر را سب و لعن می کنند، خانواده ها در دامن فساد سقوط کنند(مانند بی حجابی، رقاصی، قمار و غیره) مردم در زندگی دچار تجملات و مدپرستی شوند و سرانجام قناعت و میانه روی متروک گردد، افراد جامعه نسبت به یکدیگر بدبین شوند و سوء ظن و عدم اعتماد در جامعه سایه افکند. سال های دنیا، پست و خوار شود. پرده از روی باطن مردم برداشته شود (و جنایت کاران و دنیاپرستان و جاه طلبان شناخته شوند... یا بدان آشکار شوند یا علائم ظاهر شوند.).... خلاف پسندیده شود... تمام برنامه ها را با کمال گستاخی و خودسری بر مبنای هوای نفس (دلم می خواهد) پیاده می کنند... بی عصمتی و زنا در میان مردم رواج پیدا کند. خشنودی و راضی بودن از زندگی و برنامه آن بسیار کم شود. افراد سفیه و نادان زمام امور را بدست گیرند. خیانت به انواع و اقسام مختلف در میان همه طبقات زیاد شود. امانت را بی اهمیت بدانند و به آن بی اعتنا باشند و افراد امین کم شوند. افراد از اخلاق و کار خویش تعریف کنند. نادان ها به دلیل نادانی خویش مشهور شوند. مردم خانه های خود را بیارایند و دیوارهای آن ها را زینت دهند. قصرها و خانه های بلند ساخته شود (مانند ساختمان های چند طبقه که آسایش و آرامش را از همسایه ها سلب می کند.) باطل را به لباس حقّ جلوه دهند. زشتی دروغ از بین برود به حدی که لباس راستی بر آن بپوشانند. اگر کسی در کارش صحت عمل داشته باشد او را ضعیف بدانند. پستی و لئامت و سرزنش یکدیگر را به حساب عقل بگذارند(صاحبش را عاقل بدانند.) گمراه بودن و راه کج رفتن را هدایت بشمارند. بیان را کوری
بدانند (اگر به وسیله بیان، حقایقی گفته شود که به نظر آن ها خوش نیاید بگویند این شخص کور است و واقعیت دنیا را نمی بیند) و خموشی را بی خردی بدانند. نشانه ها بسیار شود و علامت ها یکی پس از دیگری ظاهر گردد. تحقیق نکرده سخنان دور از حقیقت بگویند (مردم را متهم کنند و بدون دلیل آبروی بندگان خدا را بریزند) آسیاب مرگ بر سر جامعه بچرخد(جنگ های خانمان سوز به راه بیندازند و افراد بی گناه را قتل عام کنند(مانند بمباران مناطق مسکونی و غیر نظامی...)
مردم از نظر بینش و دید قلبی کور شوند و حقایق را نبینند(مانند جنایاتی که از زمامداران خود می بینند و در عین حال می گویند خوب است.) کارهای ناپسند بر اعمال خوب غلبه پیدا کند (مردم طرفدار کارهای بد شوند.) محبت نسبت به یکدیگر و صله ی رحم از دل های مردم برداشته شود. جان خود را به یکدیگر به خاطر شهوت های زیادی که دارند، بذل کنند. کارهای بزرگ را آسان شمارند(نظیر جنگ با دولت های بزرگ) از پوشیدن پوست های حیوانات حرام گوشت (یا ذبح شرعی نشده) باکی نداشته باشند. جامه های نرم و زیبا و نازک بپوشند. (و بدن آن ها از روی لباس پیداست)، رغبت به دنیا پیدا کنند و آن را بر آخرت مقدم بدارند اعمال بد مردم گواه این مطلب است)، رحم از دل های همه مردم برود(اعم از زمامدار، تاجر، کاسب، زن، شوهر و غیر آن ها) فساد جنبه عمومی پیدا کند(خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو)، مسکرات را با تغییر نام حلال بدانند، در وقت دادن زکات مال خود خیانت کنند(کم بدهند یا جنس نامرغوب عرضه کنند). در فسق و فجور مردها به مردها و زن ها به زن ها برابری کنند، به نافرمانی از خداوند (گناه کردن) مباهات کنند. دل های مردم پر از تکبر و نخوت شود و ظلم و جور در پادشاهان و نادانی در مردم (زیر بار ظلم رفتن) ظاهر گردد. مردم خیّر و نیکوکار و مراکز خیر از
بین برود اما اهل شرّ و فساد بمانند. مردم به خداوند عالم در کارهایشان بی اعتنا باشند و اعمالشان از روی تحقیق نباشد. تنها محبوب مردم دینار و درهم باشد. (ثروت دنیا از هر راهی بیاید حلال و حرام مانعی نباشد) هر قدر ثروتشان زیاد شود باز بگویند فقیریم.» (1)
«در حجّة الوداع در خدمت رسول اکرم صلَّی اللهُ علیه وآلِه بودم، وقتی که پیامبر اکرم صلَّی اللهُ علیه وآلِه اعمال واجب حج را تمام فرمودند به عنوان وداع به خانه کعبه نزدیک شدند، حلقه در خانه را گرفتند و با صدای بلند که همه اهل مسجد الحرام و بازاری ها صدای مبارکشان را شنیدند و اجتماع کردند، فرمودند: ای مردم! بشنوید و به آن هایی که در اینجا نیستند برسانید. آن گاه وجود مقدس پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآلِه گریه کردند و از گریه آن بزرگوار همه به گریه افتادند و چون از گریه فارغ شدند.
فرمودند: ای مردم! خداوند شما را رحمت کند. مَثَل شما از امروز تا یکصد و چهل سال دیگر مانند درخت بی خار خواهید بود. (ممکن است کنایه از زندگی آرام باشد) و دویست سال دیگر بر شما خواهد آمد که مانند درختی باشید که هم برگ دارد و هم خاردار است (این نیز ممکن است کنایه از زندگی همراه با نیش و نوش و زحمت و خوشی باشد). دیگر بعد از این مَثَل شما مانند درختی است که خارهای جانگداز دارد و در این فصل از زندگی نمی بینید مگر پادشاه ستمگر یا ثروتمند بخیل یا عالِم دنیاپرست یا فقیر دروغگویا پیروز زناکار یا بچه گستاخ یا زن نادان و احمق...» (2)
«هیهات، هیهات! یعنی دور است دور است نه به خدا آن چه را
چشم به او دوخته اید نخواهد شد. مگر وقتی که غربال شوید، نه به خدا مگر وقتی که امتحان شوید، نه به خدا مگر وقتی که تمیز داده شوید، نه به خدا مگر وقتی که ناامید باشید، نه به خدا مگر وقتی که شقی و بدبخت بشود، کسی که بدبخت است. و سعید و رستگار گردد کسی که خوش بخت است.» (1)
«باید امتحان شویدای شیعه آل محمّد علیهم السّلام! مثل سرمه در چشم چون صاحب چشم می داند کسی سرمه به چشم کشیده ولی نمی داند کی سرمه از چشمش رفته و همچنین صبح می کند مردی بر شریعت و دین ما و شب می کند و حال آن که از دین خارج شده و شب می شود بر شریعت ماست و صبح می کند از دین خارج گشته.» (2)
«البته البته باید شکسته شوید شکستن شیشه ولی شیشه شکسته را ممکن است آبش کنند و به حالت خود برگردد ولی شما شکسته شوید مثل شکستن کوزه است که به حالت خود برنمی گردد، والله ! باید غربال شوید، والله ! باید تمیز داده شوید، والله باید امتحان گردید و خالص شوید، حتی نماند از شما (در دین) مگر خیلی کم و حضرت دستش را وارد نمود. کنایه از اینکه چیزی نمی ماند نعوذ بالله از امتحانات آخرالزّمان).» (3)
«مَثَل شيعيان ما مَثَل خرمن طعام است که حیوان خورنده ای در آن بیفتد پس پاک کنند دوباره بیفتد باز پاک کنند تا این که بماند در آن
چیزی که دیگر حیوان خورنده ضرر به آن نرساند همچنین شیعیان ما باید تمیز داده شود باید امتحان کرده شوند تا باقی نماند از ایشان مگر کسی که فتنه به او ضرر نرساند.» (1)
امام صادق علیه السّلام می فرمایند:
«مومنین مبتلا خواهند شد پس خداوند پیش خودش ایشان را تمیز خواهد داد، خداوند مؤمنین را ایمن نکرده از بلاء دنیا و تلخی اش، بلی ایمن کرده ایشان را از کوری و بدبختی آخرت ...» (2)
«وقتی که خاطب هلاک شد و صاحب زمان پنهان شد و باقی ماند دل هایی که زیرو رو گردد، بعضی از دل ها پر از خیر و بعضی بی خیر باشند، آرزومندان هلاک شوند، متلاشی شوندگان متلاشی شوند، و مؤمنین باقی بمانند، و ایشان اندک باشند، سیصد یا زیادتر خواهند بود، جهاد کنند به همراه جماعتی که همراه پیغمبر صلَّی اللهُ علیه وآله در جنگ بدر جهاد کردند، که نه کشته شوند و نه بمیرند. (یعنی ملائکه نه کشته می شوند و نه می میرند).» (3)
از امیرالمؤمنین علیه السّلام روایت شده که فرمودند:
«زمانی بر مردم بیاید که فاحشه گری زیاد شود به طوری که کار و شغل خود قرار دهند، در آن زمان حرمت ها هتک شود، زنا علنی گردد، مال یتیمان را بخورند و رباخواری کنند، کم فروشی نمایند، خمر و شراب را به اسم نبیذ حلال دانند، رشوه را به اسم هدیه حلال شمارند، به اسم امانت خیانت نمایند، مردها شبیه زن ها و زن ها شبیه مردها شوند،
حدود نماز را سبک شمارند و برای غیر خدا حج کنند.
پس چون آن زمان آید هلال (ماه شب اول) مانند ماه شب دوم خود را نماید و گاهی هم مخفی شود، به طوری که اول ماه رمضان افطار کنند و آخر آن که عید می باشد روزه بگیرند، پس در این هنگام بپرهیزید، بپرهیزید که مبادا خداوند شما را غافلگیر کند (که فرصت توبه از شما گرفته شود) به جهت آن که پس از این امور مرگ ها سریع باشد و مردم به صورت ناگهانی بمیرند تا آن حد که مرد صبح سالم باشد و شب دفن شده باشد و شب زنده و صبح بمیرد.
پس وقتی چنین شد واجب است پیش از آنکه بلا برسد وصیت نمایید و واجب است نماز را در اول وقت بخوانید؛ چرا که ترس از فوت از آن در آخر وقت می رود.
پس اگر شماها آن زمان را درک کردید شب بدون وضو نخوابید و اگر قدرت دارید همیشه با طهارت باشید، چون انسان هراسناک است و نمی داند چه وقت اجلش می رسد و چه هنگام ملک الموت به سراغش می آید و به تحقیق من شما را ترسانیدم، اگر بترسید، و شناسانیدم، اگر بشناسید، و موعظه کردم، اگر قبول نمایید.
پس از خدا در باطن و ظاهر بترسید و مراقب باشید، غیر مسلمان از دنیا نروید؛ چون هرکس غیر از اسلام را بخواهد از او قبول نخواهد شد و او در آخرت از زیانکاران است. » (1)
*ابوهریره از پیامبر اکرم صلَّی اللهُ علیه وآلِه روایت کند که فرمودند:
«وقتی فیء (2)به نوبت دست به دست بگردد و امانت غنیمت شمرده شود و زکات دادن ضرر پنداشته شود و علم برای غیر از دین فراگرفته
شود، مرد اطاعت زنش را نماید و مادرش را عاق کند، و رفیقش را نزدیک کند و پدرش را دور سازد، صداها در مساجد بلند شود و فاسق ترین قبیله، بزرگِ ایشان شود و زمامت مردم با پست ترین ایشان باشد و رهبر آنان گردد و فرد را به خاطر ترس از شرش اکرام کنند و زنان خواننده و آلت لهو ظاهر شود، خمر و شراب خورده شود و آخر این امت اولش را لعن کند، پس در آن وقت منتظر باد سرخ و زلزله و خسف و فرورفتن و مسخ شدن و سنگ باران شدن باشید ...» (1)
«شما در زمانی هستید که گوینده حقّ بهتر از ساکت است و قائم به حقّ، بهتر از نشسته است و به درستی که بعد از شما زمانی بیاید که سکوت در آن بهتر از سخن گفتن است و نشستن بهتر از قیام کردن.»(2)
«نزدیک است زمانی بر مردم بیاید که غربال شوند در آن غربال شدنی، و مردمی پست که وفا به عهد و امانت خو نمی کنند و بین خود اختلاف می نمایند، باقی می مانند و این گونه به هم پیچیده می شوند و در این حال دستان خود را به هم گره زنند.
عرض کردند: ای رسول خدا صلّى الله عليه وآله به ما چه امر می فرمایید؟
فرمودند: آن چه نزد شما معروف است را بگیرید و آنچه نزد شما منکر است را واگذارید.
و در روایتی دیگر می فرمایند: آن چه معتمدین شما می گویند را قبول کنید و آن چه را عامه مردم می گویند واگذارید.» (3)
«زمانی بر مردم بیاید که مرد بر سر قبری برود و در کنار آن بخوابد و بگوید: ای کاش من به جای صاحب این قبر بودم و این کار نه برای این است که ملاقات خدا را دوست داشته باشند، بلکه به واسطه شدت بلاست. (1)و زمانی بیاید که بر حال مردمی که سبک بار باشد غبطه می خورند، چنان چه امروز مردم به ثروت و فرزند غبطه می خورند.» (2)
«بر مردم زمانی بیاید که از ترس سکوتی و سبطه ای به ایشان برسد که علم خود را مثل مار در سوراخ جمع کنند و همین طور باشد تا ناگهان ستاره ایشان طلوع کند.
ابان عرض کرد: سبطه چیست؟
حضرت فرمودند: سستی.
ابان عرض کرد: در آن زمان ما چه کنیم؟
حضرت فرمودند: بر آن چه بودید باقی بمانید تا خدا ستاره شما (امام زمان صلّى الله عليه وآله) را برساند.» (3)
«هنگامی که نمازها تباه شده و آسمان ها فشرده شوند در آن زمان، چون سال چون ماه و ماه چون هفته و هفته چون روز و روز چون ساعت می گذرد.» (4)
«می بینی که مردم در ترک امر به معرف و نهی از منکر یکی شده اند و إعراض از دین فراگیر شده و بی تقوایی میان مؤمن و جاهل مشترک شده است.» (1)
«هنگامی که ظلم و فساد بسیار شود، منکرات علنی گردد، مردم یکدیگر را به انجام کارهای زشت و نامشروع تشویق نمایند و از انجام کارهای خیر نهی کنند. قتل فراوان باشد و مردم خون را سبک شمارند.» (2)
«دل ها را قساوت می گیرد، زمین پر از ستم می شود کشتار به قدری فراوان می گردد که مادران از آوردن اولاد غمگین می گردند.» (3)
«تقوا كم و حرص بسیار می شود مؤمن سکوت می کند زیرا از او پذیرفته نمی شود دروغگو دروغ پردازی می کند و کسی به او اعتراض نکرده و سخنش را رد نمی کند، فاسق و فاجر با کارهای ناشایسته و نامشروع ستایش شده و کسی (او را) رد نمی کند.» (4)
«هنگامی که دروغ مباح شمرده شود و از هوای نفس پیروی گردد، روابط نامشروع علنی و بهتان رایج شود، دروغ پردازان راستگو شناخته شود و خائنان مورد اعتماد قرار گیرند گواهان بدون آنکه کسی گواهی خواهد گواهی دهند، گروهی دیگر برای قراردادی که بسته اند بدون توجه
از اصل موضوع گواهی دهند در چنین زمانی همه جا آتش می بارد.» (1)
«بعد از من اقوامی می آیند که غذاهای بسیار لذیذ و رنگارنگ می خورند، بر مرکب ها سوار می شوند هم چون زنی که برای شوهرش آرایش کند، آرایش می کنند و آنان چون زنان خودنمایی می نمایند. سیمای آنان چون پادشاهانی طغیان گر است آنان منافقین امّت در آخرالزّمان که مشروب می خورند، قمار می بازند و از خواسته های نفس پیروی می کنند و از نماز جماعت دوری می گزینند به هنگام شب زنده داری می خوابند و در مورد نماز صبح سستی می کنند، مَثَل آنان مثل درختی همچون دِفلی است که شکوفه های بسیار زیبا و طعمی بسیار تلخ دارد گفتارشان حکیمانه و کردارشان بیمارگونه و بیماریشان علاج ناپذیر است.» (2)
«خوشبخت ترین مردم در دنیا افراد پست و نادان خواهند بود که به خدا و رسول ایمان نخواهند داشت.» (3)
پیامبر اکرم صلّى الله عليه وآله فرمودند:
«هنگامی که فَرَج نزدیک باشد مرگ، بهترین امّت را برمی گزیند آن سان که شما خرماهای رطب را از یک طبق خرما برمی گزینید.» (4)
«می بینی که پیروان ادیان تحقیر می شوند و هرکس آدم دینداری را دوست داشته باشند به همین جدّم سوگند مورد تحقیر قرار می گیرند.» (5)
«برای مردم روزگاری فرامی رسد که تنها همّ و غمشان شکم آنان، تجملات زندگی شرف آنان، همسرانشان قبله آنان، درهم و دینارشان دین و آیین آنان، آنان بدترین خلایق هستند، برای ایشان در نزد خدا ارج و مقامی نیست.» (1)
«هیچ قومی نیست که ربا در میان آنان شایع شود، جز اینکه دچار غفلت و بی خبری شود و هیچ قومی نیست که رشوه در میان آنان رایج شود جز این که دچار ترس و وحشت شوند.» (2)
«مردم دیگر از سنّت پیامبر پیروی نکنند و روش اوصیای معصوم را دنبال نمایند، به غیبت ایمان نیاورند و از کارهای ناشایست دامن خود را پاکیزه نگه ندارند.» (3)
«زمین پر از جور و ستم می شود تا جایی که نتواند نام خدا را به زبان جاری کند مگر در پنهانی. آن گاه خداوند قوم صالح و شایسته ای را می آورد که زمین را پر از عدل و داد نمایند.» (4)
«اهل زمانه دگرگون می شود بت پرستی یک بار دیگر رواج پیدا می کند، مؤمنان به سختی گرفتار می شوند و دل ها شک و تردید فرا می گیرد، رشته
دین از گردن آنان خارج می شود و پیوند آنان با دین قطع می گردد.» (1)
امیرالمؤمنین علیه السَّلام فرمودند:
مردم آن زمان ظاهری زیبا و آراسته و باطنی پست و پوسیده دارند، هرکس آنان را ببیند دچار شگفت می شود، ولی چون با آنان معاشرت کند مورد ستم قرار می گیرد.» (2)
«همسایه را می بینی که همسایه را اذیت می کند و همسایه از زبان او وحشت دارد.» (3)
«هیچ زمانی پیش نمی آید به جز این که زمان بعدی بدتر از آن است.» (4)
«قائم علیه السَّلام قیام نمی کند مگر پس از وحشت شدید، زلزله ها، فتنه ها و بلاهای فراگیری که بر مردم چیره شوند و طاعونی پیش از آن شایع گردد و شمشیر برّنده ای در میان عرب پدید آید و اختلاف در میان مردم دراُفتد و امور مذهبی مردم مختل شود و حالشان دگرگون گردد، و هر صبح و شام آرزوی مرگ کنند و آن در اثر طغیان و پرده دری مردم است که به خون یکدیگر تشنه می شوند و خون همدیگر را می خورند.» (5)
«هنگامی که روابط نامشروع شیوع پیدا کند زلزله زیاد می شود.» (6)
« هرگاه بدعت ها در امت من ظاهر شد، پس عالم باید دانش خود را آشکار نمایند، هرکس این کار را نکند لعنت خدا بر او خواهد بود.» (1)
«مادامی که از امّت من سه چیز گرفته نشود، بردین و شریعت من هستند: یکی آن که علم از ایشان گرفته نشود، دیگر آن که بچه های پست در بین ایشان به وجود نیاید. سوم آنکه سقارون بین ایشان ظاهر نگردد.
عرض شد: یا رسول الله ! سقارون کیانند؟
فرمود: مردمی در آخرالزّمان هستند که چون همدیگر را ملاقات کنند، سلام و تحیت دادنشان لعن نمودن یکدیگر می باشد.» (2)
«وقتی پس از من، زِنا ظاهر شود، مرگ ناگهانی زیاد می گردد.» (3)
«در حجة الوداع بعضی از اصحاب برخاستند عرض کردند: یا رسول الله به ما خبر بده این جریانات کی خواهد بود؟
حضرت فرمودن: آن گاه که نماز را در وقت خودش نخوانند، پیروی از شهوات کنند، شرب خمر کنند، به پدران و مادران ناسزا بگویند، به دست آوردن مال حرام را غنیمت بدانند و زکات دادن را زیان و ضرر تلقی کنند، رحم از بزرگان برداشته شود و حیای کوچکان کم گردد. ساختمان ها را محکم بنا کنند و درباره نوکران و کلفت ها ظلم کنند. شهادت شان از روی هوا و هوس باشد. حکم
آنان براساس ظلم باشد، مرد پدرش را لعنت کند، برادر نسبت به برادر حسد ورزد و شرکا در معاملاتشان به یکدیگر خیانت کنند. وفا کم شود، زِنا شیوع پیدا کند، مردان خود را به لباس زنان بیارآیند، پرده حیا از زنان برداشته شود. تکبر دل های مردم را پُر کند مانند سم های کشنده ای که در بدن ها جای می گیرد. کارهای خوب کم شود و جرایم و بدی ها ظاهر شود و واجبات الهی سبک پنداشته شود و با گرفتن پول صاحبان مال را بستایند، ثروت را در راه غنا و خوانندگی به مصرف برسانند.
.... در این هنگام می بینی که صورت این مردم چهره آدمی است اما قلب های آنان دل های شیاطین است (پُر است از مکر و حیله و تکبر و امثال این صفات بد)، سخنان آنان از عسل شیرین تر اما دل هایشان پُر است از زهرهای کشنده. اینان گرگ های درنده ای هستند که به لباس آدمیان درآمده اند. در این حالات روزی نیست که خداوند به آنان نفرماید: «آیا از رحمت من مغرور شده و به من جرأت پیدا کرده اید؟
تصور می کنید که من شما را بی فایده خلق کردم و بازگشت شما سوی من نیست؟» به عزّت و جلالم سوگند، اگر به خاطر بندگان صالح و با اخلاصم نبود یک آن به معصیت کاران مهلت نمی دادم و اگر ورع و پرهیزگاری بندگان با تقوا نبود یک قطره از آسمان فرو نمی فرستادم و یک برگ سبز از زمین نمی رویاندم، عجبا از مردمی که مال و ثروت را خدای خویش قرار دادهاند و آرزوهای آنان طولانی است (با توجه به عمر کوتاه دنیا) و چشم طمع دارند که در جوار رحمت الهی باشند. و حال آن که به مقام قرب نمی رسند مگر با عمل صالح و عمل هم قبول نخواهد شد مگر با راهنمایی های عقل.» (1)
1) بحار الانوار ج 52 ص 263
«(قائمعلیه السَّلام) قیام نمی کند مگر زمانی که میراث ها تقسیم نشود، و کسی از غنیمت (و سود بردن) خوشحال نشود.» (1)
«... می بینی که حاکمان برای طمع کاری خود، انسان های خائن را امین قرار می دهند. (2)و می بینی که طالب روزی حلال سرزنش می شود و طالب روزی حرام تعظیم و ستایش می شود.» (3)
«این امری که شما انتظارش را دارید نخواهد شد تا این که بعضی از شما از بعضی دیگر تبری جویند و در صورت هم تُف و آب دهان اندازند، و بعضی شماها در حق همدیگر شهادت به کفر بدهند و همدیگر را لعن کنند، راوی عرض کرد خیری در آن زمان نیست؟
امام حسین علیه السَّلام فرمودند: همه خیرها در همان زمان است، قائم علیه السَّلامما برخیزد و همه اختلاف ها را برطرف سازد.» (4)
«این امر محقق نخواهد شد تا وقتی آب دهان بیندازند بعضی از شما به بعضی دیگر و تا اینکه لعن کند بعضی از شما بعضی دیگر را، و تا وقتی که نام گذارید بعضی از شما بعضی دیگر را دروغ گو.» (5)
«ساعت(ظهور) برپا نشود، تا این که هر قبیله ای منافقینش به سیادت و بزرگی برسند.» (1)
«(از علامات ظهور) آن است که پرچم منافقین و اهل نفاق بلند و برپا شود و پرچم اهل حقّ بی حرکت باشد.» (2)
«بر مردم زمانی بیاید که بین عجز و فجور مخیر باشند، پس هرکس از شماها آن زمان را درک نمود درماندگی را بر ارتکاب به معاصی مقدم دارد.» (3)
«هر وقت زمان زمان جور و ستم باشند و اهل آن زمان خیانت کار شدند، پس اطمینان به هرکس از عجز و ناتوانی است.» (4)
« زود است ملت ها با هم دست به دست بدهند، و شما را مثل کاسه خوراکی در میان گذاشته بخورند.
عرض شد: یا رسول الله ! به خاطر تعداد کم ما است ؟
فرمودند: خیر، بلکه شما زیاد هستید، ولی مانند کف روی آب هستید و وزنی ندارید.» (5)
«زمانی بیاید که چهره های مردم چهره آدمیان و دل هایشان، دل های شیاطین باشد بسان گرگ درنده و خونخوار باشند، از منکرات اجتناب نکنند. اگر در جمع آنان باشی بد نامت کنند چون با آنان سخن گویی به تو دروغ گویند و چون از آنان جدا شوی غیبت کنند، سنّت در میان آنان بدعت و بدعت به نزدشان سنّت بود، محترمان نزد آنان موهون و موهونان محترم باشند ، مؤمن نزد آن ها خوار و فاسق ارجمند بود، کودکانشان گستاخ و بی ادب و زنانشان بی شرم و پیرانشان امر به معروف و نهی از منکر نکنند. پناه بردن به آن ها خواری و اعتماد به آن ها ذلت و درخواست مال از آن ها بیچارگی و ننگ باشد. در آن هنگام خداوند باران به موقع بر آن ها نبارد و در غیر موسم خود ببارد و بدانشان را بر آنان چیره سازد که به بدترین وجهی آن ها را آزار دهند، پسرانشان را بکُشند و زنانشان را زنده دارند، در آن حال هرچه نیکان دعا کنند به اجابت نرسد.
زمانی بر مردم بیاید که شکم هایشان خدایشان بوده(هرچه خواهد از حلال و حرام به آن بدهند) و زنانشان قبله شان باشند (که تمام توجه شان به آن ها بود) و پولشان دینشان (که آن را در حدّ پرستش دوست دارند) و شرف و عزت خویش را در تجملات و امتعه دنیا دانند، از ایمان جزنامی و از اسلام جز آثاری و از قرآن جز درسی بیش نماند. مساجدشان از حیث ساختمان آباد و دل هایشان از هدایت تهی و ویران، علمایشان بدترین خلق خدا در روی زمین باشند.
در آن هنگام خداوند آن ها را به سه بلا دچار سازد: جور سلطان و خشکسالی و ظلم و ستم حکّام و زمامداران.
اصحاب از سخنان حضرت به شگفت آمده عرض کردند: مگر آن ها بت می پرستند؟
فرمودند: آری، پول نزد آنان چون بت مورد پرستش باشد.
زمانی بیاید که دین داری به نگه داری آتش در کف دست بماند. زمانی بر امتم بیاید که زمامدارانشان به شیوه جباران و ستم گران عمل کنند و علمایشان طمع کار و کم پرهیز، و پارسایانشان متظاهر، و بازرگانان رباخوار و فریب کار، و زنانشان خود را برای نامحرمان بیارایند. در آن هنگام اشرشان بر آنان چیره گردند و هرچه دعا کنند به اجابت نرسد.
زمانی بر مردم بیاید که (اخلاق انسانی از آنان رخت بربندد چنان که) اگر نام آن ها را بشنوی، بهتر از آن بود که وی را ببینی و یا او را ببینی بهتر از آن باشد که او را بیازمایی و چون او را بیازمایی حالاتی (زشت و ناروا) در او مشاهده کنی. دین شان پول، همُّ و غم شان شکم و قبله شان زنانشان باشد. برای رسیدن به گرده نانی کُرنش کنند و برای درهمی به خاک افتد. پریشان و سرگردان باشند، نه خود را در پناه اسلام دانند و نه به کیش نصارا زندگی کنند.» (1)
«بیایید به سوی آن چه که برای آن قطع رحم کردید، خون ها ریختید و مرتکب گناه شدید، آن چنان عطایای کلان به آن ها می دهد که هرگز در تاریخ بشری سابقه نداشته است.» (2)
«... هنگامی که پیوند خویشاوندی را قطع کنند، ثروت ها در دست اشرار قرار می گیرد.» (3)
«در آن روزگار بزرگتران به زیردستان و کوچکتران رحم نمی کنند، و قوی بر ضعیف ترّحم نمی نماید، در این هنگام خداوند به او اذن قیام می دهد.» (1)
«بیاید شما را بعد از صدو پنجاه سال فرماندگان کافرو امینان خائن، و عرفا فاسق و تجار زیاد می شوند. و ربح (سود) کم شود، و با زیاد شود، اولاد زِنا زیاد شود، و مراوده اجنبیه با مرد و اجنبی زیاد شود، و معروف منکر شود و هلال شب اول ماه بزرگ شود و زن ها به زن ها اکتفا کنند و مردها به مردها.
سؤال شد: یا امیرالمؤمنین! در آن زمان چه کنیم؟
فرمودند: فرار کنید، فرار، همیشه عدل خدا شامل این امّت است مادامی که قرآن خواهانشان به پادشاهانشان میل نکنند و خوب هایشان از کارهای زشت فجارشان نهی کنند و اگر این ها عمل نکردند پس از آن اظهار تنفر نموده و گفتند « لا اله الا الله» خداوند از بالای عرش بفرمایند دروغ می گویید.» (2)
«بر شما از هرج می ترسم، عرض شد: هرج چیست یا رسول الله ؟
فرمودند: کشتن.
عرض شد: پیش از آن چه امروز ما از مشرکین می کشیم؟
فرمودند: نه اینکه مشرکین بکشید بلکه بعضی از شما بعضی دیگر را بکشند.
عرض کردند: کتاب خدا در پیش ما هست؟
فرمودند: بلی کتاب خدا در نزد شما هست.
عرض کردند: عقل های ما با ما هست؟
فرمودند: گرفته می شود عقل های اکثر مردم آن زمان و به جای آن مردمان کم عقل می نشینند و گمان می کنند بر چیزی هستند و حال آن که بر چیزی نیستند...» (1)
« از علامات بلاء و اشراط ساعت ظهور آن است که عقل ها دور و ناقص می شود.» (2)
«... گروهی دین خود را به بهای ناچیز و متاع اندک می فروشند، کسی که در آن روز به دین خود چنگ زده و پای بند است، همانند کسی است که گلوله ای از آتش را در دست گرفته یا بوته ای از خار را در دست می فشرد.» (3)
«أنا أبو الأئمة الأطهار أنا أَبُو الْمَهْدِي الْقَائِمِ فِي آخِرِ الزَّمانِ»
«منم پدر امامان پاک، منم پدر مهدی علیه السَّلام که در آخرالزّمان قیام می کند.»
در این حال مالک اشتر که پایین منبر مولا بود به پاخاسته، از حضرت می پرسد که این قیام کننده از فرزندان شما کی قیام می فرماید؟ حضرت چنین فرمود:
1- و پشت ها سنگین شود (از مشکلات، از گناهان و...)
2- و کارها و اشیاء نزدیک به هم شوند(مکان ها نزدیک هم شوند
و دنیا یک خانواده شود یا اینکه همه جا مثل هم است و نیرنگ و دروغ همگانی است.)
3- و از انتشار جلوگیری به عمل آید (از انتشار حقّ جلوگیری شود، یا از انتشار در زمین منع گردد و محدوده های قانونی و مرزها مطرح شود.)
4- و دماغ مالک به خاک مالیده شود (دنگ و فنگ هایی که برای مالک مثل گرفتن زمین و مالیات و... مطرح می شود.)
5- و بپیماید پیماینده.
6- و به شگفتی وا دارد عدد از کثرت و زیادتی (یا مبهوت و شگفت زده شود عدد.)
7- و وسوسه ها به هیجان درآید (مثل شکوک اعتقادی و غیره مثل این که این کار چون به مصلحت من است، پس چرا انجام ندهم؟)
8- و گرگها به صدا (زوزه) در آیند (مراد، مردمان گرگ صفت است.)
