متن و ترجمه فروع کتاب نفیس کافی

ghaemiyeh.com

مشخصات کتاب

سرشناسه: کلینی، محمدبن یعقوب، - 329ق.

عنوان قراردادی: الکافی. فروع. فارسی - عربی

عنوان و نام پديدآور: متن و ترجمه کتاب نفیس فروع کافی [کتاب]/تالیف محمدبن یعقوب‌بن اسحاق کلینی‌رازی؛ ترجمه گروه مترجمان ؛ اشراف و ویرایش محمدحسین رحیمیان.

مشخصات نشر: قم: قدس،1391.

مشخصات ظاهری: 10ج.

شابک: 600000ریال: دوره:978-964-2549-79-5 ؛ 800000 ریال ( دوره ده جلدی، چاپ چهارم) ؛ ج.1، چاپ چهارم:978-964-2549-69-6 ؛ ج.2، چاپ چهارم: 978-964-2549-70-2 ؛ ج.3، چاپ چهارم: 978-964-2549-71-9 ؛ ج.4، چاپ چهارم:978-964-2549-72-6 ؛ ج.5، چاپ چهارم: 978-964-2549-73-3 ؛ ج.6، چاپ چهارم: 978-964-2549-74-0 ؛ ج.7، چاپ چهارم: 978-964-2549-75-7 ؛ ج.8، چاپ چهارم: 978-964-2549-76-4 ؛ ج.9، چاپ چهارم: 978-964-2549-77-1 ؛ ج.10، چاپ چهارم: 978-964-2549-78-8

يادداشت: فارسی-عربی.

يادداشت:ج.1( چاپ سوم).

يادداشت:ج.2و3( چاپ سوم:1391).

يادداشت:ج.6-10(چاپ سوم:1391).

يادداشت:ج.1-10 ( چاپ چهارم: 1393).

يادداشت:ج.6-10(چاپ پنجم:1394).

موضوع: احادیث شیعه -- قرن 4ق.

شناسه افزوده: رحیمیان،محمدحسین، 1345 -، ویراستار

رده بندی کنگره: BP129/ک8ک26041 1391

رده بندی دیویی: 297/212

شماره کتابشناسی ملی: 3166368

متن و ترجمه کتاب نفیس

فروع کافی جلد هشتم

تأليف:

محدّث عالی مقام ثقة الاسلام محمد یعقوب کلینی رازی رحمه الله.

ترجمه: گروه مترجمان

اشراف و ویرایش: محمد حسین رحیمیان.

خیر اندیش دیجیتالی: موسسه مددکاری و خیریه ایتام امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشريف) شهرستان بروجن.

ویراستار دیجیتالی: سمانه جاوید.

اشاره

فهرست موضوعات

کتاب احکام خوراکی ها (21 - 251 )

بخش سی و چهارم

ولیمه ها و مهمانی ها ... 23

بخش سی و پنجم

کسی که در شهری داخل می شود، مهمان برادران دینی خود است ... 26

بخش سی و ششم

مهمانی سه روز است ... 27

بخش سی و هفتم

کراهت به خدمت واداشتن مهمان ... 28

بخش سی و هشتم

رزق و روزی به همراه مهمان ... 29

بخش سی و نهم

حق مهمان و گرامی داشت او ... 31

بخش چهلم

میل غذا با مهمان ... 32

بخش چهل و یکم

انسان ناگزیر از میل غذا است ... 34

بخش چهل و دوم

ناهار و شام ... 37

بخش چهل و سوم

فضیلت شام و کراهت ترک آن ... 39

بخش چهل و چهارم

شستن دست پیش از غذا و پس از آن ... 43

بخش چهل و پنجم

شرایط شستن دست پیش از غذا ... 45

بخش چهل و ششم

حوله و کشیدن دست به صورت پس از شستن ... 46

بخش چهل و هفتم

«بسم الله» و «الحمد لله» گفتن ودعا خواندن به هنگام صرف غذا ... 48

بخش چهل و هشتم

چند روایت نکته دار ... 66

بخش چهل و نهم

خوردن آن چه که از سفره می افتد ... 67

بخش پنجاهم

فضیلت و ارزش نان ... 71

بخش پنجاه و یکم

نان جو ... 78

بخش پنجاه و دوم

نان برنج ... 79

بخش پنجاه و سوم

قاووت ها و ارزش قاووت گندم ... 80

بخش پنجاه و چهارم

قاووت عدس ... 85

بخش پنجاه و پنجم

ارزش گوشت ... 86

بخش پنجاه و ششم

کسی که چهل روز گوشت نخورد اخلاقش دگرگون می شود ... 89

بخش پنجاه و هفتم

برتری گوشت گوسفند بر گوشت بز ... 91

بخش پنجاه و هشتم

گوشت گاو و پیه های آن ... 93

بخش پنجاه و نهم

گوشت شتر و شتر خراسانی ... 95

بخش شصتم

گوشت پرندگان ... 96

بخش شصت و یکم

گوشت آهو و گور خر ... 98

بخش شصت و دوم

گوشت گاومیش ... 99

بخش شصت و سوم

کراهت خوردن گوشت ناپخته ... 100

بخش شصت و چهارم

گوشت «قدید» ... 101

بخش شصت و پنجم

برتری گوشت سردست بر گوشت دیگر اعضا ... 104

بخش شصت و ششم

غذای پخته شده ... 105

بخش شصت و هفتم

ترید ... 108

بخش شصت و هشتم

گوشت بریان، کباب و کله ... 111

بخش شصت و نهم

حليم ... 114

بخش هفتادم

غذای مثلثه واحساء ... 115

بخش هفتاد و یکم

حلواء ... 117

بخش هفتاد و دوم

غذای داغ ... 119

بخش هفتاد و سوم

پاک کردن استخوان ... 121

بخش هفتاد و چهارم

ماهی ... 122

بخش هفتاد و پنجم

تخم مرغ ... 126

بخش هفتاد و ششم

ارزش نمک ... 129

بخش هفتاد و هفتم

سركه و روغن زيتون ... 133

بخش هفتاد و هشتم

سرکه ... 136

بخش هفتاد و نهم

مری ... 140

بخش هشتادم

روغن زيتون و زيتون ... 141

بخش هشتادم و یکم

عسل ... 143

بخش هشتاد و دوم

شکر ... 145

بخش هشتاد و سوم

روغن حیوانی ... 150

بخش هشتاد و چهارم

شير حيوانات ... 152

بخش هشتاد و پنجم

شیر گاو ... 155

بخش هشتاد و ششم

ماست ... 157

بخش هشتاد و هفتم

شیر شتر ... 157

بخش هشتاد و هشتم

شير الاغ ... 158

بخش هشتاد و نهم

پنیر ... 160

بخش نودم

پنیر و گردو ... 162

بخش هایی درباره حبوبات

بخش نود و یکم

برنج ... 163

بخش نود و دوم

نخود ... 167

بخش نود و سوم

عدس ... 169

بخش نود و چهارم

باقلا ولوبيا ... 170

بخش نود و پنجم

ماش ... 172

بخش نود و ششم

كاورس ... 172

بخش نود و هفتم

خرما ... 173

بخش نود و هشتم

میوه های مختلف ... 184

بخش نود و نهم

انگور ... 185

بخش صدم

مویز ... 189

بخش صدو یکم

انار ... 190

بخش صدو دوم

سیب ... 197

بخش صدو سوم

به ... 201

بخش صدو چهارم

انجیر ... 203

بخش صدو پنجم

گلابی ... 204

بخش صدو ششم

آلو ... 205

بخش صدو هفتم

نارنج ... 206

بخش صدو هشتم

موز ... 209

بخش صدو نهم

سنجد ... 210

بخش صدو دهم

خربزه ... 211

بخش صدو یازدهم

سبزیجات ... 212

بخش صدو دوازدهم

روایاتی درباره کاسنی ... 213

بخش صدو سیزدهم

ریحان کوهی ... 217

بخش صدو چهاردهم

تره ... 219

بخش صدو پانزدهم

كرفس ... 222

بخش صدو شانزدهم

گشنیز ... 223

بخش صدو هفدهم

خُرفه ... 223

بخش صدو هیجدهم

کاهو ... 224

بخش صدو نوزدهم

سداب ... 225

بخش صدو بیستم

شاهی ... 226

بخش صدو بیست و یکم

چغندر ... 227

بخش صدو بیست و دوم

قارچ ... 229

بخش صدو بیست و سوم

کدو حلوایی ... 230

بخش صدو بیست و چهارم

تُرُب ... 232

بخش صدو بیست و پنجم

هویج ... 233

بخش صدو بیست و ششم

شلغم ... 234

بخش صدو بیست و هفتم

خیار ... 236

بخش صدو بیست و هشتم

بادمجان ... 237

بخش صدو بیست و نهم

پیاز ... 238

بخش صدو سی ام

سیر ... 240

بخش صدو سی و یکم

آویشن ... 242

بخش صدو سی و دوم

خلال کردن ... 243

بخش صدو سی و سوم

تفاله های لای دندان ... 246

بخش صدو سی و چهارم

شوينده اُشنان و سُعد ... 247

کتاب آشامیدنی ها (251- 390)

بخش یکم

فضیلت و ارزش آب ... 253

بخش دوم

روایاتی دیگر درباره آب ... 255

بخش سوم

آب فراوان آشامیدن ... 257

بخش چهارم

ایستاده و یک نفس آشامیدن آب ... 258

بخش پنجم

دعا به هنگام آشامیدن آب ... 262

بخش ششم

ظرف ها ... 264

بخش هفتم

فضیلت آب زمزم و آب ناودان کعبه ... 267

بخش هشتم

آب آسمان ... 269

بخش نهم

فضیلت آب فرات ... 271

بخش دهم

آب هایی که از شرب آنها نهی شده است ... 273

بخش یازدهم

روایت های نکته دار ... 276

بخش دوازدهم

بخش هایی دربارۀ نبیذها ... 279

مواد تهیه شراب ... 279

بخش سیزدهم

ریشه تحریم شراب ... 280

بخش چهاردهم

شراب همیشه حرام بوده است ... 287

بخش پانزدهم

شراب خوار ... 288

بخش شانزدهم

بخشی دیگر درباره شراب خوار ... 298

بخش هفدهم

شراب، اصل هر گناه و بدی است ... 303

بخش هیجدهم

کسی که همواره شراب می نوشد ... 306

بخش نوزدهم

روایاتی دیگر درباره شراب خوار ... 309

بخش بیستم

تحریم شراب در قرآن ... 311

بخش بیست و یکم

پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم اندک و بسیار مواد مستی آور را تحریم فرمود ... 315

بخش بیست و دوم

شراب به خاطر نتیجه اش حرام است! پس هرچه که نتیجه اش مانند آن باشد حرام است ... 326

بخش بیست و سوم

حکم کسی که به عنوان دارو، رفع تشنگی و یا تقیه شراب بنوشد ... 328

بخش بیست و چهارم

شراب خرما و کشمش ... 334

بخش بیست و پنجم

ظروف شراب ... 344

بخش بیست و ششم

شیره انگور ... 346

بخش بیست و هفتم

شیره انگور پخته ... 347

بخش بیست و هشتم

شیره طلایی ... 348

بخش بیست و نهم

قطره ای از ماده مست کننده در ظرف غذا ... 353

بخش سی ام

آب جو ... 354

بخش سی و یکم

نوشیدنی حلال ... 359

بخش سی و دوم

باز هم در مورد نوشیدنی ها ... 365

بخش سی و سوم

ظرفی که قبلاً در آن شراب بوده و اکنون در آن سرکه است و یا از آن می نوشند ... 366

بخش سی و چهارم

دگرگونی شراب به سرکه ... 368

بخش سی و پنجم

چند روایت نکته دار ... 369

بخش سی و ششم

آواز و غنا ... 374

بخش سی و هفتم

قمار با نرد و شطرنج ... 384

کتاب احکام پوشش، خود آرایی و جوانمردی (391- 624)

بخش یکم

خود آرایی و آشکار کردن نعمت ... 393

بخش دوم

لباس ... 399

بخش سوم

کراهت لباس شهرت ... 408

بخش چهارم

لباس سفید و پنبه ای ... 409

بخش پنجم

پوشیدن لباس رنگی ... 413

بخش ششم

پوشیدن لباس مشکی ... 419

بخش هفتم

کتان ... 420

بخش هشتم

پوشیدن لباس پشمی، مویین و کُرکی ... 420

بخش نهم

پوشیدن لباس خز ... 423

بخش دهم

پوشیدن لباس نقش و نگاردار ... 427

بخش یازدهم

حرير و ديبا ... 429

بخش دوازدهم

حکم پوشیدن لباس کوتاه و بلند ... 433

بخش سیزدهم

دعا به هنگام پوشیدن لباس نو ... 440

بخش چهاردهم

پوشیدن لباس کهنه ... 443

بخش پانزدهم

عمامه و دستار ... 445

بخش شانزدهم

کلاه زمستانی ... 448

بخش هفدهم

پوشیدن کفش ... 449

بخش هیجدهم

رنگ های نعلین ... 455

بخش نوزدهم

کفش ... 458

بخش بیستم

آداب پوشیدن کفش ... 460

بخش بیست و یکم

خاتم و مهر انگشتری ... 462

بخش بیست و دوم

عقیق ... 467

بخش بیست و سوم

ياقوت و زمرد ... 470

بخش بیست و چهارم

فیروزه ... 471

بخش بیست و پنجم

جزع يمنى و بلور ... 473

بخش بیست و ششم

نقش انگشتر ... 474

بخش بیست و هفتم

حکم زیور آلات ... 479

بخش بیست و هشتم

حكم فرش ها ... 483

بخش بیست و نهم

چند حدیث نکته دار ... 487

بخش سی ام

رنگ کردن مو ... 492

بخش سی و یکم

رنگ سیاه و رنگ وسمه ... 497

بخش سی و دوم

رنگ کردن با حنا ... 499

بخش سی و سوم

چیدن و تراشیدن موی سر ... 501

بخش سی و چهارم

موی سر و باز کردن فرق ... 504

بخش سی و پنجم

ریش و سبیل ... 507

بخش سی و ششم

چیدن موی بینی ... 511

بخش سی و هفتم

شانه کردن ... 511

بخش سی و هشتم

چیدن ناخن ها ... 515

بخش سی و نهم

موهای سفید ... 521

بخش چهلم

دفن موی و ناخن ... 523

بخش چهل و یکم

سرمه چشم ... 524

بخش چهل و دوم

مسواک زدن ... 527

بخش چهل و سوم

حمام کردن و دوش گرفتن ... 530

بخش چهل و چهارم

شستن سر ... 548

بخش چهل و پنجم

نوره کشیدن ... 551

بخش چهل و ششم

موی زیر بغل ... 557

بخش چهل و هفتم

حنا بعد از نوره ... 561

بخش چهل و هشتم

عطر و بوی خوش ... 564

بخش چهل و نهم

کراهت ردّ هدیه عطر ... 569

بخش پنجاهم

انواع عطر ... 572

بخش پنجاه و یکم

اصل عطر ... 572

بخش پنجام و دوم

مُشک ... 575

بخش پنجاه و سوم

عطر غاليه ... 578

بخش پنجاه و چهارم

عطر زعفرانی ... 581

بخش پنجاه و پنجم

بخور ... 583

بخش پنجاه و ششم

روغن مالی و کرم ... 585

بخش پنجاه و هفتم

کراهت مداومت بر روغن مالی ... 587

بخش پنجاه و هشتم

روغن بنفشه ... 589

بخش پنجاه و نهم

روغن خيرى ... 593

بخش شصتم

روغن گیاه بان ... 594

بخش شصت و یکم

روغن زنبق ... 596

بخش شصت و دوم

روغن کنجد ... 597

بخش شصت و سوم

گُل ها ... 598

بخش شصت و چهارم

خانه وسيع ... 600

بخش شصت و پنجم

تزیین خانه ... 603

بخش شصت و ششم

بنای حدیثی کوتاه ... 608

بخش شصت و هفتم

بنای مرتفع ... 608

بخش شصت و هشتم

نرده کشی ... 611

بخش شصت و نهم

چند روایت نکته دار ... 613

بخش هفتادم

کراهت تنها خوابیدن ... 618

کتاب دام ها و دام پروری (625 - 670)

بخش یکم

نگه داری چارپا و حیوان سواری ... 627

بخش دوم

روایت های نکته دار درباره چارپایان ... 632

بخش سوم

ساز و برگ چارپا ... 640

بخش چهارم

نگهداری شتر ... 642

بخش پنجم

گوسفند ... 647

بخش ششم

داغ نهادن چارپایان ... 651

بخش هفتم

کبوتر ... 652

بخش هشتم

فرستادن پرندگان ... 659

بخش نهم

خروس ... 660

بخش دهم

قمری ... 662

بخش یازدهم

فاخته و صُلصُل ... 664

بخش دوازدهم

نگه داری سگ ... 666

بخش سیزدهم

ایجاد جنگ بین چارپایان ... 670

کتاب احکام خوراکی ها (21 - 251 )

اشاره

كِتَابُ الْأَطْعِمَة

کتاب احکام خوراکی ها

بخش سی و چهارم

اشاره

(34)

بَابُ الْوَلَائِم

1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا قَالَ:

أَوْلَمَ أَبُو الْحَسَنِ مُوسَى علیه السلام وَلِيمَةٌ عَلَى بَعْضِ وُلْدِهِ فَأَطْعَمَ أَهْلَ الْمَدِينَةِ ثَلَاثَةَ أَيَّامِ الْفَالُوذَجَاتِ فِي الْجِفَانِ فِي الْمَسَاجِدِ وَ الْأَزِقَّةِ. فَعَابَهُ بِذَلِكَ بَعْضُ أَهْلِ الْمَدِينَة.

فَبَلَغَهُ ذَلِكَ فَقَالَ علیه السلام: مَا آتَى اللَّهُ عزوجل نَبِيَّاً مِنْ أَنْبِيَائِهِ شَيْئاً إِلَّا وَ قَدْ آتَى مُحَمَّداً صلی الله علیه وسلم الى مِثْلَهُ وَ زَادَهُ مَا لَمْ يُؤْتِهِمْ.

قَالَ لِسُلَيْمَانَ علیه السلام: (هَذَا عَطَاؤُنَا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِكْ بِغَيْرِ حِسَابٍ).

وَ قَالَ لِمُحَمَّدٍ صلی الله علیه وسلم: (وَ مَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا).

ولیمه ها و مهمانی ها

1- راوی گوید:

امام کاظم علیه السلام برای یکی از پسران خود ولیمه و سور داد مراسم ولیمه چنین بود که سه روز در مساجد و کوچه های مدینه برای مردم در کاسه های بزرگ فالوده می دادند.

یکی از مردم به این کار حضرت علیه السلام ایراد گرفت. این خبر آن به سمع مبارک آن حضرت رسید.

فرمود: «خداوند هیچ چیزی را به هیچ کدام از پیامبران خود عطا نفرمود مگر آن که مانند آن را به حضرت محمد صلی الله علیه وسلم عطا کرد و بر آن خوب افزود و آن را به دیگر پیامبران عطا نفرمود. خداوند به سلیمان علیه السلام فرمود: «این عطا و بخشش ماست؛ پس می توان عطا کنی و یا آن را نگه داری که حسابی بر عهده تو نباشد» و به حضرت محمد صلى الله عليه وسلم فرمود: «و آن چه را که پیامبر به شما می دهد بردارید و از آن چه که از آن نهی میکند خودداری کنید».

2- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْهَيْثَمِ بْنِ أَبِي مَسْرُوقٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام أَنَّهُ قَالَ :

لَا تَجِبُ الدَّعْوَةُ إِلَّا فِي أَرْبَعَ : الْعُرْسِ وَ الْخُرْسِ وَ الْإِيَابِ وَالْإِعْذَارِ.

3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم:

الْوَلِيمَةُ فِي أَرْبَعِ الْعُرْسِ وَ الْخُرْسِ وَ هُوَ الْمَوْلُودُ يُعَقُّ عَنْهُ وَ يُطْعَمُ وَ الْإِعْذَارِ وَهُوَ خِتَانُ الْغُلام وَ الْإِيَابِ، وَ هُوَ الرَّجُلُ يَدْعُو إِخْوَانَهُ إِذَا آبَ مِنْ غَيْبَتِهِ.

وَ فِي رِوَايَةٍ أُخْرَى: أَوْ تَوْكِيرٍ وَ هُوَ بِنَاءُ الدَّارِ أَوْ غَيْرُهُ.

4- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ بِإِسْنَادٍ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي إِبْرَاهِيمَ علیه السلام قَالَ:

نَهَى رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم عَنْ طَعَامِ وَلِيمَةٍ يُخَصُّ بِهَا الْأَغْنِيَاءُ وَيُتْرَكُ الْفُقَرَاءُ.

5- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ مَ وبِ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ:

2- هشام بن سالم می گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

دعوت مهمانی فقط در چهار مورد است: عروسی، ولادت، ولیمه بازگشت از مسافرت و ختنه سوران.

3- سکونی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم فرمود:

ولیمه در چهار مورد است: عروسی، ولادت که برای نوزاد عقیقه می شود و اطعام می نمایند، ختنه سوران که ختنه کردن پسر بچه است و بازگشت از مسافرت که به هنگام بازگشت از مسافرت که برادران خویش را به مهمانی دعوت می کند.

در روایت دیگر آمده است و یا تو کیر که همان ساختن خانه و یا موارد دیگر است.

4- راوی گوید: امام کاظم علیه السلام فرمود:

پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم از خوردن غذای ولیمه ای که ثروتمندان را به آن اختصاص دهند و فقرا را ترک نمایند نهی نمود.

5- معاوية بن عمار گوید:

قَالَ رَجُلٌ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام: إِنَّا نَجِدُ لِطَعَامِ الْعُرْسِ رَائِحَةُ لَيْسَتْ بِرَائِحَةِ غَيْرِهِ.

فَقَالَ لَهُ: مَا مِنْ عُرْسٍ يَكُونُ يُنْحَرُ فِيهِ جَزُورٌ أَوْ تُذْبَحُ بَقَرَةٌ أَوْ شَاةٌ إِلَّا بَعَثَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَتَعَالَى مَلَكاً مَعَهُ قِيرَاطٌ مِنْ مِسْكِ الْجَنَّةِ حَتَّى يُدِيفَهُ فِي طَعَامِهِمْ، فَتِلْكَ الرَّائِحَةُ الَّتِي تُشَمُ لِذَلِكَ.

6- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ بُنْدَارَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ بَعْضِ الْعِرَاقِيِّينَ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عُقْبَةَ عَنْ جَعْفَرِ الْقَلَانِسِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

قُلْتُ لَهُ: إِنَّا نَتَّخِذُ الطَّعَامَ وَ نَسْتَجِيدُهُ وَ نَتَنَوَّقُ فِيهِ وَلَا نَجِدُ لَهُ رَائِحَةَ طَعَامِ الْعُرْسِ.

فَقَالَ: ذَلِكَ لِأَنَّ طَعَامَ الْعُرْسِ فِيهِ تَهُبُّ رَائِحَةٌ مِنَ الْجَنَّةِ، لِأَنَّهُ طَعَامُ اتَّخِذَ لِلْحَلَالِ.

مردی به امام صادق علیه السلام عرض کرد: ما در غذای عروسی بویی استشمام می کنیم که در غذاهای دیگر نیست. فرمود:

هر عروسی که در آن شتری نحر شود و یا گاو یا گوسفندی ذبح شود خداوند تبارک و تعالی فرشته ای را بر می انگیزاند که یک قیراط مشک بهشتی را در غذای آنان مخلوط می کند. همان بو و رایحۀ بهشتی است که استشمام می شود.

6- جعفر قلانسی گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم:

ما غذا آماده می کنیم و آن را به خوبی تهیه می نماییم و در آن دقت می کنیم اما بوی غذای عروسی را در آن نمی یابیم.

فرمود: چون در غذای عروسی رایحه بهشتی وزیده می شود؛ زیرا آن غذایی است که برای امری حلال آماده می شود.

بخش سی و پنجم

اشاره

(35)

بَابُ أَنَّ الرَّجُلَ إِذَا دَخَلَ بَلْدَةً فَهُوَ صَيْفٌ عَلَى مَنْ بِهَا مِنْ إِخْوَانِهِ.

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ إِسْحَاقَ الْأَحْمَرِ بِإِسْنَادِهِ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنِ الْفُضَيْلِ بْنِ يَسَارٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ قَالَ علیه السلام: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم:

لا إِذَا دَخَلَ رَجُلٌ بَلْدَةً فَهُوَ ضَيْفُ عَلَى مَنْ بِهَا مِنْ إِخْوَانِهِ وَ أَهْلِ دِينِهِ حَتَّى يَرْحَلَ عَنهم.

2- أَبُو عَبْدِ اللَّهِ الْأَشْعَرِيُّ عَنِ السَّيَّارِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْكَرْخِي عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ:

قَالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم: إِذَا دَخَلَ رَجُلٌ بَلْدَةً فَهُوَ ضَيْفُ عَلَى مَنْ بِهَا مِنْ أَهْلِ دِينِهِ حَتَّى يَرْحَلَ عَنْهُمْ.

کسی که در شهری داخل می شود، مهمان برادران دینی خود است

1- فضیل بن یسار گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم فرمود:

هرگاه کسی به یک آبادی وارد شود مهمان برادران و هم کیشانش در آن آبادی خواهد بود تا هنگامی که از آن جا کوچ کند.

2- نظیر این روایت را راوی دیگری از امام صادق علیه السلام نقل می کند.

بخش سی و ششم

اشاره

(36)

بَابُ أَنَّ الضَّيَافَةَ ثَلَاثَةُ أَيَّامٍ.

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ الْحُسَيْنِ الْفَارِسِيُّ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ حَفْصِ الْبَصْرِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم:

الضَّيْفُ يُلْطَفُ لَيْلَتَيْن، فَإِذَا كَانَتْ لَيْلَةُ الثَّالِثَةِ فَهُوَ مِنْ أَهْلِ الْبَيْتِ يَأْكُلُ مَا أَدْرَكَ.

2- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ وَاصِلٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم:

الضَّيَافَةُ أَوَّلَ يَوْم وَ الثَّانِيَ وَ الثَّالِثَ وَ مَا بَعْدَ ذَلِكَ، فَإِنَّهَا صَدَقَةٌ تُصُدِّقَ بِهَا عَلَيْهِ.

قَالَ: ثُمَّ قَالَ صلى الله عليه وسلم: لَا يَنْزِلُ أَحَدُكُمْ عَلَى أَخِيهِ حَتَّى يُوثِمَهُ مَعَهُ.

قِيلَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ كَيْفَ يُوثِمُهُ؟

قَالَ: حَتَّى لَا يَكُونَ عِنْدَهُ مَا يُنْفِقُ عَلَيْهِ.

مهمانی سه روز است

1- سلیمان بن حفص می گوید: امام صادق علیه السلام: فرمود پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم فرمود:

مهمان دو شب مورد لطف قرار می گیرد هنگامی که شب سوم فرا رسید از اهل خانه به شمار می آید؛ هر غذایی تهیه شد می خورد.

2- عبد الله بن سنان گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم فرمود:

مهمانی روز اول، دوم و سوم است. پس از آن به عنوان صدقه از او پذیرایی می شود.

سپس فرمود: هرگز نزد برادرتان آن گونه مهمان نشوید که او را همراه خود به گناه وادارید.

عرض شد: ای پیامبر خدا! چگونه او را به گناه وا می دارد؟

فرمود: چندان مهمان صاحب خانه می شود که او چیزی ندارد که به مهمان انفاق کند.

بخش سی و هفتم

اشاره

(37)

بَابُ كَرَاهِيَةِ اسْتِخْدَامِ الضَّيْفِ.

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُوسَى عَنْ ذُبْيَانَ بْنِ حَكِيمٍ عَنْ مُوسَى النُّمَيْرِيِّ عَنِ ابْنِ أَبِي يَعْفُورٍ قَالَ:

رَأَيْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام ضَيْفاً . فَقَامَ يَوْماً فِي بَعْضِ الْحَوَائِجِ، فَنَهَاهُ عَنْ ذَلِكَ وَ قَامَ بِنَفْسِهِ إِلَى تِلْكَ الْحَاجَةِ. وَ قَالَ علیه السلام:

نَهَى رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم عَنْ أَنْ يُسْتَخْدَمَ الضَّيْفُ.

2- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ السَّيَّارِيِّ عَنْ عُبَيْدِ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْبَغْدَادِيٌّ عَمَّنْ أَخْبَرَهُ قَالَ:

نَزَلَ بِأَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السلام ضَيْفَ وَكَانَ جَالِساً عِنْدَهُ يُحَدِّثُهُ فِي بَعْضِ اللَّيْلِ. فَتَغَيَّرَ السِّرَاجُ، فَمَدَّ الرَّجُلُ يَدَهُ لِيُصْلِحَهُ، فَزَبَرَهُ أَبُو الْحَسَنِ علیه السلام ثُمَّ بَادَرَهُ بِنَفْسِهِ فَأَصْلَحَهُ، ثُمَّ قَالَ لَهُ:

کراهت به خدمت واداشتن مهمان

1- ابن ابی یعفور گوید: در خدمت امام صادق علیه السلام بودم، آن حضرت مهمان داشت.

روزی مهمان برای انجام برخی از کارها برخاست. امام علیه السلام او را از این کار بازداشت و خود به انجام آن کار اقدام کرد و فرمود:

پیامبر خدا علیه السلام نهی نمود که مهمان به خدمت گرفته شود.

2- راوی گوید: مهمانی خدمت امام رضا علیه السلام شرفیاب شد. شبی در خدمت حضرت امام علیه السلام نشسته بود و با حضرتش گفت و گو می کرد ناگاه نور چراغ متغیر شد. او دست خود را دراز نمود تا چراغ را درست کند، امام علیه السلام او را از این کار بازداشت سپس خود به این کار مبادرت نمود و آن را درست کرد سپس به مهمان فرمود:

إِنَّا قَوْمٌ لَا نَسْتَخْدِمُ أَضْيَافَنَا.

3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُوسَى عَنْ ذُبْيَانَ بْنِ حَكِيمٍ عَنْ مُوسَى بْنِ أَكَيْل النُّمَيْرِيِّ عَنْ مَيْسَرَةَ قَالَ : قَالَ أَبُو جَعْفَر علیه السلام:

إِنَّ مِنَ التَّضْعِيفِ، تَرْكَ الْمُكَافَاةِ وَ مِنَ الْجَفَاءِ اسْتِخْدَامَ الضَّيْفِ؛ فَإِذَا نَزَلَ بِكُمُ الضَّيْفُ، فَأَعِينُوهُ وَإِذَا ارْتَحَلَ ، فَلَا تُعِينُوهُ، فَإِنَّهُ مِنَ النَّذَالَةِ وَ زَوِّدُوهُ وَ طَيِّبُوا زَادَهُ، فَإِنَّهُ مِنَ السَّحَاءِ.

بخش سی و هشتم

اشاره

(38)

بَابُ أَنَّ الضَّيْفَ يَأْتِي رِزْقُهُ مَعَهُ.

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ الْحُسَيْنِ الْفَارِسِيُّ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ حَفْصِ الْبَصْرِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم:

ما قومی هستیم که مهمانان خود را به خدمت نمی گیریم.

3- میسره گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:

همانا ترک مکافات از سستی و ناتوانی است و به خدمت گرفتن مهمان از جفا وستم است. مهمان را به هنگام ورود به خانه یاری کنید ولی به هنگام کوچ به او کمک نکنید؛ زیرا این کار از فرومایگی است. به مهمان زاد و توشه پاکیزه دهید؛ زیرا این کار از سخاوت است.

رزق و روزی به همراه مهمان

1- سلیمان بن حفص بصری گوید امام صادق علیه السلام فرمود: پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم فرمود:

إِنَّ الضَّيْفَ إِذَا جَاءَ فَنَزَلَ بِالْقَوْمِ، جَاءَ بِرِزْقِهِ مَعَهُ مِنَ السَّمَاءِ؛ فَإِذَا أَكَلَ، غَفَرَ اللَّهُ لَهُمْ بِنُزُولِهِ عَلَيْهِمْ.

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الْأَوَّلِ علیه السلام قَالَ:

إِنَّمَا تَنْزِلُ الْمَعُونَةُ عَلَى الْقَوْمِ عَلَى قَدْرِ مَشُونَتِهِمْ. وَإِنَّ الضَّيْفَ لَيَنْزِلُ بِالْقَوْمِ فَيَنْزِلُ رِزْقُهُ مَعَهُ فِي حَجْرِهِ.

3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم:

مَا مِنْ ضَيْفٍ حَلَّ بِقَوْمٍ إِلَّا وَ رِزْقُهُ فِي حَجْرِهِ.

4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ قَيْسٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ: ذَكَرَ أَصْحَابُنَا قَوْماً. فَقُلْتُ: وَاللهِ مَا أَتَغَدَّى وَلَا أَتَعَشَّى إِلَّا وَ مَعی مِنْهُمُ اثْنَانِ أَوْ ثَلَاثَةٌ أَوْ أَقَلُّ أَوْ أَكْثَرُ.

هرگاه مهمان وارد خانه گروهی شود رزق و روزی خود را به همراه خود از آسمان می آورد و آن گاه که در خانه آنها غذا میل کند خداوند آنها را به جهت این مهمان می آمرزد.

2- موسی بن بکر گوید: امام کاظم علیه السلام فرمود:

به راستی که درآمد هر قومی به اندازهٔ روزی آنها نازل می شود و آن گاه که مهمانی به خانه تو وارد شود رزق و روزی خود را همراه بر دامنش نازل می شود.

3- سکونی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم فرمود:

مهمانی که در خانه قومی سکونت کند روزی اش در دامنش قرار می گیرد.

4- محمد بن قیس گوید:

دوستان ما دربارۀ گروهی سخن می گفتند من گفتم: به خدا سوگند! من صبحانه و شام نمی خورم مگر آن که دو یا سه نفر و یا کمتر و یا بیشتر از آن قوم کنار سفره من باشند.

فَقَالَ علیه السلام: فَضْلُهُمْ عَلَيْكَ أَكْثَرُ مِنْ فَضْلِكَ عَلَيْهِمْ .

قُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! كَيْفَ ذَا وَ أَنَا أُطْعِمُهُمْ طَعَامِي وَأُنْفِقُ عَلَيْهِمْ مِنْ مَالِي وَ يَخْدُمُهُمْ خَادِمِي؟!

فَقَالَ: إِذَا دَخَلُوا عَلَيْكَ، دَخَلُوا مِنَ اللهِ عزوجل بِالرِّزْقِ الْكَثِيرِ وَ إِذَا خَرَجُوا خَرَجُوا، بِالْمَغْفِرَةِ لَكَ.

بخش سی و نهم

اشاره

( 39 )

بَابُ حَقٌّ الضَّيْفِ وَ إِكْرَامِهِ.

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عُمَرَ بْنِ عَبْدِ الْعَزِيزِ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَبْدِ الْعَزِيزِ وَ جَمِيلِ وَ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

مِمَّا عَلَّمَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم فَاطِمَةَ علیها السلام أَنْ قَالَ لَهَا:

امام صادق علیه السلام فرمود: فضل و برتری آنان بر تو از فضل و برتری تو بر آنان بیشتر است.

عرض کردم: قربانت شوم! چگونه چنین است با این که من با غذای خود از آنان پذیرایی می کنم، از مال خود به آنان انفاق می نمایم و خدمت کارانم به آنان خدمت می کنند؟!

فرمود: آن گاه که آنان وارد خانه تو می شوند از جانب پروردگار با رزق و روزی فراوان وارد می شوند و هرگاه از خانه تو خارج می شوند با آمرزش برای تو خارج می شوند.

حق مهمان و گرامی داشت او

1- زراره گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

از مواردی که پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم به حضرت فاطمه علیها السلام آموخت این بود که به آن حضرت فرمود:

يَا فَاطِمَةُ! مَنْ كَانَ يُؤْمِنُ بِاللهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ، فَلْيُكْرِمْ ضَيْفَهُ.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَبْدِ الْعَزِيزِ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السلام قَالَ:

مِمَّا عَلَّمَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم عَلِيّاً علیه السلام، قَالَ: مَنْ كَانَ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ فَلْيُكْرِمْ ضَيْفة.

3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ الْحُسَيْنِ الْفَارِسِيُّ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ حَفْصٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم:

إِنَّ مِنْ حَقِّ الضَّيْفِ أَن يُكْرَمَ وَ أَنْ يُعَدَّ لَهُ الْخِلَالُ.

بخش چهلم

اشاره

(40)

بَابُ الْأَكْلِ مَعَ الضَّيْفِ.

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِيِّ عَنِ ابْنِ الْقَدَّاحِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

ای فاطمه! هرکس به خداوند و روز رستاخیز ایمان دارد باید مهمان خود را گرامی بدارد.

2- زراره گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:

از چیزهایی که پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم به حضرت علی علیه السلام آموخت این بود که به آن بزرگوار فرمود:

هرکس به خدا و روز قیامت ایمان دارد باید مهمان خود را گرامی بدارد.

3- سلیمان بن حفص گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم فرمود:

از حقوق مهمان گرامی داشت او و پس از پذیرایی تهیه خلال دندان برای اوست.

میل غذا با مهمان

1- ابن قداح گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: -

كَانَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم إِذَا أَكَلَ مَعَ الْقَوْمِ، أَوَّلَ مَنْ يَضَعُ يَدَهُ مَعَ الْقَوْمِ وَ آخِرَ مَنْ يَرْفَعُهَا إِلَى أَنْ يَأْكُلَ الْقَوْمُ.

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ الْقَدَّاحِ عَنْ عبد الله علیه السلام قَالَ:

كَانَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم إِذَا أَكَلَ مَعَ قَوْمٍ طَعَاماً، كَانَ أَوَّلَ مَنْ يَضَعُ يَدَهُ وَ آخِرَ مَنْ يَرْفَعُهَا لِيَأْكُلَ الْقَوْمُ.

3- عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ عَبْدِ الْعَزِيزِ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجِ عَنْ عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ:

إِنَّ الزَّائِرَ إِذَا زَارَ الْمَزُورَ فَأَكَلَ مَعَهُ ، أَلْقَى عَنْهُ الْحِشْمَةَ وَ إِذَا يَأْكُلُ مَعَهُ يَنْقَبِضُ قليلاً.

پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم همواره آن گاه که با گروهی غذا میل می کرد نخستین کسی بود که شروع می کرد و آخرین کسی بود که از غذا دست می کشید تا این که همه حاضران غذا بخورند.

2- نظیر همین روایت را ابن قداح از راوی دیگری از امام صادق علیه السلام نقل می کند.

3- جميل بن دراج گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود:

آن گاه که کسی به زیارت کسی آمده همراه او غذا بخورد تا مهمان خجالت نکشد و در این حال اندکی حال او مراعات کند.

4- عَنْهُ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ حَفْصٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَخِيهِ مُوسَى علیه السلام:

أَنَّ رَسُولَ اللهِ صلى الله عليه وسلم كَانَ إِذَا أَتَاهُ الضَّيْفُ، أَكَلَ مَعَهُ وَ لَمْ يَرْفَعْ يَدَهُ مِنَ الْخِوَانِ حَتَّى يَرْفَعَ الضَّيْفُ يَدَهُ.

بخش چهل و یکم

اشاره

(41)

بَابُ أَنَّ ابْنَ آدَمَ أَجْوَفُ لَا بُدَّ لَهُ مِنَ الطَّعَامِ.

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السلام قَالَ: سَأَلَهُ الْأَبْرَشُ الْكَلْبِيُّ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عزوجل: (يَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ).

قَالَ: تُبَدِّلُ خُبْزَةٌ نَقِيَّةً يَأْكُلُ النَّاسُ مِنْهَا حَتَّى يَفْرُغَ مِنَ الْحِسَابِ.

قَالَ الْأَبْرَشُ: فَقُلْتُ: إِنَّ النَّاسَ يَوْمَئِذٍ لَفِي شُغُلٍ عَنِ الْأَكْلِ.

4- علی بن جعفر علیه السلام گوید: امام کاظم علیه السلام فرمود:

هرگاه مهمانی خدمت پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم و شرف یاب می شد حضرت با او غذا می خورد و دست خود را از سفره نمی کشید تا این که مهمان دست از غذا می کشید.

انسان ناگزیر از میل غذا است

1- زراره گوید: ابرش کلبی از امام باقر علیه السلام درباره گفتار خداوند که می فرماید: «روزی که زمین به زمین دیگری دگرگون می شود»، پرسید.

فرمود: زمین به نان پاکیزه ای تبدیل می شود که مردم از آن می خورند تا این که از حسابرسی فارغ شوند.

ابرش گفت: مگر در آن روز مردم مشغول خوردن هستند؟

فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام:

هُمْ فِي النَّارِ لَا يَسْتَغِلُونَ عَنْ أَكْلِ الضَّرِيعِ وَ شُرْبِ الْحَمِيمِ وَ هُمْ فِي الْعَذَابِ فَكَيْفَ يَشْتَغِلُونَ عَنْهُ فِي الْحِسَابِ؟!

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:

إِنَّ اللَّهَ عزوجل خَلَقَ ابْنَ آدَمَ أَجْوَفَ.

3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَسَنِ التَّيْمِيُّ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ حَكِيمٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عَبْدِ الْحَمِيدِ عَنِ الْوَلِيدِ بْنِ صَبِيحٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

إِنَّمَا بُنِي الْجَسَدُ عَلَى الْخُبْز.

4- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ عُرْوَةَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ بُكَيْرٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السلام عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عزوجل: (يَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ).

فرمود: دوزخیان از خوردن غذای دوزخ و آشامیدن آب داغ آن مشغول نیستند و با این حال در عذاب هستند. پس چگونه در هنگام حساب از خوردن مشغول شوند؟!

2- زراره گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:

خداوند متعال آدمیزاد را تو خالی آفریده است.

3- وليد بن صبیح گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: همانا که بدن انسان بر پایه نان بنا شده است.

4 - زراره گوید:

از امام باقر علیه السلام درباره این آیه که می فرماید: «روزی که زمین به زمین دیگری دگرگون می شود» پرسیدم.

قَالَ: تُبَدِّلُ خُبْزَةٌ نَقِيَّةٌ يَأْكُلُ مِنْهَا النَّاسُ حَتَّى يَفْرُغُوا مِنَ الْحِسَابِ.

فَقَالَ لَهُ قَائِلٌ: إِنَّهُمْ لَفِي شُغُلٍ يَوْمَئِذٍ عَنِ الْأَكْلِ وَ الشَّرْبِ.

فَقَالَ: إِنَّ اللَّهَ عزوجل خَلَقَ ابْنَ آدَمَ أَجْوَفَ وَ لَا بُدَّ لَهُ مِنَ الطَّعَامِ وَ الشَّرَابِ أَ هُمْ أَشَدُّ شُغُلاً يَوْمَئِذٍ أَمْ مَنْ فِي النَّارِ؟! فَقَدِ اسْتَغَاثُوا وَ اللهُ عزوجل يَقُولُ: (وَ إِنْ يَسْتَغِيثُوا يُغَانُوا بِمَاءٍ كَالْمُهْلِ يَشْوِي الْوُجُوهَ بِئْسَ الشَّرَابُ).

5- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فِي قَوْلِ اللهِ عزوجل حِكَايَةً عَنْ مُوسَى علیه السلام : (رَبِّ إِنِّي لِما أَنْزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ).

فَقَالَ: سَأَلَ الطَّعَامَ.

فرمود: زمین به نان پاکیزه ای تبدیل می شود مردم از آن می خورند تا این که از حساب فارغ شوند.

شخصی گفت مگر مردم در آن روز مشغول خوردن و آشامیدن هستند؟

فرمود: خداوند متعال آدمیزاد را تهی آفریده است و او ناگزیر از خوردن و نوشیدنی است. آیا آنان در روز قیامت بیشتر گرفتاری دارند یا کسانی که در آتشند؟ به راستی که دوزخیان استغاثه می کنند و تقاضای آب می نمایند و خداوند متعال می فرماید: «و آن گاه که استغاثه می کنند به آنان آبی مانند فلز گداخته می آورند که چهره ها را بریان می کند، چه نوشیدنی بدی!».

5- راوی گوید:

امام صادق علیه السلام درباره گفتار خداوند که از قول حضرت موسی علیه السلام می فرماید: «پروردگارا! من به آن چه فرو فرستادی نیازمندم!» فرمود:

حضرت موسی علیه السلام از خداوند غذا درخواست نمود.

6- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي الْبَخْتَرِيٌّ رَفَعَهُ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم:

اللَّهُمَّ بَارِكْ لَنَا فِي الْخُبْزِ وَ لَا تُفَرِّقُ بَيْنَنَا وَبَيْنَهُ؛ فَلَوْ لَا الْخُبْرُ مَا صُمْنَا وَلَا صَلَّيْنَا وَ لَا أَدَّيْنَا فَرَائِضَ رَبِّنَا عزوجل.

7- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عَبْدِ الْحَمِيدِ عَنِ الْوَلِيدِ بْنِ صَبِيح عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

إِنَّمَا بُنِيَ الْجَسَدُ عَلَى الْخُبْزِ.

بخش چهل و دوم

اشاره

(42)

بَابُ الْغَدَاءِ وَ الْعَشَاءِ.

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِقٍ عَنْ عَلِيَّ بْنِ أَسْبَاطِ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ سَالِمٍ عَنِ الْمُثَنَّى عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

6- ابی البختری در روایت مرفوعه ای گوید: پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم فرمود:

خداوندا! برای ما در نان برکت قرار ده و بین ما و نان جدایی نینداز. اگر نان نبود، نه روزه می گرفتیم نه نماز می خواندیم و نه فریضه های پروردگارمان را انجام می دادیم.

7- ولید بن صبیح گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

همانا که بدن انسان بر پایه نان بنا شده است.

ناهار و شام

1- مثنی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

يَعْقُوبَ علیه السلام كَانَ لَهُ مُنَادٍ يُنَادِي كُلَّ غَدَاةٍ مِنْ مَنْزِلِهِ عَلَى فَرْسَخِ : أَلَا مَنْ أَرَادَ الْغَدَاءَ فَلْيَأْتِ إِلَى مَنْزِلِ يَعْقُوبَ.

وَإِذَا أَمْسَى يُنَادِي: أَلَا مَنْ أَرَادَ الْعَشَاءَ فَلْيَأْتِ إِلَى مَنْزِلِ يَعْقُوبَ.

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الصَّلْتِ عَنِ ابْنِ أَخِي شِهَابِ بْنِ عَبْدِ رَبِّهِ قَالَ: شَكَوْتُ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام مَا أَلْقَى مِنَ الْأَوْجَاعِ وَ التَّخَمِ.

فَقَالَ لِي: تَعَدَّ وَ تَعَشَّ وَ لَا تَأْكُلْ بَيْنَهُمَا شَيْئاً ، فَإِنَّ فِيهِ فَسَادَ الْبَدَنِ. أَمَا سَمِعْتَ الله عزوجل يَقُولُ: (لَهُمْ رِزْقُهُمْ فِيها بُكْرَةً وَعَشِيًّا).

يعقوب علیه السلام ندا دهنده ای داشت که هر صبح از خانه یعقوب علیه السلام تا فاصله یک فرسخی چنین ندا می داد: آگاه باشید! هرکس صبحانه می خواهد به منزل یعقوب علیه السلام بیاید.

و هنگامی که شب فرا می رسید ندا می داد: آگاه باشید! هرکس شام می خواهد، به منزل يعقوب علیه السلام بیاید.

2- برادر زاده شهاب بن عبد ربه گوید:

به امام صادق علیه السلام از دردهایی که داشتم و سوء هاضمه شِکوه نمودم.

فرمود: صبحانه و شام بخور و در فاصله بین آن دو چیزی نخور؛ چراکه موجب تباهی بدن می شود. مگر نشنیده ای که خداوند متعال (در وصف بهشتیان) می فرماید: «روزی آنان صبح و شام آماده است»؟!

بخش چهل و سوم

اشاره

(43)

بَابُ فَضْلِ الْعَشَاءِ وَ كَرَاهِيَةِ تَرْكِهِ.

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ يَحْيَى عَنْ جَدِّهِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ قَالَ علیه السلام: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام:

عَشَاءُ الْأَنْبِيَاءِ علیهم السلام بَعْدَ الْعَتَمَةِ فَلَا تَدَعُوهُ؛ فَإِنَّ تَرْكَ الْعَشَاءِ خَرَابُ الْبَدَنِ.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ:

أَصْلُ خَرَابِ الْبَدَنِ تَرْكُ الْعَشَاءِ.

3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ:

تَرْكُ الْعَشَاءِ مَهْرَمَةٌ. وَيَنْبَغِي لِلرَّجُلِ إِذَا أَسَنَّ أَلَّا يَبِيتَ إِلَّا وَ جَوْفُهُ مُمْتَلِيٌّ مِنَ الطَّعَامِ.

فضیلت شام و کراهت ترک آن

1- محمد بن مسلم گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمود:

شام پیامبران علیهم السلام بعد از سپری شدن یک سوم نخست شب است از این رو آن را ترک نکنید؛ زیرا ترک شام باعث تخریب بدن است.

2- هشام بن حکم گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

ریشه خرابی بدن، ترک شام است.

3- جمیل بن صالح گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

ترک شام، باعث پیری و سستی است و برای انسان سالمند سزاوار است که پیش از خواب غذا بخورد.

4- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ سَعِيدِ بْنِ جَنَاحٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السلام قَالَ :

إِذَا اكْتَهَلَ الرَّجُلُ فَلَا يَدَعُ أَنْ يَأْكُلَ بِاللَّيْلِ شَيْئًا، فَإِنَّهُ أَهْدَى لِلنَّوْمِ وَ أَطْيَبُ للنكهة.

5- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ بُنْدَارَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ جَعْفَرِ الْجَعْفَرِيِّ قَالَ:

كَانَ أَبُو الْحَسَنِ علیه السلام لَا يَدَعُ الْعَشَاءَ وَ لَوْ بِكَعْكَةٍ وَكَانَ يَقُولُ علیه السلام: إِنَّهُ قُوَّةٌ لِلْجِسْمِ.

وَ قَالَ: وَلَا أَعْلَمُهُ إِلَّا قَالَ : وَصَالِحٌ لِلْجِمَاعِ.

6- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْوَلِيدِ بْنِ صَبِيحٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام يَقُولُ:

4- سعید بن جناح گوید: امام رضا علیه السلام فرمود:

هنگامی که انسان پیر شد، غذای شب هنگام را ترک نکند؛ زیرا آن، خواب را آرام و دهان را خوش بو می سازد.

5- سلیمان بن جعفر جعفری گوید:

امام کاظم علیه السلام شام را ترک نمی نمود؛ گرچه با خوردن یک «کعکه» (1)بود و همواره می فرمود: شام نیروی بدن است.

سلیمان گوید: یادم نمی رود که حضرت فرمود: خوردن شام برای عمل همبستری خوب است.

6- وليد بن صبیح گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود:


1) نانی است که با روغن و شکر تهیه می شود.

لَا خَيْرَ لِمَنْ دَخَلَ فِي السِّنِّ أَنْ يَبِيتَ خَفِيفاً، بَلْ يَبِيتُ مُمْتَلِياً خَيْرٌ لَهُ.

7- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ زِيَادِ بْنِ أَبِي الْحَلَّالِ قَالَ: تَعَشَّيْتُ مَعَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فَقَالَ:

الْعَشَاءُ بَعْدَ الْعِشَاءِ الْآخِرَةِ عَشَاءُ النَّبِيِّينَ علیهم السلام.

8- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ بُنْدَارَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِي سُلَيْمَانَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ الْجَبَلِيَّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجِ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام يَقُولُ:

مَنْ تَرَكَ الْعَشَاءَ لَيْلَةَ السَّبْتِ وَ لَيْلَةَ الْأَحَدِ مُتَوَالِيَتَيْنِ، ذَهَبَتْ عَنْهُ قُوَّتُهُ فَلَمْ تَرْجِعْ إِلَيْهِ أَرْبَعِينَ يَوْماً.

9- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ ذَرِيحٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

الشَّيْخُ لَا يَدَعُ الْعَشَاءَ وَلَوْ بِلُقْمَةٍ.

شایسته نیست که فرد سالمند با شکم خالی بخوابد بلکه اگر با شکم پر بخوابد برایش بهتر است.

7- زیاد بن ابی حلال گوید: خدمت امام صادق علیه السلام شام خوردم حضرتش فرمود:

خوردن شام بعد از نماز عشاء شام پیامبران علیهم السلام است.

جميل بن دراج گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود:

هرکس شام را در دو شب شنبه و یک شنبه پشت سر هم ترک کند نیرویش از بین می رود و تا چهل روز به او باز نمی گردد.

9- ذریح گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

پیر مرد نباید شام را ترک کند؛ گرچه به خوردن یک لقمه باشد.

10- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ بَكْرِ بْنِ صَالِحٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي عَلِيَّ اللَّهَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ:

مَا تَقُولُ أَطِبَّاؤُكُمْ فِي عَشَاءِ اللَّيْلِ؟

قُلْتُ: إِنَّهُمْ يَنْهَوْنَا عَنْهُ.

قَالَ: لَكِنِّي آمُرُكُمْ بِهِ.

11- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنِ الْحَجَّالِ عَنْ ثَعْلَبَةَ عَنْ رَجُلٍ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

طَعَامُ اللَّيْلِ أَنْفَعُ مِنْ طَعَامِ النَّهَارِ.

12- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ بَعْضِ الْأَهْوَازِيِّينَ عَنِ الرِّضَا علیه السلام قَالَ:

إِنَّ فِي الْجَسَدِ عِرْقاً يُقَالُ لَهُ: الْعَشَاءُ، فَإِنْ تَرَكَ الرَّجُلُ الْعَشَاءَ لَمْ يَزَلْ يَدْعُو عَلَيْهِ ذَلِكَ الْعِرْقُ إِلَى أَنْ يُصْبحَ يَقُولُ: أَجَاعَكَ اللهُ كَمَا أَجَعْتَنِي وَأَطْمَأَكَ اللهُ كَمَا أَظْمَأْتَنِي. فَلَا يَدَعَنَّ أَحَدُكُمُ الْعَشَاءَ وَ لَوْ بِلْقْمَةٍ مِنْ خُبْرٍ أَوْ شَرْبَةٍ مِنْ مَاءٍ.

10- علی بن ابو علی لهبی گوید:

امام صادق علیه السلام فرمود: طبیب های شما درباره شام شب چه می گویند؟

گفتم: آنها ما را از آن نهی می کنند.

فرمود: اما من شما را به آن دستور می دهم.

11- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

غذای شب سودمندتر از غذای روز است.

12- راوی اهوازی گوید: امام رضا علیه السلام فرمود:

رگی در بدن است که به آن رگ «شام» می گویند. بنابراین اگر انسان شام را ترک کند، آن رگ همواره او را نفرین می کند تا این که صبح شود، می گوید: «خداوند تو را گرسنه کند همان طور که تو مرا گرسنه نگه داشتی و خداوند تو را تشنه کند، همان طور که تو مرا تشنه نگه داشتی». پس هیچ کدام از شما شام را ترک نکند؛ گرچه با یک لقمه نان و یا یک جرعه آب باشد.

بخش چهل و چهارم

اشاره

(44)

بَابُ الْوُضُوءِ قَبْلَ الطَّعَامِ وَ بَعْدَهُ.

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِيِّ عَنِ ابْنِ الْقَدَّاحِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

مَنْ غَسَلَ يَدَهُ قَبْلَ الطَّعَامِ وَ بَعْدَهُ، عَاشَ فِي سَعَةٍ وَ عُوفِيَ مِنْ بَلْوَى فِي جَسَدِهِ.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ صَفْوَانَ الْجَمَّالِ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ الثَّمَالِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ:

يَا أَبَا حَمْزَةَ! الْوُضُوءُ قَبْلَ الطَّعَامِ وَ بَعْدَهُ، يُذْهِبَانِ الْفَقْرَ.

قُلْتُ: بِأَبِي أَنْتَ وَأُمِّي! يَذْهَبَانِ بِالْفَقْرِ؟!

فَقَالَ: نَعَمْ يَذْهَبَانِ بِهِ.

شستن دست پیش از غذا و پس از آن

1- ابن قداح گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هرکس پیش از خوردن غذا و پس از آن دست خود را بشوید، در رفاه زندگی خواهد کرد و از بیماری های جسمی ایمن خواهد بود.

2- ابو حمزه ثمالی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

ای ابا حمزه! شستن دست پیش از غذا و پس از آن فقر و ناداری را از بین می برد.

عرض کردم: پدر و مادرم به فدای شما! فقر و ناداری را از بین می برد؟

فرمود: آری، فقر و ناداری را از بین می برد.

3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ يَحْيَى عَنْ جَدِّهِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدِ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام:

غَسْلُ الْيَدَيْنِ قَبْلَ الطَّعَامِ وَ بَعْدَهُ، زِيَادَةٌ فِي الْعُمُرِ وَإِمَاطَةٌ لِلْغَمَرِ عَنِ الثِّيَابِ وَيَجْلُو الْبَصَرَ.

4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

مَنْ سَرَّهُ أَنْ يَكْثُرَ خَيْرُ بَيْتِهِ، فَلْيَتَوَضَّأْ عِنْدَ حُضُورِ طَعَامِهِ.

5- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ أَبِي عَوْفِ الْبَجَلِي قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام يَقُولُ:

الْوُضُوءُ قَبْلَ الطَّعَامِ وَ بَعْدَهُ يَزِيدَانِ فِي الرِّزْقِ.

و رُوِيَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم قَالَ:

أَوَّلُهُ يَنْفِي الْفَقْرَ وَ آخِرُهُ يَنْفِي الْهَمَّ.

3- ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمود:

شستن دست ها پیش از غذا خوردن و پس از آن عمر انسان را زیاد می کند چربی غذا را از لباس ها می راند و چشم را جلا می دهد.

4- سکونی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هرکس خوشحال می شود که خیر و برکت خانه اش زیاد گردد، پس در هنگام حاضر شدن غذا دستانش را بشوید.

5- ابو عوف بجلی گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود:

شستن دست قبل و بعد از غذا خوردن رزق و روزی را فراوان می کند.

در روایت دیگری آمده است که پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم فرمود:

شستن دست قبل از غذا خوردن فقر را و بعد از غذا اندوه را از بین می برد.

بخش چهل و پنجم

اشاره

(45)

بَابُ صِفَةِ الْوُضُوءِ قَبْلَ الطَّعَامِ.

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَجْلَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

الْوُضُوءُ قَبْلَ الطَّعَامِ يَبْدَأُ صَاحِبُ الْبَيْتِ لِئَلَّا يَحْتَشِمَ أَحَدٌ. فَإِذَا فَرَغَ مِنَ الطَّعَامِ بَدَأَ بِمَنْ عَنْ يَمِينِ صَاحِبِ الْبَيْتِ، حُرِّاً كَانَ أَوْ عَبْداً.

قَالَ: وَ فِي حَدِيثٍ آخَرَ : يَغْسِلُ أَوَّلاً رَبُّ الْبَيْتِ يَدَهُ ثُمَّ يَبْدَأُ بِمَنْ عَلَى يَمِينِهِ وَإِذَا رُفِعَ الطَّعَامُ بَدَأَ بِمَنْ عَلَى يَسَارِ صَاحِبِ الْمَنْزِلِ وَ يَكُونُ آخِرُ مَنْ يَغْسِلُ يَدَهُ صَاحِبَ الْمَنْزِلِ، لأَنَّهُ أَوْلَى بِالصَّبْرِ عَلَى الْغَمَرِ.

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ خَلَفِ بْنِ حَمَّادٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ ثَابِتٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

شرایط شستن دست پیش از غذا

1- محمد بن عجلان گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

در شستن دست پیش از غذا از صاحب خانه شروع می شود تا کسی خجالت نکشد و آن گاه که غذا خوردن به پایان رسید کسی که سمت راست صاحب خانه نشسته دستش را می شوید؛ چه آن شخص آزاد باشد، چه برده.

و در حدیث دیگر چنین آمده است ابتدا صاحب خانه دستش را می شوید سپس از کسی که سمت راستش نشسته است شروع می کند و هنگامی که غذا خوردن پایان یافت از کسی که سمت راست صاحب خانه نشسته است شروع می کند و صاحب خانه آخرین فردی باشد که دستش را می شوید؛ زیرا او بر صبر به چربی غذا شایسته تر است.

2- عمرو بن ثابت گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

اغْسِلُوا أَيْدِيَكُمْ فِي إِنَاءٍ وَاحِدٍ ؛ تَحْسُنْ أَخْلَاقُكُمْ.

3- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ الْمُبَارَكِ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ يُونُسَ قَالَ:

لَمَّا تَغَدَّى عِنْدِي أَبُو الْحَسَنِ علیه السلام وَ جِيءَ بِالطَّسْتِ بُدِئَ بِهِ علیه السلام وَ كَانَ فِي صَدْرِ الْمَجْلِسِ، فَقَالَ علیه السلام: ابْدَأُ بِمَنْ عَلَى يَمِينِكَ.

فَلَمَّا تَوَضَّأَ وَاحِدٌ أَرَادَ الْغُلَامُ أَنْ يَرْفَعَ الطَّسْتَ، فَقَالَ لَهُ أَبُو الْحَسَنِ علیه السلام: دَعْهَا وَ اغْسِلُوا أَيْدِيَكُمْ فِيهَا.

بخش چهل و ششم

اشاره

(46)

بَابُ التَّمَنْدُلِ وَ مَسْحِ الْوَجْهِ بَعْدَ الْوُضُوءِ

1- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ أَبِي مَحْمُودٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ رَجُلٍ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السلام:

دست های خود را در یک ظرف بشویید تا اخلاقتان نیکو گردد.

3- فضل بن یونس گوید:

هنگامی که امام کاظم علیه السلام نزد من ناهار میل کرد و برای شست و شوی دست تشت آوردند از آن حضرت شروع کردند با این که امام علیه السلام در صدر مجلس نشسته بود؛ حضرتش فرمود: از کسی که در سمت راست توست شروع کن.

هنگامی که یک نفر دستان خود را شست، غلام خواست تشت را بردارد. امام علیه السلام به او فرمود: تشت را بگذار و دستان خود را در آن بشویید.

حوله و کشیدن دست به صورت پس از شستن

1- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

إِذَا غَسَلْتَ يَدَكَ لِلطَّعَامِ، فَلَا تَمْسَحْ يَدَكَ بِالْمِنْدِيلِ؛ فَإِنَّهُ لَا تَزَالُ الْبَرَكَةُ فِي الطَّعَامِ مَا دَامَتِ النَّدَاوَةُ فِي الْيَدِ.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُرَازِمٍ قَالَ: رَأَيْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السلامإِذَا تَوَضَّأَ قَبْلَ الطَّعَامِ، لَمْ يَمَسَّ الْمِنْدِيلَ وَإِذَا تَوَضَّأَ بَعْدَ الطَّعَامِ، مَسَّ الْمِنْدِيلَ.

3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ أَبِي الْمَغْرَاءِ عَنْ زَيْدٍ الشَّحَامِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام أَنَّهُ كَرِهَ أَنْ يَمْسَحَ الرَّجُلُ يَدَهُ بِالْمِنْدِيلِ وَ فِيهَا شَيْءٌ مِنَ الطَّعَامِ، تَعْظِيماً لِلطَّعَامِ حَتَّى يَمُصَّهَا أَوْ يَكُونَ عَلَى جَنْبِهِ صَبِيٌّ يَمُضُهَا.

4- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ بَعْضِ رِجَالِهِ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عُقْبَةَ يَرْفَعُهُ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

مَسْحُ الْوَجْهِ بَعْدَ الْوُضُوءِ يَذْهَبُ بِالْكَلَفِ وَ يَزِيدُ فِي الرِّزْقِ .

زمانی که دستان خود را قبل از تناول غذا می شویی آنها را با حوله خشک نکن؛ زیرا تا هنگامی که رطوبت آب در دستان تو از بین نرفته است برکت غذا از بین نمی رود.

2- مرازم گوید: امام ابوالحسن علیه السلام را دیدم که اگر قبل از غذا دست های خود را می شست، دست های خود را با حوله خشک نمی کرد و بعد از غذا دست های خود را خشک می نمود.

3- زید شحّام گوید: امام صادق علیه السلام کراهت داشت که انسان دست های خود را به جهت احترام گذاشتن به غذا با حوله پاک کند؛ در حالی که در آن غذا است تا زمانی که آن را بلیسد و یا کودکی در کنارش باشد که بقایای غذا را بلیسد.

4- ابراهیم بن عقبه در روایت مرفوعه ای گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

خشک کردن صورت پس از شست و شو، لکه صورت (کک و مک) را از بین می برد و رزق و روزی را فراوان می کند.

5- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ رَفَعَهُ عَنِ الْمُفَضَّلِ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فَشَكَوْتُ إِلَيْهِ الرَّمَدَ. فَقَالَ لِي: أَ وَ تُرِيدُ الطَّرِيفَ؟

ثُمَّ قَالَ لِي: إِذَا غَسَلْتَ يَدَكَ بَعْدَ الطَّعَامِ، فَامْسَحْ حَاجِبَيْكَ وَ قُلْ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ: «الْحَمْدُ لِلَّهِ الْمُحْسِنِ الْمُجْمِلِ الْمُنْعِمِ الْمُفْضِلِ».

قَالَ: فَفَعَلْتُ ذَلِكَ، فَمَا رَمِدَتْ عَيْنِي بَعْدَ ذَلِكَ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ.

بخش چهل و هفتم

اشاره

(47)

بَابُ التَّسْمِيَةِ وَ التَّحْمِيدِ وَ الدُّعَاءِ عَلَى الطَّعَامِ.

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم:

5- مفضل گوید: حضور امام صادق علیه السلام شرفیاب شدم و از چشم درد خود به آن حضرت شکایت نمودم.

به من فرمود: آیا می خواهی چیز تازه ای به تو بیاموزم؟

آن گاه فرمود: هنگامی که دستان خود را بعد از غذا شستی، به ابروهایت دست بکش و سه مرتبه بگو: «الْحَمْدُ لِلَّهِ الْمُحْسِنِ الْمُجْمِلِ الْمُنْعِمِ الْمُفْضِلِ».

مفضل گوید: من طبق دستور مولایم انجام دادم و بعد از آن دیگر چشمم درد نکرد و تمام سپاس ها از آن خداوند پروردگار جهانیان است.

«بسم الله» و «الحمد لله» گفتن و دعا خواندن به هنگام صرف غذا

1- سکونی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم فرمود:

إِذَا وُضِعَتِ الْمَائِدَةُ حَفَّتْهَا أَرْبَعَةُ آلَافِ مَلَكٍ، فَإِذَا قَالَ الْعَبْدُ: بِسْمِ اللَّهِ، قَالَتِ الْمَلَائِكَةُ: بَارَكَ اللهُ عَلَيْكُمْ فِي طَعَامِكُمْ ثُمَّ يَقُولُونَ لِلشَّيْطَانِ: اخْرُجْ يَا فَاسِقُ! لَا سُلْطَانَ لَكَ عَلَيْهِمْ.

فَإِذَا فَرَغُوا فَقَالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ! قَالَتِ الْمَلَائِكَةُ: قَوْمٌ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ فَأَدَّوْا شُكْرَ رَبِّهِمْ، وَإِذَا لَمْ يُسَمُّوا قَالَتِ الْمَلَائِكَةُ لِلشَّيْطَانِ: ادْنُ يَا فَاسِقُ! فَكُلْ مَعَهُمْ. فَإِذَا رُفِعَتِ الْمَائِدَةُ وَ لَمْ يَذْكُرُوا اسْمَ اللهِ عَلَيْهَا قَالَتِ الْمَلَائِكَةُ: قَوْمٌ أَنْعَمَ اللهُ عَلَيْهِمْ فَنَسُوا رَبَّهُمْ جَلَّ وَ عَزَّ.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

إِذَا وُضِعَ الْخِوَانُ فَقُلْ: بِسْمِ اللهِ، وَ إِذَا أَكَلْتَ فَقُلْ: بِسْمِ اللَّهِ عَلَى أَوَّلِهِ وَ آخِرِهِ، وَ إِذَا رُفِعَ فَقُلِ: الْحَمْدُ لِلَّهِ.

هنگامی که سفره برای صرف غذا گسترده می شود چهار هزار فرشته آن را در بر می گیرند و هنگامی که بنده می گوید «بسم الله الرحمن الرحيم» فرشتگان می گویند:

«خداوند در غذایتان به شما برکت دهد». آن گاه به شیطان می گویند: «ای فاسق! بیرون شو تو بر آنان سلطه و تأثیر نداری».

هنگامی که آنان از غذا خوردن فارغ شوند و بگویند: «الحمد الله» فرشتگان می گویند: «اینان قومی هستند که خداوند به آنان نعمت داد و شکر پروردگارشان را به جای آوردند».

و هرگاه در ابتدای غذا «بسم الله» نگویند فرشتگان به شیطان می گویند: «ای فاسق! نزدیک شو و با آنان غذا بخور» و زمانی که سفره برداشته شود و نام خدا را بر آن نبرده باشند فرشتگان می گویند: «اینان قومی هستند که خداوند به آنها نعمت داد؛ ولی این ها پروردگار متعال خود را فراموش کردند».

2- ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هنگامی که سفره گسترده شد، بگو: «بسم الله الرحمن الرحيم» و هنگامی که غذا می خوری بگو: «بسم الله علی اوله و آخره» و زمانی که سفره برداشته شد بگو: «الحمد لله».

3- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ صَالِحٍ بْنِ أَبِي حَمَّادٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عَائِذٍ عَنْ أَبِي خَدِيجَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

إِنَّ أَبِي علیه السلام أَتَاهُ أَخُوهُ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ عَلِي، يَسْتَأْذِنُ لِعَمْرِو بْنِ عُبَيْدٍ وَ وَاصِلٍ وَ بَشِيرٍ الرَّحَالِ فَأَذِنَ لَهُمْ؛ فَلَمَّا جَلَسُوا قَالَ: مَا مِنْ شَيْءٍ إِلَّا وَ لَهُ حَلٌّ يَنْتَهِي إِلَيْهِ.

فَجِيءَ بِالْخِوَانِ فَوُضِعَ فَقَالُوا فِيمَا بَيْنَهُمْ: قَدْ وَ اللهِ اسْتَمْكَنَّا مِنْهُ، فَقَالُوا: يَا أَبَا جَعْفَرٍ! هَذَا الْخِوَانُ مِنَ الشَّيْءٍ؟

فَقَالَ: نَعَمْ.

قَالُوا: فَمَا حَدُّهُ؟

قَالَ: حَدُّهُ إِذَا وُضِعَ قِيلَ: بِسْمِ اللهِ وَإِذَا رُفِعَ قِيلَ: الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ يَأْكُلُ كُلُّ إِنْسَانٍ مِمَّا بَيْنَ يَدَيْهِ وَ لَا يَتَنَاوَلُ مِنْ قُدَّامِ الْآخَرِ شَيْئاً.

3- ابو خدیجه گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

عمویم، عبدالله بن علی نزد پدرم آمد تا برای عمرو بن عبید، واصل وبشير رحال اجازه ورود بگیرد پدرم اجازه داد زمانی که آنها وارد شدند و نشستند، پدرم فرمود: هیچ چیز وجود ندارد مگر آن که حد و مرزی دارد که به آن محدود می شود.

هنگامی که سفره را آوردند و آن را چیدند آنان به یک دیگر گفتند: به خدا سوگند! امکان یافتیم که از ایشان در خصوص سخن خویش سؤالی بپرسیم.

پس گفتند: ای ابو جعفر! این سفره از همان چیزهاست؟

فرمود: آری.

گفتند: حد و مرزش چیست؟

فرمود: حد آن این است که هنگامی که سفره پهن شود گفته شود: «بسم الله» و هنگامی که برداشته شود گفته شود: «الحمد لله» و هر شخص از غذایی که پیش روی اوست بخورد؛ و از پیش روی فرد دیگری چیزی نخورد.

4- أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ أَبِي جَمِيلَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مَرْوَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ :

إِذَا وُضِعَ الْغَدَاء وَ الْعَشَاءُ فَقُلْ : بِسْمِ اللهِ؛ فَإِنَّ الشَّيْطَانَ لَعَنَهُ اللَّهُ يَقُولُ لِأَصْحَابِهِ: اخْرُجُوا فَلَيْسَ هَاهُنَا عَشَاءُ وَ لَا مَبِينٌ وَإِذَا نَسِيَ أَنْ يُسَمِّيَ قَالَ لِأَصْحَابِهِ: تَعَالَوْا ! فَإِنَّ لَكُمْ هَاهُنَا عَشَاء وَ مَبِيتاً.

5- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ غِيَاتِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام:

مَنْ أَكَلَ طَعَاماً فَلْيَذْكُرِ اسْمَ اللهِ عزوجل عَلَيْهِ. فَإِنْ نَسِيَ فَذَكَرَ اللَّهَ مِنْ بَعْدُ تَقَيَّأَ الشَّيْطَانُ لَعَنَهُ اللهُ مَا كَانَ أَكَلَ وَاسْتَقَلَّ الرَّجُلُ الطَّعَامَ.

6- وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ قَالَ: قَالَ:

مَنْ ذَكَرَ اللَّهَ عزوجل عَلَى الطَّعَامِ، لَمْ يُسْأَلْ عَنْ نَعِيمٍ ذَلِكَ أَبَداً.

4- محمد بن مروان گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هنگامی که سفره صبحانه یا شام چیده شود بگو: «بسم الله»؛ زیرا که شیطان - که لعنت خدا بر او باد! - به یارانش می گوید: بیرون روید که در این جا شام و جای خواب نیست و هرگاه انسان فراموش کند که «بسم الله» بگوید، شیطان به یاران خود می گوید: بیایید که در این جا برای شما شام و جای خواب است

5- غیاث بن ابراهیم گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمود: هرکسی هنگامی که غذا می خورد، باید نام خداوند را بر آن ببرد و اگر فراموش کند و پس از آن نام خدا را جاری کند، شیطان آن چه را که خورده است قی می کند و آن شخص در غذای خود مستقل و تنها خواهد شد.

6- غیاث بن ابراهیم با همین سند گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هرکس نام خداوند را بر غذا ببرد، هیچ گاه در مورد این نعمت مورد سؤال واقع نخواهد شد.

7- أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ كُلَيْبِ الْأَسَدِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

إِنَّ الرَّجُلَ الْمُسْلِمَ إِذَا أَرَادَ أَنْ يَطْعَمَ طَعَاماً فَأَهْوَى بِيَدِهِ فَقَالَ: بِسْمِ اللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ، غَفَرَ اللهُ عزوجل لَهُ قَبْلَ أَنْ تَصِلَ اللُّقْمَةُ إِلَى فِيهِ.

8- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ الْمِيثَمِيُّ رَفَعَهُ قَالَ: كَانَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم إِذَا وُضِعَتِ الْمَائِدَةُ بَيْنَ يَدَيْهِ قَالَ:

«سُبْحَانَكَ اللَّهُمَّ مَا أَحْسَنَ مَا تَبْتَلِينَا، سُبْحَانَكَ مَا أَكْثَرَ مَا تُعْطِينَا، سُبْحَانَكَ مَا أَكْثَرَ مَا تُعَافِينَا اللَّهُمَّ أَوْسِعْ عَلَيْنَا وَ عَلَى فُقَرَاءِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ وَ الْمُسْلِمِينَ وَ الْمُسْلِمَاتِ».

9- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ الْحَجَّاج قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام يَقُولُ:

إِذَا حَضَرَتِ الْمَائِدَةُ وَ سَمَّى رَجُلٌ مِنْهُمْ أَجْزَاً عَنْهُمْ أَجْمَعِينَ.

7- کلیب اسدی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

شخص مسلمان هنگامی که بخواهد غذا بخورد اگر دستش را بلند کند و بگوید: «بسم الله والحمد لله رب العالمین» خداوند متعال پیش از آن که لقمه به دهانش برسد، او را می آمرزد.

8- احمد بن حسن میثمی در حدیث مرفوعه ای گوید:

پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم همواره آن گاه که سفره در مقابل ایشان نهاده می شد می فرمود:

«سُبْحَانَكَ اللَّهُمَّ مَا أَحْسَنَ مَا تَبْتَلِينَا، سُبْحَانَكَ مَا أَكْثَرَ مَا تُعْطِينَا، سُبْحَانَكَ مَا أَكْثَرَ مَا تُعَافِينَا اللَّهُمَّ أَوْسِعْ عَلَيْنَا وَ عَلَى فُقَرَاءِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ وَالْمُسْلِمِينَ وَالْمُسْلِمَاتِ».

9- عبدالرحمان بن حجّاج گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود: اگر سفره غذا آماده شود و یک نفر «بسم الله» بگوید از جانب همه حاضران کفایت می کند.

10- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: كَانَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم إِذَا طَعِمَ عِنْدَ أَهْلِ بَيْتٍ قَالَ لَهُمْ:

طَعِمَ عِنْدَكُمُ الصَّائِمُونَ وَأَكَلَ عِنْدَكُمُ الْأَبْرَارُ وَصَلَّتْ عَلَيْكُمُ الْمَلَائِكَةُ الأَخْيَارُ .

11- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

إِذَا أَكَلْتَ الطَّعَامَ فَقُلْ: بِسْمِ اللهِ فِي أَوَّلِهِ وَ آخِرِهِ؛ فَإِنَّ الْعَبْدَ إِذَا سَمَّى قَبْلَ أَنْ يَأْكُلَ ، لَمْ يَأْكُلْ مَعَهُ الشَّيْطَانُ وَ إِذَا لَمْ يُسَمِّ، أَكَلَ مَعَهُ الشَّيْطَانُ. فَإِذَا سَمَّى بَعْدَ مَا يَأْكُلُ وَأَكَلَ الشَّيْطَانُ مَعَهُ، تَقَيَّأَ الشَّيْطَانُ مَا كَانَ أَكَلَ.

12- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ عَمْرٍو الْمُتَطَبَّبِ عَنْ أَبِي يَحْيَى الصَّنْعَانِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: كَانَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ علیهما السلام إِذَا وُضِعَ الطَّعَامُ بَيْنَ يَدَيْهِ قَالَ:

10- سکونی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هنگامی که پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم در نزد خانواده ای غذا میل می نمود به آنان می فرمود: گرسنگان در نزد شما سیر شدند، خوبان در پیش شما غذا خوردند و فرشتگان بزرگوار بر شما درود فرستادند.

11- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هنگامی که غذا می خوری بگو: «بسم الله فى أوَّلِهِ وَآخِرِه»؛ زیرا هنگامی که بنده پیش از آن که غذا بخورد «بسم الله» بگوید شیطان همراه او نخواهد خورد و هرگاه «بسم الله» نگوید شیطان همراه او از آن غذا می خورد. پس هرگاه پس از آن که مقداری غذا خورد و شيطان نیز همراه او غذا خورده، «بسم الله» بگوید شیطان آن چه را که خورد قی می کند.

12- ابو یحیی صنعانی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هنگامی که در نزد امام سجاد علیه السلام غذا نهاده می شد می فرمود:

«اللَّهُمَّ هَذَا مِنْ مَنْكَ وَفَضْلِكَ وَ عَطَائِكَ، فَبَارِكْ لَنَا فِيهِ وَ سَوِّغْنَاهُ وَ ارْزُقْنَا خَلَفَاً إِذَا أَكَلْنَاهُ وَ رُبَّ مُحْتَاجِ إِلَيْهِ رَزَقْتَ فَأَحْسَنْتَ اللَّهُمَّ وَ اجْعَلْنَا مِنَ الشَّاكِرِينَ».

فَإِذَا رُفِعَ الْخِوَانُ قَالَ: «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي حَمَلَنَا فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَرَزَقَنَا مِنَ الطَّيِّبَاتِ وَ فَضَّلَنَا عَلَى كَثِيرٍ مِنْ خَلْقِهِ تَفْضِيلاً».

13- عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ سُلَيْمَانَ عَنْ جَرَّاحِ الْمَدَائِنِي قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السلام:

اذْكُرِ اسْمَ اللهِ عزوجل عَلَى الطَّعَامِ؛ فَإِذَا فَرَغْتَ فَقُلِ: «الْحَمْدُ لِتِهِ الَّذِي يُطْعِمُ وَ لَا يُطْعَمْ».

14- وَ عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَمَّنْ حَدَّثَهُ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ الْعَزْرَمِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام:

مَنْ ذَكَرَ اسْمَ اللهِ عزوجل عِنْدَ طَعَامِ أَوْ شَرَابٍ فِي أَوَّلِهِ وَ حَمِدَ اللهَ فِي آخِرِهِ، لَمْ يُسْأَلْ عَنْ نَعِيمٍ ذَلِكَ الطَّعَامِ أَبَداً.

«اللَّهُمَّ هَذَا مِنْ مَنْكَ وَفَضْلِكَ وَ عَطَائِكَ، فَبَارِكْ لَنَا فِيهِ وَ سَوَّغْنَاهُ وَارْزُقْنَا خَلَفَاً إِذَا أَكَلْنَاهُ وَ رُبَّ مُحْتَاجٍ إلَيْهِ رَزَقْتَ فَأَحْسَنْتَ اللَّهُمَّ وَ اجْعَلْنَا مِنَ الشَّاكِرِينَ».

و هنگامی که سفره برداشته می شد می فرمود: «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي حَمَلَنَا فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ رَزَقْنَا مِنَ الطَّيِّبَاتِ وَفَضَّلَنَا عَلَى كَثِيرٍ مِنْ خَلْقِهِ تَفْضِيلاً».

13- جراح مدائنی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: با شروع غذا نام خدا را یاد کن و چون فارغ شدی، بگو: «سپاس آن خدا را که روزی می دهد و روزی نمی طلبد».

14- عبد الرحمان عزرمی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمود: هرکس نام خداوند متعال را هنگام غذا خوردن یا آشامیدن بگوید و در پایان آن، خداوند را سپاس گوید، هیچ گاه درباره این نعمت از او سؤال نمی گردد.

15- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ الْمِيثَمِيِّ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ مِهْزَمٍ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:

كَانَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم إِذَا رُفِعَتِ الْمَائِدَةُ قَالَ: «اللَّهُمَّ أَكْثَرْتَ وَ أَطَبْتَ وَ بَارَكْتَ فَأَشْبَعْتَ وَ أَرْوَيْتَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي يُطْعِمُ وَ لَا يُطْعَمُ».

16- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ:

كَانَ أَبِي علیه السلام يَقُولُ: «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَشْبَعَنَا فِي جَائِعِينَ وَ أَرْوَانَا فِي ظَامِئِينَ وَ آوَانَا فِي ضَائِعِينَ وَ حَمَلَنَا فِي رَاجِلِينَ وَ آمَنَنَا فِي خَائِفِينَ وَ أَخْدَمَنَا فِي عَانِينَ»

17- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالِ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ عُبَيْدِ بْنِ زُرَارَةَ قَالَ: أَكَلْتُ مَعَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام طَعَامًا، فَمَا أُحْصِي كَمْ مَرَّةً قَالَ:

«الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي جَعَلَنِي أَشْتَهِيهِ».

15- راوی گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:

هنگامی که سفره برداشته می شد پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم می فرمود: «اللَّهُمْ أَكْثَرْتَ وَ أَطَبْتَ وَ بَارَكْتَ فَأَشْبَعْتَ وَ أَرْوَيْتَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي يُطْعِمُ وَ لَا يُطْعَمْ».

16- هشام بن سالم گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

همواره پدرم می فرمود: «الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِي أَشْبَعَنَا فِي جَائِعِينَ وَ أَرْوَانَا فِي ظَامِنِينَ وَ آوَانَا فِي ضَائِعِينَ وَ حَمَلَنَا فِي رَاجِلِينَ وَ آمَنَنَا فِي خَائِفِينَ وَ أَخْدَمَنَا فِي عَانِينَ».

17- عبيد بن زراره گوید: همراه امام صادق علیه السلام غذا خوردم پس شمارش نکردم که چند مرتبه فرمود: «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي جَعَلَنِي أَشْتَهِيهِ».

18- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ دَاوُدَ بْنِ فَرْقَدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام:

ضَمِنْتُ لِمَنْ يُسَمِّي عَلَى طَعَامِهِ أَنْ لَا يَشْتَكِيَ مِنْهُ.

فَقَالَ لَهُ ابْنُ الْكَوَّاءِ: يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ! لَقَدْ أَكَلْتُ الْبَارِحَةَ طَعَامًا فَسَمَّيْتُ عَلَيْهِ وَآذَانِي.

فَقَالَ: لَعَلَّكَ أَكَلْتَ أَلْوَاناً فَسَمَّيْتَ عَلَى بَعْضِهَا وَ لَمْ تُسَمِّ عَلَى بَعْضٍ يَا لُكَعُ!

19- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْبَرْقِيِّ عَنْ أَبِي طَالِبٍ عَنْ مِسْمَعِ قَالَ: شَكَوْتُ مَا أَلْقَى مِنْ أَذَى الطَّعَامِ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام إِذَا أَكَلْتُهُ.

فَقَالَ: لَمْ تُسَمِّ؟

فَقُلْتُ: إِنِّي لَأُسَمِّي وَإِنَّهُ لَيَضُرُّنِي.

فَقَالَ لِي: إِذَا قَطَعْتَ التَّسْمِيَةَ بِالْكَلَامِ ثُمَّ عُدْتَ إِلَى الطَّعَامِ تُسَمِّي؟

قُلْتُ: لَا.

18- داوود بن فرقد گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمود:

برای کسی که بر غذایش «بسم الله» می گوید ضمانت می کنم که غذا به او ضرر نکند و او از آن شکایت ننماید.

ابن کواء به ایشان عرض کرد: ای امیرمؤمنان! من شب گذشته غذایی خوردم و بر آن «بسم الله» نیز گفتم اما غذا به من ضرر کرد.

فرمود: ای فرومایه! شاید تو چند نوع غذا خوردی و بر بعضی «بسم الله» گفتی و بر بعضی دیگر نگفتی.

19- مسمع گوید: از اذیتی که از جانب غذا به من رسیده بود، به امام صادق علیه السلام گلایه نمودم.

فرمود: «بسم الله» نگفتی؟

عرض کردم: من «بسم الله » می گویم؛ اما غذا باز هم به من ضرر می کند.

به من فرمود: آن گاه که «بسم الله» را با سخن گفتن قطع کرده سپس به غذا خوردن باز گشتی «بسم الله» می گویی؟

عرض کردم: نه.

قَالَ: فَمِنْ هَاهُنَا يَضُرُّكَ. أَمَا لَوْ أَنَّكَ إِذَا عُدْتَ إِلَى الطَّعَامِ سَمَّيْتَ، مَا ضَرَّكَ .

20- أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ دَاوُدَ بْنِ فَرْقَدِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام: كَيْفَ أُسَمِّي عَلَى الطَّعَامِ؟

قَالَ: فَقَالَ: إِذَا اخْتَلَفَتِ الْآنِيَةُ فَسَمٌ عَلَى كُلِّ إِنَاءٍ.

قُلْتُ: فَإِنْ نَسِيتُ أَنْ أُسَمِّيَ؟!

قَالَ: تَقُولُ : بِسْمِ اللهِ عَلَى أَوَّلِهِ وَ آخِرِهِ.

21- عَنْهُ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيَّ الْكُوفِيُّ عَنْ عُبَيْسِ بْنِ هِشَامٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ أَحْمَدَ الْمِنْقَرِيِّ عَنْ يُونُسَ بْنِ ظَبْيَانَ قَالَ: كُنْتُ مَعَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام، فَحَضَرَ وَقْتُ الْعِشَاءِ فَذَهَبْتُ أَقُومُ.

فَقَالَ: اجْلِسْ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ!

فَجَلَسْتُ حَتَّى وُضِعَ الْخِوَانُ، فَسَمَّى حِينَ وُضِعَ.

فَلَمَّا فَرَغَ قَالَ: الْحَمْدُ لِلَّهِ! هَذَا مِنْكَ وَ مِنْ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه وسلم.

فرمود: پس به همین جهت به تو ضرر می رساند آگاه باش اگر هنگامی که به غذا خوردن بازگشتی «بسم الله» گفته بودی به تو ضرری نمی زد. 2- داوود بن فرقد گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: چگونه بر غذا «بسم الله» بگویم؟

فرمود: هنگامی که ظرف ها مختلف باشند بر هر کدام «بسم الله» بگو.

عرض کردم: اگر فراموش نمودم که «بسم الله» بگویم؟

فرمود: بگو: «بِسْمِ اللَّهِ عَلَى أَوَّلِهِ وَ آخِرِهِ».

21- يونس بن ظبیان گوید: من همراه امام صادق علیه السلام بودم، هنگام شام فرا رسید و من برخاستم که بروم امام علیه السلام فرمود: ای ابو عبدالله! بنشین.

من نشستم تا این که سفره را چیدند. حضرت علیه السلام هنگامی که سفره را چیدند «بسم الله» گفت و زمانی که از خوردن غذا فارغ شد فرمود: «الْحَمْدُ لِلَّهِ! هَذَا مِنْكَ وَ مِنْ صل الله مُحَمَّدٍ صلی الله علیه وسلم».

22- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ يَحْيَى عَنْ جَدِّهِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ قَالَ: كُنَّا عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام، فَأَطْعَمَنَا ثُمَّ رَفَعْنَا أَيْدِيَنَا فَقُلْنَا: الْحَمْدُ لِلهِ.

فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السلام: «اللَّهُمَّ هَذَا مِنْكَ وَ مِنْ مُحَمَّدٍ رَسُولِكَ. اللَّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ».

23- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ يَحْيَى عَنْ جَدِّهِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام:

اذْكُرُوا اللهَ عزوجل عَلَى الطَّعَامِ وَ لَا تَلْغَطُوا؛ فَإِنَّهُ نِعْمَةٌ مِنْ نِعَمِ اللَّهِ وَ رِزْقٌ مِنْ رِزْقِهِ يَجِبُ عَلَيْكُمْ فِيهِ شُكْرُهُ وَ ذِكْرُهُ وَحَمْدُهُ.

22- ابن بکیر گوید: نزد امام صادق علیه السلام بودم. ایشان به ما غذا داد، سپس دست هایمان را بلند نمودیم و گفتیم: «الحمد الله».

امام صادق علیه السلام فرمود: «اللَّهُمَّ هَذَا مِنْكَ وَ مِنْ مُحَمَّدٍ رَسُولِكَ. اللَّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدِ».

23- محمد بن مسلم گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمود: نام خدا را بر غذا ذکر کنید؛ اما گنگ و نامفهوم نگویید (که معنای سخن فهمیده نشود)؛ زیرا غذا نعمتی از نعمت های خداوند و رزقی از رزق های اوست، شکر، ذکر و حمد خداوند برای شما واجب است.

24- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ إِسْمَاعِيلَ الْمَدَائِنِي عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ بُكَيْرٍ عَنْ رَجُلٍ قَالَ:

أَمَرَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام بِلَحْمٍ، فَبُرْدَ ثُمَّ أُتِيَ بِهِ مِنْ بَعْدُ فَقَالَ: الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي جَعَلَنِي أَشْتَهِيهِ .

ثُمَّ قَالَ: النِّعْمَةُ فِي الْعَافِيَةِ أَفْضَلُ مِنَ النِّعْمَةِ عَلَى الْقُدْرَةِ.

25- سَهْلُ بْنُ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ شَمُونٍ عَنِ الْأَصَمَّ عَنْ مِسْمَع عَنْ ابی عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلی الله علیه وسلم:

مَا مِنْ رَجُلٍ يَجْمَعُ عِبَالَهُ وَيَضَعُ مَائِدَةً بَيْنَ يَدَيْهِ وَ يُسَمِّي وَ يُسَمُّونَ فِي أَوَّلِ الطَّعَامِ وَ يَحْمَدُونَ اللَّهَ عزوجل فِي آخِرِهِ، فَتَرْتَفِعُ الْمَائِدَةُ حَتَّى يُغْفَرَ لَهُمْ.

24- راوی گوید: امام صادق علیه السلام دستور داد گوشت طبخ شده بیاورند، پس آن را سرد کردند و آوردند.

حضرتش فرمود: ستایش خدایی را که مرا طوری قرار داد که به این غذا اشت ها دار.

آن گاه فرمود: نعمت با عافیت و تندرستی با فضیلت تر از نعمت با قدرت و توانایی است.

25- مسمع گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم فرمود: هرکسی خانواده اش را جمع کند و سفره ای در مقابل خود بیندازد و در اول غذا خود و خانواده اش «بسم الله» بگویند و در پایان غذا خداوند متعال را سپاس گویند و سفره را بردارند، آمرزیده می شوند.

بخش چهل و هشتم

اشاره

(48)

بَابُ نَوَادِرَ

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ غِيَاتِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام:

لَا تَأْكُلُوا مِنْ رَأْسِ الشَّرِيدِ وَكُلُوا مِنْ جَوَانِبِهِ، فَإِنَّ الْبَرَكَةَ فِي رَأْسِهِ.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام أَنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام سُئِلَ عَنْ سُفْرَةٍ وَجِدَتْ فِي الطَّرِيقِ مَطْرُوحَةٌ، كَثِيرٍ لَحْمُهَا وَ خُبْرُهَا وَ بَيْضُهَا وَ جُبْتُهَا وَ فِيهَا سِكِّين.

فَقَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام: يُقَوَّمُ مَا فِيهَا ثُمَّ يُؤْكَلُ؛ لِأَنَّهُ يَفْسُدُ وَ لَيْسَ لَهُ بَقَاءٌ، فَإِنْ جَاءَ طَالِبُهَا غَرِمُوا لَهُ الثَّمَنَ.

قِيلَ: يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ! لَا يُدْرَى سُفْرَةٌ مُسْلِمٍ أَوْ سُفْرَةٌ مَجُوسِي؟

چند روایت نکته دار

1- غياث بن ابراهیم گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمود:

از بالای «ترید» (1)نخورید، بلکه از کناره های آن بخورید، زیرا برکت در بالای ترید است.

2- سکونی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

از امیرمؤمنان علی علیه السلام پرسیدند: سفره ای را در میانه راهی پیدا می کنند که رها شده است و گوشت، نان، تخم مرغ و پنیر زیادی در آن است و چاقویی نیز در آن سفره است (چه حکمی دارد؟).

فرمود: آن چه که در سفره است قیمت گذاری می شود. سپس آن را می خورند؛ زیرا آن فاسد خواهد شد و ماندگاری ندارد، پس اگر صاحب آن بیاید (و آن را طلب کند) باید قیمتش را به او بپردازند.

عرض شد: ای امیر مؤمنان! معلوم نیست که سفره شخص مسلمان و یا مجوسی است؟


1) ترید نان آغشته به خورش که غالباً آبگوشت است.

فَقَالَ: هُمْ فِي سَعَةٍ حَتَّى يَعْلَمُوا.

3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِيِّ عَنِ ابْنِ الْقَدَّاحِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم:

إِذَا أَكَلَ أَحَدُكُمْ فَلْيَأْكُلْ مِمَّا يَلِيهِ.

4- حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الْخَشَّابِ عَنِ ابْنِ بَقَاحٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ جُمَيْعِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ: كَانَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم يَلْطَعُ الْقَصْعَةَ وَ يَقُولُ:

مَنْ لَطَعَ قَصْعَةً فَكَأَنَّمَا تَصَدَّقَ بِمِثْلِهَا.

5- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ رَفَعَهُ قَالَ: كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام يَسْتَاكُ عَرْضاً وَ يَأْكُلُ هَرْتاً. وَ قَالَ: الْهَرْتُ أَنْ يَأْكُلَ بِأَصَابِعِهِ جَمِيعاً.

6- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي هَاشِمٍ عَنْ أَبِي خَدِيجَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام أَنَّهُ كَانَ يَجْلِسُ جِلْسَةَ الْعَبْدِ وَ يَضَعُ يَدَهُ عَلَى الْأَرْضِ وَ يَأْكُلُ بِثَلَاثِ أَصَابِعَ.

فرمود: یابندگان سفره در گشایش هستند تا این که از این موضوع آگاه شوند.

3- ابن قداح گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم فرمود: هرکدام از شما به هنگام غذا خوردن باید از پیش روی خود بخورد.

4- عمرو بن جمیع گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم بعد از تناول غذا، کاسه را می لیسید و می فرمود: هرکس کاسه ای را بلیسد گویا مانند آن کاسه را صدقه داده است.

5- علی بن محمد در روایت مرفوعه ای گوید:

امیرمؤمنان علی علیه السلام به عرض مسواک می زد و به صورت «هَرْت» غذا می خورد.

راوی گوید: هرت این است که شخص با تمام انگشتانش غذا بخورد.

6- ابو خدیجه گوید:

امام صادق علیه السلام به سان برده می نشست و دست خود را بر زمین می نهاد و با سه انگشت غذا می خورد.

وَ أَنَّ رَسُولَ اللهِ صلى الله عليه وسلم كَانَ يَأْكُلُ هَكَذَا؛ لَيْسَ كَمَا يَفْعَلُ الْجَبَّارُونَ أَحَدُهُمْ يَأْكُلُ بإصْبَعَيْهِ.

7- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ يَحْيَى عَنْ جَدِّهِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم:

إِذَا أَكَلَ أَحَدُكُمْ طَعَاماً فَمَصَّ أَصَابِعَهُ الَّتِي أَكَلَ بِهَا قَالَ اللَّهُ عزوجل: بَارَكَ اللَّهُ فِيكَ!

8- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ بُنْدَارَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ نُوحٍ بْنِ شُعَيْبٍ عَنْ يَاسِرِ الْخَادِم قَالَ: أَكَلَ الْعِلْمَانُ يَوْماً فَاكِهَةٌ وَ لَمْ يَسْتَقْصُوا أَكْلَهَا وَ رَمَوْا بِهَا.

فَقَالَ لَهُمْ أَبُو الْحَسَنِ علیه السلام: سُبْحَانَ اللهِ! إِن كُنتُمُ اسْتَغْنَيْتُمْ فَإِنَّ أُنَاسًا لَمْ يَسْتَغْنُوا أَطْعِمُوهُ مَنْ يَحْتَاجُ إِلَيْهِ.

9- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ بْنِ مِهْرَانَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السلام عَنِ الصَّلَاةِ تَحْضُرُ وَ قَدْ وُضِعَ الطَّعَامُ.

به راستی که پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم همواره چنین غذا می خورد؛ نه مانند یکی از ستمگران که با دو انگشت غذا می خورد.

7- ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم فرمود: هرگاه یکی از شما غذایی بخورد و انگشتانی را که با آنها غذا خورده بلیسد، خداوند متعال می فرماید: خداوند در تو برکت قرار دهد.

8- یاسر خادم گوید:

روزی کودکانی میوه ای را خورده و نیم خورده آن را دور انداختند.

امام كاظم علیه السلام به آنان فرمود: سبحان الله! اگر شما بی نیاز شدید؛ مردمی هستند که بی نیاز نیستند آن میوه را به کسی که به آن احتیاج دارد، بخورانید.

9- سماعة بن مهران گوید:

از امام صادق علیه السلام پرسیدم: زمانی که سفره غذا چیده شده است، وقت نماز فرا می رسد، اول نماز بخوانم یا غذا بخورم؟

قَالَ: إِنْ كَانَ فِي أَوَّلِ الْوَقْتِ يُبْدَأُ بِالطَّعَامِ وَ إِنْ كَانَ قَدْ مَضَى مِنَ الْوَقْتِ شَيْءٌ وَتَخَافُ أَنْ تَفُوتَكَ فَتُعِيدَ الصَّلَاةَ، فَابْدَأْ بِالصَّلَاةِ.

10- عَنْهُ عَنْ نُوحٍ بْنِ شُعَيْبٍ عَنْ يَاسِرِ الخَادِم وَ نَادِرٍ جَمِيعاً قَالَا: قَالَ لَنَا - أَبُو الْحَسَن علیه السلام:

إِنْ قُمْتُ عَلَى رُءُوسِكُمْ وَأَنْتُمْ تَأْكُلُونَ، فَلَا تَقُومُوا حَتَّى تَفْرُغُوا وَ لَرُبَّمَا دَعَا بَعْضَنَا فَيُقَالُ لَهُ: هُمْ يَأْكُلُونَ. فَيَقُولُ: دَعْهُمْ حَتَّى يَفْرُغُوا.

11- وَ رُوِيَ عَنْ نَادِرِ الْخَادِمِ قَالَ : كَانَ أَبُو الْحَسَنِ علیه السلام إِذَا أَكَلَ أَحَدُنَا لَا يَسْتَخْدِمُهُ حَتَّى يَفْرُغَ مِنْ طَعَامِهِ.

12- وَ رَوَى نَادِرٌ الْخَادِمُ قَالَ: كَانَ أَبُو الْحَسَنِ علیه السلام يَضَعُ جَوْزِينَجَةً عَلَى الْأُخْرَى وَ يُنَاوِلُنِي.

13- أَحْمَدُ عَنْ أَبِيهِ عَنْ سُلَيْمَانَ الْجَعْفَرِيِّ قَالَ: قَالَ أَبُو الْحَسَنِ علیه السلام:

فرمود: اگر اول وقت باشد، ابتدا غذا بخور و اگر مقداری از وقت گذشته باشد و بیم داری که نمازت فوت شود و قضای آن را به جا آوری اول نماز بخوان.

10- یاسر خادم و نادر گویند: امام کاظم علیه السلام به ما فرمود:

اگر من بر شما در حال غذا خوردن امر کنم بر نخیزید تا این که غذایتان را بخورید.

گاهی آن حضرت بعضی از ما را فرا می خواند؛ به ایشان عرض می شد: مشغول خوردن غذا هستند و امام علیه السلام می فرمود: آنان را واگذارید تا این که دست از غذا بکشند.

11- نادر خادم گوید:

هنگامی که یکی از ما مشغول غذا خوردن بود، امام کاظم علیه السلام او را به خدمت وا نمی داشت تا این که از غذا دست می کشید.

12- نادر خادم گوید:

امام کاظم علیه السلام جوزینه ای (1)را بر جوزینه دیگر می نهاد و آن را به من می داد.

13- سلیمان جعفری گوید:


1) غذایی که با گردو و شکر تهیه می شود.

رُبَّمَا أُتِيَ بِالْمَائِدَةِ، فَأَرَادَ بَعْضُ الْقَوْمِ أَنْ يَغْسِلَ يَدَهُ فَيَقُولُ: مَنْ كَانَتْ يَدُهُ نَظِيفَةٌ فَلَا بَأْسَ أَنْ يَأْكُلَ مِنْ غَيْرِ أَنْ يَغْسِلَ يَدَهُ.

14- أَحْمَدُ عَنْ يَحْيَى بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنِ ابْنِ أَبِي الْبِلَادِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ بَزِيعِ بْنِ عُمَرَ بْنِ بَزِيعٍ قَالَ:

دَخَلْتُ عَلَى أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام وَ هُوَ يَأْكُلُ خَلاً وَ زَيْتاً فِي قَصْعَةٍ سَوْدَاءَ مَكْتُوبٍ فِي وَسَطِهَا بِصُفْرَةٍ (قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ) فَقَالَ لِي: ادْنُ يَا بَزِيعُ!

فَدَنَوْتُ فَأَكَلْتُ مَعَهُ. ثُمَّ حَسَا مِنَ الْمَاءِ ثَلَاثَ حَسِيَّاتٍ حِينَ لَمْ يَبْقَ مِنَ الْخُبْزِ شَيْءٌ، ثُمَّ نَاوَلَنِيهَا فَحَسَوْتُ الْبَقِيَّةَ.

15- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُعَمَّرِ بْنِ خَلَّادٍ قَالَ: سَمِعْتُ الرِّضَا علیه السلام يَقُولُ:

مَنْ أَكَلَ فِي مَنْزِلِهِ طَعَاماً فَسَقَطَ مِنْهُ شَيْءٌ، فَلْيَتَنَاوَلُهُ وَ مَنْ أَكَلَ فِي الصَّحْرَاءِ أَوْ خَارِجا، فَلْيَتْرُكْهُ لِطَائِرٍ أَوْ سَبْعِ.

گاهی سفره را نزد امام کاظم علیه السلام یاد می آوردند در این هنگام بعضی ها می خواستند دست خود را بشویند، امام علیه السلام می فرمود: هر کس دستش تمیز است ایرادی ندارد که بدون این که دستش را بشوید غذا بخورد.

14- بزيع بن عمر بن بزیع گوید:

خدمت امام باقر علیه السلام شرفیاب شدم در حالی که ایشان سرکه و روغن زیتون را در کاسه سیاهی که در وسط آن به رنگ زرد نوشته شده بود: «قل هو الله احد» می ریخت.

به من فرمود: ای بزیع! نزدیک بیا.

من نزدیک رفتم و همراه ایشان از آن غذا خوردم. وقتی غذا را میل کرد و چیزی از نان نماند، سه مرتبه آب نوشید، آن گاه آن را به من داد و من بقیه آن را آشامیدم.

15- معمر بن خلاد گوید: از امام رضا علیه السلام را شنیدم که می فرمود: هر کس در منزل غذا تناول کند و مقداری از دست او بریزد، باید بردارد و تناول کند و هر کس در صحرا و خارج منزل غذا تناول کند و مقداری از دست او بریزد، باید برای پرندگان و درندگان وا بنهد.

16- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ قَالَ: أَوْلَمَ إِسْمَاعِيلُ فَقَالَ لَهُ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام:

عَلَيْكَ بِالْمَسَاكِينِ فَأَشْبِعْهُمْ، فَإِنَّ اللهَ يَقُولُ: (وَ مَا يُبْدِئُ الْبَاطِلُ وَ مَا يُعِيدُ).

17- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ الْجَعْفَرِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ رَفَعَهُ عَنْهُمْ علیهم السلام قَالُوا:

كَانَ النَّبِيُّ علیه السلام إِذَا أَكَلَ لَقْمَ مَنْ بَيْنَ عَيْنَيْهِ وَ إِذَا شَرِبَ سَقَى مَنْ عَلَى يَمِينِهِ.

18- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطِ عَنْ عَمِّهِ يَعْقُوبَ بْنِ سَالِمٍ رَفَعَهُ قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم:

لَا تُؤْوُوا مِنْدِيلَ الْغَمَرِ فِي الْبَيْتِ، فَإِنَّهُ مَرْبِضٌ لِلشَّيَاطِينِ.

19- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِي عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

قَالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم:

16- حماد بن عثمان گوید: اسماعیل، ولیمه ای ترتیب داده بود. امام صادق علیه السلام به او فرمود: مساکین را دریاب و شکم گرسنه آنان را سیر کن که خداوند می گوید: «باطل نه نعمت آغازد و نه نعمت رفته را بازآرد».

17- محمد بن فضیل در روایت مرفوعه ای گوید: امامان معصوم علیه السلام فرمودند:

هنگامی که پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم غذا میخورد به کسی که مقابلش بود لقمه می داد و آن گاه که آب می آشامید به کسی که در سمت راستش بود آب می داد.

18- يعقوب بن سالم در روایت مرفوعه ای گوید: امیر مؤمنان علیه السلام فرمود:

پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم فرمود: حوله آلوده به چربی در خانه نگه ندارید، زیرا آن جایگاه شیطان است.

19- سکونی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم فرمود:

أَطْرِفُوا أَهَالِيَكُمْ فِي كُلِّ جُمُعَةٍ بِشَيْءٍ مِنَ الْفَاكِهَةِ أَوِ اللَّحْمِ حَتَّى يَفْرَحُوا بالْجُمُعَةِ.

20- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه وسلم:

مَنْ بَنَى مَسْكَناً فَلْيَذْبَحْ كَبْشَاً سَمِيناً وَلْيُطْعِمْ لَحْمَهُ الْمَسَاكِينَ، ثُمَّ يَقُولُ: «اللَّهُمَّ ادْحَرْ عَنِّي مَرَدَةَ الْجِنَّ وَالْإِنْسِ وَ الشَّيَاطِينِ وَ بَارِكْ لَنَا فِي بُيُوتِنَا».

إِلَّا أُعْطِيَ مَا سَأَلَ.

21- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنِ الرَّضَا علیه السلام قَالَ:

إِذَا أَكَلْتَ شَيْئًا فَاسْتَلْقِ عَلَى قَفَاكَ وَضَعْ رِجْلَكَ الْيُمْنَى عَلَى الْيُسْرَى.

در هر جمعه با خریدن میوه یا گوشت به خانواده خود نیکی کنید تا به فرارسیدن جمعه خوشحال شوند.

20- سکونی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

پیامبر صلى الله عليه وسلم فرمود: هر کس منزلی بسازد باید قوچ فربه ای ذبح کند و گوشت آن را به فقرا اطعام نماید، آن گاه بگوید: «اللَّهُمَّ ادْحَرُ عَنِّي مَرَدَةَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ وَ الشَّيَاطِينِ وَ بَارِكْ لَنَا فِي بُيُوتِنَا».

هرگاه چنین نماید خواسته اش به او عطا خواهد شد.

21- احمد بن محمد بن ابی نصر گوید: امام رضا علیه السلام فرمود:

هرگاه چیزی خوردی بر پشت خود بخواب و پای راست خود را روی پای چپ بگذار.

بخش چهل و نهم

اشاره

(49)

بَابُ أَكْلِ مَا يَسْقُطُ مِنَ الْخِوَانِ

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ يَحْيَى عَنْ جَدِّ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدِ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام:

كُلُوا مَا يَسْقُطُ مِنَ الْخِوَانِ؛ فَإِنَّهُ شِفَاءٌ مِنْ كُلِّ دَاءٍ بِإِذْنِ اللَّهِ عزوجل لِمَنْ أَرَادَ أَنْ يَسْتَشْفِيَ بِهِ.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ صَالِحِ بْنِ السَّنْدِي عَنْ جَعْفَرِ بْنِ بَشِيرٍ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ دَاوُدَ بْنِ كَثِيرٍ قَالَ:

تَعَشَّيْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام عَتَمَةً. فَلَمَّا فَرَغَ مِنْ عَشَائِهِ حَمِدَ اللَّهَ عزوجل وَ قَالَ:

هَذَا عَشَائِي وَ عَشَاءُ آبَائِي .

فَلَمَّا رُفِعَ الْخِوَانُ، تَقَمَّمَ مَا سَقَطَ مِنْهُ ثُمَّ أَلْقَاهُ إِلَى فِيهِ.

خوردن آن چه که از سفره می افتد

1- ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمود: آن چه را که از سفره می افتد بخورید؛ زیرا به اذن خداوند متعال برای هرکس که می خواهد به وسیله خوردن آن شفا یابد، شفای هر بیماری است.

2- داوود بن کثیر گوید:

در یک سوم آغازین شب خدمت امام صادق علیه السلام شام خوردم. هنگامی که حضرت از خوردن شام فارغ شد، خداوند را حمد نمود و فرمود: این شام من و شام پدران من است.

هنگامی که سفره را برداشتند آن چه را که از سفره افتاده بود بر می داشت و آن را در دهان خود می گذاشت.

3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عَبْدِ الْحَمِيدِ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ صَالِحِ الْخَنْعَمِيُّ قَالَ: شَكَوْتُ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام وَجَعَ الْخَاصِرَةِ. فَقَالَ: عَلَيْكَ بِمَا يَسْقُطُ مِنْ الْخِوَانِ؛ فَكُلْهُ.

قَالَ: فَفَعَلْتُ ذَلِكَ، فَذَهَبَ عَنِّي.

قَالَ إِبْرَاهِيمُ: قَدْ كُنْتُ وَجَدْتُ ذَلِكَ فِي الْجَانِبِ الْأَيْمَنِ وَ الْأَيْسَرِ فَأَخَذْتُ ذلك، فَانْتَفَعْتُ به.

4- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ الْعَبَّاسِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُعَاوِيَةَ بْنِ وَهْبٍ عَنْ أَبِيهِ قَالَ:

أَكَلْنَا عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام، فَلَمَّا رُفِعَ الْخِوَانُ لَقَطَ مَا وَقَعَ مِنْهُ فَأَكَلَهُ.

ثُمَّ قَالَ لَنَا: إِنَّهُ يَنْفِي الْفَقْرَ وَ يُكْثِرُ الْوَلَدَ.

3- عبد الله بن صالح خثعمی گوید: به امام صادق علیه السلام از درد پهلو شکایت نمودم.

فرمود: آن چه را که از سفره می افتد بخور.

عبد الله گوید: من آن کار را انجام دادم و درد پهلویم بهبود یافت.

ابراهیم [یکی از راویان حدیث] گوید: من قبلاً چنین دردی را در پهلوی راست و چپم احساس می کردم وقتی این دستور را دریافتم از آن بهره بردم.

4- معاوية بن وهب گوید:

خدمت امام صادق علیه السلام غذا خوردیم، هنگامی که سفره برداشته شد، حضرتش آن چه را که از سفره افتاده بود بر می داشت و آن را می خورد.

سپس به ما فرمود: این کار فقر را از بین می برد و فرزند را فراوان می سازد.

5- حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الْخَشَّابِ عَنِ ابْنِ بَفَّاحٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ جُمَيْعِ قَالَ: قَالَ رَسُولُ الله صلی الله علیه وسلم:

مَنْ وَجَدَ كِسْرَةٌ فَأَكَلَهَا كَانَتْ لَهُ حَسَنَةٌ وَ مَنْ وَجَدَهَا فِي قَذِرٍ فَغَسَلَهَا ثُمَّ رَفَعَهَا كَانَتْ لَهُ سَبْعُونَ حَسَنَةٌ.

6- وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنْ عَمْرِو بْنِ جُمَيْعِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: دَخَلَ رَسُولُ اللهِ صلی الله علیه وسلم عَلَى عَائِشَةَ، فَرَأَى كِسْرَةً كَادَ أَنْ يَطَاهَا فَأَخَذَهَا فَأَكَلَهَا ثُمَّ قَالَ:

يَا حُمَيْرَاءُ! أَكْرِمِي جِوَارَ نِعَمِ اللهِ عزوجل عَلَيْكِ؛ فَإِنَّهَا لَمْ تَنْفِرْ مِنْ قَوْمٍ فَكَادَتْ تَعُودُ إِلَيْهِمْ.

7- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِي عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ مِهْرَمٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ علیه السلام قَالَ: شَكَا رَجُلٌ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام مَا يَلْقَى مِنْ وَجَعِ الْخَاصِرَةِ.

فَقَالَ: مَا يَمْنَعُكَ مِنْ أَكْلِ مَا يَقَعُ مِنَ الْخِوَانِ؟!

5- عمرو بن جمیع گوید: پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم فرمود:

هرکس تکه نانی بیابد و آن را بخورد، حسنه ای برایش خواهد بود و هرکس آن را در نجاست و آلودگی بیابد و آن را بشوید سپس آن را بردارد برای او هفتاد حسنه خواهد بود.

6- عمرو بن جمیع گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

روزی پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم نزد عایشه رفت و تکه نانی را مشاهده نمود که نزدیک بود عایشه آن را پایمال کند پیامبر آن را برداشت و تناول نمود. سپس فرمود: ای حمیرا! نعمت هایی را که خداوند به تو عطا کرده گرامی دار؛ زیرا نان از نزد هیچ قومی فرار و کوچ نکرده است که به این زودی به آنان بازگردد.

7- ابراهیم بن مهزم گوید: امام کاظم علیه السلام فرمود:

شخصی از پهلو دردی که داشت به امام صادق علیه السلام شکایت نمود.

امام علیه السلام به او فرمود: چه چیزی تو را از خوردن آن چه که از سفره می افتد باز می دارد؟!

8- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَمَّرِ بْنِ خَلَّادٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السلام يَقُولُ:

مَنْ أَكَلَ فِي مَنْزِلِهِ طَعَامًا فَسَقَطَ مِنْهُ شَيْءٌ فَلْيَتَنَاوَلُهُ، وَ مَنْ أَكَلَ فِي الصَّحْرَاءِ أَوْ خَارِجاً فَلْيَتْرُكْهُ لِلطَّيْرِ وَ السَّبُعِ.

9- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنِ الْأَصَمُ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ الْأَرْجَانِيُّ قَالَ:

كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام وَ هُوَ يَأْكُلُ. فَرَأَيْتُهُ يَتَتَبَّعُ مِثْلَ السَّمْسِمِ مِنَ الطَّعَامِ مَا سَقَطَ مِنَ الْخِوَانِ.

فَقُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! تَتَبَّعُ هَذَا؟!

فَقَالَ: يَا عَبْدَ اللَّهِ! هَذَا رِزْقُكَ فَلَا تَدَعْهُ. أَمَا إِنَّ فِيهِ شِفَاءً مِنْ كُلِّ دَاءٍ.

8- معمر بن خلاد گوید: از امام کاظم علیه السلام شنیدم که می فرمود:

هرکس در خانه اش غذا می خورد و مقداری از غذا بر زمین می افتد باید آن را بخورد و هر کس در بیابان یا خارج از خانه غذا بخورد باید آن چه را بر زمین می افتد برای پرندگان و درندگان واگذارد.

9- عبدالله ارجانی گوید:

خدمت امام صادق علیه السلام بودم که ایشان مشغول غذا خوردن بود، دیدم حضرتش آن چه را که از سفره افتاده بود مانند کنجد غذا جمع می نماید.

عرض کردم: قربانت گردم! این ها را جمع می کنید؟

فرمود: ای عبدالله! این رزق توست، پس آن را وا مگذار، آگاه باش! همانا در آن شفای از هر بیماری است.

بخش پنجاهم

اشاره

(50)

بَابُ فَضْلِ الْخُبْزِ

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السلام يَقُولُ:

إِنِّي لَأَلْحَسُ أَصَابِعِي مِنَ الْأَدْمِ حَتَّى أَخَافَ أَنْ يَرَانِي خَادِمِي، فَيَرَى أَنَّ ذَلِكَ مِنَ التَّجَسُّع وَ لَيْسَ ذَلِكَ كَذَلِكَ.

إِنَّ قَوْماً أُفْرِغَتْ عَلَيْهِمُ النِّعْمَةُ وَ هُمْ أَهْلُ النَّرْثَارِ فَعَمَدُوا إِلَى مُخّ الْحِنْطَةِ، فَجَعَلُوهَا خُبْراً هَجَاءً وَ جَعَلُوا يُنْجُونَ بِهِ صِبْيَانَهُمْ، حَتَّى اجْتَمَعَ مِنْ ذَلِكَ جَبَلْ عَظِيمٌ.

قَالَ: فَمَرَّ بِهِمْ رَجُلٌ صَالِحٌ وَإِذَا امْرَأَةٌ وَ هِيَ تَفْعَلُ بِصَبِيَّ لَهَا.

فَقَالَ لَهُمْ: وَيْحَكُمْ اتَّقُوا اللهَ عزوجل وَ لَا تُغَيِّرُوا مَا بِكُمْ مِنْ نِعْمَةٍ.

فضیلت و ارزش نان

1- عمرو بن شمر گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود:

من انگشتانم را از نان خورش می لیسم به گونه ای که می ترسم خدمتکارم مرا ببیند و گمان کند این عمل من از روی حرص و آزمندی است اما این عمل من به خاطر آن نیست. به راستی که قومی بودند که نعمت بر آنان کامل شده بود و آنان اهل «ثرثار» (1)بودند. آنها به مغز گندم روی آوردند و از آن نانی ساختند که برای رفع گرسنگی مناسب بود و با آن کودکان خود را استنجاء می کردند تا این که از آن نان ها کوه بزرگی فراهم آمد.

در این هنگام مرد صالحی از کنار آنان می گذشت دید زنی با کودک خود آن عمل را انجام می دهد. آن مرد به آنان گفت: وای بر شما! از خداوند بترسید و نعمتی را که به شما رسیده تغییر ندهید.


1) ثرثار: رودخانه بزرگ و خروشانی است.

فَقَالَتْ لَهُ: كَأَنَّكَ تُخَوِّفُنَا بِالْجُوعِ أَمَّا مَا دَامَ ثَرْثَارُنَا تَجْرِي فَإِنَّا لَا نَخَافُ الْجُوعَ.

قَالَ: فَأَسِفَ اللهُ عزوجل فَأَضْعَفَ لَهُمُ الثَّرْثَارَ وَحَبَسَ عَنْهُمْ قَطْرَ السَّمَاءِ وَنَبَاتَ الْأَرْضِ.

قَالَ: فَاحْتَاجُوا إِلَى ذَلِكَ الْجَبَلِ وَ أَنَّهُ كَانَ يُقْسَمْ بَيْنَهُمْ بِالْمِيزَانِ.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه وسلم:

أَكْرِمُوا الْخُبْرَ؛ فَإِنَّهُ قَدْ عَمِلَ فِيهِ مَا بَيْنَ الْعَرْشِ إِلَى الْأَرْضِ وَ مَا فِيهَا مِنْ كَثِيرٍ مِنْ خَلْقه.

ثُمَّ قَالَ لِمَنْ حَوْلَهُ: أَلَا أُخْبِرُكُمْ؟

قَالُوا: بَلَى يَا رَسُولَ اللَّهِ! فِدَاكَ الْآبَاءُ وَ الْأُمَّهَاتُ!

فَقَالَ: إِنَّهُ كَانَ نَبِيٌّ فِيمَنْ كَانَ قَبْلَكُمْ يُقَالُ لَهُ: دَانِيَالُ، وَ إِنَّهُ أَعْطَى صَاحِبَ مِعْبَرٍ رَغِيفاً لِكَيْ يَعْبُرَ بِهِ؛ فَرَمَى صَاحِبُ الْمِعْبَرِ بِالرَّغِيفِ وَ قَالَ: مَا أَصْنَعُ بِالْخُبْزِ؟ هَذَا الْخُبْرُ عِنْدَنَا قَدْ يُدَاسُ بِالْأَرْجُلِ.

آن زن به او گفت: گویا تو ما را از گرسنگی می ترسانی تا هنگامی که رودخانه «ثرثار» ما جریان دارد ما از گرسنگی نمی ترسیم.

پس از آن خداوند عزوجل بر آنان خشم گرفت و رودخانه «ثرثار» را بر ایشان کم آب و به تدریج خشک گردانید و باران آسمان و گیاه زمین را از آنان قطع نمود. در این هنگام بود که آنان به آن کوه نان (نان هایی که استنجاء کرده بودند) محتاج گردیدند و آن نان ها با ترازو بین آنان تقسیم می شد.

2- مسعدة بن صدقه گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

پیامبر صلى الله عليه وسلم فرمود: نان را گرامی بدارید زیرا بسیاری از آفریده های خداوند در بین عرش تا زمین و در خود زمین، آن را فراهم کرده اند.

سپس پیامبر صلى الله عليه وسلم به اطرافیان خود فرمود: آیا به شما از چگونگی فراهم شدن نان خبر بدهم؟

عرض کردند: آری ای پیامبر! خدا پدران و مادران فدای شما!

فرمود: در بین کسانی که پیش از شما بودند پیامبری به نام دانیال علیه السلام بود او به نگهبان گذرگاهی نانی داد تا به وسیله آن عبور کند نگهبان نان را کنار انداخت و گفت: من با نان چه کار کنم؟! این نان در نزد ما با پا لگد مال می شود.

فَلَمَّا رَأَى ذَلِكَ مِنْهُ دَانِيَالُ، رَفَعَ يَدَهُ إِلَى السَّمَاءِ ثُمَّ قَالَ: اللَّهُمَّ أَكْرِمِ الْخُبْزَ! فَقَدْ رَأَيْتَ يَا رَبِّ مَا صَنَعَ هَذَا الْعَبْدُ وَ مَا قَالَ.

قَالَ: فَأَوْحَى اللَّهُ عزوجل وَ إِلَى السَّمَاءِ أَنْ تَحْبِسَ الْغَيْثَ، وَ أَوْحَى إِلَى الْأَرْضِ أَنْ كُونِي طَبَقاً كَالْفَخَّارِ.

قَالَ: فَلَمْ يُمْطَرُوا حَتَّى أَنَّهُ بَلَغَ مِنْ أَمْرِهِمْ أَنَّ بَعْضَهُمْ أَكَلَ بَعْضاً.

فَلَمَّا بَلَغَ مِنْهُمْ مَا أَرَادَ اللهُ عزوجل مِنْ ذَلِكَ، قَالَتِ امْرَأَةٌ لِأُخْرَى - وَ لَهُمَا وَلَدَانِ -: يَا فُلَانَةُ! تَعَالِي حَتَّى نَأْكُلَ أَنَا وَ أَنْتِ الْيَوْمَ وَلَدِي وَإِذَا كَانَ غَداً أَكَلْنَا وَلَدَكِ.

قَالَتْ لَهَا: نَعَمْ.

فَأَكَلَتَاهُ فَلَمَّا أَنْ جَاعَتَا مِنْ بَعْدُ، رَاوَدَتِ الْأُخْرَى عَلَى أَكْلِ وَلَدِهَا فَامْتَنَعَتْ عَلَيْهَا، فَقَالَتْ لَهَا: بَيْنِي وَبَيْنَكِ نَبِيُّ اللَّهِ.

فَاخْتَصَمَا إِلَى دَانِيَالَ علیه السلام.

زمانی که دانیال علیه السلام این عمل را از او دید دست خود را به سوی آسمان بالا برد و فرمود: خداوندا! نان را گرامی دار؛ چرا که دیدی که این بنده با نان چه کرد و چه گفت: خداوند متعال به آسمان وحی نمود که باران را قطع کند و به زمین وحی نمود که مانند سفال باش.

پس باران بر آنان نبارید تا این که کارشان به جایی رسید که برخی از آنان برخی دیگر را خوردند.

در پی این خواسته خداوند متعال، زنی به زن دیگر که دو فرزند داشتند گفت: ای فلانی! بیا امروز با هم فرزند مرا بخوریم و فردا فرزند تو را بخوریم.

زن گفت: باشد.

پس فرزند زن اولی را خوردند هنگامی که پس از آن گرسنه شدند زن اولی از زن دومی خواست که فرزندش را بخورند اما زن دومی خودداری کرد زن اولی به او گفت: بین من و تو پیامبر خدا داوری کند.

برای داوری نزد دانیال علیه السلام رفتند.

فَقَالَ لَهُمَا: وَ قَدْ بَلَغَ الْأَمْرُ إِلَى مَا أَرَى؟!

قَالَتَا لَهُ: نَعَمْ يَا نَبِيَّ اللَّهِ! وَ أَشَدَّ.

قَالَ: فَرَفَعَ يَدَهُ إِلَى السَّمَاءِ فَقَالَ: اللَّهُمَّ عُدْ عَلَيْنَا بِفَضْلِكَ وَ فَضْلٍ رَحْمَتِكَ وَلَا تُعَاقِبِ الْأَطْفَالَ وَ مَنْ فِيهِ خَيْرٌ بِذَنْبِ صَاحِبِ الْمِعْبَرِ وَ أَضْرَابِهِ لِنِعْمَتِكَ.

قَالَ: فَأَمَرَ اللهُ عزوجل من السَّمَاءَ أَنْ أَمْطِرِي عَلَى الْأَرْضِ وَ أَمَرَ الْأَرْضَ أَنْ أَنْبِتِي لِخَلْقِي مَا قَدْ فَاتَهُمْ مِنْ خَيْرِكَ؛ فَإِنِّي قَدْ رَحِمْتُهُمْ بِالطِّفْلِ الصَّغِيرِ.

3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنِ الْمِيثَمِيِّ عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام:

لَا يُوضَعُ الرَّغِيفُ تَحْتَ الْقَصْعَةِ.

دانیال علیه السلام به آنها فرمود: آیا کار به جایی رسیده که می بینم فرزندان یک دیگر را می خورید؟

گفتند: آری ای پیامبر خدا! و سخت نیز شده است.

در این هنگام دانیال علیه السلام دست خود را به جانب آسمان بالا نمود و عرض کرد: خداوندا! فضل خود و فزونی رحمت خود را بر ما بازگردان و به خاطر گناه نگهبان گذرگاه و رویگردانی او از نعمت تو، کودکان و کسانی که در آنان خیری است، عقوبت مکن.

خداوند به آسمان دستور داد که بر زمین ببار و به زمین دستور فرمود که برای آفریدگان من آن چه را که از خیر و برکت تو از آنان فوت شده بود برویان؛ زیرا به خاطر کودک کوچکی بر آنان رحم نمودم.

3- ابان بن تغلب گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

نباید نان را زیر کاسه گذارد.

4- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ السَّيَّارِيِّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ قَالَ:

قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام: أَكْرِمُوا الْخُبْزَ.

قِيلَ: وَ مَا إِكْرَامُهُ؟

قَالَ: إِذَا وُضِعَ لَا يُنْتَظَرُ بِهِ غَيْرُهُ.

5- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ طَلْحَةَ بْنِ زَيْدٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم: أَكْرِمُوا الْخُبْزَ.

فَقِيلَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ! وَ مَا إِكْرَامُهُ؟

قَالَ: إِذَا وُضِعَ لَمْ يُنْتَظَرْ بِهِ غَيْرُهُ.

وَ قَالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم: وَ مِنْ كَرَامَتِهِ أَنْ لَا يُوطَأَ وَ لَا يُقْطَعَ.

6- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم:

4- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: نان را گرامی بدارید.

عرض شد: گرامی داشتن آن چگونه است؟

فرمود: هرگاه نان در سفره نهاده شد منتظر چیز دیگری نباشید.

5 - یکی از اصحاب ما گوید: پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم فرمود: نان را گرامی بدارید.

عرض کردند: ای پیامبر خدا! گرامی داشتن آن چگونه است؟

فرمود: هرگاه نان در سفره نهاده شود منتظر چیزی دیگری نمانند.

و فرمود: و از موارد گرامی داشتن نان این است که لگد مال نشود و (به وسیله چاقو) بریده نگردد.

6- سکونی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم فرمود:

إِيَّاكُمْ أَنْ تَشَمُوا الْخُبْزَ كَمَا تَشَمُّهُ السَّبَاعُ؛ فَإِنَّ الْخُبْرَ مُبَارَكٌ أَرْسَلَ اللَّهُ عزوجل لَهُ السَّمَاءَ مِدْرَاراً وَ لَهُ أَنْبَتَ اللهُ الْمَرْعَى وَ بِهِ صَلَّيْتُمْ وَ بِهِ صُمْتُمْ وَ بِهِ حَجَجْتُمْ بَيْتَ رَبَّكُمْ.

7- وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ قَالَ : قَالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم:

إِذَا أُوتِيتُمْ بِالْخَيْرِ وَ اللَّحْمِ فَابْدَءُوا بِالْخَيْرِ فَسُدُّوا بِهِ خِلَالَ الْجُوعِ، ثُمَّ كُلُوا اللَّحْمَ.

8- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ يَقْطِينِ قَالَ: قَالَ أَبُو الْحَسَنِ الرَّضَا علیه السلام: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم:

صَغْرُوا رُغْفَانَكُمْ؛ فَإِنَّ مَعَ كُلُّ رَغِيفٍ بَرَكَةً.

وَ قَالَ يَعْقُوبُ بْنُ يَقْطِينِ: رَأَيْتُ أَبَا الْحَسَنِ يَعْنِي الرَّضَا علیه السلام، يَكْسِرُ الرَّغِيفَ إِلَى فَوْقُ.

برحذر باشید از این که نان را ببویید؛ آن سان که درندگان آن را می بویند؛ زیرا نان مبارک است، خداوند برای نان آسمان را ریزان نمود و به خاطر آن گیاه را رویانید و به وسیله آن نماز می خوانید روزه می گیرید و حج خانه پروردگارتان را به جا می آورید.

7- سکونی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم فرمود:

هرگاه نزد شما نان و گوشت آوردند با نان شروع کنید و به وسیله آن شدت گرسنگی را برطرف نمایید سپس گوشت را بخورید.

8- يعقوب بن يقطين گوید: امام رضا علیه السلام فرمود: پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم فرمود:

نان های خود را کوچک قرار دهید؛ زیرا با هر نانی برکتی است.

یعقوب گوید: امام رضا علیه السلام را دیدم که نان را به قسمت بالا پاره می نمود.

9- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ السَّيَّارِيِّ عَنْ أَبِي عَلِيِّ بْنِ رَاشِدِ رَفَعَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام إِذَا لَمْ يَكُنْ لَهُ أُدْمٌ، قَطَعَ الْخُبْرَ بِالسِّكِّينِ.

10- السَّيَّارِيُّ رَفَعَهُ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

أَدْنَى الْأَدْمِ قَطْعُ الْخُبْزِ بِالسِّكِّينِ.

11- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ بُنْدَارَ وَ غَيْرُهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ الْفَضْلِ النَّوْفَلِيِّ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ يُونُسَ قَالَ:

تَغَدَّى عِنْدِي أَبُو الْحَسَنِ علیه السلام فَجِيءَ بِقَصْعَةٍ وَ تَحْتَهَا خُبْزُ، فَقَالَ : أَكْرِمُوا الْخُبْزَ أَنْ لَا يَكُونَ تَحْتَهَا.

وَ قَالَ لِي: مُرِ الْغُلَامَ أَنْ يُخْرِجَ الرَّغِيفَ مِنْ تَحْتِ الْقَصْعَةِ.

9- ابو علی راشد در روایت مرفوعه ای گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هنگامی که امیرمؤمنان علی علیه السلام نان خورشی نداشت، نان را با کارد می برید.

10- سیاری در روایت مرفوعه ای گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

پایین ترین درجه نان خورش، بریدن نان با کارد است.

11- فضل بن يونس گوید: روزی امام کاظم علیه السلام نزد من ناهار میل می نمود کاسه ای آوردند که زیر آن نانی بود، فرمود: نان را گرامی بدارید که زیر چیزی نگذارید.

حضرتش به من فرمود: به غلام دستور ده که نان را از زیر کاسه بیرون آورد.

12- أَحْمَدُ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ الْمِيثَمِي عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام أَنَّهُ كَرِهَ أن يُوضَعَ الرَّغِيفُ تَحْتَ الْقَصْعَةِ.

13- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ جُمْهُورٍ عَنْ إِدْرِيسَ بْنِ يُوسُفَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم:

لَا تَقْطَعُوا الْخُبْزَ بِالسِّكِّينِ وَلَكِنِ اكْسِرُوهُ بِالْيَدِ، وَلْيُكْسَرْ لَكُمْ خَالِفُوا الْعَجَمَ.

14- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السلام قَالَ:

لَا تَقْطَعُوا الْخُبْزَ بِالسَّكِّينِ وَلَكِنِ اكْسِرُوهُ بِالْيَدِ وَ خَالِفُوا الْعَجَمَ.

بخش پنجاه و یکم

اشاره

(51)

بَابُ خُبْزِ الشَّعِير

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السلام قَال:

12- أبو بصیر گوید: امام صادق علیه السلام مکروه می شمرد که نان در زیر کاسه گذارده شود.

13- ادریس بن یوسف گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم فرمود: نان را با چاقو نبرید؛ بلکه آن را با دست پاره کنید (و با نبریدن با کارد) با عجم ها مخالفت کنید.

14- نظیر این روایت را یونس از امام رضا علیه السلام نقل می کند.

نان جو

1- یونس گوید: امام رضا علیه السلام فرمود:

فَضْلُ خُبْزِ الشَّعِيرِ عَلَى الْبُرْ كَفَضْلِنَا عَلَى النَّاسِ.وَ مَا مِنْ نَبِيِّ إِلَّا وَ قَدْ دَعَا لِأَكْلِ الشَّعِيرِ وَ بَارَكَ عَلَيْهِ. وَ مَا دَخَلَ جَوْفاً إِلَّا وَأَخْرَجَ كُلَّ دَاءٍ فِيهِ. وَ هُوَ قُوتُ الْأَنْبِيَاءِ وَ طَعَامُ الْأَبْرَارِ، أَبَى اللَّهُ تَعَالَى أَنْ يَجْعَلَ قُوتَ أَنْبِيَائِهِ إِلَّا شَعِيراً.

بخش پنجاه و دوم

اشاره

(52)

بَابُ خُبْزِ الْأَرُزِّ

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السلام أَنَّهُ قَالَ:

مَا دَخَلَ جَوْفَ الْمَسْلُولِ شَيْءٍ أَنْفَعُ لَهُ مِنْ خُبْزِ الْأَرُزُ.

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُوسَى عَنِ الْخَشَّابِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ حَسَّانَ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام:

برتری نان جو بر نان گندم مانند برتری ما بر مردم است. هیچ پیامبری نبود مگر آن که برای خورنده نان جو دعا نمود و برایش طلب برکت نمود. نان جو داخل هیچ شکمی نمی شود مگر آن که هر نوع بیماری آن را بیرون می راند. نان جو خوراک پیامبران و غذای نیکان است، خداوند تعالی امتناع دارد از این که خوراک پیامبرانش را جز جو قرار دهد.

نان برنج

1- یونس گوید: امام رضا علیه السلام فرمود:

در شکم شخصی که بیماری سل دارد، چیزی مفیدتر از نان برنج داخل نمی شود.

2- یکی از یاران ما گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

أَطْعِمُوا الْمَبْطُونَ خُبْزَ الْأَرْز؛ فَمَا دَخَلَ جَوْفَ الْمَبْطُونِ شَيْءٌ أَنْفَعُ مِنْهُ أَمَا إِنَّهُ يَدْبُغُ الْمَعِدَةَ وَيَسُلُّ الدَّاءَ سَلَّا.

3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ السَّيَّارِيِّ عَنْ يَحْيَى بْنِ أَبِي رَافِعِ وَغَيْرِهِ يَرْفَعُونَهُ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

لَيْسَ يَبْقَى فِي الْجَوْفِ مِنْ غُدْوَةٍ إِلَى اللَّيْلِ إِلَّا خُبْرُ الْأَرُز.

بخش پنجاه و سوم

اشاره

(53)

بَابُ الْأَسْوِقَةِ وَ فَضْلِ سَوِيقِ الْحِنْطَةِ

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ أَبِي هَمَّامٍ عَنْ سُلَيْمَانَ الْجَعْفَرِيِّ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السلام قَالَ:

نِعْمَ الْقُوتُ السَّوِيقُ ! إِنْ كُنْتَ جَائِعاً أَمْسَكَ وَ إِنْ كُنْتَ شَبْعَاناً (1)هَضَمَ طَعَامَكَ.

به کسی که درد شکم دارد نان برنج بخورانید؛ زیرا در شکم کسی که درد شکم دارد چیزی وارد نمی شود که برایش از نان برنج سودمندتر باشد.

3- یحیی بن ابی رافع و راوی دیگری در روایت مرفوعه ای گویند: امام صادق علیه السلام فرمود:

از صبح تا شب چیزی در شکم باقی نمی ماند مگر نان برنج.

قاووت ها و ارزش قاووت گندم

1- سلیمان جعفری گوید: امام رضا علیه السلام فرمود:

چه خوراک خوبی است قاووت! اگر گرسنه باشی تو را از گرسنگی نگه می دارد و اگر سیر باشی غذایت را هضم می کند.


1) والظاهر: شَبْعَان.

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جُنْدَبٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ قَالَ: ذُكِرَ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ السَّوِيقُ. فَقَالَ:

إِنَّمَا عُمِلَ بِالْوَحْي.

3- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ بَكْرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِي عبد الله علیه السلام قَالَ:

السويقُ يُنْبِتُ اللَّحْمَ وَيَشُدُّ العَظْم.

4- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ بُنْدَارَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ خَالِدِ بْنِ نَجِيحٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

السَّوِيقُ طَعَامُ الْمُرْسَلِينَ - أَوْ قَالَ: النَّبِيِّينَ -.

5- عَنْهُ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سَيَابَةَ عَنْ جُنْدَبِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ مُوسَى علیه السلام قَالَ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ:

إِنَّمَا أُنْزِلَ السَّوِيقُ بِالْوَحْيِ مِنَ السَّمَاءِ.

2- راوی گوید: خدمت امام صادق علیه السلام سخن از قاووت به میان آمد، حضرت فرمود:

همانا قاووت توسط وحی تهیه شده است.

3- بکر بن محمّد گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

قاووت گوشت را می رویاند و استخوان را محکم می کند.

4- خالد بن نجیح گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

قاووت غذای رسولان است و یا فرمود: غذای پیامبران است.

5- جندب بن عبدالله گوید: از امام کاظم علیه السلام شنیدم که می فرمود: همانا قاووت توسط وحی آسمانی نازل شده است.

6- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ يَحْيَى بْنِ الْمُبَارَكِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَبَلَةَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

السَّوِيقُ الْجَافُ يَذْهَبُ بِالْبَيَاضِ.

7- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ بُنْدَارَ وَ غَيْرُهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عُبَيْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ اللهِ الدَّهْقَانِ عَنْ دُرُسْتَ بنِ أَبِي مَنْصُورٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُسْكَانَ قَالَ : سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السلام يَقُولُ:

شُرْبُ السَّوِيقِ بِالزَّيْتِ يُنْبِتُ اللَّحْمَ وَيَشُدُّ الْعَظْمَ وَ يُرِقُ الْبَشَرَةَ وَ يَزِيدُ فِي الباه.

8- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيَّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ قُتَيْبَةَ الْأَعْشَى عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

ثَلَاثُ رَاحَاتِ سَوِيقِ جَافٍ عَلَى الرِّيقِ يُنَشِّفُ الْبَلْغَمَ وَ الْمِرَّةَ حَتَّى لَا يَكَادَ يَدَعُ شَيْئاً.

6- اسحاق بن عمار گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

قاووت خشک بیماری برص را از بین می برد.

7 - عبد الله بن مسکان گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود:

نوشیدن قاووت با روغن زیتون گوشت را می رویاند، استخوان را محکم می سازد، پوست را نازک و رقیق می کند و قدرت جنسی را افزایش می دهد.

8- قتیبه اعشی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

خوردن سه دست قاووت خشک در حالت ناشتا بلغم و صفرا را فرو می برد به گونه ای که گویا چیزی بر جای نمی گذارد.

9 - عَنْهُ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنِ النَّضْرِ بْنِ قِرْوَاشٍ قَالَ: قَالَ أَبُو الْحَسَنِ الْمَاضِي علیه السلام:

السَّوِيقُ إِذَا غَسَلْتَهُ سَبْعَ مَرَّاتٍ وَ قَلَّبْتَهُ مِنْ إِنَاءٍ إِلَى إِنَاءٍ آخَرَ، فَهُوَ يَذْهَبُ بِالْحُمَّى وَ يُنْزِلُ الْقُوَّةَ فِي السَّاقَيْنِ وَ الْقَدَمَيْنِ.

10- عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ وَ مُحَمَّدِ بْنِ سُوقَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

السَّوِيقُ يَهْضِمُ الرُّءُوسَ.

11- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ بُنْدَارَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُوسَى بْنِ الْقَاسِمِ عَنْ يَحْيَى بْنِ مُسَاوِرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

السَّوِيقُ يَجْرُدُ الْمِرَّةَ وَ الْبَلْغَمَ مِنَ الْمَعِدَةِ جَرْداً وَ يَدْفَعُ سَبْعِينَ نَوْعاً مِنْ أَنْوَاعِ الْبَلَاءِ.

9- نضر بن قرواش گوید: امام کاظم علیه السلام فرمود:

هرگاه قاووت را هفت مرتبه شستی و آن را از یک ظرف به ظرف دیگری ریختی و آنگاه از آن خوردی تب را از بین می برد و نیرو و توان ساق پا و پاها را زیاد می کند.

10- محمد بن سوقه گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

قاووت پس از خوردن کله موجب هضم آن می شود.

11- یحیی بن مساور گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

قاووت، صفرا و بلغم را به طور کامل از معده می زداید و هفتاد نوع بلاء را دفع می کند.

12- عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْبَرْقِيَّ عَنْ بَكْرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ خَيْثَمَةَ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السلام:

مَنْ شَرِبَ السَّوِيقَ أَرْبَعِينَ صَبَاحاً امْتَلَا كَتِفَاهُ قُوَّةً.

13- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُوسَى بْنِ الْحَسَنِ عَنِ السَّيَّارِيِّ عَنْ عُبَيْدِ اللَّهِ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ قَالَ: كَتَبَ أَبُو الْحَسَنِ علیه السلام مِنْ خُرَاسَانَ إِلَى الْمَدِينَةِ:

لَا تَسْقُوا أَبَا جَعْفَرِ الثَّانِيَ علیه السلام السَّوِيقَ بِالسُّكَّرِ؛ فَإِنَّهُ رَدِيٌّ لِلرِّجَالِ.

وَ فَسَّرَهُ السَّيَّارِيُّ عَنْ عُبَيْدِ اللهِ : أَنَّهُ يُكْرَهُ لِلرِّجَالِ ؛ فَإِنَّهُ يَقْطَعُ النِّكَاحَ مِنْ شِدَّةِ بَرْدِهِ مَعَ السُّكَّرِ.

14- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ سَيْفِ التَّمَّارِ قَالَ: مَرِضَ بَعْضُ رُفَقَائِنَا بِمَكَّةَ وَ بُرْسِمَ، فَدَخَلْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام فَأَعْلَمْتُهُ.

فَقَالَ لِي:

12- خیثمه گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هرکس چهل روز بامدادان قاووت بنوشد، کتف هایش پرتوان می شوند.

13- عبيد الله بن ابی عبدالله گوید:

امام رضا علیه السلام در نامه ای از خراسان به مدینه نوشت:

به امام جواد علیه السلام قاووت را با شکر ننوشانید؛ زیرا آن برای مردان ضرر دارد.

سیاری تفسیر این سخن را از عبیدالله چنین نقل کرد که چنین قاووتی برای مردان ضرر دارد؛ زیرا به جهت طبع سردی که قاووت با شکر دارد، نیروی جنسی را قطع می کند.

14- سیف تمار گوید:

یکی از دوستان ما در مکه بیماری برسام گرفت من خدمت امام صادق علیه السلام شرف یاب شدم و ایشان را از این ماجرا با خبر نمودم. حضرتش به من فرمود:

اسْقِهِ سَوِيقَ الشَّعِيرِ؛ فَإِنَّهُ يُعَافِي إِنْ شَاءَ اللهُ. وَ هُوَ غِذَاءٌ فِي جَوْفِ الْمَرِيضِ.

قَالَ: فَمَا سَقَيْنَاهُ السَّوِيقَ إِلَّا يَوْمَيْنِ - أَوْ قَالَ: مَرَّتَيْنِ - حَتَّى عُوفِيَ صَاحِبُنَا.

بخش پنجاه و چهارم

اشاره

(54)

بَابُ سَوِيقَ الْعَدَسِ

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُوسَى رَفَعَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام أَنَّهُ قَالَ:

سَوِيقُ الْعَدَسِ يَقْطَعُ الْعَطَشَ وَ يُقَوِّي المَعِدَةَ وَ فِيهِ شِفَاءٌ مِنْ سَبْعِينَ دَاءً وَيُطْفِئُ الصَّفْرَاءَ وَ يُبَرِّدُ الْجَوْفَ وَ كَانَ إِذَا سَافَرَ علیه السلام يُفَارِقُهُ.

وَ كَانَ يَقُولُ علیه السلام إِذَا هَاجَ الدَّمُ بِأحَدٍ مِنْ حَشَمِهِ قَالَ لَهُ: اشْرَبْ مِنْ سَوِيقِ الْعَدَسِ؛ فَإِنَّهُ يُسَكِّنُ هَيَجَانَ الدَّمِ وَ يُطْفِئُ الْحَرَارَةَ .

2- وَ عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ قَالَ:

إِنَّ جَارِيَةً لَنَا أَصَابَهَا الْحَيْضُ وَكَانَ لَا يَنْقَطِعُ عَنْهَا حَتَّى أَشْرَفَتْ عَلَى الْمَوْتِ. فَأَمَرَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام أَنْ تُسْقَى سَوِيقَ الْعَدَسِ. فَسُقِيَتْ فَانْقَطَعَ عَنْهَا وَ عُوفِيَتْ.

به او قاووت جو بنوشان که - ان شاء الله - عافیت خواهد یافت و آن در شکم بیمار، غذا خواهد بود.

سیف گوید: ما فقط به او دو روز - یا دو مرتبه - قاووت نوشاندیم و دوستمان عافیت یافت.

قاووت عدس

1- محمد بن موسی در روایت مرفوعه ای گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

قاووت عدس، تشنگی را برطرف می کند معده را قوی می سازد، در آن شافی از هفتاد بیماری است، صفرا را خاموش می سازد و شکم را خنک می گرداند.

راوی گوید: امام صادق علیه السلام به هنگام مسافرت نیز قاووت عدس را همراه می برد و هرگاه خون بر یکی از خدمت کاران ایشان غلبه می کرد به او می فرمود: قاووت عدس بنوش؛ زیرا غلبه خون را آرام می کند و گرما را خاموش می سازد.

2- علی بن مهزیار گوید:

روزی کنیزی از ما حایض شد و خونش قطع نمی شد به حدی که مرگ در پیش روی او بود، امام جواد علیه السلام دستور فرمود که او قاووت عدس بنوشد، او مقداری قاووت نوشید خونش بند آمد و عافیت یافت.

3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ السَّيَّارِيِّ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ بِسْطَامَ عَنْ رَجُلٍ مِنْ أَهْلِ مَرْوَ قَالَ: بَعَثَ إِلَيْنَا الرَّضَا علیه السلام وَ هُوَ عِنْدَنَا يَطْلُبُ السَّوِيقَ ، فَبَعَثْنَا إِلَيْهِ بِسَوِيقٍ مَلْتُوتٍ.

فَرَدَّهُ وَ بَعَثَ إِلَيَّ : أَنَّ السَّوِيقَ إِذَا شُرِبَ عَلَى الرِّيقِ وَ هُوَ جَافٌ أَطْفَأَ الْحَرَارَةَ وَ سَكَّنَ الْمِرَّةَ وَإِذَا لُنَّ لَمْ يَفْعَلْ ذَلِكَ.

بخش پنجاه و پنجم

اشاره

(55)

بَابُ فَضْلِ اللَّحْمِ

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السلام عَنْ سَيِّدِ الْآدَامِ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ.

فَقَالَ: اللَّحْمُ. أَمَا سَمِعْتَ قَوْلَ اللهِ عزوجل: (وَ لَحْمِ طَيْرٍ مِمَّا يَشْتَهُونَ)؟!

3- شخصی از مردم مرو گوید: هنگامی که امام رضا علیه السلام نزد ما بود کسی را به سوی ما فرستاد و قاووت درخواست نمود ما برای حضرتش قاووت مخلوط با روغن فرستادیم.

امام علیه السلام آن را برگرداند و برای من پیام فرستاد: هرگاه قاووت خشک در حالت ناشتا نوشیده شود گرما را خاموش می کند و صفرا را ساکن و آرام می سازد و هرگاه مخلوط شود چنین عملی انجام نمی دهد.

ارزش گوشت

1- عبد الله بن سنان گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: سرآمد خورش ها در زندگی دنیا و جهان آخرت کدام است؟

فرمود: گوشت است، آیا نشنیده ای که خدای متعال می فرماید: «و گوشت پرنده، از هر نوع که بخواهند»؟

2- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ بُنْدَارَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ علی عَن عِيسَى بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْعَلَوِيُّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ عَنْ عَلِي علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم:

اللَّحْمُ سَيْدُ الطَّعَامِ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ.

3- وَ عَنْهُ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الرَّيَّانِ رَفَعَهُ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم:

سَيْدُ آدَامِ الْجَنَّةِ اللَّحْمُ.

4- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:

سَيِّدُ الطَّعَامِ اللَّحْمُ.

5- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ بُنْدَارَ وَ غَيْرُهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِقٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ يُوسُفَ عَنْ زَكَرِيَّا بْنِ مُحَمَّدِ الْأَزْدِيِّ عَنْ عَبْدِ الْأَعْلَى مَوْلَى آلِ سَامِ قَالَ:

2- پدر بزرگ عیسی بن عبدالله علوی گوید: حضرت علی علیه السلام فرمود:

پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم فرمود: گوشت سرآمد غذاها در دنیا و جهان آخرت است.

3- علی بن ریان در روایت مرفوعه ای گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم فرمود: آقای خورش های بهشت، گوشت است.

4- یکی از اصحاب ما گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:

سرآمد غذاها گوشت است.

5- عبد الأعلى، غلام آل سام گوید:

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام: إِنَّا نُرْوَى عِنْدَنَا عَنْ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم أَنَّهُ قَالَ: إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَتَعَالَى يُبْغِضُ الْبَيْتَ اللَّحِمَ.

فَقَالَ علیه السلام: كَذَبُوا إِنَّمَا قَالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم «الْبَيْتَ الَّذِي يَغْتَابُونَ فِيهِ النَّاسَ وَ يَأْكُلُونَ لُحُومَهُمْ». وَ قَدْ كَانَ أَبِي علیه السلام لَحِماً وَ لَقَدْ مَاتَ يَوْمَ مَاتَ وَ فِي كُمْ أُمِّ وَلَدِهِ ثَلَاثُونَ دِرْهَماً لِلَّحْم.

6- وَ عَنْهُ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ مِسْمَع أَبِي سَيَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام: أَنَّ رَجُلاً قَالَ لَهُ: إِنَّ مَنْ قِبَلَنَا يَرْوُونَ أَنَّ اللَّهَ عزوجل يُبْغِضُ بَيْتَ اللَّحِم.

فَقَالَ: صَدَقُوا وَ لَيْسَ حَيْثُ ذَهَبُوا، إِنَّ اللهَ عزوجل يُبْغِضُ الْبَيَّتَ الَّذِي تُؤْكَلُ فِيهِ لُحُومُ النَّاسِ.

7- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي الْعَلَاءِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

كَانَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم لَحِماً يُحِبُّ اللَّحْمَ.

به امام صادق علیه السلام عرض کردم: نزد ما از پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم روایت می شود که ایشان فرمود: «خداوند خانه ای را که از گوشت پر است دشمن می دارد».

فرمود: دروغ گفته اند، همانا پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم فرمود: «خانه ای که در آن غیبت مردم را می کنند و گوشت آنان را می خورند دشمن می دارد».

آن گاه فرمود: به راستی که پدرم گوشت بسیاری میل می کرد و در روزی که از دنیا رفت در آستین کنیزش سی در هم برای خرید گوشت بود.

6- مسمع أبو سیار گوید: شخصی به امام صادق علیه السلام گفت: نزد ما روایت می کنند که خداوند متعال خانه ای را که از گوشت پر باشد دشمن می دارد.

فرمود: راست گفته اند اما مورد آن، چنان نیست؛ به راستی که خداوند خانه ای را دشمن می دارد که در آن گوشت های مردم خورده می شود.

7- حسين بن ابو علاء گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: رسول خدا صلى الله عليه وسلم گوشت بسیار می خورد و گوشت را دوست می داشت.

8- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ هَارُونَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

تَرَكَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام ثَلَاثِينَ دِرْهَماً لِلَّحْم يَوْمَ تُوْفِّيَ وَكَانَ رَجُلاً لَحِماً.

9- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِيِّ عَنِ ابْنِ الْقَدَّاحِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم:

إِنَّا مَعَاشِرَ قُرَيْشٍ قَوْمٌ لَحِمُونَ.

بخش پنجاه و ششم

اشاره

(56)

بَابُ أَنَّ مَنْ لَمْ يَأْكُلِ اللَّحْمَ أَرْبَعِينَ يَوْمًا تَغَيَّرَ خُلُقُهُ

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ:

8- حسن بن هارون گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

امام باقر علیه السلام در روزی که از دنیا رفت سی در هم برای خرید گوشت برجای گذاشت و آن حضرت دوست دار گوشت بود.

9- ابن قداح گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم فرمود: ما گروه قریش قومی دوست دار گوشت هستیم.

کسی که چهل روز گوشت نخورد اخلاقش دگرگون می شود

1- هشام بن سالم گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

اللَّحْمُ يُنْبِتُ اللَّحْمَ. وَ مَنْ تَرَكَ اللَّحْمَ أَرْبَعِينَ يَوْماً سَاءَ خُلُقُهُ وَ مَنْ سَاءَ خُلُقُهُ فَأَذْنُوا فِي أُذُنِهِ.

2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ خَالِدٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السلام: إِنَّ النَّاسَ يَقُولُونَ: إِنَّ مَنْ لَمْ يَأْكُلِ اللَّحْمَ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ سَاءَ خُلُقُهُ.

فَقَالَ: كَذَبُوا، وَ لَكِنْ مَنْ لَمْ يَأْكُلِ اللَّحْمَ أَرْبَعِينَ يَوْماً تَغَيَّرَ خُلُقُهُ وَ بَدَنُهُ، وَ ذَلِكَ لانْتِقَالِ النُّطْفَةٍ فِى مِقْدَارِ أَرْبَعِينَ يَوْماً.

3- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ بُنْدَارَ وَ غَيْرُهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَنِ ابْنِ بَقَاحٍ عَنِ الْحَكَمِ بْنِ أَيْمَنَ عَنْ أَبِي أُسَامَةَ زَيْدِ الشَّحَامِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم:

مَنْ أَتَى عَلَيْهِ أَرْبَعُونَ يَوْماً وَ لَمْ يَأْكُلِ اللَّحْمَ فَلْيَسْتَقْرِضْ عَلَى اللَّهِ عزوجل وَ لْيَأْكُلْهُ.

گوشت، گوشت می رویاند و هر کس چهل روز خوردن گوشت را ترک کند بداخلاق می شود و هر کس بداخلاق شود در گوشش اذان بگویید.

2- حسین بن خالد گوید: به امام رضا علیه السلام عرض کردم: اهل سنت می گویند: «هر کس سه روز گوشت نخورد بد اخلاق می شود».

فرمود: دروغ گفته اند، اما هر کس چهل روز گوشت نخورد اخلاق و بدنش دگرگون شود و این به جهت انتقال نطفه در مدت چهل روز است.

3- أبو أسامه زید شحّام گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم فرمود: هرکس چهل روز گوشت نخورد باید به حساب خداوند متعال قرض بگیرد و گوشت بخورد.

بخش پنجاه و هفتم

اشاره

(57)

بَابُ فَضْلِ لَحْمِ الضَّأْنِ عَلَى الْمَعْزِ

1- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ أَظُنُّهُ مُحَمَّدَ بْنَ إِسْمَاعِيلَ قَالَ: ذَكَرَ بَعْضُنَا اللُّحْمَانَ عِنْدَ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السلام: فَقَالَ مَا لَحْمٌ بِأَطْيَبَ مِنْ لَحْمِ الْمَاعِزِ؟

قَالَ: فَنَظَرَ إِلَيْهِ أَبُو الْحَسَنِ علیه السلام وَ قَالَ:

لَوْ خَلَقَ اللهُ عزوجل مُضْغَةً هِيَ أَطْيَبُ مِنَ الضَّأْنِ لَفَدَى بهَا إِسْمَاعِيلَ علیه السلام.

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ سَعْدِ بْنِ سَعْدٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي الْحَسَنِ علیه السلام: إِنَّ أَهْلَ بَيْتِي لَا يَأْكُلُونَ لَحْمَ الضَّأْنِ.

قَالَ: فَقَالَ: وَلِمَ؟

برتری گوشت گوسفند بر گوشت بز

1- راوی - به گمانم محمد بن اسماعیل - گوید: یکی از ما درباره انواع گوشت در خدمت امام رضا علیه السلام سخن به میان آورد و عرضه داشت چه گوشتی پاکیزه تر از گوشت بز است؟

پس امام علیه السلام به او نگاهی نمود و فرمود: اگر خداوند متعال گوشتی پاکیزه تر از گوسفند آفریده بود آن را فدای اسماعیل علیه السلام می نمود.

2- سعد بن سعد گوید: به امام رضا علیه السلام گفتم: خانواده من گوشت گوسفند تناول نمی کنند.

امام رضا علیه السلام فرمود: چرا؟

قَالَ: قُلْتُ: إِنَّهُمْ يَقُولُونَ: إِنَّهُ يُهَيِّجُ بِهِمُ الْمِرَّةَ السَّوْدَاءَ وَالصَّدَاعَ وَالْأَوْجَاعَ.

فَقَالَ لِي: يَا سَعْدُ!

فَقُلْتُ: لَبَّيْكَ.

قَالَ: لَوْ عَلِمَ اللهُ عزوجل شَيْئاً أَكْرَمَ مِنَ الضَّأْنِ لَفَدَى بِهِ إِسْمَاعِيلَ علیه السلام.

3- بَعْضُ أصْحَابِنَا عَنْ جَعْفَرِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ الْحَضْرَمِيُّ عَنْ سَعْدِ بْنِ سَعْدٍ قَالَ:

قُلْتُ لِأَبِي الْحَسَنِ الرِّضَاء علیه السلام: إِنَّ أَهْلَ بَيْتِي يَأْكُلُونَ لَحْمَ الْمَاعِزِ وَ لَا يَأْكُلُونَ لَحْمَ الضَّأْنِ.

قَالَ: وَلِمَ؟

قُلْتُ: يَقُولُونَ: إِنَّهُ لَحْمٌ يُهَيِّجُ الْمِرَارَ.

فَقَالَ علیه السلام: لَوْ عَلِمَ اللهُ عزوجل خَيْراً مِنَ الضَّأْنِ لَفَدَى بِهِ؛ يَعْنِي إِسْحَاقَ.

هَكَذَا جَاءَ فِي الْحَدِيثِ.

گفتم: تصور می کنند که گوشت گوسفند سودا را تحریک می کند و مایه سر درد و دردهای مفاصل می شود.

امام رضا علیه السلام به من فرمود: ای سعد!

عرض کردم: بلی!

فرمود: اگر دامی از گوسفند گرامی تر بود خداوند متعال آن دام را فدای اسماعیل علیه السلام می کرد.

3- سعد بن سعد گوید: به امام رضا علیه السلام عرض کردم: خانواده من گوشت بز می خورند، اما گوشت گوسفند نمی خورند.

فرمود: چرا؟

گفتم: می گویند گوشت گوسفند صفرا را تحریک می کند.

فرمود: اگر خداوند متعال بهتر از گوسفند سراغ داشت، آن را فدای او - یعنی اسحاق علیه السلام که این گونه در روایت آمده است - قرار می داد.

یخش پنجاه و هشتم

اشاره

(58)

بَابُ لَحْمِ الْبَقَرِ وَ شُحُومِهَا.

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَسَنِ الْمِيثَمِي عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ عَبَّادٍ عَنْ عِيسَى بْنِ أَبِي الْوَرْدِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ قَيْسٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السلام قَالَ:

إِنَّ بَنِي إِسْرَائِيلَ شَكَوْا إِلَى مُوسَى علیه السلام مَا يَلْقَوْنَ مِنَ الْبَيَاضِ. فَشَكَا ذَلِكَ إِلَى اللهِ عزوجل، فَأَوْحَى اللَّهُ عزوجل إِلَيْهِ:

مُرْهُمْ يَأْكُلُوا لَحْمَ الْبَقَرِ بِالسِّلْقِ.

2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ يَحْيَى بْنِ الْمُبَارَكِ أَرَاهُ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَبَلَةَ عَنْ أَبِي الصَّبَّاحِ الْكِنَانِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

مَرَقُ لَحْم الْبَقَرِ يَذْهَبُ بِالْبَيَاضِ.

گوشت گاو و پیه های آن

1- محمد بن قیس گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:

بنی اسرائیل از بیماری برصی که به آن دچار شده بودند به حضرت موسی علیه السلام شکایت نمودند. موسی علیه السلام این شکوه را به خداوند رساند. خداوند متعال به او وحی نمود:

به آنان دستور ده گوشت گاو را با چغندر بخورند.

2- ابو صباح کنانی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

خورش گوشت گاو بیماری برص را از بین می برد.

3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ أَبِي زِيَادٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

أَلْبَانُ الْبَقَرِ دَوَاءٌ وَ سُمُونُهَا شِفَاءٌ وَ لُحُومُهَا دَاءٌ.

4- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ حَسَّانَ عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السلام يَقُولُ:

اللَّحْمُ يُنْبِتُ اللَّحْمَ. وَ مَنْ أَدْخَلَ فِي جَوْفِهِ لُقْمَةَ شَحْم أَخْرَجَتْ مِثْلَهَا مِنَ الدَّاءِ.

5- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سُوقَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

مَنْ أَكَلَ لُقْمَةَ شَحْم أَخْرَجَتْ مِثْلَهَا مِنَ الدَّاءِ.

6- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ بَلَغَ بِهِ زُرَارَةَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام: جُعِلْتُ فِدَاكَ الشَّحْمَةُ الَّتِي تُخْرِجُ مِثْلَهَا مِنَ الدَّاءِ، أَيُّ شَحْمَةٍ هِيَ؟

3- اسماعیل بن ابی زیاد گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

شیر گاو دارو است و روغن گاو شفا از بیماری و گوشت آن بیماری است.

4- موسى بن بکر گوید: از امام کاظم علیه السلام شنیدم که می فرمود:

گوشت، گوشت می رویاند و هر کس لقمه ای پیه در شکمش داخل کند آن لقمه به اندازه خود، بیماری ها را خارج می کند.

5- محمد بن سوقه این حدیث را از امام صادق علیه السلام نقل می کند.

6 - زراره گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: فدایت گردم! آن پیه ای که به اندازه خود، بیماری ها را بیرون می کند کدام است؟

قَالَ: هِيَ شَحْمَةُ الْبَقَرِ. وَ مَا سَأَلَنِي يَا زُرَارَةُ عَنْهَا أَحَدٌ قَبْلَكَ!

7- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ بْنِ بَزِيعٍ عَنْ يَحْيَى بْنِ مُسَاوِرٍ عَنْ أَبِي إِبْرَاهِيمَ علیه السلام قَالَ:

السَّوِيقُ وَ مَرَقُ لَحْمِ الْبَقَرِ يَذْهَبَانِ بِالْوَضَحَ.

بخش پنجاه و نهم

اشاره

(59)

بَابُ لُحُومِ الْجَزُورِ وَ الْبُخْتِ

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ دَاوُدَ الرَّقْيُّ قَالَ:

كتَبْتُ إِلَى أَبِي الْحَسَنِ علیه السلام أَسْأَلُهُ عَنْ لُحُومِ الْبُخْتِ وَ أَلْبَانِهِنَّ.

فَقَالَ: لَا بَأْسَ بِهِ.

فرمود: آن پیه گاو است، ای زراره! پیش از تو هیچ کس در این خصوص از من نپرسیده بود.

7- یحیی بن مساور گوید: امام کاظم علیه السلام فرمود:

قاووت و خورش گوشت گاو بیماری برص را از بین می برد.

گوشت شتر و شتر خراسانی

1- داوود رقی گوید: نامه ای به امام کاظم علیه السلام نوشتم و از آن حضرت درباره گوشت و شیر شتر خراسانی پرسیدم.

فرمود: ایرادی ندارد.

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِقٍ عَنْ دَاوُدَ الرَّقِّيُّ قَالَ : قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام:

جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنَّ رَجُلاً مِنْ أَصْحَابِ أَبِي الْخَطَّابِ نَهَى عَنْ أَكْلِ الْبُخْتِ وَ عَنْ أَكْلِ لُحُومِ الْحَمَامِ الْمُسَرْوَلَةِ.

فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السلام:

لَا بَأْسَ بِرُكُوبِ الْبُخْتِ وَ شُرْبٍ أَلْبَانِهِنَّ وَأَكْلِ لُحُومِ الْحَمَامِ الْمُسَرْوَلِ.

بخش شصتم

اشاره

(60)

بَابُ لُحُومِ الطَّيْرِ

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ عُثْمَانَ رَفَعَهُ قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام:

الْإِوَزُّ جَامُوسُ الطَّيْرِ وَ الدَّجَاجُ خِنْزِيرُ الطَّيْرِ وَالدُّرَّاجُ حَبَشُ الطَّيْرِ؛ وَ أَيْنَ أَنْتَ عَنْ فَرْخَيْنِ نَاهِضَيْنِ رَبَّتْهُمَا امْرَأَةٌ مِنْ رَبِيعَةَ بِفَضْلِ قُوتِهَا؟!

2- داوود رقی گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: فدایت شوم! یکی از یاران ابو خطاب از خوردن گوشت شتر خراسانی و گوشت کبوتر پا پر نهی نمود.

فرمود: سوار شدن بر شتر خراسانی و نوشیدن شیر آن و خوردن گوشت کبوتر پا پر ایرادی ندارد.

گوشت پرندگان

1- عمرو بن عثمان در روایت مرفوعه ای گوید: امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمود:

مرغابی، گاومیش پرندگان است و مرغ، خوک پرندگان است و مرغ دراج، بوقلمون پرندگان است. تو چرا از دو جوجه ای که بال در آورده اند که زنی از قبیله ربیعه آنان را با زیادی غذایش پرورش داده، غافل هستی؟

2- عَنْهُ عَنِ السَّيَّارِيِّ رَفَعَهُ قَالَ : إِنَّهُ ذُكِرَتِ اللُّحْمَانُ بَيْنَ يَدَيْ عُمَرَ، فَقَالَ عُمَرُ: إِنَّ أَطْيَبَ اللَّحْمَانِ لَحْمُ الدَّجَاج.

فَقَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام: كَلَّا إِنَّ ذَلِكَ خَنَازِيرُ الطَّيْرِ وَ إِنَّ أَطْيَبَ اللُّحْمَانِ لَحْمُ فَرْحَ قَدْ نَهَضَ أَوْ كَادَ أَنْ يَنْهَضَ.

3- السَّيَّارِيُّ عَمَّنْ رَوَاهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلی الله علیه وسلم:

مَنْ سَرَّهُ أَنْ يَقِلَّ غَيْظُهُ فَلْيَأْكُلْ لَحْمَ الدُّرَّاجِ.

4- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُوسَى قَالَ حَدَّثَنِي عَلِيُّ بْنُ سُلَيْمَانَ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حَكِيمٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الْأَوَّلِ علیه السلام قَالَ:

أَطْعِمُوا الْمَحْمُومَ لَحْمَ الْقِبَاجِ، فَإِنَّهُ يُقَوِّي السَّاقَيْنِ وَ يَطْرُدُ الْحُمَّى طَرْداً.

5- عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ قَالَ : تَغَدَّيْتُ مَعَ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام فَأَتَى بِقَطَاةٍ، فَقَالَ:

2- سیاری در روایت مرفوعه ای گوید: نزد عمر سخن از انواع گوشت شد.

عمر گفت: پاکیزه ترین گوشت، گوشت مرغ است.

اميرمؤمنان علی علیه السلام فرمود: هرگز، همانا مرغ، خوک پرندگان است. به راستی که پاکیزه ترین گوشت، گوشت جوجه ای است که بال درآورده و یا نزدیک است که بال درآورد.

3- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم فرمود: هرکس دوست دارد که خشم او خاموش شود باید گوشت دراج بخورد.

4- محمد بن حکیم گوید: امام کاظم علیه السلام فرمود:

به بیمار تب دار گوشت کبک بخورانید؛ زیرا ساق ها را نیرومند و به طور کامل تب را دور می کند.

5 - علی بن مهزیار گوید: خدمت امام جواد علیه السلام صبحانه خوردم. پس مرغ سنگخوار آورد و فرمود:

إِنَّهُ مُبَارَكٌ! وَ كَانَ أَبِي علیه السلام يُعْجِبُهُ وَ كَانَ يَأْمُرُ أَنْ يُطْعَمَ صَاحِبُ الْيَرَقَانِ يُشْوَى لَهُ؛ فَإِنَّهُ يَنْفَعُهُ.

6- عَنْهُ عَنْ عَلِيِّ بْنِ سُلَيْمَانَ عَنْ مَرْوَكِ بْنِ عُبَيْدٍ عَنْ نَشِيطِ بْنِ صَالِحٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ الْأَوَّلَ علیه السلام يَقُولُ:

لَا أَرَى بِأَكْلِ الْحُبَارَى بَأْساً وَ إِنَّهُ جَيِّدٌ لِلْبَوَاسِيرِ وَ وَجَعِ الظَّهْرِ، وَ هُوَ مِمَّا يُعِينُ عَلَى كَثْرَةِ الْجِمَاعِ.

بخش شصت و یکم

اشاره

(61)

بَابُ لُحُومِ الطَّبَاءِ وَ الْحُمُرِ الْوَحْشِيَّةِ

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ نَصْرِ بْنِ مُحَمَّدٍ قَالَ : كَتَبْتُ إِلَى أَبِي الْحَسَن علیه السلام أَسْأَلُهُ عَنْ لُحُوم حُمُرِ الْوَحْشِ.

فَكَتَبَ علیه السلام: يَجُوزُ أَكْلُهُ لِوَحْشَتِهِ وَ تَرْكُهُ عِنْدِي أَفْضَلُ.

این مبارک است. پدرم به آن علاقه داشت و دستور می داد که آن را برای بیمار یرقان سرخ کنند و به او بخورانند؛ زیرا برایش فایده دارد.

6- نشیط بن صالح گوید: از امام کاظم علیه السلام شنیدم که می فرمود:

من ایرادی به خوردن پرنده حبارا نمی بینم و گوشت آن برای بواسیر و کمر درد خوب است و آن از چیزهایی است که بر فراوانی آمیزش یاری می کند.

گوشت آهو و گور خر

1- نصر بن محمد گوید: نامه ای به امام کاظم علیه السلام نوشتم و از حضرتش درباره گوشت گورخر پرسیدم.

حضرتش نوشت: خوردن گوشت آن به دلیل وحشی بودنش جایز است و به نظر من خودداری از خوردن آن بهتر است.

بخش شصت و دوم

اشاره

(62)

بَابُ لُحُومِ الْجَوَامِيسِ.

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ جَمِيعاً عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَسَنِ التَّيْمِيُّ عَنْ أَيُّوبَ بْنِ نُوحٍ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جُنْدَبٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السلام يَقُولُ:

لَا بَأْسَ بِأَكْلِ لُحُومِ الْجَوَامِيسِ وَ شُرْبٍ أَلْبَانِهَا وَأَكْلِ سُمُونِهَا.

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ جُنْدَه قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السلام عَنْ لُحُومِ الْجَوَامِيسِ وَأَلْبَائِهَا.

فَقَالَ: لَا بَأْسَ بِهِمَا.

گوشت گاومیش

1- عبد الله بن جندب گوید: از امام کاظم علیه السلام شنیدم که می فرمود:

تناول گوشت گاومیش و آشامیدن شیر آن و خوردن روغن آن مانعی ندارد.

2- عبد الله بن جندب گوید: از امام کاظم علیه السلام درباره گوشت گاومیش و شیر آن پرسیدم.

فرمود: ایرادی ندارند.

بخش شصت و سوم

اشاره

(63)

بَابُ كَرَاهِيَةِ أَكْلِ لَحْمِ الْغَرِيضِ يُعْنَى النِّيءُ

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام:

أَنَّ رَسُولَ اللهِ صلى الله عليه وسلم نَهَى أَنْ يُؤْكَلَ اللَّحْمُ غَرِيضاً وَ قَالَ : إِنَّمَا تَأْكُلُهُ السَّبَاعُ، وَ لَكِنْ حَتَّى تُغَيَّرَهُ الشَّمْسُ أَوِ النَّارُ.

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنْ أَكْلِ لَحْمِ النِّي.

فَقَالَ: هَذَا طَعَامُ السِّبَاعِ.

کراهت خوردن گوشت ناپخته

1- زراره گوید: امام باقر علیه السلام فرمود: به راستی که رسول خدا صلى الله عليه وسلم از خوردن گوشت ناپخته منع کرد و فرمود: گوشت ناپخته خوراک درندگان است، ولی اگر با تابش خورشید و یا با حرارت آتش کباب شود، کافی است.

2- هشام بن سالم گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: خوردن گوشت ناپخته چه صورت دارد؟

فرمود: گوشت ناپخته خوراک درندگان است.

بخش شصت و چهارم

اشاره

(64 )

بَابُ الْقَدِيدِ

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيَّ عَنْ عَبْدِ - الصَّمَدِ بْنِ بَشِيرٍ عَنْ عَطِيَّةَ أَخِي أَبِي الْمَغْرَاءِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرِ علیه السلام: إِنَّ أَصْحَابَ الْمُغِيرَةِ يَنْهَوْنَ عَنْ أَكْلِ الْقَدِيدِ الَّتِي لَمْ تَمَسَّهُ النَّارُ.

فَقَالَ: لَا بَأْسَ بِأَكْلِهِ.

2- عَنْهُ رَفَعَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ: قُلْتُ لَهُ: إِنَّ اللَّحْمَ يُقَدِّدُ وَيُذَرُ عَلَيْهِ الْمِلْحُ وَيُجَفَّفُ فِي الظُّل.

فَقَالَ: لَا بَأْسَ بِأَكْلِهِ؛ لِأَنَّ الْمِلْحَ قَدْ غَيْرَهُ.

3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُوسَى بْنِ الْحَسَنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الثَّالِثِ علیه السلام قَالَ: كَانَ يَقُولُ:

گوشت «قدید»

گوشت « قدید». (1)

1- عطيه، برادر ابو مغرا گوید: به امام باقر علیه السلام عرض کردم یاران مغیره از خوردن گوشت قدید - که با آتش پخته نشده - نهی می کنند.

فرمود: خوردن آن ایرادی ندارد.

2- راوی گوید: به امام صادق علیه السلام گفتم: گوشت را پهن می کنند و بر آن نمک می پاشند و در سایه خشکش می کنند (خوردن آن چه صورت دارد؟).

فرمود: خوردن آن ایرادی ندارد؛ زیرا نمک، آن را تغییر داده است.

3- محمد بن عیسی گوید: امام هادی علیه السلام فرمود:


1) گوشتی که روی سنگ پهن می شود و خشک می گردد.

مَا أَكَلْتُ طَعَامًا أَبْقَى وَ لَا أَهْيَجَ لِلدَّاءِ مِنَ اللَّحْمِ الْيَابِسِ، يَعْنِي الْقَدِيدَ.

4 - عَنْهُ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ علیه السلام أَنَّهُ كَانَ يَقُولُ:

الْقَدِيدُ لَحْمُ سَوْءٍ؛ لِأَنَّهُ يَسْتَرْخِي فِي الْمَعِدَةِ وَ يُهَيِّجُ كُلَّ دَاءٍ وَ لَا يَنْفَعُ مِنْ شَيْءٍ بَلْ يَضُرُّهُ.

5- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ رَفَعَهُ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السلام:

شَيْئَانِ صَالِحَانِ لَمْ يَدْخُلَا جَوْفَ وَاحِدٍ قَطُّ فَاسِداً إِلَّا أَصْلَحَاهُ، وَ شَيْئَانِ فَاسِدَانِ لَمْ يَدْخُلَا جَوْفاً قَطُّ صَالِحاً إِلَّا أَفْسَدَاهُ؛ فَالصَّالِحَانِ الرُّمَّانُ وَ الْمَاءُ الْفَاتِرُ، وَ الْفَاسِدَانِ الْجُبْنُ وَ الْقَدِيدُ.

6- قَالَ : وَ رُوِيَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

ثَلَاثَةٌ يَهْدِمْنَ الْبَدَنَ وَ رُبَّمَا قَتَلْنَ: أَكْلُ الْقَدِيدِ الْغَابٌ وَ دُخُولُ الْحَمَّامِ عَلَى الْبِطْنَةِ وَ نِكَاحُ الْعَجَائِزِ.

هیچ غذایی همانند گوشت خشک نخوردم که بیماری را ماندگارتر و آن را تهییج کند.

4- محمد بن عیسی گوید: امام هادی علیه السلام همواره می فرمود:

گوشت قدید، گوشت بدی است؛ زیرا در معده شل و نرم می شود و همه بیماری ها را تحریک می کند و برای هیچ چیزی سودمند نیست، بلکه به همه چیزها مضر است.

5- راوی گوید امام صادق علیه السلام فرمود:

دو چیز برای بدن سودمند هستند که هرگز داخل شکم بیمار نمی شوند مگر آن که آن را بهبود می کنند و دو چیز فاسد هستند که هیچ گاه داخل شکم سالم نمی شوند مگر آن که آن را فاسد می کنند آن دو چیز سودمند: انار و آب نیم گرم و آن دو فاسد: پنیر و گوشت قدید هستند.

6 - در روایتی آمده است: امام صادق علیه السلام فرمود:

سه چیزند که بدن را نابود می کنند و چه بسا باعث مرگ انسان می شوند گوشت قدید فاسد، داخل شدن به حمام در حالت پر بودن شکم و آمیزش با پیر زنان.

قَالَ: وَ زَادَ فِيهِ أَبُو إِسْحَاقَ النَّهَاوَنْدِيُّ : وَ غِشْيَانُ النِّسَاءِ عَلَى الاِمْتِلَاءِ.

7- عَنْهُ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ رَفَعَهُ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام:

ثَلَاثٌ لَا يُؤْكَلْنَ وَ هُنَّ يُسْمِنَّ، وَ ثَلَاثٌ يُؤْكَلْنَ وَ هُنَّ يَهْزِلْنَ وَاثْنَانِ يَنْفَعَانِ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ وَ لَا يَضُرَّانِ مِنْ شَيْءٍ، وَ اثْنَانِ يَضُرَّانِ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ؛ وَ لَا يَنْفَعَانِ مِنْ شَيْءٍ.

فَأَمَّا اللَّوَاتِي لَا يُؤْكَلْنَ وَ يُسْمِنُ: اسْتِشْعَارُ الْكَتَّانِ وَالطَّيبُ وَ النُّورَةُ، وَأَمَّا اللَّوَاتِي يُؤْكَلْنَ وَ يَهْزِلْنَ فَهُوَ: اللَّحْمُ الْيَابِسُ وَ الْجُبُنُ وَ الطَّلْعُ وَ فِي حَدِيثٍ آخَرَ: الْجَرَزُ وَ الْكُسْبُ - وَ اللَّذَانِ يَنْفَعَانِ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ وَ لَا يَضُرَّانِ مِنْ شَيْءٍ فَالْمَاءُ الْفَاتِرُ وَ الرُّمَّانُ، وَ اللَّذَانِ يَضُرَّانِ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ وَ لَا يَنْفَعَانِ مِنْ شَيْءٍ فَاللَّحْمُ الْيَابِسُ وَ الْجُبْنُ .

ابو اسحاق نهاوندی می افزاید هم چنین امام علیه السلام فرمود: و آمیزش با زنان با شکم پر.

راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

سه چیزند که خوردنی نیستند و باعث چاقی می شوند سه چیزند که خوردنی هستند و باعث لاغری اند و دو چیزند که برای همه چیز سودمند هستند و به هیچ چیز ضرر نمی زنند و دو چیزند به همه چیز ضرر می زنند و برای هیچ چیزی فایده ندارند.

اما چیزهایی که خوردنی نیستند و چاق می کنند عبارتند از پوشیدن کتان عطر زدن و نوره کشیدن.

چیزهایی که خورده می شوند و لاغر می کنند عبارتند از: گوشت خشک، پنیر و شکوفه خرما.

در حدیثی دیگر آمده گردو و عصاره روغن آن.

دو چیزی که برای همه چیز فایده دارند و به هیچ چیز ضرر نمی زنند، عبارتند از: آب نیم گرم و انار.

و آن دو چیزی که برای همه چیز مضرند و هیچ سودی ندارند عبارتند از: گوشت خشک و پنیر.

قُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ ! ثَمَّ قُلْتَ يَهْزَلْنَ وَ قُلْتَ هَاهُنَا يَضُرَّانِ!

فَقَالَ: أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ الْهُزَالَ مِنَ الْمَضَرَّةِ؟!

بخش شصت و پنجم

اشاره

(65)

بَابُ فَضْلِ الذَّرَاعِ عَلَى سَائِرِ الْأَعْضَاءِ

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الرَّيَّانِ رَفَعَهُ قَالَ: قُلْتُ لأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام: لِمَ كَانَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم يُحِبُّ الذَّرَاعَ أَكْثَرَ مِنْ حُبِّهِ لِسَائِرِ أَعْضَاءِ الشَّاةِ؟

فَقَالَ علیه السلام: لِأَنَّ آدَمَ قَرَّبَ قُرْبَاناً عَنِ الْأَنْبِيَاءِ مِنْ ذُرِّيَّتِهِ، فَسَمَّى لِكُلِّ نَبِي مِنْ ذُرِّيَّتِهِ عُضواً عُضْواً وَ سَمَّى لِرَسُولِ اللهِ صلى الله عليه وسلم الذُّرَاعَ؛ فَمِنْ ثَمَّ كَانَ صلى الله عليه وسلم يُحِبُّهَا وَيَشْتَهِيهَا وَ يُفَضُلُهَا.

عرض کردم: قربانت گردم! آن جا فرمودید آنها لاغر می کنند و این جا فرمودید: «ضرر می زنند».

فرمود: مگر نمی دانی که لاغری از ضرر و آسیب است؟!

برتری گوشت سردست بر گوشت دیگر اعضا

1- علی بن ریان در روایت مرفوعه ای گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: چرا پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم سر دست را بیشتر از اعضای دیگر گوسفند دوست می داشت؟

فرمود: زیرا آدم علیه السلام از جانب پیامبرانی که در ذریه اش بودند گوسفندی قربانی نمود و برای هر پیامبری از نسل خود عضوی را نام برد و برای پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم سردست را نام برد. به همین دلیل پیامبر صلى الله عليه وسلم آن را دوست می داشت و به آن علاقه داشت و آن را بر دیگر اعضا برتری می داد.

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:

كَانَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم يُعْجِبُهُ الذَّرَاعُ.

3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِيِّ عَنِ ابْنِ الْقَدَّاحِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

سَمَّتِ الْيَهُودِيَّةُ النَّبِيَّ صلى الله عليه وسلم فِي ذِرَاعٍ؛ وَ كَانَ النَّبِيُّ صلى الله عليه وسلم يُحِبُّ الذَّرَاعَ وَ الْكَتِفَ، وَيَكْرَهُ الْوَرِكَ لِقُرْبِهَا مِنَ الْمَبَالِ.

بخش شصت و ششم

اشاره

(66)

بَابُ الطَّبِيخ

عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ:

2- زراره گوید: امام باقر علیه السلام فرمود: رسول خدا صلى الله عليه وسلم از گوشت سردست، اظهار شگفتی می نمود و آن را دوست می داشت.

ابن قداح گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

زن یهودی در گوشت سر دست به پیامبر صلى الله عليه وسلم زهر خورانید و پیامبر صلى الله عليه وسلم همواره گوشت سر دست و کتف را دوست می داشت و ران را به خاطر نزدیک بودنش به جای ادرار گوسفند مکروه می داشت.

غذای پخته شده

1- هشام بن سالم گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

اللَّحْمُ بِاللَّبَنِ مَرَقُ الأَنْبِيَاءِ علیهم السلام.

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ يَحْيَى عَنْ جَدِّهِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام:

إِذَا ضَعُفَ الْمُسْلِمُ فَلْيَأْكُلِ اللَّحْمَ بِاللَّبَنِ.

3- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ زِيَادِ بْنِ أَبِي الْحَلَّالِ قَالَ:

تَعَشَّيْتُ مَعَ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام بِلَحْمٍ بِلَبَنٍ فَقَالَ: هَذَا مَرَقُ الْأَنْبِيَاءِ علیهم السلام.

4- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عُبَيْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ اللهِ الدِّهْقَانِ عَنْ دُرُسْتَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

شَكَا نَبِيٌّ مِنَ الْأَنْبِيَاءِ إِلَى اللهِ عزوجل الضَّعْفَ.

فَقِيلَ لَهُ: اطْبُحَ اللَّحْمَ بِاللَّبَنِ؛ فَإِنَّهُمَا يَشَدَّانِ الْجِسْمَ.

قَالَ: فَقُلْتُ: هِيَ الْمَضِيرَةُ؟

گوشت پخته شده با شیر خورش پیامبران علیهم السلام است.

2- محمّد بن مسلم گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمود:

هرگاه مسلمانی ناتوان شود باید گوشت با شیر بخورد.

3- زیاد بن ابی حلّال گوید: با امام صادق علیه السلام هنگام شام، گوشت با شیر خوردم. حضرتش فرمود: این خورش پیامبران علیهم السلام است.

4- عبد الله بن سنان گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

یکی از پیامبران از ناتوانی بدن به خداوند متعال شکایت نمود.

به او وحی شد گوشت را با شیر بپز؛ چرا که بدن را نیرومند می کند.

عبدالله گوید: عرض کردم: آن همان «مضیره» (1)است؟


1) آشی که با شیر ترش تهیه می شود.

قَالَ: لَا، وَ لَكِنِ اللَّحْمُ بِاللَّبَنِ الْحَلِيبِ.

5- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْوَلِيدِ عَنْ يُونُسَ بْنِ يَعْقُوبَ قَالَ: إِنَّ أَحَبَّ الطَّعَامِ كَانَ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم النَّارُ بَاجَةُ.

6- مُحَمَّدُ بْنُ الْوَلِيدِ عَنْ يُونُسَ بْنِ يَعْقُوبَ قَالَ: أَرْسَلْتُ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام بِقَدَيْرَةٍ فِيهَا نَارْبَاجُ، فَأَكَلَ مِنْهَا وَ قَالَ: احْبِسُوا بَقِيَّتَهَا عَلَيَّ. فَأْتِيَ بِهَا مَرَّتَيْنِ أَوْ ثَلَاثَاً. ثُمَّ إِنَّ الْغُلَامَ صَبَّ فِيهَا مَاءً فَأَتَاهُ بِهَا فَقَالَ لَهُ: وَيْحَكَ أَفْسَدْتَهَا عَلَيَّ.

7- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: كَانَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام تُعْجِبُهُ الرَّبِيسِيَّةُ.

8- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام:

الْأَلْوَانُ يُعَلِّمْنَ الْبَطْنَ وَيُخَدِّرْنَ الْأَلْيَتَيْنِ.

فرمود: نه بلکه گوشتی که با شیر تازه پخته می شود.

5- یونس بن یعقوب گوید: محبوبترین غذا نزد پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم آش انار بود.

6- يونس بن یعقوب گوید: دیگ کوچکی برای امام صادق علیه السلام فرستادم که در آن آش انار بود، حضرتش از آن میل نمود و فرمود: بقیه آن را برایم نگه دارید.

این غذا را دو و یا سه مرتبه برای حضرتش آوردند سپس خدمتکار حضرت در آن آب ریخت و آن را نزد حضرتش آورد آن بزرگوار به او فرمود: وای بر تو! آن را برای من فاسد نمودی.

7- ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السلام همواره خورش مویز را دوست می داشت.

8- سکونی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمود: خوردن غذاهای رنگارنگ شکم را فربه می کند و باسن را سست می سازد.

بخش شصت و هفتم

اشاره

(67)

بَابُ الثَرِيدِ

1- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ بُنْدَارَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ الْعَبَّاسِ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ رُشَيْدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ قَالَ: أَكَلْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فَاتِيَ بِلَوْنٍ فَقَالَ:

كُلْ مِنْ هَذَا، فَأَمَّا أَنَا، فَمَا شَيْءٌ أَحَبَّ إِلَيَّ مِنَ النَّرِيدِ. وَ لَوَدِدْتُ أَنَّ الْإِسْفَانَاجَاتِ حُرِّمَتْ.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه وسلم:

أَوَّلُ مَنْ لَوْنَ إِبْرَاهِيمُ علیه السلام وَأَوَّلُ مَنْ هَشَمَ الشَّرِيدَ هَاشِمٌ علیه السلام.

ترید

1- مفضّل بن عمر گوید: در حضور امام صادق علیه السلام غذا می خوردم که غذایی آوردند، حضرت فرمود:

از این غذا بخور؛ هیچ چیز نزد من از ترید محبوب تر نیست و دوست داشتم که اسفناج ها (1)حرام می شدند.

2 - سکونی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

پیامبر صلى الله عليه وسلم فرمود: نخستین کسی که غذاها را رنگارنگ ساخت، ابراهیم علیه السلام بود و اولین کسی که ترید را خُرد نمود، هاشم علیه السلام بود.


1) خورش سفید بی ترشی است.

3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِيِّ عَنِ ابْنِ الْقَدَّاح عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه وسلم:

اللَّهُمَّ بَارِكْ لِأُمَّتِي فِي التَّرْدِ وَ الثَرِيدِ.

قَالَ جَعْفَرٌ: الثَّرْدُ مَا صَغُرَ وَ التَّرِيدُ مَا كَبُرَ.

4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِي عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

الشَّرِيدُ طَعَامُ الْعَرَب.

5- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ سَلَمَةَ بْنِ مُحْرِزِ قَالَ: قَالَ لِي أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السلام:

عَلَيْكَ بِالثَّرِيدِ، فَإِنِّي لَمْ أَجِدْ شَيْئاً أَوْفَقَ مِنْهُ.

6- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ وَهْبٍ عَنْ أَبِي أُسَامَةَ زَيْدٍ الشَّحَامِ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى سَيْدِي أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام وَ هُوَ يَأْكُلُ سِكْبَاجاً بِلَحْم الْبَقَرِ.

ابن قداح گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

پیامبر فرمود صلى الله عليه وسلم: خداوندا! برای امتم در «ثرد» و «ثرید» برکت قرار ده.

جعفر (یکی از راویان حدیث) گوید: ثرد، ترید کوچک است و ثرید ترید بزرگ.

4 - سکونی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

ترید غذای عرب ها است.

5- سلمة بن محرز گوید: امام صادق علیه السلام به من فرمود:

بر تو باد ترید؛ زیرا که من چیزی موافق تر از آن نیافته ام.

6- ابو اسامه زید شحّام گوید: خدمت آقایم امام صادق علیه السلام شرفیاب شدم در حالی آن حضرت خورش سرکه همراه گوشت گاو تناول می فرمود.

7- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ بُنْدَارَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ سَعْدَانَ بْن مُسْلِم عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ جَابِرٍ قَالَ:

كُنتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فَدَعَا بِالْمَائِدَةِ، فَأُتِيَ بِشَرِيدٍ وَ لَحْم وَ دَعَا بِزَيْتٍ وَ صَبَّهُ عَلَى اللَّحْمِ فَأَكَلْتُ مَعَهُ.

8- وَ رَوَاهُ زُرَارَةٌ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ رَفَعَهُ قَالَ: قَالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه وسلم:

الثَرِيدُ بَرَكَةٌ.

9 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ غِيَاتِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام:

لَا تَأْكُلُوا مِنْ رَأْسِ الشَّرِيدِ وَكُلُوا مِنْ جَوَانِبِهِ؛ فَإِنَّ الْبَرَكَةَ فِي رَأْسِهِ.

10 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ أُمَيَّةَ بْنِ عَمْرٍو عَنِ الشَّعِيرِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

أَطْفِئُوا نَائِرَةَ الصَّغَائِنِ بِاللَّحْمِ وَ الثَرِيدِ.

7- اسماعیل بن جابرگوید: خدمت امام صادق علیه السلام بودم، حضرت خواست که سفره آورند، آن گاه ترید و گوشت آوردند، حضرتش درخواست روغن زیتون نمود و آن را روی گوشت ریخت، پس من همراه آن حضرت غذا خوردم.

8- زراره از یکی از یارانش روایت مرفوعه ای را نقل کرده است که پیامبر صلى الله عليه وسلم فرمود:

ترید برکت است.

9- غیاث بن ابراهیم گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمود: از روی ترید نخورید؛ بلکه از اطراف آن بخورید زیرا برکت در روی آن قرار دارد.

10- شعیری گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

آتش کینه ها را با گوشت و ترید خاموش کنید.

بخش شصت و هشتم

اشاره

(68)

بَابُ الشَّوَاءِ وَ الْكَبَابِ وَ الرُّءُوسِ

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ مُوسَى بْنِ عُمَرَ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ بَشِيرٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ مِهْزَمٍ عَنْ أَبِي مَرْيَمَ عَنِ الْأَصْبَحَ بْن نُبَاتَةَ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام وَ بَيْنَ يَدَيْهِ شِوَاءٌ، فَقَالَ لِي: ادْنُ فَكُلْ.

فَقُلْتُ: يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ! هَذَا لِي ضَارٌّ.

فَقَالَ لِي: ادْنُ أُعَلِّمُكَ كَلِمَاتٍ لَا يَضُرُّكَ مَعَهُنَّ شَيْءٌ مِمَّا تَخَافُ. قُلْ:

«بسم اللهِ خَيْرِ الْأَسْمَاءِ مِلْءَ الْأَرْضِ وَ السَّمَاءِ الرَّحْمَانِ الرَّحِيمِ الَّذِي لَا يَضُرُّ مَعَ اسْمِهِ شَيْءٌ وَ لَا دَاءُ»؛ تَغَلَّ مَعَنَا.

گوشت بریان، کباب و کله

1- اصبغ بن نباته گوید: خدمت امیرمؤمنان علی علیه السلام شرفیاب شدم در برابر آن حضرت گوشت بریانی قرار داشت پس به من فرمود: نزدیک بیا و بخور.

عرض کردم: ای امیرمؤمنان! این غذا برای من ضرر دارد.

حضرت به من فرمود: نزدیک بیا تا کلماتی به تو بیاموزم که با آنها هیچ چیز که از آن بیمناکی، به تو ضرر نمی زنند. بگو: «بِسْمِ اللهِ خَيْرِ الْأَسْمَاءِ مِلْءَ الْأَرْضِ وَ السَّمَاءِ الرَّحْمَانِ الرَّحِيمِ الَّذِي لَا يَضُرُّ مَعَ اسْمِهِ شَيْءٌ وَلَا دَاءً» با ما صبحانه بخور.

2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ حَسَّانَ عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرٍ قَالَ: اشْتَكَيْتُ بِالْمَدِينَةِ شَكَاةً ضَعُفْتُ مَعَهَا. فَأَتَيْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السلام. فَقَالَ لِي: أَرَاكَ ضَعِيفاً ؟!

قُلْتُ: نَعَمْ.

فَقَالَ لِي: كُلِّ الْكَبَابَ.

فَأَكَلْتُهُ فَبَرَأْتُ.

3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرٍ قَالَ:

قَالَ لِي أَبُو الْحَسَنِ - يَعْنِي الْأَوَّلَ - علیه السلام: مَا لِي أَرَاكَ مُصْفَرًا؟!

فَقُلْتُ لَهُ: وَعَكَ أَصَابَنِي.

فَقَالَ لِي: كُلِ اللَّحْمَ.

فَأَكَلْتُهُ، ثُمَّ رَآنِي بَعْدَ جُمْعَةٍ وَ أَنَا عَلَى حَالِي مُصْفَرًا، فَقَالَ لِي:

2- موسى بن بکر گوید: در مدینه بیمار شدم که در اثر آن ناتوان شدم، پس خدمت امام کاظم علیه السلام شرفیاب شدم، امام به من فرمود: تو را ضعیف و ناتوان می بینم؟

گفتم: آری.

فرمود: کباب بخور.

من نیز کباب خوردم و خوب شدم.

3- موسى بن بکر گوید: امام کاظم علیه السلام به من فرمود: چرا رنگ چهره تو زرد شده است؟

گفتم: دچار تب شده ام.

فرمود: گوشت بخور.

من طبق دستور آقایم گوشت خوردم، بعد از یک هفته حضرتش مرا دید درحالی که من همان حالت زردی را داشتم

أَلَمْ آمُرُكَ بِأَكْلِ اللَّحْم؟!

قُلْتُ: مَا أَكَلْتُ غَيْرَهُ مُنْذُ أَمَرْتَنِي.

فَقَالَ: وَكَيْفَ تَأْكُلُهُ؟

قُلْتُ: طَبيخاً.

فَقَالَ: لَا، كُلْهُ كَبَاباً.

فَأَكَلْتُهُ، ثُمَّ أَرْسَلَ إِلَيَّ فَدَعَانِي بَعْدَ جُمْعَةٍ وَإِذَا الدَّمُ قَدْ عَادَ فِي وَجْهِي، فَقَالَ لِي: الْآنَ نَعَمْ.

4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ الشَّامِيُّ عَنْ حُسَيْن بْن حَنْظَلَةَ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السلام قَالَ:

أَكْلُ الْكَبَاب يَذْهَبُ بِالْحُمَّى.

5- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الرَّيَّانِ بْنِ الصَّلْتِ عَنْ عُبَيْدِ اللهِ بْنِ عَبْدِ اللهِ الْوَاسِطِي عَنْ وَاصِلِ بْنِ سُلَيْمَانَ عَنْ دُرُسْتَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: ذَكَرْنَا الرُّءُوسَ مِنَ الشَّاةِ، فَقَالَ:

به من فرمود: مگر تو را به خوردن گوشت دستور ندادم؟

گفتم: از هنگامی که به من امر فرمودید فقط گوشت خوردم.

فرمود: چگونه آن را می خوری؟

گفتم: به صورت پخته شده.

فرمود: نه آن را به صورت کباب بخور.

من نیز چنین کردم سپس بعد از هفته ای کسی را فرستاد و مرا خواست و در آن هنگام خون به صورتم بازگشته بود به من فرمود: اکنون خوب شد.

4- حسین بن حنظله گوید: امام (باقر و یا امام صادق علیهما السلام) فرمود:

خوردن کباب تب را از بین می برد.

5- دُرُست گوید: دربارۀ کله گوسفند سخن به میان آمد، امام صادق علیه السلام فرمود:

الرَّأْسُ مَوْضِعُ الزَّكَاةِ وَأَقْرَبُ مِنَ الْمَرْعَى وَأَبْعَدُ مِنَ الْأَذَى.

بخش شصت و نهم

اشاره

(69)

بَابُ الْهَرِيسَةِ

1- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ بِسْطَامَ بْنِ مُرَّةَ الْفَارِسِي قَالَ: حَدَّثَنَا عَبْدُ الرَّحْمَانِ بْنُ يَزِيدَ الْفَارِسِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مَعْرُوفٍ عَنْ صَالِحِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ قَالَ : قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام:

عَلَيْكُمْ بِالْهَرِيسَةِ فَإِنَّهَا تُنْشِطُ لِلْعِبَادَةِ أَرْبَعِينَ يَوْماً. وَ هِيَ مِنَ الْمَائِدَةِ الَّتِي أُنْزِلَتْ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه وسلم.

2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الدِّهْقَانِ عَنْ دُرُسْتَ بْنِ أَبِي مَنْصُورٍ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

إِنَّ نَبِيَّاً مِنَ الْأَنْبِيَاءِ شَكَا إِلَى اللَّهِ عزوجل الضَّعْفَ وَ قِلَّةَ الْجِمَاعِ؛ فَأَمَرَهُ بِأَكْلِ الْهَرِيسَةِ.

کله جای تذکیه و به چراگاه نزدیک و از پلیدی دور است.

حليم

1- صالح بن رزین گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمود: بر شما باد به حلیم زیرا حلیم تا چهل روز برای عبادت نشاط می آورد و آن از غذاهای سفره ای است که بر پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم نازل شد.

2- عبدالله بن سنان گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

یکی از پیامبران از ضعف بدن و کمبود نیروی آمیزش به پروردگارش گلایه نمود. خداوند او را به خوردن حلیم فرمان داد.

3- وَ فِي حَدِيثٍ أَخَرَ رَفَعَهُ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم شَكَا إِلَى رَبِّهِ وَجَعَ الظَّهْرِ؛ فَأَمَرَهُ بِأَكْلِ الْحَبِّ بِاللَّحْمِ، يَعْنِي الْهَرِيسَةَ.

4- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ مَنْصُورِ الصَّيْقَلِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَهْدَى إِلَى رَسُولِ اللهِ صلی الله علیه وسلم هَرِيسَةٌ مِنْ هَرَائِسِ الْجَنَّةِ، غُرِسَتْ فِي رِيَاضِ الْجَنَّةِ وَ فَرَكَهَا الْحُورُ الْعِينُ؛ فَأَكَلَهَا رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم فَزَادَ فِي قُوَّتِهِ بُضْعَ أَرْبَعِينَ رَجُلاً وَ ذَلِكَ شَيْءٌ أَرَادَ اللهُ عزوجل أَن يَسُرَّ بِهِ نَبِيَّهُ مُحَمَّداً صلى الله عليه وسلم.

بخش هفتادم

اشاره

(70)

بَابُ الْمُثَلَّثَةِ وَالْإِحْسَاءِ

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ يَحْيَى بْنِ إِبْرَاهِيمَ بْنِ أَبِي الْبِلَادِ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الْوَلِيدِ بْنِ صَبِيح قَالَ : قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام:

3- در حدیث مرفوعه دیگر امام صادق علیه السلام فرمود:

پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم از درد کمر به خداوند متعال شکایت کرد؛ پس خداوند او را به خوردن دانه با گوشت - یعنی حلیم - دستور داد.

4- ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

خداوند تبارک و تعالی به پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم حلیمی از حلیم های بهشتی هدیه داد که دانه های آن در باغ های بهشت کاشته شده بود و حوریان بهشتی آن را خلال کرده بودند. پس پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم آن را تناول نمود، پس نیروی آن حضرت به اندازه نیروی جنسی چهل مرد افزایش یافت و آن چیزی بود که خداوند اراده نمود که پیامبرش محمد صلى الله عليه وسلم را خوشحال سازد.

غذای مثلثه واحساء

1- ولید بن صبیح گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

أَيَّ شَيْءٍ تُطْعِمُ عِيَالَكَ فِي الشَّتَاءِ؟

قُلْتُ: اللَّحْمَ؛ فَإِذَا لَمْ يَكُنِ اللَّحْمُ فَالزَّيْتَ وَ السَّمْنَ.

قَالَ: فَمَا يَمْنَعُكَ عَنْ هَذَا الْكَرْكُورِ؟! فَإِنَّهُ أَمْرَأُ شَيْءٍ فِي الْجَسَدِ، يَعْنِي الْمُثَلَّثَةَ.

قَالَ: وَ أَخْبَرَنِي بَعْضُ أَصْحَابِنَا أَنَّ الْمُثَلَّثَةَ يُؤْخَذُ قَفِيرُ أَرُزٌ وَ قَفِيرُ حِمَّصٍ وَ قَفِيرُ بَاقِلَّى أَوْ غَيْرِهِ مِنَ الْحُبُوبِ، ثُمَّ يُرَضٌ جَمِيعاً وَيُطْبَخُ.

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ حَدِيدٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

إِنَّ التَّلْبِينَ يَجْلُو الْقَلْبَ الْحَزِينَ كَمَا تَجْلُو الْأَصَابِعُ الْعَرَقَ مِنَ الْجَبِينِ.

3- وَ رُوِيَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ النَّبِيُّ صلی الله علیه وسلم: لَوْ أَغْنَى عَنِ الْمَوْتِ شَيْءٌ لأَغْنَتِ التَّلْبِينَةُ.

فَقِيلَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ! وَ مَا التَّلْبِينَةُ؟

در زمستان چه چیزی به خانواده ات می خورانی؟

گفتم: گوشت هرگاه گوشت نباشد، روغن زیتون و روغن.

فرمود: چه چیزی تو را از غذای «کرکور» - یعنی «سه تایی» - باز می دارد؟! زیرا آن گواراترین غذا در بدن است.

ولید گوید: یکی از یاران به من خبر داد که غذای «سه تایی» غذایی است که از یک پیمانه برنج، یک پیمانه نخود و یک پیمانه باقلا - و یا غیر باقلا از حبوبات دیگر - تهیه می شود که همگی را می کوبند و می پزند.

2- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

غذای تلبین (1)قلب اندوهگین را از اندوه پاک می کند؛ همان طور که انگشتان، عرق را از پیشانی پاک می کنند.

3- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: اگر چیزی از مرگ کفایت می نمود به طور قطع غذای تلبینه بود.

عرض شد: ای پیامبر! غذای تلبینه چیست؟


1) غذای تلبین آشی است که با سبوس، شیر و شکر تهیه می شود.

قَالَ: الْحَسْوُ بِاللَّبَنِ الْحَسْوُ بِاللَّبَنِ! - وَ كَرَّرَهَا ثَلَاثَاً -.

وَ رَوَاهُ سَهْلُ بْنُ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ شَمُونٍ عَنِ الْأَصَمَّ عَنْ مِسْمَعِ بْنِ عَبْدِ الْمَلِكِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام مِثْلَهُ.

بخش هفتاد و یکم

اشاره

(71)

بَابُ الْحَلْوَاءِ

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ هَارُونَ بْنِ مُوَفَّقِ الْمَدِينِيِّ عَنْ أَبِيهِ قَالَ : بَعَثَ إِلَيَّ الْمَاضِي يَوْماً ؛ فَأَكَلْتُ عِنْدَهُ وَ أَكْثَرَ مِنَ الْحَلْوَاءِ. فَقُلْتُ: مَا أَكْثَرَ هَذِهِ الْحَلْوَاءَ ؟!

فَقَالَ علیه السلام: إِنَّا وَ شِيعَتَنَا خُلِقْنَا مِنَ الْحَلَاوَةِ، فَنَحْنُ نُحِبُّ الْحَلْوَاءَ.

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:

حضرت سه بار فرمود: «حسو» (1)با شیر.

نظیر این روایت را مسمع بن عبدالملک از امام صادق علیه السلام نقل نموده است.

حلواء

1- هارون بن موفق مدینی گوید:

روزی امام هادی علیه السلام کسی را در پی من فرستاد من خدمت آن حضرت شرفیاب شدم و غذا خوردم و حلوای فراوانی در آن جا بود عرض کردم چرا حلوا این قدر زیاد است؟

فرمود: ما و شیعیان ما از شیرینی آفریده شدیم بنابراین حلوا را دوست داریم.

2- ابو بصیر گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:


1) غذای پخته شده رقیق و مایعی است که با آرد، آب و روغن تهیه می شود.

مَنْ لَمْ يُرِدْ مِنَّا الْحَلْوَاءَ أَرَادَ الشَّرَابَ.

3- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ يُونُسَ بْنِ يَعْقُوبَ عَنْ عَبْدِ الْأَعْلَى قَالَ: أَكَلْتُ مَعَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام يَوْماً؛ فَأُتِيَ بِدَجَاجَةٍ مَحْشُوَّةٍ خَبِيصاً؛ فَفَكَكْنَاهَا وَأَكَلْنَاهَا.

[ابْنُ فَضَّالِ عَنْ يُونُسَ بْنِ يَعْقُوبَ عَنْ عَبْدِ الْأَعْلَى قَالَ: أَكَلْتُ مَعَ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام ... مِثْلَ الْخَبَرِ الْأَوَّلِ].

4- ابْنُ فَضَّالِ عَنْ يُونُسَ بْنِ يَعْقُوبَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: كُنَّا بِالْمَدِينَةِ فَأَرْسَلَ إِلَيْنَا: اصْنَعُوا لَنَا فَالُوذَجَ وَأَقِلُوا.

فَأَرْسَلْنَا إِلَيْهِ فِي قَصْعَةٍ صَغِيرَةٍ.

هرکس از ما اراده حلوا نکند اراده شراب می کند.

3 - عبد الأعلی گوید: روزی با امام صادق علیه السلام غذا می خوردم، مرغ شکم پری آوردند که درون آن پر از حلوا بود، ما آن را جدا کردیم و خوردیم.

4- يونس بن یعقوب گوید: ما در مدینه بودیم امام صادق علیه السلام برای ما پیام فرستاد که برای ما اندکی فالوده ای بسازید.

پس ما آن را در کاسه کوچکی برای ایشان فرستادیم.

بخش هفتاد و دوم

اشاره

(72)

بَابُ الطَّعَامِ الْحَار

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ يَحْيَى عَنْ جَدِّهِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام:

أَقِرُوا الْحَارَّ حَتَّى يَبْرُدَ؛ فَإِنَّ رَسُولَ اللهِ صلى الله عليه وسلم قُرَّبَ إِلَيْهِ طَعَامٌ حَارٌ فَقَالَ: أَقِرُوهُ حَتَّى يَبْرُدَ مَا كَانَ اللهُ عزوجل لِيُطْعِمَنَا النَّارَ، وَ الْبَرَكَةُ فِي الْبَارِدِ.

2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: إِنَّ النَّبِيَّ صلى الله عليه وسلم أَتِيَ بِطَعَامٍ حَارٌ جِدًا فَقَالَ:

مَا كَانَ اللهُ عزوجل لِيُطْعِمَنَا النَّارَ. أَقِرُوهُ حَتَّى يَبْرُدَ وَ يُمْكِنَ؛ فَإِنَّهُ طَعَامٌ مَمْحُوقُ الْبَرَكَةِ وَلِلشَّيْطَانِ فِيهِ نَصِيبٌ.

غذای داغ

1- محمد بن مسلم گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمود: غذای داغ را بگذارید تا خنک شود؛ همانا غذای داغی خدمت پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم آوردند، پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم فرمود: آن را بگذارید تا خنک شود، خداوند متعال نخواسته است که آتش به ما بخوراند و برکت در غذای خنک است.

سکونی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

غذای بسیار داغی برای پیامبر صلى الله عليه وسلم آوردند حضرت فرمود:

خداوند نخواسته است که آتش به ما بخوراند آن را بگذارید تا خنک شود و بتوان آن را خورد؛ زیرا آن غذایی بی برکت است و در آن سهمی برای شیطان است.

3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حَكِيمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ:

الطَّعَامُ الْحَارُّ غَيْرُ ذِي بَرَكَةٍ.

4- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ الْقَدَّاحِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ:

أتِيَ النَّبِيُّ صلی الله علیه وسلم بِطَعَامٍ حَارٍ فَقَالَ: إِنَّ اللهَ عزوجل لَمْ يُطْعِمْنَا النَّارَ. نَحُوهُ حَتَّى يَبْرُدَ؛ فَتْرِكَ حَتَّى بَرَدَ.

5- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ يُونُسَ بْنِ يَعْقُوبَ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ خَالِدٍ قال:

حَضَرْتُ عَشَاءَ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام فِي الصَّيْفِ؛ فَأُتِيَ بِخِوَانٍ عَلَيْهِ خُبْرٌ وَ أُتِيَ بِقَصْعَةِ تَرِيدٍ وَ لَحْمٍ، فَقَالَ: هَلُمَّ إِلَيَّ هَذَا الطَّعَامَ.

فَدَنَوْتُ فَوَضَعَ يَدَهُ فِيهِ وَ رَفَعَهَا وَ هُوَ يَقُولُ:

3- محمّد بن حکیم گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

غذای داغ بی برکت است.

4- ابن قداح گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: برای پیامبر صلی الله علیه وسلم غذای داغی آوردند، حضرت فرمود: خداوند متعال به ما آتش نخورانده است آن را دور کنید تا خنک شود.

پس آن را واگذاشتند تا خنک شد.

5- سلیمان بن خالد گوید: در تابستان هنگام شام خدمت امام صادق علیه السلام حضور یافتم در این هنگام سفره غذا آوردند که بر آن نان بود و یک کاسه ترید و گوشت نیز آوردند.

فرمود: این غذا را نزد من بیاور! پس آن را نزد حضرت بردم پس دستان خود را در آن نهاد و بالا برد درحالی که می فرمود:

أَسْتَجِيرُ بِاللَّهِ مِنَ النَّارِ. أَعُوذُ بِاللهِ مِنَ النَّارِ. أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ النَّارِ. هَذَا مَا لَا نَصْبِرُ عَلَيْهِ، فَكَيْفَ النَّارُ؟!

هَذَا مَا لَا نَقْوَى عَلَيْهِ، فَكَيْفَ النَّارُ؟ هَذَا مَا لَا نُطِيقُهُ، فَكَيْفَ النَّارُ؟!

قَالَ: وَكَانَ علیه السلام يُكَرِّرُ ذَلِكَ حَتَّى أَمْكَنَ الطَّعَامُ فَأَكَلَ وَ أَكَلْنَا مَعَهُ.

بخش هفتاد و سوم

اشاره

(73)

بَابُ نَهْكِ الْعِظَامِ

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيَّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْهَيْثَمِ عَنْ أَبِيهِ قَالَ:

صَنَعَ لَنَا أَبُو حَمْزَةَ طَعَاماً وَ نَحْنُ جَمَاعَةٌ ، فَلَمَّا حَضَرْنَا رَأَى رَجُلاً يَنْهَكُ عَظْماً ، فَصَاحَ بِهِ فَقَالَ: لَا تَفْعَلْ فَإِنِّي سَمِعْتُ عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ علیهما السلام يَقُولُ:

لَا تَنْهَكُوا الْعِظَامَ فَإِنَّ فِيهَا لِلْجِنِّ نَصِيباً، وَ إِنْ فَعَلْتُمْ ذَهَبَ مِنَ الْبَيْتِ مَا هُوَ خَيْرٌ مِنْ ذَلِكَ.

امان می خواهم از خداوند از آتش! پناه می برم به خداوند از آتش! این چیزی است که بر آن صبر و تحمل نداریم، پس آتش (دوزخ) چگونه است؟! این چیزی است که بر آن توانایی نداریم، پس آن آتش چگونه است؟! این چیزی است که توان آن را نداریم، پس آن آتش چگونه است؟ سلیمان گوید: امام علیه السلام هم چنان سخن خویش را تکرار می نمود تا این که غذا خوردنی و خنک شد. پس آن حضرت میل نمود و ما نیز با آن بزرگوار غذا خوردیم.

پاک کردن استخوان

هیثم گوید: ابو حمزه برای گروهی از ما غذایی تهیه نمود هنگامی که کنار سفره حاضر شدیم، ابو حمزه دید یکی از حاضران استخوان را پاک می کند و می خورد، بر او فریاد زد و گفت: استخوان ها را پاک نکن؛ زیرا از امام سجاد علیه السلام شنیدم که می فرمود:

استخوان ها را پاک نکنید؛ چرا که در آن برای جنیان سهمی است و اگر چنین کنید چیزی از خانه شما خواهد رفت که بهتر از آن (استخوان) است.

بخش هفتاد و چهارم

اشاره

(74)

بَابُ السَّمَك

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ سَعِيدِ بْنِ جَنَاحَ عَنْ مَوْلًى لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

دَعَا بِتَمْرٍ؛ فَأَكَلَهُ، ثُمَّ قَالَ: مَا بِي شَهْوَةٌ وَلَكِنِّي أَكَلْتُ سَمَكاً.

ثُمَّ قَالَ: مَنْ بَاتَ وَ فِي جَوْفِهِ سَمَكَ لَمْ يُثْبِعْهُ بِتَمَرَاتٍ أَوْ عَسَلِ لَمْ يَزَلْ عِرْقُ الْفَالِجِ يَضْرِبُ عَلَيْهِ حَتَّى يُصْبِحَ.

2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللهِ عَنْ نُوحٍ بْنِ شُعَيْبٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ: كَانَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم إِذَا أَكَلَ السَّمَكَ قَالَ: اللَّهُمَّ بَارِكْ لَنَا فِيهِ وَ أَبْدِلْنَا بِهِ خَيْراً مِنْهُ.

ماهی

1- یکی از غلامان امام صادق علیه السلام گوید: حضرت علیه السلام خرمایی خواست پس آن را میل نمود، سپس فرمود: من اشتهایی نداشتم، اما چون ماهی خورده بودم (خرما را خواستم).

سپس فرمود: هرکس بخوابد درحالی که در شکمش ماهی باشد و در پی آن چند خرما و یا عسل نخورده باشد پیوسته رگ فلج بر او می زند تا این که صبح شود.

2- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: هرگاه پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم ماهی میل می کرد، می فرمود: اللَّهُمَّ بَارِكْ لَنَا فِيهِ وَ أَبْدِلْنَا بِهِ خَيْراً مِنْهُ.

3- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيَّ الْهَمَذَانِيِّ عَنْ مُعَتِّبٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام أَوْ قَالَ: عَنْ أَبِي الْحَسَنِ قَالَ: قَالَ: يَوْماً يَا مُعَتِّبُ اطْلُبْ لَنَا حِيتَانَا طَرِيَّةٌ، فَإِنِّي أُرِيدُ أَنْ أَحْتَجِمَ.

فَطَلَبْتُهَا ثُمَّ أَتَيْتُهُ بِهَا فَقَالَ لِي: يَا مُعَتِّبُ سَكْبِحْ لَنَا شَطْرَهَا وَ اشْوِ لَنَا شَطْرَهَا.

فَتَغَدَّى مِنْهَا وَ تَعَشَّى أَبُو الْحَسَنِ علیه السلام.

عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ بُنْدَارَ عَنْ أَبِيهِ وَ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ جَمِيعاً عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ الْهَمَذَانِيِّ مِثْلَهُ.

4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عَبْدِ الْحَمِيدِ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السلام يَقُولُ:

عَلَيْكُمْ بِالسَّمَكِ! فَإِنَّكَ إِنَّ أَكَلْتَهُ بِغَيْرِ خَيْرٍ أَجْزَاكَ وَإِنْ أَكَلْتَهُ بِخَيْرٍ أَمْرَأَكَ.

3- معتب گوید: روزی امام صادق علیه السلام (یا امام کاظم علیه السلام) فرمود: ای معتب! برای ما ماهی های تازه ای تهیه کن؛ زیرا که می خواهم حجامت کنم.

پس من در پی ماهی رفتم آن را نزد حضرتش آوردم به من فرمود: ای معتب! نیمی از آن را برای ما آش سرکه تهیه و نیمی دیگر را برای ما سرخ کن.

(من غذا را آماده کردم و) امام کاظم علیه السلام آن را در صبحانه و شام میل نمود.

4- ابراهیم بن عبد الحمید گوید: از امام کاظم علیه السلام شنیدم که می فرمود:

بر شما باد به ماهی چرا که اگر آن را بدون نان بخوری تو را کفایت می کند و اگر با نان بخوری برای تو گواراتر است.

5- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ صَدَقَةً عَنِ ابْنِ الْيَسَعِ عَنْ عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام:

لَا تُؤْمِنُوا أَكل السَّمَكِ؛ فَإِنَّهُ يُذِيبُ الْجَسَدَ.

6- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ بُنْدَارَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

أَكْلُ الْحِيتَانِ يُذِيبُ الْحِسْمَ.

7- سَهْلُ بْنُ زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ حَسَّانَ عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ علیه السلام قَالَ:

السَّمَلُ الطَّرِيُّ يُذِيبُ الْجَسَدَ.

8- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى رَفَعَهُ قَالَ:

السَّمَكَ الطَّرِيُّ يُذِيبُ شَحْمَ الْعَيْنِ.

5- ابن یسع گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمود:

بر خوردن ماهی مداومت نکنید؛ زیرا بدن را آب می کند.

6- عبد الله بن سنان گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

خوردن ماهی بدن را آب می کند.

7- موسی بن بکر گوید: امام کاظم علیه السلام فرمود:

ماهی تازه بدن را ذوب می کند.

8- عثمان بن عیسی در روایت مرفوعه ای گوید: حضرتش فرمود:

ماهی تازه پیه چشم را آب می نماید.

9- سَهْلُ بْنُ زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ حَسَّانَ عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ علیه السلام قَالَ:

السَّمَكَ الطَّرِيُّ يُذِيبُ شَحْمَ الْعَيْنَيْنِ.

10- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى قَالَ كَتَبَ بَعْضُ أَصْحَابِنَا إِلَى أَبِي مُحَمَّدٍ علیه السلام، يَشْكُو إِلَيْهِ دَماً وَ صَفْرَاءَ فَقَالَ: إِذَا احْتَجَمْتُ هَاجَتِ الصَّفْرَاءُ وَ إِذَا أَخَّرْتُ الْحِجَامَةَ أَضَرَّنِي الدَّمُ؛ فَمَا تَرَى فِي ذَلِكَ؟

فَكَتَبَ علیه السلام: احْتَجِمْ وَكُلْ عَلَى أَثَرِ الْحِجَامَةِ سَمَكاً طَرِيّاً كَبَاباً.

قَالَ: فَأَعَدْتُ عَلَيْهِ الْمَسْأَلَةَ بِعَيْنِهَا.

فكتَبَ علیه السلام: احْتَجِمْ وَكُلْ عَلَى أَثَرِ الْحِجَامَةِ سَمَكاً طَرِيَّاً كَبَاباً بِمَاءٍ وَ مِلْحِ.

قَالَ: فَاسْتَعْمَلْتُ ذَلِكَ، فَكُنْتُ فِي عَافِيَةٍ وَ صَارَ غِذَايَ.

9- موسى بن بکر نظیر این روایت را از امام کاظم علیه السلام نقل می کند.

10- محمد بن یحیی گوید: یکی از یاران ما نامه ای به امام عسکری علیه السلام نوشت و در آن از مشکل خون و صفرا به آن حضرت شکایت نمود و گفت هرگاه حجامت می کنم صفرا تحریک می شود و هرگاه حجامت را به تأخیر بیندازم خون به من ضرر می رساند نظر شما در این مورد چیست؟

امام علیه السلام نوشت: حجامت کن و بعد از حجامت ماهی تازه کباب شده بخور.

آن شخص گوید: مسأله را دوباره همان گونه برای امام علیه السلام تکرار نمودم.

امام نوشت: حجامت کن و بعد از حجامت ماهی تازه کباب شده را با آب و نمک بخور.

پس من طبق فرمودۀ آن حضرت آن غذا را تهیه کردم و خوردم و عافیت یافتم و آن غذای من گردید.

بخش هفتاد و پنجم

اشاره

(75)

بَابُ بَيْضِ الدَّجَاجِ

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ حَكِيمٍ عَنْ يُونُسَ عَنْ مُرَازِمٍ قَالَ: ذَكَرَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام الْبَيْضَ فَقَالَ:

أَمَا إِنَّهُ خَفِيفٌ يَذْهَبُ بِقَرَمِ اللَّحْمِ.

قَالَ: وَ رَوَاهُ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ بْنِ بَزِيعٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ حَكِيمٍ عَنْ مُرَازِمٍ أَنَّهُ زَادَ فِيهِ: وَلَيْسَتْ لَهُ غَائِلَةُ اللَّحْمِ.

2- أبو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ النَّضْرِ عَنْ عُمَرَ بْنِ أَبِي حَسْنَةَ الْجَمَّالِ قَالَ: شَكَوْتُ إِلَى أَبِي الْحَسَنِ علیه السلام قِلَّةَ الْوَلَدِ.

فَقَالَ لِي: اسْتَغْفِرِ الله وَكُلِ الْبَيْضَ بِالْبَصَل.

تخم مرغ

1- مرازم گوید: امام صادق علیه السلام دربارۀ تخم مرغ سخن به میان آورد و فرمود:

آگاه باشید! آن غذای سبکی است که شدت اشتهای به گوشت را از بین می برد.

در حدیث دیگری چنین می افزاید: و در آن سنگینی و فساد گوشت نیست.

2- عمربن ابو حسنه جمال گوید: به امام کاظم علیه السلام از کم بودن فرزندان شکایت نمودم.

به من فرمود: استغفار كن و تخم مرغ را با پیاز بخور.

3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عُبَيْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ اللهِ الدُّهْقَانِ عَنْ دُرُسْتَ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

شَكَا نَبِيٌّ مِنَ الْأَنْبِيَاءِ إِلَى اللَّهِ صلى الله عليه وسلم قِلَّةَ النَّسْلِ.

فَقَالَ: كُلِ اللَّحْمَ بِالْبَيْضِ.

4- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ حَسَّانَ عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السلام يَقُولُ:

كَثْرَةُ أَكْلِ الْبَيْضِ تَزِيدُ فِي الْوَلَدِ.

5- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ وَ قَيْسِ بْنِ عَبْدِ الْعَزِيزِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

مُخُ الْبَيْضِ خَفِيفٌ وَ الْبَيَاضُ ثَقِيل.

3- عبدالله بن سنان گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

یکی از پیامبران از اندک بودن نسلش به خداوند متعال گلایه نمود.

خداوند فرمود: گوشت با تخم مرغ بخور.

4- موسى بن بکر گوید: از امام کاظم علیه السلام شنیدم که می فرمود:

خوردن تخم مرغ فرزند را زیاد می کند.

5- پدر بزرگ محمّد بن عیسی و قیس بن عبدالعزیز گویند: امام صادق علیه السلام فرمود:

زرده تخم مرغ سبک است و سفیدی آن سنگین.

6- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُوسَى عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ يَزِيدَ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنِ ابْنِ أَبِي يَعْفُورٍ قَالَ:

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام: إِنَّ الدَّجَاجَةَ تَكُونُ فِي الْمَنْزِلِ وَ لَيْسَ مَعَهَا دِيكَ تَعْتَلِفُ مِنَ الْكُنَاسَةِ وَ غَيْرِهَا. وَ تَبِيضُ مِنْ غَيْرِ أَنْ يَرْكَبَهَا الدِّيكَ؛ فَمَا تَقُولُ فِي أَكْلِ ذَلِكَ الْبَيْض؟

فَقَالَ لِي: إِنَّ الْبَيْضَ إِذَا كَانَ مِمَّا يُؤْكَلُ لَحْمُهُ فَلَا بَأْسَ بِهِ وَ بِأَكْلِهِ، وَ هُوَ حَلَالٌ .

7- أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنِ ابْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ دَاوُدَ بْنِ فَرْقَدٍ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السلام عنا الشَّاةِ وَ الْبَقَرَةِ رُبَّمَا دَرَّتِ اللَّبَنَ مِنْ غَيْرِ أَنْ يَضْرِبَهَا الْفَحْلُ، وَالدَّجَاجَةُ رُبَّمَا بَاضَتْ مِنْ غَيْرِ أَنْ يَرْكَبَهَا الدِّيك.

قَالَ: فَقَالَ علیه السلام: كُلُّ هَذَا حَلَالٌ طَيِّبٌ لَكَ. كُلِّ شَيْءٍ يُؤْكَلُ لَحْمُهُ فَجَمِيعُ مَا كَانَ مِنْهُ مِنْ لَبَنٍ أَوْ بَيْضِ أَوْ إِنْفَحَةٍ فَكُلُّ هَذَا حَلَالٌ طَيِّبٌ، وَ رُبَّمَا يَكُونُ هَذَا قَدْ ضَرَبَهُ الْفَحْلُ وَ يُبْطِيُّ، وَكُلُّ هَذَا حَلَالٌ.

6 - ابن ابي يعفور گوید: به امام صادق علیه السلام گفتم: مرغی بدون خروس در خانه ای نگه داری می شود مرغ از زباله دان و غیر آن غذا می خورد و بدون آن که خروسی با او نزدیکی کند تخم می گذارد درباره این تخم مرغ چه می فرمایید؟

فرمود: هرگاه تخم از حیوانی باشد که خوردنش جایز است ایرادی به آن و به خوردن آن نیست و آن تخم حلال است.

7- داوود بن فرقد گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: اگر گوسفند و گاو بدون آن که حیوان نر با آنها نزدیکی کند شیر دهند و مرغ بدون آن که خروس با آن نزدیکی نماید، تخم گذارد (چه حکمی دارد؟).

فرمود: همه اینها برای تو حلال و پاکیزه است. همۀ حیواناتی که گوشتش را بتوان خورد، شیر، تخم مرغ و انفحه آنها حلال و پاکیزه است و چه بسا حیوان نر با آن آمیزش کرده است، اما ماده درنگ و تأخیر می کند و همه اینها حلال است.

بخش هفتاد و ششم

اشاره

(76 )

بَابُ فَضْلِ الْمِلْحِ

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه وسلم لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام:

يَا عَلِيُّ افْتَحْ بِالْمِلْحِ فِي طَعَامِكَ وَ اخْتِمُ بِالْمِلْحِ؛ فَإِنَّهُ مَنِ افْتَتَحَ طَعَامَهُ بِالْمِلْحِ وَ خَتَمَهُ بِالْمِلْحِ دَفَعَ اللهُ عَنْهُ سَبْعِينَ نَوْعاً مِنْ أَنْوَاعِ الْبَلَاءِ أَيْسَرُهَا الْجُذَامُ .

2- عَلِيَّ بْنَ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم لِعَلِي علیه السلام:

يَا عَلِيُّ! افْتَتِحْ طَعَامَكَ بِالْمِلْح وَاخْتِمْ بِالْمِلْح؛ فَإِنَّ مَنِ افْتَتَحَ طَعَامَهُ بِالْمِلْحِ وَخَتَمَ بِالْمِلْحِ عُوفِيَ مِنِ اثْنَيْنِ وَ سَبْعِينَ نَوْعاً مِنْ أَنْوَاعِ الْبَلَاءِ؛ مِنْهُ الْجُذَامُ وَ الْجُنُونُ وَالْبَرَصُ.

ارزش نمک

1- زراره گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم به امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمود: ای علی! غذایت را با نمک آغاز کن و با نمک به پایان ببر؛ زیرا هرکس غذایش را با نمک آغاز و با نمک به پایان برساند خداوند هفتاد نوع از انواع بلا را از او دفع می کند که آسان ترین آنها جذام است.

2- هشام بن سالم گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم به حضرت علی علیه السلام فرمود: ای علی! غذای خود را با نمک آغاز کن و با آن تمام نما؛ زیرا به راستی که هرکس غذایش را با نمک آغاز کند و با آن به پایان ببرد از هفتاد و دو نوع از انواع بلا عافیت می یابد که جذام دیوانگی و برص از آنهاست.

3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مَرَّارٍ عَنْ يُونُسَ عَنْ رَجُلٍ عَنْ سَعْدِ الْإِسْكَافِ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السلام قَالَ:

إِنَّ فِي الْمِلْحِ شِفَاءٌ مِنْ سَبْعِينَ دَاءً - أَوْ قَالَ سَبْعِينَ نَوْعاً مِنْ أَنْوَاعِ الْأَوْجَاعِ -.

ثُمَّ قَالَ: لَوْ يَعْلَمُ النَّاسُ مَا فِي الْمِلْحِ مَا تَدَاوَوْا إِلَّا بِهِ.

4- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ يَحْيَى عَنْ جَدِّهِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام:

ابْدَءُوا بِالْمِلْح فِي أَوَّلِ طَعَامِكُمْ؛ فَلَوْ يَعْلَمُ النَّاسُ مَا فِي الْمِلْحِ لَاخْتَارُوهُ عَلَى الدِّرْيَاقِ الْمُجَرَّب.

5- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ بَكْرِ بْنِ صَالِحٍ عَنِ الْجَعْفَرِيٌّ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الْأَوَّلِ علیه السلام قَالَ:

لَا يُخْصِبُ خِوَانٌ لَا مِلْحَ عَلَيْهَا. وَ أَصَحُ لِلْبَدَنِ أَنْ يُبْدَأَ بِهِ فِي أَوَّلِ الطَّعَامِ.

3- سعد اسکاف گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:

همانا که در نمک شفا و بهبودی از هفتاد بیماری است یا فرمود: شفای از هفتاد نوع از انواع دردهاست.

سپس فرمود: اگر مردم می دانستند نمک چه خواصی دارد جز با آن مداوا نمی نمودند.

4- محمد بن مسلم گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمود: غذای تان را با نمک شروع کنید؛ زیرا اگر مردم می دانستند چه چیزی در نمک است آن را بر تریاک تجربه شده، ترجیح می دادند.

5- جعفری گوید: امام کاظم علیه السلام فرمود:

سفره ای که نمک بر روی آن نیست برکت ندارد و برای سلامتی بدن است که در ابتدای غذا با نمک شروع شود.

6- حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ الْمِيثَمِيُّ عَنْ سُكَيْنِ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ فُضَيْلِ الرَّسَّانِ عَنْ فَرْوَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:

أَوْحَى اللَّهُ عَزوجل إِلَى مُوسَى بْنِ عِمْرَانَ علیه السلام:

أَنْ مُرْ قَوْمَكَ يَفْتَتِحُوا بِالْمِلْحِ وَيَخْتَتِمُوا بِهِ وَإِلَّا فَلَا يَلُومُوا إِلَّا أَنْفُسَهُمْ.

7- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ أَبِي مَحْمُودٍ قَالَ: قَالَ لَنَا الرِّضَا علیه السلام: أَيُّ الْإِدَامِ أَحْرَى؟

فَقَالَ بَعْضُنَا: اللَّحْمُ، وَ قَالَ بَعْضُنَا: الزَّيْتُ، وَقَالَ بَعْضُنَا: اللَّبَنُ.

فَقَالَ هُوَ علیه السلام: لَا، بَلِ الْمِلْحُ.

وَ لَقَدْ خَرَجْنَا إِلَى نُزْهَةٍ لَنَا وَ نَسِيَ بَعْضُ الْعِلْمَانِ الْمِلْحَ.

فَذَبَحُوا لَنَا شَاةٌ مِنْ أَسْمَنِ مَا يَكُونُ؛ فَمَا انْتَفَعْنَا بِشَيْءٍ حَتَّى انْصَرَفْنَا.

8- عَنْهُ عَنْ يَعْقُوبَ بْن يَزِيدَ رَفَعَهُ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام: مَنْ ذَرَّ عَلَى أَوَّلِ لُقْمَةٍ مِنْ طَعَامِهِ الْمِلْحَ ذَهَبَ عَنْهُ بِنَمَشِ الْوَجْهِ.

6- فروه گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:

خداوند متعال به موسی بن عمران و حی نمود که به قوم خود دستور ده که غذا را با نمک آغاز نمایند و با آن به پایان برند وگرنه جز خودشان را سرزنش نکنند.

7- ابراهیم بن ابو محمود گوید: امام رضا علیه السلام به ما فرمود:

چه خورشی گواراتر است؟

بعضی از ما گفتند گوشت: بعضی دیگر گفتند: روغن زیتون و بعضی گفتند: شیر.

امام علیه السلام فرمود: نه، بلکه نمک است. روزی ما به استراحتگاهی رفته بودیم، بعضی از خدمتکاران نمک را فراموش کردند آنان گوسفند چاقی را برای ما ذبح کردند ولی ما از چیزی لذت نبردیم تا این که برگشتیم.

راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هرکسی بر نخستین لقمه غذایش نمک بپاشد نقطه های سفید و سیاه صورتش را از بین می برد.

9- علي بن إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ الْخَزازِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيُّ بْنُ مُسْلِم قَالَ:

إِنَّ الْعَقْرَبَ لَسَعَتْ رَسُولَ اللهِ صلی الله علیه وسلم، فَقَالَ: لَعَنَكِ اللَّهُ فَمَا تُبَالِينَ مُؤْمِناً أَذَيْتِ أَمْ كَافِراً.

ثُمَّ دَعَا بِالْمِلْحِ، فَدَلَكَهُ فَهَدَتْ.

ثُمَّ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام: لَوْ يَعْلَمُ النَّاسُ مَا فِي الْمِلْحِ مَا بَغَوْا مَعَهُ دِرْيَاقاً.

10- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ وَ عَمْرِو بْنِ إِبْرَاهِيمَ جَمِيعاً عَنْ خَلَفِ بْنِ حَمَّادٍ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ شُعَيْبٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

لَدَغَتْ رَسُولَ اللهِ صلى الله عليه وسلم عَقْرَبٌ؛ فَنَفَضَهَا وَ قَالَ: لَعَنَكِ اللهُ! فَمَا يَسْلَمُ مِنْكِ مُؤْمِنٌ وَ لَا كَافِرٌ.

ثُمَّ دَعَا بِالْمِلْحِ، فَوَضَعَهُ عَلَى مَوْضِعِ اللَّدْغَةِ ثُمَّ عَصَرَهُ بِإِبْهَامِهِ حَتَّى ذَابَ.

ثُمَّ قَالَ: لَوْ يَعْلَمُ النَّاسُ مَا فِي الْمِلْحِ مَا احْتَاجُوا مَعَهُ إِلَى دِرْيَاقٍ.

9- محمد بن مسلم گوید: عقربی پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم را نیش زد، حضرت فرمود: خداوند تو را لعنت کند، اهمیت نمی دهی که مؤمنی را اذیت کنی یا کافری را، سپس نمک خواست و آن را جای نیش زدگی مالید و دردش آرام شد.

سپس امام باقر علیه السلام فرمود: اگر مردم می دانستند نمک چه خاصیتی دارد دیگر تریاک و پادزهری نمی خواستند.

10- یعقوب بن شعیب گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

عقربی پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم را گزید، آن حضرت آن را کنار زد و فرمود: خداوند تو را لعنت نماید هیچ مسلمان و کافری از تو ایمنی ندارد.

سپس نمک درخواست نمود و آن را بر مکان گزیدگی نهاد، سپس آن را با انگشت شست خود فشرد تا این که آب شد آن گاه فرمود: اگر مردم می دانستند چه چیزی در نمک است دیگر به تریاک و پادزهر محتاج نمی شدند.

بخش هفتاد و هفتم

اشاره

(77)

بَابُ الْخَلِّ وَالزَّيْتِ

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ خَالِدِ بْنِ نَجِيحٍ: قَالَ : كُنْتُ أَفْطِرُ مَعَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام وَ مَعَ أَبِي الْحَسَنِ الْأَوَّلِ علیه السلام فِي شَهْرِ رَمَضَانَ؛ فَكَانَ أَوَّلُ مَا يُؤْتَى بِهِ قَصْعَةٌ مِنْ شَرِيدِ خَلِ وَ زَيْتٍ، فَكَانَ أَوَّلُ مَا يَتَنَاوَلُ مِنْهَا ثَلَاثَ لُقَم ثُمَّ يُؤْتَى بِالْجَفْنَةِ.

2- عَنْهُ عَنْ عُثْمَانَّ بْنِ عِيسَى عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ سَلَامَةَ الْقَلَانِسِي قَالَ:

دَخَلْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام، فَلَمَّا تَكَلَّمْتُ قَالَ لِي: مَا لِي أَسْمَعُ كَلَامَكَ قَدْ ضَعُفَ؟!

قُلْتُ: قَدْ سَقَطَ فَمِي.

قَالَ: فَكَأَنَّهُ شَقَّ عَلَيْهِ ذَلِكَ.

ثُمَّ قَالَ: فَأَيَّ شَيْءٍ تَأْكُلُ؟

سركه و روغن زيتون

1- خالد بن نجیح گوید: در ماه مبارک رمضان با امام صادق علیه السلام و امام کاظم علیه السلام افطار می کردم و نخستین چیزی که می آوردند کاسه ای ترید سرکه و روغن زیتون بود و اولین مقداری که از آن تناول فرمود، سه لقمه بود، سپس کاسه بزرگی از غذا می آوردند.

2- سلامه قلانسی گوید:

خدمت امام صادق علیه السلام شرفیاب شدم هنگامی که سخن گفتم به من فرمود: چه شده است که سخنت را ضعیف می شنوم؟!

عرض کردم: دندان هایم ریخته است. گویی این سخن بر آن حضرت گران آمد

سپس فرمود: چه چیزی می خوری؟

قُلْتُ: أَكُلُ مَا كَانَ فِي الْبَيْتِ.

فَقَالَ: عَلَيْكَ بِالثّرِيدِ، فَإِنَّ فِيهِ بَرَكَةً. فَإِنْ لَمْ يَكُنْ لَحْمٌ فَالْخَلُّ وَالزَّيْتُ.

3- عَنْهُ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ زَيْدِ بْنِ الْحَسَنِ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام يَقُولُ:

كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام أَشْبَهَ النَّاسِ طِعْمَةً بِرَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه وسلم، كَانَ يَأْكُلُ الْخُبْزَ وَالْخَلَّ وَالزَّيْتَ وَ يُطْعِمُ النَّاسَ الْخُبْزَ وَ اللَّحْمَ.

4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرِ عَنْ عُبَيْدَةَ الْوَاسِطِي عَنْ عَجْلَانَ قَالَ:

تَعَشَّيْتُ مَعَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام بَعْدَ عَتَمَةٍ وَكَانَ يَتَعَشَّى بَعْدَ عَتَمَةٍ، فَأُتِيَ بِخَلٍ وَ زَيْتٍ وَ لَحْم بَارِدٍ فَجَعَلَ يَنْتِفُ اللَّحْمَ فَيُطْعِمُنِيهِ، وَ يَأْكُلُ هُوَ الْخَلَّ وَ الزَّيْتَ وَيَدَعُ اللَّحْمَ.

فَقَالَ: إِنَّ هَذَا طَعَامُنَا وَطَعَامُ الْأَنْبِيَاءِ علیهم السلام.

عرض کردم: هرچه که در خانه باشد می خورم.

فرمود: بر تو باد به ترید، زیرا در آن برکت است. پس اگر گوشت نبود، سرکه و روغن زیتون را ترید کن.

3- زيد بن حسن گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود:

امیرمؤمنان علی علیه السلام شبیه ترین مردم به پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم از نظر روش و نوع غذا، آن حضرت خود نان، سرکه و روغن زیتون تناول می نمود و به مردم نان و گوشت می داد.

4- عجلان گوید: یک سوم از شب سپری شده بود که با امام صادق علیه السلام شام خوردم حضرت الله همیشه بعد از ثلث اول شب شام می خورد پس سرکه روغن زیتون و گوشت خنک آوردند. حضرت با انگشت خود گوشت را می کند و به من می خوراند و خود حضرتش سرکه و روغن زیتون می خورد و گوشت میل نمی کرد.

آن گاه فرمود: به راستی که این غذای ما و غذای پیامبران علیهم السلام است.

5- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ يُونُسَ بْنِ يَعْقُوبَ عَنْ عَبْدِ الْأَعْلَى قَالَ:

أَكَلْتُ مَعَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فَقَالَ: يَا جَارِيَةُ ائْتِينَا بِطَعَامِنَا الْمَعْرُوفِ.

فَأُتِيَ بِقَصْعَةٍ فِيهَا خَلٌّ وَ زَيْتٌ فَأَكَلْنَا.

6- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِي عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

كَانَ أَحَبَّ الْأَصْبَاغِ إِلَى رَسُولِ اللهِ صلى الله عليه وسلم الْخَلُّ وَالزَّيْتُ.

وَ قَالَ: هُوَ طَعَامُ الْأَنْبِيَاءِ علیهم السلام.

7- وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام: مَا افْتَقَرَ أَهْلُ بَيْتٍ يَأْتَدِمُونَ بِالْخَلِّ وَالزَّيْتِ، وَذَلِكَ أُدْمُ الْأَنْبِيَاءِ علیهم السلام.

8- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ الْبَرْقِيِّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَيُّوبَ بْنِ الْحُرِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيَّ الْحَلَبِيِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السلام عَنِ الطَّعَامِ.

5- عبد الاعلی گوید: با امام صادق علیه السلام غذا می خوردم حضرت فرمود: ای کنیز! آن غذای مشخص ما را برایمان بیاور، پس کاسه ای آوردند که در آن سرکه و روغن زیتون بود و ما آن را خوردیم.

6- سکونی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

محبوب ترین غذاها در نزد پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم سرکه و روغن زیتون بود.

هم چنین امام علیه السلام فرمود: آن، غذای پیامبران علیهم السلام است.

7- سکونی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمود:

خانواده ای که بر خوردن سرکه و روغن زیتون مداومت می کنند فقیر نمی شوند و آن خورش پیامبران علیهم السلام است.

8- محمد بن علی حلبی گوید: از امام صادق علیه السلام درباره غذا پرسیدم.

فَقَالَ: عَلَيْكَ بِالْخَلِّ وَ الزَّيْتِ! فَإِنَّهُ مَرِيءٌ؛ فَإِنَّ عَلِيًّا علیه السلام كَانَ يُكْثِرُ أَكْلَهُ وَإِنِّي أُكْثِرُ أَكْلَهُ وَإِنَّهُ مَرِيءٌ.

9- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطِ عَنْ عَمِّهِ يَعْقُوبَ بْنِ سَالِم قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام يَقُولُ:

كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام يَأْكُلُ الْخَلَّ وَالزَّيْتَ، وَ يَجْعَلُ نَفَقَتَهُ تَحْتَ طِنْفِسَتِهِ.

بخش هفتاد و هشتم

اشاره

(78)

بَابُ الْخَلِّ

1- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيَّ الْوَشَّاءِ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

دَخَلَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم إِلَى أُمِّ سَلَمَةَ رَضِيَ اللهُ عَنْهَا فَقَرَّبَتْ إِلَيْهِ كِسَراً فَقَالَ: هَلْ عِنْدَكِ إِدَامٌ؟

فرمود: بر تو باد به سرکه و روغن زیتون، زیرا آن گوارا است؛ زیرا که حضرت علی علیه السلام فراوان آن را تناول می نمود و من نیز بسیار آن را می خورم و به راستی که آن گوارا است.

9- يعقوب بن سالم گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود:

امیرمؤمنان علی علیه السلام سرکه و روغن زیتون میل می کرد و پول آن را زیر طنفسه (1)خود قرار می داد.

سرکه

1- عبدالله بن سنان گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

روزی پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم نزد ام سلمه علیها السلام آمد، ام سلمه پاره نانی نزد آن حضرت آورد، پیامبر صلى الله عليه وسلم به او فرمود: آیا نزد تو خورشتی هست؟


1) طنفسه، نوعی گستردنی را گویند.

فَقَالَتْ: لَا، يَا رَسُولَ اللَّهِ! مَا عِنْدِي إِلَّا خَلَّ.

فَقَالَ صلی الله علیه وسلم: نِعْمَ الْإِدَامُ الْخَلُّ! مَا أَقْفَرَبَيْتُ فِيهِ الْخَلُّ.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

الْخَلُ يَشُدُّ الْعَقْلَ.

3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ:

مَا أَقْفَرَ بَيْتُ فِيهِ خَلٌّ. وَقَدْ قَالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم ذَلِكَ.

4- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ بُنْدَارَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِي الْهَمَذَانِي: أَنَّ رَجُلاً كَانَ عِنْدَ الرَّضَاءَ علیه السلام بِخُرَاسَانَ. فَقُدِّمَتْ إِلَيْهِ مَائِدَةً عَلَيْهَا خَلَّ وَ مِلْحٌ؛ فَافْتَتَحَ علیه السلام بِالْخَلِّ.

فَقَالَ الرَّجُلُ. جُعِلْتُ فِدَاكَ! أَمَرْتَنَا أَنْ نَفْتَتِحَ بِالْمِلْح!

عرض کرد: نه ای پیامبر! نزد من چیزی جز سرکه نیست.

فرمود: بهترین خورش ها سرکه است، خانه ای که در آن سرکه است از خورش خالی نیست.

2- سلیمان بن خالد گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

سرکه، عقل را محکم و استوار می کند.

3- علی بن ابی حمزه گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود:

از خورش خالی نیست، خانه ای که سرکه در آن است و به درستی که پیامبر صلى الله عليه وسلم چنین فرموده است.

4- محمد بن علی همدانی گوید: مردی در خراسان نزد امام رضا علیه السلام بود، پس سفره ای برای آن حضرت آوردند که در آن سرکه و نمک بود امام علیه السلام با سرکه آغاز نمود. آن شخص عرض کرد: قربانت گردم! به ما دستور فرموده اید که با نمک آغاز کنیم!

فَقَالَ: هَذَا مِثْلُ هَذَا يَعْنِي الْخَلَّ؛ وَ إِنَّ الْخَلَّ يَشُدُّ الذَّهْنَ وَ يَزِيدُ فِي الْعَقْلِ.

5- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبَانِ بْنِ عَبْدِ الْمَلِكِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ جَابِرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

إِنَّا لَنَبْدَأُ بِالْخَلِّ عِنْدَنَا كَمَا تَبْدَءُونَ بِالْمِلْحِ عِنْدَكُمْ؛ فَإِنَّ الْخَلَّ لَيَشُدُّ الْعَقْلَ.

6- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيَّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

كَانَ أَحَبَّ الْأَصْبَاغِ إِلَى رَسُولِ اللهِ صلى الله عليه وسلم الْخَلُّ.

7- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَانِ الْأَصَمَّ عَنْ شُعَيْبٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام:

نِعْمَ الْإِدَامُ الْخَلُ يَكْسِرُ الْمِرَّةَ وَيُطْفِئُ الصَّفْرَاءَ وَيُحْيِي الْقَلْبَ.

8- عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَنَانٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: ذُكِرَ عِنْدَهُ خَلْ الْخَمْرِ.

فَقَالَ علیه السلام: إِنَّهُ لَيَقْتُلُ دَوَابَّ الْبَطْنِ وَيَشُدُّ الْقَمَ.

فرمود: این نیز مانند سرکه است؛ چرا که سرکه ذهن را قوی می کند و در عقل می افزاید.

5- اسماعیل بن جابر گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

ما، در نزد خود غذا را با سرکه آغاز می کنیم، همان طور که شما در نزد خودتان غذا را با نمک آغاز می کنید؛ زیرا سرکه عقل را محکم می کند.

6- سکونی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

محبوبترین غذاها در نزد پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم سرکه بود.

7- ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمود: بهترین خورش ها سرکه است. سودا را می شکند صفرا را خاموش می سازد و قلب را زنده می کند.

8- پدر حنان گوید: نزد امام صادق علیه السلام سخن از سرکه شرابی به میان آمد، امام علیه السلام فرمود:

آن جنبندگان در شکم را می کشد و لثه را محکم می کند.

9- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

خَلُ الْخَمْرِ يَشُدُّ اللُّثَةَ وَ يَقْتُلُ دَوَابَّ الْبَطْنِ وَ يَشُدُّ الْعَقْلَ.

10- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ الْجَعْفَرِيٌّ عَنْ مُحَمَّدٍ وَ أَحْمَدَ ابْنَيْ عُمَرَ بْنِ مُوسَى عَنْ أَبِيهِمَا رَفَعَهُ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

الاصْطِبَاغُ بِالْخَلِّ يَقْطَعُ شَهْوَةَ الزِّنَا.

11- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ رَبِيعِ الْمُسْلِيِّ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ رَزِينٍ عَنْ سُفْيَانَ بْنِ السَّمْطِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام أَنَّهُ قَالَ:

عَلَيْكَ بِخَلُ الْخَمْرِ! فَاغْمِسْ فِيهِ؛ فَإِنَّهُ لَا يَبْقَى فِي جَوْفِكَ دَابَّةٌ إِلَّا قَتَلَهَا.

12- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ عَلِيِّ بْنِ سُلَيْمَانَ بْنِ رُشَيْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللهِ عَنْ سُلَيْمَانَ الدَّيْلَمِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

9- سماعه گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

سرکه شرابی لثه را محکم می کند جنبندگان شکم را می کشد و عقل را محکم و استوار می سازد.

10- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

خورش قرار دادن سرکه شهوت زنا را قطع می کند.

11- سفیان بن سمط گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

بر تو باد به سرکه شرابی، پس در آن فرو رو، زیرا جنبنده ای در شکمت نمی ماند مگر آن که آن را می کشد.

12- سلیمان دیلمی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

إِنَّ بَنِي إِسْرَائِيلَ كَانُوا يَسْتَفْتِحُونَ بِالْخَلِّ وَيَخْتِمُونَ بِهِ؛ وَ نَحْنُ نَسْتَفْتِحُ بِالْمِلْحِ وَ نَخْتِمُ بِالْخَلُ.

بخش هفتاد و نهم

اشاره

(79)

بَابُ الْمُرِّي

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُوسَى بْنِ الْحَسَنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي مَحْمُودٍ عَنْ أَبِيهِ رَفَعَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

إِنَّ يُوسُفَ علیه السلام لَمَّا كَانَ فِي السِّجْنِ شَكَا إِلَى رَبِّهِ عزوجل أَكْلَ الْخُبْزِ وَحْدَهُ وَ سَأَلَ إِدَاماً يَأْتَدِمُ بِهِ؛ وَقَدْ كَانَ كَثرَ عِنْدَهُ قِطَعُ الْخُبْزِ الْيَابِسِ، فَأَمَرَهُ أَنْ يَأْخُذَ الْخُبْزَ وَ يَجْعَلَهُ فِي إِجَّانَةٍ وَ يَصُبَّ عَلَيْهِ الْمَاءَ وَ الْمِلْحَ فَصَارَ مُرَّيَّاً؛ فَجَعَلَ يَأْتَدِمُ بِهِ علیه السلام.

بنی اسرائیل غذای خود را با سرکه شروع می کردند و با آن به پایان می رساندند و ما با نمک آغاز می کنیم و با سرکه تمام می نماییم.

مری

مری. (1)

1- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هنگامی که حضرت یوسف علیه السلام در زندان بود از خوردن نان خالی به خداوند شکایت نمود و درخواست خورشی نمود. نزد حضرت یوسف علیه السلام تکه نان های خشک فراوانی بود. خداوند به او دستور داد که نان های خشک را در پیاله ای قرار دهد و آب و نمک بر روی آن بریزد. پس مری به وجود آمد و حضرت یوسف علیه السلام آن را خورش خود قرار می داد.


1) مری به خورشتی مانند آبکامه گویند.

بخش هشتادم

اشاره

(80)

بَابُ الزَّيْتِ وَ الزَّيْتُونِ

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِيِّ عَنِ ابْنِ الْقَدَّاحِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم:

كُلُوا الزَّيْتَ وَ ادَّهِنُوا بِالزَّيْتِ؛ فَإِنَّهُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبَارَكَةٍ.

مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ الْقَدَّاحِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام مَثْلَهُ.

2- أبو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ عُبَيْدِ اللَّهِ الدِّهْقَانِ عَنْ درُسْتَ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عَبْدِ الْحَمِيدِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ علیه السلام قَالَ: كَانَ مِمَّا أَوْصَى بِهِ آدَمُ علیه السلام إِلَى هِبَةِ اللهِ ابْنِهِ: أَنْ كُلِ الزَّيْتُونَ؛ فَإِنَّهُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبَارَكَةٍ.

روغن زيتون و زيتون

1- ابن قداح گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم فرمود: روغن زیتون بخورید و با آن روغن مالی نمایید؛ زیرا آن از درخت با برکتی است.

2- ابراهیم بن عبد الحمید گوید: امام کاظم علیه السلام فرمود:

از چیزهایی که حضرت آدم علیه السلام به پسرش هبة الله وصیت نمود این بود که زیتون بخور؛ زیرا آن درخت با برکتی است

3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ يَحْيَى بْنِ الْمُبَارَكِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَبَلَةَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ أَوْ غَيْرِهِ قَالَ:

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام: إِنَّهُمْ يَقُولُونَ: الزَّيْتُونُ يُهَيِّجُ الرِّيَاحَ.

فَقَالَ: إِنَّ الزَّيْتُونَ يَطْرُدُ الرِّيَاحَ.

4- عَنْهُ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ الْعَبَّاسِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ وَاسِعٌ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَزِيدَ عَنْ أَبِي دَاوُدَ النَّخَعِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام:

ادَّهِنُوا بِالزَّيْتِ وَ أَتَدِمُوا بِهِ؛ فَإِنَّهُ دُهْنَةُ الْأَخْيَارِ وَإِدَامُ الْمُصْطَفَيْنَ، مُسِحَتْ بِالْقُدْسِ مَرَّتَيْنِ، بُورِكَتْ مُقْبِلَةً وَ بُورِكَتْ مُدْبِرَةٌ، لَا يَضُرُّ مَعَهَا دَاءٌ.

5- مَنْصُورُ بْنُ الْعَبَّاسِ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ مُحَمَّدٍ الزَّارِع الْبَصْرِيِّ عَنْ رَجُلٍ عَنْ عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ: ذَكَرْنَا عِنْدَهُ الزَّيْتُونَ، فَقَالَ الرَّجُلُ: يَجْلِبُ الرِّيَاحَ؟ فَقَالَ: لَا، بَلْ يَطْرُدُ الرِّيَاحَ.

3- اسحاق بن عمّار و یا شخص دیگری گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: اهل سنت می گویند: زیتون باد بدن را تحریک می کند.

فرمود: به راستی که زیتون باد بدن را دور می کند.

4- ابو داوود نخعی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمود: با روغن زیتون، روغن مالی کنید و آن را خورش قرار دهید؛ زیرا آن روغن نیکان و خورش برگزیدگان است، دوبار به وسیله قدس مسح شده است. با برکت فصل خود را آغاز می کند و با برکت تمام می شود با آن هیچ بیماری ضرر نمی زند.

5- راوی گوید: نزد امام صادق علیه السلام از زیتون یاد کردیم مردی گفت: زیتون بادآور است.

امام علیه السلام فرمود: نه، بلکه باد را دور می کند.

6- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ الْجَرِيرِيَّ عَنْ عَبْدِ الْمُؤْمِنِ الْأَنْصَارِيِّ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم:

الزَّيْتُ دُهْنُ الْأَبْرَارِ وَ إِدَامُ الْأَخْيَارِ، بُورِكَ فِيهِ مُقْبِلاً وَ بُورِكَ فِيهِ مُدْبِراً، انْغَمَسَ بِالْقُدْسِ مَرَّتَيْنِ.

7- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ رَفَعَهُ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام:

الزَّيْتُونُ يَزِيدُ فِي الْمَاءِ.

بخش هشتادم و یکم

اشاره

(81)

بَابُ الْعَسَلِ

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سُوقَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

مَا اسْتَشْفَى النَّاسُ بِمِثْلِ الْعَسَلِ.

6 - نظیر روایت چهارم را عبدالمؤمن انصاری از امام باقر علیه السلام و آن حضرت از پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم نقل می کند:

راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

زیتون، آب کمر را زیاد می کند.

عسل

1- محمد بن سوقه گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

مردم با هیچ چیزی مانند عسل طلب شفا نکرده اند.

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ يَحْيَى عَنْ جَدِّهِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام:

لَعْقُ الْعَسَلِ شِفَاءً مِنْ كُلِّ دَاءٍ ؛ قَالَ اللهُ عزوجل: (يَخْرُجُ مِنْ بُطُونِهَا شَرَابٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوَانُهُ فِيهِ شِفَاءٌ لِلنَّاسِ) وَ هُوَ مَعَ قِرَاءَةِ الْقُرْآنِ وَمَضْعَ اللُّبَانِ يُذِيبُ الْبَلْغَمَ.

3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: كَانَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم يُعْجِبُهُ الْعَسَلُ.

4- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عَبْدِ الْحَمِيدِ عَنْ سُكَيْنِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

كَانَ النَّبِيُّ صلى الله عليه وسلم يَأْكُلُ الْعَسَلَ وَ يَقُولُ: آيَاتٌ مِنَ الْقُرْآنِ وَ مَضْعُ اللُّبَانِ يُذِيبُ الْبَلْغَمَ.

2- محمد بن مسلم گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

امیرمؤمنان علیه السلام فرمود: لیسیدن عسل شفای از هر بیماری است. خداوند متعال می فرماید: «از درون شکم آنها نوشیدنی با رنگ های گوناگون بیرون می آید که در آن شفا و بهبودی برای مردم است». خوردن عسل همراه قرائت قرآن و جویدن کندر، بلغم را ذوب می کند.

3- هشام بن سالم گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم همواره به عسل علاقه داشت.

4- سکین گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

پیامبر صلى الله عليه وسلم همواره عسل میل می نمود و می فرمود (قرائت) آیاتی از قرآن و جویدن کندر، بلغم را آب می کند.

5- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ حَسَّانَ عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ علیه السلام قَالَ:

مَا اسْتَشْفَى مَرِيضٌ بِمِثْلِ الْعَسَلِ.

بخش هشتاد و دوم

اشاره

(82)

بَابُ السُّكَّرِ

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ حَسَّانَ عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرٍ قَالَ: كَانَ أَبُو الْحَسَنِ الْأَوَّلُ علیه السلام كَثِيراً مَا يَأْكُلُ السُّكَرَ عِنْدَ النَّوْمِ.

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَبْدِ الْعَزِيزِ الْعَبْدِي قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام:

لَئِنْ كَانَ الْجُبُنُ يَضُرُّ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ وَ لَا يَنْفَعُ، فَإِنَّ السُّكْرَ يَنْفَعُ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ وَلَا يَضُرُّ مِنْ شَيْءٍ.

5- موسی بن بکر گوید: امام کاظم علیه السلام فرمود:

هیچ بیماری با هیچ چیزی به سان عسل بهبود نیافته است.

شکر

1- موسی بن بکیر گوید: امام کاظم علیه السلام بارها هنگام خواب، شکر میل می نمود.

2- عبد العزیز عبدی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

اگر پنیر به همه چیز ضرر می زند و به هیچ چیز فایده نمی رساند، به راستی که شکر به همه چیز فایده می رساند و به هیچ چیز ضرر نمی زند.

3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْن أَحْمَدَ الْأَزْدِيُّ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا رَفَعَهُ قَالَ: شَكَا رَجُلٌ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فَقَالَ: إِنِّي رَجُلٌ شَاكِي.

فَقَالَ: أَيْنَ هُوَ عَنِ الْمُبَارَكِ؟

فَقُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! وَ مَا الْمُبَارَك؟

قَالَ: السُّكَّرُ.

قُلْتُ: أَيُّ السُّكَّر؟ جُعِلْتُ فِدَاكَ!

قَالَ: سُلَيْمَانِيُّكُمْ هَذَا.

4- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سَهْل عَنِ الرِّضَا علیه السلام أَوْ قَالَ: بَعْضُ أَصْحَابِنَا عَنِ الرِّضَا علیه السلام قَالَ: السُّكَرُ الطَّبَرْزَدُ يَأْكُلُ الْبَلْغَمَ أَكَلاً.

5- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ النُّعْمَانِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا قَالَ: شَكَوْتُ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام الْوَجَعَ.

فَقَالَ لِي: إِذَا أَوَيْتَ إِلَى فِرَاشِكَ فَكُلْ سُكْرَتَيْنِ.

3- راوی گوید شخصی نزد امام صادق علیه السلام شکایت نمود و گفت: من مردی شکاک هستم.

امام علیه السلام فرمود: تو چه رابطه ای با «مبارک» داری؟

عرض کردم: قربانت گردم؛ مبارک چیست؟

فرمود: شکر.

عرض کردم: شکر چیست؟

فرمود: همین «شکر سلیمانی» شما.

4- محمد بن سهل - و یا یکی از اصحاب ما - گوید: امام رضا علیه السلام فرمود:

شکر طبرزد، بلغم را از بین می برد.

5- یکی از اصحاب ما گوید: به امام صادق علیه السلام از درد شکایت نمودم.

فرمود: هرگاه به بسترت رفتی، دو تکه شکر بخور.

قَالَ: فَفَعَلْتُ ذَلِكَ فَبَرَأْتُ. فَخَبَّرْتُ بَعْضَ الْمُتَطَيِّبِينَ وَ كَانَ أَفْرَهَ أَهْلِ بِلَادِنَا، فَقَالَ: مِنْ أَيْنَ عَرَفَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام هَذَا؟ هَذَا مِنْ مَخْرُونِ عِلْمِنَا. أَمَا إِنَّهُ صَاحِبُ كتُبِ فَيَنْبَغِي أَنْ يَكُونَ أَصَابَهُ فِي بَعْضِ كُتُبِهِ.

6- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللهِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ سَعْدَانَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ مُعَتُبِ قَالَ:

لَمَّا تَعَشَّى أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ لِي: إِذَا دَخَلْتَ الْخِزَانَةَ فَاطْلُبْ لِي سُكْرَتَيْنِ.

فَقُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! لَيْسَ ثَمَّ شَيْءٌ.

فَقَالَ: ادْخُلْ ! وَيْحَكَ!

قَالَ: فَدَخَلْتُ فَوَجَدْتُ سُكْرَتَيْنِ؛ فَأَتَيْتُهُ بِهِمَا.

7- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ رَفَعَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

شَكَا إِلَيْهِ رَجُلٌ الْوَبَاءَ.

فَقَالَ لَهُ: وَ أَيْنَ أَنْتَ عَنِ الطَّيِّبِ الْمُبَارَكِ؟

پس من آن را انجام دادم و خوب شدم این نوع درمان را به زیرک ترین پزشک شهرمان خبر دادم، او گفت: امام صادق علیه السلام آن را از کجا دانست؟! آن از دانش های پنهان ماست. آگاه باش! او کتاب هایی دارد که شاید در یکی از آن کتاب ها آن دستور را یافته است.

6- معتب گوید: هنگامی که امام صادق علیه السلام شام خورد به من فرمود: هنگامی که داخل انبار شدی دو تکه شکر برای من جست و جو کن.

عرض کردم: فدایت شوم! آن جا چیزی نیست.

فرمود: وای بر تو داخل شو.

من به انبار وارد شدم و دو تکه شکر یافتم و آن را نزد امام علیه السلام آوردم.

7- ابن ابی عمیر در روایت مرفوعه ای گوید: شخصی از وبا به امام صادق علیه السلام شکایت نمود.

امام علیه السلام به او فرمود: چرا از پاکیزه با برکت غافلی؟!

قَالَ: قُلْتُ : وَمَا الطَّيِّبُ الْمُبَارَكُ؟

فَقَالَ: سُلَيْمَانِيُّكُمْ هَذَا.

قَالَ: فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السلام: إِنَّ أَوَّلَ مَن اتَّخَذَ السُّكِّرَ سُلَيْمَانُ بْنُ دَاوُدَ علیه السلام.

8- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُوسَى بْنِ الْحَسَنِ عَنْ عُبَيْدِ الْخَيَّاطِ عَنْ عَبْدِ الْعَزِيزِ عن ابْنِ سِنَانٍ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

لَوْ أَنَّ رَجُلاً عِنْدَهُ أَلْفُ دِرْهَم لَيْسَ عِنْدَهُ غَيْرُهَا، ثُمَّ اشْتَرَى بِهَا سُكَّراً لَمْ يَكُنْ مُسرفاً.

9- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطِ عَنْ يَحْيَى بْنِ بَشِيرِ النَّبَالِ قَالَ:

قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام لِأَبِي: يَا بَشِيرُ! بِأَيِّ شَيْءٍ تُدَاوُونَ مَرْضَاكُمْ؟

فَقَالَ: بِهَذِهِ الْأَدْوِيَةِ الْمِرَارِ.

فَقَالَ لَهُ: لَا، إِذَا مَرِضَ أَحَدُكُمْ فَخُذِ السُّكْرَ الْأَبْيَضَ، فَدُقَّهُ وَ صُبٌ عَلَيْهِ الْمَاءَ الْبَارِدَ وَ اسْقِهِ إِيَّاهُ؛ فَإِنَّ الَّذِي جَعَلَ الشَّفَاءَ فِي الْمَرَارَةِ قَادِرٌ أَنْ يَجْعَلَهُ فِي الْحَلَاوَةِ.

راوی گوید: من گفتم: پاکیزه با برکت چیست؟

فرمود: همین شکر سلیمانی شما.

آن گاه امام صادق علیه السلام فرمود: نخستین کسی که شکر تهیه نمود سلیمان بن داود علیه السلام بود.

8- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

اگر کسی هزار درهم داشته باشد و جز آن پول دیگری نداشته باشد، آن گاه با همه پولش شکر بخرد اسراف نکرده است.

9- يحيى بن بشیر نبال گوید: امام صادق علیه السلام به پدرم فرمود: ای بشیر! بیماران خود را با چه چیزی مداوا می کنید؟ پدرم گفت: با این دواهای تلخ.

حضرت به پدرم فرمود: نه، هرگاه یکی از شما بیمار شود، تکه ای شکر سفید را آسیاب کن و روی آن آب سرد بریز و آن را به بیمار بنوشان؛ به راستی که آن کسی که شفا را در تلخی قرار داد توانایی آن را دارد که شفا را در شیرینی نیز قرار دهد.

10- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ يَاسِرٍ عَنِ الرِّضَا علیه السلام قَالَ:

السُّكَّرُ الطَّبَرْزَدُ يَأْكُلُ الْبَلْغَمَ أَكْلاً.

11- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ أَشْيَمَ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا قَالَ:

حُمَّ بَعْضُ أَهْلِنَا فَوَصَفَ لَهُ الْمُتَطَيِّبُونَ الْغَافِتَ، فَسَقَيْنَاهُ فَلَمْ يَنْتَفِعْ بِهِ؛ فَشَكَوْتُ ذَلِكَ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فَقَالَ:

مَا جَعَلَ اللَّهُ فِي شَيْءٍ مِنَ الْمُرِّ شِفَاءٌ. خُذْ سُكَرَةً وَ نِصْفاً فَصَيَّرْهَا فِي إِنَاءٍ وَصُبَّ عَلَيْهَا الْمَاءَ حَتَّى يَغْمُرَهَا وَضَعْ عَلَيْهَا حَدِيدَةً وَ نَجِّمْهَا مِنْ أَوَّلِ اللَّيْلِ؛ فَإِذَا أَصْبَحْتَ فَأَمْرِسْهَا بِيَدِكَ وَ اسْقِهِ؛ فَإِذَا كَانَتِ اللَّيْلَةُ الثَّانِيَةُ فَصَيَّرْهَا سُكْرَتَيْنِ وَنِصْفاً وَنَجِّمْهَا كَمَا فَعَلْتَ وَ اسْقِهِ؛ وَ إِذَا كَانَتِ اللَّيْلَةُ الثَّالِثَةُ فَخُذْ ثَلَاثَ سُكَرَاتٍ وَنِصْفاً وَنَجِّمْهُنَّ مِثْلَ ذَلِكَ.

قَالَ: فَفَعَلْتُ فَشَفَى اللهُ عزوجل مَرِيضَنَا.

10- یاسر گوید: امام رضا علیه السلام فرمود: شکر طبرزد به طور کامل بلغم را از بین می برد.

11- یکی از اصحاب ما گوید: یکی از افراد خانواده ما دچار تب شد، پزشکان گیاه «غافت» را به او توصیه کردند ما آن را به او نوشاندیم، اما فایده نبخشید، من از این بیماری به امام صادق علیه السلام شکایت و گلایه نمودم.

امام علیه السلام فرمود: خداوند شفا را در هیچ چیز تلخی قرار نداده است. یک و نیم پیمانه شکر را در ظرفی بریز و بر روی آن آب بریز تا این که شکر به آب آغشته شود. آن گاه سرپوش آهنی بر روی ظرف بگذار و آن را از اول شب در زیر ستارگان قرار ده، هنگامی که صبح شد با دست خود آن را هم بزن تا حل شود و آن را به بیمار بنوشان. هنگامی که شب دوم فرا رسید دو پیمانه و نیم شکر در ظرف بریز و همان طور که شب قبل انجام دادی آن را در زیر ستارگان بگذار و به بیمار بنوشان و هرگاه شب سوم شد، سه پیمانه و نیم شکر را مانند شب های قبل در زیر ستارگان قرار ده.

راوی گوید: من طبق دستور حضرت علیه السلام انجام دادم. خداوند متعال بیمار ما را شفا داد.

بخش هشتاد و سوم

اشاره

(83)

بَابُ الشَّمْنِ

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام:

سُمُونُ الْبَقَر شِفَاءٌ.

2- عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِيٌّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام:

السَّمْنُ دَوَاءٌ، وَ هُوَ فِي الصَّيْفِ خَيْرٌ مِنْهُ فِي الشَّتَاءِ، وَ مَا دَخَلَ جَوْفاً مِثْلُهُ.

3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللهِ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الْمُطَّلِبِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ:

نِعْمَ الْإِدَامُ السَّمْنُ!

روغن حیوانی

1- سکونی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمود: روغن هایی که از گاو به دست می آید، شفا است.

2- سکونی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمود: روغن حیوانی دارو است، هم چنین مصرف روغن در تابستان بهتر از مصرف آن در زمستان است. چیز مفیدی همانند آن وارد هیچ شکمی نشده است.

3- مطلب بن زیاد گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

روغن حیوانی چه خورشی با ارزش است!

4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

إِذَا بَلَغَ الرَّجُلُ خَمْسِينَ سَنَةٌ فَلَا يَبِيتَنَّ وَ فِي جَوْفِهِ شَيْءٌ مِنَ السَّمْنِ.

5- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ قَالَ: كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فَكَلَّمَهُ شَيْخٌ مِنْ أَهْلِ الْعِرَاقِ فَقَالَ لَهُ: مَا لِي أَرَى كَلَامَكَ مُتَغَيِّراً ؟!

فَقَالَ لَهُ : سَقَطَتْ مَقَادِيمُ فَمِي فَنَقَصَ كَلَامِي.

فَقَالَ لَهُ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام: وَ أَنَا أَيْضاً قَدْ سَقَطَ بَعْضُ أَسْنَانِي حَتَّى إِنَّهُ لَيُوَسْوِسُ إِلَيَّ الشَّيْطَانُ فَيَقُولُ لِي: إِذَا ذَهَبَتِ الْبَقِيَّةُ فَبِأَيِّ شَيْءٍ تَأْكُلُ؟ فَأَقُولُ : لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللهِ.

ثُمَّ قَالَ لِي: عَلَيْكَ بِالشَّرِيدِ ، فَإِنَّهُ صَالِحٌ وَ اجْتَنِبِ السَّمْنَ؛ فَإِنَّهُ لَا يُلَائِمُ الشَّيْخَ.

4- حمّاد بن عثمان گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هرگاه انسانی به سن 50 سالگی رسید نباید شب هنگام که در شکمش چیزی از روغن باشد بخوابد.

5- حماد بن عثمان گوید: من در حضور امام صادق علیه السلام بودم که پیرمردی عراقی با آن حضرت سخن می گفت.

امام علیه السلام به او فرمود: چرا سخنت را متغیر می شنوم؟

گفت: دندان های پیشینم افتاده از این رو نمی توانم خوب حرف بزنم.

فرمود: تعدادی از دندان های من نیز افتاده است به گونه ای که شیطان مرا وسوسه می کند و می گوید: «هرگاه باقی دندان هایت از بین رفت، با چه چیزی غذا می خوری؟» ولی من می گویم: «لا حول ولا قوة إلا بالله».

آن گاه به من فرمود: بر تو باد به ترید ترید مفید است هم چنین از روغن دوری کن؛ زیرا روغن با بدن اشخاص پیر سازگاری ندارد.

6- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ بُنْدَارَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي حَفْصِ الْأَبَارِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

السَّمْنُ مَا دَخَلَ جَوْفاً مِثْلُهُ وَإِنَّنِي لَأَكْرَهُهُ لِلشَّيْخ.

بخش هشتاد و چهارم

اشاره

(84)

بَابُ الْأَلْبَانِ

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنِ الرَّبِيعِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْمُسْلِيُّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سُلَيْمَانَ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السلام قَالَ:

لَمْ يَكُنْ رَسُولُ اللهِ صلی الله علیه وسلم يَأْكُلُ طَعَاماً وَ لَا يَشْرَبُ شَرَاباً إِلَّا قَالَ: «اللَّهُمَّ بَارِك لَنَا فیهِ وَ أَبْدِلْنَا بِهِ خَيْراً مِنْهُ» إِلَّا اللَّبَنَ؛ فَإِنَّهُ كَانَ يَقُولُ: «اللَّهُمَّ بَارِك لَنَا فِيهِ وَ زِدْنَا منه».

6- ابو حفص ابار گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

روغن حیوانی همان چیز مفیدی است که همانند آن وارد هیچ شکمی نمی شود؛ ولی من آن را برای اشخاص پیر و سالخورده مکروه می دارم.

شير حيوانات

1- عبد الله بن سلیمان گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:

پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم هیچ غذایی را میل نمی نمود و هیچ آشامیدنی نمی آشامید؛ مگر آن که می فرمود: «اللَّهُمَّ بَارِك لَنَا فِيهِ وَ أَبْدِلْنَا بِهِ خَيْراً مِنْهُ». جز برای شیر، چرا که وقتی آن حضرت شیر می نوشید می فرمود: «اللَّهُمَّ بَارِك لَنَا فِيهِ وَ زِدْنَا مِنْهُ».

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ سَلَمَةَ بْنِ الْخَطَّابِ عَنْ عَبَّادِ بْنِ يَعْقُوبَ عَنْ عُبَيْدِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ قَيْسٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:

لَبَنُ الشَّاةِ السَّوْدَاءِ خَيْرٌ مِنْ لَبَنِ حَمْرَاوَيْنِ وَ لَبَنُ الْبَقَرِ الْحَمْرَاءِ خَيْرٌ مِنْ لَبَنِ سَوْدَاوَيْن.

3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِيِّ عَنِ ابْنِ الْقَدَّاحِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

كَانَ النَّبِيُّ صلى الله عليه وسلم إِذَا شَرِبَ اللَّبَنَ قَالَ: «اللَّهُمَّ بَارِك لَنَا فِيهِ وَ زِدْنَا مِنْهُ».

4- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ السَّيَّارِيِّ عَنْ عُبَيْدِ اللَّهِ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْفَارِسِيَّ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ لَهُ رَجُلٌ: إِنِّي أَكَلْتُ لَبَنا فَضَرَّنِي.

قَالَ: فَقَالَ لَهُ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السلام: لَا وَ اللهِ! مَا يَضُرُّ لَبَنْ قَطُّ وَ لَكِنَّكَ أَكَلْتَهُ مَعَ غَيْرِهِ فَضَرَّكَ الَّذِي أَكَلْتَهُ، فَظَنَنْتَ أَنَّ ذَلِكَ مِنَ اللَّبَن.

2- محمد بن قیس گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:

شیر گوسفند سیاه از شیر گوسفند سرخ بهتر است هم چنین شیرگاو سرخ از شیر گاو سیاه بهتر است.

3- ابن قداح گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هرگاه پیامبر صلى الله عليه وسلم شیر می نوشید، می فرمود: «اللَّهُمَّ بَارِك لَنَا فِيهِ وَ زِدْنَا مِنْهُ».

4- راوی گوید: شخصی به امام صادق علیه السلام عرضه داشت: من شیر نوشیدم ولی شیر به من ضرر کرد.

امام علیه السلام به او فرمود:نه، به خدا سوگند! شیر هیچ گاه ضرر نمی کند؛ چرا که تو آن را با چیز دیگری خوردی و آن چیز که خوردی به تو ضرر کرده است و تو گمان کردی که شیر به تو ضرر کرده است.

5- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم:

لَيْسَ أَحَدٌ يَغَصُّ بِشُرْبِ اللَّبَنِ؛ لأَنَّ اللهَ عزوجل يَقُولُ: (لَبَناً خَالِصاً سَائِغاً لِلشَّارِبِينَ).

6- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ خَالِدِ بْنِ نَجِيحٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

اللَّبَنُ طَعَامُ الْمُرْسَلِينَ.

7- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ بُنْدَارَ وَ غَيْرُهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْجَوْهَرِيٌّ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الْأَصْبَهَانِي قَالَ: كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فَقَالَ لَهُ رَجُلٌ - وَ أَنَا أَسْمَعُ -: جُعِلْتُ فِدَاكَ ! إِنِّي أَجِدُ الضَّعْفَ فِي بَدَنِي.

فَقَالَ لَهُ: عَلَيْكَ بِاللَّبَنِ! فَإِنَّهُ يُنْبِتُ اللَّحْمَ وَيَشُدُّ الْعَظْمَ.

8- عَنْهُ عَنْ نُوحٍ بْنِ شُعَيْبٍ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الْأَوَّلِ علیه السلام قَالَ:

مَنْ تَغَيَّرَ عَلَيْهِ مَاءُ الظَّهْرِ ؛ فَإِنَّهُ يَنْفَعُ لَهُ اللَّبَنُ الْحَلِيبُ وَ الْعَسَلُ.

5- سکونی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم فرمود: شیر به گوارش کسی آسیب نمی زند؛ زیرا خداوند متعال می فرماید: شیر خالصی که برای نوشندگان گواراست.

6- خالد بن نجیح گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

شیر غذای پیامبران است.

7 - ابو الحسن اصفهانی گوید: من در حضور امام صادق علیه السلام بودم و می شنیدم که شخصی به آن حضرت عرض کرد: فدایت شوم! بدنم سست و ضعیف شده است.

فرمود: بر تو باد به شیر، زیرا شیر، گوشت بدن را می رویاند و استخوان ها را محکم می کند.

راوی گوید: امام کاظم علیه السلام فرمود:

شیر تازه با عسل برای کسی که آب کمرش دگرگون شود، مفید است.

9- عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيّ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي هَاشِمٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: أَكَلْنَا مَعَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فَأُتِينَا بِلَحْمِ جَزُورٍ، فَظَنَنْتُ أَنَّهُ مِنْ بَيْتِهِ؛ فَأَكَلْنَا ثُمَّ أُتِينَا بِعْضٍ مِنْ لَبَن فَشَرِبَ مِنْهُ.

ثُمَّ قَالَ لِي: اشْرَبْ يَا أَبَا مُحَمَّدٍ!

فَذَقْتُهُ فَقُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! لَبَنٌ؟

فَقَالَ: إِنَّهَا الْفِطْرَةُ . ثُمَّ أُتِينَا بِتَمْرٍ فَأَكَلْنَاهُ.

بخش هشتاد و پنجم

اشاره

(85)

بَابُ أَلْبَانِ الْبَقَرِ

عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِي عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام: أَلْبَانُ الْبَقَرِ دَوَاءٌ.

9 - ابو بصیر گوید: در خدمت امام صادق علیه السلام غذا می خوردیم، گوشت شتر آوردند و میل کردیم. گمان می کنم آن گوشت در خانه حضرت علیه السلام طبخ شده بود، آن گاه کاسه بزرگی آوردند که شیر داشت. حضرت علیه السلام از آن نوشید، سپس به من فرمود:

ای ابا محمد! بنوش.

من نیز از آن نوشیدم و گفتم: فدایت شوم! شیر است؟

فرمود: همانا آن «فطرت» (1)است. آن گاه خرما آوردند و ما از آن خوردیم.

شیر گاو

1- سکونی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمود: شیر گاو همانند داروست.


1) اشاره به جریانی از پیامبر صلی الله علیه وسلم در شب معراج دارد.

2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ يَحْيَى بْنِ إِبْرَاهِيمَ بْنِ أَبِي الْبِلَادِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ قَالَ: شَكَوْتُ إِلَى أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام ذِرْباً وَجَدْتُهُ.

فَقَالَ لِي: مَا يَمْنَعُكَ مِنْ شُرْبِ أَلْبَانِ الْبَقَرِ؟!

فَقَالَ لِي: أ شريتها قد؟

فَقُلْتُ لَهُ: نَعَمْ، مِرَاراً.

فَقَالَ: كَيْفَ وَجَدْتَهَا؟

فَقُلْتُ: وَجَدْتُهَا تَدْبُغُ الْمَعِدَةَ وَ تَكْسُو الْكَلْيَتَيْنِ الشَّحْمَ وَ تُشَهيِ الطَّعَامَ.

فَقَالَ لِي: لَوْ كَانَتْ أَيَّامُهُ لَخَرَجْتُ أَنَا وَأَنْتَ إِلَى يَنْبُعَ حَتَّى نَشْرَبَهُ.

3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ أَبَانِ بْن عُثْمَانَ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السلام قَالَ:

قَالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم: عَلَيْكُمْ بِأَلْبَانِ الْبَقَرِ! فَإِنَّهَا تُخْلَطُ مَعَ كُلُّ الشَّجَرِ.

2- ابو بلاد گوید: از بیماری معده ام به امام باقر علیه السلام شکایت نمودم، حضرتش فرمود:

چرا شیر گاو نمی نوشی؟

و فرمود: آیا آن را آشامیده ای؟

عرض کردم: آری؛ بارها نوشیده ام.

فرمود: آن را چگونه یافتی؟

عرض کردم: آن را این گونه یافته ام که معده را دباغی می کند، کلیه ها را با چربی می پوشاند و اشتها آور است.

آن گاه به من فرمود: اگر فصل آن بود با هم به روستای «ینبع» (1)می رفتیم، و از شیر گاو آن روستا می نوشیدیم.

3- زراره گوید: امام (باقر یا امام صادق علیهما السلام) فرمود:

پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم فرمود: بر شما باد به شیر گاو، زیرا گاو از برگ هر درختی تغذیه می کند.


1) ينبع: روستایی در حومه مدینه.

بخش هشتاد و ششم

(86)

بَابُ الْمَاسْت

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى رَفَعَهُ إِلَى أَبِي الْحَسَنِ علیه السلام قَالَ:

مَنْ أَرَادَ أَكْلَ الْمَاسْتِ وَلَا يَضُرُّهُ فَلْيَصُبْ عَلَيْهِ الْهَاضُومَ.

قُلْتُ لَهُ: وَ مَا الْهَاضُومُ؟

قَالَ: النَّانْخَواهُ.

بخش هشتاد و هفتم

اشاره

(87)

بَابُ أَلْبَانِ الْإِبِلِ

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ بَكْرِ بْنِ صَالِحٍ الْجَعْفَرِيِّ قَالَ : سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ مُوسَى علیه السلام يَقُولُ:

بخش هشتادو ششم ماست

1- محمد بن یحیی در روایت مرفوعه ای گوید: امام کاظم علیه السلام فرمود:

هرکس خواست ماست بخورد و آن به گوارش او آسیب نرساند باید بر روی آن هضم کننده بریزد.

عرض کردم: «هضم کننده» چیست؟

فرمود: نان خواه.

بخش هشتادو هفتم شیر شتر

1- جعفری گوید: از امام علیه السلام شنیدم که می فرمود:

أَبْوَالُ الْإِبِلِ خَيْرٌ مِنْ أَلْبَانِهَا وَ يَجْعَلُ اللَّهُ عزوجل الشَّفَاءَ فِي أَلْبَائِهَا.

2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ نُوحٍ بْنِ شُعَيْبٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ مُوسَى بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْحُسَيْنِ قَالَ: سَمِعْتُ أَشْيَاخَنَا يَقُولُونَ:

أَلْبَانُ اللقاح شِفَاءٌ مِنْ كُلِّ دَاءٍ وَ عَاهَةٍ وَلِصَاحِبِ الْبَطَنِ أَبْوَالُهَا.

بخش هشتاد و هشتم

اشاره

(88)

بَابُ أَلْبَانِ الْأُتُنِ

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنِ الْعِيصِ بْنِ الْقَاسِمِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

تَغَدَّيْتُ مَعَهُ، فَقَالَ لِي: أَ تَدْرِي مَا هَذَا؟

قُلْتُ: لا .

ادرار شتر، بهتر از شیر آن است. خداوند متعال شفا را در شیر آن قرار داده است.

2- موسى بن عبد الله بن حسین گوید: از بزرگانمان شنیدم که می گفتند: شیر شتر ماده شفای از هر بیماری و آفتی است و ادرار آن، برای کسی که دل درد دارد مفید است.

شير الاغ

1- عیسی بن قاسم گوید: خدمت امام صادق علیه السلام صبحانه خوردم، حضرتش به من فرمود:

میدانی این چه غذایی است؟

گفتم نه.

قَالَ: هَذَا شِيرَازُ الْأُتُنِ؛ اتَّخَذْنَاهُ لِمَرِيضِ لَنَا، فَإِنْ أَحْبَبْتَ أَنْ تَأْكُلَ مِنْهُ فَكُلْ.

2- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْن خَالِدٍ عَنْ خَلَفِ بْنِ حَمَّادٍ عَنْ يَحْيَى بْنِ عَبْدِ اللهِ قَالَ: كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام فَأُتِينَا بِسُكُرُجَاتٍ، فَأَشَارَ بِيَدِهِ نَحْوَ وَاحِدَةٍ مِنْهُنَّ وَ قَالَ:

هَذَا شِيرَازُ الْأُتُنِ؛ اتَّخَذْنَاهُ لِعَلِيلِ عِنْدَنَا، وَ مَنْ شَاءَ فَلْيَأْكُلْ وَ مَنْ شَاءَ فَلْيَدَعْ.

3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ عِيصِ بْنِ الْقَاسِم قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السلام عَنْ شُرْبِ أَلْبَانِ الْأُتُنِ.

فَقَالَ: اشْرَبْهَا.

4- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللهِ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ الْمُبَارَكِ عَنْ أَبِي مَرْيَمَ الْأَنْصَارِيِّ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ شُرْبِ أَلْبَانِ الْأَثْنِ.

فَقَالَ لِي: لَا بَأْسَ بِهَا.

فرمود: این «شیراز» (1)الاغ است. ما آن را برای بیمارمان تهیه کرده ایم، پس اگر می خواهی از آن بخوری، بخور.

2- يحيى بن عبدالله گوید: من در حضور امام صادق علیه السلام بودم، ظرف های کوچکی آوردند، حضرت علیه السلام به یکی از آنها اشاره نمود و فرمود:

این «شیراز» الاغ است، ما آن را برای بیمار خودمان تهیه کرده ایم هرکس می خواهد از آن بخورد و هرکس نمی خواهد نخورد.

3- عيص بن قاسم گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: نوشیدن شیر الاغ چه صورت دارد؟

امام صادق علیه السلام فرمود: می توانی بنوشی.

4- ابو مریم انصاری گوید: از امام باقر علیه السلام در مورد نوشیدن شیر الاغ پرسیدم.

فرمود: ایرادی ندارد.


1) شیراز: شیری که آب آن گرفته شده و سفت و غلیظ شده است.

بخش هشتاد و نهم

اشاره

(89)

بَابُ الْجُبْنُ

1- مُحَمَّدُ بْن قُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْن سِنَانِ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ سُلَيْمَانَ قَالَ: سَألْتُ أَبَا جَعْفَر علیه السلام عَنِ الجبن.

فَقَالَ لِي: لَقَدْ سَأَلْتَنِي عَنْ طَعَامٍ يُعْجِبُنِي.

ثُمَّ أَعْطَى الْغُلَامَ دِرْهَماً فَقَالَ: يَا غُلَامُ ابْتَعْ لَنَا جُبُنًاً.

وَ دَعَا بِالْغَدَاءِ فَتَغَدَّيْنَا مَعَهُ. وَ أُتِيَ بِالْجُبُنِّ فَأَكَلَ وَأَكَلْنَا مَعَهُ. فَلَمَّا فَرَغْنَا مِنَ الْغَدَاءِ قُلْتُ لَهُ: مَا تَقُولُ فِي الْجُبُنَّ؟

فَقَالَ لِي أَ وَ لَمْ تَرَنِي أَكَلْتُهُ؟

قُلْتُ: بَلَى ؛ وَ لَكِنِّي أُحِبُّ أَنْ أَسْمَعَهُ مِنْكَ.

پنیر

1- عبد الله بن سلیمان گوید:

از امام باقر علیه السلام درباره پنیر سؤال کردم.

به من فرمود: از غذایی که من به آن علاقه دارم پرسیدی.

آن گاه به خدمتکار خود درهمی داد و فرمود:

ای غلام! برای ما پنیر بخر.

هم چنین حضرتش صبحانه خواستند و ما با ایشان صبحانه خوردیم، آنگاه پنیر آوردند و حضرت اما از آن خوردند و ما نیز همراه آن حضرت پنیر خوردیم.

زمانی که صبحانه تمام شد به آن بزرگوار عرض کردم: درباره پنیر چه می فرمایید؟

فرمود: مگر ندیدی که از آن خوردم؟!

عرض کردم: آری؛ ولی دوست دارم که آن را از خود شما بشنوم.

فَقَالَ: سَأُخْبِرُكَ عَنِ الْجُبُنِّ وَ غَيْرِهِ، كُلُّ مَا كَانَ فِيهِ حَلَالٌ وَ حَرَامٌ فَهُوَ لَكَ حَلَالٌ حَتَّى تَعْرِفَ الْحَرَامَ بِعَيْنِهِ فَتَدَعَهُ.

2- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْكُوفِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ النَّهْدِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْوَلِيدِ عَنْ أَبَانِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَانِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سُلَيْمَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فِي الْجُبُنِّ قَالَ:

كُلُّ شَيْءٍ لَكَ حَلَالٌ حَتَّى يَجِيئَكَ شَاهِدَانِ يَشْهَدَانِ عِنْدَكَ أَنَّ فِيهِ مَيْتَةٌ.

3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ الْهَاشِمِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفَضْلِ النَّيْسَابُورِيِّ عَنْ بَعْضِ رِجَالِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ: سَأَلَهُ رَجُلٌ عَنِ الْجُبْنُ

فَقَالَ: دَاءٌ لَا دَوَاءَ فِيهِ.

فَلَمَّا كَانَ بِالْعَشِيِّ دَخَلَ الرَّجُلُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فَنَظَرَ إِلَى الْجُبْنُ عَلَى الْخِوَانِ، فَقَالَ: جُعِلْتُ فِدَاكَ سَأَلْتُكَ بِالْغَدَاةِ عَنِ الْجُبْنُ فَقُلْتَ لِي: إِنَّهُ هُوَ الدَّاءُ الَّذِي لَا دَوَاءَ لَهُ، وَ السَّاعَةَ أَرَاهُ عَلَى الْخِوَانِ!

فرمود: به زودی تو را از پنیر و غیر آن با خبر خواهم ساخت. هرچه که در آن حلال و حرام [مشتبه] است برایت حلال است؛ تا زمانی که عیناً حرام را بشناسی، در این صورت باید آن را رها کنی.

2- عبد الله بن سلیمان گوید: امام صادق علیه السلام درباره پنیر فرمود:

هر چیزی برای تو حلال است تا این که دو شاهد نزد تو بیایند و شهادت دهند که در آن مردار است.

3- راوی گوید: شخصی از امام صادق علیه السلام درباره پنیر سؤال کرد.

فرمود: نوعی بیماری است که دارویی در آن وجود ندارد.

وقت شام فرا رسید آن شخص نزد امام علیه السلام وارد شد و نگاهش به پنیری که روی سفره بود، افتاد، آنگاه عرضه داشت: فدایت شوم! صبح از شما دربارۀ پنیر پرسیدم، شما به من فرمودید: «پنیر مرضی است که دوایی ندارد» اکنون آن را روی سفره مشاهده می کنم!

قَالَ: فَقَالَ لِي: هُوَ ضَارٌ بِالْغَدَاةِ نَافِعٌ بِالْعَشِيِّ. وَيَزِيدُ فِي مَاءِ الظَّهْرِ.

وَ رُوِيَ: أَنَّ مَضَرَّةَ الْجُبُنُ فِي قِشْرِهِ.

بخش نودم

اشاره

(90)

بَابُ الْجُبُنِّ وَالْجَوْزِ

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام:

أَكْلُ الْجَوْزِ فِي شِدَّةِ الْحَرِّ يُهَيِّجُ الْحَرَّ فِي الْجَوْفِ وَ يُهَيِّجُ الْقُرُوحَ عَلَى الْجَسَدِ؛ وَأَكْلُهُ فِي الشَّتَاءِ يُسَخَّنُ الْكَلْيَتَيْنِ وَيَدْفَعُ الْبَرْدَ.

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَبْدِ الْعَزِيزِ الْعَبْدِي قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام:

حضرت فرمود: هنگام صبحانه پنیر ضرر می رساند و هنگام شام، سودمند است و آب کمر را زیاد می کند.

هم چنین روایت شده است ضرر پنیر، در پوست آن است.

پنیر و گردو

1- سکونی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمود:

خوردن گردو در گرمای زیاد حرارت شکم را تهییج و آبله های بدن را تحریک می کند و خوردن آن در زمستان کلیه ها را گرم می کند و سرما را می راند.

2 - عبدالعزیز عبدی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

الْجُبْنُ وَ الْجَوْزُ إِذَا اجْتَمَعَا فِي كُلِّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا شِفَاءٌ وَ إِنِ افْتَرَقَا كَانَ فِي كُلِّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا دَاءٌ.

3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ إِدْرِيسَ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ عُبَيْدِ بْنِ زُرَارَةَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

إِنَّ الْجَوْزَ وَ الْجُبُنَّ إِذَا اجْتَمَعَا كَانَا دَوَاءٌ وَإِذَا افْتَرَقَا كَانَا دَاءً.

بخش هایی درباره حبوبات

بخش نود و یکم

اشاره

أَبْوَابُ الْحُبُوبِ

(91)

بَابُ الْأَرُز

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ وَ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٌّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ يُونُسَ بْنِ يَعْقُوبَ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام:

هرگاه پنیر و گردو با هم جمع شوند در هر کدام از آنها شفایی است و اگر جدا باشند، در هر کدامشان مرضی است.

3- نظیر این روایت را زراره از امام صادق علیه السلام نقل می کند.

برنج

1- یونس بن یعقوب گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

مَا يَأْتِينَا مِنْ نَاحِيَتِكُمْ شَيْءٌ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنَ الْأَرْزُ وَ الْبَنَفْسَجِ ؛ إِنِّي اشْتَكَيْتُ وَجَعِي ذَلِكَ الشَّدِيدَ فَأَلْهِمْتُ أَكْلَ الْأَرُزُ، فَأَمَرْتُ بِهِ فَغْسِلَ وَ جُفَّفَ ثُمَّ قُلِيَ وَ طُحِنَ، فَجُعِلَ لِي مِنْهُ سَفُوفٌ بِزَيْتٍ وَ طَبِيخٌ أَتَحَسَّاهُ، فَأَذْهَبَ اللَّهُ عزوجل وَ عَنِّي بِذَلِكَ الْوَجَعَ.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مَرَّارٍ وَ غَيْرِهِ عَنْ يُونُسَ عَنْ هِشَامِ بْنِ الْحَكَم عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: رَأَيْتُ دَايَةَ أَبِي الْحَسَنِ مُوسَى علیه السلام تُلْقِمُهُ الْأَرْزَّ وَ تَضْرِبُهُ عَلَيْهِ؛ فَغَمَّنِي مَا رَأَيْتُهُ.

فَدَخَلْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام فَقَالَ لِي: أَحْسَبُكَ غَمَّكَ مَا رَأَيْتَ مِنْ دَايَةِ أَبِي الْحَسَنِ مُوسَى؟

قُلْتُ لَهُ: نَعَمْ، جُعِلْتُ فِدَاكَ!

فَقَالَ لِي: نِعْمَ الطَّعَامُ الْأَرُزُ يُوَسْعُ الْأَمْعَاء وَيَقْطَعُ الْبَوَاسِيرَ؛ وَإِنَّا لَنَغْبِطُ أَهْلَ الْعِرَاقِ بِأَكْلِهِمُ الْأَرْزَ وَ الْبُسْرَ؛ فَإِنَّهُمَا يُوَسِّعَانِ الْأَمْعَاءَ وَ يَقْطَعَانِ الْبَوَاسِيرَ.

از سرزمین شما چیزی که نزد من از برنج و بنفشه محبوب تر باشد به ما نرسیده است؛ من به بیماری شدیدی مبتلا شدم به من الهام شد که برنج بخورم، پس به خدمتکاران امر کردم مقداری برنج را شستند و خشک نمودند. آن گاه آن را جوشاندند و آرد کردند. سپس آن را با روغن زیتون و «طبیخ» (1)به صورت مخلوط نشده برای من آماده نمودند. من آن را جرعه جرعه نوشیدم و خداوند متعال به وسیله آن درد را از من دور نمود.

2- زراره گوید: روزی دایه امام کاظم علیه السلام را دیدم که به آن حضرت به زور لقمه برنج می خوراند و حضرتش را می زند من از این موضوع اندوهگین شدم به حضور امام صادق علیه السلام وارد شدم.

ایشان به من فرمود: به نظرم آن چه را که از دایه موسی مشاهده نمودی تو را غمگین نموده است؟

عرض کردم: آری؛ فدایت شوم.

حضرتش فرمود: برنج چه خوب غذایی است معده و روده ها را می گشاید و بواسیر را قطع می کند. به راستی که ما به اهل عراق به خاطر این که برنج و غوره خرما می خورند غبطه می خوریم؛ زیرا آن دو معده و روده ها را می گشاید و بواسیر را قطع می نمایند.


1) طبيخ: شرابی که نصف آن با جوشیدن بخار شده است.

3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِي سُلَيْمَانَ الْحَذَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفَيْضِ قَالَ:

كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام فَجَاءَهُ رَجُلٌ فَقَالَ لَهُ: إِنَّ ابْنَتِنِي قَدْ ذَبَلَتْ وَ بِهَا الْبَطَنُ.

فَقَالَ: مَا يَمْنَعُكَ مِنَ الْأَرْزُ بِالشَّحْم؟ خُذْ حِجَارًا أَرْبَعاً أَوْ خَمْسًا فَاطْرَحْهَا بِجَنْبِ النَّارِ وَ اجْعَلِ الْأَرُز فِي الْقِدْرِ وَ اطْبُهُ حَتَّى يُدْرِكَ. وَخُذْ شَحْمَ كُلِّى طَرِيّاً، فَإِذَا بَلَغَ الْأَرْزُ فَاطْرَح الشَّحْمَ فِي قَصْعَةٍ مَعَ الْحِجَارَةِ وَكُبَّ عَلَيْهَا قَصْعَةٌ أُخْرَى، ثُمَّ حَرَّكْهَا تَحْرِيكاً جَيداً وَاصْبِطْهَا كَيْ لَا يَخْرُجَ بُخَارُهُ؛ فَإِذَا ذَابَ الشَّحْمُ فَاجْعَلْهُ فِي الْأَرُزُ ثُمَّ تَحَسَّاهُ.

4- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَمَّنْ أَخْبَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: نِعْمَ الطَّعَامُ الْأَرُزُ! وَإِنَّا لَنَدَّخِرُهُ لِمَرْضَانًا.

5- عَنْهُ عَنْ يَحْيَى بْنِ عِيسَى عَمَّنْ أَخْبَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

قَالَ: نِعْمَ الطَّعَامُ الْأَرْزُّ وَإِنَّا لَنَدَاوِي بِهِ مَرْضَانَا.

3- محمد بن فیض گوید: در حضور امام صادق علیه السلام بودم، شخصی آمد و به آن حضرت علیه السلام گفت: دخترم دل درد دارد و لاغر و نحیف شده است.

حضرت علیه السلام فرمود: چرا برنج با پیه به او نمی دهی؟! چهار و یا پنج سنگ را کنار آتش قرار ده و برنج را در دیگ بریز و آن را بپز تا خوب پخته شود آن گاه پیه کلیه تازه ای را آماده کن، و هنگامی که برنج آماده شد پیه را در کاسه قرار ده و کاسه دیگری را وارونه روی آن کاسه بگذار، سپس آن را به خوبی تکان بده و آن را محکم نگه دار تا بخارش خارج نشود هنگامی که پیه آب شد، آن را روی برنج بریز آنگاه آن را به تدریج به دخترت بخوران.

4- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

برنج چه خوب غذایی است! ما آن را برای درمان بیماران خود ذخیره می کنیم.

5- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

برنج چه خوب غذایی است ما بیماران خود را با آن مداوا می نماییم.

6- عَنْهُ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ خَالِدِ بْنِ نَجِيحٍ قَالَ: شَكَوْتُ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام وَجَعَ بَطْنِي.

فَقَالَ لِي: خُذِ الْأَرْزَ فَاغْسِلُهُ ثُمَّ جَفْفْهُ فِي الظُّل ثُمَّ رُضَّهُ وَ خُذْ مِنْهُ فِي كُلِّ غَدَاةٍ مِلْءَ رَاحَتِكَ.

وَ زَادَ فِيهِ إِسْحَاقُ الْجَرِيرِيُّ: تَقْلِيهِ قَلِيلاً وَزْنَ أُوقِيَّةٍ وَاشْرَبْهُ.

7- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ ثَعْلَبَةَ بْنِ مَيْمُونٍ عَنْ حُمْرَانَ قَالَ:

كَانَ بِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام وَجَعُ الْبَطْنِ. فَأَمَرَ أَنْ يُطْبَخَ لَهُ الْأَرْزُّ وَ يُجْعَلَ عَلَيْهِ السُّمَّاقُ، فَأَكَلَهُ فَبَرَأَ.

6- خالد بن نجیح گوید: از دل درد خود به امام صادق علیه السلام شکایت نمودم. حضرتش به من فرمود: مقداری برنج را بشوی آنگاه آن را در سایه خشک کن سپس آن را آسیاب کن و به هنگام صبحانه به اندازه یک کف دست از آن بخور.

اسحاق جریری می افزاید: مقداری از آن را به اندازه وزن «اوقیه» برشته کن و بخور.

7- حمران گوید: امام صادق علیه السلام شکم درد داشت دستور نمود که برای حضرتش برنج بپزند و روی آن سماق بپاشند. آنگاه امام علیه السلام آن را میل نمود و بهبود یافت.

بخش نود و دوم

اشاره

(92)

بَابُ الْحِمص

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ نَادِرِ الْخَادِمِ قَالَ: كَانَ أَبُو الْحَسَنِ علیه السلام يَأْكُلُ الْحِمَّصَ الْمَطْبُوحَ قَبْلَ الطَّعَامِ وَ بَعْدَهُ.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام:

إِنَّ النَّاسَ يَرْوُونَ أَنَّ النَّبِيَّ صلى الله عليه وسلم قَالَ: إِنَّ الْعَدَسَ بَارَكَ عَلَيْهِ سَبْعُونَ نَبِيّاً.

فَقَالَ: هُوَ الَّذِي يُسَمُّونَهُ عِنْدَكُمُ الْحِمْصَ وَ نَحْنُ نُسَمِّيهِ الْعَدَسَ.

3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ فَضَالَةَ عَنْ رِفَاعَةَ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السلام يَقُولُ:

نخود

1- نادر خادم گوید: امام کاظم علیه السلام قبل و بعد از غذا نخود پخته شده میل می فرمود.

2 - معاوية بن عمّار گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: اهل سنت روایت می کنند که پیامبر صلى الله عليه وسلم فرمود: «هفتاد پیامبر برای عدس طلب برکت نمودند».

فرمود: آن، همان چیزی است که نزد شما «نخود» نامیده می شود و ما آن را «عدس» می نامیم.

3- رفاعه گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود:

إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لَمَّا عَافَى أَيُّوبَ علیه السلام نَظَرَ إِلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ قَدِ ازْدَرَعَتْ؛ فَرَفَعَ طَرْفَهُ إِلَى السَّمَاءِ وَ قَالَ:

إِلَهِي وَ سَيِّدِي عَبْدُكَ أَيُّوبُ الْمُبْتَلَى عَافَيْتَهُ وَ لَمْ يَزْدَرِعُ شَيْئًا، وَ هَذَا لِبَنِي إِسْرَائِيلَ زَرْعُ.

فَأَوْحَى اللَّهُ عزوجل وَ إِلَيْهِ: يَا أَيُّوبُ! خُذْ مِنْ سُبْحَتِكَ كَفَّاً فَابْذُرْهُ.

وَ كَانَتْ سُبْحَتُهُ فِيهَا مِلْحٌ. فَأَخَذَ أَيُّوبُ علیه السلام كَفَّاً مِنْهَا فَبَذَرَهُ فَخَرَجَ هَذَا الْعَدَسُ. وَأَنْتُمْ تُسَمُّونَهُ الْحِمْصَ وَ نَحْنُ نُسَمِّيهِ الْعَدَسَ.

4- عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنِ الرِّضَا قَالَ: الْحِمْصُ جَيْدٌ لِوَجَعِ الظُّهْرِ.

وَكَانَ يَدْعُو بِهِ قَبْلَ الطَّعَامِ وَ بَعْدَهُ.

هنگامی که خداوند به ایوب علیه السلام تندرستی و عافیت داد دید بنی اسرائیل بذر می کارند. او به آسمان نگاه کرد و عرضه داشت:

ای خدای من! و ای آقای من! بنده ات ایوب مبتلا را عافیت دادی درحالی که بذری نگاشته است و این بنی اسرائیل است که بذر می کارند.

ایوب علیه السلام کیسه ای داشت که در آن نمک بود، خداوند متعال به او وحی نمود: «ای ایوب! مشتی از کیسه را بردار و در زمین بکار» ایوب علیه السلام مشتی از آن را برداشت و در زمین کاشت و از آن عدس خارج شد، شما آن را نخود می نامید و ما عدس می گوییم.

4- احمد بن محمد بن ابی نصر گوید: امام رضا علیه السلام فرمود:

نخود برای کمر درد خوب است.

احمد گوید: امام علیه السلام قبل و بعد از غذا درخواست نخود می نمود.

بخش نود و سوم

اشاره

(93)

بَابُ الْعَدَسِ

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام: أَكْلُ الْعَدَسِ يُرقُ الْقَلْبَ وَ يُكْثِرُ الدَّمْعَةَ.

2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدِ بْن خَالِدٍ عَنْ فُرَاتِ بْن أَحْنَفَ:

أَنَّ بَعْضَ بَنِي إِسْرَائِيلَ شَكَا إِلَى اللهِ عزوجل قَسْوَةَ الْقَلْب وَ قِلَّةَ الدَّمْعَةِ، فَأَوْحَى اللهُ عزوجل الیه: أَنْ كُلِ الْعَدَسَ فَأَكَلَ الْعَدَسَ فَرَقَّ قَلْبُهُ وَ جَرَتْ دَمْعَتُهُ.

3- عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِي عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ زَيْدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: شَكَا رَجُلٌ إِلَى نَبِيُّ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم قَسَاوَةَ الْقَلْبِ.

فَقَالَ لَهُ: عَلَيْكَ بِالْعَدَسِ! فَإِنَّهُ يُرِقُ الْقَلْبَ وَ يُسْرِعُ الدَّمْعَةَ.

عدس

1- سکونی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمود: خوردن عدس، قلب را نازک و اشک را فراوان می کند.

2- فرات بن احنف گوید: یکی از بنی اسرائیل از قساوت قلب و کم بود اشکش به خداوند شکایت نمود.

خداوند به او وحی نمود که عدس بخور.

آن شخص عدس خورد و قلبش نازک و اشکش جاری شد.

3- عبد الرحمان بن زید گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

شخصی از قساوت قلب به پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم شکایت نمود.

پیامبر صلى الله عليه وسلم به او فرمود: بر تو باد به عدس! زیرا عدس قلب را نازک می کند و اشک را سرعت و شتاب می بخشد.

4- عَنْهُ عَنْ دَاوُدَ بْنِ إِسْحَاقَ الْحَذَّاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفَيْضِ قَالَ: أَكَلْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام مَرَقَةً بِعَدَسٍ، فَقُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنَّ هَؤُلَاءِ يَقُولُونَ: إِنَّ الْعَدَسَ قَدَّسَ عَلَيْهِ ثَمَانُونَ نَبِيَّاً.

قَالَ : كَذَّبُوا؛ لَا وَ اللَّهِ! وَ لَا عِشْرُونَ نَبِيَّاً .

وَ رُوِيَ: أَنَّهُ يُرِقُ الْقَلْبَ وَ يُسْرِعُ الدَّمْعَةَ.

بخش نود و چهارم

اشاره

(94 )

بَابُ الْبَاقِلَّى وَ النُّوبِيَاءِ

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ عُمَرَ بْنِ سَلَمَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: أَكْلُ الْبَاقِلَى يُمَخْخُ السَّاقَيْنِ وَ يَزِيدُ فِي الدِّمَاغِ وَ يُوَلِّدُ الدَّمَ الطَّرِيَّ.

4- محمد بن فیض گوید:

خدمت امام صادق علیه السلام خورشت عدس خوردم گفتم: فدایت شوم! اهل سنت می گویند: «هشتاد پیامبر عدس را تقدیس نموده اند». فرمود: دروغ گفته اند، نه به خدا سوگند! این طور نیست حتی بیست پیامبر (نیز آن را تقدیس ننموده اند).

هم چنین روایت شده است که عدس قلب را نازک می کند و به ریزش اشک سرعت می بخشد.

باقلا و لوبيا

1- محمد بن عبدالله گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

خوردن باقلا ساق پاها را نیرو می بخشد عقل را زیاد می کند و در بدن خون تازه تولید می نماید.

2- عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنِ الرِّضَا علیه السلام قَالَ:

أَكْلُ الْبَاقِلَّى يُمَفِّخُ السَّاقَيْنِ وَ يُوَلِّدُ الدَّمَ الطَّرِيَّ.

3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللهِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ صَالِحِ بْنِ عُقْبَةَ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام يَقُولُ:

كُلُوا الْبَاقِلَّى بِقِشْرِهِ؛ فَإِنَّهُ يَدْبُغُ الْمَعِدَةَ.

4- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ:

اللُّوبِيَاءِ يَطْرُدُ الرِّيَاحَ الْمُسْتَبْطِئَةَ.

2- نظیر این روایت را احمد بن محمد بن ابی نصر از امام رضا علیه السلام نقل می کند.

3- صالح بن عقبه گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود:

باقلا را با پوستش بخورید؛ زیرا معده را دباغی می کند.

4- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: لوبیا بادهای پنهان را از بدن دور می کند.

بخش نود و پنجم

(95)

بَابُ الْمَاشِ

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُوسَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ الْجَلَّابِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا قَالَ: شَكَا رَجُلٌ إِلَى أَبِي الْحَسَنِ علیه السلام الْبَهَقَ؛ فَأَمَرَهُ أَنَّ يَطْبُخَ الْمَاشَ وَ يَتَحَسَّاهُ وَ يَجْعَلَهُ فِي طَعَامِهِ.

بخش نود و ششم

اشاره

(96)

بَابُ الْجَاوَرْسِ

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَيُّوبَ بْنِ نُوحٍ قَالَ: حَدَّثَنِي مَنْ أَكَلَ مَعَ أَبِي الْحَسَنِ الْأَوَّلِ علیه السلام هَرِيسَةٌ بِالْجَاوَرْسِ وَ قَالَ:

أَمَا إِنَّهُ طَعَامَ لَيْسَ فِيهِ ثِقَلَ وَ لَا لَهُ غَائِلَةٌ، وَ إِنَّهُ أَعْجَبَنِي؛ فَأَمَرْتُ أَنْ يُتَّخَذَ لِي. وَ هُوَ بِاللَّبَنِ أَنْفَعُ وَأَلْيَنُ فِي الْمَعِدَةِ.

بخش نود و پنجم ماش

1- راوی گوید: شخصی از بیماری «بهق» (1)به امام کاظم علیه السلام شکایت نمود.

امام علیه السلام به او دستور نمود که ماش را بپزد و آن را به تدریج بخورد و هم چنین با غذایش از آن بخورد.

بخش نودو ششم كاورس

کاورس (2)

1- أيوب بن نوح گوید: شخصی که با امام کاظم علیه السلام حلیم کاورس خورده بود گوید:

امام علیه السلام فرمود: آگاه باشید حلیم کاورس غذایی است که نه سنگینی دارد و نه گرفتاری، من آن را دوست می دارم دستور دادم که برای من مقداری از آن تهیه کنند و خوردن آن با شیر، سودمندتر و در معده نرم تر است.


1) بهق: همان بیماری پوستی سفید شدن پوست بدن غیر از بیماری پیسی و برص است.

2) نوعی ارزن.

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ عَلِيِّ بْنِ حَسَّانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ كَثِيرٍ قَالَ : مَرِضْتُ بِالْمَدِينَةِ فَانْطَلَقَ بَطْنِي، فَوَصَفَ لِي أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام سَوِيقَ الْجَاوَرْسِ وَ أَمَرَنِي أَنْ أَخُذَ سَوِيقَ الْجَاوَرْسِ وَ أَشْرَبَهُ بِمَاءِ الْكَمُونِ؛ فَفَعَلْتُ فَأَمْسَكَ بَطْنِي وَعُوفِيتُ.

بخش نود و هفتم

اشاره

(97)

بَابُ التَّمْرِ

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عُقْبَةَ عَنْ مُيَسِّرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْعَزِيزِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام أَوْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فِي قَوْلِ اللَّهِ عزوجل: (فَلْيَنْظُرْ أَيُّهَا أَزْكَى طَعَاماً فَلْيَأْتِكُمْ بِرِزْقٍ مِنْهُ).

قَالَ: أَزْكَى طَعَاماً التَّمْرُ.

2- عبد الرحمان بن کثیر گوید:

من در مدینه بیمار شدم و شکمم روان شده بودم امام صادق علیه السلام قاووت کاورس را برای من توصیه نمود و به من دستور داد که قاووت کاورس بگیرم و با آب زیره بخورم من آن را انجام دادم در نتیجه شکمم سفت شد و عافیت یافتم.

خرما

1- عبد العزیز گوید امام (باقر یا امام صادق علیهما السلام) درباره آیه ای که می فرماید: «بایستی بنگرد کدام یک از آنها غذای پاکیزه تری دارند؛ مقداری از آن برای روزی شما بیاورد» فرمود: «پاکیزه ترین غذا» همان خرما است.

2- عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ سِنَانٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ مِهْزَمٍ عَنْ عَنْبَسَةَ بْنِ بِجَادٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ:

مَا قُدَّمَ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم طَعَامٌ فِيهِ تَمْرٌ إِلَّا بَدَأَ بِالتَّمْرِ.

عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَنَانِ بْنِ سَدِيرٍ عَنْ أَبِيهِ قَالَ : كَانَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْن علیهما السلام يُحِبُّ أَنْ يَرَى الرَّجُلَ تَمْرِياً لِحُبِّ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم التَّمْرَ.

4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ أَبِي الْمَغْرَاءِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ عُقْبَةَ بْنِ بَشِيرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:

دَخَلْنَا عَلَيْهِ فَاسْتَدْعَى بِتَمْرِ؛ فَأَكَلْنَا ثُمَّ ازْدَدْنَا مِنْهُ.

ثُمَّ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم: إِنِّي أُحِبُّ الرَّجُلَ - أَوْ قَالَ : يُعْجِبُنِي الرَّجُلُ - إِذَا كَانَ تَمْرِيَّاً.

5- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَمْرِو بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِي عَمْرٍو عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ:

2- عنبسه بن بجاد گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هیچ غذایی برای پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم نیاوردند که در آن خرما باشد مگر آن که آن حضرت با خرما شروع می نمود.

3- سدیر گوید: امام سجاد علیه السلام به خاطر علاقه پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم به خرما، دوست داشتند که ببینند شخص، خرما دوست است.

4- عقبة بن بشیر گوید: روزی خدمت امام باقر علیه السلام شرفیاب شدیم. حضرت خرما خواست به حضورش آوردند، ما هم خوردیم وقتی تمام شد حضرت باز هم خرما خواستند.

آن گاه فرمود: پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم فرمود: من شخصی را دوست دارم یا فرمود: به شخصی علاقه مندم که خرما دوست باشد.

5- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

خَيْرُ تُمُورِكُمُ الْبَرْنِيُّ ؛ يَذْهَبُ بِالدَّاءِ وَ لَا دَاءَ فِيهِ، وَ يَذْهَبُ بِالْإِعْيَاءِ وَ لَا ضَرَرَ لَهُ، وَيَذْهَبُ بِالْبَلْغَم وَ مَعَ كُلِّ تَمْرَةٍ حَسَنَةٌ.

وَ فِي رِوَايَةٍ أُخْرَى: يَهْنَأُ وَ يَمْرَأُ وَ يَذْهَبُ بِالْإِعْيَاءِ وَ يُشْبِعُ.

6- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ الرَّازِيُّ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ جَعْفَرِ الْجَعْفَرِيِّ قَالَ:

دَخَلْتُ عَلَى أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السلام وَ بَيْنَ يَدَيْهِ تَمْرٌ بَرْنِيٌّ، وَ هُوَ مُجِدٌ فِي أَكْلِهِ يَأْكُلُهُ بِشَهْوَةٍ، فَقَالَ لِي: يَا سُلَيْمَانُ ادْنُ فَكُلْ.

قَالَ: فَدَنَوْتُ مِنْهُ فَأَكَلْتُ مَعَهُ وَ أَنَا أَقُولُ لَهُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! إِنِّي أَرَاكَ تَأْكُلُ هَذَا التَّمْرَ بِشَهْوَةٍ؟!

فَقَالَ: نَعَمْ؛ إِنِّي لَأُحِبُّهُ.

قَالَ: قُلْتُ: وَ لِمَ ذَاكَ؟

بهترین خرما خرمای «برنی» است. بیماری ها را از بین می برد، هیچ ضرری در آن وجود ندارد، درماندگی (از کار و سخن گفتن) را از بین می برد هیچ ضرری ندارد و بلغم را می زداید و همراه هر دانه خرما یک حسنه است.

در روایت دیگر چنین آمده است خرما غذا را گوارا می سازد، درماندگی را از بین می برد و سیری می آورد.

6- سليمان بن جعفر جعفری گوید: به حضور امام رضا علیه السلام شرفیاب شدم در مقابل حضرت خرمای برنی بود، آن حضرت با اشتها از آن می خورد به من فرمود: ای سلیمان! نزدیک بیا و بخور.

من نزدیک شدم و با آن حضرت از آن خرما خوردم و به حضرتش گفتم: فدایت شوم! می بینم که این خرما را با علاقه میل می کنید.

فرمود: آری، من خرما را دوست دارم.

گفتم: چرا؟

قَالَ: لِأَنَّ رَسُولَ اللهِ صلى الله عليه وسلم كَانَ تَمْرِيّاً وَكَانَ عَلِيٌّ علیه السلام تَمْرِيَّاً وَ كَانَ الْحَسَنُ علیه السلام تَمْرِيَّاً وَ كَانَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ الْحُسَيْنُ علیه السلام تَمْرِيَّاً وَ كَانَ زَيْنُ الْعَابِدِينَ علیه السلام تَمْرِيَّاً وَ كَانَ أَبُو جَعْفَرِ علیه السلام تَمْرِيَّاً وَ كَانَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السلام تَمْرِيّاً وَ كَانَ أَبِي علیه السلام تَمْرِيّاً وَ أَنَا تَمْرِيُّ، وَ شِيعَتُنَا يُحِبُّونَ السَّمْرَ؛ لأَنَّهُمْ خُلِقُوا مِنْ طِينَتِنَا وَ أَعْدَاؤُنَا يَا سُلَيْمَانُ! يُحِبُّونَ الْمُسْكِرَ؛ لِأَنَّهُمْ خُلِقُوا مِنْ مَارِجٍ مِنْ نَارٍ.

7- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مَرَّارٍ عَنْ يُونُسَ عَنْ هِشَامِ بْنِ الْحَكَم عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

التَّمَّرُ الْبَرْنِي يُشْبِعُ وَ يَهْنا وَ يَمْرَأُ وَ هُوَ الدَّوَاهُ وَ لَا دَاءَ لَهُ، يَذْهَبُ بِالْعَيَاءِ؛ وَ مَعَ كُلِّ تَمْرَةٍ حَسَنَةٌ.

8- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيَّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ خَطَّابِ الْحَلَّالِ عَنْ عَلَاءِ بْنِ رَزِينِ قَالَ: قَالَ لِي أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام:

يَا عَلَاءُ! هَلْ تَدْرِي مَا أَوَّلُ شَجَرَةٍ نَبَتَتْ عَلَى وَجْهِ الْأَرْضِ؟

فرمود: زیرا پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم بسیار خرما را دوست می داشت، حضرت علی علیه السلام نیز، چنین بود. امام حسن علیه السلام نیز، چنین بود. امام حسین علیه السلام نیز، چنین بود. امام سجاد علیه السلام نیز، چنین بود. امام باقر علیه السلام نیز، چنین بود. امام صادق علیه السلام نیز چنین بود. پدرم علیه السلام نیز، چنین بود و من نیز خرما را بسیار دوست می دارم، شیعیان ما نیز خرما را دوست می دارند؛ زیرا آنان از سرشت ما خلق شده اند و ای سلیمان! دشمنان ما به شراب علاقه دارند؛ زیرا آنان از آتشی بدون دود خلق شده اند.

زراره نظیر روایت پنجم را از امام صادق علیه السلام نقل می کند.

8- علاء بن رزین گوید: امام صادق علیه السلام به من فرمود:

ای علاء! آیا می دانی نخستین درختی که بر روی زمین رویید، چه درختی بود؟

قُلْتُ: اللهُ وَ رَسُولُهُ وَ ابْنُ رَسُولِهِ أَعْلَمُ.

قَالَ: إِنَّهَا الْعَجْوَةُ ؛ فَمَا خَلَصَ فَهُوَ الْعَجْوَةُ وَ مَا كَانَ غَيْرَ ذَلِكَ فَإِنَّمَا هُوَ مِنَ الأَشْيَاه.

9- عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ رِبْعِيِّ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنِ الْفُضَيْلِ عَنْ أَبِي جَعْفَر علیه السلام قَالَ: أَنْزَلَ اللهُ عزوجل الْعَجْوَةَ وَ الْعَتِيقَ مِنَ السَّمَاءِ.

قُلْتُ: وَمَا الْعَتِيقُ؟

قَالَ: الْفَحْلُ.

10- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي هَاشِمٍ عَنْ أَبِي خَدِيجَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

الْعَجْوَةُ هِيَ أُمُّ التَّمْرِ الَّتِي أَنْزَلَهَا اللَّهُ عزوجل وَ لَآدَمَ علیه السلام مِنَ الْجَنَّةِ.

عرض کردم: خدا، پیامبر او و پسر پیامبرش داناترند.

فرمود: آن «عجوه» (1)بود، در نتیجه هر خرمایی که خالص باشد، عجوه است و جز آن نظیر عجوه است.

9- فضیل گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:

خداوند عجوه و عتیق را از آسمان نازل نموده است.

عرض کردم: عتیق چیست؟

فرمود: خرمای نر است.

10- أبو خدیجه گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

عجوه، مادر خرماهاست که خداوند آن را از بهشت برای حضرت آدم علیه السلام فرو فرستاد.


1) عجوه نام یکی از بهترین خرماهای مدینه است.

11- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عَائِذٍ عَنْ أَبِي خَدِيجَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

الْعَجْوَةُ أُمُّ التَّمْرِ؛ وَ هِيَ الَّتِي أَنْزَلَهَا اللهُ عزوجل مِنَ الْجَنَّةِ لَآدَمَ علیه السلام. وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ عزوجل: (مَا قَطَعْتُمْ مِنْ لِينَةٍ أَوْ تَرَكْتُمُوهَا قَائِمَةً عَلَى أُصُولِها)، قَالَ: يَعْنِي الْعَجْوَةَ.

12- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَمَّرِ بْنِ خَلَّادٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السلام قَالَ:

كَانَتْ نَخْلَةُ مَرْيَمَ علیها السلام الْعَجْوَةَ، وَ نَزَلَتْ فِي كَانُونَ. وَ نَزَلَ مَعَ آدَمَ علیه السلام الْعَتِيقُ وَالْعَجْوَةُ؛ وَ مِنْهَا تَفَرَّقَ أَنْوَاعُ النَّخْلِ.

13- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي هَاشِمٍ عَنْ أَبِي خَدِيجَةَ قَالَ:

أَخَذْنَا مِنَ الْمَدِينَةِ نَوَى الْعَجْوَةِ. فَغَرَسَهُ صَاحِبٌ لَنَا فِي بُسْتَانٍ، فَخَرَجَ مِنْهُ السُّكَرُ وَ الْهِيرُونُ وَ الشَّهْرِيرُ وَ الصَّرَفَانُ وَكُلُّ ضَرْبٍ مِنَ التَّمْرِ.

11- ابو خدیجه گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

عجوه، مادر خرماها همان خرمایی است که خداوند از بهشت برای حضرت آدم علیه السلام فرو فرستاد و آن فرموده خداوند متعال است که می فرماید: «هر درخت ارزشمند نخل را بریدید یا آن را به حال خود واگذاشتید».

امام علیه السلام فرمود: منظور از درخت، عجوه است.

12- معمر بن خلاد گوید: امام رضا علیه السلام فرمود:

درخت خرمایی که به مریم علیها السلام خرما داد، درخت عجوه بود که آن در ماه کانون (1)نازل شده است و همراه حضرت آدم علیه السلام عتیق و عجوه نازل شدند و همه درخت خرما از آن دو پدید آمده اند.

13- ابو خدیجه گوید:

ما از مدینه مقداری هسته خرمای عجوه آوردیم، یکی از دوستان، آن را در باغی کاشت و از آن هسته خرما، شکر، خرمای «هیرون»، خرمای «شهریز»، خرمای «صرفان» و هر نوع خرمایی به وجود آمد.


1) کانون از ماه های زمستان است.

14- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ الْحَكَم عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

الصَّرَفَانُ سَيِّدُ تُمُورِكُمْ.

15- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ إِسْحَاقَ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ جَمِيعاً عَنْ سَعْدَانَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا قَالَ: لَمَّا قَدِمَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السلام الْحِيرَةَ رَكِبَ دَابَّتَهُ وَ مَضَى إِلَى الْخَوَرْنَقِ، فَنَزَلَ فَاسْتَظَلَّ بِظِلٍّ دَابَّتِهِ. وَ مَعَهُ غُلَامٌ لَهُ أَسْوَدُ فَرَأَى رَجُلاً مِنْ أَهْلِ الْكُوفَةِ قَدِ اشْتَرَى نَخْلاً، فَقَالَ لِلْغُلَامٍ: مَنْ هَذَا؟

فَقَالَ لَهُ: هَذَا جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ علیهما السلام. فَجَاءَ بِطَبَقٍ ضَحْمٍ فَوَضَعَهُ بَيْنَ يَدَيْهِ.

فَقَالَ لِلرَّجُل : مَا هَذَا؟

فَقَالَ: هَذَا الْبَرْنِيُّ.

فَقَالَ: فِيهِ شِفَاءٌ.

14- هشام بن حکم گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

خرمای صرفان، آقای خرماهای شماست.

15- راوی گوید: هنگامی که امام صادق علیه السلام به شهر حیره آمد با مرکب خود به خورنق رفت، آنجا از مرکب پایین آمد و در سایه آن پناه گرفت، همراه حضرت علیه السلام غلام سیاه ایشان نیز بود، حضرت مشاهده نمود که مردی از اهل کوفه درخت خرمایی خریده است.

مرد کوفی به غلام حضرت گفت: این شخص کیست؟

غلام گفت: جعفر بن محمد علیهما السلام است.

مرد کوفی طبق بزرگی آورد و آن را مقابل حضرت نهاد.

امام علیه السلام به مرد کوفی فرمود: این چیست؟

عرض کرد: خرمای برنی است.

فرمود: در آن شفای بیماری ها است.

وَ نَظَرَ إِلَى السَّابِرِيِّ فَقَالَ: مَا هَذَا؟

فَقَالَ: السَّابِرِيُّ.

فَقَالَ: هَذَا عِنْدَنَا الْبِيضُ.

وَ قَالَ لِلْمُشَانِ: مَا هَذَا؟

فَقَالَ الرَّجُلُ: الْمُشَانُ.

فَقَالَ علیه السلام: هَذَا عِنْدَنَا أُمُّ جِرْدَانَ.

وَ نَظَرَ إِلَى الصَّرَفَانِ فَقَالَ: مَا هَذَا؟

فَقَالَ الرَّجُلُ: الصَّرَفَانُ.

فَقَالَ: هُوَ عِنْدَنَا الْعَجْوَةُ؛ وَ فِيهِ شِفَاءٌ.

16 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ: ذُكِرَتِ التُمُورُ عِنْدَهُ، فَقَالَ:

و به خرمای سابری نگاه نمود و فرمود: این چیست؟

عرض کرد: سابری است.

فرمود: این نزد ما بیض نام دارد.

و برای خرمای مشان فرمود: این چیست؟

عرض کرد: مشان است.

فرمود: این نزد ما ام جرذان نام دارد.

و به خرمای صرفان نظر کرد و فرمود: این چیست؟

عرض کرد: صَرَفان است.

فرمود: این نزد ما عجوه نام دارد و شفای بیماری ها در آن است.

16- هشام بن حکم گوید: در حضور امام صادق علیه السلام سخن از انواع خرما مطرح شد، حضرت علیه السلام فرمود:

الْوَاحِدُ عِنْدَكُمْ أَطْيَبُ مِنَ الْوَاحِدِ عِنْدَنَا، وَ الْجَمِيعُ عِنْدَنَا أَطْيَبُ مِنَ الْجَمِيعِ عِنْدَكُمْ.

17- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْحَجَّالِ عَنْ أَبِي سُلَيْمَانَ الْحَمَّارِ قَالَ:

كُنَّا عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فَجَاءَنَا بِمَضِيرَةٍ وَ طَعَامٍ بَعْدَهَا، ثُمَّ أَتِي بِقِنَاعِ مِنْ رُطَبٍ عَلَيْهِ أَلْوَانٌ، فَجَعَلَ علیه السلام يَأْخُذُ بِيَدِهِ الْوَاحِدَةَ بَعْدَ الْوَاحِدَةِ فَيَقُولُ : أَيَّ شَيْءٍ تُسَمُّونَ هَذَا؟

فَنَقُولُ: كَذَا وَكَذَا.

حَتَّى أَخَذَ وَاحِدَةً فَقَالَ : مَا تُسَمُّونَ هَذِهِ؟

فَقُلْنَا: الْمُشَانَ .

فَقَالَ: نَحْنُ نُسَمَّيْهَا أُمَّ جِرْدَانَ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم أُتِيَ بِشَيْءٍ مِنْهَا فَأَكَلَ مِنْهَا وَدَعَا لَهَا؛ فَلَيْسَ شَيْءٌ مِنْ نَخْلِ أَحْمَلَ مِنْهَا.

یکی از خرماهای شما پاکیزه تر از خرماهای ماست و همۀ خرماهای ما پاکیزه تر از خرماهای شماست.

17- ابو سلیمان حمار گوید: در حضور امام صادق علیه السلام بودیم، برایمان «مضيره» (1)و بعد از آن غذای دیگری آوردند آنگاه طبق خرمایی آوردند که در آن، خرماهای مختلفی بود. حضرت علیه السلام با دست خود خرماها را یکی پس از دیگری برمی داشت و می فرمود: این خرما را چه می نامید؟

ما می گفتیم: فلان و فلان.

تا این که خرمایی را برداشت و فرمود: این را چه می نامید؟

گفتیم: ما آن را مشان می نامیم.

فرمود: ما آن را ام جرذان می نامیم همانا برای پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم مقداری از این خرما را آوردند، آن بزرگوار از آن میل نمود و برای آن دعا کرد؛ پس هیچ درختی از این درخت خرما پر بارتر نیست.


1) مضيره: غذایی است که با شیر ترش پخته می شود.

18- أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ ثَعْلَبَةَ بْنِ مَيْمُونٍ عَنْ عَمَّارِ السَّابَاطِيُّ قَالَ:

كُنْتُ مَعَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فَأُتِيَ بِرُطَبٍ، فَجَعَلَ يَأْكُلُ مِنْهُ وَ يَشْرَبُ الْمَاءَ وَيُنَاوِلُنِي الْإِنَاءَ؛ فَأَكْرَهُ أَنْ أَرُدَّهُ فَأَشْرَبُ حَتَّى فَعَلَ ذَلِكَ مِرَاراً.

قَالَ: فَقُلْتُ: إِنِّي كُنْتُ صَاحِبَ بَلْغَم فَشَكَوْتُ إِلَى أَهْرَنَ طَبِيبِ الْحَجَّاجِ، فَقَالَ لِي: أَلَكَ نَخْلُ فِي بُسْتَانٍ؟

قُلْتُ: نَعَمْ.

قَالَ: فِيهِ نَخْلٌ؟

قُلْتُ: نَعَمْ.

فَقَالَ لِي: عُدَّ عَلَيَّ مَا فِيهِ.

فَعَدَدْتُ حَتَّى بَلَغْتُ الْهِيرُونَ ، فَقَالَ لِي : كُلْ مِنْهُ سَبْعَ تَمَرَاتٍ حِينَ تُرِيدُ أَنْ تَنَامَ وَلَا تَشْرَبِ الْمَاءَ.

18- عمار ساباطی گوید: در حضور امام صادق علیه السلام بودم مقداری رطب آوردند. امام علیه السلام از آن رطب می خورد پس از آن آب می نوشید و ظرف آب را به من می داد و من کراهت داشتم که آن را رد کنم و آن را می نوشیدم امام علیه السلام چندین بار این عمل را انجام داد.

در این هنگام عرض کردم: من مبتلا به بیماری بلغم هستم و به «أَهْرَن» طبيب حَجاج، مراجعه کردم، اهرن به من گفت آیا در باغ خود درخت خرما داری؟

گفتم: آری.

گفت: درخت خرما دارد؟

گفتم: آری.

گفت: درخت های باغت را برای من نام ببر.

من درختان را نام بردم تا به درخت خرما هیرون رسیدم.

اهرن به من گفت: هنگامی که می خواهی بخوابی هفت دانه خرمای هیرون بخور، اما پس از آن آب نخور.

فَفَعَلْتُ وَكُنْتُ أُريدُ أَنْ أَبْصَقَ فَلَا أَقْدِرُ عَلَى ذَلِكَ.

فَشَكَوْتُ إِلَيْهِ ذَلِكَ، فَقَالَ لِي: اشْرَبِ الْمَاءَ قَلِيلاً وَ أَمْسِكَ حَتَّى يَعْتَدِلَ طَبْعُكَ. فَفَعَلْتُ.

فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام: أَمَّا أَنَا، فَلَوْ لَا الْمَاءُ مَا بَالَيْتُ أَلَّا أَذُوقَهُ.

19- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الدَّهْقَانِ عَنْ دُرُسْتَ بْنِ أَبِي مَنْصُورٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

مَنْ أَكَلَ فِي كُلِّ يَوْمٍ سَبْعَ تَمَرَاتٍ عَجْوَةٍ عَلَى الرِّيقِ مِنْ تَمْرِ الْعَالِيَةِ لَمْ يَضُرَّهُ سَمِّ لَا سِحْرٌ وَ لَا شَيْطَانٌ.

20- عَنْهُ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ زِيَادِ بْنِ مَرْوَانَ الْقَنْدِيُّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

مَنْ أَكَلَ سَبْعَ تَمَرَاتٍ عَجْوَةٍ عِنْدَ مَنَامِهِ قَتَلْنَ الدِّيدَانَ مِنْ بَطْنِهِ.

من آن چه او گفت انجام دادم می خواستم آب دهانم را بیندازم، اما نمی توانستم از این رو به اهرن طبیب گفتم.

گفت: کم آب بخور و صبر کن تا مزاجت معتدل شود.

من نیز چنین نمودم.

امام علیه السلام فرمود: ولی من اگر آب نباشد اهمیت نمی دهم و خرما می خورم.

19- عبد الله بن سنان گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هر کس هر روز در حالت ناشتا هفت خرمای عجوه بخورد، هیچ زهر جادو و شیطانی به او آسیب نخواهد زد.

20- عبد الله بن سنان گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هرکس به هنگام خواب هفت دانه خرمای عجوه بخورد، آن خرماها انگل های شکمش را از بین خواهند برد.

بخش نود و هشتم

اشاره

(98)

أَبْوَابُ الْفَوَاكِهِ

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ سُلَيْمَانَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ يَحْيَى الطَّحَانِ عَمَّنْ حَدَّثَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

خَمْسٌ مِنْ فَوَاكِهِ الْجَنَّةِ فِي الدُّنْيَا: الرُّمَّانُ الْإِمْلِيسِيُّ وَ التَّفَّاحُ الشَّيْسَقَانُ وَالسَّفَرْجَلُ وَالْعِنَبُ الرَّازِقِيُّ وَ الرُّطَبُ الْمُشَانُ.

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ عَبْدِ الْعَزِيزِ بْنِ زَكَرِيَّا اللُّؤْلُوِيِّ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ الْمُفَضَّلِ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا الْجَارُودِ يُحَدِّثُ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: أَرْبَعَةٌ نَزَلَتْ مِنَ الْجَنَّةِ: الْعِنَبُ الرَّازِقِيُّ وَ الرُّطَبُ الْمُشَانُ وَ الرُّمَّانُ الْإِمْلِيسِيُّ وَالتَّفَّاحُ الشَّيْسَقَانُ.

میوه های مختلف

1- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

پنج میوه بهشتی در دنیا وجود دارند انار دشتی، سیب شیسقان، به، انگور رازقی و رطب مشان.

2- سليمان بن مفضّل گوید: از ابو جارود شنیدم که از امام باقر علیه السلام نقل می کرد که آن حضرت فرمود:

چهار میوه از بهشت نازل شده اند: انگور رازقی، رطب مشان، انار دشتی و سیب شيسقان.

3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ الْقَدَّاحِ عَنْ عَبْدِ اللهِ علیه السلام أَنَّهُ كَانَ يَكْرَهُ تَفْشِيرَ الثَّمَرَةِ.

4- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللهِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ الْمُنْذِرِ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ فُرَاتِ بْنِ أَحْنَفَ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام:

إِنَّ لِكُلِّ ثَمَرَةٍ سَماً؛ فَإِذَا أَتَيْتُمْ بِهَا فَمَسُّوهَا بِالْمَاءِ أَوِ اغْمِسُوهَا فِي الْمَاءِ؛ يَعْنِي اغْسِلُوهَا.

بخش نود و نهم

اشاره

(99)

بَابُ الْعِنَبِ

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنِ الرَّبِيعِ الْمُسْلِيُّ عَنْ مَعْرُوفِ بْنِ خَرَّبُوذَ عَمَّنْ رَأَى أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام يَأْكُلُ الْخَبَر بِالْعِنَبِ.

3- ابن قداح گوید: امام صادق علیه السلام پوست کندن میوه را دوست نمی داشت.

4- فرات بن احنف گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هر میوه ای سم دارد؛ هرگاه خواستید میوه بخورید آن را با آب پاک کنید یا با آب بشویید.

انگور

1- معروف بن خربوذ گوید: کسی که امیرمؤمنان علیه السلام را دیده بود گوید: آن حضرت نان را با انگور میل می نمود.

2- عَنْهُ عَنِ الْقَاسِمِ الزَّيَّاتِ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ مُوسَى بْنِ الْعَلَاءِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: لَمَّا حَسَرَ الْمَاءُ عَنْ عِظَامِ الْمَوْتَى، فَرَأَى ذَلِكَ نُوحٌ علیه السلام جَزِعَ جَزَعاً شَدِيداً وَ اغْتَمَّ لِذَلِكَ.

فَأَوْحَى اللَّهُ عزوجل إِلَيْهِ: هَذَا عَمَلُكَ بِنَفْسِكَ أَنْتَ دَعَوْتَ عَلَيْهِمْ.

فَقَالَ: يَا رَبِّ! إِنِّي أَسْتَغْفِرُكَ وَأَتُوبُ إِلَيْكَ.

فَأَوْحَى اللهُ كَ إِلَيْهِ أَنْ كُل الْعِنَبَ الأَسْوَدَ لِيَذْهَبَ غَمُكَ.

3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ قَالَ:

كَانَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْن علیهما السلام يُعْجِبُهُ الْعِنَبُ. فَكَانَ يَوْماً صَائِماً؛ فَلَمَّا أَفْطَرَ كَانَ أَوَّلُ مَا جَاءَ، الْعِنَبُ؛ أَتَتْهُ أُمُّ وَلَدٍ لَهُ بِعُنْقُودِ عِنَبٍ، فَوَضَعَتْهُ بَيْنَ يَدَيْهِ. فَجَاءَ سَائِلٌ فَدَفَعَهُ إِلَيْهِ. فَدَسْتْ أُمُّ وَلَدِهِ إِلَى السَّائِلِ فَاشْتَرَتْهُ مِنْهُ ثُمَّ أَتَتْهُ بِهِ، فَوَضَعَتْهُ بَيْنَ يَدَيْهِ. فَجَاءَ سَائِلٌ آخَرُ فَأَعْطَاهُ إِيَّاهُ. فَفَعَلَتْ أُمُّ الْوَلَدِ كَذَلِكَ ثُمَّ أَتَتْهُ بِهِ، فَوَضَعَتْهُ بَيْنَ يَدَيْهِ، فَجَاءَ سَائِلٌ آخَرُ فَأَعْطَاهُ. فَفَعَلَتْ أُمُّ الْوَلَدِ مِثْلَ ذَلِكَ، فَلَمَّا كَانَ فِي الْمَرَّةِ الرَّابِعَةِ أَكَلَهُ علیه السلام.

2- موسی بن علاء گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هنگامی که کشتی نوح علیه السلام به ساحل رسید و نوح استخوان های مردگان قومش را دید فریاد سختی کشید و به این خاطر اندوهگین شد.

خداوند به او وحی نمود که این کردار خود توست تو بر آنان نفرین نمودی.

نوح علیه السلام عرض کرد: پروردگارا! من استغفار می کنم و به سوی تو توبه می نمایم.

خداوند به او وحی نمود که انگور سیاه بخور تا اندوه و غمت از بین برود.

3- هشام بن سالم گوید: امام سجاد علیه السلام به انگور علاقه داشت. روزی حضرت روزه بود، هنگام افطار یکی از کنیزان فرزنددار خوشه انگوری آورد و مقابل حضرت علیه السلام نهاد، در این هنگام مسکینی آمد و سؤال نمود. حضرت خوشه انگور را به او داد آن کنیز پنهانی خوشه انگور را از آن مسکین خرید، سپس آن را آورد و در مقابل حضرت نهاد.

مسکین دیگری آمد و حضرت خوشه انگور را به او عطا کرد، آن کنیز همان کار را دوباره انجام داد، برای مرتبه سوم باز مسکین دیگری آمد و امام خوشه انگور را به او داد کنیز کار خود را تکرار کرد و در مرتبه چهارم حضرت خوشه انگور را میل نمود.

4- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ بَكْرِ بْنِ صَالِحٍ رَفَعَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام أَنَّهُ قَالَ:

شَكَا نَبِيٌّ مِنَ الْأَنْبِيَاءِ إِلَى اللهِ عزوجل الْغَمَّ. فَأَمَرَهُ اللَّهُ عزوجل بِأَكْلِ الْعِنَبِ.

5- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُوسَى بْنِ الْحَسَنِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنِ ابْنِ بَقَاحٍ عَنْ هَارُونَ بْنِ الْخَطَّابِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرَّسَّانِ قَالَ:

كُنتُ أَرْعَى جِمَالِي فِي طَرِيقِ الْخَوَزْنَقِ؛ فَبَصُرْتُ بِقَوْمٍ قَادِمِينَ؛ فَمِلْتُ إِلَى بَعْضٍ مَنْ مَعَهُمْ فَقُلْتُ: مَنْ هَؤُلَاءِ؟

فَقَالَ: جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ علیهما السلام وَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ الْحَسَنِ؛ قُدِّمَ بِهِمَا عَلَى الْمَنْصُورِ.

قَالَ: فَسَأَلْتُ عَنْهُمْ مِنْ بَعْدُ.

فَقِيلَ لِي: إِنَّهُمْ نَزَلُوا بِالْحِيرَةِ.

فَبَكَرْتُ لِأُسَلَّمَ عَلَيْهِمْ. فَدَخَلْتُ فَإِذَا قُدَّامَهُمْ سَلَالٌ فِيهَا رُطَبٌ قَدْ أُهْدِيَتْ إِلَيْهِمْ مِنَ الْكُوفَةِ. فَكُشِفَتْ قُدَّامَهُمْ، فَمَدَّ يَدَهُ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ علیهما السلام فَأَكَلَ وَ قَالَ لِي: كُلِّ.

4- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

یکی از پیامبران از غم و اندوه به خداوند شکایت نمود، خداوند او را به خوردن انگور فرمان داد.

5- ابو الحسن رسان گوید: من شتران خود را در راه خَوَرنق می چرانیدم که گروهی را دیدم که می آیند نزد یکی از آنان رفتم و گفتم: اینان کیانند؟

گفت: امام صادق علیه السلام و عبد الله بن حسن؛ ایشان را نزد منصور دوانیقی می برند.

پس از مدتی درباره آنان پرس وجو کردم، به من گفتند: آنان در حیره فرود آمده اند. بامدادان به آن جا رفتم تا به آنان سلام کنم به حضور ایشان شرفیاب شدم، در حضور آنان ظرف رطبی بود که از کوفه به آنان هدیه شده بود سرپوش ظرف را برداشتند، امام علیه السلام از آن میل نمود و به من فرمود: بخور.

ثُمَّ قَالَ لِعَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْحَسَنِ: يَا أَبَا مُحَمَّدٍ ! مَا تَرَى مَا أَحْسَنَ هَذَا الرُّطَبَ!

ثُمَّ الْتَفَتَ إِلَيَّ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ علیهما السلام فَقَالَ لِي: يَا أَهْلَ الْكُوفَةِ! فُضَّلْتُمْ عَلَى النَّاسِ فِي المَطْعَمِ بِثَلَاثٍ: سَمَكِكُمْ هَذَا الْبُنَانِي وَ عِنَبِكُمْ هَذَا الرَّازِقِي وَ رُطَبِكُمْ هَذَا الْمُشَانِ.

6- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ السَّنْدِي قَالَ: حَدَّثَنِي عِيسَى بْنُ عَبْدِ الرَّحْمَانِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ قَالَ: دَخَلَ أَبُو عُكَاشَةَ بْنُ مِحْصَنٍ الْأَسَدِيُّ عَلَى أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام فَقَدَّمَ إِلَيْهِ عِنَبَاً وَ قَالَ لَهُ:

حَبَّةٌ حَبَّةَ يَأْكُلُ الشَّيْخُ الْكَبِيرُ وَ الصَّبِيُّ الصَّغِيرُ، وَ ثَلَاثَةٌ وَأَرْبَعَةٌ يَأْكُلُ مَنْ يَظُنُّ أَنَّهُ لَا يَشْبَعُ، وَكُلْهُ حَبَّتَيْنِ حَبَّتَيْنِ؛ فَإِنَّهُ مُسْتَحَبُّ.

آنگاه به عبدالله بن حسن فرمود: ای ابا محمد! می بینی این رطب چه قدر نیکوست!

سپس به من رو نمود و فرمود: ای اهل کوفه! شما در غذا با سه چیز بر مردم دیگر برتری دارید: یکی ماهی لبنانی شماست و دیگری انگور رزاقی و این رطب مشان شماست.

6- پدر بزرگ عیسی بن عبدالرحمان گوید:

ابو عكاشه بن محصن اسدی به حضور امام باقر علیه السلام شرفیاب شد. امام علیه السلام برای او انگور آورد و فرمود: پیرمرد بزرگسال و پسر بچه کوچک انگور را دانه دانه می خورند.

و کسی که گمان می کند انگور شکم را سیر نمی کند به صورت سه دانه و چهار دانه می خورد و تو آن را به صورت دو دانه دو دانه بخور، چرا که مستحب است.

بخش صدم

اشاره

(100)

بَابُ الرَّبِيبِ

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام: مَنِ اصْطَبَحَ بِإِحْدَى وَ عِشْرِينَ زَبِيبَةً حَمْرَاءَ لَمْ يَمْرَضُ إِلَّا مَرَضَ الْمَوْتِ إِنْ شَاءَ اللهُ.

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ يَحْيَى عَنْ جَدِّهِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدِ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام:

إِحْدَى وَ عِشْرُونَ زَبِيبَةً حَمْرَاءَ فِي كُلِّ يَوْم عَلَى الرِّيقِ تَدْفَعُ جَمِيعَ الْأَمْرَاضِ إِلَّا مَرَضَ الْمَوْتِ.

3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ قَالَ: حَدَّثَنِي رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ مِصْرَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

مویز

1- سکونی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمود: هر کس با بیست و یک دانه مویز سرخ صبحانه بخورد، إن شاء الله به هیچ بیماری جز مرگ دچار نخواهد شد.

2- ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمود: خوردن بیست و یک مویز سرخ در حالت ناشتا، همه بیماری ها جز مرگ را دفع می کند

3- احمد بن محمد بن ابی نصر گوید: مردی مصری به من گفت: امام صادق علیه السلام فرمود:

الرَّبِيبُ يَشُدُّ الْعَصَبَ وَ يَذْهَبُ بِالنَّصَبِ وَيُطَيِّبُ النَّفَسَ.

4- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ أَحْمَدَ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ فُلَانِ الْمِصْرِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: الزَّبِيبُ الطَّائِفِيُّ يَشُدُّ الْعَصَبَ وَ يَذْهَبُ بِالنَّصَبِ وَيُطَيِّبُ النَّفَسَ.

بخش صدو یکم

اشاره

(101)

بَابُ الرُّمَّان

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرِ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عَبْدِ الْحَمِيدِ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام يَقُولُ:

عَلَيْكُمْ بِالرُّمَّانِ ! فَإِنَّهُ لَمْ يَأْكُلْهُ جَائِعٌ إِلَّا أَجْزَاهُ وَ لَا شَبْعَانُ إِلَّا أَمْرَأَهُ.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ:

مویز، رگ های بدن را تقویت می کند، بیماری ها را از بین می برد و روح و روان را پاکیزه می کند.

4- راوی مصری گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

مویز طائف، رگ های بدن را تقویت می کند بیماری ها را از بین می برد و روح و روان را پاکیزه می کند.

انار

1- ابراهيم بن عبد الحمید گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود:

بر شما باد به انار! زیرا هیچ گرسنه ای انار نمی خورد مگر آن که او را سیر می کند و هیچ سیری آن را نمی خورد مگر آن که غذایش را گوارا می کند.

2- مسعدة بن زیاد گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

الْفَاكِهَةُ مِائَةٌ وَ عِشْرُونَ لَوْناً سَيْدُهَا الرُّمَّانُ.

3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنْ عُمَرَ بْنِ أَبَانِ الْكَلْبِيُّ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ وَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام يَقُولَانِ:

مَا عَلَى وَجْهِ الْأَرْضِ ثَمَرَةٌ كَانَتْ أَحَبَّ إِلَى رَسُولِ اللهِ صلى الله عليه وسلم مِنَ الرُّمَّانِ؛ وَ كَانَ وَاللَّهِ! إِذَا أَكَلَهَا أَحَبَّ أَنْ لَا يَشْرَكَهُ فِيهَا أَحَدٌ.

4- عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الدِّهْقَانِ عَنْ دُرُسْتَ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عَبْدِ الْحَمِيدِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ علیه السلام قَالَ:

مِمَّا أَوْصَى بِهِ آدَمُ علیه السلام هِبَةَ اللَّهِ أَنْ قَالَ لَهُ:

عَلَيْكَ بِالرُّمَّانِ ! فَإِنَّكَ إِنْ أَكَلْتَهُ وَ أَنْتَ جَائِعٌ أَجْزَاكَ وَ إِنْ أَكَلْتَهُ وَ أَنْتَ شَبْعَانُ أَمْرَأَكَ.

5- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ :

صد و بیست رنگ و نوع میوه وجود دارد که آقا و با ارزش ترین آنان انار است.

3- عمر بن ابان کلبی گوید: از امام باقر علیه السلام و امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمودند:

بر روی زمین هیچ درختی نزد پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم محبوب تر از انار نبود به خدا سوگند! هرگاه انار میل می فرمود دوست داشت که کسی با او شریک نشود.

4- ابراهیم بن عبد الحمید گوید: امام کاظم علیه السلام فرمود:

از وصیت هایی که حضرت آدم علیه السلام به هبة الله نمود این بود که به او فرمود:

بر تو باد به آنار زیرا اگر آن را در حال گرسنگی بخوری برای تو کفایت می کند و اگر در حال سیری بخوری غذایت را گوارا می نماید.

5- حمّاد بن عثمان گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

مَا مِنْ شَيْءٍ أَشَارَكُ فِيهِ أَبْغَضَ إِلَيَّ مِنَ الرُّمَّانِ؛ وَ مَا مِنْ رُمَّانَةٍ إِلَّا وَ فِيهَا حَبَّةٌ مِنَ الْجَنَّةِ، فَإِذَا أَكَلَهَا الْكَافِرُ بَعَثَ اللَّهُ عَلَ إِلَيْهِ مَلَكاً فَانْتَزَعَهَا مِنْهُ.

6- أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ النَّضْرِ عَنْ مُفَضَّلِ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام يَقُولُ: مَا مِنْ طَعَامٍ أَكْلُهُ إِلَّا وَ أَنَا أَشْتَهِي أَنْ أُشَارَكَ فِيهِ - أَوْ قَالَ: يَشْرَكَنِي فِيهِ - إِنْسَانٌ إِلَّا الرُّمَّانَ، فَإِنَّهُ لَيْسَ مِنْ رُمَّانَةٍ إِلَّا وَفِيهَا حَبَّةٌ مِنَ الْجَنَّةِ.

7- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام إِذَا أَكَلَ الرُّمَّانَ بَسَطَ تَحْتَهُ مِنْدِيلاً. فَسُئِلَ عَنْ ذَلِكَ، فَقَالَ:

إِنَّ فِيهِ حَبَّاتٍ مِنَ الْجَنَّةِ.

فَقِيلَ لَهُ: إِنَّ الْيَهُودَ وَالنَّصَارَى وَ مَنْ سِوَاهُمْ يَأْكُلُونَهُ.

فَقَالَ : إِذَا كَانَ ذَلِكَ بَعَثَ اللهُ إِلَيْهِ مَلَكاً فَانْتَزَعَهَا مِنْهُ لِكَيْلَا يَأْكُلَهَا.

هیچ شراکتی نزد من از شراکت در خوردن انار، مبغوض تر نیست و هیچ اناری نیست مگر آن که در آن دانه ای از بهشت است؛ اگر کافر بخواهد آن را بخورد، خداوند فرشته ای می فرستد تا آن دانه بهشتی را از او بگیرد.

6- مفضّل گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود:

غذایی نمی خوردم مگر آن که دوست دارم در آن با کسی شریک شوم - یا فرمود: کسی در آن با من شریک شود - جز انار؛ زیرا هیچ اناری نیست مگر این که در آن دانه ای بهشتی است.

7- سماعه گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هرگاه امیرمؤمنان علی علیه السلام انار میل می کرد، حوله ای در زیر آن می گستراند، در این خصوص از ایشان سؤال کردند، فرمود: زیرا انار دانه های بهشتی دارد.

عرض کردند: یهودیان مسیحیان و دیگران آن را می خورند؟

فرمود: هرگاه یکی از آنان انار بخورد خداوند فرشته ای را به سوی او می فرستد که آن دانه را از او بگیرد تا آن شخص آن دانه بهشتی را نخورد.

8- أَبُو عَلِيّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ مَنْصُورِ بْنِ حَازِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

مَنْ أَكَلَ حَبَّةٌ مِنْ رُمَّانِ أَمْرَضَتْ شَيْطَانَ الْوَسْوَسَةِ أَرْبَعِينَ يَوْماً.

9- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى وَ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ جَمِيعاً عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ بْنِ بَزِيعٍ عَنْ صَالِحٍ بْنِ عُقْبَةَ عَنْ يَزِيدَ بْنِ عَبْدِ الْمَلِكِ النَّوْفَلِيُّ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام وَ فِي يَدِهِ رُمَّانَةٌ، فَقَالَ:

يَا مُعَتُبُ! أَعْطِهِ رُمَّانَةٌ ، فَإِنِّي لَمْ أَشْرَكَ فِي شَيْءٍ أَبْغَضَ إِلَيَّ مِنْ أَنْ أُشْرَكَ فِي رُمَّانَةٍ.

ثُمَّ احْتَجَمَ وَ أَمَرَنِي أَنْ أَحْتَجِمَ؛ فَاحْتَجَمْتُ. ثُمَّ دَعَا بِرُمَّانَةٍ أُخْرَى ثُمَّ قَالَ:

يَا يَزِيدُ! أَيُّمَا مُؤْمِنِ أَكَلَ رُمَّانَةً حَتَّى يَسْتَوْفِيهَا أَذْهَبَ اللَّهُ عزوجل الشَّيْطَانَ عَنْ إِنَارَةِ قَلْبِهِ أَرْبَعِينَ صَبَاحاً، وَ مَنْ أَكَلَ اثْنَتَيْنِ أَذْهَبَ اللهُ عزوجل الشَّيْطَانَ عَنْ إِنَارَةِ قَلْبِهِ مِائَةَ يَوْمٍ، وَ مَنْ أَكَلَ ثَلَاثَاً حَتَّى يَسْتَوْفِيهَا أَذْهَبَ اللهُ عزوجل الشَّيْطَانَ عَنْ إِنَارَةِ قَلْبِهِ سَنَةٌ، وَمَنْ أَذْهَبَ اللهُ الشَّيْطَانَ عَنْ إِنَارَةِ قَلْبِهِ سَنَةٌ لَمْ يُذْنِبُ وَ مَنْ لَمْ يُذْنِبْ دَخَلَ الْجَنَّةَ.

8- منصور بن حازم گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هرکس یک دانه انار بخورد شیطان وسوسه گر تا چهل روز بیمار می شود.

9- يزيد بن عبدالملك نوفلی گوید: به حضور امام صادق علیه السلام شرفیاب شدم، در دست حضرت یک عدد انار بود.

فرمود: ای معتب! به او یک عدد انار بده؛ چرا که شراکت در خوردن چیزی جز خوردن آثار نزد من مبغوض تر نیست.

آن گاه حضرت علیه السلام حجامت نمود و به من دستور داد که حجامت کنم، من حجامت کردم سپس انار دیگری خواست و فرمود: ای یزید! هر مؤمنی یک انار کامل بخورد خداوند متعال تا چهل صبح شیطان را از روشنایی قلبش دور می کند، هرکس دو انار کامل بخورد، خداوند شیطان را تا صد روز از روشنایی قلبش دور خواهد کرد، هرکس سه انار کامل بخورد خداوند شیطان را تا یک سال از روشنایی قلبش دور خواهد نمود و هر کس که خداوند شیطان را تا یک سال از روشنایی قلبش دور کند گناه نخواهد کرد و هرکس که گناه نکند، داخل بهشت می شود.

10- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام يَقُولُ:

عَلَيْكُمْ بِالرُّمَّانِ الْحُلُوا فَكُلُوهُ؛ فَإِنَّهُ لَيْسَتْ مِنْ حَبَّةٍ تَقَعُ فِي مَعِدَةٍ مُؤْمِنٍ إِلَّا أَبَادَتْ دَاءً وَ أَطْفَأَتْ شَيْطَانَ الْوَسْوَسَةِ عَنْهُ.

11- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي عبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ:

مَنْ أَكَلَ رُمَّانَةٌ عَلَى الرِّيقِ أَنَارَتْ قَلْبَهُ أَرْبَعِينَ يَوْماً.

12- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ بُنْدَارَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ الْهَمَذَانِيَّ عَنْ أبِي سَعِيدِ الرَّقَامِ عَنْ صَالِحٍ بْنِ عُقْبَةَ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام يَقُولُ:

كُلُوا الرُّمَّانَ بِشَحْمِهِ؛ فَإِنَّهُ يَدْبُعُ الْمَعِدَةَ وَ يَزِيدُ فِي الذَّهْنِ.

13- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِيِّ عَنِ ابْنِ الْقَدَّاحِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: كُلُوا الرَّمَّانَ الْمُزَّ بِشَحْمِهِ؛ فَإِنَّهُ دِبَاغُ لِلْمَعِدَةِ.

10- عبد الله بن سنان گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

بر شما باد به انار شیرین! چرا که هیچ اناری نیست که در معده شخص با ایمانی قرار گیرد مگر آن که بیماری را نابود می کند و هیجان شیطان وسوسه گر را خاموش می سازد.

11- هشام بن سالم گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود: کسی که در حالت ناشتا یک انار بخورد تا چهل روز قلبش روشن خواهد بود.

12- صالح بن عقبه گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

انار را با پیه اش بخورید، زیرا معده را دباغی می کند و عقل را افزون می سازد.

انار ملس (ترش و شیرین) را با پیه اش بخورید؛ چرا که معده را دباغی می کند.

14- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عَبْدِ الْحَمِيدِ عَنِ الْوَلِيدِ بْنِ صَبِيح عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ: ذُكِرَ الرُّمَّانُ الْحُلْوُ ، فَقَالَ:

المُر أَصْلَحُ في البطن.

مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عَبْدِ الْحَمِيدِ عَنِ الْوَلِيدِ بْنِ صَبِيح عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام مِثْلَهُ.

15- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنِ ابْنِ بَفَّاحِ عَنْ صَالِحِ بْنِ عُقْبَةَ الْخَيَّاطِ أَوِ الْقَمَّاطِ عَنْ يَزِيدَ بْنِ عَبْدِ الْمَلِكِ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام يَقُولُ:

مَنْ أَكَلَ رُمَّانَةً أَنَارَتْ قَلْبَهُ، وَ مَنْ أَنَارَ اللهُ قَلْبَهُ بَعْدَ الشَّيْطَانُ عَنْهُ.

قُلْتُ: أَيَّ الرُّمَّانِ؟ جُعِلْتُ فِدَاكَ!

فَقَالَ: سُورَانِيَّكُمْ هَذَا.

16- عَنْهُ عَنِ النَّهِيكِي عَنْ عُبَيْدِ اللهِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ زِيَادِ بْنِ مَرْوَانَ الْقَنْدِي قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السلام - يَعْنِي الْأَوَّلَ - يَقُولُ:

14- ولید بن صبیح گوید: نزد امام صادق علیه السلام سخن از انار شیرین به میان آمد، حضرت فرمود:

انار ملس برای شکم سازگارتر است.

15- يزيد بن عبدالملك گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هرکس یک انار کامل بخورد خداوند قلبش را روشن می کند و کسی که خداوند قلبش را روشن کند شیطان از او دور خواهد شد.

عرض کردم: قربانت گردم! کدام انار است؟

فرمود: همین انار «سورانی» شما.

16- زیاد بن مروان قندی گوید: از امام کاظم علیه السلام شنیدم که می فرمود: -

مَنْ أَكَلَ رُمَّانَةٌ يَوْمَ الْجُمُعَةِ عَلَى الرِّيقِ نَوَّرَتْ قَلْبَهُ أَرْبَعِينَ صَبَاحاً؛ فَإِنْ أَكَلَ رُمَّانَتَيْنِ فَثَمَانِينَ يَوْماً ؛ فَإِنْ أَكَلَ ثَلاثاً فَمِائَةً وَ عِشْرِينَ يَوْماً وَ طُرِدَتْ عَنْهُ وَسْوَسَةُ الشَّيْطَانِ وَ مَنْ طُرِدَتْ عَنْهُ وَسْوَسَةُ الشَّيْطَانِ لَمْ يَعْصِ اللَّهَ عزوجل وَ مَنْ لَمْ يَعْصِ اللَّهَ أَدْخَلَهُ اللهُ الْجَنَّةَ.

17- عَنْهُ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنِ الْخُرَاسَانِيِّ قَالَ:

أَكْلُ الرُّمَّانِ الْحُلْوِ يَزِيدُ فِي مَاءِ الرَّجُلِ وَ يُحَسِّنُ الْوَلَدَ.

18- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَانِ عَنْ زِيَادٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ علیه السلام قَالَ:

دُخَانُ شَجَرِ الرُّمَّانِ يَنْفِي الْهَوَامَّ.

هرکس روز جمعه در حالت ناشتا یک عدد انار بخورد، قلبش تا چهل روز روشن و نورانی خواهد شد و اگر دو انار بخورد، هشتاد روز و اگر سه انار بخورد، صد و بیست روز قلبش روشن می شود و وسوسه شیطان از او دور می شود و هرکس وسوسه شیطان از او دور شود، خداوند متعال را عصیان نمی کند و هرکس خداوند را عصیان نکند، خداوند او را وارد بهشت می کند.

17- خراسانی گوید:

خوردن انار شیرین، آب کمر مرد را زیاد می کند و فرزند را زیبا می سازد

18- زیاد گوید: امام کاظم علیه السلام فرمود:

دود درخت انار، خزندگان زهر دار را دور می کند.

بخش صدو دوم

اشاره

(102)

بَابُ التفاح

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ جَابِرٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام يَقُولُ:

التَّفَّاحُ نَضُوحُ الْمَعِدَةِ.

2- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ بَكْرِ بْنِ صَالِحٍ عَنِ الْجَعْفَرِيِّ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ مُوسَى علیه السلام يَقُولُ:

التَّفَّاحُ يَنْفَعُ مِنْ خِصَالٍ عِدَّةٍ مِنَ السَّمَ وَ السِّحْرِ وَ اللَّمَمِ يَعْرِضُ مِنْ أَهْلِ الْأَرْضِ و البلغم الغالب؛ وَ لَيْسَ شَيْءٌ أَسْرَعَ مِنْهُ مَنْفَعَةً.

سیب

1- اسماعیل بن جابر گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

سیب شست و شو دهنده معده است.

2- جعفری گوید: امام کاظم علیه السلام فرمود:

سیب، برای چند چیز فایده می دهد: برای زهر، جادو، «لمم» (1)- که از جنیان حاصل می شود - و بلغم و چیزی در نفع رساندن سریع تر از سیب نیست.


1) لَمَمْ نوعی جنون را گویند.

3- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ بُنْدَارَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيَّ الْهَمَذَانِيِّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ دُرُسْتَ بْنِ أَبِي مَنْصُورٍ قَالَ: بَعَثَنِي الْمُفَضَّلُ بْنُ عُمَرَ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام بِلَطَفٍ فَدَخَلْتُ عَلَيْهِ فِي يَوْمٍ صَائِفٍ وَ قُدَّامَهُ طَبَقٌ فِيهِ تُفَّاحٌ أَخْضَرُ. فَوَ اللَّهِ! إِنْ صَبَرْتُ أَنْ قُلْتُ لَهُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! أَ تَأْكُلُ مِنْ هَذَا وَالنَّاسُ يَكْرَهُونَهُ؟!

فَقَالَ لِي كَأَنَّهُ لَمْ يَزَلْ يَعْرِفُنِي: وُعِكْتُ فِي لَيْلَتِي هَذِهِ؛ فَبَعَثْتُ فَأُتِيتُ بِهِ فَأَكَلْتُهُ. وَ هُوَ يَقْلَعُ الْحُمَّى وَ يُسَكُنُ الْحَرَارَةَ.

فَقَدِمْتُ فَأَصَبْتُ أَهْلِي مَحْمُومِينَ؛ فَأَطْعَمْتُهُمْ فَأَقْلَعَتِ الْحُمَّى عَنْهُمْ.

4- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ زِيَادٍ الْقَنْدِيِّ قَالَ: دَخَلْتُ الْمَدِينَةَ وَ مَعِي أَخِي سَيْفٌ؛ فَأَصَابَ النَّاسُ بِرُعَافٍ، فَكَانَ الرَّجُلُ إِذَا رَعَفَ يَوْمَيْنِ مَاتَ فَرَجَعْتُ إِلَى الْمَنْزِلِ فَإِذَا سَيْفَ يَرْعُفُ رُعَافًا شَدِيداً.

فَدَخَلْتُ عَلَى أَبِي الْحَسَنِ علیه السلام فَقَالَ: يَا زِيَادُ! أَطْعِمْ سَيْفَا التَّفَاحَ.

3- درست بن ابو منصور گوید: مفضّل بن عمر مرا با هدایایی به حضور امام صادق علیه السلام فرستاد، من در روزی گرم به حضور ایشان شرفیاب شدم دیدم که در مقابل آن حضرت طبقی از سیب سبز بود، پس به خدا سوگند! بدون درنگ عرض کردم: فدایت شوم! آیا این سیب را میل می کنید در حالی که مردم از آن کراهت دارند؟!

حضرتش گویی با من آشنا بود به من فرمود: امشب گرما زده شدم فرستادم این سیب را برای من آوردند و از آن خوردم. این سیب تب را می زداید و گرما را آرام می کند.

مفضل گوید: من به خانه برگشتم دیدم دو تن از خانواده ام تب کرده اند، به آنان سیب سبز خوراندم، تبشان فرو نشست.

4- زیاد قندی گوید: با برادرم سیف وارد مدینه شدم مردم به بیماری خون دماغ گرفتار شده بودند و هرگاه شخصی دو روز متوالی خون دماغ می شد، می مرد. به خانه برگشتم دیدم سیف به خون دماغ شدیدی مبتلا شده است به حضور امام کاظم علیه السلام شرفیاب شدم، حضرت علیه السلام فرمود: ای زیاد! به سیف، سیب بخوران.

فَأَطْعَمْتُهُ إِيَّاهُ فَبَرَأَ.

5- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ زِيَادِ بْنِ مَرْوَانَ قَالَ: أَصَابَ النَّاسَ وَبَاءٌ بِمَكَّةَ، فَكَتَبْتُ إِلَى أَبِي الْحَسَنِ علیه السلام.

فَكَتَبَ إِلَيَّ: كُلِ التَّفَّاح.

6- أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنِ ابْنِ فَضَّالِ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ قَالَ: رَعَفْتُ سَنَةٌ بِالْمَدِينَةِ؛ فَسَأَلَ أَصْحَابُنَا أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السلام عَنْ شَيْءٍ يُمْسِكُ الرُّعَافَ. فَقَالَ لَهُمُ: اسْقُوهُ سَوِيقَ التَّفَّاح.

فَسَقَوْنِي فَانْقَطَعَ عَنِّي الرُّعَافُ.

7- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُوسَى عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا رَفَعَهُ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام أَنَّهُ قَالَ:

مَا أَعْرِفُ لِلسُّمُومِ دَوَاءٌ أَنْفَعَ مِنْ سَوِيقِ التَّفَّاحِ.

من به او سیب خوراندم و او خوب شد.

5- زیاد بن مروان گوید: مردم مکه به بیماری وبا دچار شدند، نامه ای در این خصوص به امام کاظم علیه السلام نوشتم، حضرتش در پاسخ نامه نوشت: سیب بخور.

6- ابن بکیر گوید: سالی در مدینه به خون دماغ مبتلا شدم دوستانم درباره چیزی که خون دماغ را برطرف کند از امام صادق علیه السلام پرسیدند.

حضرت به آنان فرمود: به او قاووت سیب بنوشانید.

آنان به من قاووت سیب نوشاندند و خون دماغم بند آمد.

راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

دوایی نمی شناسم که از قاووت سیب برای سموم و زهرها مفیدتر باشد.

8- عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ يَزِيدَ قَالَ: كَانَ إِذَا لَسَعَ إِنْسَاناً مِنْ أَهْلِ الدَّارِ حَيَّةٌ أَوْ عَقْرَبٌ قَالَ:

اسْقُوهُ سَوِيقَ التَّفَّاح.

9- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللهِ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ يَزِيدَ عَنِ الْقَنْدِيِّ عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: ذُكِرَ لَهُ الْحُمَّى.

فَقَالَ علیه السلام: إِنَّا أَهْلُ بَيْتٍ لَا نَتَدَاوَى إِلَّا بِإِفَاضَةِ الْمَاءِ الْبَارِدِ يُصَبُّ عَلَيْنَا وَأَكْلِ التفَّاح.

10- عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنْ يُونُسَ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

لَوْ يَعْلَمُ النَّاسُ مَا فِي التَّفَّاح مَا دَاوَوْا مَرْضَاهُمْ إِلَّا بِهِ.

قَالَ: وَ رَوَى بَعْضُهُمْ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ:

8- احمد بن محمد بن يزيد گوید: هرگاه مار یا عقرب یکی از افراد خانه را می گزید امام صادق علیه السلام می فرمود:

به او قاووت سیب بخورانید.

9- مفضل بن عمر گوید:

در حضور امام کاظم علیه السلام سخن از تب به میان آمد، حضرتش فرمود:

ما خاندانی هستیم که تب را جز با ریختن آب سرد بر روی بدنمان و خوردن سيب مداوا نمی کنیم.

10- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

اگر مردم از خواص سیب آگاه بودند بیماران خود را جز با آن درمان نمی کردند.

هم چنین روایت شده است که امام صادق علیه السلام فرمود:

أَطْعِمُوا مَحْمُومِيكُمُ التَّفَّاحَ؛ فَمَا مِنْ شَيْءٍ أَنْفَعَ مِنَ التَّفَّاح.

11- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ شَمُونٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَانِ عَنْ مِسْمَعِ بْنِ عَبْدِ الْمَلِكِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ : إِنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام قَالَ:

كُلُوا التَّفَّاحَ؛ فَإِنَّهُ يَدْبُغُ الْمَعِدَةَ.

بخش صدو سوم

اشاره

(103)

بَابُ السَّفَرْجَل

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ يَحْيَى عَنْ جَدِّهِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام:

أَكْلُ السَّفَرْجَل قُوَّةٌ لِلْقَلْبِ الضَّعِيفِ َويُطَيِّبُ الْمَعِدَةَ وَ يُذَكِّى الْفُؤَادَ وَ يُشَجِّعُ الْجَبَانَ.

به بیماران تب دار خود سیب بخورانید؛ چرا که برای تبدار هیچ چیزی از سیب مفیدتر نیست.

11- مسمع بن عبدالملك گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: امیر مؤمنان على علیه السلام فرمود: سیب بخورید؛ چرا که معده را دباغی می کند.

به

1- حسن بن راشد گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمود: خوردن به، قلب ضعیف و ناتوان را نیرو می بخشد، معده را پاکیزه می کند دل را تذکیه می نماید و ترسو را دلیر می کند.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

كَانَ جَعْفَرُ بْنُ أَبِي طَالِبٍ عِنْدَ النَّبِيِّ صلی الله علیه وسلم، فَأَهْدِيَ إِلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه وسلم سَفَرْجَلٌ فَقَطَعَ مِنْهُ النَّبِيُّ صلى الله عليه وسلم قِطْعَةً وَ نَاوَلَهَا جَعْفَراً، فَأَبَى أَنْ يَأْكُلَهَا.

فَقَالَ: خُذْهَا وَكُلْهَا ؛ فَإِنَّهَا تُذَكَّى الْقَلْبَ وَ تُشَجِّعُ الْجَبَانَ.

وَ فِي رِوَايَةٍ أُخْرَى: كُلْ ؛ فَإِنَّهُ يُصَفِّي اللَّوْنَ وَ يُحَسِّنُ الْوَلَدَ.

3- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ رَفَعَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

مَنْ أَكَلَ سَفَرْجَلَةٌ عَلَى الرِّيقِ طَابَ مَاؤُهُ وَ حَسُنَ وَلَدُهُ.

4- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ بْنِ بَزِيعٍ عَنْ عَمِّهِ حَمْزَةَ بْنِ بَزِيع عَنْ أَبِي إِبْرَاهِيمَ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم لِجَعْفَرٍ:

يَا جَعْفَرُ! كُلِ السِّفَرْجَلَ؛ فَإِنَّهُ يُقَوِّي الْقَلْبَ وَ يُشَجِّعُ الْجَبَانَ.

5- أَحْمَدُ بْنَ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

2- سکونی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

جعفربن ابی طالب در حضور پیامبر صلى الله عليه وسلم بود، برای پیامبر یک عدد به هدیه آورده بودند. پیامبر تکه ای از آن را برید و به جعفر داد اما جعفر خودداری کرد که آن را بخورد.

پیامبر صلى الله عليه وسلم فرمود: بگیر و بخور؛ زیرا به قلب را تذکیه و ترسو را شجاع می کند.

در روایتی دیگر چنین آمده است پیامبر صلى الله عليه وسلم فرمود: بخور؛ زیرا به رنگ پوست را روشن می کند و فرزند را زیبا روی می سازد.

3- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هرکس ناشتا یک عدد به بخورد، آب کمرش پاکیزه و فرزندش زیبا خواهد شد.

4- حمزة بن بزيع گوید: امام کاظم علیه السلام فرمود:

پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم به جعفر فرمود: ای جعفر! به بخور؛ زیرا قلب را نیرومند و ترسو را شجاع می کند.

5- جمیل بن دراج گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

مَنْ أَكَلَ سَفَرْجَلَةٌ أَنْطَقَ اللهُ الْحِكْمَةَ عَلَى لِسَانِهِ أَرْبَعِينَ صَبَاحاً.

6- مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ سُلَيْمَانَ بْنِ رُشَيْدٍ عَنْ مَرْوَكِ بْنِ عُبَيْدٍ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

مَا بَعَثَ اللَّهُ عزوجل نَبِيّاً إِلَّا وَ مَعَهُ رَائِحَةُ السَّفَرْجَلِ .

7- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللهِ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطِ عَنْ أَبِي مُحَمَّدٍ الْجَوْهَرِيِّ عَنْ سُفْيَانَ بْنِ عُيَيْنَةَ قَالَ: سَمِعْتُ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ علیهما السلام يَقُولُ:

السَّفَرْجَلُ يَذْهَبُ بِهَمَ الْحَزِينِ كَمَا تَذْهَبُ الْيَدُ بِعَرَقِ الْجَبِينِ.

بخش صدو چهارم

اشاره

(104)

بَابُ التِّينِ

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرضا علیه السلام قَالَ:

هر کس یک عدد به بخورد خداوند متعال تا چهل صبح، حکمت را بر زبانش جاری می سازد.

6- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

خداوند هیچ پیامبری را مبعوث نفرمود جز این که بوی به همراهش بود.

7- سفیان بن عیینه گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود:

به، غم و اندوه شخص اندوهگین را می زداید؛ آن سان که دست عرق پیشانی را می زداید

انجیر

1- احمد بن محمد بن ابی نصر گوید: امام رضا علیه السلام فرمود:

التِّينَ يَذْهَبُ بِالْبَخَرِ وَ يَشُدُّ الْفَمَ وَ الْعَظْمَ وَيُنْبِتُ الشَّعْرَ وَ يَذْهَبُ بِالدَّاءِ، وَلَا يُحْتَاجُ مَعَهُ إِلَى دَوَاءٍ.

وَ قَالَ علیه السلام: النِّينُ أَشْبَهُ شَيْءٍ بِنَبَاتِ الْجَنَّةِ.

وَ رَوَاهُ سَهْلُ بْنُ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْأَشْعَثِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ أَيْضاً مِثْلَهُ.

بخش صدو پنجم

اشاره

(105)

بَابُ الْكُمَّثْرَى

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ يَحْيَى عَنْ جَدِّهِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

كُلُوا الْكُمَّثْرَى؛ فَإِنَّهُ يَجْلُو الْقَلْبَ وَ يُسَكِّنُ أَوْجَاعَ الْجَوْفِ بِإِذْنِ اللَّهِ تَعَالَى.

انجیر بوی بد دهان را از بین می برد لثه را محکم می کند، موی می رویاند، بیماری ها را معالجه می کند و با آن به هیچ داروی دیگری احتیاج نیست.

هم چنین فرمود: شبیه ترین چیز به گیاهان بهشت، انجیر است.

گلابی

1- ابو بصیر گوید: امام رضا علیه السلام فرمود:

گلابی بخورید؛ زیرا گلابی قلب را جلا می دهد و به اذن خداوند، دردهای شکم را بر طرف می سازد.

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْن جَعْفَرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: الْكُمَّثْرَى يَدْبُغَ الْمَعِدَةَ وَ يُقَوِّيهَا. هُوَ وَ السَّفَرْجَلُ سَوَاءٌ وَ هُوَ عَلَى الشَّبَعِ أَنْفَعُ مِنْهُ عَلَى الرِّيقِ. وَ مَنْ أَصَابَهُ طَخَاءٌ فَلْيَأْكُلْهُ، يَعْنِي عَلَى الطَّعَامِ.

بخش صدو ششم

اشاره

(106)

بَابُ الْإِجَاصِ

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ زِيَادٍ الْقَنْدِيِّ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى أَبِي الْحَسَنِ الْأَوَّلِ علیه السلام وَ بَيْنَ يَدَيْهِ تَوْرُ مَاءٍ فِيهِ إِجَّاصٌ أَسْوَدُ فِي إِيَّانِهِ فَقَالَ:

إِنَّهُ هَاجَتْ بِي حَرَارَةٌ ؛ وَ إِنَّ الْإِجَاصَ الطَّرِي يُطْفِئُ الْحَرَارَةَ وَيُسَكِّنُ الصَّفْرَاءَ وَإِنَّ الْيَابِسَ مِنْهُ يُسَكِّنُ الدَّمَ وَيَسُلُّ الدَّاءَ الدَّوِيَّ.

2- یکی از اصحاب ما گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

گلابی، معده را دباغی و آن را نیرومند می کند گلابی و به یکسان اند، خوردن آن در حالت سیری مفیدتر از خوردن آن در حالت ناشتا است و هر کس به غم و اندوه دچار شود باید پس از غذا آن را بخورد.

آلو

1- زیاد قندی گوید: خدمت امام کاظم علیه السلام شرفیاب شدم مقابل آن حضرت ظرف آبی بود که در آن آلوی سیاه - که فصلش بود - قرار داشت، حضرت فرمود: گرما بر من غلبه کرده است و به راستی که آلوی تازه گرما را خاموش و زرد آب را ساکن می کند و آلوی خشک خون را آرام می کند و بیماری سخت را جدا و خارج می کند.

بخش صدو هفتم

اشاره

(107)

بَابُ الْأَتْرُج

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم وَ الْوَشَّاءِ جَمِيعاً عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: كَانَ عِنْدِي ضَيْفٌ فَتَشَهَى أُتْرُجَا بِعَسَلٍ فَأَطْعَمْتُهُ وَأَكَلْتُ مَعَهُ.

ثُمَّ مَضَيْتُ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام وَإِذَا الْمَائِدَةُ بَيْنَ يَدَيْهِ فَقَالَ لِي: ادْنُ فَكُلْ.

فَقُلْتُ: إِنِّي أَكَلْتُ قَبْلَ أَنْ آتِيَكَ أُتْرُجَاً بِعَسَلٍ وَ أَنَا أَجِدُ ثِقْلَهُ لِأَنِّي أَكْثَرْتُ مِنْهُ.

فَقَالَ: يَا غُلَامُ انْطَلِقْ إِلَى الْجَارِيَةِ فَقُلْ لَهَا ابْعَثِي إِلَيْنَا بِحَرْفِ رَغِيفٍ يَابِسٍ مِنَ الَّذِي تُجَفِّفُهُ فِي التَّنُّورِ.

فَأُتِيَ بِهِ فَقَالَ لِي: كُلْ مِنْ هَذَا الْخُبْزِ الْيَابِسِ؛ فَإِنَّهُ يَهْضِمُ الْأُتْرُج.

نارنج

1- ابو بصیر گوید مهمانی داشتم که نارنج با عسل خواست، برای او تهیه کردم و خودم نیز با او از آن میل کردم بعد از آن به حضور امام صادق علیه السلام رفتم در این هنگام مقابل ایشان سفره ای پهن بود به من :فرمود: نزدیک شو و بخور.

عرض کردم: پیش از آن که خدمت شما بیایم نارنج با عسل خوردم و چون زیاد خوردم سنگینی آن را در معده ام احساس می کنم.

فرمود: ای غلام! نزد کنیز برو و بگو تکه ای از آن نانی که در تنور خشکش کردی بیاور! آن را آوردند.

حضرت علیه السلام فرمود: از این نان خشک بخور؛ چرا که نارنج را هضم می کند.

فَأَكَلْتُهُ ثُمَّ قُمْتُ فَكَأَنِّي لَمْ أَكُلِّ شَيْئاً.

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ بَكْرِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ الْجَعْفَرِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

بِأَيِّ شَيْءٍ يَأْمُرُكُمْ أَطِبَّاؤُكُمْ فِي الْأَتْرُجُ؟

فَقُلْتُ: يَأْمُرُونَنَا أَنْ نَأْكُلَهُ قَبْلَ الطَّعَامِ.

فَقَالَ: إِنِّي آمُرُكُمْ بِهِ بَعْدَ الطَّعَامِ.

3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ يَحْيَى عَنْ جَدِّهِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدِ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

كُلُوا الْأَتْرُجَ بَعْدَ الطَّعَامِ، فَإِنَّ آلَ مُحَمَّدٍ علیهم السلام يَفْعَلُونَ ذَلِكَ.

4- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السلام قَالَ:

الْخُبْرُ الْيَابِسُ يَهْضِمُ الْأُتْرُجَ.

من نیز آن را خوردم آنگاه برخاستم و گویا اصلا چیزی نخورده بودم.

2- عبد الله بن ابراهیم جعفری گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: پزشکان شما در بارۀ نارنج چه دستوری می دهند؟

گفتم: می گویند قبل از غذا آن را بخوریم.

فرمود: ولی من به شما می گویم که آن را پس از غذا بخورید.

3- ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

نارنج را بعد از غذا بخورید؛ چرا که آل محمد علیهم السلام هم چنین می کنند.

4- احمد بن محمد بن ابی نصر گوید: امام رضا علیه السلام فرمود:

نان خشک نارنج را هضم می کند.

5- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عُمَرَ الْيَمَانِيُّ قَالَ:

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام: إِنَّهُمْ يَزْعُمُونَ أَنَّ الْأَتْرُجَ عَلَى الرِّيقِ أَجْوَدُ مَا يَكُونُ.

فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السلام: إِنْ كَانَ قَبْلَ الطَّعَامِ خَيْرٌ فَهُوَ بَعْدَ الطَّعَامِ خَيْرٌ وَ خَيْرٌ وَأَجْوَدُ.

6- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ الْقَاسَانِيِّ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ الْمَدِينِيِّ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ جَعْفَرِ الْجَعْفَرِيُّ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السلام:

أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم كَانَ يُعْجِبُهُ النَّظَرُ إِلَى الْأَتْرُجُ الْأَخْضَرِ وَ التَّفَّاحِ الْأَحْمَرِ.

5 - ابراهیم بن عمر یمانی گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: اهل سنت گمان می کنند که خوردن نارنج در حالت ناشتا، بهترین زمان خوردن آن است.

فرمود: اگر پیش از غذا خوب است، بنابراین پس از غذا خوب تر و بهتر خواهد بود.

6- سلیمان بن جعفر جعفری گوید: امام رضا علیه السلام فرمود:

پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم نگاه کردن به نارنج سبز و سیب قرمز را دوست می داشت.

بخش صدو هشتم

اشاره

(108)

بَابُ الْمَوْز

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عن يَحْيَى بْنِ مُوسَى الصَّنْعَانِي قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى أَبِي الْحَسَنِ الرَّضَا علیه السلام بِمِنِّي وَ جَعْفَر الثَّانِي علیه السلام عَلَى فَخِذِهِ وَ هُوَ يُقَشِّرُ لَهُ مَوْراً وَ يُطْعِمُهُ.

2- أبو عَلِيَّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ أَبِي أُسَامَةَ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام فَقَرَّبَ إِلَيَّ مَوْراً فَأَكَلْتُهُ.

3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطِ عَنْ يَحْيَى الصَّنْعَانِي قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السلام وَ هُوَ بِمَكَّةَ وَ هُوَ يُقَشِّرُ مَوْراً وَ يُطْعِمُهُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السلام. فَقُلْتُ لَهُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! هَذَا الْمَوْلُودُ الْمُبَارَكَ؟!

موز

1- يحيی بن موسی صنعانی گوید: در منا به حضور امام رضا علیه السلام شرفیاب شدم، دیدم امام جواد علیه السلام روی پای حضرت بود و حضرت برای او موز پوست می کند و به او می خوراند.

2- ابو اسامه گوید: به حضور امام صادق علیه السلام شرفیاب شدم ایشان موزی نزد من آورد و من آن را خوردم.

3- یحیی صنعانی گوید: در مکه به حضور امام رضا علیه السلام شرفیاب شدم دیدم که موز پوست می کند و به امام جواد علیه السلام می خوراند.

عرض کردم: فدایت شوم! این همان مولود با برکت است؟

قَالَ: نَعَمْ يَا يَحْيَى! هَذَا الْمَوْلُودُ الَّذِي لَمْ يُولَدْ فِي الْإِسْلَامِ مِثْلُهُ مَوْلُودٌ أَعْظَمُ بَرَكَةً عَلَى شِيعَتِنَا مِنْهُ.

بخش صدو نهم

اشاره

(109)

بَابُ الْغُبَيْرَاءِ

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُوسَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِقٍ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ: أَنَّهُ سَمِعَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام يَقُولُ:

الْغُبَيْرَاءُ لَحْمُهُ يُنْبِتُ اللَّحْمَ وَ عَظْمُهُ يُنْبِتُ العَظْمَ وَ جِلْدَهُ يُنْبِتُ الْجِلْدَ وَمَعَ ذَلِكَ [فَإِنَّهُ] يُسَكِّنُ الْكَلْيَتَيْنِ وَ يَدْبُغُ الْمَعِدَةَ وَ هُوَ أَمَانٌ مِنَ الْبَوَاسِيرِ وَ التَّقْتِيرِ وَيُقَوِّي السَّاقَيْنِ وَ يَقْمَعُ عِرْقَ الْجُذَامِ.

فرمود: آری ای یحیی! این، مولودی است که در اسلام مانند او متولد نشده است که برکتش بر شیعیان ما بیشتر و بزرگتر از او باشد.

سنجد

1- ابن بکیر از امام صادق علیه السلام شنید که می فرمود:

گوشت سنجد، گوشت می رویاند، استخوان آن، استخوان می رویاند و پوست آن پوست می رویاند، علاوه بر آن معده را گرم و دباغی می کند، سنجد امان از بواسیر و ضعف و سستی است به ساق ها نیرو می بخشد و رگ جذام را دفع می کند.

بخش صدو دهم

اشاره

(110)

بَابُ الْبِطِّيخ

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ يَاسِرِ الْخَادِم عَنِ الرِّضَا علیه السلام قَالَ:

الْبِطَّيخُ عَلَى الرِّيقِ يُورِثُ الْفَالِجَ، نَعُوذُ بِاللَّهِ مِنْهُ.

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ:

كَانَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم يَأْكُلُ الرُّطَبَ بِالْخِرِّيزِ.

3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

كَانَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم يَأْكُلُ الْبِطَيخَ بِالتَّمْرِ.

4- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِيِّ عَنِ ابْنِ الْقَدَّاحِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

خربزه

1- یاسر خادم گوید: امام رضا علیه السلام فرمود:

خوردن خربزه در حالت ناشتا باعث بیماری فالج (1)می شود، از آن به خداوند پناه می بریم.

2- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم خربزه را با رطب میل می نمود.

3- سکونی نظیر این روایت را از امام صادق علیه السلام نقل می کند.

4- ابن قداح گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:


1) بیماری فالج: رعشه، لرزه و سکته ناقص را گویند.

كَانَ النَّبِيُّ صلى الله عليه وسلم يُعْجِبُهُ الرُّطَبُ بِالْخِرْيزِ.

5- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عُبَيْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ اللهِ الدِّهْقَانِ عَنْ دُرُسْتَ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عَبْدِ الْحَمِيدِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الأَوَّلِ علیه السلام قَالَ:

أَكَلَ النَّبِيُّ البِطَّيخَ بِالسُّكَّرِ وَ أَكَلَ الْبِطِّيخَ بِالرُّطَبِ.

بخش صدو یازدهم

اشاره

(111)

بَابُ الْبُقُولِ

1 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ هَارُونَ عَنْ مُوَفَّقِ الْمَدِينِيِّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ قَالَ: بَعَثَ إِلَيَّ الْمَاضِي علیه السلام يَوْماً فَأَجْلَسَنِي لِلْغَدَاءِ فَلَمَّا جَاءُوا بِالْمَائِدَةِ لَمْ يَكُنْ عَلَيْهَا بَقْلُلْ فَأَمْسَكَ يَدَهُ ثُمَّ قَالَ لِلْغُلَام:

أَمَا عَلِمْتَ أَنِّي لَا أَكُلُ عَلَى مَائِدَةٍ لَيْسَ فِيهَا خُضْرَةً؟! فَأْتِنِي بِالْخُضْرَةِ.

پیامبر صلى الله عليه وسلم همواره به خوردن رطب با خربزه علاقه داشت.

5- ابراهیم بن عبد الحمید گوید: امام کاظم علیه السلام فرمود:

پیامبر صلى الله عليه وسلم همواره خربزه را با شکر و خرما میل می کرد.

سبزیجات

1- پدر بزرگ موفق مدینی گوید:

روزی امام هادی علیه السلام مرا به حضور طلبید هنگامی که سفره را آوردند، سبزی در آن نبود، حضرت به غلام فرمود: مگر نمی دانی که من بر سفره ای که سبزی در آن نیست غذا نمی خورم؟! برایم سبزی بیاور!

قَالَ: فَذَهَبَ الْغُلَامُ فَجَاءَ بِالْبَقْلِ فَأَلْقَاهُ عَلَى الْمَائِدَةِ فَمَدَّ يَدَهُ علیه السلام حِينَئِذٍ وَ أَكَلَ.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَنَانِ قَالَ: كُنْتُ مَعَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَلَى الْمَائِدَةِ فَمَالَ عَلَى الْبَقْلِ وَ امْتَنَعْتُ أَنَا مِنْهُ لِعِلَّةٍ كَانَتْ بِي. فَالْتَفَتَ إِلَيَّ فَقَالَ:

يَا حَنَانُ! أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام لَمْ يُؤْتَ بِطَبَقٍ إِلَّا وَ عَلَيْهِ بَقْلُ؟!

قُلْتُ: وَلِمَ؟ جُعِلْتُ فِدَاكَ!

فَقَالَ: لِأَنَّ قُلُوبَ الْمُؤْمِنِينَ خَضِرَةٌ وَهِيَ تَحِنُّ إِلَى أَشْكَالِهَا.

بخش صدو دوازدهم

اشاره

(112)

بَابُ مَا جَاءَ فِي الْهِنْدَبَاءِ

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنِ الْمُثَنَّى بْنِ الْوَلِيدِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

مَنْ بَاتَ وَ فِي جَوْفِهِ سَبْعُ طَاقَاتٍ مِنَ الْهِنْدَبَاءِ أَمِنَ مِنَ الْقُولَنَّج لَيْلَتَهُ تِلْكَ إِنْ شَاءَ اللهُ.

غلام رفت و سبزی آورد و در سفره گذاشت و حضرت از آن خوردند.

2- حنان گوید: با امام صادق علیه السلام بر سر یک سفره غذا می خوردیم حضرت به سبزی علاقه داشت و از آن می خورد و من به خاطر بیماری که داشتم نمی خوردم. آن حضرت به من رو نمود و فرمود:

ای حنان! مگر نمی دانی که برای امیرمؤمنان علی علیه السلام ظرف غذایی نمی آوردند مگر آن که روی آن سبزی بود؟!

عرض کردم: فدایت شوم! چرا چنین بود؟

فرمود: چرا که قلب های مؤمنان سبز است و به امثال خود تمایل دارند.

روایاتی درباره کاسنی

1- مثنی بن ولید گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هرکس در حالی که در شکمش هفت برگ کاسنی باشد، بخوابد، إن شاء الله آن شب از قولنج در امان خواهد بود.

2- عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ خَالِدِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ جَدِّهِ سُفْيَانَ بْنِ السَّمْطِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

مَنْ أَحَبَّ أَنْ يَكْثُرَ مَاؤُهُ وَ وُلْدُهُ فَلْيُدْمِنْ أَكْلَ الْهِنْدَبَاءِ.

3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

مَنْ أَحَبَّ أَنْ يَكْثُرَ مَاؤُهُ وَ وُلْدُهُ فَلْيُكْثِرُ أَكلَ الْهِنْدَبَاءِ.

4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

نِعْمَ الْبَقْلُ الْهِنْدَبَاءُ وَ لَيْسَ مِنْ وَرَقَةٍ إِلَّا وَ عَلَيْهَا قَطْرَةٌ مِنَ الْجَنَّةِ، فَكُلُوهَا وَ لَا تَنْقُضُوهَا عِنْدَ أَكْلِهَا.

قَالَ: وَ كَانَ أَبِي يَنْهَانَا أَنْ نَنْفُضَهُ إِذَا أَكَلْنَاهُ.

5- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ زِيَادٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

الْهِنْدَبَاءُ سَيِّدُ الْبُقُولِ.

2- سفیان بن سمط گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هرکس دوست دارد آب کمر و نسل او فراوان گردد، باید بر خوردن کاسنی مداومت کند.

3- نظیر این روایت را سکونی از امام صادق علیه السلام نقل می کند.

4- سکونی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

کاسنی چه سبزی خوبی است هیچ برگ کاسنی نیست، مگر آن که روی آن قطره ای از بهشت است. آن را بخورید و هنگام خوردن آن را نتکانید.

فرمود: هنگامی که برگ کاسنی می خوردیم پدرم ما را نهی می کرد که آن را بتکانیم.

5- مسعدة بن صدقة بن زیاد گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

کاسنی، آقای سبزی هاست.

6- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدٍ وَ أَبُو عَلَى الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ جَمِيعاً عَنِ الْحَجَّالِ عَنْ ثَعْلَبَةَ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

عَلَيْكَ بِالْهِنْدَبَاءِ فَإِنَّهُ يَزِيدُ فِي الْمَاءِ وَ يُحَسِّنُ الْوَلَدَ وَ هُوَ حَارٌ لَيِّنٌ يَزِيدُ فِي الْوَلَدِ الذُكُورَةَ.

7- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِي سُلَيْمَانَ الْحَذَّاءِ الْجَبَلِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفَيْضِ قَالَ: تَغَدَّيْتُ مَعَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام وَ عَلَى الْخِوَانِ بَقْلُ وَ مَعَنَا شَيْخٌ فَجَعَلَ يَتَنَكَّبُ الْهِنْدَبَاءَ.

فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السلام: أَمَّا أَنْتُمْ فَتَزْعُمُونَ أَنَّ الْهِنْدَبَاءَ بَارِدَةٌ وَ لَيْسَتْ كَذَلِكَ وَ لَكِنَّهَا مُعْتَدِلَةٌ وَفَضْلُهَا عَلَى الْبُقُولِ كَفَضْلِنَا عَلَى النَّاسِ.

8- عَنْهُ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنِ الْأَصَمَّ عَنْ شُعَيْبٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام:

6- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

بر تو باد به کاسنی زیرا آب کمر را زیاد و فرزند را زیبا رو می سازد خاصیت آن گرم، نرم و روان است و موجب تولد فرزند پسر می شود.

7- محمد بن فیض گوید: با امام صادق علیه السلام و پیرمردی صبحانه می خوردم و بر سر سفره سبزی بود، پیرمرد از کاسنی نخورد امام صادق علیه السلام فرمود: به پندار شما خاصیت کاسنی سرد است، چنین نیست، کاسنی خاصیت معتدلی دارد و برتری آن بر دیگر سبزی ها، مانند برتری ما بر مردم است.

8- ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمود.

كُلُوا الْهِنْدَبَاءَ ؛ فَمَا مِنْ صَبَاحٍ إِلَّا وَ تَنْزِلُ عَلَيْهَا قَطْرَةٌ مِنَ الْجَنَّةِ. فَإِذَا أَكَلْتُمُوهَا فَلَا تَنْفُضُوهَا.

قَالَ: وَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام: كَانَ أَبِي لَا يَنْهَانَا أَنْ نَنْفُضَهَا إِذَا أَكَلْنَاهَا.

9- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ قَالَ: سَمِعْتُ الرِّضَا علیه السلام يَقُولُ:

الْهِنْدَبَاءُ شِفَاءٌ مِنْ أَلْفِ دَاءٍ . مَا مِنْ دَاءٍ فِي جَوْفِ ابْنِ آدَمَ إِلَّا قَمَعَهُ الْهِنْدَبَاءُ.

قَالَ: وَ دَعَا بِهِ يَوْماً لِبَعْضِ الْحَشَمِ وَ كَانَ تَأْخُذُهُ الْحُمَّى وَالصَّدَاعُ فَأَمَرَ أَنْ يُدَقَّ وَ صَيَّرَهُ عَلَى قِرْطَاسٍ وَ صَبَّ عَلَيْهِ دُهْنَ الْبَنَفْسَجِ وَ وَضَعَهُ عَلَى جَبِينِهِ.

ثُمَّ قَالَ: أَمَا إِنَّهُ يَذْهَبُ بِالْحُمَّى وَ يَنْفَعُ مِنَ الصَّدَاعِ وَ يَذْهَبُ بِهِ.

10- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِي يَحْيَى الْوَاسِطِي عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

کاسنی بخورید؛ هر بامدادی قطره ای بهشتی روی برگ آن می چکد هرگاه برگ کاسنی میل می کنید آن را نتکانید.

امام صادق علیه السلام فرمود: آنگاه که ما برگ کاسنی می خوردیم پدرم ما را از تکان دادن برگ آن باز می داشت.

9- محمد بن اسماعیل گوید: امام رضا علیه السلام فرمود:

کاسنی شفای هر بیماری است، هیچ بیماری نیست مگر آن که کاسنی آن را بهبود می دهد.

محمد گوید: روزی امام رضا علیه السلام برای یکی از وابستگان خود که دچار تب و سردرد شده بود، کاسنی خواست و دستور فرمود که آن را بکوبند در کاغذ قرار دهند و روی آن روغن بنفشه بریزند آنگاه روی پیشانی بیمار قرار دهند.

سپس فرمود: آگاه باشید کاسنی تب را از بین می برد، برای سردرد سودمند است و آن را از بین می برد.

10- یکی از اصحاب ما گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

بَقْلَةٌ رَسُولِ اللهِ صلى الله عليه وسلم الْهِنْدَبَاءُ وَ بَقْلَةٌ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام الْبَاذَرُوجُ وَ وَ بَقْلَهُ فَاطِمَةَ علیها السلام الْفَرْفَخُ.

بخش صدو سیزدهم

اشاره

(113)

بَابُ الْبَاذَرُوجٍ

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام:

كَانَ يُعْجِبُ رَسُولَ اللهِ صلى الله عليه وسلم مِنَ الْبُقُولِ الْحَوْكَ.

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام يُعْجِبُهُ الْبَاذَرُوجُ.

سبزی پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم کاسنی، سبزی امیر مؤمنان علی علیه السلام ریحان کوهی و سبزی حضرت فاطمه خُرفه است.

ریحان کوهی

1- سکونی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمود: پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم در میان سبزی ها به ریحان کوهی علاقه داشت.

2- حماد بن عثمان گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

امیرمؤمنان علی علیه السلام همواره به ریحان کوهی علاقه داشت.

3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَيُّوبَ بْنِ نُوحٍ قَالَ: حَدَّثَنِي مَنْ حَضَرَ مَعَ أَبِي الْحَسَنِ الْأَوَّلِ علیه السلام الْمَائِدَةَ فَدَعَا بِالْبَاذَرُوجِ وَ قَالَ:

إِنِّي أُحِبُّ أَنْ أَسْتَفْتِحَ بِهِ الطَّعَامَ؛ فَإِنَّهُ يَفْتَحُ السُّدَدَ وَ يُشَبِّي الطَّعَامَ وَ يَذْهَبُ بِالسُّبُلِ وَ مَا أُبَالِي إِذَا أَنَا افْتَتَحْتُ بِهِ مَا أَكَلْتُ بَعْدَهُ مِنَ الطَّعَامِ. فَإِنِّي لَا أَخَافُ دَاءً وَ لَا غَائِلَةٌ.

فَلَمَّا فَرَغْنَا مِنَ الْغَدَاءِ دَعَا بِهِ أَيْضاً وَ رَأَيْتُهُ يَتَتَبَّعُ وَرَقَهُ عَلَى الْمَائِدَةِ وَ يَأْكُلُهُ وَيُنَاوِلُنِي مِنْهُ وَ هُوَ يَقُولُ:

اخْتِمْ طَعَامَكَ بِهِ؛ فَإِنَّهُ يُمْرِئُ مَا قَبْلُ كَمَا يُشَهِي مَا بَعْدُ وَ يَذْهَبُ بِالنُّقَلِ وَيُطَيِّبُ الْجُشَاءَ وَ النَّكْهَةَ.

4- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُوسَى عَنْ إِشْكِيبِ بْنِ عَبْدَةَ الْهَمْدَانِي بِإِسْنَادِ لَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام أَنَّهُ قَالَ:

3- ایوب بن نوح گوید: کسی که همراه امام کاظم علیه السلام در کنار سفره غذا حضور داشت به من گفت: حضرت ریحان کوهی طلب نمود و فرمود:

من دوست دارم که با ریحان کوهی غذا را شروع کنم؛ زیرا آن گرفتگی بینی را می گشاید، اشتها می آورد و تاری چشم را از بین می برد و آنگاه که با ریحان کوهی غذایم را شروع می کنم اهمیت نمی دهم که پس از آن چه غذایی می خورم؛ زیرا در این صورت از هیچ بیماری و بلایی واهمه ندارم.

راوی گوید: هنگامی که از خوردن صبحانه فارغ شدیم حضرت علیه السلام باز هم ریحان کوهی خواست دیدم که حضرت برگ آن را که روی سفره ریخته بود جمع می کرد و میل می نمود و به من نیز می داد و می فرمود:

غذایت را با ریحان کوهی به پایان ببر؛ چرا که غذایی را که خورده ای گوارا می کند، اشتها آور است، سنگینی غذا را از بین می برد و آروغ و بوی دهان را خوش بو می سازد.

4- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

الْحَوْلُ بَقْلَةُ الْأَنْبِيَاءِ؛ أَمَا إِنَّ فِيهِ ثَمَانَ خِصَالٍ: يُمْرِئُ وَ يَفْتَحُ السُّدَدَ وَ يُطَيِّبُ الْجُشَاءَ وَيُطَيِّبُ النَّكْهَةَ وَيُشَهُيِ الطَّعَامَ وَ يَسُلُّ الدَّاءَ وَ هُوَ أَمَانٌ مِنَ الْجُذَامِ إِذَا اسْتَقَرَّ فِي جَوْفِ الْإِنْسَانِ قَمَعَ الدَّاءَ كُلَّهُ.

بخش صدو چهاردهم

اشاره

(114 )

بَابُ الْكُرَّاثِ

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ حَسَّانَ عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرٍ قَالَ: اشْتَكَى غُلَامٌ لِأَبِي الْحَسَنِ علیه السلام فَسَأَلَ عَنْهُ فَقِيلَ: بِهِ طُحَالٌ.

فَقَالَ: أَطْعِمُوهُ الْكُرَّاثَ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ.

فَأَطْعَمْنَاهُ فَقَعَدَ الدَّمُ ثُمَّ بَرَأَ.

2- عَنْهُ قَالَ: حَدَّثَنِي مَنْ رَأَى أَبَا الْحَسَنِ علیه السلام يَأْكُلُ الْكُرَّاثَ فِي الْمَشَارَةِ وَ يَغْسِلُهُ بِالْمَاءِ وَ يَأْكُلُهُ.

ریحان کوهی، سبزی پیامبران علیهم السلام است آگاه باشید که آن دارای هشت خصوصیت است:

غذا را گوارا می کند، گرفتگی بینی را می گشاید، آروغ را خوش بو می کند، بوی دهان را خوش بو می سازد، اشتها آور است، بیماری را بهبود می دهد، پیشگیری کننده از جذام است و هرگاه در شکم انسان قرار گیرد همۀ بیماری ها را بهبود می دهد.

تره

1- موسى بن بکر گوید: یکی از خدمتکاران امام کاظم علیه السلام بیمار شد، حضرت از حال او پرسیدند عرض شد: بیماری طحال دارد.

فرمود: سه روز به او تره بخورانید.

ما به او تره خوراندیم آنگاه خون قطع شد و بهبود یافت.

2 - موسى بن بکر گوید: کسی که به حضور امام کاظم علیه السلام رسیده بود به من گفت: آن حضرت در گوشه ای از مزرعه تره را با آب می شست و میل می نمود.

3- سَهْلُ بْنُ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْوَلِيدِ عَنْ يُونُسَ بْنِ يَعْقُوبَ قَالَ: رَأَيْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السلام يَقْطَعُ الْكُرَّاثَ بِأُصُولِهِ فَيَغْسِلُهُ بِالْمَاءِ وَ يَأْكُلُهُ.

4- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ بُنْدَارَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيَّ الْهَمَذَانِيِّ عَنْ عَمْرِو بْنِ عِيسَى عَنْ فُرَاتِ بْن أَحْنَفَ قَالَ: سُئِلَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنِ الْكُرَّاثِ.

فَقَالَ: كُلْهُ؛ فَإِنَّ فِيهِ أَرْبَعَ خِصَالٍ : يُطَيِّبُ النَّكْهَةَ وَ يَطْرُدُ الرِّيَاحَ وَيَقْطَعُ الْبَوَاسِيرَ. وَ هُوَ أَمَانٌ مِنَ الْجُذَامِ لِمَنْ أَدْمَنَ عَلَيْهِ.

5- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى أَوْ غَيْرِهِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ زَكَرِيَّا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

ذُكِرَتِ الْبُقُولُ عِنْدَ رَسُولِ اللهِ صلى الله عليه وسلم.

فَقَالَ: كُلُوا الْكُرَّاثَ؛ فَإِنَّ مَثَلَهُ فِي الْبُقُولِ كَمَثَلِ الْخُبْزِ فِي سَائِرِ الطَّعَامِ.

أَوْ قَالَ: الْإِدَامِ. الشَّكُ مِنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَعْقُوبَ.

3- یونس بن یعقوب گوید:

امام کاظم علیه السلام را دیدم که تره را از ریشه بر می کند و با آب می شوید و تناول می فرماید.

4- فرات بن احنف گوید: از امام صادق علیه السلام درباره تره سؤال شد، فرمود:

آن را بخور؛ زیرا چهار خاصیت دارد: بوی دهان را خوش بو می کند، بادهای بدن را دور می نماید، بواسیر را بهبود می دهد و برای کسی که بر خوردن آن مداومت کند جلوگیری کننده از جذام است.

5- حمّاد بن عثمان گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

نزد پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم سخن از سبزی ها به میان آمد، حضرت فرمود: تره بخورید؛ زیرا که مثل آن در سبزی ها همانند مَثَل نان در بین غذاهای دیگر است - یا فرمود: در بین خورش های دیگر است - تردید از محمد بن یعقوب است.

6- عَنْهُ عَنْ دَاوُدَ بْنِ أَبِي دَاوُدَ عَنْ رَجُلٍ رَأَى أَبَا الْحَسَنِ علیه السلام بِخُرَاسَانَ يَأْكُلُ الْكُرَّاثَ مِنَ الْبُسْتَانِ كَمَا هُوَ فَقِيلَ لَهُ: إِنَّ فِيهِ السَّمَادَ.

فَقَالَ علیه السلام: لَا تَعَلَّقُ بِهِ مِنْهُ شَيْءٌ وَ هُوَ جَيِّدٌ لِلْبَوَاسِيرِ.

7- عَنْهُ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ حَنَانِ بْنِ سَدِيرٍ قَالَ: كُنْتُ مَعَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَلَى الْمَائِدَةِ فَمِلْتُ عَلَى الْهِنْدَبَاءِ.

فَقَالَ لِي: يَا حَنَانُ ! لِمَ لَا تَأْكُلُ الْكُرَّاثَ؟

قُلْتُ: لِمَا جَاءَ عَنْكُمْ مِنَ الرَّوَايَةِ فِي الْهِنْدَبَاءِ.

فَقَالَ: وَ مَا الَّذِي جَاءَ عَنَّا؟

قُلْتُ: إِنَّهُ قِيلَ عَنْكُمْ إِنَّكُمْ قُلْتُمْ: إِنَّهُ يُقَطَّرُ عَلَيْهِ مِنَ الْجَنَّةِ فِي كُلِّ يَوْمٍ قَطْرَةٌ.

قَالَ: فَقَالَ علیه السلام: فَعَلَى الْكُرَّاثِ إِذَنْ سَبْعُ قَطَرَاتٍ.

قُلْتُ: فَكَيْفَ أَكُلُهُ؟

قَالَ: اقْطَعْ أُصُولَهُ وَ اقْذِفْ بِرُءُوسِهِ.

6- داوود بن ابی داوود از شخصی که امام رضا علیه السلام را در خراسان مشاهده نموده بود، روایت می کند که امام رضا علیه السلام تره را در بستان میل می نمود. به ایشان گفتند در آن سرگین و خاکستر است.

فرمود: چیزی از سرگین و خاکستر به آن نمی چسبد هم چنین تره برای بواسیر خوب است.

7- حنان بن سدیر گوید: با امام صادق علیه السلام در کنار سفره غذایی بودم من کاسنی میل نمودم.

امام به من فرمود: ای حنان! چرا تره نمی خوری؟

عرض کردم: به خاطر روایتی که از شما درباره کاسنی وارد شده است.

فرمود: چه روایتی از ما صادر شده است؟

عرض کردم: از جانب شما گفته می شود که فرمودید: «هر روز یک قطره بهشتی بر روی برگ کاسنی می چکد».

فرمود: بنابراین بر روی تره هفت قطره می چکد.

عرض کردم: آن را چگونه بخورم؟

فرمود: ریشه اش را قطع کن و سر آن را دور بینداز.

8- عَنْهُ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ رَفَعَهُ قَالَ:

كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام يَأْكُلُ الْكُرَّاثَ بِالْمِلْحِ الْجَرِيشِ.

بخش صدو پانزدهم

اشاره

(115)

بَابُ الْكَرَفْسِ

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْن أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى أَوْ غَيْرِهِ عَنْ قُتَيْبَةَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ زَكَرِيَّا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم:

عَلَيْكُمْ بِالْكَرَفْسِ! فَإِنَّهُ طَعَامُ إِلْيَاسَ وَالْيَسَع وَيُوشَعَ بْنِ نُونٍ.

2- عَنْهُ عَنْ نُوحٍ بْنِ شُعَيْبِ النَّيْسَابُورِيٌّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيَّ بْنِ يَقْطِين فيما أَعْلَمُ عَنْ نَادِرِ الْخَادِم قَالَ: ذَكَرَ أَبُو الْحَسَنِ علیه السلام الْكَرَفْسَ فَقَالَ:

أَنْتُمْ تَشْتَهُونَهُ وَ لَيْسَ مِنْ دَابَّةٍ إِلَّا وَ هِيَ تَحْتَكَ بِهِ.

راوی گوید: امیرمؤمنان علی علیه السلام همواره تره را با نمک نرم ساییده نشده یا نیم کوفته میل می نمود.

كرفس

1- حماد بن زکریا گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم فرمود: بر شما باد به کرفس؛ چرا که آن غذای حضرت الیاس، يسع و يوشع بن نون علیهم السلام بود.

2- نادر خادم گوید امام کاظم علیه السلام سخن از کرفس به میان آورد و فرمود:

شما به آن اشتها دارید درحالی که هیچ جنبنده ای نیست، مگر آن که با کرفس خود را مداوا می کند.

بخش صدو شانزدهم

(116)

بَابُ الْكَزْبُرَةِ

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الدِّهْقَانِ عَنْ دُرُسْتَ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عَبْدِ الْحَمِيدِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ علیه السلام قَالَ:

أكْلُ التَّفَّاحِ وَ الْكَذِّبُرَةِ يُورِثُ النِّسْيَانَ.

بخش صدو هفدهم

اشاره

(117)

بَابُ الْفَرْفَحْ

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ فُرَاتِ بْنِ أَحْنَفَ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السلام يَقُولُ:

بخش صدو شانزدهم گشنیز

1- ابراهیم بن عبدالحمید گوید: امام کاظم علیه السلام فرمود:

خوردن سیب و گشنیز، فراموشی می آورد.

بخش صدو هفدهم خُرفه

1- فرات بن احنف گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود:

لَيْسَ عَلَى وَجْهِ الْأَرْضِ بَقْلَةٌ أَشْرَفُ وَ لَا أَنْفَعُ مِنَ الْفَرْفَحَ وَهُوَ بَقْلَةً فَاطِمَةَ علیها السلام.

ثُمَّ قَالَ: لَعَنَ اللهُ بَنِي أُمَيَّةَ ! هُمْ سَمَّوْهَا بَقْلَةَ الْحَمْقَاءِ بُغْضَاً لَنَا وَعَدَاوَةً لفَاطِمَة علیها السلام.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ:

وَطِئَ رَسُولُ اللهِ صلی الله علیه وسلم الرَّمْضَاءَ فَأَحْرَقَتْهُ، فَوَطِئَ عَلَى الرَّحْلَةِ وَ هِيَ الْبَقْلَةُ الْحَمْقَاءُ فَسَكَنَ عَنْهُ حَرُّ الرَّمْضَاءِ، فَدَعَا لَهَا وَكَانَ يُحِبُّهَا صلی الله علیه وسلم وَ يَقُولُ: مِنْ بَقْلَةٍ مَا أَبْرَكَهَا.

بخش صدو هیجدهم

اشاره

(118)

بَابُ الْخَسِ

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي حَفْصِ الْأَبَارِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

بر روی زمین هیچ سبزی ارزشمندتر و سودمندتر از خرفه وجود ندارد و آن سبزی حضرت فاطمه علیها السلام است.

آنگاه فرمود: خداوند بنو امیه را لعنت کند، آنان به خاطر کینه با ما و دشمنی با فاطمه عليها السلام خرفه را سبزی نادان نامیدند.

2- یکی از اصحاب ما گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

روزی پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم بر روی زمین داغ پای گذاشت و پای ایشان سوخت، آنگاه بر روی خرفه - سبزی نادان - پای نهاد و سوزش پایش آرام شد، سپس پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم برای خرفه دعا نمود و آن را دوست می داشت و هم چنین می فرمود: چه سبزی با برکتی است.

کاهو

1- ابو حفص ابار گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

عَلَيْكُمْ بِالْخَسِ! فَإِنَّهُ يُصَفِّي الدَّمَ.

بخش صدو نوزدهم

اشاره

(119)

بَابُ السَّدَابِ

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ عَامِرٍ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ علیه السلام قَالَ:

السَّدَابُ يَزِيدُ فِي الْعَقْلِ.

2- عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُوسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَسَنِ الْهَمْدَانِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَمْرِو بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ أَوْ أَبِي الْحَسَنِ علیه السلام - الْوَهُمْ مِنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُوسَى - قَالَ: ذُكِرَ السَّدَابُ فَقَالَ:

أَمَا إِنَّ فِيهِ مَنَافِعَ زِيَادَةٌ فِي الْعَقْلِ وَ تَوْفِيرٌ فِي الدِّمَاعَ غَيْرَ أَنَّهُ يُنَبِّنُ مَاءَ الظَّهْرِ.

وَ رُوِيَ: أَنَّهُ جَيِّدٌ لِوَجَعِ الْأُذُنِ.

بر شما باد به خوردن کاهو زیرا که آن خون را تصفیه می کند.

سداب

1- راوی گوید: امام کاظم علیه السلام فرمود:

سداب عقل را زیاد می کند.

2- محمد بن عمرو بن ابراهیم گوید: امام باقر علیه السلام یا امام کاظم علیه السلام - تردید از محمد بن موسی است - سخن از سداب به میان آورد و فرمود:

آگاه باشید در آن منفعت هایی است که باعث فزونی عقل مغز می گردد، جز این که آب کمر را بدبو می کند.

و روایت شده است که سداب برای درد گوش خوب است.

بخش صدو بیستم

اشاره

(120)

بَابُ الْجِرْجِيرِ

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى وَ غَيْرِهِ عَنْ قتَيْبَةَ الْأَعْشَى أَوْ قَالَ: قُتَيْبَةَ بْن مِهْرَانَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ زَكَرِيَّا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

مَا تَضْلَعُ الرَّجُلُ مِنَ الْجِرْجِيرِ بَعْدَ أَنْ يُصَلَّى الْعِشَاءَ الْآخِرَةَ فَبَاتَ تِلْكَ اللَّيْلَةَ إِلَّا وَ نَفْسُهُ تُنَازِعُهُ إِلَى الْجُذَامِ.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أ مَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

مَنْ أَكَلَ الْجِرْجِيرَ بِاللَّيْلِ ضَرَبَ عَلَيْهِ عِرْقُ الْجُذَامِ مِنْ أَنْفِهِ وَ بَاتَ يُنْزَفُ الدَّمُ.

3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُوسَى بْنِ الْحَسَنِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ سُلَيْمَانَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي بَهِ بَصِيرٍ قَالَ: سَأَلَ رَجُلٌ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنِ الْبَقْلِ الْهِنْدَبَاءِ وَ الْبَاذَرُوجِ وَ الْجِرْجِيرِ فَقَالَ:

شاهی

1- حماد بن زکریا گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هرکس بعد از نماز عشاء شاهی بخورد و بخوابد در آن شب روح و روانش را با جذام درگیر می کند.

3- سکونی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هر کس شب شاهی بخورد رگ جذام از درون بینی اش به او ضربه می زند و شب را درحالی به پایان می رساند که خون بسیاری از او می رود به حدی که ضعیف می شود.

4- ابو بصیر گوید: شخصی از امام صادق علیه السلام درباره سبزی کاسنی، ریحان کوهی و شاهی سؤال کرد، فرمود:

الْهِنْدَبَاهُ وَ وَ الْبَاذَرُوجُ لَنَا وَ الْجِرْجِيرُ لِبَنِي أُمَيَّةَ.

4- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ نُصَيْرٍ مَوْلَى أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام عَنْ مُوَفَّقٍ مَوْلَى أَبِي الْحَسَنِ علیه السلام قَالَ: كَانَ مَوْلَايَ أَبُو الْحَسَنِ علیه السلام إِذَا أَمَرَ بِشِرَاءِ الْبَقْلِ يَأْمُرُ بِالْإِكْثَارِ مِنْهُ وَ مِنَ الْجِرْجِيرِ فَيُشْتَرَى لَهُ وَ كَانَ يَقُولُ علیه السلام:

مَا أَحْمَقَ بَعْضَ النَّاسِ يَقُولُونَ: إِنَّهُ يَنْبُتُ فِي وَادٍ فِي جَهَنَّمَ؛ وَاللَّهُ عزوجل يَقُولُ: (وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ) فَكَيْفَ تَنْبُتُ الْبَقْلُ؟!

بخش صدو بیست و یکم

اشاره

(121)

بَابُ السِّلْقِ

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيَّ عَنْ أَبِي عُثْمَانَ رَفَعَهُ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

کاسنی و ریحان کوهی برای ما و شاهی از آن بنو امیه است.

4- موفق غلام امام کاظم علیه السلام گوید:

هرگاه مولایم امام کاظم علیه السلام به خرید سبزی دستور می داد امر می فرمود که سبزی و شاهی بسیار باشد.

هم چنین می فرمود: چه قدر بعضی از مردم نادانند! می گویند: «شاهی در بیابانی در دوزخ می روید» درحالی که خداوند می فرماید: «آتش گیره دوزخ، مردم و سنگ است» بنابراین چگونه شاهی در دوزخ می روید؟!

چغندر

1- ابو عثمان در روایت مرفوعه ای گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

إِنَّ اللَّهَ عزوجل وَ رَفَعَ عَنِ الْيَهُودِ الْجُذَامَ بِأَكْلِهِمُ السِّلْقَ وَ قَلْعِهِمُ الْعُرُوقَ.

2- عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْحَمِيدِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ أَبِي الْحَسَنِ علیه السلام قال:

نِعْمَ الْبَقْلَةُ السِّلْقُ!

3- عَنْهُ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَسَنِ التَّيْمِيِّ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ عَبَّادٍ عَنْ عِيسَى بْنِ أَبِي الْوَرْدِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ قَيْسٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام:

أَنَّ بَنِي إِسْرَائِيلَ شَكَوْا إِلَى مُوسَى مَا يَلْقَوْنَ مِنَ الْبَيَاضِ. فَشَكَا ذَلِكَ إِلَى اللهِ سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَى فَأَوْحَى اللَّهُ إِلَيْهِ أَنْ مُرْهُمْ بِأَكْلِ لَحْم الْبَقَرِ بِالسِّلْقِ. 4- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السلام أَنَّهُ قَالَ:

أَطْعِمُوا مَرْضَاكُمُ السِّلْقَ؛ يَعْنِي وَرَقَهُ؛ فَإِنَّ فِيهِ شِفَاءٌ وَلَا دَاءَ مَعَهُ وَ لَا غَائِلَةَ لَهُ وَ يُهْدِئُ نَوْمَ الْمَرِيضِ وَ اجْتَنِبُوا أَصْلَهُ؛ فَإِنَّهُ يُهَيِّجُ السَّوْدَاءَ.

خداوند متعال از یهودیان به خاطر خوردن چغندر و کندن رگ های آن بیماری جذام را برداشت.

2- صفوان بن یحیی گوید: امام کاظم علیه السلام فرمود:

چغندر چه سبزی خوبی است!

3- محمد بن قیس گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:

بنی اسرائیل به بیماری سفیدی پوست دچار شده بودند. از این رو به حضرت موسی علیه السلام شکایت نمودند. حضرت موسی علیه السلام آن را به خداوند سبحان عرض کرد.

خداوند به او وحی نمود به بنی اسرائیل دستور ده که گوشت گاو با چغندر بخورند.

4- محمد بن عیسی گوید: امام رضا علیه السلام فرمود:

به بیماران خود چغندر - یعنی برگ آن را - بخورانید؛ زیرا در آن شفاء است، هیچ بیماری و هیچ گونه گرفتاری و بلایی با آن نیست و خواب بیمار را راحت می کند. البته از ریشه آن دوری کنید؛ چرا که سوداء را تحریک می کند.

5- عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ بَعْضِ الْحُصَيْنِيِّينَ عَنْ أَبِي الْحَسَن علیه السلام:

أَنَّ السِّلْقَ يَقْمَعُ عِرْقَ الْجُذَامِ وَ مَا دَخَلَ جَوْفَ الْمُبَرْسَمِ مِثْلُ وَرَقِ السِّلْقِ.

بخش صدو بیست و دوم

اشاره

(122)

بَابُ الْكَمْأَة

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ أَبَانِ بن عُثْمَانَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ فَاطِمَةَ بِنْتِ عَلِي عَنْ أُمَامَةَ بِنْتِ أَبِي الْعَاصِ بَنِ الرَّبِيع وَأُمَّهَا زَيْنَبُ بِنْتُ رَسُولِ اللهِ صلى الله عليه وسلم قَالَتْ: أَتَانِي أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيٌّ علیه السلام فِي شَهْرِ رَمَضَانَ؛ فَأُتِيَ بِعَشَاءِ وَ تَمْرِ وَ كَمْأَةٍ فَأَكَلَ علیه السلام وَكَانَ يُحِبُّ الْكَمْأَةَ.

2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيَّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ زَيْدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم:

الْكَمْأَةُ مِنَ الْمَنَّ وَ الْمَنُّ مِنَ الْجَنَّةِ وَ مَاؤُهَا شِفَاءٌ لِلْعَيْنِ.

5- راوی گوید: امام کاظم علیه السلام فرمود:

چغندر، رگ جذام را ریشه کن می کند و همانند برگ آن در شکم بیمار برسام وارد نشده است.

قارچ

1- امامه - که پدرش ابی العاص بن ربیع و مادرش زینب دختر پیامبر صلى الله عليه وسلم است - می گوید:

امیرمؤمنان علی علیه السلام در ماه رمضان نزد من تشریف آورد برای شام، خرما و قارچ آوردند حضرت میل فرمود و همواره قارچ را دوست می داشت.

2- عبد الرحمان بن زید گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم فرود:

قارچ از انگبین و انگبین از بهشت است و آب آن درمانی برای چشم است.

بخش صدو بیست و سوم

اشاره

(123)

بَابُ الْقَرْع

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام:

أَنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام سُئِلَ عَنِ الْقَرْعِ يُذْبَحُ.

فَقَالَ: الْقَرْعُ لَيْسَ يُذَكَّى فَكُلُوهُ وَلَا تَذْبَحُوهُ وَ لَا يَسْتَهْوِيَنَّكُمُ الشَّيْطَانُ لَعَنَهُ الله.

2- وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

كَانَ النَّبِيُّ صلى الله عليه وسلم يُعْجِبُهُ الدُّبَّاءُ فِي الْقُدُورِ وَ هُوَ الْقَرْعُ.

3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مَيْمُونِ الْقَدَّاحِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

كَانَ النَّبِيُّ صلى الله عليه وسلم يُعْجِبُهُ الدُّبَّاءُ وَ يَلْتَقِطْهُ مِنَ الصَّحْفَةِ.

کدو حلوایی

1- سکونی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

از امیرمؤمنان علی علیه السلام درباره کدویی که سر آن را می برند، سؤال شد، فرمود:

کدو را سر نمی برند، پس آن را بخورید و سرش را نبرید و شیطان - که لعنت خدا بر او باد - هوای نفس و عقل شما را نَبرد.

2- سکونی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

پیامبر صلى الله عليه وسلم به کدویی که در دیگ پخته می شد علاقه داشت و آن همان کدو حلوایی است.

3- عبدالله بن میمون قداح گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

پیامبر صلى الله عليه وسلم به کدو علاقه داشت و آن را از کاسه بزرگ با علاقه بر می داشت (و میل می فرمود).

4- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ مُحَمَّدٍ الشَّامِيُّ عَنِ الْحُسَيْنِ بْن حَنْظَلَةَ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السلام قَالَ:

الدُّبَّاءُ يَزِيدُ فِي الدِّمَاغِ.

5- عَنْهُ عَنْ عَلِيِّ بْنِ حَسَّانَ عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرِ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السلام يَقُولُ:

الدُّبَّاءُ يَزِيدُ فِي الْعَقْلِ.

6- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ السَّيَّارِيِّ رَفَعَهُ قَالَ:

كَانَ النَّبِيُّ صلى الله عليه وسلم يُعْجِبُهُ الدُّبَّاءُ وَكَانَ يَأْمُرُ نِسَاءَهُ إِذَا طَبَخْنَ قِدْراً يُكْثِرْنَ مِنَ الدُّبَّاءِ وَ هُوَ الْقَرْعُ.

7- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللهِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي الْحَسَنِ مُوسَى علیه السلام قَالَ:

كَانَ فِيمَا أَوْصَى بِهِ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم عَلِيّاً علیه السلام أَنَّهُ قَالَ لَهُ:

4- حسین بن حنظله گوید: امام (باقر یا امام صادق علیهما السلام) فرمود:

کدو، نیروی مغز را زیاد می کند.

5- موسی بن بکر گوید: از امام کاظم علیه السلام شنیدم که می فرمود: کدو، عقل را زیاد می کند.

6- سیاری در روایت مرفوعه ای گوید: پیامبر صلى الله عليه وسلم به کدو علاقه داشت و به همسران خود دستور می فرمود که هرگاه دیگ را بار می گذارند کدوی آن را زیاد نمایند و آن همان کدو حلوایی است.

7- راوی گوید: امام کاظم علیه السلام فرمود:

از وصیت های پیامبر صلى الله عليه وسلم به امیرمؤمنان علی علیه السلام این بود که فرمود:

يَا عَلِيُّ! عَلَيْكَ بِالدُّبَّاءِ فَكُلْهُ؛ فَإِنَّهُ يَزِيدُ فِي الدِّمَاغِ وَ الْعَقْلِ.

بخش صدو بیست و چهارم

اشاره

(124)

بَابُ الْفُجْل

1- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ بُنْدَارَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِي الْهَمَذَانِيِّ عَنْ حَنَانٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السلام وَ كُنْتُ مَعَهُ عَلَى الْمَائِدَةِ فَنَاوَلَنِي فُجَّلَةٌ وَ قَالَ:

يَا حَنَانُ! كُلِ الْفُجْلَ؛ فَإِنَّ فِيهِ ثَلَاثَ خِصَالٍ: وَرَقَهُ يَطْرُدُ الرِّيَاحَ وَ لُبُّهُ يُسَرْبِلُ الْبَوْلَ وَأَصْلُهُ يَقْطَعُ الْبَلْغَمَ.

وَ فِي رِوَايَةٍ أُخْرَى: وَرَقُهُ يُمْرِئُ.

2- عَنْهُ عَنِ السَّيَّارِيِّ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْمُبَارَكِ عَنْ أَبِي عُثْمَانَ عَنْ دُرُسْتَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

الْفُجْلُ أَصْلُهُ يَقْطَعُ الْبَلْغَمَ وَ لُبّهُ يَهْضِمُ وَ وَرَقُهُ يَحْدِرُ الْبَوْلَ حَدْراً.

ای علی! بر تو باد به کدو آن را بخور؛ چرا که آن نیروی مغز را زیاد و عقل را فزونی می بخشد.

تُرُب

1- حنان گوید: از امام صادق علیه السلام - درحالی که با ایشان در کنار سفره بودم و ایشان تربی به من داد - شنیدم که فرمود:

ای حنان! ترب بخور؛ زیرا در آن سه ویژگی است: برگ آن بادهای بدن را دور می کند، مغز آن ادرار آور است و ریشه آن بلغم را از بین می برد.

و در روایت دیگر چنین است برگ آن، غذا را گوارا می نماید.

2- درست گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

ریشه ترب، بلغم را از بین می برد، مغز آن غذا را هضم می کند و برگ آن ادرار را روان می کند؛ چه روان کردنی!

بخش صدو بیست و پنجم

اشاره

(125)

بَابُ الْجَزَر

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِقٍ أَوْ غَيْرِهِ عَنْ دَاوُدَ بْنِ فَرْقَدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

أَكْلُ الْجَزَرِ يُسَخُنُ الْكَلْيَتَيْن وَيُقِيمُ الذَّكَرَ.

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُوسَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ الْجَلَّابِ عَنْ مُوسَى بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام:

الْجَزَرُ أَمَانٌ مِنَ الْقُولَنَّج وَالْبَوَاسِيرِ وَ يُعِينُ عَلَى الْجِمَاعِ.

3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَانِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ دَاوُدَ بْنِ فَرْقَدٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السلام يَقُولُ:

هویج

1- داور بن فرقد گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

خوردن هویج کلیه ها را گرم می کند و باعث نعوظ آلت می شود.

2- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هویج امان از قولنج و بواسیر است و بر نیروی آمیزش یاری می کند.

3- داوود بن فرقد گوید: از امام کاظم علیه السلام شنیدم که می فرمود:

أكلُ الْجَزَرِ يُسَخَّنُ الْكَلْيَتَيْنِ وَيَنْصِبُ الذَّكَرَ.

قَالَ: فَقُلْتُ لَهُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ ! كَيْفَ أَكْلُهُ وَ لَيْسَ لِي أَسْنَانٌ؟

قَالَ: فَقَالَ لِي: مُرِ الْجَارِيَةَ تَسْلُقُهُ وَ كُلْهُ.

بخش صدو بیست و ششم

اشاره

(126)

بَابُ السَّلْجَمِ

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْمُسَيَّبِ قَالَ: قَالَ الْعَبْدُ الصَّالِحُ علیه السلام:

عَلَيْكَ بِاللَّفْتِ فَكُلْهُ؛ يَعْنِي السَّلْجَمَ؛ فَإِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَحَدٍ إِلَّا وَ لَهُ عِرْقٌ مِنَ الْجُذَامِ وَاللَّفْتُ يُذِيبُهُ.

خوردن هویج کلیه ها را گرم می کند و باعث نعوظ آلت می شود.

به ایشان عرض کردم: فدایت شوم! من آن را چگونه بخورم درحالی که دندان ندارم؟

به من فرمود: به کنیزت دستور ده آن را کمی با آب بجوشاند و آنگاه از آن بخور.

شلغم

1- علی بن مسیب گوید: امام کاظم علیه السلام فرمود:

بر تو باد به «لِفت» یعنی شلغم؛ زیرا هیچ کس نیست مگر آن که یک رگ جذام دارد و شلغم آن را از بین می برد.

2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ عَبْدِ الْعَزِيزِ الْمُهْتَدِي رَفَعَهُ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

مَا مِنْ أَحَدٍ إِلَّا وَ فِيهِ عِرْقٌ مِنَ الْجُذَامِ فَأَذِيبُوهُ بِالسَّلْجَمِ.

3- عَنْهُ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ يَحْيَى بْنِ الْمُبَارَكِ [عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُبَارَكِ] عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَبَلَةَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ علیه السلام - أَوْ قَالَ: عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام - قَالَ:

مَا مِنْ أَحَدٍ إِلَّا وَ بِهِ عِرْقٌ مِنَ الْجُذَامِ فَأَذِيبُوهُ بِأَكْلِ السَّلْجَمِ.

4- عَنْهُ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ:

عَلَيْكُمْ بِالسَّلْجَم! فَكُلُوهُ وَأَدِيمُوا أَكْلَهُ وَاكْتُمُوهُ إِلَّا عَنْ أَهْلِهِ فَمَا مِنْ أَحَدٍ إِلَّا وَبِهِ عِرْقُ مِنَ الْجُذَامِ فَأَذَيبُوهُ بِأَكْلِهِ.

2- عبد العزیز مهتدی در روایت مرفوعه ای گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: هیچ کسی نیست مگر آن که یک رگ جذام در اوست پس آن را با شلغم از بین ببرید.

3- نظیر این روایت را علی بن ابی حمزه از امام کاظم علیه السلام - یا از امام صادق علیه السلام - نقل می کند.

4- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

بر شما باد به شلغم! آن را بخورید و بر خوردن آن مداومت کنید و آن را از همه پنهان نمایید جز کسانی که شایستگی آن را دارند؛ چرا که هیچ کسی نیست مگر آن که رگی از جذام دارد و شما آن را با خوردن شلغم از بین ببرید.

بخش صدو بیست و هفتم

اشاره

(127)

بَابُ الْقِثّاء

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَجَّالِ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ:

كَانَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم يَأْكُلُ الْقِنَّاءَ بِالْمِلْحِ.

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عُبَيْدِ اللَّهِ الدَّهْقَانِ عَنْ دُرُسْتَ الْوَاسِطِي عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام:

إِذَا أَكَلْتُمُ الْقِنَّاءَ فَكُلُوهُ مِنْ أَسْفَلِهِ؛ فَإِنَّهُ أَعْظَمُ لِبَرَكَتِهِ.

خیار

1- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم همواره خیار را با نمک میل می نمود.

2- عبد الله بن سنان گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هرگاه خیار می خورید از پایین آن بخورید؛ زیرا برکتش را بیشتر می کند.

بخش صدو بیست و هشتم

اشاره

(128)

بَابُ الْبَاذَنْجَانِ

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ عَامِرٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ الْفَضْلِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ يَحْيَى عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

كُلُوا الْبَاذَنْجَانَ ، فَإِنَّهُ يُذْهِبُ الدَّاءَ وَ لَا دَاءَ لَهُ.

2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا قَالَ: قَالَ أَبُو الْحَسَنِ الثَّالِث علیه السلام لِبَعْضِ فَهَارِمَتِهِ:

اسْتَكْثِرُوا لَنَا مِنَ الْبَاذَنْجَانِ؛ فَإِنَّهُ حَارٌ فِي وَقْتِ الْحَرَارَةِ وَ بَارِدٌ فِي وَقْتِ الْبُرُودَةِ مُعْتَدِلٌ فِي الْأَوْقَاتِ كُلِّهَا جَيْدٌ عَلَى كُلِّ حَالٍ.

3- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْقَاسِمِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ الْهَاشِمِيُّ قَالَ: قَالَ لِبَعْضِ مَوَالِيهِ.

بادمجان

1- یحیی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

بادمجان بخورید؛ زیرا بیماری را از بین می برد و هیچ بیماری در آن نیست.

2- یکی از اصحاب ما گوید: امام هادی علیه السلام به یکی از پیشکاران خود فرمود:

برای ما زیاد بادمجان تهیه نما؛ زیرا در هنگام گرما، گرم است و در هنگام سرما، سرد. در همه اوقات معتدل و در هرحال و حالتی خوب است.

3- عبد الرحمان هاشمی گوید: امام علیه السلام به یکی از غلامان خود فرمود:

أَقْلِلْ لَنَا مِنَ الْبَصَل وَأَكْثِرْ لَنَا مِنَ الْبَاذَنْجَانِ.

فَقَالَ لَهُ مُسْتَفْهِما: الْبَاذَنْجَانِ؟

قَالَ: نَعَمْ الْبَاذَنْجَانُ جَامِعُ الطَّعْمِ مَنْفِي الدَّاءِ صَالِحٌ لِلطَّبِيعَةِ مُنْصِفُ فِي أَحْوَالِهِ صَالِحٌ لِلشَّيْخ وَ الشَّابٌ مُعْتَدِلٌ فِي حَرَارَتِهِ وَ بُرُودَتِهِ حَارٌ فِي مَكَانِ الْحَرَارَةِ وَ بَارِدٌ مَكَانِ الْبُرُودَةِ.

بخش صدو بیست و نهم

اشاره

(129)

بَابُ الْبَصَل

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ الْعَبَّاسِ عَنْ عَبْدِ الْعَزِيزِ بْنِ حَسَّانَ الْبَغْدَادِيُّ عَنْ صَالِحٍ بْنِ عُقْبَةَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْجُعْفِيِّ قَالَ: ذَكَرَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام الْبَصَلَ فَقَالَ:

يُطَيِّبُ النَّكْهَةَ وَ يَذْهَبُ بِالْبَلْغَمِ وَ يَزِيدُ فِي الْجِمَاعِ.

برای ما پیاز کم و بادمجان فراوان تهیه کن.

غلام به صورت استفهامی عرض کرد: بادمجان؟

فرمود: آری، بادمجان در برداندۀ همۀ مزه ها، دور کننده بیماری و برای مزاج شایسته است. در همه حالت ها معتدل، برای پیرمرد و جوان سازگار و در گرما و سرما معتدل است؛ چرا که در هنگام گرما، گرم است و هنگام سرما، سرد.

پیاز

1- عبد الله بن محمد جعفی گوید: امام صادق علیه السلام سخن از پیاز به میان آورد و فرمود: پیاز بوی دهان را پاکیزه می کند (1)بلغم را از بین می برد و بر نیروی آمیزش می افزاید.


1) به نظر می رسد منظور این است که پیاز بوی آلوده و میکربی دهان را ضد عفونی و پاکیزه می کند.

2- أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ النَّضْرِ عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ عَنْ جَابِرٍ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السلام:

الْبَصَلُ يَذْهَبُ بِالنَّصَبِ وَيَشُدُّ الْعَصَبَ وَ يَزِيدُ فِي الْخُطَى وَ يَزِيدُ فِي الْمَاءِ وَيَذْهَبُ بِالْحُمَّى.

3- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ بُنْدَارَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيَّ الْهَمَذَانِيِّ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِي الْكَسْلَانِ عَنْ مُيَسْرِ بَيَّاعِ النُّطْيِّ وَكَانَ خَالَهُ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام يَقُولُ:

كُلُوا الْبَصَلَ؛ فَإِنَّ فِيهِ ثَلَاثَ خِصَالٍ: يُطَيِّبُ النَّكْهَةَ وَيَشُدُّ اللُّثَةَ وَ يَزِيدُ فِي الْمَاءِ وَ الْجِمَاعِ.

4- عَنْهُ عَنِ السَّيَّارِيُّ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْمُبَارَكِ الدِّينَوَرِيٌّ عَنْ أَبِي عُثْمَانَ عَنْ دُرُسْتَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

الْبَصَلُ يُطَيِّبُ النَّكْهَةَ وَ يَشُدُّ الظَّهْرَ وَ يُرِقُ الْبَشَرَةَ.

2- جابر گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

پیاز رنج و سختی را از بین می برد، عصب را محکم می نماید، قدرت راه رفتن را افزایش می دهد، آب کمر را می افزاید و تب را از بین می برد.

3- ميسر بياع الزطی گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود:

پیاز بخورید؛ چرا که در آن سه ویژگی است: بوی دهان را پاکیزه می کند، لثه را قوی می سازد و آب کمر و قدرت جماع را افزایش می دهد.

4- درست گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

پیاز بوی دهان را پاکیزه می کند، کمر را محکم می نماید و پوست را نازک و شفاف می سازد.

5- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ زَيْدِ بْنِ أَسْلَمَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم:

إِذَا دَخَلْتُمْ بِلَاداً فَكُلُوا مِنْ بَصَلِهَا يَطْرُدْ عَنْكُمْ وَبَاءَهَا.

بخش صدو سی ام

اشاره

(130)

بَابُ النُّومِ

عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَيْنَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ أَكْلِ النُّومِ.

فَقَالَ: إِنَّمَا نَهَى رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم عَنْهُ لِرِيحِهِ؛ فَقَالَ:

مَنْ أَكَلَ هَذِهِ الْبَغْلَةَ الْخَبِيثَةَ فَلَا يَقْرَبْ مَسْجِدَنَا، فَأَمَّا مَنْ أَكَلَهُ وَ لَمْ يَأْتِ الْمَسْجِدَ فَلَا بَأْسَ.

5- عبد الرحمان بن زید بن اسلم گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم فرمود:

هرگاه به شهری وارد شدید از پیاز آن بخورید تا بیماری و بای آن شهر را از شما دفع کند.

سیر

1- محمد بن مسلم گوید: از امام باقر علیه السلام درباره سیر پرسیدم.

فرمود: پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم فقط به جهت بوی سیر از خوردن آن بازداشت و فرمود: هر که از این گیاه بدبو بخورد به مسجد ما نزدیک نشود، اما کسی که سیر بخورد و به مسجد وارد نشود ایرادی ندارد.

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ شُعَيْبٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: سُئِلَ عَنْ أَكْلِ النُّومِ وَ الْبَصَلِ وَالْكُرَاثِ فَقَالَ:

لَا بَأْسَ بِأَكْلِهِ نِيَا وَ فِي الْقُدُورِ وَ لَا بَأْسَ بِأَنْ يُتَدَاوَى بِالنُّومِ وَ لَكِنْ إِذَا أَكَلَ ذَلِكَ أَحَدُكُمْ فَلَا يَخْرُجْ إِلَى الْمَسْجِدِ.

3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ مُسْكَانَ عَنِ الْحَسَنِ الزَّيَّاتِ قَالَ : لَمَّا أَنْ قَضَيْتُ نُسُكِي مَرَرْتُ بِالْمَدِينَةِ فَسَأَلْتُ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام.

فَقَالَ: هُوَ بِيَنبع.

فَأَتَيْتُ يَنْبُعَ فَقَالَ لِي: يَا حَسَنُ! مَشَيْتَ إِلَى هَاهُنَا؟

قُلْتُ: نَعَمْ جُعِلْتُ فِدَاكَ كَرِهْتُ أَنْ أَخْرُجَ وَ لَا أَرَاكَ.

2- ابو بصیر گوید: از امام صادق علیه السلام دربارۀ خوردن سیر پیاز و تره پرسیدم.

فرمود: اگر به صورت پخته باشند ایرادی ندارد و درمان به وسیله سیر خام نیز ایرادی ندارد ولی اگر یکی از شما سیر خام بخورد نباید به مسجد وارد شود.

3- حسن زیات گوید:

هنگامی که مناسک حج را به جا آوردم به مدینه آمدم و درباره امام باقر علیه السلام پرس و جو نمودم. گفتند: ایشان در روستای «ینبع» است.

من نیز به ينبع رفتم.

حضرت علیه السلام به من فرمود: ای حسن! به اینجا آمدی؟!

عرض کردم: آری فدایت شوم! کراهت داشتم که از مدینه خارج شوم و شما را نبینم.

فَقَالَ علیه السلام: إِنِّي أَكَلْتُ مِنْ هَذِهِ الْبَغْلَةِ يَعْنِي النُّومَ فَأَرَدْتُ أَنْ أَتَنَحَّى عَنْ مَسْجِدِ رَسُولِ اللهِ صلی الله علیه وسلم.

بخش صدو سی و یکم

اشاره

(131)

بَابُ السَّعْتَرِ

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ زِيَادٍ الْقَنْدِي عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الْأَوَّلِ علیه السلام قَالَ:

كَانَ دَوَاءُ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام السَّعْتَرَ وَكَانَ يَقُولُ:

إِنَّهُ يَصِيرُ لِلْمَعِدَةِ خَمْلاً كَخَمْل الْقَطِيفَةِ.

2- عَنْهُ عَنْ مُوسَى بْنِ الْحَسَنِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ سُلَيْمَانَ عَنْ بَعْضِ الْوَاسِطِيِّينَ عَنْ ابی الْحَسَنِ علیه السلام: أَنَّهُ شَكَا إِلَيْهِ رُطُوبَةً فَأَمَرَهُ أَنْ يَسْتَفَّ السَّعْتَرَ عَلَى الرِّيقِ.

فرمود: من از این سبزی - یعنی سیر - خورده ام. به همین دلیل خواستم که از مسجد پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم دوری کنم.

آویشن

1- زیاد قندی گوید: امام کاظم علیه السلام فرمود:

داروی امیرمؤمنان علی علیه السلام آویشن بود و می فرمود: آویشن، معده را مانند پارچه مخملی نرم می کند.

2- على بن سلیمان از یکی از اهالی واسط نقل می کند که به امام کاظم علیه السلام از رطوبت معده شکایت نمود.

امام علیه السلام به او امر فرمود که در حالت ناشتا آویشن را به صورت گرد بخورد.

بخش صدو سی و دوم

اشاره

(132)

بَابُ الْخِلَالِ

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ قَالَ: قَالَ أبُو عَبْدِ اللهِ علیه السلام: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلی الله علیه وسلم:

نَزَلَ جَبْرَئِيلُ عَلَيَّ بِالْخِلَالِ.

2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ أَبِي جَمِيلَةَ قَالَ: قَالَ لِي أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السلام:

نَزَلَ جَبْرَئِيلُ عَلَى رَسُولِ اللهِ صلى الله عليه وسلم بِالسَّوَاكِ وَ الْخِلَالِ وَ الْحِجَامَةِ.

3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ وَهْبِ بْنِ عَبْدِ رَبِّهِ قَالَ: رَأَيْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام يَتَخَلَّلَ.

فَنَظَرْتُ إِلَيْهِ، فَقَالَ: إِنَّ رَسُولَ اللهِ صلى الله عليه وسلم كَانَ يَتَخَلَّلُ وَ هُوَ يُطَيِّبُ الْفَمَ.

خلال کردن

1- هشام بن سالم گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم فرمود: جبرئیل علیه السلام با فرمان خلال کردن بر من نازل شد.

2- أبو جمیله گوید: امام صادق علیه السلام به من فرمود:

جبرئيل علیه السلام با دستور مسواک زدن خلال کردن و حجامت نمودن بر پیامبر صلى الله عليه وسلم نازل شد.

3- وهب بن عبد ربه گوید: روزی امام صادق علیه السلام را دیدم که خلال می نماید، من به حضرتش نگاه کردم، فرمود: همانا پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم همواره خلال می کرد با این که دهان خوشبویی داشت.

4- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ الْحَذَاءِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْأَسَدِيٌّ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

نَاوَلَ النَّبِيُّ صلى الله عليه وسلم جَعْفَرَ بْنَ أَبِي طَالِبٍ علیه السلام خِلَالاً فَقَالَ لَهُ: يَا جَعْفَرُ! تَخَلَّلْ؛ فَإِنَّهُ مَصْلَحَةٌ لِلْقَم - أَوْ قَالَ: - لِلثَةِ وَ مَجْلَبَةٌ لِلرِّزْقِ.

5- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِيِّ عَنِ ابْنِ الْقَدَّاح عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ قَالَ: قَالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه وسلم:

تَخَلَّلُوا، فَإِنَّهُ مَصْلَحَةٌ لِلثَةِ وَ النَّوَاجِدِ.

عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِيِّ عَنِ ابْنِ الْقَدَّاح عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه وسلم:

تَخَلَّلُوا؛ فَإِنَّهُ يُنَقَّى الْفَمَ وَ مَصْلَحَةٌ لِلَّثَةِ.

6- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ النُّعْمَانِ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ شُعَيْبٍ عَمَّنْ أَخْبَرَهُ: أَنَّ أَبَا الْحَسَنِ علیه السلام أُتِيَ بِخِلَالٍ مِنَ الْأَخِلَّةِ الْمُهَيَّاةِ وَهُوَ فِي مَنْزِلِ فَضْلِ بْنِ يُونُسَ فَأَخَذَ مِنْهَا شَفِيَّةً وَ رَمَى الْبَاقِيَ.

4- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

پیامبر صلى الله عليه وسلم به جعفر بن أبي طالب من خلالی داد و فرمود: ای جعفر! خلال کن؛ زیرا خلال دهان - و یا فرمود لثه - را اصلاح می کند و روزی می آورد.

5- ابن قداح گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: پیامبر صلى الله عليه وسلم فرمود: خلال نمایید؛ زیرا لثه و دندان های عقل را اصلاح می کند.

هم چنین ابن قداح گوید: امام صادق فرمود:

پیامبر صلى الله عليه وسلم فرمود: خلال کنید؛ زیرا دهان را پاکیزه ولثه را اصلاح می نماید.

6- راوی گوید:

برای امام کاظم علیه السلام خلالی از خلال های آماده آوردند، حضرت در منزل فضل بن یونس بود، تکه ای از آن را برداشت و بقیه اش را انداخت.

7- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عَبْدِ الْحَمِيدِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ علیه السلام قَالَ: لَا تَخَلَّلُوا بِعُودِ الرَّيْحَانِ وَ لَا بِقَضِيبِ الرُّمَّانِ؛ فَإِنَّهُمَا يُهَيِّجَانِ عِرْقَ الْجُذَامِ.

8- عَلِيٌّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَانِ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ:

مَنْ تَخَلَّلَ بِالْقَصَبِ لَمْ تُقْضَ لَهُ حَاجَةٌ سِتَّةَ أَيَّامٍ.

9- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

نَهَى رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم أَنْ يُتَخَلَّلَ بِالْقَصَبِ وَ الرَّيْحَانِ.

10- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الدَّهْقَانِ عَنْ دُرُسْتَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

كَانَ النَّبِيُّ صلى الله عليه وسلم يَتَخَلَّلُ بِكُلِّ مَا أَصَابَ مَا خَلَا الْخُوصَ وَالْقَصَبَ.

7- ابراهیم بن عبد الحمید گوید: امام کاظم علیه السلام فرمود:

با ساقه گل و شاخه درخت انار خلال نکنید؛ زیرا که آن دو رگ جذام را تحریک می کنند.

راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هرکس با نی خلال کند تا شش روز هیچ حاجتی برایش برآورده و انجام نخواهد شد.

9- سکونی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم نهی نمود که با نی و ساقه گل خلال شود.

10- عبد الله بن سنان گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

پیامبر صلى الله عليه وسلم همواره با هرچه که به دست می آورد - جز برگ نخل و نی - خلال می نمود.

11- عَنْهُ عَنْ بَعْضِ مَنْ رَوَاهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

نَهَى رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم عَنِ التَّخَلُّلِ بِالرُّمَّانِ وَ الْآسِ وَ الْقَصَبِ وَ قَالَ صلى الله عليه وسلم: إِنَّهُنَّ يُحَرُكْنَ عِرْقَ الْآكِلَة.

بخش صدو سی و سوم

اشاره

(133)

بَابُ رَمْيِ مَا يَدْخُلُ بَيْنَ الْأَسْنَانِ

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ جَرِيرٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السلام عَنِ اللَّحْمِ الَّذِي يَكُونُ فِي الْأَسْنَان.

فَقَالَ: أَمَّا مَا كَانَ فِي مُقَدَّمِ الْفَمِ فَكُلْهُ وَ مَا كَانَ فِي الْأَضْرَاسِ فَاطْرَحْهُ.

2- عَنْهُ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنِ ابْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

أَمَّا مَا يَكُونُ عَلَى اللثة فَكُلْهُ وَ ازْدَرِدْهُ وَ مَا كَانَ بَيْنَ الْأَسْنَانِ فَارْمِ بِهِ.

11- راوی گوید امام صادق علیه السلام فرمود:

پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم از خلال کردن با چوب درخت انار و درخت مورد ونی نهی نمود و فرمود اینها رگ جذام را تحریک می کنند.

تفاله های لای دندان

1- اسحاق بن جریر گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: گوشتی را که با چوب خلال، از لای دندان ها خارج شود، می توان تناول کرد؟

فرمود: اگر از لای دندان های پیشین باشد، بخور ولی اگر از لای دندان های کرسی باشد بیرون بینداز.

2- ابن سنان گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

آن چه بر روی لثه باشد تناول کن، ولی آن چه در لای دندان ها باشد، بیرون بینداز.

3- عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْفَضْلِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ يُونُسَ قَالَ: تَغَدَّى عِنْدِي أَبُو الْحَسَنِ علیه السلام فَلَمَّا فَرَغَ مِنَ الطَّعَامِ أُتِيَ بِالْخِلَالِ فَقُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! مَا حَدٌ هَذَا الْخِلَالِ؟

فَقَالَ: يَا فَضْلُ كُلُّ مَا بَقِيَ فِي فَمِكَ فَمَا أَدَرْتَ عَلَيْهِ لِسَانَكَ فَكُلْهُ وَ مَا اسْتَكَنَّ فَأَخْرِجُهُ بِالْخِلَالِ فَأَنْتَ فِيهِ بِالْخِيَارِ إِنْ شِئْتَ أَكَلْتَهُ وَإِنْ شِئْتَ طَرَحْتَهُ.

4- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ رَفَعَهُ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ:

لَا يَزْدَرِدَنَّ أَحَدُكُمْ مَا يَتَخَلَّلُ بِهِ؛ فَإِنَّهُ يَكُونُ مِنْهُ الدُّبَيْلَةُ.

بخش صدو سی و چهارم

اشاره

(134)

بَابُ الْأَشْنَانِ وَالسُّعْدِ

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الْأَوَّلِ علیه السلام قَالَ:

3- فضل بن یونس گوید: امام کاظم علیه السلام هنر نزد من صبحانه میل نمود. هنگامی که از غذا فارغ شد، خلال آوردند.

عرض کردم: فدایت شوم! حد و مرز این خلال چیست؟

فرمود: ای فضل! هرچه که در دهانت مانده و می توانی زبانت را بر آن بگردانی، بخور و آن باقی مانده ای که مخفی شده، با خلال بیرون بیاور تو در مورد آن حق انتخاب داری؛ اگر خواستی آن را می خوری و اگر خواستی آن را دور می اندازی.

4- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هیچ کدامتان آن چه را که خلال نموده نخورد؛ زیرا از آن «دبیله» (1)به وجود می آید.

شوينده اُشنان و سُعد

1- احمد بن یزید گوید: امام کاظم علیه السلام فرمود:


1) دبیله: دملی است که در شکم به وجود می آید و غالباً شخص را می کشد.

أَكْلُ الْأَشْنَانِ يُبْخِرُ الْقَمَ.

2- بَعْضُ أَصْحَابِنَا عَنْ جَعْفَرِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ الْحَضْرَمِي عَنْ سَعْدِ بْنِ سَعْدٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي الْحَسَنِ علیه السلام: إِنَّا نَأْكُلُ الْأُشْنَانَ.

فَقَالَ: كَانَ أَبُو الْحَسَنِ علیه السلام إِذَا تَوَضَّأَ ضَمَّ شَفَتَيْهِ وَ فِيهِ خِصَالٌ تُكْرَهُ إِنَّهُ يُورِثُ السِّلَّ وَ يَذْهَبُ بِمَاءِ الظَّهْرِ وَ يُوهِي الرُّكْبَتَيْنِ.

فَقُلْتُ: فَالطين؟

فَقَالَ: كُلُّ طِينِ حَرَامٌ مِثْلُ الْمَيْتَةِ وَالدَّمَ وَ لَحْم الْخِنْزِيرِ إِلَّا طِينَ قَبْرِ الْحُسَيْنِ علیه السلام، فَإِنَّ فِيهِ شِفَاءً مِنْ كُلِّ دَاءٍ وَ لَكِنْ لَا يُكْثَرُ مِنْهُ وَفِيهِ أَمَانٌ مِنْ كُلِّ خَوْفٍ.

3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِي عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عُمَرَ عَنْ عَمِّهِ مُحَمَّدِ بْنِ عُمَرَ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الْأَوَّلِ علیه السلام قَالَ:

مَن اسْتَنْجَى بِالسُّعْدِ بَعْدَ الْغَائِطِ وَ غَسَلَ بِهِ فَمَهُ بَعْدَ الطَّعَامِ لَمْ تُصِبْهُ عِلَّةٌ فِي فَمِهِ وَ لَمْ يَخَفْ شَيْئاً مِنْ أَرْيَاحِ الْبَوَاسِيرِ.

خوردن اُشنان، دهان را بدبو می کن.

2- سعد بن سعد گوید: به امام رضا علیه السلام گفتم: ما اُشنان می خوریم.

فرمود: هرگاه امام کاظم علیه السلام با اُشنان صورت خود را می شست لب های خود را می بست، تا وارد دهانش نشود. در اشنان ویژگی های ناپسندی است؛ خوردن اشنان بیماری سل می آورد، آب کمر را از بین می برد و زانوها را سست و ناتوان می کند.

عرض کردم: خوردن خاک چطور؟

فرمود: خوردن همه خاک ها همانند مردار، خون و گوشت خوک حرام است، جز خاک قبر امام حسین؛ چرا که در آن شفای از هر بیماری است اما به شرط آن که خوردن آن زیاد نباشد و در آن، امان از هر بیم و ترسی است.

3- راوی گوید: امام کاظم علیه السلام فرمود:

هرکس پس از دفع مدفوع خود را با سُعد بشوید و پس از غذا با سُعد دهانش را بشوید، به هیچ بیماری دهانی گرفتار نخواهد شد و به هیچ وجه از بادهای بیماری بواسیر نخواهد ترسید.

4- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِي الْخَزْرَجِ الْحَسَنِ بْنِ الزِّبْرِقانِ الْأَنْصَارِيِّ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِي عَزِيزِ الْمُرَادِيِّ قَالَ: - وَ هُوَ خَالَ قَالَ: - سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام يَقُولُ:

اتَّخِذُوا فِي أَسْنَانِكُمُ السُّعْدَ؛ فَإِنَّهُ يُطَيِّبُ الْفَمَ وَ يَزِيدُ فِي الْجِمَاعِ.

5- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ أَبِي الْبِلَادِ قَالَ: أَخَذَنِي الْعَبَّاسُ بْنُ مُوسَى فَأَمَرَ فَوُجِئَ فَمِي فَتَزَعْزَعَتْ أَسْنَانِي فَلَا أَقْدِرُ أَنْ أَمْضَغَ الطَّعَامَ فَرَأَيْتُ أَبِي فِي الْمَنَامِ وَ مَعَهُ شَيْخٌ لَا أُعْرِفُهُ فَقَالَ أَبِي رَحِمَهُ اللهُ: سَلّمْ عَلَيْهِ.

فَقُلْتُ: يَا أَبَهُ مَنْ هُوَ؟

فَقَالَ: هَذَا أَبُو شَيْبَةَ الْخُرَاسَانِيُّ.

قَالَ: فَسَلَّمْتُ عَلَيْهِ فَقَالَ : مَا لِي أَرَاكَ هَكَذَا؟

4- أبو عزیز مرادی گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود:

برای دندان های خود سُعد را برگزینید؛ زیرا دهان را خوشبو می کند و بر نیروی جنسی می افزاید.

5- ابراهیم بن ابی بلاد گوید: عباس بن موسی مرا دستگیر کرد و دستور داد دهانم را فشردند، دندان هایم لرزش گرفت و لق شد و نمی توانستم غذا بجوم در خواب پدرم را مشاهده نمودم و دیدم همراه پدرم پیرمردی بود که او را نمی شناختم.

پدرم - که خداوند رحمتش کند - گفت: به این شخص سلام کن.

گفتم: ای پدر! او کیست؟

گفت: او، ابو شیبه خراسانی است.

من به او سلام کردم. ابو شیبه گفت: چه شده است که تو را این گونه می بینم؟!

قَالَ: قُلْتُ: إِنَّ الْفَاسِقَ الْعَبَّاسَ بْنَ مُوسَى أَمَرَنِي فَوُجِيَّ فَمِي فَتَزَعْزَعَتْ أَسْنَانِي.

فَقَالَ لِي: شُدَّهَا بِالسُّعْدِ.

فَأَصْبَحْتُ فَتَمَضْمَضْتُ بِالسُّعْدِ فَسَكَنَتْ أَسْنَانِي.

6- عَنْهُ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ أَبِي وَلَّادٍ قَالَ: رَأَيْتُ أَبَا الْحَسَنِ الْأَوَّلَ علیه السلام فِي الْحِجْرِ وَ هُوَ قَاعِدٌ وَمَعَهُ عِدَّةٌ مِنْ أَهْلِ بَيْتِهِ فَسَمِعْتُهُ يَقُولُ:

ضُرِبَتْ عَلَيَّ أَسْنَانِي فَأَخَذْتُ السُّعْدَ فَدَلَكْتُ بِهِ أَسْنَانِي فَنَفَعَنِي ذَلِكَ وَ سَكَنَتْ عَنِّى.

تَمَّ كِتَابُ الْأَطْعِمَةِ وَ يَتْلُوهُ كِتَابُ الْأَشْرِبَةِ إِنْ شَاءَ اللَّهُ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَحْدَهُ وَ الصَّلَاةُ عَلَى مَنْ لَا نَبِيَّ بَعْدَهُ.

گفتم: عباس بن موسى فاسق دستور داد، دهانم را فشردند. و دندان هایم لرزش گرفت.

او به من گفت: دندان هایت را با سُعد محکم کن.

ابراهیم گوید: صبح با سعد مضمضه کردم و دندان هایم آرام شدند.

6- ابو ولاد گوید: امام کاظم علیه السلام را در حجر اسماعیل دیدم درحالی که نشسته بود. همراه ایشان عده ای از خانواده ایشان بودند. شنیدم که می فرمود:

دندان هایم درد گرفتند با سُعد دندان هایم را مالیدم و این کار برایم مفید واقع شد و دندان هایم آرام شدند.

پایان کتاب خوراکی ها و اینک کتاب آشامیدنی ها آغاز می شود، ان شاء الله و تمام سپاس از آن خدای یگانه است و درود بر پیامبری که پس از او پیامبری نیست.

کتاب آشامیدنی ها (251- 390)

اشاره

كِتَابُ الْأَشْرِبَةِ

کتاب آشامیدنی ها

بخش یکم

اشاره

(1)

بَابُ فَضْلِ الْمَاءِ

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ بَكْرِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ عِيسَى بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عُمَرَ بْنِ عَلِي عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام:

الْمَاءُ سَيِّدُ الشَّرَاب فِى الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ.

عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللهِ الْبَرْقِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ عَنْ عِيسَى بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بِإِسْنَادِهِ مِثْلَهُ.

2- أبو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ ثَعْلَبَةَ بْنِ مَيْمُونٍ عَنْ عُبَيْدِ بْنِ زُرَارَةَ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السلام يَقُولُ: وَ ذَكَرَ رَسُولَ اللهِ صلى الله عليه وسلم فَقَالَ:

فضیلت و ارزش آب

1- محمد بن عمر بن علی گوید: امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمود:

آب، آقای نوشیدنی ها در دنیا و آخرت است.

2- عبيد بن زراره گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که از پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم یاد کرد و فرمود:

اللَّهُمَّ إِنَّكَ تَعْلَمُ أَنَّهُ أَحَبُّ إِلَيْنَا مِنَ الْآبَاءِ وَ الْأُمَّهَاتِ وَ الْمَاءِ الْبَارِدِ.

3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ مَعْرُوفٍ عَنْ سَعْدَانَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ الْحَجَّاجِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: أَوَّلُ مَا يَسْأَلُ اللهُ جَلَّ ذِكْرُهُ الْعَبْدَ أَنْ يَقُولَ لَهُ: أَ وَ لَمْ أُرْوِكَ مِنْ عَذْبِ الْفُرَاتِ؟

4- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الرَّيَّانِ بْنِ الصَّلْتِ يَرْفَعُهُ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السلام: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم:

سَيِّدُ شَرَابِ الْجَنَّةِ الْمَاءُ.

5- عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِي عَنْ عِيسَى بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عُمَرَ بْنِ عَلِمٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام:

الْمَاءُ سَيِّدُ الشَّرَابِ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ.

6 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ يَزِيدَ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَمَّنْ أَخْبَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام أَنَّهُ قَالَ:

خداوندا! تو می دانی که آن بزرگوار نزد ما از پدران، مادران و آب سرد و خنک محبوب تر است.

3- عبد الرحمان بن حجّاج گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

نخستین سؤالی که خداوند از بنده می پرسد این است که به او می گوید: آیا تو را با آب گوارا و پاکیزه سیراب ننمودم؟!

4- علی بن ریان بن صلت در روایت مرفوعه ای گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم فرمود: آقای نوشیدنی های بهشت آب است.

5- محمد بن عمر بن علی نظیر روایت یکم این بخش را با سند دیگری از امیرالمؤمنین علی علیه السلام نقل می کند.

6- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

مَنْ تَلَذَّذَ بِالْمَاءِ فِي الدُّنْيَا لَذَّذَهُ اللَّهُ عزوجل مِنْ أَشْرِبَةِ الْجَنَّةِ.

7- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْكُوفِيُّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَسَنِ الْمِيثَمِي عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطِ عَنْ عَبْدِ الصَّمَدِ بْنِ بُنْدَارَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عُلْوَانَ قَالَ: سَأَلَ رَجُلٌ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنْ طَعْمِ الْمَاءِ فَقَالَ:

سَلْ تَفَقُها وَ لَا تَسْأَلْ تَعَدُّتاً ! طَعْمُ الْمَاءِ طَعْمُ الْحَيَاةِ.

بخش دوم

اشاره

(2)

بَابٌ آخَرُ مِنْهُ

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِيِّ عَنِ ابْنِ الْقَدَّاحِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم:

مَضَوا الْمَاءَ مَصّاً وَ لَا تَعُدُّوهُ؛ عَبّاً فَإِنَّهُ يُوجَدُ مِنْهُ الْكُبَادُ.

هرکس در این دنیا با آب لذت ببرد خداوند متعال او را با نوشیدنی های بهشت، ملتذذ و بهره مند خواهند نمود.

7- حسین بن علوان گوید:

شخصی از امام صادق علیه السلام در بارهٔ طعم و مزه آب سؤال کرد.

فرمود: به خاطر فهمیدن سؤال کن و نه به خاطر آزار رساندن! طعم آب، طعم زندگی است.

روایاتی دیگر درباره آب

1- ابن قداح گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم فرمود:

به هنگام خوردن، آب را چند بار بمکید و آن را نبلعید؛ زیرا از آن درد کبد به وجود می آید.

2- سَهْلُ بْنُ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ شَمُونِ الْبَصْرِيُّ عَنْ أَبِي طَيْفُورٍ الْمُتَطَبِّبِ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى أَبِي الْحَسَنِ الْمَاضِي علیه السلام فَنَهَيْتُهُ عَنْ شُرْبِ الْمَاءِ.

فَقَالَ علیه السلام: وَ مَا بَأْسٌ بِالْمَاءِ وَ هُوَ يُدِيرُ الطَّعَامَ فِي الْمَعِدَةِ وَ يُسَكِّنُ الْغَضَبَ وَ يَزِيدُ فِي اللُّبِّ وَ يُطْفِئُ الْمِرَارَ.

3- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ الْبَصْرِيُّ عَنْ أَبِي دَاوُدَ الْمُسْتَرِقُ عَمَّنْ حَدَّثَهُ قَالَ:

كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام فَدَعَا بِتَمْرِ فَأَكَلَ وَ أَقْبَلَ يَشْرَبُ عَلَيْهِ الْمَاءَ فَقُلْتُ لَهُ:

جُعِلْتُ فِدَاكَ! لَوْ أَمْسَكْتَ عَنِ الْمَاءِ!

فَقَالَ: إِنَّمَا أكُلُ التَّمْرَ لِأَسْتَطِيبَ عَلَيْهِ الْمَاءَ.

4- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ يَاسِرٍ قَالَ: قَالَ أَبُو الْحَسَنِ علیه السلام:

عَجَباً لِمَنْ أَكَلَ مِثْلَ ذَا - وَأَشَارَ بِيَدِهِ - وَ لَمْ يَشْرَبْ عَلَيْهِ الْمَاءَ كَيْفَ لَا تَنْشَقُ مَعِدَتُهُ؟!

2- ابو طيفور متطبب گوید: به حضور امام کاظم علیه السلام شرفیاب شدم و ایشان را از آشامیدن آب نهی کردم.

فرمود: آب، چه ایرادی دارد درحالی که غذا را در معده می گرداند، خشم و غضب را فرو می نشاند، نیروی مغز را می افزاید و صفرا را خاموش می سازد.

3- راوی گوید: نزد امام صادق علیه السلام بودم حضرت علیه السلام خرما خواست آن را میل نمود، می خواست پس از آن آب بنوشد که من گفتم: فدایت شوم! کاش از آب خودداری می نمودی.

فرمود: به راستی که من خرما را می خورم تا با آن، آب را گوار گردانم.

4- یاسر گوید: امام کاظم علیه السلام با دستش اشاره نمود و فرمود: چ

جای تعجب است برای کسی که مانند این این اندازه بخورد و پس از آن آب ننوشد چگونه معده اش ترک نمی خورد؟

بخش سوم

اشاره

(3)

بَابُ كَثْرَةِ شُرْبِ الْمَاءِ.

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ الْحَكَمِ قَالَ: قَالَ أَبُو الْحَسَن علیه السلام:

إِنَّ شُرْبَ الْمَاءِ الْبَارِدِ أَكْثَرُ تَلَذُّذاً.

2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ سَعِيدِ بْنِ جَنَاحِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عُمَرَ الْحَلَبِيِّ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السلام وَ هُوَ يُوصِي رَجُلاً - فَقَالَ لَهُ:

أَقْلِلْ مِنْ شُرْبِ الْمَاءِ ؛ فَإِنَّهُ يَمُدُّ كُلَّ دَاءِ وَ اجْتَنِبِ الدَّوَاءَ مَا احْتَمَلَ بَدَنُكَ الدَّاءَ.

3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ يَاسِرِ الْخَادِمِ عَنِ الرِّضَا علیه السلام قَالَ:

لَا بَأْسَ بِكَثْرَةِ شُرْبِ الْمَاءِ عَلَى الطَّعَامِ وَ لَا تُكْثِرُ مِنْهُ عَلَى غَيْرِهِ.

آب فراوان آشامیدن

1- هشام بن حکم گوید: امام کاظم علیه السلام فرمود:

به راستی که آشامیدن آب خنک، بیشترین لذت را دارد.

2- احمد بن عمر حلبی گوید: امام صادق علیه السلام در حالی که به شخصی توصیه می نمود، فرمود:

کمتر آب بیاشام؛ زیرا آشامیدن فراوان آب مدت بیماری را طولانی می کند و تا جایی که بدنت تحمل بیماری را دارد از مصرف دارو خودداری کن.

3- یاسر خادم گوید: امام رضا علیه السلام فرمود:

آب فراوان آشامیدن بر روی غذا ایرادی ندارد؛ اما پس از خوردن غیر غذا، آب زیاد نخور.

وَ قَالَ: أَ رَأَيْتَ لَوْ أَنَّ رَجُلاً أَكَلَ مِثْلَ ذَا - وَ جَمَعَ يَدَيْهِ كِلْتَيْهِمَا لَمْ يَضُمَّهُمَا وَ لَمْ یفرِّقْهُمَا - ثُمَّ لَمْ يَشْرَبْ عَلَيْهِ الْمَاءَ كَانَ يَنْشَقُّ مَعِدَتُهُ؟!

4- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ حَسَّانَ عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

لَا تُكْثِرُ مِنْ شُرْبِ الْمَاءِ؛ فَإِنَّهُ مَادَّةٌ لِكُلِّ دَاءٍ.

بخش چهارم

اشاره

(4)

بَابُ شُرْبِ الْمَاءِ مِنْ قِيَامِ وَ الشَّرْبِ فِي نَفَسٍ وَاحِدٍ

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: شُرْبُ الْمَاءِ مِنْ قِيَامِ بِالنَّهَارِ أَقْوَى وَأَصَحُ لِلْبَدَنِ.

2- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي مَحْمُودٍ رَفَعَهُ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قال:

حضرتش دو دست خود را جمع نمود؛ آنها را به هم نچسباند و فاصله نیز نینداخت و فرمود: آیا دیده ای اگر کسی این اندازه غذا بخورد و پس از آن آب ننوشد معده اش از هم باز شود؟!

4- یکی از اصحاب ما گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

زیاد آب ننوش؛ زیرا آب ریشه هر بیماری است.

ایستاده و یک نفس آشامیدن آب

1- سکونی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

آشامیدن آب در روز و در حالت ایستاده نیرو بخش و موجب تندرستی است.

2- محمد بن احمد بن ابو محمود در روایت مرفوعه ای گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

شُرْبُ الْمَاءِ مِنْ قِيَامِ بِالنَّهَارِ يُمْرِئُ الطَّعَامَ وَ شُرْبُ الْمَاءِ مِنْ قِيَامِ بِاللَّيْلِ يُورِثُ الْمَاءَ الْأَصْفَرَ.

3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيَّ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي هَاشِمٍ عَنْ أَبِي هَاشِمِ بْنِ يَحْيَى الْمَدَائِنِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

قَامَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام إِلَى إِدَاوَةٍ فَشَرِبَ مِنْهَا وَ هُوَ قَائِمٌ.

4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ الْحَجَّاجِ قَالَ:

كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام إِذْ دَخَلَ عَلَيْهِ عَبْدُ الْمَلِكِ الْقُمِّيُّ فَقَالَ لَهُ: أَصْلَحَكَ اللهُ! أَشْرَبُ الْمَاءَ وَ أَنَا قَائِمٌ.

فَقَالَ لَهُ: إِنْ شِئْتَ!

قَالَ: أَ فَأَشْرَبُ بِنَفْسٍ وَاحِدٍ حَتَّى أَرْوَى؟

آشامیدن آب در روز و در حالت ایستاده غذا را گوارا می کند و نوشیدن آب در حالت ایستاده در شب زرد آب می آورد.

3- ابو هاشم بن یحیی مدائنی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

امیرمؤمنان علی علیه السلام ایستاده به سوی ظرف آب برخاست و از آن آب نوشید.

4- عبد الرحمان بن حجاج گوید:

من در حضور امام صادق علیه السلام بودم که عبدالملک قمی وارد شد و گفت: خداوند کارهای شما را اصلاح کند، می توانم ایستاده آب بیاشامم؟

امام صادق علیه السلام فرمود: اگر خواسته باشی چه مانعی دارد.

عبدالملک گفت: آیا می توانم با یک نفس خود را سیراب کنم؟

قَالَ: إِنْ شِئْتَ!

قَالَ: فَأَسْجُدُ وَ يَدِي فِي ثَوْبِي؟

قَالَ: إِنْ شِئْتَ!

ثُمَّ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السلام: إِنِّي وَ اللهِ مَا مِنْ هَذَا وَ شِبْهِهِ أَخَافُ عَلَيْكُمْ.

5- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ عَمْرِو بْنِ أَبِي الْمِقْدَامِ قَالَ: كُنْتُ عِنْدَ أَبِي جَعْفَرِ علیه السلام أَنَا وَ أَبِي فَأْتِيَ بِقَدَح مِنْ خَزَفٍ فِيهِ مَاءً فَشَرِبَ وَ هُوَ قَائِمٌ ثُمَّ نَاوَلَهُ أَبِي فَشَرِبَ مِنْهُ وَ هُوَ قَائِمٌ ثُمَّ نَا وَلَنِيِّهِ فَشَرِبْتُ مِنْهُ وَ أَنَا قَائِمٌ.

6- عِدَّةً مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِاللَّهِ عَنِ ابْنِ الْعَرْزَمِي عَنْ حَاتِمِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ الْمَدِينِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام:

أَنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام كَانَ يَشْرَبُ الْمَاءَ وَ هُوَ قَائِمٌ ثُمَّ يَشْرَبُ مِنْ فَضْلِ وَضُوئِهِ قَائِماً ثُمَّ الْتَفَتَ إِلَى الْحُسَيْنِ علیه السلام فَقَالَ لَهُ: يَا بُنَيَّ! إِنِّي رَأَيْتُ جَدَّكَ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم صَنَعَ هَكَذَا.

فرمود: اگر خواسته باشی چه مانعی دارد.

عبدالملک گفت: می توانم سجده کنم و دست هایم داخل لباسم باشد؟

فرمود: اگر خواسته باشی چه مانعی دارد؟

آن گاه امام صادق علیه السلام فرمود: به خدا سوگند! من از این مسئله و نظیر آن برای شما بیم ندارم.

5- عمرو بن ابی مقدام گوید:

من و پدرم نزد امام باقر علیه السلام بودیم کاسه ای سفالین پر از آب آوردند و حضرت درحالی که ایستاده بود آب نوشید آن گاه كاسه را به پدرم داد و پدرم به حالت ایستاده از آب نوشید، سپس آن را به من داد و من در حالی که ایستاده بودم از آن آشامیدم.

6- حاتم بن اسماعیل مدینی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

امیرمؤمنان علی علیه السلام از باقیمانده آب وضوی خود در حال ایستاده می نوشید. آن گاه به امام حسین علیه السلام رو نمود و فرمود: پسرم من جد تو، پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم را دیدم که چنین نمود.

7- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ:

ثَلَاثَةُ أَنْفَاسِ فِي الشُّرْبِ أَفْضَلُ مِنْ نَفَسٍ وَاحِدٍ.

8- أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارٍ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ مُعَلَّى أَبِي عُثْمَانَ عَنْ مُعَلَّى بْنِ حُنَيْسٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

ثَلَاثَةُ أَنْفَاسِ أَفْضَلُ مِنْ نَفَسٍ وَاحِدٍ.

9- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ شَيْخ مِنْ أَهْلِ الْمَدِينَةِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السلام عَنِ الرَّجُلِ يَشْرَبُ الْمَاءَ فَلَا يَقْطَعُ نَفْسَهُ حَتَّى يَرْوَى.

قَالَ: فَقَالَ علیه السلام: وَ هَلِ اللَّذَّهُ إِلَّا ذَاكَ؟!

قُلْتُ: فَإِنَّهُمْ يَقُولُونَ: إِنَّهُ شُرْبُ الْهِيم.

قَالَ: فَقَالَ: كَذَبُوا؛ إِنَّمَا شُرْبُ الْهِيم مَا لَمْ يُذْكَرِ اسْمُ اللهِ عزوجل عَلَيْهِ.

حلبی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

سه نفس آشامیدن بهتر از یک نفس آشامیدن است.

نظیر این روایت را معلی بن خنیس از امام صادق علیه السلام نقل می کند.

9- پیرمردی از اهالی مدینه گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: مردی یک نفس آب می خورد تا سیراب شود.

فرمود: آیا لذتی جز این وجود دارد؟

عرض کردم: اهل سنت می گویند: «این گونه آشامیدن، آشامیدن شتر تشنه است».

فرمود: دروغ گفته اند. همانا آشامیدن شتر تشنه، آشامیدنی است که نام خداوند بر آن ذکر نشده باشد.

بخش پنجم

اشاره

(5)

بَابُ الْقَوْلِ عَلَى شُرْبِ الْمَاءِ

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام يَقُولُ:

إِنَّ الرَّجُلَ يَشْرَبُ الشَّرْبَةَ مِنَ الْمَاءِ فَيُدْخِلُهُ اللهُ عزوجل بهَا الْجَنَّةَ.

قُلْتُ: وَكَيْفَ ذَاكَ؟ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ!

قَالَ: إِنَّ الرَّجُلَ يَشْرَبُ الْمَاءَ فَيَقْطَعُهُ ثُمَّ يُنَجِّي الْإِنَاءَ وَ هُوَ يَشْتَهِيهِ فَيَحْمَدُ اللهَ ثُمَّ يَعُودُ فِيهِ وَ يَشْرَبُ ثُمَّ يُنَجِّيهِ وَ هُوَ يَشْتَهِيهِ فَيَحْمَدُ اللهَ عزوجل ثُمَّ يَعُودُ بَشْرَبُ فَيُوجِبُ اللَّهُ عزوجل لَهُ بِذَلِكَ الْجَنَّةَ.

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِيِّ عَنِ ابْنِ الْقَدَّاحِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

دعا به هنگام آشامیدن آب

1- عبدالله بن سنان گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود: انسان شربت آبی می نوشد و بدین سبب خداوند متعال او را به بهشت وارد می کند.

گفتم: ای پسر رسول خدا! چگونه چنین چیزی امکان دارد؟

فرمود: به این صورت که انسان از ظرف آب می آشامد و هنوز سیراب نشده، ظرف را از لب ها دور می کند و خدا را بر این نعمت گوارا ستایش می کند. باز ظرف را به لب نزدیک می کند و می نوشد و هنوز سیراب نشده باز ظرف را از لب ها دور می کند و به ستایش حق زبان می گشاید و در نوبت سوم که سیراب می شود و خدا را حمد و ثنا می گوید خداوند متعال بهشت را بر او واجب می کند.

2- ابن قداح گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

كَانَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم إِذَا شَرِبَ الْمَاءَ قَالَ:

«الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي سَقَانَا عَذْباً زُلَالاً وَ لَمْ يَسْقِنَا مِلْحاً أُجَاجاً وَ لَمْ يُؤَاخِذْنَا بِذُنُوبِنَا».

3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ يَزِيدَ عَنِ ابْنِ عَمْ لِعُمَرَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ بِنْتِ عُمَرَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ أَبِيهَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

إِذَا شَرِبَ أَحَدُكُمُ الْمَاءَ فَقَالَ: بِسْمِ اللهِ ثُمَّ شَرِبَ ثُمَّ قَطَعَهُ فَقَالَ: الْحَمْدُ لِلَّهِ ثُمَّ شَرِبَ فَقَالَ: بِسْمِ اللهِ ثُمَّ قَطَعَهُ فَقَالَ: الْحَمْدُ لِلَّهِ ثُمَّ شَرِبَ فَقَالَ: بِسْمِ اللهِ ثُمَّ قَطَعَهُ فَقَالَ: الْحَمْدُ لِلَّهِ سَبَّحَ ذَلِكَ الْمَاءُ لَهُ مَا دَامَ فِي بَطْنِهِ إِلَى أَنْ يَخْرُجَ.

4- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ رَفَعَهُ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام:

إِذَا أَرَدْتَ أَن تَشْرَبَ الْمَاءَ بِاللَّيْلِ فَحَرِّكِ الْمَاءَ وَ قُلْ يَا مَاءُ مَاءُ زَمْزَمَ وَ مَاءً فُرَاتٍ يُقْرِءَانِكَ السَّلَامَ.

هرگاه پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم آب می نوشید می فرمود:

«الْحَمْدُ لِلهِ الَّذِي سَقَانَا عَذْباً زُلالاً وَ لَمْ يَسْقِنَا مِلْحاً أُجَاجاً وَ لَمْ يُؤَاخِذْنَا بِذُنُوبِنَا».

3- عمر بن یزید گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هرگاه یکی از شما «بسم الله» بگوید و آب بنوشد، آن گاه نیاشامد و بگوید: «الحمد لله» سپس بنوشد و بگوید: «بسم الله»، آن گاه دیگر نیاشامد و بگوید: «الحمد لله» سپس بنوشد و بگوید «بسم الله» سپس باز هم نیاشامد و بگوید: «الحمد الله»؛ این آب تا زمانی که در شکم اوست، برایش تسبیح خداوند می گوید؛ تا این که از شکمش خارج شود.

4- علی بن محمد در روایت مرفوعه ای گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هرگاه در هنگام شب خواستی آب بنوشی آب را تکان بده و بگو: ای آب! آب زمزم و آب فرات به تو سلام می رسانند.

بخش ششم

اشاره

(6)

بَابُ الْأَوَانِي

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ إِبْرَاهِيمَ الْكَرْخِيِّ عَنْ طَلْحَةَ بْنِ زَيْدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

كَانَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم يَشْرَبُ فِي الْأَقْدَاحِ الشَّامِيَّةِ يُجَاهُ بِهَا مِنَ الشَّامِ وَ تُهْدَى إِلَيْهِ.

2- أَبُو عَلِيَّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ النَّضْرِ عَنْ عَمْرِو بْنِ أَبِي الْمِقْدَامِ قَالَ: رَأَيْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السلام وَ هُوَ يَشْرَبُ فِي قَدَحٍ مِنْ خَزَفٍ.

3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

ظرف ها

1- طلحة بن زید گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم در کاسه های شامی - که آنها را از شام آورده بودند و به ایشان هدیه نموده بودند - آب می آشامید.

2- عمرو بن ابی مقدام گوید:

امام باقر علیه السلام را در حالی دیدم که در کاسه سفالین آب می نوشید.

3- سماعة بن مهران گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

لَا يَنْبَغِي الشَّرْبُ فِي آنِيَةِ الذَّهَبِ وَ لَا الْفِضَّةِ.

4- عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِى عَنْ يُونُسَ بْن يَعْقُوبَ عَنْ أَخِيهِ يُوسُفَ قَالَ: كُنْتُ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام بِالْحِجْرِ فَاسْتَسْقَى مَاءً فَأُتِيَ بِقَدَحٍ مِنْ صُفْرٍ فَقَالَ رَجُلٌ: إِنَّ عَبَّادَ بْنَ كَثِيرٍ يَكْرَهُ الشِّرْبَ فِي الصُّفْرِ.

فَقَالَ: لَا بَأْسَ.

وَ قَالَ علیه السلام لِلرَّجُلِ: أَلَّا سَأَلْتَهُ أَ ذَهَبٌ هُوَ أَمْ فِضَّةٌ؟

5- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ غِيَاتِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام:

لَا تَشْرَبُوا الْمَاءَ مِنْ تُلْمَةِ الْإِنَاءِ وَ لَا مِنْ عُرْوَتِهِ؛ فَإِنَّ الشَّيْطَانَ يَقْعُدُ عَلَى الْعُرْوَةِ والظُّلْمَةِ.

6- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي هَاشِمٍ عَنْ سَالِمِ بْنِ مُكْرَمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

آشامیدن در کاسه طلایی و نقره ای شایسته نیست.

4- یوسف بن یعقوب گوید:

با امام صادق علیه السلام در کنار حجر الاسود بودم. حضرت علیه السلام آب خواست کاسه آبی از روی برای ایشان آوردند.

در این هنگام شخصی گفت: عباد بن کثیر آشامیدن در کاسه رویین را مکروه می داند.

حضرت علیه السلام فرمود: نوشیدن در آن ایرادی ندارد.

و به آن مرد فرمود: آیا از عباد نپرسیدی که آن طلا است یا نقره؟!

5- غیاث بن ابراهیم گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمود:

از محل ترک ظرف و از جای دستگیره سبو آب نیاشامید که جایگاه شیطان است.

6- سالم بن مکرم گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

قَالَ أَبِي لِعَمْرِو بْنِ عُبَيْدٍ وَ بَشِيرٍ الرَّحَالِ وَ وَاصِلٍ فِي حَدِيثٍ : وَ لَا يُشْرَبُ مِنْ أُذُنِ الْكُوزِ وَ لَا مِنْ كَسْرِهِ إِنْ كَانَ فِيهِ؛ فَإِنَّهُ مَشْرَبُ الشَّيَاطِينِ.

7- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِيِّ عَنِ ابْنِ الْقَدَّاحِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

مَرَّ النَّبِيُّ صلى الله عليه وسلم بِقَوْمٍ يَشْرَبُونَ الْمَاءَ بِأَفْوَاهِهِمْ فِي غَزْوَةِ تَبُوكَ، فَقَالَ لَهُمُ النَّبِيُّ صلى الله عليه وسلم: اشْرَبُوا بِأَيْدِيكُمْ؛ فَإِنَّهَا خَيْرُ أَوَانِيكُمْ.

8- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ إِبْرَاهِيمَ عَنْ طَلْحَةَ بْنِ زَيْدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

كَانَ النَّبِيُّ صلى الله عليه وسلم يُعْجِبُهُ أَنْ يَشْرَبَ فِي الْإِنَاءِ الشَّامِيِّ وَكَانَ يَقُولُ:

هُوَ أَنْظَفُ آنِيَتِكُمْ.

9- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ جَمِيعاً عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السلام قَالَ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ: - وَ ذَكَرَ مِصْرَ - فَقَالَ: قَالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه وسلم:

پدرم در حدیثی به عمرو بن عبید بشیر رحال و واصل فرمود:

از گوشه کوزه و محل شکستگی آن - در صورتی که شکسته باشد - نباید نوشید؛ زیرا محل نوشیدن شیطان ها است.

7- ابن قداح گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

در غزوه تبوک پیامبر صلى الله عليه وسلم به گروهی برخورد نمود که با دهان آب می نوشیدند، به آنان فرمود: با دست های خود آب بنوشید؛ زیرا آن بهترین ظرف شماست.

8- طلحة بن زيد گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

پیامبر صلى الله عليه وسلم علاقه داشت که در ظرف شامی آب بنوشد و می فرمود: آن پاکیزه ترین ظرف شماست.

9- علی بن اسباط گوید: امام رضا علیه السلام از مصر یاد نمود و فرمود:

پیامبر صلى الله عليه وسلم فرمود:

لَا تَأْكُلُوا فِي فَخَّارِهَا وَ لَا تَغْسِلُوا رُءُوسَكُمْ بِطِينِهَا؛ فَإِنَّهُ يَذْهَبُ بِالْغَيْرَةِ وَيُورِثُ الدِّيَاثَة.

بخش هفتم

اشاره

(7)

بَابُ فَضْلِ مَاءِ زَمْزَمَ وَ مَاءِ الْمِيزَابِ

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ عُقْبَةَ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ: كَانَتْ زَمْزَمُ أَشَدَّ بَيَاضِاً مِنَ اللَّبَنِ وَأَحْلَى مِنَ الشَّهْدِ وَ كَانَتْ سَائِحَةٌ فَبَغَتْ عَلَى الْأَمْيَاهِ فَأَغَارَهَا اللهُ جَلَّ وَعَزَّ وَ أَجْرَى عَلَيْهَا عَيْناً مِنْ صَبِرٍ.

2- وَ بِإِسْنَادِهِ قَالَ: ذُكِرَتْ زَمْزَمُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فَقَالَ:

أُجْرِيَ إِلَيْهَا عَيْنٌ مِنْ تَحْتِ الْحِجْرِ فَإِذَا غَلَبَ مَاءُ الْعَيْنِ عَذْبَ مَاءُ زَمْزَمَ

3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِيِّ عَنِ ابْنِ الْقَدَّاحِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام:

در ظرف های سفالین مصر غذا نخورید و با گل آن، سر خود را نشویید؛ چرا که غیرت را از بین می برد و باعث دیوث شدن می شود.

فضیلت آب زمزم و آب ناودان کعبه

1- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

در زمان های پیشین، زمزم سفیدتر از شیر و شیرین تر از عسل بود و بر روی زمین روان بود. پس بر آب های دیگر یاغی شد بنابراین خداوند متعال آن را در زمین فرو برد و روی آن چشمه ای از «صبر» (1)جاری نمود.

2- راوی گوید: نزد امام صادق علیه السلام از زمزم صحبت شد.

فرمود: روی آن چشمه ای از زیر حجر الاسود جاری شده است. پس هرگاه آب آن چشمه غلبه کند آب زمزم شیرین و گوارا می شود.

3- ابن قداح گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: امیرمؤمنان علیه السلام فرمود:


1) صبر: نوعی سم.

مَاءُ زَمْزَمَ خَيْرُ مَاءٍ عَلَى وَجْهِ الْأَرْضِ وَ شَرُّ مَاءٍ عَلَى وَجْهِ الْأَرْضِ مَاءُ بَرَهُوتَ الَّذِي بِحَضْرَمَوْتَ تَرِدُهُ هَامُ الْكُفَّارِ بِاللَّيْلِ.

4- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ جَابِرٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام يَقُولُ:

مَاءُ زَمْزَمَ شِفَاءٌ مِنْ كُلِّ دَاءٍ وَ أَظُنُّهُ قَالَ: كَائِنَا مَا كَانَ.

5- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِيٌّ عَنِ ابْنِ الْقَدَّاح عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام: قَالَ رَسُولُ الله صلی الله علیه وسلم:

مَاءً زَمْزَمَ دَوَاءٌ مِمَّا شُربَ لَهُ.

6- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ وَ غَيْرِهِ وَ عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِاللهِ جَمِيعاً عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ يَحْيَى بْنِ الْمُبَارَكِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَبَلَةَ عَنْ مُصَادِفٍ قَالَ:

اشْتَكَى رَجُلٌ مِنْ إِخْوَانِنَا بِمَكَّةَ حَتَّى سَقَطَ لِلْمَوْتِ فَلَقِينَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فِي الطَّرِيقِ فَقَالَ:

بهترین آب روی زمین، آب زمزم است و بدترین آب روی زمین، آب برهوت است که در حضر موت قرار دارد و شب هنگام سرهای کافران وارد آن می شوند تا از آن بنوشید.

4- اسماعیل بن جابر گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

آب زمزم، شفای از هر بیماری است.

اسماعیل گوید: فکر می کنم فرمود: هر بیماری که باشد.

5- ابن قداح گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: اميرمؤمنان على علیه السلام فرمود:

پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم، فرمود: آب زمزم، دوای هر بیماری است که به خاطر شفای آن، آب زمزم را بیاشامند.

6- مصادف گوید: یکی از برادران ما در مکه بیمار شد به گونه ای که در بستر مرگ افتاد. ما در راه امام صادق علیه السلام را ملاقات کردیم.

يَا مُصَادِفٌ! مَا فَعَلَ فُلَانٌ؟

قُلْتُ: تَرَكْتُهُ بِالْمَوْتِ جُعِلْتُ فِدَاكَ!

فَقَالَ: أَمَا لَوْ كُنْتُ مَكَانَكُمْ لَسَقَيْتُهُ مِنْ مَاءِ الْمِيزَاب.

فَطَلَبْنَا عِنْدَ كُلِّ أَحَدٍ فَلَمْ نَجِدْهُ فَبَيْنَا نَحْنُ كَذَلِكَ إِذَا ارْتَفَعَتْ سَحَابَةٌ فَأَرْعَدَتْ وَأَبْرَقَتْ وَ أَمْطَرَتْ فَجِنْتُ إِلَى بَعْضِ مَنْ فِى الْمَسْجِدِ فَأَعْطَيْتُهُ دِرْهَماً وَأَخَذْتُ قَدَحَهُ ثُمَّ أَخَذْتُ مِنْ مَاءِ الْمِيزَابِ فَأتَيْتُهُ بِهِ وَ سَقَيْتُهُ مِنْهُ وَ لَمْ أَبْرَحْ مِنْ عِنْدِهِ حَتَّى شَرِبَ سَوِيقاً وَ صَلَحَ وَ بَرَأَ بَعْدَ ذَلِكَ.

بخش هشتم

اشاره

(8)

بَابُ مَاءِ السَّمَاءِ

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ يَقْطِينِ عَنْ عَمْرِو بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ خَلَفِ بْنِ حَمَّادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرِ علیه السلام يَقُولُ:

حضرت فرمود: ای مصادف! فلانی چه شد؟

عرض کردم: قربانت گردم، او را با مرگ واگذاشتم.

فرمود: اگر من به جای شما بودم او را با آب ناودان کعبه سیراب می نمودم.

مصادف گوید: ما از هر کسی آن را طلب نمودیم، اما نیافتیم در چنین وضعیتی بودیم که ناگاه ابری برآمد و رعد و برقی زد و باران بارید من نزد یکی از کسانی که در مسجد بود رفتم و درهمی به او دادم و کاسه اش را گرفتم آب ناودان را با آن ظرف گرفتم و نزد بیمار آورده و به او نوشاندم و از کنار او نرفتم تا این که قاووتی نوشید و پس از آن حالش خوب شد و بهبود یافت.

