متن و ترجمه فروع کتاب نفیس کافی

ghaemiyeh.com

مشخصات کتاب

سرشناسه: کلینی، محمدبن یعقوب، - 329ق.

عنوان قراردادی: الکافی. فروع. فارسی - عربی

عنوان و نام پديدآور: متن و ترجمه کتاب نفیس فروع کافی [کتاب]/تالیف محمدبن یعقوب‌بن اسحاق کلینی‌رازی؛ ترجمه گروه مترجمان ؛ اشراف و ویرایش محمدحسین رحیمیان.

مشخصات نشر: قم: قدس،1391.

مشخصات ظاهری: 10ج.

شابک: 600000ریال: دوره:978-964-2549-79-5 ؛ 800000 ریال ( دوره ده جلدی، چاپ چهارم) ؛ ج.1، چاپ چهارم:978-964-2549-69-6 ؛ ج.2، چاپ چهارم: 978-964-2549-70-2 ؛ ج.3، چاپ چهارم: 978-964-2549-71-9 ؛ ج.4، چاپ چهارم:978-964-2549-72-6 ؛ ج.5، چاپ چهارم: 978-964-2549-73-3 ؛ ج.6، چاپ چهارم: 978-964-2549-74-0 ؛ ج.7، چاپ چهارم: 978-964-2549-75-7 ؛ ج.8، چاپ چهارم: 978-964-2549-76-4 ؛ ج.9، چاپ چهارم: 978-964-2549-77-1 ؛ ج.10، چاپ چهارم: 978-964-2549-78-8

يادداشت: فارسی-عربی.

يادداشت:ج.1( چاپ سوم).

يادداشت:ج.2و3( چاپ سوم:1391).

يادداشت:ج.6-10(چاپ سوم:1391).

يادداشت:ج.1-10 ( چاپ چهارم: 1393).

يادداشت:ج.6-10(چاپ پنجم:1394).

موضوع: احادیث شیعه -- قرن 4ق.

شناسه افزوده: رحیمیان،محمدحسین، 1345 -، ویراستار

رده بندی کنگره: BP129/ک8ک26041 1391

رده بندی دیویی: 297/212

شماره کتابشناسی ملی: 3166368

متن و ترجمه

کتاب نفیس

فروع کافی

جلد هفتم

تأليف: محدّث عالی مقام ثقة الاسلام محمّد یعقوب کلینی رازی رحمة اللهُ

ترجمه: گروه مترجمان

اشراف و ویرایش: محمّد حسین رحیمیان

خیر اندیش دیجیتالی: موسسه مددکاری و خیریه ایتام امام زمان (عجل اللهُ تعالی فرجه و الشریف)

ویراستار دیجیتالی: زینب رمضانی

اشاره

سرشناسه: کلینی، محمدبن یعقوب، - 329ق.

عنوان قراردادی: الکافی. فروع. فارسی - عربی

عنوان و نام پديدآور: متن و ترجمه کتاب نفیس فروع کافی [کتاب]/تالیف محمدبن یعقوب‌بن اسحاق کلینی‌رازی؛ ترجمه گروه مترجمان ؛ اشراف و ویرایش محمدحسین رحیمیان.

مشخصات نشر: قم: قدس،1391.

مشخصات ظاهری: 10ج.

شابک: 600000ریال: دوره:978-964-2549-79-5 ؛ 800000 ریال ( دوره ده جلدی، چاپ چهارم) ؛ ج.1، چاپ چهارم:978-964-2549-69-6 ؛ ج.2، چاپ چهارم: 978-964-2549-70-2 ؛ ج.3، چاپ چهارم: 978-964-2549-71-9 ؛ ج.4، چاپ چهارم:978-964-2549-72-6 ؛ ج.5، چاپ چهارم: 978-964-2549-73-3 ؛ ج.6، چاپ چهارم: 978-964-2549-74-0 ؛ ج.7، چاپ چهارم: 978-964-2549-75-7 ؛ ج.8، چاپ چهارم: 978-964-2549-76-4 ؛ ج.9، چاپ چهارم: 978-964-2549-77-1 ؛ ج.10، چاپ چهارم: 978-964-2549-78-8

يادداشت: فارسی-عربی.

يادداشت:ج.1( چاپ سوم).

يادداشت:ج.2و3( چاپ سوم:1391).

يادداشت:ج.6-10(چاپ سوم:1391).

يادداشت:ج.1-10 ( چاپ چهارم: 1393).

يادداشت:ج.6-10(چاپ پنجم:1394).

موضوع: احادیث شیعه -- قرن 4ق.

شناسه افزوده: رحیمیان،محمدحسین، 1345 -، ویراستار

رده بندی کنگره: BP129/ک8ک26041 1391

رده بندی دیویی: 297/212

شماره کتابشناسی ملی: 3166368

فهرست موضوعات

کتاب عقیقه فرزندان و امور مربوط به آنان (21 _ 137)

بخش یکم

ارزش فرزند ... 23

بخش دوم

شباهت فرزند ... 28

بخش سوم

برتری دختران ... 29

بخش چهارم

دعای طلب فرزند ... 35

بخش پنجم

نیت نام گذاری جنین به «محمّد» یا «علی» و پسر شدن فرزند و دعای آن ... 43

بخش ششم

آفرینش ابتدایی انسان و دگرگونی های آن در شکم مادر ... 46

بخش هفتم

بیشترین فرزندی که زن می زاید ... 54

بخش هشتم

آداب ولادت ... 55

بخش نهم

تبریک گفتن ... 55

بخش دهم

نام ها و کنیه ها ... 57

بخش یازدهم

سالم بودن کودک ... 65

بخش دوازدهم

غذاهایی که مستحب است زن باردار و زن زائو بخورد ... 65

بخش سیزدهم

مذاسم تولد و کام گشایی نوزاد ... 69

بخش چهاردهم

عقیقه و وجوب آن ... 71

بخش پانزدهم

تساوی عقیقه دختر و پسر ... 74

بخش شانزدهم

عدم وجوب عقیقه بر خانوادۀ ناتوان ... 76

بخش هفدهم

برنامه های هفتمین روز تولّد نوزاد ... 77

بخش هیجدهم

تفاوت عقیقه با قربانی روز عید قربان ... 83

بخش نوزدهم

آداب و دعای عقیقه ... 84

بخش بیستم

مادر نوزاد از گوشت عقیقه میل کند ... 87

بخش بیست و یکم

عقیقه کردن پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله و حضرت فاطمۀ زهرا علیها السَّلام برای امام حسن و امام حسین علیهما السَّلام ... 89

بخش بیست و دوم

حضرت ابوطالب علیه السَّلام برای خدا صلَّی اللهُ علیه وآله عقیقه کرد ... 93

بخش بیست و سوم

ختنۀ پسران ... 94

بخش بیست و چهارم

ختنۀ دختران ... 99

بخش بیست و پنجم

تراشیدن سر نوزاد پس از روز هفتم ... 102

بخش بیست و ششم

چند روایت نکته دار ... 103

بخش بیست وهفتم

کراهت کاکل گذاشتن به کودکان ... 105

بخش بیست و هشتم

حکم شیر دادن به نوزاد ... 106

بخش بیست و نهم

مسئولیت دایه... 110

بخش سی ام

دایه ای که شیرش کراهت دارد ... 111

بخش سی و یکم

حقّ سرپرستی کودک با کیست؟ ... 116

بخش سی و دوم

رشد کودک ... 119

بخش سی و سوم

دوران ادب آموزی کودک ... 120

بخش سی و چهارم

حقّ فرزندان ... 123

بخش سی و پنجم

نیکی به فرزندان ... 126

بخش سی و ششم

برتری دادن برخی از فرزندان بر برخی دیگر ... 130

بخش سی و هفتم

شناخ کودک پسر و دلیل نجیب بودن او ... 131

بخش سی و هشتم

چند روایت نکته دار ... 133

کتاب طلاق و جدایی ( 442 - 139 )

بخش یکم

کراهت طلاق دادن همسر سازگار ... 141

بخش دوم

طلاق دادن همسر ناسازگار ... 141

بخش سّوم

مردم جز با شمشیر مقرّرات طلاق را می کند رعایت نخواهند کرد ... 148

بخش چهارم

طلاقی که به غیر روش کتاب و سنّت اجرا شود ... 151

بخش پنجم

طلاق فقط با تصمیم جدایی محقق می شود ... 162

بخش ششم

حكم طلاق قبل از ازدواج ... 164

بخش هفتم

حكم طلاق كتبى ... 168

بخش هشتم

تفسیر طلاق به روش سنّت وعده و آن چه موجب طلاق می شود ... 169

بخش نهم

صیغه ای که طلاق دهنده اجرا می کند ... 181

بخش دهم

سه طلاق در حکم یک طلاق ... 184

بخش یازدهم

حکم کسی که طلاق دهد وبين شاهدان جدایی افکند ... 186

بخش دوازدهم

حکم کسی که به طلاق دو همسرش با یک لفظ شاهد می گیرد ... 188

بخش سیزدهم

گواه گرفتن برای رجوع کردن ... 188

بخش چهاردهم

رجوع فقط عملی است ... 191

بخش پانزدهم

[چند روایت نکته دار] ... 193

بخش شانزدهم

[ روایتی نکته دار] ... 196

بخش هفدهم

زنی که برای شوهرش حلال نخواهد شد مگر با شوهر جدید همبستر شود ... 197

بخش هیجدهم

آن چه باعث و عدم وقوع طلاق می شود و آن چه که نمی شود ... 200

بخش نوزدهم

حکم طلاق غایبی که باز آمده است ... 204

بخش بستم

زنانی که در هر حالتی طلاق داده می شوند ... 206

بخش بیستم و یکم

طلاق غایب ... 207

بخش بیست و دوم

طلاق زن باردار ... 212

بخش بیست و سوم

طلاق زنی که شوهرش با او نزدیکی نکرده است ... 218

بخش بیست و چهارم

طلاق زنی که به سن بلوغ نرسیده و زنی که از خون دیدن مأیوس شده است ... 221

بخش بیست و پنجم

حکم زنی که عادت ماهیانه را مخفی می نماید ... 225

بخش بیست و ششم

حکم ازدواج زن مطلقه ... 227

بخش بیست و هفتم

معنای پاکی ... 233

بخش بیست و هشتم

عدّه زن طلاق داده شده و این که در کجا باید عدّه نگه دارد؟ ... 234

بخش بیست و نهم

کسی که به غیر طریق سنّت طلاق داده و زن طلاق داده شده ای که در دوران عدّه از خانه خارج شود یا شوهرش او را از خانه بیرون کند ... 241

بخش سی و ام

تأویل گفتار خداوند متعال که می فرماید: «آن ها را از خانه هایشان بیرون نکنید و آن ها (نیز در دوران عدّه) بیرون نروند» ... 254

بخش سی و یکم

طلاق زن مسترابه ... 255

بخش سی و دوم

طلاق زنی که زمان حیض را مخفی می کند ... 256

بخش سی و سوم

زنی که هر دو ماه یک بار و هر سه ماه یک بار حائض می شود ... 257

بخش سی و چهارم

عدّۀ زن مسترابه ... 258

بخش سی و پنجم

سخن زنان در مورد عدّه وحيض تصديق می شود ... 264

بخش سی و ششم

زنی که در بارداری او شک و تردید وجود دارد ... 264

بخش سی و هفتم

هزینۀ زن حامله ای که طلاق داده شده نروند ... 269

بخش سی و هشتم

زنی که سه بار طلاق داده شده نه حقّ مسکن دارد و نه حقّ هزینه ... 272

بخش سی و نهم

هدیۀ کالایی برای زن طلاق داده شده ... 274

بخ چهلم

حکم مهریۀ زنی که بدون آمیزش طلاق داده شده ... 277

بخش چهل و یکم

آن چه موجب پرداخت مهریه کامل می شود ... 285

بخش چهل و دوم

حکم عدّه زن دور از شوهر ... 289

بخش چهل و سوم

عده زنی که شوهرش در سفر بمیرد ... 293

بخش چهل و چهارم

علّت فرق بین عدّه طلاق و عدّه وفات ... 296

بخش چهل و پنجم

عدّه زن باردار در سوگ شوهر هزینۀ او ... 297

بخش چهل و ششم

چگونگی عدّه زن شوهر مرده در سوگ شوهر ... 302

بخش چهل و هفتم

حكم مهريه وعدّه زنی که قبل از عروسی شوهرش فوت کرده است ... 309

بخش چهل و هشتم

حکم مردی که زنش را طلاق می دهد و پیش از سپری شدن عدّه طلاق می میرد ... 314

بخش چهل و نهم

ازدواج و طلاق در حال بیماری .... 317

بخش پنجاهم

درباره گفتار خداوند متعال که می فرماید: «و به آنان زیان نرسانید تا کار را بر آنان تنگ کنید» ... 322

بخش پنجاه و یکم

حکم طلاق کودکان ... 323

بخش پنجاه و دوم

حكم طلاق كم عقل، دیوانه و سرپرست او ... 325

بخش پنجاه و سوم

حکم طلاق در حال مستی و مدهوشی ... 329

بخش پنجاه و چهارم

طلاق در حال اضطرار و اکراه ... 330

بخش پنجاه و پنجم

طلاق دادن مرد لال ... 335

بخش پنجاه و ششم

وکالت در طلاق ... 337

بخش پنجاه و هفتم

ایلاء و سوگند به آمیزش نکردن با همسر ... 340

بخش پنجاه و هشتم

إيلاء فقط بعد از آمیزش واقع می شود ... 348

بخش پنجاه و نهم

حکم کسی که به همسرش گوید: بسترت بر من حرام است ... 350

بخش شصتم

حکم طلاق به صیغه «همسر من نیستی»، «تو شوهر نداری» و «پیوند ما گسست» ... 352

بخش شصت و یکم

حق اختیار در طلاق ... 354

بخش شصت و دوم

اصل «حق انتخاب» چگونه بود؟ ... 356

بخش شصت و سوم

طلاق خُلع ... 360

بخش شصت و چهارم

طلاق مبارات ... 366

بخش شصت و پنجم

حکم عدّه، نفقه و مسکن زنی که خلع و یا مبارات کرده است... 371

بخش شصت و ششم

ناسازگاری مردان ... 374

بخش شصت و هفتم

داوری های خانوادگی و جدایی همسران ... 376

بخش شصت و هشتم

شوهری که گم شده است ... 379

بخش شصت و نهم

حکم زنی که پس از خبر مرگ شوهرش یا طلاق دادن او عدّه نگه می داردُّ و ازدواج می کند ... 382

بخش هفتادم

حکم زنی که خبر مرگ شوهرش یا طلاق دادنش می رسد و ازدواج می کند ... 386

بخش هفتاد و یکم

عدّه زنی که از مردی اخته طلاق گرفته است ... 387

بخش هفتاد و دوم

مردی که پس از ازدواج دیوانه می شود ... 388

بخش هفتاد و سوم

حكم ظهار ... 389

بخش هفتاد و چهارم

حكمِ لعان ... 410

بخش هفتاد و پنجم

طلاق زن و شوهری که یکی از آن ها آزاد است و دیگری برده و کنیز ... 422

بخش هفتاد و ششم

حکم طلاق بردگان ... 424

بخش هفتاد و هفتم

طلاق و عدّه کنیز ... 428

بخش هفتاد و هشتم

عدّه کنیزی که شوهر وفات کرده است ... 430

بخش هفتاد و نهم

حكم عدّه کنیزان فرزنددار در سوگ مولای خود ... 431

بخش هشتادم

حکم خرید کنیز، پس از طلاق او ... 436

بخش هشتاد و یکم

حکم ارتداد شوهر ... 438

بخش هشتاد و دوم

حكم طلاق اهل ذمّه و چگونگی عدّه آنها ... 439

کتاب احکام بردگان ( 443 _ 504 )

بخش یکم

خویشاوندانی که قابل مالکیت نیستند ... 445

بخش دوّم

آزاد کردن برده فقط با قصد تقرب به خداوند ... 448

بخش سوم

آزادی برده فقط بعد از مالک شدن ... 449

بخش چهارم

آزادی مشروط ... 450

بخش پنجم

فضیلت و پاداش برده آزاد کردن ... 452

بخش ششم

حکم آزادی کودکان، پیران، معلولان ... 454

بخش هفتم

تنظیم سند آزادی برده ... 455

بخش هشتم

حکم آزادی برده های زنازاده، ذمی ، مشرک و مستضعف ... 457

بخش نهم

حکم آزادی و فروش برده شرکتی ... 458

بخش دهم

حکم آزادی برده بعد از مرگ مولا ... 461

بخش یازدهم

کتابت باز خرید آزادی ... 466

بخش دوازدهم

برده ای نابینا شد، یا جذام گرفت، ویا شکنجه داده شده، آزاد خواهد شد ... 476

بخش سیزدهم

آزادی برده با اندوختۀ مالی ... 477

بخش چهاردهم

اعطای آزادی برده در حال مستی، توسط دیوانه و به صورت اجبار ... 481

بخش پانزدهم

کنیزان صاحب فرزند ... 482

بخش شانزدهم

چند روایت نکته دار ... 486

بخش هفدهم

احکام ولاء و وابستگی ... 495

بخش هیجدهم

[چند روایت نکته دار] ... 497

بخش نوزدهم

حکم فرار بردگان ... 500

کتاب شکار (505 _ 561)

بخش یکم

حکم شکار سگ و پلنگ ... 507

بخش دوم

حکم شکار باز و شاهین و پرندگان شکاری دیگر ... 517

بخش سوم

حکم شکار سگ آموزش دیده مجوسی واهل ذمّه ... 521

بخش چهارم

گوشت شکار به وسیلۀ سلاح ... 522

بخش پنجم

حکم شکار با تیر چوبی ... 527

بخش ششم

حکم شکار با سنگ و گلولۀ گِلی ... 530

بخش هفتم

شکار به وسیله تله و دام ... 532

بخش هشتم

حکم شکاری که پس از تیراندازی به آب می افتد یا از کوه سقوط می کند ... 534

بخش نهم

حکم مردی که تیر را برای صید رها می کند، ولی تیر به خطا می رود ... 535

بخش دهم

حکم صیدی که شب هنگام شکار شود ... 536

بخش یازدهم

صید ماهی ... 538

بخش دوازدهم

ماهی حلال ... 545

بخش سیزدهم

ملخ ... 551

بخش چهاردهم

حكم شکار پرندگان اهلی ... 552

بخش پانزدهم

حکم شکار پرستو ... 555

بخش شانزدهم

هدهد و وِركاك ... 557

بخش هفدهم

چکاوک ... 558

کتاب ذبح و تذکیه حیوانات (505 _ 561)

بخش یکم

چگونگی تذکیه حیوان و حلال ساختن ذبح آن ... 565

بخش دوم

تذکیه و حلال ساختن در حال اضطرار ... 566

بخش سوم

چگونگی سر بریدن و گلو دریدن دام ... 568

بخش چهارم

حكم ذبح بدون اختيار ... 571

بخش پنجم

رم کردن شتر و گاو در هنگام ذبح ...573

بخش ششم

حیوانی که غیر از محل ذبحش ذبح می شود ... 575

بخش هفتم

فرصت برای حلال ساختن حیوان ... 576

بخش هشتم

حكم ذبح به غیر قبله یا ترک «بسم الله» و حكم ذبح فرد جنب ... 578

بخش نهم

حکم جنینی که از شکم حیوان ذبح شده، بیرون می آید ... 581

بخش دهم

حکم ذبح حیوانی که حیوان دیگری به آن کتاب احکام خوراکی ها شاخ زده، حیوانی که در چاه افتاده و حیوانی که درنده ای آن را خورده ... 584

بخش یازدهم

حکم دیگی که در آن خون ریخته شود ... 585

بخش دوازدهم

اوقاتی که ذبح کردن مکروه است... 585

بخش سیزدهم

[حکم خرید گوشت از بازار قصاب ها] ... 587

بخش چهاردهم

حکم ذبح شده کودک، زن و نابینا ... 588

بخش پانزدهم

حکم قصابی اهل کتاب (یهودی، مسیحی و...) ... 592

کتاب احکام خوراکی ها ( 601 _ 685 )

بش یکم

علّت های تحریم ... 603

بخش دوم

حیوانات حرام گوشت ... 605

بخش سوم

پرندگان حلال گوشت و حرام گوشت ... 615

بخش چهارم

شناسایی تخم پرندگان ... 619

بخش پنجم

حکم بره و بزغاله ای که شیر خوک خورده ... 621

بخش ششم

حکم گوشت و تخم حيوانات نجاست خوار و حکم گوسفند شراب خوار ... 623

بخش هفتم

اعضایی از حیوانی که نمی توان خورد ... 627

بخش هشتم

حکم بریده دنبه گوسفند و دو نیم شدن شکار ... 631

بخش نهم

اعضای مورد استفاده مردار ... 633

بخش دهم

حرام بودن گوشت چهارپایی که توسط انسان وطی شده ... 642

بخش یازدهم

گوشت آلت نره در حال شهوت ... 642

بخش دوازدهم

مخلوط شدن حیوان مردار با حیوان تذکیه شده ... 643

بخش سیزدهم

شناسایی گوشت مردار ... 644

بخش چهاردهم

حکم موش مرده در ظرف غذا و آب ... 644

بخش پانزدهم

مخلوط شدن حلال با حرام ... 646

بخش سیزدهم

حکم غذای اهل ذمّه، خوردنی ها و ظروف آن ها ... 647

بخش هفدهم

بیان باغی و عادی ... 651

بخش یازدهم

گوشت آلت نره در حال شهوت ... 642

بخش دوازدهم

مخلوط شدن حیوان مردار با حیوان تذکیه شده ... 643

بخش سیزدهم

شناسایی گوشت مردار ... 644

بخش چهاردهم

حکم موش مرده در ظرف غذا و آب ... 644

بخش پانزدهم

مخلوط شدن حلال با حرام ... 646

بخش سیزدهم

حکم غذای اهل ذّمه، خوردنی ها و ظروف آن ها ... 647

بخش هفدهم

بیان باغی و عادی ... 651

بخش هجدهم

حکم خوردن خاک ... 651

بخش هیجدهم

حکم خوردن خاک ... 651

بخش نوزدهم

حکم خوردن و نوشیدن در ظرف طلا و نقره ... 655

بخش بیستم

کراهت غذا خوردن بر روی سفره ای که در آن شراب است ... 657

بخش بیست و یکم

کراهت زیاد خوردن و شکمبارگی ... 658

بخش بیست و دوم

حکم کسی که برای صرف غذایی می رود ... 662

بخش بیست و سوم

خوردن غذا در حال نشسته ... 663

بخش بیست و چهارم

خوردن غذا با دست چپ ... 669

بخش بیست و پنجم

حکم خوردن در حال راه رفتن ... 670

بخش بیست و ششم

غذا خوردن دسته جمعی ... 671

بخش بیست و هفتم

احترام غذا ... 672

بخش بیست و هشتم

پذیرش دعوت مسلمانان ... 672

بخش بیست و نهم

تعارف کردن غذا ... 674

بخش سی ام

اُنس انسان در خانه برادرش ... 676

بخش سی و یکم

حکم خوردن غذا در خانه برادر ایمانی بدون اجازه او ... 679

بخش سی و دوم

[چند روایت نکته دار ] ... 681

بخش سی و سوم

تدبیر در خوراکی ... 685

کتاب عقیقه فرزندان و امور مربوط به آنان (21 _ 137 )

اشاره

كِتَابُ العقيقة

کتاب عقیقه فرزندان و امور مربوط به آنان

بخش یکم

ارزش فرزند

(1) بَابُ فَضْلِ الْوَلَدِ

1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله:

الْوَلَدُ الصَّالِحُ رَيْحَانَةٌ مِنَ اللهِ ، قَسَمَهَا بَيْنَ عِبَادِهِ ، وَإِنَّ رَيْحَانَتَيَّ مِنَ الدُّنْيَا: الْحَسَنُ وَالْحُسَيْنُ ، سَمَّيْتُهُمَا بِاسْمِ سِبْطَيْنِ مِنْ بَنِي إِسْرَائِيلَ : شَبَّراً وَ شَبِيراً.

2 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ أَنَّهُ قَالَ : قَالَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ علیه السَّلام:

مِنْ سَعَادَةِ الرَّجُلِ أَنْ يَكُونَ لَهُ وُلدٌ يَسْتَعِينُ بِهِمْ.

3 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ يَحْيَى عَنْ جَدِّهِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلَّى اللهُ عليه وآله :

بخش یکم: ارزش فرزند

1 - سکونی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله فرمود:

فرزند صالح گلی از جانب خداوند است که آن را بین بندگانش تقسیم نموده است و همانا دو گل من از دنیا؛ حسن و حسین علیهما السَّلام هستند. من آن دو را به نام دو «سبط» بنی اسرائیل شبّر و شبیر نامگذاری نمودم.

2 - راوی گوید: امام سجّاد علیه السَّلام فرمود:

از سعادت و نیک بختی مرد است که فرزندانی داشته باشد تا از آنان یاری بجوید.

3 - محمد بن مسلم گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله فرمود:

أَكْثِرُوا الْوَلَدَ أُكَاثِرُ بِكُمُ الْأُمَمَ غَداً.

4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ :

لَمَّا لَقِيَ يُوسُفُ أَخَاهُ قَالَ لَهُ : يَا أَخِي! كَيْفَ اسْتَطَعْتَ أَنْ تَتَزَوَّجَ النِّسَاءَ بَعْدِي ؟

قَالَ : إِنَّ أَبِي أَمَرَنِي وَ قَالَ : إِنِ اسْتَطَعْتَ أَنْ تَكُونَ لَكَ ذُرِّيَّةٌ تُنْقِلُ الْأَرْضَ بِالتَّسْبِيحَ فَافْعَلْ .

5 - أبو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

إِنَّ فُلاناً رَجُلاً سَمَّاهُ قَالَ : إِنِّي كُنْتُ زَاهِداً فِي الْوَلَدِ حَتَّى وَقَفْتُ بِعَرَفَةَ ، فَإِذَا إِلَى جَانِبِي غُلَامٌ شَاتٌ يَدْعُو وَ يَبْكِي وَ يَقُولُ : يَا رَبِّ ! وَالِدَيَّ وَالِدَيَّ .

فَرَغْبَنِي فِي الْوَلَدِ حِينَ سَمِعْتُ ذَلِكَ.

فرزندان بسیاری داشته باشید که فردای رستاخیز به فزونی اُمّتم مباهات می کنم.

4 - عبد الله بن سنان گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

هنگامی که یوسف علیه السَّلام برادرش را دید به او فرمود: ای برادر! چگونه پس از (گمشدن) من، توانستی با زنان ازدواج کنی؟!

عرض کرد: پدرم ( یعقوب علیه السَّلام) به من دستور داد و فرمود: اگر میتوانی ذریّه ای داشته باشی که با گفتن تسبیح خداوند، زمین را سنگین کنند؛ این کار را انجام ده.

5 - اسحاق بن عمّار گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: فلانی (نام او را فرمود) گفت: پیش تر نسبت به داشتن فرزند بی علاقه بودم تا روزی که در عرفه جوانی را در کنار خود مشاهده کردم، دیدم می نالد و می گوید: پروردگارا! پدر و مادرم، پدر و مادرم

دعای آن جوان مرا به داشتن فرزند ترغیب کرد.

6 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِيهِ مُرْسَلاً عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللهِ صلِّی اللهُ علیه وآله:

مِنْ سَعَادَةِ الرَّجُلِ الْوَلَدُ الصَّالِحُ .

7 - وَ عَنْهُ عَنْ بَكْرِ بْنِ صَالِحٍ قَالَ : كَتَبْتُ إِلَى أَبِي الْحَسَنِ علیه السَّلام: أَنِّي اجْتَنَبْتُ طَلَبَ الْوَلَدِ مُنْذُ خَمْسِ سِنِينَ ، وَ ذَلِكَ أَنَّ أَهْلِي كَرِهَتْ ذَلِكَ وَ قَالَتْ: إِنَّهُ يَشْتَدُّ عَلَى تَرْبِيَتُهُمْ، لِقِلَّةِ الشَّيْءِ فَمَا تَرَى؟

فَكَتَبَ علیه السَّلام: إِلَيَّ اطلبِ الْوَلَدَ ، فَإِنَّ اللهَ عزَّوَجَل يَرْزُقُهُمْ .

8 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ طَلْحَةَ بْنِ زَيْدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ :

إِنَّ أَوْلَادَ الْمُسْلِمِينَ مَوْسُومُونَ عِنْدَ اللهِ شَافِعٌ وَ مُشَفَّعٌ ، فَإِذَا بَلَغُوا اثْنَتَيْ عَشْرَةَ سَنَةٌ كَانَتْ لَهُمُ الْحَسَنَاتُ ، فَإِذَا بَلَغُوا الْحُلُمَ كُتِبَتْ عَلَيْهِمُ السَّيِّئَاتُ .

6 - راوی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود:

از سعادت و نیکبختی انسان، داشتنِ فرزند صالح است.

7 - بکر بن صالح گوید:

در نامه ای به امام کاظم علیه السَّلام نوشتم: من از پنج سال پیش از خواستن فرزند خودداری می نمایم؛ چرا که همسرم از این کار ناراضی است و می گوید: «به خاطر عدم توانایی مالی، تربیت و بزرگ کردن فرزندان برایم دشوار است»؛ نظر شما چیست؟

امام علیه السَّلام در پاسخ نوشت: فرزند بخواه که خداوند روزی آنان را می دهد.

طلحة بن زيد گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود

همانا فرزندان مسلمانان در پیشگاه خداوند به «شافع» (برای کسانی که آنان را تربیت کنند و دوست دارند شفاعت می کنند) و «مشفّع » (شفاعت آنان را پذیرفته می شود) نامگذاری شده اند. پس هنگامی که به دوازده سالگی برسند، کارهای نیکشان برای آنان خواهد بود و هنگامی که به سن بلوغ برسند، گناهانشان نیز برایشان نوشته خواهد شد.

9 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِي عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:

أَنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام كَانَ يَقْرَأُ (وَإِنِّي خِفْتُ الْمَوَالِيَ مِنْ وَرَانِي ) ؛ يَعْنِي أَنَّهُ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَارِثٌ حَتَّى وَهَبَ اللهُ لَهُ بَعْدَ الْكِبَر .

10 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ : قَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآل :

إِنَّ الْوَلَدَ الصَّالِحَ رَيْحَانَةٌ مِنْ رَيَاحِينِ الْجَنَّةِ.

11 - وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ قَالَ : قَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله:

مِنْ سَعَادَةِ الرَّجُلِ الْوَلَدُ الصَّالِحُ .

12 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ شَرِيفِ بْنِ سَابِقٍ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ أَبِي قُرَّةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ : قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلَّی اللهُ علیه وآله:

9 - سکونی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

امیر مؤمنان علی علیه السَّلام همیشه این آیه را میخواند «و من از بستگانم پس از خودم بيمناكم» منظور حضرتش این بود که زکریّا علیه السَّلام وارثی نداشت. از این رو خداوند در دوران پیری به او وارث عطا نمود.

10 - سکونی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود:

به راستی که فرزند صالح، گلی از گل های بهشتی است.

11 - سکونی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود:

از نیک بختی و سعادت انسان داشتن فرزند صالح است.

12 - فضل بن ابی قرّه گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود:

مَرَّ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ علیه السَّلام بِقَبْرٍ يُعَذِّبُ صَاحِبُهُ ثُمَّ مَرَّ بِهِ مِنْ قَابِلٍ ، فَإِذَا هُوَ لَا يُعَذِّبُ فَقَالَ : يَا رَبِّ! مَرَرْتُ بِهَذَا الْقَبْرِ عَامَ أَوَّلَ فَكَانَ يُعَذِّبُ وَ مَرَرْتُ بِهِ الْعَامَ، فَإِذَا هُوَ لَيْسَ يُعَذِّبُ.

فَأَوْحَى اللَّهُ إِلَيْهِ أَنَّهُ أَدْرَكَ لَهُ وَلَدٌ صَالِحٌ، فَأَصْلَحَ طَرِيقاً وَ آوَى يَتِيماً، فَلِهَذَا غَفَرْتُ لَهُ بِمَا فَعَلَ ابْنُهُ .

ثُمَّ قَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله: مِيرَاتُ اللهِ عَزَّوَجَل مِنْ عَبْدِهِ الْمُؤْمِنِ وَلَدٌ يَعْبُدُهُ مِنْ بَعْدِهِ. ث

ثُمَّ تَلَا أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام آيَةَ زَكَرِيَّا علیه السَّلام (رَبِّ فَهَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا يَرِثُنِي وَيَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوبَ وَ اجْعَلْهُ رَبِّ رَضِيًّا ) .

عیسی بن مریم علیه السَّلام از کنار قبری میگذشت که صاحب آن قبر عذاب می شد. آن حضرت در سال آینده نیز از آن جا گذشت امّا صاحب قبر عذاب نمی شد.

عرضه داشت: پروردگارا! من پارسال از کنار این قبر گذشتم در حالی که صاحب آن، عذاب می شد؛ ولی امسال از کنار این قبر گذشتم امِا صاحب آن عذاب نمی شود (چرا؟!)

خداوند به او وحی نمود: فرزند صالح او به سنّ بلوغ رسید و جاده ای را تعمیر کرد و یتیمی را پناه داد؛ از این رو به خاطر عملی که فرزندش انجام داد، این میّت آمرزیده شد.

سپس پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود: میراث خداوند از بنده مؤمن خود، فرزندی است که پس از پدرش خداوند را عبادت می کند.

آن گاه امام صادق علیه السَّلام این آیه را تلاوت فرمود: «پروردگار! از جانب خود وارثی به من عطا کن ؛ که از من و آل یعقوب ارث ببرد؛ و پروردگار!! او را پسندیده قرار ده!»

بخش دوم

شباهت فرزند

(2) بَابُ شَبَهِ الْوَلَدِ

1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ : قَالَ : رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله.

مِنْ نِعْمَةِ اللَّهِ عَلَى الرَّجُل أَنْ يُشْبِهَهُ وَلَدُهُ .

2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ الْمُثَنَّى عَنْ سَدِيرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ :

مِنْ سَعَادَةِ الرَّجُلِ أَنْ يَكُونَ لَهُ الْوَلَدُ يُعْرَفُ فِيهِ شِبْهُهُ خَلْقُهُ وَ خُلُقُهُ وَ شَمَائِلُهُ .

3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ سَلَمَةَ بْنِ الْخَطَّابِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ يَقْطِينِ عَنْ يُونُسَ بْنِ يَعْقُوبَ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ علیه السَّلام قَالَ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ:

سَعِدَ امْرُؤٌ لَمْ يَمُتْ حَتَّى يَرَى خَلَفاً مِنْ نَفْسِهِ .

بخش دوم: شباهت فرزند

1 - سکونی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود:

از نعمتهای خداوند بر مرد این است که فرزندش شبیه او باشد.

2 - سدیر گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:

از سعادت و نیک بختی انسان است که اخلاق، چهره و اندام او در فرزندش دیده شود.

3 - راوی گوید: از امام کاظم علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:

کسی سعادتمند است که پیش از مرگ جانشین خود را مشاهده کند.

بخش سوم

برتری دختران

(3) بَابُ فَضْلِ الْبَنَاتِ

1 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ بْنِ بَزِيعٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ مِهْزَمٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ الْكَرْخِي عَنْ ثِقَةٍ حَدَّثَهُ مِنْ أَصْحَابِنَا قَالَ :

تَزَوَّجْتُ بِالْمَدِينَةِ فَقَالَ لِي أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام: كَيْفَ رَأَيْتَ ؟

قُلْتُ : مَا رَأَى رَجُلٌ مِنْ خَيْرِ فِي امْرَأَةٍ إِلَّا وَ قَدْ رَأَيْتُهُ فِيهَا، وَ لَكِنْ خَانَتْنِي .

فَقَالَ : وَ مَا هُوَ ؟

قُلْتُ : وَلَدَتْ جَارِيَةً .

قَالَ : لَعَلَّكَ كَرِهْتَهَا، إِنَّ اللهَ عزَّوَجَل يَقُولُ: (آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَاؤُكُمْ لَا تَدْرُونَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ لَكُمْ نَفْعاً).

بخش سوم: برتری دختران

1 - راوی گوید: در مدینه ازدواج کردم.

امام صادق علیه السَّلام به من فرمود: همسرت را چگونه دیدی؟

عرض کردم: هر نیکی و خوبی که انسان در همسرش می یابد من آن را در همسرم دیدم؛ امّا همسرم به من خیانت نموده است.

فرمود: خیانتش چیست؟

عرض کردم: او دختر به دنیا آورده است.

فرمود: گویا از دختر ناراضی هستی؟! خداوند می فرماید: «شما نمی دانید که پدرانتان و پسرانتان؛ کدامشان برای شما سودمندترند».

2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ :

كَانَ رَسُولُ اللَّهِ صلَّى اللهُ عليه وآله أَبَا بَنَاتٍ .

3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ أَبَانِ عُثْمَانَ عَنْ مُحَمَّدٍ الْوَاسِطِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ :

إِنَّ [أَبِي] إِبْرَاهِيمَ علیه السَّلام سَأَلَ رَبَّهُ أَنْ يَرْزُقَهُ ابْنَةً تَبْكِيهِ وَ تَنْدُبُهُ بَعْدَ مَوْتِهِ .

4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ الْحَكَم عَنْ جَارُودٍ قَالَ:

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام: إِنَّ لِي بَنَاتٍ.

فَقَالَ : لَعَلَّكَ تَتَمَنَّى مَوْتَهُنَّ ؟! أَمَا إِنَّكَ إِنْ تَمَنَّيْتَ مَوْتَهُنَّ فَمِتْنَ لَمْ تُؤْجَرْ وَ لَقِيتَ اللهَ عَزَّوَجَل يَوْمَ تَلْقَاهُ وَأَنْتَ عَاصِ.

2 - حمّاد بن عثمان گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله «پدرِ دختران» (1)بود.

3 - محمّد واسطی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

پدرم ابراهیم علیه السَّلام از پروردگارش خواست که دختری به او روزی کند تا پس از مرگش برایش گریه و ندبه کند.

4- جارورد گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردمک من دخترانی دارم.

فرمود: گویا آرزوی مرگ آن ها را داری؟! آگاه باش اگر تو آرزوی مرگ آنها را بنمایی و آن ها بمیرند، پاداشی نخواهی داشت و خداوند را در «روز ملاقات با او» در حالی گنه کاری ملاقات خواهی کرد.


1) به نظر می رسد منظور این است که همۀ فرزندان پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله دختر بودند و تنها پسری که داشت در ماه های آغازین زندگیش از دنیا رفت

5 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِي عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله:

نِعْمَ الْوَلَدُ الْبَنَاتُ مُلْطِفَاتٌ مُجَهَّزَاتٌ مُونِسَاتٌ مُبَارَكَاتٌ مُفَلِّيَاتٌ .

6 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ أَبِي الْعَبَّاسِ الزَّيَّاتِ عَنْ حَمْزَةَ بْنِ حُمْرَانَ يَرْفَعُهُ قَالَ : أُتِيَ رَجُلٌ وَ هُوَ عِنْدَ النَّبِيِّ صلَّی اللهُ علیه وآله فَأُخْبرَ بِمَوْلُودٍ أَصَابَهُ ، فَتَغَيَّرَ وَجْهُ الرَّجُلِ .

فَقَالَ لَهُ النَّبِيُّ صلَّی اللهُ علیه وآله مَا لَكَ ؟

فَقَالَ : خَيْرٌ .

فَقَالَ : قُلْ .

قَالَ : خَرَجْتُ وَ الْمَرْأَةُ تَمْخَضُ! فَأُخْبِرْتُ أَنَّهَا وَلَدَتْ ، جَارِيَةً .

فَقَالَ لَهُ النَّبِيُّ صلَّی اللهُ علیه وآله: الْأَرْضُ تُقِلُّهَا، وَ السَّمَاءُ تُظِلُّهَا وَاللَّهُ يَرْزُقُهَا، وَ هِيَ رَيْحَانَةٌ تَشَمُهَا.

5 - سکونی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود:

دختران چه فرزندان خوبی هستند! انسان های لطیفی که آماده انجام امور پدر و مادر خود بوده و انس گیرنده، با برکت و نوازش دهنده هستند.

6 - حمزة بن حمران در روایت مرفوعه ای گوید: مردی نزد پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله بود که برای او خبر آوردند که صاحب فرزندی شده و از این خبر رنگ صورت او دگرگون شد.

صل الله پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله به او فرمود: برای تو چه شد؟

عرض کرد: خیر است.

فرمود: بگو.

عرض کرد: هنگامی که از خانه بیرون آمدم همسرم درد زایمان داشت. اکنون باخبر شدم که همسرم دختر زاییده است.

پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله به او فرمود: زمین او را حمل می کند، آسمان بر او سایه می افکند و خداوند روزی او را می دهد و این دختر گلی است که تو آن را می بویی.

ثُمَّ أَقْبَلَ عَلَى أَصْحَابِهِ فَقَالَ : مَنْ كَانَتْ لَهُ ابْنَةٌ فَهُوَ مَفْدُوحٌ ، وَ مَنْ كَانَتْ لَهُ ابْنَتَانِ فَيَا غَوْثَاهُ بِاللَّهِ ، وَ مَنْ كَانَتْ لَهُ ثَلَاثٌ وُضِعَ عَنْهُ الْجِهَادُ وَكُلُّ مَكْرُوهِ ، وَ مَنْ كَانَ لَهُ أَرْبَعُ فَيَا عِبَادَ اللهِ! أَعِينُوهُ ، يَا عِبَادَ اللهِ! أَقْرِضُوهُ ، يَا عِبَادَ اللهِ! أَرْحَمُوهُ .

7 - وَ عَنْهُ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ الْقَاسَانِي عَنْ أَبِي أَيُّوبَ سُلَيْمَانَ بْنِ مُقْبِلِ الْمَدَائِنِي عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ جَعْفَرِ الْجَعْفَرِيٌّ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرَّضَا قَالَ: قَالَ رَسُولٌ الله صلَّی اللهُ علیه وآله:

إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَتَعَالَى عَلَى الْإِنَاثِ أَرْأَفُ مِنْهُ عَلَى الذُّكُورِ، وَ مَا مِنْ رَجُلٍ يُدْخِلُ فَرْحَةً عَلَى امْرَأَةِ بَيْنَهُ وَبَيْنَهَا حُرْمَةً إِلَّا فَرَّحَهُ اللهُ تَعَالَى يَوْمَ الْقِيَامَةِ .

8 - وَ عَنْهُ عَنْ بَعْضِ مَنْ رَوَاهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عَبْدِ الرَّحِيمِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ :

الْبَنَاتُ حَسَنَاتٌ وَ الْبَنُونَ نِعْمَةٌ ، فَإِنَّمَا يُثَابُ عَلَى الْحَسَنَاتِ ، وَ يُسْأَلُ عَنِ النِّعْمَةِ.

سپس حضرتش به اصحاب رو کرد و فرمود: هر کس دختری داشته باشد، بار سنگینی دارد. هر کس دو دختر داشته باشد، پس شما را به خدا او را یاری کنید. هر کس سه دختر داشته باشد، جهاد و همۀ کارهای سخت از او برداشته می شود. و هر کس چهار دختر داشته باشد، ای بندگان خدا! او را یاری کنید؛ ای بندگان خدا! به او قرض دهید؛ ای بندگان خدا! به او رحم کنید.

7- سلیمان بن جعفر جعفری گوید: امام رضا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود: پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود: خداوند متعال به دختران مهربان تر است تا پسران. و هر مردی که زن محرمی را خوشحال کند خداوند در روز قیامت آن مرد را خوشحال خواهد نمود.

راوی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

دختران، نیکیها و پسران، نعمت هستند. همانا برای نیکی ها پاداش داده می شود و از نعمت پرسیده می شود.

9 - أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْعَاصِمِيُّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَسَنِ التَّيْمُلِي عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطِ عَنْ أَبِيهِ عَن الْجَارُودِ بْنِ الْمُنْذِرِ قَالَ : قَالَ لِي أَبُو عَبْدِ اللَّه علیه السَّلام:

بَلَغَنِي أَنَّهُ وُلِدَ لَكَ ابْنَةٌ فَتُسْخِطْهَا ، وَ مَا عَلَيْكَ مِنْهَا؟ رَيْحَانَةٌ تَشَمُّهَا، وَقَدْ كُفِيتَ رِزْقَهَا ، وَ قَدْ كَانَ رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله أَبَا بَنَاتٍ .

10 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ عُمَرَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ : قَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله :

مَنْ عَالَ ثَلَاثَ بَنَاتٍ أَوْ ثَلَاثَ أَخَوَاتِ وَجَبَتْ لَهُ الْجَنَّةُ .

فَقِيلَ : يَا رَسُولَ اللَّهِ ! وَ اثْنَتَيْنِ ؟

فَقَالَ : وَ اثْنَتَيْنِ.

فَقِيلَ : يَا رَسُولَ اللهِ ! وَ وَاحِدَةً ؟

فَقَالَ : وَ وَاحِدَةً .

9 - جارود بن منذر گوید: امام صادق علیه السَّلام به من فرمود:

به من خبر رسیده که برای تو دختری به دنیا آمده و تو بر او خشم می گیری؛ چه بدی از او به تو رسیده است؟! او گلی است که آن را می بویی و روزی او برای تو تأمین شده است. به راستی که پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله «پدرِ دختران» بود.

10 - عمر بن یزید: گوید امام صادق علیه السَّلام فرمود: پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود:

هر کس سرپرستی سه دختر، یا سه خواهر خود را داشته باشد بهشت برایش واجب می گردد.

گفته شد: ای پیامبر خدا! دو دختر یا دو خواهر چطور؟

فرمود: و دو دختر یا دو خواهر.

گفته شد: ای پیامبر! خدا یک دختر یا یک خواهر چطور؟

فرمود: و یک دختر یا یک خواهر.

11 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ يُوسُفَ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ سَعِيدٍ اللَّحْمِي قَالَ : وُلِدَ لِرَجُلٍ مِنْ أَصْحَابِنَا جَارِيَةٌ ، فَدَخَلَ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام فَرَآهُ مُتَسَخَّطَاً .

فَقَالَ لَهُ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: أَرَأَيْتَ لَوْ أَنَّ اللهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَوْحَى إِلَيْكَ أَنْ أَخْتَارُ لَكَ أَوْ تَخْتَارُ لِنَفْسِكَ مَا كُنْتَ تَقُولُ ؟

قَالَ : كُنْتُ أَقُولُ يَا رَبِّ! تَخْتَارُ لِي .

قَالَ : فَإِنَّ اللهَ قَدِ اخْتَارَ لَكَ. قَالَ : ثُمَّ قَالَ : إِنَّ الْغُلَامَ الَّذِي قَتَلَهُ الْعَالِمُ الَّذِي كَانَ مَعَ مُوسَى علیه السَّلام، وَ هُوَ قَوْلُ اللهِ عَژَّوَجَل: (فَأَرَدْنَا أَنْ يُبْدِهَا رَبُّهُمَا خَيْراً مِنْهُ زَكَاةً وَ أَقْرَبَ رُحْماً) أَبْدَلَهُمَا اللهُ بِهِ جَارِيَةٌ وَلَدَتْ سَبْعِينَ نَبِيّاً .

12 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ مُوسَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْفَضْلِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ :

الْبَنُونَ نَعِيمٌ، وَ الْبَنَاتُ حَسَنَاتٌ ، وَاللَّهُ يَسْأَلُ عَنِ النَّعِيمِ، وَ يُثِيبُ عَلَى الْحَسَنَاتِ.

11 - حسن بن سعید لخمی گوید:

برای یکی از یاران ما دختری متولّد شد. او نزد امام صادق علیه السَّلام شرفیاب شد. وقتی آن حضرت آثار خشم را در چهرۀ او مشاهده نمود به او فرمود: به نظر تو اگر خداوند به تو وحی می نمود که «من (پسر یا دختر را) برای تو انتخاب کنم یا خودت برای خود بر می گزینی؟» چه می گفتی؟

عرض کرد: می گفتم: «پروردگار! خودت برایم انتخاب کن».

فرمود: بنابراین خداوند برای تو (دختر را) انتخاب نمود.

سپس فرمود: به راستی آن پسری را که عالم همراه حضرت موسی علیه السَّلام( حضرت خضر علیه السَّلام) کشت و همان فرموده خداوند است که «از این رو خواستیم که پروردگارشان به جای او فرزندی پاک تر و مهربان تر به آن دو بدهد» خداوند به جای آن پسر، دختری به پدر و مادرش عطا نمود که هفتاد پیامبر (از نسل او ) به دنیا آورد.

12 - احمد بن فضل نظیر روایت هشتم را از امام صادق علیه السَّلام روایت میکند.

بخش چهارم

دعای طلب فرزند

(4) بَابُ الدُّعَاءِ فِي طَلَبِ الْوَلَدِ

1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ صَالِحِ بْنِ السِّنْدِيٌّ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ بَشِيرِ الْخَزَّازِ عَنْ عَلِيَّ بْنِ حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ : قَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام.

أَبِي إِذَا أَبْطَأَ عَلَى أَحَدِكُمُ الْوَلَدُ فَلْيَقُل:

«اللَّهُمَّ لَا تَذَرْنِي فَرْداً وَ أَنْتَ خَيْرُ الْوَارِثِينَ وَعِيداً وَحْشاً فَيَقْصُرَ شُكْرِي عَنْ تَفَكَّرِي بَلْ هَبْ لِي عَاقِبَةَ صِدْقٍ ذُكُوراً وَ إِنَاثاً آنَسُ بِهِمْ مِنَ الْوَحْشَةِ وَ أَسْكُنُ إِلَيْهِمْ مِنَ الْوَحْدَةِ وَ أَشْكُرُكَ عِنْدَ تَمَامِ النِّعْمَةِ يَا وَهَّابُ يَا عَظِيمُ يَا مُعَظَّمُ ثُمَّ أَعْطِنِي فِي كُلِّ عَافِيَةٍ شُكْراً حَتَّى تُبَلِّغَنِي مِنْهَا رِضْوَانَكَ فِي صِدْقِ الْحَدِيثِ ».

بخش چهارم: دعای طلب فرزند

1 - ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

هرگاه فرزنددار شدن یکی از شما به تأخیر افتد بایستی این گونه بگوید:

«اللَّهُمَّ لَا تَذَرْنِي فَرْداً وَ أَنْتَ خَيْرُ الْوَارِثِينَ وَعِيداً وَحْشاً فَيَقْصُرَ شُكْرِي عَنْ تَفَكَّرِي بَلْ هَبْ لِي عَاقِبَةَ صِدْقٍ ذُكُوراً وَ إِنَاثاً آنَسُ بِهِمْ مِنَ الْوَحْشَةِ وَ أَسْكُنُ إِلَيْهِمْ مِنَ الْوَحْدَةِ وَ أَشْكُرُكَ عِنْدَ تَمَامِ النِّعْمَةِ يَا وَهَّابُ يَا عَظِيمُ يَا مُعَظْمُ ثُمَّ أَعْطِنِي فِي كُلِّ عَافِيَةٍ شُكراً حَتَّى تُبَلِّغَنِي مِنْهَا رِضْوَانَكَ فِي صِدْقِ الْحَدِيثِ وَ أَدَاءِ الْأَمَانَةِ وَ وَفَاء بِالْعَهْدِ».

2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنْ أَبِي بَكْرِ الْحَضْرَمِيُّ عَنِ الْحَارِثِ النَّصْرِيِّ قَالَ : قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: إِنِّي مِنْ أَهْلِ بَيْتٍ قَدِ انْقَرَضُوا وَ لَيْسَ لِي وَلَدٌ.

قَالَ : ادْعُ وَ أَنْتَ سَاجِدٌ «رَبِّ هَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ وَلِيّاً يَرِثُنِي رَبِّ هَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً إِنَّكَ سَمِيعُ الدُّعَاءِ، رَبِّ لَا تَذَرْنِي فَرْداً وَ أَنْتَ خَيْرُ الْوَارِثِينَ».

قَالَ : فَفَعَلْتُ ، فَوُلِدَ لِي عَلِيٌّ وَ الْحُسَيْنُ .

3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ رَجُلٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

مَنْ أَرَادَ أَنْ يُحْبَلَ لَهُ فَلْيُصَلِّ رَكْعَتَيْن بَعْدَ الجُمُعَةِ يُطِيلُ فِيهِمَا الرُّكُوعَ وَ السُّجُودَ ، ثُمَّ يَقُولُ:

«اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِمَا سَأَلَكَ بِهِ زَكَرِيَّا يَا رَبِّ لَا تَذَرْنِي فَرْداً وَ أَنْتَ خَيْرُ الْوَارِثِينَ اللَّهُمَّ هَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً إِنَّكَ سَمِيعُ الدُّعَاءِ اللَّهُمَّ بِاسْمِكَ اسْتَحْلَلْتُهَا وَ فِي أَمَانَتِكَ أَخَذْتُهَا فَإِنْ قَضَيْتَ فِي رَحِمِهَا وَلَداً فَاجْعَلْهُ غَلَاماً مُبَارَكاً زَكِيّاً وَ لَا تَجْعَلْ لِلشَّيْطَانِ فِيهِ شِرْكاً وَ لَا نَصِيباً».

2 - حارث نصری گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: من از خاندانی هستم که منقرض شده اند و من نیز فرزندی ندارم.

فرمود: در سجده چنین دعا کن: «رَبِّ هَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ وَلِيّاً يَرِثُنِي رَبِّ هَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً إِنَّكَ سَمِيعُ الدُّعَاءِ، رَبِّ لَا تَذَرْنِي قَرْداً وَ أَنْتَ خَيْرُ الْوَارِثِينَ».

حارث گوید: طبق دستور امام علیه السَّلام عمل کردم، دو فرزند به نام علی و حسین برایم متولد شدند.

3 - محمّد بن مسلم گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

هر کس می خواهد که همسرش باردار شود پس از نماز جمعه دو رکعت نماز بخواند و رکوع و سجود آن را طولانی کند. آن گاه پس از نماز بگوید:

«اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِمَا سَأَلَكَ بِهِ زَكَرِيَّا يَا رَبِّ لَا تَذَرْنِي فَرْداً وَ أَنْتَ خَيْرُ الْوَارِثِينَ اللَّهُمَّ هَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً إِنَّكَ سَمِيعُ الدُّعَاءِ اللَّهُمَّ بِاسْمِكَ اسْتَحْلَلْتُهَا وَ فِي أَمَانَتِكَ أَخَذْتُهَا فَإِنْ قَضَيْتَ فِي رَحِمِهَا وَلَداً فَاجْعَلْهُ غُلَاماً مُبَارَكاً زَكِيّاً وَ لَا تَجْعَلْ لِلشَّيْطَانِ فِيهِ شِرْكَاً وَ لَا نَصِيباً».

4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ قَالَ : شَكَا الْأَبْرَشُ الْكَلْبِيُّ إِلَى أَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام أَنَّهُ لَا يُولَدُ لَهُ ، فَقَالَ لَهُ: عَلَّمْنِي شَيْئاً.

قَالَ : اسْتَغْفِرِ اللهَ فِي كُلِّ يَوْمٍ ، أَوْ فِي كُلِّ لَيْلَةٍ مِائَةَ مَرَّةٍ : فَإِنَّ اللَّهَ يَقُولُ: (اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كَانَ غَفَّاراً ... ) إِلَى قَوْلِهِ : (وَيُمْدِدْكُمْ بِأَمْوَالٍ وَبَنِينَ)

5 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ السَّيَّارِيِّ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ شَيْخ مَدَنِي عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام أَنَّهُ وَفَدَ إِلَى هِشَامِ بْنِ عَبْدِ الْمَلِكِ، فَأَبْطَأَ عَلَيْهِ الإِذْنُ حَتَّى اغْتَمَ ، وَكَانَ لَهُ حَاجِبٌ كَثِيرُ الدُّنْيَا وَ لَا يُولَدُ لَهُ ، فَدَنَا مِنْهُ أَبُو جَعْفَرِ علیه السَّلام، فَقَالَ لَهُ : هَلْ لَكَ أَنْ تُوصِلَنِي إِلَى هِشَامٍ وَ أَعَلِّمَكَ دُعَاءٌ يُولَدُ لَكَ ؟

قَالَ : نَعَمْ .

فَأَوْصَلَهُ إِلَى هِشَامِ وَ قَضَى لَهُ جَمِيعَ حَوَائِجِهِ.

قَالَ : فَلَمَّا فَرَغَ قَالَ لَهُ الْحَاجِبُ : جُعِلْتُ فِدَاكَ ! الدُّعَاءَ الَّذِي قُلْتَ لِي .

4 - راوی گوید: آبرش کلبی نزد امام باقر علیه السَّلام گلایه نمود که صاحب فرزند نمی شود و گفت: چیزی به من بیاموز.

فرمود: در هر روز و هر شب صد مرتبه استغفار کن؛ زیرا خداوند می فرماید: از پروردگار خود آمرزش خواهید کرد او بسیار آمرزنده است... و شما را با اموال و فرزندان یاری نماید».

5 - زراره گوید: روزی امام باقر علیه السَّلام را به شام نزد هشام بن عبدالملک احضار کردند، ولی اجازه ورود به امام علیه السَّلام ندادند. آن حضرت از این امر اندوهگین شد. هشام، دربان ثروتمندی داشت امّا فرزنددار نمی شد.

امام علیه السَّلام نزد دربان رفت و به او فرمود: آیا می خواهی برای من اجازه ورود بگیری و من به تو دعایی بیاموزم که فرزنددار شوی؟

گفت: آری.

او برای امام اذن ورود گرفت و تمام امورات او را انجام داد. هنگامی که کارِ امام علیه السَّلام پایان یافت، دربان به حضرتش گفت: قربانت گردم! دعایی را که می خواستید به من بیاموزید می فرمایید؟)

قَالَ لَهُ : نَعَمْ . قُلْ فِي كُلِّ يَوْمٍ إِذَا أَصْبَحْتَ وَأَمْسَيْتَ «سُبْحَانَ اللَّهِ» سَبْعِينَ مَرَّةً وَ تَسْتَغْفِرُ عَشْرَ مَرَّاتٍ ، وَ تُسَبِّحُ تِسْعَ مَرَّاتٍ وَ تَخْتِمُ الْعَاشِرَةَ بِالِاسْتِغْفَارِ ثُمَّ تَقُولُ قَوْلَ اللهِ عَزَّوَجَل: (اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كَانَ غَفَّاراً ﴾ يُرْسِلِ السَّمَاءَ عَلَيْكُمْ مِدْرَاراً وَيُمْدِدْكُمْ بِأَمْوَالٍ وَ بَنِينَ وَيَجْعَلْ لَكُمْ جَنَّاتٍ وَيَجْعَلْ لَكُمْ أَنْهَاراً .)فَقَالَهَا الْحَاجِبُ، فَرْزِقَ ذُرِّيَّةٌ كَثِيرَةً، وَكَانَ بَعْدَ ذَلِكَ يَصِلُ أَبَا جَعْفَرٍ وَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام.فَقَالَ سُلَيْمَانُ: فَقُلْتُهَا وَ قَدْ تَزَوَّجْتُ ابْنَةَ عَمّ لِي ، فَأَبْطَأَ عَلَيَّ الْوَلَدُ مِنْهَا، وَ عَلَّمْتُهَا أَهْلِي فَرُزِقْتُ وَلَداً ، وَ زَعَمَتِ الْمَرْأَةُ أَنَّهَا مَتَى تَشَاءُ أَنْ تَحْمِلَ حَمَلَتْ إِذَا قَالَتْهَا وَ عَلَّمْتُهَا غَيْرَ وَاحِدٍ مِنَ الْهَاشِمِيِّينَ مِمَّنْ لَمْ يَكُنْ يُولَدُ لَهُمْ فَوُلِدَ لَهُمْ وَلدٌ كَثِيرٌ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ .فرمود: آری، در هر روز هنگام صبح و شام هفتاد مرتبه «سبحان الله » می گویی، ده مرتبه استغفار می کنی، و نُه مرتبه «سبحان الله » می گویی، دهمین «سبحان الله » را با استغفار تمام می کنی، سپس فرمودۀ خداوند را می گویی: (اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كَانَ غَفَّاراً يُرْسِلِ السَّمَاءَ عَلَيْكُمْ مِدْرَاراً ) ( وَيُمْدِدْكُمْ بِأَمْوَالٍ وَبَنِينَ وَيَجْعَلْ لَكُمْ جَنَّاتٍ وَيَجْعَلْ لَكُمْ أَنْهَاراً).)دربان به دستور آن حضرت عمل کرد و صاحب فرزندان بسیاری شد. از آن پس همواره امام باقر علیه السَّلام و امام صادق علیه السَّلام. سلیمان (یکی از راویان این حدیث گوید: من با دختر عمویم ازدواج کرده بودم، ولی بچه دار نمی شدم پس طبق دستور العمل امام علیه السَّلام عمل کردم و آن را به همسرم آموختم و بچه دار شدیم. همسرم گمان می کرد که اگر آن دستور را انجام دهد، هرگاه بخواهد می تواند باردار شود. آن دستور را به تعدادی از زنان بنی هاشم که فرزند نداشتند یاد دادم؛ پس فرزندان فراوانی برایشان متولّد شد « و الحمد الله » .)

6 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ نُعَيْبٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ شُعَيْبِ عَنْ سَعِيدِ بْنِ يَسَارٍ قَالَ : قَالَ رَجُلٌ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام: لَا يُولَدُ لِي .فَقَالَ : اسْتَغْفِرْ رَبَّكَ فِي السَّحَرِ مِائَةَ مَرَّةٍ ، فَإِنْ نَسِيتَهُ فَاقْضِهِ.7 - وَ عَنْهُ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام أَنَّهُ شَكَا إِلَيْهِ رَجُلٌ أَنَّهُ لَا يُولَدُ لَهُ.فَقَالَ لَهُ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: إِذَا جَامَعْتَ فَقُلِ : «اللَّهُمَّ إِنَّكَ إِنْ رَزَقْتَنِي ذَكَرا سَمَّيْتُهُ مُحَمَّداً».قَالَ : فَفَعَلَ ذَلِكَ فَرُزِقَ .8- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيَّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ عَبْدِ الْخَالِقِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عُبَيْدَةَ قَالَ :أَتَتْ عَلَيَّ سِتُّونَ سَنَةً لَا يُولَدُ لِي، فَحَجَجْتُ فَدَخَلْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام فَشَكَوْتُ إِلَيْهِ ذَلِكَ .6 - سعید بن یسار گوید: مردی به امام صادق علیه السَّلام کرد: من فرزند دار نمی شوم.فرمود: هنگام سحر صد مرتبه استغفار کن. اگر روزی آن را فراموش کردی قضایش را به جا آور.- راوی گوید: مردی به امام صادق علیه السَّلام شکایت کرد که فرزند دار نمی شود.امام علیه السَّلام به او فرمود: هنگامی که می خواهی آمیزش کنی بگو: «اللهم إنك إن رزقتني ذكراً سمّيته محمداً»؛ «خدایا! اگر پسری به من روزی کنی او را محمد نامیدم».آن شخص چنین نمود و صاحب فرزند شد.8 - ابو عبیده گوید:شصت سال از عمرم گذشت و فرزند دار نشدم. سالی به حج رفتم. پس از آن خدمت امام صادق علیه السَّلام اشرف یاب شدم و به حضرتش از بی فرزندی گلایه کردم.

فَقَالَ لِي : أَوَ لَمْ يُولَدْ لَكَ ؟قُلْتُ : لَا!قَالَ : إِذَا قَدِمْتَ الْعِرَاقَ ، فَتَزَوَّج امْرَأَةٌ وَ لَا عَلَيْكَ أَنْ تَكُونَ سَوْءَاءَ.قَالَ : قُلْتُ : وَ مَا السَّوْءَاءُ ؟قَالَ : امْرَأَةٌ فِيهَا قُبْحٌ، فَإِنَّهُنَّ أَكْثَرُ أَوْلَاداً وَ ادْعُ بِهَذَا الدُّعَاءِ ، فَإِنِّي أَرْجُو أَنْ يَرْزُقَكَ اللهُ ذُكُوراً وَإِنَاثًا وَ الدُّعَاءُ :«اللَّهُمَّ لَا تَذَرْنِي فَرْداً وَحِيداً وَحْشاً فَيَقْصُرَ شُكْرِي عَنْ تَفَكَّرِي بَلْ هَبْ لِي أُنْسَا وَ عَاقِبَةَ صِدْقٍ ذُكُوراً وَإِنَاثاً أَسْكُنُ إِلَيْهِمْ مِنَ الْوَحْشَةِ وَ آنَسُ بِهِمْ مِنَ الْوَحْدَةِ وَ أَشْكُرُكَ عَلَى تَمَامِ النِّعْمَةِ يَا وَهَّابُ يَا عَظِيمُ يَا مُعْطِي أَعْطِنِي فِي كُلِّ عَاقِبَةٍ خَيْراً حَتَّى تُبَلِّغَنِي مُنْتَهَى رِضَاكَ عَنِّي فِي صِدْقٍ الْحَدِيثِ وَ أَدَاءِ الْأَمَانَةِ وَ وَفَاءِ الْعَهْدِ».فرمود: آیا برای تو فرزندی متولّد نمی شود؟عرض کردم: نه.فرمود: هنگامی که وارد عراق شدی با زنی ازدواج کن و برایت مهم نباشد که آن زن «سواء» باشد.عرض کردم: «سواء» چیست؟فرمود: زنی زشت روست؛ زیرا آنها بیشتر فرزند می آورند و با این دعا، خدا را بخوان. من امیدوارم که خداوند پسران و دخترانی به تو ارزانی کند. دعا چنین است:«اللَّهُمَّ لَا تَذَرْنِي فَرْداً وَحِيداً وَحْشاً فَيَقْصُرَ شُكْرِي عَنْ تَفَكَّرِي بَلْ هَبْ لِي أُنْسَا وَ عَاقِبَةَ صِدْقٍ ذُكُوراً وَ إِنَاثاً أَسْكُنُ إِلَيْهِمْ مِنَ الْوَحْشَةِ وَ آنَسُ بِهِمْ مِنَ الْوَحْدَةِ وَ أَشْكُرُكَ عَلَى تَمَامِ النُّعْمَةِ يَا وَهَّابُ يَا عَظِيمُ يَا مُعْطِي أَعْطِنِي فِي كُلِّ عَاقِبَةٍ خَيْراً حَتَّى تُبَلِّغَنِي مُنْتَهَى رِضَاكَ عَنِّي فِي صِدْقِ الْحَدِيثِ وَ أَدَاءِ الْأَمَانَةِ وَ وَفَاءِ الْعَهْدِ».

9 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ مَعْرُوفٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ رَاشِدٍ قَالَ: حَدَّثَنِي هِشَامُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ أَنَّهُ شَكَا إِلَى الْحَسَنِ علیه السَّلام سُقْمَهُ، وَ أَنَّهُ لَا يُولَدُ لَهُ.فَأَمَرَهُ أَنْ يَرْفَعَ صَوْتَهُ بِالْأَذَانِ فِي مَنْزِلِهِ.قَالَ : فَفَعَلْتُ، فَأَذْهَبَ اللهُ عَنِّى سُقْمِي وَ كَثُرَ وُلْدِي.قَالَ مُحَمَّدُ بْنُ رَاشِدٍ: وَكُنْتُ دَائِمَ الْعِلَّةِ مَا أَنْفَكُ مِنْهَا فِي نَفْسِي، وَ جَمَاعَةِ خَدَمي وَ عِيَالِي حَتَّى إِنِّي كُنْتُ أَبْقَى وَحْدِي، وَ مَا لِي أَحَدٌ يَخْدُمُنِي ، فَلَمَّا سَمِعْتُ ذَلِكَ مِنْ هِشَامٍ عَمِلْتُ بِهِ فَأَذْهَبَ اللهُ عَنِّي وَ عَنْ عِيَالِيَ الْعِلَلَ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ.10 - أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْعَاصِمِيُّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَسَنِ التَّيْمُلِيِّ عَنْ عَمْرِو بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِي جَمِيلَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ : قَالَ لَهُ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ خُرَاسَانَ بِالرَّبَدَةِ : جُعِلْتُ فِدَاكَ ! لَمْ أَرْزَقْ وَلَداً .9 - محمّد بن راشد گوید:هشام بن ابراهیم به من گفت: از بیماری خودم به امام کاظم علیه السَّلام شکوه کردم و این که فرزند دار نمی شوم.امام علیه السَّلام به من دستور داد که در خانه با صدای بلند اذان بگویم.هشام بن ابراهیم گوید: من به دستور امام علیه السَّلام عمل نمودم، خداوند بیماری مرا از بین برد و فرزندانم زیاد شدند.محمّد بن راشد گوید: من همیشه بیمار بودم؛ به طوری که هیچ گاه بیماری از من و همۀ خدمت کارانم و خانواده ام جدا نمی شد؛ تا جایی که من تنها ماندم و کسی را نداشتم از من پرستاری نماید. هنگامی که این قضیه را از هشام شنیدم، به آن عمل نمودم. خداوند بیماری ها را از من و خانواده ام برد و سپاس از آن خداست.10 - ابو جمیله گوید: مردی خراسانی در منطقه ربذه به امام صادق علیه السَّلام عرض کرد: فدایت گردم! من فرزند دار نمی شوم.

فَقَالَ لَهُ: إِذَا رَجَعْتَ إِلَى بِلَادِكَ وَ أَرَدْتَ أَنْ تَأْتِيَ أَهْلَكَ ، فَاقْرَأْ إِذَا أَرَدْتَ ذَلِكَ :(وَذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغَاضِباً فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْهِ فَنَادَى فِي الظُّلُمَاتِ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ إِلَى ثَلَاثِ آيَاتٍ ، فَإِنَّكَ سَتُرْزَقُ وَلَداً إِنْ شَاءَ اللَّهُ. 11 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَمْرٍو قَالَ : لَمْ يُولَدْ لِي شَيْءٌ قَطُّ وَ خَرَجْتُ إِلَى مَكَّةَ وَ مَا لِي وَلَدٌ، فَلَقِيَنِي إِنْسَانُ فَبَشِّرَنِي بِغُلَامٍ ، فَمَضَيْتُ وَ دَخَلْتُ عَلَى أَبِي الْحَسَنِ علیه السَّلام بِالْمَدِينَةِ .

فَلَمَّا صِرْتُ بَيْنَ يَدَيْهِ قَالَ لِي : كَيْفَ أَنْتَ ؟ وَ كَيْفَ وَلَدُكَ ؟

فَقُلْتُ : جُعِلْتُ فِدَاكَ! خَرَجْتُ وَ مَا لِي وَلَدٌ ، فَلَقِيَنِي جَارٌ لِي فَقَالَ لِي : قَدْ وُلِدَ لَكَ غُلَامٌ.

فَتَبَسَّمَ ، ثُمَّ قَالَ : سَمَّيْتَهُ ؟

قُلْتُ : لا .

امام علیه السَّلام به او فرمود: هنگامی که به وطن خود برگشتی و خواستی با همسرت آمیزش کنی این سه آیه را بخوان: وَ ذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغَاضِباً فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْهِ فَنَادَى فِي الظُّلُمَاتِ أَنْ لا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ )إن شاء الله به زودی فرزندی روزی تو خواهد شد.11 - محمّد بن عمرو گوید: من هیچگاه فرزند دار نمی شوم. سالی به مکّه رفتم در حالی که فرزندی نداشتم، شخصی مرا به داشتن پسری مژده داد. من از کنار او گذشتم و در مدینه خدمت امام کاظم علیه السَّلام شرفیاب شدم.هنگامی که مقابل امام علیه السَّلام قرار گرفتم به من فرمود: چطوری؟ فرزندت در چه حالی است؟عرض کردم: فدایتان گردم! من از شهرم خارج شدم در حالی که فرزندی نداشتم. همسایه ام مرا دید و به من گفت: «پسری برایت متولّد شده است».امام علیه السَّلام تبسمی کرد سپس فرمود: آیا برایش اسم گذاشته ای؟عرض کردم: نه.

قَالَ : سَمَّهِ عَلِيّاً ، فَإِنَّ أَبِي كَانَ إِذَا أَبْطَأَتْ عَلَيْهِ جَارِيَةٌ مِنْ جَوَارِيهِ قَالَ لَهَا: يَا فُلَانَةُ! انْوِي عَلِيّاً ، فَلَا تَلْبَتُ أَنْ تَحْمِلَ فَتَلِدَ غُلَاماً.12 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيَّ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ حَرِيزِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:إِذَا أَرَدْتَ الْوَلَدَ فَقُلْ عِنْدَ الْجِمَاعِ : «اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي وَلَداً وَ اجْعَلْهُ تَقِيَا لَيْسَ فِي خَلْقِهِ زيَادَةً وَ لَا تُقْصَانُ وَ اجْعَلْ عَاقِبَتَهُ إِلَى خَيْرٍ».### بخش پنجم#### نیّت نام گذاری جنین به «محمّد» یا «علی» و پسر دن فرزند و دعای آن(5 بَابُ مَنْ كَانَ لَهُ حَمْلٌ فَنَوَى أَنْ يُسَمِّيَهُ مُحَمَّداً أَوْ عَلِيّاً وُلِدَ لَهُ ذَكَرُ وَالدُّعَاءِ لِذَلِكَ)1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْن عِيسَى عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ نَجْرَانَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ أَحْمَدَ الْمِنْقَرِي عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ :فرمود: او را «علی» نام گذار؛ زیرا هنگامی که یکی از کنیزان پدرم فرزند دار نمی شد به او می فرمود: فلانی! نام علی را نیّت کن.مدّتی نمی گذشت که کنیز حامله می شد و پسری می زایید.12 - محمد بن مسلم گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:هنگامی که خواستی فرزند دار شوی نمودی، در موقع آمیزش بگو: «اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي وَلَداً وَ اجْعَلْهُ ثَقِيّاً لَيْسَ فِى خَلْقِهِ زِيَادَةً وَ لا نُقْصَانٌ وَ اجْعَلْ عَاقِبَتَهُ إِلَى خَيْرِ».بخش پنجم: نیّت نام گذاری جنین به «محمّد » یا « علی » و پسر شدن فرزند و دعای آن1 - راوی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

إِذَا كَانَ بِامْرَأَةِ أَحَدِكُمْ حَبَلْ فَأَتَى عَلَيْهَا أَرْبَعَةُ أَشْهُرٍ فَلْيَسْتَقْبِلْ بِهَا الْقِبْلَةَ وَلْيَقْرَأْ آيَةَ الْكُرْسِيِّ وَلْيَضْرِبْ عَلَى جَنْبِهَا وَلْيَقُل : اللَّهُمَّ إِنِّي قَدْ سَمَّيْتُهُ مُحَمَّداً ، فَإِنَّهُ يَجْعَلُهُ غُلاماً ، فَإِنْ وَفَى بِالاسْم بَارَكَ اللهُ لَهُ فِيهِ ، وَ إِنْ رَجَعَ عَنِ الِاسْمِ كَانَ لِلَّهِ فِيهِ الْخِيَارُ إِنْ شَاءَ أَخَذَهُ وَإِنْ شَاءَ تَرَكَهُ .2 - عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ قَالَ: كُنْتُ أَنَا وَابْنُ غَيْلَانَ الْمَدَائِنِيُّ دَخَلْنَا عَلَى أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السَّلامفَقَالَ لَهُ ابْنُ غَيْلَانَ : أَصْلَحَكَ اللهُ ! بَلَغَنِى أَنَّهُ مَنْ كَانَ لَهُ حَمْلٌ ، فَنَوَى أَنْ يُسَمِّيَهُ مُحَمَّداً وُلِدَ لَهُ غُلَامٌ .فَقَالَ: مَنْ كَانَ لَهُ حَمْلٌ فَنَوَى أَنْ يُسَمِّيَهُ عَلِيّاً ، وُلِدَ لَهُ غُلَامٌ .ثُمَّ قَالَ: عَلِيٌّ مُحَمَّدٌ وَ مُحَمَّدٌ عَلِيٌّ شَيْئاً وَاحِداً.قَالَ: أَصْلَحَكَ اللهُ! إِنِّي خَلَّفْتُ امْرَأَتِي وَ بِهَا حَبَلٌ فَادْعُ اللهَ أَنْ يَجْعَلَهُ غُلَاماً .هرگاه همسر یکی از شما باردار شود و چهار ماه بر او بگذرد، او را به سمت قبله نماید و خود آية الكرسى بخواند و دست به پهلوی همسرش بزند و بگوید: خداوندا! من نام جنین را محمّد گذاشتم؛ خداوند جنین را پسر قرار می دهد. پس اگر مرد به عهد خود وفا کرد، خداوند پسرش را برای او مبارک می کند و اگر از اسمی که برگزیده برگشت ، خداوند در مورد پسرش اختیار دارد؛ اگر بخواهد او را از دنیا می برد و اگر بخواهد او را نگه می دارد.2 - حسین بن سعید گوید:من و ابن غیلان مداینی خدمت امام رضا علیه السَّلام اشرف یاب شدیم. ابن غیلان به امام علیه السَّلام عرض کرد: خداوند کارهای شما اصلاح کند! به من روایت شده که همسر هر کس باردار باشد نیّت کند که اسم جنین را علی بگذارد، برای او پسری به دنیا خواهد آمد ( آیا صحیح است؟)فرمود: همسر هر کس باردار باشد و نیّت کند که اسم جنین را علی بگذارد، پسری برایش متولّد خواهد شد.سپس فرمود: علی علیه السَّلام، محمد صلَّی اللهُ علیه وآله استم و محمّد صلَّی اللهُ علیه وآله، علی علیه السَّلام؛ هر دو یک عنوان هستند.ابن غیلان عرض کرد: خداوند کارهای شما را اصلاح کند! من همسرم را در حالی ترک کردم که باردار بود؛ شما از خداوند بخواهید که فرزند ما را پسر قرار دهد.

فَأَطْرَقَ إِلَى الْأَرْضِ طَوِيلاً، ثُمَّ رَفَعَ رَأْسَهُ فَقَالَ لَهُ: سَمِّهِ عَلِيّا، فَإِنَّهُ أَطْوَلُ الِعُمُرِه .فَدَخَلْنَا مَكَّةَ فَوَافَانَا كِتَابٌ مِنَ الْمَدَائِنِ أَنَّهُ قَدْ وُلِدَ لَهُ غُلَامٌ .3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مَرَّارٍ عَنْ يُونُسَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام أَنَّهُ قَالَ:مَا مِنْ رَجُلٍ يُحْمَلُ لَهُ حَمْلٌ فَيَنْوِي أَنْ يُسَمِّيَهُ مُحَمَّداً إِلَّا كَانَ ذَكَراً إِنْ شَاءَ اللَّهُ.وَ قَالَ : هَاهُنَا ثَلَاثَةٌ كُلُّهُمْ مُحَمَّدٌ مُحَمَّدٌ مُحَمَّدٌ .وَ قَالَ : قَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام فِي حَدِيثٍ آخَرَ: يَأْخُذُ بِيَدِهَا وَ يَسْتَقْبِلُ بِهَا الْقِبْلَةَ عِنْدَ الْأَرْبَعَةِ الْأَشْهُرِ وَ يَقُولُ: «اللَّهُمَّ إِنِّي سَمَّيْتُهُ مُحَمَّداً»، وُلِدَ لَهُ غُلَامٌ ، وَ إِنْ حَوَّلَ اسْمَهُ أُخِذَ مِنْهُ .4 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ رَفَعَهُ قَالَ : قَالَ رَسُولُ الله صلَّی اللهُ علیه وآله .امام علیه السَّلام سر مبارکش را مدّت زیادی پایین انداخت، سپس سر برداشت و فرمود: او را علی نام گذار؛ چرا که نام علی عُمر فرزند را طولانی تر می سازد.پس از آن ما وارد شهر مکه شدیم و نامه ای از مداین به ما رسید که برای ابن غیلان پسری متولّد شده است.3 - اسحاق بن عمّار گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:هر مردی که به هنگام بارداری همسرش نیّت کند که نام نوزاد را محمّد بگذارد _ ان شاء الله _ فرزندش پسر خواهد بود.و فرمود: این جا سه شخصیت هستند که نام همۀ آنان: محمّد، محمّد، محمّد است.اسحاق بن عمّار گوید: امام صادق علیه السَّلام در حدیث دیگری فرمود:هر مردی که در ماه چهارم بارداری دست همسرش را بگیرد و او را روبه قبله نماید و بگوید: «اللهم إنّي سمّيته محمّداً» برای او پسری متولّد خواهد شد. و اگر نام فرزند را عوض کند، فرزندش از او گرفته خواهد شد.4 - راوی گوید: پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود:

مَنْ كَانَ لَهُ حَمْلُ فَنَوَى أَنْ يُسَمِّيَهُ مُحَمَّداً ، أَوْ عَلِيّاً وُلِدَ لَهُ غُلَامٌ .### بخش ششم#### آفرینش ابتدایی انسان و دگرگونی های آن در شکم مادر(6 بَابُ بَدْءِ خَلْقِ الْإِنْسَانِ وَ تَقَلُّبِهِ فِي بَطْنِ أُمِّهِ)1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ النِّعْمَانِ عَنْ سَلَّامٍ بْنِ الْمُسْتَنِيرِ قَالَ : سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرِ علیه السَّلام عَنْ قَوْلِ اللهِ عزّوجل: (مُخَلَّقَةٍ وَغَيْرِ مُخَلَّقَةٍ.)فَقَالَ : الْمُخَلَّقَةُ هُمُ الذَّرُ الَّذِينَ خَلَقَهُمُ اللهُ فِي صُلْبِ آدَمَ علیه السَّلام أَخَذَ عَلَيْهِمُ الْمِيثَاقَ ثُمَّ أَجْرَاهُمْ فِي أَصْلَابِ الرِّجَالِ وَ أَرْحَامِ النِّسَاءِ ، وَ هُمُ الَّذِينَ يَخْرُجُونَ إِلَى الدُّنْيَا حَتَّى يُسْأَلُوا عَنِ الْمِيثَاقِ . وَأَمَّا قَوْلُهُ: (وَ غَيْرِ مُخَلَّقَةٍ، فَهُمْ كُلُّ نَسَمَةٍ لَمْ يَخْلُقُهُمْ اللهُ فِي صُلْبِ آدَمَ علیه السَّلام حِينَ خَلَقَ الذَّرَّ وَ أَخَذَ عَلَيْهِمُ الْمِيثَاقَ ، وَ هُمُ النُّطَفُ مِنَ الْعَزْلِ وَ السَّقْطُ قَبْلَ أَنْ يُنْفَخَ فِيهِ الرُّوحُ وَ الْحَيَاةُ وَ الْبَقَاءُ .)هر کس در دوران آبستن همسرش نیّت کند که نام نوزاد را محمّد یا علی بگذارد، برایش پسری متولد می شود.بخش ششم: آفرینش ابتدایی انسان و دگرگونی های آن در شکم مادر1 - سلام بن مستنیر گوید:از امام باقرعلیه السَّلام در مورد آیۀ: «برخی دارای شکل و خلقت است و بعضی بدون شکل» پرسیدم.فرمود: منظور از «دارای شکل» همان «ذرّ» است که خداوند آنان را در «صُلب» آدم علیه السَّلام آفرید و از آنان میثاق و پیمان گرفت. سپس آنان را در صلب مردان و رحم های زنان جاری نمود ؛ آنان همانه ایی هستند که به دنیا می آیند تا دربارۀ میثاق و پیمان پرسیده شوند.و اما منظور از «بدون شکل» هر جنبده ای است که خداوند در هنگامی که «ذرّ»ها را آفرید و از آنان میثاق و پیمان گرفت آن جنبده ها را در صلب آدم علیه السَّلام نیافرید و آنان نطفه هایی هستند که بیرون رحم ریخته شده اند و یا پیش از آن که روح و حیات و بقا در آنان دمیده شود، سقط شده اند.

2 - عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السَّلام فِي قَوْلِ اللهِ عَزَّوَجَل: ﴿يَعْلَمُ مَا تَحْمِلُ كُلُّ أَنَّىٰ وَ مَا تَغِيضُ الْأَرْحَامُ وَ مَا تَزْدَادُ.)قَالَ: الْغَيْضُ كُلُّ حَمْلٍ دُونَ تِسْعَةِ أَشْهُرٍ وَ مَا تَزْدَادُ كُلُّ شَيْءٍ يَزْدَادُ عَلَى تِسْعَةِ أَشْهُرٍ، فَكُلَّمَا رَأَتِ الْمَرْأَةُ الدَّمَ الْخَالِصَ فِي حَمْلِهَا، فَإِنَّهَا تَزْدَادُ بِعَدَدِ الْأَيَّامِ الَّتِي رَأَتْ فِي حَمْلِهَا مِنَ الدَّمِ.3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ الْجَهْم قَالَ : قَالَ : سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ الرّضَا علیه السَّلام يَقُولُ : قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السَّلام:إِنَّ النُّطْفَةَ تَكُونُ فِى الرَّحِمَ أَرْبَعِينَ يَوْماً ثُمَّ تَصِيرُ عَلَقَةً أَرْبَعِينَ يَوْماً، ثُمَّ تَصِيرُ مُضْغَةً أَرْبَعِينَ يَوْماً ، فَإِذَا كَمَلَ أَرْبَعَةُ أَشْهُرٍ بَعَثَ اللَّهُ مَلَكَيْنِ خَلَّاقَيْنِ فَيَقُولَانِ : يَا رَبِّ ! مَا تَخْلُقُ ذَكَراً أَوْ أُنْثَى ؟فَيُؤْمَرَانِ ، فَيَقُولَانِ : يَا رَبِّ ! شَقِيّاً أَوْ سَعِيداً ؟2 - راوی گوید: امام (باقر علیه السَّلام و یا امام صادق علیه السَّلام دربارۀ آیۀ «از جنینی که هر ماده حمل می کند و آن چه رحم ها کم میکند و آن چه افزون می نمایند، آگاه است» فرمود:)منظور از «آن چه کم می کنند» هر آبستنی است که کمتر از نُه ماه باشد، و منظور از «آن چه افزون می نمایند هر آبستنی است که از نُه ماه بیشتر شود. پس هرگاه زن بارداری خون خالص مشاهده کند، به تعداد روزهایی که خون دیده در دوران بارداری بر نُه ماه افزون می گردد. 3 - حسن بن جهم گوید: از امام رضا علیه السَّلام شنیدم که می فرمود: امام باقر علیه السَّلام فرمود:نطفه چهل روز در رحم می ماند. سپس در مدّت چهل روز تبدیل به «علقه» (خون بسته شده می شود. سپس در مدّت چهل روز تبدیل به «مضغه» (چیزی شبیه گوشت جویده شده) می گردد. هنگامی که چهار ماه کامل شد، خداوند دو فرشتهۀ دمندۀ روح را بر می انگیزد.)دو فرشته عرضه می دارند: پروردگارا! پسر می آفرینی یا دختر؟آن گاه دستور را دریافت می کنند، دوباره عرض می کنند: پروردگارا! شقی و بدبخت باشد یا سعید و خوش بخت؟

فَيُؤْمَرَانِ فَيَقُولَانِ : يَا رَبِّ ! مَا أَجَلُهُ وَ مَا رِزْقُهُ وَ كُلُّ شَيْءٍ مِنْ حَالِهِ؛وَ عَدَّدَ مِنْ ذَلِكَ أَشْيَاءَ وَ يَكْتُبَانِ الْمِيثَاقَ بَيْنَ عَيْنَيْهِ ، فَإِذَا أَكْمَلَ اللَّهُ لَهُ الْأَجَلَ بَعَثَ اللَّهُ مَلَكاً فَزَجَرَهُ زَجْرَةً فَيَخْرُجُ وَ قَدْ نَسِيَ الْمِيثَاقَ .فَقَالَ الْحَسَنُ بْنُ الْجَهم: فَقُلْتُ لَهُ : أَ فَيَجُوزُ أَنْ يَدْعُوَ اللَّهَ فَيُحَوِّلَ الْأُنْثَى ذَكَرا وَ الذَّكَرَ أُنْثَى؟فَقَالَ : إِنَّ اللهَ يَفْعَلُ مَا يَشَاءُ .4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنِ ابْنِ رِئَابٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:إِنَّ اللَّهَ عزّوجل إِذَا أَرَادَ أَنْ يَخْلُقَ النُّطْفَةَ الَّتِي مِمَّا أَخَذَ عَلَيْهَا الْمِيثَاقَ فِي صُلْبِ آدَمَ ، أَوْ مَا يَبْدُو لَهُ فِيهِ وَ يَجْعَلَهَا فِي الرَّحِمِ حَرَّكَ الرَّجُلَ لِلْجِمَاعِ ، وَأَوْحَى إِلَى الرَّحِمِ أَنِ افْتَحِي بَابَكِ حَتَّى يَلِجَ فِيكِ خَلْقِي وَ قَضَائِيَ النَّافِذُ وَقَدَرِي .دستور را دریافت می کنند، دوباره عرضه می دارند: پروردگارا! مرگ و رزق و روزی و تمام احوالاتش چگونه است؟امام علیه السَّلام چند مورد را که دو فرشته می پرسند، ذکر نمود.آن گاه میثاق و پیمان را بین دو دیده اش می نگارند، هنگامی که خداوند مدّت بارداری را کامل نمود، فرشته ای را می فرستد، فرشته چنان کودک را از رحم بیرون می راند که کودک به دنیا می آید در حالی که میثاق و پیمان را فراموش کرده است.حسن بن جهم گوید: به امام رضا علیه السَّلام عرض کردم: آیا امکان دارد که انسان از خداوند بخواهد که پسر را به دختر و دختر را به پسر مبدّل سازد؟فرمود: به راستی که خداوند آن چه را که مشیّتش تعلّق گیرد انجام می دهد.4 - زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:هرگاه خداوند اراده کند که نطفه ای را که در صُلب آدم علیه السَّلام میثاق و پیمان گرفته یا در صلب آدم علیه السَّلام از آن میثاق و پیمان نگرفته بیافریند؛ مرد را به آمیزش تحریک می کند و به رحم وحی می کند که دربِ خود بگشا تا آفریده ام و قضا و قدرِ حتمی من وارد تو شود.

فَتَفْتَحُ الرَّحِمُ بَابَهَا فَتَصِلُ النُّطْفَةُ إِلَى الرَّحِم، فَتَرَدَّدُ فِيهِ أَرْبَعِينَ يَوْماً، ثُمَّ تَصِيرُ عَلَقَةً أَرْبَعِينَ يَوْماً ثُمَّ تَصِيرُ مُضْغَةً أَرْبَعِينَ يَوْماً ثُمَّ تَصِيرُ لَحْماً تَجْرِي فِيهِ عُرُوقٌ مُشْتَبِكَةٌ ، ثُمَّ يَبْعَثُ اللهُ مَلَكَيْنِ خَلاقَيْنِ يَخْلُقَانِ فِي الْأَرْحَامِ مَا يَشَاءُ اللَّهُ ، فَيَقْتَحِمَانِ فِي بَطْنِ الْمَرْأَةِ مِنْ فَمِ الْمَرْأَةِ ، فَيَصِلَانِ إِلَى الرَّحِمِ وَ فِيهَا الرُّوحُ الْقَدِيمَةُ الْمَنْقُولَةُ فِي أَصْلَابِ الرِّجَالِ وَ أَرْحَامِ النِّسَاءِ ، فَيَنْفُخَانِ فِيهَا رُوحَ الْحَيَاةِ وَ الْبَقَاءِ ، وَ يَشُقَّانِ لَهُ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ جَمِيعَ الْجَوَارِحِ وَ جَمِيعَ مَا فِي الْبَطْنِ بِإِذْنِ اللهِ .ثُمَّ يُوحِي اللهُ إِلَى الْمَلَكَيْنِ: اكْتُبَا عَلَيْهِ فَضَائِي وَ قَدَرِي وَنَافِذَ أَمْرِي وَ اشْتَرِطَا لِيَ الْبَدَاءَ فِيمَا تَكْتُبَانِ.فَيَقُولَان : يَا رَبِّ! مَا نَكْتُبُ ؟فَيُوحِي اللهُ إِلَيْهِمَا أَنِ ارْفَعَا رَهُ وسَكُمَا إِلَى رَأْسِ أُمِّهِ.فَيَرْفَعَانِ رُءُوسَهُمَا، فَإِذَا اللَّوْحُ يَقْرَعُ جَبْهَةَ أُمِّهِ ، فَيَنْظُرَانِ فِيهِ فَيَجِدَانِ فِي اللَّوْحِ صُورَتَهُ وَ زِينَتَهُ وَ أَجَلَهُ وَ مِيثَاقَهُ شَقِيّاً أَوْ سَعِيداً وَ جَمِيعَ شَأْنِهِ .رحم درب خود را می گشاید و نطفه وارد رحم می شود و چهل روز همواره در حال دگرگونی است، سپس به مدّت چهل روز تبدیل به «علقه» (خون بسته می گردد، آن گاه به مدّت چهل روز تبدیل به «مضغه» (چیزی شبیه گوشت جویده شده) می شود. سپس تبدیل به گوشتی می شود که رگ هایی به صورت در هم آمیخته در آن جریان دارد.)سپس خداوند دو فرشته ای را که خواستۀ خداوند را در رحم ها خلق می کنند بر انگیزاند، آن دو فرشته بدون اجازه مادر از دهان او وارد شکمش می شوند و به رحم می رسند. در آن، روحی که پیش از آفرینش جنین خلق شده و به صلب مردان و رحم زنان منتقل شده است (او به رحم مادر این فرزند رسیده وجود دارد.)آن گاه دو فرشته در آن روح قدیمی، روح حیات و بقا می دمند و به اذن الهی برای آن گوش، چشم و همۀ اعضا و جوارحی را که در شکم است به اذن خدا می آفرینند.خداوند به آن دو فرشته وحی می کند: بر او قضا و قدر و ارادۀ حتمی مرا بنویسید و در نوشته هایتان برای من حق بازگشت از قضا و قدر اوّلیه قرار دهید.دو فرشته عرضه می دارند: پروردگارا! چه بنویسیم؟خداوند به آن ها و حی می کند : سر خود را سوی سر مادر فرزند بالا بیاورید.دو فرشته خود را بالا می کنند و می بینند لوحی بر پیشانی مادر فرزند زده شده است، در آن نگاه می کنند، در آن لوح شکل ،اندام، ترکیب صورت، مرگ، میثاق بدبختی، خوشبختی و همۀ حالاتش را می یابند.

قَالَ : فَيُمْلِي أَحَدُهُمَا عَلَى صَاحِبِهِ ، فَيَكْتُبَانِ جَمِيعَ مَا فِي اللُّوْح وَ يَشْتَرِم الْبَدَاءَ فِيمَا يَكْتُبَانِ ثُمَّ يَخْتِمَانِ الْكِتَابَ وَ يَجْعَلَانِهِ بَيْنَ عَيْنَيْهِ ، ثُمَّ يُقِيَمَانِهِ قَائِمَا فِي بَطْنِ أُمِّهِ.قَالَ : فَرُبَّمَا عَنَا فَانْقَلَبَ وَ لَا يَكُونُ ذَلِكَ إِلَّا فِي كُلِّ عَاتٍ أَوْ مَارِدٍ ، وَ إِذَا بَلَغَ أَوَانُ خُرُوجِ الْوَلَدِ تَامّاً أَوْ غَيْرَ نَامَ أَوْحَى اللَّهُ عزَّوَجل إِلَى الرَّحِمِ أَنِ افْتَحِي بَابَكِ حَتَّى يَخْرُجَ خَلْقِي إِلَى أَرْضِي وَ يَنْفُذَ فِيهِ أَمْرِي ، فَقَدْ بَلَغَ أَوَانُ خُرُوجِهِ.قَالَ : فَيَفْتَحُ الرَّحِمُ بَابَ الْوَلَدِ ، فَيَبْعَثُ اللَّهُ إِلَيْهِ مَلَكاً يُقَالُ لَهُ : زَاجِرٌ ، فَيَزْجُرُهُ زَجْرَةً، فَيَفْرَعُ مِنْهَا الْوَلَدُ ، فَيَنْقَلِبُ فَيَصِيرُ رِجْلَاهُ فَوْقَ رَأْسِهِ وَ رَأْسُهُ فِي أَسْفَلِ الْبَطْنِ لِيُسَهُلَ اللهُ عَلَى الْمَرْأَةِ وَ عَلَى الْوَلَدِ الْخُرُوجَ.قَالَ : فَإِذَا احْتُبِسَ زَجَرَهُ الْمَلَك زَجْرَةً أُخْرَى، فَيَفْرَعُ مِنْهَا فَيَسْقُطُ الْوَلَدُ إِلَى الْأَرْضِ بَاكِياً فَزِعاً مِنَ الزَّجْرَةِ .یکی از آن دو فرشته بر دیگری املا می کند و او می نویسد. تا این که همۀ آن چه را که در لوح است می نویسند و در آن حق بازگشت قضا و قدر الهی را شرط می کنند، سپس کتابِ نوشته شده را مهرزده و بین دو چشم جنین قرار می دهند، آن گاه او را ایستاده در شکم مادر نگه می دارند.از این رو گاهی جنین سرکشی می کند و برعکس می گردد و این قضیّه فقط در مورد سرکشان و نافرمانان رخ می دهد.هنگامی که زمان تولّد جنین فرا رسد _ چه جنین کامل باشد چه ناقص _ خداوند به رحم وحی می کند که درب خود را بگشای تا آفریدۀ من به سوی زمین من خارج شود و ارادۀ من در مورد او حتمی گردد؛ به راستی که زمان خروج آفریده ام فرا رسیده است.در این هنگام رحم درب خروج جنین را می گشاید، خداوند فرشته ای به نام زاجر را بر می انگیزاند او جنین را چنان بیرون می راند که جنین می ترسد و واژگون می شود که، پاهایش بالای سرش و سرش در پایین شکمش قرار می گیرد تا خداوند بیرون آمدن را بر مادر و جنین آسان کند.هنگامی که جنین بیرون نیاید، فرشته زاجر بار دیگر او را می راند، جنین می ترسد و گریان بر زمین می افتد چرا که از فشاری که به او وارد شده ترسیده است.

5 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ قَالَ : سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السَّلام عَنِ الْخَلْقِ؟قَالَ : إِنَّ اللهَ تَبَارَكَ وَتَعَالَى لَمَّا خَلَقَ الْخَلْقَ مِنْ طِينِ أَفَاضَ بِهَا كَإِفَاضَةِ الْقِدَاحِ، فَأَخْرَجَ الْمُسْلِمَ فَجَعَلَهُ سَعِيداً ، وَ جَعَلَ الْكَافِرَ شَقِيّا، فَإِذَا وَقَعَتِ النُّطْفَةُ تَلَقَّتْهَا الْمَلَائِكَةُ فَصَوَّرُوهَا، ثُمَّ قَالُوا : يَا رَبِّ ! أَ ذَكَراً أَوْ أُنثَى ؟فَيَقُولُ الرَّبُّ جَلَّ جَلَالُهُ أَيَّ ذَلِكَ شَاءَ ؟فَيَقُولَانِ : تَبَارَكَ اللهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ.ثُمَّ تُوضَعُ فِي بَطْنِهَا فَتَرَدَّدُ تِسْعَةَ أَيَّامٍ فِي كُلِّ عِرْقٍ وَ مَفْصِلٍ وَ مِنْهَا لِلرَّحِمِ ثَلَاثَةُ أَقْفَالٍ: قُفْلُ فِي أَعْلَاهَا مِمَّا يَلِى أَعْلَى الصُّرَّةِ مِنَ الْجَانِبِ الْأَيْمَنِ، وَ الْقُفْلُ الآخَرُ وَسَطَهَا، وَ الْقُفْلُ الآخَرُ أَسْفَلَ مِنَ الرَّحِمِ ، فَيُوضَعُ بَعْدَ تِسْعَةِ أَيَّامٍ فِي الْقُفْلِ الْأَعْلَى، فَيَمْكُثُ فِيهِ ثَلَاثَةَ أَشْهُرٍ، فَعِنْدَ ذَلِكَ يُصِيبُ المَرْأَةَ حُبْتُ النَّفْسِ وَ التَّهَوُّعُ.5 - ابو حمزه گوید: از امام باقر علیه السَّلام در خصوص آفرینش پرسیدم.فرمود: هنگامی که خداوند اراده نماید آفریده ای را از گِل بیافریند به سان کوزه گر آن را آغاز می نماید؛ مسلمان را بیرون می آورد و او را سعادتمند قرار می دهد و کافر را بیرون آورده و او را بدبخت قرار می دهد.آن گاه که نطفه واقع می شود فرشتگان آن را فرا می گیرند و به آن شکل و صورت می دهند. سپس عرض می کنند: پروردگارا! پسر باشد یا دختر؟خداوند هر کدام را که بخواهد، بیان می نماید.آن دو فرشته عرضه می دارند: پاک و منّزه است خداوندی که بهترین آفرینندگان است!آن گاه نطفه در شکم مادر قرار می گیرد و نُه روز در همۀ رگ ها و مفصل ها متغیّر است و به همین خاطر برای رحم سه قفل است: قفلی در بالای رحم که در قسمت راستِ بالای ناف قرار دارد، قفل دیگر وسط رحم است و قفل دیگر در پایین رحم قرار دارد. جنین پس از نُه روز در قفل بالایی قرار می گیرد و سه ماه در آنجا می ماند، در این زمان است که مادر دچار بد حالی و حالت تهوّع ویار می شود.

ثُمَّ يَنْزِلُ إِلَى الْقُفْلِ الْأَوْسَطِ فَيَمْكُثُ فِيهِ ثَلَاثَةَ أَشْهُرٍ وَ صُرَّةُ الصَّبِيِّ (1فِيهَا مَجْمَعُ الْعُرُوقِ وَ عُرُوقُ الْمَرْأَةِ كُلُّهَا مِنْهَا يَدْخُلُ طَعَامُهُ وَ شَرَابُهُ مِنْ تِلْكَ الْعُرُوقِ ، ثُمَّ يَنْزِلُ إِلَى الْقُفْلِ الْأَسْفَلِ فَيَمْكُثُ فِيهِ ثَلَاثَةَ أَشْهُرٍ فَذَلِكَ تِسْعَةُ أَشْهُرٍ، ثُمَّ تُطْلَقُ الْمَرْأَةُ .)فَكُلَّمَا طُلِقَتْ انْقَطَعَ عِرْقٌ مِنْ صُرَّةِ الصَّبِيُّ فَأَصَابَهَا ذَلِكَ الْوَجَعُ وَ يَدُهُ عَلَى صُرَّتِهِ حَتَّى يَقَعَ إِلَى الْأَرْضِ وَ يَدُهُ مَبْسُوطَةٌ ، فَيَكُونُ رِزْقُهُ حِينَئِذٍ مِنْ فِيهِ .6 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ أَوْ غَيْرِهِ قَالَ : قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام: جُعِلْتُ فِدَاكَ ! الرَّجُلُ يَدْعُو لِلْحُبْلَى أَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ مَا فِي بَطْنِهَا ذَكَرا سَوِيّاً.قَالَ : يَدْعُو مَا بَيْنَهُ وَبَيْنَ أَرْبَعَةِ أَشْهُرٍ ، فَإِنَّهُ أَرْبَعِينَ لَيْلَةٌ نُطْفَةٌ وَ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً عَلَقَةٌ وَ أَرْبَعِينَ لَيْلَةٌ مُضْغَةٌ ، فَذَلِكَ تَمَامُ أَرْبَعَةِ أَشْهُرٍ، ثُمَّ يَبْعَثُ اللَّهُ مَلَكَيْنِ خَلَّا قَيْنِ فَيَقُولَانِ: يَا رَبِّ ! مَا نَخْلُقُ ذَكَراً أَمْ أُنْثَى ؟ شَقِيّاً أَوْ سَعِيداً ؟سپس به قفل میانی فرود می آید و سه ماه در آن می ماند و ناف جنین محل گرد آمدن رگ های جنین و رگ های مادر است که از همین رگ ها جنین غذا و نوشیدنی می گیرد. آن گاه به قفل پایینی فرود می آید و سه ماه در آن می ماند که مجموع نُه ماه می شود سپس زایمان می کند.بنابراین، هر درد زایمانی که مادر می کشد یک رگ از ناف و جنین قطع می شود؛ پس این باعث درد مادر می شود و دست کودک بر نافش قرار دارد تا این که بر زمین قرار گیرد در حالی که دستانش از هم باز است، در این هنگام رزق و روزی او از دهان است.6 - محمّد بن اسماعیل یا شخص دیگری گوید: به امام ابو جعفر علیه السَّلام عرض کردم: قربانت گردم! آیا مرد می تواند دعا کند که خداوند فرزندی را که در شکم همسر اوست پسری سالم قرار دهد؟فرمود: تا چهار ماهگی می تواند دعا کند؛ زیرا جنین چهل شب نطفه، چهل شب علقه (خون بسته شده و چهل شب مضغه (چیزی شبیه گوشت جویده شده) که مجموعش چهار ماه تمام است.)آن گاه خداوند دو فرشتۀ دمندۀ روح بر می انگیزاند و آن دو عرض می کنند: پروردگارا! چه خلق کنیم، پسر یا دختر؟ شقی و بدبخت یا سعادتمند و خوش بخت؟


1) كذا، والصواب وسرّة الصبي

فَيُقَالُ ذَلِكَ .فَيَقُولَانِ : يَا رَبِّ ! مَا رِزْقُهُ وَ مَا أَجَلُهُ وَ مَا مُدَّتُهُ ؟فَيُقَالُ ذَلِكَ ، وَ مِيثَاقَهُ بَيْنَ عَيْنَيْهِ يَنْظُرُ إِلَيْهِ وَ لَا يَزَالُ مُنْتَصِباً فِي بَطْنِ أُمِّهِ حَتَّى إِذَا دَنَا خُرُوجُهُ بَعَثَ اللَّهُ عزَّوَجَل إِلَيْهِ مَلَكاً فَزَجَرَهُ زَجْرَةً فَيَخْرُجُ وَ يَنْسَى الْمِيثَاقَ .7 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنِ ابْنِ رِئَابٍ عَنْ زُرَارَةَ بْنِ أَعْيَنَ قَالَ : سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرِ علیه السَّلام يَقُولُ :إِذَا وَقَعَتِ النُّطْفَةُ فِي الرَّحِمِ اسْتَقَرَّتْ فِيهَا أَرْبَعِينَ يَوْماً ، وَ تَكُونُ عَلَقَةً أَرْبَعِينَ يَوْماً ، وَتَكُونُ مُضْغَةً أَرْبَعِينَ يَوْماً ، ثُمَّ يَبْعَثُ اللهُ مَلَكَيْنِ خَلَّا قَيْنِ فَيُقَالُ لَهُمَا: اخْلُقَا كَمَا يُرِيدُ اللهُ ذَكَراً أَوْ أُنْثَى صَوَّرَاهُ وَ اكْتُبَا أَجَلَهُ وَ رِزْقَهُ وَ مَنِيَّتَهُ وَ شَقِيّاً أَوْ سَعِيداً وَ اكْتُبَالِلهِ الْمِيثَاقَ الَّذِي أَخَذَهُ عَلَيْهِ فِي الذُّرِّ بَيْنَ عَيْنَيْهِ.فَإِذَا دَنَا خُرُوجُهُ مِنْ بَطْنِ أُمَّهِ بَعَثَ اللَّهُ إِلَيْهِ مَلَكاً يُقَالُ لَهُ : زَاجِرًا فَيَرْجُرُهُ فَيَفْرَعُ فَزَعاً فَيَنْسَى الْمِيثَاقَ وَيَقَعُ إِلَى الْأَرْضِ يَبْكِي مِنْ زَجْرَةِ الْمَلَكِ .گفته می شود: چنین و چنان باشد.دو فرشته عرضه می دارند: پروردگارا! روزی، مرگ و مدّت زندگی اش چگونه باشد؟گفته می شود: چنین و چنان باشد و میثاق او در بین دو چشم اش جنین قرار دارد که جنین به آن نگاه می کند و همواره در شکم مادرش به حالت ایستاده است تا آن گاه که زمان ولادتش نزدیک شود، در این هنگام خداوند فرشته ای برایش می فرستد که فرشته چنان جنین را بیرون می راند که خارج می شود و میثاق را فراموش می کند. 7 - زرارة بن اعین گوید: از امام باقر علیه السَّلام شنیدم که می فرمود: هنگامی که نطفه در رحم قرار گیرد، چهل روز به صورت نطفه در آن استقرار می یابد، چهل روز به صورت علقه و چهل روز به صورت مضغه، سپس خداوند دو فرشتۀ دمندۀ روح بر می انگیزاند، به آن دو فرشته گفته می شود : خلق کنید همان طور که خداوند می خواهد: پسر یا دختر؛ او را به تصویر کشید و مرگ و روزی و چگونگی مرگ او و بدبخت یا سعادتمند بودنش را بنویسید، هم چنین میثاقی را که خداوند در عالم ذرّ از او گرفته بین چشمانش بنویسید.آن گاه زمان خروج جنین از شکم مادر فرا می رسد ،خداوند فرشته ای به نام زاجر به سوی او می فرستد که او را بیرون براند و جنین چنان می ترسد که میثاق و پیمان را فراموش می کند و روی زمین قرار می گیرد و به علّت فشار زاجر می گرید.

### بخش هفتم#### بیشترین فرزندی که ز ن می زاید(7 بَابُ أَكْثَرِ مَا تَلِدُ الْمَرْأَةُ)1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى وَ غَيْرُهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ عُمَرَ عَنْ شُعَيْبِ الْعَقَرْقُوفِي عَنْ أَبِي عَبْدِ الله علیه السَّلام قَالَ :إِنَّ لِلرَّحِمِ أَرْبَعَةَ سُبُلٍ، فِي أَيِّ سَبِيلِ سَلَكَ فِيهِ الْمَاءُ كَانَ مِنْهُ الْوَلَدُ وَاحِدٌ وَ اثْنَانِ وَ ثَلَاثَةٌ وَ أَرْبَعَةٌ ، وَلَا يَكُونُ إِلَى سَبِيلِ أَكْثَرُ مِنْ وَاحِدٍ .2 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ رَفَعَهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حُمْرَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:إِنَّ اللهَ عَزَّوَجَل خَلَقَ لِلرَّحِمِ أَرْبَعَةَ أَوْ عِيَةٍ ، فَمَا كَانَ فِي الْأَوَّلِ فَلِلْأَبِ وَ مَا كَانَ فِي الثَّانِي فَلِلْأُمِّ، وَ مَا كَانَ فِي الثَّالِثِ فَلْلْعُمُومَةِ ، وَ مَا كَانَ فِي الرَّابِع فَلِلْخُثُولَةِ.بخش هفتم: بیشترین فرزندی که زن می زاید1 - شعیب عقرقوفی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:به راستی که رحم با چهار روش باردار می شود، نطفه در هر روشی قرار گیرد، فرزند همان خواهد بود: تک فرزند، دو ،سه قلو و چهار قلو. نطفه بیش از یک بار در یک روش قرار نمی گیرد.2 - محمّد بن حمران گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:خداوند برای رحم چهار جایگاه آفرید. اگر نطفه ای در جایگاه اوّل قرار گیرد به پدر شبیه خواهد بود، نطفه ای که در جایگاه دوم قرار گیرد به مادر شبیه خواهد شد، نطفه ای که در جایگاه سوم قرار گیرد به عموها و عمّه ها شبیه خواهد شد و نطفه ای که در جایگاه چهارم قرار گیرد به دایی ها و خاله ها شبیه خواهد بود.

### بخش هشتم#### آداب ولادت(8 بَابٌ فِي آدَابِ الْوِلَادَةِ)1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنِ السَّكُونِي عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ :كَانَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ علیه السَّلام إِذَا حَضَرَتْ وِلَادَةُ الْمَرْأَةِ قَالَ : أَخْرِجُوا مَنْ فِي الْبَيْتِ مِنَ النِّسَاءِ لَا يَكُونُ أَوَّلَ نَاظِرِ إِلَى عَوْرَةٍ.بخش هشتم: آداب ولادت1 - جابر گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمودامام سجّاد علیه السَّلام همواره به هنگام فرا رسیدن زایمان همسرش می فرمود:زنانی را که در اتاق هستند بیرون کنید تا نخستین کسی نباشند که به آلت فرزند نگاه می کنند.### بخش نهم#### تبریک گفتن(9 بَابُ التَّهْنِئَةِ بِالْوَلَدِ)1 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنِ الْحُسَيْنِ عَنْ مُرَازِمٍ عَنْ أَخِيهِ قَالَ : قَالَ رَجُلٌ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام: وُلِدَ لِي غُلَامٌ .بخش نهم: تبریک گفتن1 - برادر مزارم گوید:شخصی به امام صادق علیه السَّلام عرض کرد: برای من پسری متولّد شده است.

فَقَالَ: «رَزَقَكَ اللَّهُ شُكْرَ الْوَاهِبِ وَ بَارَكَ لَكَ فِي الْمَوْهُوبِ. وَ بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ رَزَقَكَ اللَّهُ بِرَّهُ».2 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ بُنْدَارَ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ إِسْحَاقَ الْأَحْمَرِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ حَمَّادٍ عَنْ أَبِي مَرْيَمَ الْأَنْصَارِيِّ عَنْ أَبِي بَرْزَةَ الْأَسْلَمِيِّ قَالَ:وُلِدَ لِلْحَسَنِ بْنِ عَلِي علیه السَّلام مَوْلُودٌ ، فَأَتَتْهُ قُرَيْشُ فَقَالُوا: يَهْتِتُكَ الْفَارِسُ.فَقَالَ : وَ مَا هَذَا مِنَ الْكَلَامِ ؟ قُولُوا: شَكَرْتَ الْوَاهِبَ، وَ بُورِكَ لَكَ فِي الْمَوْهُوبِ، وَ بَلَغَ اللهُ بِهِ أَشَدَّهُ، وَ رَزَقَكَ بِرَّهُ» .3 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ بَكْرِ بْنِ صَالِحٍ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ : هَنَّا رَجُلٌ رَجُلاً أَصَابَ ابْنَا فَقَالَ : يَهْتِتُكَ الْفَارِسُ .فَقَالَ لَهُ الْحَسَنُ علیه السَّلام: مَا عِلْمُكَ يَكُونُ فَارِساً أَوْ رَاجِلاً؟قَالَ : جُعِلْتُ فِدَاكَ ! فَمَا أَقُولُ ؟حضرتش این گونه تبریک فرمود:رَزَقَكَ اللهُ شُكْرَ الْوَاهِبِ وَ بَارَكَ لَكَ فِي الْمَوْهُوبِ. وَ بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ رَزَقَكَ اللَّهُ بِرَّهُ».2 - ابو برزۀ اسلمی گوید:برای امام حسن علیه السَّلام فرزندی متولّد شد، قریش نزد ایشان آمدند و این گونه تبریک گفتند: تولّد فرزند سوارکار را تبریک می گوییم.امام علیه السَّلام فرمود: این سخن چیست؟! بگویید:«شَكَرْتَ الْوَاهِبَ وَ بُورِكَ لَكَ فِي الْمَوْهُوبِ، وَ بَلَغَ اللَّهُ بِهِ أَشُدَّهُ، وَرَزَقَكَ بِرَّهُ».3 - راوی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:مردی به شخصی که صاحب فرزند شده بود این گونه تبریک گفت: تولّد فرزند سوارکار را تبریک می گوییم.امام حسن علیه السَّلام به او فرمود: از کجا می دانی که این فرزند سوارکار یا پیاده باشد؟!عرض کرد: فدایت گردم! پس چه بگویم؟

قَالَ : تَقُولُ : شَكَرْتَ الْوَاهِبَ وَ بُورِكَ لَكَ فِي الْمَوْهُوبِ، وَ بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ رَزَقَكَ بِرَّهُ».### بخش دهم#### نام ها و کنیه ها(10 بَابُ الْأَسْمَاءِ وَ الْكُنَى)1 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ أَبِي إِسْحَاقَ ثَعْلَبَةَ بْنِ مَيْمُونٍ عَنْ رَجُلٍ قَدْ سَمَّاهُ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ :أَصْدَقُ الْأَسْمَاءِ مَا سُمِّيَ بِالْعُبُودِيَّةِ ، وَأَفْضَلُهَا أَسْمَاءُ الْأَنْبِيَاءِ .2 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ يَحْيَى عَنْ جَدِّهِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ : حَدَّثَنِي أَبِي عَنْ جَدِّي قَالَ : قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام:فرمود: این گونه می گویی:«شَكَرْتَ الْوَاهِبَ وَ بُورِكَ لَكَ فِي الْمَوْهُوبِ، وَ بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ رَزَقَكَ بِرَّهُ».بخش دهم: نام ها و کنیه ها1 - راوی گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:راست ترین نام ها، نامی است که به بندگی خداوند نامیده شود و برترین نام ها، نام پیامبران الهی است.2 - ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: پدر بزرگوارم به من فرمود که جدّم امام سجّاد علیه السَّلام فرمود: امیر مؤمنان على علیه السَّلام فرمود:

سَمُّوا أَوْلَادَكُمْ قَبْلَ أَنْ يُولَدُوا، فَإِنْ لَمْ تَدْرُوا أَ ذَكَرْ أَمْ أُنْثَى فَسَمُوهُمْ بِالْأَسْمَاءِ الَّتِي تَكُونُ لِلذَّكَرِ وَ الْأُنْثَى ، فَإِنَّ أَسْقَاطَكُمْ إِذَا لَقُوكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ لَمْ تُسَمُّوهُمْ يَقُولُ السُّقْطُ لِأَبِيهِ: أَلَّا سَمَّيْتَنِي ، وَ قَدْ سَمَّى رَسُولُ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله مُحَسْناً قَبْلَ أَنْ يُولَدَ.3 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيّ عَن مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ علیه السَّلام قَالَ:أَوَّلُ مَا يَبَرُّ الرَّجُلُ وَلَدَهُ أَنْ يُسَمِّيَهُ بِاسْم حَسَنٍ ، فَلْيُحْسِنْ أَحَدُ كُمُ اسْمَ وَلَدِهِ.4 - أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَّا عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:لَا يُولَدُ لَنَا وَلَدٌ إِلَّا سَمَّيْنَاهُ مُحَمَّداً ، فَإِذَا مَضَى لَنَا سَبْعَةُ أَيَّامٍ فَإِنْ شِئْنَا غَيَّرْنَا، وَ إِنْ شِئْنَا تَرَكْنَا.5 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنِ ابْنِ مَيَّاحٍ عَنْ فُلَانِ بْنِ حُمَيْدٍ أَنَّهُ سَأَلَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام وَ شَاوَرَهُ فِي اسْمِ وَلَدِهِ.فَقَالَ : سَمِّهِ بِأَسْمَاءٍ مِنَ الْعُبُودِيَّةِ.پیش از آن که فرزندانتان متولّد شوند برایشان اسم بگذارید. اگر ندانستید که پسر است یا دختر، برایش اسمی انتخاب کنید که مشترک برای پسران و دختران باشد؛ زیرا فرزندان سقط شدۀ شما در روز قیامت به هنگام دیدار، از شما شکایت می کنند و می گویند: «چرا برای ما نام نگذاشتی؟!»همانا پیامبر خدا صلَّى الله عليه وآله پیش از آن که محسن علیه السَّلام متولّد شود برایش نام نهاد.3 - موسی بن بکر گوید: امام کاظم علیه السَّلام فرمود:نخستین نیکی انسان به فرزندش نام زیبا و نیکویی است که به او می نهد. برای فرزندانتان نام نیکو انتخاب کنید.4 - راوی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:هر فرزندی که برای ما متولد می شود نامش را «محمّد» می گذاریم. هنگامی که هفت روز بگذرد، اگر بخواهیم آن را تغییر میدهیم وگر نه به همان نام می نامیم.5 - ابن حمید گوید: من از امام صادق علیه السَّلام درباره نام گذاری فرزندم پرسیدم و با ایشان مشورت کردم.فرمود: او را با یکی از اسمای بندگی خداوند نام گذاری نما.

فَقَالَ : أَيُّ الْأَسْمَاءِ هُوَ ؟فَقَالَ : عَبْدُ الرَّحْمَانِ .6 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْن مُحَمَّدٍ عَنْ سُلَيْمَانَ بْن سَمَاعَةَ عَنْ عَمِّهِ عَاصِم الْكُوزِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام.أَنَّ النَّبِيَّ صلَّى اللهُ عليه وآله قَالَ : مَنْ وُلِدَ لَهُ أَرْبَعَةُ أَوْلَادٍ لَمْ يُسَمَّ أَحَدَهُمْ بِاسْمِي فَقَدْ جَفَانِي .7 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْبَرْقِيِّ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بنِ مُحَمَّدٍ الْعَزْرَمِيُّ قَالَ : اسْتَعْمَلَ مُعَاوِيَةُ مَرْوَانَ بْنَ الْحَكَم عَلَى الْمَدِينَةِ وَ أَمَرَهُ أَنَّ يَفْرِضَ لِشَبَابِ قُرَيْشٍ فَفَرَضَ لَهُمْ .فَقَالَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ علیه السَّلام: فَأَتَيْتُهُ ، فَقَالَ : مَا اسْمُكَ ؟فَقُلْتُ : عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ ؟فَقَالَ : مَا اسْمُ أَخِيكَ ؟فَقُلْتُ : عَلِيٌّ.ابن حمید پرسید: آن کدام یک از نام ها است؟فرمود: عبد الرحمان.6 - عاصم کوزی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله فرمود:هر کس چهار فرزند داشته باشد، ولی هیچ کدام از آنان را به نام من نامگذاری ننماید، به راستی به من جفا کرده است.- عبد الرحمان بن محمّد عزر می گوید: معاویه، مروان بن حکم را استاندار مدینه کرد و به او فرمان داد که برای جوانان قریش سهمیه ای قرار دهد.امام سجاد علیه السَّلام فرمود: من نزد مروان رفتم.مروان گفت: نام تو چیست؟گفتم: على بن حسين علیه السَّلام.گفت: نام برادرت چیست؟گفتم: علی

قَالَ : عَلِيٌّ وَ عَلِيٌّ ، مَا يُرِيدُ أَبُوكَ أَنْ يَدَعَ أَحَداً مِنْ وُلْدِهِ إِلَّا سَمَّاهُ عَلِيّاً ؟ثُمَّ فَرَضَ لِي فَرَجَعْتُ إِلَى أَبِي فَأَخْبَرْتُهُ فَقَالَ: وَيْلِي عَلَى ابْنِ الزَّرْقَاءِ دَبَّاغَةِ الأَدَمِ! لَوْ وُلِدَ لِي مِائَةٌ لَأَحْبَبْتُ أَنْ لَا أُسَمِّيَ أَحَداً مِنْهُمْ إِلَّا عَلِيّاً .8 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ بَكْرِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ سُلَيْمَانَ الْجَعْفَرِيِّ قَالَ : سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السَّلام يَقُولُ:لَا يَدْخُلُ الْفَقْرُ بَيْتاً فِيهِ اسْمُ مُحَمَّدٍ أَوْ أَحْمَدَ أَوْ عَلِي أَوِ الْحَسَنِ أَوِ الْحُسَيْنِ أَوْ جَعْفَرٍ أَوْ طَالِبٍ أَوْ عَبْدِ اللهِ أَوْ فَاطِمَةَ مِنَ النِّسَاءِ.9 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِيِّ عَنِ ابْنِ الْقَدَّاحِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:جَاءَ رَجُلٌ إِلَى النَّبِيِّ صلَّى اللهُ عليه وآله فَقَالَ : يَا رَسُولَ اللَّهِ ! وُلِدَ لِي غُلَامٌ فَمَا ذَا أُسَمِّيهِ ؟قَالَ : سَمِّهِ بِأَحَبُ الْأَسْمَاءِ إِلَيَّ حَمْزَةَ .مروان گفت: علی و علی؟! پدرت می خواهد تمام فرزندانش را علی بنامد؟!آن گاه سهمیه مرا پرداخت. من نزد پدر بزرگوارم بازگشتم و ماجرا را برای آن حضرت بازگو کردم.پدرم فرمود: وای بر فرزند زن چشم آبی دباغّ پوست ها! اگر برای من صد فرزند متولّد شود، دوست دارم هیچ کدام را جز «علی» نام نگذارم!8 - سلیمان جعفری گوید: از امام کاظم علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:خانه ای که در آن نام محمّد، احمد، علی، حسن، حسین، جعفر، طالب، عبدالله و فاطمه باشد، فقر و نادار وارد آن نمی شود.9 - ابن قدّاح گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:شخصی نزد پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله آمد و عرض کرد: ای پیامبر خدا! برای من پسری متولّد شده است، چه نامی برایش انتخاب کنم؟فرمود: او را با محبوب ترین نام ها در نزد من «حمزه» نام گذاری کن

10 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ زَيْدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ أَبِيهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ : قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلَّى اللهُ عليه وآله:اسْتَحْسِنُوا أَسْمَاءَ كُمْ، فَإِنَّكُمْ تُدْعَوْنَ بِهَا يَوْمَ الْقِيَامَةِ قُمْ يَا فُلَانَ بْنَ فُلَانٍ إِلَى نُورِكَ ، وَ قُمْ يَا فُلَانَ بْنَ فُلَانِ لَا نُورَ لَكَ .11 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ صَالِحٍ بْنِ السَّنْدِيٌّ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ بَشِيرٍ عَنْ سَعِيدِ بْنِ خُتَيْم عَنْ مَعْمَرِ بْنِ خُتَيْم قَالَ : قَالَ لِي أَبُو جَعْفَرٍ علیه السَّلام: مَا تُكَنِّي ؟قَالَ : قُلْتُ : مَا اكْتَنَيْتُ بَعْدُ وَ مَا لِي مِنْ وَلَدٍ وَلَا امْرَأَةٍ وَ لَا جَارِيَةٍ.قَالَ : فَمَا يَمْنَعُكَ مِنْ ذَلِكَ ؟قَالَ : قُلْتُ : حَدِيثُ بَلَغَنَا عَنْ عَلى علیه السَّلام.قَالَ : وَ مَا هُوَ ؟قُلْتُ : بَلَغَنَا عَنْ عَلِي علیه السَّلام أَنَّهُ قَالَ :مَنِ اكْتَنَى وَ لَيْسَ لَهُ أَهْلَ فَهُوَ أَبُو جَعْرٍ.10 - حسین بن زید علیه السَّلام گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله فرمود:برای خود نام های زیبا انتخاب کنید؛ چرا که شما در روز قیامت با نام های خود فراخوانده می شوید که «فلانی پسر فلانی!» به سوی نورت حرکت کن و ای فلانی پسر فلانی! برخیز که نوری نداری».11 - معمر بن خثیم گوید:امام باقر علیه السَّلام به من فرمود: کنیه ات چیست؟گفتم: من هنوز کنیه ای ندارم؛ چرا که هنوز فرزند، زن و کنیزی ندارم.فرمود: چه چیزی تو را از این کار باز داشته است؟:گفتم حدیثی که از حضرت علی علیه السَّلام به ما رسیده است.فرمود: کدام حدیث ؟گفتم: به ما روایت شده که حضرت علی علیه السَّلام فرمود:هر کس بی آن که خانواده ای داشته باشد برای خود کنیه ای بگذارد او «ابو جعر» نوعی سوسک مدفوع خوار است.

فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السَّلام: شَوْهُ ، لَيْسَ هَذَا مِنْ حَدِيثِ عَلِيَّ علیه السَّلام، إِنَّا لَنُكَنِّي أَوْلَادَنَا فِي صِغَرِهِمْ مَخَافَةَ النَّبَزِ أَنْ يَلْحَقَ بِهِمْ.12 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ نَصْرٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ عَنْ جَابِرٍ قَالَ : أَرَادَ أَبُو جَعْفَرِ علیه السَّلام الرُّكُوبَ إِلَى بَعْضٍ شِيعَتِهِ لِيَعُودَهُ ، فَقَالَ : يَا جَابِرُ! الْحَقْنِيفَتَبِعْتُهُ فَلَمَّا انْتَهَى إِلَى بَابِ الدَّارِ خَرَجَ عَلَيْنَا ابْن لَهُ صَغِيرٌ، فَقَالَ لَهُ أَبُو جَعْفَر علیه السَّلام: مَا اسْمُكَ ؟قَالَ : مُحَمَّدٌ .قَالَ : فَبِما تُكَنِّي ؟قَالَ : بِعَلِي.فرمود: اشتباهی رخ داده است. این حدیث از حضرت علی علیه السَّلام نیست؛ چرا که ما برای فرزندان خود در دوران کودکی از بیم آن که لقب ناپسندی بر آنان گذاشته شود، کنیه انتخاب می کنیم.12 - جابر گوید:امام باقر علیه السَّلام می خواست سوار مرکب شود و به عیادت یکی از شیعیان برود. به من فرمود: ای جابر! با من بیا.من در پی آن حضرت به راه افتادم، هنگامی که آن حضرت به درب خانۀ آن شخص رسید، پسر کوچکش بیرون آمد.حضرت به او فرمود: اسمت چیست؟گفت: محمّد.فرمود: کنیه ات چیست؟گفت: علی.

فَقَالَ لَهُ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السَّلام: لَقَدِ احْتَطَرْتَ مِنَ الشَّيْطَانِ احْتِطَارًا شَدِيداً ، إِنَّ الشَّيْطَانَ سَمِعَ مُنَادِياً يُنَادِي : يَا مُحَمَّدُ يَا عَلِيُّ ، ذَابَ كَمَا يَذُوبُ الرَّصَاصُ ، حَتَّى إِذَا سَمِعَ مُنَادِياً يُنَادِي بِاسْم عَدُةٍ مِنْ أَعْدَائِنَا اهْتَزَّ وَ اخْتَالَ .13 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ صَفْوَانَ رَفَعَهُ إِلَى أَبِي جَعْفَرٍ، أَوْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ : هَذَا مُحَمَّدٌ أُذِنَ لَهُمْ فِي التَّسْمِيَةِ بِهِ ، فَمَنْ أَذِنَ لَهُمْ فِي «يس» يَعْنِي التَّسْمِيَةَ وَ هُوَ اسْمُ النَّبِيِّ صلَّی اللهُ علیه وآله.14 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ :إِنَّ رَسُولَ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله دَعَا بِصَحِيفَةٍ حِينَ حَضَرَهُ الْمَوْتُ يُرِيدُ أَنْ يَنْهَى عَنْ أَسْمَاءٍ يُتَسَمَّى بِهَا فَقُبِضَ وَ لَمْ يُسَمِّهَا مِنْهَا الْحَكَمُ وَ حَكِيمٌ وَ خَالِدٌ وَمَالِك .وَ ذَكَرَ أَنَّهَا سِتَّةٌ أَوْ سَبْعَةٌ مِمَّا لَا يَجُوزُ أَنْ يُتَسَمَّى بِهَا .فرمود: به راستی که خود را سخت از شیطان دور نموده ای؛ چرا که شیطان هنگامی که بشنود ندادهنده ای ندا می دهد: «یا محمد»، «یا علی!» به سان سرب ذوب می شود و هنگامی که بشنود ندادهنده ای نام یکی از دشمنان ما را ندا می دهد، می جنبد و مغرور می گردد.13 - راوی گوید: امام (باقر علیه السَّلام و یا امام صادق علیه السَّلام فرمود:)فقط نام «محمّد» اجازه داده شد که مردم به آن نامیده شوند؛ ولی چه کسی اجازه نام گذاری به «یس» را به مردم داده است؟! که «یس» نام ویژه پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله است.14 - حمّاد بن عثمان گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله در هنگام وفات ورقی درخواست کرد و تصمیم داشت که از نام گذاری چند اسم که تا آن زمان نام گذاری می شد، نهی نماید امّا قبض روح شد و آن اسم ها را بیان نفرمود، آن نام ها عبارتند از: حکم، حکیم، خالد و مالک.حمّاد گوید: آن حضرت یادآور شد که آن نامها شش یا هفت _ تردید از راوی است _ نام اند که نام گذاری به آنان جایز نیست.

15 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام.أَنَّ النَّبِيَّ صلَّى اللهُ عليه وآله نَهَى عَنْ أَرْبَعِ كُنِّى عَنْ أَبِي عِيسَى وَ عَنْ أَبِي الْحَكَمِ وَ عَنْ أَبِي مَالِكِ وَ عَنْ أَبِي الْقَاسِمِ إِذَا كَانَ الأَسْمُ مُحَمَّداً. 16 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ هِلَالٍ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ :إِنَّ أَبْغَضَ الْأَسْمَاءِ إِلَى اللهِ علیه السَّلام حَارِتٌ وَ مَالِكٌ وَ خَالِدٌ .17 - مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَيْنِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ بَشِيرٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ : سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ يعلیه السَّلام َقُولُ : إِنَّ رَجُلاً كَانَ يَغْشَى عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ علیه السَّلام وَكَانَ يُكَنِّى أَبَا مُرَّةَ ، فَكَانَ إِذَا اسْتَأْذَنَ عَلَيْهِ يَقُولُ: أَ ابو مُرَّةَ بِالْبَابِ .فَقَالَ لَهُ : عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ علیه السَّلام بِاللَّهِ! إِذَا جِئْتَ إِلَى بَابِنَا فَلَا تَقُولَنَّ : أَبُو مُرَّةَ.15 - سکونی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمودپیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله از چهارکنیه نهی نمود: ابوعیسی، ابوحکم، ابو مالک و ابوالقاسم؛ در صورتی که نام شخص، «محمّد» باشد.16 - محمّد بن مسلم گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:به راستی که مبغوض ترین نام ها نزد خداوند: حارث، مالک و خالد است.17 - زراره گوید: از امام باقر علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:شخصی با کنیۀ ابو مره خدمت امام سجّاد علیه السَّلام شرف یاب می شد، او به هنگام اجازه ورود می گفت: «ابو مرّه پشت درب است».امام سجّاد علیه السَّلام به او فرمود: تو را به خدا سوگند! آن گاه که کنار درب خانۀ ما آمدی نگو: «ابو مرّه» پشت درب است.

### بخش یازدهم#### سالم بودن کودک(11 بَابُ تَسْوِيَةِ الْخِلْقَةِ)1 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَمَّنْ حَدَّثَهُ قَالَ : كَانَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ علیه السَّلام إِذَا بُشِّرَ بِالْوَلَدِ لَمْ يَسْأَلْ أَ ذَكَرٌ هُوَ أَمْ أُنْثَى حَتَّى يَقُولَ : أَسَوِيٌّ .فَإِنْ كَانَ سَوِيّاً، قَالَ : الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَمْ يَخْلُقُ مِنِّي شَيْئاً مُشَوَّهاً.بخش یازدهم: سالم بودن کودک1 - راوی گوید:هنگامی که به امام سجّاد علیه السَّلام بشارت می دادند که صاحب فرزندی شده است؛ نمی پرسید که پسر است یا دختر؟ تا این که می فرمود: آیا سالم و تندرست است؟ اگر سالم بود می فرمود: ستایش خدایی را که از من فرزند بدشکل نیافرید.### بخش دوازدهم#### غذاهایی که مستحب است زن باردار و زن زائو بخورد(12 بَابُ مَا يُسْتَحَبُّ أَنْ تُطْعَمَ الْحُبْلَى وَالنُّفَسَاءُ)1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ سَلَمَةَ بْنِ الْخَطَّابِ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَانِ عَنْ شُرَحْيِيلَ بْنِ مُسْلِم أَنَّهُ قَالَ فِي الْمَرْأَةِ الْحَامِلِ : تَأْكُلُ السَّفَرْجَلَ ، فَإِنَّ الْوَلَدَ يَكُونُ أَطْيَبَ رِيحاً وَ أَصْفَى لَوْناً .بخش دوازدهم: غذاهایی که مستحب است زن باردار و زن زائو بخورد1 - شرحبیل بن مسلم گوید که حضرتش فرمود:بر زن باردار است که «بِه» بخورد؛ زیرا فرزند خوش بوتر و خوش رنگ تر خواهد بود.

2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَسَنِ التَيْمُلِيَّ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ هَاشِمٍ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ الْخَزَّازِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ : قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام وَ نَظَرَ إِلَى غُلَامٍ جَمِيلٍ : يَنْبَغِي أَنْ يَكُونَ أَبُو هَذَا الْغُلَامِ آكِلَ السَّفَرْجَلِ .3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَبْدِ الْعَزِيزِ بْنِ حَسَّانَ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ : قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام:خَيْرُ تُمُورِكُمُ الْبَرْنِيُّ ، فَأَطْعِمُوهُ نِسَاءَكُمْ فِي نِفَاسِهِنَّ تَخْرُجْ أَوْلَادُكُمْ زَكِيَاً حليماً .4 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطِ عَنْ عَمِّهِ يَعْقُوبَ بْنِ سَالِمٍ رَفَعَهُ إِلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام قَالَ : قَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله:لِيَكُنْ أَوَّلُ مَا تَأْكُلُ النُّفَسَاءُ الرُّطَبَ ، فَإِنَّ اللهَ تَعَالَى قَالَ لِمَرْيَمَ : ﴿ وَ هُزِّي إِلَيْكِ بِجِذْعِ النَّخْلَةِ تُسَاقِطْ عَلَيْكِ رُطَباً جَنِيًّا.)2 - محمّد بن مسلم گوید:امام صادق علیه السَّلام به پسر زیبایی نگاه کرد و فرمود: پدر این پسر «به« میل کرده است.3 - زراره گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: امیر مؤمنان على علیه السَّلام فرمود:بهترین خرمای شما، خرمای «برنی» است؛ به زنانتان در دوران بارداری خرمای برنی بخورانید که فرزندانتان پاکیزه و بردبار خواهند شد.4 - راوی گوید: امیر مؤمنان علی علیه السَّلام فرمود: پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود:نخستین چیزی که بایستی زن زائو بخورد، رطب است؛ زیرا خداوند تعالی به مریم علیها السَّلام فرمود: «و این تنۀ نخل را به طرف خود تکان ده؛ رطب تازه ای بر تو فرو می ریزد».

قِيلَ : يَا رَسُولَ اللَّهِ! فَإِنْ لَمْ يَكُنْ أَوَانُ الرُّطَبِ .قَالَ : سَبْعَ تَمَرَاتٍ مِنْ تَمْرِ الْمَدِينَةِ ، فَإِنْ لَمْ يَكُنْ فَسَبْعَ تَمَرَاتٍ مِنْ تَمْرِ أَمْصَارِكُمْ، فَإِنَّ اللَّهَ عزّوجل يَقُولُ: وَ عِزَّتِي وَ جَلَالِي وَ عَظَمَتِي وَ ارْتِفَاعِ مَكَانِي ! لَا تَأْكُلُ نُفَسَاءُ يَوْمَ تَلِدُ الرُّطَبَ فَيَكُونُ غُلَاماً إِلَّا كَانَ حَلِيماً وَ إِنْ كَانَتْ جَارِيَةً كَانَتْ حَلِيمَةٌ .5 - عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيَّ عَنْ أَبِي سَعِيدٍ الشَّامِيَّ عَنْ صَالِحِ بْنِ عُقْبَةَ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام يَقُولُ :أَطْعِمُوا الْبَرْنِي نِسَاءَكُمْ فِي نِفَاسِهِنَّ تَحْلُمْ أَوْلَادُكُمْ.6 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ قَبِيصَةَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ النَّيْسَابُورِيُّ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي مُوسَى عَنْ أَبِي الْعَلَاءِ الشَّامِي عَنْ سُفْيَانَ النَّوْرِيُّ عَنْ أَبِي زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِي علیه السَّلام قَالَ : قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلَّى اللهُ عليه وآله :گفته شد: ای پیامبر خدا! اگر فصل رطب نباشد چه؟فرمود: هفت خرما از خرماهای مدینه؛ و در غیر این صورت، هفت خرما از خرماهای شهر خودتان؛ چرا که خداوند عزّوجل می فرماید: به عزّت و شکوه و عظمت و والایی مرتبه ام سوگند! هر زن زائویی در روز زایمانش خرما بخورد، نوزادش بردبار خواهد بود.5 - صالح بن عقبه گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:به زنانتان در دوران نفاس خرمای برنی بخورانید که فرزندانتان بردبار می شوند.6 - ابو زیاد گوید: امام حسن علیه السَّلام فرمود: پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله فرمود:

أَطْعِمُوا حَبَالَاكُمُ اللُّبَانَ ، فَإِنَّ الصَّبِيَّ إِذَا غُذِّيَ فِي بَطْنِ أُمِّهِ بِاللُّبَانِ اشْتَدَّ قَلْبُهُ وَزِيدَ فِي عَقْلِهِ ، فَإِنْ يَكُ ذَكَراً كَانَ شُجَاعاً ، وَإِنْ وُلِدَتْ أُنْثَى عَظُمَتْ عَجِيزَتُهَا فَتَحْطَى بِذَلِكَ عِنْدَ زَوْجِهَا .7 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيَّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنِ الرِّضَا علیه السَّلام قَالَ:أَطْعِمُوا حَبَالَاكُمْ ذَكَرَ اللُّبَانِ ، فَإِنْ يَكُ فِي بَطْنِهَا غُلَامٌ خَرَجَ ذَكِيَّ الْقَلْبِ عَالِماً شُجاعاً، وَإِنْ تَكَ جَارِيَةٌ حَسُنَ خَلْقُهَا وَ خُلُقُهَا وَ عَظُمَتْ عَجِيزَتُهَا وَ حَظِيَتْ عِنْدَ زَوْجِهَا .به زنان باردار خود کُنُدر بخورانید؛ زیرا اگر جنین در شکم مادرش با آن تغذیه شود، قلبش محکم و استوار و عقلش افزون می گردد؛ اگر پسر باشد شجاع و دلیر خواهد بود و اگر دختر به دنیا بیاید باسنش بزرگ خواهد بود و نزد شوهرش عزیز خواهد بود.7 - محمّد بن سنان گوید: امام رضا علیه السَّلام فرمود:به همسران باردارتان «كُندُرِ نر» بخورانید؛ زیرا جنین در شکم مادر، پسر پاک دل، دانشمند، و شجاع به دنیا خواهد آمد و اگر دختر باشد، اخلاق و سیمایش زیبا و باسنش بزرگ خواهد بود و نزد شوهرش عزیز خواهد بود.

### بخش سیزدهم#### مراسم تولِّد و کام گشایی نوزاد(13 بَابُ مَا يُفْعَلُ بِالْمَوْلُودِ مِنَ التَّحْنِيكِ وَ غَيْرِهِ إِذَا وُلِدَ)1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ أَبِي إِسْمَاعِيلَ الصَّيْقَلِ عَنْ أَبِي يَحْيَى الرَّازِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:إِذَا وُلِدَ لَكُمُ الْمَوْلُودُ أَيَّ شَيْءٍ تَصْنَعُونَ بِهِ ؟قلْتُ : لَا أَدْرِي مَا نَصْنَعُ بِهِ؟قَالَ : خُذْ عَدَسَةَ جَاوَشِيرَ فَدُفْهُ بِمَاءٍ ثُمَّ قَطَّرْ فِي أَنْفِهِ فِي الْمَنْخِرِ الْأَيْمَنِ قَطْرَتَيْنِ وَ فِي الْأَيْسَرِ قَطْرَةً وَاحِدَةً وَ أَذَنْ فِي أُذُنِهِ الْيُمْنَى وَأَقِمْ فِي الْيُسْرَى تَفْعَلَ بِهِ ذَلِكَ قَبْلَ أَنْ تُقْطَعَ سُرَّتُهُ، فَإِنَّهُ لَا يَفْزَعُ أَبَداً وَ لَا تُصِيبُهُ أُمُّ الصِّبْيَانِ .2 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيَّ عَنْ أَبَانٍ عَنْ حَفْصِ الْكَنَاسِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:بخش دوازدهم: مراسم تولّد و کام گشایی نوزاد1 - ابو یحیی رازی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:چه مراسمی به هنگام تولّد نوزاد دارید؟عرض کردم: مراسم خاصی را سراغ ندارم.فرمود: به هنگام تولد نوزادی به اندازه یک عدس «جاوشیر» را با آب مخلوط کن سپس دو قطره از آن را در سوراخ سمت راست بینی نوزاد و یک قطره را در سوراخ سمت چپ او بچکان. در گوش راستش اذان بگوی و در گوش چپ، اقامه. این کار را پیش از بریدن ناف انجام ده؛ زیرا در این صورت کودک هیچ گاه نمی ترسد و دچار «اُمّ الصبيان» (1نخواهد شد.)2 - حفص کناسی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:


1) نوعی بیماری: صرع و بادی است که نوزادان به آن مبتلا شده و دچار غش می گردند

مُرُوا الْقَابِلَةَ أَوْ بَعْضَ مَنْ يَلِيهِ أَنْ تُقِيمَ الصَّلَاةَ فِي أُذُنِهِ الْيُمْنَى فَلَا يُصِيبَهُ لَمَمْ وَ لَا تَابِعَةٌ أَبَداً .3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مَرَّارٍ عَنْ يُونُسَ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ :يُحَنَّكُ الْمَوْلُودُ بِمَاءِ الْفُرَاتِ وَ يُقَامُ فِي أُذُنِهِ.4 - وَ فِي رِوَايَةٍ أُخْرَى: حَنْكُوا أَوْلَادَكُمْ بِمَاءِ الْفُرَاتِ وَ بِتَرْبَةِ قَبْرِ الْحُسَيْنِ علیه السَّلام فَإِنْ لَمْ يَكُنْ فَبِمَاءِ السَّمَاءِ.5 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ يَحْيَى عَنْ جَدِّهِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام:حَنْكُوا أَوْلَادَكُمْ بِالْتَمْرِ، هَكَذَا فَعَلَ النَّبِيُّ صلَّی اللهُ علیه وآله بِالْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ علیه السَّلام.6 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:قَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّى الله عليه وآله:به قابله نوزاد دستور دهید که در گوش راست نوزاد اذان بگوید؛ در این صورت کودک دچار «لمم» (نوعی دیوانگی و «تابعه» (مرد و زن جنّی که همیشه همراه انسان هستند) نخواهد شد.)راوی گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:نوزاد با آب فرات کام گشایی شده و در گوشش اقامه گفته می شود.4 - راوی گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:نوزادان خود را با آب فرات و تربت قبر امام حسین علیه السَّلام کام بگشایید. اگر آب فرات نبود، با آب باران.5 - ابوبصیر گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: امیر مؤمنان على علیه السَّلام فرمود:نوزادان خود را با خرما کام گشایی کنید. پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله حسن و حسین علیهما السَّلام را چنین کام گشایی کرد.6 - سکونی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله فرمود:

مَنْ وُلِدَ لَهُ مَوْلُودٌ فَلْيُؤَذِّنْ فِي أُذُنِهِ الْيُمْنَى بِأَذَانِ الصَّلَاةِ وَلْيُقِمْ فِي الْيُسْرَى، فَإِنَّهَا عِصْمَةٌ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّحِيمِ.### بخش چهاردهم#### عقیقه و وجوب آن(14 بَابُ الْحَقِيقَةِ وَوُجُوبِهَا)1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنِ الْعَبْدِ الصَّالِحِ علیه السَّلام قَالَ :الْعَقِيقَةُ وَاجِبَةٌ إِذَا وُلِدَ لِلرَّجُلِ وَلَدٌ، فَإِنْ أَحَبَّ أَنْ يُسَمِّيَهُ مِنْ يَوْمِهِ فَعَلَ .2 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْن مُحَمَّدٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ جَمِيعاً عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عَائِذٍ عَنْ أَبِي خَدِيجَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ :كُلُّ مَوْلُودٍ مُرْتَهَنَّ بِالْعَقِيقَةِ.هر کس در گوش راست نوزادش اذان و در گوش چپ او اقامه بگوید او را از شیطان رانده شده دور کرده است.بخش چهاردهم: عقیقه و وجوب آن1 - علی بن ابی حمزه گوید: امام کاظم علیه السَّلام فرمود:آن گاه که برای انسانی فرزندی متولد گردد، عقیقه واجب است، اگر دوست دارد از همان روز تولد برایش نام بگذارد، این کار را انجام دهد.- ابو خدیجه گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:هر نوزادی در گروی عقیقه است.

3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ مُوسَى بْنِ سَعْدَانَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْقَاسِم عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ يَزِيدَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام : إِنِّي وَ اللَّهِ! مَا أَدْرِي كَانَ أَبِي عَقٌّ عَنِّي أَمْ لَا.قَالَ : فَأَمَرَنِي أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام فَعَقَقْتُ عَنْ نَفْسِي وَأَنَا شَيْخٌ .وَ قَالَ عُمَرُ : سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام یَقُولُ :امْرِيَّ مُرْتَهَنٌ بِعَقِيقَتِهِ، وَ الْعَقِيقَةُ أَوْجَبُ مِنَ الْأُضْحِيَّةِ .4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ عَمَّارِ بْنِ مُوسَى السَّابَاطِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ كُلُّ مَوْلُودٍ مُرْتَهَنٌ بِعَقِيقَتِهِ .- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مَرَّارٍ عَنْ يُونُسَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ : سَأَلْتُهُ عَنِ الْعَقِيقَةِ أَ وَاجِبَةً هِيَ ؟قَالَ : نَعَمْ وَاجِبَةٌ .3 - عمر بن یزید گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: به خدا سوگند! نمی دانم پدرم برایم عقیقه داده است یا نه.امام علیه السَّلام به من دستور فرمود که برای خودم عقیقه بدهم با این که پیری سالمند بودم.هم چنین گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:هر انسانی در گرو عقیقه است و عقیقه از قربانی روز عید قربان واجب تر است.4 - عمّار بن موسی ساباطی گوید امام صادق علیه السَّلام فرمود: هر نوزادی در گرو عقیقه است.5 - ابو بصیر گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: آیا عقیقه واجب است؟فرمود: آری، واجب است.

6 - أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ بُكَيْرٍ قَالَ : كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام فَجَاءَهُ رَسُولُ عَمِّهِ عَبْدِ اللَّهِ بْن عَلِي، فَقَالَ لَهُ : يَقُولُ لَكَ عَمَّكَ : إِنَّا طَلَبْنَا الْعَقِيقَةَ ، فَلَمْ نَجِدْهَا فَمَا تَرَى نَتَصَدَّقُ بِثَمَنِهَا؟فَقَالَ : لَا ، إِنَّ اللهَ يُحِبُّ إِطْعَامَ الطَّعَامِ وَإِرَاقَةَ الدِّمَاءِ .7 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ أَبِي الْمَغْرَاءِ عَنْ عَلِقٍ عَنْ عبد الله علیه السَّلام:قَالَ الْعَقِيقَةُ وَاجِبَةٌ .عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مَرَّارٍ عَنْ يُونُسَ وَابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ جَمِيعاً عَنْ أَبِي أَيُّوبَ الْخَزَّازِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ :وُلِدَ لِأَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام غُلَامَانِ جَمِيعاً ، فَأَمَرَ زَيْدَ بْنَ عَلِي أَنْ يَشْتَرِيَ لَهُ جَزُورَيْنِ لِلْعَقِيقَةِ ، وَكَانَ زَمَنُ غَلَاءٍ فَاشْتَرَى لَهُ وَاحِدَةً وَ عَسُرَتْ عَلَيْهِ الْأُخْرَى، فَقَالَ لِأَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام: قَدْ عَسُرَتْ عَلَيَّ الْأُخْرَى فَتَصَدَّقُ بِثَمَنِهَا.6 - عبدالله بن بکیر گوید: من در خدمت امام صادق علیه السَّلام بودم که شخصی از جانب عمویش _ عبدالله بن علی بن الحسین علیه السَّلام _ آمد و گفت: عمویتان می گوید: ما جست و جو کردیم و گوسفند عقیقه پیدا نکردیم، نظر شما چیست؟ آیا می توانیم قیمت آن را صدقه دهیم؟امام صادق علیه السَّلام در پاسخ او فرمود: نه، خداوند عَزَّوَجَل دوست دارد که مردم را خوراک بدهند و خون قربانی را بر زمین بریزند.7 - علی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: عقیقه واجب است.8 - محمد بن مسلم گوید: خداوند به امام باقر علیه السَّلام دو پسر عطا کرده بود. آن حضرت به برادرش زید بن علی علیه السَّلام فرمود تا دو شتر پرواری برای عقیقۀ فرزندانش تهیه کند و چون دورۀ گرانی و کمیابی بود، زید بن علی علیه السَّلام موفّق شد که یک شتر خریداری کند و شتر دوم مقدور نشد.به امام باقر علیه السَّلام گفت: شتر دیگری نیافتم می توانم بهای آن را صدقه بدهم؟

فَقَالَ: لَا ، اطْلُبُهَا حَتَّى تَقْدِرَ عَلَيْهَا ، فَإِنَّ اللهَ عَزَّوَجَل يُحِبُّ إِهْرَاقَ الدِّمَاءِ وَإِطْعَامَ الطَّعَامِ .9 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْن مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ مُعَاذٍ الْفَرَّاءِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:الْغُلَامُ رَهْنَّ بِسَابِعِهِ بِكَبْشِ يُسَمَّى فِيهِ وَ يُعَقُّ عَنْهُ .وَ قَالَ : إِنَّ فَاطِمَةَ علیها السَّلام حَلَقَتْ ابْنَيْهَا وَ تَصَدَّقَتْ بِوَزْنِ شَعْرِهِمَا فِضَّةٌ .### بخش پانزدهم#### تساوی عقیقه دختر و پسر(15 بَابُ أَنَّ عَقِيقَةَ الذَّكَرِ وَالْأُنْثَى سَوَاءٌ)1 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ : سَأَلْتُهُ عَنِ الْعَقِيقَةِ .فَقَالَ : فِي الذَّكَرِ وَ الْأُنْثَى سَوَاءٌ.امام باقر علیه السَّلام فرمود: نه. جست و جو کن تا پیدا کنی؛ چرا که خداوند عَزَّوَجَل دوست دارد که خون قربانی ریخته شود و به مردم غذا داده شود.9 - معاذ فرّاء گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:نوزاد پسر در گروی هفتمین روز تولدش با قربانی کردن یک قوچ است؛ در این روز نام گذاری می شود و برایش عقیقه می کشند.و فرمود: حضرت فاطمه علیه السَّلام موی سر دو نوزاد پسر خود را تراشید و در ازای وزن موی آنان، نقره صدقه داد.بخش پانزدهم: تساوی عقیقه دختر و پسر1 - سماعه گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: عقیقۀ دختر و پسر فرق دارد؟فرمود: عقیقه دختر و پسر یکسان است.

2 - أَبو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنْ صَفْوَانَ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ حَازِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ :الْعَقِيقَةُ فِي الْغُلَامِ وَ الْجَارِيَةِ سَوَاءٌ .3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مَرَّارٍ عَنْ يُونُسَ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ اَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ : سَأَلْتُهُ عَنِ الْعَقِيقَةِ .فَقَالَ : عَقِيقَةُ الْغُلَامِ وَ الْجَارِيَةِ كَبْشُ كَبْشُ.4 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ شُعَيْبٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:عَقِيقَةُ الْغُلَامِ وَالْجَارِيَةِ كَبْشُ .2 - منصور بن حازم نیز نظیر این روایت را از امام صادق علیه السَّلام نقل می کند.3 - ابن مسکان گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: برای عقیقه چه نوع گوسفندی تهیه کنیم؟فرمود: برای نوزاد پسر یک قوچ و برای نوزاد دختر نیز یک قوچ.4 - نظیر این روایت را ابو بصیر نیز از امام صادق علیه السَّلام نقل می کند.

### بخش شانزدهم#### عدم وجوب عقیقه بر خانوادۀ ناتوان(16 بَابُ أَنَّ الْعَقِيقَةَ لَا تَجِبُّ عَلَى مَنْ لَا يَجِدُ)1 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ صَالِحٍ بْنِ أَبِي حَمَّادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ : سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السَّلام عَنِ الْعَقِيقَةِ عَلَى الْمُوسِ وَالمُعْسِر .فَقَالَ : لَيْسَ عَلَى مَنْ لَا يَجِدُ شَيْءٌ.2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مَرَّارٍ عَنْ يُونُسَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي إِبْرَاهِيمَ علیه السَّلام قَالَ : سَأَلْتُهُ عَنِ الْعَقِيقَةِ عَلَى الْمُعْسِرِ وَ الْمُوسِرِ .فَقَالَ : لَيْسَ عَلَى مَنْ لَا يَجِدُ شَيْءٌ.بخش شانزدهم: عدم وجوب عقیقه بر خانوادۀ ناتوان1 - اسحاق بن عمّار گوید: از امام کاظم علیه السَّلام پرسیدم: عقیقۀ فرزند بر دولتمند و فقیر لازم است؟فرمود: بر کسی که دسترسی ندارد، واجب نیست.2 - اسحاق بن عمّار نظیر این روایت را از امام کاظم علیه السَّلام نقل می کند.

### بخش هفدهم#### برنامه های هفتمین روز تولّد نوزاد(17 بَابُ أَنَّهُ يُعَقُّ يَوْمَ السَّابِعِ لِلْمَوْلُودِ وَ يُحْلَقُ رَأْسُهُ وَ يُسَمَّى)1 - حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنِ ابْنِ جَبَلَةَ وَ عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ صَالِحِ بْنِ حَمَّادٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْن جَبَلَةَ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْن سِنَانِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَال:عُقَّ عَنْهُ وَ احْلِقُ رَأْسَهُ يَوْمَ السَّابِع وَ تَصَدَّقَ بِوَزْنِ شَعْرِهِ فِضَّةٌ وَ اقْطَعَ الْعَقِيقَةَ جَذَاوِيَ وَ اطْبُخْهَا وَ ادْعُ عَلَيْهَا رَهْطَاً مِنَ الْمُسْلِمِينَ.2 - وَ عَنْهُ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ حَمَّادِ بْنِ عُدَيْسٍ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلاام قَالَ : قُلْتُ لَهُ : بِأَيِّ ذَلِكَ نَبْدَأُ ؟قَالَ : تَحْلِقُ رَأْسَهُ وَ تَعُقُّ عَنْهُ وَ تَصَدَّقُ بِوَزْنِ شَعْرِهِ فِضَّةٌ وَ يَكُونُ ذَلِكَ فِي مَكَانٍ وَاحِدٍ .بخش هفدهم: برنامه های هفتمین روز تولّد نوزاد1 - عبدالله بن سنان گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:روز هفتم تولّد، نوزاد عقیقه کن و سر نوزاد را بتراش و موی سر او را در ترازو بگذار و معادل آن نقره در راه خدا صدقه کن. اعضای عقیقه را از بندها جداکن و از آن خوراکی تهیّه کن و گروهی از مسلمانان را به میهمانی دعوت کن.2 - اسحاق بن عمّار گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم: در مراسم عقیقه با کدام برنامه شروع نماییم؟فرمود: ابتدا باید گوسفند عقیقه را قربانی کنید، سپس سر نوزاد را بتراشید و معادل آن نقره صدقه دهید. مراسم قربانی و سر تراشی در یک مکان انجام شود.

3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مَرَّارٍ عَنْ يُونُسَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ عَبْدِ اللهِ قَالَ : سَأَلْتُهُ عَنِ الْعَقِيقَةِ أَ وَاجِبَةٌ هِيَ ؟قَالَ : نَعَمْ ، يُعَقُّ عَنْهُ وَ يُحْلَقُ رَأْسُهُ وَ هُوَ ابْنُ سَبْعَةٍ وَ يُوزَنُ شَعْرُهُ فِضَّةٌ أَوْ ذَهَبَاً يُتَصَدَّقُ بِهِ وَتُطْعَمُ الْقَابِلَةُ رُبعَ الشَّاةِ وَ الْعَقِيقَةُ شَاةٌ أَوْ بَدَنَةٌ.4 - وَ عَنْهُ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام أَنَّهُ قَالَ :إِذَا كَانَ يَوْمُ السَّابِع وَ قَدْ وُلِدَ لِأَحَدِكُمْ غُلَامٌ أَوْ جَارِيَةٌ فَلْيَعُقٌ عَنْهُ كَبْشَاً عَنِ الذَّكَرِ ذَكَراً ، وَ عَنِ الْأُنْثَى مِثْلَ ذَلِكَ عُقُوا عَنْهُ وَأَطْعِمُوا الْقَابِلَةَ مِنَ الْعَقِيقَةِ وَ سَمُوهُ يَوْمَ السَّابع.5 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيَّ عَنْ أَبَانٍ عَنْ حَفْصِ الْكُنَاسِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:- ابو بصیر گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: عقیقۀ نوزاد، واجب است؟فرمود: آری. ابتدا عقیقه را قربانی می کنند، سپس سر نوزاد هفت روزه را می تراشند، بعد موی سر او را در ترازو می نهند و معادل آن نقره و یا طلا در راه خدا صدقه می دهند. یک چهارم عقیقه را _ که یک ران کامل است _ باید به قابلۀ نوزاد تقدیم کنند. عقیقه یک گوسفند و یا یک شتر ماده است.4 - راوی گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:هرگاه برای یکی از شما پسر یا دختری به دنیا آمد و روز هفتم تولّد او فرا رسید، برای او یک گوسفند عقیقه داده می شود؛ برای نوزاد پسر یک قوچ و برای دختر هم یک قوچ.برای نوزاد عقیقه دهید و از گوشت عقیقه به قابله تقدیم کنید، هم چنین در هفتمین روز برای نوزاد نام انتخاب کنید.5 - حفص کناسی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

الْمَوْلُودُ إِذَا وُلِدَ عُقَّ عَنْهُ وَ خُلِقَ رَأْسُهُ وَ تُصُدِّقَ بِوَزْنِ شَعْرِهِ وَرِقاً وَ أُهْدِيَ إِلَى الْقَابِلَةِ الرَّجُلُ وَ الْوَرِكُ وَ يُدْعَى نَفَرٌ مِنَ الْمُسْلِمِينَ فَيَأْكُلُونَ وَيَدْعُونَ لِلْغُلَامِ وَ يُسَمَّى يَوْمَ السَّابع.6 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عُثْمَانَ بْن عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ : قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:الصَّبِيُّ يُعَقُّ عَنْهُ وَ يُحْلَقُ رَأْسُهُ وَ هُوَ ابْنُ سَبْعَةِ أَيَّامٍ وَ يُوزَنُ شَعْرُهُ وَ يُتَصَدَّقُ عَنْهُ بِوَزْنِ شَعْرِهِ ذَهَبَاً أَوْ فِضَّةٌ وَ يُطْعَمُ الْقَابِلَةَ الرّجُلُ وَ الْوَرِكُ .وَ قَالَ : الْعَقِيقَةُ بَدَنَةٌ أَوْ شَاةٌ .7 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ عَلِيَّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:هرگاه نوزادی به دنیا بیاید، بر او عقیقه می دهند و موی سرش را تراشیده و در مقابل وزن آن، نقره صدقه می دهند و ران عقیقه را به قابله تقدیم می کنند و گروهی از مسلمانان را برای میهمانی دعوت می کنند، آنان می خورند و برای نوزاد پسر دعا می نمایند. هم چنین در روز هفتم تولّد نام نوزاد انتخاب می شود.6 ۔ سماعه نظیر این روایت را از امام صادق علیه السَّلام نقل می کند و در ادامه گوید: حضرتش فرمود: عقیقه یک شتر ماده یا یک گوسفند است.7 - ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

إِذَا وُلِدَ لَكَ غُلَامٌ أَوْ جَارِيَةٌ فَعُقَّ عَنْهُ يَوْمَ السَّابِع شَاةً أَوْ جَزُوراً وَ كُلْ مِنْهَا وَأَطْعِمْ وَ سَمَّ وَ احْلِقُ رَأْسَهُ يَوْمَ السَّابِع وَ تَصَدَّقْ بِوَزْنِ شَعْرِهِ ذَهَبَاً أَوْ فِضَّةٌ وَأَعْطِ الْقَابِلَةَ طَائِفَةٌ مِنْ ذَلِكَ ، فَأَيَّ ذَلِكَ فَعَلْتَ فَقَدْ أَجْزَاكَ .8 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ وَ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ جَمِيعاً عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ عَنْ أَبِي الصَّبَّاحَ الْكِنَانِيِّ قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنِ الصَّبِيَّ الْمَوْلُودِ مَتَى يَذْبَحُ عَنْهُ وَ يُحْلَقُ رَأْسُهُ وَ يُتَصَدَّقُ بِوَزْنِ شَعْرِهِ وَ يُسَمَّى ؟قَالَ : كُلُّ ذَلِكَ فِي الْيَوْمِ السَّابع.9 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيَّ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ عَمَّارِ بْنِ مُوسَى عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: سَأَلْتَهُ عَن الْعَقِيقَةِ عَنِ الْمَوْلُودِ كَيْفَ هِيَ ؟هرگاه برای تو پسر یا دختری متولد شد، هفتمین روز تولّدش یک گوسفند یا شتر عقیقه کن و خودت از آن بخور و به دیگران نیز بخوران و برای نوزاد نام گذار و در آن روز موی سرش را بتراش و معادل وزن آن طلا یا نقره صدقه بده و قسمتی از عقیقه را به قابله تقدیم کن، پس هر کدام از این ها را انجام دهی، کفایت می کند.ابو صباح کنانی گوید: از امام صادق علیه السَّلام سؤال کردم: چه هنگامی برای نوزاد عقیقه داده می شود، موی سرش تراشیده و در مقابل آن، صدقه داده می شود و برایش نام نهاده می شود؟فرمود: همۀ این ها در هفتمین روز تولّد نوزاد است.9 - عمّار بن موسی گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: عقیقۀ نوزاد چگونه است؟

قَالَ : إِذَا أَتَى لِلْمَوْلُودِ سَبْعَةُ أَيَّامٍ يُسَمَّى بِالِاسْمِ الَّذِي سَمَّاهُ اللَّهُ عَزَّوَجَل بِهِ ، ثُمَّ يُحْلَقُ رَأْسُهُ وَ يُتَصَدَّقُ بِوَزْنِ شَعْرِهِ ذَهَبَاً أَوْ فِضَّةٌ وَ يُذْبَحَ عَنْهُ كَبْسٍ ، وَ إِنْ لَمْ يُوجَدْ كَبْشُ أَجْزَأَهُ مَا يُجْزِئُ فِي الْأَضْحِيَّةِ ، وَ إِلَّا فَحَمَلْ أَعْظَمُ مَا يَكُونُ مِنْ حُمْلَانِ السَّنَةِ وَ يُعْطَى الْقَابِلَةَ رُبُعُهَا، وَإِنْ لَمْ تَكُنْ قَابِلَةٌ فَلِأُمِّهِ تُعْطِيهَا مَنْ شَاءَتْ، وَ تُطْعِمُ مِنْهُ عَشَرَةٌ مِنَ الْمُسْلِمِينَ. فَإِنْ زَادُوا فَهُوَ أَفْضَلُ وَتَأْكُلُ مِنْهُ وَ الْعَقِيقَةُ لَازِمَةً إِنْ كَانَ غَنِيّاً أَوْ فَقِيراً إِذَا أَيْسَرَ ، وَإِنْ لَمْ يَعُقَّ عَنْهُ حَتَّى ضَحَّى عَنْهُ فَقَدْ أَجْزَأَتْهُ الأَضْحِيَّةُ.وَ قَالَ : إِنْ كَانَتِ الْقَابِلَةُ يَهُودِيَّةٌ لَا تَأْكُلُ مِنْ ذَبِيحَةِ الْمُسْلِمِينَ أُعْطِيَتْ قِيمَةَ رَبِّعِ الکَبشِ.10 - أَبُو علي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ اَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام فِي الْمَوْلُودِ قَالَ :يُسَمَّى فِي الْيَوْمِ السَّابِع وَ يُعَقُّ عَنْهُ وَ يُحْلَقُ رَأْسُهُ وَ يُتَصَدَّقُ بِوَزْنِ شَعْرِهِ فِضَّةٌ، وَ يُبْعَثُ إِلَى الْقَابِلَةِ بِالرِّجْلِ مَعَ الْوَرِكِ وَيُطْعَمُ مِنْهُ وَ يُتَصَدَّقُ.فرمود: هرگاه هفتمین روز تولّد نوزاد فرا رسید، به همان نامی که خداوند برایش انتخاب نموده است، نام گذاری می شود، سپس موی سرش تراشیده می شود و در معادل وزن آن طلا یا نقره صدقه داده می شود. عقیقه بایستی قوچ باشد و اگر قوچ یافت نشود، هر چه که در قربانی روز عید قربان کفایت می کند، همان کافی است، و گرنه بزرگترین بره آن سال ذبح شود.یک چهارم عقیقه به قابله تقدیم شود و اگر نوزاد قابله نداشته باشد، سهمش از آنِ مادر نوزاد خواهد بود که به هر کس که بخواهد تقدیم می کند و از گوشت عقیقه به ده نفر مسلمان اطعام می شود و اگر بیشتر باشند فضیلت بیشتری دارد و از عقیقه می خورند و عقیقه ثروتمند و فقیر _ در صورتی که فقیر بتواند عقيقه بدهد _ لازم است. اگر برای نوزاد عقیقه نشود و در روز عید قربان از عوض او قربانی کنند، همان برای نوزاد کافی است.و فرمود: در صورتی که قابله یهودی باشد، نباید از عقیقه مسلمانان بخورد؛ بلکه یک چهارم قیمت قوچ به او پرداخت می شود.10 - ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السَّلام در مورد نوزاد فرمود:نوزاد در هفتمین روز تولّد نام گذاری می شود و برای او عقیقه قربانی می شود و موی سرش تراشیده و معادل آن نقره صدقه می دهند و یک ران برای قابله تقدیم می کنند و از آن به دیگران اطعام و صدقه داده می شود.

11 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ زَكَرِيَّا بْنِ آدَمَ عَنِ الْكَاهِلِيَّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:الْعَقِيقَةُ يَوْمَ السَّابِعِ وَ يُعْطَى الْقَابِلَةَ الرَّجُلُ مَعَ الْوَرِكِ وَ لَا يُكْسَرُ الْعَظْمُ.12 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ أَبَانٍ عَنْ حَفْصٍ الْكُنَاسِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ :الصَّبِيُّ إِذَا وُلِدَ عُقَّ عَنْهُ وَ حُلِقَ رَأْسُهُ يُتَصَدَّقُ بِوَزْنِ الشَّعْرِ وَ أُهْدِيَ إِلَى الْقَابِلَةِ الرَّجُلُ مَعَ الْوَرِكِ وَ يُدْعَى نَفَرٌ مِنَ الْمُسْلِمِينَ فَيَأْكُلُونَ وَ يَدْعُونَ لِلْغُلَامِ وَ يُسَمَّى يَوْمَ السَّابِعِ .11 - کاهلی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:مراسم عقیقه در روز هفتم نوزاد عملی می شود و بایستی به قابله یک ران کامل که یک چهارم عقیقه است تقدیم کنند و استخوان عقیقه را نشکنند.12 - حفص کناسی گوید امام صادق علیه السَّلام فرمود:هرگاه نوزادی به دنیا بیاید، بر او عقیقه می دهند و موی سرش را تراشیده و در مقابل وزن آن، نقره صدقه می دهند و ران عقیقه را به قابله تقدیم می کنند و گروهی از مسلمانان را برای میهمانی دعوت می کنند، آنان می خورند و برای نوزاد پسر دعا می نمایند. هم چنین در روز هفتم تولّد نام نوزاد انتخاب می شود.

### بخش هجدهم#### تفاوت عقیقه با قربانی روز عید قربان(18بَابُ أَنَّ الْعَقِيقَةَ لَيْسَتْ بِمَنْزِلَةِ الْأُضْحِيَّةِ وَ أَنَّهَا تُجْزِئُ مَا كَانَتْ)1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ مَعْرُوفٍ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ الْحَجَّاج عَنْ مِنْهَالٍ الْقَمَّاطِ قَالَ :قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: إِنَّ أَصْحَابَنَا يَطْلُبُونَ الْعَقِيقَةَ إِذَا كَانَ إِيَّانُ تَقْدَمُ الْأَعْرَابُ فَيَجِدُونَ الْفُحُولَةَ وَإِذَا كَانَ غَيْرُ ذَلِكَ الْإِبَانِ لَمْ تُوجَدْ فَتَعِزُّ عَلَيْهِمْ.فَقَالَ: إِنَّمَا هِيَ شَاةً لَحْم لَيْسَتْ بِمَنْزِلَةِ الْأُضْحِيَّةِ يُجْزِئُ مِنْهَا كُلُّ شَيْءٍ.2 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ صَالِحِ بْنِ أَبِي حَمَّادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ الْكَاهِلِيَّ عَنْ مُرَازِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ :الْعَقِيقَةُ لَيْسَتْ بِمَنْزِلَةِ الْهَدْيِ خَيْرُهَا أَسْمَنُهَا.بخش هیجدهم: تفاوت عقیقه با قربانی روز عید قربان1 - منهال قمّاط گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم:یاران ما به هنگام آمدن عرب های بادیه نشین در پی قربانی عقیقه می روند و گوسفند نر می یابند. اما در زمان های دیگر گوسفند نر نمی یابند و کمیاب می شود ( تکلیف چیست؟)فرمود: منظور از عقیقه کردن فقط گوشت گوسفند است و عقیقه مانند قربانی نیست که تنها گوسفند نر ذبح می شود، در عقیقه هر چیزی _ به جای گوسفند نر _ کفایت می کند.2 - مرازم گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:عقیقه مانند قربانی نیست؛ بهترین آن، فربه ترینِ آن است.

### بخش نوزدهم#### آداب و دعای عقیقه(19 بَابُ الْقَوْلِ عَلَى الْعَقِيقَةِ)1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ صَالِحٍ بْنِ أَبِي حَمَّادٍ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ وَ صَفْوَانَ عَنْ إِبْرَاهِيمَ الْكَرْخِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ : تَقُولُ عَلَى الْعَقِيقَةِ إِذَا عَقَقْتَ:«بِسْمِ اللهِ وَ بِاللهِ اللَّهُمَّ عَقِيقَةٌ عَنْ فُلَانٍ لَحْمُهَا بِلَحْمِهِ وَ دَمَّهَا بِدَمِهِ وَ عَظْمُهَا بِعَظْمِهِ، اللَّهُمَّ اجْعَلْهُ وقَاءً لآل مُحَمَّدٍ علیهم السَّلام» .2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مَرَّارٍ عَنْ يُونُسَ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:إِذَا ذَبَحْتَ فَقُلْ : «بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ اللَّهُ أَكْبَرُ إِيمَانَا بِاللَّهِ وَ ثَنَاءً عَلَى رَسُولِ الله صلَّى اللهُ عليه وآله وَ الْعِصْمَةَ لِأَمْرِهِ وَ الشُّكْرَ لِرِزْقِهِ وَ الْمَعْرِفَةَ بِفَضْلِهِ عَلَيْنَا أَهْلَ الْبَيْتِ».بخش نوزدهم: آداب و دعای عقیقه1 - ابراهیم کرخی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: در موقع قربانی کردن عقیقه می گویی:«بسْمِ اللهِ وَ بِاللهِ اللَّهُمَّ عَقِيقَةٌ عَنْ فَلَانٍ لَحْمُهَا بِلَحْمِهِ وَ دَمُهَا بِدَمِهِ وَ عَظْمُهَا بِعَظْمِهِ اللَّهُمَّ اجْعَلْهُ وَقَاءً لآلِ مُحَمَّد علیهم السَّلام»2 - راوی گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود: هنگامی که می خواهی عقیقه را ذبح کنی بگو:«بِسْمِ اللهِ وَ بِاللهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ اللهُ أَكْبَرُ إِيمَاناً بِاللَّهِ وَ ثَنَاءً عَلَى رَسُولِ اللهِ ؟ وَالْعِصْمَةَ لِأَمْرِهِ وَ الشُّكْرَ لرزْقِهِ وَ الْمَعْرِفَةَ بِفَضْلِهِ عَلَيْنَا أَهْلَ الْبَيْتِ».

فَإِنْ كَانَ ذَكَراً ، فَقُلِ : «اللَّهُمَّ إِنَّكَ وَهَبْتَ لَنَا ذَكَراً وَ أَنْتَ أَعْلَمُ بِمَا وَهَبْتَ وَ مِنْكَ مَا أَعْطَيْتَ وَ كُلُّ مَا صَنَعْنَا فَتَقَبَّلْهُ مِنَّا عَلَى سُنَّتِكَ وَ سُنَّةِ نَبِيِّكَ وَ رَسُولِكَ صلَّی اللهُ علیه وآله وَ اخْسَأُ عَنَّا الشَّيْطَانَ الرَّجِيمَ لَكَ سُفِكَتِ الدِّمَاءُ لَا شَرِيكَ لَكَ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ».3 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ يَرْفَعُهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ : تَقُولُ عَلَى الْعَقِيقَةِ ذَكَرَ مِثْلَهُ وَ زَادَ فِيهِ :«اللَّهُمَّ لَحْمُهَا بِلَحْمِهِ وَ دَمُهَا بِدَمِهِ وَ عَظْمُهَا بِعَظْمِهِ وَ شَعْرُهَا بِشَعْرِهِ وَ جِلْدُهَا بِجِلْدِهِ اللَّهُمَّ اجْعَلْهُ وقَاءً لِفُلَانِ بْنِ فُلَانِ».4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ عَمَّارِ بْنِ مُوسَى عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ :إِذَا أَرَدْتَ أَنْ تَذْبَحَ الْعَقِيقَةَ قُلْتَ : (يَا قَوْمِ إِنِّي بَرِيءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّاوَاتِ وَالْأَرْضَ حَنِيفاً مُسْلِماً وَ مَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ إِنَّ صَلَاتِي وَنُسُكِي وَمَحْيَايَ وَمَمَاتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ لَا شَرِيكَ لَهُ وَبِذَلِكَ أُمِرْتُ وَ أَنَا مِنَ الْمُسْلِمِينَ .)اگر نوزاد پسر باشد چنین بخوان:«اللَّهُمَّ إِنَّكَ وَهَبْتَ لَنَا ذَكَراً وَ أنْتَ أَعْلَمُ بمَا وَهَبْتَ وَ مِنْكَ مَا أَعْطَيْتَ وَ كُلُّ مَا صَنَعْنَا فَتَقَبَّلْهُ مِنَّا عَلَى سُنَّتِكَ وَ سُنَّةِ نَبِيِّكَ وَ رَسُولِكَ صلَّی اللهُ علیه وآله وَاخْسَأْ عَنَّا الشَّيْطَانَ الرَّجِيمَ لَكَ سُفِكَتِ الدِّمَاءُ لَا شَرِيكَ لَكَ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ».3 - نظیر این روایت را راوی دیگری از امام صادق علیه السَّلام نقل می کند و می گوید: امام صادق علیه السَّلام افزود: به هنگام ذبح عقیقه می گویی:«اللَّهُمَّ لَحْمُهَا بِلَحْمِهِ وَ دَمُهَا بِدَمِهِ وَ عَظْمُهَا بِعَظْمِهِ وَ شَعْرُهَا بِشَعْرِهِ وَ جِلْدُهَا بِجِلْدِهِ اللَّهُمَّ اجْعَلْهُ وَقَاءً لِقُلَانِ بْنِ فُلَانٍ».4 - عمّار بن موسی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: هنگامی که خواستی عقیقه را ذبح کنی بگو:(يَا قَوْمِ إِنِّي بَرِيءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ حَنِيفاً مُسْلِماً وَ مَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ إِنَّ صَلَاتِي وَنُسُكِي وَمَحْيَايَ وَمَمَاتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ لَا شَرِيكَ لَهُ وَبِذَلِكَ أُمِرْتُ وَأَنَا مِنَ الْمُسْلِمِينَ .)

«اللَّهُمَّ مِنْكَ وَ لَكَ بِسْمِ اللَّهِ وَ اللهُ أَكْبَرُ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ تَقَبَّلْ مِنْ فُلَانِ بْنِ فَلَانٍ وَ تُسَمِّي الْمَوْلُودَ بِاسْمِهِ ، ثُمَّ تَذْبَحُ .5 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ سُلَيْمَانَ بْنِ رُشَيْدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيَّ بْنِ يَقْطِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ هَاشِمٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مَارِدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ : يُقَالُ عِنْدَ الْعَقِيقَة :«اللَّهُمَّ مِنْكَ وَ لَكَ مَا وَهَبْتَ وَأَنْتَ أَعْطَيْتَ اللَّهُمَّ فَتَقَبَّلْ مِنَّا عَلَى سُنَّةِ نَبِيِّكَ صلَّی اللهُ علیه وآله وَ نَسْتَعِيذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ».وَ تُسَمِّي وَ تَذْبَحُ وَ تَقُولُ: «لَكَ سُفِكَتِ الدَّمَاء لَا شَرِيكَ لَكَ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ اللَّهُمَّ مِنَ الشَّيْطَانَ الرَّجِيمَ».6 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ زَكَرِيَّا بْنِ آدَمَ عَنِ الْكَاهِلِيَّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ فِي الْعَقِيقَةِ :«اللَّهُمَّ مِنْكَ وَ لَكَ بِسْمِ اللهِ وَ اللهُ أَكْبَرُ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ تَقَبَّلْ مِنْ فُلَانِ بْنِ فَلَانٍ». آن گاه نوزاد را نام می بری، سپس عقیقه را ذبح می کنی.5 - محمّد بن مارد گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: هنگام ذبح عقیقه چنین دعا خوانده می شود:«اللَّهُمَّ مِنْكَ وَ لَكَ مَا وَهَبْتَ وَ أَنْتَ أَعْطَيْتَ اللَّهُمَّ فَتَقَبَّلْ مِنَّا عَلَى سُنَّةِ نَبِيِّكَ صلَّی اللهُ علیه وآله وَ نَسْتَعِيذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ».آن گاه «بسم الله» می گویی و عقیقه را ذبح می کنی و می گویی: «لَكَ سُفِكَتِ الدِّمَاءُ لَا شَرِيكَ لَكَ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ اللَّهُمَّ اخْسَةِ الشَّيْطَانَ الرَّجِيمَ».6 - کاهلی گوید: امام صادق علیه السَّلام دربارۀ عقیقه چنین فرمود:

إِذَا ذَبَحْتَ تَقُولُ: «وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّمَوَاتِ وَالْأَرْضَ حَنِيفَاً مُسْلِماً وَ مَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ إِنَّ صَلَاتِي وَ نُسُكِي وَمَحْيَايَ وَ مَمَاتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ لَا شَرِيكَ لَهُ، اللَّهُمَّ مِنْكَ وَ لَكَ اللَّهُمَّ هَذَا عَنْ فُلَانِ بْنِ فُلَانٍ».### بخش بیستم#### مادر نوزاد نباید از گوشت عقیقه میل کند(20 بَابُ أَنَّ الْأُمَّ لَا تَأْكُلُ مِنَ الْعَقِيقَةِ)1 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللهِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ :لَا تَأْكُلُ الْمَرْأَةُ مِنْ عَقِيقَةِ وَلَدِهَا، وَ لَا بَأْسَ بِأَنْ تُعْطِيَهَا الْجَارَ الْمُحْتَاجَ مِنَ اللحم.2 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ جَمِيعاً عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عَائِذٍ عَنْ أَبِي خَدِيجَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ :هنگامی که کارد بر حلق عقیقه نهادی می گویی:وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّمَوَاتِ وَالْأَرْضَ حَنِيفاً مُسْلِماً وَ مَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ إِنَّ صَلَاتِي وَنُسُكِي وَ مَحْيَايَ وَمَمَاتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ شَرِيكَ لَهُ، اللَّهُمَّ مِنْكَ وَ لَكَ اللَّهُمَّ هَذَا عَنْ فُلان بن فلان». ( آن گاه نوزاد نام می بری.)بخش بیستم: مادر نوزاد نباید از گوشت عقیقه میل کند1 - راوی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود :مادر نوزاد نباید از گوشت عقیقۀ فرزندش میل کند و اگر سهم گوشت خود را به همسایۀ مستمند بدهد، ایرادی ندارد.2 - ابو خدیجه گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

لا يَأْكُلُ هُوَ وَ لَا أَحَدٌ مِنْ عِبَالِهِ مِنَ الْعَقِيقَةِ .قَالَ : وَلِلْقَابِلَةِ الثَّلْتُ مِنَ الْعَقِيقَةِ ، فَإِنْ كَانَتِ الْقَابِلَةُ أُمَّ الرَّجُلِ ، أَوْ فِي عِيَالِهِ فَلَيْسَ لَهَا مِنْهَا شَيْءٌ وَ تُجْعَلُ أَعْضَاءً ثُمَّ يَطْبُخُهَا وَ يَقْسِمُهَا وَ لَا يُعْطِيهَا إِلَّا لِأَهْلِ الْوَلَايَةِ.وَ قَالَ : يَأْكُلُ مِنَ الْعَقِيقَةِ كُلُّ أَحَدٍ إِلَّا الْأُمَّ .- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ زَكَرِيَّابْنِ آدَمَ عَنِ الْكَاهِلِيَّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام فِي الْعَقِيقَةِ قَالَ:لَا تَطْعَمُ الْأُمُّ مِنْهَا شَيْئاً.پدر نوزاد و هم چنین هیچ کدام از افراد خانواده اش نباید از گوشت عقیقه میل کنند.حضرت فرمود: یک سوم گوشت آن به قابله تقدیم شود و اگر قابله، مادر پدر نوزاد (یعنی مادربزرگ نوزاد یا یکی از افراد خانواده باشد، از آن سهمی ندارد. بایستی عقیقه را به صورت تکه های بزرگ مانند دست و پا و .. قطعه قطعه کرده سپس آن را طبخ می کنند و آن گاه بین شیعیان تقسیم می کنند.)و فرمود: جز مادر نوزاد هر کسی می تواند از گوشت عقیقه میل کند.کاهلی گوید: امام صادق علیه السَّلام دربارۀ عقیقه فرمود:مادر نوزاد نمی تواند از گوشت عقیقه میل کند.

### بخش بیست و یکم#### بخش بیست و یکم: عقیقه کردن پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله و حضرت فاطمه زهرا عليها برای امام حسن و امام حسین علیهما السَّلام(21 بَابُ أَنَّ رَسُولَ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله وَ فَاطِمَةَ علیها السَّلام عَقَّا عَنِ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ علیهما السَّلام)1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مَرَّارٍ عَنْ يُونُسَ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:عَقٌّ رَسُولُ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله عَنِ الْحَسَنِ علیه السَّلام بِيَدِهِ وَ قَالَ: «بِسْمِ اللَّهِ عَقِيقَةٌ عَنِ الْحَسَنِ».وَ قَالَ: «اللَّهُمَّ عَظْمُهَا بِعَظْمِهِ وَ لَحْمُهَا بِلَحْمِهِ وَ دَمُهَا بِدَمِهِ وَ شَعْرُهَا بِشَعْرِهِ اللَّهُمَّ اجْعَلْهَا وقَاءً لِمحَمَّدٍ وَ آلِهِ» .2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ وَهْب قَالَ : قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:عَقَّتْ فَاطِمَةُ علیها السَّلام عَنِ ابْنَيْهَا وَ حَلَقَتْ رُءُ وسَهُمَا فِي الْيَوْمِ السَّابِعِ وَ تَصَدَّقَتْ بِوَزْنِ الشَّعْرِ وَرِقاً.بخش بیست و یکم: عقیقه کردن پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله و حضرت فاطمه زهرا عليها برای امام حسن و امام حسین علیهما السَّلام1 - راوی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله با دستان مبارک خود برای امام حسن علیه السَّلام گوسفند عقیقه را ذبح نمود و فرمود: به نام خدا، این عقیقۀ حسن است. آن گاه این دعا را خواند:«اللَّهُمَّ عَظْمُهَا بِعَظْمِهِ وَ لَحْمُهَا بِلَحْمِهِ وَ دَمُهَا بِدَمِهِ وَ شَعْرُهَا بِشَعْرِهِ اللَّهُمَّ اجْعَلْهَا وِقَاءً لِمحَمَّدٍ وَ آلِهِ».2 - معاوية بن وهب گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:حضرت فاطمه علیها السَّلام روز هفتم ولادت دو فرزندش امام حسن و امام حسین علیهما السَّلام، عقیقه داد و سر آنان را تراشید و معادل آن نقره در راه خدا صدقه داد.