9- و امواج به خروش درآیند (شاید اشاره به امواج گناه و مادّی گرایی باشد که به خروش آمده و هر گروهی را به سمتی کشانده و افراد زیادی را روانه ی دیار نیستی و هلاکت می کند. لذا باید در این میان سوار کشتی حق شد که سبب نجات انسان است و در اخبار آمده که پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله فرمودند: مَثَل اهل بيت من مَثَل کشتی نوح است که هرکس سوارش شود نجات یافته و هرکس از آن تخلف کند نابود شده است.)
10- و حج گزارنده ضعیف شود (رفتن به حج ممنوع شود یا مشکلات زیادی سر راهش قرار گیرد و یا نفقه و مخارج حج بالا رود که حاجی در مقابلش ناتوان گردد.)
11- و نزاع و خصومت و جدال پیشرفت کند. (فراگیر باشد و به هر جایی برسد یا دعواها و درگیری ها پشت سر هم واقع شوند.)
12- و عرب ها با هم اختلاف کنند.
13- و خواهش ها و خواسته ها شدید شود.(هرکس پا را فراگذارد و درخواست بالاتر و سخت تری بکند.)
14- و در خواست فرار شود. (هرکس می کوشد به جایی فرار کند و خود را برهاند.)
15- و وام ها در خواست شود. (اکثر مردم مدیون باشند، لذا مورد مطالبه واقع شوند.)
16- و اشک ها روان شود. (گرفتاری ها زیاد شود و مادر نمی داند که فرزندش زنده است یا نه و یا فرزندان و خانواده اش را در پیش چشمش می کشند و....)
17- و فریفته شود فریفته شده. (نیرنگ ها زیاد شود.)
18- تحرک ها و فعالیت ها زیاد شود. (برای به دست آوردن مختصر چیزی بایستی سخت کار کند و به اصطلاح جان بکند.
19- افراد بر حقّ محاصره و پایین نگه داشته شوند.(خاموششان نگه دارند.)
20- و زمامدار مطاع ناتوان شود . (چه رسد به زمامدار غیرمطاع با توجه به شدت مشکلات)
21- و تاریک شود شعاع [آفتاب] (شعاع حق تاریک شود و کسی به آن توجّه نکند.
22- و گوش ها کَر شود. (صدای حق را نشنوند.)
23- و پاک دامنی رخت بربندد.
24- وانصاف از بین برود.
25- و شیطان چیره گردد.
26- و نافرمایی بزرگ شود. (مردم گناهان بزرگ انجام می دهند.)
27- و زنان زمامداری کنند و حکم برانند.
28- و رویدادهای بزرگ به وقوع بپیوندد(قحطی ها، زلزله ها و نابودی انسان ها براثر سلاح های مخرّب و نابودکننده مثل سلاح های اتمی و شیمیایی)
29- و دمنده ها بدمند. (با سمپاشی ها افکار را مسموم کنند.)
30- و خواهش ها گوناگون و مختلف شود. (هرکس سازی می زند و به سازی می رقصد.)
31- وبلاها و سختی ها بزرگ شود.
32- و شکوائیه ها و گلایه ها سخت شود.
33- و دعوا پیوسته باشد.
34- و متجاوز تجاوز کند.
35- و به خشم آینده به خشم آید. (در نتیجه، مردم شورش کنند.)
36- و سخت گیرندگان خونریزی و جنگ کنند.
37- و ملحد و طعنه زنندگان در دین سخن گویند.
38- و بیابان به زوزه و فریاد درآید. (یا بیابان ها خشک شوند و طراوت خود را بر اثر جنگ و خونریزی از دست بدهند.)
39- و فریاد برآورند زمامداران .
40- و به هدف زننده چیره شد.
41- و عمل کرد زایل کننده.
42- و زمین لرزید.
43- و واجب الهی تعطیل شد.
44- و امانت گرفته شد، و پرداخت نشد.
45- و خیانت آشکار شد.
46- و از محافظت و مراقبت ترسیده شد. (افرادی که خود را از گناه باز می دارند و خود را در برابر گناه و امور مشتبه کنار می کشند کارشان مورد
قبول نباشد.)
47- کمبود شدّت گیرد. (کمبود باران و نعمت ها)
47- و فزونی و بسیاری به هراس اندازد. (بسیاری قحط و گرسنگی)
49- و حرامزادگان به پا خاستند.
50- و نیکان و اولیاء نشستند و ایستادند. (دست کشیدند یا این که نتوانستند کاری انجام دهند.)
51- و ثروتمندان پلید شوند.
52- و شقاوت مندان به آرزوهای خود دست یافتند.
53- و کوه ها انحراف پیدا کردند. (یا اشاره به علماء است که همانند کوه اند و دچار انحراف می شوند و یا اینکه عبارت «مالت الأجيال» است و جمع «جيل» «یاء» یعنی گروه ها و طوایف و دسته ها منحرف شوند.
54- و امور شبیه به هم، هم شکل شوند. (و تشخیصشان مشکل شود.)
55- و از کمال منع شود. (کسی که می خواهد به کمال برسد برایش مانع تراشی می شود.)» (1)
«حضرت مهدی علیه السّلام این امّت از ما خاندان رسالت می باشد (گویی رسول خدا صلّى الله عليه وآلِه به وجود حضرت مهدی عَجَّلَ اللهُ تَعالی فَرَجهُ الشّریف که از فرزندان آن حضرت است افتخار می کند) وقتی که دنیا پر از هرج و مرج شد و فتنه ها در میان مردم نمایان گشت و امنیت از راه ها گرفته شد و بعضی از مردم به بعضی دیگر هجوم آوردند و بزرگان قوم به زیردستان رحم نکردند و افراد کم سن و سال به بزرگان و کهن سالان احترام نگذاشتند، در چنین ایامی خداوند مهدی علیه السّلام ما را که نهمین فرزند پسر امام حسین علیه السّلام است مأمور می کند، دژهای گمراهی را در هم بکوبد و قلب های غافل (وامانده
1) الزام الناصب ج 2 ص181
از خیر و واکنده از شر) تسخیر کند و دین مقدس اسلام را در آخرالزّمان برپادارد، چنان که من در اول زمان آن را برپاداشتم. به علاوه، فرزندم مهدی علیه السّلام، جهان را پر از عدل و داد می کند آن گاه که پر از ظلم و جور شده باشد.» (1)
«قطعاً زمانی بر مردم خواهد آمد که افراد فاجر و گناه کار را مورد احترام خاص قرار می دهند، سخن چین و بد زبان را مقرب خود می سازند و افراد با انصاف را ضعیف و ناتوان می شمارند.
عرض کردند: یا امیرالمؤمنین! کی خواهد شد؟
فرمودند: هر وقت دیدید امانت را غنیمت شمارند (خیانت به امانت می کنند)، دادن زکات را برای خود زیان و غرامت می پندارند، عبادت را بار سنگینی بر دوش خود می دانند و صله کردن را با منّت انجام می دهند.
عرض کردند: یا امیرالمؤمنین! کی خواهد شد؟
فرمودند: هرگاه دیدید زنان تسلط پیدا کنند در امور اجتماعی و سیاسی و غیره) و نیز هر وقت دیدید که اماء و کنیزان استیلا یافتند و نوجوانان به زمامداری رسیدند.» (2)
«بر مردم زمانی بیاید که باقی نماند از ایمان مگر اسمش و از اسلام مگر رسمش و از قرآن مگر آموختنش، مساجدشان آباد و دل هایشان از هدایت تهی باشد، علمای ایشان شرورترین خلق خدا بر روی زمین هستند، پس در آن هنگام خداوند آنان را به چهار خصلت مبتلا
می سازد، ستم از پادشاهانشان، قحط و خشک سالی از زمانشان و ظلم از فرمانروایان و حکّامشان.» (1)
«همانا وقتی صاحب امر ما ظاهر شود با جهل مردم روبه رو می شود، زیادتر از آن چه رسول خدا صلّى الله عليه وآلِه با جاهلیت مردم عصر جاهلی روبه رو شد.
عرض کردم: چگونه چنین شد؟
فرمودند: وقتی رسول خدا صلّى الله عليه وآلِه آمدند، مردم سنگ و چوب را تراشیده و بت ساخته و آن را می پرستیدند، ولی چون قائم علیه السّلام ما بیاید، مردم قرآن را علیه او تأویل کنند.» (2)
«این امر نخواهد بود تا اینکه دو ثلث مردم بروند.
عرض شد: اگر دو ثلث بروند، پس چه کسی باقی می ماند؟
حضرت فرمودند: آیا راضی نیستید که شما از ثلث باقی باشید؟» (3)
«زمین از ستم و بیداد پر می شود تا جایی که در هر خانه ای ترس و جنگ وارد می گردد.» (4)
«حضرت قائم عَجَّلَ اللهُ تَعالی فَرَجهُ الشّریف قیام نمی کند مگر در دورانی پر از بیم و هراس.» (5)
«حضرت مهدی عَجَّلَ اللهُ تَعالی فَرَجهُ الشّریف ظهور نمی کند، مگر اینکه یک سوم مردم کشته شوند و یک سوم مردم بمیرند و یک سوم باقی بمانند.» (1)
« چه شود شما را وقتی که فتنه شما را شامل شود به طوری که بزرگان در آن پیر شوند، و خردسالان در آن تربیت شوند، و مردم آن فتنه را سنّت بگیرند که اگر کسی بخواهد تغییر دهد بگویند سنت را تغییر دادند،
گفتند: این کی خواهد شد؟
گفت: وقتی که قرّاء شما زیاد شوند و فقهاء شما كم، و اموال شما زیاد شود و امینان شما کم، و دنیا را به اسباب اُخروی طلب کنند.» (2)
«نزد امام جعفر صادق علیه السَّلام بودم که عده ای از یاران حضرت وارد شدند، پس یکی از آن ها عرض کرد ای آقای من! به خدا قسم من شما را و دوستداران شما را دوست دارم .
سپس عرض کرد: شیعیان شما چقدر زیاد هستند.
حضرت فرمودند: ایشان را نام ببر.
عرض کرد زیادند.
فرمودند: ایشان را بشمار.
عرض کرد: آن ها بیش از آن هستند که بتوان شماره کرد.
حضرت فرمودند: آگاه باش، اگر عده ای که سیصدوسیزده نفر هستند کامل شد، آن وقت است که آن چه را م یخواهید خواهد شد. اما شیعیان ما کسانی هستند که صدایشان از گوششان نگذرد و حقد و کینه اش از
خود تجاوز نکند، و علنی ما را مدح و با دشمن ما خصومت نکنند و با عیب گوی ما مجالست نکنند، و با کسی که ما را فحش می دهد حدیث نگوید و دشمن ما را دوست و دوستان ما را دشمن نداشته باشد.
راوی عرض کرد: پس با این شیعه مختلف که به دروغ می گویند شیعه هستیم، چه کنم؟
حضرت فرمودند: در ایشان تمیز و امتحان و تغییر و تبدیل خواهد بود، برایشان سال های خشک و قحطی بیاید که نابودشان کند و شمشیرهایی بیاید که ایشان را بکشد، و اختلافی بین ایشان واقع شود که هلاکشان سازد.
همانا شیعه ی ما کسی است که مثل سگ به روی مردم پارس نکند، و طمع کلاغ را نداشته باشد و سائل به کف نباشد، اگرچه از گرسنگی بمیرد.
راوی گفت: فدایت شوم، اینان را با این اوصاف کجا پیدا کنم؟
فرمودند: ایشان را در اطراف زمین طلب کن که کم مؤونه هستند، خانه به دوشانی هستند که اگر حاضر باشند ،ایشان را نشناسند، اگر غائب باشند از آنان تفقد نکنند، اگر مریض شوند کسی به عیادت ایشان نرود، اگر زن خواسته باشند کسی به آن ها زن ندهد، و اگر بمیرند کسی ایشان را تشییع نکند، ایشان در اموال خودشان مواسات می کنند، در قبورشان همدیگر را زیارت می کنند و هوای ایشان مختلف نیست، اگرچه شهرهایشان مختلف باشد.» (1)
«روزی در خدمت حضرت امام جعفر صادق علیه السَّلام بودم در حالی که اسدی نیز در خدمت ایشان بود، خدمت حضرت عرض کرد:
1) الغيبة النعماني ص 203
خداوند مرا فدایی شما قرار دهد، پس این امر کی خواهد شد، بسیار طولانی شد؟
حضرت فرمودند: ای مهزم! دروغ می گویند کسانی که تمنّای ظهور دارند و آرزوی فرج می کنند، همانا عجله کنندگان هلاک شدند و منقادان نجات یابند و برگشت ایشان به سوی ماست.» (1)
«به ناچار فتنه ای پیش آید که هر دوست و رفیقی در آن سقوط کند و از چشم بیفتد، حتی کسانی که از زیرکی، یک مو را دو قسمت می کنند نیز خطا کنند و از راه صواب برکنار شوند، به طوری که نماند مگرما و شیعیان ما.»
«زود است فتنه هایی واقع شود که مؤمن نتواند آن را به دست و زبان تغییر دهد.
اميرالمؤمنين على علیه السَّلام عرض کرد در آن زمان مؤمنان هستند؟
فرمودند: بلی.
عرض کرد: از ایمانشان چیزی کم می کند؟
فرمودند: نه، مگر اینکه باران از روی سنگ صاف سنگ صاف چیزی را کم کند(چون اگرچه به دست و زبان قدرت تغییر فتنه ها را ندارند) لیکن از آن قلباً اکراه دارند.» (2)
«فتنه پیش آید، مال زیاد شود و قرآن باز شود تا این که آن را مؤمن و منافق و کوچک و بزرگ و مرد و زن بخوانند، مرد آن را آهسته
بخواند، کسی پیروی از او نکند، پس گوید: به خدا قسم! بلند بلند می خواند، باز هم کسی پیروی از او نمی کند، پس مسجدی را برای خود مهیا می کند و کلامی را بدعت می گذارد که نه از کتاب خدا و نه در سنّت رسول خدا صلَّى الله عليه وآلِه است، پس از او دوری کنید که هر بدعتی گمراهی است.» (1)
«قیامت برپا نمی شود تا آنکه زمانی فرارسد که مردی از شدّت فقربه اقوام و بستگان خود مراجعه کند و آنان را به خویشاوندی سوگند دهد تا بلکه به او کمک کنند، ولی چیزی به او نمی دهند. همسایه از همسایه ی خود کمک می طلبد و او را به حقّ همسایگی سوگند می دهد، ولی همسایه کمکش نمی دهد.» (2)
«سخت گیرترین مردم نسبت به شما مسلمانان اهل ذمّه (اهل کتاب) هستند. به درستی که (در آخرالزّمان) زنی از زن های ایشان با انگشت خود به شکم زنان مسلمان اشاره می کند و طعنه می زند و می گوید:(خرّبا) یعنی باید برای خودتان به ما جزیه بدهید.» (3)
«مردانی از این امت در آخرالزّمان بیرون می آیند که تازیانه هایی مانند دُم های گاو با ایشان است. در خشم خدا صبح می کنند و در غضب خدا شام می کنند.» (4)
«عطا را مادامی که بخشش است بگیرید. پس زمانی که رشوه باشد برای دادن دین، آن را نگیرید، و نیستید شما که ترکِ گرفتن آن کنید. فقر و احتیاج شما مانع می شود شما را از اینکه نگیرید.» (1)
«... مردها در فسق و فجور به مردها اکتفا کردند و زن ها به زن ها (لواط) و دیدی که مؤمن ساکت است و اگر سخن گوید از او نپذیرند و دیدی که فاسق دروغ گوید و کسی دروغ و افترای او را برآورده نکند و دیدی که کوچک ها، بزرگان را حقیر و ناچیز شمرند و دیدی که خویشاوندی ها بریده شود و دیدی که به فسق مدح کرده شود از جهت او خنده کرده شود و او را رد نکنند و دیدی پسر بدهد آن چه را که زن می دهد (لواط) و دیدی که زن ها با هم جفت شوند(مساحقه) و دیدی که ثنا و مدح گفتن بسیار شود و دیدی که مرد مال را در غیر طاعت خدا (در راه معصیّت) انفاق کند و کسی او را نهی نکند و دست او را نگیرد و دیدی که بیننده به خدا پناه می برد از آن چه که مؤمن میبیند از کوشش و بندگی کردن و دیدی که همسایه همسایه ی خود را آزار کند و کسی او را منع نکند و دیدی که کافر از اندوهی که در مؤمن می بیند خوشحال و شاد شود از جهت فسادی که در روی زمین واقع می شود و دیدی که مسکرات آشکارا آشامیده شود و مردم بر آشامیدن آن جمع شوند از کسانی که از خدای جلّش و عزل نمی ترسند و دیدی که امر به معروف کننده ذلیل شود و دیدی که فاسق در انجام کارهایی که خدا دوست نمی دارد توانا و ستایش کرده شود و دیدی که اصحاب آیات (اهل قرآن) در نظر مردم حقیر و کوچک شوند و کسانی که ایشان را دوست می دارند کوچک شدند
1) مجمع الزوائد ج 5 ص 228 - 227
دیدی که راه خیر بریده شود و راه شرّ پیموده شود و دیدی که خانه ی خدا معطّل ماند و کسی به حج نرود و مردم به حج نرفتن امر کرده شوند و دیدی که مرد به آن چه می گوید عمل نکند و دیدی که مردها خود را برای فجور با مردها و زن ها برای فجور با زن ها فربه کنند و دیدی که گذران و معیشت مرد از دُبُر او(لواط) باشد و گذران و معیشت زن از فَرج او (زنا دادن) باشد و دیدی که زن ها مانند مردها مجلس ها گیرند.» (1)
«از علامات نزدیک شدن قیامت صغرا این است که شریرها و بدکنندگان بلند مرتبه شوند و نیکان پست و خوار شوند و گفتارها زشت شود و این کار نیکو شود و در میان قوم مساءت به سرگردانی و حیرت اندازد.
(راوی گفت): گفتم: مساءت چیست؟
فرمود: چیزهایی است که نوشته می شود غیر از کتاب خدا.» (2)
« پیش درآمد قیام قائم علیه السَّلام نشانه هایی است که از جانب خداوند برای مؤمنین امتحان است.
گفتم: آن امتحانات چیست؟
فرمودند: آن گفته خداوند جلَّ و عزل است که می فرماید:
و هر آینه شما را به چیزی از ترس و گرسنگی و کم شدن مال ها و نفس ها و میوه ها امتحان می کنیم، و(ای پیغمبر!) مژده بده صبرکنندگان را.» (3)
«به درستی که از برای این دین روی آوردنی است و پشت کردنی. آگاه باشید که از اقبال و رو آوردن این دین وقتی است که همه ی قبیله تماماً فقيه و دانا شوند تا این که نماند در میانشان مگر یک نفر فاسق یا هر دو نفر فاسق در حالتی که ذلیل و خوار باشند، و به درستی که از ادبار و پشت کردن این دین وقتی است که همه ی قبیله جفاکار شوند تا این که در میان ایشان مگر یک نفر فقیه و یا دو نفر فقیه نماند. پس ایشان در حالت ذلّت و خواری باشند. اگر سخنی گویند، قهر کرده و ستم کرده شوند، و آخر این امّت اول خود را لعن می کند.» (1)
« چون زمان نزدیک شد _ (قیامت صغرا) پوشیدن طیلسان ها (2)بسیار می شود و تجارت و بازرگانی بسیار می شود مال بسیار می شود و بزرگ می شود صاحب مال و فاحشه ها بسیار می شود.
(عمل های زشت منافی عفت) و فرمانفرمایی با کودکان شود و زن ها زیاد شوند و سلطان، جائر و ستم کار شود و کم فروختن و زیاد گرفتن در کیل و وزن ظاهر شود. در چنین زمانی مرد بچه ی سگ تربیت کند بهتر است از اینکه پسر تربیت کند به بزرگترها احترام گذارده نمی شود و به کوچک تر رحم کرده نمی شود و زیاد می شوند فرزندان زِنا تا این که بی شرمی به جایی رسد که با زن در وسط راه جمع شوند. پس نیکوترین آن ها در آن زمان می گوید در وسط راه اگر این عمل را نکنی و گوشه ای
بروی، بهتر است. لباس گوسفندان را بر دل های گرگ خود می پوشند. نیکوترین ایشان در آن زمان کسی است که خلاف آن چه در باطن دارد ظاهر کند.» (1)
پیامبر اکرم صلَّى الله عليه وآلِه فرمودند:
«زود باشد در آخرالزّمان گروه هایی بیایند که روهایشان روهای آدمیان است و دل هاشان دل های شیاطین است (مانند گرگ های درنده) در دل هاشان چیزی از رحمت نیست. ریزندگان خون هایند. دوری از کارهای زشت را رعایت نمی کنند. اگر تابع ایشان شوی تو را دور کنند و اگر از ایشان دور شدی عیب گویی از تو کنند. و اگر تو را حدیث کنند دروغ گویند. و اگر امین دانستی ایشان را با تو خیانت کنند.
کودکانشان با ناز و نخوت باشند و جوان هاشان شوخ و بی باک، به نحوی که از خبائث خود مردمان را عاجز کنند، و پیرانشان امر به معروف و نهی از منکر نکنند. مؤمن در میانشان ضعیف و ناتوان باشد و فاسق در میانشان با شرافت شمرده شود. سنّت در میانشان بدعت و بدعت در میانشان سنّت باشد. پس در آن زمان خداوند برایشان بدان و شریران را مسلط می گرداند و نیکانشان دعا می کنند و برای ایشان مستجاب نمی شود.» (2)
«از شرط های قیامت صغری این است که بخل کردن و فحش ظاهر شود و خیانت کار امین گرفته شود و جامه هایی که بپوشند آن را زن های لباس پوشیده ای که برهنگان باشند، آشکار شود و اشخاص
پست مقامشان بالا رود و اشخاص شریف و نجیب مرتبه هاشان پست شود.» (1)
«قیامت برپا نمی شود تا اینکه سلام کردن به یکدیگر از روی شناسایی باشد، و به درستی که این شخص در میان شما مرا شناخت، پس سلام کرد بر من، و تا این که مساجد راه رفت وآمد مردم شود و برای خدا در آن سجده کرده نشود و تا اینکه بچّه به پیرمرد حکم کند که مسافرت میان مشرق و مغرب کند و تا این که تاجر برای تجارت میان مشرق و مغرب را طی کند و سود و منفعتی نبرد.» (2)
«شتاب کنید به مردن به شش چیز: فرمان رواشدن مردمان سفیه (نادان)، فروختن حکم و سبک شمردن خونریزی و قطع رحم کردن و اینکه مردمان مست قرآن را با ساز و نوا بگیرند و مقدم بدارند مردی را که برای ایشان غنا و خوانندگی کند، هر چند از حیث دانش کمتر از آن ها باشد.» (3)
«وقتی دیدی که مردم عهد و پیمان هاشان درهم برهم و مختلط شد. و سبک شمرده شد امانت هایشان، پس ملازم خانه ی خود باش و مالک زبان خود باش و آن چه را که می شناسی بگیر و آن چه را که نمی شناسی واگذار و به کار شخصی خود بپرداز در امر عامه دخالت مکن.» (4)
«بشنوید از من، آن چه را که بعد از من واقع شود گوینده ام. پس باید حاضر شما به غائب شما برساند. پس رسول خدا صلَّى الله عليه وآلِه گریه کرد تا این که همه ی حاضرین به گریه ی حضرت گریستند. پس چون از گریه ی خود ساکت شد، فرمود: بدانید خدا رحمت کند شما را! به درستی که مَثَل شما در این روز مانند برگی است که خاری تا صدوچهل سال نداشته باشد. پس بعد از آن خار و برگ تا دویست سال با هم است. پس می آید بعد از آن خار تنها که هیچ در آن نباشد، تا دیده نشود در آن مگر پادشاه جابر _ یا جورکننده _ یا ثروتمند بخیل، یا عالمی که راغب در مال باشد، یا محتاج بسیار دروغگو، یا پیرمرد فجور کننده، یا کودک بی شرم، یا زن ناز و غمزه دار.
پس گریه کرد رسول خدا صلَّى الله عليه وآلِه پس برخاست به سوی او سلمان فارسی، پس عرض کرد یا رسول الله! خبرده مرا که چه وقت این ها می باشد؟
فرمود: ای سلمان! وقتی که دانشمندان شما کم شدند و خوانندگان شما رفتند و زکات دادن شما بریده شد و کارهای زشت را آشکار کردید و صداهای شما در مسجدهاتان بلند شد و دنیا را بالای سرهای خود قرار دادید و علم را زیر پاهای خود گذارید و دروغ گفتن سخن شما باشد و عیب گویی در عقب سرهمدیگر کردن سبب لذّت بردن و خوش طبعی شما شد و حرام خوردن غنیمت شما شد و بزرگ شما بر کوچک شما رحم نکرد و کوچک شما بزرگ شما را احترام نکرد، در آن وقت بر شما لعنت نازل می شود و شدت و سختی شما در خود شما قرار داده خواهد شد و از دین لفظی در میان شما باقی خواهد ماند به زبان هاتان. پس چون دیدی این خصلت ها را، باد سرخ یا مسخ شدن یا باریدن سنگ را انتظار بکشید، و تصدیق آن ها در کتاب خدای جلَّ وَ عزل است که فرمود:
«بگو اوست توانا بر این که برانگیزاند بر شما عذابی را از بالای سرهای شما یا از زیر پاهای شما، یا بپوشاند شما را لباس تفرقه و دسته دسته و حزب حزب شدن و بچشاند بعضی از شما را سختی از بعض دیگر شما نظر و فکر کن که چگونه می گردانیم نشانه ها را. امید است که ایشان بفهمند.» (1)
پس برخاستند به سوی او جمعی از اصحاب و عرض کردند: یا رسول الله ! خبرده ما را، کی می باشد این ها؟
پس فرمود: وقت نمازها را از وقت آن عقب انداختن و شهوت ها را پیروی کردن و مسکرات آشامیدن و به پدران و مادران دشنام دادن تا این که حرام را برای خود غنیمت دانند و زکات دادن را ضرر پندارند و مرد زن خود را اطاعت کند و با همسایه خود جفا کند و رحِم خود را قطع کند و رحم از دل بزرگان برود و حیای کوچک ها کم شود و بناها را محکم بسازند و ظلم در حق غلامان و کنیزان کنند و به خواهش دل ها گواهی دهند و از روی جور و ستم حکم کنند و دشنام دهند مرد پدر خود را و مرد از برادر خود حسد برد و شریک ها در معامله به همدیگر خیانت کنند. و وفا کم شود و زِنا شایع شود و مردها به لباس زن ها زینت کنند و زن ها لباس مردها پوشند و از زن ها مقنعه ی حیا برداشته و کنده شود و به جنبش آید. تکبر در دل ها مانند به جنبش آمدن سم در بدن ها و کارهای خوب کم شود و جریمه ها گرفتن آشکار شود و کارهای بزرگ آسان شود و طلب مدح به دادن مال کنند و مال را برای غنا و آوازه خوانی صرف کنند و به مشغول شدن به دنیا از آخرت باز مانند و پرهیزکاری کم شود و طمع زیاد شود و آدم کشتن به ناحق و قلق و اضطراب در مردم زیاد شود و مؤمن صبح کند در حالتیکه ذلیل
1) سوره مبارکه أنعام آیه 65
و خوار باشد و دل هاشان از ایمان خالی باشد به واسطه ی استخفاف کردنشان به قرآن، و مؤمن از ایشان همه جور خواری بیند.
در چنین زمانی روهاشان روی آدمیان است و دل هاشان دل های شیاطین. سخنان شان از عسل شیرین تر و دل هاشان از حنظل تلخ تر است.
پس ایشان گرگ هایی باشند در لباس آدمی. نمی گذرد روزی مگر اینکه خدای جلّ و عزل می فرماید:
آیا پس به من دروغ می بندید، یا بر من جرأت می کنید؟ (1)
«آیا پس گمان کرده اید که ما شما را برای بازیگری آفریده ایم؟ و به درستی که شما به سوی ما بازگشت نمی کنید؟» (2)
قسم به عزّت و جلال خودم که اگر کسانی که مرا از روی خلوص بندگی کنند نبودند، به کسانی که نافرمانی مرا کنند مهلت نمی دادم بقدر یک چشم برهم زدنی، و اگر نبود پرهیزکاری پرهیزکاران از بندگان من، هر آینه قطره ی بارانی از جهت بالا برایشان نمی باراندیم و برگ سبزی برایشان نمی رویاندیم.
پس چقدر عجیب است برگروهی که خداهایشان مال هایشان است و آرزوهایشان دراز و عمرهاشان کوتاه است و با این حالها طمع دارند که در جوار مولایشان باشند و حال آن که به این نمی رسند مگر به کار کردن و کار کردن هم تمام نمی شود مگر به خردمندی و عاقل بودن.» (3)
«در آخرالزمان گروهی هستند که از گروه دیگر متابعت و پیروی می کنند که [این خصوصیات را دارند, ریا کننده اند و خود را جزء قرّاءِ
عبّاد و نشاک می دانند و حال آن که تازه کار و سفیه اند، امر به معروف و نهی از منکر را واجب نمی دانند مگر وقتی ایمن از ضرر باشند، و برای خود فرصت جویی و عذرخواهی می کنند و از لغزش علماء و عمل فاسدشان متابعت کرده، معیار امور خود قرار می دهند.» (1)
«بر مردم زمانی بیاید که مانند گرگ باشند و هرکس گرگ نباشد، گرگان او را بخورند.» (2)
«ای مردم من شنیدم از برادرم رسول خدا صلَّى الله عليه وآلِه که فرمود:
در امت من (در طول زمان) یکصد خصلت جمع شود که در غیرش جمع نشده است.
پس علماء و فضلا برخاسته کف پای حضرت را بوسه داده و عرض کردند: ای امیرالمؤمنین تو را به پسر عمویت رسول خدا صلَّى الله عليه وآلِه قسم می دهیم، برای ما به کلامی که عاقل و جاهل بفهمند آن چه را که در طول زمان جاری خواهد شد بیان فرما.
آن حضرت پس از آن که خدا را سپاس نمود با ذکر نام پیامبر اسلام، برایشان درود فرستاد، سپس فرمود: من شما را از آن چه اتفاق می افتد بعد از مرگ من تا خروج صاحب الزمان عَجَّلَ اللهُ تَعالی فَرَجهُ الشّریف که برپا دارنده ی امر ظهور و از ذریه ی حسین علیه السّلام است خبر می دهم، و تا آخر زمان حقیقت را از بیان من درک کنید.
پس عرض کردند یا امیرالمؤمنین این ها چه وقت خواهد شد؟
فرمود: وقتی که مرگ در فقها واقع شود، و امّت محمّد مصطفى صلَّى الله عليه وآلِه
نماز را ضایع کنند، از شهوات متابعت کنند، امانت داری کم شود و خیانت کاری زیاد شود، خمر و شراب بیاشامند، فحش و ناسزاگویی به پدر و مادر را سرلوحه خود گیرند، و نمازها را به واسطه ی خصومت از مسجد بردارند، و مسجد را محل خوردن طعام قرار دهند، گناهان زیاد گردد، کارهای نیک کم شود، و آسمان ها فشرده شود(باران کم شود). در این هنگام سال مثل ماه، ماه مثل هفته، هفته مثل یک روز و روز مثل یک ساعت باشد و باران گرم ببارد و بچه موجب اذیت و آزار باشد، و برای مردم آن زمان صورت های نیکو و باطن های پست باشد، هرکس ایشان را ببیند خوشش می آید، و هرکس با ایشان معامله کند مورد ظلم و ستم قرار گیرد، صورت ایشان صورت آدمیان، و دل های ایشان دل های شیاطین است. پس ایشان از صبر (نوعی داروی گیاهی بسیار تلخ) تلخ تر، از مردار گندیده تر، از سگ نجس تر و از روباه مکارترند، از اشعب (مردی بسیار طماع) طمع شان بیشتر، و از جَرَب (بیماری پوستی) چسبنده ترند، از منکراتی که انجام می دهند نهی نمی کنند، و اگر ایشان را حدیث کنی، تکذیب کنند و اگر امینشان قرار دهی، خیانت کنند و اگر از ایشان روگردانی پشت سرت غیبت کنند، و اگر مال دار باشی حسادت ورزند، و اگر برای ایشان بخل ورزی (ثروتت را در اختیارشان نگذاری) دشمنت شوند، و اگر ایشان را پست دانی فحش دهند.
به دروغ گوش دهند، حرام خورند، زنا و شراب و طرب و غنا را حلال دانند، فقیر بین ایشان ذلیل و حقیر، مؤمن ضعیف و کوچک باشد، عالم نزد ایشان پست، و فاسق گرامی باشد، ظالم نزد ایشان بزرگ، و ضعیف نزد ایشان هلاک شود. قوی نزد ایشان مالک باشد و امر به معروف و نهی از منکر نکنند. غنی نزد ایشان دولت، امانت غنیمت. و زكات ضرر است، مرد زن خود را اطاعت، و پدر و مادر خود را نافرمانی،
و بر حق ایشان جفا کند و در هلاک برادرش کوشش نماید، صدای معصیت کاران بلند شود و فساد و زنا و غنا را دوست دارند و به حرام و ربا معامله کنند، بر علماء عیب جویی کنند و بین خودشان خونریزی زیاد شود و قضّاتشان رشوه قبول کنند. زن ها با زن ها ازدواج کنند و فرستاده شوند به سوی زن دیگر، چنان چه عروس را به خانه شوهر می فرستند و دولت و حکومت بچه ها همه جا ظاهر شود، جوانان آلت لهو و شراب را حلال دانند، مردها به مردها و زن ها به زن ها اکتفا کنند و زن ها روی زین ها سوار شوند، پس زن بر تمام امور بر شوهرش غلبه کند.