آب آسمان

1- محمد بن مسلم گوید: از امام باقر علیه السلام شنیدم که می فرمود:

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم فِي قَوْلِهِ تَعَالَى: (وَ نَزَّلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً مُبَارَكاً) قَالَ:

لَيْسَ مِنْ مَاءٍ فِي الْأَرْضِ إِلَّا وَ قَدْ خَالَطَهُ مَاءُ السَّمَاءِ.

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ يَحْيَى عَنْ جَدِّهِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدِ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام:

اشْرَبُوا مَاءَ السَّمَاءِ ؛ فَإِنَّهُ يُطَهِّرُ الْبَدَنَ وَيَدْفَعُ الْأَسْقَامَ، قَالَ اللَّهُ عزوجل: (وَ يُنَزِّلُ عَلَيْكُمْ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً لِيُطَهِّرَكُمْ بِهِ وَيُذْهِبَ عَنْكُمْ رِجْزَ الشَّيْطَانِ وَ لِيَرْبِطَ عَلَىٰ قُلُوبِكُمْ وَ يُثَبِّتَ بِهِ الأَقْدَامَ).

3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ عِمْرَانَ بْنِ مُوسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ:

الْبَرَدُ لَا يُؤْكَلُ؛ لِأَنَّ اللهَ عزوجل يَقُولُ: (يُصِيبُ بِهِ مَنْ يَشَاءُ).

پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم درباره آیه: «و از آسمان آبی پر برکت فرو فرستادیم» فرمود:

هیچ آبی در زمین نیست مگر آن که آب آسمان با آن مخلوط شده است.

2- ابوبصیر گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمود:

آب آسمان را بنوشید؛ زیرا بدن را پاکیزه و بیماری ها را دفع می کند. خداوند متعال می فرماید: «و آبی از آسمان برای شما فرو فرستادیم تا شما را با آن پاک نماید و پلیدی شیطان را از شما دور سازد و دلهای شما را محکم و گام هایتان را استوار دارد».

3- اسباط گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

نباید تگرگ را خورد؛ چرا که خداوند متعال می فرماید به وسیله آن، به هرکس که بخواهد (در زراعت و محصولات) ضرر می رساند.

بخش نهم

اشاره

(9)

بَابُ فَضْلِ مَاءِ الْفُرَاتِ

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

مَا إِخَالُ أَحَداً يُحَنَّكَ بِمَاءِ الْفُرَاتِ إِلَّا أَحَبَّنَا أَهْلَ الْبَيْتِ علیهم السلام.

وَ قَالَ علیه السلام: مَا سُقِيَ أَهْلُ الْكُوفَةِ مَاءَ الْفُرَاتِ إِلَّا لِأَمْرِ مَا.

وَ قَالَ: يُصَبُّ فِيهِ مِيزَابَانِ مِنَ الْجَنَّةِ.

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ:

يُدْفَقُ فِي الْفُرَاتِ كُلَّ يَوْمٍ دُفَقَاتٌ مِنَ الْجَنَّةِ.

فضیلت آب فرات

1- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

گمان نمی کنم کام هر کسی از آب فرات برداشته شود جز آن که ما اهل بیت علیهم السلام را دوست خواهد داشت.

هم چنین فرمود: اهل کوفه از آب فرات نمی نوشند؛ مگر به خاطر نفوذ ولایت ما در قلب های آنان.

و فرمود: آب دو ناودان بهشتی در آب فرات ریخته می شود.

2- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هر روز چند مرتبه از آب بهشتی به آب فرات ریخته می شود.

3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنِ ابْنِ أُورَمَةَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ رَفَعَهُ قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام:

نَهَرُكُمْ هَذَا يَعْنِي مَاءَ الْفُرَاتِ يَصُبُّ فِيهِ مِيزَابَانِ مِنْ مَيَازِيبِ الْجَنَّةِ.

قَالَ: فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام: لَوْ كَانَ بَيْنَنَا وَبَيْنَهُ أَمْيَالٌ لَأَتَيْنَاهُ وَ نَسْتَسْقِي بِهِ.

4- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ رَفَعَهُ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام:

كَمْ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَ الْفُرَاتِ؟

فَأَخْبَرْتُهُ فَقَالَ: لَوْ كُنْتُ عِنْدَهُ لَأَحْبَبْتُ أَنْ آتِيَهُ طَرَفَي النَّهَارِ.

5- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى جَمِيعاً عَنْ أَحْمَدَ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ سَعْدَانَ عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ رَفَعُوهُ إِلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام قَالَ:

أَمَا إِنَّ أَهْلَ الْكُوفَةِ لَوْ حَنَّكُوا أَوْلَادَهُمْ بِمَاءِ الْفُرَاتِ لَكَانُوا شِيعَةً لَنَا.

3- حسین بن سعید در روایت مرفوعه ای گوید: امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمود:

دو ناودان از نادوان های بهشتی به نهر شما، فرات فرو می ریزند.

امام صادق علیه السلام فرمود: اگر بین ما و فرات چند میل فاصله باشد، باز هم به آن جا می رویم و از آب آن می نوشیم.

4- علی بن حسین در روایت مرفوعه ای گوید:

امام صادق علیه السلام فرمود: بین شما و فرات چه مقدار فاصله است؟

من این فاصله را به آن حضرت خبر دادم امام صادق علیه السلام فرمود: اگر من کنار فرات بودم، دوست داشتم که صبح و شام به کنار آن بروم.

5- راویان بسیاری در روایت مرفوعه ای گویند: امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمود:

ای اهل کوفه! آگاه باشید اگر فرزندان خود را با آب فرات کام گشایی نمایید آنان از شیعیان ما خواهند بود.

6- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ حَنَانِ بْنِ سَدِيرٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَكِيمِ بْنِ جُبَيْرٍ قَالَ: سَمِعْتُ سَيِّدَنَا عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ علیهما السلام يَقُولُ:

إِنَّ مَلَكاً يَهْبِطُ مِنَ السَّمَاءِ فِي كُلِّ لَيْلَةٍ مَعَهُ ثَلَاثَةُ مَثَاقِيلَ مِسْكَاً مِنْ مِسْكِ الْجَنَّةِ فَيَطْرَحُهَا فِي الْفُرَاتِ وَ مَا مِنْ نَهَرٍ فِي شَرْقِ الْأَرْضِ وَ لَا غَرْبِهَا أَعْظَمَ بَرَكَةً مِنْهُ.

بخش دهم

اشاره

(10)

بَابُ الْمِيَاهِ الْمَنْهِيِّ عَنْهَا

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ أبي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ:

نَهَى رَسُولُ اللهِ صلی الله علیه وسلم عَنِ الِاسْتِشْفَاءِ بِالْحُمَّيَاتِ، وَ هِيَ الْعُيُونُ الْحَارَّةُ الَّتِي تَكُونُ فِي الْجِبَالِ الَّتِي تُوجَدُ فِيهَا رَائِحَةُ الْكِبْرِيتِ وَقِيلَ: إِنَّهَا مِنْ فَيْحِ جَهَنَّمَ.

6- حکیم بن جبیر گوید از آقایمان امام سجاد علیه السلام شنیدم که می فرمود:

به راستی که در هر شب فرشته ای از آسمان فرود می آید که همراهش سه مثقال مشک بهشتی است و آن را در رود فرات می ریزد و در شرق و غرب زمین، رودخانه ای با برکت تر از فرات نیست.

آب هایی که از شرب آنها نهی شده است

1- مسعدة بن صدقه گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم از استشفای با حمیات که همان چشمه های آب گرم کوه ها هستند و در آن بوی گوگرد استشمام می شود. نهی نمود هم چنین گفته می شود: «آن از جوشش دوزخ است».

2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

إِنَّ نُوحاً علیه السلام لَمَّا كَانَ فِي أَيَّامِ الطُّوفَانِ دَعَا الْمِيَاهَ كُلَّهَا فَأَجَابَتْهُ إِلَّا مَاءَ الْكِبْرِيتِ لا وَالْمَاءَ الْمُرَّ فَلَعَنَهُمَا.

3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ حَمْدَانَ بْن سُلَيْمَانَ النَّيْسَابُورِيٌّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ زَكَرِيَّا وَ عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي الْجَارُودِ عَنْ أَبِي سَعِيدٍ عَقِيصَا التَّيْمِيُّ قَالَ: مَرَرْتُ بِالْحَسَنِ وَالْحُسَيْنِ علیهما السلام وَ هُمَا فِي الْفُرَاتِ مُسْتَنْقِعَانِ فِي إِزَارَيْنِ فَقُلْتُ لَهُمَا: يَا ابْنَيْ رَسُولِ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْكُمَا أَفْسَدْتُمَا الْإِزَارَيْنِ!

فَقَالَا لِي: يَا أَبَا سَعِيدٍ فَسَادُنَا لِلْإِزَارَيْنِ أَحَبُّ إِلَيْنَا مِنْ فَسَادِ الدِّينِ؛ إِنَّ لِلْمَاءِ أَهْلاً وَ سُكَّاناً كَسُكَانِ الْأَرْضِ.

ثُمَّ قَالَا: إِلَى أَيْنَ تُرِيدُ؟

2- عبد الله بن سنان گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هنگامی که حضرت نوح علیه السلام در روزهای طوفان قرار داشت همه آبها را فرا خواند. پس همه آب ها دعوت او را پذیرفتند جز آب گوگرد و آب تلخ، بنابراین حضرت نوح علیه السلام آنان را لعن نمود.

3- ابو سعید عقیصا تیمی گوید: امام حسن علیه السلام و امام حسین علیه السلام را دیدم که ازار (1)پوشیده بودند و در فرات مشغول آب تنی بودند.

به آنان عرض کردم: ای پسران پیامبر خدا! خداوند بر شما درود فرستد! إزارها را تباه کردید!

به من فرمودند: ای ابو سعید! تباه کردن ازارها نزد ما محبوب تر است از تباه نمودن دین. به راستی که آب اهالی و ساکنانی دارد مانند ساکنان زمین.

سپس فرمودند: به کجا می خواهی بروی؟


1) ازار لباس پایین تنه.

فَقُلْتُ: إِلَى هَذَا الْمَاءِ.

فَقَالَا: وَ مَا هَذَا الْمَاءُ؟

فَقُلْتُ: أُرِيدُ دَوَاءَهُ أَشْرَبُ مِنْ هَذَا الْمُرْ لِعِلَّةٍ بِي أَرْجُو أَنْ يَخِفَّ لَهُ الْجَسَدُ وَيُسْهِلَ الْبَطْنَ.

فَقَالَا: مَا نَحْسَبُ أَنَّ اللهَ جَلَّ وَ عَزَّ جَعَلَ فِي شَيْءٍ قَدْ لَعَنَهُ شِفَاءٌ.

قُلْتُ: وَ لِمَ ذَاكَ؟

فَقَالَا: لِأَنَّ اللهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لَمَّا آسَفَهُ قَوْمُ نُوحٍ علیه السلام فَتَحَ السَّمَاءَ بِمَاءٍ مُنْهَمِر وَ أَوْحَى إِلَى الْأَرْضِ فَاسْتَعْصَتْ عَلَيْهِ عُيُونٌ مِنْهَا فَلَعَنَهَا وَ جَعَلَهَا مِلْحاً أُجَاجاً.

وَ فِي رِوَايَةِ حَمْدَانَ بْن سُلَيْمَانَ أَنَّهُمَا علیهما السلام قَالَا:

يَا أَبَا سَعِيدٍ! تَأْتِي مَاءً يَنْكِرُ وَلَايَتَنَا فِي كُلِّ يَوْمٍ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ؛ إِنَّ اللَّهَ وَ عَرَضَ وَلَا يَتَنَا عَلَى الْمِيَاهِ فَمَا قَبلَ وَلَايَتَنَا عَذَّبَ وَ طَابَ وَ مَا جَحَدَ وَلَا يَتَنَا جَعَلَهُ اللَّهُ عزوجل مُراً أَوْ مِلْحاً أُجَاجاً.

عرض کردم: به سوی این آب.

فرمودند: این آب چیست؟

عرض کردم: من فایده دارویی این آب را می خواهم به خاطر بیماری که دارم از این آب تلخ می نوشم. امیدوارم که به وسیله آن بدنم سبک و شکمم روان شود.

فرمودند: گمان نمی کنیم خداوند در چیزی که آن را لعنت نموده است، شفا قرار داده باشد.

عرض کردم: چرا چنین است؟

فرمودند: زیرا هنگامی که قوم نوح خداوند را به غضب آوردند، خداوند آسمان را به آبی ریزان گشود و به زمین وحی نمود ،بعضی از چشمه های زمین خداوند را نافرمانی نمودند، آنگاه خداوند آنان را لعن نمود و آنها را شور گرداند.

در روایت حمدان بن سلیمان چنین است: امام حسن و امام حسین علیهما السلام فرمودند: ای ابو سعید! به سوی آبی می روی که ولایت ما را در هر روز سه بار انکار می کند؟! خداوند متعال ولایت ما را بر آبها عرضه نمود؛ پس هر آبی که ولایت ما را پذیرفت شیرین، گوارا و پاکیزه شد و هر آبی که ولایت ما را انکار کرد خداوند آن را تلخ و شور گردانید.

4- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ:

كَانَ أَبِي علیه السلام يَكْرَهُ أَنْ يَتَدَاوَى بِالْمَاءِ الْمُرِّ وَ بِمَاءِ الْكِبْرِيتِ وَكَانَ يَقُولُ:

إِنَّ نُوحاً علیه السلام لَمَّا كَانَ الطُّوفَانُ دَعَا الْمِيَاهَ فَأَجَابَتْهُ كُلُّهَا إِلَّا الْمَاءَ الْمُرَّ وَ مَاءَ الْكِبْرِيتِ فَدَعَا عَلَيْهِمَا وَ لَعَنَهُمَا.

بخش یازدهم

اشاره

(11)

بَابُ النَّوَادِر

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ يُونُسَ عَنِ الْعَرْزَمِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام أَنَّهُ قَالَ:

تَفَجَّرَتِ الْعُيُونُ مِنْ تَحْتِ الْكَعْبَةِ.

4- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

پدرم کراهت داشت که با آب تلخ و آب گوگرد مداوا گردد، و همواره می فرمود: هنگامی که طوفان به وقوع پیوست نوح علیه السلام آبها را فرا خواند و همه آبها او را اجابت نمودند جز آب تلخ و آب گوگرد، پس خداوند آن دو را نفرین نمود و بر آنان لعنت فرستاد.

روایت های نکته دار

1- عرزمی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: چشمه ها از زیر کعبه جوشیده اند.

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ زَكَرِيَّا الْمُؤْمِنِ عَنْ أَبِي سَعِيدٍ الْمُكَارِي عَنْ أَبِي حَمْزَةَ الثَّمَالِي قَالَ: كُنْتُ عِنْدَ حَوْضِ زَمْزَمَ فَأَتَانِي رَجُلٌ فَقَالَ لِي: لَا تَشْرَبْ مِنْ هَذَا الْمَاءِ يَا أَبَا حَمْزَةَ فَإِنَّ هَذَا يَشْتَرِكُ فِيهِ الْجِنُّ وَالْإِنْسُ وَ هَذَا لَا يَشْتَرِكُ فِيهِ إِلَّا الْإِنْسُ.

قَالَ: فَتَعَجَّبْتُ مِنْ قَوْلِهِ وَ قُلْتُ: مِنْ أَيْنَ عَلِمَ هَذَا؟

قَالَ: ثُمَّ قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرِ علیه السلام مَا كَانَ مِنْ قَوْلِ الرَّجُلِ لِي.

فَقَالَ علیه السلام لِي: إِنَّ ذَلِكَ رَجُلٌ مِنَ الْجِنِّ أَرَادَ إِرْشَادَكَ.

3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ يَزِيدَ رَفَعَهُ قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام: مَاء نِيل مِصْرَ يُمِيتُ الْقُلُوبَ.

4- عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ مَعْرُوفٍ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ الْيَعْقُوبِي عَنْ عِيسَى بْنِ عَبْدِاللَّهِ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ جَعْفَرِ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فِي قَوْلِ اللهِ عزوجل: (وَ أَنْزَلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً بِقَدَرٍ فَأَسْكَنَّاهُ فِي الْأَرْضِ وَ إِنَّا عَلَىٰ ذَهَابِ بِهِ لَقَادِرُونَ) فَقَالَ:

2- ابو حمزه ثمالی گوید:

من در کنار حوض زمزم بودم. شخصی نزد من آمد و به من گفت: ای ابا حمزه! از این آب ننوش؛ زیرا جنیان و آدمیان در آن شریک اند و در این آب (آب دیگری است) فقط آدمیان شریک هستند.

ابو حمزه گوید: من از سخن آن مرد شگفت زده شدم و گفتم: این را از کجا آموخته ای؟

سپس سخنی که آن مرد به من گفته بود به امام باقر علیه السلام عرض کردم.

فرمود: او مردی از جنیان بود که می خواست تو را ارشاد و راهنمایی کند.

3- يعقوب بن یزید در روایت مرفوعه ای گوید: امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمود:

آب رود نیل در مصر، دلها را می میراند.

4- سلیمان بن جعفر گوید: امام صادق در باره آیه: «و از آسمان آبی به اندازه معین فرو فرستادیم و آن را در زمین قرار دادیم و ما بر از بین بردن آن توانا هستیم» فرمود:

يَعْنِي مَاءَ الْعَقِيقِ.

5- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ الْمَدَائِنِي عَنْ أَبِي الْحَسَنِ علیه السلام قَالَ:

نَهَرَانِ مُؤْمِنَانِ وَ نَهَرَانِ كَافِرَانِ فَأَمَّا الْمُؤْمِنَانِ فَالْفُرَاتُ وَنِيلُ مِصْرَ وَأَمَّا الْكَافِرَانِ فَدِجْلَةٌ وَ نَهَرُ بَلْخَ.

6- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ جَعْفَرٍ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنِ الْخَشَّابِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَسَّانِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ كَثِيرٍ عَنْ دَاوُدَ الرَّفِّيِّ قَالَ: كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام إِذَا اسْتَسْقَى الْمَاءَ فَلَمَّا شَرِبَهُ رَأَيْتُهُ قَدِ اسْتَعْبَرَ وَ اغْرَوْرَقَتْ عَيْنَاهُ بِدُمُوعِهِ، ثُمَّ قَالَ لِي:

يَا دَاوُدُ! لَعَنَ اللهُ قَاتِلَ الْحُسَيْنِ علیه السلام! وَ مَا مِنْ عَبْدِ شَرِبَ الْمَاءَ فَذَكَرَ الْحُسَيْنَ علیه السلام وَ أَهْلَ بَيْتِهِ وَ لَعَنَ قَاتِلَهُ إِلَّا كَتَبَ اللهُ عزوجل لَهُ مِائَةَ أَلْفِ حَسَنَةٍ وَ حَطَّ عَنْهُ مِائَةَ أَلْفِ سَيِّئَةٍ وَ رَفَعَ لَهُ مِائَةَ أَلْفِ دَرَجَةٍ وَ كَأَنَّمَا أَعْتَقَ مِائَةَ أَلْفِ نَسَمَةٍ وَ حَشَرَهُ اللهُ عزوجل يَوْمَ الْقِيَامَةِ تَلِجَ الْفُؤَادِ.

منظور از آب مذکور در آیه، آب عقیق است. (1)

5- عبد الله بن ابراهیم مدائنی گوید: امام کاظم علیه السلام فرمود:

دو رودخانه مؤمن اند و دو رودخانه کافر؛ دو رودخانه مؤمن: رودهای فرات و نیل مصر و دو رودخانه کافر: رودهای دجله و رود بلخ هستند.

6- داوود رقی گوید: نزد امام صادق علیه السلام بودم که حضرت علیه السلام آب خواست. هنگامی که آب نوشید دیدم اشک حضرت علیه السلام جاری شده و چشمان ایشان در اشک غرق گشت آن گاه به من فرمود:

ای داوود! خداوند قاتل حسین علیه السلام را لعنت کند، هر بنده ای که آب بنوشد و به یاد حسين علیه السلام واهل بيتش بیفتد و قاتل او را لعنت کند خداوند عزوجل صد هزار حسنه برایش می نویسد، صد هزار گناه را از او بر می دارد صد هزار درجه او را بالا می برد و مانند آن است که صد هزار برده آزاد کرده است. خداوند او را در روز قیامت با قلب آرام محشور می کند.


1) شاید مراد حضرت علیه السلام آب منطقه عقیق است.

بخش دوازدهم

اشاره

(12)

أَبْوَابُ الْأَنْبِذَةِ

بَابُ مَا يُتَّخَذُ مِنْهُ الْخَمْرُ

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْن شَاذَانَ جَمِيعاً عن ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ الْحَجَّاجِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ الله صلی الله علیه وسلم:

الْخَمْرُ مِنْ خَمْسَةِ الْعَصِيرُ مِنَ الْكَرْمِ وَالنَّقِيعُ مِنَ الرَّبِيبِ وَالْبِتْعُ مِنَ الْعَسَلِ وَالْمِزْرُ مِنَ الشَّعِيرِ وَ النَّبِيذُ مِنَ التَّمْرِ.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرِ عَنِ الْحَسَنِ الْحَضْرَمِيُّ عَمَّنْ أَخْبَرَهُ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ علیهما السلام قَالَ:

الْخَمْرُ مِنْ خَمْسَةِ أَشْيَاءَ مِنَ التَّمْرِ وَ النَّبِيبِ وَالْحِنْطَةِ وَالشَّعِيرِ وَ الْعَسَلِ.

بخش هایی دربارۀ نبیذها مواد تهیه شراب

1- عبد الرحمان بن حجّاج گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم فرمود:

شراب از پنج چیز به دست می آید: عصیر از انگور، نقیع از مویز، بتع از عسل، مزر از جو و نبیذ از خرما.

2- راوی گوید: امام سجاد علیه السلام فرمود:

شراب از پنج چیز حاصل می گردد: خرما، مویز، گندم، جو و عسل.

مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنِ ابْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ صَفْوَانَ الْجَمَّالِ عَنْ عَامِرِ بْنِ السَّمْطِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ علیهما السلام مِثْلَهُ.

3- عَلِيَّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ الْحَجَّاجِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ جَعْفَرِ بْنِ إِسْحَاقَ الْهَاشِمِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم:

الْخَمْرُ مِنْ خَمْسَةِ الْعَصِيرُ مِنَ الْكَرْمِ وَالنَّقِيعُ مِنَ الرَّبِيبِ وَالْبِتْعُ مِنَ الْعَسَلِ وَالْمِزْرُ مِنَ الشَّعِيرِ وَالنَّبِيذُ مِنَ التَّمْرِ.

بخش سیزدهم

اشاره

(13)

بَابُ أَصْلِ تَحْرِيمِ الْخَمْرِ

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ خَالِدِ بْنِ جَرِيرٍ عَنْ أَبِي الرَّبِيعِ الشَّامِيَّ قَالَ:

3- علی بن جعفر بن اسحاق هاشمی نظیر روایت یکم را از امام صادق علیه السلام از پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم نقل می کند.

ریشه تحریم شراب

1- ابو ربیع شامی گوید:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السلام عَنْ أَصْلِ الْخَمْرِ: كَيْفَ كَانَ بَدْهُ حَلَالِهَا وَ حَرَامِهَا وَ مَتَى اتَّخِذَ الْخَمْرَ؟

فَقَالَ: إِنَّ آدَمَ علیه السلام لَمَّا هَبَطَ مِنَ الْجَنَّةِ اشْتَهَى مِنْ ثِمَارِهَا فَأَنْزَلَ اللَّهُ عزوجل عَلَيْهِ قَضِيبَيْنِ مِنْ عِنَبٍ فَغَرَسَهُمَا فَلَمَّا أَنْ أَوْرَقَا وَأَثْمَرَا وَ بَلَغَا جَاءَ إِبْلِيسُ لَعَنَهُ اللَّهُ فَحَاطَ عَلَيْهِمَا حَائِطاً فَقَالَ آدَمُ علیه السلام: مَا حَالُكَ؟ يَا مَلْعُونُ!

فَقَالَ إِبْلِيسُ: إِنَّهُمَا لِي.

فَقَالَ لَهُ: كَذَبْتَ!

فَرَضِيَا بَيْنَهُمَا بِرُوحِ الْقُدُسِ فَلَمَّا انْتَهَيَا إِلَيْهِ قَصَّ عَلَيْهِ آدَمُ علیه السلام قِصَّتَهُ وَأَخَذَ رُوحُ الْقُدُسِ ضِعْتاً مِنْ نَارٍ وَ رَمَى بِهِ عَلَيْهِمَا وَ الْعِنَبُ فِي أَغْصَانِهِمَا حَتَّى ظَنَّ آدَمُ علیه السلام أَنَّهُ لَمْ يَبْقَ مِنْهُمَا شَيْءٌ وَ ظَنَّ إِبْلِيسُ لَعَنَهُ اللَّهُ مِثْلَ ذَلِكَ.

از امام صادق علیه السلام پرسیدم ابتدای حلال و حرام بودن شراب چگونه بود و چه زمانی شراب تهیه شد؟

فرمود: به راستی زمانی که حضرت آدم علیه السلام از بهشت هبوط نمود، اشتهای میوه های بهشتی به او دست داد. خداوند دو شاخه انگور برای او فرو فرستاد. آدم علیه السلام آنها را کاشت هنگامی که درختان برگ و میوه برآوردند و رسیدند ابلیس که خداوند لعنتش کند - آمد و دور آن درخت ها دیواری ساخت.

آدم علیه السلام فرمود: ای لعنت شده! چه می کنی؟!

ابلیس گفت: این دو درخت از آن من هستند.

آدم علیه السلام به او فرمود: دروغ می گویی؟

پس از چندی توافق کردند که روح القدس بين آنان قضاوت کند. هنگامی که به او رسیدند، حضرت آدم علیه السلام داستان خود را برای او بازگفت. روح القدس مقداری آتش برداشت و آن را بر درخت ها انداخت درحالی که در شاخه های درختان انگور بود، به گونه ای که آدم علیه السلام گمان کرد چیزی از درخت ها نمانده است و ابلیس نیز همین گونه گمان کرد.

قَالَ: فَدَخَلَتِ النَّارُ حَيْثُ دَخَلَتْ وَ قَدْ ذَهَبَ مِنْهُمَا ثُلُثَاهُمَا وَ بَقِيَ الثلث فقالتالرُّوحُ: أَمَّا مَا ذَهَبَ مِنْهُمَا فَحَظُ إِبْلِيسَ لَعَنَهُ اللهُ وَ مَا بَقِيَ فَلَكَ يَا آدَمُ. الْحَسَنُ بْنُ مَحْبُوبِ عَنْ خَالِدِ بْنِ نَافِعٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام مِثْلَهُ.

2- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ صَالِحٍ بْنِ أَبِي حَمَّادٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ يَزِيدَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

إِنَّ اللَّهَ عزوجل لَمَّا أَهْبَطَ آدَمَ علیه السلام أَمَرَهُ بِالْحَرْثِ وَ الزَّرْعِ وَ طَرَحَ إِلَيْهِ غَرْساً مِنْ غُرُوسِ الْجَنَّةِ فَأَعْطَاهُ النَّخْلَ وَالْعِنَبَ وَالزَّيْتُونَ وَالرُّمَّانَ فَغَرَسَهَا لِيَكُونَ لِعَقِبِهِ وَ ذُرِّيَّتِهِ فَأَكَلَ هُوَ مِنْ ثِمَارِهَا.

فَقَالَ لَهُ إِبْلِيسُ لَعَنَهُ اللهُ: يَا آدَمُ مَا هَذَا الْغَرْسُ الَّذِي لَمْ أَكُنْ أَعْرِفُهُ فِي الْأَرْضِ وَ قَدْ كُنْتُ فِيهَا قَبْلَكَ؟ انْذَنْ لِي أَكُل مِنْهَا شَيْئاً.

فَأَبَى آدَمُ علیه السلام أَنْ يَدَعَهُ، فَجَاءَ إِبْلِيسُ عِنْدَ آخِرِ عُمْرِ آدَمَ علیه السلام وَ قَالَ لِحَوَّاءَ: إِنَّهُ قَدْ أَجْهَدَنِي الْجُوعُ وَ الْعَطَشُ.

پس آتش تا جایی که توانست آن درخت ها را سوزاند و دو سوم آنها از بین رفت و یک سوم باقی ماند.

روح القدس گفت: آن مقداری که از بین رفته است بهره ابلیس و باقی مانده از آن توست ای آدم!

2- ابراهیم گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هنگامی که خداوند آدم را به زمین فرستاد به او دستور داد که زراعت و کشاورزی نماید و نهال هایی از نهال های بهشت برایش فرو فرستاد و درخت خرما، انگور، زیتون و انار به او داد. آدم علیه السلام آنها را کاشت تا برای نسل و ذریه اش باشد. خودش نیز از میوه های آن درختان میل نمود.

ابليس - لعنت خدا بر او باد - به آدم علیه السلام گفت: ای آدم! این چه نهالی است که من قبلاً در زمین آن را نمی شناختم درحالی که من پیش از تو در زمین بوده ام؟! به من اجازه ده که مقداری از میوه آن را بخورم.

آدم علیه السلام امتناع کرد که او را آزاد گذارد.

ابلیس در اواخر زندگی آدم علیه السلام آمد و به حواء علیها السلام گفت: همانا که گرسنگی و تشنگی مرا از پای درآورده است

فَقَالَتْ لَهُ حَوَّاءُ: فَمَا الَّذِي تُرِيدُ؟

قَالَ: أُرِيدُ أَنْ تُذِيقِينِي مِنْ هَذِهِ الثَّمَارِ.

فَقَالَتْ حَوَّاءُ علیها السلام: إِنَّ آدَمَ علیه السلام عَهِدَ إِلَيَّ أَنْ لَا أَطْعِمَكَ شَيْئاً مِنْ هَذَا الْغَرْسِ؛ لِأَنَّهُ مِنَ الْجَنَّةِ وَ لَا يَنْبَغِي لَكَ أَنْ تَأْكُلَ مِنْهُ شَيْئاً.

فَقَالَ لَهَا: فَاعْصِرِي فِي كَفِّى شَيْئاً مِنْهُ.

فَأَبَتْ عَلَيْهِ فَقَالَ: ذَرِينِي أَمَصَّهُ وَ لَا أَكُلُهُ.

فَأَخَذَتْ عُنْقُوداً مِنْ عِنَبٍ فَأَعْطَتْهُ فَمَصَّهُ وَ لَمْ يَأْكُلْ مِنْهُ لِمَا كَانَتْ حَوَّاءُ قَدْ أَكَدَتْ عَلَيْهِ فَلَمَّا ذَهَبَ يَعَضُّ عَلَيْهِ جَذَبَتْهُ حَوَّاءُ مِنْ فِيهِ.

فَأَوْحَى اللَّهُ تَبَارَكَ وَتَعَالَى إِلَى آدَمَ علیه السلام: أَنَّ الْعِنَبَ قَدْ مَصَّهُ عَدُوِّي وَعَدُوكَ إِبْلِيسُ وَ قَدْ حَرَّمْتُ عَلَيْكَ مِنْ عَصِيرَةِ الْخَمْرِ مَا خَالَطَهُ نَفَسُ إِبْلِيسَ.

حواء علیها السلام به او فرمود: چه می خواهی؟

گفت: می خواهم که از این میوه ها به من بچشانی.

فرمود: آدم علیه السلام از من پیمان گرفته است که چیزی از این نهال را به تو ندهم؛ زیرا این نهال بهشتی است و برای تو روا نیست که چیزی از آن را بخوری.

ابلیس گفت: مقداری از آن در کف دستم بفشار (تا آب آن را بخورم). اما حواء علیها السلامخودداری نمود.

ابلیس به او گفت: مرا واگذار تا آن را بمکم ولی آن را نمی خورم.

پس حواء علیها السلام خوشه انگوری برداشت و به او داد. ابلیس آن را مکید، اما نخورد؛ زیرا حواء علیها السلام بر او سفت و سخت تأکید کرده بود هنگامی که ابلیس خواست آن را گاز بزند، حواء علیه السلام آن را از دهانش کشید.

خداوند به آدم علیه السلام وحی نمود که همانا دشمن من و دشمن تو؛ ابلیس آن انگور را مکیده است. به راستی که از فشرده شراب، آن چه را که نفس ابلیس با آن مخلوط شده بر تو حرام کردم.

فَحُرِّمَتِ الْخَمْرُ، لِأَنَّ عَدُوَّ اللَّهِ إِبْلِيسَ مَكَرَ بِحَوَّاءَ حَتَّى مَصَّ الْعِنَبَ وَ لَوْ أَكَلَهَا لَحُرِّمَتِ الْكَرْمَةُ مِنْ أَوَّلِهَا إِلَى آخِرِهَا وَ جَمِيعُ ثَمَرِهَا وَ مَا يَخْرُجُ مِنْهَا.

ثُمَّ إِنَّهُ قَالَ لِحَوَّاءَ: فَلَوْ أَمْصَصْتِنِي شَيْئًا مِنْ هَذَا التَّمْرِ كَمَا أَمْصَصْتِنِي مِنَ الْعِنَبِ.

فَأَعْطَتْهُ تَمْرَةً فَمَصَّهَا وَكَانَتِ الْعِنَبُ وَ التَّمْرَةُ أَشَدَّ رَائِحَةً وَ أَزْكَى مِنَ الْمِسْكِ الْأَذْفَرِ وَأَحْلَى مِنَ الْعَسَلِ، فَلَمَّا مَصَّهُمَا عَدُوٌّ اللَّهِ إِبْلِيسُ لَعَنَهُ اللَّهُ ذَهَبَتْ رَائِحَتُهُمَا وَانْتَقَصَتْ حَلَاوَتُهُمَا.

قَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السلام: ثُمَّ إِنَّ إِبْلِيسَ لَعَنَهُ اللهُ ذَهَبَ بَعْدَ وَفَاةِ آدَمَ علیه السلام فَبَالَ فِي أَصْلِ الْكَرْمَةِ وَ النَّخْلَةِ فَجَرَى الْمَاءُ عَلَى عُرُوقِهِمَا مِنْ بَوْلِ عَدُوٌّ اللَّهِ فَمِنْ ثَمَّ يَخْتَمِرُ الْعِنَبُ وَ التَّمْرُ فَحَرَّمَ اللهُ عزوجل عَلَى ذُرِّيَّةِ آدَمَ علیه السلام كُلَّ مُسْكِرٍ، لِأَنَّ الْمَاءَ جَرَى بِبَوْلِ عَدُوٌّ اللَّهِ فِي النَّخْلَةِ وَالْعِنَبِ وَصَارَ كُلُّ مُخْتَمِرٍ خَمْراً، لِأَنَّ الْمَاءَ اخْتَمَرَ فِي النَّخْلَةِ وَ الْكَرْمَةِ مِنْ رَائِحَةِ بَوْلِ عَدُوٌّ اللهِ إِبْلِيسَ لَعَنَهُ اللهُ.

از این رو شراب حرام شد، زیرا دشمن خداوند ابلیس، حواء علیها السلام را نیرنگ زد تا این که انگور را مکید و اگر انگور را خورده بود از اول تا آخرش و تمامی میوه هایش و آن چه که از انگور به دست می آید حرام می شد.

ابلیس پس از آن به حواء گفت: کاش مقداری از این خرما را می گذاشتی بمکم، همان طور که گذاشتی مقداری از انگور را بمکم.

حواء یک دانه خرما به او داد و او آن را مکید و پیش از آن انگور و خرما خوش بوتر و پاکیزه تر از مشک اَذفر و شیرین تر از عسل بودند هنگامی که دشمن خدا ابليس - لعنت خدا بر او باد - آنان را مکید بوی آن دو از بین رفت و شیرینی آن دو ناقص شد.

امام صادق علیه السلام فرمود: سپس ابلیس - که لعنت خدا بر او باد - بعد از وفات حضرت آدم علیه السلام در میان ریشه درخت انگور و خرما ادرار کرد به جهت ادرار دشمن خداوند آب در رگ های درخت انگور و خرما جاری شد و به همین جهت انگور و خرما تبدیل به خمیره شراب می شود. پس خداوند هر مستی آوری را بر ذریه آدم علیه السلام حرام نمود؛ زیرا با ادرار دشمن خدا در درخت خرما و انگور آب جریان یافته است و هر خمیره شرابی تبدیل به شراب شد، زیرا آن آب در درخت خرما و انگور به خاطر بوی ادرار دشمن خدا ابليس تبدیل به خمیره شراب شد (یعنی جوشید و تغییر کرد و بدبو شد).

3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ أَبَانِ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:

لَمَّا هَبَطَ نُوحٌ علیه السلام مِنَ السَّفِينَةِ غَرَسَ غَرْساً وَ كَانَ فِيمَا غَرَسَ علیه السلام الْحَبَلَةُ ثُمَّ رَجَعَ إِلَى أَهْلِهِ فَجَاءَ إِبْلِيسُ لَعَنَهُ اللهُ فَقَلَعَهَا، ثُمَّ إِنَّ نُوحاً علیه السلام عَادَ إِلَى غَرْسِهِ فَوَجَدَهُ عَلَى حَالِهِ وَوَجَدَ الْحَبَلَةَ قَدْ قُلِعَتْ وَوَجَدَ إِبْلِيسَ لَعَنَهُ اللهُ عِنْدَهَا، فَأَتَاهُ جَبْرَئِيلُ علیه السلام فَأَخْبَرَهُ أَنَّ إِبْلِيسَ لَعَنَهُ اللَّهُ قَلَعَهَا.

فَقَالَ نُوحٌ لِإِبْلِيسَ: مَا دَعَاكَ إِلَى قَلْعِهَا فَوَ اللهِ! مَا غَرَسْتُ غَرْساً أَحَبَّ إِلَيَّ مِنْهَا وَ وَ اللَّهِ! لَا أَدَعُهَا حَتَّى أَغْرِسَهَا.

فَقَالَ إِبْلِيسُ: وَأَنَا وَاللَّهِ لَا أَدَعُهَا حَتَّى أَقْلَعَهَا.

فَقَالَ لَهُ: اجْعَلْ لِي مِنْهَا نَصِيباً.

قَالَ: فَجَعَلَ لَهُ مِنْهَا الثُّلُثَ فَأَبَى أَنْ يَرْضَى فَجَعَلَ لَهُ النِّصْفَ فَأَبَى أَنْ يَرْضَى فَأَبَى نُوحٌ علیه السلام أَنْ يَزِيدَهُ.

زراره گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:

هنگامی که نوح علیه السلام از کشتی پایین آمد نهال هایی کاشت و در میان آنها شاخه انگور نیز بود. آن گاه نزد خانواده اش بازگشت در آن هنگام ابلیس آمد و آن را کند. چندی بعد نوح علیه السلام نزد نهال های خود مراجعت نمود و آنها را بر همان حالت سابق مشاهده نمود که شاخه انگور کنده شده و ابلیس نزد آن است. جبرئیل علیه السلام نزد نوح علیه السلام آمد و به او خبر داد که ابلیس آن را کنده است.

نوح علیه السلام به ابلیس فرمود: چرا این درخت را کندی؟! به خدا سوگند! من نهالی نگاشته بودم که نزد من محبوب تر از آن باشد! و به خدا قسم که آن را رها نمی کنم تا آن را بکارم!.

ابلیس گفت: برای من بهره از آن قرار ده.

نوح علیه السلام یک سوم آن را برای او قرار داد، اما ابلیس رضایت نداد. پس نصف آن را برای او قرار داد اما باز هم راضی نشد. پس نوح علیه السلام بیشتر از آن به او بهره ای قرار نداد.

فَقَالَ جَبْرَئِيلُ علیه السلام لِنُوح: يَا رَسُولَ اللَّهِ! أَحْسِنُ فَإِنَّ مِنْكَ الْإِحْسَانَ.

فَعَلِمَ نُوحٌ علیه السلام أَنَّهُ قَدْ جَعَلَ لَهُ عَلَيْهَا سُلْطَانًا، فَجَعَلَ نُوحٌ علیه السلام لَهُ الثُّلْتَيْنِ.

فَقَالَ أَبُو جَعْفَرِ علیه السلام: فَإِذَا أَخَذْتَ عَصِيراً فَاطْبُخْهُ حَتَّى يَذْهَبَ الثَّلْتَانِ وَ كُلْ وَاشْرَبْ فَذَاكَ نَصِيبُ الشَّيْطَانِ.

4- أبو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ الْكُوفِيُّ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَعِيدِ بْنِ يَسَارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

إِنَّ إِبْلِيسَ لَعَنَهُ اللهُ نَازَعَ نُوحاً علیه السلام فِي الْكَرْمِ فَأَتَاهُ جَبْرَئِيلُ علیه السلام فَقَالَ: إِنَّ لَهُ حَقَّاً فَأَعْطِهِ.

فَأَعْطَاهُ الثُّلُثَ فَلَمْ يَرْضَ إِبْلِيسُ ثُمَّ أَعْطَاهُ النَّصْفَ فَلَمْ يَرْضَ، فَطَرَحَ جَبْرَئِيلُ نَاراً فَأَحْرَقَتِ الظُّلَتَيْنِ وَ بَقِيَ الثَّلْتُ.

فَقَالَ: مَا أَحْرَقَتِ النَّارُ فَهُوَ نَصِيبُهُ وَ مَا بَقِيَ فَهُوَ لَكَ يَا نُوحُ! حَلَالٌ.

جبرئیل علیه السلام به نوح علیه السلام عرض کرد: ای پیامبر خدا! احسان کن که احسان از جانب توست.

در این هنگام نوح علیه السلام دانست که برای ابلیس سهمی در آن قرار داده شده، از این رو دو سوم را برای ابلیس قرار داد.

امام باقر علیه السلام فرمود: پس هرگاه فشرده انگور را گرفتی آن را طبخ کن تا دو سوم آن برود، سپس بخور و بنوش زیرا آن بهره شیطان است.

4- سعید بن یسار گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

ابلیس در مورد انگور با نوح علیه السلام نزاع نمود. جبرئیل علیه السلام نزد نوح علیه السلام آمد و عرض کرد: او حقی دارد؛ بنابراین حقش را به او بده.

پس نوح علیه السلام یک سوم را به او بخشید، اما ابلیس راضی نشد. سپس نصف را به او داد، اما باز هم راضی نشد. آن گاه جبرئیل علیه السلام آتشی انداخت و دو سوم آن سوخت و یک سوم باقی ماند.

جبرئیل علیه السلام عرض کرد: ای نوح !آن چه را که آتش سوزانده، بهره ابلیس و آن چه که باقی مانده بر تو حلال است.

بخش چهاردهم

اشاره

(14)

بَابُ أَنَّ الْخَمْرَ لَمْ تَزَلْ مُحَرَّمَةً

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عُمَرَ الْيَمَانِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام أَنَّهُ قَالَ:

مَا بَعَثَ اللهُ عزوجل نَبِيّاً قَطُّ إِلَّا وَ فِي عِلْمِ اللهِ عزوجل أَنَّهُ إِذَا أَكْمَلَ لَهُ دِينَهُ كَانَ فِيهِ تَحْرِيمُ الْخَمْرِ وَ لَمْ تَزَلِ الْخَمْرُ حَرَاماً إِنَّ الدِّينَ أَنَّمَا يُحَوَّلُ مِنْ خَصْلَةٍ إِلَى أُخْرَى فَلَوْ كَانَ ذَلِكَ جُمْلَةٌ قُطِعَ بِهِمْ دُونَ الدِّينِ.

2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرِ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السلام قَالَ:

مَا بَعَثَ اللَّهُ عزوجل نَبِيّاً قَطُّ إِلَّا وَ فِي عِلْمِ اللهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَنَّهُ إِذَا أَكْمَلَ لَهُ دِينَهُ كَانَ فِيهِ تَحْرِيمُ الْخَمْرِ وَ لَمْ تَزَلِ الْخَمْرُ حَرَاماً إِنَّمَا الدِّينُ يُحَوَّلُ مِنْ خَصْلَةٍ إِلَى أُخْرَى وَ لَوْ كَانَ ذَلِكَ جُمْلَةٌ قُطِعَ بِهِمْ دُونَ الدِّينِ.

شراب همیشه حرام بوده است

1- ابراهیم بن عمر یمانی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

خداوند هیچ گاه پیامبری را مبعوث ننمود، مگر آن که در علم خداوندی چنین بود که هنگامی دین را برای او کامل نمود، حرام بودن شراب در آن هنگام باشد و همیشه شراب حرام بوده است. به راستی که دین از یک حکم به حکم دیگر منتقل می شود و اگر (احکام) دین یکباره بیان می شد مردم در مقابل دین درمانده می شدند.

2- نظیر این روایت را زراره از امام باقر علیه السلام نقل می نماید.

3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزِ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: قَالَ أَبُو عبد الله علیه السلام:

مَا بَعَثَ اللَّهُ عزوجل نَبِيّاً قَطُّ إِلَّا وَ فِي عِلْمِ اللهِ أَنَّهُ إِذَا أَكْمَلَ دِينَهُ كَانَ فِيهِ تَحْرِيمُ الْخَمْرِ وَ لَمْ تَزَلِ الْخَمْرُ حَرَاماً وَ إِنَّمَا يُنْقَلُونَ مِنْ خَصْلَةٍ إِلَى خَصْلَةٍ وَ لَوْ حُمِلَ ذَلِكَ عَلَيْهِمْ جُمْلَةً لَقُطِعَ بِهِمْ دُونَ الدِّينِ.

قَالَ: وَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام: لَيْسَ أَحَدٌ أَرْفَقَ مِنَ اللَّهِ عزوجل فَمِنْ رِفْقِهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَنَّهُ نَقَلَهُمْ مِنْ خَصْلَةٍ إِلَى خَصْلَةٍ وَ لَوْ حَمَلَ عَلَيْهِمْ جُمْلَةٌ لَهَلَكُوا.

بخش پانزدهم

اشاره

(15)

بَابُ شَارِبِ الْخَمْرِ

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ خَالِدِ بْنِ جَرِيرٍ عَنْ أَبِي الرَّبيع الشَّامِي قَالَ: سُئِلَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنِ الْخَمْرِ فَقَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم:

زراره نظیر این روایت را از امام صادق علیه السلام نقل می کند و می گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:

هیچ کس مهربان تر از خداوند نیست و از مهربانی او این است که مردم را از یک حکم به حکم دیگری منتقل می کند و اگر همه آن ویژگی ها را یکباره بر آنان بیان می نمود، به طور قطع هلاک می شدند.

شراب خوار

1- ابو ربیع شامی گوید:

از امام صادق علیه السلام درباره شراب پرسیدند حضرتش فرمود: پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم فرمود:

إِنَّ اللهَ عزوجل بَعَثَنِي رَحْمَةً لِلْعَالَمِينَ وَلِأَمْحَقَ الْمَعَازِفَ وَ الْمَزَامِيرَ وَ أُمُورَ الْجَاهِلِيَّةِ وَالْأَوْثَانَ .

وَ قَالَ: أَقْسَمَ رَبِّي أَنْ لَا يَشْرَبَ عَبْدٌ لِي فِي أَنْ لَا يَشْرَبَ عَبْدٌ لِي فِي الدُّنْيَا خَمْراً إِلَّا سَقَيْتُهُ مِثْلَ مَا شَرِبَ مِنْهَا مِنَ الْحَمِيمِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ مُعَذَّباً أَوْ مَغْفُوراً لَهُ وَ لَا يَسْقِيهَا عَبْدٌ لِي صَبِيّاً صَغِيراً أَوْ مَمْلُوكاً إِلَّا سَقَيْتُهُ مِثْلَ مَا سَقَاهُ مِنَ الْحَمِيمِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ مُعَذِّباً بَعْدُ أَوْ مَغْفُوراً لَهُ.

2- ابْنُ مَحْبُوبِ عَنْ خَالِدِ بْنِ جَرِيرٍ عَنْ أَبِي الرَّبِيعِ الشَّامِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم:

مَنْ شَرِبَ الْخَمْرَ بَعْدَ مَا حَرَّمَهَا اللَّهُ عزوجل عَلَى لِسَانِي فَلَيْسَ بِأَهْلِ أَنْ يُزَوَّجَ إِذَا خَطَبَ وَ لَا يُشَفْعَ إِذَا شَفَعَ وَ لَا يُصَدَّقَ إِذَا حَدَّثَ وَ لَا يُؤْتَمَنَ عَلَى أَمَانَةٍ فَمَنِ اثْتَمَنَهُ بَعْدَ عِلْمِهِ فِيهِ فَلَيْسَ لِلَّذِي انْتَمَنَهُ عَلَى اللهِ عزوجل ضَمَانٌ وَلَا لَهُ أَجْرٌ وَلَا خَلَفٌ.

3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَدِيرٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:

به راستی که خداوند مرا رحمت برای جهانیان برانگیخت و به یقین آلات موسیقی، نی ها، امور دوران جاهلی و بت ها را نابود خواهم نمود.

هم چنین فرمود: «پروردگارم سوگند یاد کرده است که هر مقداری که بنده من در دنیا شراب بنوشد همان مقدار در روز قیامت او را از آب گرم و چرکین دوزخ می نوشانم، آنگاه به آتش دوزخ عذاب شود و یا مورد مغفرت قرار گیرد و هر مقدار از شراب را به کودک و یا برده ای بنوشاند در روز قیامت به همان مقدار از آب گرم و چرکین دوزخ به او می نوشانم، آنگاه عذاب شود، و یا آمرزیده شود».

2- ابو ربیع شامی گوید امام صادق علیه السلام فرمود: پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم فرمود:

هرکس پس از تحریم الهی شراب توسط من، شراب بنوشد شایسته است که هنگام خواستگاری به او زن ندهند به هنگام شفاعت شفاعتش پذیرفته نشود و هرگاه سخنی گفت تصدیق نشود و بر امانتی امین قرار داده نشود بنابراین هرکس که شراب خوار را پس از آگاهی از علم به شراب خواری او امین خود قرار دهد ضمانت، پاداش و جایگزینی در جهان آخرت بر عهده خداوند ندارد.

3- سدیر گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:

يُؤْتَى شَارِبُ الْخَمْرِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ مُسْوَدّاً وَجْهُهُ مُدْلَعاً لِسَانُهُ يَسِيلُ لُعَابُهُ عَلَى صَدْرِهِ وَ حَقٌّ عَلَى اللهِ عزوجل أَنْ يَسْقِيَهُ مِنْ طِيئَةِ خَبَالٍ - أَوْ قَالَ: مِنْ بِثْرِ خَبَالٍ.

قَالَ: قُلْتُ: وَ مَا بِثْرُ خَبَالٍ؟

قَالَ: بِثْرٌ يَسِيلُ فِيهَا صَدِيدُ الزُّنَاةِ.

4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم:

شَارِبُ الْخَمْرِ لَا يُعَادُ إِذَا مَرِضَ وَ لَا يُشْهَدُ لَهُ جَنَازَةٌ وَ لَا تُزَكُوهُ إِذَا شَهِدَ وَ لَا تُزَوَّجُوهُ إِذَا خَطَبَ وَلَا تَأْتَمِنُوهُ عَلَى أَمَانَةٍ.

5- أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم:

شَارِبُ الْخَمْرِ إِنْ مَرِضَ فَلَا تَعُودُوهُ وَإِنْ مَاتَ فَلَا تَحْضُرُوهُ وَإِنْ شَهِدَ فَلَا تُزَكُوهُ وَإِنْ خَطَبَ فَلَا تُزَوِّجُوهُ وَ إِنْ سَأَلَكُمْ أَمَانَةٌ فَلَا تَأْتَمِنُوهُ.

شراب خوار را در روز رستاخیز با چهره سیاه می آورند، زبانش از دهانش بیرون افتاده، آب دهانش روی سینه اش می ریزد و بر خداوند رواست که او را از «طینت خبال» - یا فرمود: «چاه خبال» - سیراب کند.

عرض کردم: چاه خبال چیست؟

فرمود: چاهی است که خون و چرک زناکاران در آن می ریزد.

4- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم فرمود:

هرگاه شراب خوار بیمار شود نباید به عیادتش رفت و بر جنازه اش حاضر شد و هرگاه شهادت داد او را پاکیزه ندانید و هرگاه خواستگاری نمود به او همسر ندهید و او را بر امانت امین قرار ندهید

5- نظیر این روایت را یکی از اصحاب ما از امام صادق علیه السلام از پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم نقل می کند.

6- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنْ بَشِيرٍ الْهُذَلِيُّ عَنْ عَجْلَانَ أَبِي صَالِحٍ قَالَ:

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام: الْمَوْلُودُ يُولَدُ فَنَسْقِيهِ مِنَ الْخَمْرِ.

فَقَالَ: مَنْ سَقَى مَوْلُوداً خَمْراً - أَوْ قَالَ: - مُسْكِراً - سَقَاهُ اللَّهُ عزوجل مِنَ الْحَمِيمِ وَ إِنْ غَفَرَلَهُ.

7- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَفْصِ بْنِ الْبَخْتَرِي وَ دُرُسْتَ وَ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ جَمِيعاً عَنْ عَجْلَانَ أَبِي صَالِحٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام يَقُولُ: قَالَ اللَّهُ عزوجل:

مَنْ شَرِبَ مُسْكِراً أَوْ سَقَاهُ صَبِيّاً لَا يَعْقِلُ سَقَيْتُهُ مِنْ مَاءِ الْحَمِيمِ مُعَذِّبَاً أَوْ مَغْفُوراً لَهُ وَ مَنْ تَرَكَ الْمُسْكِرَ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِي أَدْخَلْتُهُ الْجَنَّةَ وَ سَقَيْتُهُ مِنَ الرَّحِيقِ الْمَخْتُومِ وَ فَعَلْتُ بِهِ مِنَ الْكَرَامَةِ مَا أَفْعَلُ بِأَوْلِيَائِي.

6- عبدالله بن ابو صالح گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: ما برای نوزاد شراب می نوشانیم.

فرمود: هرکس به نوزاد شراب - یا فرمود ماده مستی آوری - بنوشاند، خداوند او را از آب گرم و چرکین دوزخ خواهد نوشاند؛ گرچه او را مورد مغفرت خود قرار داده باشد.

7- عجلان ابو صالح گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود: خداوند متعال فرمود: هرکس ماده مستی آوری بیاشامد و یا آن را به کودکی که نمی فهمد بنوشاند، او را از آب گرم و چرکین دوزخ خواهم نوشاند؛ او را عذاب کنم یا ببخشایم و هرکس ماده مست کننده را به خاطر خشنودی من ترک کند او را به بهشت وارد می نمایم و از «رحیق مختوم» سیراب می کنم و آن کرامتی که برای اولیای خود روا می دارم با او انجام می دهم.

8- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ:

شَارِبُ الْخَمْرِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ يَأْتِي مُسْوَدّاً وَجْهُهُ مَائِلاً شِقُهُ مُدْلَعاً لِسَانُهُ يُنَادِي الْعَطَشَ الْعَطَشَ.

9- حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ بَشِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم:

مَنْ شَرِبَ الْخَمْرَ بَعْدَ أَنْ حَرَّمَهَا اللهُ تَعَالَى عَلَى لِسَانِي فَلَيْسَ بِأَهْلِ أَنْ يُزَوَّجَ إِذَا خَطَبَ وَ لَا يُصَدَّقَ إِذَا حَدَّثَ وَ لَا يُشَفَّعَ إِذَا شَفَعَ وَ لَا يُؤْتَمَنَ عَلَى أَمَانَةٍ فَمَنِ اثْتَمَنَهُ عَلَى أَمَانَةٍ فَأَكَلَهَا أَوْ ضَيَّعَهَا فَلَيْسَ لِلَّذِي اثْتَمَنَهُ عَلَى اللَّهِ عزوجل أَنْ يَأْجُرَهُ وَ لَا يُخْلِفَ عَلَيْهِ.

وَ قَالَ أَبُو عَبْدِاللهِ علیه السلام: إِنِّي أَرَدْتُ أَنْ أَسْتَبْضِعَ بِضَاعَةٌ إِلَى الْيَمَنِ فَأَتَيْتُ أَبَا جَعْفَر علیه السلام فَقُلْتُ لَهُ:

8- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

شراب خوار را در روز قیامت با چهره سیاه بدن فلج و زبان از دهان بیرون آمده می آورند و فریاد می زند تشنه ام، تشنه ام.

9- حماد بن بشیر نظیر روایت دوم همین بخش را از امام صادق علیه السلام از پیامبر خدا صلى الله عليه وسلمنقل می کند و می افزاید: امام صادق علیه السلام فرمود:

می خواستم کالایی را برای تجارت به یمن بفرستم از این رو خدمت امام باقر علیه السلام رفتم و عرض کردم:

إِنَّنِي أُرِيدُ أَنْ أَسْتَبْضِعَ فُلاناً بِضَاعَةً.

فَقَالَ لِي: أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّهُ يَشْرَبُ الْخَمْرَ؟

فَقُلْتُ: قَدْ بَلَغَنِي مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنَّهُمْ يَقُولُونَ ذَلِكَ.

فَقَالَ لِي: صَدَّقُهُمْ فَإِنَّ اللهَ عزوجل يَقُولُ: (يُؤْمِنُ بِاللهِ وَ يُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِينَ).

ثُمَّ قَالَ: إِنَّكَ إِنِ اسْتَبْضَعْتَهُ فَهَلَكَتْ أَوْ ضَاعَتْ فَلَيْسَ لَكَ عَلَى اللَّهِ عزوجل أَن يَأْجُرَكَ وَ لَا يُخْلِفَ عَلَيْكَ.

فَاسْتَبْضَعْتُهُ فَضَيَّعَهَا فَدَعَوْتُ اللَّهَ عزوجل أَنْ يَأْجُرَنِي فَقَالَ:

يَا بُنَيَّ! مَهْ! لَيْسَ لَكَ عَلَى اللهِ أَنْ يَأْجُرَكَ وَ لَا يُخْلِفَ عَلَيْكَ.

قَالَ: قُلْتُ لَهُ: وَ لِمَ؟

فَقَالَ لِي: إِنَّ اللهَ عزوجل يَقُولُ: (وَ لا تُؤْتُوا السُّفَهَاءَ أَمْوَالَكُمْ الَّتِي جَعَلَ اللَّهُ لَكُمْ قِيَاماً) فَهَلْ تَعْرِفُ سَفِيهَا أَسْفَهَ مِنْ شَارِبِ الْخَمْرِ؟

من می خواهم که کالایی را برای تجارت به فلانی بدهم.

فرمود: مگر نمی دانی که او شراب می نوشد؟

عرض کردم: از برخی مؤمنان به من خبر رسیده است که نظر آنان درباره او چنین است.

فرمود: سخن آنها را تصدیق کن؛ زیرا خداوند می فرماید: «سخن خدا و مؤمنان را تصدیق و باور می کند».

سپس فرمود: اگر تو او را به تجارت بفرستی و کالایت نابود شود، چیزی برای تو بر عهده خداوند نیست که به تو پاداش دهد و برای آینده در نظر نخواهد گرفت.

پس من او را به تجارت فرستادم و او کالا را ضایع کرد، پس از خداوند خواستم که به من اجر و پاداش دهد.

امام باقر علیه السلام فرمود: پسرم آرام باش! عرض کردم چرا؟

فرمود: خداوند متعال می فرماید: «اموال خود را به سفیهان ندهید...» آیا تو سفیه و نادانی، نادان تر از شراب خوار می شناسی؟!

قَالَ: ثُمَّ قَالَ علیه السلام: لَا يَزَالُ الْعَبْدُ فِي فُسْحَةٍ مِنَ اللهِ عزوجل حَتَّى يَشْرَبَ الْخَمْرَ فَإِذَا شَربَهَا خَرَقَ اللهُ عزوجل عَنْهُ سِرْبَالَهُ وَ كَانَ وَلِيُّهُ وَ أَخُوهُ إِبْلِيسَ لَعَنَهُ اللَّهُ وَ سَمْعُهُ وَ بَصَرُهُ وَ يَدُهُ وَ رِجْلُهُ يَسُوقُهُ إِلَى كُلِّ ضَلَالٍ وَ يَصْرِفُهُ عَنْ كُلِّ خَيْرِ.

10- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عُلْوَانَ عَنْ عَمْرِو بْنِ خَالِدٍ عَنْ زَيْدِ بْنِ عَلِيَّ عَنْ آبَائِهِ علیهم السلام قَالَ:

لَعَنَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم الْخَمْرَ وَ عَاصِرَهَا وَ مُعْتَصِرَهَا وَبَائِعَهَا وَ مُشْتَرِيَهَا وَ سَاقِيَهَا وَ آكِلَ ثَمَنِهَا وَ شَارِبَهَا وَ حَامِلَهَا وَ الْمَحْمُولَةَ إِلَيْهِ.

11- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ عَلِيِّ الصُّوفِيِّ عَنْ خَضِرِ الصَّيْرَفِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

مَنْ شَرِبَ النَّبِيذَ عَلَى أَنَّهُ حَلَالٌ خُلْدَ فِي النَّارِ وَ مَنْ شَرِبَهُ عَلَى أَنَّهُ حَرَامٌ عُذِّبَ النَّارِ.

سپس امام صادق علیه السلام فرمود: بنده همیشه از جانب خداوند در گشایش و آزادی است تا این که شراب بنوشد. هنگامی که شراب بنوشد خداوند لباس خود را از بدنش می درد و ولی و برادرش ابلیس خواهد بود و گوش، چشم، دست و پایش او را به هر ضلالت و گمراهی سوق می دهند و از هر خیر و خوبی باز می دارند.

10- عمرو بن خالد گوید: زید پسر امام سجاد علیه السلام از پدران بزرگوارش علیهم السلام این گونه نقل کرد که حضرتش فرمود:

پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم، شراب، شراب ساز، سفارش دهنده، فروشنده و خریدار شراب مصرف کننده پول آن، شراب خوار، حمل کننده آن و کسی که شراب را برایش می آورند؛ همه را لعنت نمود.

11- خضر صیرفی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هرکس نبیذ بنوشد با این اعتقاد که حلال است همواره در آتش دوزخ خواهد ماند و هرکس نبیذ بنوشد با این عقیده بنوشد که حرام است در آتش عذاب خواهد شد.

12- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ يُوسُفَ بْنِ عَلِيَّ عَنْ نَصْرِ بْنِ مُزَاحِمٍ وَ دُرُسْتَ الْوَاسِطِي عَنْ زُرَارَةَ وَ غَيْرِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

شَارِبُ الْمُسْكِرِ لَا عِصْمَةَ بَيْنَنَا وَبَيْنَهُ.

13 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مُحَمَّدٍ الْمِنْقَرِيِّ عَنْ يَزِيدَ بْنِ أَبِي زِيَادٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:

مَنْ شَرِبَ الْمُسْكِرَ وَ مَاتَ وَ فِي جَوْفِهِ مِنْهُ شَيْءٌ لَمْ يَتُبْ مِنْهُ بُعِثَ مِنْ قَبْرِهِ مُخَبَّلاً مَائِلاً شِدْقُهُ سَائِلاً لُعَابُهُ يَدْعُو بِالْوَيْلِ وَ النُّبُورِ.

14- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ عَمْرِو بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ خَلَفِ بْن حَمَّادٍ عَنْ عُمَرَ بْن أَبَانِ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام:

مَنْ شَرِبَ مُسْكِراً كَانَ حَقًّا عَلَى اللَّهِ عزوجل أَنْ يَسْقِيَهُ مِنْ طِينَةِ خَبَالٍ.

قُلْتُ: وَ مَا طِينَةُ خَبَالٍ؟

فَقَالَ: صَدِيدُ فُرُوجِ الْبَغَايَا.

12- زراره و دیگران گویند: امام صادق علیه السلام فرمود:

کسی که ماده مست کننده می نوشد هیچ ولایتی بین او و ما نیست.

13- یزید بن ابی زیاد گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:

هرکس ماده مست کننده بنوشد و بمیرد و در شکمش مقداری از آن باشد توبه اش پذیرفته نمی شود و درحالی که عقلش فاسد، کناره دهانش کج و آب دهانش ریزان است از قبر برانگیخته می شود و ندای بدبختی و هلاکت سر می دهد.

14- عمر بن ابان گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هرکس ماده مستی آوری بنوشد، بر خداوند رواست که به او از «طینت خبال» بنوشاند.

عرض کردم: «طینت خبال» چیست؟

فرمود: چرک و خون عورت زناکاران است.

15- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ خَلَفِ بْنِ حَمَّادٍ عَنْ مُحْرِرٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلی الله علیه وسلم:

لَا أُصَلِّي عَلَى غَرِيقِ خَمْرٍ.

16- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ بَكْرِ بْنِ صَالِحٍ عَنِ الشَّيْبَانِيِّ عَنْ يُونُسَ بْن ظَبْيَانَ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام:

يَا يُونُسَ بْنَ ظَبْيَانَ أَبْلِغْ عَطِيَّةَ عَنِّي أَنَّهُ مَنْ شَرِبَ جُرْعَةٌ مِنْ خَمْرٍ لَعَنَهُ اللَّهُ عزوجل وَمَلَائِكَتُهُ وَ رُسُلُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ ، فَإِنْ شَرِبَهَا حَتَّى يَسْكَرَ مِنْهَا نُزِعَ رُوحُ الْإِيمَانِ مِنْ جَسَدِهِ وَ رَكِبَتْ فِيهِ رُوحٌ سَخِيفَةٌ خَبِيثَةٌ مَلْعُونَةٌ فَيَتْرُكُ الصَّلَاةَ فَإِذَا تَرَكَ الصَّلَاةَ عَيْرَتْهُ الْمَلَائِكَةُ.

وَ قَالَ اللهُ عزوجل لَهُ: عَبْدِي كَفَرْتَ وَ عَيْرَتْكَ الْمَلَائِكَةُ سَوْأَةً لَكَ عَبْدِي.

ثُمَّ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السلام: سَوْأَةً سَوْأَةً كَمَا تَكُونُ السَّوْأَةَ وَ اللَّهِ لَتَوْبِيخُ الْجَلِيل جَلَّ اسْمُهُ سَاعَةً وَاحِدَةً أَشَدُّ مِنْ عَذَابِ أَلْفِ عَامٍ.

15- ابوبصیر گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم فرمود:

من برای کسی که همواره شراب می خورد نماز میت نمی خوانم.

16- یونس بن ظبیان گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

ای یونس بن ظبیان! به عطیه از جانب من خبر ده که هر کس یک جرعه شراب بنوشد خداوند متعال، فرشتگان پیامبران خدا و مؤمنان بر او لعن می فرستند. پس اگر به اندازه ای بنوشد که مست شود، روح ایمان از بدنش جدا می شود و روحی سخیف، و خبیث و ملعون در آن سوار می گردد، در این صورت نماز را ترک می کند که در این هنگام فرشتگان او را سرزنش می نمایند.

خداوند به او می فرماید: ای بنده من! کافر شدی و فرشتگان سرزنشت نمودند؛ رسوایی بر تو باد ای بنده من!.

سپس امام صادق علیه السلام فرمود: رسوایی! رسوایی! همان طور که رسوایی است؟ به خدا سوگند! سرزنش یک ساعت خداوند از هزار سال عذاب سخت تر است.

قَالَ: ثُمَّ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السلام: مَلْعُونِينَ أَيْنَمَا تُقِفُوا أُخِذُوا وَ قُتَّلُوا تَقْتِيلاً.

ثُمَّ قَالَ: يَا يُونُسُ! مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ تَرَكَ أَمْرَ اللَّهِ عزوجل إِنْ أَخَذَ بَرًا دَمَّرَتْهُ وَإِنْ أَخَذَ بَحْراً غَرَّقَتْهُ يُغْضَبُ لِغَضَبِ الْجَلِيلِ عَزَّ اسْمُهُ.

17- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ مَرْوَكَ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

إِنَّ أَهْلَ الرَّيِّ فِي الدُّنْيَا مِنَ الْمُسْكِرِ يَمُوتُونَ عِطَاشَاً وَ يُحْشَرُونَ عِطَاشاً وَيَدْخُلُونَ النَّارَ عِطَاشاً.

18- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِي عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام مِثْلَهُ وَ زَادَ فِيهِ:

وَ لَوْ أَنَّ رَجُلاً كَحَلَ عَيْنَهُ بِمِيلٍ مِنْ خَمْرٍ كَانَ حَقِيقاً عَلَى اللَّهِ أَنْ يَكْحُلَهُ بِمِيلٍ مِنْ نَارٍ.

19- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ الْحَسَنِ الْعَطَّارِ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ

عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم:

سپس امام صادق علیه السلام فرمود: «آنان هرجا باشند، گرفته شوند و کشته شوند ملعون هستند».

سپس فرمود: ای یونس! ملعون است؛ ملعون است کسی که امر خداوند را ترک کند؛ اگر راه خشکی را در پیش گیرد، خشکی او را هلاک می کند و اگر راه دریا را پیش گیرد دریا غرقش می کند. به خاطر خشم خداوند مورد غضب قرار می گیرد.

17- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

به راستی کسانی که در دنیا از ماده مست کننده سیراب شوند با تشنگی می میرند و با تشنگی محشور می شوند و با تشنگی به آتش دوزخ وارد می گردند.

18- على نظیر همین روایت را از امام صادق علیه السلام نقل می کند و می افزاید: و اگر مردی با یک میل از شراب سرمه بکشد بر خداوند رواست که با یک میل از آتش بر او سرمه بکشد.

19- ابوبصیر گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم فرمود:

لَا يَنَالُ شَفَاعَتِي مَنِ اسْتَخَفَّ بِصَلَاتِهِ وَ لَا يَرِدُ عَلَيَّ الْحَوْضَ لَا وَ اللَّهِ لَا يَنَالُ شَفَاعَتِي مَنْ شَرِبَ الْمُسْكِرَ وَ لَا يَرِدُ عَلَيَّ الْحَوْضَ لَا وَ اللَّهِ!

بخش شانزدهم

اشاره

(16)

بَابٌ آخَرُ مِنْهُ

1- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

مَنْ شَرِبَ مُسْكِراً انْحَبَسَتْ صَلَاتُهُ أَرْبَعِينَ يَوْماً وَ إِنْ مَاتَ فِي الْأَرْبَعِينَ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةٌ فَإِنْ تَابَ تَابَ اللهُ عزوجل عَلَيْهِ.

2- أَبُو عَلِيَّ الْأَشْعَرِيُّ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيَّ الْكُوفِيُّ عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ دَاوُدَ بْنِ الْحُصَيْنِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

کسی که نمازش را سبک بشمارد به شفاعت من نخواهد رسید و کنار حوض کوثر بر من وارد نخواهد شد؛ نه به خدا سوگند! شفاعت من به کسی که ماده مستی آور بنوشد نمی رسد و کنار حوض کوثر بر من وارد نمی گردد، نه به خدا سوگند!

بخشی دیگر درباره شراب خوار

1- عبد الرحمان بن ابی عبدالله گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هرکس ماده مست کننده ای بنوشد، تا چهل روز نمازش باز می ایستد و اگر در آن چهل روز بمیرد به مرگ دوران جاهلی مرده است، پس اگر توبه کند خداوند توبه اش را می پذیرد.

2- داوود بن حصین گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

مَنْ شَرِبَ مُسْكِراً لَمْ تُقْبَلْ مِنْهُ صَلَاتُهُ أَرْبَعِينَ يَوْماً فَإِنْ مَاتَ فِي الْأَرْبَعِينَ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً وَ إِنْ تَابَ تَابَ اللَّهُ عَلَيْهِ.

3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مِهْرَانَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ رَجُلٍ عَنْ سَعْدِ الْإِسْكَافِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:

مَنْ شَرِبَ مُسْكِراً لَمْ تُقْبَلْ مِنْهُ صَلَاتُهُ أَرْبَعِينَ يَوْماً وَإِنْ عَادَ سَقَاهُ اللَّهُ مِنْ طِينَةِ خَبَالٍ.

قَالَ: قُلْتُ: وَ مَا طِينَةُ خَبَالٍ؟

فَقَالَ: مَاءً يَخْرُجُ مِنْ فُرُوجِ الزُّنَاةِ.

4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ الْحَجَّاجِ عَنْ ابی عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ:

مَنْ شَرِبَ الْخَمْرَ لَمْ يَقْبَلِ اللَّهُ لَهُ صَلَاةً أَرْبَعِينَ يَوْماً.

هرکس ماده مست کننده ای بنوشد تا چهل روز نمازش پذیرفته نمی شود و اگر در این چهل روز بمیرد به مرگ دوران جاهلیت مرده است و اگر توبه کند خداوند توبه او را می پذیرد.

3- سعد اسکاف گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:

هرکس ماده مست کننده ای بنوشد تا چهل روز نمازش قبول نمی گردد و اگر تکرار کند خداوند به او از «طینت خبال» خواهد نوشانید.

عرض کردم: «طینت خبال» چیست؟

فرمود: آبی است که از عورت زناکاران خارج می شود.

4- عبد الرحمان بن حجّاج گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هرکس شراب بنوشد خداوند تا چهل روز هیچ نماز او را نخواهد پذیرفت.

5- أبو عَلِيَّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْن مُسْلِم عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السلام قَالَ:

مَنْ شَرِبَ مِنْ الْخَمْرِ شَرْبَةٌ لَمْ يَقْبَلِ اللَّهُ مِنْهُ صَلَاةً أَرْبَعِينَ يَوْماً.

6- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مَرْوَانَ عَنِ الْفُضَيْلِ بْنِ يَسَارٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السلام قَالَ:

إِنَّ لِلَّهِ عزوجل عِنْدَ فِطْرِ كُلِّ لَيْلَةٍ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ عُتَقَاءَ يُعْتِقُهُمْ مِنَ النَّارِ إِلَّا مَنْ أَفْطَرَ عَلَى مُسْكِرٍ وَ مَنْ شَرِبَ مُسْكِراً لَمْ تُحْتَسَبْ لَهُ صَلَاتُهُ أَرْبَعِينَ يَوْمًا فَإِنْ مَاتَ فِيهَا مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً.

7- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ علیه السلام قَالَ:

إِنَّهُ لَمَّا احْتُضِرَ أَبِي علیه السلام قَالَ لِي:

5- محمد بن مسلم نظیر این روایت را از امام (باقر و یا امام صادق علیهما السلام) نقل می کند.

6- فضیل بن یسار گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:

به راستی که خداوند در هنگام افطار هر شب ماه رمضان عده ای را از آتش آزاد می کند، مگر کسی که با ماده مست کننده افطار کند و هر کس ماده مست کننده بنوشد تا چهل روز نمازش محاسبه نخواهد شد، پس اگر در این چهل روز بمیرد به مرگ دوران جاهلی مرده است.

7- ابوبصیر گوید: امام کاظم علیه السلام فرمود: هنگامی که پدرم در حال احتضار بود به من فرمود:

يَا بُنَيَّ! إِنَّهُ لَا يَنَالُ شَفَاعَتَنَا مَنِ اسْتَخَفَّ بِالصَّلَاةِ وَ لَا يَرِدُ عَلَيْنَا الْحَوْضَ مَنْ أَدْمَنَ هَذِهِ الْأَشْرِبَةَ.

فَقُلْتُ: يَا أَبَهُ وَ أَيَّ الْأَشْرِبَةِ؟

فَقَالَ: كُلِّ مُسْكِرٍ.

8- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم:

مَنْ شَرِبَ مِنْكُمْ مُسْكِراً لَمْ تُقْبَلْ مِنْهُ صَلَاتُهُ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً.

9- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ الْمُخْتَارِ عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام يَقُولُ:

مَنْ شَرِبَ شَرْبَةً خَمْرٍ لَمْ يَقْبَلِ اللهُ مِنْهُ صَلَاتَهُ سَبْعاً وَ مَنْ سَكِرَ لَمْ تُقْبَلْ مِنْهُ صَلَاتُهُ أَرْبَعِينَ صَبَاحاً.

پسرم! به راستی که شفاعت ما به کسی که نماز را سبک بشمارد نخواهد رسید و کسی که به نوشیدن این نوشیدنی ها مداومت کند کنار حوض کوثر بر ما وارد نخواهد گردید.

عرض کردم: پدرم کدام نوشیدنی ها؟

فرمود: هر ماده مستی آوری.

8- سماعة بن مهران گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم فرمود:

هر کس ماده مست کننده ای بنوشد تا چهل شب نمازش پذیرفته نیست.

9- عمرو بن شمر گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود:

هر کس مقداری شراب بنوشد خداوند تا هفت روز نمازش را نمی پذیرد و هر کس به اندازه ای شراب بخورد که مست شود تا چهل بامداد نمازش پذیرفته نمی گردد.

10- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم:

مَنْ شَرِبَ خَمْراً حَتَّى يَسْكَرَ لَمْ يَقْبَل اللهُ عزوجل مِنْهُ صَلَاتَهُ أَرْبَعِينَ صَبَاحاً.

11- عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

مَنْ شَرِبَ شَرْبَةٌ مِنْ خَمْرٍ لَمْ يَقْبَلِ اللَّهُ مِنْهُ صَلَاتَهُ أَرْبَعِينَ يَوْماً.

12- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ خَالِدٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي الْحَسَنِ علیه السلام: إِنَّا رُوِّينَا عَنِ النَّبِيِّ صلى الله عليه وسلم أَنَّهُ قَالَ:

مَنْ شَرِبَ الْخَمْرَ لَمْ تُحْتَسَبْ لَهُ صَلَاتُهُ أَرْبَعِينَ يَوْماً.

قَالَ: فَقَالَ: صَدَقُوا.

قُلْتُ: وَكَيْفَ لَا تُحْتَسَبُ صَلَاتُهُ أَرْبَعِينَ صَبَاحاً؟ لَا أَقَلَّ مِنْ ذَلِكَ وَ لَا أَكْثَرَ!

10- ابوبصیر گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم فرمود:

هر کس شراب بنوشد به حدی که مست شود خداوند تا چهل بامداد نمازش را قبول نخواهد کرد.

11- سلیمان بن خالد گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: هرکس جرعه ای شراب بنوشد تا چهل روز نماز از او پذیرفته نخواهد شد.

12- حسین بن خالد گوید: به امام کاظم علیه السلام عرض کردم: به ما از پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم روایت شده است که فرمود: هرکس شراب بنوشد تا چهل روز نمازش محاسبه نخواهد شد.

فرمود: راست گفته اند.

عرض کردم: چگونه تا چهل بامداد نمازش محاسبه نخواهد شد؛ نه کمتر و نه بیشتر؟!

فَقَالَ: إِنَّ اللهَ عزوجل قَدَّرَ خَلْقَ الْإِنْسَانِ فَصَيَّرَهُ نُطْفَةً أَرْبَعِينَ يَوْمًا ثُمَّ نَقَلَهَا فَصَيَّرَهَا عَلَقَةً أَرْبَعِينَ يَوْماً ثُمَّ نَقَلَهَا فَصَيَّرَهَا مُضْغَةً أَرْبَعِينَ يَوْماً فَهُوَ إِذَا شَرِبَ الْخَمْرَ بَقِيَتْ فِي مُشَاشِهِ أَرْبَعِينَ يَوْماً عَلَى قَدْر انْتِقَالِ خِلْقَتِهِ.

قَالَ: ثُمَّ قَالَ علیه السلام: وَكَذَلِكَ جَمِيعُ غِذَائِهِ أَكْلِهِ وَ شُرْبِهِ يَبْقَى فِي مُشَاشِهِ أَرْبَعِينَ يَوْماً.

بخش هفدهم

اشاره

(17)

بَابُ أَنَّ الْخَمْرَ رَأْسُ كُلَّ إِثْمِ وَ شَرَ

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ بَشَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ: سَأَلَهُ رَجُلٌ فَقَالَ لَهُ: أَصْلَحَكَ اللهُ شُرْبُ الْخَمْرِ شَرِّ أَمْ تَرْكُ الصَّلَاةِ؟

فَقَالَ: شُرْبُ الْخَمْرِ.

فرمود: به راستی که خداوند متعال برای آفرینش انسان زمانی مقرر فرمود؛ چهل روز آن را نطفه قرار داد، سپس آن را منتقل نموده و چهل روز علقه قرار داد، سپس آن را منتقل نمود و چهل روز مضغه قرار داد. بنابراین هنگامی که انسان شراب می نوشد تا چهل روز - به اندازه جابه جایی خلقتش - در سرشت و طبیعتش باقی می ماند.

سپس فرمود: و هم چنین است تمام غذای انسان خوردن و آشامیدن او تا چهل روز در سرشتش باقی می ماند.

شراب، اصل هر گناه و بدی است

1- اسماعیل بن بشار گوید:

مردی از امام صادق علیه السلام پرسید: خداوند کارهای شما را اصلاح کند! نوشیدن شراب بدتر است یا ترک نماز؟

فرمود: نوشیدن شراب.

ثُمَّ قَالَ: أَ وَ تَدْرِي لِمَ ذَاكَ؟

قَالَ: لَا.

قَالَ: لِأَنَّهُ يَصِيرُ فِي حَالٍ لَا يَعْرِفُ مَعَهَا رَبَّهُ.

2- أَبُو عَلِيِّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حَسَّانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِي عَنْ أَبِي جَمِيلَةَ الْحَلَبِيِّ وَزُرَارَةَ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ وَ حُمْرَانَ بْنِ أَعْيَنَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ وَ أَبِي عبد الله علیهما السلام:

إِنَّ الْخَمْرَ رَأْسُ كُلِّ إِثْم.

3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ أَبِي جَمِيلَةَ عَنْ زَيْدِ الشَّحَامِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم:

إِنَّ الْخَمْرَ رَأْسُ كُلِّ إِثْم.

4- عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ أَبِي جَمِيلَةَ عَنْ أَبِي أُسَامَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

سپس فرمود: آیا می دانی چرا چنین است؟

گفت: نه.

فرمود: زیرا شراب، شراب خوار را به گونه ای دگرگون می سازد که پروردگارش را نمی شناسد.

2- حلبی زراره، محمد بن مسلم و حمران بن اعین گویند: امام باقر و امام صادق علیهما السلام فرمودند:

به راستی که شراب اصل هر گناهی است.

3- زید شحّام نظیر این روایت را از امام صادق علیه السلام و ایشان از پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم نقل می نماید.

4- ابو اسامه گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

الشُّرْبُ مِفْتَاحُ كُلِّ شَرَ وَ مُدْمِنُ الْخَمْرِ كَعَابِدِ وَشَنِ وَإِنَّ الْخَمْرَ رَأْسُ كُلِّ إِثْمِ وَشَارِبَهَا مُكَذِّبٌ بِكِتَابِ اللهِ تَعَالَى لَوْ صَدَّقَ كِتَابَ اللهِ حَرَّمَ حَرَامَهُ.

5- أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيَّ الْكُوفِيُّ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَمَّنْ رَوَاهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ:

إِنَّ اللهَ عزوجل جَعَلَ لِلشَّرِّ أَقْفَالاً وَ جَعَلَ مَفَاتِيحَهَا - أَوْ قَالَ: - مَفَاتِيحَ تِلْكَ الْأَقْفَالِ الشَّرَابَ.

6- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عن النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ شُعَيْبٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السلام قَالَ:

إِنَّ اللهَ عزوجل جَعَلَ لِلْمَعْصِيَةِ بَيْتاً ثُمَّ جَعَلَ لِلْبَيْتِ بَاباً ثُمَّ جَعَلَ لِلْبَابِ غَلَقاً ثُمَّ جَعَلَ لِلْغَلَقِ مِفْتَاحاً فَمِفْتَاحُ الْمَعْصِيَةِ الْخَمْرُ.

7- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ أَبِي الْبِلَادِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السلام قَالَ:

شراب کلید هر بدی است. کسی که همواره شراب می خورد مانند بت پرست است و به راستی که شراب اصل هر گناهی است، شراب خوار تکذیب گر قرآن است؛ اگر قرآن را تصدیق می نمود؛ حرام آن را حرام می دانست.

5- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

خداوند برای بدی قفل هایی قرار داد و کلید قفل های آن را - یا فرمود: کلید این قفل ها را - شراب قرار داد.

6- ابو بصیر گوید: امام (باقر علیه السلام و یا امام صادق علیه السلام) فرمود:

به راستی که خداوند متعال برای معصیت خانه ای قرار داد، سپس برای آن خانه دربی ایجاد کرد، آن گاه برای درب قفلی قرار داد، سپس برای آن قفل، کلیدی قرار داد. پس کلید معصیت، شراب است.

7- ابی بلاد گوید: امام (باقر علیه السلام و یا امام صادق علیه السلام) فرمود:

مَا عُصِيَ اللهُ عزوجل بِشَيْءٍ أَشَدَّ مِنْ شُرْبِ الْخَمْرِ إِنَّ أَحَدَهُمْ لَيَدَعُ الصَّلَاةَ الْفَرِيضَةَ وَيَتِبُ عَلَى أُمِّهِ وَ أَخْتِهِ وَ ابْنَتِهِ وَ هُوَ لَا يَعْقِلُ.

8- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ رَفَعَهُ قَالَ: قِيلَ لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام إِنَّكَ تَزْعُمُ أَنَّ شُرْبَ الْخَمْرِ أَشَدُّ مِنَ الزَّنَا وَ السَّرِقَةِ؟!

فَقَالَ علیه السلام: نَعَمْ إِنَّ صَاحِبَ الزَّنَا لَعَلَّهُ لَا يَعْدُوهُ إِلَى غَيْرِهِ وَ إِنَّ شَارِبَ الْخَمْرِ إِذَا شَرِبَ الْخَمْرَ زَنَى وَ سَرَقَ وَقَتَلَ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللهُ عزوجل وَ تَرَكَ الصَّلَاةَ.

9- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا رَفَعَهُ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: شُرْبُ الْخَمْرِ مِفْتَاحُ كُلِّ شَرٍ.

بخش هیجدهم

اشاره

(18)

بَابُ مُدْمِنِ الْخَمْرِ

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ الْخَزَّازِ عَنْ عَجْلَانَ أبِي صَالِحٍ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام:

خداوند با هیچ چیزی شدیدتر از نوشیدن شراب معصیت نشده است؛ شراب خوار نماز واجب را ترک می کند و بی آن که خرد ورزد بر مادر، خواهر و دخترش می جهد.

8- راوی گوید: به امیرمؤمنان علی علیه السلام گفتند: تو گمان می کنی که حرمت نوشیدن شراب شدیدتر از زنا و دزدی است؟

فرمود: آری، زناکار احتمال دارد که علاوه بر زنا، گناه دیگری مرتکب نشود، اما شراب خوار آن گاه که شراب بنوشد زنا می کند، دزدی انجام می دهد، کشتن انسانی را که خداوند متعال حرام کرده می کُشد و نماز را ترک می کند.

9- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

نوشیدن شراب کلید هر بدی است.

کسی که همواره شراب می نوشد

1- عجلان ابی صالح گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

مَنْ شَرِبَ الْمُسْكِرَ حَتَّى يَفْنَى عُمُرُهُ كَانَ كَمَنْ عَبَدَ الْأَوْثَانَ وَ مَنْ تَرَكَ مُسْكِراً مَخَافَةٌ مِنَ اللَّهِ عزوجل أَدْخَلَهُ اللهُ الْجَنَّةَ وَسَقَاهُ مِنَ الرَّحِيقِ الْمَخْتُومِ.

2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ أَبِي جَمِيلَةَ عَنْ زَيْدِ الشَّحَامِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم:

مُؤْمِنُ الْخَمْرِ يَلْقَى الله عزوجل كَعَابِدِ وَثَنِ.

3- أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْن مُسْلِم عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السلام قَالَ: قَالَ:

مُدْمِنُ الْخَمْرِ يَلْقَى اللَّهَ عزوجل حِينَ يَلْقَاهُ كَعَابِدِ وَثَنِ.

4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ الْمُخْتَارِ عَنْ عَمْرُو بْن عُثْمَانَ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام يَقُولُ:

مُدْمِنُ الْخَمْرِ يَلْقَى اللَّهَ حِينَ يَلْقَاهُ كَعَابِدِ وَثَنِ.

هرکس عمر خود را در نوشیدن ماده مست کننده سپری کند به سان کسی خواهد بود که بت پرستیده است و کسی که ماده مست کننده را از بیم خداوند ترک کند، خداوند او را به بهشت وارد خواهد کند و از «رحیق مختوم» خواهد نوشاند.

2- زید شحّام گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم فرمود:

دائم الخمر همانند بت پرست خداوند را ملاقات خواهد کرد.

3- محمد بن مسلم نظیر این روایت را از امام (باقر علیه السلام و یا امام صادق علیه السلام) نقل می کند.

4- عمرو بن عثمان نظیر این روایت را از امام صادق علیه السلام نقل می کند.

5- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ الْوَشَّاءِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْن سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم:

مُدْمِنُ الْخَمْرِ يَلْقَى اللَّهَ عزوجل يَوْمَ يَلْقَاهُ كَافِرًا.

6- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ الْحَجَّاجِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

مُدْمِنُ الْخَمْرِ يَلْقَى اللهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى يَوْمَ يَلْقَاهُ كَعَابِدِ وَثَنِ.

7- أَبُو عَلِيَّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حَسَّانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيَّ عَنْ أَبِي جَمِيلَةَ عن الْحَلَبِيِّ وَ زُرَارَةَ أَيْضًا وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمِ وَ حُمْرَانَ بْنِ أَعْيَنَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ وَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیهما السلام أَنَّهُمَا قَالَا:

مُدْمِنُ الْخَمْرِ كَعَابِدِ وَثَنِ.

8- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم:

5- عبد الله بن سنان گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم فرمود:

دائم الخمر در روز ملاقات با خدا، درحال کفر با او ملاقات می کند.

6- عبدالرحمان بن حجاج نظیر روایت دوم همین بخش را از امام صادق علیه السلام نقل می کند.

7- حلبی زراره، محمد بن مسلم و حمران بن اعین گویند: امام باقر علیه السلام و امام صادق علیه السلام فرمودند:

دائم الخمر مانند بت پرست است.

8- ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السلام فرمود پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم فرمود:

مُدْمِنُ الْخَمْرِ كَعَابِدِ وَثَنٍ إِذَا مَاتَ وَ هُوَ مُدْمِنٌ عَلَيْهِ يَلْقَى اللَّهَ حِينَ يَلْقَاهُ كَعَابِدِ وثن.

9- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ يَعْقُوبَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ دَاذَوَيْهِ قَالَ: كَتَبْتُ إِلَى أَبِي الْحَسَنِ علیه السلام أَسْأَلُهُ عَنْ شَارِبِ الْمُسْكِرِ.

قَالَ: فَكَتَبَ علیه السلام: شَارِبُ الْخَمْرِ كَافِرٌ.

10- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَمْرِو بْنِ عُثْمَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

مُؤْمِنُ الْخَمْرِ كَعَابِدِ وَثَنِ.

بخش نوزدهم

اشاره

(19)

بَابٌ آخَرُ مِنْهُ

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ أَبِي الْجَارُودِ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام يَقُولُ:

دائم الخمر مانند بت پرست است اگر با آن حال بمیرد خداوند را در روز ملاقات، مانند بت پرست ملاقات خواهد کرد.

9- محمد بن داذویه گوید:

به امام کاظم علیه السلام نامه نوشتم تا درباره کسی که ماده مستی آور می نوشد بپرسم.

امام در پاسخ من نوشت: شراب خوار کافر است.

10- راوی دیگر نظیر روایت هفتم این بخش را از امام صادق علیه السلام نقل می کند.

روایاتی دیگر درباره شراب خوار

1- ابو جارود گوید از امام صادق علیه السلام را شنیدم که می فرمود:

حَدَّثَنِي أَبِي عَنْ أَبِيهِ علیه السلام أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم قَالَ:

مُدْمِنُ الْخَمْرِ كَعَابِدِ وَثَنِ.

قَالَ: قُلْتُ لَهُ: وَ مَا الْمُؤْمِنُ؟

قَالَ: الَّذِي إِذَا وَجَدَهَا شَرِبَهَا.

2- مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْن عَبْدِ الْحَمِيدِ عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنْ مَنْصُورٍ بْنِ حَازِمٍ قَالَ: حَدَّثَنِي أَبُو بَصِيرٍ وَ ابْنُ أَبِي يَعْفُورٍ قَالَا: سَمِعْنَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام يَقُولُ:

لَيْسَ مُدْمِنُ الْخَمْرِ الَّذِي يَشْرَبُهَا كُلَّ يَوْمٍ وَ لَكِنِ الَّذِي يُوَطِّنُ نَفْسَهُ أَنَّهُ إِذَا وَجَدَهَا شَرِبَهَا.

3- عِدَّةً مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ الْعَبَّاسِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ يَقْطِينٍ عَنْ هَاشِمِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ نُعَيْمِ الْبَصْرِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

مُؤْمِنُ الْمُسْكِرِ الَّذِي إِذَا وَجَدَهُ شَرِبَهُ.

پدرم از پدر خود به من خبر داد که پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم فرمود:

دائم الخمر مانند بت پرست است.

ابوجارود گوید: عرض کردم: دائم الخمر کیست؟

فرمود: کسی که هرگاه شراب بیابد بنوشد.

2- ابوبصیر و ابن ابو یعفور گویند: از امام صادق علیه السلام شنیدیم که می فرمود:

دائم الخمر کسی نیست که هر روز شراب می نوشد؛ بلکه کسی است که خود را مهیا کرده است که هر گاه آن را یافت، بنوشد.

3- نعیم بصری گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

دائم الخمر کسی است که هرگاه شراب بیابد، بنوشد.

بخش بیستم

اشاره

(20)

بَابُ تَحْرِيمِ الْخَمْرِ فِي الْكِتَابِ

1- أَبُو عَلِيِّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ يَقْطِينِ قَالَ: سَأَلَ الْمَهْدِيُّ أَبَا الْحَسَنِ علیه السلام عَنِ الْخَمْرِ هَلْ هِيَ مُحَرَّمَةٌ فِي كِتَابِ اللهِ عزوجل؟ فَإِنَّ النَّاسَ إِنَّمَا يَعْرِفُونَ النَّهْيَ عَنْهَا وَ لَا يَعْرِفُونَ التَّحْرِيمَ لَهَا.

فَقَالَ لَهُ أَبُو الْحَسَنِ علیه السلام: بَلْ هِيَ مُحَرَّمَةٌ فِي كِتَابِ اللَّهِ عزوجل يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ!

فَقَالَ لَهُ: فِي أَيِّ مَوْضِع هِيَ مُحَرَّمَةٌ فِي كِتَابِ اللهِ جَلَّ اسْمُهُ؟ يَا أَبَا الْحَسَنِ!

فَقَالَ: قَوْلِ اللهِ عزوجل: (قُلْ إِنَّمَا حَرَّمَ رَبِّيَ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَالْإِثْمَ وَالْبَغْيَ بِغَيْرِ الحق).

تحریم شراب در قرآن

1- علی بن یقطین گوید: مهدی عباسی از امام کاظم علیه السلام پرسید: آیا شراب در قرآن تحریم شده است؟ زیرا مردم از نهی از شراب آگاهی دارند اما تحریم آن را نمی دانند.

حضرت علیه السلام فرمود: بلکه در قرآن تحریم شده، ای امیر مؤمنان!

گفت: در کجای قرآن تحریم شده است؟ ای اباالحسن!

فرمود: آن جا که خداوند می فرماید: «بگو: پروردگار من فقط اعمال زشت ظاهری و پنهانی گناه و ستم به ناحق را حرام کرده است».

فَأَمَّا قَوْلُهُ: (مَا ظَهَرَ مِنْهَا) يَعْنِي الزَّنَا الْمُعْلَنَ وَنَصْبَ الرَّايَاتِ الَّتِي كَانَتْ تَرْفَعُهَا الْفَوَاجِرُ لِلْفَوَاحِشِ فِي الْجَاهِلِيَّةِ.

وَ أَمَّا قَوْلُهُ: (وَ مَا بَطَنَ) يَعْنِي مَا نَكَحَ مِنَ الْآبَاءِ، لِأَنَّ النَّاسَ كَانُوا قَبْلَ أَنْ يُبْعَثَ النَّبِيُّ صلى الله عليه وسلم إِذَا كَانَ لِلرَّجُلِ زَوْجَةٌ وَ مَاتَ عَنْهَا تَزَوَّجَهَا ابْنُهُ مِنْ بَعْدِهِ إِذَا لَمْ تَكُنْ أُمَّهُ فَحَرَّمَ اللهُ عزوجل ذَلِكَ.

وَ أَمَّا الْإِثْمُ فَإِنَّهَا الْخَمْرَةُ بِعَيْنِهَا وَ قَدْ قَالَ اللهُ عزوجل فِي مَوْضِعِ آخَرَ: (يَسْأَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ قُلْ فِيهِمَا إِثْمَ كَبِيرٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ).

فَأَمَّا الْإِثْمُ فِي كِتَابِ اللهِ فَهِيَ الْخَمْرَةُ وَالْمَيْسِرُ وَإِثْمُهُمَا أَكْبَرُ كَمَا قَالَ اللهُ تَعَالَى.

قَالَ: فَقَالَ الْمَهْدِيُّ: يَا عَلِيَّ بْنَ يَقْطِين! هَذِهِ وَ اللَّهِ فَتْوَى هَاشِمِيَّةٌ!

قَالَ: قُلْتُ لَهُ: صَدَقْتَ وَ اللَّهِ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَمْ يُخْرِجْ هَذَا الْعِلْمَ مِنْكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ.

قَالَ: فَوَ اللَّهِ مَا صَبَرَ الْمَهْدِيُّ أَنْ قَالَ لِي: صَدَقْتَ يَا رَافِضِيُّ!

منظور از «گناه آشکار» زنای آشکار و بر افراشتن پرچم هایی که زنان بدکاره برای انجام زنا در دوران جاهلی می افراشتند.

منظور خداوند از «گناه باطنی» یعنی ازدواج با همسر پدران است؛ زیرا مردم پیش از بعثت پیامبر صلى الله عليه وسلم چنین بودند هنگامی که مردی زنی داشت و می مرد، پس از او پسرش با آن زن ازدواج می کرد؛ هرگاه که آن زن مادرش نبود پس خداوند این ازدواج را تحریم نمود.

و منظور از «گناه» شراب است و به راستی که خداوند در جای دیگری می فرماید: «از تو درباره شراب و قمار می پرسند بگو در آنها گناه بزرگی است و منافعی برای مردم دارند». منظور از «گناه» در قرآن همان شراب و قمار است و گناه آن بزرگتر از منافع آن است؛ همان طور که خداوند فرموده است.

مهدی عباسی گفت: ای علی بن یقطین! به خدا سوگند! این فتوای هاشمی است!

گفتم: به خدا سوگند! راست گفتی ای امیر مؤمنان! سپاس خدایی را که این علم و دانش را از شما اهل بیت خارج ننمود.

علی بن یقطین گوید: به خدا سوگند! مهدی عباس بدون درنگ به من گفت: راست گفتی ای رافضی!

2- بَعْضُ أَصْحَابِنَا مُرْسَلاً قَالَ:

إِنَّ أَوَّلَ مَا نَزَلَ فِي تَحْرِيمِ الْخَمْرِ قَوْلُ اللهِ عزوجل: (يَسْتَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَيْسِرِ قُلْ فِيهِمَا إِثْمٌ كَبِيرٌ وَ مَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَإِثْمُهُما أَكْبَرُ مِنْ نَفْعِهِما).

فَلَمَّا نَزَلَتْ هَذِهِ الْآيَةُ أَحَسَّ الْقَوْمُ بِتَحْرِيمِهَا وَ تَحْرِيمِ الْمَيْسِرِ وَ عَلِمُوا أَنَّ الْإِثْمَ مِمَّا يَنْبَغِي اجْتِنَابُهُ وَ لَا يَحْمِلُ اللهُ عزوجل عَلَيْهِمْ مِنْ كُلِّ طَرِيقٍ لِأَنَّهُ قَالَ: (وَ مَنَافِعُ للنَّاسِ).

ثُمَّ أَنْزَلَ اللهُ عزوجل آيَةً أُخْرَى: (إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَيْسِرُ وَ الْأَنْصَابُ وَ الْأَزْلَامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ) فَكَانَتْ هَذِهِ الْآيَةُ أَشَدَّ مِنَ الْأُولَى وَأَغْلَظَ فِي التَّحْرِيم.

ثُمَّ ثَلَّثَ بِايَةٍ أُخْرَى فَكَانَتْ أَغْلَظَ مِنَ الْآيَةِ الْأُولَى وَ الثَّانِيَةِ وَ أَشَدَّ فَقَالَ عزوجل: (إِنَّمَا يُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَنْ يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاءَ فِي الْخَمْرِ وَ الْمَيْسِرِ وَيَصُدَّكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَ عَنِ الصَّلَاةِ فَهَلْ أَنْتُمْ مُنْتَهُونَ).

2- راوی گوید: امام علیه السلام فرمود:

نخستین چیزی که درباره تحریم شراب نازل شد این آیه بود که خداوند فرمود: «از تو درباره شراب و قمار می پرسند بگو در آنها گناه بزرگی است و منافعی برای مردم دارد ولی گناه آنها از سودشان بیشتر است» پس هنگامی که این آیه نازل شد مردم حس کردند که شراب و قمار حرام است و دانستند که گناه چیزی است که باید از آن اجتناب کنند و خداوند از همه جهات آنان را در تنگنا قرار داده است؛ زیرا که فرمود: «و منافعی برای مردم دارند».

سپس آیه دیگری را نازل نمود و فرمود: «شراب، قمار، بت ها و ازلام پلید و از کار شیطان است از آنها دوری کنید تا رستگار شوید» پس این آیه از آیه اول نسبت به تحریم شدیدتر و غلیظ تر بود.

آن گاه آیه دیگری را برای بار سوم نازل نمود. پس این آیه از آیه اول و دوم غلیظ تر و شدیدتر بود؛ و فرمود: «شیطان می خواهد به وسیلۀ شراب و قمار در میان شما دشمنی و کینه ایجاد کند و شما را از یاد خدا و نماز بازدارد آیا خودداری خواهید کرد؟».

فَأَمَرَ عزوجل بِاجْتِنَابِهَا وَ فَسَّرَ عِلَلَهَا الَّتِي لَهَا وَ مِنْ أَجْلِهَا حَرَّمَهَا ثُمَّ بَيَّنَ اللَّهُ عزوجل تَحْرِيمَهَا وَ كَشَفَهُ فِي الْآيَةِ الرَّابِعَةِ مَعَ مَا دَلَّ عَلَيْهِ فِي مَا دَلَّ عَلَيْهِ فِي هَذِهِ الَّذِي الْمَذْكُورَةِ الْمُتَقَدِّمَةِ بِقَوْلِهِ عزوجل: (قُلْ إِما حَرَّمَ رَبِّيَ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَالْإِثْمَ وَ الْبَغْيَ بِغَيْرِ الْحَقِّ) وَ قَالَ عزوجل فِي الْآيَةِ الْأُولَى: (يَسْتَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَيْسِرِ قُلْ فِيهِمَا إِثْمٌ كَبِيرٌ وَ مَنَافِعُ لِلنَّاسِ) ثُمَّ قَالَ فِي الْآيَةِ الرَّابِعَةِ: (قُلْ إِنما حَرَّمَ رَبِّيَ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَ الاثم).

فَخَبَّرَ اللهُ عزوجل أَنَّ الْإِثْمَ فِي الْخَمْرِ وَ غَيْرِهَا وَ أَنَّهُ حَرَامٌ وَ ذَلِكَ أَنَّ اللَّهَ عزوجل إِذَا أَرَادَ أَنْ يَفْتَرِضَ فَرِيضَةً أَنْزَلَهَا شَيْئاً بَعْدَ شَيْءٍ حَتَّى يُوَطِّنَ النَّاسُ أَنْفُسَهُمْ عَلَيْهَا وَ يَسْكُنُوا إِلَى أَمْرِاللهِ عزوجل وَ نَهْيِهِ فِيهَا وَ كَانَ ذَلِكَ مِنْ فِعْلِ اللَّهِ عزوجل عَلَى وَجْهِ التَّدْبِيرِ فِيهِمْ أَصْوَبَ وَأَقْرَبَ لَهُمْ إِلَى الْأَخْذِ بِهَا وَأَقَلَّ لِنفَارِهِمْ مِنْهَا.

پس فرمان به دوری از آن داد و علت های آن را که به خاطر آن و به سبب آن شراب را حرام نمود، تفسیر نمود.

سپس تحریم آن را بیان نمود و در چهارمین آیه آن را ظاهر نمود، علاوه بر آن چه که در آیه های پیشین دلالت بر تحریم آن می کرد؛ با این فرموده: «بگو: پروردگار من فقط اعمال زشت ظاهری و پنهانی گناه و ستم به ناحق را حرام کرده است».

خداوند در آیه اول فرموده بود: «از تو درباره شراب و قمار می پرسند بگو در آنها گناه بزرگی است و منافعی برای مردم دارند» سپس در آیه چهارم فرمود: «بگو: پروردگار من فقط اعمال زشت ظاهری و پنهانی گناه وستم به ناحق را حرام کرده است» پس خداوند خبر داد که «گناه» در شراب و غیر آن است و این که «گناه» حرام است.

و این بدان جهت بود که هرگاه خداوند متعال اراده کند و اجبی را واجب گرداند، آن را کم کم نازل می کند.

تا این که مردم خود را آماده آن سازند و به فرمان و نهی خداوند در مورد آن آرام گیرند و این از عمل خداوند به صورت تدبیر و دوراندیشی است در بین مردم که شایسته تر و نزدیک تر به پذیرش آن هستند و فرار آنان از آن حکم کمتر خواهد بود.

بخش بیست و یکم

اشاره

(21)

بَابُ أَنَّ رَسُولَ اللهِ صلى الله عليه وسلم حَرَّمَ كُلَّ مُسْكِرٍ قَلِيلَهُ وَ كَثِيرَهُ

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ كُلَيْبِ الصَّيْدَاوِيُّ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام يَقُولُ:

خَطَبَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم فَقَالَ فِي خُطْبَتِهِ:

كُلُّ مُسْكِر حَرَامٌ.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ خَالِدِ بْنِ جَرِيرٍ عَنْ أَبِي الرَّبِيعِ الشَّامِيِّ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام:

إِنَّ اللَّهَ عزوجل حَرَّمَ الْخَمْرَ بِعَيْنِهَا فَقَلِيلُهَا وَ كَثِيرُهَا حَرَامٌ كَمَا حَرَّمَ الْمَيْتَةَ وَالدَّمَ وَلَحْمَ الْخِنْزِيرِ وَ حَرَّمَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم الشَّرَابَ مِنْ كُلِّ مُسْكِرٍ وَ مَا حَرَّمَهُ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم فَقَدْ حَرَّمَهُ اللَّهُ عزوجل.

پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم اندک و بسیار مواد مستی آور را تحریم فرمود

1- کلیب صیداوی گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود: رسول خدا صلى الله عليه وسلم در خطبه خود فرمود: هرگونه مست کننده حرام است.

2- ابوربیع شامی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

به راستی که خداوند شراب را به طور کلی حرام نمود، کم و زیاد آن حرام است، همان طور که مردار خون و گوشت خوک را حرام نمود و پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم آشامیدنی از هر نوع مست کننده ای را حرام نمود و آن چه که پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم حرام کند، به راستی که خداوند آن را حرام نموده است.

3- حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ الْمِيثَمِي عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ زَيْدِ بْنِ أَسْلَمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَطَاءِ بْنِ يَسَارٍ عَنْ أَبِي جَعْفَر علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم:

كُلُّ مُسْكِرٍ حَرَامٌ وَكُلُّ مُسْكِرٍ خَمْرٌ.

4- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ وَهْبِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام:

إِنَّ رَجُلاً مِنْ بَنِي عَمِّي وَ هُوَ رَجُلٌ مِنْ صُلَحَاءِ مَوَالِيكَ أَمَرَنِي أَنْ أَسْأَلَكَ عَنِ النَّبِيذِ فَأصِفَهُ لَكَ.

فَقَالَ علیه السلام لَهُ: أَنَا أَصِفُهُ لَكَ، قَالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم: كُلُّ مُسْكِرٍ حَرَامٌ فَمَا أَسْكَرَ كَثِيرُهُ فَقَلِيلُهُ حَرَامٌ.

قَالَ: قُلْتُ: فَقَلِيلُ الْحَرَامِ يُحِلُّهُ كَثِيرُ الْمَاءِ؟

فَرَدَّ عَلَيْهِ بِكَفِّهِ مَرَّتَيْنِ: لَا، لَا.

3- عطاء بن یسار گوید: امام باقر علیه السلام فرمود: پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم فرمود:

هر شراب مست کننده ای حرام است و هر ماده مست کننده ای شراب است.

1- علی بن حکم گوید:

معاوية بن وهب گفت: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: یکی از پسر عموهای من از شیعیان شما به من دستور داد که از شما درباره نبیذ بپرسم من آن را برای شما توصیف و بیان کنم؟

امام علیه السلام به معاوية بن وهب فرمود: من برای تو بیان می کنم. پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم فرمود:

هر شراب مست کننده ای حرام است. پس آن چه که بسیار آن مستی می آورد، کم آن نیز حرام است.

معاویه گوید: عرض کردم: پس آب فراوان، اندکی از نوشیدنی حرام را حلال می کند؟

امام علیه السلام با دست مبارک خود دو مرتبه به او جواب داد: نه، نه.

5- أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ النُّعْمَانِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مَرْوَانَ عَنِ الْفُضَيْلِ بْنِ يَسَارٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ النَّبِيذِ فَقَالَ:

حَرَّمَ اللَّهُ عزوجل الْخَمْرَ بِعَيْنِهَا وَ حَرَّمَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم مِنَ الْأَشْرِبَةِ كُلَّ مُسْكِرٍ.

6- عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ كُلَيْبِ الْأَسَدِيِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنِ النَّبِيذِ فَقَالَ:

إِنَّ رَسُولَ اللهِ صلى الله عليه وسلم خَطَبَ النَّاسَ فَقَالَ فِي خُطْبَتِهِ:

أَيُّهَا النَّاسُ! أَلَا إِنَّ كُلَّ مُسْكِرٍ حَرَامٌ! أَلَا وَ مَا أَسْكَرَ كَثِيرُهُ فَقَلِيلُهُ حَرَامٌ!

7- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ صَفْوَانَ الْجَمَالِ قَالَ: كُنْتُ مُبْتَلَى بِالنَّبِيذِ مُعْجَباً بِهِ فَقُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام: جَعِلْتُ فِدَاكَ ! أَصِفُ لَكَ النَّبِيذَ؟

قَالَ: فَقَالَ لِي: بَلْ أَنَا أَصِفُهُ لَكَ ، قَالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم:

5- فضیل بن یسار گوید:

از امام باقر علیه السلام درباره نبیذ پرسیدم.

فرمود: خداوند شراب را به طور مطلق حرام نمود و پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم از میان نوشیدنی ها هر نوشیدنی مست کننده ای را حرام کرد.

6 کلیب اسدی گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: شراب خرما و کشمش چه حکمی دارد؟

فرمود: رسول خدا صلى الله عليه وسلم در خطبه خود فرمود:

ای مردم! آگاه باشید هر نوع شرابی حرام است و شرابی که یک جام آن مستی آورد یک قطره آن نیز حرام است.

7- صفوان جمال گوید: من به شراب خرما علاقه وافری داشتم. به امام صادق علیه السلام گفتم: قربانت شوم! اجازه می فرمایید که شراب خرما و کشمش را برایتان توصیف کنم؟

فرمود: نه، من خودم برایت توصیف می کنم. جدم رسول خدا صلى الله عليه وسلم فرمود:

كُلُّ مُسْكِرِ حَرَامٌ وَ مَا أَسْكَرَ كَثِيرُهُ فَقَلِيلُهُ حَرَامٌ.

فَقُلْتُ لَهُ: هَذَا نَبِيدُ السَّقَايَةِ بِفِنَاءِ الْكَعْبَةِ؟

فَقَالَ لِي: لَيْسَ هَكَذَا كَانَتِ السَّقَايَةُ إِنَّمَا السِّقَايَةُ زَمْزَمُ أَ فَتَدْرِي مَنْ أَوَّلُ مَنْ غَيْرَهَا؟

قَالَ: قُلْتُ: لَا.

قَالَ: الْعَبَّاسُ بْنُ عَبْدِ الْمُطَّلِبِ كَانَتْ لَهُ حَبَلَةٌ أَ فَتَدْرِي مَا الْحَبَلَةُ؟

قُلْتُ: لا.

قَالَ: الْكَرْمُ فَكَانَ يُنْقِعُ الرَّبِيبَ غُدْوَةً وَ يَشْرَبُونَهُ بِالْعَشِيِّ وَ يُنْقِعُهُ بِالْعَشِيِّ وَيَشْرَبُونَهُ مِنَ الْغَدِ يُرِيدُ بِهِ أَنْ يَكْسِرَ غِلَظَ الْمَاءِ عَنِ النَّاسِ وَ إِنَّ هَؤُلَاءِ قَدْ تَعَدَّوْا فَلَا تَشْرَبُهُ وَ لَا تَقْرَبُهُ.

8- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ التَّمْرِ وَ النَّبِيبِ يُطْبَخَانِ لِلنَّبِيذِ؟

هر شرابی حرام است. هر شرابی که یک جام آن مستی آورد، یک جرعه آن نیز حرام است.

گفتم: پس درباره این شراب خرما که در کنار کعبه بر سر چاه زمزم به حاجيان می دهند چه می فرمایید؟

فرمود: سقایی حاجیان که در عهد رسول خدا صلی الله علیه وسلم دائر بود، تنها آب زمزم بود، آیا می دانی چه کسی آب زمزم را مخلوط کرد؟

گفتم: نه نمی دانم.

فرمود: نخستین کسی که آب زمزم را مخلوط کرد، عباس، عموی رسول خدا صلی الله علیه وسلم بود. عباس، در طائف تاکستانی داشت که ما آن را «حبله» می نامیم و شما به آن «کرم» می گویید. عباس صبحگاهان در خمره های آب زمزم کشمش می انداخت و شامگاهان به مردم می نوشانید و شامگاهان کشمش خمره ها را عوض می کرد و صبحگاهان به مردم می نوشانید. عباس با این کار خود می خواست سنگینی آب چاه را بشکند، ولی اینک از حد تجاوز کرده اند و کشمش را برای چند روز متوالی در خمره ها باقی می گذارند. از آن آب میاشام و به آن نزدیک مشو.

8- سماعه گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: رواست که خرما و کشمش را برای شربت بجوشانند؟

فَقَالَ: لا.

وَ قَالَ: كُلُّ مُسْكِرٍ حَرَامٌ.

وَ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلی الله علیه وسلم:

كُلُّ مَا أَسْكَرَ كَثِيرُهُ فَقَلِيلُهُ حَرَامٌ.

وَ قَالَ: لَا يَصْلُحُ فِي النَّبِيدِ الْخَمِيرَةُ وَهِيَ الْعَكَرَةُ.

9- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَيْنَةَ عَنِ الْفُضَيْلِ بْنِ يَسَارٍ قَالَ: ابْتَدَأَنِي أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السلام يَوْماً مِنْ غَيْر أَنْ أَسْأَلَهُ فَقَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلی الله علیه وسلم:

كُل مُسْكِرٍ حَرَامٌ.

قَالَ: قُلْتُ: أَصْلَحَكَ اللهُ كُلُّهُ حَرَامٌ؟

فَقَالَ: نَعَمْ الْجُرْعَةُ مِنْهُ حَرَامٌ.

10- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ جَمِيعاً عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ عَنْ أَبِي الصَّبَاحِ الْكِنَانِي قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ السلام علیه السلام:

فرمود: نه و فرمود: هر مست کننده ای حرام است.

و فرمود: رسول خدا صلی الله علیه وسلم می فرماید: هر شرابی که بسیار آن مست کند، یک قطره آن نیز حرام است.

و فرمود: در نبیذ ته نشین شراب است که شایسته نوشیدن نیست.

آن گاه فرمود: جدم رسول خدا صلی الله علیه وسلم فرموده است: «هر نوع شراب مستی آور حرام است».

گفتم: خداوند کار شما را اصلاح کند! آیا همۀ آن حرام است؟

فرمود: یک جرعه آن نیز حرام است.

9- فضیل بن یسار گوید: روزی امام صادق علیه السلام بدون این که از ایشان بپرسم ابتداء به من فرمود: پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم فرمود: «هر شراب مست کننده ای حرام است».

گفتم: خداوند کارهای شما را اصلاح کند! همۀ آن حرام است؟

فرمود: آری، یک جرعه آن نیز حرام است.

10- ابو صباح کنانی نظیر روایت دوم همین بخش را از امام صادق علیه السلام نقل می کند و می افزاید: امام علیه السلام فرمود:

حَرَّمَ اللهُ الْخَمْرَةَ قَلِيلَهَا وَ كَثِيرَهَا كَمَا حَرَّمَ الْمَيْتَةَ وَ الدَّمَ وَ لَحْمَ الْخِنْزِيرِ وَ حَرَّمَ النَّبِيُّ صلى الله عليه وسلم مِنَ الْأَشْرِبَةِ الْمُسْكِرَ وَ مَا حَرَّمَ النَّبِيُّ صلى الله عليه وسلم فَقَدْ حَرَّمَهُ اللَّهُ عزوجل.

وَ قَالَ: مَا أَسْكَرَ كَثِيرُهُ فَقَلِيلُهُ حَرَامٌ.

11- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ الْحَجَّاجِ قَالَ: اسْتَأْذَنْتُ لِبَعْضِ أَصْحَابِنَا عَلَى أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام فَسَأَلَهُ عَنِ النَّبِيدِ.

فَقَالَ: حَلَالٌ.

فَقَالَ: أَصْلَحَكَ اللهُ! إِنَّمَا سَأَلْتُكَ عَنِ النَّبِيدِ الَّذِي يُجْعَلُ فِيهِ الْعَكَرُ فَيَغْلِي حَتَّى يُسْكِرَ.

فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السلام: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم: كُلُّ مُسْكِرٍ حَرَامٌ.

فَقَالَ الرَّجُلُ: أَصْلَحَكَ اللهُ! فَإِنَّ مَنْ عِنْدَنَا بِالْعِرَاقِ يَقُولُونَ: إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم إِنَّمَا عَنَى بِذَلِكَ الْقَدَحَ الَّذِي يُسْكِرُ.

فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السلام: إِنَّ مَا أَسْكَرَ كَثِيرُهُ فَقَلِيلُهُ حَرَامٌ.

خدا اندک و بسیار شراب را حرام کرد، آن سان که مردار، خون و گوشت خوک را حرام نمود و پیامبر صلى الله عليه وسلم نیز از نوشیدنی ها مستی آور آنها را حرام کرد و آن چه را پیامبر صلى الله عليه وسلم حرام کرده خداوند متعال نیز حرام کرده است.

و فرمود: هر چیزی که بسیار آن مستی آورد، کم آن نیز حرام است.

11- عبد الرحمان بن حجّاج گوید: برای یک تن از یاران شیعه اجازه گرفتم تا به محضر امام صادق علیه السلام شرفیاب شد و پرسید: شراب خرما و کشمش چه حکمی دارد؟

فرمود: حلال است.

آن مرد گفت: خداوند کارهای شما را اصلاح کند! منظور ته مانده نبیذی است که آن قدر می جوشد که مستی آور می شود.

فرمود: جدم رسول الله صلى الله عليه وسلم فرموده است: «هر نوع شراب مستی اور حرام است».

آن مرد گفت: خداوند کارهای شما را اصلاح کند! فقهای عراق می گویند: منظور رسول خدا صلى الله عليه وسلم کمیت شراب است که یک جام آن مستی می آورد.

فرمود: هر شرابی که بسیار آن مستی بیاورد، اندک آن نیز حرام است.

فَقَالَ لَهُ الرَّجُلُ: فَأَكْسِرُهُ بِالْمَاءِ.

فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السلام: لَا وَ مَا لِلْمَاءِ أَنْ يُحَلَّلَ الْحَرَامَ اتَّقِ اللَّهَ عزوجل وَ لَا تَشْرَبُهُ.

12- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَنَانٍ قَالَ: سَمِعْتُ رَجُلاً يَقُولُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام: مَا تَقُولُ فِي النَّبِيذِ؟ فَإِنَّ أَبَا مَرْيَمَ يَشْرَبُهُ وَ يَزْعُمُ أَنَّكَ أَمَرْتَ بِشُرْبِهِ.

فَقَالَ: مَعَاذَ اللهِ عزوجل أَنْ أَكُونَ آمُرُ بِشُرْبٍ مُسْكِرٍ، وَ اللَّهِ إِنَّهُ لَشَيْءٌ مَا اتَّقَيْتُ فِيهِ سُلْطَاناً وَ لَا غَيْرَهُ، قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم:

كُلُّ مُسْكِرٍ حَرَامٌ فَمَا أَسْكَرَ كَثِيرُهُ فَقَلِيلُهُ حَرَامٌ.

13- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْحَمِيدِ عَنْ يُونُسَ بْنِ يَعْقُوبَ عَنْ عَمْرِو بْنِ مَرْوَانَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام: إِنَّ هَؤُلَاءِ رُبَّمَا حَضَرْتُ مَعَهُمُ الْعَشَاءَ فَيَجِينُونَ بِالنَّبِيذِ بَعْدَ ذَلِكَ فَإِنْ أَنَا لَمْ أَشْرَبُهُ خِفْتُ أَنْ يَقُولُوا: فُلَانِيٌّ فَكَيْفَ أَصْنَعُ؟

فَقَالَ: اكْسِرُهُ بِالْمَاءِ.

آن مرد گفت: می توانم کیفیت آن را با آب بشکنم که مستی نیاورد؟

فرمود: چه دلیلی دارد که آب، حرام خدا را حلال کند؟ از خدای متعال تقوا پیشه کن و بترس و شراب منوش.

12- حنان گوید: شنیدم که مردی از امام صادق علیه السلام می پرسید: اگر خرما و کشمش را در خمره آب بیندازند چه صورت دارد؟ ابو مریم از این گونه شربت می نوشد و ادعا می کند که شما فرموده اید اشکالی ندارد؟

فرمود: من به خدای متعال پناه می برم که چنین فرمانی صادر کنم. به خدا سوگند که من در این باره از هیچ سلطان و فرد دیگری تقیه نکرده ام، پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم فرمود:

شراب مست اور حرام است. بنابراین هر شرابی که بسیار آن مستی بیاورد، اندک آن نیز حرام است.

13- عمرو بن مروان گوید: به امام صادق علیه السلام گفتم: من گاهی با اهل تسنن کنار سفره شامی حاضر می شوم. آنان پس از شام نبیذ می آورند؛ پس اگر من آن را ننوشم می ترسم که بگویند: «رافضی است» چه وظیفه ای دارم.

فرمود: مستی آن را با آب کم کن و بشکن که مستی نیاورد.

قُلْتُ: فَإِذَا أَنَا كَسَرْتُهُ بِالْمَاءِ أَشْرَبُهُ؟

قَالَ: لا.

14- سَهْلُ بْنُ زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَعْبَدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيَّ عَنْ أَبِي خِدَاشٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدَةَ النَّيْسَابُورِيٌّ قَالَ : قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام: الْقَدَحُ مِنَ النَّبِيذِ وَ الْقَدَحُ مِنَ الْخَمْرِ سَوَاءٌ؟

فَقَالَ: نَعَمْ سَوَاءٌ.

قُلْتُ: فَالْحَدُّ فِيهِمَا سَوَاءٌ؟

فَقَالَ: سَوَاءٌ.

15- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْن زِيَادٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ جَمِيعاً عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ أَبِي الْمَغْرَاءِ عَنْ عُمَرَ بْنِ حَنْظَلَةَ قَالَ:

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام: مَا تَرَى فِي قَدَحٍ مِنْ مُسْكِرٍ يُصَبُّ عَلَيْهِ الْمَاءُ حَتَّى تَذْهَبَ عَادِيَتُهُ وَ يَذْهَبَ سُكْرُهُ؟

گفتم: پس هنگامی که مستی آن را با آب کم نمودم، بنوشم؟

فرمود: نه.

14- محمد بن عبده نیشابوری گوید: به امام صادق علیه السلام گفتم: یک کاسه نبیذ با یک کاسه شراب یکسان است؟

فرمود: آری، یکسان است.

گفتم: بنابراین حد خوردن در هر دو تای آنها یکسان است؟

فرمود: یکسان است.

15- عمر بن حنظله گوید: به امام صادق علیه السلام گفتم: اگر در یک جام شراب آب خالص بریزند تا آن حد که صورت شراب را بشکند و مستی نیاورد، چه صورت دارد؟

فَقَالَ: لَا وَ اللهِ وَلَا قَطْرَةٌ تَقْطُرُ مِنْهُ فِي حُبِّ إِلَّا أُهَرِيقَ ذَلِكَ الْحُبُّ.

16- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَنَانِ بْنِ سَدِيرٍ عَنْ يَزِيدَ بْنِ خَلِيفَةَ وَ هُوَ رَجُلٌ مِنْ بَنِي الْحَارِثِ بن كَعْبٍ قَالَ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ:

أَتَيْتُ الْمَدِينَةَ وَ زِيَادُ بْنُ عُبَيْدِ اللَّهِ الْحَارِثِيُّ عَلَيْهَا فَاسْتَأْذَنْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فَدَخَلْتُ عَلَيْهِ وَسَلَّمْتُ عَلَيْهِ وَ تَمَكَنْتُ مِنْ مَجْلِسِي.

قَالَ: فَقُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام: إِنِّي رَجُلٌ مِنْ بَنِي الْحَارِثِ بْنِ كَعْبٍ وَ قَدْ هَدَانِي الله عزوجل إِلَى مَحَبَّتِكُمْ وَ مَوَدَّتِكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ علیهم السلام.

قَالَ: فَقَالَ لِي أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السلام: وَكَيْفَ اهْتَدَيْتَ إِلَى مَوَدَّتِنَا أَهْلَ الْبَيْتِ ؟ فَوَ اللَّهِ إِنَّ مَحَبَّتَنَا فِي بَنِي الْحَارِثِ بْنِ كَعْبٍ لَقَلِيلٌ!

قَالَ: فَقُلْتُ لَهُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! إِنَّ لِى غُلاماً خُرَاسَانِيّاً وَ هُوَ يَعْمَلُ الْقِصَارَةَ وَ لَهُ هَمْشَهْرِيجُونَ أَرْبَعَةٌ وَهُمْ يَتَدَاعَوْنَ كُلَّ جُمْعَةٍ فَيَقَعُ الدَّعْوَةُ عَلَى رَجُلٍ مِنْهُمْ فَيُصِيبُ غُلَامِي كُلَّ خَمْسِ جُمَع جُمُعَةٌ فَيَجْعَلُ لَهُمُ النَّبِيذَ وَ اللَّحْمَ.

فرمود: نه، به خدا سوگند! حتی اگر یک قطره شراب در خمره ای بریزد من تمام آن خمره آب را به فاضلاب می ریزم.

16- يزيد بن خلیفه از افراد خاندان بنی حارث بن کعب گوید: من به مدینه رفتم. زیاد بن عبيد الله حارثی حاکم آن جا بود پس اجازه ورود بر امام صادق علیه السلام گرفتم. نزد ایشان داخل شدم و سلام کردم و در جای خود قرار گرفتم.

به حضرت علیه السلام عرض کردم: من مردی از بنی حارث بن کعب هستم و خداوند مرا به محبت و دوستی شما اهل بیت علیهم السلام هدایت نموده است.

فرمود: چگونه به دوستی ما اهل بیت علیهم السلام هدایت شدی؟ زیرا به خدا سوگند! محبت ما در بین بنی حارث بن کعب اندک است.

عرض کردم: فدایت گردم! من برده ای خراسانی دارم، او رختشویی می کند و چهار نفر همشهری دارد که آنان هر جمعه دور هم جمع می شوند و هر دفعه مهمانی بر عهده یکی از آنان است. پس هر پنج جمعه، یک جمعه نوبت برده من می شود. برده ام برای آنان نبیذ و گوشت تهیه می کند.

قَالَ: ثُمَّ إِذَا فَرَغُوا مِنَ الطَّعَامِ وَ اللَّحْمِ جَاءَ بِإِجَّانَةٍ فَمَلَأَهَا نَبِيداً ثُمَّ جَاءَ بِمِطْهَرَةٍ فَإِذَا نَاوَلَ إِنْسَاناً مِنْهُمْ قَالَ لَهُ: لَا تَشْرَبْ حَتَّى تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ فَاهْتَدَيْتُ إِلَى مَوَدَّتِكُمْ بِهَذَا الْغُلَام.

قَالَ: فَقَالَ لِي: اسْتَوْصِ بِهِ خَيْراً وَ أَقْرِنْهُ مِنِّي السَّلَامَ وَ قُلْ لَهُ: يَقُولُ لَكَ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ: انْظُرْ شَرَابَكَ هَذَا الَّذِي تَشْرَبُهُ فَإِنْ كَانَ يُسْكِرُ كَثِيرُهُ فَلَا تَقْرَبَنَّ قَلِيلَهُ فَإِنَّ رَسُولَ اللهِ صلی الله علیه وسلم قَالَ: كُلُّ مُسْكِرٍ حَرَامٌ.

وَ قَالَ: مَا أَسْكَرَ كَثِيرُهُ فَقَلِيلُهُ حَرَامٌ.

قَالَ: فَجِئْتُ إِلَى الْكُوفَةِ وَ أَقْرَأْتُ الْغُلَامَ السَّلَامَ مِنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ علیهما السلام.

قَالَ: فَبَكَى ثُمَّ قَالَ لِي: اهْتَمَّ بِي جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ حَتَّى يُقْرِتُنِي السَّلَامَ؟

قَالَ: قُلْتُ : نَعَمْ وَ قَدْ قَالَ لِي: قُلْ لَهُ : انْظُرْ شَرَابَكَ هَذَا الَّذِي تَشْرَبُهُ فَإِنْ كَانَ يُسْكِرُ كَثِيرُهُ فَلَا تَقْرَبَنَّ قَلِيلَهُ، فَإِنَّ رَسُولَ اللهِ صلى الله عليه وسلم قَالَ:

هنگامی که از غذا و گوشت فارغ شدند، برده ام پیاله ای می آورد و آن را از نبیذ پر می کند. سپس آفتابه ای می آورد، پس هرگاه که آن را به یکی از آنان تعارف می نمود، به او می گفت: «ننوش تا این که بر محمد و آل محمد صلوات بفرستی».

پس من به وسیله این برده به محبت و دوستی شما هدایت شدم.

امام علیه السلام به من فرمود: تو را در مورد او به نیکی سفارش می کنم و از جانب من به او سلام برسان و بگو: جعفر بن محمد به تو می گوید: «دربارۀ این شرابی که می نوشی دقت کن؛ پس اگر فراوان آن مستی آور باشد، بنابراین به هیچ وجه به اندک آن نزدیک نشو!» زیرا پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم فرمود:

كُلُّ مُسْكِرٍ حَرَامٌ وَ مَا أَسْكَرَ كَثِيرُهُ فَقَلِيلُهُ حَرَامٌ وَ قَدْ أَوْصَانِي بِكَ فَاذْهَبْ فَأَنْتَ حُرِّ لِوَجْهِ اللَّهِ تَعَالَى.

قَالَ: فَقَالَ الْغُلَامُ: وَ اللهِ إِنَّهُ لَشَرَابٌ مَا يَدْخُلُ جَوْفِي مَا بَقِيتُ فِي الدُّنْيَا.

17- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ كُلَيْبِ بْنِ مُعَاوِيَةَ قَالَ: كَانَ أَبُو بَصِيرِ وَأَصْحَابُهُ يَشْرَبُونَ النَّبِيذَ يَكْسِرُونَهُ بِالْمَاءِ. فَحَدَّثْتُ بِذَلِكَ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السلام فَقَالَ لِي: وَ كَيْفَ صَارَ الْمَاءُ يُحَلَّلُ الْمُسْكِرَ؟ مُرْهُمْ لَا يَشْرَبُوا مِنْهُ قَلِيلاً وَ لَا كَثِيراً.

قُلْتُ: إِنَّهُمْ يَذْكُرُونَ أَنَّ الرَّضَا مِنْ آلِ مُحَمَّدِ علیهم السلام يُحِلُّهُ لَهُمْ.

فَقَالَ: وَ كَيْفَ كَانَ يُحِلُّونَ آلُ مُحَمَّدٍ علیهم السلام الْمُسْكِرَ وَ هُمْ لَا يَشْرَبُونَ مِنْهُ قَلِيلاً وَلَا كَثِيراً؟ فَأَمْسِكُوا عَنْ شُرْبِهِ.

«هر نوشیدنی مستی آوری حرام است، هر چیزی که فراوان آن مست کننده باشد، پس اندک آن نیز حرام است».

و در مورد تو به من سفارش نموده است بنابراین برو که به خاطر خدا آزادی.

برده گفت: به خدا سوگند! تا زنده هستم دیگر از آن نوشیدنی نخواهم نوشید.

17- کلیب بن معاویه گوید: ابو بصیر و یارانش مشروب کشمش و خرما می نوشیدند و آن را با آب خالص می شکستند که مستی نیاورد من قضیه را خدمت امام صادق علیه السلام گزارش کردم.

فرمود: چگونه آب خالص، شراب حرام را حلال می کند؟ به آنان بفرما که از مشروب خرما و کشمش نیاشامند، نه بسیار و نه اندک.

من گفتم: آنان نقل می کنند که رضایت آل محمد علیهم السلام این شرب را برای آنان حلال می داند!

فرمود: آل محمد علیهم السلام چگونه شراب را حلال می کنند با آن که خود از اندک و بسیار آن پرهیز می کنند؟ از خوردن این شراب خودداری کنید.

فَاجْتَمَعْنَا عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام فَقَالَ لَهُ أَبُو بَصِيرِ: إِنَّ ذَا جَاءَنَا عَنْكَ بِكَذَا وَكَذَا.

فَقَالَ علیه السلام: صَدَقَ يَا أَبَا مُحَمَّدٍ ! إِنَّ الْمَاءَ لَا يُحَلَّلُ الْمُسْكِرَ فَلَا تَشْرَبُوا مِنْهُ قَلِيلاً وَ لَا كَثِيراً.

بخش بیست و دوم

اشاره

(22)

بَابُ أَنَّ الْخَمْرَ إِنَّمَا حُرِّمَتْ لِفِعْلِهَا فَمَا فَعَلَ فِعْلَ الْخَمْرِ فَهُوَ خَمْرٌ

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ يَقْطِينٍ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ يَقْطِينٍ عَنْ أَخِيهِ عَلِيِّ بْنِ يَقْطِينٍ عَنْ أَبِي إِبْرَاهِيمَ علیه السلام قَالَ:

إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لَمْ يُحَرِّمِ الْخَمْرَ لِاسْمِهَا وَ لَكِنْ حَرَّمَهَا لِعَاقِبَتِهَا فَمَا فَعَلَ فِعْلَ الْخَمْرِ فَهُوَ خَمْرٌ.

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ يَقْطِينِ عَنْ أَخِيهِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ يَقْطِينِ عَنْ أَبِيهِ عَلِيَّ بْنِ يَقْطِينِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الْمَاضِي علیه السلام قَالَ:

بعدها همگی با ابوبصیر به خدمت امام صادق علیه السلام رسیدیم. ابوبصیر به آن سرور گفت: این مرد از جانب شما پیام آورده که از شراب چنین و چنان ننوشم.

فرمود: راست گفته است آب، نمی تواند شراب مست کننده را حلال کند. از این شراب ها ننوشید، نه اندک و نه بسیار.

شراب به خاطر نتیجه اش حرام است! پس هرچه که نتیجه اش مانند آن باشد حرام است

1- علی بن یقطین گوید: امام کاظم علیه السلام فرمود:

به راستی که خداوند تبارک و تعالی شراب را به جهت نام آن حرام نکرده؛ بلکه به جهت عاقبت آن حرام نموده است. پس هرچه کار شراب کند، شراب است.

2 - علی بن یقطین گوید: امام کاظم علیه السلام فرمود:

إِنَّ اللهَ عزوجل لَمْ يُحَرِّمِ الْخَمْرَ لِاسْمِهَا وَ لَكِنَّهُ حَرَّمَهَا لِعَاقِبَتِهَا فَمَا كَانَ عَاقِبَتُهُ عَاقِبَةَ الْخَمْرِ فَهُوَ خَمْرٌ.

3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنْ عَمْرِو بْنِ عُثْمَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا قَالَ: قُلْتُ لِأَبِى عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام: لِمَ حَرَّمَ اللهُ الْخَمْرَ؟

فَقَالَ: حَرَّمَهَا لِفِعْلِهَا وَ مَا تُؤَثَّرُ مِنْ فَسَادِهَا.

4- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ حُكَيْمٍ عَنْ أَبِي مَالِكٍ الْحَضْرَمِي عَنْ أَبِي الْجَارُودِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السلام: لِمَ حَرَّمَ اللهُ الْخَمْرَ؟

فَقَالَ: حَرَّمَهَا لِفِعْلِهَا وَ فَسَادِهَا.

5- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ حُكَيْمٍ عَنْ أَبِي مَالِكِ الْحَضْرَمِي عَنْ أَبِي الْجَارُودِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السلام عَنِ النَّبِيذِ أَ خُمْرٌ هُوَ؟

فَقَالَ علیه السلام: مَا زَادَ عَلَى التَّرْكِ جَوْدَةً فَهُوَ خَمْرٌ.

خداوند شراب را به جهت نامش حرام ننمود؛ بلکه به جهت عاقبتش آن را حرام کرد.

پس هرچه که عاقبتش عاقبت شراب باشد، شراب است.

3- راوی گوید: به امام صادق علیه السلام گفتم: چرا خداوند شراب را حرام نمود؟

فرمود: آن را به جهت نتیجه و ایجاد فساد حرام نمود.

4- ابو جارود گوید: از امام باقر علیه السلام پرسیدم: چرا خداوند شراب را حرام نمود؟

فرمود: به جهت فعل و فسادش حرام نمود.

5- ابو جارود گوید: از امام باقر علیه السلام پرسیدم: آیا نبیذ شراب است؟

فرمود: آن چه که با کنار بودنش باعث منفعت و مستی بیشتر شود، شراب است.

بخش بیست و سوم

اشاره

(23)

بَابُ مَنِ اضْطُرَّ إِلَى الْخَمْرِ لِلدَّوَاءِ أَوْ لِلْعَطَشِ أَوْ لِلتَّقِيَّةِ

1- مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ وَضَّاحٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ:

دَخَلَتْ أُمُّ خَالِدٍ الْعَبْدِيَّةُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام وَ أَنَا عِنْدَهُ فَقَالَتْ: جُعِلْتُ فِدَاكَ ! إِنَّهُ يَعْتَرِينِي قَرَاقِرُ فِي بَطْنِي [فَسَأَلَتْهُ عَنْ أَعْلَالِ النِّسَاءِ وَقَالَتْ:] وَقَدْ وَصَفَ لِي أَطِبَّاءُ الْعِرَاقِ النَّبِيذَ بِالسَّوِيقِ وَ قَدْ وَقَفْتُ وَ عَرَفْتُ كَرَاهَتَكَ لَهُ فَأَحْبَبْتُ أَنْ أَسْأَلَكَ عَنْ ذَلِكَ.

فَقَالَ لَهَا: وَ مَا يَمْنَعُكِ عَنْ شُرْبِهِ؟

قَالَتْ: قَدْ قَلَّدْتُكَ دِينِي فَأَلْقَى الله عزوجل من حِينَ أَلْقَاهُ فَأُخْبِرُهُ أَنَّ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ علیهما السلام أَمَرَنِي وَ نَهَانِي.

حکم کسی که به عنوان دارو، رفع تشنگی و یا تقیه شراب بنوشد

1- ابو بصیر گوید: روزی ام خالد عبدیه خدمت امام صادق علیه السلام شرفیاب شد، من نیز در حضور آن حضرت علیه السلام بودم أم خالد گفت: فدایت گردم! شکم پیچه مرا در برمی گیرد. و پزشکان عراق نبیذ را با قاووت برایم توصیه کرده اند. من می دانم و آگاهم که شما از آن کراهت دارید پس دوست داشتم که درباره آن از شما بپرسم.

فرمود: چه چیزی تو را از آشامیدن آن بازداشته است؟

گفت: من قلاده دین خود را از شما به گردنم آویختم. می خواهم خداوند را در روز ملاقات، ملاقات کنم و به او خبر دهم که جعفر بن محمد علیهما السلام به من امر و نهى نمود.

فَقَالَ: يَا أَبَا مُحَمَّدٍ أَلَا تَسْمَعُ إِلَى هَذِهِ الْمَرْأَةِ وَ هَذِهِ الْمَسَائِلِ؟ لَا وَ اللَّهِ لَا أَذَنُ لَكِ فِي قَطْرَةٍ مِنْهُ وَ لَا تَذُوقِي مِنْهُ قَطْرَةً فَإِنَّمَا تَنْدَمِينَ إِذَا بَلَغَتْ نَفْسُكِ هَاهُنَا - وَ أَوْ مَا بِيَدِهِ إِلَى حَنْجَرَتِهِ يَقُولُهَا ثَلَاثَاً: - أَ فَهِمْتِ؟

قَالَتْ: نَعَمْ.

ثُمَّ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السلام: مَا يَبُلُ الْمِيلَ يُنَجِّسُ حُبّاً مِنْ مَاءٍ - يَقُولُهَا ثَلَاثَاً -.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَيْنَةَ قَالَ: كَتَبْتُ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام أَسْأَلُهُ عَنِ الرَّجُلِ يُبْعَثُ لَهُ الدَّوَاءُ مِنْ رِيحَ الْبَوَاسِيرِ فَيَشْرَبُهُ بِقَدْرِ أَسْكُرُجَةٍ مِنْ نَبِيذٍ صُلْبِ لَيْسَ يُرِيدُ بِهِ اللَّذَّةَ وَإِنَّمَا يُرِيدُ بِهِ الدَّوَاءَ.

فَقَالَ: لَا وَ لَا جُرْعَةً.

ثُمَّ قَالَ: إِنَّ اللهَ عزوجل لَمْ يَجْعَلْ فِي شَيْءٍ مِمَّا حَرَّمَ شِفَاءٌ وَ لَا دَوَاءٌ.

حضرت علیه السلام به من فرمود: ای ابا محمد! آیا به سخن این زن گوش می کنی؟! نه به خدا سوگند! در یک قطره از آن هم به تو اجازه نمی دهم و حتی یک قطره آن را نچش؛ زیرا هنگامی که جانت به این جا - و با دست مبارکش به حنجره خود اشاره نمود - رسید پشیمان خواهی شد.

حضرت علیه السلام این سخن را سه بار تکرار نمود و فرمود: آیا فهمیدی؟

ام خالد گفت: آری.

سپس امام علیه السلام سه مرتبه فرمود: نجاستی که میل سرمه را تر کند، یک کوزه آب را نجس می کند.

2- عمر بن اذینه گوید: به امام صادق علیه السلام نوشتم: برای بیماری، دارو فرستاده اند تا باد بواسیر او را علاج کنند در این دارو به مقدار یک پیاله شراب کشمش وجود دارد. بیمار به فکر لذت نیست، فقط می خواهد درد خود را علاج کند آیا استفاده از این شراب به عنوان دارو حلال است؟

فرمود: نه و نه یک جرعه آن.

حضرتش فرمود: آن چه را خداوند متعال حرام کرده نمی تواند داروی شفابخش باشد.

3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطِ قَالَ : أَخْبَرَنِي أَبِي قَالَ كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فَقَالَ لَهُ رَجُلٌ: إِنَّ بِي جُعِلْتُ فِدَاكَ! أَرْيَاحَ الْبَوَاسِيرِ وَلَيْسَ يُوَافِقُنِي إِلَّا شُرْبُ النَّبِيذِ.

قَالَ: فَقَالَ لَهُ: مَا لَكَ؟ وَ لِمَا حَرَّمَ اللهُ عزوجل و رَسُولُهُ صلی الله علیه وسلم؟ - يَقُولُ لَهُ ذَلِكَ ثَلَاثَاً: - عَلَيْكَ بِهَذَا الْمَرِيسِ الَّذِي تَمْرُسُهُ بِالْعَشِيِّ وَ تَشْرَبُهُ بِالْغَدَاةِ وَ تَمْرُسُهُ بِالْغَدَاةِ وَتَشْرَبُهُ بِالْعَشِئ.

فَقَالَ لَهُ: هَذَا يَنْفُخُ الْبَطْنَ.

قَالَ لَهُ: فَأَدُلُّكَ عَلَى مَا هُوَ أَنْفَعُ لَكَ مِنْ هَذَا عَلَيْكَ بِالدُّعَاءِ؛ فَإِنَّهُ شِفَاءٌ مِنْ كُلِّ داء.

قَالَ: فَقُلْنَا لَهُ : فَقَلِيلُهُ وَكَثِيرُهُ حَرَامٌ؟

فَقَالَ: نَعَمْ قَلِيلُهُ وَكَثِيرُهُ حَرَامٌ.

3- اسباط گوید: من در خدمت امام صادق علیه السلام بودم که شخصی به آن حضرت عرض کرد: قربانت گردم! من باد بواسیر دارم و نوشیدن نبیذ با من سازگاری دارد.

حضرت سه مرتبه این سخن را به او فرمود: تو با چیزی که خدا و پیامبرش آن را حرام نمودند چه کار داری؟!

بر تو باد به این «مریس» (1)که شب هنگام آن را خیس می کنی و صبح آن را می نوشی و صبح آن را خیس می کنی و شب می خوری.

او عرض کرد: این باعث نفخ شکم می شود.

فرمود: پس تو را بر چیزی که مفیدتر از آن است راهنمایی می کنم، بر تو باد به دعا؛ زیرا دعا موجب شفا از هر بیماری است.

اسباط گوید: ما عرض کردیم اندک و فراوان نبیذ حرام است؟

فرمود: آری، اندک و فراوان آن حرام است.


1) مریس: خرمایی که در آب و یا شیر می خیسانند.

4- أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنِ الْحَلَبِيُّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنْ دَوَاءِ عُجِنَ بِالْخَمْرِ.

فَقَالَ: لَا وَ اللهِ مَا أُحِبُّ أَنْ أَنْظُرَ إِلَيْهِ فَكَيْفَ أَتَدَاوَى بِهِ إِنَّهُ بِمَنْزِلَةِ شَحْمِ الْخِنْزِيرِ أَوْ لَحْمِ الْخِنْزِيرِ وَ إِنَّ أُنَاسًا لَيَتَدَاوَوْنَ بِهِ.

5- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ وَ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ جَمِيعاً عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ الْحَمِيدِ عَنْ عَمْرِو عَنِ ابْنِ الْحُرِّ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام أَيَّامَ قَدِمَ الْعِرَاقَ.

فَقَالَ لِيَ: ادْخُلْ عَلَى إِسْمَاعِيلَ بْنِ جَعْفَرٍ؛ فَإِنَّهُ شَاكَ فَانْظُرْ مَا وَجَعُهُ وَ صِفْ لِي شَيْئاً مِنْ وَجَعِهِ الَّذِي يَجِدُ.

قَالَ: فَقُمْتُ مِنْ عِنْدِهِ فَدَخَلْتُ عَلَى إِسْمَاعِيلَ فَسَأَلْتُهُ عَنْ وَجَعِهِ الَّذِي يَجِدُ فَأَخْبَرَنِي بِهِ فَوَصَفْتُ لَهُ دَوَاءٌ فِيهِ نَبِيدٌ.

4- به امام صادق علیه السلام گفتم: اگر دارویی با شراب انگوری خمیر شود، چه صورت دارد؟

فرمود: نه، به خدا سوگند! من دوست نمی دارم به آن نگاه کنم تا چه رسد که با آن مداوا کنم. این دارو به منزلۀ چربی خوک است. با وجود این گروهی از مردم با آن مداوا می کنند.

5- ابن حرّ گوید: در روزهایی که امام صادق علیه السلام به عراق تشریف آورده بود خدمت ایشان شرفیاب شدم. حضرت علیه السلام به من فرمود: نزد اسماعیل بن جعفر علیه السلام برو؛ زيرا او بیمار است. ببین که دردش چیست؟ و گزارشی از درد و بیماری او برایم بازگو کن.

من برخاستم و به نزند اسماعیل رفتم و درباره بیماری او پرسیدم و او مرا از آن آگاه نمود. دارویی برای او تجویز کردم که در آن نبیذ به کار رفته بود.

فَقَالَ إِسْمَاعِيلُ: النَّبِيذُ حَرَامٌ وَ إِنَّا أَهْلَ بَيْتٍ نَسْتَشْفِي بِالْحَرَامِ.

6- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ الْمِيثَمِيُّ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: سَأَلَ رَجُلٌ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنْ دَوَاءٍ عُجِنَ بِالْخَمْرِ نَكْتَحِلُ مِنْهَا.

فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السلام: مَا جَعَلَ اللهُ عزوجل فيما حَرَّمَ شِفَاءً.

7- عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مَرْوَكِ بْنِ عُبَيْدٍ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قال:

مَنِ اكْتَحَلَ بِمِيلٍ مِنْ مُسْكِرٍ كَحَلَهُ اللهُ عزوجل بِمِيلِ مِنْ نَارٍ.

8- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْأَرْجَانِيِّ عَنْ مَالِكِ الْمِسْمَعِيُّ عَنْ قَائِدِ بْنِ طَلْحَةَ أَنَّهُ سَأَلَ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السلام عَنِ النَّبِيذِ يُجْعَلُ فِي الدَّوَاءِ.

فَقَالَ: لَا لَيْسَ يَنْبَغِي لِأَحَدٍ أَنْ يَسْتَشْفِيَ بِالْحَرَامِ.

اسماعيل گفت: نبیذ حرام است و ما اهل بیت با حرام خود را درمان نمی کنیم.

6- معاوية بن عمار گوید: مردی از امام صادق علیه السلام پرسید: می توانیم دارویی که با شراب مخلوط شده است، سرمه بکشیم؟

فرمود: خداوند در چیزهایی که حرام نموده شفا قرار نداده است.

راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هرکس با یک میل از ماده ای مست کننده سرمه بکشد خداوند با میلی از آتش بر چشمانش سرمه خواهد کشید.

7- قائد بن طلحه از امام صادق علیه السلام درباره نبیذی که در دارو قرار گرفته است پرسید.

فرمود: برای هیچ کس شایسته و روا نیست که با حرام خود را درمان کند.

9- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ بُنْدَارَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَخِيهِ أَبِي الْحَسَنِ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْكُحْل يُعْجَنُ بِالنَّبِيذِ أَ يَصْلُحُ ذَلِكَ؟

فَقَالَ: لا .

10- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنِ ابْنِ رِئَابٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ قَالَ: سُئِلَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنْ دَوَاءٍ يُعْجَنُ بِخَمْرٍ فَقَالَ:

مَا أُحِبُّ أَنْ أَنْظُرَ إِلَيْهِ وَ لَا أَشَمَّهُ فَكَيْفَ أَتَدَاوَى بِهِ؟!

11- أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ الْكُوفِيُّ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَعِيدِ بْنِ يَسَارٍ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السلام:

لَيْسَ فِي شُرْبِ النَّبِيذِ تَقِيَّةٌ.

12- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام: فِي الْمَسْحِ عَلَى الْخُفَّيْنِ تَقِيَّةٌ؟

9- على بن جعفر علیه السلام برادر امام کاظم علیه السلام گوید: از آن حضرت پرسیدم از سرمه ای که با نبیذ در هم آمیخته می توان استفاده کرد؟

فرمود: نه.

10- حلبی گوید: از امام صادق علیه السلام درباره دارویی که با شراب در هم آمیخته پرسیدند.

فرمود: من دوست ندارم به آن نگاه کنم و آن را استشمام نمی کنم پس چگونه با آن مداوا نمایم؟!

11- امام صادق علیه السلام فرمود:

در خوردن شراب خرما و کشمش، تقیه جایز نیست.

12- راوی گوید: به امام باقر علیه السلام عرض کردم: در مسح کردن روی کفش تقیه است؟

قَالَ: لَا يُتَّقَى فِي ثَلَاثَةٍ.

قُلْتُ: وَمَا هُنَّ؟

قَالَ: شُرْبُ الْخَمْرِ أَوْ قَالَ: شُرْبُ الْمُسْكِرِ وَ الْمَسْحُ عَلَى الْخُفَّيْنِ وَ مُتْعَةٌ الْحَجِّ.

بخش بیست و چهارم

اشاره

(24)

بَابُ النَّبِينِ

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ حَنَانِ بْنِ سدیر قَالَ: سَمِعْتُ رَجُلاً وَ هُوَ يَقُولُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام: مَا تَقُولُ فِي النَّبِيذِ؟ فَإِنَّ أَبَا مَرْيَمَ يَشْرَبُهُ وَ يَزْعُمُ أَنَّكَ أَمَرْتَهُ بِشُرْبِهِ.

فَقَالَ: صَدَقَ أَبُو مَرْيَمَ سَأَلَنِي عَنِ النَّبِيذِ فَأَخْبَرْتُهُ أَنَّهُ حَلَالٌ وَ لَمْ يَسْأَلْنِي عن الْمُسْكِرِ.

فرمود: در سه مورد نمی توان تقیه کرد.

عرض کردم: آنان کدامند؟

فرمود: نوشیدن شراب - یا فرمود: نوشیدن شراب مستی آور - مسح کشیدن روی کفش و عمره مفرده.

شراب خرما و کشمش

1- حنان بن سدیر گوید: شیندم مردی به امام صادق علیه السلام می گفت شراب خرما و کشمش چه حکمی دارد؟ ابو مریم از این شرابمی نوشد و می گوید شما فرموده اید بنوشد؟

امام صادق علیه السلام فرمود: ابو مریم درست گفته است.

وی پرسید: اگر در خمره آب کشمش و خرما بریزند چه صورت دارد؟

من گفتم: حلال است. او از من نپرسید که نوشیدن مسکرات چه صورت دارد؟

قَالَ: ثُمَّ قَالَ علیه السلام: إِنَّ الْمُسْكِرَ مَا اتَّقَيْتُ فِيهِ أَحَداً سُلْطَانًا وَ لَا غَيْرَهُ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وسلم:

كُلُّ مُسْكِرِ حَرَامٌ وَ مَا أَسْكَرَ كَثِيرُهُ فَقَلِيلُهُ حَرَامٌ.

فَقَالَ لَهُ الرَّجُلُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! هَذَا النَّبِيدُ الَّذِي أَذِنْتَ لِأَبِي مَرْيَمَ فِي شُرْبِهِ أَيُّ شَيْءٍ هُوَ؟

فَقَالَ: أَمَّا أَبِي علیه السلام فَإِنَّهُ كَانَ يَأْمُرُ الْخَادِمَ فَيَجِيءُ بِقَدَحٍ وَ يَجْعَلُ فِيهِ زَبِيباً وَ يَغْسِلُهُ غَسْلاً نَقِيّاً ثُمَّ يَجْعَلُهُ فِى إِنَاءٍ ثُمَّ يَصُبُّ عَلَيْهِ ثَلَاثَةٌ مِثْلُهُ أَوْ أَرْبَعَةً مَاءٌ ثُمَّ يَجْعَلُهُ بِاللَّيْلِ وَ يَشْرَبُهُ بِالنَّهَارِ وَ يَجْعَلُهُ بِالْغَدَاةِ وَ يَشْرَبُهُ بِالْعَشِيِّ وَكَانَ يَأْمُرُ الْخَادِمَ بِغَسْلِ الْإِنَاءِ فِي كُلِّ ثَلَاثَةِ أَيَّامٍ كَيْلَا يَغْتَلِمَ فَإِنْ كُنتُمْ تُرِيدُونَ النَّبِيذَ فَهَذَا النَّبِيذُ.

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ وَ مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرِ أَبُو الْعَبَّاسِ الْكُوفِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ جَمِيعاً عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنْ مَنْصُورٍ قَالَ: حَدَّثَنِي أَيُّوبُ بْنُ رَاشِدِ قَالَ : سَمِعْتُ أَبَا الْبِلَادِ يَسْأَلُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السلام عَنِ النَّبِيذِ.

آن حضرت در ادامه فرمود: من در مورد شراب، از هیچ قدرتی تقیه ندارم. رسول خدا صلی الله علیه وسلم فرموده است: «هرگونه شراب مستی آور، حرام است و هر شرابی که بسیار آن مستی بیارود، اندک آن حرام است».

آن مرد پرسید: فدایت شوم! این شرابی که رخصت فرموده ای تا ابو مریم بیاشامد چگونه شرابی است؟

امام صادق علیه السلام فرمود: پدرم امام باقر علیه السلام به خادم می فرمود: که یک ظرفی بیاورد و قدری کشمش در آن بریزد و با دقت بشوید و بعد کشمش را در ظرف بزرگتری بریزد و سه تا چهار برابر آن آب بیفزاید پدرم اول شب کشمش را در آب می انداخت و فردای صبح آن را می نوشید و اول صبح کشمش را در آب می انداخت و شبانه می نوشید.

پدرم به خادم می فرمود: هر سه روز یک بار ظرف شربت را تمیز بشوید تا جدار داخلی ظرف ژله نگیرد و باعث تخمیر نشود. اگر نوشیدنی حلال می خواهید، نوشیدنی حلال همین است.

2- ایوب بن راشد گوید:

از ابوبلاد شنیدم که از امام صادق علیه السلام پرسید: شراب نبیذ (چه حکمی دارد؟).

فَقَالَ: لَا بَأْسَ بِهِ.

فَقَالَ: إِنَّهُ يُوضَعُ فِيهِ الْعَكَرُ.

فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام: بِئْسَ الشَّرَابُ وَ لَكِنِ انْبِذُوهُ عُدْوَةً وَ اشْرَبُوهُ بِالْعَشِيِّ.

قَالَ: فَقَالَ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! هَذَا يُفْسِدُ بُطُونَنَا .

قَالَ: فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام: أَفْسَدُ لِبَطْنِكَ أَنْ تَشْرَبَ مَا لَا يَحِلُّ لَكَ.

3- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ وَ عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ جَمِيعاً عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِي الْهَمَذَانِي عَنْ عَلِيِّ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْحَنَّاطِ عَنْ سَمَاعَةَ بْنِ مِهْرَانَ عَنِ الْكَلْبِيِّ النَّسَّابَةِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنِ النَّبِيذِ.

فَقَالَ: حَلَالٌ.

قُلْتُ: إِنَّا نَنْبِذُهُ فَنَطْرَحُ فِيهِ الْعَكَرَ وَ مَا سِوَى ذَلِكَ.

فَقَالَ علیه السلام شَه! شَهْ! تِلْكَ الْخَمْرَةُ الْمُنْتِنَةُ.

قَالَ: قُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! فَأَيَّ نَبِيذٍ تَعْنِي؟

امام صادق علیه السلام فرمود: مانعی ندارد.

ابو بلاد گفت: در این شراب ژله می ریزند

امام صادق علیه السلام فرمود: بد شرابی است اما شما به هنگام صبح، کشمش بریزید و شبانه میل کنید.

ابو بلاد گفت: فدایت شوم! این شربت، معده ما را از بین می برد.

امام صادق علیه السلام فرمود: شرابی که حلال نباشد، بیشتر مایه فساد معده خواهد شد.

3- کلبی نسابه گوید: از امام صادق علیه السلام درباره نبیذ پرسیدم.

فرمود: حلال است.

گفتم: ما آب را کنار می گذاریم و ژله و چیزهای دیگر در آن می ریزیم.

فرمود: بس است! بس است! این شراب گندیده است.

گفتم: فدایت شوم! منظور شما کدام نبیذ بود؟

فَقَالَ: إِنَّ أَهْلَ الْمَدِينَةِ شَكَوْا إِلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه وسلم تَغَيُّرَ الْمَاءِ وَ فَسَادَ طَبَائِعِهِمْ فَأَمَرَهُمْ أَنْ يَنْبِذُوا فَكَانَ الرَّجُلُ مِنْهُمْ يَأْمُرُ خَادِمَهُ أَنْ يَنْبِلَ لَهُ فَيَعْمِدَ إِلَى كَفْ مِنْ تَمْرٍ فَيُلْقِيَهُ في الشَّنُ فَمِنْهُ شُرْبُهُ وَ مِنْهُ طَهُورُهُ.

فَقُلْتُ: وَكَمْ كَانَ عَدَدُ الثَّمَرَاتِ الَّتِي كَانَتْ تُلْقَى ؟

قَالَ: مَا يَحْمِلُ الْكَفُّ؟

قُلْتُ: وَاحِدَةً وَ اثْنَتَيْن.

فَقَالَ علیه السلام: رُبَّمَا كَانَتْ وَاحِدَةً وَ رُبَّمَا كَانَتِ اثْنَتَيْن.

فَقُلْتُ: وَكَمْ كَانَ يَسَعُ الشَّنُّ مَاءً؟ مَا بَيْنَ الْأَرْبَعِينَ إِلَى الثَّمَانِينَ إِلَى مَا فَوْقَ ذَلِكَ؟

قَالَ: فَقُلْتُ: بِالْأَرْطَالِ.

فَقَالَ: أَرْطَالٍ بِمِكْيَالِ الْعِرَاقِ.

4- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ أبِي الْبِلَادِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ حَضَرَ مَعَهُ قَالَ: كُنْتُ عِنْدَ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام فَقُلْتُ: يَا جَارِيَةُ اسْقِينِي مَاءً.

فرمود: به راستی که مردم مدینه از دگرگونی آب و فاسد شدن مزاجشان به پیامبر صلى الله عليه وسلم شکایت نمودند. پیامبر صلى الله عليه وسلم به آنان دستور داد که نبیذ تهیه کنند و یکی از مردم به غلام خود دستور می داد که برایش آب کنار بگذارد. غلام به اندازه یک کف دست خرما بر می داشت و آن را در مشک کهنه ای می انداخت پس آشامیدن و طهارت آن به وسیله او انجام می گرفت.

گفتم: چند عدد خرما که در مشک می ریخت؟

فرمود به مقداری که کف دست حمل کند.

گفتم: یک یا دو کف دست؟

فرمود: گاهی یک و گاهی دو کف دست بود.

گفتم: مشک کهنه چه مقدار آب را در بر می گرفت؟

[فرمود:] بین چهل تا هشتاد و یا بیشتر از آن.

گفتم: واحد اندازه گیری آن با رطل بود؟

فرمود: چند رطل با پیمانه عراقی.

4- ابی بلاد گوید:

با جماعتی در حضور امام باقر علیه السلام نشسته بودم به خادم آن سرور گفتم: برایم قدری آب بیاور.

فَقَالَ لَهَا: اسْقِيهِ مِنْ نَبِيذِي.

فَجَاءَ تُنِي بِنَبِيدٍ مِنْ بُسْرٍ فِي قَدَحِ مِنْ صُفْرٍ.

قَالَ: فَقُلْتُ: إِنَّ أَهْلَ الْكُوفَةِ لَا يَرْضَوْنَ بِهَذَا.

قَالَ: فَمَا نَبِيدُهُمْ؟

قُلْتُ لَهُ: يَجْعَلُونَ فِيهِ الْقَعْوَةَ.

قَالَ: وَ مَا الْقَعْوَةُ؟

قُلْتُ: الدَّاذِيُّ.

قَالَ: وَ مَا الدَّاذِيُّ؟

فَقُلْتُ: قُفْلُ التَّمْرِ.

قَالَ: يَضْرَى بِهِ الْإِنَاءُ حَتَّى يَهْدِرَ النَّبِيذُ فَيَغْلِيَ ثُمَّ يُسْكِرَ فَيُشْرَبُ.

فَقَالَ: هَذَا حَرَامٌ.

امام باقر علیه السلام به خادم فرمود از نوشیدنی من به او بنوشان.

خادم در یک ظرف مسی قدری نوشیدنی خرما آورد.

گفتم: اهل کوفه به این نوشیدنی راضی نمی شوند.

امام باقر علیه السلام فرمود: نوشیدنی آنان چگونه است؟

گفتم: بر آن «قعوه» می افزایند.

امام باقر علیه السلام فرمود: «قعوه» چیست؟

گفتم: ته نشین شراب خرما تا جدار داخلی ظرف، لعاب بگیرد و خرما تخمیر شود و بجوشد و مستی بیاورد و بعد بنوشند.

امام باقر علیه السلام فرمود: این شراب حرام است.

5- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ الْبِلَادِ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى أَبِي جَعْفَرِ بْنِ الرِّضَا علیه السلام فَقُلْتُ لَهُ: إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أُلْصِقَ بَطنِي بِبَطْنِكَ.

فَقَالَ: هَاهُنَا يَا أَبَا إِسْمَاعِيلَ!

وَ كَشَفَ عَنْ بَطْنِهِ وَ حَسَرْتُ عَنْ بَطْنِي وَأَلْزَقْتُ بَطْنِي بِبَطْنِهِ ثُمَّ أَجْلَسَنِي وَ دَعَا بِطَبَقٍ فِيهِ زَبِيبُ فَأَكَلْتُ.

ثُمَّ أَخَذَ فِي الْحَدِيثِ فَشَكَا إِلَيَّ مَعِدَتَهُ وَ عَطِشْتُ فَاسْتَقَيْتُ مَاءً فَقَالَ: يَا جَارِيَةُ! اسْقِيهِ مِنْ نَبِيذِي.

فَجَاءَتْنِي بِنَبِيذٍ مَرِيسٍ فِي قَدَح مِنْ صُفْرٍ فَشَرِبْتُهُ فَوَجَدْتُهُ أَحْلَى مِنَ الْعَسَلِ.

فَقُلْتُ لَهُ: هَذَا الَّذِي أَفْسَدَ مَعِدَّتَكَ.

قَالَ: فَقَالَ لِي: هَذَا تَمْرٌ مِنْ صَدَقَةِ النَّبِي صلی الله علیه وسلم يُؤْخَذُ غُدْوَةً فَيُصَبُّ عَلَيْهِ الْمَاءُ فَتَمْرُسُهُ الْجَارِيَةُ وَ أَشْرَبُهُ عَلَى أَثَرِ الطَّعَامِ وَ سَائِرَ نَهَارِي فَإِذَا كَانَ اللَّيْلُ أَخَذَتْهُ الْجَارِيَةُ فَسَقَتْهُ أَهْلَ الدَّارِ.

5- ابراهیم بن ابو بلاد گوید:

به حضور امام جواد علیه السلام شرفیاب شدم و عرض کردم: می خواهم که شکم خود را به شکم شما بچسبانم.

فرمود: بیا این جا ای ابو اسماعیل!

و شکم خود را گشود و من نیز شکم خود را برهنه نمودم و شکم خود را به شکم حضرت علیه السلام چسباندم سپس مرا در کنار خود نشاند و طبقی خواست که در آن مویز بود. آن طبق را آوردند و من از آن خوردم. آن گاه حضرت علیه السلام صحبت می کردند در این هنگام معده ایشان درد گرفت و من نیز تشنه شدم و آب خواستم.

حضرت علیه السلام فرمود: ای کنیز! از نبیذ من به او بنوشان.

کنیز در کاسه ای از روی نبیذ خیس خورده ای برایم آورد.

آن را نوشیدم و شیرین تر از عسل یافتم.

به حضرت علیه السلام عرض کردم: این چیزی است که معده شما را ناراحت و بیمار کرده است.

به من فرمود: این خرمایی از موقوفات پیامبر صلی الله علیه وسلم است. در هنگام بامداد آن را می گیرند و روی آن آب می ریزند پس کنیز آن را خیس می کند و من بعد از غذا و بقیه ساعات روز آن را می نوشم و هنگامی که شب گردد کنیز آن را بر می دارد و به افراد منزل می نوشاند.

فَقُلْتُ لَهُ: إِنَّ أَهْلَ الْكُوفَةِ لَا يَرْضَوْنَ بِهَذَا.

فَقَالَ: وَ مَا نَبِيدُهُمْ؟

قَالَ: قُلْتُ : يُؤْخَذُ التَّمْرُ فَيُنَقَّى وَ يُلْقَى عَلَيْهِ الْقَعْوَةُ.

قَالَ: وَ مَا الْقَعْوَةُ؟

قُلْتُ: الدَّاذِي.

قَالَ: وَ مَا الدَّاذِيُّ؟

قُلْتُ: حَبِّ يُؤْتَى بِهِ مِنَ الْبَصْرَةِ فَيُلْقَى فِي هَذَا النَّبِيذِ حَتَّى يَغْلِيَ وَيُسْكِرَ ثُمَّ يُشْرَبُ.

فَقَالَ: ذَاكَ حَرَامٌ.

6- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ الْحَجَّاجِ قَالَ: اسْتَأْذَنْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام لِبَعْضِ أَصْحَابِنَا فَسَأَلَهُ عَنِ النَّبِيدِ.

فَقَالَ: حَلَالٌ.

عرض کردم: مردم کوفه به این نبید راضی نمی شوند.

فرمود: نبیذ آنان چیست؟

عرض کردم: خرما را بر می دارند و آن را می کنند و روی آن «قعوه» می ریزند.

فرمود: قعوه چیست؟

عرض کردم: «دازی».