وَ قَالَ : كَانَ نَاسٌ يُلَطِّخُونَ رَأْسَ الصَّبِيِّ فِي دَمِ الْعَقِيقَةِ وَ كَانَ أَبِي علیه السَّلام يَقُولُ: ذَلِكَ شِرْكٌ.3 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَاصِمِ الْكُوزِيِّ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام يَذْكُرُ عَنْ أَبِيهِ :أَنَّ رَسُولَ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله عَقَّ عَنِ الْحَسَنِ علیه السَّلام بِكَبْشِ وَ عَنِ الْحُسَيْنِ علیه السَّلام بِكَبْشِ وَأَعْطَى الْقَابِلَةَ شَيْئاً وَ حَلَقَ رُءُوسَهُمَا يَوْمَ سَابِعِهِمَا وَوَزَنَ شَعْرَهُمَا فَتَصَدَّقَ بِوَزْنِهِ فِضَّةٌ .قَالَ : فَقُلْتُ لَهُ: يُؤْخَذُ الدَّمُ فَيُلَطَّخُ بِهِ رَأْسُ الصَّبِيِّ ؟فَقَالَ : ذَاكَ شِرْكٌ.فَقُلْتُ : سُبْحَانَ اللَّهِ! شِرْكٌ ؟فَقَالَ : لَوْ لَمْ يَكُنْ ذَاكَ شِرْكاً ، فَإِنَّهُ كَانَ يُعْمَلُ فِي الْجَاهِلِيَّةِ وَ نُهِى الْجَاهِلِيَّةِ وَ نُهِيَ عَنْهُ فِي الْإِسْلَامِ .و نیز فرمود: برخی از مردم، خون عقیقه را بر سر نوزاد می مالیدند، پدرم بزرگوارم امام باقر علیه السَّلام می فرمود: این کار شرک است.3 - عاصم کوزی گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که از پدر بزرگوارش نقل می نمود و می فرمود:پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله برای امام حسن علیه السَّلام یک قوچ عقیقه کرد و برای امام حسین علیه السَّلام نیز یک قوچ ؛ سهمی از گوشت آن را برای قابله تقدیم کرد و در هفتمین روز تولّد آن دو نوزاد مبارک موی سر آن ها را تراشید و معادل وزن آن نقره صدقه داد.عاصم گوید: گفتم: مرسوم است که سر کودک را به خون عقیقه آغشته می کنند ( آیا جایز است؟ )فرمود: این شرک است.گفتم: سبحان الله ! شرک است؟!فرمود: چرا شرک نباشد؛ چرا که در دوران جاهلیت چنین چیزی مرسوم بود و در اسلام از چنین عملی نهی شده است.

4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاحٍ قَالَ : سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَن الْعَقِيقَةِ وَ الْحَلْقِ وَ التَّسْمِيَةِ بِأَيْهَا يُبْدَأُ ؟قَالَ : يُصْنَعُ ذَلِكَ كُلُّهُ فِي سَاعَةٍ وَاحِدَةٍ يُحْلَقُ وَ يُذْبَحُ وَ يُسَمَّى.ثُمَّ ذَكَرَ مَا صَنَعَتْ فَاطِمَةُ علیها السَّلام لِوُلْدِهَا. ثُمَّ قَالَ : يُوزَنُ الشَّعْرُ وَ يُتَصَدَّقُ بِوَزْنِهِ فِضَّةٌ.5 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبَانِ عَنْ يَحْيَى بنِ أَبِي الْعَلَاءِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:سَمَّى رَسُولُ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله حَسَناً وَ حُسَيْناً علیهما السَّلام يَوْمَ سَابِعِهِمَا وَعَقَّ عَنْهُمَا شَاةً شَاةً وَبَعَثُوا بِرِجْلِ شَاةٍ إِلَى الْقَابِلَةِ وَ نَظَرُوا مَا غَيْرُهُ فَأَكَلُوا مِنْهُ وَ أَهْدَوْا إِلَى الْجِيرَانِ ، وَحَلَقَتْ فَاطِمَةُ علیه السَّلام رُهُ وسَهُمَا وَ تَصَدَّقَتْ بِوَزْنِ شَعْرِهِمَا فِضَّةٌ .6 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ خَالِدٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ الرَّضَا علیه السَّلام عَنِ التَّهْنِئَةِ بِالْوَلَدِ مَتَى ؟4 - جمیل بن دراج گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: در مراسم عقیقه و سر تراشی و نامگذاری، باید با کدام یک آغاز کنند؟فرمود: تمام مراسم باید در یک هنگام به عمل بیاید؛ سر نوزاد را می تراشند، عقیقه را می کشند و نام کودک را معیّن می کنند.سپس سنّتی را فاطمۀ زهرا علیها السَّلام درباره فرزندانش به اجرا نهاد، برای ما شرح داد و فرمود: موی نوزاد را وزن کنند و معادل آن نقره صدقه دهند.5 - يحيی بن ابی علاء گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله را در هفتمین روز تولّد امام حسن علیه السَّلام و امام حسین علیه السَّلام برای آن دو نوزاد مبارک نام نهاد و برای هر کدام یک گوسفند عقیقه کرده و ران گوسفند را برای قابله فرستاد و بقیه آن را بخشیدند و از آن میل نمودند و به همسایه ها نیز دادند.حضرت فاطمه علیها السَّلام موی دو نوزاد نازنینش را تراشید و معادل وزن آن، نقره صدقه داد.6 - حسین بن خالد گوید:از امام رضا علیه السَّلام پرسیدم: چه روزی تولّد نوزاد را می توان تبریک گفت؟

فَقَالَ : إِنَّهُ قَالَ : لَمَّا وُلِدَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِي علیه السَّلام هَبَطَ جَبْرَئِيلُ بِالتَّهْنِئَةِ عَلَى النَّبِيَّ صلَّى اللهُ عليه وآله فِي الْيَوْمِ السَّابِع وَأَمَرَهُ أَنْ يُسَمِّيَهُ وَ يُكَنِّيَهُ وَ يَحْلِقَ رَأْسَهُ وَ يَعُقُّ عَنْهُ وَ يَثْقُبَ أُذُنَهُ.وَ كَذَلِكَ كَانَ حِينَ وُلِدَ الْحُسَيْنُ علیه السَّلام أَتَاهُ فِي الْيَوْمِ السَّابِع فَأَمَرَهُ بِمِثْلِ ذَلِكَ.قَالَ : وَ كَانَ لَهُمَا ذُؤَابَتَانِ فِي الْقَرْنِ الْأَيْسَرِ وَكَانَ التَّقْبُ فِي الْأُذُنِ الْيُمْنَى فِي شَحْمَةِ الْأُذُنِ وَ فِي الْيُسْرَى فِي أَعْلَى الْأُذُنِ ، فَالْقُرْطُ فِي الْيُمْنَى وَ الشَّنْفُ فِي الْيُسْرَى.وَ قَدْ رُوِيَ : أَنَّ النَّبِيَّ صلَّى اللهُ عليه وآله تَرَكَ لَهُمَا ذُوَابَتَيْنِ فِي وَسَطِ الرَّأْسِ، وَ هُوَ أَصَحُ مِنَ القَرْنِ .فرمود: هنگامی که امام حسن علیه السَّلام متولّد شد، جبرئیل علیه السَّلام در هفتمین روز برای عرض تبریک بر پیامبر صلَّى اللهُ عليه وآله فرود آمد و به آن حضرت از جانب پروردگار دستور داد که بر نوزاد اسم و کنیه انتخاب کند، و سرش را بتراشد، و برایش عقیقه دهد و گوش او را سوراخ کند.هم چنین هنگامی که امام حسین علیه السَّلام به دنیا آمد جبرئیل علیه السَّلام در هفتمین روز تولّد نزد پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله فرود آمد و همان گونه از جانب خدا دستور داد.آن حضرت فرمود: امام حسن علیه السَّلام و امام حسین علیه السَّلام در قسمت چپ سر، «کاکل» داشتند و سوراخ در نرمۀ گوش راست و قسمت بالای گوش چپ بود. بنابراین «قُرط» (1در گوش راست و «شنف» درگوش چپ قرار داشت.)و روایت شده است که پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله کاکل های سر آن دو نوزاد مبارک را در وسط سرشان قرار داد.


1) قُرْط و شَف : نوعی گوشواره مخصوصی است

### بخش بیست و دوم#### حضرت اباطالب علیه السَّلام برای پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله عقیقه کرد(22 بَابُ أَنَّ أَبَا طَالِبٍ علیه السَّلام عَقَّ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ صلَّى اللهُ عليه وآله)1 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ بُنْدَارَ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ إِسْحَاقَ الْأَحْمَرِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ الْعَبَّاسِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ إِدْرِيسَ عَنْ أَبِي السَّائِبِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ علیه السَّلام قَالَ :عَقَّ أَبُو طَالِبٍ علیه السَّلام عَنْ رَسُولِ اللَّهِ صلَّى اللهُ عليه وآله يَوْمَ السَّابِع وَ دَعَا آلَ أَبِي طَالِبٍ.فَقَالُوا: مَا هَذِهِ ؟فَقَالَ : عَقِيقَةُ أَحْمَدَ .قَالُوا: لِأَيِّ شَيْءٍ سَمَّيْتَهُ أَحْمَدَ ؟قَالَ : سَمَّيْتُهُ أَحْمَدَ، لِمَحْمَدَةِ أَهْلِ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ .بخش بیست و دوم: حضرت ابو طالب علیه السَّلام برای پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله عقیقه کرد1 - ابوسائب گوید: امام صادق علیه السَّلام از پدر بزرگوارش امام باقرعلیه السَّلام نقل می کند که حضرتش فرمود:حضرت ابو طالب علیه السَّلام در هفتمین روز تولّد پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله برای آن حضرت عقیقه داد و آل ابو طالب را برای میهمانی دعوت کرد.گفتند: این میهمانی برای چیست؟ابو طالب علیه السَّلام فرمود: عقیقه احمد است.گفتند: برای چه نامش را احمد نهادی؟فرمود: چون مورد ستایش آسمانیان و زمینیان است؛ از این رو او را احمد صلَّى اللهُ عليه وآله نامیدم.

### بخش بیست و سوم#### ختنۀ پسران(23 بَابُ التَّطهير)1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ :اخْتِنُوا أَوْلَادَكُمْ لِسَبْعَةِ أَيَّامٍ ، فَإِنَّهُ أَطْهَرُ وَ أَسْرَعُ لِنَبَاتِ اللَّحْمِ ، وَإِنَّ الْأَرْضَ لَتَكْرَهُ بَوْلَ الْأَغْلَفِ.وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:إِنَّ ثَقْبَ أُذُنِ الْغُلَامِ مِنَ السُّنَّةِ ، وَ خِتَانَهُ لِسَبْعَةِ أَيَّامٍ مِنَ السُّنَّةِ .2 - عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ : قَالَ رَسُولُ الله صلَّی اللهُ علیه وآله:بخش بیست و سوم: ختنۀ پسران1 - مسعدة بن صدقه گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:فرزندان خود را در هفتمین روز تولّدشان ختنه کنید؛ زیرا این برای آنان پاکیزه تر است و رویش گوشت را سرعت می بخشد و به راستی که زمین از ادرار شخص غلاف دار (ختنه نشده ناخرسند است.)هم چنین راوی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: سوراخ کردن گوش پسر و ختنه کردن او در هفتمین روز تولّدش از سنّت است.2 - سکونی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود:

طَهَّرُوا أَوْلَادَكُمْ يَوْمَ السَّابِع فَإِنَّهُ أَطْيَبُ وَ أَطْهَرُ، وَ أَسْرَعُ لِنَبَاتِ اللَّحْمِ ، وَإِنَّ الْأَرْضَ تَنْجَسُ مِنْ بَوْلِ الْأَغْلَفَ أَرْبَعِينَ صَبَاحاً .3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى وَ مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ أَنَّهُ كَتَبَ إِلَى أَبِي مُحَمَّدٍ علیه السَّلام أَنَّهُ رُوِيَ عَنِ الصَّادِقِينَ علیهم السَّلام:«أَنِ اخْتِنُوا أَوْلَادَكُمْ يَوْمَ السَّابِع يَطَّهَّرُوا وَ إِنَّ الْأَرْضَ تَضِحُ إِلَى اللَّهِ مِنْ بَوْلِ الْأَغْلَفِ» وَ لَيْسَ جُعِلْتُ فِدَاكَ ! لِحَجَّامِي بَلَدِنَا حِزْقُ بِذَلِكَ وَ لَا يَخْتِنُونَهُ يَوْمَ السَّابِع وَ عِنْدَنَا حَجَّامُ الْيَهُودِ فَهَلْ يَجُوزُ لِلْيَهُودِ أَنْ يَخْتِنُوا أَوْلَادَ الْمُسْلِمِينَ أَمْ لَا إِنْ شَاءَ اللهُ.فَوَقَعَ علیه السَّلام: السُّنَّةُ يَوْمَ السَّابع ، فَلَا تُخَالِفُوا السُّنَنَ إِنْ شَاءَ اللهُ .4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ قَزَعَةً قَالَ : قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام: إِنَّ مَنْ قِبَلَنَا يَقُولُونَ : إِنَّ إِبْرَاهِيمَ علیه السَّلام خَتَنَ نَفْسَهُ بِقَدُومٍ عَلَى دَنٌ.فرزندانتان را در هفتمین روز ختنه کنید؛ زیرا این، برای آنان زیباتر و پاکیزه تر است و رویش گوشت را سرعت می بخشد و همانا که زمین از بول شخص غلاف دار (ختنه نشده تا چهل روز نجس می شود.)3 - عبد الله بن جعفر در نامه ای به امام حسن عسکری علیه السَّلام نوشت:از دو امام باقر علیه السَّلام و امام صادق علیه السَّلام روایت شده که فرمودند: «فرزندان خود را در روز هفتم ولادت ختنه می کنید تا هر چه زودتر از آلودگی دور شوند»؛ چرا که زمین از بول مردان غلاف دار (ختنه نشده، به درگاه خدا می نالد». قربانت گردم! دلّاک های محلّی ما آن اندازه مهارت ندارند که نوزاد را در روز هفتم ولادت ختنه کنند، اما دلّاک های یهودی هستند و مهارت دارند. آیا رواست یهودیان، کودکان مسلمانان را ختنه کنند؟)امام علیه السَّلام در پاسخ نوشت: سنت در روز هفتم جاری شده است. بنابراین، از سنت خارج نشوید، ان شاء الله .4 - محمّد بن قزعه گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: کسانی کنار ما زندگی می کنند و می گویند: «حضرت ابراهیم علیه السَّلام خود را با اره و بر روی کوزه ای ختنه نمود».

فَقَالَ : سُبْحَانَ اللهِ! لَيْسَ كَمَا يَقُولُونَ ، كَذَبُوا عَلَى إِبْرَاهِيمَ علیه السَّلام.قُلْتُ : وَكَيْفَ ذَاكَ ؟فَقَالَ : إِنَّ الْأَنْبِيَاءَ علیهم السَّلام كَانَتْ تَسْقُطُ عَنْهُمْ غُلْفَتُهُمْ مَعَ سُرَرِهِمْ فِي الْيَوْمِ السَّابِع ، فَلَمَّا وُلِدَ لِإِبْرَاهِيمَ علیه السَّلام مِنْ هَاجَرَ عَيَّرَتْ سَارَةُ هَاجَرَ بِمَا تُغَيَّرُ بِهِ الْإِمَاءُ ، فَبَكَتْ هَاجَرُ وَ اشْتَدَّ ذَلِكَ عَلَيْهَا ، فَلَمَّا رَآهَا إِسْمَاعِيلُ تَبْكِي بَكَى لِبُكَائِهَا .وَ دَخَلَ إِبْرَاهِيمُ علیه السَّلام فَقَالَ : مَا يُبْكِيكَ يَا إِسْمَاعِيلُ !فَقَالَ : إِنَّ سَارَةَ عَيَّرَتْ أُمِّي بِكَذَا وَكَذَا فَبَكَتْ وَ بَكَيْتُ لِبُكَائِهَا.فَقَامَ إِبْرَاهِيمُ علیه السَّلام إِلَى مُصَلَّاهُ ، فَنَاجَى فِيهِ رَبَّهُ وَ سَأَلَهُ أَنْ يُلْقِيَ ذَلِكَ عَنْ هَاجَرَ، فَأَلْقَاهُ اللهُ عَنْهَا .فَلَمَّا وَلَدَتْ سَارَةُ إِسْحَاقَ وَ كَانَ يَوْمَ السَّابِعِ سَقَطَتْ عَنْ إِسْحَاقَ سُرَّتُهُ وَ لَمْ تَسْقُطْ عَنْهُ عُلْفَتُهُ .فرمود: سبحان الله! چنین سخنی که آنان (اهل سنت می گویند درست نیست؛ آنان به ابراهيم علیه السَّلام دروغ بسته اند.)عرض کردم: پس قضیه چگونه بوده است؟فرمود: همانا پیامبران صلَّی اللهُ علیه وآله چنین بودند که در روز هفتم ولادتشان، غلاف و بند نافشان از آن ها جدا می گردید و می افتاد. زمانی که از هاجر نوزادی (اسماعیل علیه السَّلام برای ابراهیم علیه السَّلام متولد شد، ساره با عیب هایی که بر کنیزان گرفته می شود، بر هاجر عیب و ایراد گرفت و این خرده بر هاجر گران آمد و گریست و اسماعیل علیه السَّلام نیز به گریه او گریست. ابراهیم علیه السَّلام وارد شد و فرمود: ای اسماعیل! چرا گریه می کنی؟)اسماعيل علیه السَّلام عرض کرد: ساره برای مادر چنین و چنان ایراد گرفت و مادرم گریست و من هم به خاطر گریۀ او گریستم.ابراهيم علیه السَّلام مناجات کرد و از او خواست که آن عیب و ایرادها را از هاجر بردارد. خداوند متعال آن عیوب را از هاجر برداشت.هنگامی که ساره اسحاق علیه السَّلام را به دنیا آورد و روز هفتم فرارسید، بند نافش افتاد امّا غلافش نیفتاد.

فَجَزِعَتْ مِنْ ذَلِكَ سَارَةُ ، فَلَمَّا دَخَلَ إِبْرَاهِيمُ علیه السَّلام عَلَيْهَا قَالَتْ: يَا إِبْرَاهِيمُ! مَا هَذَا الْحَادِثُ الَّذِي حَدَثَ فِي آلِ إِبْرَاهِيمَ وَ أَوْلَادِ الْأَنْبِيَاءِ ؟! هَذَا ابْنُكَ إِسْحَاقُ قَدْ سَقَطَتْ عَنْهُ سُرَّتُهُ وَ لَمْ تَسْقُطْ عَنْهُ غُلْفَتُهُ ؟!فَقَامَ إِبْرَاهِيمُ علیه السَّلام إِلَى مُصَلَّاهُ فَنَاجَى رَبَّهُ وَ قَالَ : يَا رَبِّ ! مَا هَذَا الْحَادِثُ الَّذِي قَدْ حَدَثَ فِي آلِ إِبْرَاهِيمَ وَ أَوْلَادِ الْأَنْبِيَاءِ ؟! وَ هَذَا ابْنِي إِسْحَاقُ قَدْ سَقَطَتْ عَنْهُ سُرَّتُهُ وَ لَمْ تَسْقُطْ عَنْهُ غُلْفَتُهُ ؟!فَأَوْحَى اللَّهُ تَعَالَى إِلَيْهِ أَنْ يَا إِبْرَاهِيمُ! هَذَا لِمَا عَيَّرَتْ سَارَةُ هَاجَرَ فَأَلَيْتُ أَنْ لَا أُسْقِطَ ذَلِكَ عَنْ أَحَدٍ مِنْ أَوْلَادِ الْأَنْبِيَاءِ لَتَعْيِيرِ سَارَةَ هَاجَرَ فَاخْتِنْ إِسْحَاقَ بِالْحَدِيدِ وَأَذِقْهُ حَرَّ الْحَدِيدِ.قَالَ : فَخَتَنَهُ إِبْرَاهِيمُ بِالْحَدِيدِ وَ جَرَتِ السُّنَّةُ بِالْخِتَانِ فِي أَوْلَادِ إِسْحَاقَ بَعْدَ ذلك .ساره علیها السَّلام به همین جهت بی تابی نمود. آن گاه که ابراهیم علیه السَّلام نزد او آمد عرض کرد: ای ابراهیم! این چه اتّفاقی است که در آل ابراهیم علیه السَّلام و فرزندان پیامبران رخ داده است؟! این پسر تو، اسحاق است که بند نافش افتاده، ولی غلافش نیفتاده است؟! ابراهيم علیه السَّلام برخاست و به جایگاه نماز خود رفت و با پروردگارش مناجات نمود! و عرض کرد: پروردگارا! این چه حادثه ای است که در آل ابراهیم علیه السَّلام و فرزندان پیامبران رخ داده است؟! این پسر من، اسحاق علیه السَّلام است که بند نافش افتاده امّا غلافش نیفتاده است؟!خداوند به او وحی نمود که ای ابراهیم! این به جهت آن عیب و ایرادی است که ساره بر هاجر گرفت؛ من سوگند یاد کردم که به جهت این ایراد، غلاف را از هیچ کدام از فرزندان پیامبران نیندازم. پس اسحاق را با کارد آهنی ختنه کن و گرمای آهن را به او بچشان.ابراهيم علیه السَّلام اسحاق را با کاردی آهنی ختنه نمود و پس از آن سنّت ختنه کردن در فرزندان اسحاق علیه السَّلام جاری گردید.

عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ :تَقْبُ أُذُنِ الْغُلَامِ مِنَ السُّنَّةِ وَ خِتَانُ الْغُلَام مِنَ السُّنَّةِ .6 - وَ عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ بُرَيْدِ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:مِنْ سُنَنِ الْمُرْسَلِينَ الاسْتِنْجَاء وَ الْخِتَانُ .7 - وَ عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ يَقْطِينٍ عَنْ أَخِيهِ الْحُسَيْنِ عَنْ أَبِيهِ عَلِيِّ بْنِ يَقْطِينِ قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السَّلام عَنْ خِتَانِ الصَّبِيِّ لِسَبْعَةِ أَيَّامٍ مِنَ السُّنَّةِ هُوَ أَوْ يُؤَخَّرُ وَ أَيُّهُمَا أَفْضَلُ ؟قَالَ : لِسَبْعَةِ أَيَّامٍ مِنَ السُّنَّةِ وَ إِنْ أُخْرَ فَلَا بَأْسَ.8 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ قَالَ علیه السَّلام: مِنَ الْحَنِيفِيَّةِ الْخِتَانُ .5 - عبد الله بن سنان گوید: امام صادق علیه السَّلام:سوراخ کردن گوش پسر و ختنه کردن او از سنت است.6 - ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:استنجاء (طهارت از مدفوع و ختنه کردن از شیوه و سنّت های پیامبران است.)7 - على بن یقطین گوید: از امام کاظم علیه السَّلام پرسیدم: ختنۀ کودکان در روز هفتم ولادت،سنّت واجب است یا می تواند به تأخیر بیفتد؟ و کدام یک فضیلت بیشتری دارد؟فرمود: ختنه در روز هفتم ولادت سنت شده است، و اگر تأخیر بیفتد مانعی ندارد.8 - هشام بن سالم گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمودختنه از شیوه های آیین حنیفی (ابراهیم علیه السَّلام است.)

9 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللهِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ :الْمَوْلُودُ يُعَقُّ عَنْهُ وَ يُخْتَنُ لِسَبْعَةِ أَيَّامٍ .10 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام:إِذَا أَسْلَمَ الرَّجُلُ اخْتَتَنَ وَ لَوْ بَلَغَ ثَمَانِينَ.### بخش بیست و چهارم#### ختنۀ دختران(24 بَابُ خَفْضِ الْجَوَارِي)1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنِ ابْنِ رِئَابٍ عَنْ بَصِيرٍ قَالَ :سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السَّلام عَنِ الْجَارِيَةِ تُسْبَى مِنْ أَرْضِ الشِّرْكِ فَتُسْلِمُ فَتُطْلَبُ لَهَا مَنْ يَخْفِضُهَا فَلَا نَقْدِرُ عَلَى امْرَأَةٍ .9 - راوی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرموددر هفتمین روز تولّد نوزاد برایش عقیقه می کنند و او را ختنه می نمایند.10 - سکونی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: امیر مؤمنان على علیه السَّلام فرمود:آن گاه که فردی مسلمان شد بایستی ختنه گردد؛ گر چه 80 ساله باشد.بخش بیست و چهارم: ختنۀ دختران1 - ابو بصیر گوید: از امام باقر علیه السَّلام پرسیدم: دخترکی را از سرزمین شرک به کنیزی آورده اند، اینک او مسلمان شده است و هر چند جویا می شوند که خانم دلّاکی بیابند تا او را ختنه کند نمی یابیم. (تکلیف چیست؟)

فَقَالَ : أَمَّا السُّنَّةُ فِي الْخِتَانِ عَلَى الرِّجَالِ، وَ لَيْسَ عَلَى النِّسَاءِ.2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ :خِتَانُ الْغُلَامِ مِنَ السُّنَّةِ، وَ خَفْصُ الْجَوَارِي لَيْسَ مِنَ السُّنَّةِ .3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ :خَفْضُ الْجَارِيَةِ مَكْرُمَةٌ وَ لَيْسَتْ مِنَ السُّنَّةِ ، وَ لَا شَيْئًا وَاجِبَاً وَ أَيُّ شَيْءٍ أَفْضَلُ مِنَ الْمَكْرُمَةِ ؟4 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَالْخِتَانُ فِي الرَّجُلِ سُنَّةٌ، وَ مَكْرُمَةٌ فِي النِّسَاءِ .فرمود: سنت ختنه، بر مردان واجب است زنان در این باره خانم ها تکلیفی ندارند.2 - عبدالله بن سنان گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:ختنه کردن پسر سنّت است؛ اما ختنه کردن دختر سنّت نیست.3 - مسعدة بن صدقه گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:ختنه کردن دختر کرامت و گرامی داشت اوست؛ امّا سنّت واجبی نیست. چه چیزی برتر از کرامت و گرامی داشت است؟!4 - عبد الله بن سنان گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:ختنه کردن نوزاد پسر سنّت و نوزاد دختر کرامت و گرامی داشت است.

5 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطِ عَنْ خَلَفِ بْنِ حَمَّادٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ ثَابِتٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ :كَانَتِ امْرَأَةٌ يُقَالُ لَهَا أُمُّ طَيِّبَةَ تَخْفِضُ الْجَوَارِيَ ، فَدَعَاهَا رَسُولُ اللَّهِ صلَّى اللهُ عليه وآله فَقَالَ: لَهَا يَا أُمَّ طَيْبَةَ ! إِذَا أَنْتِ خَفَضْتِ امْرَأَةً فَأَشِمِّي وَ لَا تُجْحِفِي ، فَإِنَّهُ أَصْفَى لِلَّوْنِ وَ أَحْظَى عِنْدَ الْبَعْلِ.6 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ نَصْرِ عَنْ هَارُونَ بْنِ الْجَهُم عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ :لَمَّا هَاجَرْنَ النِّسَاءُ إِلَى رَسُولِ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله هَاجَرَتْ فِيهِنَّ امْرَأَةٌ يُقَالُ : لَهَا أُمُّ حَبِيبٍ، وَكَانَتْ خَافِضَةً تَخْفِضُ الْجَوَارِيَ.فَلَمَّا رَآهَا رَسُولُ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله قَالَ لَهَا : يَا أُمَّ حَبِيب ! الْعَمَلُ الَّذِي كَانَ فِي يَدِكِ هُوَ فِي يَدِكِ الْيَوْمَ ؟5 - عمرو بن ثابت گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:زنی به نام «امّ طیبه» دختران نوزاد را ختنه می کرد. روزی پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله او را به نزد فراخواند و به او فرمود: امّ طیّبه! هنگامی که زنی را ختنه می کنی، به مقدار اندک بیُر و زیاد نبر؛ زیرا این، رنگ پوست را تمیزتر می کند و نزد شوهر مطلوب تر است.6 - محمّد بن مسلم گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:هنگامی که زنان مسلمان به سوی پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله (که در مدینه بود هجرت کردند، زنی به نام «امّ حبیب» نیز که دختران را ختنه می نمود، همراهشان هجرت نمود. زمانی که پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله او را دید به او فرمود: ای امّ حبیب! آن کاری که پیشتر انجام می دادی، اکنون نیز انجام می دهی؟)

قَالَتْ : نَعَمْ يَا رَسُولَ اللهِ! إِلَّا أَنْ يَكُونَ حَرَامًا فَتَنْهَانِي عَنْهُ.قَالَ : لَا ، بَلْ حَلَالٌ ، فَادْنِي مِنِّي حَتَّى أُعَلِّمَكِ.قَالَتْ : فَدَنَوْتُ مِنْهُ فَقَالَ : يَا أُمَّ حَبِيب ! إِذَا أَنْتِ فَعَلْتِ فَلَا تَنْهَكِي - أَيْ لَا تَسْتَأْصِلِي - وَ أَشِمِّي، فَإِنَّهُ أَشْرَقُ لِلْوَجْهِ وَأَحْطَى عِنْدَ الزَّوْجِ.### بخش بیست و پنجم#### تراشیدن سر نوزاد پس از روز هفتم(25 بَابُ أَنَّهُ إِذَا مَضَى السَّابِعُ فَلَيْسَ عَلَيْهِ الْحَلْقُ)1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنِ الْعَمْرَكِيَّ بْنِ عَلِيَّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَخِيهِ أَبِي الْحَسَنِ علیه السَّلام قَالَ : سَأَلْتُهُ عَنْ مَوْلُودٍ يُحْلَقُ رَأْسُهُ بَعْدَ يَوْمِ السَّابِعِ .فَقَالَ : إِذَا مَضَى سَبْعَةُ أَيَّامٍ فَلَيْسَ عَلَيْهِ حَلْقٌ .2 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ صَالِحٍ بْنِ أَبِي حَمَّادٍ عَنْ عَلِيَّ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ رِبَاطٍ عَنْ ذَرِيحٍ الْمُحَارِبِيَّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام فِي الْعَقِيقَةِ قَالَعرض کرد: آری، ای پیامبر خدا! مگر این که حرام باشد و شما مرا از این عمل نهی کنی. فرمود: نه، بلکه حلال است؛ نزدیک من بیا تا به تو بیاموزم.امّ حبیب گوید: نزدیک پیامبر صلَّى اللهُ عليه وآله رفتم، آن حضرت فرمود:ای امّ حبیب! هنگامی که این کار را انجام می دهی، در آن مبالغه نکن - یعنی آن را قطع نکن - بلکه به مقدار اندکی ببُر؛ زیرا این صورت را روشن تر می کند و نزد شوهر مطلوب تر است.بخش بیست و پنجم: تراشیدن سر نوزاد پس از روز هفتم1 - علی بن جعفر علیه السَّلام برادر امام کاظم علیه السَّلام گویداز امام کاظم علیه السَّلام پرسیدم: آیا می توان سر نوزاد را پس از روز هفتم تر اشید؟فرمود: هنگامی که هفت روز بگذرد، تراشیدن سر برای نوزاد لازم نیست.2 - ذریح محاربی گوید: امام صادق علیه السَّلام در مورد عقیقه فرمود:

إِذَا جَاوَزَتْ سَبْعَةُ أَيَّامٍ فَلَا عَقِيقَةَ لَهُ.### بخش بیست و ششم#### چند روایت نکته دار(26 بَابُ نَوَادِرَ)1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ سَعْدِ بْنِ سَعْدٍ عَنْ إِدْرِيسَ بْنِ عَبْدِ اللهِ قَالَ : سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنْ مَوْلُودٍ يُولَدُ فَيَمُوتُ يَوْمَ السَّابِع هَلْ يُعَقُّ عَنْهُ.قَالَ : إِنْ كَانَ مَاتَ قَبْلَ الظُّهْرِ لَمْ يُعَقَّ عَنْهُ ، وَإِنْ مَاتَ بَعْدَ الظُّهْرِ عُقٌّ عَنْهُ.2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي هَارُونَ مَوْلَى آلِ جَعْدَةَ قَالَ : كُنْتُ جَلِيساً لأَبي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام بِالْمَدِينَةِ ، فَفَقَدَنِي أَيَّاماً ، ثُمَّ إِنِّي جِنْتُ إِلَيْهِ ، فَقَالَ لِي : لَمْ أَرَكَ مُنْذُ أَيَّامٍ يَا أَبَا هَارُونَ !فَقُلْتُ : وُلِدَ لِي غُلَامٌ .هنگامی که هفت روز بگذرد، عقیقۀ برای نوزاد نیست.بخش بیست و ششم: چند روایت نکته دار1 - ادريس بن عبدالله گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: آیا برای نوزادی که در روز هفتم ولادت می میرد باید عقیقه دهند؟فرمود: اگر پیش از ظهر بمیرد، عقیقه نمی شود، و اگر بعد از ظهر بمیرد، عقیقه می شود.2 - ابوهارون، غلام آل جعده گوید: در مدینه همواره به خدمت امام صادق علیه السَّلام می رفتم، چند روزی نتوانستم به خدمت آن بروم، روزی به خدمتش شرف یاب شدم، به من فرمود: ای اباهارون! چند روز است تو را نمی بینم؟!عرض کردم: برایم پسری به دنیا آمده است.

فَقَالَ : بَارَكَ اللَّهُ فِيهِ ، فَمَا سَمَّيْتَهُ ؟قُلْتُ : سَمَّيْتُهُ مُحَمَّداً .قَالَ : فَأَقْبَلَ بِخَدِّهِ نَحْوَ الْأَرْضِ وَ هُوَ يَقُولُ: مُحَمَّدٌ مُحَمَّدٌ مُحَمَّدً! حَتَّى كَادَ يَلْصَقُ خَدُّهُ بِالْأَرْضِ.ثُمَّ قَالَ : بِنَفْسِي وَ بِوُلْدِي وَ بِأَهْلِي وَ بِأَبَوَي وَ بِأَهْلِ الْأَرْضِ كُلِّهِمْ جَمِيعاً الْفِدَاءُ لِرَسُولِ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله! لَا تَسُبَّهُ وَ لَا تَضْرِبُهُ وَ لَا تُسِي إِلَيْهِ ، وَ اعْلَمْ أَنَّهُ لَيْسَ فِي الْأَرْضِ دَارٌ فِيهَا اسْمُ مُحَمَّدٍ إِلَّا وَهِيَ تُقَدَّسُ كُلَّ يَوْمٍ .ثُمَّ قَالَ : لِي عَقَقْتَ عَنْهُ ؟قَالَ : فَأَمْسَكْتُ.قَالَ : وَقَدْ رَآنِي حَيْثُ أَمْسَكْتُ ظَنَّ أَنِّي لَمْ أَفْعَلْ .فَقَالَ : يَا مُصَادِفُ ! ادْنُ مِنِّي فَوَ اللَّهِ ! مَا عَلِمْتُ مَا قَالَ لَهُ إِلَّا أَنِّي ظَنَنْتُ أَنَّهُ قَدْ أَمَرَ لِي بِشَيْءٍ ، فَذَهَبْتُ لِأَقومَ فَقَالَ لِي : كَمَا أَنْتَ يَا أَبَا هَارُونَ!فرمود: خداوند او را برایت مبارک گرداند! نامش را چه گذاشته ای؟عرض کردم: او را محمّد نام نهادم.امام علیه السَّلام در حالی که می فرمود: «محمّد، محمّد، محمد» گونه اش را آن اندازه به زمین نزدیک نمود که نزدیک بود که به زمین بچسبد.سپس فرمود: خودم، فرزندم، خاندانم، پدر و مادرم و همۀ اهل زمین به فدای پیامبر صلَّى اللهُ عليه وآله! فرزندت را دشنام نده، او را نزن و با او بد اخلاقی نکن. و بدان که در روی زمین هر خانه ای که در آن نام محمّد باشد، هر روز آن خانه تقدیس می شود.سپس به من فرمود: آیا برایش عقیقه داده ای؟ابوهارون گوید: من جواب ندادم. هنگامی که آن بزرگوار متوجه سکوت من شد، گمان نمود که من عقیقه نداده ام.آنگاه به مصادف رو کرد و فرمود: ای مصادف! نزدیک من بیا.ابوهارون گوید: به خدا سوگند! من متوجّه نشدم که امام علیه السَّلام به مصادف چه فرمود؛ جز این که گمان کردم چیزی را در خصوص من دستور داده است. وقتی خواستم برخیزم امام علیه السَّلام به من فرمود: ای اباهارون! همان طور که هستی، بمان!

فَجَاءَنِي مُصَادِفٌ بِثَلَاثَةِ دَنَانِيرَ، فَوَضَعَهَا فِي يَدِي ، فَقَالَ : يَا أَبَا هَارُونَ ! اذْهَبْ فَاشْتَرِ كَبْشَيْنِ وَ اسْتَسْمِنْهُمَا وَ اذْبَحْهُمَا وَكُل وَأَطْعِمْ.3 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ : سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ لَمْ يَعُقُّ عَنْ وَلَدِهِ حَتَّى كَبِرَ وَ كَانَ غُلَامًا شَابّاً أَوْ رَجُلاً قَدْ بَلَغَ .قَالَ : إِذَا ضُحًيَ عَنْهُ أَوْ ضَحَّى الْوَلَدُ عَنْ نَفْسِهِ ، فَقَدْ أَجْزَأَتْ عَنْهُ عَقِيقَتُهُ.وَ قَالَ : قَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله: الْمَوْلُودُ مُرْتَهَنْ بِعَقِيقَتِهِ ، فَكَهُ أَبَوَاهُ أَوْ تَرَكَاهُ .### بخش بیست و هفتم#### کراهت کاکل گذاشتن به کودکان(27 بَابُ كَرَاهِيَةِ الْقَنَازِعِ)1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيٌّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام:آن گاه مصادف نزد من آمد و سه دینار در دست من نهاد.امام علیه السَّلام فرمود: ای ابو هارون! برو و دو قوچ خریداری کن و آنها را ذبح کن ؛ هم خودت از گوشت آن بخور و هم به دیگران اطعام کن.3 - سماعه گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: کسی که فرزند خود را عقیقه نکرده و او نوجوان غیر بالغ و یا مردی بالغ شده است (تکلیف عقیقه او چه خواهد بود؟)فرمود: اگر در یک روز عید قربان به نام فرزندش قربانی کند و یا خود فرزند به نام خودش قربانی نماید، جای عقیقه را خواهد گرفت.و فرمود: جد بزرگوارم رسول خدا صلَّى اللهُ عليه وآله فرمود:نوزاد در گرو عقیقه است، خواه پدر و مادر فرزند خود را از گرو خارج کنند و یا نکنند.بخش بیست و هفتم: کراهت کاکل گذاشتن به کودکان1 - سکونی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: امیر مؤمنان علیه السَّلام فرمود:

لَا تَحْلِقُوا الصَّبْيَانَ الْفَزَعَ، وَ الْقَزَعُ أَنْ يَحْلِقَ مَوْضِعاً وَ يَدَعَ مَوْضِعاً.2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِيِّ عَنِ ابْنِ الْقَدَّاحِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام أَنَّهُ كَانَ يَكْرَهُ الْقَزَعَ فِي رُءُوسِ الصِّبْيَانِ .ذَكَرَ أَنَّ الْقَزَعَ أَنْ يُحْلَقَ الرَّأْسُ إِلَّا قَلِيلاً وَ يُتْرَكَ وَسَطُ الرَّأْسِ يُسَمَّى الْقَرَعَةَ.3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ :أُتِيَ النَّبِيُّ الله صلّی اللهُ علیه وآله بِصَبِي يَدْعُو لَهُ وَ لَهُ فَنَازَعُ، فَأَبَى أَنْ يَدْعُوَ لَهُ وَ أَمَرَ بِحَلْقِ رَأْسِهِ وَأَمَرَ رَسُولُ اللهِ صلّی اللهُ علیه وآله بِحَلْقِ شَعْرِ الْبَطْنِ.### بخش بیست و هشتم#### حکم شیر دادن به نوزاد(28 بَابُ الرَّضَاع)1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ طَلْحَةَ بْنِ زَيْدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ : قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام:موی سر کودکان را به صورت کاکل نتر اشید؛ کاکل به این صورت است که قسمتی از سر را می تراشند و قسمت دیگر را رها می کنند.2 - ابن قداح گوید: امام صادق علیه السَّلام از کاکلی که در سر کودکان بود کراهت داشت.وی افزود که کاکل آن است که جز قسمت اندکی از سر کودک بقیه تراشیده شود، و وسط سر رها شود که این را کاکل می نامند.3 - سکونی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:کودکی را نزد پیامبر صلّی اللهُ علیه وآله آوردند تا برایش دعا نماید. آن کودک کاکل هایی بر سرش داشت پیامبر صلّی اللهُ علیه وآله از دعا کردن خودداری کرد و دستور فرمود که سرش را بتر اشند.هم چنین پیامبر خدا صلّی اللهُ علیه وآله به تراشیدن موی مادرزادی امر فرمود.بخش بیست و هشتم: حکم شیر دادن به نوزاد1 - طلحة بن زید گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: امیرمؤمنان على علیه السَّلام فرمود:

مَا مِنْ لَبَنِ يُرْضَعُ بِهِ الصَّبِيُّ أَعْظَمَ بَرَكَةً عَلَيْهِ مِنْ لَبَن أُمِّهِ .2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ سَلَمَةَ بْنِ الْخَطَّابِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُوسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْعَبَّاسِ بْنِ الْوَلِيدِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أُمِّهِ أُمْ إِسْحَاقَ بِنْتِ سُلَيْمَانَ قَالَتْ : نَظَرَ إِلَيَّ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام وَأَنَا أَرْضِعُ أَحَدَ بَنِيَّ مُحَمَّداً - أَوْ إِسْحَاقَ -.فَقَالَ : يَا أُمَّ إِسْحَاقَ! لَا تُرْضِعِيهِ مِنْ تَدْيِ وَاحِدٍ وَ أَرْضِعِيهِ مِنْ كِلَيْهِمَا؛ يَكُونُ أَحَدُهُمَا طَعَاماً وَالآخَرُ شَرَاباً .3 - مُحَمَّدٌ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ عَمَّارِ بْنِ مَرْوَانَ عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ :الرَّضَاعُ وَاحِدٌ وَ عِشْرُونَ شَهْراً ، فَمَا نَقَصَ فَهُوَ جَوْرٌ عَلَى الصَّبِيُّ .4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ عَلِيَّ بْنِ مُحَمَّدٍ الْقَاسَانِيُّ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْجَوْهَرِي عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ دَاوُدَ الْمِنْقَرِيٌّ قَالَ : سُئِلَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنِ الرَّضَاعَ ؟فَقَالَ : لَا تُجْبَرُ الْحُرَّةُ عَلَى رَضَاعَ الْوَلَدِ ، وَ تُجْبَرُ أُمُّ الْوَلَدِ.کودک از هیچ شیری تغذیه نمی کند که برکت آن از شیر مادرش بیشتر باشد.2 - امّ اسحاق، دختر سلیمان گوید: من در حال شیر دادن به یکی از پسرانم _ محمّد یا اسحاق _ بودم، امام صادق علیه السَّلام مرا در این حال دید و فرمود:ای امّ اسحاق! او را از یک پستان شیر مده؛ بلکه از هر دو پستان شیر بده؛ چرا که یکی از پستان ها غذا و دیگری نوشیدنی است.3 - سماعه گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:مدّت شیر دادن، بیست و یک ماه است. هر اندازه ای که کمتر باشد، بر کودک ستم شده است.4 - سلیمان بن داوود منقری گوید:از امام صادق علیه السَّلام دربارۀ شیر دادن سؤال شد.فرمود: نمی توان زن آزاد را بر شیر دادن کودکش مجبور کرد؛ ولی کنیز فرزنددار مجبور است که به کودکش شیر دهد.

5 - عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنِ ابْنِ أَبِي يَعْفُورٍ عَنْ ابِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ :قَضَى أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام فِي رَجُلٍ تُوُفِّيَ وَ تَرَكَ صَبِيّاً فَاسْتُرْضِعَ لَهُ.فَقَالَ : أَجْرُ رَضَاعَ الصَّبِيِّ مِمَّا يَرِثُ مِنْ أَبِيهِ وَ أُمِّهِ .6 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ وَ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ جَمِيعاً عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ عَنْ أَبِي الصَّبَاحِ الْكِنَانِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللهِ عزوّجل: (لا تُضَارَّ وَالِدَةٌ بِوَلَدِهَا وَ لَا مَوْلُودٌ لَهُ بِوَلَدِهِ .)فَقَالَ : كَانَتِ الْمَرَاضِعُ مِمَّا يَدْفَعُ إِحْدَاهُنَّ الرَّجُلَ إِذَا أَرَادَ الْجِمَاعَ ، تَقُولُ: لَا أَدَعُكَ إِنِّي أَخَافُ أَنْ أَحْبَلَ ، فَأَقْتُلَ وَلَدِي هَذَا الَّذِي أَرْضِعُهُ ، وَكَانَ الرَّجُلُ تَدْعُوهُ الْمَرْأَةُ فَيَقُولُ : أَخَافُ أَنْ أَجَامِعَكِ فَأَقْتُلَ وَلَدِي فَيَدَعُهَا وَ لَا يُجَامِعُهَا، فَنَهَى اللَّهُ عزِّوجل عَنْ ذَلِكَ أَنْ يُضَارَّ الرَّجُلُ الْمَرْأَةَ، وَ الْمَرْأَةُ الرَّجُلَ .5 - ابن ابی یعفور گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:امیر مؤمنان علی علیه السَّلام دربارۀ مردی که از دنیا رفته بود و کودکی از او مانده بود و برای کودک دای های گرفته بودند، قضاوت نمود و فرمود:اجرت شیر دادن به کودک از مواردی است که کودک از پدر و مادرش ارث می برد.6 - ابو صباح کنانی گویدک از امام صادق علیه السَّلام دربارۀ این آیه که می فرماید: «نه مادر می تواند به خاطر کودک به شوهر ضرر بزند و نه پدر» سؤال نمودم.فرمود: زنان شیرده شوهران خود را از آمیزش باز می داشتند. زن می گفت: نمی گذارم با من نزدیکی کنی؛ می ترسم آبستن شوم و با این کار فرزند شیرخوارم را بکشم و گاهی زن شوهر را به آمیزش فرامی خواند و مرد می گفت: می ترسم با تو آمیزش کنم و تو را باردار کنم با این عمل فرزندم را بکشم. پس زن را رها میکرد و با او آمیزش نمی نمود. بنابراین خداوند از این کار نهی کرد که مرد با ترک آمیزش به زن ضرر زند و یا زن به مرد ضرر وارد سازد.

عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام نَحْوَهُ وَ زَادَ :وَأَمَّا قَوْلُهُ (وَ عَلَى الْوَارِثِ مِثْلُ ذَلِكَ، فَإِنَّهُ نَهَى أَنْ يُضَارَّ بِالصَّبِيَّ أَوْ يُضَارَّ أُمُّهُ فِي رَضَاعِهِ وَ لَيْسَ لَهَا أَنْ تَأْخُذَ فِي رَضَاعِهِ فَوْقَ حَوْلَيْنِ كَامِلَيْنِ ، فَإِنْ أَرَادَا فِصَالاً عَنْ تَرَاضٍ مِنْهُمَا وَ تَشَاوُرٍ قَبْلَ ذَلِكَ كَانَ حَسَناً وَالْفِصَالُ هُوَ الْفِطَامُ .)7 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنِ ابْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام فِي رَجُلٍ مَاتَ وَ تَرَكَ امْرَأَةً وَ مَعَهَا مِنْهُ وَلَدٌ فَأَلْقَتْهُ عَلَى خَادِمٍ لَهَا فَأَرْضَعَتْهُ ثُمَّ جَاءَتْ تَطْلُبُ رَضَاعَ الْغُلَامِ مِنَ الْوَصِيَّ.فَقَالَ : لَهَا أَجْرُ مِثْلِهَا وَ لَيْسَ لِلْوَصِيَّ أَنْ يُخْرِجَهُ مِنْ حَجْرِهَا حَتَّى يُدْرِكَ وَ يَدْفَعَ إِلَيْهِ مَالَهُ .8 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ سَعْدِ بْنِ سَعْدِ الأَشْعَرِيٌّ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السَّلام قَالَ : سَأَلْتُهُ عَنِ الصَّبِيِّ هَلْ يُرْضَعُ أَكْثَرَ مِنْ سَنَتَيْنِ ؟حلبی نظیر این روایت را از امام صادق علیه السَّلام نقل می کند و می افزاید: این که خداوند فرمود: «وبر وارث او نیز همین حکم لازم است»؛ در واقع خداوند نهی نمود که به کودک یا مادرش در مورد شیر دادن ضرر وارد شود. مادر حق ندارد اجرت شیر دادن بیش از دو سال را بگیرد. پس اگر مرد و همسرش با رضایت و مشاوره تصمیم بگیرند که پیش از دو سال کودک را از شیر بگیرند، کار نیکویی است.7 - عبد الله بن سنان گوید: امام صادق علیه السَّلام دربارۀ کسی که بمیرد و از او یک خانم و یک کودک نوزاد بماند و خانم کودک خود را به کنیز خود بسپارد تا شیر دهد و بزرگ کند، سپس به وصی شوهرش مراجعه کند و اجرت شیر کودک را مطالبه نماید فرمود:مادر حق دارد اجرة المثل (دستمزد معمولی زنان شیرده را از وصی شوهرش دریافت کند، وصی حق ندارد کودک را از دامن مادرش جدا کند تا موقعی که کودک بالغ شود و اموال او را در اختیارش بگذارد.)8 - سعد بن سعد اشعری گوید: از امام رضا علیه السَّلام پرسیدم: آیا کودک شیرخوار را می توان بیش از دو سال شیر داد؟

فَقَالَ : عَامَيْنِ .قُلْتُ : فَإِنْ زَادَ عَلَى سَنَتَيْنِ هَلْ عَلَى أَبَوَيْهِ مِنْ ذَلِكَ شَيْءٌ؟قَالَ : لا.### بخش بیست و نهم#### مسئولیت دایه(29 بَابُ فِي ضَمَانِ الظُّفْرِ)1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاحِ وَ حَمَّادٍ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ خَالِدٍ قَالَ : سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنْ رَجُلٍ اسْتَأْجَرَ ظِنُّراً فَدَفَعَ إِلَيْهَا وَلَدَهُ فَانْطَلَقَتِ الظُّفْرُ فَدَفَعَتْ وَلَدَهُ إِلَى ظِفْرِ أُخْرَى فَغَابَتْ بِهِ حِينًا ، ثُمَّ إِنَّ الرَّجُلَ طَلَبَ وَلَدَهُ مِنَ الظُّفْرِ الَّتِي كَانَ أَعْطَاهَا إِيَّاهُ فَأَقَرَّتْ أَنَّهَا اسْتَأْجَرَتْهُ وَأَقَرَّتْ بِقَبْضِهَا وَلَدَهُ وَ أَنَّهَا كَانَتْ دَفَعَتْهُ إِلَى ظِفْرِ أُخْرَى.فَقَالَ: عَلَيْهَا الدِّيَةُ أَوْ تَأْتِيَ بِهِ.فرمود: به کودک دو سال کامل شیر می دهند.پرسیدم: اگر از دو سال تجاوز کند، آیا پدر و مادرش مسئولند؟فرمود: نه.بخش بیست و نهم: مسئولیت دایه1 - سليمان بن خالد گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: مردی کودک خود را به دایه می سپارد دایه کودک را به دایۀ دیگری تحویل می دهد، دایۀ دوم فرزند را می برد و باز نمی گردد. موقعی که پدر، کودک خود را از دایه مطالبه می کند، دایه اعتراف می کند که برای شیر دادن کودک استخدام شده و کودک را تحویل گرفته است؛ ولی اظهار می کند که کودک را به دایۀ دیگری سپرده و تا کنون از او بی خبر مانده است. (تکلیف آنان چیست؟)فرمود: دایۀ اول مسئولیت دارد؛ یا باید دیۀ کودک را بپردازد و یا کودک را به پدرش بازگرداند.

2 - ابْنُ مَحْبُوبِ عَنْ جَمِيلِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام فِي رَجُلٍ اسْتَأْجَرَ ظِفْراً فَغَابَتْ بِوَلَدِهِ سِنِينَ ، ثُمَّ إِنَّهَا جَاءَتْ بِهِ فَأَنْكَرَتْهُ أُمُّهُ وَ زَعَمَ أَهْلُهَا أَنَّهُمْ لَا يَعْرِفُونَهُ .قَالَ : لَيْسَ عَلَيْهَا شَيْءٌ، الظُّتْرُ مَأْمُونَةٌ.### بخش سی و ام#### دایه ای که شیرش کراهت دارد .(30 بَابُ مَنْ يُكْرَهُ لَبَنُهُ وَ مَنْ لَا يُكْرَهُ)1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالِ عَنْ ابْنِ بُكَيْرِ عَنْ عُبَيْدِ اللَّهِ الْحَلَبِيِّ قَالَ : قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام: امْرَأَةٌ وَلَدَتْ مِنَ الزَّنَا أَتَّخِذُهَا ظِئراًقَالَ : لَا تَسْتَرْضِعْهَا وَلَا ابْنَتَهَا.2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ يَحْيَى الْكَاهِلِيَّ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ هِلَالٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ : سَأَلْتُهُ عَنْ مُظَائَرَةِ الْمَجُوسِيِّ .2 - سليمان بن خالد گوید: امام صادق علیه السَّلام دربارۀ مردی که کودک خود را به دایه ای سپرد، و دایه چند سال غایب شد و کودک را باز نیاورد. بعد از چند سال کودک را باز آورد و مادرش بچه را انکار کرد و گفت: این کودک، فرزند من نیست، خانوادۀ مادر نیز عقیده دارند که این کودک را به جا نمی آورند، آیا دایه مسؤولیتی دارد؟فرمود: دایه مسؤولیتی ندارد، چرا که دایه امین استبخش سی ام: دایه ای که شیرش کراهت دارد1 - عبید الله حلبی گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم زنی از راه زنا صاحب فرزندی شده است آیا می توانم او را به دایگی بگیرم؟فرمود: نه او را به شیر دهی استخدام کن و نه دخترش را.2 - عبدالله بن هلال گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: آیا می توان دایۀ مجوسی استخدام نمود؟

فَقَالَ : لَا ، وَلَكِنْ أَهْلُ الْكِتَابِ .- وَ عَنْهُ عَنِ الْكَاهِلِيّ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْن هِلَالٍ قَالَ : قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:إِذَا أَرْضَعْنَ لَكُمْ فَامْنَعُوهُنَّ مِنْ شُرْبِ الخَمْرِ .4 - حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللهِ قَالَ : سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام هَلْ يَصْلُحُ لِلرَّجُلِ أَنْ تُرْضِعَ لَهُ الْيَهُودِيَّةُ وَ النَّصْرَانِيَّةُ وَ الْمُشْرِكَةُ ؟قَالَ : لَا بَأْسَ .وَ قَالَ : امْنَعُوهُنَّ مِنْ شُرْبِ الْخَمْرِ.5 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جعْفَر علیه السَّلام قَالَ :لَبَنُ الْيَهُودِيَّةِ وَ النَّصْرَانِيَّةِ وَ الْمَجُوسِيَّةِ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ لَبَنِ وَلَدِ الزِّنَا.فرمود: نه، ولی اگر از اهل کتاب (یهود و نصارا باشد، مانعی ندارد.)3 - عبدالله بن هلال گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:هنگامی که دایه های غیر مسلمان به فرزندان شما شیر می دهند، آن ها را از خوردن شراب منع کنید.4 - عبدالرحمان بن ابی عبدالله گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: آیا انسان می تواند از یهودی، نصارا و مشرکان دایه بگیرد؟فرمود: مانعی ندارد.و فرمود: آنان را از خوردن شراب منع کنید.5 - محمّد بن مسلم گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:به نظر من زن یهودی، نصرانی و مجوسی برای دایگی مورد پسندتر از دایگی زنی است که از زنا صاحب شیر شده است.

وَ كَانَ لَا يَرَى بَأْساً بِلَبَنِ وَلَدِ الزِّنَا إِذَا جَعَلَ مَوْلَى الْجَارِيَةِ الَّذِي فَجَرَ بِالْجَارِيَةِ فِي حِلّ.6 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ :سَأَلْتَ أَبَا الْحَسَنِ علیه السَّلام عَنْ غُلَامٍ لِي وَثَبَ عَلَى جَارِيَةٍ لِي فَأَحْبَلَهَا فَوَلَدَتْ وَ احْتَجْنَا إِلَى لَبَيْهَا، فَإِنْ أَحْلَلْتُ لَهُما مَا صَنَعَا أَ يَطِيبُ لَبَنُهَا ؟قَالَ : نَعَمْ .- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ وَ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجِ وَ سَعْدِ بْنِ أَبِي خَلَفٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام فِي الْمَرْأَةِ يَكُونُ لَهَا الْخَادِمُ قَدْ فَجَرَتْ. فَنَحْتَاجُ إِلَى لَبَنهَا .قَالَ : مُرْهَا فَلْتَحَلّلْهَا يَطِيبُ اللَّبَنُ .محمّد بن مسلم گوید: اگر مولای کنیز زناکار، شخصی را که با کنیز زنا کرده بود حلال می کرد ؛ امام علیه السَّلام به دایگی چنین زنی ایراد نمی گرفت.6 - اسحاق بن عمّار گوید: از امام کاظم علیه السَّلام پرسیدم:برده ای دارم که با یکی از کنیزانم زنا کرده و او را باردار نموده است. کنیز زایمان نموده و اکنون ما به شیر کنیز نیاز داریم. اگر این کار را بر آن ها حلال کنم، آیا شیر کنیز پاک و حلال می شود؟فرمود: آری.7 - هشام بن سالم، جميل بن درّاج و سعد بن ابی خلف گویند:امام صادق علیه السَّلام دربارۀ زنی که برده ای دارد و با او زنا می کند و اکنون به شیر این زن نیاز است ؛ فرمود:به زن دستور بده تا برده را حلال کند تا شیر، پاکیزه گردد (1.)


1) شیخ طوسی رحمة اللهُ در توضیح این روایت می گوید: این تحلیل فقط شیر را پاک می کند؛ نه قبح و زشتی عمل زنا را

عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَيْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ قَيْسٍ عَنْ أَبِي جَعْفَر علیه السَّلام قَالَ : قَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله:لَا تَسْتَرْضِعُوا الْحَمْقَاءَ ، فَإِنَّ اللَّبَنَ ، يُعْدِي ، وَ إِنَّ الْغُلَامَ يَنْزِعُ إِلَى اللَّبَنِ يَعْنِي إِلَى الظُّفْرِ فِي الرُّعُونَةِ وَ الْحُمْقِ.9 - عَلِيٌّ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ مَسْعَدَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام يَقُولُ :لَا تَسْتَرْضِعُوا الْحَمْقَاءَ ، فَإِنَّ اللَّبَنَ يَغْلِبُ الطَّبَاعَ .وَ قَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله: لَا تَسْتَرْضِعُوا الْحَمْقَاءَ فَإِنَّ الْوَلَدَ يَشِبُّ عَلَيْهِ .10 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ غِيَاتِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام:انْظُرُوا مَنْ تُرْضِعُ أَوْلَادَكُمْ فَإِنَّ الْوَلَدَ يَشِبُّ عَلَيْهِ.8 - محمّد بن قیس گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود: پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود:زن کم عقل را به دایگی نگیرید؛ زیرا شیر سرایت می کند و کودک به سوی شیر خود می رود ؛ یعنی کودک در تهی مغزی و کم عقلی به دایه اش می رود.9 - مسعده گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: امیر مؤمنان علی علیه السَّلام می فرمود:زن بی عقل را به دایگی مگیرید؛ زیرا شیر بر سرشت انسان غلبه می کند.و پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود: زن بی عقل را به دایگی نگیرید؛ زیرا کودک به همان صورت رشد می کند.10 - غياث بن ابراهیم گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: امیر مؤمنان علی علیه السَّلام فرمود:مراقب باشید که دایۀ مناسبی برای فرزند خود بیابید که شخصیت کودک با شیر دایه پرورش می یابد.

11 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنِ الْعَمْرَكِيَّ بْنِ عَلِيَّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَخِيهِ أَبِي الْحَسَنِ علیه السَّلام قَالَ:سَأَلْتُهُ عَن امْرَأَةٍ وَلَدَتْ مِنْ زِنّى هَلْ يَصْلُحُ أَنْ يُسْتَرْضَعَ بِلَبَنِهَا ؟قَالَ : لَا يَصْلُحُ ، وَ لَا لَبَنِ ابْنَتِهَا الَّتِي وُلِدَتْ مِنَ الزِّنَى.12 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ مَعْرُوفٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْهَيْثَمِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مَرْوَانَ قَالَ : قَالَ لِي أَبُو جَعْفَرٍ علیه السَّلام.اسْتَرْضِعْ لِوَلَدِكَ بِلَبَنِ الْحِسَانِ ، وَإِيَّاكَ وَ الْقِبَاحَ، فَإِنَّ اللَّبَنَ قَدْ يُعْدِي.13 - أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ مَعْرُوفٍ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ رِبْعِيِّ عَنْ فُضَيْلِ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ :عَلَيْكُمْ بِالْوُضَّاءِ مِنَ الظُّفْرَةِ ، فَإِنَّ اللَّبَنَ يُعْدِي.14 - أَبُو عَلِيَّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ سَعِيدِ بْنِ يَسَارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ :11 - على بن جعفر علیه السَّلام نظیر روایت اول را از برادرش امام کاظم علیه السَّلام نقل می کند.12 - محمّد بن مروان گوید: امام باقر علیه السَّلام به من فرمود:زنان زیباروی را به دایگی فرزندت انتخاب کن و بر تو باد دوری از زنان زشت روی؛ چرا که شیر در سرشت کودک تأثیر می گذارد.13 - زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:بر شما سفارش می کنم که نوزاد خود را به دایه های پاک و نظیف بسپارید، زیرا شیر دایه در وجود کودک اثر می گذارد.14 - سعید بن یسار گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

لَا تَسْتَرْضِعُوا لِلصَّبِيُّ الْمَجُوسِيَّةَ وَ اسْتَرْضِعْ لَهُ الْيَهُودِيَّةَ وَ النَّصْرَانِيَّةَ ، وَلَا يَشْرَبْنَ الْخَمْرَ وَ يُمْنَعْنَ مِنْ ذَلِكَ.### بخش سی و یکم#### حقّ سرپرستی کودک با کیست؟(31 بَابُ مَنْ أَحَقُّ بِالْوَلَدِ إِذَا كَانَ صَغِيراً؟)1 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيَّ الْوَشَّاءِ عَنْ أَبَانِ عَنْ فَضْلِ أَبِي الْعَبَّاسِ قَالَ:قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: الرَّجُلُ أَحَقُّ بِوَلَدِهِ أَمِ الْمَرْأَةُ ؟قَالَ: لَا ، بَلِ الرَّجُلُ ، فَإِنْ قَالَتِ الْمَرْأَةُ لِزَوْجِهَا الَّذِي طَلَّقَهَا: أَنَا أُرْضِعُ ابْنِي بِمِثْلِ مَا تَجِدُ مَنْ تُرْضِعُهُ فَهِيَ أَحَقُّ بِهِ.2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ عَنْ أَبِي الصَّبَّاحِ الْكِنَانِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:برای نوزاد دایۀ مجوسی استخدام نکنید، در صورت لزوم دایۀ یهودی و نصرانی استخدام کن و باید از خوردن شراب خودداری کنند، و از این کار منع شوند.بخش سی و یکم: حقّ سرپرستی کودک با کیست ؟1 - فضل ابی عبّاس گوید:به امام صادق علیه السَّلام گفتم: مرد به فرزندش حق بیشتری دارد یا زن؟فرمود: نه؛ بلکه مرد حق بیشتری دارد. از این رو اگر زن به شوهرش که او را طلاق داده بگوید: من پسرم را با همان قیمتی که دایه دارد، شیر می دهم؛ او به فرزند شایسته تر است.2 - ابو صباح کنانی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

إِذَا طَلَّقَ الرَّجُلُ امْرَأَتَهُ وَهِيَ حُبْلَى أَنْفَقَ عَلَيْهَا حَتَّى تَضَعَ حَمْلَهَا، وَإِذَا وَضَعَتْهُ أَعْطَاهَا أَجْرَهَا وَ لَا يُضَارَّهَا إِلَّا أَنْ يَجِدَ مَنْ هُوَ أَرْخَصُ أَجْراً مِنْهَا، فَإِنْ هِيَ رَضِيَتْ بِذَلِكَ الْأَجْرِ، فَهِيَ أَحَقُّ بِابْنِهَا حَتَّى تَفْطِمَهُ .3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ الْقَاسَانِيِّ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْمِنْقَرِي عَمَّنْ ذَكَرَهُ قَالَ: سُئِلَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنِ الرَّجُلِ يُطَلِّقُ امْرَأَتَهُ وَ بَيْنَهُمَا وَلَدٌ أَيُّهُمَا أَحَقُّ بِالْوَلَدِ؟قَالَ : الْمَرْأَةُ أَحَقُّ بِالْوَلَدِ مَا لَمْ تَتَزَوَّجْ.4 - أَبُو عَلِيَّ الْأَشْعَرِيُّ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيَّ عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ دَاوُدَ بْنِ الْحُصَيْنِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: (وَ الْوَالِدَاتُ يُرْضِعْنَ أَوْلادَهُنَّ .)هنگامی که مرد زن باردار خود را طلاق دهد، باید نفقه اش را بپردازد تا این که زن زایمان کند و آن گاه که زن زایمان نمود ،شوهرش باید اجرت شیر دادن زن را به او بپردازد و حق ندارد با جدا کردن زن از فرزندش به او ضرر برساند، مگر دایه ای را بیابد که کمتر از همسرش اجرت می گیرد. در این صورت اگر زن به همان قیمت کمتر راضی شود، او به شیر دادن فرزندش تا هنگام از شیر گرفتن سزاوارتر است.3 - راوی گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدند:مردی همسرش را که دارای فرزندی است طلاق می دهد؛ کدام یک به فرزند سزاوارتر است؟فرمود: زن تا زمانی که ازدواج نکرده است، نسبت به فرزند سزاوارتر است.4 - داوود بن حصین گوید: امام صادق علیه السَّلام درباره ای آیه که:خداوند متعال می فرماید: «و مادران باید فرزندان خود را شیر بدهند» فرمود :

قَالَ : مَا دَامَ الْوَلَدُ فِي الرَّضَاعِ فَهُوَ بَيْنَ الْأَبَوَيْنِ بِالسَّوِيَّةِ ، فَإِذَا فُطِمَ فَالْأَبْ أَحَقُّ بِهِ مِنَ الْأُمِّ ، فَإِذَا مَاتَ الْأَبُ فَالْأُمَّ أَحَقُّ بِهِ مِنَ الْعَصَبَةِ، فَإِنْ وَجَدَ الْأَبُ مَنْ يُرْضِعُهُ بِأَرْبَعَةِ دَرَاهِمَ وَقَالَتِ الْأُمُّ : لَا أُرْضِعُهُ إِلَّا بِخَمْسَةِ دَرَاهِمَ، فَإِنَّ لَهُ أَنْ يَنْزِعَهُ مِنْهَا إِلَّا أَنَّ ذَلِكَ خَيْرٌ لَهُ وَ أَرْفَقُ بِهِ أَنْ يُتْرَكَ مَعَ أُمِّهِ.5 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ دَاوُدَ الرَّقِّيِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنِ امْرَأَةٍ حُرَّةٍ نَكَحَتْ عَبْداً فَأَوْلَدَهَا أَوْلَاداً ثُمَّ إِنَّهُ طَلَّقَهَا فَلَمْ تقِمْ مَعَ وُلْدِهَا وَ تَزَوَّجَتْ. فَلَمَّا بَلَغَ الْعَبْدَ أَنَّهَا تَزَوَّجَتْ أَرَادَ أَنْ يَأْخُذَ وُلْدَهُ مِنْهَا وَقَالَ : أَنَا أَحَقُّ بِهِمْ مِنْكِ إِنْ تَزَوَّجْتِ . فَقَالَ : لَيْسَ لِلْعَبْدِ أَنْ يَأْخُذَ مِنْهَا وَلْدَهَا وَإِنْ تَزَوَّجَتْ حَتَّى يُعْتَقَ هِيَ أَحَقُّ بِوُلْدِهَا مِنْهُ مَا دَامَ مَمْلُوكاً ، فَإِذَا أُعْتِقَ فَهُوَ أَحَقُّ بِهِمْ مِنْهَا.مادام که کودک دورۀ شیرخوارگی را می گذراند، نسبت کودک به پدر و مادر یکسان است. بعد از آن که کودک را از شیر بگیرند، پدر نسبت به کودک از مادر شایسته تر است و اگر پدر کودک بمیرد مادر کودک بر خویشان پدری کودک، حق تقدم دارد.اگر پدر کودک دایه ای بیابد که چهار درهم اجرت بگیرد و مادر بگوید: من با کمتر از پنج در هم شیر نمی دهم، پدر می تواند فرزند خود را از مادرش جدا کند و به دایه بسپارد، ولی صلاح کودک آن است که در دامن مادر بماند و از شیر مادر بزرگ شود.5- داُوود رقی گوید:به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم» زن آزادی با برده ای ازدواج کرد و از او صاحب چند فرزند شد، سپس زن را طلاق داد و او در کنار فرزندانش نماند و ازدواج نمود. هنگامی که به برده خبر رسید که همسر سابقش ازدواج نموده خواست که فرزندانش را از او بگیرد و گفت: من نسبت به فرزندان از تو سزوارترم؛ چون تو ازدواج کرده ای.فرمود: برده حق ندارد که فرزندان را از آن زن بگیرد، گرچه زن ازدواج کرده باشد؛ تا هنگامی که برده، آزاد شود زن نسبت به فرزندانش از برده سزاوارتر است تا هنگامی که برده، برده است. پس هرگاه برده، آزاد شود، او نسبت به فرزندان از زن سزاوارتر خواهد بود.

### بخش سی و دوم#### رشد کودک(32 بَابُ النُّشُوءِ)1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ أَبِي مُحَمَّدٍ الْمَدَائِنِي عَنْ عَائِدِ بْنِ حَبِيبٍ بَيَّاعِ الْهَرَوِيٌّ عَنْ عِيسَى بْنِ زَيْدٍ رَفَعَهُ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ :يَتَّغِرُ الْغُلَامُ لِسَبْعِ سِنِينَ، وَ يُؤْمَرُ بِالصَّلَاةِ لِتِسْع ، وَ يُفَرَّقُ بَيْنَهُمْ فِي الْمَضَاجِعِ لِعَشْرِ، وَ يَحْتَلِمُ لِأَرْبَعَ عَشْرَةَ سَنَةٌ ، وَ مُنْتَهَى طُولِهِ لِاثْنَتَيْنِ وَ عِشْرِينَ سَنَةً ، وَ مُنْتَهَى عَقْلِهِ لَثَمَانٍ وَ عِشْرِينَ سَنَةٌ إِلَّا التَّجَارِبَ .2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ مُوسَى بْنِ عُمَرَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ الْحَسَنِ الضَّرِيرِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ : قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام:يَشِبُّ الصَّبِيُّ كُلَّ سَنَةٍ أَرْبَعَ أَصَابِعَ بِأَصَابِعِ نَفْسِهِ.بخش سی و دوم: رشد کودک1 - راوی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:دندان های شیری پسر در هفت سالگی می افتد در نُه سالگی امر به نماز خواندن می شود در ده سالگی محل خواب پسران از همدیگر جدا می شود، در چهارده سالگی محتلم می شود، نهایت رشد او تا بیست و دو سالگی است و نهایت رشد عقلش جز تجربه هایی که کسب می کند تا بیست و هشت سالگی است.2 - حمّاد بن عیسی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: امیر مؤمنان على علیه السَّلام فرمود:کودک هر سال چهار انگشت _ به اندازه انگشتان خودش _ رشد می کند.

3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِي عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنْ أَبِيهِ علیه السَّلام قَالَ :الْغُلَامُ لَا يُلْقِحُ حَتَّى يَتَفَلَّكَ ثَدْيَاهُ وَ تَسْطَعَ رِيحُ إِبْطَيْهِ .### بخس سی و سوم#### دوران ادب آموزی کودک(33 بَابُ تَأْدِيبِ الْوَلَدِ)1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى بْنِ عُبَيْدٍ عَنْ يُونُسَ عَنْ رَجُلٍ عَنْ عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ :دَعِ ابْنَكَ يَلْعَبُ سَبْعَ سِنِينَ وَ أَلْزِمْهُ نَفْسَكَ سَبْعاً ، فَإِنْ أَفْلَحَ وَإِلَّا فَإِنَّهُ مِمَّنْ لَا خَيْرَ فِیهِ.2 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطِ عَنْ يُونُسَ بْنِ يَعْقُوبَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ :3 - سکونی گوید: امام صادق علیه السَّلام از پدر بزرگوارش امام باقر علیه السَّلام نقل می کند که فرمود:بلوغ پسر به این است که سینه اش گرد و برآمده شود و بوی زیر بغلش منتشر و پراکنده گردد.بخش سی و سوم: دوران ادب آموزی کودک1 - راوی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:کودک را تا هفت سالگی رها کن تا بازی کند، هفت سال دیگر با او همراهی کن سپس اگر رستگار شد (که بهتر و گرنه از کسانی است که خیری در آنان نیست.)2 - یونس بن یعقوب گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

أَمْهِلْ صَبِيَّكَ حَتَّى يَأْتِيَ لَهُ سِتُّ سِنِينَ ثُمَّ ضُمَّهُ إِلَيْكَ سَبْعَ سِنِينَ ، فَأَدْبُهُ بِأَدَبِكَ فَإِنْ قَبِلَ وَصَلَحَ وَ إِلَّا فَخَلَّ عَنْهُ .3 - أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْعَاصِمِيُّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطٍ عَنْ عَمِّهِ يَعْقُوبَ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ :الْغُلَامُ يَلْعَبُ سَبْعَ سِنِينَ ، وَ يَتَعَلَّمُ الْكِتَابَ سَبْعَ سِنِينَ، وَ يَتَعَلَّمُ الْحَلَالَ وَالْحَرَامَ سَبْعَ سِنِينَ .4 - عَلِيُّ بْنُ أَسْبَاطِ عَنْ عَمِّهِ يَعْقُوبَ بْنِ سَالِمٍ رَفَعَهُ قَالَ : قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله:عَلَّمُوا أَوْلَادَكُمُ السَّبَاحَةَ وَ الرَّمَايَةَ .5 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيَّ عَنْ عُمَرَ بْنِ عَبْدِ الْعَزِيزِ عَنْ رَجُلٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاج وَ غَيْرِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ :بَادِرُوا أَوْلَادَكُمْ بِالْحَدِيثِ قَبْلَ أَنْ يَسْبِقَكُمْ إِلَيْهِمُ الْمُرْجِئَةُ .کودک خود را تا شش سال رها کن، سپس هفت سال او را همراه خودکن و با ادب خود به او ادب بیاموز، اگر پذیرفت و صالح شد (که بهتر و گرنه رهایش کن.)3 - یعقوب بن سالم گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:پسر باید هفت سال بازی کند، هفت سال خواندن و نوشتن بیاموزد و هفت سال آموزش حلال و حرام بپردازد.4 - يعقوب بن سالم در روایت مرفوعه ای گوید: امیر مؤمنان علی علیه السَّلام فرمود: پیامبر خدا صلَّی الهُ علیه وآله فرمود:به فرزندانتان شنا و تیر اندازی بیاموزید.5 - جميل بن درّاج و دیگران گویند: امام صادق علیه السَّلام فرمود:فرزندانتان را در آغاز نوجوانی با (اهل بیت علیهم السَّلام حدیث تربیت کنید؛ پیش از آن که «مرجئه» (1در افکار فرزندانتان از شما پیشی گیرند.)


1) مرجئه گروهی از مخالفان اهل بیت علیه السَّلام بودند که میگفتند با ایمان هیچ گناهی ضرر نمی رساند

6 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِيُّ عَنِ ابْنِ الْقَدَّاحِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:يُفَرَّقُ بَيْنَ الْعِلْمَانِ وَ النِّسَاءِ فِي الْمَضَاجِعِ إِذَا بَلَغُوا عَشْرَ سِنِينَ.7 - وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:إِنَّا نَأْمُرُ الصَّبْيَانَ أَنْ يَجْمَعُوا بَيْنَ الصَّلاتَيْنِ الْأُولَى وَ الْعَصْرِ وَ بَيْنَ الْمَغْرِبِ وَ الْعِشَاءِ الآخِرَةِ مَا دَامُوا عَلَى وُضُوءٍ قَبْلَ أَنْ يَشْتَغِلُوا.8 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ غِيَاتِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ : قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام:أَدبِ الْيَتِيمَ بِمَا تُؤَدِّبُ مِنْهُ وَلَدَكَ ، وَ اضْرِبُهُ مِمَّا تَضْرِبُ مِنْهُ وَلَدَكَ.6 - ابن قداّح گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:هنگامی که پسران ده ساله شوند، بستر خواب آنان از دختران جدا می شود.7 - ابن قدّاح گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:ما به کودکان خود دستور می دهیم که نماز ظهر و عصر و نماز مغرب و عشاء را با هم بخوانند تا هنگامی که با وضو هستند؛ پیش از آن که به کار دیگری مشغول شوند.8 - غیاث بن ابراهیم گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: امیر مؤمنان على علیه السَّلام فرمود:کودک یتیم را به جهت خطایی تنبیه کن که فرزند خودت را برای آن خطا تنبیه می کنی.

### بخش سی و چهارم#### حقّ فرزندان(34 بَابُ حَقِّ الْأَوْلَادِ)1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ دُرُسْتَ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ مُوسَى علیه السَّلام قَالَ : جَاءَ رَجُلٌ إِلَى النَّبِيُّ صلَّى الله عليه وآله فَقَالَ : يَا رَسُولَ اللَّهِ! مَا حَقُّ ابْنِي هَذَا؟قَالَ : تُحْسِنُ اسْمَهُ وَ أَدَبَهُ، وَضَعْهُ مَوْضِعاً حَسَناً .2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَمَّرِ بْنِ خَلَّادٍ قَالَ : كَانَ دَاوُدُ بْنُ زُرْبِي شَكَا ابْنَهُ إِلَى أَبِي الْحَسَنِ علیه السَّلام فِيمَا أَفْسَدَ لَهُ.فَقَالَ لَهُ : اسْتَصْلِحْهُ فَمَا مِائَةُ أَلْفِ فِيمَا أَنْعَمَ اللَّهُ بِهِ عَلَيْكَ ؟!3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيَّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله :رَحِمَ اللهُ وَالِدَيْنِ أَعَانَا وَلَدَهُمَا عَلَى بِرِّهِمَا.بخش سی و چهارم: حقّ فرزندان1 - درست گوید امام کاظم علیه السَّلام فرمود:شخصی نزد پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله آمد و عرض کرد: ای پیامبر خدا! حق این پسرم چیست؟فرمود: برای او نام زیبا انتخاب کن او را مؤدب بیاور و در جایگاه خوبی قرارش ده (1.)2 - معمّر بن خلّاد گوید: داوود بن زُربی خدمت امام کاظم علیه السَّلام شکوه کرد که فرزندم، خسارت فراوانی به بار آورده است.امام فرمود: فرزندت را طَرد مکن؛ بلکه به اصلاح او بکوش. صد هزار درهم خسارت در برابر نعمت خداوند بر تو به سبب وجود او، چه ارزشی دارد؟!3 - سکونی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله فرمود:خداوند رحمت کند پدر و مادری را که فرزندشان را با رفتارشان در نیکی به خودشان یاری کنند.


1) به نظر می رسد منظور این است که برای او شغل حلالی به او بیاموز یا همسری شیعه برایش برگزین

4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ اَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ :صَلَّى رَسُولُ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله بِالنَّاسِ الظُّهْرَ فَخَفَّفَ فِي الرَّكْعَتَيْنِ الْأَخِيرَتَيْنِ.فَلَمَّا انْصَرَفَ قَالَ لَهُ النَّاسُ : هَلْ حَدَثَ فِي الصَّلَاةِ حَدَثُ ؟قَالَ : وَ مَا ذَاكَ ؟قَالُوا : خَفَّفْتَ فِي الرَّكْعَتَيْنِ الْأَخِيرَتَيْنِ.فَقَالَ لَهُمْ : أَمَا سَمِعْتُمْ صُرَاحَ الصَّبِيُّ ؟!5 - عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي خَالِدٍ الْوَاسِطِي عَنْ زَيْدِ بْنِ عَلِيَّ عَنْ عَنْ جَدِّهِ قَالَ : قَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله:يَلْزَمُ الْوَالِدَيْنِ مِنَ الْعُقُوقِ لِوَلَدِهِمَا مَا يَلْزَمُ الْوَلَدَ لَهُمَا مِنْ عُقُوقِهِمَا.4 - عبد الله بن سنان گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:روزی رسول خدا صلَّى اللهُ عليه وآله با مردم نماز ظهر می خواند و دو رکعت آخر نماز را سریع و خفیف ادا کرد. موقعی که رسول خدا صلَّى اللهُ عليه وآله نماز خود را سلام داد، مردم به ایشان عرض کردند: آیا دستور جدیدی دربارۀ نماز صادر شده است؟فرمود: از چه جهت؟عرض کردند: شما دو رکعت آخر نماز را بسیار سریع و خفیف ادا کردید.فرمود: آیا فریاد کودک را نشنیدید؟!5 - زید بن علی علیه السَّلام از پدرش و او از جدّش رحمة اللهُ روایت می کند و می گوید: پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله فرمود:پدر و مادر توسّط فرزند عاق می شوند؛ همان گونه که فرزند توّسط آنان عاق می شود.

6 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ جُمْهُورٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنِ السَّكُونِي قَالَ : دَخَلْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام وَ أَنَا مَعْمُومٌ مَكْرُوبٌ فَقَالَ لِي : يَا سَكُونِيُّ! مِمَّا غَمُكَ ؟قُلْتُ : وُلِدَتْ لِي ابْنَةٌ .فَقَالَ : يَا سَكُونِيُّ ! عَلَى الْأَرْضِ ثِقْلُهَا وَ عَلَى اللَّهِ رِزْقُهَا تَعِيشُ فِي غَيْرِ أَجَلِكَ ، وَ تَأْكُلُ مِنْ غَيْرِ رِزْقِكَ .فَسَرَّى وَ اللَّهِ عَنِّي.فَقَالَ لِي : مَا سَمَّيْتَهَا ؟قُلْتُ : فَاطِمَةَ .قَالَ : آه آه .ثُمَّ وَضَعَ يَدَهُ عَلَى جَبْهَتِهِ ، فَقَالَ : قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلَّى اللهُ عليه وآله:6 - سکونی گوید: روزی با اندوه خدمت امام صادق علیه السَّلام شرفیاب شدم، فرمود: ای سکونی! چرا اندوهگین هستی؟عرض کردم: دختری برایم متولد شده است.فرمود: ای سکونی! سنگینی دخترت بر زمین و روزی او به عهده خداوند است؛ او در غیر زندگی تو زندگی می کند و جز روزی تو بهره می برد.سکونی گوید: به خدا سوگند! سخن حضرتش غم را از من زدود.آن گاه فرمود: نام او را چه گذاشته ای؟عرض کردم: فاطمه.آن حضرت به یاد مظلومیّت حضرت زهرا علیها السَّلام افتاد و فرمود: آه! آه.سپس دست مبارک را بر پیشانی گذاشت و فرمود: پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله فرمود:

حَقُّ الْوَلَدِ عَلَى وَالِدِهِ إِذَا كَانَ ذَكَراً أَنْ يَسْتَفْرِهَ أُمَّهُ وَ يَسْتَحْسِنَ اسْمَهُ وَ يُعَلِّمَهُ كِتَابَ اللهِ وَ يُطَهِّرَهُ وَ يُعَلِّمَهُ السَّبَاحَةَ ، وَإِذَا كَانَتْ أُنْثَى أَنْ يَسْتَفْرِهَ أُمَّهَا وَيَسْتَحْسِنَ اسْمَهَا وَ يُعَلِّمَهَا سُورَةَ النُّورِ، وَ لَا يُعَلِّمَهَا سُورَةَ يُوسُفَ، وَ لَا يُنْزِلَهَا الْغُرَفَ، وَيُعَجِّلَ سَرَاحَهَا إِلَى بَيْتِ زَوْجِهَا ، أَمَّا إِذَا سَمَّيْتَهَا فَاطِمَةَ ، فَلَا تَسُبهَا وَ لَا تَلْعَنْهَا وَ لَا تَضْرِبُهَا .### بخش سی و پنجم#### نیکی به فرزندان(35 بَابُ بِرِّ الْأَوْلَادِ)1 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ شَرِيفِ بْنِ سَابِقٍ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ أَبِي قُرَّةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ : قَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله:حق فرزند پسر بر پدرش این گونه است که برای او، مادر زیرک و با شرافتی انتخاب کند ، برایش نام زیبایی بگذارد، به او قرآن بیاموزد، او را ختنه کند و بر او شنا آموزش دهد.و برای فرزند دختر، مادر زیرک برگزیند، برایش نام زیبایی انتخاب کند به او سورۀ نور بیاموزد، سورۀ یوسف را نیاموزد و او را در طبقه فوقانی خانه جای ندهد و در فرستادن او به خانه شوهرش شتاب کند.آن گاه که نام دخترت را فاطمه نهادی؛ به او دشنام نده، او را لعنت نکن و او را کتک نزن.بخش سی و پنجم: نیکی به فرزندان1 - فضل بن قرّه گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله فرمود:

مَنْ قَبَّلَ وَلَدَهُ كَتَبَ اللهُ عَزَّوَجَل لَهُ حَسَنَةٌ، وَ مَنْ فَرَّحَهُ فَرَّحَهُ اللَّهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ ، وَمَنْ عَلَّمَهُ الْقُرْآنَ دُعِيَ بِالْأَبَوَيْنِ فَيُكْسَيَانِ حُلَّتَيْنِ يُضِيءُ مِنْ نُورِهِمَا وُجُوهُ أَهْلِ الْجَنَّةِ .2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ أَبِي طَالِبٍ رَفَعَهُ إِلَى عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ : قَالَ لَهُ رَجُلٌ مِنَ الْأَنْصَارِ مَنْ أَبَرُّ؟قَالَ : وَالِدَيْكَ .قَالَ : قَدْ مَضَيَا.قَالَ : بَرَّ وَلَدَكَ .3 - أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْبَجَلِي عَنْ عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ : قَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله:أَحِبُّوا الصِّبْيَانَ وَ ارْحَمُوهُمْ ، وَإِذَا وَعَدْتُمُوهُمْ شَيْئاً فَفُوا لَهُمْ ، فَإِنَّهُمْ لَا يَدْرُونَ إِلَّا أَنَّكُمْ تَرْزُ قُونَهُمْ .هر کس فرزندش را ببوسد، خداوند برایش یک حسنه می نویسد ، و هر کس فرزندش را خوشحال کند، خداوند در روز رستاخیز او را شاد خواهد نمود و هر کس به فرزندش قرآن بیاموزد، در روز قیامت پدر و مادر او فرا می خوانند و به آنان دو لباس مخصوص می پوشانند که چهرۀ بهشتیان از نور آن لباس ها روشن می گردد.2 - راوی گوید:شخصی به امام صادق علیه السَّلام عرض کرد: به چه کسی نیکی کنم؟فرمود: به پدر و مادرت.عرض کرد: آن ها از دنیا رفته اند.فرمود: به فرزندت نیکی کن.3- عبدالله بن محمد بجلی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله فرمود:کودکان را دوست بدارید و به آنان مهربانی نمایید. هر گاه به آنها وعده ای دادید، به آن وفا کنید؛ زیرا آنان فقط شما را روزی رسان می دانند.

4 - ابْنُ فَضَّالٍ عَنْ أَبِي جَمِيلَةَ عَنْ سَعْدِ بْنِ طَرِيفٍ عَنِ الْأَصْبَعِ بْنِ نُبَاتَةَ قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام: مَنْ كَانَ لَهُ وَلَدٌ صَبَا.5 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: إِنَّ اللهَ لَيَرْحَمُ الْعَبْدَ لِشِدَّةِ حُبِّهِ لِوَلَدِهِ.6 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَلِيَّ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ رِبَاطٍ عَنْ يُونُسَ بْنِ رِبَاطٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ : قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلَّى اللهُ عليه وآله:رَحِمَ اللَّهُ مَنْ أَعَانَ وَلَدَهُ عَلَى بِرِّهِ.قَالَ : قُلْتُ : كَيْفَ يُعِينُهُ عَلَى بِرِّهِ ؟قَالَ : يَقْبَلُ مَيْسُورَهُ وَ يَتَجَاوَزُ عَنْ مَعْسُورِهِ، وَ لَا يُرْهِقُهُ وَ لَا يَخْرَقُ بِهِ فَلَيْسَ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ أَنْ يَصِيرَ فِي حَدٍ مِنْ حُدُودِ الْكُفْرِ إِلَّا أَنْ يَدْخُلَ فِي عُقُوقٍ أَوْ قَطِيعَةِ رَحِمٍ.4 - اصبغ بن نباته گوید: امیر مؤمنان على علیه السَّلام فرمود:هر کس فرزندی دارد با رفتار کودکانه با او رفتار کند.5 - راوی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:به راستی خداوند بنده خود را به خاطر شدّت علاقه به فرزندش می آمرزد.يونس بن رباط گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله فرمود:خداوند رحمت کند کسی را که فرزندش را بر نیکی کردن به خود یاری نماید.یونس گوید: گفتم انسان چگونه فرزندش را بر نیکی کردن به خویش یاری کند؟فرمود: عمل اندکی را که در توان اوست بپذیرد و از عملی که بر او گران است درگذرد، بر او ستم نکند و با او بداخلاقی ننماید که در این صورت بین او و فرزندش از مرزهای کفر جز عاق شدن یا قطع رحم کردن فاصله ای نخواهد بود.

ثُمَّ قَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّى الله عليه وآله: الْجَنَّةُ طَيِّبَةٌ طَيِّبَهَا اللهُ وطَيَّبَ رِيحَهَا يُوجَدُ رِيحُهَا مِنْ مَسِيرَةِ أَلْفَيْ عَامٍ وَ لَا يَجِدُ رِيحَ الْجَنَّةِ عَاقٌ وَ لَا قَاطِعُ رَحِمٍ، وَ لَا مُرْخِي الْإِزَارِ خُيَلاءَ.7 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ بُنْدَارٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ يُوسُفَ الْأَزْدِيِّ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: جَاءَ رَجُلٌ إِلَى النَّبِيِّ صلَّى الله عليه وآله فَقَالَ : مَا قَبَّلْتُ صَبِيّاً قَطُّ .فَلَمَّا وَلَّى قَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّى الله عليه وآله: هَذَا رَجُلٌ عِنْدِي أَنَّهُ مِنْ أَهْلِ النَّارِ.8 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ كُلَيْبِ الصَّيْدَاوِيُّ قَالَ: قَالَ لِي أَبُو الْحَسَنِ علیه السَّلام:إِذَا وَعَدْتُمُ الصَّبْيَانَ فَفُوا لَهُمْ ، فَإِنَّهُمْ يَرَوْنَ أَنَّكُمُ الَّذِينَ تَرْزُقُونَهُمْ ، إِنَّ اللَّهَ عَزَوَجَل لَيْسَ يَغْضَبُ لِشَيْءٍ كَغَضَبِهِ لِلنِّسَاءِ وَ الصَّبْيَانِ .سپس فرمود: پیامبر خدا صلَّى الله عليه وآله فرمود:بهشت پاکیزه است. خداوند آن را پاکیزه نموده است و بوی آن را نیز پاکیزه قرار داده است؛ به طوری که بوی آن از مسیر دو هزار سال راه استشمام می شود، امّا کسی که عاق شده، کسی که قطع رَحم کرده و کسی که لباس خود را از روی تکبّر بر زمین می کشاند، بوی بهشت را استشمام نخواهند کرد.راوی گوید : امام صادق علیه السَّلام فرمود:روزی شخصی نزد پیامبر خدا صلَّى الله عليه وآله آمد و گفت: من هیچ گاه کودکی را نبوسیده ام.هنگامی که آن شخص از حضور پیامبر خدا صلَّى الله عليه وآله مرخص شد، حضرتش فرمود: به نظر من این شخص از دوزخیان است.8 - کُلَیب صیداوی گوید: امام کاظم به من فرمود:اگر به فرزندان خود و عده چیزی می دهید، به وعدۀ خود وفا کنید؛ چرا که آنان تصور می کنند که شما روزی رسان آنان هستید. خداوند از پامال شدن حقوق بانوان و کودکان چنان خشم می گیرد که از سایر خطاها خشم نمی گیرد.

9 - أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ ذَرِيحٍ عَنْ اَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ :الْوَلَدُ فِتْنَةٌ.### بخش سی و ششم#### برتری دادن برخی از فرزندان بر برخی دیگر(36 بَابُ تَفْضِيلِ الْوُلْدِ بَعْضِهِمْ عَلَى بَعْضٍ)1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ سَعْدِ بْنِ سَعْدِ الْأَشْعَرِيِّ قَالَ : سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السَّلام عَنِ الرَّجُلِ يَكُونُ بَعْضُ وُلْدِهِ أَحَبَّ إِلَيْهِ مِنْ بَعْضٍ وَ يُقَدِّمُ بَعْضَ وُلْدِهِ عَلَى بَعْضٍ .فَقَالَ: نَعَمْ ، قَدْ فَعَلَ ذَلِكَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام نَحَلَ مُحَمَّداً ، وَ فَعَلَ ذَلِكَ أَبُو الْحَسَنِ علیه السَّلام نَحَلَ أَحْمَدَ شَيْئاً .9 - ذَریح گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: فرزند مایهٔ آزمایش (پدر و مادر است.)بخش سی و ششم: برتری دادن برخی از فرزندان بر برخی دیگر1 - سعد بن سعد اشعری گوید:از امام رضا علیه السَّلام سؤال کردم: برخی از فرزندان مرد نزد او محبوب تر از فرزندان دیگرش است و بعضی از فرزندانش را بر بقیه مقدّم می دارد ( آیا جایز است؟)فرمود: آری. امام صادق علیه السَّلام این چنین انجام داد و به محمّد چیزی بخشید و امام کاظم علیه السَّلام نیز چنین رفتار نمود که به احمد چیزی بخشید. احمد کودک بود، من سرپرستی اموالش را به عهده گرفتم تا این که برای او اموالی گردآوری نمودم.

فَقُمْتُ أَنَا بِهِ حَتَّى حُزْتُهُ لَهُ.فَقُلْتُ : جُعِلْتُ فِدَاكَ ! الرَّجُلُ يَكُونُ بَنَاتُهُ أَحَبَّ إِلَيْهِ مِنْ بَنِيهِ .فَقَالَ : الْبَنَاتُ وَ الْبَنُونَ فِي ذَلِكَ سَوَاءٌ، إِنَّمَا هُوَ بِقَدْرِ مَا يُنَزِّلُهُمُ اللهُ عَزَّوَجَل مِنْهُ .### بخش سی و هفتم#### شناخت کودک پسر و دلیل نجیب بودن او(37 بَابُ التَّفَرُّسِ فِي الْغُلَامِ وَ مَا يُسْتَدَلُّ بِهِ عَلَى نَجَابَتِهِ)1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ خَلِيلِ بْنِ عَمْرٍو الْيَشْكُرِيٌّ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ : كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام يَقُولُ :إِذَا كَانَ الْغُلَامُ مُلْتَاثَ الْأُدْرَةِ صَغِيرَ الذَّكَرِ سَاكِنَ النَّظَرِ، فَهُوَ مِمَّنْ يُرْجَى خَيْرُهُ وَيُؤْمَنُ شَرُّهُ.سعد گوید: عرض کردم: فدایتان گردم! دختران نزد پدر محبوب تر هستند یا پسران؟فرمود: دختران و پسران در این باره مساوی هستند. فقط محبوبیّت فرزندان به اندازۀ منزلتی است که خداوند برای آنان در دل انسان قرار می دهد.بخش سی و هفتم: شناخت کودک پسر و دلیل نجیب بودن او1 - جمیل بن درّاج گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: امیر مؤمنان علی علیه السَّلام می فرمود:آن گاه که بیضۀ بچّه ای سست، آلت جنسی او کوچک و نگاهش آرام باشد، از کسانی خواهد بود که امید است به نیکی او می رود و می توان از شرّش در امان شد.

قَالَ : وَإِذَا كَانَ الْغُلَامُ شَدِيدَ الْأَدْرَةِ كَبِيرَ الذَّكَرِ حَادَّ النَّظَرِ، فَهُوَ مِمَّنْ لَا يُرْجَى خَيْرُهُ وَ يُؤْمَنُ شَرُّهُ .2 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ بُنْدَارَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيَّ الْهَمَذَانِيَّ عَنْ أَبِي سَعِيدٍ الشَّامِي قَالَ : أَخْبَرَنِي صَالِحُ بْنُ عُقْبَةَ قَالَ سَمِعْتُ الْعَبْدَ الصَّالِحَ علیه السَّلام يَقُولُ :تُسْتَحَبُّ عَرَامَةُ الصَّبِيِّ فِي صِغَرِهِ لِيَكُونَ حَلِيماً فِي كِبَرِهِ.ثُمَّ قَالَ : مَا يَنْبَغِي أَنْ يَكُونَ إِلَّا هَكَذَا.3 - وَ رُوِيَ : أَنَّ أَكْيَسَ الصِّبْيَانِ أَشَدُّهُمْ بُغْضَاً لِلْكِتَابِ .و فرمود: و هر گاه بیضه پسر بچه ای سفت، آلت جنسی او بزرگ و نگاهش تند باشد، از کسانی خواهد بود که امیدی به نیکی او نیست و از شرّ او در امان نخواهند بود.2 - صالح بن عقبه گوید: از امام کاظم علیه السَّلام شنیدم که فرمود:کودکی که در دوران کودکی به بازی علاقمند است مطلوب است ؛ چرا که در دوران بزرگسالی بردبار خواهد شد.سپس فرمود: سزاوار نیست کودک جز این گونه باشد.3 - در روایتی آمده است:به راستی زیرک ترینِ کودکان، دشمن ترین آنان با مکتب خانه است.

### بخش های سی و هشتم#### پند روایت نکته دار(38 بَابُ النَّوَادِر)1 - أَبُو عَلِيْ الْأَشْعَرِيٌّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حَسَّانَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ مُحَمَّدٍ النَّوْفَلِيَّ مِنْ وُلْدِ نَوْفَلِ بْنِ عَبْدِ الْمُطَّلِبِ قَالَ : أَخْبَرَنِي مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ عِيسَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ الْعُمَرِيُّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ قَالَ : قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام فِي الْمَرَضِ يُصِيبُ الصَّبِيَّ.فَقَالَ: كَفَّارَةٌ لِوَالِدَيْهِ .2 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ وَهْبٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ : قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام: يَعِيشُ الوَلَدُ لِسِتَّةِ أَشْهُرٍ وَ لِسَبْعَةِ أَشْهُرٍ وَ لِتِسْعَةِ أَشْهُرٍ، وَ لَا يَعِيشُ لثمَانِيَةِ أَشْهُرٍ .بخش سی و هشتم: چند روایت نکته دار1 - عبدالله عمری از پدرش و او از جدّش این گونه روایت می کند: امیر مؤمنان علی علیه السَّلام درباره بیماری که کودک به آن مبتلا می شود فرمود:بیماری کودک کفّاره ای برای پدر و مادر اوست.2 - وهب گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: امیر مؤمنان على علیه السَّلام فرمود:نوزادی که در شش، هفت و نُه ماهگی به دنیا آمده است زنده می ماند، ولی نوزاد هشت ماهه زنده نمی ماند.

3 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ صَالِحٍ بْنِ أَبِي حَمَّادٍ عَنْ يُونُسَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَانِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ سَيَابَةَ عَمَّنْ حَدَّثَهُ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ :سَأَلْتُهُ عَنْ غَايَةِ الْحَمْلِ بِالْوَلَدِ فِي بَطْنِ أُمِّهِ كَمْ هُوَ ، فَإِنَّ النَّاسَ يَقُولُونَ : رُبَّمَا بَقِيَ في بَطْنِهَا سِنِينَ .فَقَالَ : كَذَبُوا أَقْصَى حَدٌ الْحَمْلِ تِسْعَةُ أَشْهُرٍ لَا يَزِيدُ لَحْظَةٌ ، وَ لَوْ زَادَ سَاعَةً لَقَتَلَ أُمَّهُ قَبْلَ أَنْ يَخْرُجَ .4 - أَبُو عَلِيَّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنِ الْحَجَّالِ عَنْ ثَعْلَبَةَ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَحَدِهِمَا علیه السَّلام قَالَ :الْقَابِلَةُ مَأْمُونَةٌ.5 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ يَزِيدَ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ :كُنتُ جَالِسًا عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام إِذْ دَخَلَ يُونُسُ بْنُ يَعْقُوبَ، فَرَأَيْتُهُ يَيْنُ .فَقَالَ لَهُ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام: مَا لِي أَرَاكَ تَئِنُّ ؟3 - راوی گوید: از امام باقر علیه السَّلام پرسیدم:حداکثر زمان دوران بارداری چه اندازه است؟ چرا که اهل سنت می گویند: گاهی جنین تا چند سال در شکم مادر می ماند.فرمود: دروغ گفته اند؛ نهایت مدّت آبستنی نُه ماه است. یک لحظه نیز بیشتر نمی شود و اگر یک ساعت بیشتر از نُه ماه شود، پیش از آن که جنین خارج شود مادرش را می کشد.4- زراره گوید: امام (باقر علیه السَّلام و یا امام صادق علیه السَّلام فرمود:)قابله، امین است.5 - محمّد بن مسلم گوید:در خدمت امام صادق علیه السَّلام نشسته بودم که یونس بن یعقوب وارد شد. یونس از امری ناراحت بود و می نالید.امام علیه السَّلام به او فرمود: برای چه ناراحت و نالان هستی؟

قَالَ : طِفْلُ لِي تَأَذَّيْتُ بِهِ اللَّيْلَ أَجْمَعَ .فَقَالَ لَهُ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: يَا يُونُسُ ! حَدَّثَنِي أَبِي مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيَّ عَنْ آبَائِهِ علیه السَّلام عَنْ جَدِّي رَسُولِ اللهِ صلَّى الله عليه وآله: أَنَّ جَبْرَئِيلَ نَزَلَ عَلَيْهِ وَ رَسُولُ اللَّهِ صلَّى الله عليه وآله وَ عَلِيٌّ علیه السَّلام يَئِنَّانِ .فَقَالَ جَبْرَئِيلُ علیه السَّلام: يَا حَبِيبَ اللَّهِ ! مَا لِي أَرَاكَ تَئِنُّ ؟فَقَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّى الله عليه وآله: طِفْلَانِ لَنَا تَأَذَّيْنَا بِبُكَائِهِمَا.فَقَالَ جَبْرَئِيلُ : مَهُ يَا مُحَمَّدُ ! فَإِنَّهُ سَيُبْعَثُ لِهَؤُلَاءِ الْقَوْمِ شِيعَةٌ إِذَا بَكَى أَحَدُهُمْ فَبُكَاؤُهُ «لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ» إِلَى أَنْ يَأْتِيَ عَلَيْهِ سَبْعُ سِنِينَ ، فَإِذَا جَازَ السَّبْعَ فَبْكَاؤُهُ اسْتِغْفَارٌ لِوَالِدَيْهِ إِلَى أَنْ يَأْتِيَ عَلَى الْحَدِّ فَإِذَا جَازَ الْحَدَّ، فَمَا أَتَى مِنْ حَسَنَةٍ فَلِوَالِدَيْهِ وَ مَا أَتَى مِنْ سَيِّئَةٍ فَلَا عَلَيْهِمَا.6 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ الْجَعْفَرِيٌّ عَنْ حَمْدَانَ بْنِ إِسْحَاقَ قَالَ :كَانَ لِيَ ابْنُ وَ كَانَ تُصِيبُهُ الْحَصَاةُ .فَقِيلَ لِي : لَيْسَ لَهُ عِلَاجٌ إِلَّا أَن تَبطَّهُ.عرض کرد: کودکی دارم که تمام دیشب را به خاطر او اذیت شدم.فرمود ای یونس! پدرم محمّد بن علی علیه السَّلام از پدران خویش علیهم السَّلام، از جدّم پیامبر صلَّى الله عليه وآله خدا خبر داد که جبرئیل علیه السَّلام بر پیامبر خدا صلَّى الله عليه وآله نازل شد در حالی که ایشان و حضرت على علیه السَّلام ناراحت بودند و می نالیدند.جبرئیل علیه السَّلام عرض کرد: ای حبیب خدا! چرا ناراحت و نالان هستی؟پیامبر خدا صلَّى الله عليه وآله: فرمود به جهت گریۀ دو کودکی که داریم.جبرييل علیه السَّلام عرض کرد: نگران مباش ای محمّد! زیرا به زودی برای شما شیعیانی خواهند آمد که گریه فرزندان آن ها تا هفت سالگی «لا إله إلا الله»، پس از هفت سالگی گریه اش استغفار برای پدر و مادرش است. تا این که به سن بلوغ برسد. زمانی که به سنّ بلوغ رسید، هر عمل نیکی که انجام دهد برای پدر و مادرش نیز منظور خواهد شد و هر عمل زشتی انجام دهد ربطی به پدر و مادرش نخواهد داشت.6 - حمدان بن اسحاق گوید:پسرم به بیماری سنگ مثانه مبتلا شد، اطبّا به من گفتند: درمان او فقط پاره کردن مثانه است.

فَبَطَطْتُهُ فَمَاتَ .فَقَالَتِ الشَّيعَةُ : شَرِكْتَ فِي دَمِ ابْنِكَ .قَالَ : فَكَتَبْتُ إِلَى أَبِي الْحَسَنِ الْعَسْكَرِيَّ علیه السَّلام.فَوَقَعَ علیه السَّلام: يَا أَحْمَدُ ! لَيْسَ عَلَيْكَ فِيمَا فَعَلْتَ شَيْءٌ ، إِنَّمَا الْتَمَسْتَ الدَّوَاءَ ، وَكَانَ أَجَلُهُ فِيما فَعَلْتَ.7 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جُنْدَبِ عَنْ سُفْيَانَ بْنِ السِّمْطِ قَالَ : قَالَ لِي أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام.إِذَا بَلَغَ الصَّبِيُّ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ فَاحْجُمْهُ فِي كُلِّ شَهْرٍ فِي النُّقْرَةِ، فَإِنَّهَا تُجَفِّفُ لُعَابَهُ وَ تُهْبِطُ الْحَرَارَةَ مِنْ رَأْسِهِ وَ جَسَدِهِ .8 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ أَشْيَمَ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ قَالَ : أَصَابَ رَجُلٌ غُلَامَيْنِ فِي بَطْنِ .فَهَنَّأَهُ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام، ثُمَّ قَالَ : أَيُّهُمَا الْأَكْبَرُ؟من به چنین عملی تن دادم و مثانۀ فرزندم را پاره کردند، امّا پسرم از دنیا رفت.شیعیان گفتند: تو در خون پسرت شریکی (1من در نامهای این جریان را به امام عسکری علیه السَّلام نوشتم.)امام علیه السَّلام نوشت: ای احمد! به خاطر کاری که انجام دادی، چیزی بر گردن تو نیست. همانا تو خواستار درمان او بودی؛ ولی مرگ پسرت در کاری که تو انجام دادی، قرار داشت.7 - سفیان بن سمط گوید: امام صادق علیه السَّلام به من فرمود:هنگامی که فرزند چهار ماهه شد، هر ماه او را در ناحیۀ نقره (1 حجامت کن؛ زیرا حجامت آب دهان کودک را خشک می کند و گرما را از سر و بدنش می برد.)8 - راوی گوید: مردی صاحب دو پسر دو قلو شد. امام صادق علیه السَّلام به او تبریک گفت و فرمود: کدامشان بزرگ تر است؟


1) نقره: گودی که در قسمت بالای پشت گردن قرار دارد

فَقَالَ : الَّذِي خَرَجَ أَوَّلًا.فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: الَّذِي خَرَجَ آخِراً هُوَ أَكْبَرُ ، أَ مَا تَعْلَمُ أَنَّهَا حَمَلَتْ بِذَاكَ أَوَّلاً ، وَ إِنَّ هَذَا دَخَلَ عَلَى ذَاكَ فَلَمْ يُمْكِنْهُ أَنْ يَخْرُجَ حَتَّى خَرَجَ هَذَا، فَالَّذِي يَخْرُجُ آخِراً هُوَ أَكْبَرُهُمَا.تَمَّ كِتَابُ الْعَقِيقَةِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ وَ يَلِيهِ كِتَابُ الطَّلَاقِ .گفت: آن که زودتر از رحم بیرون آمده است.امام صادق علیه السَّلام فرمود: آن که دیرتر بیرون آمده، بزرگ تر است. آیا نمی دانی همسرت اوّل به پسری که دیرتر به دنیا آمده باردار شده است و این که پسر دوم بر پسر اوّل وارد شده است؟! پس پسر اوّل نمی توانست خارج شود تا این که پسر دوّم خارج شد. پس آن که سر آخر بیرون آمده، او بزرگتر است.پایان کتاب عقیقه تمام و سپاس از آنِ پروردگار جهانیان است و در پی آن، کتاب طلاق و جدایی خواهد آمد.

## کتاب طلاق و جدایی (139 _ 442)### اشارهكِتَابُ الطَّلَاقِکتاب طلاق و جدایی

### بخش یکم#### کراهت طلاق دادن همسر سازگار(1 بَابُ كَرَاهِيَةِ طَلَاقِ الزَّوْجَةِ الْمُوَافِقَةِ)1 - أَخْبَرَنَا عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ أَبِي جَمِيلَةَ عَنْ سَعْدِ بْنِ طَرِيفٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ: مَرَّ رَسُولُ اللَّهِ صلَّى الله عليه وآله بِرَجُلٍ ، فَقَالَ : مَا فَعَلْتَ امْرَأَتَكَ ؟قَالَ : طَلَّقْتُهَا يَا رَسُولَ اللهِ ؟قَالَ : مِنْ غَيْرِ سُوءٍ ؟قَالَ : مِنْ غَيْرِ سُوءٍ !ثُمَّ قَالَ : إِنَّ الرَّجُلَ تَزَوَّجَ، فَمَرَّ بِهِ النَّبِيُّ صلَّى الله عليه وآله فَقَالَ : تَزَوَّجْتَ ؟قَالَ : نَعَمْ .بخش یکم: کراهت طلاق دادن همسر سازگار1 - سعد بن طریف گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:روزی پیامبر خدا صلَّى الله عليه وآله از کنار شخصی عبور می کرد به او فرمود: همسرت چه شد؟گفت: ای پیامبر خدا! طلاقش دادم.فرمود: بدون این که از او بدی دیده باشی؟گفت: بدون این که از او بدی دیده باشم!راوی گوید: آن مرد مجدداً ازدواج نمود. پیامبر خدا صلَّى الله عليه وآله دوباره از کنار او عبور می کرد به او فرمود: ازدواج نمودی؟گفت: آری .

ثُمَّ قَالَ لَهُ بَعْدَ ذَلِكَ : مَا فَعَلْتَ امْرَأَتَكَ ؟قَالَ : طَلَّقْتُهَا ؟قَالَ : مِنْ غَيْرِ سُوءٍ ؟قَالَ : مِنْ غَيْرِ سُوءٍ !ثُمَّ إِنَّ الرَّجُلَ تَزَوَّجَ فَمَرَّ بِهِ النَّبِيُّ صلَّى الله عليه وآله فَقَالَ : تَزَوَّجْتَ ؟فَقَالَ : نَعَمْ .ثُمَّ قَالَ لَهُ بَعْدَ ذَلِكَ : مَا فَعَلْتَ امْرَأَتَكَ ؟قَالَ : طَلَّقْتُها .قَالَ : مِنْ غَيْرِ سُوءٍ ؟قَالَ : مِنْ غَيْرِ سُوءٍ !بعد از مدّتی پیامبر صلَّى الله عليه وآله او را دید به او فرمود: همسرت چه شد؟گفت: طلاقش دادم.فرمود: بدون این که از او بدی دیده باشی؟گفت: بدون این که از او بدی دیده باشم!آن مرد مجدّداً ازدواج کرد. پیامبر خدا صلَّى الله عليه وآله دوباره از کنار او عبور می کرد به او فرمود: ازدواج نمودی؟گفت: آری.بعد از مدّتی پیامبر صلَّى الله عليه وآله او را دید به او فرمود: همسرت چه شد؟گفت: طلاقش دادم.فرمود: بدون این که از او بدی دیده باشی؟گفت: بدون این که از او بدی دیده باشم!

فَقَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّى الله عليه وآله: إِنَّ اللهَ عزَّوَجَل يُبْغِضُ، أَوْ يَلْعَنُ كُلَّ ذَوَّاقٍ مِنَ الرِّجَالِ وَكُلَّ ذَوَّاقَةٍ مِنَ النِّسَاءِ.2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قالَ:مَا مِنْ شَيْءٍ مِمَّا أَحَلَّهُ اللهُ أَبْغَضَ إِلَيْهِ مِنَ الطَّلَاقِ ، وَإِنَّ اللَّهَ يُبْغِضُ الْمِطْلَاقَ الذَّواق.3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِي خَدِيجَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ :إِنَّ اللهَ عزَّوَجَل يُحِبُّ الْبَيْتَ الَّذِي فِيهِ الْعُرْسُ، وَيُبْغِضُ الْبَيْتَ الَّذِي فِيهِ الطَّلَاقُ ، وَ مَا مِنْ شَيْءٍ أَبْغَضَ إِلَى اللَّهِ عزَّوَجَل مِنَ الطَّلَاقِ .در این هنگام پيامبر خدا صلَّى الله عليه وآله فرمود به راستی که خداوند هر مرد «ذوّاق» (1و هر زن ذوّاقه را دشمن می دارد یا لعنت می کند.)2 - راویان متعدّدی گویند: امام صادق علیه السَّلام فرمود:هیچ چیز از چیزهایی که خداوند حلال نموده است ، نزد خدا مبغوض تر از طلاق نیست و به راستی که خداوند شخص بسیار طلاق دهندۀ ذوّاق را دشمن می دارد.3 - ابو خدیجه گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:خداوند عزَّوَجَل خانه ای را که در آن عروسی است دوست می دارد و خانه ای را که در آن طلاق است دشمن می دارد و هیچ چیز نزد خداوند مبغوض تر از طلاق نیست.


1) ذوّاق و ذوّاقه: کسی است که به سرعت ازدواج می کند و به رعت هم طلاق می دهد

4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ طَلْحَةَ بْنِ زَيْدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ : سَمِعْتُ أَبِي علیه السَّلام يَقُولُ :إِنَّ اللهَ عَزَّوَجَل يُبْغِضُ كُلَّ مِطْلَاقٍ ذَوَّاقٍ .5 - وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ : بَلَغَ النَّبِيَّ صلى الله عليه وسلم أَنَّ أَبَا أَيُّوبَ يُرِيدُ أَنْ يُطَلَّقَ امْرَأَتَهُ.فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلَّى الله عليه وآله: إِنَّ طَلَاقَ أُمْ أَيُّوبَ لَحُوبٌ .### بخش دوم#### طلاق دادن همسر ناسازگار(2 بَابُ تَطْلِيقِ الْمَرْأَةِ غَيْرِ الْمُوَافِقَةِ)1 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام أَنَّهُ كَانَتْ عِنْدَهُ امْرَأَةٌ تُعْجِبُهُ وَكَانَ لَهَا مُحِبًا فَأَصْبَحَ يَوْماً وَ قَدْ طُلَّقَهَا وَاغْتَمَّ لِذَلِكَ .4 - طلحة بن زيد گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: از پدرم علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:خداوند هر فرد بسیار طلاق دهنده و ذوّاق را دشمن میدارد.5 - طلحة بن زید گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:به پیامبر خدا خبر رسید که ابوایّوب میخواهد همسرش را طلاق دهند.پیامبر خدا صلَّى الله عليه وآله فرمود طلاق دادن اُمّ ایوب گناه است.بخش دوم: طلاق دادن همسر ناسازگار1 - راوی گوید: امام باقر علیه السَّلام همسری داشت که به او علاقمند بود و او را دوست می داشت روزی آن حضرت او را طلاق داد و از این جهت اندوهگین شد.

فَقَالَ لَهُ بَعْضُ مَوَالِيهِ : جُعِلْتُ فِدَاكَ ! لِمَ طَلَّقْتَهَا ؟فَقَالَ : إِنِّي ذَكَرْتُ عَلِيّاً علیه السَّلام فَتَنَقَّصَتْهُ ، فَكَرِهْتُ أَنْ أُلْصِقَ جَمْرَةً مِنْ جَمْرٍ جَهَنَّمَ بجلْدِي.2 - مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَيْنِ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ إِسْحَاقَ الْأَحْمَرِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ حَمَّادٍ عَنْ خَطَّابِ بْن سَلَمَةَ قَالَ : كَانَتْ عِنْدِي امْرَأَةٌ تَصِفُ هَذَا الْأَمْرَ وَ كَانَ أَبُوهَا كَذَلِكَ وَكَانَتْ سَيِّئَةَ الْخُلُقِ، فَكُنْتُ أَكْرَهُ طَلَاقَهَا لِمَعْرِفَتِي بِإِيمَانِهَا وَإِيمَانِ أَبِيهَا.فَلَقِيتُ أَبَا الْحَسَنِ مُوسَى علیه السَّلام وَ أَنَا أُرِيدُ أَنْ أَسْأَلَهُ عَنْ طَلَاقِهَا فَقُلْتُ : جُعِلْتُ فِدَاكَ ! إِنَّ لِي إِلَيْكَ حَاجَةً فَتَأْذَنْ لِي أَنْ أَسْأَلَكَ عَنْهَا؟فَقَالَ: اثْتِنِي غَداً صَلَاةَ الظُّهْرِ .قَال: فَلَمَّا صَلَّيْتُ الظُّهْرَ أَتَيْتُهُ فَوَجَدْتُهُ قَدْ صَلَّى وَ جَلَسَ ، فَدَخَلْتُ عَلَيْهِ وَجَلَسْتُ بَيْنَ يَدَيْهِ .یکی از دوستان امام علیه السَّلام به حضرتش عرض کرد: قربانت گردم! چرا او را طلاق دادید؟فرمود: من یادی از علی علیه السَّلام را نمودم ؛ ولی او آن حضرت تنقیص کرد، از این رو دوست نداشتم که سنگی از سنگ های دوزخ به پوستم بچسبد.2 - خطّاب بن سلمه گوید: همسری شیعه ای داشتم (که پدر نیز شیعه بود، ولی همسرم بد اخلاق بود. امّا من به جهت ایمان او و پدرش کراهت داشتم که او را طلاق دهم.روزی امام کاظم علیه السَّلام را ملاقات نمودم و می خواستم دربارۀ طلاق دادن همسرم از حضرتش سؤال کنم. از این رو، عرض کردم: فدایت گردم! من از شما حاجتی دارم. اجازه می دهید دربارۀ آن از شما سؤال کنم؟فرمود: فردا هنگام نماز ظهر نزدم بیا.روز بعد نماز ظهر را خواندم و به خدمت حضرتش شرف یاب شدم، دیدم آن حضرت نمازش را خوانده و نشسته است، وارد شدم و پیش روی مبارکش نشستم.

فَابْتَدَأَنِي فَقَالَ : يَا خَطَّابُ! كَانَ أَبِي زَوَّجَنِي ابْنَةَ عَمْ لِي، وَكَانَتْ سَيِّئَةَ الْخُلُقِ وَكَانَ أَبِي رُبَّمَا أَغْلَقَ عَلَى وَ عَلَيْهَا الْبَابَ رَجَاءَ أَنْ أَلْقَاهَا فَأَتَسَلَّقُ الْحَائِطَ وَ أَهْرُبُ مِنْهَا.فَلَمَّا مَاتَ أَبِي طَلَّقْتُهَا. فَقُلْتُ : اللهُ أَكْبَرُ! أَجَابَنِي ، وَ اللَّهِ! عَنْ حَاجَتِي مِنْ غَيْرِ مَسْأَلَة.3 - أَحْمَدُ بْنُ مِهْرَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ عُمَرَ بْنِ عَبْدِ الْعَزِيزِ عَنْ خَطَّابِ بْنِ سَلَمَةَ قَالَ : دَخَلْتُ عَلَيْهِ _ يَعْنِي أَبَا الْحَسَنٌ مُوسَى علیه السَّلام_ وَ أَنَا أُرِيدُ أَنْ أَشْكُوَ إِلَيْهِ مَا أَلْقَى مِنِ امْرَأَتِي مِنْ سُوءٍ خُلُقِهَا.فَابْتَدَأَنِي فَقَالَ : إِنَّ أَبِي كَانَ زَوَّ جَنِي مَرَّةً امْرَأَةٌ سَيِّئَةَ الْخُلُقِ .فَشَكَوْتُ ذَلِكَ إِلَيْهِ فَقَالَ لِي: مَا يَمْنَعُكَ مِنْ فِرَاقِهَا قَدْ جَعَلَ اللَّهُ ذَلِكَ إِلَيْكَ.فَقُلْتُ فِيمَا بَيْنِي وَبَيْنَ نَفْسِي: قَدْ فَرَّجْتَ عَنِّي .امام علیه السَّلام پیش از من فرمود: ای خطّاب! پدرم مرا به عقد دختر عمویم در آورد.دختر عمویم بداخلاق بود و پدرم گاهی درب را بر روی من و او می بست به این اُمید که من با همسرم نزدیکی کنم. امّا من از دیوار بالا می رفتم و از آن جا فرار می کردم.من هنگامی که پدرم وفات یافت، دختر عمویم را طلاق دادم (1)خطّاب گوید: گفتم: الله اَکبر، به خدا سوگند! بدون این که سؤالی کنم، جواب مرا دربارۀ حاجتم دادید.3- خطّاب بن سلمه گوید: روزی خدمت امام کاظم علیه السَّلام شرف یاب شدم می خواستم از بد اخلاقی همسرم به آن حضرت شکایت کنم.آن حضرت علیه السَّلام پیش از این که پرسش کنم فرمود: روزی پدرم زن بد اخلاقی را به عقد من درآورد من از بد اخلاقی او به پدرم شکایت نمودم.فرمود: چه چیزی تو را از طلاق دادن همسرت باز می داشت؟ به راستی که خداوند اختیار او را به دست تو سپرده است.خطاب گوید: پیش خودم گفتم: به راستی که مشکل مرا حل فرمودی.


1) ابهام این روایت را روایت بعدی روشن می کند

4 - حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ زِيَادِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ : إِنَّ عَلِيّاً علیه السَّلام قَالَ وَهُوَ عَلَى الْمِنْبَرِ: لَا تُزَوِّجُوا الْحَسَنَ، فَإِنَّهُ رَجُلٌ مِطْلَاقٌ .فَقَامَ رَجُلٌ مِنْ هَمْدَانَ فَقَالَ : بَلَى وَ اللهِ ! لَنُزَوِّ جَنَّهُ وَهُوَ ابْنُ رَسُولِ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله وَ ابْنُ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام فَإِنْ شَاءَ أَمْسَكَ وَإِنْ شَاءَ طَلَّقَ .5 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ بْنِ بَزِيعٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ بَشِيرٍ عَنْ يَحْيَى بْنِ أَبِي الْعَلَاءِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:إِنَّ الْحَسَنَ بْنَ عَلِي علیه السَّلام طَلَّقَ خَمْسِينَ امْرَأَةً.فَقَامَ عَلِيٌّ علیه السَّلام بِالْكُوفَةِ فَقَالَ : يَا مَعَاشِرَ أَهْلِ الْكُوفَةِ ! لَا تُنْكِحُوا الْحَسَنَ ، فَإِنَّهُ رَجُلٌ مِطْلَاقُ .4 - عبد الله بن سنان گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:حضرت علی علیه السَّلام بر فراز منبر فرمود : به حسن علیه السَّلام زن ندهید؟ چرا که او بسیار طلاق دهنده است.یکی از مردم هَمْدان بر خاست و گفت: آری، به خدا سوگند! به طور حتم ما به او زن می دهیم؟ چرا که او فرزند پیامبر خدا علیه السَّلام و فرزند امیر مؤمنان است؛ اگر خواست نگه دارد و اگر خواست طلاق دهد (1)5 - یحیی بن ابی علا گوید امام صادق علیه السَّلام فرمود:امام حسن علیه السَّلام پنجاه زن را طلاق داد. روزی حضرت علی علیه السَّلام در کوفه فرمود: ای مردم کوفه! به حسن علیه السَّلام زن ندهید؛ چرا که او بسیار طلاق می دهد.


1) این روایت و نظیر آن با روایات بخش یکم منافات دارند و از نظر سندی و متنی نیاز به بررسی دارند

فَقَامَ إِلَيْهِ رَجُلٌ فَقَالَ : بَلَى وَ اللهِ ! لَتُنْكِحَنَّهُ ، فَإِنَّهُ ابْنُ رَسُولِ اللَّهِ صلَّى اللهُ عليه وآله وَ ابْنُ فَاطِمَةَ علیها السَّلام، فَإِنْ أَعْجَبَتْهُ أَمْسَكَ ، وَإِنْ كَرِهَ طَلَّقَ .6 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنِ الْوَلِيدِ بْنِ صَبِيح عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ : سَمِعْتُهُ يَقُولُ :ثَلَاثَةٌ تُرَدُّ عَلَيْهِمْ دَعْوَتُهُمْ، أَحَدُهُمْ رَجُلٌ يَدْعُو عَلَى امْرَأَتِهِ وَ هُوَ لَهَا ظَالِمٌ فَيُقَالُ لَهُ: أَلَمْ نَجْعَلْ أَمْرَهَا بِيَدِكَ ؟### بخش سّوم#### مردم جز با شمشیر مقرّرات طلاق را رعایت نخواهند کرد...(3 بَابُ أَنَّ النَّاسَ لَا يَسْتَقِيمُونَ عَلَى الطَّلَاقِ إِلَّا بِالسَّيْفِ)1 - حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ حُذَيْفَةَ عَنْ مَعْمَرِ بْنِ عَطَاءِ بْنِ وَشِيكَةَ قَالَ : سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السَّلام يَقُولُ :مردی برخاست و گفت: آری به خدا سوگند! اما حتماً به او زن خواهیم داد ؛ چرا که او فرزند پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله و فرزند فاطمه علیها السَّلام است؛ اگر دوست داشت نگه دارد و اگر دوست ندارد طلاق دهد.6 - وليد بن صبیح گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:سه گروهند که خداوند به آنان پاسخ نمی دهد؛ یکی از آنها مردی است که بر زنش دعا کندو به او ستم می نماید به او گفته می شود: آیا طلاق او را در اختیار تو قرار نداده ایم؟بخش سُوم: مردم جز با شمشیر مقررات طلاق را رعایت نخواهند کرد1 - معمر بن عطا بن و شیکه گوید: از امام باقر علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:

لَا يَصْلُحُ النَّاسُ فِي الطَّلَاقِ إِلَّا بِالسَّيْفِ وَ لَوْ وَلِيتُهُمْ لَرَدَدْتُهُمْ فِيهِ إِلَى كِتَابِ الله عَزَّوَجَل.قَالَ : وَ حَدَّثَنِي بِهَذَا الْحَدِيثِ الْمِيثَمِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ بَعْضِ رِجَالِهِ أَوْهَمَهُ المِيثَمِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام.2 - وَ عَنْهُ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَبَلَةَ عَنْ أَبِي الْمَغْرَاءِ عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَر علیه السَّلام قَالَ :لَوْ وَلِيتُ النَّاسَ لَأَعْلَمْتُهُمْ كَيْفَ يَنْبَغِي لَهُمْ أَنْ يُطَلِّقُوا ثُمَّ لَمْ أُوتَ بِرَجُلٍ قَدْ خَالَفَ إِلَّا وَ أَوْ جَعْتُ ظَهْرَهُ ، وَ مَنْ طَلَّقَ عَلَى غَيْرِ السُّنَّةِ رُدَّ إِلَى كِتَابِ اللَّهِ علیه السَّلام وَ إِنْ رَغِمَ أَنْفُهُ.مردم مقررات طلاق را جز با شمشیر رعایت نخواهند کرد، اگر من زمام امور مردم را در دست بگیرم آنان را به طلاق طبق کتاب خدا باز می گردانم.روای گوید: نظیر این روایت از امام صادق علیه السَّلام نیز نقل شده است.2 - ابو بصیر گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود: اگر من زمام مسلمانان را در دست بگیرم، نخست مقررات طلاق را اعلام می دارم آن گاه هر متخلفی را که جلب کنند، با شلاق بر پشت او می کوبم تا ادب شود. هر کس مراسم طلاق را بر خلاف سنت جاری کند، باید طلاق خود را لغو کند و مراسم طلاق را بر اساس کتاب خداوند عَزَّوَجَل اجرا نماید، گر چه بینی او به خاک مالیده شود.

3 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ عُمَرَ بْنِ مَعْمَرِ بْنِ عَطَاءِ بْنِ وَشِيكَةَ قَالَ : سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السَّلام يَقُولُ :لَا يَصْلُحُ النَّاسُ فِي الطَّلَاقِ إِلَّا بِالسَّيْفِ، وَلَوْ وَلِيتُهُمْ لَرَدَدْتُهُمْ إِلَى كِتَابِ اللهِ عَزَّوَجَل.4 - قَالَ أَحْمَدُ وَ ذَكَرَ بَعْضُ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام وَ مُحَمَّدُ بْنُ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنِ الْعَبْدِ الصَّالِحِ علیه السَّلام أَنَّهُ قَالَ :لَوْ وَلِيتُ أَمْرَ النَّاسِ لَعَلَّمْتُهُمُ الطَّلَاقَ ، ثُمَّ لَمْ أُوتَ بِأَحَدٍ خَالَفَ إِلَّا أَوْ جَعْتُهُ ضَرْباً .5 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبَانٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السَّلام يَقُولُ :3 - عمر بن معمر بن عطا بن و شیکه نظیر روایت نخست همین بخش را از امام باقر علیه السَّلام نقل می کند.4 - ابو بصیر گوید: امام کاظم علیه السَّلام فرمود: اگر زمام امور مردم را در دست بگیرم به طور حتم طلاق را به آنان می آموختم آن گاه هر متخلفی را که جلب کنند با شلاق تأديب می کردم.5 - ابو بصیر گوید: از امام باقر علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:

وَ اللَّهِ ! لَوْ مَلَكْتُ مِنْ أَمْرِ النَّاسِ شَيْئاً لَأَقَمْتُهُمْ بِالسَّيْفِ وَ السَّوْطِ حَتَّى يُطَلِّقُوا لِلْعِدَّةِ كَمَا أَمَرَ اللَّهُ عَزَّوَجَل.### بخش چهارم#### طلاقی که به غیر روش کتاب و سنّت اجرا شود(4 بَابُ مَنْ طَلَّقَ لِغَيْرِ الْكِتَابِ وَالسُّنَّةِ)1 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ أَبَانِ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ رِيَاحٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ : قُلْتُ لَهُ: بَلَغَنِي أَنَّكَ تَقُولُ : مَنْ طَلَّقَ لِغَيْرِ السُّنَّةِ أَنَّكَ لَا تَرَى طَلَاقَهُ شَيْئاً .به خدا سوگند اگر بخشی از زمام امور مردم را به دست می گرفتم، آنان را با شمشیر و تازیانه وادار می کردم که با عدّه زنان را طلاق دهند، آن سان که خداوند متعال فرمان داده است.بخش چهارم: طلاقی که به غیر روش کتاب و سنّت اجرا شود1 - عمرو بن ریاح گوید: به امام باقر علیه السَّلام عرض کردم: به من این گونه رسیده که شما می فرمایید: کسی که به روش سّنت طلاق ندهد، طلاق او ارزشی ندارد.

فَقَالَ أَبُو جَعْفَرِ علیه السَّلام: مَا أَقُولُهُ ، بَلِ اللهُ عَزَّوَجَل يَقُولُهُ. أَمَا وَ اللَّهِ! لَوْ كُنَّا نُفْتِيكُمْ بِالْجَوْرِ لَكُنَّا شَرّاً مِنْكُمْ، لأَنَّ اللهَ عَزَّوَجَل يَقُولُ : (لَوْ لا يَنْهَاهُمُ الرَّبَّانِيُّونَ وَ الْأَحْبَارُ عَنْ قَوْلِهِمُ الْإِثْمَ وَ أَكْلِهِمُ السُّحْتَ... إِلَى آخِرِ الآيَةِ.)2 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ عَبْدِ الْكَرِيم عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سُلَيْمَانَ الصَّيْرَفِيِّ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:كُلِّ شَيْءٍ خَالَفَ كِتَابَ اللهِ عَزَّوَجَل رُدَّ إِلَى كِتَابِ اللهِ رعَزَّوَجَل وَالسُّنَّةِ .3 - مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُسْكَانَ عَنْ مُحَمَّدٍ الْحَلَبِيُّ قَالَ : قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام : الرَّجُلُ يُطَلِّقُ امْرَأَتَهُ وَ هِيَ حَائِضٌ .قَالَ : الطَّلَاقُ عَلَى غَيْرِ السُّنَّةِ بَاطِلٌ.قُلْتُ : فَالرَّجُلُ يُطَلِّقُ ثَلاثاً فِي مَقْعَدِ .فرمود: من نمی گویم؛ بلکه خداوند متعال چنین می فرماید: هان به خدا سوگند! اگر ما به جور و ستم فتوا دهیم، البته از شما بدتر خواهیم بود؛ چرا که خداوند متعال می فرماید:«چرا دانشمندان نصار او علمای یهود آنان را از سخنان گناه آمیز و خوردن نان حرام نهی نمی کنند ؟ ...»2 - عبدالله صیرفی گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:هر حکمی که مخالف کتاب خدای سبحان باشد به کتاب خدای سبحان و سنّت (پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله برگشت داده می شود.)3- محمد حلبی گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم: مردی زن خود را در حال حیض طلاق می دهد ( چه حکمی دارد؟)فرمود: طلاق به غیر روش سنّت اجرا شده و باطل است.عرض کردم: مردی زن خود را در یک مجلس سه طلاقه می نماید.

قَالَ : يُرَدُّ إِلَى السُّنَّةِ .4 - حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَبَلَةَ عَنْ أَبِي الْمَغْرَاءِ عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ :مَنْ طَلَّقَ لِغَيْرِ السُّنَّةِ رُدَّ إِلَى كِتَابِ اللهِ لا وَإِنْ رَغِمَ أَنْفُهُ.5 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ االله علیه السَّلام قَالَ :سَأَلْتُهُ عَنِ الطَّلَاقِ إِذَا لَمْ يُطَلِّقُ لِلْعِدَّةِ.فَقَالَ : يُرَدُّ إِلَى كِتَابِ اللَّهِ عزَّوَجَل.6 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ عَبْدِ الْكَرِيم عَنِ الْحَلَبِيُّ قَالَ : سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنْ رَجُلٍ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ وَ هِيَ حَائِضٌ .فَقَالَ : الطَّلَاقُ لِغَيْرِ السُّنَّةِ بَاطِلٌ.فرمود: این طلاق به سنّت برگشت داده می شود.4 - ابو بصیر گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود: هر که زن خود را بر خلاف مقرّرات سنّت طلاق دهد طلاق او به سنّت بازگردانده می شود، گرچه بینی او به خاک مالیده شود.5 - عبد الله بن سنان گوید: از امام صادق پرسیدم: کسی که زن خود را بدون عدّه طلاق داده (چه حکمی دارد؟)فرمود: این طلاق به کتاب خدای سبحان برگشت داده می شود.6 - حلبی گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: مردی زن خود را در حال حیض طلاق می دهد (چه حکمی دارد؟)فرمود: طلاق به روش سنّت اجرا نشده است، باطل است.

عَلِيَّ بْنَ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ : قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السَّلام:مَنْ طَلَّقَ ثَلَاثَاً فِي مَجْلِسٍ عَلَى غَيْرِ طُهْرٍ لَمْ يَكُنْ شَيْئًا ، إِنَّمَا الطَّلَاقُ الَّذِي أَمَرَ اللهُ عَزَّوَجَل بِهِ ، فَمَنْ خَالَفَ لَمْ يَكُنْ لَهُ طَلَاقٌ .وَ إِنَّ ابْنَ عُمَرَ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ ثَلاثاً فِي مَجْلِسٍ وَ هِيَ حَائِضٌ ، فَأَمَرَهُ النَّبِيُّ صلَّى اللهُ عليه وآله أَنْ يَنْكِحَهَا وَ لَا يَعْتَدُ بِالطَّلَاقِ .قَالَ : وَ جَاءَ رَجُلٌ إِلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام فَقَالَ : يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ! إِنِّي طَلَّقْتُ امْرَأَتِي .قَالَ : أَلَكَ بَيْنَةٌ ؟قَالَ : لا .فَقَالَ : اعْرُبْ.7 - محمد بن مسلم گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:کسی که در یک جلسه سه بار زنش را طلاق بدهد بدون این که پاکی بعد از حیض بین آنها فاصله شود طلاقش باطل است همانا طلاق تنها همانست که خداوند عَزَّوَجَل و به آن امر فرموده. پس کسی که با آن مخالفت کند طلاقش صحیح نیست.)روزی ابن عُمر زن خود را در یک جلسه در حالی که زنش حائض بود سه بار طلاق داد. پیامبر اکرم صلَّی اللهُ علیه وآله به او امر فرمود که پیوند زناشویی خود را با زنش ادامه دهد و طلاقش را به حساب نیاورد.امام فرمود: شخصی نزد امیرمؤمنان علی علیه السَّلام آمد و عرضه داشت: ای امیر مؤمنان! من همسر خود را طلاق داده ام.امام فرمود: آیا برای تو شاهدی نیز داری؟عرض کرد: نه.امام فرمود: از من دور شو طلاق تو واقع نشده است.

8 - مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرٍ أَبُو الْعَبَّاسِ عَنْ أَيُّوبَ بْنِ نُوحٍ عَنْ صَفْوَانِ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ شُعَيْبٍ قَالَ : سَمِعْتُ أَبَا بَصِيرٍ يَقُولُ : سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السَّلام عَنِ امْرَأَةٍ طَلَّقَهَا زَوْجُهَا لِغَيْرِ السُّنَّةِ وَ قُلْنَا : إِنَّهُمْ أَهْلُ بَيْتٍ وَ لَمْ يَعْلَمْ بِهِمْ أَحَدٌ .فَقَالَ : لَيْسَ بِشَيْءٍ.9 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ سَعِيدٍ الْأَعْرَجِ قَالَ : سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام يَقُولُ : طَلَّقَ ابْنُ عُمَرَ امْرَأَتَهُ ثَلاثاً وَهِيَ حَائِضٌ .فَسَأَلَ عُمَرُ رَسُولَ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله فَأَمَرَهُ أَنْ يُرَاجِعَهَا .فَقُلْتُ: إِنَّ النَّاسَ يَقُولُونَ: إِنَّمَا طَلَّقَهَا وَاحِدَةً وَهِيَ حَائِضٌ.فَقَالَ: فَلِأَيِّ شَيْءٍ سَأَلَ رَسُولَ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله إِذَا كَانَ هُوَ أَمْلَكَ بِرَجْعَتِهَا؟ كَذَبُوا، وَ لَكِنَّهُ طَلَّقَهَا ثَلَاثَاً ، فَأَمَرَهُ رَسُولُ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله أَنْ يُرَاجَعَهَا .ابو بصیر گوید: از امام باقر علیه السَّلام دربارۀ زنی که شوهرش او را بر خلاف سنت طلاق داده است، و زن و شوهر از یک خانواده اند و کسی از طلاق آنان باخبر نشده پرسیدم.فرمود: طلاق آنان لغووبی اثر است.9 - سعيد اعرج گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود: ابن عمر زنش را در حال حیض سه بار طلاق داد. عمر در این مورد از رسول خدا صلَّى اللهُ عليه وآله پرسید:پیامبر اکرم به او امر فرمود که به زنش رجوع کند.سعید اعرج می گوید: گفتم که مردم می گویند ابن عمر زنش را در حال حیض طلاق داد.امام فرمود: پس برای چه در این باره از رسول خدا صلَّى اللهُ عليه وآله سؤال نمود اگر می توانست به زنش رجوع کند؟ عامّه دروغ می گویند. ولی ابن عمر زنش را در یک مجلس سه بار طلاق داد پس پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله او را امر فرمود که به زنش رجوع کند.پس فرمود: اگر خواستی طلاقش بده و اگر خواستی او را نگه دار.

ثُمَّ قَالَ : إِنْ شِئْتَ فَطَلِّقُ وَإِنْ شِئْتَ فَأَمْسِكَ.10 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام أَنَّهُ سُئِلَ عَنِ امْرَأَةٍ سَمِعَتْ أَنَّ رَجُلاً طَلَّقَهَا وَ جَحَدَ ذَلِكَ أَتُقِيمُ مَعَهُ ؟قَالَ : نَعَمْ ، فَإِنَّ طَلَاقَهُ بِغَيْرِ شُهُودٍ لَيْسَ بِطَلَاقٍ وَ الطَّلَاقُ لِغَيْرِ الْعِدَّةِ لَيْسَ بِطَلَاقٍ وَ لَا يَحِلُّ لَهُ أَنْ يَفْعَلَ فَيُطَلَّقَهَا بِغَيْرِ شُهُودٍ وَ لِغَيْرِ الْعِدَّةِ الَّتِي أَمَرَ اللَّهُ عَزَّوَجَل بِهَا.11 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْن عِيسَى عَنْ عُمَرَ بْن أُذَيْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ وَ بُكَيْرِ بْنِ أَعْيَنَ وَ بُرَيْدِ وَ فُضَيْلِ وَإِسْمَاعِيلَ الْأَزْرَقِ وَ مَعْمَرِ بْنِ يَحْيَى عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ وَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیهما السَّلام أَنَّهُمَا قَالَا:10 - زراره گوید: از امام باقر علیه السَّلام پرسیدند: خانمی که بشنود شوهرش او را طلاق داده است، ولی شوهر او منکر طلاق باشد، آیا میتواند در خانۀ شوهر باقی بماند؟فرمود: آری، باید با شوهرش زندگی کند، زیرا طلاقی که بی حضور شاهد اجرا شود، نیست. طلاقی که بی هنگام اجرا شود، طلاق رسمی نیست. و روا هم نیست که مراسم طلاق را بر خلاف مقررات شرعی اجرا کند و خانم خود را بی شاهد و در خارج از هنگام مقرر طلاق بدهد.11 - اسماعيل ازرق ومعمر بن یحیی گویند: امام باقر علیه السَّلام و امام صادق علیه السَّلام فرمودند:

إِذَا طَلَّقَ الرَّجُلُ فِي دَمِ النِّفَاسِ أَوْ طَلَّقَهَا بَعْدَ مَا يَمَسُّهَا فَلَيْسَ طَلَاقُهُ إِيَّاهَا بِطَلَاقٍ، وَإِنْ طَلَّقَهَا فِي اسْتِقْبَالِ عِدَّتِهَا طَاهِراً مِنْ غَيْرِ جِمَاعِ وَ لَمْ يُشْهِدْ عَلَى ذَلِكَ رَجُلَيْنِ عَدْلَيْنِ فَلَيْسَ طَلَاقُهُ إِيَّاهَا بِطَلَاقٍ.12 - أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي إِبْرَاهِيمَ علیه السَّلام قَالَ : سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ يُطَلِّقُ امْرَأَتَهُ فِي طُهْرٍ مِنْ غَيْرِ جِمَاعِ ثُمَّ يُرَاجِعُهَا مِنْ يَوْمِهِ ثُمَّ يُطَلِّقَهَا تَبِينُ مِنْهُ بِثَلَاثِ تَطْلِيقَاتٍ فِي طُهْرٍ وَاحِدٍفَقَالَ : خَالَفَ السُّنَّةَ .قُلْتُ : فَلَيْسَ يَنْبَغِي لَهُ إِذَا هُوَ رَاجَعَهَا أَنْ يُطَلَّقَهَا إِلَّا فِي طُهْرٍ آخَرَ.اگر کسی زن خود را در روزهای خونریزی زایمان طلاق دهد، طلاق او رسمیت ندارد. اگر زن او پاک باشد ولی با او مباشرت كند و بعداً او را طلاق دهد، طلاق او رسمیّت ندارد. حتی اگر طلاق او باهنگام باشد: یعنی زن خود را بعد از پاک شدن و قبل از مباشرت طلاق بدهد، اما دو مرد عادل را گواه نگیرد، طلاق او رسمیت ندارد.12 - اسحاق بن عمّار گوید: از امام کاظم علیه السَّلام پرسیدم: کسی که زن خود را در حال پاکی از عادت و قبل از مباشرت طلاق بدهد و در همان روز رجوع کند و از طلاق خود باز گردد و به همین منوال سه نوبت او را طلاق بدهد، اما هر سه طلاق او در یک نوبت پاکی بیفتد، آیا جدایی کامل حاصل می شود؟فرمود: این مرد از سنت طلاق خارج شده است.پرسیدم: یعنی شایسته نیست که بعد از رجوع کردن، مجدداً او را طلاق بدهد، مگر موقعی که یک نوبت دیگر عادت شود و از عادت خود پاک شود؟

قَالَ : نَعَمْ .قُلْتُ : حَتَّى يُجَامِعَ ؟قَالَ : نَعَمْ .13 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ بْنِ بَزِيعٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ عَنْ أَبِي الصَّبَّاحِ الْكِنَانِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:مَنْ طَلَّقَ بِغَيْر شُهُودٍ فَلَيْسَ بِشَيْءٍ .14 - سَهْلٌ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ عُمَرَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ : قَدِمَ رَجُلٌ إِلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام يْهِ بِالْكُوفَةِ فَقَالَ : إِنِّي طَلَّقْتُ امْرَأَتِي بَعْدَ مَا طَهُرَتْ مِنْ مَحِيضِهَا قَبْلَ أَنْ أُجَامِعَهَا.فَقَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام: أَشْهَدْتَ رَجُلَيْنِ ذَوَيْ عَدْلٍ كَمَا أَمَرَ اللَّهُ عَزَّوَجَل؟فَقَالَ : لَا .فرمود: آری.پرسیدم: و باید رجوع او با مباشرت همراه باشد؟فرمود: آری.13 - ابو صبّاح کنانی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:کسی که بدون شاهد زنش را طلاق بدهد، طلاق او ارزش ندارد و باطل است.14 - محمد بن مسلم گوید: حضرتش فرمود:شخصی در کوفه خدمت امیر مؤمنان علی علیه السَّلام آمد و گفت من زنم را بعد از دوران حیض و پیش از آن که با او نزدیکی کنم، طلاق داده ام.امیر مؤمنان علی علیه السَّلام فرمود: آیا آن سان که خداوند متعال فرمان داده در کنار دو شاهد عادل طلاق را اجرا کرده ای؟گفت: نه.

فَقَالَ : اذْهَبْ ، فَإِنَّ طَلَاقَكَ لَيْسَ بِشَيْءٍ .15 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ :مَنْ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ ثَلاثاً فِي مَجْلِسٍ وَ هِيَ حَائِضٌ ، فَلَيْسَ بِشَيْءٍ ، وَ قَدْ رَدَّ رَسُولُ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله طَلَاقَ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عُمَرَ إِذَا طَلَّقَ امْرَأَتَهُ ثَلَاثَاً حَائِضٌ، فَأَبْطَلَ رَسُولُ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله ذَلِكَ الطَّلَاقَ وَ قَالَ: كُلُّ شَيْءٍ خَالَفَ كِتَابَ اللَّهِ، فَهُوَ رَةٌ إِلَى كِتَابِ الله عَزَوَجَل.وَ قَالَ : لَا طَلَاقَ إِلَّا فِي عِدَّةٍ.16 - أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ بْنِ بَزِيعٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ النِّعْمَانِ عَنْ سَعِيدٍ الْأَعْرَجِ قَالَ : قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام : إِنِّي سَأَلْتُ عَمْرَو بْنَ عُبَيْدٍ عَنْ طَلَاقِ ابْنِ عُمَرَ .فرمود: برو که طلاق تو ارزشی ندارد15 - حلبی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:هر که زنش را در یک جلسه و در حال حیض طلاق دهد، ارزشی ندارد ؛ چرا که پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله طلاق عبد الله بن عمر را که این گونه بود باطل کرد و فرمود: هر حکمی که با کتاب خداوند سبحان مخالف باشد به کتاب خدا برگشت داده می شود.16 - سعید اعرج گوید: به امام صادق صلَّى اللهُ عليه وآله عرض کردم: من از عمرو بن عبید دربارۀ طلاق ابن عمر پرسیدم.

فَقَالَ : طَلَّقَهَا وَهِيَ طَامِتٌ وَاحِدَةً .قَالَ أَبُو : عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام: أَ فَلَا قُلْتُمْ لَهُ إِذَا طَلَّقَهَا وَاحِدَةً، وَ هِيَ طَامِثًا كَانَتْ أَوْ غَيْرَ طَامِثٍ فَهُوَ أَمْلَكُ بِرَجْعَتِهَا.قَالَ : قَدْ قُلْتُ لَهُ ذَلكَ .فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: كَذَبَ عَلَيْهِ لَعْنَةُ اللهِ ، بَلْ طَلَّقَهَا ثَلَاثَاً، فَرَدَّهَا النَّبِيُّ صلَّى اللهُ عليه وآله فَقَالَ : أَمْسِكْ ، أَوْ طَلَّقْ عَلَى السُّنَّةِ إِنْ أَرَدْتَ أَنْ تُطَلَّقَ.17 - عَلِيَّ بْنَ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أَدَيْنَةَ عَنْ بُكَيْرٍ وَغَيْرِهِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ :گفت: ابن عمر زنش را در حال حيض يكبار طلاق داد.امام صادق علیه السَّلام فرمود: آیا به عمرو بن عُبید نگفتید که اگر یکبار زنش را طلاق داده بود؛ چه زنش در حال حیض باشد یا نه، پس او می توانست به زنش رجوع کند؟سعید اعرج گفت: این مطلب را به او گفتم.امام صادق علیه السَّلام فرمود: دروغ گفته است (لعنت خدا بر او باد بلکه ابن عمر زنش را سه بار در یک مجلس طلاق داد. پس پیامبر اکرم صلَّى اللهُ عليه وآله زنش را به او ردّ کرد و فرمود: او را نگه دار یا اگر میخواهی طلاقش بدهی بر طبق سنّت طلاق بده.)17 - ابو بُکَیر و راوی دیگری گویند: امام باقر علیه السَّلام فرمود:کتاب طلاق و جدایی

كُلُّ طَلَاقٍ لِغَيْرِ الْعِدَّةِ فَلَيْسَ بِطَلَاقٍ أَنْ يُطَلِّقَهَا وَهِيَ حَائِضٌ ، أَوْ فِي دَمِ نِفَاسِهَا أَوْ بَعْدَ مَا يَغْشَاهَا قَبْلَ أَنْ تَحِيضَ فَلَيْسَ طَلَاقُهَا بِطَلَاقٍ، فَإِنْ طَلَّقَهَا لِلْعِدَّةِ أَكْثَرَ مِنْ وَاحِدَةٍ فَلَيْسَ الْفَضْلُ عَلَى الْوَاحِدَةِ بِطَلَاقٍ، وَإِنْ طَلَّقَهَا لِلْعِدَّةِ بِغَيْرِ شَاهِدَيْ عَدْلٍ فَلَيْسَ طَلَاقُهُ بِطَلَاقٍ ، وَ لَا تَجُوزُ فِيهِ شَهَادَةُ النِّسَاءِ.1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَيْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ :كُنْتُ عِنْدَهُ إِذْ مَرَّ بِهِ نَافِعٌ مَوْلَى ابْنِ عُمَرَ فَقَالَ لَهُ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السَّلام: أَنْتَ الَّذِي تَزْعُمُ أَنَّ ابْنَ عُمَرَ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ وَاحِدَةً وَ هِيَ حَائِضٌ فَأَمَرَ رَسُولُ اللَّهِ صلَّى الله عليه وآله عُمَرَ أَنْ يَأْمُرَهُ أَنْ يُرَاجِعَهَا ؟قَالَ : نَعَمْ .هر طلاقی که از مقررات عدّه خارج باشد، طلاق رسمی نیست. پس اگر کسی زن خود را در روزهای عادت و یا خونریزی نفاس و زایمان طلاق بدهد، و یا در روزهای پاکی با او مباشرت کند و بعد او را طلاق بدهد، طلاق او لغووبی اثر خواهد بود. هر طلاقی که در وقت مقرر صورت بگیرد، طلاق دهد، تنها یک طلاق گرفته، و شرعی است و اگر کسی زن خود را در وقت مقرر طلاق بدهد، اما دو مرد عادل را گواه نگیرد،طلاق او شرعی نیست.در مراسم طلاق، گواهی بانوان پذیرفته نخواهد بود.18 - زراره گوید: در خدمت امام باقر علیه السَّلام بودم که نافع، غلام عمر از کنار حضرتش عبور می کرد، امام باقر علیه السَّلام فرمود» تو می پنداری که ابن عمر زنش را یک مرتبه در حال حیض طلاق داد و پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله به عمر دستور داد که به او بگوید که به همسرش رجوع کند؟گفت: آری.

فَقَالَ لَهُ : كَذَبْتَ وَ اللهِ الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَلَى ابْنِ عُمَرَ أَنَا سَمِعْتُ ابْنَ عُمَرَ يَقُولُ : طَلَّقْتُهَا عَلَى عَهْدِ رَسُولِ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله ثَلَاثَاً ، فَرَدَّهَا رَسُولُ اللَّهِ صلَّی اللهُ علیه وآله عَلَيَّ، وَأَمْسَكْتُهَا بَعْدَ الطَّلَاقِ ، فَاتَّقِ اللهَ يَا نَافِعُ وَ لَا تَرْوِ عَلَى ابْنِ عُمَرَ الْبَاطِلَ .### بخش پنجم#### طلاق فقط با تصمیم جدایی محقق می شود(5 بَابُ أَنَّ الطَّلَاقَ لَا يَقَعُ إِلَّا لِمَنْ أَرَادَ الطَّلَاقَ)1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنِ ابْنِ هِ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام أَنَّهُ قَالَ :لَا طَلَاقَ إِلَّا مَا أُرِيدَ بِهِ الطَّلَاقُ .2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنِ الْيَسَعِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام وَ عَنْ عَبْدِ الْوَاحِدِ بْنِ الْمُخْتَارِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام أَنَّهُمَا قَالَا:حضرت به او فرمو: سوگند به خدایی که جز او معبودی نیست، به ابن عمر بستی، من از ابن عمر شنیدم که می گفت: من در زمان پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله سه بار زنم را طلاق دادم، پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله این طلاق را بر من رد و باطل کرد و بعد آن زن را بعد از طلاق نگاه داشتم.پس حضرت فرمود: ای نافع! تقوای خدا پیشه کن و بر ابن عمر حکم باطل را روایت نکن.بخش پنجم: طلاق فقط با تصمیم جدایی محقق می شود1 - زراره گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:طلاق فقط با تصمیم جدایی محقق می شود.2 - يسع از امام صادق علیه السَّلام و عبدالواحد از امام باقر علیه السَّلام نقل می کند که آن دو بزرگوار فرمودند:

لَا طَلَاقَ إِلَّا لِمَنْ أَرَادَ الطَّلَاقَ .3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ بُكَيْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنِ الْيَسَعِ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السَّلام يَقُولُ :لَا طَلَاقَ إِلَّا عَلَى السُّنَّةِ وَلَا طَلَاقَ عَلَى السُّنَّةِ إِلَّا عَلَى طُهْرٍ مِنْ غَيْرِ جِمَاعِ ، وَ لَا طَلَاقَ عَلَى سُنَّةٍ وَ عَلَى طُهْرٍ مِنْ غَيْرِ جِمَاعِ إِلَّا بِبَيِّنَةٍ ، وَ لَوْ أَنَّ رَجُلا طَلَّقَ عَلَى سُنَّةٍ وَ عَلَى طُهْرٍ مِنْ غَيْرِ جِمَاع وَ لَمْ يُشْهِدْ لَمْ يَكُنْ طَلَاقُهُ طَلَاقاً، وَ لَوْ أَنَّ رَجُلاً طَلَّقَ عَلَى سُنَّةٍ وَ عَلَى طُهْرٍ مِنْ غَيْرِ جِمَاعٍ وَ أَشْهَدَ وَ لَمْ يَنْوِ الطَّلَاقَ لَمْ يَكُنْ طَلَاقُهُ طلاقاً .طلاق دادن بدون نیت طلاق شرعی نخواهد بود.3 - يسع گوید: از امام باقر علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:هیچ طلاقی رسمیت ندارد، مگر موقعی که در هنگام مقرر آن صورت بگیرد. هیچ طلاقی _ گرچه در هنگام مقرر صورت گرفته شده باشد _ رسمیت ندارد، مگر موقعی که قبل از مراسم طلاق، جماع و مباشرت صورت نگرفته باشد _ رسمیت ندارد، مگر موقعی که دو شاهد عادل گواه آن باشند. یعنی اگر کسی خانم خود را در وقت مقرر و در حال طهارت و بی مباشرت طلاق دهد، ولی دو نفر شاهد عادل را گواه نگیرد، طلاق او بی اثر است و اگر کسی همۀ شرایط را رعایت کند، اما تصمیم جدایی و طلاق نداشته باشد، طلاق او لغو و بی اثر است.

### بخش ششم#### حکم طلاق قبل از ازدواج(6 بَابُ أَنَّهُ لَا طَلَاقَ قَبْلَ النِّكَاحِ)1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَيْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ بْنِ بَزِيعٍ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ يُونُسَ عَنْ حَمْزَةَ بْنِ حُمْرَانَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سُلَيْمَانَ عَنْ أَبِيهِ سُلَيْمَانَ قَالَ : كُنْتُ فِي الْمَسْجِدِ ، فَدَخَلَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ علیه السَّلام وَ أُثْبِتْهُ، فَسَأَلْتُ عَنْهُ، فَأُخْبِرْتُ بِاسْمِهِ ، فَقُمْتُ إِلَيْهِ أَنَا وَ غَيْرِي فَاكْتَنَفْنَاهُ فَسَلَّمْنَا عَلَيْهِ.فَقَالَ لَهُ رَجُلٌ : أَصْلَحَكَ اللهُ ! مَا تَرَى فِي رَجُلٍ سَمَّى امْرَأَةٌ بِعَيْنَهَا .وَ قَالَ : يَوْمَ يَتَزَوَّجُهَا هِيَ طَالِقٌ ثَلَاثَاً ثُمَّ بَدَا لَهُ أَنْ يَتَزَوَّجَهَا أَ يَصْلُحُ لَهُ ذَلِكَ ؟فَقَالَ : إِنَّمَا الطَّلَاقُ بَعْدَ النِّكَاحِ.بخش ششم: حکم طلاق قبل از ازدواج1 - سلیمان گوید: من در مسجد نشسته بودم که امام سجّاد علیه السَّلام وارد مسجد شد.من او را نمی شناختم پرسیدم: این مرد کیست؟گفتند: او علی بن الحسین علیه السَّلام است.من و دیگران برخاستیم و گرد او را گرفتیم و بر او سلام کردیم. یک نفر پرسید: خداوند کارهای شما را اصلاح کند! شما در این مسئله چه می فرمایید؟ اگر انسان زنی را به طور مشخص نام ببرد و با نفرت بگوید: روزی که من با این زن ازدواج کنم سه طلاقه باشد. و بعد نفرت او به محبّت تبدیل شود و بخواهد با آن زن ازدواج کند، آیا ازدواج آنان صلاحیت شرعی دارد؟فرمود: طلاق باید بعد از ازدواج صورت بگیرد نه پیش از آن.

2 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ : سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ يَقُولُ : يَوْمَ أَتَزَوَّجُ فَلَانَةَ فَهِيَ طَالِقٌ .فَقَالَ : لَيْسَ بِشَيْءٍ إِنَّهُ لَا يَكُونُ طَلَاقُ حَتَّى يَمْلِكَ عُقْدَةَ النِّكَاح.3 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ شُعَيْبِ بْنِ يَعْقُوبَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:كَانَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِنَا يَقُولُونَ لَا عَتَاقَ وَلَا طَلَاقَ إِلَّا بَعْدَ مَا يَمْلِكُ الرَّجُلُ .4 - مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرِ الرَّزَّازُ عَنْ أَيُّوبَ بْنِ نُوحٍ وَ أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ حَرِيزِ عَنْ حَمْزَةَ بْنِ حُمْرَانَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سُلَيْمَانَ عَنْ أَبِيهِ قَالَ : كُنْتَ فِي الْمَسْجِدِ فَدَخَلَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ علیه السَّلام وَ لَمْ أُثْبِتْهُ وَ عَلَيْهِ عِمَامَةٌ سَوْدَاءُ قَدْ أَرْسَلَ طَرَفَيْهَا بَيْنَ كَتِفَيْهِ.فَقُلْتُ لِرَجُلٍ قَرِيبٍ الْمَجْلِسِ مِنِّي : مَنْ هَذَا الشَّيْخُ ؟2 - سماعه گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: کسی که بگوید: روزی که با فلان زن ازدواج کنم، آن زن طلاق و رها باشد. این طلاق چه صورت دارد؟فرمود: این طلاق لغو و بی اثر است؛ تا انسان زن نگرفته چگونه می تواند او را طلاق دهد؟- ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:فقهای پیشین می گفتند: آزاد کردن برده معنا ندارد، مگر بعد از خریدن او و طلاق دادن زن معنا ندارد، مگر بعد از ازدواج با او.4 - عبد الله بن سلیمان گوید: پدرم سلیمان گفت: من در مسجد نشسته بودم که علی بن الحسين وارد مسجد شد. من او را نمی شناختم. علی بن الحسين علیه السَّلام عمامۀ سیاهی بر سر داشت که هر دو عمامه را پشت سرش آویز کرده بود. من از یک مردی کهنشسته بود، پرسیدم: این پیر معمم کیست؟

فَقَالَ : مَا لَكَ لَمْ تَسْأَلْنِي عَنْ أَحَدٍ دَخَلَ الْمَسْجِدَ غَيْرِ هَذَا الشَّيْخ ؟قَالَ : فَقُلْتُ لَهُ: لَمْ أَرَ أَحَداً دَخَلَ الْمَسْجِدَ أَحْسَنَ هَيْئَةٌ فِي عَيْنِي مِنْ هَذَا الشَّيْخ ، فَلِذَلِكَ سَأَلْتُكَ عَنْهُ .قَالَ : فَإِنَّهُ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ علیه السَّلام.قَالَ : فَقُمْتُ وَ قَامَ الرَّجُلُ وَ غَيْرُهُ فَاكْتَنَفْنَاهُ وَ سَلَّمْنَا عَلَيْهِ ، فَقَالَ لَهُ الرَّجُلُ : مَا تَرَى أَصْلَحَكَ اللهُ فِي رَجُلٍ سَمَّى امْرَأَتَهُ بِعَيْنِهَا وَ قَالَ: يَوْمَ يَتَزَوَّجُهَا فَهِيَ طَالِقٌ ثَلَاثَاً ، ثُمَّ بَدَا لَهُ أَنْ يَتَزَوَّجَهَا أَ يَصْلُحُ لَهُ ذَلِكَ ؟قَالَ : فَقَالَ : إِنَّمَا الطَّلَاقُ بَعْدَ النِّكَاح.قَالَ عَبْدُ اللهِ : فَدَخَلْتُ أَنَا وَ أَبِي عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ علیه السَّلام، فَحَدَّثَهُ أَبِي بِهَذَا الْحَدِيثِ .آن مرد گفت: چه شد که از هیچ تازه واردی جویا نشدی، جز این پیر معمم؟گفتم: در میان واردین به کسی را به متانت و وقار او ندیدم، از این رو پرسیدم که این پیر معمم کیست.آن مرد گفت: این پیر معم علی بن الحسین علیهما السَّلام است.من برخاستم و آن مرد نیز با دیگران برخاستند و گرد او را گرفتیم و سلام کردیم. آن مرد پرسید: خداوند کارها شما را اصلاح کند! شما در این مسئله چه می فرمائید: اگر انسان زنی را نام ببرد و بگوید: روزی که من با این زن ازدواج کنم، سه طلاقه باشد، و بعد رأی او تغییر کند و تصمیم بگیرد که با همان زن ازدواج کند. آیا ازدواج با او صلاح است؟فرمود: طلاق بعد از ازدواج خواهد بود، نه پیش از آن.روزهای بعد من با پدرم سلیمان خدمت امام صادق علیه السَّلام رسیدیم. پدرم همین حدیث را خدمت آن حضرت بازگو کرد.

فَقَالَ لَهُ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: أَنْتَ تَشْهَدُ عَلَى عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ علیه السَّلام بِهَذَا الْحَدِيثِ ؟قَالَ : نَعَمْ .5 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَيْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ قَيْسٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ : سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ قَالَ: إِنْ تَزَوَّجْتُ فُلَانَةَ فَهِيَ طَالِقٌ ، وَ إِنِ اشْتَرَيْتُ فُلاناً فَهُوَ حُرٌّ ، وَ إِنِ اشْتَرَيْتُ هَذَا التَّوْبَ فَهُوَ لِلْمَسَاكِينِ.فَقَالَ: لَيْسَ بِشَيْءٍ لَا يُطَلِّقُ إِلَّا مَا يَمْلِكُ ، وَ لَا يَتَصَدَّقُ إِلَّا بِمَا يَمْلِكُ .فرمود: تو گواهی می دهی که امام سجّاد علیه السَّلام چنین فرمود؟پدرم گفت: آری.5 - محمد بن قیس گوید: از ابو جعفر علیه السَّلام پرسیدم: مردی ادّعا کرد که اگر با فلانی ازدواج کردم، او را طلاق داده ام، اگر فلان برده را خریدم او آزاد است و اگر این لباس را خریدم برای بی نوایان باشد (چگونه است؟)فرمود: چنین ادّعاهایی ارزش ندارد فقط زنی را می توان طلاق داد که در اختیار انسان و همسر او باشد و فقط چیزی را می توان صدقه داد که ملکیت انسان باشد.

### بخش هفتم#### جکم طلاق کتبی(7بَابُ الرَّجُلِ يَكْتُبُ بِطَلَاقِ امْرَأَتِهِ)1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ الثَّمَالِيُّ قَالَ : سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرِ علیه السَّلام عَنْ رَجُلٍ قَالَ لِرَجُلٍ : اكْتُبْ يَا فُلَانُ ! إِلَى امْرَأَتِي بِطَلَاقِهَا، أَوِ اكْتُبْ إِلَى عَبْدِي بِعِلْقِهِ يَكُونُ ذَلِكَ طَلَاقاً أَوْ عِتْقاً؟فَقَالَ : لَا يَكُونُ طَلَاقاً وَ لَا عِتْقاً حَتَّى يَنْطِقَ بِهِ لِسَانُهُ ، أَوْ يَخُطَّهُ بِيَدِهِ وَ هُوَ يُرِيدُ الطَّلَاقَ أَوِ الْعِتْقَ ، وَيَكُونَ ذَلِكَ مِنْهُ بِالْأَهِلَّةِ وَالشُّهُودِ وَيَكُونَ غَائِباً عَنْ أَهْلِهِ.2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى أَوِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ ابْنِ أَذَيْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ : قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام: رَجُلٌ كَتَبَ بِطَلَاقِ امْرَأَتِهِ أَوْ بِعِثْقِ غُلَامِهِ، ثُمَّ بَدَا لَهُ فَمَحَاهُ .قَالَ : لَيْسَ ذَلِكَ بِطَلَاقٍ وَ لَا عَتَاقٍ حَتَّى يَتَكَلَّمَ بِهِ.بخش هفتم: حکم طلاق کتبی1 - ابو حمزه ثمالی گوید: از امام باقر علیه السَّلام پرسیدم: مردی به مرد دیگری گفت: فلانی! بنویس به همسر من که طلاقش دادم، یا بنویس به برده ام که آزادش کردم، آیا چنین طلاق و آزادی برده محقق می شود؟فرمود: طلاق و آزادی برده با گفتار زبانی، یا دست نویس از کسی که می خواهد، محقق می شود، و بایستی با حساب ماه و شهود باشد و طلاق دهنده در سفر باشد.2 - زراره گوید: به امام باقر علیه السَّلام عرض کردم: اگر انسان در مکتوب خود بنویسد: زنم فلانی را طلاق دادم و یا بردۀ خود را آزاد کردم، و بعد پشیمان شود و نوشته را پاک کند، چه صورت دارد؟فرمود: نوشته اعتباری ندارد، نه زنش طلاق است و نه برده اش آزاد، مگر موقعی که طلاق و صیغۀ طلاق و آزادی را بر زبان جاری کند.

### بخش هشتم#### تفسیر طلاق به روش سنّت و عده و آن چه موجب طلاق می شود(8 بَابُ تَفْسِيرِ طَلَاقِ السُّنَّةِ وَ الْعِدَّةِ وَ مَا يُوجِبُ الطَّلَاقَ)1 - أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرِ أَبُو الْعَبَّاسِ الرَّزَّازُ عَنْ أَيُّوبَ بْنِ نُوحٍ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنِ ابنِ مُسْكَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:طَلَاقُ السُّنَّةِ يُطَلَّقَهَا تَطْلِيفَةً يَعْنِي عَلَى طُهْرٍ مِنْ غَيْرِ جِمَاعِ بِشَهَادَةِ شَاهِدَيْنِ ثُمَّ يَدَعُهَا حَتَّى تَمْضِيَ أَقْرَاؤُهَا، فَإِذَا مَضَتْ أَقْرَاؤُهَا فَقَدْ بَانَتْ مِنْهُ وَ هُوَ خَاطِبٌ مِنَ الْخُطَّابِ إِنْ شَاءَتْ نَكَحَتْهُ وَ إِنْ شَاءَتْ فَلَا، وَإِنْ أَرَادَ أَنْ يُرَاجِعَهَا أَشْهَدَ عَلَى رَجْعَتِهَا قَبْلَ أَنْ تَمْضِىَ أَقْرَاؤُهَا فَتَكُونُ عِنْدَهُ عَلَى التَّطْلِيقَةِ الْمَاضِيَة .بخش هشتم: تفسیر طلاق به روش سنّت و عده و آن چه موجب طلاق می شودمحمد بن مسلم گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:سنّت طلاق آن است که انسان زن خود را یک نوبت طلاق بگوید، آن هم در موقعی که پاک باشد، با این شرط که در آن دورۀ پاکی مباشرت نکرده باشد، و با این قید که صیغۀ طلاق در برابر دو شاهد عادل جاری شود.آن گاه مهلت دهد تا زن سه نوبت از عادت ماهیانه پاک شود و چون این مهلت بگذرد، طلاق رسمیّت یافته وزن جدا شده است.اگر شوهر بخواهد با او زندگی کند، مانند سایر خواستگاران باید به خواستگاری او برود؛ اگر خانم رضایت بدهد با او ازدواج می کند و اگر نخواهد جواب رد می دهد.اگر شوهر در روزهای عدّه تصمیم بگیرد که از طلاق خود رجوع کند، قبل از گذشتن عدّه، باید گواه بگیرد و رجوع کند. در این صورت زن او یک طلاقه به شمار می آید.

قَالَ : وَ قَالَ أَبُو بَصِيرِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: هُوَ قَوْلُ اللَّهِ عزَّوَجَل: ﴿ الطَّلَاقُ مَرَّتَانِ فَإِمْسَاكٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِيحٌ بِإِحْسَانٍ التَّطْلِيقَةُ الثَّانِيَةُ ، التَسْرِيحُ بِإِحْسَانٍ .)2 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ رِئَابٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام أَنَّهُ قَالَ :كُلُّ طَلَاقٍ لَا يَكُونُ عَلَى السُّنَّةِ أَوْ طَلَاقٍ عَلَى الْعِدَّةِ فَلَيْسَ بِشَيْءٍ .قَالَ زُرَارَةُ : فَقُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام: فَسِّرْ لِي طَلَاقَ السُّنَّةِ وَ طَلَاقَ الْعِدَّةِ.فَقَالَ : أَمَّا طَلَاقُ السُّنَّةِ فَإِذَا أَرَادَ الرَّجُلُ أَنْ يُطَلَّقَ امْرَأَتَهُ فَلْيَنْتَظِرْ بِهَا حَتَّى تَطْمَثَ وَ تَطْهُرَ، فَإِذَا خَرَجَتْ مِنْ طَمْثِهَا طَلَّقَهَا تَطْلِيقَةً مِنْ غَيْرِ جَمَاعَ وَ يُشْهِدُ شَاهِدَيْنِ عَلَى ذَلِكَ ثُمَّ يَدَعُهَا حَتَّى تَطْمَثَ طَمْثَتَيْنِ فَتَنْقَضِيَ عِدَّتُهَا بِثَلاثِ حِيَضٍ وَ قَدْ بَانَتْ مِنْهُ وَ يَكُونُ خَاطِباً مِنَ الْخُطَّابِ إِنْ شَاءَتْ تَزَوَّجَتْهُ وَإِنْ شَاءَتْ لَمْ تَتَزَوَّجْهُ، وَ عَلَيْهِ نَفَقَتُهَا وَ السُّكْنَى مَا دَامَتْ فِي عِدَّتِهَا، وَهُمَا يَتَوَارَثَانِ حَتَّى تَنْقَضِيَ الْعِدَّةُ.ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود : این همان گفتار خداوند متعال است که می فرماید: «طلاق دو مرتبه است؛ که بایستی به طور شایسته از همسر خود نگه داری کند و یا با نیکی او را رها کند» طلاق مرتبه دوم همان رها کردن او با نیکی است.2 - زراره گوید : امام باقر علیه السَّلام فرمود: هر طلاقی که طبق سنت نباشد یا بر اساس عدّه نباشد رسمیّت ندارد .گفتم طلاق سنّت و طلاق بر اساس عدّه را برای من تفسیر فرمایید!فرمود: طلاق سنّت این گونه است که هرگاه مردی تصمیم گرفت زنش را طلاق دهد بایستی منتظر بماند تا زنش حائض شود آن گاه پاک گردد، وقتی از حیض پاک شد بدون آن که با او نزدیکی کند طلاق می دهد و بر این امر دو شاهد می گیرد، آن گاه او را رها می کند تا دوباره حائض شود که با سومين حيض عدۀ او پایان می یابد و از او جدا می گردد و او همانند یکی از خواستگاران می شود؛ که اگر خواست با او ازدواج می کند و مادامی که در عدّه است هزینه و مسکن او بر عهده مرد است و تا پایان عده از هم دیگر ارث می برند.

قَالَ : وَأَمَّا طَلَاقُ الْعِدَّةِ الَّذِي قَالَ اللهُ عَززَّوَجَل: (فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَأَحْصُوا الْعِدَّةَ فَإِذَا أَرَادَ الرَّجُلُ مِنْكُمْ أَنْ يُطَلَّقَ امْرَأَتَهُ طَلَاقَ الْعِدَّةِ فَلْيَنْتَظِرْ بِهَا حَتَّى تَحِيضَ وَ تَخْرُجَ مِنْ حَيْضِهَا ثُمَّ يُطَلِّقُهَا تَطْلِيقَةٌ مِنْ غَيْرِ جِمَاعِ، وَيُشْهِدُ شَاهِدَيْنِ عَدْلَيْنِ وَيُرَاجِعُهَا مِنْ يَوْمِهِ ذَلِكَ إِنْ أَحَبَّ أَوْ بَعْدَ ذَلِكَ بِأَيَّامٍ ، أَوْ قَبْلَ أَنْ تَحِيضَ وَ يُشْهِدُ عَلَى رَجْعَتِهَا وَيُوَاقِعُهَا وَ يَكُونُ مَعَهَا حَتَّى تَحِيضَ ، فَإِذَا حَاضَتْ وَ خَرَجَتْ مِنْ حَيْضِهَا طَلَّقَهَا تَطْلِيقَةً أُخْرَى مِنْ غَيْرِ حِمَاعِ ، وَ يُشْهِدُ عَلَى ذَلِكَ ثُمَّ يُرَاجِعُهَا أَيْضاً مَتَى شَاءَ قَبْلَ أَنْ تَحِيضَ وَ يُشْهِدُ عَلَى رَجْعَتِهَا وَ يُوَاقِعُهَا وَتَكُونُ مَعَهُ إِلَى أَنْ تَحِيضَ الْحَيْضَةَ الثَّالِثَةَ ، فَإِذَا خَرَجَتْ مِنْ حَيْضَتِهَا الثَّالِثَةِ طَلَّقَهَا التَّطْلِيقَةَ الثَّالِثَةَ بِغَيْرِ جِمَاعِ وَ يُشْهِدُ عَلَى ذَلِكَ ، فَإِذَا فَعَلَ ذَلِكَ فَقَدْ بَانَتْ مِنْهُ وَ لَا تَحِلُّ لَهُ حَتَّى تَنْكِحَ زَوْجاً غُيْرَهُ. فرمود: و دربارۀ طلاق عده ای که خداوند می فرماید: «پس آنان را در وقت عدّه طلاق دهید و زمان آن بشمارید»؛ هرگاه مردی از شما بخواهد همسر خود را طلاق عدّه بایستی منتظر بماند تا حائض شود و دوران حیض تمام شود آن گاه بی آن که با او نزدیکی کند او را طلاق دهد و دو شاهد عادل برای او گواه بگیرد و اگر دوست داشت همین روز یا چند روز دیگر یا پیش از حائض شدنش به او رجوع کند و بر این رجوع شاهد بگیرد و با او نزدیکی کند و در کنار او باشد تا حائض گردد. وقتی حائض شد و از حیض پاک شد او را بی آن که با او نزدیکی کند دوباره طلاق دهد و بر این امر شاهد بگیرد، سپس هرگاه می خواست پیش از حائض شدن به او رجوع کند و بر این رجوع شاهد بگیرد و با او نزدیکی کند و تا حیض سوم با او باشد، وقتی از حیض سوم پاک شد برای بار سوم او را طلاق دهد بی آن که با او نزدیکی کند و باز شاهد بگیرد، وقتی چنین کرد در واقع از او جدا شده و دیگر نمی تواند با این زن ازدواج کند مگر این که همسر دیگری با او ازدواج کند.

قِيلَ لَهُ : فَإِنْ كَانَتْ مِمَّنْ لَا تَحِيضُ ؟

فَقَالَ : مِثْلُ هَذِهِ تُطَلِّقُ طَلَاقَ السُّنَّةِ .

3 - ابْنُ مَحْبُوبِ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ : سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرِ علیه السَّلام یَقُولُ :

أُحِبُّ لِلرَّجُلِ الْفَقِيهِ إِذَا أَرَادَ أَنْ يُطَلَّقَ امْرَأَتَهُ أَنْ يُطَلَّقَهَا طَلَاقَ السُّنَّةِ .

قَالَ : ثُمَّ قَالَ : وَ هُوَ الَّذِي قَالَ اللهُ عزَّوَجَل: (لَعَلَّ اللَّهَ يُحْدِثُ بَعْدَ ذَلِكَ أَمْراً ) يَعْنِي بَعْدَ الطَّلَاقِ وَ انْقِضَاءِ الْعِدَّةِ التَّزْوِيجَ لَهُمَا مِنْ قَبْلِ أَنْ تَزَوَّجَ زَوْجاً غَيْرَهُ .

قَالَ : وَ مَا أَعْدَلَهُ وَ أَوْسَعَهُ لَهُمَا جَمِيعاً أَنْ يُطَلَّقَهَا عَلَى طُهْرٍ مِنْ غَيْرِ جَمَاعَ تَطْلِيقَةٌ بِشُهُودٍ ثُمَّ يَدَعَهَا حَتَّى يَخْلُوَ أَجَلُهَا ثَلَاثَةَ أَشْهُرٍ أَوْ ثَلَاثَةَ قُرُوءٍ ثُمَّ يَكُون خَاطِبَاً مِنَ الْخُطَّابِ .

4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي نَجْرَانَ أَوْ غَيْرِهِ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ : سَأَلْتُهُ عَنْ طَلَاقِ السُّنَّةِ .

گفته شد اگر زن از افرادی باشد که حائض نمی شوند (چه حکمی دارد؟)

فرمود: همچو زنی به طلاق سنّت طلاق داده می شود.

3 - زراره گوید: از امام باقر علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:

دوست دارم که هرگاه مرد فقیهی می خواهد همسرش را طلاق دهد او را به طلاق سنت طلاق بدهد.

آن گاه فرمود: و این طلاق سنت همان است که خداوند می فرماید: «شاید خداوند از طلاق کار نویی پدید آرد»؛ یعنی پس از طلاق و پایان عدّه پیش از آن که مرد دیگری با او ازدواج کند؛ آن دو با هم ازدواج کنند.

فرمود: و آن چه به عدالت نزدیک تر و برای هر زن و مرد بهتر است که مرد او را در پاکی بدون آن که نزدیکی کند با گرفتن گواهانی طلاق دهد آن گاه او را ترک کند تا سه ماه یا سه پاکی سپری شود، سپس یکی از خواستگاران باشد.

4 - ابو بصیر گوید: از امام صادق علیه السَّلام درباره طلاق سنّت پرسیدم.

قَالَ : طَلَاقُ السُّنَّةِ ؛ إِذَا أَرَادَ الرَّجُلُ أَنْ يُطَلَّقَ امْرَأَتَهُ يَدَعُهَا إِنْ كَانَ قَدْ دَخَلَ بِهَا حَتَّى تَحِيضَ ثُمَّ تَطْهُرَ ، فَإِذَا طَهُرَتْ طَلَّقَهَا وَاحِدَةً بِشَهَادَةِ شَاهِدَيْنِ ثُمَّ يَتْرُكُهَا حَتَّى تَعْتَدٌ ثَلَاثَةَ قُرُوءٍ ، فَإِذَا مَضَتْ ثَلَاثَةُ قُرُوءٍ فَقَدْ بَانَتْ مِنْهُ بِوَاحِدَةٍ وَكَانَ زَوْجُهَا خَاطِباً مِنَ الْخُطَّابِ إِنْ شَاءَتْ تَزَوَّجَتْهُ وَ إِنْ شَاءَتْ لَمْ تَفْعَلْ ، فَإِنْ تَزَوَّجَهَا بِمَهْرٍ جَدِيدٍ كَانَتْ عِنْدَهُ عَلَى اثْنَتَيْنِ بَاقِيَتَيْنِ وَ قَدْ مَضَتِ الْوَاحِدَةً فَإِنْ هُوَ طَلَّقَهَا وَاحِدَةً أُخْرَى عَلَى طُهْرٍ مِنْ غَيْرِ جِمَاعِ بِشَهَادَةِ شَاهِدَيْنِ ثُمَّ تَرَكَهَا حَتَّى تَمْضِيَ أَقْرَاؤُهَا، فَإِذَا مَضَتْ أَقْرَاؤُهَا مِنْ قَبْلِ أَنْ يُرَاجِعَهَا فَقَدْ بَانَتْ مِنْهُ بِاثْنَتَيْنِ وَ مَلَكَتْ أَمْرَهَا وَ حَلَّتْ لِلْأَزْوَاجِ ، وَكَانَ زَوْجُهَا خَاطِباً مِنَ الْخُطَّابِ إِنْ شَاءَتْ تَزَوَّجَتْهُ وَإِنْ شَاءَتْ لَمْ تَفْعَلْ .

فرمودند: در طلاق سنت مرد می خواهد همسرش را طلاق بدهد اگر به او دخول کرده باید او را رها کند تا حائض شود سپس طاهر شود از حیض. وقتی که از حیض پاک شد او را يكبار طلاق بدهد و دو شاهد هم بر طلاق بگیرد سپس او را ترک کند تا سه پاکی، عدّه نگه دارد پس وقتی که سه پاکی گذشت آن زن با یک طلاق از شوهر خود جدا شد و شوهر او خواستگاری از خواستگاران خواهد بود اگر آن زن خواست با او ازدواج می کند و اگر خواست ازدواج نمی کند پس اگر آن مرد با مهریه جدید آن زن را به عقد خود درآورد و طلاق دیگر برایش باقی می ماند و در حالیکه یک طلاقش گذشته اگر یکبار دیگر آن زن را طلاق داد در حالیکه آن زن پاک است از حیض و در آن پاکی با او نزدیکی نکرده و دو شاهد هم بر طلاقش گرفته پس ترک کرد آن زن را تا عده اش که سه پاکی بود تمام شود، پس وقتی که سه پاکیش تمام شد و مرد هم در این مدت به او رجوع نکرد در این هنگام زن از او جدا شده با دو مرتبه طلاق وزن صاحب اختیار خود است و می تواند با هر مرد دیگری که خواست ازدواج کند و شوهر قبلی او خواستگاری است از خواستگاران خواهد بود، اگر خواست با شوهر قبلی خود ازدواج می کند و اگر خواست ازدواج نمی کند.

فَإِنْ هُوَ تَزَوَّجَهَا تَزْوِيجاً جَدِيداً بِمَهْرٍ جَدِيدٍ كَانَتْ مَعَهُ بِوَاحِدَةٍ بَاقِيَةٍ وَ قَدْ مَضَتِ اثْنَتَانِ ، فَإِنْ أَرَادَ أَنْ يُطَلَّقَهَا طَلَاقاً لَا تَحِلُّ لَهُ حَتَّى تَنْكِحَ زَوْجًا غَيْرَهُ تَرَكَهَا حَتَّى إِذَا حَاضَتْ وَ طَهُرَتْ أَشْهَدَ عَلَى طَلَاقِهَا تَطْلِيفَةً وَاحِدَةً ثُمَّ لَا تَحِلُّ لَهُ حَتَّى تَنْكِحَ زَوْجاً غَيْرَهُ.