آنان که حج به جامی آورند بر سه گونه اند: اغنیاء برای خوش گذرانی، متوسطین برای تجارت، فقرا برای گدایی به حج روند، احکام باطل، و اسلام ضعیف شود و دولت اشرار ظاهر، ظلم و ستم در تمام شهرها شایع گردد، در آن زمان تاجر در تجارت خود، زرگر در زرگری خود، صاحب هر صنعت در صنعت خود دروغ گوید، پس درآمد کم شود، جایگاه طلب معاش تنگ گردد، در بین مذاهب اختلاف افتد، و فساد زیاد، و هدایت کم گردد.
پس در آن موقع قلب ها سیاه شود و برایشان پادشاهان ستمگر حکم رانند، کلامشان از صبر (نوعی گیاه دارویی تلخ) تلخ تر و دل هایشان از مردار گندیده تر باشد، پس هنگامی که چنین شد علماء بمیرند، در قلب ها گناه و فساد زیاد شود، قرآن مهجور و مساجد از هدایت تهی، و آرزوها طولانی شود، و اعمال خوب کم شود و دیوارهایی دور شهرها برای دفع بلا ساخته گردد.
پس آن هنگام، اگر یکی از ایشان روز و شب نماز بخواند چیزی بر او نوشته نشود و نمازش قبول نگردد؛ زیرا در وقت به پاداشتن نماز در این فکر بوده که چگونه به مردم ستم نموده، مسلمانان را فریب دهد، و
برای فخرفروشی و ستم نمودن به دیگران طلب ریاست کند، و جا برای مسجدهایشان تنگ شود، و تلف کنندگان برایشان حکومت کنند، بعضی بر بعض دیگرستم کنند و بعضی، بعض دیگر را از جهت شدت کینه و دشمنی به قتل رسانند، به خوردن شراب افتخار نمایند، در مساجد از نی وآلات لهو و لعب استفاده کنند و کسی ایشان را نهی نکند، و اولاد کفار در آن زمان بزرگان ایشان باشند، سرپرست مردم کم عقلان ایشان باشند، و مال را کسی که مالکش نبوده و اهلیت هم نداشته و احمقی از اولاد احمق ها بدست می گیرد، رؤسا ریاست را به افراد نالایق سپرند و چون طاقت ندارد به مقصد نرسد، زراعت فاسد شود، بدعت ها فاش و فتنه ها ظاهر شود، کلام ایشان فحش و علمشان وحشیانه، کارشان شیطنت و خودشان ستمگر باشند، بزرگان بخیل و گدا باشند، و فقهایشان به آن چه بخواهند فتوا دهند و قضّاتشان به آن چه نمی دانند حکم کنند، و اکثر ایشان به دروغ شهادت دهند. ثروتمندان نزد ایشان بلند مرتبه و فقیران پست باشند، فقیر طرد شده و مورد غضب قرار گیرد، ثروتمند محبوب و از خاصان باشد و مرد صالح در آن زمان کسی است که سبیلش دراز باشد و قدر هرکسی که سخن چین و دروغگو باشد بزرگ شمارند. خداوند هم، سرایشان را به زیر اندازد و دل هایشان را کور گرداند و خوراک ایشان مرغ ها و کبک های چاق، پوشاک شان خز یمانی و حریر باشد، ربا و مال مشتبه را حلال می دانند و برای شهادت دادن معارضه می کنند و به واسطه ی اعمالشان ریا می کنند، عمرهایشان کوتاه، و غیر از کلام سخن چینان چیزی مورد تأیید آنان نیست، حلال را حرام می دانند کارهایشان منکر، دل هایشان مختلف باشد.
امور باطل را در بین خود تدریس کنند و هم دیگر را از منکراتی که انجام می دهند نهی نکنند، خوب ها از بدها بترسند، در ذکر
غیر خدا همدیگر را کمک کنند، و در بین آشنایان خودشان هتک حرمت کنند، با هم نه تنها مهربانی نمی کنند، بلکه به هم پشت می کنند، اگر درست کاری را ببینند طردش کنند، و اگر سخن چین گناه کاری را ببینند از او استقبال کنند، و کسی که به ایشان بدی کند بزرگش شمارند.
بچه های زنا زیاد می شود، پدران اگر ببینند بچه ها کارهای زشت انجام می دهند خوشحال شده، نهی شان نکنند و بدی را از آنان دور نسازند، مرد از زن خود امور قبیح ببیند ولی نهی اش ننماید و جلوگیری نکند، و آن چه را که زنش از بی عفتی به دست آورده از او می گیرد، حتی اگر زنش از جلو و عقب زنا دهد او را متهم نمی کند و اگر کسی درباره ی او حرف های زشت بگوید قبول نمی کند و این همان دیوث است که خداوند نه گفتارش را قبول می کند و نه کردار و نه عذرخواهیش را، پس خوراک او، و محل نکاح او حرام است. پس کشتن او در شرع اسلام و رسوا نمودنش در بین مردم واجب است و در قیامت داخل آتش جهنم انداخته می شود. آن زمان فحش، به پدر و مادر علنی شده، سادات ذلیل می شوند، آدم های بی اصل و نسب بزرگ شمرده می شوند، دیوانگی زیاد می شود، برادری و برابری برای رضای خداوند کم می شود، چنان چه درهم های حلال نیز کم می شود، پس مردم به بدترین حالت خود برمی گردند.
پس آن وقت دولت شیاطین روی کار خواهد آمد، و مانند یوزپلنگ که به سوی شکار خود برمی گردد بر روی ضعیفان و مساکین می جهند، توانگر به آن چه دارد بخل می ورزد و فقیر آخرت خود را به دنیا می فروشد، پس وای بر آن فقیر از زیان و خواری که به واسطه اهلش به او می رسد، و زود است که چیزی را که برای ایشان حلال نیست طلب کنند، پس
چون این گونه شود، فتنه ها و بلاهایی به ایشان روی آورد که قبلاً رخ نداده بود.» (1)
«زمانی بر مردم بیاید که امرار معاش نکنند، مگر از راه معصیت، تا جایی که مرد دروغ بگوید و قسم نیز یاد کند. پس هنگامی که آن زمان پیش آمد نمود، بر شما باد به فرار کردن.
عرض شد: یارسول الله! به کجا فرار کنیم؟
فرمود: به سوی خدا و کتابش و سنّت پیغمبر.» (2)
«زود است بر مردم زمانی بیاید که صورت های ایشان خندان و متبسم و دل های ایشان گرفته و تاریک باشد، سنت نزد آنان بدعت، و بدعت نزد آنان سنت باشد، مؤمن بين آنان حقیر و فاسق محترم باشد، فرمانروایانشان ستمگر باشند و علمای ایشان به خانه ی ظالمان می روند اغنیای ایشان زاد و روزی فقرا را یغما برند، بچه ها بر بزرگان پیشی گیرند و مقدم شوند، هر جاهلی نزد ایشان دانا باشد، بین شخص صادق و ریاکار تمیز ندهند، چنان که گرگ را از میش تشخیص ندهند، علمای ایشان شرورترین خلق خدا بر روی زمینند به علت آن که میل به فلسفه و صوفی گری دارند، به خدا قسم ایشان از دشمنان ما و اهل انحراف هستند، مبالغه ای در دوستی با مخالفان ما دارند و شیعیان و دوستان ما را گمراه می کنند، اگر به منصبی برسند از رشوه گرفتن سیر نشوند و اگر خوار گردند، خدا را از روی ریا عبادت کنند.
آگاه باشید که ایشان راهزن مؤمنین هستند و به روش کفار دعوت می کنند، پس هرکس ایشان را درک کرد، از آنان پرهیز کند و دین خود را حفظ نماید.
سپس فرمود: این حدیثی بود که پدرم از پدرانش از جعفر بن محمّد عله السّلام مرا حدیث کردند و این از اسرار ماست، پس کتمان کن آن را مگر، از اهلش.» (1)
«زود است بر امت من آن چه بر بنی اسرائیل پیش آمده، پیش آید، البته بدون کم و کاستی تا جایی که اگر در بنی اسرائیل کسی با مادر خود علناً زنا کرده بود، در امّت من هم به مانند آن به وقوع خواهد پیوست ....» (2)
«علم خود را بنویس و بین برادرانت منتشر ساز؛ تا این که پس از مرگت کتابهایت بین فرزندان به ارث رسد، زیرا زمانی بر مردم بیاید که همه جا را فتنه فرا گیرد و در آن زمان انسان ها اُنس نگیرند، مگر به کتاب هایشان .» (3)
«خدمت پیامبر گرامی اسلام صلّى الله عليه وآله عرض شد: یارسول الله ! چه زمانی ما امر به معروف و نهی از منکر را واگذاریم؟
فرمود: وقتی سستی در خوبان شما و زنا در اشرار شما ظاهر شد و پادشاهی و فرمانروایی به بچه های شما واگذار شد، و فقه در انسان های پست و بی اصل و نسب جامعه ی شما قرار گرفت.» (4)
پیامبر اکرم صلّى الله عليه وآله فرمودند:
«ای ابوذر! در آخرالزّمان، گروهی هستند که در تابستان و زمستان لباس پشمی بپوشند، و خیال می کنند که این کار یک نوع برتری است نسبت به دیگران، ایشان را ملائکه آسمان ها و زمین لعنت می کنند.» (1)
پیامبر اکرم صلّى الله عليه وآله فرمودند:
«ای ابن مسعود! به درستی که برای ساعت ظهور علامت ها و شرایطی است، آگاه باش یکی از علامت ها و شرایط ساعت ظهور آن است که بچه ها موجب اذیت باشند و باران گرم ببارد و اشرار همه چیز را بگیرند و قبض کنند.
ای ابن مسعود! از علامت ها و شرایط ساعت ظهور آن است که دروغگو تصدیق شود و راستگو تکذیب گردد.
ای ابن مسعود! از علامت ها و شرایط ساعت ظهور آن است که خائن را امین و امین را خائن بدانند.
ای ابن مسعود! از علامت ها و شرایط ساعت ظهور آن است که با اشخاص دور و بیگانه وصلت کنند و با ارحام و آشنایان قطع رابطه کنند.
ای ابن مسعود! از علامت ها و شرایط ساعت ظهور آن است که هر قبیله ای منافق ترین و هر بازار فاجرترین افراد را سرور و آقای خود قرار دهد.
ای ابن مسعود! از علامت ها و شرایط ساعت ظهور آن است که محراب ها را زینت کنند و دل ها را خراب کنند.
ای ابن مسعود! از علامت ها و شرایط ساعت ظهور آن است که مردها به مردها و زن ها به زن ها اکتفا کنند.
1) مکارم الاخلاق ص 556
ای ابن مسعود! از علامت ها و شرایط ساعت ظهور آن است که اطراف مساجد آن قدر ساختمان بنا شود که مساجد پنهان شوند و منبرها در آن زمان بلند گردد.
ای ابن مسعود! از علامت ها و شرایط ساعت ظهور آن است که خرابه ها آباد و آبادی ها خراب می گردد.
ای ابن مسعود! از علامت ها و شرایط ساعت ظهور آن است که آلات لهو و لعب و خوردن شراب ظاهر و علنی باشد.
ای ابن مسعود از علامتها و شرایط ساعت ظهور آن است که پاسبان و نگهبان و غیبت کننده و انسان لاابالی زیاد باشد، چنانچه در پیش رو عیب گویی زیاد باشد.
ای ابن مسعود! از علامت ها و شرایط ساعت ظهور آن است که اولاد زنا زیاد باشد.» (1)
یکی از شرایط ساعت ظهور آن است که آبادی ها را خراب کنند، خرابه ها را آباد نمایند، فدیه زیاد شود (به خاطر آنکه جنگ نکنند، حاضر می شوند فدیه بدهند) و مرد امانتی که در پیش او می باشد را بخورد، همان طور که شتر شاخه ی درخت را بخورد. (شتر از خوردن شاخه و برگ درخت لذت می برد و همین طور مردم از خوردن مال امانت لذت می برند.)» (2)
از شرایط ساعت ظهور آن است که علم به فراموشی سپرده شود، جهل ظاهر گردد، زنا فاش و علنی گردد، شراب می نوشند، مردها بروند
و زن ها بمانند، به حدّی که پنجاه زن یک قیّم داشته باشد.» (1)
«از رسول خدا صلَّى الله عليه وآله درباره ساعت ظهور سؤال شد؟
فرمودند: وقتی به ستارگان ایمان آورند و قدر را تکذیب کنند.» (2)
«ساعت ظهور برپا نشود، تا این که امت من روش کفّار و قرن های گذشته را وجب به وجب و ذراع به ذراع در پیش بگیرند(موبه مواعمال کفّار را در پیش بگیرند.)» (3)
«ساعت ظهور برپا نشود تا این که دل ها با هم دشمن، گفتارها مختلف و برادران از یک پدر و مادر در دین باهم اختلاف باشند.» (4)
«ساعت ظهور برپا نشود تا اینکه بر پسران رشک برند، چنان که بر زنان رشک برند.» (5)
*ابوموسی از پیامبراکرم صلَّى الله عليه وآله روایت کند که فرمودند:
«ساعت ظهور برپا نشود تا اینکه مرد برادر خود را بکشد.» (6)
«ساعت ظهور برپا نشود تا اینکه بچه موجب اذیت باشد و روزگار مثل آب جریان داشته باشد، و اشخاص شریف خشمگین شوند و
کوچک ترها جرأت جسارت به بزرگان را داشته باشند و اشخاص پست جرأت بر اشخاص کریم را پیدا کنند.» (1)
اميرالمؤمنين على بن ابیطالب علیه السّلام فرمودند :
«ساعت ظهور برپا نشود تا اینکه مردی از اصحاب مرا طلب کنند مثل این که گمشده ای را طلب می کنند، پس پیدا نکنند.» (2)
«ساعت ظهور برپانشود تا اینکه مردی از کنار قبری عبور بگوید کاش من به جای او بودم.» (3)
پیامبر اکرم صلّى الله عليه وآله فرمودند:
«پیش از ساعت ظهور صواعق (مرگ ناگهانی) زیاد شود، مردم صبح کنند و از همدیگر سؤال کنند چه کسی دیشب به مرگ ناگهانی مرده است؟ بگویند فلان و فلان.» (4)
بر مردم زمانی بیاید که عافیت در ده جزء باشد، نُه جزء در کناره گیری از مردم و یک جزء در سکوت باشد.» (5)
«زمانی بیاید که سکوت از سخن گفتن و نشستن بهتر از ایستادن باشد ...» (6)
پیامبر اکرم صلّى الله عليه وآله فرمودند:
«وقتی دیدید که علناً شرب خمر شود و نمازخوان ها هم چون کفّار
در ظرف طلا و نقره چیزی بیاشامند و مردها به مردها و زن ها به زن ها اکتفا کنند، پس در این هنگام سخت آماده باشید و از بارش سنگ از آسمان بترسید.» (1)
«هر وقت این امّت خمر را به نبیذ (به معنای نوشیدنی)، و ربا را به خرید و فروش، حرام و رشوه را به هدیه، تشبیه کردند و حلال دانستند و با زکات تجارت کردند، در آن موقع به خاطر اینکه گناهشان زیاد می شود هلاک شوند.» (2)
«زمانی بر مردم می آید که شکم هایشان خدایانشان است (شکم پرست) و زن هاشان محل توجه و قبله ایشان است باقی نمی ماند از ایمان مگر اسمی. نه از اسلام مگر رسمی و نه از قرآن مگر درسی(کهنه شدنی) مسجدهایشان آباد باشد، ولی دل هایشان از هدایت خراب باشد. دانشمندان و علمایشان بدترین خلق خدا باشند روی زمین. در این حال خداوند ایشان را به چهار خصلت مبتلا می کند: ستمگری، و جور سلطان، قحط و تنگ شدن زمان، و ظلم اولیای امور و حکّام جور.
پس اصحاب تعجب کردند: یا رسول الله ! آیا می پرستند بت ها را؟
فرمودند: آری، هر درهمی نزد ایشان بتی است.» (3)
«می گوید عرض کردم: ای فرزند رسول خدا! این قیام کی خواهد بود؟ و چه زمانی قائم علیه السّلام شما قیام می کند؟
فرمودند:
هرگاه مردان شبیه زنان و زنان شبیه مردان شوند.
مردها به مردها اکتفا کنند و زنان به زنان.
زنان سوار برزین ها شوند.
شهادت دروغ و برخلاف واقع را بپذیرند.
گواهی مردان عادل و صاحبان تقوا را رد کنند.
قتل و خونریزی در میان مردم کوچک شمرده شود.
مردم مرتکب زنا شوند.
رباخواری در میان مردم رواج یابد.
مردم از زبان اشرار بترسند.
سفیانی از شام بیرون آید.
یمانی از یمن حرکت کند
خسف و فرورفتگی در بیداء پدید آید...» (1)
«آن چیزی را که منتظرش (ظهور حضرت مهدی عَجَّلَ اللهُ تَعالی فَرَجَهُ الشریف) هستید، نمی بینید مگر وضع شما به جایی برسد که مانند گوسفندانی شوید که گرفتار گرگ های درنده شده باشند، در حالی که چوپانی هم باشید و گرگها از هرجای بدن شما که بخواهند شروع به خوردن می کنند از سوی دیگر، شرف و موقعیتی هم نداشته باشید که به آن تکیه کنید و نیز اسناد و مدارکی هم در اختیار شما نباشد که استناد به آن ها کنید و سرانجام از خودتان دفاع کنید.» (2)
ابی بصیر از حضرت صادق علیه السَّلام نقل می کند که فرمودند:
«قائم ما علیه السَّلام قیام نمی کند مگر در سال های طاق، یک یا سه یا پنج یا هفت یا نه.» (1)
امام صادق علیه السَّلام فرمودند:
«در حدیث وارد است که زمانی برامّت بیاید که از اسلام جز اسمی و از ایمان جز رسمی و از قرآن جز درسی باقی نماند و در بعضی از کتب است که شخصی از صحّت این حدیث از حضرت صادق علیه السَّلام سؤال کرد.
حضرت فرمودند: صحیح است.
عرض کرد که: آیا من در آن زمان خواهم بود؟
فرمودند: نه، ولکن شبیه آن زمان را خواهی دید.
راوی :گفت چند روزی گذشت که عبورم به صحرایی افتاد.
تشنگی بر من غالب شد بستانی به نظرم آمد در غایت خُضرت و نضارت (طراوت و شادابی و تازگی). چون نزدیک شدم، در آن درخت های پر میوه ای مشاهده کردم که بسیار با طراوت و حُسن منظر بود. یکی از آن میوه ها را چیده، چون پاره کردم، پر از کِرم بود. میوه ی دیگری چیدم، چنین بود. متحیّر گشتم. ناگاه مرغان چندی دیدم در کمال خوش ترکیبی ولکن بر سر مُرداری نشسته، از آن می خوردند. حیرت من زیاد شد. ناگاه سیل عظیمی جاری دیدم که تمام آبش گِل آلود بود و نهنگ عظیمی آمد و تمام آن سیل را نوشید و در عقب آن نهنگ ماهیان بزرگی بودند که آن چه از آن نهنگ زیاد می آمد می نوشیدند و در عقب ماهیان بزرگ، ماهیان کوچکی بودند که آن چه از آب که از ماهیان بزرگ زیاد می آمد می نوشیدند. من در عجب شدم و خدمت مولای خود حضرت صادق علیه السَّلام رسیدم و آن چه را دیده بودم عرض کردم.
1) ارشاد مفید ص 353
فرمودند: این میوه ها شبیه اهل آن زمان است که در ظاهر مؤمن و در باطن کافر و منافق اند و آن مرغ ها شبیه علمای آن زمان است و آن مُردار، اموال یتیمان و امانت مردمان و رشوه محتاجان است و آن سیل گل آلود مالهای حرام آن زمان است و آن نهنگ، پادشاه آن عصر است و آن ماهیان بزرگ، اُمراء و وُزراء و ماهیان کوچک، رعیت آن پادشاه هستند که همه مال حرام خواهند خورد. آن چه از پادشاهان زياد آيد نصيب أمراء و وُزراء است و آن چه از آن ها زیاد آید نصیب سایر مردمان خواهد بود.» (1)
امام رضا علیه السَّلام فرمودند:
«زمانی که پنجم از فرزندان من غیبت کرد، رحمت از دل های شیعیان من کنده می شود تا اینکه قائم علیه السَّلام ظاهر شود. خدا را فراموش نکنید. خدا را فراموش نکنید در نگه داشتن دین خود. کسی دین های شما را زایل نکند؛ زیرا که ناچار است از این که صاحب این امر غیبت کند. و برگردند در زمان غیبت او مردمانی بسیار از دین خود از کسانی که قائل به این امر می باشند.» (2)
امام جواد علیه السَّلام فرمودند:
«گویا می بینم روزنامه های پراکنده ای را که خوانده می شود بنام های پراکنده ی مختلف، برای صاحبان آن ها رشد و هدایتی نمی بینم و صاحبان آن ها دین خود را حفظ نمی کنند. از هر طرفی که میل کنند، طرف دیگر از ایشان باطل و ناچیز شود. مردی از اهل طبرستان با آن ها معارضه می کند.» (3)
امام صادق علیه السَّلام فرمودند:
«زود است زمانی بیاید که اولیاء و دوستان ما را از ما دور سازد و ایشان را کوچ دهند و این عمل برای ایشان مصلحتی باشد تا ایشان را که دوستان ما هستند نشناسند و به این واسطه خون ها و اموالشان محفوظ بماند...» (1)
امام صادق علیه السَّلام از امیرمؤمنان علی علیه السَّلام روایت می فرمایند:
که بر مردم زمانی بیاید که فاجر را زیرک دانند و ماجن (کسی که پروا ندارد که چه بگوید یا چه کند) را به خود نزدیک کنند و منصف را ضعیف دانند.
گفته شد: این ها چه وقت خواهد شدای امیرمؤمنان؟
فرمود: وقتی که امانت را غنیمت، وزکات دادن را ضرر بدانند و عبادت را به خاطر برتری بر دیگران انجام دهند و در صله ی رحم منّت نهند.
باز سؤال شد: این ها چه وقت خواهد شد؟
فرمود: وقتی که زن ها و کنیزان تسلط یابند و بچه ها حکومت کنند.» (2)
پیامبر اکرم صلّى الله عليه وآله فرمودند:
«زمانی بر امّت من می آید که فرمانروایانشان قیام برجور و ستم کنند و علمای ایشان طمع کار باشند و عبادت کنندگانشان به ریا و نمایش دادن بندگی کنند و بازرگانانشان به خوردن ربا کسب کنند و زن هایشان به زینت دنیا مشغول باشند و پسرانشان تزویج را پیشه کنند. پس در چنین زمانی کسادی امّت من مانند کسادی بازارهایشان باشد که در بازارها مستقیم نیستند. مرده های ایشان در قبرهاشان از خیر ایشان نااُمید شوند و زندگان به نیکان خود اعانت و کمک نمی کنند. پس در چنین زمانی فرار کردن از ایشان بهتر است از ایستادن در میانشان.» (3)
فصل دوم: نشانه های زنان و مردان در آخر الزّمان
«آیا خبر ندهم شما را به شرطهای قیامت صغری ؟ نزدیک ترین مردم در آن روز به حضرتش سلمان بود که خدا رحمت کند او را؛
فرمود: بلی یا رسول الله!
پس آن حضرت فرمودند:
... به حقّ آن خدایی که جانم در دست اوستای سلمان! در آن زمان مرد با زن خود شریک در تجارت شود و باران باریده نشود و صاحبان کرامت مغضوب اهل آن زمان شوند. مغضوب شدنی و مردمان فقیر کوچک و خوار شمرده شوند ...
سلمان عرض کرد: این ها شدنی است یا رسول الله ؟
فرمود: آری قسم به خدایی که جانم در دست اوست این ها شدنی است، ای سلمان!» (1)
1) بحارالانوارج6 ص306
«بیشترین چیزی که در مورد شما از آن بیمناکم، فتنه نامرئی زنان است و آن وقتی است که آنان غرق در طلا شوند، پولدار را به زحمت بیندازند و بی پول را به چیزی که بر آن قدرت ندارد وادار سازند.» (1)
از ائمه ی معصومین علیه السَّلام روایت شده که فرمودند:
«(در آن زمان) مردانی که از زنان اطاعت کنند هلاک می شوند.» (2)
«(در آن زمان) مرد از همسرش اطاعت می کند ولی پدر و مادرش را نافرمانی می کند و برای به هلاکت رساندن برادرش تلاش می کند و به همسایه اش ظلم و ستم روا می دارد و پیوند خویشاوندی را قطع می کند در آن زمان صدای فاجران بسیار بلند می شود.» (3)
«هنگامی که دیدی که زنان بر مردان غالب می شوند و برخلاف رضای شوهر عمل می کنند و مردشان را از نظر زندگی اداره می کنند و دیدی که بعضی از مردها زنان و کنیزان خود را در اختیار اشخاص قرار می دهند و در مقابل به مختصری از خوراکی ها و آشامیدنی ها قناعت می ورزند و دیدی که ایمان به خداوند بزرگ (اظهار ایمان) با زور و جبر انجام می شود(یا از طرف اولیاء یا زمامداران.)» (4)
«.... و دیدی زن ها بر کشورها و تمام امور غلبه می یابند (نخست وزیر، پادشاه، وکیل مجلس می شوند) و کارها بدون رضا و هوس زنان انجام نمی گیرد...» (5)
«...ای مردم من شنیدم از برادرم رسول خدا صلّى الله عليه وآلِه که فرمودند:
در امّت من (در طول زمان) یکصد خصلت جمع شود که در غیر آن جمع نشده باشد...
پس عرض کردند: یا امیرالمؤمنین! این ها چه وقت خواهد شد؟
فرمودند: .... وقتی که مرد زن خود را اطاعت، پدر و مادر خود را نافرمانی، و برحقِّ ایشان جفا کند و در هلاکت برادرش کوشش نماید، صدای معصیت کاران بلند شود و فساد و غنا و زنا را دوست دارند و به حرام و ریا معامله کنند، بر علما عیب جویی کنند و بین خودشان خونریزی زیاد شود و قُضّاتشان رشوه قبول کنند، زن ها با زن ها ازدواج کنند و فرستاده شوند به سوی زن دیگر، چنان چه عروس را به خانه شوهر می فرستد و دولت و حکومت بچه ها در همه جا ظاهر شود، جوانان آلت لهو و خوردن شراب را حلال دانند، مردها با مردها و زن ها به زن ها اکتفا کنند و زن ها روی زین ها سوار شوند، پس زن در تمام امور بر شوهرش غلبه کند.» (1)
«ای سلمان! در آن زمان [آخرالزّمان]، زن ها حکومت می کنند... و با شوهرانشان تجارت می کنند... و زن ها به زن ها اکتفا کرده ... و شبیه به مردها می شوند و سوار زین می شوند، پس بر آن زنان لعنت خدا باد، در آن وقت است که زن های خواننده و آلت لهو ظاهر شود.» (2)
«پیشاپیش زمان ظهور مردم فقط به آشنایان سلام می کنند و تجارت فاش و آشکار می گردد به طوری که زن ها در تجارت به شوهرانشان کمک
می کنند و حتی این که مردم اموالشان را بر می دارند و در اطراف زمین سیر می کنند و برمی گردند و می گویند هیچ سود و منفعتی نبردیم.» (1)
«روزی با عبدالله داخل مسجد شدم و مردم به رکوع بودند پس مردی گذر کرد و به عبدالله سلام کرد پس عبدالله گفت: راست گفت رسول خدا! راست گفت رسول خدا! پس از او سؤال کردم (چه چیزی را رسول خدا صلَّى الله عليه وآلِه راست گفت) پس جواب داد:
ساعت ظهور برپا نشود تا این که مسجدها را محل عبور و مرور قرار دهند، تا این که مرد بر مرد به واسطه شناسایی که با هم دارند سلام دهد و حتی اینکه زن با مردش تجارت کنند و حتی این که اسب (هر نوع مرکب) و زن گران شود، پس از آن ارزان می شود و دیگر تا قیامت گران نگردد.» (2)
«هرگز رستگار نمی شوند گروهی که زن مالک رأی ایشان شود یعنی ایشان از زن رأی بگیرد و زمامدار امورشان شود.» (3)
«وقتی که فرمانروایان شما نیکانتان باشند و ثروتمندان شما صاحبان بخشش از شما باشند و کار شما به مشورت همدیگرتان باشد، پس ماندن روی زمین برایتان بهتر است، و وقتی که فرمانفرمایان شما بدترین شما باشند و ثروتمندان شما از بخیلان شما باشند و کار شما با زنانتان باشد، زیر زمین رفتن برای شما بهتر است از ماندنتان به روی زمین.» (4)
«زمانی که مردانی که مردی ندارند و زنان حکومت کنند و فرمانداری و فرمانروایی به دست جوانان و کودکان بیفتد و مسجد کوفه از آبادی ویران شود و همسایگان به همدیگر بستگی پیدا کنند پس آن وقت حکومت پسران عباس عمویم زایل شود و ظهور قائم عَجَّلَ اللهُ تَعالی فَرَجهُ الشّریف ما اهل بیت آن زمان است.» (1)
«... آن زمان که دیدی زن ها بر مُلک غالب شدند و بر هر امری غالب می باشند و هیچ کاری نشود مگر طبق میل و خواهش زنان و ...» (2)
«به درستی که از شرطهای قیامت صغری این است که علم کم شود و جهل زیاد شود و زِنا آشکار شود و زن ها زیاد شوند و مردها کم شوند به اندازه ای که برای هر پنجاه نفر زن یک مرد سرپرست باشد.» (3)
«خدا لعنت كند زنانی را که خود را از جهت رأی و معرفت شبیه مردان می کنند.» (4)
«هر آینه می آید البته البته در مردم زمانی که زیرک و دانا، مرد بد زبان و بدعمل، بی عفت و اهل فجور شمرده شود در آن زمان، مرد شوخ، بی باک در گفتار و کردار و رفتار تقرّب یابد در آن. مرد با انصاف ناتوان
گردد یا ناتوان شمرده شود و زن ها تسلط در امور پیدا کنند. کنیزان یا دختران مسلط در کارها شوند و کودکان ریاست و فرمانروایی کنند.» (1)
«زمانی که اشرار، حاکم شوند و ثروتمندان ، بخیل گردند و کارهایتان به دست زنان بیفتد، دلِ خاک برای شما از روی خاک، بهتر است.» (2)
«هرآینه حتماً زمانی بر مردم می آید که صاحبان کار زشت و نارواکنندگان ستوده و پرورش داده شوند، مکار حیله ور و سخن چین و سعایت کننده (خبر برنده نزد سلطان) تقرّب یابند و افراد با انصاف عاجز و ناتوان شوند، در آن زمان امانت (خیانت شود) مانند غنیمتی باشد که از کفار جرمی گرفته شود و یا مانند مالی باشد که بدون زحمت و دسترنج بدست می آید و زکات، تاوان (جریمه) و طمع ورزی شمرده شود و نماز برای تکبر و فخرفروشی و سربلندی به جا آورده شود و صدقه دادن برای منّت گذاشتن باشد، در آن زمان دختران مستشار امور گردند و زنان قدرت و تسلط بر مُلک (حکومت) پیدا کنند و نادانان و تجاوزگران تبهکار بر عامه مردم عمارت و فرمانروایی کنند.» (3)
«... زنان با مردانشان به جهت حرص دنیا در کار تجارت شرکت می کنند...» (4)
هم چنین حضرت فرمودند:
«... زنان زمامداری کنند و حکم برانند ...» (1)
«هنگامی که در میان بیست نفر، کمتر یا بیشتر از مردان باشی و در چهره ایشان دقّت کنی، حتی یک نفر هم در میان آنان پیدا نکنی که برای رضای خدا از خدا بترسد در آن زمان بدان که امر فرج نزدیک شده است.» (2)
پیامبراکرم صلّى الله عليه وآله فرمودند:
«بعد از من اقوامی می آیند که غذاهای بسیار لذیذ و رنگارنگ می خورند، بر مرکب ها سوار می شوند. (مردان ایشان) هم چون زنی که برای شوهرش آرایش کند آرایش و زینت کند و آنان همچون زنان خودنمایی می نمایند و سیمای آنان همچون پادشاهان طغیانگر است، آنان (مردان) منافقین امّت در آخرالزّمان هستند که شراب می خورند، قمار می بازند، از هواهای نفسانی پیروی می کنند و از نماز جماعت دوری می گزینند به هنگام شب زنده داری می خوابند، و در مورد نماز صبح سستی می کنند. مَثَل آنان مانند مَثَل درختی هم چون دفِلی که شکوفه های بسیار زیبا و طعمی بسیار تلخ دارد، گفتارشان حکیمانه و کردارشان بیمارگونه و بیماری ایشان علاج ناپذیر است.» (3)
« در آخرالزّمان در امت من مردانی بیرون می آیند که با ایشان تازیانه هایی مانند دُم های گاو می باشد. صبح می کنند در خشم خدا و شام می کنند و شام می کنند در غضب خدا» (1)
«... هنگامی که ببینی، اگر مردی یک روز گناه بزرگی انجام نداده باشد از قبیل: فحشا، کم فروشی، کلاه برداری و شراب خواری، بسیار غمگین و اندوهگین می شود که گویی آن روز عمرش تباه شده است...