فرمود: دازی چیست؟

عرض کردم: دانه ای است که از بصره می آورند و آن را در این نبید می ریزند تا این که بجوشد و مست کننده شود. سپس آن را می نوشند.

فرمود: این حرام است.

6- عبد الرحمان بن حجاج گوید:

برای یکی از یاران خود اجازه گرفتم تا به محضر امام صادق علیه السلام شرفیاب شد. آن مرد از امام صادق علیه السلام پرسید شراب خرما و کشمش چه حکمی دارد؟

امام صادق علیه السلام فرمود: حلال است.

فَقَالَ: أَصْلَحَكَ اللهُ! إِنَّمَا سَأَلْتُ عَن النَّبِيدِ الَّذِي يُجْعَلُ فِيهِ الْعَكَرُ فَيَغْلِي حَتَّى يُسْكِرَ.

فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السلام: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلی الله علیه وسلم: كُلُّ مُسْكِرٍ حَرَامٌ.

7- مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ وَ عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ بُنْدَارَ جَمِيعاً عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ حَمَّادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْن جَعْفَرٍ عَنْ أَبِيهِ علیه السلام قَالَ:

قَدِمَ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم مِنَ الْيَمَنِ قَوْمٌ فَسَأَلُوهُ عَنْ مَعَالِمِ دِينِهِمْ فَأَجَابَهُمْ.

فَخَرَجَ الْقَوْمُ بِأَجْمَعِهِمْ فَلَمَّا سَارُوا مَرْحَلَةٌ.

قَالَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ : نَسِينَا أَنْ نَسْأَلَ رَسُولَ اللهِ صلى الله عليه وسلم عَمَّا هُوَ أَهَمَّ إِلَيْنَا ثُمَّ نَزَلَ الْقَوْمُ ثُمَّ بَعَثُوا وَفْداً لَهُمْ فَأَتَى الْوَفْدُ رَسُولَ اللهِ صلى الله عليه وسلم فَقَالُوا: يَا رَسُولَ اللَّهِ إِنَّ الْقَوْمَ بَعَثُوا بِنَا إِلَيْكَ يَسْأَلُونَكَ عَنِ النَّبِيذِ.

فَقَالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم: وَ مَا النَّبِيدُ؟ صِفُوهُ لِي.

آن مرد گفت: خداوند کارهای شما را اصلاح کند! درباره شرابی پرسیدم که در آن ژله می اندازند تا بجوشد و مستی بیاورد.

امام صادق علیه السلام فرمود: جدّم رسول خدا صلى الله عليه وسلم فرموده: «هر شرابی که مستی بیاورد حرام است».

7- محمد بن جعفر گوید: پدرم امام صادق علیه السلام فرمود:

عده ای از مردم یمن به خدمت پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم آمدند و از احکام دینی خود سؤال کردند. حضرت علیه السلام به آنان جواب فرمود و آنان رفتند.

پس از این که یک منزل از راه را طی کردند بعضی از آنان گفتند: فراموش کردیم که از پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم درباره چیزی که برایمان از همه مهمتر بود سؤال کنیم.

آن گاه در همان جا فرود آمدند و فرستادگانی را به سوی پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم روانه کردند.

فرستادگان نزد پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم آمدند و عرض کردند: ای پیامبر خدا! همانا که آن گروه ما را نزد شما فرستادند تا دربارۀ نبیذ از شما سؤال کنیم.

پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم فرمود: نبیذ چیست؟ آن را برایم توصیف کنید.

فَقَالُوا: يُؤْخَذُ مِنَ التَّمْرِ فَيُنْبَذُ فِي إِنَاءٍ ثُمَّ يُصَبُّ عَلَيْهِ الْمَاءُ حَتَّى يَمْتَلِئَ وَ يُوقَدُ تَحْتَهُ حَتَّى يَنْطَبِخَ فَإِذَا انْطَبَخَ أَخَذُوهُ فَأَلْقَوْهُ فِي إِنَاءٍ آخَرَ ثُمَّ صَبُّوا عَلَيْهِ مَاءً ثُمَّ يُمْرَسُ ثُمَّ صَفَّوْهُ بِثَوْبِ ثُمَّ يُلْقَى فِي إِنَاءٍ ثُمَّ يُصَبُّ عَلَيْهِ مِنْ عَكَرِ مَا كَانَ قَبْلَهُ ثُمَّ يَهْدِرُ وَ يَغْلِي ثُمَّ يَسْكُنُ عَلَى عَكَرَةٍ.

فَقَالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم: يَا هَذَا قَدْ أَكْثَرْتَ أَ فَيُسْكِرُ؟

قَالَ: نَعَمْ.

قَالَ: فَكُلُّ مُسْكِرٍ حَرَامٌ.

قَالَ: فَخَرَجَ الْوَفْدُ حَتَّى انْتَهَوْا إِلَى أَصْحَابِهِمْ فَأَخْبَرُوهُمْ بِمَا قَالَ رَسُولُ الله صلى الله عليه وسلم.

فَقَالَ الْقَوْمُ ارْجِعُوا بِنَا إِلَى رَسُولِ اللهِ صلى الله عليه وسلم حَتَّى نَسْأَلَهُ عَنْهَا شِفَاهَا وَ لَا يَكُونَ بَيْنَنَا وَبَيْنَهُ سَفِيرٌ.

عرض کردند: نبیذ از خرما تهیه می شود. خرما را در ظرفی می فشارند، سپس بر روی آن به حدی که پر شود آب می ریزند و زیر آن آتش روشن می کنند تا طبخ گردد. هنگامی که طبخ شد آن را در ظرفی دیگر می ریزند سپس روی آن آب می ریزند و آن را با پارچه ای تصفیه می کنند آن گاه آن را در ظرفی می ریزند سپس ته نشین قبلی را روی آن می ریزند می جوشد سپس ته نشین آن آرام می گردد.

پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم فرمود: ای فلانی! توضیح بیشتر دادی! آیا مست کننده است؟

عرض کرد: آری.

فرمود: هر مست کننده ای حرام است.

فرستادگان خارج شدند و به یاران خود رسیدند و آنان را از فرموده پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم آگاه کردند.

آن گروه گفتند: ما را نزد پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم بازگردانید تا خودمان به صورت شفاهی از ایشان بپرسیم و بین ما و ایشان فرستاده ای نباشد.

فَرَجَعَ الْقَوْمُ جَمِيعاً فَقَالُوا: يَا رَسُولَ اللَّهِ! إِنَّ أَرْضَنَا أَرْضُ دَوَّيَّةً وَ نَحْنُ قَوْمٌ نَعْمَلُ الزَّرْعَ وَ لَا نَقْوَى عَلَى الْعَمَلِ إِلَّا بِالنَّبِيذِ.

فَقَالَ لَهُمْ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم: صِفُوهُ لِي.

فَوَصَفُوهُ لَهُ كَمَا وَصَفَ أَصْحَابُهُمْ.

فَقَالَ لَهُمْ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم: أَ فَيُسْكِرُ؟

فَقَالُوا: نَعَمْ.

فَقَالَ: كُلُّ مُسْكِرٍ حَرَامٌ وَ حَقٌّ عَلَى اللهِ أَنْ يَسْقِيَ شَارِبَ كُلِّ مُسْكِرٍ مِنْ طِينَةِ خَبَالٍ أَ فَتَدْرُونَ مَا طِينَةُ خَبَالٍ؟

قَالُوا: لا.

قَالَ: صَدِيدُ أَهْلِ النَّارِ.

آن گروه همگی برگشتند و عرض کردند: ای پیامبر خدا! به راستی که سر زمین ما سر زمین بیماری است و ما قومی هستیم که کشاورزی می کنیم و جز با نبیذ توانایی کار کردن نمی یابیم.

پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم به آنان فرمود: نبیذ را برای من توصیف نمایید.

آنان نبیذ را همان طور که فرستادگان توصیف نموده بودند، بیان کردند.

پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم به آنان فرمود: آیا مستی آور است؟

عرض کردند: آری.

فرمود: هر مست کننده ای حرام است و بر خداوند روا است که خورنده هر ماده مست کننده ای را از «طینت خبال» بنوشاند، آیا می دانید «طینت خبال» چیست؟

عرض کردند: نه.

فرمود: چرک و خون بدن دوزخیان است.

بخش بیست و پنجم

اشاره

(25)

بَابُ الظُّرُوفِ

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنْ عُمَرَ بْنِ أَبَانِ الْكَلْبِيْ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السلام قَالَ: سَالَتُهُ عَنْ نَبِيدٍ قَدْ سَكَنَ عَلَيَانُهُ.

فَقَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم: كُلُّ مُسْكِرٍ حَرَامٌ.

قَالَ: وَ سَأَلْتُهُ عَنِ الظُّرُوفِ.

فَقَالَ: نَهَى رَسُولُ الله صلى الله عليه وسلم عَنِ الدُّبَّاءِ وَ المُزَقَّتِ وَ زِدْتُمْ أَنْتُمُ الْحَنْتَمَ - يَعْنِي: الْغَضَارَ - وَ الْمُزَفَّتُ - يَعْنِي: الزِّفَتَ - الَّذِي يَكُونُ فِي الزِّقُ وَ يُصَبُّ فِي الْخَوَابِي لِيَكُونَ أَجْوَدَ لِلْخَمْرِ.

قَالَ: وَ سَأَلْتُهُ عَنِ الْجِرَارِ الْخُضْرِ وَ الرَّصَاصِ.

فَقَالَ: لَا بَأْسَ بِهَا.

ظروف شراب

1- محمد بن مسلم :گوید از امام (باقر علیه السلام یا امام صادق علیه السلام) پرسیدم: بعد از آن که شراب خرما و کشمش از جوش و خروش بیفتد چه حکمی دارد؟

فرمود: جدم رسول خدا فرمود: «هر شرابی که مستی بیاورد، حرام است».

پرسیدم ظروف آلوده به شراب چه حکمی دارند؟

فرمود: جدم رسول خدا صلى الله عليه وسلم استفاده از دبه کدو حلوایی و مشک زفت اندوده که ویژه تخمیر شراب بوده است، منع فرمود. و اینک شما ظرف گلی را هم بر آن افزوده اید و داخل آن را مانند مشک شراب زفت اندوده اید تا بتواند شراب را با فشار بیشتری تخمیر کند.

پرسیدم: ظروف سفالین که با مواد شیشه ای لعاب می دهند و یا ظروفی که از مفرغ و سرب می سازند چه حکمی دارد؟

فرمود: مانعی ندارد.

2- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ سُلَيْمَانَ عَنْ جَرَّاحِ الْمَدَائِنِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام: أَنَّهُ مَنَعَ مِمَّا يُسْكِرُ مِنَ الشَّرَابِ كُلِّهِ وَ مَنَعَ النَّقِيرَ وَنُبِيذَ الدُّبَّاءِ وَ قَالَ:

قَالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم: مَا أَسْكَرَ كَثِيرُهُ فَقَلِيلُهُ حَرَامٌ.

3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ خَالِدِ بْنِ جَرِيرٍ عَنْ أَبِي الرَّبِيعِ الشَّامِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

نَهَى رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم عَنْ كُلِّ مُسْكِرٍ فَكُلُّ مُسْكِرٍ حَرَامٌ.

فَقُلْتُ لَهُ: فَالظُّرُوفُ الَّتِي يُصْنَعُ فِيهَا مِنْهُ؟

فَقَالَ: نَهَى رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم عَنِ الدُّبَّاءِ وَ المُزَفَّتِ وَالْحَنْتَمِ وَ النَّقِيرِ.

قُلْتُ: وَ مَا ذَاكَ؟

قَالَ: الدُّبَّاءُ الْقَرْعُ وَ المُزَفَّتُ الدِّنَانُ وَالْحَنْتَمُ جِرَارٌ خُضْرٌ وَ النَّقِيرُ خَشَبٌ كَانَتِ الْجَاهِلِيَّةُ يَنْقُرُونَهَا حَتَّى يَصِيرَ لَهَا أَجْوَافٌ يَنْبِذُونَ فِيهَا.

2- جراح مدائنی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم از هر نوع شراب مست کننده منع فرمود و از دبه های چوبی و دبه کدو حلوایی که ویژه تخمیر شراب بود، منع فرمود.

امام صادق علیه السلام فرمود: رسول خدا صلى الله عليه وسلم فرمود: «هر شرابی که بسیار آن مست کند، اندک آن نیز حرام است».

3- ابوربیع شامی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم از نوشیدن هر ماده مست کننده ای نهی می کرد. بنابراین هر ماده مستی آوری حرام است.

عرض کردم: ظروفی که در آن ماده مست کنند تهیه می شود چه حکمی دارد؟

فرمود: پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم استفاده از دبه کدو حلوایی، مزفّت، حنتم و نقیر را نهی نمود.

عرض کردم: این ها چیستند؟

فرمود: دبّاء کدوی حلوایی است، مزفّت خُم بزرگ است، حنتم سبوی سبز است و نقیر چوبی بود که در زمان جاهلیت آن را سوراخ می کردند و توی آن را خالی می کردند که در آن نبیذ تهیه کنند.

بخش بیست و ششم

اشاره

(26)

بَابُ الْعَصِير

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: لَا يَحْرُمُ الْعَصِيرُ حَتَّى يَغْلِيَ.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَاصِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ:

لَا بَأْسَ بِشُرْبِ الْعَصِيرِ سِتَّةَ أَيَّامٍ.

قَالَ ابْنُ أَبِي عُمَيْرٍ: مَعْنَاهُ مَا لَمْ يَغْلِ.

3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِي يَحْيَى الْوَاسِطِي عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ شُرْبِ الْعَصِيرِ.

فَقَالَ: اشْرَبْهُ مَا لَمْ يَغْلِ فَإِذَا عَلَى فَلَا تَشْرَبْهُ.

شیره انگور

1- حمّاد بن عثمان گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

شیره انگور تا زمانی که نجوشیده باشد، حرام نیست.

2- محمد بن عاصم گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

آشامیدن شیره انگور تا شش روز ایرادی ندارد.

ابن ابی عمیر گوید: معنایش این است که تا زمانی که نجوشیده باشد.

3- حماد بن عثمان گوید:

از امام صادق علیه السلام درباره نوشیدن شیره انگور پرسیدم.

حضرت فرمود: تا زمانی که نجوشیده آن را بیاشام. هنگامی که جوشید آن را ننوش.

قَالَ: قُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ ! أَيُّ شَيْءٍ الْغَلَيَانُ؟

قَالَ: الْقَلْبُ.

4- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ الْجَهْمِ عَنْ ذَرِيحٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام يَقُولُ:

إِذَا نَشَ الْعَصِيرُ أَوْ عَلَى حَرُمَ.

بخش بیست و هفتم

اشاره

(27)

بَابُ الْعَصِيرِ الَّذِي قَدْ مَسَّتْهُ النَّارُ

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْد الله علیه السلام قَالَ:

كُلَّ عَصِيرٍ أَصَابَتْهُ النَّارُ فَهُوَ حَرَامٌ حَتَّى يَذْهَبَ ثُلُثَاهُ وَ يَبْقَى تُلْتُهُ.

عرض کردم: قربانتان گردم! جوشیدن چیست؟

فرمود: دگرگونی.

4- ذریح گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هر گاه شیره انگور بجوشد و یا غلیان کند، حرام می شود.

شیره انگور پخته

1- عبدالله بن سنان گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

افشرده انگور بعد از آن که بر روی آتش بجوشد حرام می شود و تا دو سوم آن تبخیر نشود باقیمانده آن حلال نخواهد شد.

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدٍ عَن ابْن أَبِي نَجْرَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْهَيْثَمِ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْعَصِيرِ يُطْبَخُ بِالنَّارِ حَتَّى يَغْلِيَ مِنْ سَاعَتِهِ فَيَشْرَبُهُ صَاحِبُهُ قَالَ:

إِذَا تَغَيَّرَ عَنْ حَالِهِ وَ عَلَى فَلَا خَيْرَ فِيهِ حَتَّى يَذْهَبَ ثُلُثَاهُ وَ يَبْقَى ثُلْثُهُ.

بخش بیست و هشتم

اشاره

(28)

بَابُ الطَّلَاءِ

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ : سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام يَقُولُ: - وَ قَدْ شَيْلَ عَنِ الطَّلَاءِ فَقَالَ : إِنْ طُبخَ حَتَّى يَذْهَبَ مِنْهُ اثْنَانِ وَ يَبْقَى وَاحِدٌ فَهُوَ حَلَالٌ وَ مَا كَانَ دُونَ ذَلِكَ فَلَيْسَ فِيهِ خَيْرٌ.

2- راوی گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: شیره انگور با آتش پخته می شود تا این که در همان ساعت بجوشد آیا انسان می تواند آن را بنوشد؟

فرمود: هر گاه از حالت اولیه اش برگردد و بجوشد خیری در آن نیست تا این که دو سوم آن بجوشد و یک سوم باقی بماند.

شیره طلایی

1- ابو بصیر: امام صادق علیه السلام - درحالی که درباره شراب جوشیده از ایشان سؤال شده بود - فرمود: اگر به حدی بجوشد که دو سوم آن از بین برود و یک سوم آن باقی بماند، حلال است و آن چه که کمتر از این مقدار (دو سوم) باشد، خیری در آن نیست.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السلام:

إِنَّ الْعَصِيرَ إِذَا طُبِخَ حَتَّى يَذْهَبَ ثُلُثَاهُ وَ يَبْقَى ثُلْتُهُ فَهُوَ حَلَالٌ.

3- أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ حَازِمٍ عَنِ ابْنِ أَبِي يَعْفُورٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

إِذَا زَادَ الطَّلَاءُ عَلَى الثَّلُثِ فَهُوَ حَرَامٌ.

4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَطِيَّةَ عَنْ عُمَرَ بْنِ يَزِيدَ قَالَ:

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام: الرَّجُلُ يُهْدِي إِلَيَّ الْمُخْتَجَ مِنْ غَيْرِ أَصْحَابِنَا فَقَالَ علیه السلام: إِنَّ كَانَ مِمَّنْ يَسْتَحِلُ الْمُسْكِرَ فَلَا تَشْرَبُهُ وَإِنْ كَانَ مِمَّنْ لَا يَسْتَحِلُّ شَرْبَهُ فَاقْبَلُهُ - أَوْ قَالَ: اشْرَبُهُ.

5- ابْنُ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ يَزِيدَ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام:

2- عبد الله بن سنان گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

اگر افشره انگور، پخته شود تا آن حد که دو سوم آن تبخیر شود و یک سوم آن باقی بماند حلال است.

3- ابن ابی یعفور گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: اگر شیره پخته از یک سوم افشره بیشتر باشد، حرام است.

4- عمر بن یزید گوید: به امام صادق علیه السلام گفتم: اگر کسی غیر از شیعیان، شیره ای برایم هدیه بیاورد می توانم از آن تناول کنم؟

فرمود: اگر آن شخص شراب مستی آور را حلال می شمارد، تناول مکن و اگر حلال نمی شمارد، تناول کن.

5- عمر بن یزید گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

إِذَا كَانَ يَخْضِبُ الْإِنَاءَ فَاشْرَبْهُ.

6- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ وَهْبٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنِ الْبُخْتُجِ فَقَالَ:

إِنْ كَانَ حُلُوا يَخْضِبُ الْإِناءَ وَ قَالَ صَاحِبُهُ: «قَدْ ذَهَبَ ثُلُثَاهُ وَ بَقِيَ الثُّلْتُ» فَاشْرَتْهُ.

7- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ يُونُسَ بْنِ يَعْقُوبَ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنِ الرَّجُلِ مِنْ أَهْلِ الْمَعْرِفَةِ بِالْحَقِّ يَأْتِينِي بِالْبُخْتُج وَ يَقُولُ: «قَدْ طُبِخَ عَلَى الثَّلْثِ» وَ أَنَا أَعْلَمُ أَنَّهُ يَشْرَبُهُ عَلَى النّصْفِ أَ فَأَشْرَبُهُ بِقَوْلِهِ وَ هُوَ يَشْرَبُهُ عَلَى النِّصْفِ؟

فَقَالَ: لَا تَشْرَبُهُ.

هر گاه ظرف رنگین شود آن را بنوش.

6- معاوية بن وهب گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: شیره انگور حلال است؟

فرمود: اگر شیرین باشد و به ظرف بچسبد و صاحبش بگوید دو سوم آن تبخیر شده و یک سوم آن باقی مانده، حلال است.

7- معاوية بن عمار گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: اگر کسی از شیعیان شیره ای بیاورد و بگوید بر اساس یک سوم به عمل آمده است اما من می دانم که او بر اساس نصف، تناول می کند آیا می توانم به قول او اعتماد کنم و از آن شیره بنوشم با آن که شخصاً به مقیاس نصف تناول می کند؟

فرمود: از آن شیره میاشام.

فَقُلْتُ: فَرَجُلٌ مِنْ غَيْرِ أَهْلِ الْمَعْرِفَةِ مِمَّنْ لَا نَعْرِفُهُ يَشْرَبُهُ عَلَى الثُّلُثِ وَلَا يَسْتَحِلُّهُ عَلَى النَّصْفِ يُخْبِرُنَا أَنَّ عِنْدَهُ بُخْتُجاً عَلَى الثَّلُثِ قَدْ ذَهَبَ ثُلُثَاهُ وَ بَقِيَ ثُلْثُهُ نَشْرَبُ مِنْهُ؟

قَالَ: نَعَمْ.

8- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ بَكْرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي يَعْفُورٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

إِذَا شَرِبَ الرَّجُلُ النَّبِيذَ الْمَحْمُورَ فَلَا تَجُوزُ شَهَادَتْهُ فِي شَيْءٍ مِنَ الْأَشْرِبَةِ وَ لَوْ كَانَ يَصِفُ مَا تَصِفُونَ.

9- بَعْضُ أَصْحَابِنَا عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْحَمِيدِ عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنْ مَنْصُورٍ عَنِ ابْنِ أَبِي يَعْفُورٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

إِذَا زَادَ الطَّلَاءُ عَلَى الثُّلُثِ أُوقِيَّةً فَهُوَ حَرَامٌ.

من گفتم: اگر کسی غیر از شیعیان که شخصاً بر اساس یک سوم می نوشد و شیره نصف، نصف را حلال نمی شمارد، بگوید شیره ای دارم که دو سوم آن تبخیر شده و یک سوم آن باقی مانده آیا می توانم از آن شیره بنوشم؟

فرمود: آری.

8- ابن ابی یعفور گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

اگر کسی شراب تخمیری بنوشد گواهی او در زمینه مشروبات پذیرفته نخواهد شد، گرچه با عقاید شما موافق باشد.

9- ابن ابی یعفور گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هرگاه شراب پخته به اندازه یک اوقیه (هفت مثقال) از یک سوم بیشتر باشد، حرام است.

10- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُوسَى بْنِ الْقَاسِمِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَخِيهِ أَبِي الْحَسَنِ مُوسَى علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّبِيبِ هَلْ يَصْلُحُ أَنْ يُطْبَخَ حَتَّى يَخْرُجَ طَعْمُهُ ثُمَّ يُؤْخَذَ ذَلِكَ الْمَاءُ فَيُطْبَخَ حَتَّى يَذْهَبَ ثُلُثَاهُ وَ يَبْقَى القُلتُ ثُمَّ يُرْفَعَ وَ يُشْرَبَ مِنْهُ السَّنَةَ؟

فَقَالَ: لَا بَأْسَ بِهِ.

11- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ عُقْبَةَ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ: فِي رَجُلٍ أَخَذَ عَشَرَةَ أَرْطَالٍ مِنْ عَصِيرِ الْعِنَبِ فَصَبَّ عَلَيْهِ عِشْرِينَ رِضْلاً مَاءً وَ طَبَخَهَا حَتَّى ذَهَبَ مِنْهُ عِشْرُونَ رِضْلاً وَ بَقِيَ عَشَرَةُ أَرْطَالٍ أَ يَصْلُحُ شُرْبُ ذَلِكَ أَمْ لَا؟

فَقَالَ: مَا طُبِخَ عَلَى ثُلُثِهِ فَهُوَ حَلَالٌ.

10- علی بن جعفر علیه السلام برادر امام کاظم علیه السلام گوید:

از امام کاظم علیه السلام پرسیدم: آیا می توان مویز را پخت تا این که طعم آن خارج گردد. سپس آب آن را گرفت و جوشاند تا این که دو سوم آن برود و یک سوم باقی بماند، سپس آن را بردارند و در طول سال بنوشند؟

فرمود: ایرادی ندارد.

11- عقبة بن خالد گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم اگر کسی ده رطل افشره انگور بگیرد و بیست رطل آب خالص بر آن بیفزاید و آن را بر سر آتش بگذارد تا بیست رطل آن تبخیر شود و ده رطل آن باقی بماند آیا نوشیدن آن حلال است؟

امام صادق علیه السلام فرمود: افشره ای که بر اساس یک سوم بجوشد، حلال است.

بخش بیست و نهم

اشاره

(29)

بَابُ الْمُسْكِرِ يَقْطُرُ مِنْهُ فِي الطَّعَامِ

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُوسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ الْمُبَارَكِ عَنْ زَكَرِيَّا بْنِ آدَمَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السلام عَنْ قَطْرَةِ خَمْرٍ أَوْ نَبِيدٍ مُسْكِرٍ قَطَرَتْ فِي قِدْرٍ فِيهَا لَحْمٌ كَثِيرٌ وَ مَرَقٌ كَثِيرٌ.

فَقَالَ: يُهَرَاقُ الْمَرَقُ أَوْ يُطْعِمُهُ لِأَهْلِ الذَّمَّةِ أَوِ الْكِلَابِ وَ اللَّحْمَ فَاغْسِلُهُ وَكُلْهُ.

قُلْتُ: فَإِنْ قَطَرَ فِيهَا الدَّمُ؟

فَقَالَ: الدَّمُ تَأْكُلُهُ النَّارُ إِنْ شَاءَ اللهُ.

قُلْتُ: فَخَمْرٌ أَوْ نَبِيدٌ قَطَرَ فِي عَجِينٍ أَوْ دَمٌ؟

قَالَ: فَقَالَ: فَسَدَ.

قُلْتُ: أَبِيعُهُ مِنَ الْيَهُودِ وَالنَّصَارَى وَ أُبَيَّنُ لَهُمْ فَإِنَّهُمْ يَسْتَحِلُّونَ شُرْبَهُ؟

قطره ای از ماده مست کننده در ظرف غذا

1- زكريا بن آدم گوید: از امام کاظم علیه السلام درباره چکیدن قطره ای از شراب یا نبیذ مست کننده در دیگی که در آن گوشت و خورش فراوان است، سؤال کردم.

فرمود: خورش را باید یا دور بریزی و یا به اهل ذمه و یا سگان خوراند؛ ولی گوشت را بشور و بخور.

عرض کردم: اگر در آن دیگ خون بچکد؟

فرمود: ان شاء الله آتش خون را از بین می برد.

عرض کردم: اگر شراب نبیذ یا خون در غذای مخلوطی بچکد؟ چه حکمی دارد؟

فرمود: فاسد می شود.

عرض کردم: می توانم آن را به یهودیان و مسیحیان بفروشم و برایشان توضیح دهم؟ زیرا آنان نوشیدن آن را حلال می دانند.

قَالَ: نَعَمْ.

قُلْتُ: وَالْفَقَّاعُ هُوَ بِتِلْكَ الْمَنْزِلَةِ إِذَا قَطَرَ فِي شَيْءٍ مِنْ ذَلِكَ؟

قَالَ: أَكْرَهُ أَنْ أَكُلَهُ إِذَا قَطَرَ فِي شَيْءٍ مِنْ طَعَامِي.

بخش سی ام

اشاره

(30)

بَابُ الْفَقَاعِ

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْن زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ جَعْفَرِ الْجَعْفَرِيِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ الرَّضَاءَ علیه السلام عَنِ الْفَقَّاعِ فَقَالَ:

هُوَ خَمْرٌ مَجْهُولٌ فَلَا تَشْرَبُهُ يَا سُلَيْمَانُ لَوْ كَانَ الدَّارُ لِي أَوِ الْحُكْمُ لَقَتَلْتُ بَائِعَهُ وَ لَجَلَدْتُ شَارِبَهُ.

2- عَنْهُ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ الْمَدَائِنِي عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ عَمَّارِ بْنِ مُوسَى قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنِ الْفَقَّاعِ.

فَقَالَ: هُوَ خَمْرٌ.

فرمود: آری.

عرض کردم: هنگامی که آب جو در یکی از این موارد بچکد، همین حکم را دارد؟

فرمود: هنگامی که در چیزی از غذاهای من آب جو بچکد کراهت دارم آن غذا را میل کنم.

آب جو

1- سلیمان بن جعفر جعفری گوید: از امام رضا علیه السلام درباره آب جو سؤال کردم.

فرمود: ای سلیمان! آن، شرابی ناشناخته است آن را ننوش اگر سرپرستی مردم با من بود، فروشنده آب جو را می کشتم و به کسی که آن را می خورد حد می زدم.

2- عمار بن موسی گوید: از امام صادق علیه السلام در خصوص فقاع پرسیدم.

فرمود: آن، شراب است.

3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدِ بْن عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ حُسَيْنِ الْقَلَانِسِي قَالَ: كَتَبْتُ إِلَى أَبِي الْحَسَنِ الْمَاضِي علیه السلام أَسْأَلُهُ عَنِ الْفَقَاعِ.

فَقَالَ: لَا تَقْرَبُهُ فَإِنَّهُ مِنَ الْخَمْرِ.

4- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السلام عَنِ الْفُقَّاعِ.

فَقَالَ: هُوَ الْخَمْرُ بِعَيْنِهَا.

5- أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ قَالَ : كَتَبْتُ إِلَى أَبِي الْحَسَنِ علیه السلام أَسْأَلُهُ عَنِ الْفَقَّاعِ، فَكَتَبَ يَنْهَانِي عَنْهُ.

6- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى وَ غَيْرُهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْقُرَشِيِّ عَنْ رَجُلٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ النَّوْفَلِيُّ عَنْ زَاذَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ:

لَوْ أَنَّ لِي سُلْطَاناً عَلَى أَسْوَاقِ الْمُسْلِمِينَ لَرَفَعْتُ عَنْهُمْ هَذِهِ الْخَمْرَةَ يَعْنِي الْفَقَّاعَ.

3- حسین قلانسی گوید: در نامه ای از امام کاظم علیه السلام درباره آب جو پرسیدم.

فرمود: به آن نزدیک نشو که از شراب است.

4- محمد بن سنان گوید: از امام رضا علیه السلام در مورد آب جو پرسیدم.

فرمود: آن خود شراب است.

5- ابن فضال گوید: نامه ای در خصوص حکم آب جو به امام کاظم علیه السلام نوشتم.

امام علیه السلام نامه نوشت و مرا از آن نهی نمود.

6- زاذان گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

اگر من بر بازارهای مسلمانان تسلط داشتم این شراب (یعنی آب جو) را از بین می بردم.

7- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي جَمِيلَةَ الْبَصْرِيِّ قَالَ:

كُنتُ مَعَ يُونُسَ بِبَغْدَادَ فَبَيْنَا أَنَا أَمْشِي مَعَهُ فِي السُّوقِ إِذْ فَتَحَ صَاحِبُ الْفَقَّاعِ فَقَاعَهُ فَأَصَابَ ثَوْبَ يُونُسَ فَرَأَيْتُهُ قَدِ اغْتَمَّ لِذَلِكَ حَتَّى زَالَتِ الشَّمْسُ فَقُلْتُ لَهُ: أَلَّا تُصَلَّى يَا أَبَا مُحَمَّدٍ؟

فَقَالَ: لَيْسَ أُرِيدُ أَنْ أُصَلِّيَ حَتَّى أَرْجِعَ إِلَى الْبَيْتِ فَأَغْسِلَ هَذَا الْخَمْرَ مِنْ ثَوْبِي.

قَالَ: فَقُلْتُ لَهُ: هَذَا رَأَيْكَ أَوْ شَيْءٌ تَرْوِيهِ؟

فَقَالَ: أَخْبَرَنِي هِشَامُ بْنُ الْحَكَم أَنَّهُ سَأَلَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنِ الْفُقَاعِ، فَقَالَ:

لَا تَشْرَبُهُ فَإِنَّهُ خَمْرٌ مَجْهُولٌ فَإِذَا أَصَابَ ثَوْبَكَ فَاغْسِلْهُ.

8- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ الْجَهْمِ وَ ابْنِ فَضَّالٍ جَمِيعاً قَالَا: سَأَلْنَا أَبَا الْحَسَنِ علیه السلام عَنِ الْفُقَّاعِ، فَقَالَ:

حَرَامٌ وَ هُوَ خَمْرٌ مَجْهُولٌ وَ فِيهِ حَدُّ شَارِبِ الْخَمْرِ.

7- ابو جمیله بصری گوید:

با یونس در بغداد بودم در همان اثنایی که در بازار راه می رفتیم، ناگاه شخصی در ظرف آب جو خود را گشود و از آن به لباس یونس پاشید یونس از این ماجرا اندوهگین شد. پس از چندی که خورشید غروب می کرد به او گفتم:

ای ابا محمد! نماز نمی خوانی؟

گفت: تا به منزل نروم و لباسم را نشویم نماز نمی خوانم.

به او گفتم: این نظر خود توست یا روایت است؟

گفت: هشام بن حکم به من گفت که از امام صادق علیه السلام درباره آب جو سؤال کرد.

حضرت فرمود: آن را ننوش؛ زیرا شرابی ناشناخته است و هر گاه به لباست پاشید آن را بشوی.

8- حسن بن جهم و ابن فضال گویند: از امام صادق علیه السلام درباره آب جو پرسیدیم.

فرمود: حرام است و آن شرابی ناشناخته است و بر خورنده آن حد شراب خوار است.

9- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْن أَحْمَدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْن عِيسَى عَنِ الْوَشَّاءِ قَالَ: كَتَبْتُ إِلَيْهِ يَعْنِي الرَّضَا علیه السلام أَسْأَلُهُ عَنِ الْفُقَاعِ.

قَالَ: فَكَتَبَ: حَرَامٌ وَ هُوَ خَمْرٌ وَ مَنْ شَرِبَهُ كَانَ بِمَنْزِلَةِ شَارِبِ الْخَمْرِ.

قَالَ: وَ قَالَ أَبُو الْحَسَنِ الْأَخِيرُ: لَوْ أَنَّ الدَّارَ دَارِي لَقَتَلْتُ بَائِعَهُ وَ لَجَلَدْتُ شَارِبَهُ.

وَ قَالَ أَبُو الْحَسَنِ الْأَخِيرُ علیه السلام: حَدُّهُ حَدٌ شَارِبِ الْخَمْرِ.

وَ قَالَ علیه السلام: هِيَ خُمَيْرَةُ اسْتَصْغَرَهَا النَّاسُ.

10- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى وَ غَيْرُهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ سُلَيْمَانَ بْن جَعْفَرٍ قَالَ:

قُلْتُ لِأَبِي الْحَسَنِ الرّضَا علیه السلام: مَا تَقُولُ فِي شُرْبِ الْفُقَاعِ؟

فَقَالَ: خَمْرٌ مَجْهُولٌ يَا سُلَيْمَانُ فَلَا تَشْرَتْهُ أَمَا إِنَّهُ يَا سُلَيْمَانُ لَوْ كَانَ الْحُكْمُ لِي وَ الدَّارُ لِي لَجَلَدْتُ شَارِبَهُ وَ لَقَتَلْتُ بَائِعَهُ.

9- وشاء گوید: به امام رضا علیه السلام نامه نوشتم تا در خصوص آب جو از ایشان سؤال کنم.

حضرت علیه السلام در جواب نوشت حرام است و آن همان شراب است و هرکس آن را بنوشد به منزله شراب خوار است.

امام رضاء علیه السلام فرمود: اگر حکومت در اختیار من بود فروشنده آن را می کشتم و بر کسی که آن را می نوشد حد جاری می نمودم.

هم چنین فرمود: حد آن حد شراب خوار است.

و فرمود: آن، شراب کوچکی است که مردم آن را کوچک شمرده اند.

10- نظیر روایت یکم همین بخش.

11- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السلام عَنْ شُرْبِ الْفُقَّاعِ فَكَرِهَهُ كَرَاهَةٌ شَدِيدَةٌ.

أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَن ابْن فَضَّالٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْن إِسْمَاعِيلَ مِثْلَهُ.

12- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ بَكْرِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ زَكَرِيَّا أَبِي يَحْيَى قَالَ: كَتَبْتُ إِلَى أَبِي الْحَسَنِ علیه السلام أَسْأَلُهُ عَنِ الْفُقَاعِ وَ أَصِفُهُ لَهُ فَقَالَ: لَا تَشْرَتْهُ.

فَأَعَدْتُ عَلَيْهِ كُلَّ ذَلِكَ أُصِفُهُ لَهُ كَيْفَ يُعْمَلُ؟

فَقَالَ: لَا تَشْرَبُهُ وَ لَا تُرَاجِعْنِي فِيهِ.

13- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ عَمَّارِ بْنِ مُوسَى قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَن الْفُقَاعِ، فَقَالَ لِي: هُوَ خَمْرٌ.

14- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُوسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِي الْوَشَّاءِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرَّضَا علیه السلام قَالَ:

11- محمد بن اسماعیل گوید: از امام رضا علیه السلام پرسیدم: آب جو چه حکمی دارد؟

امام رضا علیه السلام به شدت اظهار کراهت کرد.

12- زکریا ابی یحیی گوید: در نامه ای از امام کاظم علیه السلام درباره آب جو پرسیدم و آن را برای ایشان توضیح دادم.

حضرت فرمود: آن را ننوش.

من دوباره سؤال خود را بیان کردم و هر دفعه توضیح دادم که آب جو چگونه به دست می آید.

فرمود: آن را ننوش و درباره آن به من مراجعه نکن.

13- عمار بن موسی گوید: از امام کاظم علیه السلام دربارۀ آب جو پرسیدم. فرمود: همان شراب است.

14- حسن بن علی وشاء گوید: امام رضا علیه السلام فرمود:

مُسْكِرٍ حَرَامٌ وَكُلُّ مُخَمَّرٍ حَرَامٌ وَ الْفُقَاعُ حَرَامٌ.

15- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ قَالَ: كَتَبْتُ إِلَى أَبِي الْحَسَنِ علیه السلام أَسْأَلُهُ عَنِ الْفَقَّاعِ.

قَالَ: فَكَتَبَ يَقُولُ : هُوَ الْخَمْرُ وَ فِيهِ حَدُّ شَارِبِ الْخَمْرِ.

بخش سی و یکم

اشاره

(31)

بَابُ صِفَةِ الشَّرَابِ الْحَلَالِ

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَسَنِ أَوْ عَنْ رَجُلٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ عَمَّارِ بْنِ مُوسَى السَّابَاطِيِّ قَالَ : وَصَفَ لِي أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السلام الْمَطْبُوحَ كَيْفَ يُطْبَخُ حَتَّى يَصِيرَ حَلَالاً فَقَالَ لی علیه السلام.

هر ماده مستی آوری حرام است، هر شراب حرام است و آب جو حرام است.

15- ابن فضال گوید: به امام کاظم علیه السلام نامه نوشتم تا از ایشان در خصوص آب جو سؤال کنم.

حضرت علیه السلام در جواب نامه نوشت: آن شراب است، برای خورنده آن حد شراب خوار است.

نوشیدنی حلال

1- عمار بن موسی ساباطی گوید:

امام صادق علیه السلام نحوه درست کردن شراب حلال را برایم شرح داد و فرمود:

خُذْ رُبُعاً مِنْ زَبِيبٍ وَ تُنَفِّيهِ وَ صُبَّ عَلَيْهِ اثْنَيْ عَشَرَ رِضْلاً مِنْ مَاءٍ ثُمَّ أَنْقِعْهُ لَيْلَةً فَإِذَا كَانَ أَيَّامُ الصَّيْفِ وَ خَشِيتَ أَنْ يَنشَّ جَعَلْتَهُ فِي تَنُّورٍ مَسْجُورٍ قَلِيلاً حَتَّى لَا يَنشَّ ثُمَّ تَنْزِعُ الْمَاءَ مِنْهُ كُلَّهُ حَتَّى إِذَا أَصْبَحْتَ صَبَبْتَ عَلَيْهِ مِنَ الْمَاءِ بِقَدْرِ مَا يَغْمُرُهُ ثُمَّ تُغْلِيهِ حَتَّى تَذْهَبَ حَلَاوَتُهُ ثُمَّ تَنْزِعُ مَاءَهُ الْآخَرَ فَتَصُبُّ عَلَيْهِ الْمَاءَ الْأَوَّلَ ثُمَّ تَكِيلُهُ كُلَّهُ فَتَنْظُرُ كَم الْمَاءُ ثُمَّ تَكِيلُ ثُلُثَهُ فَتَطْرَحُهُ فِي الْإِنَاءِ الَّذِي تُرِيدُ أَنْ تَطْبُخَهُ فِيهِ وَ تَصُبُّ بِقَدْرِ مَا يَغْمُرُهُ مَاءً وَ تُقَدِّرُهُ بِعُودٍ وَ تَجْعَلُ قَدْرَهُ قَصَبَةٌ أَوْ عُوداً فَتَحُدُّهَا عَلَى قَدْرِ مُنْتَهَى الْمَاءِ ثُمَّ تُغْلِي الثُّلُثَ الْأَخِيرَ حَتَّى يَذْهَبَ الْمَاءُ الْبَاقِي ثُمَّ تُغْلِيهِ بِالنَّارِ وَ لَا تَزَالُ تُغْلِيهِ حَتَّى يَذْهَبَ الثُّلُثَانِ وَيَبْقَى الثُّلُثُ ثُمَّ تَأْخُذُ لِكُلِّ رُبع رِضْلاً مِنَ الْعَسَلِ فَتُغْلِيهِ حَتَّى تَذْهَبَ رَغْوَةُ الْعَسَلِ وَ تَذْهَبَ غِشَاوَةُ الْعَسَلِ فِي الْمَطْبُوحَ ثُمَّ تَضْرِبُهُ بِعُودٍ ضَرْباً شَدِيداً حَتَّى يَخْتَلِطَ وَ إِنْ شِئْتَ أَنْ تُطَيِّبَهُ بِشَيْءٍ مِنْ زَعْفَرَانٍ أَوْ بِشَيْءٍ مِنْ زَنْجَبِيلٍ فَافْعَلْ ثُمَّ اشْرَبْهُ وَ إِنْ أَحْبَبْتَ أَنْ يَطُولَ مَكْتُهُ عِنْدَكَ فَرَوْقْهُ.

یک چهارم رطل مویز تمیز کن و به آن دوازده رطل آب اضافه کن، سپس آن را به مدت یک شب خیس کن اگر روزهای تابستانی باشد و بیم آن داری که بجوشد، آن را اندکی در تنور داغ بگذار تا بجوشد و دیگر خود به خود به جوش نیاید، پس آب آن را بگیر وقتی که صبح شد بر آن آب اضافه کن؛ به حدی که آن را در بر گیرد. آنگاه آن را می جوشانی تا این که شیرین آن برود و آب آن را برای بار دوم بگیر و آب اول را بر آن اضافه کن. سپس آن را پیمانه می کنی و آب آن را اندازه می گیری، سپس یک سوم آن را پیمانه می کنی و در ظرفی که می خواهی در آن بجوشانی می ریزی و به اندازه ای که آن را در بر گیرد، آب بر آن اضافه می کنی که اندازه آن را با چوبی در نظر می گیری و آن را تا جایی که آب است، علامت می گذاری، سپس این یک سوم را می جوشانی تا آب باقی مانده تبخیر شود. سپس آن را با آتش می جوشانی و همین طور آن را می جوشانی تا این که دو سوم تبخیر شود و یک سوم بماند.

سپس برای هریک چهارم رطل آن، یک رطل عسل می افزایی و آن را می جوشانی تا کف عسل در آن حل شود سپس با چوبی آن را محکم به هم می زنی تا مخلوط گردد.

اگر خواستی با مقداری زعفران و یا مقداری زنجبیل آن را خوش بو می سازی. سپس آن را بنوش و اگر می خواهی زمان زیادی داشته باشی، آن را تصفیه کن.

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ عَمَّارٍ السَّابَاطِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: سُئِلَ عَنِ الزبيب: كَيْفَ طَبْخُهُ حَتَّى يُشْرَبَ حَلَالاً؟

فَقَالَ: تَأْخُذُ رُبعاً مِنْ زَبِيبٍ فَتُنَفِّيهِ ثُمَّ تَطْرَحُ عَلَيْهِ اثْنَيْ عَشَرَ رِضْلاً مِنْ مَاءٍ ثُمَّ تُنْقِعُهُ لَيْلَةٌ فَإِذَا كَانَ مِنَ الْغَدِ نَزَعْتَ سُلَافَتَهُ ثُمَّ تَصُبُّ عَلَيْهِ مِنَ الْمَاءِ قَدْرَ مَا يَعْمُرُهُ ثُمَّ تُغْلِيهِ بِالنَّارِ غَلْيَةً ثُمَّ تَنْزِعُ مَاءَهُ فَتَصُبُّهُ عَلَى الْمَاءِ الْأَوَّلِ ثُمَّ تَطْرَحُهُ فِي إِنَاءٍ وَاحِدٍ جَمِيعاً ثُمَّ تُوقِدُ تَحْتَهُ النَّارَ حَتَّى يَذْهَبَ ثُلُثَاهُ وَيَبْقَى الثُّلْتُ وَ تَحْتَهُ النَّارُ ثُمَّ تَأْخُذُ رِضْلاً مِنْ عَسَلٍ فَتَغْلِيهِ بِالنَّارِ غَلْيَةً وَ تَنْزِعُ رَغْوَتَهُ ثُمَّ تَطْرَحُهُ عَلَى الْمَطْبُوحَ ثُمَّ تَضْرِبُهُ حَتَّى يَخْتَلِطَ بِهِ وَاطْرَحْ فِيهِ إِنْ شِئْتَ زَعْفَرَاناً وَ إِنْ شِئْتَ تُطَيِّبُهُ بِزَنْجَبِيلٍ قَلِيلِ هَذَا.

2- عمار بن موسى ساباطی نظیر این روایت را با سند دیگری از امام صادق علیه السلام نقل می کند که حضرتش فرمود: یک چهارم رطل مویز را تمیز کن سپس دوازده رطل روی آن آب می ریزی سپس یک شب آن را می خیسانی، پس هنگامی که فردا شد، عصاره (ته نشین) آن را بر می داری و روی آب اول می ریزی، سپس هر دو را در یک ظرف می ریزی، سپس زیر آن آتش روشن می کنی تا دو سوم آن برود و یک سوم بماند در حالی که زیر آن آتش است سپس یک رطل عسل یک جوش می جوشانی و کف آن را بر می داری، سپس آن را بر روی شراب پخته می ریزی، سپس آن را (به هم) می زنی به حدی که آن مخلوط گردد و اگر خواستی زغفران در آن بریز و اگر خواستی آن را با زنجفیل اندکی خوشگوارا گردانی چنین کن.

قَالَ: فَإِذَا أَرَدْتَ أَن تَقْسِمَهُ أَثْلَاثَاً لِتَطْبُخَهُ فَكِلْهُ بِشَيْءٍ وَاحِدٍ حَتَّى تَعْلَمَ كَمْ هُوَ ثُمَّ اطْرَحْ عَلَيْهِ الْأَوَّلَ فِي الْإِنَاءِ الَّذِي تُغْلِيهِ فِيهِ ثُمَّ تَجْعَلُ فِيهِ مِقْدَاراً وَ حُدَّهُ حَيْثُ يَبْلُغُ الْمَاءُ ثُمَّ اطْرَحِ الثَّلَثَ الْآخَرَ ثُمَّ حُدَّهُ حَيْثُ يَبْلُغُ الْمَاءُ ثُمَّ تَطْرَحُ الثُّلُثَ الْأَخِيرَ ثُمَّ حُدَّهُ حَيْثُ يَبْلُغُ الْآخَرُ ثُمَّ تُوقِدُ تَحْتَهُ بِنَارٍ لَيْنَةٍ حَتَّى يَذْهَبَ ثُلُثَاهُ وَ يَبْقَى تُلْتُهُ.

3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُوسَى بْنِ الْحَسَنِ عَنِ السَّيَّارِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَمَّنْ أَخْبَرَهُ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ الْفَضْلِ الْهَاشِمِيُّ قَالَ: شَكَوْتُ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَرَاقِرَ تُصِيبُنِي فِي مَعِدَتِي وَ قِلَّةَ اسْتِمْرَائِي الطَّعَامَ فَقَالَ لِي:

لِمَ لَا تَتَّخِذُ نَبِيداً نَشْرَبُهُ نَحْنُ وَ هُوَ يُمْرِئُ الطَّعَامَ وَ يَذْهَبُ بِالْقَرَاقِرِ وَ الرِّيَاحِ مِنَ الْبَطْنِ؟

قَالَ: فَقُلْتُ لَهُ: صِفْهُ لِي جُعِلْتُ فِدَاكَ!

حضرت فرمود: پس اگر خواستی آن را به سه قسمت تقسیم کنی تا آن را بپزی، آن را با یک پیمانه اندازه بگیر تا بدانی چه مقدار است، سپس آب اول را روی آن (دومی) در ظرفی که آن را می جوشانی می ریزی، سپس مقداری یک سوم را در آن قرار می دهی و آن را اندازه بگیر که آب تا کجای ظرف می رسد، سپس یک سوم دیگر را بریز و اندازه بگیر که آب تا کجا می رسد، سپس یک سوم آخر را بریز سپس اندازه بگیر که آب تا کجا می رسد، سپس آتش ملایمی زیر آن روشن می کنی تا این که دو سوم آن تبخیر شود و یک سومش بماند.

3- اسماعيل بن فضل هاشمی گوید: به امام صادق علیه السلام از شکم پیچه ای که عارض معده ام شده بود و هم چنین عدم از هضم کامل غذایم شکایت نمودم.

به من فرمود: چرا نبیذی که ما می نوشیم نمی آشامی که غذا را هضم و شکم پیچه و باد شکم را از بین می برد!

عرض کردم: آن را برای من بیان کنید. فدایت شوم!

فَقَالَ لِي: تَأْخُذُ صَاعاً مِنْ زَبِيبٍ فَتَنَقَّي حَبَّهُ وَ مَا فِيهِ ثُمَّ تَغْسِلُ بِالْمَاءِ غَسْلاً جَيِّداً ثُمَّ تُنْقِعُهُ فِي مِثْلِهِ مِنَ الْمَاءِ أَوْ مَا يَغْمُرُهُ ثُمَّ تَتْرُكُهُ فِي الشَّتَاءِ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ بِلَيَالِيهَا وَ فِي الصَّيْفِ يَوْماً وَ لَيْلَةً فَإِذَا أَتَى عَلَيْهِ ذَلِكَ الْقَدْرُ صَفَّيْتَهُ وَأَخَذْتَ صَفْوَتَهُ وَجَعَلْتَهُ فِي إِنَاءٍ وَ أَخَذْتَ مِقْدَارَهُ بِعُودٍ ثُمَّ طَبَخْتَهُ طَبْحَاً رَفِيقاً حَتَّى يَذْهَبَ ثُلُثَاهُ وَ يَبْقَى تُلْتُهُ ثُمَّ تَجْعَلُ عَلَيْهِ نِصْفَ رِضْلٍ عَسَلٍ وَ تَأْخُذُ مِقْدَارَ الْعَسَلِ ثُمَّ تَطْبُخُهُ حَتَّى تَذْهَبَ تِلْكَ الرِّيَادَةُ ثُمَّ تَأْخُذُ زَنْجَبِيلاً وَ خُولِنْجَانَا وَ دَارَصِينِيَّ وَ الزَّعْفَرَانَ وَقَرَنْفُلاً وَ مَصْطَكَى وَ تَدقُهُ وَ تَجْعَلُهُ فِي خِرْقَةٍ رَقِيقَةٍ وَ تَطْرَحُهُ فِيهِ وَ تُغْلِيهِ مَعَهُ غَلْيَةٌ ثُمَّ تُنْزِلُهُ فَإِذَا بَرَدَ صَفَّيْتَهُ وَ أَخَذْتَ مِنْهُ عَلَى غَدَائِكَ وَ عَشَائِكَ.

قَالَ: فَفَعَلْتُ فَذَهَبَ عَنِّي مَا كُنْتُ أَجِدُهُ وَ هُوَ شَرَابٌ طَيِّبٌ لَا يَتَغَيَّرُ إِذَا بَقِيَ إِنْ شَاءَ الله.

حضرت فرمود: یک چهارم رطل، مویز تمیز کن و به آن دوازده رطل آب اضافه کن، سپس آن را به مدت یک شب خیس کن، اگر روزهای تابستانی باشد و بیم آن داری که بجوشد، آن را اندکی در تنور داغ بگذار تا بجوشد و دیگر خود به خود به جوش نیاید آن گاه آب را بگیر وقتی که صبح شد بر آن آب اضافه کن به حدی که آن را در بر گیرد. آنگاه آن را می جوشانی تا این که شیرین اش برود و آب آن را برای بار دوم بگیر و آب اول را بر آن اضافه کن. سپس آن را پیمانه می کنی و آب آن را اندازه می گیری، سپس یک سوم آن را پیمانه می کنی و در ظرفی که می خواهی در آن بجوشانی می ریزی و به اندازه ای که آن را در بر گیرد آب بر آن اضافه می کنی که اندازه آن را با چوبی در نظر می گیری و آن را تا جایی که آب است علامت می گذاری سپس این یک سوم را می جوشانی تا آب باقی مانده تبخیر شود، سپس آن را با آتش می جوشانی و همین طور آن را میجوشانی تا این که دو سوم تبخیر شود و یک سوم بماند.

سپس برای هریک چهارم رطل آن، یک رطل عسل می افزایی و آن را می جوشانی تا کف عسل در آن حل شود، سپس با چوبی آن را محکم به هم می زنی تا مخلوط گردد.

و اگر خواستی با مقداری زعفران و یا مقداری زنجبیل آن را خوش بو می سازی.

سپس آن را بنوش و اگر می خواهی زمان زیادی داشته باشی، آن را تصفیه کن.

اسماعیل گوید: من به دستور حضرت عمل نمودم و آن درد و بیماری هایی که عارض من شده بود برطرف شد و آن نبیذ نوشیدنی پاکیزه ای است که تا زمانی که باقی بماند فاسد نیز نخواهد شد؛ ان شاء الله.

4- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ عَنِ السَّيَّارِيِّ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: شَكَوْتُ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام بَعْضَ الْوَجَعِ وَ قُلْتُ:

إِنَّ الطَّبِيبَ وَصَفَ لِي شَرَاباً أخُذُ الزَّبِيبَ وَأَصُبُّ عَلَيْهِ الْمَاءَ لِلْوَاحِدِ اثْنَيْنِ ثُمَّ أَصْبُّ عَلَيْهِ الْعَسَلَ ثُمَّ أَطْبُخُهُ حَتَّى يَذْهَبَ ثُلُثَاهُ وَيَبْقَى الثُّلْتُ.

فَقَالَ: أَلَيْسَ حُلْوا؟

قُلْتُ: بَلَى.

قَالَ: اشْرَبْهُ.

وَ لَمْ أُخْبِرْهُ كَمِ الْعَسَلُ.

4- اسحاق بن عمار گوید:

به امام صادق علیه السلام از برخی بیماری ها شکایت نمودم و عرض کردم: طبیب برای من نوشیدنی تجویز کرده به این صورت که روی هر پیمانه مویز دو پیمانه آب بریزم. سپس روی آن عسل بریزم، سپس آن را بپزم تا این که دو سوم آن برود و یک سوم بماند.

فرمود: آیا شیرین نیست؟

عرض کردم: آری.

فرمود: آن را بنوش.

اسحاق گوید: من به حضرت علیه السلام خبر ندادم که عسل چه مقدار است.

بخش سی و دوم

اشاره

(32)

بَابٌ فِي الْأَشْرِبَةِ أَيْضاً

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ الْعَبَّاسِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ أَحْمَدَ الْمَكْفُوفِ قَالَ: كَتَبْتُ إِلَيْهِ يَعْنِي أَبَا الْحَسَنِ الْأَوَّلَ علیه السلام أَسْأَلُهُ عَنِ السِّكَنْجَبِينِ وَ الْجُلابِ وَ رُبِّ التّوتِ وَ رُبِّ التَّفَّاح وَ رُبِّ السَّفَرْجَلِ وَ رُبِّ الرُّمَّانِ فَكَتَبَ: حَلَالٌ .

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ حَمْدَانَ بْنِ سُلَيْمَانَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ أَحْمَدَ الْمَكْفُوفِ قَالَ:

كتَبْتُ إِلَى أَبِي الْحَسَنِ الْأَوَّلِ علیه السلام أَسْأَلُهُ عَنْ أَشْرِبَةٍ تَكُونُ قِبَلَنَا السِّكَنْجَبِينِ وَ الْجُلابِ وَ رُبِّ التَّوتِ وَ رُبِّ الرُّمَانِ وَ رُبِّ السَّفَرْجَلِ وَ رُبِّ التَّفَّاحِ إِذَا كَانَ الَّذِي يَبِيعُهَا غَيْرَ عَارِفٍ وَ هِيَ تُبَاعُ فِي أَسْوَاقِنَا.

فَكَتَبَ: جَائِرٌ لَا بَأْسَ بِهَا.

باز هم در مورد نوشیدنی ها

1- جعفر بن احمد مکفوف گوید:

به امام کاظم علیه السلام نامه نوشتم تا در خصوص سکنجبین، گلاب، ربّ توت، ربّ سیب، رب به و رب انار سؤال کنم.

حضرت علیه السلام در جواب نامه نوشت حلال است.

2- جعفر بن احمد مکفوف گوید:

به امام کاظم علیه السلام نامه نوشتم تا از ایشان درباره نوشیدنی هایی که در نزد ما وجود دارد نظیر: سکنجبین، گلاب، ربِّ توت، ربِّ انار، ربّ به و رب سیب سؤال کنم و هم چنین از حکم فروشنده آن اگر شیعه نباشد؛ درحالی که در بازارهای ما خرید و فروش می شود بپرسم.

امام علیه السلام در جواب نامه نوشت: جایز است و ایرادی ندارد.

3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ خَلِيلَانَ بْنِ هِشَامٍ قَالَ: كَتَبْتُ إِلَى أَبِي الْحَسَنِ علیه السلام: جُعِلْتُ فِدَاكَ ! عِنْدَنَا شَرَابٌ يُسَمَّى الْمَيْبَةَ نَعْمِدُ إِلَى السَّفَرْجَلِ فَنَقْشِرُهُ وَ نُلْقِيهِ فِي الْمَاءِ ثُمَّ نَعْمِدُ إِلَى الْعَصِيرِ فَنَطْبُخُهُ عَلَى الثَّلْثِ ثُمَّ نَدقُ ذَلِكَ السَّفَرْجَلَ وَ نَأْخُذُ مَاءَهُ ثُمَّ نَعْمِدُ إِلَى مَاءِ هَذَا الْمُثَلَّثِ وَ هَذَا السَّفَرْجَل فَنُلْقِي فِيهِ الْمِسْكَ وَ الْأَفَاوِي وَ الزَّعْفَرَانَ وَالْعَسَلَ فَنَطْبُخُهُ حَتَّى يَذْهَبَ ثُلُثَاهُ وَ يَبْقَى تُلْتُهُ أَ يَحِلُّ شُرْبُهُ؟

فَكَتَبَ: لَا بَأْسَ بِهِ مَا لَمْ يَتَغَيَّرُ.

بخش سی و سوم

اشاره

(33)

بَابُ الْأَوَانِي يَكُونُ فِيهَا الْخَمْرُ ثُمَّ يُجْعَلُ فِيهَا الْخَلُّ أَوْ يُشْرَبُ بِهَا

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ عَمَّارِ بْنِ مُوسَى عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ نَهُ عَنِ الدن يَكُونُ فِيهِ الْخَمْرُ هَلْ يَصْلُحُ أَنْ يَكُونَ فِيهِ خَلَّ أَوْ مَاءً أَوْ كَامَخٌ أَوْ زَيْتُونُ؟

3- خليلان بن هشام گوید: به حضور امام کاظم علیه السلام نوشتم فدایت شوم! نزد ما نوشیدنی است به نام «میبه» که برای درست کردن آن پوست به را می گیریم و آن را در آب می اندازیم، سپس شیره ای را می جوشانیم تا یک سوم آن باقی بماند آن گاه آن به را می کوبیم و آب آن را می گیریم بعد آب آن شیره که یک سوم شده و آن به را بر می داریم و در آن مشک، ادویه، زعفران و عسل می ریزیم آنگاه آن را می جوشانیم تا این که دو سوم آن برود و یک سوم بماند. آیا نوشیدن آن جایز است؟

امام علیه السلام در پاسخ نامه نوشت ایرادی ندارد؛ تا هنگامی که تغییر نکند.

ظرفی که قبلاً در آن شراب بوده و اکنون در آن سرکه است و یا از آن می نوشند

1- عمار بن موسی گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم آیا خُمی که در آن شراب بوده می توان در آن سرکه، آب، آبکامه (1)با زیتون قرار داد؟


1) آبکامه نوعی خورش را گویند.

قَالَ: إِذَا غُسِلَ فَلَا بَأْسَ.

وَ عَنِ الْإِبْرِيقِ وَ غَيْرِهِ يَكُونُ فِيهِ الْخَمْرُأَ يَصْلُحُ أَنْ يَكُونَ فِيهِ مَاءً؟

قَالَ: إِذَا غُسِلَ فَلَا بَأْسَ.

وَ قَالَ: فِي قَدَحِ أَوْ إِنَاءٍ يُشْرَبُ فِيهِ الْخَمْرُ قَالَ:

تَغْسِلُهُ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ.

سُئِلَ: أَ يُجْزِيهِ أَنْ يُصَبَّ الْمَاءُ فِيهِ؟

قَالَ: لَا يُجْزِيهِ حَتَّى يَدْلُكَهُ بِيَدِهِ وَ يَغْسِلَهُ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ.

2- أَبُو عَلِيَّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ جَمِيعاً عَنِ الْحَجَّالِ عَنْ ثَعْلَبَةَ عَنْ حَفْصِ الْأَعْوَرِ قَالَ:

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام: الدَّنُّ تَكُونُ فِيهِ الْخَمْرُ ثُمَّ يُجَفَّفُ يُجْعَلُ فِيهِ الْخَلُّ؟

قَالَ: نَعَمْ.

فرمود: هنگامی که آن شسته شود، ایرادی ندارد.

و درباره آفتابه و ظرف دیگری که در آن شراب بوده است پرسیدم که آیا می توان در آن آب ریخت؟

فرمود: زمانی که شسته شود ایرادی ندارد.

و دربارۀ پیاله یا ظرفی که در آن شراب نوشیده شده فرمود: سه بار آن را بشوی.

پرسیدند: آیا در آن آب بریزند کفایت می کند؟

فرمود: کفایت نمی کند تا این که با دستش آن را بمالد و سه بار آن را آب بکشد.

2- حفص اعور گوید: به امام صادق علیه السلام گفتم: خم بزرگی که در آن شراب بوده اینک خشک شده آیا می توان در آن سرکه قرار داد؟

فرمود: آری.

بخش سی و چهارم

اشاره

(34)

بَابُ الْخَمْرِ تُجْعَلُ خَلَّاً

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السلام عَنِ الْخَمْرِ يُصْنَعُ فِيهَا الشَّيْءُ حَتَّى تُحَمضَ.

قَالَ: إِذَا كَانَ الَّذِي صُنِعَ فِيهَا هُوَ الْغَالِبُ عَلَى مَا صُنِعَ فِيهِ فَلَا بَأْسَ به.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاحٍ وَ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَن الْخَمْرِ الْعَتِيقَةِ تُجْعَلُ خَلاً.

قَالَ: لَا بَأسَ.

3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ عُبَيْدِ بْنِ زُرَارَةَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنِ الرَّجُل يَأْخُذُ الْخَمْرَ فَيَجْعَلُهَا خَلاً.

قَالَ: لَا بَأْسَ.

دگرگونی شراب به سرکه

1- ابوبصیر گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم اگر داخل شراب، چاشنی سرکه بریزند تا آن را ترش کند و به سرکه تبدیل شود، آن شراب چه حکمی دارد؟

فرمود: اگر آن شرابی که چاشنی در آن به کار می رود بر خود چاشنی غالب باشد، مانعی ندارد.

2- زراره گوید: به امام صادق علیه السلام گفتم: حکم شرابی را که کهنه کنند تا به سرکه تبدیل شود، چگونه است؟

فرمود: مانعی ندارد.

3- عبید بن زراره گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: اگر کسی شراب بگیرد و آن را به سرکه تبدیل کند چه صورت دارد؟

فرمود: مانعی ندارد.

4- عَنْهُ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ بُكَيْرٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السلام عَنِ الْخَمْرِ تُجْعَلُ خَلًا قَالَ:

لَا بَأْسَ إِذَا لَمْ يُجْعَلْ فِيهَا مَا يَغْلِبُهَا.

بخش سی و پنجم

اشاره

(35)

بَابُ النَّوَادِرِ

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ يَقْطِينٍ عَنْ بَكْرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَيْثَمَةَ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام وَ عِنْدَهُ نِسَاؤُهُ قَالَ: فَشَمَّ رَائِحَةَ النَّضُوحٍ فَقَالَ: مَا هَذَا؟

قَالُوا: نَضُوحٌ يُجْعَلُ فِيهِ الصَّيَّاحُ.

قَالَ: فَأَمَرَ بِهِ فَأُهَرِيقَ فِي الْبَالُوعَةِ.

4- ابوبصیر گوید از امام صادق علیه السلام پرسیدم: اگر شراب را به سرکه تبدیل کنند، حلال است؟

فرمود: در صورتی که چاشنی آن بیش از شراب نباشد، اشکالی ندارد.

چند روایت نکته دار

1- عیثمه گوید:

خدمت امام صادق علیه السلام شرف یاب شدم آنگاه حضرت بوی نضوح (1)استشمام نمود.

فرمود: این چیست؟

گفتند: نضوح است که در آن صیّاح (2)به کار رفته است.

حضرت علیه السلام دستور داد آن را در چاه ریختند.


1) نوعی عطر هستند.

2) نوعی عطر هستند.

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيَّ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ عَمَّارِ بْنِ مُوسَى عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: سُئِلَ عَنِ الْمَائِدَةِ إِذَا شُرِبَ عَلَيْهَا الْخَمْرُ أَوْ مُسْكِرٌ.

فَقَالَ: حُرِّمَتِ الْمَائِدَةُ.

وَ سُئِلَ علیه السلام: فَإِنْ أَقَامَ رَجُلٌ عَلَى مَائِدَةٍ مَنْصُوبَةٍ يَأْكُلُ مِمَّا عَلَيْهَا وَ مَعَ الرَّجُلِ مُسْكِرٌ وَ لَمْ يَسْقِ أَحَداً مِمَّنْ عَلَيْهَا بَعْدُ؟

فَقَالَ: لَا تُحَرَّمُ حَتَّى يُشْرَبَ عَلَيْهَا وَ إِنْ وُضِعَ بَعْدَ مَا يُشْرَبُ فَالُوذَجٌ فَكُلْ، فَإِنَّهَا مَائِدَةٌ أُخْرَى - يَعْنِي : كُلِ الْفَالُوذَجَ.

3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَمْرِو بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ إِسْمَاعِيلَ الْكَاتِبِ عَنْ أَبِيهِ قَالَ: أَقْبَلَ أَبُو جَعْفَرِ علیه السلام فِي الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ فَنَظَرَ إِلَيْهِ قَوْمٌ مِنْ قُرَيْشٍ فَقَالُوا: مَنْ هَذَا؟ فَقِيلَ لَهُمْ: إِمَامُ أَهْلِ الْعِرَاقِ.

فَقَالَ بَعْضُهُمْ: لَوْ بَعَثْتُمْ إِلَيْهِ بِبَعْضِكُمْ يَسْأَلُهُ.

2- عمار بن موسی گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدند هرگاه کنار سفره ای شراب و یا ماده مست کننده ای بنوشند، آن سفره چه حکمی دارد؟

فرمود: آن سفره حرام می شود.

پرسیدند: اگر شخصی بر سر سفره ای که پهن شده است حاضر شود و از آن چه که روی سفره است بخورد و همراهش ماده مست کننده ای باشد، اما هنوز آن را به کسی نداده است چه حکمی دارد؟

فرمود: حرام نیست تا این که روی آن سفره بنوشد و اگر پس از آن که ماده مست کننده را نوشید روی سفره فالوده ای نهادند بخور، زیرا آن سفره دیگری است.

3- پدر احمد بن اسماعیل کاتب گوید: امام باقر علیه السلام به مسجدالحرام آمد. گروهی از قریش، ایشان را مشاهده نمودند و گفتند: او کیست؟

به آنان گفته شد: پیشوای اهل عراق است.

برخی از آنان گفتند: ای کاش عده ای از قریش را نزد او می فرستادید، تا از ایشان برخی مسائل را بپرسد.

فَأَتَاهُ شَابٌ مِنْهُمْ فَقَالَ لَهُ: يَا ابْنَ عَمَّا مَا أَكْبَرُ الْكَبَائِرِ؟

قَالَ: شُرْبُ الْخَمْرِ.

فَأَتَاهُمْ فَأَخْبَرَهُمْ فَقَالُوا لَهُ: عُدْ إِلَيْهِ.

فَعَادَ إِلَيْهِ فَقَالَ لَهُ: أَ لَمْ أَقُلْ لَكَ يَا ابْنَ أَحَ! شُرْبُ الْخَمْرِ؟

فَأَتَاهُمْ فَأَخْبَرَهُمْ فَقَالُوا لَهُ: عُدْ إِلَيْهِ.

فَلَمْ يَزَالُوا بِهِ حَتَّى عَادَ إِلَيْهِ فَسَأَلَهُ فَقَالَ لَهُ:

أَ لَمْ أَقُلْ لَكَ يَا ابْنَ أَحْ شُرْبُ الْخَمْرِ؟ إِنَّ شُرْبَ الْخَمْرِ يُدْخِلُ صَاحِبَهُ فِي الزِّنَا وَ السَّرِقَةِ وَ قَتْلِ النَّفْسِ الَّتِي حَرَّمَ اللهُ وَ فِي الشِّرْكِ بِاللَّهِ وَ أَفَاعِيلُ الْخَمْرِ تَعْلُو عَلَى كُلِّ ذَنْبٍ كَمَا يَعْلُو شَجَرُهَا عَلَى كُلِّ الشَّجَرِ .

4- أَبُو عَلِيِّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ النَّضْرِ عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:

آن گاه جوانی از آنان نزد حضرت علیه السلام آمد و به ایشان گفت: ای پسر عموا! بزرگترین گناه کبیره چیست؟

فرمود: نوشیدن شراب.

جوان به نزد آن گروه آمد و آنان را آگاه نمود.

آنان به او گفتند: نزد او برگرد.

او به خدمت حضرت علیه السلام برگشت و دوباره از ایشان سؤال نمود.

حضرت علیه السلام به او فرمود: ای پسر برادر! مگر به تو نگفتم که بزرگترین گناه کبیره نوشیدن شراب است؟! نوشیدن شراب، شراب خوار را در زنا، دزدی، کشتن جانی که خداوند حرام کرده و در شرک داخل می کند و آثار شراب بر هر گناهی فراتر می رود؛ همان طور که درخت آن بر همه درخت های دیگر فراتر می رود.

4- جابر گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:

لَعَنَ رَسُولُ اللهِ صلی الله علیه وسلم فِي الْخَمْرِ عَشَرَةً : غَارِسَهَا وَ حَارِسَهَا وَ بَائِعَهَا وَ مُشْتَرِيَهَا وَشَارِبَهَا وَ الْآكِلَ ثَمَنَهَا وَ عَاصِرَهَا وَ حَامِلَهَا وَ الْمَحْمُولَةَ إِلَيْهِ وَ سَاقِيَهَا.

5- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ الْبَرْقِ رَفَعَهُ عَنْ حَفْصِ الْأَعْوَرِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام: إِنِّي أَخُذُ الرَّكْوَةَ فَيُقَالُ: إِنَّهُ إِذَا جُعِلَ فِيهَا الْخَمْرُ جُعِلَ فِيهَا الْبُخْتُجُ كَانَ أَطْيَبَ لَهَا فَيَأْخُذُ الرَّكْوَةَ فَيَجْعَلُ فِيهَا الْخَمْرَ فَتَخَضْخِضُهُ ثُمَّ يَصُبُّهُ ثُمَّ يَجْعَلُ فِيهَا الْبُخْتَجَ.

فَقَالَ علیه السلام: لَا بَأْسَ.

6- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

كَانَ عِنْدَ أَبِي قَوْمٌ فَاخْتَلَفُوا فِي النَّبِيذِ ، فَقَالَ بَعْضُهُمْ الْقَدَحُ الَّذِي يُسْكِرُ هُوَ حَرَامٌ فَقَالَ بَعْضُهُمْ: قَلِيلُ مَا أَسْكَرَ وَكَثِيرُهُ حَرَامٌ. فَرَدُّوا الْأَمْرَ إِلَى أَبِي، فَقَالَ أَبِي:

أَ رَأَيْتُمُ الْقِسْطَ لَوْ لَا مَا يُطْرَحُ فِيهِ أَوْلاً كَانَ يَمْتَلِيُّ؟ وَ كَذَلِكَ الْقَدَحُ الْآخَرُ لَوْ لَا الْأَوَّلُ مَا أَسْكَرَ.

پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم در مورد شراب ده نفر را لعنت نمود: کسی که نهال آن را می کارد، کسی که از نهال آن نگهبانی می کند، فروشنده شراب، خریدار آن، نوشنده آن، مصرف کننده قیمت آن، کسی که شراب را می فشارد، حمل کننده شراب، کسی که شراب را نزد او می آورند و ساقی شراب.

5- حفص اعور گوید: به امام صادق علیه السلام گفتم: من مشک خریداری می کنم و گفته می شود که «هرگاه در مشک، شراب و پس از آن دوشاب بریزند، برای مشک پاکیزه تر است» آیا می توان مشک را گرفت و در آن شراب نهاد و آن را تکان داد، سپس آن را بریزند سپس دوشاب داخل آن را بریزند.

فرمود: ایرادی ندارد.

6- مسعدة بن صدقه گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

گروهی در خدمت پدرم بودند و در مورد نبیذ اختلاف پیدا کردند.

بعضی از آنان گفتند: پیاله ای که مستی بیاورد حرام است.

و بعضى گفتند: اندک و فراوان چیزی که مست کننده باشد حرام است.

پدرم فرمود: آیا ترازو را دیده اید آیا اگر در ابتدا چیزی در آن گذارده نشود، پر می شود؟! پیاله آخر نیز همین حکم را دارد، اگر پیاله اول نبود، پیاله دوم مستی نمی آورد.

قَالَ : ثُمَّ قَالَ علیه السلام: إِنَّ رَسُولَ اللهِ صلى الله عليه وسلم قَالَ:

مَنْ أَدْخَلَ عِرْقاً وَاحِداً مِنْ عُرُوقِهِ قَلِيلَ مَا أَسْكَرَ كَثِيرُهُ عَذَّبَ اللهُ ذَلِكَ الْعِرْقَ بِثَلَاثِمِائَةٍ وَسِتِّينَ نَوْعاً مِنْ أَنْوَاعِ الْعَذَابِ.

7- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ غِيَاثٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ:

إِنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام كَرِهَ أَنْ تُسْقَى الدَّوَابُّ الْخَمْرَ.

8- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ بَعْضِ رِجَالِهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ:

مَنْ تَرَكَ الْخَمْرَ لِغَيْرِ اللَّهِ عزوجل سَقَاهُ اللَّهُ مِنَ الرَّحِيقِ الْمَخْتُومِ.

قَالَ: قُلْتُ: فَيَتْرُكُهُ لِغَيْرِ وَجْهِ اللهِ؟!

قَالَ: نَعَمْ صِيَانَةٌ لِنَفْسِهِ.

آن گاه فرمود: پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم فرمود:

هرکس در یکی از رگ های خود مقدار اندکی از چیزی که فراوان آن مست کننده است وارد نماید، خداوند آن رگ را به سیصد و شصت نوع عذاب، عذاب می کند.

غیاث گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

امیرمؤمنان علی علیه السلام مكروه داشت که به چارپایان شراب نوشانده شود.

راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هر کس به خاطر غیر خداوند شراب را ترک کند، خداوند از رحیق مختوم به او خواهد نوشاند.

گفتم: به خاطر غیر خداوند آن را ترک نماید؟!

فرمود: آری، به خاطر حفظ نفسش.

9- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ بُنْدَارَ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مِهْزَمٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام يَقُولُ:

مَنْ تَرَكَ الْخَمْرَ صِيَانَةٌ لِنَفْسِهِ سَقَاهُ اللهُ عزوجل مِنَ الرَّحِيقِ الْمَخْتُومِ.

بخش سی و ششم

اشاره

(36)

بَابُ الْغَنَاء

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ يَحْيَى بْنِ الْمُبَارَكِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَبَلَةَ عَنْ سَمَاعَةَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عزوجل: (فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الْأَوْثَانِ وَ اجْتَنِبُوا قَوْلَ النُّورِ).

قَالَ: الْغِنَاءُ.

2- عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِقٍ عَنْ أَبِي جَمِيلَةَ عَنْ أَبِي أُسَامَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: الْغِنَاءُ عُشُ النِّفَاقِ.

9- مهزم گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: هر کس شراب را به خاطر حفظ نفس خود ترک نماید خداوند او را از رحیق مختوم خواهد نوشاند.

آواز و غنا

1- ابو بصير گوید:

از امام صادق علیه السلام درباره آیه شریفه: «پس از بت های پلید و سخن باطل بپرهیزید» پرسیدم.

فرمود: منظور از «سخن باطل» همان غنا است.

2- ابو اسامه گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

غنا لانه نفاق است.

3- عَنْهُ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْقَاسِمِ عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السلام:

لَمَّا مَاتَ آدَمُ علیه السلام وَ شَمِتَ بِهِ إِبْلِيسُ وَ قَابِيلُ فَاجْتَمَعَا فِي الْأَرْضِ فَجَعَلَ إِبْلِيسُ السلام وَ قَابِيلُ الْمَعَازِفَ وَ الْمَلَاهِيَ شَمَاتَةٌ بِ آدَمَ علیه السلام فَكُلُّ مَا كَانَ فِي الْأَرْضِ مِنْ هَذَا الضَّرْبِ الَّذِي يَتَلَذَّذُ بِهِ النَّاسُ فَإِنَّمَا هُوَ مِنْ ذَاكَ.

4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ:

الْغِنَاءُ مِمَّا وَعَدَ اللهُ عزوجل عَلَيْهِ النَّارَ - وَ تَلَا هَذِهِ الْآيَةَ - (وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْتَرِي لَهْوَ الْحَدِيثِ لِيُضِلَّ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَ يَتَّخِذَهَا هُزُواً أُولَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ مُهِينٌ).

5- ابْنُ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مِهْرَانَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ:

الْغِنَاءُ مِمَّا قَالَ اللهُ: (وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْتَرِي لَهْوَ الْحَدِيثِ لِيُضِلَّ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ).

3- سماعه گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هنگامی که حضرت آدم علیه السلام وفات نمود، ابلیس و قابیل از آن خوشحال شدند. آن گاه در زمین گرد هم آمدند و شروع به نواختن ساز و آلات پرداختند. پس هرچه که در زمین است از این گونه ای که مردم از آن لذت می برند از همین ماجرا است.

4- محمد بن مسلم گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:

غنا و آوازه خوانی از گناهان کبیره است که خداوند متعال خواننده و شنونده آن را وعده دوزخ داده است. امام باقر علیه السلام این آیه را تلاوت کرد: «برخی از مردم، خریدار سخن بیهوده اند تا دیگران را سرگرم کنند و ندانسته از راه خدا سرگشته سازند، و سخن خدا را به بازی بگیرد برای آنان عذاب خوار کننده مهیا است».

5- مهران بن محمد گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود: غنا و آوازه خوانی از آن است که خدا فرموده: «برخی از مردم سخنان بیهوده می خرند تا دیگران را از راه خدا گمراه سازند».

6- أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ الْخَزَّازِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي الصَّبَّاحِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ فِي قَوْلِهِ: (وَ الَّذِينَ لا يَشْهَدُونَ الزُّورَ).

قَالَ: الْغِنَاء.

7- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم:

أَنْهَاكُمْ عَنِ الزَّفْنِ وَ الْمِزْمَارِ وَ عَنِ الْكُوبَاتِ وَ الْكَبَرَاتِ.

8- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ الْوَشَّاءِ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السلام يَقُولُ:

سُئِلَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنِ الْغِنَاءِ فَقَالَ:

هُوَ قَوْلُ اللهِ عزوجل: (وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْتَرِي لَهُوَ الْحَدِيثِ لِيُضِلَّ عَنْ سَبِيلِ الله).

6- ابو صباح گوید: امام صادق علیه السلام درباره این آیه که فرمود: «و آنان که به باطل گواهی نمی دهند»، فرمود: منظور غنا و آوازه خوانی است.

7- سکونی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم فرمود:

من شما را از رقص، نی زدن، دایره زدن و طبل زدن نهی می کنم.

8- وشاء گوید: از امام رضا علیه السلام شنیدم که می فرمود: از امام صادق علیه السلام درباره غنا و آوازه خوانی پرسیدند.

فرمود: منظور از آن همان گفتار خداوند است که می فرماید: «و برخی از مردم سخنان بیهوده را می خرند تا دیگران را از راه خدا گمراه سازند».

9- سَهْلُ بْنُ زِيَادٍ عَنْ سَعِيدِ بْنِ جَنَاحَ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ الْخَزَّازِ قَالَ: نَزَلْنَا الْمَدِينَةَ فَأَتَيْنَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فَقَالَ لَنَا: أَيْنَ نَزَلْتُمْ؟

فَقُلْنَا: عَلَى فُلَانِ صَاحِبِ الْقِيَانِ.

فَقَالَ: كُونُوا كِرَاماً.

فَوَ اللَّهِ! مَا عَلِمْنَا مَا أَرَادَ بِهِ وَ ظَنَنَّا أَنَّهُ يَقُولُ: «تَفَضَّلُوا عَلَيْهِ».

فَعُدْنَا إِلَيْهِ فَقُلْنَا: إِنَّا لَا نَدْرِي مَا أَرَدْتَ بِقَوْلِكَ: «كُونُوا كِرَاماً».

فَقَالَ: أَ مَا سَمِعْتُمْ قَوْلَ اللهِ عزوجل فِي كِتَابِهِ:(وَ إِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِرَاماً)؟!

10- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ زِيَادٍ قَالَ: كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فَقَالَ لَهُ رَجُلٌ: بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي! إِنَّنِي أَدْخُلُ كَنِيفاً لِي وَ لِي جِيرَانٌ عِنْدَهُمْ جَوَارٍ يَتَغَنَّيْنَ وَيَضْرِبْنَ بِالْعُودِ فَرُبَّمَا أَطَلْتُ الْجُلُوسَ اسْتَمَاعاً مِنِّي لَهُنَّ.

فَقَالَ: لَا تَفْعَلْ.

فَقَالَ الرَّجُلُ: وَاللَّهِ! مَا آتِيهِنَّ إِنَّمَا هُوَ سَمَاعٌ أَسْمَعُهُ بِأُذُنِي.

9- ابو ایوب خزاز گوید: روزی وارد مدینه شدیم پس نزد امام صادق علیه السلام رفتیم، حضرت فرمود: کجا فرود آمده اید؟

گفتیم: خانه فلانی صاحب زنان آوازه خوان.

فرمود: بزرگوار باشید.

به خدا سوگند! ما متوجه نشدیم منظور حضرت چیست و پنداشتیم که می فرمایند: «بر او نيكى كنيد» از این رو خدمت آن حضرت بازگشتیم و گفتیم: ما متوجه سخن شما نشدیم. فرمود: مگر سخن خدا را در قرآن نشنیده اید که می فرماید: «و آن گاه که با لغو و بیهودگی برخورد کنند بزرگوارانه از کنار آن می گذرند».

10- مسعدة بن زیاد گوید: خدمت امام صادق علیه السلام بودم که مردی گفت: پدر و مادرم به فدای شما! وقتی وارد مستراح خانه ام می شوم گاهی بیشتر در آن جا توقف می کنم تا صدای کنیزان آوازه خوان همسایه را که تار می زنند بشنوم.

فرمود: چنین نکن.

آن مرد گفت: به خدا سوگند! من نزد آنها نمی روم فقط صدایشان را با گوشم می شنوم.

فَقَالَ: لِلَّهِ أَنْتَ أَ مَا سَمِعْتَ اللهَ عزوجل يَقُولُ: (إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولَئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْؤُلاً)؟

فَقَالَ: بَلَى وَ اللَّهِ! لَكَأَنِّي لَمْ أَسْمَعْ بِهَذِهِ الْآيَةِ مِنْ كِتَابِ اللَّهِ مِنْ أَعْجَمِي وَ لَا عَرَبِي لَا جَرَمَ أَنَّنِي لَا أَعُودُ إِنْ شَاءَ اللهُ وَ أَنِّى أَسْتَغْفِرُ اللهَ.

فَقَالَ لَهُ: قُمْ فَاغْتَسِلْ وَ سَلْ مَا بَدَا لَكَ فَإِنَّكَ كُنْتَ مُقِيماً عَلَى أَمْرٍ عَظِيمٍ مَا كَانَ أَسْوَأَ حَالَكَ لَوْ مِتٌ عَلَى ذَلِكَ احْمَدِ اللَّهَ وَ سَلْهُ التَّوْبَةَ مِنْ كُلِّ مَا يَكْرَهُ فَإِنَّهُ لَا يَكْرَهُ إِلَّا كُل قَبِيحِ وَ الْقَبِيحَ دَعْهُ لِأَهْلِهِ فَإِنَّ لِكُلّ أَهْلاً.

11- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ سَلَمَةَ بْنِ الْخَطَّابِ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عِمْرَانَ الزَّعْفَرَانِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

مَنْ أَنْعَمَ اللهُ عَلَيْهِ بِنِعْمَةٍ فَجَاءَ عِنْدَ تِلْكَ النِّعْمَةِ بِمِزْمَارٍ فَقَدْ كَفَرَهَا وَ مَنْ أُصِيبَ بِمُصِيبَةٍ فَجَاءَ عِنْدَ تِلْكَ الْمُصِيبَةِ بِنَائِحَةٍ فَقَدْ كَفَرَهَا.

فرمود: تو را به خدا مگر سخن خداوند متعال را نشنیده ای که می فرماید: «همانا گوش، چشم و دل همه مسئول هستند»؟

گفت: آری، به خدا سوگند! گویی این آیه از قرآن را از هیچ عجم و عربی نشنیده بودم؛ ان شاء الله دیگر چنین نخواهم کرد و من از خدا آمرزش می خواهم.

حضرت به او فرمود: برخیز غسل کن و هرچه می خواهی از خدا بخواه، چرا که تو به کار بزرگی مرتکب می شدی چقدر حالت بد می شد اگر با این حال می مردی، خدا را سپاس گوی و از هر کار ناپسندی توبه کن؛ چراکه او از هر کار زشت ناخرسند است و کار زشت را به اهلش واگذار چرا که برای هر کاری اهلی است.

11- عمران زعفرانی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: خداوند به هر که نعمتی ارزانی دارد و او در برابر این نعمت تار بزند به آن نعمت کفران کرده است و هرکه گرفتار مصیبتی گردد و در این هنگام به نوحه گری مشغول شود به آن مصیبت کفر ورزیده است.

12- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ يُونُسَ بْنِ يَعْقُوبَ عَنْ عَبْدِ الْأَعْلَى قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السلام عَنِ الْغِنَاءِ وَ قُلْتُ: إِنَّهُمْ يَزْعُمُونَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم رَخَّصَ فی أَنْ يُقَالَ: «جِئْنَاكُمْ جِئْنَاكُمْ حَيُّونَا حَيُونَا نُحَيَّكُمْ».

فَقَالَ: كَذَبُوا إِنَّ اللَّهَ عزوجل يَقُولُ: (وَمَا خَلَقْنَا السَّاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَ مَا بَيْنَهُمَا لَاعِبِينَ * لَوْ أَرَدْنَا أَنْ نَتَّخِذَ هَوا لَا تَّخَذْنَاهُ مِنْ لَدُنَّا إِنْ كُنَّا فَاعِلِينَ * بَلْ نَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَى الْبَاطِلِ فَيَدْمَغُهُ فَإِذَا هُوَ زَاهِقٌ وَ لَكُمُ الْوَيْلُ مِمَّا تَصِفُونَ).

ثُمَّ قَالَ: وَيْلٌ لِفَلَانٍ مِمَّا يَصِفُ رَجُلٌ لَمْ يَحْضُرِ الْمَجْلِسَ.

13- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِم وَ أَبِي الصَّبَّاحَ الْكِنَانِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام فِي قَوْلِ اللَّهِ عزوجل: (وَ الَّذِينَ لَا يَشْهَدُونَ الزور).

قَالَ: هُوَ الْغِنَاء.

12- عبد الأعلی گوید: از امام صادق علیه السلام درباره غنا پرسیدم و گفتم اهل تسنن می گویند که پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم اجازه داده است که چنین گفته شود: «جئناكم جئناكم حيونا حيونا نحيكم».

فرمود: دروغ گفته اند به راستی که خداوند متعال می فرماید: «ما آسمان زمین و آن چه در میان آنهاست از روی بازی نیافریدیم اگر می خواستم بازی قرار بدهیم چیزی از جانب خود بر می گزیدیم اگر این کار را انجام می دادیم بلکه ما حق را بر سر باطل می کوبیم تا آن را نابود سازد و بدین سان باطل نابود می شود وای بر شما از آن چه توصیف می کنید».

سپس فرمود: وای بر فلانی از آن چیزی که بیان می کند کسی که در مجلس امام علیه السلام حضور نداشت.

13- محمد بن مسلم و ابو صباح کنانی نظیر روایت ششم را از امام صادق علیه السلام نقل می کنند.

14- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ جَرِيرٍ قَالَ : سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السلام يَقُولُ:

إِنَّ شَيْطَاناً يُقَالُ لَهُ: «الْقَفَنْدَرُ» إِذَا ضُرِبَ فِي مَنْزِلِ رَجُلٍ أَرْبَعِينَ يَوْماً بِالْبَرْبَطِ وَ دَخَلَ عَلَيْهِ الرِّجَالُ وَضَعَ ذَلِكَ الشَّيْطَانُ كُلَّ عُضْوِ مِنْهُ عَلَى مِثْلِهِ مِنْ صَاحِبِ الْبَيْتِ ثُمَّ نَفَخَ فِيهِ نَفْخَةٌ فَلَا يَغَارُ بَعْدَهَا حَتَّى تُؤْتَى نِسَاؤُهُ فَلَا يَغَارُ.

15- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ أَبِي الْبِلَادِ عَنْ زَيْدِ الشَّحَامِ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام:

بَيْتُ الْغِنَاءِ لَا تُؤْمَنُ فِيهِ الْفَجِيعَةُ وَ لَا تُجَابُ فِيهِ الدَّعْوَةُ وَلَا يَدْخُلُهُ الْمَلَك.

16- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مِهْرَانَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْن هَارُونَ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام يَقُولُ:

الْغِنَاءُ مَجْلِسٌ لَا يَنْظُرُ اللهُ إِلَى أَهْلِهِ وَ هُوَ مِمَّا قَالَ اللهُ عزوجل: (وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْتَرِي لَهُوَ الْحَدِيثِ لِيُضِلَّ عَنْ سَبِيلِ اللهِ).

14- اسحاق بن جریر گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود:

شیطانی وجود دارد که به آن «قفندر» می گویند. هرگاه در منزلی به مدت چهل روز بربط نواخته شود و مردم وارد آن خانه شوند این شیطان هر عضو از بدن خود را بر نظیر آن از بدن صاحب خانه می نهد سپس بادی می دمد که دیگر پس از آن، غیرت صاحب خانه از بین می رود به حدی که همسرانش مورد تجاوز قرار می گیرند اما او به غیرت نمی آید.

15- زید شحّام گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: خانۀ آواز و غنا از فاجعه خوارکننده در امان نیست. دعا در آن مستجاب نمی شود و فرشته به آن وارد نمی گردد.

16- حسن بن هارون گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود: خداوند به مجلس آواز خوانی نظر نمی افکند غنا و آوازخوانی از آن تفریحاتی است که خداوند عزوجل می گوید: «برخی از مردم سخنان بیهوده را می خرند تا دیگران را از راه خدا گمراه سازند».

17- سَهْلُ بْنُ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى أَوْ غَيْرِهِ عَنْ أَبِي دَاوُدَ الْمُسْتَرِقُ قَالَ:

مَنْ ضُرِبَ فِي بَيْتِهِ بَرْبَطَ أَرْبَعِينَ يَوْماً سَلَّطَ اللَّهُ عَلَيْهِ شَيْطَاناً يُقَالُ لَهُ «الْقَفَنْدَرُ» فَلَا يُبْقِي عُضْواً مِنْ أَعْضَائِهِ إِلَّا قَعَدَ عَلَيْهِ فَإِذَا كَانَ كَذَلِكَ نُزِعَ مِنْهُ الْحَيَاءُ وَ لَمْ يُبَالِ مَا قَالَ وَ لَا مَا قِيلَ فِيهِ.

18- سَهْلُ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ مُحَمَّدِ الْمَدِينِيِّ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: سُئِلَ عَنِ الْغِنَاءِ وَ أَنَا حَاضِرٌ فَقَالَ:

لَا تَدْخُلُوا بُيُوتاً اللهُ مُعْرِضٌ عَنْ أَهْلِهَا.

19- عَنْهُ عَنْ يَاسِرِ الْخَادِمِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ علیه السلام قَالَ:

مَنْ نَزَّهَ نَفْسَهُ عَنِ الْغِنَاءِ فَإِنَّ فِي الْجَنَّةِ شَجَرَةً يَأْمُرُ اللَّهُ عزوجل الرِّيَاحَ أَنْ تُحَرِّكَهَا فَيَسْمَعُ لَهَا صَوْتاً لَمْ يَسْمَعْ بِمِثْلِهِ بِمِثْلِهِ وَ مَنْ لَمْ يَتَنَزَّهُ عَنْهُ لَمْ يَسْمَعْهُ.

20- عَنْهُ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَعْبَدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيَّ الْخَزَّازِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَانِ عَنْ كُلَيْبِ الصَّيْدَاوِيُّ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام يَقُولُ:

17- ابو داوود مسترق گوید: هرگاه چهل روز در خانه کسی بربط نواخته شود، خداوند شیطانی به نام «قفندر» بر او مسلط می کند قفندر عضوی از اعضای صاحب خانه را باقی نمی گذارد مگر این که روی آن می نشیند هرگاه چنین شود شرم و حیا از آن مرد برداشته می شود و دیگر اهمیت نمی دهد که چه می گوید و به سخنانی که در مورد او گفته می شود نیز اهمیت نمی دهد.

18- راوی گوید: در خدمت امام صادق علیه السلام بودم که در خصوص غنا سؤال شد.

فرمود: داخل خانه هایی که خداوند از آن روی گردان است نشوید.

19- یاسر خادم گوید: امام کاظم علیه السلام فرمود:

هر کس خود را از غنا دور نگه دارد به راستی که در بهشت درختی است که خداوند به بادها فرمان می دهد که آن را تکان دهند، پس صدایی به گوش می رسد که مانند آن شنیده نشده است و هر کس از غنا دوری نکند آن را نمی شنود.

20- کلیب صیداوی گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود:

ضَرْبُ الْعِيدَانِ يُنْبِتُ النَّفَاقَ فِي الْقَلْبِ كَمَا يُنْبِتُ الْمَاءُ الْخُضْرَةَ.

21- عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ يُوسُفَ بْنِ عَقِيلٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُوسَى بْنِ حَبِيبٍ عَنْ علی بْنِ الْحُسَيْنِ علیه السلام قَالَ:

لا يُقَدِّسُ اللهُ أُمَّةٌ فِيهَا بَرْبَةٌ يُقَعْقِعُ وَ تَائِهُ تُفَجِّعُ.

22- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ جَهْمِ بْنِ حُمَيْدٍ قَالَ: قَالَ لِي أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السلام: أَنَّى كُنْتَ.

فَظَنَنْتُ أَنَّهُ قَدْ عَرَفَ الْمَوْضِعَ فَقُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنِّي كُنْتُ مَرَرْتُ بِفُلَانٍ احْتَبَسَنِي فَدَخَلْتُ إِلَى دَارِهِ وَ نَظَرْتُ إِلَى جَوَارِيهِ.

فَقَالَ لِي: ذَلِكَ مَجْلِسٌ لَا يَنْظُرُ اللَّهُ عزوجل إِلَى أَهْلِهِ أَمِنْتَ اللَّهَ عزوجل عَلَى أَهْلِكَ وَمَالِكَ.

23- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَنْبَسَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قال:

اسْتَمَاعُ الْغِنَاءِ وَ اللَّهْوِ يُنْبِتُ النَّفَاقَ فِي الْقَلْبِ كَمَا يُنْبِتُ الْمَاءُ الزَّرْعَ.

نواختن تار در قلب نفاق می رویاند همان طور که آب، سبزه را می رویاند.

21- موسى بن حبيب گوید: امام سجاد علیه السلام فرمود:

خداوند گروهی را که در بین آنها بربط رواج دارد و آواز می خوانند و در عزا به افتخارات واهی افتخار می کنند، تقدیس نمی کند.

22- جهم بن حمید گوید: امام صادق علیه السلام به من فرمود کجا بودی؟

من گمان کردم که حضرت علیه السلام از آن مکان باخبر است.

بنابراین گفتم: قربانت شوم! من از نزد فلانی عبور کردم و او مرا به خانه اش دعوت کرد و من وارد خانه اش شدم و به کنیزانش نگاه کردم.

حضرت علیه السلام به من فرمود: آن مجلسی است که خداوند به اهل آن نظر نمی کند. آیا خداوند را بر خانواده و اموالت امین می دانی؟! نمی ترسی که همین بلا بر سر خانواده ات بیاید؟!

23- عنبسه گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: گوش دادن به غنا و آوازه خوانی و موسیقی در قلب نفاق را می رویاند آن سان که آب زراعت را می رویاند.

24- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْن مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ الْأَرْمَنِيِّ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ يَقْطِينِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:

مَنْ أَصْغَى إِلَى نَاطِقٍ فَقَدْ عَبَدَهُ فَإِنْ كَانَ النَّاطِقُ يُؤَدِّي عَنِ اللَّهِ عزوجل فَقَدْ عَبَدَ اللَّهَ وَ إِنْ كَانَ النَّاطِقُ يُؤَدِّي عَن الشَّيْطَانِ فَقَدْ عَبَدَ الشَّيْطَانَ.

25- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الرَّيَّانِ عَنْ يُونُسَ قَالَ: سَأَلْتُ الْخُرَاسَانِيَّ علیه السلام وَ قُلْتُ: إِنَّ الْعَبَّاسِيَّ ذَكَرَ أَنَّكَ تُرَخِّصُ فِي الْغِنَاءِ فَقَالَ:

كَذَبَ الزَّنْدِيقُ مَا هَكَذَا قُلْتُ لَهُ؛ سَأَلَنِي عَنِ الْغِنَاءِ فَقُلْتُ لَهُ: إِنَّ رَجُلاً أَتَى أَبَا جَعْفَرٍ فَسَأَلَهُ عَنِ الْغِنَاءِ فَقَالَ:

يَا فَلَانُ: إِذَا مَيَّرَ اللهُ بَيْنَ الْحَقِّ وَالْبَاطِلِ فَأَنَّى يَكُونُ الْغِنَاءُ؟

فَقَالَ: مَعَ الْبَاطِلِ.

فَقَالَ: قَدْ حَكَمْتَ.

24- حسن بن علی بن یقطین گوید: امام جواد علیه السلام فرمود:

هرکس به سخن گوینده ای گوش فرا دهد او را عبادت کرده است. پس اگر گوینده از جانب خداوند سخن می گوید به راستی که خداوند را عبادت کرده است و اگر از جانب شیطان سخن می گوید به راستی که شیطان را عبادت نموده است.

25- یونس گوید: از امام رضا علیه السلام پرسیدم: عباسی می گوید که شما در باره غنا و آوازه خوانی اجازه داده اید.

فرمود: زندیق دروغ گفته است، من چنین به او نگفته ام او از من درباره غنا پرسید و من به او گفتم: شخصی نزد امام باقر علیه السلام آمد و از ایشان درباره غنا پرسید.

امام باقر علیه السلام فرمود: ای فلانی! هنگامی که خداوند حق و باطل را جدا کرده است، غنا را در کدام طرف نهاده؟

آن مرد گفت: همراه باطل نهاد.

پس امام باقر علیه السلام فرمود: بنابراین خودت داوری کن.

بخش سی و هفتم

اشاره

(37)

بَابُ النَّرْدِ وَ الشَّطْرَنْج

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَمَّرِ بْنِ خَلَّادٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ علیه السلام قَالَ:

النَّرْدُ وَالشَّطْرَنْجُ وَالْأَرْبَعَةَ عَشَرَ بِمَنْزِلَةٍ وَاحِدَةٍ وَكُلُّ مَا قُومِرَ عَلَيْهِ فَهُوَ مَيْسِرٌ.

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ وَ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ جَمِيعاً عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ دُرُسْتَ عَنْ زَيْدِ الشَّحَامِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السلام عَنْ قَوْلِ اللهِ عزوجل: (فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الْأَوْثَانِ وَ اجْتَنِبُوا قَوْلَ النُّورِ) فَقَالَ:

الرَّجُسُ مِنَ الْأَوْثَانِ الشَّطْرَنْجُ وَ قَوْلُ النُّورِ الْغِنَاء.

3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ مُثَنَّى الْحَنَّاطِ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

قمار با نرد و شطرنج

1- معمر بن خلاد گوید: امام رضا علیه السلام فرمود:

بازی با تخته نرد، شطرنج و سه پرک در یک حکم است، هر وسیله ای که با آن قمار شود، حرام است.

2- زید شام گوید: از امام صادق علیه السلام درباره فرموده خداوند: «پس از بت های پلید و از سخنان باطل دوری کنید» سؤال کردم.

فرمود: منظور از «بت های پلید» همان شطرنج است و منظور از «سخنان باطل» همان غنا است.

3- ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام: الشَّطْرَنْجُ وَ النَّرْدُ هُمَا الْمَيْسِرُ.

4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَفْصِ بْنِ الْبَخْتَرِي عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

الشُّطْرَنْجُ مِنَ الْبَاطِلِ.

5- ابْنُ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَكَمِ أَخِي هِشَامِ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ عُمَرَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

إِنَّ لِلَّهِ فِي كُلِّ لَيْلَةٍ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ عُتَقَاءَ مِنَ النَّارِ إِلَّا مَنْ أَفْطَرَ عَلَى مُسْكِرٍ أَوْ مُشَاحِنٍ أَوْ صَاحِبَ شَاهَيْنِ.

قَالَ: قُلْتُ: وَ أَيُّ شَيْءٍ صَاحِبُ شَاهَيْنِ؟

قَالَ: الشَّطْرَنْجُ.

امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمود: شطرنج و نرد، همان قمار هستند.

4- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

شطرنج از امور باطل است.

5- عمر بن یزید گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

خداوند متعال در هر شبی از شب های ماه رمضان جماعتی از گناه کاران را از آتش دوزخ آزاد می کند مگر آن که با نوشابه الکی روزهٔ خود را شکسته باشد و یا صاحب کینه و عداوت باشد و یا اهل شطرنج باشد.

6- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ عُقْبَةَ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام أَنَّهُ سُئِلَ عَنِ الشَّطْرَنْجِ وَ عَنْ لُعْبَةِ شَبِيبٍ الَّتِي يُقَالُ لَهَا: لُعْبَةُ الْأَمِيرِ وَ عَنْ لُعْبَةِ الثَّلَاثِ.

فَقَالَ: أَرَأَيْتَكَ إِذَا مِّيْنَ الْحَقُّ مِنَ الْبَاطِلِ مَعَ أَيْهِمَا يَكُونُ؟

قَالَ: قُلْتُ : مَعَ الْبَاطِلِ.

قَالَ: فَلَا خَيْرَ فِيهِ.

7- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام فِي قَوْلِ اللَّهِ تَبَارَكَ وَتَعَالَى: (فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الْأَوْثَانِ وَ اجْتَنِبُوا قَوْلَ الزور) قَالَ:

الرَّجْسُ مِنَ الْأَوْثَانِ هُوَ الشَّطْرَنْجُ وَقَوْلُ النُّورِ الْغِنَاء.

6- زراره گوید:

از امام صادق علیه السلام پرسیدند: بازی با شطرنج، بازی شبیب - که بازی امیر گویند - و بازی سه پرک، چه حکمی دارند؟

فرمود: اگر کارهای حق و باطل را از هم جدا سازند این بازی ها در ردیف حق قرار خواهند گرفت یا در ردیف باطل؟

گفتم: در ردیف باطل.

فرمود: پس در این بازی ها خیری نیست.

7- نظیر روایت دوم همین بخش را شخصی از امام صادق علیه السلام نقل می کند.

8- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ عَبْدِ الْمَلِكِ الْقُمِّيِّ قَالَ: كُنْتُ أَنَا وَ إِدْرِيسُ أَخِي عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فَقَالَ إِدْرِيسُ: جَعَلَنَا اللَّهُ فِدَاكَ! مَا الْمَيْسِرُ؟

فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السلام: هِيَ الشَّطْرَفْجُ.

قَالَ: فَقُلْتُ : أَمَا إِنَّهُمْ يَقُولُونَ: إِنَّهَا النَّرْدُ؟

قَالَ: وَ النَّرْدُ أَيْضاً.

9- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَاصِمٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِسْمَاعِيلَ الْمِيثَمِي عَنْ رِبْعِيِّ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنِ الْفُضَيْلِ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السلام عَنْ هَذِهِ الْأَشْيَاءِ الَّتِي يَلْعَبُ بِهَا النَّاسُ النَّرْدِ وَ الشَّطْرَنْجِ حَتَّى انْتَهَيْتُ إِلَى السُّدَّرِ فَقَالَ:

إِذَا مَيَّزَ اللَّهُ بَيْنَ الْحَقِّ وَالْبَاطِلِ فِي أَيَّهِمَا يَكُونُ؟ قُلْتُ مَعَ الْبَاطِلِ.

قَالَ: فَمَا لَكَ وَ لِلْبَاطِلِ؟!

8- عبد الملک قمی گوید: من و برادرم ادریس در خدمت امام صادق علیه السلام بودیم. ادریس عرض کرد: خداوند ما را فدای شما گرداند! قمار چیست؟

فرمود: شطرنج است.

من عرض کردم: آگاه باشید که اهل تسنن می گویند «قمار نرد است».

فرمود: نرد نیز قمار است.

9- فضل گوید: از امام صادق علیه السلام درباره آلاتی که مردم با آن بازی می کنند از جمله: نرد، شطرنج و بازی سدر سؤال کردم.

فرمود: هنگامی که خداوند حق و باطل را جدا کرد این بازی ها را در کدام طرف قرار داد؟

عرض کردم: همراه باطل.

فرمود: پس تو با باطل چه کار داری؟

10- سَهْلٌ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عُمَرَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ:

يَغْفِرُ اللهُ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ إِلَّا لِثَلَاثَةٍ صَاحِبٍ مُسْكِرٍ أَوْ صَاحِبٍ شَاهَيْنِ أَوْ مُشَاحِنٍ.

11- عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جُنْدَبٍ عَمَّنْ أَخْبَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

الشَّطْرَنْجُ مَيْسِرُ وَ النَّرْدُ مَيْسِرٌ.

12- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى قَالَ: دَخَلَ رَجُلٌ مِنَ الْبَصْرِيِّينَ عَلَى أَبِي الْحَسَنِ الْأَوَّلِ علیه السلام فَقَالَ لَهُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنِّي أَقْعُدُ مَعَ قَوْمٍ يَلْعَبُونَ بِالشَّطْرَنج وَ لَسْتُ أَلْعَبُ بِهَا وَ لَكِنْ أَنْظُرُ؟

فَقَالَ: مَا لَكَ وَ لِمجْلِسِ لَا يَنْظُرُ اللَّهُ إِلَى أَهْلِهِ؟!

13- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام أَنَّهُ سُئِلَ عَنِ الشَّطْرَنْجِ فَقَالَ:

10- حسین بن عمر بن یزید گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

خداوند در ماه رمضان همه را مورد آمرزش قرار می دهد جز سه نفر: شراب خوار، شطرنج باز و شخص کینه توز.

11- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

شطرنج، قمار است و نرد نیز قمار است.

12- حماد بن عیسی گوید: به امام کاظم علیه السلام عرض کردم: فدایت شوم! با قماربازان می نشینم و به بازی شطرنج تماشا می کنم ولی خودم بازی نمی کنم آیا گناهی دارد؟

امام کاظم علیه السلام فرمود: تو را با مجلسی که خدا به آن نظر نمی افکند، چه کار است؟

13- مسعدة بن زیاد گوید: از امام صادق علیه السلام در مورد شطرنج پرسیدند.

دَعُوا الْمَجُوسِيَّةَ لِأَهْلِهَا لَعَنَهَا اللهُ.

14- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُوسَى بْنِ الْقَاسِمِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنِ الرَّضَا علیه السلام قَالَ: جَاءَ رَجُلٌ إِلَى أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام فَقَالَ: يَا أَبَا جَعْفَرٍ! مَا تَقُولُ فِي الشَّطْرَنْج الَّتِي يَلْعَبُ بِهَا النَّاسُ؟

فَقَالَ: أَخْبَرَنِي أَبِي عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ عَنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم:

مَنْ كَانَ نَاطِقاً فَكَانَ مَنْطِقُهُ لِغَيْرِ ذِكْرِ اللَّهِ عزوجل كَانَ لَاغِياً وَ مَنْ كَانَ صَامِتاً فَكَانَ صَمْتُهُ لِغَيْرِ ذِكْرِ اللهِ كَانَ سَاهِياً.

ثُمَّ سَكَتَ فَقَامَ الرَّجُلُ وَ انْصَرَفَ.

15- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنِ ابْنِ رِئَابٍ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام فَقُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! مَا تَقُولُ فِي الشَّطْرَنْج؟

فرمود: مجوس را برای اهل آن واگذارید، خداوند لعنتش کند!

14- محمد بن علی بن جعفر گوید: امام رضا علیه السلام فرمود:

مردی خدمت امام باقر علیه السلام آمد و عرض کرد: ای ابا جعفر! درباره شطرنجی که مردم با آن بازی می کنند چه می فرمایید؟

فرمود: پدرم امام سجاد علیه السلام از امام حسین علیه السلام به من خبر داد که امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمود: پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم فرمود: هر گوینده ای که سخنش برای غیر ذکر خداوند باشد، بیهوده گوی است و هرکس ساکت باشد و سکوتش برای غیر ذکر خداوند باشد، غافل است.

سپس امام باقر علیه السلام ساکت شد و آن مرد برخاست و رفت.

15- ابن رئاب گوید: خدمت امام صادق علیه السلام شرفیاب شدم و عرض کردم: فدایت شوم! درباره شطرنج چه می فرمایید؟

قَالَ: الْمُقَلَّبُ لَهَا كَالْمُقَلْبِ لَحْمَ الْخِنْزِيرِ.

فَقُلْتُ: مَا عَلَى مَنْ قَلَّبَ لَحْمَ الْخِنْزِيرِ؟

قَالَ: يَغْسِلُ يَدَهُ.

16- سَهْلُ بْنُ زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ سُلَيْمَانَ الْجَعْفَرِيِّ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السلام قَالَ:

الْمُطَّلِعُ فِي الشَّطْرَيحِ كَالْمُطَّلِعِ فِي النار.

17- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِي عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

نَهَى رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم عَنِ اللَّعِبِ بِالشَّطْرَنْجِ وَ النَّرْدِ.

ثمَّ كِتَابُ الأَشْرِبَهِ وَالْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ وَصَلَّى اللهُ عَلَى سَيِّدِنَا مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِينَ وَيَتْلُوهُ كِتَابُ الزِّى وَ التَّجَمُّلِ وَ الْمُرُوءَةِ إِنْ شَاءَ اللَّهُ تَعَالَى.

فرمود: کسی که به آن دست بزند همانند کسی است که به گوشت خوک دست زده است.

عرض کردم: کسی که به گوشت خوک دست زند چه حکمی بر اوست؟

فرمود: باید دستش را بشوید.

16- سلیمان جعفری گوید: امام رضا علیه السلام فرمود:

نگاه کننده به شطرنج مانند نگاه کننده به آتش جهنم است.

17- سکونی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم از بازی با شطرنج و نرد نهی فرمود.

پایان کتاب آشامیدنی ها، سپاس ها از آن خداوند پرورش دهنده جهانیان است و درود خدا بر سرورمان حضرت محمد و خاندان پاک او و ان شاء الله کتاب احکام پوشش و خودآرایی و جوانمردی آغاز خواهد شد

کتاب احکام پوشش، خود آرایی و جوانمردی (391- 624)

اشاره

كِتَابُ الزِّيِّ وَ التَّجَمُّلِ وَ الْمُرُوءَةِ

کتاب احکام پوشش، خود آرایی و جوانمردی.

بخش یکم

اشاره

(1)

بَابُ التَّجَمُّلِ وَإِظْهَارِ النِّعْمَةِ

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ يَحْيَى عَنْ جَدِّهِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدِ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام:

إِنَّ اللهَ جَمِيلٌ يُحِبُّ الْجَمَالَ وَ يُحِبُّ أَنْ يَرَى أَثَرَ النِّعْمَةِ عَلَى عَبْدِهِ.

2- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ رَفَعَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

إِذَا أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَى عَبْدِهِ بِنِعْمَةٍ فَظَهَرَتْ عَلَيْهِ سُمِّيَ حَبِيبَ اللَّهِ مُحَدِّثاً بِنِعْمَةِ اللَّهِ وَ إِذَا أَنْعَمَ اللهُ عَلَى عَبْدِ بِنِعْمَةٍ فَلَمْ تَظْهَرْ عَلَيْهِ سُمِّيَ بَغِيضَ اللَّهِ مُكَذِّباً بِنِعْمَةِ اللَّهِ.

3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ عُقْبَةَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ سَلَمَةَ بْنِ مُحَمَّدٍ بَيَّاعِ الْقَلَانِسِ قَالَ: مَرَّ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَلَى رَجُلٍ قَدِ ارْتَفَعَ صَوْتُهُ عَلَى رَجُلٍ يَقْتَضِيهِ شَيْئاً يَسِيراً.

خود آرایی و آشکار کردن نعمت

1- ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمود:

خداوند زیباست و زیبایی را دوست می دارد و دوست می دارد که اثر نعمت را در بنده خود ببیند.

2- علی بن محمد در روایت مرفوعه ای گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هرگاه خداوند بر بنده اش نعمتی دهد و آن نعمت در او ظاهر شود، نامیده می شود: «دوست خدا، گوینده نعمت خداوند» و هرگاه خداوند بر بنده ای نعمتی دهد و آن نعمت در او ظاهر نشود نامیده می شود: «دشمن خدا، تکذیب کننده نعمت خداوند».

3- سلمة بن محمد گوید:

امام صادق علیه السلام از کنار شخصی عبور نمود که صدایش را بر شخص دیگری بلند کرده بود و از او وام اندکی می خواست.

فَقَالَ:

بِكُمْ تُطَالِبُهُ؟

قَالَ: بِكَذَا وَكَذَا.

فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السلام: أَ مَا بَلَغَكَ أَنَّهُ كَانَ يُقَالُ: لَا دِينَ لِمَنْ لَا مُرُوءَةَ لَهُ.

4- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطِ عَمَّنْ رَوَاهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ:

إِذَا أَنْعَمَ اللهُ عَلَى عَبْدِهِ بِنِعْمَةٍ أَحَبَّ أَنْ يَرَاهَا عَلَيْهِ لِأَنَّهُ جَمِيلٌ يُحِبُّ الْجَمَالَ.

5- سَهْلُ بْنُ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ شَمُونٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَانِ عَنْ مِسْمَعِ بْنِ عَبْدِ الْمَلِكِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

أَبْصَرَ رَسُولُ اللهِ صلی الله علیه وسلم رَجُلاً شَعِتْاً شَعْرُ رَأْسِهِ وَسِخَةٌ ثِيَابُهُ سَيِّئَةٌ حَالُهُ فَقَالَ رَسُولُ الله صلی الله علیه وسلم:

مِنَ الدِّينِ الْمُتْعَةُ وَإِظْهَارُ النِّعْمَةِ .

به او فرمود: چه مقدار از او می خواهی؟

گفت: فلان مقدار.

فرمود: مگر به تو نرسیده است که گفته می شود: «کسی که جوانمردی ندارد، دین ندارد».

4- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هرگاه خداوند بر بنده اش نعمتی عطا کند دوست دارد که آن نعمت را در او ببیند؛ زیرا او زیباست و زیبایی را دوست می دارد.

5- مسمع بن عبد الملك گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

روزی پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم مردی را دید که مویش ژولیده، لباسش چرکین و حالش اسفناک بود.

فرمود: بهره بردن و آشکار کردن نعمت از دین است.

6- وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلی الله علیه وسلم:

بِئْسَ الْعَبْدُ الْقَاذُورَةُ.

7- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ وَهْبٍ قَالَ: رَآنِي أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام وَ أَنَا أَحْمِلُ بَقْلاً فَقَالَ:

يُكْرَهُ لِلرَّجُلِ السَّرِي أَن يَحْمِلَ الشَّيْءَ الدَّنِي فَيُجْتَرَأَ عَلَيْهِ.

8- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ حَدِيدٍ عَنْ مُرَازِمِ بْنِ حَكِيمٍ عَنْ عَبْدِ الْأَعْلَى مَوْلَى آلِ سَامِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام: إِنَّ النَّاسَ يَرْوُونَ أَنَّ لَكَ مَالاً كَثِيراً.

فَقَالَ: مَا يَسُوؤُنِي ذَاكَ إِنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام مَرَّ ذَاتَ يَوْمٍ عَلَى نَاسٍ شَتَّى مِنْ قُرَيْشٍ وَعَلَيْهِ قَمِيصٌ مُخَرَّقٌ فَقَالُوا: أَصْبَحَ عَلِيٌّ لَا مَالَ لَهُ. فَسَمِعَهَا أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام فَأَمَرَ الَّذِي يَلِي صَدَقَتَهُ أَنْ يَجْمَعَ تَمْرَهُ وَ لَا يَبْعَثَ إِلَى إِنْسَانٍ شَيْئاً وَ أَنْ يُوَفِّرَهُ، ثُمَّ قَالَ لَهُ:

6- مسمع بن عبد الملك گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم فرمود:

انسان بداخلاق و بد معاشرت چه بنده بدی است!

7- معاوية بن وهب گوید: روزی امام صادق علیه السلام مرا در حالی که با خود سبزی حمل می کردم دید.

فرمود: برای شخص آبرومند کراهت دارد که چیز بی ارزشی را حمل کند تا دیگران بر او جرأت یابند.

8- عبد الأعلی مولی آل سام گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم مردم می گویند: شما مال زیادی دارید.

فرمود: این سخن مرا ناراحت نمی کند. به راستی که روزی امیر مؤمنان علی علیه السلام از کنار گروهی از قریش عبور نمود درحالی که پیراهن پاره ای بر تن آن حضرت بود. آنان گفتند: «علی مالی ندارد».

امیرمؤمنان علی علیه السلام سخن آنان را شنید از این رو به مأمور پرداخت صدقه دستور داد که خرماها را جمع آوری کند و چیزی از آنها را به کسی ندهد تا انبوه و فراوان گردد. آنگاه به او فرمود:

بِعْهُ الْأَوَّلَ فَالْأَوَّلَ وَ اجْعَلْهَا دَرَاهِمَ ثُمَّ اجْعَلْهَا حَيْثُ تَجْعَلُ التَّمْرَ فَاكْبِسْهُ مَعَهُ حَيْثُ لَا يُرَى.

وَ قَالَ لِلَّذِي يَقُومُ عَلَيْهِ: إِذَا دَعَوْتُ بِالتَّمْرِ فَاصْعَدْ وَ انْظُرِ الْمَالَ فَاضْرِبْهُ جُلِكَ كَأَنَّكَ لَا تَعْمِدُ الدَّرَاهِمَ حَتَّى تَنْثُرَهَا.

ثُمَّ بَعَثَ إِلَى رَجُلٍ مِنْهُمْ يَدْعُوهُمْ ثُمَّ دَعَا بِالتَّمْرِ فَلَمَّا صَعِدَ يَنْزِلُ بِالتَّمْرِ ضَرَبَ بِرِجْلِهِ فَتُثِرَتِ الدَّرَاهِمُ فَقَالُوا: مَا هَذَا؟ يَا أَبَا الْحَسَنِ!

فَقَالَ: هَذَا مَالُ مَنْ لَا مَالَ لَهُ.

ثُمَّ أَمَرَ بِذَلِكَ الْمَالِ فَقَالَ: انْظُرُوا أَهْلَ كُلِّ بَيْتٍ كُنْتُ أَبْعَثُ إِلَيْهِمْ فَانْظُرُوا مَالَهُ وَ ابْعَثُوا إِلَيْهِ.

9- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ رَفَعَهُ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام:

إِنِّي لَأَكْرَهُ لِلرَّجُلِ أَنْ يَكُونَ عَلَيْهِ نِعْمَةٌ مِنَ اللَّهِ فَلَا يُظْهِرَهَا.

خرماها را یکی پس از دیگری بفروش و تبدیل به درهم کن. سپس آن درهم ها را در جایی که خرما را می نهادی بگذار و آن را همراه خرماها در جایی بگذار که دیده نشود.

و به کسی که مسئول خرماها بود فرمود: هرگاه از تو خرما خواستم، بالا برو و به پول ها نظاره کن و آن را طوری با پایت لگد بزن که گویا توجهی به پول ها نداری تا پول ها را پراکنده کنی.

سپس شخصی را نزد یکی از آن قریشی ها فرستاد و آنان را دعوت نمود. پس زمانی که مسئول خرماها بالا رفت تا خرما را بیاورد با پایش لگد زد و درهم ها پخش شدند.

قریشی ها گفتند: ای ابا الحسن! این چیست؟

فرمود: این اموال کسی است که اموالی ندارد!

سپس درباره آن پول ها فرمان داد و فرمود: هر خانواده ای را که من برای آنان خرما می فرستادم در نظر بگیرید و سهم او را برایش بفرستید.

9- ابن ابی عمیر در روایت مرفوعه ای گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

من مکروه می دارم که به انسانی نعمتی از جانب خدا برسد و او آن را آشکار نکند.

10- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ يَحْيَى عَنْ جَدِّهِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام:

لِيَتَزَيَّنْ أَحَدُكُمْ لِأَخِيهِ الْمُسْلِمِ كَمَا يَتَزَيَّنُ لِلْغَرِيبِ الَّذِي يُحِبُّ أَنْ يَرَاهُ فِي أَحْسَنِ الْهَيْئَةِ.

11- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالِ جَمِيعاً عَنْ يُونُسَ بْنِ يَعْقُوبَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: بَلَغَ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام أَنَّ طَلْحَةَ وَالزُّبَيْرَ يَقُولَانِ: لَيْسَ لِعَلِى مَالٌ.

[قَالَ فَشَقَّ] ذَلِكَ عَلَيْهِ فَأَمَرَ وَكَلَاءَهُ أَنْ يَجْمَعُوا غَلَّتَهُ حَتَّى إِذَا حَالَ الْحَوْلُ أَتَوْهُ وَ قَدْ جَمَعُوا مِنْ ثَمَنِ الْغَلَّةِ مِائَةَ أَلْفِ دِرْهَم فَنُشِرَتْ بَيْنَ يَدَيْهِ فَأَرْسَلَ إِلَى طَلْحَةَ وَالزُّبَيْرِ فَأَتَيَاهُ فَقَالَ لَهُمَا:

هَذَا الْمَالُ وَاللهِ لِي لَيْسَ لِأَحَدٍ فِيهِ شَيْءٌ وَكَانَ عِنْدَهُمَا مُصَدَّقاً.

قَالَ: فَخَرَجَا مِنْ عِنْدِهِ وَ هُمَا يَقُولَانِ: إِنَّ لَهُ لَمَالاً.

10- ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمود:

هر کدام از شما باید خود را برای برادر مسلمانش بیاراید؛ همان طور که خود را برای شخص غریبی که دوست دارد آن شخص او را در بهترین حالت ببیند، می آراید.

11- ابو بصیر گوید:

به امیرمؤمنان علی علیه السلام رسید که طلحه و زبیر می گویند: «علی اموال ندارد».

این سخن بر حضرت علیه السلام گران آمد به وکیلان خود دستور فرمود که غله ایشان را جمع آوری کنند تا این که یک سال گذشت. وکیلان در حالی که از پول غله، صد هزار در هم جمع کرده بودند نزد آن حضرت آمدند و پول ها در مقابل حضرت پخش کردند. آن گاه حضرت به دنبال طلحه و زبیر فرستاد. طلحه و زبیر نزد حضرت آمدند.

حضرت به آن دو فرمود: به خدا سوگند! این مال از آن من است و هیچ کس در آن سهمی ندارد.

و حضرت علیه السلام نزد طلحه و زبیر مورد تصدیق بود.

آنان از نزد حضرت بیرون آمدند درحالی که می گفتند: به راستی او ثروتمند است!

12- عَنْهُ عَنِ ابْنِ فَضَّالِ وَ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ يُونُسَ بْنِ يَعْقُوبَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

إِنَّ أُناساً بِالْمَدِينَةِ قَالُوا لَيْسَ لِلْحَسَنِ علیه السلام مَالٌ.

فَبَعَثَ الْحَسَنُ علیه السلام إِلَى رَجُلٍ بِالْمَدِينَةِ فَاسْتَقْرَضَ مِنْهُ أَلْفَ دِرْهَمٍ وَ أَرْسَلَ بِهَا إِلَى الْمُصَدِّقِ وَ قَالَ: هَذِهِ صَدَقَةُ مَالِنَا.

فَقَالُوا: مَا بَعَثَ الْحَسَنُ علیه السلام بِهَذِهِ مِنْ تِلْقَاءِ نَفْسِهِ إِلَّا وَ لَهُ مَالٌ.

13- عَنْهُ عَنْ عَلِيِّ بْنِ حَدِيدٍ عَنْ مُرَازِمِ بْنِ حَكِيمٍ عَنْ عَبْدِ الْأَعْلَى مَوْلَى آلِ سَامٍ قال:

إِنَّ عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ علیهما السلام اشْتَدَّتْ حَالُهُ حَتَّى تَحَدَّثَ بِذَلِكَ أَهْلُ الْمَدِينَةِ فَبَلَغَهُ ذَلِكَ فَتَعَيَّنَ أَلْفَ دِرْهَم ثُمَّ بَعَثَ بِهَا إِلَى صَاحِبِ الْمَدِينَةِ وَ قَالَ: هَذِهِ صَدَقَةُ مَالِي.

14- عَنْهُ عَنْ أَحْمَدُ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ أَبِي شُعَيْبِ الْمَحَامِلِي عَنْ أَبِي هَاشِمٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

12- ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: گروهی در مدینه گفتند: امام حسن علیه السلام ثروتی ندارد.

امام حسن علیه السلام شخصی را نزد مردی در مدینه فرستاد و از او هزار درهم قرض گرفت و آن را نزد مسئول صدقه فرستاد و فرمود: این صدقه اموال ماست.

مردم گفتند: این را امام حسن علیه السلام از جانب خود نفرستاده است، مگر آنکه حتماً ثروتی دارد.

13- عبد الاعلى مولی آل سام گوید:

امام سجاد علیه السلام دچار تنگدستی شد به حدی که مردم مدینه از آن سخن می گفتند. این خبر به امام علیه السلام رسید. حضرت هزار درهم معین نمود و آن را نزد حاکم مدینه فرستاد و فرمود: این صدقه اموال من است.

14- یکی از اصحاب ما گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

إِنَّ اللَّهَ عزوجل يُحِبُّ الْجَمَالَ وَ التَّجَمُلَ وَيُبْغِضُ الْبُؤْسَ وَ التَّبَاؤُسَ.

15- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَسْلَمَ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ بُرَيْدِ بْن مُعَاوِيَةَ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام لِعُبَيْدِ بْن زِيَادٍ.

إِظْهَارُ النِّعْمَةِ أَحَبُّ إِلَى اللهِ مِنْ صِيَانَتِهَا ، فَإِيَّاكَ أَنْ تَتَزَيَّنَ إِلَّا فِي أَحْسَنِ زِيِّ قَوْمِكَ.

قَالَ: فَمَا رُئِيَ عُبَيْدُ إِلَّا فِي أَحْسَنِ زِيٌّ قَوْمِهِ حَتَّى مَاتَ.

بخش دوم

اشاره

(2)

بَابُ الرِّبَاسِ

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ جُنْدَبٍ عَنْ سُفْيَانَ بْنِ السَّمْطِ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام يَقُولُ:

الثَّوْبُ النَّقِيُّ يَكْبِتُ الْعَدُوَّ.

به راستی که خداوند زیبایی و خودآرایی را دوست دارد و تیره بختی و تظاهر به آن را دشمن می دارد.

15- برید بن معاویه گوید: امام صادق علیه السلام به عبید بن زیاد فرمود:

آشکار کردن نعمت نزد خداوند از نگهداری آن محبوبتر است. فقط با بهترین پوشش قوم خویش خود را بیارا.

برید گوید: پس از آن عبید جز در بهترین پوشش قوم خود دیده نشد تا این که وفات نمود.

لباس

1- سفیان بن سمط گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

لباس تمیز، دشمن را خوار می کند.

2- أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ النَّضْرِ عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:

لَبِسَ رَسُولُ اللهِ صلی الله علیه وسلم الطَّاقَ وَ السَّاجَ وَالْخَمَائِصَ.

3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم:

من اتَّخَذَ ثَوْباً فَلْيُنَظُفْهُ.

4- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ الْجَامُورَانِيِّ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام: يَكُونُ لِلْمُؤْمِنِ عَشَرَةُ أَقْمِصَةٍ؟

قَالَ: نَعَمْ.

قُلْتُ: عِشْرُونَ؟

قَالَ: نَعَمْ.

2- جابر گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:

پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم لباس های گران قیمت «طاق»، «ساج» (روپوش سیاه) و «خميصه» (پالتوی سبز رنگ) می پوشید.

3- سکونی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم فرمود: هرکس لباس می خرد باید آن را تمیز نگه دارد.

4- اسحاق بن عمار گوید: به امام صادق علیه السلام گفتم: مؤمن ده پیراهن می تواند داشته باشد؟

فرمود: آری.

گفتم: بیست تا هم می تواند داشته باشد؟

فرمود: آری.

قُلْتُ: ثَلَاثُونَ؟

قَالَ: نَعَمْ لَيْسَ هَذَا مِنَ السَّرَفِ إِنَّمَا السَّرَفُ أَنْ تَجْعَلَ ثَوْبَ صَوْنِكَ تَوْبَ بِذْلَتِكَ.

5- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيَّ الْوَشَّاءِ قَالَ: سَمِعْتُ الرَّضَا علیه السلام يَقُولُ:

كَانَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ علیهما السلام يَلْبَسُ ثَوْبَيْنِ فِي الصَّيْفِ يُشْتَرَيَانِ بِخَمْسِمِائَةِ دِرْهَم.

6- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ يَحْيَى بْنِ أَبِي الْعَلَاءِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

بَعَثَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام عَبْدَ اللهِ بْنَ الْعَبَّاسِ إِلَى ابْنِ الْكَوَّاءِ وَ أَصْحَابِهِ وَ عَلَيْهِ قَمِيصٌ رَقِيقٌ وَ حُلَّةٌ فَلَمَّا نَظَرُوا إِلَيْهِ قَالُوا: يَا ابْنَ عَبَّاسٍ! أَنْتَ خَيْرُنَا فِي أَنْفُسِنَا وَأَنْتَ تَلْبَسُ هَذَا اللُّبَاسَ؟!

گفتم: سی تا چطور؟

فرمود: آری، این اسراف نیست، اسراف این است که لباس بیرونی ات را لباس خانگی خود قرار دهی.

5- حسن بن علی و شاء گوید: امام رضا علیه السلام فرمود:

امام سجاد علیه السلام در تابستان دو لباس می پوشید که آنها را به قیمت پانصد درهم خریداری نموده بود.

6- یحیی بن ابو علاء گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

امیرمؤمنان علی علیه السلام عبد الله بن عبّاس را نزد ابن کواء و یارانش فرستاد در حالی که پیراهنی نازک و یک حله بر تن عبدالله بود.

هنگامی که آنان عبدالله را مشاهده کردند گفتند: ای ابن عبّاس تو بهترین ما در بین خودمان هستی و تو این لباس را می پوشی؟!

فَقَالَ: وَ هَذَا أَوَّلُ مَا أَخَاصِمُكُمْ فِيهِ: (قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالطَّيِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ) وَ قَالَ: (خُذُوا زِينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ).

7- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ صَفْوَانَ عَنْ يُوسُفَ بْنِ إِبْرَاهِيمَ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام وَ عَلَيَّ جُبَّةٌ خَزْ وَ طَيْلَسَانُ خَرٌ فَنَظَرَ إِلَيَّ فَقُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! عَلَيَّ جُبَّةُ خَزَ وَ طَيْلَسَانُ خَزَ فَمَا تَقُولُ فِيهِ؟

فَقَالَ: وَ مَا بَأْسُ بِالْخَز.

قُلْتُ: وَ سَدَاهُ إِبْرِيسَمٌ.

قَالَ: وَ مَا بَأْسٌ بِإِبْرِيسَم فَقَدْ أُصِيبَ الْحُسَيْنُ علیه السلام وَ عَلَيْهِ جُبَّةٌ خَرٍ.

ثُمَّ قَالَ: إِنَّ عَبْدَ اللَّهِ بْنَ عَبَّاسٍ لَمَّا بَعَثَهُ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام إِلَى الْخَوَارِجِ فَوَاقَفَهُمْ لَبِسَ أَفْضَلَ ثِيَابِهِ وَ تَطَيَّبَ بِأَفْضَلِ طِيبِهِ َو رَكِبَ أَفْضَلَ مَرَاكِبِهِ فَخَرَجَ فَوَاقَفَهُمْ فَقَالُوا: يَا ابْنَ عَبَّاسٍ ! بَيْنَا أَنْتَ أَفْضَلُ النَّاسِ إِذَا أَتَيْتَنَا فِي لِبَاسِ الْجَبَابِرَةِ وَمَرَاكِبِهِمْ.

عبدالله گفت: این نخستین موردی است که درباره آن با شما مخاصمه می نمایم؛ چرا که خدا می فرماید: «بگو چه کسی زینت های الهی را که برای بندگان خود آفریده و روزی های پاکیزه را حرام کرده است».

و هم چنین می فرماید: «زینت خود را به هنگام رفتن به مسجد با خود برداردید».

7- يوسف بن ابراهیم گوید: خدمت امام صادق علیه السلام شرفیاب شدم در حالی که لباس و عبایی از خز بر تنم بود. حضرت علیه السلام به من نگاه نمود.

من عرض کردم: قربانت شوم! بر تن من لباس و عبایی از خز است؛ شما در این خصوص چه می فرمایید؟

فرمود: ایرادی بر خز نیست.

عرض کردم حاشیه آن ابریشم است.

فرمود: لباس ابریشمی ایراد ندارد؛ به راستی که امام حسین علیه السلام در حالی به شهادت رسید که لباسی از خز بر تن داشت.

سپس فرمود: هنگامی که امیرمؤمنان على علیه السلام عبد الله بن عباس را به سوی خوارج فرستاد بهترین لباس هایش را پوشید از بهترین عطر استفاده نمود و بر بهترین مرکب خود سوار شد. آن گاه خارج شد و در مقابل خوارج ایستاد.

خوارج گفتند: ای ابن عبّاس! تو بهترین مردم هستی؛ ولی در لباس ستمکاران و مرکب های آنان نزد ما آمده ای!

فَتَلَا عَلَيْهِمْ هَذِهِ الْآيَةَ: (قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَ الطَّيِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ) فَالْبَسْ وَ تَجَمَّلْ فَإِنَّ اللهَ جَمِيلٌ يُحِبُّ الْجَمَالَ وَ ليَكُنْ مِنْ حَلَالٍ.

8- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ بُنْدَارَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِي رَفَعَهُ قَالَ: مَرَّ سُفْيَانُ الثَّوْرِيُّ فِي الْمَسْجِدِ الْحَرَام فَرَأَى أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام وَ عَلَيْهِ ثِيَابٌ كَثِيرَةُ الْقِيمَةِ حِسَانٌ فَقَالَ: وَ اللَّهِ لأَتِيَنَّهُ وَلَا وَتَخَنَّهُ.

فَدَنَا مِنْهُ فَقَالَ: يَا ابْنَ رَسُولِ اللهِ! مَا لَبِسَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم مِثْلَ هَذَا اللُّبَاسِ وَ لَا عَلِيٌّ علیه السلام وَ لَا أَحَدٌ مِنْ آبَائِكَ.

فَقَالَ لَهُ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السلام: كَانَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم فِي زَمَانِ قَتْرِ مُقْتِرِ وَ كَانَ يَأْخُذُ لِقَتْرِهِ وَ اقْتِدَارِهِ وَ إِنَّ الدُّنْيَا بَعْدَ ذَلِكَ أَرْخَتْ عَزَالِيَهَا فَأَحَقُّ أَهْلِهَا بِهَا أَبْرَارُهَا.

ثُمَّ تلَا: (قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَ الطَّيِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ) وَ نَحْنُ أَحَقُّ مَنْ أَخَذَ مِنْهَا مَا أَعْطَاهُ اللهُ غَيْرَ أَنَّى يَا ثَوْرِيُّ ! مَا تَرَى عَلَيَّ مِنْ ثَوْبٍ إِنَّمَا أَلْبَسُهُ لِلنَّاسِ.

پس ابن عباس این آیه را بر آنان تلاوت نمود که: «بگو چه زینت های الهی را که خدا بر بندگانش آفریده و روزی های پاکیزه را حرام نموده است؟».

امام صادق علیه السلام فرمود: پس لباس بپوش و خود را بیارای که خداوند زیباست و زیبایی را دوست دارد؛ اما تهیه این لباس باید از راه حلال باشد.

8- محمد بن علی در روایت مرفوعه ای گوید: روزی سفیان ثوری از مسجد الحرام می گذشت. دید امام صادق علیه السلام لباس های گران قیمت و زیبایی بر تن دارد.

سفیان گفت: به خدا قسم! اکنون نزد او می روم و او را توبیخ می کنم.

به حضرت نزدیک شد و گفت: ای پسر پیامبر خدا! نه پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم و نه على علیه السلام و نه هیچ کدام از پدران شما چنین لباسی را نپوشیدند.

امام صادق علیه السلام به او فرمود: پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم در زمان سخت و تنگدستی زندگی می کرد و به اندازه سختی و تنگدستی خود بر می داشت و دنیا بعد از ایشان نعمت های خود را آشکار نمود، پس سزاوارترین اهل دنیا نسبت به نعمت های آن، نیکان روزگار هستند. آنگاه این آیه را تلاوت نمود و فرمود: «بگو چه کسی زینت های الهی که خداوند برای بندگانش آفریده و روزی های پاکیزه را حرام نموده است؟!» و ما سزاوارترین افرادی هستیم که از دنیا آن چه را که خداوند عطا کرده دریافت کنیم. علاوه بر این ای ثوری لباسی را که بر تن من می بینی برای مردم پوشیده ام.

ثُمَّ اجْتَذَبَ يَدَ سُفْيَانَ فَجَرَّهَا إِلَيْهِ ثُمَّ رَفَعَ الثَّوْبَ الْأَعْلَى وَأَخْرَجَ ثَوْباً تَحْتَ ذَلِكَ عَلَى جِلْدِهِ غَلِيظًا فَقَالَ : هَذَا أَلْبَسُهُ لِنَفْسِي وَ مَا رَأَيْتَهُ لِلنَّاسِ.

ثُمَّ جَذَبَ ثَوْباً عَلَى سُفْيَانَ أَعْلَاهُ غَلِيظٌ خَشِنٌ وَ دَاخِلُ ذَلِكَ ثَوْبٌ لَيْنٌ فَقَالَ: لَبِسْتَ هَذَا الْأَعْلَى لِلنَّاسِ وَ لَبِسْتَ هَذَا لِنَفْسِكَ تَسُرُّهَا.

9- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام يَقُولُ:

بَيْنَا أَنَا فِي الطَّوَافِ وَ إِذَا بِرَجُلِ يَجْذِبُ ثَوْبِي وَإِذَا هُوَ عَبَّادُ بْنُ كَثِيرِ الْبَصْرِيُّ فَقَالَ: يَا جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ تَلْبَسُ مِثْلَ هَذِهِ الشَّيَابِ وَأَنْتَ فِي هَذَا الْمَوْضِعِ مَعَ الْمَكَانِ الَّذِي أَنْتَ فِيهِ مِنْ عَلِي علیه السلام؟!

فَقُلْتُ: ثَوْبٌ فُرْقَبِيُّ اشْتَرَيْتُهُ بِدِينَارٍ وَكَانَ عَلِيٌّ علیه السلام فِي زَمَانٍ يَسْتَقِيمُ لَهُ مَا لَبِسَ فِيهِ وَ لَوْ لَبِسْتُ مِثْلَ ذَلِكَ اللُّبَاسِ فِي زَمَانِنَا لَقَالَ النَّاسُ: هَذَا مُرَاءٍ مِثْلُ عَبَّادٍ .

سپس دست سفیان را گرفت و به سوی خود کشید آن گاه لباس بالایی را کنار زد و زیر آن، لباس خشنی بود که روی پوست حضرت قرار داشت و فرمود: این لباس را به خاطر خودم می پوشم و آن لباسی که تو دیدی به خاطر مردم.

سپس لباسی را که بر تن سفیان بود کشید. بالای آن لباسی ضخیم و خشنی بود و از زیر لباسی نرم پوشیده بود. فرمود: تو آن لباس رویی را برای مردم پوشیدی و این لباس زیر را برای خود مخفیانه پوشیده ای.

9- عبد الله بن سنان گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

در اثنایی که مشغول طواف بودم مردی لباسم را می کشید دیدم عباد بن كثير بصری بود. گفت: ای جعفر بن محمّد! تو چنین لباس ها را می پوشی با آن جایگاه و نسبتی که با على علیه السلام داری؟!

گفتم: این لباسی «فرقبی» (1)است که آن را به یک دینار خریده ام. علی علیه السلام در دورانی بود که هر لباسی می پوشید برایش ممکن بود. اگر من آن لباس ها را در این زمان بپوشم مردم خواهند گفت این مرد مانند عباد، ریاکار است.


1) فرقبی لباسی مصری سفید رنگ و از کتان است.

10- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السلام عَنِ الرَّجُلِ يَكُونُ لَهُ عَشَرَةُ أَقْمِصَةٍ يُرَاوِحُ بَيْنَهَا قَالَ: لَا بَأْسَ .

11- وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام: يَكُونُ لِي ثَلَاثَةُ أَقْمِصَة.

قَالَ: لَا بَأْسَ.

قَالَ: فَلَمْ أَزَلْ حَتَّى بَلَغْتُ عَشَرَةً.

فَقَالَ: أَلَيْسَ يُوَدِّعُ بَعْضُهَا بَعْضاً؟

قُلْتُ: بَلَى وَ لَوْ كُنْتُ إِنَّمَا أَلْبَسُ وَاحِداً لَكَانَ أَقَلَّ بَقَاءُ.

قَالَ: لَا بَأْسَ.

10- اسحاق بن عمّار گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: مردی ده پیراهن دارد که هر نوبت یکی از آنان را می پوشد. این چه حکمی دارد؟

فرمود: ایرادی ندارد.

11- اسحاق بن عمّار گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: من سه پیراهن دارم.

فرمود: ایرادی ندارد.

اسحاق گوید: من همین طور ادامه دادم تا این که تا ده پیراهن را شمردم.

فرمود: مگر پیراهن های خود را نوبتی نمی پوشی؟

عرض کردم: آری، اما اگر من فقط یک لباس بپوشم ماندگاری آن کمتر خواهد بود.

فرمود: ایرادی ندارد.

12- عَنْهُ عَنْ نُوحٍ بْنِ شُعَيْبٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ : سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ الْمُوسِرِ يَتَّخِذُ الثَّيَابَ الْكَثِيرَةَ الْجِيَادَ وَ الطَّيَالِسَةَ وَ الْقُمُصَ الْكَثِيرَةَ يَصُونُ بَعْضُهَا بَعْضاً يَتَجَمَّلُ بِهَا أَ يَكُونُ مُسْرِفاً؟

قَالَ: لَا، لأَنَّ اللَّهَ عزوجل يَقُولُ: (لِيُنْفِقْ ذُو سَعَةٍ مِنْ سَعَتِهِ).

13- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِيِّ عَنِ ابْنِ الْقَدَّاحِ قَالَ:

كَانَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السلام مُتَّكِناً عَلَيَّ - أَوْ قَالَ: عَلَى أَبِي - فَلَقِيَهُ عَبَّادُ بْنُ كَثِيرِ الْبَصْرِيُّ وَ عَلَيْهِ ثِيَابٌ مَرْوِيَّةٌ حِسَانٌ فَقَالَ: يَا أَبَا عَبْدِ اللهِ! إِنَّكَ مِنْ أَهْلِ بَيْتِ النُّبُوَّةِ وَ كَانَ أَبُوكَ وَكَانَ فَمَا هَذِهِ الثَّيَابُ الْمَرْوِيَّةُ عَلَيْكَ؟! فَلَوْ لَبِسْتَ دُونَ هَذِهِ الثِّيَابِ.

فَقَالَ لَهُ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السلام: وَيْلَكَ يَا عَبَّادُ! (مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَ الطَّيِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ)؛ إِنَّ اللهَ عزوجل إِذَا أَنْعَمَ عَلَى عَبْدِهِ نِعْمَةً أَحَبَّ أَنْ يَرَاهَا عَلَيْهِ لَيْسَ بِهَا بَأْسٌ وَيْلَكَ يَا عَبَّادُ! إِنَّمَا أَنَا بَضْعَةٌ مِنْ رَسُولِ اللهِ صلی الله علیه وسلم فَلَا تُؤْذِنِي.

12- راوی گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: مردی توانگر، لباس های گران قیمت فراوانی، پالتو و پیراهن های زیادی می گیرد که به نوبت از آن استفاده می کند و خود را می آراید، آیا اسراف کار خواهد بود؟

فرمود: نه؛ زیرا خداوند متعال می فرماید: «صاحب مال باید از اموالش هزینه کند».

13- ابن قداح گوید: روزی امام صادق علیه السلام بر من یا پدرم، تکیه داده بود و لباس های نرم و زیبایی بر تن داشت که عباد بن کثیر بصری به ایشان برخورد نمود.

عباد گفت: ای ابا عبدالله! شما از خاندان نبوّت هستید و پدر شما چنین و چنان بود. پس این لباس های نرم چیست؟ کاش لباس های دیگری می پوشیدید.

امام صادق علیه السلام به او فرمود: ای عباد! وای بر تو! «چه کسی زینت های الهی که خداوند برای بندگانش بیرون آورده و روزی های پاکیزه را حرام نمود؟!». به راستی که هرگاه خداوند نعمتی به بنده اش ارزانی دارد دوست دارد آن را در او ببیند. پس لباس من ایرادی ندارد. وای بر تو ای عباد! همانا که من پاره تن پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم هستم؛ مرا اذیت نکن.

وَ كَانَ عَبَّادٌ يَلْبَسُ ثَوْبَيْنِ قِطْرِيَّيْنِ.

14- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ يَحْيَى عَنْ جَدِّهِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدِ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام:

النَّظِيفُ مِنَ الشَّيَابِ يُذْهِبُ الْهَمَّ وَ الْحَزَنَ وَ هُوَ طَهُورٌ لِلصَّلَاةِ.

15- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ قَالَ : كُنْتُ حَاضِراً عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام إِذْ قَالَ لَهُ رَجُلٌ: أَصْلَحَكَ اللَّهُ ذَكَرْتَ أَنَّ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ علیه السلام كَانَ يَلْبَسُ الْخَشِنَ يَلْبَسُ الْقَمِيصَ بِأَرْبَعَةِ دَرَاهِمَ وَ مَا أَشْبَهَ ذَلِكَ وَ نَرَى عَلَيْكَ اللُّبَاسَ الْجَيَّدَ.

قَالَ: فَقَالَ لَهُ: إِنَّ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ علیه السلام كَانَ يَلْبَسُ ذَلِكَ فِي زَمَانٍ لَا يُنْكَرُ وَ لَوْ لَبِسَ مِثْلَ ذَلِكَ الْيَوْمَ لَشْهِرَ بِهِ فَخَيْرُ لِبَاسِ كُلِّ زَمَانٍ لِبَاسُ أَهْلِهِ غَيْرَ أَنَّ قَائِمَنَا إِذَا قَامَ لَبِسَ لِبَاسَ عَلِيَّ علیه السلام وَ سَارَ بِسِيرَتِهِ.

ابن قداح گوید: عباد دو لباس «قطری» (1)می پوشید.

14- ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمود:

لباس تمیز غم و اندوه را از بین می برد و آن به سان وضو برای نماز است.

15- حماد بن عثمان گوید: خدمت امام صادق علیه السلام حضور داشتم. ناگاه مردی به ایشان گفت: خداوند کارهای شما را اصلاح کند! شما بیان نمودید که علی بن ابی طالب علیه السلام لباس خشن و پیراهن چهار درهمی و مانند آن می پوشید و بر تن شما لباس فاخر و مرغوب می بینم!

حضرت علیه السلام به او فرمود: به راستی که علی بن ابی طالب علیه السلام در دورانی چنین لباسی می پوشید که زشت و ناشناخته محسوب نمی شد و اگر آن لباس ها را در این دوران می پوشید به آن شهرت می یافت. پس بهترین لباس هر زمانی، لباس اهل آن زمان است. جز این که آن گاه که قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف ما هنگامی که قیام کند، لباس علی علیه السلام را می پوشد و به روش

ایشان عمل می کند.


1) قطری. منسوب به قطران منطقه ای در کوفه.

16- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطِ عَمَّنْ رَوَاهُ عَنْ عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ: لَا بَأْسَ أَنْ يَكُونَ لِلرَّجُل عِشْرُونَ قَمِيصاً.

بخش سوم

اشاره

(3)

بَابُ كَرَاهِيَةِ الشَّهْرَةِ

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ الْخَزَّازِ عَنْ عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ:

إِنَّ اللهَ تَبَارَكَ وَتَعَالَى يُبْغِضُ شُهْرَةَ اللُّبَاسِ.

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ أَبِي إِسْمَاعِيلَ السَّرَّاج عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

كَفَى بِالْمَرْءِ خَزْيِاً أَنْ يَلْبَسَ ثَوْباً يَشْهَرُهُ أَوْ يَرْكَبَ دَابَّةٌ تَشْهَرُهُ.

16 - راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

ایرادی ندارد که انسان بیست پیراهن داشته باشد.

کراهت لباس شهرت

1- ابو ایوب خزاز گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

به راستی که خداوند تبارک و تعالی لباس شهرت را دشمن می دارد.

2- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

همین رسوایی برای انسان کافی است که لباسی بپوشد یا سوار بر مرکبی شود که او را انگشت نما کند.

3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

الشَّهْرَةُ خَيْرُهَا وَ شَرُّهَا فِي النَّار.

4- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي الْجَارُودِ عَنْ أَبِي سَعِيدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ علیه السلام قَالَ:

مَنْ لَبِسَ ثَوْباً يَشْهَرُهُ كَسَاهُ اللَّهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ ثَوْباً مِنَ النَّارِ.

بخش چهارم

اشاره

(4)

بَابُ لِبَاسِ الْبَيَاضِ وَ الْقُطْنِ

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالِ عَنِ ابْنِ الْقَدَّاحِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم:

الْبَسُوا الْبَيَاضَ فَإِنَّهُ أَطْيَبُ وَأَطْهَرُ وَكَفِّنُوا فِيهِ مَوْتَاكُمْ.

3- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

خوب و بد شهرت در آتش دوزخ است.

4- ابو سعید گوید: امام حسین علیه السلام فرمود:

هرکس لباسی بپوشد که او را انگشت نما کند، خداوند در روز قیامت لباسی از آتش بر او می پوشاند.

لباس سفید و پنبه ای

1- ابن قداح :گوید امام صادق علیه السلام فرمود: پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم فرمود:

لباس های سفید بپوشید؛ زیرا تمیزتر و پاکیزه تر است و هم چنین اموات خود را در لباس های سفید کفن نمایید.

2- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِقٍ عَنْ مُثَنَّى الْحَنَّاطِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم:

الْبَسُوا الْبَيَاضَ؛ فَإِنَّهُ أَطْيَبُ وَأَطْهَرُ وَ كَفَّنُوا فِيهِ مَوْتَاكُمْ.

3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللهِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ صَفْوَانَ الْجَمَّالِ قَالَ: حُمِلَتْ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السلام الْحَمْلَةَ الثَّانِيَةَ إِلَى الْكُوفَةِ وَ أَبُو جَعْفَرٍ الْمَنْصُورُ بِهَا.

فَلَمَّا أَشْرَفَ عَلَى الْهَاشِمِيَّةِ مَدِينَةٍ أَبِي جَعْفَرٍ أَخْرَجَ رِجْلَهُ مِنْ غَرْزِ الرِّجْلِ ثُمَّ نَزَلَ وَ دَعَا بِبَغْلَةٍ شَهْبَاءَ وَ لَبِسَ ثِيَابَ بِيضِ وَ كُمَّةً بَيْضَاءَ فَلَمَّا دَخَلَ عَلَيْهِ قَالَ لَهُ أَبُو جَعْفَرٍ: لَقَدْ تَشَبَّهْتَ بِالْأَنْبِيَاءِ.

فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السلام: وَ أَنَّى تُبَعَدُنِي مِنْ أَبْنَاءِ الْأَنْبِيَاءِ؟!

فَقَالَ: لَقَدْ هَمَمْتُ أَنْ أَبْعَثَ إِلَى الْمَدِينَةِ مَنْ يَعْقِرُ نَخْلَهَا وَيَسْبِى ذُرِّيَّتَهَا.

فَقَالَ: وَ لِمَ ذَلِكَ؟ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ!

2- مثنى بن حناط نیز نظیر روایت پیشین را از امام صادق علیه السلام نقل می کند.

3- صفوان جمّال گوید: در زمان خلافت منصور دوانیقی، برای مرتبه دوم امام صادق علیه السلام را به کوفه احضار کردند. هنگامی که به شهرك هاشمیه؛ شهرک منصور رسیدیم، حضرت پیاده شد و استر سیاه و سفیدی طلب نمود و لباس های سفیدی پوشید و کلاه گرد سفیدی بر سر گذاشت. هنگامی که آن حضرت بر منصور وارد شد، منصور به ایشان گفت: به راستی که شبیه پیامبران شده ای!

فرمود: چگونه مرا از فرزندان پیامبران دور می پنداری؟!

گفت: تصمیم گرفتم کسی را به مدینه بفرستم که نخل های آنجا را ببرد و بنی هاشم را به اسارت گیرد.

فرمود: ای امیر مؤمنان! چرا چنین تصمیم گرفته ای؟

فَقَالَ: رُفِعَ إِلَيَّ أَنَّ مَوْلَاكَ الْمُعَلَّى بْنَ حُنَيْسٍ يَدْعُو إِلَيْكَ وَ يَجْمَعُ لَكَ الْأَمْوَالَ.

فَقَالَ: وَ اللَّهِ! مَا كَانَ.

فَقَالَ: لَسْتُ أَرْضَى مِنْكَ إِلَّا بِالطَّلَاقِ وَالْعَتَاقِ وَالْهَدْيِ وَ الْمَشْيِ.

فَقَالَ: أَ بِالْأَنْدَادِ مِنْ دُونِ اللَّهِ تَأْمُرُنِي أَنْ أَحْلِفَ ؟ إِنَّهُ مَنْ لَمْ يَرْضَ بِاللَّهِ فَلَيْسَ مِنَ اللهِ فِي شَيْ فَقَالَ: أَ تَتَفَقَّهُ عَلَيَّ؟

فَقَالَ: وَ أَنَّى تُبَعدُنِي مِنَ الْفِقْهِ وَ أَنَا ابْنُ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه وسلم؟!

فَقَالَ: فَإِنِّي أَجْمَعُ بَيْنَكَ وَبَيْنَ مَنْ سَعَى بِكَ.

قَالَ: فَافْعَلْ.

فَجَاءَ الرَّجُلُ الَّذِي سَعَى بِهِ، فَقَالَ لَهُ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام: يَا هَذَا؟

گفت: به من گزارش شده که دوستدار تو، معلی بن خنیس مردم را به سوی تو دعوت می کند و برای تو اموالی گردآوری می نماید.

فرمود: به خدا سوگند! چنین نبوده است.

گفت: من از تو راضی نمی شوم مگر با سوگندهای طلاق، برده آزاد کردن، قربانی کردن و راه رفتن باشد.

فرمود: آیا به من دستور می دهی که به معبودهای غیر خدا سوگند بخورم؟! به راستی که هر کس به خداوند راضی نگردد هیچ ولایتی با خدا ندارد.

گفت: آیا به من احکام یاد می دهی؟!

فرمود: چگونه مرا از فقه دور می دانی در حالی که من پسر پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم هستم؟!

گفت: بنابر این من کسی که از تو بدگویی کرده فرا می خوانم.

فرمود: چنین کن.

پس مردی که از حضرت بدگویی کرده بود .آمد حضرت علیه السلام فرمود: ای فلانی!

فَقَالَ: نَعَمْ وَاللَّهِ الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَالِمِ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ الرَّحْمَانِ الرَّحِيمِ لَقَدْ فَعَلْتَ.

فَقَالَ لَهُ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السلام: وَيْلَكَ! تُمَجِّدُ اللهَ فَيَسْتَحْيِي مِنْ تَعْذِيبِكَ وَ لَكِنْ قُلْ: بَرِثْتُ مِنْ حَوْلِ اللَّهِ وَ قُوَّتِهِ وَأَلْجَأْتُ إِلَى حَوْلِي وَ قُوَّتِي.

فَحَلَفَ بِهَا الرَّجُلُ فَلَمْ يَسْتَتِمَّهَا حَتَّى وَقَعَ مَيْتاً.

فَقَالَ لَهُ أَبُو جَعْفَرٍ: لَا أُصَدِّقُ بَعْدَهَا عَلَيْكَ أَبَداً!

وَأَحْسَنَ جَائِزَتَهُ وَ رَدَّهُ.

4- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ يَحْيَى عَنْ جَدِّهِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدِ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام:

الْبَسُوا ثِيَابَ الْقُطْنِ، فَإِنَّهَا لِبَاسُ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم وَ هُوَ لِبَاسُنَا.

آن مرد گفت: آری، سوگند به خدایی که معبودی جز او نیست، آگاه پنهان و آشکار و رحمان و رحیم است به راستی که تو چنین نمودی.

امام علیه السلام به او فرمود: وای بر تو! خداوند را تمجید می نمایی در نتیجه خدا از عذاب کردن تو حیا می کند، بلکه چنین بگو: «از حول و قوه الهی دوری می جویم و به حول و قوه خودم پناه می برم».

آن مرد همین گونه سوگند قسم یاد کرد. هنوز آن را تمام نکرده بود که افتاد و مرد.

منصور به آن حضرت گفت پس از این هیچ گاه سخن دیگران را علیه تو تصدیق نخواهم کرد.

و جایزه خوبی به آن حضرت داد و ایشان را برگرداند.

4- ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمود:

لباس های پنبه ای بپوشید؛ زیرا که آن لباس پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم و لباس ماست.

بخش پنجم

اشاره

(5)

بَابُ لُبْسِ الْمُعَصْفَرِ

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ ميْسَرَةَ عَنِ الْحَكَمِ بْنِ عُتَيْبَةَ قَالَ:

دَخَلْتُ عَلَى أَبِي جَعْفَرِ علیه السلام وَ هُوَ فِي بَيْتٍ مُنَجَّدٍ وَ عَلَيْهِ قَمِيصٌ رَطْبٌ وَمِلْحَفَةٌ مَصْبُوعَةٌ قَدْ أَثَرَ الصُّبْغُ عَلَى عَاتِقِهِ فَجَعَلْتُ أَنْظُرُ إِلَى الْبَيْتِ وَ أَنْظُرُ إِلَى هَيْئَتِهِ.

فَقَالَ يَا حَكَمْ! مَا تَقُولُ فِي هَذَا؟

فَقُلْتُ: وَ مَا عَسَيْتَ أَنْ أَقُولَ وَ أَنَا أَرَاهُ عَلَيْكَ وَأَمَّا عِنْدَنَا فَإِنَّمَا يَفْعَلُهُ الشَّابُ الْمُرَهَقُ.

پوشیدن لباس رنگی

1- حکم بن عتیبه گوید:

روزی خدمت امام باقر علیه السلام شرفیاب شدم ایشان در خانه ای آراسته ای بود، پیراهنی نرم بر تن و رواندازی رنگی که رنگ آن بر شانه حضرت اثر کرده بود بر تن داشت. من به خانه و هیئت و حال امام علیه السلام نگاه می کردم.

فرمود: ای حکم! در این باره چه می گویی؟

عرض کردم: من چه بگویم در حالی که اینها را بر شما می بینم؛ اما به راستی که در نزد ما این کار را فقط جوان تازه به سن تکلیف رسیده انجام می دهد.

فَقَالَ لِي: يَا حَكَمُ! (مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَ الطَّيِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ) وَ هَذَا مِمَّا أَخْرَجَ اللهُ لِعِبَادِهِ، فَأَمَّا هَذَا الْبَيْتُ الَّذِي تَرَى فَهُوَ بَيْتُ الْمَرْأَةِ وَأَنَا قَرِيبُ الْعَهْدِ بِالْعُرْسِ وَ بَيْتِي الْبَيْتُ الَّذِي تَعْرِفُ.

2- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حُمْرَانَ وَجَمِيلٍ بْنِ دَرَّاج عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا علیه السلام قَالَ:

لَا بَأْسَ بِلُبْسِ الْمُعَصْفَر.

3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: رَأَيْتُ عَلَى أَبِي جَعْفَرِ علیه السلام تَوْباً مُعَصْفَراً فَقَالَ:

إِنِّي تَزَوَّجْتُ امْرَأَةٌ مِنْ قُرَيْشٍ.

4- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ الْقَدَّاحِ عَنْ ابی عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام:

به من فرمود: ای حکم! چه کسی زینت های خداوند را که برای بندگانش آفریده است و روزی های پاکیزه را حرام نمود؟ این از چیزهایی است که خداوند برای بندگانش آفریده است. اما این خانه ای که می بینی خانه همسر من است که من تازه ازدواج کرده ام. ولی خانه من، همان خانه ای است که می شناسی.

2- محمد بن مسلم گوید: (امام باقر علیه السلام یا امام صادق علیه السلام) فرمود:

پوشیدن لباس رنگی ایرادی ندارد.

3- زراره گوید: بر اندام امام باقر علیه السلام لباس رنگی دیدم.

فرمود: من با زنی از قریش ازدواج کرده ام.

4- ابن قداح گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: امير مؤمنان على علیه السلام فرمود:

نَهَانِي رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم عَنْ لُبْسِ ثِيَابِ الشُّهْرَةِ وَ لَا أَقُولُ نَهَاكُمْ عَنْ لِبَاسِ الْمُعَصْفَرِ الْمُقْدَم.

5- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: يُكْرَهُ الْمُقْدَمُ إِلَّا لِلْعَرُوسِ.

6- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ سُلَيْمَانَ عَنْ جَرَّاحِ الْمَدَائِنِي عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:

إِنَّا نَلْبَسُ المُعَصْفَرَاتِ وَالْمُضَرِّجَاتِ.

7- أبو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ بُرَيْدِ عَنْ مَالِكِ بْنِ أَعْيَنَ قَالَ : دَخَلْتُ عَلَى أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام وَ عَلَيْهِ مِلْحَفَةٌ حَمْرَاءُ جَدِيدَةٌ شَدِيدَةُ الْحُمْرَةِ فَتَبَسَّمْتُ حِينَ دَخَلْتُ .

فَقَالَ: كَأَنِّي أَعْلَمُ لِمَ ضَحِكْتَ ؟ ضَحِكْتَ مِنْ هَذَا الثَّوْبِ الَّذِي هُوَ عَلَيَّ، إِنَّ الثَّقَفِيَّةَ أَكْرَهَتْنِي عَلَيْهِ وَ أَنَا أُحِبُّهَا فَأَكْرَهَتْنِي عَلَى لُبْسِهَا.

پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم مرا از پوشیدن لباس شهرت منع نمود، ولی نمی گویم که شما را از پوشیدن لباس قرمز نهی نموده است.

5- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

لباس قرمز جز برای عروس و داماد مکروه است.

6- جراح مدائنی گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:

به راستی ما لباس های رنگی و لباس های قرمز می پوشیم.

7- مالک بن اعین گوید: خدمت امام باقر علیه السلام شرفیاب شدم درحالی که رواندازی قرمز و نو که قرمزی آن شدید بود بر تن داشت و من تبسم نمودم.

حضرت علیه السلام فرمود: می بینم که میخندی، چرا خندیدی! به خاطر این لباسی که بر تن من است خندیدی؟ به راستی که همسر ثقفی من مرا بر این کار مجبور کرده است. من او را دوست دارم و او مرا به پوشیدن این لباس ناچار کرده است.

ثُمَّ قَالَ: إِنَّا لَا نُصَلِّي فِي هَذَا وَ لَا تُصَلُّوا فِي الْمُشْبَعِ الْمُضَرَّحِ.

قَالَ: ثُمَّ دَخَلْتُ عَلَيْهِ وَ قَدْ طَلَّقَهَا فَقَالَ: سَمِعْتُهَا تَبَرَّأَ مِنْ عَلَيَّ علیه السلام فَلَمْ يَسَعْنِي أَنْ أُمْسِكَهَا وَ هِيَ تَبَرَّأُ مِنْهُ.

8- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي الْجَارُودِ قَالَ: كَانَ أَبُو جَعْفَرِ يَلْبَسُ الْمُعَصْفَرَ وَ الْمُنَيَّرَ.

9- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ الْقَدَّاحِ عَنْ عبد الله علیه السلام:

أَنَّ رَسُولَ اللهِ صلى الله عليه وسلم كَانَتْ لَهُ مِلْحَفَةٌ مُوَرَّسَةٌ يَلْبَسُهَا فِي أَهْلِهِ حَتَّى يَرْدَعَ عَلَى جَسَدِهِ.

وَ قَالَ: قَالَ أَبُو جَعْفَرِ علیه السلام: كُنَّا نَلْبَسُ الْمُعَصْفَرَ فِى الْبَيْتِ.

10- أَبُو عَلِيَّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ. فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:

آنگاه فرمود: ما در این لباس نماز نمی خوانیم و شما نیز در لباس قرمز رنگ تند، نماز نخوانید.

مالک گوید: پس از مدتی خدمت آن حضرت وارد شدم حضرتش آن زن را طلاق داده بود. فرمود: از او شنیدم که از علی علیه السلام بیزاری می جست. من نیز طاقت نداشتم با این حال او را نگه دارم.

8- ابو جارود گوید: امام باقر علیه السلام لباس رنگی و روشن می پوشید.

9- ابن قداح گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم روپوشی داشت که با گیاه «ورس» رنگ شده بود و آن را در کنار خانواده اش می پوشید به حدی که بر بدن آن حضرت صلى الله عليه وسلم اثر نموده بود.

و هم چنین فرمود: امام باقر علیه السلام فرمود: ما لباس رنگی را در خانه می پوشیم.

10- زراره گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:

صِبْغُنَا الْبَهْرَمَانُ وَ صِبْغُ بَنِي أُمَيَّةَ الزَّعْفَرَانُ.

11- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ قَالَ: رَأَيْتُ عَلَى أَبِي الْحَسَنِ علیه السلام طَيْلَسَاناً أَزْرَقَ.

12- مُحَمَّدُ بْنُ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِي قَالَ : رَأَيْتُ عَلَى أَبِي الْحَسَنِ علیه السلام ثَوْباً عَدَساً.

13- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ مُسْكَانَ عَنِ الْحَسَنِ الزَّيَّاتِ الْبَصْرِيِّ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام أَنَا وَ صَاحِبٌ لِي وَإِذَا هُوَ فِي بَيْتٍ مُنَجَّدٍ وَ عَلَيْهِ مِلْحَفَةٌ وَرْدِيَّةٌ وَ قَدْ حَفَّ لِحْيَتَهُ وَ اكْتَحَل.