وَأَمَّا طَلَاقُ الرَّجْعَةِ ، فَأَنْ يَدَعَهَا حَتَّى تَحِيضَ وَ تَطْهُرَ ثُمَّ يُطَلِّقَهَا بِشَهَادَةِ شَاهِدَيْنِ ثُمَّ يُرَاجِعَهَا وَ يُوَاقِعَهَا ثُمَّ يَنْتَظِرَ بِهَا الطُّهُرَ، فَإِذَا حَاضَتْ وَ طَهُرَتْ أَشْهَدَ شَاهِدَيْنِ عَلَى تَطْلِيقَةٍ أُخْرَى ثُمَّ يُرَاجِعُهَا وَ يُوَاقِعُهَا ثُمَّ يَنْتَظِرُ بِهَا الظُّهْرَ، فَإِذَا حَاضَتْ وَ طَهُرَتْ أَشْهَدَ شَاهِدَيْنِ عَلَى التَّطْلِيقَةِ الثَّالِثَةِ ثُمَّ لَا تَحِلُّ لَهُ أَبَداً حَتَّى تَنْكِحَ زَوْجاً غَيْرَهُ.

پس اگر آن شوهر قبلی با زن سابقش با مهریۀ جدید ازدواج جدیدی کرد زن همسر او می ماند در حالیکه یکبار دیگر فرصت طلاق باقی است و دو بار هم طلاق انجام شده. پس اگر خواست آن را طلاق دهد ترک می کند زنش را تا حائض شود و از حیض پاک شود و یکبار او را طلاق می دهد و بر طلاقش شاهد می گیرد پس حلال نیست برای آن مرد که با آن زن ازدواج کند تا وقتی که آن زن با مرد دیگری ازدواج کند.

وامّا طلاق رجعی آن است که زن را رها کند تا حائض شود و از حیض پاک شود سپس او را طلاق دهد و دو شاهد هم برای طلاقش بگیرد پس به او مراجعه کند و با او نزدیکی سپس منتظر بشود تا پاک شود. پس وقتی که حائض شد و پاک شد شاهد بگیرد بر طلاق دوم سپس به او رجوع کند و با او آمیزش کند، سپس منتظر شود تا پاک شود. پس وقتی که حائض شد و از حیض پاک شد شاهد بگیرد بر طلاق سوم، سپس آن زن هیچ گاه بر آن مرد حلال نمی شود تا وقتی که با مرد دیگری غیر از شوهر سابقش ازدواج کند.

وَ عَلَيْهَا أَنْ تَعْتَدَّ ثَلَاثَةَ قُرُوءٍ مِنْ يَوْمَ طَلَّقَهَا التَّطْلِيقَةَ الثَّالِثَةَ، فَإِنْ طَلَّقَهَا وَاحِدَةً عَلَى طُهْرٍ بِشُهُودٍ ثُمَّ انْتَظَرَبِهَا حَتَّى تَحِيضَ وَ تَطْهُرَ ثُمَّ طَلَّقَهَا قَبْلَ أَنْ يُرَاجِعَهَا لَمْ يَكُنْ طَلَاقُهُ الثَّانِيَةُ طَلَاقاً، لأَنَّهُ طَلَّقَ طَالِقاً لأَنَّهُ إِذَا كَانَتِ الْمَرْأَةُ مُطَلَّقَةً مِنْ زَوْجِهَا كَانَتْ خَارِجَةً مِنْ مِلْكِهِ حَتَّى يُرَاجِعَهَا فَإِذَا رَاجَعَهَا صَارَتْ فِي مِلْكِهِ مَا لَمْ يُطَلِّقِ التطليقةَ الثَّالِثَةَ .

فَإِذَا طَلَّقَهَا التَّطْلِيقَةَ الثَّالِثَةَ فَقَدْ خَرَجَ مِلْكُ الرَّجْعَةِ مِنْ يَدِهِ فَإِنْ طَلَّقَهَا عَلَى طُهْرٍ بِشُهُودٍ ثُمَّ رَاجَعَهَا وَ انْتَظَرَبِهَا الطُّهُرَ مِنْ غَيْرِ مُوَاقَعَةٍ فَحَاضَتْ وَ طَهُرَتْ، ثُمَّ طَلَّقَهَا قَبْلَ أَنْ يُدَأْسَهَا بِمُوَاقَعَةٍ بَعْدَ الرَّجْعَةِ لَمْ يَكُنْ طَلَاقُهُ لَهَا طَلَاقاً ، لأَنَّهُ طَلَّقَهَا التَّطْلِيقَةَ الثَّانِيَةَ فِي طُهْرِ الْأُولَى وَ لَا يُنْقَضُ الطَّهْرُ إِلَّا بِمُوَافَعَةٍ بَعْدَ الرَّجْعَةِ .

و برای این ازدواج باید سه پاکی از روزی که طلاق سوم انجام گرفته، عدّه نگه دارد. اگر مردی زنش را بر طهارت بعد از حیض و به همراه شاهد (با جمیع شرائط) یک بار طلاق بدهد، پس منتظر بماند تا زن حائض شود و از حیض پاک شود، سپس او را طلاق بدهد قبل از این که به او رجوع کند طلاق دوّمش طلاق حساب نمی شود؛ زیرا او در حال طلاق، طلاق داده بوده، چرا که وقتی زن از همسر خود جدا می شود از ملکیت مرد خارج می شود تا وقتی که مرد به او رجوع کند، پس وقتی که به او رجوع کرد داخل در ملکش می شود مادامی که طلاق سوم ندهد.

پس هرگاه مرد برای بار سوم او را طلاق دهد ، حق رجوع و برگشت به او را ندارد. هرگاه او را در پاکی با شهود طلاق دهد، سپس رجوع کند و منتظر پاکی او شود بی آن که با او نزدیکی کند و زن حائض سپس پاک شود، آن گاه پس از رجوع پیش از آن که نزدیکی کند او را طلاق دهد؛ طلاق او رسمیّت ندارد؛ چراکه طلاق بار دوم در پاکی نخستین بوده و پاکی را جز نزدیکی پس از رجوع نمی شکند.

وَ كَذَلِكَ لَا تَكُونُ التَّطْلِيقَةُ الثَّالِثَةُ إِلَّا بِمُرَاجَعَةٍ وَمُوَافَعَةٍ بَعْدَ الْمُرَاجَعَةِ ثُمَّ حَيْضِ وَ طُهْرٍ بَعْدَ الْحَيْضِ ثُمَّ طَلَاقٍ بِشُهُودٍ حَتَّى يَكُونَ لِكُلِّ تَطْلِيقَةٍ طُهْرٌ مِنْ تَدْنِيسِ الْمُوَاقَعَةِ بِشُهُودٍ.

5 - أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى وَ عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْن زِيَادٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ عَبْدِ الْكَرِيمِ جَمِيعاً عَنِ الْحَسَنِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ : سَأَلْتُهُ عَنْ طَلَاقِ السُّنَّةِ كَيْفَ يُطَلِّقُ الرَّجُلُ امْرَأَتَهُ ؟

فَقَالَ : يُطَلِّقُهَا فِي طُهْرٍ قَبْلَ عِدَّتِهَا مِنْ غَيْرِ جِمَاعِ بِشُهُودٍ ، فَإِنْ طَلَّقَهَا وَاحِدَةً ثُمَّ تَرَكَهَا حَتَّى يَخْلُوَ أَجَلُهَا فَقَدْ بَانَتْ مِنْهُ وَهُوَ خَاطِبٌ مِنَ الْخُطَّابِ.

و همین طور طلاق برای بار سوم محقق نمی شود مگر این که رجوع کند آن گاه نزدیکی نماید، سپس حائض شود و پس از آن پاک گردد آن گاه با شهود طلاق دهد تا این که برای هر طلاقی پاکی از آمیزش و همراه شهود باشد.

5 - حسن بن زیاد گوید: از امام صادق و همین طور طلاق برای بار سوم محقق نمیشود مگر این که رجوع کند آن گاه نزدیکی نماید، سپس حائض شود و پس از آن پاک گردد آنگاه با شهود طلاق دهد تا این که برای هر طلاقی پاکی از آمیزش و همراه شهود باشد.

5 - حسن بن زیاد :گوید از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: اگر کسی بخواهد زن خود را بر اساس سنت طلاق بدهد، شرایط آن چیست؟

فرمود: موقعی که زن در ابتدای پاکی باشد و هنوز مباشرت صورت نگرفته باشد، باید او را طلاق بدهد. اگر یک نوبت صیغهٔ طلاق را جاری کند وزن را وا بگذارد تا عدّه او به سرآید طلاق او قطعی می شود و شوهر در ردیف خواستگاران قرار خواهد گرفت

وَإِنْ رَاجَعَهَا فَهِيَ عِنْدَهُ عَلَى تَطْلِيقَةٍ مَاضِيَةٍ وَبَقِيَ تَطْلِيقَتَانِ، فَإِنْ طَلَّقَهَا الثَّانِيَةَ تَرَكَهَا حَتَّى يَخْلُوَ أَجَلُهَا فَقَدْ بَانَتْ مِنْهُ وَإِنْ هُوَ أَشْهَدَ عَلَى رَجْعَتِهَا قَبْلَ أَنْ يَخْلُوَ أَجَلُهَا فَهِيَ عِنْدَهُ عَلَى تَطْلِيقَتَيْنِ مَاضِيَتَيْنِ وَ بَقِيَتْ وَاحِدَةٌ، فَإِنْ طَلَّقَهَا الثَّالِثَةَ فَقَدْ بَانَتْ مِنْهُ وَ لَا تَحِلُّ لَهُ حَتَّى تَنْكِحَ زَوْجاً غَيْرَهُ وَهِيَ تَرِثُ وَ تُورَثُ مَا كَانَ لَهُ عَلَيْهَا رَجْعَةٌ مِنَ التَّطْلِيقَتَيْنِ الْأَوَّلَتَيْنِ.

6 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السَّلام عَنْ رَجُلٍ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ بَعْدَ مَا غَشِيَهَا بِشَهَادَةِ عَدْلَيْنِ .

فَقَالَ : لَيْسَ هَذَا بِطَلَاقٍ .

فَقُلْتُ : جُعِلْتُ فِدَاكَ! كَيْفَ طَلَاقُ السُّنَّةِ ؟

و اگر قبل از پایان گرفتن عدّه شوهر از طلاق خود رجوع کند و به زندگی مشترک بازگردند، زن او یک طلاقه محسوب می شود و دو طلاق دیگر دارد که راه آشتی مسدود شود. پس اگر بعد از آشتی و زندگی مشترک برای نوبت دوم او را طلاق بدهد و مهلت بدهد تا عدّه او به آید، طلاق آن زن قطعی می شود و اگر شاهد بگیرد و قبل از پایان گرفتن عدّه رجوع کند و به زندگی مشترک باز گردند، زن او دو طلاقه محسوب می شود و یک طلاق دیگر دارد که راه آشتی مسدود شود.

اگر به همین منوال یک نوبت دیگر نیز او را طلاق بدهد، به صرف اجرای صیغۀ طلاق، از شوهر جدا می شود و برای شوهر قبلی حلال نخواهد شد تا آن گاه که شوهر دیگری اختیار کند. این زن در طلاق اول و طلاق دوم، مادام که شوهر حق رجوع دارد، از یکدیگر ارث می برند.

6- احمد بن ابی نصر گوید: از امام ابو الحسن علیه السَّلام پرسیدم: مردی زنش را پس از آمیزش با شهادت دو شاهد طلاق داده است؟

فرمود: این طلاق رسمیّت ندارد.

گفتم: قربانت گردم! طلاق سنت چگونه است؟

فَقَالَ: يُطَلَّقْهَا إِذَا طَهُرَتْ مِنْ حَيْضِهَا قَبْلَ أَنْ يَغْشَاهَا بِشَاهِدَيْنِ عَدْلَيْنِ ، كَمَا قَالَ اللهُ عَزَّوَجَل فِي كِتَابِهِ ، فَإِنْ خَالَفَ ذَلِكَ رُدَّ إِلَى كِتَابِ اللَّهِ عَزَّوَجَل.

فَقُلْتُ لَهُ، فَإِنْ طَلَّقَ عَلَى طُهْرٍ مِنْ غَيْرِ جِمَاعِ بِشَاهِدٍ وَ امْرَأَتَيْنِ.

فَقَالَ: لَا تَجُوزُ شَهَادَةُ النِّسَاءِ فِي الطَّلَاقِ وَ قَدْ تَجُوزُ شَهَادَتُهُنَّ مَعَ غَيْرِهِنَّ فِي الدَّم إِذَا حَضَرَتْهُ.

فَقُلْتُ: فَإِنْ أَشْهَدَ رَجُلَيْنِ نَاصِبِيَّيْنِ عَلَى الطَّلَاقِ أَيَكُونُ طَلَاقَاً ؟

فَقَالَ : مَنْ وُلِدَ عَلَى الْفِطْرَةِ أُجِيرَتْ شَهَادَتُهُ عَلَى الطَّلَاقِ بَعْدَ أَنْ تَعْرِفَ مِنْهُ خَيْراً.

7 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ ابْنِ أُذَيْنَةَ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ وَ غَيْرِهِ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ عَزَّوَجَل أَنَّهُ قَالَ :

فرمود: هرگاه زنی از حیض پاک شده پیش از آن که با او نزدیکی کند با گواهی دو شاهد عادل او را طلاق می دهد، آن سان که خداوند متعال در کتاب خود فرموده است پس هرگاه با این حکم مخالفت کند به کتاب خدا برگشت داده می شود.

گفتم: اگر در پاکی بدون نزدیکی با دو گواهی یک شاهد و دو زن طلاق دهد (چطور است؟).

فرمود: گواهی زنان در طلاق جایز نیست. شهادت آنان با دیگران دربارل خون جایز است به شرط این که در صحنه جرم حاضر باشند.

گفتم: اگر دو مرد ناصبی بر طلاق شهادت دهند آیا طلاق واقع می شود؟

فرمود: کسی که به فطرت (اسلام) به دنیا آمده پس از این که از او خیر و نیکی دیده شده و به نیکی شناخته شده شهادتش دربارۀ طلاق نافذ است.

7 - بکیر گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:

إِنَّ الطَّلَاقَ الَّذِي أَمَرَ اللهُ عَزَّوَجَل بِهِ فِي كِتَابِهِ وَ الَّذِي سَنَّ رَسُولُ اللَّهِ صلَّى اللهُ عليه وآله أَنْ يُخَلِّيَ الرَّجُلُ عَنِ الْمَرْأَةِ فَإِذَا حَاضَتْ وَ طَهُرَتْ مِنْ مَحِيضِهَا أَشْهَدَ رَجُلَيْنِ عَدْلَيْنِ عَلَى تَطْلِيقَةٍ وَهِيَ طَاهِرٌ مِنْ غَيْرِ جِمَاعِ وَ هُوَ أَحَقُّ بِرَجْعَتِهَا مَا لَمْ تَنْقَضِ ثَلَاثَةٌ قُرُوءٍ، وَ كُلُّ طَلَاقٍ مَا خَلَا هَذَا فَبَاطِلٌ لَيْسَ بِطَلَاقٍ .

8 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاج عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ :

طَلَاقُ السُّنَّةِ إِذَا طَهُرَتِ الْمَرْأَةُ فَلْيُطَلَّقْهَا وَاحِدَةً مَكَانَهَا مِنْ غَيْرِ جِمَاعِ يُشْهِدُ عَلَى طَلَاقِهَا، فَإِذَا أَرَادَ أَنْ يُرَاجِعَهَا أَشْهَدَ عَلَى الْمُرَاجَعَةِ .

9 - حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ : قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام:

طلاقی که خداوند عَزَّوَجَل بدان امر فرمود و رسول خدا صلَّى اللهُ عليه وآله سنت نهاد، بدین قرار است که انسان صبر کند تا زن او عادت شود و عادت ماهیانه او تمام شود، آن گاه دو نفر مرد عادل را گواه بگیرد و یک نوبت صیغهٔ طلاق را جاری کند، با این شرط که زن او پاک باشد و بعد از پاکی جماعی صورت نداده باشد. با این طلاق، مادام که عدّه خانم به سر نیامده باشد. یعنی سه نوبت از عادت ماهیانه خارج نشده، باشد شوهر او صاحب اختیار است که اگر بخواهد از طلاق خود رجوع کند و زن را به ازدواج قبلی بازگرداند. بنابراین هر طلاقی که بر خلاف این مراسم صورت بگیرد لغو و باطل است.

8 - عبدالله بن سنان گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: امير المؤمنين علیه السَّلام فرمود:

طلاق سنّت؛ یعنی هرگاه زن پاک شد پیش از آن که مرد با او نزدیکی کند با شهادت گواهان او را طلاق دهد، هرگاه خواست رجوع کند برای رجوع گواه بگیرد.

9 - عبدالله بن سنان گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: امیر مؤمنان علی علیه السَّلام فرمود:

إِذَا أَرَادَ الرَّجُلُ الطَّلَاقَ طَلَّقَهَا فِي قُبُلِ عِدَّتِهَا بِغَيْرِ جِمَاعِ، فَإِنَّهُ إِذَا طَلَّقَهَا وَاحِدَةً ثُمَّ تَرَكَهَا حَتَّى يَخْلُوَ أَجَلُهَا إِنْ شَاءَ أَنْ يَخْطُبَ مَعَ الْخُطَّابِ فَعَلَ ، فَإِنْ رَاجَعَهَا قَبْلَ أَنْ يَخْلُوَ أَجَلُهَا أَوْ بَعْدَهُ كَانَتْ عِنْدَهُ عَلَى تَطْلِيقَةٍ ، فَإِنْ طَلَّقَهَا الثَّانِيَةَ أَيْضاً فَشَاءَ أَنْ يَخْطُبَهَا مَعَ الْخُطَّابِ إِنْ كَانَ تَرَكَهَا حَتَّى يَخْلُوَ أَجَلُهَا، فَإِنْ شَاءَ رَاجَعَهَا قَبْلَ أَنْ يَنْقَضِيَ أَجَلُهَا، فَإِنْ فَعَلَ فَهِيَ عِنْدَهُ عَلَى تَطْلِيقَتَيْنِ فَإِنْ طَلَّقَهَا الثَّالِثَةَ ، فَلَا تَحِلُّ لَهُ حَتَّى تَنْكِحَ زَوْجاً غَيْرَهُ ، وَ هِيَ تَرِثُ وَ تُورَثُ مَا كَانَتْ فِي الدَّمِ مِنَ التَّطْلِيقَتَيْنِ الْأَوَّلَتَيْنِ.

وقتی که مرد می خواهد طلاق بدهد، در ابتدا عدهٔ زن بدون این که با او جماع کند او را طلاق بدهد، وقتی که مرد زنش را یک مرتبه طلاق داد پس او را ترک کرد تا مدت عده اش سپری شد، اگر خواست که از او خواستگاری کند به همراه خواستگاران دیگر انجام بدهد.

پس اگر قبل از این که عدۀ زن تمام شود به او رجوع کرد یا اگر بعد از عده اش رجوع کرد زن پیش او می ماند (همسر اوست) در حالی که یک بار او را طلاق داده است.

اگر او را برای بار دوم به همان صورت طلاق داد پس خواست این که از او خواستگاری کند به همراه خواستگاران (می تواند) اگر او را ترک کرد تا عده اش تمام شد پس اگر خواست، به او رجوع کند قبل از اینکه مدت آن تمام شود پس اگر انجام داد آن زن پیش او می ماند در حالی که دو بار طلاق گرفته، پس اگر او را برای بار سوم طلاق دهد. پس آن زن برای او حلال نمی شود تا وقتی که با مرد دیگری غیر از شوهر سابقش ازدواج کند و آن زن ارث می برد وارث می گذارد مادامی که در حیض است و در اثر آن دو طلاق است.

بخش نهم

صیغه ای که طلاق دهنده اجرا می کند

(9) بَابُ مَا يَجِبُ أَنْ يَقُولَ مَنْ أَرَادَ أَنْ يُطَلِّقَ

1 - حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنِ ابْنِ رِبَاطٍ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ أُذَيْنَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْن مُسْلِمٍ أَنَّهُ سَأَلَ أبَا جَعْفَرٍ علیه السَّلام عَنْ رَجُلٍ قَالَ : لِامْرَأَتِهِ أَنْتِ عَلَيَّ حَرَامٌ أَوْ بَائِنَةٌ أَوْ بَنَّةٌ أَوْ بَرِيئَةٌ أَوْ خَلِيَّةٌ .

قَالَ : هَذَا كُلُّهُ لَيْسَ بِشَيْءٍ ، إِنَّمَا الطَّلَاقُ أَنْ يَقُولَ لَهَا فِي قُبْلِ الْعِدَّةِ بَعْدَ مَا تَطْهُرُ مِنْ مَحِيضِهَا قَبْلَ أَنْ يُجَامِعَهَا أَنْتِ طَالِقٌ، أَوِ اعْتَدِي يُرِيدُ بِذَلِكَ الطَّلَاقَ وَ يُشْهِدُ عَلَى ذَلِكَ رَجُلَيْنِ عَدْلَيْنِ .

بخش نهم: صیغه ای که طلاق دهنده اجرا می کند

1 - محمد بن مسلم گوید: از امام باقر علیه السَّلام پرسید: اگر کسی به همسر خود بگوید «بستر تو بر من حرام» «تو از من جدائی»، «پیوند ما برید»، «تو آزادی» و «تو شوهر نداری»، آیا با این گونه تعبیرات، طلاق شرعی جاری می شود؟

فرمود: این تعبیرات بی اثر است. طلاق شرعی فقط با این عبارت جاری می شود که هنگام شروع عده بعد از پاک شدن و پیش از مباشرت بگوید: «أنت طالق»، یعنی تو از قيد ازدواج رها باش. یا بگوید: «اعْتَدی»، یعنی عدّه طلاق نگه دار، و منظورش طلاق شرعی باشد که لازمۀ آن نگهداشتن عدّه طلاق است، تنها صیغهٔ طلاق کفایت نمی کند، بلکه باید دو مرد عادل را نیز بر گفتۀ خود گواه بگیرد.

2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ :

الطَّلَاقُ أَنْ يَقُولَ لَهَا: اعْتَدِي أَوْ يَقُولَ لَهَا : أَنْتِ طَالِقٌ .

3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَيْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ قَيْسٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:

الطَّلَاقُ لِلْعِدَّةِ أَنْ يُطَلَّقَ الرَّجُلُ امْرَأَتَهُ عِنْدَ كُلِّ طُهْرٍ يُرْسِلُ إِلَيْهَا أَنِ اعْتَدِّي فَإِنَّ فُلاناً قَدْ طَلَّقَك.

قَالَ : وَ هُوَ أَمْلَكُ بِرَجْعَتِهَا مَا لَمْ تَنْقَضِ عِدَّتُهَا.

4 - حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ :

يُرْسِلُ إِلَيْهَا فَيَقُولُ الرَّسُولُ اعْتَدِي فَإِنَّ فُلاناً قَدْ فَارَقَكِ .

حلبی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

طلاق این است که مرد به زنش بگوید: تو عدّه نگه دار. یا بگوید: تو طلاق داده شده ای.

3 - محمد بن قیس گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:

طلاق برای عدّه این است که مردی زنش را در هر پاکی طلاق دهد و به او پیام بفرستد که عدّه نگه دار که فلانی تو را طلاق داده است.

فرمود: در این صورت مرد مادامی که عده زن سپری نشده اختیار دارد که به او رجوع کند.

4 - عبدالله بن سنان گوید: امام صادق فرمود:

مرد قاصدی به زن خود می فرستد می گوید: عدّه نگه دار که فلانی از تو جدا شده است.

5 - قَالَ ابْنُ سَمَاعَةَ : وَإِنَّمَا مَعْنَى قَوْلِ الرَّسُولِ : اعْتَدّي ، فَإِنَّ فُلَانَا قَدْ فَارَقَكِ يَعْنِي الطَّلَاقَ إِنَّهُ لَا يَكُونُ فُرْقَةٌ إِلَّا بِطَلَاقٍ.

حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَسَنِ الطَّاطَرِيَّ قَالَ : الَّذِي أُجْمِعَ عَلَيْهِ فِي الطَّلَاقِ أَنْ يَقُولَ : أَنْتِ طَالِقٌ ، أَوِ اعْتَدي.

وَ ذَكَرَ أَنَّهُ قَالَ لِمحَمَّدِ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ : كَيْفَ يُشْهِدُ عَلَى قَوْلِهِ : اعْتَدِي ؟

قَالَ: يَقُولُ: اشْهَدُوا اعْتَدي.

قَالَ ابْنُ سَمَاعَةَ: غَلِطَ مُحَمَّدُ بْنُ أَبِي حَمْزَةَ أَنْ يَقُولَ: اشْهَدُوا اعْتَدِي.

قَالَ الْحَسَنُ بْنُ سَمَاعَةَ : يَنْبَغِي أَنْ يَجِيءَ بِالشُّهُودِ إِلَى حَجَلَتِهَا، أَوْ يَذْهَبَ بِهَا إِلَى الشُّهُودِ إِلَى مَنَازِلِهِمْ، وَ هَذَا الْمُحَالُ الَّذِي لَا يَكُونُ وَلَمْ يُوجِبِ اللَّهُ عزّوجل هَذَا عَلَى الْعِبَادِ.

5 - ابن سماعة گوید: منظور از این فرستاده گوید: «عدّه نگه دار؛ چرا که فلانی از تو جدا شده» این است که تو را طلاق داده است؛ زیرا جدایی فقط با طلاق است.

از علی بن حسن طاطری که گوید: آن چه که اجماعی است و مورد قبول همگان است در طلاق این است که مرد بگوید: تو را طلاق دادم یا عدّه نگه دار.

به محمّد بن حمزه گفتم که چگونه شاهد می گیرد بر حرفش که می گوید به زن: عده نگه دار؟

ابن ابی حمزه گفت: می گوید شاهد باشید عدّه نگه دار.

ابن سماعه می گوید: محمّد بن ابی حمزه اشتباه کرده که می گوید: شاهد باشید عدّه نگه دار.

حسن بن سماعه گوید: سزاوار است که مرد شهود را به خانۀ زنش ببرد یا زنش را به نزد شهود یا خانۀ آن ها ببرد. و این کار محالی است که وجود ندارد و خداوند هم این کار را بر بندگانش واجب نکرده است.

وَ قَالَ الْحَسَنُ : لَيْسَ الطَّلَاقُ إِلَّا كَمَا رَوَى بُكَيْرُ بْنُ أَعْيَنَ أَنْ يَقُولَ لَهَا وَ هِيَ طَاهِرٌ مِنْ غَيْرِ جِمَاعِ: أَنْتِ طَالِقٌ وَ يُشْهِدُ شَاهِدَيْنِ عَدْلَيْنِ، وَ كُلُّ مَا سِوَى ذَلِكَ فَهُوَ مُلغى.

بخش دهم

سه طلاق در حکم یک طلاق

(10) بَابُ مَنْ طَلَّقَ ثَلَاثَاً عَلَى طُهْرٍ بِشُهُودٍ فِي مَجْلِسٍ أَوْ أَكْثَرَ إِنَّهَا وَاحِدَةً

1 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجِ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَحَدِهِمَا علیها السَّلام، قَالَ : سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ ثَلَاثَاً فِي مَجْلِسٍ وَاحِدٍ أَوْ أَكْثَرَ وَ هِيَ طَاهِرٌ؟

قَالَ : هِيَ وَاحِدَةٌ.

حسن گوید: طلاق نیست مگر همان گونه که بُکیر بن اعین روایت کرده، این که مرد به زنش در حالی که از حیض طاهر است و در آن طهر با او جماع نکرده بگوید: تو رها هستی، و دو شاهد عادل طلاقش بگیرد و هر چه غیر از این باشد ملغی و بی اعتبار است.

بخش دهم: سه طلاق در حکم یک طلاق

زراره گوید: از امام باقر علیه السَّلام و یا امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: اگر کسی همسر خود را در یک جلسه، یا دو جلسه سه نوبت طلاق بگوید، ولی هر سه طلاق در یک دورۀ طهارت واقع شود، چه صورت دارد؟

فرمود سه طلاق، به یک طلاق بر می گردد.

2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السَّلام قَالَ : سَأَلْتُهُ عَنِ الَّذِي يُطَلِّقُ فِي حَالٍ طُهْرٍ فِي مَجْلِسٍ ثَلَاثَاً.

قَالَ : هِيَ وَاحِدَةٌ.

أَبو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرٍ أَبُو الْعَبَّاسِ الرَّزَّازُ عَنْ أَيُّوبَ بْنِ نُوحٍ جَمِيعاً عَنْ صَفْوَانَ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ حَازِمٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ الْأَسَدِيُّ ، وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِي الْحَلَبِيُّ وَ عُمَرَ بْنِ حَنْظَلَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

الطَّلَاقُ ثَلَاثَاً فِي غَيْرِ عِدَّةٍ إِنْ كَانَتْ عَلَى طُهْرٍ فَوَاحِدَةٌ ، وَإِنْ لَمْ يَكُنْ عَلَى طُهْرٍ فَلَيْسَ بِشَيْءٍ .

4 - حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ سَمَاعَةَ وَ عَلِيٍّ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عَبْدِ الْكَرِيمِ بْنِ عَمْرٍو عَنْ عَمْرِو بْنِ الْبَرَاءِ قَالَ :

2 - زراره در روایت دیگر نیز نظیر این روایت را از امام باقر علیه السَّلام و یا امام صادق علیه السَّلام نقل کند.

3 - ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

اگر سه طلاق در یک عدّه باشد، یک طلاق شرعی محسوب می شود، با این شرط که در حال طهارت زن باشد، اگر در حال طهارت زن نباشد، به کلی لغو و بی اثر خواهد بود.

4 - عمرو بن براء گوید:

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: إِنَّ أَصْحَابَنَا يَقُولُونَ : إِنَّ الرَّجُلَ إِذَا طَلَّقَ امْرَأَةً مَرَّةً أَوْ مِائَةَ مَرَّةٍ فَإِنَّمَا هِيَ وَاحِدَةٌ ، وَقَدْ كَانَ يَبْلُغُنَا عَنْكَ وَ عَنْ آبَائِكَ علیهم السَّلام أَنَّهُمْ كَانُوا يَقُولُونَ: إِذَا طَلَّقَ مَرَّةً أَوْ مِائَةَ مَرَّةٍ فَإِنَّمَا هِيَ وَاحِدَةٌ.

فَقَالَ : هُوَ كَمَا بَلَغَكُمْ.

بخش یازدهم

حکم کسی که طلاق دهد و بین شاهدان جدایی افکند

(11) بَابُ مَنْ طَلَّقَ وَ فَرَّقَ بَيْنَ الشُّهُودِ أَوْ طَلَّقَ بِحَضْرَةِ قَوْمٍ وَ لَمْ يَقُلْ لَهُمُ اشْهَدُوا

1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ قَالَ : سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السَّلام عَنْ رَجُلٍ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ عَلَى طُهْرٍ مِنْ غَيْرِ حِمَاعٍ وَ أَشْهَدَ الْيَوْمَ رَجُلاً ثُمَّ مَكَثَ خَمْسَةَ أَيَّامٍ ثُمَّ أَشْهَدَ آخَرَ.

فَقَالَ : إِنَّمَا أُمِرَ أَنْ يُشْهَدَا جَمِيعاً.

به امام صادق علیه السَّلام گفتم: یاران ما می گویند: هرگاه مردی زنش را یک یا صد بار طلاق دهد در حکم یک طلاق است، در حالی که از شما و اجداد شما برای ما روایت شده که می گویند: هرگاه مردی زنش ر را یک یا صد بار طلاق دهد در حکم یک طلاق است؟

فرمود: همین طور است که به شما روایت شده است.

بخش یازدهم: حکم کسی که طلاق دهد و بین شاهدان جدایی افکند

1 - احمد بن محمد بن ابی نصر گوید: از امام ابوالحسن علیه السَّلام پرسیدم: مردی همسر خود را در دوران پاکی بی آن که با او نزدیکی کند طلاق می دهد. او در همان روز یک شاهد می گیرد آن گاه پس از پنج روز شاهد دیگری بر طلاق گواه می گیرد (چه حکمی دارد؟)

فرمود: فقط دستور این است که دو شاهد در یک مورد شهادت دهند.

2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ أَشْيَمَ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ طَهُرَتِ امْرَأَتُهُ مِنْ حَيْضِهَا فَقَالَ: فُلَانَةٌ طَالِقٌ وَ قَوْمٌ يَسْمَعُونَ كَلَامَهُ ، وَ لَمْ يَقُلْ لَهُمُ : اشْهَدُوا أَ يَقَعُ الطَّلَاقُ عَلَيْهَا ؟

قَالَ: نَعَمْ ، هِيَ شَهَادَةٌ ، أَفَتُتْرَكُ مُعَلَّقَةً ؟

3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السَّلام عَنْ رَجُلٍ كَانَتْ لَهُ امْرَأَةٌ طَهُرَتْ مِنْ حَيْضِهَا فَجَاءَ إِلَى جَمَاعَةٍ فَقَالَ: فُلَانَةُ طَالِقٌ يَقَعُ عَلَيْهَا الطَّلَاقُ وَ لَمْ يَقُلْ لَهُمُ : اشْهَدُوا؟

قَالَ : نَعَمْ .

4 - عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرَّضَا علیه السَّلام قَالَ : سُئِلَ عَنْ رَجُلٍ طَهُرَتِ امْرَأَتُهُ مِنْ حَيْضِهَا فَقَالَ : فُلَانَةُ طَالِقٌ ، وَ قَوْمٌ يَسْمَعُونَ كَلَامَهُ وَ لَمْ يَقُلْ لَهُمُ اشْهَدُوا أَيَقَعُ الطَّلَاقُ عَلَيْهَا؟ قَالَ : نَعَمْ هَذِهِ شَهَادَةٌ .

2 - على بن احمد بن اشیم گوید: از امام علیه السَّلام پرسیدم: مردی همسر خود را در دوران پاکی از حیض طلاق می دهد و می گوید: فلان زن طلاق داده شده است و گروهی سخن او را می شنوند و به آنان نمی گوید: شاهد طلاق من باشید. آیا طلاق محقق می شود؟

فرمود: آری، این همان شهادت است. آیا او را رها نمی کند؟

3 - احمد بن محمد بن ابی نصر :گوید از امام ابو الحسن علیه السَّلام پرسیدم: مردی پس از پاکی همسرش نزد گروهی آمده و گفته است: فلان زن طلاق داده شده است و به آنان نگفته به این امر شهادت دهید، طلاق او صحيح است؟

فرمود: آری.

4 - صفوان بن یحیی گوید: از امام رضا علیه السَّلام پرسیدند: اگر انسان پس از عادت ماهیانه همسرش و در حضور جماعتی که به او گوش می دهند بگوید: همسرم فلانی رها و آزاد است ولی به آنان نگوید: شما گواه باشید آیا طلاق شرعی واقع می شود؟

فرمود: آری. حضور گواهان کافی است.

بخش دوازدهم

حکم کسی که به طلاق دو همسرش با یک لفظ شاهد می گیرد

(12) بَابُ مَنْ أَشْهَدَ عَلَى طَلَاقِ امْرَأَتَيْنِ بِلَفْظَةٍ وَاحِدَةٍ

1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام: مَا تَقُولُ فِي رَجُلٍ أَحْضَرَ شَاهِدَيْنِ عَدْلَيْنِ وَأَحْضَرَ امْرَأَتَيْنِ لَهُ وَ هُمَا طَاهِرَتَانِ مِنْ غَيْرِ جِمَاعِ ثُمَّ قَالَ : اشْهَدَا أَنَّ امْرَأَتَيَّ هَاتَيْنِ طَالِقٌ وَ هُمَا طَاهِرَتَانِ أَيَقَعُ الطَّلَاقُ ؟

قَالَ : نَعَمْ .

بخش دوازدهم: حکم کسی که به طلاق دو همسرش با یک لفظ شاهد می گیرد

1 - زراره گوید: به امام باقر علیه السَّلام عرض کردم: دو شاهد حاضر می کند و در حضور آنان به دو زن خود که در دوران پاکی هستند و با آنان نزدیکی نکرده رو می کند و می گوید: شاهد باشید که این دو زن من طلاق داده شده اند، آیا طلاق واقع می شود؟

فرمود: آری.

بخش سیزدهم

حکم کسز که به طلاق دو همسرش با یک لفظ شاهد می گیرد...

(13) بَابُ الْإِشْهَادِ عَلَى الرَّجْعَةِ

1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ الله علیه السَّلام فِي الَّذِي يُرَاجِعُ وَ لَمْ يُشْهِد.

بخش سیزدهم: گواه گرفتن برای رجوع کردن

1 - حلبی گوید: امام صادق علیه السَّلام دربارۀ مردی که به زنش رجوع کرده و شاهد برای رجوع نگرفته فرمود:

قَالَ : يُشْهِدُ أَحَبُّ إِلَيَّ وَ لَا أَرَى بِالَّذِي صَنَعَ بَأْساً.

2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام قَالَ :

يُشْهِدُ رَجُلَيْنِ إِذَا طَلَّقَ وَ إِذَا رَجَعَ ، فَإِنْ جَهِلَ فَغَشِيَهَا فَلْيُشْهِدِ الْآنَ عَلَى مَا صَنَعَ وَ هِيَ امْرَأَتُهُ فَإِنْ كَانَ لَمْ يُشْهِدْ حِينَ طَلَّقَ فَلَيْسَ طَلَاقُهُ بِشَيْءٍ .

3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أَذَيْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِم عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام قَالَ:

إِنَّ الطَّلَاقَ لَا يَكُونُ بِغَيْرِ شُهُودٍ ، وَإِنَّ الرَّجْعَةَ بِغَيْرِ شُهُودٍ رَجْعَةٌ ، وَلَكِنْ لَيَشْهِدُ بَعْدُ فَهُوَ أَفْضَلُ.

4 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبَانٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: سُئِلَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السَّلام عَنْ رَجُلٍ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ وَاحِدَةً ثُمَّ رَاجَعَهَا قَبْلَ أَنْ تَنْقَضِيَ عِدَّتُهَا وَ لَمْ يُشْهِدْ عَلَى رَجْعَتِهَا.

اگر شاهد بگیرد برای من دوست داشتنی تر است به نظر من آن چه انجام داده اشکالی ندارد.

2 - زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:

در هنگام طلاق دادن و در هنگام رجوع کردن باید دو مرد عادل را گواه بگیرند. اگر کسی بدون شاهد رجوع کند و با آن زن مباشرت کند، اینک که آگاه می شود، باید شاهد بگیرد و بگوید که من رجوع کرده ام و با او همبستر شده ام. و آن زن، کماکان همسر او خواهد بود. اما اگر موقع طلاق دادن شاهد نگیرد، طلاق او بی اثر خواهد بود.

3 - زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:

طلاق بی شاهد، طلاق شرعی نیست، اما رجوع بی شاهد رجوع شرعی است، اگر رجوع کند و شاهد نگیرد، در روزهای بعد شاهد بگیرد، گرچه مباشرت کرده، شاهد گرفتن بهتر است.

4 - محمد بن مسلم گوید: از امام باقر علیه السَّلام پرسیدند: مردی همسرش را در یک بار طلاق داده آن گاه پیش از سپری شدن عده و بدون شاهد به او رجوع کرده است ( چه حکمی دارد؟)

قَالَ : هِيَ امْرَأَتُهُ مَا لَمْ تَنْقَضِ عِدَّتُهَا ، وَ قَدْ كَانَ يَنْبَغِي لَهُ أَنْ يُشْهِدَ عَلَى رَجْعَتِهَا ، فَإِنْ جَهِلَ ذَلِكَ فَلْيُشْهِدْ حِينَ عَلِمَ وَ لَا أَرَى بِالَّذِي صَنَعَ بَأْساً ، وَإِنَّ كَثِيرًاً مِنَ النَّاسِ لَوْ أَرَادُوا الْبَيِّنَةَ عَلَى نِكَاحِهِمُ الْيَوْمَ لَمْ يَجِدُوا أَحَداً يُثْبِتُ الشَّهَادَةَ عَلَى مَا كَانَ مِنْ أَمْرِهِمَا وَ لَا أَرَى بِالَّذِي صَنَعَ بَأْساً وَإِنْ يُشْهِدْ فَهُوَ أَحْسَنُ .

5 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا علیه السَّلام قَالَ : سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ وَاحِدَةً.

قَالَ : هُوَ أَمْلَكُ بِرَجْعَتِهَا مَا لَمْ تَنْقَضِ العِدَّةُ .

قُلْتُ : فَإِنْ لَمْ يُشْهِدْ عَلَى رَجْعَتِهَا .

قَالَ : فَلْيُشْهِدْ .

قُلْتُ : فَإِنْ غَفَلَ عَنْ ذَلِكَ .

قَالَ : فَلْيُشْهِدْ حِينَ يَذْكُرُ وَ إِنَّمَا جُعِلَ الشُّهُودُ لِمَكَانِ الْمِيرَاثِ .

فرمود: مادامی که عدّه آن زن سپری نشده، همسر اوست. البته شایسته بود که برای رجوع به او شاهد بگیرد. اگر نمی دانست هرگاه متوجه شد شاهد بگیرد و کاری که انجام داده اشکال ندارد؛ چرا که بیشتر مردم وقتی بخواهند همان روز برای ازدواجشان شاهد بگیرند کسی را نمی یابند که برای آنها شهادت دهد. کاری که کرده ایرادی ندارد، گرچه هرگاه شاهد میگرفت بهتر بود.

5 - محمّد بن سالم گوید: از امام (باقر علیه السَّلام و یا امام صادق علیه السَّلام ) پرسیدم: اگر کسی زن خود را طلاق بدهد، تا کی حق رجوع دارد؟

فرمود: مادام که عدّه طلاق به سر نیامده، شوهر به بازگرداندن زنش شایسته تر خواهد بود.

عرض کردم: اگر رجوع کند و شاهد نگیرد، چه صورت دارد؟

فرمود: بعداً شاهد بگیرد.

عرض کردم اگر غافل شود و شاهد نگیرد، چه صورت دارد؟

فرمود: هر وقت متذکر شد، شاهد بگیرد.

فرمود: شهادت در مورد رجوع کردن به خاطر میراث زن و شوهر است.

بخش چهاردهم

رحوع فقط عملی است

(14) بَابُ أَنَّ الْمُرَاجَعَةَ لَا تَكُونُ إِلَّا بِالْمُوَاقَعَةِ

1 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ عَبْدِ الْكَرِيم عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ :

الْمُرَاجَعَةُ هِيَ الْجَمَاعُ ، وَإِلَّا فَإِنَّمَا هِيَ وَاحِدَةٌ.

2 - عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ الْحَجَّاجِ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام صلى الله عليه وسلم فِي رَجُلٍ يُطَلِّقُ امْرَأَتَهُ : لَهُ أَنْ يُرَاجِعَ .

وَ قَالَ: لَا يُطَلِّقُ التَّطْلِيقَةَ الْأُخْرَى حَتَّى يَمَسَّهَا.

بخش چهاردهم: رجوع فقط عملی است

1 - ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: رجوع در طلاق همان نزدیکی با همسر است وگرنه فقط یک طلاق صورت گرفته است.

2 - عبدالرحمان بن حجّاج گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: هر کسی همسر خود را طلاق دهد، حق رجوع دارد.

و فرمود: کسی که رجوع کند، حق ندارد همسر خود را مجدداً طلاق بدهد مگر موقعی که با او مباشرت کرده باشد.

3 - عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ ابْنِ أُذَيْنَةَ عَنْ بُكَيْرٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السَّلام يَقُولُ :

إِذَا طَلَّقَ الرَّجُلُ امْرَأَتَهُ وَ أَشْهَدَ شَاهِدَيْنِ عَدْلَيْنِ فِي قُبْلِ عِدَّتِهَا، فَلَيْسَ لَهُ أَنْ يُطَلَّقَهَا حَتَّى تَنْقَضِيَ عِدَّتُهَا إِلَّا أَنْ يُرَاجِعَهَا.

4 - أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي إِبْرَاهِيمَ علیه السَّلام قالَ : سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُل يُطَلِّقُ امْرَأَتَهُ فِي طُهْرٍ مِنْ غَيْرِ جِمَاعَ ثُمَّ يُرَاجِعُهَا فِي يَوْمِهِ ذَلِكَ ثُمَّ يُطَلِّقُهَا تَبِينُ مِنْهُ بِثَلَاثِ تَطْلِيقَاتٍ فِي طُهْرٍ وَاحِدٍ .

فَقَالَ: خَالَفَ السُّنَّةَ قُلْتُ فَلَيْسَ يَنْبَغِي لَهُ إِذَا هُوَ رَاجَعَهَا أَنْ يُطَلَّقَهَا إِلَّا فِي طُهْرٍ.

فَقَالَ: نَعَمْ .

قُلْتُ : حَتَّى يُجَامِعَ ؟

3 - بُکَیر گوید: از امام باقر علیه السَّلام شنیدم که می فرمود

هرگاه کسی همسر خود را در آغاز عده، طلاق بدهد و دو تن شاهد عادل گواه بگیرد، دیگر حق ندارد مجدداً طلاق بدهد تا دو طلاقه و سه طلاقه شود، بلکه باید او را رها کند تا عدّه طلاق را به پایان ببرد و طلاق او قطعی شود، و یا رجوع کند و سازش و آشتی برقرار نماید.

4 - اسحاق بن عمّار گوید: از امام کاظم علیه السَّلام پرسیدم: اگر کسی همسر خود را در هنگام پاکی از عادت و قبل از مباشرت طلاق بدهد و همان روز رجوع کند و مجدداً او را طلاق بدهد، آیا با سه طلاقی که بر همین صورت انجام گیرد، جدایی قطعی حاصل می شود؟

فرمود: این مرد از سنت طلاق خارج شده است.

عرض کردم: یعنی شایسته نیست که بعد از رجوع کردن، مجدداً او را طلاق بدهد مگر موقعی که یک بار دیگر عادت شود و از عادت خود پاک شود؟

فرمود: آری.

عرض کردم:و باید رجوع او با مباشرت همراه باشد؟

قَالَ : نَعَمْ .

5 - حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنْ صَفْوَانَ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ علیه السَّلام قَالَ :

الرَّجْعَةُ الْجِمَاعُ ، وَإِلَّا فَإِنَّمَا هِيَ وَاحِدَةٌ.

بخش پانزدهم

[چند روایت نکته دار]

(15) بَابٌ

1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ أَبِي وَلَّادٍ الْحَنَّاطِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ : سَأَلْتُهُ عَنِ امْرَأَةِ ادَّعَتْ عَلَى زَوْجِهَا أَنَّهُ طَلَّقَهَا تَطْلِيقَةً طَلَاقَ الْعِدَّةِ طَلَاقاً صَحِيحاً يَعْنِي عَلَى طُهْرٍ مِنْ غَيْرِ جِمَاعِ وَ أَشْهَدَ لَهَا شُهُوداً عَلَى ذَلِكَ، ثُمَّ أَنْكَرَ الزَّوْجُ بَعْدَ ذَلِكَ .

فرمود: آری.

5 - اسحاق بن عمّار گوید: امام کاظم علیه السَّلام فرمود:

رجوع از طلاق باید با مباشرت همراه باشد، وگرنه طلاقهای متعدّد به منزلۀ یک طلاق است.

بخش پانزدهم: [چند روایت نکته دار ]

1 - ابى ولّاد حنّاط گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: زنی ادعا می کند که شوهر من در هنگام شروع عده، مرا طلاق داده و شرایط صحّت طلاق را که باید در حال طهارت و بدون مباشرت باشد رعایت کرده و موقع طلاق گواهان را دعوت کرده است. اما شوهر او انکار می کند و می گوید: من او را طلاق نداده ام. تکلیف آنان چیست؟

فَقَالَ : إِنْ كَانَ إِنْكَارُهُ الطَّلَاقَ قَبْلَ انْقِضَاءِ الْعِدَّةِ ، فَإِنَّ إِنْكَارَهُ لِلطَّلَاقِ رَجْعَةٌ لَهَا، وَإِنْ كَانَ أَنْكَرَ الطَّلَاقَ بَعْدَ انْقِضَاءِ الْعِدَّةِ، فَإِنَّ عَلَى الْإِمَامِ أَنْ يُفَرِّقَ بَيْنَهُمَا بَعْدَ شَهَادَةِ الشُّهُودِ بَعْدَ أَنْ يَسْتَحْلِفَ أَنَّ إِنْكَارَهُ لِلطَّلَاقِ بَعْدَ انْقِضَاءِ الْعِدَّةِ وَهُوَ خَاطِبٌ مِنَ الْخُطَّابِ.

2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ سَعْدِ بْنِ سَعْدِ عَنِ الْمَرْزُبَانِ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السَّلام عَنْ رَجُلٍ قَالَ لِامْرَأَتِهِ : اعْتَدِي فَقَدْ خَلَّيْتُ سَبيلَكِ .

ثُمَّ أَشْهَدَ عَلَى رَجْعَتِهَا بَعْدَ ذَلِكَ بِأَيَّامٍ ، ثُمَّ غَابَ عَنْهَا قَبْلَ أَنْ يُجَامِعَهَا حَنْ مَضَتْ لِذَلِكَ أَشْهُرٌ بَعْدَ الْعِدَّةِ أَوْ أَكْثَرُ فَكَيْفَ تَأْمُرُهُ.

قَالَ : إِذَا أَشْهَدَ عَلَى رَجْعَتِهِ فَهِيَ زَوْجَتُهُ.

فرمود: اگر قبل از پایان عدّه طلاق انکار کرده باشد، انکار طلاق به منزلۀ رجوع از طلاق است و آنان همچنان، زن و شوهر خواهند بود. و اگر بعد سپری شدن عدّه انکار کرده باشد، تکلیف امام است که بعد از استماع گواهی گواهان، طلاق و جدایی آنان را اعلام کند. منتها باید زن سوگند بدهد که شوهرش بعد از پایان عدّه به سراغ او آمده و طلاق خود را انکار کرده است. در این صورت شوهر او باید در ردیف خواستگاران از آن زن خواستگاری کند.

2 - مرزبان گوید: از امام رضا علیه السَّلام پرسیدم: مردی به همسر خود می گوید: عدّه نگهدار، که من تو را رها کردم. بعد از چند روز از طلاق رجوع می کند و گواه می گیرد که من رجوع کردم. ولی پیش از رجوع عملی و مباشرت با زن به سفر می رود، و بعد از چند ماه که همسرش عدّه طلاق را سپری کرده و خود را بی شوهر می داند، از سفر باز می گردد و به سراغ زن می رود؛ نظر شما چیست؟

فرمود: در صورتی که بر رجوع خود گواه گرفته با گواهی گواهان ثابت می شود که زن همچنان همسر اوست.

3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَيْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ قَيْسٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام أَنَّهُ قَالَ فِي رَجُلٍ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ وَ أَشْهَدَ شَاهِدَيْنِ ثُمَّ أَشْهَدَ عَلَى رَجْعَتِهَا سِرّاً مِنْهَا وَ اسْتَكْتَمَ ذَلِكَ الشُّهُودَ فَلَمْ تَعْلَمِ الْمَرْأَةُ بِالرَّجْعَةِ حَتَّى انْقَضَتْ عِدَّتُهَا .

قَالَ: تَخَيَّرُ الْمَرْأَةُ فَإِنْ شَاءَتْ زَوْجَهَا وَ إِنْ شَاءَتْ غَيْرَ ذَلِكَ وَإِنْ تَزَوَّجَتْ قَبْلَ أَنْ تَعْلَمَ بِالرَّجْعَةِ الَّتِي أَشْهَدَ عَلَيْهَا زَوْجُهَا فَلَيْسَ لِلَّذِي طَلَّقَهَا عَلَيْهَا سَبِيلٌ وَ زَوْجُهَا الْأَخِيرُ أَحَقُّ بِهَا.

3 - محمد بن قیس گوید: امام باقر علیه السَّلام دربارۀ مردی که زنش را طلاق داده و بر این امر دو شاهد گرفته؛ آن گاه در پنهانی به او رجوع کرده و این امر را از شهود طلاق کتمان نموده است و تا سپری شدن عدّه زن او را آگاه نکرده است فرمود:

زن اختیار دارد که در زوجیت همسرش بماند یا غیر او را اختیار کند. اگر زن پیش از آگاهی از رجوع همسرش که گواه گرفته ازدواج کرد، مردی که طلاق داده راهی به او ندارد و همسر دوم به او سزاوارتر است.

بخش شانزدهم

[روایتی نکته دار]

(16) بَابٌ

1 - حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ عَنْ أَبَانٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السَّلام فِي رَجُلٍ يُطَلِّقُ امْرَأَتَهُ تَطْلِيقَةً ثُمَّ يَدَعُهَا حَتَّى تَمْضِيَ ثَلَاثَةٌ أَشْهُرٍ إِلَّا يَوْماً ثُمَّ يُرَاجِعُهَا فِي مَجْلِسٍ ثُمَّ يُطَلِّقُهَا ثُمَّ فَعَلَ ذَلِكَ فِي آخِرِ الثَّلَاثَةِ الْأَشْهُرٍ أَيْضاً.

قَالَ : فَقَالَ : إِذَا أَدْخَلَ الرَّجْعَةَ اعْتَدَّتْ بِالتَّطْلِيقَةِ الْأَخِيرَةِ، وَإِذَا طَلَّقَ بِغَيْرِ رَجْعَةٍ لَمْ يَكُنْ لَهُ طَلَاقُ .

بخش شانزدهم: [ روایتی نکته دار ]

1 - زراره گوید: امام (صادق علیه السَّلام و یا امام باقر علیه السَّلام) دربارۀ کسی که زن خود را یک نوبت طلاق بدهد و یک روز قبل از پایان سه ماه، رجوع کند و مجدداً او را طلاق بدهد و باز در آخرین روز عدّه رجوع کند فرمود:

اگر در میان دو طلاق عملاً رجوع کرده زن باید از طلاق دوم عدّه نگه دارد؛ و اگر طلاق دوم را بدون رجوع جاری کرده ، طلاق دوم صورت نگرفته و آنان زن و شوهر خواهند بود.

بخش هفدهم

زنی که برای شوهر حلال نخواهد شد مگر با شوهر جدید همبستر شود...

(17) بَابُ الَّتِي لَا تَحِلُّ لِزَوْجِهَا حَتَّى تَنْكِحَ زَوْجًا غَيْرَهُ

1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ رِتَابٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السَّلام عَنِ الطَّلَاقِ الَّذِي لَا يَحِلُّ لَهُ حَتَّى تَنْكِحَ زَوْجًا غَيْرَهُ.

فَقَالَ : أُخْبِرُكَ بِمَا صَنَعْتُ أَنَا بِامْرَأَةٍ كَانَتْ عِنْدِي وَ أَرَدْتُ أَنْ أُطَلَّقَهَا فَتَرَكْتُهَا حَتَّى إِذَا طَمِثَتْ وَ طَهُرَتْ طَلَّقْتُهَا مِنْ غَيْرِ جِمَاعِ وَ أَشْهَدْتُ عَلَى ذَلِكَ شَاهِدَيْنِ ثُمَّ تَرَكْتُهَا حَتَّى إِذَا كَادَتْ أَنْ تَنْقَضِيَ عِدَّتُهَا رَاجَعْتُهَا وَ دَخَلْتُ بِهَا وَ تَرَكْتُهَا حَتَّى إِذَا طَمِثَتْ وَ طَهُرَتْ ثُمَّ طَلَّقْتُهَا عَلَى طُهْرٍ مِنْ غَيْرِ جِمَاعِ بِشَاهِدَيْنِ ثُمَّ تَرَكْتُهَا حَتَّى إِذَا كَانَ قَبْلَ أَنْ تَنْقَضِيَ عِدَّتُهَا رَاجَعْتُهَا وَ دَخَلْتُ بِهَا حَتَّى إِذَا طَمِثَتْ وَ طَهُرَتْ طَلَّقْتُهَا عَلَى طُهْرٍ بِغَيْرِ جِمَاعِ بِشُهُودٍ وَ إِنَّمَا فَعَلْتُ ذَلِكَ بِهَا إِنَّهُ لَمْ يَكُنْ لِي بِهَا حَاجَةٌ .

بخش هفدهم: زنی که برای شوهرش حلال نخواهد شد مگر با شوهر جدید همبستر شود

1 - ابو بصیر گوید: از امام باقر علیه السَّلام دربارهٔ طلاقی که زن برای مرد حلال نمی شود تا این که با مرد دیگری ازدواج کند پرسیدم.

فرمود: تو را آگاه می کنم از کاری که من با همسری که داشتم انجام دادم و می خواستم او را طلاق دهم او را ترک کردم تا زمانی که حائض شد و از حیض پاک شد و بدون این که با او جماع کنم او را طلاق دادم و دو شاهد هم بر آن طلاق گرفتم پس ترکش کردم، تا وقتی که نزدیک شد که عده اش تمام شود به او رجوع کردم و به او دخول کردم و بعد او را ترک کردم تا زمانی که حائض شد و از حیض پاک شد، سپس او را طلاق دادم در پاکی که با او جماع نکردم و دو شاهد هم بر آن گرفتم، سپس ترکش کردم تا قبل از زمانی که عدّه اش تمام شود، به او رجوع کردم و به او دخول کردم، تا زمانی که حائض شد و پاک شد او را طلاق دادم بر همان پاکی که با او جماع نکرده بودم و شاهد هم گرفتم. همانا من این کار را با او کردم؛ زیرا به او نیازی نداشتم.

2 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ أَبِي نَصْرِ وَ حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ سَمَاعَةَ وَ عَلِيِّ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عَبْدِ الْكَرِيمِ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ : قُلْتُ لَهُ : الْمَرْأَةُ الَّتِى لَا تَحِلُّ لِزَوْجِهَا حَتَّى تَنْكِحَ زَوْجاً غَيْرَهُ.

قَالَ : هِيَ الَّتِي تُطَلِّقُ ثُمَّ تُرَاجَعُ ثُمَّ تُطَلَّقُ ثُمَّ تُرَاجَعُ ، ثُمَّ تُطَلَّقُ فَهِيَ الَّتِي لَا تَحِلُّ لَهُ حَتَّى تَنْكِحَ زَوْجًا غَيْرَهُ.

وَ قَالَ : الرَّجْعَةُ بِالْجِمَاعِ، وَإِلَّا فَإِنَّمَا هِيَ وَاحِدَةٌ.

3 - مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرِ الرَّزَّازُ عَنْ أَيُّوبَ بْنِ نُوحٍ وَأَبُو عَلِيِّ الْأَشْعَرِيٌّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ وَ حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ كُلِّهِمْ عَنْ صَفْوَانَ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ :

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: الْمَرْأَةُ الَّتِي لَا تَحِلُّ لِزَوْجِهَا حَتَّى تَنْكِحَ زَوْجًا غَيْرَهُ.

2 - ابو بصیر گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: زنی برای شوهرش حلال نخواهد، مگر آن گاه که با شوهر جدیدش به بستر رود کیست؟

فرمود: زنی را که طلاق بدهند و رجوع کنند ، دو مرتبه طلاق بدهند رجوع کنند، اگر برای نوبت طلاق بدهند، دیگر برای شوهرش حلال نخواهد شد، مگر آن گاه که با شوهر جدیدش به بستر برود و طلاق بگیرد.

و فرمود: رجعتی که برای طلاق دوم صورت بگیرد، باید با نزدیکی و مباشرت همراه باشد، وگرنه طلاق دوم و طلاق سوم لغو و بی اثر می شود.

ابو بصیر گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: زنی که برای شوهرش حلال نخواهد شد، مگر آن که با شوهر جدیدی ازدواج کند کیست؟

قَالَ : هِيَ الَّتِي تُطَلَّقُ ثُمَّ تُرَاجَعُ ثُمَّ تُطَلَّقُ ثُمَّ تُرَاجَعُ ثُمَّ تُطَلِّقُ الثَّالِثَةَ فَهِيَ الَّتِي لَا تَحِلُّ لِزَوْجِهَا حَتَّى تَنْكِحَ زَوْجاً غَيْرَهُ وَيَذُوقَ عُسَيْلَتَهَا .

4 - صَفْوَانُ عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام فِي الرَّجُلِ يُطَلِّقُ امْرَأَتَهُ تَطْلِيقَةً ثُمَّ يُرَاجِعُهَا بَعْدَ انْقِضَاءِ عِدَّتِهَا، فَإِذَا طَلَّقَهَا الثَّالِثَةَ لَمْ تَحِلَّ لَهُ حَتَّى تَنْكِحَ زَوْجًا غَيْرَهُ فَإِذَا تَزَوَّجَهَا غَيْرُهُ وَ لَمْ يَدْخُلْ بِهَا وَ طَلَّقَهَا أَوْ مَاتَ عَنْهَا لَمْ تَحِلَّ لِزَوْجِهَا الْأَوَّلِ حَتَّى يَذُوقَ الآخَرُ عُسَيْلَتَهَا. ه - صَفْوَانُ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام فِي التَّطْلِيقَةَ الثَّالِثَةَ: لَا تَحِلُّ لَهُ حَتَّى تَنْكِحَ زَوْجاً غَيْرَهُ وَ يَذُوقَ عُسَيْلَتَهَا.

6 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْفَضْلِ الْوَاسِطِي قَالَ : كَتَبْتُ إِلَى الرّضَاء علیه السَّلام: رَجُلٌ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ الطَّلَاقَ الَّذِي لَا تَحِلُّ لَهُ حَتَّى تَنْكِحَ زَوْجاً غَيْرَهُ ، فَتَزَوَّجَهَا غُلَامٌ لَمْ يَحْتَلِمْ .

فرمود: زن را که طلاق بدهند و رجوع کنند، نوبت دوم طلاق بدهند و رجوع کنند، و بعد برا نوبت سوم طلاق بدهند؛ آن زن برای شوهرش حلال نخواهد شد مگر موقعی که با شوهر تازه ای ازدواج کند و شوهر جدید، با او نزدیکی کند.

4 - زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود

اگر کسی زن خود را طلاق بدهد و بعد از پایان عده با او آشتی کند و مجدداً ازدواج نماید، اگر به همین صورت سه نوبت او را طلاق بدهد برای شوهرش حلال نخواهد شد مگر موقعی که آن زن شوهر تازه ای بگیرد و اگر شوهر تازه بگیرد، ولی شوهر با او نزدیکی نکند و او را طلاق بدهد و یا احیاناً بمیرد، برای شوهر اول حلال نخواهد شد، شرط حلالی آن است که شوهر دوم ،شربت وصال او را بچشد.

5 - ابو بصیر نظیر این روایت را از امام صادق علیه السَّلام نقل می کند.

6 - على بن فضل واسطی گوید: در نامه ای به امام رضا علیه السَّلام نوشتم: مردی به گونه ای همسرش را طلاق داده که تا مرد دیگری با او ازدواج نکند او حلال نمی شود. اینک با نوجوانی که هنوز محتلم نمی شود می تواند ازدواج کند؟

قَالَ: لَا حَتَّى يَبْلُغَ .

فَكَتَبْتُ إِلَيْهِ: مَا حَدَّ الْبُلُوغ ؟

فَقَالَ: مَا أَوْجَبَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ الْحُدُودَ .

بخش هجدهم

آن چه باع عدم وقوع طلاق می شود و آن چه که نمی شود...

(18) بَابُ مَا يَهْدِمُ الطَّلَاقَ وَ مَا لَا يَهْدِمُ

1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ شُعَيْبٍ الْحَدَّادِ عَنْ مُعَلَّى بْنِ حُنَيْسٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام فِي رَجُلٍ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ ثُمَّ لَمْ يُرَاجِعْهَا حَتَّى حَاضَتْ ثَلَاثَ حِيضِ ثُمَّ تَزَوَّجَهَا ثُمَّ طَلَّقَهَا فَتَرَكَهَا حَتَّى حَاضَتْ ثَلَاثَ حِيَضِ مِنْ غَيْرِ أَنْ يُرَاجِعَهَا يَعْنِي يَمَسُّهَا.

قَالَ : لَهُ أَنْ يَتَزَوَّجَهَا أَبَداً مَا لَمْ يُرَاجِعْ وَ يَمَسَّ .

فرمود: نه، تا به سن بلوغ برسد.

در نامه دیگری نوشتم: حد بلوغ چیست؟

فرمود: آنچه حدود را بر مؤمنان واجب می کند.

بخش هیجدهم: آن چه باعث عدم وقوع طلاق می شود و آن چه که نمی شود

1 - معلّی بن خخُنیس گوید: امام صادق علیه السَّلام درباره مردی که زنش را طلاق داد سپس به او رجوع نکرد تا زن سه مرتبه حائض شد، سپس با او ازدواج کرد آن گاه او را طلاق داد ترکش کرد تا سه مرتبه حائض شد بدون این که در این مدّت به او رجوع کند _ یعنی او را مسّ کند _ فرمود:

مرد می تواند برای همیشه (هر وقت خواست) با او ازدواج کند مادامی که به او رجوع نکرده و او را مس ننموده است.

2 - حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنْ عُبَيْدِ اللَّهِ بْنِ أَحْمَدَ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ شُعَيْبِ الْحَدَّادِ عَنِ الْمُعَلَّى بْنِ خُنَيْسٍ عَنْ أَبِي الْمُعَلَّى بْن خُنَيْسِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام فِي رَجُلٍ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ ثُمَّ لَمْ يُرَاجِعُهَا حَتَّى حَاضَتْ ثَلَاثَ حِيَضٍ ثُمَّ تَزَوَّجَهَا ثُمَّ طَلَّقَهَا فَتَرَكَهَا حَتَّى حَاضَتْ ثَلَاثَ حِيَضٍ ثُمَّ تَزَوَّجَهَا ثُمَّ طَلَّقَهَا مِنْ غَيْرِ أَنْ يُرَاجِعَهَا ثُمَّ تَرَكَهَا حَتَّى حَاضَتْ ثَلَاثَ حِيَض.

قَالَ: لَهُ أَنْ يَتَزَوَّجَهَا أَبَداً مَا لَمْ يُرَاجِعْ وَ يَمَسَّ .

وَ كَانَ ابْنُ بُكَيْرٍ وَ أَصْحَابُهُ يَقُولُونَ هَذَا ، فَأَخْبَرَنِي عَبْدُ اللَّهِ بْنُ الْمُغِيرَةِ قَالَ : قُلْتُ لَهُ : مِنْ أَيْنَ قُلْتَ هَذَا؟

قَالَ: قُلْتُهُ مِنْ قِبَلِ رِوَايَةِ رِفَاعَةَ رَوَى عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام أَنَّهُ يَهْدِمُ مَا مَضَى.

قَالَ : قُلْتُ لَهُ: فَإِنَّ رِفَاعَةَ إِنَّمَا قَالَ : طَلَّقَهَا ثُمَّ تَزَوَّجَهَا رَجُلٌ ثُمَّ طَلَّقَهَا ثُمَّ تَزَوَّجَهَا الْأَوَّلُ إِنَّ ذَلِكَ يَهْدِمُ الطَّلَاقَ الْأَوَّلَ .

2 - معلی بن خنیس گوید: امام صادق علیه السَّلام دربارۀ مردی که زنش را طلاق داده سپس به او رجوع نکرده تا زن سه مرتبه حائض شده، آن گاه با او ازدواج کرده، سپس او را طلاق داده و او را ترک کرده تا سه مرتبه حائض شده، سپس با او ازدواج کرده، آن گاه بی آن که رجوع کند او را طلاق داده سپس او را ترک کرده تا این که سه مرتبه حائض شده است فرمود:

مردی مادامی که به زن رجوع نکرده و با او تماس نداشته میتواند برای همیشه با او ازدواج کند.

ابن بکیر ویاران او چنین می گفتند: عبدالله بن مغیره گوید به او گفتم: این حکم را از کجا می گویی؟ گفت: از ناحیه روایت رفاعه که از امام صادق روایت می کند که ازدواج گذشته را از بین می برد.

به او گفتم: رفاعه فقط چنین گفت که او را طلاق دهد، با مردی ازدواج کند آن گاه طلاق دهد، سپس مرد اول با او ازدواج کند چنین ازدواجی طلاق نخست را از بین می برد.

3 - حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ زِيَادٍ وَ صَفْوَانَ عَنْ رِفَاعَةَ عَنْ عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ : سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُل طَلَّقَ امْرَأَتَهُ حَتَّى بَانَتْ مِنْهُ وَ انْقَضَتْ عِدَّتُهَا ثُمَّ تَزَوَّجَتْ زَوْجاً آخَرَ فَطَلَّقَهَا أَيْضاً ثُمَّ تَزَوَّجَهَا زَوْجُهَا الْأَوَّلُ أَ يَهْدِمُ ذَلِكَ الطَّلَاقَ الْأَوَّلَ ؟

قَالَ : نَعَمْ .

قَالَ ابْنُ سَمَاعَةَ : وَكَانَ ابْنُ بُكَيْرٍ يَقُولُ : الْمُطَلَّقَةُ إِذَا طَلَّقَهَا زَوْجُهَا ثُمَّ تَرَكَهَا حَتَّى تَبِينَ ثُمَّ تَزَوَّجَهَا فَإِنَّمَا هِيَ عِنْدَهُ عَلَى طَلَاقٍ مُسْتَأْنَفٍ .

قَالَ ابْنُ سَمَاعَةَ : وَ ذَكَرَ الْحُسَيْنُ بْنُ هَاشِمٍ أَنَّهُ سَأَلَ ابْنَ بُكَيْرٍ عَنْهَا فَأَجَابَهُ بِهَذَا الْجَوَابِ فَقَالَ لَهُ: سَمِعْتَ فِي هَذَا شَيْئاً ؟

فَقَالَ : رِوَايَةً رِفَاعَةَ .

فَقَالَ : إِنَّ رِفَاعَةَ رَوَى إِذَا دَخَلَ بَيْنَهُمَا زَوْجٌ . فَقَالَ : زَوْجٌ وَ غَيْرُ زَوْجِ عِنْدِي سَوَاءٌ .

فَقُلْتُ: سَمِعْتَ فِي هَذَا شَيْئاً ؟

3 - رفاعه گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: اگر کسی زن خود را طلاق بدهد، و خانم بعد از سپری شدن عده، شوهر دیگری اختیار کند و آن شوهر نیز آن زن را طلاق بدهد سپس با شوهر اول ازدواج کند، آیا ازدواج با شوهر دوم، اثر نخستین طلاق او را محو خواهد کرد؟

فرمود: آری.

ابن سماعه گوید: ابن بکیر می گفت: زنی که طلاق داده شده هرگاه همسرش طلاقش دهد آن گاه او را ترک کند تا جدا گردد سپس با او ازدواج کند در واقع چنین زنی در نظر او با طلاق جدید است.

ابن سماعه گوید: حسین بن هاشم گوید: از ابن بکیر در این مورد پرسیدم. او همین پاسخ را داد و گفت: در این زمینه مطالبی شنیده ای؟

گفت: روایت رفاعه است.

گفت: رفاعه روایت کرده که هرگاه بین آن دو، همسر دیگری وارد شده باشد. گفت: همسر و غیر همسر نزد من یکسان است.

گفتم: آیا در این مورد چیزی شنیده ای؟!

فَقَالَ : لَا ، هَذَا مِمَّا رَزَقَ اللَّهُ عَزَّوَجَل مِنَ الرَّأْي.

قَالَ ابْنُ سَمَاعَةَ : وَ لَيْسَ نَأْخُذُ بِقَوْلِ ابْنِ بُكَيْرِ ، فَإِنَّ الرَّوَايَةَ : إِذَا كَانَ بَيْنَهُمَا زَوْجٌ.

4 - مُحَمَّدُ بْنُ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ حُكَيْمٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ قَالَ: سَأَلْتُ عَبْدَ اللهِ بْنَ بُكَيْرٍ عَنْ رَجُلٍ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ وَاحِدةً ثُمَّ تَرَكَهَا حَتَّى بَانَتْ مِنْهُ ثُمَّ تَزَوَّجَهَا .

قَالَ : هِيَ مَعَهُ كَمَا كَانَتْ فِي التَّزْوِيجِ ؟

قَالَ : قُلْتُ لَهُ : فَإِنَّ رِوَايَةَ رِفَاعَةَ إِذَا كَانَ بَيْنَهُمَا زَوْجٌ.

فَقَالَ لِي : عَبْدُ اللَّهِ هَذَا زَوْجٌ ، وَ هَذَا مِمَّا رَزَقَ اللَّهُ مِنَ الرَّأْيِ وَ مَتَى مَا طَلَّقَهَا وَاحِدَةً فَبَانَتْ مِنْهُ ثُمَّ تَزَوَّجَهَا زَوْجٌ آخَرُ ثُمَّ طَلَّقَهَا زَوْجُهَا فَتَزَوَّجَهَا الْأَوَّلُ فَهِيَ عِنْدَهُ مُسْتَقْبِلَةٌ كَمَا كَانَتْ .

قَالَ : فَقُلْتُ لِعَبْدِ اللَّهِ : هَذَا بِرِوَايَةِ مَنْ ؟

گفت: نه ، این مطلبی است که خداوند متعال به من روزی کرده است.

ابن سماعه گوید: ما گفتار ابن بکیر را نمی پذیریم؛ چرا که روایت این گونه است که هرگاه بین آن دو ، همسر دیگری وارد شود.

4 - عبد الله بن مغيرة گوید: از عبدالله بن بکیر پرسیدم مردی که یک مرتبه زنش را طلاق داده سپس او را ترک کرده تا این که زن از او جدا شده سپس با او ازدواج نموده (حکمش چگونه است؟)

عبد الله بن بکیر گفت: آن زن با اوست همان گونه که در ازدواج با او بود؟

عبدالله بن مغيرة گوید: به او گفتم: همانا رفاعه می گوید: در صورتی میتواند با او ازدواج کند که مرد دیگری با او ازدواج کند ( و او را طلاق بدهد).

عبدالله به من گفت: این نیز همسر اوست و این رأی از چیزهایی است که خدا روزی کرده. و هنگامی که مرد، زنش را یک بار طلاق دهد پس از او جدا شود سپس مرد دیگری با او ازدواج کند سپس او را طلاق دهد پس مرد اولی با او ازدواج کند پس زن همان طوری که قبلاً پیش او بود، میماند.

گوید: پس به عبدالله بن بکیر گفتم: این حکم به روایت کیست؟

فَقَالَ هَذَا مِمَّا رَزَقَ اللهُ .

قَالَ مُعَاوِيَةُ بْنُ حُكَيْمٍ : رَوَى أَصْحَابُنَا عَنْ رِفَاعَةَ بْنِ مُوسَى أَنَّ الزَّوْجَ يَهْدِمُ الطَّلَاقَ الْأَوَّلَ ، فَإِنْ تَزَوَّجَهَا فَهِيَ عِنْدَهُ مُسْتَقْبِلَةٌ.

فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: يَهْدِمُ الثَّلَاثَ وَ لَا يَهْدِمُ الْوَاحِدَةَ وَ الثَّنْتَيْنِ.

وَ رِوَايَةٌ رِفَاعَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام هُوَ الَّذِي احْتَجَّ بِهِ ابْنُ بُكَيْرٍ.

بخش نوزدهم

حکم طلاق غایبی که باز آمده است

(19) بَابُ الْغَائِبِ يَقْدَمُ مِنْ غَيْبَتِهِ فَيُطَلِّقُ عِنْدَ ذَلِكَ أَنَّهُ لَا يَقَعُ الطَّلَاقُ حَتَّى تَحِيضَ وَ تَطْهُرَ

1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ حَجَّاجِ الْخَشَّابِ قال:

گفت: این از چیزهایی است که خدا روزی کرده است.

معاوية بن حكیم گوید: اصحاب ما از رفاعة بن موسی روایت کرده اند که ازدواج، طلاق اول را ویران می کند و از بین می برد پس اگر با آن زن ازدواج کند پیش او می ماند.

حضرت فرمود: سه طلاق را از بین می برد؛ ولی یک و دو طلاق را از بین نمی برد.

و روایت رفاعه از امام صادق علیه السَّلام همان روایتی است که ابن بکیر به آن استدلال کرد.

بخش نوزدهم: حکم طلاق غایبی که باز آمده است...

1 - حجّاج خشاب گوید.

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنْ رَجُلٍ كَانَ فِي سَفَرٍ فَلَمَّا دَخَلَ الْمِصْرَ جَاءَ مَعَهُ بِشَاهِدَيْنِ ، فَلَمَّا اسْتَقْبَلَتْهُ امْرَأَتُهُ عَلَى الْبَابِ أَشْهَدَهُمَا عَلَى طَلَاقِهَا.

قَالَ : لَا يَقَعُ بِهَا طَلَاقُ .

2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنِ الْحَكَمِ بْنِ مِسْكِينٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

إِذَا غَابَ الرَّجُلُ عَنِ امْرَأَتِهِ سَنَةً أَوْ سَنتَيْنِ أَوْ أَكْثَرَتُمْ قَدِمَ وَأَرَادَ طَلاقها وَكَانَتْ حَائِضاً تَرَكَهَا حَتَّى تَطْهُرَ ثُمَّ يُطَلِّقُهَا.

1 - حجّاج خشّاب گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: اگر کسی از سفر باز آید، وقتی وارد شهر شد با دو تن مرد عادل به طرف خانه اش حرکت کند موقعی که مقابل درب منزل با خانمش رو به رو می شود در برابر گواهان او را طلاق بدهد، این طلاق چه صورت دارد؟

فرمود: به این صورت، طلاقی واقع نمی شود.

2 - معاوية بن عمّار گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

اگر شوهر به سفر برود و یک سال _ دو سال و یا بیشتر _ از خانم خود دور باشد و موقعی که از سفر باز آید تصمیم بگیرد که او را طلاق بدهد اما ببیند که خانم در حال عادت ماهیانه به سر می برد، باید خانم را و انهد تا پاک شود و بعداً او را طلاق بدهد.

بخش بیستم

زنانی که در هر حالتی طلاق داده می شوند

(20) بَابُ النِّسَاءِ اللَّاتِي يُطَلَّقْنَ عَلَى كُلِّ حَالٍ

1 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاج عَنْ إِسْمَاعِيلَ الْجُعْفِيِّ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام قَالَ:

خَمْسٌ يُطَلِّقُهُنَّ الرَّجُلُ عَلَى كُلِّ حَالٍ : الْحَامِلُ وَ الَّتِي لَمْ يَدْخُلْ بِهَا زَوْجُهَا، وَ الْغَائِبُ عَنْهَا زَوْجُهَا، وَ الَّتِي لَمْ تَحِضُ، وَ الَّتِي قَدْ يَئِسَتْ مِنَ الْحَيْضِ.

2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

لَا بَأْسَ بِطَلَاقِ خَمْسٍ عَلَى كُلِّ حَالٍ : الْغَائِبِ عَنْهَا زَوْجُهَا، وَ الَّتِي لَمْ تَحِضْ ، وَ الَّتِي لَمْ يَدْخُلْ بِهَا زَوْجُهَا، وَ الْحُبْلَى، وَ الَّتِي قَدْ يَيْسَتْ مِنَ الْمَحِيضِ.

بخش بیستم: زنانی که در هر حالتی طلاق داده می شوند

1 - جُعفی گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود: پنج دسته از زنان هستند که مرد آن ها در هر حالی می تواند طلاق بدهد.

زن حامله، زنی که شوهرش با او نزدیکی نکرده، زنی که شوهرش غایب است، زنی که حیض نمی بیند، زنی که از حیض یائسه شده است.

2 - حلبی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

طلاق پنج گروه از زنان در هر حالی که باشند اشکالی ندارد: زنی که شوهرش از او غایب است، زنی که حیض نمی بیند، زنی که شوهرش با او نزدیکی نکرده، زن حامله و زنی که از حیض یائسه شده است.

3 - حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَبَلَةَ وَ جَعْفَرِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ جَمِيلٍ عَنْ إِسْمَاعِيلَ الْجُعْفِيِّ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ :

خَمْسٌ يُطَلَّقْنَ عَلَى كُلِّ حَالٍ : الْحَامِلُ ، وَ الْغَائِبُ عَنْهَا زَوْجُهَا، وَ الَّتِي لَمْ تَحِضْ ، وَ الَّتِي قَدْ يَئِسَتْ مِنَ الْمَحِيضِ ، وَ الَّتِي لَمْ يُدْخَلْ بِهَا.

عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلٍ عَنْ إِسْمَاعِيلَ الْجُعْفِيِّ عَنْ أَبِي جعفر علیه السَّلام مِثْلَهُ.

بخش بیست و یکم

طلاث غایب

(21) بَابُ طَلَاقِ الْغَائِبِ

1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ ابْنِ أُذَيْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ بُكَيْرٍ قَالَ : أَشْهَدُ عَلَى أَبِي جَعْفَرِعلیه السَّلام أَنِّي سَمِعْتُهُ يَقُولُ :

اسماعیل جعفی گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:

طلاق دادن پنج گروه از زنان شرط و هنگام مشخص ندارد: زن باردار، خانمی که شوهرش در حال سفر باشد، زنی که هنوز عادت ماهیانه ندارد، خانمی که دیگر عادت نمی شود و زنی که با شوهرش نزدیکی نکرده است.

بخش بیستم و یکمک طلاق غایب

1 - بُکَیر گوید: از امام باقر علیه السَّلام شنیدم که می فرمود

الْغَائِبُ يُطَلِّقُ بِالْأَهِلَّةِ وَ الشُّهُورِ.

2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:

الْغَائِبُ إِذَا أَرَادَ أَنْ يُطَلِّقَهَا تَرَكَهَا شَهْراً.

3 - عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ وَ حُسَيْنِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ :

الْغَائِبُ إِذَا أَرَادَ أَنْ يُطَلَّقَهَا تَرَكَهَا شَهْراً .

4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ صَالِحٍ قَالَ :

کسی که از خانمش دور باشد، می تواند او را با محاسبۀ ماه قمری طلاق می دهد.

2 - اسحاق بن عمّار گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

مردی که در سفر است، وقتی که خواست زنش را طلاق بدهد باید به مدّت یک ماه کند.

3 - اسحاق بن عمار نظیر این روایت را با سند دیگری از امام صادق علیه السَّلام نقل می کند.

4 - حسن بن صالح گوید:

سَأَلْتُ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ علیه السَّلام عَنْ رَجُلٍ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ وَ هُوَ غَائِبٌ فِي بَلْدَةٍ أُخْرَى وَ أَشْهَدَ عَلَى طَلَاقِهَا رَجُلَيْنِ ثُمَّ إِنَّهُ رَاجَعَهَا قَبْلَ انْقِضَاءِ الْعِدَّةِ وَ لَمْ يُشْهِدْ عَلَى الرَّجْعَةِ ، ثُمَّ إِنَّهُ قَدِمَ عَلَيْهَا بَعْدَ انْقِضَاءِ الْعِدَّةِ وَقَدْ تَزَوَّجَتْ رَجُلاً فَأَرْسَلَ إِلَيْهَا أَنِّي قَدْ كُنْتُ رَاجَعْتُكِ قَبْلَ انْقِضَاءِ الْعِدَّةِ وَ لَمْ أُشْهِدْ.

قَالَ : فَقَالَ : لَا سَبِيلَ لَهُ عَلَيْهَا ، لأَنَّهُ قَدْ أَقَرَّ بالطَّلَاقِ وَ ادَّعَى الرَّجْعَةَ بِغَيْرِ بَيِّنَةٍ ، فَلَا سَبِيلَ لَهُ عَلَيْهَا، وَلِذَلِكَ يَنْبَغِي لِمَنْ طَلَّقَ أَنْ يُشْهِدَ وَ لِمَنْ رَاجَعَ أَنْ يُشْهِدَ عَلَى الرَّجْعَةِ كَمَا أَشْهَدَ عَلَى الطَّلَاقِ ، وَ إِنْ كَانَ قَدْ أَدْرَكَهَا قَبْلَ أَنْ تَزَوَّجَ كَانَ خَاطِبَاً مِنَ الْخُطَّابِ .

4 - حسن بن صالح گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: مردی از وطن خارج می شود و در شهری دیگر زن خود را طلاق می دهد و دو تن مرد عادل را گواه می گیرد. اما پیش از آن که عدّه خانم سپری شود از طلاق خود رجوع می کند، ولی برای رجوع خود گواهی دعوت نمی کندت و بعد از مدتی که عدّه خانم سپری شده است به وطن باز می گردد _ در حالی که خانم او به استناد گواهی گواهان، شوهر کرده است. از این رو به زن خود پیام می فرستد که من پیش از سپری شدن عدّه رجوع کرده ام، منتهی گواه نگرفته ام. اینک تکلیف این زن چیست؟

فرمود: شوهر اول حقی به خانم ندارد، چرا که خود به طلاق خانمش اعتراف دارد، اما بدون شاهد ادّعای رجوع دارد از این رو حقی به خانم ندارد. برای یک چنین محذوراتی است که باید هنگام طلاق دادن، شاهد بگیردند و هنگام رجوع نیز گواه بگیرند همان گونه که برای طلاق خود گواه گرفته اند. اگر این مرد بعد از سپری شدن عدّه به وطن خود وارد شود و هنوز خانم ازدواج نکرده باشد، باز هم حقی به زن خود ندارد و در ردیف خواستگاران قرار خواهد گرفت.

5 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مَرَّارٍ عَنْ يُونُسَ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ سُلَيْمَانَ بْن خَالِدٍ قَالَ : سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنْ رَجُلٍ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ وَ هُوَ غَائِبٌ وَ أَشْهَدَ عَلَى طَلَاقِهَا ثُمَّ قَدِمَ فَأَقَامَ مَعَ الْمَرْأَةِ أَشْهُراً لَمْ يُعْلِمْهَا بِطَلَاقِهَا، ثُمَّ إِنَّ الْمَرْأَةَ ادَّعَتِ الْحَبَلَ فَقَالَ الرَّجُلُ : قَدْ طَلَّقْتُكِ وَأَشْهَدْتُ عَلَى طَلَاقِكِ .

قَالَ : يُلْزَمُ الْوَلَدَ وَ لَا يُقْبَلُ قَوْلُهُ.

6 - عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ قَالَ قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام مَا تَقُولُ فِي رَجُلٍ لَهُ أَرْبَعُ نِسْوَةٍ طَلَّقَ وَاحِدَةً مِنْهُنَّ وَ هُوَ غَائِبٌ عَنْهُنَّ مَتَى يَجُوزُ لَهُ أَنْ يَتَزَوَّجَ ؟

قَالَ : بَعْدَ تِسْعَةِ أَشْهُرٍ، وَ فِيهَا أَجَلَانِ : فَسَادُ الْحَيْضِ وَ فَسَادُ الْحَمْلِ .

5 - سليمان بن خالد گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: مردی از زنش غایب است، او را طلاق می دهد و شاهد بر طلاقش نیز می گیرد، سپس به پیش زنش می آید و چند ماهی با او می ماند و زن را از طلاقش آگاه و با خبر نمی کند، سپس زن ادّعا می کند که حامله است، پس مرد میگوید که من تو را قبلاً طلاق داده ام و برای طلاق شاهد هم گرفته ام ( حکم آن چیست ) ؟

فرمود: فرزند برای او و ملحق به اوست؛ ولی حرفش پذیرفته نمی شود.

6 - حمّاد بن عثمان گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: چه می فرمایید دربارۀ مردی که چهار تا زن دارد و در حالی که از آنها غایب است. یکی از آنه ا را طلاق مید هد چه وقت می تواند آن مرد ازدواج کند؟

فرمود: بعد از نه ماه و در این مدّت نه ماه، دو وقت است یکی فساد حمل (اگر زن حامله باشد تا آن موقع وضع حمل می کند) و فساد حیض ( یعنی ممکن است حیض زن فاسد شود و ایام عده سپری نشود مگر بعد از نه ماه ).

7 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا علیه السَّلام قَالَ : سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلَ يُطَلِّقُ امْرَأَتَهُ وَ هُوَ غَائِبٌ .

قَالَ : يَجُوزُ طَلَاقُهُ عَلَى كُلِّ حَالٍ وَ تَعْتَدُّ امْرَأَتُهُ مِنْ يَوْمَ طَلَّقَهَا.

8 - حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ قَالَ : سَأَلْتُ مُحَمَّدَ بْنَ أَبِي حَمْزَةَ مَتَى يُطَلِّقُ الْغَائِبُ قَالَ: حَدَّثَنِي إِسْحَاقُ بْنُ عَمَّارٍ _ أَوْ رَوَى إِسْحَاقُ بْنُ عَمَّارٍ _ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام أَوْ أَبِي الْحَسَن علیه السَّلام قَالَ:

إِذَا مَضَى لَهُ شَهْرٌ.

7 - محمّد بن مسلم گوید: از امام (باقر علیه السَّلام و یا امام صادق علیه السَّلام) پرسیدم: آیا انسان می تواند در حال سفر و غایب بودن از وطن همسر خود را طلاق بدهد؟

فرمود: طلاق دادن در حال سفر، شرط و هنگام خاصی ندارد و خانم او از نخستین روز طلاق عدّه خود را محاسبه می کند.

8 - ابن سماعه گوید: از محمّد بن ابی حمزه پرسیدم که شخص غایب کی می تواند طلاق بدهد؟

محمّد بن أبي حمزه گوید: اسحاق بن عمّار برای ما نقل کرد _ يا اسحاق بن عمّار روایت کرده _ از امام صادق علیه السَّلام _ یا امام کاظم علیه السَّلام _ که فرمود:

وقتی که یک ماه بر او بگذرد.

9 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ ؛ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ الْأَشْعَرِيٌّ قَالَ : كَتَبَ بَعْضُ مَوَالِينَا إِلَى أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام: أَنَّ مَعِيَ امْرَأَةً عَارِفَةً أَحْدَثَ زَوْجُهَا، فَهَرَبَ عَنِ الْبِلَادِ ، فَتَبِعَ الزَّوْجَ بَعْضُ أَهْلِ الْمَرْأَةِ فَقَالَ : إِمَّا طَلَّقْتَ وَإِمَّا رَدَدْتُكَ فَطَلَّقَهَا وَ مَضَى الرَّجُلُ عَلَى وَجْهِهِ، فَمَا تَرَى لِلْمَرْأَةِ ؟

فَكَتَبَ بِخَطَّهِ : تَزَوَّ جِي يَرْحَمُكِ اللَّهُ !

بخش بیست و دوم

طلاق زن باردار

(22) بَابُ طَلَاقِ الْحَامِلِ

1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

9 - محمّد بن حسن اشعری گوید: بعضی از دوستان ما به حضرت امام جواد علیه السَّلام نوشت همراه من زنی عارف به حق شما است. شوهر او با کسی زنا کرده و از شهرها متواری شده است. بعضی از بستگان زن در پی او رفته اند و او را پیدا کرده اند و به او گفته اند: یا زنت را طلاق بده یا تو را به شهر برمی گردانیم. مرد به جهت آبرویش زنش را طلاق داده نظر شما دربارهۀ این زن چیست؟

امام به خط مبارک خود (خطاب به زن) نوشت: ازدواج کن، خداوند تو را رحمت کند.

بخش بیست و دوم: طلاق زن باردار

1 - ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

الْحُبْلَى تُطَلَّقُ تَطْلِيقَةً وَاحِدَةً .

2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ بْنِ بَزِيعٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ عَنْ أَبِي الصَّبَّاحِ الْكِنَانِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ :

طَلَاقُ الْحَامِلِ وَاحِدَةٌ ، وَ عِدَّتُهَا أَقْرَبُ الْأَجَلَيْنِ .

3 - حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَبَلَةَ وَ جَعْفَرٍ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ جَمِيلِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ الْجُعْفِيِّ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام قَالَ :

طَلَاقُ الْحُبْلَى وَاحِدَةٌ ، فَإِذَا وَضَعَتْ مَا فِي بَطْنِهَا فَقَدْ بَانَتْ .

4 - وَ عَنْهُ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَبَلَةَ وَ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ :

الْحُبْلَى تُطَلَّقُ تَطْلِيقَةً وَاحِدَةً .

زن باردار را فقط یک نوبت طلاق می دهند.

2 - ابو الصباح کنانی گوید امام صادق علیه السَّلام فرمود:

طلاق زن حامله یک بار است (یعنی تا وقتی که حامله است فقط می شود او را یک بار طلاق داد) و عدّه او نزدیکترین دو زمان است (زمان وضع حمل و یا این که 3 ماه بگذرد هر کدام که زودتر اتفاق افتاد).

3 - اسماعیل جُعفی گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:

زن باردار را یک نوبت طلاق می دهند، هنگامی که زایمان کند و کودک خود را بر زمین نهد از شوهر خود جدا می شود.

4 - ابو بصیر نظیر این روایت را از امام صادق علیه السَّلام نقل می کند

5 - عده من أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ جَمِيلٍ عَنْ إِسْمَاعِيلَ الْجُعْفِيِّ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام قَالَ :

طَلَاقُ الْحَامِل وَاحِدَةٌ ، فَإِذَا وَضَعَتْ مَا فِي بَطْنِهَا فَقَدْ بَانَتْ مِنْهُ.

6 - أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ وَ أَبُو الْعَبَّاسِ الرَّزَّازُ عَنْ أَيُّوبَ بْنِ نُوحٍ جَمِيعاً عَنْ صَفْوَانَ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ أَبِي بَصِيرِ قَالَ : قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:

طَلَاقُ الْحُبْلَى وَاحِدَةٌ ، وَأَجَلُهَا أَنْ تَضَعَ حَمْلَهَا وَ هُوَ أَقْرَبُ الْأَجَلَيْنِ .

7 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ جَمِيعاً عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ : سَأَلْتُهُ عَنْ طَلَاقِ الْحُبْلَى.

فَقَالَ : وَاحِدَةً وَأَجَلُهَا أَنْ تَضَعَ حَمْلَهَا .

5 - اسماعیل جعفی از حضرت باقر علیه السَّلام فرمودند:

طلاق زن حامله یک بار است. پس وقتی (بچه ای را) که در شکم دارد به زمین گذاشت و وضع حمل کرد از شوهرش جدا شده است.

6 - ابو بصیر در روایت دیگری نظیر آن را از امام صادق علیه السَّلام نقل می کند.

سماعه گویدا: ز امام صادق علیه السَّلام درباره طلاق زن باردار پرسیدم.

فرمود: یک نوبت است، هنگامی که زایمان کند از شوهر جدای می شود.

8 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ :

طَلَاقُ الْحُبْلَى وَاحِدَةٌ، وَ أَجَلُهَا أَنْ تَضَعَ حَمْلَهَا، وَ هُوَ أَقْرَبُ الْأَجَلَيْنِ.

9 - حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ هَاشِمٍ وَ مُحَمَّدِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ الْحَجَّاجِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ علیه السَّلام قَالَ : سَأَلْتُهُ عَنِ الْحُبْلَى إِذَا طَلَّقَهَا زَوْجُهَا فَوَضَعَتْ سِقْطَاً تَمَّ أَوْ لَمْ يَتِمَّ أَوْ وَضَعَتْهُ مُضْغَةً .

قَالَ : كُلُّ شَيْءٍ وَضَعَتْهُ يَسْتَبِينُ أَنَّهُ حَمْلٌ تَمَّ أَوْ لَمْ يَتِمَّ فَقَدِ انْقَضَتْ عِدَّتُهَا، وَإِنْ كَانَتْ مُضْغَةً .

10 - وَ عَنْهُ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ عِمْرَانَ الشَّفَا عَنْ رِبْعِيِّ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْبَصْرِيٌّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ : سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ وَ هِيَ حُبْلَى وَكَانَ فِي بَطْنِهَا اثْنَانِ فَوَضَعَتْ وَاحِداً وَ بَقِيَ وَاحِدٌ .

8 - حلبی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

طلاق زن حامله یک بار است و مدّت عدّه آن این است که وضع حمل کند و این وضع حمل (تولد نوزاد نزدیکترین آن دو مدّت است).

9 - عبد الرحمان بن حجّاج گوید: از امام کاظم علیه السَّلام پرسیدم: اگر انسان زن باردار خود را طلاق بدهد و همسرش جنین خود را با اعضای کامل و یا ناکامل و یا به صورت یک قطعه گوشت جویده سقط کند، چه صورت دارد؟

فرمود: با هر سقطی که از رحم خارج شود و معلوم باشد که جنین است، خواه کامل باشد و خواه ناکامل، عدّه خانم سپری شده، گرچه به صورت گوشت جویده باشد.

10 - عبدالرحمان بن ابی عبدالله بصری گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: مردی که زنش را در حال بارداری بود طلاق می دهد در حالی که در شکم آن زن دو کودک بوده، پس یکی از آن ها را وضع حمل می کند (به دنیا می آورد) و یکی در شکمش باقی می ماند ( چه کار باید بکند؟

قَالَ : قَالَ : تَبِينُ بِالْأَوَّلِ وَ لَا تَحِلُّ لِلْأَزْوَاجِ حَتَّى تَضَعَ مَا فِي بَطْنِهَا.

11 - وَ عَنْهُ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرِ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام قَالَ:

إِذَا طَلَّقَتِ الْمَرْأَةُ وَهِيَ حَامِلٌ فَأَجَلُهَا أَنْ تَضَعَ حَمْلَهَا، وَإِنْ وَضَعَتْ مِنْ سَاعَتِهَا.

12 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ الْخَزَّازِ عَنْ يَزِيدَ الْكَنَاسِيَّ قَالَ : سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السَّلام عَنْ طَلَاقِ الحُبْلَى .

فَقَالَ: يُطَلِّقُهَا وَاحِدَةً لِلْعِدَّةِ بِالشُّهُورِ وَ الشُّهُودِ.

قُلْتُ لَهُ: فَلَهُ أَنْ يُرَاجَعَهَا ؟

قَالَ : نَعَمْ وَ هِيَ امْرَأَتُهُ.

قُلْتُ : فَإِنْ رَاجَعَهَا وَ مَسَّهَا ، ثُمَّ أَرَادَ أَنْ يُطَلِّقَهَا تَطْلِيقَةٌ أُخْرَى.

فرمود: با وضع حمل اول از شوهرش جدا می شود؛ ولی نمی تواند با کس دیگری ازدواج کند تا وقتی که آن چه که در شکمش دارد را به دنیا آورد.

11 - زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود

اگر کسی زن باردار را طلاق بدهد، با زایمان عدّه او به سر خواهد رسید، گرچه بعد از یک ساعت دیگر زایمان و یا سقط صورت بگیرد.

12 - یزید کناسی گوید: امام باقر علیه السَّلام دربارۀ زن حامله سؤال کردم.

فرمود: او را در وقتی که می تواند عدّه نگه دارد یک بار طلاق می دهد و شاهد هم بگیرد.

عرض کردم: آیا می تواند به آن زن رجوع کند؟

فرمود: بله و آن زن، زن و همسر اوست.

عرض کردم: پس اگر به آن زن رجوع کرد و او را مسّ نمود سپس اراده کرد برای بار دوم او را طلاق دهد چگونه است؟

قَالَ : لَا يُطَلِّقُهَا حَتَّى يَمْضِيَ لَهَا بَعْدَ مَا مَسَّهَا شَهْرٌ .

قُلْتُ : فَإِنْ طَلَّقَهَا ثَانِيَةً وَأَشْهَدَ ثُمَّ رَاجَعَهَا وَأَشْهَدَ عَلَى رَجْعَتِهَا وَ مَسَّهَا ثُمَّ

طَلَّقَهَا التَّطْلِيقَةَ الثَّالِثَةَ وَ أَشْهَدَ عَلَى طَلَاقِهَا لِكُلِّ عِدَّةٍ شَهْرٌ هَلْ تَبِينُ مِنْهُ كَمَا تَبِينُ الْمُطَلَّقَةُ عَلَى الْعِدَّةِ الَّتِي لَا تَحِلُّ لِزَوْجِهَا حَتَّى تَنْكِحَ زَوْجًا غَيْرَهُ؟

قَالَ : نَعَمْ .

قُلْتُ : فَمَا عِدَّتُهَا .

قَالَ : عِدَّتُهَا أَنْ تَضَعَ مَا فِي بَطْنِهَا، ثُمَّ قَدْ حَدَّتْ لِلْأَزْوَاجِ.

فرمود: نمی تواند او را طلاق بدهد تا این که یک ماه از آن موقعی که او را مسّ کرده بگذرد.

عرض کردم: اگر برای بار دوم زنش را طلاق داد و شاهد هم برای آن گرفت سپس به زنش رجوع کرد و شاهد، برای رجوع و مسّ او هم گرفت، سپس برای بار سوم او را طلاق داد و برای طلاقش نیز شاهد گرفت برای هر عدّه ای هم یک ماه گذشت آیا آن زن از آن مرد جدا می شود همان طوری که زنی که طلاق داده شده بر عدّه ای که دیگر بر شوهرش حلال نمی شود تا وقتی که با مردی دیگری ازدواج کند؟

امام فرمود: آری.

گفتم: پس عدّه او چه موقع و چه وقت است؟

فرمود: عدّه اش این است که آن چه که در شکمش دارد به زمین گذارد (وضع حمل کند) سپس برای زوج ها حلال می شود.

بخش بیست و سوم

طلاق زنی که شوهرش با او نزدیکی نکرده است

(23) بَابُ طَلَاقِ الَّتِي لَمْ يُدْخَلْ بِهَا

1 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي نَصْرِ عَنْ عَبْدِ الْكَرِيمِ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ إِذَا طَلَّقَ امْرَأَتَهُ وَ لَمْ يَدْخُلْ بِهَا .

فَقَالَ : قَدْ بَانَتْ مِنْهُ وَ تَزَوَّجُ إِنْ شَاءَتْ مِنْ سَاعَتِهَا.

2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السَّلام أَنَّهُ قَالَ :

إِذَا طَلِّقَتِ الْمَرْأَةُ الَّتِي لَمْ يُدْخَلْ بِهَا بَانَتْ بِتَطْلِيقَةٍ وَاحِدَةٍ.

بخش بیست و سوم: طلاق زنی که شوهرش با او نزدیکی نکرده است

1 - ابو بصیر گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: مردی زنش را در حالی که با او نزدیکی نکرده طلاق می دهد.

فرمود: آن زن از او جدا شده و در همان ساعت می تواند با هر کس که خواست اگر بخواهد ازدواج کند. (یعنی نیازی نیست که عدّه نگه دارد).

2 - یکی از اصحاب ما گوید: (امام باقر یا امام صادق علیهما السَّلام ) فرمود:

هرگاه زنی که شوهرش با او نزدیکی نکرده طلاق داده شود، با یک مرتبه طلاق از شوهرش جدا می شود.

3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِي عَنْ أَبِي عَبْدِ الله علیه السَّلام قَالَ :

إذَا طَلَّقَ الرَّجُلُ امْرَأَتَهُ قَبْلَ أَنْ يَدْخُلَ بِهَا فَلَيْسَ عَلَيْهَا عِدَّةٌ تَزَوَّجُ مِنْ سَاعَتِهَا إِنْ شَاءَتْ وَ تُبِينُهَا تَطْلِيقَةٌ وَاحِدَةٌ، وَ إِنْ كَانَ فَرَضَ لَهَا مَهْراً فَلَهَا نِصْفُ مَا فَرَضَ.

4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ وَ عَلِيٍّ بْنِ رِئَابٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السَّلام فِي رَجُلٍ تَزَوَّجَ امْرَأَةً بِكْراً ثُمَّ طَلَّقَهَا قَبْلَ أَنْ يَدْخُلَ بِهَا ثَلَاثَ تَطْلِيقَاتٍ كُلَّ شَهْرٍ تَطْلِيقَةٌ.

قَالَ: بَانَتْ مِنْهُ فِى التَّطْلِيقَةِ الأُولَى وَ اثْنَتَانِ فَضْلُ وَ هُوَ خَاطِبٌ يَتَزَوَّجُهَا مَتَى شَاءَتْ وَ شَاءَ بِمَهْرٍ جَدِيدٍ .

قِيلَ لَهُ: فَلَهُ أَنْ يُرَاجِعَهَا إِذَا طَلَّقَهَا تَطْلِيقَةٌ قَبْلَ أَنْ تَمْضِيَ ثَلَاثَةُ أَشْهُرٍ ؟

حلبی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

هرگاه مردی، زنش را طلاق بدهد قبل از این که به او دخول کند، آن زن عدّه ندارد و اگر خواست می تواند در همان ساعت (بعد از طلاق) ازدواج کند و یک بار طلاق او را از شوهرش جدا می کند. و اگر مهریه ای برای آن زن معلوم شده باشد، نصف آن مقدار برای اوست.

4 - زراره گوید: امام (باقر علیه السَّلام و یا امام صادق علیه السَّلام ) دربارۀ کسی که با دوشیزه ای ازدواج می کند و قبل از عروسی او را سه طلاقه نماید (یعنی در هر ماهی یک طلاق بدهد) فرمود:

دوشیزه با همان طلاق اول از قید همسری آزاد شده است و آن دو طلاق بعدی زیادی است. شوهر او بعد از طلاق، بلافاصله در ردیف خواستگاران قرار می گیرد و اگر او بخواهد و خانم نیز بخواهد با مهر و کابین جدید ازدواج خود را تجدید کنند.

پرسیدند: آیا شوهر این دوشیزه بعد از طلاق اول و قبل از سپری شدن سه ماه عدّه می تواند رجوع کند؟

قَالَ : لَا إِنَّمَا كَانَ يَكُونُ لَهُ أَنْ يُرَاجِعَهَا لَوْ كَانَ دَخَلَ بِهَا أَوَّلاً ، فَأَمَّا قَبْلَ أَنْ يَدْخُلَ بهَا فَلَا رَجْعَةَ لَهُ عَلَيْهَا قَدْ بَانَتْ مِنْهُ مِنْ سَاعَةٍ طَلَّقَهَا.

5 - أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ عُبَيْسِ بْنِ هِشَامٍ عَنْ ثَابِتِ بْنِ شُرَيْحٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ :

إِذَا تَزَوَّجَ الرَّجُلُ الْمَرْأَةَ فَطَلَّقَهَا قَبْلَ أَنْ يَدْخُلَ بِهَا فَلَيْسَ عَلَيْهَا عِدَّةٌ، وَ تَزَوَّجُ مَنْ شَاءَتْ مِنْ سَاعَتِهَا وَ تُبينُهَا تَطْلِيقَةٌ وَاحِدَةٌ .

حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنْ صَالِحِ بْنِ خَالِدٍ وَ عُبَيْسِ بْنِ هِشَامٍ عَنْ ثَابِتِ بْنِ شُرَيْحٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام مِثْلَهُ.

6 - أَبُو الْعَبَّاسِ الرَّزَّازُ عَنْ أَيُّوبَ بْنِ نُوحٍ وَ حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنْ صَفْوَانَ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

فرمود: نه. دوشیزه در صورتی عده دارد و شوهرش حق رجوع دارد که با او نزدیکی کرده باشد. اگر با او نزدیکی نکرده باشد، نه عدّه دارد و نه حق رجوع. او در لحظۀ اول طلاق، از قید ازدواج شوهر آزاد است.

5 - ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

اگر کسی با زنی ازدواج کند و قبل از نزدیکی او را طلاق بدهد، آن زن عدّه ندارد، از همان لحظه طلاق می تواند با هر کس که بخواهد ازدواج کند، چون با یک طلاق از هم بیگانه می شوند.

6 - ابو بصیر نظیر این روایت را از امام صادق علیه السَّلام نقل می کند.

إِذَا طَلَّقَ الرَّجُلُ امْرَأَتَهُ قَبْلَ أَنْ يَدْخُلَ بِهَا تَطْلِيقَةً وَاحِدَةً فَقَدْ بَانَتْ مِنْهُ ، وَ تَزَوَّجُ مِنْ سَاعَتِهَا إِنْ شَاءَتْ .

7 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السَّلام قَالَ:

الْعِدَّةُ مِنَ الْمَاءِ .

بخش بیست و چهارم

طلاق زنی که سن بلوغ نرسیده و زنی که از خون دیدن مأیوس شده است

(24) بَابُ طَلَاقِ الَّتِي لَمْ تَبْلُغْ وَ الَّتِي قَدْ يَئِسَتْ مِنَ الْمَحِيضِ

1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحَدِهِمَا علیه السَّلام فِي الرَّجُلِ يُطَلِّقُ الصَّبِيَّةَ الَّتِي لَمْ تَبْلُغْ وَ لَا تَحْمِلُ مِثْلُهَا وَقَدْ كَانَ دَخَلَ بِهَا وَ الْمَرْأَةَ الَّتِي قَدْ يَيْسَتْ مِنَ الْمَحِيضِ وَ ارْتَفَعَ حَيْضُهَا فَلَا تَلِدُ مِثْلُهَا.

7 - محمّد بن مسلم گوید: امام (باقر علیه السَّلام یا امام صادق علیه السَّلام) فرمود:

نگه داشتن عدّه به خاطر نطفۀ شوهر واجب شده است.

بخش بیست و چهارم: طلاق زنی که به سن بلوغ نرسیده و زنی که از خون دیدن مأیوس شده است

1 - یکی از اصحاب ما گوید: امام (باقر و امام صادق علیهما السَّلام) درباره مردی که دختری را _ که به سن بلوغ نرسیده و مثل چنین دختری هم حامله نمی شود _ طلاق می دهد در حالی که به او دخول (نزدیکی) هم کرده و همچنین زنی را که از حیض دیدن مأیوس شد و مثل چنین زنی بچه هم نمی زاید و حیضش هم مرتفع شده (در این موارد چه می فرمایید)؟

فرمود: آن دو زن عدّه ندارند (یعنی لازم نیست بعد از طلاق، عدّه نگه دارند) اگر چه با آن ها نزدیکی هم شده باشد.

قَالَ : لَيْسَ عَلَيْهِمَا عِدَّةٌ وَ إِنْ دَخَلَ بِهِمَا.

مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ حَدِيدٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا مِثْلَهُ.

2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَمَّنْ رَوَاهُ عَنْ عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام فِي الصَّبِيَّةِ الَّتِي لَا تَحِيضُ مِثْلُهَا وَ الَّتِي قَدْ يَيْسَتْ مِنَ الْمَحِيضِ.

قَالَ: لَيْسَ عَلَيْهِمَا عِدَّةٌ ، وَإِنْ دُخِلَ بِهِمَا.

3 - أَبُو عَلِيَّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ وَ الرَّزَّازُ عَنْ أَيُّوبَ بْنِ نُوحٍ ؛ وَ حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ جَمِيعاً عَنْ صَفْوَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حَكِيمٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:

التي لا تَحْبَلُ مِثْلُهَا لَا عِدَّةَ عَلَيْهَا .

2 - راوی گوید: امام صادق علیه السَّلام در مورد دختری که مثل (همسن ) آن دختر حائض نمی شود و زنی که از حیض دیدن مأیوس شده فرمود:

بر آن دو عدّه نیست (یعنی لازم نیست بعد از طلاق عدّه نگه دارند) اگر چه به آن ها دخول هم شده باشد.

3 - محمّد بن مسلم گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:

زنی که همسالان او آبستن نمی شوند، عدّه ندارد.

4 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ الْحَجَّاجِ قَالَ : قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:

ثَلَاثٌ يَتَزَوَّجْنَ عَلَى كُلِّ حَالٍ : الَّتِي لَمْ تَحِضُ وَ مِثْلُهَا لَا تَحِيضُ .

قَالَ: قُلْتُ : وَ مَا حَدُّهَا ؟

قَالَ: إِذَا أَتَى لَهَا أَقَلُّ مِنْ تِسْع سِنِينَ ، وَ الَّتِي لَمْ يُدْخَلْ بِهَا وَ الَّتِي قَدْ يَيْسَتْ مِنَ الْمَحِيضِ َو مِثْلُهَا لَا تَحِيضُ.

قُلْتُ : وَمَا حَدُّهَا؟

قَالَ : إِذَا كَانَ لَهَا خَمْسُونَ سَنَةٌ .

5 - بَعْضُ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدٍ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حَكِيمٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِم قَالَ : سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السَّلام يَقُولُ فِي الْمَرْأَةِ الَّتِي قَدْ يَئِسَتْ مِنَ الْمَحِيضِ.

4 - عبد الرحمان بن حجّاج گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

سه دسته از زنان هستند که در هر حالی می توانند ازدواج کنند (لازم نیست عدّه نگه دارند) زنی که حیض نمی شود و مثل این زن حائض نمی شود.

ابن حجّاج گوید: به امام عرض کردم: حدّ و مرز این زن چه مقدار است؟

فرمود: وقتی که کمتر از 9 سال داشته باشد و زنی که (بعد از ازدواج) به او دخول نشده باشد و زنی که از حیض دیدن مأیوس شده و مثل چنین زنی نیز حیض نمی بیند.

ابن حجّاج می گوید: عرض کردم: حدّ و اندازۀ آن چه قدر است ( یعنی در چند سالگی این گونه است)؟

فرمود: زمانی که به پنجاه سالگی برسد.

5 - محمد بن مسلم گوید: از امام باقر علیه السَّلام شنیدم که در مورد زنی که از حیض دیدن مأیوس شده می فرمود:

قَالَ : بَانَتْ مِنْهُ وَ لَا عِدَّةَ عَلَيْهَا .

وَ قَدْ رُوِيَ أَيْضاً: أَنَّ عَلَيْهِنَّ الْعِدَّةَ إِذَا دُخِلَ بِهِنَّ .

حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَبَلَةَ عَنْ عَلِيَّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ بَصِيرٍ قَالَ:

عِدَّةُ الَّتِي لَمْ تَبْلُغُ الْمَحِيضَ ثَلَاثَةُ أَشْهُرٍ وَ الَّتِي قَدْ قَعَدَتْ مِنَ الْمَحِيضِ ثَلَاثَةُ أَشْهُرٍ .

وَ كَانَ ابْنُ سَمَاعَةَ يَأْخُذُ بِهَا وَ يَقُولُ : إِنَّ ذَلِكَ فِي الْإِمَاءِ لَا يُسْتَبْرَأْنَ إِذَا لَمْ يَكُنَّ بَلَغْنَ الْمَحِيضَ، فَأَمَّا الْحَرَائِرُ فَحُكْمُهُنَّ فِي الْقُرْآنِ يَقُولُ اللَّهُ عَزَّوَجل: (وَ اللَّائِي يَئِسْنَ مِنَ الْحِيضِ مِنْ نِسَائِكُمْ إِنِ ارْ تَبْتُمْ فَعِدَّتُهُنَّ ثَلَاثَةٌ أَشْهُرٍ وَ اللَّائِي لَمْ يَحِضْنَ ) .

از شوهرش جدا شده و عده ای هم به عهده او نیست.

در روایتی آمده است: برای چنین زنی اگر به او دخول شده عدّه لازم است.

در روایت دیگری ابو بصیر گوید: حضرتش فرمود:

عدّه زنی که به حد دیدن خون حیض نرسیده و زنی که از حیض دیدن فارغ شده سه ماه است.

ابن سماعه همواره به این روایت عمل می کرد و می گفت: این حکم دربارۀ کنیزانی که به حد دیدن حیض نرسیده اند جاری است که آنان استبرا ندارند؛ ولی حکم زنان آزاد در قرآن آمده است، آن جا که خداوند می فرماید: «زنانی از شما که از عادت ماهیانه مأیوسند اگر در وضع آنها (از نظر بارداری) تردید نمایید، عدّه آنان سه ماه است و هم چنین آنهایی عادت ماهیانه ندیده اند».

وَكَانَ مُعَاوِيَةُ بْنُ حُكَيْمٍ يَقُولُ : لَيْسَ عَلَيْهِنَّ عِدَّةٌ ، وَ مَا احْتَجَّ بِهِ ابْنُ سَمَاعَةَ فَإِنَّمَا قَالَ اللهُ عَژَّوَجَل: (إِنِ ارْتَبْتُمْ) وَإِنَّمَا ذَلِكَ إِذَا وَقَعَتِ الرِّيبَةُ بِأَنْ قَدْ يَئِسْنَ أَوْ لَمْ يَئِسْنَ ؟! فَأَمَّا إِذَا جَازَتِ الْحَدَّ وَ ارْتَفَعَ الشَّكُ بِأَنَّهَا قَدْ يَئِسَتْ، أوْ لَمْ تَكُنِ الْجَارِيَةُ بَلَغَتِ الْحَدَّ فَلَيْسَ عَلَيْهِنَّ عِدَّةٌ .

بخش بیست و پنجم

حکم زنی که عادت ماهیانه را مخفی می نماید

(25) بَابٌ فِي الَّتِي يَخْفَى حَيْضُهَا

1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ الْحَجَّاجِ قَالَ : سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السَّلام عَنْ رَجُلٍ تَزَوَّجَ امْرَأَةٌ سِرّاً مِنْ أَهْلِهَا وَ هِيَ فِي مَنْزِلِ أَهْلِهَا وَ قَدْ أَرَادَ أَنْ يُطَلَّقَهَا وَ لَيْسَ يَصِلُّ إِلَيْهَا فَيَعْلَمَ طَمْتَهَا إِذَا طَمِثَتْ وَ لَا يَعْلَمَ بِظُهْرِهَا إِذَا طَهُرَتْ.

ومعاوية بن حکیم همواره می گفت: اینان عدّه ندارند و آن چه، ابن سماعه استدلال کرده که خداوند متعال می فرماید: «اگر در وضع آنان تردید کنید» فقط در هنگام تردید است که آیا از عادت ماهیانه مأیوسند یا مأیوس نیستند؟! ولی آن گاه که زمان بگذرد و تردید برطرف شود که مأیوس شوند، یا دختری باشد که به حد بلوغ نرسیده؛ اینان عّده ندارند.

بخش بیست و پنجم: حکم زنی که عادت ماهیانه را مخفی می نماید

1 - عبدالرحمان بن حجّاج گوید: از امام کاظم علیه السَّلام پرسیدم: مردی با زنی ازدواج می کند؛ بی آن که خانواده زن بدانند، زن در خانه خود زندگی می کند، اکنون می خواهد او را طلاق دهد؛ ولی به او دست رسی ندارد و از عادت ماهیانه و دوره پاکی او آگاه نیست. (چه وظیفه ای دارد)؟

قَالَ : فَقَالَ : هَذَا مِثْلُ الْغَائِبِ عَنْ أَهْلِهِ يُطَلَّقْهَا بِالْأَهِلَّةِ وَ الشُّهُورِ.

قُلْتُ: أَ رَأَيْتَ إِنْ كَانَ يَصِلُ إِلَيْهَا الْأَحْيَانَ ، وَ الْأَحْيَانَ لَا يَصِلُ إِلَيْهَا فَيَعْلَمَ حَالَهَا كَيْفَ يُطلَقَهَا ؟

فَقَالَ : إِذَا مَضَى لَهُ شَهْرٌ لَا يَصِلُ إِلَيْهَا فِيهِ يُطَلِّقُهَا إِذَا نَظَرَ إِلَى غُرَّةِ الشَّهْرِ الآخَرِ بِشُهُودٍ وَ يَكْتُبُ الشَّهْرَ الَّذِي يُطَلِّقَهَا فِيهِ وَ يُشْهِدُ عَلَى طَلَاقِهَا رَجُلَيْنِ ، فَإِذَا مَضَى ثَلَاثَةٌ أَشْهُرٍ فَقَدْ بَانَتْ مِنْهُ وَ هُوَ خَاطِبٌ مِنَ الْخُطَّابِ وَ عَلَيْهِ نَفَقَتُهَا فِي تِلْكَ الثَّلَاثَةِ الْأَشْهُرِ الَّتِي تَعْتَدُّ فِيهَا.

فرمود: این مرد همانند مسافری است که از خانواده اش دور است؛ زن خود را با شمارش ماه ها طلاق می دهد.

گفتم: به نظر شما اگر برخی از اوقات به نزد او برود و گاهی نرود و از حال او آگاه باشد چگونه او را طلاق بدهد؟

فرمود: هرگاه یک ماه گذشت که به نزد او نرفته با آغاز ماه جدید با گرفتن شاهد او را طلاق می دهد و این ماه را یادداشت می کند و دو مرد بر این طلاق گواه می گیرد. هرگاه سه ماه گذشت از او جدا شده و آن مرد یکی از خواستگاران خواهد بود و در این مدّت سه ماه عدّه هزینه زن بر عهده اوست.

بخش بیست و ششم

حکم ازدواج زن مطلقه

(26) بَابُ الْوَقْتِ الَّذِي تَبِينُ مِنْهُ الْمُطَلَّقَةُ وَ الَّذِي يَكُونُ فِيهِ الرَّجْعَةُ مَتَى يَجُوزُ لَهَا أَنْ تَتَزَوَّجَ

1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَيْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرِعلیه السَّلام قَالَ : قُلْتُ لَهُ : أَصْلَحَكَ اللهُ! رَجُلٌ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ عَلَى طُهْرٍ مِنْ غَيْرِ جِمَاعِ بِشَهَادَةِ عَدْلَيْنِ .

فَقَالَ : إِذَا دَخَلَتْ فِي الْحَيْضَةِ الثَّالِثَةِ فَقَدِ انْقَضَتْ عِدَّتُهَا وَ حَلَّتْ لِلْأَزْوَاجِ.

قُلْتُ لَهُ : أَصْلَحَكَ اللهُ ! إِنَّ أَهْلَ الْعِرَاقِ يَرْوُونَ عَنْ عَلِي علیه السَّلام أَنَّهُ قَالَ : هُوَ أَحَقُّ بِرَجْعَتِهَا مَا لَمْ تَغْتَسِلْ مِنَ الْحَيْضَةِ الثَّالِثَةِ .

فَقَالَ : فَقَدْ كَذَّبُوا .

بخش بیست و ششم: حکم ازدواج زن مطلقه

1 - زراره گوید: به امام باقر علیه السَّلام عرض کردم: خداوند کارهای شما را اصلاح کند! مردی زنش را در پاکی که در آن پاکی با او همبستر نشده با گواهی دو شاهد عادل طلاق داده است ( چگونه است؟)

فرمود: اگر زن در حیض سوم داخل شده (برای سومین بار حائض شد) عدّه اش تمام شده و برای ازدواج با مردان حلال است (می تواند با دیگران ازدواج کند).

زراره می گوید: به امام عرض کردم: خداوند کارهای شما را اصلاح کند! همانا مردم عراق از حضرت علی علیه السَّلام روایت کرده اند که ایشان فرموده: شوهر آن زن به رجوع به زن سزاوارتر است مادامی که زن از حیض بار سوّمش غسل نکرده است.

فرمود: به راستی که دروغ گفته اند.

2 - عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ وَ عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ نَصْرٍ جَمِيعاً عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجِ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَر علیه السَّلامٍ قَالَ:

المُطَلَّقَةُ إِذَا رَأَتِ الدَّمَ مِنَ الْحَيْضَةِ الثَّالِثَةِ فَقَدْ بَانَتْ مِنْهُ .

3 - عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ وَ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجٍ وَ عُمَرَ بْنِ أُذَيْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

الْمُطَلَّقَةُ تَبِينُ عِنْدَ أَوَّلِ قَطْرَةٍ مِنَ الْحَيْضَةِ الثَّالِثَةِ .

قَالَ: قُلْتُ: بَلَغَنِي أَنَّ رَبِيعَةَ الرَّأْيِ قَالَ: مِنْ رَأْبِي أَنَّهَا تَبِينُ عِنْدَ أَوَّلِ قَطْرَةٍ.

فَقَالَ: كَذَبَ مَا هُوَ مِنْ رَأْيِهِ ، إِنَّمَا هُوَ شَيْءٌ بَلَغَهُ عَنْ عَلِيّعلیه السَّلام.

4 - أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ إِسْمَاعِيلَ الْجُعْفِيِّ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام قَالَ : قُلْتُ لَهُ : رَجُلٌ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ .

قَالَ: هُوَ أَحَقُّ بِرَجْعَتِهَا مَا لَمْ تَقَعْ فِي الدَّمِ مِنَ الْحَيْضَةِ الثَّالِثَةِ .

2 - زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:

زنی که طلاق داده شده همین که خون حیض بار سوم را دید از شوهر خود جدا می شود.

3- زراره گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

زنی که طلاق داده شده وقتی که اولین قطرۀ خون از حیض بار سوم را دید از شوهر خود جدا می شود.

زراره می گوید: عرض کردم: به من رسیده که ربیعة الرأی می گوید: به نظر من این زن با اولین قطره خونی که می بیند از شوهرش جدا می شود.

فرمود: دروغ می گوید، این مطلب رأی و نظر او نیست؛ بلکه آن چیزی است که از حضرت علی علیه السَّلام به او رسیده است.

4 - اسماعیل جعفی گوید: به امام باقر وعلیه السَّلام عرض کردم: مردی زنش را طلاق داده است.

فرمود: آن مرد به رجوع به آن زن سزاوارتر است؛ مادامی که زن در خون حیض بار سوم واقع نشده است.

5 - وَ عَنْهُ عَنْ صَفْوَانَ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَحَدِهِمَا علیه السَّلام قَالَ:

الْمُطَلَّقَةُ تَرِثُ وَ تُورَثُ حَتَّى تَرَى الدَّمَ الثَّالِثَ ، فَإِذَا رَأَتْهُ فَقَدِ انْقَطَعَ.

6 - حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ جَبَلَةَ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاج وَصَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ وَ جَعْفَرِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ وَ جَمِيلٍ كُلِّهِمْ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ :

أَوَّلُ دَم رَأَتْهُ مِنَ الْحَيْضَةِ الثَّالِثَةِ فَقَدْ بَانَتْ مِنْهُ.

حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنْ صَفْوَانَ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ زُرَارَةَ مِثْلَهُ .

7 - صَفْوَانُ عَنِ ابْنِ بُكَيْرِ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ : سَمِعْتُهُ يَقُولُ :

الْمُطَلَّقَةُ تَبِينُ عِنْدَ أَوَّلِ قَطْرَةٍ مِنَ الدَّمِ فِي الْقُرْءِ الأخِیرِ.

8 - حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَبَلَةَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ إِسْمَاعِيلَ الْجُعْفِيِّ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام فِي الرَّجُل يُطَلِّقُ امْرَأَتَهُ.

5 - زراره گوید: امام (باقر یا امام صادق علیهما السَّلام) فرمود: زنی که طلاق داده شده هم (از شوهرش) ارث می برد و هم ارث برده می شود تا زمانی که خون بار سوم را ببیند. پس وقتی که آن را دید ارث بردن قطع می شود.

6 - زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:

اولین خونی که زن از حیض بار سوم دید از شوهرش جدا می شود.

7 - زراره گوید: از امام باقر علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:

زنی که طلاق داده شده هنگامی که اولین قطرۀ خون از حیض آخر ( بار سوم ) را دید از شوهر خود جدا می شود.

8 - اسماعیل جعفی گوید: امام باقر علیه السَّلام دربارۀ مردی که زنش را طلاق می دهد فرمود:

فَقَالَ : هُوَ أَحَقُّ بِرَجْعَتِهَا مَا لَمْ تَقَعْ فِي الدَّمِ الثَّالِثِ.

9 - عَنْهُ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ : قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام: إِنِّي سَمِعْتُ رَبِيعَةَ الرَّأْيِ يَقُولُ : إِذَا رَأَتِ الدَّمَ مِنَ الْحَيْضَةِ الثَّالِثَةِ بَانَتْ مِنْهُ، وَإِنَّمَا الْقُرْء مَا بَيْنَ الْحَيْضَتَيْنِ، وَ زَعَمَ أَنَّهُ إِنَّمَا أَخَذَ ذَلِكَ بِرَأْيِهِ.

فَقَالَ أَبُو جَعْفَرِ علیه السَّلام: كَذَبَ لَعَمْرِي ! مَا قَالَ ذَلِكَ بِرَأْيِهِ ، وَ لَكِنَّهُ أَخَذَهُ عَنْ علِيّ علیه السَّلام.

قَالَ: قُلْتُ لَهُ وَ مَا قَالَ فِيهَا عَلِيٌّ علیه السَّلام؟

قَالَ: كَانَ يَقُولُ: إِذَا رَأَتِ الدَّمَ مِنَ الْحَيْضَةِ الثَّالِثَةِ فَقَدِ انْقَضَتْ عِدَّتُهَا، وَ لَا سَبِيلَ لَهُ عَلَيْهَا ، وَإِنَّمَا الْقُرْءُ مَا بَيْنَ الْحَيْضَتَيْنِ، وَ لَيْسَ لَهَا أَنْ تَتَزَوَّجَ حَتَّى تَغْتَسِلَ مِنَ الْحَيْضَةِ الثَّالِثَةِ .

مادامی که زن در خون حیض بار سوم واقع نشده، شوهرش به رجوع به آن زن سزاوارتر است.

9 - زراره گوید: به امام باقر علیه السَّلام عرضه داشتم: من شنیده ام که ربیعة الرأی می گوید:

زمانی که زن خون حیض بار سوم را دید از شوهر خود جدا می شود و آن قُرء و پاکی ما بین دو حیض است و گمان می کند که این را به رأی و نظر خودش می گوید.

فرمود: دروغ گفته است. به جان خودم سوگند! آن را به رأی خود نگفته؛ ولی آن را از حضرت علی علیه السَّلام گرفته است.

زراره می گوید: به امام عرضه داشتم: حضرت علی علیه السَّلام در این باره چه فرموده است؟

فرمود: آن حضرت می فرمود: آن گاه که زن خون حیض بار سوم را دید عدّه اش تمام شده و راهی برای رابطۀ زناشویی آن ها نیست و همانا قرء و پاکی ما بین دو حیض است و زن نمی تواند ازدواج کند تا وقتی که از حیض سوم پاک شود و غسل حیض کند.

الْحَسَنُ بْنُ مُحَمَّدِ بْن سَمَاعَةَ قَالَ : كَانَ جَعْفَرُ بْنُ سَمَاعَةَ يَقُولُ : تَبِينُ عِنْدَ أَوَّلِ قَطْرَةٍ مِنَ الدَّمِ، وَ لَا تَحِلُّ لِلْأَزْوَاجِ حَتَّى تَغْتَسِلَ مِنَ الْحَيْضَةِ الثَّالِثَةِ.

وَ قَالَ الْحَسَنُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَةَ : تَبِينُ عِنْدَ أَوَّلِ قَطْرَةٍ مِنَ الْحَيْضِ الثَّالِثِ، ثُمَّ إِنْ شَاءَتْ تَزَوَّجَتْ وَإِنْ شَاءَتْ لَا.

وَ قَالَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ: إِنْ شَاءَتْ تَزَوَّجَتْ ، وَ إِنْ شَاءَتْ لَا ، فَإِنْ تَزَوَّجَتْ لَمْ يُدْخَلْ بِهَا حَتَّى تَغْتَسِلَ.

10 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ قَالَ : سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنِ الْمَرْأَةِ إِذَا طَلَّقَهَا زَوْجُهَا مَتَى تَكُونُ هِيَ أَمْلَكَ بِنَفْسِهَا ؟

فَقَالَ: إِذَا رَأَتِ الدَّمَ مِنَ الْحَيْضَةِ الثَّالِثَةِ فَهِيَ أَمْلَكُ بِنَفْسِهَا.

قُلْتُ: فَإِنْ عَجِلَ الدَّمُ عَلَيْهَا قَبْلَ أَيَّامٍ قُرْنِهَا.

حسن بن محمّد بن سماعه گوید: جعفر بن سماعه می گفت: هنگامی که زن اولین قطرهۀ خون را دید از شوهرش جدا می شود و برای ازدواج با مردهای دیگر حلال نمی شود تا این که از حیض سوم، غسل کند.

حسن بن محمّد بن سماعه گوید: وقتی زن اولین قطرۀ خون از حیض بار سوم را دید از مرد جدا می شود، سپس اگر خواست ازدواج می کند و اگر خواست ازدواج نمی کند.

على بن ابراهیم گوید: اگر خواست ازدواج می کند و اگر خواست ازدواج نمی کند و اگر ازدواج کرد به او دخول نمی شود تا غسل کند.

10 - عبد الرحمان بن ابی عبدالله گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: وقتی زنی را شوهرش طلاق داد کی زمام اختیار خود را به دست می گیرد؟

فرمود: وقتی که خون حیض بار سوم را دید، زمام کار در دست خود دارد.

عرض کردم: اگر پیش از این که زمان خون دیدنش برسد، خون دید چگونه است؟

فَقَالَ : إِذَا كَانَ الدَّمُ قَبْلَ عَشَرَةِ أَيَّامٍ فَهُوَ أَمْلَك بِهَا وَ هُوَ مِنَ الْحَيْضَةِ الَّتِي طَهُرَتْ مِنْهَا، وَإِنْ كَانَ الدَّمُ بَعْدَ الْعَشَرَةِ الْأَيَّامِ فَهُوَ مِنَ الْحَيْضَةِ الثَّالِثَةِ وَهِيَ أَمْلَكُ بِنَفْسِهَا.

11 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ _ أَظُنُّهُ _ مُحَمَّدَ بْنَ عَبْدِ اللهِ بْنِ هِلَالٍ أَوْ عَلِيَّ بْنَ الْحَكَم _ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام قَالَ :

سَأَلْتُهُ عَن الرَّجُل يُطَلِّقُ امْرَأَتَهُ مَتَى تَبِينُ مِنْهُ ؟

قَالَ: حِينَ يَطْلُعُ الدَّمُ مِنَ الْحَيْضَةِ الثَّالِثَةِ تَمْلِكُ نَفْسَهَا.

قُلْتُ: فَلَهَا أَنْ تَتَزَوَّجَ فِي تِلْكَ الْحَالِ ؟

قَالَ: نَعَمْ ، وَ لَكِنْ لَا تُمَكِّنُ مِنْ نَفْسِهَا حَتَّى تَطْهُرَ مِنَ الدَّمِ.

فرمود: اگر خون پیش از ده روز باشد، پس از همان حیضی حساب می شود که از آن پاک شده بود و اگر خون بعد از ده روز باشد از حیض سوم حساب می شود و زن زمام کار خود را به دست می گیرد.

11 - محمّد بن مسلم گوید: از امام باقر علیه السَّلام پرسیدم: مردی زنش را طلاق می دهد. آن زن کی از شوهر خود جدا می شود؟

فرمود: هنگامی که از خون حیض سوم خود با خبر شد مالک اختیار خودش خواهد بود.

عرض کردم: پس زن در آن حال می تواند ازدواج کند؟

فرمود: آری؛ ولی تا وقتی که از خون پاک شود، نمی تواند به شوهرش تمکین کند.

بخش صد و بیست و هفتم

معنای پاکی

(27) بَابُ مَعْنَى الْأَقْرَاءِ

1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرِ عَنْ عُمَرَ بْنِ أَذَيْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: سَمِعْتُ رَبِيعَةَ الرَّأْي: يَقُولُ مِنْ رَأْيِي أَنَّ الْأَقْرَاءَ الَّتِي سَمَّى اللَّهُ عزّوجل فِي الْقُرْآنِ إِنَّمَا هُوَ الطَّهْرُ فِيمَا بَيْنَ الْحَيْضَتَيْنِ.

فَقَالَ: كَذَبَ لَمْ يَقُلْهُ بِرَأْيِهِ ، وَلَكِنَّهُ إِنَّمَا بَلَغَهُ عَنْ عَلِيّ علیه السَّلام.

فَقُلْتُ : أَصْلَحَكَ اللهُ ! أَكَانَ عَلِيٌّ علیه السَّلام يَقُولُ ذَلِكَ ؟

فَقَالَ : نَعَمْ ، إِنَّمَا الْقُرْءُ الطَّهْرُ يَقْرِي فِيهِ الدَّمَ فَيَجْمَعُهُ، فَإِذَا جَاءَ الْمَحِيضُ دَفَقَهُ.

2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ وَ عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ أَبِي نَصْرٍ جَمِيعاً عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَر علیه السَّلام قَالَ:

بخش بیست و هفتم: معنای پاکی

1 - زراره گوید: شنیدم که ربيعة الرأی می گوید: به رأی و نظر من پاکی هایی که خداوند عزّوجل در قرآن نامیده همان پاکی است که بین دو حیض واقع می شود.

فرمود: دروغ گفته است. این حرف را با رأی خود نگفته؛ ولی همانا این سخن از حضرت علی علیه السَّلام به او رسیده است.

گفتم: خداوند کار شما را اصلاح کند! آیا حضرت علی علیه السَّلام این مطلب را می فرماید؟

فرمود: آری، همانا پاکیها همان پاکی است که در آن خون خون را جمع می کند و هنگامی که وقت حیض رسید، خون را دفع می کند.

2 - زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود

الْقُرْهُ هُوَ مَا بَيْنَ الْحَيْضَتَيْنِ .

3 - عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ :

الْقُرْهُ هُوَ مَا بَيْنَ الْحَيْضَتَيْنِ .

4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَجَّالِ عَنْ ثَعْلَبَةَ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ : الْأَقْرَاء هِيَ الْأَطْهَارُ.

بخش بیست و هشتم

عدّۀ زن طلاق داده شده و این که در کجا باید عدّه نگه دارد؟

(28) بَابُ عِدَّةِ الْمُطَلَّقَةِ وَ أَيْنَ تَعْتَدُّ؟

1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيْ عَنْ أَبِي عَبْدِ الله علیه السَّلام قَالَ :

قرء و پاکی همان است که بین دو حیض قرار داد.

3 - محمّد بن مسلم گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود

پاکی همان است که بین دو حیض قرار داد.

4- زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود

اقراء همان پاکی هاست.

بخش بیست و هشتم: عدّۀ زن طلاق داده شده و این که در کجا باید عدّه نگه دارد ؟

1 - حلبی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

لَا يَنْبَغِي لِلْمُطَلَّقَةِ أَنْ تَخْرُجَ إِلَّا بِإِذْنِ زَوْجِهَا حَتَّى تَنْقَضِيَ عِدَّتُهَا ثَلَاثَةَ قُرُوءٍ، أَوْ ثَلَاثَةَ أَشْهُرٍ إِنْ لَمْ تَحِضْ.

2 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ دَاوُدَ بْنِ سِرْحَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

عِدَّةُ الْمُطَلَّقَةِ ثَلَاثَةُ قُرُوءٍ، أَوْ ثَلَاثَةُ أَشْهُرٍ إِنْ لَمْ تَكُنْ تَحِيضُ.

حُمَيْدٌ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ دَاوُدَ بْنِ سِرْحَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ الله علیه السَّلام مِثْلَهُ .

3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ بْنِ مِهْرَانَ قَالَ : سَأَلْتُهُ عَنِ الْمُطَلَّقَةِ أَيْنَ تَعْتَدُّ ؟

قَالَ: فِي بَيْتِهَا لَا تَخْرُجُ وَإِنْ أَرَادَتْ زِيَارَةً خَرَجَتْ بَعْدَ نِصْفِ اللَّيْلِ وَ لَا تَخْرُجُ نَهَاراً ، وَ لَيْسَ لَهَا أَنْ تَحُجَّ حَتَّى تَنْقَضِيَ عِدَّتُهَا.

برای زنی که طلاق داده شده سزاوار نیست که (از خانه خود) خارج شود مگر به اذن و اجازۀ شوهرش، تا وقتی که عدّه اش تمام شود که عدّه اش سه پاکی یا سه ماه است در صورتی که حیض نبیند.

2 - داوود بن سرحان نظیر این روایت را از امام صادق علیه السَّلام نقل می کند.

3 - سماعة بن مهران گوید: از امام علیه السَّلام پرسیدم: زنی که طلاق داده شده باید در کجا عدّه نگه دارد؟

فرمود: در خانه اش؛ از آن خارج نشود و اگر خواست به دیدن کسی برود بعد از نصف شب از خانه خارج شود و در روز خارج نشود. چنین زنی نمی تواند حجّ برود تا وقتی که عدّه اش تمام شود.

وَ سَأَلْتُهُ عَنِ الْمُتَوَفَّى عَنْهَا زَوْجُهَا أَكَذَلِكَ هِی.

قَالَ: نَعَمْ ، وَ تَحُجُّ إِنْ شَاءَتْ .

4 - عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَيْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ قَيْسٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:

الْمُطَلَّقَةُ تَعْتَدُّ فِي بَيْتِهَا وَ لَا يَنْبَغِى لَهَا أَنْ تَخْرُجَ حَتَّى تَنْقَضِيَ عِدَّتُهَا، وَ عِدَّتُهَا ثَلَاثَةُ قُرُوءٍ، أَوْ ثَلَاثَةٌ أَشْهُرٍ إِلَّا أَنْ تَكُونَ تَحِيضُ.

5 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ سَعْدِ بْنِ خَلَفٍ قَالَ : سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ مُوسَى بْنَ جَعْفَرٍ علیه السَّلام عَنْ شَيْءٍ مِنَ الطَّلَاقِ.

فَقَالَ : إِذَا طَلَّقَ الرَّجُلُ امْرَأَتَهُ طَلَاقاً لَا يَمْلِكُ فِيهِ الرَّجْعَةَ فَقَدْ بَانَتْ مِنْهُ سَاعَةَ طَلَّقَهَا وَ مَلَكَتْ نَفْسَهَا وَ لَا سَبِيلَ لَهُ عَلَيْهَا وَ تَعْتَدُّ حَيْثُ شَاءَتْ وَ لَا نَفَقَةَ لَهَا.

و از امام پرسیدم: زنی که شوهرش وفات کرده آیا او نیز هم همین گونه است؟

فرمود: آری، و این زن اگر خواست میتواند حجّ برود.

4 - محمّد بن قیس گوید: امام ابو جعفر علیه السَّلام فرمود:

زنی که طلاق داده شده باید در خانه اش عدّه نگه دارد و سزاوار نیست که از خانه خارج شود تا وقتی که عدّه اش تمام شود و عدّۀ او سه پاکی است یا سه ماه است؛ اگر حائض نشود.

5 - سعد به ابی خلف گوید: از امام کاظم علیه السَّلام دربارهٔ مسأله ای از طلاق سؤال کردم.

فرمود: زمانی که مرد، زنش را طلاقی بدهد که در آن طلاق نتواند دیگر به آن زن رجوع کند، پس در همان ساعتی که او را طلاق داده، از او جدا می شود و زن صاحب اختیار خود می شود و مرد هیچ راهی بر او ندارد، آن زن هر جا که خواست عدّه نگه میدارد و حقّ هیچ گونه نفقه ای نیز ندارد.

قَالَ : قُلْتُ : أَلَيْسَ اللهُ عَزَّوَجَل يَقُولُ : (لا تُخْرِجُوهُنَّ مِنْ بُيُوتِهِنَّ وَلَا يَخْرُجْنَ)؟

قَالَ : فَقَالَ : إِنَّمَا عَنَى بِذَلِكَ الَّتِي تُطَلَّقُ تَطْلِيقَةٌ بَعْدَ تَطْلِيقَةٍ فَتِلْكَ الَّتِي لَا تُخْرَجُ وَلَا تَخْرُجُ حَتَّى تُطَلَّقَ الثَّالِثَةَ، فَإِذَا طَلَّقَتِ الثَّالِثَةَ فَقَدْ بَانَتْ مِنْهُ وَ لَا نَفَقَةَ لَهَا وَ الْمَرْأَةُ الَّتِي يُطَلِّقُهَا الرَّجُلُ تَطْلِيقَةً ثُمَّ يَدَعُهَا حَتَّى يَخْلُوَ أَجَلُهَا. فَهَذِهِ أَيْضاً تَقْعُدُ مَنْزِلِ زَوْجِهَا وَ لَهَا النَّفَقَةُ وَ السُّكْنَى حَتَّى تَنْقَضِيَ عِدَّتُهَا.

6- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ عَنْ أَبِي الصَّبَّاحِ الْكِنَانِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

تَعْتَدُّ الْمُطَلَّقَةُ فِي بَيْتِهَا، وَ لَا يَنْبَغِي لِزَوْجِهَا إِخْرَاجُهَا وَ لَا تَخْرُجُ هِيَ .

7 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَيْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ قَيْسٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ :

الْمُطَلَّقَةُ تَشَوَّفَتْ لِزَوْجِهَا مَا كَانَ لَهُ عَلَيْهَا رَجْعَةٌ وَ لَا يَسْتَأْذِنُ عَلَيْهَا.

سعد می گوید: عرض کردم: مگر خداوند نمی فرماید: «آن زنان را ( تا در عدّه اند) از خانه بیرون نکنید و آن ها نباید از خانه خرج شوند؟»

فرمود: خداوند با این عبارت تنها زنانی را قصد کرده که طلاقی بعد از طلاقی (طلاق رجعی) داده می شوند. پس آن طلاقی است که نباید (زن) (را از خانه) بیرون و زن نیز نباید خارج شود تا وقتی که برای بار سوم طلاق داده شود.

پس وقتی که برای بار سوم طلاق داده شد از شوهر خود جدا شده، و حقّ هیچ نفقه ای نیز ندارد و زنی که مرد او را طلاق داده؛ طلاقی که سپس او را رها کرده تا مدت (عدّه) آن طلاق به پایان برسد. پس این زن نیز در منزل شوهرش می نشیند و حق نفقه و حقّ مسکن دارد تا وقتی که عدّه اش تمام شود.

6 - ابو صباح کنانی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

زنی که طلاق داده شده باید در خانهاش عدّه نگه دارد و سزاوار نیست که شوهرش او را از خانه بیرون کند و یا او خود از خانه بیرون برود.

7 - محمّد بن قیس گوید: ابو جعفر علیه السَّلام فرمود:

زنی که طلاق داده شده مادامی که شوهر می تواند به او رجوع کند خود را برای شوهرش زینت کند و شوهر برای رجوعش اجازه نمی گیرد.

8 - حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنِ ابْنِ رِبَاطٍ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ الْحَسَن علیه السَّلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْمُطَلَّقَةِ أَيْنَ تَعْتَدُّ .

فَقَالَ : فِي بَيْتِ زَوْجِهَا.

9 - عَنْهُ عَنْ وُهَيْبِ بْنِ حَفْصٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السَّلام فِي الْمُطَلَّقَةِ أَيْنَ تَعْتَد ؟

فَقَالَ: فِي بَيْتِهَا إِذَا كَانَ طَلَاقَا لَهُ عَلَيْهَا رَجْعَةٌ لَيْسَ لَهُ أَنْ يُخْرِجَهَا، وَ لَا لَهَا أَنْ تَخْرُجَ حَتَّى تَنْقَضِيَ عِدَّتُهَا.

عَنْهُ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَبَلَةَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ مِثْلَهُ .

8 - اسحاق بن عمّار گوید: از حضرت ابوالحسن علیه السَّلام درباره زنی که طلاق داده شده پرسیدم که کجا باید عدّه نگه دارد؟

فرمود: در خانۀ شوهرش.

9 - ابوبصیر گوید: امام (باقر و امام صادق علیهما السَّلام) دربارۀ این که زن طلاق داده شده کجا باید عده نگه دارد، فرمود:

اگر مرد او را طلاقی داده که می تواند به او رجوع کند (طلاق رجعی) در خانه اش (خانۀ شوهرش ) و مرد حق ندارد او را خارج کند، زن نیز نمی تواند از خانه خارج شود تا وقتی که عده اش تمام شود.

10 - حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنْ وُهَيْبِ بْنِ حَفْصٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السَّلام فِي الْمُطَلَّقَة: تَعْتَدُّ فِي بَيْتِهَا وَ تُظْهِرُ لَهُ زِينَتَهَا لَعَلَّ اللَّهَ يُحْدِثُ بَعْدَ ذَلِكَ أَمْراً .

11 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ وَ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ عُرْوَةَ عَنْ أَبِي الْعَبَّاسِ قَالَ:

لَا يَنْبَغِي لِلْمُطَلَّقَةِ أَنْ تَخْرُجَ إِلَّا بِإِذْنِ زَوْجِهَا حَتَّى تَنْقَضِيَ عِدَّتُهَا بِثَلَاثَةِ قُرُوءٍ، أَوْ ثَلَاثَةِ أَشْهُرٍ إِنْ لَمْ تَحِضْ.

12 - حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ : سَمِعْتُهُ يَقُولُ :

الْمُطَلَّقَةُ تَحُجُّ فِي عِدَّتِهَا إِنْ طَابَتْ نَفْسُ زَوْجِهَا.

10 - ابوبصیر گوید: (امام باقر و امام صادق علیهما السَّلام) دربارۀ زنی که طلاق داده شده فرمود:

باید در خانه اش عدّه نگه دارد و آرایش و زینت خود را برای شوهرش آشکار کند،شاید خدا بعد از آن (طلاق) کاری از نو پدید آرد.

11 - ابوالعبّاس گوید: حضرتش فرمود:

زنی که طلاق داده شده شایسته نیست از خانه خارج شود مگر با اجازۀ شوهرش تا وقتی که عدۀ اش با سه پاکی، یا در مدّت سه ماه در صورتی که حائض نمی شود _ تمام شود.

12 - معاوية عمّار گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود

زنی که طلاق داده شده در دوران عدّه اگر شوهرش اجازه قلبی دهد می تواند در مراسم حج شرکت کند.

13 - مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ وَأَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيٌّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ :

الْمُطَلَّقَةُ تَحْجُ وَتَشْهَدُ الْحُقُوق.

14 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ عُرْوَةَ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

الْمُطَلَّقَةُ تَكْتَحِلُ وَ تَخْتَضِبُ وَ تَطَيَّبُ وَ تَلْبَسُ مَا شَاءَتْ مِنَ النِّيَابِ، لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَل يَقُولُ: (لَعَلَّ اللهَ يُحْدِثُ بَعْدَ ذَلِكَ أَمْراً) لَعَلَّهَا أَنْ تَقَعَ فِي نَفْسِهِ فَيُرَاجِعَهَا.

13 - محمّد بن مسلم گوید: حضرتش فرمود:

زنی که طلاق داده شد می تواند حج انجام دهد و برای روشن شدن حقوق گواهی دهد.

14 - زراره گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

زنی که طلاق داده شد سرمه می کشد، خضاب می کند، عطر می زند و هر لباسی که خواست می پوشد؛ چراکه خداوند متعال می فرماید: «شاید خدا بعد از آن ( طلاق ) کاری از نو پدید آرد». شاید زن با این کارها خود را در دلِ شوهر جا کند و شوهر به او رجوع کند.

بخش بیست و نهم

کسی که به غیر طریق سنّت طلاق داده و زن طلاق داده شده ای که در دوران عدّه از خانه خارج شود یا شوهرش او را از خانه بیرون کند ...

(29) بَابُ الْفَرْقِ بَيْنَ مَنْ طَلَّقَ عَلَى غَيْرِ السُّنَّةِ وَ بَيْنَ الْمُطَلَّقَةِ إِذَا خَرَجَتْ وَ هِيَ فِي عِدَّتِهَا أَوْ أَخْرَجَهَا زَوْجُهَا

1 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ قَالَ: حَدَّثَنِي حَمْدَانُ الْقَلَانِسِيُّ قَالَ : قَالَ لِي عُمَرُ بْنُ شِهَابِ الْعَبْدِيُّ : مِنْ أَيْنَ زَعَمَ أَصْحَابُكَ أَنَّ مَنْ طَلَّقَ ثَلَاثًا لَمْ يَقَعِ الطَّلَاقُ ؟

فَقُلْتُ لَهُ : زَعَمُوا أَنَّ الطَّلَاقَ لِلْكِتَابِ وَ السُّنَّةِ فَمَنْ خَالَفَهُمَا رُدَّ إِلَيْهِمَا.

قَالَ : فَمَا تَقُولُ فِيمَنْ طَلَّقَ عَلَى الْكِتَابِ وَ السُّنَّةِ فَخَرَجَتِ امْرَأَتُهُ أَوْ أَخْرَجَهَا فَاعْتَدَّتْ فِي غَيْرِ بَيْتِهَا تَجُوزُ عَلَيْهَا الْعِدَّةُ أَوْ يَرُدُّهَا إِلَى بَيْتِهِ حَتَّى تَعْتَدَّ عِدَّةً أُخْرَى، فَإِنَّ اللهَ عَزَّوَجَل قَالَ : (لا تُخْرِجُوهُنَّ مِنْ بُيُوتِهِنَّ وَلَا يَخْرُجْنَ ) ؟!

بخش بیست و نهم: کسی که به غیر طریق سنّت طلاق داده و زن طلاق داده شده ای که در دوران عدّه از خانه خارج شود یا شوهرش او را از خانه بیرون کند...

1 - حسین بن محمّد گوید: حمدان قلانسی برای من نقل کرد عمر بن شهاب عبدی به من گفت: به چه دلیل اصحاب تو گمان کرده اند که اگر کسی زنش را سه بار (در یک مجلس) طلاق داده طلاقش صحیح نیست؟

گفتم: گمان میکنند که طلاق باید بر طبق کتاب و سنت باشد پس کسی که با آن دو مخالفت کند به حکم آن دو بر می گردد.

عمر بن شهاب گفت: پس چه می گوید دربارۀ مردی که زنش را بر طبق کتاب و سنّت طلاق داده و زنش از خانه خارج می شود یا شوهرش او را از خانه اخراج می کند و آن زن در خانه دیگری که در آن زندگی می کرد عدّه نگه می دارد آیا می تواند که عدّه نگه دارد یا شوهرش او را به خانه اش بر می گرداند تا عدّۀ دیگری بگیرد؟ پس همانا خداوند عَزَّوَجَل می فرماید: «آن ها را از خانه هایشان خارج نکنید و آنها نیز نباید خارج شوند».

قَالَ : فَأَجَبْتُهُ بِجَوَابٍ لَمْ يَكُنْ عِنْدِي جَوَاباً ، وَ مَضَيْتُ فَلَقِيتُ أَيُّوبَ بْنَ نُوحٍ فَسَأَلْتُهُ عَنْ ذَلِكَ فَأَخْبَرْتُهُ بِقَوْلِ عُمَرَ .

فَقَالَ : لَيْسَ نَحْنُ أَصْحَابَ قِيَاسِ ، إِنَّمَا نَقُولُ بِالْآثَارِ .

فَلَقِيتُ عَلِيَّ بْنَ رَاشِدٍ ، فَسَأَلْتُهُ عَنْ ذَلِكَ وَأَخْبَرْتُهُ بِقَوْلِ عُمَرَ.

فَقَالَ : قَدْ قَاسَ عَلَيْكَ وَ هُوَ يُلْزِمُكَ إِنْ لَمْ يَجُزِ الطَّلَاقُ إِلَّا لِلْكِتَابِ ، فَلَا تَجُوزُ الْعِدَّةُ إِلَّا لِلْكِتَابِ.

فَسَأَلْتُ مُعَاوِيَةَ بْنَ حُكَيْمٍ عَنْ ذَلِكَ وَأَخْبَرْتُهُ بِقَوْلِ عُمَرَ .

فَقَالَ مُعَاوِيَةُ : لَيْسَ الْعِدَّةُ مِثْلَ الطَّلَاقِ وَ بَيْنَهُمَا فَرْقٌ ، وَ ذَلِكَ أَنَّ الطَّلَاقَ فِعْلُ الْمُطَلَّقِ ، فَإِذَا فَعَلَ خِلَافَ الْكِتَابِ وَ مَا أُمِرَ بِهِ قُلْنَا لَهُ : ارْجِعْ إِلَى الْكِتَابِ وَ إِلَّا فَلَا يَقَعُ الطَّلَاقُ ، وَ الْعِدَّةُ لَيْسَتْ فِعْلَ الرَّجُلِ وَ لَا فِعْلَ الْمَرْأَةِ، إِنَّمَا هِيَ أَيَّامٌ تَمْضِي وَ حَيْضُ يَحْدُثُ لَيْسَ مِنْ فِعْلِهِ وَ لَا مِنْ فِعْلِهَا إِنَّمَا هُوَ فِعْلُ اللَّهِ تَبَارَكَ وَتَعَالَى، فَلَيْسَ يُقَاسُ فِعْلُ اللهِ عَزَّوَجَل بِفِعْلِهِ وَ فِعْلِهَا .

حمدان قلانسی گوید: به او گفتم که من پاسخ سؤال تو را نمی دانم. آن گاه رفتم و با أيوب بن نوح ملاقات کردم از او در آن باره پرسیدم و نظر عمر بن شهاب به او بازگو کردم.

گفت: ما اصحاب قیاس نیستیم، ما احکام را فقط طبق آثار (کتاب و احادیث معصومین) بیان می کنیم.

حمدان می گوید: پس علی بن راشد را ملاقات کردم پس دربارۀ آن مسأله از او پرسیدم و او را از قول عمر بن شهاب باخبر کردم.

گفت: به تحقیق که او دست به قیاس زده و تو را ملزم کرده که اگر طلاق جز بر طبق کتاب (قرآن) جایز نیست؛ پس عدّه نیز جز بر طبق کتاب جایز نخواهد بود.

آن گاه از معاوية بن حکیم دربارهٔ آن مسأله پرسیدم و او را از قول عمر با خبر کردم.

معاویه گفت: عدّه مثل طلاق نیست و بین آن دو فرق است، به دلیل آن که طلاق، فعلِ شخصی است که طلاق می دهد. پس هرگاه برخلاف کتاب و آن چه که به آن امر شده عمل کرده ما به او می گوییم: به کتاب برگرد، وگرنه طلاق واقع نمی شود، ولی عدّه نه فعل مرد است و نه فعل زن. عده، ایّامی است که می گذرد و حیض پدید می آید و نه کارمرد است و نه کار زن؛ بلکه تنها کار خداوند عَزَّوَجَل است که کار خدا کار مرد و زن قیاس نمی شود.

فَإِذَا عَصَتْ وَ خَالَفَتْ فَقَدْ مَضَتِ الْعِدَّةُ وَبَاءَتْ بِإِثْمِ الْخِلَافِ ، وَلَوْ كَانَتِ الْعِدَّةُ فِعْلَهَا لِمَا أَوْ قَعْنَا عَلَيْهَا الْعِدَّةَ كَمَا لَمْ يَقَعِ الطَّلَاقُ إِذَا خَالَفَ.

وَ قَالَ الْفَضْلُ بْنُ شَاذَانَ فِي جَوَابٍ أَجَابَ بِهِ أَبَا عُبَيْدٍ فِي كِتَابِ الطَّلَاقِ:

ذَكَرَ أَبو عُبَيْدٍ: أَنَّ بَعْضَ أَصْحَابِ الْكَلَام قَالَ : إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى حِينَ جَعَلَ الطَّلَاقَ لِلْعِدَّةِ لَمْ يُخْبِرْنَا أَنَّ مَنْ طَلَّقَ لِغَيْرِ الْعِدَّةِ كَانَ طَلَاقُهُ عَنْهُ سَاقِطَاً، وَ لَكِنَّهُ شَيْءٌ تَعَبَّدَ بِهِ الرِّجَالُ كَمَا تَعَبَّدَ النِّسَاءُ بِأَنْ لَا يَخْرُجْنَ مِنْ بُيُوتِهِنَّ مَا دُمْنَ يَعْتَدِدْنَ، وَ إِنَّمَا أَخْبَرَنَا فِي ذَلِكَ بِالْمَعْصِيَةِ فَقَالَ: (وَتِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ فَلَا تَعْتَدُوهَا وَ مَنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ اللهِ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ ) .

پس وقتی زن عصیان کرد و با حکم خدا (در عدّه نگه داشتن) مخالفت کرد، عدّۀ او سپری می شود و از شوهر خود جدا می شود در حالی که در مخالفتش با حکم خدا گناه کرده و اگر عدّه، کار زن بود، ما عدّه او را حساب نمی کردیم؛ همان طوری که در صورت مخالفت در مورد طلاق، طلاق واقع نمی شود.

فضل بن شاذان در جوابی که در کتاب طلاق به عبید داده می گوید:

ابوعبید گفته که یکی از اصحاب علم کلام می گوید: همانا وقتی که خداوند طلاق را برای عدّه قرار داده به ما خبر نداده که هرکس که به غیر عدّه طلاق بدهد، طلاقش ساقط وی است. این سقوط و بی اعتباری طلاق چیزی است که مردان، بدون دلیل به آن متعبّد شده اند، همان گونه که زنان بدون دلیل متعبّد شده اند، مادامی که عدّه نگه می دارند از خانه های خود خارج نشوند؛ بلکه به ما خبر داده اند که در این کار (طلاق در غیر زمان عدّه) معصیت است. آن جا که فرمود: «این احکام حدود الهی است و هر کس از حدود الهی تجاوز کند به خود ستم کرده است».

فَهَلِ الْمَعْصِيَةُ فِي الطَّلَاقِ إِلَّا كَالْمَعْصِيَةِ فِي خُرُوجِ الْمُعْتَدَّةِ مِنْ بَيْتِهَا ؟

أ َلَسْتُمْ تَرَوْنَ أَنَّ الْأُمَّةَ مُجْمِعَةٌ عَلَى أَنَّ الْمَرْأَةَ الْمُطَلَّقَةَ إِذَا خَرَجَتْ مِنْ بَيْتِهَا أَيَّامَاً أَنَّ تِلْكَ الْأَيَّامَ مَحْسُوبَةٌ لَهَا فِي عِدَّتِهَا وَ إِنْ كَانَتْ لِلَّهِ فِيهِ عَاصِيَةٌ.

فَكَذَلِكَ الطَّلَاقُ فِى الْحَيْضِ مَحْسُوبٌ عَلَى الْمُطَلِّقِ وَ إِنْ كَانَ لِلَّهِ فِيهِ عَاصِياً .

قَالَ الْفَضْلُ بْنُ شَاذَانَ: أَمَّا قَوْلُهُ : إِنَّ اللهَ عَزَّوَجَل لَمَّا جَعَلَ الطَّلَاقَ لِلْعِدَّةِ لَمْ يُخْبِرْنَا أَنَّ مَنْ طَلَّقَ لِغَيْرِ الْعِدَّةِ كَانَ الطَّلَاقُ عَنْهُ سَاقِطاً فَلْيُعْلَمْ أَنَّ مِثْلَ هَذَا إِنَّمَا هُوَ تَعَلُّق بِالسَّرَابِ، إِنَّمَا يُقَالُ لَهُمْ: إِنَّ أَمْرَ اللهِ عَزَّوَجَل بِالشَّيْءِ هُوَ نَهْيَ عَنْ خِلَافِهِ ، وَ ذَلِكَ أَنَّهُ جَلَّ ذِكْرُهُ. حَيْثُ أَبَاحَ نِكَاحَ أَرْبَعِ نِسْوَةٍ لَمْ يُخْبِرْنَا أَنَّ أَكْثَرَ مِنْ ذَلِكَ لَا يَجُوزُ.

وَ حَيْثُ جَعَلَ الْكَعْبَةَ قِبْلَةٌ لَمْ يُخْبِرْنَا أَنَّ قِبْلَةً غَيْرَ الْكَعْبَةِ لَا تَجُوزُ.

پس آیا معصیت و گناه در طلاق مانند آن معصیت زنی است که باید عدّه نگه دارد از خانه اش خارج می شود؟

آیا نظر شما این نیست که اُمّت اجماع دارند بر زنی که طلاق داده شده، هرگاه چند روز از خانه اش خارج شود، آن چند روز جزو عدّه اش حساب می شود و اگر چه در این کارش، خدا را معصیت کرده است.

پس هم چنین است طلاق در دوران حیض که از جانب مرد پذیرفته می شود و محاسبه می گردد گر چه در این کار خدا را معصیت کرده است. فضل بن شاذان گوید: امّا این که او گفت: همانا خداوند وقتی که طلاق را برای عدّه قرار داد ما را باخبر نکرد که کسی که در غیر عدّه طلاق بدهد، طلاق از او ساقط باطل است؛ پس باید بداند که چنین سخنانی سرابی بیش نیست (و واقعیت ندارد) در پاسخ به آنها گفته می شود: امر خداوند عَزَّوَجَل به چیزی، همان نهی اوست از خلاف (و ضدّ) آن چیز و آن همان است که خداوند _ که ذکرش بلند مرتبه و برتر است _ هنگامی که ازدواج مرد را با چهار زن مباح فرمود به ما خبر نداد که ازدواج با بیش از آن ها جایز نیست.

و هنگامی که کعبه را به عنوان قبله قرار داد به ما خبر نداد که غیر کعبه را نمی شود قبله قرار داد.

وَ حَيْثُ جَعَلَ الْحَجَّ فِي ذِي الْحِجَّةِ لَمْ يُخْبِرْنَا أَنَّ الْحَجَّ فِي غَيْرِ ذِي الْحِجَّةِ لَا يَجُوزُ .

وَ حَيْثُ جَعَلَ الصَّلَاةَ رَكْعَةً وَ سَجْدَتَيْنِ لَمْ يُخْبِرْنَا أَنَّ رَكْعَتَيْنِ وَ ثَلَاثَ سَجَدَاتٍ لا يَجُوزُ .

فَلَوْ أَنَّ إِنْسَاناً تَزَوَّجَ خَمْسَ نِسْوَةٍ لَكَانَ نِكَاحُهُ الْخَامِسَةَ بَاطِلاً، وَ لَوِ اتَّخَذَ قِبْلَةٌ غَيْرَ الْكَعْبَةِ لَكَانَ ضَالًا مُخْطِنَاً غَيْرَ جَائِزِ لَهُ وَ كَانَتْ صَلَاتُهُ غَيْرَ جَائِزَةٍ. وَ لَوْ حَجَّ فِي غَيْرِ ذِي الْحِجَّةِ لَمْ يَكُنْ حَاجَاً وَكَانَ فِعْلُهُ بَاطِلاً، وَ لَوْ جَعَلَ صَلَاتَهُ بَدَلَ كُلِّ رَكْعَةٍ رَكْعَتَيْن وَ ثَلَاثَ سَجَدَاتٍ لَكَانَتْ صَلَاتُهُ فَاسِدَةً وَ كَانَ غَيْرَ مُصَلِّ، لأَنَّ كُلَّ مَنْ تَعَدَّى مَا أُمِرَ بِهِ وَ لَمْ يُطْلَقْ لَهُ ذَلِكَ كَانَ فِعْلُهُ بَاطِلاً فَاسِداً غَيْرَ جَائِز وَ لَا مَقْبُولٍ .

فَكَذَلِكَ الْأَمْرُ وَ الْحُكْمُ فِي الطَّلَاقِ كَسَائِرِ مَا بَيَّنَّا وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ .

و هنگامی که مراسم حجّ را در ماه ذی حجّه قرار داد به ما را خبر نداد که حجّ در غیر ماه ذى حجّه جایز نیست.

و هنگامی که در هر رکعت نماز یک رکوع و دو سجده قرار داد به ما خبر نداد که دو رکوع و سه سجده (در هر رکعت) جایز نیست.

پس اگر انسانی با پنج زن ازدواج نماید ، ازدواج پنجم او باطل خواهد بود و اگر او غیر کعبه را به عنوان قبله قرار بدهد هر آینه گمراه و خطاکار شده و این کار او جایز نیست، و نماز او صحیح نیست.

و اگر در غیر ماه ذی حجّه، حج به جا آورد حاجی به شمار نمی رود و کار او باطل است و اگر در نمازش به جای هر رکعت، دو رکعت به جا آورد و سه سجده انجام دهد نمازش فاسد باطل است و نماز نگزارده است؛ چرا که هر کس از آن چه که او به او امر شده تعدّی و تجاوز کند بی آن که اطلاق و وسعتی در این کار به او داده شود؛ کار او باطل، فاسد است و جایز و پذیرفته نیست.

پس امر و حکم در طلاق نیز مانند همۀ آن چه که بیان کردیم است و ستایش مخصوص خداست.

وَأَمَّا قَوْلُهُمْ: إِنَّ ذَلِكَ شَيْءٌ تَعَبَّدَ بِهِ الرِّجَالُ كَمَا تَعَبَّدَ بِهِ النِّسَاءُ أَنْ لَا يَخْرُجْنَ مَا دُمْنَ يَعْتَدِدْنَ مِنْ بُيُوتِهِنَّ ، فَأَخْبَرَنَا ذَلِكَ لَهُنَّ بِالْمَعْصِيَةِ وَ هَلِ الْمَعْصِيَةُ فِي الطَّلَاقِ إِلَّا كَالْمَعْصِيَةِ فِي خُرُوجِ الْمُعْتَدَّةِ مِنْ بَيْتِهَا فِي عِدَّتِهَا؟

فَلَوْ خَرَجَتْ مِنْ بَيْتِهَا أَيَّاماً لَكَانَ ذَلِكَ مَحْسُوباً لَهَا، فَكَذَلِكَ الطَّلَاقُ فِي الْحَيْضِ مَحْسُوبٌ وَ إِنْ كَانَ لِلَّهِ عَاصِياً .

فَيُقَالُ لَهُمْ: إِنَّ هَذِهِ شُبْهَةٌ دَخَلَتْ عَلَيْكُمْ مِنْ حَيْثُ لَا تَعْلَمُونَ، وَ ذَلِكَ أَنَّ الْخُرُوجَ وَ الْإِخْرَاجَ لَيْسَ مِنْ شَرَائِطِ الطَّلَاقِ كَالْعِدَّةِ، لِأَنَّ الْعِدَّةَ مِنْ شَرَائِطِ الطَّلَاقِ ذَلِكَ أَنَّهُ لَا يَحِلُّ لِلْمَرْأَةِ أَنْ تَخْرُجَ مِنْ بَيْتِهَا قَبْلَ الطَّلَاقِ وَ لَا بَعْدَ الطَّلَاقِ وَ لَا يَحِلُّ لِلرَّجُلِ أَنْ يُخْرِجَهَا مِنْ بَيْتِهَا قَبْلَ الطَّلَاقِ وَ لَا بَعْدَ الطَّلَاقِ .

امّا دربارۀ این که (خداوند طلاق را برای عدّه قرار داده) و این چیزی است که مردان بدون دلیل به آن متعبّد شده اند؛ همان گونه که زنان متعبّد شده اند که مادامی که عدّه نگه می دارند از خانه های خود خارج نشوند، پس به ما خبر داده اند که در این کارهاشان معصیت است، و آیا معصیت در طلاق همانند معصیت زنی است که باید عدّه نگه دارد از منزلش خارج می شود؟ پس اگر چند روزی از خانه اش خارج شود آن چند روز برای زن محاسبه می شود، پس همین طور طلاق در حیض نیز به حساب می آید، اگر چه در این کار خدا را معصیت نموده است.

باید در پاسخ به ایشان گفته شود: این شبهه ای است که ندانسته به شما راه یافته است؛ که خروج زن و اخراج او به سان عدّه از شرایط طلاق نیست؛ زیرا که عدّه از شرایط طلاق است که جایز نیست زن از خانۀ خود چه قبل از طلاق و چه بعد از طلاق خارج شود و برای مردم نیز جایز نیست زن را چه قبل از طلاق و چه بعد از طلاق از خانه اش بیرون کند.

فَالطَّلَاقُ وَ غَيْرُ الطَّلَاقِ فِي حَظْرِ ذَلِكَ وَ مَنْعِهِ وَاحِدٌ وَ الْعِدَّةُ لَا تَقَعُ إِلَّا مَعَ الطَّلَاقِ، وَ لَا تَجِبُ إِلَّا بِالطَّلَاقِ وَ لَا يَكُونُ الطَّلَاقُ لِمَدْ خُولٍ بِهَا وَ لَا عِدَّةٌ كَمَا قَدْ يَكُونُ خُرُوجاً وَإِخْرَاجاً بِلَا طَلَاقٍ وَ لَا عِدَّةٍ فَلَيْسَ يُشَبَّهُ الْخُرُوجُ وَ الْإِخْرَاجُ بِالْعِدَّةِ وَالطَّلَاقِ فِي هَذَا الْبَابِ.

وَإِنَّمَا قِيَاسُ الْخُرُوجِ وَ الْإِخْرَاجِ كَرَجُلٍ دَخَلَ دَارَ قَوْمٍ بِغَيْرِ إِذْنِهِمْ، فَصَلَّى فِيهَا فَهُوَ عَاصٍ فِي دُخُولِهِ الدَّارَ وَ صَلَاتُهُ جَائِزَةٌ، لأَنَّ ذَلِكَ لَّيْسَ مِنْ شَرَائِطِ الصَّلَاةِ، لِأَنَّهُ مَنْهِيِّ عَنْ ذَلِكَ ، صَلَّى أَوْ لَمْ يُصَلِّ.

وَ كَذَلِكَ لَوْ أَنَّ رَجُلاً غَصَبَ ثَوْباً، أَوْ أَخَذَهُ وَ لَبِسَهُ بِغَيْرِ إِذْنِهِ ، فَصَلَّى فِيهِ لَكَانَتْ صَلَاتُهُ جَائِزَةٌ وَ كَانَ عَاصِياً فِي لُبْسِهِ ذَلِكَ الثَّوْبَ ، لِأَنَّ ذَلِكَ لَيْسَ مِنْ شَرَائِطِ الصَّلَاةِ، لِأَنَّهُ مَنْهِيٌّ عَنْ ذَلِكَ، صَلَّى أَوْ لَمْ يُصَلِّ .

بنابراین طلاق و غیر طلاق در جلوگیری و منع از این کار یک سان هستند؛ ولی عدّه فقط با طلاق واقع می شود و عدّه واجب نمی شود مگر به واسطۀ طلاق و از طرفی طلاق و عدّه برای زنی که در آن پاکی با او نزدیکی شده نخواهد بود؛ همان گونه که حکم خروج و اخراج بدون طلاق و عدّه هم جاری است. از رو نمی توان در این باب خروج و اخراج را، به عده و طلاق تشبیه کرد.

بلکه مقایسه خروج و اخراج مانند مردی است که بدون اجازه به خانۀ گروهی وارد میشود و در آن خانه نماز می خواند. پس او در ورود به خانه معصیت کرده در حالی که نمازش صحیح است، چرا که این کار (ورود بدون اجازه به خانه ای) از شرایط نماز نیست؛ زیرا که از این کار نهی شده چه نماز بخواند و چه نخواند.

بلکه هم چنین است اگر کسی لباسی را غصب کند یا لباسی را به دست بیاورد و بدون اجازه صاحبش آن را بپوشد و با آن لباس نماز بخواند؛ نماز او صحیح است، اگر چه در پوشیدن این لباس مرتکب گناه و معصیت شده است، چرا که این کار از شرایط نماز نیست، چون از این کار نهی شده چه نماز بخواند و چه نماز نخواند.

وَ كَذَلِكَ لَوْ أَنَّهُ لَبِسَ ثَوْباً غَيْرَ طَاهِرٍ، أَوْ لَمْ يُطَهِّرْ نَفْسَهُ أَوْ لَمْ يَتَوَجَّهْ نَحْوَ الْقِبْلَةِ لَكَانَتْ صَلَاتُهُ فَاسِدَةٌ غَيْرَ جَائِزَةٍ ، لِأَنَّ ذَلِكَ مِنْ شَرَائِطِ الصَّلَاةِ وَ حُدُودِهَا لَا يَجِبُ إلَّا لِلصَّلَاةِ .

وَ كَذَلِكَ لَوْ كَذَبَ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ وَ هُوَ صَائِمٌ بَعْدَ أَنْ لَا يُخْرِجَهُ كَذِبُهُ مِنَ الْإِيمَانِ لَكَانَ عَاصِياً فِي كَذِبِهِ ذَلِكَ وَ كَانَ صَوْمُهُ جَائِزَاً ، لِأَنَّهُ مَنْهِيٌّ عَنِ الْكَذِبِ، صَامَ أَوْ أَفْطَرَ .

وَ لَوْ تَرَكَ الْعَزْمَ عَلَى الصَّوْمِ ، أَوْ جَامَعَ لَكَانَ صَوْمُهُ بَاطِلاً فَاسِداً ، لِأَنَّ ذَلِكَ مِنْ شَرَائِطِ الصَّوْمِ وَ حُدُودِهِ لَا يَجِبُ إِلَّا مَعَ الصَّوْمِ .

وَكَذَلِكَ لَوْ حَجَّ وَ هُوَ عَاقٌ لِوَالِدَيْهِ وَ لَمْ يُخْرِجُ لِغُرَمَائِهِ مِنْ حُقُوقِهِمْ ، لَكَانَ عَاصِياً فِي ذَلِكَ، وَكَانَتْ حَجَّتُهُ جَائِزَةٌ، لِأَنَّهُ مَنْهِيٌّ عَنْ ذَلِكَ، حَجَّ أَوْ لَمْ يَحُجَّ.

هم چنین اگر شخصی لباس ناپاکی به تن کند، یا خود را از نجاست پاک نکند و یا رو به قبله نکند نماز او فاسد است و صحیح نیست؛ چرا که این کارها از شرایط نماز است و حدود نماز فقط برای نماز واجب است.

هم چنین اگر کسی در ماه رمضان در حال روزه دروغ بگوید؛ دروغی که او را از ایمان خارج نکند در دروغ گویی خود مرتکب گناه شده، ولی روزه اش صحیح است، زیرا که او از دروغ گویی نهی شده چه روزه بگیرد و چه روزه نباشد.

و اگر نیّت و قصد روزه را ترک کند یا با همسرش آمیزش کند البته روزه اش باطل و غیر صحیح خواهد بود؛ چرا که آنها از شرایط روزه اند و حدود روزه فقط با روزه واجب می شود.

هم چنین اگر کسی با حال عاق والدین بودن و با عدم پرداخت بدهی طلبکاران حج به جا آورد در این کارها مرتکب معصیت شده، ولی حجّ او صحیح است؛ چرا که از این کارها نهی شده چه حجّ به جا بیاورد و چه حجّ به جا نیاورد.

وَ لَوْ تَرَكَ الْإِحْرَامَ ، أَوْ جَامَعَ فِي إِحْرَامِهِ قَبْلَ الْوُقُوفِ لَكَانَتْ حَجَّتُهُ فَاسِدَةٌ غَيْرَ جَائِزَةٍ، لِأَنَّ ذَلِكَ مِنْ شَرَائِطِ الْحَجِّ وَ حُدُودِهِ لَا يَجِبُ إِلَّا مَعَ الْحَجِّ، وَ مِنْ أَجْلِ الْحَجِّ .

فَكُلُّ مَا كَانَ وَاجِباً قَبْلَ الْفَرْضِ وَ بَعْدَهُ فَلَيْسَ ذَلِكَ مِنْ شَرَائِطِ الْفَرْضِ ، لأَنَّ ذَلِكَ أَتَى عَلَى حِدَةٍ وَ الْفَرْضُ جَائِزٌ مَعَهُ .

فَكُلُّ مَا لَمْ يَجِبْ إِلَّا مَعَ الْفَرْضِ وَ مِنْ أَجْلِ الْفَرْضِ ، فَإِنَّ ذَلِكَ مِنْ شَرَائِطِهِ لاَ يَجُوزُ الْفَرْضُ إِلَّا بِذَلِكَ عَلَى مَا بَيَّنَّاهُ. وَ لَكِنَّ الْقَوْمَ لَا يَعْرِفُونَ وَ لَا يُمَيِّزُونَ وَ يُرِيدُونَ أَنْ يَلْبِسُوا الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ.

فَأَمَّا تَرْكُ الْخُرُوج وَ الْإِخْرَاجِ فَوَاجِبْ قَبْلَ العِدَّةِ وَ مَعَ الْعِدَّةِ وَ قَبْلَ الطَّلَاقِ وَبَعْدَ الطَّلَاقِ وَ لَيْسَ هُوَ مِنْ شَرَائِطِ الطَّلَاقِ ، وَ لَا مِنْ شَرَائِطِ الْعِدَّةِ، وَ الْعِدَّةُ جَائِزَةٌ مَعَهُ وَ لَا تَجِبُ الْعِدَّةُ إِلَّا مَعَ الطَّلَاقِ وَ مِنْ أَجْلِ الطَّلَاقِ ، فَهِيَ مِنْ حُدُودِ الطَّلَاقِ وَ شَرَائِطِهِ عَلَى مَا مَتَّلْنَا وَ بَيَّنَّا ، وَهُوَ فَرْقُ وَاضِحٌ ، وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ .

و اگر پوشیدن لباس احرام را ترک کند یا در حال احرام قبل از وقوف، با همسر خود نزدیکی کند البته حجّش فاسد و غیر صحیح خواهد بود، زیرا آن ها از شرایط حجّند و حدود حج فقط مگر با حجّ و به خاطر حجّ واجب می شود.

پس هر چیزی که پیش از عمل واجبی و بعد از آن، واجب باشد از شرایط آن عمل واجب نیست؛ چرا که این کار را به طور جداگانه انجام داده و انجام آن عمل واجب با آن ها امکان دارد.

بنابراین هر عملی که جز با عمل واجبی و به خاطر آن واجب نشود پس همان از شرایط آن عمل است و انجام دادن آن عمل واجب جز با آن جایز نیست بنا بر آن چه بیان کردیم. ولی آن قوم (اهل سنّت) از این مسائل آگاه نیستند و آنها را از هم تمییز نمی دهند و می خواهند حق را با باطل بپوشانند.

امّا ترک کردن و انجام ندادن خروج (توسّط زن) و اخراج (توسّط مرد) پیش از عدّه، با عدّه، قبل از طلاق و بعد از طلاق واجب است و از شرایط طلاق نیست و همین طور از شرایط عده نیست و عدّه با آن جایز است و عدّه فقط با طلاق و به خاطر طلاق واجب می شود. پس عدّه از حدود و شرایط طلاق است، بنا بر آن چه که مثال زدیم و بیان کردیم و آن فرق واضحی است و ستایش مخصوص پروردگار است.

وَ بَعْدُ فَلْيُعْلَمْ أَنَّ مَعْنَى الْخُرُوجِ وَ الْإِخْرَاجِ لَيْسَ هُوَ أَنْ تَخْرُجَ الْمَرْأَةُ إِلَى أَبِيهَا، أَوْ تَخْرُجَ فِي حَاجَةٍ لَهَا، أَوْ فِي حَقِّ بِإِذْنِ زَوْجِهَا مِثْلِ مَأْتَم أَوْ مَا أَشْبَهَ ذَلِكَ ، وَإِنَّمَا الْخُرُوجُ وَ الْإِخْرَاجُ أَنْ تَخْرُجَ مُرَاغَمَةً أَوْ يُخْرِجَهَا زَوْجُهَا مِّرَاغَمَةٌ. فَهَذَا الَّذِي نَهَى اللهُ عَزَّوَجَل عَنْهُ .

فَلَوْ أَنَّ امْرَأَةً اسْتَأْذَنَتْ أَنْ تَخْرُجَ إِلَى أَبَوَيْهَا، أَوْ تَخْرُجَ إِلَى حَقِّ لَمْ نَقُلْ: إِنَّهَا خَرَجَتْ مِنْ بَيْتِ زَوْجِهَا وَ لَا يُقَالُ : إِنَّ فُلاناً أَخْرَجَ زَوْجَتَهُ مِنْ بَيْتِهَا، إِنَّمَا يُقَالُ ذَلِكَ ، إِذَا كَانَ ذَلِكَ عَلَى الرَّغْمِ وَ السَّخَطِ، وَ عَلَى أَنَّهَا لَا تُرِيدُ الْعَوْدَ إِلَى بَيْتِهَا فَأَمْسَكَهَا عَلَى ذَلِكَ وَفِيما بَيَّنَّا كِفَايَةٌ .

فَإِنْ قَالَ قَائِلٌ : لَهَا أَنْ تَخْرُجَ قَبْلَ الطَّلَاقِ بِإِذْنِ زَوْجِهَا وَ لَيْسَ لَهَا أَنْ تَخْرُجَ بَعْدَ الطَّلَاقِ وَ إِنْ أَذِنَ لَهَا زَوْجُهَا، فَحُكْمُ هَذَا الْخُرُوجِ غَيْرُ ذَلِكَ الْخُرُوجِ . وَإِنَّمَا سَأَلْنَاكَ عَنْهُ فِي ذَلِكَ الْمَوْضِعِ الَّذِي يَشْتَبِهُ وَ لَمْ نَسْأَلُكَ فِي هَذَا الْمَوْضِعِ الَّذِي لَا يَشْتَبِهُ .

و بعد باید دانسته شود که معنای خروج و اخراج این نیست که زن برای دیدن پدرش، یا برای حاجتی که دارد و یا در مورد حقّی مانند شرکت در مجلس عزایی خروج و اخراج این است که زن در حال کراهت از خانه خارج شود، یا شوهرش او را از خانه اخراج کند. پس این همان چیزی است که خداوند عَزَّوَجَل از آن نهی کرده است.

بنابراین اگر زنی از شوهرش اجازه گرفت که به دیدن پدر و مادرش برود، یا برای حقّی از خانه خارج شود ما نمی گوییم که از خانۀ شوهرش خارج شده و گفته نمی شود که فلانی زنش را از خانه اش خارج کرده است. این سخن وقتی گفته می شود که خروج و اخراج با زور و خشم همراه باشد و بنابراین باشد که زن نخواهد به خانه اش برگردد، پس مرد او در خانه نگه دارد و همان که بیان کردیم کافی است.

پس اگر کسی گفت: زن قبل از طلاق، با اجازۀ شوهرش می تواند از خانه خارج شود ولی بعد از طلاق، اگر چه شوهرش نیز اجازه بدهد نمی تواند از خانه خارج بشود؛ پس حکم این خروج غیر از حکم آن خروج است و ما از تو دربارهٔ آن موضعی که مشتبه بود (و حکمش معلوم نبود) پرسیدیم و از آن موضعی که مشتبه نبود (و حکمش معلوم بود) از تو نپرسیدیم.

أَ لَيْسَ قَدْ نُهِيَتْ عَنِ الْعِدَّةِ فِي غَيْرِ بَيْتِهَا؟

فَإِنْ هِيَ فَعَلَتْ كَانَتْ عَاصِيَةٌ وَكَانَتِ الْعِدَّةُ جَائِزَةٌ ، فَكَذَلِكَ أَيْضاً إِذَا طَلَّقَ لِغَيْرِ الْعِدَّةِ كَانَ خَاطِئاً وَكَانَ الطَّلَاقُ وَاقِعاً، وَإِلَّا فَمَا الْفَرْقُ؟

قِيلَ لَهُ : إِنَّ فِيما بَيَّنَّا كِفَايَةً مِنْ مَعْنَى الْخُرُوجِ ، وَ الْإِخْرَاجِ مَا يُجْتَرَأُ بِهِ عَنْ هَذَا الْقَوْلِ ، لِأَنَّ أَصْحَابَ الْأَثَرِ وَأَصْحَابَ الرَّأْي وَأَصْحَابَ التَّشَيَّعِ قَدْ رَحْصُوا لَهَا فِي الْخُرُوحِ الَّذِي لَيْسَ عَلَى السَّخَطِ وَ الرَّغْم ، وَأَجْمَعُوا عَلَى ذَلِكَ .

فَمِنْ ذَلِكَ مَا رَوَى ابْنُ جَرِيحٍ عَنِ ابْنِ الزُّبَيْرِ عَنْ جَابِرٍ: أَنَّ خَالَتَهُ طُلِّقَتْ فَأَرَادَتِ الْخُرُوجَ إِلَى نَخْلِ لَهَا تَجُذُهُ فَلَقِيَتْ رَجُلاً فَنَهَاهَا، فَجَاءَتْ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ صلَّى اللهُ عليه وآله فَقَالَ لَهَا اخْرُجِي فَجُذْي نَخْلَكِ لَعَلَّكِ أَنْ تَصَدِّقِي أَوْ تَفْعَلِي مَعْرُوفاً .