و می بینی که زندگی مرد از کم فروشی و تقلب تأمین می شود.» (2)
امام صادق علیه السّلام فرمودند:
«(زمانی می رسد که) مرد اموال فراوانی در راه های نامشروع خرج می کند و کسی به او اعتراض نمی کند ولی از خرج کردن پولی در راه خدا منع کرده می شود.» (3)
«مرد را (در آن زمان) برای پوشیده نگه داشتن همسرش (حجاب) سرزنش و ملامت می کنند.» (4)
«... زِنا زیاد گردد و مردان به لباس زنانه زینت کنند و پرده و چادر حیا از زن ها برداشته شود و سرایت کند تکبر در دل ها مانند سرایت کردن زهر در بدن ها، معروف کم شود ...» (5)
«در آخرالزّمان گروهی می باشند که موهای خود را سیاه می کنند و خداوند به سوی ایشان نظر نمی کنند.» (1)
«... (زنان و مردان) در میانشان سازها و آوازها رواج می یابد و در مجالس و مجامع خودشان از آن استفاده می کنند و کسی آن ها را نهی نمی کند بلکه تشویق می شوند با این که یکی از گناهان کبیره است و کبیره بودن آن برایشان پوشیده و مخفی است، پس وای بر آنان از عذاب در روز قیامت. شفاعت من به آنان و کسی که راضی به اعمال به آنان باشد و آنان را از این عمل نهی نکند، نخواهد رسید و نیز در روز قیامت آنان نادم و پشیمان می شوند که این پشیمانی سودی ندارد و من از ایشان بیزارم.» (2)
«... در آن زمان، زن ها برای خود تشکیل مجلس می دهند و جمعیت های زیادی به راه می اندازند، به نحوی که زنان در آن اجتماعات مانند مردان سخنرانی می کنند و تشکیل این مجالس برای سرگرمی و لهو و لعب است و در مسیر غیر خداوند انجام می شود (و این از عجائب آن زمان است) پس چون این مردم را با این کیفیت دیدید از آنان
فاصله بگیرید و اگر می توانید آن ها را نهی کنید و از ایشان برای رضای خدا بترسید زیرا که این جمعیت (زنان) در حال جنگ با خدا و رسول خدا صلّى الله عليه وآله هستند و خدا و پیامبرش از آن ها بیزارند.» (1)
«در مورد امّت خود از هیچ فتنه ای چون زن ها و نوشیدن مشروبات الکلی نمی ترسم.» (2)
«... هنگامی که دیدی زنان برای خود مجلس و کنفرانس تشکیل می دهند (چنان چه مردها دارای محافل سیاسی هستند) و در سیاست اجتماعی دخالت می کنند...» (3)
« در اجتماع زنان خیری نیست مگر نزد جنازه ای چون هروقت زنان اجتماع کنند این بگو و آن بگو دارند (غیر از غیبت و تهمت و یاوه گویی چیز دیگری ندارند)... به درستی که اجتماع زنان با هم مانند کسی است که شمشیر درست می کند آهن را در آتش داخل می کند تا خوب گرم شود آن وقت آن را می کوبد هرجا جرقه آن افتاد می سوزاند. (اشاره به مجالسی از زنان است که در آن جزفتنه و گناه چیزی ثمر ندارد.)» (4)
«... زنان را در کارهای اجتماعی و شخصی، طرف مشورت قرار دهند ... هنر پیشه های آوازه خوان تربیت می شوند...» (5)
«... هرگاه دیدی که فسق (فساد اخلاقی) در اجتماعات رواج یافته است و دیدی که مردها به مردها اکتفا می کنند( اشاره به عمل زشت لواط) و زن ها به زن ها و ... دیدی که پسر بچه ها مانند زنان خود فروشی می کنند و دیدی که عده ای از زن ها با زنان ازدواج می کنند و دیدی که تعریف بی جا زیاد می شود و دیدی که مرد اموال خودش را در راه غیر مشروع به مصرف می رساند (قمار، شراب، ربا...) و کسی او را نهی نمی کند و ...
... و دیدی که مردها و زن ها دواها (1)و اغذیه ای استعمال می کنند تا برای اعمال قبیحه فربه شوند و دیدی که مردها از راه خود فروشی و زن ها از راه زنا، زندگی خود را تأمین می کنند و ... دیدی که زنان به عمل بد زنا ستوده می شوند و دیدی که زنان به شوهران خود رشوه می دهند تا بتوانند با مردان دیگر رابطه داشته باشند و دیدی که اکثر مردم و بهترین خانه ها آن خانه ای است که زنان را در فسق و گناهانشان کمک کنند و دیدی که مؤمن در اجتماع خوار و ذلیل زندگی می کند و دیدی که بدعت و زنا شیوع یافته است و ... دیدی که با محارم خود ازدواج می کنند و به آن ها اکتفا می کنند و دیدی که به مجردِ تهمت و سوء ظن افراد را می کشند (بدون تحقیق و بررسی) و ناگهان هجوم می آورند و مال و جان او را تصاحب می کنند (ممکن است در راه طغیان شهوت باشد که زنان هرجایی همه چیز مردها را می برند یا به وسیله حکّام جور اموال مردم مصادره می شود و جانشان هم به مخاطره می افتد) یا این که در راه رسیدن به پسر بچه ها برای کار زشت از مال و جان می گذرند و دیدی که مردها را به خاطر تماس و آمیزش با زنان سرزنش می کنند و دیدی که بعضی از مردها از درآمد زنان خود در ارتباط با بیب ند و باری و فجور امرار
1) بحارالانوار ج 52 ص260-254
معاش می کنند در حالی که می دانند زن آن ها فاسد است و به این وضع تن می دهند و دیدی که زنان بر مردان غالب می شوند و برخلاف رضای شوهر عمل می کنند و مردشان را از نظر زندگی اداره می کنند و دیدی که بعضی از مردها زنان و کنیزان خود را در اختیار اشخاص قرار می دهند و در مقابل به مختصری از خوراکی ها و آشامیدنی ها قناعت می ورزند و دیدی که ایمان به خداوند بزرگ (اظهار ایمان) با زور و جبر انجام می شود (یا از طرف اولیا یا زمامداران) و دیدی که مردم علناً قمار می کنند و دیدی که علناً شراب خرید و فروش می شود و هیچ مانعی هم برسر راه آن نیست و دیدی که زنان مسلمان خودشان را در اختیار کفّار قرار می دهند و دیدی که گناهان در اجتماع آشکار می شود و مردم آن ها را می بینند و کسی هم منع نمی کند و جرأت بر منع آن ها در مردم نیست و....
دیدی که مردم شبانه سر سفره شراب می نشینند و صبح مست برمی خیزند و به فکر مردم نیستند و دیدی که با حیوانات معامله جنسی انجام می دهند و ... دیدی که در هر روزی که بر مرد بگذرد در آن روز مرتکب معصیتی مانند خوردن حرام و شرب مسکرات یا کم فروشی...
و دیدی خضاب کردن را ظاهر کردند و گیسوان خود را شانه زدند هم چنان که زن برای شوهرش گیسوان خود را شانه می زند و به مردان برای فرَج هاشان، مال دهند (تا با ایشان لواط و زنا کند)، در مردها برای فجور کردن با ایشان رغبت کرده شود و غیرت کشیده شود و صاحب مال عزیزتر از مؤمن شود و معامله ربا آشکار شود و توبیخ و ملامت کرده نشوند و زن ها را به زنا دادن مدح کنند و دیدی که زن شوهر خود را برای لواط کردن با مردها به کار گیرد و دیدی که بیشتر از مردمان و بهتر خانه خانه ای است که برای فاسق شدن زنان مساعدت کنند
و دیدی مؤمن را که محزون و خوار و ذلیل باشد و دیدی که بدعت گذاردن ها و زنا آشکار شد... و دیدی که با محرم های خود نکاح کنند و به آن ها اکتفا کنند و دیدی که مرد به مظنّه و گمان کشته شود و دیدی که مرد بر سر فجور کردن با مرد غیرت کشد و مال و جانش را در راه او بذل کند و دیدی که مرد به علت پیش زن رفتن و با او جمع شدن سرزنش کرده شود و دیدی که مرد از کسب زن خود به زنا دادن روزی خورد و بداند که زنش این عمل را دارد و بر آن ایستادگی داشته باشد و دیدی که زن، شوهر خود را چیره و ناچار کند و عمل کند به چیزی که شوهرش نمی خواهد و نفقه به شوهر خود دهد و دیدی که زن، شوهر خود را چیره و ناچار کند و عمل کند به چیزی که شوهرش نمی خواهد و نفقه به شوهر خود دهد و دیدی که مرد زن و کنیز (یا دختر) خود را کرایه دهد و به چیز پستی از خوردنی و آشامیدنی راضی شود و دیدی که ایمان به خدای جَلّ و عزل به دروغ بسیار شود و دیدی که فساد آشکارا شود و دیدی که شراب آشکارا فروخته شود و کسی منع از آن نکند و دیدی که زن ها خودشان را به کفار بذل کنند و دیدی که آلات لهو آشکار شود به نحوی که مردم بر آن بگذرند و کسی کسی را منع نکند و جرأت نکند که از آن منع کند...» (1)
«وقتی که ... مرد اطاعت زنش را بکند و مادرش را عاق کند و رفیقش را نزدیک کند و پدرش را دور کند و ... و مردی را اکرام کنند از ترس شرّش، و زنان خواننده و آلات لهو ظاهر شود و خمر و شراب خورده شود و لعن کند آخر این امّت اولش را ...» (2)
پیامبر اکرم صلّی اللهُ علیه وآله فرمودند:
«هرگاه دیدید زنان را که بالای سرشان را مانند کوهان شتر ساخته اند (زینت کرده اند) پس به آن ها اعلام کنید که نمازشان پذیرفته نیست.» (1)
«... به زودی در امّت من زمانی بیاید که مردان، زن هایشان هم چون مردان، برزین ها سوار شوند (مانند اسب، موتور، دوچرخه ...)» (2)
در حدیث حجّة الوداع پیامبر صلّی اللهُ علیه وآله فرمودند:
«... قسم به خدایی که جان من در دست اوست. ای سلمان! در آن زمان مردها به مردها و زن ها به زنان (در فسق و فجور) اکتفا می کنند و غیرت بر سر پسران کشیده شود همچنان که غیرت بر دختر کشیده می شود و مردان به زنان و زنان به مردان (از جهت پوشش و زینت) شبیه گردند و زنان برزین ها (اسب، موتور، دوچرخه و مانند این ها) سوار شوند، پس لعنت خدا بر این دسته از امّت من است.
سلمان گفت: آیا این ها شدنی است یا رسول الله ؟
فرمود: بلی! به حق آن خدایی که جان من در دست اوست شدنی خواهد بود.»
«زود است که در آخرالزّمان بیاید وقتی که از امّت من، مردانی سوار بر دوچرخه شوند و به درب مسجدهای خود وارد شوند، زن هایشان پوشیده، ولی برهنه اند، و روی سرهایشان مثل کوهان شترهای بختی (3)
لاغر است، لعن کنید ایشان را که لعن کرده شده اند و اگر پس از شما امتّی از امّت ها باشند، هر آینه ایشان را خدمت خواهند کرد، چنان که زن های کفّار قبل از این خدمت گزار شما بودند.» (1)
«ظاهر می شود در آخرالزّمان و نزدیکی ساعت ظهور که آن بدترین زمان هاست، زن هایی که مکشّفه و برهنه اند و از دین خارج هستند و در هر فتنه ای داخل می شوند و مایل به شهوت رانی و به سوی هر لذتی با سرعت می شتابند و هر حرامی را حلال می دانند و در جهنم جاوید می باشند.» (2)
پیامبر اکرم صلّى الله عليه وآله فرمودند:
«زن های امّت آخرالزمان پوشیده و برهنه هستند (در آن واحد هم پوشیده و هم برهنه اند مثل لباس های تنگ و بدن نما که امروزه متداول است) موهای سرشان مانند کوهان شتر خراسانی است پس ایشان را لعن کنید که ایشان ملعونانند.» (3)
«دو صنف اهل آتش هستند یک صنف گروهی هستند که با ایشان است از تازیانه ها مثل دُم گاو که با آن مردم را می زنند(چیزی شبیه شلاق) و صنف دیگر زن هایی که پوشیده اند (در حالی که) برهنه اند. خمان و چمان با ناز راه می روند و از اطاعت خدا گردنکشی می کنند، و از آن چه که از حفظ فَرْجشان (عورتشان) برایشان لازم است دوری می کنند در حالی که کراهت دارد و یا به سوی بدی و فساد مایلند، سرهایشان مانند
کوهان شتر بختی است، داخل بهشت نشوند و بوی آن را نشوند(در حالی که بوی بهشت از پانصد سال راه شنیده می شود.)» (1)
«به زودی بیاید در آخرالزّمان زنهایی که بر زینها سوار شوند مانند مردان و درب مسجد پیاده شوند، پوشیده اند، برهنه اند، سرهایشان مانند کوهان شتر بختی لاغر است (نوعی شتر خراسانی) پس ایشان را لعن کنید که ایشان لعن کرده شدگان هستند، حاضرند خدمتگزار کفّار باشند چنانچه قبلاً زن های کفّار خدمتگزار شما بوده اند.» (2)
«به درستی که پیغمبر اکرم صلَّى الله عليه وآله لعنت کرد زن هایی را که خود را شبیه مردان می کنند و مردهایی را که خود را شبیه زنان می کنند.» (3)
«زن ها سوار برزین ها می شوند (اسب سواری، رانندگی و امثال این ها) و مردان از نظر لباس و قیافه شباهت به زن ها پیدا می کنند و نیز زنان شبیه به مردها می شوند (به طوری که انسان گاه دچار تردید می شود که این زن ها است یا مرد)» (4)
پیامبر اکرم صلَّى الله عليه وآله فرمودند:
«... مردان به مردان در آن زمان اکتفا می کنند(هم جنس بازی) و زنان به زنان در فسق و فجور به هم قناعت می ورزند(هم جنس بازی).» (5)
*محمد بن مسلم می گوید از امام باقر علیه السَّلام پرسیدم:
«یابن رسول الله! قائم علیه السَّلام شما در چه وقت ظاهر شده و قیام می کند؟
فرمودند: ... مردان به مردان و زنان به زنان (در امور جنسی) اکتفا می کنند...»
*امام صادق علیه السَّلام در نشانه های ظهور و علائم آخرالزّمان فرمودند:
«... هنگامی که دیدی فساد اخلاقی در اجتماعات رواج یافته و دیدی مردها به مردها اکتفا می کنند (لواط) و زن ها به زن ها مساحقه می کنند و دیدی که افراد با ایمان خاموش نشسته اند و اگر حرف بزنند سخن آنان را رد می کنند...
و هرگاه دیدی... پسر بچه ها مانند زنان خود فروشی می کنند و دیدی که عده ای از زنان با زنان ازدواج می کنند و دیدی که تعریف بی جا زیاد می شود...
هرگاه دیدی که مردها و زنها داروها و اغذیه ای استعمال می کنند تا برای اعمال قبیحه (جنسی) فربه (چاق) شوند و دیدی که مردها از راه خود فروشی (لواط) و زنان از راه زنا خود را تأمین می کنند. (1)
... هنگامی که دیدی زنان به عمل بد زنا ستوده می شوند و دیدی که زنان به شوهران خود رشوه می دهند تا بتوانند با مردان دیگر رابطه داشته باشند و دیدی که اکثر مردم و بهترین خانه ها، آن خانه ای است که زنان را در فسق و گناهانشان کمک کنند و دیدی که مؤمن در اجتماع خوار و ذلیل زندگی می کند و دیدی که بدعت و زنا شیوع یافته است و دیدی که مردم به شهادت ناحق به یکدیگر تعدّی می کنند و دیدی که مردم فعل حرام را حلال و حلال را حرام می شمارند.
... هنگامی که دیدی با محارم خود ازدواج میکنند(زنا) و به
1) كمال الدين و تمام النعمة ص310 باب 32 ح 16
آن ها اکتفا می کنند و دیدی که به مجرّد تهمت و سوءظن افراد را می کشند(بدون تحقیق و بررسی) و ناگهان هجوم می آورند و مال و جان او را تصاحب می کنند (ممکن است در راه طغیان شهوت باشد که زنان هرجایی همه چیز مردها را می برند یا به وسیله حکام جور اموال مردم مصادره می شود و جانشان هم به مخاطره می افتد) یا این که در راه رسیدن به پسر بچه ها برای کار زشت از مال و جان می گذرند و دیدی که مردها را به خاطر تماس و آمیزش با زنان سرزنش می کنند و دیدی که بعضی از مردها از درآمد زنان خود در ارتباط به بی بند و باری و فجور امرار معاش می کنند در حالی که می دانند زن آن ها فاسد است و به این وضع تن می دهند...
... هنگامی که دیدی زنان مسلمان خودشان را در اختیار کفّار قرار می دهند و دیدی که گناه در اجتماع آشکار می شود مردم آن ها را می بینند و کسی هم منع نمی کند و جرأت بر منع آن ها در مردم نیست...
... هنگامی که دیدی همّ و هدف مردم پرکردن شکم و ارضاء غرایض جنسی است و از هر راهی باشد مانعی ندارد و دیدی که دنیا به آن ها رو آورده و دیدی که نشانه های حق و درستی کهنه شده است، ای حمران! _ پس بر حذر باش و از پیشگاه خداوند بزرگ تقاضای رهایی کن و بدان که مردم گرفتار خشم خداوند هستند و به آن ها مهلت داده شده در مقابل او امری که به آنها شده است. پس، مواظب خویشتن باش و کوشش کن تا خداوند تو را برخلاف آن ها ببنید و اگر در میان آن ها باشی و عذاب خداوند نازل شود همانا بسوی رحمت و اشعه الهی شتافته ای و اگر از آن ها جدا شدی آن ها گرفتار هستند و تو از جرأت بر خداوند در امان مانده ای. و بدان که خداوند پاداش نیکوکاران را می دهد و همانا رحمت خداوند نزدیک به نیکوکاران است.» (1)
1) بحار الانوار ج 52 ص 260-254
«میاید بر مردم زمانی که کار فاحشه گری بالا گیرد و صنعت خود قرار دهند در آن زمان حرمت ها هتک شود و زنا علنی شود... مردها به زن ها و زن ها به مردها خود را شبیه سازند.» (1)
امام صادق علیه السَّلام فرمودند:
«... هنگامی که دیدی مردم شبانه سر سفره شراب می نشینند و صبح مست برمی خیزند و به فکر مردم نیستند و آن هنگام که دیدی(مردان و زنان) با حیوانات معامله جنسی انجام می دهند(با حیوانات آمیزش می کنند)... » (2)
«قسم به کسی که مرا به حق مبعوث فرموده، دنیا از بین نرود، مگر وقتی که در این امت خسف و فسخ وقذف اتفاق افتد.
عرض کردند: چه وقت خواهد شد، ای پیامبر خدا؟
فرمودند: وقتی که دیدید زن ها سوار بر زین شده اند، و زن های آوازه خوان زیاد شده، شهادت دروغ داده شود، علناً شراب نوشیده شود، و نمازخوان ها در ظروف طلا و نقره چیزی بیاشامند و مردها به مردها و زن ها به زن ها اکتفا کند، پس در این هنگام سخت آمادگی پیدا کنید و منتظر و مواظب بارش سنگ از آسمان باشید.» (3)
«چون زن ها به زن ها و مردها به مردها بی نیاز شوند(همجنس بازی) پس بشارت بده به ایشان به باد سرخی که از سمت مشرق می آید پس
بعضی را مسخ کند و بعضی را به زمین فرو برد به واسطه گناهی که مرتکب شده اند و از حق تجاوز نموده اند.» (1)
«... مرد از زن خود امور قبیح ببیند ولی نهی اش ننماید و جلوگیری نکند، و آن چه را که زنش از بی عفتی به دست آورده از او می گیرد، حتی اگر زنش از جلو و عقب زنا دهد او را متهم نمی کند و اگر کسی درباره ی او حرف های زشت بگوید قبول نمی کند و این همان دیوث است که خداوند نه گفتارش را قبول می کند و نه کردارش و نه عذرخواهیش را، پس خوراک او، و محل نکاح او حرام است، پس کشتن او در شرع اسلام و رسوا نمودنش در بین مردم واجب است و در قیامت داخل آتش جهنم انداخته می شود.» (2)
«شما چگونه باشید وقتی که زن های شما فاسد، و جوانان شما فاسق شوند امر به معروف نکنید و نهی از منکر ننمایید.
گفته شد: یا رسول الله! اینها خواهد شد؟
فرمود: بلی، بلکه بدتر از این اتفاق خواهد افتاد، چگونه باشید وقتی امر به منکرونهی از معروف نمایید.
عرض کردند: یا رسول الله ! اینها خواهد شد؟
فرمود: بلی، و بدتر از این، شما چگونه باشید وقتی که ببینید معروف منكرْ، و منکرْ معروف شده است.» (3)
ای مفضل! آیا می دانی زوراء کجا واقع شده است؟
عرض کردم: خدا و حجّتش داناترند.
فرمود: بدان ای مفضل! که در حوالی ری کوه سیاهی است که در دامنه ی آن شهری بنا شود که طهران نامیده شود و آن است زوراء که قصرهایش مثل قصرهای بهشت و زن هایش مثل حورالعین است. بدانای مفضل! آن زن ها متلبس به لباس کفّار می شوند و در هیئت ظالمان می باشند، از شوهرانشان تمکین ننموده و به محل سکونت آن ها اکتفا نمی کنند و از ایشان درخواست طلاق می کنند و مردها به مردها کنند و مردها شبیه زنان و زنها شبیه مردها می شوند، پس اگر تو بخواهی دینت را حفظ کنی، پس در این شهر سکونت مکن و مسکن برای خود قرار مده، چون محل فتنه است، پس از آن جا به قله ی کوه ها و از سوراخی به سوراخی مثل روباه و بچه هایش فرار کن.» (1)* از ابن عباس روایت شده که زنی بر رسول خدا صلَّى الله عليه وآله گذشت در حالی که کمانی را حَمائِل انداخته بود پس پیامبر صلَّى الله عليه وآله فرمودند:
«خدا لعنت كند زنانی را که خود را شبیه به مردان می کنند مردانی که خود را شبیه زنان می کنند.» (2)
«گفتم به پیامبر صلَّى الله عليه وآله یا رسول الله! آیا برای ساعت(قیامت صغری) علمی هست به آن شناخته شود؟
فرمودند: بله ای ابن مسعود! برای ساعت (قیامت صغری) علامات و شهودی است از علائم ساعت و شروط آن این است که... می آید بر
مردم زمانی که مرد، زن خود را طلاق می دهد و پس از طلاق دادن با او زندگی می کند و تا زمانی که با هم هستند زنا می کنند.» (1)
«... قسم به کسی که جانم در دست اوست (این علائم در امّت من وقتی واقع خواهد شد) که: مردها به مردها و زن ها به زن ها اکتفا کنند فریفته (عاشق) پسران شوند چنان چه فریفته ی دخترها می شوند مردها شبیه زن ها و زن ها شبیه به مردان شوند، زنها زین سوار شوند (اسب، دوچرخه، موتور) پس بر آن زنان لعنت خدا باشد.
سلمان عرض کرد: یا رسول الله ! این ها واقع خواهد شد؟
فرمود: بله! قسم به کسی که جانم در دست اوست(چنین خواهد شد) ای سلمان! در آن وقت که مردان امت من انگشتر طلا بپوشند، حریر و دیباج را لباس خود گردانند و پوست پلنگ را خرید و فروش کنند و یا زیر جامه بپوشند و یا برای دُهُل آلات بخرند...
سلمان عرض کرد: این ها واقع خواهد شد یا رسول الله ؟
فرمودند: بله ! قسم به کسی که جانم در دست اوست، ای سلمان! در آن وقت که طلاق زیاد می شود و حدی (تازیانه برگناه کار) برای خدا جاری نمی شود و به خدا هم ضرری نمی رساند.
سلمان عرض کرد: یا رسول الله! این ها خواهد شد؟
فرمودند: بله! قسم به کسی که جانم در دست اوست، آن وقت که زن های خواننده و آلات لهو و لعب زیاد و ظاهر شود.
در آن زمان بدترین و منفورترین امّت من برایشان حکومت کنند» (2)
رسول خدا صلَّى الله عليه وآله فرمودند:
«وقتی که پانزده خصلت در امت من ظاهر شود بلا به ایشان وارد می گردد:
و آن وقتی است که ... مرد زن خود را اطاعت کند و نافرمانی پدر و مادر خود نماید و با رفیق خود نیکی کند و پدر خود را جفا نماید و صداها در مسجدها بلند شود و مرد را از شرّ زبانش احترام و عزت کنند و پست ترین مردم بزرگ قومشان گردد و مردها لباس حریر پوشند و زن های خواننده و نوازنده و رقاصه و سازها و نوازهای گوناگون در میان آن ها زیاد شود. سکرات را بیاشامند و زنا را بسیار کنند و...» (1)
«مَثَل زن صالحه د(ر آخرالزّمان) در بین زنان مانند کلاغ أَعْصَم است که یک پای آن سفید است (کنایه از کم شدن زنان صالحه).» (2)
«کمک کنید به زنان که برهنه باشند (یعنی لباس های متنوع نداشته باشند) یعنی باشند چون اگر لباسش زیاد باشد و زینتش نیکو گردد هوس بیرون رفتن از خانه را دارد. (آن وقت فساد آن زن را غیر خدا نداند.)» (3)
«یکی از علائم (آخرالزّمان) آن است که زن ها به زن ها اکتفا و ببینی که زن ها با زن ها ازدواج کنند و خود را برای هم خوابی چاق کنند.
و ببینی که معیشت و زندگی زن از فَرْجَش باشد(یعنی زنا دهد و زندگی کند) و زن ها مانند مردان برای خود مجلس ترتیب دهند و آنان
به دادن زنا ستایش شوند و ببینی که زن رشوه دهد به شوهرش که با مردان لواط کند (وقتی شوهر سرگرم لواط شد زن هم هر مرد خوشگل را اختیار خواهد کرد و زنا می دهد) و بیشترین مردم و مهم ترین خانواده ها کسانی هستند که بر فسق زنان کمک کنند و ببینی که مرد از کسب زنش که زنا داده می خورد و می داند آن را و به آن تن داده داند آن را و به آن تن داده و ایستادگی می کند و ببینی که زن به شوهرش غلبه کرده و آن چه را او میل ندارد انجام داده و خرجی شوهرش را می دهد و ببینی که آن ها خود را به کفّار می بخشند و ببینی که زن ها بر حکومت و هرکاری غالب شده و هرچه را میل و هوای نفسشان باشد انجام دهند.» (1)
پیامبراکرم صلَّى الله عليه وآله فرمودند:
«بی عصمتی و زنا در میان مردم رواج پیدا کند.» (2)
«زمانی که حکومت کنند در دولت، خُصیان (3)و کسانی که مردی ندارند وزن ها، و بگیرند فرمانروایی را جوانان و کودکان، و مسجد کوفه خراب شود از آبادانی، و بهم بستگی پیدا کردند همسایگان، پس آن وقت است وقتِ زایل شدن حکومت پسر عمویم عباس و ظهور قائم علیه السَّلام اهل بیت علیه السَّلام چون قائم علیه السَّلام قیام کند دولت باطل از بین می رود.» (4)
«بر پانشود ساعت تا این که برای پنجاه زن یک قیّمِ (سرپرست) باشد.» (5)
مردها بروند و زن ها بمانند حتی این که پنجاه زن را یک قیم باشد.» (1)
پیامبراکرم صلَّى الله عليه وآله فرمودند:
«خداوند تمیز دهد و جدا کند دوستان خود را تا زمین، از منافقان و گمراه کنندگان و اولاد ایشان پاک کند، و تا این که پنجاه زن، مردی را ملاقات کنند یکی گوید: ای بنده خدا! مرا بخر، و دیگری گوید: ای بنده خدا مرا جای بده.» (2)
«وقتی ظاهر شد در شما مثل آن چه ظاهر بود در بنی اسرائیل (آن وقت منتظر فرج باشید) وقتی بوده باشد که زنا در بزرگان شما وپادشاهی در صغیران شما و علم در پَست های شما.» (3)
یا رسول الله! چه زمانی ما امر به معروف و نهی از منکر را واگذاریم؟
فرمود: وقتی ظاهر شد سستی در خوبان شما و زِنا در شرار شما و پادشاهی محول به بچه های شما شد و فقه در پَست ها و بی اصل های شما.» (4)
امام صادق علیه السَّلام از جدّش روایت کند که فرمودند:
«بیاید بر مردم زمانی که فاجر را زیرک دانند و نزدیک کنند ماجِنْ را (یعنی کسی که باکی ندارد هرچه بکند و هرچه بگوید) و منصف را ضعیف دانند.
گفته شد: چه وقت این ها خواهد شد یا امیرالمؤمنین ؟
فرمود: وقتی که امانت را غنیمت بگیرند و زکات دادن را ضرر دانند عبادت را طولانی بدانند (و خسته کننده بدانند) و در صله ی رحم منّت نهند.
باز سؤال شد: این ها چه وقت خواهد شد یا امیرالمؤمنین؟
فرمود: وقتی تسلط پیدا کنند زن ها و مسلط شوند کنیزان و حکومت کنند بچه ها.» (1)
«برپانشود ساعت ظهور تا این که بی بچه ها خوشحال می گردند و صاحبان اولاد محزون باشند و... و بچه موجب آزار و اذیت باشد...» (2)
« برپانشود ساعت ظهور حیا از بچه ها و زن ها برود...» (3)
«برپانشود ساعت ظهور تا این که بچه ها موجب اذیت باشد و روزگار مثل آب جریان داشته باشد و اشخاص شریف خشمگین شوند و کوچک مان به بزرگان جرأت و جسارت داشته باشند و اشخاص پست جرأت بر اشخاص کریم پیدا کنند.» (4)
فصل سوم: نشانه های فرزندان و جوانان در آخر الزّمان
«ساعت ظهور برپا نشود تا اینکه بچه موجب اذیت باشد و روزگار مثل آب جریان داشته باشد، و اشخاص شریف خشمگین شوند و کوچک ترها جرأت جسارت به بزرگان را داشته باشند و اشخاص پست جرأت و جسارت بر اشخاص کریم را پیدا کنند.» (1)
«قائم علیه السَّلام از فرزندان شما کی قیام می کند؟
آن حضرت آهی کشید و فرمود .... قائم علیه السَّلام ظاهر نمی شود تا اینکه چند نشانه بوجود آید ...کارها به دست نوجوانان و افراد ناآگاه
قرار گیرد ...» (2)
«از شرایط ساعت ظهور آن است که علم را از کودکان و خردسالان طلب کنند.» (1)
«می ترسید از امّت خود برشش خصلت: فرمانفرمایی کودکان و زیاد شدن سرهنگان و لشگریان و رشوه گرفتن در حکم و قطع رحم کردن و خون ناحق ریختن را، سبک شمردن و در حال مستی قرآن را با ساز و نوازها گرفتن و مقدم داشتن مردی که از ایشان داناتر و برتر نیست، و برایشان تغنی و آوازه خوانی کند.» (2)
«وای بر اولاد آخرالزمان از پدرانشان!
گفته شد: یا رسول الله ! از پدران مشرکین؟
فرمودند: نه از پدران مؤمنین (به جهت آن که) فرزندان خود را چیزی از واجبات یاد نمی دهند و اگر اولاد هم یاد بگیرند منع شان کنند و راضی باشند به چیزی کم از متاع دنیا، و من از ایشان برئ (بیزار) هستم و ایشان هم از من بری هستند.» (3)
«... کودکان، حاکم و فرمان فرما شوند به خدا قسم که همین طور هم خواهد شد و تا سه دفعه این سخن خود را تکرار فرمود.» (4)
جُبَیر بن نفیر می گوید به رسول خدا صلَّى الله عليه وآله گفتند: ما را از آینده خبرده.