فَسَأَلْنَاهُ عَنْ مَسَائِلَ. فَلَمَّا قُمْنَا قَالَ لِي: يَا حَسَنُ!

قُلْتُ: لَبَّيْكَ.

قَالَ: إِذَا كَانَ غَداً فَاثْتِنِي أَنْتَ وَ صَاحِبُكَ.

رنگ ما، گل کاجیره (حنا) و رنگ بنی امیه، زعفران است.

11- یونس گوید: روزی بر تن امام کاظم علیه السلام عبایی آبی دیدم.

12- محمد بن علی گوید: روزی بر تن امام کاظم علیه السلام لباسی به رنگ عدسی دیدم.

13- حسن زیات بصری گوید: با دوستم خدمت امام باقر علیه السلام شرفیاب شدیم. ایشان در این هنگام در خانه ای آراسته بود و روپوشی به رنگ گل سرخ بر تن داشت و محاسن خود را اصلاح کرده و سرمه کشیده بود از ایشان درباره مسائلی پرسیدیم. هنگامی که برخاستیم که برویم به من فرمود: ای حسن!

عرض کردم: بلی.

فرمود: فردا نیز تو و دوستت نزد من بیایید.

فَقُلْتُ: نَعَمْ جُعِلْتُ فِدَاكَ!

فَلَمَّا كَانَ مِنَ الْغَدِ دَخَلْتُ عَلَيْهِ وَإِذَا هُوَ فِي بَيْتٍ لَيْسَ فِيهِ إِلَّا حَصِيرٌ وَ إِذَا عَلَيْهِ قَمِيصٌ غَلِيظٌ ، ثُمَّ أَقْبَلَ عَلَى صَاحِبِي، فَقَالَ:

يَا أَخَا أَهْلِ الْبَصْرَةِ! إِنَّكَ دَخَلْتَ عَلَيَّ أَمْسِ وَ أَنَا فِي بَيْتِ الْمَرْأَةِ وَ كَانَ أَمْسِ يَوْمَهَا وَ الْبَيْتُ بَيْتَهَا وَ الْمَتَاعُ مَتَاعَهَا فَتَزَيَّنَتْ لِي عَلَى أَنْ أَتَزَيَّنَ لَهَا كَمَا تَزَيَّنَتْ لِي فَلَا يَدْخُلْ قَلْبَكَ شَيْءٌ .

فَقَالَ لَهُ صَاحِبِي جُعِلْتُ فِدَاكَ! قَدْ كَانَ وَ اللَّهِ! دَخَلَ فِي قَلْبِي شَيْءٌ فَأَمَّا الْآنَ فَقَدْ وَ اللَّهِ! أَذْهَبَ اللهُ مَا كَانَ وَ عَلِمْتُ أَنَّ الْحَقَّ فِيمَا قُلْتَ.

عرض کردم: فدای تان گردم! چشم.

فردای آن روز خدمت ایشان شرفیاب شدیم و آن حضرت در خانه ای بود که در آن خانه جز حصیر نبود و پیراهنی ضخیم بر تن داشت.

حضرتش به جانب دوستم رو کرد و فرمود: ای برادر بصری! تو دیروز بر من وارد شدی در حالی که من در خانه همسرم بودم و دیروز روز او بود و آن خانه، خانه او و اثاثیه، اثاثیه او بود. پس او خانه را برایم آراسته بود با این شرط که من برای او خود را بیارایم؛ همان طور كه او برایم خودش را آراسته بود بنابر این چیزی از قلبت خطور نکند.

دوستم به آن حضرت عرض کرد: فدایت شوم به خدا سوگند که چیزی از قلبم خطور کرده بود، اما الآن آن چه را که بود خدا از دلم برد و دانستم که حقیقت در سخن شماست.

بخش ششم

اشاره

(6)

بَابُ لُبْسِ السَّوَادِ

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللهِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ رَفَعَهُ قَالَ: كَانَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم يَكْرَهُ السَّوَادَ إِلَّا فِي ثَلَاثِ: الْخُفُ وَ الْعِمَامَةِ وَالْكِسَاءِ.

2- أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ حُذَيْفَةَ بْنِ مَنْصُورٍ قَالَ: كُنَّتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام بِالْحِيرَةِ فَأَتَاهُ رَسُولُ أَبِي جَعْفَرِ الْخَلِيفَةِ يَدْعُوهُ فَدَعَا بِمِمْطَرٍ أَحَدُ وَجْهَيْهِ أَسْوَدُ وَ الْآخَرُ أَبْيَضُ فَلَبِسَهُ.

ثُمَّ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام: أَمَا إِنِّي أَلْبَسُهُ وَأَنَا أَعْلَمْ أَنَّهُ لِبَاسُ أَهْلِ النَّارِ.

3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ رَاشِدِ عَنْ أَبِيهِ قَالَ: رَأَيْتُ عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ علیه السلام وَ عَلَيْهِ دُرَّاعَةً سَوْدَاءُ وَ طَيْلَسَانٌ أَزْرَقُ.

پوشیدن لباس مشکی

1- یکی از راویان در روایت مرفوعه ای گوید:

پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم رنگ مشکی را مکروه می دانست مگر در سه چیز: کفش، عمامه و عبا.

2- حديقة بن منصور گوید:

در حیره در خدمت امام صادق علیه السلام بودم. ناگاه پیک منصور خليفه عباسی آمد و حضرت را خواست. حضرتش یک لباس بارانی خواست که یک رویش سیاه و روی دیگر آن سفید بود و آن را پوشید.

آن گاه امام صادق علیه السلام فرمود: آگاه باشید من این لباس را در حالی که می دانم لباس دوزخیان است می پوشم.

3- راشد گوید: امام سجاد علیه السلام را دیدم که لباس پشمی مشکی و روپوشی آبی رنگ بر تن داشت.

بخش هفتم

(7)

بَابُ الْكَتَّانِ

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ أَبُو عَلِيَّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ عُقْبَةَ عَنْ أَبِيهِ قَالَ: قَالَ أَبُو

عبد الله علیه السلام:

الْكَتَّانُ مِنْ لِبَاسِ الْأَنْبِيَاءِ وَ هُوَ يُنْبِتُ اللَّحْمَ.

بخش هشتم

اشاره

(8)

بَابُ لُبْسِ الصُّوفِ وَ الشَّعْرِ وَ الْوَبَرِ

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ يَحْيَى عَنْ جَدِّهِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

بخش هفتم کتان

1- عقبه گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

کتان لباس پیامبران است و موجب رویش گوشت می شود.

بخش هشتم پوشیدن لباس پشمی، مویین و کُرکی

1- ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

لَا تَلْبَسِ الصُّوفَ وَالشَّعْرَ إِلَّا مِنْ عِلَّةٍ.

2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَانِ عَنْ شُعَيْبٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام قَالَ:

الْبَسُوا النّيَابَ مِنَ الْقُطْن، فَإِنَّهُ لِبَاسُ رَسُولِ اللهِ صلى الله عليه وسلم وَلِبَاسُنَا وَ لَمْ يَكُنْ يَلْبَسُ الصُّوفَ وَ الشَّعْرَ إِلَّا مِنْ عِلَّةٍ.

3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عُثْمَانَ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ عَبْدِ الْكَرِيمِ الْهَمْدَانِيُّ عَنْ أَبِي تُمَامَةَ قَالَ:

قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرِ الثَّانِي علیه السلام: إِنَّ بِلَادَنَا بِلَادٌ بَارِدَةٌ فَمَا تَقُولُ فِي لُبْسِ هَذَا الْوَبَرِ؟

قَالَ: الْبَسْ مِنْهَا مَا أُكِلَ وَ ضُمِنَ.

4- أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ كَثِيرِ الْخَزَّازِ عَنْ أَبِيهِ قَالَ:

لباس پشمی و مویین نپوشید مگر در ضرورت.

2- ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمود:

لباس پنبه ای بپوشید زیرا ،آن لباس پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم و لباس ما است. ولی لباس پشمی و مویین را فقط در ضرورت بپوشید.

3- ابو تمامه گوید: به امام جواد علیه السلام عرض کردم: سرزمین ما، سرزمین سرد سیری است. بنابراین در خصوص پوشیدن این لباس پشمی چه می فرمایید؟

فرمود: از لباس های پشمی آن را بپوش که حیوانی که کُرک از اوست حلال گوشت باشد و حلال گوشت بودن آن، توسط فروشنده تضمین شده باشد.

4 - کثیر خزار گوید:

رَأَيْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السلام وَ عَلَيْهِ قَمِيصٌ غَلِيظٌ خَشِنٌ تَحْتَ ثِيَابِهِ وَ فَوْقَهَا جُبَّةٌ صُوفٍ وَ فَوْقَهَا قَمِيصٌ غَلِيظٌ فَمَسِسْتُهَا فَقُلْتُ : جُعِلْتُ فِدَاكَ ! إِنَّ النَّاسَ يَكْرَهُونَ لِبَاسَ الصُّوفِ.

فَقَالَ: كَلَّا كَانَ أَبِي مُحَمَّدُ بْنُ عَلِی علیه السلام يَلْبَسُهَا وَ كَانَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ علیه السلام يَلْبَسُهَا وَكَانُوا علیهم السلام يَلْبَسُونَ أَغْلَظَ ثِيَابِهِمْ إِذَا قَامُوا إِلَى الصَّلَاةِ وَ نَحْنُ نَفْعَلُ ذَلِكَ.

5- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ بُنْدَارَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ أَبِي جَرِيرِ الْقَمِّيِّ قَالَ: سَأَلْتُ الرِّضَاءُ علیه السلام عَنِ الرِّيشِ أَ ذَكِيٌّ هُوَ؟

فَقَالَ: كَانَ أَبِي علیه السلام يَتَوَسَّدُ الرِّيشَ.

امام صادق علیه السلام را دیدم پیراهنی ضخیم و خشن زیر لباس هایش بود و روی آن روپوشی پشمی و باز روی آن پیراهنی ضخیم پوشیده بود پس آن را لمس کردم و گفتم: فدایت گردم! اهل تسنن لباس پشمی را مکروه می دانند.

فرمود: هرگز؛ پدرم امام باقر علیه السلام و امام سجاد علیه السلام همواره چنین لباس می پوشیدند. و ائمه علیه السلام هنگامی که به نماز بر می خاستند ضخیم ترین لباس های خود را می پوشیدند و ما نیز چنین می کنیم.

5- ابو جریر قمی گوید:

از امام رضا علیه السلام پرسیدم: آیا پر پرندگان، تذکیه شده است؟

فرمود: پدرم (امام کاظم علیه السلام) پر پرندگان را بالش خود قرار می داد.

بخش نهم

اشاره

(9)

بَابُ لُبْسِ الْخَزْ

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةً قَالَ : خَرَجَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام يُصَلِّي عَلَى بَعْضٍ أَطْفَالِهِمْ وَ عَلَيْهِ جُبَّةٌ خَرٍ صَفْرَاءُ وَ مِطْرَفُ خَزٍ أَصْفَرُ.

2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السلام قَالَ:

كَانَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ علیه السلام يَلْبَسُ الْجُبَّةَ الْخَزَّ بِخَمْسِينَ دِينَاراً وَ الْمِطْرَفَ الْخَزَّ بِخَمْسِينَ دِينَاراً.

3- أَبُو عَلِيَّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ الْحَجَّاجِ قَالَ: سَأَلَ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السلام رَجُلٌ وَ أَنَا عِنْدَهُ عَنْ جُلُودِ الْخَز فَقَالَ:

پوشیدن لباس خز

1- زراره گوید: روزی امام باقر علیه السلام از منزل خارج شد تا به یکی از کودکان خود نماز میت بخواند، آن حضرت روپوشی سبز و عبایی از خز بر تن داشت.

2- احمد بن محمد بن ابی نصر گوید: امام رضا علیه السلام فرمود:

امام سجاد علیه السلام روپوش و عبایی از خز می پوشید که هر کدام پنجاه در هم ارزش داشت.

3- عبدالرحمان بن حجّاج گوید: من نزد امام صادق علیه السلام بودم. مردی از ایشان درباره پوست خز پرسید.

لَيْسَ بِهَا بَأْسٌ.

فَقَالَ الرَّجُلُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ ! إِنَّهَا فِي بِلادِي وَإِنَّمَا هِيَ كِلَابٌ تَخْرُجُ مِنَ الْمَاءِ.

فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السلام: إِذَا خَرَجَتْ مِنَ الْمَاءِ تَعِيشُ خَارِجَةً مِنَ الْمَاءِ؟

فَقَالَ الرَّجُلُ: لا.

قَالَ: فَلَا بَأْسَ.

4 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيَّ الْوَشَّاءِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السلام قَالَ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ:

كَانَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ علیه السلام يَلْبَسُ فِي الشَّتَاءِ الْخَزَّ وَ الْمِطْرَفَ الْخَزَّ وَ الْقَلَنْسُوَةَ الْخَرَّ فَيَشْتُو فِيهِ وَيَبِيعُ الْمِطْرَفَ فِي الصَّيْفِ وَيَتَصَدَّقُ بِثَمَنِهِ ثُمَّ يَقُولُ: (مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالطَّيِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ).

فرمود: ایرادی ندارد.

مرد عرض کرد: فدایت شوم! خز در سرزمین من وجود دارد و آن پوست سگ های آبی است که از آب بیرون می آیند.

فرمود: هنگامی که از آب بیرون می آید در بیرون از آب زنده می ماند؟

عرض کرد: نه.

فرمود: بنابراین ایرادی ندارد.

4- حسن بن علی و شاء گوید: امام رضا علیه السلام فرمود:

امام سجاد علیه السلام در زمستان لباس و عبا و کلاه خز می پوشید و در تابستان عبایش را می فروخت و پول آن را صدقه می داد سپس می فرمود: «بگو چه کسی زینت های الهی را که برای بندگانش آفرید و روزی های پاکیزه را حرام نمود؟!».

5- أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنِ الْعِيصِ بْنِ الْقَاسِمِ عَنْ أَبِي دَاوُدَ يُوسُفَ بْنِ إِبْرَاهِيمَ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام وَ عَلَيَّ قَبَاهُ خَز وَ بِطَانَتُهُ خَز وَ طَيْلَسَانُ خَرٌ مُرْتَفِعٌ فَقُلْتُ: إِنَّ عَلَيَّ ثَوْباً أَكْرَهُ لُبْسَهُ.

فَقَالَ: وَ مَا هُوَ؟

قُلْتُ: طَيْلَسَانِي هَذَا.

قَالَ: وَ مَا بَالُ الطِّيْلَسَانِ؟

قُلْتُ: هُوَ خَزُ.

قَالَ: وَ مَا بَالُ الْخَزَ؟

قُلْتُ: سَدَاهُ إِبْرِيسَم.

قَالَ: وَ مَا بَالُ الْإِبْرِيسَم؟

قَالَ: لَا يُكْرَهُ أَنْ يَكُونَ سَدَى الثَّوْبِ إِبْرِيسَماً وَ لَا زِرُّهُ وَ لَا عَلَمُهُ إِنَّمَا يُكْرَهُ الْمُصْمَتُ مِنَ الْإِبْرِيسَم لِلرِّجَالِ وَ لَا يُكْرَهُ لِلنِّسَاءِ.

5- ابو داوود يوسف بن ابراهیم گوید:

خدمت امام صادق علیه السلام شرف یاب شدم درحالی که قبایی از خز که آستر آن نیز از خز بود و طیلسان بلندی از همان جنس بر تنم بود.

عرض کردم: بر تن من لباسی است که از پوشیدن آن کراهت دارم.

فرمود: آن لباس چیست؟

عرض کردم: همین طیلسان.

فرمود: طیلسان چه اشکالی دارد؟

عرض کردم: جنس آن از خز است.

فرمود: اشکال خز چیست؟

عرض کردم: حاشیه آن از ابریشم است.

فرمود: ابریشم چه ایرادی دارد؟

سپس فرمود: مکروه نیست که حاشیه لباس و همین طور دکمه لباس و نقش آن از ابریشم باشد. فقط ابریشم خالص برای مردان مکروه است اما برای زنان مکروه نیست.

6- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُوسَى بْنِ الْقَاسِمِ عَنْ عَمْرِو بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِي جَمِيلَةَ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:

إِنَّا مَعَاشِرَ آلِ مُحَمَّدٍ نَلْبَسُ الْخَزَّ وَالْيُمْنَةُ.

7- عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنْ سَعْدِ بْنِ سَعْدٍ قَالَ: سَأَلْتُ الرَّضَا علیه السلام عَنْ جُلُودِ الْخَزَّ فَقَالَ:

هُوَ ذَا نَلْبَسُ الْخَزَّ.

فَقُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ ! ذَاكَ الْوَبَرُ.

فَقَالَ إِذَا حَلَّ وَبَرُهُ حَلَّ جِلْدُهُ.

8- عَنْهُ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ عِيسَى قَالَ: كَتَبْتُ إِلَى أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السلام أَسْأَلُهُ عَنِ الدَّوَابُ الَّتِي يُعْمَلُ الْخَزُّ مِنْ وَبَرِهَا أَسِبَاعٌ هِيَ؟

فكتب علیه السلام: لَسَ الْخَزَّ الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِي وَ مِنْ بَعْدِهِ جَدِّي علیهم السلام.

9- أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ النَّضْرِ عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السلام قَالَ:

6- راوی گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:

ما گروه آل محمد علیهم السلام لباس خز و برد یمنی می پوشیم.

7- سعد بن سعد گوید: از امام رضا علیه السلام درباره پوست خز پرسیدم.

فرمود: آن، همین است که ما می پوشیم.

گفتم: فدایت شوم! این کرک است.

فرمود: هرگاه کرک آن حلال باشد، پوست آن نیز حلال است.

8- جعفر بن عیسی گوید: به امام رضا علیه السلام نامه ای در خصوص حکم حیواناتی که از کُرک آنها خز تهیه می شود نوشتم و پرسیدم: آیا آنها درنده اند؟

حضرت علیه السلام در جواب نامه نوشت: امام حسین علیه السلام و پس از ایشان جد من امام صادق علیه السلام لباس خز می پوشیدند.

9- جابر گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:

قُتِلَ الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِي علیهما السلام وَ عَلَيْهِ جُبَّةٌ خَزْ دَكْنَاءُ فَوَجَدُوا فِيهَا ثَلَاثَةٌ وَ سِتِّينَ مِنْ بَيْنِ ضَرْبَةٍ بِالسَّيْفِ وَ طَعْنَةٍ بِالرُّمْحِ أَوْ رَمْيَةٍ بِالسَّهم.

10- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَفْصِ بْنِ عَمْرٍو أَبِي مُحَمَّدٍ مُؤَذِّنِ عَلِيِّ بْنِ يَقْطِينٍ قَالَ:

لا رَأَيْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام وَ هُوَ يُصَلِّي فِي الرَّوْضَةِ جُبَّةَ خَرٍ سَفَرْجَلِيَّةٌ.

بخش دهم

اشاره

(10)

بَابُ لُبْسِ الْوَشْي

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ وَ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يَاسِرٍ قَالَ: قَالَ لِي أَبُو الْحَسَنِ علیه السلام:

اشْتَرِ لِنَفْسِكَ خَزَّاً وَ إِنْ شِئْتَ فَوَشْياً.

فَقُلْتُ: كُلَّ الْوَشْيِ؟

امام حسین علیه السلام در حالی شهید شد که جبه ای به رنگ سیاه تیره از جنس خز پوشیده بود. در آن شصت و سه ضربه شمشیر، نیزه و پرتاب تیر، یافتند.

10- حفص بن عمر ابي محمد، مؤذن علی بن یقطین گوید:

امام صادق علیه السلام را دیدم که در باغی نماز می خواند و بر تن حضرتش جبه ای از خز به رنگ به بود.

پوشیدن لباس نقش و نگاردار

1- یاسر گوید: امام کاظم علیه السلام به من فرمود:

برای خودت لباس خز و اگر خواستی لباس نقش و نگاردار خریداری کن.

عرض کردم: هر نوع لباس نقش و نگاردار؟

فَقَالَ: وَ مَا الْوَشْيُ؟

قُلْتُ: مَا لَمْ يَكُنْ فِيهِ قُطْنِّ يَقُولُونَ: إِنَّهُ حَرَامٌ.

قَالَ: الْبَسُ مَا فِيهِ قُطْنٌ.

2- عَنْهُ عَنْ يُونُسَ بْنِ يَعْقُوبَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَالِمِ الْعِجْلِيِّ: أَنَّهُ حُمِلَ إِلَيْهِ الْوَشْي.

3 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ يُونُسَ بْنِ يَعْقُوبَ قال:

حَدَّثَنِي مَنْ أَيْقُ بِهِ أَنَّهُ رَأَى عَلَى جِوَارِي أَبِي الْحَسَنِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ علیه السلام الْوَشْي.

فرمود: لباس نقش و نگار دار چیست؟

عرض کردم: لباسی که در آن پنبه نباشد، می گویند: «آن حرام است».

فرمود: لباسی بپوش که در آن پنبه باشد.

2- حسین بن سالم عجلی گوید: به امام علیه السلام لباس نقش و نگاردار می بردند.

یونس بن یعقوب گوید:

فرد مطمئنی به من گفت بر تن کنیزان امام کاظم علیه السلام لباس نقش و نگاردار مشاهده کرده است.

بخش یازدهم

اشاره

(11)

بَابُ لُبْسِ الْحَرِيرِ وَ الدِّيباج

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

لَا يَلْبَسُ الرَّجُلُ الْحَرِيرَ وَ الدِّيبَاجَ إِلَّا فِي الْحَرْبِ.

2- عَنْهُ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ أَبِي جَمِيلَةَ عَنْ لَيْثِ الْمُرَادِيِّ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السلام:

إِنَّ رَسُولَ اللهِ صلى الله عليه وسلم كَسَا أَسَامَةَ بْنَ زَيْدٍ حُلَّةَ حَرِيرٍ فَخَرَجَ فِيهَا فَقَالَ: مَهْلاً يَا أُسَامَةُ! إِنَّمَا يَلْبَسُهَا مَنْ لَا خَلَاقَ لَهُ فَاقْسِمْهَا بَيْنَ نِسَائِكَ.

3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللهِ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ بْنِ مِهْرَانَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السلام عَنْ لِبَاسِ الْحَرِيرِ وَ الدِّيبَاجَ.

حرير و ديبا

1- یکی از اصحاب ما گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

مرد فقط در جنگ می تواند لباس حریر و دیبا بپوشد.

2- لیث مرادی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم بر تن اسامة بن زيد لباسی از حریر پوشانید و اسامه با آن لباس بیرون آمد.

پس پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم فرمود: ای اسامه! صبر کن همانا که این لباس را کسی می پوشد که از خیر و خوبی بهره ای ندارد. پس آن را بین همسرانت تقسیم کن.

3- سماعة بن مهران گوید:

از امام صادق علیه السلام پرسیدم لباس حریر و دیبا چه حکمی دارد؟

فَقَالَ أَمَّا فِي الْحَرْبِ فَلَا بَأْسَ بِهِ وَإِنْ كَانَ فِيهِ تَمَاثِيلُ.

4- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ أَبَانِ بن عُثْمَانَ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ الْفَضْلِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

لَا يَصْلُحُ لِلرَّجُلِ أَنْ يَلْبَسَ الْحَرِيرَ إِلَّا فِي الْحَرْبِ.

5- حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ هِلَالٍ الشَّامِيَّ مَوْلَى ابی الْحَسَنِ علیه السلام عَنْهُ قَالَ: قُلْتُ لَهُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! مَا أَعْجَبَ إِلَى النَّاسِ مَنْ يَأْكُلُ الْجَشِبَ وَ يَلْبَسُ الْخَشِنَ وَ يَتَخَشَّعُ!

فَقَالَ: أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ يُوسُفَ علیه السلام نَبِيٍّ ابْنُ نَبِي كَانَ يَلْبَسُ أَقْبِيَةَ الدِّيبَاجِ مَزْرُورَةً بِالذَّهَبِ وَ يَجْلِسُ فِي مَجَالِسِ آلِ فِرْعَوْنَ يَحْكُمُ فَلَمْ يَحْتَجِ النَّاسُ إِلَى لِبَاسِهِ وَ إِنَّمَا احْتَاجُوا إِلَى قِسْطِهِ وَإِنَّمَا يُحْتَاجُ مِنَ الْإِمَام فِي أَنَّ إِذَا قَالَ صَدَقَ وَإِذَا وَعَدَ أَنْجَزَ وَ إِذَا حَكَمَ عَدَلَ إِنَّ اللهَ لَا يُحَرِّمُ طَعَاماً وَ لَا شَرَاباً مِنْ حَلَالٍ وَ إِنَّمَا حَرَّمَ الْحَرَامَ قَلَّ أَوْ كَثُرَ وَ قَدْ قَالَ اللهُ عزوجل: (قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالطَّيِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ).

فرمود: در روز جنگ مانعی ندارد هر چند مصوّر باشد.

4- اسماعیل بن فضل گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

پوشیدن لباس حریر برای مردان مگر در روز جنگ روا نیست.

5- عبّاس بن هلال شامی، غلام امام کاظم علیه السلام گوید:

به امام کاظم علیه السلام عرض کردم: فدایت شو! نزد مردم کسی شگفت آور است که غذای سفت و نامرغوب بخورد، لباس ضخیم بپوشد و متواضع و فروتن باشد.

فرمود: مگر نمی دانی که حضرت یوسف علیه السلام پیامبر و پسر پیامبر بود، قباهای دیبا زرکوب می پوشید و در مجالس آل فرعون می نشست و حکومت می نمود. اما مردم به لباس او احتیاج نداشتند؛ بلکه فقط به دادگری او نیاز داشتند. همانا که از امام فقط انتظار می رود که هرگاه سخنی می گوید راست بگوید، هرگاه وعده می دهد، به آن عمل کند و هرگاه حکم می کند، عدل را رعایت نماید. به راستی که خداوند هیچ غذا و نوشیدنی حلالی را حرام ننمود و فقط حرام را حرام نمود؛ کم باشد یا زیاد. به تحقیق که خداوند فرموده است: «بگو چه کسی زینت های الهی که برای بندگانش آفرید و روزی های پاکیزه را حرام نمود؟!».

6- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى وَ غَيْرُهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ سُلَيْمَانَ عَنْ جَرَّاحِ الْمَدَائِنِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام أَنَّهُ كَرِهَ أَنْ يَلْبَسَ الْقَمِيصَ الْمَكْفُوفَ بِالدِّيباج و يَكْرَةً لِبَاسَ الْحَرِيرِ وَ لِبَاسَ الْقَسِّي الْوَشْي وَ يَكْرَهُ لِبَاسَ الْمِيثَرَةِ الْحَمْرَاءِ فَإِنَّهَا مِيثَرَةُ إِبْلِيسَ .

7- حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ عَنْ أَبَانٍ حْمَرِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:

لَا يَصْلُحُ لِبَاسُ الْحَرِيرِ وَالدِّيباج فَأَمَّا بَيْعُهُمَا فَلَا بَأْسَ.

8- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالِ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

النِّسَاءُ يَلْبَسْنَ الْحَرِيرَ وَ الدِّيبَاحَ إِلَّا فِي الْإِحْرَامِ.

9 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِي الْعَبَّاسِ بْنِ مُوسَى عَنْ أَبِيهِ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْإِبْرِيسَم وَ الْقَزَّ قَالَ: هُمَا سَوَاءٌ.

6- جراح مدائنی گوید: امام صادق علیه السلام کراهت داشت که پیراهنی بپوشد که یقه و سرآستین آن با دیبا نوار دوزی شده باشد، کراهت داشت که لباس ابریشم نازک و لباس رنگارنگ بپوشد؛ هم چنین کراهت داشت که بر روی زیرانداز و پالان سرخ بنشیند؛ چرا که پالان سرخ ویژه شیطان است.

7- محمد بن مسلم گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:

پوشیدن لباس حریر و دیبا روا نیست اما خرید و فروش آن مانعی ندارد.

8- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: زنان می توانند لباس حریر و دیبا بپوشند مگر در مورد احرام.

9- موسی گوید: از امام علیه السلام درباره ابریشم و حریر پرسیدم.

فرمود: حکم هردو یکسان است.

10- عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ عُرْوَةَ عَنْ عُبَيْدِ بْنِ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: لَا بَأْسَ بِلِبَاسِ الْقَزْ إِذَا كَانَ سَدَاهُ أَوْ لَحْمَتُهُ مَعَ الْقُطَّنِ أَوْ كَنَّانٍ.

11- عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ قَالَ: سَأَلَ الْحَسَنُ بْنُ قِيَامَا أَبَا الْحَسَنِ علیه السلام عَنِ الثَّوْبِ الْمُلْحَمِ بِالْقَنِّ وَالْقُطْنِ وَالْقَزُّ أَكْثَرُ مِنَ النُّصْفِ أَ يُصَلَّى فيه؟

قَالَ: لَا بَأْسَ.

وَ قَدْ كَانَ لِأَبِي الْحَسَنِ علیه السلام مِنْهُ جِبَابٌ كَذَلِكَ.

12- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

لَا يَنْبَغِي لِلْمَرْأَةِ أَنْ تَلْبَسَ الْحَرِيرَ الْمَحْضَ وَ هِيَ مُحْرِمَةٌ وَأَمَّا فِي الْحَرِّ وَ الْبَرْدِ فَلَا بَأْسَ.

10- عبید بن زراره گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

لباس ابریشم خام مانعی ندارد در صورتی که تار و یا پود آن از پنبه و یا کتان باشد.

11- احمد بن محمد بن ابی نصر گوید: حسن بن قیاما از امام کاظم علیه السلام پرسید: لباسی که از قز و پنبه تهیه شده است و بیش از نیم آن قز است آیا می توان در آن نماز خواند؟

فرمود: ایرادی ندارد.

احمد گوید: امام علیه السلام جبه هایی از همین جنس داشت.

12- سماعه گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

شایسته نیست که زنان در حال احرام لباس ابریشم خالص بپوشند؛ اما اگر در شدت گرما حریر نازک و یا در شدت سرما دیبای مخمل بپوشند، مانعی ندارد.

13- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ صَالِحِ بْنِ السَّنْدِيٌّ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ بَشِيرٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الْأَحْمَسِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: سَأَلَهُ أَبُو سَعِيدٍ عَنِ الْحَمِيصَةِ وَأَنَا عِنْدَهُ سَدَاهَا الْإِبْرِيسَمْ أَ يَلْبَسُهَا وَ كَانَ وَجَدَ الْبَرْدَ؟

فَأَمَرَهُ أَنْ يَلْبَسَهَا.

14- حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ عَنْ أَبَانِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ الْفَضْلِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام فِي الثَّوْبِ يَكُونُ فِيهِ الْحَرِيرُ فَقَالَ:

إِنْ كَانَ فِيهِ خِلْطٌ فَلَا بَأْسَ.

بخش دوازدهم

اشاره

(12)

بَابُ تَسْمِيرِ الشَّيَابِ

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام فِي قَوْلِ اللهِ تَبَارَكَ وَتَعَالَى (وَ ثِيَابَكَ فَطَهِّرْ) قَالَ: فَشَمِّرْ.

13- ابو الحسن احمسی گوید: من در حضور امام صادق علیه السلام بودم که ابو سعید از حضرتش درباره خمیصه (1)که حاشیه آن ابریشم است پرسید که آیا در شدت سرما می توان آن را پوشید؟

امام علیه السلام به او دستور داد که آن را بپوشد.

14- اسماعيل بن فضل گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم پوشیدن لباس ابریشم چه صورت دارد؟

فرمود: در صورتی که مخلوط باشد مانعی ندارد.

حکم پوشیدن لباس کوتاه و بلند

1- عبدالله بن سنان گوید: امام صادق علیه السلام درباره گفتار خداوند متعال که می فرماید: «و لباس های خود را پاکیزه کن» فرمود:

یعنی لباس خود را کوتاه کن.


1) خمیصه: یعنی لباس مشکی و چهارگوش.

2- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ الْوَشَّاءِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عَائِذٍ عَنْ أَبِي خَدِيجَةَ عَنْ مُعَلَّى بْنِ حُنَيْسٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

إِنَّ عَلِيّاً علیه السلام كَانَ عِنْدَكُمْ فَأَتَى بَنِي دِيوَانٍ وَ اشْتَرَى ثَلَاثَةَ أَثْوَابِ بِدِينَارٍ الْقَمِيصَ إِلَى فَوْقِ الْكَعْبِ وَ الْإِزَارَ إِلَى نِصْفِ السَّاقِ وَ الرِّدَاءَ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ إِلَى تَدْيَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ إِلَى أَلْيَتَيْهِ ثُمَّ رَفَعَ يَدَهُ إِلَى السَّمَاءِ فَلَمْ يَزَلْ يَحْمَدُ اللَّهَ عَلَى مَا كَسَاهُ حَتَّى دَخَلَ مَنْزِلَهُ.

ثُمَّ قَالَ: هَذَا اللُّبَاسُ الَّذِي يَنْبَغِي لِلْمُسْلِمِينَ أَنْ يَلْبَسُوهُ.

قَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السلام: وَلَكِنْ لَا يَقْدِرُونَ أَنْ يَلْبَسُوا هَذَا الْيَوْمَ وَ لَوْ فَعَلْنَاهُ لَقَالُوا: مَجْنُونٌ وَ لَقَالُوا: مُرَاءِ وَ اللهُ تَعَالَى يَقُولُ: (وَ ثِيَابَكَ فَطَهِّرْ).

قَالَ: وَ ثِيَابَكَ ارْفَعْهَا وَ لَا تَجُرَّهَا وَإِذَا قَامَ قَائِمُنَا كَانَ هَذَا اللُّبَاسَ.

2- معلی بن خنیس گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

روزی حضرت علی علیه السلام نزد شما (کوفیان) بود که نزد قبیله بنو دیوان رفت و سه لباس به یک درهم خرید. یک پیراهن به اندازه روی قوزک پا، یک شلوار به اندازه نصف ساق پا و یک عبا. سپس دستان خود را به سوی آسمان بالا برد و همین طور خداوند را بر لباسی که بر او پوشانده بود سپاس می گفت تا این که وارد خانه اش شد.

سپس فرمود: لباسی که شایسته است مسلمانان بپوشند، همین گونه است.

امام صادق علیه السلام فرمود: ولی امروزه مردم نمی توانند آن گونه لباس بپوشند و اگر ما چنین لباس بپوشیم می گویند دیوانه و یا ریاکار است درحالی که خداوند می فرماید: «و لباس های خود را پاکیزه کن».

فرمود: یعنی لباس های خود را کوتاه کن و آن را بر زمین نکشان هنگامی که قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف ما قیام کند این گونه لباس، رایج خواهد بود.

3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ بْنِ يَعْقُوبَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ يَعْقُوبَ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ هِلَالٍ قَالَ : أَمَرَنِي أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام أَنْ أَشْتَرِيَ لَهُ إِزَاراً فَقُلْتُ لَهُ: إِنِّي لَسْتُ أُصِيبُ إِلَّا وَاسِعاً.

قَالَ: اقْطَعْ مِنْهُ وَكُفَّهُ.

قَالَ: ثُمَّ قَالَ : إِنَّ أَبِي قَالَ: وَ مَا جَاوَزَ الْكَعْبَيْنِ فَفِي النَّارِ.

مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ يُونُسَ بْن يَعْقُوبَ مِثْلَهُ.

4- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ رَجُلٍ مِنْ أَهْلِ الْيَمَامَةِ كَانَ مَعَ أَبِي الْحَسَنِ علیه السلام أَيَّامَ حُبِسَ بِبَغْدَادَ قَالَ: قَالَ لِي أَبُو الْحَسَنِ علیه السلام:

3- عبدالله بن هلال گوید: امام صادق علیه السلام به من دستور داد که برای ایشان شلوار بخرم.

به آن حضرت عرض کردم: من جز لباس گشاد پیدا نکردم.

فرمود: فزونی آن را ببر و دوباره حاشیه پارچه را به همدیگر بدوز.

سپس فرمود: پدر بزرگوارم می فرمود: آن مقدار از لباس که از قوزک پا بگذرد در آتش جهنم است.

4- عبد الرحمان بن عثمان گوید: در روزهایی که امام کاظم علیه السلام در بغداد زندانی بود، یکی از مردم یمامه همراه ایشان بود وی گفت: امام کاظم علیه السلام به من فرمود:

إِنَّ اللهَ تَعَالَى قَالَ لِنَبِيِّهِ صلى الله عليه وسلم: (وَ ثِيَابَكَ فَطَهِّرُ) وَكَانَتْ ثِيَابُهُ طَاهِرَةً وَ إِنَّمَا أَمَرَهُ بِالتَّشْمِيرِ.

5- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ جعفر علیه السلام:

ان النَّبِيَّ صلى الله عليه وسلم أَوْصَى رَجُلاً مِنْ بَنِي تَمِيمٍ فَقَالَ لَهُ:

إِيَّاكَ وَ إِسْبَالَ الْإِزَارِ وَ الْقَمِيصِ فَإِنَّ ذَلِكَ مِنَ الْمَخِيلَةِ وَ اللهُ لَا يُحِبُّ الْمَخِيلَةَ.

6- أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِي الْكُوفِيِّ عَنْ عُبَيْسِ بْنِ هِشَامٍ عَنْ أَبَانِ عَنْ أَبِي حَمْرَةً رَفَعَهُ قَالَ: نَظَرَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام إِلَى فَتًى مُرْخِ إِزَارَهُ فَقَالَ:

يَا بُنَيَّ! ارْفَعْ إِزَارَكَ فَإِنَّهُ أَبْقَى لِتَوْبِكَ وَأَنْقَى لِقَلْبِكَ.

7- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِيٌّ عَنِ ابْنِ الْقَدَّاحِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

به راستی که خداوند به پیامبرش فرمود: «و لباس های خود را پاکیزه کن» در حالی که لباس پیامبر صلى الله عليه وسلم پاکیزه بود، خداوند فقط به پیامبر صلى الله عليه وسلم دستور داد که لباس خود را کوتاه کند.

5- ابو بصیر گوید: امام باقر علیه السلام فرمود: پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم به مردی از قبیله بنو تمیم سفارش می کرد و می فرمود: بپرهیز که دامن ازار و یا دامن پیراهن خود را بر زمین بکشی؛ که دامن کشیدن نشانه ناز و نخوت است و خداوند متعال ناز و نخوت را دوست نمی دارد.

6- ابو حمزه در روایت مرفوعه ای گوید: امیر مؤمنان علی علیه السلام به جوانی نگاه کرد که لباس بلندی پوشیده بود به او فرمود: پسرم! لباس خود را بالا ببر؛ زیرا این کار لباست را ماندگارتر و قلبت را پاکیزه و زلال تر می سازد.

7- ابن قداح گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام إِذَا لَبِسَ الْقَمِيصَ مَدَّ يَدَهُ فَإِذَا طَلَعَ عَلَى أَطْرَافِ الْأَصَابِعِ قَطَعَهُ.

8- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عن الْحَسَنِ الصَّيْقَلَ قَالَ:

قَالَ لِي أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام: تُرِيدُ أُرِيكَ قَمِيصَ عَلِيّ صلى الله عليه وسلم الَّذِي ضُرِبَ فِيهِ وَ أُرِيكَ دَمَهُ؟

قَالَ: قُلْتُ: نَعَمْ.

فَدَعَا بِهِ وَ هُوَ فِي سَفَطٍ فَأَخْرَجَهُ وَ نَشَرَهُ فَإِذَا هُوَ قَمِيصُ كَرَابِيسَ يُشْبِهُ السُّنْبُلَانِيَّ فَإِذَا مُوَضْعُ الْجَيْبِ إِلَى الْأَرْضِ وَإِذَا الدَّمُ أَبْيَضُ شِبْهُ اللَّبَنِ شِبْهُ شُطَبٍ السيف.

قَالَ: هَذَا قَمِيصُ عَلِيِّ الَّذِي ضُرِبَ فِيهِ وَ هَذَا أَثَرُ دَمِهِ.

فَشَبَرْتُ بَدَنَهُ فَإِذَا هُوَ ثَلَاثَةٌ أَشْبَارٍ وَ شَبَرْتُ أَسْفَلَهُ فَإِذَا هُوَ اثْنَا عَشَرَ شِبْراً.

هرگاه امیر مؤمنان علی علیه السلام پیراهنی می پوشید با دست خود آن را اندازه می کرد. پس هرگاه از سر انگشتان اضافه می آمد آن را می برید.

8- حسن صيقل گوید: امام صادق علیه السلام به من فرمود: می خواهی پیراهنی را که حضرت علی علیه السلام در آن ضربت خورد و همین طور خون ایشان را به شما نشان دهم؟

عرض کردم: آری.

حضرت آن لباس را خواست. آن لباس در جامه دانی بود، وقتی حضرتش علیه السلام آن را بیرون آورد و باز نمود، دیدم پیراهنی کرباسی شبیه به سنبلانی (1)بود. یقۀ آن به طرف پایین شکافته شده بود (2)در این هنگام خون سفید رنگی مانند شیر و رگه های شمشیر (3)دیده شد.

حضرت علیه السلام فرمود: این پیراهن علی علیه السلام است که در آن ضربت خورد و این اثر خون ایشان است.

آنگاه حضرتش علیه السلام آن را وَجَب نمود. تنه پیراهن سه وجب و پایین پیراهن دوازده وجب بود.


1) سنبلانی یعنی پیراهن بلند و یا منسوب به شهری در روم.

2) فیض کاشانی در وافی می نویسد: احتمال دارد چون لباس حضرت خونی بود، یقه آن را شکافتند تا آن را در بیاورند.

3) گذشت زمان سفید شده بود.

9 - أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ جَمِيعاً عَنِ الْحَجَّالِ عَنْ ثَعْلَبَةَ بْنِ مَيْمُونٍ عَنْ زُرَارَةَ بْنِ أَعْيَنَ قَالَ: رَأَيْتُ قَمِيصَ عَلَي علیه السلام الَّذِي قُتِلَ فِيهِ عِنْدَ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام فَإِذَا أَسْفَلُهُ اثْنَا عَشَرَ شِبْراً وَ بَدَنْهُ ثَلَاثَةُ أَشْبَارٍ وَ رَأَيْتُ فِيهِ نَضْحَ دَمٍ .

10- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِي عَنْ رَجُلٍ عَنْ سَلَمَةَ بَيَّاعِ الْقَلَانِسِ قَالَ:

كُنْتُ عِنْدَ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام إِذْ دَخَلَ عَلَيْهِ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام: يَا بُنَيَّ! أَلَا تُطَهِّرُ قَمِيصَكَ؟

فَذَهَبَ فَظَنَنَّا أَنَّ ثَوْبَهُ قَدْ أَصَابَهُ شَيْءٌ فَرَجَعَ فَقَالَ: إِنَّهُ هَكَذَا.

فَقُلْنَا: جَعَلَنَا اللهُ فِدَاكَ ! مَا لِقَمِيصِهِ؟

قَالَ: كَانَ قَمِيصُهُ طَوِيلاً وَ أَمَرْتُهُ أَنْ يُقَصِّرَ إِنَّ اللهَ عزوجل يَقُولُ: (وَثِيَابَكَ فَطَهِّرْ).

9- زرارة بن اعین گوید: من پیراهن امیر مؤمنان علی علیه السلام را نزد امام باقر علیه السلام دیدم؛ همان پیراهنی که در آن به شهادت رسیده بود آن را وارسی کردم پایین دامن به عرض دوازده وجب و بالای سینه به عرض سه وجب بود. من اثر رنگ پریده خون را در آن مشاهده کردم.

10- سلمه بياع قلانس گوید: در خدمت امام باقر علیه السلام بودم که امام صادق علیه السلام نیز وارد شد.

امام باقر علیه السلام فرمود: پسرم! آیا پیراهنت را تمیز نمی کنی؟

امام صادق علیه السلام رفت ما گمان کردیم که چیزی به لباس آن حضرت رسیده، وقتی امام صادق علیه السلام برگشت، امام باقر علیه السلام فرمود: باید لباس این طور باشد.

ما عرض کردیم: خداوند ما را فدای شما گرداند! پیراهن او چگونه بود؟

فرمود: پیراهن او بلند بود من به او دستور دادم که آن را کوتاه کند. خداوند متعال می فرماید: «لباست را پاکیزه کن».

11- عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ يَحْيَى الْحَلَبِيُّ عَنْ عَبْدِ الْحَمِيدِ الطَّائِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: نَظَرَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام إِلَى رَجُلٍ قَدْ لَبِسَ قَمِيصَاً يُصِيبُ الْأَرْضَ فَقَالَ:

مَا هَذَا ثَوْبٌ طَاهِرٌ.

12- عَنْهُ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: فِي الرَّجُل يَجُرُّ ثَوْبَهُ قَالَ:

إِنِّي لَأَكْرَهُ أَنْ يَتَشَبَّهَ بِالنِّسَاءِ.

13- عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْن سِنَانٍ عَنْ حُذَيْفَةَ بْنِ مَنْصُورٍ قَالَ:

كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام فَدَعَا بِأَثْوَابِ فَذَرَعَ مِنْهُ فَعَمَدَ إِلَى خَمْسَةِ أَذْرُعٍ فَقَطَعَهَا ثُمَّ شَبَرَ عَرْضَهَا سِتَّةَ أَشْبَارٍ ثُمَّ شَقَّهُ وَ قَالَ:

شُدُّوا ضَفَّتَهُ وَ هَدبُوا طَرَفَيْهِ.

11- محمد بن مسلم گوید: امام صادق علیه السلام به مردی نگریست که دامن پیراهنش را بر زمین می کشید. فرمود: این پیراهن نمی تواند پاک باشد.

12- سماعة بن مهران گوید: به امام صادق علیه السلام گفتم: اگر کسی دامن پیراهن خود را بر زمین بکشد چه صورت دارد؟

فرمود: من دوست نمی دارم که مردان با بانوان همطراز شوند.

13- حذيفة بن منصور گوید: من در خدمت امام صادق علیه السلام بودم که لباس هایی خواست. پس آن را اندازه کرد، پس پنج ذرع را برداشت و آن را برید. سپس از عرض شش وجب برید و آن را پاره کرد و فرمود: آن را محکم بدوزید و دو طرف آن را ریش ریش کنید.

بخش سیزدهم

اشاره

(13)

بَابُ الْقَوْلِ عِنْدَ لِبَاسِ الْجَدِيدِ

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السلام عَنِ الرَّجُلِ يَلْبَسُ التَّوْبَ الْجَدِيدَ قَالَ:

يَقُولُ: «اللَّهُمَّ اجْعَلْهُ ثَوْبَ يُمْنِ وَ تُقَى وَ بَرَكَةِ اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي فِيهِ حُسْنَ عِبَادَتِكَ وَ عَمَلاً بِطَاعَتِكَ وَ أَدَاءَ شُكْرِ نِعْمَتِكَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي كَسَانِي مَا أُوَارِي بِهِ عَوْرَتِي وَ أَتَجَمَّلُ بِهِ فِي النَّاسِ».

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام:

دعا به هنگام پوشیدن لباس نو

1- محمد بن مسلم گوید: از امام باقر علیه السلام پرسیدم: دعا به هنگام پوشیدن لباس نو چیست؟

فرمود: بعد از پوشیدن لباس نو بگوید: «اللَّهُمَّ اجْعَلْهُ ثَوْبَ يُمْنِ وَ تُقَى وَ بَرَكَةِ اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي فِيهِ حُسْنَ عِبَادَتِكَ وَ عَمَلَا بِطَاعَتِكَ وَ أَدَاءَ شُكْرِ نِعْمَتِكَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي كَسَانِي مَا أُوَارِي بِهِ عَوْرَتِي وَ أَتَجَمَّلُ بِهِ في الناس».

2- سکونی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: امیر مؤمنان على علیه السلام فرمود:

عَلَّمَنِي رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم إِذَا لَبِسْتُ ثَوْباً جَدِيداً أَنْ أَقُولَ: «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي كَسَانِي مِنَ النَّبَاسِ مَا أَتَجَمَّلُ بِهِ فِى النَّاسِ اللَّهُمَّ اجْعَلْهَا ثِيَابَ بَرَكَةٍ أَسْعَى فِيهَا لِمَرْضَاتِكَ وَ أَعْمُرُ فِيهَا مَسَاجِدَكَ» فَقَالَ:

يَا عَلِيُّ! مَنْ قَالَ ذَلِكَ لَمْ يَتَقَمَّصْهُ حَتَّى يَغْفِرَ اللهُ لَهُ.

وَ فِي نُسْخَةٍ أُخْرَى: لَمْ يُصِبْهُ شَيْءٌ يَكْرَهُهُ.

3- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيَّ الْهَمَدَانِيُّ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي عُثْمَانَ عَنْ خَالِدٍ الْجَوَّانِ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ مُوسَى علیه السلام يَقُولُ:

قَدْ يَنْبَغِي لِأَحَدِكُمْ إِذَا لَبِسَ التَّوْبَ الْجَدِيدَ أَنْ يُمِرَّ يَدَهُ عَلَيْهِ وَ يَقُولَ: «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي كَسَانِي مَا أُوَارِي بِهِ عَوْرَتِي وَ أَتَجَمَّلُ بِهِ فِي النَّاسِ وَ أَتَزَيَّنُ بِهِ بَيْنَهُمْ».

4- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ صَالِحٍ بْنِ أَبِي حَمَّادٍ عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قال:

پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم به من این گونه آموخت که هرگاه لباسی نو پوشیدم بگویم:

«الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي كَسَانِي مِنَ اللُّبَاسِ مَا أَتَجَمَّلُ بِهِ فِي النَّاسِ اللَّهُمَّ اجْعَلْهَا ثِيَابَ بَرَكَةٍ أَسْعَى فِيهَا لِمَرْضَاتِكَ وَ أَعْمُرُ فِيهَا مَسَاجِدَكَ».

و فرمود: ای علی! هرکس این دعا را بخواند و آن پیراهن را بپوشد خداوند او را می آمرزد.

در نسخه دیگر چنین آمده است: هرکس این دعا را بخواند دچار امر ناخوشایندی نمی شود.

3- خالد جوان گوید: از امام کاظم علیه السلام شنیدم که فرمود:

برای هرکدام از شما شایسته است هنگامی که لباس نو می پوشد دست خود را روی آن بکشد و بگوید:

«الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي كَسَانِي مَا أَوَارِي بِهِ عَوْرَتِي وَ أَتَجَمَّلُ بِهِ فِي النَّاسِ وَ أَتَزَيَّنُ بِهِ بَيْنَهُمْ».

4- راویان متعدد می گویند: امام صادق علیه السلام فرمود:

مَنْ قَرَأَ (إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ) ثِنْتَيْنِ وَ ثَلَاثِينَ مَرَّةً فِي إِنَاءٍ جَدِيدٍ وَ رَشَّ بِهِ ثَوْبَهُ الْجَدِيدَ إِذَا لَبِسَهُ لَمْ يَزَلْ يَأْكُلُ فِي سَعَةٍ مَا بَقِيَ مِنْهُ سِلْك.

5- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ يَحْيَى عَنْ جَدِّهِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام:

إِذَا كَسَا اللهُ تَعَالَى الْمُؤْمِنَ تَوْباً جَدِيداً فَلْيَتَوَضَّأُ وَلْيُصَلِّ رَكْعَتَيْنِ يَقْرَأُ فِيهِمَا أُمَّ الْكِتَابِ وَ آيَةَ الْكُرْسِيِّ وَ (قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ) وَ (إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ) ثُمَّ لْيَحْمَدِ اللَّهَ الَّذِي سَتَرَ عَوْرَتَهُ وَ زَيَّنَهُ فِي النَّاسِ وَ لْيُكْثِرُ مِنْ قَوْلِ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ، فَإِنَّهُ لَا يَعْصِي اللهَ فِيهِ وَ لَهُ بِكُلِّ سِلْكٍ فِيهِ مَلَكَ يُقَدِّسُ لَهُ وَ يَسْتَغْفِرُ لَهُ وَ يَتَرَحْمُ عَلَيْهِ.

6- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ النَّيْسَابُورِيٌّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الرَّيَّانِ عَنْ يُونُسَ عَنْ عُمَرَ بْنِ يَزِيدَ قَالَ:

أَرَدْتُ الدُّخُولَ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام فَلَبِسْتُ ثِيَابِي وَ نَشَرْتُ طَيْلَسَاناً جَدِيداً كُنْتُ مُعْجَباً بِهِ فَزَحَمَنِي جَمَلْ فِي بَعْضِ الطَّرِيقِ فَتَمَزَّقَ مِنْ كُلِّ وَجْهِ فَاغْتَمَمْتُ لِذَلِكَ فَدَخَلْتُ عَلَى أَبي عَبْدِ اللهِ علیه السلام فَنَظَرَ إِلَى الطَّيْلَسَانِ فَقَالَ لِي:

هرکس سی و دو مرتبه (انا انزلناه) را در ظرف نوی بخواند و هنگامی که لباس نوی می پوشد آب آن ظرف را به لباسش بپاشد همیشه همواره تا زمانی که نخی از آن لباس باقی است در فراخی و گشایش زندگی خواهد کرد.

5- محمد بن مسلم گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمود:

هرگاه خداوند به مؤمنی لباسی بپوشاند بایستی وضو بگیرد و دو رکعت نماز بخواند که در این دو رکعت سوره حمد، آیة الکرسی، سوره توحید و سوره قدر را بخواند. آن گاه خدا را سپاس گوید که عورتش را پوشانده و او را در بین مردم زینت داده است و بسیار بگوید: «لاحول ولاقوة الا بالله» در این صورت او در آن لباس خداوند را معصیت نخواهد کرد و برای او به تعداد نخ های آن لباس فرشته ای است که برای او تقدیس خداوند می کند، برای او استغفار می کند و به او «رحمك الله» می گوید.

6- عمر بن یزید گوید: می خواستم خدمت امام صادق علیه السلام شرفیاب شوم. لباس های خود را پوشیدم و طیلسان نویی را که دوست داشتم روی دوش خود انداختم در راه با شتری برخورد کردم و طیلسانم از هر طرف پاره شد. من به همین خاطر اندوهگین شدم و با این حال خدمت امام شرفیاب شدم. امام علیه السلام به طیلسان نگاهی نمود و فرمود:

مَا لِي أَرَاكَ مُنْهَتِكاً؟

فَأَخْبَرْتُهُ بِالْقِصَّةِ فَقَالَ : يَا عُمَرُ! إِذَا لَبِسْتَ ثَوْباً جَدِيداً فَقُلْ: «لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللهِ» تَبْرَأُ مِنَ الْآفَةِ وَإِذَا أَحْبَبْتَ شَيْئاً فَلَا تُكْثِرُ مِنْ ذِكْرِهِ فَإِنَّ ذَلِكَ مِمَّا يَهُدُّكَ وَ إِذَا كَانَتْ لَكَ إِلَى رَجُلٍ حَاجَةٌ فَلَا تَشْتِمُهُ مِنْ خَلْفِهِ، فَإِنَّ اللَّهَ يُوقِعُ ذَلِكَ فِي قَلْبِهِ.

بخش چهاردهم

اشاره

(14)

بَابُ لُبْسِ الْخُلْقَانِ

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيَّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ عُقْبَةَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

أَدْنَى الْإِسْرَافِ هِرَاقَةُ فَضْلِ الْإِنَاءِ وَ ابْتِدَالُ ثَوْبِ الصَّوْنِ وَ إِلْقَاءُ النَّوَى.

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ صَالِحٍ بْنِ عُقْبَةَ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ صَالِحٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام: مَا أَدْنَى مَا يَجِيءُ مِنَ الْإِسْرَافَ؟

چرا ناراحتی؟ حضرتش را از ماجرا آگاه کردم.

فرمود: ای عمر! هرگاه لباس نویی پوشیدی بگو: «لا اله الا الله محمد صلی الله علیه وسلم رسول الله» و از آفت و بلا بیزاری جوی و هرگاه چیزی را دوست داری نام آن را فراوان بر لب نیاور؛ زیرا چنین کاری تو را نابود می کند و هرگاه به شخصی نیازی داری، پشت سرش او را سخن بد نگو؛ زیرا خداوند آن را در قلب او می اندازد (و او را از سخن تو آگاه می کند).

پوشیدن لباس کهنه

1- اسحاق بن عمّار گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

کسی که مانده ظرف آب را بر زمین بریزد و لباس نو خود را به هنگام کار بپوشد و یا دانه خرما را به دور اندازد، ساده ترین نوع اسراف را مرتکب شده است.

2- سليمان بن صالح گوید: به امام صادق علیه السلام گفتم: کم ترین اسرافی که انجام می شود چیست؟

قَالَ: ابْتِذَالُكَ ثَوْبَ صَوْنِكَ وَ إِهْرَاقُكَ فَضْلَ إِنَائِكَ وَأَكْلُكَ التَّمْرَ وَ رَمْيَكَ بِالنَّوَى هَاهُنَا وَ هَاهُنَا.

3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ بْنِ يَقْطِينِ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ كَثِيرِ الْمَدَائِنِي عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

دَخَلَ عَلَيْهِ بَعْضُ أَصْحَابِهِ فَرَأَى عَلَيْهِ قَمِيصاً فِيهِ قَبُّ قَدْ رَقَعَهُ فَجَعَلَ يَنْظُرُ إِلَيْهِ فَقَالَ لَهُ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام: مَا لَكَ تَنْظُرُ؟

فَقَالَ: قَبِّ مُلْقَى فِي قمصك.

قَالَ: فَقَالَ لِي: اضْرِبْ يَدَكَ إِلَى هَذَا الْكِتَابِ فَاقْرَأْ مَا فِيهِ. وَ كَانَ بَيْنَ يَدَيْهِ كِتَابٌ أَوْ قَرِيبٌ مِنْهُ.

فَنَظَرَ الرَّجُلُ فِيهِ فَإِذَا فِيهِ: لَا إِيمَانَ لِمَنْ لَا حَيَاءَ لَهُ وَ لَا مَالَ لِمَنْ لَا تَقْدِيرَ لَهُ وَ لَا جَدِيدَ لِمَنْ لَا خَلَقَ لَهُ.

فرمود: این که لباس بیرونی خود را لباس خانگی قرار دهی، زیادی آب و غذای ظرف خود را دور بریزی و خرما بخوری و هسته آن را دور بیندازی.

3- راوی گوید: یکی از یاران امام صادق علیه السلام حضور آن حضرت شرفیاب شد و دید آن حضرت پیراهنی پوشیده که آستر آن وصله زده شده است. او همین طور به آن لباس نگاه می کرد.

حضرت علیه السلام به او فرمود: برای چه نگاه می کنی؟

عرض کرد: به وصله لباس شما می نگرم.

آن شخص گوید: در مقابل حضرت کتاب یا نوشته ای بود. امام علیه السلام به من فرمود: این کتاب را بردار و بخوان.

او کتاب را برداشت و خواند در آن کتاب نوشته شده بود: «کسی که شرم و حیا ندارد، ایمان ندارد، کسی که اندازه و حساب و کتاب ندارد ثروتی ندارد و کسی که لباس کهنه ندارد، لباس نو و تازه ندارد».

بخش پانزدهم

اشاره

(15)

بَابُ الْعَمَائِمِ

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: مَنْ تَعَمَّمَ وَ لَمْ يَتَحَنَّكَ فَأَصَابَهُ دَاءٌ لَا دَوَاءَ لَهُ فَلَا يَلُومَنَّ إِلَّا نَفْسَهُ.

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِي هَمَّامٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ علیه السلام فِي قَوْلِ اللَّهِ عزوجل (مُسَوِّمِينَ) قَالَ:

الْعَمَائِمُ اعْتَمَّ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم فَسَدَلَهَا مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ وَ اعْتَمَّ جَبْرَئِيلُ فَسَدَلَهَا مِنْ بَيْن يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ.

3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ أَبِي جَمِيلَةَ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:

عمامه و دستار

1- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هرکس عمامه ای بر سر نهد بی آن که تحت الحنک بیندازد و به بیماری لاعلاجی دچار شود، جز خودش را سرزنش نکند.

2- ابو همام گوید: به امام رضا علیه السلام گفتم: خداوند متعال در قرآن مجید فرشتگان جنگی را با آرایش ویژه می ستاید، این آرایش به چه صورت بوده است؟

امام رضا علیه السلام فرمود: آرایش عمامه. رسول خدا صلى الله عليه وسلم در جنگ احد کلاه آهنی خود را با عمامه آرایش کرد و یک طرف عمامه را بر روی سینه آویخت و یک طرف دیگر را از پشت سر.

جبرئیل نیز که با هزار فرشته به یاری مسلمانان آمد عمامه خود را به همین صورت آرایش کرده بود.

3- جابر گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:

كَانَتْ عَلَى الْمَلَائِكَةِ الْعَمَائِمُ الْبِيضُ الْمُرْسَلَةُ يَوْمَ بَدْرٍ.

4- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ الْعُقَيْلِيِّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي عَلِي اللَّهَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

عَمَّمَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم عَلِيّاً علیه السلام بِيَدِهِ فَسَدَلَهَا مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ قَصَّرَهَا مِنْ خَلْفِهِ قَدْرَ أَرْبَعَ أَصَابِعَ.

ثُمَّ قَالَ: أَدْبِرْ فَأَدْبَرَ.

ثُمَّ قَالَ: أَقْبِلْ فَأَقْبَلَ.

ثُمَّ قَالَ: هَكَذَا تِيجَانُ الْمَلَائِكَةِ.

5- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم:

الْعَمَائِمُ تِيجَانُ الْعَرَبِ.

وَ رُوِيَ: أَنَّ الطَّابِقِيَّةَ عِمَّةُ إِبْلِيسَ لَعَنَهُ اللهُ.

در جنگ بدر بر سر فرشتگان عمامه های سفیدی بود که تحت الحنک داشتند.

4- علی بن ابو علی لهبی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم با دست خود بر سر حضرت علی علیه السلام عمامه بست. پس آن را از مقابل آزاد گذارد و از پشت سر آن را به اندازه چهار انگشت کوتاه نمود.

سپس فرمود: برگرد.

حضرت علی علیه السلام برگشت و پشت نمود.

سپس فرمود: روی کن.

حضرت علی علیه السلام دوباره برگشت و روی نمود.

سپس فرمود: تاج فرشتگان چنین است.

5- سکونی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم فرمود:

عمامه ها، تاج های عرب هاست.

و در روایت دیگری آمده است «طابقیه» (1)عمامه ابلیس است.


1) طابقيه: یعنی عمامه بدون تحت الحنك.

6- أَبُو عَلِيِّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ عَلِيَّ بْنِ الْحَكَمِ رَفَعَهُ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ:

مَنْ خَرَجَ مِنْ مَنْزِلِهِ مُعْتَمَاً تَحْتَ حَنَكِهِ يُرِيدُ سَفَراً لَمْ يُصِبْهُ فِي سَفَرِهِ سَرَقٌ وَ لَا حَرَقٌ وَلَا مَكْرُوهُ.

7- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُوسَى بْنِ جَعْفَرِ الْبَغْدَادِيٌّ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ عِيسَى بْنِ حَمْزَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

مَنِ اعْتَمَّ فَلَمْ يُدِرِ الْعِمَامَةَ تَحْتَ حَنَكِهِ فَأَصَابَهُ أَلَمْ لَا دَوَاءَ لَ-هُ فَلَا يَلُومَنَّ إِلَّا نَفْسَهُ.

6- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هرکس با عمامه تحت الحنک دار از خانه اش به قصد سفر بیرون شود؛ دچار دزدی، آتش سوزی و امر ناپسندی نخواهد شد.

7- عیسی بن حمزه نظیر روایت یکم همین بخش را از امام صادق علیه السلام نقل می کند.

بخش شانزدهم

اشاره

(16)

بَابُ الْقَلَائِسِ

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

كَانَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم يَلْبَسُ الْفَلَائِسَ الْيَمَنِيَّةَ وَالْبَيْضَاءَ وَ الْمُضَرَّبَةَ وَ ذَاتَ الْأُذُنَيْنِ فی الْحَرْب وَكَانَتْ عِمَامَتُهُ السَّحَابَ وَكَانَ لَهُ بُرْنُسٌ يَتَبَرْنَسُ بِهِ.

عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ:

كَانَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم يَلْبَسُ قَلَنْسُوَةً بَيْضَاءَ مُضَرَّبَةً وَ كَانَ يَلْبَسُ فِي الْحَرْبِ قَلَنْسُوَةً لَهَا أُذْنَانِ.

3- حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ الْمِيثَمِي عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ الْمُخْتَارِ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السلام:

کلاه زمستانی

1- سکونی گوید امام صادق علیه السلام فرمود:

پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم هم در جنگ ها کلاه یمنی سفید، رنگارنگ گوش دار بر سر می نهاد و عمامه آن حضرت «سحاب» بود و برنسی (لباسی کلاهدار مانند بارانی) داشت که آن را می پوشید.

2- راوی دیگر نظیر این روایت پیش را از امام صادق علیه السلام نقل می کند.

3- حسین بن مختار گوید: امام صادق علیه السلام به من فرمود:

اعْمَلْ لِي قَلَانِسَ بَيْضَاءَ وَ لَا تُكَسِّرْهَا ، فَإِنَّ السَّيِّدَ مِثْلِى لَا يَلْبَسُ الْمُكَسَّرَ.

4- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ يَحْيَى بْنِ إِبْرَاهِيمَ بْنِ أَبِي الْبِلَادِ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ الْمُخْتَارِ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام:

اتَّخِذْ لِى قَلَنْسُوَةٌ وَلَا تَجْعَلْهَا مُصَبَّغَةٌ، فَإِنَّ السَّيِّدَ مِثْلِي لَا يَلْبَسُهَا يَعْنِي لَا تُكَسِّرُهَا.

بخش هفدهم

اشاره

(17)

بَابُ الاحْتِذَاء

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَانِ عَنْ شُعَيْبٍ عَنْ أَبِي بَصِيرِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ : قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام:

اسْتِجَادَةُ الْحِذَاءِ وقَايَةٌ لِلْبَدَنِ وَ عَوْنُ عَلَى الصَّلَاةِ وَ الطَّهُورِ.

یک کلاه سفید برای من درست کن اما لبۀ آن را به طرف بالا نشکن که برای من و امثال من شایسته نیست.

4- نظیر این روایت را حسین بن مختار با سند دیگری از امام صادق علیه السلام نقل می کند.

پوشیدن کفش

1- ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمود:

کفش خوب اختیار کردن موجب نگهداری بدن و یاری بر نماز و طهارت و پاکیزگی است.

2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِي عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

أَوَّلُ مَن اتَّخَذَ النَّعْلَيْنِ إِبْرَاهِيمُ علیه السلام.

3- وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم:

مَن اتَّخَذَ نَعْلاً فَلْيَسْتَجِدْهَا.

4- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ يَحْيَى عَنْ جَدِّهِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام:

لَا تَحْتَذُوا الْمَلْسَ ، فَإِنَّهَا حِذَاءُ فِرْعَوْنَ وَهُوَ أَوَّلُ مَنِ اتَّخَذَ الْمَلْسَ.

5- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:

إِنِّي لَأَمْقُتُ الرَّجُلُ لَا أَرَاهُ مُعَقَّبَ النَّعْلَيْنِ.

6- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ رَجُلٍ عَنْ مِنْهَالٍ قَالَ: كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام وَ عَلَيَّ نَعْلٌ مَمْسُوحة فَقَالَ:

2- سکونی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

نخستین کسی که نعلین انتخاب نمود، ابراهیم علیه السلام بود.

3- سکونی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم فرمود:

هرکس می خواهد نعلین بپوشد باید نوع خوب و مرغوب آن را برگزیند.

4- حسن بن راشد گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمود:

کفش «ملس» (1)را نپوشید؛ زیرا آن، کفش فرعون است و او نخستین فردی بود که آن کفش را پوشید.

5- محمد بن مسلم گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:

اگر ببینم کسی پشت کفش خود را بالا نکشیده باشد، از او نفرت می کنم.

6- منهال گوید: من در خدمت امام صادق علیه السلام بودم و در پایم نعلینی بود که وسط و دو طرفش یکسان بود.


1) کفش ملس: یعنی کفشی که وسط و دو طرف آن یکسان است.

هَذَا حِذَاءُ الْيَهُودِ.

فَانْصَرَفَ مِنْهَالٌ فَأَخَذَ سِكِّينًا فَخَصَّرَهَا بِهَا.

7- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِي الْخَزْرَجِ الْحَسَنِ بْنِ الزُّبْرِقَانِ الْأَنْصَارِيُّ قَالَ:

حَدَّثَنِي إِسْحَاقُ الْحَذَاءُ قَالَ: أَرْسَلَ إِلَيَّ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام وَ نَحْنُ بِمِنِّى : انْتِنِي وَ مَعَكَ كِنْفُكَ.

قَالَ: فَأَتَيْتُهُ فِي مِضْرَبِهِ فَسَلَّمْتُ عَلَيْهِ فَرَدَّ عَلَيَّ وَ أَوْمَا إِلَيَّ أَنِ اجْلِسْ فَجَلَسْتُ ثُمَّ تَنَاوَلَ نَعْلاً جَدِيداً فَرَمَى بِهَا إِلَيَّ فَلَمَّا أَرَدْتُ أَنْ أَذْهَبَ.

قُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ ! لَوْ وَهَبْتَ لِي هَذِهِ النَّعْلَ وَكُنْتُ أَحْذُو عَلَيْهَا.

فَرَمَى إِلَيَّ بِالْفَرْدِ الْآخَرِ فَقَالَ : وَاحِدَةٌ أَيُّ شَيْءٍ تَنْفَعُكَ؟

قَالَ: وَكَانَتْ مُعَقَّبَةً مُخَصَّرَةً مِنْ وَسَطِهَا لَهَا قِبَالَانِ وَ لَهَا رُءُوسٌ فَقَالَ: هَذَا حَذْوُ النَّبِئ صلی الله علیه وسلم.

حضرت فرمود: این کفش یهودیان است.

پس منهال برگشت و با چاقویی کفش خود را به کفش مُخَصَّر (1)تبدیل کرد.

7- ابو خزرج حسن بن زبرقان انصاری گوید: اسحاق کفش دوز به من گفت: ما در منا بودیم که امام صادق علیه السلام برایم پیام فرستاد که با وسایل کارت نزد من بیا. من خدمت امام علیه السلام شرفیاب شدم و در خیمه آن حضرت رفتم و سلام کردم آن حضرت پاسخ فرمود و به من اشاره نمود که بنشینم، من نیز نشستم. آنگاه لنگه نعلین نویی را به من عنایت فرمود.

هنگامی که خواستم بروم عرض کردم: قربانت شوم! کاش این کفش را به من می بخشیدید تا بپوشم، حضرت علیه السلام لنگه دیگر نعلین را به من داد و فرمود: یک لنگه برای تو فایده ندارد؟!

اسحاق گوید: نعلین ها، پاشنه دار و «مخصر» و دارای دو «دوال» (که بین انگشتان قرار می گیرد) و نوک بودند.

امام صادق علیه السلام فرمود: کفش های پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم همین گونه بود.


1) مُخَصَّر: یعنی کفشی که بین قسمت پاشنه و جلون آن، تو رفتگی باشد.

8- عَنْهُ قَالَ: حَدَّثَنِي دَاوُدُ بْنُ إِسْحَاقَ أَبُو سُلَيْمَانَ الْحَذَّاءُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفَيْضِ مِنْ تَيْمِ الرِّبَابِ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السلام يَقُولُ:

إِنِّي لَأَمْقُتُ الرَّجُلَ أَرَى فِي رِجْلِهِ نَعْلاً غَيْرَ مُخَصَّرَةٍ أَمَا إِنَّ أَوَّلَ مَنْ غَيَّرَ حَذْوَ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم فُلَانٌ.

ثُمَّ قَالَ: مَا تُسَمُّونَ هَذَا الْحَذْوَ؟

قُلْتُ: الْمَمْسُوحَ.

قَالَ: هَذَا الْمَمْسُوحُ.

9- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ عَلِيِّ بْنِ سُوَيْدٍ قَالَ:

نَظَرَ إِلَيَّ أَبُو الْحَسَنِ علیه السلام وَ عَلَيَّ نَعْلَانِ مَمْسُوحَتَانِ فَأَخَذَهُمَا وَ قَلَبَهُمَا ثُمَّ قَالَ لِي: أَتُرِيدُ أَن تَهَوَّدَ؟

قَالَ: قُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! إِنَّمَا وَهَبَهُمَا لِي إِنْسَانٌ.

قَالَ: فَلَا بَأْسَ.

8- محمد بن فیض گوید: حضرتش فرمود:

من مردی را که در پایش نعلین غیر مخصر ببینم دوست ندارم. آگاه باشید! نخستین کسی که نوع کفش پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم را تغییر داد «فلانی» بود.

سپس فرمود: شما این کفش را چه می نامید؟

عرض کردم: ممسوح. (1)

فرمود: این کفش ممسوح است.

9- علی بن سوید گوید: من یک جفت نعلین ممسوح در پایم بود. وقتی امام کاظم علیه السلام آنها را دید برداشت و وارونه نمود. سپس به من فرمود: آیا می خواهی یهودی شوی؟!

گفتم: قربانت گردم! آنها را شخصی به من بخشیده است.

فرمود: در این صورت ایرادی ندارد.


1) ممسوح: یعنی کفشی که پاشنه تا قسمت جلوی آن یکسره و تخت باشد؛ بر عکس مخصر.

10- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلامأَنَّهُ كَرِهَ عَقْدَ شِرَاكِ النَّعْلِ وَأَخَذَ نَعْلَ أَحَدِهِمْ وَحَلَّ شِرَاكَهَا.

11- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ غِيَاتِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

كَانَ أَبِي يُطِيلُ ذَوَائِبَ نَعْلَيْهِ .

12- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ أَبِي إِسْمَاعِيلَ السَّرَّاج عَنْ أَبِي عِمْرَانَ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام أَنَّهُ نَظَرَ إِلَى نَعْل شِرَاكُهَا مَعْقُودَةٌ فَتَنَاوَلَهَا أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السلام فَحَلَّهَا، ثُمَّ قَالَ: لَا تَعْقِدْ.

13- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ حَسَّانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ كَثِيرٍ قَالَ: كُنْتُ أَمْشِي مَعَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فَانْقَطَعَ شِسْعُ نَعْلِهِ فَأَخْرَجْتُ مِنْ كُمِّي شِسْعاً فَأَصْلَحَ بِهِ نَعْلَهُ ثُمَّ ضَرَبَ يَدَهُ عَلَى كَتِفِيَ الْأَيْسَرِ وَ قَالَ:

10- راویان متعددی گویند: امام صادق علیه السلام بستن بند کفش را مکروه می دانست. روزی آن حضرت نعلین شخصی را گرفت و بند آن را باز کرد.

11- غیاث بن ابراهیم گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: پدرم امام باقر علیه السلام جلو نعلین را با یک زبانه دراز مجهز می کرد.

12- راوی گوید: روزی امام صادق علیه السلام دید بند نعلینی را بسته اند، آن را برداشت و بند آن را باز نمود.

سپس فرمود: نباید بند نعلین را گره زد.

13- عبد الرحمان بن کثیر گوید: با امام صادق علیه السلام راه می رفتم که بند نعلین آن حضرت علیه السلام پاره شد. من از آستین خود بند کفشی بیرون آوردم و با آن نعلین آن بزرگوار را اصلاح کردم، حضرت علیه السلام دست خود را بر کتف چپم زد و فرمود:

يَا عَبْدَ الرَّحْمَانِ بْنَ كَثِيرًا مَنْ حَمَلَ مُؤْمِناً عَلَى شِسْع نَعْلِهِ حَمَلَهُ اللَّهُ عزوجل عَلَى نَاقَةٍ دَمْكَاءَ حِينَ يَخْرُجُ مِنْ قَبْرِهِ حَتَّى يَقْرَعَ بَابَ الْجَنَّةِ.

14- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ يَعْقُوبَ السَّرَّاحِ قَالَ: كُنَّا نَمْشِي مَعَ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام وَ هُوَ يُرِيدُ أَنْ يُعَنِّيَ ذَا قَرَابَةٍ لَهُ بِمَوْلُودٍ لَهُ فَانْقَطَعَ شِسْعُ نَعْلِ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام فَتَنَاوَلَ نَعْلَهُ مِنْ رِجْلِهِ ثُمَّ مَشَى حَافِياً فَنَظَرَ إِلَيْهِ ابْنُ أَبِي يَعْفُورٍ فَخَلَعَ نَعْلَ نَفْسِهِ مِنْ رِجْلِهِ وَ خَلَعَ الشَّسْعَ مِنْهَا وَ نَاوَلَهُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السلام فَأَعْرَضَ عَنْهُ كَهَيْئَةِ الْمُغْضَبِ ثُمَّ أَبَى أَنْ يَقْبَلَهُ ثُمَّ قَالَ:

أَلَا إِنَّ صَاحِبَ الْمُصِيبَةِ أَوْلَى بِالصَّبْرِ عَلَيْهَا.

فَمَشَى حَافِياً حَتَّى دَخَلَ عَلَى الرَّجُلُ الَّذِي أَتَاهُ لِيُعَذِّيَهُ.

15- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْكُوفِيُّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَسَنِ التَّيْمِيُّ عَنْ عَبَّاسِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ قَالَ: كُنْتُ مَعَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فَدَخَلَ عَلَى رَجُلٍ فَخَلَعَ نَعْلَهُ ثُمَّ قَالَ:

اخْلَعُوا نِعَالَكُمْ فَإِنَّ النَّعْلَ إِذَا خُلِعَتِ اسْتَرَاحَتِ الْقَدَمَانِ.

ای عبدالرحمان بن کثیر! هرکس به مؤمنی بند کفش دهد هنگامی که از قبرش خارج می شود خداوند او را بر روی شتری تندرو حمل می کند تا اینکه درب بهشت را بکوبد.

14- يعقوب سراج گوید: ما به همراه امام صادق علیه السلام برای تسلیت یکی از خویشان آن حضرت که نوزاد خود را از دست داده بود می رفتیم در نیمۀ راه بند نعلین آن حضرت گسیخت. امام صادق علیه السلام هر دو نعلین را از پای مبارک درآورد و به دست گرفت و پا برهنه به راه افتاد. وقتی پسر ابو یعفور چنین دید، نعل خود را از پا درآورد و بند آن را خارج نموده و به امام صادق علیه السلام تقدیم کرد.

آن حضرت خیره به او نگریست و از گرفتن بند خودداری کرد و فرمود: آن که دچار حادثه شده به صبر و تحمل سزاوارتر است.

آنگاه حضرتش با پای برهنه به راه خود ادامه داد تا به منزل خویشاوند خود رسید و او را تسلیت گفت.

15- عبد الرحمان بن ابو عبدالله گوید: من در خدمت امام صادق علیه السلام بودم که آن حضرت به خانه یکی از آشنایان خود وارد شد و نعلین خود را از پا درآورد و فرمود: نعلین خود را از پا درآورید تا پاها استراحت کنند.

بخش هیجدهم

اشاره

(18)

بَابُ أَلْوَانِ النِّعَالِ

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام أَنَّهُ نَظَرَ إِلَى بَعْضِ أَصْحَابِهِ وَ عَلَيْهِ نَعْلٌ سَوْدَاءُ فَقَالَ:

مَا لَكَ وَ لِلنَّعْلِ السَّوْدَاءِ؟ أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّهَا تُضِرُّ بِالْبَصَرِ وَ تُرْخِي الذَّكَرَ وَ هِيَ بِأَغْلَى الثَّمَنِ مِنْ غَيْرِهَا وَ مَا لَبِسَهَا أَحَدٌ إِلَّا اخْتَالَ فِيهَا؟!

2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِي الْهَمَدَانِيُّ عَنْ حَنَانِ بْنِ سَدِيرٍ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام وَ فِي رِجْلِي نَعْلٌ سَوْدَاءُ فَقَالَ:

يَا حَنَانُ! مَا لَكَ وَ لِلسَّوْدَاءِ؟ أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ فِيهَا ثَلَاثَ خِصَالٍ: تُضْعِفُ الْبَصَرَ وَ تُرْخِي الذَّكَرَ وَ تُورِثُ الْهَمَّ وَ مَعَ ذَلِكَ مِنْ لِبَاسِ الْجَبَّارِينَ؟!

رنگ های نعلین

1- راوی گوید: روزی امام صادق علیه السلام دید یکی از یارانش نعلینی سیاه پوشیده است، به او فرمود: چرا نعلین سیاه پوشیده ای؟! مگر نمی دانی که آن به چشم ضرر دارد و آلت را شل می کند افزون بر آن قیمت آن نسبت به رنگ های دیگر بیشتر است و هیچ کس آن را نپوشیده است مگر آنکه در آن تکبر ورزیده است.

2- حنان بن سدیر گوید:

من خدمت امام صادق علیه السلام شرفیاب شدم درحالی که نعلینی سیاه در پایم بود.

فرمود: ای حنان! تو را با رنگ سیاه چه کار؟! مگر نمی دانی در آن سه ویژگی است: چشم را ضعیف می نماید، آلت را شل می کند و غم و اندوه می آورد.

قَالَ: فَقُلْتُ: فَمَا أَلْبَسُ مِنَ النِّعَالِ؟

قَالَ: عَلَيْكَ بِالصَّفْرَاءِ فَإِنَّ فِيهَا ثَلَاثَ خِصَالٍ تَجْلُو الْبَصَرَ وَ تَشُدُّ الذَّكَرَ وَ تَدْرا الْهَمَّ وَ هِيَ مَعَ ذَلِكَ مِنْ لِبَاسِ النَّبِيِّينَ.

3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنِ السَّيَّارِيِّ عَنْ أَبِي سُلَيْمَانَ الْخَوَّاصِ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ دُكَيْنِ عَنْ سَدِيرِ الصَّيْرَفِيَّ قَالَ:

دَخَلْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام وَ عَلَيَّ نَعْلَ بَيْضَاءُ فَقَالَ: يَا سَدِيرًا مَا هَذِهِ النَّعْلُ؟ احْتَذَيْتَهَا عَلَى عِلْمٍ؟

قُلْتُ: لَا وَ اللَّهِ! جُعِلْتُ فِدَاكَ!

فَقَالَ: مَنْ دَخَلَ السُّوقَ قَاصِداً لِنَعْلِ بَيْضَاءَ لَمْ يُبْلِهَا حَتَّى يَكْتَسِبَ مَالاً مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ.

قَالَ: أَبُو نُعَيْمٍ أَخْبَرَنِي سَدِيرٌ أَنَّهُ لَمْ يُبْلِ تِلْكَ النَّعْلَ حَتَّى اكْتَسَبَ مِائَةَ دِينَارٍ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ.

عرض کردم: پس چه نعلینی بپوشم؟

فرمود: بر تو باد نعلین زرد؛ زیرا در آن سه ویژگی است: چشم را جلا می دهد، آلت را سفت و محکم می کند و غم و اندوه را می زداید. علاوه بر آن پوشش پیامبران علیهم السلام است.

3- سدیر صیرفی گوید: روزی با نعلین سفید رنگی خدمت امام صادق علیه السلام شرف یاب شدم.

فرمود: ای سدیر! این چه نعلینی است؟ آن را با آگاهی خریده ای؟

عرض کردم: نه، به خدا سوگند! قربانت گردم!.

فرمود: هرکس وارد بازار شود و بخواهد نعلین سفید بخرد آن نعلین را کهنه نمی کند تا این که از جایی که گمان نمی برد روزی به دست می آورد.

ابو نعیم گوید: سدیر به من خبر داد که آن نعلین ها کهنه نشدند تا این که از جایی که گمان نمی کرد، صد دینار به دست آورد.

4- أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ بُرَيْدِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْغَاضِرِيُّ عَنْ عُبَيْدِ بْنِ زُرَارَةَ قَالَ: رَآنِي أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام وَ عَلَيَّ نَعْلٌ سَوْدَاءُ فَقَالَ:

يَا عُبَيْدُ! مَا لَكَ وَ لِلنَّعْلِ السَّوْدَاءِ؟ أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ فِيهَا ثَلَاثَ خِصَالٍ: تُرْخِي الذَّكَرَ وَ تُضْعِفُ الْبَصَرَ وَ هِيَ أَغْلَى ثَمَناً مِنْ غَيْرِهَا وَإِنَّ الرَّجُلَ لَيَلْبَسُهَا وَ مَا يَمْلِكُ إِلَّا أَهْلَهُ وَ وَلَدَهُ فَيَبْعَثُهُ اللهُ جَبَّاراً.

5- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِي عَنْ أَبِي الْبَخْتَرِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

مَنْ لَبِسَ نَعْلاً صَفْرَاءَ كَانَ فِي سُرُورٍ حَتَّى يُبْلِيَهَا.

6- عَنْهُ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا بَلَغَ بِهِ جَابِرَ الْجُعْفِيِّ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:

مَنْ لَبِسَ نَعْلاً صَفْرَاءَ لَمْ يَزَلْ يَنْظُرُ فِي سُرُورٍ مَا دَامَتْ عَلَيْهِ لِأَنَّ اللَّهَ عزوجل يَقُولُ: (صَفْرَاءٌ فَاقِعٌ لَوْنُهَا تَسُرُّ النَّاظِرِينَ).

4- عبید بن زراره گوید: من نعلین سیاهی پوشیده بودم که امام صادق علیه السلام مرا دید و فرمود: ای عبید! تو را با نعلین سیاه چه کار؟ مگر نمی دانی که آن سه ویژگی دارد: آلت را سست می کند، قوت بینایی را تضعیف می کند و از رنگ های دیگر گران تر است و شخصی که آن را می پوشد غیر از زن و فرزندش چیزی ندارد، پس خداوند او را به صورت ستمکار محشور می کند.

5- ابو البختری گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هر کس نعلین زرد بپوشد در شادی و سرور خواهد بود تا این که آن را کهنه کند.

6- جابر جعفی گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:

هرکس نعلین زرد رنگ بپوشد تا هنگامی که آن نعلین در پایش باشد، همیشه در شادی و سرور خواهد بود؛ زیرا خداوند می فرماید: «[آن گاو] زرد رنگ خالص است که بینندگان را شاد می کند».

7- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ دَاوُدَ الْحَذَّاءِ عَنْ عَبْدِ الْمَلِكِ بْنِ بَحْرٍ صَاحِبِ اللُّؤْلُؤِ قَالَ: مَنْ أَرَادَ لُبْسَ النَّعْلِ فَوَقَعَتْ لَهُ صَفْرَاءُ إِلَى الْبَيَاضِ لَمْ يَعْدَمْ مَالاً وَ وَلَداً وَ مَنْ وَقَعَتْ لَهُ سَوْدَاءُ لَمْ يَعْدَمْ غَماً وَ هَمّاً.

بخش نوزدهم

اشاره

(19)

بَابُ الْخُقُ

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ سَلَمَةَ بْنِ أبِي حَبَّةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ:

لُبْسُ الْخُفَّ يَزِيدُ فِي قُوَّةِ الْبَصَرِ.

2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنِ الْعَوْسِيِّ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ الْمُسْلِيِّ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ سَعْدٍ عَنْ مَنِيعِ قَالَ: قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام:

7- عبد الملك بن بحر صاحب لؤلؤ گوید: امام علیه السلام فرمود:

هرکس می خواهد نعلین بپوشد هرگاه رنگ زرد تا سفید انتخاب کند، مال و فرزندی از دست نخواهد داد و هرکس رنگ سیاه انتخاب کند غم و اندوهی را از دست نخواهد داد.

کفش

1- سلمة بن ابی حبّه گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

پوشیدن خف، (1)قوت بینایی را می افزاید.

2 - منیع گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:


1) خُفّ: نوعی کفش.

لُبْسُ الْخُفِّ أَمَانٌ مِنَ السِّلِّ.

3- عَنْهُ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ مُبَارَكَ غُلَامِ الْعَقَرْقُوفِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

إِدْمَانُ لُبْسِ الْخُفِّ أَمَانُ مِنَ السِّلِّ.

4- عَنْهُ عَنْ بَعْضِ مَنْ ذَكَرَهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ دَاوُدَ الرَّفُّيِّ قَالَ: خَرَجْتُ مَعَ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام إِلَى يَنْبُعَ فَلَمَّا خَرَجَ رَأَيْتُ عَلَيْهِ خُفَا أَحْمَرَ فَقُلْتُ لَهُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! مَا هَذَا الْخُفُّ الْأَحْمَرُ الَّذِي أَرَاهُ عَلَيْكَ؟

فَقَالَ: خُفِّ اتَّخَذْتُهُ لِلسَّفَرِ وَ هُوَ أَبْقَى عَلَى الطِّينِ وَ الْمَطَرِ وَ أَحْمَلُ لَهُ.

قُلْتُ: فَأَتَّخِذُهَا وَأَلْبَسُهَا؟

قَالَ: أَمَّا فِي السَّفَرِ فَنَعَمْ وَ أَمَّا فِي الْحَضَرِ فَلَا تَعْدِلَنَّ بِالسَّوَادِ شَيْئاً.

5- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ زِيَادِ بْنِ الْمُنْذِرِ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى أَبِي جَعْفَرِ علیه السلام وَ عَلَيَّ خُفٌ مَقْشُورٌ فَقَالَ:

يَا زِيَادُ مَا هَذَا الْخُفُّ الَّذِي أَرَاهُ عَلَيْكَ؟

پوشیدن خف، موجب امان از بیماری سل است.

3- مبارک غلام عقرقوفی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

مداومت کردن بر پوشیدن خف، موجب امان از بیماری سل است.

4- داوود رقی گوید: همراه امام صادق علیه السلام به منطقه «ينبع» رفتیم، در پای آن حضرت خف قرمز دیدم، عرض کردم: فدایت گردم! این خف قرمز که در پای شما می بینم چیست؟

فرمود: کفشی است که برای مسافرت انتخاب کرده ام؛ چرا که آن، در گل و باران ماندگاری بیشتری دارد.

عرض کردم: من نیز می توانم آن را تهیه کنم و بپوشم؟!

فرمود: در سفر، آری؛ ولی در وطن هیچ رنگی با رنگ مشکی برابری نمی کند.

5- زیاد بن منذر گوید: خدمت امام باقر علیه السلام شرفیاب شدم درحالی که «خف مقشور» (1)در پایم بود. فرمود: ای زیاد! این خف چیست که در پای تو می بینم؟


1) خف مقشور: نوعی خف ساده.

قُلْتُ: حُفٌ اتَّخَذْتُهُ.

فَقَالَ: أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ الْبِيضَ مِنَ الْخِفَافِ يَعْنِي الْمَقْشُورَةَ مِنْ لِبَاسِ الْجَبَابِرَةِ وَهُمْ أَوَّلُ مَنِ اتَّخَذَهَا وَ الْحُمْرَ مِنْ لِبَاسِ الْأَكَاسِرَةِ وَ هُمْ أَوَّلُ مَنِ اتَّخَذَهَا وَ السُّودَ مِنْ لِبَاسِ بَنِي هَاشِمٍ وَ سُنَّةٌ؟!

6- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ عَلِيِّ الْبَغْدَادِيِّ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الضَّرِيرِ عَنْ أَبِي سَلَمَةَ السَّرَّاجِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

إِدْمَانُ الْخُفُ يَقِي مِيتَةَ السَّوْءِ.

بخش بیستم

اشاره

(20)

بَابُ السُّنَّةِ فِي لُبْسِ الْخُفَّ وَ النَّعْلِ وَ خَلْعِهِمَا

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:

گفتم: خفی است که اختیار نموده ام.

فرمود: مگر نمی دانی که خف های سفید - یعنی مقشور - از پوشش ستمکاران است و آنها نخستین کسانی هستند که آن را تهیه نمودند. رنگ قرمز، از لباس کسری ها (1)است و آنها اولین کسانی بودند که آن را تهیه کردند و لباس سیاه از پوشش بنی هاشم و سنت است.

6- ابو سلمه سراج گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

مداومت بر پوشیدن خف، از مرگ ناهنجار و بد جلوگیری می کند.

آداب پوشیدن کفش

1- محمد بن مسلم گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:


1) کسری ها پادشاهان ایرانی دوره ساسانیان.

مِنَ السُّنَّةِ خَلْعُ الْخُفُّ الْيَسَارِ قَبْلَ الْيَمِينِ وَ لُبْسُ الْيَمِينِ قَبْلَ الْيَسَارِ.

2- حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ وُهَيْبِ بْنِ حَفْصٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

إِذَا لَبِسْتَ نَعْلَكَ أَوْ خُفَّكَ فَابْدَأَ بِالْيَمِينِ وَإِذَا خَلَعْتَ فَابْدَأُ بِالْيَسَارِ.

3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ الْأَشْعَرِيِّ عَنِ ابْنِ الْقَدَّاح عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: كَانَ يَقُولُ:

إِذَا لَبِسَ أَحَدُكُمْ نَعْلَهُ فَلْيَلْبَسِ الْيَمِينَ قَبْلَ الْيَسَارِ وَإِذَا خَلَعَهَا فَلْيَخْلَعِ الْيُسْرَى قَبْلَ الْيُمْنَى.

4- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ أَبَانٍ عَنِ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

لَا تَمْشِ فِي حِذَاءٍ وَاحِدٍ.

قُلْتُ: وَلِمَ؟

از سنتهای رسول خدا صلی الله علیه وسلم است که نخست کفش چپ را از پا درآورند، سپس کفش راست را؛ و به هنگام پوشیدن کفش، اول به پای راست بپوشند و سپس به پای چپ.

2- ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هنگام پوشیدن نعلین و کفش پای راست را مقدم بدارید و هنگام خارج کردن کفش و نعلین پای چپ را مقدم بدارید.

3- ابن قداح گوید: امام صادق علیه السلام می فرمود:

هرگاه یکی از شما نعلین خود را می پوشد پس باید پای راست را مقدم بدارد و هرگاه آن را از پای در می آورد پس باید پای چپ را مقدم بدارد.

4 - حلبی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

با یک لنگه کفش راه نرو.

عرض کردم: چرا؟

قَالَ: لِأَنَّهُ إِنْ أَصَابَكَ مَسِّ مِنَ الشَّيْطَانِ لَمْ يَكَدْ يُفَارِقُكَ إِلَّا مَا شَاءَ اللَّهُ.

5- عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالِ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السلام قَالَ:

مَنْ مَشَى فِي حِذَاءِ وَاحِدٍ فَأَصَابَهُ مَسُّ مِنَ الشَّيْطَانِ لَمْ يَدَعْهُ إِلَّا مَا شَاءَ اللهُ.

6- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنْ عَلِي علیه السلام أَنَّهُ كَانَ يَمْشِي فِي نَعْلِ وَاحِدَةٍ وَيُصْلِحُ الْأُخْرَى لَا يَرَى بِذَلِكَ بَأْساً.

بخش بیست و یکم

اشاره

(21)

بَابُ الْخَوَاتِيمِ

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ:

كَانَ خَاتَمُ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم مِنْ وَرِقٍ.

فرمود: زیرا اگر آزاری از شیطان به تو برسد هیچ گاه از تو جدا نخواهد شد مگر این که خداوند بخواهد.

5- محمد بن مسلم گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:

هرکس با یک لنگه کفش راه برود و آزاری از جانب شیطان به او برسد، آزار شیطان او را رها نخواهد کرد مگر این که خداوند بخواهد.

6- سکونی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

حضرت علی علیه السلام با یک لنگه نعلین راه می رفت و لنگه دیگر را تعمیر می نمود و به این کار ایرادی نمی دید.

خاتم و مهر انگشتری

1- هشام بن سالم گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

انگشتر رسول خدا صلى الله عليه وسلم از نقره بود.

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ وَ مُعَاوِيَةَ بْنِ وَهْبٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

كَانَ خَاتَمُ رَسُولِ اللهِ صلى الله عليه وسلم مِنْ وَرِقٍ.

قَالَ: قُلْتُ لَهُ: كَانَ فِيهِ فَضٌ؟

قَالَ: لا.

3- أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِي الْكُوفِيُّ عَنْ عُبَيْسِ بْنِ هِشَامٍ عَنْ فَسَيْنِ بْنِ أَحْمَدَ الْمِنْقَرِيٌّ عَنْ يُونُسَ بْنِ ظَبْيَاتٌ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

مِنَ السُّنَّةِ لُبْسُ الْخَاتَم.

4- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي هَاشِمٍ عَنْ أَبِي خَدِيجَةَ قَالَ:

الْفَصُ مُدَوَّرٌ.

وَ قَالَ: هَكَذَا كَانَ خَاتَمُ رَسُولِ اللهِ صلى الله عليه وسلم.

2- عبدالله بن سنان و معاوية بن وهب گویند: امام صادق علیه السلام فرمود:

انگشتر رسول خدا صلى الله عليه وسلم از نقره بود.

گفتم: رسول خدا صلى الله عليه وسلم نگین داشت؟

فرمود: نه.

3- یونس بن ظبیان گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

انگشتر پوشیدن از سنت است.

4- ابو خدیجه گوید: امام علیه السلام فرمود: نگین مدوّر است. و فرمود: انگشتر پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم چنین بود.

5- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ غَالِبِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ رَوْحِ بْنِ عَبْدِ الرَّحِيمِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم لِأَمیر الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام:

لَا تَخَيَّمْ بِالذَّهَبِ فَإِنَّهُ زِينَتُكَ فِي الْآخِرَةِ.

6- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ يَحْيَى عَنْ جَدِّهِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدِ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام:

لَا تَخَتَّمُوا بِغَيْرِ الْفِضَّةِ فَإِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم قَالَ:

مَا طَهُرَتْ كَفِّ فِيهَا خَاتَمُ حَدِيدٍ.

7- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ سُلَيْمَانَ عَنْ جَرَّاحِ الْمَدَائِنِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

لَا تَجْعَلْ فِي يَدِكَ خَاتَماً مِنْ ذَهَبٍ.

5- روح بن عبدالرحیم گوید: امام صادق علیه السلام می فرماید: رسول خدا صلى الله عليه وسلم به امیر مؤمنان على علیه السلام فرمود:

با طلا انگشت خود را زینت مده که طلا زینت تو در جهان آخرت است.

6- ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: امیر مؤمنان على علیه السلام فرمود:

انگشتر غیر نقره ای را به انگشت نکنید؛ زیرا پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم فرمود:

کف دستی که در آن انگشتر آهنی است، پاکیزه نیست.

7- جراح مدائنی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

انگشتر طلا در انگشت مکن.

8- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ أَبَانٍ عَنْ يَحْيَى بْنِ أَبِي الْعَلَاءِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام أَنَّهُ سَأَلَهُ عَنِ التَّخَتُمِ فِي الْيَمِينِ وَ قُلْتُ: إِنِّي رَأَيْتُ بَنِي هَاشِمٍ يَتَخَتَّمُونَ فِي أَيْمَانِهِمْ.

فَقَالَ: كَانَ أَبِي يَتَخَتَّمُ فِي يَسَارِهِ وَ كَانَ أَفْضَلَهُمْ وَ أَفْقَهَهُمْ.

9- عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِي عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ جَعْفَرٍ قَالَ: سَأَلْتُ اخی مُوسَى علیه السلام عَنِ الْخَاتَم يُلْبَسُ فِي الْيَمِينِ فَقَالَ:

إِنْ شِئْتَ فِي الْيَمِينِ وَإِنَّ شِئْتَ فِي الْيَسَارِ.

10 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ عَطِيَّةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ:

مَا تَخَيَّمَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم إِلَّا يَسِيرًا حَتَّى تَرَكَهُ.

11- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِيِّ عَنِ ابْنِ الْقَدَّاحِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام أَنَّ النَّبِيَّ صلى الله عليه وسلم كَانَ يَتَخَتَّمُ فِي يَمِينِهِ.

8- يحيی بن ابی علاء گوید:

از امام صادق علیه السلام درباره انگشتر در دست راست نمودن پرسیدم و گفتم: من دیدم که بنی هاشم در دست راستشان انگشتر می گذارند.

فرمود: پدرم در دست چپ خود انگشتر می گذاشت، در حالی که برترین و فقیه ترین بنی هاشم بود.

9- علی بن جعفر علیه السلام گوید:

از برادرم امام کاظم علیه السلام دربارۀ انگشتری که در دست راست گذاشته می شود، پرسیدم.

فرمود: اگر خواستی به دست راست بپوش و اگر خواستی به دست چپ.

10- علی بن عطیه گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم جز در دست چپ انگشتر نپوشید؛ تا این که با وفاتش آن را ترک نمود

11- ابن قداح گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

همواره پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم به دست راست خود انگشتر می پوشید.

12- وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ قَالَ:

كَانَ عَلِيٌّ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ علیه السلام يَتَخَتَّمُونَ فِي أَيْسَارِهِمْ.

13- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ مُتَنِّى الْحَنَّاطِ عَنْ حَاتِمِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

كَانَ الْحَسَنُ وَالْحُسَيْنُ علیهما السلام يَتَخَتُمَانِ فِي يَسَارِهِمَا.

14- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ أَبَانِ عَنْ يَحْيَى بْنِ أَبِي الْعَلَاءِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ:

كَانَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ علیهما السلام يَتَخَتُمانِ فِي يَسَارِهِمَا.

15 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ صَالِحِ بْنِ السِّنْدِي عَنْ جَعْفَرِ بْنِ بَشِيرٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ مُحَمَّدِ الْعَرْزَمِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام.

أَنَّ عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ علیه السلام كَانَ يَتَخَتَّمُ فِي يَمِينِهِ.

12- ابن قداح گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

حضرت علی علیه السلام، امام حسن علیه السلام و امام حسین علیه السلام به دست چپ خود انگشتر می پوشیدند.

13- حاتم بن اسماعیل گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

امام حسن علیه السلام و امام حسین علیه السلام به دست چپ خود انگشتر می پوشیدند.

14- يحيى بن ابی اعلاء نظیر این روایت را از امام صادق علیه السلام نقل می کند.

15- عبد الرحمان بن محمد عرزمی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

امام سجاد علیه السلام همواره به دست راست خود انگشتر می پوشید.

16- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِقٍ عَنِ الْعَرْزَمِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

كَانَ أُمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام يَتَخَتَّمُ فِي يَمِينِهِ.

17- سَهْلُ بْنُ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ صَفْوَانَ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السلام قَالَ :

قَوَّمُوا خَاتَمَ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام فَأَخَذَهُ أَبِي مِنْهُمْ بِسَبْعَةٍ.

قَالَ: قُلْتُ: بِسَبْعَةِ دَرَاهِمَ؟

قَالَ: بِسَبْعَةِ دَنَانِيرَ.

بخش بیست و دوم

اشاره

(22)

بَابُ الْعَقِيقِ

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنِ الرَّضَا علیه السلام قَالَ:

16- عرزمی گوید: امام صادق علیه السلامفرمود:

امیر مؤمنان علی علیه السلام همواره در دست راست خود انگشتر می پوشید.

17- صفوان گوید: امام رضا علیه السلام فرمود:

انگشتر امام صادق علیه السلام را قیمت گذاری نمودند و پدرم آن را به مبلغ هفت خرید.

عرض کردم: هفت درهم؟

فرمود: هفت دینار.

عقیق

1- أحمد بن محمد بن ابی نصر گوید: امام رضا علیه السلام فرمود:

الْعَقِيقُ يَنْفِي الْفَقْرَ وَ لُبْسُ الْعَقِيقِ يَنْفِي النِّفَاقَ .

2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنِ الرَّضَا قَالَ: مَنْ سَاهَمَ بِالْعَقِيقِ كَانَ سَهْمُهُ الْأَوْفَرَ.

3- عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْن عَلَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ زَيْدِ بْنِ أَسْلَمَ التَّنُوكِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم:

تَخَتَّمُوا بِالْعَقِيقِ فَإِنَّهُ مُبَارَكَ وَ مَنْ تَخَتَّمَ بِالْعَقِيقِ يُوشِكُ أَنْ يُقْضَى لَهُ بِالْحُسْنَى.

4- عَنْهُ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ صَالِحٍ بْنِ عُقْبَةَ عَنْ فُضَيْلِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ رَبِيعَةِ الرَّأْيِ قَالَ: رَأَيْتُ فِي يَدِ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ علیه السلام فَصَّ عَقِيقٍ فَقُلْتُ: مَا هَذَا الْفَصُّ؟

فَقَالَ: عَقِيقٌ رُومِيٌّ وَ قَالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم:

مَنْ تَخَيَّمَ بِالْعَقِيقِ قُضِيَتْ حَوَائِجُهُ.

5- عَنْهُ عَنْ بَعْضٍ أَصْحَابِهِ رَفَعَهُ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام:

الْعَقِيقُ أَمَانٌ فِي السَّفَرِ.

عقیق، فقر را دور می کند و پوشیدن عقیق نفاق را می راند.

2- وشاء گوید: امام رضا علیه السلام فرمود:

هرکس با عقیق قرعه بیندازد، سهمش زیادتر خواهد بود.

3- زید بن اسلم تنوکی گوید امام صادق علیه السلام فرمود: پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم فرمود:

انگشتر عقیق بپوشید؛ زیرا مبارک است. هرکس انگشتر عقیق به دست کند نزدیک است که حاجت هایش به بهترین وجه برآورده گردد.

4- ربيعة الرأی گوید: در دست امام سجاد علیه السلام نگین عقیق مشاهده کردم. گفتم: این نگین چیست؟

فرمود: عقیق رومی است. پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم فرمود:

هرکس انگشتر عقیق بپوشد حاجت هایش برآورده خواهد شد.

5- یکی از اصحاب ما در روایت مرفوعه ای گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

عقیق در مسافرت باعث ایمنی است.

6- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَعْبَدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ خَالِدٍ عَنِ الرِّضَا علیه السلام قَالَ : كَانَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام يَقُولُ:

مَن اتَّخَذَ خَاتَماً فَصُّهُ عَقِيقٌ لَمْ يَفْتَقِرْ وَ لَمْ يُقْضَ لَهُ إِلَّا بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ.

7- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عُقْبَةَ عَنْ سَيَابَةَ بْن أَيُّوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفَضْلِ عَنْ عَبْدِ الرَّحِيمِ الْقَصِيرِ قَالَ: بَعَثَ الْوَالِي إِلَى رَجُلٍ مِنْ آلِ أَبِي طَالِبٍ فِي جِنَايَةٍ فَمَرَّ بِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فَقَالَ:

اتبِعُوهُ بِخَاتَم عَقِيقٍ.

فَأْتِيَ بِخَاتَم عَقِيقٍ فَلَمْ يَرَ مَكْرُوها.

8- عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ رَفَعَهُ قَالَ: شَكَا رَجُلٌ إِلَى النَّبِيُّ صلى الله عليه وسلم أَنَّهُ قُطِعَ عَلَيْهِ الطَّرِيقُ فَقَالَ صلى الله عليه وسلم:

هَلَّا تَخَيَّمْتَ بِالْعَقِيقِ فَإِنَّهُ يَحْرُسُ مِنْ كُلِّ سُوءٍ.

6- حسین بن خالد گوید: امام رضا علیه السلام فرمود: امام صادق همواره می فرمود:

هرکس انگشتری با نگین عقیق برگزیند فقیر نخواهد شد و حاجت های او به بهترین وجه برآورده خواهد شد.

7- عبدالرحیم قصیر گوید:

حاکم درباره جنایتی در پی مردی از آل ابو طالب فرستاد. او از کنار امام صادق علیه السلامگذشت حضرت علیه السلام فرمود: انگشتر عقیقی در پی او بفرستید.

وقتی انگشتری عقیق برای آن مرد آوردند، او در نزد حاکم رفتار مکروه و ناپسندی از وی ندید.

8- راوی گوید:

مردی نزد پیامبر صلى الله عليه وسلم شکایت برد که مورد راهزنی قرار گرفته است.

پیامبر صلى الله عليه وسلم فرمود: آیا انگشتر عقیق نمی پوشی؟! چرا که آن از هر بدی محافظت می کند.

بخش بیست و سوم

اشاره

(23)

بَابُ الْيَاقُوتِ وَ الزُّمُرُّدِ

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَعْبَدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ خَالِدٍ عَنِ الرِّضَا علیه السلام قَالَ: كَانَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام يَقُولُ:

تَخَتَّمُوا بِالْيَوَاقِيتِ فَإِنَّهَا تَنْفِى الْفَقْرَ.

2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ علیهم السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلی الله علیه وسلم:

تَخَتَّمُوا بِالْيَوَاقِيتِ فَإِنَّهَا تَنْفِي الْفَقْرَ.

3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ رَجُلٍ مِنْ أَصْحَابِنَا وَ هُوَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيَّ بْنِ الْفَضْلِ وَ يُلَقَّبُ سِكْبَاجَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ صَاحِبِ الْأَنْزَالِ وَ كَانَ يَقُومُ بِبَعْضٍ أُمُورِ الْمَاضِي علیه السلام قَالَ:

قَالَ لِي يَوْماً وَ أَمْلَى عَلَيَّ مِنْ كِتَابٍ:

ياقوت و زمرد

1- حسین بن خالد گوید: امام رضا علیه السلام فرمود: امام صادق علیه السلام همواره می فرمود:

انگشتر یاقوت به دست کنید؛ زیرا فقر و ناداری را می راند.

2- محمد بن فضیل نظیر این روایت را از امام کاظم علیه السلام از امام صادق علیه السلام از امام باقر علیه السلام از پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم نقل می کند.

3- احمد بن محمد بن ابی نصر گوید:

روزی امام هادی علیه السلام از کتابی به من این گونه املا نمود و فرمود:

التَّخَتُمُ بِالزُّمُرُّدِ يُسْرٌ لَا عُسْرَ فِيهِ.

4- سَهْلُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الدِّهْقَانِ عُبَيْدِ اللَّهِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ علیه السلام قَالَ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ:

تَخَتَّمُوا بِالْيَوَاقِيتِ فَإِنَّهَا تَنْفِي الْفَقْرَ.

5- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ بَكْرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ:

يُسْتَحَبُّ التَّخَتُمُ بِالْيَاقُوتِ.

بخش بیست و چهارم

اشاره

(24)

بَابُ الْفَيْرُوزَج

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ رَفَعَهُ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

مَنْ تَخَتَّمَ بِالْفَيْرُوزَج لَمْ يَفْتَقِرْ كَفُهُ.

انگشتر زمرد به دست کردن آسانی و گشایشی است که در آن سختی و گرفتاری نیست.

4- حسین بن خالد نظیر روایت یکم همین بخش را از امام کاظم علیه السلام نقل می کند.

5- بکر بن محمد گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

به دست کردن انگشتر یاقوت مستحب است.

فیروزه

1- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هرکس انگشتر فیروزه به دست کند، دستش فقیر و خالی نمی ماند.

2- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ بُنْدَارَ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ إِسْحَاقَ الْأَحْمَرِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ سَهْلِ عَنِ الْحَسَنِ بْن عَلِيَّ بْن مِهْرَانَ قَالَ:

دَخَلْتُ عَلَى أَبِي الْحَسَنِ مُوسَى علیه السلام وَ فِي إِصْبَعِهِ خَاتَمَ فَصُّهُ فَيْرُوزَجٌ نَفْشُهُ «اللَّهُ الْمَلِكُ» فَأَدَمْتُ النَّظَرَ إِلَيْهِ فَقَالَ: مَا لَكَ تُدِيمُ النَّظَرَ إِلَيْهِ؟

فَقُلْتُ: بَلَغَنِي أَنَّهُ كَانَ لِعَلِي أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام خَاتَمَ فَصُّهُ فَيْرُوزَجٌ نَفْشُهُ اللَّهُ الْمَلِكُ.

فَقَالَ: أَ تَعْرِفُهُ؟

قُلْتُ: لَا.

فَقَالَ: هَذَا هُوَ تَدْرِي مَا سَبَبُهُ؟

قُلْتُ: لا.

قَالَ: هَذَا حَجَرٌ أَهْدَاهُ جَبْرَئِيلُ علیه السلام إِلَى رَسُولِ اللهِ صلى الله عليه وسلم فَوَهَبَهُ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم لأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام أَتَدْرِي مَا اسْمُهُ؟

2- حسین بن علی بن مهران گوید:

روزی خدمت امام کاظم علیه السلام شرفیاب شدم در دست آن حضرت علیه السلام انگشتری با نگین فیروزه و با نقش «الله الملك» بود من همین طور به آن نگاه می کردم. حضرت علیه السلام فرمود: چرا پیوسته به آن نگاه می کنی؟

عرض کردم: به من خبر رسیده که امیر مؤمنان علی علیه السلام انگشتری با نگین فیروزه و نقش «الله الملك» داشت.

فرمود: آن را می شناسی؟

عرض کردم: نه.

فرمود: همین انگشتر است. می دانی علتش چیست؟

عرض کردم: نه.

فرمود: این سنگی است که جبرئیل علیه السلام به پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم هدیه نمود و آن حضرت آن را به امیر مؤمنان علی علیه السلام بخشید آیا می دانی اسم آن چیست؟

قُلْتُ: فَيْرُوزَج.

قَالَ: هَذَا بِالْفَارِسِيَّةِ فَمَا اسْمُهُ بِالْعَرَبِيَّةِ؟

قُلْتُ: لَا أَدْرِي.

قَالَ: اسْمُهُ الظَّفَرُ.

بخش بیست و پنجم

اشاره

(25)

بَابُ الْجَزْعِ الْيَمَانِيِّ وَالْبِلَّوْرِ

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِي عَنْ عُبَيْدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ قَالَ: قَالَ أَمِيرٌ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام:

تَخَتَّمُوا بِالْجَزْعِ الْيَمَانِيُّ، فَإِنَّهُ يَرُدُّ كَيْدَ مَرَدَةِ الشَّيَاطِينِ.

عرض کردم: فیروزه.

فرمود: این نام به زبان فارسی است، نام عربی آن چیست؟

عرض کردم: نمی دانم.

فرمود: اسم آن ظفر (پیروزی) است.

جزع يمنى و بلور

1- علی بن حسین گوید: امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمود:

انگشتر جزع یمانی به دست کنید؛ زیرا نیرنگ شیطان های سرکش را باز می گرداند.

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الرَّيَّانِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ الْمَعْرُوفِ بِابْنِ وَهْبَةَ الْعَبْدَسِي وَ هِيَ قَرْيَةٌ مِنْ قُرَى وَاسِطٍ يَرْفَعُهُ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

نِعْمَ الْفَصُ الْبِلَّوْرُ.

بخش بیست و ششم

اشاره

(26)

بَابُ نَفْشِ الْخَوَاتِيمِ

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

كَانَ نَقْشُ خَاتَمِ النَّبِيِّ صلى الله عليه وسلم «مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللهِ» وَ كَانَ نَقْشُ خَاتَمِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام «اللَّهُ الْمَلِكُ» وَكَانَ نَقْشُ خَاتَم أَبِي علیه السلام «الْعِزَّةُ لِلَّهِ».

2- علی بن محمد در روایت مرفوعه ای گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

بلور، نگین خوبی است.

نقش انگشتر

1- عبد الله بن سنان گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

بر انگشتر رسول خدا صلى الله عليه وسلم «محمد رسول الله» بر انگشتر امیر مؤمنان على علیه السلام «الله الملك» و بر انگشتر پدرم امام باقر علیه السلام «العزة لله» نفش بسته بود.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ يُونُسَ بْنِ ظَبْيَانَ وَ حَفْصِ بْنِ غِيَاثٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَا:

قُلْنَا: جُعِلْنَا فِدَاكَ! أَ يُكْرَهُ أَنْ يَكْتُبَ الرَّجُلُ فِي خَاتَمِهِ غَيْرَ اسْمِهِ وَ اسْمِ أَبِيهِ؟

فَقَالَ: فِي خَاتَمِي مَكْتُوبٌ «اللهُ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ» وَ فِي خَاتَمِ أَبِي مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيَّ علیه السلام وَ كَانَ خَيْرَ مُحَمَّدِي رَأَيْتُهُ بِعَيْنِي «الْعِزَّةُ لِلَّهِ» وَ فِي خَاتَمِ عَلِيِّ بْنِ الحُسَيْنِ علیهما السلام «الْحَمْدُ لِلَّهِ الْعَلِيُّ الْعَظِيمِ» وَ فِي خَاتَمِ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ علیهما السلام «حَسْبِيَ اللهُ» وَ فِي خَاتَم أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام «اللَّهُ الْمَلِكُ».

3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ النَّهِيكِيُّ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عَبْدِ الْحَمِيدِ قَالَ: مَرَّ بِي مُعَتِّبٌ وَ مَعَهُ خَاتَمْ فَقُلْتُ لَهُ: أَيُّ شَيْءٍ هَذَا؟

فَقَالَ: خَاتَمُ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فَأَخَذْتُ لِأَقْرَأَ مَا فِيهِ فَإِذَا فِيهِ «اللَّهُمَّ أَنْتَ ثِقَتِي فَقِنِي شَرَّ خَلْقِكَ».

2- يونس بن ظبيان وحفص بن غیاث گویند: به امام صادق علیه السلام گفتیم: اگر بر روی انگشتر نام خود و نام پدرم را نقش نکنم و شعار دیگری برای امضا انتخاب کنم، چه صورت دارد؟

فرمود: بر انگشتر من «الله خالق کلّ شیء» حک شده است، بر انگشتر پدرم امام باقر علیه السلام که در خاندان رسول خدا صلی الله علیه وسلم بهتر از او ندیده ام «العزة الله» بر انگشتر جدم علی بن الحسين علیهما السلام «الحمد الله العلى العظيم»، بر انگشتر امام مجتبی علیه السلام و سيد الشهداء علیه السلام «حسبی الله» و بر انگشتر جدم امير مؤمنان على علیه السلام «الله الملك» نقش بسته بود.

3- ابراهيم بن عبد الحمید گوید:

معتب از کنار من عبور می کرد و انگشتری در دستش بود به او گفتم: این چیست؟

گفت: انگشتر امام صادق علیه السلام است.

آن را گرفتم تا نقش آن را بخوانم دیدم بر روی آن نوشته: «اللهم أنت ثقتي فقني شرّ خلقك».

4- عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ قَالَ: كُنْتُ عِنْدَ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السلام فَأَخْرَجَ إِلَيْنَا خَاتَمَ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام وَ خَاتَمَ أَبِي الْحَسَنِ علیه السلام وَ كَانَ عَلَى خَاتَمِ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام «أَنْتَ ثِقَتِي فَاعْصِمْنِي مِنَ النَّاسِ» وَ نَقْشُ خَاتَمِ أَبِي الْحَسَنِ علیه السلام «حَسْبِيَ اللهُ» وَ فِيهِ وَرْدَةٌ وَ هِلَالٌ فِي أَعْلَاهُ.

5- عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنْ يُونُسَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَانِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ الرَّضَا علیه السلام عَنْ نَقْشِ خَاتَمِهِ وَ خَاتَم أَبِيهِ علیه السلام.

قَالَ: نَقْشُ خَاتَمِي «مَاشَاءَ اللهُ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ» وَ نَقْشُ خَاتَمِ أَبِي «حَسْبِيَ اللَّهُ» وَ هُوَ الَّذِي كُنْتُ أَتَخَتَّمُ بِهِ.

6- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَعْبَدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ علیه السلام قَالَ:

كَانَ عَلَى خَاتَمِ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ علیهما السلام «خَزِيَ وَ شَقِيَ قَاتِلُ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيَّ علیه السلام».

4- احمد بن محمد بن ابی نصر گوید: من در خدمت امام رضا علیه السلام بودم. حضرت علیه السلام انگشتر امام صادق علیه السلام و انگشتر امام کاظم علیه السلام را برای ما نشان داد. بر روی انگشتر امام صادق علیه السلام نوشته شده شده بود: «أنت ثقتي فاعصمني من الناس» و نقش انگشتر امام کاظم علیه السلام چنین بود: «حسبی الله» و در آن، نقش یک گل و یک هلال ماه در قسمت بالای آن بود.

5- يونس بن عبدالرحمان گوید: از امام رضا علیه السلام پرسیدم: بر انگشتر شما چه شعاری حک شده و بر انگشتر امام کاظم علیه السلام چه شعاری نقش بسته بود؟

فرمود: نقش انگشتر من «ماشاء الله لا قوة إلا بالله» و نقش انگشتر پدرم «حسبی الله» بود پیش از آن که من انگشتر جدیدی انتخاب کنم همان انگشتر پدرم را در دست می کردم و پای نامه ها را امضا می نمودم.

6- حسین بن خالد گوید: امام کاظم علیه السلام فرمود:

بر انگشتر امام سجاد علیه السلام چنین نوشته بود: «خزي وشقي قاتل الحسين بن على علیهما السلام».

7- سَهْلُ بْنُ زِيَادٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ وَاصِلِ بْنِ سُلَيْمَانَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ : ذَكَرْنَا خَاتَمَ رَسُولِ اللهِ صلى الله عليه وسلم.

فَقَالَ: تُحِبُّ أَنْ أُرِيَكَهُ؟

فَقُلْتُ: نَعَمْ.

فَدَعَا بِحُقِّ مَحْتُومٍ فَفَتَحَهُ وَ أَخْرَجَهُ فِي قُطْنَةٍ فَإِذَا حَلْقَةً فِضَّةٍ وَ فِيهِ فَضٌ أَسْوَدُ عَلَيْهِ مَكْتُوبٌ سَطْرَانٍ «مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللهِ».

قَالَ: ثُمَّ قَالَ: إِنَّ فَصَّ النَّبِيِّ صلى الله عليه وسلم أَسْوَدُ.

8- سَهْلُ بْنُ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الثَّانِي علیه السلام قَالَ: قُلْتُ لَهُ: إِنَّا رُوِّينَا فِي الْحَدِيثِ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم كَانَ يَسْتَنْجِي وَخَاتَمُهُ فِي إِصْبَعِهِ وَ كَذَلِكَ كَانَ يَفْعَلُ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام وَ كَانَ نَقْشُ خَاتَم رَسُولِ الله صلى الله عليه وسلم «مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللهِ».

قَالَ: صَدَقُوا.

7- عبد الله بن سنان گوید: سخن از انگشتر پیامبر خدا به میان آمد.

امام علیه السلام فرمود: دوست داری آن را به تو نشان دهم؟

عرض کردم: آری.

حضرت جعبه چوبی سربسته ای خواست و در آن را گشود و انگشتری را از میان پاره پنبه ای بیرون آورد. دیدم حلقه ای نقره ای با نگین سیاه که بر روی آن در دو سطر نوشته بود: «محمد رسول الله» .

آن گاه فرمود: نگین پیامبر صلى الله عليه وسلم سیاه رنگ بود.

8- حسین بن خالد گوید: به امام رضا علیه السلام گفتم: در حدیث به ما روایت شده است که پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم درحالی که انگشتر در دست داشت استنجاء می نمود و امیرمؤمنان علی علیه السلام نیز چنین می نمود و نقش انگشتر پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم «محمد رسول الله» بود.

فرمود: راست گفته اند.

قُلْتُ: فَيَنْبَغِي لَنَا أَنْ نَفْعَلَ؟

قَالَ: إِنَّ أُولَئِكَ كَانُوا يَتَخَتَّمُونَ فِي الْيَدِ الْيُمْنَى وَإِنَّكُمْ أَنْتُمْ تَتَخَتَّمُونَ فِي الْيُسْرَى.

قَالَ : فَسَكَتَ فَقَالَ : أَ تَدْرِي مَا كَانَ نَقْشُ خَاتَمَ آدَمَ لا علیه السلام؟

فَقُلْتُ: لَا.

فَقَالَ: «لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ» وَ كَانَ نَقْشُ خَاتَمِ النَّبِيِّ صلى الله عليه وسلم «مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ» وَ خَاتَم أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام «الله الْمَلِكُ» وَ خَاتَمِ الْحَسَنِ علیه السلام «الْعِزَّةُ لِلَّهِ» وَ خَاتَمِ الْحُسَيْنِ علیه السلام «إِنَّ اللهَ بَالِغُ أَمْرِهِ» وَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ علیهما السلام خَاتَمُ أَبِيهِ وَأَبُو جَعْفَرِ الْأَكْبَرُ خَاتَمُ جَدِّهِ الْحُسَيْنِ علیه السلام وَ خَاتَمُ جَعْفَرِ علیه السلام «الله وَلِيِّي وَ عِصْمَتِي مِنْ خَلْقِهِ» وَ أَبُو الْحَسَنِ الْأَوَّلُ علیه السلام «حَسْبِيَ اللهُ» وَ أَبُو الْحَسَنِ الثَّانِي «مَا شَاءَ اللَّهُ لَا قُوَّةَ إلا بالله».

وَ قَالَ الْحُسَيْنُ بْنُ خَالِدٍ: وَ مَدَّ يَدَهُ إِلَيَّ وَ قَالَ : خَاتَمِي خَاتَمُ أَبِي علیه السلام أَيْضاً.

گفتم: برای ما نیز شایسته و رواست که چنین کنیم؟

فرمود: به راستی که آنان در دست راست انگشتر می پوشیدند و شما دست چپ انگشتر می پوشید.

آن گاه حضرت علیه السلام سکوت نمود و فرمود: آیا می دانی نقش انگشتر حضرت آدم علیه السلام چه بود؟

گفتم: نه.

فرمود: «لا اله الا الله محمّد رسول الله» نقش انگشتر پیامبر صلى الله عليه وسلم «محمد رسول الله»، نقش انگشتر امیرمؤمنان على علیه السلام «الله الملك»، نقش انگشتر امام حسن علیه السلام «العزة لله» که نقش انگشتر امام حسین علیه السلام «إن الله بالغ أمره» نقش انگشتر امام سجاد علیه السلام همان نقش انگشتر پدرش بود و نقش انگشتر امام باقر علیه السلام، همان نقش انگشتر جدش امام حسین علیه السلام، نقش انگشتر امام صادق علیه السلام «الله ولي و عصمني من خلقه» نقش انگشتر امام کاظم علیه السلام «حسبی الله» و نقش انگشتر امام رضاء علیه السلام «ماشاء الله لا قوة الا بالله» بود.

حسین بن خالد گوید: امام علیه السلام دستش را به طرف من دراز نمود و فرمود: نقش انگشتری من همانند نقش انگشتری پدرم است.

9- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ يَحْيَى عَنْ جَدِّهِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام:

مَنْ نَقَشَ عَلَى خَاتَمِهِ اسْمَ اللهِ فَلْيُحَوِّلْهُ عَنِ الْيَدِ الَّتِي يَسْتَنْجِي بِهَا فِي الْمُتَوَضَّىء.

بخش بیست و هفتم

اشاره

(27)

بَابُ الْحُلِيِّ

1- أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيٌّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ عَلِيٍّ بْنِ النُّعْمَانِ عَنْ أَبِي الصَّبَّاح قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السلام عَنِ الذَّهَبِ يُحَلَّى بِهِ الصَّبْيَانُ.

فَقَالَ: كَانَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ علیهما السلام يُحَلِّي وَلْدَهُ وَ نِسَاءَهُ بِالذَّهَبِ وَالْفِضَّةِ.

2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ وَأَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ جَمِيعاً عَنْ دَاوُدَ بْنِ سِرْحَانَ قَالَ : سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنِ الذَّهَبِ يُحَلَّى بِهِ الصَّبْيَانُ .

9- ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمود:

هرکس نام خدا را بر انگشتر خود نقش کند بایستی به هنگام طهارت و استنجا از دستی که استنجا می کند درآورد.

حکم زیور آلات

1- ابو صباح گوید: از امام صادق علیه السلام : پرسیدم زینت طلا برای کودکان نابالغ رواست؟

فرمود: امام سجاد علیه السلام فرزندان و بانوان خود را با زیور طلا و نقره می آراست.

2- نظیر همین روایت را داوود بن سرحان از امام صادق علیه السلام نقل می کند.

فَقَالَ: إِنَّهُ كَانَ أَبِي علیه السلام لَيُحَلِّي وَلْدَهُ وَ نِسَاءَهُ بِالذَّهَبِ وَالْفِضَّةِ فَلَا بَأْسَ بِهِ.

3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِم قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السلام عَنْ حِلْيَةِ النِّسَاءِ بِالذَّهَبِ وَالْفِضَّةِ فَقَالَ: لَا بَأْسَ.

4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

كَانَ نَعْلُ سَيْفِ رَسُولِ اللهِ صلى الله عليه وسلم وَ قَائِمَتُهُ فِضَّةٌ وَ كَانَ بَيْنَ ذَلِكَ حَلَقٌ مِنْ فِضَّةٍ وَ لَبِسْتُ دِرْعَ رَسُولِ اللهِ صلى الله عليه وسلم فَكُنْتُ أَسْحَبُهَا وَ فِيهَا ثَلَاثُ حَلَقَاتِ فِضَّةٍ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهَا وَثِنْتَانِ مِنْ خَلْفِهَا.

5- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ:

لَيْسَ بِتَحْلِيَةِ السَّيْفِ بَأْسٌ بِالذَّهَبِ وَالْفِضَّةِ.

3- محمد بن مسلم گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم زیور آلات طلا و نقره برای بانوان چه صورت دارد؟

فرمود: مانعی ندارد.

4- سکونی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

نعل (فلزی که در قسمت پایین غلاف شمشیر) است و قبضه شمشیر پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم از نقره بود و بین آن دو حلقه ای نقره ای بود. من زره پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم را پوشیدم. من آن را گسترانیدم دیدم سه حلقه نقره ای در قسمت جلو و دو حلقه نقره ای در قسمت پشت آن بود.

5- عبد الله بن سنان گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

تزیین شمشیر با طلا و نقره مانعی ندارد.

6- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنِ الْمُثَنَّى عَنْ حَاتِمِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام أَنَّ حِلْيَةَ سَيْفِ رَسُولِ اللهِ صلى الله عليه وسلم كَانَتْ فِضَّةٌ كُلُّهَا قَائِمَتُهُ وَ قِبَاعُهُ.

7- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ دَاوُدَ بْنِ سِرْحَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

لَيْسَ بِتَحْلِيَةِ الْمَصَاحِفِ وَ السُّيُوفِ بِالذَّهَبِ وَالْفِضَّةِ بَأْسٌ.

8- حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ عَنْ أَبَانٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السلام قَالَ:

لَمْ تَزَلِ النِّسَاءُ يَلْبَسْنَ الْحُلِيَّ.

مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبَانِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السلام مِثْلَهُ.

6 - حاتم بن اسماعیل گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

زیور شمشیر پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم، قبضه و سر قبضه آن از نقره بود.

7- داوود بن سرحان گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

زینت کردن قرآن ها و شمشیرها با طلا و نقره ایرادی ندارد.

8- محمد بن مسلم گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:

همواره بانوان از زیور آلات طلا و نقره استفاده کرده اند.

9- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِيِّ عَنِ ابْنِ الْقَدَّاحِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

إِنَّ النَّبِيَّ صلى الله عليه وسلم تَخَتَمَ فِي يَسَارِهِ بِخَاتَم مِنْ ذَهَبٍ ثُمَّ خَرَجَ عَلَى النَّاسِ وَ طَفِقَ النَّاسُ يَنْظُرُونَ إِلَيْهِ فَوَضَعَ يَدَهُ الْيُمْنَى عَلَى خِنْصِرِهِ الْيُسْرَى حَتَّى رَجَعَ إِلَى الْبَيْتِ فَرَمَى بِهِ فَمَا لَبِسَهُ.

عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنِ الْمُثَنَّى عَنْ حَاتِمِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام مِثْلَهُ.

10- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ رِبْعِي عَنِ الْفُضَيْلِ بْنِ يَسَارٍ قَالَ : سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنْ سَرِيرٍ فِيهِ الذَّهَبُ أَ يَصْلُحُ إِمْسَاكُهُ فِي الْبَيْتِ؟

فَقَالَ: إِنْ كَانَ ذَهَبَاً فَلَا وَ إِنْ كَانَ مَاءَ الذَّهَبِ فَلَا بَأْسَ.

9- ابن قداح گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

روزی پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم در دست چپ خود انگشتری طلایی پوشیده سپس نزد مردم بیرون آمد، مردم خیره خیره به آن نگاه می کردند، حضرت صلى الله عليه وسلم دست راست خود را روی انگشت کوچک دست چپ خود نهاد تا این که به خانه بازگشت. و آن انگشتر را کنار گذاشت و دیگر آن را نپوشید. (1)

10- فضیل بن یسار گوید:

از امام صادق علیه السلام پرسیدم آیا تختی را که در آن طلا به کار رفته می توان در خانه نگهداری کرد؟

فرمود: اگر طلا باشد، نه و اگر آب طلا باشد، ایرادی ندارد.


1) با توجه به اتفاق نظر فقها در حرمت انگشتر طلا برای مردان، روایت قابل تأمل و توجیه است.

بخش بیست و هشتم

اشاره

(28)

بَابُ الْفَرْشِ

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ الْعَبَّاسِ عَنْ سَعِيدِ بْنِ جَنَاحَ عَنْ أَبِي . خَالِدِ الزَّيْدِيِّ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: دَخَلَ قَوْمٌ عَلَى الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِي علیه السلام فَقَالُوا: يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ نَرَى فِي مَنْزِلِكَ أَشْيَاءَ نَكْرَهُهَا وَ إِذَا فِي مَنْزِلِهِ بُسُطُ وَ نُمَارِقُ.

فَقَالَ علیه السلام: إِنَّا نَتَزَوَّجُ النِّسَاءَ فَنَعْطِيهِنَّ مُهُورَهُنَّ فَيَشْتَرِينَ مَا شِئْنَ لَيْسَ لَنَا مِنْهُ شَيْءٌ.

2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ أَبِي مَالِكٍ الْجُهَنِى عَنْ عَبْدِ اللهِ بن عَطَاءِ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى ابی جَعْفَرٍ علیه السلام فَرَأَيْتُ فِي مَنْزِلِهِ بُسْطاً وَ وَسَائِدَ وَ أَنْمَاطَاً وَ مَرَافِقَ فَقُلْتُ: مَا هَذَا؟

فَقَالَ: مَتَاعُ الْمَرْأَةِ.

حكم فرش ها

1- جابر گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:

عده ای خدمت امام سجاد علیه السلام شرفیاب شدند و در خانه حضرت فرش و بالش بود، آنها عرض کردند: ای پسر پیامبر خدا! ما در خانه تو وسایلی می بینیم که آن را مکروه می دانیم.

امام سجاد علیه السلام فرمود: به راستی که ما با زنان ازدواج می کنیم و مهریه آنان را به خودشان می پردازیم آنان هرچه که بخواهند می خرند چیزی از آنها از آن ما نیست.

2- عبدالله بن عطاء گوید: روزی به خانه امام باقر علیه السلام وارد شدم و خانه را با فرش، پشتی قطیفه و متکا مزین دیدم، گفتم: اینها چیست که در خانه شما می بینم؟

فرمود: جهاز همسرم.

3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ دَاوُدَ بْنِ الْحُصَيْنِ عَنِ الْفَضْلِ أَبِي الْعَبَّاسِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام: قَوْلُ اللَّهِ عزوجل (يَعْمَلُونَ لَهُ مَا يَشَاءُ مِنْ مَحَارِيبَ وَ تَمَاثِيلَ وَ جِفَانٍ كَالْجَوَابِ).

قَالَ: مَا هِيَ تَمَاثِيلَ الرِّجَالِ وَ النِّسَاءِ وَ لَكِنَّهَا تَمَاثِيلُ الشَّجَرِ وَ شِبْهِهِ.

4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ صَالِحِ بْنِ السَّنْدِيٌّ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ بَشِيرٍ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ:

كَانَتْ لِعَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ علیهما السلام وَسَائِدُ وَ أَنْمَاطٌ فِيهَا تَمَاثِيلُ يَجْلِسُ عَلَيْهَا.

5- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْن أَبِي عَبْدِ اللهِ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُسْكَانَ عَنِ الْحَسَنِ الزَّيَّاتِ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام فِي بَيْتٍ مُنَجَّدٍ ثُمَّ عُدْتُ إِلَيْهِ مِنَ الْغَدِ وَ هُوَ فِي بَيْتٍ لَيْسَ فِيهِ إِلَّا حَصِيرٌ وَ عَلَيْهِ قَمِيصٌ غَلِيظٌ.

فَقَالَ: الْبَيْتُ الَّذِي رَأَيْتَهُ لَيْسَ بَيْتِي إِنَّمَا هُوَ بَيْتُ الْمَرْأَةِ وَكَانَ أَمْسِ يَوْمُهَا.

3- فضل بن عباس گوید: به امام باقر علیه السلام عرض کردم: خداوند می فرماید: «هرچه سلیمان می خواست از معبدها، تمثال ها، ظروف بزرگ همانند حوض ها برای او ساختند» چه معنایی دارد؟

فرمود: منظور تصویر مردان و زنان نیست؛ بلکه تصویر درخت و امثال آن است.

4- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

امام سجاد علیه السلام بالش و نَمَط (زیرانداز) های مصوّری که داشت روی آنها می نشست.

5- حسن زیات گوید: روزی در خانه ای تزیین شده خدمت امام باقر علیه السلام شرف یاب شدم. فردای آن روز نزد ایشان برگشتم و ایشان در خانه ای بود که در آن فقط حصیر بود و بر تن حضرت پیراهن خشنی بود.

فرمود: آن خانه ای که مشاهده کردی خانه من نبود، بلکه خانه همسرم بود که دیروز نوبت او بود.

6- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِسْمَاعِيلَ الْمِيثَمِيُّ عَنْ أَبِي الْجَارُودِ قَالَ:

دَخَلْتُ عَلَى أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام وَ هُوَ جَالِسٌ عَلَى مَتَاعٍ فَجَعَلْتُ أَلْمِسُ الْمَتَاعَ بِيَدِي فَقَالَ: هَذَا الَّذِي تَلْمِسُهُ بِيَدِكَ أَرْمَنِيٌّ.

فَقُلْتُ لَهُ: وَمَا أَنْتَ وَالْأَرْمَنِيَّ؟

فَقَالَ: هَذَا مَتَاعٌ جَاءَتْ بِهِ أُمُّ عَلِي امْرَأَةٌ لَهُ.

فَلَمَّا كَانَ مِنْ قَابِل دَخَلْتُ عَلَيْهِ فَجَعَلْتُ أَلْمِسُ مَا تَحتی.

فَقَالَ: كَأَنَّكَ تُرِيدُ أَنْ تَنْظُرَ مَا تَحْتَكَ!

فَقُلْتُ: لَا، وَلَكِنَّ الْأَعْمَى يَعْبَتُ.

فَقَالَ لِي: إِنَّ ذَلِكَ الْمَتَاعَ كَانَ لِأُمِّ عَلِي وَكَانَتْ تَرَى رَأْيَ الْخَوَارِجِ فَأَدَرْتُهَا لَيْلَةً إِلَى الصُّبْحِ أَن تَرْجِعَ عَنْ رَأْيِهَا وَ تَتَوَلَّى أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام فَامْتَنَعَتْ عَلَيَّ فَلَمَّا أَصْبَحْتُ طَلَّقْتُهَا.

6- ابو جارود گوید: من خدمت امام باقر علیه السلام شرفیاب شدم آن حضرت بر روی زیراندازی نشسته بود من با دستم آن را لمس می کردم. فرمود: جنس این زیرانداز «أرمني» (منسوب به ارمینه، ناحیه ای در روم) است.

عرض کردم: شما با جنس ارمنی چه کار دارید؟!

فرمود: این زیرانداز را ام علی آورده است.

فردای آن روز، نزد آن حضرت رفتم و زیراندازی را که روی آن نشسته بودم لمس می کردم.

فرمود: گویا می خواهی که آن چه را که در زیرت است ببینی!

عرض کردم: نه، اما شخص نابینا بازی می کند.

فرمود: آن زیرانداز مال ام علی بود، او از خوارج بود یک شب تا صبح با او گفت و گو کردم تا از عقیده خود بازگردد و ولایت امیر مؤمنان علی علیه السلام را بپذیرد اما او از پذیرش خواسته من خودداری نمود، من نیز بامدادان او را طلاق دادم.

7- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ قَالَ: سَمِعْتُ الرَّضَا علیه السلام يَقُولُ:

قَالَ قَائِلٌ لِأَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام: يَجْلِسُ الرَّجُلُ عَلَى بِسَاطٍ فِيهِ تَمَاثِيلُ؟

فَقَالَ: الْأَعَاجِمُ تُعَلِّمُهُ وَإِنَّا لَنَمْتَهِنُهُ.

8- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنِ الْعَمْرَكِيَّ بْنِ عَلِيَّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ جَعْفَرٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السلام عَنِ الْفِرَاشِ الْحَرِيرِ وَ مِثْلِهِ مِنَ الدِّيبَاحِ وَ الْمُصَلَّى الْحَرِيرِ وَ مِثْلِهِ مِنَ الدِّيباج هَلْ يَصْلُحُ لِلرَّجُلِ النَّوْمُ عَلَيْهِ وَ التَّكَأَةَ وَ الصَّلَاةُ؟

فَقَالَ: يَفْرِشُهُ وَ يَقُومُ عَلَيْهِ وَ لَا يَسْجُدُ عَلَيْهِ.

7- عبد الله بن مغیره گوید: از امام رضا علیه السلام شنیدم که می فرمود: فردی از امام باقر علیه السلام پرسید: آیا انسان می تواند بر روی فرشی بنشیند که عکس آدمی بر آن نقش بسته باشد؟

امام باقر علیه السلام فرمود: عجم ها به این گونه نقش ها عظمت می نهند و آن را مانند پرده می آویزند و یا بر دیوار می کوبند ما آن را خوار می کنیم و زیر پا می اندازیم.

8- علی بن جعفر گوید:

از امام کاظم علیه السلام دربارۀ زیرانداز و جانماز حریر و دیبا پرسیدم که آیا انسان می تواند روی آن بخوابد، تکیه دهد و نماز بخواند؟

فرمود: می تواند آن را پهن کند و بر روی آن بایستد اما نباید روی آن سجده کند.

بخش بیست و نهم

اشاره

(29)

بَابُ النَّوَادِر

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ الْوَلِيدِ بْنِ صَبِيحٍ قَالَ: سَأَلَنِي شِهَابُ بْنُ عَبْدِ رَبِّهِ أَنْ أَسْتَأْذِنَ لَهُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام فَأَعْلَمْتُ ذَلِكَ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السلام.

فَقَالَ: قُلْ لَهُ: يَأْتِينَا إِذَا شَاءَ.

فَأَدْخَلْتُهُ عَلَيْهِ لَيْلاً وَ شِهَابٌ مُقَنَّعُ الرَّأْسِ فَطْرِحَتْ لَهُ وِسَادَةٌ فَجَلَسَ عَلَيْهَا.

فَقَالَ لَهُ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السلام: أَلْقِ قِنَاعَكَ يَا شِهَابٌ فَإِنَّ الْقِنَاعَ رِيبَةٌ بِاللَّيْلِ مَذَلَّةٌ بِالنَّهَارِ.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام:

چند حدیث نکته دار

1- وليد بن صبیح گوید: شهاب پسر عبد ربه تقاضا کرد که از امام صادق علیه السلام برای او وقت بگیرم، من برایش از آن حضرت اجازه حضور خواستم.

امام صادق علیه السلام فرمود: هروقت که مایل باشد می تواند بیاید من شبانه شهاب را به خدمت آن حضرت بردم. شهاب سر خود را با پارچه ای پوشیده بود زیراندازی برای او پهن شد که روی آن نشست.

امام صادق علیه السلام فرمود: شهاب روپوش را فرو افکن، که روپوش در سیاهی شب مایه سوء ظن و در روشنی روز گواه ترس و خواری است.

2- سکونی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمود:

إِذَا ظَهَرَتِ الْقَلَائِسُ الْمُتَرْكَةُ ظَهَرَ الزَّنَا.

3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عُبَيْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الدَّهْقَانِ عَنْ دُرُسْتَ بْنِ أَبِي مَنْصُورٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عَبْدِ الْحَمِيدِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ علیه السلام أَنَّهُ كَانَ يَقُولُ:

طَى الثّيَابِ رَاحَتُهَا وَ هُوَ أَبْقَى لَهَا.

4- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَمَّرِ بْنِ خَلَّادٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السلام قَالَ:

خَرَجْتُ وَ أَنَا أُرِيدُ دَاوُدَ بْنَ عِيسَى بْنِ عَلِي وَكَانَ يَنْزِلُ بِئْرَ مَيْمُونٍ وَ عَلَيَّ ثَوْبَانِ غَلِيظَانِ فَرَأَيْتُ امْرَأَةً عَجُوراً وَمَعَهَا جَارِيَتَانِ فَقُلْةٌ: يَا عَجُوزًا أَتْبَاعُ هَاتَانِ الْجَارِيَتَانِ؟

فَقَالَتْ: نَعَمْ وَ لَكِنْ لَا يَشْتَرِيهِمَا مِثْلُكَ.

قُلْتُ: وَلِمَ؟

قَالَتْ: لِأَنَّ إِحْدَاهُمَا مُغَنِّيَةٌ وَ الْأُخْرَى زَامِرَةٌ.

هرگاه کلاه های «مترکه» (1)ظاهر شود، زنا نیز آشکار می گردد.

3- ابراهيم بن عبد الحمید گوید: امام کاظم علیه السلام می فرمود:

تا کردن لباس استراحت آن است و این کار آن را ماندگارتر می کند.

4- معمر بن خلاد گوید: امام رضا علیه السلام فرمود:

من از مکه خارج شدم تا داوود بن عیسی والی مکه و مدینه را ببینم. داوود در کنار چاه میمون فرود آمده بود. من دو لباس ضخیم بر تن داشتم پیرزنی را دیدم با دو کنیز می رفت پرسیدم این کنیزها فروشی هستند؟

پیرزن گفت: آری، ولی کسی مانند شما این کنیزان را نمی خرد.

گفتم: چرا.

پیرزن گفت: زیرا این یکی آواز می خواند و آن دیگری نی می نوازد.


1) به نظر می رسد منظور کلاه های ترکی بکتاشی باشد.

فَدَخَلْتُ عَلَى دَاوُدَ بْنِ عِيسَى فَرَفَعَنِي وَ أَجْلَسَنِي فِي مَجْلِسِي فَلَمَّا خَرَجْتُ مِنْ عِنْدِهِ قَالَ لِأَصْحَابِهِ : تَعْلَمُونَ مَنْ هَذَا ؟ هَذَا عَلِيُّ بْنُ مُوسَى الَّذِي يَزْعُمُ أَهْلُ الْعِرَاقِ أَنَّهُ مَفْرُوضُ الطَّاعَةِ.

5- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام أَنَّهُ كَرَهَ لُبْسَ الْبُرْطُلَةِ.

6- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ الْقَاسَانِيُّ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ دَاوُدَ الْمِنْقَرِيُّ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى قَالَ: نَظَرَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام إِلَى فِرَاشٍ فِي دَارِ رَجُلٍ فَقَالَ:

فِرَاشُ لِلرَّجُلِ وَ فِرَاشُ لِأَهْلِهِ وَ فِرَاشُ لِضَيْفِهِ وَ فِرَاشُ لِلشَّيْطَانِ.

7- أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ الطَّيَالِسِيِّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

مَنْ لَبِسَ السَّرَاوِيلَ مِنْ قُعُودٍ وُقِيَ وَجَعَ الْخَاصِرَةِ.

من به راه خود ادامه دادم و نزد داوود بن عیسی رفتم داوود احترام شایسته ای به جا آورد و مرا در جای مناسب نشانید، موقعی که خارج می شدم به یارانش گفت: این مرد را می شناسید؟ این مرد علی بن موسی است که مردم عراق طاعت او را واجب می دانند.

5- هشام بن حکم گوید: امام صادق علیه السلام از پوشیدن کلاه آفتابی کراهت داشت.

6- حماد بن عیسی گوید: روزی امام صادق علیه السلام به زیراندازی در خانه مردی نگاه کرد و فرمود:

یک زیرانداز برای مرد، زیراندازی برای خانواده او، زیراندازی برای مهمان او و زیراندازی برای شیطان.

7- ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هرکس در حالت نشسته شلوار بپوشد از درد گردن در امان خواهد بود.

8- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ الْعَبَّاسِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ يَقْطِينٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ خَلَفِ بْنِ حَمَّادٍ عَنْ عَلِيَّ الْقُمَّيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

سَعَةُ الْجُرُبَّانِ وَ نَبَاتُ الشَّعْرِ فِي الْأَنْفِ أَمَانٌ مِنَ الْجُذَامِ.

ثُمَّ قَالَ: أَ مَا سَمِعْتَ قَوْلَ الشَّاعِرِ:

وَ لَا تَرَى قَمِيصِي إِلَّا وَاسِعَ الْجَيْبِ وَ الْيَدِ؟!

9- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ الْحُسَيْنِ الْعَلَوِيُّ قَالَ: قَالَ أَبُو الْحَسَنِ علیه السلام:

مِنْ مُرُوءَةِ الرَّجُل أَنْ يَكُونَ دَوَابُّهُ سِمَاناً.

قَالَ: وَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ: ثَلَاثَةٌ مِنَ الْمُرُوءَةِ فَرَاهَةُ الدَّابَّةِ وَ حُسْنُ وَجْهِ الْمَمْلُوكِ وَالْفَرْشُ السَّرِيُّ.

8- علی قمی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

گشاد بودن یقه پیراهن و رویش مو در بینی امان از بیماری جذام است.

سپس فرمود: مگر سخن شاعر را نشنیده ای که گوید: «پیراهنم را نخواهی دید مگر گشاده گریبان و آستین».

9- حسن بن حسین علوی گوید: امام کاظم علیه السلام فرمود:

از مروّت و جوانمردی شخص این است که چهارپایانش فربه باشند.

هم چنین از ایشان شنیدم که می فرمود: سه چیز از مروّت است: چالاکی چهارپا، زیبایی صورت برده و فرش نفیس.

10- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ شَمُّونٍ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَانِ عَنْ مِسْمَع عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم:

لَا يَمْسَحْ أَحَدُكُمْ بِثَوْبٍ مَنْ لَمْ يَكْسَهُ.

11- سَهْلُ بْنُ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ بَكْرٍ عَنْ زَكَرِيَّا الْمُؤْمِنِ عَمَّنْ حَدَّثَهُ عَنْ أَبِي عبد الله علیه السلام قَالَ:

اطْوُوا ثِيَابَكُمْ بِاللَّيْلِ فَإِنَّهَا إِذَا كَانَتْ مَنْشُورَةً لَبِسَهَا الشَّيْطَانُ بِاللَّيْلِ.

12- سَهْلُ بْنُ زِيَادٍ عَنْ يَحْيَى بْنِ الْمُبَارَكِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ جَبَلَةَ الْكِنَانِي قَالَ: اسْتَقْبَلَنِي أَبُو الْحَسَنِ علیه السلام وَ قَدْ عَلَّقْتُ سَمَكَةً فِي يَدِي فَقَالَ:

اقْذِفْهَا إِنَّنِي لَأَكْرَهُ لِلرَّجُلِ السَّرِيِّ أَنْ يَحْمِلَ الشَّيْءَ الدَّنِيَّ بِنَفْسِهِ.

ثُمَّ قَالَ: إِنَّكُمْ قَوْمٌ أَعْدَاؤُكُمْ كَثِيرَةً عَادَاكُمُ الْخَلْقُ. يَا مَعْشَرَ الشَّيعَةِ إِنَّكُمْ قَدْ عَادَاكُمُ الْخَلْقُ فَتَزَيَّنُوا لَهُمْ بِمَا قَدَرْتُمْ عَلَيْهِ.

10- مسمع گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم فرمود:

هیچ کدام از شما با لباس کسی که واجب النفقه او نیست، دست خود را از آلودگی چربی غذا پاک نکند.

11- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

لباس های خود را در هنگام شب جمع کنید؛ زیرا هنگامی که پهن شده باشد، شیطان در هنگام شب آنها را می پوشد.

12- عبد الله جبله کنانی گوید: روزی یک قطعه ماهی در دستم بود که با امام کاظم علیه السلام ملاقات کردم، حضرتش فرمود:

آن را بینداز؛ به راستی که من برای مرد گران قدر مکروه می دانم که چیز پستی را با خودش حمل کند.

سپس فرمود: شما گروهی هستید که دشمنان بسیاری دارید. مردم با شما دشمنی دارند. ای گروه شیعیان! مردم با شما دشمنی دارند؛ پس با آن چه که می توانید خود را برای آنان بیارایید.

بخش سی ام

اشاره

(30)

بَابُ الْخِضَابِ

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ الْجَهْم قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى أَبِي الْحَسَنِ علیه السلام وَ قَدِ اخْتَضَبَ بِالسَّوَادِ فَقُلْتُ: أَرَاكَ قَدِ اخْتَضَبْتَ بِالسَّوَادِ.

فَقَالَ: إِنَّ فِي الْخِضَابِ أَجْراً وَ الْخِصَابُ وَالتَّهْيِئَةُ مِمَّا يَزِيدُ اللهُ عزوجل فِي عِفَّةِ النِّسَاءِ وَلَقَدْ تَرَكَ النِّسَاءُ الْعِفَّةَ بِتَرْكِ أَزْوَاجِهِنَّ لَهُنَّ التَّهْيم.

قَالَ: قُلْتُ: بَلَغَنَا أَنَّ الْحِنَّاءَ يَزِيدُ فِي الشَّيْبِ .

قَالَ: أَيُّ شَيْءٍ يَزِيدُ فِي الشَّيْبِ؟ الشَّيْبُ يَزِيدُ فِي كُلِّ يَوْمٍ.

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ مِسْكِينِ بْنِ أَبِي الْحَكَم عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ.

رنگ کردن مو

1- حسن بن جهم گوید: روزی خدمت امام کاظم علیه السلام شرفیاب شدم درحالی که حضرت علیه السلام موی خود را به رنگ سیاه خضاب نموده بود.

عرض کردم: می بینم که شما با رنگ سیاه خضاب کرده اید!

فرمود: به راستی که در خضاب کردن اجر و پاداشی است و خضاب کردن و خودآرایی، عفت زنان را افزایش می دهد، همانا زنان عفت و پاکدامنی را به جهت عدم خود آرایی شوهرانشان را ترک کردند.

عرض کردم: به ما روایت شده است که حنا بستن موی های سفید را افزون می کند.

فرمود: چه چیزی سفیدی مو را افزایش می دهد؟! سفید شدن مو هر روز افزایش

می یابد.

2- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

جَاءَ رَجُلٌ إِلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه وسلم فَنَظَرَ إِلَى الشَّيْبِ فِي لِحْيَتِهِ فَقَالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه وسلم: نُورٌ.

ثُمَّ قَالَ: مَنْ شَابَ شَيْبَةٌ فِي الْإِسْلَامِ كَانَتْ لَهُ نُوراً يَوْمَ الْقِيَامَةِ.

قَالَ: فَخَضَبَ الرَّجُلُ بِالْحِنَّاءِ ثُمَّ جَاءَ إِلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه وسلم فَلَمَّا رَأَى الْخِضَابَ قَالَ: نُورٌ وَ إِسْلَامٌ.

فَخَضَبَ الرَّجُلُ بِالسَّوَادِ.

فَقَالَ النَّبِيُّ الله صلى الله عليه وسلم: نُورٌ وَ إِسْلَام وَ إِيمَانٌ وَ مَحَبَّةٌ إِلَى نِسَائِكُمْ وَ رَهْبَةٌ فِي قُلُوبِ عَدُوِّكُمْ.

3- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ مُوسَى الْوَرَّاقِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ علیه السلام قَالَ:

دَخَلَ قَوْمٌ عَلَى أَبِي جَعْفَرِ فَرَأَوْهُ مُخْتَضِباً بِالسَّوَادِ فَسَأَلُوهُ فَقَالَ:

إِنِّي رَجُلٌ أُحِبُّ النِّسَاءَ وَ أَنَا أَتَصَنَّعُ لَهُنَّ.

4- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَعِيدِ بْنِ جَنَاحٍ عَنْ أَبِي خَالِدِ الزَّيْدِيِّ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جعفر علیه السلام قَالَ:

روزی شخصی خدمت پیامبر صلى الله عليه وسلم شرفیاب شد. پیامبر صلى الله عليه وسلم به موهای سفید محاسن او نگاه کرده و فرمود: نور است.

سپس فرمود: هرکس در اسلام یک تار موی خود را سفید کند در روز رستاخیز برایش نور خواهد بود.

روز دیگر آن مرد با موهای خضاب شده نزد پیامبر صلى الله عليه وسلم آمد. وقتی پیامبر صلى الله عليه وسلم او را دید فرمود نور و اسلام است.

روز دیگر آن مرد با رنگ سیاه موی خود را رنگین نمود و خدمت آن حضرت شرف یاب شد، پیامبر صلى الله عليه وسلم فرمود: نور اسلام، ایمان، محبت به همسران و ترس در دلهای دشمنانتان است.

3- عباس بن موسی ورّاق گوید: امام کاظم علیه السلام فرمود:

عده ای نزد امام باقرعلیه السلام آمدند و دیدند ایشان با رنگ سیاه خضاب بسته است. پس در این باره از آن حضرت علیه السلام سؤال کردند. فرمود: من مردی هستم که زنان را دوست می دارم و این کار را برای آنان انجام می دهم.

4- جابر گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:

دَخَلَ قَوْمٌ عَلَى الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيَّ علیهما السلام فَرَأَوْهُ مُخْتَضِباً بِالسَّوَادِ فَسَأَلُوهُ عَنْ ذَلِكَ. فَمَدَّ يَدَهُ إِلَى لِحْيَتِهِ ثُمَّ قَالَ:

أَمَرَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم فِي غَزَاةٍ غَزَاهَا أَنْ يَخْتَضِبُوا بِالسَّوَادِ لِيَقْوَوْا بِهِ عَلَى الْمُشْرِكِينَ.

5- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ حَفْصٍ الْأَعْوَرِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السلام عَنْ حَضَابِ اللَّحْيَةِ وَ الرَّأْسِ أَ مِنَ السُّنَّةِ؟

فَقَالَ: نَعَمْ.

قُلْتُ: إِنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام لَمْ يَخْتَضِبْ.

فَقَالَ: إِنَّمَا مَنَعَهُ قَوْلُ رَسُولِ اللهِ صلى الله عليه وسلم: إِنَّ هَذِهِ سَتُخْضَبُ مِنْ هَذِهِ.

6- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عَبْدِ الْحَمِيدِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ علیه السلام قَالَ:

عده ای نزد امام سجاد علیه السلام آمدند و دیدند که حضرتش با رنگ سیاه خضاب نموده است. پس در این خصوص از ایشان سؤال کردند.

حضرت دستی به سوی محاسن خود زد و فرمود: پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم در یکی از جنگ ها دستور فرمود که سپاهیان با رنگ سیاه خضاب کنند تا به وسیله آن بر شرک ورزان نیرو یابند.

5- حفص اعور گوید: به امام صادق علیه السلام گفتم: آیا رنگ بستن بر محاسن از سنت های رسول خدا صلى الله عليه وسلم است؟

فرمود: آری.

گفتم: همانا امیر مؤمنان علی علیه السلام موهای خود را رنگ نمی کرد.

فرمود: رسول خدا صلى الله عليه وسلم به امیرمؤمنان علی علیه السلام گفته بود که موی محاسنت با خون سرت خضاب خواهد شد و آن حضرت به انتظار این خضاب، از رنگ بستن محاسن خودداری می کرد.

6- ابراهیم بن عبد الحمید گوید: امام کاظم علیه السلام فرمود:

فی الْخِضَابِ ثَلَاثُ خِصَالٍ: مَهْيَبَةٌ فِي الْحَرْبِ وَ مَحَبَّةٌ إِلَى النِّسَاءِ وَ يَزِيدُ فِي الباه.

7- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السلام عَنْ خِضَابِ الشَّعْرِ فَقَالَ:

قَدْ خَضَبَ النَّبِيُّ صلى الله عليه وسلم وَ الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِي وَ أَبُو جَعْفَرٍ علیهم السلام بِالْكَتَم.

8- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

خَضَبَ النَّبِيُّ صلى الله عليه وسلم وَ لَمْ يَمْنَعْ عَلِيّاً علیه السلام إِلَّا قَوْلُ النَّبِيِّ صلى الله عليه وسلم: تَخْتَضِبُ هَذِهِ مِنْ هَذِهِ وَ قَدْ خَضَبَ الْحُسَيْنُ وَ أَبُو جَعْفَرِ علیه السلام.

9- أَبُو الْعَبَّاسِ مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْن عَبْدِ الْحَمِيدِ عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنْ أَبِي شَيْبَةَ الْأَسَدِي قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنْ خِضَابِ الشَّعْرِ فَقَالَ:

خَضَبَ الْحُسَيْنُ وَأَبُو جَعْفَرِ علیهما السلام بِالْحِنَّاءِ وَالْكتَمِ.

در خضاب سه ویژگی است: در جنگ هیبت آور است، موجب محبت به زنان است و نیروی جنسی را افزایش می دهد.

7- حلبی گوید: از امام صادق علیه السلام درباره خضاب کردن موی پرسیدم.

فرمود: پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم، امام حسین علیه السلام و امام باقر علیه السلام با کَتَم (1)خضاب نموده اند.

8- امام صادق علیه السلام فرمود: پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم موهای خود را رنگ می کرد. امیرمؤمنان علی علیه السلام بدین جهت از رنگ مو خودداری کرد که رسول خدا صلى الله عليه وسلم بشارت داده بود که موی محاسنت از خون سرت خضاب خواهد شد. امیرالمؤمنین علیه السلام و پدرم امام باقر علیه السلام نیز موی خود را رنگ می کردند.

9- أبو شیبه اسدی گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم رنگ مو چه حکمی دارد؟

فرمود: حضرت سیدالشهداء علیه السلام و امام باقر علیه السلام با حنا و کتم رنگ می کردند.


1) گیاهی است که با گیاه وسمه مخلوط می شود و برای خضاب استفاده می گردد.

10- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْن خَالِدٍ عَنْ فَضَالَةَ بْن أَيُّوبَ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: رَأَيْتُ أَبَا جَعْفَرِ علیه السلام يَخْتَضِبُ بِالْحِنَّاءِ خِضَاباً قَانِياً.

11- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عُذَافِرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ يَزِيدَ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام:

إِيَّاكَ وَ نُصُولَ الْخِضَابِ فَإِنَّ ذَلِكَ بُؤْسٌ.

12- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ بُنْدَارَ وَ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ إِسْحَاقَ الْأَحْمَرِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ أَبِيهِ رَفَعَهُ قَالَ: قَالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه وسلم:

نَفَقَةُ دِرْهَم فِي الْحَضَابِ أَفْضَلُ مِنْ نَفَقَةِ دِرْهَم فِي سَبِيلِ اللَّهِ؛ إِنَّ فِيهِ أَرْبَعَ عَشْرَةَ خَصْلَةٌ : يَطْرُدُ الرِّيحَ مِنَ الْأُذُنَيْنِ وَ يَجْلُو الْعِشَاءَ عَنِ الْبَصَرِ وَ يُلَيِّنُ الْخَيَاشِيمَ وَ يُطَيِّبُ النَّكْهَةَ وَيَشُدُّ اللّثَةَ وَيَذْهَبُ ِبالْغَشَيَانِ وَيُقِلُّ وَسْوَسَةَ الشَّيْطَانِ وَ تَفْرَحُ بِهِ الْمَلَائِكَةُ وَ يَسْتَبْشِرُ بِهِ الْمُؤْمِنُ وَ يَغِيظُ بِهِ الْكَافِرُ وَ هُوَ زِينَةٌ وَ هُوَ طِيبٌ وَ بَرَاءَةٌ فِي قبْرِهِ وَ يَسْتَحْيِي مِنْهُ مُنْكَرٌ وَ نَكِيرٌ.

10- معاوية بن عمار گوید: امام باقر علیه السلام را دیدم که موهای خود را با حنای خالص رنگ کرده بود.

11- عمر بن یزید گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

مراقب باشید که آبرنگ حنا و وسمه بر صورت و گردن و گوش شما جاری نشود که مایه خواری و تحقیر است.

12- راوی گوید: پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم فرمود:

هزینه یک درهم برای خضاب برتر از هزینه یک درهم در راه خدا است؛ به راستی که در خضاب چهارده ویژگی است: باد گوش ها را دور می کند، پرده را از چشم دور می نماید، خیشوم های بینی را نرم و روان می کند، دهان را خوشبو می کند، لثه را محکم می نماید. غشیان (بیهوشی به خاطر غلبه زردآب) را از بین می برد، وسوسه شیطان را اندک می کند، فرشتگان به آن شادمان می شوند، مؤمن به آن بشارت می گیرد و کافر را به خشم می آورد، خضاب زینت و پاکی و موجب برائت در قبر است ودو فرشته نكير و منكر از آن شرم و حیا می کنند.

بخش سی و یکم

اشاره

(31)

بَابُ السَّوَادِ وَ الْوَسِمَةِ.

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنْ أَبِي بَكْرِ الْحَضْرَمِي قَالَ: كُنْتُ مَعَ أَبِي عَلْقَمَةَ وَ الْحَارِثِ بْنِ الْمُغِيرَةِ وَأَبِي حَسَّانَ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام وَ عَلْقَمَةٌ مُخْتَضِبُ بِالْحِنَّاءِ وَ الْحَارِثُ مُخْتَضِبٌ بِالْوَسِمَةِ وَ أَبُو حَسَّانَ لَا يَخْتَضِبُ.

فَقَالَ كُلُّ رَجُلٍ مِنْهُمْ: مَا تَرَى فِي هَذَا؟ رَحِمَكَ اللهُ وَأَشَارَ إِلَى لِحْيَتِهِ.

فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام: مَا أَحْسَنَهُ!

قَالُوا: كَانَ أَبُو جَعْفَر علیه السلام مُخْتَضِباً بِالْوَسْمَةِ؟

قَالَ: نَعَمْ ذَلِكَ حِينَ تَزَوَّجَ التَّقَفِيَّةَ أَخَذَتْهُ جَوَارِيهَا فَخَضَبْنَهُ.

رنگ سیاه و رنگ وسمه

1- ابوبکر حضر می گوید: من با برادرم علقمه، حارث و ابو حسان به خدمت امام صادق علیه السلام شرفیاب شدیم. برادرم علقمه با حنا و حارث با وسمه خضاب کرده بودند و ابو حسان خضاب نکرده بود از آن حضرت پرسیدند: نظر شما درباره محاسن ما چیست؟

فرمود: خیلی خوب است.

پرسیدند: آیا امام باقر علیه السلام با وسمه خضاب می کرد؟

فرمود: آری، موقعی که پدرم امام باقر علیه السلام با آن بانوی ثقفی ازدواج کرد، کنیزهای او آن حضرت را با وسمه خضاب کردند.

2- عَنْهُ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَن الْوَسِمَة فَقَالَ:

لَا بَأْسَ بِهَا لِلشَّيْحَ الْكَبِيرِ.

3- ابْنُ مَحْبُوبِ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ:

رَأَيْتُ أَبَا جَعْفَرِ علیه السلام يَمْضَعُ عِلْكًا فَقَالَ: يَا مُحَمَّدُ ! نَقَضَتِ الْوَسِمَةُ أَضْرَاسِي فَمَضَعْتُ هَذَا الْعِلْك لأشُدَّهَا.

قَالَ: وَكَانَتِ اسْتَرْخَتْ فَشَدَّهَا بِالذَّهَبِ.

4- أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ ثَعْلَبَةَ بْنِ مَيْمُونٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: قَالَ أَبُو جَعْفَرِ علیه السلام:

نَقَضَتْ أَضْرَاسِيَ الْوَسِمَةُ.

5- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللهِ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطِ عَنْ عَمِّهِ يَعْقُوبَ بْنِ سَالِمٍ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام:

2- عبد الله بن سنان گوید: به امام صادق علیه السلام گفتم: خضاب وسمه چه صورت دارد؟

فرمود: برای پیران سالمند مانعی ندارد.

3- محمد بن مسلم گوید: روزی امام باقر علیه السلام سقز می خواست، آن حضرت فرمود: رنگ وسمه دندان هایم را سست کرده است؛ سقز را از آن جهت می خواهم که دندان هایم محکم شود. دندان های امام باقر علیه السلام چنان سست شد که ناگزیر آنها را با مفتول طلا استوار

کرد.

4- محمد بن مسلم گوید: امام باقر علیه السلام فرمود: رنگ و سمه دندان های مرا سست کرده است.

5- یعقوب بن سالم گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

قُتِلَ الْحُسَيْنُ وَ هُوَ مُخْتَضِبٌ بِالْوَسْمَةِ.

6- عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنْ يُونُسَ عَنْ أَبِي بَكْرِ الْحَضْرَمِيِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنِ الْخِضَابِ بِالْوَسْمَةِ.