آیا این گونه نیست که زن نهی شده از این که در غیر خانه اش عده نگه دارد؟

پس اگر در غیر خانه اش عدّه نگه داشت گنهکار است؛ ولی عدّه اش صحیح است. پس که مرد در غیر زمان عدّه (طهر غیر مجامع) زنش را طلاق دهد خطاکار است و طلاقش واقع شده و گرنه چه فرقی بین آن دو مورد است؟

در پاسخ او گفته می شود: به راستی در آن چه که ما در معنای خروج و اخراج بیان کردیم از این گفتار کفایت می کند؟ زیرا اصحاب حدیث و رأی و قیاس و شیعه همگی زن را در خروج از منزل، اجازه داده اند در حالی که خروجش از روی خشم و کراهت (نسبت به شوهر) نباشد و بر این حکم اتفاق نظر دارند.

پس از این قبیل است روایتی که ابن جُریح از ابن زبیر از جابر نقل کرده که خالۀ جابر، طلاق داده شده، روزی می خواست از منزل خارج شود تا درخت خرمایی که داشت باردار کند. پس با مردی ملاقات کرد و آن مرد او را از (خروج ) منع و نهی کرد. بدین جهت خاله جابر نزد حضرت رسول خدا صلَّى اللهُ عليه وآله آمد. حضرت به او :فرمود از منزلت خارج شو و درخت خرمایت را باردار کن، شاید که صدقه ای بدهی یا کار نیک و پسندیده ای انجام دهی.

وَ رَوَى الْحَسَنُ عَنْ حَبِيبِ بْنِ أَبِي ثَابِتٍ ثَابِتٍ عَنْ طَاوُسٍ : أَنَّ رَجُلاً مِنْ أَصْحَابِ النَّبِيُّ صلَّى اللهُ عليه وآله سُئِلَ عَنِ الْمَرْأَةِ الْمُطَلَّقَةِ هَلْ تَخْرُجُ فِي عِدَّتِهَا؟

فرَحْصَ فِي ذَلِکَ.

وَ ابْنُ بَشِيرٍ عَنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ إِبْرَاهِيمَ أَنَّهُ قَالَ فِي الْمُطَلَّقَةِ ثَلَاثَاً : إِنَّهَا لَا تَخرُجُ مِن بَيْتِ زَوْجِهَا إِلَّا فِي حَقِّ مِنْ عِبَادَةِ مَرِيضِ، أَوْ قَرَابَةٍ أَوْ أَمْر لَا بُدَّ مِنْهُ.

مَالك عَنْ نَافِعٍ عَنِ ابْنِ عُمَرَ أَنَّهُ كَانَ يَقُولُ : لَا تَبِيتُ الْمَبْتُوتَةُ وَالْمُتَوَفَّى عَنْهَا زَوْجُهَا إِلَّا فِي بَيْتِهَا.

وَهَذَا يَدُلُّ عَلَى أَنَّهُ قَدْ رَخَّصَ لَهَا فِي الْخُرُوجِ بِالنَّهَارِ.

وَ قَالَ أَصْحَابُ الرَّأْي: لَوْ أَنَّ مُطَلَّقَةٌ فِي مَنْزِلٍ لَّيْسَ مَعَهَا فِيهِ رَجُلٌ تَخَافُ عَلَى نَفْسِهَا أَوْ مَتَاعِهَا كَانَتْ فِي سَعَةٍ مِنَ النُّقْلَةِ .

و در روایت دیگر حسن از حبیب بن ابی ثابت از طاووس نقل کرده که از مردی از اصحاب پیامبر اکرم صلَّى اللهُ عليه وآله سؤال شد: آیا از خانه خارج شود؟

آن صحابی این مورد را جایز دانست و ابن بشیر از مغیره از ابراهیم نقل کرده که وی: دربارۀ زنی که سه بار طلاق داده شد گفت: او نباید از خانۀ شوهرش خارج شود مگر در مورد حقّی؛ نظیر عیادت مریض یا برای دیدار نزدیکان یا برای انجام کار ضروری.

مالک از نافع از ابن عمر روایت می کند که می گوید: زنی که سه بار طلاق داده شده و زنی که شوهرش وفات کرده شب را فقط در خانه اش بیتوته وسپری می کند.

این روایت دلالت می کند که زن در روز مُجاز است که از خانه خارج شود.

و صاحبان قیاس گویند: اگر طلاق داده شده در منزلی باشد که در آن جا مردی نیست که به خاطر خودش یا کالایش بترسد می تواند از آن جا نقل مکان کند.

وَ قَالُوا : لَوْ كَانَتْ بِالسَّوَادِ فَطَلَّقَهَا زَوْجُهَا هُنَاكَ فَدَخَلَ عَلَيْهَا خَوْفٌ مِنْ سُلْطَانٍ أَوْ غَيْرِ ذَلِكَ كَانَتْ فِي سَعَةٍ مِنْ دُخُولِ الْمِصْرِ.

وَ قَالُوا لِلْأَمَةِ الْمُطَلَّقَةِ: أَنْ تَخْرُجَ فِي عِدَّتِهَا أَوْ تَبِيتَ عَنْ بَيْتِ زَوْجِهَا.

وَ كَذَلِكَ قَالُوا أَيْضاً فِى الصَّبِيَّةِ المُطَلَّقَةِ .

قَالَ : وَهَذَا كُلُّهُ يَدُلُّ عَلَى أَنَّ هَذَا الْخُرُوجَ غَيْرُ الْخُرُوج الَّذِي نَهَى اللَّهُ عَزَّوَجَل عَنْهُ ، وَ إِنَّمَا الْخُرُوجُ الَّذِي نَهَى اللهُ عَزَّوَجَل عَنْهُ هُوَ مَا قُلْنَا أَنْ يَكُونَ خُرُوجُهَا عَلَى السَّخَطِ وَ الْمُرَاغَمَةِ ، وَ هُوَ الَّذِي يَجُوزُ فِي اللُّغَةِ أَنْ يُقَالَ : فَلَاثَةٌ خَرَجَتْ مِنْ بَيْتِ زَوْجِهَا، وَ إِنَّ فُلاناً أَخْرَجَ امْرَأَتَهُ مِنْ بَيْتِهِ.

وَ لَا يَجُوزُ أَنْ يُقَالَ لِسَائِرِ الْخُرُوحِ الَّذِي ذَكَرْنَا عَنْ أَصْحَابِ الرَّأْيِ وَ الْأَثَرِ وَالتَّشَيُّع : إِنَّ فَلَانَةَ خَرَجَتْ مِنْ بَيْتِ زَوْجِهَا، وَإِنَّ فُلَانَا أَخْرَجَ امْرَأَتَهُ مِنْ بَيْتِهِ ، لِأَنَّ المُسْتَعْمَلَ فِي اللُّغَةِ هَذَا الَّذِي وَصَفْنَا، وَبِاللهِ التَّوْفِيقُ .

و گفته اند: اگر زنی در حومه شهر باشد و شوهرش او را طلاق بدهد و او از سلطانی یا غیر او بترسد می تواند داخل شهر شود.

و گفته اند: کنیزی که طلاق داده شده می تواند در زمان عده اش از خان خارج شود، یا شب را در بیرون از خانۀ شوهرش سپری کند. هم چنین همین حکم را درباره دختری که به سنّ بلوغ نرسیده و طلاق داده شده گفته اند.

گوید: و همۀ اینها نشانگر این است که این خروج غیر از خروجی است که خداوند عَزَّوَجَل از آن نهی فرموده و تنها خروجی که خداوند عَزَّوَجَل از آن نهی فرموده همان است که ما گفتیم که خروجش با خشم و زور باشد و این خروج است که میشود در لغت گفته شود: فلان زن از خانه شوهرش خارج شد و این که فلانی، زنش را از خانه اش اخراج کرد.

و در مورد سایر موارد خروجی که از اصحاب قیاس، اصحاب روایت و شیعیان ذکر کردیم جایز نیست گفته شود: فلان زن از خانۀ شوهرش خارج شده، و این که فلانی، زنش را از خانه اش اخراج کرده است؛ چراکه آن چه که در لغت به کار می رود همان است که ما توصیف کردیم و توفیق از خدا و به دست اوست.

بخش سی ام

تأویل گفتار خداوند متعال که می فرماید: «آن ها را از خانه هایشان بیرون نکنید و آن ها (نیز در دوران عدّه) بیرون نروند »

(30) بَابٌ فِي تَأْوِيلِ قَوْلِهِ تَعَالَى: لا تُخْرِجُوهُنَّ مِنْ بُيُوتِهِنَّ وَلَا يَخْرُجْنَ

1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنِ الرَّضَا علیه السَّلام فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَل: (لَا تُخْرِجُوهُنَّ مِنْ بُيُوتِهِنَّ وَلَا يَخْرُجْنَ إِلَّا أَنْ يَأْتِينَ بِفَاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ ) .

قَالَ : أَذَاهَا لِأَهْلِ الرَّجُلِ وَ سُوءُ خُلُقِهَا.

2 - بَعْضُ أَصْحَابِنَا عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَسَنِ التَيْمُلِيِّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ جَعْفَرٍ قَالَ: سَأَلَ الْمَأْمُونُ الرَّضَا علیه السَّلام عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَل: (لا تُخْرِجُوهُنَّ مِنْ بُيُوتِهِنَّ وَلَا يَخْرُجْنَ إِلَّا أَنْ يَأْتِينَ بِفَاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ ) .

قَالَ : يَعْنِي بِالْفَاحِشَةِ الْمُبَيَّنَةِ أَنْ تُؤْذِي أَهْلَ زَوْجِهَا، فَإِذَا فَعَلَتْ ، فَإِنْ شَاءَ أَنْ يُخْرِجَهَا مِنْ قَبْلِ أَنْ تَنْقَضِيَ عِدَّتُهَا فَعَلَ .

بخش سیا م: تأویل گفتار خداوند متعال که می فرماید: «آن ها را از خانه هایشان بیرون نکنید و آن ها (نیز در دوران عدّه) بیرون نروند »

1 - راوی گوید: امام رضا علیه السَّلام دربارۀ گفتار خداوند که می فرماید: «آن ها را از خانه هایشان بیرون نکنید و آنها (نیز در دوران عدّه) خارج نشوند مگر این که کار زشت آشکاری مرتکب شوند» فرمود:

منظور این است که خانواده شوهرش را اذیت کند و بد اخلاق باشد.

2 - محمد بن علی بن جعفر گوید:

مأمون از امام رضا علیه السَّلام درباره گفتار خداوند عَزَّوَجَل که می فرماید «آن ها را از خانه هایشان بیرون نکنید و آن ها (نیز در دوران عدّه) خارج نشوند مگر این که کار زشت آشکاری مرتکب شوند» پرسید.

فرمود: منظور از کار زشت آشکار این است که خانواده شوهرش را اذیت کند. وقتی این کار را کرد، پس اگر مرد خواست می تواند قبل از این که عدّۀ او تمام شود او را از خانه اخراج کند می تواند آن کار را بکند.

بخش سی و یکم

طلاق زن مسترابه

(31)بَابُ طَلَاقِ الْمُسْتَرَابَةِ

1 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْبَرْقِيِّ عَنْ دَاوُدَ بْنِ أَبِي يَزِيدَ الْعَطَّارِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ : سَأَلْتُهُ عَنِ الْمَرْأَةِ يُسْتَرَابُ بِهَا وَ مِثْلُهَا تَحْمِلُ وَ مِثْلُهَا لَا تَحْمِلُ وَ لَا تَحِيضُ وَ قَدْ وَاقَعَهَا زَوْجُهَا كَيْفَ يُطَلِّقُهَا إِذَا أَرَادَ طَلَاقَهَا؟

قَالَ : لِيُمْسِكُ عَنْهَا ثَلَاثَةَ أَشْهُرٍ ثُمَّ يُطَلَّقَهَا.

بخش سی و یکم: طلاق زن مسترابه (1)

1 - یکی از اصحاب ما گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: زنی که دچار شک و تردید شده که همانند او حامله می شود و همانند او حامله نمی شود و حیض نمی بیند در حالی که شوهرش با او نزدیکی کرده، اگر مرد بخواهد او را طلاق بدهد چگونه باید طلاق دهد؟

فرمود: باید به مدّت سه ماه از نزدیکی با او خودداری کند، سپس او را طلاق بدهد.


1) زن مسترابه، زنی است که از نظر سنّی باید عادت ماهیانه داشته باشد، ولی او عادت ماهیانه ندارد و چون از جهت بارداری در تردید و شک است به او مسترابه گویند

بخش سی و دوم

طلاق زنی که زمان حیض را مخفی می کند

(32) بَابُ طَلَاقِ الَّتِي تَكْتُمُ حَيْضَهَا

1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ كَيْسَانَ قَالَ:

كَتَبْتُ إِلَى الرَّجُلِ علیه السَّلام أَسْأَلُهُ عَنْ رَجُلٍ لَهُ امْرَأَةٌ مِنْ نِسَاءِ هَؤُلَاءِ الْعَامَّةِ وَأَرَادَ أَنْ يُطَلِّقَهَا وَ قَدْ كَتَمَتْ حَيْضَهَا وَ طُهْرَهَا مَخَافَةَ الطَّلَاقِ .

فكتَبَ علیه السَّلام: يَعْتَزِلُهَا ثَلَاثَةَ أَشْهُرٍ وَيُطَلِّقُهَا.

بخش سی و دوم: طلاق زنی که زمان حیض را مخفی می کند

1 - حسن بن علی بن کیسان گوید: به حضرتش در نامه ای نوشتم و از آن حضرت پرسیدم:

مردی زنی از عامّه دارد و می خواهد او را طلاق دهد، ولی زن از بیم طلاق، حیض و پاکی از حیض خود را پنهان کرده و به مرد اطّلاع نمی دهد.

امام علیه السَّلام مرقوم فرمود: به مدّت سه ماه از او کناره بگیرد و طلاقش بدهد.

بخش سی و سوم

زنی که هر دو ماه یک بار و هر سه ماه یک بار حائض می شود

(33) بَابُ فِي الَّتِي تَحِيضُ فِي كُلِّ شَهْرَيْنِ وَ ثَلَاثَةٍ

1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ عَمَّارٍ السَّابَاطِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ :

سُئِلَ عَنْ رَجُلٍ عِنْدَهُ امْرَأَةٌ شَابَّةٌ وَ هِيَ تَحِيضُ كُلَّ شَهْرَيْنِ، أَوْ ثَلَاثَةِ أَشْهُرٍ حَيْضَةً وَاحِدَةً كَيْفَ يُطَلِّقُهَا زَوْجُهَا؟

فَقَالَ : أَمْرُهَا شَدِيدٌ ؛ تُطَلَّقُ طَلَاقَ السُّنَّةِ تَطْلِيقَةً وَاحِدَةً عَلَى طُهْرٍ مِنْ غَيْرِ جمَاعِ بِشُهُودٍ ثُمَّ تُتْرَكُ حَتَّى تَحِيضَ ثَلَاثَ حِيَضِ مَتَى حَاضَتْ ، فَإِذَا حَاضَتْ ثلاثاً فَقَدِ انْقَضَتْ عِدَّتُهَا.

قِيلَ لَهُ: وَإِنْ مَضَتْ سَنَةٌ وَ لَمْ تَحِضْ فِيهَا ثَلَاثَ حِيَضِ.

بخش سی و سوم: زنی که هر دو ماه یک بار و هر سه ماه یک بار حائض می شود

1 - عمّار ساباطی گوید: از امام صادقعلیه السَّلام سؤال شد: مردی زن جوانی دارد و آن زن هر دو یا سه ماه، یک بار حائض می شود، شوهر او چگونه باید او را طلاق بدهد؟

فرمود: مسألۀ آن زن بسیار با اهمیّت است، باید یک بار در یک پاکی که با او جماع نشده با شهود طلاق سنّت داده شود، سپس او را رها کند تا حائض شود سه مرتبه هر وقت که حیض دید حائض شود. پس وقتی که برای بار سوم حائض شد عدّه اش سپری شده است.

به حضرتش گفته شد: اگر چه یک سال بگذرد و در آن یک سال سه مرتبه حائض نشود؟

قَالَ : إِذَا مَضَتْ سَنَةٌ وَ لَمْ تَحِضْ ثَلَاثَ حِيضِ يُتَرَبَّصُ بِهَا بَعْدَ السَّنَةِ ثَلَاثَةَ أَشْهُرٍ ثُمَّ قَدِ انْقَضَتْ عِدَّتُهَا.

قِيلَ : فَإِنْ مَاتَ أَوْ مَاتَتْ ؟

فَقَالَ : أَيُّهُمَا مَاتَ وَرِثَ صَاحِبُهُ مَا بَيْنَهُ وَبَيْنَ خَمْسَةَ عَشَرَ شَهْراً.

بخش سی و چهارم

عدّۀ زن مسترابه

(34) بَابُ عِدَّةِ الْمُسْتَرَابَةِ

1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاحٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ :

أَمْرَانِ أَيُّهُمَا سَبَقَ بَانَتْ مِنْهُ ؛ المُطَلَّقَةُ الْمُسْتَرَابَةُ تَسْتَرِيبُ الْحَيْضَ إِنْ مَرَّتْ بِهَا ثَلَاثَةُ أَشْهُرٍ بِيضِ لَيْسَ فِيهَا دَمٌ بَانَتْ بِهِ ، وَ إِنْ مَرَّتْ بِهَا ثَلَاثُ حِيَضِ لَيْسَ بَيْنَ الْحَيْضَتَيْنِ ثَلَاثَةُ أَشْهُرٍ بَانَتْ بِالْحَيْضِ .

فرمود: وقتی که یک سال گذشت و سه مرتبه حائض نشد بعد از آن یک سال، سه ماه دیگر باید منتظر بماند و عدّه نگه دارد سپس عده اش تمام می شود.

گفته شد: پس اگر مرد یا زن بمیرند چطور می شود؟

فرمود: هر کدام که مُرد، دیگری از او آن چه را که بین او و بین این پانزده ماه بوده ارث می برد.

بخش سی و چهارم: عدّۀ زن مسترابه

1 - زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:

دو چیز است که هر کدام که زودتر اتّفاق افتاد، از او جدا می شود؛ زنی که مسترابه است و در حیض دیدن در شک و تردید است و طلاق داده شده اگر سه ماه بر آن زن گذشت و در آن سه ماه خونی ندید از شوهرش جدا می شود و اگر سه بار حیض دید و بین دو حیض سه ماه فاصله نبود به وسیلهٔ حیض دیدن از شوهرش جدا می شود.

قَالَ ابْنُ عُمَيْرٍ : قَالَ جَمِيلٌ : وَ تَفْسِيرُ ذَلِكَ إِنْ مَرَّتْ بِهَا ثَلَاثَةُ أَشْهُرٍ إِلَّا يَوْماً فَحَاضَتْ ثُمَّ مَرَّتْ بِهَا ثَلَاثَةٌ أَشْهُرٍ إِلَّا يَوْماً فَحَاضَتْ ثُمَّ مَرَّتْ بِهَا ثَلَاثَةٌ أَشْهُرٍ إِلَّا يَوْماً فَحَاضَتْ، فَهَذِهِ تَعْتَدُّ بِالْحَيْضِ عَلَى هَذَا الْوَجْهِ وَ لَا تَعْتَدُ بِالشُّهُورِ وَ إِنْ مَرَّتْ بِهَا ثَلَاثَةُ أَشْهُرٍ بِيضِ لَمْ تَحِضْ فِيهَا فَقَدْ بَانَتْ.

2 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرِ الْبَزَنْطِيِّ عَنْ عَبْدِ الْكَرِيمِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حَكِيمٍ عَنْ عَبْدِ صَالِحٍ علیه السَّلام قَالَ:

قُلْتُ لَهُ: الْجَارِيَةُ الشَّابَّةُ الَّتِي لَا تَحِيضُ وَ مِثْلُهَا تَحْمِلُ طَلَّقَهَا زَوْجُهَا.

قَالَ : عِدَّتُهَا ثَلَاثَةُ أَشْهُرٍ.

3 - سَهْلُ بْنُ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ عَنْ عَبْدِ الْكَرِيمِ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

ابن عمیر گوید: جمیل گوید: تفسیر این مطلب چنین است: اگر کمتر از یک روز از سه ماه بر آن زن گذشت و حائض شد، سپس کمتر از یک روز از سه ماه بر او گذشت، و حائض شد، آن گاه کمتر از یک روز از سه ماه بر آن زن گذشت و حائض شد؛ پس این زن با این سه حيض باید عدّه خود را حساب کند نه این که با ماه ها و اگر سه ماه بر او گذشت و در آن سه ماه پاک بود و خون حیض ندید پس از شوهر خود جدا می شود.

2 - محمّد بن حکیم گوید: به امام کاظم علیه السَّلام عرض کردم: کنیز جوانی را که حائض نمی شود و مثل چنین زنی حامله می شود شوهرش طلاق داده (عدّه اش چگونه است؟)

فرمود: عدّه اش سه ماه است.

3 - ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

عِدَّةُ الَّتِي لَمْ تَحِضْ وَ الْمُسْتَحَاضَةِ الَّتِي لَا تَطْهُرُ ثَلَاثَةٌ أَشْهُرٍ، وَ عِدَّةُ الَّتِي تَحِيضُ وَ يَسْتَقِيمُ حَيْضُهَا ثَلَاثَةُ قُرُوءٍ وَ الْقُرُوهُ جَمْعُ الدَّمِ بَيْنَ الْحَيْضَتَيْنِ. 4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ عَنْ أَبِي الصَّبَّاحَ الْكِنَانِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

سَأَلْتَهُ عَنِ الَّتِي تَحِيضُ كُلَّ ثَلَاثَةِ أَشْهُرٍ مَرَّةً كَيْفَ تَعْتَدُّ ؟

قَالَ : تَنتَظِرُ مِثْلَ قُرْنِهَا الَّتِي كَانَتْ تَحِيضُ فِيهِ فِي الِاسْتِقَامَةِ، فَلْتَعْتَدَّ ثَلَاثَةَ قُرُوءٍ ثُمَّ لْتَزَوَّجْ إِنْ شَاءَتْ .

5 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السَّلام أَنَّهُ قَالَ فِي الَّتِي تَحِيضُ فِي كُلِّ ثَلَاثَةِ أَشْهُرٍ مَرَّةً، أَوْ فِي سِتَّةٍ أَوْ فِي سَبْعَةِ أَشْهُرٍ وَ الْمُسْتَحَاضَةِ الَّتِي لَمْ تَبْلُغَ الْحَيْضَ وَ الَّتِي تَحِيضُ مَرَّةً وَ تَرْتَفِعُ مَرَّةً ، وَ الَّتِي لَا تُطْمَعُ فِي الْوَلَدِ، وَ الَّتِي قَدِ ارْتَفَعَ حَيْضُهَا وَ زَعَمَتْ أَنَّهَا لَمْ تَيْأَسُ وَ الَّتِي تَرَى الصُّفْرَةَ مِنْ حَيْضِ لَيْسَ بِمُسْتَقِيمٍ .

عدۀ زنی که حائض نمی شود و زن مستحاضه ای که پاک نمی شود سه ماه است و و عدّۀ زنی که حائض می شود و حیض مستقیم مرتّب و منظّم است سه پاکی است و قُروء جمع شدن خون بین دو حیض است.

4 - ابو صباح کنانی گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: زنی هر سه ماه، یک بار حائض می شود، چگونه باید عدّه نگه دارد؟

فرمود: مثل زمان پاکی که در آن ایّام به طور منظّم و مرتّب عادت ماهیانه داشت منتظر می ماند. پس باید به اندازۀ سه پاکی عدّه نگه دارد، سپس اگر خواست ازدواج کند.

5 - محمد بن مسلم می گوید: امام (باقر یا امام صادق علیهما السَّلام) دربارۀ زنی که هر سه ماه یا هر شش ماه و یا هر هفت ماه یک بار حیض می شود، زن مستحاضه ای که به حیض نرسیده، زنی که یک مرتبه حیض می بیند و یک بار پاک می شود، زنی که فرزند نمی خواهد، زنی حیض او قطع شده و گمان می کند که مأیوس از عادت نشده و زنی که به طور نامنظم خون زرد حیض می بیند فرمود:

فَذَكَرَ أَنَّ عِدَّةَ هَؤُلَاءِ كُلِّهِنَّ ثَلَاثَةٌ أَشْهُرٍ.

6 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ شُعَيْبٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام أَنَّهُ قَالَ فِي الْمَرْأَةِ يُطَلِّقُهَا زَوْجُهَا وَ هِيَ تَحِيضُ كُلُّ ثَلَاثَةِ أَشْهُرٍ حَيْضَةً .

فَقَالَ : إِذَا انْقَضَتْ ثَلَاثَةُ أَشْهُرِ انْقَضَتْ عِدَّتُهَا يُحْسَبُ لَهَا لِكُلِّ شَهْرٍ حَيْضَةٌ.

7 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ دَاوُدَ بْنِ الْحُصَيْنِ عَنْ أَبِي الْعَبَّاسِ قَالَ :

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنْ رَجُلٍ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ بَعْدَ مَا وَلَدَتْ وَ طَهُرَتْ وَ هِيَ امْرَأَةٌ لا تَرَى دَماً مَا دَامَتْ تُرْضِعُ مَا عِدَّتُهَا ؟

قَالَ : ثَلَاثَةُ أَشْهُرٍ .

عدّه همه این زنان سه ماه است.

6 - ابوبصیر گوید: امام صادق علیه السَّلام این درباره زنی که هر سه ماه یک بار حیض می شود و شوهرش او را طلاق می دهد فرمود:

هرگاه سه ماه پایان یافت عدّۀ او سپری شده است که برای یک ماه یک حیض به او محاسبه می شود.

7 - ابوالعباس گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: مردی زنش را پس از زایمان و پاکی طلاق داده است، این زن در دوران شیردهی عادت ماهیانه ندارد، عدّه او چقدر است؟

فرمود: سه ماه.

8 - عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْحَلَبِيَّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ :

عِدَّةُ الْمَرْأَةِ الَّتِي لَا تَحِيضُ وَ الْمُسْتَحَاضَةِ الَّتِي لَا تَطْهُرُ ثَلَاثَةُ أَشْهُرٍ، وَ عِدَّةُ الَّتِي تَحِيضُ وَ يَسْتَقِيمُ حَيْضُهَا ثَلَاثَةُ قُرُوءٍ .

قَالَ : وَ سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَل: (إِنِ ارْتَبْتُمْ) مَا الرِّيبَةُ .

فَقَالَ : مَا زَادَ عَلَى شَهْرٍ فَهُوَ رِيبَةٌ فَلْتَعْتَدَّ ثَلَاثَةَ أَشْهُرٍ وَلْتَتْرُكِ الْحَيْضَ وَ مَا كَانَ فِي الشَّهْرِ لَمْ تَزِدْ فِي الْحَيْضِ عَلَيْهِ ثَلَاثَ حِيَضٍ ، فَعِدَّتُهَا ثَلَاثُ حِيَضِ.

9 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السَّلام قَالَ :

أَيُّ الْأَمْرَيْنِ سَبَقَ إِلَيْهَا فَقَدِ انْقَضَتْ عِدَّتُهَا إِنْ مَرَّتْ ثَلَاثَةُ أَشْهُرٍ لَا تَرَى فِيهَا دَماً فَقَدِ انْقَضَتْ عِدَّتُهَا ، وَإِنْ مَرَّتْ ثَلَاثَةُ أَقْرَاءِ فَقَدِ انْقَضَتْ عِدَّتُهَا.

8 - حلبی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

عدّۀ زنی که به طور مرتب حائض نمی شود است وزن مستحاضه ای که پاک نمی شود سه ماه است وعدّۀ زنی که به طور مرتب حائض می شود سه پاکی است.

حلبی گوید: از آن حضرت درباره گفتار خداوند که می فرماید: «اگر شک دارید (که یائسه شده اند یا نه)» پرسیدم که شک چیست؟

فرمود: آن چه که از یک ماه فزونی یابد همان ریبه و شک است. پس زن باید سه ماه عدّه نگه دارد و بایستی حیض را ترک کند (و آن را به حساب نیاورد) و زنی که در مدّت یک ماه حائض می شود و تا سه بار حیض دیدن نیز همین گونه است (یعنی از یک بار دیدن در ماه، تأخیر نمی کند) عدّه اش سه حیض است.

9 - زراره گوید امام (باقر و امام صادق علیهما السَّلام ) فرمود:

هر کدام از این دو چیز، اگر بر زن اتّفاق افتاد عدّۀ او سپری می شود؛ اگر سه ماه بگذرد و در این مدّت خون نبیند عدّه اش سپری می شود و اگر سه پاکی بگذرد، عده اش سپری می شود.

10 - مُحَمَّدٌ عَنْ أَحْمَدَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ:

إِذَا نَظَرَتْ فَلَمْ تَجِدِ الْأَقْرَاء إِلَّا ثَلَاثَةَ أَشْهُرٍ فَإِذَا كَانَتْ لَا يَسْتَقِيمُ لَهَا حَيْضٌ تَحِيضُ فِي الشَّهْرِ مِرَاراً فَإِنَّ عِدَّتَهَا عِدَّةُ المُسْتَحَاضَةِ ثَلَاثَةٌ أَشْهُرٍ، وَإِذَا كَانَتْ تَحِيضُ حَيْضاً مُسْتَقِيماً فَهُوَ فِي كُلِّ شَهْرٍ حَيْضَةٌ بَيْنَ كُلِّ حَيْضَتَيْنِ شَهْرٌ وَ ذَلِكَ الْقُرْء.

11 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ يَزِيدَ بْنِ إِسْحَاقَ شَعِرٍ عَنْ هَارُونَ بْنِ حَمْزَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام فِي امْرَأَةٍ طُلِّقَتْ وَ قَدْ طَعَنَتْ فِي السِّنِّ فَحَاضَتْ حَيْضَةً وَاحِدَةً ثُمَّ ارْتَفَعَ حَيْضُهَا .

فَقَالَ: تَعْتَدُّ بِالْحَيْضَةِ وَ شَهْرَيْنِ مُسْتَقْبِلَيْنِ، فَإِنَّهَا قَدْ يَئِسَتْ مِنَ الْمَحِيضِ .

10 - زراره گوید: حضرتش فرمود:

هنگامی که زن ببیند که طهارت های سه گانه را نمی یابد مگر در مدّت سه ماه؛ پس اگر حيض او منظّم و روی برنامۀ مشخّصی نیست و در ماه چند مرتبه حائض می شود، پس عدّۀ او عدّۀ زن مستحاضه و سه ماه است. و اگر به طور منظّم حائض می شود، پس در هر ماه یک بار حائض می شود و بین هر دو زمان حیض نیز یک ماه می شود و آن همان قرء و پاکی است.

11 - هارون بن حمزه گوید: امام صادق علیه السَّلام درباره زنی که طلاق داده شده و از نظر سنّی ( برای حیض شدن ) ایراد دارد. با این حال یک بار حائض شده آن گاه حیض او قطع شده است فرمود:

او با یک حیض و دو ماه آینده عدّه نگه می دارد؛ چرا که از حیض شدن مأیوس شده است.

بخش سی و پنجم

سخن زنان در مورد عدّه و حیض تصدیق می شود

(35) بَابُ أَنَّ النِّسَاءَ يُصَدَّقْنَ فِي الْعِدَّةِ وَالْحَيْضِ

1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ :

الْعِدَّةُ وَ الْحَيْضُ لِلنِّسَاءِ إِذَا ادَّعَتْ صُدِّقَتْ .

(36) بَابُ الْمُسْتَرَابَةِ بِالْحَبَلِ

1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ الْحَجَّاجِ قَالَ : سَمِعْتُ أَبَا إِبْرَاهِيمَ علیه السَّلام يَقُولُ :

بخش سی و پنجم: سخن زنان در مورد عدّه و حیض تصدیق می شود

1 - زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:

مسؤولیت عدّه و عادت به زن ها محول شده است. از این رو اظهارات آنان سند و حجّت خواهد بود.

بخش سی و ششم: زنی که در بارداری او شک و تردید وجود دارد

1 - عبدالرحمان بن حجّاج گوید: از امام کاظم علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:

إِذَا طَلَّقَ الرَّجُلُ امْرَأَتَهُ فَادَّعَتْ حَبَلاً انتَظَرَ تِسْعَةَ أَشْهُرٍ، فَإِنْ وَلَدَتْ وَإِلَّا اعْتَدَّتْ ثَلَاثَةَ أَشْهُرٍ ثُمَّ قَدْ بَانَتْ مِنْهُ.

2 - حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حَكِيمٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ علیه السَّلام قَالَ :

قُلْتُ لَهُ: الْمَرْأَةُ الشَّابَّةُ الَّتِي تَحِيضُ مِثْلُهَا يُطَلِّقَهَا زَوْجُهَا فَيَرْتَفِعُ طَمْتُهَا كَمْ عِدَّتُهَا ؟

قَالَ : ثَلَاثَةُ أَشْهُرٍ.

قُلْتُ : فَإِنَّهَا ادَّعَتِ الْحَبَلَ بَعْدَ ثَلَاثَةِ أَشْهُرٍ. قَالَ : عِدَّتُهَا تِسْعَةُ أَشْهُرٍ.

قُلْتُ : فَإِنَّهَا ادَّعَتِ الْحَبَلَ بَعْدَ تِسْعَةِ أَشْهُرٍ .

قَالَ : إِنَّمَا الْحَبَلُ تِسْعَةُ أَشْهُرٍ.

قُلْتُ : تَزَوَّجُ .

هرگاه مردی زنش را طلاق داد و زن ادّعا کرد که حامله است نُه ماه منتظر می شود، پس اگر بچّه ای متولّد شد (که عدّه اش تمام می شود) و گرنه سه ماه عدّه نگه می دارد سپس از شوهرش جدا می شود.

2 - محمّد بن حکیم گوید: به امام کاظم علیه السَّلام عرض کردم: زن جوانی که همسالان او عادت می شوند از شوهر خود طلاق می گیرد و عادت او قطع می شود، عدّۀ او چند روز است؟

فرمود: باید سه ماه تمام عدّه نگه دارد.

عرض کردم: زن ادّعا دارد که آبستن است؟

فرمود: باید تا نه ماه عدّه نگه دارد.

عرض کردم: اگر بعد از گذشتن نه ماه، زایمان صورت نگیرد و زن بگوید: من باردار هستم چه صورت دارد؟

فرمود: دوران آبستنی فقط نه ماه است.

عرض کردم: بعد از نه ماه می تواند ازدواج کند؟

قَالَ : تَحْتَاطُ بِثَلَاثَةِ أَشْهُرٍ.

قُلْتُ : فَإِنَّهَا ادَّعَتْ بَعْدَ ثَلَاثَةِ أَشْهُرٍ.

قَالَ : لَا رِيبَةً عَلَيْهَا تَزَوَّجُ إِنْ شَاءَتْ .

3 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيَّ عَنْ أَبَانِ عَنِ ابْنِ حَكِيمٍ عَنْ أَبِي إِبْرَاهِيمَ أَوْ أَبِيهِ علیهما السَّلام أَنَّهُ قَالَ فِي الْمُطَلَّقَةِ : يُطَلَّقَهَا زَوْجُهَا فَتَقُولُ : أَنَا حُبْلَى فَتَمْكُتُ سَنَةٌ .

قَالَ : إِنْ جَاءَتْ بِهِ لِأَكْثَرَ مِنْ سَنَةٍ لَمْ تُصَدَّقُ وَ لَوْ سَاعَةً وَاحِدَةً فِي دَعْوَاهَا.

4 - حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ وَ أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حَكِيمٍ عَنِ الْعَبْدِ الصَّالِحِ علیه السَّلام قَالَ :

قُلْتُ لَهُ: الْمَرْأَةُ الشَّابَّةُ الَّتِي تَحِيضُ مِثْلُهَا يُطَلِّقُهَا زَوْجُهَا فَيَرْتَفِعُ طَمْتُهَا مَا عِدَّتُهَا ؟

قَالَ : ثَلَاثَةٌ أَشْهُرٍ .

فرمود: از روی احتیاط سه ماه دیگر نیز صبر کند.

عرض کردم: اگر بعد از سه ماه دیگر، باز هم بگوید من باردار هستم؟

فرمود: بعد از گذشت این زمان دیگر شک و تردیدی نمی ماند. اگر مایل باشد، می تواند ازدواج کند.

3 - ابن حکیم گوید: امام کاظم علیه السَّلام یا پدر بزرگوارش علیه السَّلام در مورد زنی که شوهرش او را طلاق داده می گوید که من حامله هستم پس یک سال می ماند. فرمود:

اگر بیشتر از یک سال، بچّه آورد اگر چه یک ساعت باشد در ادّعایش تصدیق نمی شود.

4 - محمّد بن حکیم گوید: به امام کاظم علیه السَّلام عرض کردم: زن جوانی که مانند همسالان خود عادت می شود اگر از شوهر خود طلاق بگیرد و دیگر عادت نشود، تکلیف او چیست؟

فرمود: باید سه ماه کامل عدّه نگه دارد.

قُلْتُ : جُعِلْتُ فِدَاكَ ! فَإِنَّهَا تَزَوَّجَتْ بَعْدَ ثَلَاثَةِ أَشْهُرٍ، فَتَبَيَّنَ بِهَا بَعْدَ مَا دَخَلَتْ عَلَى زَوْجِهَا أَنَّهَا حَامِلٌ.

قَالَ : هَيْهَاتَ مِنْ ذَلِكَ يَا ابْنَ حَكِيمٍ! رَفْعُ الطَّمْثِ ضَرْبَانِ : إِمَّا فَسَادٌ مِنْ حَيْضَةٍ فَقَدْ حَلَّ لَهَا الْأَزْوَاجُ وَلَيْسَ بِحَامِلٍ، وَإِمَّا حَامِلٌ فَهُوَ تَسْتَبِينُ فِي ثَلَاثَةِ أَشْهُرٍ، لِأَنَّ الله عزَّوَجَل قَدْ جَعَلَهُ وَقْتاً يَسْتَبِينُ فِيهِ الْحَمْلُ .

قَالَ : قُلْتُ : فَإِنَّهَا ارْتَابَتْ .

قَالَ : عِدَّتُهَا تِسْعَةُ أَشْهُرٍ.

قُلْتُ : فَإِنَّهَا ارْتَابَتْ بَعْدَ تِسْعَةِ أَشْهُرٍ.

قَالَ : إِنَّمَا الْحَمْلُ تِسْعَةُ أَشْهُرٍ.

قُلْتُ : فَتَزَوَّجُ ؟

قَالَ : تَحْتَاطُ بِثَلَاثَةِ أَشْهُرٍ .

عرض کردم: قربانت گردم! این زن سه ماه عدّه نگه داشته و بعد از عدّه ازدواج کرده و اینک در خانهۀ شوهر دوم می گوید: علایم بارداری آشکار شده است. تکلیف او و شوهرش چیست؟

فرمود: ای پسر حکیم! چنین چیزی امکان ندارد. عادت ماهیانه در دو صورت قطع می شود: یا رحم از حالت طبیعی خارج می گردد که در این صورت آبستن نخواهد شد و می تواند شوهر کند، و یا آبستن می شود و علایم آن ظرف سه ماه آشکار می گردد و برای همین است که خداوند عَزَّوَجَل عدّۀ زنهای مشکوک را سه ماه کامل مقرر کرده است.

عرض کردم اگر خود زن در شک و تردید بماند ( چه تکلیفی دارد؟)

فرمود: باید تا نه ماه عدّه نگه دارد.

عرض کردم: اگر با گذشت نه ماه باز هم شک و تردید کند، تکلیف او چه خواهد بود؟

فرمود: دورۀ آبستنی فقط نه ماه است.

عرض کردم: پس زن می تواند ازدواج کند؟

فرمود: سه ماه دیگر احتیاط کند.

قُلْتُ : فَإِنَّهَا ارْتَابَتْ بَعْدَ ثَلَاثَةِ أَشْهُرٍ.

قَالَ : لَيْسَ عَلَيْهَا رِيبَةٌ تَتَزَوَّجُ .

5 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حَكِيمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ أَوْ أَبِي الْحَسَنِ علیه السَّلام قَالَ: قُلْتُ لَهُ :

رَجُلٌ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ فَلَمَّا مَضَتْ ثَلَاثَةُ أَشْهُرٍ ادَّعَتْ حَبَلاً.

قَالَ : يُنْتَظَرُ بِهَا تِسْعَةَ أَشْهُرٍ.

قَالَ : قُلْتُ : فَإِنَّهَا ادَّعَتْ بَعْدَ ذَلِكَ حَبَلاً.

قَالَ : هَيْهَاتَ هَيْهَاتَ! إِنَّمَا يَرْتَفِعُ الطَّمْتُ مِنْ ضَرْبَيْنِ : إِمَّا حَبَلٍ بَيْنِ ، وَ إِمَّا فَسَادٍ مِنَ الطَّمْثِ، وَ لَكِنَّهَا تَحْتَاطُ بِثَلَاثَةِ أَشْهُرٍ بَعْدُ .

وَ قَالَ أَيْضاً فِي الَّتِي كَانَتْ تَطْمَتُ ثُمَّ يَرْتَفِعُ طَمْتُهَا سَنَةٌ كَيْفَ تُطَلَّقُ ؟

قَالَ : تُطَلَّقُ بِالشُّهُودِ.

عرض کردم: اگر بعد از سه ماه دیگر باز هم در شک و تردید بماند، چه کند؟

فرمود: با گذشتن این مدّت دیگر تردیدی نمی ماند، می تواند ازدواج کند.

5 - محمّد بن حکیم گوید: به امام صادق یا امام کاظم علیهما السَّلام عرض کردم: مردی زنش را طلاق داده، وقتی که سه ماه گذشت زن ادّعا کرد که باردار است (حکمش چگونه است؟)

فرمود: باید نُه ماه منتظر بماند کند.

محمد بن حکیم گوید: گفتم: آن زن بعد از آن مدّت ادعا می کند که باردار است.

فرمود: هيهات هيهات! خون حیض فقط با دو چیز قطع می شود: یا بارداری آشکار، و یا رحم از حالت طبیعی خارج شود؛ ولی آن زن هنوز سه ماه دیگر احتیاط کند.

هم چنین حضرتش دربارۀ زنی که حائض می شود، آن گاه تا یک سال حائض نمی شود چگونه طلاق داده می شود؟ فرمود:

با شهود، طلاق داده می شود.

فَقَالَ لِي: بَعْضُ مَنْ قَالَ : إِذَا أَرَادَ أَنْ يُطَلَّقَهَا وَ هِيَ لَا تَحِيضُ وَ قَدْ كَانَ يَطَؤُهَا اسْتَبْرَأَهَا بِأَنْ تَمَسَّكَ عَنْهَا ثَلَاثَةَ أَشْهُرٍ مِنَ الْوَقْتِ الَّذِي تَبِينُ فِيهِ المُطَلَّقَةُ المُسْتَقِيمَةُ الطَّمْثِ ، فَإِنْ ظَهَرَ بِهَا حَبَلْ وَ إِلَّا طَلَّقَهَا تَطْلِيقَةً بِشَاهِدَيْنِ .

فَإِنْ تَرَكَهَا ثَلَاثَةَ أَشْهُرٍ فَقَدْ بَانَتْ بِوَاحِدَةٍ ، وَإِذَا أَرَادَ أَنْ يُطَلَّقَهَا ثَلَاثَ تَطْلِيقَاتٍ تَرَكَهَا شَهْراً ثُمَّ رَاجَعَهَا ثُمَّ طَلَّقَهَا ثَانِيَةً ثُمَّ أَمْسَكَ عَنْهَا ثَلَاثَةَ أَشْهُرٍ يَسْتَبْرِئُهَا، فَإِنْ ظَهَرَ بِهَا حَبَلٌ فَلَيْسَ لَهُ أَنْ يُطَلَّقَهَا إِلَّا وَاحِدَةً.

بخش سی و هفتم

هزینۀ زن حامله ای که طلاق داده شده است

(37) بَابُ نَفَقَةِ الْحُبْلَى الْمُطَلَّقَةِ

1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَيْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ قَيْسٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:

راوی گوید: یکی از صاحب نظران به من گفت: هرگاه مردی بخواهد زنش را که حائض نمی شود و با او نزدیکی کرده طلاق بدهد او را استبراء می کند؛ به این که به مدّت سه ماه از او دوری می کند، از وقتی که زنی که مرتب حیض می بیند و عادت ماهیانۀ مشخّص دارد، پس اگر علائم بارداری آن زن آشکار شد (عدّه سپری شده) وگرنه او را با دو شاهد طلاق می دهد.

پس اگر آن زن را به مدت سه ماه ترک کرد (و در این مدّت به او رجوع نکرد) آن زن با یک طلاق از شوهرش جدا شده و اگر خواست که زنش را سه بار طلاق بدهد، یک ماه او را ترک می کند، سپس به او رجوع می کند سپس او را برای بار دوّم طلاق می دهد، سپس از او به مدّت سه ماه دوری می کند و با او جماع نمی کند پس اگر بارداری او ظاهر شد مرد فقط می تواند یک بار او را طلاق بدهد.

بخش سی و هفتم

هزینۀ زن حامله ای که طلاق داده شده است

1 - محمّد بن قیس گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:

الْحَامِلُ أَجَلُهَا أَنْ تَضَعَ حَمْلَهَا وَ عَلَيْهِ نَفَقَتُهَا بِالْمَعْرُوفِ حَتَّى تَضَعَ حَمْلَهَا.

2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ عَنْ أَبِي الصَّبَّاحِ الْكِنَانِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَال:

إِذَا طَلَّقَ الرَّجُلُ الْمَرْأَةَ وَهِيَ حُبْلَى أَنْفَقَ عَلَيْهَا حَتَّى تَضَعَ حَمْلَهَا، فَإِذَا وَضَعَتْهُ أَعْطَاهَا أَجْرَهَا وَ لَا يُضَارَّهَا إِلَّا أَنْ يَجِدَ مَنْ هُوَ أَرْخَصُ أَجْراً مِنْهَا، فَإِنْ هِيَ رَضِيَتْ بِذَلِكَ الْأَجْرِ فَهِيَ أَحَقُّ بِابْنِهَا حَتَّى تَفْطِمَهُ . :

3 - عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَال:

الْحُبْلَى الْمُطَلَّقَةُ يُنْفَقُ عَلَيْهَا حَتَّى تَضَعَ حَمْلَهَا وَ هِيَ أَحَقُّ بِوَلَدِهَا إِنْ تُرْضِعْهُ بِمَا تَقْبَلُهُ امْرَأَةٌ أُخْرَى، إِنَّ اللهَ عَزَّوَجَل يَقُولُ: (لا تُضَارَّ وَالِدَةٌ بِوَلَدِهَا وَلَا مَوْلُودٌ لَهُ بِوَلَدِهِ وَ عَلَى الْوَارِثِ مِثْلُ ذلِكَ ) .

زمان به سر آمدن عده زن حامله به این است که زایمان کند و بر مرد واجب است که هزینۀ او را به نیکی و در حدّ متعارف بپردازد تا وقت زایمان بپردازد.

2 - ابو صباح کنانی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

هرگاه مردی زن حامله خود را طلاق می دهد باید هزینۀ او را تا وقتی که وضع حمل کند، بپردازد. پس وقتی که زایمان کرد اُجرت (نگهداری و شیر دادن بچّه) او را می پردازد و نباید به او ضرری برساند، مگر این که کسی یافت بشود که اُجرت کمتری بگیرد. پس اگر زن به همان اُجرت کمتر راضی شد او به فرزند پسرش سزاوارتر است تا وقتی که او را از شیر بگیرد.

حلبی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

زن حامله ای که طلاق داده شد باید نفقه اش پرداخت شود تا وقتی که زایمان کند و مادر به فرزندش سزاوارتر است اگر به همان مبلغی که زن دیگری قبول می کند او را شیر بدهد. همانا خداوند عزَّوَجَل می فرماید: «مادر نباید به خاطر فرزند به زیان و زحمت افتد و نه پدر وبر وارث او نیز لازم نیست».

قَالَ : كَانَتِ الْمَرْأَةُ مِنَّا تَرْفَعُ يَدَهَا إِلَى زَوْجِهَا إِذَا أَرَادَ مُجَامَعَتَهَا فَتَقُولُ : لَا أَدَعُكَ لأَنِّي أَخَافُ أَنْ أَحْمِلَ عَلَى وَلَدِي وَ يَقُولُ الرَّجُلُ : لَا أُجَامِعُكِ إِنِّي أَخَافُ أَنْ تَعْلَقِي فَأَقْتُلَ وَلَدِي. فَنَهَى اللهُ عَزَّوَجَل أَنْ تُضَارَّ المَرْأَةُ الرَّجُلَ وَ أَنْ يُضَارَّ الرَّجُلُ الْمَرْأَةَ .

وَأَمَّا قَوْلُهُ : (وَ عَلَى الْوَارِثِ مِثْلُ ذَلِكَ )، فَإِنَّهُ نَهَى أَنْ يُضَارَّ بِالصَّبِيِّ ، أَوْ يُضَارٌ أُمُّهُ فِي رَضَاعِهِ وَ لَيْسَ لَهَا أَنْ تَأْخُذَ فِي رَضَاعِهِ فَوْقَ حَوْلَيْنِ كَامِلَيْنِ وَإِنْ أَرَادَا فِصَالًا عَنْ تَرَاضٍ مِنْهُمَا قَبْلَ ذَلِكَ كَانَ حَسَناً ، وَ الْفِصَالُ هُوَ الْفِطَامُ .

4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام فِي الرَّجُلِ يُطَلِّقُ امْرَأَتَهُ وَ هِيَ حُبْلَى.

قَالَ : أَجَلُهَا أَنْ تَضَعَ حَمْلَهَا ، وَعَلَيْهِ نَفَقَتُهَا حَتَّى تَضَعَ حَمْلَهَا.

فرمود: زنی از ما، دستش را به سوی شوهرش بلند می کند؛ وقتی که شوهرش می خواهد با او نزدیکی کند و می گوید: به من نزدیک نشو! چون می ترسم که به ضرر فرزند شیر خوارم باردار شوم و مرد می گوید: با تو جماع نمی کنم چون می ترسم که باردار شوی پس من بچّه ام را بکشم. پس خداوند عَزَّوَجَل نهی فرموده که زن به مرد ضرر بزند و این که مرد به زن ضرر بزند.

و امّا گفتار خداوند که می فرماید: «و بر وارث او نیز لازم نیست. پس همانا خداوند نهی فرموده که به بچّه ضرر زده شود، یا مادر در شیر دهی به او دچار ضرر شود. مادر حق ندارد که بیش از دو سال کامل شیر دادن را تأخیر بیندازد و طول بدهد و اگر مرد و زن با رضایت خواستند قبل از دو سال بچّه را از شیر بگیرند کار نیکی است و مانعی ندارد و فصال به معنای از شیر گرفتن است.

4 - عبدالله بن سنان گوید: امام صادق علیه السَّلام دربارۀ مردی که زن بار خود را طلاق می دهد فرمود:

پایان عدّۀ او همان زایمان اوست و بر مرد واجب است که تا زایمان هزینۀ او را بپردازد.

بخش سی و هشتم

زنی که سه بار طلاق داده شده نه حقّ مسکن دارد و نه حقّ هزینه

(38) بَابُ أَنَّ الْمُطَلَّقَةَ ثَلَاثَاً لَا سُكْنَى لَهَا وَ لَا نَفَقَةً

1 - أَبُو الْعَبَّاسِ الرَّزَّازُ عَنْ أَيُّوبَ بْنِ نُوحٍ وَ أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ، وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلَّ بْنِ شَاذَانٌ وَ حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ كُلِّهِمْ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرِ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفرٍ علیه السَّلام قالَ:

إِنَّ الْمُطَلَّقَةَ ثَلَاثَاً لَيْسَ لَهَا نَفَقَةٌ عَلَى زَوْجِهَا إِنَّمَا هِيَ لِلَّتِي لِزَوْجِهَا عَلَيْهَا رَجْعَةٌ .

2 - حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ :

سَأَلْتُهُ عَن الْمُطَلَّقَةِ ثَلاثاً عَلَى السُّنَّةِ هَلْ لَهَا سُكْنَى أَوْ نَفَقَةٌ ؟

قَالَ : لا .

بخش سی و هشتم: زنی که سه بار طلاق داده شده نه حقّ مسکن دارد و نه حقّ هزینه

1 - زرارخ گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:

زنی که سه بار طلاق داده شده است هزینۀ او بر عهده شوهرش نیست، پرداخت هزینه فقط دربارۀ زنی است که طلاق رجعی داده شده است.

2 - عبد الله بن سنان گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: زنی به صورت رسمی شرعی سه بار طلاق داده شده است آیا حق مسکن یا هزینه دارد؟

فرمود: نه.

3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى أَوْ رَجُلٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ شُعَيْبٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام أَنَّهُ سُئِلَ عَنِ الْمُطَلَّقَةِ ثَلَاثًا أَلَهَا سُكْنَى وَنَفَقَةٌ ؟

قَالَ : حُبْلَى هِيَ ؟

قُلْتُ : لا .

قَالَ : لَا.

4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام قَالَ :

الْمُطَلَّقَةُ ثَلاثاً لَيْسَ لَهَا نَفَقَةٌ عَلَى زَوْجِهَا إِنَّمَا ذَلِكَ لِلَّتِي لِزَوْجِهَا عَلَيْهَا رَجْعَةٌ .

5 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عُثْمَانَ بْن عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ :

قُلْتُ: الْمُطَلَّقَةُ ثَلَاثَاً أَ لَهَا سُكْنَى أَوْ نَفَقَةٌ ؟

فَقَالَ: حُبْلَى هِيَ ؟

3 - ابوبصیر گوید: از امام صادق علیه السَّلام سؤال شد: زنی که سه بار طلاق داده شده آیا حقّ مسکن و نفقه (خرجی خوراک و پوشاک) دارد؟

فرمود: آیا باردار است؟

گفتم: نه .

فرمود: نه.

4 - زراره نظیر روایت اوّل از امام باقر علیه السَّلام نقل می کند.

5 - سماعه گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: زنی که سه بار طلاق داده شده، آیا حق مسکن و خرجی دوران عدّه را دارد؟

فرمود: آیا باردار است؟

فَقُلْتُ : لَا.

قَالَ : لَيْسَ لَهَا سُكْنَى وَ لَا نَفَقَةٌ .

بخش سی و نهم

هدیۀ کالایی برای زن طلاق داده شده

(39) بَابُ مُتْعَةِ الْمُطَلَّقَة

1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَفْصِ بْنِ الْبَخْتَرِيٌّ عَنْ عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام فِي الرَّجُل يُطَلِّقُ امْرَأَتَهُ أَ يُمَتِّعُهَا ؟

قَالَ : نَعَمْ ، أَمَا يُحِبُّ أَنْ يَكُونَ مِنَ الْمُحْسِنِينَ؟ أَمَا يُحِبُّ أَنْ يَكُونَ مِنَ الْمُتَّقِينَ؟

2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ الْبَزَنْطِيِّ قَالَ:

ذَكَرَ بَعْضُ أَصْحَابِنَا: أَنَّ مُتْعَةَ الْمُطَلَّقَةِ فَرِيضَةً .

عرض کردم: نه.

فرمود: نه حق مسکن دارد و نه هزینه او پرداخت می شود.

بخش سی و نهم: هدیۀ کالایی برای زن طلاق داده شده

1 - حفص بن بختری گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: مردی زن خود را طلاق می دهد، آیا وظیفه دارد که با آن زن مقداری کالای زندگی هدیه کند؟

فرمود: آری آیا دوست ندارد که در شمار نیکوکاران باشد؟ آیا دوست ندارد که در شمار پرهیزگاران در آید؟

2 - بزنطی گوید: یکی از اصحاب ما گفت:

دادنِ کالای زندگی به زن طلاق داده شده، واجب است.

3 - أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرِ الْبَزَنْطِيُّ عَنْ عَبْدِ الْكَرِيمِ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام فِي قَوْلِ اللهِ عَزَّوَجَل: (وَلِلْمُطَلَّقَاتِ مَتَاعٌ بِالْمَعْرُوفِ حَقًّا عَلَى الْمُتَّقِينَ) .

قَالَ : مَتَاعُهَا بَعْدَ مَا تَنْقَضِي عِدَّتُهَا عَلَى الْمُوسِع قَدَرُهُ وَ عَلَى الْمُقْتِرِ قَدَرُهُ وَكَيْفَ لَا يُمَتِّعُهَا؟ وَ هِيَ فِي عِدَّتِهَا تَرْجُوهُ وَ يَرْجُوهَا وَ يُحْدِثُ اللَّهُ عَزَّوَجَل بَيْنَهُمَا مَا يَشَاءُ .

وَ قَالَ : إِذَا كَانَ الرَّجُلُ مُوَسَّعاً عَلَيْهِ مَتَّعَ امْرَأَتَهُ بِالْعَبْدِ وَ الْأَمَةِ وَ الْمُقْتِرُ يُمَتِّعُ بِالْحِنْطَةِ وَ الشَّعِيرِ وَ الرَّبِيبِ وَالتَّوْبِ وَ الدَّرَاهِمِ، وَإِنَّ الْحَسَنَ بْنَ عَلِي علیهما السَّلام مَتَّعَ امْرَأَةٌ لَهُ بِأَمَةٍ وَ لَمْ يُطَلِّقِ امْرَأَةً إِلَّا مَتَّعَهَا.

4 - حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ ؛ وَعَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ جَمِيعاً عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام أَنَّهُ قَالَ فِي قَوْلِ اللهِ عَزَّوَجَل: (وَ لِلْمُطَلَّقَاتِ مَتَاعٌ بِالْمَعْرُوفِ حَقًّا عَلَى الْمُتَّقِينَ) .

3 - حلبی گوید:

امام صادق علیه السَّلام درباره گفتار خداوند متعال که می فرماید: «و برای زنان طلاق داده شده كالا و هدیه مناسبی لازم است. این حقی بر مردان پرهیزکار است» وللمطلّقات متاع بالمعروف حقّاً على المتقين» فرمود:

كالا وهديه مناسب دادن به همسر، پس از پایان عدّه اش است که «همسر ثروتمند به اندازه توانش و مرد فقیر به اندازه توانش پرداخت می کند». و چگونه مرد به همسرش هدیه ندهد؟! در حالی که زن در عدّه است، زن امید به رجوع مرد دارد و مرد به رجوع زن امیدوار است و خداوند آن چه را که اراده کند، در بین آنان ایجاد می کند.

و فرمود: اگر مرد توان مالی داشته باشد، باید به همسرش برده و کنیزی هدیه کند و اگر تنگدست باشد، گندم، کشمش، لباس و پول به همسرش هدیه کند. و به راستی که امام حسن علیه السَّلام به یکی از همسرانش یک کنیز هدیه داد و آن حضرت هیچ زنی را بدون هدیه کالایی طلاق نمی داد.

4 - عبدالله بن سنان وسماعه نیز نظیر این روایت را از امام صادق علیه السَّلام نقل می کنند.

قَالَ : مَتَاعُهَا بَعْدَ مَا تَنْقَضِي عِدَّتُهَا عَلَى الْمُوسِع قَدَرُهُ وَ عَلَى الْمُقْتِرِ قَدَرُهُ.

قَالَ : كَيْفَ يُمَتِّعُهَا فِي عِدَّتِهَا وَ هِيَ تَرْجُوهُ وَ يَرْجُوهَا وَ يُحْدِثُ اللَّهُ مَا يَشَاءُ أَمَا إِنَّ الرَّجُلَ الْمُوسِعَ يُمَتَّعُ الْمَرْأَةَ بِالْعَبْدِ وَ الْأَمَةِ وَ يُمَتَّعُ الْفَقِيرُ بِالْحِنْطَةِ [بِالْتمْرِ ] وَ الرَّبِيبِ وَ الثَّوْبِ وَالدَّرَاهِمِ ، وَ إِنَّ الْحَسَنَ بْنَ عَلِي علیه السَّلام مَتَّعَ امْرَأَةٌ طَلَّقَهَا بِأَمَةٍ وَ لَمْ يَكُنْ يُطَلِّقُ امْرَأَةً إِلَّا مَتْعَهَا.

حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام مِثْلَهُ إِلَّا أَنَّهُ قَالَ : وَكَانَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِي علیه السَّلام يُمَتَّعُ نِسَاءَهُ بِالْأَمَةِ .

5 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ عَبْدِ الْكَرِيمِ عَنْ أبي بصير قَالَ : قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام: أَخْبِرْنِي عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَل: وَ لِلْمُطَلَّقَاتِ مَتَاعٌ بِالْمَعْرُوفِ حَقًّا عَلَى الْمُتَّقِينَ مَا أَدْنَى ذَلِكَ الْمَتَاعِ إِذَا كَانَ مُعْسِراً لَا يَجِدُ ؟

قَالَ : خِمَارٌ أَوْ شِبْهُهُ .

معاوية بن عمّار نیز نظیر این روایت را از امام صادق علیه السَّلام نقل می کند و می گوید: آن حضرت فرمود:

هرگاه امام حسن علیه السَّلام زنی را طلاق می داد، کنیزی به رسم هدیه به او تقدیم می کرد.

5 - ابو بصیر گوید: به امام باقر علیه السَّلام عرض کردم: منظور از فرمایش خداوند که می فرماید: «و برای زنان طلاق داده شده کالا و هدیه مناسبی لازم است، این حقی بر مردان پرهیزکار است» چیست؟ در صورتی که مردی فقیر باشد، کمترین مقدار کالا چیست؟

فرمود: «خمار» (1)یا مانند آن.


1) نوعی پوشش که مانند روسری بلند است

بخش چهلم

حکم مهریۀ زنی که بدون آمیزش طلاق داده شده

(40) بَابُ مَا لِلْمُطَلَّقَةِ الَّتِي لَمْ يُدْخَلْ بِهَا مِنَ الصَّدَاقِ

1 - 1 - أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيٌّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ وَ أَبُو الْعَبَّاسِ مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرٍ الرَّزَّازُ عَنْ أَيُّوبَ بْنِ نُوحٍ ؛ وَ حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ جَمِيعاً عَنْ صَفْوَانَ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ :

إذَا طَلَّقَ الرَّجُلُ امْرَأَتَهُ قَبْلَ أَنْ يَدْخُلَ بِهَا فَقَدْ بَانَتْ مِنْهُ وَ تَتَزَوَّجُ إِنْ شَاءَتْ مِنْ سَاعَتِهَا، وَ إِنْ كَانَ فَرَضَ لَهَا مَهْراً فَلَهَا نِصْفُ الْمَهْرِ، وَ إِنْ لَمْ يَكُنْ فَرَضَ لَهَا مَهْراً فَلْيمتِّعْهَا.

بخش چهلم: حکم مهریۀ زنی که بدون آمیزش طلاق داده شده

1 - ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

اگر کسی زن خود را قبل از آمیزش طلاق بدهد، بدون عدّه از هم جدا می شوند و زن می تواند در همان لحظه ازدواج کند. اگر شوهر، هنگام ازدواج، مهریّۀ زن را مشخص کرده باشد باید نیم آن را به زن بدهد و اگر چیزی مشخص نکرده باشد باید با تقدیم جهاز و متاع او را بدرقه نماید.

2 - صَفْوَانُ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ وَ عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ ؛ وَ عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ جَمِيعاً عَنْ عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام فِي قَوْلِ اللهِ عَزَّوَجَل: (وَ إِنْ طَلَّقْتُمُوهُنَّ مِنْ قَبْلِ أَنْ تَمَسُّوهُنَّ وَ قَدْ فَرَضْتُمْ هُنَّ فَرِيضَةً فَنِصْفُ مَا فَرَضْتُمْ إِلَّا أَنْ يَعْفُونَ أَوْ يَعْفُوا الَّذِي بِيَدِهِ عُقْدَةُ النِّكَاحِ).

قَالَ : هُوَ الْأَبُ أَوِ الْأَخُ أَوِ الرَّجُلُ يُوصَى إِلَيْهِ ، وَ الَّذِي يَجُوزُ أَمْرُهُ فِي مَالِ الْمَرْأَةِ فَيَبْتَاعُ لَهَا فَتَجِيرُ فَإِذَا عَفَا فَقَدْ جَازَ.

3 - عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام فِي رَجُلٍ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ قَبْلَ أَنْ يَدْخُلَ بِهَا.

قَالَ : عَلَيْهِ نِصْفُ الْمَهْرِ إِنْ كَانَ فَرَضَ لَهَا شَيْئاً ، وَإِنْ لَمْ يَكُنْ فَرَضَ لَهَا فَلْيَمَتِّعْهَا عَلَى نَحْوِ مَا يُمَتَّعُ مِثْلُهَا مِنَ النِّسَاءِ .

قَالَ : وَ قَالَ فِي قَوْلِ اللهِ عَزَّوَجَل: (أَوْ يَعْفُوا الَّذِي بِيَدِهِ عُقْدَةُ النِّكَاحِ ) .

2 - ابوبصیر و سماعه گویند:

امام صادق علیه السَّلام درباره این آیه که می فرماید: «و هرگاه زنان را پیش از تماس و آمیزش طلاق دهید که مَهری برای آنا تعیین کرده اید، نیم آن چه را تعین کرده اید بپردازید مگر این که آنها حق خود را ببخشند یا آن که گره ازدواج به دست او ببخشد» فرمود:

صاحب عقد و گره ازدواج: پدر، یا برادر، یا وصیّ و یا کسی که حق تصرف در اموال زن دارد _ به صورتی که برای زن خرید کند و زن اجازه آن را به او بدهد _ خواهد بود. پس اگر صاحب عقد مهریه را ببخشد، جایز است.

حلبی گوید: امام صادق علیه السَّلام درباره کسی که زن خود را پیش از آمیزش طلاق دهد فرمود:

در صورتی که مهریه را تعیین کرده باشد نصف مهریه بر عهدهٔ اوست. و اگر مهریه را معین نکرده است، باید مهریه ای مانند مهریه ای که زنانِ هم شان با همسر او دارند، به همسرش بپردازد.

حلبی ادامه روایت مانند روایت قبلی از امام صادق علیه السَّلام نقل می کند

قَالَ : هُوَ الْأَبُ وَ الْأَخُ وَ الرَّجُلُ يُوصَى إِلَيْهِ وَ الرَّجُلُ يَجُوزُ أَمْرُهُ فِي مَالِ الْمَرْأَةِ ، فَيَبِيعُ لَهَا وَ يَشْتَرِي لَهَا، فَإِذَا عَفَا فَقَدْ جَازَ.

4 - عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ عُبَيْدِ بْنِ زُرَارَةَ قَالَ:

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: رَجُلٌ تَزَوَّجَ امْرَأَةٌ عَلَى مِائَةِ شَاةٍ ثُمَّ سَاقَ إِلَيْهَا الْغَنَمَ ثُمَّ طَلَّقَهَا قَبْلَ أَنْ يَدْخُلَ بِهَا وَ قَدْ وَلَدَتِ الْغَنَمُ.

قَالَ : إِنْ كَانَتِ الْغَنَمُ حَمَلَتْ عِنْدَهُ رَجَعَ بِنِصْفِهَا وَ نِصْفِ أَوْلَادِهَا، وَإِنْ لَمْ يَكُنِ الْحَمْلُ عِنْدَهُ رَجَعَ بِنِصْفِهَا وَ لَمْ يَرْجِعْ مِنَ الْأَوْلَادِ بِشَيْءٍ.

مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالِ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ عُبَيْدِ بْنِ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام مِثْلَهُ إِلَّا أَنَّهُ قَالَ :

سَاقَ إِلَيْهَا غَنَماً وَ رَقِيقاً فَوَلَدَتِ الْغَنَمُ وَ الرَّقِيقُ .

4 - عُبيد بن زراره گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: اگر کسی با زنی ازدواج کند و صد رأس گوسفند به رسم مهریّه تقدیم کند، ولی قبل از نزدیکی زن را طلاق بدهد، اینک که گوسفندها زاییده اند تکلیف گوسفندها چه خواهد بود؟

فرمود: اگر گوسفندها در نزد شوهر آبستن شده باشند، نصف گوسفندها و نصف بره ها را مسترد می دارد، و اگر گوسفندها در نزد شوهر آبستن نشده باشند، فقط نصف گوسفندها را مسترد می دارد و از بره ها چیزی مسترد نخواهد داشت.

عبید بن زراره با سند دیگری نظیر همین روایت را از امام صادق علیه السَّلام نقل می کند با این تفاوت که آن حضرت فرمود: اگر کسی با زنی ازدواج کرد و گوسفند و کنیزی به رسم هدیه به او تقدیم کرد اکنون گوسفند و کنیز زاییده است.

5 - مُحَمَّدٌ عَنْ أَحْمَدَ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ رِئَابٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام فِي الرَّجُلِ يَتَزَوَّجُ الْمَرْأَةَ الرَّتْقَاءَ أَوِ الْجَارِيَةَ الْبِكْرَ فَيُطَلِّقُهَا سَاعَةً تُدْخَلُ عَلَيْهِ.

فَقَالَ: هَاتَانِ يَنْظُرُ إِلَيْهِمَا مَنْ يُوثَقُ بِهِ مِنَ النِّسَاءِ ، فَإِنْ كُنَّ عَلَى حَالِهِنَّ كَمَا أُدْخِلْنَ عَلَيْهِ ، فَإِنَّ لَهُنَّ نِصْفَ الصَّدَاقِ الَّذِي فَرَضَ لَهَا وَ لَا عِدَّةَ عَلَيْهَا مِنْهُ.

6 - مُحَمَّدٌ عَنْ أَحْمَدَ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ جَمِيلِ بْنِ صَالِحٍ عَنِ الْفُضَيْلِ بْنِ يَسَارٍ قَالَ :

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنْ رَجُلٍ تَزَوَّجَ امْرَأَةٌ بِأَلْفِ دِرْهَم فَأَعْطَاهَا عَبْدَا لَهُ آبِقاً وَ بُرْدَ حِبَرَةٍ بِالْأَلْفِ الَّتِي أَصْدَقَهَا.

فَقَالَ : إِذَا رَضِيَتْ بِالْعَبْدِ وَكَانَ قَدْ عَرَفَتْهُ فَلَا بَأْسَ إِذَا هِيَ قَبَضَتِ الثَّوْبَ وَرَضِيَتْ بِالْعَبْدِ.

قُلْتُ: فَإِنْ طَلَّقَهَا قَبْلَ أَنْ يَدْخُلَ بِهَا ؟

5 - زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام دربارۀ مردی که با زنی ازدواج کند که دهانه فرج او مسدود باشد و یا با دوشیزه ای ازدواج کند و در همان لحظه ای که وارد حجله شود، او را طلاق بدهد فرمود:

باید قابله های مورد اعتماد عروس را معاینه کنند اگر به حال اول باقی باشد، عروس نصف مهریّه خود را مالک می شود و بدون عدّه از شوهر خود جدا خواهد گشت.

6 - فضيل بن یسار گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: انسان با زنی ازدواج می کند و برای او هزار درهم نقره مهریّه مشخص می نماید، اما در عوض هزار درهم، سند بردۀ فراری خود را به اضافۀ یک قواره لباس پشمی به زن تقدیم می کند چه صورت دارد؟

فرمود: در صورتی که زن، برده را شناخته باشد و با وجود این که فراری شده به مالکیت او رضایت بدهد و قواره پشمی را نیز دریافت کند، اشکالی ندارد.

گفتم: اگر قبل از نزدیکی آن زن را طلاق بدهد چه صورت دارد؟

قَالَ: لَا مَهْرَ لَهَا وَ تَرُدُّ عَلَيْهِ خَمْسَمِائَةِ دِرْهَم ، وَيَكُونُ الْعَبْدُ لَهَا.

7 - حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ ابْنِ يَعْفُور قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنْ رَجُلٍ تَزَوَّجَ امْرَأَةٌ وَ جَعَلَ صَدَاقَهَا أَبَاهَا عَلَى أَنْ تَرُدَّ عَلَيْهِ أَلْفَ دِرْهَم ثُمَّ طَلَّقَهَا قَبْلَ أَنْ يَدْخُلَ بِهَا مَا يَنْبَغِي لَهَا أَنْ تَرُدُّ عَلَيْهِ ، وَإِنَّمَا لَهَا نِصْفُ الْمَهْرِ وَ أَبُوهَا شَيْخٌ قِيمَتُهُ خَمْسُمِائَةِ دِرْهَم وَ هُوَ يَقُولُ: لَوْ لَا أَنْتُمْ لَمْ أَبِعْهُ بِثَلَاثَةِ آلَافٍ دِرْهَم.

فَقَالَ : لَا يُنْظَرُ فِي قَوْلِهِ، وَلَا تَرُدُّ عَلَيْهِ شَيْئاً .

8 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ صَالِحِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ شِهَابٍ قَالَ :

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنْ رَجُلٍ تَزَوَّجَ امْرَأَةَ بِأَلْفِ دِرْهَم فَأَدَّاهَا إِلَيْهَا فَوَهَبَتْهَا لَهُ وَ قَالَتْ : أَنَا فِيكَ أَرْغَبُ فَطَلَّقَهَا قَبْلَ أَنْ يَدْخُلَ بِهَا.

قَالَ : يَرْجِعُ عَلَيْهَا بِخَمْسِمِائَةِ دِرْهَم .

فرمود: زن از مهریّۀ خود چیزی طلب ندارد؛ بلکه باید پانصد درهم نقد به شوهر خود بر گرداند و بردۀ فراری از آنِ زن خواهد بود.

7 - ابن أبي يعفور گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: مردی با زنی ازدواج کرده و پدر زن را که بردۀ زرخرید است به عنوان مهریّه به او تقدیم کرده است، با این شرط که زن باید هزار درهم به عنوان مازاد قیمت به او برگرداند، اما قبل از نزدیکی زن را طلاق داده است، حال، با این صورت که عروس فقط نصف مَهریه را مالک شده است و اینک پدر او آزاد شده، چه مبلغی باید به شوهر خود برگرداند و با آن که پدر پیرش پانصد درهم می ارزد و شوهر او ادّعا دارد که اگر پای زن در میان نبود ، من حاضر نبودم این برده را به سه هزار درهم بفروشم، ( تكلیف آنان چیست؟)

فرمود: به ادّعای شوهر ترتیب اثر داده نمی شود و زن نباید وجهی به شوهرش برگرداند.

8- شهاب گوید: از امام صادق علیه السَّلام رسیدم: اگر کسی با زنی ازدواج کند و هر ار در هم به عنوان مهریّه تقدیم کند، ولی زن تمام مبلغ را به شوهر خود ببخشد و بگوید: علاقۀ من به شما بیش از اینهاست. اتفاقاً شوهرش قبل از آمیزش او را طلاق بدهد، (تکلیف مهریه چه خواهد شد؟)

فرمود: شوهر می تواند پانصد درهم دیگر از خانم بگیرد.

9 - مُحَمَّدٌ عَنْ أَحْمَدَ عَنْ أَحْمَدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ يُونُسَ عَنِ ابْنِ أَذَيْنَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ : سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنْ رَجُلٍ تَزَوَّجَ امْرَأَةً فَأَمْهَرَهَا أَلْفَ دِرْهَم وَ دَفَعَهَا إِلَيْهَا، فَوَهَبَتْ لَهُ خَمْسَمِائَةِ دِرْهَمٍ وَ رَدَّتْهَا عَلَيْهِ ثُمَّ طَلَّقَهَا قَبْلَ أَنْ يَدْخُلٌ بِهَا.

قَالَ: تَرُدُّ عَلَيْهِ الْخَمْسَمِائَةِ دِرْهَمِ الْبَاقِيَةَ، لِأَنَّهَا إِنَّمَا كَانَتْ لَهَا خَمْسُمِائَةِ دِرْهَمٍ فَهِبَتُهَا إِيَّاهَا لَهُ وَ لِغَيْرِهِ سَوَاءٌ.

10 - مُحَمَّدٌ عَنْ أَحْمَدَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ سُلَيْمَانَ عَنْ عُبَيْدِ بْنِ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام فِي رَجُلٍ تَزَوَّجَ امْرَأَةً وَأَمْهَرَهَا أَبَاهَا وَ قِيمَةٌ أَبِيهَا خَمْسُمِائَةِ دِرْهَم عَلَى أَنْ تُعْطِيَهُ أَلْفَ دِرْهُم ثُمَّ طَلَّقَهَا قَبْلَ أَنْ يَدْخُلَ بها .

قَالَ : لَيْسَ عَلَيْهَا شَيْءٌ .

9 - محمّد بن مسلم گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: مردی با زنی ازدواج می کند و هزار درهم به عنوان مهریّه تقدیم می کند، بعد زن او پانصد درهم را به شوهرش می بخشد. اتفاقاً قبل از نزدیکی، او را طلاق می دهد، (اینک تکلیف آنان چیست؟)

فرمود: زن بایستی پانصد درهم مانده را نیز به شوهرش برگرداند؛ زیرا از هزار درهم مهریّه، فقط پانصد درهم آن حق زن بوده که آن را به شوهرش بخشیده است. بخشش زن به شوهر و دیگری فرقی ندارد.

10 - عبيد بن زراره گوید: امام صادق علیه السَّلام دربارۀ مردی که با زنی ازدواج کرده و پدر زر خرید را که به پانصد درهم می ارزد به عنوان مهریه به او تقدیم کرده است با این شرط که زن باید هزار درهم به عنوان مازاد قیمت به او بپردازد. سپس پیش از نزدیکی زن را طلاق داده است ( تکلیف چیست؟)

فرمود: زن نباید وجهی به شوهر بپردازد.

11 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنْ رَجُلٍ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ قَبْلَ أَنْ يَدْخُلَ بِهَا.

قَالَ : عَلَيْهِ نِصْفُ الْمَهْرِ إِنْ كَانَ فَرَضَ لَهَا شَيْئاً ، وَ إِنْ لَمْ يَكُنْ فَرَضَ لَهَا شَيْئاً فَلْيُمَتِّعْهَا عَلَى نَحْوِ مَا يُمَتَّعُ بِهِ مِثْلُهَا مِنَ النِّسَاءِ.

12 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى رَفَعَهُ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الْأَوَّلِ علیه السَّلام فِي رَجُلٍ تَزَوَّجَ امْرَأَةٌ عَلَى عَبْدِ وَ امْرَأَتِهِ ، فَسَاقَهُمَا إِلَيْهَا فَمَاتَتِ امْرَأَةُ الْعَبْدِ عِنْدَ الْمَرْأَةِ ثُمَّ طَلَّقَهَا قَبْلَ أَنْ يَدْخُلَ بِهَا.

قَالَ : إِنْ كَانَ قَوْمَهَا عَلَيْهَا يَوْمَ تَزَوَّجَهَا، فَإِنَّهُ يُقَوَّمُ الْعَبْدُ الْبَاقِي بِقِيمَتِهِ ثُمَّ يُنْظَرُ مَا بَقِيَ مِنَ الْقِيمَةِ الَّتِي تَزَوَّجَهَا عَلَيْهَا، فَتَرُدُّ الْمَرْأَةُ عَلَى الزَّوْجِ ثُمَّ يُعْطِيهَا الزَّوْجُ النِّصْفَ مِمَّا صَارَ إِلَيْهِ.

11 - ابوبصیر گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: مردی همسرش را قبل از آن که با او نزدیکی کند، طلاق می دهد (تکلیف مهریه چیست؟)

فرمود: اگر مهریه ای برای او معین نموده است، باید نصف آن را بپردازد و اگر مهریه ای معین نکرده است، باید مهریه ای مانند مهریه ای که زنان هم شان با همسر او دارند، به همسر خود بپردازد.

12 - عمّار گوید: امام کاظم علیه السَّلام دربارۀ مردی که با زنی به مهریه یک برده و همسر ازدواج می کند، برده و کنیز را به همسر خود تحویل می دهد. همسر برده در خانه زن می میرد. سپس مرد پیش از نزدیکی زن را طلاق می دهد.

فرمود: اگر مرد در روز ازدواج، قیمت کنیز را برای زن مشخص کرده بود، پس برده زنده را قیمت گذاری می کند. سپس بررسی می کنند که چه مقدار از قیمتی که بر آن ازدواج مهریه شده مانده است. همان مانده را زن به شوهر باز می گرداند. سپس شوهر نصف آن را به زن باز می گرداند.

13 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام: أَنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام قَالَ فِي الْمَرْأَةِ تَزَوَّجُ عَلَى الْوَصِيفِ فَيَكْبَرُ عِنْدَهَا فَيَزِيدُ أَوْ يَنْقُصُ ثُمَّ يُطَلِّقُهَا قَبْلَ أَنْ يَدْخُلَ بِهَا.

قَالَ: عَلَيْهَا نِصْفُ قِيمَتِهِ يَوْمَ دُفِعَ إِلَيْهَا لَا يُنْظَرُ فِي زِيَادَةٍ وَلَا نُقْصَانٍ.

14 - وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ فِي الرَّجُلِ يُعْتِقُ أَمَتَهُ فَيَجْعَلُ عِتْقَهَا مَهْرَهَا ثُمَّ يُطَلِّقُهَا قَبْلَ أَنْ يَدْخُلَ بِهَا .

قَالَ: تَرُدُّ عَلَيْهِ نِصْفَ قِيمَتِهَا تُسْتَسْعَى فِيهَا.

13 - سکونی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

امیرمؤمنان علی علیه السَّلام درباره زنی که با مهریه بچه بردهای ازدواج می کند. بچه برده در نزد او رشد می کند و (قیمت آن) بیشتر یا کمتر می شود. سپس شوهر او را پیش از نزدیکی طلاق می دهد فرمود:

زن باید نصف قیمت برده را به قیمت همان روزی که به او تحویل داده شده بپردازد و توجّهی به بیشتر و یا کمتر شدن آن نمی شود.

14 - سکونی گوید: امام صادق علیه السَّلام درباره مردی که کنیز خود را آزاد می کند و مهریه اش را آزادی او قرار می دهد. سپس قبل از آمیزش او را طلاق می دهد، فرمود:

کنیز نصف قیمت خود را با کار کردن به شوهر می پردازد.

بخش چهل و یکم

آن چه موجب پرداخت مهریه کامل می شود

(41) بَابُ مَا يُوجِبُ الْمَهْرَ كَمَلاً

1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام فِي رَجُلٍ دَخَلَ بِامْرَأَةٍ.

قَالَ : إِذَا الْتَقَى الْخِتَانَانِ وَجَبَ الْمَهْرُ وَ الْعِدَّةُ .

2 - عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَفْصِ بْنِ الْبَخْتَرِيٌّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قال:

إِذَا الْتَقَى الْخِتَانَانِ وَجَبَ الْمَهْرُ وَ الْعِدَّةُ وَ الْغُسْلُ .

3 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ نَصْرٍ عَنْ دَاوُدَ بْنِ سِرْحَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

بخش چهل و یکم: آن چه موجب پرداخت مهریه کامل می شود

1 - حلبی گوید: امام صادق علیه السَّلام درباره مردی که با همسرش نزدیکی می کند فرمود:

هنگامی که ختنه گاه مرد با ختنه گاه زن تماس یابد مهریه و عدّه طلاق واجب می شود.

2 - حفص بن بُختری گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

هرگاه که ختنه گاه مرد با ختنه گاه زن تماس یابد، مهریّۀ زن، عدّۀ طلاق و غسل جنابت واجب می شود.

3 - داوود بن سرحان گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

إِذَا أَوْلَجَهُ فَقَدْ وَجَبَ الْغُسْلُ وَ الْجَلْدُ وَ الرَّجمُ وَ وَجَبَ الْمَهْرُ .

4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ :

مُلَامَسَةُ النِّسَاءِ هُوَ الْإِيقَاعُ بِهِنَّ .

5 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ يُونُسَ بْنِ يَعْقُوبَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنْ رَجُلٍ تَزَوَّجَ امْرَأَةً فَأَغْلَقَ بَاباً وَ أَرْخَى سِتْراً وَ لَمَسَ وَقَبَّلَ ثُمَّ طَلَّقَهَا أَيُوجِبُ عَلَيْهِ الصَّدَاقَ ؟

قَالَ : لَا يُوجِبُ عَلَيْهِ الصَّدَاقَ إِلَّا الْوِقَاعُ .

6 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

سَأَلَهُ أَبِي وَ أَنَا حَاضِرٌ عَنْ رَجُلٍ تَزَوَّجَ امْرَأَةٌ فَأُدْخِلَتْ عَلَيْهِ فَلَمْ يَمَسَّهَا وَ لَمْ يَصِلْ إِلَيْهَا حَتَّى طَلَّقَهَا هَلْ عَلَيْهَا عِدَّةٌ مِنْهُ ؟

هرگاه مرد به زن دخول کند، غسل، حدّ و سنگسار ( در خصوص زنا) واجب می گردد. هم چنین مهریه نیز واجب می شود.

4 - عبد الله بن سنان گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

«تماس با زنان» همان نزدیکی با آن هاست.

5 - يونس بن یعقوب گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: اگر کسی ازدواج کند و وارد حجله شود و در آن را ببندد و پرده ها را بیاویزد و عروس را در آغوش بگیرد و ببوسد، و آن گاه او را طلاق بدهد، آیا مهریّه بر او واجب خواهد شد؟

فرمود: مهریّه فقط با آمیزش واجب خواهد بود.

6 - عبد الله بن سنان گوید: من و پدرم در حضور امام صادق علیه السَّلام بودیم، پدرم پرسید: اگر کسی ازدواج کند و عروس را به منزل خود بیاورد و قبل از نزدیکی او را طلاق بدهد، آیا عروس باید عدّه نگه دارد؟

فَقَالَ : إِنَّمَا الْعِدَّةُ مِنَ الْمَاءِ.

قِيلَ لَهُ : فَإِنْ كَانَ وَاقَعَهَا فِي الْفَرْجِ وَ لَمْ يُنْزِلْ .

فَقَالَ : إِذَا أَدْخَلَهُ وَجَبَ الْغُسْلُ وَالْمَهْرُ وَ الْعِدَّةُ .

7 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرِ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ اَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ :

سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ يُطَلِّقُ الْمَرْأَةَ وَ قَدْ مَسَّ كُلَّ شَيْءٍ مِنْهَا إِلَّا أَنَّهُ لَمْ يُجَامِعْهَا أَلَهَا عِدَّةٌ ؟

فَقَالَ : ابْتُلِيَ أَبُو جَعْفَرِ بِذَلِكَ ، فَقَالَ لَهُ أَبُوهُ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ علیه السَّلام إِذَا أَغْلَقَ بَاباً وَ أَرْخَى سِتْراً وَجَبَ الْمَهْرُ وَ الْعِدَّةُ ؟

قَالَ ابْنُ أَبِي عُمَيْرِ: اخْتَلَفَ الْحَدِيثُ فِي أَنَّ لَهَا الْمَهْرَ كَمَلاً وَبَعْضُهُمْ

فرمود: عدّۀ طلاق، فقط به جهت دخول نطفۀ شوهر واجب شده است.

به حضرتش گفته شد: پس اگر با او نزدیکی کند، ولی انزال نکند (چطور؟)

فرمود: هرگاه با او نزدیکی کرد غسل، مهریّه و عدّۀ طلاق واجب می شود.

7 - حلبی گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم:

مردی همسرش را طلاق می دهد در حالی که همه مقدمات نزدیکی را انجام داده، اما با او نزدیکی نکرده است؛ آیا زن باید عدّه نگه دارد؟

فرمود: امام باقر علیه السَّلام به چنین ماجرایی دچار شده بود، پدر بزرگوارش، امام سجّاد علیه السَّلام به او فرمود:

هرگاه درب بسته شود و پرده انداخته شود، مهریه و عدّه واجب می شود.

ابن ابی عمیر گوید: درباره معنای حدیث اختلاف نظر شده که آیا در این صورت مهریّه به صورت کامل پرداخت خواهد شد، برخی گوید:

قَالَ : نِصْفُ الْمَهْرِ، وَإِنَّمَا مَعْنَى ذَلِكَ أَنَّ الْوَالِيَ إِنَّمَا يَحْكُمُ بِالْحُكْمِ الظَّاهِرِ إِذَا أَغْلَقَ الْبَابَ وَأَرْخَى السِّتْرَ وَجَبَ الْمَهْرُ ، وَإِنَّمَا هَذَا عَلَيْهَا إِذَا عَلِمَتْ أَنَّهُ لَمْ يَمَسَّهَا فَلَيْسَ لَهَا فِيمَا بَيْنَهَا وَ بَيْنَ اللهِ إِلَّا نِصْفُ الْمَهْرِ .

8 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ رِئَابٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ :

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: الرَّجُلُ يَتَزَوَّجُ الْمَرْأَةَ فَيُرْخِي عَلَيْهِ وَ عَلَيْهَا السِّتْرَ وَ يُغْلِقُ الْبَابَ ثُمَّ يُطَلَّقَهَا فَتُسْأَلُ الْمَرْأَةُ : هَلْ أَتَاكِ؟ فَتَقُولُ : مَا أَتَانِي ، وَ يُسْأَلُ هُوَ هَلْ أَتَيْتَهَا ؟ فَيَقُولُ : لَمْ آتِهَا .

فَقَالَ : لَا يُصَدَّقَانِ ، وَ ذَلِكَ أَنَّهَا تُرِيدُ أَنْ تَدْفَعَ الْعِدَّةَ عَنْ نَفْسِهَا وَ يُرِيدُ هُوَ أَنْ يَدْفَعَ الْمَهْرَ عَنْ نَفْسِهِ. يَعْنِي إِذَا كَانَا مُتَّهَمَيْنِ .

نیمی از مهریه پرداخت می شود. بدین معنا که والی فقط به حکم ظاهری داوری می کند که هرگاه در حجله بسته شد و پرده آویخت مهریه واجب می شود. این در صورتی است که زن بداند که مرد با او تماس نداشته است و در بین آنها وخدا چیزی جز نصف مهریه به زن پرداخت نمی شود.

8 _ ابوبصیر گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: مردی با زنی ازدواج می کند. پس بر خود و همسرش پرده ای انداخته و درب را می بندد. سپس همسرش را طلاق می دهد. از زن سؤال می شود: «آیا همسرت با تو آمیزش نمود؟» می گوید: «با من آمیزش نکرد.» و از مرد می پرسند: «آیا با همسرت نزدیکی نمودی؟» می گوید: «با او آمیزش و نزدیکی نکردم.»

امام علیه السَّلام فرمود: سخن این زن و مرد تصدیق نمی شوند؛ چرا که زن میخواهد عدّه را از خود بردارد و مرد قصد دارد که مهریه را از خود بردارد.

یعنی در صورتی که زن و شوهر مورد اطمینان نباشند.

9 - أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ علیه السَّلام قَالَ:

سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ يَتَزَوَّجُ الْمَرْأَةَ فَيَدْخُلُ بِهَا فَيُغْلِقُ بَابَاً وَ يُرْخِي سِتْراً عَلَيْهَا وَ يَزْعُمُ أَنَّهُ لَمْ يَمَسَّهَا وَ تُصَدِّقُهُ هِيَ بِذَلِكَ عَلَيْهَا عِدَّةٌ؟

قَالَ : لا .

قُلْتُ : فَإِنَّهُ شَيْءٌ دُونَ شَيْءٍ .

قَالَ : إِنْ أَخْرَجَ الْمَاءَ اعْتَدَّتْ. يَعْنِي إِذَا كَانَا مَأْمُونَيْنِ صُدِّقَا.

بخش چهل و دوم

حکم عدّۀ زن دور از شوهر

(42) بَابُ أَنَّ الْمُطَلَّقَةَ وَهُوَ غَائِبُ عَنْهَا تَعْتَدُّ مِنْ يَوْمَ طُلِّقَتْ

1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرِ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِي عَنْ عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ : سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ يُطَلِّقُ امْرَأَتَهُ وَ هُوَ غَائِبٌ عَنْهَا مِنْ أَيَّ يَوْمٍ تَعْتَدُّ؟

9 - اسحاق بن عمّار گوید: از امام کاظم علیه السَّلام پرسیدم: اگر کسی ازدواج کند و به حجله وارد شود و درها را ببندد و پرده ها را بیاویزد، ولی مدّعی شود که با عروس نزدیکی نکرده و عروس نیز ادّعای داماد را تأیید کند، آیا باید عده نگه دارد؟

فرمود: نه.

عرض کردم: اگر برخی کارها صورت بگیرد و برخی کارها صورت نگیرد ( تکلیف آنان خواهد بود؟

فرمود: اگر مرد انزال نطفه کند، زن باید عدّه نگه دارد؛ اگر زن و مرد مورد اطمینان باشند، سخن آنها پذیرفته می شود.

بخش چهل و دوم: حکم عدّۀ زن دور از شوهر

1 - حلبی گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: مردی که در سفر است همسرش را طلاق می دهد؛ زن از چه روزی عدّه نگه دارد؟

فَقَالَ : إِنْ أَقَامَتْ لَهَا بَيْنَةَ عَدْلٍ أَنَّهَا ظُلِّقَتْ فِي يَوْمٍ مَعْلُومٍ وَ تَيَقَّنَتْ فَلْتَعْتَدَّ مِنْ يَوْمَ طُلَّقَتْ وَإِنْ لَمْ تَحْفَظُ فِي أَيِّ يَوْمٍ وَ فِي أَيِّ شَهْرٍ فَلْتَعْتَدَّ مِنْ يَوْمِ يَبْلُغُهَا.

2 - عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أَذَيْنَةَ عَنْ زُرَارَةً وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ وَ بُرَيْدِ بْنِ مُعَاوِيَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام أَنَّهُ قَالَ فِي الْغَائِبِ إِذَا طَلَّقَ امْرَأَتَهُ.

إِنَّهَا تَعْتَدُّ مِنَ الْيَوْمِ الَّذِي طَلَّقَهَا.

3 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ أَبِي نَصْرِ عَنِ الْمُثَنَّى عَنْ زُرَارَةَ قَالَ : سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنْ رَجُلٍ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ وَ هُوَ غَائِبٌ عَنْهَا مَتَى تَعْتَدُ ؟

قَالَ : إِذَا قَامَتْ لَهَا بَيْنَةٌ أَنَّهَا طُلِّقَتْ فِي يَوْمٍ مَعْلُومٍ وَ شَهْرٍ مَعْلُومٍ فَلْتَعْتَدَّ مِنْ يَوْمَ طُلِّقَتْ وَإِنْ لَمْ تَحْفَظُ فِي أَيِّ يَوْمٍ وَ أَيِّ شَهْرٍ فَلْتَعْتَدَّ مِنْ يَوْمٍ يَبْلُغُهَا.

فرمود: اگر شاهد عادلی برای زن شهادت دهد که او در روز مشخصی طلاق داده شده و زن یقین کند؛ باید از روزی که طلاق داده شده عدّه نگه دارد. و اگر نداند که در چه روز و چه ماهی طلاق داده شد، باید از همان روزی که خبر طلاق به او رسیده، عدّه نگه دارد.

2 - بُرَید بن معاویه گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:

اگر کسی در حال سفر زن خود را طلاق بدهد، عدّۀ زن از همان روز طلاق شروع می شود.

3 - زراره نظیر روایت نخست را از امام صادق علیه السَّلام نقل می کند.

4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ شُعَيْبِ بْنِ يَعْقُوبَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام أَنَّهُ سُئِلَ عَنِ المُطَلَّقَةِ يُطَلِّقُهَا زَوْجُهَا فَلَا يُعْلِمُ إِلَّا بَعْدَ سَنَةٍ .

فَقَالَ : إِنْ جَاءَ شَاهِدًا عَدْلٍ فَلَا تَعْتَدَّ وَإِلَّا فَلْتَعْتَدَّ مِنْ يَوْمِ يَبْلُغُهَا.

5 - مُحَمَّدٌ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السَّلام:

إِذَا طَلَّقَ الرَّجُلُ وَ هُوَ غَائِبٌ فَلْيُشْهِدْ عَلَى ذَلِكَ ، فَإِذَا مَضَى ثَلَاثَةُ أَقْرَاءِ مِنْ ذَلِكَ الْيَوْمِ فَقَدِ انْقَضَتْ عِدَّتُهَا.

6 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السَّلام قَالَ : قَالَ فِي الْمُطَلَّقَة :

4 - ابوبصیر گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدند: مردی همسرش را طلاق می دهد، امّا زن پس از یک سال با خبر می شود (عدّه اش چگونه است؟)

فرمود: اگر این خبر طلاق دو شاهد عادل. بیاورند، عدّه نگه نمی دارد، وگرنه از همان روزی که از طلاق خود خبردار شده است باید عده نگه دارد.

5 - محمّد بن مسلم گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:

رگاه کسی از زن خود دور باشد و او را طلاق بدهد، باید شاهد بگیرد و چون سه ماه کامل از تاریخ طلاق بگذرد، عدّۀ زن سپری می شود.

6 - ابن ابی نصر گوید: امام رضا علیه السَّلام دربارۀ زن طلاق داده شده فرمود:

إِذَا قَامَتِ الْبَيِّنَةُ أَنَّهُ قَدْ طَلَّقَهَا مُنْذُ كَذَا وَكَذَا فَكَانَتْ عِدَّتُهَا قَدِ انْقَضَتْ فَقَدْ بَانَتْ.

7 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرٍ الْوَاسِطِي عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ :

إِذَا طَلَّقَ الرَّجُلُ امْرَأَتَهُ وَ هُوَ غَائِبٌ ، فَقَامَتِ الْبَيِّنَةُ عَلَى ذَلِكَ فَعِدَّتُهَا مِنْ يَوْمَ طَلَّقَ .

8 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ عَنْ أَبِي الصَّبَّاحَ الْكِنَانِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

إِذَا طَلَّقَ الرَّجُلُ وَهُوَ غَائِبٌ فَقَامَتْ لَهَا الْبَيِّنَةُ أَنَّهُ طَلَّقَهَا فِي شَهْرٍ كَذَا وَكَذَا اعْتَدَّتْ مِنَ الْيَوْمِ الَّذِي كَانَ مِنْ زَوْجِهَا فِيهِ الطَّلَاقُ، وَإِنْ لَمْ تَحْفَظْ ذَلِكَ الْيَوْمَ اعْتَدَّتْ مِنْ يَوْمَ عَلِمَتْ .

هرگاه بیّنه گواهی دهد که شوهر، زن را در فلان روز طلاق داده است و بدین ترتیب عدّۀ زن به پایان رسیده باشد؛ از همسرش جدا شده است.

7 - زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود

هرگاه مردیی از زن خود دور باشد و او را طلاق دهد و بر این موضوع بیّنه گواهی دهد، عدّه زن از روزی است که طلاق داده شده است.

8 - ابو صباح کنانی نظیر روایت یکم همین بخش را از امام صادق علیه السَّلام نقل می کند.

بخش چهل و سوم

عدّۀ زنی که شوهرش در سفر بمیرد

(43) بَابُ عِدَّةِ الْمُتَوَفَّى عَنْهَا زَوْجُهَا وَهُوَ غَائِبٌ

1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا علیه السَّلام فِي الرَّجُلِ يَمُوتُ وَ تَحْتَهُ امْرَأَةٌ وَ هُوَ غَائِبٌ.

قَالَ : تَعْتَدُّ مِنْ يَوْمِ يَبْلُغُهَا وَفَاتُهُ.

2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ عَنْ أَبِي الصَّبَّاحَ الْكِنَانِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

الَّتِي يَمُوتُ عَنْهَا زَوْجُهَا وَ هُوَ غَائِبٌ ، فَعِدَّتُهَا مِنْ يَوْمٍ يَبْلُغُهَا إِنْ قَامَتِ الْبَيِّنَةُ أَوْ لَمْ تَقُمْ.

بخش چهل و سوم: عدّۀ زنی که شوهرش در سفر بمیرد

1 - محمّد بن مسلم گوید: امام (باقر علیه السَّلام و یا امام صادق علیه السَّلام) دربارۀ کسی که بمیرد، و زنی دارد که از او دور است، فرمود:

از روزی که خبر مرگ شوهر به او برسد، عدّه نگه دارد.

2 - ابو صباح کنانی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

زنی که شوهر غایبش از دنیا می رود، عده اش از روزی است که خبر مرگ شوهرش به او می رسد؛ چه بیّنه شهادت دهد چه ندهد.

3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أَدَيْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ وَ بُرَيْدِ بْنِ مُعَاوِيَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام أَنَّهُ قَالَ فِي الْغَائِبِ عَنْهَا زَوْجُهَا إِذَا تُوُفِّيَ .

قَالَ : الْمُتَوَفَّى عَنْهَا زَوْجُهَا تَعْتَدُّ مِنْ يَوْمِ يَأْتِيهَا الْخَبَرُ، لِأَنَّهَا تُحِدُّ عَلَيْهِ.

4 - أبو عَلِي الْأَشْعَرِيٌّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ وَ أَبُو الْعَبَّاسِ الرَّزَّازُ عَنْ أَيُّوبَ بْنِ نُوحٍ جَمِيعاً عَنْ صَفْوَانَ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ فِي الْمَرْأَةِ إِذَا بَلَغَهَا نَعْيِ زَوْجِهَا.

قَالَ : تَعْتَدُّ مِنْ يَوْمٍ يَبْلُغُهَا أَنَّهَا تُرِيدُ أَنْ تُحِدَّ لَهُ.

5 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ أَبِي نَصْرِ عَنْ رِفَاعَةَ قَالَ : سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنِ الْمُتَوَفَّى عَنْهَا زَوْجُهَا وَ هُوَ غَائِبٌ مَتَى تَعْتَدُّ ؟

3 - بُرَيد بن معاویه گوید: امام باقر دربارۀ کسی که در حال سفر بمیرد، فرمود:

همسر او باید از همان روزی که از مرگ شوهر باخبر می شود، عدّه نگه دارد؛ زیرا باید در سوگ شوهر، از زر و زیور پرهیز کند.

4 - حسن بن زیاد نظیر این روایت را از امام صادق علیه السَّلام نقل می کند.

5 - رفاعه گوید: از امام صادث علیه السَّلام پرسیدم: زنی که شوهر غایبش می میرد، از چه هنگامی باید عده نگه دارد؟

فَقَالَ : يَوْمَ يَبْلُغُهَا وَ ذَكَرَ أَنَّ رَسُولَ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله قَالَ : إِنَّ إِحْدَاكُنَّ كَانَتْ تَمْكُثُ الْحَوْلَ إِذَا تُوُفِّيَ زَوْجُهَا وَهُوَ غَائِبٌ ثُمَّ تَرْمِي بَعْرَةٍ وَرَاءَهَا . 6 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ :

إِنْ مَاتَ عَنْهَا زَوْجُهَا يَعْنِي وَ هُوَ غَائِبٌ فَقَامَتِ الْبَيِّنَةُ عَلَى مَوْتِهِ فَعِدَّتُهَا مِنْ يَوْمِ يَأْتِيهَا الْخَبَرُ أَرْبَعَةُ أَشْهُرٍ وَعَشْراً ، لأَنَّ عَلَيْهَا أَنْ تُحِدَّ عَلَيْهِ فِي الْمَوْتِ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَعَشْراً ، فَتُمْسِكَ عَنِ الْكُحْلِ وَ الطِّيبِ وَ الْأَصْبَاغِ .

7 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي نَصْرِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السَّلام قَالَ :

الْمُتَوَفَّى عَنْهَا زَوْجُهَا تَعْتَدُّ حِينَ يَبْلُغُهَا، لِأَنَّهَا تُرِيدُ أَنْ تُحِدَّ عَلَيْهِ .

فرمود: از روزی که خبر فوت شوهرش به او می رسد.

هم چنین امام علیه السَّلام یادآور شد که پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله فرموئ: فرمود هرگاه در زمان جاهلیت شوهر یکی از شما که غایب بود می مرد، تا یک سال صبر می کرد سپس پشکلی را پشت سرش (نشانهۀ جدا شدن از شوهرش) پرت می کرد.

6 - زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:

اگر شوهر در حال سفر بمیرد و با گواهی دو مرد عادل مرگ او قطعی شود، زن او باید از همان روز اطلاع چهار ماه و ده روز عدّه نگه دارد؛ زیرا در ظرف این چهار ماه و ده روز باید عزادار باشد و از سورمه، عطر و لباسهای رنگارنگ دوری کند.

7 - ابن ابی نصر نظیر روایت سوم همین بخش را از امام رضا علیه السَّلام نقل می کند.

بخش چهل و چهارم

علّت فرق بین عدّۀ طلاق و عدّۀ وفات

(44) بَابُ عِلَّةِ اخْتِلَافِ عِدَّةِ الْمُطَلَّقَةِ وَ عِدَّةِ الْمُتَوَفَّى عَنْهَا زَوْجُهَا

1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَيْفٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سُلَيْمَانَ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ الثَّانِي علیه السَّلام قَالَ:

قُلْتُ لَهُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! كَيْفَ صَارَتْ عِدَّةُ الْمُطَلَّقَةِ ثَلَاثَ حِيَضٍ أَوْ ثَلَاثَةَ أَشْهُرٍ وَ صَارَتْ عِدَّةُ الْمُتَوَفَّى عَنْهَا زَوْجُهَا أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَ عَشْراً ؟

فَقَالَ : أَمَّا عِدَّةُ الْمُطَلَّقَةِ ثَلَاثَةُ قُرُوءٍ فَلِاسْتِبْرَاءِ الرَّحِمِ مِنَ الْوَلَدِ.

وَأَمَّا عِدَّةُ الْمُتَوَفَّى عَنْهَا زَوْجُهَا ، فَإِنَّ اللهَ عَزَّوَجَل شَرَطَ لِلنِّسَاءِ شَرْطَا وَ شَرَطَ عَلَيْهِنَّ شَرْطاً فَلَمْ يَجْأَ بِهِنَّ فِيمَا شَرَطَ لَهُنَّ وَ لَمْ يَجُرْ فِيمَا اشْتَرَطَ عَلَيْهِنَّ شَرَطَ لَهُنَّ فِي الْإِيلَاءِ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ ، إِذْ يَقُولُ اللهُ عَزَّوَجَل: (لِلَّذِينَ يُؤْلُونَ مِنْ نِسَائِهِمْ تَرَبُّصُ أَرْبَعَةِ أَشْهُرٍ﴾ فَلَمْ يُجَوِّزْ لِأَحَدٍ أَكْثَرَ مِنْ أَرْبَعَةِ أَشْهُرٍ فِي الْإِيلَاءِ لِعِلْمِهِ تَبَارَكَ وَتَعَالَى أَنَّهُ غَايَةٌ صَبْرِ الْمَرْأَةِ مِنَ الرَّجُلِ.

بخش چهل و چهارم: علّت فرق بين عدّه طلاق و عدّه وفات

1 - محمّد بن سلیمان گوید: از امام جواد علیه السَّلام پرسیدم: قربانت گردم! چگونه عدّه زن طلاق داده شده سه حیض و یا سه ماه است و عدّه زن شوهر مرده چهار ماه و ده روز؟

فرمود: عدّه زن مطلّقه سه حیض است، به خاطر استبرای رَحم از فرزند. و اما در عدّه زن شوهر مرده خداوند متعال برای زنان شرطی قرار داد و هم چنین علیه آنان نیز شرطی. پس در شرطی که برای زنان قرار داد به آنان بخشش و مهربانی ننمود و در شرطی که علیه آنان قرار داد، به آنان ظلم نکرد. برای آنان در ایلاء (1)چهار ماه قرار داد، آن جا که می فرماید: کسانی که زنان خود را ایلاء می نمایند حق دارند چهار ماه انتظار بکشند.

پس برای هیچ کس اجازه نداد که بیشتر از چهار ماه آمیزش را ترک کند؛ زیرا خداوند آگاه است که نهایت صبر زن بر جدایی از شوهر چهار ماه است.


1) ایلاء : شوهر سوگند یاد می کند که با همسرش نزدیکی نکند

وَأَمَّا مَا شَرَطَ عَلَيْهِنَّ، فَإِنَّهُ أَمَرَهَا أَنْ تَعْتَدَّ إِذَا مَاتَ عَنْهَا زَوْجُهَا أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَعَشْراً، فَأَخَذَ مِنْهَا لَهُ عِنْدَ مَوْتِهِ مَا أَخَذَ لَهَا مِنْهُ فِي حَيَاتِهِ عِنْدَ إِيلَائِهِ ، قَالَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى: (يَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَعَشْراً) وَ لَمْ يَذْكُرِ الْعَشَرَةَ الْأَيَّامِ فِي الْعِدَّةِ إِلَّا مَعَ الْأَرْبَعَةِ أَشْهُرٍ ، وَ عَلِمَ أَنَّ غَايَةَ صَبْرِ الْمَرْأَةِ الْأَرْبَعَةُ أَشْهُرٍ فِي تَرْكِ الْجِمَاعِ فَمِنْ ثَمَّ أَوْجَبَهُ عَلَيْهَا وَ لَهَا.

بخش چهل و پنجم

عدّه زن باردار در سوگ شوهر هزینۀ او

(45) بَابُ عِدَّةِ الْحُبْلَى الْمُتَوَفَّى عَنْهَا زَوْجُهَا وَ نَفَقَتِهَا

1 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عُثْمَانَ بْن عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ : قَالَ :

و اما شرطی که علیه زنان قرار داد؛ پس به زن دستور داد که هنگامی که شوهرش از دنیا رفت چهار ماه وده روز عدّه نگه دارد؛ پس چنان که در زمان زنده بودن و در هنگام ایلاء، برای شوهر _ به نفع همسرش _ شرط گذاشته بود؛ هم چنین در زمان مرگ شوهر، برای زن _ به نفع شوهرش _ شرط گذاشته است. خداوند فرمود: چهار ماه و ده روز انتظار بکشند و ده روز را در عدّه ذکر نکرده مگر به همراه چهار ماه. خداوند می داند که نهایت تحمّل زن درباره ترک آمیزش چهار ماه است؛ پس به همین دلیل این چهار ماه را برای او و علیه او واجب نمود.

بخش چهل و پنجم: عدّه زن باردار در سوگ شوهر هزینۀ او

1 - سماعه گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

الْمُتَوَفَّى عَنْهَا زَوْجُهَا الْحَامِلُ أَجَلُهَا آخِرُ الْأَجَلَيْنِ إِذَا كَانَتْ حُبْلَى فَتَمَّتْ لَهَا أَرْبَعَةُ أَشْهُرٍ وَعَشْرٌ وَ لَمْ تَضَعْ، فَإِنَّ عِدَّتَهَا إِلَى أَنْ تَضَعَ وَإِنْ كَانَتْ تَضَعُ حَمْلَهَا قَبْلَ أَنْ يَتِمَّ لَهَا أَرْبَعَةُ أَشْهُرٍ وَ عَشْرٌ تَعْتَدُّ بَعْدَ مَا تَضَعُ تَمَامَ أَرْبَعَةِ أَشْهُرٍ وَعَشْرٍ وَ ذَلِكَ أبعد الأَجَلَيْنِ.

2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام أَنَّهُ قَالَ فِي الْمُتَوَفَّى عَنْهَا زَوْجُهَا، تَنْقَضِي عِدَّتُهَا آخِرَ الْأَجَلَيْنِ.

3 - عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام أَنَّهُ قَالَ فِى الْحُبْلَى الْمُتَوَفَّى عَنْهَا زَوْجُهَا: إِنَّهُ لَا نَفَقَةَ لَهَا .

4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ :

اگر زنی باردار باشد و شوهر او از دنیا برود باید، دورترین موعد را رعایت کند، اگر چهار ماه و ده روز بگذرد و زایمان نکرده باشد، عدّۀ او تا روز زایمان ادامه دارد، و اگر زایمان کند و هنوز چهار ماه و ده روز نگذشته باشد، بقیهٔ چهار ماه و ده روز را باید با حال عزا عدّه نگه دارد که معنای دورترین موعد همین است.

2 - حلبی گوید: امام صادق علیه السَّلام در مورد زنی که شوهرش از دنیا می رود فرمود:

عدّه او در پایان آخرین موعد سپری می شود.

3 - حلبی گوید: امام صادق علیه السَّلام دربارۀ زن بارداری که شوهرش از دنیا می رود فرمود:

نفقه و هزینه ای ندارد.

4 - زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:

عِدَّةُ الْمُتَوَفِّى عَنْهَا زَوْجُهَا آخِرُ الْأَجَلَيْنِ ؛ لِأَنَّ عَلَيْهَا أَنْ تُحِدَّ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَ عَشْراً وَ لَيْسَ عَلَيْهَا فِي الطَّلَاقِ أَنْ تُحِدَّ .

5 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ نَجْرَانَ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَيْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ قَيْسٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ :

قَضَى أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام فِي امْرَأَةٍ تُوُفِّيَ عَنْهَا زَوْجُهَا وَهِيَ حُبْلَى، فَوَلَدَتْ قَبْلَ أَنْ تَنْقَضِيَ أَرْبَعَةُ أَشْهُرٍ وَعَشْرٌ فَتَزَوَّجَتْ ، فَقَضَى أَنْ يُخَلِّيَ عَنْهَا ثُمَّ لَا يَخْطُبَهَا حَتَّى يَنْقَضِيَ آخِرُ الْأَجَلَيْنِ ، فَإِنْ شَاءَ أَوْلِيَاءُ الْمَرْأَةِ أَنْكَحُوهَا وَإِنْ شَاءُ وا أَمْسَكُوهَا فَإِنْ أَمْسَكُوهَا رَدُّوا عَلَيْهِ مَالَهُ.

6 - حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

الْحُبْلَى الْمُتَوَفَّى عَنْهَا زَوْجُهَا عِدَّتُهَا آخِرُ الْأَجَلَيْنِ .

زن بارداری که شوهرش بمیرد باید طولانی ترین عدّه را رعایت کند؛ چرا که زن شوهر مرده باید چهار ماه و ده روز ماتم بگیرد؛ ولی در عدّۀ طلاق، عزا و ماتمی لازم نیست.

5 - محمّد بن قیس گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:

امیر مؤمنان علی علیه السَّلام در بارۀ زن بارداری که شوهرش از دنیا رفته بود و زن پیش از پایان چهار ماه و ده روز زایمان نموده و ازدواج کرد، این گونه قضاوت نمود:

شوهر دوم، زن را رها کند . سپس حق ندارد از او خواستگاری کند تا این که عده طولانی او به پایان رسد. پس اگر اولیای زن خواستند، او را شوهر دهند و اگر خواستند، او را نگه دارند. پس اگر خواستند زن را نگه دارند، مهریه را به شوهر دوم بازگردانند.

6 - عبدالله بن سنان گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

عدّه زن بارداری که شوهرش مرده آخرین و طولانی ترین موعد است.

7 - عَنْهُ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ :

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: الْمَرْأَةُ الْحُبْلَى الْمُتَوَفَّى عَنْهَا زَوْجُهَا تَضَعُ وَ تَزَوَّجُ قَبْلَ أَنْ تَخْلُوَ أَرْبَعَةُ أَشْهُرٍ وَ عَشَرٌ.

قَالَ : إِنْ كَانَ زَوْجُهَا الَّذِي تَزَوَّجَهَا دَخَلَ بِهَا فُرِّقَ بَيْنَهُمَا وَ اعْتَدَّتْ مَا بَقِيَ مِنْ عِدَّتِهَا الْأُولَى، وَ عِدَّةً أُخْرَى مِنَ الْأَخِيرِ وَ إِنْ لَمْ يَكُنْ دَخَلَ بِهَا فُرِّقَ بَيْنَهُمَا، وَاعْتَدَّتْ مَا بَقِيَ مِنْ عِدَّتِهَا وَ هُوَ خَاطِبٌ مِنَ الْخُطَّابِ.

وَعَنْهُ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ سَمَاعَةَ وَ عَلِيِّ بْنِ خَالِدٍ الْعَاقُولِيِّ عَنْ كَرَّامِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام مِثْلَهُ.

8 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ عَنْ أَبِي الصَّبَاحِ الْكِنَانِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام فِي الْمَرْأَةِ الْحَامِلِ الْمُتَوَفَّى عَنْهَا زَوْجُهَا هَلْ لَهَا نَفَقَةٌ ؟

7 - محمّد بن مسلم گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: اگر شوهر زن بارداری فوت کند و او بعد از زایمان ازدواج کند در حالی که هنوز چهار ماه و ده روز عزا سپری نشده باشد ( تکلیفش چیست؟)

فرمود: اگر شوهر دوم با او نزدیکی کرده باید آن دو را از هم جدا کنند و زن ماندۀ عدّۀ وفات را سپری کند و یک عدّۀ طلاق نیز به خاطر شوهر دوم داشته باشد، بعد از آن می تواند ازدواج کند. و اگر شوهر دوم با او نزدیکی نکرده باشد، آن دو را از هم جدا کنند و زن ماندۀ عدّۀ وفات را سپری کند؛ بعد از آن شوهر دوم می تواند مانند دیگران به خواستگاری آن زن برود.

8 - أبو صباح کنانی گوید: از امام صادق علیه السَّلام دربارۀ زن بارداری که شوهرش از دنیا می رود پرسیدم که آیا نفقه بارداری دارد؟

قَالَ : لَا.

قَالَ: لَا.

9 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ مُثَنَّى الْحَنَّاطِ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام فِي الْمَرْأَةِ الْحَامِلِ الْمُتَوَفِّى عَنْهَا زَوْجُهَا هَلْ لَهَا نَفَقَةٌ ؟

قَالَ : لا .

وَ رُوِيَ أَيْضاً : أَنَّ نَفَقَتَهَا مِنْ مَالِ وَلَدِهَا الَّذِي فِي بَطْنِهَا.

10 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ بْنِ بَزِيعٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ عَنْ أَبِي الصَّبَّاحِ الْكِنَانِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

الْمَرْأَةُ الْحُبْلَى الْمُتَوَفَّى عَنْهَا زَوْجُهَا يُنْفَقُ عَلَيْهَا مِنْ مَالٍ وَلَدِهَا الَّذِي فِي بَطْنِهَا.

فرمود: نه.

9 - زراره نظیر این روایت را امام صادق علیه السَّلام نقل می کند .

در روایت دیگری آمده است: هزینه آن زن از مال فرزندی است که در شکمش دارد.

10 - ابو صباح کنانی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

به زن بارداری که شوهرش می میرد، از اموال فرزندی که در شکمش دارد نفقه داده می شود.

بخش چهل و ششم

چگونگی عدّه زن شوهر مرده در سوگ شوهر

(46) بَابُ الْمُتَوَفَّى عَنْهَا زَوْجُهَا الْمَدْخُولِ بِهَا أَيْنَ تَعْتَدُّ؟ وَ مَا يَجِبُ عَلَيْهَا؟

1 - حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَن ابْن سَمَاعَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ وَ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

سَأَلْتُهُ عَن الْمَرْأَةِ الْمُتَوَفَّى عَنْهَا زَوْجُهَا أَتَعْتَدُّ فِي بَيْتِهَا أَوْ حَيْثُ شَاءَتْ ؟

قَالَ : بَلْ حَيْثُ شَاءَتْ، إِنَّ عَلِيّاً علیه السَّلام لَمَّا تُوُفِّيَ عُمَرُ أَتَى أُمَّ كُلْثُومٍ فَانْطَلَقَ بِهَا إِلَى بَیتِهِ.

2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى وَ غَيْرُهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ خَالِدٍ قَالَ : سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنِ امْرَأَةٍ تُوُفِّيَ زَوْجُهَا أَيْنَ تَعْتَدُّ فِي بَيْتِ زَوْجِهَا تَعْتَدُّ أَوْ حَيْثُ شَاءَتْ ؟

بخش چهل و ششم: چگونگی عدّه زن شوهر مرده در سوگ شوهر

1 - معاوية بن عمار گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: زنی که شوهرش می میرد آیا در همان خانۀ مسکونی عدّۀ عزا نگه دارد یا به هر جا که مایل باشد می تواند منتقل شود؟

فرمود: هر جا که مایل باشد می تواند عده نگه دارد. موقعی که عمر کشته شد علی علیه السَّلام به خانۀ او رفت و ام کلثوم را به خانۀ خود منتقل نمود.

2 - سلیمان بن خالد نیز نظیر این روایت را از امام صادق علیه السَّلام نقل می کند.

قَالَ : بَلَى حَيْثُ شَاءَتْ .

ثُمَّ قَالَ: إِنَّ عَلِيّاً علیه السَّلام لَمَّا مَاتَ عُمَرُ أَتَى أُمَّ كُلْتُومٍ ، فَأَخَذَ بِيَدِهَا فَانْطَلَقَ بِهَا إِلَى بَیتِهِ.

3 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيَّ أَوْ غَيْرِهِ عَنْ أَبَانِ بنِ عُثْمَانَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْن سُلَيْمَانَ قَالَ :

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنِ الْمُتَوَفَّى عَنْهَا زَوْجَهَا أَ تَخْرُجُ إِلَى بَيْتِ أَبِيهَا وَ أُمَّهَا مِنْ بَيْتِهَا إِنْ شَاءَتْ فَتَعْتَدُّ ؟

فَقَالَ : إِنْ شَاءَتْ أَنْ تَعْتَدَّ فِي بَيْتِ زَوْجِهَا اعْتَدَّتْ ، وَإِنْ شَاءَتِ اعْتَدَّتْ فِي أَهْلِهَا، وَ لَا تَكْتَحِلُ وَ لَا تَلْبَسُ حُلِيّاً.

4 - أبو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ أَبَانِ عَنِ ابْنِ أَبِي يَعْفُورٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ : سَأَلْتُ عَنِ الْمُتَوَفَّى عَنْهَا زَوْجُهَا.

3 - عبدالله بن سلیمان گوید: از امام صادق علیه السَّلام سؤال کردم: آیا زنی که شوهرش وفات نموده می تواند از خانه خود خارج شده و به خانۀ پدر و مادرش برود و در آن جا عدّه نگه دارد؟

فرمود: اگر بخواهد در خانه شوهرش عدّه نگه دارد، می تواند چنین کند. و اگر بخواهد می تواند نزد خانواده خود عدّه نگه دارد؛ چنین زنی نباید سرمه بکشد و نیز نباید از زیور آلات استفاده کند.

4 - ابن ابی یعفور گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم : زنی که شوهرش مرده، چه تکلیفی دارد؟

فَقَالَ : لَا تَكْتَحِلُ لِلزِّينَةِ، وَ لَا تَطَيَّبُ، وَ لَا تَلْبَسُ ثَوْباً مَصْبُوعًاً، وَ لَا تَبِيتُ عَنْ بَيْتِهَا وَ تَقْضِي الْحُقُوقَ وَ تَمْتَشِطُ بِغِسْلَةٍ وَ تَحُجُّ وَإِنْ كَانَتْ فِي عِدَّتِهَا. 5 - حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ جَبَلَةَ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ عُبَيْدِ بْنِ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام فِي الْمُتَوَفَّى عَنْهَا زَوْجُهَا أَ تَحْجُ وَ تَشْهَدُ الْحُقُوق ؟

قَالَ : نَعَمْ .

6 - حُمَيْدٌ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنِ ابْنِ رِبَاطٍ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ أَبِي الْعَبَّاسِ قَالَ : قُلْتُ لِاَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: الْمُتَوَفَّى عَنْهَا زَوْجُهَا.

قَالَ : لَا تَكْتَحِلُ لِلزِّينَةِ، وَ لَا تَطَيَّبُ وَ لَا تَلْبَسُ ثَوْباً مَصْبُوعًاً، وَ لَا تَخْرُجُ نَهَاراً ، وَلَا تَبِيتُ عَنْ بَيْتِهَا.

قُلْتُ : أَرَأَيْتَ إِنْ أَرَادَتْ أَنْ تَخْرُجَ إِلَى حَقِّ كَيْفَ تَصْنَعُ ؟

قَالَ : تَخْرُجُ بَعْدَ نِصْفِ اللَّيْلِ وَ تَرْجِعُ عِشَاءً .

فرمود: برای آرایش، به چشم خود سورمه نکشد، بوی خوش به کار نبرد، لباس های رنگارنگ نپوشد و شب ها در خارج منزل به سر نبرد. اما می تواند به دید و بازدیدهای حقوقی بپردازد و سر خود را با یک آب شانه کند و یا به قصد حج راهی خانۀ خدا گردد.

5 - عبید بن زراره گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: زنی که شوهرش مرده می تواند به حج برود و در مسایل حقوقی شاهد باشد و گواهی بدهد؟

فرمود: آری.

6 - ابو عباس گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: زنی که شوهرش مرده، چه تکلیفی دارد؟

فرمود: برای آرایش به چشم خود سورمه نکشد ، عطر نزند، لباس رنگی نپوشد، روزها از خانه بیرون نرود و شب ها در خارج منزل به سر نبرد.

عرض کردم: اگر بخواهد حق کسی را ادا کند، به چه صورت ادا کند؟

فرمود: بعد از نیمه شب از خانه خارج شود و غروب به خانه باز گردد.

7 - حُمَيْدٌ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَبَلَةَ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ عُبَيْدِ بْنِ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ :

سَأَلْتُهُ عَنِ الْمُتَوَفَّى عَنْهَا زَوْجُهَا أَتَخْرُجُ مِنْ بَيْتِ زَوْجِهَا.

قَالَ : تَخْرُجُ مِنْ بَيْتِ زَوْجِهَا وَ تَحُجُّ وَ تَنْتَقِلُ مِنْ مَنْزِلٍ إِلَى مَنْزِلٍ .

8 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السَّلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَن الْمُتَوَفِّى عَنْهَا زَوْجُهَا أَيْنَ تَعْتَدُّ؟

قَالَ: حَيْثُ شَاءَتْ، وَ لَا تَبِيتُ عَنْ بَيْتِهَا .

9 - مُحَمَّدٌ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ :

سَأَلْتُهُ عَنِ الْمُتَوَفَّى عَنْهَا زَوْجُهَا أَتَعْتَدُّ فِي بَيْتٍ تَمْكُثُ فِيهِ شَهْراً أَوْ أَقَلَّ مِنْ شَهْرٍ أَوْ أَكْثَرَ ثُمَّ تَتَحَوَّلُ مِنْهُ إِلَى غَيْرِهِ، فَتَمْكُتُ فِي الْمَنْزِلِ الَّذِي تَحَوَّلَتْ إِلَيْهِ مِثْلَ مَا مَكَثَتْ فِي الْمَنْزِلِ الَّذِي تَحَوَّلَتْ مِنْهُ كَذَا صَنِيعُهَا حَتَّى تَنْقَضِيَ عِدَّتُهَا؟

7 - عبید بن زراره گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: آیا زنی که شوهرش مرده، می تواند از خانۀ شوهر خارج شود؟

فرمود: می تواند از خانۀ شوهر خارج شود، به حج خانهۀ خدا برود و از خانه ای به خانۀ دیگر منتقل گردد.

8 - محمّد بن مسلم گوید: از امام (باقر علیه السَّلام و یا امام صادق علیه السَّلام) پرسیدم: زنی که شوهرش مرده در کجا عدّۀ خود را به سر ببرد؟

فرمود: در هر خانه ای که مایل باشد می تواند عدّه نگه دارد، اما شب ها در خارج از منزل به سر نبرد.

9 - راوی گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: آیا زنی که شوهرش مرده می تواند یک ماه یا کمتر یا بیشتر از آن را در یک خانه عدّه نگه دارد سپس به خانه دیگری برود و در آن جا هم به همان اندازه ای که در خانه قبلی مانده بود، عدّه نگه دارد و همین طور تغییر مکان دهد تا عدّه اش تمام شود؟

قَالَ : يَجُوزُ ذَلِكَ لَهَا وَ لَا بَأْسَ.

10 - حُمَيْدٌ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ : جَاءَتِ امْرَأَةٌ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام تَسْتَفْتِيهِ فِي الْمَبِيتِ فِي غَيْرِ بَيْتِهَا وَ قَدْ مَاتَ زَوْجُهَا.

فَقَالَ : إِنَّ أَهْلَ الْجَاهِلِيَّةِ كَانَ إِذَا مَاتَ زَوْجُ الْمَرْأَةِ أَحَدَّتْ عَلَيْهِ امْرَأَتُهُ اثْنَيْ عَشَرَ شَهْراً، فَلَمَّا بَعَثَ اللهُ مُحَمَّداً صلَّی اللهُ علیه وآله رَحِمَ ضَعْفَهُنَّ فَجَعَلَ عِدَّتَهُنَّ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَ عَشْراً وَ أَنْتُنَّ لَا تَصْبِرْنَ عَلَى هَذَا.

11 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ : سُئِلَ عَنِ الْمَرْأَةِ يَمُوتُ عَنْهَا زَوْجُهَا أَ يَصْلُحُ لَهَا أَنْ تَحْجَّ أَوْ تَعُودَ مَرِيضاً ؟

قَالَ : نَعَمْ، تَخْرُجُ فِي سَبِيلِ اللهِ ، وَ لَا تَكْتَحِلُ وَ لَا تَطَيَّبُ .

فرمود: چنین عملی برای زن جایز است و ایرادی ندارد.

10 - محمّد بن مسلم گوید: زنی به خدمت امام صادق علیه السَّلام شرف یاب شد و عرض کرد: شوهر من فوت کرده است، آیا می توانم در عدّۀ وفات او شب ها در خارج از منزل به سر ببرم؟

فرمود: در عهد جاهلیت زنان برای شوهران خود یک سال تمام عزا می گرفتند، بعد از آن که خداوند متعال حضرت محّمد صلّى اللهُ عليه وآله را بر انگیخت بر ناتوانی آنان رحم کرد و عدّۀ عزا را به چهار ماه و ده روز تقلیل داد،و اینک شما خانم ها بر همین مدت نیز بردباری ندارید. 11 - حلبی گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدند: زن شوهر مرده می تواند به حج برود یا از بیماری عیادت کند؟

فرمود: آری؛ می تواند برای انجام حقوقی که در راه خداست از خانه خارج شود، اما سرمه نکشد و عطر نزند.

12 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ عُرْوَةَ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

الْمُتَوَفَّى عَنْهَا زَوْجُهَا لَيْسَ لَهَا أَنْ تَطَيَّبَ وَ لَا تَزَيَّنَ حَتَّى تَنْقَضِيَ عِدَّتُهَا أَرْبَعَةُ أَشْهُرٍ وَ عَشَرَةُ أَيَّامٍ.

13 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَلِيَّ بْنِ رِئَابٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ :

سَأَلْتُهُ عَنِ الْمَرْأَةِ يُتَوَفَّى عَنْهَا زَوْجُهَا وَ تَكُونُ فِي عِدَّتِهَا أَتَخْرُجُ فِي حَقِّ ؟

فَقَالَ : إِنَّ بَعْضَ نِسَاءِ النَّبِيِّ صلّى اللهُ عليه وآله سَأَلَتْهُ فَقَالَتْ: إِنَّ فُلَانَةَ تُوُفِّيَ عَنْهَا زَوْجُهَا فَتَخْرُجُ فِي حَقِّ يَنُوبُهَا.

فَقَالَ لَهَا رَسُولُ اللهِ علیه السَّلام: أَفَ لَكُنَّ ! قَدْ كُنْتُنَّ مِنْ قَبْلِ أَنْ أُبْعَثَ فِيكُنَّ ، وَ أَنَّ الْمَرْأَةَ مِنْكُنَّ إِذَا تُوُفِّيَ عَنْهَا زَوْجُهَا أَخَذَتْ بَعْرَةً فَرَمَتْ بِهَا خَلْفَ ظَهْرِهَا.

12 - زراره گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

زنی که شوهرش مرده، نباید عطر بزند و آرایش کند تا موقعی که چهار ماه و ده روز سپری شود.

13 - ابوبصیر گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: آیا زن شوهر مرده که در عدّه وفات است می تواند برای حقوق دینی از خانه بیرون رود؟

فرمود: یکی از زنان پیامبر صلّى اللهُ عليه وآله درباره همین موضوع از آن حضرت پرسید و عرض کرد: شوهر فلان زن مرده است؛ آیا می تواند برای انجام حقی که بر گردنش آمده است، از منزل خارج شود؟

پیامبر خدام صلّى اللهُ عليه وآله به او فرمود: اُف بر شما باد! پیش از آن که من در میان شما برانگیخته شوم، شما زنان چنین بودید که هرگاه زنی شوهرش از دنیا می رفت، پشکلی بر می داشت و آن را پشت سر خود پرتاب می نمود.

ثُمَّ قَالَتْ : لَا أَمْتَشِطُ ، وَ لَا أَكْتَحِلُ وَ لَا أَخْتَضِبُ حَوْلًا كَامِلاً، وَإِنَّمَا أَمَرْتُكُنَّ بِأَرْبَعَةِ أَشْهُرٍ وَ عَشْراً ثُمَّ لَا تَصْبِرْنَ لَا تَمْتَشِطُ وَ لَا تَكْتَحِلُ وَ لَا تَخْتَضِبُ وَ لَا تَخْرُجُ مِنْ بَيْتِهَا نَهَاراً وَ لَا تَبِيتُ عَنْ بَيْتِهَا.

فَقَالَتْ : يَا رَسُولَ اللهِ! فَكَيْفَ تَصْنَعُ إِنْ عَرَضَ لَهَا حَقٌّ ؟

فَقَالَ : تَخْرُجُ بَعْدَ زَوَالِ اللَّيْلِ وَ تَرْجِعُ عِنْدَ الْمَسَاءِ ، فَتَكُونُ لَمْ تَبِتْ عَنْ بَيْتِهَا.

قُلْتُ لَهُ : فَتَحُجُ ؟

قَالَ : نَعَمْ .

14 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالِ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنِ الَّتِي تُوُفِّيَ عَنْهَا زَوْجُهَا أَتَحُجُ.

قَالَ : نَعَمْ وَ تَخْرُجُ وَ تَنْتَقِلُ مِنْ مَنْزِلٍ إِلَى مَنْزِلٍ .

سپس می گفت: «تا یک سال کامل خود را آرایش نمی کنم، سرمه نمی کشم و خضاب نمی کنم» و همانا که من شما را به چهار ماه و ده روز فرمان نمودم، اما شما تحمّل ندارید که زن شوهر مرده آرایش نکند، سرمه نکشد، خضاب نبندد، در روز از خانه اش بیرون نرود و در غیر خانه اش شب را سپری نکند.

همسر پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله عرض کرد: ای پیامبر خدا! اگر کار واجبی برایش پیش آمد، چه کار کند؟

فرمود: بعد از پایان شب خارج شود و هنگام غروب بازگردد. بنابر این شب را در بیرون از خانه اش به سر نبرده است.

ابوبصیر گوید: به امام علیه السَّلام عرض کردم: آیا می تواند به حج برود؟

فرمود: آری.

14 - ابن بُکَیر گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: آیا زن شوهر مرده می تواند به حج برود؟

فرمود: آری، می تواند و هم چنین می تواند از خانه ای به خانۀ دیگر منتقل شود.

بخش چهل و هفتم

حکم مهریه و عدّۀ زنی که قبل از عروسی شوهرش فوت کرده است

(47) بَابُ الْمُتَوَفَّى عَنْهَا زَوْجُهَا وَ لَمْ يُدْخَلْ بِهَا وَ مَا لَهَا مِنَ الصَّدَاقِ وَ الْعِدَّةِ

1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السَّلام فِي الرَّجُلِ يَمُوتُ وَ تَحْتَهُ امْرَأَةٌ لَمْ يَدْخُلُ بِهَا.

قَالَ : لَهَا نِصْفُ الْمَهْرِ وَ لَهَا الْمِيرَاتُ كَامِلاً وَ عَلَيْهَا الْعِدَّةُ كَامِلَةٌ.

2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالِ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ عُبَيْدِ بْنِ زُرَارَةَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنْ رَجُلٍ تَزَوَّجَ امْرَأَةٌ وَ لَمْ يَدْخُلْ بِهَا.

قَالَ : إِنْ هَلَكَتْ أَوْ هَلَكَ أَوْ طَلَّقَهَا فَلَهَا النِّصْفُ ، وَ عَلَيْهَا الْعِدَّةُ كَمَلاً وَ لَهَا الميراث.

بخش چهل و هفتم: حکم مهریه و عدّۀ زنی که قبل از عروسی شوهرش فوت کرده است

1 - محمّد بن مسلم گوید: امام (باقر علیه السَّلام و یا امام صادق علیه السَّلام) درباره کسی که بمیرد و هنوز با زنش نزدیکی نکرده باشد، فرمود:

آن زن نیمی از مهریّۀ خود را مالک می شود و سهم میراث خود را به طور کامل می گیرد و باید چهار ماه و ده روز عدّۀ وفات بگیرد.

2- عبید بن زراره گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: اگر مردی با زنی ازدواج کند و هنوز با او نزدیکی نکرده است.

فرمود: اگر زن و یا مرد، قبل از نزدیکی بمیرند و یا مرد قبل از عروسی زن را طلاق دهد؛ نیمی از مهریّه حق زن است و اگر مرد بمیرد، زن از او ارث می برد و چهار ماه و ده روز در سوگ او می نشیند.

3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ ؛ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ الْحَجَّاجِ عَنْ رَجُلٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ علیه السَّلام أَنَّهُ قَالَ فِي الْمُتَوَفَّى عَنْهَا زَوْجُهَا وَلَمْ يَدْخُلْ بِهَا .

إِنَّ لَهَا نِصْفَ الصَّدَاقِ ، وَ لَهَا الْمِيرَاتُ ، وَ عَلَيْهَا الْعِدَّةُ .

4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ :

إِنْ لَمْ يَكُنْ قَدْ دَخَلَ بِهَا وَ قَدْ فَرَضَ لَهَا مَهْراً ، فَلَهَا نِصْفُ مَا فَرَضَ لَهَا، وَ لَهَا الْمِيرَاتُ وَ عَلَيْهَا الْعِدَّةُ.

5 - عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ وَ عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَلِيٍّ بْنِ رِئَابٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ :

سَأَلْتُهُ عَنِ الْمَرْأَةِ تَمُوتُ قَبْلَ أَنْ يُدْخَلَ بِهَا، أَوْ يَمُوتُ الزَّوْجُ قَبْلَ أَنْ يَدْخُلَ بِهَا.

3 - راوی دیگری نظیر روایت یکم همین بخش را از امام سجّاد علیه السَّلام نقل می کند.

4 - حلبی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

اگر شوهری با زنش نزدیکی نکرده، اما مهریه اش را معین کرد، زن استحقاق نصف مهریه را دارد. هم چنین حق ارث دارد و باید عده نگه دارد.

5 - زراره گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: اگر زن و یا مرد پیش از نزدیکی بمیرند، مهریّۀ عروس چه حکمی دارد؟

فَقَالَ : أَيُّهُمَا مَاتَ فَلِلْمَرْأَةِ نِصْفُ مَا فَرَضَ لَهَا ، وَإِنْ لَمْ يَكُنْ فَرَضَ لَهَا فَلَا مَهْرَ لَهَا.

6 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ أَبَانِ عَنِ ابْنِ أَبِي يَعْفُورٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام أَنَّهُ قَالَ فِي امْرَأَةٍ تُوُفِّيَتْ قَبْلَ أَنْ يُدْخَلَ بِهَا مَا لَهَا مِنَ الْمَهْرِ ؟ وَ كَيْفَ مِيرَاتُهَا ؟

فَقَالَ : إِذَا كَانَ قَدْ فَرَضَ لَهَا صَدَاقاً فَلَهَا نِصْفُ الْمَهْرِ وَ هُوَ يَرِثُهَا، وَإِنْ لَمْ يَكُنْ فَرَضَ لَهَا صَدَاقاً فَلَا صَدَاقَ لَهَا.

وَ قَالَ فِي رَجُلٍ تُوُفِّيَ قَبْلَ أَنْ يَدْخُلَ بِامْرَأَتِهِ.

قَالَ : إِنْ كَانَ فَرَضَ لَهَا مَهْراً فَلَهَا نِصْفُ الْمَهْرِ ، وَ هِيَ تَرِثُهُ ، وَإِنْ لَمْ يَكُنْ فَرَضَ لَهَا مَهْراً فَلَا مَهْرَ لَهَا .

فرمود: هر کدام بمیرد یک نیمۀ مهریّه حق زن خواهد بود؛ و اگر مهریه مشخص نشده باشد، زن حقی به مهریّه ندارد.

6 - ابن ابی یعفور گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: زنی که پیش از آمیزش می میرد؛ مهریه و میراثش چگونه است؟

فرمود: هنگامی که شوهر برای زن مهریه معین کرده، نصف مهریه از آنِ زن است، و مرد از او ارث می برد. و اگر مرد برای همسرش مهریه معین نکرده، زن مهریه ای ندارد.

حضرتش در مورد مردی که پیش از نزدیکی از دنیا می رود فرمود:

اگر مرد برای همسرش مهریه معیّن نکرده باشد، زن مهریه ای نخواهد داشت.

7 - وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عُبَيْدِ بْنِ زُرَارَةَ وَ فَضْلِ أَبِي الْعَبَّاسِ قَالَا: قُلْنَا لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: مَا تَقُولُ فِي رَجُلٍ تَزَوَّجَ امْرَأَةٌ ثُمَّ مَاتَ عَنْهَا وَ قَدْ فَرَضَ لَهَا الصَّدَاقَ ؟

فَقَالَ : لَهَا نِصْفُ الصَّدَاقِ ، وَ تَرتُهُ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ ، وَإِنْ مَاتَتْ فَهِيَ کَذِلِکَ.

8 - حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ :

قَضَى أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام فِي الْمُتَوَفَّى عَنْهَا زَوْجُهَا وَلَمْ يَمَسَّهَا.

قَالَ: لَا تَنْكِحُ حَتَّى تَعْتَدَّ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَ عَشْراً عِدَّةَ الْمُتَوَفَّى عَنْهَا زَوْجُهَا.

9- حُمَيْدٌ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ وَهْبٍ عَنْ عُبَيْدِ بْنِ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام فِي الْمُتَوَفَّى عَنْهَا زَوْجُهَا وَ لَمْ يَدْخُلْ بِهَا.

7 - عبيد بن زراره و فضل أبو عباس گویند: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردیم: نظر شما در مورد مردی که با زنی ازدواج نموده و مهریه ای برای همسرش قرار داده و از دنیا رفته است، چیست؟

فرمود: نصف مهریه از آنِ زن است و او از همه اموال شوهرش ارث می برد و اگر زن بمیرد نیز همین حکم را دارد.

عبدالله بن سنان گوید : امام صادق علیه السَّلام فرمود: امیر مؤمنان علی علیه السَّلام فرمود:

اگر مردی ازدواج کند و پیش از نزدیکی بمیرد، زن او حق ندارد ازدواج کند، مگر بعد از عدّه وفات که چهار ماه و ده روز عزا بگیرد.

9 - عبيد بن زراره گوید: امام صادق علیه السَّلام دربارۀ زنی که پیش از نزدیکی به عزای شوهر می نشیند فرمود:

قَالَ : هِيَ بِمَنْزِلَةِ الْمُطَلَّقَةِ الَّتِي لَمْ يَدْخُلْ بِهَا إِنْ كَانَ سَمَّى لَهَا مَهْراً فَلَهَا نِصْفُهُ وَهِيَ تَرِتُهُ ، وَإِنْ لَمْ يَكُنْ سَمَّى لَهَا مَهْراً فَلَا مَهْرَ لَهَا، وَ هِيَ تَرِثُهُ.

قُلْتُ : وَ الْعِدَّةُ ؟

قَالَ : كُفَّ عَنْ هَذَا.

10 - حُمَيْدٌ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ وَ أَبُو الْعَبَّاسِ الرَّزَّازُ عَنْ أَيُّوبَ بْنِ نُوحٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنِ الْحَسَنِ الصَّيْقَلِ ؛ وَ أَبِي الْعَبَّاسِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام فِي الْمَرْأَةِ يَمُوتُ عَنْهَا زَوْجُهَا قَبْلَ أَنْ يَدْخُلَ بِهَا.

قَالَ : لَهَا نِصْفُ الْمَهْرِ ، وَ لَهَا الْمِيرَاتُ وَ عَلَيْهَا الْعِدَّةُ.

11 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالِ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ عُبَيْدِ بْن زُرَارَةَ قَالَ : سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنِ امْرَأَةٍ هَلَكَ زَوْجُهَا وَ لَمْ يَدْخُلْ بِهَا .

این زن به سان زنی است که قبل از آمیزش طلاق بگیرد، اگر مرد مهریّه او را مشخص کرده باشد، یک نیمۀ مهریّۀ حق اوست و میراث او از شوهر برقرار خواهد بود و اگر مرد مهریّه او را مشخص نکرده باشد، زن حقی به مهریّه ندارد، ولی میراث او برقرار است.

گفتم: تکلیف عدّه چه خواهد بود؟

فرمود: این مسأله را خلط مکن.

10 - حسن صیقل و ابوعبّاس نظیر روایت یکم همین بخش را از امام صادق علیه السَّلام می کنند.

11 - عبيد بن زراره گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: شوهر زنی بدون آن که با او نزدیکی کند از دنیا رفته است (چه باید کرد؟)

قَالَ : لَهَا الْمِيرَاتُ وَ عَلَيْهَا الْعِدَّةُ كَامِلَةً ، وَ إِنْ سَمَّى لَهَا مَهْراً فَلَهَا نِصْفُهُ ، وَ إِنْ لَمْ يَكُنْ سَمَّى لَهَا مَهْراً فَلَا شَيْءَ لَهَا .

بخش چهل و هشتم

حکم مردی که زنش را طلاق می دهد و پیش از سپری شدن عدّۀ طلاق می میرد

(48) بَابُ الرَّجُلِ يُطَلِّقُ امْرَأَتَهُ ثُمَّ يَمُوتُ قَبْلَ أَنْ تَنْقَضِيَ عِدَّتُهَا

1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السَّلام فِي رَجُلٍ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ طَلَاقاً يَمْلِكُ فِيهِ الرَّجْعَةَ ، ثُمَّ مَاتَ عَنْهَا .

قَالَ: تَعْتَدُ بِأَبْعَدِ الْأَجَلَيْنِ أَرْبَعَةِ أَشْهُرٍ وَ عَشْراً.

2 - عَنْهُ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا فِي الْمُطَلَّقَةِ الْبَائِنَةِ إِذَا تُوُفِّيَ عَنْهَا وَ هِيَ فِي عِدَّتِهَا. قَالَ : تَعْتَدُّ بِأَبْعَدِ الْأَجَلَيْنِ .

فرمود: زن حق ارث دارد و باید عدّه کامل نگه دارد و اگر شوهر برای او مهریّه ای معیّن نموده بود زن استحقاق نصف آن را دارد و اگر مهریهای معین نکرده بود، زن استحقاق چیزی را ندارد.

بخش چهل و هشتم: حکم مردی که زنش را طلاق می دهد و پیش از سپری شدن عدّۀ طلاق می میرد

1 - راوی گوید: امام (باقر علیه السَّلام و یا امام صادق علیه السَّلام) درباره مردی که همسرش را طلاقی رجعی می دهد سپس می میرد فرمود:

طولانی ترین عدّه را که چهار ماه و ده روز است نگه می دارد.

2 - یکی از اصحاب ما گوید: امام علیه السَّلام در مورد زنی که طلاق «بائن» داده شده است و در عدّه اش شوهرش می میرد فرمود: طولانی ترین عدّه را نگه می دارد.

3 - حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

قَضَى أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام فِي رَجُلٍ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ ثُمَّ تُوُفِّيَ وَهِيَ فِي عِدَّتِهَا.

قَالَ: تَرِثُهُ وَإِنْ تُوُفِّيَتْ وَهِيَ فِي عِدَّتِهَا، فَإِنَّهُ يَرِثُهَا وَكُلُّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا يَرِثُ مِنْ دِيَةِ صَاحِبِهِ مَا لَمْ يَقْتُلْ أَحَدُهُمَا الآخَرَ.

وَ زَادَ فِيهِ مُحَمَّدُ بْنُ أَبِي حَمْزَةَ: وَ تَعْتَدُّ عِدَّةَ الْمُتَوَفَّى عَنْهَا زَوْجُهَا.

قَالَ الْحَسَنُ بْنُ سَمَاعَةَ : وَ هَذَا الْكَلَامُ سَقَطَ مِنْ كِتَابِ ابْنِ زِيَادٍ ، وَ لَا أَظُنُّهُ إِلَّا وَ قَدْ رَوَاهُ .

4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السَّلام قَالَ :

الْمُتَوَفَّى عَنْهَا زَوْجُهَا يُنْفَقُ عَلَيْهَا مِنْ مَالِهِ .

3 - عبد الله بن سنان گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: امیرمؤمنان علی علیه السَّلام دربارۀ کسی زن خود را طلاق بدهد و قبل از پایان عدّه بمیرد این گونه داوری فرمود:

زن از شوهر خود ارث می برد و باید از روز وفات شوهر، عده وفات بگیرد و اگر زن بمیرد، شوهرش از او ارث می برد، مادام که عدّۀ طلاق به سر نیامده زن و شوهر از هم ارث می برند، در صورتی که قاتل یکدیگر نباشند.

محمّد بن ابی حمزه می افزاید: زن عدّۀ زن شوهر مرده را نگه می دارد حسن بن سماعه گوید: این سخن از کتاب ابن زیاد سقط شده است و به پندار من او این سخن را نیز روایت کرده است.

4 - محمّد بن مسلم گوید: امام (باقر علیه السَّلام و یا امام صادق علیه السَّلام) فرمود:

هزینه زندگی زنی که در عدهّۀ وفات است باید از اموال شوهرش تأمین شود.

5 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامٍ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام فِي رَجُلٍ كَانَتْ تَحْتَهُ امْرَأَةٌ فَطَلَّقَهَا ثُمَّ مَاتَ عَنْهَا قَبْلَ أَنْ تَنْقَضِيَ عِدَّتُهَا.

قَالَ : تَعْتَدُّ أَبْعَدَ الْأَجَلَيْن عِدَّةَ الْمُتَوَفَّى عَنْهَا زَوْجُهَا.

6 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي نَجْرَانَ وَ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرِ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَيْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ قَيْسٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ : سَمِعْتُهُ يَقُولُ :

أَيُّمَا امْرَأَةٍ طُلِّقَتْ ثُمَّ تُوُفِّيَ عَنْهَا زَوْجُهَا قَبْلَ أَنْ تَنْقَضِيَ عِدَّتُهَا وَ لَمْ تَحْرُمْ عَلَيْهِ، فَإِنَّهَا تَرتُهُ ثُمَّ تَعْتَدُّ عِدَّةَ الْمُتَوَفَّى عَنْهَا زَوْجُهَا، وَإِنْ تُوُفِّيَتْ وَ هِيَ فِي عِدَّتِهَا وَ لَمْ تَحْرُمْ عَلَيْهِ ، فَإِنَّهُ يَرِثُهَا.

5 هشام بن سالم گوید: امام صادق علیه السَّلام دربارۀ کسی که زن خود را طلاق بدهد و قبل از پایان گرفتن عدّۀ او بمیرد، فرمود:

زن طولانی ترین عدّه را که چهار ماه و ده روز عدّۀ وفات را بگیرد.

6 - محمّد بن قیس گوید: از امام باقر علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:

هر زنی طلاق داده شود سپس پیش از تمام شدن عدّۀ، شوهرش بمیرد و طلاق رجعی باشد، زن از او ارث می برد، سپس عدّه وفات نگه می دارد و اگر زن در حالی که در عده است بمیرد و طلاق رجعی باشد، مرد از او ارث می برد.

بخش چهل و نهم

ازدواج و طلاق در حال بیماری

(49) بَابُ طَلَاقِ الْمَرِيضِ وَ نِكَاحِهِ

1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ عُبَيْدِ بن زُرَارَةَ قَالَ :

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنِ الْمَرِيضِ أَلَهُ أَنْ يُطَلَّقَ امْرَأَتَهُ فِي تِلْكَ الْحَالِ ؟

قَالَ : لَا، وَلَكِنْ لَهُ أَنْ يَتَزَوَّجَ إِنْ شَاءَ ، فَإِنْ دَخَلَ بِهَا وَرِثَتْهُ، وَإِنْ لَمْ يَدْخُلْ بِهَا فَنِكَاحُهُ بَاطِلٌ .

2 - وَ بِإِسْنَادِهِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ رَبِيعِ الْأَصَمَّ عَنْ أَبِي عُبَيْدَةَ الْحَذَّاءِ وَ مَالِكِ بْنِ عَطِيَّةَ عَنْ أَبِي الْوَرْدِ كِلَاهُمَا عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ :

بخش چهل و نهم: ازدواج و طلاق در حال بیماری

1 - عبيد بن زراره گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: اگر کسی بیمار باشد می تواند زن خود را طلاق بدهد؟

فرمود: نه، اما اگر در حال بیماری ازدواج کند و با آن زن عروسی کند، زن بعد از مرگ او ارث می برد؛ و اگر عروسی نکند ازدواج آنان باطل است.

2 - أبو عبيد حذاء وابی ورد گویند: امام باقر علیه السَّلام فرمود:

إِذَا طَلَّقَ الرَّجُلُ امْرَأَتَهُ تَطْلِيقَةٌ فِي مَرَضِهِ ثُمَّ مَكَثَتْ فِي مَرَضِهِ حَتَّى انْقَضَتْ عِدَّتُهَا، فَإِنَّهَا تَرِثُهُ مَا لَمْ تَتَزَوَّجُ ، فَإِنْ كَانَتْ تَزَوَّجَتْ بَعْدَ انْقِضَاءِ الْعِدَّةِ، فَإِنَّهَا لَا تَرِثُهُ .

3 - أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ وَ الرَّزَّازُ عَنْ أَيُّوبَ بْنِ نُوحٍ ؛ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ ، وَ حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ كُلِّهِمْ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ الْحَجَّاجِ عَمَّنْ حَدَّثَهُ عَنْ أَبِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام رَجُلٍ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ وَ هُوَ مَرِيضٌ .

قَالَ : إِنْ مَاتَ فِي مَرَضِهِ وَ لَمْ تَتَزَوَّجُ وَرِثَتْهُ ، وَإِنْ كَانَتْ قَدْ تَزَوَّجَتْ فَقَدْ رَضِيَتْ بِالَّذِي صَنَعَ لَا مِيرَاثَ لَهَا.

4 - حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَبَلَةَ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ عُبَيْدِ بْنِ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ اللهِ قَالَ :

هرگاه کسی در حال بیماری زن خود را طلاق بدهد و بیماری او چندان به طول انجامد که عدّه زن سپری شود و بعد از آن بمیرد، این طلاق باطل می شود و زن از شوهر خود مادامی که بعد از عدّۀ طلاق شوهر نکرده باشد ، ارث می برد و اگر بعد از طلاق و انقضای عدّه شوهر کرده باشد، دیگر از شوهر اول خود ارث نخواهد برد.

3 - راوی گوید: امام صادق علیه السَّلام درباره مردی که بیمار است و همسرش را طلاق می دهد فرمود:

اگر مرد در همان بیماری از دنیا برود و زن پس از طلاق از او، با شوهر دوم ازدواج نکرده باشد، از او ارث می برد و اگر ازدواج کرده باشد، پس به عملی که شوهرش با او انجام داده است (طلاق) رضایت داشته است؛ حق ارث ندارد.

4 - عبید بن زراره گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

لَا يَجُوزُ طَلَاقُ الْمَرِيضِ وَ يَجُوزُ نِكَاحُهُ .

5 - عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَسِّنِ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ وَهْبٍ عَنْ عُبَيْدِ بْنِ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ وَ هُوَ مَرِيضٌ حَتَّى مَضَى لِذَلِكَ سَنَةٌ .

قَالَ : تَرِثُهُ إِذَا كَانَ فِي مَرَضِهِ الَّذِي طَلَّقَهَا، وَ لَمْ يَصِحٌ بَيْنَ ذَلِكَ .

6 - وَ عَنْهُ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنِ ابْنِ رِبَاطٍ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ أَبِي الْعَبَّاسِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ : قُلْتُ لَهُ : رَجُلٌ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ وَهُوَ مَرِيضٌ تَطْلِيقَةً وَ قَدْ كَانَ طَلَّقَهَا قَبْلَ ذَلِكَ تَطْلِيقَتَيْنِ.

قَالَ : فَإِنَّهَا تَرِثُهُ إِذَا كَانَ فِي مَرَضِهِ .

قَالَ : قُلْتُ : وَ مَا حَدُّ الْمَرَضِ ؟

قَالَ : لَا يَزَالُ مَرِيضاً حَتَّى يَمُوتَ ، وَإِنْ طَالَ ذَلِكَ إِلَى السَّنَةِ .

طلاق بیمار جایز نیست، اما ازدواج او جایز است.

5- عبید بن زراره گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: اگر کسی زن خود را در حال بیماری طلاق بدهد و بیماری او تا هنگام مرگ یک سال به طول انجامد، ( طلاق او چه صورت دارد؟ )

فرمود: زن از شوهر خود ارث می برد، با این شرط که شوهر در ظرف این مدت از بیماری خود بهبودی نیافته باشد.

6 - ابو عبّاس گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: اگر کسی در حال بیماری زن خود را طلاق بدهد، در صورتی که پیش از آن دو نوبت دیگر او راطلاق داده باشد، ( تکلیف زن چیست؟ )

فرمود: زن از شوهر خود ارث می برد، با این شرط که طلاق در حال بیماری باشد.

عرض کردم: مدّت بیماری چقدر است؟

فرمود: بیماری شوهر تا مرگ او ادامه یابد، گرچه یک سال به طول انجامد.

7 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجِ عَنْ أَبِي الْعَبَّاسِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ :

إِذَا طَلَّقَ الرَّجُلُ الْمَرْأَةَ فِي مَرَضِهِ وَرِثَتْهُ مَا دَامَ فِي مَرَضِهِ ذَلِكَ ، وَ إِنِ انْقَضَتْ عِدَّتُهَا إِلَّا أَنْ يَصِحٌ مِنْهُ .

قَالَ : قُلْتُ : فَإِنْ طَالَ بِهِ الْمَرَضُ .

قَالَ : مَا بَيْنَهُ وَبَيْنَ سَنَةٍ .

8 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ :

لَيْسَ لِلْمَرِيضِ أَنْ يُطَلَّقَ وَ لَهُ أَنْ يَتَزَوَّجَ .

9 - مُحَمَّدٌ عَنْ أَحْمَدَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ أَخِيهِ الْحَسَنِ عَنْ زُرْعَةَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ : سَأَلْتُهُ علیه السَّلام عَنْ رَجُلٍ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ وَ هُوَ مَرِيضٌ .

7 - ابو عّباس گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

اگر کسی در حال بیماری زن خود را طلاق بدهد، مادام که بیماری او بر دوام باشد، طلاق او لغو می شود و زن از شوهر خود ارث می برد گر چه عدّۀ طلاق سپری گردد، مگر آن که شوهر از بیماری خود بهبودی یابد.

عرض کردم: گر چه بیماری او به طول انجامد؟

فرمود: این حکم ظرف یک سال از تاریخ طلاق، برقرار است.

8 - زراره گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

بیمار نباید زن خود را طلاق دهد، ولی می تواند ازدواج کند.

9 - سماعه گوید: از امام علیه السَّلام درباره مرد بیماری که همسرش را طلاق می دهد پرسیدم.

قَالَ : تَرِثُهُ مَا دَامَتْ فِي عِدَّتِهَا ، وَإِنْ طَلَّقَهَا فِي حَالِ إِضْرَارٍ فَهِيَ تَرِثُهُ إِلَى سَنَةٍ ، فَإِنْ زَادَ عَلَى السَّنَةِ يَوْماً وَاحِداً لَمْ تَرِثْهُ ، وَ تَعْتَدُّ مِنْهُ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَعَشْراً عِدَّةَ الْمُتَوَفَّى عَنْهَا زَوْجُهَا.

10 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرِ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ رَجُلٍ عَنْ عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام أَنَّهُ قَالَ فِي رَجُلٍ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ تَطْلِيقَتَيْنِ فِي صِحَّةٍ ، ثُمَّ طَلَّقَ التَّطْلِيفَةَ الثَّالِثَةَ وَ هُوَ مَرِيضٌ.

إِنَّهَا تَرِثُهُ مَا دَامَ فِي مَرَضِهِ وَإِنْ كَانَ إِلَى سَنَةٍ.

11 - عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيِّ أَنَّهُ سُئِلَ عَنِ الرَّجُلِ يَحْضُرُهُ الْمَوْتُ فَيُطَلِّقُ امْرَأَتَهُ هَلْ يَجُوزُ طَلَاقُهَا ؟

قَالَ : نَعَمْ، وَ إِنْ مَاتَ وَرِثَتْهُ ، وَإِنْ مَاتَتْ لَمْ يَرِثْهَا.

فرمود: تا زمانی که زن در عدّه است، از شوهرش ارث می برد و اگر مرد در حال بیماری همسرش را طلاق دهد، زن تا یک سال از او ارث می برد. پس اگر یک روز از سال بیشتر شود، ارث نخواهد برد. و زن باید چهار ماه و ده روز _ عدّه زن شوهر مرده _ عدّه نگه دارد.

10 - راوی گوید: امام صادق علیه السَّلام درباره مردی که در حالت سلامت و تندرستی همسر خود را دو بار طلاق داده سپس در حالت بیماری برای سومین بار او را طلاق می دهد فرمود:

مادامی که مرد در دوران بیماری است زن پس از مرگ او از او ارث می برد؛ اگرچه تا یک سال طول بکشد.

11 - حلبی گوید: از امام علیه السَّلام پرسیدند: مردی در حال جان کندن است و همسرش را طلاق می دهد؛ آیا طلاقش جایز است؟

فرمود: آری، و اگر مرد از دنیا برود زن از او ارث می برد و اگر زن بمیرد مرد از او ارث نخواهد برد.

12 - عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنِ ابْنِ رِئَابٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السَّلام قَالَ:

لَيْسَ لِلْمَرِيضِ أَنْ يُطَلَّقَ، وَ لَهُ أَنْ يَتَزَوَّجَ ، فَإِنْ هُوَ تَزَوَّجَ وَ دَخَلَ بِهَا فَهُوَ جَائِزٌ، وَ إِنْ لَمْ يَدْخُلْ بِهَا حَتَّى مَاتَ فِي مَرَضِهِ فَنِكَاحُهُ بَاطِلٌ ، وَ لَا مَهْرَ لَهَا وَ لَا مِيرَاثَ.

(50) بَابٌ فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَل: (وَ لا تضارُّوهُنَّ لِتُضَيِّقُوا عَلَيْهِنَّ)

1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ :

لَا يُضَارَّ الرَّجُلُ امْرَأَتَهُ إِذَا طَلَّقَهَا فَيُضَيِّقَ عَلَيْهَا حَتَّى تَنْتَقِلَ قَبْلَ أَنْ تَنْقَضِيَ عِدَّتُهَا ، فَإِنَّ اللهَ علیه السَّلام قَدْ نَهَى عَنْ ذَلِكَ فَقَالَ : ( وَلا تُضادُّوهُنَّ لِتُضَيِّقُوا عَلَيْهِنَّ ) .

12 - زراره گوید: امام (باقر علیه السَّلام و یا امام صادق علیه السَّلام) فرمود:

بیمار حق طلاق ندارد ،اما حق ازدواج دارد با این شرط که اگر با زنی ازدواج کند و آمیزش انجام گیرد ، ازدواج او رسمیت پیدا می کند، و اگر عروسی نکند و در اثر بیماری بمیرد، ازدواج او باطل می شود و این زن حقی به مهریّه و میراث ندارد.

بخش پنجاهم: درباره گفتار خداوند متعال که می فرماید : « و به آنان زیان نرسانید تا کار را بر آنان تنگ کنید »

1 - حلبی گوید : امام صادق علیه السَّلام فرمود:

مرد زمانی که همسرش را طلاق داد حق ندارد به او ضرر وارد کند به این که بر او سخت بگیرد تا زن پیش از تمام شدن عدّه اش از خانه او به خانه ای دیگر منتقل شود؛ زیرا خداوند متعال از این عمل نهی نموده و فرمود: «و به آنان زیان نرسانید تا کار را بر آنان تنگ کنید».

مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام مِثْلَهُ.

بخش پنجاه و یکم

حکم طلاق کودکان

(51) بَابُ طَلَاقِ الصِّبْيَانِ

1 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ : سَأَلْتُهُ عَنْ طَلَاقِ الْغُلَامِ لَمْ يَحْتَلِمْ وَصَدَقَتِهِ .

فَقَالَ : إِذَا طَلَّقَ لِلسُّنَّةِ وَوَضَعَ الصَّدَقَةَ فِي مَوْضِعِهَا وَ حَقَّهَا فَلَا بَأْسَ وَ هُوَ جَائِرٌ.

2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ عَنْ أَبِي الصَّبَّاحِ الْكِنَانِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ :

بخش پنجاه و یکم: حکم طلاق کودکان

1 - سماعه گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: اگر جوان نابالغ، همسر خود را طلاق بدهد و یا از اموال خود صدقه ای مقرر کند، چه صورت دارد؟

فرمود: اگر بر اساس کتاب و سنت طلاق بدهد و صدقه را به حق و درستی در مورد مناسب آن قرار دهد، اشکالی ندارد، طلاق و صدقۀ او جایز خواهد بود.

2 - ابو صباح کنانی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

لَيْسَ طَلَاقُ الصَّبِيِّ بِشَيْءٍ .

3 - حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَبَلَةَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

لَا يَجُوزُ طَلَاقُ الصَّبِيِّ وَ لَا السَّكْرَانِ .

4 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِهِ عَنِ ابْنِ بُكَيْرِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ :

[ لَا ] يَجُوزُ طَلَاقُ الْغُلَامِ إِذَا كَانَ قَدْ عَقَلَ ، وَوَصِيَّتُهُ وَ صَدَقَتُهُ وَ إِنْ لَمْ يَحْتَلِمْ .

مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ ؛ وَ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ فَضَّالِ عَنِ ابْنِ بُكَيْر عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام مِثْلَهُ.

5 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ بَعْضٍ رِجَالِهِ عَنْ عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ :

طلاق کودک اعتبار ندارد.

3 - ابوبصیر گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

طلاق کودک و شخص مست، جایز نیست.

4 - ابن بُکَیر گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

اگر نوجوان نابالغ صاحب عقل و درایت باشد، طلاق، وصیت و صدقۀ او قابل اجرا خواهد بود.

5 - راوی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

[ لَا ] يَجُوزُ طَلَاقُ الصَّبِيِّ إِذَا بَلَغَ عَشْرَ سِنِينَ.

بخش پنجاه و دوم

حكم طلاق كم عقل، دیوانه و سرپرست او

(52) بَابُ طَلَاقِ الْمَعْتُوهِ وَ الْمَجْنُونِ وَ طَلَاقِ وَلِيِّهِ عَنْهُ

1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي خَالِدٍ الْقَمَاطِ قَالَ:

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: الرَّجُلُ الْأَحْمَقُ الذَّاهِبُ العَقْلِ يَجُوزُ طَلَاقُ وَلِيِّهِ عَلَيْه ؟

قَالَ : وَلِمَ لَا يُطَلِّقُ هُوَ ؟

قُلْتُ : لَا يُؤْمَنُ إِنْ طَلَّقَ هُوَ أَنْ يَقُولَ غَداً : لَمْ أُطَلَّقْ ، أَوْ لَا يُحْسِنُ أَنْ يُطَلَّقَ . قَالَ : مَا أَرَى وَلِيَّهُ إِلَّا بِمَنْزِلَةِ السُّلْطَانِ .

طلاق کودک ده ساله جایز نیست.

بخش پنجاه و دوم: حكم طلاق كم عقل، دیوانه و سرپرست او

1 - ابو خالد قمّاط گوید : به امام صادق علیه السَّلام گفتم ولی و سرپرست مرد احمقی که عقل ندارد می تواند از جانب او طلاق دهد؟

فرمود: چرا خودش نتواند طلاق دهد؟

گفتم: چون اگر خودش طلاق دهد، اطمینانی نیست که فردا بگوید: «من طلاق ندادم»، یا این که خودش نمی تواند به خوبی صیغه طلاق را جاری سازد.

فرمود: من سرپرست وولی او را جز به منزله حاکم نمی دانم.

2 - أَبو عَلِي الْأَشْعَرِيٌّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ وَ أَبُو الْعَبَّاسِ الرَّزَّازُ عَنْ أَيُّوبَ بْنِ نُوحٍ وَ حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنْ صَفْوَانَ عَنْ أَبِي خَالِدٍ الْقَمَّاطِ قَالَ : قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام:

رَجُلٌ يَعْرِفُ رَأْيَهُ مَرَّةً وَ يُنْكِرُهُ أُخْرَى يَجُوزُ طَلَاقُ وَلِيُّهِ عَلَيْهِ ؟

قَالَ : مَا لَهُ هُوَ لَا يُطَلِّقُ ؟

قُلْتُ : لَا يَعْرِفُ حَدَّ الطَّلَاقِ ، وَ لَا يُؤْمَنُ عَلَيْهِ إِنْ طَلَّقَ الْيَوْمَ أَنْ يَقُولَ غَداً : لَمْ أُطَلِّق.

قَالَ : مَا أَرَاهُ إِلَّا بِمَنْزِلَةِ الْإِمَام ، يَعْنِي الْوَلِيُّ.

3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَيْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ وَبُكَيْرٍ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ ؛ وَ بُرَيْدِ وَ فُضَيْلِ بْنِ يَسَارٍ؛وَ إِسْمَاعِيلَ الْأَزْرَقِ ؛ وَ مَعْمَرِ بْنِ يَحْيَى عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ وَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:

2 - ابو خالد قمّاط گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم: شخصی، گاهی از سخنان خود آگاهی دارد و گاهی دیگر سخن خود را انکار می کند. آیا ولیّ و سرپرست او می تواند به جای او طلاق جاری کند؟

فرمود: چرا خودش طلاق ندهد؟

گفتم: زیرا احکام طلاق را نمی داند و اگر خودش طلاق دهد اطمینانی نیست که فردا بگوید: «من طلاق ندادم».

فرمود: من ولیّ او را جز به منزله امام نمی دانم.

3 - زراره، بكير، محمّد بن مسلم، برید فضیل اسماعیل ارزق و معم بن یحیی گویند: امام باقر علیه السَّلام و یا امام صادق علیه السَّلام فرمودند:

أَنَّ الْمُوَلَّهَ لَيْسَ لَهُ طَلَاقٌ، وَ لَا عِتْقُهُ عِتْقُ .

4 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ عَبْدِ الْكَرِيمِ الْحَلَبِيُّ قَالَ : سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنْ طَلَاقِ الْمَعْتُونِ الذَّاهِبِ الْعَقْلِ أَ يَجُوزُ طَلَاقُهُ ؟

قَالَ : لا .

وَ عَنِ الْمَرْأَةِ إِذَا كَانَتْ كَذَلِكَ أَ يَجُوزُ بَيْعُهَا أَوْ صَدَقَتُهَا ؟

قَالَ : لَا.

5 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ شِهَابِ بْنِ عَبْدِ رَبِّهِ قَالَ : قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام :

المَعْتُوهُ الَّذِي لَا يُحْسِنُ أَنْ يُطَلِّقَ عَنْهُ وَلِيُّهُ عَلَى السُّنَّةِ.

قُلْتُ : فَإِنْ جَهِلَ فَطَلَّقَهَا ثَلَاثَاً فِي مَقْعَدٍ ؟

طلاق کسی که مات و بهت زده باشد جایز نیست، و اگر بندۀ خود را آزاد کند قابل اجرا نیست.

4 - حلبی گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدمک آیا مرد کم عقل طلاقش جایز است؟

فرمود: نه

پرسیدم: اگر زنی چنین باشد، خرید و فروش و صدقه دادن او جایز است؟

فرمود: نه.

5 - شهاب بن عبدربه گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

کسی که کم عقل باشد و سنت طلاق را نشناسد، ولیّ و سرپرست او می تواند زن او را طلاق بدهد.

عرض کردم: اگر با جهالت و نا آگاهی زن خود را در یک مجلس سه طلاقه کند، (چه صورت دارد؟)

قَالَ : يُرَدُّ إِلَى السُّنَّةِ ، فَإِذَا مَضَتْ ثَلَاثَةُ أَشْهُرٍ، أَوْ ثَلَاثَةٌ قُرُوءٍ فَقَدْ بَانَتْ مِنْهُ بِوَاحِدَةٍ.

6 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِي عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: كُلُّ طَلَاقٍ جَائِزٌ إِلَّا طَلَاقَ الْمَعْتُوهِ ، أَوِ الصَّبِيَّ أَوْ مُبَرْسَمٍ أَوْ مَجْنُونٍ أَوْ مَكْرُوهِ.

7 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي خَالِدٍ الْقَمَّاطِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام فِي طَلَاقِ الْمَعْتُوهِ:

قَالَ : يُطَلِّقُ عَنْهُ وَلِيُّهُ، فَإِنِّي أَرَاهُ بِمَنْزِلَةِ الْإِمَامِ .

فرمود: طلاق او به سنت شرعی ارجاع می شود. پس هرگاه سه ماه کامل و یا سه نوبت عادت ماهیانه سپری شد، زن او یک طلاقه خواهد بود.

6 - سکونی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

هر طلاقی جایز است مگر طلاق شخص کم عقل، یا کودک و یا کسی که بیماری «برسام» (بیماری سینه) دارد و یا شخص دیوانه و یا کسی که مجبور شده است.

7 - أبو خالد قمّاط گوید: امام صادق علیه السَّلام دربارۀ طلاق شخص کم عقل فرمود:

ولیّ و سرپرست از جانب او طلاق می دهد؛ زیرا من او را مانند امام می دانم.

بخش پنجاه و سوم

حکم طلاق در حال مستی و مدهوشی

(53) بَابُ طَلَاقِ السَّكْرَانِ

1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ : سَأَلْتُهُ عَنْ طَلَاقِ السَّكْرَانِ.

فَقَالَ : لَا يَجُوزُ وَ لَا كَرَامَةَ.

2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ عَنْ أَبِي الصَّبَّاحِ الْكِنَانِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

لَيْسَ طَلَاقُ السَّكْرَانِ بِشَيْءٍ .

3- مُحَمَّدٌ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنِ الْحَلَبِيِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنْ طَلَاقِ السَّكْرَانِ .

بخش پنجاه و سوم: حکم طلاق در حال مستی و مدهوشی

1 - حلبی گوید: از امام صادق علیه السَّلام درباره طلاق مرد مست پرسیدم.

فرمود: جایز نیست و اعتباری ندارد

2 - ابو صباح کنانی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

طلاق شخص مست و مدهوش اعتبار ندارد.

3 - حلبی نیز روایت یکم را از امام صادق علیه السَّلام نقل می کند.

فَقَالَ : لَا يَجُوزُ وَ لَا كَرَامَةَ .

4 - حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنِ ابْنِ رِبَاطٍ وَ الْحُسَيْنِ بْنِ هَاشِمٍ عَنْ صَفْوَانَ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

سَأَلْتُهُ عَنْ طَلَاقِ السَّكْرَانِ.

فَقَالَ : لَا يَجُوزُ، وَلَا عِتْقُهُ .

بخش پنجاه و چهارم

طلاق در حال اضطرار و اکراه

(54) بَابُ طَلَاقِ الْمُضْطَرِّ وَ الْمُكْرَمِ

1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ أَوْ غَيْرِهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ : سَمِعْتُهُ يَقُولُ :

4 - حلبی گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: شوهری که در حال مستی زن خود را طلاق می دهد، (طلاق او چه صورت دارد؟)

فرمود: طلاق او بی اثر است، اگر بردۀ خود را آزاد کند نیز بی اثر است.

بخش پنجاه و چهارم: طلاق در حال اضطرار و اکراه

1 - عبد الله بن سنان گوید : از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود

لَوْ أَنَّ رَجُلاً مُسْلِماً مَرَّ بِقَوْمٍ لَيْسُوا بِسُلْطَانٍ فَقَهَرُوهُ حَتَّى يَتَخَوَّفَ عَلَى نَفْسِهِ أَنْ يُعْتِقَ ، أَوْ يُطَلَّقَ فَفَعَلَ لَمْ يَكُنْ عَلَيْهِ شَيْءٌ .

2 - عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَيْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ : سَأَلْتُهُ عَنْ طَلَاقَ الْمُكْرَهِ وَ عِنْقِهِ ؟

فَقَالَ : لَيْسَ طَلَاقُهُ بِطَلَاقٍ، وَ لَا عِتْقُهُ بِعِثْقٍ.

فَقُلْتُ: إِنِّي رَجُلٌ تَاجِرٌ أَمُرُّ بِالْعَشَارِ وَ مَعِي مَالٌ .

فَقَالَ : غَيْيْهُ مَا اسْتَطَعْتَ وَضَعْهُ مَوَاضِعَهُ .

فَقُلْتُ : وَإِنْ حَلَّفَنِي بِالطَّلَاقِ وَ الْعَتَاقِ ؟

فَقَالَ : احْلِفْ لَهُ .

ثُمَّ أَخَذَ تَمْرَةً فَحَفَنَ بِهَا مِنْ زُيْدِ كَانَ قُدَّامَهُ ، فَقَالَ : مَا أُبَالِي حَلَفْتُ لَهُمْ بِالطَّلَاقِ وَالْعَتَاقِ أَوْ أَكَلْتُهَا.

اگر مرد مسلمانی از کنار گروهی که حاکم نیستند عبور کند و آنان او را به گونه ای به آزاد کردن برده یا طلاق دادن همسر مجبور کنند به گونه ای که بر جان خویش بیمناک گردد و او نیز انجام دهد؛ چیزی بر عهده او نیست.

2 - زراره گوید: از امام باقر علیه السَّلام درباره طلاق دادن و برده آزاد کردن مردی که بر این کار مجبور شده است پرسیدم.

فرمود: طلاقش رسمیت ندارد و برده آزاد کردنش نیز شرعی نیست.

عرض کردم: من تاجری هستم که با همۀ داراییم از گمرک و گمرک چی عبور می کنم.

فرمود: تا جایی که می توانی آن را مخفی کن و در جای خود قرارش ده.

عرض کردم: اگر برای یافتن اموال من، مرا به طلاق دادن و برده آزاد کردن سوگند دهد؟

فرمود: برایش سوگند یاد کن

سپس امام علیه السَّلام خرمایی برداشت و آن را در کره ای که مقابل ایشان بود فرو برد و فرمود: برای من مهم نیست که برای آنان به طلاق و برده آزاد کردن سوگند یاد کنم یا این که خرما را میل کنم.

3 - حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنْ عُبَيْسِ بْنِ هِشَامٍ وَ صَالِحِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ يُونُسَ قَالَ :

سَأَلْتُ الْعَبْدَ الصَّالِحَ علیه السَّلام وَ هُوَ بِالْعُرَيْضِ فَقُلْتُ لَهُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ ! إِنِّي قَدْ تَزَوَّجْتُ امْرَأَةً ، وَكَانَ تُحِبُّنِي ، فَتَزَوَّجْتُ عَلَيْهَا ابْنَةَ خَالِي ، وَ قَدْ كَانَ لِي مِنَ الْمَرْأَةِ وَلَدٌ ، فَرَجَعْتُ إِلَى بَغْدَادَ فَطَلَّقْتُهَا وَاحِدَةً، ثُمَّ رَاجَعْتُهَا ثُمَّ طَلَّقْتُهَا الثَّانِيَةَ ، ثُمَّ رَاجَعْتُهَا ثُمَّ خَرَجْتُ مِنْ عِنْدِهَا أُرِيدُ سَفَرِي هَذَا حَتَّى إِذَا كُنْتُ بِالْكُوفَةِ أَرَدْتُ النَّظَرَ إِلَى ابْنَةِ خَالِي.

فَقَالَتْ أُخْتِي وَخَالَتِي: لَا تَنْظُرُ إِلَيْهَا وَ اللَّهِ! أَبَداً حَتَّى تُطَلَّقَ فَلَانَةَ.

فَقُلْتُ : وَيْحَكُمْ وَ اللَّهِ ! مَا لِي إِلَى طَلَاقِهَا سَبِيلٌ.

فَقَالَ لِي: هُوَ مِنْ شَأْنِكَ ، لَيْسَ لَكَ إِلَى طَلَاقِهَا سَبِيلٌ.

3 - منصور بن یونس گوید:

امام کاظم علیه السَّلام در «عریض» تشریف داشت، از حضرتش پرسیدم: فدایت گردم! من با زنی ازدواج کردم. او مرا دوست می داشت. سپس علاوه بر او با دختر دایی خود ازدواج نمودم. از همسر نخستم فرزندی داشتم. همسر اوّلم به بغداد بازگشت و من او را طلاق دادم. سپس به او رجوع نمودم. سپس برای دفعه دوم او را طلاق دادم. سپس به او رجوع نمودم. سپس از نزد او بیرون آمدم و قصد این مسافرت را داشتم تا این که در کوفه تصمیم به دیدن دختر دایی ام گرفتم.

خواهر و خاله ام گفتند: به خدا سوگند! هرگز حق نداری او را ببینی تا این که همسر اوّلت را طلاق دهی».

گفتم: وای بر شما! به خدا سوگند! من هیچ راهی برای طلاق دادن او ندارم

فرمود: او از شأن توست. تو هیچ راهی برای طلاق دادن او نداری.

فَقُلْتُ : جُعِلْتُ فِدَاكَ ! إِنَّهُ كَانَتْ لِي مِنْهَا بِنْتُ ، وَ كَانَتْ بِبَغْدَادَ وَ كَانَتْ هَذِهِ بِالْكُوفَةِ وَ خَرَجْتُ مِنْ عِنْدِهَا قَبْلَ ذَلِكَ بِأَرْبَعِ ، فَأَبَوْا عَلَيَّ إِلَّا تَطْلِيقَهَا ثَلَاثَاً ، وَ لَا وَاللَّهِ جُعِلْتُ فِدَاكَ! مَا أَرَدْتُ اللهَ وَ مَا أَرَدْتُ إِلَّا أَنْ أُدَارِيَهُمْ عَنْ نَفْسِي، وَ قَدِ امْتَلَا قلْبِي مِنْ ذَلِكَ جُعِلْتُ فِدَاكَ !

فَمَكَثَ طَوِيلاً مُطْرِقاً ، ثُمَّ رَفَعَ رَأْسَهُ إِلَيَّ وَهُوَ مُتَبَسم.

فَقَالَ : أَمَّا مَا بَيْنَكَ وَ بَيْنَ اللَّهِ عَژّوَجَل فَلَيْسَ بِشَيْءٍ ، وَ لَكِنْ إِذَا قَدَّمُوكَ إِلَى السُّلْطَانِ أَبَانَهَا مِنْكَ .

4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ يَحْيَى بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ : سَمِعْتُهُ يَقُولُ :

لَا يَجُوزُ الطَّلَاقُ فِي اسْتِكْرَاهِ، وَ لَا يَجُوزُ عِتْقُ فِي اسْتِكْرَاهِ ، وَ لَا يَجُوزُ يَمِينٌ فِي قَطِيعَةِ رَحِمٍ، وَلَا فِي شَيْءٍ مِنْ مَعْصِيَةِ اللَّهِ ، فَمَنْ حَلَفَ أَوْ حُلِّفَ فِي شَيْءٍ مِنْ هَذَا وَ فَعَلَهُ فَلَا شَيْءَ عَلَيْهِ.

گفتم: قربانت گردم! من از همسر اوّلم که ر بغداد است یک دختر دارم و دختر دایی ام در کوفه. من چهار ماه پیش از این ماجرا از نزد همسر اولم خارج شده بودم. پس خواهر و خاله ام مانع من شدند مگر این که همسر اوّلم را برای سومین بار طلاق دهم. قربانت گردم! به خدا سوگند! من در زمان طلاق دادن خدا را در نظر نگرفته بودم و فقط می خواستم با خواهر و خاله ام مدارا کنم. فدایت شوم! به راستی که من از این قضیه دلِ پُری دارم.

امام علیه السَّلام مدت زیادی سر مبارک خود را پایین انداخت و مکث نمود. سپس سر مبارک را به سوی من بالا نموده و در حالی که تبسّم می نمود فرمود: امّا بین خودت و خداوند عَزَّوَجَل اتفاق نیفتاده است. اما هر گاه تو را نزد حاکم ببرند، حاکم همسر اولت را از تو جدا خواهد کرد.

4 - عبدالله بن حسن گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:

طلاقی که از روی اکراه باشد مردود است. آزاد کردن برده، اگر به اجبار باشد، مردود است. اگر سوگند یاد کند که با خویشان خود رفت و آمد نکند و یا فرمان خدا را نادیده بگیرد، سوگند او مردود است. هر کس در کارهای ناروا سوگند یاد کند و یا او را سوگند بدهند، بعد بر خلاف سوگند خود عمل کند، گناهی بر او نیست.

قَالَ : وَإِنَّمَا الطَّلَاقُ مَا أُرِيدَ بِهِ الطَّلَاقُ مِنْ غَيْرِ اسْتِكْرَاءِ وَ لَا إِضْرَارٍ عَلَى الْعِدَّةِ وَالسُّنَّةِ عَلَى طُهْرٍ بِغَيْرِ جِمَاعِ وَ شَاهِدَيْنِ ، فَمَنْ خَالَفَ هَذَا فَلَيْسَ طَلَاقُهُ وَ لَا يَمِينُهُ بِشَيْءٍ يُرَدُّ إِلَى كِتَابِ اللَّهِ عَزَّوَجَل.

5 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ وَهْبٍ عَنْ إِسْمَاعِيلَ الْجُعْفِيَّ قَالَ : قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ عَزَّوَجَل:

أَمُرُ بِالْعَشَارِ وَ مَعِي مَالٌ فَيَسْتَحْلِفُنِي، فَإِنْ حَلَفْتُ لَهُ تَرَكَنِي، وَ إِنْ لَمْ أَحْلِفْ لَهُ فَتَشَنِي وَ ظَلَمَنِي .

فَقَالَ : احْلَفْ لَهُ .

قُلْتُ : فَإِنَّهُ يَسْتَحْلِفُنِي بِالطَّلَاقِ .

فَقَالَ : احْلَفْ لَهُ .

فَقُلْتُ : فَإِنَّ الْمَالَ لَا يَكُونُ لِي .

امام صادق علیه السَّلام فرمود: اجرای صیغۀ طلاق موقعی رسمیّت دارد که منظور شوهر متارکۀ جدّی باشد، بدون اکراه و نه به منظور خسارت به همسر و سلب میراث، آن هم با توجّه به شروع عدّه و موازین سنت، و در پاکی بعد از عادت و بدون مباشرت و در حضور دو شاهد عادل. هر کس بر خلاف موازین شرعی عمل کند، نه طلاق او اثر دارد و نه سوگند او، باید به موازین کتاب خدا باز گردد.

5 - اسماعيل جعفی گوید: به امام باقر علیه السَّلام گفتم: من از نزد گمرک چی عبور می کنم در حالی که اموالی به همراه من است. گمرک چی مرا وادار می کند که سوگند یاد کنم اگر برایش قسم یاد کنم، آزادم می کند و اگر قسم نخورم، مرا تفتیش می کند و به من ظلم و ستم می نماید.

فرمود: برایش سوگند یاد کن

گفتم: او مرا به طلاق دادن سوگند می دهد.

فرمود: برایش سوگند یاد کن

گفتم: اموال از آنِ من نیست.