«فرمودند: شما را آگاه می کنم که بعد از پیامبر چند سالی بین
اختلاف واقع شود، در سال 133 شخص بردبار به فرزند خود خوشحال نمی شود ...» (1)
«... در سال (133) اگر یکی از شما بچه سگ را تربیت کند بهتر است از این که (فلان) بچه را تربیت نماید ...» (2)
پیامبر اکرم صلّى الله عليه وآله فرمودند:
«در آخرالزمان مردمانی بیایند که... بچه های آنان با ناز و نخوت زندگی می کنند و جوانانشان بی باک و از خود راضی اند چندان که مردم را از بی تربیتی خویش عاجز می کنند.» (3)
«جریان امر شما همچنان ادامه می یابد تا اینکه فرزندانی در دوران و ستم متولد شوند که جز آشوب چیزی نشناسند، و زمین چنان آکنده از ستم و بیداد شود که هیچ کس جرأت ندارد خدا را بخواند، آن گاه خداوند مردی را از ذریه و عترت من برمی انگیزد، تا زمین را از عدل و داد پُر سازد، آن گونه که از ظلم و ستم پرشده است.» (4)
پیامبر اکرم صلى الله عليه وسلم فرمودند:
«... کشتار به قدری فراوان می شود که مادران از آوردن اولاد غمگین می شوند و زنان عقیم از نازایی خود خوشحال می شوند و در آستانه ظهور او فتنه سختی است برای اهل باطل امتحان بزرگ و انتقام خداوندی است.» (5)
پیامبر اکرم صلَّى الله عليه وآله فرمودند:
«در آخرالزمان اولاد دارها محزون و بی اولادها خوشحال هستند.» (1)
الله پیامبر اکرم صلّى الله عليه وآله فرمودند:
«هنگامی که زمان ظهور نزدیک شود، پوشیدن لباس کبود زیاد می شود، تجارت مال زیاد میشود و صاحب ثروت به واسطه ی زیادی
ثروتش احترام می شود عمل قبیح زیاد میشود، نوجوانان به حکومت می رسند، و زن ها زیاد شوند، پادشاه ظلم کند، کم فروشی رواج پیدا کند، در آن هنگام اگر مردی توله سگی را تربیت کند از تربیت فرزند بهتر است، بزرگان را احترام نکنند، به بچه ها رحم ننمایند، اولاد زنا زیاد شود، به طوری که حتی مردی در وسط راه با زنی زنا کند، گرگها لباس میش بپوشند ....» (2)
پیامبر اکرم صلى الله عليه وسلم فرمودند:
«ساعت ظهور برپا نشود، تا این که حیا از بچه ها و زن ها رخت بربندد.» (3)
فصل چهارم: مسخ وقذف انسان ها
پیامبر گرامی اسلام صلَّى الله عليه وآله فرمودند:
«... در سال (192) سنگ باران، فرورفتن به زمین و مسخ و زنا شروع می شود ...» (1)
«... هرگاه سخن معمولی و همه گانی شما دروغ، میوه و نقل مجالس شما غيبت و آنچه به دست می آورید حرام باشد، در آن زمان بزرگان بر کوچکان رحم نمی کنند و کوچکان نیز احترام بزرگان را نگاه نمی دارند در این حالت، لعنت خدا بر شما نازل می شود و سختی ها دامن شما را خواهد گرفت و از دین در میان شما جز لفظی باقی نمی ماند و آن گاه که شما دارای صفات ناپسند شدید، منتظر وزیدن باد سرخ یا سنگ باران یا مسخ شدن باشید، به درستی که در کتاب خداوند جلَّ و عزل آمده است:
1) الملاحم والفتن ج 2 ص 694
(قُلْ هُوَ الْقادِرُ عَلى أَنْ يَبْعَثَ عَلَيْكُمْ عَذاباً مِنْ فَوْقِكُمْ أَوْ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِكُمْ أَوْ يَلْبِسَكُمْ شِيَعاً وَيُذِيقَ بَعْضَكُمْ بَأْسَ بَعْضٍ أَنْظُرْ كَيْفَ نُصَرِفُ الْآيَاتِ لَعَلَّهُمْ يَفْقَهُون) (1)
«بگو خدا بر آن قادر هست که از فراز سرتان یا از زیر پاهایتان عذابی بر شما بفرستد (سنگ باران یا بادهای سخت)، یا شما را گروه گروه کند و خشم گروهی را به گروه دیگر بچشاند، بنگر که آیات را چگونه بیان می کنیم شاید ایشان بفهمند...» (2)
«هنگامی که سنّت ها را ترک کنید بدعتها ظاهر می شود، در چنین زمانی منتظر بادهای سرخ، خسف مسخ و غلبه دشمن باشید.» (3)
صلى الله پیامبر اکرم صلَّى الله عليه وآله فرمودند:
«در آخرالزمان خسف (4)، قذف (5)و مسخ (6)واقع خواهد شد.»
امام محمد باقر علیه السّلام در تفسیر آیه:
(سَنُرِيهِمْ ءاياتِنا فِي الْآفَاقِ وَفِي أَنْفُسِهِم ...) (7)
«نشانه های خود را در وجود آنان و در پیرامون ایشان نشان می دهیم...»
فرمودند: ... در وجود آنان مسخ و در پیرامون ایشان خسف را بر آنان آشکار می کنیم تا قدرت خدا را در وجود خویش و اطراف خود ببینند.
(حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقِّ ...) (8)
«و برای آنان روشن شود که او حق است...»
1) سوره مبارکه انعام آیه 65
2) بحار الانوار ج 52 ص 262
3) بشارة الإسلام ص 22
4) خسف: فرورفتن زمین و زیر آوار ماندن بر اثر زلزله، رانش زمین، طوفان، سیل، جنگ و... است
5) قذف: پرتاب چیزی مانند موشک راکت و بمباران می باشد
6) مسخ: دگرگون شدن سیرت، صورت، خسف اخلاقی، غرق شدن در امیال نفسانی را گویند
7) سوره مبارکه فصلت آیه 53
8) سوره مبارکه فصلت آیه 53
آری بدانند که ظهور قائم علیه السّلام از سوی پروردگار متعال، حقّ است و مردم به طور حتم آن را خواهند دید و چاره ای از آن نیست.» (1)
«سوگند به خداوندی که مرا به حق برانگیخت، خداوند آنان را در دل زمین فرومی برد و آنان را مسخ کرده به صورت میمون و خوک در می آورد.» (2)
پیامبر اکرم صلَّى الله عليه وآله فرمودند:
«... در میان بنی اسرائیل هیچ حادثه ای روی نداده است جز این که در میان امّت من نظیر آن روی خواهد داد، حتی خسف ، مسخ ، قذف ...» (3)
(وَلَنُذِيقَهُمْ مِنَ الْعَذَابِ الْأَدْنى دُونَ الْعَذَابِ الْأَكْبَرِ) (4)
«پیش از عذاب بزرگ، از عذاب کوچک به آنان می چشانیم.»
چه ذلت و خواری بالاتر از آنکه انسان در میان خانه و خانواده اش در کنار سفره نشسته باشد و ناگهان اهل خانه گریبان چاک کرده و ناله سر دهند. مردم بپرسند: چه شده؟
گفته شود: این فلانی است، همین الان مسخ شد!
ابابصیر از آن حضرت پرسید: این فجایع پیش از قیام قائم علیه السّلام روی می دهد یا بعد از قیام او؟
فرمودند: پیش از قیام او.» (5)
«... در آن هنگام سه خسف روی می دهد: یکی در مشرق، دیگری در مغرب و سومی در جزیرة العرب ...» (1)
«قسم به کسی که مرا به حق مبعوث فرموده، دنیا از بین نرود، مگر وقتی که در این امت خسف و مسخ و قذف اتفاق افتد.
عرض کردند: چه وقت خواهد شد، ای پیامبر خدا؟
فرمودند: وقتی دیدید زنها سوار برزین شده اند، و زن های آوازه خوان زیاد شدند، شهادت دروغ داده شود علناً شراب نوشیده شود، و نماز خوان ها در ظروف طلا و نقره چیزی بیاشامند و مردها به مردها و زن ها به زن ها اکتفا کنند، پس در این هنگام سخت آمادگی پیدا کنید و منتظر و مواظب بارش سنگ از آسمان باشید.» (2)
«هنگامی که زن ها به زنها و مردها به مردها اکتفا کنند، پس ایشان را به باد سرخی که از مشرق می آید بشارت بده، پس به واسطه گناهی که مرتکب شده اند و از حد تجاوز نموده اند بعضی را مسخ و بعضی را به زمین فرو برد.» (3)
*از رسول خدا صلَّى الله عليه وآله روایت شده که فرمودند:
«گروهی از امّت من در آخرالزّمان به شکل بوزینه و خنزیر مسخ می شوند.
عرض شد: یا رسول الله! ایشان شهادت به یگانگی خدا و رسالت شما می دهند و روزه می گیرند؟
فرمودند: بلی!
عرض شد: پس چرا باید مسخ شوند؟
فرمودند: برای این که آلت لهو می نوازند و آوازه خوانی می کنند و شراب می نوشند، شب را در حال شراب خواری و بازی می گذرانند و صبح می کنند در حالی که به شکل بوزینه و خنزیر مسخ شده اند.» (1)
رسول خدا صلَّى الله عليه وآله فرمودند:
«جماعتی از این امت شب مشغول خوردن و آشامیدن ولهو و لعب هستند صبح که شد مسخ شده اند به خوک، و یک جماعتی به زمین فرو می روند و صبح که شد می گویند طائفه فلان دیشب به زمین فرو رفته اند و خانه فلان دیشب خسف شده است و سنگ باران می شوند. چنان چه قوم لوط سنگ باران شدند و باد عقیم می وزد و آن ها را از بین می برد چنانچه قبل از ایشان را از بین برد، به واسطه شرب خمر و ربا خواری و پوشیدن حریر و گرفتن زنان رقاصه و آوازه خوان و قطع رحم کردن.» (2)
«در آخر این امّت فرورفتن به زمین و مسخ شدن و سنگ باران شدن خواهد بود.
گفته شد: یا رسول الله ! آیا ما هلاک می شویم و حال آن که در بین ما اشخاص صالح موجودند؟
فرمودند: بلی، وقتی بدی زیاد شد.» (3)
رسول خدا صلَّى الله عليه وآله فرمودند:
«ساعت (ظهور) برپا نشود تا اینکه قبائلی از عرب خسف شوند.» (4)
«پناهنده شود به حرم پناهنده ای، پس برانگیزد به سوی او لشکری پس چون به بیابانی از زمین برسند زمین ایشان را فرو برد.
عرض شد: یا رسول الله! کسی که از روی اکراه با آن لشکر بوده؟
فرمودند: فرو می رود با ایشان ولکن در روز قیامت با نیتش مبعوث می شود.» (1)
«در نزد هلال مصر ( یعنی سقوط آن) خسفی در بصره خواهد شد یکی در علفزارش و دیگری در اطراف آن، و دیگری در بازارش و دیگری در مسجدش، پس طوفانی شود که هرکس از دست جنگ رهایی جسته از آن نجاتی نخواهد داشت مگر کسانی که در حوالی و اطراف آن ساکن شوند.» (2)
رسول خدا صلَّى الله عليه وآله فرمودند:
«برپا نشود ساعت ظهور تا وقتی که چند قبیله به زمین فرو روند به طوری که گفته شود چه کسی از طائفه فلان باقی مانده؟ (3)
فرمودند: در این امّت خسف و قذف خواهد بود!
عرض شد: چه وقت؟
فرمودند: وقتی زن های رقاصه و تار و تنبک و شرب خمر ظاهر شود.» (4)
«قسم به کسی که مرا به حق مبعوث نموده دنیا از بین نرود مگر وقتی که به ایشان برسد خسف و مسخ و قذف (سنگ باران).
عرض شد: چه وقت خواهد بود یا نبی الله؟
فرمودند: وقتی که دیدید زن ها سوار بر زین ها شده اند(مانند ماشین موتور، دو چرخه،..) و زن های آوازه خوان زیاد شده اند و شهادت دروغ داده شود و علناً شرب خمر شود. و نماز خوان ها در ظرف طلا و نقره چیزی بیاشامند و مردها به مردها اکتفا کنند و زن ها به زن ها اکتفا کنند پس در این هنگام سخت آمادگی پیدا کنید و بپرهیزید از سنگ باران شدن از آسمان (یعنی آماده این بلا باشید.)» (1)
رسول خدا صلَّى الله عليه وآله فرمودند:
«ناچارید از خسف و مسخ و زمین لرزه !
گفته شد: یا رسول الله ! در این امّت؟
فرمودند: بله! وقتی زنهای آوازه خوان بگیرند و زنا را حلال شمارند و رباخواری کنند و صید حرم را حلال بدانند و لباس حریر بپوشند و مردها به مردها و زن ها به زن ها اکتفا کنند.» (2)
«البته خواهد آمد بر مردم زمانی که مقررات الهی را تکذیب کنند زنی به بازار رفته برای کاری که دارد چون به منزلش برگردد ببیند شوهرش به شکل بوزینه یا خوک شده، مسخ گشته به واسطه تکذیب نمودنش ...» (3)
رسول خدا صلَّى الله عليه وآله فرمودند:
«در آخرالزّمان خسف، قذف و مسخ واقع خواهد شد.» (4)
«در این امّت است خسف، مسخ و سنگ باران شدن. عرض شد: یا
رسول الله ! چه وقت خواهد شد؟ فرمودند: وقتی که زن های آوازه خوان و تار و تنبور و شرب خمر علنی شود. (1)
«سنگ باران می شوند چنان چه قوم لوط سنگ باران شدند ...» (2)
فصل پنجم: علماء در آخر الزّمان
پیامبر اکرم صلّى الله عليه وآله فرمودند:
«زود است بیاید بر امت من زمانی که قاریان و خوانندگان، زیاد شوند ليكن فقها کم شوند و علما گرفته شوند و کشتار و خونریزی زیاد شود. پس بیاید بعد از آن دورانی که مردانی از امّت من قرائت کنند قرآن را لیکن از گلوی آن ها تجاوز نکند پس بعد از آن(حضرت مهدی فرد عَجَّلَ اللهُ تَعالی فَرَجهُ الشّریف) بیاید.» (1)
«... فقهای آن زمان بدترین فقها در زیر آسمان هستند، فتنه از ایشان آغاز می شود و به آنان باز می گردد.» (2)
علم را دریابید قبل از آنکه از دست برود، گفتند: چگونه از دست می رود در صورتی که قرآن در میان ما است؟
آن حضرت با غضب فرمودند: مادران به عزای شما بنشینند مگر تورات و انجیل در میان قوم بنی اسرائیل نبود؟ از دست رفتن علم، از بین رفتن علما و حاملین آن است و این سخن را سه مرتبه تکرار فرمودند.» (1)
«... فقها و هدایت کنندگان واقعی کم هستند(اشاره به وجود علمای ربانی و علمای فاسق و خیانت کار زیاد شوند. (آنان که دین را به فکر خود معنی کنند.)»(2)
پیامبر اکرم صلّى الله عليه وآله فرمودند:
«صالحان یکی پس از دیگری دیده فروبندند دیگر نشانه ای از صالحان باقی نباشد جزبه مقدار تفاله خرما و نخاله جو، آن گاه خداوند اعتنایی به آنان نمی کند.» (3)
«من بر امّتم از رهبران گمراه می ترسم.» (4)
پیامبر اکرم صلّى الله عليه وآله فرمودند:
«زمانی که علما کم شوند و قاریان، از بین بروند و زکات داده نشود و منکرات، علنی شود و صداها در مساجد بلند شود و دنیا، بر روی سرو علم زیر پا گذاشته شود ...» (5)
پیامبر اکرم صلَّى الله عليه وآله فرمودند:
«بعد از خودم بر امّتم از سه چیز می ترسم: لغزش عالِم، ظلم حاكم و پیروی از هوای نفس.» (1)
پیامبر اکرم صلّى الله عليه وآله فرمودند:
«زمانی بر امّتم می رسد که فقر، بسیار می شود و دانش، برداشته می شود و کشتار افزایش می یابد... سپس زمانی می آید که مردان، قرآن می خوانند ولی از گلویشان پایین نمی رود.» (2)
«برای هر چیزی آفتی است و آفت دین، رهبران بد هستند ... وای بر امّتم از عالمان بد!» (3)
*پیامبر اکرم صلّى الله عليه وآله فرمودند:
«بعد از من رهبرانی می آیند که بالای منبر به آن ها حکمت داده می شود و چون از منبر پایین می آیند، حکمت از آن ها گرفته می شود این افراد از مُردار هم بدترند.» (4)
از پیامبر اکرم صلَّى الله عليه وآله روایت شده که فرمودند:
«(زمانی که) امّتم به وحشت (و گرفتاری) دچار می شوند و به دانشمندان خود مراجعه می کنند، ولی آن ها را میمون و خوک می بینند. این عاقبت کسانی است که حق را از مسیرش منحرف و سخن را از جایگاهش دور می کنند. خداوند نیز آن ها را مسخ می کند، همان گونه که آن ها حق را به باطل، تبدیل می کنند.» (5)
«عالمان آنان خائن و فاسق هستند. آن ها و پیروانشان، کسانی که به سمت آن ها می آیند، کسانی که از آن ها یاد می گیرند، کسانی که آن ها را دوست دارند و هم نشینان ایشان و مشاورانشان، همگی از بدترین مردم هستند. فقیهان (دین شناسان) آن ها، خائن اند که ادعا می کنند که برسنّت، راه و دین من هستند ... ولی آن ها از من بیزارند و من نیز از آن ها بیزارم.» (1)
«در آخرالزّمان، حاکمان، ظالم و وزیران، فاسق و عارفان، ستم گر و امین ها خائن هستند.» (2)
«از نشانه های نزدیکی ساعت ظهور آن است که خطبای شما زیاد باشند، علمای شما اتّکا به سلاطین شما داشته باشند، پس برای ایشان حرام را حلال کنند و حلال را حرام نمایند، و برای آنان به آن چه که می خواهند فتوا می دهند و علمای شما برای آن که پول های شما را حلال کنند، علم را یاد بگیرند و قرآن را اسباب تجارت خود قرار دهند.» (3)
«ساعت ظهور فرا نرسد، مگر وقتی که خطبا به دروغ گفتن قیام کنند، و حق مرا به بدترین افراد امّت من قرار دهند، پس کسی که ایشان را تصدیق کند و به آن راضی باشد بوی بهشت را استشمام نکند.» (4)
رسول خدا صلّى الله عليه وآله فرمودند:
«صبح کردید در زمانی که فقهای آن زیاد و خطبای آن کم
هستند، سؤال کنندگانتان کم و عطا کنندگانتان زیاد باشند، و عمل در آن بهتر است از علم، زود است بر شما زمانی بیاید که فقهای آن کم باشند و خطبا و سؤال کنندگان آن زمان زیاد، و عطاکنندگان در آن کم باشند و علم در آن زمان بهتر از عمل است.» (1)
«شما در زمانی هستید که علمایتان زیاد و خطبایتان کم است و هرکس یک دهم آن چه را که می داند ترک کند هلاک می شود، زود است بر مردم زمانی بیاید که علمایشان کم و خطبایشان زیاد باشد، هرکس به یک دهم آن چه می داند متمسک شود، نجات می یابد.» (2)
«زمانی بر امت من بیاید که نشناسند علما را مگر به لباس نیکو و نشناسند قرآن را مگر به صوت نیکو، خدا را عبادت نکنند، مگر در ماه رمضان و چون این طور شود خداوند بر ایشان فرمانروایی را که نه علم دارد و نه حلم و نه رحم داشته باشد، مسلط می گرداند.» (3)
«زود باشد بیاید بر مردم زمانی که باقی نماند از قرآن مگر رسمش و از اسلام مگر اسمش می گویند مسلمانیم ولی دورترین مردمند به اسلام، مسجدهاشان آباد است ولی از هدایت و رستگاری خراب است. فقهاء آن زمان شرورترین فقهاء زیر سایه آسمانند از ایشان فتنه خیزد و به سوی ایشان برگردد.» (4)
«... دانشمندان اگر بخواهند از علم خویش به نفع خود و جامعه حرف بزنند او را جاهل و علمش را نادانی بدانند... علما و دانشمندان آن زمان بدترین مردم روی زمین باشند و تمام فسادها و فتنه ها از ناحیه آن ها برخیزد و بازگشت همه آنها (فتنه ها) به سوی خود ایشان است...» (1)
*پیامبراکرم صلّى الله عليه وآله فرمودند:
«... زمانی می آید که مردم، عالمان را هم چون افراد پست می کُشند، پس ای کاش، آن ها خود را به حماقت می زدند تا کشته نشوند و آبرویشان ریخته نشود و خود را به جهالت بزنند.» (2)
«خداوند متعال، علمی را که به شما داده، از شما نمی گیرد، بلکه با درگذشتِ عالمان، این علم از میان شما می رود و عده ای نادان باقی میم انند که فتوا به رأی خود می دهند، آن ها گمراهند و شما را نیز گمراه می کنند.» (3)
«من از غیر دجّال می ترسم.
پرسیده شد: آنها چه کسانی هستند؟ فرمودند: رهبران گمراه کننده.» (4)
امام رضا علیه السَّلام فرمودند:
«... زمانی که علم از میان شما برداشته شد، منتظر فرج از زیر قدم هایتان باشید (یعنی به صورت ناگهانی). (1)
پیامبر اکرم صلَّى الله عليه وآله فرمودند:
«در خصوص امّت بعد از خودم از سه چیز بیمناک هستم.
سؤال شد: یا رسول الله ! آن سه مورد چیست؟
فرمودند: لغزش عالم و حکم ستم گر و هوی و هوسی که متابعت و پیروی شود.» (2)
امیرالمؤمنین علی علیه السَّلام فرمودند:
«... زمانی که مرگ در بین فقها واقع شود، امت محمد صلَّى الله عليه وآله نماز را ضایع کنند ...» (3)
«... دشمنان او (حضرت مهدی عَجَّلَ اللهُ تَعالی فَرَجهُ الشّریف) و عبارتند از: مقلّدین از فقها و مجتهدین، که می بینند بر خلاف فتوای امامشان داوری می کنند و اگر شمشیر در دست او نبود فقها به قتل او فرمان می دادند! ولی چون با شمشیر برّنده و دست بخشنده ظهور می کند، از روی ترس و طمع از او اطاعت می کنند و بدون این که در دل باور کنند، حکم او را می پذیرند و خلاف آن را در دل پنهان می کنند! هنگامی که او خارج شود دشمن شناخته شده ای به جز فقها ندارد! ولی او و شمشیر برادرند.» (4)
«خداوند علما را قبض کند و علم را از ایشان بگیرد، پس جوانانی روی کار آیند که بعضی روی بعضی دیگر می جهند مثل الاغ که روی الاغ می جهد.» (1)
رسول گرامی اسلام صلّی اللهُ علیه وآله فرمودند:
«زود است که برامّت من زمانی بیاید که از علما فرار کنند، همانا فرار گوسفند از گرگ، و چون این گونه شود، خداوند آنان را به سه چیز مبتلا سازد:
اول: آن که برکت را از اموال ایشان می گیرند.
دوم: آن که فرمانروای ستم گر برایشان مسلط می سازد.
سوم: آن که بی ایمان از دنیا خارج می شوند.» (2)
«در آخرالزمان گروهی باشند، گروه دیگری را متابعت می کنند (که دارای صفات زیر هستند): ریاکارند، و خود را جزء قرّا، عبّاد و نسّاک (3)می دانند و حال آن که تازه کار و سفیّه اند، امر به معروف و نهی از منکر را واجب نمی دانند مگر وقتی که ایمن از ضرر باشند، و برای خود فرصت جویی و عذر تراشی می کنند و از لغزش علما و عمل فاسدشان متابعت کرده معیار امور خود قرار می دهند.» (4)
«بر مردم زمانی بیاید... علمای ایشان شرورترین خلق خدا بر روی زمین هستند. پس در آن هنگام خداوند آنان را به چهار خصلت مبتلا
می سازد: ستم از پادشاهان، قحط و خشک سالی از زمانشان، ظلم و ستم از فرمانروایان و حکامشان.» (1)
«زود است بر مردم زمانی بیاید که... علمای ایشان شرورترین خلق بر روی زمین هستند، به علت آن که میل به فلسفه و صوفی گری دارند، به خدا قسم ایشان از دشمنان ما و اهل انحراف هستند، مبالغه در دوستی با مخالفان ما دارند و شیعیان و دوستان ما را گمراه می کنند، اگر به منصبی برسند از رشوه گرفتن سیر نشوند و اگر خوار گردند خدا را از روی ریا عبادت کنند، آگاه باشید که ایشان راهزن مؤمنین هستند و دعوت کننده به روش کفار، پس هرکس ایشان را درک کرد، از آنان پرهیز کند و دین خود را حفظ نماید.
سپس فرمودند: این حدیثی بود که پدرم از پدرانش از جعفر بن محمد علیه السّلام مرا حدیث فرمودند و این از اسرار ما است، پس کتمان کن آن را مگر از اهلش.» (2)
امام باقر علیه السّلام فرمودند:
«چون امام مهدی عَجَّلَ اللهُ تَعالی فَرَجهُ الشّریف خروج کند دشمنی جزفقها نداشته باشد تا آن جا که فرمود: اگر شمشیر به دستش نبود هر آینه فقها فتوا به قتلش می دادند.» (3)
«ای پسر مسعود علما و فقهای آنان خیانتکار و فاجرند. آگاه باشید که این ها بدترین مردم روی زمین هستند و نیز آن هایی که از آن ها
متابعت می کنند و با آن ها رفت و آمد دارند و از آن ها علم یاد می گیرند و یا آنان را دوست می دارند و با آن ها مجالست و مشورت می کنند، جایگاهشان در جهنم است. اینان کور و کر و لال خواهند بود و در روز قیامت نیز نابینا و کر و لال محشور خواهند شد...
ای پسر مسعود! اینها مدعی دین داری و پیروی از من و ادامه دهنده ی راه من هستند. اما چنین نیست، این ها در حقیقت از من بیزارند و من هم از آن ها بیزارم.
ای پسر مسعود در مجالس با آن ها ننشینید، در بازارها با آن ها داد و ستد نکنید، به سوی راه آنان رهنمون نشوید، به آن ها آب ندهید، که خداوند متعال درباره ی آنها فرموده است:
«هرکس طالب دنیا و زینت دنیا باشد، پاداش اعمالشان را در دنیابه طور کامل عطا می کنیم و هیچ از اجر عملشان کم نخواهد شد.» (1)
و خداوند تبارک و تعالی می فرماید:
«هرکس خواهان کِشت دنیا باشد از آن برایش می دهیم و در آخرت بهره ای برای او نیست.» (2)
ای پسر مسعود! کسی که تحصیل علم کند اما برای دنیا و رسیدن به نعمت های دنیوی، مستحق عذاب خدا خواهد بود و با یهود و نصارا در پست ترین مقامات مقامات جهنم محشور خواهد شد. یهود و نصارا کتاب خداوند را پشت سرانداختند و با اینکه نسبت به اسلام و آورنده ی آن شناخت پیدا کردند، در عین حال، فر ورزیدند و در نتیجه از رحمت خداوند محروم ماندند، آری ! لعنت خدا بر کافران باد.
ای پسر مسعود! هرکس قرآن را برای دنیا و زینت های آن فرا گیرد،
خداوند بهشت را به او حرام گرداند.
ای پسر مسعود! هرکس علم را بیاموزد و به آنچه در آن است عمل نکند، خداوند او را روز قیامت نابینا محشور کند، و کسی که به خاطر مردم (ریا) تحصیل علم کند و هدفش این باشد که دنیا را برای خود مرتب کند برکت از زندگیش برداشته می شود و به تنگی معیشت گرفتار می آید و خداوند او را به خودش را می گذارد که سرانجامش البته هلاکت است.
خداوند در قرآن می فرماید:
«کسی که به لقای (قرب جوار) او امیدوار است باید نیکوکار باشد و در پرستش خدا هرگز احدی را با او شریک نگرداند.» (1)
«علم از مردم گرفته نمی شود، بلکه علما گرفته می شوند، تا جایی که عالمی باقی نماند، در آن هنگام مردم جاهلان را رؤسای خود گردانند و از ایشان فتوا طلب کنند و ایشان هم بدون علم فتوا دهند، هم گمراه شوند و هم گمراه کنند.» (2)
«بدترین مردم نزد خداوند از حيث مقام و منزلت در روز قیامت، عالمی است که از علمش نفع نبرد و کسی که طلب علم کند تا مردم را به طرف خود جلب کند، بوی بهشت را استشمام نکند.» (3)
رسول خدا صلّى الله عليه وآله فرمودند:
«فقیهان آن روزگار، بدترین فقیهانی اند که در زیر آسمان به سر می برند. فتنه و آشوب از آنان آغاز می شود و به آنان نیز بر می گردد.» (4)
پیامبر اکرم صلّى الله عليه وآله فرمودند:
«در آینده، روزگاری به شما روی می آورد که جهل و نادانی در آن فرود آید و علم و دانش از آن رخت بر می بندد و هرج و مرج در آن فراوان می گردد.
عرض شد: یا رسول الله ! چگونه هرج و مرج پدید آید؟
فرمودند: کشتار.» (1)
امام صادق علیه السّلام فرمودند:
«... دیدی که بالای منبرها مردم را امر به تقوا و پرهیزگاری می کنند و خودِ گویندگان به گفته های خود عمل نکنند و دیدی که وقت های نماز را سبک شمارند ...» (2)
«در امت من فزعی رخ دهد. پس به نزد علمایشان می روند، در آن هنگام ایشان بوزینه ها و خوک ها شده اند.»