فَقَالَ: لَا بَأْسَ قَدْ قُتِلَ الْحُسَيْنُ علیه السلام وَ هُوَ مُخْتَضِبٌ بِالْوَسْمَةِ.

7- عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدِ الْجَوْهَرِيِّ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عُمَرَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ أَبِيهِ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام يَقُولُ: الْخِضَابُ بالسَّوَادِ أُنْسٌ لِلنِّسَاءِ وَ مَهَابَةٌ لِلْعَدُو.

بخش سی و دوم

اشاره

(32)

بَابُ الْخِصَابِ بِالْحِنَّاءِ

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ:

امام حسین علیه السلام درحالی کشته شد که با وسمه خضاب نموده بود.

6 - ابوبکر حضر می گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: رنگ و سمه چه صورت دارد؟

فرمود: مانعی ندارد، روزی که جدم حسین بن علی علیهما السلام شهید شد، با رنگ وسمه خضاب کرده بود.

7- عمر بن یزید گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود:

خضاب کردن با رنگ سیاه مایۀ انس زنان و انگیزه شکوه و عظمت در برابر دشمنان است.

رنگ کردن با حنا

1- هشام بن حکم گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

الْحِنَّاءُ يَزيدُ فِى مَاءِ الْوَجْهِ وَ يُكْثِرُ الشَّيْبَ.

2- أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِم قَالَ: قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام:

الْحِنَّاءُ يَشْعَلُ الشَّيْبَ.

3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: رَأَيْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السلام مَخْضُوباً بِالْحِنَّاءِ.

4- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ مَوْلًى لِعَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ علیه السلام قَالَ: سَمِعْتُ عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ علیهما السلام يَقُولُ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم:

اخْتَضِبُوا بِالْحِنَّاءِ؛ فَإِنَّهُ يَجْلُو الْبَصَرَ وَ يُنْبِتُ الشَّعْرَ وَ يُطَيِّبُ الرِّيحَ وَ يُسَكِّنُ الزَّوْجَةَ.

5- عَنْهُ عَنْ عُبْدُوسِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ الْبَغْدَادِيٌّ رَفَعَهُ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

رنگ حنا چهره انسان را شاداب می کند، اما بر سپیدی مو می افزاید.

2- محمد بن مسلم گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:

رنگ حنا شعله سپیدی را بر سر و صورت فروزان می کند.

3- معاوية بن عمار گوید: امام باقر علیه السلام را دیدم که با حنا رنگ می کرد.

4- یکی از غلامان امام سجاد علیه السلام می گوید: از امام سجاد علیه السلام شنیدم که می فرمود: پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم فرمود:

با حنا خضاب کنید؛ زیرا چشم را جلا می دهد موی سر را می رویاند، بوی دهان را خوشبو می سازد و به همسر آرامش می دهد.

5- عبدوس بن ابراهیم بغدادی در روایت مرفوعه ای گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

الْحِنَّاءُ يَذْهَبُ بِالسَّهَكِ وَ يَزِيدُ فِي مَاءِ الْوَجْهِ وَ يُطَيِّبُ النَّكْهَةَ وَ يُحَسِّنُ الْوَلَدَ.

6- عَنْهُ عَنْ عَلِيِّ بْنِ سُلَيْمَانَ بْنِ رُشَيْدٍ عَنْ مَالِكِ بْنِ أَشْيَمَ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ بَزِيعِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي الْحَسَنِ علیه السلام: إِنَّ لِي فَتَاةٌ قَدِ ارْتَفَعَتْ عِلَّتُهَا.

فَقَالَ: اخْضِبْ رَأْسَهَا بِالْحِنَّاءِ، فَإِنَّ الْحَيْضَ سَيَعُودُ إِلَيْهَا.

قَالَ: فَفَعَلْتُ ذَلِكَ فَعَادَ إِلَيْهَا الْحَيْضُ.

بخش سی و سوم

اشاره

(33)

بَابُ جَزُ الشَّعْرِ وَ حَلْقِهِ

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُعَمَّرِ بْنِ خَلَّادٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ علیه السلام قَالَ:

ثَلَاثٌ مَنْ عَرَفَهُنَّ لَمْ يَدَعْهُنَّ جَنُّ الشَّعْرِ وَ تَشْمِيرُ الشَّيَابِ وَ نِكَاحُ الْإِمَاءِ.

حنا، بوی بد عرق را می برد، آبرو را می افزاید بوی دهان را خوشبو می سازد و فرزند را زیبا می کند.

6- اسماعیل بن بزيع گوید: به امام کاظم علیه السلام عرض کردم: من دختر جوانی دارم که حائض نمی شود.

فرمود: سرش را با حنا خضاب کن؛ زیرا حیض او به زودی بازخواهد گشت.

اسماعیل گوید: پس من آن کار را انجام دادم و حیض به او بازگشت.

چیدن و تراشیدن موی سر

1- معمر بن خلاد گوید: امام کاظم علیه السلام فرمود:

سه چیزند که هرکسی آنان را بشناسد رها نمی کند: چیدن موی، کوتاه نمودن لباس و آمیزش با کنیزان.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ لِي:

اسْتَأْصِلَ شَعْرَكَ يَقِلُّ دَرَتُهُ وَ دَوَابُّهُ وَ وَسَحُهُ وَ تَغْلُظْ رَقَبَتُكَ وَ يَجْلُو بَصَرُكَ.

وَ فِي رِوَايَةٍ أُخْرَى: وَ يَسْتَرِيحُ بَدَنُكَ.

3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي الْحَسَنِ علیه السلام: إِنَّ أَصْحَابَنَا يَرْوُونَ أَنَّ حَلْقَ الرَّأْسِ فِي غَيْرِ حَجَ وَ لَا عُمْرَةٍ مثله.

فَقَالَ: كَانَ أَبُو الْحَسَنِ علیه السلام إِذَا قَضَى مَنَاسِكَهُ عَدَلَ إِلَى قَرْيَةٍ يُقَالُ لَهَا: سَايَةٌ فَحَلَقَ.

4- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ رَفَعَهُ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام: إِنَّ النَّاسَ يَقُولُونَ: إِنَّ حَلْقَ الرَّأْسِ مُثْلَةٌ.

فَقَالَ: عُمْرَةٌ لَنَا وَ مُثْلَةٌ لِأَعْدَائِنَا.

2- اسحاق بن عمار گوید: امام صادق علیه السلام به من فرمود:

موی سر خود را کوتاه کن که چرک و جنبندگان و آلودگی آن اندک می گردد، گردنت محکم می شود و چشمت جلا می یابد.

و در روایت دیگر چنین آمده است و بدنت آسایش می یابد.

3- احمد بن محمد بن ابی نصر گوید: به امام رضا علیه السلام عرض کردم: یاران ما روایت می کنند که تراشیدن موی سر در غیر ایام حج و عمره در حکم مثله کردن است.

فرمود: هنگامی که امام کاظم علیه السلام مناسک حج خود را به جای می آورد به قریه ای به نام «سایه» کوچ می نمود و موی سر خود را می تراشید.

4- علی بن محمد در روایت مرفوعه ای گوید: به امام صادق علیه السلام گفتم: اهل تسنن می گویند: «تراشیدن موی سر، مثله کردن است».

فرمود: برای ما عمره و برای دشمنان ما مثله است.

5- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ عُمَرَ بْنِ أَسْلَمَ قَالَ: حَجَمَنِي الْحَجَّامُ فَحَلَقَ مِنْ مَوْضِعِ النُّقْرَةِ فَرَآنِي أَبُو الْحَسَنِ علیه السلام فَقَالَ: أَيُّ شَيْءٍ هَذَا؟ اذْهَبْ فَاحْلِقْ رَأْسَكَ.

قَالَ: فَذَهَبْتُ وَ حَلَقْتُ رَأْسِي.

6- أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ عَنِ ابْنِ سِنَانٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام: مَا تَقُولُ فِي إِطَالَةِ الشَّعْرِ؟

فَقَالَ: كَانَ أَصْحَابُ مُحَمَّدٍ صلى الله عليه وسلم مُشْعِرِينَ؛ يَعْنِي الطَّمَّ.

7- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ سَعْدَانَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

إِنِّي لَأَحْلِقُ كُلَّ جُمُعَةٍ فِيمَا بَيْنَ الطَّلْيَةِ إِلَى الطَّلْيَة .

5- عبدالرحمان بن عمر بن اسلم گوید: من حجامت کردم دلاک به خاطر حجامت، پس گردنم را تراشید امام کاظم علیه السلام مرا دید و فرمود: این چه ترکیبی است؟ برو تمام سرت را بتراش.

من رفتم و تمام سرم را تراشیدم.

6- ابن سنان گوید: به امام صادق، علیه السلام گفتم: نظر شما درباره بلند کردن موی سر چیست؟

فرمود: یاران رسول خدا صلى الله عليه وسلم موی سر داشتند، موهای سرشان تا بناگوش می رسید.

7- ابوبصیر گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

من در هر جمعه بین یک نوره کشیدن تا نوره کشیدن دیگر، سر خود را می تراشم.

8- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ يَحْيَى بْنِ الْمُبَارَكِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَبَلَةَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ ا رُبَّمَا كَثرَ الشَّعْرُ فِي قَفَايَ فَيَعُمُّنِي عَمَّا شَدِيداً.

فَقَالَ لِي: يَا إِسْحَاقُ ! أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ حَلْقَ الْقَفَا يَذْهَبُ بِالْغَمْ؟!

بخش سی و چهارم

اشاره

(34)

بَابُ اتِّخَاذِ الشَّعْرِ وَ الْفَرْقِ

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ دَاوُدَ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ أَبِي الْعَبَّاسِ الْبَقْبَاقِ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السلام عَنِ الرَّجُلِ يَكُونُ لَهُ وَفْرَةٌ أَ يَفْرُقُهَا أَوْ يَدَعُهَا؟

فَقَالَ: يَفْرُقُهَا.

8- اسحاق بن عمّار گوید: به امام صادق علیه السلام گفتم: قربانتان گردم! گاهی موهای پشت گردنم زیاد می شود و غم و اندوه شدیدی مرا در بر می گیرد.

حضرتش به من فرمود: ای اسحاق! مگر نمی دانی که تراشیدن موی پشت گردن غم و اندوه را می برد؟!

موی سر و باز کردن فرق

1- أبو عباس بقباق گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: آیا کسی که موی سرش تا نرمه گوش می رسد می تواند فرق باز کند و یا آن را رها کند؟

فرمود: فرق باز کند.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم:

مَنِ اتَّخَذَ شَعْراً فَلْيُحْسِنُ وِلَايَتَهُ أَوْ لِيَجُزَّهُ.

3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ أَيُّوبَ بْنِ هَارُونَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ: قُلْتُ لَهُ: أَكَانَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم يَفْرُقُ شَعْرَهُ؟

قَالَ: لَا، إِنَّ رَسُولَ اللهِ صلى الله عليه وسلم كَانَ إِذَا طَالَ شَعْرُهُ كَانَ إِلَى شَحْمَةِ أُذُنِهِ .

4- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَمْرِو بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ خَلَفِ بْنِ حَمَّادٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ ثَابِتٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قُلْتُ: إِنَّهُمْ يَرْوُونَ أَنَّ الْفَرْقَ مِنَ السُّنَّةِ.

قَالَ: مِنَ السُّنَّةِ؟

قُلْتُ: يَزْعُمُونَ أَنَّ النَّبِيِّ صلى الله عليه وسلم فَرَقَ.

قَالَ: مَا فَرَقَ النَّبِيُّ صلى الله عليه وسلم وَ لَا كَانَ الْأَنْبِيَاءُ علیهم السلام تُمْسِكُ الشَّعْرَ.

2- سکونی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم فرمود:

هرکس موی بگذارد پس باید به خوبی به آن رسیدگی کند و یا این که باید آن را بچیند.

3- ایوب بن هارون گوید: به امام صادق علیه السلام گفتم: آیا رسول خدا صلى الله عليه وسلم فرق سرش را باز می کرد؟

فرمود: نه، موقعی که رسول خدا صلى الله عليه وسلم موی سرش تا نرمه گوش می رسید، موهای خود را کوتاه می کرد.

4- عمرو بن ثابت گوید: به امام علیه السلام گفتم: اهل تسنن روایت می کنند که فرق باز کردن از سنت نبوی است.

فرمود: جزو سنت است.

گفتم: پندار آنها این است که پیامبر صلى الله عليه وسلم فرق باز می کرده است.

فرمود: پیامبر صلى الله عليه وسلم فرق باز نکرد و هم چنین پیامبران علیهم السلام نیز موی نمی گذاشتند.

5- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیهم السلام : الْفَرْقَ مِنَ السُّنَّةِ؟

قَالَ: لا.

قُلْتُ: فَهَلْ فَرَقَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم؟

قَالَ: نَعَمْ.

قُلْتُ: كَيْفَ فَرَقَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم وَ لَيْسَ مِنَ السُّنَّةِ؟

قَالَ: مَنْ أَصَابَهُ مَا أَصَابَ رَسُولَ اللهِ صلى الله عليه وسلم يَفْرُقُ كَمَا فَرَقَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم فَقَدْ أَصَابَ سُنَّةَ رَسُولِ اللهِ صلى الله عليه وسلم وَ إِلَّا فَلَا.

قُلْتُ لَهُ : كَيْفَ ذَلِكَ؟

قَالَ: إِنَّ رَسُولَ اللهِ صلى الله عليه وسلم حِينَ صُدَّ عَنِ الْبَيْتِ وَ قَدْ كَانَ سَاقَ الْهَدْيَ وَأَحْرَمَ أَرَاهُ اللهُ الرُّؤْيَا الَّتِي أَخْبَرَهُ اللَّهُ بِهَا فِي كِتَابِهِ إِذْ يَقُولُ:

5- ابو بصیر گوید: به امام صادق علیهم السلام عرض کردم: فرق باز کردن از سنت است؟

فرمود: نه.

عرض کردم: آیا پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم فرق باز نمود؟

فرمود: آری.

عرض کردم: چگونه پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم فرق باز کرد، اما فرق باز کردن از سنت نیست؟

فرمود: هرکس به سان پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم رفتار کند و فرق باز نماید به راستی که سنت پیامبر صلى الله عليه وسلم را انجام داده است.

عرض کردم: آن چه بود؟

فرمود: هنگامی که پیامبر صلى الله عليه وسلم از زیارت خانه خدا منصرف شد در حالی که قربانی را برده بود و احرام بسته بود خداوند به پیامبرش نشان داد آن خوابی را که در کتاب خود به ایشان خبر داده بود؛ که می فرماید:

(لَقَدْ صَدَقَ اللهُ رَسُولَهُ الرُّؤْيَا بِالْحَقِّ لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ إِنْ شَاءَ اللَّهُ آمِنِينَ مُحَلِّقِينَ رُؤْسَكُمْ وَ مُقَصِّرِينَ لا تَخَافُونَ) فَعَلِمَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم أَنَّ اللهَ سَيَفِي لَهُ بِمَا أَرَاهُ فَمِنْ ثَمَّ وَفَّرَ ذَلِكَ الشَّعْرَ الَّذِي كَانَ عَلَى رَأْسِهِ حِينَ أَحْرَمَ انْتِظَاراً لِحَلْقِهِ فِي الْحَرَمِ حَيْثُ وَعَدَهُ الله عزوجل فَلَمَّا حَلَقَهُ لَمْ يُعِدْ فِي تَوْفِيرِ الشَّعْرِ وَ لَا كَانَ ذَلِكَ مِنْ قَبْلِهِ صلى الله عليه وسلم.

بخش سی و پنجم

اشاره

(35)

بَابُ اللَّحْيَةِ وَ الشَّارِب

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ الْمُثَنَّى عَنْ سَدِيرٍ الصَّيْرَ فِي قَالَ: رَأَيْتُ أَبَا جَعْفَر علیه السلام يَأْخُذُ عَارِضَيْهِ وَيُبَطِّنُ لِحْيَتَهُ.

2- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ وَ عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ صَالِحٍ بْنِ حَمَّادٍ جَمِيعاً عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عَائِذٍ عَنْ أَبِي خَدِيجَةَ عَنْ مُعَلَّى بْنِ حُنَيْسٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

«به حقیقت خداوند آن چه را که در عالم خواب به پیامبرش نشان داد، راست گفت؛ به طور حتم همۀ شما به خواست خدا در نهایت امنیت که سرهای خود را تراشیده یا کوتاه کرده اید بی آن که هراسی داشته باشید به مسجد الحرام وارد خواهید شد».

پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم دانست که خداوند به زودی آن چه که در خواب به او نشان داده است عملی می کند. به همین جهت موی سرش در حال احرام زیاد نمود که انتظار تراشیدن آن را در «حرم» می کشید؛ از آن جایی که خداوند متعال به او وعده داده بود هنگامی که موی خود را تراشید دیگر موی سر خود را زیاد ننمود و پیش از آن نیز چنین نکرده بود.

ریش و سبیل

1- سدير صیرفی گوید: امام باقر علیه السلام را دیدم که موی گونه ها را می چید و محاسن خود را با موی زیر فک انبوه می کرد.

2- معلی بن خنیس گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

مَا زَادَ مِنَ اللَّحْيَةِ عَنِ الْقَبْضَةِ فَهُوَ فِي النَّارِ.

3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِسْحَاقَ بْنِ سَعْدِ عَنْ يُونُسَ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فِي قَدْرِ اللَّحْيَةِ قَالَ:

تَقْبِضُ بِيَدِكَ عَلَى اللّحْيَةِ وَ تَجُرُّ مَا فَضَلَ.

4- عَنْهُ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُسْكَانَ عَنِ الْحَسَنِ الزَّيَّاتِ قَالَ: رَأَيْتُ أَبَا جَعْفَر علیه السلام قَدْ خَفَّفَ لِحْيَتَهُ.

5- عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ الْخَزَّازِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: رَأَيْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السلام وَ الْحَجَّامُ يَأْخُذُ مِنْ لِحْيَتِهِ فَقَالَ: دَوَّرْهَا.

6- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيٌّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم:

إِنَّ مِنَ السُّنَّةِ أَنْ تَأْخُذَ مِنَ الشَّارِبِ حَتَّى يَبْلُغَ الْإِطَارَ.

مقدار فزونی بیش از قبضهٔ محاسن در آتش دوزخ است.

3- راوی گوید: امام صادق علیه السلام درباره اندازه محاسن فرمود:

با دست خود محاسنت را بگیر و فزونی آن را بچین.

4- حسن زيّات گوید: امام باقر علیه السلام را دیدم که محاسن خود را اندکی کوتاه کرده بود.

5- محمد بن مسلم گوید: امام باقر علیه السلام را دیدم که دلاک محاسن آن حضرت را اصلاح می کرد.

حضرت علیه السلام فرمود: آن را گرد کن.

6- سکونی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم فرمود:

از سنت است که سبیل تا سرخی لب و محل رویش پایین سبیل کوتاه شود.

7- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنِ الْعَمْرَكِيَّ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَخِيهِ أَبِي الْحَسَنِ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ قَصَّ الشَّارِبِ أَ مِنَ السُّنَّةِ؟

قَالَ: نَعَمْ.

8- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ: ذَكَرْنَا الْأَخْذَ مِنَ الشَّارِبِ فَقَالَ:

نُشْرَةٌ وَهُوَ مِنَ السُّنَّةِ.

9- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللهِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عُثْمَانَ أَنَّهُ رَأَى أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السلام أَحْفَى شَارِبَهُ حَتَّى أَلْصَقَهُ بِالْعَسِيبِ.

10- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَمَّنْ أَخْبَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

مَا زَادَ عَلَى الْقَبْضَةِ فَفِي النَّارِ؛ يَعْنِي اللَّحْيَةَ.

7- علی بن جعفر علیه السلام و برادر امام کاظم علیه السلام می گوید: از آن حضرت پرسیدم: آیا چیدن سبیل از سنت است؟

فرمود: آری.

8- راوی گوید: نزد امام صادق علیه السلام از کوتاه کردن سبیل سخن به میان آوردیم.

فرمود: کوتاه کردن سبیل رحمت است و آن از سنت است.

9- عبد الله بن عثمان امام صادق علیه السلام را مشاهده نمود که سبیل خود را کوتاه نموده بود به گونه ای که آن به بن رسیده بود.

10- نظیر روایت دوم همین بخش را راوی دیگری از امام صادق علیه السلام نقل می کند.

11- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

قَالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم:

لَا يُطَوَّلَنَّ أَحَدُكُمْ شَارِبَهُ فَإِنَّ الشَّيْطَانَ يَتَّخِذُهُ مَحْبَاً يَسْتَتِرُ بِهِ.

12- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنِ الدِّهْقَانِ عَنْ درُسْتَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

مَرَّ بِالنَّبِي صلى الله عليه وسلم رَجُلٌ طَوِيلُ اللّحْيَةِ فَقَالَ: مَا كَانَ عَلَى هَذَا لَوْ هَيَّأَ مِنْ لِحْيَتِهِ؟!

فَبَلَغَ ذَلِكَ الرَّجُلَ فَهَيَّأَ لِحْيَتَهُ بَيْنَ اللَّحْيَتَيْنِ، ثُمَّ دَخَلَ عَلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه وسلم فَلَمَّا رَآهُ قَالَ:

هَكَذَا فَافْعَلُوا.

11- سکونی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم فرمود:

هیچ کدام از شما سبیل خود را بلند نکند؛ زیرا شیطان آن را نهانگاه خود می سازد که با آن استتار می کند.

12- درست گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم از کنار شخصی گذشت که محاسنش دراز و بلند بود، فرمود: چه می شد که اگر این مرد محاسن خود را نیکو اصلاح می نمود؟

این خبر به آن شخص رسید. او محاسن خود را به اندازه متوسط اصلاح نمود، سپس خدمت پیامبر صلى الله عليه وسلم شرفیاب شد، هنگامی که آن حضرت صلى الله عليه وسلم او را دید فرمود: پس شما نیز چنین کنید.

بخش سی و ششم

(36)

بَابُ أَخْذِ الشَّعْرِ مِنَ الْأَنْفِ

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حَمْزَةَ الْأَشْعَرِيِّ رَفَعَهُ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام:

أَخْذُ الشَّعْرِ مِنَ الْأَنْفِ يُحَسُنُ الْوَجْهَ.

بخش سی و هفتم

اشاره

(37)

بَابُ التَّمَسُّط

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جُنْدَبٍ عَنْ سُفْيَانَ بْنِ السَّمْطِ قَالَ: قَالَ لِي أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام:

بخش سی و ششم چیدن موی بینی

محمد بن حمزه اشعری در روایت مرفوعه ای گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

چیدن موی بینی صورت را زیبا می سازد.

بخش سی و هفتم شانه کردن

1- سفیان بن سمط گوید: امام صادق علیه السلام به من فرمود:

الثَّوْبُ النَّقِيُّ يَكْبِتُ الْعَدُوَّ وَالدُّهْنُ يَذْهَبُ بِالْبُوسِ وَ الْمَشْطُ لِلرَّأْسِ يَذْهَبُ بِالْوَبَاءِ.

قَالَ: قُلْتُ: وَ مَا الْوَبَاءُ؟

قَالَ: الْحُمَّى وَالْمَشْطُ لِلَّحْيَةِ يَشُدُّ الْأَضْرَاسَ.

2- حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ الْمِيثَمِي عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ عَمَّارٍ النَّوْفَلِيُّ عَنْ أَبِيهِ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السلام يَقُولُ:

الْمَشْطُ يَذْهَبُ بِالْوَبَاءِ وَ كَانَ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام مُشْطُ فِي الْمَسْجِدِ يَتَمَشَّطُ بِهِ إِذَا فَرَغَ مِنْ صَلَاتِهِ.

3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَاصِمٍ عَنْ أَبِيهِ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى أَبِي إِبْرَاهِيمَ علیه السلام وَ فِي يَدِهِ مُشْطُ عَاجِ يَتَمَشَطُ بِهِ فَقُلْتُ لَهُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! إِنَّ عِنْدَنَا بِالْعِرَاقِ مَنْ يَزْعُمُ أَنَّهُ لَا يَحِلُّ التَّمَشُطُ بِالْعَاجِ.

لباس پاکیزه، دشمن را خوار و ذلیل می کند، روغن مالیدن فقر و تنگدستی را می برد و شانه کردن سر بیماری وبا را می برد.

گفتم: وباء چیست؟

فرمود: تب و شانه کردن محاسن دندان ها را محکم می سازد.

2- پدر عمار نوفلی گوید: از امام کاظم علیه السلام شنیدم که می فرمود:

شانه کردن، وباء را از بین می برد. امام صادق علیه السلام شانه ای در سجاده خود داشت که هنگامی که از نماز فارغ می شد با آن شانه می کرد.

3- حسن بن عاصم گوید:

خدمت امام کاظم علیه السلام شرفیاب شدم آن حضرت با شانه ای از عاج فیل شانه می کرد به حضرتش عرض کردم: قربانت گردم! در عراق کسی است که شانه کردن با شانه عاج را حلال نمی داند.

قَالَ: وَ لِمَ؟ فَقَدْ كَانَ لِأَبِي علیه السلام مِنْهَا مُشْطَ أَوْ مُشْطَانِ.

ثُمَّ قَالَ: تَمَشَّطُوا بِالْعَاجِ؛ فَإِنَّ الْعَاجَ يَذْهَبُ بِالْوَبَاءِ.

4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ صَالِحِ بْنِ السِّنْدِيٌّ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ بَشِيرٍ عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرٍ قَالَ: رَأَيْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السلام يَتَمَشَّطَ بِمُشْطِ عَاجِ وَ اشْتَرَيْتُهُ لَهُ.

5- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سُلَيْمَانَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السلام عَنِ الْعَاجِ فَقَالَ:

لَا بَأْسَ بِهِ وَإِنَّ لِي مِنْهُ لَمُشْطاً.

6- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ نَضْرِ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ عَنْبَسَةَ بْنِ سَعِيدٍ رَفَعَ الْحَدِيثَ إِلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه وسلم قَالَ:

كَثْرَةُ تَسْرِيحِ الرَّأْسِ تَذْهَبُ بِالْوَبَاءِ وَ تَجْلِبُ الرِّزْقَ وَ تَزِيدُ فِي الْجِمَاعِ.

7- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ علیه السلام فِي قَوْلِ اللهِ عزوجل: (خُذُوا زِينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ)؟ قَالَ:

فرمود: چرا؟ به راستی که پدرم یک و یا دو شانه از جنس عاج داشت.

سپس فرمود: با شانه عاج شانه کنید؛ زیرا عاج وباء را از بین می برد.

4- موسی بن بکر گوید: امام کاظم علیه السلام را دیدم که موهایش را با شانه ای از جنس عاج - که من خریده بودم - شانه می کرد.

5- عبدالله بن سلیمان گوید: از امام باقر علیه السلام درباره عاج فیل پرسیدم.

فرمود: ایرادی ندارد به راستی که من یک شانه از جنس عاج دارم.

6- عنبسة بن سعيد در حدیث مرفوعه ای گوید: پیامبر صلى الله عليه وسلم فرمود:

شانه کردن فراوان موی سر بیماری وباء را می برد، رزق و روزی می آورد و به نیروی جنسی می افزاید.

7- عبد الله بن مغیره گوید: از امام کاظم علیه السلام پرسیدم: چگونه زینتی است که خداوند متعال می فرماید: «به هر مسجدی که وارد شوید آرایش خود را حفظ کنید»؟

مِنْ ذَلِكَ التَّمَشُطُ عِنْدَ كُلِّ صَلَاةٍ.

8- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ نُوحٍ بْنِ شُعَيْبٍ عَنِ ابْنِ مَيَّاحِ عَنْ يُونُسَ عَمَّنْ أَخْبَرَهُ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ علیه السلام قَالَ:

إِذَا سَرَّحْتَ رَأْسَكَ وَ لِحْيَتَكَ فَأمِرُ الْمُشْطَ عَلَى صَدْرِكَ فَإِنَّهُ يَذْهَبُ بِالْهَمْ وَ الْوَبَاءِ.

9- عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ علیه السلام قَالَ:

كَثْرَةُ التَّمَسُّطِ تُقَلِّلُ الْبَلْغَمَ.

10- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَطِيَّةَ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ جَابِرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

مَنْ سَرَّحَ لِحْيَتَهُ سَبْعِينَ مَرَّةً وَ عَدَّهَا مَرَّةً مَرَّةً لَمْ يَقْرَبُهُ الشَّيْطَانُ أَرْبَعِينَ يَوْماً.

فرمود: از جمله آن شانه کردن موی سر و صورت است که انسان را آراسته می کند.

راوی گوید: امام کاظم علیه السلام فرمود:

هرگاه موی سر و محاسنت را شانه زدی، شانه را روی سینه ات بکش؛ زیرا این کار اندوه و بیماری وباء را از بین می برد.

9- امام کاظم علیه السلام فرمود: امام صادق علیه السلام فرمود:

بسیار شانه کردن بلغم را کاهش می دهد.

10- اسماعیل بن جابر گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هرکس هفتاد بار محاسن خود را شانه بزند و هر مرتبه را شمارش کند، شیطان تا چهل روز به او نزدیک نخواهد شد.

11- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ مِهْزَمٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ الْوَلِيدِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السلام عَنْ عِظَامِ الْفِيلِ مَدَاهِيْهَا وَ أَمْشَاطِهَا.

قَالَ: لَا بَأْسَ بِهَا.

بخش سی و هشتم

اشاره

(38)

بَابُ قَصُ الْأَطْفَارِ

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ يَحْيَى عَنْ جَدِّهِ الْحَسَنِ بْن رَاشِدِ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم:

تَعْلِيمُ الْأَطْفَارِ يَمْنَعُ الدَّاءَ الْأَعْظَمَ وَ يُدِرُ الرِّزْقَ.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ:

11- قاسم بن ولید گوید: به امام صادق علیه السلام گفتم: اگر از عاج فیل روغن دان و شانه تهیه کنند، چه صورت دارد؟

فرمود: مانعی ندارد.

چیدن ناخن ها

1- حسن بن راشد گوید: پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم فرمود:

چیدن ناخن ها از ابتلا به بیماری بزرگ مانع می شود و رزق و روزی را جاری می کند.

2- هشام بن سالم گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

تَعْلِيمُ الْأَطْفَارِ يَوْمَ الْجُمُعَةِ يُؤَمِّنُ مِنَ الْجُذَامِ وَ الْبَرَصِ وَ الْعَمَى وَ إِنْ لَمْ تَحْتَجْ فَحُكْهَا.

3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيَّ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ سُلَيْمَانَ عَنْ عَمِّهِ عَبْدِ اللهِ بْن هِلَالٍ قَالَ: قَالَ لِى أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السلام:

خُذْ مِنْ شَارِيكَ وَأَظْفَارِكَ فِي كُلِّ جُمُعَةٍ فَإِنْ لَمْ يَكُنْ فِيهَا شَيْءٌ فَحُكَهَا لا يُصِيبُكَ جُنُونٌ وَ لَا جُذَامٌ وَ لَا بَرَضٌ.

4- عَنْهُ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

تَقْلِيمُ الْأَطْفَارِ وَ أَخْذُ الشَّارِبِ فِي كُلِّ جُمُعَةٍ أَمَانٌ مِنَ الْبَرَصِ وَ الْجُنُونِ.

5- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنِ ابْنِ عُقْبَةَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

منَ السُّنَّةِ تَقْلِيمُ الْأَطْفَارِ.

چیدن ناخن ها در روز جمعه ایمنی از بیماری جذام، پیسی و نابینایی است و اگر نیازی به چیدن ناخن نداری پس آن را بسای.

3- عبد الله بن هلال گوید: امام صادق علیه السلام به من فرمود:

در هر جمعه سبیل و ناخن هایت را کوتاه کن، پس اگر رشدی نداشته باشد آن را بسای که دچار دیوانگی، جذام و پیسی نخواهی شد.

4- ابن بکیر گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

چیدن ناخن ها و کوتاه کردن سبیل در هر جمعه امان از بیماری پیسی و دیوانگی است.

5- عقبه گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

چیدن ناخن ها از سنت است.

6- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَيُّوبَ بْنِ الْحُرَّ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:

إِنَّمَا قُصَّ الأَظْفَارُ لِأَنَّهَا مَقِيلُ الشَّيْطَانِ وَ مِنْهُ يَكُونُ النِّسْيَانُ.

7- عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيَّ عَنِ الْحَكَمِ بْنِ مِسْكِينٍ عَنْ حُذَيْفَةَ بْنِ مَنْصُورٍ عَنْ أَبِي عبد الله علیه السلام قَالَ:

إِنَّ أَسْتَرَ وَ أَخْفَى مَا يُسَلِّطُ الشَّيْطَانَ مِن ابْنِ آدَمَ أَنْ صَارَ أَنْ يَسْكُنَ تَحْتَ الْأَطَافِيرِ.

8- عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِي عَنْ عَلِيِّ الْحَنَّاطِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَرِ الْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي الْعَلَاءِ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قُلْتُ لَهُ: مَا ثَوَابُ مَنْ أَخَذَ مِنْ شَارِبِهِ وَ قَلَّمَ أَظْفَارَهُ فِي كُلِّ جُمُعَةٍ؟

قَالَ: لَا يَزَالُ مُطَهَّراً إِلَى الْجُمُعَةِ الْأُخْرَى.

6- ابو حمزه گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:

ناخن ها به این دلیل چیده می شوند که محل خواب میان روز (قیلوله) شیطان است و فراموشی از آن به وجود می آید.

7- حذيفة بن منصور گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

به راستی که مخفی ترین و پوشیده ترین جا برای تسلّط شیطان بر آدمیزاد زیر ناخن ها است.

8- ابوبصیر گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: پاداش کسی که در هر جمعه سبیل خود را کوتاه کند و ناخن هایش را بگیرد چیست؟

فرمود: همیشه تا جمعه بعد، پاکیزه خواهد بود.

9- عَنْهُ عَنِ ابْنِ فَضَّالِ عَنْ أَبِي حَفْصِ الْجُرْجَانِيِّ عَنْ أَبِي الْخَضِيبِ الرَّبِيعِ بْنِ بَكْرٍ الْأَزْدِيِّ عَنْ عَبْدِ الرَّحِيمِ الْقَصِيرِ قَالَ: قَالَ أَبُو جَعْفَرِ علیه السلام:

مَنْ أَخَذَ مِنْ أَطْفَارِهِ وَ شَارِبِهِ كُلَّ جُمُعَةٍ وَ قَالَ حِينَ يَأْخُذُ: «بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ عَلَى سُنَّةِ مُحَمَّدٍ رَسُولِ اللهِ صلى الله عليه وسلم» لَمْ يَسْقُطْ مِنْهُ قُلَامَةٌ وَ لَا جُزَازَةٌ إِلَّا كَتَبَ اللَّهُ لَهُ بِهَا عِتْقَ نَسَمَةٍ وَ لَا يَمْرَضُ إِلَّا مَرَضَهُ الَّذِي يَمُوتُ فِيهِ.

10- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ طَلْحَةَ قَالَ : قَالَ أَبُو عَبْدِ الله علیه السلام:

تَقْلِيمُ الْأَطْفَارِ وَ قَصُّ الشَّارِبِ وَ غَسْلُ الرَّأْسِ بِالْخِطْمِي كُلَّ جُمُعَةٍ يَنْفِي الْفَقْرَ وَيَزِيدُ فِي الرِّزْقِ.

11- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ عُقْبَةَ عَنْ أَبِي كَهْمَسٍ قَالَ: قَالَ رَجُلٌ لِعَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْحَسَنِ: عَلِّمْنِي شَيْئاً فِي الرِّزْقِ.

9- عبد الرحیم قصیر گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:

هرکس در هر جمعه ناخن ها و سبیلش را بگیرد و در آن هنگام بگوید: «بِسْمِ اللهِ وَ بِاللهِ وَ عَلَى سُنَّةِ مُحَمَّدٍ رَسُولِ اللهِ صلى الله عليه وسلم»، خداوند در ازای هر ناخن و موی چیده شده ای که بر زمین افتد، برای او آزادی برده ای می نویسد و به هیچ بیماری - جز بیماری مرگ - گرفتار

می نخواهد شد.

10- محمد بن طلحه گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

گرفتن ناخن ها، چیدن سبیل و شستن سر با گیاه ختمی در هر جمعه، فقر را دور می کند ورزق و روزی را می افزاید.

11- ابی کهمس گوید: مردی به عبدالله بن حسن گفت: درباره رزق و روزی چیزی به من بیاموز.

فَقَالَ: الْزَمْ مُصَلَّاكَ إِذَا صَلَّيْتَ الْفَجْرَ إِلَى طُلُوعِ الشَّمْسِ فَإِنَّهُ أَنْجَعُ فِي طَلَبِ الرِّزْقِ مِنَ الضَّرْبِ فِي الْأَرْضِ.

فَأَخْبَرْتُ بِذَلِكَ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السلام فَقَالَ: أَلَا أُعَلَّمْكَ فِي الرِّزْقِ مَا هُوَ أَنْفَعُ مِنْ ذَلِكَ؟

قَالَ: قُلْتُ: بَلَى.

قَالَ: خُذْ مِنْ شَارِبِكَ وَأَظْفَارِكَ كُلَّ جُمُعَةٍ.

12- عَنْهُ عَنِ ابْنِ فَضَّالِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ عُقْبَةَ عَنْ أَبِيهِ قَالَ : أَتَيْتُ عَبْدَ اللَّهِ بْنَ الْحَسَنِ فَقُلْتُ: عَلَّمْنِي دُعَاءً فِي الرِّزْقِ.

فَقَالَ: قُل: «اللَّهُمَّ تَوَلَّ أَمْرِي وَ لَا تُوَلِّ أَمْرِي غَيْرَكَ».

فَعَرَضْتُهُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام فَقَالَ: أَلَا أَدُلُّكَ عَلَى مَا هُوَ أَنْفَعُ مِنْ هَذَا فِي الرِّزْقِ؟ تَقُصُّ أَظافِيرَكَ وَ شَارِبَكَ فِي كُلِّ جُمُعَةٍ وَ لَوْ بِحَكَهَا.

گفت: هنگامی که نماز صبح را خواندی تا طلوع آفتاب در سجاده ات بنشین؛ زیرا این کار در طلب رزق و روزی از گشتن در زمین برای کسب درآمد اثرگذارتر است.

ابو کهمس گوید: من این خبر را به امام صادق علیه السلام گزارش دادم.

فرمود: آیا چیزی دربارهٔ رزق و روزی به تو نیاموزم که مفیدتر از آن باشد؟

عرض کردم: آری.

فرمود: در هر جمعه، سبیل و ناخن هایت را کوتاه کن.

12- عقبه گوید: روزی نزد عبدالله بن حسن رفتم و گفتم: دعایی درباره روزی به من بیاموز.

گفت: بگو: «اللَّهُمَّ تَوَلَّ أَمْرِي وَ لَا تُوَلِّ أَمْرِي غَيْرَكَ».

من آن را خدمت امام صادق علیه السلام بازگو کردم.

فرمود: آیا تو را راهنمایی نکنم بر عملی که در طلب روزی از آن دعا مفیدتر است؟ در هر جمعه ناخن ها و سبیلت را کوتاه کن گرچه به ساییدن آن باشد.

13- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطِ عَنْ خَلَفٍ قَالَ: رَآنِي أَبُو الْحَسَنِ علیه السلام بِخْرَاسَانَ وَ أَنَا أَشْتَكِي عَيْنِي فَقَالَ: أَلَا أَدُلُّكَ عَلَى شَيْءٍ إِنْ فَعَلْتَهُ لَمْ تَشْتَكِ عَيْنَكَ؟

فَقُلْتُ: بَلَى.

فَقَالَ: خُذْ مِنْ أَظْفَارِكَ فِي كُلِّ خَمِيسِ.

قَالَ: فَفَعَلْتُ فَمَا اشْتَكَيْتُ عَيْنِي إِلَى يَوْمَ أَخْبَرْتُكَ.

14- عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ الْفَضْلِ النَّوْفَلِيِّ عَنْ أَبِيهِ وَ عَمِّهِ جَمِيعاً عَنْ أبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:

مَنْ أَدْمَنَ أَخْذَ أَظْفَارِهِ كُلَّ خَمِيسِ لَمْ تَرْمَدْ عَيْنُهُ.

15- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي قَالَ:

قَالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم لِلرِّجَالِ : قُصُوا أَظافِيرَكُمْ.

13- خلف گوید: امام رضا علیه السلام مرا در خراسان دید، درحالی که از چشم درد رنج می بردم.

فرمود: آیا تو را بر عملی راهنمایی نکنم که اگر آن را انجام دهی از چشم درد رهایی یابی؟

گفتم: آری.

فرمود: هر پنجشنبه ناخن هایت را کوتاه کن

من طبق دستور آن حضرت انجام دادم و تا این روزی که این خبر را برای تو بازگو کردم به چشم درد مبتلا نشده ام.

14- پدر و عموی عبدالله بن فضل نوفلی گویند: امام باقر علیه السلام فرمود:

هرکس در هر پنجشنبه به گرفتن ناخن هایش مداومت کند به درد چشم مبتلا نخواهد شد.

15- سکونی گوید:

امام علیه السلام فرمود: پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم به مردان فرمود: ناخن هایتان را بچینید.

وَ لِلنِّسَاءِ: اتْرُكْنَ؛ فَإِنَّهُ أَزْيَنُ لَكُنَّ.

16- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ رَفَعَهُ فِي قَصَّ الْأَظفَارِ:

تَبْدَأُ بِخِنْصِرِ الْأَيْسَرِ ثُمَّ تَخْتِمُ بِالْيَمِينِ.

17- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِيِّ عَنِ ابْنِ الْقَدَّاحِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

احتَبَسَ الْوَحْيُ عَنِ النَّبِيِّ صلى الله عليه وسلم فَقِيلَ لَهُ: احْتَبَسَ الْوَحْى عَنْكَ؟

فَقَالَ صلى الله عليه وسلم: وَكَيْفَ لَا يَحْتَبِسُ وَأَنْتُمْ لَا تُقَدِّمُونَ أَظْفَارَكُمْ وَلَا تُنَقُونَ رَوَاجِبَكُمْ.

بخش سی و نهم

اشاره

(39)

بَابُ جَنِّ الشَّيْبِ وَ نَتْفِهِ

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيَ الْوَشَّاءِ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

و به زنان فرمود: ناخن هایتان را نگیرید؛ زیرا برای شما زیباتر است.

16- راوی گوید: امام علیه السلام درباره چیدن ناخن ها فرمود:

از انگشت کوچک دست چپ شروع می کنی سپس با دست راست تمام می نمایی.

17- ابن قداح گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: روزی وحی از پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم قطع شد. به ایشان گفتند: وحی از شما قطع شده است؟

فرمود: چگونه وحی قطع نشود درحالی که شما ناخن هایتان را نمی چینید و لای انگشتان خود را تمیز نمی کنید؟!

موهای سفید

1- عبد الله بن سنان گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

لَا بَأْسَ بِجَنِّ الشَّمَطِ وَ نَتْفِهِ وَ جَرُّهُ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ نَتْفِهِ.

2- عَنْهُ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

لَا بَأْسَ بِجَرِّ الشَّمَطِ وَ نَتْفِهِ مِنَ اللَّحْيَةِ.

3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام:

أَنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام كَانَ لَا يَرَى بِجَنِّ الشَّيْبِ بَأْساً وَ يَكْرَهُ نَتْفَهُ.

4- وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ قَالَ علیه السلام:

أَوَّلُ مَنْ شَابَ إِبْرَاهِيمُ علیه السلام فَقَالَ: يَا رَبِّ! مَا هَذَا؟

فَقَالَ: نُورٌ وَ تَوْقِيرٌ.

قَالَ: رَبِّ زِدْنِي مِنْهُ.

5- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَفْصِ بْنِ الْبَخْتَرِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

كَانَ النَّاسُ لَا يَشِيبُونَ فَأَبْصَرَ إِبْرَاهِيمُ علیه السلام شَيْباً فِي لِحْيَتِهِ، فَقَالَ: يَا رَبِّ! مَا هَذَا؟

چیدن و یا کندن موهای سفید مانعی ندارد؛ ولی به نظر من چیدن آن محبوب تر است.

2- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

چیدن موی سفید که با موی سیاه مخلوط است و کندن آن از محاسن، ایرادی ندارد.

3- سکونی گوید امام صادق علیه السلام فرمود:

امیرمؤمنان علی علیه السلام به چیدن موی سفید ایراد نمی کرد؛ ولی کندن آن را مکروه می دانست.

4- سکونی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

نخستین کسی که مویش سفید شد حضرت ابراهیم علیه السلام بود، پس عرضه داشت:

پررودگارا! این چیست؟

خداوند فرمود: نور و وقار است.

عرضه داشت: پروردگارا! از آن برای من بیفزای.

5- حفص بن بختری گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

موی مردم پیش از این سفید نمی شد. پس حضرت ابراهیم علیه السلام موی سفیدی را در محاسن خود مشاهده کرد. عرض کرد: پروردگارا! این چیست؟

فَقَالَ: هَذَا وَقَارٌ.

فَقَالَ: يَا رَبِّ زِدْنِي وَقَاراً.

6- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ الْمَدِينِيِّ عَنْ سُلَيْمَانَ الْجَعْفَرِيِّ عَنِ الرِّضَا عَنْ آبَائِهِ علیهم السلام قَالَ:

الشَّيْبُ فِي مُقَدَّمِ الرَّأْسِ يُمْنٌ وَ فِي الْعَارِضَيْنِ سَخَاءٌ وَ فِي الذَّوَائِبِ شَجَاعَةٌ وَ فِي الْقَفَا شُومٌ.

بخش چهلم

اشاره

(40)

بَابُ دَفْنِ الشَّعْرِ وَالظُّفُر

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي كَهْمَسٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام فِي قَوْلِ اللهِ عزوجل: (أَلَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ كِفَاتاً * أَحْيَاءَ وَ أَمْوَاتاً) قَالَ:

دفن الشعر و الظُفر.

فرمود: این وقار است.

عرض کرد: پروردگارا! بر وقار من بیفزای.

6- سلیمان جعفری گوید: امام رضا علیه السلام از پدران بزرگوار خود علیه السلام نقل نمود که حضرتش فرمود:

موی سفید در جلوی سر، یمن و نیک بختی در دو طرف صورت، سخاوت، در رستنگاه شجاعت و در پشت سر شوم و بدبختی است.

دفن موی و ناخن

1- ابو کهمس گوید: امام صادق علیه السلام درباره گفتار خدا که می فرماید: «آیا زمین را مرکز اجتماع انسان ها قرار ندادیم؟! هم در حال زندگی و هم پس از مرگشان؟!» فرمود:

منظور دفن کردن موی و ناخن است.

بخش چهل و یکم

اشاره

(41)

بَابُ الْكُحْلِ

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ سُلَيْم الْفَرَّاءِ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

كَانَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم يَكْتَحِلُ بالإِثْمِدِ إذَا أَوَى إِلَى فِرَاشِهِ وَتْراً وَتْراً.

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ الْجَهْم قَالَ: أَرَانِي أَبُو الْحَسَنِ مِيلاً مِنْ حَدِيدٍ وَ مُكْحُلَةٌ مِنْ عِظَامٍ فَقَالَ:

هَذَا كَانَ لِأَبِي الْحَسَنِ فَاكْتَحِلْ بِهِ.

فَاكْتَحَلْتُ.

3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُوسَى بْنِ الْقَاسِمِ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

سرمه چشم

1- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هنگامی که پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم به بستر می رفت با سنگ سرمه اثمد به صورت عدد فرد سرمه می کشید.

2- حسن بن جهم گوید: امام رضا علیه السلام به من میل و سرمه دانی از استخوان نشان داد و فرمود: این از آن امام کاظم علیه السلام بود. با آن سرمه بکش.

حسن گوید: من نیز با آن سرمه کشیدم.

3- زراره گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

الْكُحْلُ بِاللَّيْلِ يَنْفَعُ الْعَيْنَ وَهُوَ بِالنَّهَارِ زِينَةٌ.

4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْفَضْلِ الْهَاشِمِيُّ عَنْ أَبِيهِ وَ عَمِّهِ قَالَا: قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام:

الاكْتِحَالُ بِالْإِثْمِدِ يُطَيِّبُ النَّكْهَةَ وَ يَشُدُّ أَشْفَارَ الْعَيْن.

5- عَنْهُ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

الكُحْلُ يُعْذِبُ الْفَمَ.

6- عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنْ خَلَفِ بْنِ حَمَّادٍ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

الْكُحْلُ يُنْبِتُ الشَّعْرَ وَ يُحِدُّ الْبَصَرَ وَ يُعِينُ عَلَى طُولِ السُّجُودِ .

7- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَلِيَّ بْنِ عُقْبَةَ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

الْإِثْمِدُ يَجْلُو الْبَصَرَ وَيُنْبِتُ الشَّعْرَ وَ يَذْهَبُ بِالدَّمْعَةِ.

سرمه در شب هنگام چشم را سود می بخشد و در روز موجب زینت و آراستگی است.

4- پدر و عموی عبدالله بن فضل هاشمی گویند: امام باقر علیه السلام فرمود:

سرمه کشیدن با سنگ سرمه اثمد، بوی دهان را خوشبو می کند و کناره های پلک چشم را که مژه می روید قوی می کند.

5- حماد بن عیسی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

سرمه، آب دهان را شیرین می کند.

6- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

سرمه، موی می رویاند، چشم را تیز بین می کند و بر طولانی شدن سجده کمک می نماید.

7- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

سنگ سرمه اثمد، چشم را جلا می دهد، موی می رویاند و آبریزش چشم را از بین می برد.

8- ابْنُ فَضَّالٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

الْكُحْلُ يَزِيدُ فِي الْمُبَاضَعَةِ.

9- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْمُبَارَكِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَاصِمٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

مَنْ نَامَ عَلَى إِثْمِدٍ غَيْرِ مُمَسَّكِ أَمِنَ مِنَ الْمَاءِ الْأَسْوَدِ أَبَداً مَا دَامَ يَنَامُ عَلَيْهِ.

10- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

الكُحْلُ يُنْبِتُ الشَّعْرَ وَ يُجَفِّفُ الدَّمْعَةَ وَ وَ يُعْذِبُ الرِّيقَ وَ يَجْلُو الْبَصَرَ.

11- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ الْقَدَّاحِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام:

مَنِ اكْتَحَلَ فَلْيُوتِرُ وَ مَنْ فَعَلَ فَقَدْ أَحْسَنَ وَ مَنْ لَمْ يَفْعَلْ فَلَا بَأْسَ.

8- یکی از اصحاب ما گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

سرمه، نیروی جنسی را افزایش می دهد.

9- حسن بن عاصم گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هرکس با سنگ سرمه اثمد بی آن که با مشک مخلوط کند به چشمانش سرمه بکشد و بخوابد، مادامی که در آن حال بخوابد، برای همیشه از بیماری آب مروارید در امان خواهد بود.

10- حماد بن عثمان گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

سرمه، موی می رویاند، آبریزش چشم را از بین می برد، آب دهان را شیرین می کند و چشم را جلا می دهد.

11- ابن قداح گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمود:

هرکس سرمه می کشد باید تعداد دفعات به صورت فرد باشد و هرکس چنین کند این کار را به خوبی انجام داده است و هرکس چنین نکند، ایرادی ندارد.

12- عَنْهُ عَنْ مُوسَى بْنِ الْقَاسِم عَنْ صَفْوَانَ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

إِنَّ رَسُولَ اللهِ صلى الله عليه وسلم كَانَ يَكْتَحِلُ قَبْلَ أَنْ يَنَامَ أَرْبَعاً فِي الْيُمْنَى وَ ثَلَاثَاً فِي الْيُسْرَى.

بخش چهل و دوم

اشاره

(42)

بَابُ السِّوَاكِ

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ الله علیه السلام:

مِنْ أَخْلَاقِ الْأَنْبِيَاءِ علیهم السلام السُّوَاكُ.

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ وَ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ جَمِيعاً عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ عُرْوَةَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ:

السَّوَاكُ مِنْ سُنَنِ الْمُرْسَلِينَ.

12- زراره گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

به راستی که پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم پیش از آن که بخوابد چهار بار در چشم راست و سه بار در چشم چپ سرمه می کشید.

مسواک زدن

1- اسحاق بن عمار گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: مسواک زدن از شیوه پیامبران است.

2- اسحاق بن عمار نظیر این روایت را با سند دیگری از امام صادق علیه السلام نقل می کند.

3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِيِّ عَنِ ابْنِ الْقَدَّاحِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم:

مَا زَالَ جَبْرَئِيلُ علیه السلام يُوصِينِي بِالسَّوَاكِ حَتَّى خَشِيتُ أَنْ أَدْرَدَ وَ أُحْفِيَ.

4- وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام:

السَّوَاكُ مَطْهَرَةٌ لِلْفَم وَ مَرْضَاةٌ لِلرَّبِّ.

5- سَهْلُ بْنُ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ بَحْرٍ عَنْ مِهْزَمِ الْأَسَدِيِّ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام يَقُولُ:

فِي السَّوَاكِ عَشَرَةُ خِصَالٍ: مَطْهَرَةٌ لِلْقَم وَ مَرْضَاةٌ لِلرَّبِّ وَ مَفْرَحَةٌ لِلْمَلَائِكَةِ وَ هُوَ مِنَ السُّنَّةِ وَ يَشُدُّ اللُّثَةَ وَ يَجْلُو الْبَصَرَ وَ يَذْهَبُ بِالْبَلْغَم وَ يَذْهَبُ بِالْحَفِرِ.

6- عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عُبَيْدِ اللهِ الدِّهْقَانِ عَنْ دُرُسْتَ عَنِ ابْنِ سِنَانٍ عَنْ ابی عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ:

3- ابن قداح گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم فرمود:

جبرئیل علیه السلام پیوسته مرا به مسواک زدن سفارش می کرد به گونه ای که بیم داشتم دندان هایم بریزد و آن قدر در مسواک زدن کوشش کنم که آنها را از بین ببرم.

4- ابن قداح گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: امیرمؤمنان على علیه السلام فرمود:

مسواک زدن تمیز کننده دهان و باعث رضایت پروردگار است.

5- مهزم اسدی گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود:

مسواک زدن ده ویژگی دارد: تمیز کننده دهان است، باعث خشنودی پروردگار است، شادی بخش فرشتگان است، از سنت است، لثه را محکم می کند، چشم را جلا می دهد، بلغم را از بین می برد و خرابی دندان (یا زرد شدن آن) را از بین می برد.

6- ابن سنان گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

فِي السَّوَاكِ اثْنَتَا عَشَرَ خَصْلَةٌ: هُوَ مِنَ السُّنَّةِ وَ مَطْهَرَةٌ لِلْقَم وَ مَجْلَاةٌ لِلْبَصَرِ وَيُرْضِي الرَّبِّ وَ يَذْهَبُ بِالْبَلْغَم وَيَزِيدُ فِي الْحِفْظِ وَ يُبَيِّضُ الْأَسْنَانَ وَ يُضَاعِفُ الْحَسَنَاتِ وَ يَذْهَبُ بِالْحَفْرِ وَيَشَدُّ اللَّتَةَ وَ يُشَرِّيِ الطَّعَامَ وَ تَفْرَحُ بِهِ الْمَلَائِكَةُ.

7- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ:

السَّوَاكُ يَذْهَبُ بِالدَّمْعَةِ وَ يَجْلُو الْبَصَرَ.

8- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم:

أَوْصَانِي جَبْرَئِيلُ علیه السلام بِالسَّوَاكِ حَتَّى خِفْتُ عَلَى أَسْنَانِي .

9- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنِ الْمَرْزُبَانِ بْنِ النُّعْمَانِ رَفَعَهُ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم:

مَا لِي أَرَاكُمْ قُلْحاً ؟ مَا لَكُمْ لَا تَسْتَاكُونَ.

در مسواک زدن دوازده ویژگی است: از سنت است، تمیز کننده دهان است، جلا دهنده چشم است، پروردگار را خشنود می سازد، بلغم را از بین می برد، هوش را افزایش می دهد، دندان ها را سفید می کند، بر اعمال حسنه می افزاید، خرابی دندان (یا زرد شدن آن) را از بین می برد لثه را محکم می نماید، اشتهای به غذا می آورد و فرشتگان از آن خوشحال می شوند.

7- حماد بن عیسی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

مسواک زدن آبریزش چشم را از بین می برد و چشم را جلا می دهد.

8- جمیل بن دراج گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

رسول خدا صلى الله عليه وسلم فرمود: با سفارش جبرئیل امین آن چنان مسواک زدم که ترسیدم دندان های خود را از دست بدهم.

9- راوی گوید: پیامبر خدا علیه السلام فرمود:

چرا شما را با دندان های زرد و چرکین می بینم؟! چرا مسواک نمی زنید؟!

10- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَمْرِو بْنِ أَبِي الْمِقْدَامِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مَرْوَانَ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السلام فِي وَصِيَّةِ النَّبِيِّ صلى الله عليه وسلم لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام:

عَلَيْكَ بِالسِّوَاكِ لِكُلِّ صَلَاةٍ.

بخش چهل و سوم

اشاره

(43)

بَابُ الْحَمَّامِ

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِيهِ أَوْ غَيْرِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَسْلَمَ الْجَبَلِي رَفَعَهُ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السلام: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام:

نِعْمَ الْبَيْتُ الْحَمَّامُ يُذَكِّرُ النَّارَ وَ يَذْهَبُ بِالدَّرَنِ.

وَ قَالَ عُمَرُ: بِئْسَ الْبَيْتُ الْحَمَّامُ يُبْدِي الْعَوْرَةَ وَ يَهْتِكُ السِّتْرَ.

قَالَ: وَ نَسَبَ النَّاسُ قَوْلَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام إِلَى عُمَرَ وَ قَوْلَ عُمَرَ إِلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام.

10- محمد بن مروان گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:

در وصیت پیامبر صلى الله عليه وسلم به امیرمؤمنان علی علیه السلام چنین آمده است بر تو باد که برای هر نمازی مسواک بزنی.

حمام کردن و دوش گرفتن

1- محمد بن اسلم جبلی در روایت مرفوعه ای گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

أمير مؤمنان علی علیه السلام فرمود:

حمام چه خانه خوبی است! آتش دوزخ را یادآور می شود و چرک را از بین می برد.

عمر گفت: حمام چه خانه زشتی است! عورت را آشکار می کند و پوشش را می درد.

آن گاه امام صادق علیه السلام فرمود: اما مردم کلام امیرمؤمنان علی علیه السلام را به عمر نسبت دادند و سخن عمر را به امیرمؤمنان علی علیه السلام.

2- عَنْهُ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم وَ عَلِيَّ بْنِ حَسَّانَ عَنْ سُلَيْمَانَ الْجَعْفَرِيُّ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ علیه السلام قَالَ:

الْحَمَّامُ يَوْمَ وَ يَوْمٌ لَا يُكْثِرُ اللَّحْمَ وَإِدْمَانُهُ فِي كُلِّ يَوْمٍ يُذِيبُ شَحْمَ الْكَلْيَتَيْنِ .

3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ رِفَاعَةَ بْنِ مُوسَى عَنْ عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم:

مَنْ كَانَ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ فَلَا يَدْخُلِ الْحَمَّامَ إِلَّا بِمِثْزَرٍ.

4- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْحَجَّالِ عَنْ سُلَيْمَانَ الْجَعْفَرِيِّ قَالَ:

مَرِضْتُ حَتَّى ذَهَبَ لَحْمِي فَدَخَلْتُ عَلَى الرَّضَا علیه السلام فَقَالَ: أَيَسُرُّكَ أَنْ يَعُودَ إِلَيْكَ لَحْمُكَ؟

قُلْتُ: بَلَى.

قَالَ: الْزَم الْحَمَّامَ غِباً؛ فَإِنَّهُ يَعُودُ إِلَيْكَ لَحْمُكَ وَ إِيَّاكَ أَنْ تُدْمِنَهُ، فَإِنَّ إِدْمَانَهُ يُورِثُ السِّلَّ.

2- سلیمان جعفری گوید: امام رضا علیه السلام فرمود:

یک روز در میان حمام رفتن، آدمی را فربه می کند و هر روز حمام رفتن چربی کلیه ها را آب می نماید.

3- رفاعة بن موسی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم فرمود:

کسی که به خدا و روز قیامت ایمان دارد نباید جز با لنگ به داخل حمام داخل شود.

4- سلیمان جعفری گوید: من بر اثر بیماری بسیار لاغر شدم روزی خدمت امام رضا علیه السلام رسیدم به من فرمود: دوست داری که مانند سابق فربه شوی؟

گفتم: آری:

فرمود: یک روز در میان حمام کن تا گوشت بدنت را باز گردد؛ مبادا هر روزه حمام کنی که مایه لاغری است.

5- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيَّ بْنِ الْحَكَمِ عَنِ الْمُثَنَّى بْنِ الْوَلِيدِ الْحَنَّاطِ عَنْ بِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

لَا تَدْخُلِ الْحَمَّامَ إِلَّا وَ فِي جَوْفِكَ شَيْءٌ يُطْفَاً بِهِ عَنْكَ وَهَجُ الْمَعِدَةِ وَ هُوَ أَقْوَى لِلْبَدَنِ وَلَا تَدْخُلُهُ وَأَنْتَ مُمْتَلِيٌّ مِنَ الطَّعَام.

6- عَلِيُّ بْنُ الْحَكَمِ عَنْ رِفَاعَةَ بْنِ مُوسَى عَمَّنْ أَخْبَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام أَنَّهُ كَانَ إِذَا أَرَادَ دُخُولَ الْحَمَّام تَنَاوَلَ شَيْئاً فَأَكَلَهُ.

قَالَ: قُلْتُ لَهُ : إِنَّ النَّاسَ عِنْدَنَا يَقُولُونَ: إِنَّهُ عَلَى الرِّيقِ أَجْوَدُ مَا يَكُونُ.

قَالَ: لَا، بَلْ يُؤْكَلُ شَيْءٍ قَبْلَهُ يُطْفِئُ الْمَرَارَةَ وَيُسَكِّنُ حَرَارَةَ الْجَوْفِ.

7- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ الْعَبَّاسِ عَنْ حَمْزَةَ بْنِ عَبْدِ اللهِ عَنْ رِبْعِيِّ عَنْ عُبَيْدِ اللَّهِ الدَّابِقِي قَالَ:

دَخَلْتُ حَمَّاماً بِالْمَدِينَةِ فَإِذَا شَيْخٌ كَبِيرٌ وَ هُوَ قَيِّمُ الْحَمَّامِ فَقُلْتُ : يَا شَيْخُ لِمَنْ هَذَا الْحَمَّامُ؟

5- ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

به حمام مرو جز موقعی که در معده ات قدرى غذا باقی باشد تا حرارت معده را خاموش سازد و برتاب و تحمل حمام رفتن بیفزاید و با شکم پر به حمام مرو.

6- راوی گوید:

هرگاه امام صادق علیه السلام می خواست به حمام برود غذایی میل می نمود. به ایشان عرض کردم: اهل سنّتی که در نزد ما هستند می گویند: حمام رفتن با حالت ناشتا، بهترین حالت است.

فرمود: نه، بلکه باید چیزی قبل از حمام رفتن میل نمود که زرد آب را خاموش کند و حرارت شکم را آرام سازد.

7- عبیدالله دابقی گوید: روزی در مدینه به حمامی وارد شدم که پیرمردی کهنسال سرپرست آن بود.

گفتم: ای پیر مرد! این حمام از آن کیست؟

فَقَالَ: لِأَبِي جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ علیه السلام:

فَقُلْتُ: كَانَ يَدْخُلُهُ؟

قَالَ: نَعَمْ.

فَقُلْتُ: كَيْفَ كَانَ يَصْنَعُ؟

قَالَ: كَانَ يَدْخُلُ فَيَبْدَأُ فَيَطْلِي عَانَتَهُ وَ مَا يَلِيهَا ثُمَّ يَلُفُ عَلَى طَرَفِ إِحْلِيلِهِ وَ يَدْعُونِي فَأَطْلِي سَائِرَ بَدَنِهِ.

فَقُلْتُ لَهُ يَوْماً مِنَ الْأَيَّامِ: الَّذِي تَكْرَهُ أَنْ أَرَاهُ قَدْ رَأَيْتُهُ.

فَقَالَ : كَلَّا إِنَّ النُّورَةَ سُتْرَةٌ.

8- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ بْنِ بَزِيعٍ جَمِيعاً عَنْ حَنَانِ بْنِ سَدِيرٍ عَنْ أَبِيهِ قَالَ: دَخَلْتُ أَنَا وَ أَبِي وَ جَدِّي وَ عَمِّي حَمَّاماً بِالْمَدِينَةِ فَإِذَا رَجُلٌ فِي بَيْتِ الْمَسْلَحَ فَقَالَ لَنَا مِمَّنِ الْقَوْمُ؟

فَقُلْنَا: مِنْ أَهْلِ الْعِرَاقِ.

گفت: از آن امام باقر علیه السلام است.

گفتم: ایشان داخل این حمام می شد؟

گفت: آری.

گفتم: چه کار می کرد؟

گفت: داخل حمام می شد و شروع به نوره کشیدن به عانه و اطراف آن می نمود. سپس اطراف عورت خود را می پوشاند و مرا فرا می خواند و من به دیگر قسمت های بدن ایشان نوره می کشیدم.

روزی به ایشان عرض کردم: آن جایی را که کراهت داری من ببینم، دیدم.

پس فرمود: هرگز، به راستی که نوره پوشش است.

8- سدیر گوید:

من با پدرم وجدم و عمویم در مدینه به حمام رفتیم در رخت کن حمام با مردی مواجه شدیم که تازه به حمام آمده بود آن مرد از ما پرسید: شما اهل کجا هستید؟

گفتیم: اهل عراق هستیم.

فَقَالَ: وَأَيُّ الْعِرَاقِ؟

قُلْنَا: كُوفِيُّونَ.

فَقَالَ: مَرْحَباً بِكُمْ يَا أَهْلَ الْكُوفَةِ ! أَنْتُمُ الشَّعَارُ دُونَ الدِّثَارِ.

ثُمَّ قَالَ: مَا يَمْنَعُكُمْ مِنَ الْأَزْرِ؟ فَإِنَّ رَسُولَ اللهِ صلى الله عليه وسلم قَالَ: «عَوْرَةُ الْمُؤْمِنِ عَلَى الْمُؤْمِنِ حَرَامٌ».

قَالَ: فَبَعَثَ إِلَى أَبِي كِرْبَاسَةٌ، فَشَقَّهَا بِأَرْبَعَةٍ ثُمَّ أَخَذَ كُلُّ وَاحِدٍ مِنَّا وَاحِداً ثُمَّ دَخَلْنَا فِيهَا فَلَمَّا كُنَّا فِى الْبَيْتِ الْحَارُ صَمَدَ لِجَدِّي فَقَالَ: يَا كَهْلُ مَا يَمْنَعُكَ مِنَ الْخِضَابِ؟

فَقَالَ لَهُ جَدِّي: أَدْرَكْتُ مَنْ هُوَ خَيْرٌ مِنِّى وَمِنْكَ لَا يَخْتَضِبُ.

قَالَ: فَغَضِبَ لِذَلِكَ حَتَّى عَرَفْنَا غَضَبَهُ فِي الْحَمَّامِ.

قَالَ: وَ مَنْ ذَلِكَ الَّذِي هُوَ خَيْرٌ مِنِّي؟

فَقَالَ: أَدْرَكْتُ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ علیه السلام وَ هُوَ لَا يَخْتَضِبُ.

آن مرد گفت: کدام قسمت عراق؟

ما گفتیم: اهل کوفه هستیم.

آن مرد گفت: ای اهل کوفه! خوش آمدید شما محرم جان و روانید، نه چون دیگران نامحرم و بیگانه.

آن مرد بعد از لحظه ای گفت: چرا لنگ نمی بندید؟ چرا که رسول خدا صلى الله عليه وسلم فرموده است: «نگاه در شرمگاه مؤمن، برای مؤمن حرام است».

سپس یک شال کرباسی برای پدرم فرستاد که آن را به چهار قطعه لنگ تقسیم کرد و هر یک از ما یک لنگ به کمر بستیم و وارد حمام شدیم وقتی به گرم خانه حمام وارد شدیم آن مرد رو به جدم کرد و گفت: ای پیر مرد! چرا موی سر و صورتت را خضاب نکرده ای؟

جدم به او گفت: من خدمت کسی را دریافته ام که از من و تو بهتر بود و خضاب نمی کرد.

آن مرد از پاسخ پدرم برافروخته شد؛ به گونه ای که با وجود گرمای حمام اثر خشم و غضب در چهره اش نمایان شد و فرمود: چه کسی را درک کرده ای که از من بهتر بوده است؟

جدم گفت: من علی بن ابی طالب علیه السلام را درک کرده ام و دیدم خضاب نمی کند.

قَالَ: فَنَكَسَ رَأْسَهُ وَ تَصَابَ عَرَقاً فَقَالَ: صَدَقْتَ وَبَرِرْتَ.

ثُمَّ قَالَ: يَا كَهْلُ! إِنْ تَخْتَضِبْ فَإِنَّ رَسُولَ اللهِ صلى الله عليه وسلم قَدْ خَضَبَ وَ هُوَ خَيْرٌ مِنْ عَلِي علیه السلام وَإِنْ تَتْرُك فَلَكَ بِعَلي علیه السلام سُنَّةٌ.

قالَ: فَلَمَّا خَرَجْنَا مِنَ الْحَمَّامِ سَأَلْنَا عَنِ الرَّجُلِ فَإِذَا هُوَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ علیهما السلام وَ مَعَهُ ابْنُهُ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِي علیهما السلام:

9- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ عَلِيٌّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ قَالَ: دَخَلْتُ مَعَ أَبِي بَصِيرِ الْحَمَّامَ فَنَظَرْتُ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَدِ اطَّلَى وَاطَّلَى إِبْطَيْهِ بِالنُّورَةِ.

قَالَ: فَخَبَّرْتُ أَبَا بَصِيرٍ فَقَالَ: أَرْشِدْنِي إِلَيْهِ لِأَسْأَلَهُ عَنْهُ.

فَقُلْتُ: قَدْ رَأَيْتُهُ أَنَا.

فَقَالَ: أَنْتَ قَدْ رَأَيْتَهُ وَ أَنَا لَمْ أَرَهُ أَرْشِدْنِي إِلَيْهِ.

آن مرد با پاسخ پدرم سرش را فرو افکند و عرق از سر و صورتش جاری شد و فرمود: راست گفتی و نیک گفتی.

سپس فرمود: ای پیر مرد! اگر خضاب کنی به رسول خدا صلى الله عليه وسلم اقتدا کرده ای که خضاب می کرد، رسول خدا صلى الله عليه وسلم از من و از علی بهتر و بالاتر بود؛ و اگر خضاب نکنی از مولايت على علیه السلام سرمشق گرفته ای.

موقعی که از حمام خارج شدیم پرسیدم: این مرد کیست؟

معلوم شد علی بن الحسین علیهما السلام است و فرزندش امام باقر علیه السلام نیز همراه آن سرور بود.

9- علی بن ابی حمزه گوید: من با ابوبصیر داخل حمام شدم. امام صادق علیه السلام را دیدم که بدن و زیر بغل های خود را نوره کشیده است.

من این جریان را به ابوبصیر گفتم.

ابو بصیر گفت: مرا به سوی حضرت علیه السلام راهنمایی کن تا از ایشان در این خصوص سؤال کنم.

گفتم: خودم ایشان را دیدم.

گفت: تو ایشان را دیدی، اما من که ندیدم! مرا به سوی ایشان راهنمایی کن.

قَالَ: فَأَرْشَدْتُهُ إِلَيْهِ فَقَالَ لَهُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! أَخْبَرَنِي قَائِدِي أَنَّكَ قَدِ الَيْتَ وَطَلَيْتَ إِبْطَيْكَ بِالنُّورَةِ.

قَالَ: نَعَمْ يَا أَبَا مُحَمَّدٍ! إِنَّ نَتْفَ الْإِبْطَيْنِ يُضْعِفُ الْبَصَرَ اطَّلِ يَا أَبَا مُحَمَّدٍ!

قَالَ: فَقَالَ: اطَّلَيْتُ مُنْذُ أَيَّامٍ.

فَقَالَ: اطَّل! فَإِنَّهُ طَهُورٌ.

10- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ رَجُلٍ مِنْ بَنِي هَاشِمٍ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى جَمَاعَةٍ مِنْ بَنِي هَاشِمٍ فَسَلَّمْتُ عَلَيْهِمْ فِي بَيْتٍ مُظْلِمٍ فَقَالَ بَعْضُهُمْ: سَلَّمْ عَلَى أَبِي الْحَسَنِ علیه السلام فَإِنَّهُ فِي الصَّدْرِ.

قَالَ: فَسَلَّمْتُ عَلَيْهِ وَ جَلَسْتُ بَيْنَ يَدَيْهِ فَقُلْتُ لَهُ: قَدْ أَحْبَبْتُ أَنْ أَلْقَاكَ مُنْذُ لأَسْأَلَكَ عَنْ أَشْيَاءَ.

فَقَالَ: سَلْ مَا بَدَا لَكَ.

قُلْتُ: مَا تَقُولُ فِي الْحَمَّامِ؟

من ابوبصیر را به سوی حضرت علیه السلام راهنمایی کردم.

ابوبصیر به حضرت علیه السلام عرض کرد: فدایت شوم! راهنمای من به من خبر داد که شما بدن و زیر بغل های خود را نوره کشیدید.

فرمود: آری، ای ابو محمّد! به راستی که کندن موی زیر بغل، چشم را ضعیف می کند، پس نوره بکش ای ابو محمد.

ابو بصیر گفت: من مدتی پیش نوره کشیده ام.

فرمود: نوره بکش! زیرا باعث پاکیزگی است.

10- مردی از بنی هاشم گوید: من در خانه بسیار تاریکی بر عده ای از بنی هاشم وارد شدم و سلام کردم.

پس بعضی از آنان گفتند: به امام کاظم علیه السلام سلام کن؛ زیرا ایشان در بالای مجلس نشسته اند.

من نیز به آن حضرت علیه السلام سلام نمودم و مقابل ایشان نشستم و به ایشان عرض کردم: من مدتی است که دوست دارم شما را ملاقات کنم تا درباره چیزهایی از شما بپرسم.

فرمود: هر سؤالی که برایت پیش آمده بپرس.

عرض کردم: درباره حمام چه می فرمایید؟

قَالَ: لَا تَدْخُلِ الْحَمَّامَ إِلَّا بِمِثْزَرٍ وَ غُضَّ بَصَرَكَ وَ لَا تَغْتَسِلُ مِنْ غُسَالَةِ مَاءِ الْحَمَّامِ، فَإِنَّهُ يُغْتَسَلُ فِيهِ مِنَ الزِّنَا وَ يَغْتَسِلُ فِيهِ وَلَدُ الزِّنَا وَ النَّاصِبُ لَنَا أَهْلَ الْبَيْتِ وَهُوَ شَرُّهُمْ.

11- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ أَشْيَمَ عَنْ سُلَيْمَانَ الْجَعْفَرِيِّ قَالَ:

مَنْ أَرَادَ أَنْ يَحْمِلَ لَحْماً فَلْيَدْخُلِ الْحَمَّامَ يَوْماً وَيَغِبُّ يَوْماً وَ مَنْ أَرَادَ أَنْ يَضْمُرَ وَ كَانَ كَثِيرَ اللَّحْم فَلْيَدْخُل الْحَمَّامَ كُلَّ يَوْم.

12- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ الْحَجَّاجِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السلام عَنِ الرَّجُلَ يَطَّلِى بِالنُّورَةِ فَيَجْعَلُ لَهُ الدَّقِيقَ بِالزَّيْتِ يَلتُ بِهِ فَيَمْسَحُ بِهِ بَعْدَ النُّورَةِ لِيَقْطَعَ رِيحَهَا عَنْهُ.

قَالَ: لَا بَأْسَ.

13- وَ فِي حَدِيثٍ آخَرَ لِعَبْدِ الرَّحْمَانِ قَالَ: رَأَيْتُ أَبَا الْحَسَنِ وَ قَدْ تَدَلَّكَ بِدَقِيقِ مَلْتُوتٍ بِالزَّيْتِ فَقُلْتُ لَهُ: إِنَّ النَّاسَ يَكْرَهُونَ ذَلِكَ.

قَالَ: لَا بَأْسَ بِهِ.

فرمود: داخل حمام نشو جز با لنگ و چشمانت را ببند و از آب استفاده شده حمام، شست و شو نکن زیرا در آن، غسل از زنا انجام می شود و زنازاده و دشمن ما اهل بیت علیهم السلام (یعنی ناصبی) که بدترین آنان است - در آن غسل می کنند.

11- سلیمان جعفری گوید: امام علیه السلام فرمود:

هرکس می خواهد فربه شود یک روز در میان به حمام برود و هرکس می خواهد لاغر شود و چاق است، هر روز به حمام برود.

12- عبدالرحمان بن حجّاج گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: شخصی نوره می کشد و برای این که بوی آن را بزداید می تواند آرد گندم را با روغن زیتون مخلوط کند و بعد از کشیدن نوره به بدن بمالد؟

فرمود: مانعی ندارد.

13- عبدالرحمان گوید: امام کاظم علیه السلام را دیدم که مخلوطی از آرد و زیتون به بدن مالیده بود، من گفتم: مردم استفاده از لیته زیتون را مکروه می دانند.

فرمود: مانعی ندارد.

14- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَبْدِ الْعَزِيزِ قَالَ: سُئِلَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السلام عَنِ التَّدَلُّكِ بِالدَّقِيقِ بَعْدَ النُّورَةِ.

فَقَالَ: لَا بَأْسَ.

قُلْتُ: يَزْعُمُونَ أَنَّهُ إِسْرَافٌ.

فَقَالَ: لَيْسَ فِيمَا أَصْلَحَ الْبَدَنَ إِسْرَافُ إِنِّي رُبَّمَا أَمَرْتُ بِالنَّقِيُّ فَيُلَتُ لِي بِالزَّيْتِ فَأَتَدَلَّكُ بِهِ، إِنَّمَا الْإِسْرَافُ فِيما أَتْلَفَ الْمَالَ َوأَضَرَّ بِالْبَدَنِ.

15- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ الْحَكَم عَنْ أَبِي الْحَسَنِ علیه السلام فِي الرَّجُلِ يَطَّلِي وَيَتَدَلَّكَ بِالزَّيْتِ وَ الدَّقِيقِ.

قَالَ: لَا بَأْسَ بِهِ.

16- عَلِيٌّ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَسْلَمَ الْجَبَلِيِّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام: إِنَّا لَنُسَافِرُ وَ لَا يَكُونُ مَعَنَا نُخَالَةٌ فَنَتَدَلَّكُ بِالدَّقِيقِ.

14- اسحاق بن عبدالعزیز گوید: از امام صادق علیه السلام درباره مالیدن آرد به بدن پس از نوره کشیدن سؤال کردند.

فرمود: ایرادی ندارد.

گفتم: (اهل تسنن) می پندارند که این کار اسراف است.

فرمود: در چیزی که برای بدن نفع دارد و اسراف نیست.گاهی من دستور می دهم که آرد سفید را با روغن زیتون خمیر می کنند و من آن را به بدنم میمالم. به راستی که اسراف در جایی است که مال را تلف کند و به بدن ضرر وارد سازد.

15- هشام بن حکم گوید: از امام کاظم علیه السلام پرسیدم: اگر بعد از نوره لیته آرد و زیتون به بدنم بمالم چه حکمی دارد؟

فرمود: مانعی ندارد.

16- ابان بن تغلب گوید: به امام صادق علیه السلام گفتم: ما به مسافرت می رویم و سبوس همراه مان نیست، بنابراین آرد به بدنمان می مالیم.

فَقَالَ: لَا بَأْسَ، إِنَّمَا الْفَسَادُ فِيمَا أَضَرَّ بِالْبَدَنِ وَ أَتْلَفَ الْمَالَ. فَأَمَّا مَا أَصْلَحَ الْبَدَنَ فَإِنَّهُ لَيْسَ بِفَسَادٍ إِنِّي رُبَّمَا أَمَرْتُ غُلَامِي فَلَتْ لِيَ النَّقِيَّ بِالزَّيْتِ فَأَتَدَلَّكَ بِهِ.

17- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةً قَالَ:

خَرَجَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام مِنَ الْحَمَّامِ فَتَلَبَّسَ وَ تَعَمَّمَ فَقَالَ لِي: إِذَا خَرَجْتَ مِنَ الْحَمَّامِ فَتَعَمَّمْ.

قَالَ: فَمَا تَرَكْتُ الْعِمَامَةَ عِنْدَ خُرُوجِي مِنَ الْحَمَّامِ فِي شِتَاءٍ وَلَا صَيْفٍ.

18- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ يَطَّلِي فَيَبُولُ وَ هُوَ قَائِمٌ.

قَالَ: لَا بَأْسَ بِهِ.

19- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَسَنِ التَّيْمِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ عُمَرَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ لا قَالَ : كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام يَقُولُ:

فرمود: ایرادی ندارد، همانا که فساد در جایی است که به بدن آسیب برساند و مال را ضایع کند. اما آن چه که به بدن نفع دارد، فساد نیست من گاهی به غلام خود دستور می دهم و او آرد سفید را با روغن زیتون خمیر می سازد و من آن را به بدنم می مالم.

17- سيف بن عمیره گوید: امام صادق علیه السلام از حمام خارج شد و لباس پوشید و عمامه بر سر بست، سپس به من فرمود: هرگاه که از حمام خارج شدی از بستن دستار و عمامه غافل مشو.

از آن روز به بعد موقعی که از حمام خارج می شوم چه در زمستان و چه در تابستان، عمامه می بندم.

18- راوی گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: شخصی نوره می کشد و درحالی که ایستاده است ادرار می کند.

فرمود: ایرادی ندارد.

19- عمر بن یزید گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: همواره امیر مؤمنان علی علیه السلام می فرمود:

أَلَا! لَا يَسْتَلْقِيَنَّ أَحَدُكُمْ فِي الْحَمَّامِ؛ فَإِنَّهُ يُذِيبُ شَحْمَ الْكُلْيَتَيْنِ وَ لَا يَدْلُكَنَّ رِجْلَيْهِ بِالْخَزَفِ؛ فَإِنَّهُ يُورِثُ الْجُذَامَ.

20- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى رَفَعَهُ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُسْكَانَ قَالَ: كُنَّا جَمَاعَةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا دَخَلْنَا الْحَمَّامَ، فَلَمَّا خَرَجْنَا لَقِيَنَا أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فَقَالَ لَنَا مِنْ أَيْنَ أَقْبَلْتُمْ؟

فَقُلْنَا لَهُ: مِنَ الْحَمَّامِ.

فَقَالَ: أَنْقَى اللَّهُ غَسْلَكُمْ.

فَقُلْنَا لَهُ: جُعِلْنَا فِدَاكَ! وَإِنَّا جِئْنَا مَعَهُ حَتَّى دَخَلَ الْحَمَّامَ فَجَلَسْنَا لَهُ حَتَّى خَرَجَ فَقُلْنَا لَهُ: أَنْقَى اللَّهُ غَسْلَكَ!

فَقَالَ: طَهَّرَكُمُ اللهُ.

21- مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ وَ عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ بُنْدَارَ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ إِسْحَاقَ النَّهَا وَنْدِي عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ حَمَّادٍ عَنْ أَبِي مَرْيَمَ الْأَنْصَارِيِّ رَفَعَهُ قَالَ:

إِنَّ الْحَسَنَ بْنَ عَلِي علیه السلام خَرَجَ مِنَ الْحَمَّامِ فَلَقِيَهُ إِنْسَانٌ فَقَالَ: طَابَ اسْتِحْمَامُكَ!

آگاه باشید هیچ کدام از شما در حمام به پشت نخوابد؛ زیرا چربی کلیه ها را آب می کند، هم چنین پاهایش را با سفال نمالد؛ زیرا جذام می آورد.

20- عبد الله بن مسکان گوید: با گروهی از دوستان از حمام خارج می شدیم که امام صادق علیه السلام به ما برخورد نمود.

حضرت به ما فرمود: از کجا می آیید؟

عرض کردیم: از حمام.

فرمود: خداوند شست و شوی شما را پاکیزه گرداند.

عرض کردیم: فدایت شویم!

با ایشان آمدیم تا این که حضرت علیه السلام داخل حمام شد و ما منتظر ایشان نشستیم تا این که حضرت علیه السلام خارج شد.

پس ما به ایشان عرض کردیم: خداوند شست و شوی شما را پاکیزه گرداند!

فرمود: خداوند شما را پاک و طاهر گرداند!

21- راوی گوید: امام حسن علیه السلام از حمام بیرون آمد و شخصی به ایشان برخورد و گفت: حمام کردن شما پاکیزه گردد!

فَقَالَ: يَا لُكَعُ! وَ مَا تَصْنَعُ بِالِاسْتِ هَاهُنَا؟ فَقَالَ: طَابَ حَمِيمُكَ!

فَقَالَ: أَ مَا تَعْلَمُ أَنَّ الْحَمِيمَ الْعَرَقُ؟

قَالَ: فَطَابَ حَمَّامُكَ!

قَالَ: وَإِذَا طَابَ حَمَّامِي فَأَيُّ شَيْءٍ لِي؟ وَلَكِنْ قُلْ: «طَهُرَ مَا طَابَ مِنْكَ وَ طَابَ مَا طَهُرَ مِنْكَ».

22- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ يَسَارٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عَفَّانَ السَّدُوسِيِّ عَنْ بَشِيرِ النَّبَّالِ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السلام عَنِ الْحَمَّامِ، فَقَالَ: تُرِيدُ الْحَمَّامَ؟

فَقُلْتُ: نَعَمْ.

قَالَ: فَأَمَرَ بِإِسْخَانِ الْحَمَّامِ، ثُمَّ دَخَلَ فَاتَّزَرَ بِإِزَارٍ وَ غَطَّى رُكْبَتَيْهِ وَ سُرَّتَهُ ثُمَّ أَمَرَ صَاحِبَ الْحَمَّامِ فَطَلَى مَا كَانَ خَارِجا مِنَ الْإِزَارِ.

فرمود: ای احمق! در این جا با «اِست» (1)چه می کنی؟!

گفت: «حمیم» شما پاکیزه گردد!

فرمود: مگر نمی دانی که حمیم، عرق است؟

گفت: پس حمام شما پاکیزه گردد.

فرمود: هنگامی که حمام من پاکیزه گردد پس چه چیزی برای خودم باشد؟! بلکه برای کسی که از حمام خارج می شود بگو: «پاکیزه گردد آن چه که از شما سالم است و خوش گردد آن چه که از شما پاکیزه است».

22- بشیر نبال گوید: از امام باقر علیه السلام درباره حمام پرسیدم.

فرمود: می خواهی به حمام بروی؟ عرض کردم: آری.

حضرت علیه السلام دستور داد که حمام را گرم کنند، سپس داخل حمام شد و لنگ بست و زانوها و ناف خود را پوشاند، سپس به حمامی دستور داد که بیرون از لنگ را نوره بکشد.


1) به نظر می رسد که بعد از خروج از حمام مناسبتی ندارد که حروف طلب «اِست» ذکر شود؛ با این که واژه «اِست» معنای زشتی دارد.

ثُمَّ قَالَ: اخْرُجْ عَنِّي ثُمَّ طَلَى هُوَ مَا تَحْتَهُ بِيَدِهِ، ثُمَّ قَالَ: هَكَذَا فَافْعَلْ.

23- سَهْلْ رَفَعَهُ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام:

لَا يَدْخُلِ الرَّجُلُ مَعَ ابْنِهِ الْحَمَّامَ فَيَنْظُرَ إِلَى عَوْرَتِهِ.

24- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ بُنْدَارَ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ يُوسُفَ بْنِ السُّخْتِ رَفَعَهُ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام:

لَا تَتَّكِ فِي الْحَمَّامِ؛ فَإِنَّهُ يُذِيبُ شَحْمَ الْكُلْيَتَيْنِ وَ لَا تُسَبِّحْ فِي الْحَمَّامِ؛ فَإِنَّهُ يُرَقِّقُ الشَّعْرَ وَ لَا تَغْسِلْ رَأْسَكَ بِالطِّينِ؛ فَإِنَّهُ يَذْهَبُ بِالْغَيْرَةِ وَ لَا تَتَدَلَّكْ بِالْخَزَفِ؛ فَإِنَّهُ يُورِثُ الْبَرَصَ وَ لَا تَمْسَحْ وَجْهَكَ بِالْإِزَارِ؛ فَإِنَّهُ يَذْهَبُ بِمَاءِ الْوَجْهِ.

25- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم:

لَا تَغْسِلُوا رُءُوسَكُمْ بِطِينِ مِصْرَ؛ فَإِنَّهُ يَذْهَبُ بِالْغَيْرَةِ وَ يُورِثُ الدِّيَاثَةَ.

سپس فرمود: از نزدم بیرون رو.

آن گاه حضرت علیه السلام با دست خود قسمت های زیر لنگ را نوره کشید. سپس فرمود: چنین کن.

23- سهل در روایت مرفوعه ای گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

مرد نباید با پسرش به حمام برود و پسرش به عورت او نگاه کند.

24- يوسف بن سُخت گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

در حمام تکیه نده؛ زیرا چربی کلیه ها را آب می کند. در حمام شانه نکن؛ زیرا موی را نازک می کند، سر خود را با گِل نشوی؛ زیرا غیرت را می برد با سفال پاهایت را نمال؛ زیرا پیسی می آورد و با لنگ صورت را خشک نکن؛ زیرا آبرو را می برد.

25- علی بن اسباط گوید: امام رضا علیه السلام فرمود: پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم فرمود: سر خود را با گل مصر نشویید؛ زیرا غیرت را می برد و باعث بی غیرتی می شود.

26- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ أَبِي يَحْيَى الْوَاسِطِيِّ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الْمَاضِي علیه السلام قَالَ:

الْعَوْرَةُ عَوْرَتَانِ: الْقُبْلُ وَالدَّبَرُ. فَأَمَّا الدُّبُرُ مَسْئُورٌ بِالْأَلْيَتَيْنِ، فَإِذَا سَتَرْتَ الْقَضِيبَ وَالْبَيْضَتَيْنِ فَقَدْ سَتَرْتَ الْعَوْرَةَ.

وَ قَالَ فِي رِوَايَةٍ أُخْرَى وَ أَمَّا الدُّبُرُ فَقَدْ سَتَرَتْهُ الْأَلْيَتَانِ، وَأَمَّا الْقُبُلُ فَاسْتُرْهُ بِيَدِكَ.

27- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

النَّظَرُ إِلَى عَوْرَةِ مَنْ لَيْسَ بِمُسْلِمٍ مِثْلُ نَظَرِكَ إِلَى عَوْرَةِ الْحِمَارِ.

28- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ ابْنِ أَبِي يَعْفُورٍ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السلام أَيَتَجَرَّدُ الرَّجُلُ عِنْدَ رَبِّ الْمَاءِ تُرَى عَوْرَتُهُ أَوْ يُصَبُّ عَلَيْهِ الْمَاءُ أَوْ يَرَى هُوَ عَوْرَةَ النَّاسِ؟

26- راوی گوید: امام کاظم علیه السلام فرمود:

عورت، دو عورت است: جلو و پشت. عورت پشت با باسن ها پوشیده است. پس هنگامی که آلت و بیضه ها را بپوشانی به راستی که عورت را پوشانده ای.

در روایتی دیگر فرمود: اما پشت که توسط باسن ها پوشیده است و اما جلو؛ پس آن را با دست خود بپوشان.

27- راویان بسیاری گویند: امام صادق علیه السلام فرمود:

نگاه کردن به عورت کسی که مسلمان نیست مانند نگاه کردن تو به عورت الاغ است.

28- ابن ابی یعفور گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: موقعی که انسان خود را آب می کشد، می تواند لخت شود که عورت او مکشوف بماند و اگر کسی لخت شده باشد، انسان می تواند به او نگاه کند؟

فَقَالَ: كَانَ أَبِي يَكْرَهُ ذَلِكَ مِنْ كُلِّ أَحَدٍ.

29- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ رِفَاعَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

مَنْ كَانَ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ فَلَا يُدْخِلْ حَلِيلَتَهُ الْحَمَّامَ.

30- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

مَنْ كَانَ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ فَلَا يُرْسِلْ حَلِيلَتَهُ إِلَى الْحَمَّامِ.

31- عَنْهُ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ يَقْطِينٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي الْحَسَنِ علیه السلام: أَقْرَأُ الْقُرْآنَ فِي الْحَمَّامِ وَ أَنْكِحُ.

قَالَ: لَا بَأْسَ.

فرمود: پدرم علیه السلام همگان را از این کار منع می کرد.

29- رفاعه گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هرکس به خداوند و روز قیامت ایمان دارد، نباید همسرش را به حمام بفرستد.

30- نظیر این روایت را سماعه از امام صادق علیه السلام نقل می کند.

31- على بن یقطین گوید: به امام کاظم علیه السلام عرض کردم: می توانم در حمام قرآن بخوانم و عمل جنسی انجام دهم؟

فرمود: ایرادی ندارد.

32- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ رِبْعِيِّ بْنِ عَبْدِاللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِم قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السلام: أَكَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام يَنْهَى عَنْ قِرَاءَةِ الْقُرْآنِ فِي الْحَمَّام؟

قَالَ: لَا، إِنَّمَا نَهَى أَنْ يَقْرَأُ الرَّجُلُ وَ هُوَ عُرْيَانٌ، فَأَمَّا إِذَا كَانَ عَلَيْهِ إِزَارٌ فَلَا بَأْسَ.

33- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ:

لَا بَأْسَ لِلرَّجُلِ أَنْ يَقْرَأُ الْقُرْآنَ فِي الْحَمَّامِ إِذَا كَانَ يُرِيدُ بِهِ وَجْهَ اللَّهِ وَ لَا يُرِيدُ يَنْظُرُ كَيْفَ صَوْتُهُ.

34- بَعْضُ أَصْحَابِنَا عَنِ ابْنِ جُمْهُورٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْقَاسِمِ عَنِ ابْنِ أَبِي يَعْفُورٍ عَنْ ابی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ:

لَا تَضْطَجِعْ فِي الْحَمَّامِ؛ فَإِنَّهُ يُذِيبُ شَحْمَ الْكَلْيَتَيْنِ.

32- محمد بن مسلم گوید: از امام باقر علیه السلام پرسیدم: آیا امیر مؤمنان علی علیه السلام از قرائت قرآن در حمام نهی می نمود؟

فرمود: نه فقط نهی نمود که شخصی در حال برهنه، قرآن بخواند. اما هنگامی که لنگ بر تنش باشد ایرادی ندارد.

33- حلبی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

ایرادی بر شخص نیست که در حمام قرآن بخواند؛ هنگامی که از آن، اراده خدا را اراده کند و نخواهد که ببیند صدایش چگونه است.

34- ابن ابی یعفور گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

در حمام بر پهلو نخواب؛ زیرا پیه کلیه ها را آب می کند.

35- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ عُمَرَ بْنِ عَلِيِّ بْنِ عُمَرَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ عَمِّهِ مُحَمَّدِ بْنِ عُمَرَ عَنْ بَعْضِ مَنْ حَدَّثَهُ أَنَّ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السلام كَانَ يَقُولُ:

مَنْ كَانَ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ فَلَا يَدْخُلِ الْحَمَّامَ إِلَّا بِمِنْزَرِ.

قَالَ: فَدَخَلَ ذَاتَ يَوْمِ الْحَمَّامَ ، فَتَنَوَّرَ فَلَمَّا أَنْ أُطْبِقَتِ النُّورَةُ عَلَى بَدَنِهِ أَلْقَى الْمِثْزَرَ فَقَالَ لَهُ مَوْلًى لَهُ بِأَبِي أَنْتَ وَأُمِّي! إِنَّكَ لَتُوصِينَا بِالْمِنْزَرِ وَ لُزُومِهِ وَ قَدْ أَلْقَيْتَهُ عَنْ نَفْسِكَ.

فَقَالَ: أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ النُّورَةَ قَدْ أَطْبَقَتِ الْعَوْرَةَ؟!

36- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ بَعْضِ رِجَالِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم:

لَا يَدْخُلِ الرَّجُلُ مَعَ ابْنِهِ الْحَمَّامَ فَيَنْظُرَ إِلَى عَوْرَتِهِ.

وَ قَالَ: لَيْسَ لِلْوَالِدَيْنِ أَنْ يَنْظُرَا إِلَى عَوْرَةِ الْوَلَدِ وَ لَيْسَ لِلْوَلَدِ أَنْ يَنْظُرَ إِلَى عَوْرَةِ الْوَالِد.

35- راوی گوید: امام باقر علیه السلام می فرمود:

هرکس به خدا و روز قیامت ایمان دارد بدون لنگ به حمام وارد نشود.

روزی آن حضرت علیه السلام داخل حمام شد و نوره کشید، هنگامی که نوره بدن ایشان را پوشاند لنگ را کنار انداخت.

یکی از غلامان آن حضرت عرض کرد: پدر و مادرم به فدای شما! شما ما را به لنگ و لازم بودن آن سفارش می کنید، درحالی که خودتان آن را از خود برداشته اید.

فرمود: مگر نمی دانی که نوره، عورت را پوشانده است؟!

36- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم فرمود:

مرد نباید با پسرش به حمام برود و پسرش به عورت او نگاه کند.

امام علیه السلام فرمود: پدر و مادر حق ندارند به عورت فرزندشان نگاه کنند و فرزند نیز حق ندارد به عورت پدرش نگاه کند.

وَ قَالَ: لَعَنَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم النَّاظِرَ وَ الْمَنْظُورَ إِلَيْهِ فِي الْحَمَّامِ بِلَا مِنْزَرٍ.

37- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ سَعْدَانَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: دَخَلَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام الْحَمَّامَ فَقَالَ لَهُ صَاحِبُ الْحَمَّامِ: أُخْلِيهِ لَكَ؟

فَقَالَ: لَا حَاجَةَ لِي فِي ذَلِكَ الْمُؤْمِنُ أَخَفٌ مِنْ ذَلِكَ.

38- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَعْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ مُوسَى بْنِ عَبْدِ اللهِ بْنِ مُوسَى قَالَ: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السلام قَالَ:

مَنْ أَخَذَ مِنَ الْحَمَّامِ خَزَفَةٌ فَحَكَ بِهَا جَسَدَهُ فَأَصَابَهُ الْبَرَصُ فَلَا يَلُومَنَّ إِلَّا نَفْسَهُ وَ مَنِ اغْتَسَلَ مِنَ الْمَاءِ الَّذِي قَدِ اغْتُسِلَ فِيهِ فَأَصَابَهُ الْجُذَامُ فَلَا يَلُومَنَّ إِلَّا نَفْسَهُ.

قَالَ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيّ : فَقُلْتُ لِأَبِي الْحَسَنِ علیه السلام: إِنَّ أَهْلَ الْمَدِينَةِ يَقُولُونَ: «إِنَّ فِيهِ شِفَاءٌ مِنَ الْعَيْنِ».

آن حضرت فرمود: پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم نگاه کننده و نگاه شونده بدون لنگ در حمام را لعن نمود.

37- ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السلام به حمام وارد شد.

صاحب حمام به ایشان عرض کرد: حمام را برای شما خالی کنم؟

فرمود: من حاجتی به این کار ندارم، مؤمن راحت تر از این است.

38- محمد بن علی بن جعفر گوید: امام رضا علیه السلام فرمود:

هرکس از حمام سفالی بردارد با آن بدنش را بخراشد و دچار پیسی گردد، جز خودش را سرزنش نکند و هرکس در آبی که در آن غسل شده است غسل کند و دچار بیماری جذام شود نباید جز خودش را سرزنش کند.

محمد بن علی گوید: به امام رضا علیه السلام عرض کردم: به راستی که مردم مدینه می گویند: «در آن شفای چشم است».

فَقَالَ: كَذَبُوا يَغْتَسِلُ فِيهِ الْجُنُبُ مِنَ الْحَرَامِ وَ الزَّانِي وَ النَّاصِبُ الَّذِي هُوَ شَرُّهُمَا وَكُلُّ خَلْقٍ مِنْ خَلْقِ اللهِ ثُمَّ يَكُونُ فِيهِ شِفَاءً مِنَ الْعَيْنِ، إِنَّمَا شِفَاءُ الْعَيْنِ قِرَاءَةُ الْحَمْدِ وَ الْمُعَوَّذَتَيْنِ وَ آيَةِ الْكُرْسِيِّ وَ الْبَخُورُ بِالْقُسْطِ وَ الْمُرِّ وَ اللَّبَانِ.

بخش چهل و چهارم

اشاره

(44)

بَابُ غَسْلِ الرَّأْسِ

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ سُفْيَانَ بْنِ السَّمْطِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ:

تَقْلِيمُ الأَظْفَارِ وَالْأَخْذُ مِنَ الشَّارِبِ وَ غَسْلُ الرَّأْسِ بِالْخِطْمِي يَنْفِي الْفَقْرَ وَيَزِيدُ فِي الرِّزْقِ.

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

فرمود: دروغ گفته اند؛ در آن آب جنب از راه حرام، زناکار، ناصبی - که بدترین آنان است - و هر خلقی از خلق الله غسل می کنند، سپس در آن شفای چشم است؟! همانا شفای چشم، در خواندن سوره حمد، سوره ناس، سوره فلق، آية الكرسي و بخور عود هندی و عربی، سمغ درخت مغرب و کُندر است.

شستن سر

1- سفیان بن سمط گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

چیدن ناخن ها، کوتاه کردن سبیل و شستن سر با گیاه ختمی فقر و ناداری را می راند و رزق و روزی را افزایش می دهد.

2- ابن بکیر گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

غَسْلُ الرَّأْسِ بِالْخِطْمِي فِي كُلِّ جُمُعَةٍ أَمَانٌ مِنَ الْبَرَصِ وَ الْجُنُونِ.

3- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ يَحْيَى عَنْ جَدِّهِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدِ عَنْ ابی بصِير عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام:

غَسْلُ الرَّأْسِ بِالْخِطْمِي يَذْهَبُ بِالدَّرَنِ وَ يَنْفِي الْأَقْدَاءَ.

4- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ مُوسَى بْنِ سَعْدَانَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

مَنْ أَخَذَ مِنْ شَارِبِهِ وَ قَلَّمَ أَظْفَارَهُ وَ غَسَلَ رَأْسَهُ بِالْخِطْمِي يَوْمَ الْجُمُعَةِ كَانَ كَمَنْ أَعْتَقَ نَسَمَةٌ.

5- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيَّ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدٍ الصَّيْرَفِيُّ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ عَبْدِ الْخَالِقِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

غَسْلُ الرَّأْسِ بِالْخِطْمِي نُشْرَةٌ.

در هر جمعه شستن سر با گیاه ختمی امان از پیسی و دیوانگی است.

3- ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمود:

شستن سر با گیاه ختمی چرک و آلودگی های بدن را از بین می برد.

4- عبد الله بن سنان گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هرکس در روز جمعه سبیل خود را کوتاه کند، ناخن هایش را بگیرد و سرش را با گیاه ختمی بشوید مانند کسی است که غلامی آزاد کرده است.

5- اسماعیل بن عبد الخالق گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

شستن سر با گیاه ختمی غم و اندوه را از بین می برد.

6- عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ بُزُرْجَ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السلام يَقُولُ:

غَسْلُ الرَّأْسِ بِالسِّدْرِ يَجْلِبُ الرِّزْقَ جَلْباً.

7- عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِي عَنْ عُبَيْدِ بْنِ يَحْيَى الثَّوْرِيِّ الْعَطَّارِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ الْعَلَوِيِّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ عَنْ عَلِيِّ علیه السلام قَالَ:

لَمَّا أَمَرَ اللهُ عزوجل رَسُولَهُ صلى الله عليه وسلم بِإِظْهَارِ الْإِسْلَام وَ ظَهَرَ الْوَحْيُ رَأَى قِلَّةٌ مِنَ الْمُسْلِمِينَ وَ كَثْرَةٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ فَاهْتَمَّ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم هَمّاً شَدِيداً، فَبَعَثَ اللَّهُ عزوجل إِلَيْهِ جَبْرَئِيلَ علیه السلام بِسِدْرٍ مِنْ سِدْرَةِ الْمُنْتَهَى فَغَسَلَ بِهِ رَأْسَهُ فَجَلَا بِهِ هَمَّهُ.

6- منصور بن بُزُرج گوید: امام کاظم علیه السلام فرمود:

شستن سر با سدر، به طور حتم روزی می آورد.

7- پدر بزرگ محمد بن حسین علوی گوید: امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمود:

هنگامی که خداوند به پیامبرش فرمان داد که اسلام را آشکار کند و وحی آشکار گردید. پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم اندک بودن مسلمانان و زیاد بودن مشرکان را مشاهده نمود. و بسیار اندوهگین شد. خداوند جبرئیل علیه السلام را همراه با سدری از «سدرة المنتهی» به سوی پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم فرستاد جبرئیل علیه السلام با آن سدر سر پیامبر صلى الله عليه وسلم را شست و غم و اندوه آن حضرت را بر طرف نمود.

بخش چهل و پنجم

اشاره

(45)

بَابُ النُّورَةِ

1- عَلِيَّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ سُلَيْمِ الْفَرَّاءِ قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام:

النُّورَةُ طَهُورٌ.

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَجَّالِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ قَالَ:

دَخَلْتُ مَعَ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام الْحَمَّامَ فَقَالَ لِي: يَا عَبْدَ الرَّحْمَانِ! اطَّلِ.

فَقُلْتُ: إِنَّمَا اطَّلَيْتُ مُنْذُ أَيَّامٍ.

فَقَالَ: اطَّلِ! فَإِنَّهَا طَهُورٌ.

نوره کشیدن

1- سلیم فرّاء گوید: امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمود:

نوره پاک کننده است.

2- عبد الرحمان بن ابی عبدالله گوید:

در خدمت امام صادق علیه السلام به حمام رفتم امام صادق علیه السلام فرمود: بیا نوره بکش.

گفتم: چند روز پیش نوره کشیده ام.

امام صادق علیه السلام فرمود: نوره بکش که بدن را پاک می کند.

3- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ عُقْبَةَ عَنْ أَبِي كَهْمَسٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ قَالَ:

دَخَلَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السلام الْحَمَّامَ وَ أَنَا أُرِيدُ أَنْ أَخْرُجَ مِنْهُ فَقَالَ: يَا مُحَمَّدً! أَلَا تَطَّلِي؟

فَقُلْتُ: عَهْدِي بِهِ مُنذ أَيَّام.

فَقَالَ: أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّهَا طَهُورٌ؟

4- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ خَلَفِ بْنِ حَمَّادٍ عَمَّنْ رَوَاهُ قَالَ: بَعَثَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السلام ابْنَ أَخِيهِ فِي حَاجَةٍ فَجَاءَ وَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَدِ اطَّلَى بِالنُّورَةِ.

فَقَالَ لَهُ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام: اطّل.

فَقَالَ: إِنَّمَا عَهْدِي بِالنُّورَةِ مُنْذُ ثَلَاثٍ.

فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السلام: إِنَّ النُّورَةَ طَهُورٌ.

3 - محمد بن عبد الله بن علی بن حسین گوید:

امام صادق علیه السلام هنگامی داخل حمام شد که من می خواستم خارج شوم.

فرمود: ای ابو محمد! آیا نوره نمی کشی؟

گفتم: من چند روز پیش نوره کشیدم.

فرمود: مگر نمی دانی که نوره طهارت و پاکیزگی است؟!

4- راوی گوید: امام صادق علیه السلام برادر زاده خود را در پیکاری فرستاد. پس برادر زاده حضرت علیه السلام برگشت،درحالی که حضرت علیه السلام نوره کشیده بود.

امام علیه السلام به او فرمود: نوره بکش!

عرض کرد: من سه روز پیش نوره کشیدم.

فرمود: به راستی که نوره موجب پاکیزگی است.

5- عَنْهُ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ مُحَمَّدٍ النَّهِيكِيُّ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عَبْدِ الْحَمِيدِ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السلام يَقُولُ:

أَلْقُوا عَنْكُمُ الشَّعْرَ؛ فَإِنَّهُ يُحَسِّنُ.

6- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ عَلِيٍّ بن أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ:

كُنتُ مَعَهُ أَقُودُهُ فَأَدْخَلْتُهُ الْحَمَّامَ فَرَأَيْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام يَتَنَوَّرُ فَدَنَا مِنْهُ أَبُو بَصِيرٍ فَسَلَّمَ عَلَيْهِ فَقَالَ: يَا أَبَا بَصِيرًا تَنَوَّرْ!

فَقَالَ: إِنَّمَا تَنَوَّرْتُ أَوَّلَ مِنْ أَمْسِ وَالْيَوْمَ الثَّالِثَ.

فَقَالَ: أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّهَا طَهُورٌ؟! فَتَنَوَّرٌ!

7- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَن الْقَاسِمِ بْنِ يَحْيَى عَنْ جَدِّهِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدِ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام:

النُّورَةُ نُشْرَةٌ وَ طَهُورٌ لِلْجَسَدِ.

5- ابراهيم بن عبدالحمید گوید از امام کاظم علیه السلام شنیدم که می فرمود:

موهای زاید را بزدایید؛ چراکه باعث زیبایی می شود.

6- علی بن أبي حمزه گوید: با ابوبصیر بودم و او را راهنمایی می کردم پس او را به حمام بردم و امام صادق علیه السلام را دیدم که نوره می کشد.

ابو بصیر نزدیک ایشان رفت و به ایشان سلام نمود.

امام علیه السلام فرمود: ای ابوبصیر! نوره بکش.

ابوبصیر عرض کرد: من دو سه روز پیش نوره کشیدم.

فرمود: مگر نمی دانی که نوره موجب طهارت و پاکیزگی است؟! پس نوره بکش!

7- ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمود:

نوره، موجب زدودن غم و اندوه و طهارت و پاکیزگی بدن است.

8- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ يَحْيَى عَنْ جَدِّهِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام:

أُحِبُّ لِلْمُؤْمِن أَنْ يَطَّلِيَ فِي كُلِّ خَمْسَةَ عَشَرَ يَوْماً.

9- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْمُبَارَكِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ الْمِنْقَرِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

السُّنَّةُ فِي النُّورَةِ فِي كُلِّ خَمْسَةَ عَشَرَ يَوْماً، فَإِنْ أَتَتْ عَلَيْكَ عِشْرُونَ يَوْماً وَ لَيْسَ عِنْدَكَ فَاسْتَقْرِضْ عَلَى اللهِ.

10- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللهِ رَفَعَهُ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قِيلَ لَهُ: يَزْعُمُ بَعْضُ النَّاسِ أَنَّ النُّورَةَ يَوْمَ الْجُمُعَةِ مَكْرُوهَةٌ.

فَقَالَ: لَيْسَ حَيْثُ ذَهَبْتَ أَيُّ طَهُورٍ أَطْهَرُ مِنَ النُّورَةِ يَوْمَ الْجُمُعَةِ؟

8- محمد بن مسلم گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمود:

دوست دارم مؤمن در هر پانزده روز یک بار نوره بکشد.

9- حسين بن احمد بن منقری گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

سنت در نوره کشیدن، در هر پانزده روز یک بار است، پس اگر بیست روز بر تو بگذرد و پولی نداری بر عهده خدا (با توکل به خدا و ضمانت او) قرض كن (و نوره بکش).

10- راوی گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردند: بعضی از مردم گمان می کنند که در روز جمعه نوره کشیدن مکروه است.

فرمود: آن گونه که تو فکر می کنی نیست، چه طهارتی پاکیزه تر از نوره کشیدن در روز جمعه است؟!

11- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِي عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم:

مَنْ كَانَ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ فَلَا يَتْرُكَ عَانَتَهُ فَوْقَ أَرْبَعِينَ يَوْماً وَ لَا يَحِلُّ لامْرَأَةٍ تُؤْمِنُ بِاللهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ أَنْ تَدَعَ ذَلِكَ مِنْهَا فَوْقَ عِشْرِينَ يَوْماً.

12- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيَّ الْوَشَّاءِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ ثَعْلَبَةَ عَنْ عَمَّارِ السَّابَاطِيُّ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام:

طَلْيَةٌ فِي الصَّيْفِ خَيْرٌ مِنْ عَشْرِ فِي الشَّتَاءِ.

13- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ بُنْدَارَ عَنِ السَّيَّارِيِّ رَفَعَهُ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام:

مَنْ أَرَادَ الإطلاءَ بِالنُّورَةِ فَأَخَذَ مِنَ النُّورَةِ بِإِصْبَعِهِ فَشَمَّهُ وَ جَعَلَ عَلَى طَرَفِ أَنْفِهِ وَ قَالَ: «صَلَّى اللهُ عَلَى سُلَيْمَانَ بْنِ دَاوُدَ كَمَا أَمَرَنَا بِالنُّورَةِ» لَمْ تُحْرِقْهُ النُّورَةُ.

14- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ حُذَيْفَةَ بْنِ مَنْصُورٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام يَقُولُ:

11- سکونی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم فرمود:

هرکس به خدا و روز قیامت ایمان دارد نباید زدودن موی عانه اش را بیشتر از چهل روز ترک کند و برای زنی که به خدا و روز قیامت ایمان دارد حلال نیست که این کار را بیشتر از بیست روز ترک کند.

12 - عمار ساباطی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

یک بار نوره کشیدن در تابستان بهتر از ده بار نوره کشیدن در زمستان است.

13- سیاری در روایت مرفوعه ای گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هر کس می خواهد نوره بکشد مقداری از نوره را با انگشت خود بردارد و آن را ببوید و آن را نزدیک بینی خود نماید و بگوید: «صَلَّى اللهُ عَلَى سُلَيْمَانَ بْن دَاوُدَ كَمَا أَمَرَنَا بِالنُّورَةِ»، نوره او را نمی سوزاند.

14- حذيفة بن منصور گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

كَانَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم يَطْلِي الْعَانَةَ وَ مَا تَحْتَ الْأَلْيَتَيْنِ فِي كُلِّ جُمُعَةٍ.

15- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ زُرَيْقِ بْنِ الزُّبَيْرِ عَنْ سَدِيرٍ أَنَّهُ سَمِعَ عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ علیهما السلام يَقُولُ:

مَنْ قَالَ إِذَا اطَّلَى بِالنُّورَةِ: «اللَّهُمَّ طَيِّبْ مَا طَهُرَ مِنّي وَ طَهِّرْ مَا طَابَ مِنِّي وَ أَبْدِلْنِي شَعْرَاً طَاهِراً لَا يَعْصِيكَ. اللَّهُمَّ إِنِّي تَطَهَّرْتُ ابْتِغَاءَ سُنَّةِ الْمُرْسَلِينَ وَ ابْتِغَاءَ رِضْوَانِكَ وَ مَغْفِرَتِكَ فَحَرِّمْ شَعْرِي وَ بَشَرِي عَلَى النَّارِ وَ طَهِّرْ خَلْقِي وَ طَيِّبْ خُلُقِي وَ زَكَ عَمَلِي وَ اجْعَلْنِي مِمَّنْ يَلْقَاكَ عَلَى الْحَنِيفِيَّةِ السَّمْحَةِ مِلَّةِ إِبْرَاهِيمَ خَلِيلِكَ وَ دِينِ مُحَمَّدٍ صلى الله عليه وسلم حَبِيبِكَ وَ رَسُولِكَ عَامِلاً بِشَرَائِعِكَ تَابِعاً لِسُنَّةِ نَبِيِّكَ صلى الله عليه وسلم آخِذاً بِهِ مُتَأَدِّباً بِحُسْنِ تَأْدِيبِكَ وَ تَأْدِيبٍ رَسُولِكَ وَ تَأْدِيبٍ أَوْلِيَائِكَ الَّذِينَ غَذَوْتَهُمْ بِأَدَبِكَ وَ زَرَعْتَ الْحِكْمَةَ فِي صُدُورِهِمْ وَ جَعَلْتَهُمْ مَعَادِنَ لِعِلْمِكَ صَلَوَاتُكَ عَلَيْهِمْ»؟

پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم همواره در هر جمعه عانه وزیر باسن ها را نوره می کشید.

15- سدیر از امام سجاد علیه السلام شنید که حضرتش می فرمود: هر کس هنگامی که نوره می کشد بگوید:

«اللَّهُمَّ طَيِّبٌ مَا طَهُرَ مِنّي وَ طَهِّرْ مَا طَابَ مِنِّي وَ أَبْدِلْنِي شَعْراً طَاهِراً لا يَعْصِيكَ. اللَّهُمَّ إِنِّي تَطَهَّرْتُ ابْتِغَاءَ سُنَّةِ الْمُرْسَلِينَ وَ ابْتِغَاءَ رِضْوَانِكَ وَ مَغْفِرَتِكَ فَحَرِّمْ شَعْرِي وَ بَشَرِي عَلَى النَّارِ وَ طَهِّرْ خَلْقِي وَ طَيِّبْ خُلُقِي وَ زَكَ عَمَلِي وَ اجْعَلْنِي مِمَّنْ يَلْقَاكَ عَلَى الْحَنِيفِيَّةِ السَّمْحَةِ مِلَّةِ إِبْرَاهِيمَ خَلِيلِكَ وَ دِينِ مُحَمَّدٍ صلى الله عليه وسلم حَبِيبِكَ وَ رَسُولِكَ عَامِلاً بِشَرَائِعِكَ تَابِعاً لِسُنَّةِ نَبِيِّكَ صلى الله عليه وسلم آخذاً بِهِ مُتَأَدِّباً بِحُسْنِ تَأْدِيبِكَ وَ تَأْدِيبٍ رَسُولِكَ وَ تَأْدِيبٍ أَوْلِيَائِكَ الَّذِينَ غَذَوْتَهُمْ بِأَدَبِكَ وَ زَرَعْتَ الْحِكْمَةَ فِي صُدُورِهِمْ وَ جَعَلْتَهُمْ مَعَادِنَ لِعِلْمِكَ صَلَوَاتُكَ عَلَيْهِمْ»

مَنْ قَالَ ذَلِكَ طَهَّرَهُ اللهُ مِنَ الْأَدْنَاسِ فِي الدُّنْيَا وَ مِنَ الذُّنُوبِ وَأَبْدَلَهُ شَعْراً لَا يَعْصِي اللهَ وَخَلَقَ اللهُ بِكُلِّ شَعْرَةٍ مِنْ جَسَدِهِ مَلَكاً يُسَبِّحُ لَهُ إِلَى أَنْ تَقُومَ السَّاعَةُ وَإِنَّ تَسْبِيحَةٌ مِنْ تَسْبِيحِهِمْ تَعْدِلُ بِأَلْفِ تَسْبِيحَةٍ مِنْ تَسْبِيحَ أَهْلِ الْأَرْضِ.

بخش چهل و ششم

اشاره

(46)

بَابُ الْإِبْطِ

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيِّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلی الله علیه وسلم:

لَا يُطَوَّلَنَّ أَحَدُكُمْ شَعْرَ إِبْطِهِ، فَإِنَّ الشَّيْطَانَ يَتَّخِذُهُ مَحْبَاً لِيَسْتَتِرَ بِهِ.

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ عُقْبَةَ عَنْ أَبِي كَهْمَسِ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام:

نَتْفُ الْإِبْطِ يُضْعِفُ الْمَنْكِبَيْنِ.

خداوند او را از آلودگی های دنیا و گناهان پاک می کند و به جای آن، مویی به او می دهد که خداوند را معصیت نمی کند و خداوند در مقابل هر موی بدن او فرشته ای می آفریند که تا برپایی قیامت برای او تسبیح می گوید و به راستی که هر تسبیح از تسبیح های آن فرشته ها با هزار تسبیح از تسبیح های اهل زمین برابری می کند.

موی زیر بغل

1- سکونی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم فرمود:

هیچ کدام از شما موی زیر بغل خود را بلند نکند؛ زیرا شیطان آن را نهانگاه خود بر می گزیند تا خود را با آن پنهان کند.

2- أبو کهمس گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

کندن موی زیر بغل شانه ها را سست می کند.

وَ كَانَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام يَطْلِي إِبْطَهُ.

3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ حَفْصِ بْنِ الْبَخْتَرِيِّ أَنَّ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام كَانَ يَطْلِي إِبْطَهُ بِالنُّورَةِ فِي الْحَمَّامِ.

4- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيَّ عَنْ سَعْدَانَ قَالَ: كُنْتُ مَعَ أَبِي بَصِيرٍ فِي الْحَمَّامِ فَرَأَيْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام يَطْلِي إِبْطَهُ فَأَخْبَرْتُ بِذَلِكَ أَبَا بَصِيرٍ فَقَالَ لَهُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! أَيُّمَا أَفْضَلُ نَتْفُ الْإِبْطِ أَوْ حَلْقُهُ؟

فَقَالَ: يَا أَبَا مُحَمَّدٍ! إِنَّ نَتْفَ الْإِبْطِيُو هِي - أَوْ يُضْعِفُ - احْلِقْهُ.

امام صادق علیه السلام همواره زیر بغل خود را نوره می کشید.

3- حفص بن بختری گوید:

امام صادق علیه السلام به حمام می رفت و موی زیر بغل خود را با نوره می زدود.

4- سعدان گوید: من با ابوبصیر در حمام بودم، امام صادق علیه السلام را دیدم که زیر بغل خود را نوره کشیده است. این را به ابوبصیر گفتم.

ابوبصیر به آن حضرت عرض کرد: فدایت شوم! کدام یک برتر است کندن موی زیر بغل یا تراشیدن آن؟

فرمود: ای ابا محمد! به راستی که کندن موی زیر بغل سستی - و یا ضعف - می آورد؛ آن را بتراش.

5- بَعْضُ أَصْحَابِنَا عَنِ ابْنِ جُمْهُورٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْقَاسِمِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ يُوسُفَ بْنِ السُّخْتِ الْبَصْرِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سُلَيْمَانَ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ يَحْيَى بْنِ أَبِي الْبِلَادِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ مِهْرَانَ جَمِيعاً عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أبِي يَعْفُورٍ قَالَ:

كُنَّا بِالْمَدِينَةِ فَلَاحَانِي زُرَارَةُ فِي نَتْفِ الْإِبْطِ وَ حَلْقِهِ فَقُلْتُ: حَلْقُهُ أَفْضَلُ، وَ قَالَ زُرَارَةُ: نَتْفُهُ أَفْضَلُ.

فَاسْتَأْذَنَّا عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فَأَذِنَ لَنَا وَ هُوَ فِي الْحَمَّامِ يَطَّلِي قَدِ اطَّلَى إِبْطَيْهِ فَقُلْتُ لِزُرَارَةَ: يَكْفِيكَ؟

قَالَ: لَا لَعَلَّهُ فَعَلَ هَذَا لِمَا لَا يَجُوزُ لِي أَنْ أَفْعَلَهُ.

فَقَالَ: فِيمَ أَنْتُمْ؟

فَقُلْتُ: لَاحَانِي زُرَارَةُ فِي نَتْفِ الْإِبْطِ وَ حَلْقِهِ فَقُلْتُ: حَلْقُهُ أَفْضَلُ وَ قَالَ: نَتْفُهُ أَفْضَلُ.

5- عبدالله بن ابی یعفور گوید ما در مدینه بودیم زراره درباره کندن موی زیر بغل و تراشیدن آن با من منازعه نمود. من گفتم: «تراشیدن آن افضل است» و زراره گفت: «کندن آن افضل است». پس از امام صادق علیه السلام اجازه ورود خواستیم. حضرت علیه السلام به ما اجازه داد، درحالی که در حمام نوره می کشید و زیر بغل خود را نوره کشیده بود.

به زراره گفتم: همین تو را کافی است؟

گفت: نه؛ شاید حضرت این کار را به علتی انجام داده است که برای من جایز نباشد انجامش دهم.

حضرت فرمود: شما در باره چه چیزی بحث می کنید؟

عرض کردم: زراره با من درباره کندن موی زیر بغل و تراشیدن آن با من منازعه نمود.

من گفتم: «تراشیدن آن افضل است» و زراره گوید «کندن آن افضل است».

فَقَالَ: أَصَبْتَ السُّنَّةَ وَ أَخْطَاهَا زُرَارَةُ حَلْقَهُ أَفْضَلُ مِنْ نَتْفِهِ وَ طَلْيُهُ أَفْضَلُ مِنْ حَلْقِهِ.

ثُمَّ قَالَ لَنَا: اطَّلِيَا.

فَقُلْنَا: فَعَلْنَا ذَلِكَ مُنْذُ ثَلَاثٍ.

فَقَالَ: أَعِيدَا! فَإِنَّ الإِطْلَاءَ طَهُورٌ.

6- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ يُونُسَ بْنِ يَعْقُوبَ أَنَّ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام كَانَ يَدْخُلُ الْحَمَّامَ فَيَطْلِي إِبْطَهُ وَحْدَهُ إِذَا احْتَاجَ إِلَى ذَلِكَ وَحْدَهُ.

7- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ يُونُسَ بْنِ يَعْقُوبَ قَالَ:

بَلَغَنِي أَنَّ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام رُبَّمَا دَخَلَ الْحَمَّامَ مُتَعَمِّداً يَطْلِي إِبْطَهُ وَحْدَهُ.

فرمود: تو سنت را دریافتی و زراره در مورد آن اشتباه نمود. تراشیدن آن از کندن آن افضل است و نوره کشیدن آن از تراشیدن آن افضل است.

سپس به ما فرمود: نوره بکشید.

عرض کردیم: ما سه روز پیش این کار را انجام دادیم.

فرمود: دوباره انجام دهید؛ زیرا نوره کشیدن، طهارت و پاکیزگی است.

6- یونس بن یعقوب گوید:

امام صادق علیه السلام وارد حمام می شد و در صورت حاجت فقط زیر بغل را نوره می کشید.

7- يونس بن يعقوب نظير روایت را با سند دیگری از امام صادق علیه السلام نقل می کند.

بخش چهل و هفتم

اشاره

(47)

بَابُ الْحِنَّاءِ بَعْدَ النُّورَةِ

1- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ بُنْدَارَ وَ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ جَمِيعاً عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ إِسْحَاقَ الْأَحْمَرِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ مُوسَى قَالَ: كَانَ أَبِي مُوسَى بْنُ جَعْفَرٍ علیه السلام إِذَا أَرَادَ دُخُولَ الْحَمَّامِ أَمَرَ أَنْ يُوقَدَ لَهُ عَلَيْهِ ثَلَاثَاً وَ كَانَ لَا يُمْكِنُهُ دُخُولُهُ حَتَّى يَدْخُلَهُ السُّودَانُ فَيُلْقُونَ لَهُ اللُّبُودَ فَإِذَا دَخَلَهُ فَمَرَّةً قَاعِدٌ وَ مَرَّةً قَائِمٌ.

فَخَرَجَ يَوْماً مِنَ الْحَمَّامِ فَاسْتَقْبَلَهُ رَجُلٌ مِنْ آلِ الزُّبَيْرِ يُقَالُ لَهُ: كُنَيْدٌ وَ بِيَدِهِ أَثَرُ حِنَّاءٍ فَقَالَ: مَا هَذَا الْأَثَرُ بِيَدِكَ؟

فَقَالَ: أَثَرُ حِنَّاء.

فَقَالَ: وَيْلَكَ! يَا كُنَيْدُ حَدَّثَنِي أَبِي - وَ كَانَ أَعْلَمَ أَهْلِ زَمَانِهِ - عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم:

حنا بعد از نوره

1- حسین بن موسی گوید:

هرگاه پدرم، امام کاظم علیه السلام می خواست به حمام برود، دستور می فرمود که از سه روز پیش حمام را روشن کنند آن حضرت از شدت گرمای حمام نمی توانست داخل آن شود تا این که غلامان سیاه پوست وارد حمام می شدند و برای ایشان گلیم نمدی می انداختند هنگامی که آن حضرت وارد حمام می شد از شدت گرما گاهی می نشست و گاهی می ایستاد.

روزی آن حضرت از حمام بیرون آمد، مردی از آل زبیر به نام کُنَید با آن حضرت رو به رو شد درحالی که بر روی دست حضرتش اثر حنا بود آن مرد گفت: این چه اثری است که روی دست شماست؟!

فرمود: اثر حنا است.

سپس فرمود: وای بر تو ای کُنَید! پدرم - که داناترین فرد دوران خود بود - از پدر خود، از جد خود به من خبر داد که پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم فرمود:

مَنْ دَخَلَ الْحَمَّامَ فَاطَّلَى ثُمَّ أَتْبَعَهُ بِالْحِنَّاءِ مِنْ قَرْنِهِ إِلَى قَدَمِهِ كَانَ أَمَانَا لَهُ مِنَ الْجُنُونِ وَ الْجُذَامِ وَ الْبَرَصِ وَ الْآكِلَةِ إِلَى مِثْلِهِ مِنَ النُّورَةِ.

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ مَيْسَرَةَ عَنِ الْحَكَمِ بْنِ عُتَيْبَةَ قَالَ:

رَأَيْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السلام قَدْ أَخَذَ الْحِنَّاءَ وَ جَعَلَهُ عَلَى أَظَافِيرِهِ فَقَالَ: يَا حَكَمُ مَا تَقُولُ فِي هَذَا؟

فَقُلْتُ: مَا عَسَيْتُ أَنْ أَقُولَ فِيهِ وَأَنْتَ تَفْعَلُهُ وَإِنَّ عِنْدَنَا يَفْعَلُهُ السُّبَّانُ.

فَقَالَ: يَا حَكَمُ! إِنَّ الْأَظافِيرَ إِذَا أَصَابَتْهَا النُّورَةُ غَيَّرَتْهَا حَتَّى تُشْبِهَ أَظَافِيرَ الْمَوْتَى فَغَيَّرْهَا بِالْحِنَّاءِ.

3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللهِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا رَفَعَهُ قَالَ:

مَنِ اطَّلَى فَتَدَلَّكَ بِالْحِنَّاءِ مِنْ قَرْنِهِ إِلَى قَدَمِهِ نُفِيَ عَنْهُ الْفَقْرُ.

هرکس به حمام رود و نوره بکشد آن گاه از فرق سر تا پای خود را حنا بمالد، تا نوره کشیدن بعدی، از دیوانگی جذام پیسی و خوره در امان خواهد بود.

2- حکم بن عتیبه گوید: امام باقر علیه السلام را دیدم که روی ناخن های خود حنا بسته بود. به من فرمود: ای حکم! در این خصوص چه می گویی؟

گفتم: من درباره آن چه بگویم در حالی که شما انجام می دهید! اما در نزد ما جوانان چنین می کنند.

فرمود: ای حکم! هنگامی که نوره به ناخن ها برخورد کند آن را دگرگون می سازد به گونه ای که شبیه ناخن های مردگان می شود. پس آن را با حنا دگرگون کن تا به حال اولش باز گردد.

3- یکی از اصحاب ما در روایت مرفوعه ای گوید: امام علیه السلام فرمود:

هرکس نوره بکشد و پس از آن از فرق سر تا پایش را حنا بمالد، فقر از او رانده می شود.

4- عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عُبْدُوسِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ قَالَ: رَأَيْتُ أَبَا جَعْفَرٍ وَ قَدْ خَرَجَ مِنَ الْحَمَّامِ وَ هُوَ مِنْ قَرْنِهِ إِلَى قَدَمِهِ مِثْلُ الْوَرْدَةِ مِنْ أَثَرِ الْحِنَّاءِ.

5- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ صَالِحِ بْنِ أَبِي حَمَّادٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عُقْبَةَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ مُوسَى قَالَ:

كَانَ أَبُو الْحَسَنِ علیه السلام مَعَ رَجُلٍ عِنْدَ قَبْرِ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم فَنَظَرَ إِلَيْهِ وَ قَدْ أَخَذَ الْحِنَّاءَ مِنْ يَدَيْهِ. فَقَالَ بَعْضُ أَهْلِ الْمَدِينَةِ: أَمَا تَرَوْنَ إِلَى هَذَا كَيْفَ أَخَذَ الْحِنَّاءَ مِنْ يَدَيْهِ؟!

فَالْتَفَتَ إِلَيْهِ فَقَالَ لَهُ: فِيهِ مَا تَخْبُرُهُ وَ مَا لَا تَخْبُرُهُ.

ثُمَّ الْتَفَتَ إِلَيَّ فَقَالَ: إِنَّهُ مَنْ أَخَذَ مِنَ الْحِنَّاءِ بَعْدَ فَرَاغِهِ مِنِ اطَّلَاءِ النُّورَةِ مِنْ قَرْنِهِ إِلَى قَدَمِهِ أَمِنَ مِنَ الْأَدْوَاءِ الثَّلَاثَةِ : الْجُنُونِ وَالْجُذَامِ وَ الْبَرَصِ.

4- احمد بن عبدوس بن ابراهیم گوید:

امام باقر علیه السلام را دیدم که از حمام خارج شده بود، درحالی که در اثر حنا، از فرق سر تا پای ایشان مانند گل سرخ بود.

5- حسین بن موسی گوید: امام کاظم علیه السلام همراه مردی نزد قبر پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم بود، آن مرد دید که دستان حضرت رنگ حنا داشت.

یکی از اهل مدینه گفت: آیا این شخص را نمی بینید که چگونه دستش رنگ حنا گرفته است؟!

حضرت علیه السلام به آن مرد رو نمود و فرمود: درباره این خضاب چیزهایی وجود دارد که تو می دانی و چیزهایی است که نمی دانی.

آن گاه رو به من نمود و فرمود: به راستی که هرکس پس از فارغ شدن از نوره کشیدن، از فرق سر تا پایش را حنا ببندد از سه بیماری در امان خواهد بود: دیوانگی، جذام و پیسی.

بخش چهل و هشتم

اشاره

(48)

بَابُ الطَّيب

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السلام قَالَ:

الطيبُ مِنْ أَخْلَاقِ الْأَنْبِيَاءِ.

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ يُونُسَ بْنِ يَعْقُوبَ عَنْ أَبِي أُسَامَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

الْعِطْرُ مِنْ سُنَنِ الْمُرْسَلِينَ.

3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ رِئَابٍ قَالَ: كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللهِ وَ أَنَا مَعَ أَبِي بَصِيرٍ فَسَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام وَ هُوَ يَقُولُ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم:

عطر و بوی خوش

1- احمد محمد بن بن ابی نصر گوید: امام رضا علیه السلام فرمود:

عطر زدن از اخلاق پیامبران علیهم السلام است.

2- ابو اسامه گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

عطر زدن از سنت های پیامبران مرسل است.

3- على بن رئاب گوید: همراه با ابابصیر در خدمت امام صادق علیه السلام بودیم، امام صادق علیه السلام فرمود: پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم فرمود:

إِنَّ الرِّيحَ الطَّيِّبَةَ تَشُدُّ الْقَلْبَ وَ تَزِيدُ فِي الْجِمَاعِ.

4- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَمَّرِ بْنِ خَلَّادٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ علیه السلام قَالَ:

لَا يَنْبَغِي لِلرَّجُلِ أَنْ يَدَعَ الطَّيِّبَ فِي كُلِّ يَوْمٍ، فَإِنْ لَمْ يَقْدِرْ عَلَيْهِ فَيَوْمٌ وَ يَوْمٌ لَا، فَإِنْ لَمْ يَقْدِرْ فَفِي كُلِّ جُمُعَةٍ وَ لَا يَدَعْ.

5- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ يَحْيَى عَنْ جَدِّهِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام: الطَّيِّبُ فِي الشَّارِبِ مِنْ أَخْلَاقِ النَّبِيِّينَ وَكَرَامَةٌ لِلْكَاتِبِينَ.

6- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ سَعْدَانَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السلام: قَالَ رَسُولُ الله صلى الله عليه وسلم:

الطيبُ يَشُدُّ الْقَلْبَ.

به راستی که بوی خوش قلب را محکم و استوار می کند و نیروی جنسی را افزایش می دهد.

4- معمر بن خلاد گوید: امام رضا علیه السلام فرمود:

شایسته نیست که انسان از عطر زدن کوتاهی کند؛ اگر هر روز نتواند یک روز در میان عطر بزند و اگر نتواند هفته ای یک بار روز جمعه عطر بزند و فراموش نکند.

5- ابوبصیر گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمود:

به سبیل عطر زدن، از اخلاق پیامبران علیهم السلام و کرامتی برای فرشتگان نویسنده است.

6- ابوبصیر گوید: امام صادق فرمود: پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم فرمود:

عطر، قلب را محکم و استوار می سازد.

7- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ رَفَعَهُ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

مَنْ تَطَيَّبَ أَوَّلَ النَّهَارِ لَمْ يَزَلْ عَقْلُهُ مَعَهُ إِلَى اللَّيْلِ.

وَ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السلام: صَلَاةُ مُتَطَيِّبٍ أَفْضَلُ مِنْ سَبْعِينَ صَلَاةٌ بِغَيْرِ طِيبٍ.

8- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيَّ عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ مُوسَى قَالَ: سَمِعْتُ أَبِي يَقُولُ:

الْعِطْرُ مِنْ سُنَن الْمُرْسَلِينَ.

9- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ طَلْحَةَ بْنِ زَيْدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ:

ثَلَاتُ أُعْطِيَهُنَّ الْأَنْبِيَاءُ علیهم السلام الْعِطْرُ وَ الْأَزْوَاجُ وَالسِّوَاكُ.

10- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُوسَى بْنِ الْفُرَاتِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَطَرِ عَنِ السَّكَنِ الْخَزَّازِ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام يَقُولُ:

7- علی بن ابراهیم در روایت مرفوعه ای گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هرکس در ابتدای روز عطر ،بزند پیوسته عقلش تا شب همراه او خواهد بود.

و فرمود نماز کسی که عطر زده از هفتاد نماز کسی که بدون عطر نماز می خواند برتر است.

8- عباس بن موسی علیه السلام گوید: از پدرم شنیدم که می فرمود: عطر زدن از سنت های پیامبران مرسل است.

9- طلحة بن زید گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

سه خصلت را به پیامبران علیهم السلام عطا کردند: عطر زدن، انتخاب همسران و مسواک کردن دندان.

10- سكن خزاز گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود:

حَقٌّ عَلَى كُلِّ مُحْتَلِمٍ فِي كُلِّ جُمُعَةٍ أَخْذُ شَارِبِهِ وَأَظْفَارِهِ وَ مَسُّ شَيْءٍ مِنَ الطَّيِّبِ وَ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم إِذَا كَانَ يَوْمُ الْجُمُعَةِ وَ لَمْ يَكُنْ عِنْدَهُ طِيبٌ دَعَا بِبَعْضِ خُمُرِ نِسَائِهِ فَبَلَّهَا بِالْمَاءِ ثُمَّ وَضَعَهَا عَلَى وَجْهِهِ.

11- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ وَ عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ جَمِيعاً عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِي عَنْ أَبِي الْحَسَن علیه السلام قَالَ:

كَانَ يُعْرَفُ مَوْضِعُ سُجُودِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام بِطِيبٍ رِيحِهِ.

12- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ يَاسِرٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ الله صلى الله عليه وسلم: قَالَ لِي حَبِيبِي جَبْرَئِيلُ علیه السلام:

تَطَيَّبْ يَوْماً وَ يَوْماً لَا وَ يَوْمَ الْجُمُعَةِ لَا بُدَّ مِنْهُ وَ لَا تَتْرُك لَهُ.

13- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم:

لِيَتَطَيَّبْ أَحَدُكُمْ يَوْمَ الْجُمُعَةِ وَ لَوْ مِنْ قَارُورَةِ امْرَأَتِهِ.

بر هرکسی که محتلم می شود رواست که در هر جمعه سبیل و ناخن های خود را کوتاه کند و مقداری عطر بزند پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم هرگاه روز جمعه فرا می رسید و نزد ایشان عطری نبود، چادر بعضی از همسران خود را می خواست و آن را با آب خیس می کرد سپس روی صورت خود می نهاد.

11- حسن بن علی گوید: امام کاظم علیه السلام فرمود:

محل سجده امام صادق علیه السلام با بوی خوش عطر آن حضرت شناخته می شد.

12- یاسر گوید: امام ابو الحسن علیه السلام فرمود:

پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم فرمود: دوستم جبرئيل علیه السلام به من فرمود:

یک روز در میان عطر بزن و روز جمعه باید عطر بزنی و به هیچ وجه عطر زدن روز جمعه را ترک نکن.

13- سکونی گوید امام صادق علیه السلام فرمود: پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم فرمود:

هر کدام از شما باید روز جمعه عطر بزند؛ گرچه از جعبه آرایش همسرش باشد.

14- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ يَزِيدَ رَفَعَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

قَالَ عُثْمَانُ بْنُ مَطْعُونِ لِرَسُولِ اللهِ صلى الله عليه وسلم: قَدْ أَرَدْتُ أَنْ أَدَعَ الطَّيِّبَ وَأَشْيَاءَ ذَكَرَهَا.

فَقَالَ رَسُولُ الله صلى الله عليه وسلم: لَا تَدَع الطيب؛ فَإِنَّ الْمَلَائِكَةَ تَسْتَنْشِقُ رِيحَ الطِّيبِ مِنَ الْمُؤْمِنِ، فَلَا تَدَعَ الطَّيِّبَ فِي كُلِّ جُمُعَةٍ.

15- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَانِ عَنْ شُعَيْبٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: الطَّيِّبُ فِي الشَّارِبِ مِنْ أَخْلَاقِ الْأَنْبِيَاءِ لَيْهِ وَكَرَامَةٌ لِلْكَاتِبِينَ.

16- عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ زَكَرِيَّا الْمُؤْمِنِ رَفَعَهُ قَالَ:

مَا أَنْفَقْتَ فِي الطَّيِّبِ فَلَيْسَ بِسَرَفٍ .

17- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِي عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم:

14- يعقوب بن یزید در روایت مرفوعه ای گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

روزی عثمان بن مظعون به پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم عرض کرد: می خواهم عطر و چیزهای دیگری را که یادآور شد ترک کنم.

پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم فرمود: عطر را ترک نکن؛ زیرا فرشتگان از مؤمن بوی خوش استنشاق می کنند، بنابراین در هر جمعه عطر زدن را ترک نکن.

15- ابوبصیر نظیر روایت پنجم همین بخش را از امام صادق علیه السلام نقل می کند.

16- زکریای مؤمن در روایت مرفوعه ای گوید: امام علیه السلام فرمود:

هر مقدار در خرید عطر هزینه کنی، اسراف نیست.

17- سکونی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم فرمود:

طِيبُ النِّسَاءِ مَا ظَهَرَ لَوْنُهُ وَ خَفِيَ رِيحُهُ وَ طِيبُ الرِّجَالِ مَا ظَهَرَ رِيحُهُ وَ خَفِيَ لَوْنُهُ.

18- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ مُحَمَّدٍ الْخَثْعَمِيُّ عَنْ إِسْحَاقَ الطَّوِيلِ الْعَطَّارِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

كَانَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم يُنْفِقُ فِي الطَّيِّبِ أَكْثَرَ مِمَّا يُنْفِقُ فِي الطَّعَامِ.

بخش چهل و نهم

اشاره

(49)

بَابُ كَرَاهِيَةِ رَبِّ الطَّيبِ

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُل يَرُدُّ الطِّيِّبَ قَالَ:

لَا يَنْبَغِي لَهُ أَنْ يَرُدَّ الْكَرَامَةَ.

عطری که زنان استعمال می کنند رنگش آشکار و بویش پنهان است و عطر برای مردان بوی آشکار و رنگ پنهانی دارد.

18- اسحاق طویل عطار گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم همواره برای خرید عطر بیشتر از خرید غذا هزینه می کرد.

کراهت ردّ هدیه عطر

1- سماعة بن مهران گوید: از امام صادق علیه السلام درباره رد هدیه عطر پرسیدم.

فرمود شایسته نیست انسان کرامت را رد کند.

2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِيِّ عَنِ ابْنِ الْقَدَّاحِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام بِدُهْنٍ وَ قَدْ كَانَ ادَّهَنَ فَادَّهَنَ فَقَالَ: إِنَّا لَا نَرُدُّ الطَّيِّبَ.

3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ جَهْمٍ قَالَ:

دَخَلْتُ عَلَى أَبِي الْحَسَنِ علیه السلام فَأَخْرَجَ إِلَيَّ مَخْزَنَةٌ فِيهَا مِسْكُ وَ قَالَ: خُذْ مِنْ هَذَا.

فَأَخَذْتُ مِنْهُ شَيْئاً فَتَمَسَّحْتُ بِهِ.

فَقَالَ: أَصْلِحْ وَاجْعَلْ فِي لَبَّتِكَ مِنْهُ.

قَالَ: فَأَخَذْتُ مِنْهُ قَلِيلاً فَجَعَلْتُهُ فِي لَبَّتِي.

فَقَالَ لِي: أَصْلِحْ.

2- ابن قداح گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

روزی نزد امیر مؤمنان علی علیه السلام عطر روغنی آوردند که حضرت از آن روغن استفاده نموده بود. پس بار دیگر از آن بهره برد و فرمود: به راستی که ما عطر را بر نمی گردانیم.

3- حسن بن جهم گوید: روزی خدمت امام کاظم علیه السلام شرفیاب شدم. حضرت صندوقچه ای که در آن مشک بود بیرون آورده و فرمود: از این بردار.

من مقداری از آن را برداشتم و به خود مالیدم.

فرمود: مقدار قابل توجهی از آن بردار و به گلوی خود بمال.

من مقدار اندکی از آن برداشتم و به گلوی خود مالیدم.

بار دیگر فرمود: مقدار قابل توجهی بردار.

فَأَخَذْتُ مِنْهُ أَيْضاً فَمَكَثَ فِي يَدِي مِنْهُ شَيْءٌ صَالِحٌ.

فَقَالَ لِي: اجْعَلْ فِي لَبَّتِكَ.

فَفَعَلْتُ.

ثُمَّ قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام: لَا يَأْبَى الْكَرَامَةَ إِلَّا حِمَارٌ.

قَالَ: قُلْتُ: مَا مَعْنَى ذَلِكَ؟

قَالَ: الطَّيِّبُ وَالْوِسَادَةُ وَعَدَّ أَشْيَاءَ.

4- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْن أَحْمَدَ عَنْ أَحْمَدَ بْن هِلَالٍ عَنْ عِيسَى بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ عَنْ عَلِيَّ علیه السلام:

أَنَّ النَّبِيَّ صلى الله عليه وسلم كَانَ لَا يَرُدُّ الطَّيِّبَ وَالْحَلْوَاءَ.

من باز هم مقداری برداشتم پس از آن مقدار قابل توجهی در دستم باقی ماند.

به من فرمود: همه آن را به گلوی خود بمال.

من نیز انجام دادم.

آن گاه فرمود: امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمود: کسی جز الاغ از پذیرش هدیه و کرامت خودداری نمی کند.

گفتم: معنای این سخن چیست؟

فرمود: منظور عطر و بالش است. آن حضرت چیزهای دیگری را نیز بر شمرد.

4- پدر بزرگ عیسی بن عبدالله گوید: امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمود:

پیامبر صلى الله عليه وسلم هدیه عطر و حلوا را رد نمی کرد.

بخش پنجاهم

(50)

بَابُ أَنْوَاعِ الطَّيبِ

1- مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنْ عَبْدِ الْغَفَّارِ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام يَقُولُ:

الطيبُ المِسْك وَالْعَنْبَرُ وَالزَّعْفَرَانُ وَ الْعُودُ.

بخش پنجاه و یکم

اشاره

(51)

بَابُ أَصْلِ الطَّيب

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ حَسَّانَ عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرٍ عَنْ ابی عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ:

بخش پنجاهم انواع عطر

1- عبد الغفار گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود:

عطر همان مشک، عنبر، زعفران و عود است.

بخش پنجاه و یکم اصل عطر

1- موسی بن بکر گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

لَمَّا أُهْبِطَ آدَمُ علیه السلام مِنَ الْجَنَّةِ عَلَى الصَّفَا وَ حَوَّاءُ عَلَى الْمَرْوَةِ وَ قَدْ كَانَتِ امْتَشَطَتْ فِي الْجَنَّةِ بِطِيبٍ مِنْ طِيبِ الْجَنَّةِ ، فَلَمَّا صَارَتْ فِي الْأَرْضِ قَالَتْ: مَا أَرْجُو مِنَ الْمَشْطِ وَ أَنَا مَسْخُوطٌ عَلَيَّ.

فَحَلَّتْ عَقِيصَتَهَا فَانْتَثَرَ مِنْ مُشْطَتِهَا الَّتِي كَانَتِ امْتَشَطَتْ بِهَا فِي الْجَنَّةِ فَطَارَتْ بِهِ الرِّيحُ فَأَلْقَتْ أَكْثَرَهُ بِالْهِنْدِ فَلِذَلِكَ صَارَ الْعِطْرُ بِالْهِنْدِ.

عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ عَلِيَّ بْنِ حَسَّانَ مِثْلَهُ.

قَالَ: وَ فِي حَدِيثٍ آخَرَ: فَحَلَّتْ عَقِيصَتَهَا فَأَرْسَلَ اللَّهُ عَلَى مَا كَانَ فِيهَا مِنْ ذَلِكَ الطَّيِّبِ رِيحاً فَهَبَّتْ فِي الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ فَأَصْلُ الطِّيبِ مِنْ ذَلِكَ.

2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ يَحْيَى عَنْ عَلِيَّ الْقَصِيرِ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ أَصْلِ الطَّيبِ مِنْ أَيِّ شَيْءٍ هُوَ؟

فَقَالَ أَيُّ شَيْءٍ يَقُولُهُ النَّاسُ؟

قُلْتُ: يَزْعُمُونَ أَنَّ آدَمَ هَبَطَ مِنَ الْجَنَّةِ وَ عَلَى رَأْسِهِ إِكْلِيلٌ.

آن گاه که آدم علیه السلام از بهشت بر کوه صفا و حوا علیها السلام بر کوه مروه فرود آمدند، در بهشت با عطرهای بهشتی خود را آراسته و عطر آگین کرده بودند.

هنگامی که حوا علیها السلام در زمین قرار گرفت عرض کرد: من آرایش نمی خواهم در حالی که مورد خشم واقع شده ام.

پس گیسوان خود را باز نمود و عطری که در بهشت با آن خود را عطر آگین کرده بود پخش شد. پس باد آن را پخش کرد و بیشتر آن را در هند افکند به همین جهت عطر در هند قرار گرفته است.

در حدیث دیگری چنین آمده است حوّا علیها السلام گیسوان خود را گشود، خداوند بادی فرستاد و آن باد هرچه از عطر بهشتی در گیسوان او بود در مشرق و مغرب زمین پراکنده ساخت. بنابراین اصل عطر این گونه بود.

2- راوی گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم اصل عطر از چه چیزی است؟

فرمود: اهل سنت در این باره چه می گویند؟

گفتم: می پندارند که آدم علیه السلام از بهشت فرود آمد و روی سرش تاج بود.

فَقَالَ: قَدْ كَانَ وَ اللَّهِ! أَشْغَلَ مِنْ أَنْ يَكُونَ عَلَى رَأْسِهِ إِكْلِيلٌ.

ثُمَّ قَالَ: إِنَّ حَوَّاءَ علیها السلام امْتَشَطَتْ فِي الْجَنَّةِ بِطِيبٍ مِنْ طِيبِ الْجَنَّةِ قَبْلَ أَنْ تُوَاقِعَهَا الْخَطِيئَةُ، فَلَمَّا هَبَطَتْ إِلَى الْأَرْضِ حَلَّتْ عَقِيصَتَهَا فَأَرْسَلَ اللَّهُ تَعَالَى عَلَى مَا كَانَ فِيهَا رِيحاً فَهَبَّتْ بِهِ فِي الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ فَأَصْلُ الطِّيبِ مِنْ ذَلِكَ.

3- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ صَالِحِ بْنِ أَبِي حَمَّادٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ يَزِيدَ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

ان اللهَ تَعَالَى لَمَّا أَهْبَطَ آدَمَ طَفِقَ يَخْصِفُ مِنْ وَرَقِ الْجَنَّةِ فَطَارَ عَنْهُ لِبَاسُهُ الَّذِي كَانَ عَلَيْهِ مِنْ حُلَلِ الْجَنَّةِ فَالْتَقَطَ وَرَقَةٌ فَسَتَرَ بِهَا عَوْرَتَهُ، فَلَمَّا هَبَطَ عَبِقَتْ رَائِحَةُ تِلْكَ الْوَرَقَةِ بِالْهِنْدِ بِالنَّبْتِ، فَصَارَ الطِّيبُ فِى الْأَرْضِ مِنْ سَبَبٍ تِلْكَ الْوَرَقَةِ الَّتِي عَبِقَتْ بِهَا رَائِحَةُ الْجَنَّةِ فَمِنْ هُنَاكَ الطِّيبُ بِالْهِنْدِ ؛ لِأَنَّ الْوَرَقَةَ هَبَّتْ عَلَيْهَا رِيحُ الْجَنُوبِ فَأَدَّتْ رَائِحَتَهَا إِلَى الْمَغْرِبِ، لِأَنَّهَا احْتَمَلَتْ رَائِحَةَ الْوَرَقَةِ فِي الْجَوِّ.

فرمود: به خدا سوگند! آدم علیه السلام مشغولیت بیشتری داشت تا این که روی سرش تاج باشد.

سپس فرمود: به راستی که حوا علیها السلام پیش از آن که با خطا مواجه شود با عطری از عطرهای بهشتی خود را آراسته بود، هنگامی که از بهشت به زمین فرود آمد، یک دسته از گیسوان او باز شد. خداوند بادی فرستاد و باد آن عطر را در شرق و غرب زمین پراکنده ساخت. بنابراین اصل عطر این گونه بود.

3- ابراهیم گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

به راستی هنگامی که خداوند متعال آدم علیه السلام را به زمین فرستاد، لباسی بهشتی او از تنش بیرون شد. آدم علیه السلام برگی یافت و با آن عورت خود را پوشاند. هنگامی که او فرود آمد بوی آن برگ در هند به گیاهان رسید. بنابراین عطر در زمین به سبب آن برگی بهشتی بود به همین جهت عطر در هند است؛ زیرا بر آن برگ باد جنوب وزید پس بوی آن را به مغرب زمین برد؛ چرا که بوی آن برگ را در فضا حمل کرد.

فَلَمَّا رَكَدَتِ الرِّيحُ بِالْهِنْدِ عَبِقَ بِأَشْجَارِهِمْ وَ نَبْتِهِمْ فَكَانَ أَوَّلُ بَهِيمَةٍ رَتَعَتْ مِنْ تِلْكَ الْوَرَقَةِ ظَبْيَ الْمِسْكِ.

فَمِنْ هُنَاكَ صَارَ الْمِسْكَ فِي سُرَّةِ الظَّبْيِ لِأَنَّهُ جَرَى رَائِحَةُ النَّبْتِ فِي جَسَدِهِ وَفِي دَمِهِ حَتَّى اجْتَمَعَتْ فِي سُرَّةِ الظَّبي.

بخش پنجام و دوم

اشاره

(52)

بَابُ الْمِسْكِ

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السلام يَقُولُ:

كَانَتْ لِعَلِيُّ بْنِ الْحُسَيْنِ علیهما السلام أَشْبِيدَانَةُ رَصَاصِ مُعَلَّقَةٌ فِيهَا مِسْك فَإِذَا أَرَادَ أَنْ يَخْرُجَ وَ لَبِسَ ثِيَابَهُ تَنَاوَلَهَا وَ أَخْرَجَ مِنْهَا فَتَمَسَّحَ بِهِ.

هنگامی که باد در هند ساکن شد به درختان و گیاهان آنان وزید. پس نخستین حیوانی که از آن برگ خورد آهوی مشک بود.

از این رو مشک در ناف آهو قرار گرفته است؛ زیرا بوی آن گیاه در بدن و خون آهو جریان یافت تا این که در ناف آن جمع گردید.

مُشک

1- وشا گوید: از ابوالحسن علیه السلام شنیدم که می فرمود:

امام سجاد علیه السلام جعبه ای داشت که در آن مشک بود. هنگامی که می خواست بیرون رود و لباس هایش را می پوشید با مقداری از مشک آن خود را معطر می ساخت.

2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي الْبَخْتَرِي عَنْ أَبِي عَبْدِ الله علیه السلام:

أَنَّ رَسُولَ اللهِ صلى الله عليه وسلم كَانَ يَتَطَيَّبُ بِالْمِسْكِ حَتَّى يُرَى وَبِيصُهُ فِي مَفَارِقِهِ.

3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

كَانَتْ لِرَسُولِ اللهِ صلى الله عليه وسلم مَمْسَكَةٌ إِذَا هُوَ تَوَضَّأَ أَخَذَهَا بِيَدِهِ وَ هِيَ رَطْبَةٌ فَكَانَ إِذَا خَرَجَ عَرَفُوا أَنَّهُ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم بِرَائِحَتِهِ.

4- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ الْجَهْمِ قَالَ: أَخْرَجَ إِلَيَّ أَبُو الْحَسَنِ علیه السلام مَحْزَنَةٌ فِيهَا مِسْكَ مِنْ عَتِيدَةٍ أَبَنُوسٍ فِيهَا بُيُوتَ كُلُّهَا مِمَّا يَتَّخِذُهَا النِّسَاءُ.

5- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الْمُطَّلِبِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَبِي بَكْرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْأَشْعَرِيٌّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عَنِ الْمِسْكِ هَلْ يَجُوزُ اشْتَمَامُهُ؟

2- ابو البختری گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم خود را با مشک خوش بوی ساخت به گونه ای که درخشش آن در فرق سر مبارک حضرتش دیده می شد.

3- عبدالله بن سنان گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم مشک دانی داشت که هنگامی که وضو می گرفت آن را با دست خیس خود بر می داشت و هنگامی که از خانه بیرون می آمد از بوی آن حضرت می فهمیدند که آن شخص پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم است.

4- حسن بن جهم گوید:

امام کاظم علیه السلام برای من جعبه ای از جنس آبنوس آورد که در آن مشک بود. داخل آن جعبه، مانند جعبه آرایش زنان، خانه خانه بود.

5- ابو بكر بن عبدالله اشعری گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: آیا بوییدن مشک جایز است؟

فَقَالَ : إِنَّا لَنَشَمُّهُ.

6- عَنْهُ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْفَضْلِ النَّوْفَلِيُّ قَالَ حَدَّثَنِي أَبِي عَنْ بِيهِ عَنْ عَمِّهِ إِسْحَاقَ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْحَارِثِ قَالَ: كَانَتْ لِعَلِيُّ بْنِ الْحُسَيْنِ علیهما السلام قَارُورَةُ مِسْكِ فِي مَسْجِدِهِ فَإِذَا دَخَلَ لِلصَّلَاةِ أَخَذَ مِنْهُ فَتَمَسَّحَ بِهِ.

7- عَنْهُ عَنْ نُوحٍ بْنِ شُعَيْبٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي الْحَسَنِ علیه السلام قَالَ:

كَانَ يُرَى وَبِيصُ الْمِسْكِ فِي مَفْرِقِ رَسُولِ اللهِ صلی الله علیه وسلم.

8- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنِ الْعَمْرَكِيَّ بْنِ عَلِيَّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَخِيهِ أَبِي الْحَسَنِ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْمِسْكِ فِي الدُّهْنِ أَ يَصْلُحُ؟

قَالَ: إِنِّي لَأَصْنَعُهُ فِي الدُّهْنِ وَلَا بَأْسَ.

وَ رُوِيَ: أَنَّهُ لَا بَأْسَ بِصُنْعِ الْمِسْكِ فِي الطَّعَامِ.

فرمود: به راستی که ما آن را می بوییم.

6- عبد الله بن حارث گوید: امام سجاد علیه السلام مشک دانی در سجاده و جانماز خود داشت. هنگامی که می خواست نماز بخواند از آن بر می داشت و به خود می مالید.

7- یکی از اصحاب ما گوید امام کاظم علیه السلام فرمود: درخشش مشک در فرق سر مبارک پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم دیده می شد.

8- على بن جعفر علیه السلام برادر امام كاظم علیه السلام گوید: از آن حضرت پرسیدم: آیا می توان مشکی را که در روغن است به کار برد؟

فرمود: من آن را در روغن می ریزم و ایرادی ندارد.

روایت شده است که ریختن مشک در غذا ایرادی ندارد.

بخش پنجاه و سوم

اشاره

(53)

بَابُ الْغَالِيَة

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ:

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام: إِنِّي أُعَامِلُ النُّجَّارَ فَأَتَهَيَّأُ لِلنَّاسِ كَرَاهَةَ أَنْ يَرَوْا بِي خَصَاصَةٌ فَأَتَّخِذُ الْغَالِيَةَ.

فَقَالَ: يَا إِسْحَاقُ إِنَّ الْقَلِيلَ مِنَ الْغَالِيَةِ يُجْزِئُ وَ كَثِيرَهَا سَوَاءٌ، مَنِ اتَّخَذَ مِنَ الْغَالِيَةِ قَلِيلاً دَائِماً أَجْزَأَهُ ذَلِكَ.

قَالَ إِسْحَاقُ: وَ أَنَا أَشْتَرِي مِنْهَا فِي السَّنَةِ بِعَشَرَةِ دَرَاهِمَ فَأَكْتَفِي بِهَا وَ رِيحُهَا ثَابِتٌ طُولَ الدَّهْرِ.

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُعَمَّرِ بْنِ خَلَّادٍ قَالَ:

عطر غاليه

عطر غاليه. (1)

1- اسحاق بن عمّار گوید: به امام صادق علیه السلام گفتم: من با بازرگانان معامله دارم از این رو خود را برای مردم می آرایم که مرا تنگدست نشمارند آیا می توانم عطر گران بهای غالیه استعمال کنم؟

فرمود: ای اسحاق! مقدار کمی از عطر غالیه کافی است و کم و زیاد آن تفاوت نمی کند. کسی که اندکی غالیه خریداری کند برای همیشه او را کفایت خواهد کرد.

اسحاق گوید: من در سال مقدار ده درهم عطر غالیه می خریدم. پس به آن بسنده می کردم و بوی آن تمام سال ثابت بود.

2- معمر بن خلاد گوید:


1) غاليه نوعی عطر سیاه رنگ که موی را با آن رنگین کنند.

أَمَرَنِي أَبُو الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السلام فَعَمِلْتُ لَهُ دُهْناً فِيهِ مِسْكَ وَ عَنْبَرٌ، فَأَمَرَنِي أَنْ أَكْتُبَ فِي قِرْطَاسِ آيَةَ الْكُرْسِيِّ وَأُمَّ الْكِتَابِ وَالْمُعَوَّذَتَيْنِ وَ قَوَارِعَ مِنَ الْقُرْآنِ وَأَجْعَلَهُ بَيْنَ الْغِلَافِ وَالْقَارُورَةِ. فَفَعَلْتُ ثُمَّ أَتَيْتُهُ بِهِ فَتَعَلَّفَ بِهِ وَ أَنَا أَنْظُرْ إِلَيْهِ.

3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِقٍ عَنْ مَوْلًى لِبَنِي هَاشِمٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ جَعْفَرِ بْن مُحَمَّدٍ قَالَ:

خَرَجَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ علیهما السلام لَيْلَةً وَعَلَيْهِ جُبَّةُ خَزَ وَكِسَاءُ خَرِّ قَدْ غَلَفَ لِحْيَتَهُ بِالْغَالِيَةِ.

فَقَالُوا: فِي هَذِهِ السَّاعَةِ ؟ فِي هَذِهِ الْهَيْئَةِ؟

فَقَالَ: إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أَخْطُبَ الْحُورَ الْعِينَ إِلَى اللهِ عزوجل فِي هَذِهِ اللَّيْلَةِ.

سَهْلُ بْنُ زِيَادٍ عَنْ عَلِيَّ بْنِ أَسْبَاطِ عَنْ مَوْلًى لِبَنِي هَاشِمٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ جَعْفَرٍ مِثْلَهُ.

4- عَنْهُ عَنْ أَبِي الْقَاسِمِ الْكُوفِي عَمَّنْ حَدَّثَهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْوَلِيدِ الْكِرْمَانِي قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرِ الثَّانِي علیه السلام: مَا تَقُولُ فِي الْمِسْكِ؟

امام رضا علیه السلام به من دستور داد که من برای ایشان روغنی مشک و عنبر بسازم. آن گاه به من دستور فرمود که در کاغذی آیة الکرسی، سوره فاتحه، فلق، ناس و «قوارع قرآن» (1)را بنویسم و آن را بین روکش و ظرف قرار دهم.

من چنین نمودم. سپس آن را نزد ایشان آوردم. امام رضا علیه السلام آن را به محاسن خود مالید و من به ایشان نگاه می کردم.

3- محمد بن جعفر بن محمد گوید:

امام سجاد علیه السلام شبی در حالی که جبه ای از خز و عبایی از خز بر تن داشت و به محاسن خود عطر غالیه زده بود، از منزل خارج شد.

به آن حضرت گفتند: در این ساعت؟! در این شکل و شمایل کجا تشریف می برید؟!

فرمود: می خواهم امشب حورالعین را از خداوند خواستگاری کنم.

4- محمد بن ولید کرمانی گوید: به امام جواد علیه السلام عرض کردم: درباره مشک چه می فرمایید؟


1) قوارع قرآن: آیاتی مانند آیة الکرسی که هر کس آنها را بخواند از شر شیطان در امان خواهد بود.

فَقَالَ: إِنَّ أَبِي علیه السلام أَمَرَ فَعُمِلَ لَهُ مِسْكَ فِي بَانٍ بِسَبْعِمِائَةِ دِرْهَم فَكَتَبَ الْفَضْلُ بْنُ سَهْل يُخْبِرُهُ : أَنَّ النَّاسَ يَعِيبُونَ ذَلِكَ.

فَكَتَبَ إِلَيْهِ: يَا فَضْلُ: أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ يُوسُفَ علیه السلام وَ هُوَ نَبِيُّ كَانَ يَلْبَسُ الدِّيبَاجَ مُزَرَّراً بِالذَّهَبِ وَ يَجْلِسُ عَلَى كَرَاسِيَّ الذَّهَبِ وَ لَمْ يَنْقُصْ ذَلِكَ مِنْ حِكْمَتِهِ شَيْئاً؟!

قَالَ: ثُمَّ أَمَرَ فَعُمِلَتْ لَهُ غَالِيَةٌ بِأَرْبَعَةِ آلَافٍ دِرْهَم.

5- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ يَزِيدَ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

إِنَّ عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ علیهما السلام اسْتَقْبَلَهُ مَوْلًى لَهُ فِي لَيْلَةٍ بَارِدَةٍ وَ عَلَيْهِ جُبَّةٌ خَزْ وَ مِطْرَفُ حَرِّ وَ عِمَامَةُ خَرّ وَ هُوَ مُتَغَلِّفٌ بِالْغَالِيَةِ فَقَالَ لَهُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ فِي مِثلِ هَذِهِ السَّاعَةِ عَلَى هَذِهِ الْهَيْئَةِ إِلَى أَيْنَ؟

قَالَ: فَقَالَ: إِلَى مَسْجِدِ جَدِّي رَسُولِ اللهِ صلى الله عليه وسلم أَخْطُبُ الْحُورَ الْعِينَ إِلَى اللَّهِ.

فرمود: پدرم علیه السلام دستور داد برای ایشان مشکی در درخت خوش بوی «بان» به قیمت هفت صد درهم آماده شود.

فضل بن سهل به ایشان نامه نوشت و خبر داد که مردم این کار را عیب می دانند.

پدرم به او نوشت: ای فضل! مگر نمی دانی یوسف علیه السلام که پیامبر بود، لباس دیبایی می پوشید که دگمه های آن طلایی بود و بر صندلی های طلایی می نشست و این چیزی از حکمت او نکاست.

آن گاه دستور فرمود: برای آن حضرت عطر غالیه ای به قیمت چهار هزار درهم تهیه شود.

5- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

یکی از شیعیان امام سجاد علیه السلام در یک شب سرد دید آن حضرت جبه و عبایی از خز بر تن دارد و عمامه از خز بر سر نهاده و محاسن خود را عطر غالیه زده است.

آن شخص به ایشان عرض کرد: فدایت شوم! در چنین ساعتی، بر این شکل و شمایل به کجا می روید؟

فرمود: به مسجد جدم پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم می روم تا حور العین را از خداوند خواستگاری کنم.

بخش پنجاه و چهارم

اشاره

(54)

بَابُ الْخَلُوق

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالِ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السلام عَنِ الْخَلُوقِ أَخُذُ مِنْهُ؟

قَالَ: لَا بَأْسَ وَ لَكِنْ لَا أُحِبُّ أَنْ تَدُومَ عَلَيْهِ.

2- أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنِ ابْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ:

لَا بَأْسَ أَنْ تَمَسَّ الْخَلُوقَ فِي الْحَمَّامِ أَوْ تَمَسَّ بِهِ يَدَيْكَ مِنَ الشَّقَاقِ تُدَاوِيهِمَا بِهِ وَ لَا أُحِبُّ إِدْمَانَهُ.

وَ قَالَ: لَا بَأْسَ أَنْ يَتَخَلَّقَ الرَّجُلُ وَلَكِنْ لَا يَبيتُ مُتَخَلّقاً.

3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ:

عطر زعفرانی

1- زراره گوید: از امام باقر علیه السلام پرسیدم آیا می توانم از عطر زعفرانی استفاده کنم؟

فرمود: مانعی ندارد، ولی میل ندارم که بر آن مداومت کنی.

2- عبد الله بن سنان گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

ایرادی ندارد که در حمام از عطر زعفرانی استفاده کنی و یا دستانت را به جهت پارگی و ترک خوردن به آن بمالی تا با آن دستانت را مداوا نمایی؛ ولی من مداومت بر آن را دوست ندارم.

و فرمود: ایرادی ندارد که مرد از عطر زعفرانی استفاده کند؛ اما نباید در آن حال بخوابد.

3- عبد الله بن سنان گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

لَا بَأْسَ أَنْ تَمَسَّ الْخَلُوقَ فِي الْحَمَّامِ أَوْ تَمْسَحَ بِهِ يَدَكَ تُدَاوِي بِهِ وَ لَا أُحِبُّ إِدْمَانَهُ.

4- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ رَجُلٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفَيْضِ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام يَقُولُ:

إِنَّهُ لَيُعْجِبُنِي الْخَلُوقُ.

5- حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ أَبَانِ عَنْ رَجُلٍ قَدْ أَثْبَتَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

لَا بَأْسَ أَنْ يَتَخَلَّقَ الرَّجُلُ لِامْرَأَتِهِ وَ لَكِنْ لَا يَبِيتُ مُتَخَلّقاً.

6- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ صَالِحِ بْنِ السِّنْدِي عَنْ جَعْفَرِ بْنِ بَشِيرٍ عَنْ أَبَانِ عَنِ الْفُضَيْلِ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:

لَا بَأْسَ بِأَنْ يَتَخَلَّقَ الرَّجُلُ وَ لَكِنْ لَا يَبِيتُ مُتَخَلَّقاً.

مانعی ندارد که در حمام عطر زعفرانی استعمال کنی و یا دست هایت را با آن بمالی که ترک های دستت را مدوا کنی؛ ولی دوست ندارم که هماره از این عطر استفاده کنی.

4- محمد بن فیض گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

من به عطر زعفرانی علاقه دارم.

5- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

ایرادی ندارد که مرد برای همسرش از عطر زعفرانی استفاده کند اما در حالی که از آن استفاده نموده نخوابد.

6- راوی دیگری نظیر این روایت را از امام باقر علیه السلام نقل می کند.

بخش پنجاه و پنجم

اشاره

(55)

بَابُ الْبَخُور

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ الْجَعْفَرِيِّ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ رَفَعَهُ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السلام:

يَبْقَى رِيحُ الْعُودِ الَّتِي فِي الْبَدَنِ أَرْبَعِينَ يَوْماً وَ يَبْقَى رِيحُ عُودِ الْمُطَرَّاةِ عِشْرِينَ يَوْماً.

2- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

يَنْبَغِي لِلرَّجُل أَنْ يُدَخُنَ ثِيَابَهُ إِذَا كَانَ يَقْدِرُ.

3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُوسَى بْنِ الْقَاسِمِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ جَهُم قَالَ: خَرَجَ إِلَيَّ أَبُو الْحَسَنِ علیه السلام فَوَجَدْتُ مِنْهُ رَائِحَةَ التَّجْمِيرِ.

بخور

1- راوی در روایت مرفوعه ای گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

بوی عود خالص تا چهل روز در بدن باقی می ماند و بوی عودی که با چند ماده خوش بوی دیگر آمیخته است، تا بیست روز می ماند.

2- عبد الله بن سنان گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

شایسته است که مرد تا هنگامی که می تواند لباس های خود را بخور دهد.

3 حسن بن جهم گوید:

امام کاظم علیه السلام به طرف من آمد و بوی عود و بخور حضرت به من رسید.

4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُرَازِمٍ قَالَ:

دَخَلْتُ مَعَ أَبِي الْحَسَنِ علیه السلام الْحَمَّامَ فَلَمَّا خَرَجَ إِلَى الْمَسْلَحَ دَعَا بِمِجْمَرَةٍ فَتَجَمَّرَ بِهَا ثُمَّقَالَ: جَمُرُوا مُرَازِمُ.

قَالَ: قُلْتُ: مَنْ أَرَادَ أَنْ يَأْخُذَ نَصِيبَهُ يَأْخُذُ؟

قَالَ: نَعَمْ.

5- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الرَّيَّانِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي خَلَفٍ مَوْلَى أَبِي الْحَسَنِ علیه السلام وَ كَانَ اشْتَرَاهُ وَ أَبَاهُ وَ أُمَّهُ وَأَخَاهُ فَأَعْتَقَهُمْ وَ اسْتَكْتَب أَحْمَدَ وَ جَعَلَهُ قَهْرَمَانَهُ فَقَالَ أَحْمَدُ:

كَانَ نِسَاءُ أَبِي الْحَسَنِ علیه السلام إِذَا تَبَخَّرْنَ أَخَذْنَ نَوَاةٌ مِنْ نَوَى الصَّيْحَانِيِّ مَمْسُوحَةً مِنَ التَّمْرِ مُنْقَاةَ التَّمْرِ وَ الْقُشَارَةِ فَأَلْقَيْنَهَا عَلَى النَّارِ قَبْلَ الْبَخُورِ فَإِذَا دَخَنَتِ النَّوَاةُ أَدْنَى الدُّخَانِ رَمَيْنَ النَّوَاةَ وَ تَبَخَّرْنَ مِنْ بَعْدُ وَكُنَّ يَقُلْنَ: هُوَ أَعْبَقُ وَأَطْيَبُ لِلْبَخُورِ وَ كُنَّ يَأْمُرْنَ بِذَلِكَ.

4- مرازم گوید: در خدمت امام کاظم علیه السلام به حمام رفتم موقعی که از حمام خارج شدیم امام کاظم علیه السلام در رختکن حمام فرمود: تا منقل آتشی آوردند و عود هندی در آن انداختند تا لباس های خود را با دود آن عطر آگین سازد، سپس فرمود: لباس فلانی را هم بخور بدهید.

گفتم: هر کس مایل باشد می تواند از این بخور بهره مند شود؟

امام کاظم علیه السلام فرمود: آری.

5- احمد بن ابی خلف - که امام کاظم علیه السلام، او، پدر، مادر و برادرش را خریده و آزاد کرده بود و او را وکیل و امین خود قرار داده بود - گوید: هنگامی که همسران امام کاظم علیه السلام می خواستند از بخور استفاده کنند، هسته های خرمای صیحانی را که تمیز شده بود را که خرما و پوست نازک آن جدا شده بود، روی آتش می انداختند و هنگامی که هسته های خرما کمترین دود را می دادند، هسته ها را بر می داشتند و پس از آن بخور انجام می دادند و می گفتند: این روش، بخور را ماندگارتر و خوش بوتر می کند و به این کار سفارش می کردند.

بخش پنجاه و ششم

اشاره

(56)

بَابُ الِاذْهَانِ

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ يَحْيَى عَنْ جَدِّهِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدِ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام:

الدُّهْنُ يُلَيِّنُ الْبَشَرَةَ وَ يَزِيدُ فِي الدِّمَاغِ وَ يُسَهِّلُ مَجَارِيَ الْمَاءِ وَ يُذْهِبُ الْقَشَفَ وَ يُسْفِرُ اللَّوْنَ.

2- عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جُنْدَبٍ عَنْ سُفْيَانَ بْنِ السَّمْطِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ:

الدُّهْنُ يَذْهَبُ بِالسُّوءِ.

روغن مالی و کرم

1- ابوبصیر گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمود:

روغن، پوست را نرم می کند، نیروی مغز را می افزاید، مجرای ادرار را باز می کند، آلودگی پوست و کثیفی بدن را از بین می برد و رنگ بدن را درخشان می کند.

2 - سفیان بن سمط گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

روغن، بد حالی، بیماری، فقر و... را از بین می برد.

3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِي عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

الدُّهْنُ يُظْهِرُ الْغِنَى.

4- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَانِ عَنْ شُعَيْبٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام:

الدُّهْنُ يُلَيِّنُ الْبَشَرَةَ وَ يَزِيدُ فِي الدِّمَاغِ الْقُوَّةَ وَ يُسَهِّلُ مَجَارِيَ الْمَاءِ وَ هُوَ يَذْهَبُ بِالْقَشَفِ وَيُحَسِّنُ اللَّوْنَ.

5- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:

دُهْنُ اللَّيْلِ يَجْرِي فِي الْعُرُوقِ وَ يُرَوِّي الْبَشَرَةَ وَيُبَيِّضُ الْوَجْهَ.

6- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ بَحْرٍ عَنْ مِهْزَمِ الْأَسَدِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

3- سکونی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

روغن، ثروت مندی را آشکار می سازد.

4- سکونی نظیر روایت یکم همین بخش را از امام صادق علیه السلام، از امیرمؤمنان علی علیه السلام نقل می کند.

5- ابو حمزه گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:

روغنی که در شب به بدن مالیده شود در رگ های بدن نفوذ می کند پوست را شاداب می دارد و صورت را سفید می نماید.

6- مهزم اسدی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

إِذَا أَخَذْتَ الدُّهْنَ عَلَى رَاحَتِكَ فَقُل: «اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ الزَّيْنَ وَالزِّينَةَ وَالْمَحَبَّةَ وَ أَعُوذُ بِكَ مِنَ الشَّيْنِ وَ الشَّنَآنِ وَ الْمَقْتِ».

ثُمَّ اجْعَلْهُ عَلَى يَأْفُوخِكَ ابْدَأَ بِمَا بَدَا اللَّهُ بِهِ.

7- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ الدَّقَّاقِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ صَالِحٍ بْنِ عُقْبَةَ عَنْ بَشِيرِ الدَّهَانِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

مَنْ دَهَنَ مُؤْمِناً كَتَبَ اللهُ لَهُ بِكُلِّ شَعْرَةٍ نُوراً يَوْمَ الْقِيَامَةِ.

بخش پنجاه و هفتم

اشاره

(57)

بَابُ كَرَاهِيَةِ إِدْمَانِ الدُّهْنِ

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي هَاشِمٍ عَنْ أَبِي خَدِيجَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

لَا يَدْهِنُ الرَّجُلُ كُلَّ يَوْمٍ؛ يُرَى الرَّجُلُ شَعِئاً لَا يُرَى مُتَزَلْقاً كَأَنَّهُ امْرَأَةٌ.

هنگامی که روغن را در کف دست خود گرفتی بگو: «اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ الزَّيْنَ وَالزِّينَةَ وَالْمَحَبَّةَ وَأَعُوذُ بِكَ مِنَ الشَّيْنِ وَالشَّنَآنِ وَالْمَقْتِ». آن گاه جلو سرت قرار بده و با نام خدا آغاز کن.

7- بشیر دهان گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هرکس به بدن مؤمنی روغن بمالد خداوند برای او در ازای هر مویی، نوری در روز قیامت می نویسد.

کراهت مداومت بر روغن مالی

1- ابو خدیجه گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

شخص نباید هر روز روغن بمالد. مرد آشفته و ژولیده به نظر برسد نه این که همانند زن آرایش کرده به نظر برسد.

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ:

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام: أَخَالِطُ أَهْلَ الْمُرُوءَةِ مِنَ النَّاسِ وَ قَدْ أَكْتَفِي مِنَ الدُّهْنِ بِالْيَسِيرِ فَأَتَمَسَّحُ بِهِ كُلَّ يَوْمٍ.

فَقَالَ: مَا أُحِبُّ لَكَ ذَلِكَ.

فَقُلْتُ: يَوْمٌ وَ يَوْمٌ لَا.

فَقَالَ: وَ مَا أُحِبُّ لَكَ ذَلِكَ.

قُلْتُ: يَوْمٌ وَ يَوْمَيْنِ لَا.

فَقَالَ: الْجُمُعَةُ إِلَى الْجُمُعَةِ يَوْمٌ وَيَوْمَيْنِ.

3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ جَرِيرٍ: قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام: فِي كَمْ أَدَّهِنُ؟

قَالَ: فِي كُلِّ سَنَةٍ مَرَّةً.

فَقُلْتُ: إِذَنْ يَرَى النَّاسُ بِي خَصَاصَةٌ ، فَلَمْ أَزَلْ أُمَاكِسُهُ.

2- اسحاق بن عمّار گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: من با اشراف و بزرگان رفت و آمد دارم و به روغن اندکی اکتفا می کنم و هر روز از آن استفاده می نمایم.

فرمود: این کار را برای تو نمی پسندم.

عرض کردم: یک روز در میان استفاده کنم؟

فرمود: این کار را برای تو نمی پسندم.

عرض کردم: دو روز در میان استفاده کنم؟

فرمود: از جمعه تا جمعه دیگر یکی دو روز استفاده کن.

3- اسحاق بن جریر گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: هرچند وقت یک بار از روغن استفاده کنم؟

فرمود: هر سال یک بار.

گفتم: بنابراین مردم مرا فقیر می پندارند و همین طور با حضرت علیه السلام چانه می زدم.

فَقَالَ: فَفِي كُلِّ شَهْرٍ مَرَّةً؛ لَمْ يَزِدْنِي عَلَيْهَا.

بخش پنجاه و هشتم

اشاره

(58)

بَابُ دُهْنِ الْبَنَفْسَجِ

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ:

الْبَنَفْسَجُ سَيِّدُ أَدْهَانِكُمْ.

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي زَيْدِ الرَّازِيِّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ صَالِحٍ بْنِ عُقْبَةَ عَنْ أَبِيهِ قَالَ:

أَهْدَيْتُ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام بَغْلَةً، فَصَرَعَتِ الَّذِي أَرْسَلْتُ بِهَا مَعَهُ فَأَمَّتْهُ، فَدَخَلْنَا الْمَدِينَةَ فَأَخْبَرْنَا أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السلام فَقَالَ: أَفَلَا أَسْعَطْتُمُوهُ بَنَفْسَجاً فَأُسْعِطَ بالبنفسج قبراً؟

حضرت فرمود: پس در هر ماه یک بار. اسحاق گوید: حضرت علیه السلام بیشتر از آن به من اجازه نداد.

روغن بنفشه

1- هشام بن حکم گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:

بهترین روغن ها روغن بنفشه است.

2- عقبه گوید: استر ماده ای را برای امام صادق علیه السلام هدیه فرستادم، این استر ماده، استر آن شخصی را که به وسیلۀ او فرستاده بودم به زمین زد و استخوان سر او را شکست. پس داخل مدینه شدیم و به امام صادق علیه السلام گزارش دادیم.

فرمود: چرا روغن بنفشه در بینی اش نریختند ؟! پس روغن بنفشه در بینی اش ریختند و خوب شد.

ثُمَّ قَالَ: يَا عُقْبَةُ إِنَّ الْبَنَفْسَجَ بَارِدٌ فِي الصَّيْفِ حَارٌ فِي الشَّتَاءِ لَيِّنٌ عَلَى شِيعَتِنَا يَابِسٌ عَلَى عَدُونَا لَوْ يَعْلَمُ النَّاسُ مَا فِي الْبَنَفْسَجِ قَامَتْ أُوقِيَّتُهُ بِدِينَارٍ.

3- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ يُونُسَ بْنِ يَعْقُوبَ قَالَ: قَالَ أَبُو عبد الله علیه السلام:

مَا يَأْتِينَا مِنْ نَاحِيَتِكُمْ شَيْءٌ أَحَبُّ إِلَيْنَا مِنَ الْبَنَفْسَج.

4- أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ ثَعْلَبَةَ عَنْ أَسْبَاطِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ إِسْرَائِيلَ بْنِ أَبِي أُسَامَةَ بَيَّاعِ الزُّفِّيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

مَثَلُ الْبَنَفْسَجِّ فِي الْأَدْهَانِ مَثَلُنَا فِي النَّاسِ.

5- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ حَسَّانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ كَثِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

فَضْلُ الْبَنَفْسَجِ عَلَى الْأَدْهَانِ كَفَضْلِ الْإِسْلَامِ عَلَى الْأَدْيَانِ. نِعْمَ الدُّهْنُ الْبَنَفْسَجُ لَيَذْهَبُ بِالدَّاءِ مِنَ الرَّأْسِ وَالْعَيْنَيْنِ، فَادَّهِنُوا بِهِ.

سپس فرمود: ای عقبه! به راستی که روغن بنفشه در تابستان خنک و در زمستان گرم است، برای ما نرم و روان است و برای دشمن ما خشک و سفت اگر مردم آن چه را که در آن است می دانستند یک اوقیه از آن به یک دینار می رسید.

3- يونس بن یعقوب گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

از صادرات عراق تحفه ای به دست ما نمی رسد که از روغن بنفشه دوست داشتنی تر باشد.

4- اسرائیل بن ابو اسامه بتاع الزطی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

مثل روغن بنفشه در بین روغن ها به سان مثل ما در بین مردم است.

5- عبد الرحمان بن کثیر گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

برتری روغن بنفشه بر دیگر روغن ها، مانند برتری اسلام بر دیگر ادیان است. بنفشه چه روغن خوبی است که بیماری های سر و چشم را از بین می برد، پس از آن روغن استفاده کنید.

6- عَلِيُّ بْنُ حَسَّانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْن كَثِيرِ قَالَ:

كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام فَدَخَلَ عَلَيْهِ مِهْزَمٌ فَقَالَ لِي أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام: ادْعُ لَنَا الْجَارِيَةَ تَجِئْنَا بِدُهْنِ وَكُحْلٍ.

فَدَعَوْتُ بِهَا فَجَاءَتْ بِقَارُورَةِ بَنَفْسَجِ وَكَانَ يَوْماً شَدِيدَ الْبَرْدِ فَصَبَّ مِهْزَمٌ فِي رَاحَتِهِ مِنْهَا ثُمَّ قَالَ : جُعِلْتُ فِدَاكَ! هَذَا بَنَّفْسَجٌ وَ هَذَا الْبَرْدُ الشَّدِيدُ.

فَقَالَ: وَ مَا بَالُهُ يَا مِهْزَمُ؟

فَقَالَ: إِنَّ مُتَطَيِّبِينَا بِالْكُوفَةِ يَزْعُمُونَ أَنَّ الْبَنَفْسَجَ بَارِدٌ.

فَقَالَ: هُوَ بَارِدٌ فِي الصَّيْفِ لَيْنْ حَارٌ فِي الشَّتَاءِ.

7- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ يَحْيَى عَنْ جَدِّهِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام:

اسْتَعِطُوا بِالْبَنَفْسَجِ ؛ فَإِنَّ رَسُولَ اللهِ صلى الله عليه وسلم قَالَ: لَوْ يَعْلَمُ النَّاسُ مَا فِي الْبَنَفْسَجِ لَحَسَوْهُ حَسْواً.

6- عبد الرحمان بن کثیر گوید:

خدمت امام صادق علیه السلام بودم که مهزم وارد شد.

حضرت علیه السلام به من فرمود: کنیز را صدا بزن تا روغن و سرمه ای نزد ما بیاورد.

کنیزی را فرا خواندم وی شیسشه روغن بنفشه آورد. روز بسیار سردی بود. مهزم مقداری از آن را در کف دستش ریخت. سپس گفت: فدایت شوم! این روغن بنفشه و این سرمای شدیدی است!

فرمود: ای مهزم! مگر آن چگونه است؟

گفت: طبیبان ما در کوفه گمان می کنند که روغن بنفشه خنک است.

فرمود: روغن بنفشه در تابستان خنک است و در زمستان نرم و داغ است.

7- محمد بن مسلم گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمود:

در بینی روغن بنفشه بریزید؛ زیرا پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم فرمود: اگر مردم از خواص روغن بنفشه آگاه بودند به طور قطع آن را جرعه جرعه می نوشیدند.

8- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سُوقَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

دُهْنُ الْبَنَفْسَجِ يَرْزُنُ الدِّمَاغَ.

9- سَهْلُ بْنُ زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطِ رَفَعَهُ قَالَ:

دَهْنُ الْحَاجِبَيْنِ بِالْبَنَفْسَجِ يَذْهَبُ بِالصُّداع.

10- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ خَالِدِ بْنِ نَجِيحٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

مَثَلُ الْبَنَفْسَجِ فِي الدُّهْنِ كَمَثَلِ شِيعَتِنَا فِي النَّاسِ.

11- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ يَحْيَى عَنْ جَدِّهِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام:

اكْسِرُوا حَرَّ الْحُمَّى بِالْبَنَفْسَجِ.

8- محمد بن سوقه گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

روغن بنفشه مغز را سنگین و استوار می کند.

9- علی بن اسباط در روایت مرفوعه ای گوید: امام علیه السلام فرمود:

روغن زدن به ابروها با روغن بنفشه سردرد را از بین می برد.

10- خالد بن نجیح گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

مثَل روغن بنفشه در میان روغن ها مانند مثل شیعیان ما در میان مردم است.

11- محمد بن مسلم گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: امیرمؤمنان على علیه السلام فرمود:

گرمای شخص تبدار را با روغن بنفشه کم کنید.

بخش پنجاه و نهم

اشاره

(59)

بَابُ دُهْنِ الْخِيرِي

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى وَ أَبُو عَلِيِّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ ثَعْلَبَةَ بْنِ مَيْمُونٍ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ:

ذَكَرَ دُهْنَ الْبَنَفْسَجِ فَزَكَّاهُ ثُمَّ قَالَ: وَإِنَّ الْخِيرِيَّ لَطِيفٌ.

2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ وَ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ الْجَهُم قَالَ:

رَأَيْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السلام يَدَّهِنُ بِالْخِيرِيُّ فَقَالَ لِيَ : ادَّهِنُ.

فَقُلْتُ لَهُ: أَيْنَ أَنْتَ عَنِ الْبَنَفْسَج؟ وَ قَدْ رُوِيَ فِيهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام.

قَالَ: أَكْرَهُ رِيحَهُ.

روغن خيرى

1- راوی گوید: امام صادق علیه السلام روغن بنفشه را یادآور شد و آن را پاکیزه شمرد. سپس فرمود: به راستی که روغن خیری نیز لطیف و ملایم است.

2- حسن بن جهم گوید: امام کاظم علیه السلام را دیدم که از روغن خیری استفاده می کرد. به من فرمود: از روغن استفاده کن.

به ایشان عرض کردم: شما چه رابطه ای با روغن بنفشه دارید در حالی که درباره آن از امام صادق علیه السلام آن گونه روایت شده است؟!

فرمود: من از بوی آن کراهت دارم.

قَالَ: قُلْتُ لَهُ: فَإِنِّي كُنْتُ أَكْرَهُ رِيحَهُ وَ أَكْرَهُ أَنْ أَقُولَ ذَلِكَ لِمَا بَلَغَنِي فِيهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام.

قَالَ: لَا بَأْسَ.

بخش شصتم

اشاره

(60)

بَابُ دُهْنِ الْبَانِ

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفَيْضِ قَالَ: ذُكِرَتْ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام الْأَدْهَانُ فَذُكِرَ الْبَنَفْسَجُ وَفَضْلُهُ فَقَالَ:

نِعْمَ الدُّهْنُ الْبَنَفْسَجُ ادَّهِنُوا بِهِ، فَإِنَّ فَضْلَهُ عَلَى الْأَدْهَانِ كَفَضْلِنَا عَلَى النَّاسِ وَالْبَانُ دُهْنُ ذَكَرِ نِعْمَ الدُّهْنُ الْبَانُ وَإِنَّهُ لَيُعْجِبُنِي الْخَلُوقُ.

عرض کردم: من نیز از بوی آن کراهت داشتم، اما کراهت داشتم که این را بگویم، به دلیل روایتی که از امام صادق علیه السلام به من رسیده است.

فرمود: ایرادی ندارد (یعنی بوی بد روغن بنفشه با فضیلت و منفعت آن منافات ندارد).

روغن گیاه بان

1- محمد بن فیض گوید: در حضور امام صادق علیه السلام سخن از روغن ها به میان آمد. حضرت علیه السلام روغن بنفشه و فضیلت آن را یادآوری نمود و فرمود:

روغن بنفشه چه روغن خوبی است! به راستی که برتری آن بر دیگر روغن ها مانند برتری ما بر مردم است و اثر روغن بان در بدن نمی ماند روغن بان، روغن خوبی است و به راستی که من به خلوق علاقه دارم.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ وَ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أَذَيْنَةً قَالَ:

شَكَا رَجُلٌ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام شُقَاقَاً فِي يَدَيْهِ وَ رِجْلَيْهِ.

فَقَالَ لَهُ: خُذْ قُطْنَةٌ فَاجْعَلْ فِيهَا بَاناً وَضَعْهَا فِي سُرَّتِكَ.

فَقَالَ إِسْحَاقُ بْنُ عَمَّارٍ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! يَجْعَلُ الْبَانَ في قُطْنَةٍ وَيَجْعَلُهَا فِي سُرَّتِهِ؟

فَقَالَ: أَمَّا أَنْتَ يَا إِسْحَاقُ ! فَصُبَّ الْبَانَ فِي سُرَّتِكَ فَإِنَّهَا كَبِيرَةٌ.

قَالَ ابْنُ أُذَيْنَةَ : لَقِيتُ الرَّجُلَ بَعْدَ ذَلِكَ فَأَخْبَرَنِي أَنَّهُ فَعَلَهُ مَرَّةً وَاحِدَةً فَذَهَبَ عنه.

3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ دَاوُدَ بْنِ إِسْحَاقَ أَبِي سُلَيْمَانَ الْحَذَّاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفَيْضِ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام:

نِعْمَ الدُّهْنُ الْبَانُ!

2- عمر بن اذینه گوید: مردی به امام صادق علیه السلام شکایت کرد که دست و پایم ترک می خورد.

امام صادق علیه السلام به او فرمود: پنبه را به روغن بان آغشته کن و روی نافت بگذار.

اسحاق بن عمّار گفت: قربانت شوم! آیا پنبه را به روغن بان آغشته کند و روی نافش بگذارد خوب می شود؟

امام صادق علیه السلام فرمود: اما تو باید روغن بان را در نافت بریزی، چرا که نافت مانند کاسه است.

بعدها من آن مرد را ملاقات کردم و او گزارش کرد که با یک نوبت روغن مالیدن، شقاق دست و پایش برطرف شده است.

3- محمد بن فیض گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

روغن بان روغن خوبی است.

بخش شصت و یکم

اشاره

(61)

بَابُ دُهْنِ الزَّنْبَقِ

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ جَعْفَرٍ عَنِ السَّيَّارِيُّ رَفَعَهُ قَالَ: قَالَ النَّبِيُّ صلی الله علیه وسلم:

إِنَّهُ لَيْسَ شَيْءٌ خَيْراً لِلْجَسَدِ مِنْ دُهْنِ الزَّنْبَقِ يَعْنِي: الرَّازِقِيَّ.

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ مَعْرُوفٍ الْيَعْقُوبِي عَنْ عِيسَى بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ جَعْفَرٍ قَالَ:

كَانَ أَبُو الْحَسَنِ مُوسَى علیه السلام يَسْتَعِطُ بِالشَّلِينَا وَ بِالزَّنْبَقِ الشَّدِيدِ الْحَرِّ خَسْفَيْهِ.

قَالَ: وَكَانَ الرَّضَاءَ علیه السلام أَيْضاً يَسْتَعِطُ بِهِ.

فَقُلْتُ لِعَلِيِّ بْنِ جَعْفَرٍ : لِمَ ذَلِكَ؟

فَقَالَ عَلِيٌّ: ذَكَرْتُ ذَلِكَ لِبَعْضِ الْمُتَطَيِّبِينَ فَذَكَرَ أَنَّهُ جَيْدٌ لِلْجِمَاعِ.

روغن زنبق

1- سیاری در روایت مرفوعه ای گوید: پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود:

به راستی که هیچ چیز برای بدن بهتر از روغن زنبق - یعنی رازقی - نیست.

2- علی بن جعفر علیه السلام گوید:

امام کاظم علیه السلام روغن شلیثاء در بینی خود می چکاند و روغن زنبق تند را به اطراف سوارخ بینی اش می مالید.

امام رضا علیه السلام نیز آن را در بینی می چکاند.

عیسی بن عبدالله گوید: به علی بن جعفر علیه السلام گفتم: چرا چنین می نمودند؟

گفت: آن را برای یکی از طبیبان بیان کردم و او یادآور شد که این کار برای آمیزش خوب است.

بخش شصت و دوم

اشاره

(62)

بَابُ دُهْنِ الْحَلِّ

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ عَنِ الْخَشَّابِ عَنْ غِيَاثِ بْنِ كَلُوبِ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام:

أَنَّ رَسُولَ اللهِ صلى الله عليه وسلم كَانَ إِذَا اشْتَكَى رَأْسَهُ اسْتَعَطَ بِدُهْنِ الْجُلْجُلَانِ وَ هُوَ السَّمْسِم.

2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنِ ابْنِ أُخْتِ الْأَوْزَاعِيُّ عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ الْيَسَعِ عَنْ قَيْسِ الْبَاهِلِيَّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام:

أَنَّ النَّبِيَّ صلى الله عليه وسلم كَانَ يُحِبُّ أَنْ يَسْتَعِطَ بِدُهْنِ السَّمْسِمِ.

روغن کنجد

1- اسحاق بن عمار گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هنگامی که سر پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم درد می گرفت روغن جُلجلان که همان کنجد است در بینی خود می چکاند.

2 - قیس باهلی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

پیامبر صلى الله عليه وسلم علاقه داشت که روغن کنجد در بینی اش بچکاند.

بخش شصت و سوم

اشاره

(63)

بَابُ الرَّيَاحِينِ

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى وَأَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ مِهْزَمٍ عَنْ طَلْحَةَ بْنِ زَيْدٍ عَمَّنْ رَفَعَهُ قَالَ: قَالَ النَّبِيُّ صلی الله علیه وسلم:

إِذَا أُتِيَ أَحَدُكُمْ بِرَيْحَانٍ فَلْيَشَمَّهُ وَ لْيَضَعْهُ عَلَى عَيْنَيْهِ فَإِنَّهُ مِنَ الْجَنَّةِ وَإِذَا أُتِيَ أَحَدُكُمْ بِهِ فَلَا يَرُدَّهُ.

2- ابْنُ مَحْبُوبِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام:

إِذَا أُتِيَ أَحَدُكُمْ بِالرَّيْحَانِ فَلْيَشَمَّهُ وَلْيَضَعْهُ عَلَى عَيْنَيْهِ، فَإِنَّهُ مِنَ الْجَنَّةِ.

3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى رَفَعَهُ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام:

الرَّيْحَانُ وَاحِدٌ وَ عِشْرُونَ نَوْعاً سَيْدُهَا الْآسُ.

گُل ها

1- راوی گوید: پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود:

هرگاه نزد یکی از شما گلی آوردند آن را ببوید و روی چشمانش قرار دهد؛ زیرا که گل از بهشت است و هرگاه نزد یکی از شما شاخه گلی آوردند، آن را برنگرداند.

2- عبد الله بن سنان نظیر این روایت را از امام صادق علیه السلام نقل می کند.

3- محمد بن یحیی در روایت مرفوعه ای گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

گل، بیست و یک نوع است که آقای آنها گل «آس» است.

4- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ يَقْطِينِ عَنْ يُونُسَ بْن يَعْقُوبَ قَالَ:

دَخَلْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام وَ فِي يَدِهِ مِخْضَبَةٌ فِيهَا رَيْحَانٌ .

5- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي هَاشِمِ الْجَعْفَرِيِّ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى أَبِي الْحَسَنِ صَاحِبِ الْعَسْكَرِ علیه السلام فَجَاءَ صَبِيٌّ مِنْ صِبْيَانِهِ فَنَاوَلَهُ وَرْدَةٌ فَقَبَّلَهَا وَوَضَعَهَا عَلَى عَيْنَيْهِ ثُمَّ نَاوَلَنِيهَا وَ قَالَ:

يَا أَبَا هَاشِم! مَنْ تَنَاوَلَ وَرْدَةً أَوْ رَيْحَانَةً فَقَبَّلَهَا وَ وَضَعَهَا عَلَى عَيْنَيْهِ ثُمَّ صَلَّى عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ الْأَئِمَّةِ كَتَبَ اللهُ لَهُ الْحَسَنَاتِ مِثْلَ رَمْلِ عَالِجٍ وَ مَحَا عَنْهُ مِنَ السَّيِّئَاتِ مِثْلَ ذَلِكَ.

4- یونس بن یعقوب گوید:

خدمت امام صادق علیه السلام شرفیاب شدم در حالی که در دست ایشان تشتی پر از گل بود.

5- ابو هاشم جعفری گوید:

خدمت امام هادی علیه السلام شرفیاب شدم یکی از کودکان آن حضرت آمد و گل سرخی به آن حضرت علیه السلام تعارف نمود. حضرت آن را بوسید و روی چشم های خود نهاد، سپس آن را به من تعارف نمود و فرمود:

ای ابوهاشم! هرکس گل سرخ و یا هر گلی بردارد و آن را ببوسد و روی چشمان خود قرار دهد، سپس بر محمد وآل محمد علیهم السلام صلوات بفرستد، خداوند به اندازه ریگ های توده ریگی برای او حسنه می نویسد و به همان اندازه گناهان او را پاک می کند.

بخش شصت و چهارم

اشاره

(64)

بَابُ سَعَةِ الْمَنْزِلِ

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

مِنَ السَّعَادَةِ سَعَةُ الْمَنْزِلِ.

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُعَمَّرِ بْنِ خَلَّادٍ قَالَ:

إِنَّ أَبَا الْحَسَنِ علیه السلام اشْتَرَى دَاراً وَ أَمَرَ مَوْلًى لَهُ أَنْ يَتَحَوَّلَ إِلَيْهَا وَ قَالَ: إِنَّ مَنْزِلَكَ ضَيق.

فَقَالَ: قَدْ أَحْدَثَ هَذِهِ الدَّارَ أَبِي.

فَقَالَ أَبُو الْحَسَنِ علیه السلام: إِنْ كَانَ أَبُوكَ أَحْمَقَ يَنْبَغِي أَنْ تَكُونَ مِثْلَهُ.

خانه وسيع

1- هشام بن حکم گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

خانه وسیع مایه سعادت زندگی است.

2- معمر بن خلاد گوید: امام رضا علیه السلام خانه ای خرید و به یکی از وابستگان خود گفت: خانه ات محقر و تنگ است بیا به این خانه ای که من خريده ام نقل مكان نما.

آن مرد گفت: پدرم این خانه را ساخته است.

امام رضا علیه السلام فرمود: اگر پدرت حماقت کرده باشد شایسته است که تو نیز حماقت کنی؟

3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ جَمِيعاً عَنِ سَعِيدِ بْنِ جَنَاحَ عَنْ مُطَرِّفٍ مَوْلَى مَعْنِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

ثَلَاثَةٌ لِلْمُؤْمِن فِيهَا رَاحَةٌ: دَارٌ وَاسِعَةٌ تُوَارِي عَوْرَتَهُ وَ سُوءَ حَالِهِ مِنَ النَّاسِ وَ امْرَأَةٌ صَالِحَةٌ تُعِينُهُ عَلَى أَمْرِ الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَ ابْنَةٌ أَوْ أُخْتٌ يُخْرِجُهَا مِنْ مَنْزِلِهِ إِمَّا بِمَوْتٍ أَوْ بِتَزَوج.

4- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللهِ عَنْ نُوحٍ بْنِ شُعَيْبٍ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ رُشَيْدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ بَشِيرٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السلام يَقُولُ:

الْعَيْشُ السَّعَةُ فِي الْمَنَازِلِ وَالْفَضْلُ فِي الْخَدَمِ.

5- عَنْهُ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ الْعَبَّاسِ عَنْ سَعِيدٍ عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ أَنَّ أَبَا الْحَسَنِ علیه السلام سُئِلَ عَنْ فَضْلٍ عَيْشِ الدُّنْيَا قَالَ:

سَعَةُ الْمَنْزِلِ وَكَثْرَةُ الْمُحِيِّينَ.

3- مطرف مولی مَعْن گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

راحتی مؤمن در سه چیز است: خانه وسیعی که ضعف ها و بدحالی اش را از مردم بپوشاند، زن صالحه ای که او را بر امر دنیا و آخرت یاری کند و دختر یا خواهری که یا با مرگ و یا با ازدواج از خانه بیرون بفرستد.

4- بشیر گوید: از امام کاظم علیه السلام شنیدم که می فرمود:

عیش و خوشی در وسیع بودن خانه ها و زیاد بودن خدمتکاران است.

5- راویان متعددی گویند از امام کاظم علیه السلام درباره خوبی زندگی دنیایی سؤال شد.

فرمود: وسیع بودن منزل و زیاد بودن دوستداران است.

6- أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ أَبِي الْبِلَادِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي الْمُغِيرَةِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:

مِنْ شَقَاءِ الْعَيْشِ ضِيقُ الْمَنْزِلِ.

7- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم:

مِنْ سَعَادَةِ الْمَرْءِ الْمُسْلِمِ الْمَسْكَنُ الْوَاسِعُ.

8- وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ قَالَ:

شَكَا رَجُلٌ مِنَ الْأَنْصَارِ إِلَى رَسُولِ اللهِ صلى الله عليه وسلم أَنَّ الدُّورَ قَدِ اكْتَنَفَتْهُ.

فَقَالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه وسلم:

ارْفَعْ صَوْتَكَ مَا اسْتَطَعْتَ وَ سَلِ اللَّهَ أَنْ يُوَسِّعَ عَلَيْكَ.

6- علی بن ابی مغیره گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:

خانه تنگ و محقر زندگی را سخت و دشوار می سازد.

7- سکونی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم فرمود: از سعادت و نیک بختی مرد مسلمان داشتن خانه وسیع است.

با همین سند آمده است که حضرتش فرمود:

روزی مردی انصاری به رسول خدا صلى الله عليه وسلم از بدی خانه و تنگی آن شکوه کرد.

پیامبر صلى الله عليه وسلم فرمود: آن چه در توان داری صدایت را بلند کن و از خداوند بخواه که خانه ات را وسیع کند.

بخش شصت و پنجم

اشاره

(65)

بَابُ تَزْوِيقَ الْبُيُوتِ

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدِ بْن عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ وَ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْجَوْهَرِي عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أبي بصير. بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم:

أتاني جَبْرَئِيلُ وَ قَالَ يَا مُحَمَّدُ إِنَّ رَبَّكَ يُقْرِئُكَ السَّلَامَ وَ يَنْهَى عَنْ تَزْوِيقِ الْبُيُوتِ.

قَالَ أَبُو بَصِيرِ فَقُلْتُ: مَا تَزْوِيقُ الْبُيُوتِ؟

فَقَالَ: تَصَاوِيرُ التَّمَاثِيل.

2- أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مَرْوَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم:

تزیین خانه

1- ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم فرمود: جبرئيل علیه السلام نزدم آمد و گفت: ای محمد! به راستی که پروردگارت به تو سلام می رساند و از تزیین خانه ها نهی می کند.

ابو بصیر گوید: عرض کردم: تزیین خانه ها چیست؟

فرمود: تزیین با عکس ها و تمثال هاست.

2- محمد بن مروان گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم فرمود:

إِنَّ جَبْرَئِيلَ علیه السلام أَتَانِي فَقَالَ: إِنَّا مَعَاشِرَ الْمَلَائِكَةِ لَا نَدْخُلُ بَيْتاً فِيهِ كَلْبٌ وَلَا تِمْثَالُ جَسَدٍ وَ لَا إِنَاءٌ يُبَالُ فِيهِ.

3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ أَبَانِ بن عُثْمَانَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: إِنَّ جَبْرَئِيلَ علیه السلام قَالَ:

إِنَّا لَا نَدْخُلُ بَيْتاً فِيهِ صُورَةٌ وَ لَا كَلْبٌ يَعْنِي صُورَةَ الْإِنْسَانِ وَ لَا بَيْتاً فِيهِ تَمَاثِيلُ.

4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

مَنْ مَثَّلَ تِمْثَالاً كُلَّفَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَنْ يَنْفُخَ فِيهِ الرُّوحَ.

5- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ الْمُثَنَّى عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

إِنَّ عَلِياً علیه السلام كَرِهَ الصُّورَةَ فِي الْبُيُوتِ.

به راستی که جبرئیل پیش من آمد و گفت: همانا ما گروه فرشتگان در خانه ای که در آن سگ و عکس بدن و ظرفی که در آن ادرار می شود، وارد نمی شویم.

3- ابو بصیر نظیر این روایت را از امام صادق علیه السلام روایت می کند.

4- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هر کس عکس صورتی را نقش کند در روز قیامت مکلف می شود که در آن روح بدمد.

5- مثنی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

به راستی که حضرت علی علیه السلام عکس صورت نقش شده در خانه ها را مکروه می شمرد.

6- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

سَأَلْتُهُ عَنِ الْوِسَادَةِ وَ الْبِسَاطِ يَكُونُ فِيهِ التَّمَاثِيلُ.

فَقَالَ: لَا بَأْسَ بِهِ يَكُونُ فِي الْبَيْتِ.

قُلْتُ: التَّمَاثِيلُ؟

فَقَالَ: كُلُّ شَيْءٍ يُوطَأُ فَلَا بَأْسَ بِهِ.

7- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ وَ عَبْدِ اللَّهِ ابْنَيْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِي الْعَبَّاسِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فِي قَوْلِ اللَّهِ عزوجل:

(يَعْمَلُونَ لَهُ مَا يَشَاءُ مِنْ مَحَارِيبَ وَ تَماثيلَ)، فَقَالَ:

وَ اللهِ، مَا هِيَ تَمَاثِيلَ الرِّجَالِ وَ النِّسَاءِ وَ لَكِنَّهَا الشَّجَرُ وَ شِبْهُهُ.

8- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجِ عَنْ زُرَارَةَ بْنِ أَعْيَنَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:

6- أبو بصیر گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: اگر بر روی فرش و پتو صورت آدمی منقش باشد، چه حکمی دارد؟

فرمود: مانعی ندارد که در خانه مورد استفاده قرار بگیرد.

من گفتم: نقش صورت آن اشکالی ندارد؟

فرمود: هر نقشی که در زیر پا قرار بگیرد اشکالی ندارد.

7- ابوالعباس گوید: امام صادق علیه السلام درباره آیه شریفه «جنیان آن چه را که سلیمان علیه السلام می خواست؛ از محراب ها و عکس ها انجام می دادند»، فرمود:

به خدا قسم! آن تصویر مردان و زنان نبود؛ بلکه تصویر درخت و امثال آن بود.

زرارة بن اعین گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:

لَا بَأْسَ بِأَنْ يَكُونَ التَّمَاثِيلُ فِي الْبُيُوتِ إِذَا غُيِّرَتْ رُءُوسُهَا مِنْهَا وَ تُرِكَ مَا سِوَى ذلك.

9- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنِ الْعَمْرَكِيُّ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ عَلِيَّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَن الدَّارِ وَ الْحُجْرَةِ فِيهَا التَّمَاثِيلُ أَ يُصَلَّى فِيهَا؟

فَقَالَ: لَا تُصَلُّ فِيهَا وَ فِيهَا شَيْءٌ يَسْتَقْبِلُكَ إِلَّا أَنْ لَا تَجِدَ بُدِّاً فَتَقْطَعَ رُءُوسَهَا وَإِلَّا فَلَا تُصَلِّ فِيهَا .

10- أَبُو عَلِيّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَةَ جَمِيعاً عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ الْمِيثَمِي عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ الْمُنْذِرِ قَالَ : قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام:

ثَلَاثَةٌ مُعَذِّبُونَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ: رَجُلٌ كَذَبَ فِي رُؤْيَاهُ يُكَلِّفُ أَنْ يَعْقِدَ بَيْنَ شَعِيرَتَيْنِ وَ لَيْسَ بِعَاقِدٍ بَيْنَهُمَا وَ رَجُلٌ صَوَّرَ تَمَاثِيلَ يُكَلِّفُ أَنْ يَنْفُخَ فِيهَا وَ لَيْسَ بِنَافِخِ.

پرده ای که صورت آدمی بر آن منقش باشد، اشکالی ندارد، با این شرط که قسمت سر و صورت محو شود و مابقی برجا بماند.

9- علی بن جعفر علیه السلام گوید: از امام کاظم علیه السلام پرسیدم: آیا در خانه و اتاقی که عکس صورت در آن است، می شود نماز خواند؟

فرمود: نماز نخوان، درحالی که در آن اتاق و خانه عکس صورتی روبه رویت باشد مگر آن که چاره ای نیابی؛ پس سر آن عکس را قطع و خراب کن و صورت آن را به هم بزن و گرنه در آن نماز نخوان.

10- حسین بن منذر گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

سه نفر در روز قیامت معذب اند: شخصی که خواب دروغین تعریف می کند تکلیف می شود که دو تار موی را به هم گره بزند اما او نمی تواند آنها را گره بزند. شخصی که عکس هایی را تصویر کرده است تکلیف می شود که در آن عکس ها روح بدمد و او نمی تواند روح بدمد.

11- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِيٌّ عَنِ ابْنِ الْقَدَّاحِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام:

بَعَثَنِي رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم فِي هَدْمِ الْقُبُورِ وَ كَسْرِ الصُّوَرِ.

12- حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عَمْرِو بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: قَالَ جَبْرَئِيلُ علیه السلام:

يَا رَسُولَ اللَّهِ! إِنَّا لَا نَدْخُلُ بَيْتاً فِيهِ صُورَةُ إِنْسَانِ وَ لَا بَيْتاً يُبَالُ فِيهِ وَلَا بَيْتاً فِيهِ كَلْبٌ.

13- أَبُو عَلِيّ عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ النَّضْرِ عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ يَحْيَى الْكِنْدِيٌّ عَنْ أَبِيهِ وَ كَانَ صَاحِبَ مِطْهَرَةِ أمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم: قَالَ جَبْرَئِيلُ علیه السلام:

إِنَّا لَا نَدْخُلُ بَيْتاً فِيهِ تِمْثَالٌ لَا يُوطاً.

11- ابن قداح گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمود:

پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم مرا در پی خراب کردن قبرها و شکستن عکس ها فرستاد.

12- عمرو بن خالد نظیر روایت دوم همین بخش را از امام باقر علیه السلام نقل می کند.

13- یحیی کندی - که آب وضوی امیرمؤمنان علی علیه السلام را آماده می ساخت - گوید: امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمود: پیامبر صلى الله عليه وسلم فرمود: جبرئیل علیه السلام گفت:

به راستی که ما به خانه ای که در آن عکس صورتی که لگد مال نمی شود وارد نمی شویم.

بخش شصت و ششم

(66)

الْحَدِيثُ مُخْتَصَرُ

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام:

بَعَثَنِي رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم إِلَى الْمَدِينَةِ فَقَالَ:

لَا تَدَعْ صُورَةً إِلَّا مَحَوْتَهَا وَ لَا قَبْراً إِلَّا سَوَّيْتَهُ وَ لَا كَلْباً إِلَّا قَتَلْتَهُ.

بخش شصت و هفتم

اشاره

(67)

بَابُ تَشْيِيدِ الْبِنَاءِ

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْفَضْلِ النَّوْفَلِيُّ عَنْ زِيَادِ بْنِ عَمْرِو الْجُعْفِيِّ عَمَّنْ حَدَّثَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

بخش شصت و ششم حدیثی کوتاه

1- سکونی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمود:

پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم مرا به مدینه فرستاد و فرمود: هیچ عکسی را وا مگذار مگر آن که آن را خراب کنی، هیچ قبری را وا مگذار مگر آن که آن را هموار و صاف گردانی و هیچ سگی را وا مگذار مگر آن که آن را به قتل برسانی.

بخش شصت و هفتم بنای مرتفع

1- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

إِنَّ اللَّهَ عزوجل وَكَّلَ مَلَكاً بِالْبِنَاءِ يَقُولُ لِمَنْ رَفَعَ سَقْفًا فَوْقَ ثَمَانِيَةِ أَذْرُعٍ: أَيْنَ تُرِيدُ يَا فَاسِقُ؟!

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ الْحَكَمِ وَ غَيْرِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ :

إِذَا كَانَ سَمْكَ الْبَيْتِ فَوْقَ سَبْعَةِ أَذْرُعِ - أَوْ قَالَ: ثَمَانِيَةِ أَذْرُعٍ - فَكَانَ مَا فَوْقَ السَّبْعِ وَ الثَّمَانِ الْأَذْرُعِ مُحْتَضَراً.

وَ قَالَ بَعْضُهُمْ: مَشَكُوناً.

3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ وَ عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ وَ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ جَمِيعاً عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ أَبِي مُحَمَّدٍ الْأَنْصَارِيِّ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ: شَكَا إِلَيْهِ رَجُلٌ عَبَثَ أَهْلِ الْأَرْضِ بِأَهْلِ بَيْتِهِ وَ بِعِيَالِهِ.

فَقَالَ: كَمْ سَقْفُ بَيْتِكَ؟

فَقَالَ: عَشْرَهُ أَدْرع.

به راستی که خدای متعال فرشته ای را به هر ساختمان موکل نموده است که به کسی که سقفی را بیشتر از هشت ذرع بالا ببرد می گوید: ای فاسق! کجا می خواهی بروی.

2- هشام بن حکم و دیگران گویند: امام صادق علیه السلام فرمود:

اگر ارتفاع خانه از هشت ذراع (4 متر) تجاوز کند فضای فوقانی آن قرارگاه پریان خواهد بود.

3- ابان بن عثمان گوید: مردی به امام صادق علیه السلام شکایت نمود که موجودات زمینی (مانند جن و ...) با اهل بیت و خانواده اش بازی می کنند.

فرمود: سقف خانه ات چه اندازه است؟

عرض کرد: ده ذرع.

فَقَالَ: اذْرَعْ ثَمَانِيَةَ أَذْرُعٍ ثُمَّ اكْتُبْ آيَةَ الْكُرْسِيِّ فِيمَا بَيْنَ الثَّمَانِيَةِ إِلَى الْعَشَرَةِ كَمَا تَدُورُ فَإِنَّ كُلَّ بَيْتٍ سَمْكَهُ أَكْثَرُ مِنْ ثَمَانِيَةِ أَذْرُعٍ فَهُوَ مُحْتَضَرٌ تَحْضُرُهُ الْجِنُّ يَكُونُ فِيهِ مَسْكَنُهُ.

4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مَرَّارٍ وَ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنْ يُونُسَ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ في سَمْكِ الْبَيْتِ:

إِذَا رُفِعَ ثَمَانِيَةَ أَذْرُعٍ كَانَ مَسْكُونَا فَإِذَا زَادَ عَلَى ثَمَانِيَةٍ فَلْيُكْتَبْ عَلَى رَأْسِ الثَّمَانِ آيَةُ الْكُرْسِيُّ.

5- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِي عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ حَمْزَةَ بْنِ حُمْرَانَ قَالَ: شَكَا رَجُلٌ إِلَى أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام وَ قَالَ: أَخْرَجَتْنَا الْجِنُّ عَنْ مَنَازِلِنَا.

فَقَالَ: اجْعَلُوا سُقُوفَ بُيُوتِكُمْ سَبْعَةَ أَذْرُعٍ وَ اجْعَلُوا الْحَمَامَ فِي أَكْنَافِ الدَّارِ.

قَالَ الرَّجُلُ : فَفَعَلْنَا ذَلِكَ فَمَا رَأَيْنَا شَيْئاً نَكْرَهُهُ بَعْدَ ذَلِكَ.

فرمود: هشت ذرع، ذرع کن، سپس بین ذرع هشتم تا دهم همان طور که گرداگرد منزل دور می زنی آیة الکرسی بنویس؛ زیرا هر خانه ای که سقف آن بیشتر از هشت ذرع باشد، آن اقامت گاهی برای جنیان خواهد بود که در آن حاضر می شوند و مسکن می گزینند.

4- راوی گوید: امام صادق علیه السلام درباره سقف خانه فرمود:

هنگامی که تا هشت ذرع بالا رود، محل سکونت است، پس هنگامی که از هشت ذرع بیشتر شود باید بر سر ذرع هشتم آیة الکرسی نوشته شود.

5- حمزة بن حمران گوید: مردی به امام باقر علیه السلام شکایت نمود و گفت: جنیان ما را از خانه های مان بیرون کرده اند.

فرمود: سقف خانه های خود را هفت ذرع بسازید و در کنار خانه کبوتر نگه داری کنید.

آن مرد گوید ما به دستور آن حضرت عمل کردیم و بعد از آن چیز ناپسندی مشاهده ننمودیم.

6- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ بَشِيرٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ زُرَارَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ : قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام:

ابْنِ بَيْتَكَ سَبْعَةَ أَذْرُعٍ فَمَا كَانَ فَوْقَ ذَلِكَ سَكَنَهُ الشَّيَاطِينُ إِنَّ الشَّيَاطِينَ لَيْسَتْ فِي السَّمَاءِ وَلَا فِي الْأَرْضِ وَإِنَّمَا تَسْكُنُ الْهَوَاءَ.

7- عَنْهُ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ وَ مُحَسِّنِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

إِذَا كَانَ الْبَيْتُ فَوْقَ ثَمَانِيَةِ أَذْرُعٍ فَاكْتُبْ فِي أَعْلَاهُ آيَةَ الْكُرْسِيِّ.

بخش شصت و هشتم

اشاره

(68)

بَابُ تَحْجِيرِ السُّطُوح

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ أَبِي عبد الله علیه السلام قَالَ:

6- محمد بن مسلم گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

خانه ات را هفت ذرع بساز؛ آن چه که بیشتر از هفت ذرع باشد، شیطان ها در آن سکونت می کنند به راستی که شیطان ها نه در آسمان هستند و نه در زمین؛ بلکه آنها در هوا سکونت دارند.

7- محمد بن اسماعیل گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هرگاه ارتفاع خانه فراتر از هشت ذرع باشد، در بالای آن آیة الکرسی بنویس.

نرده کشی

1- هشام بن حکم گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

نَهَى رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم أَنْ يُبَاتَ عَلَى سَطْحِ غَيْرِ مُحَجَّرٍ.

2- أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ سَهْلِ بْنِ الْيَسَع عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم:

مَنْ بَاتَ عَلَى سَطْحٍ غَيْرِ مُحَجَّرٍ فَأَصَابَهُ شَيْءٌ فَلَا يَلُومَنَّ إِلَّا نَفْسَهُ.

3- عَنْهُ عَنِ الْحَجَّالِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ بُكَيْرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام أَنَّهُ كَرِهَ أَنْ يَبِيتَ الرَّجُلُ عَلَى سَطْحِ لَيْسَتْ عَلَيْهِ حُجْرَةٌ وَ الرَّجُلٌ وَ الْمَرْأَةُ فِي ذلک سَوَاءٌ.

4- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام أَنَّهُ كَرِهَ الْبَيْتُونَةَ لِلرَّجُلِ عَلَى سَطْحِ وَحْدَهُ أَوْ عَلَى سَطْحِ لَيْسَتْ عَلَيْهِ حُجْرَةٌ وَ الرَّجُلُ وَالْمَرْأَةُ فِيهِ بِمَنْزِلَةٍ.

5- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ وَ غَيْرِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام فِي السَّطْح يُبَاتُ عَلَيْهِ وَ هُوَ غَيْرُ مُحَجَّرٍ قَالَ:

رسول خدا صلى الله عليه وسلم از خوابیدن در پشت بام بی دیوار نهی فرمود.

2- سهل بن یسع گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم فرمود:

هر کس روی بامی که دیوار ندارد بخوابد و بلا و آفتی به او برسد، جز خودش را سرزنش نکند.

3- محمد بن مسلم گوید:

امام صادق علیه السلام کراهت داشت که در پشت بام بی حفاظ بخوابند و در این حکم زن و مرد یکسانند.

4- محمد بن مسلم گوید:

امام صادق علیه السلام کراهت داشت که انسان تنها در پشت بام بخوابد، یا در پشت بامی بخوابد که دیوار و حفاظ نداشته باشد.

5- محمد بن ابو حمزه و دیگران گویند:

از امام صادق علیه السلام پرسیدند: اگر ایوانی بدون دیوار باشد و انسان در آن جا بخوابد چه حکمی دارد؟ فرمود:

يُجْزِيهِ أَنْ يَكُونَ مِقْدَارُ ارْتِفَاعِ الْحَائِطِ ذِرَاعَيْنِ.

6- عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ عِيصِ بْنِ الْقَاسِمِ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السلام عَن السَّطْح يُنَامُ عَلَيْهِ بِغَيْرِ حُجْرَةِ.

قَالَ: نَهَى رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم عَنْ ذَلِكَ.

فَسَأَلْتُهُ عَنْ ثَلَاثَةِ حِيطَانِ.

فَقَالَ: لَا إِلَّا أَرْبَعَةٌ.

قُلْتُ: كَمْ طُولُ الْحَائِطِ؟

قَالَ: أَقْصَرُهُ ذِرَاعٌ وَ شِبْرٌ.

بخش شصت و نهم

اشاره

(69)

بَابُ النَّوَادِر

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ السَّيَّارِيِّ قَالَ: حَدَّثَنِي شَيْخٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

اگر دیوار اطراف ایوان به اندازه یک متر برسد کفایت می کند.

6- عيص بن قاسم گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: در پشت بامی که دیوار ندارد می توان خوابید؟

فرمود: رسول خدا صلى الله عليه وسلم از خوابیدن در پشت بام بی دیوار نهی فرمود.

گفتم: اگر از سه جانب دیوار و حفاظ داشته باشد، کافی است؟

فرمود: نه، باید از چهار طرف حصار داشته باشد.

گفتم: ارتفاع دیوار تا چه حد کافی است؟

فرمود: کمترین حد ارتفاع سه وجب ( 80 سانتی متر) است.

چند روایت نکته دار

1- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

من مر العَيِش النقلَةُ من دَارٍ إلَى دار وأكل خُبز الشَرَى.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

مَنْ كَسَبَ مَالاً مِنْ غَيْرِ حِلُّهِ سَلَّطَ اللَّهُ عَلَيْهِ الْبَنَاءَ وَ الْمَاءَ وَ الطِّينَ.

3- ابْنُ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حُسَيْنِ بْنِ عُثْمَانَ قَالَ: رَأَيْتُ أَبَا الْحَسَنِ مُوسَى علیه السلام وَ قَدْ بَنَى بِمِنِّي بِنَاءً ثُمَّ هَدَمَهُ.

4- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطِ عَنْ دَاوُدَ الرَّقْيِّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللهِ عزوجل: (وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لَكِنْ لَا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ) قَالَ:

تَنقُضُ الْجُدُرِ تَسْبِيحُهَا.

5- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ سَعْدَانَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام:

از سختی زندگی انتقال از یک خانه به خانه دیگر و خوردن نان خشکیده است.

2- هشام بن حکم گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هر کس مالی را از غیر راه حلال به دست آورد خداوند ساختمان، آب و خاک را بر او مسلط می کند.

3- حسين بن عثمان گوید:

امام کاظم علیه السلام را دیدم که در منا ساختمانی ساخته بود و آن گاه آن را خراب نمود.

4- داوود رقی گوید: از امام صادق علیه السلام درباره فرموده خداوند: «و هیچ چیز نیست مگر آن که تسبیح حمد خداوند می گویند اما شما تسبیح آنان را متوجه نمی شوید» سؤال کردم.

فرمود: ترک برداشتن دیوارها که صدایی از آن شنیده می شود، تسبیح آن است.

5- اسحاق بن عمار گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

اكْنُسُوا أَفْنِيَتَكُمْ وَ لَا تَشَبَّهُوا بِالْيَهُودِ.

6- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطِ عَنْ عَمِّهِ يَعْقُوبَ بْنِ سَالِم رَفَعَهُ قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام:

لَا تُؤْوُوا التُّرَابَ خَلْفَ الْبَابِ فَإِنَّهُ مَأْوَى الشَّيَاطِينِ.

7- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ أَبِي جَمِيلَةَ عَنْ حُمَيْدٍ الصَّيْرَفِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

كُلُّ بِنَاءٍ لَيْسَ بِكَفَافٍ فَهُوَ وَبَالٌ عَلَى صَاحِبِهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ.

8- أَ عَنْهُ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ رَفَعَهُ إِلَى أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:

كَنْسُ الْبَيْتِ يَنْفِي الْفَقْرَ.

9- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

نَهَى رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم أَنْ يَدْخُلَ بَيْنَا مُظْلِماً إِلَّا بِمِصْبَاحٍ.

فضای اطراف خانه را جاروب کنید و مانند یهودیان نباشید.

6- یعقوب بن سالم در روایت مرفوعه ای گوید: امام علی علیه السلام فرمود:

خاکروبه را پشت درب قرار ندهید؛ زیرا آن، پناهگاه شیاطین است.

7- حمید صیرفی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هر خانه ای که اضافه بر نیاز باشد، روز قیامت وبال گردن صاحبش خواهد بود.

8- راوی گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:

جاروب کشیدن خانه، فقر و ناداری را می راند.

9 - سکونی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم نهی نمود که بدون چراغ وارد خانه تاریک شوند.

10- عَنْهُ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ مُحَمَّدِ الثَّقَفِيُّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْمُعَلَّى عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ الْخَطَّابِ رَفَعَهُ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

شَكَتْ أَسَافِلُ الْحِيطَانِ إِلَى اللهِ عزوجل مِنْ ثِقْل أَعَالِيهَا فَأَوْحَى اللَّهُ عزوجل إِلَيْهَا: يَحْمِلُ بَعْضُكُمْ بَعْضاً.

11- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ سَلَمَةَ بْنِ الْخَطَّابِ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ مَيْمُونٍ عَنْ عِيسَى بْنِ عَبْدِ اللهِ عَنْ جَدِّهِ قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم:

بَيْتُ الشَّيَاطِين مِنْ بُيُوتِكُمْ بَيْتُ الْعَنْكَبوتِ.

12- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السلام عَنْ إِغْلَاقِ الْأَبْوَابِ وَ إِيكَاءِ الْأَوَانِي وَإِطْفَاءِ السِّرَاج.

فَقَالَ: أَغْلِقْ بَابَكَ ، فَإِنَّ الشَّيْطَانَ لَا يَفْتَحُ بَاباً وَ أَطْفِ السِّرَاجَ مِنَ الْفُوَيْسِقَةِ وَ هِيَ الْفَأْرَةُ لَا تُحْرِقْ بَيْتَكَ وَ أَوْكِ الْإِنَاءَ.

10- ابراهيم بن خطاب در روایت مرفوعه ای گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

قسمت های پایین دیوارها به خداوند از سنگین بودن قسمت های بالایی شکایت نمودند. خداوند به آنها وحی نمود بعضی از شما بعضی دیگر را تحمل کند.

11- پدر بزرگ عیسی بن عبدالله گوید: امیرمؤمنان على علیه السلام فرمود: پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم فرمود:

خانه شیاطین در خانه های شما، همان خانه عنکبوت است.

12- سماعه گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: به هنگام خوابیدن، بستن درب خانه، سرپوش نهادن بر ظرف غذا و خاموش کردن مشعل لازم است؟

فرمود: درب خانه را قفل کن که شیطان قفل را نمی گشاید، چراغ نفتی و مشعل روغنی را خاموش کن تا فاسقک، یعنی موش خانگی خانه را به آتش نکشاند و بر ظرف غذا سرپوش بگذار که شیطان نتواند به غذا دستبرد بزند.

وَ رُوِيَ: أَنَّ الشَّيْطَانَ لَا يَكْشِفُ مُخَمَّراً يَعْنِي مُغَطَّى.

13- أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ رَفَعَهُ قَالَ: قَالَ الرَّضَا علیه السلام:

إِسْرَاجُ السِّرَاجِ قَبْلَ أَنْ تَغِيبَ الشَّمْسُ يَنْفِي الْفَقْرَ.

14- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيٌّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

كَانَ النَّبِيُّ صلى الله عليه وسلم إِذَا خَرَجَ فِي الصَّيْفِ مِنَ الْبَيْتِ خَرَجَ يَوْمَ الْخَمِيسِ وَ إِذَا أَرَادَ أَنْ يَدْخُلَ فِي الشَّتَاءِ مِنَ الْبَرْدِ دَخَلَ يَوْمَ الْجُمُعَةِ.

وَ رُوِيَ أَيْضاً: كَانَ دُخُولُهُ وَ خُرُوجُهُ لَيْلَةَ الْجُمُعَةِ.

15- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ: رَوَى أَبُو هَاشِمِ الْجَعْفَرِيٌّ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الثَّالِثِ علیه السلام قَالَ:

در روایت دیگری آمده است به راستی شیطان نمی تواند ظرف سرپوشیده ای را باز کند.

13- ابو علی اشعری در روایت مرفوعه ای گوید: امام رضا علیه السلام فرمود:

چراغ روشن کردن پیش از آن که خورشید غروب کند، فقر و ناداری را می راند.

14- سکونی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم هرگاه در تابستان از خانه بیرون می رفت روز پنج شنبه بیرون می رفت. و هرگاه می خواست برگردد در زمستان به خاطر سرما در روز جمعه به خانه وارد می شد.

هم چنین روایت شده است که آمدن و بیرون رفتن آن حضرت در شب جمعه بود.

15- أبو هاشم جعفری گوید: امام هادی علیه السلام فرمود:

إِنَّ اللهَ عزوجل جَعَلَ مِنْ أَرْضِهِ بِقَاعاً تُسَمَّى الْمَرْحُومَاتِ أَحَبَّ أَنْ يُدْعَى فِيهَا فَيُجِيبَ وَ إِنَّ اللهَ عزوجل جَعَلَ مِنْ أَرْضِهِ بِقَاعاً تُسَمَّى الْمُنْتَقِمَاتِ فَإِذَا كَسَبَ الرَّجُلُ مَالاً مِنْ غَيْرِ حِلِّهِ سَلَّطَ اللَّهُ عَلَيْهِ بُقْعَةً مِنْهَا فَأَنْفَقَهُ فِيهَا.

بخش هفتادم

اشاره

(70)

بَابُ كَرَاهِيَةِ أَنْ يَبِيتَ الْإِنْسَانُ وَحْدَهُ وَ الْخِصَالِ الْمَنْهِيِّ عَنْهَا لِعِلَّةٍ مَخُوفَةٍ.

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالِ عَنِ ابْنِ الْقَدَّاح عَنْ قَالَ: نَزَلْتُ عَلَى أَبِي جَعْفَرِ علیه السلام فَقَالَ:

يَا مَيْمُونُ مَنْ يَرْقُدُ مَعَكَ بِاللَّيْلِ؟أَ مَعَكَ غُلَامٌ؟

قُلْتُ: لا.

قَالَ: فَلَا تَنَمْ وَحْدَكَ، فَإِنَّ أَجْرَأَ مَا يَكُونُ الشَّيْطَانُ عَلَى الْإِنْسَانِ إِذَا كَانَ وَحْدَهُ.

به راستی که خداوند متعال زمین هایی به نام «مرحومات» قرار داده است که دوست دارد در آن مکان ها از او حاجت بخواهند و او اجابت کند و همانا خداوند متعال زمین هایی به نام «منقمات» قرار داده است. پس هرگاه شخصی مالی را از راه حرام به دست بیاورد، خداوند یکی از آن زمین ها را بر او مسلط می کند که آن شخص مالش را در آن خرج کند و به هدر دهد.

کراهت تنها خوابیدن

1- قداح گوید: به خدمت امام باقر علیه السلام رفتم، حضرت فرمود: ای میمون! در شب چه کسی با تو می خوابد؟ آیا غلامی همراهت داری؟

عرض کردم: نه.

فرمود: به تنهایی نخواب، چرا که شیطان بیشترین جرأت را هنگامی بر انسان دارد که تنها باشد.

2- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السلام قَالَ:

مَنْ تَخَلَّى عَلَى قَبْرِ أَوْ بَالَ قَائِماً أَوْ بَالَ فِي مَاءٍ قَائِمَاً أَوْ مَشَى فِي حِذَاءِ وَاحِدٍ أَوْ شَرِبَ قَائِماً أَوْ خَلَا فِي بَيْتٍ وَحْدَهُ وَ بَاتَ عَلَى غَمَرٍ فَأَصَابَهُ شَيْءٌ مِنَ الشَّيْطَانِ لَمْ يَدَعْهُ إِلَّا أَن يَشَاءَ اللهُ وَ أَسْرَعُ مَا يَكُونُ الشَّيْطَانُ إِلَى الْإِنْسَانِ وَ هُوَ عَلَى بَعْضٍ هَذِهِ الْحَالَاتِ، فَإِنَّ رَسُولَ اللهِ صلى الله عليه وسلم خَرَجَ فِي سَرِيَّةٍ فَأَتَى وَادِيَ مَجَنَّةٍ فَنَادَى أَصْحَابَهُ:

أَلَا لِيَأْخُذْ كُلُّ رَجُلٍ مِنْكُمْ بِيَدِ صَاحِبِهِ وَ لَا يَدْخُلَنَّ رَجُلٌ وَحْدَهُ وَ لَا يَمْضِي رَجُلٌ وَحْدَهُ.

قَالَ: فَتَقَدَّمَ رَجُلٌ وَحْدَهُ فَانْتَهَى إِلَيْهِ وَقَدْ صُرِعَ.

فَأُخْبِرَ بِذَلِكَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم فَأَخَذَ بِإِبْهَامِهِ فَغَمَزَهَا ثُمَّ قَالَ: بِسْمِ اللَّهِ اخْرُجْ خَبِيثُ أَنَا رَسُولُ اللهِ.

قَالَ: فَقَامَ.

2- محمد بن مسلم گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:

هرکس روی قبری قضای حاجت کند، یا ایستاده ادرار نماید، یا ایستاده در آب ادرار کند، یا با یک لنگه کفش راه برود یا ایستاده آب بنوشد یا تنها در خانه ای بماند، یا با دستان آلوده به چربی گوشت بخوابد و آفتی از شیطان به او برسد او را رها نخواهد کرد، مگر این که خداوند اراده کند و سریع ترین حالتی که شیطان به انسان آسیب می رساند حالتی است که انسان در یکی از این موارد قرار داشته باشد پس به راستی که پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم در یکی از جنگ ها خارج شد و به منطقه ای رسید که در آن جنّیان بودند. آن گاه به یاران خود ندا داد آگاه باشید هر کدام از شما باید دست رفیق خود را بگیرد و هیچ کس به تنهایی وارد نشود و تنهایی از این جا نگذرد.

پس مردی به تنهایی وارد شد و دچار صرع شد.

این خبر را به پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم گزارش دادند، حضرت صلى الله عليه وسلم انگشت ابهام او را گرفت و آن را فشرد سپس فرمود: بسم الله بیرون رو ای حیله گر! من پیامبر خدا هستم.

پس آن مرد بهبود یافت و برخاست.

3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيَّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ أَبَانِ الْأَحْمَرِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: قَالَ:

إِنَّ الشَّيْطَانَ أَشَدَّ مَا يَهُمُ بِالْإِنْسَانِ حِينَ يَكُونُ وَحْدَهُ خَالِياً لَا أَرَى أَنْ يَرْقُدَ وَحْدَهُ.

4- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ بْنِ مِهْرَانَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ عَنِ الرَّجُلِ يَبِيتُ فِي بَيْتٍ وَحْدَهُ.

فَقَالَ: إِنِّي لَأَكْرَهُ ذَلِكَ وَ إِنِ اضْطُرَّ إِلَى ذَلِكَ فَلَا بَأْسَ وَلَكِنْ يُكْثِرُ ذِكْرَ اللَّهِ فِي مَنَامِهِ مَا اسْتَطَاعَ.

5- عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ وَ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ طَلْحَةَ بْنِ زَيْدٍ عَنْ ابی عَبْدِ اللهِ علیه السلام أَنَّهُ كَرِهَ أَنْ يَنَامَ فِي بَيْتٍ لَيْسَ عَلَيْهِ بَابٌ وَ لَا سِتْرٌ.

6- وَ بِإِسْنَادِهِ قَالَ:

إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم كَرِهَ أَنْ يَدْخُلَ بَيْنَا مُظْلِماً إِلَّا بِسِرَاج.

3- محمد بن مسلم گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:

به راستی که شدیدترین زمانی که شیطان به انسان توجه می کند تا به او آسیب برساند زمانی است که انسان تنها باشد من روا نمی بینم که انسان تنهایی بخوابد.

4- سماعة بن مهران گوید: از امام صادق علیه السلام درباره کسی که تنها در خانه ای می خوابد پرسیدم.

فرمود: به راستی که من این عمل را مکروه می شمارم و اگر به این کار ناچار شود ایرادی ندارد. اما تا جایی که می تواند در رختخوابش نام خدا را به زبان آورد.

5- طلحة بن زيد گوید: امام صادق علیه السلام مکروه می شمرد که در خانه ای که نه درب دارد و نه پوششی بخوابند.

6- به همین سند گوید: پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم مکروه می داشت که بدون چراغ وارد خانه تاریک شوند.

7- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِيِّ عَنِ ابْنِ الْقَدَّاحِ عَنْ أَبِيهِ مَيْمُونٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام أَنَّهُ قَالَ لِمحَمَّدِ بْنِ سُلَيْمَانَ: أَيْنَ نَزَلْتَ؟

قَالَ: فِي مَكَانٍ كَذَا وَكَذَا.

قَالَ: مَعَكَ أَحَدٌ؟

قَالَ: لَا.

قَالَ: لَا تَكُنْ وَحْدَكَ تَحَوَّلْ عَنْهُ يَا مَيْمُونُ! فَإِنَّ الشَّيْطَانَ أَجْرَأَ مَا يَكُونُ عَلَى الْإِنْسَانِ إِذَا كَانَ وَحْدَهُ.

8- سَهْلْ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ صَفْوَانَ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السلام أَنَّهُ قَالَ:

7- میمون گوید: امام باقر علیه السلام به محمد بن سلیمان فرمود: در کجا اسکان یافته ای؟

عرض کرد:در فلان مکان.

فرمود: کسی همراهت است؟

عرض کرد: نه.

فرمود: ای میمون! تنها نباش؛ از تنهایی کناره گیر زیرا بیشترین جرأت را شیطان هنگامی بر انسان دارد که تنها باشد.

8- محمد بن مسلم گوید: امام (باقر یا امام صادق علیهما السلام) فرمود:

لَا تَشْرَبْ وَأَنْتَ قَائِمٌ وَ لَا تَبُلْ فِي مَاءٍ نَقِيع وَ لَا تَطفْ بِقَبْرِ وَ لَا تَخْلُ فِي بَيْتٍ وَحْدَكَ وَ لَا تَمْشِ فِي نَعْلِ وَاحِدٍ فَإِنَّ الشَّيْطَانَ أَسْرَعَ مَا يَكُونُ إِلَى الْعَبْدِ إِذَا كَانَ عَلَى بَعْضٍ هَذِهِ الْأَحْوَالِ.

وَ قَالَ: إِنَّهُ مَا أَصَابَ أَحَداً شَيْءٌ عَلَى هَذِهِ الْحَالِ فَكَادَ أَنْ يُفَارِقَهُ إِلَّا أَنْ يَشَاءَ الله عزوجل.

9- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيَّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ:

إِنَّ الشَّيْطَانَ أَشَدَّ مَا يَهُمُ بِالْإِنْسَانِ إِذَا كَانَ وَحْدَهُ فَلَا تَبِيتَنَّ وَحْدَكَ وَ لَا تُسَافِرَنَّ وَحْدَكَ.

10- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ جَمِيعاً عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الدُّهْقَانِ عَنْ دُرُسْتَ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عَبْدِ الْحَمِيدِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ مُوسَى علیه السلام قَالَ:

در حالی که ایستاده ای آب ننوش، در آب راکد ادرار نکن، روی قبر غائط نکن، در خانه ای تنها نباش، با یک لنگ کفش راه نرو؛ چراکه سریعترین زمانی که شیطان به انسان آسیب می رساند هنگامی است که انسان در یکی از این حالت ها قرار داشته باشد.

و فرمود: به راستی که ممکن نیست که آفتی که در یکی از این حالت به انسام برسد، نزدیک است که از بین برود، مگر آن که خداوند بخواهد.

9- حلبی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

به راستی سخت ترین زمانی که شیطان به انسان توجه دارد زمانی است که او تنها باشد؛ پس تنها نخوابید و تنها مسافرت نکنید.

10- ابراهیم بن عبدالحمید گوید: امام کاظم علیه السلام فرمود:

ثَلَاثَةٌ يُتَخَوَّفُ مِنْهَا الْجُنُونُ التَّغَوُّطُ بَيْنَ الْقُبُورِ وَ الْمَشْيُ فِي خُفْ وَاحِدٍ وَ الرَّجُلُ يَنَامُ وَحْدَهُ.

وَ هَذِهِ الْأَشْيَاءُ إِنَّمَا كُرِهَتْ لِهَذِهِ الْعِلَّةِ وَ لَيْسَتْ هِيَ بِحَرَامٍ.

تَمَّ كِتَابُ الزِّيِّ وَ التَّجَمُّلِ وَ الْمُرُوءَةِ وَ يَتْلُوهُ كِتَابُ الدَّوَاجِنِ بِعَوْنِ اللَّهِ تَعَالَى شَأنه.

سه چیز است که از آنها بیم دیوانگی می رود: دفع مدفوع در بین قبرها، راه رفتن با یک لنگه کفش و شخصی که تنهایی می خوابد.

این امور بدین جهت مکروه شده است؛ ولی حرام نیستند.

پایان کتاب احکام پوشش خود آرایی و جوانمردی و در پی آن به یاری خداوند متعال کتاب دام ها و دام پروری خواهد آمد.

کتاب دام ها و دام پروری (625 - 670)

اشاره

كِتَابُ الدَّوَاجِنِ

کتاب دام ها و دام پروری

بخش یکم

اشاره

(1)

بَابُ ارْتِبَاطِ الدَّابَّةِ وَ الْمَرْكُوبِ

1- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَمَّنْ أَخْبَرَهُ عَنِ ابْنِ طَيْفُورِ الْمُتَطَبِّبِ قَالَ: سَأَلَنِي أَبُو الْحَسَنِ علیه السلام: أَيَّ شَيْءٍ تَرْكَبُ؟

قُلْتُ: حِماراً.

فَقَالَ: بِكُم ابْتَعْتَهُ؟

قُلْتُ: بِثَلَاثَةَ عَشَرَ دِينَاراً.

فَقَالَ: إِنَّ هَذَا هُوَ السَّرَفُ أَنْ تَشْتَرِيَ حِمَارًا بِثَلَاثَةَ عَشَرَ دِينَاراً وَ تَدَعَ بِرْدَوْنَاً.

قُلْتُ: يَا سَيِّدِي! إِنَّ مَتُونَةَ الْبِرْدَوْنِ أَكْثَرُ مِنْ مَدُّونَةِ الْحِمَارِ.

قَالَ: فَقَالَ: إِنَّ الَّذِي يَمُونُ الْحِمَارَ يَمُونُ الْبِرْدَوْنَ. أَمَا عَلِمْتَ أَنَّ مَنِ ارْتَبَطَ دَابَّةٌ مُتَوَقِّعاً بِهِ أَمْرَنَا وَ يَغِيظُ بِهِ عَدُونَا وَ هُوَ مَنْسُوبٌ إِلَيْنَا أَدَرَّ اللَّهُ رِزْقَهُ وَ شَرَحَ صَدْرَهُ وَ بَلَغَهُ أَمَلَهُ وَ كَانَ عَوْناً عَلَى حَوَائِجِهِ؟!

نگه داری چارپا و حیوان سواری

1- ابن طيفور متطبب گوید: امام کاظم علیه السلام از من پرسید: سوار چه حیوانی می شوی؟

گفتم: درازگوش.

فرمود: آن را به چه قیمتی خریدی؟

گفتم: به سیزده دینار.

فرمود: به راستی که این اسراف است که دراز گوشی را به سیزده دینار بخری و اسب تاتاری را واگذاری.

گفتم: سرورم! هزینه نگهداری اسب تاتاری بیشتر از هزینه نگه داری دراز گوش است.

فرمود: همانا کسی که هزینه نگهداری دراز گوش را می پردازد، هزینه نگهداری اسب تاتاری را نیز می پردازد. مگر نمی دانی کسی که چارپایی را نگهداری کند که با آن چارپا منتظر امر قيام ما باشد و با آن به دشمن ما خشم بورزد در حالی که منسوب به ما باشد، خداوند رزق و روزی اش را جاری می کند سینه اش را فراخ می نماید آرزویش را به سرانجام می رساند و یاور او در نیازهایش باشد.

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جُنْدَبٍ قَالَ: حَدَّثَنِي رَجُلٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

تسْعَةُ أَعْشَارِ الرِّزْقِ مَعَ صَاحِبِ الدَّابَّةِ.

3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ جَمِيعاً عَنْ بَكْرِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ سُلَيْمَانَ الْجَعْفَرِيِّ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ علیه السلام قَالَ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ:

أَهْدَى أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام إِلَى رَسُولِ اللهِ صلى الله عليه وسلم أَرْبَعَةَ أَفْرَاسٍ مِنَ الْيَمَنِ.

فَقَالَ: سَمِّهَا لِي.

فَقَالَ: هِيَ أَلْوَانٌ مُخْتَلِفَةٌ.

قَالَ: فَفِيهَا وَضَحٌ؟

فَقَالَ: نَعَمْ فِيهَا أَشْقَرُ بِهِ وَضَحٌ.

قَالَ: فَأَمْسِكُهُ عَلَيَّ.

قَالَ: وَ فِيهَا كُمَيْتَانِ أَوْضَحَانِ.

2- یکی از اصحاب ما گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

نُه دهم روزی همراه صاحب چارپا است.

3- سلیمان جعفری گوید: امام کاظم علیه السلام فرمود:

امیرمؤمنان علی علیه السلام به پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم چهار اسب یمنی هدیه داد.

پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم فرمود: ای علی! آنها را برایم توصیف کن.

عرض کرد: آن اسب ها در رنگ های مختلفی هستند.

پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم فرمود: آیا در آنها سفیدی است؟

على مرتضی علیه السلام عرض کرد: یک اسب قرمز رنگ است که در آن سفیدی است.

پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم فرمود: پس آن را برایم نگه دار.

على مرتضی علیه السلام عرض کرد: و در آنها دو اسب سرخ مایل به سیاه است که در آنها سفیدی است.

فَقَالَ: أَعْطِهِمَا ابْنَيْكَ.

قَالَ: وَ الرَّابِعُ أَدْهَمُ بَهِيمٌ.

قَالَ: بِعْهُ وَ اسْتَخْلِفْ بِهِ نَفَقَةٌ لِعِيَالِكَ إِنَّمَا يُمْنُ الْخَيْلِ فِي ذَوَاتِ الْأَوْضَاحِ.

قَالَ: وَ سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السلام يَقُولُ:

كَرِهْنَا الْبَهِيمَ مِنَ الدَّوَابِّ كُلِّهَا إِلَّا الْحِمَارَ وَالْبَغْلَ وَ كَرِهْتُ شِيَةَ الْأَوْضَاحَ فِي الْحِمَارِ وَالْبَغْلِ الْأَلْوَنِ وَ كَرِهْتُ الْقُرْحَ فِي الْبَغْلِ إِلَّا أَنْ يَكُونَ بِهِ غُرَّةٌ سَائِلَةٌ وَ لَا أَشْتَهِيهَا عَلَى حَالٍ.

4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ رِئَابٍ قَالَ: قَالَ أَبُو عبد الله علیه السلام:

اشْتَر دَابَّةٌ فَإِنَّ مَنْفَعَتَهَا لَكَ وَ رِزْقَهَا عَلَى اللَّهِ عزوجل.

5- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ بَشِيرٍ عَنْ دَاوُدَ الرَّكِّيُّ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام:

پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم فرمود: آنها را به پسرانت ببخش.

على مرتضى علیه السلام عرض کرد: چهارمین اسب نیز ادهم خالص (سیاهی مایل به سفیدی) است.

پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم فرمود: آن را بفروش و با آن نفقه ای برای خانواده ات به جای گذار به راستی که میمنت و شگون اسب ها در اسب هایی است که لکه سفید دارند.

سلیمان گوید: هم چنین امام کاظم علیه السلام فرمود:

ما چارپایانی را که رنگ خالص دارند ناپسند می داریم جز دراز گوش و استر. من درازگوش سفید رنگ و استر را - هر رنگی که باشد - که دارای لکه های مختلف هستند ناپسند می دارم و سفیدی در پیشانی استر را ناپسند می دارم، جز این که سفیدی تا بینی اش باشد و به درازگوش و استری که سفیدی دارند علاقه ندارم.

4- علی بن رئاب گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

برای سواری، چارپا تهیه کن که منافع آن برای توست و روزی آن برعهده خداوند است.

5- داوود رقی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

مَنِ اشْتَرَى دَابَّةٌ كَانَ لَهُ ظَهْرُهَا وَ عَلَى اللَّهِ رِزْقُهَا.

6- سَهْلُ بْنُ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْوَلِيدِ عَنْ يُونُسَ بْنِ يَعْقُوبَ قَالَ: قَالَ لِي أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السلام:

اتَّخِذْ حِمَاراً يَحْمِلْ رَحْلَكَ، فَإِنَّ رِزْقَهُ عَلَى اللهِ.

قَالَ: فَاتَّخَذْتُ حِماراً وَكُنْتُ أَنَا وَ يُوسُفُ أَخِي إِذَا تَمَّتِ السَّنَةُ حَسَبْنَا نَفَقَاتِنَا فَنَعْلَمُ مِقْدَارَهَا فَحَسَبْنَا بَعْدَ شِرَاءِ الْحِمَارِ نَفَقَاتِنَا فَإِذَا هی كَمَا كَانَتْ فِي كُلِّ عَامٍ لَمْ تَزِدْ شَيْئاً.

7- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مَرْوَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

مِنْ سَعَادَةِ الْمُؤْمِنِ دَابَّةٌ يَرْكَبُهَا فِي حَوَائِجِهِ وَ يَقْضِي عَلَيْهَا حُقُوقَ إِخْوَانِهِ.

8- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم:

هرکس چارپایی بخرد، چارپا از آن او و روزی آن برعهده خداوند است.

6- یونس بن یعقوب گوید: امام صادق علیه السلام به من فرمود:

دراز گوشی تهیه کن تا اثاث تو را حمل کند؛ زیرا روزی آن برعهده خداوند است.

یونس گوید: من دراز گوشی خریدم و من و برادرم یوسف، هنگامی که سال به پایان رسید هزینه خود را حساب کردیم و مقدار آن را به دست آوردیم. آن گاه هزینه خود را پس از خرید درازگوش حساب کردیم و دیدیم هزینه های ما مانند هر ساله بود و چیزی اضافه نشده بود.

7- محمد بن مروان گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

از سعادت مؤمن این است که چارپایی داشته باشد که برای انجام کارهایش سوارش گردد و بر روی آن حقوق برادرانش را به جا آورد.

8- سکونی گوید امام صادق علیه السلام فرمود: پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم فرمود:

مِنْ سَعَادَةِ الْمَرْءِ الْمُسْلِمِ الْمَرْكَبُ الْهَنِيءُ.

9- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ وَ عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ جَمِيعاً عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ زِيَادٍ الْقَنْدِي عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام:

اتَّخِذُوا الدَّابَّةَ، فَإِنَّهَا زَيْنٌ وَ تُقْضَى عَلَيْهَا الْحَوَائِجُ وَ رِزْقُهَا عَلَى اللَّهِ جَلَّ ذِكْرُهُ.

قَالَ وَ حَدَّثَنِي بِهِ عَمَّارُ بْنُ الْمُبَارَكِ وَ زَادَ فِيهِ: وَ تَلْقَى عَلَيْهَا إِخْوَانَكَ.

وَ رُوِيَ أَنَّهُ قَالَ: عَجَبٌ لِصَاحِبِ الدَّابَّةِ كَيْفَ تَفُوتُهُ الْحَاجَةُ.

10- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ أَبِي الْبِلَادِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:

مِنْ شَقَاءِ الْعَيْشِ الْمَرْكَبُ السَّوْءُ.

از سعادت مرد مسلمان داشتن مرکب رام و خوش سوار است.

9- عبد الله بن سنان گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

چارپا تهیه کنید؛ چرا که آن زینت است به وسیله آن، نیازها انجام می شوند و روزی آن بر عهده خداوند است.

عبد الله بن سنان گوید: عمّار بن مبارک این حدیث را برایم نقل نمود و افزود:

أمام علیه السلام فرمود: و روی آن برادرانت را ملاقات می کنی.

و روایت شده است که ایشان فرمود: عجیب است برای صاحب چارپا که چگونه نیازش فوت شود!

10- علی بن مغیره گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:

از سختی زندگی داشتن مرکب بد است.

بخش دوم

اشاره

(2)

بَابُ نَوَادِرَ فِي الدَّوَابِّ

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

لِلدَّابَّةِ عَلَى صَاحِبِهَا سِتَّةُ حُقُوقِ: لَا يُحَمِّلُهَا فَوْقَ طَاقَتِهَا وَلَا يَتَّخِذُ ظَهْرَهَا مَجَالِسَ يَتَحَدَّثُ عَلَيْهَا وَ يَبْدَأُ بِعَلْفِهَا إِذَا نَزَلَ وَ لَا يَسِمُهَا وَلَا يَضْرِبُهَا فِي وَجْهِهَا فَإِنَّهَا تُسَبِّحُ وَ يَعْرِضُ عَلَيْهَا الْمَاءَ إِذَا مَرَّ بِهِ.

2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ أَبِي الْمَغْرَاءِ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ خَالِدٍ قَالَ فِيمَا أَظُنُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

رُنِي أَبُوذَرٌ رضی الله عنه يَسْقِي حِمَاراً بِالرَّبَذَةِ فَقَالَ لَهُ بَعْضُ النَّاسِ: أَ مَا لَكَ يَا أَبَا ذَرًا مَنْ يَكْفِيكَ سَفْيَ الْحِمَارِ؟

فَقَالَ: سَمِعْتُ رَسُولَ اللهِ صلى الله عليه وسلم يَقُولُ:

روایت های نکته دار درباره چارپایان

1- سکونی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

چارپا شش حق بر صاحب خود دارد: بیشتر از توانش از آن بار نکشد، پشت آن را محل نشستن قرار ندهد که روی آن سخن گوید، هنگامی که پیاده شد ابتدا علوفه آن را بدهد، بر آن نشانه و داغ نگذارد، به صورتش ضربه نزند؛ زیرا آن تسبیح خداوند می گوید و هنگامی که از کنار آب می گذرد به آن آب دهد.

2- سليمان بن خالد گوید: گمان می کنم امام صادق علیه السلام فرمود:

مشاهده شد که ابوذر رضی الله عنه در ربذه به درازگوشی آب می دهد.

بعضی از مردم به او گفتند: آیا کسی را نداری که تو را از آب دادن به دراز گوش بی نیاز کند؟!

ابوذر گفت: از پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم شنیدم که می فرمود:

«مَا مِنْ دَابَّةٍ إِلَّا وَ هِيَ تَسْأَلُ اللهَ كُلَّ صَبَاح: اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي مَلِيكاً صَالِحاً يُشْبِعُنِي مِنَ الْعَلَفِ وَ يُرْوِينِي مِنَ الْمَاءِ وَ لَا يُكَلِّفُنِي فَوْقَ طَاقَتِي».

فَأَنَا أُحِبُّ أَنْ أَسْقِيَهُ بِنَفْسِي.

3- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْن مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ طَرْخَانَ النَّخَّاسِ قَالَ: مَرَرْتُ بِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام وَقَدْ نَزَلَ الْحِيرَةَ فَقَالَ لِي: مَا عِلَاجُكَ؟

قُلْتُ: نَخَاسٌ.

فَقَالَ: أَصِبْ لِي بَغْلَةً فَضْحَاءَ.

قُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! وَ مَا الْفَضْحَاءُ؟

قَالَ: دَهْمَاءُ بَيْضَاءُ الْبَطْنِ بَيْضَاءُ الْأَفْحَاجِ بَيْضَاءُ الْجَحْفَلَةِ.

قَالَ: فَقُلْتُ: وَ اللهِ! مَا رَأَيْتُ مِثْلَ هَذِهِ الصَّفَةِ.

فَرَجَعْتُ مِنْ عِنْدِهِ فَسَاعَةً دَخَلْتُ الْخَنْدَقَ إِذَا أَنَا غُلَامٌ قَدْ أَشْفَى عَلَى بَغْلَةٍ عَلَى هَذَا الصِّفَةِ فَسَأَلْتُ الْغُلَامَ لِمَنْ هَذِهِ الْبَغْلَةُ؟

«هیچ چارپایی نیست مگر آن که هر صبح از خداوند چنین می خواهد: خداوندا! به من صاحبی شایسته عطا کن که از علوفه سیرم کند و از آب سیرابم سازد و بیشتر از توانم مرا تکلیف نکند».

پس دوست دارم که خودم به او آب بدهم.

3- طَرْخان نخاس گوید: به خدمت امام صادق علیه السلام که در حیره منزل کرده بود شرفیاب شدم.

حضرت به من فرمود: شغلت چیست؟

گفتم: مال فروشم.

فرمود: قاطری برایم تهیه کن که اندکی سفید باشد و سفیدی آن شدید نباشد.

گفتم: فدایتان گردم! قاطر اندکی سفید دیگر چیست؟

فرمود: قاطر سیاهی است که شکمش بین پاهایش و پوزه آن سفید است.

گفتم: به خدا سوگند! چنین قاطری را ندیده ام.

از نزد ایشان بازگشتم در همان ساعتی که وارد خندق شدم دیدم که غلامی سوار بر قاطری به همین صفت بود.

از غلام پرسیدم: این قاطر از آن کیست؟

فَقَالَ: لِمَوْلَايَ.

قُلْتُ: يَبيعُهَا؟

قَالَ: لَا أَدْرِي.

فَتَبِعْتُهُ حَتَّى أَتَيْتُ مَوْلَاهُ فَاشْتَرَيْتُهَا مِنْهُ وَ أَتَيْتُهُ بِهَا.

فَقَالَ: هَذِهِ الصِّفَةُ الَّتِي أَرَدْتُهَا.

قُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ ! ادْعُ اللَّهَ لِي.

فَقَالَ: أَكْثَرَ اللَّهُ مَالَكَ وَ وَلَدَكَ.

قَالَ: فَصِرْتُ أَكْثَرَ أَهْلِ الْكُوفَةِ مَالاً وَ وَلَداً.

4- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ يَحْيَى عَنْ جَدِّهِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم:

لَا تَضْرِبُوا الدَّوَابُ عَلَى وُجُوهِهَا، فَإِنَّهَا تُسَبِّحُ بِحَمْدِ اللهِ.

قَالَ: وَ فِي حَدِيثٍ أَخَرَ لَا تَسِمُوهَا فِي وُجُوهِهَا.

گفت: از آن مولای من است.

گفتم: آن را می فروشد؟

گفت: نمی دانم.

من در پی او رفتم تا این که نزد مولای غلام رسیدم و قاطر را از او خریدم و نزد امام علی علیه السلام آوردم.

فرمود: این گونه قاطر می خواستم.

گفتم: قربانتان گردم! برایم دعا کنید.

فرمود: خداوند مال و فرزندت را فراوان سازد.

طرخان گوید: من بین مردم کوفه بیشترین مال و فرزند را دارا شدم.

4- محمد بن مسلم گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم فرمود:

به صورت چارپایان ضربه نزنید؛ زیرا تسبیح خداوند می گوید.

و در حدیثی دیگر چنین است در صورت آنها داغ نگذارید.

5- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ يَسَارٍ عَنْ عُبَيْدِ اللهِ الدُّهْقَانِ عَنْ دُرُسْتَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم.

إِذَا عَثَرَتِ الدَّابَّةُ تَحْتَ الرَّجُلِ فَقَالَ لَهَا: تَعَسْتِ؟ تَقُولُ: تَعَسَ أَعْصَانَا لِلرَّبِّ.

6- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ الْجَعْفَرِيِّ رَفَعَهُ قَالَ: سَأَلْتُ الصَّادِقَ علیه السلام مَتَى أَضْرِبُ دَابَّتِي تَحْتِي؟

فَقَالَ: إِذَا لَمْ تَمْشِ تَحْتَكَ كَمَشْيَتِهَا إِلَى مِذْوَدِهَا.

7- وَ رُوِيَ عَنِ النَّبِيِّ صلى الله عليه وسلم أَنَّهُ قَالَ:

اضْرِبُوهَا عَلَى النِّفَارِ وَلَا تَضْرِبُوهَا عَلَى الْعِثَارِ.

8- حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الْخَشَّابِ عَنِ ابْنِ بَفَّاح عَنْ مُعَاذٍ الْجَوْهَرِيٌّ عَنْ عَمْرِو بْنِ جُمَيْعِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم:

لَا تَتَوَرَّكُوا عَلَى الدَّوَابٌ وَلَا تَتَّخِذُوا ظُهُورَهَا مَجَالِسَ.

5- درست گوید: امام صادق علیه السلام فرمود پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم فرمود:

هرگاه چارپا زمین بخورد و شخص سوار آن بگوید: «هلاک گردی!» چارپا می گوید: «هلاک گردد آن که بیشتر پروردگارش را معصیت می کند!» (یعنی من تو را بیشتر نافرمانی می کنم یا تو پروردگارت را؟!).

6- علی بن ابراهیم جعفری در روایت مرفوعه ای گوید:

از امام صادق علیه السلام پرسیدم: چه هنگامی چارپایی را که بر آن سوارم بزنم؟

فرمود: هرگاه تو سوار آن هستی مانند رفتنش به چراگاهش راه نمی رود.

7- از پیامبر صلى الله عليه وسلم روایت شده است که فرمود: چارپایان را به جهت سرکشی بزنید و به جهت زمین خوردن نزنید.

8- عمرو بن جمیع گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم فرمود:

روی یک ران چارپا ننشینید و کمر آنها محل نشستن قرار ندهید.

9- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنِ ابْنِ رِنَابٍ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ قَالَ: كَانَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ علیهما السلام يَقُولُ:

مَا بَهِمَتِ الْبَهَائِمُ فَلَمْ تُبْهُمْ عَنْ أَرْبَعَةٍ مَعْرِفَتِهَا بِالرَّبِّ وَ مَعْرِفَتِهَا بِالْمَوْتِ وَ مَعْرِفَتِهَا بِالْأُنْثَى مِنَ الذَّكَرِ وَ مَعْرِفَتِهَا بِالْمَرْعَى عَنِ الْخِصْبِ.

10- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: لِكُلِّ شَيْءٍ حُرْمَةٌ وَ حُرْمَةُ الْبَهَائِم فِي وُجُوهِهَا.

11- أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنِ الْحَجَّالِ وَ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ ثَعْلَبَةَ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ سَالِمٍ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

مَهُمَا أَبْهِمَ عَلَى الْبَهَائِمِ مِنْ شَيْءٍ فَلَا يُبْهمُ عَلَيْهَا أَرْبَعَةً خِصَالٍ: مَعْرِفَةٌ أَنَّ لَهَا خَالِقاً وَ مَعْرِفَةٌ طَلَبِ الرِّزْقِ وَ مَعْرِفَةُ الذَّكَرِ مِنَ الْأُنْثَى وَمَخَافَةُ الْمَوْتِ.

12- سَهْلُ بْنُ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ شَمُونٍ عَنِ الْأَصَمُ عَنْ مِسْمَعِ بْنِ عَبْدِ الْمَلِكِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم:

9- ابو حمزه گوید: امام سجاد علیه السلام فرمود:

هر چقدر که چارپایان تشخیص ندهند، از چهار چیز ناآگاه نیستند: شناختن پروردگار، شناختن مرگ، شناختن تفاوت مؤنث با مذکر و شناختن چراگاه سرسبز.

10- سکونی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هر چیزی حرمتی دارد و حرمت چارپایان در صورت آنهاست.

11- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هر اندازه که اشیا بر چارپایان مجهول و مبهم باشد، چهار چیز بر آنان مجهول نیست: شناختن این که خالقی دارد، شناختن طلب رزق و روزی، شناخت مذکر از مؤنث و ترس از مرگ.

12- مسمع بن عبدالملک نظیر بخش دوم روایت هفتم همین بخش را از امام صادق علیه السلام از پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم نقل می کند.

اضْرِبُوهَا عَلَى النِّفَارِ وَ لَا تَضْرِبُوهَا عَلَى الْعِثَارِ.

13- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ يَحْيَى عَنْ جَدِّهِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدِ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ جَعْفَر قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السلام يَقُولُ:

عَلَى كُلِّ مَنْخِرِ مِنَ الدَّوَابِّ شَيْطَانٌ فَإِذَا أَرَادَ أَحَدُكُمْ أَنْ يُلْحِمَهَا فَلْيُسَمَّ اللَّهَ عزوجل.

14- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنِ ابْنِ رِنَابٍ عَنْ أَبِي عُبَيْدَةَ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السلام قَالَ:

أَيُّمَا دَابَّةٍ اسْتَصْعَبَتْ عَلَى صَاحِبِهَا مِنْ لِجَامِ وَ نِفَارٍ فَلْيَقْرَأُ فِي أُذُنِهَا أَوْ عَلَيْهَا: (أَفَغَيْرَ دِينِ اللَّهِ يَبْغُونَ وَ لَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ طَوْعاً وَكَرْهاً وَ إِلَيْهِ يُرْجَعُونَ).

15- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ قَالَ: قَالَ أبو عَبْدِ اللهِ علیه السلام:

إِنَّ مِنَ الْحَقِّ أَنْ يَقُولَ الرَّاكِبُ لِلْمَاشِي: الطَّرِيقَ.

وَ فِي نُسْخَةٍ أُخْرَى: إِنَّ مِنَ الْجَوْرِ أَنْ يَقُولَ الرَّاكِبُ لِلْمَاشِي: الطَّرِيقَ.

13- يعقوب بن جعفر گوید: از امام کاظم علیه السلام شنیدم که می فرمود:

بر هر سوراخ بینی چارپایان شیطانی است پس هرگاه یکی از شما اراده کند آن را لگام زند باید نام خدای متعال را به زبان آورد.

14- ابوعبیده گوید: امام (باقر یا امام صادق علیهما السلام) فرمود:

هر چارپایانی که کار را بر صاحبش سخت کند؛ هنگام لگام زدن و سرکشی کردن در گوش آن یا روی آن بخواند: (أَفَغَيْرَ دِينِ اللهِ يَبْغُونَ وَلَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ طَوْعاً وَكَرْهاً وَإِلَيْهِ يُرْجَعُونَ).

15- هشام بن سالم گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

به راستی که یکی از حقوق این است که سواره به پیاده بگوید «الطريق»؛ «راه باز کن».

در نسخه دیگری چنین آمده است به راستی که از جفاها این است که سواره به پیاده بگوید: «الطريق».

16- وَ بِإِسْنَادِهِ قَالَ:

خَرَجَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ وَ هُوَ رَاكِبٌ فَمَشَوْا مَعَهُ.

فَقَالَ: أَلَكُمْ حَاجَةٌ؟

قَالُوا: لَا وَ لَكِنَّا نُحِبُّ أَنْ نَمْشِيَ مَعَكَ.

فَقَالَ لَهُمُ: انْصَرِفُوا فَإِنَّ مَشْيَ الْمَاشِي مَعَ الرَّاكِبِ مَفْسَدَةٌ لِلرَّاكِبِ وَ مَذَلَّةٌ لِلْمَاشِي.

17- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الدِّهْقَانِ عَنْ دُرُسْتَ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عَبْدِ الْحَمِيدِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلی الله علیه وسلم.

إِذَا رَكِبَ الرَّجُلُ الدَّابَّةَ فَسَمَّى رَدِفَهُ مَلَك يَحْفَظُهُ حَتَّى يَنْزِلَ وَ إِذَا رَكِبَ وَ لَمْ يُسَمٌ رَدِفَهُ شَيْطَانٌ فَيَقُولُ لَهُ: تَغَنَّ. فَإِنْ قَالَ لَهُ: لَا أُحْسِنُ قَالَ لَهُ: تَمَنَّ، فَلَا يَزَالُ يَتَمَنَّى حَتَّى يَنْزِلَ.

16- هشام گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: امیرمؤمنان علی علیه السلام خارج شد درحالی که سواره بود، مردم نیز همراه آن حضرت راه می رفتند.

حضرت علیه السلام فرمود: آیا حاجتی دارید؟

عرض کردند: نه؛ اما ما دوست داریم که همراه شما راه برویم.

فرمود: برگردید، زیرا راه رفتن پیاده به همراه سواره، باعث مفسده برای سواره و خواری برای پیاده است.

17- ابراهیم بن عبدالحمید گوید: امام کاظم علیه السلام فرمود: پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم فرمود:

هرگاه انسان سوار چارپایی شود و نام خداوند را ذکر کند فرشته ای ترک آن سواری شود و از او محافظت می کند تا این که او پیاده گردد و هرگاه سوار شود و نام خدا را نبرد شیطان ترک آن سوار می شود و به او می گوید: آواز بخوان پس اگر شخص به او بگوید: بلد نیستم شیطان به او می گوید «آرزو کن»؛ یعنی قصد گناه کن. پس او همین طور آرزو می کند تا این که پیاده گردد.

وَ قَالَ مَنْ قَالَ إِذَا رَكِبَ الدَّابَّةَ: بِسْمِ اللهِ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ (الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي هَدَانَا لهَذَا) الْآيَةَ وَ (سُبْحَانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنَا هَذَا وَ مَا كُنَّا لَهُ مُقْرِنِينَ) حُفِظَتْ لَهُ نَفْسُهُ وَ دَابَّتُهُ حَتَّى يَنْزِلَ .

18- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ أَوْ غَيْرُهُ رَفَعَهُ قَالَ: خَرَجَ عَبْدُ الصَّمَدِ بْنُ عَلِيٍّ وَ مَعَهُ جَمَاعَةٌ فَبَصُرَ بِأَبِي الْحَسَنِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ علیه السلام مُقْبِلاً رَاكِباً بَغْلاً فَقَالَ لِمَنْ مَعَهُ: مَكَانَكُمْ حَتَّى أَضْحِكَكُمْ مِنْ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ.

فَلَمَّا دَنَا مِنْهُ قَالَ لَهُ: مَا هَذِهِ الدَّابَّةُ الَّتِي لَا تُدْرِكُ عَلَيْهَا النَّارَ وَلَا تَصْلُحُ عِنْدَ النَّزَالِ؟

فَقَالَ لَهُ أَبُو الْحَسَنِ علیه السلام: تَطَأْطَأَتْ عَنْ سُموّ الْخَيْلِ وَ تَجَاوَزَتْ قُمُوءَ الْعَيْرِ وَخَيْرُ الْأُمُورِ أَوْسَطُهَا.

فَأَفْحِمَ عَبْدُ الصَّمَدِ فَمَا أَحَارَ جَوَاباً.

و هرکس هنگامی که سوار چارپا می شود بگوید: «بسم الله لا حول ولا قوة الا بالله» (الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي هَدَانَا لِهَذَا وَمَا كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْلَا أَنْ هَدَانَا اللَّهُ لَقَدْ جَاءَتْ رُسُلُ رَبِّنَا بِالْحَقِّ وَنُودُوا أَن تِلْكُمُ الْجَنَّةُ أُورِثْتُمُوهَا بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ) (سُبْحَانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنَا هَذَا وَمَا كُنَّا لَهُ مُقْرِنِينَ) خودش و چارپایش محافظت می شود تا این که پیاده گردد.

18- على بن ابراهیم راوی دیگری در روایت مرفوعه ای گوید: عبدالصمد بن علی به همراه گروهی خارج شد، پس امام کاظم علیه السلام را که سوار بر قاطری بود مشاهده کرد. به همراهانش گفت: سر جای خود باشید تا شما را توسط موسی بن جعفر علیه السلام بخندانم (نعوذ بالله!).

هنگامی که نزدیک آن حضرت شد به ایشان گفت: این چارپا چیست که نمی توان بر روی آن خون خواهی نمود و موقع صلح نیز، خوب و به درد بخور نیست.

امام علیه السلام به او فرمود: استر از سرکشی اسب، آرام تر و از زبونی درازگوش، قوی تر است. و «بهترین امور، میانه آن است».

پس عبد الصمد درمانده شد و جوابی نداد.

19- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِهِ عَنْ عَلِيٍّ بْنِ أَسْبَاطِ عَنْ عَمِّهِ يَعْقُوبَ بْنِ سَالِمٍ رَفَعَهُ قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام:

قَالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم:

لَا يَرْتَدِفْ ثَلَاثَةٌ عَلَى دَابَّةٍ فَإِنَّ أَحَدَهُمْ مَلْعُونٌ.

بخش سوم

اشاره

(3)

بَابُ آلَاتِ الدَّوَابِّ

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ:

السَّرْجُ مَرْكَبُ مَلْعُونُ لِلنِّسَاءِ.

2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ: سُئِلَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنْ جُلُودِ السَّبَاعِ.

19 - يعقوب بن سالم در روایت مرفوعه ای گوید: امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمود: پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم فرمود:

سه نفر بر یک چارپا سوار نشوند؛ زیرا یکی از آنان مورد لعنت قرار می گیرد.

ساز و برگ چارپا

1- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

زین مرکبی است که برای زنان ملعون است.

2- سماعه گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدند: پوست درندگان چه حکمی دارد؟

فَقَالَ: ارْكَبُوهَا وَ لَا تَلْبَسُوا شَيْئاً مِنْهَا تُصَلُّونَ فِيهِ.

3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنِ الْعَمْرَكِيَّ بْنِ عَلِيَّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَخِيهِ أَبِي الْحَسَنِ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ السَّرْجِ وَ اللَّجَامِ فِيهِ الْفِضَّةُ أَ يُرْكَبُ بِهِ؟

فَقَالَ: إِنْ كَانَ مُمَوَّهاً لَا يُقْدَرُ عَلَى نَزْعِهِ فَلَا بَأْسَ وَ إِلَّا فَلَا تَرْكَبْ بِهِ.

4- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَنَانِ بْنِ سَدِيرٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام يَقُولُ: قَالَ النَّبِيُّ صلی الله علیه وسلم لِعَلِي علیه السلام:

إِيَّاكَ أَن تَرْكَبَ مِيثَرَةً حَمْرَاءَ؛ فَإِنَّهَا مِيثَرَةُ إِبْلِيسَ.

5- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيَّ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي هَاشِمٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ أَبِي يَحْيَى الْمَدِينِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام:

أَنَّ عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ علیهما السلام كَانَ يَرْكَبُ عَلَى قَطِيفَةٍ حَمْرَاءَ.

امام صادق علیه السلام فرمود: بر روی پوست بنشینید و بر زین آن سوار شوید؛ اما اگر از پوست درندگان پوستین تهیه شود، با آن نماز نخوانید.

3- علی بن جعفر علیه السلام برادر امام کاظم علیه السلام گوید:

از ایشان پرسیدم: زین و لگامی که در آن نقره به کار رفته است، می توان سوار شد؟

فرمود: اگر نقره طوری به کار رفته باشد که کندن آن ممکن نباشد، ایرادی ندارد وگرنه سوار آن نشو.

4- حنان بن سدیر گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود:

پیامبر صلی الله علیه وسلم به حضرت علی علیه السلام فرمود:

بپرهیز از این که سوار پالان حریر و دیباج سرخ گردی زیرا آن، پالان ابلیس است.

5- ابراهيم بن ابو یحیی مدینی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

امام سجاد علیه السلام سوار بر قطیفه و زیرانداز سرخ می شد.

6- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ شَمُونٍ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَانِ عَنْ مِسْمَعِ بْنِ عَبْدِ الْمَلِكِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

كَانَتْ بُرَةُ نَاقَةِ رَسُولِ اللهِ صلی الله علیه وسلم مِنْ فِضَّةٍ.

بخش چهارم

اشاره

(4)

بَابُ اتِّخَاذِ الْإِبِلِ

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ:

إِنَّ عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ علیهما السلام كَانَ لَيَبْتَاعُ الرَّاحِلَةَ بِمِائَةِ دِينَارٍ يُكْرِمُ بِهَا نَفْسَهُ .

2- أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنِ الْحَجَّالِ عَنْ صَفْوَانَ الْجَمَّالِ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام:

لَوْ يَعْلَمُ النَّاسُ كُنْهَ حُمْلَانِ اللهِ لِلضَّعِيفُ مَا غَالَوْا بِبَهِيمَةٍ.

6- مسمع بن عبدالملک گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

حلقه بینی شتر پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم از نقره بود.

نگهداری شتر

1- عبد الله بن سنان گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

به راستی که امام سجاد علیه السلام صد دینار طلا می داد و یک شتر نجیب سواری می خرید تا عزت و احترام او محفوظ بماند.

2- صفوان جمال گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

اگر مردم این حقیقت و مفهوم را می دانستند که خداوند وسیله سواری شخص ضعیف و بی مکنت را فراهم می کند، قیمت چارپا را گران نمی کردند.

3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ غِيَاتِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم:

إِنَّ عَلَى ذِرْوَةِ كُلِّ بَعِيرٍ شَيْطَانَاً فَامْتَهِنُوهَا لِأَنْفُسِكُمْ وَ ذَلِّلُوهَا وَ اذْكُرُوا اسْمَ اللهِ فَإِنَّمَا يَحْمِلُ اللَّهُ عزوجل.

4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ:

لَوْ يَعْلَمُ الْحَاجُ مَا لَهُ مِنَ الْحُمْلَانِ مَا غَالَ أَحَدٌ بِبَعِيرِ.

5- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَمْرٍو عَنْ سُلَيْمَانَ الرَّحَالِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَبِي يَعْفُورٍ قَالَ:

مَرَّ بِي أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السلام وَ أَنَا أَمْشِي عَرْضَ نَاقَتِي فَقَالَ: مَا لَكَ لَا تَرْكَبُ؟

فَقُلْتُ: ضَعْفَتْ نَاقَتِي فَأَرَدْتُ أَنْ أُخَفِّفَ عَنْهَا.

3- غیاث بن ابراهیم گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم فرمود:

به راستی که روی کوهان هر شتری شیطانی قرار دارد، پس آن را به خدمتگزاری خود و ادارید و آن شیطان آن را ذلیل و خوار گردانید و نام خداوند را ذکر کنید؛ چرا که فقط خداوند حمل می کند و حیوان سواری در اختیار خداوند است.

4- هشام بن حکم گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

اگر حاجیان بدانند که از سواری بر شتران لاغر چه منقبتی را تحصیل می کنند، برای شترهای فربه بهای گرانی نمی پرداختند.

5- عبد الله بن ابی یعفور گوید: امام صادق علیه السلام از کنارم می گذشت در حالی که در کنار شترم راه می رفتم به من فرمود: تو را چه شده است که سوار نمی شوی؟

عرض کردم: شترم ضعیف شده است و من خواستم که بارش را سبک کنم.

فَقَالَ: رَحِمَكَ اللهُ ارْكَبْ، فَإِنَّ اللَّهَ يَحْمِلُ عَنِ الضَّعِيفِ وَالْقَوِيُّ.

6- عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

نَهَى رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم أَنْ يُتَخَطَّى القِطَارُ.

قِيلَ: يَا رَسُولَ اللهِ! وَ لِمَ؟

قَالَ: إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ قِطَارٍ إِلَّا وَ مَا بَيْنَ الْبَعِيرِ إِلَى الْبَعِيرِ شَيْطَانٌ.

7- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ حُسَيْنِ بْنِ عُمَرَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ أَبِيهِ قَالَ: اشْتَرَيْتُ إِبلاً وَ أَنَا بِالْمَدِينَةِ مُقِيمٌ فَأَعْجَبَنِي إِعْجَابًا شَدِيداً فَدَخَلْتُ عَلَى أَبِي الْحَسَنِ الْأَوَّلِ علیه السلام فَذَكَرْتُهَا لَهُ.

فَقَالَ: مَا لَكَ وَ لِلإِبل؟ أَمَا عَلِمْتَ أَنَّهَا كَثِيرَةُ الْمَصَائِبِ؟!

قَالَ: فَمِنْ إِعْجَابِي بِهَا أَكْرَيْتُهَا وَ بَعَثْتُ بِهَا مَعَ غِلْمَانٍ لِي إِلَى الْكُوفَةِ.

قَالَ: فَسَقَطَتْ كُلُّهَا فَدَخَلْتُ عَلَيْهِ فَأَخْبَرْتُهُ.

فَقَالَ: (فَلْيَحْذَرِ الَّذِينَ يُخَالِفُونَ عَنْ أَمْرِهِ أَنْ تُصِيبَهُمْ فِتْنَةٌ أَوْ يُصِيبَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ).

فرمود: خداوند تو را رحمت کند! سوار شو؛ زیرا خداوند ضعیف و قوی را حمل می کند.

6- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم نهی نمود که از بین قطار شترها عبور کنند.

عرض کردند: ای پیامبر خدا! چرا!

فرمود: به راستی که قطار شتری نیست جز این که مابین شتری تا شتر دیگر شیطانی قرار دارد.

7- عمر بن یزید گوید:

در مدینه مقیم بودیم چند شتر مورد پسندم قرار گرفت و همۀ آنها را خریدم. بعد به خدمت امام کاظم علیه السلام شرفیاب شدم و ماجرای خود را گزارش کردم.

امام کاظم علیه السلام فرمود: تو را با شترداری چه کار است؟ مگر نمی دانی که شترداری پر مصیبت است؟

اما من به شترها بسیار خوشبین بودم از این رو آنها را به کرایه دادم و با غلامان خودم به کوفه فرستادم ولی همه آنها از بین رفتند.

بعدها به خدمت امام کاظم علیه السلام رسیدم و از بین رفتن شترها را گزارش کردم.

امام کاظم علیه السلام این آیه قرآن را زمزمه کرد: «آنان که از فرمان خدا سر می تابند باید برحذر باشند که بلایی بر سر آنان فرود آید و یا عذاب دردناکی طومار زندگی آنان را در هم پیچد».

8- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنِ الْحَجَّالِ عَنْ صَفْوَانَ الْجَمَالِ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام:

يَا صَفْوَانُ! اشْتَرِ لِي جَمَلاً وَ خُذْهُ أَشْوَهَ، فَإِنَّهُ أَطْوَلُ شَيْءٍ أَعْمَارَاً.

فَاشْتَرَيْتُ لَهُ جَمَلاً بِثَمَانِينَ دِرْهَمَا فَأَتَيْتُهُ بِهِ.

وَ فِي حَدِيثٍ أَخَرَ قَالَ : اشْتَرِ السُّودَ الْقِبَاحَ، فَإِنَّهَا أَطْوَلُ شَيْءٍ أَعْمَاراً.

9- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ الْقَدَّاحِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام وَ عَنْ أَبِيهِ مَيْمُونٍ قَالَ:

خَرَجْنَا مَعَ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام إِلَى أَرْضِ طِيبَةَ وَ مَعَهُ عَمْرُو بْنُ دِينَارٍ وَأُنَاسٌ مِنْ أَصْحَابِهِ فَأَقَمْنَا بِطِيبَةَ مَا شَاءَ اللهُ وَ رَكِبَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام عَلَى جَمَلٍ صَعْبٍ.

فَقَالَ لَهُ عَمْرُو بْنُ دِينَارٍ : مَا أَصْعَبَ بَعِيرَكَ!

8- صفوان جمال گوید: امام صادق علیه السلام به من فرمود:

ای صفوان! یک شتر برای من خریداری کن و باید که بد قیافه باشد که عمر آنها پایدارتر است.

من شتری را به هشتاد درهم خریدم و نزد آن حضرت آوردم.

در روایت دیگری آمده است که آن حضرت فرمود: شتر سیاه و بد قیافه ای بخر که عمر آنها پایدارتر است.

9- ابن قداح از امام صادق علیه السلام و پدرش میمون نقل می کند و می گوید:

ما همراه امام باقر علیه السلام به مدینه رفتیم درحالی که عمرو بن دینار و عده ای از یاران حضرت علیه السلام همراه ایشان بودند و تا جایی که خداوند می خواست در مدینه ماندیم.

روزی امام باقر علیه السلام سوار شتری سرکش شد.

عمرو بن دینار به ایشان عرض کرد: چقدر شتر شما سرکش است!

فَقَالَ: أَوَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ رَسُولَ اللهِ صلى الله عليه وسلم قَالَ:

إِنَّ عَلَى ذِرْوَةِ كُلِّ بَعِيرٍ شَيْطَانَاً فَامْتَهِنُوهَا وَ ذَلِّلُوهَا وَ اذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَيْهَا فَإِنَّمَا يَحْمِلُ اللهُ؟!

ثُمَّ دَخَلَ مَكَّةَ وَ دَخَلْنَا مَعَهُ بِغَيْرِ إِحْرَامٍ.

10- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ السِّنْدِي عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ رَجُلٍ عَنِ ابْنِ أَبِي يَعْفُورٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ:

إِيَّاكُمْ وَالْإِبِلَ الْحُمْرَ، فَإِنَّهَا أَقْصَرُ الإِبل أَعْمَاراً.

11- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام يَقُولُ:

إِنَّ اللهَ وعزوجل اخْتَارَ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ شَيْئًا اخْتَارَ مِنَ الْإِبِلِ النَّاقَةَ وَ مِنَ الْغَنَمِ الضَّائِنَةَ.

فرمود: مگر نمی دانی که پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم فرمود:

به راستی که بر کوهان هر شتری، شیطانی است. پس آن را به خدمت گزاری و ادارید و خوارش نمایید و نام خداوند را بر آن ذکر کنید؛ زیرا فقط خداوند حمل می کند.

سپس امام باقر علیه السلام وارد مکه شد و ما نیز همراه ایشان بدون احرام وارد شدیم.

10- ابن ابى یعفور گوید: از امام باقر علیه السلام شنیدم که می فرمود:

از شتر سرخ بپرهیزید! چرا که عمر آن از دیگر شتران کوتاه تر است.

11- عبدالله بن سنان گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود:

به راستی که خداوند از هر چیزی یکی را انتخاب نموده است از شتر، شتر ماده و از گوسفند، گوسفند نر را برگزیده است.

بخش پنجم

اشاره

(5)

بَابُ الْغَنَمِ

1- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ جَعْفَرٍ قَالَ: قَالَ لِي أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السلام:

يَا بُنَيَّ! اتَّخِذِ الْغَنَمَ وَلَا تَتَّخِذِ الْإِبِلَ.

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ عَمْرِو بْنِ أَبَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم:

نِعْمَ الْمَالُ الشَّاةُ.

3- أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِي عَنْ عُبَيْسِ بْنِ هِشَامٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم:

نَظَفُوا مَرَابِضَهَا وَ امْسَحُوا رُغَامَهَا.

گوسفند

1- اسحاق بن جعفر گوید: امام صادق علیه السلام به من فرمود:

پسرم گوسفند نگه داری کن ولی شتر نگه داری نکن.

2- عمرو بن ابان گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

رسول خدا صلى الله عليه وسلم فرمود: گوسفند بهترین سرمایه است.

3- عبدالله بن سنان گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم فرمود:

طویله گوسفند را تمیز و بینی آن را پاک کنید؛ (یعنی به بینی آن دست بکشید تا احساس راحتی کند).

4- وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

إِذَا اتَّخَذَ أَهْلُ بَيْتٍ شَاةً أَتَاهُمُ اللهُ بِرِزْقِهَا وَ زَادَ فِي أَرْزَاقِهِمْ وَ ارْتَحَلَ الْفَقْرُ عَنْهُمْ مَرْحَلَةٌ.

فَإِنِ اتَّخَذَ شَاتَيْنِ أَتَاهُمُ اللَّهُ بِأَرْزَاقِهِمَا وَ زَادَ فِي أَرْزَاقِهِمْ وَ ارْتَحَلَ الْفَقْرُ عَنْهُمْ مَرْحَلَتَيْنِ.

فَإِنِ اتَّخَذُوا ثَلَاثَةَ أَتَاهُمُ اللَّهُ بِأَرْزَاقِهِمْ وَارْتَحَلَ الْفَقْرُ عَنْهُمْ رَأْساً.

5- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَجْلَانَ قَالَ : سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرِ علیه السلام يَقُولُ:

مَا مِنْ أَهْلِ بَيْتٍ يَكُونُ عِنْدَهُمْ شَاةٌ لَبُونٌ إِلَّا قُدِّسُوا فِي كُلِّ يَوْمٍ مَرَّتَيْنِ.

قُلْتُ: وَكَيْفَ يُقَالُ لَهُمْ؟

قَالَ: يُقَالُ لَهُمْ: بُورِكْتُمْ بُورِكْتُمْ.

4- عبد الله بن سنان گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هرگاه خانواده ای یک رأس گوسفند را نگه داری کنند، خداوند روزی آن را نزدشان می فرستد، رزق و روزی آنان را می افزاید و فقر از نزد آنان تا یک منزل مسافت کوچ می دهد. پس اگر دو رأس گوسفند نگه داری کنند خداوند روزي آن دو رأس را نزد آنان می فرستد، روزی آنان را می افزاید و فقر را تا مسافت دو منزل از نزد آنان کوچ می دهد. پس اگر سه رأس گوسفند نگه داری کنند خداوند روزی آنها را نزد آن خانواده می فرستد و فقر را به طور کامل از نزد آنان کوچ می دهد.

5- محمد بن عجلان گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود:

هیچ خانواده ای نیست که نزدشان گوسفند شیرداری باشد، مگر این که در هر روز دو بار تقدیس می شوند.

عرض کردم: چگونه به آنان تقدیس گفته می شود؟

فرمود: به آنان گفته می شود با برکت گردید! با برکت گردید!.

6- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مَارِدٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام يَقُولُ:

مَا مِنْ مُؤْمِنٍ يَكُونُ فِي مَنْزِلِهِ عَنْزٌ حَلُوبٌ إِلَّا قُدِّسَ أَهْلُ ذَلِكَ الْمَنْزِلِ وَ بُورِكَ عَلَيْهِمْ.

فَإِنْ كَانَتَا اثْنَتَيْنِ قُدِّسُوا وَ بُورِكَ عَلَيْهِمْ فِي كُلِّ يَوْمٍ مَرَّتَيْنِ.

قَالَ: فَقَالَ بَعْضُ أَصْحَابِنَا : وَكَيْفَ يُقَدِّسُونَ؟

قَالَ: يَقِفُ عَلَيْهِمْ مَلَكَ فِي كُلِّ صَبَاحٍ فَيَقُولُ لَهُمْ: قُدِّسْتُمْ وَ بُورِكَ عَلَيْكُمْ وَ طِبْتُمْ وَ طَابَ إِدَامُكُمْ.

قَالَ: قُلْتُ لَهُ: وَ مَا مَعْنَى قُدِّسْتُمْ؟

قَالَ: طُهِّرْتُمْ.

7- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ أبِي جَمِيلَةَ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم لِعَمَّتِهِ:

6- محمد بن مارد گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود:

هیچ مؤمنی در خانه اش بز ماده شیردهی نگه داری نمی کند مگر آن که اهل آن خانه تقدیس می شوند و برکات بر آنان نازل می گردد، پس اگر دو رأس بز ماده شیرده داشته باشد، در هر روز دو بار تقدیس می شوند و برکات بر آنان نازل می گردد.

یکی از یاران ما عرض کرد چگونه تقدیس می شوند؟

فرمود: هر روز فرشته ای نزد آنان می ایستد و به آنان می گوید: «تقدیس گردید، برکات بر شما نازل گردد، پاکیزه گردید و خورش شما پاکیزه گردد!».

عرض کردم: معنی «تقدیس گردید» چیست؟

فرمود: یعنی پاکیزه گشتید.

7- جابر گوید: امام باقر علیه السلام فرمود: پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم به عمه خود فرمود:

مَا يَمْنَعُكِ أَنْ تَتَّخِذِي فِي بَيْتِكِ بَرَكَةً؟

قَالَتْ: يَا رَسُولَ اللَّهِ وَ مَا الْبَرَكَةُ؟

قَالَ: شَاةٌ تُحْلَبُ، فَإِنَّهُ مَنْ كَانَ فِي دَارِهِ شَاةٌ تُحْلَبُ أَوْ نَعْجَةٌ أَوْ بَقَرَةٌ تُحْلَبُ فَبَرَكَاتُ كُلُّهُنَّ.

8- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزِ عَنْ أَبِي الْجَارُودِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:

دَخَلَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم عَلَى أُمِّ سَلَمَةَ فَقَالَ لَهَا: مَا لِي لَا أَرَى فِي بَيْتِكِ الْبَرَكَةَ؟

قَالَتْ: بَلَى وَالْحَمْدُ لِلَّهِ، إِنَّ الْبَرَكَةَ لَفِي بَيْتِي.

فَقَالَ: إِنَّ اللهَ عزوجل أَنْزَلَ ثَلَاثَ بَرَكَاتٍ: الْمَاءَ وَ النَّارَ وَ الشَّاةَ.

9- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ سُلَيْمَانَ الْجَعْفَرِيِّ رَفَعَهُ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

مَا مِنْ أَهْلِ بَيْتٍ تَرُوحُ عَلَيْهِمْ ثَلَاثُونَ شَاةً إِلَّا لَمْ تَزَلِ الْمَلَائِكَةُ تَحْرُسُهُمْ حَتَّى يُصْبِحُوا.

چه چیزی تو را باز می دارد که در خانه ات برکتی نگه داری کنی؟!

عرض کرد: ای پیامبر خدا! برکت چیست؟

فرمود: گوسفندی که دوشیده شود؛ همانا کسی که در خانه اش یک رأس گوسفند یا میش ماده یا گاوی باشد که دوشیده شود؛ پس همه آنها برکت اند.

8- ابو جارود گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:

روزی پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم نزد ام سلمه آمد و به او فرمود: چه شده است که در خانه ات برکت نمی بینم؟

عرض کرد: آری و «الحمد لله» برکت در خانه ام وجود دارد.

فرمود: به راستی که خداوند سه برکت نازل نموده است: آب، آتش و گوسفند.

9- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هیچ خانواده ای نیست که شبانگاهان سی راس گوسفند نزد آنان باز گردند، جز این که همواره فرشتگان از آنان پاسداری می دهند تا این که صبح شود.

بخش ششم

اشاره

(6)

بَابُ سِمَةِ الْمَوَاشِي

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ يُونُسَ بْنِ يَعْقُوبَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام: أَسِمُ الْغَنَمَ فِي وُجُوهِهَا؟

قَالَ: سِمْهَا فِي آذَانِهَا.

2- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنْ سِمَةِ الْمَوَاشِي.

فَقَالَ: لَا بَأْسَ بِهَا إِلَّا فِي الْوُجُوهِ.

داغ نهادن چارپایان

1- يونس بن يعقوب گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم با آهن گداخته صورت گوسفندها را علامت بنهم؟

فرمود: فقط گوش گوسفند را می توانی داغ کنی.

2- عبدالله بن سنان گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم داغ نهادن دام ها و چارپایان چه صورت دارد؟

فرمود: به استثنای صورت مانعی ندارد.

بخش هفتم

اشاره

(7)

بَابُ الْحَمَامِ

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ وَ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ وَهْبٍ قَالَ: الْحَمَامُ مِنْ طُيُورِ الْأَنْبِيَاءِ علیهم السلام.

2- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْن مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عَبْدِ الأَعْلَى مَوْلَى آلِ سَام قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام يَقُولُ:

إِنَّ أَوَّلَ حَمَامٍ كَانَ بِمَكَّةَ حَمَامٌ لِإِسْمَاعِيلَ علیه السلام.

3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَفْصِ بْنِ الْبَخْتَرِي عَنْ ابیعَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ:

إِنَّ أَصْلَ حَمَامِ الْحَرَمِ بَقِيَّةُ حَمَامِ كَانَ لِإِسْمَاعِيلَ بْنِ إِبْرَاهِيمَ ةِ اتَّخَذَهَا كَانَ يَأْنَسُ بِهَا.

کبوتر

1- معاوية بن وهب گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

کبوتر از پرندگان محبوب پیامبران است.

2- عبد الأعلی مولی آل سام گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

نخستین کبوتری که در مکه بود، کبوتری از آن حضرت اسماعیل علیه السلام بود.

3- حفص بن بختری گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

کبوتران حرم مکه از نسل آن کبوترانی به وجود آمده اند که اسماعیل، فرزند ابراهیم خلیل علیهما السلام به آنها آب و دانه می داد و با آنها مأنوس بود.

فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام: يُسْتَحَبُّ أَنْ تَتَّخِذَ طَيْراً مَقْصُوصاً تَأْنَسُ بِهِ مَخَافَةَ الْهَوَامُ.

4- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ صَالِحٍ بْنِ أَبِي حَمَّادٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عَائِذٍ عَنْ خَدِيجَةَ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام يَقُولُ:

هَذِهِ الْحَمَامُ حَمَامُ الْحَرَمِ هِيَ مِنْ نَسْلِ حَمَامِ إِسْمَاعِيلَ بْنِ إِبْرَاهِيمَ علیه السلام الَّتِي كَانَتْ لَهُ.

5- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ صَالِحٍ بْنِ أَبِي حَمَّادٍ وَ الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ جَمِيعاً عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عَائِذٍ عَنْ أَبِي خَدِيجَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

لَيْسَ مِنْ بَيْتٍ فِيهِ حَمَامٌ إِلَّا لَمْ يُصِبْ أَهْلَ ذَلِكَ الْبَيْتِ آفَةٌ مِنَ الْجِنِّ إِنَّ سُفَهَاءَ الْجِنِّ يَعْبَثُونَ فِي الْبَيْتِ فَيَعْبَثُونَ بِالْحَمَامِ وَ يَتْرُكُونَ الْإِنْسَانَ.

6- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عُبَيْدِ اللَّهِ الدُّهْقَانِ عَنْ دُرُسْتَ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

امام صادق علیه السلام فرمود: مستحب است انسان پرنده پر چیده ای نگه داری کند و با آن از بیم حشرات گزنده مأنوس شود.

4- ابو خدیجه گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود:

این کبوتران - کبوتران حرم مكه - از نسل کبوتر اسماعیل بن ابراهیم علیهما السلام هستند.

5- ابو خدیجه گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هر خانه ای که در آن کبوتر باشد، آسیبی از جنیان به اهل آن خانه نمی رسد؛ چرا که جنیان نادان و سفیه در خانه ها بازی می کنند پس با کبوتر بازی می کنند و انسان را وا می گذارند.

6- عبد الله بن سنان گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

شَكَا رَجُلٌ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم الْوَحْشَةَ فَأَمَرَهُ أَنْ يَتَّخِذَ فِي بَيْتِهِ زَوْجَ حَمَامٍ.

7- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْجَامُورَانِيِّ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ صَنْدَلٍ عَنْ زَيْدِ الشَّحَامِ قَالَ: ذُكِرَتِ الْحَمَامُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فَقَالَ:

اتَّخِذُوهَا فِي مَنَازِلِكُمْ، فَإِنَّهَا مَحْبُوبَةٌ لَحِقَتْهَا دَعْوَةُ نُوحٍ وَ هِيَ أَنَسُ شَيْءٍ فی البيوت.

8- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ رَجُلٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ أَبِي سَلَمَةَ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام:

الْحَمَامُ طَيْرٌ مِنْ طُيُورِ الْأَنْبِيَاءِ علیه السلام الَّتِي كَانُوا يُمْسِكُونَ فِي بُيُوتِهِمْ وَ لَيْسَ مِنْ بَيْتٍ فِيهِ حَمَامٌ إِلَّا لَمْ تُصِبْ أَهْلَ ذَلِكَ الْبَيْتِ آفَةٌ مِنَ الْجِنِّ إِنَّ سُفَهَاءَ الْجِنِّ يَعْبَثُونَ الْبَيْتِ فَيَعْبَتُونَ بالْحَمَام وَ يَدَعُونَ النَّاسَ.

قَالَ: فَرَأَيْتُ فِي بُيُوتِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام حَمَاماً لِابْنِهِ إِسْمَاعِيلَ.

شخصی از ترس و وحشت به پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم شکایت نمود. پیامبر صلى الله عليه وسلم به او دستور داد که در خانه اش یک جفت کبوتر نگه دارد.

7- زید شحّام گوید: نزد امام صادق علیه السلام سخن از کبوتر شد.

فرمود: آن را در خانه های خود نگه دارید؛ زيرا آن، دوست داشتنی است. دعوت نوح علیه السلام در هنگام طوفان به او رسید و آن انس گیرنده ترین حیوان در خانه هاست.

8- ابو سلمه گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

کبوتر، یکی از پرندگان پیامبران علیهم السلام است که در خانه های خود نگه می داشتند. خانه ای که در آن کبوتر باشد به افراد این خانواده آسیبی از جانب جنیان نخواهد رسید. به راستی که جنیان نادان در خانه ها بازی می کنند از این رو آنان با کبوتر بازی می کنند و انسان را رها می نمایند.

ابو سلمه گوید: من در خانه امام صادق علیه السلام کبوتری دیدم که از آن اسماعیل علیه السلام پسر آن حضرت بود.

9- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ يَحْيَى عَنْ جَدِّهِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدِ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ جَعْفَرٍ قَالَ: قَالَ أَبُو الْحَسَنِ علیه السلام - وَ نَظَرَ إِلَى حَمَامٍ فِي بَيْتِهِ: -

مَا مِنِ انْتِفَاضٍ يَنْتَفِضُ بِهَا إِلَّا نَفَّرَ اللهُ بِهَا مَنْ دَخَلَ الْبَيْتَ مِنْ عُرْمَةِ أَهْلِ الْأَرْضِ.

10- عَنْهُ عَنِ الْجَامُورَانِي عَنِ ابْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ صَنْدَلٍ عَنْ دَاوُدَ بْنِ فَرْقَدٍ قَالَ: كُنتُ جَالِساً فِي بَيْتِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فَنَظَرْتُ إِلَى حَمَامِ رَاعِبِي يُقَرْقِرُ طَوِيلاً.

فَنَظَرَ إِلَيَّ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السلام فَقَالَ: يَا دَاوُدُ! تَدْرِي مَا يَقُولُ هَذَا الطَّيْرُ؟

قُلْتُ: لَا وَ اللَّهِ! جُعِلْتُ فِدَاكَ!

قَالَ: يَدْعُو عَلَى قَتَلَةِ الْحُسَيْنِ علیه السلام فَاتَّخِذُوا فِي مَنَازِلِكُمْ.

11- عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِقٍ عَنْ رَجُلٍ عَنْ يَحْيَى الْأَزْرَقِ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام يَقُولُ:

إِنَّ حَفِيفَ أَجْنِحَةِ الْحَمَامِ لَتَطْرُدُ الشَّيَاطِينَ .

9- يعقوب بن جعفر گوید: امام صادق علیه السلام به کبوتری که در خانه ایشان بود نگاه نمود و فرمود:

هیچ حرکتی کبوتر انجام نمی دهد مگر آن که خداوند توسط آن، طلسم و چشم زخم مردم را از کسانی که داخل آن خانه می شوند دور می کند.

10- داوود بن فرقد گوید: من در خانه امام صادق علیه السلام نشسته بودم که کبوتر راعبی را مشاهده کردم که آواز طولانی سر می داد.

امام علیه السلام به من نگاه نمود و فرمود: ای داوود! می دانی این پرنده چه می گوید؟

عرض کردم: قربانتان گردم! نه، به خدا سوگند.

فرمود: بر قاتلان امام حسین علیه السلام نفرین می کند؛ پس آن را در خانه های خود نگه دارید.

11- یحیی ازرق گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

به راستی که صدای بال زدن کبوتر شیطان ها را دور می کند.

12- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ رَفَعَهُ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام:

إِنَّ اللهَ عزوجل يَدْفَعُ بِالْحَمَامِ عَنْ هَدَّةِ الدَّارِ.

13- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

اتَّخِذُوا الْحَمَامَ الرَّاعِبِيَّةَ فِي بُيُوتِكُمْ ، فَإِنَّهَا تَلْعَنُ قَتَلَةَ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِي وَلَعَنَ اللهُ قَاتِلَهُ.

14- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ بَكْرِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ عُثْمَانَ الْأَصْبَهَانِي قَالَ:

اسْتَهْدَانِي إِسْمَاعِيلُ بْنُ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام فَأَهْدَيْتُ لَهُ طَيْراً رَاعِبيّاً.

فَدَخَلَ أَبو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فَقَالَ: اجْعَلُوا هَذَا الطَّيْرَ الرَّاعِبِيَّ مَعِي فِي الْبَيْتِ يُونِسُنِي.

قَالَ: وَ قَالَ عُثْمَانُ: دَخَلْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام وَ بَيْنَ يَدَيْهِ حَمَامٌ يَفْتُ لَهُنَّ خُبْراً.

12- سهل بن زیاد در روایت مرفوعه ای گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

به راستی که خداوند متعال به خاطر کبوتر، خراب شدن خانه را بر طرف می کند.

13- سکونی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

در خانه های خود کبوتر راعبی نگه دارید؛ زیرا کبوتر راعبی قاتلان حسین بن علی علیهما السلامرا لعنت می کند و خداوند قاتل آن حضرت را لعنت کند!

14- عثمان اصفهانی گوید: اسماعیل پسر امام صادق علیه السلام از من هدیه خواست. من به او كبوتر راعبی هدیه دادم. امام علیه السلام وارد شد و فرمود: این کبوتر راعبی را همراه من در خانه قرار دهید تا با من انس گیرد.

عثمان گوید: من خدمت امام صادق علیه السلام شرفیاب شدم در حالی که نزد آن حضرت کبوتری بود که حضرتش برای آن نان خُرد می کرد.

15- عَنْهُ عَنْ بَكْرِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ أَشْعَثَ بْنِ مُحَمَّدٍ الْبَارِقِيِّ عَنْ عَبْدِ الْكَرِيمِ بْنِ صَالِحٍ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام فَرَأَيْتُ عَلَى فِرَاشِهِ ثَلَاثَ حَمَامَاتٍ خُضْرٍ قَدْ ذَرِّقْنَ عَلَى الْفِرَاشِ فَقُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! هَؤُلَاءِ الْحَمَامُ تَقْذَرُ الْفِرَاشَ.

فَقَالَ: لَا، إِنَّهُ يُسْتَحَبُّ أَنْ تُسْكَنَ فِي الْبَيْتِ.

16- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبَانِ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ:

كَانَ فِي مَنْزِلِ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم زَوْجُ حَمَامٍ أَحْمَرُ.

17- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَمْرٍو عَنْ إِبْرَاهِيمَ السِّنْدِي عَنْ يَحْيَى الْأَزْرَقِ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السلام:

احْتَفَرَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام بِتْراً فَرَمَوْا فِيهَا فَأُخْبِرَ بِذَلِكَ فَجَاءَ حَتَّى وَقَفَ عَلَيْهَا فَقَالَ:

لَتَكُفَّنَّ - أَوْ لَأُسْكِنَنَّهَا - الْحَمَامَ.

15- عبد الکریم بن صالح گوید: حضور امام صادق علیه السلام شرفیاب شدم. بر روی فرش خانه آن حضرت سه کبوتر سبزرنگ مشاهده نمودم که روی فرش فضله انداخته بودند، عرض کردم: قربانتان گردم! این فرش را کبوترها کثیف کرده اند!؟

فرمود: نه، به راستی که مستحب است که کبوتران در خانه اسکان داده شوند.

16- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

در خانه پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم یک جفت کبوتر سرخ رنگ بود.

17- یحیی ازرق گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

امیرمؤمنان علی علیه السلام چاهی کند. در آن چاه مردم توسط جنیان و شیاطین سنگباران می شدند. به حضرت گزارش دادند. حضرتش بر سر آن چاه آمد و فرمود: دست نگه می دارید یا در این چاه کبوتر سکونت دهم؟!

ثُمَّ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام: إِنَّ حَفِيفَ أَجْنِحَتِهَا تَطْرُدُ الشَّيَاطِينَ.

18- عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا قَالَ : ذُكِرَ الْحَمَامُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فَقَالَ لَهُ رَجُلٌ: إِنَّهُ بَلَغَنِي أَنَّ عُمَرَ رَأَى حَمَاماً يَطِيرُ وَ رَجُلٌ تَحْتَهُ يَعْدُو فَقَالَ عُمَرُ: شَيْطَانٌ يَعْدُو تَحْتَهُ شَيْطَانٌ.

فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السلام: مَا كَانَ إِسْمَاعِيلُ عِنْدَكُمْ؟

فَقِيلَ: صِدِّيق.

فَقَالَ: إِنَّ بَقِيَّةَ حَمَامِ الْحَرَمِ مِنْ حَمَامِ إِسْمَاعِيلَ.

19- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ أَبِي نَصْرٍ قَالَ:

سَأَلَ رَجُلُ الرِّضَا عَنِ الزَّوْجِ مِنَ الْحَمَامِ يُفْرِخُ عِنْدَهُ يَتَزَوَّجُ الطَّيْرُ أُمَّهُ وَ ابنته.

قَالَ: لَا بَأْسَ بِمَا كَانَ بَيْنَ الْبَهَائِمِ.

سپس امام صادق علیه السلام فرمود: به راستی که صدای بال زدن کبوتر، شیاطین را می راند.

18- راوی گوید: نزد امام صادق علیه السلام سخن از کبوتر شد مردی به آن حضرت گفت: به من خبر رسیده است که عُمر مشاهده کرد که کبوتری پرواز می کند و شخصی در زیر آن می دود.

عمر گفت: شیطانی است که شیطانی در زیر آن می دود.

امام صادق علیه السلام فرمود: اسماعیل نزد شما چگونه فردی است؟ گفته شد مورد تصدیق است.

فرمود: به راستی که کبوتران باقی مانده حرم مکه از نسل کبوتر اسماعیل هستند.

19- ابن ابی نصر گوید: مردی به امام رضا علیه السلام عرض کرد: من یک جفت کبوتر را تربیت کردم و آنها تخمگذاری کردند و جوجه خود را پرورش دادند. ولی بعداً جوجه نر با مادرش جفت شد و کبوتر نر با دختر خودش جفت شد با این جفتگیری گوشت آنها حرام نمی شود؟

فرمود: آن چه در میان حیوانات و جانوران می گذرد، اشکالی پدید نمی آورد.

بخش هشتم

اشاره

(8)

بَابُ إِرْسَالِ الطَّيْرِ

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عُذَافِرٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السلام عَنِ الطَّيْرِ يُرْسَلُ مِنَ الْبَلَدِ الْبَعِيدِ الَّذِي لَمْ يَرَهُ قَط فَيَأْتِي.

فَقَالَ: يَا ابْنَ عُذَافِرٍ! هُوَ يَأْتِي مَنْزِلَ صَاحِبِهِ مِنْ ثَلَاثِينَ فَرْسَحْاً عَلَى مَعْرِفَتِهِ وَحَسَبِهِ فَإِذَا زَادَتْ عَلَى ثَلَاثِينَ فَرْسَخاً جَاءَتْ إِلَى أَرْبَابِهَا بِأَرْزَاقِهَا.

2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ رَفَعَهُ قَالَ : قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام:

مَا أَتَى مِنْ ثَلَاثِينَ فَرْسَخاً فَبِالْهَدَايَةِ وَ مَا كَانَ أَكْثَرَ مِنْ ذَلِكَ فَبِالْأُكُل.

3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام الطَّيْرُ يَجِيءُ مِنَ الْمَكَانِ الْبَعِيدِ؟

فرستادن پرندگان

1- محمد بن عذافر گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم پرنده ای را به ناحیه دور دستی که هرگز آن را ندیده است می فرستند و پرنده دوباره باز می گردد این کار چه گونه انجام می شود؟

فرمود: ای ابن عذافر! پرنده از سی فرسخی خانه صاحب خود توسط شناخت و محاسبه ای که دارد باز می گردد. پس اگر بیشتر از سی فرسخ باشد، توسط خوراک و روزی خود نزد صاحب خود باز می گردد.

2- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

آن پرنده ای که از سی فرسخی می آید با هدایت و محاسبه است. و آن چه که بیشتر از آن است با خوراک است.

3- اسحاق بن عمار گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: پرنده از جای دور دست می تواند بازگردد؟

قَالَ: إِنَّمَا يَجِيءُ لِرِزْقِهِ.

4- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ جُمْهُورٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ دَاوُدَ الْحَدَّادِ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

قُلْتُ: الْحَمَامُ يُرْسَلْنَ مِنَ الْمَوَاضِعِ الْبَعِيدَةِ فَيَأْتِي وَ يُرْسَلْنَ مِنَ الْمَكَانِ الْقَرِيبِ فَلَا يَأْتِي.

فَقَالَ: إِذَا انْقَطَعَ أُكُلُهُ فَلَا يَأْتِي.

بخش نهم

اشاره

(9)

بَابُ الدِّيكِ

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِقٍ عَنْ أَبِي جَمِيلَةَ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وسلم:

دِيكَ أَبْيَضُ أَفْرَقُ يَحْرُسُ دُوَيْرَةَ أَهْلِهِ وَ سَبْعَ دُوَيْرَاتٍ حَوْلَهُ.

فرمود: همانا که به خاطر روزی اش باز می گردد.

4- حریز گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: گاهی کبوتر را به مکان دور دست می فرستند و او باز می گردد و گاهی به مکانی نزدیک می فرستند اما کبوتر باز نمی گردد.

فرمود: هنگامی که خوراکش قطع شود باز نمی گردد.

خروس

1- جابر گوید: امام باقر علیه السلام فرمود: پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم فرمود:

خروس سفید کاکل دار از خانه صاحبش و هفت خانه اطراف آن محافظت می کند.

2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْن زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ سُلَيْمَانَ بْنِ رُشَيْدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَانِ الْهَاشِمِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مَخْلَدٍ الْأَهْوَازِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ:

دِيک أَبْيَضُ أَفْرَقُ يَحْرُسُ دُوَيْرَتَهُ وَ سَبْعَ دَوَيْرَاتٍ حَوْلَهُ وَ لَنَفْضَةٌ مِنْ حَمَامٍ مُنَمَّرَةٍ أَفْضَلُ مِنْ سَبْع دُيُوكَ فُرْقٍ بِيضِ.

3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ يَحْيَى عَنْ جَدِّهِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدِ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ جَعْفَرِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ الْجَعْفَرِيِّ قَالَ:

ذُكِرَ عِنْدَ أَبِي الْحَسَنِ علیه السلام حُسْنُ الطَّاوُسِ.

فَقَالَ: لَا يَزِيدُكَ عَلَى حُسْنِ الدِّيكِ الْأَبْيَضِ شَيْءٌ.

قَالَ: وَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ: الدِّيكَ أَحْسَنُ صَوْتاً مِنَ الطَّاوُسِ وَ هُوَ أَعْظَمُ بَرَكَةً؛ يُنَبِّهُكَ فِي مَوَاقِيتِ الصَّلَاةِ وَإِنَّمَا يَدْعُو الطَّاوُسُ بِالْوَيْلِ لِخَطِيئَةِ الَّتِي ابْتُلِيَ بِهَا.

4- عَنْهُ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ رَفَعَهُ قَالَ : قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام:

الدِّيكَ الأَبْيَضُ صَدِيقِي وَ صَدِيقُ كُلِّ مُؤْمِنٍ.

2- محمد بن مخلد اهوازی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

خروس سفید کاکل دار از خانه صاحب خود و هفت خانه اطراف آن پاسداری می کند. و یک حرکت بال زدن کبوتر خالدار برتر از هفت خروس سفید کاکل دار است.

3- يعقوب بن جعفر بن ابراهیم جعفری گوید:

در حضور امام کاظم علیه السلام از زیبایی طاووس سخن به میان آمد.

حضرت فرمود: هیچ پرنده ای زیباتر از خروس سفید نخواهی یافت.

يعقوب گوید: هم چنین از ایشان شنیدم که می فرمود:

صدای خروس زیباتر از طاووس است و برکتی بیشتر دارد در اوقات نماز تو را آگاه می کند. طاووس فقط به خاطر گناهی که به آن مبتلا شده ندای «ویل» و بدبختی سر می دهد.

4- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

خروس سفید دوست من و دوست هر مؤمنی است.

5- عَنْهُ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي شُعَيْبِ الْمَحَامِلِي عَنْ أَبِي الْحَسَنِ علیه السلام قَالَ:

فِي الدِّيكِ خَمْسُ خِصَالٍ مِنْ خِصَالِ الْأَنْبِيَاءِ: السَّحَاءُ وَ الشَّجَاعَةُ وَالْقَنَاعَةُ وَالْمَعْرِفَةُ بِأَوْقَاتِ الصَّلَوَاتِ وَكَثْرَةُ الطَّرُوقَةِ وَ الْغَيْرَةِ.

6- عَنْهُ وَ عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ جَمِيعاً عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِيٌّ عَنِ ابْنِ الْقَدَّاح عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام:

صِيَاحُ الدِّيكِ صَلَاتُهُ وَ ضَرْبُهُ بِجَنَاحِهِ رُكُوعُهُ وَ سُجُودُهُ.

بخش دهم

اشاره

(10)

بَابُ الْوَرَشَانِ

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنْ أَبِي بَكْرِ الْحَضْرَمِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

5- ابو شعیب محاملی گوید: امام کاظم علیه السلام فرمود:

در خروس پنج ویژگی از ویژگی های پیامبران است: سخاوت، شجاعت، قناعت، شناخت اوقات نماز، بسیاری آمیزش و غیرت.

6- ابن قداح گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: اميرمؤمنان على علیه السلام فرمود:

بانگ خروس نماز آن است و بال زدن آن، رکوع و سجود آن است.

قمری

1- ابوبکر حضر می گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

من اتَّخَذَ فِي بَيْتِهِ طَيْراً فَلْيَتَّخِذْ وَرَشَاناً فَإِنَّهُ أَكْثَرُ شَيْئًا لِذِكْرِ اللَّهِ لا وَ أَكْثَرُ تَسْبِيحَاً وَ هُوَ طَيْرٌ يُحِبُّنَا أَهْلَ الْبَيْتِ.

2- عَنْهُ عَنْ بَكْرِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ عُثْمَانَ الْأَصْبَهَانِي قَالَ: اسْتَهْدَانِي إِسْمَاعِيلُ بْنُ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام طَيْراً مِنْ طُيُورِ الْعِرَاقِ فَأَهْدَيْتُ وَرَشَانًاً.

فَدَخَلَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السلام فَرَآهُ فَقَالَ: إِنَّ الْوَرَشَانَ يَقُولُ: بُورِكْتُمْ بُورِكْتُمْ فَأَمْسِكُوهُ.

3- عَنْهُ عَنِ الْجَامُورَانِيُّ عَنِ ابْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ سَيْفٍ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام أَنَّهُ نَهَى ابْنَهُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ اتِّخَاذِ الْفَاخِتَةِ وَ قَالَ:

إِن كُنْتَ لَا بُدَّ مُتَّخِذَاً فَاتَّخِذْ وَرَشَاناً، فَإِنَّهُ كَثِيرُ الذِّكْرِ لِلَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى.

هرکس می خواهد در خانه اش پرنده ای نگه دارد باید قمری نگه دارد؛ زیرا در بین پرندگان بیشترین ذکر خداوند و بیشترین تسبیح را می گوید و آن، پرنده ای است که ما اهل بیت علیهم السلام را دوست دارد.

2- عثمان اصفهانی گوید: اسماعیل علیه السلام پسر امام صادق علیه السلام پرنده ای از پرندگان عراق را به عنوان هدیه از من خواست من به ایشان قمری هدیه دادم.

پس امام صادق علیه السلام داخل شد و آن را مشاهده نمود و فرمود: قمری می گوید: «مبارک گردید! مبارک گردید!» پس آن را نگه دارید.

3- ابوبصیر گوید: امام صادق علیه السلام پسر خود اسماعیل را از نگه داری فاخته نهی نمود و فرمود:

اگر ناگزیر می خواهی پرنده ای نگهداری کنی، از قمری نگهداری کن؛ زیرا بسیار ذکر خداوند متعال می گوید.

بخش یازدهم

اشاره

(11)

بَابُ الْفَاخِتَةِ وَ الصُّلصل

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَفْصِ بْنِ الْبَخْتَرِي عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

كَانَتْ فِي دَارِ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام فَاخِتَةٌ فَسَمِعَهَا يَوْماً وَ هِيَ تَصِيحُ فَقَالَ لَهُمْ:

أَتَدْرُونَ مَا تَقُولُ هَذِهِ الْفَاحِتَةُ؟

قَالُوا: لَا.

قَالَ: تَقُولُ : فَقَدْتُكُمْ فَقَدْتُكُمْ.

ثُمَّ قَالَ: لَنَفْقِدَنَّهَا قَبْلَ أَنْ تَفْقِدَنَا. ثُمَّ أَمَرَ بِهَا فَذُبِحَتْ.

فاخته و صُلصُل

فاخته و صُلصُل. (1)

1- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

در خانه امام باقر علیه السلام فاخته ای بود حضرت در حالی که فاخته بانگ می زد به آن گوش فرا داد، فرمود: آیا می دانید این فاخته چه می گوید؟

عرض کردند: نه.

فرمود: می گوید: «شما را نابود گردانم! شما را نابود گردانم!»

سپس فرمود: پیش از آن که با نفرینش ما را نابود کند آن را نابود سازید.

آن گاه دستور به کشتن آن فرمود و آن را ذبح کردند.


1) نام پرنده ای و یا گونه ای از فاخته است.

2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ بَكْرِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ عُثْمَانَ الْأَصْبَهَانِي قَالَ:

أَهْدَيْتُ إِلَى إِسْمَاعِيلَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللهِ صُلْصُلاً. فَدَخَلَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فَلَمَّا رَاهَا قَالَ:

هَذَا الطَّيْرَ الْمَشُومَ أَخْرِجُوهُ، فَإِنَّهُ يَقُولُ: «فَقَدْتُكُمْ فَقَدْتُكُمْ» فَافْقِدُوهُ قَبْلَ أَنْ يَفْقِدَكُمْ.

3- عَنْهُ عَنِ الْجَامُورَانِي عَنِ ابْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ:

دَخَلْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فَقَالَ لِي : يَا أَبَا مُحَمَّدٍ ! اذْهَبْ بِنَا إِلَى إِسْمَاعِيلَ نَعُودُهُ وَ كَانَ شَاكِياً.

2- عثمان اصفهانی گوید: به اسماعیل پسر امام صادق علیه السلام صلصل هدیه دادم وقتی امام صادق علیه السلام داخل شد و آن را مشاهد نمود فرمود:

این پرنده بد یمن است آن را بیرون کنید؛ چرا که می گوید: «شما را نابود گردانم! شما را نابود گردانم!».

پس قبل از این که شما را نابود کند آن را نابود کنید.

3- ابوبصیر گوید: به حضور امام صادق علیه السلام شرفیاب شدم. حضرت به من فرمود: ای ابا محمد! اسماعیل بیمار است با ما بیا نزد اسماعیل برویم تا از او عیادت کنیم.

فَقُمْنَا وَ دَخَلْنَا عَلَى إِسْمَاعِيلَ فَإِذَا فِي مَنْزِلِهِ فَاخِتَةٌ فِي قَفَصِ تَصِيحُ.

فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السلام: يَا بُنَيَّ مَا يَدْعُوكَ إِلَى إِمْسَاكِ هَذِهِ الْفَاخِتَةِ؟ أَ وَ مَا عَلِمْتَ أَنَّهَا مَشُومَةٌ؟! أَ وَ مَا تَدْرِي مَا تَقُولُ؟

قَالَ إِسْمَاعِيلُ: لَا.

قَالَ: إِنَّمَا تَدْعُو عَلَى أَرْبَابِهَا فَتَقُولُ: «فَقَدْتُكُمْ فَقَدْتُكُمْ» فَأَخْرِجُوهُ.

بخش دوازدهم

اشاره

(12)

بَابُ الْكِلَابِ

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ:

يُكْرَهُ أَنْ يَكُونَ فِي دَارِ الرَّجُلِ الْمُسْلِمِ الْكَلْبُ.

برخاستیم و بر اسماعیل وارد شدیم. در این هنگام فاخته ای در قفس بود و بانگ می زد.

حضرت فرمود: پسرم چه چیزی تو را بر نگه داشتن این فاخته واداشته است؟! آیا نمی دانی که آن بد یمن است؟! آیا نمی دانی که چه می گوید؟!

عرض کرد: نه.

فرمود: بر صاحب خود نفرین می کند و می گوید: «شما را نابود گردانم! شما را نابود گردانم!» آن را بیرون کنید.

نگه داری سگ

1- حلبی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

مکروه است که در خانه شخص مسلمان، سگ باشد.

2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالِ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

مَا مِنْ أَحَدٍ يَتَّخِذُ كَلْبَاً إِلَّا نَقَصَ فِي كُلِّ يَوْمٍ مِنْ عَمَلِ صَاحِبِهِ قِيرَاطٌ .

3- عَنْهُ عَنْ عُثْمَانَ عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ سَأَلْتُهُ عَنِ الْكَلْبِ نُمْسِكُهُ فِي الدَّارِ؟

قَالَ: لَا.

4- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُوسُفَ بْنِ عَقِيلٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ قَيْسٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام:

لَا خَيْرَ فِي الْكِلَابِ إِلَّا كَلْبَ صَيْدٍ أَوْ كَلْبَ مَاشِيَةٍ.

5- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ سُلَيْمَانَ عَنْ جَرَّاحِ الْمَدَائِنِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

2- زراره گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هرکسی که در خانه ای از سگی نگه داری کند در هر روز به اندازه یک قیراط از عملش کم می گردد.

3- سماعه گوید: از امام علیه السلام پرسیدم: می توانم در خانه ام سگ نگه داری کنم؟

فرمود: نه.

4- محمد بن قیس گوید: امام باقر علیه السلام فرمود: امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمود:

جز سگ شکاری یا سگ نگهبانی خیری در سگ ها نیست.

5- جراح مدائنی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

لَا تُمْسِكُ كَلْبَ الصَّيْدِ فِي الدَّارِ إِلَّا أَنْ يَكُونَ بَيْنَكَ وَبَيْنَهُ بَابٌ.

6- عَنْهُ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ : سَأَلْتُهُ عَنْ كَلْبِ الصَّيْدِ يُمْسَك فِي الدَّارِ قَالَ:

إِذَا كَانَ يُغْلَقُ دُونَهُ الْبَابُ فَلَا بَأْسَ.

7- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ أَبَانِ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السلام قَالَ:

الْكِلَابُ السُّودُ الْبَهِيمُ مِنَ الْجِنِّ.

8- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ مَالِكِ بْنِ عَطِيَّةَ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ الثَّمَالِيِّ قَالَ:

سگ شکاریت را در خانه ات جای مده، مگر آن که در را بر روی او قفل کنی.

6- سماعه گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: می توانم سگ شکاری خود را در منزل جای بدهم؟

فرمود: در صورتی که در را بر روی او قفل کنی، مانعی ندارد.

زراره گوید: امام (باقر یا امام صادق علیهما السلام) فرمود:

سگ های سیاه خالص، از جنّیان هستند.

7- ابو حمزه ثمالی گوید:

كُنْتُ مَعَ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام فِيمَا بَيْنَ مَكَّةَ وَ الْمَدِينَةِ إِذَا الْتَفَتَ عَنْ يَسَارِهِ فَإِذَا كَلْبٌ أَسْوَدُ بَهِيمٌ فَقَالَ: مَا لَكَ ! قَبَّحَكَ اللهُ مَا أَشَدَّ مُسَارَعَتَكَ! وَإِذَا هُوَ شَبِيهُ بِالطَّائِرِ.

فَقُلْتُ: مَا هَذَا؟ جُعِلْتُ فِدَاكَ!

فَقَالَ: هَذَا غُتَيْمٌ بَرِيدُ الْجِنِّ مَاتَ هِشَامُ السَّاعَةَ وَ هُوَ يَطِيرُ يَنْعَاهُ فِي كُلِّ بَلْدَة.

9- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ شَمُونٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَانِ عَنْ مِسْمَع عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم:

الْكِلَابُ مِنْ ضَعَفَةِ الْجِنِّ فَإِذَا أَكَلَ أَحَدُكُمُ الطَّعَامَ وَ شَيْءٌ مِنْهَا بَيْنَ يَدَيْهِ فَلْيُطْعِمْهُ أَوْ لِيَطْرُدُهُ، فَإِنَّ لَهَا أَنْفُسَ سَوْءٍ.

10- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي هَاشِمٍ عَنْ سَالِمِ بْنِ أَبِي سَلَمَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: سُئِلَ عَنِ الْكِلَابِ.

من در راه مکه و مدینه همراه امام صادق علیه السلام بودم. در این هنگام حضرت به سمت چپ خود که سگ سیاه تندی بود توجه نمود. آن گاه فرمود: تو را چه شده است؟! خداوند تو را زشت کند! چقدر سرعت تو زیاد است و آن سگ مانند پرنده بود.

گفتم: قربانتان گردم! این چیست؟

فرمود: این غُثیم پیک جنیان است. در همین ساعت هشام مرد و این سگ پرواز می کند و خبر مرگ هشام را در هر شهری پخش می کند.

9- مسمع گوید امام صادق علیه السلام فرمود: پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم فرمود:

سگ ها از جنیان ضعیف هستند. هنگامی که یکی از شما غذا می خورد و در مقابلش باشد به آن غذا دهد و یا دورش کند؛ زیرا سگ ها نفس بدی دارند.

10- سالم بن ابو سلمه گوید: از امام صادق علیه السلام این درباره سگ ها پرسیدند.

فَقَالَ: كُلُّ أَسْوَدَ بَهِيمَ وَ كُلُّ أَحْمَرَ بَهِيمَ وَكُلُّ أَبْيَضَ بَهِيمٌ فَذَلِكَ خَلْقَ مِنَ الْكِلَابِ مِنَ الْجِنِّ وَ مَا كَانَ أَبْلَقَ فَهُوَ مَسْخُ مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ.

11- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام:

أَنَّ رَسُولَ اللهِ صلى الله عليه وسلم رَخَّصَ لِأَهْلِ الْقَاصِيَةِ فِي كَلْبِ يَتَّخِذُونَهُ.

12- عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنِ الْكَلْبِ السَّلُوقِي.

قَالَ: إِذَا مَسِسْتَهُ فَاغْسِلْ يَدَكَ.

بخش سیزدهم

اشاره

(13)

بَابُ التَّحْرِيشِ بَيْنَ الْبَهَائِمِ

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِي الْعَبَّاسِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ التَّحْرِيشِ بَيْنَ الْبَهَائِمِ.

فرمود: هر سگ سیاه خالص هر قرمز خالص و هر سفید خالص، خلقی از سگ ها از جنیان هستند و آن سگی که رنگش مخلوط و خال دار است، مسخ شده ای از جنیان و آدمیان است.

11- سکونی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

پیامبر خدا صلى الله عليه وسلم به مردم قاصیه اجازه داد که سگ، گله داری کنند.

12- محمد بن مسلم گوید: از امام صادق علیه السلام درباره سگ تازی پرسیدم.

فرمود: هرگاه به آن دست زدی، دستت را بشوی.

ایجاد جنگ بین چارپایان

1- ابوالعباس گوید: از امام صادق علیه السلام درباره ایجاد جنگ بین چارپایان پرسیدم.

فَقَالَ: كُلُّهُ مَكْرُوهُ إِلَّا الْكَلْبَ.

2- عَنْهُ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ أَبَانٍ عَنْ مِسْمَعِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام: عَنِ التَّحْرِيشِ بَيْنَ الْبَهَائِمِ فَقَالَ:

أَكْرَهُ ذَلِكَ إِلَّا الْكِلَابَ.

تَمَّ كِتَابُ الدَّوَاجِن مِنَ الْكَافِى وَالْحَمْدُلِلهِ أَوَّلاً وَ آخِراً وَ يَتْلُوهُ كِتَابُ الْوَصَايَا إِنْ شَاءَ اللهُ.

فرمود: جز بین سگ ها، ایجاد و تشویش جنگ بین چارپایان مکروه است.

2- مسمع نظیر این روایت را از امام صادق علیه السلام نقل می کند:

پایان کتاب دام ها و دام پروری از کتاب کافی، سپاس در آغاز و پایان از آن خداوند است. ان شاء الله در پی این، کتاب وصیت خواهد آمد.