قَالَ : فَعَنْ مَالِ أَخِيكَ ، إِنَّ رَسُولَ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله رَدَّ طَلَاقَ ابْنِ عُمَرَ، وَ قَدْ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ ثَلاثاً وَ هِيَ حَائِضٌ ، فَلَمْ يَرَ ذَلِكَ رَسُولُ اللَّهِ صلَّى اللهُ عليه وآله شَيْئاً .

بخش پنجاه و پنجم

طلاق دادن مرد لال

(55) بَابُ طَلَاقِ الْأَخْرَسِ

1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرِ قَالَ :

سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السَّلام عَنِ الرَّجُلِ تَكُونُ عِنْدَهُ الْمَرْأَةُ ثُمَّ يَصْمُتُ فَلَا يَتَكَلَّمُ .

قَالَ : يَكُونُ أَخْرَسَ ؟

قُلْتُ : نَعَمْ ، فَيعْلَمُ مِنْهُ بُغْضُ لِامْرَأَتِهِ وَ كَرَاهَتُهُ لَهَا أَ يَجُوزُ أَنْ يُطَلَّقَ عَنْهُ وَلِيُّهُ ؟

قَالَ : لَا ، وَلَكِنْ يَكْتُبُ وَ يُشْهِدُ عَلَى ذَلِكَ.

قُلْتُ : لَا يَكْتُبُ وَ لَا يَسْمَعُ كَيْفَ يُطلَقَهَا ؟

فرمود: بنابر این از اموال برادر توست. همانا پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله طلاق ابن عمر را که همسرش در دوران حیض بود، مردود دانست و آن را معتبر ندانست.

بخش پنجاه و پنجم: طلاق دادن مرد لال

1 - احمد بن محمّد بن ابی نصر گوید: از امام ابوالحسن علیه السَّلام پرسیدم: مردی همسری دارد. این مرد ساکت می شود و نمی تواند سخن بگوید.

فرمود: لال شده است؟

گفتم: آری. از او دشمنی و نارضایتی نسبت به همسرش مشاهده می شود. آیا ولی او می تواند از جانب او طلاق دهد؟

فرمود: نه خودش طلاق را بنویسد و بر آن شاهد بگیرد.

گفتم: نه می تواند بنویسد و نه می تواند بشنود؛ چگونه همسرش را طلاق دهد؟

فَقَالَ : بِالَّذِي يُعْرَفُ مِنْهُ مِنْ فِعَالِهِ مِثْل مَا ذَكَرْتَ مِنْ كَرَاهَتِهِ وَبُغْضِهِ لَهَا.

2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ صَالِحٍ بْنِ السَّنْدِيِّ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ بَشِيرٍ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ قَالَ : سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنْ طَلَاقِ الْخَرْسَاءِ .

قَالَ : يَلْفُ قِنَاعَهَا عَلَى رَأْسِهَا وَ يَجْذِبُهُ .

3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيَّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ : طَلَاقُ الْأَخْرَس أَنْ يَأْخُذَ مِقْنَعَتَهَا فَيَضَعَهَا عَلَى رَأْسِهَا وَ يَعْتَزِلَهَا.

4 - عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مَرَّارٍ عَنْ يُونُسَ : فِي رَجُلٍ أَخْرَسَ كَتَبَ فِي الْأَرْضِ بِطَلَاقِ امْرَأَتِهِ .

قَالَ : إِذَا فَعَلَ ذَلِكَ فِي قُبْلِ الطَّهْرِ بِشُهُودٍ وَ فُهِمَ عَنْهُ كَمَا يُفْهَمُ عَنْ مِثْلِهِ ، وَيُرِيدُ الطَّلَاقَ جَازَ طَلَاقُهُ عَلَى السُّنَّةِ .

فرمود: با کارهایی که از او مشاهده می شود مانند همان دشمنی و نارضایتی که به همسرش بیان نمودی.

2 - ابان بن عثمان گوید: از امام صادق علیه السَّلام در مورد طلاق دادن زن لال پرسیدم.

فرمود: مرد مقنعه زن را بر سرش می گذارد و آن را می بندد.

3 - سکونی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

طلاق دادن مرد لال این گونه است که مقنعه همسرش را بردارد و بر سر او بگذارد و از او دوری کند.

4 - یونس دربارۀ مرد لالی که طلاق همسرش را روی زمین نوشته بود گفت:

هرگاه او این کار را در زمان پاکی زن و همراه شهود انجام دهد و منظور او _ مانند کسی همانند او که نیت طلاق کرده است _ فهمیده شود و اراده طلاق نیز داشته باشد؛ طلاق او جایز است.

بخش پنجاه و ششم

وکالت در طلاق

(56) بَابُ الْوَكَالَةِ فِي الطَّلَاقِ

1 - أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ وَ الرَّزَّازُ عَنْ أَيُّوبَ بْنِ نُوحٍ وَ حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ جَمِيعاً عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ سَعِيدٍ الْأَعْرَجِ عَنْ اَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ :

سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ جَعَلَ أَمْرَ امْرَأَتِهِ إِلَى رَجُلٍ فَقَالَ : اشْهَدُوا أَنِّي جَعَلْتُ أَمْرَ فُلَانَةَ إِلَى فُلَانٍ أَ يَجُوزُ ذَلِكَ لِلرَّجُلِ؟

قَالَ : نَعَمْ .

2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ وَ أَبُو عَلِيّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ جَمِيعاً عَنْ عَلِيِّ بْنِ النَّعْمَانِ عَنْ سَعِيدٍ الْأَعْرَجِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام فِي رَجُلٍ يَجْعَلُ أَمْرَ امْرَأَتِهِ إِلَى رَجُلٍ.

بخش پنجاه و ششم: وکالت در طلاق

1 - سعيد أعرج گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: شخصی اختیار طلاق همسرش را به شخص دیگری سپرده و گفته است: شاهد باشید که من اختیار طلاق فلان همسرم را به فلان شخص سپردم؛ آیا مرد چنین اختیاری دارد؟

فرمود: آری.

2 - نظیر این روایت را سعید اعرج با سند دیگری از امام صادق علیه السَّلام نقل می کند.

فَقَالَ : اشْهَدُوا أَنِّي قَدْ جَعَلْتُ أَمْرَ فُلَانَةَ إِلَى فَلَانٍ فَيُطَلِّقُهَا أَيَجُوزُ ذَلِكَ لِلرَّجُلِ ؟

قَالَ : نَعَمْ .

عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيَّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام فِي رَجُلٍ جَعَلَ طَلَاقَ امْرَأَتِهِ بِيَدِ رَجُلَيْنِ فَطَلَّقَ أَحَدُهُمَا وَأَبَى الآخَرُ.

فَأَبَى أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام أَنْ يُجِيزَ ذَلِكَ حَتَّى يَجْتَمِعا جَمِيعاً عَلَى طَلَاقٍ.

4 - مُحَمَّدٌ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ أَبِي هِلَالٍ الرَّازِيِّ قَالَ:

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: رَجُلٌ وَكَلَ رَجُلاً بِطَلَاقِ امْرَأَتِهِ إِذَا حَاضَتْ وَ طَهُرَتْ وَ خَرَجَ الرَّجُلُ فَبَدَا لَهُ فَأَشْهَدَ أَنَّهُ قَدْ أَبْطَلَ مَا كَانَ أَمَرَهُ بِهِ وَ أَنَّهُ قَدْ بَدَا لَهُ فِي ذَلِكَ .

قَالَ : فَلْيُعْلِمْ أَهْلَهُ وَلْيُعْلِم الْوَكِيلَ.

3 - سکونی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

مردی اختیار طلاق همسرش را به دو نفر سپرده بود. یکی از آنان طلاق را جاری نمود، اما دیگری از این کار خودداری کرد. پس امیرمؤمنان علیه السَّلام خودداری فرمود که طلاق را صحیح بداند تا این که هر دو نفر با هم اتفاق بر طلاق داشته باشند.

4 - ابو هلال رازی گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: اگر انسان به وکیل خود بگوید: موقعی که زن من از عادت ماهیانه پاک شد او را طلاق بده و خود راهی سفر در شود، ولی بعد پشیمان شود و در حال سفر شاهد بگیرد که من از طلاق همسرم منصرف شدم و وکالت وکیل خود را باطل کردم، این وکالت چه صورت دارد؟

فرمود: باید خانواده اش را مطّلع کند و به وکیل خود نیز اطّلاع دهد.

5 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ شَمُونٍ عَنْ عَبْدِ عَبْدِ الرَّحْمَانِ عَنْ مِسْمَع عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام فِي رَجُلٍ جَعَلَ طَلَاقَ امْرَأَتِهِ بِيَدِ رَجُلَيْنِ فَطَلَّقَ أَحَدُهُمَا وَأَبَى الآخَرُ.

فَأَبَى عَلِيٌّ علیه السَّلام أَنْ يُجِيزَ ذَلِكَ حَتَّى يَجْتَمِعَا عَلَى الطَّلَاقِ جَمِيعاً.

وَ رُوِيَ أَنَّهُ لَا تَجُوزُ الْوَكَالَةُ فِي الطَّلَاقِ .

6 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِي وَ حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ سَمَاعَةَ جَمِيعاً عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ اَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام أَنَّهُ قَالَ :

لَا تَجُوزُ الْوَ كَالَةُ فِي الطَّلَاقِ.

قَالَ الْحَسَنُ بْنُ سَمَاعَةَ : وَ بِهَذَا الْحَدِيثِ نَأْخُذُ .

5 - مسمع نظیر روایت سوم همین را از امام صادق علیه السَّلام نقل می کند.

در روایتی آمده است: وکالت در طلاق جایز نیست.

6 - زراره گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

موکول ساختن طلاق به دست دیگران روا نیست.

حسن بن سماعه گوید: ما به این حدیث عمل می کنیم.

بخش پنجاه و هفتم

ایلاء و سوگند به آمیزش نکردن با همسر

(57) بَابُ الْإِيلَاءِ

1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أَذَيْنَةَ عَنْ بُرَيْدِ بْنِ مُعَاوِيَةَ قَالَ : سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام يَقُولُ فِي الْإِيلَاءِ :

إِذَا آلَى الرَّجُلُ أَنْ لَا يَغْرَبَ امْرَأَتَهُ وَ لَا يَمَسَّهَا وَ لَا يَجْمَعَ رَأْسَهُ وَ رَأْسَهَا فَهُوَ فِي سَعَةٍ مَا لَمْ تَمْضِ الْأَرْبَعَةُ الْأَشْهُرِ فَإِذَا مَضَتْ أَرْبَعَةُ أَشْهُرٍ، وُقِفَ فَإِمَّا أَنْ يَفِي فَيَمَسَّهَا وَإِمَّا أَنْ يَعْزَمَ عَلَى الطَّلَاقِ فَيُخَلَّى عَنْهَا حَتَّى إِذَا حَاضَتْ ، وَ طَهُرَتْ مِنْ حَيْضِهَا طَلَّقَهَا تَطْلِيقَةً قَبْلَ أَنْ يُجَامِعَهَا بِشَهَادَةِ عَدْلَيْنِ، ثُمَّ هُوَ أَحَقُّ بِرَجْعَتِهَا مَا لَمْ تَمْضِ الثَّلَاثَةُ الْأَقْرَاءِ.

بخش پنجاه و هفتم: ایلاء و سوگند به آمیزش نکردن با همسر

1 - برید بن معاویه گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:

اگر کسی سوگند یاد کند که به همسر خود نزدیک نشود، او را در آغوش نگیرد و سر بر بالین او نگذارد مادام که چهار ماه از سوگند او نگذشته باشد، ایرادی بر او روا نیست، اما اگر چهار ماه بگذرد او را مکلّف می سازند که یا سوگند خود را بشکند و با زن خود به بستر برود، و یا تصمیم به جدایی بگیرد که زن را وا بنهد تا عادت بشود و از عادت خارج شود، سپس شوهر در حضور دو تن شاهد عادل او را طلاق بدهد. با وجود این، شوهر او شایسته است که از تصمیم خود بازگردد و رجوع کند، مادام که زن سه نوبت از عادت ماهیانه پاک نشده باشد.

2 - عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيِّ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنِ الرَّجُلِ يَهْجُرُ امْرَأَتَهُ مِنْ غَيْرِ طَلَاقٍ ، وَ لَا يَمِينِ سَنَةٌ لَمْ يَقْرَبْ فِرَاشَهَا.

قَالَ : لِيَأْتِ أَهْلَهُ.

وَ قَالَ : أَيُّمَا رَجُل أَلَى مِن امْرَأَتِهِ وَ الْإِيلَاءُ أَنْ يَقُولَ: لَا وَ اللَّهِ ! لَا أُجَامِعُكِ كَذَا وَكَذَا، وَ يَقُولَ : وَاللَّهِ ! لَأَغِيضَنَّكِ [ لَأَغِيظَنَّكِ ] ثُمَّ يُغَاضِبَهَا، فَإِنَّهُ يَتَرَبَّصُ بِهَا أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ ثُمَّ يُؤْخَذُ بَعْدَ الْأَرْبَعَةِ الْأَشْهُرِ ، فَيُوقَفُ فَإِنْ فَاءَ وَ الْإِيفَاءُ أَنْ يُصَالِحَ أَهْلَهُ ، فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ ، فَإِنْ لَمْ يَفِى جُبِرَ عَلَى أَنْ يُطَلَّقَ وَلَا يَقَعُ بَيْنَهُمَا طَلَاقٌ حَتَّى يُوقَفَ، وَإِنْ كَانَ أَيْضاً بَعْدَ الْأَرْبَعَةِ الْأَشْهُرِ يُجْبَرُ عَلَى أَنْ يَفِي ءَ أَوْ يُطَلَّقَ.

3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام يَقُولُ :

2 - حلبی گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: مردی بدون طلاق دادن و یا سوگند یاد کردن یک سال همسرش را ترک می کند و به بسترش نزدیک نمی شود.

فرمود: باید نزد همسرش برود.

و فرمود: هر مردی که همسرش را «ایلاء» کند _ ایلاء یعنی مرد بگوید: «نه به خدا سوگند! تا فلان مدت (بیشتر از چهار ماه) با تو آمیزش نخواهم کرد: و بگوید: «به خدا سوگند! تو را عصبانی خواهم کرد» _ سپس او را عصبانی کند. به این مرد چهار ماه مهلت می دهند. سپس بعد از چهار ماه دستگیرش می کنند و او را نگه می دارند. پس اگر رجوع نمود _ رجوع آن است که با همسرش آشتی کند _ به راستی که خداوند آمرزنده و مهربان است و اگر رجوع نکرد، مجبور می شود که همسرش را طلاق دهد و طلاقی بین آنان واقع نمی شود تا این که مرد دستگیر شود و هم چنین اگر بعد از چهار ماه دستگیر شود مجبور خواهد شد که رجوع کند یا طلاق دهد.

3 - نظیر این روایت را ابوبصیر از امام صادق علیه السَّلام نقل می کند.

إِذَا أَلَى الرَّجُلُ مِنِ امْرَأَتِهِ ، وَ الْإِيلَاءُ أَنْ يَقُولَ : وَاللَّهِ ! لَا أُجَامِعُكِ كَذَا وَكَذَا، وَ يَقُولَ : وَاللَّهِ ! لَأَعْضَنَّكِ [ لَأَغِيظَنَّكَ ] ثُمَّ يُغَاضِبَهَا ثُمَّ يَتَرَبَّصُ بِهَا أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ ، فَإِنْ فَاءَ، وَ الْإِيفَاءُ أَنْ يُصَالِحَ أَهْلَهُ أَوْ يُطَلَّقَ عِنْدَ ذَلِكَ ، وَ لَا يَقَعُ بَيْنَهُمَا طَلَاقٌ حَتَّى يُوقَفَ ، وَ إِنْ كَانَ بَعْدَ الْأَرْبَعَةِ الأَشْهُرِ حَتَّى يَفِي، أَوْ يُطَلَّقَ .

4 - عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ عُمَرَ بْنِ أَذَيْنَةَ عَنْ بُكَيْرِ بْنِ أَعْيَنَ وَ بُرَيْدِ بْنِ مُعَاوِيَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ وَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیهما السَّلام أَنَّهُمَا قَالَا:

إِذَا آلَى الرَّجُلُ أَنْ لَا يَقْرَبَ امْرَأَتَهُ فَلَيْسَ لَهَا قَوْلُ وَ لَا حَقٌّ فِي الْأَرْبَعَةِ الْأَشْهُرِ وَ لَا إِثْمَ عَلَيْهِ فِي كَفِّهِ عَنْهَا فِي الْأَرْبَعَةِ الْأَشْهُرِ، فَإِنْ مَضَتِ الْأَرْبَعَةُ الْأَشْهُرِ قَبْلَ أَنْ يَمَسَّهَا، فَسَكَتَتْ وَ رَضِيَتْ فَهُوَ فِي حِلّ وَ سَعَةٍ .

فَإِنْ رَفَعَتْ أَمْرَهَا قِيلَ لَهُ: إِمَّا أَنْ تَفِيءَ فَتَمَسَّهَا وَإِمَّا أَنْ تُطَلَّقَ ، وَعَزْمُ الطَّلَاقِ أَنْ يُخَلِّيَ عَنْهَا، فَإِذَا حَاضَتْ وَ طَهُرَتْ طَلَّقَهَا وَ هُوَ أَحَقُّ بِرَجْعَتِهَا مَا لَمْ تَمْضِ ثَلَاثَةُ قُرُوءٍ، فَهَذَا الْإِيلَامُ الَّذِي أَنْزَلَهُ اللهُ تَبَارَكَ وَتَعَالَى فِي كِتَابِهِ وَ سُنَّةِ رَسُولِ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله.

4 - بكير بن اعین و برید بن معاویه گویند: امام باقر علیه السَّلام و امام صادق علیه السَّلام فرمودند:

اگر کسی سوگند یاد کند که با همسر خود به بستر نرود، زن او، ظرف چهار ماه، حق اعتراض ندارد، و شوهر، ظرف این چهار ماه متارکه، گناهی مرتکب نشده است. اگر چهار ماه بگذرد و شوهر با زن خود آشتی نکند و همبستر نشود، و زن او ساکت بماند و تحمل کند باز هم شوهر او در آزادی و گشایش خواهد بود، و اگر زن به شکایت برود، شوهر مکلّف می شود که یا به زندگی عادی باز گردد و یا آن زن را طلاق بدهد. تصمیم بر طلاق چنین است که زن را واگذارد تا عادت بشود و مجدداً پاک شود، سپس طلاق بگوید، و با وجود این که طلاق با نظارت قاضی صورت گرفته، مادام که عدّۀ طلاق به سر نیامده باشد، شوهر او حق رجوع دارد. این همان ایلائی است که خداوند متعال در کتاب خود و سنت رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله بیان فرموده است.

5 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاحِ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ حَازِمٍ قَالَ :

إِنَّ الْمُؤْلِيَ يُجْبَرُ عَلَى أَنْ يُطَلَّقَ تَطْلِيقَةٌ بَائِنَةٌ .

وَ عَنْ غَيْرِ مَنْصُورٍ: أَنَّهُ يُطَلِّقُ تَطْلِيقَةً يَمْلِكُ الرَّجْعَةَ .

فَقَالَ لَهُ بَعْضُ أَصْحَابِهِ : إِنَّ هَذَا مُنْتَقِضٌ .

فَقَالَ : لَا ، الَّتِي تَشْكُو فَتَقُولُ : يُجْبِرْنِي وَ يَضُرُّنِي وَ يَمْنَعُنِي مِنَ الزَّوْجِ يُجْبَرُ عَلَى أَنْ يُطَلِّقَهَا تَطْلِيقَةً بَائِنَةً ، وَ الَّتِي تَسْكُتُ وَ لَا تَشْكُو إِنْ شَاءَ يُطَلِّقُهَا تَطْلِيقَةً يَمْلِكُ الرَّجْعَةَ .

6 - عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيٌّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ : أَتَى رَجُلٌ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام فَقَالَ : يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ! إِنَّ امْرَأَتِي أَرْضَعَتْ غُلَاماً ، وَإِنِّي قُلْتُ : وَ اللَّهِ ! لَا أَقْرَبُكِ حَتَّى تَفْطِمِيهِ .

5 - جميل بن درّاج و منصور بن حازم گویند: امام علیه السَّلام فرمود:

شخصی که ایلاء کرده است مجبور می شود که همسرش را طلاق بائن دهد.

جميل بن درّاج از راوی دیگری روایت می کند که امام علیه السَّلام فرمود: چنین مردی طلاق رجعی می دهد.

یکی از یاران به جمیل بن درّاج گفت: این دو روایت با هم تناقض دارند.

جمیل گفت: نه؛ آن زنی که شکایت می کند و می گوید : «همسرم مرا وادار می کند و به من ضرر وارد می کند و مرا از ازدواج با دیگران منع می کند» شوهرش مجبور می شود که او را طلاق بدون رجوع دهد. اما زنی که سکوت می کند و شکایت نمی کند، مرد اگر بخواهد می تواند او را طلاق رجعی دهد.

6 - سکونی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

شخصی نزد امیرمؤمنان علی علیه السَّلام شرف یاب شد و گفت: ای امیرمؤمنان! همسرم دایگی پسری را به عهده گرفته است و من به او گفته ام: «به خدا سوگند! با تو نزدیکی نمی کنم تا این که او را از شیر بگیری».

فَقَالَ : لَيْسَ فِي الْإِصْلَاحِ إِيلَاءٌ.

7 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ عَنْ أَبِي الصَّبَّاحَ الْكِنَانِي قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنْ رَجُلٍ أَلَى مِنِ امْرَأَتِهِ بَعْدَ مَا دَخَلَ بِهَا.

فَقَالَ : إِذَا مَضَتْ أَرْبَعَةُ أَشْهُرٍ وَقِفَ، وَإِنْ كَانَ بَعْدَ حِينٍ ، فَإِنْ فَاءَ فَلَيْسَ بِشَيْءٍ وَ هِیَ امْرَأَتُهُ ، وَ إِنْ عَزَمَ الطَّلَاقَ فَقَدْ عَزَمَ .

وَ قَالَ : الْإِيلَاءُ أَنْ يَقُولَ الرَّجُلُ لاِمْرَأَتِهِ : وَ اللهِ! لَأَ غِيضُنَّكِ [ لَأَغِيظَنَّكِ ] وَ لأَسوءَنَّكِ ، ثُمَّ يَهْجُرَهَا وَ لَا يُجَامِعَهَا حَتَّى تَمْضِيَ أَرْبَعَةُ أَشْهُرٍ، فَإِذَا مَضَتْ أَرْبَعَةُ أَشْهُرٍ فَقَدْ وَقَعَ الْإِيلَاءُ ، وَ يَنْبَغِي لِلْإِمَام أَنْ يُجْبِرَهُ عَلَى أَنْ يَفِي ءَ ، أَوْ يُطَلَّقَ ، فَإِنْ فَاءَ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ ، وَ إِنْ عَزَمَ الطَّلَاقَ فَإِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ، وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ عَژَّوَجَل وَ فِي كِتَابِهِ .

امیر مؤمنان علی علیه السَّلام فرمود: در کار نیک (مثل شیر دادن ) ایلاء نیست.

7 - ابو صباح کنانی گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: مردی پس از این که با همسرش آمیزش کرده، ایلاء می کند (چه حکمی دارد؟ )

فرمود: هرگاه چهار ماه بگذرد، مرد را دستگیر می کنند گرچه مدتی هم از چهار ماه گذشته باشد _ پس اگر رجوع کند، چیزی پیش نمی آید و این زن همسر اوست و اگر اراده طلاق کند، پس تصمیم خود را گرفته است.

و فرمود: ایلاء آن است که مرد به همسرش بگوید: «به خدا سوگند! تو را عصبانی می کنم و با تو بد اخلاقی می کنم، سپس همسرش را ترک کند و با او آمیزش نکند تا این که چهار ماه بگذرد. پس هنگامی که چهار ماه گذشت، ایلاء صورت گرفته است. در این صورت امام می تواند مرد را وادار سازد که رجوع کند یا طلاق دهد. اگر رجوع نمود، به راستی که خداوند ، آمرزنده و مهربان است و اگر تصمیم به طلاق گرفت، پس به راستی که خداوند، شنونده و داناست و همین فرموده خداوند متعال در کتاب خویش است.

8 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ أَبَانٍ عَنْ أَبِي مَرْيَمَ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام قَالَ :

الْمُؤْلِي يُوقَفُ بَعْدَ الْأَرْبَعَةِ الْأَشْهُرٍ، فَإِنْ شَاءَ إِمْسَاكٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِيحٌ بِإِحْسَانٍ ، فَإِنْ عَزَمَ الطَّلَاقَ فَهِيَ وَاحِدَةً وَ هُوَ أَمْلَكُ بِرَجْعَتِهَا.

9 - أبو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ وَ أَبُو الْعَبَّاسِ مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرٍ عَنْ أَيُّوبَ بْنِ نُوحٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ وَ حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ جَمِيعاً عَنْ صَفْوَانَ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ : سَأَلْتُهُ عَنِ الْإِيلَاءِ مَا هُوَ ؟

فَقَالَ : هُوَ أَنْ يَقُولَ الرَّجُلُ لِامْرَأَتِهِ : وَ اللَّهِ! لَا أُجَامِعُكِ كَذَا وَكَذَا، وَيَقُولَ: وَ اللَّهِ ! لَأَغِيضَكِ [لَأَغِيظَنَّكِ] ، فَيُتَرَبَّصَ بِهَا أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ، ثُمَّ يُؤْخَذُ فَيُوقَفُ بَعْدَ الْأَرْبَعَةِ الْأَشْهُرِ.

8 - ابو مریم گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:

شخصی که ایلاء نموده بعد از چهار ماه دستگیر می شود. پس اگر بخواهد؛ همسرش را با سازش و مدارا نگه دارد و یا به نیکی آزادش کند و اگر اراده طلاق کند؛ پس این، یک طلاق محسوب می شود که مرد به رجوع به او سزاوارتر است.

9 - ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: ایلاء چیست؟

فرمود: این که شوهر به همسر خود بگوید: «به خدا سوگند که دیگر به بسترت نمی آیم، به خدا سوگند که تو را عصبانی خواهم کرد» و چون از همسر خود کناره گیرد، چهار ماه صبر می کنند و بعد از چهار ماه او را مکلّف می سازند تا به زندگی عادی باز گردد.

فَإِنْ فَاءَ وَ هُوَ أَنْ يُصَالِحَ أَهْلَهُ، فَإِنَّ اللهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ، وَ إِنْ لَمْ يَفِي جُبِرَ عَلَى أَنْ يُطَلِّقَ وَ لَا يَقَعُ طَلَاقٌ فِيمَا بَيْنَهُمَا ، وَ لَوْ كَانَ بَعْدَ الْأَرْبَعَةِ الْأَشْهُرِ مَا لَمْ يَرْفَعْهُ إِلَى الإمام .

10 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِقٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ فِي الْمُؤْلِي إِذَا أَبَى أَنَّ يُطَلَّقَ قَالَ:

كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام يَجْعَلُ لَهُ حَظِيرَةً مِنْ قَصَبٍ ، وَ يَحْبِسُهُ فِيهَا وَ يَمْنَعُهُ مِنَ الطَّعَامِ وَ الشَّرَابِ حَتَّى يُطَلِّقَ.

11 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ خَلَفِ بْنِ حَمَّادٍ رَفَعَهُ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام فِي الْمُؤْلِي :

إِمَّا أَنْ يَفِي ءَ أَوْ يُطَلقَ ، فَإِنْ فَعَلَ وَ إِلَّا ضُرِبَتْ عُنْقُهُ.

اگر به زندگی عادی بازگشت و با همسر خود آشتی کرد، به راستی که خداوند، آمرزنده و مهربان است و اگر به زندگی عادی باز نگشت او را مجبور می کنند تا همسر خود را طلاق بدهد. در صورتی که زن از شوهر خود شاکی نباشد و به امام رجوع نکند گرچه چهار ماه گذشته باشد، طلاقی صورت نمی گیرد.

10 - حمّاد بن عثمان گوید: امام صادق علیه السَّلام درباره مرد ایلاء کننده ای که از طلاق دادن خودداری می کند فرمود:

أمير مؤمنان علی علیه السَّلام همواره چنین فردی را دستگیر می ساخت و او را زندانی می نمود و او را از آب و غذا محروم می ساخت تا این که طلاق دهد.

11 - خلف بن حمّاد در روایت مرفوعه ای گوید: امام صادق علیه السَّلام درباره مرد ایلاء کننده فرمود:

یا باید رجوع کند یا طلاق دهد. پس اگر یکی از این دو کار را انجام داد (چه بهتر) وگرنه گردنش زده خواهد شد.

12 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَفْصِ بْنِ الْبَخْتَرِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ :

إِذَا غَاضَبَ الرَّجُلُ امْرَأَتَهُ فَلَمْ يَقْرَبُهَا مِنْ غَيْرِ يَمِينٍ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ فَاسْتَعْدَتْ عَلَيْهِ، فَإِمَّا أَنْ یفِيءَ، وَإِمَّا أَنْ يُطَلَّقَ ، فَإِنْ تَرَكَهَا مِنْ غَيْرِ مُغَاضَبَةٍ أَوْ يَمِينٍ فَلَيْسَ بِمُؤْلٍ.

13 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ حَمْدَانَ الْقَلَانِسِيُّ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ مُنَانٍ عَنِ ابْنِ بَقاحٍ عَنْ غِيَاتِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ : كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام إِذَا أَبَى الْمُؤْلِي أَنْ يُطَلَّقَ جَعَلَ لَهُ حَظِيرَةً مِنْ قَصَبٍ، وأَعْطَاهُ ربع قوتِهِ حَتَّى يُطلق.

12 - حفص بن بختری گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

اگر کسی بر زن خود خشم بگیرد و بدون سوگند چهار ماه از بستر او کناره گیرد و زن از محكمۀ شرعی دادخواست کند، مرد مکلّف می شود که یا به زندگی عادی باز گردد و یا زن خود را طلاق بدهد. اگر کسی بی خشم و نفرت و بی سوگند جدایی از زن خود کناره بگیرد ایلاء کننده نخواهد بود.

13 - غياث بن ابراهیم گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

هرگاه مرد ایلاء کننده از طلاق دادن خودداری می نمود ،امیر مؤمنان علی علیه السَّلام او را دستگیر و در زندانی از نی قرار می داد و یک چهارم طعامش را به او می داد تا این که طلاق دهد.

بخش پنجاه و هشتم

ایلاء فقط بعد از آمیزش واقع می شود

(58) بَابُ أَنَّهُ لَا يَقَعُ الْإِيلَاءُ إِلَّا بَعْدَ دُخُولِ الرَّجُلِ بِأَهْلِهِ

1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ عَنْ أَبِي الصَّبَّاح الْكِنَانِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

لَا يَقَعُ الْإِيلَاءُ إِلَّا عَلَى امْرَأَةٍ قَدْ دَخَلَ بِهَا زَوْجُهَا.

2 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ عَبْدِ الْكَرِيم عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ :

قُلْتَ لَهُ : الرَّجُلُ يُؤْلِي مِنِ امْرَأَتِهِ قَبْلَ أَنْ يَدْخُلَ بِهَا.

قَالَ : لَا يَقَعُ الْإِيلَاءُ حَتَّى يَدْخُلَ بِهَا.

بخش پنجاه و هشتم: ایلاء فقط بعد از آمیزش واقع می شود

1 - ابو صباح کنانی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

ایلاء صورت نمی گیرد مگر دربارۀ زنی که شوهرش با او آمیزش کرده است.

2 - ابوبصیر گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: مردی پیش از آن که با همسرش آمیزش کند، او را، ایلاء می نماید.

فرمود: ایلاء واقع نمی شود تا این که همسرش با او آمیزش کند.

3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ ابْنِ أَقَيْنَهُ قَالَ : لَا أَعْلَمُهُ إِلَّا عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

لا يَكُونُ مُؤْلِياً حَتَّى يَدْخُلَ بِهَا .

4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ عَنْ أَبِي الصَّبَّاحِ الْكِنَانِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

سُئِلَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام عَنْ رَجُلٍ أَلَى مِنِ امْرَأَتِهِ وَ لَمْ يَدْخُلْ بِهَا.

قَالَ : لَا إِيلَاءَ حَتَّى يَدْخُلَ بِهَا .

فَقَالَ: أَ رَأَيْتَ لَوْ أَنَّ رَجُلاً حَلَفَ أَنْ لَا يَبْنِي بِأَهْلِهِ سَنَتَيْنِ ، أَوْ أَكْثَرَ مِنْ ذَلِكَ أَكَانَ يَكُونُ إِيلَاءٌ؟

3 - زراره گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

آن گاه ایلاء واقع می شود که مرد با زن آمیزش کرده باشد.

4 - ابو صباح کنانی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

از امیرمؤمنان علی علیه السَّلام پرسیدند: مردی با همسرش آمیزش نکرده است، ایلاء می کند (چه حکمی دارد؟)

فرمود: ایلاء نیست تا این که با او آمیزش کند.

سپس فرمود: به نظر تو اگر مردی سوگند یاد کند که تا دو سال یا بیشتر با همسرش نزدیکی نکند؛ آیا ایلاء صورت می گیرد؟!

بخش پنجاه و نهم

حکم کسی که به همسرش گوید: بسترت بر من حرام است

(59) بَابُ الرَّجُلِ يَقُولُ لِامْرَأَتِهِ هِيَ عَلَيَّ (1)حَرَامٌ

1 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ أَبِي نَصْرِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام قَالَ:

سالته عَنْ رَجُلٍ قَالَ لِامْرَأَتِهِ : أَنْتِ عَلَيَّ حَرَامٌ.

فَقَالَ لِي: لَوْ كَانَ لِي عَلَيْهِ سُلْطَانٌ لَأَوْ جَعْتُ رَأْسَهُ وَ قُلْتُ لَهُ : اللَّهُ أَحَلَّهَا لَكَ فَمَا حَرَّمَهَا عَلَيْكَ ؟ إِنَّهُ لَمْ يَزِدْ عَلَى أَنْ كَذَبَ ، فَزَعَمَ أَنَّ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَهُ حَرَامٌ وَ لَا يَدْخُلُ عَلَيْهِ طَلَاقٌ وَ لَا كَفَّارَةٌ .

فَقُلْتُ : قَوْلُ اللهِ عزّوجل: (يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ لِمَ تُحَرِّمُ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَكَ ﴾ فَجَعَلَ فِيهِ الْكَفَّارَةَ .

فَقَالَ : إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَيْهِ جَارِيَتَهُ مَارِيَةَ ، وَ حَلَفَ أَنْ لَا يَقْرَبَهَا، فَإِنَّمَا جَعَلَ عَلَيْهِ الْكَفَّارَةَ فِي الْحَلْفِ وَ لَمْ يَجْعَلْ عَلَيْهِ فِي التَّحْرِيمِ.

بخش پنجاه و نهم: حکم کسی که به همسرش گوید: بسترت بر من حرام است

1 - زراره گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: مردی به همسرش می گوید: «تو بر من حرام هستی» (چه حکمی دارد؟)

فرمود: اگر من بر چنین شخصی حکومت داشتم بر سرش می کوبیدم و به او می گفتم: «خداوند او را برای تو حلال کرده است؛ پس برای چه او را بر تو حرام نمود؟!» او بیش از دروغ گفتن، کار دیگری نکرده است، پنداشت آن چه که خداوند برای او حلال نموده، حرام است و بر چنین شخصی نه طلاقی لازم می آید و نه کفّاره ای.

عرض کردم: خداوند می فرماید: «ای پیامبر! چرا آن چه را که خداوند برای تو حلال نمود بر خود حرام نمودی؟!» خداوند در این باره کفّاره قرار داد.

فرمود: همانا پیامبر خدا صلّی اللهُ علیه وآله کنیز خود «ماریه» را بر خود حرام نمود و سوگند یاد نمود که با او نزدیکی نکند. خداوند فقط به جهت سوگند یاد کردن پیامبر کفّاره قرار داد و کفاره را به جهت حرام نمودن، قرار نداد.


1) در اکثر نسخه های کافی آمده است: هي عليه حرام. به نظر می رسد آن چه در برخی از نسخه ها آمده درست است

عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أَدَيْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام قَالَ :

قُلْتُ لَهُ: مَا تَقُولُ فِي رَجُلٍ قَالَ لِامْرَأَتِهِ : أَنْتِ عَلَيَّ حَرَامٌ ، فَإِنَّا نُرْوَى بِالْعِرَاقِ أَنَّ عَلِيّاً علیه السَّلام جَعَلَهَا ثَلَاثَاً ؟

فَقَالَ: كَذَبُوا لَمْ يَجْعَلْهَا طَلَاقاً ، وَ لَوْ كَانَ لِى عَلَيْهِ سُلْطَانٌ لَأَوْجَعْتُ رَأْسَهُ. ثُمَّ أَقُولُ : إِنَّ اللَّهَ لا أَحَلَّهَا لَكَ فَمَا ذَا حَرَّمَهَا عَلَيْكَ ؟ مَا زِدْتَ عَلَى أَنْ كَذَبْتَ فَقُلْتَ لِشَيْءٍ أَحَلَّهُ اللهُ لَكَ إِنَّهُ حَرَامٌ .

3 - حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنِ ابْنِ رِبَاطِ عَنْ أَبِي مَخْلَدٍ السَّرَّاحِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ :

قَالَ لِي شَبَّةُ بْنُ عَقَالٍ : بَلَغَنِي أَنَّكَ تَزْعُمُ أَنَّ مَنْ قَالَ : مَا أَحَلَّ اللَّهُ عَلَيَّ حَرَامٌ أَنَّكَ لَا تَرَى ذَلِكَ شَيْئاً ؟

2 - زراره گوید: به امام باقر علیه السَّلام عرض کردم: اگر کسی به همسر خود بگوید: «بستر تو بر من حرام است» (این گونه طلاق چه حکمی دارد؟) در عراق به ما گفته اند که علی علیه السَّلام این گونه طلاق را مانند طلاق سه گانه می دانست.

فرمود: دروغ گفته اند. علی علیه السَّلام این گونه طلاق را طلاق نمی دانست. اگر من بر چنین شخصی مسلّط باشم بر سر او می کوبم و می گویم: زنی را که خداوند بر تو حلال کرده است برای چه بر تو حرام گردد؟ تو با این سخن، دروغ گفته ای و حلال خدا را بر خود حرام شمرده ای.

3 - أبو مخلّد سراج گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

شبّة بن عقّال (1)به من گفت: به من گزارش کرده اند که تو می گویی: هر کس بگوید: «آن چه خدا حلال کرد بر من حرام باد» این تحریم او اثری ندارد؟


1) وی از کارگزاران خلفای بنی امیه بود

قُلْتُ : أَمَّا قَوْلُكَ الْحِلُ عَلَيَّ حَرَامٌ ، فَهَذَا أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ الْوَلِيدُ جَعَلَ ذَلِكَ فِي أَمْرِ سَلَامَةَ امْرَأَتِهِ ، وَ أَنَّهُ بَعَثَ يَسْتَفْتِي أَهْلَ الْحِجَازِ وَ أَهْلَ الْعِرَاقِ وَ أَهْلَ الشَّامِ، فَاخْتَلَفُوا عَلَيْهِ فَأَخَذَ بِقَوْلِ أَهْلِ الْحِجَازِ ، إِنَّ ذَلِكَ لَيْسَ بِشَيْءٍ .

4 - حُمَيْدٌ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ حَرِيزِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ :

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: رَجُلٌ قَالَ لِامْرَأَتِهِ : أَنْتِ عَلَيَّ حَرَامٌ .

قَالَ : لَيْسَ عَلَيْهِ كَفَّارَةٌ وَلَا طَلَاقُ .

بخش شصتم

حکم طلاق به صیغهٔ «همسر من نیستی» ، « تو شوهر نداری » و « پیوند ما گسست»

(60) بَابُ الْخَلِيَّةِ وَ الْبَرِيئَةِ وَ الْبَثْةِ

1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرِ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسلِم قَالَ : سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرِ علیه السَّلام عَنِ الرَّجُلِ يَقُولُ لِامْرَأَتِهِ : أَنْتِ الرَّجُلِ يَقُولُ لِامْرَأَتِهِ : أَنْتِ مِنِّي خَلِيَّةٌ أَوْ بَرِيئَةٌ أَوْ بَنَّةٌ أَوْ حَرَامٌ .

گفتم: اما این سخنت که «حلال خدا بر من حرام باد» اینک امیر المؤمنين(!) وليد زنش سلامه را بر خود حرام کرد، و چون پشیمان شد به فقهای حجاز، عراق و شام پیام فرستاد و از حکم این مسئله استفتا کرد ، فقها در پاسخ این پرسش اختلاف کردند و او رأی فقهای حجاز را پذیرفت که می گویند: این تحریم اثری ندارد

4 - محمّد بن مسلم گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: اگر کسی به همسر خود بگوید: «بستر تو بر من حرام باد» (چه حکمی دارد؟)

فرمود: این سخن، نه كفاره دارد و نه صیغۀ طلاق است.

بخش شصتم: حکم طلاق به صیغهٔ «همسر من نیستی» ، « تو شوهر نداری » و « پیوند ما گسست»

1 - محمّد بن مسلم گوید: از امام باقر علیه السَّلام پرسیدم: اگر کسی به همسر خود بگوید: «تو همسر من نیستی» «تو شوهر نداری»، «پیوند ما گسست» و «تو بر من حرامی» (چه حکمی دارد؟).

قَالَ: لَیسَ بِشَيءٍ.

2 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ ؛ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ :

سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ قَالَ لِامْرَأَتِهِ : أَنْتِ مِنِّي بَائِنٌ ، وَأَنْتِ مِنِّي خَلِيَّةٌ ، وَأَنْتِ مِنِّي بَرِيئَةٌ .

قَالَ : لَيْسَ بِشَيْءٍ .

3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيَّ عَنْ أَبِي عبدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ :

سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ قَالَ لِامْرَأَتِهِ : أَنْتِ خَلِيَّةٌ أَوْ بَرِيئَةٌ أَوْ بَنَّةٌ أَوْ حَرَامٌ.

قَالَ : لَيْسَ بِشَيْءٍ .

فرمود: اثری ندارد.

2 - سماعه گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: اگر کسی به همسر خود بگوید: «تو از من جدایی»، «تو همسر من نیستی» و «تو از من دوری» (چگونه است؟)

3 - حلبی نظیر این روایت را از امام صادق علیه السَّلام نقل می کند.

فرمود: اثری ندارد.

بخش شصت و یکم

حق اختیار در طلاق

(61) بَابُ الْخِيَارِ

1 - مُحَمَّدُ بْنُ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ حُكَيْمٍ عَنْ صَفْوَانَ وَ عَلِيِّ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ رِبَاطِ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ الْخَزَّازِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ : سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السَّلام عَن الْخِيَار.

فَقَالَ : وَ مَا هُوَ ؟ وَ مَا ذَاكَ ؟ إِنَّمَا ذَاكَ شَيْءٌ كَانَ لِرَسُولِ اللهِ صلّی الهُ علیه وآله.

2 - حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ زِيَادٍ وَ ابْنِ رِبَاطٍ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ الْخَزَّازِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ :

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: إِنِّي سَمِعْتُ أَبَاكَ يَقُولُ : إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلَّى اللهُ عليه وآله خَيْرَ نِسَاءَهُ فَاخْتَرْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ ، فَلَمْ يُمْسِكُهُنَّ عَلَى طَلَاقٍ، وَ لَوِ اخْتَرْنَ أَنْفُسَهُنَّ لَبِنَّ.

بخش شصت و یکم: حق اختیار در طلاق

1 - محمّد بن مسلم گوید: از امام باقر علیه السَّلام دربارۀ حق اختیار پرسیدم.

فرمود: حق اختیار چیست؟ و کدام است؟ این امر فقط از آن پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله بود.

2 - محمّد بن مسلم گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: من از پدر شما شنیدم که می فرمود: «پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله همسرانش را مخیّر نمود. آن ها خداوند و پیامبرش صلَّى اللهُ عليه وآله را اختیار کردند. پس پیامبر صلَّى اللهُ عليه وآله آنان را با یک طلاق نگه نداشت و اگر خودشان را انتخاب می کردند، از ایشان جدا می شدند.

فَقَالَ : إِنَّ هَذَا حَدِيثُ كَانَ يَرْوِيهِ أَبِي علیه السَّلام عَنْ عَائِشَةَ، وَ مَا لِلنَّاسِ وَلِلْخِيَارِ، إِنَّمَا هَذَا شَيْءٌ خَصَّ اللهُ عَزَّوَجَل بِهِ رَسُولَهُ الله صلَّى اللهُ عليه وآله.

3 - حُمَيْدٌ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنِ ابْنِ رِبَاطٍ عَنْ عِيصِ بْنِ الْقَاسِمِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلامقَالَ : سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُل خَيْرَ امْرَأَتَهُ ، فَاخْتَارَتْ نَفْسَهَا، بَانَتْ مِنْهُ؟

قَالَ : لَا ، إِنَّمَا هَذَا شَيْءٌ كَانَ لِرَسُولِ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله خَاصَّةً ، أُمِرَ بِذَلِكَ فَفَعَلَ ، وَ لَوِ اخْتَرْنَ أَنْفُسَهُنَّ لَطَلَّقَهُنَّ ، وَ هُوَ قَوْلُ اللهِ عَزَّوَجَل: (قُلْ لِأَزْوَاجِكَ إِنْ كُنْتُنَّ تُرِدْنَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا وَ زِينَتَهَا فَتَعَالَيْنَ أُمَتِّعْكُنَّ وَأُسَرٌ حُكُنَّ سَرَاحاً جَمِيلاً ) .

4- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: قُلْتُ لَهُ: مَا تَقُولُ فِي رَجُلٍ جَعَلَ أَمْرَ امْرَأَتِهِ بِيَدِهَا ؟

قَالَ : فَقَالَ : وَلَّى الْأَمْرَ مَنْ لَيْسَ أَهْلَهُ وَ خَالَفَ السُّنَّةَ وَ لَمْ يُجِزِ النِّكَاحَ .

امام علیه السَّلام فرمود: این حدیثی است که پدرم از عایشه نقل می نمود و مردم را چه به حق اختیار؟ آن امری است که خداوند فقط پیامبرش را مخصوص آن گرداند.

3 - عيص بن قاسم گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: اگر کسی به همسر خود در طلاق اختیار دهد و آن زن خاطر خودش را انتخاب کند، از شوهر خود جدا می شود؟

فرمود: نه. این تکلیف ویژه رسول خدا صلَّى اللهُ عليه وآله بود مکلّف شد که همسران خود را مخیّر سازد و آنان رسول خدا صلَّى اللهُ عليه وآله را اختیار کردند، اگر خاطر خود را اختیار می کردند، رسول خدا صلَّى اللهُ عليه وآله آنان را طلاق می داد و کلام خداوند متعال همین است می فرماید: (ای پیامبر!) به همسرانت بگو: اگر زندگی دنیا و زرق و برق آن را می خواهید، بیایید با هدیه ای شما را بهره مند کنم و با خیر و خوشی رها سازم».

4 - یکی از اصحاب ما گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: درباره کسی که اختیار همسرش را به دست او می سپارد، چه می فرمایید؟

فرمود: اختیار را به کسی سپرده است که شایستگی آن را ندارد و با سنّت مخالفت کرده و به حکم ازدواج عمل نکرده است.

بخش شصت و دوم

اصل «حق انتخاب» چگونه بود؟

(62) بَابُ كَيْفَ كَانَ أَصْلُ الْخِيَارِ

1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالِ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ : سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرِ علیه السَّلام يَقُولُ :

إِنَّ اللهَ عَزَّوَجَل أَنفَ لِرَسُولِ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله مِنْ مَقَالَةٍ قَالَتْهَا بَعْضُ نِسَائِهِ ، فَأَنْزَلَ اللهُ آيَةً التَّخْيِيرِ، فَاعْتَزَلَ رَسُولُ اللهِ نِسَاءَهُ تِسْعاً وَ عِشْرِينَ لَيْلَةٌ فِي مَشْرَبَةِ أُمِّ إِبْرَاهِيمَ، ثُمَّ دَعَاهُنَّ فَخَيْرَهُنَّ فَاخْتَرْنَهُ فَلَمْ يَكُ شَيْئاً، وَ لَوِ اخْتَرْنَ أَنْفُسَهُنَّ كَانَتْ وَاحِدَةً بَائِنَةٌ.

قَالَ : وَ سَأَلْتُهُ عَنْ مَقَالَةِ الْمَرْأَةِ مَا هِيَ ؟

قَالَ : فَقَالَ : إِنَّهَا قَالَتْ : يَرَى مُحَمَّدٌ أَنَّهُ لَوْ طَلَّقَنَا أَنَّهُ لَا يَأْتِينَا الْأَكْفَاءُ مِنْ قَوْمِنَا يَتَزَّوَجُونًا.

بخش شصت و دوم: اصل «حق انتخاب» چگونه بود؟

1 - زراره گوید: از امام باقر علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:

خداوند متعال سخنی را که یکی از زنان پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله گفته بود برای ایشان مکروه شمرد. از این رو آیه تخییر را نازل نمود و پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله بیست و نه شب با ماندن در اتاق امّ ابراهیم از همسران خود کناره گیری کرد. سپس همسران خود را فرا خواند و آنها را مخیّر نمود. پس زنان، آن حضرت را انتخاب نمودند. بنابر این چیزی پیش نیامد. اگر زنان، خودشان را انتخاب می کردند، یک طلاق بائن محسوب می شد.

زراره گوید: از حضرتش پرسیدم: سخن آن زن چه بود؟

فرمود: آن زن گفته بود : «محمّد گمان می کند اگر ما را طلاق دهد، همتایان ما از قوم ما نمی آیند با ما ازدواج کنند».

2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ عَنْ أَبِي الصَّبَّاحَ الْكِنَانِيِّ قَالَ : ذَكَرَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:

أَنَّ زَيْنَبَ قَالَتْ لِرَسُولِ اللهِ صلَّى الله عليه وآله: لَا تَعْدِلُ وَأَنْتَ رَسُولُ اللَّهِ.

وَ قَالَتْ حَفْصَةُ: إِنْ طَلَّقَنَا وَجَدْنَا أَكْفَاءَنَا فِي قَوْمِنَا.

فَاحْتُبِسَ الْوَحْيُ عَنْ رَسُولِ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله عِشْرِينَ يَوْماً .

قَالَ : فَأَيْفَ اللهُ عَژَّوَجَل لِرَسُولِهِ ، فَأَنْزَلَ : ( يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْوَاجِكَ إِنْ كُنْتُنَّ تُرِدْنَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا وَزِينَتَهَا فَتَعَالَيْنَ _ إِلَى قَوْلِهِ _ أَجْراً عَظِياً ) .

قَالَ : فَاخْتَرْنَ اللهَ وَرَسُولَهُ ، وَ لَوِ اخْتَرْنَ أَنْفُسَهُنَّ لَبِنَّ ، وَإِنِ اخْتَرْنَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَلَيْسَ بِشَيْءٍ .

3 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ أَبِي نَصْرِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عَبْدِ الْأَعْلَى بْنِ أَعْيَنَ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام يَقُولُ :

2 - ابو صباح کنانی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: زینب به پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله گفت: «تو با آن که پیامبر خدایی با عدالت رفتار نمی کنی» (!)

حفصه گفت: «اگر پیامبر ما را طلاق دهد، شان خود را در قوم خود خواهیم یافت».

در این هنگام بیست روز «وحی» از پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله قطع شد. پس خداوند آن را برای پیامبرش مکروه داشت. پس این آیه را نازل نمود: «ای پیامبر! به همسران خود بگو: اگر دنیا و زرق و برق آن را می خواهید بیایید...»

فرمود: پس زنان پیامبر، خدا و پیامبرش را انتخاب نمودند و اگر خودشان را انتخاب می کردند، طلاق داده می شدند و اگر خدا و پیامبرش را انتخاب می کردند، چیزی پیش نمی آمد.

3 - عبد الأعلى بن اعین گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:

إِنَّ بَعْضَ نِسَاءِ النَّبِيِّ صلَّی اللهُ علیه وآله قَالَتْ : أَ يَرَى مُحَمَّدٌ أَنَّهُ إِنْ طَلَّقَنَا لَا نَجِدُ الْأَكْفَاءَ مِنْ قَوْمِنَا.

قَالَ : فَغَضِبَ اللهُ عَزَّوَجَل مِنْ فَوْقِ سَبْع سَمَاوَاتِهِ ، فَأَمَرَهُ فَخَيَّرَهُنَّ حَتَّى أَنْتَهَى إِلَى زَيْنَبَ بِنْتِ جَحْشٍ، فَقَامَتْ وَ قَبَّلَتْهُ وَ قَالَتْ : أَخْتَارُ اللَّهَ وَرَسُولَهُ .

4 - حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ دَاوُدَ بْنِ سِرْحَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ :

إِنَّ زَيْنَبَ بِنْتَ جَحْشِ قَالَتْ : أَيَرَى رَسُولُ اللَّهِ صلَّی اللهُ علیه وآله إِنْ خَلَّى سَبِيلَنَا أَنَّا لَا تَجِدُ زَوْجاً غَيْرَهُ ؟! وَ قَدْ كَانَ اعْتَزَلَ نِسَاءَهُ تِسْعاً وَ عِشْرِينَ لَيْلَةً.

فَلَمَّا قَالَتْ زَيْنَبُ الَّذِي قَالَتْ بَعَثَ اللَّهُ عَزَّوَجَل جَبْرَئِيلَ إِلَى مُحَمَّدٍ صلَّی اللهُ علیه وآله فَقَالَ: قُلْ لأَزْوَاجِكَ إِنْ كُنْتُنَّ تُرِدْنَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا وَزِينَتَهَا فَتَعَالَيْنَ أُمَتِّعْكُنَّ ... الآيَتَيْنِ كِلْتَيْهِمَا.)یکی از همسران پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله گفت: «آیا محمد گمان می کند اگر ما را طلاق دهد، ما هم شأن های خود از قوم خودمان را نمی یابیم؟!»خداوند از بالای هفت آسمان خود خشم نمود و به پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله فرمان داد که همسران خود را مخیّر نماید. زنان پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله انتخاب خود را نمودند تا این که نوبت به زینب دختر جحش رسید، پس او برخاست و پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله را بوسید و گفت: «من خدا و پیامبرش را انتخاب می کنم».4 - داوود بن سرحان گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:زینب دختر جحش گفت: آیا پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله گمان می کند اگر ما را آزاد کند. ما شوهر دیگری غیر از او نمی یابیم؟!» در حالی که پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله بیست و نه شب از همسران خود کناره گیری کرد.هنگامی که زینب سخن خود را گفت، خداوند جبرئیل علیه السَّلام را نزد پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله فرستاد. جبرئیل علیه السَّلام عرض کرد: «به همسران خود بگو اگر دنیا و زرق و برق آن را می خواهید بیایید با هدیه ای شما را بهره مند سازم...»

فَقُلْنَ : بَلْ نَخْتَارُ اللهَ وَرَسُولَهُ وَالدَّارَ الآخِرَةَ .5 - عَنْهُ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ وُهَيْبِ بْنِ حَفْصٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:إِنَّ زَيْنَبَ بِنْتَ جَحْشٍ قَالَتْ لِرَسُولِ اللَّهِ صلَّى الله عليه وآله : لَا تَعْدِلُ وَ أَنْتَ نَبِيٌّ .فَقَالَ : تَرِبَتْ يَدَاكِ إِذَا لَمْ أَعْدِلْ فَمَنْ يَعْدِلُ ؟فَقَالَتْ : دَعَوْتَ اللهَ يَا رَسُولَ اللَّهِ ! لِيَقْطَعَ يَدَيَّ ؟فَقَالَ : لَا ، وَلَكِنْ لَتَتْرَبَانِ .فَقَالَتْ: إِنَّكَ إِنْ طَلَّقْتَنَا وَجَدْنَا فِي قَوْمِنَا أَكْفَاءَنَا.فَاحْتُبِسَ الْوَحْيُ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ صلَّى اللهُ عليه وآله تِسْعاً وَ عِشْرِينَ لَيْلَةً.ثُمَّ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السَّلام: فَأَنفَ اللهُ عَژَّوَجَل لِرَسُولِهِ فَأَنْزَلَ: (يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْوَاجِكَ إِنْ كُنْتُنَّ تُرِدْنَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا وَزِينَتَها ... الآيَتَيْنِ. فَاخْتَرْنَ اللهَ وَرَسُولَهُ ، فَلَمْ يَكُ شَيْئاً وَ لَوِ اخْتَرْنَ أَنْفُسَهُنَّ لَبِنَّ.)پس زنان پیامبر صلَّى الله عليه وآله گفتند: بلکه ما خدا و پیامبرش و سرای آخرت را انتخاب می کنیم.5 - ابو بصیر گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:زینب دختر جحش به پیامبر خدا صلَّى الله عليه وآله گفت: «تو با آن که پیامبری به عدالت رفتار نمی کنی» (!)پس پیامبر خدا صلَّى الله عليه وآله فرمود: دستانت به خاک بچسبد و فقیر شوی! اگر من عدالت ندارم، پس چه کسی عدالت دارد؟!زینب گفت: ای پیامبر خدا! خدا را فراخواندی که دستان مرا قطع کند؟!فرمود: نه، اما قطعاً دستان تو به خاک خواهند چسبید.زینب گفت: اگر ما را طلاق دهی، در میان قوم خود همتایان خود را خواهیم یافت.پس در این هنگام بیست و نه شب وحی از پیامبر خدا صلَّى الله عليه وآله قطع شد.سپس امام باقر علیه السَّلام فرمود: پس خداوند این موضوع را برای پیامبرش مکروه دانست. پس نازل نمود که «ای پیامبر! به همسران خود بگو: اگر دنیا و زرق و برق آن را می خواهید...»مة الله پس زنان پیامبر صلَّى الله عليه وآله خدا و پیامبرش را انتخاب کردند. بنابر این مسئله ای پیش نیامد و اگر خودشان را انتخاب می کردند، از پیامبر جدا می شدند.

وَ عَنْهُ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَبَلَةَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ مِثْلَهُ.6 - وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ سَالِمٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام فِي الرَّجُلِ إِذَا خَيَّرَ امْرَأَتَهُ.فَقَالَ : إِنَّمَا الْخِيَرَةُ لَنَا لَيْسَ لِأَحَدٍ ، وَ إِنَّمَا خَيَّرَ رَسُولُ اللَّهِ صلَّى اللهُ عليه وآله لِمَكَانِ عَائِشَةَ، فَاخْتَرْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُنَّ أَنْ يَخْتَرْنَ غَيْرَ رَسُولِ اللَّهِ صلَّى اللهُ عليه وآله.### بخش شصت و سوم#### طلاق خُلع(63 بَابُ الْخُلْعِ)1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ اَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ :6 - محمّد بن مسلم گوید: امام صادق علیه السَّلام درباره کسی که همسرش را مخیّر می کند فرمود:«حق انتخاب» برای ماست، نه فرد دیگر؛ پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله فقط به خاطر جایگاه عایشه زنان خود را مخیّر نمود. پس آنان خدا و رسولش را انتخاب کردند و آنان حق نداشتند که کسی جز پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله را انتخاب کنند.بخش شصت و و سوم: طلاق خُلع1 - حلبی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

لا يَحِلُّ خُلْعُهَا حَتَّى تَقُولَ لِزَوْجِهَا: « وَاللَّهِ! لَا أُبَرُّ لَكَ قَسَماً وَلَا أُطِيعُ لَكَ أَمْرًا وَ لَا أَغْتَسِلُ لَكَ مِنْ جَنَابَةٍ وَ لَأُوطِئَنَّ فِرَاشَكَ وَلَاذَنَنَّ عَلَيْكَ بِغَيْرِ إِذْنِكَ ».وَقَدْ كَانَ النَّاسُ يُرَخِّصُونَ فِيما دُونَ هَذَا. فَإِذَا قَالَتِ الْمَرْأَةُ ذَلِكَ لِزَوْجِهَا حَلَّ لَهُ مَا أَخَذَ مِنْهَا فَكَانَتْ عِنْدَهُ عَلَى تَطْلِيقَتَيْنِ بَاقِيَتَيْنِ ، وَكَانَ الْخُلْعُ تَطْلِيقَةً .وَ قَالَ : يَكُونُ الْكَلَامُ مِنْ عِنْدِهَا .وَ قَالَ : لَوْ كَانَ الْأَمْرُ إِلَيْنَا لَمْ نُجِزْ طَلَاقاً إِلَّا لِلْعِدَّةِ.2 - وَ عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ وَ عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ جَمِيعاً عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْمُخْتَلِعَةِ .سوگند!طلاق خُلع (1صحیح نیست تا این که زن به شوهرش بگوید: به خدا دستورهای تو را انجام نمی دهم گرچه همراه با سوگند باشد، از هیچ دستور تو اطاعت نخواهم نمود، به خاطر نزدیکی با تو غسل جنابت نخواهم کرد و حتماً شخص دیگری را در بستر تو بدون اجازه تو جای خواهم داد.)مردم (اهل سنّت به کمتر از این نیز، اجازه طلاق خلع را صادر می نمودند. پس هرگاه زن این سخنان را به شوهر خود بگوید، آن چه را که شوهر از او گرفته است، برایش حلال خواهد شد وزن نزد این شوهر دو طلاق دیگر دارد و خلع، یک طلاق محسوب می شود.)و فرمود: سخن باید از جانب خود زن باشد.و فرمود: اگر حکومت در دست ما بود، جز طلاقی که دارای عدّه بود (طلاق شرعی جایز نمی دانستیم.)2 - سماعه گوید: از امام علیه السَّلام درباره زنی که طلاق خلع می گیرد پرسیدم.


1) طلاق خلع، طلاقی است که زن پیشقدم می شود و مهریه اش را می بخشد که احکامی دارد

فَقَالَ : لَا يَحِلُّ لِزَوْجِهَا أَنْ يَخْلَعَهَا حَتَّى تَقُولَ : لَا أُبِر لَكَ قَسَماً وَ لَا أُقِيمُ حُدُودَ اللهِ فِيكَ وَ لَا أَغْتَسِلُ لَكَ مِنْ جَنَابَةٍ وَ لَأُوطِئَنَّ فِرَاشَكَ وَلَأُدْخِلَنَّ بَيْتَكَ مَنْ تَكْرَهُ مِنْ تَعْلَمَ هَذَا وَ لَا يَتَكَلَّمُونَهُمْ ، وَ تَكُونُ هِيَ الَّتِي تَقُولُ ذَلِكَ .فَإِذَا هِيَ اخْتَلَعَتْ فَهِيَ بَائِنٌ وَ لَهُ أَنْ يَأْخُذَ مِنْ مَالِهَا مَا قَدَرَ عَلَيْهِ ، وَ لَيْسَ لَهُ أَنْ يَأْخُذَ مِنَ الْمُبَارِنَةِ كُلَّ الَّذِي أَعْطَاهَا.3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ :الْمُخْتَلِعَةُ الَّتِي تَقُولُ لِزَوْجِهَا: اخْلَعْنِي وَأَنَا أُعْطِيكَ مَا أَخَذْتُ مِنْكَ.فَقَالَ : لَا يَحِلُّ لَهُ أَنْ يَأْخُذَ مِنْهَا شَيْئاً حَتَّى تَقُولَ : وَاللَّهِ لَا أُبِرُّ لَكَ قَسَماً وَ لَا أُطِيعُ لَكَ أَمْراً وَ لَا ذَنَنَّ فِي بَيْتِكَ بِغَيْرِ إِذْنِكَ وَ لَأُوطِئَنَّ فِرَاشَكَ غَيْرَكَ.فرمود: برای شوهرش جایز نیست که او را طلاق خلع دهد تا این که زن بگوید: «از اوامرت اطاعت نخواهم کرد؛ گرچه همراه سوگند باشد، احکام الهی را برایت اجرا نخواهم کرد، به جهت نزدیکی با تو غسل جنابت انجام نخواهم داد قطعاً شخص دیگری را در بستر تو جای خواهم داد و حتماً کسی را که ناپسند توست، در خانه ات داخل خواهم نمود». بدون آن که زن این سخنان را از دیگری یاد بگیرد و فامیل های زن نیز سخن نگویند و این سخنان را بگوید.پس هرگاه زن خلع کند، از شوهرش جدا می شود و شوهر حق دارد هر چه که می تواند از مال زن بستاند. اما حق ندارد از زنی که مبارات کرده است، همه آن چه را که به او داده بود باز پس گیرد.3 - محمّد بن مسلم گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:طلاق خلع خواهنده زنی است که به شوهرش می گوید: «مرارها کن و من آن چه را که از تو گرفته ام به تو باز می گردانم».پس فرمود: برای مرد حلال نیست چیزی از همسرش بستاند تا این که زن بگوید: «به خدا سوگند! فرمان تو را انجام نمی دهم گرچه همراه سوگند باشد، هیچ دستور تو را اطاعت نمی کنم و شخص دیگری را در بستر تو جای خواهم داد».

فَإِذَا فَعَلَتْ ذَلِكَ مِنْ غَيْرِ أَنْ يَعْلَمَهَا حَلَّ لَهُ مَا أَخَذَ مِنْهَا وَ كَانَتْ تَطْلِيفَةً بِغَيْرِ طَلَاقٍ يَتْبَعُهَا فَكَانَتْ بَائِناً بِذَلِكَ وَكَانَ خَاطِبَاً مِنَ الْخُطَّابِ.4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ عَنْ أَبِي الصَّبَّاحِ الْكِنَانِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:إِذَا خَلَعَ الرَّجُلُ امْرَأَتَهُ فَهِيَ وَاحِدَةٌ بَائِنَةٌ وَ هُوَ خَاطِبٌ مِنَ الْخُطَّابِ وَ لَا يَحِلُّ لَهُ أَنْ يَخْلَعَهَا حَتَّى تَكُونَ هِيَ الَّتِي تَطْلُبُ ذَلِكَ مِنْهُ مِنْ غَيْرِ أَنْ يُضِرَّ بِهَا وَ حَتَّى تَقُولَ: لَا أُبرُ لَكَ قَسَماً وَ لَا أَغْتَسِلُ لَكَ مِنْ جَنَابَةٍ وَ لَأُدْخِلَنَّ بَيْتَكَ مَنْ تَكْرَهُ وَ لَأُوطِئَنَّ فِرَاشَكَ وَ لَا أُقِيمُ حُدُودَ اللَّهِ ، فَإِذَا كَانَ هَذَا مِنْهَا فَقَدْ طَابَ لَهُ مَا أَخَذَ مِنْهَا.5 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ عَبْدِ الْكَرِيمِ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ :پس هرگاه بدون این که کسی به زن یاد دهد ، زن چنین بگوید، آن چه را که شوهر از او بگیرد برایش حلال خواهد بود و یک طلاق محسوب می شود بدون آن که در پیِ خلع، طلاقی صادر شود. پس به وسیله خلع، این طلاق بائن محسوب می شود و شوهر به منزله یکی از خواستگاران خواهد بود.4 - ابو صباح کنانی نظیر این روایت را از امام صادق علیه السَّلام نقل می کند.5 - ابو بصیر نظیر روایت یکم همین بخش را از امام صادق علیه السَّلام نقل می کند.

لَيْسَ يَحِلُّ خُلْعُهَا حَتَّى تَقُولَ لِزَوْجِهَا ثُمَّ ذَكَرَ مِثْلَ مَا ذَكَرَ أَصْحَابُهُ.ثُمَّ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: وَ قَدْ كَانَ يُرَخَصُ لِلنِّسَاءِ فِيمَا هُوَ دُونَ هَذَا، فَإِذَا قَالَتْ لِزَوْجِهَا ذَلِكَ حَلَّ خُلْعُهَا وَ حَلَّ لِزَوْجِهَا مَا أَخَذَ مِنْهَا، وَكَانَتْ عَلَى تَطْلِيقَتَيْنِ بَاقِيَتَيْنِ وَكَانَ الْخُلْعُ تَطْلِيقَةً وَ لَا يَكُونُ الْكَلَامُ إِلَّا مِنْ عِنْدِهَا.ثُمَّ قَالَ : لَوْ كَانَ الْأَمْرُ إِلَيْنَا لَمْ يَكُنِ الطَّلَاقُ إِلَّا لِلْعِدَّةِ.6 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ :إِذَا قَالَتِ الْمَرْأَةُ لِزَوْجِهَا جُمْلَةَ : «لَا أُطِيعُ لَكَ أَمْرًا» مُفَسَّراً، أَوْ غَيْرَ مُفَسَّرٍ حَلَّ لَهُ مَا أَخَذَ مِنْهَا، وَ لَيْسَ لَهُ عَلَيْهَا رَجْعَةٌ .7 - وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ :الْخُلْعُ وَ الْمُبَارَاةُ تَطْلِيقَةٌ بَائِنٌ وَ هُوَ خَاطِبٌ مِنَ الْخُطَّابِ.6 - محمّد بن مسلم گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:هرگاه زن به شوهرش این جمله را بگوید: «هیچ فرمان تو را اطاعت نخواهم کرد» چه تفسیر و توضیح دهد؛ چه ندهد؛ آن چه را که شوهر از او گرفته است حلال خواهد شد و مرد حق رجوع به زن را نخواهد داشت.7 - محمد بن مسلم گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:خلع و مبارات یک طلاق بائن محسوب می شود و شوهر یکی از خواستگاران خواهد بود.

8 - حُمَيْدٌ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَبَلَةَ عَنْ جَمِيلٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ :لا إِذَا قَالَتِ الْمَرْأَةُ: وَ اللَّهِ ! لَا أُطِيعُ لَكَ أَمْرًاً مُفَسَّراً أَوْ غَيْرَ مُفَسَّرٍ، حَلَّ لَهُ مَا أَخَذَ مِنْهَا ، وَ لَيْسَ لَهُ عَلَيْهَا رَجْعَةٌ .9 - حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ سَمَاعَةَ :أَنَّ جَمِيلاً شَهِدَ بَعْضَ أَصْحَابِنَا وَ قَدْ أَرَادَ أَنْ يَخْلَعَ ابْنَتَهُ مِنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا فَقَالَ جَمِيلٌ لِلرَّجُلِ: مَا تَقُولُ؟ رَضِيْتَ بِهَذَا الَّذِي أَخَذْتَ وَ تَرَكْتَهَا؟فَقَالَ : نَعَمْ .فَقَالَ لَهُمْ جَمِيلٌ : قُومُوا .فَقَالُوا : يَا أَبَا عَلِيّ! لَيْسَ تُرِيدُ يَتْبَعُهَا الطَّلَاقُ ؟قَالَ : لَا.8 - محمّد بن مسلم گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:هرگاه زن به شوهرش این جمله را بگوید: «هیچ دستور تو را اطاعت نخواهم کرد» چه تفسیر و توضیح دهد؛ چه ندهد؛ آن چه را که شوهر از او گرفته است حلال خواهد شد و مرد حق رجوع به زن را نخواهد داشت.9 - سماعه گوید:جعفر بن سماعه خبر داد که جمیل بعضی از یاران را به شهادت فراخواند. در حالی که تصمیم داشت دخترش را از یکی از یاران خلع کند.پس جمیل به دامادش گفت: چه می گویی؟ آیا به آن چه گرفتی راضی هستی و همسرت را ترک می کنی؟گفت: آری.جمیل به حاضران گفت: بر خیزید!گفتند: ای ابوعلی! نمی خواهی که پس از خلع، طلاق بخوانی؟گفت: نه.

قَالَ : وَ كَانَ جَعْفَرُ بْنُ سَمَاعَةَ يَقُولُ: يَتْبَعُهَا الطَّلَاقُ فِي الْعِدَّةِ، وَ يَحْتَجُ بِرِوَايَةِ مُوسَى بْنِ بَكْرٍ عَنِ الْعَبْدِ الصَّالِح علیه السَّلام:قَالَ : قَالَ عَلِيٌّ علیه السَّلام: الْمُخْتَلِعَةُ يَتْبَعُهَا الطَّلَاقُ مَا دَامَتْ فِي الْعِدَّةِ.10 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ فِي الْمُخْتَلِعَة :إِنَّهَا لَا تَحِلُّ لَهُ حَتَّى تَتُوبَ مِنْ قَوْلِهَا الَّذِي قَالَتْ لَهُ عِنْدَ الْخُلْعِ .### بخش شصت و چهارم#### طلاق مبارات(64 بَابُ الْمُبَارَاةِ)1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ جَمِيعاً عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ : سَأَلْتُهُ عَنِ الْمُبَارَاةِ كَيْفَ هِيَ ؟حسن بن محمّد گوید: و جعفر بن سماعه می گفت: «در دوران عدّه، طلاق در پيِ خلع می آید» او به روایت موسى بن بکر احتجاج می کرد که امام کاظم علیه السَّلام فرمود: امیرمؤمنان على علیه السَّلام فرمود:زنی که خلع کرده است، در پیِ آن طلاق می آید؛ تا زمانی که در عدّه باشد.10 - راوی گوید: امام صادق علیه السَّلام درباره زنی که خلع کرده است فرمود:برای شوهرش حلال نخواهد شد تا این که از خلعی که به شوهرش گفته بود، باز گردد.بخش شصت و چهارم: طلاق مبارات1 - سماعه گوید: از امام علیه السَّلام پرسیدم: طلاق مبارات چگونه است؟

فَقَالَ : يَكُونُ لِلْمَرْأَةِ شَيْءٌ عَلَى زَوْجِهَا مِنْ صَدَاقٍ أَوْ مِنْ غَيْرِهِ، وَ يَكُونُ قَدْ أَعْطَاهَا بَعْضَهُ فَيَكْرَهُ كُلُّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا، فَتَقُولُ الْمَرْأَةُ لِزَوْجِهَا: مَا أَخَذْتُ مِنْكَ فَهُوَ لِي وَ مَا بَقِيَ عَلَيْكَ فَهُوَ لَكَ، وَ أُبَارِئُكَ.فَيَقُولُ الرَّجُلُ لَهَا: فَإِنْ أَنْتِ رَجَعْتِ فِي شَيْءٍ مِمَّا تَرَكْتِ ، فَأَنَا أَحَقُّ بِبُضْعِكِ.1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ اَبِي جَعْفَر علیه السَّلام قَالَ :الْمُبَارِثَةُ يُؤْخَذُ مِنْهَا دُونَ، الصَّدَاقِ، وَ الْمُخْتَلِعَةُ يُؤْخَذُ مِنْهَا مَا شَاءَ أَوْ مَا تَرَاضَيَا عَلَيْهِ مِنْ صَدَاقٍ أَوْ أَكْثَرَ، وَإِنَّمَا صَارَتِ الْمُبَارِنَةُ يُؤْخَذُ مِنْهَا دُونَ الْمَهْرِ وَ المُخْتَلِعَةُ يُؤْخَذُ مِنْهَا مَا شَاءَ، لِأَنَّ الْمُخْتَلِعَةَ تَعْتَدِي فِي الْكَلَامِ وَ تَكَلَّمُ بِمَا لَا يَحِلُّ لَهَا.3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ عَنْ أَبِي الصَّبَّاح الْكِنَانِي قَالَ : قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:إِنْ بَارَأَتْ امْرَأَةٌ زَوْجَهَا فَهِيَ وَاحِدَةٌ ، وَ هُوَ خَاطِبٌ مِنَ الْخُطَّابِ .فرمود: این گونه است که زن چیزی مانند مهریّه و امثال آن بر عهده شوهرش دارد و شوهر قسمتی از آن را به او پرداخته است. پس هر کدام از زن و شوهر از دیگری بدش می آید. بنابر این زن به مرد می گوید: «هر مقداری که از تو گرفته ام از آن من باشد و هر چه که مانده برای تو باشد و من از تو جدا می شوم».پس مرد به او می گوید: بنابر این اگر تو به چیزی که آن را ترک نمودی، بازگردی؛ پس من به «بُضع» و همبستری با تو سزاوارترم.2 - زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:زنی که طلاق مبارات گرفته است، از او کمتر از مهریه اش را می گیرند و زنی که طلاق خلع گرفته است، از او به اندازه ای که شوهر بخواهد یا زن و شوهر بر آن توافق کنند _ به اندازه مهریه یا بیشتر _ می گیرند.همانا که از زنی که طلاق مبارات گرفته است ، کمتر از مهریّه می گیرند و از زنی که طلاق خلع گرفته است، به هر اندازه ای که شوهربخواهد می گیرند؛ به این جهت که زنی که طلاق خلع گرفته، در سخن گفتن زیاده روی کرده و سخنانی گفته که برایش جایز نیست.3- ابو صباح کنانی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:اگر زنی از شوهرش طلاق مبارات بگیرد، این یک طلاق به شمار می آید و شوهر، مانند یکی از خواستگاران خواهد بود.

4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنِ امْرَأَةٍ قَالَتْ لِزَوْجِهَا : لَكَ كَذَا وَكَذَا وَ خَلْ سَبِيلِي.فَقَالَ : هَذِهِ الْمُبَارَاةُ .5 - أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ ؛ وَ أَبُو الْعَبَّاسِ مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرٍ عَنْ أَيُّوبَ بْنِ نُوحٍ ؛ وَ حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ جَمِيعاً عَنْ سُفْيَانَ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ اَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ :الْمُبَارَاةُ تَقُولُ الْمَرْأَةُ لِزَوْجِهَا: لَكَ مَا عَلَيْكَ وَاتْرُكْنِي، أَوْ تَجْعَلُ لَهُ مِنْ قِبَلِهَا شَيْئاً فَيَتْرُكُهَا إِلَّا أَنَّهُ يَقُولُ : فَإِنِ ارْتَجَعْتِ فِي شَيْءٍ فَأَنَا أَمْلَكُ بِبُضْعِكِ، وَ لَا يَحِلُّ لِزَوْجِهَا أَنْ يَأْخُذَ مِنْهَا إِلَّا الْمَهْرَ فَمَا دُونَهُ.6 - حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:4 - محمّد بن مسلم گوید: از امام صادق علیه السَّلام درباره زنی که به شوهرش می گوید: «فلان مبلغ برای تو باشد و تو در مقابل آن مرا آزاد کن» سؤال کردم.فرمود: این همان طلاق مبارات است.5 - ابوبصیر گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:طلاق مبارات چنین است که زن به شوهرش بگوید: «آن چه که از حقوق من بر توست، از آن تو باشد و تو مرا رها کن». یا زن از خود چیزی به شوهر بدهد. پس شوهر او را رها کند.و به او بگوید: «اگر به چیزی رجوع کردی، من به بُضع و همبستری با تو سزاوارترم. و برای مرد جایز نیست که جز مهریّه - و یا کمتر از آن _ را از همسرش بگیرد.6 - عبدالله بن سنان گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

الْمُبَارِئَةُ تَقُولُ لِزَوْجِهَا : لَكَ مَا عَلَيْكَ وَبَارِثْنِي وَ يَتْرُكُهَا.قَالَ : قُلْتُ: فَيَقُولُ لَهَا: فَإِنِ ارْتَجَعْتِ فِي شَيْءٍ فَأَنَا أَمْلَكَ بِبُضْعِكِ .قَالَ : نَعَمْ .7 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ قَالَ :سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَن الرَّضَا علیه السَّلام عَنِ الْمَرْأَةِ تُبَارِئُ زَوْجَهَا أَوْ تَخْتَلِعُ مِنْهُ بِشَاهِدَيْنِ عَلَى طُهْرٍ مِنْ غَيْرِ جِمَاعِ هَلْ تَبِينُ مِنْهُ ؟فَقَالَ : إِذَا كَانَ ذَلِكَ عَلَى مَا ذَكَرْتَ فَنَعَمْ .قَالَ : قُلْتُ : قَدْ رُوِيَ لَنَا أَنَّهَا لَا تَبِينُ مِنْهُ حَتَّى يَتْبَعَهَا الطَّلَاقُ .قَالَ : فَلَيْسَ ذَلِكَ إِذا خُلْعاً .فَقُلْتُ : تَبِينُ مِنْهُ ؟قَالَ : نَعَمْ .مبارات این است که زن به شوهرش بگوید: «چیزی که بر عهده توست، از آنِ خودت باشد و در عوض آن با من مبارات کن» و مرد نیز او را ترک می کند.گفتم: مرد می تواند بگوید: «پس اگر به چیزی که ترک نمودی رجوع کردی، من به بضع و همبستری تو سزاوارترم».فرمود: آری.7 - محمّد بن اسماعیل گوید: از امام رضا علیه السَّلام پرسیدم: زنی در دوران پاکی که آمیزش نکرده است در حضور دو شاهد با شوهرش مبارات و یا خلع می کند؛ آیا از او جدا می شود؟فرمود: اگر همان طور باشد که گفتی؛ آری.گفتم: برای ما روایت شده است که از هم جدا نمی شوند، تا این که طلاق نیز در پیِ آن بیاید.فرمود: در این صورت که خلع نخواهد بود.گفتم: بنابر این از شوهرش جدا می شود؟فرمود: آری.

8 - مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ وَأَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ جَمِيعاً عَنْ صَفْوَانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ الْحَجَّاجِ قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام هَلْ يَكُونُ خُلْعٌ أَوْ مُبَارَاةٌ إِلَّا بِطُهْرٍ ؟فَقَالَ : لَا يَكُونُ إِلَّا بِطُهْرٍ.9 - صَفْوَانُ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُسْكَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلاموَصَفْوَانُ عَنْ عَنْبَسَةَ بْنِ مُصْعَبٍ عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ :لَا يَكُونُ طَلَاقُ وَ لَا تَخْيِيرٌ وَ لَا مُبَارَاةٌ إِلَّا عَلَى طُهْرٍ مِنْ غَيْرِ جِمَاعِ بِشُهُودٍ.10 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ : قَالَ :لَا طَلَاقَ وَ لَا خُلْعَ وَ لَا مُبَارَاةَ وَ لَا خِيَارَ إِلَّا عَلَى طُهْرٍ مِنْ غَيْرِ جِمَاعِ .8 - عبدالرحمان بن حجّاج گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: آیا خلع و مبارات جز در دوران پاکیزگی زن صحیح و جایز است؟فرمود: خلع و مبارات فقط در دوران پاکیزگی خواهد بود.9 - سماعه گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:طلاق، حق انتخاب و مبارات فقط در دوران پاکیزگی زن که بدون انجام آمیزش و در حضور شاهدان انجام می گیرد.10 - محمّد بن مسلم گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:طلاق، خلع، مبارات و حق انتخاب فقط در دوران پاکیزگی زن و بدون آمیزش خواهد بود.

### بخش شصت و پنجم#### حكم عدّه، نفقه و مسکن زنی که خلع و یا مبارات کرده است(65 بَابُ عِدَّةِ الْمُخْتَلِعَةِ وَ الْمُبَارِئَةِ وَ نَفَقَتِهِمَا وَ سُكْنَاهُمَا)1 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ عَبْدِ الْكَرِيم عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ :عِدَّةَ المُخْتَلِعَةِ مِثْلَ عِدَّةِ الْمُطَلَّقَةِ وَخُلْعُهَا طَلَاقُهَا .2 - وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ الْكَرِيم عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ الله علیه السَّلام قَالَ :لَا تُمَتَّعُ الْمُخْتَلِعَةُ.3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرِ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيِّ قَالَ: المُخْتَلِعَةُ لَا تُمَتَّعُ .بخش شصت و پنجم: حكم عدّه، نفقه و مسکن زنی که خلع و یا مبارات کرده است1 - ابوبصیر گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:عده زنی که خلع کرده مانند زنی است که طلاقش داده اند و خلع زن، طلاق اوست.2 - حلبی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:به زنی که خلع کرده، متاع داده نمی شود.- نظیر این روایت را حلبی از امام علیه السَّلام نقل می کند.

4 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ الْوَشَّاءِ عَنْ أَبَانٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرِ علیه السَّلام عَنْ عِدَّةِ الْمُخْتَلِعَةِ كَمْ هِيَ ؟قَالَ : عِدَّةُ الْمُطَلَّقَةِ وَلْتَعْتَدَّ فِي بَيْتِهَا، وَ الْمُبَارِثَةُ بِمَنْزِلَةِ المُخْتَلِعَةِ .5 - حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ :عِدَّةُ المُخْتَلِعَة عِدَّةُ الْمُطَلَّقَةِ وَخُلْعُهَا طَلَاقُهَا .قَالَ : وَ سَأَلْتُهُ هَلْ تُمَتَّعُ بِشَيْءٍ ؟قَالَ : لا .6 - حُمَيْدٌ عَنِ الْحَسَنِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ دَاوُدَ بْنِ سِرْحَانَ عَنْ عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام فِي المُخْتَلعَة.قَالَ : عِدَّتُهَا عِدَّةُ الْمُطَلَّقَةِ ، وَ تَعْتَدُّ فِي بَيْتِهَا وَ الْمُخْتَلِعَةُ بِمَنْزِلَةِ الْمُبَارِئَةِ .4 - زراره گوید: از امام باقر علیه السَّلام پرسیدم: عدّۀ زنی که خلع کرده، چه مقدار است؟فرمود: مانند عدّه زنی که طلاق داده شده است. او باید در خانه اش عدّه نگه دارد وزنی که مبارات کرده، مانند زنی که خلع کرده است.5 - عبد الله بن سنان نظیر روایت یکم این بخش را از امام صادق علیه السَّلام نقل می کند و می افزاید:از آن حضرت پرسیدم: آیا زنی که خلع کرده چیزی به عنوان متاع داده می شود؟فرمود: نه.6 - داوود بن سرحان گوید: از امام صادق علیه السَّلام درباره زنی که خلع کرده پرسیدم.فرمود: مانند عدّه زنی که طلاق داده شده است. او باید در خانه اش عدّه نگه دارد و خلع کرده به سان زنی که مبارات کرده است.

7 - حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ زِيَادٍ وَ صَفْوَانَ عَنْ رِفَاعَةَ عَنْ اَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ :المُخْتَلِعَةُ لَا سُكْنَى لَهَا وَ لَا نَفَقَةً .8 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْبَرْقِيِّ عَنْ أَبِي الْبَخْتَرِيُّ عَنْ اَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ : قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام:لِكُلِّ مُطَلَّقَةٍ مُتْعَةٌ إِلَّا الْمُخْتَلِعَةَ ، فَإِنَّهَا اشْتَرَتْ نَفْسَهَا .9 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنِ ابْنِ رِئَابٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ :سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ اخْتَلَعَتْ مِنْهُ امْرَأَتُهُ أَيَحِلُّ لَهُ أَنْ يَخْطُبَ أُخْتَهَا مِنْ قَبْلِ أَنْ تَنْقَضِيَ عِدَّةُ الْمُخْتَلِعَةِ ؟قَالَ : نَعَمْ، قَدْ بَرِئَتْ عِصْمَتُهَا مِنْهُ وَ لَيْسَ لَهُ عَلَيْهَا رَجْعَةٌ.7- رفاعه گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:زنی که خلع کرده، نزد شوهرش نه حق مسکن دارد و نه نفقه.8 - ابو البختری گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:امیرمؤمنان علی علیه السَّلام فرمود: برای هر زنی که طلاق داده شده، متاعی است جز زنی که خلع کرده است، زیرا او خودش را خریداری نموده است.9 - ابوبصیر گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: مردی همسرش با او خلع کرده است. آیا او می تواند پیش از آن که عّده زن به پایان رسد، با خواهر زنش ازدواج کند؟فرمود: آری، زیرا مانع بودن زن از شوهرش ساقط شده است و مرد حق رجوع به همسرش را ندارد.

### بخش شصت و ششم#### ناسازگاری مردان(66 بَابُ النُّشُوز)1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ قَالَ : سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السَّلام عَنْ قَوْلِ اللهِ عَزَّوَجَل: (وَإِنِ امْرَأَةٌ خَافَتْ مِنْ بَعْلِهَا نُشُورًا أَوْ إغراضاً .)فَقَالَ : إِذَا كَانَ كَذَلِكَ فَهُمَّ بِطَلَاقِهَا قَالَتْ لَهُ : أَمْسِكْنِي وَ أَدَعَ لَكَ بَعْضَ مَا عَلَيْكَ وَأُحَلَّلَكَ مِنْ يَوْمِي وَ لَيْلَتِي ، حَلَّ لَهُ ذَلِكَ وَ لَا جُنَاحَ عَلَيْهِمَا.2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ : سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللهِ عَزَوَجَل: (وَ إِنِ امْرَأَةٌ خَافَتْ مِنْ بَعْلِهَا نُشُورًاً أَوْ إغراضاً .)فَقَالَ : هِيَ الْمَرْأَةُ تَكُونُ عِنْدَ الرَّجُلِ فَيَكْرَهُهَا، فَيَقُولُ لَهَا: إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أُطَلَّقَكِ .بخش شصت و ششم: ناسازگاری مردان1 - علی بن ابی حمزه گوید: از امام کاظم علیه السَّلام درباره گفتار خدا که می فرماید: «و اگر زنی از ناسازگاری یا روی گردانی همسرش بیم داشته باش» پرسیدم.فرمود: هرگاه چنین باشد و مرد تصمیم گیرد که زنش را طلاق دهد، زن به او می گوید: مرا نگه دار و من بخشی از حقوقی را که بر عهده توست برایت رها می کنم و تو را از شب و روز خود، آزاد و معاف می دارم»؛ برای شوهر حلال خواهد شد که چنین کند و گناهی بر آنان نیست.2 - حلبی گوید: از امام صادق علیه السَّلام درباره گفتار خدا که می فرماید: «و اگر زنی از ناسازگاری یا روی گردانی همسرش بیم داشته باشد» پرسیدم.فرمود: منظور زنی است که نزد مردی زندگی می کند که از او خوشش نمی آید. پس به او می گوید: «من می خواهم تو را طلاق دهم».

فَتَقُولُ لَهُ: لَا تَفْعَلْ إِنِّي أَكْرَهُ أَنْ تُشْمَتَ بِي ، وَ لَكِنِ انْظُرْ فِي لَيْلَتِي فَاصْنَعْ بِهَا مَا شِئْتَ ، وَ مَا كَانَ سِوَى ذَلِكَ مِنْ شَيْءٍ ، فَهُوَ لَكَ وَ دَعْنِي عَلَى حَالَتِي ، فَهُوَ قَوْلُهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى: ﴿فَلا جُنَاحَ عَلَيْهِما أَنْ يُصْلِحَا بَيْنَهُما صُلْحا وَهُوَ هَذَا الصُّلْحُ .)3 - حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ هَاشِمٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ :سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللهِ عَزَّوَجَل: (وَإِنِ امْرَأَةٌ خَافَتْ مِنْ بَعْلِهَا نُشُوراً أَوْ إِعْرَاضاً .)قَالَ : هَذَا تَكُونُ عِنْدَهُ الْمَرْأَةُ لَا تُعْجِبُهُ فَيُرِيدُ طَلَاقَهَا، فَتَقُولُ لَهُ : أَمْسِكْنِي وَ لَا تُطَلَّقْنِي وَ أَدَعَ لَكَ مَا عَلَى ظَهْرِكَ وَأُعْطِيَكَ مِنْ مَالِي وَأُحَلَّلَكَ مِنْ يَوْمِي وَ لَيْلَتِي ، فَقَدْ طَابَ ذَلِكَ لَهُ كُلُّهُ.زن می گوید: چنین نکن، من خوش ندارم که دشمن شاد شوم. اما شب را به من رسیدگی کن و در آن، هر کاری می خواهی انجام ده و غیر از آن، هر چه که هست؛ از آنِ تو باشد و مرا به همین حالت واگذار.پس این فرموده خداوند است که «مانعی ندارد و با هم صلح کنند» و این همان صلح است.3 - ابو بصیر گوید: از امام صادق علیه السَّلام دربارۀ گفتار خداوند متعال که می فرماید: «اگر زنی از ناسازگاری و یا روی گردانی همسرش داشته باشد» پرسیدم.فرمود: این در صورتی است که انسان همسری دارد که خوشایند او نیست، می خواهد او را طلاق بدهد. زن به او می گوید: مرا طلاق مده، من در برابر این محبت که از حق طلاقت استفاده نکنی، از حقوق خود می گذرم و از مال خودم هدیه ای تقدیم می کنم و حق بالین خود را بر تو حلال می کنم. با این قرار صلح، همۀ این حقوق بر شوهر او حلال خواهد شد.

### بخش شصت و هفتم#### داوری های خانوادگی و جدایی همسران(67 بَابُ الْحَكَمَيْنِ وَ الشَّقَاقِ)1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ قَالَ : سَأَلْتُ الْعَبْدَ الصَّالِحَ علیه السَّلام عَنْ قَوْلِ اللهِ عَزَّوَجَل: ﴿ وَ إِنْ خِفْتُمْ شِقَاقَ بَيْنِهِمَا فَابْعَثُوا حَكَماً مِنْ أَهْلِهِ وَ حَكَماً مِنْ أَهْلِهَا.)فَقَالَ : يَشْتَرِطُ الْحَكَمَانِ إِنْ شَاءَا فَرَّقَا وَ إِنْ شَاءَا جَمَعَا، فَفَرَّقَا أَوْ جَمَعَا جَازَ.2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ : سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَل: (فَابْعَثُوا حَكَما مِنْ أَهْلِهِ وَ حَكَماً مِنْ أَهْلِها.)قَالَ : لَيْسَ لِلْحَكَمَيْنِ أَنْ يُفَرِّقَا حَتَّى يَسْتَأْمِرَا الرَّجُلَ وَ الْمَرْأَةَ ، وَ يَشْتَرِطَا عَلَيْهِمَا إِنْ شِثْنَا جَمَعْنَا وَإِنْ شِئْنَا فَرَّقْنَا ، فَإِنْ جَمَعَا فَجَائِرٌ، فَإِنْ فَرَّقَا فَجَائِزٌ.بخش شصت و هفتم: داوری های خانوادگی و جدایی همسران1 - علی بن ابی حمزه گوید: از امام کاظم علیه السَّلام درباره گفتار خدا که می فرماید: «و اگر از جدایی میان آن دو بیم داشته باشید یک داور از خانوادۀ شوهر و یک داور از خانوادۀ زن برای رسیدگی بفرستید» پرسیدم.فرمود: دو داور شرط می کنند که اگر خواستند بین زن و شوهر جدایی می افکنند و اگر خواستند بین آنان آشتی می دهند. داوری آنها در هر دو صورت جایز است.2 - حلبی گوید: از امام صادق علیه السَّلام درباره گفتار خدا که می فرماید: «یک داور از خانوادۀ شوهر و یک داور از خانواده زن برای رسیدگی بفرستید» پرسیدم.فرمود: دو داور حق ندارند بین زن و شوهر جدایی افکنند تا این که از آنان اجازه بگیرند. و با آنان شرط می کنند که اگر خواستیم بین شما آشتی دهیم و اگر خواستیم جدایی می افکنیم. پس اگر آشتی دادند جایز است و اگر جدایی افکندند نیز جایز است.

3 - حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ ابْن سَمَاعَةَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْن جَبَلَةَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام فِى قَوْلِ اللهِ عَزَّوَجَل: (فَابْعَثُوا حَكَمَا مِنْ أَهْلِهِ وَ حَكَماً مِنْ أَهْلِهَا . قَالَ : الْحَكَمَانِ يَشْتَرِطَانِ إِنْ شَاءَا فَرَّقَا وَ إِنْ شَاءَا جَمَعَا فَإِنْ جَمَعَا فَجَائِزٌ وَ إِنْ فَرَّقَا فَجَائِزٌ.

4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ : سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنْ قَوْلِ اللهِ عَزَّوَجَل: (فَابْعَثُوا حَكَما مِنْ أَهْلِهِ وَ حَكَماً مِنْ أَهْلِها) أَ رَأَيْتَ إِنِ اسْتَأْذَنَ الْحَكَمَانِ فَقَالَا ِللرَّجُلِ وَ الْمَرْأَةِ : أَلَيْسَ قَدْ جَعَلْتُما أَمْرَكُمَا إِلَيْنَا فِي الْإِصْلَاح وَالتَّفْرِيقِ ؟

فَقَالَ الرَّجُلُ وَ الْمَرْأَةُ : نَعَمْ ، فَأَشْهَدَا بِذَلِكَ شُهُوداً عَلَيْهِمَا.

أَيَجُوزُ تَفْرِيقُهُمَا عَلَيْهِمَا ؟

قَالَ : نَعَمْ ، وَ لَكِنْ لَا يَكُونُ إِلَّا عَلَى طُهْرٍ مِنَ الْمَرْأَةِ مِنْ غَيْرِ جِمَاعِ مِنَ الزَّوْجِ.

3 - علی بن ابی حمزه گوید:

از امام کاظم لعلیه السَّلام درباره گفتار خدا که می فرماید: «یک داور از خانوادۀ شوهر و یک داور از خانوادۀ زن برای رسیدگی بفرستید» پرسیدم...

فرمود: دو داور شرط می کنند که اگر خواستند بین زن و شوهر جدایی می افکنند و اگر خواستند بین آنان آشتی می دهند. داوری آنها در هر دو صورت جایز است.

4 - سماعه گوید: از امام صادق علیه السَّلام درباره آیه «یک داور از خانواده شوهر و یک داور از خانوادۀ زن برای رسیدگی بفرستید» پرسیدم. به نظر شما اگر دو داور اجازه بگیرند و به زن و شوهر بگویند: «آیا چنین نیست که اختیار خودتان در مورد آشتی و جدایی را به ما سپرده اید؟!».

زن و شوهر بگویند : «آری». پس داوران در این خصوص بر زن و شوهر شاهد بگیرند؛ آیا جدایی که داوران بر زن و شوهر قرار می دهند لازم خواهد بود؟

فرمود: آری اما چنین نخواهد بود مگر در دوران پاکیزگی زن که شوهر با او آمیزش نکرده باشد.

قِيلَ لَهُ: أَ رَأَيْتَ إِنْ قَالَ أَحَدُ الْحَكَمَيْنِ : قَدْ فَرَّقْتُ بَيْنَهُمَا وَ قَالَ الْآخَرُ: لَمْ أُفَرِّقُ بَيْنَهُمَا.

فَقَال: لَا يَكُونُ تَفْرِيقٌ حَتَّى يَجْتَمِعا جَمِيعاً عَلَى التَّفْرِيقِ، فَإِذَا اجْتَمَعَا عَلَى التَّفْرِيقِ جَازَ تَفْرِيقُهُمَا.

5 - وَ عَنْهُ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَبَلَةَ وَ غَيْرِهِ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السَّلام قَالَ:

سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَل: (فَابْعَثُوا حَكَما مِنْ أَهْلِهِ وَ حَكَما مِنْ أَهْلِهَا ) .

قَالَ : لَيْسَ لِلْحَكَمَيْنِ أَنْ يُفَرِّقَا حَتَّى يَسْتَأْمِرَا.

سؤال شد: به نظر شما اگر یکی از داوران بگوید: «بین زن و شوهر جدایی افکندم» و دیگری بگوید: «بین آنان جدایی نمی اندازم» (چه حکمی دارد؟)

فرمود: جدایی نخواهد بود تا این که هر دو داور بر جدایی اتفاق نظر داشته باشند. پس هرگاه بر جدایی اتفاق کنند، جدایی زن و شوهر جایز خواهد بود.

5 - محمّد بن مسلم گوید: از امام (باقر علیه السَّلام و یا امام صادق علیه السَّلام) پرسیدم: خداوند متعال می فرماید: «یک داور از خانواده شوهر و یک داور از خانواده همسر برای رسیدگی بفرستید» پرسیدم.

فرمود: داوران حق ندارند که بین آن دو جدایی افکنند مگر از زن و شوهر اجازه بگیرند.

بخش شصت و هشتم

شوهری که گم شده است

(68) بَابُ الْمَفْقُودِ

1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام أَنَّهُ سُئِلَ عَن الْمَفْقُودِ.

فَقَالَ : الْمَفْقُودُ إِذَا مَضَى لَهُ أَرْبَعُ سِنِينَ بَعَثَ الْوَالِي، أَوْ يَكْتُبُ إِلَى النَّاحِيَةِ الَّتِي هُوَ غَائِبٌ فِيهَا ، فَإِنْ لَمْ يُوجَدْ لَهُ أَثَرٌ أَمَرَ الْوَالِي وَلِيَّهُ أَنْ يُنْفِقَ عَلَيْهَا فَمَا أَنْفَقَ عَلَيْهَا فَهِيَ امْرَأَتُهُ.

قَالَ : قُلْتُ : فَإِنَّهَا تَقُولُ : فَإِنِّي أُرِيدُ مَا تُرِيدُ النِّسَاءُ .

قَالَ : لَيْسَ ذَلِكَ لَهَا وَ لَا كَرَامَةَ ، فَإِنْ لَمْ يُنْفِقُ عَلَيْهَا وَلِيُّهُ أَوْ وَكِيلُهُ أَمَرَهُ أَنْ يُطَلَّقَهَا، فَكَانَ ذَلِكَ عَلَيْهَا طَلَاقاً واجباً .

بخش شصت و هشتم: شوهری که گم شده است

1 - حلبی گوید: از امام صادق علیه السَّلام درباره شوهری که مفقود شده است پرسیدند.

فرمود: هرگاه چهار سال از مفقود شدن شوهر بگذرد، حاکم به جست و جوی او می فرستد، یا نامه ای به منطقه ای که در آن گم شده است می فرستد. پس اگر اثری از او یافت نشد، حاکم به ولی او دستور می دهد که به زن نفقه دهد. پس تا هنگامی که ولیّ به او نفقه می دهد، او همسر شوهرش خواهد بود.

عرض کردم: اگر زن بگوید: من همان را که زنان می خواهند (یعنی آمیزش) خواستارم.

فرمود: او چنین حقی ندارد و از روی بزرگی نیست. پس اگر ولیّ یا وکیل شوهر به زن نفقه ندهد، حاکم به او دستور می دهد که زن را طلاق دهد. پس این، بر زن، طلاق واجبی است.

2 - عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَيْنَةَ عَنْ بُرَيْدِ بْنِ مُعَاوِيَةَ قَالَ : سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَن الْمَفْقُودِ كَيْفَ يُصْنَعُ بِامْرَأَتِهِ ؟

قَالَ : مَا سَكَتَتْ عَنْهُ وَ صَبَرَتْ يُخَلَّى عَنْهَا ، فَإِنْ هِيَ رَفَعَتْ أَمْرَهَا إِلَى الْوَالِي أَجْلَهَا أَرْبَعَ سِنِينَ ثُمَّ يَكْتُبُ إِلَى الصُّفْع الَّذِي فُقِدَ فِيهِ فَلْيُسْأَلْ عَنْهُ، فَإِنْ خُبَّرَ عَنْهُ بِحَيَاةٍ صَبَرَتْ وَإِنْ لَمْ يُخْبَرْ عَنْهُ بِشَيْءٍ حَتَّى تَمْضِيَ الْأَرْبَعُ سِنِينَ دُعِيَ وَلِيُّ الزَّوْحِ الْمَفْقُودِ.

فَقِيلَ لَهُ : هَلْ لِلْمَفْقُودِ مَالٌ ؟ فَإِنْ كَانَ لَهُ مَالٌ أُنْفِقَ عَلَيْهَا حَتَّى يُعْلَمَ حَيَاتُهُ مِنْ مَوْتِهِ وَإِنْ لَمْ يَكُنْ لَهُ مَالٌ قِيلَ لِلْوَلِي : أَنْفِقْ عَلَيْهَا ، فَإِنْ فَعَلَ فَلَا سَبِيلَ لَهَا إِلَى أَنْ تَتَزَوَّجَ وَ إِنْ لَمْ يُنْفِقُ عَلَيْهَا أَجْبَرَهُ الْوَالِي عَلَى أَنْ يُطَلَّقَ تَطْلِيقَةٌ فِي اسْتِقْبَالِ الْعِدَّةِ وَ هِيَ طَاهِرٌ فَيَصِيرُ طَلَاقُ الْوَلِيِّ طَلَاقَ الزَّوْجِ .

فَإِنْ جَاءَ زَوْجُهَا مِنْ قَبْلِ أَنْ تَنْقَضِيَ عِدَّتَهَا مِنْ يَوْمَ طَلَّقَهَا الْوَلِيُّ فَبَدَا لَهُ أَنْ يُرَاجِعَهَا فَهِيَ امْرَأَتُهُ وَ وَهِيَ عِنْدَهُ عَلَى تَطْلِيقَتَيْنِ ، فَإِنِ انْقَضَتِ الْعِدَّةُ قَبْلَ أَنْ يَجِيءَ أَوْ يُرَاجِعَ فَقَدْ حَلَّتْ لِلْأَزْوَاجِ وَ لَا سَبِيلَ لِلْأَوَّلِ عَلَيْهَا.

2 - بريد بن معاویه گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: شخصی مفقود شده، با همسرش چگونه رفتار می شود؟

فرمود: تا زمانی که زن سکوت کند و صبر نماید، کاری به کار او ندارند. پس اگر نزد حاکم شکایت نمود، حاکم به او چهار سال مهلت می دهد. سپس به ناحیه ای که شوهر در آن مفقود شده نامه می نویسد و درباره اش پرس و جو می کند. اگر خبر زنده بودنش آمد، زن باید صبر کند و اگر هیچ خبری نشد تا این که چهار سال گذشت، ولیّ شوهر مفقود را می آورند و به او می گویند: «آیا شوهر مفقود شده مالی دارد؟» اگر مالی داشت، از آن به زن نفقه داده می شود تا این که زنده یا مرده بودن مرد معلوم شود و اگر مالی نداشت، به ولیّ گفته می شود: «به زن نفقه بپرداز» پس اگر پرداخت، زن راهی ندارد که با دیگری ازدواج کند اگر نفقه ندهد، حاکم او را مجبور می کند که زن را در شروع عدّه _ در حالی که زن پاک است _ طلاق دهد. بنابر این طلاق ولیّ، طلاق شوهر محسوب می گردد.

پس اگر شوهر پیش از تمام شدن عدّه _ از روزی که ولیّ او را طلاق داده است _ بیاید و تصمیم بگیرد که به همسرش رجوع کند، پس زن، همسر اوست و نزد شوهر دو طلاق دیگر مهلت دارد. پس اگر پیش از آن که شوهر باز گردد و یا رجوع کند عدّه به پایان رسد، زن برای شوهران دیگر حلال شده است و مرد هیچ گونه دسترسی به او ندارد.

3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ عَنْ أَبِي الصَّبَّاحَ الْكِنَانِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام فِي امْرَأَةٍ غَابَ عَنْهَا زَوْجُهَا أَرْبَعَ سِنِينَ وَ لَمْ يُنْفَقُ عَلَيْهَا وَ لَا يُدْرَى أَحَيُّ هُوَ أَمْ مَيِّتٌ أَيُجْبَرُ وَلِيُّهُ عَلَى أَنْ يُطَلَّقَهَا؟

قَالَ : نَعَمْ ، وَ إِنْ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَلِيٌّ طَلَّقَهَا السُّلْطَانُ .

قُلْتُ : فَإِنْ قَالَ الْوَلِيُّ : أَنَا أُنْفِقُ عَلَيْهَا .

قَالَ : فَلَا يُجْبَرُ عَلَى طَلَاقِهَا .

قَالَ : قُلْتُ : أَ رَأَيْتَ إِنْ قَالَتْ : أَنَا أُرِيدُ مِثْلَ مَا تُرِيدُ النِّسَاءُ وَ لَا أَصْبِرُ وَ لَا أَقْعُدُ كَمَا أَنَا.

قَالَ : لَيْسَ لَهَا ذَلِكَ وَ لَا كَرَامَةَ إِذَا أَنْفَقَ عَلَيْهَا.

4 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ جمِيعاً عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ : قَالَ : سَأَلْتُهُ عَنِ الْمَفْقُودِ.

3 - ابو صباح کنانی گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: شوهر زنی چهار سال مفقود شده و به زن نفقه نمی دهد و معلوم نیست که مرد زنده است یا مرده؛ آیا ولیّ شوهر مجبور می شود که زن را طلاق دهد؟

فرمود: آری. و اگر ولیّ نداشته باشد، حاکم او را طلاق می دهد.

عرض کردم : اگر ولیّ بگوید: «من نفقه زن را می پردازم » (چطور؟)

فرمود: مجبور به طلاق دادن زن نخواهد شد.

عرض کردم: به نظر شما اگر زن بگوید: «من آن چه را که زنان می خواهند (نزدیکی) را می خواهم و صبر نخواهم کرد و همین طور نخواهم نشست»؟

فرمود: او چنین حقی ندارد؛ اصلا اعتنایی به سخن او نمی شود؛ اگر نفقه به او پرداخت شود.

4 - سماعه گوید: از امام علیه السَّلام درباره مردی که مفقود شده است پرسیدم.

فَقَالَ : إِنْ عَلِمَتْ أَنَّهُ فِي أَرْضِ فَهِيَ مُنْتَظِرَةٌ لَهُ أَبَداً حَتَّى تَأْتِيَهَا مَوْتُهُ، أَوْ يَأْتِيَهَا طَلَاقُهُ وَ إِنْ لَمْ تَعْلَمْ أَيْنَ هُوَ مِنَ الْأَرْضِ كُلَّهَا وَ لَمْ يَأْتِهَا مِنْهُ كِتَابٌ وَ لَا خَبَرٌ، فَإِنَّهَا تَأْتِي الْإِمَامَ فَيَأْمُرُهَا أَنْ تَنْتَظِرَ أَرْبَعَ سِنِينَ فَيُطْلَبُ فِي الْأَرْضِ ، فَإِنْ لَمْ يُوجَدْ لَهُ أَثَرٌ حَتَّى تَمْضِيَ الْأَرْبَعُ سِنِينَ أَمَرَهَا أَنْ تَعْتَدَّ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَعَشْراً ثُمَّ تَحِلُّ لِلرِّجَالِ ، فَإِنْ قَدِمَ زَوْجُهَا بَعْدَ مَا تَنْقَضِي عِدَّتُهَا فَلَيْسَ لَهُ عَلَيْهَا رَجْعَةٌ وَإِنْ قَدِمَ وَ هِيَ فِي عِدَّتِهَا أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَعَشْراً فَهُوَ أَمْلَكُ بِرَجْعَتِهَا .

بخش شصت و نهم

حکم زنی که پس از خبر مرگ شوهرش یا طلاق دادن او عدّه نگه می داردُّ و ازدواج می کند

(69) بَابُ الْمَرْأَةِ يَبْلُغُهَا مَوْتُ زَوْجِهَا أَوْ طَلَاقُهَا

فَتَعْتَدُّ ثُمَّ تَزَوَّجُ فَيَجِيءُ زَوْجُهَا

1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:

فرمود: اگر زن بداند که شوهرش در سرزمینی است، باید برای همیشه منتظر بماند تا این که خبر مرگ یا طلاق دادن شوهرش به او برسد و اگر نداند که در چه جای زمین است و هیچ نامه و خبری از شوهرش به او نرسد، نزد حاکم می آید و حاکم به او دستور می دهد که چهار سال منتظر بماند. پس حاکم در سرزمین ها در پی مرد می گردد، پس اگر از مرد اثری یافت نشد تا این که چهار سال گذشت، به زن دستور می دهد که چهار ماه و ده روز عدّه نگه دارد، زن برای مردان دیگر حلال می شود.

پس اگر پس از پایان عدّه، شوهر بیاید، حق رجوع ندارد و اگر شوهر در دوران عدّه _ که چهار ماه و ده روز است _ بیاید به رجوع سزاوارتر است.

بخش شصت و نهم: حکم زنی که پس از خبر مرگ شوهرش یا طلاق دادن او عدّه نگه می داردُّ و ازدواج می کند .

1 - زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:

إِذَا نُعِيَ الرَّجُلُ إِلَى أَهْلِهِ أَوْ خَبَّرُوهَا أَنَّهُ طَلَّقَهَا فَاعْتَدَّتْ ثُمَّ تَزَوَّجَتْ فَجَاءَ زَوْجُهَا بَعْدُ ، فَإِنَّ الْأَوَّلَ أَحَقُّ بِهَا مِنْ هَذَا الآخَرِ دَخَلَ بِهَا أَوْ لَمْ يَدْخُلْ بِهَا، وَ لَهَا مِنَ لأَخِيرِ الْمَهْرُ بِمَا اسْتَحَلَّ مِنْ فَرْجِهَا.

قَالَ : وَ لَيْسَ لِلآخَرِ أَنْ يَتَزَوَّجَهَا أَبَداً .

أَبُو الْعَبَّاسِ الرَّزَّازُ مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرٍ عَنْ أَيُّوبَ بْنِ نُوحٍ وَ أَبُو عَلِيَّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنْ صَفْوَانَ عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام مِثْلَهُ .

2 - مُحَمَّدٌ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنِ الْعَلَاءِ وَ أَبِي أَيُّوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:

سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلَيْنِ شَهِدَا عَلَى رَجُلٍ غَائِبٍ عِنْدَ امْرَأَةٍ أَنَّهُ طَلَّقَهَا فَاعْتَدَّتِ الْمَرْأَةُ وَ تَزَوَّجَتْ، ثُمَّ إِنَّ الزَّوْجَ الْغَائِبَ قَدِمَ فَزَعَمَ أَنَّهُ لَمْ يُطَلِّقْهَا وَأَكْذَبَ نَفْسَهُ أَحَدُ الشَّاهِدَيْنِ.

اگر به زن اطلاع دهند که شوهرت از دنیا رفت و یا تو را طلاق داد و آن زن عدّه نگه دارد سپس ازدواج کند، بعد شوهر اول بیاید؛ همو شایسته است که زن خود را به منزل ببرد. چه شوهر دوم، با او نزدیکی کرده باشد و چه نکرده باشد. اگر آمیزش کرده، مهریّۀ شوهر دوم برای زن حلال است از آن رو که با پرداخت همین مهریّه. بستر او را بر خود حلال کرده است.

فرمود: و شوهر دوم برای همیشه نمی تواند با این زن ازدواج کند.

2 - محمّد بن مسلم گوید: از امام باقر علیه السَّلام پرسیدم: دو نفر گواه نزد زنی می آیند و گواهی می دهند که شوهرت تو را طلاق داده است و آن زن عدّه نگه میدارد و ازدواج می کند. بعد شوهر اول از سفر می آید و ادّعا می کند که زن را طلاق نداده است. یکی از دو شاهد نیز اعتراف می کند که دروغ گفته است. (تکلیف این دو شوهر چیست؟)

فَقَالَ : لَا سَبِيلَ لِلْأَخِيرِ عَلَيْهَا وَ يُؤْخَذُ الصَّدَاقُ مِنَ الَّذِي شَهِدَ فَيُرَدُّ عَلَى وَ الْأَوَّلُ أَمْلَك بِهَا وَ تَعْتَدُّ مِنَ الأَخِيرِ وَلَا يَقْرَبُهَا الْأَوَّلُ حَتَّى تَنْقَضِيَ

الأخير عِدَّتُهَا.

3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ نَجْرَانَ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَيْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ قَيْسٍ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السَّلام عَنْ رَجُلٍ حَسِبَ أَهْلُهُ أَنَّهُ قَدْ مَاتَ أَوْ قُتِلَ، فَنَكَحَتِ امْرَأَتُهُ وَ تَزَوَّجَتْ سُرِّيَّتُهُ، فَوَلَدَتْ كُلُّ وَاحِدَةٍ مِنْهُمَا مِنْ زَوْجِهَا فَجَاءَ زَوْجُهَا الْأَوَّلُ وَ مَوْلَى السُّرِّيَّةِ.

قَالَ : فَقَالَ : يَأْخُذُ امْرَأَتَهُ فَهُوَ أَحَقُّ بِهَا وَ يَأْخُذُ سُرِّيَّتَهُ وَ وَلَدَهَا، أَوْ يَأْخُذُ عِوَضاً مِنْ ثَمَنِهِ.

فرمود: شوهر دوم حقی به آن زن ندارد. مهریّه پرداختی را از گواه دریافت می کنند و به شوهر دوم می دهند. شوهر اول شایسته تر است که زن را به خانۀ خود ببرد. زن باید از شوهر دوم، عدّه نگه دارد و شوهر اول حق ندارد با زن خود نزدیکی کند تا عدّۀ او به سر آید.

3 - محمّد بن قیس گوید: از امام باقر علیه السَّلام پرسیدم: خانواده مردی گمان می کنند که او مرده یا به قتل رسیده است. پس همسرش با مرد دیگری ازدواج می کند. کنیز او نیز ازدواج می کند. پس هر کدامشان از شوهر خود فرزندی می آورند. پس از آن، مرد و مولا باز می گردد (چه حکمی دارد؟)

فرمود: همسرش را باز می گیرد؛ زیرا او نسبت به همسرش از شوهر دوم شایسته تر است و کنیزش و فرزند او را نیز می گیرد و یا به جای فرزند کنیز، قیمتش را می گیرد.

4 - مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عَبْدِ الحَمِيدِ عَنْ أَبِي بَصِيرِ وَ غَيْرِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام أَنَّهُ قَالَ فِي شَاهِدَيْنِ شَهِدَا عَلَى امْرَأَةٍ بِأَنَّ زَوْجَهَا طُلَّقَهَا أَوْ مَاتَ فَتَزَوَّجَتْ ثُمَّ جَاءَ زَوْجُهَا .

قَالَ : يُضْرَبَانِ الْحَدَّ وَ يُضَمَّنَانِ الصَّدَاقَ لِلزَّوْجِ بِمَا غَرَّاهُ ، ثُمَّ تَعْتَدُّ وَ تَرْجِعُ إِلَى زَوْجِهَا الْأَوَّلِ.

5 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ نَصْرِ عَنْ عَبْدِ الْكَرِيم عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام قَالَ :

إِذَا نُعِيَ الرَّجُلُ إِلَى أَهْلِهِ أَوْ خَبَّرُوهَا أَنَّهُ قَدْ طَلَّقَهَا فَاعْتَدَّتْ ثُمَّ تَزَوَّجَتْ فَجَاءَ زَوْجُهَا الْأَوَّلُ .

قَالَ : الْأَوَّلُ أَحَقُّ بِهَا مِنَ الآخَرِ دَخَلَ بِهَا أَوْ لَمْ يَدْخُلْ بِهَا وَ لَهَا مِنَ الْآخَرِ الْمَهْرُ بِمَا اسْتَحَلَّ مِنْ فَرْجِهَا.

4 - ابوبصیر و دیگران گویند: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: دو شاهد نزد زنی شهادت می دهند که شوهرش او را طلاق داده یا از دنیا رفته است. زن نیز با مرد دیگری ازدواج می کند. سپس شوهر اول باز می گردد (چه حکمی دارد؟)

فرمود: دو شاهد حد زده می شوند و بدین جهت که شوهر دوم را فریب داده اند، ضامن پرداخت مهریه به او هستند. سپس زن عدّه نگه می دارد و نزد شوهر اولش باز می گردد.

5 - زراره گوید: از امام باقر علیه السَّلام پرسیدم: اگر به زن اطلاع دهند که شوهرت از دنیا رفت و یا تو را طلاق داد و آن زن عدّه نگه دارد سپس ازدواج کند، بعد شوهر اول بیاید (چه حکمی دارد؟)

فرمود: همان شوهر اول شایسته است که زن خود را به منزل ببرد. ولی شوهر دوم، چه با زن نزدیکی کرده و چه نکرده باشد، اگر آمیزش کرده، مهریّۀ شوهر دوم برای زن حلال است، از آن رو که با پرداخت همین مهریّه، بستر زن را بر خود حلال کرده است.

بخش هفتادم

حکم زنی که خبر مرگ شوهرش یا طلاق دادنش می رسد و ازدواج می کند ...

(70) بَابُ الْمَرْأَةِ يَبْلُغُهَا نَعْيُ زَوْجِهَا أَوْ طَلَاقُهُ فَتَتَزَوَّجُ فَيَجِيءُ زَوْجُهَا الْأَوَّلُ فَيُفَارِقَانِهَا جَمِيعاً

1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ :

سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السَّلام عَنِ امْرَأَةٍ نُعِيَ إِلَيْهَا زَوْجُهَا فَاعْتَدَّتْ وَ تَزَوَّجَتْ فَجَاءَ زَوْجُهَا الْأَوَّلُ فَفَارَقَهَا وَفَارَقَهَا الْآخَرُ كَمْ تَعْتَدُّ لِلنَّاسِ ؟

قَالَ : ثَلَاثَةَ قُرُوءٍ وَإِنَّمَا يُسْتَبْرَأُ رَحِمُهَا بِثَلَاثَةِ قُرُوءٍ تُحِلُّهَا لِلنَّاسِ كُلِّهِمْ.

قَالَ زُرَارَةُ : وَ ذَلِكَ أَنَّ أُناساً قَالُوا : تَعْتَدُّ عِدَّتَيْن مِنْ كُلِّ وَاحِدٍ عِدَّةً .

فَأَبَى ذَلِكَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ : تَعْتَدُّ ثَلَاثَةَ قُرُوءٍ فَتَحِلُّ لِلرِّجَالِ.

بخش هفتادم: حکم زنی که خبر مرگ شوهرش یا طلاق دادنش می رسد و ازدواج می کند ...

1 - زراره گوید: از امام باقر علیه السَّلام پرسیدم: به زنی اطّلاع می دهند که شوهرت از این دنیا رفت و او عدّۀ وفات می گیرد، سپس ازدواج می کند. وقتی شوهر اول از سفر باز می گردد او را طلاق می دهد و شوهر دوم نیز از او جدا می شود. این زن تا چند ماه باید عدّه نگه دارد تا بتواند شوهر کند؟

فرمود: سه نوبت عادت ماهیانه کافی است. رحم هر زنی با سه نوبت عادت ماهیانه به طور کامل تبرئه می شود و زن را برای شوهر حلال می سازد.

زراره می گوید: جمعی از فقهای اهل سنت فتوا می دهند که این زن باید دو نوبت عدّه نگه دارد. (یک عدّه از شوهر اول و یک عدّه از شوهر دوم).

امام باقر علیه السَّلام این فتوا را مردود می دانست و فرمود: سه نوبت عادت ماهیانه عدّه نگه می دارد و برای مردان حلال می گردد.

2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مَرَّارٍ عَنْ يُونُسَ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ امْرَأَةٍ نُعِي إِلَيْهَا زَوْجُهَا فَتَزَوَّجَتْ ثُمَّ قَدِمَ زَوْجُهَا الْأَوَّلُ فَطَلَّقَهَا وَطَلَّقَهَا الآخَرُ.

قَالَ : فَقَالَ إِبْرَاهِيمُ النَّخَعِيُّ: عَلَيْهَا أَنْ تَعْتَدُ عِدَّتَيْنِ .

فَحَمَلَهَا زُرَارَةُ إِلَى أَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام : فَقَالَ : عَلَيْهَا عِدَّةٌ وَاحِدَةٌ.

بخش هفتاد و یکم

عدّه زنی که از مردی اخته طلاق گرفته است

(71) بَابُ عِدَّةِ الْمَرْأَةِ مِنَ الْخَصِيِّ

1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ جَمِيلِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ أَبِي عُبَيْدَةَ قَالَ :

سُئِلَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السَّلام عَنْ خَصِيٌّ تَزَوَّجَ امْرَأَةٌ وَ فَرَضَ لَهَا صَدَافَاً وَ هِيَ تَعْلَمُ أَنَّهُ خَصِيٌّ .

فَقَالَ : جَائِرٌ .

2 - راوی گوید: ابراهیم نخعی در مورد زنی که خبر فوت شوهرش به او می رسد پس او ازدواج می کند. سپس شوهر اول می آید و شوهر اول و دوم هر دو او را طلاق می دهند گوید: باید دو عدّه نگه دارد.

پس زراره این حکم را به امام باقر علیه السَّلام کرد، فرمود: باید یک عدّه نگه دارد.

بخش هفتاد و یکم: عدّه زنی که از مردی اخته طلاق گرفته است

1 - ابو عبیده گوید: از امام باقر علیه السَّلام پرسیدند:

مردی اخته با زنی ازدواج می کند و برای او مهریه ای نیز قرار می دهد و زن از اخته بودن مرد مطلع است (حکمش چیست؟)

فرمود: این ازدواج جایز است.

فَقِيلَ : إِنَّهُ مَكَثَ مَعَهَا مَا شَاءَ اللهُ ثُمَّ طَلَّقَهَا هَلْ عَلَيْهَا عِدَّةٌ. قَالَ : نَعَمْ ، أَلَيْسَ قَدْ لَذَّ مِنْهَا وَ لَذَّتْ مِنْهُ ؟

قِيلَ لَهُ : فَهَلْ كَانَ عَلَيْهَا فِيمَا كَانَ يَكُونُ مِنْهُ وَ مِنْهَا غُسْلُ ؟

قَالَ : فَقَالَ : إِنْ كَانَتْ إِذَا كَانَ ذَلِكَ مِنْهُ أَمْنَتْ ، فَإِنَّ عَلَيْهَا غُسْلاً.

قِيلَ لَهُ : فَلَهُ أَنْ يَرْجِعَ عَلَيْهَا بِشَيْءٍ مِنْ صَدَاقِهَا إِذَا طَلَّقَهَا؟

فَقَالَ : لا .

بخش هفتاد و دوم

مردی که پس از ازدواج دیوانه می شود

(72) بَابٌ فِي الْمُصَابِ بِعَقْلِهِ بَعْدَ التَّزْوِيج

1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ حَمْزَةَ قَالَ : سُئِلَ أَبُو إِبْرَاهِيمَ علیه السَّلام عن الْمَرْأَةِ يَكُونُ لَهَا زَوْجٌ وَ قَدْ أُصِيبَ فِي عَقْلِهِ مِنْ بَعْدِ مَا تَزَوَّجَهَا أَوْ عَرَضَ لَهُ جُنُونٌ .

گفته شد: مرد مدتی که خدا بخواهد نزد همسرش می ماند، طلاقش می دهد. آیا زن باید عدّه نگه دارد؟

فرمود: آری. مگر نه این است که مرد از او لذّت برده و او نیز از مرد لذّت برده است؟!

گفته شد: بنابراین آیا به جهت عملی که انجام می دهند زن باید غسل کند؟

فرمود: هنگامی که مرد چنین نمود ، از زن منی خارج شد، غسل بر عهده زن می آید.

گفته شد: بنابر این در صورتی که طلاق دهد مرد حق دارد مقداری از مهریه را از همسرش بازپس بگیرد؟

فرمود: نه.

بخش هفتاد و دوم: مردی که پس از ازدواج دیوانه می شود

1 - على بن ابى حمزه گوید: از امام کاظم علیه السَّلام سؤال شد: مردی همسری دارد. این مرد پس از ازدواج عقلش معیوب می شود یا دچار دیوانگی می شود (همسرش چه کند؟)

فَقَالَ لَهَا: أَنْ تَنْزِعَ نَفْسَهَا مِنْهُ إِنْ شَاءَتْ .

بخش هفتاد و سوم

حکم ظهار

(73) بَابُ الظُّهَارِ

1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ أَبِي وَلَّادٍ الْحَنَّاطِ عَنْ حُمْرَانَ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام قَالَ : إِنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام قَالَ :

إِنَّ امْرَأَةٌ مِنَ الْمُسْلِمِينَ أَتَتْ رَسُولَ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله فَقَالَتْ : يَا رَسُولُ ! إِنَّ فُلَانًا زَوْجِي قَدْ نَثَرْتُ لَهُ بَطْنِي وَأَعَنْتُهُ عَلَى دُنْيَاهُ وَ آخِرَتِهِ فَلَمْ يَرَ مِنِّي مَكْرُوهَا، وَ أَنَا أَشْكُوهُ إِلَى اللهِ عَزَّوَجَل وَ إِلَيْكَ .

قَالَ : مِمَّا تَشْتَكِينَهُ ؟

قَالَتْ لَهُ : إِنَّهُ قَالَ لِيَ الْيَوْمَ : أَنْتِ عَلَيَّ حَرَامٌ كَظَهْرِ أُمِّي وَ قَدْ أَخْرَجَنِي مِنْ مَنْزِلِي ، فَانْظُرْ فِي أَمْرِي .

فرمود: زن در صورتی که بخواهد حق دارد خود را از او جدا کند.

بخش هفتاد و سوم: حكم ظهار ظهار (1)

1 - حمران گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود: امیر مؤمنان علی علیه السَّلام فرمود:

زن مسلمانی نزد پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله آمده و عرض کرد: ای پیامبر خدا! فلانی شوهر من است. من برای او فرزندان زیادی آوردم و او را بر دنیا و آخرتش یاری نمودم. پس هیچ چیز ناپسندی از من ندیده است و اکنون من از او به خداوند و شما شکایت می کنم.

پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله فرمود: از چه چیزی شکایت داری؟

عرض کرد: شوهرم امروز به من گفته است: «تو برای من به سان کمر مادرم هستی» و مرا از خانه ام بیرون نموده است، پس بر مسأله من نظارت نما.


1) ظهار یعنی مردی به زنش بگوید: تو به سان مادر من هستی

فَقَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله: مَا أَنْزَلَ اللهُ عَلَيَّ كِتَاباً أَقْضِي بِهِ بَيْنَكَ وَ بَيْنَ زَوْجِكِ وَ أَنَا اَكْرَهُ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْمُتَكَلِّفِينَ.

فَجَعَلَتْ تَبْكِي وَ تَشْتَكِي مَا بِهَا إِلَى اللهِ وَ إِلَى رَسُولِهِ ، وَ انْصَرَفَتْ .

فَسَمِعَ اللَّهُ عَزَّوَجَل وَ مُحَاوَرَتَهَا لِرَسُولِهِ صلَّى اللهُ عليه وآله فِي زَوْجِهَا وَ مَا شَكَتْ إِلَيْهِ ، فَأَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّوَجَل وَ بِذَلِكَ قُرْآناً : (بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ قَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّتِي تُجَادِلُكَ فِي زَوْجِهَا وَ تَشْتَكِي إِلَى اللَّهِ وَ اللهُ يَسْمَعُ تَحَاوُرَكُمَا ) _ يَعْنِي مُحَاوَرَتَهَا لِرَسُولِ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله _ فِي زَوْجِهَا إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ بَصِيرٌ الَّذِينَ يُظَاهِرُونَ مِنْكُمْ مِنْ نِسَائِهِمْ مَا هُنَّ أُمَّهَاتِهِمْ إِنْ أُمَّهَاتُهُمْ إِلَّا اللَّائِي وَلَدْتَهُمْ وَإِنَّهُمْ لَيَقُولُونَ مُنْكَراً مِنَ الْقَوْلِ وَزُوراً وَ إِنَّ اللَّهَ لَعَفُوٌّ غَفُورٌ .)فَبَعَثَ رَسُولُ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله إِلَى الْمَرْأَةِ ، فَأَتَتْهُ فَقَالَ لَهَا: حِينِينِي بِزَوْجِكِ .فَأَتَتْهُ فَقَالَ لَهُ : أَ قُلْتَ لِامْرَأَتِكَ هَذِهِ : أَنْتِ عَلَيَّ حَرَامٌ كَظَهْرِ أَمِّي ؟قَالَ : قَدْ قُلْتُ لَهَا ذَلِكَ .فرمود: خداوند برای من کتابی نفرستاده که با آن بین تو و شوهرت داوری کنم و من کراهت دارم که از کسانی باشم که خود را به زحمت افکنند.زن می گریست و از آن چه که بر سرش آمده بود به خدا و پیامبرش شکایت می نمود و رفت.خداوند سخن آن زن با پیامبر خود را درباره شوهرش و شکایت او را شنید و در این مورد آیه نازل نمود که: «به نام خداوند بخشنده مهربان. خداوند سخن زنی را که دربارۀ شوهرش به تو مراجعه کرده و به خدا شکایت می کرد؛ شنید و خداوند شنوا و بیناست. کسانی از شما به زنان خود ظهار می کنند (و به سان مادر می انگارند آنان مادرانشان نیستند؛ مادرانشان فقط کسانی هستند که آنها را به دنیا آورده اند، آنان سخن زشت و باطل می گویند و خداوند بخشنده و آمرزنده است».)پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله در پی زن فرستاد و زن آمد. پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله به او فرمود: شوهرت را نزد من بیاور.زن شوهرش را آورد. پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله به مرد فرمود: آیا تو این سخن را به همسرت گفتی که «تو برای من به سان مادرم هستی»؟مرد عرض کرد: آری چنین سخنی به او گفته ام.

فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله : قَدْ أَنْزَلَ اللهُ عَزَوَّجَل فِيكَ وَ فِي امْرَأَتِكَ قُرْآنًا، فَقَرَأَ عَلَيْهِ مَا أَنْزَلَ اللهُ مِنْ قَوْلِهِ : (قَدْ سَمِعَ اللهُ قَوْلَ الَّتِي تُجَادِلُكَ فِي زَوْجِهَا ... إِلَى قَوْلِهِ : (إِنَّ اللَّهَ لَعَفُوٌّ غَفُورٌ) فَضُمَّ امْرَأَتَكَ إِلَيْكَ فَإِنَّكَ قَدْ قُلْتَ مُنْكَراً مِنَ الْقَوْلِ وَ زُوراً قَدْ عَفَا اللَّهُ عَنْكَ وَ غَفَرَ لَكَ فَلَا تَعُدْ .)فَانْصَرَفَ الرَّجُلُ وَ هُوَ نَادِمٌ عَلَى مَا قَالَ لِامْرَأَتِهِ ، وَ كَرِهَ اللَّهُ ذَلِكَ لِلْمُؤْمِنِينَ بَعْدُ ، فَأَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّوَجَل: ﴿وَ الَّذِينَ يُظَاهِرُونَ مِنْ نِسَائِهِمْ ثُمَّ يَعُودُونَ لِمَا قَالُوا - يَعْنِي لِمَا قَالَ الرَّجُلُ الْأَوَّلُ لِامْرَأَتِهِ : أَنْتِ عَلَى حَرَامٌ كَظَهْرِ أُمِّي . قَالَ : فَمَنْ قَالَهَا بَعْدَ مَا عَفَا اللهُ وَ غَفَرَ لِلرَّجُلِ الْأَوَّلِ، فَإِنَّ عَلَيْهِ فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَتَماسًا يَعْنِي مُجَامَعَتَهَا (ذَلِكُمْ تُوعَظُونَ بِهِ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ. فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيَامُ شَهْرَيْنِ مُتَتَابِعَيْنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَتَاسًا فَمَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ فَإِطْعَامُ سِتِّينَ مِسْكِيناً ) .

فَجَعَلَ اللهُ عُقُوبَةَ مَنْ ظَاهَرَ بَعْدَ النَّهى هَذَا وَ قَالَ ذلِكَ (لِتُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ ).

فرمود: به راستی که خداوند درباره تو و همسرت آیهای نازل نمود. آن گاه آیاتی را که خداوند بر ایشان نازل نموده از آیه: (قد سمع ) تا (ان الله لعفو غفور) برای مرد خواند و فرمود: همسرت را نزد خود نگه دار! زیرا تو سخن ناپسند و زورگویانه ای گفته ای. خداوند از تو درگذشت و تو را بخشید؛ پس دیگر چنین نکن.

مرد در حالی که از آن چه که به همسرش گفته بود، پشیمان شده بود، رفت. پس از آن زمان خداوند «ظهار» را برای مسلمانان مکروه و ناپسند داشت و آیه نازل نمود که وکسانی که با زنانشان ظهار می کنند سپس آن چه را که گفتند تکرار می کنند؛ یعنی آن چه را که نفر اول (شخص مذکور در داستان) به همسرش گفت: «تو برای من به سان مادرم هستی».

پس هر کس این را بگوید _ پس از آن که خداوند نفر اول را بخشید و آمرزید _ بر اوست که پیش از این که با او همبستر شود برده ای را آزاد کند، «این دستوری است که به آن پند داده می شوید و خدا به آن چه انجام می دهید آگاه است. پس هر که توان آزادی برده ندارد دو ماه پیاپی پیش از آمیزش روزه بگیرد و کسی که این را هم نتواند شصت بینوا را اطعام کند».

خداوند از آن که نهی نمود، برای کسی که ظهار کند عقوبتی قرار داد و فرمود: «تا به خدا و پیامبرش ایمان بیاورید».

وَتِلْكَ حُدُودُ اللهِ فَجَعَلَ اللَّهُ عَزَّوَجَل وَ هَذَا حَدَّ الظَّهَارِ .

قَالَ حُمْرَانُ : قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السَّلام: وَ لَا يَكُونُ ظِهَارٌ فِي يَمِينٍ وَ لَا فِي إِضْرَارٍ وَ لَا غَضَبٍ ، وَ لَا يَكُونُ ظِهَارٌ إِلَّا عَلَى طُهْرٍ بِغَيْرِ جِمَاعِ بِشَهَادَةِ شَاهِدَيْنِ مُسْلِمَيْنِ.

2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ عُبَيْدِ بْنِ زُرَارَةَ عَنْ عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ :

لَا طَلَاقَ إِلَّا مَا أُرِيدَ بِهِ الطَّلَاقُ، وَ لَا ظِهَارَ إِلَّا مَا أُرِيدُ بِهِ الظَّهَارُ.

3 - عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنِ ابْنِ رِئَابٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ : سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السَّلامعَنِ الظَّهَارِ.

فَقَالَ: هُوَ مِنْ كُلَّ ذِي مَحْرَمٍ أَمَ أَوْ أُخْتِ أَوْ عَمَّةٍ أَوْ خَالَةٍ وَ لَا يَكُونُ الظُّهَارُ فِي يَمِينِ .

قُلْتُ : فَكَيْفَ يَكُونُ ؟

و این حدود خداوند است. پس خدا این حکم را حدّ ظهار قرار داد.

حمران گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود: و ظهاری در سوگند نیست و در مورد ضرر وارد کردن و در هنگام عصبانیت نیز جایز نیست. و ظهار فقط در دوران پاکیزگی زن که آمیزش صورت نگرفته باشد (و همراه) با شهادت دو شاهد مسلمان باشد امکان پذیر خواهد بود.

2 - زراره گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

هیچ طلاقی اثر ندارد مگر آن که با نیّت طلاق و جدایی همراه باشد. هیچ ظهاری اثر ندارد مگر آن گاه که با نیت ظهار همراه باشد.

3 - زراره گوید: از امام باقر علیه السَّلام در خصوص ظهار پرسیدم.

فرمود: ظهار از هر محرمی صورت می گیرد؛ مادر باشد و یا خواهر و یا عمه و یا خاله. هم چنین ظهاری در سوگند نیست.

عرض کردم: ظهار چگونه است؟

قَالَ : يَقُولُ الرَّجُلُ لِامْرَأَتِهِ وَ هِيَ طَاهِرٌ مِنْ غَيْرِ جِمَاعِ : أَنْتِ عَلَيَّ حَرَامٌ مِثْلُ ظَهْرِ أُمِّي أَوْ أُخْتِي، وَهُوَ يُرِيدُ بِذَلِكَ الظَّهَارَ.

4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ رَجُلٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ رَجُلٍ قَالَ : قُلْتُ لِأَبِي الْحَسَنِ علیه السَّلام: إِنِّي قُلْتُ لِامْرَأَتِي : أَنْتِ عَلَيَّ كَظَهْرِ أُمِّي إِنْ خَرَجْتِ مِنْ بَابِ الْحُجْرَةِ ، فَخَرَجَتْ .

فَقَالَ : لَيْسَ عَلَيْكَ شَيْءٌ .

فَقُلْتُ: إِنِّي قَوِيٌّ عَلَى أَنْ أُكَفِّرَ .

فَقَالَ : لَيْسَ عَلَيْكَ شَيْءٌ .

قُلْتُ: إِنِّي قَوِيٌّ عَلَى أَنْ أُكَفْرَ رَقَبَةً وَ رَقَبَتَيْنِ .

قَالَ : لَيْسَ عَلَيْكَ شَيْءٌ قَوِيتَ أَوْ لَمْ تَقْوَ .

5 - ابْنُ فَضَّالٍ عَمَّنْ أَخْبَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ :

لا يَكُونُ الظَّهَارُ إِلَّا عَلَى مِثْلِ مَوْضِعِ الطَّلَاقِ .

فرمود: مرد به همسرش که در دوران پاکیزگی است و آمیزشی نیز در این پاکیزگی صورت نگرفته است، می گوید: «تو بر من مانند کمر مادر یا خواهرم حرام هستی» و با این سخن اراده ظهار می کند.

4 - راوی گوید: به امام باقر علیه السَّلام عرض کردم: من به همسرم گفتم: «در صورتی که از درب اتاق خارج شوی، نزد من مانند کمر مادرم خواهی بود» پس همسرم خارج شد.

فرمود: چیزی بر عهده تو نیست.

عرض کردم: من توانایی کفّاره دادن را دارم.

فرمود: چیزی بر عهده ات نیست.

عرض کردم: من توانایی آن را دارم که یک برده و هم چنین دو برده کفّاره دهم.

فرمود: چیزی بر عهده ات نیست؛ توانایی داشته باشی یا نداشته باشی.

5 - راوی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

ظهار فقط در جایی مانند جای طلاق (شرایط طلاق صحیح) است.

6 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ وَ غَيْرِهِ قَالَ: تَزَوَّجَ حَمْزَةُ بْنُ حُمْرَانَ ابْنَةَ بُكَيْرِ، فَلَمَّا كَانَ اللَّيْلَةِ الَّتِي أُدْخِلَ بِهَا عَلَيْهِ قُلْنَ لَهُ النِّسَاءُ: أَنْتَ لَا تُبَالِي الطَّلَاقَ وَ لَيْسَ هُوَ عِنْدَكَ بِشَيْءٍ وَ لَيْسَ نُدْخِلُهَا عَلَيْكَ حَتَّى تُظَاهِرَ مِنْ أُمَّهَاتِ أَوْلَادِكَ .

قَالَ : فَفَعَلَ ، فَذَكَرَ ذَلِكَ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام فَأَمَرَهُ أَنْ يَقْرَبَهُنَّ .

7 - أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ وَ أَبُو الْعَبَّاسِ الرَّزَّازُ عَنْ أَيُّوبَ بْنِ نُوحٍ جَمِيعاً عَنْ صَفْوَانَ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ قَالَ : تَزَوَّجَ حَمْزَةُ بْنُ حُمْرَانَ ابْنَةَ بُكَيْرٍ، فَلَمَّا أَرَادَ أَنْ يَدْخُلَ بِهَا، قَالَ لَهُ النِّسَاءُ : لَسْنَا نُدْخِلُهَا عَلَيْكَ حَتَّى تَحْلِفَ لَنَا وَ لَسْنَا نَرْضَى أَنْ تَحْلِفَ بِالْعِتْقِ، لِأَنَّكَ لَا تَرَاهُ شَيْئاً ، وَلَكِن َاحْلِفْ لَنَا بِالظَّهَارِ وَ ظَاهِرُ مِنْ أُمَّهَاتِ أَوْلَادِكَ وَ جَوَارِيكَ .

فَظَاهَرَ مِنْهُنَّ ثُمَّ ذَكَرَ ذَلِكَ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام فَقَالَ : لَيْسَ عَلَيْكَ شَيْءٌ، ارْجِعْ اِلَیهَنَّ.

6 - عبد الله بن مغیره و دیگران گویند: حمزة بن حمران با دختر بکیر ازدواج کرد. در شب زفاف زنان به حمزه گفتند: «تو از طلاق واهمه ای نداری و طلاق نزد تو چیز خاصی نیست. ما همسرت را نزد تو نمی آوریم تا این که با کنیزانت ظهار کنی».

حمزه نیز این کار را انجام داد. پس این ماجرا را برای امام صادق علیه السَّلام بازگو نمود و امام علیه السَّلام به او دستور داد که با کنیزانش نزدیکی کند.

7 - عبد الله بن مغیره گوید: حمزة بن حمران، با دختر عمویش بکیر بن اعین ازدواج کرد. موقعی که خواستار زفاف شد، زنها به او گفتند: عروس را به خانه ات نمی آوریم مگر آن که سوگند یاد کنی و رضا نمی دهیم که با قید سوگند بردههایت را آزاد کنی، چون دانسته ایم که این سوگند را بی اثر می دانی؛ بلکه باید سوگند یاد کنی و با کنیزان شخصی خود ظهار کنی.

حمزة بن حمران ناچار شد و سوگ وگند یاد کرد که اگر با کنیزان شخصی و یا کنیزان خود همبستر شود، همۀ کنیزانش مانند مادر بر او حرام باشند. بعدها داستان خود را برای امام صادق علیه السَّلام گزارش کرد.

امام فرمود: این سوگند بی اثر است به نزد کنیزانت باز گرد.

8 - أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ علیه السَّلام قَالَ : سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ يُصَلِّي الصَّلَاةَ أَوْ يَتَوَضَّأُ فَيَشْكُ فِيهَا بَعْدَ ذَلِكَ فَيَقُولُ: إِنْ أَعَدْتُ الصَّلَاةَ أَوْ أَعَدْتُ الْوُضُوءَ فَامْرَأَتُهُ عَلَيْهِ كَظَهْرِ أُمِّهِ وَ يَحْلِفُ عَلَى ذَلِكَ بِالطَّلَاقِ .

فَقَالَ: هَذَا مِنْ خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ لَيْسَ عَلَيْهِ شَيْءٌ .

9 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ : سَمِعْتُهُ يَقُولُ : جَاءَ رَجُلٌ إِلَى رَسُولِ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله فَقَالَ : يَا رَسُولَ اللَّهِ! ظَاهَرْتُ مِنِ امْرَأَتِي .

قَالَ : اذْهَبْ فَأَعْتِقْ رَقَبَةٌ .

قَالَ : لَيْسَ عِنْدِي شَيْءٌ .

قَالَ : اذْهَبْ فَصُمْ شَهْرَيْنِ مُتَتَابِعَيْنِ .

قَالَ : لَا أَقْوَى.

صفوان گوید: از امام کاظم علیه السَّلام پرسیدم: کسی که نماز می خواند و شک می کند، وضو می گیرد و شک می کند و بعد با خود می گوید: اگر من نمازم را اعاده کنم، و یا اگر وضویم را اعاده کنم، همسر من در حکم مادرم باشد و یا به همین صورت سوگند طلاق یاد کند چه صورت دارد؟

فرمود: این سوگندها از گام های شیطان است، کفاره ندارد.

9 - ابو بصیر گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:

مردی به حضور رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله آمد و گفت: ای رسول خدا! من با زن خود ظهار کردم و گفتم: تو مانند مادرم بر من حرامی.

رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله به او فرمود: برو یک برده آزاد کن.

آن مرد گفت: من چیزی ندارم.

رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله: فرمود: برو دو ماه پی در پی روزه بگیر.

آن مرد گفت: توانایی ندارم.

قَالَ : اذْهَبْ فَأَطْعِمْ سِتِّينَ مِسْكِيناً.

قَالَ : لَيْسَ عِنْدِي .

قَالَ : فَقَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله: أَنَا أَتَصَدَّقُ عَنْكَ .

فَأَعْطَاهُ تَمْراً لِإِطْعَامٍ سِتِّينَ مِسْكِيناً.

قَالَ : اذْهَبْ فَتَصَدَّقُ بِهَا.

فَقَالَ : وَ الَّذِي بَعَثَكَ بِالْحَقِّ ! مَا أَعْلَمُ بَيْنَ لَابَتَيْهَا أَحَداً أَحْوَجَ إِلَيْهِ مِنِّي وَ مِنْ عِيَالِي .

قَالَ : فَاذْهَبْ فَكُلْ وَأَطْعِمْ عِيَالَكَ .

10 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجٍ قَالَ : قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام: الرَّجُلُ يَقُولُ لِامْرَأَتِهِ : أَنْتِ عَلَيَّ كَظَهْرٍ عَمَّتِهِ أَوْ خَالَتِهِ.

قَالَ : هُوَ الظَّهَارُ.

قَالَ : وَ سَأَلْنَاهُ عَنِ الظُّهَارِ مَتَى يَقَعُ عَلَى صَاحِبِهِ الْكَفَّارَةُ ؟

رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود: برو شصت فقیر بینوا را اطعام کن.

آن مرد گفت: من چیزی ندارم.

رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود: من در عوض تو صدقه می دهم.

رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله به مقدار خوراک شصت فقیر بی نوا، خرما به او عطا کرد و فرمود: برو این خرما را صدقه بده.

آن مرد گفت: سوگند به آن خدایی که تو را به حق بر انگیخت! در میان دو سنگستان مدینه کسی از من و خانواده ام فقیرتر نیست.

رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود: برو خودت و خانواده ات را سیر کن.

10 - جمیل بن درّاج گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم مردی به همسرش میگوید: «تو برای من همانند عمه ام یا خاله ام حرامی».

فرمود: این ظهار است.

پرسیدیم: چه زمانی بر ظهار کننده کفّاره لازم می آید؟

فَقَالَ : إِذا أَرَادَ أَنْ يُوَاقِعَ امْرَأَته.

قُلْتُ : فَإِنْ طَلَّقَهَا قَبْلَ أَنْ يُوَاقِعَهَا أَعَلَيْهِ كَفَّارَةٌ ؟

قَالَ : لَا سَقَطَتْ عَنْهُ الْكَفَّارَةُ .

قُلْتُ : فَإِنْ صَامَ بَعْضاً فَمَرِضَ فَأَفْطَرَأَ يَسْتَقْبِلُ أَمْ يُتِمُ مَا بَقِيَ عَلَيْهِ ؟

فَقَالَ : إِنْ صَامَ شَهْراً فَمَرِضَ اسْتَقْبَلَ وَ إِنْ زَادَ عَلَى الشَّهْرِ الْآخَرِ يَوْماً أَوْ يَوْمَيْنِ بَنَى عَلَى مَا بَقِيَ .

قَالَ : وَ قَالَ : الْحُرَّةُ وَ الْمَمْلُوكَةُ سَوَاءٌ غَيْرَ أَنَّ عَلَى الْمَمْلُوكِ نِصْفَ مَا عَلَى الْحُرِّ مِنَ الْكَفَّارَةِ، وَ لَيْسَ عَلَيْهِ عِتْقُ وَ لَا صَدَقَةٌ إِنَّمَا عَلَيْهِ صِيَامُ شَهْرٍ . 11 - أَبُو عَلِيَّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ وَ الرَّزَّازُ عَنْ أَيُّوبَ بْنِ نُوحٍ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ : سَأَلْتُ أَبَا إِبْرَاهِيمَ علیه السَّلام لا عَنِ الرَّجُلُ يُظَاهِرُ مِنْ جَارِيَتِهِ .

فَقَالَ : الْحُرَّةُ وَ الْأَمَةُ فِي ذَلِكَ سَوَاءٌ .

فرمود: هنگامی که بخواهد با همسرش نزدیکی کند.

گفتم: اگر پیش از آمیزش همسرش را طلاق دهد، آیا باز هم کفّاره ظهار بر عهده اوست؟

فرمود: نه، کفاره از او ساقط می شود.

گفتم: اگر ظهار کننده چند روز از روزه کفّاره ظهار را روزه گرفت. سپس بیمار شد و روزه نگرفت. آیا باید دوباره روزه را از سر بگیرد یا فقط روزهای مانده را روزه بگیرد؟

فرمود: اگر یک ماه روزه گرفت سپس بیمار شد، باید دوباره از سر گیرد و اگر یک یا دو روز از ماه دوم را نیز روزه گرفته است مانده آن را روزه می گیرد.

و فرمود: زن آزاد و کنیز یکسانند. جز آن که بر برده نصف کفّاره مرد آزاد است. و بر برده آزاد کردن برده و صدقه دادن نیست؛ بلکه تنها یک ماه روزه گرفتن بر عهده اوست.

11 - اسحاق بن عمّار گوید: از امام کاظم علیه السَّلام پرسیدم: کسی که با کنیز خود ظهار کند، باید کفّاره بپردازد؟

فرمود: زن آزاد و کنیز در مسئله ظهار با هم برابرند.

12 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السَّلام قَالَ:

سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ ظَاهَرَ مِنِ امْرَأَتِهِ خَمْسَ مَرَّاتٍ أَوْ أَكْثَرَ .

فَقَالَ : قَالَ عَلِيٌّ علیه السَّلام: مَكَانَ كُلِّ مَرَّةٍ كَفَّارَةٌ .

قَالَ : وَ سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ ظَاهَرَ مِنِ امْرَأَتِهِ ثُمَّ طَلَّقَهَا قَبْلَ أَنْ يُوَاقِعَهَا عَلَيْهِ كَفَّارَةٌ.

قَالَ : لا .

قَالَ : وَ سَأَلْتُهُ عَن الظَّهَارِ عَلَى الْحُرَّةِ وَ الْأَمَةِ ؟

فَقَالَ : نَعَمْ .

قِيلَ : فَإِنْ ظَاهَرَ فِي شَعْبَانَ وَ لَمْ يَجِدْ مَا يُعْتِقُ .

قَالَ : يَنْتَظِرُ حَتَّى يَصُومَ شَهْرَ رَمَضَانَ ثُمَّ يَصُومُ شَهْرَيْنِ مُتَتَابِعَيْنِ ، وَ إِنْ ظَاهَرَ وَهُوَ مُسَافِرٌ انْتَظَرَ حَتَّى يَقْدَمَ ، فَإِنْ صَامَ فَأَصَابَ مَالاً فَلْيُمْضِ الَّذِي ابْتَدَأَ فِيهِ.

12 - محمّد بن مسلم گوید: از امام (باقر علیه السَّلام و یا امام صادق علیه السَّلام) پرسیدم: اگر کسی با همسر خود ظهار کند و پیش از نزدیکی او را طلاق بدهد، باز هم کفّاره دارد؟

فرمود: نه.

عرض کردم: ظهار با کنیز هم کفّاره دارد؟

فرمود: آری.

پرسیدم: اگر در ماه شعبان ظهار کند و پولی به دست نیاورد که برده آزاد کند. ( تکلیف او چیست؟ )

فرمود: باید صبر کند تا ماه رمضان را روزه بگیرد بعد از آن دو ماه پی در پی روزه بگیرد و اگر مسافر باشد باید صبر کند تا به وطن باز گردد. اگر کسی روزه بگیرد و در اثنای روزه پولی به دست آورد می تواند به همان روزه ادامه بدهد.

13 - مُحَمَّدٌ عَنْ أَحْمَدَ عَنِ ابْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حُمْرَانَ قَالَ : سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَن الْمَمْلُوكِ أَعَلَيْهِ ظِهَارٌ ؟

فَقَالَ : عَلَيْهِ نِصْفُ مَا عَلَى الْحُرِّ صَوْمُ شَهْرٍ ، وَ لَيْسَ عَلَيْهِ كَفَّارَةٌ مِنْ صَدَقَةٍ وَ لَا عِتقٍ.

14 - عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنْ رَجُلٍ ظَاهَرَ مِنِ امْرَأَتِهِ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ.

قَالَ : يُكَفِّرُ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ .

قُلْتُ: فَإِنْ وَاقَعَ قَبْلَ أَنْ يُكَفِّرَ.

قَالَ : يَسْتَغْفِرُ اللهَ وَ يُمْسِكُ حَتَّى يُكَفِّرَ.

15 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ الثَّمَالِيِّ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ : سَأَلْتَهُ عَنِ الْمَمْلُوكِ أَعَلَيْهِ ظِهَارٌ؟

فَقَالَ: نِصْفُ مَا عَلَى الْحُرِّ مِنَ الصَّوْمِ، وَلَيْسَ عَلَيْهِ كَفَّارَةٌ صَدَقَةٌ وَ لَا عِتْقُ .

13 - محمّد بن حمران گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: اگر برده ای با همسر و یا با کنیز خود ظهار کند باید کفّاره بپردازد؟

فرمود: جریمۀ بردگان به نصف تقلیل می یابد. باید یک ماه روزه بگیرد، و کفّارۀ دیگری از قبیل صدقه و آزادی برده بر عهده او قرار نمی گیرد.

14 - حلبی گوید: از امام صادق علیه السَّلام درباره کسی که سه بار با همسرش ظهار می کند سؤال نمودم.

فرمود: باید سه بار کفّاره دهد.

عرض کردم: اگر پیش از کفّاره دادن آمیزش کند؟

فرمود: باید استغفار کند و از آمیزش خودداری کند تا این که کفّاره را بپردازد.

15 - محمّد بن حمران گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: اگر برده ای با همسر و یا با کنیز خود ظهار کند باید کفّاره بپردازد؟

فرمود: جریمۀ بردگان به نصف تقلیل می یابد. باید یک ماه روزه بگیرد، و کفّارۀ دیگری از قبیل صدقه و آزادی برده بر عهده او قرار نمی گیرد.

16 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَفْصِ بْنِ الْبَخْتَرِيٌّ عَنْ عَبْدِ اللهِ أَوْ أَبِي الْحَسَنِ علیه السَّلام فِي رَجُلٍ كَانَ لَهُ عَشْرُ جَوَارٍ فَظَاهَرَ مِنْهُنَّ كُلَّهُنَّ جميعاً بِكَلَامِ وَاحِدٍ .

قَالَ : عَلَيْهِ عَشْرُ كَفَّارَاتِ .

17 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَيْنَةَ عَنْ زُرَارَةً وَغَيْرِ وَاحِدٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام أَنَّهُ قَالَ :

إِذَا وَاقَعَ الْمَرَّةَ الثَّانِيَةَ قَبْلَ أَنْ يُكَفِّرَ فَعَلَيْهِ كَفَّارَةٌ أُخْرَى.

قَالَ : لَيْسَ فِي هَذَا اخْتِلَافٌ .

18 - أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ سَيْفِ الْتِمَّارِ قَالَ : قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: الرَّجُلُ يَقُولُ لِامْرَأَتِهِ : أَنْتِ عَلَيَّ كَظَهْرِ أُخْتِي أَوْ عَمَّتِي أَوْ خَالَتِي .

قَالَ: فَقَالَ: إِنَّمَا ذَكَرَ اللهُ الْأُمَّهَاتِ ، وَإِنَّ هَذَا لَحَرَامٌ.

16 - حفص بن بختری گوید: امام صادق علیه السَّلام _ و یا امام کاظم علیه السَّلام _ دربارۀ کسی که ده کنیز شخصی داشته باشد، و با یک سخن، با همۀ آنان ظهار کند، فرمود:

باید ده کفّاره بپردازد.

17 - ابوبصیر گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: هرگاه ظهار کننده پیش از آن که کفّاره دهد، بخواهد برای بار دوم با همسرش آمیزش کند، باید یک کفّاره دیگر هم بپردازد.

و فرمود: در این حکم، اختلافی نیست

18 - سيف تمّار گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: اگر کسی به همسر خود بگوید: تو مانند خواهرم، یا مانند عمه ام، یا مانند خاله ام بر من حرامی چه صورت دارد؟

فرمود: خداوند فقط برای ظهار با مادران کفّاره مقرّر کرده است به راستی که گفتن این کلمات حرام است.

19 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ قَالَ : كَتَبَ عَبْدُ اللهِ بْنُ مُحَمَّدٍ إِلَى أَبِي الْحَسَنِ علیه السَّلام:

جُعِلْتُ فِدَاكَ ! إِنَّ بَعْضَ مَوَالِيكَ يَزْعُمُ أَنَّ الرَّجُلَ إِذَا تَكَلَّمَ بِالظَّهَارِ وَجَبَتْ عَلَيْهِ الْكَفَّارَةُ ، حَيْثَ أَوْ لَمْ يَحْنَتْ وَ يَقُولُ : حِنْتُهُ كَلَامُهُ بِالظَّهَارِ، وَإِنَّمَا جُعِلَتْ عَلَيْهِ الْكَفَّارَةُ عُقُوبَةً لِكَلَامٍ. وَ بَعْضُهُمْ يَزْعُمُ أَنَّ الْكَفَّارَةَ لَا تَلْزَمُهُ حَتَّى يَحْنَثَ فِي الشَّيْءِ الَّذِي حَلَفَ عَلَيْهِ ، فَإِنْ حَنِثَ وَجَبَتْ عَلَيْهِ الْكَفَّارَةُ وَ إِلَّا فَلَا كَفَّارَةَ عَلَيْهِ.

فَوَقَعَ علیه السَّلام بِخَطِّهِ : لَا تَجِبُ الْكَفَّارَةُ حَتَّى يَجِبَ الْحِنْتُ .

20 - أبو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ قَالَ : سَأَلَ الْحُسَيْنُ بْنُ مِهْرَانَ أَبَا الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السَّلام عَنْ رَجُلٍ ظَاهَرَ مِنْ أَرْبَعِ نِسْوَةٍ.

فَقَالَ : يُكَفِّرُ لِكُلِّ وَاحِدَةٍ مِنْهُنَّ كَفَّارَةً .

وَ سَأَلَهُ عَنْ رَجُلٍ ظَاهَرَ مِنِ امْرَأَتِهِ وَ جَارِيَتِهِ مَا عَلَيْهِ ؟

19 - علی بن مهزیار گوید:

عبد الله بن محمّد در نامه ای برای امام کاظم علیه السَّلام نوشت: قربانت گردم! یکی از دوستداران شما می پندارد که هنگامی که مردی ظهار کند کفّاره بر او واجب می گردد؛ چه ظهار را با آمیزش بشکند؛ چه نشکند و کفّاره به این جهت است که عقوبتی برای سخنش باشد.

و دیگری از دوستداران شما گمان می کند که کفّاره بر ظهار کننده لازم نمی آید تا این که آن را بشکند. پس اگر ظهارش را شکست کفّاره بر او واجب می شود. وگرنه کفّاره ای بر عهده او نیست.

امام علیه السَّلام با خط خود نوشت: کفّاره واجب نمیشود مگر این که ظهار را با آمیزش بشکند صورت می گیرد.

20 - صفوان حسین بن مهران گوید: از امام رضا علیه السَّلام پرسیدند: اگر کسی یک جا با چهار همسر خود ظهار کند (چه تکلیفی دارد؟)

فرمود: باید برای هر یک از همسران خود یک کفّاره بپردازد.

پرسید: اگر کسی با زن و کنیز خود یک جاظهار کند، چه صورت دارد؟

قَالَ : عَلَيْهِ لِكُلِّ وَاحِدَةٍ مِنْهُمَا كَفَّارَةٌ عِتْقُ رَقَبَةٍ ، أَوْ صِيَامُ شَهْرَيْنِ مُتَتَابِعَيْنِ، أَوْ إِطْعَامُ سِتِّينَ مِسْكِيناً.

21 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ جَمِيلِ بْنِ صَالِحٍ عَنِ الْفُضَيْلِ بْنِ يَسَارٍ قَالَ : سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنْ رَجُل مُمْلَكَ ظَاهَرَ مِن امْرَأتِهِ .

فَقَالَ لِي : لَا يَكُونُ ظِهَارٌ وَ لَا إِيلَاءٌ حَتَّى يُدْخَلَ بِهَا .

22 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ وَهْبٍ قَالَ : سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنِ الرَّجُلِ يَقُولُ لِامْرَأَتِهِ : هِيَ عَلَيْهِ كَظَهْرِ أُمِّهِ.

قَالَ : تَحْرِيرُ رَقَبَةٍ ، أَوْ صِيَامُ شَهْرَيْنِ مُتَتَابِعَيْنِ ، أَوْ إِطْعَامُ سِتِّينَ مِسْكِيناً ، وَ الرَّقَبَةُ يُجْزِئُ عَنْهُ صَبِيٌّ مِمَّنْ وُلِدَ فِي الْإِسْلَامِ.

23 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلٍ وَ ابْنِ بُكَيْرٍ وَ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

فرمود: باید برای هر یک از آنان یک کفّارۀ جداگانه بپردازد، یا یک برده آزاد کند، یا دو ماه پی در پی روزه بگیرد، یا شصت بیکار را غذا بدهد.

21 - فضيل بن یسار گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: اگر کسی برای خود همسری عقد کند و بعد با او ظهار کند، چه صورت دارد؟

فرمود: ظهار و ایلاء فقط بعد از نزدیکی اثر دارد.

22 - معاوية بن وهب گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: اگر کسی به همسر خود بگوید: «مانند مادرم بر من حرام هستی». کفّارۀ آن چیست؟

فرمود: باید یک برده آزاد کند، یا دو ماه پی در پی روزه بگیرد، و یا شصت فقیر بی نوا را طعام بدهد. آزاد کردن یک کودک که در فراش اسلام به دنیا آمده باشد کافی است.

23 - حمّاد بن عثمان گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

الْمُظَاهِرُ إذَا طَلَّقَ سَقَطَتْ عَنْهُ الْكَفَّارَةُ .

قَالَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ: إِنْ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ ، أَوْ أَخْرَجَ مَمْلُوكَتَهُ مِنْ مِلْكِهِ قَبْلَ أَنْ يُوَاقِعَهَا فَلَيْسَ عَلَيْهِ كَفَّارَةُ الظُّهَارِ إِلَّا أَنْ يُرَاجِعَ امْرَأَتَهُ ، أَوْ يَرُدَّ مَمْلُوكَتَهُ يَوْماً فَإِذَا فَعَلَ ذَلِكَ فَلَا يَنْبَغِي لَهُ أَنْ يَقْرَبَهَا حَتَّى يُكَفِّرَ.

24 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ الزَّيَّاتِ قَالَ : قُلْتُ لِأَبِي الْحَسَنِ علیه السَّلام: إِنِّي ظَاهَرْتُ مِنِ امْرَأَتِي.

فَقَالَ : كَيْفَ قُلْتَ ؟

قَالَ : قُلْتُ : أَنْتِ عَلَيَّ كَظَهْرِ أُمِّي إِنْ فَعَلْتِ كَذَا وَكَذَا.

فَقَالَ : لَا شَيْءَ عَلَيْكَ وَ لَا تَعُدْ .

25 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنِ الرِّضَا علیه السَّلام قَالَ : الظَّهَارُ لَا يَقَعُ عَلَى الْغَضَبِ.

شوهری که ظهار می کند، اگر زن خود را طلاق بدهد کفّارۀ ظهار از عهدۀ او ساقط می شود.

علی بن ابراهیم گوید: هرگاه مردی زن خود را طلاق دهد، یا کنیز خود را از ملکیت خود بیرون نماید، پیش از آن با آنها نزدیکی کند؛ مگر این به زنش رجوع یا روزی کنیزش را به ملکیت خود برگرداند، در این صورت شایسته نیست به آنها نزدیکی کند تا این کفاره بدهد.

24 - قاسم بن محمّد زیّات گوید: به امام کاظم علیه السَّلام گفتم: من با همسرم ظهار کردم.

فرمود: چه گفتی؟

گفتک گفتم: «در صورتی که فلان کار را انجام دهی، برای من همانند مادرم هستی».

فرمود: چیزی بر عهده تو نیست؛ ولی دیگر چنین نکن.

25 - ابن ابی نصر گوید: امام رضا علیه السَّلام فرمود:

ظهار در هنگام عصبانیت صورت نخواهد گرفت.

26 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ عَمَّارِ بْنِ مُوسَى عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ : سَأَلْتُهُ عَنِ الظَّهَارِ الْوَاجِبِ .

قَالَ : الَّذِي يُرِيدُ بِهِ الرَّجُلُ الطِّهَارَ بِعَيْنِهِ.

27 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْ فَلِيٌّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ : قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام:

إِذَا قَالَتِ الْمَرْأَةُ : زَوْجِي عَلَيَّ حَرَامٌ كَظَهْرِ أُمِّي فَلَا كَفَّارَةَ عَلَيْهَا.

قَالَ : وَ جَاءَ رَجُلٌ مِنَ الْأَنْصَارِ مِنْ بَنِي النَّجَّارِ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ صلّى اللهُ عليه وآله فَقَالَ : إِنِّي ظَاهَرْتُ مِن امْرَأَتِي فَوَاقَعْتُهَا قَبْلَ أَنْ أُكَفِّرَ.

فَقَالَ : وَ مَا حَمَلَكَ عَلَى ذَلِكَ ؟

قَالَ : لَمَّا ظَاهَرْتُ رَأَيْتُ بَرِيقَ خَلْخَالِهَا وَ بَيَاضَ سَاقِهَا فِي الْقَمَرِ فَوَاقَعْتُهَا قَبْلَ أَنْ أُكَفِّرَ.

26 - عمّار بن موسی گوید: از امام صادق علیه السَّلام دربارۀ ظهار واجب پرسیدم.

فرمود: ظهاری است که انسان با اراده خود ظهار کند.

27 - سکونی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: امیر مؤمنان على علیه السَّلام فرمود:

هرگاه زن بگوید: «شوهرم بر من همانند کمر مادرم حرام است»، کفّاره ای بر عهده اش نخواهد بود.

و فرمود: روزی مردی انصاری از قبیله «بنی النجّار» خدمت پیامبر خدا صلّى اللهُ عليه وآله آمد و عرض کرد: من با همسرم ظهار کردم و پیش از آن که کفّاره دهم، با او آمیزش نمودم.

پیامبر خدا صلّى اللهُ عليه وآله فرمود: چه چیزی تو را بر این کار واداشت؟

عرض کرد: هنگامی که با او ظهار کردم، درخشش خلخال و سفیدی ساق پایش را در نور ماه دیدم، پس پیش از آن که کفّاره دهم با او نزدیکی کردم.

فَقَالَ لَهُ : اعْتَزِلْهَا حَتَّى تُكَفِّرَ وَ أَمَرَهُ بِكَفَّارَةٍ وَاحِدَةٍ وَ أَنْ يَسْتَغْفِرَ الله .

2 - أَبُو عَلِيَّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ أَوْ غَيْرِهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِقٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ عُقْبَةَ عَنْ مُوسَى بْنِ أُكَيْلِ النَمَيْرِيِّ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام فِي رَجُلٍ ظَاهَرَ ثُمَّ طَلَّقَ .

قَالَ : سَقَطَتْ عَنْهُ الْكَفَّارَةُ إِذَا طَلَّقَ قَبْلَ أَنْ يُعَاوِدَ الْمُجَامَعَةَ.

قِيلَ : فَإِنَّهُ رَاجَعَهَا.

قَالَ : إِنْ كَانَ إِنَّمَا طَلَّقَهَا لِإِسْقَاطِ الْكَفَّارَةِ عَنْهُ ثُمَّ رَاجَعَهَا، فَالْكَفَّارَةُ لَازِمَةٌ لَهُ أَبَداً إِذَا عَاوَدَ الْمُجَامَعَةَ ، وَ إِنْ كَانَ طَلَّقَهَا وَ هُوَ لَا يَنْوِي شَيْئاً مِنْ ذَلِكَ فَلَا بَأْسَ أَنْ يُرَاجِعَ وَ لَا كَفَّارَةَ عَلَيْهِ.

29 - أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ ؛ وَ الرَّزَّازُ عَنْ أَيُّوبَ بْنِ نُوحٍ جَمِيعاً عَنْ صَفْوَانَ قَالَ : حَدَّثَنَا أَبُو عُيَيْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ : قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام: إِنِّي ظَاهَرْتُ مِنْ أُمِّ وَلَدٍ لِي ، ثُمَّ وَاقَعْتُ عَلَيْهَا، ثُمَّ كَفَّرْتُ .

پیامبر خدا صلّی اللهُ علیه وآله فرمود: از او کناره گیری کن تا این که کفّاره دهی.

هم چنین به او فرمان داد که تنها یک کفّاره بپردازد و این که استغفار کند.

28 - راوی گوید: امام صادق علیه السَّلام درباره مردی که با زنش ظهار نموده طلاقش داد فرمود:

سپس پیش از آن که آمیزش کند او را طلاق دهد، کفّاره از او ساقط خواهد شد.

گفته شد: اگر رجوع کند چه؟

فرمود: اگر مرد به این جهت همسرش را طلاق دهد که کفّاره از او ساقط شود، پس برای همیشه اگر بخواهد دوباره با همسرش آمیزش کند، کفّاره دادن بر او لازم است و اگر همسرش را طلاق دهد در حالی که چنین قصدی (ساقط شدن کفّاره) ندارد، ایرادی ندارد که به همسرش رجوع کند و کفّاره ای بر عهده او نیست.

29 - زراره گوید: به امام باقر علیه السَّلام عرض کردم: من با کنیزم ظهار نمودم. سپس با او نزدیکی کردم. آن گاه کفّاره دادم

فَقَالَ : هَكَذَا يَصْنَعُ الرَّجُلُ الْفَقِيهُ إِذَا وَاقَعَ كَفَّرَ.

30 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَيْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: رَجُلٌ ظَاهَرَ ثُمَّ وَاقَعَ قَبْلَ أَنْ يُكَفِّرَ.

فَقَالَ لِي : أَ وَ لَيْسَ هَكَذَا يَفْعَلُ الْفَقِيهُ ؟!

31 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِي عَنْ أَبَانٍ عَنِ الْحَسَنِ الصَّيْقَلِ قَالَ : سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنِ الرَّجُلِ يُظَاهِرُ مِنِ امْرَأَتِهِ .

قَالَ : فَلْيُكَفِّرْ .

قُلْتُ : فَإِنَّهُ وَاقَعَ قَبْلَ أَنْ يُكَفِّرَ .

قَالَ : أَتَى حَداً مِنْ حُدُودِ اللهِ عزّوجل، وَلْيَسْتَغْفِرِ الله ، وَلْيَكُفَّ حَتَّى يُكَفِّرَ.

32 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنِ ابْنِ عُمَيْرٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ الْحَجَّاجِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

فرمود: انسان آگاه به احکام چنین می کند؛ هرگاه آمیزش نمود، کفّاره می دهد.

30 - زراره گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم: مردی ظهار می کن، سپس پیش از آن که کفّاره دهد آمیزش می کند.

فرمود: آیا شخص آگاه به احکام، جز این عمل می کند؟!

31 - حسن صیقل گوید: از امام صادق علیه السَّلام در مورد کسی که با همسرش ظهار می کند پرسیدم.

فرمود: باید کفاره بپردازد.

گفتم: اگر پیش از آن که کفّاره دهد نزدیکی کند؟

فرمود: یکی از حدود الهی را انجام داده است و باید استغفار کند و از آمیزش خودداری کند تا این که کفّاره دهد.

32 - عبد الرحمان بن حجّاج گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

الطَّهَارُ ضَرْبَانِ: أَحَدُهُمَا فِيهِ الْكَفَّارَةُ قَبْلَ الْمُوَافَعَةِ وَالآخَرُ بَعْدَهَا، فَالَّذِي يُكَفِّرُ قَبْلَ الْمُوَاقَعَةِ الَّذِي يَقُولُ : أَنْتِ عَلَيَّ كَظَهْرِ أُمِّي وَ لَا يَقُولُ : إِنْ فَعَلْتُ بِكِ كَذَا وَ كَذَا، وَ الَّذِي يُكَفِّرُ بَعْدَ الْمُوَاقَعَةِ هُوَ الَّذِي يَقُولُ : أَنْتِ عَلَيَّ كَظَهْرِ أُمِّي إِنْ قَرِبْتُكِ .

33 - مُحَمَّدُ بْنُ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْكُوفِيُّ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ حُكَيْمٍ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ الْحَجَّاجِ قَالَ : سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام يَقُولُ :

إِذَا حَلَفَ الرَّجُلُ بِالظَّهَارِ فَحَيْتَ فَعَلَيْهِ الْكَفَّارَةُ قَبْلَ أَنْ يُوَاقِعَ ، وَ إِنْ كَانَ مِنْهُ الظُّهَارُ فِي غَيْرِ يَمِينِ ، فَإِنَّمَا عَلَيْهِ الْكَفَّارَةُ بَعْدَ مَا يُوَاقِعُ .

قَالَ مُعَاوِيَةُ : وَ لَيْسَ يَصِحُ هَذَا عَلَى جِهَةِ النَّظَرِ وَ الْأَثَرِ فِي غَيْرِ هَذَا الْأَثَرِ أَنْ يَكُونَ الظُّهارَ ، لأَنَّ.

أَصْحَابَنَا رَوَوْا أَنَّ الْأَيْمَانَ لَا يَكُونُ إِلَّا بِاللَّهِ ، وَ كَذَلِكَ نَزَلَ بِهَا الْقُرْآنُ .

ظهار دو نوع است: در یکی از آن ها پرداخت کفّاره پیش از آمیزش است و در دیگری پس از آمیزش.

آن نوعی که پرداخت کفّاره پیش از آمیزش است که مرد می گوید: «تو برای من همانند مادرم هستی» و نمی گوید: «در صورتی که فلان کار را با تو انجام دهم».

و آن نوعی که کفّاره دادن پس از آمیزش است موردی است که مرد می گوید: «اگر با تو آمیزش نمایم، تو برای من همانند مادرم خواهی بود».

33 - عبد الرحمان بن حجّاج گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:

هرگاه انسان در ظهار سوگند یاد کند و پس از آن ظهارش را بشکند، پیش از آمیزش باید کفّاره بپردازد. اگر بدون سوگند ظهار نمود، بعد از آمیزش باید کفّاره بدهد.

34 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ الْخَزَّازِ عَنْ يَزِيدَ الْكَنَاسِيَّ قَالَ : سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السَّلام عَنْ رَجُلِ ظَاهَرَ مِن امْرَأَتِهِ ثُمَّ طَلَّقَهَا تَطْلِيقَةٌ .

فَقَالَ : إِذَا طَلَّقَهَا تَطْلِيقَةٌ فَقَدْ بَطَلَ الظَّهَارُ وَ هَدَمَ الطلاقُ الطَّهَارَ.

قَالَ : فَقُلْتُ : فَلَهُ أَنْ يُرَاجِعَهَا ؟

قَالَ : نَعَمْ هِيَ امْرَأَتُهُ ، فَإِنْ رَاجَعَهَا وَجَبَ عَلَيْهِ مَا يَجِبُ عَلَى الْمُظَاهِرِ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَتَماسًا.

قُلْتُ : فَإِن تَرَكَهَا حَتَّى يَخْلُوَ أَجَلُهَا وَ تَمْلِكَ نَفْسَهَا ثُمَّ تَزَوَّجَهَا بَعْدَ ذَلِكَ هَلْ يَلْزَمُهُ الظُّهَارُ قَبْلَ أَنْ يَمَسَّهَا ؟

قَالَ : لَا ، قَدْ بَانَتْ مِنْهُ وَ مَلَكَتْ نَفْسَهَا.

قُلْتُ : فَإِنْ ظَاهَرَ مِنْهَا فَلَمْ يَمَسَّهَا وَ تَرَكَهَا لَا يَمَسُّهَا إِلَّا أَنَّهُ يَرَاهَا مُتَجَرَّدَةٌ مِنْ غَيْرِ أَنْ يَمَسَّهَا هَلْ يَلْزَمُهُ فِي ذَلِكَ شَيْءٌ؟

34 - یزید کناسی گوید: از امام باقر علیه السَّلام پرسیدم: اگر انسان با همسر خود ظهار کند و سپس او را طلاق بدهد، آیا باز هم کفّاره بپردازد؟

فرمود: بعد از یک طلاق، ظهار باطل می شود و طلاق در جای ظهار قرار می گیرد.

عرض کردم: آیا شوهر حق رجوع دارد؟

فرمود: آری، همسر او است. پس اگر رجوع کند، احکام ظهار بر او جاری می شود و باید پیش از نزدیکی کفّاره بپردازد.

عرض کردم: اگر رجوع نکند و زن را وابنهد تا عدّۀ طلاق به سر آید، و بعد او را عقد کند، آیا پیش از نزدیکی باید کفّاره بپردازد؟

فرمود: نه . بعد از طلاق، زن با شوهر خود بیگانه شده و صاحب اختیار خود گردیده است.

عرض کردم: اگر ظهار کند و بعد از آن نزدیکی نکند و مانند سابق به اندام لخت و عریان او بنگرد، آیا کفّاره دارد؟

فَقَالَ : هِيَ امْرَأَتُهُ وَ لَيْسَ يَحْرُمُ عَلَيْهِ مُجَامَعَتُهَا ، وَ لَكِنْ يَجِبُ عَلَيْهِ مَا يَجِبُ عَلَى الْمُظَاهِرِ قَبْلَ أَنْ يُجَامِعَهَا، وَ هِيَ امْرَأَتُهُ.

قلْتُ : فَإِنْ رَفَعَتْهُ إِلَى السُّلْطَانِ.

وَ قَالَتْ : هَذَا زَوْجِي وَ قَدْ ظَاهَرَ مِنِّي وَ قَدْ أَمْسَكَنِي لَا يَمَسُّنِي مَخَافَةَ أَنْ يَجِبَ عَلَيْهِ مَا يَجِبُ عَلَى الْمُظَاهِرِ.

قَالَ : فَقَالَ : لَيْسَ عَلَيْهِ أَنْ يُجْبَرَ عَلَى الْعِتْقِ وَ الصِّيَامِ وَ الْإِطْعَامِ إِذَا لَمْ يَكُنْ لَهُ مَا يُعْتِقُ وَ لَمْ يَقْوَ عَلَى الصِّيَام وَ لَمْ يَجِدْ مَا يَتَصَدَّقُ بِهِ.

قَالَ : فَإِنْ كَانَ يَقْدِرُ عَلَى أَنْ يُعْتِقَ ، فَإِنَّ عَلَى الْإِمَامِ أَنْ يُجْبِرَهُ عَلَى الْعِتْقِ وَالصَّدَقَةِ مِنْ قَبْل أَنْ يَمَسَّهَا وَ مِنْ بَعْدِ مَا يَمَسُّهَا .

35 - ابْنُ مَحْبُوبِ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ : سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السَّلام عَنْ رَجُلٍ ظَاهَرَ مِنِ امْرَأَتِهِ ثُمَّ طَلَّقَهَا قَبْلَ أَنْ يُوَاقِعَهَا فَبَانَتْ مِنْهُ أَعَلَيْهِ كَفَّارَةٌ ؟

قَالَ : لا .

فرمود: این زن همسر حلال اوست. نزدیکی با همسر بر او حرام نشده، بلکه فقط موظف شده است که قبل از نزدیکی کفّاره بپردازد.

عرض کردم: اگر زن به شکایت برود و بگوید: شوهرم با من ظهار کرده و چون می ترسد كفّارۀ ظهار بر او واجب شود مرا به صورت عاریه در منزل نگه داشته است، قاضی می تواند شوهر او را مجبور کند تا کفّاره را بپردازد؟

فرمود: اگر شوهر تمکّن مالی و توانایی جسمی نداشته باشد، قاضی نمی تواند او را مجبور کند تا یک برده آزاد کند و یا دو ماه پی در پی روزه بگیرد و یا به شصت مسکین طعام بدهد، و اگر شوهر تمکّن مالی داشته باشد او را مجبور می کنند تا یک برده آزاد کند و یا به شصت فقیر بی نوا خوراک بدهد. چه با همسرش نزدیکی کرده باشد و یا نزدیکی نکرده باشد.

35 - محمّد بن مسلم گوید: از امام باقر علیه السَّلام پرسیدم: اگر کسی ظهار کند و بدون نزدیکی زن خود را طلاق بدهد، باز هم باید کفّاره بپردازد؟

فرمود: نه.

36 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ صَالِحٍ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ يُونُسَ عَنْ بَعْضِ رِجَالِهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ : سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ قَالَ لِامْرَأَتِهِ : أَنْتِ عَلَيَّ كَظَهْرٍ أُمِّي أَوْ كَيْدِهَا أَوْ كَبَطْنِهَا أَوْ كَفَرْجِهَا أَوْ كَنَفْسِهَا أَوْ كَكَعْبِهَا أَيَكُونُ ذَلِكَ الطَّهَارَ؟ وَهَلْ يَلْزَمُهُ فِيهِ مَا يَلْزَمُ الْمُظَاهِرَ ؟

فَقَالَ : الْمُظَاهِرُ إِذَا ظَاهَرَ مِنِ امْرَأَتِهِ، فَقَالَ : هِيَ كَظَهْرِ أُمِّهِ أَوْ كَيْدِهَا أَوْ كَرِجْلِهَا أَوْ كَشَعْرِهَا أَوْ كَشَيْءٍ مِنْهَا يَنْوِي بِذَلِكَ التَّحْرِيمَ ، فَقَدْ لَزِمَهُ الْكَفَّارَةُ فِي كُلِّ قَلِيلٍ مِنْهَا، او كَثِيرٍ وَ كَذَلِكَ إِذَا هُوَ قَالَ : كَبَعْضِ ذَوَاتِ الْمَحَارِمِ فَقَدْ لَزِمَتْهُ الْكَفَّارَةُ .

بخش هفتاد و چهارم

حکم لِعان

(74) بَابُ اللَّعَانِ

1 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ عَبْدِ الْكَرِيم عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

36 - راوی گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: مردی به همسرش می گوید: «تو برای من همانند کمر، یا دست یا شکم یا آلت جنسی یا خودِ مادرم و یا برآمدگی روی پای او هستی» آیا این سخن ظهار است؟

فرمود: هرگاه ظهار کننده با همسرش ظهار کند و بگوید: «تو برای من مانند کمر یا دست یا پا یا موی یا یکی از اعضای بدن مادرم هستی» و با این سخن قصد حرام شدن همسر کند ( در همه موارد؛ کم یا زیاد _ کفّاره بر عهده اش می آید. و همین حکم را دارد اگر مرد بگوید که همسرش مانند یکی از محارم اوست؛ کفّاره بر او لازم می شود.

بخش هفتاد و چهارم: حكم لِعان

1 - ابوبصیر گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

لَا يَقَعُ اللعَانُ حَتَّى يَدْخُلَ الرَّجُلُ بِأَهْلِهِ.

2 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيَّ عَنْ أَبَانٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:

لَا تَكُونُ الْمُلاعَنَةُ ، وَ لَا الْإِيلَاءُ إِلَّا بَعْدَ الدُّخُولِ .

3 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنِ الْمُثَنَّى عَنْ زُرَارَةَ قَالَ : سُئِلَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوجَل: وَ الَّذِينَ يَرْمُونَ أَزْوَاجَهُمْ وَلَمْ يَكُنْ لَهُمْ شُهَدَاءُ إِلَّا أَنْفُسُهُمْ .)قَالَ : هُوَ الْقَاذِفُ الَّذِي يَقْذِفُ امْرَأَتَهُ ، فَإِذَا قَذَفَهَا ثُمَّ أَقَرَّ أَنَّهُ كَذَبَ عَلَيْهَا جُلِدَ الْحَدَّ وَ رُدَّتْ إِلَيْهِ امْرَأَتُهُ، وَإِنْ أَبَى إِلَّا أَنْ يَمْضِيَ فَيَشْهَدُ عَلَيْهَا أَرْبَعَ شَهَادَاتٍ بِاللَّهِ إِنَّهُ لَمِنَ الصَّادِقِينَ وَ الْخَامِسَةُ يَلْعَنُ فِيهَا نَفْسَهُ إِنْ كَانَ مِنَ الْكَاذِبِينَ .فَإِنْ أَرَادَتْ أَنْ تَدْفَعَ عَنْ نَفْسِهَا الْعَذَابَ ، وَ الْعَذَابُ هُوَ الرَّحِمُ شَهِدَتْ أَرْبَعَ شَهَادَاتٍ بِاللَّهِ إِنَّهُ لَمِنَ الْكَاذِبِينَ ، وَ الْخَامِسَةُ أَنَّ غَضَبَ اللَّهِ عَلَيْهَا إِنْ كَانَ مِنَ الصَّادِقِينَ.لعان صورت نمی گیرد تا این که مرد با همسرش آمیزش کند.2 - محمد بن مسلم گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمودلعان و ایلاء فقط بعد از آمیزش صورت می گیرد.3 - زراره گوید: از امام صادق علیه السَّلام درباره گفتار خدا که می فرماید « و کسانی که همسران پاکدامن خود را متهم می نمایند و گواهانی جز خود ندارند» پرسیدند.فرمود: منظور کسی است که به همسرش تهمت زنا می زند. پس هرگاه به همسرش تهمت زنا بزند سپس اقرار کند که دروغ گفته است، باید به او حدّ زده شود و همسرش به او بازگردانده شود و اگر از اقرار کردن به دروغ گفتن خودداری کند تا این که بگذرد، پس این مرد علیه زن چهار بار شهادت به خداوند می دهد که خودش راست گوست و در شهادت پنجم خود را لعن می کند، در صورتی که دروغ گو باشد.

فَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ رُحِمَتْ وَإِنْ فَعَلَتْ دَرَأَتْ عَنْ نَفْسِهَا الْحَدَّ ثُمَّ لَا تَحِلُّ لَهُ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ .قُلْتُ : أَ رَأَيْتَ إِنْ فُرِّقَ بَيْنَهُمَا وَ لَهَا وَلَدٌ فَمَاتَ .قَالَ : تَرِثُهُ أُمُّهُ ، وَ إِنْ مَاتَتْ أُمُّهُ وَرِثَهُ أَخْوَالُهُ وَ مَنْ قَالَ : إِنَّهُ وَلَدُ زِنِّي جُلِدَ الْحَدَّ. قُلْتُ : يُرَدُّ إِلَيْهِ الْوَلَدُ إِذَا أَقَرَّبِهِ .قَالَ : لَا وَ لَا كَرَامَةَ وَ لَا يَرِثُ الاِبْنَ وَ يَرِثُهُ الِابْنُ .4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ الْحَجَّاجِ قَالَ : إِنَّ عَبَّادَ الْبَصْرِيُّ سَأَلَ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام وَ أَنَا حَاضِرٌ كَيْفَ يُلَاعِنُ الرَّجُلُ الْمَرْأَةَ.فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: إِنَّ رَجُلاً مِنَ الْمُسْلِمِينَ أَتَى رَسُولَ اللَّهِ صلّى اللهُ عليه وآله فَقَالَ : يَا رَسُولَ اللهِ ! أَرَأَيْتَ لَوْ أَنَّ رَجُلاً دَخَلَ مَنْزِلَهُ فَوَجَدَ مَعَ امْرَأَتِهِ رَجُلاً يُجَامِعُهَا مَا كَانَ يَصْنَعُ ؟پس اگر زن بخواهد عذاب که همان سنگسار است از خود دور کند، چهار بار به خداوند شهادت می دهد که شوهرش دروغ گوست و در مرتبه پنجم شهادت می دهد که خشم خداوند بر خودش باشد، در صورتی که شوهرش راست گو باشد.اگر زن چنین نکند، سنگسار می شود و اگر این کار را انجام دهد و حدّ سنگسار را از خود بر می دارد و تا روز قیامت دیگر برای شوهرش حلال نخواهد بود.عرض کردم: به نظر شما اگر بین زن و شوهر جدایی بیفتد و آنان فرزندی داشته باشند و او بمیرد (چه حکمی دارد؟)فرمود: مادرش از او ارث می برد و اگر مادرش مرده باشد، دایی هایش از او ارث می برند و هر کس بگوید که این فرزند، زنازاده است به او حد زده می شود.عرض کردم: اگر مرد اقرار کند که این فرزند از آنِ خودش است فرزند به او داده خواهد شد؟فرمود: نه، و اعتنایی نمی شود و او از فرزند ارث نخواهد برد، امّا فرزند از او ارث می برد.4 - عبدالرحمان بن حجّاج گوید: من در حضور امام صادق علیه السَّلام بودم که عبّاد بصری پرسید: اگر کسی به همسر خود تهمت بزند چگونه او را نفرین می کند؟فرمود: مردی به خدمت رسول خدا صلّی اللهُ علیه وآله آمد و گفت: ای رسول خدا! اگر کسی به منزل خود وارد شود و مردی را با زن خود همبستر ببیند، چه کاری می تواند انجام دهد؟

قَالَ : فَأَعْرَضَ عَنْهُ رَسُولُ اللهِ صلّی اللهُ علیه وآله وَ انْصَرَفَ ذَلِكَ الرَّجُلُ ، وَكَانَ ذَلِكَ الرَّجُلُ هُوَ الَّذِي ابْتُلِيَ بِذَلِكَ مِنِ امْرَأَتِهِ .قَالَ : فَنَزَلَ عَلَيْهِ الْوَحْيُ مِنْ عِنْدِ اللهِ عَزَّوَجَل بِالْحُكْمِ فِيهِمَا، فَأَرْسَلَ رَسُولُ اللَّهِ صلّی اللهُ علیه وآله إِلَى ذَلِكَ الرَّجُلِ .فَدَعَاهُ فَقَالَ لَهُ : أَنْتَ الَّذِي رَأَيْتَ مَعَ امْرَأَتِكَ رَجُلاً؟فَقَالَ : نَعَمْ .فَقَالَ لَهُ : انْطَلِقُ فَأْتِنِي بِامْرَأَتِكَ، فَإِنَّ اللهَ عَزَّوَجَل وَ قَدْ أَنْزَلَ الْحُكْمَ فِيكَ وَ فِيهَا.قَالَ : فَأَحْضَرَهَا زَوْجُهَا فَأَوْقَفَهُمَا رَسُولُ اللهِ صلّی اللهُ علیه وآله. ثُمَّ قَالَ لِلزَّوْجِ : اشْهَدْ أَرْبَعَ شَهَادَاتٍ بِاللهِ إِنَّكَ لَمِنَ الصَّادِقِينَ فِيما رَمَيْتَهَا بِهِ.قَالَ : فَشَهِدَ .ثُمَّ قَالَ لَهُ : رَسُولُ اللهِ صلّی اللهُ علیه وآله أَمْسِكْ وَ وَعَظَهُ.ثُمَّ قَالَ : اتَّقِ اللهَ ، فَإِنَّ لَعْنَةَ اللهِ شَدِيدَةٌ.رسول خدا صلّی اللهُ علیه وآله پاسخی نداد و آن مرد به خانه اش بازگشت _ این اتّفاق برای خود آن مرد رخ داده بود _ از جانب خداوند متعال وحی آمد و تکلیف آن زن و شوهر را معیّن کرد.رسول خدا صلّی اللهُ علیه وآله پیکی فرستاد و آن مرد را فرا خواند و فرمود: تویی که مرد بیگانه را با همسر خود دیده ای؟گفت: آری.رسول خدا صلّی اللهُ علیه وآله به او فرمود: برو همسرت را بیاور که خداوند متعال فرمان خود را دربارۀ تو و همسرت نازل کرده است.آن مرد همسر خود را احضار کرد. رسول خدا صلّی اللهُ علیه وآله هر دو را به پا داشت و به آن مرد فرمود: با قید سوگند، چهار نوبت گواهی بده که من همسر خود را با مرد بیگانه ای در یک بستر دیده ام و اعلام کن که در این تهمت که به همسرت وارد کرده ای راستگو هستی.آن مرد چنان کرد.سیس رسول خدا صلّی اللهُ علیه وآله به آن مرد پند داد و فرمود: از خشم خدا بترس که لعنت خدا سخت است.

ثُمَّ قَالَ لَهُ : اشْهَدِ الْخَامِسَةَ أَنَّ لَعْنَةَ اللَّهِ عَلَيْكَ إِنْ كُنْتَ مِنَ الْكَاذِبِينَ.قَالَ : فَشَهِدَ ثُمَّ أَمَرَ بِهِ ، فَنُحْيَ.ثُمَّ قَالَ لِلْمَرْأَةِ : اشْهَدِي أَرْبَعَ شَهَادَاتٍ بِاللهِ إِنَّ زَوْجَكِ لَمِنَ الْكَاذِبِينَ فِيمَا رَمَاكِ بِهِ.قَالَ : فَشَهِدَتْ .ثُمَّ قَالَ لَهَا أَمْسِكِي فَوَعَظَهَا وَ قَالَ لَهَا : اتَّقِي اللَّهَ ، فَإِنَّ غَضَبَ اللَّهِ شَدِيدٌ .ثُمَّ قَالَ لَهَا: اشْهَدِي الْخَامِسَةَ أَنَّ غَضَبَ اللهِ عَلَيْكِ إِنْ كَانَ زَوْجُكِ مِنَ الصَّادِقِينَ فِيمَا رَمَاكِ بِهِ .قَالَ : فَشَهِدَتْ .قَالَ : فَفَرَّقَ بَيْنَهُمَا وَ قَالَ لَهُمَا: لَا تَجْتَمِعَا بِنِكَاحَ أَبَداً بَعْدَ مَا تَلَا عَنْتُمَا.5 - الْحَسَنُ بْنُ مَحْبُوبِ عَنْ عَبَّادِ بْنِ صُهَيْبٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ععلیه السَّلام فِي رَجُلٍ أَوْقَفَهُ الْإِمَامُ لِلْعَانِ فَشَهِدَ شَهَادَتَيْنِ ثُمَّ نَكَلَ فَأَكْذَبَ نَفْسَهُ قَبْلَ أَنْ يَفْرُغَ مِنَ اللَّعَانِ.بعد از موعظه به او فرمود: در پنجمین نوبت خود را نفرین کن و بگو: لعنت خدا بر تو باد اگر در ایراد تهمت دروغ گو بوده باشی. و آن مرد چنان کرد.رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود تا آن مرد را از وسط اجتماع به کناری برد سپس به همسر او فرمود: اگر تهمت را دروغ می دانی، چهار نوبت با قید سوگند گواهی بده که شوهرت در ایراد از دروغ گویان است. آن زن گواهی داد.رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله آن زن فرمود: دیگر بس است.سپس او را موعظه کرد و فرمود: از خشم خدا بترس که خشم خدا سخت است.آن گاه فرمود: در پنجمین نوبت خودت را نفرین کن و بگو خشم خدا بر تو باد، اگر شوهرت در ایراد تهمت راست گفته باشد. آن زن چنان کرد. رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله بعد از نفرین طرفین، آن دو را بیگانه خواند و از هم جدا کرد و به آنان فرمود: بعد از این نفرین، دیگر برای همیشه نمی توانید با هم ازدواج کنید.5 - عبّاد بن صهیب گوید: امام صادق علیه السَّلام دربارۀ مردی که به همسر خود تهمت بزند و بعد از این که امام او را برای لعنت و شهادت به پا داشت بعد از ادای دو شهادت خودداری کند و خود را در ایراد تهمت دروغگو اعلام کند، فرمود:

قَالَ : يُجْلَدُ حَدَّ الْقَاذِفِ ، وَ لَا يُفَرَّقُ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ امْرَأَتِهِ .6 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ :إِذَا قَذَفَ الرَّجُلُ امْرَأَتَهُ، فَإِنَّهُ لَا يُلَاعِنُهَا حَتَّى يَقُولَ: رَأَيْتُ بَيْنَ رِجْلَيْهَا رَجُلاً يَزْنِي بِهَا.قَالَ : وَ سُئِلَ عَن الرَّجُل يَقْذِفُ امْرَأَتَهُ ؟قَالَ : يُلاعِنُهَا ثُمَّ يُفَرَّقُ بَيْنَهُمَا ، فَلَا تَحِلُّ لَهُ أَبَداً، فَإِنْ أَقَرَّ عَلَى نَفْسِهِ قَبْلَ الْمُلَاعَنَةِ جُلِدَ حَداً ، وَ هِيَ امْرَأَتُهُ .قَالَ : وَ سَأَلْتُهُ عَن الْمَرْأَةِ الْحُرَّةِ يَقْذِفُهَا زَوْجُهَا وَ هُوَ مَمْلُوكُ .قَالَ : يُلاعِنُهَا ثُمَّ يُفَرِّقُ بَيْنَهُمَا فَلَا تَحِلُّ لَهُ أَبَداً ، فَإِنْ أَقَرَّ عَلَى نَفْسِهِ بَعْدَ الْمُلَاعَنَةِ جُلِدَ حَداً وَ هي امْرَأَتُهُ .قَالَ : وَ سَأَلْتُهُ عَنِ الْحُرِّ تَحْتَهُ أَمَةٌ فَيَقْذِفُهَا.باید به این شوهر هشتاد تازیانه بزنند؛ ولی او را از همسرش جدا نمی کنند.6 - حلبی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:هرگاه مردی به همسرش تهمت زنا بزند نمی تواند با او لعان کند تا این که بگوید: «من در ین پاهای همسرم مردی را دیدم که با او زنا می کند».سؤال شد: مردی به همسرش تهمت زنا می زند (چه حکمی دارد؟)فرمود: باید با همسرش لعان کند، سپس آنها را از یکدیگر جدا می نمایند. پس همسرش هرگز برای او حلال نخواهد بود. پس اگر مرد پیش از آن که لعان کند، علیه خودش اقرار نماید که دروغ گفته است به او حد زده می شود و ،زن، همسر او خواهد بود.پرسیدم: اگر برده ای به همسر آزاد خود تهمت زنا بزند (چه حکمی دارد؟ )فرمود: باید با همسرش لعان کند، سپس بین آنان جدایی انداخته می شود. پس همسرش هرگز برای او حلال نخواهد بود. پس اگر مرد پیش از آن که لعان کند، علیه خودش اقرار کند که دروغ گفته است به او حد زده می شود و زن، همسر او خواهد بود.

قَالَ : يُلَاعِنُهَا .قَالَ : وَ سَأَلْتُهُ عَنِ الْمُلَاعَنَةِ الَّتِي يَرْمِيهَا زَوْجُهَا وَ يَنْتَفِي مِنْ وَلَدِهَا وَ يُلَاعِنُهَا وَيُفَارِقُهَا. ثُمَّ يَقُولُ بَعْدَ ذَلِكَ : الْوَلَدُ وَلَدِي وَ يُكْذِبُ نَفْسَهُ.فَقَالَ : أَمَّا الْمَرْأَةُ فَلَا تَرْجِعُ إِلَيْهِ أَبَداً ، وَ أَمَّا الْوَلَدُ فَإِنِّي أَرُدُّهُ إِلَيْهِ إِذَا ادَّعَاهُ وَ لَا أَدَعُ وَلَدَهُ وَ لَيْسَ لَهُ مِيرَاتٌ وَ يَرِثُ الإِبْنُ الْأَبَ وَلَا يَرِثُ الْأَبُ الِابْنَ وَ يَكُونُ مِيرَاتُهُ لأَخْوَالِهِ ، فَإِنْ لَمْ يَدَّعِهِ أَبُوهُ، فَإِنَّ أَخْوَالَهُ يَرِثُونَهُ ، وَ لَا يَرِثُهُمْ فَإِنْ دَعَاهُ أَحَدٌ ابْنَ الزَّانِيَةِ جُلِدَ الْحَدَّ.7 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاحِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ : سَأَلْتُهُ عَنِ الْحُرِّ بَيْنَهُ وَبَيْنَ الْمَمْلُوكَةِ لِعَانٌ .فَقَالَ : نَعَمْ ، وَبَيْنَ الْمَمْلُوكِ وَ الْحُرَّةِ وَبَيْنَ الْعَبْدِ وَ الْأَمَةِ وَبَيْنَ الْمُسْلِمِ وَالْيَهُودِيَّةِ وَ النَّصْرَانِيَّةِ وَ لَا يَتَوَارَثَانِ ، وَ لَا يَتَوَارَثُ الْحُرُّ وَ المَمْلُوكَةُ .پرسیدم: مرد آزادی که به کنیز خود تهمت زنا می زند (چه حکمی دارد؟)فرمود: باید لعان کند.پرسیدم: مردی به زنش تهمت زنا می زند و فرزندش را نفی می کند و با او لعان می کند و از او جدا می شود. آن گاه می گوید: «این فرزند، فرزند من است» و خودش را تکذیب می کند.فرمود: هرگز زن نزد شوهرش باز نخواهد گشت، ولی درباره فرزند این که هرگاه مرد چنین ادّعایی کند. من فرزند را به او باز می گردانم و فرزند را رها نمی کنم در حالی که میراثی نداشته باشد. فرزند از پدرش ارث می برد، امّا پدر از فرزندش ارث نمی برد و ارث فرزند از آن دایی هایش خواهد بود. پس اگر مرد فرزند را ادّعا نکند و از خود نخواند، دایی های فرزند از او ارث می برند. اگر کسی این فرزند را زنازاده بخواند به او حد زده می شود.7 - جميل بن درّاج گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: اگر مردی آزاد با کنیزی ازدواج کند، بین آنان مراسم لعنت اجرا می شود؟فرمود: آری، هم چنین اگر بردهای با زن آزاد و یا با کنیز ازدواج کند و یا مرد مسلمانی با زن یهودی و نصرانی ازدواج کند، باز هم مراسم لعنت و نفرین میان زن و شوهر اجرا می شود، ولی در این گونه موارد زن و شوهر از یکدیگر ارث نمی برند، نه مسلمان از یهودی و نه یهودی از مسلمان، نه آزاد از برده و نه برده از آزاد.

8 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ عَبْدِ الْكَرِيم عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام فِي رَجُلٍ لَا عَنَ امْرَأَتَهُ وَ هِيَ حُبْلَى ثُمَّ ادَّعَى وَلَدَهَا بَعْدَ مَا وَلَدَتْ ، وَ زَعَمَ أَنَّهُ مِنْهُ .قَالَ : يُرَدُّ إِلَيْهِ الْوَلَدُ ، وَ لَا يُجْلَدُ ، لِأَنَّهُ قَدْ مَضَى التَّلَاعُنُ .9 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيِّ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام فِي رَجُلٍ قَذَفَ امْرَأَتَهُ وَ هِيَ خَرْسَاءُ قَالَ : يُفَرَّقُ بَيْنَهُمَا.10 - عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي نَصْرِ عَنْ جَمِيلٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ : سَأَلْتُ اَبَا جَعْفَرٍ علیه السَّلام عَنِ الْمُلَاعِنِ وَ الْمُلَاعَنَةِ كَيْفَ يَصْنَعَانِ ؟قَالَ : يَجْلِسُ الْإِمَامُ مُسْتَدْبِرَ الْقِبْلَةِ فَيُقِيمُهُمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مُسْتَقْبِلَا الْقِبْلَةِ بِحِذَائِهِ وَيَبْدَأُ بِالرَّجُلِ ثُمَّ الْمَرْأَةِ، وَ الَّتِي يَجِبُ عَلَيْهَا الرَّجُمُ تُرْجَمُ مِنْ وَرَائِهَا، وَلَا يُرْجَمُ مِنْ وَجْهِهَا، لأنَّ الضَّرْبَ وَ الرَّحْمَ لَا يُصِيبَانِ الْوَجْهَ ؛ يُضْرَبَانِ عَلَى الْجَسَدِ عَلَى الْأَعْضَاءِ كُلِّهَا.8 - حلبی گوید: از امام صادق علیه السَّلام درباره مردی که با همسر باردارش لعان نمود. پس از این که زن زایمان نمود، مرد به این پندار که نوزاد از آنِ اوست ادعا کرد که سرپرستی نوزاد حق اوست، فرمود:فرزند به مرد سپرده می شود و به مرد حد زده نمی شود؛ زیرا لعان را پشت سر گذاشته است.9 - محمّد بن مسلم و حلبی گویند: امام صادق علیه السَّلام درباره مردی که به همسر لال خود تهمت زنا می زند فرمود:بین آنان جدایی افکنده می شود.10 - محمّد بن مسلم گوید: از امام باقر علیه السَّلام پرسیدم: وظیفه مرد و زن لعان کننده چیست؟فرمود: حاکم پشت به قبله می نشیند و مرد و زن را برابر خود، رو به قبله ایستاده نگه می دارد. ابتدا از مرد و بعد از زن شروع می کند که پنج بار شهادت دهند. زنی که سنگسار بر او لازم می شود، پشت بدنش سنگسار می شود، زیرا حد و سنگسار نباید به صورت آسیب برسانند.

11 - أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ قَالَ : سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السَّلام قُلْتُ لَهُ أَصْلَحَكَ اللَّهُ ! كَيْفَ الْمُلَاعَنَةُ ؟قَالَ : فَقَالَ : يَقْعُدُ الْإِمَامُ وَيَجْعَلُ ظَهْرَهُ إِلَى الْقِبْلَةِ وَ يَجْعَلُ الرَّجُلَ عَنْ يَمِينِهِ وَالْمَرْأَةَ عَنْ يَسَارِهِ.12 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنِ الْعَمْرَكِيَّ بْنِ عَلِيَّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَخِيهِ أَبِي الْحَسَنِ علیه السَّلام قَالَ :سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ لَاعَنَ امْرَأَتَهُ فَحَلَفَ أَرْبَعَ شَهَادَاتٍ بِاللَّهِ ثُمَّ نَكَلَ فِي الْخَامِسَةِ.قَالَ : إِنْ نَكَلَ فِي الْخَامِسَةِ فَهِيَ امْرَأَتُهُ وَ جُلِدَ ، وَ إِنْ نَكَلَتِ الْمَرْأَةُ عَنْ ذَلِكَ إِذَا كَانَتِ الْيَمِينُ عَلَيْهَا فَعَلَيْهَا مِثْلُ ذَلِكَ .قَالَ : وَ سَأَلْتُهُ عَن الْمُلَاعَنَةِ قَائِمَا يُلَاعِنُ أَوْ قَاعِداً ؟قَالَ : الْمُلَاعَنَةُ وَ مَا أَشْبَهَهَا مِنْ قِيَام .قَالَ : وَ سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ قَبْلَ أَنْ يَدْخُلَ بِهَا فَادَّعَتْ أَنَّهَا حَامِلٌ.11 - احمد بن محمّد بن ابی نصر گوید: از امام رضا علیه السَّلام پرسیدم: خداوند کارهای شما را اصلاح کند! لعان چگونه است؟فرمود: حاکم پشت به سمت قبله می نشیند، مرد را در سمت راست خود و زن را در سمت چپ قرار می دهد.12 - علی بن جعفر علیه السَّلام گوید: از امام کاظم پرسیدم: مردی با همسرش لعان می نماید. چهار بار شهادت می دهد اما در مرتبه پنجم خودداری می کند (چه حکمی دارد؟)فرمود: اگر در مرتبه پنجم خودداری کند، زن همسر اوست و به مرد حد زده می شود و اگر زن در مرتبه پنجم خودداری کند _ در صورتی که سوگند یاد کردن بر عهده او باشد _ نیز چنین حکمی بر او لازم می آید.پرسیدم: لعان در حالت ایستاده صورت می گیرد یا نشسته؟فرمود: لعان و نظایر آن در حالت ایستاده صورت می گیرد.پرسیدم: مردی پیش از آن که با همسرش نزدیکی کند طلاقش می دهد، ولی زن ادّعا می کند باردار است (چه حکمی دارد؟)

قَالَ : إِنْ أَقَامَتِ الْبَيْنَةَ عَلَى أَنَّهُ أَرْخَى سِتْراً ثُمَّ أَنْكَرَ الْوَلَدَ لَا عَنْهَا، ثُمَّ بَانَتْ مِنْهُ وَعَلَيْهِ الْمَهْرُ كَمَلاً.13 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ ؛ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ رِئَابِ عَنِ الْحَلَبِيُّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنْ رَجُلٍ لَاعَنَ امْرَأَتَهُ وَ هِيَ حُبْلَى قَدِ اسْتَبَانَ حَمْلُهَا فَأَنْكَرَ مَا فِي بَطْنِهَا، فَلَمَّا وَضَعَتْ ادَّعَاهُ وَأَقَرَّ بِهِ وَ زَعَمَ أَنَّهُ مِنْهُ .قَالَ : فَقَالَ : يُرَدُّ إِلَيْهِ وَلَدُهُ وَ يَرِثُهُ وَ لَا يُجْلَدُ ، لأَنَّ اللَّعَانَ قَدْ مَضَى.14 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السَّلام أَنَّهُ سُئِلَ عَنْ عَبْدِ قَذَفَ امْرَأَتَهُ.قَالَ : يَتَلَا عَنَانِ كَمَا يَتَلَاعَنُ الْحُرَّانِ .15 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ يَفْتَرِي عَلَى امْرَأَتِهِ.فرمود: اگر زن شاهد بیاورد که مرد پرده را افکنده و با او خلوت نموده سپس مرد فرزند را انکار می کند ، باید با زن لعان کند، آن گاه از او جدا می شود و مهریّه کامل بر عهده اوست.13 - حلبی گوید: از امام صادقعلیه السَّلام پرسیدم: مردی با همسرش لعان می کند. زن باردار است و آثار حاملگی آشکار شده است. مرد جنین را انکار می کند که از آن او باشد. هنگامی که زن زایمان نمود مرد مدّعی فرزند می شود و به آن اقرار می کند و گمان می کند که نوزاد از آنِ اوست (چه حکمی دارد؟)فرمود: نوزاد به مرد سپرده می شود و مرد از او ارث می برد؛ ولی به او حد زده نمی شود؛ زیرا لعان سپری شده است.14 - محمّد بن مسلم گوید: از امام (باقر علیه السَّلام و یا امام صادق او پرسیدند: زن و شوهر برده می توانند یکدیگر را لعنت کنند؟)فرمود: برده ها نیز مانند آزادها مراسم لعنت را اجرا می کنند.15 - محمّد بن مسلم گوید: از امام علیه السَّلام پرسیدم: اگر کسی به همسر خود افترا ببندد، چه صورت دارد؟

قَالَ : يُجْلَدُ ثُمَّ يُخَلَّى بَيْنَهُمَا ، وَ لَا يُلَاعِنُهَا حَتَّى يَقُولَ : أَشْهَدُ أَنِّي رَأَيْتُكِ تَفْعَلِينَ كَذَا وَكَذَا.16 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ حَدِيدٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاحٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا علیه السَّلام قَالَ :لا يَكُونُ اللعَانُ إِلَّا بِنَفْى وَلَدٍ.قَالَ : إِذَا قَذَفَ الرَّجُلُ امْرَأَتَهُ لَا عَنَهَا.17 - مُحَمَّدٌ عَنْ أَحْمَدَ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ :لا يُلاعِنُ الرَّجُلُ الْمَرْأَةَ الَّتِي يَتَمَتَّعُ بِهَا.18 - مُحَمَّدٌ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ اَبِي بَصِیرٍ قَالَ : سُئِلَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنْ رَجُلٍ قَذَفَ امْرَأَتَهُ بِالزِّنَى وَ هِيَ خَرْسَاءُ صَمَّاءُ لَا تَسْمَعُ مَا قَالَ .فرمود: تازیانه بر شوهر زده می شود و آنان را به حال خود وا می نهند و شوهر نمی تواند همسر خود را لعنت کند، مگر این که بگوید: «من خود گواه بودم که تو چنین و چنان کردی ».16 - محمّد بن مسلم گوید: امام (باقر علیه السَّلام و یا امام صادق علیه السَّلام فرمود:)لعان در صورتی انجام می گیرد که همراه با انکار فرزند باشد.و فرمود: هرگاه مرد به همسرش تهمت زنا بزند، باید با او لعان کند.17 - ابن ابي يعفور گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: مرد نمی تواند با زن موقت خود لعان کند.18 - ابوبصیر گوید: از امام صادق علیه السَّلام سؤال شد: مردی به همسرش تهمت زنا می زند. زن ناشنوا و گنگ است و توانایی شنیدن سخن را ندارد (در این مورد لعان چگونه است؟)

قَالَ : إِنْ كَانَ لَهَا بَيْنَةٌ فَشَهِدُوا عِنْدَ الْإِمَامِ جُلِدَ الْحَدَّ وَ فُرْقَ بَيْنَهُمَا ثُمَّ لَا تَحِلُّ لَهُ أَبَداً ، وَإِنْ لَمْ تَكُنْ بَيْنَةٌ فَهِيَ حَرَامٌ عَلَيْهِ مَا أَقَامَ مَعَهَا وَ لَا إِثْمَ عَلَيْهَا مِنْهُ .19 - عَنْهُ عَنِ الْحَسَنِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام فِي امْرَأَةٍ قَذَفَتْ زَوْجَهَا وَ هُوَ أَصَمُّ قَالَ :يُفَرَّقُ بَيْنَهَا وَ بَيْنَهُ وَ لَا تَحِلُّ لَهُ أَبَداً.20 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ أَبِي جَمِيلَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مَرْوَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام فِي الْمَرْأَةِ الْخَرْسَاءِ كَيْفَ يُلَا عِنْهَا زَوْجُهَا؟قَالَ : يُفَرَّقُ بَيْنَهُمَا وَ لَا تَحِلُّ لَهُ أَبَداً .21 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ الْوَشَّاءِ عَنْ أَبَانِ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ :لا يَكُونُ اللّعَانُ حَتَّى يَزْعُمَ أَنَّهُ قَدْ عَايَنَ.فرمود: اگر این زن شهودی دارد و آنان نزد امام شهادت بدهند، به مرد حد زده می شود و بین زن و شوهر جدایی افکنده می شود و این زن برای همیشه به شوهرش حلال نخواهد بود. اگر زن شهود ندارد، تا هنگامی که شوهرش با اوست، بر او حرام است و گناهی بر زن به خاطر مرد نخواهد بود.19 - راوی گوید: امام صادق علیه السَّلام دربارۀ زنی که ناشنواست و شوهرش به او تهمت زنا می زند فرمود:بین آنان جدایی افکنده می شود و زن دیگر برای شوهرش حلال نخواهد بود.20 - محمّد بن مروان گوید: امام صادق علیه السَّلام دربارۀ چگونگی لعان مرد با زن گنگ فرمود: بین آنان جدایی افکنده می شود و زن دیگر برای شوهرش حلال نخواهد بود.21 - راوی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:لعان صورت نمی گیرد تا این که مرد ادّعا کند که (خیانت همسرش را با چشم خود دیده است.)

### بخش هفتاد و پنجم#### طلاق زن و شوهری که یکی از آن ها آزاد است و دیگری برده و کنیز(75 بَابُ طَلَاقِ الْحُرَّةِ تَحْتَ الْمَمْلُوكِ وَ الْمَمْلُوكَةِ تَحْتَ الْحُرّ)1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَيْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ : سَأَلْتُهُ عَنْ حُرِّ تَحْتَهُ أَمَةً أَوْ عَبْدِ تَحْتَهُ حُرَّةٌ كَمْ طَلَاقُهَا ؟ وَكَمْ عِدْتُهَا ؟فَقَالَ : السُّنَّةُ فِي النِّسَاءِ فِي الطَّلَاقِ ، فَإِنْ كَانَتْ حُرَّةً فَطَلَاقُهَا ثَلَاثٌ وَ عِدَّتُهَا ثَلَاثَةُ أَقْرَاءِ ، وَ إِنْ كَانَ حُرِّ تَحْتَهُ أَمَةٌ فَطَلَاقُهَا تَطْلِيقَتَانِ وَ عِدَّتُهَا قُرْءَانِ .2 - عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام: إِذَا كَانَتِ الْحُرَّةُ تَحْتَ الْعَبْدِ فَالطَّلَاقُ وَ الْعِدَّةُ بِالنِّسَاءِ يَعْنِي تَطْلِيقَهَا ثَلَاثَاً _ وَ تَعْتَدُّ ثَلَاثَ حِيَضٍ.بخش هفتاد و پنجم: طلاق زن و شوهری که یکی از آنها آزاد است و دیگری برده و کنیز1 - زراره گوید: از امام باقر علیه السَّلام پرسیدم: مرد آزادی همسر کنیزی دارد و یا برده ای همسر آزادی دارد، طلاق و عدّه این زن و کنیز چند روز و چگونه است؟فرمود: سنّت در طلاق، دربارهٔ زنان است. اگر زن آزاد باشد، طلاقش تا سه مرتبه طلاق محقق می شود و پس از آن بر شوهرش حرام می شود و عدّه سه بار حایض شدن است و اگر مرد آزاد همسر کنیز دارد طلاقش تا دو بار و عدّه اش دو بار حایض شدن است.2 - حمّاد بن عیسی نظیر این روایت را از امام صادق علیه السَّلام و آن حضرت از امیرمؤمنان علی علیه السَّلام نقل می کند.

3 - أَبُو عَلِيَّ الْأَشْعَرِيٌّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ وَ الرَّزَّازُ عَنْ أَيُّوبَ بْنِ نُوحٍ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ عِيصِ بْنِ الْقَاسِم قَالَ : إِنَّ ابْنَ شُبْرُمَةَ قَالَ : الطَّلَاقُ لِلرَّجُلِ .فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: الطَّلَاقُ لِلنِّسَاءِ ، وَتِبْيَانُ ذَلِكَ أَنَّ الْعَبْدَ يَكُونُ تَحْتَهُ الْحُرَّةُ فَيَكُونُ تَطْلِيقُهَا ثَلاثاً وَ يَكُونُ الْحُرُّ تَحْتَهُ الْأَمَةُ فَيَكُونُ طَلَاقُهَا تَطْلِيقَتَيْنِ .4 - حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:طَلَاقُ الْمَمْلُوكِ لِلْحُرَّةِ ثَلَاثُ تَطْلِيقَاتِ وَ طَلَاقُ الْحُرِّ لِلْأَمَةِ تَطْلِيقَتَانِ .- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَ5ا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ دَاوُدَ بْنِ سِرْحَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ :طَلَاقُ الْحُرِّ إِذَا كَانَ عِنْدَهُ أَمَةٌ تَطْلِيقَتَانِ وَ طَلَاقُ الْحُرَّةِ إِذَا كَانَتْ تَحْتَ الْمَمْلُوكِ ثَلَاثٌ.3 - عیص بن قاسم گوید: ابن شبرمه گفت: طلاق در اختیار مردان است؟امام صادق علیه السَّلام فرمود: طلاق دربارۀ زنان است، به دلیل این که برده ای که همسر آزادی دارد، طلاق این زن تا سه بار انجام می شود و مرد آزادی که همسری کنیز دارد، طلاق این کنیز تا دو بار تحقق می یابد.4 - عبدالله بن سنان گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: مرد آزادی همسر کنیزی دارد و برده ای همسر آزادی دارد، طلاق و عدّه این زن و کنیز چگونه است؟فرمود: برده ای که زن دارد، طلاقش تا سه بار طلاق محقق می شود و مرد آزاده که همسر کنیز دارد طلاقش تا دو بار است.5 - داوود بن سرحان نظیر این روایت را از امام صادق علیه السَّلام نقل می کند.

### بخش هفتاد و ششم#### حکم طلاق بردگان(76 بَابُ طَلَاقِ الْعَبْدِ إِذَا تَزَوَّجَ بِإِذْنِ مَوْلَاهُ)1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ عَنْ أَبِي الصَّبَّاحَ الْكِنَانِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ :إِذَا كَانَ الْعَبْدُ وَ امْرَأَتُهُ لِرَجُلٍ وَاحِدٍ فَإِنَّ الْمَوْلَى يَأْخُذُهَا إِذَا شَاءَ وَإِذَا شَاءَ رَدَّهَا.وَ قَالَ : لَا يَجُوزُ طَلَاقُ الْعَبْدِ إِذَا كَانَ هُوَ وَ امْرَأَتُهُ لِرَجُل وَاحِدٍ إِلَّا أَنْ يَكُونَ الْعَبْدُ لِرَجُلٍ وَ الْمَرْأَةُ لِرَجُلٍ وَ تَزَوَّجَهَا بِإِذْنِ مَوْلَاهُ وَ إِذْنِ مَوْلَاهَا، فَإِنْ طَلَّقَ وَ هُوَ بِهَذِهِ الْمَنْزِلَةِ ، فَإِنَّ َلَاقَهُ جَائِزٌ.2 - مُحَمَّدٌ عَنْ أَحْمَدَ عَنْ ابْنِ فَضَّالِ عَنْ مُفَضَّلِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ لَيْثِ الْمُرَادِيٌّ قَالَ : سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّه علیه السَّلام عَنِ الْعَبْدِ هَلْ يَجُوزُ طَلَاقُهُ ؟بخش هفتاد و ششم: حکم طلاق بردگان1 - ابو صباح کنانی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:هرگاه برده و همسرش از آن یک نفر باشند، اگر مولا بخواهد میتواند کنیز را از شوهرش بگیرد و اگر بخواهد او را باز می گرداند.و فرمود: در صورتی که برده و همسرش از آن یک مولا باشند، طلاق برده جایز نیست. مگر آن که برده از آنِ یک مولا و همسرش از آنِ مولای دیگر باشند و برده با اجازه مولای خود و مولای کنیز، با کنیز ازدواج کرده باشد. پس اگر برده ای با چنین شرایطی همسرش را طلاق دهد، جایز و صحیح است.2 - لیث مرادی گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: آیا برده می تواند طلاق دهد؟

فَقَالَ : إِنْ كَانَتْ أَمَتَكَ فَلَا ؛ إِنَّ اللهَ عزَّوَجَل يَقُولُ : (عَبْداً مَمْلُوكاً لَا يَقْدِرُ عَلَى شَيْءٍ وَإِنْ كَانَتْ أَمَةَ قَوْمٍ آخَرِينَ أَوْ حُرَّةً جَازَ طَلَاقُهُ . 3 - مُحَمَّدٌ عَنْ أَحْمَدَ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ جَمِيلِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ أَبِي بَصِبرٍ قَالَ :

سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السَّلام عَنِ الرَّجُلِ يَأْذَنُ لِعَبْدِهِ أَنْ يَتَزَوَّجَ الْحُرَّةَ أَوْ أَمَةَ قَوْمِ الطَّلَاقُ إِلَى السَّيِّدِ أَوْ إِلَى الْعَبْدِ ؟

قَالَ : الطَّلَاقُ إِلَى الْعَبْدِ .

4 - حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَن ابْن سَمَاعَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْن زِيَادٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ : سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ تَزَوَّجَ غُلَامُهُ جَارِيَةً حُرَّةً .

فَقَالَ : الطَّلَاقُ بِيَدِ الْغُلَامِ ، فَإِنْ تَزَوَّجَهَا بِغَيْرِ إِذْنِ مَوْلَاهُ فَالطَّلَاقُ بِيَدِ الْمَوْلَى.

5 - حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ يَقْطِينٍ عَنِ الْعَبْدِ الصَّالِحِ علیه السَّلام قَالَ :

سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ تَزَوَّجَ غُلَامُهُ جَارِيَةً حُرَّةٌ .

فرمود: اگر برده و همسر کنیزش مال توست، نه. زیرا خداوند متعال می فرماید: «برده مملوکی که توان پرداخت چیزی را ندارد» و اگر همسر کنیز دیگران و یا آزاد باشد، طلاق برده جایز است.

3 - ابوبصیر گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: مردی به برده اش اجازه می دهد که با زنی آزاد و یا کنیز دیگران ازدواج کند؛ طلاق به اختیار مولا است یا برده؟

فرمود: طلاق به اختیار برده است.

4 - عبدالله بن سنان گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: مردی برده اش را به ازدواج دختری آزاد در می آورد.

فرمود: طلاق به اختیار برده است؛ ولی اگر برده بدون اجازۀ مولا ازدواج نمود، طلاق به اختیار مولا است.

5 - على بن یقطین گوید: از امام کاظم علیه السَّلام پرسیدم: مردی برده اش را به ازدواج دختری آزاد در می آورد ( طلاقش به اختیار کیست؟)

فَقَالَ : الطَّلَاقُ بِيَدِ الْغُلَامِ .

قَالَ : وَ سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ زَوَّجَ أَمَتَهُ رَجُلاً حُرًا.

فَقَالَ : الطَّلَاقُ بِيَدِ الْحُرِّ .

وَ سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ زَوَّجَ غُلَامَهُ جَارِيَتَهُ .

فَقَالَ : الطَّلَاقُ بِيَدِ الْمَوْلَى .

وَ سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ اشْتَرَى جَارِيَةً وَ لَهَا زَوْجٌ عَبْدٌ .

فَقَالَ : بَيْعُهَا طَلَاقُهَا .

6 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ الْخَزَّازِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام قَالَ:

قُلْتُ لَهُ الرَّجُلُ يُزَوِّجُ أَمَتَهُ مِنْ رَجُلٍ حُرِّ ثُمَّ يُرِيدُ أَنْ يَنْزِعَهَا مِنْهُ وَ يَأْخُذَ مِنْهُ نِصْفَ الصَّدَاقِ .

فرمود: طلاق به اختیار برده است.

پرسیدم: مردی کنیزش را به ازدواج مردی آزاد در می آورد.

فرمود: طلاق به اختیار شوهر آزاد است.

پرسیدم: مردی برده اش را به ازدواج کنیزش در می آورد.

فرمود: طلاق به اختیار مولاست.

پرسیدم: مردی کنیز شوهر داری را می خرد.

فرمود: فروش کنیز، طلاق اوست.

6 - محمّد بن مسلم گوید: به امام باقر علیه السَّلام عرض کردم: مردی کنیزش را به ازدواج مردی آزاد در می آورد. سپس تصمیم می گیرد کنیز را از او جدا کند و نصف مهریّه را از شوهرش بگیرد چنین حقی دارد؟

فَقَالَ : إِنْ كَانَ الَّذِي زَوْجَهَا مِنْهُ يُبْصِرُ مَا أَنْتُمْ عَلَيْهِ وَ يَدِينُ بِهِ ، فَلَهُ أَنْ يَنْزِعَهَا مِنْهُ وَ يَأْخُذَ مِنْهُ نِصْفَ الصَّدَاقِ، لِأَنَّهُ قَدْ تَقَدَّمَ مِنْ ذَلِكَ عَلَى مَعْرِفَةِ أَنَّ ذَلِكَ لِلْمَوْلَى، وَإِنْ كَانَ الزَّوْجُ لَا يَعْرِفُ هَذَا وَهُوَ مِنْ جُمْهُورِ النَّاسِ يُعَامِلُهُ الْمَوْلَى عَلَى مَا يُعَامَلُ بِهِ مِثْلُهُ فَقَدْ تَقَدَّمَ عَلَى مَعْرِفَةِ ذَلِكَ مِنْهُ .

أَبِي

7 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ اَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ :

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنْ رَجُلٍ أَنْكَحَ أَمَتَهُ حُرِّاً أَوْ عَبْدَ قَوْمِ آخَرِينَ.

فَقَالَ : لَيْسَ لَهُ أَنْ يَنْزِعَهَا، فَإِنْ بَاعَهَا فَشَاءَ الَّذِي اشْتَرَاهَا أَنْ يَنْزِعَهَا مِنْ زَوْجِهَا فَعَلَ.

8 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَفْصِ بْنِ الْبَخْتَرِيُّ عَنْ عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ :

إِذَا كَانَ لِلرَّجُلِ أَمَةٌ فَزَوَّجَهَا مَمْلُوكَهُ فَرَّقَ بَيْنَهُمَا إِذَا شَاءَ وَ جَمَعَ بَيْنَهُمَا إِذَا شَاءَ.

فرمود: اگر شوهر از احکام شما (شیعیان) آگاه است و به آن عقیده دارد، مولا حق دارد کنیز را از او جدا کرده و نصف مهریه را از او بگیرد؛ زیرا شوهر پیش از این، به حکم آگاه بود که مولا چنین اختیاری دارد. و اگر شوهر به این حکم آگاهی ندارد و از اهل سنّت است، طبق اعتقاد او رفتار می کند؛ زیرا از عقیده شوهر کنیز آگاه بوده است.

7 - ابو بصیر گوید: از امام صادق علیه السَّلام درباره مردی که کنیز خود را به ازدواج مردی آزاد و یا برده دیگران در می آورد پرسیدم.

فرمود: مولا حق ندارد کنیز را از شوهرش جدا کند. اگر کنیز را بفروشد و خریدار بخواهد می تواند کنیز را از شوهرش جدا کند.

8 - حفص بن بختری گوید: امام صادقعلیه السَّلام فرمود:

اگر کسی برده ای داشته باشد و کنیز خود را با او تزویج کند، هر لحظه ای که بخواهد آن دو را از هم جدا می کند و هر لحظه ای که بخواهد آن دو را با هم تزویج می کند.

بخش هفتاد و هفتم

طلاق و عدّه کنیز

(77) بَابُ طَلَاقِ الْأَمَةِ وَ عِدَّتِهَا فِي الطَّلَاقِ

1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَيْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ قيْسٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام قَالَ : سَمِعْتُهُ يَقُولُ : طَلَاقُ الْعَبْدِ لِلْأَمَةِ تَطْلِيقَتَانِ وَ أَجَلُهَا حَيْضَتَانِ إِنْ كَانَتْ تَحِيضُ ، وَ إِنْ كَانَتْ لَا تَحِيضُ فَأَجَلُهَا شَهْرٌ وَنِصْفٌ.

2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ :

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنْ طَلَاقِ الْأَمَةِ .

فَقَالَ : تَطْلِيقَتَان .

بخش هفتاد و هفتم: طلاق و عده کنیز

1 - محمّد بن قیس گوید: از امام باقر علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:

برده ای که زن کنیز خود را طلاق می دهد، تا دو مرتبه است و عدّه اش دو بار حایض شدن است؛ در صورتی که حایض شود و اگر حایض نمی شود، عدّه اش یک ماه و نیم است.

2 - ابو بصیر گوید: از امام صادق علیه السَّلام درباره طلاق کنیز پرسیدم

فرمود: تا دو مرتبه است.

3 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِقٍ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِي أُسَامَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ :

قَالَ عُمَرُ عَلَى الْمِنْبَرِ: مَا تَقُولُونَ يَا أَصْحَابَ مُحَمَّدٍ ! فِي تَطْلِيقِ الْأَمَةِ ؟

فَلَمْ يُجِبْهُ أَحَدٌ .

فَقَالَ : مَا تَقُولُ يَا صَاحِبَ الْبُرْدِ الْمَعَافِرِيٌّ يَعْنِي أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام.

فَأَشَارَ بِيَدِهِ تَطْلِيقَتَانِ . 4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى وَ غَيْرُهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ بُرَيْدِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ :

عِدَّةُ الْأَمَةِ حَيْضَتَانِ .

وَ قَالَ : إِذَا لَمْ تَكُنْ تَحِيضُ فَنِصْفُ عِدَّةِ الْحُرَّةِ .

3 - ابو اسامه گوید : امام صادق علیه السَّلام فرمود:

عُمر بر فراز منبر گفت: ای یاران محمّد! درباره طلاق کنیز چه می گویید؟

کسی پاسخ نداد.

دوباره گفت: ای صاحب عبای معافری! (1)تو چه می گویی؟

امیرمؤمنان علی علیه السَّلام با دست خود اشاره نمود که تا دو مرتبه است.

4 - محمّد بن مسلم گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:

عدۀ کنیزان با دو نوبت عادت ماهیانه پایان میی ابد و اگر عادت نمی شوند، عدّه آنان یک ماه و نیم خواهد بود.


1) منظور امیرمؤمنان علی علیه السَّلام بود که عبای معافری که نوعی عبا منسوب به قبیله ای از تن مبارک داشت

6- عَلِيُّ بنُ ابرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ :

أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام فِي أَمَةٍ طَلَّقَهَا زَوْجُهَا تَطْلِيقَتَيْنِ ، ثُمَّ وَقَعَ عَلَيْهَا فَجَلَدَهُ.

بخش هفتاد و هشتم

عده کنیزی که شوهر وفات کرده است

بَابُ عِدَّةِ الْأَمَةِ الْمُتَوَفَّى عَنْهَا زَوْجُهَا

1 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنِ ابْنِ رِئَابٍ وَ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ بُكَيْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ :

إِنَّ الأَمَةَ وَ الْحُرَّةَ كِلْتَيْهِمَا إِذَا مَاتَ عَنْهُمَا زَوْجُهُمَا سَوَاءٌ فِي الْعِدَّةِ إِلَّا أَنَّ الْحُرَّةَ تُحِدُّ وَ الْاَمَةَ لَا تُحِدُّ .

5 - حلبی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

امير مؤمنان على علیه السَّلام درباره کنیزی که شوهرش دو بار او را طلاق داده سپس با او آمیزش نمود داوری کرد و شوهرش را حد زد.

بخش هفتاد و هشتم: عده کنیزی که شوهر وفات کرده است

1 - زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:

اگر شوهر کنیز و زن آزاد بمیرد در عدّه با هم مساوی اند جز این که زن آزاد «حِداد» (1)دارد ولی کنیز «حداد» ندارد.


1) ِداد: خودداری زن شوهر مرده به مدّت یک سال از آرایش را گویند

2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ النُّعْمَانِ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ خَالِدٍ قَالَ : سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنِ الْأَمَةِ إِذَا طَلِّقَتْ مَا عِدَّتُهَا ؟

قَالَ : حَيْضَتَانِ أَوْ شَهْرَانِ حَتَّى تَحِيضَ.

قُلْتُ : فَإِنْ تُوُفِّيَ عَنْهَا زَوْجُهَا؟

فَقَالَ : إِنَّ عَلِيّا علیه السَّلام قَالَ فِي أُمَّهَاتِ الْأَوْلَادِ : لَا يَتَزَوَّجْنَ حَتَّى يَعْتَدِدْنَ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَ عَشْراً وَ هُنَّ إِمَاءٌ .

بخش هفتاد و نهم

حکم عدِّه کنیزان فرزنددار در سوگ مولای خود

(79) بَابُ عِدَّةِ أُمَّهَاتِ الْأَوْلَادِ وَ الرَّجُلِ يُعْتِقُ إِحْدَاهُنَّ أَوْ يَمُوتُ عَنْهَا

1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام:

2 - سليمان بن خالد گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: اگر کنیزی از شوهر خود طلاق بگیرد، تا چه مدت باید عدّه نگه دارد؟

فرمود: دو نوبت عادت ماهیانه و یا دو ماه کامل تا به حیض دوم برسد.

عرض کردم: اگر شوهر او بمیرد، تا چه مدت باید عدّه نگه دارد؟

فرمود: امیرمؤمنان علی علیه السَّلام فرمود: اگر کنیزی از مولای خود صاحب فرزند باشد و مولایش بمیرد، حق ندارد ازدواج کند تا موقعی که چهار ماه و ده روز عدّۀ وفات او به پایان برسد و كنيزان صاحب فرزند، در حال حیات مولای خودشان در شمار بردگانند.

بخش هفتاد و نهم: حکم عدّه کنیزان فرزنددار در سوگ مولای خود

1 - زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:

فِي الْأَمَةِ إِذَا غَشِيَهَا سَيْدُهَا ثُمَّ أَعْتَقَهَا ، فَإِنَّ عِدَّتَهَا ثَلَاثُ حِيَضٍ ، فَإِنْ مَاتَ عَنْهَا فَأَرْبَعَةُ أَشْهُرٍ وَعَشْرٌ.

2 - أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ : سَأَلْتُ أَبَا إِبْرَاهِيمَ علیه السَّلام عَنِ الْأَمَةِ يَمُوتُ سَيْدُهَا.

قَالَ : تَعْتَدُّ عِدَّةَ الْمُتَوَفَّى عَنْهَا زَوْجُهَا.

قُلْتُ : فَإِنَّ رَجُلاً تَزَوَّجَهَا قَبْلَ أَنْ تَنْقَضِيَ عِدَّتُهَا.

قَالَ : يُفَارِقُهَا ثُمَّ يَتَزَوَّجُهَا نِكَاحاً جَدِيداً بَعْدَ انْقِضَاءِ عِدَّتِهَا.

قُلْتُ : فَأَيْنَ مَا بَلَغَنَا عَنْ أَبِيكَ فِي الرَّجُلِ إِذَا تَزَوَّجَ الْمَرْأَةَ فِي عِدَّتِهَا لَمْ تَحِلَّ لَهُ أَبداً ؟

قَالَ : هَذَا جَاهِلٌ .

3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ : قُلْتُ لَهُ: الرَّجُلُ تَكُونُ تَحْتَهُ السُّرِّيَّةُ فَيُعْتِقُهَا.

اگر مولایی با کنیز خود همبستر شود سپس او را آزاد کند، کنیز آزاد شده باید سه عادت ماهیانه عدّه نگه دارد و اگر مولایش بمیرد و صاحب فرزند باشد، باید چهار ماه و ده روز عدّه نگه دارد.

2 - اسحاق بن عمّار گوید: از امام کاظم علیه السَّلام پرسیدم: موقعی که خواجه می میرد، کنیز شخصی او چه تکلیفی دارد؟

فرمود: باید چهار ماه و ده روز عدّۀ وفات بگیرد.

عرض کردم: اگر کسی قبل از سپری شدن عدّه ازدواج کند، چه صورت دارد؟

فرمود: باید از هم جدا شوند و بعد از پایان مدّت مجدداً عقد ازدواج را جاری کنند.

عرض کردم: پس آن فتوایی که از پدرت به ما رسیده که می فرماید: «هرگاه در دوران عدّه با کسی ازدواج کنند، برای همیشه ازدواجشان حرام خواهد بود» چه می شود؟

فرمود: این شخص مفروض، جاهل بوده است.

3 - حلبی گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: مردی همسر کنیزی دارد و او را آزاد می کند.

فَقَالَ : لَا يَصْلُحُ لَهَا أَنْ تَنْكِحَ حَتَّى تَنْقَضِيَ عِدَّتُهَا ثَلَاثَةٌ أَشْهُرٍ، وَإِنْ تُوُفِّيَ عَنْهَا مَوْلَاهَا فَعِدَّتُهَا أَرْبَعَةُ أَشْهُرٍ وَعَشْرٌ.

4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ اَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ :

فِي رَجُلٍ كَانَتْ لَهُ أَمَةٌ فَوَطِئَهَا ثُمَّ أَعْتَقَهَا وَ قَدْ حَاضَتْ عِنْدَهُ حَيْضَةً بَعْدَ مَا وَطِئَهَا.

قَالَ : تَعْتَدُّ بِحَيْضَتَيْنِ .

قَالَ ابْنُ أَبِي عُمَيْرٍ : وَ فِي حَدِيثٍ آخَرَ : تَعْتَدُّ بِثَلَاثِ حِيَضِ.

5 - وَ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْحَلَبِيُّ قَالَ : سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنِ الرَّجُل يُعْتِقُ سُرِّيَّتَهُ أَيَصْلُحُ لَهُ أَنْ يَتَزَوَّجَهَا بِغَيْرِ عِدَّةٍ؟

قَالَ : نَعَمْ .

فرمود: کنیز حق ندارد ازدواج کند تا این که عدّه اش _ که سه ماه است _ پایان یابد و اگر مولا بمیرد ، عده اش چهار ماه و ده روز دیگر است.

4 - حلبی گوید: امام صادق علیه السَّلام درباره مردی که کنیزی دارد و با او آمیزش می کند، سپس او را آزاد می کند در حالی که کنیز پس از آمیزش، یک بار حایض شده است. فرمود: باید دو حیض عدّه نگه دارد.

ابن ابی عمیر گوید: در حدیث دیگری آمده است: سه حیض عدّه نگه دارد.

5 - حلبی گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: مردی کنیزش را آزاد نموده است، آیا می تواند بدون آن که کنیز عدّه نگه دارد، با او ازدواج کند؟

فرمود: آری.

قُلْتُ : فَغَيْرُهُ ؟

قَالَ : لَا ، حَتَّى تَعْتَدَّ ثَلَاثَةَ أَشْهُرٍ.

قَالَ : وَ سُئِلَ عَنْ رَجُلٍ وَقَعَ عَلَى أَمَتِهِ أَيَصْلُحُ لَهُ أَنْ يُزَوِّجَهَا قَبْلَ أَنْ تَعْتَدَّ ؟

قَالَ : لا .

قُلْتُ : كَمْ عِدَّتُهَا ؟

قَالَ : حَيْضَةٌ أَوْ ثِنْتَانِ .

6 - عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاحٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ قَالَ فِي رَجُلٍ أَعْتَقَ أُمَّ وَلَدِهِ ثُمَّ تُوُفِّيَ عَنْهَا قَبْلَ أَنْ تَنْقَضِيَ عِدَّتُهَا.

قَالَ : تَعْتَدُّ بِأَرْبَعَةِ أَشْهُرٍ وَعَشْرِ وَ إِنْ كَانَتْ حُبْلَى اعْتَدَّتْ بِأَبْعَدِ الْأَجَلَيْنِ.

7 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ أَعْتَقَ وَلِيدَتَهُ عِنْدَ الْمَوْتِ .

عرض کردم: دیگران هم می توانند بدون آن که کنیز عدّه نگه دارد، با او ازدواج کنند؟

فرمود: نه، تا این که سه ماه عدّه نگه دارد.

پرسیدم: مردی با کنیزش نزدیکی می کند، آیا می تواند بدون این که کنیز عدّه نگه دارد او را به ازدواج دیگران درآورد؟

فرمود: نه.

عرض کردم: عدّه اش چه مقدار است؟

فرمود: یک یا دو بار حیض.

6 - راوی گوید: امام علیه السَّلام درباره مردی که کنیز صاحب فرزند خود را آزاد می کند. سپس پیش از آن که عدّه کنیز به پایان برسد مولا می میرد فرمود:

چهار ماه و ده روز عدّه نگه می دارد و اگر باردار باشد، عدّه ای که طولانی تر است را (که همان عدّه بارداری است) نگه می دارد.

7 - ابوبصیر گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: مردی در هنگام مرگش کنیز صاحب فرزند خود را آزاد می کند.

فَقَالَ : عِدَّتُهَا عِدَّةُ الْحُرَّةِ الْمُتَوَفَّى عَنْهَا زَوْجُهَا أَرْبَعَةُ أَشْهُرٍ وَ عَشْرٌ.

قَالَ : وَ سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ أَعْتَقَ وَلِيدَتَهُ وَهُوَ حَيٌّ وَقَدْ كَانَ يَطَؤُهَا .

فَقَالَ : عِدَّتُهَا عِدَّةُ الْحُرَّةِ الْمُطَلَّقَةِ ثَلَاثَةُ قُرُوءٍ .

8 - مُحَمَّدٌ عَنْ أَحْمَدَ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ دَاوُدَ الرَّقِّيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام فِي الْمُدَبَّرَةِ إِذَا مَاتَ مَوْلَاهَا :

أَنَّ عِدَّتَهَا أَرْبَعَةُ أَشْهُرٍ وَ عَشْرٌ مِنْ يَوْمٍ يَمُوتُ سَيْدُهَا إِذَا كَانَ سَيْدُهَا يَطَؤُهَا.

قِيلَ لَهُ : فَالرَّجُلُ يُعْتِقُ مَمْلُوكَتَهُ قَبْلَ مَوْتِهِ بِسَاعَةٍ أَوْ بِيَوْمٍ ثُمَّ يَمُوتُ .

قَالَ : فَقَالَ : هَذِهِ تَعْتَدُّ بِثَلَاثِ حِيَضِ أَوْ ثَلَاثَةِ قُرُوءٍ مِنْ يَوْمَ أَعْتَقَهَا سَيْدُهَا.

9 - ابْنُ مَحْبُوبِ عَنْ سَعْدَانَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ:

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: الرَّجُلُ تَكُونُ عِنْدَهُ السُّرِّيَّةُ لَهُ وَ قَدْ وَلَدَتْ مِنْهُ وَ قَدْ مَاتَ وَلَدُهَا ثُمَّ يُعْتِقُهَا .

فرمود: عدّه اش عدّه زن آزادی است که همسرش می میرد؛ چهار ماه و ده روز.

پرسیدم: مردی کنیز صاحب فرزند خود را که با او آمیزش می کرد آزاد می کند. این مرد اکنون زنده است.

فرمود: عدّه اش عده زنی آزاد است که طلاق داده شده است؛ سه پاکی.

8 - داوود رقّی گوید: امام صادق علیه السَّلام در خصوص کنیز مدبره ای (1)که مولایش می میرد فرمود: در صورتی که مولا با او آمیزش می کرد، عدّه او از روزی که مولا از دنیا می رود چهار ماه و ده روز است.

گفته شد: مردی یک ساعت یا یک روز پیش از مرگش کنیز خود را آزاد می کند.

فرمود: این کنیز سه حیض یا سه پاکی از روزی که مولا او را آزاد کرده است عدّه نگه می دارد.

9- ابو بصیر گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: اگر کسی از کنیز شخصی خود صاحب فرزند شود و بعد از مرگ فرزند کنیز خود را آزاد کند، دوران عدّۀ او چه مدّت است؟


1) مدبّره: کنیزی است که مولا به او خود می گوید: « هر زمان که من بمیرم، تو آزادی»

قَالَ : لَا يَحِلُّ لَهَا أَنْ تَتَزَوَّجَ حَتَّى تَنْقَضِيَ عِدَّتُهَا ثَلَاثَةُ أَشْهُرٍ .

10 - ابْنُ مَحْبُوبِ عَنْ وَهْبِ بْنِ عَبْدِ رَبِّهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ : سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ كَانَتْ لَهُ أُمُّ وَلَدٍ فَزَوَّجَهَا مِنْ رَجُلٍ فَأَوْلَدَهَا غُلَامًا ثُمَّ إِنَّ الرَّجُلَ مَاتَ فَرَجَعَتْ إِلَى سَيْدِهَا أَلَهُ أَنْ يَطَأَهَا.

قَالَ : تَعْتَدُّ مِنَ الزَّوْجِ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَعَشَرَةَ أَيَّامٍ ثُمَّ يَظُوهَا بِالْمِلْكِ بِغَيْرِ نِكَاح.

بخش هشتادم

حکم خرید کنیز، پس از طلاق او

(80) بَابُ الرَّجُلِ تَكُونُ عِنْدَهُ الْأَمَةُ فَيُطَلِّقُهَا ثُمَّ يَشْتَرِيهَا

1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنِ ابْنِ أَبِي نَجْرَانَ وَ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام.

أَنَّهُ قَالَ فِي رَجُلٍ كَانَتْ تَحْتَهُ أَمَةٌ فَطَلَّقَهَا عَلَى السُّنَّةِ ثُمَّ بَانَتْ مِنْهُ ثُمَّ اشْتَرَاهَا بَعْدَ ذَلِكَ قَبْلَ أَنْ تَنْكِحَ زَوْجًا غَيْرَهُ.

آمده باشد.

فرمود: آن کنیز نمی تواند ازدواج کند مگر بعد از سه ماه که عدّۀ او به سر آمده باشد.

10 - وهب بن عبد ربّه گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: مردی کنیزی دارد، او را به ازدواج مرد دیگری در می آورد. شوهر کنیز را صاحب یک پسر می کند، سپس می میرد. پس کنیز نزد مولای خود باز می گردد. آیا مولا حق دارد با او آمیزش کند؟

فرمود: کنیز باید به خاطر شوهرش چهار ماه و ده روز عدّه نگه دارد، سپس مولا بدون ازدواج و با حق مالکیت با او آمیزش کند.

بخش هشتادم: حکم خرید کنیز، پس از طلاق او

1 - عبد الله بن سنان گوید: امام صادق علیه السَّلام دربارۀ مردی که همسر کنیزش را طلاق سنّت داده و کنیز از او جدا شده است. سپس پیش از آن که کنیز با مرد دیگری ازدواج کند، مرد او را می خرد فرمود:

قَالَ : قَدْ قَضَى أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام فِي هَذَا أَحَلَّتْهَا آيَةً وَ حَرَّمَتْهَا آيَةٌ أُخْرَى وَأَنَا نَاهِ عَنْهَا نَفْسِي وَ وُلْدِي .

2 - عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قالَ:

سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ حُرِّ كَانَتْ تَحْتَهُ أَمَةٌ فَطَلَّقَهَا طَلَاقَا بَائِنَا ثُمَّ اشْتَرَاهَا هَلْ يَحِلُّ لَهُ أَنْ يَطَاهَا ؟

قَالَ : لا .

قَالَ ابْنُ أَبِي عُمَيْرٍ وَ فِي حَدِيثٍ آخَرَ : حَلَّ لَهُ فَرْجُهَا مِنْ أَجْلٍ شِرَائِهَا وَ الْحُرُّ وَالْعَبْدُ فِي ذَلِكَ سَوَاءٌ .

3 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنْ عُثْمَانَ بْن عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ :

در این مورد امیرمؤمنان علی علیه السَّلام چنین قضاوت نمود: آیه ای آن را حلال و آیه دیگری آن را حرام دانسته است و من خود و فرزندانم را از این کار نهی می کنم.

2 - حلبی گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: مرد آزادی همسر کنیزی دارد. او را طلاق بائن می دهد. سپس او را می خرد؛ آیا برای مرد جایز است که با او آمیزش کند؟

فرمود: نه.

ابن ابی عمیر گوید: در روایت دیگری آمده است آمیزش با آن کنیز به جهت خریدنش برای مرد حلال است و آزاد و برده در این حکم یکسان هستند.

3 - سماعه نظیر این روایت را با این تفاوت از امام علیه السَّلام نقل می کند که حضرتش در پاسخ فرمود:

سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ تَزَوَّجَ امْرَأَةً مَمْلُوكَةٌ ثُمَّ طَلَّقَهَا ثُمَّ اشْتَرَاهَا بَعْدُ هَلْ تَحِلُّ لَهُ؟

قَالَ : لَا ، حَتَّى تُنْكِحَ زَوْجاً غَيْرَهُ .

4 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيَّ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ بُرَيْدِ العِجْلِى عَنْ أَبي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام:

أَنَّهُ قَالَ فِي رَجُل تَحْتَهُ أَمَةً فَطَلَّقَهَا تَطْلِيقَتَيْنِ ثُمَّ اشْتَرَاهَا بَعْدُ .

قَالَ : لَا يَصْلُحُ لَّهُ أَنْ يَنْكِحَهَا حَتَّى تَتَزَوَّجَ زَوْجاً غَيْرَهُ وَ حَتَّى يَدْخُلَ بِهَا فِي مِثْلِ مَا خَرَجَتْ مِنْهُ.

بخش هشتاد و یکم

حکم ارتداد شوهر

(81) بَابُ الْمُرْتَدِّ

1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ ؛ وَعِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ عَمَّارٍ السَّابَاطِئ قَالَ : سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام يَقُولُ :

نه، نمی تواند با او نزدیکی کند تا این که با مرد دیگری ازدواج کند.

4 - برید عجلی گوید: امام صادق علیه السَّلام دربارۀ مردی که همسر کنیزش را دو بار طلاق می دهد. آن گاه پس از آن او را می خرد، فرمود:

مرد حق ندارد با او آمیزش کند تا این که کنیز با مرد دیگری ازدواج کند و شوهر دوم با او نزدیکی نماید.

بخش هشتاد و یکم: حکم ارتداد شوهر

1 - عمّار ساباطی گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:

كُلِّ مُسْلِمِ بَيْنَ مُسْلِمَيْنِ ارْتَدَّ عَنِ الْإِسْلَامِ وَ جَحَدَ رَسُولَ اللَّهِ صلَّى اللهُ عليه وآله نُبُوَّتَهُ وَ كَذَّبَهُ، فَإِنَّ دَمَهُ مُبَاحٌ لِمَنْ سَمِعَ ذَلِكَ مِنْهُ وَ امْرَأَتَهُ بَائِنَةٌ مِنْهُ يَوْمَ ارْتَدَّ وَ يُقْسَمُ مَالُهُ عَلَى وَرَثَتِهِ وَ تَعْتَدُّ امْرَأَتُهُ عِدَّةَ الْمُتَوَفَّى عَنْهَا زَوْجُهَا وَ عَلَى الْإِمَامِ أَنْ يَقْتُلَهُ إِنْ أَتَوْهُ بِهِ وَلَا يَسْتَتِيبَهُ .

2 - وَ عَنْهُ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ : سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السَّلام عَنِ الْمُرْتَدُ . فَقَالَ : مَنْ رَغِبَ عَنِ الْإِسْلَامِ وَ كَفَرَ بِمَا أُنْزِلَ عَلَى مُحَمَّدٍ صلَّى اللهُ عليه وآله بَعْدَ إِسْلَامِهِ فَلَا تَوْبَةَ لَهُ وَ قَدْ وَجَبَ قَتْلُهُ وَبَانَتْ مِنْهُ امْرَأَتُهُ وَ يُقْسَمُ مَا تَرَكَ عَلَى وُلْدِهِ.

بخش هشتاد و دوم

حكم طلاق اهل ذمّه و چگونگی عدّه آنها

(82) بَابُ طَلَاقِ أَهْلِ الذَّمَّةِ وَ عِدَّتِهِمْ فِي الطَّلَاقِ وَالْمَوْتِ إِذَا أَسْلَمَتِ الْمَرْأَةُ

1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنِ ابْنِ رِئَابٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَر علیه السَّلام قَالَ:

هر مسلمانی در جمع مسلمانان از اسلام خارج شود و پیامبری پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله را انکار و آن بزرگوار را تکذیب کند، به راستی که خون او برای هر کس که شنوای ادّعای او بوده حلال است. در همان روزی که مرتد شده است، همسرش از او جدا و اموالش در بین وارثانش تقسیم می شود. همسرش عدّۀ وفات نگه می دارد. اگر مرتد را نزد حاکم بیاورند باید او را بکشد و توبه اش ندهد.

2 - محمّد بن مسلم گوید: از امام باقر علیه السَّلام درباره مرتد پرسیدم.

فرمود: هر کس از دین اسلام روی گرداند و به احکام حضرت محمد کافر شود، با آن که در دین اسلام پرورش یافته باشد، دیگر توبه او پذیرفته نمی شود، باید او را بکشند. همسرش از او جدا می شود، و میراث او را بر فرزندانش تقسیم می کنند.

بخش هشتاد و دوم: حكم طلاق اهل ذمّه و چگونگی عده آنها

1 - زراره گوید:

سَأَلْتُهُ عَنْ نَصْرَانِيَّةٍ كَانَتْ تَحْتَ نَصْرَانِي فَطَلَّقَهَا هَلْ عَلَيْهَا عِدَّةٌ مِثْلُ عِدَّةِ المُسْلِمَة ؟

فَقَالَ : لَا ، لِأَنَّ أَهْلَ الْكِتَابِ مَمَالِيكُ لِلْإِمَامِ. أَلَا تَرَى أَنَّهُمْ يُؤَدُّونَهُمُ الْجِزْيَةَ كَمَا يُؤَدِّي الْعَبْدُ الضَّرِيبَةَ إِلَى مَوْلَاهُ ؟

قَالَ : وَ مَنْ أَسْلَمَ مِنْهُمْ فَهُوَ حُرِّ تُطْرَحُ عَنْهُ الْجِزْيَةُ .

قُلْتُ: فَمَا عِدَّتُهَا إِنْ أَرَادَ الْمُسْلِمُ أَنْ يَتَزَوَّجَهَا ؟

قَالَ : عِدَّتُهَا عِدَّةُ الْأَمَةِ حَيْضَتَانِ أَوْ خَمْسَةٌ وَ أَرْبَعُونَ يَوْماً قَبْلَ أَنْ تُسْلِمَ .

قَالَ : قُلْتُ لَهُ: فَإِنْ أَسْلَمَتْ بَعْدَ مَا طَلَّقَهَا؟

فَقَالَ : إِذَا أَسْلَمَتْ بَعْدَ مَا طَلَّقَهَا، فَإِنَّ عِدَّتَهَا عِدَّةُ الْمُسْلِمَةِ .

قُلْتُ : فَإِنْ مَاتَ عَنْهَا وَ هِيَ نَصْرَانِيَّةٌ وَ هُوَ نَصْرَانِيٌّ فَأَرَادَ رَجُلٌ مِنَ الْمُسْلِمِينَ أَنْ يَتَزَوَّجَهَا .

از امام باقر علیه السَّلام پرسیدم زنی مسیحی که شوهر مسیحی اش او را طلاق می دهد، آیا بایستی مانند زنان مسلمان عدّه نگه دارد؟

فرمود: نه. زیرا اهل کتاب بردگان امام هستند. آیا نمی بینی که آنان به سان برده ای که به مولای خود جزیه می پردازد، به مسلمانان جزیه می پردازند؟

فرمود: هر کدام از آنان مسلمان شود، جزیه از او ساقط می گردد.

گفتم: اگر مرد مسلمانی بخواهد با آن زن ازدواج کند، عدّه اش چگونه است؟

فرمود: عدّه اش مانند عدّه کنیز است؛ دو بار حایض شدن و یا چهل و پنج روز است؛ پیش از آن که مسلمان شود.

گفتم: اگر پس از طلاق اسلام بیاورد چه حکمی دارد؟

فرمود: هرگاه پس از طلاق مسلمان شود، عدّه اش عدّه زن مسلمان است.

گفتم: اگر زن و شوهر مسیحی باشند و شوهر بمیرد. پس مرد مسلمانی بخواهد با آن زن ازدواج کند (چه حکمی دارد؟)

قَالَ : لَا يَتَزَوَّجُهَا الْمُسْلِمُ حَتَّى تَعْتَدَّ مِنَ النَّصْرَانِيِّ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَ عَشْراً عِدَّةَ الْمُسْلِمَةِ الْمُتَوَفَّى عَنْهَا زَوْجُهَا .

قُلْتُ لَهُ : كَيْفَ جُعِلَتْ عِدَّتُهَا إِذَا طَلَّقَتْ عِدَّةَ الأَمَةِ وَ جُعِلَتْ عِدَّتُهَا إِذَا مَاتَ عَنْهَا زَوْجُهَا عِدَّةَ الْحُرَّةِ الْمُسْلِمَةِ وَ أَنْتَ تَذْكُرُ أَنَّهُمْ مَمَالِيكُ الْإِمَامِ ؟

فَقَالَ : لَيْسَ عِدَّتُهَا فِي الطَّلَاقِ مِثْلَ عِدَّتِهَا إِذَا تُوُفِّيَ عَنْهَا زَوْجُهَا.

ثُمَّ قَالَ : إِنَّ الْأَمَةَ وَ الْحُرَّةَ كِلْتَيْهِمَا إِذَا مَاتَ عَنْهُمَا زَوْجُهُمَا سَوَاءٌ فِي الْعِدَّةِ إِلَّا أَنَّ الْحُرَّةَ تُحِدُّ وَالأَمَةَ لَا تُحِدُّ .

2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مَرَّارٍ عَنْ يُونُسَ قَالَ :

عِدَّةُ الْعِلْجَةِ إِذَا أَسْلَمَتْ عِدَّةُ الْمُطَلَّقَةِ إِذَا أَرَادَتْ أَنْ تَتَزَوَّجَ غَيْرَهُ.

3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ يَعْقُوبَ السَّرَّاحِ قَالَ : سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنْ نَصْرَانِيَّةٍ مَاتَ عَنْهَا زَوْجُهَا وَ هُوَ نَصْرَانِيٌّ مَا عِدَّتُهَا ؟

فرمود: مرد مسلمان نمی تواند با او ازدواج کند تا این که زن برای شوهر مسیحی خود چهار ماه و ده روز _ عدّه زن مسلمانی که شوهرش می میرد _ عده نگه دارد.

گفتم: چگونه در صورتی که طلاق داده شود عده اش عده کنیز و در صورتی که شوهرش بمیرد عدّه اش عدّه زن آزاد مسلمان قرار داده شده است در حالی که شما بیان نمودید که آنان بردگان امام هستند؟

فرمود: عّده طلاق او مانند عدّه وفاتش نیست.

سپس فرمود: هرگاه شوهر کنیز و زن آزاد بمیرد، در عده با هم یکسان اند جز این که زن آزاد «حداد» دارد و کنیز «حداد» ندارد.

2 - یونس گوید: حضرتش فرمود:

هرگاه زن کافری مسلمان شود، اگر بخواهد با فرد دیگری ازدواج کند؛ عدّه اش عدّه زنی است که طلاق داده شده است.

يعقوب سرّاج گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: همسر زن مسیحی از دنیا می رود، عده اش چیست؟

قَالَ : عِدَّةُ الْحُرَّةِ الْمُسْلِمَةِ أَرْبَعَةُ أَشْهُرٍ وَ عَشْرٌ.

4 - وَ بِإِسْنَادِهِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ رِئَابٍ عَنْ حُمْرَانَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام فِي أُمِّ وَلَدٍ لِنَصْرَانِي أَسْلَمَتْ أَ يَتَزَوَّجُهَا الْمُسْلِمُ ؟

قَالَ : نَعَمْ وَ عِدَّتُهَا مِنَ النَّصْرَانِي إِذَا أَسْلَمَتْ عِدَّةُ الْحُرَّةِ الْمُطَلَّقَةِ ثَلَاثَةُ أَشْهُرٍ أَوْ ثَلَاثَةُ قُرُوءٍ ، فَإِذَا انْقَضَتْ عِدَّتُهَا فَلْيَتَزَوَّجْهَا إِنْ شَاءَتْ .

تَمَّ كِتَابُ الطَّلَاقِ مِنَ «الْكَافِي» تَصْنِيفِ مُحَمَّدِ بْنِ يَعْقُوبَ الْكُلَيْنِيُّ تَغَمَّدَهُ اللَّهُ تَعَالَى بِرَحْمَتِهِ الْوَاسِعَةِ .

الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ وَ الصَّلَاةُ وَالسَّلَامُ عَلَى خَيْرِ خَلْقِهِ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِينَ وَ سَلَّمَ تَسْلِيماً كَثِيراً دَائِماً .

وَ يَتْلُوهُ إِنْ شَاءَ اللهُ كِتَابُ الْعِتْقِ وَ التَّدْبِيرِ وَ الْكِتَابَةِ .

فرمود: عدّه زن آزاد مسلمان؛ چهار ماه و ده روز.

4 - حمران گوید: امام باقر علیه السَّلام دربارۀ کنیزی که از مالک نصرانی خود صاحب فرزند باشد و مسلمان شود، آیا مسلمان می تواند با او ازدواج کند؟

فرمود: آری، ولی باید سه ماه و یا سه عادت ماهیانه عدّه نگه دارد. بعد از تمام شدن عدّه، اگر زن تازه مسلمان مایل باشد، می تواند ازدواج کند.

پایان کتاب طلاق از کتاب نفیس «الکافی» نگارش محمد بن یعقوب کلینی _ خداوند او را در رحمت گستردهاش جای دهد _ و سپاس از آنِ خدایی است که پرورش دهندۀ جهانیان است و درود و سلام فراوان همیشگی بر بهترین آفریدگانش حضرت محمّد و خاندان پاک او.

ان شاء الله کتاب احکام بردگان در پی خواهد آمد.

کتاب احکام بردگان (443_ 504)

اشاره

كِتَابُ الْعِتْقِ وَالتَّدْبِيرِ وَالْكِتَابَةِ

کتاب احکام بردگان

بخش یکم

خویشاوندانی که قابل مالکیت نیستند

(1) بَابُ مَا لَا يَجُوزُ مِنْكُهُ مِنَ الْقَرَابَاتِ

1 - أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ الْكُلَيْنِيُّ قَالَ:

حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدِ بْن عِيسَى عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ الْأَوَّلِ علیه السَّلام قَالَ:

إذَا مَلَكَ الرَّجُلُ وَالِدَيْهِ أَوْ أُخْتَهُ أَوْ خَالَتَهُ أَوْ عَمَّتَهُ عَتَقُوا عَلَيْهِ وَ يَمْلِكُ ابْنَ أَخِيهِ وَ عَمَّهُ وَ يَمْلِكُ أَخَاهُ وَ عَمَّهُ وَ خَالَهُ مِنَ الرَّضَاعَةِ .

2 - وَ بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:

لَا يَمْلِكُ الرَّجُلُ وَالِدَهُ وَ لَا وَالِدَتَهُ وَ لَا عَمَّتَهُ وَ لَا خَالْتَهُ وَ يَمْلِكُ أَخَاهُ وَ غَيْرَهُ مِنْ ذَوِي قَرَابَتِهِ مِنَ الرِّجَالِ .

بخش یکم: خویشاوندانی که قابل مالکیت نیستند

1 - محمد بن مسلم گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:

هرگاه پدر، مادر و یا خواهر، خاله و عمۀ کسی برده باشند و آنان را خریداری کند نمی تواند آنان را در ملک خود نگه دارد و به خدمت بگیرد، همۀ آنان، ناخواسته آزاد می شوند. انسان می تواند پسر برادر و عموی خود را مالک شود و به خدمت بگیرد. هم چنین می تواند برادر، عمو و دایی شیری خود را مالک شود و به خدمت خود نگهدارد.

2 - محمّد بن مسلم گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:

انسان نمی تواند پدر، مادر، عمّه و خالۀ خود را مالک شود و به خدمت بگیرد؛ ولی می تواند برادر و سایر خویشان ذکور خود را مالک شود و به خدمت بگیرد.

3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَجَّالِ عَنْ أَسَدِ بْنِ أَبِي الْعَلَاءِ عَنْ حَمْزَةَ قَالَ : سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنِ الْمَرْأَةِ مَا تَمْلِكُ مِنْ قَرَابَتِهَا ؟

قَالَ كُلَّ أَحَدٍ إِلَّا خَمْسَةٌ أَبَاهَا وَأُمَّهَا وَ ابْنَهَا وَ ابْنَتَهَا وَ زَوْجَهَا.

4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ عُبَيْدِ بْنِ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

إِذَا مَلَكَ الرَّجُلُ وَالِدَيْهِ أَوْ أُخْتَهُ أَوْ عَمَّتَهُ أَوْ خَالَتَهُ عَتَقُوا وَ يَمْلِكُ ابْنَ أَخِيهِ وَعَمَّهُ وَ خَالَهُ وَ يَمْلِكُ أَخَاهُ وَ عَمَّهُ وَ خَالَهُ مِنَ الرَّضَاعَةِ .

عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيِّ وَابْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ : فِي امْرَأَةٍ أَرْضَعَتِ ابْنَ جَارِيَتِهَا.

قَالَ : تُعتقهُ .

6 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ قَالَ :

3 - ابو حمزه گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: زنان چه افرادی از خویشان خود را مالک می شوند؟

فرمود: همۀ خویشان خود _ جز پنج دسته را: پدر، مادر، پسر، دختر و همسر خود _مالک می شوند.

4 - عبید بن زراره گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

هرگاه کسی پدر مادر و یا خواهر، عمّه و خالۀ خود را خریداری کند، همۀ آنان آزاد می شوند. امّا اگر پسر برادر، عمو، دایی و یا برادر، عمو و دایی شیری خود را صاحب گردد می تواند در خدمت خود نگه دارد.

5- حلبی و ابن سنان گویند: امام صادق علیه السَّلام درباره زنی که به پسر کنیزش شیر می دهد فرمود:

باید پسر را آزاد کند.

6 - عبدالرحمان بن ابی عبدالله گوید:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنِ الرَّجُل يَتَّخِذُ أَبَاهُ أَوْ أُمَّهُ أَوْ أَخَاهُ أَوْ أُخْتَهُ عَبِيداً .

فَقَالَ : أَمَّا الْأُخْتُ فَقَدْ عَتَقَتْ حِينَ يَمْلِكُهَا، وَأَمَّا الْأَخُ فَيَسْتَرِقُهُ وَ أَمَّا الْأَبَوَانِ فَقَدْ عَتَقَا حِينَ يَمْلِكُهُمَا.

قَالَ : وَ سَأَلْتُهُ عَنِ الْمَرْأَةِ تُرْضِعُ عَبْدَهَا أَ تَتَّخِذُهُ عَبْداً ؟

قَالَ : تُعْتِقُهُ وَ هِيَ كَارِهَةٌ .

7 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيَّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ وَهْبٍ عَنْ عُبَيْدِ بْنِ زُرَارَةَ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَمَّا يَمْلِكُ الرَّجُلُ مِنْ ذَوِي قَرَابَتِهِ.

قَالَ : لَا يَمْلِكُ وَالِدَهُ وَ لَا وَالِدَتَهُ وَ لَا أُخْتَهُ وَ لَا ابْنَةَ أَخِيهِ وَ لَا ابْنَةَ أُخْتِهِ وَ لَا عَمَّتَهُ وَ لَا خَالَتَهُ ، وَ يَمْلِكُ مَا سِوَى ذَلِكَ مِنَ الرِّجَالِ مِنْ ذَوِي قَرَابَتِهِ وَ لَا يَمْلِكُ أُمَّهُ مِنَ الرَّضَاعَةِ.

از امام صادق علیه السَّلام درباره کسی که پدر یا مادر یا برادر یا خواهرش را به بردگی می گیرد پرسیدم:

فرمود: خواهرش همان زمان که به ملکیت خود در آمد، آزاد شد؛ ولی برادرش را می تواند برده خود کند. و پدر و مادر غیر همان وقتی که آن ها را تملک نمود، آزاد شدند.

پرسیدم: زنی به بردهاش شیر می دهد؛ آیا می تواند او را برده خود قرار دهد؟

فرمود: او را آزاد می کند در حالی که کراهت دارد.

7- عبید بن زراره گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: مردها چه افرادی از خویشان خود را مالک می شوند؟

فرمود: مردها پدر، مادر، خواهر، دختر برادر، دختر خواهر، عمّه و خالۀ خود را مالک نمی شوند، ولی سایر خویشان ذکور خود را مالک می شوند. انسان، مادر شیری خود را نیز مالک نمی شود.

بخش دوم

آزاد کردن برده فقط با قصد تقرب به خداوند

(2) بَابُ أَنَّهُ لَا يَكُونُ عِتْقُ إِلَّا مَا أُرِيدَ بِهِ وَجْهُ اللَّهِ عَزَّوَجَل

1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ وَ حَمَّادٍ وَ ابْنِ أُذَيْنَةَ وَ ابْنِ بُكَيْرٍ وَ غَيْرِ وَاحِدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام أَنَّهُ قَالَ :

لَا عِتْقَ إِلَّا مَا أُرِيدَ بِهِ وَجْهُ اللَّهِ عَزَّوَجَل.

2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ :

لَا عِتْقَ إِلَّا مَا طُلِبَ بِهِ وَجْهُ اللَّهِ عَزَّوَجَل.

بخش دوّم: آزاد کردن برده فقط با قصد تقرب به خداوند

1 - هشام بن سالم، حمّاد، ابن اذينه، ابن بکیر و دیگران گویند: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

آزاد کردن برده فقط با قصد قربت خداوند انجام شود.

2 - ابوبصیر نظیر این روایت را از امام صادق علیه السَّلام نقل می کند.

بخش سوم

آزادی برده فقط بعد از مالک شدن

(3) بَابُ أَنَّهُ لَا عِتْقَ إِلَّا بَعْدَ مِلْكٍ

1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ حَازِمٍ عَنْ عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ : قَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله :

لَا طَلَاقَ قَبْلَ نِكَاحٍ ، وَ لَا عِتْقَ قَبْلَ مِلْكِ.

2 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ شَمُونٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَانِ الْأَصَمَّ عَنْ مِسْمَعِ أَبِي سَيَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

قَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّى الله عليه وآله: لَا عِنْقَ إِلَّا بَعْدَ مِلْكِ .

بخش سوم: آزادی برده فقط بعد از مالک شدن

1 - منصور بن حازم گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

رسول خدا صلَّى اللهُ عليه وآله فرمود: طلاق دادن پیش از ازدواج معنا ندارد و آزاد کردن برده پیش از خریدن او معنا ندارد.

2 - مسمع ابو سیّار گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله فرمود:

آزاد کردن برده فقط پس از مالکیت صورت می گیرد.

بخش چهارم

آزادی مشروط

(4) بَابُ الشَّرْطِ فِي الْعِتْقِ

1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ أَوْ قَالَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ : أَوْصَى أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام فَقَالَ : إِنَّ أَبَا نَيْزَرَ وَ رَبَاحاً وَ جُبَيْراً عَتَقُوا عَلَى أَنْ يَعْمَلُوا فِي الْمَالِ خَمْسَ سِنِينَ.

2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ أَوْ قَالَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ شُعَيْبٍ قَالَ :

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنْ رَجُلٍ أَعْتَقَ جَارِيَتَهُ وَ شَرَطَ عَلَيْهَا أَنْ تَخْدُمَهُ خَمْسَ سِنِينَ فَأَبَقَتْ ثُمَّ مَاتَ الرَّجُلُ فَوَجَدَهَا وَرَثَتُهُ أَلَهُمْ أَنْ يَسْتَخْدِمُوهَا ؟

قَالَ : لا .

بخش چهارم: آزادی مشروط

1 - عبدالرحمان گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

امیرمؤمنان علی علیه السَّلام وصیّت کرد که سه تن از بردگان به نام ابو نَيْزَر، رباح و جُبَيْر بعد از مرگ من آزادند با این شرط که پنج سال در باغستان خرما به کار خود ادامه دهند.

2 - يعقوب بن شعیب گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: اگر کسی کنیز خود را آزاد کند با این شرط که پنج سال دیگر در خدمت او باشد، ولی کنیز مزبور فرار کند و مولای او نیز بمیرد، آیا در صورتی که وارثان خواجه، کنیز را بیابند حق دارند که به مدّت پنج سال او را به خدمت بگیرند؟

فرمود: نه.

3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عُثْمَانَ وَ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ وَ غَيْرِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ :

سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ يُعْتِقُ مَمْلُوكَهُ وَ يُزَوِّجُهُ ابْنَتَهُ وَ يَشْتَرِطُ عَلَيْهِ إِنْ هُوَ أَغَارَهَا أَنْ يَرُدَّهُ فِي الرِّقٌ.

قَالَ : لَهُ شَرْطُهُ.

4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السَّلام:

فِي الرَّجُلِ يَقُولُ لِعَبْدِهِ أَعْتَقْتُكَ عَلَى أَنْ أَزَوَّجَكَ ابْنَتِي، فَإِنْ تَزَوَّجْتَ عَلَيْهَا أَوْ تَسَرَّيْتَ فَعَلَيْكَ مِائَةُ دِينَارٍ فَأَعْتَقَهُ عَلَى ذَلِكَ وَ زَوَّجَهُ فَتَسَرَّى أَوْ تَزَوَّجَ . قَالَ :

لِمَوْلَاهُ عَلَيْهِ شَرْطُهُ الْأَوَّلُ .

3 - اسحاق بن عمّار و دیگران گویند: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: مردی برده خود را آزاد می کند و دخترش را به ازدواج او در می آورد و با او شرط می کند که اگر بر سر همسرش (دخترش) هوو بیاورد، او را به بردگی باز می گرداند.

فرمود: مولا چنین حقی دارد.

4 - محمد بن سالم گوید: امام (صادق علیه السَّلام و یا امام باقر علیه السَّلام) دربارۀ مردی که به غلام خود بگوید: «من تو را آزاد می کنم با این شرط که دختر خود را با تو تزویج کنم، و با این شرط که اگر بر بر سر دخترم هو و بیاوری و یا با کنیزان خود همبستر شوی صد دينار طلا بدهی و بعد برده خود را آزاد کند و دختر خود را با او تزویج کند، ولی برده آزاد شده بر خلاف شرط مولا با کنیز خود همبستر شود و یا بر سر دخترش هو و بیاورد فرمود:

شرط مولا معتبر است. (برده باید صد دینار طلا بدهد )

بخش پنجم

فضیلت و پاداش برده آزاد کردن

بَابُ ثَوَابِ الْعِتْقِ وَفَضْلِهِ وَ الرَّغْبَةِ فِيهِ

1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيِّ وَ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ وَ حَفْصِ بْنِ الْبَخْتَرِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:

أَنَّهُ قَالَ فِي الرَّجُلِ يُعْتِقُ الْمَمْلُوكَ قَالَ إِنَّ اللَّهَ علیه السَّلام يُعْتِقُ بِكُلِّ عُضْوِ مِنْهُ عُضْوا مِنَ النار.

قَالَ : وَ يُسْتَحَبُّ لِلرَّجُلِ أَنْ يَتَقَرَّبَ إِلَى اللهِ عَشِيَّةَ عَرَفَةَ وَ يَوْمَ عَرَفَةَ بِالْعِتْقِ وَالصَّدَقَةِ .

2 - عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ رِبْعِيِّ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ : قَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله :

بخش پنجم: فضیلت و پاداش برده آزاد کردن

1 - حفص بن بختری گوید: امام صادق علیه السَّلام درباره مردی که برده ای آزاد می کند فرمود:

خداوند متعال در مقابل هر عضو از این برده، عضوی از او را از دوزخ آزاد می کند.

فرمود: مستحب است که انسان در شب و روز عرفه با آزاد کردن بردگان و صدقه دادن به خداوند تقرّب جوید.

2 - زراره گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود:

مَنْ أَعْتَقَ مُسْلِماً أَعْتَقَ اللهُ عَزَّوجَل بِكُلِّ عُضْوِ مِنْهُ عُضْواً مِنَ النَّارِ.

3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ أَبِي الْبِلَادِ عَنْ أَبِيهِ رَفَعَهُ قَالَ : قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلّى اللهُ عليه وآله :

مَنْ أَعْتَقَ مُؤْمِناً أَعْتَقَ اللهُ عَزَّوجَل بِكُلِّ عُضْوِ مِنْهُ عُضْواً مِنَ النَّارِ، فَإِنْ كَانَتْ أُنْثَى أَعْتَقَ الله عَزَّوجَل بِكُلِّ عُضْوَيْنِ مِنْهَا عُضْواً مِنْهُ مِنَ النَّارِ، لِأَنَّ الْمَرْأَةَ بِنِصْفِ الرَّجُلِ .

4 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِقٍ عَنْ أَبَانٍ عَنْ بَشِيرٍ النَّبَالِ قَالَ : سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام يَقُولُ :

مَنْ أَعْتَقَ نَسَمَةٌ صَالِحَةٌ لِوَجْهِ اللَّهِ عَزَّوجَل كَفَّرَ اللهُ عَنْهُ مَكَانَ كُلِّ عُضْوِ مِنْهُ عُضْواً مِنَ النَّارِ.

هر کس برده مسلمانی را آزاد کند، خداوند در ازای هر عضو برده عضوی از او را از آتش آزاد می کند.

3 - ابو بلاد در روایت مرفوعه ای گوید: پیامبر خدا صلّى اللهُ عليه وآله فرمود:

هرکس بردۀ مؤمنی را آزاد کند، خداوند متعال در مقابل هر عضو برده، عضوی از او را از آتش آزاد می کند. اگر شخص آزاد شده، زن باشد؛ خداوند متعال در ازای هر دو عضو او یک عضو از او را از آتش آزاد می کند؛ زیرا که دیه زن، نصف دیه مرد است.

4 - بشیر نبّال گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:

هر کس بردۀ پرهیزکاری را به خاطر خدا آزاد کند، خداوند در ازای هر عضو برده، عضوی از او را از آتش آزاد می کند.

بخش ششم

حکم آزادی کودکان، پیران، معلومان

(6) بَابُ عِتْقِ الصَّغِيرِ وَ الشَّيْخِ الْكَبِيرِ وَ أَهْلِ الزَّمَانَاتِ

1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ قَالَ كَتَبْتُ إِلَى أَبِي الْحَسَنِ الرَّضَا علیه السَّلام:

وَ سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ يُعْتِقُ غُلَاماً صَغِيراً أَوْ شَيْخاً كَبِيرًا أَوْ مَنْ بِهِ زَمَانَةٌ وَ مَنْ لَا حِيلَةَ لَهُ .

فَقَالَ : مَنْ أَعْتَقَ مَمْلُوكاً لَا حِيلَةَ لَهُ ، فَإِنَّ عَلَيْهِ أَنْ يَعُولَهُ حَتَّى يَسْتَغْنِيَ عَنْهُ. وَكَذَلِكَ كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام يَفْعَلُ إِذَا أَعْتَقَ الصِّغَارَ وَ مَنْ لَا حِيلَةَ لَهُ.

2 - مُحَمَّدٌ عَنْ أَحْمَدَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم وَ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السَّلام قَالَ:

سَأَلْتُهُ عَنِ الصَّبِيِّ يُعْتِقُهُ الرَّجُلُ .

بخش ششم: حکم آزادی کودکان، پیران، معلولان

1 - ابن محجوب گوید: در نامه ای به امام رضا علیه السَّلام نوشتم و پرسیدم: اگر کسی غلام خود را آزاد کند و آن غلام کودک خردسال یا پیر سالخورده، یا بیمار دردمند و یا ناتوان از چارۀ معاش خود باشد (چه صورت دارد؟)

فرمود: هر کس غلامی را آزاد کند که از چارۀ معاش خود درمانده باشد باید آن غلام را تا حد بی نیازی کفالت کند. امیرمؤمنان علی علیه السَّلام هرگاه کودک ناتوان و یا افراد درمانده را آزاد می کرد، چنین رفتار می کرد.

2 - محمّد بن مسلم گوید: از امام (باقر علیه السَّلام و یا امام صادق علیه السَّلام) پرسیدم: انسان می تواند کودکان را نیز آزاد کند؟

فَقَالَ : نَعَمْ قَدْ أَعْتَقَ عَلِيٌّ لَا وِلْدَانَا كَثِيرَةً.

3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مَنْصُورِ بْنِ حَازِمٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ : سَأَلْتُهُ عَمَّنْ أَعْتَقَ النَّسَمَةَ .

فَقَالَ : أَعْتَقَ مَنْ أَغْنَى نَفْسَهُ.

بخش هفتم

تنظیم سند آزادی برده

(7) بَابُ كِتَابِ الْعِتْقِ

1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ غُلَامٍ اَعْتَقَهُ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:

فرمود: آری، حضرت علی علیه السَّلام کودکان بسیاری را آزاد کرده است.

3 - هشام بن سالم گوید: از امام صادق علیه السَّلام درباره کسی که برده ای را آزاد می کند پرسیدم.

فرمود: کسی را آزاد کند که بی نیاز است.

بخش هفتم: تنظیم سند آزادی برده

1 - محمد بن سنان گوید: برده ای که امام صادق علیه السَّلام او را آزاد کرده بود گوید: آن حضرت سند آزادی را چنین تنظیم فرمود.

هَذَا مَا أَعْتَقَ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ ؛ أَعْتَقَ غُلَامَهُ السِّنْدِيَّ فَلَانَا عَلَى أَنَّهُ يَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ وَ أَنَّ الْبَعْثَ حَقٌّ وَأَنَّ الْجَنَّةَ حَقٌّ وَ أَنَّ النَّارَ حَقٌّ، وَ عَلَى أَنَّهُ يُوَالِى أَوْلِيَاءَ اللَّهِ وَ يَتَبَرَّأُ مِنْ أَعْدَاءِ اللَّهِ وَ يُحِلُّ حَلَالَ اللَّهِ وَ يُحَرِّمُ حَرَامَ اللهِ وَ يُؤْمِنُ بِرُسُلِ اللهِ وَ يُقِرُّ بِمَا جَاءَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ أَعْتَقَهُ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا يُرِيدُ بِهِ جَزَاءً وَ لَا شُكُوراً وَ لَيْسَ لِأَحَدٍ عَلَيْهِ سَبِيلٌ إِلَّا بِخَيْرٍ. شَهِدَ فلانٌ .

2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ أَبِي الْبِلَادِ قَالَ :

قَرَأْتُ عِنْقَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام فَإِذَا هُوَ شَرْحُهُ :

هَذَا مَا أَعْتَقَ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ أَعْتَقَ فُلاناً غُلَامَهُ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا يُرِيدُ بِهِ جَزَاءً وَ لَا شُكُوراً عَلَى أَنْ يُقِيمَ الصَّلَاةَ وَ يُؤْتِيَ الزَّكَاةَ وَ يَحُجَّ الْبَيْتَ وَ يَصُومَ شَهْرَ رَمَضَانَ وَ يَتَوَلَّى أَوْلِيَاءَ اللهِ وَ يَتَبَرَّأَ مِنْ أَعْدَاءِ اللَّهِ شَهِدَ فُلَانٌ وَ فُلَانٌ وَ فُلَانٌ ثَلَاثَةٌ .

این سند آزاد کردن این برده است که جعفر بن محمّد انجام داده است که فلانی بردۀ سندی را آزاد نمود؛ بنابر این که او شهادت می دهد که خدایی جز خداوند یگانه نیست. که شریکی ندارد، محمّد بندۀ پروردگار و پیامبر اوست، برانگیختن حق است، بهشت حق است، دوزخ حق است او اولیای الهی را دوست میدارد و از دشمنان خدا برائت می جوید، حلال خدا را حلال و حرام او را حرام می داند و به پیامبران الهی ایمان دارد و به آن چه که از نزد خداوند آمده است اقرار می کند. این برده را به خاطر خداوند آزاد نمود و از این کار، اراده پاداش و تشکر ندارد و هیچ کس هیچ گونه دست رسی و حق تملک بر او ندارد مگر به نیکی .

فلانی گواه آزادی اوست.

2 - ابراهیم بن ابی بلاد گوید: در یک سند آزادی برده که امام صادق علیه السَّلام تنظیم کرده بود، چنین خواندم:

این سند برده ای است که جعفر بن محمّد آزاد کرده است؛ آزاد کردن غلام خود فلانی را به خاطر خدا، نه به منظور پاداش غلام و یا شکرگزاری او، با این شرط که نماز به پا دارد، زکات بپردازد، به حج برود، ماه رمضان روزه بدارد، با دوستان خدا دوستی کند و از دشمنان خدا بیزار باشد. سه تن: فلانی، فلانی و فلانی. گواه آزادی او بودند.

بخش هشتم

حکم آزادی برده های زنازاده، ذمی، مشرک و مستضعف

(8) بَابُ عِتْقِ وَلَدِ الزِّنَا وَالذَّمِّيِّ وَالْمُشْرِكِ وَ الْمُسْتَضْعَفِ

1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ :

إِنَّ عَلِيّاً علیه السَّلام أَعْتَقَ عَبْداً لَهُ نَصْرَانِيَا فَأَسْلَمَ حِينَ أَعْتَقَهُ.

2 - مُحَمَّدٌ عَنْ أَحْمَدَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ عُمَرَ بْنِ حَفْصٍ عَنْ سَعِيدِ بْنِ يَسَارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ :

لَا بَأْسَ بِأَنْ يُعْتَقَ وَلَدُ الزِّنَا.

3 - مُحَمَّدٌ عَنْ أَحْمَدَ عَنْ أَبِيهِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنِ الْحَلَبِيَّ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام الرَّقَبَةُ تُعْتَقُ مِنَ الْمُسْتَضْعَفِينَ ؟

قَالَ : نَعَمْ .

بخش هشتم: حکم آزادی برده های زنازاده، ذمی، مشرک و مستضعف

1 - حسن بن صالح گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

امیرمؤمنان علی علیه السَّلام غلام نصرانی را آزاد کرد که در آن هنگام او مسلمان شد.

2 - سعید بن یسار گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

مانعی ندارد که غلام زنازاده را آزاد کنند.

3 - حلبی گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: آیا می توان برده مستضعف را آزاد نمود؟

فرمود: آری.

بخش نهم

حکم آزادی و فروش برده شرکتی

(9) بَابُ الْمَمْلُوكِ بَيْنَ شُرَكَاءَ يُعْتِقُ أَحَدُهُمْ نَصِيبَهُ أَوْ يَبيعُ

1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيَّ عَنْ أَبِي عَبدِ الله علیه السَّلام قَالَ :

سَأَلْتُهُ عَن الْمَمْلُوكِ بَيْنَ شُرَكَاءَ فَيُعْتِقُ أَحَدُهُمْ نَصِيبَهُ .

قَالَ : إِنَّ ذَلِكَ فَسَادٌ عَلَى أَصْحَابِهِ لَا يَقْدِرُونَ عَلَى بَيْعِهِ وَ لَا مُوَاجَرَتِهِ.

قَالَ : يُقَوَّمُ قِيمَةً فَيُجْعَلُ عَلَى الَّذِي أَعْتَقَهُ عُقُوبَةً ، وَإِنَّمَا جُعِلَ ذَلِكَ عَلَيْهِ لِمَا أَفْسَدَهُ.

2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ اَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام أَنَّهُ سُئِلَ عَنْ رَجُلَيْن كَانَ بَيْنَهُمَا عَبْدٌ فَأَعْتَقَ أَحَدُهُمَا نَصِيبَهُ.

بخش نهم: حکم آزادی و فروش برده شرکتی

1 - حلبی گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: چند نفر به صورت شریکی، برده ای دارند. یکی از شرکا سهم خود را آزاد می کند (حکمش چیست؟)

فرمود: این عمل، ضرر زدن به شرکای دیگر است که نه می توانند برده را بفروشند و نه می توانند او را اجیر قرار دهند.

فرمود: برده قیمت گذاری می شود و پرداخت آن عقوبتی است بر عهده کسی که برده را آزاد کرده است و به این جهت که به شرکای دیگر ضرر رسانده است.

2 - حلبی گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدند: دو نفر به صورت مشترک، برده ای دارند. یکی از آنان سهم خود را آزاد می کند(تکلیف چیست؟)

فَقَالَ : إِنْ كَانَ مُضَارًاً كُلَّفَ أَنْ يُعْتِقَهُ كُلَّهُ وَإِلَّا اسْتَسْعِيَ الْعَبْدُ فِي النِّصْفِ الْآخَرِ.

3 - عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَيْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ قَيْسٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ :

الا مَنْ كَانَ شَرِيكاً فِي عَبْدٍ أَوْ أَمَةٍ قَلِيلِ أَوْ كَثِيرٍ فَأَعْتَقَ حِصَّتَهُ وَ لَهُ سَعَةٌ فَلْيَشْتَرِهِ مِنْ صَاحِبِهِ فَيُعْتِقَهُ كُلَّهُ ، وَإِنْ لَمْ يَكُنْ لَهُ سَعَةٌ مِنْ مَالٍ نُظِرَ قِيمَتُهُ يَوْمَ أُعْتِقَ ثُمَّ يَسْعَى الْعَبْدُ بِحِسَابِ مَا بَقِيَ حَتَّى يُعْتَقَ.

وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ :

قَضَى أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام فِي عَبْدِ كَانَ بَيْنَ رَجُلَيْنِ فَحَرَّرَ أَحَدُهُمَا نَصِيبَهُ وَ هُوَ لا صَغِيرٌ وَأَمْسَكَ الآخَرُ نِصْفَهُ حَتَّى كَبِرَ الَّذِي حَرَّرَ نِصْفَهُ. قَالَ : يُقَوِّمُ قِيمَةَ يَوْمَ حَرَّرَ الْأَوَّلُ وَأُمِرَ الْمُحَرَّرُ أَنْ يَسْعَى فِي نِصْفِهِ الَّذِي لَمْ يُحَرَّرْ حَتَّى يَقْضِيَهُ.

فرمود: اگر شخصی که سهمش را آزاد کرده، به شریک خود ضرر زده باشد، ملزم می شود که جریمه را بپردازد وگرنه برده را وادار می کنند که با کار کردن، نیم دیگر خود را آزاد کند.

3 - محمّد بن قیس گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:

هر کس در برده یا کنیزی شریک باشد _ چه سهمش کم باشد، چه زیاد _ و سهم خود را آزاد کند، اگر توانایی مالی دارد، باید برده را از شریک خود بخرد و به صورت کامل او را آزاد کند و اگر توانایی مالی ندارد، قیمت برده را در روزی که او را آزاد کرده، در نظر گیرد، سپس برده مکلّف می شود به اندازه آن مقداری که آزاد شده است کار کند تا آزاد شود.

4 - محمّد بن قیس گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:

أمير مؤمنان علی علیه السَّلام درباره برده ای که از آن دو نفر بود که یکی از آنان که کوچک بود سهم خود را آزاد نمود و شریک دوم سهم خود را نگه داشت تا این که شریک اول بزرگ شد چنین قضاوت نمود و فرمود:

برده به همان قیمتی که در روزی که شریک اول او را آزاد کرده، قیمت گذاری می شود و به برده دستور داد که در پرداخت آن نصفی که آزاد نشده بکوشد تا این که آن را پرداخت نماید.

5 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ :

سَأَلْتُهُ عَن الْمَمْلُوكِ بَيْنَ شُرَكَاءَ فَيُعْتِقُ أَحَدُهُمْ نَصِيبَهُ .

فَقَالَ : هَذَا فَسَادٌ عَلَى أَصْحَابِهِ يُقَوَّمُ قِيمَةً وَ يَضْمَنُ الثَمَنَ الَّذِي أَعْتَقَهُ، لِأَنَّهُ أَفْسَدَهُ عَلَى أَصْحَابِهِ .

6 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيَّ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ قَالَ :

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنْ قَوْمٍ وَرِثُوا عَبْداً جَمِيعاً فَأَعْتَقَ بَعْضُهُمْ نَصِيبَهُ مِنْهُ كَيْفَ يُصْنَعُ بِالَّذِي أَعْتَقَ نَصِيبَهُ مِنْهُ ؟ هَلْ يُؤْخَذُ بِمَا بَقِيَ ؟

قَالَ : نَعَمْ يُؤْخَذُ بِمَا بَقِيَ مِنْهُ بِقِيمَتِهِ يَوْمَ أَعْتَقَ .

5 - سماعه گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: اگر چند تن در مالکیت یک برده شریک باشند و یکی از شرکا سهم خود را آزاد کند، چه صورت دارد؟

فرمود: آزادی یک سهم از چند سهم مایۀ خسارت سایرین است. سایر شرکا باید برده را قیمت بگذارند و قیمت سهام خود را از شریک خود بگیرند، چرا که خسارت از جانب او بوده است.

6 - عبدالرحمان بن ابی عبدالله گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: گروهی به صورت اشتراکی برده ای را به ارث بردند. یکی از آنان سهم خود را آزاد نمود، با او چگونه رفتار شود؟ آیا مانده قیمت برده را از او می گیرند؟

فرمود: آری، ماندۀ قیمت برده را _ به حساب قیمتی که در روز آزادی دارد _ از او می گیرند.

بخش دهم

حکم آزادی برده بعد از مرگ مولا

(10) بَابُ الْمُدَبَّر

1 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ الرّضَا علیه السَّلام عَنِ الرَّجُلِ يُدَبِّرُ الْمَمْلُوكَ وَ هُوَ حَسَنُ الْحَالِ ثُمَّ يَحْتَاجُ هَلْ يَجُوزُ لَهُ أَنْ يَبِيعَهُ ؟

قَالَ : نَعَمْ إِذَا احْتَاجَ إِلَى ذَلِكَ

2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ : سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنِ الْمُدَبَّرِ.

فَقَالَ : هُوَ بِمَنْزِلَةِ الْوَصِيَّةِ يَرْجِعُ فِيهَا وَ فِيمَا شَاءَ مِنْهَا.

3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالِ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ : سَأَلْتُهُ عَنِ الْمُدَبَّرِ أَ هُوَ مِنَ الثُّلُثِ ؟

بخش دهم: حکم آزادی برده بعد از مرگ مولا

1 - وشّاء گوید: از امام رضا علیه السَّلام پرسیدم: کسی که تمکن مالی دارد با برده خود «مدابره» (1)می کند. سپس این شخص نیازمند می شود. آیا اجازه دارد برده را بفروشد؟

فرمود: آری؛ در صورتی که به چنین کاری نیاز داشته باشد.

2 - معاوية بن عمّار گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم اگر مولا بگوید: بردۀ من بعد از مرگ من آزاد است، می تواند از تصمیم خود منصرف شود؟

فرمود: آزادی بعد از مرگ به منزلهٔ وصیت و سفارش است. انسان می تواند از تمام وصیت خود و یا از برخی قسمت های آن منصرف شود.

3 - زراره گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: برده ای که بعد از مرگ مولایش آزاد می شود ثلث او آزاد خواهد شد؟


1) مدابره این است که مولا به برده اش می گوید: «هرگاه من از دنیا بروم، تو آزاد خواهی بود»

فَقَالَ : نَعَمْ وَ لِلْمُوصِي أَنْ يَرْجِعَ فِي صِحَةٍ كَانَتْ وَصِيَّتُهُ أَوْ مَرَضِ.

4 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيَّ الْوَشَّاءِ عَنْ أَبِي الْحَسَن الرَّضَا علیه السَّلام قَالَ:

سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ دَبَّرَ جَارِيَتَهُ وَ هِيَ حُبْلَى.

فَقَالَ : إِنْ كَانَ عَلِمَ بِحَبَلِهَا فَمَا فِي بَطْنِهَا بِمَنْزِلَتِهَا، وَإِنْ كَانَ لَمْ يَعْلَمْ فَمَا فِي بَطْنِهَا رِقٌ.

5 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى الْكِلَابِيُّ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الْأَوَّلِ علیه السَّلام قَالَ :

سَأَلْتُهُ عَن امْرَأَةٍ دَبَّرَتْ جَارِيَةٌ لَهَا فَوَلَدَتِ الْجَارِيَةُ جَارِيَةٌ نَفِيسَةٌ فَلَمْ تَعْلَم الْمَرْأَةُ حَالَ الْمَوْلُودَةِ مُدَبَّرَةٌ هِيَ أَوْ غَيْرُ مُدَبَّرَةٍ ؟

فرمود: آری، و مولای وصیت گزار می تواند از تصمیم خود منصرف گردد، خواه وصیت او در حال صحّت و عافیت صورت گرفته باشد و یا در حال بیماری مرگ.

4 - وشّاء گوید: از امام رضا علیه السَّلام پرسیدم: مردی با کنیزش مدابره میکند در حالی که کنیز باردار است (چه حکمی دارد؟)

فرمود: اگر مرد از بارداری کنیز باخبر باشد، جنین حکم مادرش را دارد (یعنی مدابره شامل او نیز می شود) و اگر مطّلع نباشد، جنین برده است.

5 - عثمان بن عیسی کلابی گوید: از امام کاظم علیه السَّلام پرسیدم: زنی وعده می دهد که کنیزش را بعد از مرگ خود آزاد کند و بعد کنیز مزبور دخترکی زیبا به دنیا می آورد، اینک این زن نمی داند که این کودک نیز باید آزاد شود یا نه؟

فَقَالَ لِي : مَتَى كَانَ الْحَمْلُ بِالْمُدَبَّرَةِ أَ قَبْلَ أَنْ دَبَّرَتْ أَوْ بَعْدَ مَا دَبَّرَتْ ؟

فَقُلْتُ : لَسْتُ أَدْرِي ، وَلَكِنْ أَجِبْنِي فِيهِمَا جَمِيعاً .

فَقَالَ : إِنْ كَانَتِ الْمَرْأَةُ دَبَّرَتْ وَ بِهَا حَبَلْ وَ لَمْ تَذْكُرْ مَا فِي بَطْنِهَا، فَإِنَّ الْجَارِيَةَ مُدَبَّرَةٌ وَ الْوَلَد رِقٌ ، وَ إِنْ كَانَ إِنَّمَا حَدَثَ الْحَمْلُ بَعْدَ التَّدْبِيرِ فَالْوَلَدُ مُدَبَّرٌ فِي تَدْبِيرِ اُمِّهِ.

6 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ عَنْ أَبَانِ بن تَغْلِبَ قَالَ :

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنْ رَجُلٍ دَبَّرَ مَمْلُوكَتَهُ ثُمَّ زَوَّجَهَا مِنْ رَجُلٍ آخَرَ فَوَلَدَتْ مِنْهُ أَوْلَاداً ثُمَّ مَاتَ زَوْجُهَا وَ تَرَكَ أَوْلَادَهُ مِنْهَا.

فَقَالَ : أَوْلَادُهُ مِنْهَا كَهَيْئَتِهَا فَإِذَا مَاتَ الَّذِي دَبَّرَ أُمَّهُمْ فَهُمْ أَحْرَارٌ .

قُلْتُ لَهُ : أَ يَجُوزُ لِلَّذِي دَبَّرَ أُمَّهُمْ أَنْ يَرُدَّ فِي تَدْبِيرِهِ إِذَا احْتَاجَ ؟

قَالَ : نَعَمْ .

فرمود: آبستنی در چه تاریخی صورت گرفته؟ آیا پیش از وعدۀ آزادی بوده یا بعد از آن؟

عرض کردم: تاریخ آن را نمی دانم. شما پاسخ هر دو صورت را بیان کنید.

فرمودک اگر هنگام وعدۀ آزادی کنیز او آبستن بوده و زن نامی از کودک او نبرده باشد، کنیز بعد از مرگ زن آزاد می شود و کودک او آزاد نمی شود، و اگر آبستنی بعد از وعدۀ آزادی صورت گرفته باشد، کودک نیز به همراه مادرش آزاد می شود.

6 - ابان بن تغلب گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: مردی وعده می دهد که کنیزش را بعد از مرگ خود آزاد کند سپس او را با مردی تزویج می کند و کنیز از شوهر خود صاحب فرزندان متعددی می شود، اینک که شوهر آن کنیز از دنیا رفته است ( تکلیف فرزندان او چه خواهد بود؟)

فرمود: فرزندان کنیز در حکم مادرشان خواهند بود و هر گاه مولای کنیز بمیرد و مادرشان آزاد شود، فرزندان او نیز آزاد می شوند.

عرض کردم: آیا مولای کنیز که مادر کودکان را بعد از مرگ خود آزاد کرده می تواند به جهت احتیاج، از آزادی آنان منصرف شود؟

فرمود: آری.

قُلْتُ : أَ رَأَيْتَ إِنْ مَاتَتْ أُمُّهُمْ بَعْدَ مَا مَاتَ الزَّوْجُ وَ بَقِيَ أَوْلَادُهَا مِنَ الزَّوْجِ الْحُرِّ أَيَجُوزُ لِسَيْدِهَا أَنْ يَبِيعَ أَوْلَادَهَا وَ أَنْ يَرْجِعَ عَلَيْهِمْ فِي التَّدْبِيرِ ؟

قَالَ : لَا ، إِنَّمَا كَانَ لَهُ أَنْ يَرْجِعَ فِي تَدْبِيرِ أُمِّهِمْ إِذَا احْتَاجَ وَ رَضِيَتْ هِيَ بِذَلِكَ.

7 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ :

الْمُدَبَّرُ مَمْلُوكُ وَ لِمَوْلَاهُ أَنْ يَرْجِعَ فِي تَدْبِيرِهِ إِنْ شَاءَ بَاعَهُ وَ إِنْ شَاءَ وَهَبَهُ وَ إِنْ شَاءَ أَمْهَرَهُ.

قَالَ: وَ إِنْ تَرَكَهُ سَيِّدُهُ عَلَى التَّدْبِيرِ وَ لَمْ يُحْدِثُ فِيهِ حَدَثاً حَتَّى يَمُوتَ سَيِّدُهُ فَإِنَّ الْمُدَبَّرَ حُرِّ إِذَا مَاتَ سَيْدُهُ وَ هُوَ مِنَ الثَّلُثِ ، إِنَّمَا هُوَ بِمَنْزِلَةِ رَجُلٍ أَوْصَى بِوَصِيَّةٍ ثُمَّ بَدَا لَهُ بَعْدُ فَغَيْرَهَا مِنْ قَبْلِ مَوْتِهِ وَإِنْ هُوَ تَرَكَهَا وَ لَمْ يُغَيِّرُهَا حَتَّى يَمُوتَ أُخِذَ بِها.

عرض کردم: اگر مادر فرزندان نیز بعد از مرگ شوهرش بمیرد و فرزندان او از شوهر آزادۀ بمانند، آیا مولای کنیز می تواند فرزندان او را بفروشد و از آزادی آنان منصرف شود؟

فرمود: نه، مولای کنیز در صورتی می توانست از وعدۀ آزادی کنیزش منصرف شود نیازمند فروش او باشد و کنیز نیز رضایت بدهد.

7 - ابوبصیر گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:

برده مدبَّر که تحت مالکیت است و مولا حق دارد که از مدابره برگردد و آن را فسخ کند اگر بخواهد او را می فروشد و اگر بخواهد او را به دیگران می بخشد و اگر بخواهد نگه میدارد.

فرمود: اگر مولا او را به همان صورت مدابره رها کند و در مدابره تغییری ایجاد نکند تا این که از دنیا برود، پس زمانی که مولا بمیرد، مدبّر آزاد است. و مدبّر از «ثلث» است. مولایی که مدابره می کند، به منزله کسی است که وصیتی می کند و پس از آن تصمیم اش عوض می شود و پیش از مرگش وصیت خود را تغییر می دهد و اگر وصیت اول را همان طور واگذارد و تغییرش ندهد تا این که بمیرد به همان وصیت عمل می شود.

8 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ رِئَابٍ عَنْ بُرَيْدِ بْنِ مُعَاوِيَةَ الْعِجْلِيُّ قَالَ:

سَأَلْتُ أَنا جَعْفَرٍ علیه السَّلام عَنْ رَجُلٍ دَبَّرَ مَمْلُوكاً لَهُ تَاجِراً مُوسِراً فَاشْتَرَى الْمُدَبَّرُ جَارِيَةٌ بِأَمْرِ مَوْلَاهُ فَوَلَدَتْ مِنْهُ أَوْلَاداً. ثُمَّ إِنَّ الْمُدَبَّرَ مَاتَ قَبْلَ سَيْدِهِ.

قَالَ : فَقَالَ : أَرَى أَنَّ جَمِيعَ مَا تَرَكَ الْمُدَبَّرُ مِنْ مَالٍ أَوْ مَتَاعٍ فَهُوَ لِلَّذِي دَبَّرَهُ وَ أَرَى أَنَّ أُمَّ وَلَدِهِ لِلَّذِي دَبَّرَهُ وَ أَرَى أَنَّ وُلْدَهَا مُدَبَّرُونَ كَهَيْئَةِ أَبِيهِمْ، فَإِذَا مَاتَ الَّذِي دَبَّرَ أَبَاهُمْ فَهُمْ أَحْرَارٌ .

9 - وَ بِإِسْنَادِهِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ الْخَزَّازِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ : سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السَّلام عَنْ رَجُلٍ دَبَّرَ مَمْلُوكاً لَهُ ثُمَّ احْتَاجَ إِلَى ثَمَنِهِ .

فَقَالَ : هُوَ مَمْلُوكُهُ إِنْ شَاءَ بَاعَهُ وَ إِنْ شَاءَ أَعْتَقَهُ ، وَإِنْ شَاءَ أَمْسَكَهُ حَتَّى يَمُوتَ، فَإِذَا مَاتَ السَّيِّدُ فَهُوَ حُرٌّ مِنْ ثُلُثِهِ.

8 - معاوية بن عجلی گوید: از امام باقر علیه السَّلام پرسیدم: مردی غلام خود را که تاجر ثروتمندی شده بعد از مرگ خود آزاد می کند و غلام به دستور مولایش کنیز می خرد و از آن کنیز صاحب فرزندان متعدد می شود. اتفاقاً غلام مزبور پیش از مولای خود مرده است. اینک ( تکلیف میراث او چیست؟)

فرمود: به نظر من تمام ثروت آن غلام با اثاث زندگی به مولایش می رسد و کنیز او _ مادر فرزندانش _ نیز به مولای او می رسد. به نظر من فرزندان او نیز مانند پدرشان وعدۀ آزادی دارند و هر گاه خواجۀ آنان بمیرد آزاد میشوند

9 - محمد بن مسلم گوید: به امام باقر علیه السَّلام گفتم: اگر مولا بگوید: بردۀ من بعد از مرگ من آزاد خواهد بود. در صورتی که به قیمت آن نیازی پیدا کند (آیا می تواند او را بفروشد و نیاز خود را مرتفع بسازد؟)

فرمود: چنین بردهای باز هم برده اوست. اگر مولا بخواهد او را می فروشد و اگر نخواهد بدون قید و شرط آزادش می کند، یا با همان وعده آزادی در اختیار خود نگه می دارد. هرگاه که مولایش بمیرد، آن برده از سهم یک سوم مولا آزاد است.

10 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مَرَّارٍ عَنْ يُونُسَ فِي الْمُدَبَّرِ وَالْمُدَبَّرَةِ :

يُبَاعَانِ يَبيعُهُمَا صَاحِبُهُمَا فِي حَيَاتِهِ فَإِذَا مَاتَ فَقَدْ عَتَقَا، لِأَنَّ التَّدْبِيرَ عِدَّةٌ وَ لَيْسَ بِشَيْءٍ وَاجِبٍ ، فَإِذَا مَاتَ كَانَ الْمُدَبَّرُ مِنْ ثُلُثِهِ الَّذِي يَتْرُكُ وَ فَرْجُهَا حَلَالٌ لِمَوْلَاهَا الَّذِي دَبَّرَهَا وَ لِلْمُشْتَرِي إِذَا اشْتَرَاهَا حَلَالٌ بِشِرَائِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ .

بخش یازدهم

کتابت باز خرید آزادی

(11) بَابُ الْمُكَاتَبِ

1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ وَهْبٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَال:

قُلْتُ لَهُ : إِنِّي كَاتَبْتُ جَارِيَةً لِأَيْتَامَ لَنَا وَ اشْتَرَطْتُ عَلَيْهَا إِنْ هِيَ عَجَزَتْ فَهِيَ رَدُّ فِي الرُّقُّ وَأَنَا فِي حِلٍ مِمَّا أَخَذْتُ مِثْكِ.

10 - یونس درباره برده مدیره و کنیز مدبره گوید:

مولا می تواند آنان را در زمان حیات خود بفروشد. پس هرگاه از دنیا برود، آنان آزاد می گردند؛ زیرا مدابره «عدّه» است و چیز واجبی نیست. پس هرگاه مولا بمیرد، مدبّره از ثلث اموال او که _ کاری با آن ندارند _ محسوب می شود. و «فرج» کنیز برای مولایش که با او مدابره کرده است، حلال است و برای مشتری _ هرگاه پیش از مرگ مولا کنیز را از او بخرد _ نیز حلال است.

بخش یازدهم: کتابت باز خرید آزادی

1 - معاوية بن وهب گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: من به کنیزی متعلق به ایتام خانواده سند دادم که آزادی خود را خریداری کند و شرط کردم که اگر در موعد مقرر از پرداخت بها عاجز و درمانده شود به حال بردگی باز گردد و پرداختی او بر من حلال باشد. (این معامله چه صورت دارد؟)

قَالَ : فَقَالَ لِي : لَكَ شَرْطُكَ وَ سَيُقَالُ لَكَ : إِنَّ عَلِيّاً علیه السَّلام كَانَ يَقُولُ: «يُعْتَقُ مِنَ الْمُكَاتَبِ بِقَدْرِ مَا أدَّى مِنْ مُكَاتَبَتِهِ» فَقُلْ : إِنَّمَا كَانَ ذَلِكَ مِنْ قَوْلِ عَلِيَّ علیه السَّلام قَبْلَ الشَّرْطِ فَلَمَّا اشْتَرَطَ النَّاسُ كَانَ لَهُمْ شَرْطُهُمْ .

فَقُلْتُ لَهُ : وَ مَا حَدُّ الْعَجْزِ ؟

فَقَالَ : إِنَّ قُضَاتَنَا يَقُولُونَ : إِنَّ عَجْزَ الْمُكَاتَبِ أَنْ يُؤَخِّرَ النَّجْمَ إِلَى النَّجْمِ الْآخَرِ وَ حَتَّى يَحُولَ عَلَيْهِ الْحَوْلُ.

قُلْتُ : فَمَا ذَا تَقُولُ أَنْتَ ؟

قَالَ : لَا وَ لَا كَرَامَةَ ، لَيْسَ لَهُ أَنْ يُؤَخِّرَ نَجْماً عَنْ أَجَلِهِ إِذَا كَانَ ذَلِكَ فِي شَرْطِهِ.

2 - ابْنُ مَحْبُوبِ عَنْ عَلِيَّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ :

الْمُكَاتَبُ لَا يَجُوزُ لَهُ عِتْقُ وَلَا هِيَةٌ وَ لَا نِكَاحٌ وَ لَا شَهَادَةً وَ لَا حَقٌّ حَتَّى يُؤَدِّيَ جَمِيعَ مَا عَلَيْهِ إِذَا كَانَ مَوْلَاهُ قَدْ شَرَطَ عَلَيْهِ إِنْ هُوَ عَجَزَ عَنْ نَجْمِ مِنْ نُجُومِهِ فَهُوَ رَدُّ فِي الرُّقُ .

فرمود: می توانی شرط خود را اعمال کنی؛ ولی مردم به تو خواهند گفت: حضرت علي علیه السَّلام می فرمود که بردگان به میزان و جهی که پرداخت می کنند آزادی خود را به دست می آورند. تو در پاسخ آنان بگو: این فتوای حضرت علی علیه السَّلام برای آن دورانی است که مردم به بردگان خود سند می دادند و شرطی در میان نمی نهادند. اینک که مردم با بردگان خود شرط گذارند، شرط آنان معتبر خواهد بود.

عرض کردم حد درماندگی چیست؟

فرمود: قاضی های ما می گویند: در صورتی که برده قسط خود را به تأخیر بیندازد و تا آخر سال نتواند جبران کند، عاجز و درمانده اعلام می شود.

عرض کردم: رأی شما چیست؟

فرمود: نه، تعارفی در میان نیست. برده حق ندارد قسط خود را عقب بیندازد، در صورتی که مقتضای شرط او چنین باشد.

2 - ابوبصیر گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:

مكاتب (1)حق برده آزاد کردن، بخشش، ازدواج، شهادت دادن و حج انجام دادن را ندارد تا این که تمام مبلغ را بپردازد (البته) در صورتی که مولا با او شرط کرده باشد اگر برده از پرداخت یکی از قسط های خود عاجز شود، به بردگی باز خواهد گشت.


1) مكاتب برده ای است که مولا با او قرار داد می بندد تا آزادی او را خریداری کند

3 - ابْنُ مَحْبُوبِ عَنْ عُمَرَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ بُرَيْدِ الْعِجْلِيِّ قَالَ:

سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُل كَاتَبَ عَبْداً لَهُ عَلَى أَلْفِ دِرْهَم وَ لَمْ يَشْتَرِطْ عَلَيْهِ حِينَ كَاتَبَهُ إِنْ هُوَ عَجَزَ عَنْ مُكَاتَبَتِهِ فَهُوَ رَدُّ فِي الرِّقٌ ، وَ إِنَّ الْمُكَاتَبَ أَدَّى إِلَى مَوْلَاهُ خَمْسَمِائَةِ دِرْهَم ثُمَّ مَاتَ الْمُكَاتَبُ وَ تَرَكَ مَالاً وَ تَرَكَ ابْنَا لَهُ مُدْرِكاً .

فَقَالَ : نِصْفُ مَا تَرَكَ الْمُكَاتَبُ مِنْ شَيْءٍ ، فَإِنَّهُ لِمَوْلَاهُ الَّذِي كَاتَبَهُ وَ النِّصْفُ الْبَاقِي لِابْنِ الْمُكَاتَبِ ، لأَنَّ الْمُكَاتَبَ مَاتَ وَنِصْفُهُ حُرِّ وَ نِصْفُهُ عَبْدٌ لِلَّذِي كَاتَبَهُ فَابْنُ الْمُكَاتَبِ كَهَيْئَةِ أَبِيهِ نِصْفُهُ حُرِّ وَ نِصْفُهُ عَبْدٌ ، فَإِنْ أَدَّى إِلَى الَّذِي كَاتَبَ أَبَاهُ مَا بَقِيَ عَلَى أَبِيهِ فَهُوَ حُرٌّ لَا سَبِيلَ لِأَحَدٍ مِنَ النَّاسِ عَلَيْهِ .

4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَمْرِو بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ خَالِدٍ عَنِ الصَّادِق علیه السَّلام قَالَ :

سُئِلَ عَنْ رَجُلٍ كَاتَبَ أَمَةً لَهُ فَقَالَتِ الْأَمَةُ : مَا أَدَّيْتُ مِنْ مُكَاتَبَتِي فَأَنَا بِهِ حُرَّةٌ عَلَى ذَلِكَ . فَقَالَ لَهَا : نَعَمْ ، فَأَدَّتْ بَعْضَ مُكَاتَبَتِهَا وَ جَامَعَهَا مَوْلَاهَا بَعْدَ ذَلِكَ .

3 - برید عجلی گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: مولا به غلام خود سند می دهد که با پرداخت هزار درهم آزاد باشد و شرط نمی کند که اگر از پرداخت مبلغ عاجز و درمانده شد به بردگی بازگردد، با این قرار غلام مزبور پانصد درهم به مولای خود می پردازد و بعد از دنیا می رود و یک پسر با مقداری ثروت از خود به جا می گذارد ( تکلیف آنان چیست؟)

فرمود: آن چه از غلام مزبور به جا مانده باشد، نیم آن به مولایش می رسد نیم دیگر آن به فرزندش، چون یک نیمۀ غلام، در هنگام مرگ، آزاد بوده و نیمۀ دیگر آن برده و از این رو یک نیمۀ فرزند نیز مانند پدرش آزاد است و نیمۀ دیگر آن برده خواهد بود. اگر این فرزند مابقی سند را به مولایش بپردازد به کلی آزاد می شود و کسی بر او حقی ندارد.

4 - حسین بن خالد گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدند: اگر مولا در مقابل مبلغی به کنیز خود سند آزادی بدهد و کنیز بگوید: با این شرط که آزادی خود را به مقیاس اقساط پرداخت شده بازیابم و مولا بگوید: آری، و بعد از آن که چند قسط خود را بپردازد، مولا با او همبستر شود ( تکلیف آنان چیست؟)

فَقَالَ : إِنْ كَانَ اسْتَكْرَهَهَا عَلَى ذَلِكَ ضُرِبَ مِنَ الْحَدِّ بِقَدْرِ مَا أَدَّتْ مِنْ مُكَاتَبَتِهَا ، وَ دُرِئَ عَنْهُ مِنَ الْحَدِّ بِقَدْرِ مَا بَقِيَ لَهُ مِنْ مُكَاتَبَتِهَا وَ إِنْ كَانَتْ تَابَعَتْهُ فَهِيَ شَرِيكَتُهُ فِي الْحَدِّ تُضْرَبُ مِثْلَ مَا يُضْرَبُ .

5 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلِّي بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيَّ عَنْ أَبَانٍ عَمَّنْ أَخْبَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ : سَأَلْتُهُ عَنِ الْمُكَاتَبِ .

قَالَ : يَجُوزُ عَلَيْهِ مَا شَرَطْتَ عَلَيْهِ .

6 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ :

إِنَّ الْمُكَاتَبَ إِذَا أَدَّى شَيْئاً أُعْتِقَ بِقَدْرِ مَا أَدَّى إِلَّا أَنْ يَشْتَرِطَ مَوَالِيهِ إِنْ هُوَ عَجَزَ فَهُوَ مَرْدُودٌ فَلَهُمْ شَرْطُهُمْ .

فرمود: اگر مولا کنیز خود را مجبور به این کار کرده باشد به مقیاس اقساط پرداخت شده، حد زنا بر او جاری می شود و به مقیاس اقساط مانده از حد زنا کاسته می گردد و اگر کنیز نیز تمایل نشان داده باشد، به همان مقیاس، حد زنا بر او جاری خواهد شد.

5 - راوی گوید: از امام صادق علیه السَّلام دربارۀ برده مکاتب پرسیدم.

فرمود: هر آن چه که بر او شرط کنی، بر او لازم می شود.

6 - محمّد بن مسلم :گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:

برده ای که از مولای خود سند آزادی می گیرد به میزانی که اقساط سند را پرداخت کند آزادی خود را به دست می آورد، جز در صورتی که مولایش بگوید: اگر از پرداخت همۀ اقساط درمانده شوی باز هم برده خواهی بود که اگر درمانده شود مولا می تواند با استناد شرط مزبور، مانند سابق او را در خدمت خود نگه دارد و سند آزادی را ابطال کند

7 - وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السَّلام قَالَ:

سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللهِ عَژَّوَجَل: (وَآتُوهُمْ مِنْ مَالِ اللهِ الَّذِي آتَاكُمْ ) .

قَالَ : الَّذِي أَضْمَرْتَ أَنْ تُكَاتِبَهُ عَلَيْهِ لَا تَقُولُ : أَكَاتِبُهُ بِخَمْسَةِ آلَافٍ وَأَتْرُكُ لَهُ أَلْفَاً .

وَلَكِن انظُرْ إِلَى الَّذِي أَضْمَرْتَ عَلَيْهِ فَأَعْطِهِ.

وَ عَنْ قَوْلِهِ عَژَّوَجَل: (فَكَاتِبُوهُمْ إِنْ عَلِمْتُمْ فِيهِمْ خَيْراً ) .

قَالَ : الْخَيْرُ إِنْ عَلِمْتَ أَنَّ عِنْدَهُ مَالاً.

8 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ وَهْبٍ قَالَ :

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنْ مُكَاتَبَةٍ أَدَّتْ ثُلُثَيْ مُكَاتَبَتِهَا وَ قَدْ شُرِطَ عَلَيْهَا إِنْ عَجَزَتْ فَهِيَ رَدُّ فِي الرَّقِّ وَ نَحْنُ فِي حِلّ مِمَّا أَخَذْنَا مِنْهَا وَ قَدِ اجْتَمَعَ عَلَيْهَا نَجْمَان ؟

قَالَ : تُرَدُّ وَ تَطِيبُ لَهُمْ مَا أَخَذُوا مِنْهَا .

7 - محمّد بن مسلم گوید: از امام (باقر علیه السَّلام و یا امام صادق علیه السَّلام) پرسیدم: خداوند متعال می فرماید: «و به آنان از مالی که خدا به شما عطا کرده عطا کنید» (چگونه باید عطا کنند؟)

فرمود: مبلغی که برای آزادی او در نظر گرفته ای، سند را امضاکن و بعد از آن از مال خود مبلغی به آنان عطا نما و نه آن که بگویی: سند آزادی را به مبلغ پنج هزار درهم می نویسم و هزار درهم آن را کسر می کنم.

پرسیدم: خداوند می فرماید: «اگر خیری در آنان سراغ دارید، با آنان سند آزادی امضا کنید». (منظور از خیر چیست دارد؟)

فرمود: اگر دانستی که مالی ذخیره دارد همان خیر است.

8 - معاوية بن وهب گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: کنیزی از بهای آزادی خود دو سوم آن را پرداخته، اما مولا در سند آزادی او شرط کرده که در صورت درماندگی به بردگی باز گردد و مبلغ دریافتی بر او حلال باشد. اینک که دو قسط سند تأخیر افتاده است، آیا مولای او می تواند سند آزادی او را ابطال کند؟

فرمود: سند ابطال می شود و کنیز مزبور به بردگی باز می گردد و مبلغ دریافتی بر مولای او حلال و پاکیزه خواهد بود.

وَ قَالَ : لَيْسَ لَهَا أَنْ تُؤَخَّرَ النَّجْمَ بَعْدَ حَلِّهِ شَهْراً وَاحِداً إِلَّا بِإِذْنِهِمْ .

9 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ فِي الْمُكَاتَبِ إِذَا أَدَّى بَعْضَ مُكَاتَبَتِهِ فَقَالَ :

إِنَّ النَّاسَ كَانُوا لَا يَشْتَرِطُونَ وَ هُمُ الْيَوْمَ يَشْتَرِطُونَ وَ الْمُسْلِمُونَ عِنْدَ شُرُوطِهِمْ ، فَإِنْ كَانَ شُرِطَ عَلَيْهِ أَنَّهُ إِنْ عَجَزَ رَجَعَ وَ إِنْ لَمْ يُشْتَرَطْ عَلَيْهِ لَمْ يَرْجِعْ .

وَ فِي قَوْلِ اللهِ عَژَّوَجَل: (فَكَاتِبُوهُمْ إِنْ عَلِمْتُمْ فِيهِمْ خَيْراً ) .

قَالَ : كَاتِبُوهُمْ إِنْ عَلِمْتُمْ أَنَّ لَهُمْ مالاً .

قَالَ : وَ قَالَ فِي الْمُكَاتَبِ يَشْتَرِطُ عَلَيْهِ مَوْلَاهُ أَنْ لَا يَتَزَوَّجَ إِلَّا بِإِذْنِ مِنْهُ حَتَّى يُؤَدِّيَ مُكَاتَبَتَهُ قَالَ :

يَنْبَغِي لَهُ أَنْ لَا يَتَزَوَّجَ إِلَّا بِإِذْنِ مِنْهُ ، فَإِنَّ لَهُ شَرْطَهُ.

و فرمود: این کنیز نمی تواند حتی یک قسط خود را عقب بیندازد مگر با اجازۀ مولای خود.

9 - حلبی گوید: امام صادق علیه السَّلام درباره برده مکاتبی که بخشی از حق آزادی خود را پرداخته است فرمود:

اهل سنّت قبلا در مکاتبه شرط نمی گذاشتند؛ ولی اکنون شرط می گذارند و مسلمانان بر شرطشان پایدارند. پس اگر مولا بر برده شرط کند که اگر از پرداخت حق آزادی عاجز شود، به بردگی باز می گردد پس باید بازگردد و اگر بر او شرط نکرده باشد، باز نخواهد گشت.

حلبی گوید: و درباره گفتار خداوند که می فرماید: «اگر خیری در مال سراغ دارید به آنان سند آزادی امضا کنید» پرسیدم.

فرمود: با آنان مکاتبه کنید اگر بدانید دارای مال و اموالی هستند.

گوید: آن حضرت درباره مکاتبی که مولا با او شرط می کند فقط با اجازه او ازدواج کند تا این که حق آزادی خود را بپردازد فرمود:

شایسته است که فقط با اجازه مولای خود ازدواج کند؛ زیرا مولا چنین حقی دارد.

10 - أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنِ ابنِ مُسْكَانَ عَنِ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام فِي قَوْلِهِ عَژَّوَجَل: (فَكَاتِبُوهُمْ إِنْ عَلِمْتُمْ فِيهِمْ خَيْراً).

قَالَ : إِنْ عَلِمْتُمْ لَهُمْ مَالاً وَ دِيناً .

11 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ أَخِيهِ الْحَسَنِ عَنْ زُرْعَةَ عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ:

سَأَلْتُهُ عَنِ الْعَبْدِ يُكَاتِبُهُ مَوْلَاهُ وَ هُوَ يَعْلَمُ أَنَّهُ لَا يَمْلِكُ قَلِيلاً وَ كَثِيراً.

قَالَ : يُكَاتِبُهُ وَ لَوْ كَانَ يَسْأَلُ النَّاسَ وَ لَا يَمْنَعُهُ الْمُكَاتَبَةَ مِنْ أَجْلٍ أَنْ لَيْسَ لَهُ مَالٌ ؛ فَإِنَّ اللهَ يَرْزُقُ الْعِبَادَ بَعْضَهُمْ مِنْ بَعْضٍ. وَالْمُؤْمِنُ مُعَانُ وَيُقَالُ : وَ الْمُحْسِنُ مُعَانٌ .

12 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ وَهْبٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:

أَنَّهُ قَالَ فِي رَجُلٍ كَاتَبَ عَلَى نَفْسِهِ وَ مَالِهِ وَ لَهُ أَمَةٌ وَ قَدْ شُرِطَ عَلَيْهِ أَنْ لَا يَتَزَوَّجَ فَأَعْتَقَ الْأُمَةَ وَ تَزَوَّجَهَا .

10 - حلبی گوید: امام صادق علیه السَّلام درباره گفتار خداوند متعال که می فرماید: «اگر خیری در آنان سراغ دارید، با آنان سند آزادی امضا کنید» فرمود:

اگر بدانید که توان مالی و دین و ایمان دارند با آنان سند آزادی امضا کنید.

11 - سماعه گوید: از امام علیه السَّلام پرسیدم: مردی با برده خود قرار داد می بندد در حالی که می داند برده نه اموال کمی دارد و نه زیاد اموالی (چه حکمی دارد؟)

فرمود: می تواند با او قرار داد ببندد؛ گرچه برده از مردم گدایی کند (تا حق آزادی خود را بپردازد) و این که برده مالی ندارد؛ مانعی نیست که مولا را از مکاتبه منع کند؛ زیرا خداوند روزی برخی از بندگان را توسط دیگران می دهد و «مؤمن یاری می شود» و هم چنین گفته می شود:

«و شخص نیکوکار، یاری می شود».

12 - معاوية بن وهب گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: غلامی کنیز شخصی دارد و با مولای خود سند امضا می کند که با پرداخت بها، جان و مال او آزاد گردد، با آن که مولایش شرط نهاده که ازدواج ننماید، این غلام کنیز خود را آزاد کرده و با او ازدواج نموده است (چه حکمی دارد؟)

قَالَ : لَا يَصْلُحُ لَهُ أَنْ يُحْدِثَ فِي مَالِهِ إِلَّا أَكْلَةٌ مِنَ الطَّعَامِ وَنِكَاحُهُ فَاسِدٌ مَرْدُودٌ .

قِيلَ : فَإِنَّ سَيْدَهُ عَلِمَ بِنِكَاحِهِ وَ لَمْ يَقُلْ شَيْئاً .

قَالَ : إِذَا صَمَتَ حِينَ يَعْلَمُ ذَلِكَ فَقَدْ أَقَرَّ .

قِيلَ : فَإِنَّ الْمُكَاتَبَ عَتَقَ أَ فَتَرَى أَنْ يُجَدِّدَ النَّكَاحَ أَوْ يَمْضِيَ عَلَى النِّكَاحِ الْأَوَّلِ ؟

قَالَ : يَمْضِي عَلَى نِكَاحِهِ.

13- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ مَالِكِ بْنِ عَطِيَّةَ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ : سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ كَانَ لَهُ أَبْ مَمْلُوكُ وَ كَانَتْ لِأَبِيهِ امْرَأَةٌ مُكَاتَبَةٌ قَدْ أَدَّتْ بَعْضَ مَا عَلَيْهَا.

فَقَالَ لَهَا ابْنُ الْعَبْدِ: هَلْ لَكِ أَنْ أُعِينَكِ فِى مُكَاتَبَتِكِ حَتَّى تُؤَدِّي مَا عَلَيْكِ بِشَرْطِ أَنْ لَا يَكُونَ لَكِ الْخِيَارُ عَلَى أَبِي إِذَا أَنْتِ مَلَكْتِ نَفْسَكِ ؟

فرمود: این غلام حق ندارد در اموال خود تصرف کند جز مصرف خوراک و از این رو ازدواج او باطل و مردود است.

عرض کردند: مولا از نکاح غلام خود آگاه شده و اعتراضی نکرده است.

فرمود: اگر مولا بعد از علم و آگاهی ساکت مانده باشد ، سکوت او به منزلۀ امضای ازدواج خواهد بود.

عرض کردند: اکنون که آن غلام آزاد شده، آیا به نظر شما عقد ازدواج خود را تجدید کند یا بر ازدواج قبلی خود بماند؟

فرمود: باید بر ازدواج قبلی خود باقی بماند.

13 - سلیمان بن خالد گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: پدر شخصی برده است، همسر همین پدر کنیزی است که آزادی خود را خریده و چند قسط آن را پرداخته است. پسر این برده به زن پدر خود می گوید: آیا دوست داری که در پرداخت اقساط آزادی یاریت دهم با این شرط که بعد از تحصیل آزادی حقی به رد و قبول شوهرت نداشته باشی؟

قَالَتْ : نَعَمْ ، فَأَعْطَاهَا فِي مُكَاتَبَتِهَا عَلَى أَنْ لَا يَكُونَ لَهَا الْخِيَارُ عَلَيْهِ بَعْدَ مَا مَلَكَ .

قَالَ : لَا يَكُونُ لَهَا الْخِيَارُ ؛ الْمُسْلِمُونَ عِنْدَ شُرُوطِهِمْ .

14 - وَ بِإِسْنَادِهِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ مَالِكِ بْنِ عَطِيَّةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ :

سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السَّلام عَنْ رَجُلٍ أَعْتَقَ نِصْفَ جَارِيَتِهِ ثُمَّ إِنَّهُ كَاتَبَهَا عَلَى النُّصْفِ الآخَرِ بَعْدَ ذَلِكَ .

قَالَ : فَقَالَ : فَلْيَشْتَرِطْ عَلَيْهَا أَنَّهَا إِنْ عَجَرَتْ عَنْ نُجُومِهَا، فَإِنَّهَا تُرَدُّ فِي الرِّقُ فِي نِصْفِ رَقَبَتِهَا .

قَالَ : فَإِنْ شَاءَ كَانَ لَهُ فِي الْخِدْمَةِ يَوْمٌ وَ لَهَا يَوْمٌ وَ إِنْ لَمْ يُكَاتِبْهَا .

قُلْتُ : فَلَهَا أَنْ تَتَزَوَّجَ فِي تِلْكَ الْحَالِ ؟

قَالَ : لَا حَتَّى تُؤَدِّيَ جَمِيعَ مَا عَلَيْهَا فِي نِصْفِ رَقَبَتِهَا.

15 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنِ الْعَمْرَكِيَّ بْنِ عَلِيَّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَخِيهِ أَبِي الْحَسَنِ علیه السَّلام قَالَ :

آن کنیز گفت: آری. فرزند به زن پدر خود یاری کرد با همین شرط که از حق انتخاب خود بگذرد، (این معامله چه صورت دارد؟)

فرمود: کنیز بر آن اختیار ندارد؛ مسلمانان در برابر شرط خود وفادار می مانند.

14 - ابو بصیر گوید: از امام باقر علیه السَّلام پرسیدم: مولا، نیمی از کنیز خود را آزاد می کند و بعد برای آزادی آن نیم دیگر سندی تنظیم می کند.

فرمود: می تواند شرط کند که اگر از پرداخت اقساط خود عاجز و درمانده شد، مجدداً یک نیمۀ او به بردگی باز گردد.

فرمود: و اگر مولا نخواهد برای آزادی کنیزش سند تنظیم کند، میتواند یک روز در میان او را به خدمت خود نگهدارد.

عرض کردم: اگر سند تنظیم کند، کنیزش میتواند شوهر بگیرد؟

فرمود: نه، تا اقساط آزادی خود را به طور کامل نپردازد حق ازدواج ندارد.

15 - علی بن جعفر علیه السَّلام گوید:

سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ كَاتَبَ مَمْلُوكَهُ . فَقَالَ : بَعْدَ مَا كَاتَبَهُ هَبْ لِي بَعْضاً وَ أُعَجِّلَ لَكَ مَا كَانَ مُكَاتَبَتِي أَ يَحِلُّ ذَلِكَ ؟

قَالَ : إِذَا كَانَ هِبَةٌ فَلَا بَأْسَ وَ إِنْ قَالَ : حُطَّ عَنِّي وَأُعَجِّلَ لَك فَلَا يَصْلُحُ .

16 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيَّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام: أَنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام قَالَ فِي مُكَاتَبَةٍ يَطَوُّهَا مَوْلَاهَا فَتَحْمِلُ .

قَالَ : يَرُدُّ عَلَيْهَا مَهْرَ مِثْلِهَا وَ تَسْعَى فِي قِيمَتِهَا، فَإِنْ عَجَرَتْ فَهِيَ مِنْ أُمَّهَاتِ الْأَوْلَادِ.

17 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ الْفُضَيْلِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ : فِي قَوْلِ اللهِ عَزَّوَجَل: فَكَاتِبُوهُمْ إِنْ عَلِمْتُمْ فِيهِمْ خَيْراً وَ آتُوهُمْ مِنْ مَالِ اللهِ الَّذِي آتَاكُمْ .)قَالَ : تَضَعُ عَنْهُ مِنْ نُجُومِهِ الَّتِي لَمْ تَكُنْ تُرِيدُ أَنْ تَنْقُصَهُ مِنْهَا وَ لَا تَزِيدُ فَوْقَ مَا في نَفسِكَ.از برادرم امام کاظم علیه السَّلام پرسیدم: مردی با برده اش مکاتبه می کند. برده پس از مکاتبه می گوید: «مقداری از حق مکاتبه را به من ببخش و من در پرداخت بقيه حق مكاتبه تعجيل خواهم کرد». آیا چنین قراردادی جایز است؟فرمود: هرگاه هبه و بخشش باشد، ایرادی ندارد و اگر بگوید: «مقداری از آن را از من ساقط كن و من تعجيل خواهم نمود»؛ صلاح نخواهد بود.16 - سکونی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:امیرمؤمنان علی علیه السَّلام دربارۀ کنیز مکاتبه ای که مولا با او نزدیکی می کند و کنیز باردار می شود فرمود:مولا باید همانند مهریه ای که زنان هم شأن او دارند (مهر المثل را به او بپردازد و کنیز کند با کار کردن قیمت خود را بپردازد. پس اگر نتوانست، از کنیزان فرزنددار محسوب می شود.)17 - علاء بن فضیل گوید: امام صادق علیه السَّلام درباره آیه: «اگر در آنان خیری سراغ دارید با آنان سند آزادی امضا کنید و از آن اموالی که خداوند به شما عطا کرده به آنان عطا کنید» فرمود:از قسط های برده، آن قسطی را حذف کن که قصد نداشتی از آن کمتر باشد و بیشتر از آن چه که در نظر داری حذف کنی، حذف نكن.

فَقُلْتُ : كَمْ ؟فَقَالَ : وَضَعَ أَبُو جَعْفَرِ علیه السَّلام عَنْ مَمْلُوكِهِ أَلْفاً مِنْ سِتَّةِ آلَافٍ .### بخش دوازدهم#### برده ای نابینا شد، یا جذام گرفت، و یا شکنجه داده شده، آزاد خواهد شد(12 بَابُ الْمَمْلُوكِ إِذَا عَمِيَ أَوْ جُذِمَ أَوْ نُكِّلَ بِهِ فَهُوَ حُرٌّ)1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مَحْبُوبِ عَمَّنْ ذَكَرَهُ هن أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ :كُلَّ عَبْدٍ مُثْلَ بِهِ فَهُوَ حُرٌّ .2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْ فَلِيٌّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ :قَالَ رَسُولُ اللهِ صلّى اللهُ عليه وآله :إِذَا عَمِيَ الْمَمْلُوكُ فَلَا رِقٌ عَلَيْهِ وَ الْعَبْدُ إِذَا جُذِمَ فَلَا رِقٌ عَلَيْهِ.عرض کردم: چه مقدار؟فرمود: امام باقر علیه السَّلام از عهده برده خود مبلغ هزار را از شش هزار حذف کرد.بخش دوازدهم: برده ای نابینا شد، یا جذام گرفت، و یا شکنجه داده شده، آزاد خواهد شدراوی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:هر برده ای که مُثله شده و یکی از اعضایش بریده شود، همان موجب آزادی او خواهد بود.2 - سکونی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود پیامبر خدا صلّی اللهُ علیه وآله فرمود:هرگاه برده نابینا شود، دیگر از بردگی آزاد خواهد بود و هرگاه برده ای دچار جذام گردد نیز دیگر در بردگی نخواهد بود.

3 - الْحُسَيْنُ بن مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِنِ الْوَشَاءِ عَنْ أَبَانِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ الْجُعْفِيِّ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام قَالَ :إِذَا عَمِيَ الْمَمْلُوكُ أَعْتَقَهُ صَاحِبُهُ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ أَنْ يُمْسِكَهُ.4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ الله علیه السَّلام قَالَ :إِذَا عَمِيَ الْمَمْلُوكُ فَقَدْ عَتَقَ .### بخش سیزدهم#### آزادی برده با اندوختۀ مالی(13بَابُ الْمَمْلُوكِ يُعْتَقُ وَ لَهُ مَالٌ)1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عُمَرَ بْنِ يَزِيدَ قَالَ:3 - اسماعیل جعفی گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:هرگاه برده نابینا گردد، مولا باید او را آزاد کند و حق ندارد او را نگه دارد.4 - حمّاد بن عثمان گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:اگر برده ای نابینا گردد آزاد می شود.بخش سیزدهم: آزادی برده با اندوختۀ مالی1 - عمر بن یزید گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنْ رَجُل أَرَادَ أَنْ يُعْتِقَ مَمْلُوكاً لَهُ وَ قَدْ كَانَ مَوْلَاهُ يَأْخُذُ مِنْهُ ضَرِيبَةً فَرَضَهَا عَلَيْهِ فِي كُلِّ سَنَةٍ فَرَضِيَ بِذَلِكَ الْمَوْلَى وَ رَضِيَ بِذَلِكَ الْمَمْلُولُ فَأَصَابَ الْمَمْلُوكُ فِي تِجَارَتِهِ مَالاً سوَى مَا كَانَ يُعْطِي مَوْلَاهُ مِنَ الضريبة.قَالَ : فَقَالَ : إِذَا أَدَّى إِلَى سَيْدِهِ مَا كَانَ فَرَضَ عَلَيْهِ فَمَا اكْتَسَبَ بَعْدَ الْفَرِيضَةِ فَهُوَ لِلْمَمْلُوكِ.ثُمَّ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: أَلَيْسَ قَدْ فَرَضَ الله عَزَوَّجَل عَلَى الْعِبَادِ فَرَائِضَ ، فَإِذَا أَدَّوْهَا إِلَيْهِ لَمْ يَسْأَلُهُمْ عَمَّا سِوَاهَا.قُلْتُ لَهُ: فَمَا تَرَى لِلْمَمْلُوكِ أَنْ يَتَصَدَّقَ مِمَّا اكْتَسَبَ وَ يُعْتِقَ بَعْدَ الْفَرِيضَةِ الَّتِي كَانَ يُؤَدِّيهَا إِلَى سَيِّدِهِ ؟قَالَ : نَعَمْ وَاجِبٌ ذَلِكَ لَهُ.مولایی می خواهد غلام خود را آزاد کند. بیش تر از غلام خود تعهد گرفته بود که هر ساله مبلغی معین بپردازد و مابقی درآمد از آن خودش باشد، و هر دو رضایت داشتند. غلام در اثر کسب و تجارت علاوه بر مبلغی که هر ساله به مولای خود می پرداخته، اندوختۀ فراوانی تحصیل کرده است. (اندوختۀ غلام از آنِ کیست؟ )فرمود: در صورتی که غلام مقرری سالیانه را پرداخته باشد مابقی درآمد به شخص او تعلق دارد.آن گاه امام صادق علیه السَّلام فرمود: مگر نه این است که خداوند متعال وظایفی را بر بندگانش واجب نموده که اگر بندگان وی آن وظائف مقرر خود را ادا کنند، مسؤولیت دیگری ندارند؟عرض کردم: بنابر فرمودۀ شما آیا این غلام می تواند بعد از ادای حق مولای خود از كسب و درآمد خود صدقه دهد و برده آزاد کند؟فرمود: آری، پاداش آن ویژۀ شخص غلام خواهد بود.

قُلْتُ : فَإِنْ أَعْتَقَ مَمْلُوكاً مِمَّا اكْتَسَبَ سِوَى الْفَرِيضَةِ لِمَنْ يَكُونُ وَلَاءُ الْمُعْتَقِ.قَالَ : فَقَالَ : يَذْهَبُ فَيَتَوَالَى إِلَى مَنْ أَحَبَّ ، فَإِذَا ضَمِنَ جَرِيرَتَهُ وَ عَقْلَهُ كَانَ مَوْلَاهُ وَ وَرِثَهُ .قُلْتُ لَهُ : أَلَيْسَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلَّى اللهُ عليه وآله: الْوَلَاءُ لِمَنْ أَعْتَقَ ؟قَالَ : فَقَالَ : هَذَا سَائِبَةٌ لَا يَكُونُ وَلَاؤُهُ لِعَبْدِ مِثْلِهِ.قُلْتُ : فَإِنْ ضَمِنَ الْعَبْدُ الَّذِي أَعْتَقَهُ جَرِيرَتَهُ وَ حَدَثَهُ أَ يَلْزَمُهُ ذَلِكَ وَ يَكُونُ مَوْلَاهُ وَ يَرِثُهُ ؟قَالَ : فَقَالَ : لَا يَجُوزُ ذَلِكَ وَ لَا يَرثُ عَبْدٌ حُرّاً.- ابْنُ مَحْبُوبِ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ :إِذَا كَاتَبَ الرَّجُلُ مَمْلُوكَهُ وَ أَعْتَقَهُ وَ هُوَ يَعْلَمُ أَنَّ لَهُ مَالاً وَ لَمْ يَكُنِ اسْتَثْنَى السَّيِّدُ الْمَالَ حِينَ أَعْتَقَهُ فَهُوَ لِلْعَبْدِ .عرض کردم: اگر بعد از ادای حق مولا برده ای بخرد و آزاد کند ، وابستگی آن برده از نظر میراث و حمایت و مسئولیت از آنِ کیست؟فرمود: این برده ای که به دست برده ای مانند خود آزاد می شود برای وابستگی میراثی و حمایتی با هر کسی که بخواهد وارد مذاکره می شود و آن گاه که آن شخص مسؤولیت خطاهای او را پذیرفت، وابستۀ او خواهد شد و میراث او به وی خواهد رسید.عرض کردم: مگر نه این که رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرموده است که وابستگی برده ویژۀ آن مولایی است که آزادش کرده باشد؟فرمود: برده ای که آزاد کنندۀ او نیز برده باشد اصولا وابستگی ندارد.عرض کردم: اگر همین برده ای که آزادش کرده است، مسؤولیت خطاهای او را بپذیرد، آیا مسؤولیت خطاها به عهدۀ او قرار می گیرد و می تواند به منزلهٔ مولای آزاد میراث او را حائز شود؟فرمود: تعهد او لازم الاجرا نیست و بردگان نمی توانند از افراد آزاد ارث ببرند.2 - زراره گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:اگر مولا به غلام خود سند آزادی بدهد که از این تاریخ مبلغ معینی بپردازد و آزاد شود و بداند که غلام او اندوختۀ مالی دارد و اموال او را استثنا نکند، اندوختۀ غلام از آنِ خودش خواهد بود.

3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجِ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السَّلام فِي رَجُلٍ أَعْتَقَ عَبْداً لَهُ وَ لَهُ مَالٌ لِمَنْ مَالُ الْعَبْدِ ؟قَالَ : إِنْ كَانَ عَلِمَ أَنَّ لَهُ مَالاً تَبِعَهُ مَالُهُ وَإِلَّا فَهُوَ لِلْمُعْتِقِ .4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حُمْرَانَ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ :سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السَّلام عَنْ رَجُلٍ أَعْتَقَ عَبْداً لَهُ وَ لِلْعَبْدِ مَالٌ لِمَنِ الْمَالُ ؟فَقَالَ : إِنْ كَانَ يَعْلَمُ أَنَّ لَهُ مالاً تَبِعَهُ مَالُهُ وَ إِلَّا فَهُوَ لَهُ .5 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ سَعْدِ بْنِ سَعْدِ عَنْ أَبِي جَرِيرٍ قَالَ : سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السَّلام عَنْ رَجُلٍ قَالَ لِمَمْلُوكِهِ : أَنْتَ حُرَّ وَ لِي مالُكَ.قَالَ : لَا يَبْدَأُ بِالْحُرِّيَّةِ قَبْلَ الْمَالِ ، يَقُولُ لَهُ لِي : مَالُكَ وَ أَنْتَ حُرِّ بِرِضَى الْمَمْلُوكِ ، فَإِنَّ ذَلِكَ أَحَبُّ إِلَيَّ .3 - زراره گوید: از امام (باقر علیه السَّلام و یا امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: اگر مولا بردۀ خود را آزاد کند و برده برای خود مالی اندوخته باشد، پس انداز او از آن کیست؟)فرمود: اگر مولا به هنگام آزاد کردن غلام بداند که پس انداز مالی دارد، غلام با اندوخته مالی خود آزاد می شود و اگر نداند، می تواند پس انداز غلام را از آنِ خود بداند.4 - زراره نظیر این روایت را از امام باقر علیه السَّلام نقل می کند.5 - ابو جریر :گوید از امام کاظم علیه السَّلام پرسیدم: اگر انسان به غلام خود بگوید: «جانت آزاد و پس اندازت مال من» چه صورت دارد؟فرمود: در آغاز سخن، آزادی را مطرح نکند، بلکه بگوید: اموالت مال من و جانت آزاد و رضایت غلام را نیز تحصیل کند. در نظر من به این صورت بهتر است.

### بخش چهاردهم#### اعطای آزادی برده در حال مستی، توسط دیوانه و به صورت اجبار(14 بَابُ عِتْقِ السَّكْرَانِ وَ الْمَجْنُونِ وَ الْمُكْرَمِ)1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أَدَيْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام قَالَ :سَأَلْتُهُ عَنْ عِتْقِ الْمُكْرَةِ.فَقَالَ : لَيْسَ عِتْقُهُ بِعِثْقٍ .2 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ عَبْدِ الْكَرِيم عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ :سَأَلْتَهُ عَن الْمَرْأَةِ الْمَعْتُوهَةِ الذَّاهِبَةِ الْعَقْلِ أَ يَجُوزُ بَيْعُهَا وَ صَدَقَتُهَا ؟قَالَ : لا .وَ عَنْ طَلَاقِ السَّكْرَانِ وَ عِنْقِهِ ؟بخش چهاردهم: اعطای آزادی برده در حال مستی، توسط دیوانه و به صورت اجبار1 - زراره گوید: از امام باقر علیه السَّلام پرسیدم: اگر کسی در اثر اکراه و اجبار غلام خود را آزاد کند، چه صورت دارد؟فرمود: این آزادی رسمیت ندارد.2 - حلبی گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: آیا زن بی عقل و خرد، می تواند چیزی بفروشد و صدقه دهد؟فرمود: نهپرسیدم: طلاق و آزادی برده توسط مرد مست جایز است؟

قَالَ : لَا يَجُوزُ .3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَيْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ _ أَوْ قَالَ: وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِم _ وَ بُرَيْدِ بْنِ مُعَاوِيَةَ وَ فُضَيْلِ وَإِسْمَاعِيلَ الْأَزْرَقِ وَ مَعْمَرِ بْنِ يَحْيَى عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ وَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیهما السَّلام:أَنَّ الْمُدَلَّةَ لَيْسَ عِتْقُهُ بِعِثْقِ.4 - حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنِ ابْنِ رِبَاطِ وَ الْحُسَيْنِ بْنِ هَاشِمٍ وَ صَفْوَانَ جميعاً عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَن الْحَلَبِي عَنْ عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ :لَا يَجُوزُ عِتْقُ السَّكْرَانِ. سَأَلْتُهُ عَنْ أَمِّ الْوَلَدِ.### بخش پانزدهم#### کنیزان صاحب فرزند(15 بَابُ أُمَّهَاتِ الْأَوْلَادِ)1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ رِئَابٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ :فرمود: جایز نیست.3- زراره، محمد بن مسلم، برید، فضیل اسماعیل و معمر گویند: امام باقر علیه السَّلام و امام صادق علیه السَّلام فرمودند:کسی که مات و بهت زده باشد و بردۀ خود را آزاد کند، آزادی آن برده رسمی نیست.4 - حلبی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:مولایی که مست باشد و بردۀ خود را آزاد کند، آزادی آن برده رسمی نیست.بخش پانزدهم: کنیزان صاحب فرزند1 - زراره گوید: از امام باقر علیه السَّلام درباره کنیز صاحب فرزند پرسیدم.

قَالَ : أَمَةٌ تُبَاعُ وَ تُورَثُ وَتُوهَبُ وَ حَدُّهَا حَدُّ الْأَمَةِ.2 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيَّ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عُمَرَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ علیه السَّلام قَالَ :سَأَلْتُهُ عَنْ أُمِّ الْوَلَدِ تُبَاعُ فِي الدَّيْنِ.قَالَ : نَعَمْ فِي ثَمَنِ رَقَبَتِهَا .3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَيْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ قَيْسٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ :قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام أَيُّمَا رَجُلٍ تَرَكَ سُرِّيَّةً لَهَا وَلَدٌ أَوْ فِي بَطْنِهَا وَلَدٌ أَوْ لَا وَلَدَ لَهَا فَإِنْ أَعْتَقَهَا رَبُّهَا عَتَقَتْ وَ إِنْ لَمْ يُعْتِقْهَا حَتَّى تُوُفِّيَ فَقَدْ سَبَقَ فِيهَا كِتَابُ اللهِ عَزَّوَجَل وَ كِتَابُ اللهِ أَحَقُّ فَإِنْ كَانَ لَهَا وَلَدٌ فَتَرَكَ مَالاً جُعِلَتْ فِي نَصِيبٍ وَلَدِهَا.فرمود: او کنیز است که فروخته می شود، ارث برده می شود، بخشش می شود و احکام او، أحكام (حدود کنیز است.)2 - عمر بن یزید گوید: از امام کاظم علیه السَّلام پرسیدم: آیا کنیز صاحب فرزند را به جهت بدهی می توان فروخت؟فرمود: آری؛ به خاطر پرداخت قیمتش می توان او را فروخت.3 - محمّد بن قیس گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود: امیر مؤمنان علی علیه السَّلام فرمود:هر انسانی از خود کنیزی بر جای بگذارد که صاحب فرزند، یا باردار و یا فرزندی نداشته باشد؛ پس اگر مولا او را آزاد کرده بود، آزاد است و اگر آزاد نکند تا این که مولا بمیرد، پس کتاب خداوند در خصوص صدور حکم پیشی گرفته است و کتاب خداوند سزاوارتر است. پس اگر این کنیز فرزندی دارد و مولا مالی از خود به جا گذاشته است، کنیز در سهم ارث فرزندش قرار می گیرد.

قَالَ : وَ قَضَى أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام فِي رَجُلٍ تَرَكَ جَارِيَةً وَ قَدْ وَلَدَتْ مِنْهُ ابْنَةً وَ هِيَ صَغِيرَةٌ غَيْرَ أَنَّهَا تُبِينُ الْكَلَامَ فَأَعْتَقَتْ أُمَّهَا فَخَاصَمَ فِيهَا مَوَالِي أَبِي الْجَارِيَةِ فَأَجَازَ عِنْقَهَا لِلْأُمِّ.4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي اللهِ:فِي رَجُلِ اشْتَرَى جَارِيَةً يَطَؤُهَا فَوَلَدَتْ لَهُ وَلَداً فَمَاتَ وَلَدُهَا .فَقَالَ : إِنْ شَاءُ وا بَاعُوهَا فِي الدَّيْنِ الَّذِي يَكُونُ عَلَى مَوْلَاهَا مِنْ ثَمَنِهَا وَ إِنْ كَانَ لَهَا وَلَدٌ قُوْمَتْ عَلَى وَلَدِهَا مِنْ نَصِيبِهِ .5 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ أبِي الْبِلَادِ عَنْ عُمَرَ بْنِ يَزِيدَ قَالَ :قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام _ أَوْ قَالَ لِأَبِي إِبْرَاهِيمَ علیه السَّلام _ أَسْأَلُكَ .فَقَالَ : سَلْ .امام باقر علیه السَّلام فرمود: هم چنین امیرمؤمنان علی علیه السَّلام در مورد مردی که کنیزی از خود به جای گذاشته بود و کنیز از او دختر کوچکی _ که می توانست به خوبی سخن بگوید _ به دنیا آورده بود. دختر، مادرش را آزاد نمود، سپس وارثان آن مرد در خصوص کنیز نزاع نمودند؛ چنین قضاوت نمود که کنیز توسط دخترش آزاد شود.4 - یکی از اصحاب ما گوید: امام باقر علیه السَّلام درباره مردی که کنیزی خریده با او آمیزش می کند. کنیز فرزندی به دنیا می آورد و فرزند از دنیا می رود فرمود:اگر بخواهند می توانند کنیز را به جهت بدهی که از بابت پرداخت قیمت این کنیز بر عهده مولاست، بفروشند و اگر کنیز فرزندی داشته باشد، از سهم ارث فرزند به حساب آورده او را بر فرزند قیمت گذاری می کنند.5 - عمر بن یزید گوید: به امام صادق علیه السَّلام (یا امام کاظم علیه السَّلام عرض کردم: از شما پرسشی دارم.)فرمود: بپرس.

فَقُلْتُ: لِمَ بَاعَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام أُمَّهَاتِ الْأَوْلَادِ؟قَالَ : فِي فَكَاكِ رِقَابِهِنَّ .قُلْتُ : وَكَيْفَ ذَلِكَ ؟فَقَالَ : أَيُّمَا رَجُلٍ اشْتَرَى جَارِيَةً فَأَوْلَدَهَا ثُمَّ لَمْ يُؤَدُّ ثَمَنَهَا وَ لَمْ يَدَعْ مِنَ الْمَالِ مَا يُؤَدَّى عَنْهَا أُخِذَ وَلدُهَا مِنْهَا وَبِيعَتْ فَأُدْيَ ثَمَنْهَا.قُلْتُ : فَيُبَعْنَ فِيمَا سِوَى ذَلِكَ مِنْ أَبْوَابِ الدَّيْنِ وَ وُجُوهِهِ؟قَالَ : لَا.6 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مَرَّارٍ وَ غَيْرِهِ عَنْ يُونُسَ :فِي أُمِّ وَلَدٍ لَيْسَ لَهَا وَلَدٌ مَاتَ وَلَدُهَا وَ مَاتَ عَنْهَا صَاحِبُهَا وَ لَمْ يُعْتِقْهَا هَلْ يَحِلُّ لِأَحَدٍ تَزْوِيجُهَا ؟قَالَ : لَا ، هِيَ أَمَةٌ لَا يَحِلُّ لِأَحَدٍ تَزْوِيجُهَا إِلَّا بِعِتْقِ مِنَ الْوَرَثَةِ ، فَإِنْ كَانَ لَهَا وَلَدٌ وَ لَيْسَ عَلَى الْمَيِّتِ دَيْنٌ فَهِيَ لِلْوَلَدِ وَإِذَا مَلَكَهَا الْوَلَدُ فَقَدْ عَتَقَتْ بِمِلْكِ وَلَدِهَا لَهَا، وَ إِنْ كَانَتْ بَيْنَ شُرَكَاءَ فَقَدْ عَتَقَتْ مِنْ نَصِيبٍ وَلَدِهَا وَ تُسْتَسْعَى فِي بَقِيَّةِ ثَمَنِهَا.عرض کردم: چرا امیرمؤمنان علی علیه السَّلام کنیزان صاحب فرزند را می فروخت؟فرمود: برای رهایی از بردگی.عرض کردم: چگونه؟فرمود: هر مردی که کنیزی بخرد و او را باردار نماید، امّا قیمت کنیز را نپردازد و از دنیا برود و هیچ اموالی ندارد که قیمت کنیز از آن پرداخته شود؛ فرزند را از کنیز می گیرند و کنیز را می فروشند. پس قیمت کنیز پرداخت می شود.عرض کردم: بنابر این کنیز برای بدهی های دیگر نیز فروخته می شود؟فرمود: نه.6 - یونس دربارۀ کنیز صاحب فرزندی که فرزند او از دنیا رفته است و مولایش بدون آزاد کردن او از دنیا رفته، حال کسی می تواند با او ازدواج کند؟ گفت:نه، کسی با چنین کنیزی نمی تواند ازدواج کند مگر از طرف ورثه آزاد شود، پس اگر کنیز دارای فرزندی باشد و مولا هیچ بدهی نداشته باشد، کنیز از آنِ فرزندش می گردد و با مالکیت فرزند، مادرش آزاد است و اگر این کنیز مال چند نفر شرکا باشد از سهم فرزندش آزاد است و با کار کردن بقیّه قیمت خود را می پردازد.

### بخش شانزدهم#### چند روایت نکته دار(16 بَابُ نَوَادِرَ)1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:سُئِلَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام وَ أَنَا حَاضِرٌ عَنْ رَجُلٍ بَاعَ مِنْ رَجُلٍ جَارِيَةٌ بِكَذَا إِلَى سَنَةٍ فَلَمَّا قَبَضَهَا الْمُشْتَرِي أَعْتَقَهَا مِنَ الْغَدِ وَ تَزَوَّجَهَا وَ جَعَلَ مَهْرَهَا عِنْقَهَا ثُمَّ مَاتَ بَعْدَ ذَلِكَ بِشَهْرٍ.فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: إِنْ كَانَ لِلَّذِي اشْتَرَاهَا إِلَى سَنَةٍ مَالٌ أَوْ عُقْدَةٌ تُحِيطُ بِقَضَاءِ مَا عَلَيْهِ مِنَ الدَّيْنِ فِي رَقَبَتِهَا فَإِنَّ عِتْقَهُ وَ نِكَاحَهُ جَائِزَانِ .بخش شانزدهم: چند روایت نکته دار1 - هشام بن سالم گوید: من در حضور امام صادق علیه السَّلام بودم. از آن حضرت پرسیده شد: مردی کنیزی را به فلان قیمت، تا یک سال از شخصی خریداری می کند. هنگامی که مشتری کنیز را تحویل می گیرد، فردای آن روز کنیز را آزاد کرده و با او ازدواج می کند و مهریه اش را آزادی او قرار می دهد. یک ماه بعد از دنیا می رود (چه حکمی دارد؟)امام صادق علیه السَّلام فرمود: اگر مشتری که کنیز را یک ساله خریداری کرده است، دارای اموال یا آب و زمینی باشد که تمام بدهکاری های او را فرا گیرد، آزاد کردن او و ازدواج نمودن با او برایش جایز بوده است.

قَالَ : وَ إِنْ لَمْ يَكُنْ لِلَّذِي اشْتَرَاهَا فَأَعْتَقَهَا وَ تَزَوَّجَهَا مَالٌ وَ لَا عُقْدَةٌ يَوْمَ مَاتَ تُحِيطُ بِقَضَاءِ مَا عَلَيْهِ مِنَ الدَّيْنِ بِرَقَبَتِهَا ، فَإِنَّ عِتْقَهُ وَ نِكَاحَهُ بَاطِلَانِ ، لِأَنَّهُ أَعْتَقَ مَا لَا يَمْلِكُ وَأَرَى أَنَّهَا رِقٌ لِمَوْلَاهَا الْأَوَّلِ.قِيلَ لَهُ : فَإِنْ كَانَتْ عَلِقَتْ أَعْنِي مِنَ الْمُعْتِقِ لَهَا الْمُتَزَوِّجَ بِهَا مَا حَالُ الَّذِي فِي بَطْنِهَا ؟فَقَالَ : الَّذِي فِي بَطْنِهَا مَعَ أُمِّهِ كَهَيْئَتِهَا.2 - ابْنُ مَحْبُوبِ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام فِي الْمَمْلُوكِ يُعْطِي الرَّجُلَ مالاً لِيَشْتَرِيَهُ فَيُعْتِقَهُ ؟قَالَ : لَا يَصْلُحُ لَهُ ذَلِكَ .- ابْنُ مَحْبُوبِ عَنْ إِبْرَاهِيمَ الْكَرْخِي قَالَ :فرمود: اگر چنین فردی هیچ اموال یا آب و زمینی نداشته باشد که بدهکاری های او را فرا گیرد، آزاد کردن او و ازدواجش باطل است، زیرا او چیزی را آزاد کرده که مالک آن نیست و به نظر من کنیز از آنِ مولای اوّل خواهد بود.گفته شد: اگر کنیز از مولای دوم باردار شود، تکلیف جنین چیست؟فرمود: حکم جنین نیز حکم مادرش را دارد.2 - محمّد بن مسلم گوید: امام باقر علیه السَّلام دربارۀ برده ای که می تواند از پس انداز خود در اختیار دیگران بگذارد تا او را بخرند و آزاد کنند، فرمود: این کار صلاحیت ندارد.3 - ابراهیم کرخی گوید:

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام إِنَّ هِشَامَ بْنَ أُدَيْنِ سَأَلَنِي أَنْ أَسْأَلَكَ عَنْ رَجُلٍ جَعَلَ لِعَبْدِهِ الْعِتْقَ إِنْ حَدَثَ بِسَيّدِهِ حَدَثُ الْمَوْتِ فَمَاتَ السَّيِّدُ وَ عَلَيْهِ تَحْرِيرُ رَقَبَةٍ وَاجِبَةٍ فِي كَفَّارَةٍ أَ يُجْزِئُ عَنِ الْمَيِّتِ عِتْقُ الْعَبْدِ الَّذِي كَانَ السَّيِّدُ جَعَلَ لَهُ الْعِتْقَ بَعْدَ مَوْتِهِ فِي تَحْرِيرِ الرَّقَبَةِ الَّتِي كَانَتْ عَلَى الْمَيِّتِ ؟فَقَالَ : لَا.4 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ بَكْرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ : سَأَلَهُ رَجُلٌ وَ أَنَا حَاضِرٌ فَقَالَ يَكُونُ لِي الْغُلَامُ فَيَشْرَبُ الخَمْرَ وَ يَدْخُلُ فِي هَذِهِ الْأُمُورِ الْمَكْرُوهَةِ فَأُرِيدُ عِنْقَهُ فَهَلْ عِتْقُهُ أَحَبُّ إِلَيْكَ أَوْ أَبِيعُهُ وَ أَتَصَدَّقُ بِثَمَنِهِ ؟فَقَالَ : إِنَّ الْعِتْقَ فِي بَعْضِ الزَّمَانِ أَفْضَلُ وَ فِي بَعْضِ الزَّمَانِ الصَّدَقَةُ أَفْضَلُ ، فَإِذَا كَانَ النَّاسُ حَسَنَةٌ حَالُهُمْ فَالْعِتْقُ أَفْضَلُ فَإِذَا كَانُوا شَدِيدَةً حَالُهُمْ فَالصَّدَقَةُ أَفْضَلُ ، وَبَيْعُ هَذَا أَحَبُّ إِلَيَّ إِذَا كَانَ بِهَذِهِ الْحَالِ.به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: مولایی به بردۀ خود می گوید: اگر برای من اتفاقی رخ دهد و بمیرم، تو بعد از مرگ من آزادی. اگر مولا بمیرد و آزادی یک برده به عنوان کفارۀ شرعی بر عهدۀ او باشد، آیا آزادی همین برده که بعد از مرگ مولا آزاد می شود به جای آن برده ای که باید به عنوان کفاره آزاد کند، کفایت می کند؟فرمود: نه.4 - بكر بن محمّد گوید : من در حضور امام صادق علیه السَّلام بودم. یک نفر پرسید: من غلامی دارم که شراب می نوشد و در کارهای زشت و ناپسند شرکت می کند. تصمیم دارم که او را آزاد کنم. به نظر شما او را آزاد کنم بهتر است یا او را بفروشم و بهایش را صدقه بدهم؟ فرمود: گاهی آزادی برده ثواب بیشتری دارد و گاهی صدقه در راه خدا پاداش بیشتری دارد، اگر وضع اقتصادی مردم خوب باشد، آزاد کردن برده بهتر است. اگر وضع اقتصادی مردم سخت و دشوار باشد، صدقۀ در راه خدا بهتر است. به نظر من فروختن چنین برده ای بهتر است.

5 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام يَقُولُ :كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام يَقُولُ : إِنَّ النَّاسَ كُلَّهُمْ أَحْرَارٌ إِلَّا مَنْ أَقَرَّ عَلَى نَفْسِهِ بِالْعُبُودِيَّةِ وَ هُوَ مُدْرِكَ مِنْ عَبْدِ أَوْ أَمَةٍ ، وَ مَنْ شُهِدَ عَلَيْهِ بِالرِّقٌ صَغِيراً كَانَ أَوْ كَبِيراً.6 - عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ دَاوُدَ النَّهْدِي عَنْ بَعْضٍ أَصْحَابِنَا قَالَ:دَخَلَ ابْنُ أَبِي سَعِيدٍ الْمُكَارِي عَلَى أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السَّلام فَقَالَ لَهُ: أَبْلَغَ اللَّهُ مِنْ قَدْرِكَ أَنْ تَدَّعِيَ مَا ادَّعَى أَبُوكَ ؟فَقَالَ لَهُ : مَا لَكَ أَطْفَأَ اللهُ نُورَكَ وَأَدْخَلَ الْفَقْرَ بَيْتَكَ! أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَتَعَالَى أَوْ حَى إِلَى عِمْرَانَ : (أَنِّي وَاهِبٌ لَكَ ذكراً فَوَهَبَ لَهُ مَرْيَمَ وَ وَهَبَ لِمَرْيَمَ عِيسَى علیه السَّلام فَعِيسَى مِنْ مَرْيَمَ وَ مَرْيَمُ مِنْ عِيسَى وَ مَرْيَمَ وَ عِيسَى شَيْءٌ وَاحِدٌ ، وَ أَنَا أَبِي وَأَبِي مِنِّي وَأَنَا وَ أَبِي شَيْءٌ وَاحِدٌ .)فَقَالَ لَهُ ابْنُ أَبِي سَعِيدٍ: وَ أَسْأَلُكَ عَنْ مَسْأَلَةٍ .5 - عبد الله بن سنان گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: امیرمؤمنان علی علیه السَّلام می فرمود:مردم همه آزاد و صاحب اختیارند، مگر کسی که خود به بردگی خود اعتراف کند، خواه غلام باشد خواه کنیز، بنابر این هر صغیر و کبیری که گواهان، بردگی او را گواهی کنند بردگی او ثابت می شود.6 - راوی گوید: ابن أبو سعید مکاری خدمت امام رضا علیه السَّلام آمد و گفت: آیا خداوند تو را به جایی رسانده است که ادّعای پدرت را داشته باشی؟!فرمود: تو را چه شده است؟ خداوند نورت را خاموش سازد و فقر را در منزلت داخل نماید! مگر نمی دانی که خداوند سالی به عمران وحی نمود که من پسری به تو خواهم بخشید. اما مریم را به او داده و عیسی علیه السَّلام را به مریم بخشید؟! پس عیسی علیه السَّلام از مریم است و مریم از عیسی. و مریم و عیسی یک شیء واحد هستند و پدرم از من و من از پدرم هستم و من و پدرم یک شیء واحد هستیم.ابن ابو سعید گفت: دربارهٔ مسأله ای از شما پرسشی دارم

فَقَالَ : لَا إِخَالُكَ تَقْبَلُ مِنِّي وَلَسْتَ مِنْ غَنَمِي، وَلَكِنْ هَلُمَّهَا.فَقَالَ رَجُلٌ : قَالَ عِنْدَ مَوْتِهِ : كُلُّ مَمْلُوكٍ لِي قَدِيمِ فَهُوَ حُرٌّ لِوَجْهِ اللَّهِ .قَالَ : نَعَمْ ، إِنَّ اللهَ عَزَّ ذِكْرُهُ يَقُولُ فِي كِتَابِهِ : ﴿حَتَّى عَادَ كَالْعُرْجُونِ الْقَدِيمِ فَمَا كَانَ مِنْ مَمَالِيكِهِ أَتَى عَلَيْهِ سِتَّةُ أَشْهُرٍ فَهُوَ قَدِيمٌ وَ هُوَ حُرٌّ . قَالَ : فَخَرَجَ مِنْ عِنْدِهِ وَ افْتَقَرَ حَتَّى مَاتَ وَ لَمْ يَكُنْ عِنْدَهُ مَبِيتُ لَيْلَةٍ لَعَنَهُ اللَّهُ.

7 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْفَضْلِ الْهَاشِمِيُّ عَنْ أَبِيهِ رَفَعَهُ قَالَ :

قَضَى أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام فِي رَجُلٍ نَكَحَ وَلِيدَةَ رَجُلٍ أَعْتَقَ رَبُّهَا أَوَّلَ وَلَدٍ تَلِدُهُ فَوَلَدَتْ تَوْأَماً.

فَقَالَ : أُعْتِقَ كِلَاهُمَا.

فرمود: گمان نمی کنم جواب مرا بپذیری و پذیرفتن تو برای من سودی ندارد؛ ولی پرسش خود را مطرح کن!

گفت: مردی هنگام مرگش می گوید: «تمام بردگان قدیمی من، به خاطر خدا آزادند».