توضیح: علما گفته اند و جز این نیست که خداوند این جماعت علما را به صورت بوزینه ها و خوک ها مسخ می کند، زیرا که مسخ تغییر خلقت است از جهت خود، پس به این عقوبت گرفتار شوند، هم چنان که حق را تغییر دادند از جهت خود و تحریف کردند کلمات حق را از موضع خود. هم چنین خدا ایشان را مسخ می کند مقابل چشم های مردم چنان که چشم های مردم و دل های ایشان را از رؤیت حق مسخ کردند و حق را به باطل تبدیل کردند.» (3)
«قیام ساعت (ظهور) نباشد مگر وقتی که قیام کنند خطبا به دروغ گفتن و حقّ مرا برای شرار امّت من قرار دهند، پس کسی که ایشان را تصدیق کند و به آن راضی باشد بوی بهشت را نمی شنود.» (1)
«صبح کرده اید در زمانی که فقهایش زیاد است و خطبایش کم است، سؤال کننده اش قلیل است و پاسخ دهنده اش کثیر است، عمل در آن بهتر است از علم و زود است بیاید بر شما زمانی که فقهایش قلیل باشد و خطبایش زیاد، سؤال کننده زیاد باشد و پاسخ دهنده کم باشد، علم در آن زمان بهتر است از عمل.» (2)
پیامبر اکرم صلّى الله عليه وآله فرمودند:
«شما در زمانی هستید که علمایش زیاد است، خطبایش کم، کسی که یک دهم از آن چه می داند را ترک کند هلاک خواهد شد، و زود است بیاید زمانیکه کم باشند علماء زیاد باشند خطباء، کسی که چنگ زند به یک دهم از آن چه می داند نجات می یابد.» (3)
پیامبر صلّى الله عليه وآله فرمودند:
مردی از بنی اسرائیل شخصی را مهمان کرد و در خانه اش ماده سگی بود حامله، سگ گفت: امشب من به روی مهمان پارس نکنم پس توله سگ ها در شکمش صدای عوعویشان بلند شد. گفته شد این دیگر چه بود؟ خداوند به مردی از ایشان وحی فرمود: که مَثَلِ این سگ مَثَل امّتی است که بعد از شما می آیند. سفهاء (احمقان)
ایشان بر علمایشان استیلا و غلبه پیدا می کنند.» (1)
*امام هادی علیه السّلام فرمودند:
اگر در دوران غیبت قائم آل محمّد عَجَّلَ اللهُ تَعالی فَرَجهُ الشّریف عالمان نبودند که مردم را به سوی او هدایت کنند و با حجّت های الهی از دین دفاع نمایند و شیعیان ضعیف را از دام شیطان و پیروانش رهایی و از شر ناصبی ها نجات بخشند، کسی در دین خدا پا برجا نمی ماند و همه مرتد می شدند. ولی آن ها رهبری دل های شیعیان ضعیف را با قدرت در دست می گیرند و حفظ می کنند، چنان که ناخدای کشتی، سکّان و فرمان کشتی را نگاه می دارد، پس آنان نزد خداوند والاترین انسان ها هستند.» (2)
فصل ششم: سلاطين واُمراء در آخر الزّمان
«حضرت مهدی عَجَّلَ اللهُ تَعالی فَرَجهُ الشّریف خروج نمی کند مگر اینکه نه رئیسی باقی باشد و نه فرزند رئیس.» (1)
رسول خدا صلّى الله عليه وآله فرمودند:
«... در سال (170) تا (180) تاج و تخت از دست ملکوت گرفته می شود و سال (190) اهل معصیت دچار بلا خواهند شد...» (2)
عبدالله بن عمر می گوید:
«اشرار بعد از خوبان صدو بیست سال سلطنت می کنند و احدی اول آن را نمی داند.» (3)
پیامبر اکرم صلّى الله عليه وآله فرمودند:
در آن هنگام گروهی از مشرق و جمعی از مغرب آمده و بر امّت من فرمانروایی می کنند.» (4)
«... زمامداران کافر شوند، دوستان حکم رانان گناه کاران باشند، یاوران آن ها ستم گران باشند، صاحبان رأی و نظر آنان فاسقان باشند ...» (1)
پیامبر اکرم صلَّى الله عليه وآله فرمودند:
«در آخرالزّمان بر امّت من بلای سختی از ناحیه ی سلطانِ آنان برسد که از آن بلا و گرفتاری سخت تر شنیده نشده، به گونه ای که زمین پهناور بر آنان تنگ آید، و به اندازه ای زمین آکنده از ستم و جور شود که مؤمن جهت پناه بردن از ظلم و ستم، جایگاهی نمی یابد تا این که خداوند مردی از خاندان مرا برمی انگیزد و زمین را از قسط و عدل، آن گونه که از ظلم و ستم پرگردیده بود، سرشار گرداند. ساکنان آسمان و زمین از وی خشنود گردیده و زمین ذخایر خود را بر می آورد و آسمان از ریزش باران رحمت دریغ نمی ورزد.» (2)
«وای بر این امّت! از دست پادشاهان ستم گر که مسلمان ها را کشته و آن ها را از خانه و دیارشان آواره می گردانند مگر کسی که به اطاعت آن ها تن در دهد. در آن زمان مؤمن با تقوی به زبان با آنان سازگار و به دل از آنان گریزان است. و چون خداوند متعال اراده فرماید که عزّت اسلام را بازگرداند پشت هر ستمگر ستیزه جو را می شکند، و او بر هر کاری که بخواهد تواناست، هم اوست که وضع امّت اسلامی را پس از تباهی سر و سامان بخشیده و اصلاح می کند،ای حذیفه! اگر از عمر دنیا بیش از یک روز باقی نمانده باشد، خداوند آن روز را آن قدر
طولانی گرداند که مردی از خاندان من بیاید و بر جهان فرمانروایی کند و اسلام را آشکار سازد و خدا خلف وعده نمی کند و او بر هر چیزی تواناست.» (1)
«... زمانی که پست ترین مردم، رهبر آن ها می شوند.» (2)
*پیامبر اکرم صلَّى الله عليه وآله فرمودند:
«هرگاه مسند کارها به غیرش سپرده شود، منتظر فرج باشید.» (3)
«هرگاه خداوند بر امّتی غضب کند، عذاب خسف و مسخ را بر آن ها نازل نمی کند، بلکه اجناس گران می شود، باران نمی بارد و اشرار بر مردم حاکم می شوند.» (4)
پیامبر اکرم صلَّى الله عليه وآله فرمودند:
«زمانی آید که رهبرانی بر شما مسلط می شوند که روزی هایتان را تصاحب می کنند، با شما سخن می گویند و سخنانشان دروغ است و از شما راضی نمی شوند تا اینکه اعمال زشت آن ها را تحسین کرده، دروغشان را تصدیق کنید.» (5)
«زمانی که مسلمانان با عالمانشان خصومت داشته باشند، آبادانی بازارهایشان را علنی کنند و برای جمع کردن ثروت، ازدواج کنند، خداوند چهار چیز را بر آن ها نازل می کند:
1- قحطی زمانی 2- ستم سلطان 3- خیانت حاکمان 4- ترس از دشمن.» (1)
«نزدیک ترین مردم به حاکمان، کسی است که به خاطر دشنام دادن به اهل بیت علیهم السَّلام مورد ستایش قرار گیرد و کسی که دوستدار آنها (اهل بیت علیهم السَّلام) باشد به او نیرنگ می زنند و شهادتش پذیرفته نمی شود.» (2)
«فرج، زمانی رخ می دهد که حاکمان را پلیدی و قاریان را ساز شکاری و عالمان را نفاق در برگیرد ...» (3)
«از علائم آخرالزّمان آن است که ببینی چوپان ها رئیس مردم شده اند و پابرهنه ها و چوپان ها در ساختمان به هم فخر فروشند.» (4)
«حکومت به دست حرام زادگان می افتد و آن ها به کسی رحم نمی کنند.» (5)
«قبل از قیام (قائم عَجَّلَ اللهُ تَعالی فَرَجَهُ الشَّریف) تا دوازده نفر از خاندان ابوطالب قیام می کنند که همگی مدعی امامت برای خود هستند.» (6)
امام صادق علیه السَّلام فرمودند:
«... (زمانی که) دیدی که استاندارها و امیران، اهل کفر را مقرّب خود و اهل خیر را از خود دور سازند، و حکّام در حکم رشوه می گیرند و حکومت برای کسی قباله شده که پول زیادی می دهد ... قضّات بر خلاف اوامر الهی قضاوت کنند و حکّام، خائنین را به خاطر طمع، امین خود دانند و (دیدی) حکومت ها میراث را به دست افراد فاسق و جرأت دار نسبت به خدا سپرده اند، از ایشان (رشوه) می گیرند و آن ها را
رها می کنند تا هرچه بخواهند (نسبت به آن اموال) به جا آورند...» (1)
«این امر (یعنی ظهور حضرت حجّت علیه السَّلام) نخواهد بود تا وقتی که هر صنفی از مردم به حکومت برسند تا گوینده ای نگوید، اگر ما هم به حکومت و سلطنت می رسیدیم با عدالت رفتار می کردیم. پس از آن قائم علیه السَّلام قیام کند به حق و عدالت، (یعنی قیام حضرت عَجَّلَ اللهُ تَعالی فَرَجَهُ الشَّریف وقتی است که همه اصناف به حکومت رسیده باشند و به عدالت نتوانند عمل نمود و عاجز شوند و اظهار عجز کنند و از خدا بخواهند مُصلِح کلی را).» (2)
«زود است بر مردم زمانی بیاید که به حکومت و سلطنت نرسند مگر به کشتن مردم و ستم کردن، و توانگر نشوند مگر به بخل ورزیدن و غصب کردن اموال مردم، و به محبت نرسند مگر به خارج شدن از دین و متابعت کردن از هوای نفس، پس اگر کسی آن زمان را درک کرد و در حالی که بر توانگری قدرت دارد بر فقر صبر کند، در حالی که بر محبت قدرت دارد بر عداوت صبر کند و در حالی که بر عزّت قدرت
دارد بر مذلّت صبر کند، پس خداوند نیز ثواب پنجاه صدیق که خدا را تصدیق نموده اند به او عطا می فرماید.» (1)
«... زمامداران در آن زمان از فاسقان و فاجران (گناهکاران) هستند ... و شهادت دادن بر اساس زور به وجود می آید ... وزیران دولت ها، ستم گران جامعه هستند (که با تکیه به مقام خود از هر ظلمی باک نخواهند داشت)...» (2)
«أنا أبو الأئمةِ الأَظهارأَنَا أَبُو الْمَهْدِي الْقَائِمِ فِي آخِرِ الزَّمَانِ»
«منم پدر امامان پاک، منم پدر مهدی علیه السَّلام که در آخرالزمان قیام می کند.»
در این حال مالک اشتر که پایین منبر مولا بود به پا خواسته، از حضرت پرسید: این قیام کننده از فرزندان شما کی قیام می کند؟
حضرت علی علیه السَّلام چنین فرمودند: هنگامی که نابود شونده نابود شود، و حقایق مخفی شود (حقایقی که سیاستمداران و زمامداران آن را با زبان دیپلماسی و غیره کتمان می کنند) یا حقایق سبک شمرده می شود و ملحق شونده ملحق شود. (وقتی که حکومت به سمتی رفت مردمان نیز به آن ملحق شوند، چون«الناس علی دین ملوكهم » ... و مطالبه شدید شود (اشاره به مالیات دولتی است که به زور ستانده شود، یا به خاطر ضعف افراد، افراد بدهکار نتوانند بدهی خود را بدهند و در شدت و تنگنا واقع شوند یا به معنای هلاکت ها و عذاب هاست که عذاب های شدید بر سر مردمان بیاید.)» (3)
«... و درآمد کشورهای اسلامی و اموال بیت المال را به صاحبان واقعی اش، یعنی مستحقّان نمی دهند بلکه آن را در راه نامشروع و جنگ و خونریزی به مصرف می رسانند و در ارتباط با پناهندگان اسلام پیمان شکنی می کنند و کسانی را که در این مسیر ناحق از آن ها کشته می شوند شهید می نامند و به خدا افترا می بندند و او را انکار می کنند و از دانش به خاطر نادانی خود روی برمی گردانند. در گذشته هم کسانی هم چون اینان بودند که بندگان خوب خداوند را شکنجه می دادند و آنها را مُثلِه می کردند (یعنی گوش و بینی آن ها را می بریدند) و گفتار آسمانی و بر اساس مصلحت، آن افراد را که از طرف خداوند سخن می گفتند را دروغ و ناحق می انگاشتند و در برابر کار خوب و شایسته کیفرهای ناصواب مقرر می کردند و حال آن که خداوند پیامبری را از میان شما مبعوث کرد که نمی تواند رنج شما را ببیند (یعنی خوشی و رفاه شما را طالب است و همه مسلمانان را دوست می دارد) و بر این پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله کتابی نازل شده است که نظیر ندارد (چون که جوابگوی تمام خواسته ها و نیازمندی های علمی، اقتصادی، صنعتی، کشاورزی، تجاری، دامپروری، نظامی، سیاسی، اخلاقی، اجتماعی و سایر نیازهای دیگر شماست) خداوند وعده فرموده است که باطل به هیچ نحو نمی تواند به قرآن حمله ور شود و تحریف در آن راه نمی یابد (از پیش رو و پشت سر، خداوند نگهبان قرآن است) و با این که از تمام گذشته ها خبر داده کوچک ترین خلافی در آن دیده نشده است و تاریخ دنیا نیز بر آن گواهی می دهد ...» (1)
حمران از امام صادق علیه السّلام ذیل حدیثی نقل می کند:
«مرد شیعی خدمت امام صادق علیه السّلام رسید و گفت: یابن رسول الله !
1) روضه کافی ج 2 ص 362-359
این حکومت باطل تا چه مدتی در دنیا خواهد بود و چه زمانی ما از دست این جباران راحت می شویم؟
فرمودند: آیا نمی دانی که برای هر دولتی مدتی خواهد بود؟
گفت: آری می دانم.
فرمودند: آیا می دانی که این امر حکومت ما وقتی بخواهد بیاید زودتر از چشم بر هم زدن خواهد آمد؟
سپس فرمودند: تو اگر آن چه را که خداوند بزرگ برای آنان مهیا کرده است می دانستی (کنایه از عذاب هایی که خداوند برای آن ها مقرر فرموده است) تعجب نمی کردی. اگر تو و همه مردم بکوشید و تمام قدرت ها را روی هم انباشته کنید نمی توانید مانند آن عذابی که خداوند برای آن ها خلق فرموده است آماده کنید. مراقب باش شیطان تو را فریب ندهد، زیرا عزّت مخصوص خداوند و پیامبران و مؤمنان است. (مقصود از مؤمنان در این عبارت، ائمه معصومین علیهم السّلام هستند.) که البته منافقان این حقیقت را درک نمی کنند. آیا نمی دانی کسی که منتظر امر ما باشد (حکومت ما) و در مقابل اذیت ها و ترسها صبر کند، فردا در عالم آخرت با ما خواهد بود؟...» (1)
«به امّت من در آخرالزّمان بلاهای ناگواری از سوی پادشاهان شان میرسد که هرگز بلایی سخت تر از آن شنیده نشده باشد، به نحوی که زمین با آن وسعتش برایشان تنگ آید و حتی زمین از ظلم و جور پر شود، به طوری که مؤمن هیچ پناه گاهی نمی یابد تا به آن پناه برد، در آن وقت خداوند مردی را از عترت من بفرستد که زمین را پر از عدل و داد کند، چنان چه پر از ظلم شده باشد.» (2)
«در آخرالزمان فرمانروایان ستم کار و وزیران فاسق و قاضی ها خیانت کار و دانشمندان دروغگو می باشند. پس کسی از شما که آن زمان را درک کند، پس خراج گیرنده و کارگزار و سرهنگ لشکری نباشد.» (1)
«قیامت صغری به پا نمی شود تا اینکه خداوند، فرمانروایان دروغگو و وزیران فاجر و امین های خیانت کار و خوانندگان فاسق بر می انگیزاند. نشانه ایشان، نشانه اهل زهد و تارکین دنیاست و حال آنکه رغبت و میلی به زهد ندارند. پس خدا ایشان را لباس فتنه، غبارآلود تاریک کننده ای را که متهورانه و بی باکانه در آن داخل شوند مانند تهوّر و بی باکی یهودیان در ستم گری و ستم پیشه ای .» (2)
«آگاه باشید که آسیاب اسلام دور می زند. پس دور بزنید با قرآن هرکجا که دور می زند. آگاه باشید که قرآن و سلطان زود باشد که از همدیگر جدا شوند پس از قرآن جدا نشوید. آگاه باشید زود باشد فرمانروایانی که برای شما باشند تا حکم کنند بر خودشان، آن چه را که برای شما حکم نکنند. پس اگر نافرمانی کنید ایشان شما را می کشند، و اگر فرمانبرداری کنید، ایشان شما را گمراه می کنند.» (3)
«به درستی که بر امتم بعد از من از سه چیز و سه کار می ترسم.
گفتند: یارسول الله ! آن ها چیست؟
فرمودند: لغزش عالم، حکم کردن ستم گر و خواهش های (نفسانی) پیروی شده» (1)
«قیامت صغری به پا نمی شود تا اینکه معدن های بسیاری ظاهر شود که در آن جاها، جای نگیرند مگر رذل تر و پست ترین مردمان.» (2)
«... و دیدی مردمان مهیا شدند برای شهادت دروغ دادن و دیدی که حرام، حلال کرده شود و دیدی که حلال، حرام کرده شود و دیدی که احکام دین را تبدیل به رأی کنند و قرآن و احکام آن معطل شود و دیدی که حکام و کارگزاران اهل کفر را به خود نزدیک کنند و اهل خیر را از خود دور کنند و دیدی که حکام در حکم رشوه گیرند و دیدی که حکومت را به کسی دهند که رشوه زیادتر دهد ...» (3)
«زمانی که در دولت مرد و زنی نمی ماند که حکومت کند و فرمانروایی را جوانان و کودکان به دست می گیرند ...» (4)
«شتاب کنید به مردن از فرمانروا شدن مردمان سفیه (نادان)، فروختن حکم و سبک شمردن خونریزی ...» (5)
امام صادق علیه السّلام فرمودند:
«... و دیدی کسی که مال یتیم ها را بخورد، او را صالح بدانند و
صلاحیت او را برای یکدیگر حدیث کنند و دیدی که دادستان ها و قاضی ها به خلاف آنچه که خدا گفته حکم کنند و دیدی که وُلات و حکام برای طمع خیانتکاران را امین خوانند و دیدی که هیئت حاکمه میراث را برای اهل فسق و فجور وضع کردند و بر خدا جرأت کرده، ارث را می گیرند و بر خود حلال می دانند و آن چه که خواهش و میل آن هاست انجام می دهند ...» (1)
«بعد از صدوپنجاه سال بیاید پادشاهان کافر تا آن جا که می فرمایند عدل خداوندی همیشه بر این امّت شامل است تا وقتی که میل نکنند قاریان ایشان به سوی پادشاهان.» (2)
«زود است بوده باشد بعد از من خلفاء و بعد از خلفاء امراء و بعد از امراء ملکوت و بعد از ملکوت جبابره پس از آن خارج می شود مردمی از اهل بیت من که پرکند زمین را از عدل چنان چه پر شده بوده از جور.» (3)
«برپا نشود ساعت (ظهور) تا اینکه دنیای شما را، اشرار و بدان شما ارث ببرند.» (4)
«دولت ما آخر دولت هاست و نماند اهل بیتی که برای ایشان دولتی باشد مگر آنکه قبل از ما به دولت می رسند، تا نگویند وقتی روش ما را
دیدند اگر ما هم به پادشاهی می رسیدیم مثل روش ایشان سیر می کردیم لذا خداوند فرموده: «وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ.» (1)
1) غیبت طوسی ص282
فصل هفتم: دین و قرآن در آخر الزّمان
«زمانی بر مردم می آید که صبر کنند، بردین خود، مانند کسی است که آتش سرخ شده را در دست خود گرفته _ کنایه از شدت سختی است_...» (1)
«حضرت مهدی عَجَّلَ اللهُ تَعالی فَرَجهُ الشّریف به استان خروج نمی کند تا این که (مردم) به طور علنی به خدا کافر شوند.» (2)
«بر امّت من زمانی می آید که رای های بسیار می شود و از خواهش های نفسانی پیروی می کنند و قرآن به صورت سرود و ترانه و با آهنگ و آواز و غنا خوانده می شود و قرائت قرآن موجب ترس آنان نمی شود(در روحیه آنان اثر نمی کند) و خداوند بر قرائت آنان پاداش و اجر نمی دهد، بلکه آنان را لعنت می کند. پس در چنین زمانی مردم از شنیدن آواز و آهنگ های خوش، به نشاط می آیند و حلاوت و شیرینی قرائت قرآن را نمی چشند و برای این ها هیچ بهره ای از عالم آخرت نیست.» (3)
پیامبر صلّى الله عليه وآله فرمودند:
«به زودی زمانی بر امّت من فرامی رسد که از قرآن جز رسم و از اسلام جز اسم باقی نمی ماند. آنان بنام مسلمانان خوانده می شوند در حالی که دورترین مردم از اسلام اند.» (1)
«صبح می کند مرد به حال ایمان و شب کافر است و جمعی از مردم دین خودشان را به متاع می فروشند و کسی که در آن روز دین خود را محکم بگیرد مانند کسی باشد که آتش به دست گرفته باشد.» (2)
«در آخرالزمان... عاقل در میان آن ها گمراه به شمار می آیند و امرکننده به معروف مورد تهمت و افتراء قرار می گیرد. افراد با ایمان و صاحبان تقوا در میان ایشان ضعیف خواهند بود. اما افراد فاسق در میان آن ها با شخصیت حساب می شوند. کارهای خوب و سنّت های الهی در میان این جمعیت بدعت محسوب می شود و از طرفی بدعت در میان آنها سنّت به حساب می آید. در چنین زمانیکه مردمش دارای چنین خصوصیات اخلاقی شدند خداوند اشرار را بر آن ها مسلط می کند و دیگر دعای خوبان اجابت نخواهد شد.» (3)
«دین کم ارج می شود و دنیا ارزش فراوان پیدا می کند.» (4)
«چگونه می شود حال شما هنگامی که دین بازیچه شود، هوس ها
آشکار گردد، کعبه طعمه حریق شود، ساختمان ها مرتفع باشد و برادران دچار اختلاف شوند.» (1)
«اسلام با غربت آغاز شد و به زودی به غربت باز خواهد گشت. خوشا به حال غرباء.
پرسیدند: غرباء کیانند؟ فرمودند: اشخاصی که دنبال اصلاح مردم فاسداند.» (2)
«به امت من زمانی پیش می آید که از قرآن جز نقش آن و از اسلام جز نام آن باقی نباشد به ظاهر مسلمان نامیده می شود در حالی که پیش از همه ی مردمان از آن دورند، مساجدشان آباد است ولی از هدایت خالی است.» (3)
«هنگامی که قرآن را سبک بشمارند مساجدشان با اذان آباد باشد، ولی دل هایشان از ایمان تهی شود و مؤمن در میان آنان به هرگونه ذلت و خواری دچار شود.» (4)
«هنگامی که قرآن به صورت آهنگ توخالی درآید که، زمان خود آن را تکرار کند.»(5)
«قرآن با نی با لحنی غنا خوانده می شود بدون آن که به هنگام تلاوت خوف و خشیت از پروردگار را داشته باشند.» (1)
«سلمان در روز قادسیه گفت این مردم را می بینی که فوج فوج در دین خدا داخل می شوند.
قسم به آن خدایی که جان من در دست قدرت اوست همین ها فوج فوج از دین خدا خارج می شوند همان طور که در آغاز داخل شدند.» (2)
«زمین آن چنان از ستم و جور آکنده شود که کسی قادر به گفتن «الله» نباشد.» (3)
در روایتی دیگر آمده است: «به طوری که کسی نمی تواند«لا اله الا الله» بگوید.» (4)
«قبل از قیامت فتنه برپا خواهد شد،
پرسیدند: چه فتنه ای؟
فرمود: کشته شدن،
گفتند: یا رسول الله! از زمان فعلی ما بیشتر کشته می شوند؟
فرمودند: نه این که کفّار، شما را بکشند بلکه همسایه همسایه و برادر برادر و پسر عمه او را می کشد،
گفتند: یا رسول الله! مگر عقل نداریم؟
فرمود: عقل مردم در آن زمان گرفته می شود و (به جای عاقلان) افرادی می نشینند که گمان می کنند مردمی باشخصیت اند.
ابوموسی گفت: قسم به خدا برای من و شما چاره ای جز این نیست که همان طور که وارد شدیم از آن خارج گردیم.» (1)
«امام حسین علیه السَّلام آمد خدمت علی ابن ابیطالب علیه السَّلام عده ای خدمت آن حضرت بودند، او فرمود:
این حسین سیّد و مولای شما، رسول خدا صلّى الله عليه وآله او را سیّد و آقا نامید، و به زودی مردی از صلب او خارج می شود که اخلاق او شبیه من است، زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد پس از آنکه پر از ظلم وستم شده باشد.
پرسیدند: یا امیرالمؤمنین! آن حضرت در چه موقعی خواهد آمد؟
فرمودند: هیهات آن موقعی که شما از دین خود خارج شوید آن طور که زن از ورک (2)خود برای شوهرش خارج می شود.» (3)
«زمانی بیاید که علماء، کم شوند و قاریان، از بین بروند و زکات، داده نشود و منکرات، علنی شود و صداها در مسجد بلند شود و ...» (4)
صلى الله پیامبر اکرم صلّى الله عليه وآله فرمودند:
«زمانی می آید که مردان قرآن می خوانند ولی از گلویشان بالاتر نمی آید.» (5)
بیشتر مردمان از دین مرتد می شوند و رشته اسلام را از گردن خود در می آورند.» (1)
«او(حضرت مهدی علیه السَّلام) به هنگام فَتْرَتِ دین(ضعف دین و آیین) ظاهر می شود.» (2)
«همسایه جابر بن عبدالله برای من نقل کرد که من از سفر آمده بودم و جابر به دیدن من آمده سلام کرد و سپس از بی وفایی مردم برایش گفتم. او شروع کرد به گریه و گفت: از رسول خدا صلّی اللهُ علیه وآله یه شنیدم که فرمود: همان طور که مردم در آغاز گروه گروه مسلمان می شدند به همان صورت از دین خارج می شوند.» (3)
«عده ای برای دین خداوند، دین پژوهی می کنند تا به دنیا و ریاست برسند و قرآن را بر اساس هوای نفس خود توجیه می کنند. با اندیشه خود، دین را تفسیر می کنند.» (4)
«به درستی که اسلام، مانند آسیابی است که می چرخد و قرآن هم به همراه آن می چرخد، پس شما هم به همراه آن می چرخید ... قرآن و حکومت، از یکدیگر جدا می شوند ... بدانید که بزودی حاکمان برشما حکومت خواهند کرد که آنچه بر خود حکم می کنند. بر شما حکم
نمی کنند. اگر از آن ها نافرمانی کنید، شما را می کشند و اگر فرمان برداری کنید، گمراه می شوید. پس با آن ها همچون عیسی بن مریم علیه السَّلام رفتار کنید که تسلیم نشدند و به دار کشیده شدند ... مرگ در راه خداوند بهتر از زندگی در معصیت اوست.» (1)
«در چنین وضعی دین دار باید دین خود را بردارد و از این طرف به آن طرف و از این قله کوه به آن قله کوه و از این دره به آن دره دیگه برود. تا سلامت دین داشته باشد و از اسلام باقی نماند جز اسمی و از قرآن باقی نماند جز رسمی (قرآن در دل ها کهنه شود و فقط اسم و رسمی از آن باقی بماند.) قرآن بخوانند در حالی که از گلوگاه و استخوان ترقوه و گردن نگذرد و از وعده های خداوندی و وعیدهای آن عملاً در میان آن مردم خبری نباشد و از خداوند نترسند و به یاد او نباشند و از ناسخ و منسوخ قرآن بی خبر باشند .... قرآن را به بازی بگیرند (از نام و آیاتش به نفع اهداف شوم سوء استفاده کنند) و ...» (2)
«قاریان قرآن شما از بین بروند و زکات دادن متروک شود و منکرات در اجتماعات شما رواج پیدا کند و ...» (3)
«... از آخرت غفلت کنند و تمام توجه خود را به دنیا معطوف دارند، ورع و پرهیزگاری کم و طمع زیاد شود، هرج و مرج بالا گیرد، بندگان خدا در جامعه ذلیل و منافقان در میان مردم محترم باشند ... انواع
خواری ها درباره اهل ایمان اِعمال کنند، در این هنگام می بینی که صورت این مردم چهره آدمی است اما قلب های آنان دل های شیاطین است (پر از مکر و حیله و تکبر و امثال این صفات بد) سخنان آنان از عسل شیرین تر اما دل هایشان پر است از زهرهای کشنده. اینان گرگ های درنده ای هستند که به لباس آدمیان در آمده اند. در این حالات، روزی نیست که خداوند به آن ها نفرماید از رحمت من مغرور شده و به من جرأت پیدا کرده اید؟ (تصور می کنید که من شما را بیهوده خلق کردم و بازگشت شما به سوی من نیست؟) به عزت و جلالم سوگند، اگر به خاطر بندگان صالح و با اخلاصم نبود یک آن به معصیت کاران مهلت نمی دادم و اگر ورع و پرهیزکاری بندگان با تقوا نبود یک قطره باران از آسمان فرونمی فرستادم و یک برگ سبز از زمین نمی رویاندم. عجبا از مردمی که مال و ثروت را خدای خویش قرار دادند و آرزوهای آنها طولانی است. (با توجه به عمر کوتاه دنیا) و چشم طمع دارند که در جوار رحمت الهی باشند، و حال آن که به مقام قرب نمی رسند مگر به وسیله عمل صالح و عمل قبول نخواهد شد مگر با راهنمایی عقل.» (1)
«در آخرالزّمان گروهی خروج می کنند که تازه جوان، سبک سرو سفیه و بی صبر هستند، قرآن را می خوانند ولی از گلویشان تجاوز نمی کند، از قول بهترین خلق سخن می رانند، ولی عمل نمی کنند، از دین خارج می شوند، هم چون تیر که از کمان بیرون می رود.» (2)
«زود است مردمی از امّت من از طرف مشرق خارج شوند و قرآن
بخوانند ولی از حنجره شان تجاوز نکنند (یعنی به آن عمل نکنند.)» (1)
«خروج کنند مردمی از طرف مشرق قرآن می خوانند ولی از حنجره شان تجاوز نکنند، چه شاخشان را بشکنی شاخ دیگر نمایان شود(منظور از شاخ: بزرگ و سرکرده ایشان است.) تا وقتی دجّال در بقیه ایشان خروج کند.» (2)
«... احكام تعطیل می شود، اسلام نابود گردیده و دولت اشرار ظاهر می گردد، و ظلم در تمام عالم فراگیر می شود.» (3)
امیرالمؤمنین علی علیه السّلام فرمودند:
«... عدالت خداوند، تا زمانی شامل حال این امّت می شود که قاریان قرآن، به سمت حاکمان نروند و نیکوکاران، گنه کاران را منع از منکر نکنند و بایستند بگویند: «لا اله الا الله» خداوند در عرش خود می فرماید: «دروغ می گویند و راست نمی گویند.» (4)
«... زمانی که فقیهان هدایت گر کم شوند و فقیهانِ گم راه و خائن و شاعران بسیار شوند.» (5)
«می بینی که حرام را حلال و حلال را حرام می شمارند.» (6)
و نیز حضرت فرمودند:
«فقیهان به دروغ گویی و علماء به سوی دو دلی تمایل دارند.» (1)
«... فقیهان به آن چه می گویند فتوا می دهند و قاضی ها به آن چه می گویند عمل نمی کنند، و بیشتر آن ها شهادت به دروغ می دهند و کسی که چند درهم داشته باشد نزد آنان عزیز و گرامی است، و کسی که کم پول باشد، نزد آنان پست است.» (2)
«زمانی که قائم عَجَّلَ اللهُ تَعالی فَرَجهُ الشّریف ظهور کند، از کسانی که فتوای بدون دانش می دهند انتقام می گیرد، وای بر آنان و وای بر پیروانشان! آیا دین خدا ناقص بوده و آن ها کامل کرده اند یا دین انحراف داشته و آن ها اصلاحش کرده اند یا مردم [ذاتاً] خلافکار بوده اند و از آنان پیروی کرده اند یا مردم را به راه راست دعوت کرده اند و آن ها قبول کرده اند یا خداوند، چیزی از وحی کم گذاشته بوده که آن ها یادآوری نموده اندیا دین در زمان آن ها ناقص بوده و آن ها کامل کرده اند یا با پیامبر صلّی اللهُ علیه وآله آمده و از او پیروی کرده اند؟» (3)
«طومار علم، به دور خودش، درهم پیچیده می شود که دیگر، کسی پیدا نخواهد شد تا احادیثی که اهل بیت علیهم السّلام آن را روایت کرده اند، روایت کند و مسئولیتی در مقابل حفظ آن، احساس کند.»(4)
«مردم برای غیر دین فقه بیاموزند و علم را برای عمل نکردن یاد می گیرند، و با عبادت به دنبال به دست آوردن دنیا هستند.» (1)
«تا چه زمانی بنی العباس حکومت می کنند؟
حضرت فرمودند: هرگاه دیدی که حق و طرفداران آن از بین رفتند و جهان پر از ظلم و جور شده، قرآن کهنه گشته و چیزهایی که در قرآن نیست به آن نسبت می دهند و بر طبق هوی و هوس خود توجیه می کنند. و دیدی دین همانند آن ظرف وارونه گردیده، طرفداران باطل بر پیروان حق برتری یافته اند، و شرّ ظاهر گشته و کسی را از آن نهی نمی کنند و مجریان شر را معذور می دارند، .... و دیدی مؤمن محزون و حقیر و ذلیل باشد و بدعت ها و زِنا علنی شود، مردم به شهادت ناحق اعتماد کنند، حلال را حرام کنند و حرام را حلال گردانند، دین به رأی باشد و کتاب خدا و احکامش معطل شود و به آن عمل نشود.
و دیدی که مردم از روی جرأت بر خدا برای انجام کارهای گناه و زشت منتظر شب نمی مانند، و اهل ایمان در مقابل منکرات جز با قلبشان، توان انکار ندارند و دیدی که مال بسیاری در راه سخط و غضب خداوند متعال صرف می شود ... و دیدی شنیدن قرآن بر مردم سنگین آید ولی شنیدن باطل آسان باشد، و دیدی همسایه همسایه اش را از ترس زبانش اکرام می کند و حدود خدا معطل مانده و مردم به هوای نفس و رأی خود نسبت به حدود عمل می کنند و مساجد را زینت می کنند. و دیدی مرد مسجد رود و چون برگردد لباس نداشته باشد، مردم دچار قساوت شده و اشک از چشمانشان نیاید و ذکر بر آن ها سنگین آید و
1) الزام الناصب ص 180/ الامام المهدى اعلیه السّلام ص 219
حرام علنی گشته و مردم به آن رغبت دارند و نمازگزار نماز می خواند تا مردم ببینند و دیدی شخص فقیه فِقه را برای غیردین و برای دنیا و ریاست طلب می کند ... و دیدی که اذان و نماز مورد کسب واقع شود، مساجد مملو از کسانی هستند که از خدا نمی ترسند و برای غیبت کردن و خوردن گوشت اهل حقّ در آن شده اند و شراب را برای یکدیگر توصیف کنند، شخص مست بی عقل برای مردم نماز جماعت بخواند و حال آن که مستی او را ایراد نگیرند و چون مست گردد گرامیش دارند و از او تقیّه کنند و بترسند و مؤاخذه اش نکنند و معذورش دارند ... و دیدی که روی منبرها امر به تقوا می شود ولی گوینده به آن چه که امر می کند عمل نمی کند، و وقت نماز را سبک شمارند و صدقه را به سفارش و برای طلب مردم و نه برای خدا می دهند ...» (1)
«البته بر مردم زمانی بیاید که دین برای صاحب دینی سالم نماند، مگر کسی که از سرکوهی به سرکوهی و از سوراخی به سوراخی فرار کند، مثل روباه که بچه هایش را برداشته و فرار می کند.
گفتند: چه وقت این زمان خواهد آمد؟
فرمودند: وقتی که معیشت فرو نرسد مگر به معصیت خدا، پس آن هنگام که عزب بودن و بی زنی حلال می شود.
گفتند: یا رسول الله ! شما که ما را به تزویج امر می کردید!
فرمودند: بلی، ولی وقتی آن زمان فرا رسد پس هلاکت مردان به دست پدر و مادرشان خواهد بود و اگر پدر و مادر ندارند به دست زن و اولادشان خواهد بود و اگر زن و اولاد نداشته باشند، هلاکتشان به دست خویشان و همسایگانشان خواهد بود.
1) الکافی ج 8 ح7
عرض کردند: چگونه این چنین می شود؟
فرمودند: به تنگی معیشت سرزنش می کنند و به چیزی که طاقت فرسا است وادارش می کنند تا این که به کارهایی وادارش می نمایند که هلاکتش در اوست.» (1)
«وقتی قائم عَجَّلَ اللهُ تَعالی فَرَجهُ الشّریف خروج کند، کسانی که خود را اهل دین می دانستند از دین خارج شده و در زمره بت پرستان (خورشید پرست و ماه پرست) داخل می شوند.» (2)
«زود است بیاید بر امّت من زمانی که ظاهراً خوب و باطناً بد باشند به خاطر طمعی که به دنیا دارند و آن چه را نزد خداود متعال نخواهند و دین ایشان ریایی باشد و هیچ ترسی هم نداشته باشند که خداوند عقوبتش را شامل حال ایشان کند، به گونه ای که دعا کنند و خدا را بخوانند مانند کسی که غرق شده ولی دعای ایشان به اجابت نرسد.» (3)
«در آخرالزّمان گروهی دین خود را به مال دنیا بفروشند.» (4)
امام صادق علیه السّلام فرمودند:
«برای صاحب این امر غیبتی است و کسی که بخواهد در آن زمان دین خود را حفظ کند مثل کسی که بخواهد شاخه خاردار را از پایین به بالا بکشد.» (5)
«زمانی بر مردم بیاید که صبرکننده در آن زمان بردینش، مثل کسی است که آتش در دست گرفته باشد.» (1)
«در آخرالزمان مردانی بیایند که دنیا را به وسیله دین پوشش دهند و برای مردم لباسی از جلد گوسفند بپوشند، زبان ایشان از عسل شیرین تر و قلبشان قلب گرگ است.
خداوند می فرماید: آیا مرا گول میزنید یا به جرأت مرا پیدا می کنید؟ به خودم قسم فتنه و بلایی به ایشان برسانم که شخص حلیم و بردبار در آن حیران شود.» (2)
«گریه نکنید برای دین وقتی که اهلش متولی آن باشد، بلکه گریه کنید برای آن وقتی که غیر اهلش متولی آن گردد.» (3)
«هرکس دینش را از دهان مردم بگیرد، همان مردم دینش را زائل کنند و هرکس دینش را از کتاب خدا و سنّت پیامبر صلّى الله عليه وآله گرفت، کوه ها جابه جا می شوند و او جابه جا نمی شود.» (4)
«در آخرالزّمان عبادت کننده جاهل و قرآن خوان، فاسق می باشد.» (5)
«شما در زمانی هستید که هرکس هر آن چه به آن امر شده ترک کند، هلاک شود، پس از آن زمانی بیاید که هرکس عمل کند به ده یک از آن چه را که به آن امر شده نجات یابد.» (1)
«بر مردم زمانی بیاید که مرد برای آنکه دنیایش سالم بماند، از تلف شدن دینش باکی نداشته باشد.» (2)
«زود است بر مردم زمانی بیاید که به واسطه طمع به دنیا، دارای ظاهری زیبا و باطنی خبیث باشند، آنچه را که نزد خداست نمی خواهند، دینشان ریایی باشد و ترسی از خدا نداشته باشند خدا هم عذابش را شامل حال ایشان کند، به طوری که او را به واسطه دعای غریق بخوانند لكن به اجابت نرسد.» (3)
ساعت [ ظهور] برپا نشود تا اینکه قرآن به آن جانب آمده بود برگردد، پس در اطراف عرش زمزمه او مثل صدای زنبور عسل باشد.
خدای جلّ و عزل می فرماید: تو را چه می شود؟
عرض کرد: از طرف تو رفتم و به سوی تو برگشتم، مرا می خوانند ولی عمل نمی کنند، پس آن وقت است که قرآن بالا می رود.» (4)
«از علامات نزدیک شدن ساعت ظهور آن است که پنجاه نفر نماز بخوانند ولی هیچ کدام قبول نشود.» (1)
«... قاضیان برخلاف دستورهای الهی حکم صادر می کنند.» (2)
«جبرئیل شرفیاب محضر مقدّس رسول اکرم صلّی اللهُ علیه وآله شد و این آیه شریفه را تلاوت نمود:
(إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ)
پس پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله آیه: (إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ) را تلاوت فرمودند.
و سپس پرسیدند: خواندن این آیه برای چیست؟
عرض کرد: یا رسول الله ! امّت شما بعد از رحلتتان مبتلا به یک امتحان سنگین می شوند آن هم خیلی زود.
فرمودند: امتحان کفر است یا گمراهی و گم کردن راه حق ؟
عرض کرد: همه این ها خواهد بود.
پیامبر صلِّ اللهُ علیه وآله فرمودند: این از کجاست، و حال آنکه قرآن در میان امّت من است؟
عرض کرد: به وسیله قرآن امتحان می شوند و این برنامه از ناحیه دو دسته پیاده می شود: زمامداران و قراء و دانشمندان آن ها. فرمانروایان حقوق قراء را نمی دهند، پس به آنها ظلم می شوند و درگیری و جنگ در بین آن ها پدید می آید. آنگاه فرمانروایان قرآن را تابع هواهای نفسانی خود قرار می دهند (طبق دلخواه خود تغییر می کنند) و قراء را به گمراهی
می کشانند (ممکن است غرض از قراء، علماء و دانشمندان هر زمان باشند).
پرسیدم: از جبرئیل که راه سلامت ماندن از این خطر کدام است؟
گفت: کفّ نفس و بردباری در مقابل تضییع و کناره گیری از مراکز فتنه.» (1)
«پرسیدم: قائم عَجَّلَ اللهُ تَعالی فَرَجهُ الشّریف از فرزندان شما کی قیام کی کند؟
آن حضرت آهی کشیدند و فرمودند: قائم عَجَّلَ اللهُ تَعالی فَرَجهُ الشّریف ظاهر نمی شود تا این که چند نشانه به وجود آید: ... حقوق خداوند رحمان (احکام دین خدا) ضایع شود و قرآن را با غنا بخوانند و .... در این موقع قائم عَجَّلَ اللهُ تَعالی فَرَجهُ الشّریف ما از فرزندان امام حسین علیه السّلام قیام کند.» (2)
«خداوند برای هدایت و ارشاد شما پیامبرش را مبعوث به رسالت فرمود و بدانید که بعد از من دورانی خواهید داشت که در آن چیزی پنهان تر از حق نیست و نیز در آن زمان روشن تر از باطل چیز دیگری نخواهد بود. در این عصر، دروغ بستن بر خدا و پیامبرش از هر چیزی بیشتر است. در این زمان متاعی کم ارزش تر از قرآن خدا در نزد این مردم نیست، در صورتی که قرآن را به حقّ بخوانند و به آن عمل کنند، هیچ متاعی از نظر ارزش به پای کتاب خدا نمی رسد، اگر تحریف شود و بر خلاف حق تفسیر گردد، به تحقیق، سودجویان از آن استفاده می کنند. در این زمان و در میان مردم شهرها هیچ چیزی از معروف (کارهای خوب خدا پسند) زشت تر و منکرتر، و هیچ کاری و عملی از منکر(گناه) زیباتر نیست. در نظر مردم گمراه این زمان هیچ راهی بدتر از رفتن به راه حق نیست (پیمودن راه بندگی به معنی واقعی).
در این عصر است که دانایان به قرآن، آن را پشت می اندازند و نگهبانان قرآن آن را به این سو و آن سو می سپرند(البته در عمل نه به زبان) و هوای نفس آن ها را به این سو و آن سو می کشد و این انحرافی است که آن را از پدران خود به ارث برده اند. آنان به دروغ قرآن را تحریف و تفسیر می کنند و حقایق آن را خلاف واقع دانسته، آن را به بهای کمی می فروشند و نسبت به آن بی رغبت اند. پس، قرآن و اهل قرآن در این عصر رانده شده از اجتماع هستند و در عین این که [بسیار کم اند] و در میان مردم از لحاظ ظاهری حضور دارند در معنا بیرون و بیگانه از این جامعه اند، و در حقیقت، به تبعید شدگان شباهت دارند و کسی به آن ها (قرآن و اهل آن) مکان نمی دهد (آنان را تحویل نمی گیرد). آفرین بر این دو یار موافق (یعنی قرآن و پیروان واقعی آن). در این زمان قرآن و اقلیت عامل به آن ظاهراً در میان جامعه هستند، اما در واقع بیرون از این مردم زندگی می کنند؛ زیرا راه سعادت و راه شقاوت و گمراهی یکسان نیستند اگر چه باهم یک جا جمع شوند. مردم این زمان گرفتار جدایی و نفاق و از هماهنگی با حق بر حذرند و امور دینی و دینوی خود را با افرادی برگزار می کنند که کارشان نیرنگ و زشت کاری و رشوه خواری و کشتار انسان هاست گویی خود را پیشوای قرآن می دانند و عملاً از رهبری قرآن محروم اند. از حق در میان آن ها جز نامی و از قرآن جز جلد و کاغذ و نوشته های آن نمانده است. در این جامعه صدای قرآن و احکام آن بر می خیزد و بعضی به آن علاقه مند می شوند و در مجلس می نشینند، ولی آرام نمی گرفته از مجلس بیرون می شوند در حالیکه از دین اسلام بیرون رفته اند (دیدن خلاف ها و شنیدن آن) از دیدن پادشاهی به مذهب حکمران دیگر می روند، همین طور از سوی این حاکم به سوی آن فرمانروا و از سوی آن حکومت به سوی حکومت دیگر و از فرمانبری حکمرانی به
فرمانبری حکمرانی دیگر در رفت و آمدند (آری، چون پناهگاه اصلی«دین» را از دست داده اند). خداوند آن ها گرفتار استدراج خود می کند، یعنی به بدبختی و عقوبت خود می کشاند اگرچه به ظاهر سرگرم دنیای خود هستند و به اصطلاح با خوشی زندگی می کنند و به راستی که آرزوها و امیدهای بی جا زندگی آن ها را فرامی گیرد تا آنجا که فرزندانی در معصیت به وجود می آورند (نسل آینده را پدید می آورد). در مقابل ناحق سر تسلیم خم می کنند و در عین حال خود را دیندار می دانند(آری، دین دلخواه اهل دنیا، نه آن دینی که خداوند فرستاده است).» (1)
*حارث أغوَر از حضرت علی علیه السّلام از قول رسول گرامی صلّى الله عليه وآله روایت کند که فرمودند:
«زود است فتنه ای رخ دهد.
گفتم: ای رسول خدا! راه فرار چیست؟
فرمود: کتاب خدا که خبرهای پیش از شما و بعد از شما در آن است، بین شما حکم کننده است و آن بین حق و باطل فرق گذارنده است و هزل و بیهوده نیست، هرکس از جبارین آن را ترک کند خداوند کمرش را دو نیم کند، و هرکس هدایت را از غیر آن طلب کند خداوند او را گم راه کند، قرآن «حبل الله المتین» آن ذکر حکیم و صراط مستقیم است به واسطه هواها میل به باطل نکند و آن را به واسطه زبان اشتباه نکند و علماء از آن سیر نشوند و تکرارش موجب کهنگی نشود و عجایب قرآن تمام نشود و وقتی جنّیان آن را شنیدند خودداری نکردند و گفتند: «ما از قرآن آیات عجیبی می شنویم که به راه خیر هدایت می کند به این سبب ما ایمان آوردیم.» هرکس گفتارش کتاب خدا باشد راستگو است و هرکس عمل به آن کند مأجور است و هرکس
1) روضه کافی ج 2 ص 359 و 362
حکم بر طبق آن کند عادل است هرکس به سوی او دعوت کند به راه راست دعوت کرده است.» (1)
«زود است بر مردم زمانی بیاید که باقی نماند از قرآن مگر رسمش و از اسلام مگر اسمش، می گویند مسلمانیم ولی دورترین مردم به اسلام هستند، مسجدهایشان آباد ولی از هدایت و رستگاری خراب است ...» (2)
«شب ها و روزها نرود تا این که قرآن در سینه گروهی از این امّت کهنه شود، چنان چه لباس کهنه می شود و غیر قرآن نزد اینان خوش تر باشد، و کار ایشان بر طمع باشد و ترسی در ایشان نباشد، اگر کوتاهی از حقّ خدا کند، خود را تسلی دهد که به جا خواهم آورد، و اگر از حدود خدا تجاوز کرد و منکری را انجام داد می گوید: خدا کریم است امیدواریم بگذرد، گرگ هایی در لباس گوسفند هستند، بهترین ایشان پیش خودشان کسانی هستند که با معصیت کاران با آرامش راه می روند و امر به معروف و نهی از منکر نمی کنند.» (3)
«زود است بر امّت من زمانی بیاید که قراء و خوانندگان زیاد و فقها کم شوند و علم گرفته شود و هرج زیاد باشد.
گفته شد: یا رسول الله ! هرج چیست؟
فرمودند: کشتار در بین خودتان، پس آن زمانی بیاید که گروهی قرآن
بخوانند ولی از گلویشان تجاوز نکند ،پس از آن بیاید زمانی که اشخاص موافق و کافر و مشرک یا مؤمن مجادله کنند به آن چه مؤمن می گوید.» (1)
«به زودی بعد از من، زمانی بر شما بیاید که ... نزد اهل آن زمان متاعی بی ارزش تر از کتاب خدا وقتی که به حق تلاوت شود و متاعی بهتر و پر استفاده تر از کتاب خدا وقتی که بر خلاف حق تفسیر شود نباشد، و در بلاد و در بین عباد (بندگان خدا) چیزی منکرتر از معروف و معروف تر از منکر باشد وجود ندارد، و در آن زمان عمل فاحشه ها منکر نباشد.
سرپرستی کارها و دین مردم به دست عده ای باشد که کارشان مکر و حیله و رشوه خواری و کشتن باشد، گویا خود را پیشوایان قرآن می دانند و حال آنکه قرآن پیشوای ایشان نیست، از حقّ نزد ایشان جز اسم چیزی دیگری نباشد و از قرآن غیر از خطش چیزی را نشناسد...»(2)
«یا امیرالمؤمنین! در آن زمان چه کنیم؟
فرمودند: فرار کنید. فرار همیشه عدل خدا شامل این امّت است مادامی که قرآن خوانشان به پادشاهان میل نکنند، و خوب هایشان از کارهای زشت فجارشان نهی کنند و اگر این ها را عمل نکردند پس از آن اظهار تنفر نموده و گفتند: «لا اله الا الله» خداوند از بالای عرشش بفرماید: دروغ می گویند.» (3)
«وقتی که ... زکات دادن را ضرر بپندارند. و علم را برای غیر از دین یاد بگیرند ... و در مساجد صداها بلند شود ...» (1)
«اشرار و مردم دور از خدا و معنویت، در جامعه محترم هستند. عارفان و مدعیان تهذیب نفس و تقوا خیانتکاران اند (به عقاید و افکار مردم خیانت می کنند. قاریان قرآن از افراد فاسق اند ... قرآن را با چاپ های زرین و جلدهای زرین کوب در اختیار مردم قرار می دهند (در صورتی که از عمل کردن به قوانین و احکام قرآن در میان مردم خبری نیست بلکه خلاف قرآن عمل می کنند.) .... احکام و علوم دین را برای دنیا می آموزند و اعمال دنیوی را بر کارهای مربوط به آخرت ترجیح می دهند بر دل های گرگ صفتشان جامه میش می پوشند و قلب های آن ها آکنده از کثافت است به طوری که از هر مرداری گندیده تر است.» (2)
«بیاید بر مردم زمانی که مخیّر شود مرد بین عجز و فجور. پس کسی که آن زمان را درک کرد عجز را بر فجور اختیار کند....» (3)
«امّت من فرقه فرقه شوند به هفتادوسه فرقه، همه در آتش باشند مگر یک فرقه، عرض شد آن فرقه کدامند؟ فرمودند: آن هایی که به طُرُق من هستند.» (4)
«... این امّت بعد از پیغمبرشان هفتادوسه فرقه می شوند: یک فرقه
در بهشت و هفتادودو فرقه در آتش اند. و از این هفتادوسه فرقه، سیزده فرقه اش خیال می کنند با ولایت و محبت ما هستند. دوازده فرقه ایشان در آتش جا دارند و یک فرقه در بهشت هستند.» (1)
«بنی اسرائیل متفرق شوند بر هفتادودو ملت، و زود است که امت بر هفتادوسه فرقه متفرق شوند و همه در آتش هستند مگر یک ملت، گفته شد: آن ملت کدامند؟
فرمودند: آن هایی که بر روش من و اصحاب من امروز هستند. (یعنی کسانی که رفتارشان مثل رفتار امروز ما باشد.)» (2)
«... هرگاه دیدی که حق و طرفداران آن از بین رفتند و دیدی که جهان پر از جور و ستم شد و دیدی که چیزهایی که در قرآن نیست به آن نسبت دهند و چیزهایی بنام قرآن بیان می کنند که در آن نیست و بر طبق هوی و هوس توجیه می کنند و دیدی که دین موقعیت خود را از دست داده و دچار انقلاب شده است و دیدی که طرفداران باطل بر پیروان حق برتری یافته اند و دیدی که شر ظاهر شده است و کسی را از آن نهی نمی کنند و مجریان شرّ را معذور می دارند و ...» (3)
«حسین پیشوای شماست. رسول خدا صلّى الله عليه وآله او را سیّد و سرور نامیده است. از نسل او مردی ظهور خواهد کرد که در اخلاق و چهره، شبیه
من است. او دنیا را پر از عدل و داد می کند، چنان که پر از ستم و جور شده است.
سؤال شد: این قیام در چه زمانی خواهد بود؟
فرمودند: افسوس هنگامی که از دین خارج شوید.» (1)
«پس وقتی دیدی حقّ مُرد و اهل حقّ رفتند. وقتی که تمام شهرها را جور و ستم گرفت و دیدی که قرآن کهنه شد(به آن عمل کرده نشد) و احداث کردند در آن چیزی را که در آن نیست و به رأی ها توجیه کرده شد و دیدی که دین سرنگون شد هم چنان که ظرف آب سرنگون شود و دیدی که اهل باطل براهل حق بلندی جستند و دیدی که شرّ و بدی آشکار شد و کسی از آن نهی و جلوگیری نکند و از صاحبان شر عذرخواهی کنند و دیدی که فسق آشکار شد ...» (2)
«شتاب کنید به مُردن از قطع رحم کردن و اینکه مردمان مست، قرآن را با ساز و نوا بگیرند.» (3)
«زود باشد در امّت من زمانی بیاید که قراء و خوانندگان زیاد شوند و فقها کم گردند. علم علماء گرفته شود و کشتن و خونریزی زیاد شود پس بعد از آن زمانی بیاید مردانی از امّت من قرآن را قرائت کنند، ولی از گلوی آنان تجاوز نکند پس بعد از آن بیاید زمانی که مشرکین به خدا با مؤمن مجادله کنند درمانند آن چه که می گویند.» (4)
رسول خدا صلّى الله عليه وآله فرمودند:
«می خوانند قرآن را در حالی که از استخوان گردن آن ها بالا نمی رود و از دین خارج می شوند هم چنانی که تیر از کمان خارج می شود. بازگشت به دین نمی کنند.» (1)
*رسول خدا صلّى الله عليه وآله فرمودند:
«از امّت من گروهی بیرون می آید که کارهایشان بد است، قرآن را می خوانند و از حنجره های ایشان بالا نمی رود، کوچک است عمل یکی از شما... می کُشند اهل اسلام را، پس چون بیرون آمدند ایشان را بُکشید. بهشت طوبی مخصوص کسی است که ایشان را بُکشد پس هر شاخی که از ایشان بریده شود خدای متعال آن را بریده است. (راوی گوید:) پس حضرت بیست مرتبه این جمله را تکرار کرد و من شنیدم.» (2)
«پس فرمود: این وقت رفتن علم است.
گفتم: یا رسول الله ! چگونه علم می رود حال آن که ما قرآن می خوانیم و ه فرزندان خود یاد می دهیم و فرزندان ما هم به فرزندانشان یاد می دهند تا قیامت ؟
حضرت فرمودند: مادرت به عزایت بنشیندای زیاد! که تو داناترین اهل مدینه باشی. آیا نه این است که این گروه یهود و نصارا تورات و انجیل می خوانند و به چیزی از آن عمل نمی کنند.» (3)
فصل هشتم: مساجد در آخر الزّمان
«در آخرالزمان افرادی می آیند که از امّت من هستند، در مساجد می نشینند و حلقه می زنند لیکن ذکر ایشان دنیا و محبت دنیاست، با ایشان ننشینید، زیرا خدا به این ها احتیاج ندارد. یعنی جلسات این ها مورد رضایت خدا نیست.» (1)
«... مساجد آنان آباد و از هدایت خراب (خالی) است.» (2)
«امت شما قبرستان ها را مساجد قرار دهند و قرآن ها را زینت کنند و مسّاجد را مجلل بسازند.» (3)
«... در این حالات مساجدشان آباد باشد اما دل هایشان از تقوا و ایمان تھی ...» (1)
«برای ظهور او (حضرت مهدی عَجَّلَ اللهُ تَعالی فَرَجهُ الشّریف) ده علامت است
گشودن زاویه های کوچه های کوفه.
تعطیل شدن مساجد
بسته شدن راه حج.
زیرآوار رفتن و بمباران در خراسان.
طلوع ستاره دنباله دار.
تراکم ستارگان .
فتنه و فساد.
سرگردانی و سردرگمی.
کشت و کشتار.
غارت و چپاول.
از هر نشانه تا نشانه دیگر شگفتی هایی ست، چون نشانه ها تحقق یافت، قائم ما علیه السَّلام قیام می کند، خوشا به حال اهل ولایت ما که در راه ما کشته می شوند و به سبب ما کنار زده می شوند، آنان گنج های خداوند جلَّ و عزل در روی زمین هستند، آنان در روز قیامت از فزع اکبر در امان می باشند و برای آنان باکی نیست.» (2)
«... در مساجد صداهای شما بلند شود و کارهای مربوط به دنیا را
مقدم برامور اخروی بلکه روی سر آخرت بگذارید و علم را زیر پای خود قرار دهید (کنایه از علوم اسلامی و معارف حقه اهل بیت است.) ...» (1)
*امام صادق علیه السَّلام از جدّ بزرگوارشان پیامبر اکرم صلّى الله عليه وآله روایت فرمایند که حضرت فرمودند:
«ساعت ظهور برپا نشود تا این که، مسجدها را محل عبور و مرور قرار دهند، و مردم به واسطه ی این که همدیگر را می شناسند به هم سلام دهند و زن ها با شوهرانشان برای حرصی که به دنیا دارند در تجارت شرکت کنند و تا اینکه قیمت اسب و مهریهی زنان زیاد شود، ولی پس از ساعت ظهور ارزان می شود و تا قیامت گران نشود.» (2)
«... مساجد را از لحاظ ساختمان مزّین می سازند و مناره های مساجد را بسیار مرتفع می سازند (که از راه دور توجه بینندگان را جلب می کند) اما از درون (یعنی تقوا) خالی است.» (3)
«مساجد این مردم در این زمان از نظر ساختمان (کاشی کاری، فرش های قیمتی، بخاری، کولر و امثال این ها) آباد، اما از هدایت مردم به دین واقعی ویران است (تبلیغات، درست برخلاف آن چه در واقع هست پیاده می شود). خوانندگان قرآن و آبادکنندگان مساجد زیانکارترین و ناکام ترین خلق خدایند. اینان سرچشمه گمراهی ها هستند و بازگشت ضلالت گمراهی نیز به سوی خود آن ها خواهد بود. شرکت در مساجد این ها کفر به خداوند بزرگ است مگر برای آن افرادی که نسبت به گمراهی
آن ها شناخت داشته باشند. بر اساس اعمال نادرست متصدّیان امور دینی، مساجد، این پایگاه دینی، از نظر تقوا خراب و انباشته از گمراهی می شود و سنّت های خداوندی را مبدل می سازند و حدود الهی را تغییر می دهند و مردم را به راه راست نمی خوانند.» (1)
«بیاید بر مردم زمانی که در مساجد جمع شوند ولی یک مؤمن در بین ایشان نباشد.» (2)
«بر مردم زمانی بیاید که در مساجد به یکدیگر مباهات کنند و فخر فروشند پس آن را به جز عده قلیلی آباد نکنند (از نظر هدایت).» (3)
«بر مردم زمانی بیاید که در مساجد اجتماع کنند ولی در بین ایشان مؤمنی نباشد.» (4)
«در آخرالزّمان مردمانی از امّت من در مسجدها بیایند و بنشینند که ذکرشان و حبّشان دنیا باشد، با آن ها مجالست نکنید که خدا را به آنان حاجتی نیست.» (5)
«دیدی که اذان گفتن و نماز خواندن به اجرت و مزد باشد ودیدی که مساجد پر شود از کسانی که از خدا نترسند و برای غیبت کردن
و عیب گویی از یکدیگر در آن جاها جمع شوند و گوشت اهل حقّ را به غیبت کردن بخورند و در آن جا تعریف و توصیف از مسکرات کنند و دیدی که با مردم مست نماز بگذارند و حال آنکه عقل او به علت مستی زایل شده باشد و مستی را چیزی نگیرد و چون مست شود گرامی تر شود و مردم از او بترسند و او را به حال خود گذارند و عقوبت نکنند و او هم عذرخواهی از مستی خود نکند ...» (1)
1) بحار الانوار ج 52 ص 260 - 254 / الکافی ج 6 ص42-36
فصل نهم: قحطی و ویرانی در آخر الزّمان
امام حسین علیه السّلام فرمودند:
«در اختلاف دو صنف از عجم در لفظ کلمه «عدل» هزاران نفر کشته خواهند شد و شیخ طبرسی به دار آویخته خواهد شد.» (1)
«مهدى عَجَّلَ اللهُ تَعالی فَرَجهُ الشّریف خروج نم یکند تا اینکه یک سوم کشته شوند، یک سوم، بمیرند و یک سوم باقی بمانند.» (2)
«مهدی عَجَّلَ اللهُ تَعالی فَرَجهُ الشّریف خروج نخواهد کرد تا این که از هر نُه نفری، هفت نفر کشته شوند.» (3)
«در سنه (67) گرانی خواهد شد، در سنه (78) مرگ فراوان خواهد بود، در سنه (69) اختلاف پیدا می شود، در سنه(70) مردم غارت
می شوند پس از آن توسط مردی از اهل بیت من شادی به وجود می آید و درآمد و بخشش کم می شود و تجارت مردم با وعده انجام می گیرد.
حذیفه گفت: حال آن مردم چگونه خواهد بود؟
فرمودند: رحمت خدا و دعوت پیامبر شما شامل حال آن ها باد.» (1)
رسول خدا صلّى الله عليه وآله فرمودند:
«... در سنه (150)کفار ظهور می کنند، در سنه(160) آذوقه دو سال ذخیره کنید، در سنه (166) سپرنجات جستجو کنید...» (2)
«... در سال (160) مردم دچار گرسنگی یک ساله یا دو ساله می شوند، کسی که آن موقع را درک کند لازم است که آذوقه ذخیره کند، ... ، در سال (180) مردم دچار بلا می شوند.» (3)
«... آنگاه که به واسطه خشک سالی، آب قنات ها و چاه ها کم شود ... درخت کاری زیاد شود و محصولات اندک شود ...» (4)
«ساعت ظهور برپا نشود تا اینکه بارانی بیاید که خانه های گلی را به صورت کامل از بین ببرد و از آن باران فقط خانه های موئی (چادر) سالم می ماند.» (5)
«ساعت (ظهور) بر پا نشود تا این که سرهای گروهی، توسط سنگ هایی از
آسمان به جهت حلال دانستن عمل قوم لوط شکسته و شکافته شود.» (1)
*حضرت علی علیه السَّلام فرمودند:
«گرسنگی دو نوع است : گرسنگی خاص و گرسنگی عمومی.
و (اما) گرسنگی خاص(ویژه) در کوفه واقع شود و منحصراً برای دشمنان آل محمّد علیهم السَّلام پیش می آید و آنان را هلاک می نماید. گرسنگی عمومی در شامات پدید می آید و آنان را آن چنان دچار وحشت و گرسنگی می کند که هرگز نظیر آن را ندیده باشد (اصولاً) گرسنگی پیش از قیام قائم علیه السَّلام است ولی وحشت و اضطراب بعد از قیام قائم علیه السَّلام خواهد بود.» (2)
«... آن روز اختلاف و فتنه ها فراوان شود سختی، قحطی و خشکسالی زمانه را فرا گیرد، شهرها در تنگنا افتند و امیدها قطع می شود.» (3)
«کیفر کوچک قحطی، خشکسالی، گرانی قیمت ها و شمشیر آستانه ظهور قائم علیه السَّلام است، کیفر بزرگ با شمشیر برّان حضرت مهدی عَجَّلَ اللهُ تَعالی فَرَجهُ الشّریف در آخرالزّمان می باشد.» (4)
فصل دهم: تجارت و ربا در آخر الزّمان
«پیش از قیام قائم علیه السّلام نشانه هایی است جهت آزمایش از جانب خداوند نسبت به بندگان مؤمنش.
عرض کردم: آن نشانه ها چیست؟
فرمود: آن، گفتار خداوند جلّ و عزل است که فرموده «وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَالْأَنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ» (1)یعنی هر آینه بیازماییم شما مؤمنان را، «بشي من الخوف» به مقداری از ترس از ملوک بنی فلان (بنی عباس) در پایان زمامداریشان، «والجوع» و گرسنگی به خاطر بالا بودن قیمت ها، «و نقصٍ من الاموال: و كاستى از مال ها(یعنی فساد تجارتها)، «و الانفس» و جان ها(یعنی) مرگ سریع، «و الثمرات» و محصولات (یعنی) کم شدن کشاورزی و کمبود برکت، «و بشر الصابرين» (یعنی) بشارت ده صابران را در چنین وقت به خروج قائم عَجَّلَ اللهُ تَعالی فَرَجهُ الشّریف.
1) سوره مبارکه بقره آیه 155
سپس به من فرمود: ای محمّد! این است تأویل قول خداوند که می فرماید: (وما يعلم تأويله...) (یعنی) نمی داند تأویل قرآن را جز خداوند و پایداران در دانش.» (1)
«... آن گاه که قیمت ها بالا رود (نرخ اجناس مورد لزوم به طور سرسام آوری بالا می رود) .....
تجارت و کاسبی دچار سختی و تنگی شود و اشیاء مورد درخواست کم شود...
آشکارا ربا بخورند و کوچک ترین ترسی از خداوند نداشته باشند....
تجارت و بازرگانی زیاد شود و مردم کارهای باطل و ناچیز را نیکو بدانند...
ربا را بنام خرید و فروش و اجاره دادن محلی از مقروض بگیرند...» (2)
امام صادق علیه السَّلام می فرمایند:
«در آن زمان ربا شایع می شود، کارها با رشوه انجام می یابد. مقام و ارزش دین تنزل کرده و دنیا در نظر آنان ارزش پیدا می کند.» (3)
برای مردم زمانی پیش می آید که احدی یافت نمی شود جز این که به ربا آلوده گردد و اگر مستقیماً هم ربا نخورد، گردِ ربا به او می رسد.» (4)
«ساعت ظهور برپا نشود تا وقتی که تاجر به مغرب و مشرق برود و سودی بدست نیاورده.» (5)
«پیشاپیش ساعت (ظهور) مردم فقط به آشنایان خود سلام می دهند و تجارت همگانی می شود، به گونه ای که زن ها در تجارت شوهرانشان را کمک می کنند، تا جایی که مرد اموالش را برداشته و اطراف زمین را سیر کرده و بازگردد و بگوید هیچ سودی نبردم.» (1)
«بر مردم زمانی بیاید که از خدا شاکی باشند.