فرمود: آری. خداوند در قرآن می فرماید «تا این که به صورت شاخه کهنه کمانی شکل وزرد رنگ در می آید» پس هر برده او که شش ماه از بردگیاش در نزد این مولا گذشته باشد، قدیمی و آزاد است.

راوی گوید: ابن ابو سعید از نزد امام علیه السَّلام خارج شد و فقیر گشت تا این که مرد در حالی که شام شبش را هم نداشت، لعنت خداوند بر او باد.

7 - راوی گوید: امیرمؤمنان علی علیه السَّلام در مورد مردی که با کنیز صاحب فرزند شخص دیگری ازدواج کرد مولای کنیز، سفارش کرده بود که اوّلین فرزند کنیز که به دنیا می آید آزاد باشد. امّا کنیز دو قلو زایمان نمود؛ چنین قضاوت فرمود: هر دو نوزاد آزاد می شوند.

8 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ قَالَ : كَتَبْتُ إِلَيْهِ أَسْأَلُهُ عَن الْمَمْلُوكِ يَحْضُرُهُ الْمَوْتُ فَيُعْتِقُهُ الْمَوْلَى فِي تِلْكَ السَّاعَةِ فَيَخْرُجُ مِنَ الدُّنْيَا حُرَّاً فَهَلْ لِمَوْلَاهُ فِي ذَلِكَ أَجْرٌ أَوْ يَتْرُكُهُ فَيَكُونُ لَهُ أَجْرُهُ إِذَا مَاتَ وَ هُوَ مَمْلُوكُ .

فَكَتَبَ إِلَيْهِ : يَتْرُكُ الْعَبْدَ مَمْلُوكاً فِي حَالِ مَوْتِهِ فَهُوَ أَجْرٌ لِمَوْلَاهُ وَ هَذَا عِتْقُ فِي هَذِهِ السَّاعَةِ لَيْسَ بِنَافِعِ لَهُ.

9 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ سَلَمَةَ بْنِ الْخَطَّابِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ نَهِيكِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَارِثِ عَنْ صَبَّاحِ الْمُزَنِيِّ عَنْ نَاجِيَةَ قَالَ:

رَأَيْتُ رَجُلاً عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام فَقَالَ لَهُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ ! إِنِّي أَعْتَقْتُ خَادِماً لِي وَ هُوَ ذَا أَطْلُبُ شِرَاءَ خَادِمٍ مُنْذُ سِنِينَ فَمَا أَقْدِرُ عَلَيْهَا .

فَقَالَ : مَا فَعَلَتِ الْخَادِمُ .

قَالَ : حَيَّةٌ .

علی بن مهزیار گوید: در نامه ای به امام جواد علیه السَّلام نوشتم: غلامی در حال مرگ است. اگر مولا او را آزاد کند تا آزاد و صاحب اختیار بمیرد، آیا اجر و ثوابی دارد؟ یا نه، غلام را به حال بردگی و ابگذارد تا بمیرد و در اثر خسارت وارده خدا به او اجر بدهد؟

پاسخ من نوشت: غلام را به حال خود و ابگذارد تا بمیرد، همین اجر و ثواب برای مولای او کافی است. آزادی در حال مرگ سودی به حال غلام نخواهد داشت.

9 - ناجیه گوید: مردی را در حضور امام صادق علیه السَّلام دیدم که به آن حضرت عرض کرد: قربانت گردم! من برده سنّی مذهب خود را آزاد کردم. اکنون چند سال است در پی خرید یک برده ام اما توان مالی ندارم.

فرمود: آن برده چه شد؟

عرض کرد: زنده است.

قَالَ : رُدَّهَا فِي مَمْلُوكَتِهَا مَا أَغْنَى اللَّهَ مِنْ عِتْقِ أَحَدِكُمْ تُعْتِقُونَ الْيَوْمَ وَ يَكُونُ عَلَيْنَا غَداً ، لَا يَجُوزُ لَكُمْ أَنْ تُعْتِقُوا إِلَّا عَارِفاً .

10 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنِ الْعَمْرَكِيَّ بْنِ عَلِيّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَخِيهِ أَبِي الْحَسَنِ مُوسَى علیه السَّلام قَالَ:

سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُل عَلَيْهِ عِتقُ رَقَبَةٍ وَأَرَادَ أَنْ يُعْتِقَ نَسَمَةً أَيُّهُمَا أَفْضَلُ أَنْ يُعْتِقَ شَيْخاً كَبِيرًا أَوْ شَابَاً أَجْرَدَ.

قَالَ : أَعْتَقَ مَنْ أَغْنَى نَفْسَهُ الشَّيْخُ الْكَبِيرُ الضَّعِيفُ أَفْضَلُ مِنَ الشَّابُ الْأَجْرَدِ.

11 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي الْبَخْتَرِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ :

إِنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام قَالَ : لَا يَجُوزُ فِي الْعَتَاقِ الْأَعْمَى وَ الْمُقْعَدُ وَ يَجُوزُ الْأَشَلُّ وَالْأَعْرَج.

فرمود: او را به بردگی برگردان! خداوند با برده آزاد کردن هیچ کدام از شما بی نیاز نخواهد شد. امروز شما آزاد می کنید و فردا (حساب و کتاب آن9 با ما خواهد بود. برای شما جایز نیست که جز برده شیعه را آزاد کنید.

10 - علی بن جعفر علیه السَّلام برادر امام کاظم علیه السَّلام گوید: از آن حضرت پرسیدم: کسی که آزاد کردن یک برده را بر عهده دارد، می خواهد برده ای را آزاد کند، کدام فضیلت بیشتری دارد: پیرمردی کهن سال آزاد کند یا جوانی که هنوز موی صورتش در نیامده است؟ فرمود: آزاد کردن پیرمرد کهن سال ناتوان فضیلت بیشتری از جوان بی مو دارد.

11 - ابو بختری گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: امیر مؤمنان علی علیه السَّلام فرمود:

به هنگام آزاد کردن برده، آزاد کردن بردۀ نابینا و زمین گیر جایز نیست؛ اما آزاد کردن بردۀ فلج و لنگ جایز است.

12 - أَحْمَدُ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ زُرَارَةَ عَنْ بَعْضِ آلِ أَعْيَنَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ :

مَنْ كَانَ مُؤْمِناً فَقَدْ عَتَقَ بَعْدَ سَبْعِ سِنِينَ أَعْتَقَهُ صَاحِبُهُ أَمْ لَمْ يُعْتِقُهُ وَ لَا تَحِلُّ خِدْمَةُ مَنْ كَانَ مُؤْمِناً بَعْدَ سَبْعَ سِنِينَ .

13 - أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ سَهْلٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ مَيْسَرَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ :

سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُل يَبِيعُ عَبْدَهُ بِنُقْصَانٍ مِنْ ثَمَنِهِ لِيُعْتَقَ .

فَقَالَ لَهُ: الْعَبْدُ فِيمَا بَيْنَهُمَا إِنَّ لَكَ عَلَيَّ كَذَا وَكَذَا أَيَأْخُذُهُ مِنْهُ.

فَقَالَ : يَأْخُذُهُ مِنْهُ عَفْواً وَ يَسْأَلُهُ إِيَّاهُ فِي عَفْوِهِ فَإِنْ أَبَى فَلْيَدَعْهُ .

14 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مَرَّارٍ عَنْ يُونُسَ قَالَ.

فِي رَجُلٍ كَانَ لَهُ عِدَّةٌ مَمَالِيكَ ، فَقَالَ : أَيُّكُمْ عَلَّمَنِي آيَةٌ مِنْ كِتَابِ اللَّهِ عَزّوَجَل فَهُوَ حُرٌّ.

12 - یکی از افراد آل اعین گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

برده مؤمن پس از هفت سال بردگی، آزاد می شود؛ چه مولا او را آزاد کند چه آزاد نکند.

خدمت کاری بردۀ مؤمن بعد از هفت سال جایز نیست.

13 - معاوية بن ميسره گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم مردی بردۀ خود را به کمتر از قیمت می فروشد تا خریدار او را آزاد کند. برده به خریدار می گوید: «اگر مرا خریداری کنی، من فلان مقدار را به تو می پردازم» آیا خریدار می تواند او را از وی بگیرد؟

فرمود: آن را از روی عفو بخشش می گیرد و برده از او می خواهد که او را ببخشد. پس اگر خریدار خودداری کرد، رهایش کند.

14 - اسماعیل بن مرار گوید: از یونس پرسیدند: مردی بردگان زیادی دارد و به آن ها می گوید: هر کدام از شما که آیه ای از قرآن به من بیاموزد، آزاد است».

فَعَلَّمَهُ وَاحِدٌ مِنْهُمْ ثُمَّ مَاتَ الْمَوْلَى وَ لَمْ يُدْرَ أَيُّهُمُ الَّذِي عَلَّمَهُ الْآيَةَ هَلْ يُسْتَخْرَجُ بِالْقُرْعَةِ ؟

قَالَ : نَعَمْ وَ لَا يَجُوزُ أَنْ يَسْتَخْرِجَهُ أَحَدٌ إِلَّا الْإِمَامُ ، فَإِنَّ لَهُ كَلَاماً وَقْتَ الْقُرْعَةِ يَقُولُهُ وَ دُعَاءً لَا يَعْلَمُهُ سِوَاهُ وَ لَا يَقْتَدِرُ عَلَيْهِ غَيْرُهُ .

15 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ أَبِي مَخْلَدٍ السَّرَّاج قَالَ :

قَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام الإِسْمَاعِيلَ حَقِيبَةَ وَ الْحَارِثِ النَّصْرِيِّ : اطْلُبُوا لِي جَارِيَةً مِنْ هَذَا الَّذِي يُسَمُّونَهُ «كَدْبَأَنُوجَةَ » تَكُونُ مَعَ أُمِّ فَرْوَةَ . فَدَلُّونَا عَلَى جَارِيَةٍ لِرَجُلٍ مِنَ السَّرَّاحِينَ قَدْ وَلَدَتْ لَهُ ابْناً وَ مَاتَ وَلَدُهَا فَأَخْبَرُوهُ بِخَبَرِهَا فَأَمَرَهُمْ فَاشْتَرَوْهَا وَ كَانَ اسْمُهَا «رِسَالَةَ» فَغَيَّرَ اسْمَهَا وَ سَمَّاهَا «سَلْمَى» وَ زَوْجَهَا سَالِماً مَوْلَاهُ وَ هِيَ أُمُّ الْحُسَيْنِ بْنِ سَالِمٍ.

پس یکی از آنان به او می آموزد. سپس مولا از دنیا می رود و معلوم نیست که کدام برده به او آیه آموخته است. آیا باید با قرعه معلوم شود؟

گفت: آری، و فقط امام علیه السَّلام حق دارد که قرعه را بیرون آورد، زیرا در هنگام قرعه سخنی است که امام آن را می گوید و دعایی نیز دارد که هیچ کس جز او آن را نمی داند و به آن دست رسی ندارد.

15 - ابو مخلد سرّاج گوید: امام صادق علیه السَّلام به اسماعیل حقیبه و حارث نصری فرمود: برای من کنیزی از این فرد که «کدبانوجه» نام دارد و همراه امّ فروه است خریداری کنید.

اسماعیل و حارث ما را به کنیزی که از آنِ مرد زین ساز بود، راهنمایی کردند. او کنیزی داشت که برای مولای خود فرزندی به دنیا آورده بود و فرزندش از دنیا رفته بود. این ماجرا را برای حضرتش بازگو کردند، حضرت دستور فرمود و آنان کنیز را خریداری نمودند. اسم آن کنیز «رساله» بود. حضرت علیه السَّلام نامش را تغییر داد و او را «سلمی» نامید و به عقد غلام خود، «سالم» درآورد و این کنیز مادر حسین بن سالم است.

بخش هفدهم

احکام ولاء و وابستگی

(17) بَابُ الْوَلَاءِ لِمَنْ أَعْتَقَ

1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيِّ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِم عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ :

قَال رَسُولُ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله : الْوَلَاءٌ لِمَنْ أَعْتَقَ .

2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ أَبَانٍ عَنْ اِسْمَاعِيلَ بْنِ الْفَضْلِ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنِ الرَّجُلِ إِذَا أُعْتِقَ أَلَهُ أَنْ يَضَعَ نَفْسَهُ حَيْثُ شَاءَ وَ يَتَوَلَّى مَنْ أَحَبَّ .

بخش هفدهم: احکام ولاء و وابستگی

1 - حلبی و محمّد بن مسلم گویند: امام صادق علیه السَّلام فرمود: پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود:

حق سرپرستی و وابستگی از آنِ کسی است که برده را آزاد کرده است.

2 - اسماعیل بن فضل گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: برده ای که آزاد می شود می تواند با هر کسی که مایل باشد قرار وابستگی بگذارد؟

فَقَالَ : إِذَا أُعْتِقَ لِلَّهِ فَهُوَ مَوْلًى لِلَّذِي أَعْتَقَهُ ، فَإِذَا أُعْتِقَ وَ جُعِلَ سَائِبَةً فَلَهُ أَنْ يَضَعَ نَفْسَهُ حَيْثُ شَاءَ وَ يَتَوَلَّى مَنْ شَاءَ.

3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالِ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام فِي حَدِيثٍ بَرِيرَةً :

أَنَّ النَّبِيَّ صلَّى اللهُ عليه وآله قَالَ لِعَائِشَةَ : أَعْتِقِي ، فَإِنَّ الْوَلَاءَ لِمَنْ أَعْتَقَ .

4 - أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ عِيصِ بْنِ الْقَاسِمِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ :

قَالَتْ عَائِشَةُ لِرَسُولِ اللَّهِ صلَّى اللهُ عليه وآله: إِنَّ أَهْلَ بَرِيرَةَ اشْتَرَطُوا وَلَاءَهَا.

فَقَالَ رَسُولُ الله صلَّى اللهُ عليه وآله: الْوَلَاءُ لِمَنْ أَعْتَقَ .

ه - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ عَنْ أَبِي الصَّبَّاحَ الْكِنَانِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:

قَالَ فِى امْرَأَةٍ أَعْتَقَتْ رَجُلاً لِمَنْ وَلَاؤُهُ وَ لِمَنْ مِيرَاتُهُ ؟

قَالَ : لِلَّذِي أَعْتَقَهُ إِلَّا أَنْ يَكُونَ لَهُ وَارِثٌ غَيْرُهَا .

فرمود: هرگاه بردگان به جهت ثواب و جلب رضای خدا، و نه به عنوان کفارهۀ گناه، آزاد شوند به مولای خود وابسته می مانند. اگر مولا موقع آزادی مسئولیت و حمایت را از خود سلب کند، غلام آزاد شده، می تواند با هر کسی که مایل باشد قرار آزادی بگذارد.

3 - زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود: رسول خدا صلَّى اللهُ عليه وآله به عایشه فرمود:

كنيزت بَریره را آزاد کن که وابستگی ارث بردگان ویژه آزاد کنندگان است.

4 - عیص بن قاسم گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

عایشه به رسول خدا صلَّى اللهُ عليه وآله گفت که فروشندگان کنیزم (بریره) با من شرط کرده اند که وابستگی او ویژۀ آنان باشد.

رسول خدا صلَّى اللهُ عليه وآله به عایشه فرمود: وابستگی ویژۀ آزاد کنندگان است.

5 - ابو صباح کنانی گوید: امام صادق علیه السَّلام درباره زنی که بردهای آزاد کرده است؛ حق سرپرستی و ارث بری از آنِ کیست؟ فرمود:

از آنِ کسی که او را آزاد کرده است. مگر آن که برده وارثی غیر از مولای سابق خود داشته باشد.

بخش هجدهم

[چند روایت نکته دار]

(18) بَابُ

1 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ سُلَيْمٍ الْفَرَّاءِ الْحَسَنِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ :

حَدَّثَتْنِي عَمَّتِي قَالَتْ: إِنِّي جَالِسَةٌ بِفِنَاءِ الْكَعْبَةِ إِذْ أَقْبَلَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام.

فَلَمَّا رَآنِي مَالَ إِلَيَّ فَسَلَّمَ عَلَيَّ فَقَالَ : مَا يُجْلِسُكِ هَاهُنَا؟

فَقُلْتُ : أَنْتَظِرُ مَوْلًى لَنَا.

قَالَتْ : فَقَالَ لِي : أَعْتَقْتُمُوهُ ؟

قُلْتُ : لَا ، وَلَكِنْ أعْتَقْنَا أَبَاهُ.

فَقَالَ : لَيْسَ ذَلِكِ مَوْلَاكُمْ هَذَا أَخُوكُمْ وَ ابْنُ عَمِّكُمْ، إِنَّمَا الْمَوْلَى الَّذِي جَرَتْ عَلَيْهِ النِّعْمَةُ ، فَإِذَا جَرَتْ عَلَى أَبِيهِ وَ جَدِّهِ فَهُوَ ابْنُ عَمِّكِ وَ أَخُوكِ .

بخش هیجدهم: [چند روایت نکته دار]

1 - حسن بن مسلم گوید: عمّه ام برای من تعریف کرد و گفت: من در کنار کعبه نشسته بودم، امام صادق علیه السَّلام وارد شد، وقتی مرا دید به سوی من آمد و به من سلام کرد و فرمود: چرا این جا نشسته ای؟!

عرض کردم: منتظر برده خود هستم.

فرمود: آیا او را آزاد کرده ای؟

عرض کردم: نه؛ بلکه پدرش را آزاد کرده ایم.

فرمود: او، برده شما نیست؛ بلکه برادر و پسر عموی شماست؛ چرا که او برده کسی است که نعمت آزادی بر او جاری کرد. پس هنگامی که این نعمت بر پدر و جدّش جاری شد، آن برده پسر عمو و برادر تو شد.

2 - عَنْهُ عَنِ الْبَرْقِيِّ عَنْ سَعْدِ بْنِ سَعْدِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جُنْدَبٍ يَرْفَعُهُ إِلَى أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ : قَالَ :

إِنَّمَا الْمَوْلَى الْجَلِيبُ الْعَتِيقُ وَ ابْنُهُ عَرَبِيٌّ وَ ابْنُ ابْنِهِ مِنْ أَنْفُسِهِمْ.

3 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ إِسْحَاقَ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنْ بَكْرِ بْن مُحَمَّدٍ الْأَزْدِيُّ قَالَ:

دَخَلْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام وَ مَعِي عَلِيُّ بْنُ عَبْدِ الْعَزِيزِ فَقَالَ لِي : مَنْ هَذَا؟

فَقُلْتُ : مَوْلًى لَنَا.

فَقَالَ : أَعْتَقْتُمُوهُ أَوْ أَيَاهُ ؟

فَقُلْتُ : بَلْ أَبَاهُ .

فَقَالَ : لَيْسَ هَذَا مَوْلَاكَ هَذَا أَخُوكَ وَ ابْنُ عَمِّكَ وَإِنَّمَا الْمَوْلَى هُوَ الَّذِي جَرَتْ عَلَيْهِ النِّعْمَةُ فَإِذَا جَرَتْ عَلَى أَبِيهِ فَهُوَ أَخُوكَ وَ ابْنُ عَمَّكَ.

2 - عبدالله بن جندب در روایت مرفوعه ای گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:

همانا برده ای گرفته شده و آزاد شده، فرزند او عربی است و فرزند فرزند او از شماست.

3 - بكر بن محمّد ازدی گوید: به همراه علی بن عبدالعزيز خدمت امام صادق علیه السَّلام شرف یاب شدم، امام علیه السَّلام به من فرمود: او کیست؟

عرض کردم: برده خانوادگی ماست.

فرمود: او را آزاد کرده اید یا پدرش را؟

عرض کردم: بلکه پدرش را آزاد کرده ایم.

فرمود: او، بردۀ تو نیست. او برادر و پسر عموی توست و به راستی که برده کسی است که نعمت آزادی بر او جاری کرده، بنابر این هنگامی که این نعمت بر پدرش جاری شد، او برادر و پسر عموی تو خواهد بود.

4 - يَكْرُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ جُوَيْرَةَ قَالَتْ : مَرَّ بِي أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام وَ أَنَا فِي الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ أَنْتَظِرُ مَوْلًى لَنَا، فَقَالَ : يَا أُمَّ عُثْمَانَ ! مَا يُقِيمُكِ هَاهُنَا ؟

فَقُلْتُ : أَنْتَظِرُ مَوْلًى لَنَا .

فَقَالَ : أَعْتَقْتُمُوهُ ؟

فَقُلْتُ : لَا .

فَقَالَ : أَعْتَقْتُمْ أَبَاهُ ؟

قُلْتُ : لَا ، أَعْتَقْنَا جَدَّهُ .

فَقَالَ : لَيْسَ هَذَا مَوْلَاكُمْ، بَلْ هَذَا أَخُوكُمْ.

5 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُوسَى بْنِ عُمَرَ عَنْ رَجُلٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عُلْوَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ :

صُحْبَةُ عِشْرِينَ سَنَةٌ قَرَابَةٌ .

4 - جویره گوید: من در کنار کعبه نشسته بودم و منتظر برده خود بودم صادق علیه السَّلام وارد شد، به من فرمود: چرا این جا نشسته ای؟!

عرض کردم: منتظر برده خودمان هستم.

فرمود: آیا او را آزاد کرده اید؟

عرض کردم: نه.

فرمود: آیا پدرش را آزاد کرده اید؟

:گفتم نه؛ بلکه جدّ او را آزاد کرده ایم.

فرمود: او، برده شما نیست؛ بلکه برادر شماست.

5 - حسین بن علوان گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: مصاحبت بيت ساله همان خویشاوندی است.

بخش نوزدهم

حکم فرار بردگان

(19) بَابُ الْإِبَاقِ

1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ وَ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ جَمِيعاً عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ عُرْوَةَ عَنْ عَبْدِ الْحَمِيدِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ اَبِي جَعْفَر علیه السَّلام قَالَ :

ثَلَاثَةٌ لَّا يَقْبَلُ اللهُ عَزَّوَجَل لَهُمْ صَلَاةً ؛ أَحَدُهُمُ : العَبْدُ الآبِقُ حَتَّى يَرْجِعَ إِلَى مَوْلَاهُ.

2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ أَبِي جَمِيلَةَ عَنْ زَيْدِ الشَّحَامِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:

أَنَّهُ سَأَلَهُ رَجُلٌ يَتَخَوَّفُ إِبَاقَ مَمْلُوكِهِ أَوْ يَكُونُ الْمَمْلُوكُ قَدْ أَبَقَ أَ يُقَيِّدُهُ أَوْ يَجْعَلُ فِي رَقَبَتِهِ رَايَةً ؟

بخش نوزدهم: حکم فرار بردگان

1 - محمّد بن مسلم گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

سه گروهند که خداوند هیچ نمازی را از آنان نمی پذیرد: یکی از آنان بردۀ فراری است تا هنگامی که نزد مولایش بازگردد.

2 - زید شحّام گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیده شد: مردی بیم دارد که برده اش فرار کند یا پیشتر برده اش فرار کرده بود؛ آیا می تواند پایش را به بند بکشد و یا در گردنش قلاده بیفکند؟

فَقَالَ : إِنَّمَا هُوَ بِمَنْزِلَةِ بَعِيرٍ تَخَافُ شِرَادَهُ فَإِذَا خِفْتَ ذَلِكَ فَاسْتَوْثِقُ مِنْهُ ، وَ لَكِنْ أَشْبِعْهُ وَ اكْسُهُ.

قُلْتُ : وَكَمْ شِبَعُهُ ؟

فَقَالَ : أَمَّا نَحْنُ فَنَرْزُقُ عِيَالَنَا مُدَّيْنِ مِنْ تَمْرٍ.

3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي هَاشِمِ الْجَعْفَرِيِّ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السَّلام عَنْ رَجُلٍ قَدْ أَبَقَ مِنْهُ مَمْلُوكُهُ يَجُوزُ أَنْ يُعْتِقَهُ فِي كَفَّارَةِ الظهار ؟

قَالَ : لَا بَأْسَ بِهِ مَا لَمْ يَعْرِفْ مِنْهُ مَوْتاً.

قَالَ أَبُو هَاشِمٍ رَضِيَ اللهُ عَنْهُ : وَ كَانَ سَأَلَنِي نَصْرُ بْنُ عَامِرٍ الْقُمْيُّ أَنْ أَسْأَلَهُ عَنْ ذلك .

4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ هِلَالٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ الْأَوَّلِ علیه السَّلام قَالَ:

فرمود: چنین برده ای به سان شتری سرکش است، پس هرگاه چنین بیمی نسبت به بردهات داشتی از او عهد و پیمان بگیر، ولی او را سیر کن و بپوشان.

زید گوید: عرض کردم: حدّ سیری چه مقدار است؟

فرمود: ما به خانواده خود دو مدّ خرما میدهیم.

3 - ابوهاشم جعفری گوید: از امام کاظم علیه السَّلام پرسیدم: بردۀ فردی فرار کرده است؛ آیا می تواند او را در کفّاره ظهار آزاد کند؟

فرمود: تا مرگ برده فراری روشن نشده، چنین کاری ایرادی ندارد.

ابوهاشم گوید: نصر بن عامر قمی از من درخواست کرد که این مسأله را از امام علیه السَّلامبپرسم.

4 - محمّد بن مسلم گوید: از امام باقر علیه السَّلام پرسیدم:

سَأَلْتُهُ عَنْ جَارِيَةٍ مُدَبَّرَةٍ أَبَقَتْ مِنْ سَيْدِهَا مُدَّةَ سِنِينَ كَثِيرَةٍ ثُمَّ جَاءَتْ مِنْ بَعْدِ مَا مَاتَ سَيْدُهَا بِأَوْلَادٍ وَ مَتَاعٍ كَثِيرٍ وَ شَهِدَ لَهَا شَاهِدَانِ أَنَّ سَيِّدَهَا قَدْ كَانَ دَبَّرَهَا فِي حَيَاتِهِ مِنْ قَبْلِ أَنْ تَأْبِقَ.

قَالَ : فَقَالَ أَبُو جَعْفَرِ علیه السَّلام: أَرَى أَنَّهَا وَ جَمِيعَ مَا مَعَهَا فَهُوَ لِلْوَرَثَةِ.

قُلْتُ : لَا تُعْتَقُ مِنْ ثُلُثِ سَيِّدِهَا ؟

قَالَ : لَا ، لِأَنَّهَا أَبَقَتْ عَاصِيَةً لِلَّهِ وَلِسَيِّدِهَا فَأَبْطَلَ الْإِبَاقُ التَّدْبِيرَ.

5 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى الْخَنْعَمِيُّ عَنْ غِيَاتِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:

أَنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام قَالَ فِي جُعْلِ الآبِقِ الْمُسْلِمِ يُرَدُّ عَلَى الْمُسْلِمِ.

وَ قَالَ : فِي رَجُلٍ أَخَذَ أَبِقاً فَأَبَقَ مِنْهُ.

قَالَ : لَا شَيْءَ عَلَيْهِ .

مولا با کنیزش قرار می گذارد که بعد از مرگ او آزاد باشد، ولی کنیز فرار می کند و سال ها مخفی می ماند و بعد از مرگ مولا با فرزندان متعدد و کالای فراوان باز می گیرد و دو تن شاهد گواهی می دهند که مولا قبل از فرار این کنیز به او وعده داده بود که بعد از مرگ وی آزاد باشد. (اینک تکلیف او چیست؟)

فرمود: به نظر من کنیز با تمام کالایی که همراه دارد از آن وارثان مولاست.

عرض کردم: آیا از سهم ثلث مولا آزاد نمی شود؟

فرمود: نه، چون با فرار خود از فرمان خدا و فرمان مولایش سرپیچی کرده و از این رو وعدۀ آزادی او باطل شده است.

5 - غیاث بن ابراهیم گوید : امام صادق علیه السَّلام فرمود:

امير مؤمنان علی علیه السَّلام درباره حق جعاله برده فراری مسلمان فرمود: به مسلمان برگشت داده می شود.

و درباره مردی که بردهای فراری را دستگیر نمود اما برده از چنگش گریخت فرمود: چیزی بر عهده او نیست.

6 - أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا رَفَعَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام علیه السَّلام قَالَ :

الْمَمْلُوكُ إِذَا هَرَبَ وَ لَمْ يَخْرُجُ مِنْ مِصْرِهِ لَمْ يَكُنْ أَبِقاً.

7 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ صَالِحٍ قَالَ :

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنْ رَجُلٍ أَصَابَ عَبْداً آبِقاً فَأَخَذَهُ وَأَفْلَتَ مِنْهُ الْعَبْدُ .

قَالَ : لَيْسَ عَلَيْهِ شَيْءٌ .

قُلْتُ : فَأَصَابَ جَارِيَةٌ قَدْ سُرِقَتْ مِنْ جَارٍ لَهُ فَأَخَذَهَا لِيَأْتِيَهُ بِهَا فَنَفَقَتْ لَيْسَ عَلَيْهِ شَيْءٌ .

8 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:

أَنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام اخْتُصِمَ إِلَيْهِ فِي رَجُلٍ أَخَذَ عَبْداً آبِقاً وَ كَانَ مَعَهُ ثُمَّ هَرَبَ مِنهُ.

6 - یکی از اصحاب ما در روایت مرفوعه ای گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

هرگاه برده ای بگریزد، ولی اما از شهر خارج نشود، فراری محسوب نمی گردد.

7 - حسن بن صالح گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: اگر انسان برده فراری کسی را پیدا کند و بگیرد تا به صاحبش برگرداند، ولی برده مجدداً از چنگ او فرار کند ( آیا مسئولیتی دارد؟)

فرمود: مسئولیتی ندارد.

عرض کردم: کنیزی را از همسایگان ما ربوده اند، اگر انسان کنیز را بجوید و نگه دارد تا به صاحبش برساند. اما کنیز بمیرد (مسئولیتی دارد؟)

فرمود: مسئولیتی ندارد.

8 - سکونی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: نزد امیرمؤمنان علی علیه السَّلام شکایت شد که برده ای فراری را دستگیر نموده و برده همراهش بوده سپس گریخته است.

قَالَ : يَحْلِفُ بِاللَّهِ الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ مَا سَلَبَهُ ثِيَابَهُ وَ لَا شَيْئًا مِمَّا كَانَ عَلَيْهِ وَ لَا بَاعَهُ وَ لَا دَاهَنَ فِي إِرْسَالِهِ فَإِذَا حَلَفَ بَرِئَ مِنَ الضَّمَانِ .

9 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنِ الْعَمْرَكِيَّ بْنِ عَلِيَّ عَنْ عَلِيَّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَخِيهِ أَبِي الْحَسَنِ علیه السَّلام قَالَ :

سَأَلْتُهُ عَنْ جُعْل الآبِقِ وَ الضَّالَّةِ .

قَالَ : لَا بَأْسَ بِهِ .

10 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ قَيْسٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ :

لَيْسَ فِي الْإِبَاقِ عُهْدَةٌ.

تَمَّ كِتَابُ الْعِتْقِ وَ التَّدْبِيرِ وَ الْكِتَابَةِ. وَ الْحَمْدُ لِلهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى خَيْرِ خَلْقِهِ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِينَ ، وَ يَتْلُوهُ كِتَابُ الصَّيْدِ إِنْ شَاءَ اللَّهُ تَعَالَى.

فرمود: باید به خداوندی که معبودی جز او نیست سوگند یاد کند که لباس برده و همین طور چیزهایی را که همراهش بوده در نیاورده و برده را نفروخته و در گریختن برده کوتاهی نکرده است. پس هرگاه سوگند یاد کرد از ضامن بودن رها می شود.

9 - على بن جعفر علیه السَّلام برادر امام کاظم علیه السَّلام گوید: از آن حضرت درباره گرفتن حق جعاله برای دستگیری برده فراری و شخص مفقود شده پرسیدم.

فرمود: ایرادی ندارد.

10 - محمّد بن قیس گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود: در مورد فرار کردن برده تکلیفی نیست.

کتاب احکام بردگان پایان یافت، حمد و سپاس از آنِ خدایی که پرورش دهنده جهانیان است و درود و سلام بر بهترین آفریدگان حضرت محمد صلَّی اللهُ علیه وآله و خاندان پاک او و ان شاء الله كتاب احكام شکار در پی خواهد آمد.

کتاب احکام شکار (505 _ 561)

اشاره

كِتَابُ الصَّيْدِ

کتاب احکام شکار

بخش یکم

حکم شکار سگ و پلنگ

(1) بَابُ صَيْدِ الْكَلْبِ وَ الْفَهْدِ

1 - حَدَّثَنَا أَبُو مُحَمَّدٍ هَارُونُ بْنُ مُوسَى التَّلْعُكْبَرِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ الْكُلَيْنِيُّ قَالَ : حَدَّثَنِي عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى جَمِيعاً عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام أَنَّهُ قَالَ :

فِي كِتَابِ عَلِي علیه السَّلام فِي قَوْلِ اللهِ عَژَّوَجَل: (وَ مَا عَلَّمْتُمْ مِنَ الْجَوَارِحِ مُكَذِّبِينَ)، قَالَ : هِيَ الْكِلابُ .

2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرِ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَيْنَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ وَ غَيْرِ وَاحِدٍ عَنْهُمَا علیهما السَّلام جَمِيعاً أَنَّهُمَا قَالَا:

بخش یکم: حکم شکار سگ و پلنگ

1 - حلبی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

در کتاب حضرت علی علیه السَّلام درباره گفتار خداوند متعال که می فرماید: «شکار حیوانات و سگ های آموخته» این گونه آمده است: منظور از آن ها، سگ های شکاری هستند.

2 - محمّد بن مسلم و عمران گویند: امام (باقر علیه السَّلام و امام صادق علیه السَّلام ) فرمودند:

دربارۀ سگ شکاری که فردی در پی شکار روان می کند و نام خدا را می برد فرمودند:

فِي الْكَلْبِ يُرْسِلُهُ الرَّجُلُ وَ يُسَمِّي .

قَالَا : إِنْ أَخَذَهُ فَأَدْرَكْتَ ذَكَاتَهُ فَذَكَّهِ ، وَإِنْ أَدْرَكْتَهُ وَ قَدْ قَتَلَهُ وَأَكَلَ مِنْهُ فَكُلْ مَا بَقِيَ وَ لَا تَرَوْنَ مَا تَرَوْنَ فِي الْكَلْبِ .

3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ بُكَيْرِ عَنْ سَالِمِ الْأَشَلَّ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَن الْكَلْبِ يُمْسِك عَلَى صَيْدِهِ وَ قَدْ أَكَلَ مِنْهُ .

قَالَ : لَا بَأْسَ بِمَا أَكَلَ وَ هُوَ لَكَ حَلَالٌ .

4 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ سَالِمٍ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ رِتَابٍ عَنْ أَبِي عُبَيْدَةَ الْحَذَّاءِ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنِ الرَّجُلِ يُسَرِّحُ كَلْبَهُ الْمُعَلَّمَ وَيُسَمِّي إِذَا سَرَّحَهُ .

شکار سگ حلال خواهد بود. اگر سگ، شکار خود را نگه داشته باشد و تو به موقع رسیدی، آن را ذبح کن، و اگر موقعی بر سر شکار رسیدی که سگ آن را کشته و مقداری از آن را خورده باشد، ماندۀ سگ حلال است و آن چه در سگ خواهید دید در غیر اعضا نخواهید دید.

3- سالم اشلّ گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: اگر سگ، شکار خود را نگه دارد، ولی بخشی از آن را خورده باشد، چه صورت دارد؟

فرمود: نیم خوردۀ سگ مانعی ندارد و برای تو حلال است.

4 - أبو عبيدۀ حذّاء گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: اگر شکارچی سگ تعلیم دیده را به سوی شکار روان سازد و نام خدا را ببرد، کفایت می کند؟

فَقَالَ : يَأْكُلُ مِمَّا أَمْسَكَ عَلَيْهِ ، فَإِذَا أَدْرَكَهُ قَبْلَ قَتْلِهِ ذَكَّاهُ وَإِنْ وَجَدَ مَعَهُ كَلْبَاً غَيْرَ مُعَلَّم فَلَا يَأْكُلُ مِنْهُ . ف

قُلْتُ : فَالْفَهْدُ ؟

قَالَ : إِذَا أَدْرَكْتَ ذَكَاتَهُ فَكُلْ وَإِلَّا فَلَا.

قُلْتُ : أَلَيْسَ الْفَهْدُ بِمَنْزِلَةِ الْكَلْبِ ؟

فَقَالَ لِي : لَيْسَ شَيْءٌ مُكَلَّبٌ إِلَّا الْكَلْبُ .

5 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَيْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ قَيْسٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام أَنَّهُ قَالَ :

مَا قَتَلَتْ مِنَ الْجَوَارِحِ مُكَلِّبِينَ وَ ذُكِرَ اسْمُ اللهِ عَزَّوَجَل عَلَيْهِ فَكُلُوا مِنْهُ ، وَ مَا قَتَلَتِ الْكِلَابُ الَّتِي لَمْ تُعَلِّمُوهَا مِنْ قَبْلِ أَنْ تُدْرِكُوهُ فَلَا تَطْعَمُوهُ .

6 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاج قَالَ : حَدَّثَنِي حَكَمُ بْنُ حُكَيْمٍ الصَّيْرَفِيُّ قَالَ :

فرمود: اگر شکار خود را سالم نگه داشته باشد، شکارچی میتواند از شکار آن تناول کند و اگر پیش از جان دادن شکار برسد، باید شکار را ذبح کند، و اگر شکارچی ببیند که یک سگ تعلیم ندیده در شکار حیوان با سگ او شریک شده است، نباید از شکار آن دو سگ تناول کند.

عرض کردم: صیدی که با پلنگ تربیت شده شکار شود، چه صورت دارد؟

فرمود: اگر به موقع رسیدی، صید پلنگ را ذبح کن و تناول کن و گرنه از آن تناول مکن.

عرض کردم: مگر پلنگ شکاری مانند سگ شکاری نیست؟

فرمود: جز سگ شکاری، هیچ حیوانی «گیرنده» نیست.

5 - محمّد بن قیس گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:

از گوشت حیواناتی که سگان شکاری کشته اند و بر آن نام خدا شده میل کنید و هر صیدی را که سگ های تعلیم ندیده پیش از سر رسیدن شما بکشند نباید از گوشت آن ها میل کنید.

6 - حکم بن حکیم صیرفی گوید:

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام: مَا تَقُولُ فِي الْكَلْبِ يَصِيدُ الصَّيْدَ فَيَقْتُلُهُ؟

فَقَالَ : لَا بَأْسَ بِأَكْلِهِ.

قَالَ : قُلْتُ : فَإِنَّهُمْ يَقُولُونَ : إِنَّهُ إِذَا قَتَلَهُ وَ أَكَلَ مِنْهُ ، فَإِنَّمَا أَمْسَكَ عَلَى نَفْسِهِ فَلَا تَأْكُلُهُ.

فَقَالَ : كُلِّ ، أَوَ لَيْسَ قَدْ جَامَعُوكُمْ عَلَى أَنَّ قَتْلَهُ ذَكَاتُهُ ؟

قَالَ : قُلْتُ : بَلَى .

قَالَ : فَمَا يَقُولُونَ فِي شَاةٍ ذَبَحَهَا رَجُلٌ أَذَكَّاهَا؟

قَالَ : قُلْتُ : نَعَمْ .

قَالَ : فَإِنَّ السَّبْعَ جَاءَ بَعْدَ مَا ذَكَّاهَا فَأَكَلَ مِنْهَا بَعْضَهَا أَ يُؤْكَلُ الْبَقِيَّةُ ؟

قُلْتُ : نَعَمْ .

قَالَ : فَإِذَا أَجَابُوكَ إِلَى هَذَا فَقُلْ لَهُمْ: كَيْفَ تَقُولُونَ إِذَا ذَكَّي ذَلِكَ وَأَكَلَ مِنْهَا لَمْ تَأْكُلُوا وَ إِذَا ذَكَّاهَا هَذَا وَ أَكَلَ أَكَلْتُمْ ؟

به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: اگر سگ شکاری صید خود را بکشد، چه صورت دارد؟

فرمود: خوردن سگ از آن شکار مانعی ندارد.

عرض کردم: مردم می گویند: «اگر سگ شکاری صید خود را بکشد و از آن بخورد، معلوم می شود برای خودش شکار کرده است و از این رو خوردن شکار سگ حلال نیست».

فرمود: از گوشت شکار سگ تناول کن؛ مگر آنان با شما در این مسئله موافق نیستند که کشته شدن شکار به وسیلهٔ سگ، همان ذبح و تذکیۀ شکار است؟

عرض کردم: آری.

فرمود: پس آنان چه می گویند که اگر قصابی گوسفندی را ذبح کند، آیا حلال نمی شود؟

عرض کردم: چرا.

فرمود: حال اگر حیوان درنده بیاید و قسمتی از گوشت گوسفند را بخورد، آیا ماندۀ گوشت گوسفند حلال نخواهد بود؟

عرض کردم: چرا.

فرمود: پس اگر آنان به این پرسش پاسخ مثبت دادند به آنان بگو: چگونه است که وقتی سگ شکاری گوسفند را بکشد و تذکیه کند و بعد از گوشت گوسفند بخورد، شما ماندۀ آن را نمی خورید، اما اگر قصابی همان گوسفند را بکشد و تذکیه کند و حیوانی بیاید از گوشت گوسفند بخورد، شما از ماندۀ آن می خورید؟

7 - أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَسِّنِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ يُونُسَ بْنِ يَعْقُوبَ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنْ رَجُلٍ أَرْسَلَ كَلْبَهُ فَأَدْرَكَهُ وَ قَدْ قَتَلَ .

قَالَ : كُلِّ وَ إِنْ أَكَلَ.

8 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ جَمِيعاً عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاج قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنِ الرَّجُلِ يُرْسِلُ الْكَلْبَ عَلَى الصَّيْدِ فَيَأْخُذُهُ وَ لَا يَكُونُ مَعَهُ سِكِّينٌ يُذَكِّيهِ بِهَا أَ يَدَعُهُ حَتَّى يَقْتُلَهُ وَ يَأْكُلَ مِنْهُ ؟

قَالَ : لَا بَأْسَ ، قَالَ الله عَژَّوَجَل: (فَكُلُوا مِما أَمْسَكْنَ عَلَيْكُمْ) وَ لَا يَنْبَغِي أَنْ يُؤْكَلَ مِمَّا قَتَلَ الْفَهْدُ .

9 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنْ أَبِي بَكْرِ الْحَضْرَمِيَّ قَالَ:

7 - يونس بن يعقوب گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: اگر شکارچی سگ خود را در پی شکار روان سازد و خود موقعی سر برسد که سگ، شکار خود را کشته باشد، آیا گوشت آن شکار حلال است؟

فرمود: اگر هم از گوشت شکار خورده باشد، حلال است.

8 - جميل بن درّاج گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: شکارچی، سگ خود را در پی شکار می فرستد و سگ شکار خود را می گیرد و نگه می دارد و شکارچی سر می رسد اما کاردی به همراه ندارد که شکار سگ را ذبح کند، آیا می تواند سگ را با شکارش و ابنهد تا او را بکشد و بعد از گوشت آن تناول کند؟

فرمود: مانعی ندارد. خداوند متعال می فرماید: «پس از آن چه حیوانات شکاری برای شما نگه می دارند، بخورید» ولی خوردن شکاری که پلنگ شکاری کشته باشد، روا نیست.

9 - أبوبکر حضر می گوید:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنْ صَيْدِ الْبَزَاةِ وَ الصُّفُورِ وَ الْكَلْبِ وَ الْفَهْدِ .

فَقَالَ : لَا تَأْكُلْ صَيْدَ شَيْءٍ مِنْ هَذِهِ إِلَّا مَا ذَكَّيْتُمُوهُ إِلَّا الْكَلْبَ الْمُكَلَّبَ.

قُلْتُ : فَإِنْ قَتَلَهُ .

قَالَ : كُلْ ، لأَنَّ اللهَ عَزَّوَجَل يَقُولُ: (وَ مَا عَلَّمْتُمْ مِنَ الْجَوَارِحِ مُكَلِّبِينَ... فَكُلُوا مِمَّا أَمْسَكْنَ عَلَيْكُمْ وَاذْكُرُوا اسْمَ اللهِ عَلَيْهِ ) .

10 - وَ عَنْهُ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ عَنْ سَعِيدِ بنِ الْمُسَيَّبِ قَالَ : سَمِعْتُ سَلْمَانَ يَقُولُ :

كُلِّ مِمَّا أَمْسَكَ الْكَلْبُ وَإِنْ أَكَلَ ثُلُتَيْهِ .

11 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ : الْكِلَابُ الْكُرْدِيَّةُ إِذَا عُلْمَتْ فَهِيَ بِمَنْزِلَةِ السَّلُوقِيَّةِ.

12 - وَ عَنْهُ عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ حَازِمٍ عَنْ سَالِمِ الْأَشَلُّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنْ صَيْدِ الْكَلْبِ المُعَلَّم قَدْ أَكَلَ مِنْ صَيْدِهِ.

از امام صادق علیه السَّلام دربارۀ شکار باز، شاهین، سگ و پلنگ پرسیدم.

فرمود: از شکار این حیوانات تناول مکن مگر در صورتی که پیش از جان دادن شکار برسی و آن را تذکیه نمایی. جز شکار سگ گیرنده.

عرض کردم: اگر سگ گیرنده شکار خود را بکشد، چه؟

فرمود: تناول کن؛ چرا که خداوند وعَزَّوَجَل می فرماید: «و شکار حیوانات شکاری گیرنده از گوشت آن شکاری که برای شما نگه داشته اند تناول کنید و نام خدا را بر آن یاد کنید».

10 - سعيد بن مسیّب گوید: از سلمان شنیدم که می گفت:

از گوشت هر صیدی را که سگ شکاری نگه دارد، میل کن! گرچه سگ دو سوم آن را خورده باشد.

11 - سکونی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

هرگاه سگ های «کردی» تعلیم ببینند، به سان سگ های «سلوقی» (1)به شمار می آیند.

12 - سالم اشلّ گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: اگر سگ تعلیم دیده از شکار خود بخورد (چه حکمی دارد؟)


1) سلوق: روستایی در یمن است

قَالَ : كُلِّ مِنْهُ .

13 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِقٍ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ قَالَ :

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ سلوق: روستایی در یمن است عَنْ رَجُلٍ أَرْسَلَ كَلْبَهُ فَأَخَذَ صَيْداً فَأَكَلَ مِنْهُ آكُلُ مِنْ فَضْلِهِ.

فَقَالَ : كُلِّ مِمَّا قَتَلَ الْكَلْبُ إِذَا سَمَّيْتَ عَلَيْهِ فَإِنْ كُنْتَ نَاسِياً فَكُلْ مِنْهُ أَيْضاً وَ كُلْ فَضْلَهُ.

14 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام أَنَّهُ قَالَ فِي صَيْدِ الْكَلْبِ :

إِنْ أَرْسَلَهُ الرَّجُلُ وَ سَمَّى فَلْيَأْكُلْ مِمَّا أَمْسَكَ عَلَيْهِ وَإِنْ قَتَلَ وَ إِنْ أَكَلَ فَكُلْ مَا بَقِيَ وَ إِنْ كَانَ غَيْرَ مُعَلَّم يُعَلِّمُهُ فِي سَاعَتِهِ ثُمَّ يُرْسِلُهُ فَيَأْكُلُ مِنْهُ، فَإِنَّهُ مُعَلَّمْ.

فرمود: از شکار آن تناول کن.

13 - عبدالرحمان بن ابی عبدالله گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: مردی سگ شکاری خود را برای شکار می فرستد، سگ صیدی را شکار می کند و از آن می خورد؛ آیا این شخص می تواند مانده آن را میل کند؟

فرمود: در صورتی که بسم الله گفته ای، از صیدی که سگ آن را کشته است بخور. پس اگر بسم الله را فراموش کردی، باز هم می توانی از آن بخوری و از مانده آن هم می توانی بخوری.

14 - زراره گوید: امام صادق علیه السَّلام دربارۀ شکار با سگ فرمود:

اگر شکارچی، سگ را از پی صید روان سازد و نام خدا را ببرد، می تواند از گوشت آن شکار بخورد، گرچه شکار خود را کشته باشد، حتی اگر از گوشت شکار خورده باشد، مابقی را می تواند بخورد. و اگر سگ او تعلیم ندیده نباشد، در همان ساعات اول تعلیمات لازم را به او بدهد، سپس او را به سوی شکار خود روانه سازد می تواند از شکار او بخورد؛ چرا که تعلیمات لازم را به او یاد داده است.

فَأَمَّا خِلَافُ الْكَلْبِ مِمَّا يَصِيدُ الْفَهْدُ وَ الصَّفْرُ وَ أَشْبَاهُ ذَلِكَ فَلَا تَأْكُلْ مِنْ صَيْدِهِ إِلَّا مَا أَدْرَكْتَ ذَكَاتَهُ، لأَنَّ اللهَ عَزَّوَجل يَقُولُ : (مُكَلِّبِينَ﴾ فَمَا كَانَ خِلَافَ الْكَلْبِ فَلَيْسَ صَيْدُهُ مِمَّا يُؤْكَلُ إِلَّا أَنْ تُدْرِكَ ذَكَاتَهُ .

15 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ اَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ :

إِنَّهُ سُئِلَ عَنْ صَيْدِ الْبَازِي وَ الْكَلْبِ إِذَا صَادَ وَ قَدْ قَتَلَ صَيْدَهُ وَأَكَلَ مِنْهُ أَكُلُ فَضْلَهُمَا أَمْ لَا ؟

فَقَالَ علیه السَّلام: أَمَّا مَا قَتَلَتْهُ الطَّيْرُ فَلَا تَأْكُلُهُ إِلَّا أَنْ تُذَكِّيَهُ، وَ أَمَّا مَا قَتَلَهُ الْكَلْبُ وَقَدْ ذَكَرْتَ اسْمَ اللهِ عَزَّوَجَل عَلَيْهِ فَكُلْ وَإِنْ أَكَلَ مِنْهُ .

16 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ سُلَيْمَانَ قَالَ:

اما شکار دیگر درندگان _ جز سگ _ از قبیل پلنگ، شاهین و امثال آن دو، اگر به شکار بپردازند از صید آن ها نخور مگر آن که پیش از جان دادن شکار، خود را برسانی و آن را ذبح کنی؛ چرا که خداوند متعال می فرماید: «تعلیم درندگان» پس هر درنده ای که از تیرۀ سگ ها نباشد، شکار آن درنده قابل خوردن نیست، مگر آن که نیمه جان بر سر شکار برسی و آن را ذبح کنی.

15 - حلبی گوید: از امام صادق علیه السَّلام سؤال شد: هرگاه حیوانی را باز شکاری و سگ شکاری به قتل برسانند و از آن بخورند؛ آیا می توان مانده آن را خورد؟

فرمود: از گوشت صیدی که پرنده آن را شکار کرده نخور، مگر آن که آن را ذبح کنی؛ ولی گوشت صیدی که سگ آن را شکار کرده و بسم الله گفته ای بخور؛ گرچه سگ از شکار خورده باشد.

16 - قاسم بن سلیمان گوید:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام مِنْ كَلْبٍ أَفْلَتَ وَ لَمْ يُرْسِلْهُ صَاحِبُهُ فَصَادَ فَأَدْرَكَهُ صَاحِبُهُ وَ قَدْ قَتَلَهُ أَيَأْكُلُ مِنْهُ ؟

فَقَالَ : لَا.

وَ قَالَ علیه السَّلام: إِذَا صَادَ وَ قَدْ سَمَّى فَلْيَأْكُلْ وَإِنْ صَادَ وَلَمْ يُسَمٌ فَلَا يَأْكُلْ وَ هَذَا مِنْ (ما عَلَّمْتُمْ مِنَ الْجَوَارِحِ مُكَلِّبِينَ) .

17 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ حُكَيْمٍ عَنْ أَبِي مَالِكِ الْحَضْرَمِيُّ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجِ قَالَ :

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام أُرْسِلَ الْكَلْبَ وَ أُسَمِّي عَلَيْهِ فَيَصِيدُ وَ لَيْسَ مَعِي مَا أُذَكِّيهِ به ؟

قَالَ : دَعْهُ حَتَّى يَقْتُلَهُ وَكُلْ .

18 - أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ :

از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: اگر سگ شکاری، خود را از بند صید برهاند و بی فرمان شکارچی در پی شکار روان گردد و صیدی را شکار کند و شکارچی موقعی برسد که سگ شکار خود را کشته باشد، آیا می تواند از گوشت آن شکار بخورد؟

فرمود: نه.

و فرمود: اگر شکارچی صید کند و نام خدا را برده باشد، میتواند از آن شکار تناول کند، اگر نام خدا را نبرده باشد، از گوشت آن شکار نخورد و این شرط نیز از همان «صيد حيوانات شکاری و سگهای تربیت یافته» است.

17 - جمیل بن درّاج گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: اگر من سگ شکاری خود را روانه سازم و نام خدا را ببرم و سگ شکار خود را بگیرد، ولی همراه من کاردی نباشد که شکار خود را ذبح کنم (چه کار کنم؟)

فرمود: سگ را با شکار واگذار تا او را بکشد و بعد از گوشت شکار بخورد.

18 - زراره گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

إِذَا أَرْسَلَ الرَّجُلُ كَلْبَهُ وَ نَسِيَ أَنْ يُسَمِّيَ فَهُوَ بِمَنْزِلَةِ مَنْ ذَبَحَ وَ نَسِيَ أَنْ يُسَمِّيَ، وَكَذَلِكَ إِذَا رَمَى بِالسَّهم وَ نَسِيَ أَنْ يُسَمِّي.

19 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ :

سَأَلْتَهُ عَنْ قَوْمٍ أَرْسَلُوا كِلَابَهُمْ وَ هِيَ مُعَلَّمَةً كُلُّهَا وَ قَدْ سَمَّوْا عَلَيْهَا فَلَمَّا أَنْ مَضَتِ الْكِلَابُ دَخَلَ فِيهَا كَلْبٌ غَرِيبٌ لَمْ يَعْرِفُوا لَهُ صَاحِبَاً فَاشْتَرَكْنَ جَمِيعاً فِي الصَّيدِ .

فَقَالَ : لَا يُؤْكَلُ مِنْهُ لِأَنَّكَ لَا تَدْرِي أَخَذَهُ مُعَلَّمْ أَمْ لَا.

20 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ : قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام:

الْكَلْبُ الْأَسْوَدُ الْبَهِيمُ لَا يُؤْكَلُ صَيْدُهُ ، لِأَنَّ رَسُولَ اللهِ صلَّى الله عليهُ وآله أَمَرَ بِقَتْلِهِ .

اگر شکارچی سگ را بفرستد و فراموش کند نام خدا را ببرد، به سان آن است که قصاب هنگام ذبح گوسفند فراموش کرده باشد نام خدا را ببرد. همین گونه است شکار با تیر آن گاه که نام خدا را فراموش کند.

19 - ابوبصیر گوید: از امام باقر علیه السَّلام پرسیدم: گروهی سگهای خود را برای شکار فرستادند. همه آن سگ ها آموزش دیده بودند و آن گروه «بسم الله» نیز گفته بودند. هنگامی که سگ ها رفتند ، یک سگ ناشناس نیز به میان آن ها رفت. آنها صاحب سگ را نمی شناختند. همه سگ ها در شکار شرکت داشتند (تکلیف چیست؟)

فرمود: نباید از گوشت آن شکار میل شود؛ زیرا نمیدانی که سگ آموزش دیده آن را صید نموده است یا نه.

20 - سکونی گوید: امام صادق علیه السَّلام: فرمود: امیرمؤمنان علی علیه السَّلام فرمود:

شکار سگ سیاه را نمی توان خورد؛ زیرا پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله به کشتن چنین سگی دستور فرمود.

بخش دوم

حکم شکار باز و شاهین و پرندگان شکاری دیگر

(2) بَابُ صَيْدِ الْبُزَاةِ وَالصُّقُورِ وَغَيْرِ ذَلِكَ

1 - أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنِ الْحَلَبِيِّ قَالَ : أَبُو قَالَ عبد الله علیه السَّلام:

كَانَ أَبِي علیه السَّلام يُفْتِي وَكَانَ يَتَّقِي وَ نَحْنُ نَخَافُ فِي صَيْدِ الْبُرَاةِ وَ الصُّقُورِ، وَأَمَّا الآنَ فَإِنَّا لَا تَخَافُ وَ لَا تُحِلُّ صَيْدَهَا إِلَّا أَنْ تُدْرَكَ ذَكَاتُهُ، فَإِنَّهُ فِي كِتَابِ عَلِيَّ علیه السَّلام: أَنَّ الله عزَّوَجَل يَقُولُ : وَمَا عَلَّمْتُمْ مِنَ الْجَوَارِحِ مُكَذِّبِينَ فِي الْكِلَابِ.

2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ : قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:

بخش دوم: حکم شکار باز و شاهین و پرندگان شکاری دیگر

1 - حلبی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

پدرم امام باقر علیه السَّلام در زمان خود صاحب فتوا بود، در آن موقع نسبت به شکار باز و شاهین تقیه می کردیم؛ ولی اینک بیمی در میان نیست و تقیه نخواهیم کرد، از این رو حیوانی که توسط باز و شاهین شکار می شود حلال نمی دانیم مگر موقعی که نیمه جان بر سر شکار برسی و او را ذبح کنی. در کتاب امیرمؤمنان علی علیه السَّلام آمده است که خداوند متعال درباره سگ های شکاری می فرماید: «و صید حیوانات شکاری و سگ های آموخته» منظور سگ ها هستند.

2 - ابوبصیر گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

إِذَا أَرْسَلْتَ بَاراً أَوْ صَفْراً أَوْ عُقَابَاً فَلَا تَأْكُلْ حَتَّى تُدْرِكَهُ فَتَذَكَّيَهُ وَ إِنْ قَتَلَ فَلَا تأكُل.

3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيَّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْن سُلَيْمَانَ قَالَ :

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنْ رَجُلٍ أَرْسَلَ كَلْبَهُ وَ صَقْرَهُ.

فَقَالَ : أَمَّا الصَّقْرُ فَلَا تَأْكُلْ مِنْ صَيْدِهِ حَتَّى تُدْركَ ذَكَاتَهُ ، وَأَمَّا الْكَلْبُ فَكُلْ مِنْهُ إِذَا ذَكَرْتَ اسْمَ اللَّهِ عَلَيْهِ أَكَلَ الْكَلْبُ مِنْهُ أَمْ لَمْ يَأْكُلْ.

4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام:

أَنَّهُ كَرِهَ صَيْدَ الْبَازِي إِلَّا مَا أُدْرِكَتْ ذَكَاتُهُ.

5 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِقٍ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللهِ قَالَ :

هرگاه باز یا شاهین یا عقابی را برای شکار فرستادی، از شکار آن نخور مگر آن که آن را زنده بیابی و ذبح کنی و اگر شکار را کشته باشد، از آن نخور.

3 - عبد الله بن سلیمان گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: اگر شکارچی سگ و یا شاهین خود را برای شکار روانه سازد (شکار او حلال است؟)

فرمود: از شکار شاهین تناول مکن، جز در صورتی که نیمه جان شکار خود را دریابی و ذبح کنی. از شکار سگ تناول کن، در صورتی که نام خدا را بر آن برده باشی، خواه سگ شکاری از گوشت خورده باشد خواه نخورده باشد.

4 - محمّد بن مسلم گوید: امام باقر علیه السَّلام از شکاری که توسط باز میشد اظهار کراهت می کرد مگر آن که نیمه جانی داشته باشد تا او را ذبح کنند.

5 - عبد الرحمان بن ابی عبدالله گوید:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنْ رَجُلٍ أَرْسَلَ بَازَهُ أَوْ كَلْبَهُ فَأَخَذَ صَيْداً وَ أَكَلَ مِنْهُ أَكُلُ مِنْ فَضْلِهِمَا.

فَقَالَ : لَا مَا قَتَلَ الْبَازِي فَلَا تَأْكُلْ مِنْهُ إِلَّا أَنْ تَذْبَحَهُ.

6 - أَبَانٌ عَنْ أَبِي الْعَبَّاسِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:

سَأَلْتُهُ عَنْ صَيْدِ الْبَازِي وَ الصَّفْرِ .

فَقَالَ : لَا تَأْكُلْ مَا قَتَلَ الْبَازِي وَ الصَّفْرُ وَ لَا تَأْكُلْ مَا قَتَلَ سِبَاعُ الطَّيْرِ.

7 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنِ مَحْبُوبِ عَنِ ابْنِ رِئَابٍ عَنْ أَبِي عُبَيْدَةَ الْحَذَّاءِ قَالَ :

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: مَا تَقُولُ فِي الْبَازِي وَ الصَّفْرِ وَ الْعُقَابِ ؟

فَقَالَ : إِنْ أَدْرَكْتَ ذَكَاتَهُ فَكُلْ مِنْهُ وَ إِنْ لَمْ تُدْرِكْ ذَكَاتَهُ فَلَا تَأْكُلْ .

8 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ قَالَ : سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام يَقُولُ :

از امام صادق علیه السَّلام سؤال کردم: مردی باز یا سگ شکاری خود را می فرستد و او صیدی را می گیرد و از آن می خورد، آیا می توان مانده آن را خورد؟

فرمود: نه، صیدی را که باز کشته نخور مگر آن که آن را ذبح نمایی.

ابو عبّاس گوید: از امام صادق علیه السَّلام درباره شکار باز و شاهین پرسیدم

فرمود: از گوشت شکار باز و شاهین نخور. هم چنین شکار پرندگان وحشی را نیز نخور.

7 - ابو عبیده حذّاء گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: نظر شما دربارۀ شکار باز، شاهین و عقاب چیست؟

فرمود: اگر به موقع خود را به شکار برسانی و او را ذبح کنی، حلال است، وگرنه از گوشت شکار آن ها نخور.

8 - ابان بن تغلب گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:

كَانَ أَبِي علیه السَّلام يُفْتِي فِي زَمَنِ بَنِي أُمَيَّةَ أَنَّ مَا قَتَلَ الْبَازِي وَ الصَّفْرُ فَهُوَ حَلَالٌ ، وَكَانَ يَتَّقِيهِمْ وَأَنَا لَا أَنْقِيهِمْ وَهُوَ حَرَامٌ مَا قَتَلَ .

9 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مَرَّارٍ عَنْ يُونُسَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بن سِنَانِ قَالَ :

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنْ صَيْدِ الْبَازِي إِذَا صَادَ وَ قَتَلَ وَأَكَلَ مِنْهُ أَكُلُ مِنْ فَضْلِهِ أَمْ لَا ؟

فَقَالَ : أَمَّا مَا أَكَلَتِ الطَّيْرُ فَلَا تَأْكُلْ إِلَّا أَنْ تُذَكَّيَهُ.

10 - أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ مُفَضَّلِ بْنِ صالِحٍ عَنْ لَيْثِ الْمُرَادِيِّ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَن الصُّقُورِ وَ الْبُرَاةِ وَعَنْ صَيْدِهَا .

فَقَالَ : كُلْ مَا لَمْ يَقْتُلْنَ إِذَا أَدْرَكْتَ ذَكَاتَهُ وَ آخِرُ الذَّكَاةِ إِذَا كَانَتِ الْعَيْنُ تَطْرِفُ وَالرّجُلُ تَرْكُضُ وَ الذَّنَبُ تَتَحَرَّكُ .

پدرم در زمان بنی امیّه فتوا میداد که هر صیدی را که باز و شاهین می کشند، حلال است، پدرم از بنی امیّه تقیه می کرد. امّا من از آنان تقیه نمی کنم، فتوا می دهم آن چه را که باز و شاهین بکشند حرام است.

9 - عبد الله بن سنان گوید: اگر باز شکاری صید خود را بکشد و از آن بخورد، می توانم ماندهۀ آن را تناول کنم؟

فرمود: لاشۀ شکار پرندگان شکاری حرام است مگر آن که شکار زنده باشد و به موقع تذکیه گردد.

10 - ليث مرادی گوید: از امام صادق علیه السَّلام درباره بازها، شاهین ها و شکار آنان پرسیدم.

فرمود: صیدی را که نکشته باشند، در صورتی که بتوانی آن را ذبح کنی از گوشت آن بخور و پایان تذکیه این است که چشمان صید باز و بسته شود و پاها کمی بجنبد و دُم تکان می خورد.

وَ قَالَ علیه السَّلام: لَيْسَتِ الصُّقُورُ وَ الْبُرَاةُ فِي الْقُرْآنِ .

11 - أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ النَّهْدِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْوَلِيدِ عَنْ ابَانٍ عَنِ الْفَضْلِ بْن عَبْدِ الْمَلِكِ قَالَ :

لَا تَأْكُلُ مِمَّا قَتَلَتْ سِبَاعُ الطَّيْرِ .

بخش سوم

حکم شکار سگ آموزش دیده مجوسی و اهل ذمّه

(3) بَابُ صَيْدِ كَلْبِ الْمَجُوسِيِّ وَأَهْلِ الذِّمَّةِ

1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ خَالِدٍ قَالَ :

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنْ كَلْبِ الْمَجُوسِيِّ يَأْخُذُهُ الرَّجُلُ الْمُسْلِمُ فَيُسَمِّي حِينَ يُرْسِلُهُ أَ يَأْكُلُ مِمَّا أَمْسَكَ عَلَيْهِ ؟

قَالَ : نَعَمْ ، لِأَنَّهُ مُكَلَّبٌ قَدْ ذَكَرَ اسْمَ اللَّهِ عَلَيْهِ .

و فرمود: حکم شاهین ها و بازها در قرآن نیامده است.

11 - فضل بن عبدالملک گوید: حضرتش فرمود:

از گوشت صیدی که پرندگان وحشی کشته اند میل نکن.

بخش سوم: حکم شکار سگ آموزش دیده مجوسی و اهل ذمّه

1 - سلیمان بن خالد گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: مسلمانی سگ شخص مجوسی را می گیرد و هنگامی که آن را برای شکاری می فرستد بسم الله می گوید؛ آیا می تواند شکار آن را بخورد؟

فرمود: آری؛ زیرا سگ آموزش دیده ای است که بسم الله بر آن گفته شده است.

2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ يُونُسَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ سَيَابَةَ .

قَالَ : قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام : إِنِّى أَسْتَعِيرُ كَلْبَ الْمَجُوسِي فَأَصِيدُ بِهِ.

فَقَالَ علیه السَّلام : لَا تَأْكُلْ مِنْ صَيْدِهِ إِلَّا أَنْ يَكُونَ عَلَّمَهُ مُسْلِمٌ فَتَعَلَّمَهُ .

3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ :

كَلْبُ الْمَجُوسِيُّ لَا تَأْكُلْ صَيْدَهُ إِلَّا أَنْ يَأْخُذَهُ الْمُسْلِمُ فَيُعَلَّمَهُ وَ يُرْسِلَهُ وَ كَذَلِكَ الْبَازِي وَ كِلَابُ أَهْلِ الذَّمَّةِ وَبُزَاتُهُمْ حَلَالٌ لِلْمُسْلِمِينَ أَنْ يَأْكُلُوا صَيْدَهَا.

بخش چهار

گوشت شکار به وسیلۀ سلاح

(4) بَابُ الصَّيْدِ بِالسِّلَاحِ

1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ ثَعْلَبَةَ بْنِ مَيْمُونٍ عَنْ بُرَيْدِ بْنِ مُعَاوِيَةَ الْعِجْلِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ :

2 - عبدالرحمان بن سیابه گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: اگر من از شکارچیان مجوسی سگی عاریه کنم و با آن به شکار بپردازم، چه صورت دارد؟

فرمود: از شکاری که توسط آن سگ شکار شده تناول مکن، جز در صورتی که فردی مسلمان آن سگ را تعلیم دهد و آن سگ آموزۀ اسلامی را فرا گرفته باشد.

3 - سکونی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

نباید از شکار سگ شکاری مجوسی تناول کرد مگر این که زیر نظر مسلمانی آموزش ببیند و برای شکار بفرستد و باز شکاری نیز همین حکم را دارد. گوشت شکار سگ ها و بازهای اهل ذمّه برای مسلمانان حلال است.

بخش چهارم: گوشت شکار به وسیلۀ سلاح

1 - محمد بن مسلم گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:

كُلْ مِنَ الصَّيْدِ مَا قَتَلَ السَّيْفُ وَ السَّهمُ وَالرُّمْحُ .

وَ سُئِلَ عَنْ صَيْدٍ صِيدَ فَتَوَزَّعَهُ الْقَوْمُ قَبْلَ أَنْ يَمُوتَ .

فَقَالَ : لَا بَأْسَ بِهِ.

2 - وَ عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَيْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ قَيْسٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام قَالَ :

مَنْ جَرَحَ صَيْداً بِسَلَاحٍ وَ ذَكَرَ اسْمَ اللهِ عَزَّوَجَل عَلَيْهِ ثُمَّ بَقِيَ لَيْلَةٌ أَوْ لَيْلَتَيْنِ لَمْ يَأْكُلْ مِنْهُ سَبْع وَ قَدْ عَلِمَ أَنَّ سِلَاحَهُ هُوَ الَّذِي قَتَلَهُ فَيَأْكُلُ مِنْهُ إِنْ شَاءَ .

وَ قَالَ : فِي إِيَّلِ اصْطَادَهُ رَجُلٌ فَتَقَطَّعَهُ النَّاسُ وَ الرَّجُلُ يَتْبَعُهُ أَ فَتَرَاهُ نُهْبَةً ؟

فَقَالَ علیه السَّلام: لَيْسَ بِنُهْبَةٍ وَ لَيْسَ بِهِ بَأْسٌ .

3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ قَالَ :

سُئِلَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنِ الرَّمِيَّةِ يَجِدُهَا صَاحِبُهَا فِي الْغَدِ أَ يَأْكُلُ مِنْهُ ؟

فَقَالَ : إِنْ عَلِمَ أَنَّ رَمْيَتَهُ هِيَ الَّتِي قَتَلَتْهُ فَلْيَأْكُلْ مِنْ ذَلِكَ إِذَا كَانَ قَدْ سَمَّى .

از گوشت صیدی که به وسیله شمشیر، تیر و نیزه کشته شده تناول کن!

پرسیدند: صیدی شکار می شود و پیش از آن که بمیرد شکارچیان آن را تقسیم می کنند (آیا جایز است؟)

فرمود: ایرادی ندارد.

2 - محمّد بن قیس گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:

هر کس صیدی را زخمی کند و بسم الله گفته باشد، سپس صید همان طور تا یک یا دو شب بماند و هیچ درنده ای از آن نخورد و شکارچی بداند که سلاح او باعث کشته شدن صید شده است؛ اگر بخواهد میتواند از آن صید بخورد.

از آن حضرت درباره بز کوهی پرسید که مردی آن را شکار می کند و شکارچیان آن را قطعه قطعه می کنند در حالی که مرد نیز در پی آن می رود. آیا به نظر شما این عمل غارت است؟

فرمود: غارت نیست و ایرادی ندارد.

حریز گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدند: اگر شکارچی صید تیر خوردۀ خود را فردای شکار بیابد، آیا می تواند از آن تناول کند؟

فرمود: اگر بداند که با تیر او کشته شده است، می تواند تناول کند بعد از آن که نام خدا را برده باشد.

4 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ :

سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ رَمَى حِمَارَ وَحْشِ أَوْ ظَبْياً فَأَصَابَهُ ثُمَّ كَانَ فِي طَلَبِهِ فَوَجَدَهُ مِنَ الْغَدِ وَ سَهْمُهُ فِيهِ . .

فَقَالَ : إِنْ عَلِمَ أَنَّهُ أَصَابَهُ وَ أَنَّ سَهْمَهُ هُوَ الَّذِي قَتَلَهُ فَلْيَأْكُلْ مِنْهُ وَإِلَّا فَلَا يَأْكُلْ مِنهُ.

5 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عِيسَى الْقُمِّيِّ قَالَ :

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام : أَرْمِي سَهْمِي وَ لَا أَدْرِي أَ سَمَّيْتُ أَمْ لَمْ أُسَمٌ؟

فَقَالَ : كُلِّ لَا بَأْسَ .

قَالَ : قُلْتُ : أَرْمِي وَ يَغِيبُ عَنِّي فَأَجِدُ سَهْمِي فِيهِ.

فَقَالَ : كُلْ مَا لَمْ يُؤْكَلْ مِنْهُ ، وَإِنْ كَانَ قَدْ أُكِلَ مِنْهُ فَلَا تَأْكُلْ مِنْهُ.

4 - سماعه گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: اگر شکارچی، گورخر یا آهو را با تیر بزند و در تعقیب آن برآید و فردای آن روز شکار خود را بیابد که تیر او در جسدش فرو رفته است. (آیا گوشت این شکار حلال است؟)

فرمود: اگر بداند که با تیر او کشته شده، می تواند از گوشت آن تناول کند وگرنه حق ندارد.

5- عیسی قمی گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: من تیر خود را به سوی شکار رها کردم و بعد مردد شدم که آیا نام خدا را بردم یا نه؟

فرمود: از گوشت آن تناول کن، مانعی ندارد.

عرض کردم: اگر تیر خود را رها کنم و شکار از نظرم ناپدید شود و بعد او را بیابم در حالی که تیر من در بدنش فرو رفته است (آیا گوشت این شکار حلال است؟)

فرمود: اگر درندگان از آن خورده باشند، تو از آن تناول مکن و اگر درندگان از آن نخورده اند، تناول کن.

6 - أَبو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنْ صَفْوَانَ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنِ الْحَلَبِيُّ قَالَ :

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عَنِ الصَّيْدِ يَضْرِبُهُ الرَّجُلُ بِالسَّيْفِ أَوْ يَطْعُنُهُ بِالرُّمْحِ أَوْ يَرْمِيهِ بِسَهُم فَقَتَلَهُ وَ قَدْ سَمَّى حِينَ فَعَلَ ذَلِكَ .

فَقَالَ : كُلٌّ لَا بَأْسَ بِهِ.

مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ خَالِدٍ قَالَ :

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنِ الرَّمِيَّةِ يَجِدُهَا صَاحِبُهَا أَ يَأْكُلُهَا؟

قَالَ : إِنْ كَانَ يَعْلَمُ أَنَّ رَمْيَتَهُ هِيَ الَّتِي قَتَلَتْهُ فَلْيَأْكُلْ.

8 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَيْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ قَيْسٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام قَالَ:

6 - حلبی گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: اگر انسان نام خدا را ببرد و با شمشیر و کارد بر تن شکار فرود آورد و یا نیزۀ خود را برتن او فرو برد و یا تیر پیکان دار به سوی او پرتاب کند و شکار او کشته شود (کفایت می کند؟)

فرمود: در هر صورت گوشت شکار حلال است.

7 - سليمان بن خالد گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: کسی که به طرف شکار تیر پرتاب می کند و بعد آن را می یابد که تیر در جسدش فرو رفته است ( آیا گوشت آن حلال است؟ )

فرمود: اگر بداند با تیر او کشته شده می تواند از گوشت آن بخورد.

8 - محمّد بن قیس گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:

قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام : فِي صَيْدٍ وُجِدَ فِيهِ سَهُمْ وَ هُوَ مَيِّتٌ لَا يُدْرَى مَنْ قَتَلَهُ.

قَالَ : لَا تَطْعَمْهُ .

9 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ مُحَمَّدٍ الْحَلَبِيِّ قَالَ :

سَأَلْتُهُ علیه السَّلام عَنِ الرَّجُلِ يَرْمِي الصَّيْدَ فَيَصْرَعُهُ فَيَبْتَدِرُهُ الْقَوْمُ فَيُقَطِّعُونَهُ.

فَقَالَ : كُلْهُ.

10 - أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ :

إِذَا رَمَيْتَ فَوَجَدْتَهُ وَ لَيْسَ بِهِ أَثَرٌ غَيْرُ السَّهُم وَ تَرَى أَنَّهُ لَمْ يَقْتُلُهُ غَيْرُ سَهْمِكَ فَكُلْ غَابَ عَنْكَ أَوْ لَمْ يَغِبْ عَنْكَ.

11 - مُحَمَّدُ بْنِ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ هِشَامٍ بْنِ سَالِمٍ عَنْ سَمَاعَةَ بْنِ مِهْرَانَ قَالَ :

امیر مؤمنان علی علیه السَّلام درباره شکاری تیر خورده که مرده است و معلوم نیست که چه کسی آن را کشته است فرمود:

از گوشت آن تناول مکن.

9 - محمّد حلبی گوید: از امام علیه السَّلام پرسیدم: مردی شکاری را با تیر هدف قرار می دهد و آن را بر زمین می زند؛ امّا گروهی پیش دستی کرده و آن را قطعه قطعه می کنند (چه حکمی دارد؟)

فرمود: می توانی از گوشت آن میل کنی.

10 - زراره گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

اگر شکار خود را با تیر بزنی و بعد آن را بیابی که غیر از تیر تو، زخم دیگری بر تن ندارد و بدانی که فقط با تیر تو کشته شده، از آن تناول کن. خواه، شکار از دیدۀ ناپدید شده باشد و یا ناپدید نشده باشد.

11 - سماعة بن مهران گوید:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنِ الرَّجُلِ يَرْمِي الصَّيْدَ وَ هُوَ عَلَى الْجَبَلِ فَيَخْرِقُهُ السَّهُمُ حَتَّى يَخْرُجَ مِنَ الْجَانِبِ الآخَرِ.

قَالَ : كُلْهُ .

قَالَ : فَإِنْ وَقَعَ فِي مَاءٍ أَوْ تَدَهْدَهَ مِنَ الْجَبَلِ فَمَاتَ فَلَا تَأْكُلْهُ.

12 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ رَجُل رَفَعَهُ قَالَ : قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:

لَا يُرْمَى الصَّيْدُ بِشَيْءٍ هُوَ أَكْبَرُ مِنْهُ.

بخش پنجم

حکم شکار با تیر چوبی

(5) بَابُ الْمِعْرَاضِ

1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ أَبَانٍ عَنْ زُرَارَةَ وَإِسْمَاعِيلَ الْجُعْفِي :

أَنْهُمَا سَأَلَا أَبَا جَعْفَرِعَمَّا قَتَلَ الْمِعْرَاضُ .

از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: اگر شکار بر سر کوه باشد و شکارچی تیر خود را رها کند و تیر در پهلوی شکار بنشیند و از آن طرف خارج گردد، چه صورت دارد؟

فرمود: حلال است.

و فرمود: اگر شکار بعد از خوردن تیر، در رودخانه پرتاب شود و یا از فراز کوه درغلند از گوشت آن نخور.

12 - راوی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

شکار نباید با وسیله ای بزرگتر از خودش مورد هدف قرار گیرد.

بخش پنجم: حکم شکار با تیر چوبی

1 - زراره و اسماعیل جعفی گویند: از امام باقر علیه السَّلام پرسیدیم: شکار با مِعراض (1)(تیر چوبی) چه حکمی دارد؟


1) معراض: تیر بی پر که دو طرفش باریک و وسطش ضخیم است و با پهنای خود به هدف اصابت می کند نه با تیزی اش

قَالَ : لَا بَأْسَ إِذَا كَانَ هُوَ مِرْمَاتَكَ أَوْ صَنَعْتَهُ لِذَلِكَ.

2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام:

أَنَّهُ سُئِلَ عَمَّا صَرَعَ المِعْرَاضُ مِنَ الصَّيْدِ .

فَقَالَ : إِنْ لَمْ يَكُنْ لَهُ نَبْلُ غَيْرُ الْمِعْرَاضِ وَ ذَكَرَ اسْمَ اللهِ عَزَّوَجَل عَلَيْهِ فَلْيَأْكُلْ مَا قَتَلَ .

قُلْتُ : وَ إِنْ كَانَ لَهُ نَبْلٌ غَيْرُهُ .

قَالَ : لا .

3 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنِ ابْنِ رِئَابٍ عَنْ أَبِي عُبَيْدَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

إِذَا رَمَيْتَ بِالْمِعْرَاضِ فَخَرَقَ فَكُلْ وَ إِنْ لَمْ يَخْرِقُ وَ اعْتَرَضَ فَلَا تَأْكُلْ .

فرمود: در صورتی که تیر چوبی را وسیله تیراندازی خود قرار داده باشی و یا آن را به خاطر این کار ساخته باشی ایرادی ندارد.

2 - حلبی گوید: از امام صادق علیه السَّلام سؤال شد: شکاری که به وسیله تیر چوبی از پای درآید چه حکمی دارد؟

فرمود: اگر شکارچی تیری غیر از آن نداشته باشد و بسم الله نیز گفته باشد، می تواند از گوشت شکار بخورد.

پرسیدم: اگر شکارچی غیر از آن تیر دیگری هم داشته باشد؟

فرمود: نه جایز نیست

3 - ابو عبیده گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

اگر تیر چوبی بدون پیکان به سوی شکار رها کردی و تیر در پهلوی شکار فرو رفت، از گوشت آن بخور و اگر فرو نرفت و مانند عصا بر پهلوی شکار ضربه زد و او را کشت، از گوشت آن نخور.

4 - أَبُو عَلِيِّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْل بن شَاذَانَ جَمِيعاً عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنِ الْحَلَبِيِّ قَالَ :

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنِ الصَّيْدِ يَرْمِيهِ الرَّجُلُ بِسَهُم فَيُصِيبُهُ مُعْتَرِضاً فَيَقْتُلُهُ وَقَدْ كَانَ سَمَّى حِينَ رَمَى وَ لَمْ تُصِبْهُ الْحَدِيدَةُ .

فَقَالَ : إِنْ كَانَ السَّهْمُ الَّذِي أَصَابَهُ هُوَ الَّذِي قَتَلَهُ فَإِذَا رَآهُ فَلْيَأْكُلْ .

5 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ أَبِي الْمَغْرَاءِ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

سأَلْتُهُ عَنِ الصَّيْدِ يُصِيبُهُ السَّهُمُ مُعْتَرِضاً وَ لَمْ يُصِبْهُ بِحَدِيدَةٍ وَ قَدْ سَمَّى حِينَ رَمَى.

قَالَ : يَأْكُلُهُ إِذَا أَصَابَهُ وَ هُوَ يَرَاهُ .

وَ عَنْ صَيْدِ الْمِعْرَاضِ .

فَقَالَ : إِنْ لَمْ يَكُنْ لَهُ نَبْلُ غَيْرُهُ وَ كَانَ قَدْ سَمَّى حِينَ رَمَى فَلْيَأْكُلْ مِنْهُ وَ إِنْ كَانَ لَهُ نَبْلُ غَيْرُهُ فَلَا.

4 - حلبی گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: مردی صیدی را با تیر مورد هدف قرار می دهد و تیر از پهلو نه با تیزی به شکار می خورد و شکارچی در هنگامی که تیر را می انداخته بسم الله نیز گفته بود و آهن نیز به شکار اصابت نکرده بود.

فرمود: اگر تیری که به شکار برخورد کرده همانی است که شکار را کشته است، پس در صورتی که شکارجی آن را می دیده است می تواند از گوشت آن میل کند.

5 - حلبی نظیر این روایت را از امام صادق علیه السَّلام نقل می کند و می افزاید : از آن حضرت پرسیدم: شکار با تیر چوبی چه حکمی دارد؟

فرمود: اگر جز آن تیری نداشته باشد و به هنگام رها کردن تیر بسم الله گوید، می تواند از گوشت آن بخورد و اگر جز آن تیری داشته باشد نمیتواند از گوشت آن بخورد. پس در صورتی که شکارچی آن را می دیده است می تواند از گوشت آن میل کند.

بخش ششم

حکم شکار با سنگ و گلولۀ گِلی

(7) بَابُ مَا يَقْتُلُ الْحَجَرُ وَالْبُنْدُقُ

1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِي عَنْ أَبِي عَبد اللهِ علیه السَّلام أَنَّهُ سُئِلَ عَمَّا قَتَلَ الْحَجَرُ وَ الْبُنْدُقُ أَ يُؤْكَلُ مِنْهُ ؟

قَالَ : لَا.

2 - أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلَّم عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السَّلام قَالَ :

سَأَلْتُهُ عَمَّا قَتَلُ الْحَجَرُ وَ الْبُنْدُقُ أَ يُؤْكَلُ مِنْهُ ؟

قَالَ : لَا .

3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بنِ سُوَيْدٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ خَالِدٍ قَالَ:

بخش ششم: حكم شکار با سنگ و گلولۀ گِلی

1 - حلبی گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدند : صیدی را که به وسیلۀ سنگ و گلوله گِلی کشته می شود می توان خورد؟

فرمود: نه.

2 - محمّد بن مسلم گوید: از امام (باقر علیه السَّلام و یا امام صادق علیه السَّلام) پرسیدم: اگر با پرتاب سنگ و گلولۀ گِلی شکاری کشته شود خوردن آن حلال است؟

فرمود: نه.

3 - سلیمان بن خالد نظیر این روایت را از امام صادق علیه السَّلام نقل می کند.

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَمَّا قَتَلَ الْحَجَرُ وَ الْبَنْدَقُ أَ يُؤْكَلُ مِنْهُ ؟

قَالَ : لَا .

عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام أَنَّهُ سُئِلَ عَمَّا قَتَلَ الْحَجَرُ وَ الْبُنْدُقُ أَ يُؤْكَلُ مِنْهُ ؟

قَالَ : لا .

5 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا علیه السَّلام قَالَ :

سَأَلْتُهُ عَنْ قَتْلِ الْحَجَرِ وَ الْبُنْدَقِ أَ يُؤْكَلُ مِنْهُ ؟

فَقَالَ : لا .

6 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ غِيَاتِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام أَنَّهُ كَرِهَ الْجَلَاهِقَ .

4 - حریز نظیر این روایت را از امام صادق علیه السَّلام نقل می کند.

5 - محمّد بن مسلم نظیر این روایت را از امام (باقر علیه السَّلام و یا امام صادق علیه السَّلام) نقل می کند.

6- غیاث بن ابراهیم گوید: امام صادق علیه السَّلام از شکار با فلاخن کراهت داشت.

7 - أبو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عُمَرَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام فِي الرَّجُلِ يَرْمِي بِالْبُنْدَقِ وَ الْحَجَرِ فَيَقْتُلُ أَ فَيَأْكُلُ مِنْهُ ؟

قَالَ : لَا تَأْكُلْ .

بخش هفتم

شکار به وسیله تله و دام

بَابُ الصَّيْدِ بِالْحِبَالَةِ

1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ وَ ابْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَيْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ قَيْسٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام قَالَ : قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام:

مَا أَخَذَتِ الْحِبَالَةُ مِنْ صَيْدٍ فَقَطَعَتْ مِنْهُ يَداً أَوْ رِجْلاً فَذَرُوهُ ، فَإِنَّهُ مَيْتٌ وَ كُلُوا مَا أَدْرَكْتُمْ حَيّاً وَ ذَكَرْتُمُ اسْمَ اللهِ ل عَلَيْهِ.

7 - عبد الله بن سنان گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: اگر کسی سنگ و یا گلوله ای گِلی را به سوی شکاری پرتاب کند و آن را بکشد، آیا می تواند از گوشت آن بخورد؟

فرمود: از گوشت آن نخور.

بخش هفتم: شکار به وسیله تله و دام

1 - محمّد بن قیس گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود: امیر مؤمنان على علیه السَّلام فرمود:

دست و پای صیدی را که به وسیله دام و تله جدا شود، رها کنید؛ زیرا مردار است. از گوشت صیدی بخورید که آن را زنده یافته باشید و نام خداوند متعال را بر آن برده اید.

2 - حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

مَا أَخَذَتِ الْحِبَالَةُ فَقَطَعَتْ مِنْهُ شَيْئاً فَهُوَ مَيِّتٌ ، وَ مَا أَدْرَكْتَ مِنْ سَائِرِ جَسَدِهِ حَيّاً فَذَكَّهِ ثُمَّ كُلْ مِنْهُ .

3 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ :

مَا أَخَذَتِ الْحِبَالَهُ فَقَطَعَتْ مِنْهُ شَيْئاً فَهُوَ مَيْتٌ ، وَ مَا أَدْرَكْتَ مِنْ سَائِرِ جَسَدِهِ حَيّاً فَذَكِّهِ ثُمَّ كُلِّ مِنْهُ .

4 - أَبَانٌ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سُلَيْمَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

مَا أَخَذَتِ الْحِبَالَةُ فَانْقَطَعَ مِنْهُ شَيْءٌ أَوْ مَاتَ فَهُوَ مَيْتَةٌ .

6 - أَبَانٌ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:

2 - عبدالرحمان بن ابو عبدالله گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

اگر شکاری در تله بیفتد، هر عضوی از اعضای او که قطع شود، مردار است و سایر اعضای شکار که زنده دریابی در صورت ذبح و تذکیه حلال خواهد بود.

3 - عبدالرحمان بن عبدالله با سند دیگری نظیر این روایت را از امام صادق علیه السَّلام نقل کند.

4 - عبدالله بن سلیمان گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

صیدی که به وسیله دام و تله شکار شود و عضوی از صید جدا شود مردار است. دیگر اعضای شکار که زنده دریابی، در صورت ذبح وتذكيه حلال خواهد بود.

5 - زراره گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود

مَا أَخَذَتِ الْحَبَائِلُ فَقَطَعَتْ مِنْهُ شَيْئاً فَهُوَ مَيْتٌ ، وَ مَا أَدْرَكْتَ مِنْ سَائِرِ جَسَدِهِ فَذَكِّهِ ثُمَّ كُلِّ مِنْهُ.

بخش هشتم

حکم شکاری که پس از تیراندازی به آب می افتد یا از کوه سقوط می کند

(8) بَابُ الرَّجُلِ يَرْمِي الصَّيْدَ فَيُصِيبُهُ فَيَقَعُ فِي مَاءٍ أَوْ يَتَدَهْدَهُ مِنْ جَبَلٍ

1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَجَّاجِ عَنْ خَالِدِ بْنِ الْحَجَّاجِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ علیه السَّلام قَالَ :

لَا تَأْكُلْ مِنَ الصَّيْدِ إِذَا وَقَعَ فِي الْمَاءِ فَمَاتَ.

2 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:

أَنَّهُ سُئِلَ عَنْ رَجُلٍ رَمَى صَيْداً وَ هُوَ عَلَى جَبَلٍ أَوْ حَائِطٍ فَيَخْرِقُ فِيهِ السَّهُمُ فَيَمُوتُ.

اگر شکاری در تله بیفتد، هر عضوی از اعضای آن که قطع شود، مردار است و دیگر اعضای شکار، که زنده دریابی در صورت ذبح و تذکیه حلال خواهد بود.

بخش هشتم: حکم شکاری که پس از تیراندازی به آب می افتد یا از کوه سقوط می کند...

1 - خالد بن حجّاج گوید: امام کاظم علیه السَّلام فرمود:

از گوشت صیدی که در آب غرق شود نخور.

2 - سماعة گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدند اگر شکار بر سرکوه و یا بر سر دیوار باشد و شکارچی تیر خود را در پهلوی شکار بنشاند و شکار بمیرد (آیا خوردن آن حلال است؟ )

فَقَالَ: كُل مِنْهُ، وَإِن وَقَعَ فِي الْمَاءِ مِنْ رميتك فمات فلا تأكل منه.

عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام مثْلَهُ .

مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام مِثْلَهُ .

بخش نهم

حکم مردی که تیر را برای صید رها می کند، ولی تیر به خطا می رود

(9) بَابُ الرَّجُلِ يَرْمِي الصَّيْدَ فَيُخْطِئُ وَ يُصِيبُ غَيْرَهُ

1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَبَّادِ بْنِ صُهَيْبٍ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنْ رَجُلٍ سَمَّى وَ رَمَى صَيْداً فَأَخْطَأَهُ وَأَصَابَ آخَرَ.

فَقَالَ : يَأْكُلُ مِنْهُ .

فرمود: از گوشت آن بخور؛ اما اگر شکار از کوه و یا دیوار سقوط کند و در آب بیفتد و خفه شود، از گوشت آن نخور.

بخش نهم: حکم مردی که تیر را برای صید رها می کند، ولی تیر به خطا می رود

1 - عباد بن صهیب گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم اگر شکارچی نام خدا را ببرد و تیر خود را به سوی شکار رها کند و تیر او به خطا در پهلوی شکار دیگری بنشیند (چه حکمی دارد؟)

فرمود: می توان از گوشت آن میل کرد.

بخش دهم

حکم صیدی که ب هنگام کار شود

(10) بَابُ صَيْدِ اللَّيْلِ

1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ قَالَ :

سَأَلْتُ الرّضَا علیه السَّلام عَنْ طُرُوقِ الطَّيْرِ بِاللَّيْلِ فِي وَ کرِهَا.

فَقَالَ : لَا بَأْسَ بِذَلِكَ.

أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيَّ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ أَشْيَمَ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السَّلام مِثْلَهُ.

2 - عِدَّةً مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيَّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَانِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

بخش دهم: حکم صیدی که شب هنگام شکار شود

1 - احمد بن محمد بن ابی نصر گوید: از امام رضا علیه السَّلام پرسیدم: آیا رواست که شبانه به سراغ لانۀ پرندگان بروند؟

فرمود: مانعی ندارد.

2 - محمّد بن عبدالرحمان گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلَّی اللهُ علیه وآله : لَا تَأْتُوا الْفِرَاحَ فِي أَعْشَاشِهَا، وَلَا الطَّيْرَ فِي مَنَامِهِ حَتَّى يُصْبحَ .

فَقَالَ لَهُ رَجُلٌ : وَ مَا مَنَامُهُ يَا رَسُولَ اللهِ ؟!

فَقَالَ : اللَّيْل مَنَامُهُ، فَلَا تَطْرُقْهُ فِي مَنَامِهِ حَتَّى يُصْبحَ وَ لَا تَأْتُوا الْفَرْخَ فِي عُشْهِ حَتَّى يَرِيشَ وَ يَطِيرَ ، فَإِذَا طَارَ فَأَوْتِرْ لَهُ قَوْسَكَ وَانْصِبْ لَهُ فَخَّكَ.

3 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ شَمُونٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَانِ عَنْ مِسْمَعِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام أَنَّهُ قَالَ:

نَهَى رَسُولُ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله عَنْ إِثْيَانِ الطَّيْرِ بِاللَّيْلِ .

وَ قَالَ علیه السَّلام: إِنَّ اللَّيْلَ أَمَانٌ لَهَا.

پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله فرمود: به سراغ جوجه های پرندگان در آشیانه شان نروید. همین طور به سراغ پرندگان در هنگام خوابشان نروید تا این که صبح شود.

شخصی عرض کرد: ای پیامبر خدا! هنگام خواب پرندگان چه زمانی است؟

فرمود: شب، هنگام خواب پرنده است. بنابر این در هنگام خوابش به سراغ او نرو تا این که صبح شود و به سراغ جوجه های پرندگان در آشیانه شان نروید تا این که پر در بیاورند و پرواز کنند. آن گاه که پرواز نمودند تیر خود را به سویش بینداز و دام خود را برایش پهن کن.

3 - مسمع گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله از رفتن نزد پرنده در هنگام شب نهی نمود و فرمود: به راستی که شب برای آن ایمنی است.

بخش یازدهم

صید ماهی

(11) بَابُ صَيْدِ السُّمَك

1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ :

سَأَلْتُهُ عَنْ صَيْدِ الْحِيتَانِ وَ إِنْ لَمْ يُسَمَّ عَلَيْهِ.

فَقَالَ : لَا بَأْسَ بِهِ.

2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَمْرِو بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ زَيْدٍ الشَّحَامِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:

أَنَّهُ شَيْلَ عَنْ صَيْدِ الْحِيتَانِ وَ إِنْ لَمْ يُسَمَّ عَلَيْهِ .

فَقَالَ : لَا بَأْسَ بِهِ إِنْ كَانَ حَيَّا أَنْ يَأْخُذَهُ.

بخش یازدهم: صید ماهی

1 - حلبی گوید: از امام صادق علیه السَّلام درباره صید ماهی _ گرچه بسم الله نگفته باشند _ پرسیدم.

فرمود: ایرادی ندارد.

2 - زید شحّام گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم : صید ماهی _ گرچه بسم الله نگویند _ به چه صورت است؟

فرمود: اگر ماهی زنده باشد ایرادی ندارد که آن را بگیرد.

3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ أَبَانٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بن سَيَابَةَ قَالَ :

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنِ السَّمَكِ يُصَادُ ثُمَّ يُجْعَلُ فِي شَيْءٍ ثُمَّ يُعَادُ إِلَى الْمَاءِ فَيَمُوتُ فِيهِ.

فَقَالَ : لَا تَأْكُلْهُ.

4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ أَنَّهُ سَأَلَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنْ رَجُلٍ اصْطَادَ سَمَكَةً فَرَبَطَهَا بِخَيْطٍ وَ أَرْسَلَهَا فِي الْمَاءِ فَمَاتَتْ أَتُؤْكَلُ؟

قَالَ : لا .

5 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ اَبِي بَصِيرٍ قَالَ :

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنْ صَيْدِ الْمَجُوسِ لِلسَّمَكِ حِينَ يَضْرِبُونَ بِالشَّبَكِ وَ لَا يُسَمُّونَ وَ كَذَلِكَ الْيَهُودِيُّ .

3 - عبدالرحمان بن سیابه گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: اگر ماهی را صید کنند برای این که زنده بماند، در ظرفی قرار دهند و داخل آب بگذارند و اتفاقاً ماهی در داخل آب بمیرد (آیا می توان آن را خورد؟)

فرمود: آن را نخور.

4 - ابو ایّوب گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم: صیّاد، ماهی را صید می کند و با نخ دم او را می بندد و به آب رها می کند، ناگاه ماهی در آب می میرد، آیا خوردن آن ماهی حلال است؟

فرمود: نه.

5 - ابو بصیر گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: آیا صید مجوسیان و یهودیان حلال است که با تور دستی ماهی صید می کنند و نام خدا را نمی برند؟

فَقَالَ : لَا بَأْسَ ، إِنَّمَا صَيْدُ الْحِيتَانِ أَخْذُهَا.

6 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ خَالِدٍ قَالَ :

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنِ الْحِيتَانِ الَّتِي يَصِيدُهَا الْمَجُوسِيُّ .

فَقَالَ : إِنَّ عَلِيّاً علیه السَّلام كَانَ يَقُولُ : الْحِيتَانُ وَ الْجَرَادُ ذَكِيٌّ .

7 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ أَبَانٍ عَنْ سَلَمَةَ أَبِي حَفْصٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ :

إِنَّ عَلِيّاً علیه السَّلام كَانَ يَقُولُ : فِي صَيْدِ السَّمَكَةِ إِذَا أَدْرَكَهَا الرَّجُلُ وَ هِيَ تَضْطَرِبُ وَتَضْرِبُ بِيَدَيْهَا وَ يَتَحَرَّكُ ذَنْبُهَا وَ تَطْرِفُ بِعَيْنِهَا فَهِيَ ذَكَاتُهَا.

8 - أَبَانُ عَنْ عِيسَى بْنِ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ : سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنْ صَيْدِ الْمَجُوسِيَّ.

قَالَ : لَا بَأْسَ بِهِ إِذَا أَعْطَوْ كَهَا حَيّاً وَ السَّمَكَ أَيْضاً ، وَإِلَّا فَلَا تُجِزْ شَهَادَتْهُمْ إِلَّا أَنْ تَشْهَدَهُ أَنْتَ .

فرمود: مانعی ندارد. صید ماهی فقط از آب گرفتن است.

6 - سليمان بن خالد گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: ماهی هایی که با دست صیادان مجوسی شکار می شوند ( چه حکمی دارند؟)

فرمود: همانا علی علیه السَّلام می فرمود: ماهی و ملخ نیازی به تذکیه و بریدن ندارند.

7۔ سلمة بن ابی حفص گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

همانا امیرمؤمنان علی علیه السَّلام می فرمود: اگر انسان ماهی را صید کند و ببیند که ماهی بر می جهد، باله می زند دم را حرکت می دهد، چشم خود را می چرخاند، همین حرکت ها تذکیه آن است.

8 - عیسی بن عبدالله گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: شکار مجوسوسیان چگونه است؟

فرمود: اگر شکار خود را زنده تحویل بدهند، مانعی ندارد. صید ماهی نیز همین گونه است. وگرنه گواهی آنان که ماهی را از آب زنده گرفته اند، مسموع نیست، مگر آن که تو خود موقع شکار آنان حاضر باشی.

9 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيَّ عَنْ أبِي عَبْدِ الله علیه السَّلام:

أَنَّخُ سُئِلَ عَنْ صَيْدِ الْمَجُوسِيُّ لِلْحِيتَانِ حِينَ يَضْرِبُونَ عَلَيْهَا بِالشَّبَاكِ وَ يُسَمُّونَ بِالشِّرْكِ .

فَقَالَ : لَا بَأْسَ بِصَيْدِهِمْ، إِنَّمَا صَيْدُ الْحِيتَانِ أَخْذُهُ.

قَالَ : وَ سَأَلْتُهُ عَن الْحَظِيرَةِ مِنَ الْقَصَبِ تُجْعَلُ فِى الْمَاءِ لِلْحِيتَانِ تَدْخُلُ فِيهَا الْحِيتَانُ فَيَمُوتُ بَعْضُهَا فِيهَا.

فَقَالَ : لَا بَأْسَ بِهِ ، إِنَّ تِلْكَ الْحَظِيرَةَ إِنَّمَا جُعِلَتْ لِيُصَادَ بِهَا.

10 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ بُرَيْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام:

فِي الرَّجُلِ يَنْصِبُ شَبَكَةً فِي الْمَاءِ ثُمَّ يَرْجِعُ إِلَى بَيْتِهِ وَ يَتْرُكُهَا مَنْصُوبَةً وَيَأْتِيهَا بَعْدَ ذَلِكَ وَ قَدْ وَقَعَ فِيهَا سَمَك فَيَمُتْنَ.

9 - حلبی گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدند: صید ماهی مجوسیان که با تور صید می کنند و به شرک بر آن نام می برند.

فرمود: صید آنان ایرادی ندارد؛ چرا که صید ماهی همان گرفتن آن از آب است.

پرسیدم: نِی زاری برای صید ماهی در داخل آب قرار داده میش ود. ماهی ها وارد آن می شوند و بعضی از ماهی ها در آن می میرند (چه حکمی دارد؟)

فرمود: ایرادی ندارد؛ چرا که این جایگاه قرار داده شده تا به وسیله آن ماهی ها صید شوند.

10 - محمّد بن مسلم گوید: امام باقر علیه السَّلام درباره مردی که در آب تور رها می کند، سپس به خانه اش باز می گردد و پس از آن نزد تور باز می گردد در حالی که تعدادی از ماهی ها در آن افتاده و مرده اند.

فَقَالَ : مَا عَمِلَتْ يَدُهُ فَلَا بَأْسَ بِأَكْلِ مَا وَقَعَ فِيهَا.

11- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنِ الْعَمْرَكِيَّ بْنِ عَلِيَّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَخِيهِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ :

سَأَلْتُهُ عَنْ سَمَكَةٍ وَثَبَتْ مِنْ نَهَرٍ فَوَقَعَتْ عَلَى الْجُدِّ مِنَ النَّهَرِ فَمَاتَتْ هَلْ يَصْلُحُ أَكْلُهَا ؟

فَقَالَ : إِنْ أَخَذْتَهَا قَبْلَ أَنْ تَمُوتَ ثُمَّ مَاتَتْ فَكُلْهَا، وَإِنْ مَاتَتْ مِنْ قَبْلِ أَنْ تَأْخُذَهَا فَلَا تَأْكُلْهَا.

12 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام: أَنَّ عَلِيّاً علیه السَّلام سُئِلَ عَنْ سَمَكَةٍ شُقَّ بَطْنُهَا فَوُجِدَ فِيهَا سَمَكَةٌ .

فَقَالَ : كُلْهُمَا جَمِيعاً .

13 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ : سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام يَقُولُ :

فرمود: آن چه که با دست خود انجام داده است؛ ایرادی ندارد که آن چه را که در تور افتاده است بخورد.

11 - علی بن جعفر علیه السَّلام برادر امام کاظم علیه السَّلام گوید: از حضرتش پرسیدم: یک ماهی از رودخانه می پرد و کنار رودخانه می افتد و می میرد؛ آیا خوردن آن جایز است؟

فرمود: اگر پیش از آن که بمیرد او را بگیری سپس بمیرد، آن را بخور و اگر پیش از آن که آن را بگیری بمیرد آن را نخور.

12 ۔ سکونی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: از حضرت علی علیه السَّلام دربارۀ ماهی که شکم آن را پاره نموده و در آن ماهی دیگری یافت شد پرسیدند.

فرمود: هر دوی آن ها را بخور.

13 - عبدالله بن سنان گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:

لَا بَأْسَ بِالسَّمَكِ الَّذِي يَصِيدُهُ الْمَجُوسِيِّ .

14 - أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِي الْكُوفِيِّ عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ أَبَانِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

قُلْتُ : رَجُلٌ اصْطَادَ سَمَكَةٌ فَوَجَدَ فِي جَوْفِهَا سَمَكَةً .

فَقَالَ : يُؤْكَلَان جَمِيعاً .

15 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ أَبِي اللهِ علیه السَّلام قَالَ : سَمِعْتُ أَبِي علیه السَّلام يَقُولُ :

إِذَا ضَرَبَ صَاحِبُ الشَّبَكَةِ بِالشَّبَكَةِ فَمَا أَصَابَ فِيهَا مِنْ حَيَ أَوْ مَيِّتٍ فَهُوَ حَلَالٌ مَا خَلَا مَا لَيْسَ لَهُ قِشْرٌ وَلَا يُؤْكَلُ الطَّافِي مِنَ السَّمَكِ .

16 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْمُبَارَكِ عَنْ صَالِحِ بْنِ أَعْيَنَ عَنِ الْوَشَاءِ عَنْ أَيُّوبَ بْنِ أَعْيَنَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ :

ایرادی ندارد که ماهی که مجوسی آن را صید کرده بخوری.

14 - سکونی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: از حضرت علی علیه السَّلام دربارۀ ماهی که شکم آن را پاره نموده و در آن ماهی دیگری یافت شد پرسیدند.

فرمود: می توان هر دوی آن ها را خورد.

15 - مسعدة بن صدقه گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: از پدرم شنیدم که می فرمود:

هرگاه صیادی تور ماهی گیری را در آب رها کند، سپس هر ماهی مرده و زنده که در آن بیابد، حلال است جز آن هایی که پوست ندارند و ماهی را که در آب مرده است نمی توان خورد.

16 - ایّوب بن اعین گوید:

قُلْتُ لَهُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ ! مَا تَقُولُ فِي حَيَّةٍ ابْتَلَعَتْ سَمَكَةٌ ثُمَّ طَرَحَتْهَا وَ هِيَ حَيَّةٌ تَضْطَربُ أَ فَأَكُلُهَا ؟

فَقَالَ علیه السَّلام: إِنْ كَانَتْ قُلُوسُهَا قَدْ تَسَلَّخَتْ فَلَا تَأْكُلْهَا، وَإِنْ كَانَتْ لَمْ تَتَسَلَّخْ فَكُلْهَا.

17 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُوسَى عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ مَعْرُوفٍ عَنْ مَرْوَكِ بْنِ عُبَيْدٍ عَنْ سَمَاعَةَ بْنِ مِهْرَانَ قَالَ : قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:

نَهَى أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام أَنْ يَتَصَيَّدَ الرَّجُلُ يَوْمَ الْجُمُعَةِ قَبْلَ الصَّلَاةِ ، وَ كَانَ علیه السَّلام يَمُرُّ بِالسَّمَّاكِينَ يَوْمَ الْجُمُعَةِ فَيَنْهَاهُمْ عَنْ أَنْ يَتَصَيَّدُوا مِنَ السَّمَكِ يَوْمَ الجُمُعَةِ قَبْلَ الصَّلَاةِ .

18 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام وَ ذَكَرَ الطَّافِيَ وَ مَا يَكْرَهُ النَّاسُ مِنْهُ فَقَالَ :

إِنَّمَا الطَّافِي مِنَ السَّمَكِ الْمَكْرُوهُ وَهُوَ مَا يَتَغَيَّرُ رَائِحَتُهُ.

به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: فدایت گردم! ماری، ماهی را می بلعد، سپس آن را بیرون می اندازد در حالی که ماهی زنده است و تکان می خورد؛ آیا می توانم آن را بخورم؟

فرمود: اگر پولک های ماهی خراشیده باشد آن را نخور، و اگر خراشیده نشده باشد آن را بخور.

17 - سماعة بن مهران گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

امیرمؤمنان علی علیه السَّلام نهی کرد که انسان در روز جمعه پیش از نماز جمعه ماهی صید کند.

و حضرتش در روز جمعه از کنار ماهی فروشان می گذشت، پس آنان را نهی نمود که در روز جمعه پیش از نماز جمعه ماهی صید کنند.

18 - راوی گوید: امام صادق علیه السَّلام این به بیان ماهی که در آب مرده است و آن چه که مردم از آن کراهت دارند، پرداخت و فرمود: همانا ماهی که در آب مرده است و بویش تغییر یافته ناپسند است.

بخش دوازدهم

ماهی حلال

(12) بَابٌ آخَرُ مِنْهُ

1 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ وَ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ جَمِيعاً عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِم قَالَ:

أَقْرَأَنِي أَبُو جَعْفَرٍ علیه السَّلام شَيْئاً مِنْ كِتَابِ عَلِيّ علیه السَّلام فَإِذَا فِيهِ : أَنْهَاكُمْ عَنِ الْجِرِّيِّ وَالزِّمِّيرِ وَ الْمَارْمَاهِي وَ الطَّافِي وَ الطَّحَالِ .

قَالَ : قُلْتُ : يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ ! يَرْحَمُكَ اللهُ! إِنَّا نُؤْتَى بِالسَّمَكِ لَيْسَ لَهُ قِشْرٌ.

فَقَالَ : كُلْ مَا لَهُ قِشْرٌ مِنَ السَّمَكِ ، وَ مَا لَيْسَ لَهُ قِشْرٌ فَلَا تَأْكُلْهُ.

2 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيَّ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ قَالَ :

بخش دوازدهم: ماهی حلال

1 - محمّد بن مسلم گوید: امام باقر علیه السَّلام بخشی از کتاب علی علیه السَّلام را در اختیار من نهاد. در آن نامه خواندم: «من شما را از خوردن ماهی جرّی، ماهی خاردار، مار ماهی، ماهی روآبی (مرده) طِحالِ دام ها باز می دارم».

به حضرتش گفتم: ای پسر رسول خدا! خداوند شما را در رحمت خود جای دهد! صیادان ماهیانی می آورند که فلس و پولک ندارد. (آیا حلال اند؟)

فرمود: هر ماهی که فلس و پولک دارد، حلال است، تناول کن و هر ماهی که فلس ندارد تناول مكن.

2 - حمّاد بن عثمان گوید:

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: جُعِلْتُ فِدَاكَ ! الْحِيتَانُ مَا يُؤْكَلُ مِنْهَا؟

فَقَالَ : مَا كَانَ لَهُ قِشْرٌ .

قُلْتُ : جُعِلْتُ فِدَاكَ ! مَا تَقُولُ فِي الْكَنْعَتِ ؟

فَقَالَ : لَا بَأْسَ بِأَكْلِهِ.

قَالَ : قُلْتُ لَهُ : فَإِنَّهُ لَيْسَ لَهُ قِشْرٌ .

فَقَالَ لِي : بَلَى، وَ لَكِنَّهَا سَمَكَةٌ سَيِّئَةُ الْخُلُقِ تَحْتَكُ بِكُلِّ شَيْءٍ ، وَإِذَا نَظَرْتَ فِي أَصْلِ أُذُنِهَا وَجَدْتَ لَهَا قِشْراً.

3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْهُمَا علیه السَّلام:

أَنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام كَانَ يَكْرَهُ الْجِرِّيثَ وَ قَالَ : لَا تَأْكُلُوا مِنَ السَّمَكِ إِلَّا شَيْئاً عَلَيْهِ فُلُوسٌ ، وَ كَرِهَ الْمَارْمَاهِيَ .

4 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ :

به امام صادق علیه السَّلام گفتم: قربانتان گردم! خوردن چه نوع از ماهی ها حلال است.

فرمود: آن که فلس و پولک دارد.

گفتم: قربانت گردم! درباره ماهی «کَنْعَت» چه می فرمایید؟

فرمود: خوردنش ایرادی ندارد.

گفتم: ماهی کنعت پولک ندارد

فرمود: آری؛ امّا کنعت، ماهی تندخویی است که خود را با هر چیزی می تراشد و هرگاه به بیخ گوش آن بنگری، پولک آن را می یابی.

راوی گوید: امام (باقر علیه السَّلام و یا امام صادق علیه السَّلام) فرمود:

امير مؤمنان علی علیه السَّلام ماهی جریت را مکروه می شمرد و می فرمود: فقط ماهی هایی را بخورید که پولک دارند.

هم چنین مارماهی را نیز مکروه می شمرد.

4 - سماعه :گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

لَا تَأْكُلِ الْجِرِّيثَ وَ لَا الْمَارْمَاهِيَ وَلَا طَافِياً وَ لَا طِحَالاً لِأَنَّهُ بَيْتُ الدَّمِ وَ مُضْغَةً الشَّيْطَانِ .

5 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ حَنْظَلَةَ قَالَ :

حُمِلَتْ إِلَيَّ رَبِيثَا يَابِسَةٌ فِي صُرَّةٍ فَدَخَلْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام فَسَأَلْتُهُ عَنْهَا.

فَقَالَ : كُلْهَا فَلَهَا قِشْرٌ .

6 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ علیه السَّلام بِالْكُوفَةِ يَرْكَبُ بَغْلَةَ رَسُولِ اللَّهِ صلَّى اللهُ عليه وآله ثُمَّ يَمُرُّ بِسُوقِ الْحِيتَانِ فَيَقُولُ: لَا تَأْكُلُوا وَ لَا تَبِيعُوا مِنَ السَّمَكِ مَا لَمْ يَكُنْ لَهُ قِشْرٌ.

7 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَنَانِ بْنِ سَدِيرٍ قَالَ : سَأَلَ الْعَلَاءُ بْنُ كَامِلِ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام وَ أَنَا حَاضِرٌ عَنِ الْجِرِّيَّ.

ماهی جرّیث، مار ماهی و ماهی در آب مرده را تناول مکن. هم چنین اسپرزه دام را تناول مکن که مخزن خون و جویدۀ شیطان است.

5 - عمر بن حنظله گوید: برای من ماهی «ربیت» خشک شده ای را در کیسه ای آوردند، من خدمت امام صادق علیه السَّلام اشرف یاب شدم و درباره آن از حضرتش پرسیدم.

فرمود: آن را بخور؛ زیرا پولک دارد.

6 - عبدالله بن سنان گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

امیر مؤمنان علی بن ابی طالب علیه السَّلام همواره در کوفه بر استر رسول خدا صلَّى اللهُ عليه وآله سوار می شد و در بازار فریاد می زد: ماهیانی را که پولک ندارند، نخورید و خرید و فروش نکنید.

7 - حنان بن سدیر گوید: من در حضور امام صادق علیه السَّلام بودم که علاء بن کامل پرسید: ماهی جرّی، حلال است؟

فَقَالَ : وَجَدْنَا فِي كِتَابٍ عَلَىّ علیه السَّلام أَشْيَاءَ مُحَرَّمَةٌ مِنَ السَّمَكِ فَلَا تَقْرَبُهَا.

ثُمَّ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: مَا لَمْ يَكُنْ لَهُ قِشْرٌ مِنَ السَّمَكِ فَلَا تَقْرَبَنَّهُ.

8 - حَنَانُ بْنُ سَدِيرٍ قَالَ :

أَهْدَى الْفَيْضُ بْنُ الْمُخْتَارِ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام رَبِيثَا فَأَدْخَلَهَا إِلَيْهِ وَ أَنَا عِنْدَهُ فَنَظَرَ إِلَيْهَا وَ قَالَ : هَذِهِ لَهَا قِشْرٌ فَأَكَلَ مِنْهُ وَ نَحْنُ نَرَاهُ .

9 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ الله علیه السَّلام :

أَنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام كَانَ يَرْكَبُ بَغْلَةَ رَسُولِ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله ثُمَّ يَمُرُّ بِسُوقِ الْحِيتَانِ فَيَقُولُ : أَلَا لَا تَأْكُلُوا وَ لَا تَبِيعُوا مَا لَمْ يَكُنْ لَهُ قِشْرٌ.

10 - أَبُو عَلِيَّ الْأَشْعَرِيُّ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ عَمِّهِ مُحَمَّدٍ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ جَعْفَرٍ قَالَ :

فرمود: در نوشتۀ علی علیه السَّلام مشاهده می کنیم که برخی از انواع ماهی حرام است. به ماهی جرّی نزدیک مشو.

آن گاه امام صادق علیه السَّلام فرمود: هر نوع ماهی که پولک ندارد، به آن نزدیک مشو.

8 - حنان بن سدیر گوید: من در خدمت امام صادق بودم علیه السَّلام که فیض بن مختار ماهی «ربیثی» را به آن حضرت هدیه نمود. امام به آن نگاهی نموده و فرمود: ماهی پولک دارد. ما در حضور حضرتش بودیم که از آن تناول فرمود.

9 - عبدالله بن سنان گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

أمير مؤمنان علی علیه السَّلام همواره در کوفه بر استر رسول خدا صلَّى اللهُ عليه وآله سوار می شد، آن گاه در بازار ماهی فروشان فریاد می زد: آگاه باشید! ماهیانی را که پولک ندارند نخورید و خرید و فروش نکنید.

10 - سلیمان بن جعفر گوید:

حَدَّثَنِي إِسْحَاقُ صَاحِبُ الْحِيتَانِ قَالَ : خَرَجْنَا بِسَمَكِ نَتَلَقَّى بِهِ أَبَا الْحَسَنِ الرَّضَا علیه السَّلام وَقَدْ خَرَجْنَا مِنَ الْمَدِينَةِ وَ قَدْ قَدِمَ هُوَ مِنْ سَفَرٍ لَهُ.

فَقَالَ : وَيْحَكَ يَا فُلَانُ ! لَعَلَّ مَعَكَ سَمَكاً ؟

فَقُلْتُ : نَعَمْ يَا سَيِّدِي ! جُعِلْتُ فِدَاكَ !

فَقَالَ : انْزِلُوا.

ثُمَّ قَالَ : وَيْحَكَ ! لَعَلَّهُ زَهْوَ ؟

قَالَ : قُلْتُ : نَعَمْ فَأَرَيْتُهُ.

فَقَالَ : ارْكَبُوا لَا حَاجَةَ لَنَا فِيهِ وَ الزَّهْوُ سَمَكَ لَيْسَ لَهُ قِشْرٌ .

11 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنِ الْعَمْرَكِيَّ بْنِ عَلِيَّ عَنْ عَلِيَّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَخِيهِ أَبِي الْحَسَنِ الْأَوَّلِ علیه السَّلام قَالَ :

لَا يَحِلُّ أَكْلُ الْجرّيِّ وَ لَا السُّلَحْفَاةِ وَ لَا السَّرَطَانِ .

قَالَ : وَ سَأَلْتُهُ عَنِ اللَّحْمِ الَّذِي يَكُونُ فِي أَصْدَافِ الْبَحْرِ وَ الْفُرَاتِ أَ يُؤْكَلُ ؟

اسحاق ماهی فروش گفت: روزی برای پیشواز امام رضا علیه السَّلام این که از سفر باز می گشت از مدینه بیرون آمدیم، همراه من یک قطعه ماهی بود، وقتی به خدمت آن حضرت شرفیاب شدیم فرمود: وای بر تو فلانی! گویا همراه تو یک قطعه ماهی است؟!

عرض کردم: آری ای سرورم! قربانتان گردم!

فرمود: پیاده شوید!

سپس فرمود: وای بر تو ای فلانی! آن ماهی «زهو» است!

عرض کردم: آری، و آن را به حضرتش نشان دادم.

فرمود: سوار شوید، ما نیازی به این ماهی نداریم! ماهی «زهو» پولک ندارد.

11 - على بن جعفر گوید: امام کاظم علیه السَّلام فرمود: خوردن ماهی «جرّی»، لاک پشت و خرچنگ حلال نیست.

پرسیدم: گوشتی که در صدف های دریا و رود فرات است آیا خوردن آن جایز است؟

فَقَالَ : ذَاكَ لَحْمُ الضَّفَادِعِ لَا يَحِلُّ أَكْلُهُ.

12 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيَّ الْهَمَدَانِي عَنْ سَمَاعَةَ بْنِ مِهْرَانَ عَنِ الْكَلْبِيُّ النَّسَابَةِ قَالَ :

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَن الْجِرِّيِّ .

فَقَالَ : إِنَّ اللهَ عَزَّوَجَل مَسَخَ طَائِفَةٌ مِنْ بَنِي إِسْرَائِيلَ فَمَا أَخَذَ مِنْهُمُ الْبَحْرَ فَهُوَ الْجِرِّيُّ وَ الزِّمِّيرُ وَ الْمَارْمَاهِي وَ مَا سِوَى ذَلِكَ ، وَ مَا أَخَذَ مِنْهُمُ الْبَرَّ فَالْقِرَدَةُ وَ الْخَنَازِيرُ وَالْوَبْرُ وَ الْوَرَلُ وَ مَا سِوَى ذَلِكَ .

13 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ صَالِحٍ بْنِ السِّنْدِي عَنْ يُونُسَ قَالَ :

كَتَبْتُ إِلَى الرِّضَا علیه السَّلام: السَّمَك لَا يَكُونُ لَهُ قِشْرٌ أَ يُؤْكَلُ .

فَقَالَ : إِنَّ مِنَ السَّمَكِ مَا يَكُونُ لَهُ زَعَارَةٌ فَيَحْتَكُ بِكُلِّ شَيْءٍ فَتَذْهَبُ قُشُورُهُ، وَ لَكِنْ إِذَا اخْتَلَفَ طَرَفَاهُ _ يَعْنِي ذَنَبَهُ وَ رَأْسَهُ _ فَكُلْهُ.

فرمود: آن، گوشت غوک است که خوردن آن جایز نیست.

12 - کلبی نسّابه گوید: از امام صادق علیه السَّلامدرباره ماهی جرّی پرسیدم

فرمود: خداوند طایفه ای از بنی اسرائیل را مسخ نمود. کسانی در رود غرق شدند که همان ماهی جرّی، ماهی خاردار، مار ماهی و امثال آن است و آن هایی که در خشکی مسخ شدند همان میمون، خوک وَبر ،(1)، وَرَل (2)و امثال آن است.

13 - یونس گوید: به امام رضا علیه السَّلام نوشتم: ماهی که پولک ندارد حلال است؟

فرمود: بعضی از ماهی ها تندخو هستند و خود را با هر چیزی تراش می دهند، بنابر این پوستش از بین می رود ، اما اگر دو طرفش _ یعنی سر و دمش _ با هم فرق داشته باشند، آن را بخور.


1) وَبَر: حیوانی شبیه گربه

2) وَرَل: حیوانی شبیه سوسمار

بخش سیزدهم

ملخ

(13) بَابُ الْجَرَادِ

1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ صَدَقَةً قَالَ : سُئِلَ أَبو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنْ أَكْلِ الْجَرَادِ.

فَقَالَ : لَا بَأْسَ بِأَكْلِهِ.

ثُمَّ قَالَ علیه السَّلام: إِنَّهُ نَتْرَةٌ مِنْ حُوتٍ فِي الْبَحْرِ.

ثُمَّ قَالَ : إِنَّ عَلِيّاً علیه السَّلام قَالَ : إِنَّ السَّمَكَ وَ الْجَرَادَ إِذَا خَرَجَ مِنَ الْمَاءِ فَهُوَ ذَكِيٌّ وَالْأَرْضُ لِلْجَرَادِ مَصِيدَةٌ وَلِلسَّمَكِ قَدْ يَكُونُ أَيْضاً .

2 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَوْنِ بْنِ جَرِيرٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ هَارُونَ التَّقَفِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ : قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام: الْجَرَادُ ذَ كِيٌّ فَكُلْهُ. فَأَمَّا مَا هَلَكَ فِي الْبَحْرِ فَلَا تَأْكُلْهُ.

بخش سیزدهم: ملخ

1 - مسعدة بن صدقه گوید: از امام صادق علیه السَّلام درباره خوردن ملخ پرسیده شد.

فرمود: خوردن آن ایرادی ندارد.

آن گاه فرمود: ملخ، گونه ای از ماهی دریایی است.

سپس فرمود: علی علیه السَّلام فرمود: هرگاه ماهی و ملخ را از آب بیرون بیاورند، تذکیه شده است و زمین، دام و تلۀ ملخ است. ماهی نیز همین حکم را دارد.

2 - عمرو بن هارون ثقفی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: امیرمؤمنان على علیه السَّلام فرمود: ملخ تذکیه شده است؛ پس آن را بخور؛ امّا ملخی را که در دریا مرده است نخور.

3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنِ الْعَمْرَكِيَّ بْنِ عَلِقٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَخِيهِ أَبِي الْحَسَنِ علیه السَّلام قَالَ:

سَأَلْتُهُ عَنِ الْجَرَادِ نُصِيبُهُ مَيْتاً فِي الصَّحْرَاءِ أَوْ فِي الْمَاءِ أَ يُؤْكَلُ ؟

فَقَالَ : لَا تَأْكُلْهُ ؟

قَالَ : وَ سَأَلْتُهُ علیه السَّلام عَن الدَّبَا مِنَ الْجَرَادِ أَ يُؤْكَلُ ؟

قَالَ : لَا ، حَتَّى يَسْتَقِلَّ بِالطَّيَرَانِ .

بخش چهاردهم

حکم شکار پرندگان اهلی

(14) بَابُ صَيْدِ الطُّيُورِ الْأَهْلِيَّةِ

1 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أبِي نَصْرِ قَالَ:

3 - علی بن جعفر علیه السَّلام می گوید: از امام کاظم علیه السَّلام پرسیدم: ملخ مرده ای را در دریا یا صحرا می یابیم، آیا می توان آن را خورد؟

فرمود: آن را نخور.

پرسیدم: آیا ملخی را که هنوز توانایی پرواز ندارد می توان خورد؟

فرمود: نه؛ تا زمانی که بتواند پرواز کند.

بخش چهاردهم: حکم شکار پرندگان اهلی

1 - احمد بن محمّد بن ابی نصر گوید:

سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَن الرَّضَا علیه السَّلام عَنْ رَجُلٍ يَصِيدُ الطَّيْرَ يُسَاوِي دَرَاهِمَ كَثِيرَةً وَ هُوَ مُسْتَوِي الْجَنَاحَيْنِ وَ يَعْرِفُ صَاحِبَهُ أَوْ يَجِيتُهُ فَيَطْلُبُهُ مَنْ لَا يَتَّهِمُهُ.

قَالَ : لَا يَحِلُّ لَهُ إِمْسَاكُهُ يَرُدُّهُ عَلَيْهِ .

فَقُلْتُ لَهُ : فَإِنْ هُوَ صَادَ مَا هُوَ مَالِكٌ بِجَنَاحَيْهِ لَا يَعْرِفُ لَهُ طَالِباً .

قَالَ : هُوَ لَهُ .

2 - عَنْهُ عَنِ ابْنِ فَصَّالٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَمَّنْ رَوَاهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

إِذَا مَلَكَ الطَّائِرُ جَنَاحَهُ فَهُوَ لِمَنْ أَخَذَهُ .

3 - عَنْهُ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ قَالَ :

سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَن علیه السَّلام عَنْ صَيْدِ الْحَمَامَةِ تُسَاوِي نِصْفَ دِرْهَم أَوْ دِرْهَماً .

فَقَالَ : إِذَا عَرَفْتَ صَاحِبَهُ فَرُدَّهُ عَلَيْهِ وَ إِنْ لَمْ تَعْرِفْ صَاحِبَةً وَ كَانَ مُسْتَوِيَ الْجَنَاحَيْنِ يَطِيرُ بِهِمَا فَهُوَ لَكَ.

از امام رضا علیه السَّلام پرسیدم: اگر انسان کبوتری پربها صید کند و بال و پر کبوتر، کامل و قادر به پرواز باشند، در صورتی که صاحب کبوتر را بشناسد یا صاحب کبوتر بیاید و مطالبه کند و یا کسی دنبال کبوتر بیاید که مورد اتهام نباشد( انسان چه وظیفه ای دارد؟)

فرمود: روا نیست که آن را نگه دارد، باید به صاحبش برگرداند.

گفتم: اگر انسان کبوتری را صید کند که بال و پرش کامل و قادر به پرواز باشد و صاحبی برای آن شناخته نشود ( چه صورت دارد؟)

فرمود: کبوتر مال صیاد است.

2 - راوی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: هرگاه پرنده توانایی پرواز داشته باشد؛ از آنِ کسی است که آن را بگیرد.

3 - محمّد بن فضیل گوید: از امام کاظم علیه السَّلام درباره شکار کبوتری که قیمتش نیم درهم یا یک درهم است پرسیدم.

فرمود: هرگاه صاحب آن را می شناسی آن را به او بازگردان و اگر صاحبش را نمی شناسی و پرنده بالهایش سالم باشد به صورتی که بتواند پرواز کند از آنِ توست.

4 - وَ عَنْهُ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ عُبَيْدِ بْنِ حَفْصِ بْنِ قُرْطٍ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ جَابِرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

قُلْتُ لَهُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! الطَّيْرُ يَقَعُ عَلَى الدَّارِ فَيُؤْخَذُ أَ حَلَالٌ هُوَ أَمْ حَرَامٌ لِمَنْ أَخَذَهُ؟

فَقَالَ : يَا إِسْمَاعِيلُ ! عَافٍ أَمْ غَيْرُ عَافٍ ؟

قَالَ : قُلْتُ : جُعِلْتُ فِدَاكَ! وَ مَا الْعَافِي ؟

قَالَ : الْمُسْتَوِي جَنَاحَاهُ الْمَالِكُ جَنَاحَيْهِ يَذْهَبُ حَيْثُ شَاءَ.

قَالَ : هُوَ لِمَنْ أَخَذَهُ حَلَالٌ .

ه - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْ فَلِيٌّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام:

إِنَّ الطَّيْرَ إِذَا مَلَكَ جَنَاحَيْهِ فَهُوَ صَيْدٌ وَهُوَ حَلَالٌ لِمَنْ أَخَذَهُ.

4 - اسماعیل بن جابر گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم: قربانتان گرم! پرنده ای در خانه ای فرود می آید و آن را می گیرند. آیا این پرنده برای کسی که آن را گرفته حلال است یا حرام؟

فرمود: ای اسماعیل! آن پرنده عاف است یا غیر عاف؟

:گفتم قربانتان گردم! عاف چیست؟

فرمود: پرنده ای که بال هایش سالم است، کنترل بالهایش را دارد و به هر جا می خواهد پرواز می کند؟

فرمود: چنین پرنده ای برای کسی که آن را بگیرد حلال است.

5 - سکونی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: امیر مؤمنان علی علیه السَّلام فرمود:

هرگاه پرنده توانایی پرواز را داشته باشد؛ صید محسوب می شود و برای کسی که آن را بگیرد حلال است.

6 - وَ بِإِسْنَادِهِ أَنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام قَالَ فِي رَجُلٍ أَبْصَرَ طَائِراً فَتَبِعَهُ حَتَّى سَقَطَ عَلَى شَجَرَةٍ فَجَاءَ رَجُلٌ آخَرُ فَأَخَذَهُ.

فَقَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام: لِلْعَيْنِ مَا رَأَتْ وَلِلْيَدِ مَا أَخَذَتْ .

بخش پانزدهم

حکم شکار پرستو

(15) بَابُ الْخُطَّافِ

1 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ بُنْدَارَ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ رَفَعَهُ إِلَى دَاوُدَ الرَّفِّيِّ أَوْ غَيْرِهِ قَالَ :

بَيْنَا نَحْنُ قُعُودٌ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام إِذْ مَرَّ رَجُلٌ بِيَدِهِ خُطَّافٌ مَذْبُوحٌ .

فَوَثَبَ إِلَيْهِ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام حَتَّى أَخَذَهُ مِنْ يَدِهِ ثُمَّ دَحَا بِهِ الْأَرْضَ ، فَقَالَ علیه السَّلام: أَعَالِمُكُمْ أَمَرَكُمْ بِهَذَا أَمْ فَقِيهُكُمْ ؟ أَخْبَرَنِي أَبِي عَنْ جَدِّي : أَنَّ رَسُولَ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله نَهَ عَنْ قَتْلِ السِّتَّةِ مِنْهَا الْخُطَّافُ .

6 ۔ سکونی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: امیرمؤمنان علی علیه السَّلام دربارۀ مردی که پرنده ای را نگاه کرده و در پی آن رفت تا این که پرنده سقوط کرد. در این هنگام شخص دیگری آمد و پرنده را گرفت فرمود:

آن چه چشم دیده از آنِ اوست و آن چه دست گرفته از آنِ اوست.

بخش پانزدهم: حکم شکار پرستو

1 - داوود رقّی یا شخص دیگری گوید: خدمت امام صادق علیه السَّلام نشسته بودیم که ناگاه مردی عبور نمود که در دستش پرستوی ذبح شده ای بود. امام به طرفش پرید و پرستو را از دستش گرفت و آن را به زمین افکند و فرمود: آیا عالم شما، شما را به چنین عملی دستور داده است؛ یا فقیه تان؟! پدرم از جدّم به من خبر داد که پیامبر خدا صلَّی اللهُ علی وآله از کشتن شش حیوان نهی نمود که یکی از آنان پرستو بود

وَ قَالَ : إِنَّ دَوَرَانَهُ فِي السَّمَاءِ أَسَفاً لِمَا فُعِلَ بِأَهْلِ بَيْتِ مُحَمَّدٍ علیهم السَّلام وَ تَسْبِيحَهُ قِرَاءَةُ «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ » أَلَا تَرَوْنَهُ يَقُولُ : وَلَا الضَّالِّينَ ؟

2 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ جَمِيعاً عَنِ الْجَامُورَانِي عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يُوسُفَ الْيَمِيمِي عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِيهِ قَالَ : قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلَّى الله عليه وآله:

اسْتَوْصُوا بِالصِّنِينَاتِ خَيْراً _ يَعْنِي الْخُطَّافَ _ فَإِنَّهُنَّ أَنَسُ طَيْرِ النَّاسِ بِالنَّاسِ.

ثُمَّ قَالَ : وَ وَ تَدْرُونَ مَا تَقُولُ الصَّنِينَةُ إِذَا مَرَّتْ وَ تَرَنَّمَتْ ؟ تَقُولُ: «بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَانِ الرَّحِيمِ الْحَمْدُ لِلهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ» حَتَّى قَرَأَ أُمَّ الْكِتَابِ ، فَإِذَا كَانَ أَخِرُ تَرَبُّمِهَا قَالَتْ : «وَ لَا الضَّالِّينَ ».

مَدَّ بِهَا رَسُولُ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآلخ صَوْتَهُ «وَ لَا الضَّالِّينَ ».

3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجِ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنْ قَتْلِ الْخُطَّافِ أَوْ إِيذَائِهِنَّ فِي الْحَرَمِ.

و فرمود: همانا پرواز پرستو در آسمان، تأسف برای مصایب اهل بیت محمّد علیهم السَّلام است و تسبیح آن، قرائت سوره حمد است. مگر نمی بینید که می گوید: «ولا الضالّین؟!

2 - جعفر گوید: پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود:

دربارۀ پرستو به نیکی سفارش کنید، چرا که آن ها، انس گیرنده ترین پرندگان با هستند.

مردم سپس فرمود: می دانید که پرستو به هنگام آواز چه می گوید؟ میگوید «بسم الله الرحمن الرحيم الحمد الله رب العالمین» تا این که حضرت صلَّی اللهُ علیه وآله سوره حمد را قرائت نمود و فرمود: هنگامی که به انتهای آواز کردن می رسد می گوید: «ولا الضالّین».

پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله صدای خود را در قرائت «ولا الضالین» کشید.

3 - جمیل بن درّاج گوید: از امام صادق صلَّی اللهُ علیه وآله دربارۀ کشتن پرستو یا آزار آن در حرم (محدوده حرم در مکّه) پرسیدم.

فَقَالَ : لَا يُقْتَلْنَ ، فَإِنِّي كُنْتُ مَعَ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ علیه السَّلام فَرَآنِي وَ أَنَا أُوذِيهِنَّ فَقَالَ لِي : يَا بُنَيَّ ! لَا تَقْتُلْهُنَّ وَ لَا تُؤْذِهِنَّ ، فَإِنَّهُنَّ لَا يُؤْذِينَ شَيْئاً .

بخش شانزدهم

هدهد و وِرکاك

(16) بَابُ الْهُدْهُدِ وَ الصُّرَدِ

1 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْبَرْقِيِّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سُلَيْمَانَ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ الْمَدِينِيِّ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ جَعْفَرِ الْجَعْفَرِيُّ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السَّلام قَالَ:

فِي كُلِّ جَنَاحَ هُدْهُدٍ مَكْتُوبٌ بِالسُّرْيَانِيَّةِ : آلُ مُحَمَّدٍ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ.

2 - وَ عَنْهُ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ جَعْفَرٍ قَالَ : سَأَلْتُ أَخِي مُوسَى علیه السَّلام عَن الهُدْهُدِ وَ قَتْلِهِ وَ ذَبْحِهِ .

فَقَالَ : لَا يُؤْذَى وَ لَا يُذْبَحُ فَنِعْمَ الطَّيْرُهُوَ .

فرمود: نباید کشته شوند؛ زیرا من همراه امام سجّاد علیه السَّلام بودم، پرستوها را آزار دادم به من فرمود: پسرم! پرستوها را نکش و اذیت نکن؛ زیرا آن ها به چیزی اذیت نمی کنند.

بخش شانزدهم: هدهد و وِركاك (1)

1 - سلیمان بن جعفر جعفری گوید: امام رضاء علیه السَّلام فرمود:

در هر کدام از بال های هدهد به زبان سریانی نوشته شده است: آل محمّد علیهم السَّلام بهترین مردم هستند.

2 - علی بن جعفر علیه السَّلام گوید: از برادرم امام کاظم علیه السَّلام درباره هدهد و کشتن و ذبح آن پرسیدم.

فرمود: نباید اذیت شود و نباید ذبح شود؛ زیرا بهترین پرندگان همین هدهد است.


1) پرنده ای است که گنجشک را شکار می کند

3 - وَعَنْهُ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ الْمَدِينِيِّ عَنْ سُلَيْمَانَ الْجَعْفَرِيٌّ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السَّلام قَالَ:

نَهَى رَسُولُ اللَّهِ صلَّی اللهُ علیه وآله عَنْ قَتْلِ الْهُدْهُدِ وَ الصُّرَدِ وَ الصُّوَّامِ وَ النَّحْلَةِ .

بخش هفدهم

چکاوک

(17) بَابُ الْقُنْبُرَةِ

1 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سُلَيْمَانَ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ الْمَدِينِيِّ عَنْ سُلَيْمَانَ الْجَعْفَرِيٌّ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرَّضَا عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ علیهم السَّلام قَالَ :

لا لا تَأْكُلُوا الْقنْبُرَةَ وَ لَا تَسُبُوهَا وَ لَا تُعْطُوهَا الصِّبْيَانَ يَلْعَبُونَ بِهَا، فَإِنَّهَا كَثِيرَةُ التَّسْبِيحَ لِلَّهِ تَعَالَى وَ تَسْبِيحُهَا: «لَعَنَ اللهُ مُبْغِضِي آلِ مُحَمَّدٍ علیهم السَّلام».

2 - وَ بِإِسْنَادِهِ قَالَ : كَانَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ علیه السَّلام يَقُولُ :

سلیمان جعفری گوید: امام رضا علیه السَّلام فرمود:

پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله از کشتن هدهد، ورکاک، پرندۀ صوّام و زنبور عسل نهی نمود.

بخش هفدهم: چکاوک

1 - سلیمان جعفری گوید: امام رضا علیه السَّلام فرمود: گوشت چکاوک را نخورید و به آن ناسزا نگویید و آن را به کودکان ندهید تا با آن بازی کنند، زیرا که آن فراوان تسبیح خداوند تعالی گوید و تسبیحش چنین است: «لعنت خداوند بر دشمنان آل محمّد علیه السَّلام».

2- سلیمان جعفری گوید امام رضا علیه السَّلام فرمود:

مَا أَزْرَعُ الزَّرْعَ لِطَلَبِ الْفَضْلِ فِيهِ ، وَ مَا أَزْرَعُهُ إِلَّا لِيَنَالَهُ الْمُعْتَرُّ وَ ذُو الْحَاجَةِ وَتَنَالَهُ الْقُنْبُرَةُ مِنْهُ خَاصَّةً مِنَ الطَّيْر.

3 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْجَامُورَانِيُّ عَنْ سُلَيْمَانَ الْجَعْفَرِيٌّ قَالَ : سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السَّلام يَقُولُ :

لَا تَقْتُلُوا الْقُبُرَةَ وَ لَا تَأْكُلُوا لَحْمَهَا، فَإِنَّهَا كَثِيرَةُ التَّسْبِيحَ تَقُولُ فِي آخِرِ تَسْبِيحِهَا: «لَعَنَ اللهُ مُبْغِضِي آلِ مُحَمَّدٍ ».

4 - مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ الْهَاشِمِيُّ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ جَعْفَرِ الجَعْفَرِيٌّ عَنْ أَبِي الحَسَنِ الرُّضَا علیه السَّلام قَالَ: قَالَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْن علیه السَّلام:

الْقنْزَعَةُ الَّتِي عَلَى رَأْسِ الْقَنْبُرَةِ مِنْ مَسْحَةِ سُلَيْمَانَ بْنِ دَاوُدَ علیه السَّلام، وَ ذَلِكَ أَنَّ الذَّكَرَ أَرَادَ أَنْ يَسْفَدَ أَنْتَاهُ فَامْتَنَعَتْ عَلَيْهِ ، فَقَالَ لَهَا : لَا تَمْتَنِعِي فَمَا أُرِيدُ إِلَّا أَنْ يُخْرِجَ اللهُ عَزَّوَجَل مِنِّي نَسَمَةٌ تُذَكَّرُ بِهِ فَأَجَابَتْهُ إِلَى مَا طَلَبَ .

امام سجّاد علیه السَّلام می فرمود: من به جهت طلب فزونی زراعت نمی کنم؛ بلکه فقط برای دریافت شخص نیازمند و حاجتمند زراعت می نمایم و نیز از میان پرندگان فقط چکاوک از آن تناول کند.

3- سلیمان جعفری گوید: از امام رضا علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:

چکاوک را نکشید و گوشت آن را نخورید؛ زیرا که آن بسیار تسبیح گوید. در آخر تسبیحش می گوید: «خداوند دشمنان آل محمّد علیهم السَّلام را لعنت کرد».

4 - سلیمان بن جعفر جعفری گوید: امام رضا علیه السَّلام فرمود: امام سجّاد علیه السَّلام فرمود:

کاکلی که روی چکاوک وجود دارد به جهت دست کشیدن حضرت سلیمان است علیه السَّلام که چکاوکی نر می خواست با ماده خود آمیزش کند، اما ماده او را منع نمود.

چکاوک نر به ماده گفت: «مرا منع نکن! زیرا من جز این را نمی خواهم که خداوند از من، پرنده ای به دنیا آورد که نام او را به زبان آورد.

چکاوک ماده آن چه را که چکاوک نر از او می خواست، اجابت نمود.

فَلَمَّا أَرَادَتْ أَنْ تَبِيضَ قَالَ لَهَا : أَيْنَ تُرِيدِينَ أَنْ تَبِيضِي ؟

فَقَالَتْ لَهُ : لَا أَدْرِي أُنحِيهِ عَنِ الطَّرِيقِ .

قَالَ لَهَا: إِنِّي خَائِفٌ أَنْ يَمُرَّ بِكِ مَارُّ الطَّرِيقِ ، وَ لَكِنِّي أَرَى لَكِ أَنْ تَبِيضِي قُرْبَ الطَّرِيقِ فَمَنْ يَرَاكِ قُرْبَهُ تَوَهُمَ أَنَّكِ تَعْرِضِينَ لِلَقْطِ الْحَبُّ مِنَ الطَّرِيقِ . فَأَجَابَتْهُ إِلَى ذَلِكَ وَ بَاضَتْ وَ حَضَنَتْ حَتَّى أَشْرَفَتْ عَلَى النِّقَابِ فَبَيْنَا هُمَا كَذَلِكَ إِذْ طَلَعَ سُلَيْمَانُ بْنُ دَاوُدَ علیه السَّلام فِي جُنُودِهِ وَ الطَّيْرُ تُظِلُّهُ، فَقَالَتْ لَهُ : هَذَا سُلَيْمَانُ علیه السَّلام قَدْ طَلَعَ عَلَيْنَا فِي جُنُودِهِ وَ لَا آمَنْ أَنْ يَحْطِمَنَا وَ يَحْطِمَ بَيْضَنَا.

فَقَالَ لَهَا: إِنَّ سُلَيْمَانَ علیه السَّلام لَرَجُلٌ رَحِيمٌ بِنَا فَهَلْ عِنْدَكِ شَيْءٌ هَيَّنْتِهِ لِفِرَاخِكِ إِذَا نَقَبْنّ؟

قَالَتْ : نَعَمْ ، جَرَادَةً خَبَّأْتُهَا مِنْكَ أَنْتَظِرُ بِهَا فِرَاحِي إِذَا نَقَبْنَ فَهَلْ عِنْدَ أَنْتَ شَيْءٌ؟

قَالَ : نَعَمْ ، عِنْدِي تَمْرَةٌ خَبَّأْتُهَا مِنْكِ لِفِرَاخِي .

هنگامی که چکاوک ماده می خواست تخم بگذارد چکاوک نر گفت: می خواهی کجا تخم بگذاری؟

گفت: نمی دانم، از راه دور می شوم.

نر گفت: من بیم دارم رهگذران به تو عبور کنند. به نظر من در نزدیکی راه تخم بگذار. پس هر کسی تو را نزدیک راه ببیند گمان می کند که تو برای برداشتن دانه آمده ای .

چکاوک ماده خواسته او را پذیرفت و از تخم نگهداری نمود. تا این که زمان باز شدن تخم، نزدیک شد، ناگاه حضرت سلیمان علیه السَّلام با لشکریانش پدیدار شدند در حالی که پرندگان بر آن حضرت سایه افکنده بودند.

چکاوک ماده به چکاوک نر گفت: ابن سلیمان علیه السَّلام است که با لشکریانش بر ما پدیدار شدند و من ایمن نیستم که ما و تخم ما را خرد کنند.

چکاوک نر گفت: همانا سلیمان علیه السَّلام مردی است که برای ما مهربان است. آیا چیزی برای جوجه هایت آماده کرده ای؟

گفت: آری، ملخی را از تو پنهان نموده ام و با آن در انتظار جوجه هایم هستم آیا تو نیز چیزی داری؟

گفتک آری. خرمایی را برای جوجه هایم کنار گذاشته و از تو پنهان نمودم.

قَالَتْ : فَخُذْ أَنْتَ تَمْرَتَكَ وَ أَخُذُ أَنَا جَرَادَتِي وَ نَعْرِضُ لِسُلَيْمَانَ لا فَنْهْدِيهِمَا لَهُ ، فَإِنَّهُ رَجُلٌ يُحِبُّ الْهَدِيَّةَ .

فَأَخَذَ السَّمْرَةَ فِي مِنْقَارِهِ وَأَخَذَتْ هِيَ الْجَرَادَةَ فِي رِجْلَيْهَا ثُمَّ تَعَرَّضَا لِسُلَيْمَانَ علیه السَّلام فَلَمَّا رَآهُمَا وَهُوَ عَلَى عَرْشِهِ بَسَطَ يَدَيْهِ لَهُمَا فَأَقْبَلَا فَوَقَعَ الذَّكَرُ عَلَى الْيَمِين وَوَقَعَتِ الْأُنْثَى عَلَى الْيَسَارِ وَ سَأَلَهُمَا عَنْ حَالِهِمَا فَأَخْبَرَاهُ فَقَبِلَ هَدِيَّتَهُمَا وَ جَنَّبَ جُنْدَهُ عَنْهُمَا وَ عَنْ بَيْضِهِمَا وَ مَسَحَ عَلَى رَأْسِهِمَا وَ دَعَا لَهُمَا بِالْبَرَكَةِ فَحَدَثَتِ الْقُنْرُعَةُ عَلَى رَأْسِهِمَا مِنْ مَسْحَةِ سُلَيْمَانَ علیه السَّلام.

تَمَّ كِتَابُ الصَّيْدِ مِنَ «الْكَافِي» وَ يَتْلُوهُ كِتَابُ الذَّبَائِحِ .

وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ .

چکاوک ماده گفت: پس تو خرمایت را بردار و من ملخ خود را میگیرم و نزد سلیمان علیه السَّلام می رویم و آن ها را به او هدیه می کنیم؛ زیرا او کسی است که به هدیه علاقه دارد.

چکاوک نر، خرما را در منقار خود گرفت و چکاوک ماده، ملخ را در پاهای خود گرف، و نزد حضرت سلیمان علیه السَّلام رفتند. سلیمان علیه السَّلام در روی تخت خود نشسته بود وقتی آن ها را دید دستان خود را برای آنان باز نمود. چکاوک ها آمدند. چکاوک نر روی دست راست حضرت علیه السَّلام قرار گرفت و چکاوک ماده روی دست چپ.

حضرت سلیمان علیه السَّلام از حالشان پرسید و آنان خبر دادند، حضرت علیه السَّلام هدیه آنان را قبول نمود و لشکریان خود را از آن دو و تخمشان دور نگه داشت و بر سر آنان دست کشید و برای آنان به برکت دعا نمود. پس با دست کشیدن حضرت سلیمان علیه السَّلام روی سر آنان کاکل ایجاد شد.

کتاب احکام صید و شکار از کتاب شریف «کافی» پایان یافت و کتاب احکام ذبح و تذکیه حیوانات آغاز می شود. تمام حمدها و سپاس ها از آن خداوند؛ پروردگار جهانیان است.

احکام ذبح و تذکیه حیوانات (563 _ 601)

اشاره

كِتَابُ الذَّبَائِحِ

کتاب احکام ذبح و تذکیه حیوانات

بخش یکم

چگونگی تذکیه حیوان و حلال ساختن ذبح آن

(1) بَابُ مَا تُذَكَّى بِهِ النَّبِيحَةُ

1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَيْنَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ :

سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرِ علیه السَّلام عَنِ النَّبِيحَةِ بِاللَّيطَةِ وَبِالْمَرْوَةِ.

فَقَالَ : لَا ذَكَاةَ إِلَّا بِحَدِيدَةٍ.

2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ :

سَأَلْتُهُ عَنِ النَّبِيحَةِ بِالْعُودِ وَ الْحَجَرِ وَ الْقَصَبَةِ .

قَالَ : فَقَالَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ علیه السَّلام: لَا يَصْلُحُ الذَّبْحُ إِلَّا بِالْحَدِيدَةِ .

بخش یکم: چگونگی تذکیه حیوان و حلال ساختن ذبح آن

1 - محمّد بن مسلم گوید : از امام باقر علیه السَّلام پرسیدم: در صورتی که گلوی دام را با تراشۀ نی و سنگ ببرند، چه صورت دارد؟

فرمود: حلال ساختن دام، جز با کارد تیز صورت نخواهد گرفت.

2 - حلبی گوید: از امام صادق درباره ذبح با چوب و سنگ و نی پرسیدم

فرمود: علی ابن ابی طالب علیه السَّلام فرمود: ذبح جز با آهن جایز نیست.

3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنْ أَبِي بَكْرِ الْحَضْرَمِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام أَنَّهُ قَالَ:

لَا يُؤْكَلُ مَا لَمْ يُذْبَحْ بِحَدِيدَةٍ .

4 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ بْنِ مِهْرَانَ قَالَ : سَأَلْتُهُ عَنِ الزَّكَاةِ.

فَقَالَ : لَا يُذَكَّى إِلَّا بِحَدِيدَةٍ نَهَى عَنْ ذَلِكَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام.

بخش دوم

تذکیه و حلال ساختن در حال اضطرار

(2) بَابٌ آخَرُ مِنْهُ فِي حَالِ الِاضْطِرَارِ

1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ أَبَانِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ : قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السَّلام: فِي الذَّبِيحَةِ بِغَيْرِ حَدِيدَةٍ.

3 - ابوبکر حضر می گوید: امام صادق الله فرمود:

گوشت حیوانی را که به وسیله آهن ذبح نشده است نباید خورد.

4 - سماعة بن مهران گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: حلال ساختن دام، با چه وسیله ای باید انجام شود؟

فرمود: ذكات و حلال ساختن دام، جز با کارد تیز نباید با چیز دیگری انجام شود. امیر مؤمنان علی علیه السَّلام استفاده از وسائل دیگر را منع فرمود.

بخش دوم: تذکیه و حلال ساختن در حال اضطرار

1 - محمّد بن مسلم گوید: از امام باقر علیه السَّلام پرسیدم: ذبح دام، با وسایل غیر آهن چه صورت دارد؟

قَالَ : إِذَا اضْطُرِرْتَ إِلَيْهَا فَإِنْ لَمْ تَجِدْ حَدِيدَةً فَاذْبَحْهَا بِحَجَرٍ.

2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ الْحَجَّاجِ قَالَ :

سَأَلْتُ أَبَا إِبْرَاهِيمَ علیه السَّلام عَنِ الْمَرْوَةِ وَ الْقَصَبَةِ وَ الْعُودِأَ يُذْبَحُ بِهِنَّ إِذَا لَمْ يَجِدُ واسِكِّيناً ؟

قَالَ : إِذَا فَرَى الْأَوْدَاجَ فَلَا بَأْسَ بِذَلِكَ.

أَبُو عَلِيَّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ الْحَجَّاجِ عَنْ أَبِي إِبْرَاهِيمَ علیه السَّلام مِثْلَهُ.

3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ زَيْدِ الشَّحَامِ قَالَ : سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنْ رَجُلٍ لَمْ يَكُنْ بِحَضْرَتِهِ سِكِّينٌ أَيَذْبَحُ بِقَصَبَةٍ ؟

فرمود : اگر به خوردن گوشت دام اضطرار یافتی و کارد آهن پیدا نشد دام را با سنگ تیز ذبح كن.

2 - عبدالرحمان بن حجّاج گوید: از امام کاظم علیه السَّلام پرسیدم: در صورتی که انسان کارد آهنی نیابد، می تواند با سنگ تیز و تراشۀ نی و کارد چوبی سر دام را ببرد؟

فرمود: اگر با این وسایل رگ های گردن را بشکافد، مانعی ندارد.

3 - زید شحّام گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: اگر به همراه کسی کارد آهنی نباشد، می تواند با تراشۀ نی، گلوی دام را ببرد؟

فَقَالَ : اذْبَحْ بِالْقَصَبَةِ وَبِالْحَجَرِ وَبِالْعَظْمِ وَبِالْعُودِ إِذَا لَمْ تُصِبِ الْحَدِيدَةَ إِذَا قَطَعَ الحُلْقُومَ وَخَرَجَ الدَّمُ فَلَا بَأْسَ .

بخش سوم

چگونگی سر بریدن و گلو دریدن دام

(3) بَابُ صِفَةِ الذَّبْحِ وَ النَّحْرِ

1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: قَالَ عَبْدِ الله علیه السَّلام:

النَّحْرُ فِي اللَّبَةِ وَالذَّبْحُ فِي الْحَلْقِ.

2 - عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ صَفْوَانَ قَالَ : سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ عَنْ ذَبْحِ الْبَقَرِ فِي المَنْحَرِ.

فَقَالَ : لِلْبَقَرِ الذَّبْحُ وَ مَا نُحِرَ فَلَيْسَ بِذَكِيَ.

فرمود: در صورتی که کارد آهنی نیابی، می توانی با تراشۀ نی، با سنگ تیز، با کار استخوانی و کارد چوبی گلوی دام را بشکافی، با این شرط که حلقوم را ببرد و خون دام بیرون بریزد، مانعی ندارد.

بخش سوم: چگونگی سر بریدن و گلو دریدن دام

1 - معاوية بن عمّار گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

نحر شتر: با فرو بردن کارد در زیر حلقوم صورت می گیرد و ذبح سایر دام ها با بریدن حلقوم.

2 - صفوان گوید: از ابوالحسن علیه السَّلام پرسیدم: اگر گاو را مانند شتر نحر کنند، چه صورت دارد؟

فرمود: گاو را باید ذبح کنند. گاوی که نحر شود، حلال نخواهد بود.

3 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ يُونُسَ بْنِ يَعْقُوبَ قَالَ:

قُلْتُ لِأَبِي الْحَسَنِ الْأَوَّلِ علیه السَّلام: إِنَّ أَهْلَ مَكَّةَ لَا يَذْبَحُونَ الْبَقَرَ، وَإِنَّمَا يَنْحَرُونَ فِي اللَّيَّةِ فَمَا تَرَى فِي أَكْلِ لَحْمِهَا؟

قَالَ : فَقَالَ علیه السَّلام: (فَذَبَحُوهَا وَ مَا كَادُوا يَفْعَلُونَ ﴾ لَا تَأْكُلْ إِلَّا مَا ذُبِحَ.

4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي هَاشِمِ الْجَعْفَرِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حُمْرَانَ بْنِ أَعْيَنَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ : سَأَلْتُهُ عَنِ الذَّبْحِ .

فَقَالَ : إِذَا ذَبَحْتَ فَأَرْسِلْ وَ لَا تَكْتِفُ وَ لَا تَقْلِبِ السَّكِّينَ لِتُدْخِلَهَا مِنْ تَحْتِ الحلقوم وَ تَقْطَعَهُ إِلَى فَوْقُ. وَالْإِرْسَالُ لِلطَّيْرِ خَاصَّةٌ فَإِنْ تَرَدَّى فِي جُبٍ أَوْ وَهْدَةٍ الْأَرْضِ فَلَا تَأْكُلُهُ وَ لَا تُطْعِمْهُ، فَإِنَّكَ لَا تَدْرِي التَرَدِّي قَتَلَهُ أَوِ الذَّبْحُ وَ إِنْ كَانَ شَيْءٌ مِنَ الْغَنَمِ فَأَمْسِكُ صُوفَهُ أَوْ شَعْرَهُ، وَ لَا تُمْسِكُنَّ يَداً وَ لَا رِجْلاً.

3 - یونس بن یعقوب گوید: به امام کاظم علیه السَّلام گفتم: مردم مکّه گاو را ذبح نمی کنند، بلکه مانند شتر، کارد را در زیر حلقوم او فرو می برند. به نظر شما خوردن گوشت آن چه صورت دارد؟

حضرتش این آیه را قرائت فرمود که: (آنان اسرائیل) آن (گاو) را ذبح کردند ولی نزدیک بود انجام ندهند». بنابر این از گوشت گاو نخور، جز در صورتی که گلوی آن را بریده باشند.

4 - حمران بن اعین گوید: از امام صادق علیه السَّلام درباره ذبح کردن پرسیدم.

فرمود: هنگامی که ذبح کردی، حیوان را رها کن و (دست های) آن را ( در پشت شانه ها) نبند. و چاقو را برنگردان تا آن را از زیر حلقوم داخل کنی و به سوی بالای گردن ببری.

و رها کردن حیوان، فقط مخصوص پرندگان است. پس اگر حیوان در چاه یا گودالی افتاد گوشت آن را نخور و به دیگران نیز اطعام نکن؛ زیرا تو نمی دانی که افتادن باعث قتلش شده یا ذبح و اگر مذبوح، گوسفندی باشد، پس پشم یا مویش را بگیر؛ ولی دست و پایش را نگیر.

وَأَمَّا الْبَقَرُ فَاعْقِلُهَا وَأَطْلِقِ الذَّنَبَ. وَأَمَّا الْبَعِيرُ فَشُدَّ أَخْفَافَهُ إِلَى آبَاطِهِ وَأَطْلِقْ رِجْلَيْهِ ، وَ إِنْ أَفْلَتَكَ شَيْءٌ مِنَ الطَّيْرِ وَ أَنْتَ تُرِيدُ ذَبْحَهُ أَوْ نَدَّ عَلَيْكَ فَارْمِهِ بِسَهْمِكَ فَإِذَا هُوَ سَقَطَ فَذَ كَهِ بِمَنْزِلَةِ الصَّيْدِ .

5 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ :

سَأَلْتُهُ عَن الذَّبيحةِ .

فَقَالَ علیه السَّلام: اسْتَقْبِلْ بِذَبِيحَتِكَ الْقِبْلَةَ وَ لَا تَنْخَعْهَا حَتَّى تَمُوتَ. وَ لَا تَأْكُلْ مِنْ ذَبِيحَةٍ مَا لَمْ تُذْبَحْ مِنْ مَذْبَحِهَا.

6 - أبو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ مُحَمَّدٍ الْحَلَبِيُّ قَالَ : قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:

لَا تَنْخَعِ الذَّبِيحَةَ حَتَّى تَمُوتَ فَإِذَا مَاتَتْ فَانْخَعْهَا.

اما گاو را ببند و دمش را رها کن.

اما شتر؛ پس کف پاهایش را در زیر بغل هایش ببند و پاهایش را رها کن.

و اگر پرنده ای از تو پنهان شد در حالی که قصد داری آن را ذبح کنی و یا سرکشی نمود، آن را با تیر خود بزن، پس هرگاه سقوط نمود، آن را _ مانند صید _ تذکیه کن.

5 - محمّد بن مسلم گوید: از امام باقر علیه السَّلام دربارۀ شرایط سر بریدن دام پرسیدم؟

فرمود: روی دام را به سوی قبله کن و بعد از بریدن حلقوم، نخاع داخل گردن را قطع مکن تا موقعی که حیوان از حرکت باز بماند و مادام که از جایگاه ویژهۀ گلوی دام را نبرند، از گوشت آن نخور.

6 - محمّد حلبی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

نخاع دام را قطع مکن تا موقعی که جان بدهد. بعد از آن که جان داد، نخاع و گردن دام را قطع كن.

7 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ غِيَاتِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:

أَنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام قَالَ : لَا تَذْبَح الشَّاةَ عِنْدَ الشَّاةِ، وَ لَا الْجَزُورَ عِنْدَ الْجَزُورِ وَ هُوَ يَنْظُرُ إِلَيْهِ.

8 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى رَفَعَهُ قَالَ : قَالَ أَبُو الْحَسَنِ الرَّضَا علیه السَّلام:

إِذَا ذُبِحَتِ الشَّاةَ وَ سُلِخَتْ أَوْ سُلِخَ شَيْءٌ مِنْهَا قَبْلَ أَنْ تَمُوتَ لَمْ يَحِلُّ أَكْلُهَا.

بخش چهارم

حکم ذبح بدون اختیار

(4) بَابُ الرَّجُلِ يُرِيدُ أَنْ يَذْبَحَ فَيَسْبِقُهُ السِّكِّينُ فَيَقْطَعُ الرَّأْسَ

1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَيْنَةَ عَنِ الْفُضَيْلِ بْنِ يَسَارٍ قَالَ :

سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السَّلام عَنْ رَجُلٍ ذَبَحَ فَسَبَقَهُ السِّكِّينُ فَقَطَعَ رَأْسَهُ.

7 - غياث بن ابراهیم گوید: امیر مؤمنان على علیه السَّلام فرمود:

نباید گوسفند را در برابر گوسفند دیگر ذبح کرد و نباید شتر را در مقابل شتری دیگر که ناظر است کشت.

راوی گوید: امام رضا علیه السَّلام فرمود:

هرگاه گوسفند ذبح شود و پیش از این که بمیرد سلاخی (قطعه قطعه) شود و یا قسمتی از آن سلاخی شود ، خوردن آن جایز نیست.

بخش چهارم: حکم ذبح بدون اختیار

1 - فضیل بن یسار گوید :

از امام باقر علیه السَّلام پرسیدم: مردی میخواهد حیوانی را ذبح کند؛ ولی ناخواسته چاقو پیشی می گیرد و سر حیوان را می برد (چه حکمی دارد؟)

فَقَالَ : هُوَ ذَكَاةٌ وَحِيَّةٌ لَا بَأْسَ بِهِ وَ بِأَكْلِهِ.

2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السَّلام عَنْ مُسْلِمٍ ذَبَحَ شَاةً وَ سَمَّى فَسَبَقَهُ السِّكِّينُ بِحِدَّتِهَا فَأَبَانَ الرَّأْسَ.

فَقَالَ : إِنْ خَرَجَ الدَّمُ فَكُلْ .

3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ مَسْعَدَةَ بْن صَدَقَةَ قَالَ :

سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام وَ قَدْ سُئِلَ عَنِ الرَّجُلِ يَذْبَحُ فَتَسْرِعُ السَّكِّينُ فَتُبِينُ الرَّأْسَ.

فَقَالَ : الذَّكَاةُ الْوَحِيَّةُ لَا بَأْسَ بِأَكْلِهِ إِذَا لَمْ يَتَعَمَّدْ بِذَلِكَ.

فرمود: این حیوان فوری تذکیه شده است، ایرادی ندارد و خوردن آن نیز اشکالی ندارد.

2 - محمّد بن مسلم گوید: از امام باقر علیه السَّلام پرسیدم: مسلمانی می خواهد گوسفندی را ذبح کند و «بسم الله» نیز می گوید، پس چاقو با لبه تیزش پیش دستی می کند و سر گوسفند را جدا می کند. (حکمش چیست؟)

فرمود: اگر خون جاری شود، از گوشت آن بخور.

3- مسعدة بن صدقه گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که وقتی پرسیدند: مردی حیوانی را ذبح کند اما چاقو عجله می کند و سر حیوان را جدا می کند، فرمود:

این حیوان به صورت فوری تذکیه شده است. در صورتی که از روی عمد نباشد خوردن گوشت آن مانعی ندارد.

بخش پنجم

رم کردن شتر و گاو در هنگام ذبح

بَابُ الْبَعِيرِ وَالتَّوْرِ يَمْتَنِعَانِ مِنَ الذَّبْحِ

1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ :

إِذَا امْتَنَعَ عَلَيْكَ بَعِيرٌ وَ أَنْتَ تُرِيدُ أَنْ تَنْحَرَهُ فَانْطَلَقَ مِنْكَ ، فَإِنْ خَشِيتَ أَنْ يَسْقَكَ فَضَرَبْتَهُ بِسَيْفٍ أَوْ طَعَنْتُهُ بِرُمْحٍ بَعْدَ أَنْ تُسَمِّيَ فَكُلْ إِلَّا أَنْ تُدْرِكَهُ وَ لَمْ يَمُثْ بَعْدُ فَذَكِّهِ.

2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ عِيصِ بْنِ الْقَاسِمِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قالَ:

إِنَّ ثَوْراً بِالْكُوفَةِ ثَارَ فَبَادَرَ النَّاسُ إِلَيْهِ بِأَسْيَافِهِمْ فَضَرَبُوهُ، فَأَتَوْا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام فَسَأَلُوهُ .

بخش پنجم: رم کردن شتر و گاو در هنگام ذبح

1 - ابوبصیر گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

هرگاه می خواهی شتر را نحر کنی و آن فرار کند و بیم داری که بر تو پیشی گیرد از این رو فوری بعد از «بسم الله» با شمشیر یا نیزه ضربه ای به آن فرود آوردی می توانی از آن بخوری. مگر آن که هنوز کشته نشده باشد در این صورت آن را تذکیه کن.

2 - عیص بن قاسم گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: روزی در شهر کوفه گاوی رم کرد، مردم با شمشیر به آن هجوم آوردند و آن را زدند و کشتند. آن گاه خدمت امیرمؤمنان علی علیه السَّلام آمدند و مسأله را از حضرتش پرسیدند.

فَقَالَ : ذَكَاةٌ وحِيَّةٌ وَ لَحْمُهُ حَلَالٌ .

3 - أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ صَفْوَانَ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ مُحَمَّدٍ الْحَلَبِيِّ قَالَ:

قَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: فِي ثَوْرٍ تَعَاصَى فَابْتَدَرُوهُ بِأَسْيَافِهِمْ وَ سَمَّوْا وَأَتَوْا عَلِيّاً علیه السَّلام.

فَقَالَ : هَذِهِ ذَكَاةٌ وحِيَّةٌ وَلَحْمُهُ حَلَالٌ .

4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ عَبْدِ الْمَلِكِ وَ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أبِي عَبْدِ الله علیه السَّلام :

أَنَّ قَوْماً أَتَوُا النَّبِيَّ صلَّى اللهُ عليه وآله فَقَالُوا: إِنَّ بَقَرَةً لَنَا غَلَبَتْنَا وَ اسْتَصْعَبَتْ عَلَيْنَا فَضَرَبْنَاهَا بِالسَّيْفِ . فَأَمَرَهُمْ بِأَكْلِهَا.

5 - حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ الْمِيثَمِي عَنْ أَبَانِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ الْجُعْفِيِّ قَالَ :

فرمود: این گاو به صورت فوری تذکیه شده است و گوشت آن حلال است.

3 - محمّد حلبی نظیر این روایت را از امام صادق علیه السَّلام نقل می کند با این تفاوت که در این روایت تصریح شده که مردم در هنگام ضربه زدن به به گاو، «بسم الله» گفته بودند.

4- عبدالرحمان بن ابی عبدالله گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

گروهی نزد پیامبر خدا صلَّی اللهُ علی وآله آمدند و عرضه داشتند: یکی از گاوهای مارم کرد و مهارش برای ما سخت شد. پس با شمشیر به آن ضربه زدیم و کشتیم.

پس پیامبر خدا صلَّی اللهُ علی وآله به آنان دستور داد که از گوشت گاو تناول کنند.

5 - اسماعیل جعفی گوید:

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: بَعِيرٌ تَرَدَّى فِي بِثْرِ كَيْفَ يُنْحَرُ؟

قَالَ : تُدْخِلُ الْحَرْبَةَ فَتَطْعُنُهُ بِهَا وَ تُسَمِّي وَتَأْكُلُ.

بخش ششم

حیوانی که غیر از کحل ذبحش ذبح می شود

(6) بَابُ النَّبِيحَةِ تُذْبَحُ مِنْ غَيْرِ مَذْبَحِهَا

1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام فِي رَجُلٍ ضَرَبَ بِسَيْفِهِ جَزُوراً أَوْ شَاةً فِي غَيْرِ مَذْبَحِهَا وَ قَدْ سَمَّى حِينَ ضَرَبَ فَقَالَ :

لَا يَصْلُحُ أَكْلُ ذَبِيحَةٍ لَا تُذْبَحُ مِنْ مَذْبَحِهَا.

يَعْنِي إِذَا تَعَمَّدَ لِذَلِكَ وَ لَمْ تَكُنْ حَالُهُ حَالَ اضْطِرَارٍ. فَأَمَّا إِذَا اضْطُرَّ إِلَيْهَا وَ اسْتَصْعَبَتْ عَلَيْهِ مَا يُرِيدُ أَنْ يَذْبَحَ فَلَا بَأْسَ بِذَلِكَ.

به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: شتری که در چاه افتاده چگونه نحر می شود؟

فرمود: آلت کشنده و حربه را دارد چاه می کنی و با گفتن «بسم الله» ضربه می زنی و گوشت آن را می خوری.

بخش ششم: حیوانی که غیر از محل ذبحش ذبح می شود

1 - حلبی گوید: امام صادق علیه السَّلام دربارۀ مردی که با شمشیرش به غیر محل ذبح شتر یا گوسفند ضربه می زند با این که هنگام ضربه زدن «بسم الله» گفته بود، فرمود:

خوردن حیوان ذبح شده ای که از محل ذبح شدنش ذبح نشده است جایز نیست.

مرحوم کلینی و پایکی از راویان حدیث گوید: یعنی هر گاه این کار را از روی عمد انجام دهد و در حال اضطرار نباشد؛ اما اگر ناچار باشد و ذبح کردن برایش دشوار شده باشد ایرادی ندارد.

بخش هفتم

فرصت برای حلال ساختن حیوان

بَابُ إِدْرَاكِ الذَّكَاةِ

1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ أَبَانِ عُثْمَانَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سُلَيْمَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ :

فِي كِتَابِ عَلِيّ علیه السَّلام: إِذَا طَرَفَتِ العَيْنُ أَوْ رَكَضَتِ الرَّجُلُ أَوْ تَحَرَّكَ الذَّنَبُ وَأَدْرَكْتَهُ فَذَكِّهِ.

2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ سُلَيْمِ الْفَرَّاءِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُسْلِم قَالَ: كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام إِذْ جَاءَهُ مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ السَّلَامِ ، فَقَالَ لَهُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ ! يَقُولُ لَكَ جَدِّي : إِنَّ رَجُلاً ضَرَبَ بَقَرَةً بِفَأْسٍ فَسَقَطَتْ ثُمَّ ذَبَحَهَا.

بخش هفتم: فرصت برای حلال ساختن حیوان

1 - عبد الله بن سلیمان گوید : امام صادق علیه السَّلام فرمود:

در نوشته امیرمؤمنان علی علیه السَّلام آمده است هرگاه چشم دام می چرخد، پای خود را به زمین می کوبد و دم می جنباند فرصت باقی است که دام را تذکیه و حلال سازی.

2 - حسن بن مسلم گوید: من در حضور امام صادق علیه السَّلام بودم که محمّد بن عبدالسلام شرف یاب شد و گفت: قربانت شوم! جدّم می گوید: مردی با تبر به سرگاو کوبیده و موقعی که گاو به زمین افتاده، سر او را بریده است. (چه حکمی دارد؟)

فَلَمْ يُرْسِلْ مَعَهُ بِالْجَوَابِ وَ دَعَا سَعِيدَةَ مَوْلَاةَ أُمِّ فَرْوَةَ فَقَالَ لَهَا: إِنَّ مُحَمَّداً أَتَانِي بِرِسَالَةٍ مِنْكِ فَكَرِهْتُ أَنْ أُرْسِلَ إِلَيْكِ بِالْجَوَابِ مَعَهُ ، فَإِنْ كَانَ الرَّجُلُ الَّذِي ذَبَحَ الْبَقَرَةَ حِينَ ذَبَحَ خَرَجَ الدَّمُ مُعْتَدِلاً فَكُلُوا وَ أَطْعِمُوا، وَإِنْ كَانَ خَرَجَ خُرُوجاً مُتَثَاقِلاً فَلَا تَقْرَبُوهُ .

3 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ أَبَانِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

فِي كِتَابِ عَلِي علیه السَّلام: إِذَا طَرَفَتِ الْعَيْنُ أَوْ رَكَضَتِ الرَّجُلُ أَوْ تَحَرَّكَ الذَّنَبُ فَكُلْ مِنْهُ فَقَدْ أَدْرَكْتَ ذَكَاتَهُ.

4 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ مُتَنِّى الْحَنَّاطِ عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ :

إِذَا شَكَكْتَ فِي حَيَاةِ شَاةٍ وَ رَأَيْتَهَا تَطْرِفُ عَيْنَهَا أَوْ تُحَرِّكُ أُذُنَيْهَا أَوْ تَمْصَعُ بِذَنَبِهَا فَاذْبَحْهَا، فَإِنَّهَا لَكَ حَلَالٌ

امام صادق علیه السَّلام به او پاسخی نداد. آن گاه سعیده کنیز همسرش اُمّ فُروه را صدا زد تا برود و بگوید : محمد پیغامی آورد که من نخواستم پاسخ سؤالت را به وسیلۀ او بفرستم. اینک از آن مردی که گاو را ذبح کرده بپرس اگر خون گاو در حد متعارف خارج شده است، از گوشت گاو بخورید و به دیگران نیز بخورانید، اما اگر خون گاو با کندی خارج شده است، به گوشت گاو نزدیک نشوید.

3- عبدالرحمان بن ابی عبدالله گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: در کتاب حضرت علی علیه السَّلام چنین آمده است:

هرگاه چشم حیوان باز و بسته شود، یا پایش بجنبد و یا دمش تکان بخورد، می توانی از گوشت آن بخوری؛ زیرا توانسته ای آن را تذکیه کنی.

4 - ابان بن تغلب گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

هرگاه در زنده بودن گوسفند شک کردی و دیدی چشمش را باز و بسته می کند و یا با دمش ضربه می زند، آن را ذبح کن؛ زیرا برایت حلال است.

5 - أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ مُحَمَّدٍ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

سَأَلْتُهُ عَنِ الذَّبيحةِ .

فَقَالَ : إِذَا تَحَرَّكَ الذَّنَبُ أَوِ الطَّرْفُ أَوِ الْأُذُنُ فَهُوَ ذَكِيٌّ.

6 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ رِفَاعَةَ عَنْ عبْدِ اللهِ علیه السَّلام أَنَّهُ قَالَ فِي الشَّاةِ :

إِذَا طَرَفَتْ عَيْنَهَا أَوْ حَرَّكَتْ ذَنَبَهَا فَهِيَ ذَكِيَّةٌ .

بخش هشتم

حکم ذبح به غیر قبله یا ترک «بسم الله » و حکم ذبح فرد جنب

بَابُ مَا ذُبِحَ لِغَيْرِ الْقِبْلَةِ أَوْ تُرِكَ التَّسْمِيَةُ وَالْجُنُبِ يَذْبَحُ

1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أَذَيْنَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِم قَالَ:

5 - محمد حلبی گوید: از امام صادق علیه السَّلام دربارۀ حیوان ذبح شده پرسیدم.

فرمود: هرگاه که دم دام بجنبد، و چشم ها بچرخد و گوشها تکان بخورد، آن تذكيه شده اند.

6 - رفاعه گوید: امام صادق علیه السَّلام درباره گوسفند فرمود:

هرگاه چشم حیوان باز و بسته شود و یا دمش تکان خورد، تذکیه شده است.

بخش هشتم: حکم ذبح به غیر قبله یا ترک «بسم الله » و حکم ذبح فرد جنب

1 - محمّد بن مسلم گوید:

سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السَّلام عَنْ رَجُلٍ ذَبَحَ ذَبِيحَةٌ فَجَهِلَ أَنْ يُوَجِّهَهَا إِلَى الْقِبْلَةِ .

قَالَ : كُلْ مِنْهَا .

فَقُلْتُ لَهُ : فَإِنَّهُ لَمْ يُوَجُهَهَا .

قَالَ : فَلَا تَأْكُلْ مِنْهَا، وَلَا تَأْكُلْ مِنْ ذَبِيحَةٍ مَا لَمْ يُذْكَرِ اسْمُ اللَّهِ عَزَّوَجَل عَلَيْهَا.

وَ قَالَ علیه السَّلام: إِذَا أَرَدْتَ أَنْ تَذْبَحَ فَاسْتَقْبِلْ بِذَبِيحَتِكَ الْقِبْلَةَ.

2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ :

سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرِ عَنِ الرَّجُلِ يَذْبَحُ وَ لَا يُسَمِّي .

قَالَ : إِنْ كَانَ نَاسِياً فَلَا بَأْسَ إِذَا كَانَ مُسْلِماً ، وَكَانَ يُحْسِنُ أَنْ يَذْبَحَ وَ لَا يَنْخَعُ وَلَا يَقْطَعُ الرَّقَبَةَ بَعْدَ مَا يَذْبَحُ .

3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ :

از امام باقر علیه السَّلام پرسیدم: اگر کسی فراموش کند و بدن دام را به سوی قبله نکشاند (چه صورت دارد؟)

فرمود: می توانی از گوشت آن تناول کنی.

گفتم: اگر یادش باشد و با وجود آن بدن دام را به سوی قبله نکند (چه صورت دارد؟)

فرمود: از گوشت آن دام نخور. و نیز در صورتی که نام خدا را نبرند و دام را تذکیه نمایند، از گوشت آن دام مخور.

حضرتش فرمود: اگر خواستی دام را ذبح کنی، روی دام را به سمت قبله کن.

2 - محمّد بن مسلم گوید: از امام باقر علیه السَّلام پرسیدم: اگر کسی دام را ذبح کند و نام خدا را نبرد ( چه صورت دارد؟)

فرمود: اگر فراموش کرده باشد مانعی ندارد. با این شرط که مسلمان باشد و به شرایط سر بریدن آشنا باشد، نخاع دام را قطع نکند و بعد از ذبح کردن، سر دام را جدا نکند تا جان دهد.

3 - حلبی گوید:

سُئِلَ عَنِ النَّبِيحَةِ تُذْبَحُ لِغَيْرِ الْقِبْلَةِ.

قَالَ : لَا بَأْسَ إِذَا لَمْ يَتَعَمَّدْ .

وَ عَنِ الرَّجُلِ يَذْبَحُ فَيَنْسَى أَنْ يُسَمِّيَ أَ تُؤْكَلُ ذَبِيحَتُهُ ؟

فَقَالَ : نَعَمْ ، إِذَا كَانَ لَا يُتَّهَمُ وَ كَانَ يُحْسِنُ الذَّبْحَ قَبْلَ ذَلِكَ وَ لَا يَنْخَعُ وَ لَا يَكْسِرُ الرَّقَبَةَ حَتَّى تَبْرُدَ الذَّبِيحَةُ.

4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ : سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنْ ذَبِيحَةٍ ذُبِحَتْ لِغَيْرِ الْقِبْلَةِ.

فَقَالَ : كُلِّ وَ لَا بَأْسَ بِذَلِكَ مَا لَمْ يَتَعَمَّدُهُ.

قَالَ : وَ سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ ذَبَحَ وَ لَمْ يُسم .

فَقَالَ : إِنْ كَانَ نَاسِياً فَلْيَسَمٌ حِينَ يَذْكُرُ وَ يَقُولُ: «بِسْمِ اللَّهِ عَلَى أَوَّلِهِ وَ عَلَى آخِرِهِ».

از امام صادق علیه السَّلام درباره حیوانی که رو به قبله ذبح نشده است، پرسیدند فرمود:

در صورتی که عمدی نباشد ایرادی ندارد.

پرسیدند: مردی حیوانی را ذبح می کند، اما فراموش می کند «بسم الله» بگوید؛ آیا می توان این حیوان را خورد؟

فرمود: آری، در صورتی که ذبح کننده مورد اتهام نباشد و پیش از این به خوبی ذبح می کرده است و گردن حیوان را نباید قطع و یا بشکند تا این که بدن حیوان سرد شود.

4 - محمّد بن مسلم گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: اگر دام را سر ببرند و روی او را به سوی قبله نکرده باشند (چه صورت دارد؟)

فرمود: از گوشت آن بخور مادامی که عمدی نباشد، مانعی ندارد.

پرسیدم: اگر قصابی نام خدا را نبرده و دامی را ذبح کرده چه صورت دارد؟

فرمود: در صورتی که فراموش کرده باشد، هر لحظه ای که خاطرش بیاید، باید نام خدا را ببرد و بگوید: «بسم الله على أوّله وآخره».

5 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ :

سَأَلْتُهُ علیه السَّلام عَنْ رَجُلٍ ذَبَحَ فَسَبَّحَ أَوْ كَبَّرَ أَوْ هَلَّلَ أَوْ حَمِدَ اللَّهَ عَزَّوَجَل.

قَالَ : هَذَا كُلُّهُ مِنْ أَسْمَاءِ اللهِ عَزَبوَجَل وَ لَا بَأْسَ بِهِ.

6 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ :

لَا بَأْسَ أَنْ يَذْبَحَ الرَّجُلُ وَهُوَ جُنبٌ.

بخش نهم

حكم جنینی که از شکم حیوان ذبح شده، بیرون می آید

(9) بَابُ الْأَجِنَّةِ الَّتِي تَخْرُجُ مِنْ بُطُونِ الذَّبَائِحِ

1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أَذَيْنَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِم قَالَ:

5 - محمد بن مسلم گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: اگر کسی دام را ذبح کند و در عوض «بسم الله»، «سبحان الله» یا «الله اکبر» يا «لا اله الا الله» و يا «الحمد لله» بگوید (چه حکمی دارد؟)

فرمود: اینها همه نام خداوند متعال است و ایرادی ندارد.

6 - راوی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: ایرادی ندارد که انسان در حال جنابت حیوانی را ذبح کند.

بخش نهم: حكم جنینی که از شکم حیوان ذبح شده، بیرون می آید

1 - محمّد بن مسلم گوید:

58

سَأَلْتُ أَحَدَهُمَا علیهما السَّلام عَنْ قَوْلِ اللهِ عَزَّوَجَل: (أُحِلَّتْ لَكُمْ بَهِيمَةُ الْأَنْعَامِ).

فَقَالَ : الْجَنِينُ فِي بَطْنِ أُمِّهِ إِذَا أَشْعَرَ وَأَوْبَرَ فَذَكَاتُهُ ذَكَاةُ أُمِّهِ ، فَذَلِكَ الَّذِي عَنَى عَزَّوَجَل.

2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ :

إِذَا ذَبَحْتَ الذَّبِيحَةَ فَوَجَدْتَ فِي بَطْنِهَا وَلَداً تَامّاً فَكُلْ، وَ إِنْ لَمْ يَكُنْ تَامّاً فَلَا تَأْكُل .

3 - أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ النُّعْمَانِ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ شُعَيْبٍ قَالَ :

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَن الْحَوَارِ تُذَكَّى أُمُّهُ أَ يُؤْكَلُ بِذَكَاتِهَا؟

فَقَالَ : إِذَا كَانَ تَمَاماً وَ نَبَتَ عَلَيْهِ الشَّعْرُ فَكُلْ .

از امام (باقر علیه السَّلام و یا امام صادق علیه السَّلام) دربارۀ گفتار خداوند که می فرماید: «چهارپایان برای شما حلال شده است» پرسیدم.

فرمود: جنینی که در شکم مادرش است هرگاه موی و پشم داشته باشد؛ تذکیهاش همان تذکیه مادرش خواهد بود. پس این، همان معنایی است که خداوند متعال منظور کرده است.

2 - حلبی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

هرگاه حیوانی را ذبح نمودی و در شکمش فرزند کاملی یافتی؛ آن را بخور و اگر کامل نباشد، آن را نخور.

3 - يعقوب بن شعیب گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: شتری را که بره ای در شکم دارد تذکیه کنند، آن بره هم حلال می شود؟ فرمود: در صورتی که آفرینش آن کامل باشد و بر پوست آن مو روییده باشد حلال است، از آن بخور.

عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ دَاوُدَ بْنِ الْحُصَيْنِ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ شُعَيْبٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام مِثْلَهُ.

4 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ :

سَأَلْتُهُ عَنِ الشَّاةِ يَذْبَحُهَا وَ فِي بَطْنِهَا وَلَدٌ وَ قَدْ أَشْعَرَ.

فَقَالَ علیه السَّلام: ذَكَاتُهُ زَكَاةً أُمِّه .

5 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمِ عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام أَنَّهُ قَالَ فِي الْجَنِينِ :

إِذَا أَشْعَرَ فَكُلْ وَ إِلَّا فَلَا تَأْكُلْ. يَعْنِي إِذَا لَمْ يُشْعِرْ.

4 - سماعه گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: اگر گوسفندی را ذبح کنند و از شکم او بره ای خارج شود که مو بر پوست او روییده باشد، چه صورت دارد؟

فرمود: تذکیه بره همان تذکیه مادر آن است (هر دو حلال اند).