گفته شد: چگونه شاکی باشند؟
فرمودند: مردی گوید والله در این مدت هیچ سودی نکرده ام و چیزی نخورده ام و نیاشامیده ام مگر از اصل مال، وای برتو، آیا اصل مال از جانب خدا نبود.» (2)
«برپانشود ساعت (ظهور) تا این که مسجدها را محل عبور و مرور قرار دهند و حتی این که مرد بر مرد سلام دهد به واسطه آشنایی که با هم دارند و حتی اینکه زن با مردش تجارت کند و حتی اینکه اسب و زن گران شود پس از آن ارزان شود و دیگر تا قیامت گران نشود.» (3)
«می آید بر مردم زمانی دندان گیرنده که شخص ثروتمند و توانگر به دندان می گیرد آن چه که به دو دست خود گرفته از مال و دارایی(یعنی بخل میورزد و در راه خدا انفاق نمی کند) و حال آن که خدای پاک می فرماید: «ولا تَنْسَوُا الْفَضْلَ بَيْنَكُمْ » (4)فضل و احسان را در میان خود فراموش نکنید»،
ریاست کنند در آن زمان اشرار و مردم بد، نیکان و خوبان ذلیل و خوار می شوند و با شخص مضطر و بیچاره خرید و فروش می کنند در حالی که پیغمبر صلّى الله عليه وآله نهی فرموده از خرید و فروش با بیچارگان و مُضطرّين (چون شخص مضطر را باید کمک کرد و نگذاشت چیزهای مورد حاجت خود را بفروشد و آبرویش بریزد و ناچار قیمت کمتر هم می فروشد پس شرعاً کراهت دارد از او خریدن و یا فروختن).» (1)
«از شرایط ساعت (ظهور) آن است که فاش و پراکنده شود مال و زیاد شود قلم (یعنی ارباب قلم) و فاش و پراکنده شود تجارت و ظاهر شود جهل و شخص بفروشد متاع خود را پس بگوید خیر!، تا با تاجر بنی فلان مشورت کنم و در طائفه بزرگ طلب نویسنده کنند و پیدا نشود.» (2)
فصل یازدهم: برپایی فتنه ها
«فتنه ای بوده باشد که عقل ها در آن بپرد و عروج کند، حتی این که مرد عاقلی نبینی.» (1)
«زمانی پیش از قیامت هرج و مرج پیش خواهد آمد.
عرض شد: چگونه هرج و مرجی؟
فرمودند: کشتار، نه کشتار کُفّار، بلکه همین امّت به جان یکدیگر می افتند تا جایی که برادر، برادر خود را بکشد و عقول مردم در آن زمان گرفته می شود.» (2)
«فتنه ای باشد پس از آن جماعتی باشد، پس از آن فتنه ای باشد پس از آن جماعتی باشد، پس از آن فتنه ای باشد که عقول مردان در آن کج شود (بی عقل شوند).» (1)
«ای مردم چهار نوع گرفتاری و اختلال پیش خواهد آمد، و اگر بتوانید که آن ها به شما نرسد، البته لازم است.
گفتند: آن ها چیست؟
گفت: زمانی خواهد آمد که باطل جلوه کرده و برحق غلبه نماید و هوسرانی و ضعف مردم به جایی رسد که طرف صبح آیینی داشته باشد و طرف عصر به آیینی دیگری بپیوندد به اندازه ای در تزلزل و تحیّر و تردید باشند که نمی فهمند که در چه روشی و طریقه ای هستند، نه زندگی آن ها روی بصیرت و اطمینان است و نه مرگ آن ها، و مردی را مال می دهند که برخلاف رضا و حکم پروردگار متعال سخن گوید.» (2)
رسول خدا صلّى الله عليه وآله فرمودند:
«هر آینه امّت من بعد از من در فتنه ای فرو روند که مثل شب تار باشد که مرد صبح مؤمن باشد، شب کافر گردد و شب مؤمن باشد و صبح از ایمان خارج باشد، گروهی دین خود را به دنیای پست بفروشد.» (3)
رسول خدا صلّى الله عليه وآله فرمودند:
«در جلو شما فتنه ای باشد مثل پاره های شب تار که مرد صبح مؤمن و شب کافر باشد و شب مؤمن و صبح کافر، کسی که در آن فتنه نشسته باشد بهتر است از کسی که ایستاده باشد و ایستاده بهتر از رونده باشد، و رونده بهتر از شتابنده باشد، عرض شد ما را به چه امر می فرمائید؟
فرمودند: پلاس خانه باشید.» (1)
«شما را چه شود، فتنه شما را فرا گیرد، به طوری که بزرگان در آن پیر شوند و خردسالان در آن تربیت شوند و مردم آن فتنه را سنّت بگیرند که اگر کسی بخواهد تغییر دهد بگویند سنّت را تغییر دادند.
گفتند: این کی خواهد شد؟
گفت: وقتی که قرّا شما زیاد و فُقهای شما کم شوند و اموال شما زیاد و امین های شما کم شوند، و دنیا را با اسباب اخروی طلب کنند.» (2)
از حذیفه روایت شده که گفت:
«اگر یکی از شماها بخواهد بداند که آیا فتنه به او رسیده است یا نرسیده است، پس نگاه کند که اگر چیزی را حلال می داند که سابقاً حرام می دانسته، و چیزی را حرام می داند که سابقاً حلال می دانسته پس بداند که فتنه به او رسیده است.» (3)
«در آخرالزّمان مردانی بیایند که دنیا را به وسیله ی دین صید کنند و
برای مردم لباسی از جلد گوسفند بپوشند، زبان ایشان از عسل شیرین تر و قلبشان، قلب گرگ است.
خداوند می فرماید: آیا مرا گول می زنید یا به من جرأت پیدا می کنید. به خودم قسم که فتنه و بلایی به ایشان برسانم که شخص حلیم در آن حیران بماند.» (1)
«ساعت ظهور برپا نشود تا اینکه علم گرفته شود و زلزله زیاد شده، زمان نزدیک شود و فتنه ها و هرج (کشتار) زیاد گردد.» (2)
«چهار فتنه در امّت من خواهد شد: در اولین فتنه بلائی به ایشان برسد که مؤمن بگوید هلاکت من در این است، پس برطرف شود، و در دوم مؤمن بگوید هلاکت من در این است، و در سوم هرچه شود بلا برطرف شد فتنه ادامه داشته باشد، و در چهارم، فتنه به ایشان برسد وقتی که امّت گاهی با این باشد و گاهی با آن، بدون امام و بدون جمع کننده ای .» (3)
«پیش از ساعت ظهور فتنه های است مثل پاره های شب تاریک، فتنه های است مثل پاره دود که قلب مردان بمیرد چنان چه بدنش می میرد، مردی صبح مؤمن باشد و شب کند در حال کفر، شب مؤمن باشد و صبح کند در حال کفر، گروهی اخلاق و دین خود را به متاع دنیا بفروشند.» (4)
«خدا در این امّت پنج فتنه قرار داده:
1_ فتنه خصوصی 2_ فتنه عمومی 3_ سپس فتنه خصوصی 4_ سپس فتنه عمومی 5_ فتنه تاریک و سیاهی برپا می شود که مردم چون حیوانات خواهند شد.» (1)
« در فتنه پنجم که کورکننده و کرکننده است و همه مردم را فرو خواهد گرفت مردم در آن فتنه مثل بهائم خواهند بود.» (2)
«(فتنه) غریبه آن است که کورکننده است و اهل آن فتنه پابرهنه ها و لختی ها هستند که هیچ دینی را برای خدا قبول ندارند زمین را پایمال کنند چنان چه گاو خرمن را با پا می مالد، پس پناه به خدا برید اگر درک کنید آن را.» (3)
«من شما را از هفت فتنه می ترسانم که بعد از من در دنیای اسلام به وجود می آید:
فتنه ی اول: که در مدینه بر پا می شود (ممکن است اشاره به فتنه طلحه و زبیر باشد یا حادثه سقیفه)
فتنه ی دوم: از مکّه است (ممکن است اشاره به جریان عبد الله بن زبیر باشد).
فتنه ی سوم: که از جانب یمن(نجده) باشد.
فتنه ی چهارم: که از جانب شام برخواهد خواست. (ممکن است اشاره به فتنه بنی امیه باشد.)
فتنه ی پنجم: که در جانب مشرق به وجود می آید. (ممکن است فتنه بنی عباس باشد.)
فتنه ی ششم: که از سوی مغرب خواهد بود.
فتنه ی هفتم: از شام بر می خیزد که همانا قیام سفیانی است.
عبدالله بن مسعود می گوید: بعضی از افراد این امّت اول این فتنه ها را درک می کند و بعضی دیگر آخر این فتنه ها را خواهند دید.» (1)
«بر امّت من بلایی نازل می شود که سخت تر از آن شنیده نشده است. زمین با این همه وسعت بر آن ها تنگ می شود.» (2)
« پناه می برم به خدا از فتنه مشرق پس از آن از فتنه مغرب.» (3)
«چون رو آور شود فتنه ای از مشرق و فتنه ای از مغرب ... آن روز زیر زمین بهتر از روی آن است.» (4)
«وقتی که رو آورد فتنه ای از مشرق و فتنه ای از سمت مغرب و به همدیگر رسیدند، پس در آن وقت زیر زمین رفتن (مردن) بهتر است از روی زمین ماندن (زنده ماندن).» (1)
«فتنه ای باشد که نشسته بهتر از ایستاده باشد و ایستاده بهتر از رونده باشد، و رونده بهتر از شتابنده بسوی آن باشد، پس چون فتنه نازل شود هرکس شتر دارد به شترش ملحق شود و هرکس گوسفند دارد به گوسفندانش ملحق شود و هرکس زمین دارد به زمینش ملحق گردد.
عرض شد: یا رسول الله ! اگر هیچ یک را ندارد چه کند؟
فرمودند: سنگی بردارد و دم شمشیرش را کُند کند پس نجات یابد.
اگر تمکن از نجات داشته باشد.
پس سه مرتبه فرمود: ای خدا آیا تبلیغ نمودم ؟
مردی عرض کرد: اگر مرا به اکراه به گروهی ملحق کنند و با تیر یا شمشیر مرا بکشند (چه می شود)؟
فرمودند: با گناه تو و خود به سوی خدا برگردد و از اصحاب جهنم باشد (این را هم سه مرتبه فرمودند).» (2)
«همانا به خدا، صاحب این امر از نظرها پنهان و غائب شود و از یاد برود، به طوری که گفته شود: مُرد و هلاک شد (و نمی دانیم) در کدامین
راه افتاد. شما وارونه شوید، مثل کشتی که در موج دریا وارونه گردد، نجاتی نباشد مگر برای کسی که خدا از او میثاق گرفته باشد و ایمان را در قلبش ثبت فرموده باشد و به واسطه ی روح خود، او را تأیید کرده باشد و البته دوازده پرچم مختلف بلند شود که دانسته نشود کدام حق و کدام باطل است.
مفضل گفت: گریه کردم.
حضرت فرمودند: چرا گریه می کنی؟
عرض کردم: چگونه گریه نکنم و حال آن که شما می فرمایید دوازده پرچم مشتبه و مختلف بلند می شود که شناخته نشود کدام حق و کدام باطل است ؟
در مجلس روزنه ای بود که خورشید از آن به داخل می تابید.
ضرت فرمودند: آیا این روشن و واضح است.
عرض کردم: بلی.
فرمودند: امر ما روشن تر از این خورشید است.» (1)
« فتنه ای روی دهد که هیچ مسلمانی نماند مگر آن که از آن فتنه داخل خانه اش گردد.» (2)
«فتنه ای آورد که شخص خواب رفته بهتر است از بیدار که در حال اضطجاع است (یعنی به پهلو خوابیده) و او بهتر است از نشسته باشد و نشسته بهتر از ایستاده باشد، ایستاده بهتر از رونده باشد، و او بهتر از سواره باشد و او بهتر از رونده باشد.
عرض شد: چه وقت این بلاها خواهد بود؟
فرمودند: وقتی که هرج شد و از همنشین خود ایمن نشدی!
راوی عرض کرد: در آن وقت چه کنم؟
فرمودند: خود و دوست خود را بازدار و داخل خانه ات شو!
عرض کرد: اگر داخل خانه ام شدند چه کنم؟
فرمودند: داخل اتاق شو!
عرض کرد: اگر داخل اتاق شدند چه کنم؟
فرمودند: داخل مسجدت شو و این طور کن(دست چپ را روی دست راست گذار) و بگو پروردگار من خداست تا مرگت برسد.» (1)
رسول خدا صلَّى الله عليه وآله فرمودند:
«اگر کسی بخواهد بداند که آیا فتنه به او رسیده یا نرسیده، پس نگاه کند که اگر حلالی را دید که سابقاً آن را حرام می دانسته بداند که فتنه به او رسیده، و اگر حرامی را ببیند که سابقاً آن را حلال می دانسته بداند فتنه به او رسیده است.» (2)
«فتنه چیست؟
عرض کرد: فدایت شوم نزد ما فتنه در دین است.
حضرت فرمودند: امتحان می شوند چنان چه طلا را امتحان می کنند، و خالص می شوند چنان چه طلا خالص می شود.» (3)
«زود است که فتنه هایی واقع شود که مؤمن نتواند آن را تغییر دهد نه
به دست و نه به زبان، امیرالمؤمنین علیه السَّلام عرض کرد: (ای رسول خدا!) در ایشان مؤمنان هستند؟
فرمودند: بلی!
عرض کرد: از ایمانشان چیزی کم می کند؟
فرمودند: نه، مگر مثل آن که باران از روی سنگ صاف چیزی را کم کند (چون ایشان اگرچه به دست و زبان قدرت تغییر فتنه ها را ندارند) ولی ایشان مکروه می دارند به قلوبشان.» (1)
*عبدالعظیم الحسنی به نقل از امام جواد علیه السَّلام روایت می کند:
«وقتی بمیرد پسر من علی علیه السَّلام، ظاهر شود چراغی بعد از او سپس مخفی شود، پس وای بر شک کنندگان و خوش به حال غریبی که دینش را برداشته و فرار کند، پس از آن فتنه هایی روی دهد که (تشيب فيها النواصی) پیر شود در آن اشراف مردم (چون مردم پست غم غصه ای ندارند نان را به نرخ روز میخورند عُمر حکومت کند یا علی علیه السَّلام، فرقی برای آنان نیست و بعضی در ترجمه خود فرموده اند: _بر پیشانی ها نقش پیری نشیند _ شما هم در ترجمه مختارید) و کوههای سخت از جا کنده شده حرکت کنند.» (2)
«زود باشد که بعد از این فتنه های رخ دهد. پس از آن فتنه های که نشسته در آن بهتر از رونده و رونده بهتر از کوشش کننده است. پس وقتی که نازل شد یا واقع شد آن فتنه ها، کسی که شتر دارد برای نجات از آن ملحق به شتر خود شود و کسی که گوسفند دارد ملحق به گوسفند خود شود و کسی که زمین دارد ملحق به زمین خود شود.
پس مردی عرض کرد: یا رسول الله! اگر هیچ یک از این ها را ندارد، چه کند؟
فرمودند: تکیه به شمشیر خود کند و آن را با سنگ بشکند، پس نجات بیابد، اگر می تواند خود را نجات دهد.
پس سه مرتبه فرمودند: بار خدایا! آیا رسانیدم؟
پس مردی عرض کرد: اگر مجبور شدم تا این که مرا بردند به یکی از دو صف یا یکی از این دو فرقه و یکی مرا با شمشیر زد، یا تیری به جانب من آمد و مرا کشت؟
فرمودند: غضب کرده شود به گناه تو و به گناه خودش، پس از اصحاب آتش خواهد بود.»
«بعد از من چهار فتنه برای شما پیدا خواهد شد.
فتنه اول: (ریختن) خون ها، حلال خواهد شد.
فتنه دوم: (ریختن) خون ها و (غصب) اموال حلال می شود.
فتنه سوم: (ریختن) خون ها و (غصب) اموال و ناموس مردم حلال خواهد شد.
فتنه چهارم: فتنه ای است شدید و تاریک که حرکت آن نظیر حرکت کشتی است در دریا، به طوری که برای هیچ کس از شرّ آن گریزی نیست. از شام شروع می شود و عراق را فرا خواهد گرفت و جزیرة العرب را در هم خواهد کوبید. در آن فتنه مردم نظیر پوستی که دباغی شود دچار بلا می شوند و در آن موقع هیچ
فردی توان ندارد به فتنه انگیزان بگوید: بس است و دست نگه دارید، از هر ناحیه ای که آن فتنه را رفع کنند از ناحیه دیگری سر در می آورد.» (1)
«برای مردم پنج فتنه و شورش است که در دو تای آن ها گذشته و سه تای آنها در این امّت خواهد بود:
1_ فتنه و آشوب تُرک
2_ فتنه و شورش روم
3_ فتنه و شورش دجّال که بعد از آن دیگرفتنه و شورشی نیست.» (2)
«فتنه و آشوب سه تا است که در دو تای آن ها واقع شده و یکی باقی مانده است که آن فتنه و شورش تُرک است که در جزیره اتفاق می افتد.» (3)
«... مردم گرفتار هرج و مرج و فتنه و آشوب می شوند و عرب مطلق العنان و سرخود می گردد، مردها به مردها و زن ها به زن ها در فجور اکتفا می کنند. ساز و آواز در میان آنان نواخته می شود و کسی از آن نهی کند بلکه به آن خشنود هم می شود، و حال آن که آن از گناهان خفیفه است. پس وای به حال آنان از خداوند و حسابرس روز قیامت و من از آنان بیزار هستم» (4)
«وای به حال عرب از شرّی که نزدیک است، فتنه هایی است مانند قطعه هایی تیره شب تاریک.» (1)
«ناچارند مردم از فتنه ای که کر کننده است و آن وقتی است که شیعه فرزند چهارم مرا نبینند (یعنی از نظرشان غائب شود.)» (2)
«ای حسن! زود است که فتنه رو آور شود که کراست و بلائی است (و راهی برای خاموش کردن آن نیست) هر دوست و رفیق خصوصی از بین می رود، و در حدیث دیگر هر دوست و رفیق سقوط می کند و از چشم می افتد، و این وقتی است که شیعه فرزند سوم مرا گم کند(امام حسن عسکری علیه السَّلام) (و به خدمتش نرسند) و اهل زمین و آسمان برای فقدان او محزون شوند، و چقدر مرد مؤمن و زن مؤمنه برای فقدانش محزون شوند، حسرت خورند، سرگردان و محزون شوند، پس حضرت سر مبارک به زیر انداختند پس از بلند کردن فرمودند: پدر و مادرم به فدای او باد هم نام جدّم و شبیه من و موسی بن عمران است(تا آن جا که فرمود) پس ندا شود به ندایی که دور مثل نزدیک بشنود، آن ندا رحمت است برای مؤمنين و عذاب است برای کافرین.» (3)
«پیش از ساعت ظهور فتنه ها و هرجی باشد، عرض شد هرج چیست یا رسول الله ؟
فرمودند: هرج به لسان اهل حبشه یعنی قتل و کشتن ...» (1)
«ای آبان! عالم را «سبطه» و فترتی فرا خواهد گرفت و علم بین مسجدین(که مسجد مکه و مسجد مدینه باشد) خود را جمع خواهد کرد چنان چه مار خود را در سوراخش جمع می کند. ابان می گوید: «سبطه» چیست؟
فرمودند : کمتر از فترت است (فاصله ای زمانیست که امام علیه السَّلام حاضر نباشد) و همین طور که مردم در چنین وضعی باشند ناگاه ستاره ایشان (که حضرت حجت علیه السَّلام است) طلوع کند.
آبان عرض کرد فدایت شوم پس ما چه کنیم و در بین این فاصله چه خواهد شد؟
فرمودند: (بوده باشید) بر همان که هستید تا اینکه خداوند صاحبش را برساند.» (2)
«این حدیث شما را قلوب مردم ناخوش دارند و نفرت جویند، پس هرکس پذیرفت و اقرار به آن نمود بیشتر به او بگویند و اگر انکار نمود، او را واگذارید، به درستی که ناچار باید امتحانی پیش آید که همه خالصان و دوستان سقوط کنند، بلکه سقوط کند کسی که (از زیرکی) یک مو را دو تا می کرد تا نماند مگرما و شیعیان ما (یعنی هرکس هرچه دانا و زیرک باشد وقتی که فتنه و امتحان سخت گشت از بین می رود و خود را نمی تواند نگاه دارد مگر
شیعه خالص صددرصد، آن هم جایش خالی است).» (1)
«فتنه ای روی می دهد که هیچ مسلمانی نماند مگر آنکه از آن فتنه داخل خانه اش گردد.» (2)
«بعد از شما فتنههایی تاریک و کورکننده باشد و از آن مگر «نَوْمَه» نجات نیابد.
عرض شد: یا امیرالمؤمنین، نَوْمَه چیست؟
فرمودند: آن کسی که مردم را می شناسد اما مردم او را نمی شناسند.» (3)
«ناچار باید فتنه ای شود که هر دوست و رفیقی در آن سقوط کند، و از چشم بیفتد، و یا خطا کند حتی کسانی که از زیرکی یک مو را دو قسم خطا کنند و از صواب برکنار شوند بطوری که نماند کنند ایشان هم مگرما و شیعیان ما.» (4)
*پیامبر اکرم صلَّى الله عليه وآله فرمودند:
«چگونه اید شما با زمانی که نزدیک است بیاید، پس مردم را در آن زمان غربال کند، غربال کردنی که باقی می ماند نخاله هایی از مردم که مشتبه و مختلط و فاسد شود پیمان ها و امانت هایشان مختلف شوند، پس این چنین شوند (و حضرت میان انگشت های خود را مشبک فرمود).
پس اصحاب عرض کردند: در آن زمان چه کنیم؟
فرمودند: بگیرید آن چه را که می شناسید و واگذارید آن چه را که نمی شناسید به خاصه های خودتان رو بیاورید و عامه مردمان را بگذارید.» (1)
«آزادها به جهت سختی ای که بر آن ها وارد می شود، فروخته می شوند مردها و زن ها اقرار به بندگی کنند، مشرکین، مسلمانان را استخدام می کنند، ایشان را در شهرها می فروشند و ننگ نمی دانند و این عمل به یک سونیست چه نیکوکار و بدکار. ای حذیفه! همیشه این بلاهست براهل آن زمان، تا اینکه مأیوس و ناامید می شوند و بدگمان می شوند که فرجی از ایشان نمی شوند که ناگاه خدا مردی از پاکیزگان عترت مرا و نیکان ذریه مرا که دادخواه و برکت داده شده بر می انگیزاند که ذره ای را فروگذار نمی کند. خدا به او دین را و قرآن و اسلام و اهل آن را غلبه می دهد و به او شرک و اهل شرک را ذلیل و خوار می گرداند. از خدا می ترسد و به خویشاوندی خود با پیغمبر مغرور نمی شود و سنگی بالای سنگی نمی گذارد و در زمان ولایت و سلطنت خود احدی را تازیانه ای نمی زند مگر برای حدّ شرعی، همه ی بدعت ها را محو و نابود می کند و همه فتنه ها را می میراند. خدا به سبب او در حق را می گشاید و به سبب او در هر باطلی را می بندد. خدا به سبب او اسیران مسلمان را بر می گرداند هرکجا که باشند.
(حذیفه) می گوید: پس عرض کردم: این بنده ای که اختیار کرده است خدا او را برای امّت تو و ذریه تو نامش چیست؟ بیان فرما.
فرمودند: نام او مانند نام من است و نام پدر او نام پدر من است. اگر باقی نماند از دنیا مگر یک روز، هر آینه خدا قرار می دهد آن روز را به قدر آن چه که ذکر کردم در آن می باشد ...» (2)
فصل دوازدهم: زمین وطبیعت
«... در سال (160) مردم دچار گرسنگی یک ساله یا دو ساله می شوند، کسی که آن موقع را درک کند لازم است که آذوقه ذخیره کند، شهابی (ستاره ای که جرقه می زند و خاموش می شود) از طرف مشرق به مغرب سقوط می کند و صدای شدیدی (بلند می شود) که همه کس آن را می شنود ...» (1)
«... خداوند برای آخرین آن ها (اَئَمه) نشانه هایی بیان فرمودند: ...سه خسف در دنیا واقع شود، یکی خسف در مشرق، خسف در مغرب، و خسف سوم در جزیرة العرب.» (2)
«از علائم قیامت بلند شدن ماه ها (یعنی ماه شب اول مثل ماه شب دوم است).» (1)
«از علائم قیامت این است که ماه یک شبه نظیر ماه دو شبِ است و فرقی ندارد و شخص در مسجد عبور می کند ولی دو رکعت نماز در آن نمی خواند.» (2)
«هنگامی که نمازها تباه شود و آسمان ها فشرده شود در آن زمان، سال چون ماه و ماه چون هفته و هفته چون روز و روز چون ساعت می گذرد.» (3)
«... آسمان و این فضای لایتناهی غبارآلود شود (ممکن است کنایه از ظلم های جهانی باشد مانند جنگ های جهانی از قبیل دو جنگ اول و دوم و جنگ های پراکنده) ... بادها زیاد شود (طوفان ها و تند بادها زیاد شود و زیان های جانی و مالی به بار آورد.)...» (4)
«هنگامی که پل (5)در آن جا (بغداد) زده شد و ستاره ای دنباله دار از طرف مشرق طلوع کرد. در کنار آن پل گروه گروه کشته می شوند.» (6)
«طلوع ستاره ای دنباله دار، عرب را به وحشت می اندازد و آن ستاره ای است که در طرف مشرق ظاهر می شود و همانند ماه می درخشد، سپس دنباله اش بر می گردد و نزدیک می شوند که دو سرش به یکدیگر برسد آن گاه سرخی در آسمان پدید می آید و جهان را از کران تا کران فرا می گیرد.» (1)
«مهدی علیه السَّلام بعد از غیبت طولانی، همزمان با طلوع ستاره ای سرخ و ویرانی ری و خسف زوراء ظهور می کند.» (2)
«اگر آن چه در دست آنان است از دستشان برود، دوران امتحان فرا رسد و پرده ها کنار رفته، وعده الهی نزدیک شود و ستاره دنباله دار از مشرق زمین طلوع کند و ماه تابان چون قرص قمر در شب بدر ظاهر شود.» (3)
«دو نشانه جالب در پیش قدم این امر: خسوف ماه در پنجم ماه و کسوف خورشید در پانزدهم آن که چنین وضعی از روز هبوط حضرت آدم علیه السَّلام به روی زمین اتفاق نیفتاده است در آن موقع حساب و نظام منجمان به هم می خورد.» (4)
«خورشید در پانزدهم رمضان کسوف می کند و ماه در آخر آن خسوف می کند بر خلاف آن چه تاکنون انس گرفته اند.» (5)
«وای بر اهل آن زمان (آخرالزّمان)، که بر آن ها از اهوال و فزعها و زلزله ها چه می گذرد و خصوصاً برای کسانی که مال ظاهری (از قبیل طلا و نقره) دارند و خوشا به حال کسی که خودش و عیالش راضی باشند، چرا که او نمی داند دارای چه ثروت هنگفتی است.» (1)
«ساعت ظهور برپا نشود تا اینکه علم گرفته شود، زلزله زیاد شود، زمان نزدیک شود، فتنه ها زیاد گردد و هرج و مرج (کشتار) زیاد شود.» (2)
«به امّت من رحم شده است و در آخرت عذاب ندارند، بلکه خداوند عذاب ایشان را در دنیا از قبیل کشته شدن و زلزله و فتنه ها قرار داده است.» (3)
«بشارت می دهم شما را به حضرت مهدی عَجَّلَ اللهُ تَعالی فَرَجهُ الشَّریف که در امّت من مبعوث می شود، در حالی که مردم با هم اختلاف دارند و زلزله هم زیاد باشد.» (4)
«وقتی زنا ظاهر شود، زلزله هم فاش و ظاهر خواهد شد.» (5)
«... زمانی که گناهان زیاد گردد، کارهای نیک کم شود، آسمان ها فشرده شود(باران کم شود)، در این هنگام سال مثل ماه، ماه مثل هفته،
هفته مثل یک روز، روز مثل یک ساعت باشد و باران گرم ببارد...» (1)
رسول خدا صلَّى الله عليه وآله فرمودند:
«در نزدیکی ساعت ظهور صاعقه زیاد شود، مردم صبح یکدیگر سؤال کنند چه کسی دیشب به مرگ ناگهانی مرده است؟ بگویند: فلان و فلان.» (2)
«صاعقه، ذکر گوینده را نمی گیرد.
راوی عرض کرد: ذکرگوی کیست؟
فرمودند: کسی که صد آیه قرآن بخواند او ذاکر است.» (3)
«... اول علامات، صاعقه است بعد از آن باد زرد است پس از آن باد دائمی است» (4)
« یکی از علامت های ظهور آن است که زمستان گرم باشد.» (5)
«ای ابن مسعود! به درستی که برای ساعت ظهور علامت ها و شرایطی است، آگاه باش یکی از علامت ها و شرایط ساعت ظهور آن است که بچه ها موجب اذیت باشند و باران گرم ببارد و اشرار همه چیز را بگیرند و قبض کنند و بگیرند اشرار گرفتنی ...» (6)
«... خورشید و ماه گِرد آیند و ستارگان ثابت و سیّار آنها را احاطه کنند.» (1)
«... نخستین نشانه، صاعقه هاست، سپس باد زرد، آن گاه باد مداوم، سپس بانگ آسمانی که گروه فراوانی با آن صیحه از بین می روند.»(2)
«هنگامی که ناقوس (3)به صدا درآید، سایه شوم کابوس (4)به همه جا سنگینی کند و جاموس (5)سخن بگوید در چنین زمانی شگفتی ها پدید خواهد آمد، تو چه می دانی که چه شگفتی هایی روی خواهد داد.» (6)
«زمانی بر مردم بیاید که از آسمان باران ببارد ولی از زمین گیاه نروید.» (7)
«زمان پیش از قیام قائم عَجَّلَ اللهُ تَعالی فَرَجهُ الشَّریف با یک سلسله از نشانه های آسمانی بیم داده می شوند:
1_ آتشی که در آسمان پدید آید.
2_ سرخی که افقها را روشن سازد.
3_ خسفی که در بغداد ظاهر شود.
1) بحار الانوار ج 52 ص 12 غیبت شیخ طوسی ص266
2) منتظر تاریخ ص 102
3) ناقوس: بانگ جبرئیل امین است که اهل عالم صدای مبارکش را خواهند شنید
4) کابوس: رؤیاهایی است که انذار در مورد آینده می بینند که برخی از آن ها موجب اضطراب می شود
5) جاموس: وسایل و ابزاری که شنیدن صدا دیدن تصویر... با آن امکان پذیر است از جمله رادیو، تلویزیون، تلفن، ماهواره اینترنت و امثالهم می باشد
6) الزام الناصب ص 213
7) مستدرك الحاكم ج 4 ص 513
4_ خسفی که در بصره روی دهد.
5_ خون هایی در بصره ریخته شود.
6_ خرابی خانه های بصره و نابودی مردمان آن.
7_ فراگیر شدن ترس و وحشت در همه نقاط عراق که آسایش و آرامش را از همه مردم عراق سلب کند.» (1)
«از علامات نزدیکی ساعت (ظهور) آن است که اول ماه هلال باد کرده و عریض شود.» (2)
«از علامات نزدیک ساعت (ظهور) آن است که هلال ماه دو برابر دیده شود، پس گفته شود دو شبِ است.» (3)
«زمانی بر مردم فرا می رسد که خداوند باران را در فصل و موسمش حرام می گرداند و باران نازل نمی شود و آن را در غیر موسمش فرو می فرستد.» (4)
«پیش از ظهور حضرت مهدی عَجَّلَ اللهُ تَعالی فَرَجهُ الشَّریف سالی خواهد بود که باران های بسیاری می بارد و میوه ها را از بین می برد و خرماها را بر نخلها فاسد می کند، پس در آن دوران دچار شک و شبهه نشوید.» (5)
«ساعت برپا نمی شود تا اینکه درندگان تکلّم کنند و بند تازیانه مرد و کفش او به سخن درآید و او را به حدیث کسانش خبر دهد.»(1)
«سال مانند ماه و ماه مانند هفته و هفته مانند روز و روز مانند ساعت و ساعت مانند سوختن سَعْفِ خرمایی، با این که هیچ قیمتی ندارد.» (2)
«پیش از ساعت ظهور سه سال آسمان باران خود را نگه دارد.
سال اول: یک ثلث باران و زمین هم یک ثلث.
سال دوم: آسمان دو ثلث باران و زمین هم دو ثلث گیاه را حبس کند.
آسمان سوم: همه ی باران و زمین همه ی گیاهش را حبس کند، به طوری که نه [گاو] نه گوسفندی و نه اسبی باقی نماند ...» (3)
«از علامات نزدیکی ساعت ظهور آن است که باران زیاد باشد ولی ثمره کم و خوانندگان زیاد باشند و فقها کم.» (4)
«برپا نشود ساعت ظهور تا اینکه کوبیده شود سرهای گروهی به ستاره هایی از آسمان به واسطه ی حلال دانستن عمل قوم لوط (یعنی عمل لواط را حلال بدانند).» (5)