5 - مسعدة بن صدقه گوید: امام صادق علیه السَّلام در باره جنین فرمود:

هرگاه موی داشته باشد آن را بخور، وگرنه (اگر موی نداشته باشد) آن را نخور.

بخش دهم

حكم ذبح حیوانی که حیوان دیگری به آن شاخ زده ، حیوانی که در چاه افتاده و حیوانی که درنده ای آن را خورده

(10) بَابُ النَّطِيحَةِ وَ الْمُتَرَدِّيَةِ وَ مَا أَكَلَ السَّبُعُ تُدْرَكُ ذَكَاتُهَا

1 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ قَالَ : سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السَّلام يَقُولُ:

النَّطِيحَةُ وَالْمُتَرَدِّيَةُ وَ مَا أَكَلَ السَّبُعُ إِذَا أَدْرَكْتَ ذَكَاتَهُ فَكُلْ.

2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ :

لَا تَأْكُلْ مِنْ فَرِيسَةِ السَّبُعُ وَ لَا الْمَوْقُوذَةِ وَ لَا الْمُتَرَدِّيَةِ إِلَّا أَنْ تُدْرِكَهَا حَيَّةٌ فَتُذَكَّي.

بخش دهم: حكم ذبح حیوانی که حیوان دیگری به آن شاخ زده، حیوانی که در چاه افتاده و حیوانی که درنده ای آن را خورده

1 - وشّاء گوید: از امام کاظم علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:

حیوانی که به وسیله شاخ زدن کشته شده است، حیوانی که در چاه افتاده و حیوانی که درندگان آن را خورده اند؛ در صورتی که بتوانی آن را تذکیه کنی از گوشت آن تناول کن.

2 - ابوبصیر گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

از گوشت شکار درندگان، حیوانی که با چوب کشته شده و حیوانی که در چاه افتاده است؛ نخور، مگر این که آن را زنده بیابی و تذکیه اش کنی

بخش یازدهم

حکم دیگی که در آن خون ریخته شود...

(11) بَابُ الدَّمِ يَقَعُ فِي الْقِدْرِ

1 - أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ النَّعْمَانِ عَنْ سَعِيدٍ الْأَعْرَجِ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنْ قَدْرٍ فِيهَا جَزُورٌ وَقَعَ فِيهَا مِقْدَارُ أُوقِيَّةٍ مِنْ دَمٍ أَبُو كَلُ ؟

فَقَالَ علیه السَّلام: نَعَمْ ، لِأَنَّ النَّارَ تَأْكُلُ الدَّمَ .

بخش یازدهم: حکم دیگی که در آن خون ریخته شود

1 - سعيد أعرج گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: در یک دیگ، گوسفندی قرار دارد، به اندازه یک اوقیّه در آن خون ریخته می شود؛ آیا می توان گوسفند را خورد؟

فرمود: آری، زیرا آتش خون را می خورد.

بخش دوازدهم

اوقاتی که ذبح کردن مکروه است

(12) بَابُ الْأَوْقَاتِ الَّتِي يُكْرَهُ فِيهَا الذَّبْحُ

1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُوسَى عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ مَعْرُوفٍ عَنْ مَرْوَكِ بْنِ عُبَيْدٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ مُسْكَانَ عَنْ مُحَمَّدٍ الْحَلَبِيُّ عَنْ أبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ :

بخش دوازدهم: اوقاتی که ذبح کردن مکروه است

1 - محمّد حلبی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

كَانَ رَسُولُ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله يَكْرَهُ الذَّبْحَ وَ إِرَاقَةَ الدَّمِ يَوْمَ الْجُمُعَةِ قَبْلَ الصَّلَاةِ إِلَّا عَنْ ضَرُورَةٍ .

2 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيَّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَمْرٍو عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجِ عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ :

كَانَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ علیه السَّلام يَأْمُرُ غِلْمَانَهُ أَنْ لَا يَذْبَحُوا حَتَّى يَطْلُعَ الْفَجْرُ فِي نَوَادِرِ الجمعة (1).

3 - عَلِيُّ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَمْرٍو عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ قَالَ : سَمِعْتُ عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ علیه السَّلام وَ هُوَ يَقُولُ لِعِلْمَانِهِ :

لَا تَذْبَحُوا حَتَّى يَطْلُعَ الْفَجْرُ، فَإِنَّ اللهَ جَعَلَ اللَّيْلَ سَكَناً لِكُلِّ شَيْءٍ .

قَالَ : قُلْتُ : جُعِلْتُ فِدَاكَ ! فَإِنْ خِفْنَا ؟

پیامبر خدا صلّی اللهُ علیه وآله ذبح کردن و خون ریختن در روز جمعه، پیش از نماز جمعه را _ جز در موارد ضروری _ مکروه می شمرد.

2 - ابان بن تغلب گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

امام سجّاد علیه السَّلام به برده های خود دستور می داد که حیوانی را ذبح نکنند تا این که فجر طلوع کند.

3 - ابان بن تغلب گوید: از امام سجّاد علیه السَّلام شنیدم که به برده های خود می فرمود:

هیچ دامی را ذبح نکنید تا این که فجر طلوع کند؛ زیرا خداوند شب را آرامشی برای همه اشیا قرار داده است.

عرض کردم: فدایتان گردم! اگر بیم داشته باشیم که حیوان بمیرد؛ چه حکمی دارد؟


1) به نظر می رسد اشتباهی رخ داده است که نقل این روایت از بخش نوادر جمعه باشد

فَقَالَ علیه السَّلام: إِنْ خِفْتَ الْمَوْتَ فَاذْبَحْ .

بخش سیزدهم

[حکم خرید گوشت از بازار قصاب ها]

(13) بَابٌ آخَرُ

1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ :

سَأَلْتُهُ عَنْ ذَبِيحَةِ الْمُرْجِيَّ وَ الْحَرُورِيُّ .

فَقَالَ : كُلْ وَ قِرَّ وَ اسْتَقِرْ حَتَّى يَكُونَ مَا يَكُونُ .

مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ أَبِي الْمَغْرَاءِ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَلَيَّ مِثْلَهُ.

2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أَذَيْنَةَ عَنِ الْفُضَيْلِ وَ زُرَارَةَ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ.

فرمود: اگر از مرگ حیوان بیم داری، ذبح کن.

بخش سیزدهم: [حکم خرید گوشت از بازار قصاب ها ]

1 - حلبی گوید: از امام صادق علیه السَّلام درباره حیوانی که توسط شخص «مرجیء» و «حروری» ذبح شود پرسیدم.

فرمود: بخور و آن را تقریرکن و بر آن ثابت باش، تا این که باشد آن چه که خواهد بود.

2 - فضیل، زراه و محمّد بن مسلم گویند:

أَنَّهُمْ سَأَلُوا أَبَا جَعْفَرٍ علیه السَّلام عَنْ شِرَاءِ اللَّحْمِ مِنَ الْأَسْوَاقِ وَ لَا يُدْرَى مَا يَصْنَعُ الْقَصَّابُونَ.

قَالَ علیه السَّلام: كُلْ إِذَا كَانَ ذَلِكَ فِي أَسْوَاقِ الْمُسْلِمِينَ وَ لَا تَسْأَلْ عَنْهُ .

بخش چهاردهم

حكم ذبح شده کودک، زن و نابینا

(14) بَابُ ذَبِيحَةِ الصَّبِيِّ وَالْمَرْأَةِ وَالْأَعْمَى

1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنْ ذَبِيحَةِ الصَّبِيِّ .

فَقَالَ : إِذَا تَحَرَّكَ وَ كَانَ لَهُ خَمْسَةُ أَشْبَارٍ وَأَطَاقَ الشَّفْرَةَ.

وَ عَنْ ذَبِيحَةِ الْمَرْأَةِ .

از امام باقر علیه السَّلام پرسیدیم: ما گوشت را از بازار قصاب ها می خریم و نمی دانیم که آنان تا چه حد شرایط تذکیه را رعایت می کنند.

فرمود: اگر بازار مسلمانان باشد، بخورید و پرسش و تحقیق نکنید.

بخش چهارهم: حكم ذبح شده کودک، زن و نابینا

1 - محمّد بن مسلم گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: اگر کودکی دام را ذبح کند چه صورت دارد؟

فرمود: در صورتی که به حد جست و خیز رسیده باشد و قامت او به پنج وجب برسد و بتواند کارد را به کار اندازد، مانعی ندارد.

پرسیدم: اگر زن دام را سر ببرد، (چه صورت دارد؟)

فَقَالَ : إِنْ كُنَّ نِسَاءً لَيْسَ مَعَهُنَّ رَجُلٌ فَلْتَذْبَحْ أَعْقَلُهُنَّ وَلْتَذْكُرِ اسْمَ اللَّهِ عَزَّوَجَل عَلَيْهَا .

2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِم عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ صَدَقَةَ قَالَ :

سُئِلَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنْ ذَبِيحَةِ الْغُلَامِ.

قَالَ : إِذَا قَوِيَ عَلَى الذَّبْحِ وَكَانَ يُحْسِنُ أَنْ يَذْبَحَ وَذَكَرَ اسْمَ اللهِ عَلَيْهَا فَكُلْ .

قَالَ : وَ سُئِلَ عَنْ ذَبِيحَةِ الْمَرْأَةِ .

فَقَالَ : إِذَا كَانَتْ مُسْلِمَةٌ فَذَ كَرَتِ اسْمَ اللَّهِ عَلَيْهَا فَكُلْ .

3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ خَالِدٍ قَالَ :

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنْ ذَبِيحَةِ الْغُلَامِ وَ الْمَرْأَةِ هَلْ تُؤْكَلُ ؟

فرمود: اگر چند تن خانم با هم باشند و مردی نباشد که برای آنان قصابی کند، عاقل تر از همۀ آن ها که آشنا به شرایط ذبح باشد نام خداوند متعال را ببرد و سر دام را ببرد.

2 - مسعدة بن صدقه گوید: از امام صادق علیه السَّلام درباره حیوانی که توسط پسربچه ذبح می شود، پرسیده شد.

فرمود: هرگاه توانایی ذبح کردن را داشته باشد و بتواند به خوبی ذبح نماید و «بسم الله» بگوید؛ از گوشت آن بخور.

پرسیده شد: حیوان ذبح شده توسط زن چگونه است؟

فرمود: هرگاه مسلمان باشد و «بسم الله» گفته باشد؛ از گوشت آن بخور.

3 - سلیمان بن خالد گوید: از امام صادق علیه السَّلام درباره قصابی زن و کودک پرسیدم که آیا می توان خورد؟

فَقَالَ : إِذَا كَانَتِ الْمَرْأَةُ مُسْلِمَةٌ وَ ذَكَرَتِ اسْمَ اللَّهِ وعَزَّوَجَل عَلَى ذَبِيحَتِهَا حَلَّتْ ذَبِيحَتُهَا، وَكَذَلِكَ الْغُلَامُ إِذَا قَوِيَ عَلَى الذَّبِيحَةِ وَ ذَكَرَ اسْمَ اللَّهِ عَزَّوَجَل عَلَيْهَا وَذَلِكَ إِذَا خِيفَ فَوْتُ الذَّبِيحَةِ وَلَمْ يُوجَدْ مَنْ يَذْبَحُ غَيْرُهُمَا.

4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ قَالَ:

سَأَلَ الْمَرْزُبَانُ الرَّضَاء علیه السَّلام عَنْ ذَبِيحَةِ الصَّبِيِّ قَبْلَ أَنْ يَبْلُغَ وَذَبِيحَةِ الْمَرْأَةِ .

فَقَالَ : لَا بَأْسَ بِذَبِيحَةِ الْخَصِيَّ وَ الصَّبِيُّ وَ الْمَرْأَةِ إِذَا اضْطُرُّوا إِلَيْهِ.

5 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أَذَيْنَةَ عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ رَوَوْهُ عَنْهُمَا جَميعاً علیهما السَّلام:

أَنَّ ذَبِيحَةَ الْمَرْأَةِ إِذَا أَجَادَتِ الذَّبْحَ وَ سَمَّتْ فَلَا بَأْسَ بِأَكْلِهِ وَ كَذَلِكَ الْأَعْمَى إِذَا سُدّد.

6 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ أَبِي الْبِلَادِ قَالَ :

فرمود: در صورتی که آن زن مسلمان باشد و نام خدا را ببرد، دامی را که سر می برد، حلال می شود و این در صورتی است که دام مصدوم شده باشد و در آستانۀ مرگ باشد و غیر از کودک و زن، قصّاب دیگری یافت نشود.

4 - راوی گوید: مرزبان از امام رضا علیه السَّلام پرسید: قصابی کودکی که به بلوغ نرسیده و هم چنین قصابی زن چه حکمی دارد؟

فرمود: قصابی مرد اخته، کودک و زن در صورتی که ناگزیر باشد ایرادی ندارد.

5 - راویان متعدد می گویند: امام باقر علیه السَّلام و امام صادق علیه السَّلام فرمودند:

خوردن حیوان ذبح شده توسط زن هرگاه که زن به خوبی ذبح کند و «بسم الله» بگوید؛ ایرادی ندارد. و همین طور است شخص نابینا؛ هرگاه که به درستی ذبح کند.

6 - ابراهیم بن ابی البلاد گوید:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنْ ذَبِيحَةِ الْخَصِيِّ.

فَقَالَ : لَا بَأْسَ.

7 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ :

كَانَتْ لِعَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ علیهما السَّلام جَارِيَةٌ تَذْبَحُ لَهُ إِذَا أَرَادَ .

8 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:

إِذَا بَلَغَ الصَّبِيُّ خَمْسَةَ أَشْبَارٍ أُكِلَتْ ذَبِيحَتُهُ.

از امام صادق علیه السَّلام دربارۀ قصابی مرد اخته پرسیدم.

فرمود: مانعی ندارد.

حلبی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

امام سجّاد علیه السَّلام کنیزی داشت که هرگاه حضرت می خواست دامی ذبح نماید او برایش ذبح می نمود.

8 - عبدالرحمان بن ابی عبدالله گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

اگر قد کودک به پنج وجب برسد و حیوانی را ذبح نماید می توان از گوشت آن تناول کرد.

بخش پانزدهم

حکم قصابی اهل کتاب (یهودی ، مسیحی و...)

(15) بَابُ ذَبَائِحِ أَهْلِ الْكِتَابِ

1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَمْرِو بْنِ عُثْمَانَ عَنْ مُفَضَّلِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ زَيْدٍ الشَّحَامِ قَالَ : سُئِلَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنْ ذَبِيحَةِ الدِّمِّي .

فَقَالَ : لَا تَأْكُلْهُ إِنْ سَمَّى وَإِنْ لَمْ يُسَمَّ.

2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ حَنَانِ بْنِ سَدِيرٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ الْمُنْذِرِ قَالَ :

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام: إِنَّا قَوْمٌ نَخْتَلِفُ إِلَى الْجَبَلِ وَ الطَّرِيقُ بَعِيدٌ بَيْنَنَا وَبَيْنَ الْجَبَلِ فَرَاسِخُ فَنَشْتَرِي القَطِيعَ وَالاثْنَيْنِ َو الثَّلَاثَةَ وَ يَكُونُ فِي الْقَطِيعِ أَلْفٌ وَخَمْسُمِائَةِ شَاةٍ وَأَلْفُ وَ سِمَائَةِ شَاةٍ وأَلْفُ وَ سَبْعُمِائَةِ شَاةٍ فَتَقَعُ الشَّاةُ وَالِاثْنَتَانِ وَالثَّلَاثَةُ فَنَسْأَلُ الرُّعَاةَ الَّذِينَ يَجِيتُونَ بِهَا عَنْ أَدْيَانِهِمْ ؟ فَيَقُولُونَ : نَصَارَى.

بخش پانزدهم: حکم قصابی اهل کتاب (یهودی ، مسیحی و...)

1 - زيد شحّام گوید: از امام صادق علیه السَّلام درباره قصابی کافر ذمی پرسیدند.

فرمود: از دام ذبح شده توسط کافر ذمی چه «بسم الله» گفته باشد چه نگفته باشد نخور.

2 - حسین بن منذر گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم: ما گروهی هستیم که برای خرید دام به کوهستان می رویم. راه ما دور است و تا کوهستان چند فرسخ فاصله داریم. یک گله، دو گله و سه گله گوسفند می خریم که در هر گله، هزار و پانصد تا هزار و هفتصد رأس گوسفند حرکت می کند. در نیمه راه یک گوسفند و گاهی دو، سه گوسفند مصدوم می شود که ناگزیر به وسیلۀ چوپان ها ذبح می شوند. از چوپان ها می پرسیم که دین شما چه دینی است؟ آنان می گویند: ما نصرانی هستیم.

قَالَ : فَقُلْتُ : أَيُّ شَيْءٍ قَوْلُكَ فِي ذَبِيحَةِ الْيَهُودِ وَ النَّصَارَى.

فَقَالَ : يَا حُسَيْنُ! الذَّبِيحَةُ بِالِاسْم وَ لَا يُؤْمَنُ عَلَيْهَا إِلَّا أَهْلُ التَّوْحِيدِ .

3 - وَ عَنْهُ عَنْ حَنَانِ قَالَ :

قُلْتُ: لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: إِنَّ الْحُسَيْنَ بْنَ الْمُنْذِرِ رَوَى عَنْكَ أَنَّكَ قُلْتَ: إِنَّ الذُّبِيحَةَ بِالاِسْم وَ لَا يُؤْمَنُ عَلَيْهَا إِلَّا أَهْلُهَا.

فَقَالَ : إِنَّهُمْ أَحْدَثُوا فِيهَا شَيْئاً لَا أَشْتَهِيهِ.

قَالَ حَنَانٌ : فَسَأَلْتُ نَصْرَانِياً . فَقُلْتُ لَهُ : أَيُّ شَيْءٍ تَقُولُونَ : إِذَا ذَبَحْتُمْ .

فَقَالَ : نَقُولُ : بِاسْمِ الْمَسِيحِ .

4 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ :

سَأَلْتُهُ عَنْ نَصَارَى الْعَرَبِ أَتُؤْكَلُ ذَبِيحَتُهُمْ ؟

عرض کردم: نظر شما دربارۀ ذبح یهودی ها و نصرانی ها چیست؟

فرمود: ای حسین! ذبیحه با نام خدا حلال می شود. اگر نام غیر خدا را ببرند، حرام می شود. در این مسأله فقط می توانیم به اهل توحید اعتماد کنیم.

3 - حنان گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم: حسین بن منذر از شما روایت کرده است که «ذبیحه با نام خدا حلال می شود. اگر نام غیر خدا را ببرند، حرام می شود، و در این مسئله فقط باید به اهل توحید اعتماد کنیم». (آیا است؟ )

فرمود: نصرانی ها در این مراسم مذهبی، بدعتی احداث کرده اند که آن را خوش نمی دارم.

حنان گوید: من از یک نفر نصرانی پرسیدم: شما در موقع ذبح دام ها چه می گویید؟

گفت: می گوییم: با نام مسیح.

4 - محمد بن مسلم گوید: از امام باقر علیه السَّلام دربارۀ قصابی عرب های مسیحی پرسیدم که آیا می توان از گوشت ذبح شده توسط آنان خورد؟

فَقَالَ : كَانَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ علیهما السَّلام يَنْهَى عَنْ ذَبَائِحِهِمْ وَ صَيْدِهِمْ وَ مُنَاكَحَتِهِمْ .

5 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ أَبِي الْمَغْرَاءِ عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِي إِبْرَاهِيمَ علیه السَّلام قَالَ:

سَأَلْتُهُ عَنْ ذَبِيحَةِ الْيَهُودِي وَالنَّصْرَانِي.

فَقَالَ : لَا تَقْرَبُوهَا.

6 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ الْمُخْتَارِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: إِنَّا نَكُونُ بِالْجَبَلِ فَنَبْعَثُ الرُّعَاةَ فِي الْغَنَمِ فَرُبَّمَا عَطِبَتِ الشَّاةُ أَوْ أَصَابَهَا الشَّيْءُ فَيَذْبَحُونَهَا فَنَأْكُلُهَا؟

فَقَالَ علیه السَّلام: هِيَ الذَّبِيحَةُ وَ لَا يُؤْمَنُ عَلَيْهَا إِلَّا مُسْلِمٌ.

فرمود: امام سجّاد علیه السَّلام از حیوان ذبح شده توسط آنان، حیوان صید شده توسط آنان و ازدواج با آنان نهی می نمود.

5 - سماعه گوید: از امام کاظم علیه السَّلام دربارۀ ذبح شده توسط یهودی و نصرانی پرسیدم.

فرمود: به ذبیحۀ آنان نزدیک نشوید.

6 - حسين بن عبدالله گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم: ما در کوهستان زندگی می کنیم، چوپان های محلی را به همراه گله به چرا می فرستیم، گاهی گوسفندی بیمار و یا مصدوم گردد، و چوپان ها گوسفند را می کشند و می آورند. آیا از گوشت آن تناول کنیم؟

فرمود: در مورد ذبیحه جز به مسلمان، به دیگران نمیتوان اعتماد کرد.

7 - وَ عَنْهُ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ الْمُخْتَارِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ : اصْطَحَبَ الْمُعَلَّى بْنُ حُنَيْسٍ وَ ابْنُ أَبِي يَعْفُورٍ فِي سَفَرٍ فَأَكَلَ أَحَدُهُمَا ذَبِيحَةً الْيَهُودِ وَ النَّصَارَى وَأَبَى الْآخَرُ عَنْ أَكْلِهَا فَاجْتَمَعَا عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام فَأَخْبَرَاهُ.

فَقَالَ : أَيُّكُمَا الَّذِي أَبَى؟

قَالَ : أَنَا .

قَالَ : أَحْسَنْتَ .

8 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ الْحُسَيْنِ الْأَحْمَسِيَّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ :

قَالَ لَهُ : رَجُلٌ أَصْلَحَكَ اللهُ إِنَّ لَنَا جَاراً قَصَّاباً فَيَجِيءُ بِيَهُودِي فَيَذْبَحُ لَهُ حَتَّى يَشْتَرِيَ مِنْهُ الْيَهُودُ.

فَقَالَ : لَا تَأْكُلْ مِنْ ذَبِيحَتِهِ وَ لَا تَشْتَرِ مِنْهُ.

9 - ابْنُ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ الْحُسَيْنِ الْأَحْمَسِيٌّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم قَالَ:

حسین بن عبدالله گوید: مُعَلی بن خُنَيْس و عبدالله بن أبي يعفور، در راه مکّه همسفر بودند. معلّی از قصابهای یهود و نصارا گوشت می خرید و عبدالله از خوردن آن خودداری می کرد. هر دو به محضر امام صادق علیه السَّلام شرف یاب شدند و مسأله را طرح کردند.

امام علیه السَّلام پرسید کدام یک از خوردن خودداری کرده اید؟

عبدالله گفت: من.

حضرت فرمود: آفرین بر تو.

8 - حسين احمسی گوید: من در حضور امام صادق علیه السَّلام بودم. مردی آمد و گفت: خداوند کارهای شما را اصلاح کند! ما همسایه ای داریم که گوشت می فروشد. او می رود و قصاب یهودی را می آورد تا برای او کشتار کند تا یهودیها نیز از گوشت او بخرند.

فرمود: از کشتار او نخور و از آن فروشگاه گوشت نخر.

9 - حسین احمسی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

قَالَ هُوَ الاِسْمُ فَلَا يُؤْمَنُ عَلَيْهِ إِلَّا مُسْلِمٌ.

10 - أَبُو عَلِيَّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ النُّعْمَانِ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ قُتَيْبَةَ الْأَعْشَى قَالَ : سَأَلَ رَجُلٌ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام وَ أَنَا عِنْدَهُ .

فَقَالَ لَهُ : الْغَنَمُ يُرْسَلُ فِيهَا الْيَهُودِيُّ وَ النَّصْرَانِيُّ فَتَعْرِضُ فِيهَا الْعَارِضَةُ فَيَذْبَحُ أَ نَأْكُلُ ذَبِيحَتَهُ ؟

فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: لَا تُدْخِلْ ثَمَنَهَا مَالَكَ وَلَا تَأْكُلْهَا؛ فَإِنَّمَا هُوَ الاِسْمُ وَ لَا يُؤْمَنُ عَلَيْهِ إِلَّا مُسْلِمٌ.

فَقَالَ لَهُ الرَّجُلُ : قَالَ اللهُ تَعَالَى : ( الْيَوْمَ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّبَاتُ وَطَعَامُ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ حِلٌّ لَكُمْ).

فَقَالَ لَهُ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام: كَانَ أَبِي علیه السَّلام يَقُولُ : إِنَّمَا هُوَ الْحُبُوبُ وَأَشْبَاهُهَا.

ذبیحه با نام خدا حلال می شود، پس در این مسئله تنها مسلمان مورد اعتماد است.

10 - قتیبه اعشی گوید: من در حضور امام صادق علیه السَّلام بودم. مردی پرسید: رمۀ گوسفند را با چوپان یهودی و یا چوپان نصرانی به مقصد می فرستیم، در راه حوادثی رخ می دهد که باید یک یا دو گوسفند را ذبح کرد. آیا می توانیم از ذبیحۀ آنان بخوریم؟

فرمود: اگر ذبیحه را فروخته باشند، پول آن را داخل اموالت مکن. اگر گوشت آن را آوردند، نخور. چرا که ذبیحه با نام خدا حلال می شود، فقط در این مسئله به مسلمان باید اعتماد نمود.

آن مرد گفت: خداوند متعال می فرماید: «امروز چیزهای پاکیزه برای شما حلال شده و خوراک اهل کتاب برای شما حلال است».

امام صادق علیه السَّلام فرمود: پدرم علیه السَّلام می فرمود: این آیه فقط در حبوبات و امثال آن است.

11 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ جَابِرٍ وَ عَبْدِ اللهِ بْنِ طَلْحَةَ قَالَ ابْنُ سِنَانٍ . قَالَ إِسْمَاعِيلُ بْنُ جَابِرٍ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:

لَا تَأْكُلْ مِنْ ذَبَائِحِ الْيَهُودِ وَالنَّصَارَى وَ لَا تَأْكُلْ فِي آنِيَتِهِمْ .

12 - عَنْهُ عَنِ ابْنِ سِنَانٍ عَنْ قُتَيْبَةَ الْأَعْشَى قَالَ :

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنْ ذَبَائِحِ الْيَهُودِ وَالنَّصَارَى.

فَقَالَ : الذَّبِيحَةُ اسْمٌ وَ لَا يُؤْمَنُ عَلَى الاِسْمِ إِلَّا مُسْلِمٌ.

13 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ جَابِرٍ قَالَ : قَالَ لِي أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:

لَا تَأْكُلْ ذَبَائِحَهُمْ وَلَا تَأْكُلْ فِي آنِيَتِهِمْ؛ يَعْنِي أَهْلَ الْكِتَابِ .

14 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مَرَّارٍ عَنْ يُونُسَ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ وَهْبٍ قَالَ :

11 - اسماعیل بن جابر گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

از ذبیحه یهودیان و مسیحیان نخور. از ظرف آنان نیز نخور.

12 - قتيبه اعشی گوید: از امام صادق علیه السَّلام درباره حیوان های ذبح شده توسط یهود و مسیحی پرسیدم.

فرمود: ذبیحه با اسم خدا حلال می شود و در خصوص آن اسم جز بر شخص مسلمان اعتماد نمی شود.

13 - اسماعیل بن جابر گوید : امام صادق علیه السَّلام فرمود:

از ذبیحه اهل کتاب (یهودیان و مسیحیان) نخور . از ظرف آنان نیز نخور.

14 - معاوية بن وهب گوید:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنْ ذَبَائِحِ أَهْلِ الْكِتَابِ.

فَقَالَ : لَا بَأْسَ إِذَا ذَكَرُوا اسْمَ اللَّهِ عَزَّوَجَل، وَ لَكِنِّي أَعْنِي مِنْهُمْ مَنْ يَكُونُ عَلَى أَمْرِ مُوسَى وَعِيسَى علیهما السَّلام.

15 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَنَانِ بْنِ سَدِيرٍ قَالَ :

دَخَلْنَا عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام أَنَا وَ أَبِي فَقُلْنَا لَهُ : جَعَلْنَا اللَّهُ فِدَاكَ إِنَّ لَنَا خُلَطَاءَ مِنَ النَّصَارَى وَإِنَّا نَأْتِيهِمْ فَيَذْبَحُونَ لَنَا الدَّجَاجَ وَ الْفِرَاحَ وَ الْجِدَاءَ أَفَنَأْ كُلُهَا؟

قَالَ : فَقَالَ : لَا تَأْكُلُوهَا وَ لَا تَقْرَبُوهَا ، فَإِنَّهُمْ يَقُولُونَ عَلَى ذَبَائِحِهِمْ، مَا لَا أُحِبُّ لَكُمْ أَكْلَهَا .

قَالَ : فَلَمَّا قَدِمْنَا الْكُوفَةَ دَعَانَا بَعْضُهُمْ فَأَبَيْنَا أَنْ نَذْهَبَ .

فَقَالَ : مَا بَالُكُمْ كُنْتُمْ تَأْتُونَّا ثُمَّ تَرَكْتُمُوهُ الْيَوْمَ ؟

قَالَ : فَقُلْنَا : إِنَّ عَالِماً لَنَا علیه السَّلام نَهَانَا وَ زَعَمَ أَنَّكُمْ تَقُولُونَ عَلَى ذَبَائِحِكُمْ شَيْئاً لَا يُحِبُّ لَنَا أَكْلَهَا .

از امام صادق علیه السَّلام دربارۀ ذبيحه اهل کتاب پرسیدم.

فرمودک اگر نام خدا را ببرند، مانعی ندارد؛ ولی منظور من کسانی هستند که واقعاً از دین موسی و عیسی علیهما السَّلام پیروی می کنند.

15 - حنان بن سدیر گوید: من با پدرم به محضر امام صادق علیه السَّلام شرف یاب شدیم و گفتیم: خداوند ما را فدای شما کند! ما با گروهی از نصارا رفت و آمد داریم. موقعی که به آبادی می رویم، برای ما، مرغ، جوجه وبره می کشند و کباب می کنند، آیا می توانیم از کشتارآنان بخوریم؟

فرمود: از غذای آنان نخورید و به آن دست مزنید که آنان بر کشتار خود نامی یاد می کنند که من دوست ندارم از کشتار آنان میل کنید.

راوی گویدک بعد از آن که از مکّه به کوفه باز گشتیم ، برخی از آن دوستان نصرانی، ما را به خانه خود دعوت کردند، ما از اجابت آنان خودداری کردیم.

آن دوست نصرانی ما گفت: چه شد که تا کنون دعوت ما را اجابت می کردید و اینک خودداری می کنید؟

گفتیم: ما عالمی داریم که ما را از خوردن خوراکی های شما نهی فرموده است. عالم ما معتقد است که شما موقع کشتار دام ها نام کسی را می برید که گوشت دام را بر ما حرام می کند.

فَقَالَ : مَنْ هَذَا الْعَالِمُ هَذَا ؟ وَ اللهِ أَعْلَمُ النَّاسِ وَأَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ اللهُ ، صَدَقَ وَاللهِ . إِنَّا لَنَقُولُ : بِسْم الْمَسِيح .

16 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ قَالَ :

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنْ ذَبِيحَةِ أَهْلِ الْكِتَابِ.

قَالَ : فَقَالَ : وَ اللهِ، مَا يَأْكُلُونَ ذَبَائِحَكُمْ فَكَيْفَ تَسْتَحِلُّونَ أَنْ تَأْكُلُوا ذَبَائِحَهُمْ ؟

إِنَّمَا هُوَ الاِسْمُ وَ لَا يُؤْمَنُ عَلَيْهَا إِلَّا مُسْلِمٌ.

17 - بَعْضُ أَصْحَابِنَا عَنْ مَنْصُورِ بْنِ الْعَبَّاسِ عَنْ عَمْرِو بْنِ عُثْمَانَ عَنْ قُتَيْبَةَ الْأَعْشَى عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ :

رَأَيْتُ عِنْدَهُ رَجُلاً يَسْأَلُهُ فَقَالَ : إِنَّ لِي أَخاً فَيُسْلِفُ فِي الْغَنَمِ فِي الْجِبَالِ فَيُعْطِي السِّنَّ مَكَانَ السِّنِّ .

فَقَالَ : أَلَيْسَ بِطِيبَةِ نَفْسٍ مِنْ أَصْحَابِهِ ؟

قَالَ : بَلَى .

او پرسید: این عالم شما کیست؟ به خدا سوگند که این مرد داناترین مردم و مخلوقات خدا است. به خدا سوگند! او راست گفته است. ما در موقع کشتار دام می گوییم: به نام مسیح.

16 - راوی گوید: از امام صادق علیه السَّلام درباره ذبیحه اهل کتاب پرسیدم.

فرمود: به خدا سوگند! آنان ذبیحه شما را نمی خورند؛ پس چگونه حلال می دانید که ذبیحه آنان را بخورید؟! همانا ذبیحه با اسم خدا حلال می شود و در خصوص آن، جز بر مسلمان اعتماد نمی شود.

17 - قتیبه اعشی گوید: خدمت امام صادق علیه السَّلام بودم، شخصی از آن حضرت پرسید: برادر من در کوهستان، گوسفندان را به معامله «سلف» خرید و فروش می کند. پس در مقابل دندان، دندان می دهد .

فرمود: مگر با رضایت طرف مقابلش نیست؟

گفت: آری.

قَالَ : فَلا بأس.

قَالَ : فَإِنَّهُ يَكُونُ لَهُ فِيهَا الْوَكِيلُ فَيَكُونُ يَهُودِيّاً أَوْ نَصْرَانِيَّاً فَتَقَعُ فِيهَا الْعَارِضَةُ فَيَبيعُهَا مَذْبُوحَةً وَ يَأْتِيهِ بِثَمَنِهَا وَ رُبَّمَا مَلَّحَهَا فَيَأْتِيهِ بِهَا مَمْلُوحَةٌ .

قَالَ : فَقَالَ : إِنْ أَتَاهُ بِثَمَنِهَا فَلَا يُخَالِطُهُ بِمَالِهِ وَ لَا يُحَرِّكُهُ وَ إِنْ أَتَاهُ بِهَا مَمْلُوحَةً فَلَا يَأْكُلْهَا ، فَإِنَّمَا هُوَ الاِسْمُ وَ لَيْسَ يُؤْمَنُ عَلَى الِاسْمِ إِلَّا مُسْلِمٌ. فَقَالَ لَهُ بَعْضُ مَنْ فِي الْبَيْتِ : فَأَيْنَ قَوْلُ اللهِ عَزَّوَجَل: وَطَعَامُ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ حِلٌّ لَكُمْ وَطَعَامُكُمْ حِلٌّ لَّهُم؟)فَقَالَ : إِنَّ أَبِي علیه السَّلام كَانَ يَقُولُ : ذَلِكَ الْحُبُوبُ وَ مَا أَشْبَهَهَا.تَمَّ كِتَابُ الذَّبَائِحِ وَ يَتْلُوهُ كِتَابُ الْأَطْعِمَةِ، وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ.فرمود: مانعی ندارد.گفت : او در این کار، وکیلی یهودی یا نصرانی دارد. گاهی گوسفندان بیمار می شوند و وکیل آن را به صورت ذبح شده می فروشد و قیمت آن را برای برادرم می آورد و گاهی گوشت گوسفند را نمک سود می کند و آن را برای برادرم می آورد.فرمود: اگر قیمت گوسفند را برای برادرت آورد، آن را با مال خود مخلوط نکند و به آن دست نزند و اگر آن را به صورت نمک سود آورد، از آن نخورد؛ زیرا ذبیحه فقط با نام خدا حلال می شود و دربارۀ اسم فقط به مسلمان می توان اعتماد کرد.یکی از حاضران عرض کرد: پس گفتار خداوند که می فرماید: «و طعام اهل کتاب برای شما حلال است و طعام شما برای آنان حلال است» چه معنا دارد؟فرمود: پدر بزرگوارم علیه السَّلام فرمود: این آیه در حبوبات و نظایر آن نازل شده است.کتاب احکام ذبح پایان یافت و کتاب احکام خوراکی ها آغاز می شود، و تمام حمدها و سپاس ها از آِن خدایی که پرورش دهنده جهانیان است.

## کتاب احکام خوراکی ها (601 _ 685)### اشارهكِتَابُ الْأَطْعِمَةِکتاب احکام خوراکی ها

### بخش یکم#### علّت های تحریم(1 بَابُ عِلَلِ التَّحْرِيمِ)1 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنْ عَمْرِو بْنِ عُثْمَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام وَعِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا أَيْضاً عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَسْلَمَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ مُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ قَالَ :قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: أَخْبِرْنِي جُعِلْتُ فِدَاكَ ! لِمَ حَرَّمَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى الْخَمْرَ وَ الْمَيْتَةَ وَالدَّمَ وَ لَحْمَ الْخِنْزِيرِ ؟فَقَالَ : إِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَى لَمْ يُحَرِّمْ ذَلِكَ عَلَى عِبَادِهِ وَ أَحَلَّ لَهُمْ سِوَاهُ رَغْبَةً مِنْهُ فِيما حَرَّمَ عَلَيْهِمْ وَ لَا زُهْداً فِيما أَحَلَّ لَهُمْ ، وَ لَكِنَّهُ خَلَقَ الْخَلْقَ وَعَلِمَ عَّزَّوَجَل مَا تَقُومُ بِهِ أَبْدَانُهُمْ وَ مَا يُصْلِحُهُمْ فَأَحَلَّهُ لَهُمْ وَ أَبَاحَهُ تَفَضُّلاً مِنْهُ عَلَيْهِمْ بِهِ تَبَارَكَ وَتَعَالَى لِمَصْلَحَتِهِمْ.بخش یکم: علّت های تحریم1 - مفضّل بن عمر گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: قربانت شوم! بفرمایید چرا خداوند متعال، شراب ،مردار، خون و گوشت خوک را حرام نمود؟فرمود: خداوند سبحان بدین جهت آن موارد را بر بندگانش حرام و غیر آن موارد را حلال نمود که بندگانش به موارد حرام، بی رغبت و به موارد حلال رغبت داشته باشند؛ولی او آفریدگان را آفرید و به نیازمندی های بدن آن ها و پایداری و صلاح آنان آگاهی داشت. از این رو خداوند از روی لطف و بخشش برای مصلحت آنان مواردی را برای آنان حلال و مباح کرد.

وَعَلِمَ مَا يَضُرُّهُمْ فَنَهَاهُمْ عَنْهُ وَ حَرَّمَهُ عَلَيْهِمْ ثُمَّ أَبَاحَهُ لِلْمُضْطَرٌ وَ أَحَلَّهُ لَهُ فِي الْوَقْتِ الَّذِي لَا يَقُومُ بَدَنْهُ إِلَّا بِهِ، فَأَمَرَهُ أَنْ يَنَالَ مِنْهُ بِقَدْرِ الْبَلْغَةِ لَا غَيْرِ ذَلِكَ.ثُمَّ قَالَ : أَمَّا الْمَيْتَةُ فَإِنَّهُ لَا يُدْمِنْهَا أَحَدٌ إِلَّا ضَعُفَ بَدَنُهُ وَ نَحَلَ جِسْمُهُ وَ ذَهَبَتْ قُوَّتُهُ وَ انْقَطَعَ نَسْلُهُ وَ لَا يَمُوتُ آكِلُ الْمَيْتَةِ إِلَّا فَجْأَةً .وَ أَمَّا الدَّمُ ، فَإِنَّهُ يُورِثُ آكِلَهُ الْمَاءَ الْأَصْفَرَ وَ يُبْخِرُ الْفَمَ وَ يُنَتَّنُ الرِّيحَ وَ يُسِيءُ الْخُلُقَ وَ يُورِثُ الْكَلَبَ وَ الْقَسْوَةَ فِي الْقَلْبِ وَ قِلَّةَ الرَّأْفَةِ وَ الرَّحْمَةِ حَتَّى لَا يُؤْمَنَ أَنْ يَقْتُلَ وَلَدَهُ وَ وَالِدَيْهِ وَ لَا يُؤْمَنَ عَلَى حَمِيمِهِ وَ لَا يُؤْمَنَ عَلَى مَنْ يَصْحَبُهُ .وَأَمَّا لَحْمُ الْخِنْزِيرِ، فَإِنَّ اللهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى مَسَخَ قَوْماً فِي صُوَرٍ شَتَّى شِبْهِ الْخِنْزِيرِ وَ الْقِرْدِ وَ الدُّبُ وَ مَا كَانَ مِنَ الْمُسُوخِ ثُمَّ نَهَى عَنْ أَكْلِهِ لِلْمَثْلَةِ لِكَيْلَا يَنْتَفِعَ النَّاسُ بِهَا وَ لَا يُسْتَخَفَّ بِعُقُوبَتِهَا.از طرفی از چیزهایی که به آنان ضرر می رساند نیز آگاهی داشت، از این رو آنان را از آن موارد نهی نمود و بر آنان حرام نمود. سپس آن موارد را برای کسی که ناچار و مضطر است حلال نمود و آن را در زمانی برای شخص مضطر حلال نمود که بدن شخص جز به وسیله آن پایداری نیابد. پس به او فرمان داد که به اندازه رفع گرسنگی _ نه بیشتر _ تناول کند.سپس فرمود: در مورد مردار این که هر کسی به خوردن آن مداومت کند بدنش ناتوان ولاغر می گردد، توانایی خود را از دست می دهد، و نسلش قطع می شود و با مرگ ناگهانی می میرد.و کسی که خون می خورد گرفتار بیماری آب زرد می شود. خون، دهان و بدن را بد بو می سازد، موجب بداخلاقی می شود، باعث تشنگی می شود موجب سنگدلی و کمی عاطفه و مهربانی می شود؛ به گونه ای که اطمینانی نیست که چنین فردی فرزند، پدر و مادرش را به قتل برساند و بر جان خویشان و هم نشینانش احساس خطر می شود.دربارۀ گوشت خوک این که خداوند گروهی را به شکلهای گوناگون مسخ نمود؛ به شکل خوک، میمون و خرس و مسخ شده هایی که بودند. سپس از خوردن آن به جهت هم شکل بودن نهی نمود تا مردم به وسیله آن بهره نبرند و عقوبت و کیفر آن را سبک نشمارند.

وَأَمَّا الْخَمْرُ ، فَإِنَّهُ حَرَّمَهَا لِفِعْلِهَا وَ لِفَسَادِهَا وَ قَالَ: «مُدْمِنُ الْخَمْرِ كَعَابِدِ وَثَنِ» تُورِثُهُ الِارْتِعَاشَ وَ تَذْهَبُ بِنُورِهِ وَ تَهْدِمُ مُرُوءَتَهُ وَ تَحْمِلُهُ عَلَى أَنْ يَجْسُرَ عَلَى الْمَحَارِمِ مِنْ سَفْكِ الدِّمَاءِ وَ رُكُوبِ الزِّنَا، فَلَا يُؤْمَنُ إِذَا سَكِرَ أَنْ يَيْبَ عَلَى حَرَمِهِ وَ هُوَ لَا يَعْقِلُ ذَلِكَ وَ الْخَمْرُ لَا يَزْدَادُ شَارِبُهَا إِلَّا كُلَّ سُوءٍ.### بخش دوم#### حیوانات حرام گوشت(2 بَابٌ جَامِعٌ فِي الدَّوَابِّ الَّتِي لَا تُؤْكَلُ لَحْمُهَا)1 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ بِسْطَامَ بْنِ مُرَّةَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ حَسَّانَ عَنْ هَيْثَمِ بْنِ وَاقِدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَسَنِ الْعَبْدِي عَنْ أَبِي هَارُونَ عَنْ أبِي سَعِيدٍ الْخُدْرِيِّ .أَنَّهُ سُئِلَ مَا قَوْلُكَ فِي هَذَا السَّمَكِ الَّذِي يَزْعُمُ إِخْوَانُنَا مِنْ أَهْلِ الْكُوفَةِ أَنَّهُ حَرَامٌ ؟و درباره شراب خداوند آن را برای انجام دادن و فسادش حرام نمود و فرمود: «کسی که دائم الخمر است به سان بت پرست است» شراب خواری موجب لرزش اندام می شود، نور دیده را می برد، جوانمردی را از بین می برد و او را وامی دارد که به محارم خود در خون ریزی، زنا؛ جسارت کند؛ او فردی است که اطمینانی نیست که ندانسته با محارم خود مرتکب زنا نشود و شراب خوار هر بدی را انجام می دهد.بخش دوم: حیوانات حرام گوشت1 - ابوهارون گوید: از ابوسعید خدری پرسیدند: نظر تو درباره این ماهی که برادران کوفی ماگمان می کنند که حرام است، چیست؟

فَقَالَ أَبُو سَعِيدٍ: سَمِعْتُ رَسُولَ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله يَقُولُ: الْكُوفَةُ جُمْجُمَةُ الْعَرَبِ وَ رُمْحُ اللَّهِ تَبَارَكَ وَتَعَالَى وَ كَنْزُ الْإِيمَانِ فَخُذْ عَنْهُمْ أُخْبِرُكَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلَّى الله عليه وآله مَكَثَ بِمَكَّةَ يَوْماً وَ لَيْلَةً يَطْوِي ثُمَّ خَرَجَ وَ خَرَجْتُ مَعَهُ فَمَرَرْنَا بِرِفْقَةٍ جُلُوسٍ يَتَغَدَّوْنَ فَقَالُوا : يَا رَسُولَ اللَّهِ ! الْغَدَاءَ. فَقَالَ لَهُمْ: نَعَمْ ، أَفْرِجُوا لِنَبِيِّكُمْ .فَجَلَسَ بَيْنَ رَجُلَيْنِ وَ جَلَسْتُ وَ تَنَاوَلَ رَغِيفاً فَصَدَعَ بِنِصْفِهِ ثُمَّ نَظَرَ إِلَى أُدْمِهِمْ فَقَالَ : مَا أُدْمُكُمْ هَذَا؟فَقَالُوا: الْحِرِّيثُ يَا رَسُولَ اللَّهِ !فَرَمَى بِالْكِسْرَةِ مِنْ يَدِهِ وَ قَامَ .قَالَ أَبُو سَعِيدٍ : وَ تَخَلَّفْتُ بَعْدَهُ لِأَنْظُرَ مَا رَأْيُ النَّاسِ فَاخْتَلَفَ النَّاسُ، فِيما بَيْنَهُمْ فَقَالَتْ طَائِفَةٌ : حَرَّمَ رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله الْجِرِّيثَ ، وَ قَالَتْ طَائِفَةٌ : لَمْ يُحَرِّمْهُ، وَ لَكِنْ عَافَهُ فَلَوْ كَانَ حَرَّمَهُ لَنَهَانَا عَنْ أَكْلِهِ .گفت: از پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله نیدم که می فرمود: کوفه، جمجمۀ عرب ها، نیزۀ خداوند و گنج ایمان است، پاسخ خویش را از آنان بستان.پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله یک شبانه روز با حالت گرسنگی در مکّه ماند. سپس خارج شد و من نیز همراه حضرتش خارج شدم. در این بین با گروهی ملاقات کردیم که مشغول خوردن صبحانه بودند.گفتند: ای پیامبر خدا! بفرمایید صبحانه!فرمود: آری، برای پیامبرتان جا باز کنید.پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله میان دو نفر نشست و من نیز نشستم. آن گاه نانی برداشت و آن را به دو نصف پاره نمود سپس به خورشت آنان نگاه نمود و فرمود: خورشت تان چیست؟گفتند: ای پیامبر خدا! مار ماهی است.پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله پاره نان را از دست خود انداخت و برخاست.ابو سعید گوید: من ماندم تا از نظر آن گروه آگاه شوم، هر یک از آنان در این مورد اختلاف نظر یافتند؛ عدّه ای گفتند: «پیامبر خدا مارماهی را حرام نمود» و عدّه ای گفتند: «پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله مارماهی را حرام ننمود، بلکه آن را ناپسند دانست؛ زیرا اگر آن را حرام نموده بود، ما را از خوردن آن نهی می کرد».

قَالَ : فَحَفِظْتُ مَقَالَتَهُمْ وَ تَبِعْتُ رَسُولَ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله جَوَاداً حَتَّى لَحِقْتُهُ ثُمَّ غَشِينَا رِفْقَةً أُخْرَى يَتَغَدُّوْنَ ، فَقَالُوا : يَا رَسُولَ اللهِ ! الْغَدَاءَ .فَقَالَ : نَعَمْ ، أَفْرِجُوا لِنَبِيِّكُمْ.فَجَلَسَ بَيْنَ رَجُلَيْنِ وَ جَلَسْتُ مَعَهُ، فَلَمَّا أَنْ تَنَاوَلَ كِسْرَةٌ نَظَرَ إِلَى أُدْمِ الْقَوْمِ فَقَالَ : مَا أَدْمُكُمْ هَذَا ؟قَالُوا: ضَبُّ يَا رَسُولَ اللهِ !فَرَمَى بِالْكِسْرَةِ وَ قَامَ .قَالَ أَبُو سَعِيدٍ : فَتَخَلَّفْتُ بَعْدُ فَإِذَا النَّاسُ فِرْقَتَانِ فَقَالَتْ فِرْقَةٌ : حَرَّمَهُ رَسُولُ اللَّهِ صلَّی اللهُ علیه وآلهفَمِنْ هُنَاكَ لَمْ يَأْكُلْهُ وَ قَالَتْ فِرْقَةً أُخْرَى : إِنَّمَا عَافَهُ ، وَ لَوْ حَرَّمَهُ لَنَهَانَا عَنْ أَكْلِهِ.ثُمَّ تَبِعْتُ رَسُولَ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله حَتَّى لَحِقْتُهُ فَمَرَرْنَا بِأَصْلِ الصَّفَا وَ بِهَا قُدُورٌ تَغْلِي.فَقَالُوا : يَا رَسُولَ اللهِ! لَوْ عَرَّجْتَ عَلَيْنَا حَتَّى تُدْرِكَ قُدُورَنَا.فَقَالَ لَهُمْ: وَ مَا فِي قُدُورِكُمْ ؟أبو سعید گوید: من سخنان آنان را به ذهن سپردم و با سرعت خود را به خدمت پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله، رساندم، سپس به گروه دیگری رسیدیم که مشغول خوردن صبحانه بودند.گفتند: ای پیامبر خدا! بفرمایید صبحانه!فرمود: آری، برای پیامبر خود جایی بگشایید.حضرت بین دو نفر نشست و من همراه ایشان نشستم. هنگامی که آن حضرت صلَّی اللهُ علیه وآله پاره ای نان برداشت به خورشت آنان نگاه کرد و فرمود: خورشت شما چیست؟گفتند: ای پیامبر خدا! سوسمار است.حضرت پاره نان را انداخت و برخاست.بر ابوسعید گوید: من ماندم تا از نظر آنان آگاه شوم، آن ها دو فرقه شدند، فرقه ای گفتند: «پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله سوسمار را حرام نمود». و به همین جهت آن را نخورد و فرقه ای دیگر می گفتند: «پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فقط آن را ناپسند شمرد و اگر آن را تحریم نموده بود، ما را از خوردن آن نهی می کرد».ابوسعید گوید: سپس من به خدمت پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله رسیدم، آن گاه از پایین کوه صفا عبور کردیم، در آن جا دیگ هایی می جوشیدند.گفتند: ای پیامبر خدا! کاش نزد ما توقف می کردید و از غذای ما میل می فرمودید!فرمود: در دیگ ها چه می پزید؟

فَقَالُوا حُمُرٌ لَنَا كُنَّا نَرْكَبُهَا.فَقَامَتْ فَذَبَحْنَاهَا فَدَنَا رَسُولُ اللَّهِ صلَّی اللهُ علیه وآله مِنَ الْقُدُورِ فَأَكْفَأَهَا بِرِجْلِهِ.ثُمَّ انْطَلَقَ جَوَاداً وَ تَخَلَّفْتُ بَعْدَهُ فَقَالَ بَعْضُهُمْ: حَرَّمَ رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله لَحْمَ الْحَمِيرِ وَ قَالَ بَعْضُهُمْ : كَلَّا إِنَّمَا أَفْرَغَ قُدُورَكُمْ حَتَّى لَا تَعُودُوا فَتَذْبَحُوا دَوَابَّكُمْ.قَالَ أَبُو سَعِيدٍ : فَبَعَثَ رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله إِلَيَّ فَلَمَّا جِئْتُهُ قَالَ : يَا أَبَا سَعِيدٍ ! ادْعُ لِي بِلَالاً.فَلَمَّا جِئْتُهُ بِبِلَالٍ قَالَ : يَا بِلَالُ! اصْعَدْ أَبَا قُبَيْسٍ فَنَادِ عَلَيْهِ : أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلَّی اللهُ علیه وآله حَرَّمَ الجِرِّيَّ وَ الضَّبِّ وَ الْحَمِيرَ الْأَهْلِيَّةَ . أَلَا فَاتَّقُوا اللهَ جَلَّ وَ عَزَّ وَ لَا تَأْكُلُوا مِنَ السَّمَكِ إِلَّا مَا كَانَ لَهُ قِشْرٌ وَ مَعَ الْقِشْرِ فُلُوسٌ ، فَإِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى مَسَخَ سَبْعَمِائَةِ أُمَّةٍ عَصَوُا الْأَوْصِيَاءَ بَعْدَ الرُّسُلِ ، فَأَخَذَ أَرْبَعُمِائَةٍ مِنْهُمْ بَرَّاً وَ ثَلَاثُمِائَةٍ بَحْراً . ثُمَّ تَلَا هَذِهِ الآيَةَ : (فَجَعَلْنَاهُمْ أَحَادِيثَ وَمَزَّقْنَاهُمْ كُلَّ مُمَزَّقٍ.)عرض کردند: همان الاغی که سوار می شدیم. این الاغ از سواری دادن باز ایستاد و ما آن را ذبح کردیم.پس پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله به دیگ ها نزدیک شد و با پای خود آنها را کج نمود و محتویات آن ها به زمین ریخت، سپس به سرعت رفت.ابوسعید گوید: من ماندم تا از دیدگاه آنان با خبر شوم؛ برخی گفتند: «پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله گوشت الاغ را حرام نمود». و بعضی دیگر گفتند: «هرگز! همانا ظرف های شما را خالی نمود تا دیگر تکرار نکنید و چهارپایان خود را نکشید».ابوسعید گوید: پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله در پی من فرستاد. هنگامی که خدمت حضرتش رسیدم فرمود: ای ابا سعید! بلال را فراخوان!وقتی که بلال آمد، فرمود: ای بلال! بالای کوه ابوقبیس برو و در آن جا اعلام کن که پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله مارماهی، سوسمار و الاغ اهلی را حرام نمود. هان تقوای خدا پیشه کنید و جز ماهی های پولک دار نخورید؛ زیرا خداوند هفتصد امّت را به جهت نافرمانی از جانشینان آنان مسخ نمود؛ چهارصد گروه از آنان را در خشکی و سیصد گروه را در دریا مسخ نمود.آن گاه پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله این آیه را تلاوت فرمود که «پس ما آنان را داستان هایی قرار دادیم و آنان را به طور کامل متلاشی ساختیم».

2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ دَاوُدَ بْنِ فَرْقَدِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قالَ:كُلُّ ذِي نَابٍ مِنَ السَّبَاعِ وَ مِخْلَبٍ مِنَ الطَّيْرِ حَرَامٌ.3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ : إِنَّ رَسُولَ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله قَالَ :كُلُّ ذِي نَابٍ مِنَ السَّبَاعِ وَ مِخْلَبٍ مِنَ الطَّيْرِ حَرَامٌ.وَ قَالَ علیه السَّلام: لَا تَأْكُلْ مِنَ السَّبَاعِ شَيْئاً.4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَمْرِو بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ خَالِدٍ قَالَ :قُلْتُ لِأَبِي الْحَسَنِ _ يَعْنِي مُوسَى بْنَ جَعْفَرٍ : أَ يَحِلُّ أَكْلُ لَحْمِ الْفِيلِ ؟فَقَالَ : لا .قُلْتُ : وَلِمَ ؟2 - داوود بن فرقد گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:هر درنده ای که نیش دارد و هر مرغی که چنگال دارد، حرام است.حلبی گوید: امام صادقعلیه السَّلام فرمود: پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود:هر درنده ای که نیش دارد و هر پرنده ای که چنگال دارد، حرام است.و فرمود: گوشت هیچ کدام از درندگان را نخور!4 - حسین بن خالد گوید: به امام کاظم علیه السَّلام عرض کردم: آیا خوردن گوشت فیل حلال است؟فرمود: نه.عرض کردم: چرا؟

قَالَ علیه السَّلام: لِأَنَّهُ مَثْلَةٌ وَقَدْ حَرَّمَ اللهُ عزّوجل الْأَمْسَاخَ وَ لَحْمَ مَا مُثْلَ بِهِ فِي صُوَرِهَا.5 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيَّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:سَأَلْتُهُ عَنْ أَكل الضَّب.فَقَالَ : إِنَّ الضَّبَّ وَ الْفَأْرَةَ وَالْقِرَدَةَ وَ الْخَنَازِيرَ مُسُوحٌ .6 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَيْدٍ عَنْ أَبِي سَهْلِ الْقُرَشِيَّ قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنْ لَحْمِ الْكَلْبِ .فَقَالَ : هُوَ مَسْخقُلْتُ : هُوَ حَرَامٌ.قَالَ : هُوَ نَجَسٌ أَعِيدُهَا عَلَيْهِ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ كُلَّ ذَلِكَ يَقُولُ هُوَ نَجَسٌ .فرمود: زیرا فیل، مایۀ عبرت قرار داده شده است، به راستی که خداوند مسخ شدگان را حرام نمود و گوشت حیوانی که مایه عبرت قرار گرفته است، حکم مسخ شدگان را دارد.5 - حلبی گوید: از امام صادق علیه السَّلام درباره خوردن سوسمار پرسیدم.فرمود: سوسمار، موش، میمون و خوک ها مسخ شده اند.6 - ابوسهل قرشی گوید: از امام صادق علیه السَّلام درباره گوشت سگ پرسیدم.فرمود: سگ مسخ شده است.گفتمک آیا خوردن آن حرام است؟فرمود: نجس است.ابوسهل گوید: پرسشم را سه بار تکرار کردم آن حضرت هر بار فرمود: نجس است.

7 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ غِيَاتِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:أَنَّهُ كَرِهَ أَكْلَ كُلِّ ذِي حُمَةٍ.8 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنِ الْعَمْرَكِيَّ بْنِ عَلِي عَنْ عَلِيِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَخِيهِ أَبِي الْحَسَنِ علیه السَّلام قَالَ :سَأَلْتُهُ عَنِ الْغُرَابِ الْأَبْقَع وَالْأَسْوَدِ أَ يَحِلُّ أَكْلُهُمَا ؟فَقَالَ : لَا يَحِلُّ أَكْلُ شَيْءٍ مِنَ الْغِرْبَانِ زَاغَ وَ لَا غَيْرِهِ.9 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ بَكْرِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ سُلَيْمَانَ الْجَعْفَرِيِّ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السَّلام قَالَ:الطَّاوُسُ لَا يَحِلُّ أَكْلُهُ وَلَا بَيْضُهُ.10 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرِ عَنْ عُمَرَ بْنِ أَدَيْنَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمِ وَ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام أَنَّهُمَا سَأَلَاهُ عَنْ أَكْلِ لُحُومِ الْحُمُرِ الْأَهْلِيَّةِ.7 - غیاث بن ابراهیم گوید: امام صادق علیه السَّلام خوردن هر گونه حیوان دارای زهر را مکروه دانست.8 - علی بن جعفر علیه السَّلام گوید: از امام کاظم علیه السَّلام پرسیدم: خوردن گوشت کلاغ سیاه و سفید و کلاغ سیاه، حلال است؟فرمود: خوردن هیچ نوع از کلاغ ها حلال نیست؛ نه زاغ، نه نوع دیگر.9 - سلیمان جعفری گوید: امام رضا علیه السَّلام فرمود: خوردن گوشت طاووس و هم چنین تخم آن حلال نیست.10 - محمّد بن مسلم و زراره گویند: از امام باقر علیه السَّلام پرسیدیم: گوشت الاغ اهلی چه حکمی دارد؟

قَالَ : نَهَى رَسُولُ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله عَنْهَا وَ عَنْ أَكْلِهَا يَوْمَ خَيْبَرَ، وَإِنَّمَا نَهَى عَنْ أَكْلِهَا فِي ذَلِكَ الْوَقْتِ لِأَنَّهَا كَانَتْ حَمُولَةَ النَّاسِ ، وَإِنَّمَا الْحَرَامُ مَا حَرَّمَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَ فِي الْقُرْآنِ.11 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي الْجَارُودِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ : سَمِعْتُهُ يَقُولُ :إِنَّ الْمُسْلِمِينَ كَانُوا أَجْهَدُوا فِي خَيْبَرَ فَأَسْرَعَ الْمُسْلِمُونَ فِي دَوَابِهِمْ فَأَمَرَهُمْ رَسُولُ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله بِإِكْفَاءِ الْقُدُورِ وَ لَمْ يَقُلْ إِنَّهَا حَرَامٌ وَ كَانَ ذَلِكَ إِبْقَاء عَلَى الدَّوَابِّ.12 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ عَمَّنْ أَخْبَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ : سَأَلْتُهُ عَنْ لُحُومِ الْخَيْلِ .فَقَالَ : لَا تَأْكُلْ إِلَّا أَنْ تُصِيبَكَ ضَرُورَةٌ وَ لُحُومِ الْحُمُرِ الأَهْلِيَّةِ.فرمود: رسول خدا صلَّى اللهُ عليه وآله از کشتن الاغ و خوردن گوشت آن در زمان جنگ خیبر نهی فرمود، چرا که در آن سفر ،الاغ وسیلۀ حمل و نقل عمومی بود. حرام گوشت، آن حیوانی است که خداوند متعال آن را در قرآن حرام کرده باشد.11 - ابو جارود گوید: از امام باقر صلَّى اللهُ عليه وآله شنیدم که می فرمود:در جنگ خیبر مسلمانان پس از تلاش بسیار خسته شدند و با شتاب به کشتن چهارپایان خود اقدام نمودند. پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله به آنان دستور فرمود که دیگ ها را واژگون کنند. امّا نفرمود که خوردن آن حرام است. و این دستور پیامبر صلَّى اللهُ عليه وآله به جهت ماندن نسل چهارپایان بود.12 - راوی گوید: از امام صادق علیه السَّلام درباره گوشت اسب پرسیدم.فرمود: آن را نخور، مگر آن که ناگزیر باشی.راوی گوید: از حضرتش درباره گوشت الاغ اهلی پرسیدم.

فَقَالَ : فِي كِتَابِ عَلِي علیه السَّلام أَنَّهُ مَنَعَ أَكْلَهَا.13 - أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ قَالَ : سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنْ لُحُومِ الْحَمِيرِ.فَقَالَ : نَهَى رَسُولُ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله عَنْ أَكْلِهَا يَوْمَ خَيْبَرَ .قَالَ : وَسَأَلْتُهُ عَنْ أَكْلِ الْخَيْلِ وَالْبِغَالِ.فَقَالَ : نَهَى رَسُولُ اللَّهِ صلَّى اللهُ عليه وآله عَنْهَا ، فَلَا تَأْكُلُوهَا إِلَّا أَنْ تُضْطَرُّوا إِلَيْهَا.14 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ الْأَشْعَرِيٌّ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السَّلام قَالَ:الْفِيلُ مَسْخُ كَانَ مَلِكاً زَنَّاءً.وَ الذِّنْبُ مَسْخٌ كَانَ أَعْرَابِيّاً دَيُوناً .وَ الْأَرْنَبُ مَسْخُ كَانَتِ امْرَأَةً تَخُونُ زَوْجَهَا وَ لَا تَغْتَسِلُ مِنْ حَيْضِهَا.وَ الْوَطْوَاطُ مَسْخُ كَانَ يَسْرِقُ تُمُورَ النَّاسِ .فرمود: در کتاب حضرت علی علیه السَّلام آمده است که آن حضرت خوردن گوشت آن را منع نمود.13 - ابن مسکان گوید: از امام صادق علیه السَّلام درباره گوشت الاغ پرسیدم.فرمود: پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله جنگ در خیبر از خوردن آن نهی نمود.ابن مسکان گوید از آن حضرت درباره خوردن گوشت اسب و قاطر پرسیدم.فرمود: پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله از خوردن آن ها نهی نمود. پس از گوشت آن ها بپرهیزید مگر آن که ناگزیر باشید.14 - محمّد بن حسن اشعری گوید: امام رضا علیه السَّلام فرمود:فیل مسخ شده است. او پادشاهی بود که بسیار زنا می کرد.گرگ نیز مسخ شده است. او عرب بادیه نشینی دیّوث بود.خرگوش نیز مسخ شده است. او زنی بود که به شوهرش خیانت می ورزید و غسل حیض انجام نمی داد.خفاش نیز مسخ شده است. او کسی بود که خرماهای مردم را می دزدید.

وَالْقِرَدَةُ وَ الْخَنَازِيرُ قَوْمٌ مِنْ بَنِي إِسْرَائِيلَ اعْتَدَوْا فِي السَّبْتِ .وَالْجِرِّيتُ وَ الضَّبُ فِرْقَةٌ مِنْ بَنِي إِسْرَائِيلَ لَمْ يُؤْمِنُوا حَيْثُ نَزَلَتِ الْمَائِدَةُ عَلَى عِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ علیه السَّلام فَتَاهُوا فَوَقَعَتْ فِرْقَةٌ فِي الْبَحْرِ وَ فِرْقَةٌ فِي الْبَرِّ.وَ الْفَأْرَةُ فَهِيَ الْفُوَيْسِقَةُ .وَ الْعَقْرَبُ كَانَ نَمَّاماً .وَ الذُّبُ وَ الزُّنْبورُ كَانَتْ لَحَاماً يَسْرِقُ فِي الْمِيزَانِ.15 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي يَد الْوَاسِطِي قَالَ : سُئِلَ الرِّضَا علیه السَّلام عَنِ الْغُرَابِ الْأَبْقَعفَقَالَ : إِنَّهُ لَا يُؤْكَلُ .وَقَالَ : وَمَنْ أَحَلَّ لَكَ الْأَسْوَدَ ؟16 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ بَكْرِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ سُلَيْمَانَ الْجَعْفَرِيِّ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السَّلام قَالَ:میمون و خوک گروهی از بنی اسرائیل بودند که در روز شنبه سرکشی و عداوت نمودند.مار جریّت و سوسمار، فرقه ای از بنی اسرائیل بودند که هنگامی که آن سفره آسمانی بر حضرت عیسی علیه السَّلام نازل شد، ایمان نیاوردند. از این رو هلاک شدند. گروهی در دریا و گروهی دیگر در خشکی افتادند.و موش همان موش است.و عقرب شخصی سخن چین بود.و خرس و زنبور، قصابی بود که در سنجش گوشت دزدی می کرد.15 - ابویحیی واسطی گوید: از امام رضا علیه السَّلام او درباره کلاغ سیاه و سفید سؤال شد.فرمود: نباید آن را خورد.و فرمود و چه کسی کلاغ سیاه را برای تو حلال نمود؟!16 - سلیمان جعفری گوید: امام رضا علیه السَّلام فرمود:

الطَّاوُسُ مَسْخُ كَانَ رَجُلاً جَمِيلاً فَكَابَرَ امْرَأَةَ رَجُلٍ مُؤْمِنٍ تُحِبُّهُ فَوَقَعَ بِهَا، ثُمَّ رَاسَلَتْهُ بَعْدُ فَمَسَخَهُمَا اللَّهُ عَزَّوَجَلَ وَ طَاوُسَيْنِ أُنْثَى وَ ذَكَراً وَ لَا يُؤْكَلُ لَحْمُهُ وَ لَا بَيْضُهُ.### بخش سوم#### پرندگان حلال گوشت و حرام گوشت(3 بَابٌ آخَرُ مِنْهُ وَ فِيهِ مَا يُعْرَفُ بِهِ مَا يُؤْكَلُ مِنَ الطَّيْرِ وَ مَا لَا يُؤْكَلُ)1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ سَمَاعَةَ بْنِ مِهْرَانَ قَالَ : سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنِ الْمَأْكُولِ مِنَ الطَّيْرِ وَ الْوَحْشِ.فَقَالَ : حَرَّمَ رَسُولُ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله كُلَّ ذِي مِخْلَبٍ مِنَ الطَّيْرِ وَ كُلَّ ذِي نَابٍ مِنَ الْوَحْشِ .فَقُلْتُ: إِنَّ النَّاسَ يَقُولُونَ مِنَ السَّبْع .فَقَالَ لِي : يَا سَمَاعَةُ! السَّبُعُ كُلُّهُ حَرَامٌ وَ إِنْ كَانَ سَبْعاً لَا نَابَ لَهُ، وَإِنَّمَا قَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله هَذَا تَفْصِيلاً وَ حَرَّمَ اللهُ عَزَّوَجَل وَ رَسُولُهُ الْمُسُوخَ جَمِيعَهَا .طاووس مسخ شده است. او مرد زیبایی بود که به همسر مرد مؤمنی که شوهرش را دوست می داشت تجاوز کرد و با او آمیزش نمود، آن گاه آن زن با او نامه نگاری نمود. خداوند متعال آن دو را به صورت دو طاووس _ نر و ماده _ مسخ نمود. و نباید گوشت طاووس و همین طور تخم آن را خورد.بخش سوم: پرندگان حلال گوشت و حرام گوشت1 - سماعة بن مهران گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: آیا خوردن گوشت پرندگان و حيوانات وحشی جایز است؟فرمود: پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله هر پرندۀ چنگال دار و هر حیوان وحشی نیش دار را حرام نمود.عرض کردم: اهل سنت می گویند: «پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله درندگانی که نیش دار را حرام نمود».فرمود: ای سماعه! همه درندگان حرام اند؛ گرچه درنده ای نیش نداشته باشد و همانا پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله همه محرّمات را به طور مفصل بیان نمود و خدا و پیامبرش همه مسخ شدگان را حرام نمودند.

فَكُلِ الْآنَ مِنْ طَيْرِ الْبَرِّ مَا كَانَتْ لَهُ حَوْصَلَةٌ وَ مِنْ طَيْرِ الْمَاءِ مَا كَانَ لَهُ قَانِصَةٌ كَقَائِصَةِ الْحَمَامِ لَا مَعِدَةٌ كَمَعِدَةِ الْإِنْسَانِ ، وَكُلُّ مَا صَفَّ وَهُوَ ذُو مِخْلَبٍ فَهُوَ حَرَامٌ وَ الصَّفِيفُ كَمَا يَطِيرُ الْبَازِي وَ الصَّفْرُ وَ الْحِدَأَةُ وَ مَا أَشْبَهَ ذَلِكَ وَكُلُّ مَا دَفَّ فَهُوَ حَلَالٌ وَ الْحَوْصَلَةُ وَ الْقَانِصَةُ يُمْتَحَنُ بِهَا مِنَ الطَّيْرِ مَا لَا يُعْرَفُ طَيَرَانُهُ وَ كُلُّ طَيْرِ مَجْهول.2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله قَالَ : قُلْتُ لَهُ : الطَّيْرُ مَا يُؤْكَلُ مِنْهُ .فَقَالَ : لَا يُؤْكَلُ مِنْهُ مَا لَمْ تَكُنْ لَهُ قَانِصَةٌ .3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرِ عَنْ عَلِيِّ الزَّيَّاتِ عَنْ زُرَارَةَ أَنَّهُ قَالَ : وَاللهِ مَا رَأَيْتُ مِثْلَ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَطُّ وَ ذَلِكَ أَنِّي سَأَلْتُهُ فَقُلْتُ : أَصْلَحَكَ اللهُ ! مَا يُؤْكَلُ مِنَ الطَّيْرِ.بنابر این اکنون، از گوشت پرندگان خشکی چینه دان دار تناول کن. و پرندگان آبی که همانند کبوتر سنگدان دارند، نه معده ای به سان معده انسان و هر پرنده ای که با بال های گشوده پرواز کند و دارای چنگال باشد حرام گوشت است.با بالهای گشوده همانند پرواز باز شاهین و زغن و مانند این ها حرام است.و هر پرنده ای که بال هایش را باز می کند و می بندد حلال گوشت است. چینه دان و سنگدان و هر پرنده ای که پروازش مشخص نیست و هر پرنده ای که ناشناخته و مجهول است به وسیله آن ها آزمایش و حلال یا حرام بودنش مشخص می شود.2- عبدالله بن سنان گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم: پرندگان حلال گوشت چه علامتی دارند؟فرمود: پرنده ای که سنگدان ندارد، حرام است.زراره گوید: به خدا سوگند! من هرگز فقیهی همانند امام باقر علیه السَّلام ندیدم به آن سرور گفتم: خداوند کارهای شما را اصلاح نماید! پرندگان حلال گوشت را چگونه بشناسیم؟

فَقَالَ : كُلِّ مَا دَفَّ وَ لَا تَأْكُلْ مَا صَفَّ.قُلْتُ : الْبَيْضُ فِي الْآجَامِ.فَقَالَ : مَا اسْتَوَى طَرَفَاهُ فَلَا تَأْكُلْهُ وَ مَا اخْتَلَفَ طَرَفَاهُ فَكُلْ.قُلْتُ : فَطَيْرُ الْمَاءِ .قَالَ : مَا كَانَتْ لَهُ قَانِصَةٌ فَكُلْ وَ مَا لَمْ تَكُنْ لَهُ قَانِصَةٌ فَلَا تَأْكُلْ.4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ :كُلْ مِنَ الطَّيْرِ مَا كَانَتْ لَهُ قَانِصَةٌ وَ لَا مِخْلَبَ لَهُ.قَالَ : وَسَأَلْتُهُ عَنْ طَيْرِ الْمَاءِ.فَقَالَ مِثْلَ ذَلِكَ .فرمود: هر مرغی که در آسمان بال ها را به پهلو می زند و حرکت می کند، از گوشت آن تناول کن و هر مرغی که در آسمان بال ها را صاف و راست نگه می دارد و حرکت می کند، از گوشت آن تناول مکن.گفتم: گاهی تخم پرندگان را در نیزارها می یابیم. (حلال و حرام آن را چگونه بشناسیم؟)فرمود: هر تخمی که دو جانب آن برابر و یکسان باشد نخور و هر تخمی که دو جانب آن برابر و یکسان نباشد بخور.گفتم: پرندگان دریایی چه حکمی دارند؟فرمود: هر مرغ دریایی که سنگدان دارد از گوشت آن بخور و هر مرغی که سنگدان ندارد از گوشت آن مخور.4 - مسعدة بن صدقه گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: از گوشت پرندگانی که سنگدان دارند و چنگال ندارند تناول کن .مسعدة گوید: از آن حضرت دربارۀ پرندگان آبی پرسیدم.فرمود: همانند پرندگان خشکی هستند.

5 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ الله علیه السَّلام قال :كُلْ مِنَ الطَّيْرِ مَا كَانَتْ لَهُ قَائِصَةٌ أَوْ صِيصِيَةٌ أَوْ حَوْصَلَةٌ.6 - بَعْضُ أَصْحَابِنَا عَنِ ابْنِ جُمْهُورٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْقَاسِمِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَبِي يَعْفُورٍ قَالَ : قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام: إِنِّي أَكُونُ فِيالْآجَامِ فَيَخْتَلِفُ عَلَيَّ الطَّيْرُ فَمَا آكُلُ مِنْهُ.فَقَالَ : كُلْ مَا دَفَّ وَ لَا تَأْكُلْ مَا صَفَّ .فقلتُ: إِنِّي أُولى به مذبوحاً.فَقَالَ : كُلْ مَا كَانَتْ لَهُ قَائِصَةٌ .5 - ابن بکیر گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:از گوشت پرندگانی که سنگدان یا خارِ پشت پا و یا چینه دان دارند بخور.6 - عبد الله بن ابى یعفور گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم: من در منطقه نی زار زندگی می کنم و از گوشت پرندگان استفاده می کنم، از کدام نوع بهره ببرم؟فرمود: از گوشت پرنده ای بخور که بال هایش را به پهلو می زند و پرواز میکند بخور و از گوشت پرنده ای که صاف پرواز می کند، نخور.گفتم: گاهی پرنده ای را به صورت ذبح شده نزد من می آورند.فرمود: گوشت پرنده ای را بخور که سنگدان دارد.

### بخش چهارم#### شناسایی تخم پرندگان(4 بَابُ مَا يُعْرَفُ بِهِ الْبَيْضُ)1 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْن مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السَّلام قَالَ :إِذَا دَخَلْتَ أَجَمَةً فَوَجَدْتَ بَيْضاً فَلَا تَأْكُلْ مِنْهُ إِلَّا مَا اخْتَلَفَ طَرَفَاهُ.2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الزَّيَّاتِ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام الْبَيْضُ فِي الْآجَامِ.فَقَالَ : مَا اسْتَوَى طَرَفَاهُ فَلَا تَأْكُلْ وَمَا اخْتَلَفَ طَرَفَاهُ فَكُلْ.3 - عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُدَيْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي الْخَطَّابِ قَالَ : سَأَلْتُهُ يَعْنِي أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنْ رَجُلٍ يَدْخُلُ الْأَجَمَةَ فَيَجِدُ فِيهَا بَيْضاً مُخْتَلِفاً لَا يَدْرِي بَيْضُ مَا هُوَ أَبَيْضُ مَا يُكْرَهُ مِنَ الطَّيْرِ أَوْ يُسْتَحَبُّ .بخش چهارم: شناسایی تخم پرندگان1 - محمّد بن مسلم گوید: امام (باقر علیه السَّلام و یا امام صادق علیه السَّلام فرمود:)هرگاه وارد منطقه نی زار شدی و تخم پرنده ای را یافتی؛ آن را نخور مگر آن که دو طرفش یکسان نباشد.2 - زراره گوید: به امام باقر علیه السَّلام عرض کردم: تخم پرنده ای که در نی زار است (چه حکمی دارد؟)فرمود: تخم پرنده ای را که دو طرفش یکسان است نخور و تخم پرنده ای را که دو طرفش با هم فرق دارد بخور.3 - ابو خطّاب گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: مردی داخل منطقه نی زار می شود و در آنجا تخم های گوناگونی از پرندگان می یابد که نمی داند تخم کدام پرنده است. آیا تخم پرنده ای است که میتوان خورد یا نه؟ (چه وظیفه ای دارد؟)

فَقَالَ : إِنَّ فِيهِ عَلَماً لَا يَخْفَى، انْظُرْ إِلَى كُلِّ بَيْضَةٍ تَعْرِفُ رَأْسَهَا مِنْ أَسْفَلِهَا فَكُلْ وَمَا يَسْتَوِي فِي ذَلِكَ فَدَعْهُ.4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ صَدَقَةً قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام يَقُولُ :كُلْ مِنَ الْبَيْضِ مَا لَمْ يَسْتَوِ رَأْسَاهُ.وَقَالَ : مَا كَانَ مِنْ بَيْضِ طَيْرِ الْمَاءِ مِثْلَ بَيْضِ الدَّجَاجِ وَ عَلَى خِلْقَتِهِ أَحَدُ رَأَسَيْهِ رْطَحٌ وَإِلَّا فَلَا تَأْكُلْ.5 - بَعْضُ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ جُمْهُورٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْقَاسِمِ عَنِ ابْنِ أَبِي يَعْفُورٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: إِنِّي أَكُونُ فِي الْآجَامِ فَيَخْتَلِفُ عَلَيَّ الْبَيْضُ فَمَا أَكُلُ مِنْهُ ؟فَقَالَ : كُل مِنْهُ مَا اخْتَلَفَ طَرَفَاهُ .فرمود: نشانه حرمت و حلال بودن آن مخفی نیست. بنگر که هر تخمی که بالا و پایین آن مشخص است آن را بخور! و آن تخمی را که بالا و پایینش یکسان است؛ پس آن را رها کن!4 - مسعدة بن صدقه گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:از تخم پرندگان تخمی را بخور که دو سرش یکسان نباشد.و فرمود: تخم پرنده آبی که می توان آن را خورد مانند تخم مرغ و طبق خلقتش یک سر آن پهن و عریض است و گرنه نباید بخوری.5 - ابن ابی یعفور گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم من در منطقه نی زار زندگی می کنم و تخم پرندگان بر من مشتبه است، کدام یک را بخورم؟فرمود : تخم پرنده ای را بخور که دو طرفش تفاوت داشته باشند.

### بخش پنجم#### حکم بره و بزغاله ای که شیر خوک خوردهبَابُ الْحَمَلِ وَ الْجَدْيِ يَرْضِعَانِ مِنْ لَبَنِ الْخِنْزِيرَةِ1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَنَانِ بْنِ سَدِير قَالَ : سُئِلَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام وَ حَاضِرٌ عِنْدَهُ عَنْ جَدْيِ يَرْضِعُ مِنْ خِنْزِيرَةٍ حَتَّى كَبِرَ وَ شَبَّ وَ اشْتَدَّ عَظْمُهُ ثُمَّ إِنَّ رَجُلاً اسْتَفْحَلَهُ فِي غَنَمِهِ فَأَخْرِجَ لَهُ نَسْلُ .فَقَالَ : أَمَّا مَا عَرَفْتَ مِنْ نَسْلِهِ بِعَيْنِهِ فَلَا تَقْرَبَنَّهُ، وَأَمَّا مَا لَمْ تَعْرِفْهُ فَكُلْهُ فَهُوَ بِمَنْزِلَةِ الْجُبُنِّ وَ لَا تَسْأَلْ عَنْهُ.2 - حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ أَحْمَدَ النَّهِيكِيَّ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ بِشْرِ بْنِ مَسْلَمَةَ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السَّلام فِي جَدْيِ يَرْضِعُ مِنْ خِنْزِيرَةٍ ثُمَّ ضَرَبَ فِي الْغَنم .قَالَ : هُوَ بِمَنْزِلَةِ الْجُبْنُ فَمَا عَرَفْتَ بِأَنَّهُ ضَرَبَهُ فَلَا تَأْكُلْهُ وَ مَا لَمْ تَعْرِفْهُ فَكُلْهُ.بخش پنجم: حکم بره و بزغاله ای که شیر خوک خورده1 - حنّان بن سدیر گوید: من در حضور امام صادق علیه السَّلام بودم که از حضرتش پرسیدند: بزغاله ای از پستان خوک شیر خورده و بزرگ شده و استخوانش محکم گشته و آن گاه که آماده تلقیح شده، در یک رمۀ گوسفند وارد شده و نسلی از آن به وجود آمده است. بره های این بزغاله چه حکمی دارند؟فرمود: اگر برّه های آن بزغاله مشخص و معلوم باشند، به آن ها نزدیک مشو، و اگر نامشخص باشد، از گوشت بره های آن رمه تناول کن. موارد مشکوک مانند پنیر است (که گاهی با مایۀ نجس به عمل می آید. پرسش و تحقیق لازم نیست.)2 - بشر بن مسلمه گوید: از امام رضا علیه السَّلام پرسیدم: اگر بزغاله ای از پستان خوک شیر بنوشد و بزرگ شود و بعدها به عنوان گشن در یک رمۀ گوسفند مورد استفاده قرار بگیرد، چه صورت دارد؟فرمود: نسل آن بزغاله به منزلۀ پنیر است. اگر بره های او را می شناسی، از گوشت آن نخور و اگر نمی شناسی پرهیز کردن لزومی ندارد.

3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ رَفَعَهُ قَالَ : قَالَ :لَا تَأْكُلْ مِنْ لَحْم حَمَلٍ يَرْضِعُ مِنْ لَبَنِ خِنْزِيرَةٍ .4 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ قَالَ :كَتَبْتُ إِلَيْهِ علیه السَّلام: جُعِلْتُ فِدَاكَ مِنْ كُلِّ سُوءٍ ! امْرَأَةٌ أَرْضَعَتْ عَنَاقاً حَتَّى فُطِمَتْ وَ كَبِرَتْ وَ ضَرَبَهَا الْفَحْلُ ثُمَّ وَضَعَتْ أَيَجُوزُ أَن يُؤْكَلَ لَحْمُهَا وَلَبَنُهَا ؟ فَكَتَبَ علیه السَّلام: فِعْل مَكْرُوهُ وَ لَا بَأْسَ بِهِ.5 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام:أَنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام سُئِلَ عَنْ حَمَلٍ عُذْيَ بِلَبَنِ خِنْزِيرَةٍ .فَقَالَ : قَيَدُوهُ وَ اعْلِفُوهُ الْكُسْبَ وَ النَّوَى وَ الشَّعِيرَ وَ الْخُبْزَ إِنْ كَانَ اسْتَغْنَى عَن اللَّبَنِ ، فَإِنْ لَمْ يَكُنِ اسْتَغْنَى عَنِ اللُّبَنِ فَيُلْقَى عَلَى ضَرْعِ شَاةٍ سَبْعَةَ أَيَّامٍ ثُمَّ يُؤْكَلُ لَحْمُهُ.3 - ابو حمزه در روایت مرفوعه ای گوید: امام علیه السَّلام فرمود:از گوشت برّه ای که شیر خوک خورده است، تناول نکن.4 - احمد بن محمّد گوید: در نامه ای به حضرتش نوشتم:از هر بلا قربانت شوم! خانمی بزغاله ماده را از پستان خود شیر داده تا روزی که به رشد رسیده و بزرگ شده و بعد بزغالۀ نری آن را تلقیح کرده و اینک زاییده است. آیا گوشت و شیر آن حلال است؟حضرتش در پاسخ نوشت: کار مکروهی انجام داده است، امّا گوشت و شیر آن حلال است.5 - سکونی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:از امیرمؤمنان علی علیه السَّلام درباره برّه ای که با شیر خوک تغذیه کرده پرسیده شد.فرمود: در صورتی که برّه از شیر باز گرفته شده آن را در جایی نگه دارید و عصاره روغن، هسته خرما، جو و نان بخورانید؛ و اگر از شیر باز نگرفته شده هفت روز از پستان گوسفندی تغذیه کند، سپس می توان گوشت آن را خورد.

### بخش ششم#### حکم گوشت و تخم حیوانات نجاست خوار و حکم گوسفند شراب خوار(6 بَابُ لُحُومِ الْجَلالَاتِ وَ بَيْضِهِنَّ وَ الشَّاةِ تَشْرَبُ الْخَمْرَ)1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ :لَا تَأْكُلُوا لُحُومَ الْجَلالَاتِ وَ هِيَ الَّتِى تَأْكُلُ العَذِرَةَ وَإِنْ أَصَابَكَ مِنْ عَرَقِهَا فَاغْسِلْهُ.2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَفْصِ بْنِ الْبَخْتَرِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ :لَا تَشْرَبْ مِنْ أَلْبَانِ الْإِبِلِ الْجَلَالَةِ وَإِنْ أَصَابَكَ شَيْءٌ مِنْ عَرَقِهَا فَاغْسِلُهُ.3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ : قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام:بخش ششم: حکم گوشت و تخم حیوانات نجاست خوار و حکم گوسفند شراب خوار1 - ابو حمزه گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:گوشت حیوانات نجاست خوار را نخورید و اگر عرق آن حیوان به بدن تو سرایت کرد، آن را بشوی.2 - حفص بن بختری گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:شتری که نجاست خوار است، آشامیدن شیر آن روا نیست و اگر عرق او به لباس و بدنت سرایت کند، آن را بشوی.3 - سکونی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: امیرمؤمنان على علیه السَّلام فرمود:

الدَّجَاجَةُ الْجَلَّالَةُ لَا يُؤْكَلُ لَحْمُهَا حَتَّى تُقَيَّدَ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ وَ الْبَطَّةُ الْجَلَّالَةُ خَمْسَةَ أَيَّامٍ وَ الشَّاةُ الْجَلَالَةُ عَشَرَةَ أَيَّامٍ وَ الْبَقَرَةُ الْجَلالَةُ عِشْرِينَ يَوْماً وَالنَّاقَةُ أَرْبَعِينَ يَوْماً .4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ أَبِي جَمِيلَةَ عَنْ زَيْدٍ الشَّحَّامِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام فِي شَاةٍ تَشْرَبُ خَمْرًا حَتَّى سَكِرَتْ ثُمَّ ذُبِحَتْ عَلَى تلْكَ الْحَال .قَالَ : لَا يُؤْكَلُ مَا فِي بَطْنِهَا .5 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ عَلِيِّ بْنِ حَسَّانَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ عُقْبَةَ عَنْ مُوسَى بْنِ أُكَيْلِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام فِي شَاةٍ شَرِبَتْ بَوْلاً ثُمَّ ذُبِحَتْ .قَالَ : فَقَالَ : يُغْسَلُ مَا فِي جَوْفِهَا ثُمَّ لَا بَأْسَ بِهِ وَ كَذَلِكَ إِذَا اعْتَلَفَتِ الْعَذِرَةَ وَ مَا لَمْ تَكُنْ جَلالَةَ وَ الْجَلالَةُ الَّتِي يَكُونُ ذَلِكَ غِذَاءَهَا .گوشت مرغ نجاست خوار را نمی توان خورد تا این که به مدت سه روز عادتش شکسته شود. مدّت زمان شکستن عادت مرغابی نجاست خوار، پنج روز و گوسفند نجاست خوار، ده روز، گاو نجاست خوار بیست روز و شتر نجاست خوار چهل روز است.4 - زید شحّام گوید: امام صادق علیه السَّلام درباره گوسفندی که شراب خورد به حدی که مست شد. سپس با همان حال ذبحش کردند، فرمود:آن چه را که در درون شکم دارد نمی توان خورد.5 - راوی گوید: امام باقر علیه السَّلام درباره گوسفندی که بول نوشید، سپس او را ذبح نمودند فرمود:درون شکمش شسته می شود سپس خوردن آن ایرادی ندارد. و همین طور است حکم گوسفندی که مدفوع بخورد به گونه ای که نجاست خوار محسوب نشود. و حیوان نجاست خوار حیوانی است که از مدفوع تغذیه کند.

6 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادِ الْأَدَمِيُّ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ يَزِيدَ رَفَعَهُ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام:الْإِبِلُ الْجَلالَةٌ إِذَا أَرَدْتَ نَحْرَهَا تَحْبِسُ الْبَعِيرَ أَرْبَعِينَ يَوْماً وَ الْبَقَرَةَ ثَلَاثِينَ يَوْماً وَالشَّاةَ عَشَرَةَ أَيَّامٍ .7 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْخَشَّابِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطِ عَمَّنْ رَوَى فِي الْجَلالَاتِ قَالَ:لَا بَأْسَ بِأَكْلِهِنَّ إِذَا كُنَّ يُخْلَطْنَ.8 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْبَرْقِيِّ عَنْ سَعْدِ بْنِ سَعْدٍ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السَّلام قَالَ :سَأَلْتُهُ عَنْ أَكْلِ لُحُومِ الدَّجَاجِ فِي الدَّسَاكِرِ وَهُمْ لَا يَمْنَعُونَهَا مِنْ شَيْءٍ تَمُرُّ عَلَى الْعَذِرَةِ مُخَلَّى عَنْهَا وَ عَنْ أَكْلِ بَيْضِهِنَّ .فَقَالَ : لَا بَأْسَ بِهِ6 - راوی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:هرگاه خواستی شتر نجاست خوار را نحر کنی چهل روز آن را از عادتش بازدار، گاو را سی روز و گوسفند را ده روز از عادتش بازدار.7 - علی بن اسباط درباره حیوانات نجاست خوار این گونه نقل کرد که حضرتش فرمود: اگر حیوانات با هم آمیخته شده اند و قابل شناسایی نیستند، ایرادی به خوردن گوشت آن ها نیست.8 - سعد بن سعد اشعری گوید: از امام رضا علیه السَّلام پرسیدم : مرغان خانگی که در دهات رها و آزاد می چرخند و اگر مدفوع نجس بیابند، از آن تغذیه می کنند و صاحبان مرغ ها به فکر ممانعت و مراقبت نیستند، خوردن گوشت و تخم آن ها چه صورت دارد؟فرمود: مانعی ندارد.

9 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ السَّيَّارِيِّ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْفَضْلِ عَنْ يُونُسَ عَنِ الرَّضَا علیه السَّلام فِي السَّمَكِ الْجَلالِ أَنَّهُ سَأَلَهُ عَنْهُ.فَقَالَ : يُنْتَظَرُ بِهِ يَوْماً وَ لَيْلَةٌ .وَقَالَ السَّيَّارِيُّ : إِنَّ هَذَا لَا يَكُونُ إِلَّا بِالْبَصْرَةِ.وَقَالَ فِي الدَّجَاجِ يُحْبَسُ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ وَ الْبَطَّةِ سَبْعَةَ أَيَّامٍ وَ الشَّاةِ أَرْبَعَةَ عَشْرَةَ يَوْماً وَ الْبَقَرَةِ ثَلَاثِينَ يَوْماً وَ الْإِبِلِ أَرْبَعِينَ يَوْماً ثُمَّ تُذْبَحُ .10 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ أَبِي إِسْمَاعِيلَ قَالَ : سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السَّلام عَنْ بَيْضِ الْغُرَابِ.فَقَالَ : لَا تَأْكُلْهُ.11 - حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ الْمِيثَمِي عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ بَسَّامِ الصَّيْرَفِيَّ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام فِي الْإِبِلِ الْجَلالَةِ.9 - سیاری گوید: یونس گوید: امام رضا علیه السَّلام درباره ماهی نجاست خوار _ که یونس درباره آن سؤال کرده بود _ فرمود:به مدت یک شبانه روز او را از عادتش باز می دارند.سیاری گوید : چنین ماجرایی فقط در بصره اتفاق افتاد.آن حضرت فرمود: مدّت زمان بازداری مرغابی از عادتش سه شبانه روز، گوسفند چهارده روز، گاو سی روز و شتر چهل روز است.10 - اسماعیل گوید: از امام رضا علیه السَّلام پرسیدم : تخم کلاغ چه حکمی دارد؟فرمود: تخم کلاغ را نخور.11 - بسام صیرفی گوید: از ابو جعفر علیه السَّلام در مورد شتر مدفوع خوار پرسیدم (چه حکمی دارد؟)

قَالَ : لَا يُؤْكَلُ لَحْمُهَا وَلَا تُرْكَبُ أَرْبَعِينَ يَوْماً.12 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ شَمُونٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَانِ عَنْ مِسْمَع عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ : قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام:النَّاقَةُ الْجَلالَةُ لَا يُؤْكَلُ لَحْمُهَا وَ لَا يُشْرَبُ لَبَنُهَا حَتَّى تُغَذَّى أَرْبَعِينَ يَوْماً وَ الْبَقَرَةُ الْجَلالَةُ لَا يُؤْكَلُ لَحْمُهَا وَ لَا يُشْرَبُ لَبَنُهَا حَتَّى تُغَذَّى ثَلَاثِينَ يَوْماً وَ الشَّاةُ الْجَلالَةَ لَا يُؤْكَلُ لَحْمُهَا وَ لَا يُشْرَبُ لَبَنُهَا حَتَّى تُغَذَّى عَشَرَةَ أَيَّامٍ وَ الْبَطَّةُ الْجَلَّالَةُ لَا يُؤْكَلُ لَحْمُهَا حَتَّى تُرْبَطَ خَمْسَةَ أَيَّامٍ وَ الدَّجَاجَةُ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ.### بخش هفتم#### اعضایی از حیوانی که نمی توان خوردبَابُ مَا لَا يُؤْكَلُ مِنَ الشَّاةِ وَ غَيْرِهَا1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عُبَيْدِ اللَّهِ الدَّهْقَانِ عَنْ دُرُسْتَ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عَبْدِ الْحَمِيدِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السَّلام قَالَ:فرمود: خوردن گوشت آن روا نیست و تا چهل روز بعد از شکستن عادتش، نباید بر آن سوار شوند.12 - مسمع گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: امیر مؤمنان علی علیه السَّلام فرمود:گوشت و شیر شتر نجاست خوار را نمی توان خورد، تا این که چهل روز با غذای پاک تغذیه کند.گوشت و شیرگاو نجاست خوار را نمی توان خورد، تا این که سی روز با غذای پاک تغذیه کند.گوشت و شیر گوسفند نجاست خوار را نمی توان خورد، تا این که ده روز با غذای پاک تغذیه کند.گوشت مرغابی نجاست خوار را نمی توان خورد، تا این که پنج روز کنترل شود تا عادتش شکسته شود و مرغ نیز سه روز کنترل می شود.بخش هفتم: اعضایی از حیوانی که نمی توان خورد1 - ابراهیم بن عبدالحمید گوید: امام رضا علیه السَّلام فرمود:

حُرِّمَ مِنَ الشَّاةِ سَبْعَةُ أَشْيَاءَ الدَّمُ وَ الْخُصْيَتَانِ وَ الْقَضِيبُ وَ الْمَثَانَةُ وَالْغُدَدُ وَ الطَّحَالُ وَ الْمَرَارَةُ.2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِي يَحْيَى الْوَاسِطِيَّ رَفَعَهُ قَالَ :مَرَّ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام بِالْقَصَّابِينَ فَنَهَاهُمْ عَنْ بَيْعِ سَبْعَةِ أَشْيَاءَ مِنَ الشَّاةِ نَهَاهُمْ عَنْ بَيْعِ الدَّمِ وَ الْغُدَدِ وَ آذَانِ الْفُؤَادِ وَ الطَّحَالِ وَ النُّخَاعِ وَ الْحُصَى وَ الْقَضِيبِ .فَقَالَ لَهُ بَعْضُ الْقَصَّابِينَ : يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ! مَا الْكَبِدُ وَ الطَّحَالُ إِلَّا سَوَاءٌ.فَقَالَ لَهُ : كَذَبْتَ يَا لُكَعُ ! ائْتُونِي بِتَوْرَيْنِ مِنْ مَاءٍ أُنَبِّئُكَ بِخِلَافِ مَا بَيْنَهُمَا.فَأْتِيَ بِكَبِدِ وَ طِحَالٍ وَ تَوْرَيْنِ مِنْ مَاءٍ ، فَقَالَ علیه السَّلام: شُقُوا الطَّحَالَ مِنْ وَسَطِهِ وَ شُقُّوا الْكَبِدَ مِنْ وَسَطِهِ.هفت چیز از گوسفند حرام است: خون، بیضه ها، آلت نره ، مثانه، غدّه ها، طحال و کیسه صفراء.2 - راوی گوید: امیرمؤمنان علیه علیه السَّلام از بازار قصاب ها عبور نمود و آن ها را از فروختن هفت عضو گوسفند نهی نمود؛ خون غدّه ها، دوگوش قلب، طحال، رگ نخاع، بیضه ها و آلت نری.یکی از قصاب به آن حضرت عرض کرد: ای امیرمؤمنان! مگر کبد و طحال یکسان نیستند؟!فرمود: دروغ گفتی فرومایه! دو ظرف آب نزد من آورید تا تو را از فرق بین آن دو آگاه سازم.پس کبد و طحال و دو ظرف آب آوردند. حضرت علیه السَّلام فرمود: طحال را از وسط پاره کنید و کبد را نیز از میان پاره کنید.

ثُمَّ أَمَرَ علیه السَّلام فَمُرِسَا فِي الْمَاءِ جَمِيعاً فَابْيَضَّتِ الْكَبِدُ وَ لَمْ يَنْقُصُ شَيْءٌ مِنْهُ وَ لَمْ يَبْيَضَّ الطَّحَالُ وَ خَرَجَ مَا فِيهِ كُلُّهُ وَ صَارَ دَماً كُلُّهُ حَتَّى بَقِيَ جِلْدَ الطَّحَالِ وَ عِرْقُهُ فَقَالَ لَهُ : هَذَا خِلَافُ مَا بَيْنَهُمَا هَذَا لَحْمٌ وَ هَذَا دَمٌ .3 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ يَزِيدَ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:لَا تُؤْكَلُ مِنَ الشَّاةِ عَشَرَةُ أَشْيَاءَ الْفَرْتُ وَ الدَّمُ وَ الطَّحَالُ وَالنُّخَاعُ وَالْعِلْبَاءُ وَ لْغُدَدُ وَ الْقَضِيبُ وَ الْأُنْثَيَانِ وَ الْحَيَاءُ وَ الْمَرَارَةُ .4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مَرَّارٍ عَنْهُمْ علیه السَّلام قَالَ :سپس دستور فرمود هر دو را در آب ساییدند. پس کبد سفید شد و چیزی از آن کم نشد. اما طحال سفید نشد و هر چه که در آن بود خارج شد و همه آن تبدیل به خون شد. تا این که فقط پوست و رگ طحال باقی ماند.حضرت به آن شخص فرمود: این فرق بین کبد و طحال است. کبد گوشت است و طحال خون.3 - یکی از اصحاب ما گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:ده عضو گوسفند را نباید خورد: سرگین داخل شکنبه، خون، طحال، رگ نخاع، رگ گردن، غدّه ها، آلت نره، بیضه ها، آلت مادگی و کیسه صفرا.4 - اسماعیل بن مرّار گوید: امام علیه السَّلام فرمود:

لَا يُؤْكَلُ مِمَّا يَكُونُ فِي الْإِبِلِ وَ الْبَقَرِ وَ الْغَنَم وَ غَيْرِ ذَلِكَ مِمَّا لَحْمُهُ حَلَالٌ الْفَرْجُ بِمَا فِيهِ ظَاهِرُهُ وَبَاطِنُهُ وَ الْقَضِيبُ وَ الْبَيْضَتَانِ وَ الْمَشِيمَةُ وَ هِيَ مَوْضِعُ الْوَلَدِ وَ الطِّحَالُ ؛ لِأَنَّهُ دَمُ وَ الْغُدَدُ مَعَ الْعُرُوقِ وَ الْمُخُ وَ الَّذِي يَكُونُ فِي الصُّلْبِ وَالْمَرَارَةُ وَ الْحَدَقُ وَ الْخَرَزَةُ الَّتِي تَكُونُ فِي الدِّمَاغِ وَ الدَّمُ .5 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ شَمُّونٍ عَنِ الْأَصَمَّ عَنْ مِسْمَع عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام:إِذَا اشْتَرَى أَحَدُكُمْ لَحْماً فَلْيُخْرِجْ مِنْهُ الْغُدَدَ فَإِنَّهُ يُحَرِّكُ عِرْقَ الْجُذَامِ.6 - سَهْلُ بْنُ زِيَادٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا أَنَّهُ كَرِهَ الْكُلْيَتَيْنِ وَقَالَ : إِنَّمَا هُمَا مَجْمَعُ الْبَوْلِ .از شتر، گاو، گوسفند و حیوانات حلال گوشت دیگر این اعضا را نمی توان خورد:آلت مادگی _ بیرون و داخل آن _ آلت نری و بیضه ها و پوستی که محل زندگی جنین است طحال؛ زیرا که خون است، رگ ها و مغز استخوان و رگی در استخوان کمر است و کیسه صفرا و سیاهی چشم، «خرزه» که در میان مغز سر قرار دارد و خون.5 - مسمع گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: اميرمؤمنان على علیه السَّلام فرمود:آن گاه که یکی از شما گوشت حیوان خریدید غده ها را از آن خارج کند؛ زیرا غدّه ها رگ جذام را تحریک می کنند.6 - یکی از اصحاب ما گوید: امام علیه السَّلام خوردن کلیه را مکروه دانست و فرمود: همانا آن ها جایگاه اداراند

### بخش هشتم#### حکم بریده دنبه گوسفند و دو نیم شدن شکار(8 بَابُ مَا يُقْطَعُ مِنْ أَلَيَاتِ الضَّأْنِ و مَا يُقْطَعُ مِنَ الصَّيْدِ بِنِصْفَيْنِ)1 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنِ الْكَاهِلِي قَالَ: سَأَلَ رَجُلٌ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام وَ أَنَا عِنْدَهُ يَوْماً عَنْ قَطْعِ أَلَيَاتِ الْغَنَمِ.فَقَالَ : لَا بَأْسَ بِقَطْعِهَا إِذَا كُنْتَ تُصْلِحُ بِهَا مَالَكَ .ثُمَّ قَالَ علیه السَّلام: إِنَّ فِي كِتَابِ عَلِي علیه السَّلام أَنَّ مَا قُطِعَ مِنْهَا مَيْتٌ لَا يُنْتَفَعُ بِهِ.2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي مْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام أَنَّهُ قَالَ فِي أَلَيَاتِ الضَّأْنِ، تُقْطَعُ وَهِيَ أَحْيَاءٌ : إِنَّهَا مَيْتَةٌ .3 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيَّ قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السَّلام فَقُلْتُ لَهُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنَّ أَهْلَ الْجَبَلِ تَنْقُلُ عِنْدَهُمْ أَلَيَاتُ الْغَنَمِ فَيَقْطَعُونَهَا.بخش هشتم: حکم بریده دنبه گوسفند و دو نیم شدن شکار1 - کاملی گوید: روزی نزد امام صادق علیه السَّلام بودم. شخصی از حضرتش درباره بریدن دنبه گوسفند پرسید.فرمود: هرگاه می توانی به وسیله آن اموال خود را اصلاح کنی ایرادی ندارد.سپس فرمود: در کتاب حضرت علی علیه السَّلام چنین آمده است: آن چه که از گوسفند قطع شود، مردار است، نمی توان از آن استفاده نمود.2 - ابوبصیر گوید: امام صادق علیه السَّلام دربار دنبۀ میش که در حال زنده بودن قطع می شود فرمود: آن مردار است.3 - حسن بن علی گوید: از امام کاظم علیه السَّلام پرسیدم: فدایت شوم! مردم مناطق کوهستانی به جهت سنگینی دنبه گوسفند را قطع می کنند.

فَقَالَ : حَرَامٌ هِيَ .فَقُلْتُ : جُعِلْتُ فِدَاكَ ! فَنَصْطَبِحُ بِهَا .فَقَالَ : أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّهُ يُصِيبُ الْيَدَ وَ التَّوْبَ وَهُوَ حَرَامٌ ؟4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ يَزِيدَ وَ يَحْيَى بْنِ الْمُبَارَكِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَبَلَةَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام فِي رَجُلٍ ضَرَبَ غَزَالاً بِسَيْفِهِ حَتَّى أَبَانَهُ أَيَأْكُلُهُ ؟قَالَ : نَعَمْ يَأْكُلُ مِمَّا يَلِي الرَّأْسَ ثُمَّ يَدَعُ الذَّنَبَ .5 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللهِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْفَضْلِ النَّوْفَلِيّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ : قُلْتُ لَهُ: رُبَّمَا رَمَيْتُ بِالْمِعْرَاضِ فَأَقْتُلُ .فَقَالَ : إِذَا قَطَعَهُ جَدْلَيْنِ فَارْمِ بِأَصْغَرِهِمَا وَ كُلِ الْأَكْبَرَ وَإِنِ اعْتَدَلَا فَكُلْهُمَا.فرمود: آن، حرام است.عرض کردم: قربانت گردم! می توانیم از آن برای روشنایی استفاده کنیم؟فرمود: مگر نمی دانی که به دست و لباس اصابت می کند در حالی که حرام است؟!4 - اسحاق بن عمّار گوید: از امام صادق علیه السَّلام درباره مردی که آهویی را با شمشیر زد و آن را دو تکّه نمود پرسیدم که آیا می تواند آن را بخورد؟فرمود: آری، آن چه را که نزدیک سر است، میتوان و دُم را بایستی رها کرد.5 - یکی از اصحاب ما گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: گاهی تیر تیزجویی را پرتاب می کنم و حیوانی را می کشم.فرمود: هرگاه آن را به دو نصف پاره نمود؛ نیمه کوچک را بینداز و نیمه بزرگ را بخور و اگر هر دو نیمه مساوی باشند، هر دو را بخور.

6 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا رَفَعَهُ فِي الظَّبْي وَ حِمَارِ الْوَحْشِ يُعْتَرَضَانِ بِالسَّيْفِ فَيُقَدَّان فَقَالَ :لَا بَأْسَ بِأَكْلِهِمَا مَا لَمْ يَتَحَرَّكَ أَحَدُ النِّصْفَيْنِ فَإِنْ تَحَرَّكَ أَحَدُهُمَا لَمْ يُؤْكَلِ الْآخَرُ لأَنَّهُ مَيْتَةٌ .7 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ غِيَاثِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام فِي الرَّجُلِ يَضْرِبُ الصَّيْدَ فَيَقْدُّةَ نِصْفَيْنِ .قَالَ : يَأْكُلُهُمَا جَمِيعاً فَإِنْ ضَرَبَهُ وَ أَبَانَ مِنْهُ عُضْواً لَمْ يَأْكُلْ مِنْهُ مَا أَبَانَ [ مِنْهُ ] وَ أَكَلَ سَائِرَهُ.### بخش نهم#### اعضای مورد استفاده مردار(9 بَابُ مَا يُنْتَفَعُ بِهِ مِنَ الْمَيْتَةِ وَ مَا لَا يُنْتَفَعُ بِهِ مِنْهَا)1 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَن أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيَّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ الثَّمَالِيِّ قَالَ:6 - یکی از اصحاب ما در روایت مرفوعه ای گویدک امام علیه السَّلام درباره آهو و گورخر که به وسیله شمشیر زخمی و دو نیمه و کشته می شوند فرمود:در صورتی که یکی از دو نیمه تحرک نداشته باشد، خوردن هر دو نیمه مانعی ندارد. پس اگر یکی از دو نیمه تحرک داشته باشد، نیمه دیگر را نمی شود خورد؛ زیرا مردار است.7 - غياث بن ابراهیم گویئ: امام صادق علیه السَّلام درباره مردی که به شکار ضربه ای می زند و آن را به دو نیم می کند فرمود:هر دو نیمه را بخورد. پس اگر به شکار ضربه ای زده عضوی را از آن جدا نمود، آن قسمتی را که جدا شده است، نباید بخورد و می تواند بقیه شکار را بخورد.بخش نهم: اعضای مورد استفاده مردار1 - ابو حمزه ثمالی گوید:

كُنتُ جَالِساً فِي مَسْجِدِ الرَّسُولِ صلَّى اللهُ عليه وآله إِذَا أَقْبَلَ رَجُلٌ فَسَلَّمَ فَقَالَ : مَنْ أَنْتَ يَا عَبْدَ اللَّهِ ؟قُلْتُ : رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ الْكُوفَةِ .فَقُلْتُ : مَا حَاجَتُكَ ؟فَقَالَ لِي : أَتَعْرِفُ أَبَا جَعْفَرٍ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِي علیه السَّلام ؟فَقُلْتُ : نَعَمْ فَمَا حَاجَتُكَ إِلَيْهِ ؟قَالَ : هَيَّأْتُ لَهُ أَرْبَعِينَ مَسْأَلَةٌ أَسْأَلُهُ عَنْهَا فَمَا كَانَ مِنْ حَقِّ أَخَذْتُهُ وَ مَا كَانَ مِنْ بَاطِلِ تَرَكْتُهُ.قَالَ أَبُو حَمْزَةَ : فَقُلْتُ لَهُ : هَلْ تَعْرِفُ مَا بَيْنَ الْحَقِّ وَ الْبَاطِلِ ؟قَالَ : نَعَمْ .فَقُلْتُ لَهُ: فَمَا حَاجَتُكَ إِلَيْهِ إِذَا كُنْتَ تَعْرِفُ مَا بَيْنَ الْحَقِّ وَ الْبَاطِلِ ؟من در مسجد پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله نشسته بودم. در این هنگام مردی آمد و سلام نمود، سپس گفت: تو کیستی ای بنده خدا!گفتم: مردی از اهل کوفه.گفتم: چه کار داری؟گفت: آیا امام باقر علیه السَّلام را میشناسی؟گفتم: آری، از حضرتش چه درخواستی داری؟گفت: من چهل مسئله دارم که می خواهم از حضرتش بپرسم. پاسخ های حق را می پذیرم و پاسخ های باطل را رها می کنم!گفتم: آیا از فرق بین حق و باطل آگاهی؟گفت: آری.گفتم: پس چه خواسته ای از آن حضرت داری با این که خود از فرق بین حق و باطل آگاهی؟

فَقَالَ لِي : يَا أَهْلَ الْكُوفَةِ ا أَنْتُمْ قَوْمٌ مَا تُطَاقُونَ إِذَا رَأَيْتَ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السَّلام فَأَخْبِرْنِي.فَمَا انْقَطَعَ كَلَامِي مَعَهُ حَتَّى أَقْبَلَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السَّلام وَ حَوْلَهُ أَهْلُ خُرَاسَانَ وَ غَيْرُهُمْ يَسْأَلُونَهُ عَنْ مَنَاسِكِ الْحَجِّ ، فَمَضَى حَتَّى جَلَسَ مَجْلِسَهُ وَ جَلَسَ الرَّجُلُ قَرِيباً منهُ.قَالَ أَبُو حَمْزَةَ : فَجَلَسْتُ حَيْثُ أَسْمَعُ الْكَلَامَ وَ حَوْلَهُ عَالَمْ مِنَ النَّاسِ فَلَمَّا قَضَى حَوَائِجَهُمْ وَ انْصَرَفُوا الْتَفَتَ إِلَى الرَّجُلِ فَقَالَ لَهُ : مَنْ أَنْتَ ؟قَالَ : أَنَا قَتَادَةُ بْنُ دِعَامَةَ الْبَصْرِيُّ .فَقَالَ لَهُ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السَّلام: أَنْتَ فَقِيهُ أَهْلِ الْبَصْرَةِ ؟قَالَ : نَعَمْ .فَقَالَ لَهُ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السَّلام: وَيْحَكَ يَا قَتَادَةُ! إِنَّ اللهَ جَلَّ وَ عَزَّ خَلَقَ خَلْقاً مِنْ خَلْقِهِ فَجَعَلَهُمْ حُجَجاً عَلَى خَلْقِهِ فَهُمْ أَوْتَادٌ فِي أَرْضِهِ قُوَّامٌ بِأَمْرِهِ نُجَبَاءُ فِي عِلْمِهِ، اصْطَفَاهُمْ قَبْلَ خَلْقِهِ أَظِلَّةٌ عَنْ يَمِينِ عَرْشِهِ.گفت: ای اهل کوفه! شما گروهی هستید که صبر و تحمل ندارید! آن گاه که امام باقر علیه السَّلامرا دیدی، مرا با خبر ساز!هنوز سخنم تمام نشده بود که امام باقر علیه السَّلام آمد و همراه آن حضرت گروهی از مردم خراسان و مناطق دیگر بود که پرسش هایی درباره مناسک حج داشتند. حضرتش رفت و در جایگاه خود نشست. آن شخص نزدیک آن حضرت نشست و من در جایی نشستم که سخن آنان را می شنیدم و اطراف آن حضرت عدّه زیادی از مردم بودند. هنگامی که پرسش های مردم پایان یافت و برخاستند و رفتند، امام رو به آن شخص نمود و فرمود: تو کیستی؟گفت: من، قتاده پسر دعامه بصری هستم.فرمود: تو فقیه اهل بصره ای؟گفت: آری.فرمود: وای بر تو ای قتاده! خداوند گروهی از آفریدگانش را آفرید و آنان را حجت بر مخلوقات خود قرار داد. آنان همچون کوه ها رؤسای زمین خدا هستند. به فرمان او قیام می کنند و نجبای علم و دانش او هستند. خداوند آنان را پیش از خلقت در طرف راست عرش برگزیده است.

قَالَ : فَسَكَتَ قَتَادَةُ طَوِيلاً. ثُمَّ قَالَ : أَصْلَحَكَ اللَّهُ ! وَ اللَّهِ لَقَدْ جَلَسْتُ بَيْنَ يَدَي الْفُقَهَاءِ وَ قُدَّامَ ابْنِ عَبَّاسٍ فَمَا اضْطَرَبَ قَلْبِي قُدَّامَ وَاحِدٍ مِنْهُمْ مَا اضْطَرَبَ قُدَّامَكَ .قَالَ لَهُ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السَّلام: وَيْحَكَ أَتَدْرِي أَيْنَ أَنْتَ ؟ أَنْتَ بَيْنَ يَدَيْ بُيُوتٍ (أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَيُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ *رِجَالٌ لا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءِ الزَّكَاةِ فَأَنْتَ ثَمَّ وَ نَحْنُ أُولَئِكَ. فَقَالَ لَهُ قَتَادَةُ : صَدَقْتَ وَ اللَّهِ جَعَلَنِيَ اللهُ فِدَاكَ! وَاللَّهِ مَا هِيَ بُيُوتُ حِجَارَةٍ وَ لَا طُینٍ.

قالَ قَتَادَةُ : فَأَخْبِرْنِي عَنِ الْجُبْنُ .

قَالَ : فَتَبَسَّمَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السَّلام، ثُمَّ قَالَ : رَجَعَتْ مَسَائِلُكَ إِلَى هَذَا؟

قَالَ : ضَلَّتْ عَلَى

فَقَالَ : لَا بَأْسَ بِهِ.

کدامشان دلم

قتاده مدت زیادی سکوت نمود، سپس گفت: خداوند کارهای شما را اصلاح کند! به خدا سوگند! من در برابر فقها و ابن عباس نشستم؛ ولی هرگز در برابر هیچ دچار اضطراب نشده، آن طور که در مقابل شما مضطرب شده است.

امام باقر علیه السَّلام فرمود: وای برتو! آیا می دانی کجا و در برابر چه کسی نشسته ای؟ در برابر کسی نشسته ای؟ در برابر کسی نشسته ای که «در خانه هایی قرار دارند که خداوند اجازه داده نام او در آن ها بلند شود و صبح و شام در آن تسبیح شود، مردانی که تجارت و خرید و فروش آن ها را از یاد خدا و برپایی نماز و پرداخت زکات باز نمی دارد» تو در چنین جایگاهی نشسته ای و آن خانه از آن ما و ما آن مردان هستیم.

قتاده گفت: به خدا سوگند! راست گفتی! خداوند مرا فدای شما گرداند! به خدا سوگند! آن ها، خانه های سنگی و گلی نیستند. آن گاه از روی ناتوانی گفت: نظر شما درباره خوردن پنیر چیست؟

امام علیه السَّلام تبسم نمود و فرمود: از مسائل خود به این سؤال بازگشتی؟

گفت: آن ها را فراموش کردم.

فرمود: خوردن پنیر ایرادی ندارد.

فَقَالَ : إِنَّهُ رُبَّمَا جُعِلَتْ فِيهِ إِنْفَحَةُ الْمَيِّتِ .

قَالَ : لَيْسَ بِهَا بَأْسٌ إِنَّ الْإِنْفَحَةَ لَيْسَ لَهَا عُرُوقٌ وَ لَا فِيهَا دَمٌ وَ لَا لَهَا عَظْمٌ إِنَّمَا تَخْرُجُ مِنْ بَيْنِ فَرْثٍ وَ دَمِ .

ثُمَّ قَالَ : وَإِنَّمَا الْإِنْفَحَةُ بِمَنْزِلَةِ دَجَاجَةٍ مَيْتَةٍ أُخْرِجَتْ مِنْهَا بَيْضَةٌ فَهَلْ تُؤْكَلُ تلْكَ الْبَيْضَةُ ؟

فَقَالَ قَتَادَةُ : لَا وَ لَا آمُرُ بِأَكْلِهَا .

فَقَالَ لَهُ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السَّلام: وَلِمَ ؟

فَقَالَ : لِأَنَّهَا مِنَ الْمَيْتَةِ .

قَالَ لَهُ : فَإِنْ حُضِنَتْ تِلْكَ الْبَيْضَةُ فَخَرَجَتْ مِنْهَا دَجَاجَةٌ أَتَأْكُلُهَا ؟

قَالَ : نَعَمْ .

قَالَ : فَمَا حَرَّمَ عَلَيْكَ الْبَيْضَةَ وَ حَلَّلَ لَكَ الدَّجَاجَةَ ؟

قتاده گفت: گاهی در آن شکمبه مردار قرار می دهند.

فرمود: ایرادی ندارد به درستی که شکمبه نه رگ دارد، نه خون و نه استخوانی ؛ آن از میان سرگین و خون بیرون می آید. سپس فرمود: شکمبه به منزله مرغ مرداری است که از آن تخم بیرون می آید. آیا این تخم را می توان خورد؟

قتاده گفت: نه! نه خودم می خورم و نه کسی را به خوردن آن دستور می دهم.

امام باقر علیه السَّلام به او فرمود: چرا؟

گفت: چون آن از مردار است.

فرمود: اگر کسی از این تخم مرغ مراقبت کند تا از آن جوجه ای به عمل آید و مرغ شود، آن را می خوری؟

گفت: آری.

فرمود چه کسی تخم مرغ را بر تو حرام و مرغ را حلال کرده است؟

ثُمَّ قَالَ علیه السَّلام: فَكَذَلِكَ الْإِنْفَحَةُ مِثْلُ الْبَيْضَةِ فَاشْتَرِ الْحُبُنَّ مِنْ أَسْوَاقِ الْمُسْلِمِينَ مِنْ أَيْدِي الْمُصَلِّينَ وَ لَا تَسْأَلَ عَنْهُ إِلَّا أَنْ يَأْتِيَكَ مَنْ يُخْبِرُكَ عَنْهُ.

2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مَرَّارٍ عَنْ يُونُسَ عَنْهُمْ علیه السَّلام قَالُوا:

خَمْسَةُ أَشْيَاءَ ذَكِيَّةٌ مِمَّا فِيهَا مَنَافِعُ الْخَلْقِ الْإِنْفَحَةُ وَ الْبَيْضَةُ وَالصُّوفُ وَ الشَّعْرُ وَ الْوَبَرُ لَا بَأْسَ بِأَكْلِ الْجُبْنُ كُلَّهِ مِمَّا عَمِلَهُ مُسْلِمٌ أَوْ غَيْرُهُ وَإِنَّمَا يُكْرَهُ أَنْ يُؤْكَلَ سِوَى الْإِنْفَحَةِ مِمَّا فِي آنِيَةِ الْمَجُوسِ وَأَهْلِ الْكِتَابِ لِأَنَّهُمْ لَا يَتَوَفَّوْنَ الْمَيْتَةَ وَالْخَمْرُ.

3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالِ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ زُرَارَةَ قَالَ :

كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام وَأَبِي يَسْأَلُهُ عَنِ اللَّبَنِ مِنَ الْمَيْتَةِ وَالْبَيْضَةِ مِنَ الْمَيْتَةِ وَ إِنْفَحَةِ الْمَيْتَةِ .

فَقَالَ : كُلُّ هَذَا ذَكِيٌّ .

آن گاه فرمود: شکمبه نیز مانند تخم مرغ است. پنیر را از بازار مسلمانان و از دست نمازگزاران خریداری کن و درباره آن سؤال نکن! مگر آن که کسی نزد تو بیاید که تو را از آن باخبر سازد.

2 - یونس گوید: امامان معصوم علیهم السَّلام فرمودند:

پنج چیز از چیزهایی که منافع مردم در آن است تذکیه شده است: شکمبه، تخم، پشم، موی و کرک و ایرادی بر خوردن همه انواع پنیر نیست. چه مسلمان آن را تهیه کند یا غیر مسلمان خوردن از غذایی که در ظرف های مجوسیان و اهل کتاب است غیر از شکمبه کراهت دارد. زیرا آنان از مردار و شراب پرهیز نمی کنند.

3 - حسین بن زراره گوید: من در حضور امام صادق علیه السَّلام بودم. پدرم پرسید: شیری که از پستان گاو مرده خارج شود، تخمی که از شکم مرغان مرده بیرون آید و پنیر مایه ای که از شکم بزغاله مرده خارج سازند (چه حکمی دارند؟)

فرمود: همۀ اینها پاک هستند.

قَالَ : فَقُلْتُ لَهُ: فَشَعْرُ الْخِنْزِيرِ يُعْمَلُ حَبْلاً وَ يُسْتَقَى بِهِ مِنَ الْبِثْرِ الَّتِي يُشْرَبُ مِنْهَا أَوْ يُتَوَضَّأُ مِنْهَا.

قال : لا بأس به.

وَ زَادَ فِيهِ عَلِيُّ بْنُ عُقْبَةَ وَ عَلِيُّ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ رِبَاطٍ قَالَ : وَالشَّعْرُ وَ الصُّوفُ كُلُّهُ ذَكِيٌّ .

وَ فِي رِوَايَةِ صَفْوَانَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ :

الشَّعْرُ وَ الصُّوفُ وَ الْوَبَرُ وَالرِّيشُ وَكُلُّ نَابِتِ لَا يَكُونُ مَيْتاً .

قَالَ : وَسَأَلْتُهُ عَنِ الْبَيْضَةِ تُخْرَجُ مِنْ بَطْنِ الدَّجَاجَةِ الْمَيْتَةِ .

قَالَ : تَأْكُلُهَا.

4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ قَالَ : قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام لِزُرَارَةَ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ :

گفتم: اگر از موی خوک ریسمان ببافند و با آن ریسمان آب بکشند و بنوشند و وضو بگیرند، چه صورت دارد؟

فرمود: مانعی ندارد.

در روایت علی بن عقبه و علی بن حسن بن رباط آمده است: حضرتش فرمود: موی بزغاله و پشم گوسفند که از بدن آن ها بریزد، پاک است.

در روایت دیگر حسین بن زراره گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

مو، پشم، کرک، پر و هر عضو دیگری که از بدن حیوان بروید، مردار نیست.

پرسیدم: تخمی که از شکم مرغ مرده خارج شود، چه حکمی دارد؟

فرمود: حلال است.

4 - حریز گوید: امام صادق علیه السَّلام به زراره و محمّد بن مسلم فرمود:

اللَّبَنُ وَ اللَّبَةُ وَالْبَيْضَةُ وَ الشَّعْرُ وَ الصُّوفُ وَ الْقَرْنُ وَ النَّابُ وَ الْحَافِرُ وَ كُلِّ شَيْءٍ يُفْصَلُ مِنَ الشَّاةِ وَ الدَّابَّةِ فَهُوَ ذَكِيٌّ وَإِنْ أَخَذْتَهُ مِنْهَا بَعْدَ أَنْ تَمُوتَ فَاغْسِلُهُ وَ صَلَّ فيه .

5 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ غِيَاثِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام فِي بَيْضَةٍ خَرَجَتْ مِنِ اسْتِ دَجَاجَةٍ مَيْنَةٍ فَقَالَ :

إِنْ كَانَتِ الْبَيْضَةُ اكْتَسَتِ الْجِلْدَ الْغَلِيظَ فَلَا بَأْسَ بِهَا.

6 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنِ الْمُخْتَارِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ الْمُخْتَارِ وَ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ الْحَسَنِ الْعَلَوِيٌّ جَمِيعاً عَنِ الْفَتْحِ بْنِ يَزِيدَ الْجُرْجَانِيِّ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ علیه السَّلام قَالَ:

كَتَبْتُ إِلَيْهِ علیه السَّلام أَسْأَلُهُ عَنْ جُلُودِ الْمَيْتَةِ الَّتِي يُؤْكَلُ لَحْمُهَا إِنْ ذُكِّيَ.

شير، فله، تخم مرغ، مو، پشم، شاخ، دندان نیش، سم، و هر چیزی مانند اینها که از بدن حیوانات حلال گوشت بریزد، پاک است، و اگر بعد از مرگ حیوان جدا شود، آن را بشوی و با آن نماز بخوان که پاک و حلال است.

5 - غیاث بن ابراهیم گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: اگر تخم مرغ خانگی از شکم مرغ مرده خارج شود، چه صورت دارد؟

فرمود: در صورتی که پوست ضخیم آن سنگ شده باشد، حلال است.

6 - فتح بن یزید گرگانی گوید:

در نامه ای به امام کاظم علیه السَّلام نوشتم اگر پوست مردار حلال گوشت تذکیه شود چه حکمی دارد؟

فَكَتَبَ : لَا يُنْتَفَعُ مِنَ الْمَيْتَةِ بِإِهَابِ وَ لَا عَصَبٍ وَ كُلُّ مَا كَانَ مِنَ السِّخَالِ مِنَ الصُّوفِ إِنْ جُزَّ وَ الشَّعْرِ وَ الْوَبَرِ وَ الْإِنْفَحَةِ وَ الْقَرْنِ وَ لَا يُتَعَدَّى إِلَى غَيْرِهَا إِنْ شَاءَ اللَّهُ.

7 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَيْدٍ عَنْ عَلِيَّ بْن أَبِي الْمُغِيرَةِ قَالَ :

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: جُعِلْتُ فِدَاكَ الْمَيْتَةُ يُنْتَفَعُ مِنْهَا بِشَيْءٍ .

فَقَالَ : لا .

قُلْتُ : بَلَغَنَا أَنَّ رَسُولَ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله مَرَّ بِشَاةٍ مَيْتَةٍ فَقَالَ مَا كَانَ عَلَى أَهْلِ هَذِهِ الشَّاةِ إِذَا لَمْ يَنتَفِعُوا بِلَحْمِهَا أَنْ يَنْتَفِعُوا بِإِهَابِهَا.

قَالَ : تِلْكَ شَاةٌ كَانَتْ لِسَوْدَةَ بِنْتِ زَمْعَةَ زَوْجِ النَّبِيِّ صلَّى اللهُ عليه وآله وَ كَانَتْ شَاةٌ مَهْزُولَةٌ لَا يُنْتَفَعُ بِلَحْمِهَا فَتَرَكُوهَا حَتَّى مَاتَتْ ، فَقَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله: مَا كَانَ عَلَى أَهْلِهَا إِذَا لَمْ يَنْتَفِعُوا بِلَحْمِهَا أَنْ يَنْتَفِعُوا بِإِهَابِهَا أَيْ تُذَكَّى.

آن حضرت مرقوم فرمود: نمی توان از مردار از این اعضا بهره برد: پوست، پشم، مو، کرک، شکمبه، شاخ و _ ان شاء الله _ جز این ها بهره برده نشود.

7 - علی بن ابو مغیره گوید: به امام صادق صلَّى اللهُ عليه وآله گفتم: قربانت شوم! از اعضای دام مرده، چیزی هست که قابل استفاده باشد؟

فرمود: نه.

:گفتم به ما خبر رسیده که رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله از کوچه ای می گذشت و گوسفند مرده ای را دید که در مزبله افتاده است. فرمود: «اگر صاحب این گوسفند نمی توانست از گوشت این حیوان بهره مند شود، چه مانعی داشت که از پوست آن بهره مند نشد؟»

فرمود: آن گوسفند، مال سوده دختر زمعه همسر رسول خدا صلَّى اللهُ عليه وآله بود. گوسفند لاغری بود که گوشت آن قابل خوردن نبود. گوسفند را رها کردند تا مرد. رسول خدا صلَّى اللهُ عليه وآله فرمود: «اگر نمی خواستند که از گوشت آن تناول کنند، چرا در صدد نشدند که از پوست آن بهره بگیرند که گوسفند را بکشند و پوست آن را دبّاغی کنند و مورد استفاده قرار بدهند.»

بخش دهم

حرام بودن گوشت چهارپایی که توسط انسان وطی شده

(10) بَابُ أَنَّهُ لَا يَحِلُّ لَحْمُ الْبَهِيمَةِ الَّتِي تُنْكَحُ

1 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ شَمُونٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَانِ عَنْ مِسْمَعِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام : أَنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام سُئِلَ عَنِ الْبَهِيمَةِ الَّتِي تُنْكَحُ.

فَقَالَ : حَرَامٌ لَحْمُهَا وَ كَذَلِكَ لَبَنُهَا.

بخش دهم: حرام بودن گوشت چهارپایی که توسط انسان وطی شده

1 - مسمع گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

از امیرمؤمنان علی علیه السَّلام در مورد چهار پایی که توسط انسان وطی شده، سؤال کردند.

فرمود: گوشتش و هم چنین شیر آن ها حرام است.

بخش یازدهم

گوشت آلت نره در حال شهوت

(11) بَابٌ فِي لَحْمِ الْفَحْلِ عِنْدَ اغْتِلَامِهِ

1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِي عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: نَهَى رَسُولُ اللَّهِ صلَّى اللهُ عليه وآله عَنْ أَكْلِ لَحْمِ الْفَحْلِ وَقْتَ اغْتِلَامِهِ .

بخش یازدهم: گوشت آلت نره در حال شهوت

1 - سکونی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله نه از خوردن گوشت آلت نره در حالت شهوت نهی نمود.

بخش دوازدهم

مخلوط شدن حیوان مردار با حیوان تذکیه شده

(12) بَابُ اخْتِلَاطِ الْمَيْتَةِ بِالذَّكِيِّ

1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ لا أَنَّهُ سُئِلَ عَنْ رَجُلٍ كَانَتْ لَهُ غَنَمٌ وَ بَقَرٌ وَ كَانَ يُدْرِكُ الذَّكِيَّ مِنْهَا فَيَعْزِلُهُ وَ يَعْزِلُ الْمَيْتَةَ ، ثُمَّ إِنَّ الْمَيْتَةَ وَ الذَّكِيَّ اخْتَلَطَا فَكَيْفَ يَصْنَعُ بِهِ ؟

فَقَالَ : يَبيعُهُ مِمَّنْ يَسْتَحِلُّ الْمَيْتَةَ وَ يَأْكُلُ ثَمَنَهُ فَإِنَّهُ لَا بَأْسَ بِهِ.

2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ أَبِي الْمَغْرَاءِ عَنِ الْحَلَبِيُّ قَالَ : سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام يَقُولُ: إِذَا اخْتَلَطَ الذَّكِيُّ وَ الْمَيْتَةُ بَاعَهُ مِمَّنْ يَسْتَحِلُ الْمَيْتَةَ وَيَأْكُلُ ثَمَنَهُ .

بخش دوازدهم: مخلوط شدن حیوان مردار با حیوان تذکیه شده

1 - حلبی گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: مردی گوسفند و گاوی داشت، او می دانست که کدام شان تذکیه شده است؛ پس تذکیه شده را کناری گذاشت و مردار را نیز به کناری نهاد، سپس مردار و تذکیه شده مخلوط شدند. (چه وظیفه ای دارد؟)

فرمود: آن را به کسی که مردار را حلال می داند بفروشد و از پول آن استفاده کند؛ زیرا ایرادی ندارد.

2 - حلبی گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:

هرگاه حیوان تذکیه شده و مردار مخلوط شدند، آن را به کسی که مردار را حلال می داند بفروشد و از پول آن استفاده کند.

بخش سیزدهم

شناسایی گوشت مردار

(13) بَابُ آخَرُ مِنْهُ

1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ عُمَرَ عَنْ شُعَيْبٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام فِي رَجُلٍ دَخَلَ قَرْيَةً فَأَصَابَ بِهَا لَحْماً لَمْ يَدْرِأُ ذَكِيٌّ هُوَ أَمْ مَيْتُ قَالَ :

يَطْرَحُهُ عَلَى النَّارِ فَكُلُّ مَا انْقَبَضَ فَهُوَ ذَكِيٌّ وَكُلُّ مَا انْبَسَطَ فَهُوَ مَيِّتٌ .

بخش سیزدهم: شناسایی گوشت مردار

1 - شعیب گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدند: اگر کسی به دهستانی وارد شود و گوشتی بیابد که نداند گوشت قصابی است و یا گوشت مردار، آیا می تواند از آن بخورد؟

فرمود: گوشت را بر روی آتش بیندازد، اگر گوشت منقبض شود و درهم برود، گوشت قصابی است و اگر پهن و منبسط شود گوشت مردار است.

بخش چهاردهم

حکم موش مرده در ظرف غذا و آب

(14) بَابُ الْفَأْرَةِ تَمُوتُ فِي الطَّعَامِ وَ الشَّرَابِ

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أَذَيْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ علیه السَّلام قَالَ :

بخش چهاردهم: حکم موش مرده در ظرف غذا و آب

1 - زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:

إِذَا وَقَعَتِ الْفَأْرَةُ فِي السَّمْنِ فَمَاتَتْ فِيهِ فَإِنْ كَانَ جَامِداً فَأَلْقِهَا وَ مَا يَلِيهَا وَكُلْ مَا بَقِيَ وَإِنْ كَانَ ذَائِباً فَلَا تَأْكُلْهُ وَ اسْتَصْبحْ بِهِ وَ الزَّيْتُ مِثْلُ ذَلِكَ .

2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ وَهْبٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ : قُلْتُ لَهُ: جُرَةٌ مَاتَ فِي سَمْنٍ أَوْ زَيْتٍ أَوْ عَسَلٍ.

فَقَالَ علیه السَّلام: أَمَّا السَّمْنُ وَ الْعَسَلُ فَيُؤْخَذُ الْجُرَةُ وَ مَا حَوْلَهُ وَ الزَّيْتُ يُسْتَصْبَحُ بِهِ.

3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

إِنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام سُئِلَ عَنْ قِدْرٍ طُبِخَتْ فَإِذَا فِي الْقِدْرِ فَأْرَةٌ.

قَالَ : يُهَرَاقُ مَرَقُهَا وَ يُغْسَلُ اللَّحْمُ وَيُؤْكَلُ.

4 - أبو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ النُّعْمَانِ عَنْ سَعِيدٍ الْأَعْرَجِ قَالَ : سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنِ الْفَأْرَةِ وَ الْكَلْبِ يَقَعُ فِي السَّمْنِ وَ الزَّيْتِ ثُمَّ يَخْرُجُ مِنْهُ حَيّاً .

فَقَالَ : لَا بَأْسَ بِأَكْلِهِ.

هرگاه موش در ظرف روغن بیفتد و بمیرد، در صورتی که روغن جامد باشد، موش را با روغنی که در اطراف است، از ظرف خارج می کنند، و از مانده روغن استفاده می کنند، اما اگر روغن مایع باشد، خوردن آن روا نیست، باید برای مصرف چراغ به کار برود. روغن زیتون نیز همین حکم را دارد.

2 - معاوية بن وهب گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم: اگر موش صحرایی در ظرف روغن جامد، یا روغن زیتون و یا در ظرف عسل بمیرد (چه حکمی دارد؟)

فرمود: در روغن جامد و عسل که سریان ندارد، موش را با آلودگی اطرافش خارج می کنند و مانده مورد استفاده قرار می گیرد. اما روغن زیتون را فقط در روغن چراغ می ریزند و می سوزانند.

3 - سکونی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

از امیرمؤمنان علی علیه السَّلام پرسیدند: در دیگ غذایی موشی افتاده، چه حکمی دارد؟

فرمود: بایستی خورش را دور ریخت و گوشت را شست و خورد.

4 - سعيد اعرج گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: اگر موش و سگی در روغن جامد و یا روغن مایع بیفتند و زنده خارج شوند، چه صورت دارد؟

فرمود: خوردن آن اشکالی ندارد.

بخش پانزدهم

مخلوط شدن حلال با حرام

بَابُ اخْتِلَاطِ الْحَلَالِ بِغَيْرِهِ فِي الشَّيْءِ

1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِي عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ عَمَّارِ بْنِ مُوسَى عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام وَ قَدْ قَالَ : سُئِلَ عَنِ الْجِرِّيُّ يَكُونُ فِي السَّفُودِ مَعَ السَّمَكِ .

فَقَالَ : يُؤْكَلُ مَا كَانَ فَوْقَ الْجِرِّيِّ وَ يُرْمَى مَا سَالَ عَلَيْهِ الْجِرِّيُّ .

قَالَ : وَسُئِلَ علیه السَّلام عَنِ الطَّحَالِ فِي سَفُودٍ مَعَ اللَّحْمِ وَ تَحْتَهُ خُبْرٌ وَ هُوَ الْجُوذَابُ أَيُؤْكَلُ مَا تَحْتَهُ.

قَالَ : نَعَمْ يُؤْكَلُ اللَّحْمُ وَ الْجُوذَابُ وَ يُرْمَى بِالطَّحَالِ ، لِأَنَّ الطَّحَالَ فِي حِجَابٍ لَا يَسِيلُ مِنْهُ ، فَإِنْ كَانَ الطَّحَالُ مَثْقُوباً أَوْ مَشْقُوقاً فَلَا تَأْكُلْ مِمَّا يَسِيلُ عَلَيْهِ الطَّحَالُ .

بخش پانزدهم: مخلوط شدن حلال با حرام

1 - عمّار بن موسی گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: ماهی جرّی را با ماهی حلال گوشت بریان می کنند (چه حکمی دارد؟) فرمود: آن چه که بالای ماهی جرّی قرار دارد قابل خوردن و آن چه را که ماهی جرّی بر آن روان شده دور می ریزند.

پرسیدند: طحالی را با گوشت قابل خوردن می ریزند و پایین گوشت، نان قرار دارد که همان جوذاب (1)است. آیا می توان آن چه را که پایین طحال قرار دارد خورد؟

فرمود: آری. گوشت و جوذاب را می خورند و طحال را دور می ریزند؛ زیرا طحال در حجاب و مانعی قرار دارد که از آن نمی تواند جاری گردد. پس اگر طحال، سوراخ و یا پاره باشد، آن چه را که طحال بر آن جریان پیدا کرده است، نخور.!


1) جوذاب: غذایی که با شکر و برنج و گوشت تهیه می شود

2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مَرَّارٍ عَنْ يُونُسَ عَنْهُمْ علیهم السَّلام قَالَ : سُئِلَ عَنْ حِنْطَةٍ مَجْمُوعَةٍ ذَابَ عَلَيْهَا شَحْمُ الْخِنْزِيرِ. قَالَ : إِنْ قَدَرُوا عَلَى غَسْلِهَا أُكِلَتْ وَإِنْ لَمْ يَقْدِرُوا عَلَى غَسْلِهَا لَمْ تُؤْكَلْ.

وَقِيلَ : تُبْذَرُ حَتَّى تَنْبُتَ .

بخش شانزدهم

حکم غذای اهل ذمّه، خوردنی ها و ظروف آن ها

(16) بَابُ طَعَامِ أَهْلِ الذِّمَّةِ وَ مُؤَاكَلَتِهِمْ وَ آنِيَتِهِمْ

1 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ : سَأَلْتُهُ عَنْ طَعَامِ أَهْلِ الْكِتَابِ وَ مَا يَحِلُّ مِنْهُ.

قَالَ : الْحُبُوبُ.

2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ عَمَّارِ بْنِ مَرْوَانَ عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ : سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنْ طَعَامِ أَهْلِ الْكِتَابِ وَ مَا يَحِلُّ مِنْهُ.

2 - یونس گوید: از امام علیه السَّلام درباره گندمی که کنار هم جمع شده بود و پیه خوک بر روی آن، ذوب شده است سؤال شد.

فرمود: اگر قابل شست و شوست، می توان آن را خورد و گرنه نمی توان خورد.

و گفته شده: آن گندم را می کارند تا بروید.

بخش سیزدهم: حکم غذای اهل ذمّه، خوردنی ها و ظروف آن ها

1 - سماعه گوید: از امام صادق علیه السَّلام این در مورد خوراکی های اهل کتاب پرسیدم که چه نوع خوراکی های آنان حلال است؟

فرمود: حبوبات.

2 - سماعه در سند دیگر نظیر این روایت را از امام صادق علیه السَّلام نقل می کند.

قَالَ : الْحُبُوبُ .

3 - أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ عِيصِ بْنِ الْقَاسِم قَالَ : سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنْ مُوَاكَلَةِ الْيَهُودِيِّ وَ النَّصْرَانِي وَ الْمَجُوسِيُّ .

قَالَ : فَقَالَ : إِنْ كَانَ مِنْ طَعَامِكَ فَتَوَضَّأَ فَلَا بَأْسَ بِهِ .

4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ يَحْيَى الْكَاهِلِي قَالَ : سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنْ قَوْمٍ مُسْلِمِينَ يَأْكُلُونَ وَ حَضَرَهُمْ رَجُلٌ مَجُوسِيٌّ أَ يَدْعُونَهُ إِلَى طَعَامِهِمْ ؟

فَقَالَ : أَمَّا أَنَا فَلَا أُوَاكِلَ الْمَجُوسِي وَأَكْرَهُ أَنْ أُحَرِّمَ عَلَيْكُمْ شَيْئاً تَصْنَعُونَهُ فِي بِلَادِكُمْ.

5 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ : سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السَّلام عَنْ آنِيَةِ أَهْلِ الذَّمَّةِ وَالْمَجُوسِ .

3 - عيص بن قاسم گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: با یهودی، نصرانی و مجوسی می توانم بر سر یک سفرۀ بنشینم و هم غذا شوم؟

فرمود: اگر سفره غذا از تو باشد پس دست خود را تمیز بشوی مانعی ندارد.

4 - عبد الله بن یحیی کاهلی گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: اگر گروهی از مسلمانان بر سر سفره غذا نشسته باشند و یک نفر مجوسی بر آنان بگذرد، آیا می توانند او را به غذای خود دعوت کنند؟

فرمود: اگر من باشم، با مجوسی هم غذا نمی شوم، و نمی خواهم بر شما تحریم کنم که عرف و آداب خود را ترک کنید.

5 - محمّد بن مسلم گوید: از امام باقر علیه السَّلام پرسیدم: ظرفی که یهودی، یا نصرانی و مجوسی در آن غذا بخورد پاک است؟

فَقَالَ : لَا تَأْكُلُوا فِي آنِيَتِهِمْ وَ لَا مِنْ طَعَامِهِمُ الَّذِي يَطْبُخُونَ وَ لَا فِي آنِيَتِهِمُ الَّتِي يَشْرَبُونَ فِيهَا الْخَمْرَ.

6 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي الْجَارُودِ قَالَ : سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السَّلام عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عزَّوَجَل (وَطَعَامُ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ حِلٌّ لَكُمْ وَ طَعَامُكُمْ حِلٌّ لَهُمْ) فَقَالَ علیه السَّلام: الْحُبُوبُ وَالْبُقُولُ .

7 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ عَلِيٍّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَخِيهِ أَبِي الْحَسَنِ مُوسَى علیه السَّلام قَالَ : سَأَلْتُهُ عَنْ مُؤَاكَلَةِ الْمَجُوسِي فِي قَصْعَةٍ وَاحِدَةٍ وَأَرْقُدُ مَعَهُ عَلَى فِرَاشِ وَاحِدٍ وَ أُصَافِحُهُ ؟

قَالَ : لا .

8 - عَنْهُ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ هَارُونَ بْنِ خَارِجَةً قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: إِنِّي أَخَالِطُ الْمَجُوسِيِّ فَأَكُلُ مِنْ طَعَامِهِمْ؟

فَقَالَ : لا .

فرمود: در ظرف آنان غذا مخورید، از پختنی آنان نخورید و از ظرفی که مشروب می خورند آب ننوشید.

6 - ابو جارود گوید: از امام باقر علیه السَّلام درباره گفتار خداوند که می فرماید: «غذای اهل کتاب و نیز غذای شما برای آنان حلال است» فرمود: منظور حبوبات و سبزیجات است.

علی بن جعفر علیه السَّلام برادر امام کاظم علیه السَّلام گوید: از آن حضرت درباره غذا خوردن با مجوسی در یک ظرف و استفاده از بستر او و مصافحه با او پرسیدم که آیا می توانم؟

فرمود: نه.

8 - هارون بن خارجه گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم: من با مجوسیان رفت و آمد دارم، آیا می توانم از غذای آنان میل کنم؟

فرمود: نه.

9 - أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ جَابِرٍ قَالَ :

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام : مَا تَقُولُ فِي طَعَامِ أَهْلِ الْكِتَابِ ؟

فَقَالَ : لَا تَأْكُلْهُ. ثُمَّ سَكَتَ هُنَيْنَةً، ثُمَّ قَالَ : لَا تَأْكُلْهُ ، ثُمَّ سَكَتَ هُنَيْنَةٌ ، ثُمَّ قَالَ : لَا تَأْكُلُهُ وَ لَا تَتْرُكْهُ تَقُولُ : إِنَّهُ حَرَامٌ ، لَكِنْ تَتْرُكُهُ تَنَزُّهاً عَنْهُ إِنَّ فِي آنِيَتِهِمُ الْخَمْرَ وَ لَحْمَ الْخِنْزِيرِ.

10 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ وَهْبٍ عَنْ زَكَرِيَّا بْنِ إِبْرَاهِيمَ قَالَ :

كُنتُ نَصْرَانِيّاً فَأَسْلَمْتُ فَقُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام: إِنَّ أَهْلَ بَيْتِي عَلَى دِينِ النَّصْرَانِيَّةِ فَأَكُونُ مَعَهُمْ فِي بَيْتٍ وَاحِدٍ وَ أَكُلُ مِنْ آنِيَتِهِمْ؟

فَقَالَ لِي علیه السَّلام: أَيَأْكُلُونَ لَحْمَ الْخِنْزِيرِ ؟

قُلْتُ : لا .

9 - اسماعيل بن جابر گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم: غذای اهل کتاب حلال است؟

فرمود: از غذای آنان تناول مکن!

آن گاه قدری سکوت کرد و فرمود: از غذای آنان تناول مکن

حضرت در نوبت سوم فرمود: از غذای آنان تناول مکن، ولی مگو که حرام است، اما به جهت دوری از پلیدی به غذای آنان دست مزن؛ چرا که آنان در همین ظروف، شراب می نوشند و گوشت خوک تناول می کنند.

10 - زكريّا بن ابراهیم گوید: من نصرانی بودم و بعد اسلام آوردم. به امام صادق علیه السَّلام گفتم: خاندان من نصرانی هستند، آیا من می توانم با آنان در یک خانه زندگی کنم و از ظرف آنان غذا بخورم؟

آن حضرت به من فرمود: آیا خاندانت گوشت خوک می خورند؟

گفتم: نه.

قَالَ : لَا بَأْسَ .

بخش هفدهم

بیان باغی و عادی

(17) بَابُ ذِكْرِ الْبَاغِي وَ الْعَادِي

1 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام فِي قَوْلِ اللهِ تَبَارَكَ وَتَعَالَى (فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغِ وَلا عَادٍ ).

قَالَ : الْبَاغِي الَّذِي يَخْرُجُ عَلَى الْإِمَامِ ، وَالْعَادِي الَّذِي يَقْطَعُ الطَّرِيقُ لَا تَحِلُّ لَهُ الْمَيْتَةُ :

بخش هفدهم: بیان باغی و عادی

1 - راوی گوید: امام صادق علیه السَّلام درباره گفتار خداوند که می فرماید: «پس هر که ناگزیر شد جز باغی و عادی» فرمود:

منظور از «باغی» کسی است که علیه امام خروج می کند و «عادی» کسی است که راهزنی می کند که برای این دو نفر خوردن مردار جایز نیست.

بخش هجدهم

حکم خوردن خاک

(18) بَابُ أَكل الطِّين

1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِي يَحْيَى الْوَاسِطِيٌّ عَنْ رَجُ- قَالَ : قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:

فرمود: مانعی ندارد.

بخش هیجدهم: حکم خوردن خاک

1 - راوی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

الطِّينُ حَرَامٌ كُلُّهُ كَلَحْم الْخِنْزِيرِ وَ مَنْ أَكَلَهُ ثُمَّ مَاتَ فِيهِ لَمْ أُصَلِّ عَلَيْهِ إِلَّا طِينَ الْقَبْرِ ، فَإِنَّ فِيهِ شِفَاءٌ مِنْ كُلِّ دَاءٍ وَ مَنْ أَكَلَهُ لِشَهْوَةٍ لَمْ يَكُنْ لَهُ فِيهِ شِفَاءٌ .

2 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ طَلْحَةَ بْنِ زَيْدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ :

أَكْلُ الطِّين يُورِثُ النِّفَاقَ .

3 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ مِهْزَمٍ عَنْ طَلْحَةَ بْنِ زَيْدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام: إِنَّ عَلِيَّاً علیه السَّلام قَالَ:

مَنِ انْهَمَكَ فِي أَكْلِ الطِّينِ فَقَدْ شَرِكَ فِي دَمِ نَفْسِهِ .

4 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيَّ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ :

همه انواع خاک همانند گوشت خوک حرام است و هر کسی خاک بخورد و بمیرد، من بر او نماز نخواهم خواند. جز خاک قبر امام حسین علیه السَّلام زیرا در آن شفاء است و هر کس آن را از روی هوس بخورد، شفایی در آن نخواهد دید.

2 - طلحة بن زبیر گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: خوردن خاک نفاق می آورد.

طلحة بن زبیر گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

هر کس در خوردن خاک بکوشد همانا در خون خود شریک است.

4 - هشام بن سالم گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود

إِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَل خَلَقَ آدَمَ مِنَ الطِّينِ فَحَرَّمَ أَكْلَ الطِّينِ عَلَى ذُرِّيَّتِهِ.

5 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ الْقَدَّاحِ عَنْ أَبِي الله علیه السَّلام قَالَ :

قِيلَ لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام: فِي رَجُلٍ يَأْكُلُ الطِّينَ.

فَنَهَاهُ فَقَالَ : لَا تَأْكُلْهُ فَإِنْ أَكَلْتَهُ وَ مِتَّ كُنْتَ قَدْ أَعَنْتَ عَلَى نَفْسِكَ .

6 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ جَدِّهِ زِيَادِ بْنِ أَبِي زِيَادٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ قَالَ:

إِنَّ التمَنِّي عَمَلُ الْوَسْوَسَةِ وَأَكْثَرُ مَصَائِدِ الشَّيْطَانِ أَكْلُ الطِّينِ وَ هُوَ يُورِثُ السُّقْمَ فِي الْجِسْم وَ يُهَيِّجُ الدَّاءَ وَ مَنْ أَكَلَ طِيناً فَضَعُفَ عَنْ قُوَّتِهِ الَّتِي كَانَتْ قَبْلَ أَنْ يَأْكُلَهُ وَ ضَعُفَ عَنِ الْعَمَلِ الَّذِي كَانَ يَعْمَلُهُ قَبْلَ أَنْ يَأْكُلَهُ حُوسِبَ عَلَى مَا بَيْنَ قُوَّتِهِ وَضَعْفِهِ وَعُذْبَ عَلَيْهِ .

خداوند متعال آدم علیه السَّلام را از خاک آفرید. پس خوردن خاک را بر فرندان او حرام نمود.

5 - ابن قدّاح گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

به امیرمؤمنان علی علیه السَّلام گزارش دادند که مردی خاک می خورد. حضرت علیه السَّلام او را نهی نمود و فرمود: خاک را نخور! اگر آن را بخوری و بمیری بر کشتن خودت یاری کرده ای.

6 - زیاد بن ابی زیاد گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:

آرزوی امور باطل وسوسه است و بیشترین دامه ای شیطان، خوردن خاک است و آن باعث بیماری بدن می شود و بیماری ها را تهییج می کند. هر کس خاک بخورد و از قوّتی که قبل از خوردن خاک داشت ، استه شود و از عملی که پیش از خوردن خاک انجام می داد، کم شود؛ بین قوّت و ضعف او محاسبه می شود و به همان مقدار عذاب خواهد شد.

7- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَمَّرِ بْنِ خَلَّادٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ علیه السَّلام قَالَ : قُلْتُ لَهُ : مَا يَرْوِي النَّاسُ فِي أَكْلِ الطِّينِ وَ كَرَاهِيَتِهِ .

فَقَالَ : إِنَّمَا ذَاكَ الْمَبْلُولُ وَ ذَاكَ الْمَدَرُ .

8 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله : مَنْ أَكَلَ الطِّينَ فَمَاتَ فَقَدْ أَعَانَ عَلَى نَفْسِهِ .

9 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ جَعْفَرِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ الْحَضْرَمِيُّ عَنْ سَعْدِ بْنِ سَعْدٍ قَالَ : سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السَّلام عَنِ الطِّينِ .

فَقَالَ : أَكْلُ الطِّينِ حَرَامٌ مِثْلُ المَيْتَةِ وَالدَّمِ وَ لَحْمِ الْخِنْزِيرِ إِلَّا طِينَ قَبْرِ الْحُسَيْنِ علیه السَّلام، فَإِنَّ فِيهِ شِفَاءً مِنْ كُلِّ دَاءٍ وَ أَمْناً مِنْ كُلِّ خَوْفٍ .

معمر بن خلّاد گوید: به امام کاظم علیه السَّلام عرض کردم: منظور اهل سنت از روایت درباره خوردن خاک و مکروه بودن آن چیست؟

فرمود: منظور خاک مرطوب است و این کلوخ است.

سکونی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود:

هر کس خاک بخورد و بمیرد، به راستی که برای کشتن خود یاری کرده است.

9 - سعد بن سعد گوید: از امام کاظم علیه السَّلام درباره خوردن خاک پرسیدم.

فرمود: خوردن خاک مانند مردار و خون و گوشت خوک؛ حرام است. جز خاک قبر امام حسین علیه السَّلام؛ زیرا در آن شفای از هر بیماری و ایمنی از هر ترسی است.

بخش نوزدهم

حکم خوردن و نوشیدن در ظرف طلا و نقره

(19) بَابُ الْأَكْلِ وَ الشَّرْبِ فِي آنِيَةِ الذَّهَبِ وَالْفِضَّةِ

1 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ دَاوُدَ بْنِ سِرْحَانَ عَنْ عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ :

لَا تَأْكُلْ فِي آنِيَةِ الذَّهَبِ وَالْفِضَّةِ .

2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ بْنِ بَزِيعٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السَّلام عَنْ آنِيَةِ الذَّهَبِ وَالْفِضَّةِ فَكَرِهَهُمَا.

فَقُلْتُ : قَدْ رَوَى بَعْضُ أَصْحَابِنَا أَنَّهُ كَانَ لِأَبِي الْحَسَنِ لا مِرْأَةٌ مُلَبَّسَةٌ فِضَّةٌ .

فَقَالَ : لَا وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ ، إِنَّمَا كَانَتْ لَهَا حَلْقَةٌ مِنْ فِضَّةٍ وَ هِيَ عِنْدِي.

ثُمَّ قَالَ : إِنَّ الْعَبَّاسَ حِينَ عُذِرَ عُمِلَ لَهُ قَضِيبٌ مُلَبَّسٌ مِنْ فِضَّةٍ مِنْ نَحْوِ مَا يُعْمَلُ لِلصَّبْيَانِ تَكُونُ فِضَّتُهُ نَحْواً مِنْ عَشَرَةِ دَرَاهِمَ فَأَمَرَ بِهِ أَبُو الْحَسَنِ علیه السَّلام فَكُسِرَ.

بخش نوزدهم: حکم خوردن و نوشیدن در ظرف طلا و نقره

1 - داوود بن سرحان گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: در ظروف طلایی و نقره ای غذا نخور.

2 - محمّد بن اسماعیل بزیع گوید: از امام رضا علیه السَّلام پرسیدم: ظروف طلا و نقره چه حکمی دارند؟

حضرتش اظهار کراهت کرد.

گفتم: برخی از یاران ما روایت کرده اند که امام کاظم علیه السَّلام آیینه ای داشت که با پوششی از نقره مزیّن بود.

امام فرمود: نه خدا را سپاس. آن آیینه فقط با یک حلقۀ نقره مزین بود که با همان صورت، اینک در اختیار من است.

آن گاه امام رضا علیه السَّلام فرمود : موقعی که برادرم عبّاس را ختنه کردند، تازیانه ای برای او ساخته شد که آن را با پوششی از نقره مزیّن کرده بودند و نقرۀ آن به حدود ده درهم می رسید. پدرم امام کاظم علیه السَّلام فرمود تا آن را شکستند.

3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ اَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ :

لَا تَأْكُلْ فِي آنِيَةٍ مِنْ فِضَّةٍ وَلَا فِي آنِيَةٍ مُفَضَّضَةٍ .

4 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام أَنَّهُ نَهَى عَنْ آنِيَةِ الذَّهَبِ وَالْفِضَّةِ .

5 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ ثَعْلَبَةَ عَنْ بُرَيْدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام أَنَّهُ كَرِهَ الشَّرْبَ فِي الْفِضَّةِ وَ فِي الْقَدَحَ الْمُفَضَّضِ وَكَذَلِكَ أَنْ يُدَّهَنَ مُدْهُنِ مُفَضَّضٍ وَ الْمُشْطُ كَذَلِكَ.

6 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ صَالِحِ بْنِ السَّنْدِيٌّ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ بَشِيرٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ أَبِي الْمِقْدَامِ قَالَ :

رَأَيْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَدْ أُتِيَ بِقَدَح مِنْ مَاءٍ فِيهِ ضَبَّةٌ مِنْ فِضَّةٍ فَرَأَيْتُهُ يَنْزِعُهَا بِأَسْنَانِهِ.

7 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ حَسَّانَ عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ مُوسَى علیه السَّلام قَالَ:

حلبی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود : در ظرف نقره ای و نقره کاری شده غذا نخور.

4 - محمّد بن مسلم گوید:

امام باقر علیه السَّلام از غذا خوردن در ظرف طلایی و نقره ای نهی نمود.

5 - برید گوید: امام صادق علیه السَّلام اظهار کراهت نمود که از ظرف نقره ای و یا ظرف نقره کاری شده آب بیاشامد و از روغندان نقره کاری شده روغن بردارند و بدن را چرب کنند و یا با شانه ای نقره ای سر و صورت را شانه نمایند.

6- عمروبن ابی مقدام گوید: در خدمت امام صادق علیه السَّلام بودم، نزد آن حضرت کاسه ای آب بود، ورق نازکی از نقره روی آن کشیده شده بود؛ حضرت آن را با دندان های خود کَند.

موسی بن بکر گوید: امام کاظم علیه السَّلام فرمود:

آنِيَةُ الذَّهَبِ وَالْفِضَّةِ مَتَاعُ الَّذِينَ لَا يُوقِنُونَ.

بخش بیستم

کراهت غذا خوردن بر روی سفره ای که در آن شراب است

(20) بَابُ كَرَاهِيَةِ الْأَكْلِ عَلَى مَائِدَةٍ يُشْرَبُ عَلَيْهَا الْخَمْرُ

1 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ هَارُونَ بْنِ الْجَهُم قَالَ:

كُنَّا مَعَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام بِالْحِيرَةِ حِينَ قَدِمَ عَلَى أَبِي جَعْفَرِ الْمَنْصُورِ فَخَتَنَ بَعْضُ الْقُوَّادِ ابْنَا لَهُ وَ صَنَعَ طَعَاماً وَ دَعَا النَّاسَ وَكَانَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام فِيمَنْ دُعِيَ فَبَيْنَا هُوَ عَلَى الْمَائِدَةِ يَأْكُلُ وَ مَعَهُ عِدَّةٌ عَلَى الْمَائِدَةِ ، فَاسْتَسْقَى رَجُلٌ مِنْهُمْ مَاءً فَأْتِيَ بِقَدَح فِيهِ شَرَابٌ لَهُمْ. فَلَمَّا أَنْ صَارَ الْقَدَحُ فِي يَدِ الرَّجُلِ قَامَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم عَنِ الْمَائِدَةِ ، فَسُئِلَ عَنْ قِيَامِهِ.

فَقَالَ : قَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله: مَلْعُونٌ مَنْ جَلَسَ عَلَى مَائِدَةٍ يُشْرَبُ عَلَيْهَا الْخَمْرُ.

وَفِي رِوَايَةٍ أُخْرَى: مَلْعُونُ مَلْعُونٌ مَنْ جَلَسَ طَائِعاً عَلَى مَائِدَةٍ يُشْرَبُ عَلَيْهَا الْخَمْرُ.

ظروف طلایی و نقره ای ظروف کسانی است که یقین ندارند.

بخش بیستم: کراهت غذا خوردن بر روی سفره ای که در آن شراب است

1 - هارون بن جهم گوید: ما همراه امام صادق علیه السَّلام در «حیره» بودیم، هنگامی که آن حضرت را نزد منصور دوانیقی احضار نمودند. مراسم ختنه سورانی پسر یکی از سرلشکرها بود که مردم را برای صرف غذا دعوت کرده بود. امام علیه السَّلام نیز جزو مدعوین بود. امام علیه السَّلام بر سفره غذا تناول مین مود و مدعوین نیز بر سر سفره بودند، یکی از آنان آب خواست. کاسه ای برایش آوردند که در آن شراب بود. هنگامی که کاسه در دست آن شخص قرار گرفت، امام ها از سر سفره برخاست.

به حضرتش عرض کردند چرا بر خاستی؟

فرمود: پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود: کسی که بر سفره ای بنشیند که بر آن شراب نوشیده می شود، ملعون است.

در روایت دیگری چنین آمده است: ملعون است، ملعون است کسی که با میل خود بر سفره ای بنشیند که بر آن شراب نوشیده می شود.

2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ سُلَيْمَانَ عَنْ جَرَّاحِ الْمَدَائِنِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ : قَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله:

مَنْ كَانَ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ فَلَا يَأْكُلُ عَلَى مَائِدَةٍ يُشْرَبُ عَلَيْهَا الْخَمْرُ.

بخش بیست و یکم

کراهت زیاد خوردن و شکمبارگی

(21) بَابُ كَرَاهِيَةِ كَثْرَةِ الْأَكْلِ

1 - أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ النَّضْرِ عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ يَرْفَعُهُ قَالَ : قَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله فِي كَلَامِ لَهُ :

سَيَكُونُ مِنْ بَعْدِي سَنَةٌ يَأْكُلُ الْمُؤْمِنُ فِي مِعَاءِ وَاحِدٍ وَ يَأْكُلُ الْكَافِرُ فِي شُبْعَةِ أَمْعَاءٍ.

2 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ بَصِير عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ :

كَثْرَةُ الْأَكْلِ مَكْرُوهُ.

2 - جرّاح مدائنی گوید : امام صادق علیه السَّلام فرمود: پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود:

هر کس به خداوند و روز رستاخیز ایمان دارد، کنار سفره ای که در آن شراب نوشیده می شود نمی نشیند.

بخش بیست و یکم: کراهت زیاد خوردن و شکمبارگی

1 - راوی گوید: پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله در سخنی فرمود:

به زودی پس از من سنّتی خواهد بود که مؤمن در یک معده غذا خواهد خورد و کافر در هفت معده.

2 - ابوبصیر گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: پرخوری و شکمبارگی مکروه است.

3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيَّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ صلَّى اللهُ عليه وآله قَالَ:

قَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله:

بِئْسَ الْعَوْنُ عَلَى الدِّينِ قَلْبٌ نَخِيبٌ وَ بَطْنٌ رَغِيبٌ وَنَعْظٌ شَدِيدٌ .

4 - حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ وُهَيْبِ بْنِ حَفْصٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ : قَالَ لِي :

يَا أَبَا مُحَمَّدٍ ! إِنَّ الْبَطْنَ لَيَطْغَى مِنْ أَكْلِهِ وَأَقْرَبُ مَا يَكُونُ الْعَبْدُ مِنَ اللهِ جَلَّ وَ عَزَّ إِذَا خَفَّ بَطْنُهُ وَ أَبْغَضُ مَا يَكُونُ الْعَبْدُ إِلَى اللهِ عزّوجل إِذَا امْتَلَأَ بَطْنُهُ .

5 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِي عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

قَالَ أَبُو ذَرٌ رحمة اللهُ قَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله:

أَطْوَلُكُمْ جُشَاء فِي الدُّنْيَا أَطْوَلُكُمْ جُوعاً فِي الْآخِرَةِ .

أَوْ قَالَ: يَوْمَ الْقِيَامَةِ .

3 - سکونی گوید امام صادق فرمود: پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود:

چه یاران بدی هستند علیه دین! قلب بد دل، شکم پرخور و نعوظ شدید.

4 - ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السَّلام به من فرمود:

ای ابا محمّد! شکم در اثر خوراک فراوان به طغیان و سرکشی بر می خیزد. نزدیک ترین لحظاتی که انسان به خداوند تقرب حاصل می کند هنگامی است که شکم او سبک باشد و دورترین لحظات او از خداوند هنگامی است که شکم او سنگین باشد.

5 - سکونی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود :ابو ذر رحمة الله گوید: پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود:

سیرترین شما در دنیا گرسنه ترین شما در جهان آخرت است.

6 - وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ : قَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله:

إِذَا تَجَشَّأْتُمْ فَلَا تَرْفَعُوا جُشَاءَ كُمْ .

7 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى الْيَقْطِينِي عَنْ عُبَيْدِ اللهِ الدِّهْقَانِ عَنْ دُرُسْتَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

الأَكْلُ عَلَى الشَّبَع يُورِثُ الْبَرَصَ .

8 - عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِي عَنِ ابْنِ سِنَانٍ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: كُلُّ دَاءٍ مِنَ التَّخَمَةِ مَا خَلَا الْحُمَّى ، فَإِنَّهَا تَرِدُ وُرُوداً .

9ش - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ سِنَانٍ عَنْ صَالِحِ النِّيلِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ :

إِنَّ اللَّهَ عزَّوَجَل يُبْغِضُ كَثْرَةَ الْأَكْلِ.

6 - سکونی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود:

به هنگام آروغ زدن، رو به آسمان آروغ نزنید.

7 عبدالله بن سنان گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: خوردن بر روی سیری بیماری «بَرَص» را در پی دارد.

راوی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

هر بیماری از ناگوارایی است جز تب؛ که به طرز خاصی عارض می شود.

9 - صالح نیلی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

به راستی که خداوند متعال پرخوری را دشمن می دارد.

وَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام: لَيْسَ لِابْنِ آدَمَ بُةٌ مِنْ أَكْلَةٍ يُقِيمُ بِهَا صُلْبَهُ فَإِذَا أَكَلَ أَحَدُ كُمْ طَعَاماً فَلْيَجْعَلْ ثُلُثَ بَطْنِهِ لِلطَّعَامِ وَثُلُثَ بَطْنِهِ لِلشَّرَابِ وَ ثُلُثَ بَطْنِهِ لِلنَّفَسِ وَ لَا تَسَمَّنُوا تَسَمُّنَ الْخَنَازِيرِ لِلذَّبْحِ.

10 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي عُبَيْدَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ :

إِذَا شَبعَ الْبَطْنُ طَغَى.

11 - وَ عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي الْجَارُودِ قَالَ : قَالَ أَبُو جَعْفَرِ علیه السَّلام:

مَا مِنْ شَيْءٍ أَبْغَضَ إِلَى اللَّهِ عَزَّوَجَل مِنْ بَطْنٍ مَمْلُوءٍ.

و فرمود: آدمیزاد ناچار است که غذایی بخورد که به وسیله آن کمرش استوار گردد. پس هر گاه یکی از شما غذایی می خورد، یک سوم شکم خود را برای غذا قرار دهد، یک سوم آن را برای آشامیدنی و یک سوم آن را برای نفس کشیدن.

10 - ابوعبیده گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود: هرگاه شکم سیر شود، طغیان می کند.

11 - ابوجارود گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:

هیچ چیز نزد خداوند مبغوض تر از شکم پر نیست.

بخش بیست و دوم

حکم کسی که برای صرف غذایی می رود که دعوت نشده است

(22) بَابُ مَنْ مَشَى إِلَى طَعَامٍ لَمْ يُدْعَ إِلَيْهِ

1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: إِذَا دُعِيَ أَحَدُكُمْ إِلَى طَعَامِ فَلَا يَسْتَشْبِعَنَّ وَلَدَهُ، فَإِنَّهُ إِنْ فَعَلَ أَكَلَ حَرَاماً وَدَخَلَ غَاصِباً.

2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ أَحْمَدَ الْمِنْقَرِيُّ عَنْ خَالِهِ قَالَ : سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام يَقُولُ :

مَنْ أَكَلَ طَعَاماً لَمْ يُدْعَ إِلَيْهِ فَإِنَّمَا أَكَلَ قِطْعَةً مِنَ النَّارِ.

بخش بیست و دوم: حکم کسی که برای صرف غذایی می رود که دعوت نشده است

1 - سکونی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

هرگاه یکی از شما برای صرف غذایی دعوت شدید، فرزند خود را همراه نبرید؛ چرا که او بدون دعوت بوده و از روی حرام خورده و از روی غصب وارد شده است.

2 - دایی حسین بن احمد متقری گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:

هر کس غذایی را بخورد که به آن فراخوانده نشده است، همانا تکه ای از آتش خورده است.

بخش بیست و سوم

خوردن غذا در حال نشسته

(23) بَابُ الْأَكْلِ مُتَّكِياً

1 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ زَيْدِ الشَّحَامِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

مَا أَكَلَ رَسُولُ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله مُتَّكِناً مُنْذُ بَعَثَهُ اللهُ عَزَّوَجَل إِلَى أَنْ قَبَضَهُ، وَكَانَ يَأْكُلُ إِكْلَةَ الْعَبْدِ وَ يَجْلِسُ جلْسَةَ الْعَبْدِ .

قُلْتُ : وَ لِمَ ذَلِكَ ؟

قَالَ : تَوَاضُعاً لِلَّهِ عَزَّوَجَل.

2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ صَفْوَانَ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنِ الْحَسَنِ الصَّيْقَلِ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام يَقُولُ :

بخش بیست و سوم: خوردن غذا در حال نشسته

1 - زید شحّام گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله هنگامی که خداوند او را بر انگیخت تا هنگامی که قبض روح شد، با حالت تکیه داده غذا تناول نفرمود. آن بزرگوار مانند بردگان غذا می خورد و به سان آنان می نشست.

زید گوید: عرض کردم: چرا چنین می نمود؟

فرمود: به جهت تواضع و فروتنی نسبت به خداوند عَزَّوَجَل.

2 - حسن صیقل گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:

مَرَّتِ امْرَأَةٌ بَذِيَّةٌ بِرَسُولِ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله وَ هُوَ يَأْكُلُ وَهُوَ جَالِسٌ عَلَى الْحَضِيضِ فَقَالَتْ: يَا مُحَمَّدُ ! إِنَّكَ لَتَأْكُلُ أَكْلَ الْعَبْدِ وَ تَجْلِسُ جُلُوسَهُ.

فَقَالَ لَهَا رَسُولُ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله: إِنِّي عَبْدٌ وَ أَيُّ عَبْدٍ أَعْبَدُ مِنِّي .

قَالَتْ : فَنَاوِلْنِي لُقْمَةٌ مِنْ طَعَامِكَ.

فَنَاوَلَهَا فَقَالَتْ : لَا وَ اللَّهِ إِلَّا الَّذِي فِي فِيكَ.

فَأَخْرَجَ رَسُولُ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله اللُّقْمَةَ مِنْ فِيهِ فَنَاوَلَهَا فَأَكَلَتْهَا.

قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام: فَمَا أَصَابَهَا بَذَاءٌ حَتَّى فَارَقَتِ الدُّنْيَا .

رسول خدا صلَّى اللهُ عليه وآله بر روی زمین نشسته بود و غذا تناول می کرد. زنی بد زبان و یاوه گو از کنار آن حضرت گذشت و گفت: ای محمّد! می بینم به سان بندگان لقمه بر می داری و مانند بندگان بر سر غذا نشسته ای؟!

رسول خدا صلَّى اللهُ عليه وآله فرمود: من بنده خدا هستم. کدام بنده، بنده تر از من است؟

آن زن گفت :یک لقمه از خوراکت را به من بده.

رسول خدا صلَّى اللهُ عليه وآله یک لقمه از خوراک خود را به او تقدیم کرد.

آن زن گفت: نه به خدا، من همان لقمهٔ دهانت را می خواهم.

رسول خدا صلَّى اللهُ عليه وآله لقمه را از دهانش بر آورد و به آن زن مرحمت نمود و او میل کرد.

امام صادق علیه السَّلام فرمود: از آن روز، دیگر آن زن زبان خود را به سخنان زشت و رکیک نیالود تا زمانی که از دنیا رفت

مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ أَبِي الْمَغْرَاءِ عَنْ هَارُونَ بْنِ خَارِجَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

كَانَ رَسُولُ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله يَأْكُلُ أَكُلَ الْعَبْدِ وَيَجْلِسُ جِلْسَةَ الْعَبْدِ وَ يَعْلَمُ أَنَّهُ عَبْدٌ.

4 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللهِ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ : سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنِ الرَّجُلِ يَأْكُلُ مُتَّكِناً .

فَقَالَ : لَا وَ لَا مُنْبَطحاً .

5 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ أَبِي إِسْمَاعِيلَ الْبَصْرِيٌّ عَنِ الْفُضَيْلِ بْنِ يَسَارٍ قَالَ :

3 - هارون بن خارجه گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

رسول خدا صلَّى اللهُ عليه وآله همواره مانند بردگان غذا می خورد، مانند بردگان می نشست می دانست که بنده ای بیش نیست.

4 - سماعه گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: روا است که انسان به پشتی تکیه دهد و غذا بخورد؟

فرمود: نه، و نه خود را بر روی سفره پهن کند.

5 - فضیل بن یسار گوید :

كَانَ عَبَّادٌ الْبَصْرِيُّ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام يَأْكُلُ فَوَضَعَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام يَدَهُ عَلَى الْأَرْضِ ، فَقَالَ لَهُ عَبَّادٌ : أَصْلَحَكَ اللهُ ! أَمَا تَعْلَمُ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلَّى اللهُ عليه وآله نَهَى عَنْ هَذَا؟! فَرَفَعَ يَدَهُ فَأَكَلَ ثُمَّ أَعَادَهَا أَيْضاً فَقَالَ لَهُ أَيْضاً فَرَفَعَهَا ثُمَّ أَكَلَ فَأَعَادَهَا فَقَالَ لَهُ عَبَّادٌ أَيْضاً.

فَقَالَ لَهُ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: لَا وَاللهِ مَا نَهَى رَسُولُ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله عَنْ هَذَا قَطُّ .

6 - أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ النَّضْرِ عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ :

كَانَ رَسُولُ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله يَأْكُلُ أَكْلَ الْعَبْدِ وَيَجْلِسُ جِلْسَةَ الْعَبْدِ ، وَكَانَ صلَّى اللهُ عليه وآله يَأْكُلُ عَلَى الْحَضِيضِ وَ يَنَامُ عَلَى الْحَضِيضِ.

روزی عباد بصری بر سر سفره ای با امام صادق علیه السَّلام غذا می خورد. امام صادق علیه السَّلام دست چپ را بر زمین نهاد و به یک جانب متمایل شد. عباد گفت: خداوند کارهای شما را اصلاح کند آیا ندانسته ای که رسول خدا صلَّى اللهُ عليه وآله از این حالت منع فرموده است؟!

امام صادق علیه السَّلام، دست خود را از زمین برداشت و به تناول غذا پرداخت، ولی از نو دست چپ را بر زمین نهاد. باز عباد بصری اعتراض خود را تجدید کرد.

امام صادق علیه السَّلام در مرتبه سوم فرمود: نه به خدا سوگند! هرگز! رسول خدا صلَّى اللهُ عليه وآله از این حالت منع نکرده است.

6- جابر گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:

پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله مانند بردگان غذا می خورد و مانند بردگان می نشست. آن حضرت روی مکان کم ارزشی می نشست و روی آن می خوابید.

7 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِي عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عَائِذٍ عَنْ أَبِي خَدِيجَةَ قَالَ : سَأَلَ بَشِيرٌ الدَّهَانُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام وَأَنَا حَاضِرٌ فَقَالَ : هَلْ كَانَ رَسُولُ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله يَأْكُلُ مُتَّكِناً عَلَى يَمِينِهِ وَ عَلَى يَسَارِهِ؟

فَقَالَ : مَا كَانَ رَسُولُ اللهِ يَأْكُلُ مُتَّكِناً عَلَى يَمِينِهِ وَ لَا عَلَى يَسَارِهِ، وَلَكِنْ كَانَ يَجْلِسُ جِلْسَةَ الْعَبْدِ .

قُلْتُ : وَلِمَ ذَلِكَ ؟

قَالَ : تَوَاضُعاً لِلَّهِ عَزَّوَجَل.

8 - أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ مُعَلَّى بْنِ عُثْمَانَ عَنْ مُعَلِّى بْنِ حُنَيْسٍ قَالَ : قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:

مَا أَكَلَ نَبِيُّ اللَّهِ صلَّى اللهُ عليه وآله وَ هُوَ مُتَّكِيٌّ مُنْذُ بَعَثَهُ اللهُ عَزَّوَجَل وَكَانَ يَكْرَهُ أَنْ يَتَشَبَّهَ بِالْمُلُوكِ ، وَنَحْنُ لَا نَسْتَطِيعُ أَنْ تَفْعَلَ.

7 - ابو خدیجه گوید: من در خدمت امام صادق علیه السَّلام بودم، بشیر دهّان پرسید: آیا پیامبر صلَّى اللهُ عليه وآله خدا به هنگام غذا خوردن به دست راست و چپ خود تکیه میکرد؟

فرمود: پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله در حال غذا خوردن به دست راست و چپ خویش تکیه نمی داد؛ بلکه آن حضرت مانند بردگان می نشست.

عرض کردم: چرا چنین بود؟

فرمود: به جهت تواضع و فروتنی که نسبت به خداوند متعال داشت.

8 - معلّی بن خنیس گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله از هنگامی که خداوند او را مبعوث نمود به حالت تکیه داده غذا تناول نفرمود و حضرت صلَّى اللهُ عليه وآله کراهت داشت که شبیه پادشاهان باشد، ولی ما نمی توانیم چنین باشیم.

9 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيِّ بْنِ أَبِي شَعْبَةَ قَالَ:

أَخْبَرَنِي ابْنُ أَبِي أَيُّوبَ : أَنَّ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام كَانَ يَأْكُلُ مُتَرَبِّعاً .

قَالَ : وَرَأَيْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام يَأْكُلُ مُتَّكِناً .

قَالَ : وَ قَالَ : مَا أَكَلَ رَسُولُ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله وَهُوَ مُتَّكِيٌّ قَطُّ .

10 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ يَحْيَى عَنْ جَدِّهِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام:

إِذَا جَلَسَ أَحَدُكُمْ عَلَى الطَّعَامِ فَلْيَجْلِسْ جِلْسَةَ الْعَبْدِ وَ لَا يَضَعَنَّ أَحَدُكُمْ إحْدَى رِجْلَيْهِ عَلَى الْأُخْرَى وَ لَا يَتَرَبَّعْ فَإِنَّهَا جِلْسَةٌ يُبْغِضُهَا اللهُ عَزَّوَجَل وَ يَمْقُتُ صَاحِبَهَا.

9 - حلبی بن ابی شعبه گوید: ابن ابی ایّوب به من گفت: که امام صادق چهار زانو غذا تناول می نماید.

حلبی گوید: من امام صادق علیه السَّلام را دیدم که به حالت تکیه داده غذا تناول می نماید.

و فرمود: پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله هیچ گاه به حالت تکیه داده غذا تناول نفرمود.

10 - ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: امیرمؤمنان علی علیه السَّلام فرمود:

هرگاه یکی از شما کنار سفره غذایی بنشیند، مانند بردگان بنشیند و یکی از پاهایش را روی پای دیگرش نگذارد و چهارزانو نیز ننشیند؛ زیرا خدا چنین نشستنی را و نیز آن شخص را دشمن می دارد.

بخش بیست و چهارم

خوردن غذا با دست چپ

(24) بَابُ الْأَكْلِ بِالْيَسَارِ

1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ سُلَيْمَانَ عَنْ جَرَّاحِ الْمَدَائِنِيَّ عَنْ أَبِي الْمَدَائِنِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام أَنَّهُ كَرِهَ لِلرَّجُل أَنْ يَأْكُلَ بِشِمَالِهِ أَوْ يَشْرَبَ بِهَا أَوْ يَتَنَاوَلَ بِهَا.

2 - أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ : لَا تَأْكُلْ بِالْيَسَارِ وَ أَنْتَ تَسْتَطِيعُ .

3 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللهِ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ : سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ يَأْكُلُ بِشِمَالِهِ أَوْ يَشْرَبُ بِهَا .

فَقَالَ : لَا يَأْكُلْ بِشِمَالِهِ وَ لَا يَشْرَبْ بِشِمَالِهِ وَ لَا يَتَنَاوَلْ بِهَا شَيْئاً .

بخش بیست و چهارم: خوردن غذا با دست چپ

1 - جرّاح مدائنی گوید: امام صادق علیه السَّلام کراهت داشت که انسان با دست چپ بخورد و با دست چپ بیاشامد و با دست چپ بگیرد.

2 - ابوبصیر گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

با دست چپ غذا نخور! در حالی که می توانی با آن دست نخوری.

3 - سماعه گوید از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: آیا انسان می تواند با دست چپ غذا بخورد یا بیاشامد؟

فرمود: انسان نباید با دست چپ غذا بخورد و آب بیاشامد و چیزی بردارد.

بخش بیست و پنجم

حکم خوردن در حال راه رفتن

(25) بَابُ الْأَكْلِ مَاشِياً

1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

خَرَجَ رَسُولُ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله قَبْلَ الْغَدَاةِ وَ مَعَهُ كِسْرَةٌ قَدْ غَمَسَهَا فِي اللَّبَنِ وَ هُوَ يَأْكُلُ وَ يَمْشِي وَ بِلَالٌ يُقِيمُ الصَّلَاةَ فَصَلَّى بِالنَّاسِ صلَّى اللهُ عليه وآله.

2 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَمَّنْ حَدَّثَهُ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ الْعَزْرَمِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ : قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام:

لَا بَأْسَ أَنْ يَأْكُلَ الرَّجُلُ وَ هُوَ يَمْشِي كَانَ رَسُولُ اللَّهِ صلَّى اللهُ عليه وآله يَفْعَلُ ذَلِكَ.

بخش بیست و پنجم: حکم خوردن در حال راه رفتن

1 - سکونی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

روزی پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله پیش از صبح از خانه خارج شد، پاره نان شیرمالی به همراه داشت که راه می رفت و آن پاره نان را تناول می نمود، بلال اقامۀ نماز می گفت، آن گاه حضرتش صلَّى اللهُ عليه وآله با مردم نماز خواند.

2 - عبدالرحمان عزر می گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: امیر مؤمنان علی علیه السَّلام فرمود:

ایرادی ندارد که انسان در حال راه رفتن غذا بخورد؛ چرا که گاهی پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله چنین غذا میل می نمود.

بخش بیست و ششم

غذا خوردن دسته جمعی

(26) بَابُ اجْتِمَاعِ الْأَيْدِي عَلَى الطَّعَامِ

1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ غِيَاتِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ : قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلَّى اللهُ عليه وآله:

طَعَامُ الْوَاحِدِ يَكْفِي الاثْنَيْنِ وَ طَعَامُ الاثْنَيْنِ يَكْفِي الثَّلَاثَةَ وَ طَعَامُ الثَّلَاثَةِ يَكْفِي الْأَرْبَعَةَ.

2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله: الطَّعَامُ إِذَا جَمَعَ أَرْبَعَ خِصَالٍ فَقَدْ تَمَّ إِذَا كَانَ مِنْ حَلَالٍ وَ كَثُرَتِ الْأَيْدِي وَ سُمِّيَ فِي أَوَّلِهِ وَ حُمِدَ اللَّهُ لَكَ فِي آخِرِهِ.

بخش بیست و ششم: غذا خوردن دسته جمعی

1 - غياث بن ابراهیم گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله فرمود:

غذای یک نفر، برای دو نفر کفایت می کند، غذای دو نفر برای سه نفر کفایت می کند و غذای سه نفر برای چهار نفر کفایت می کند.

2 - سکونی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله فرمود:

هرگاه غذایی چهار ویژگی داشته باشد غذای کاملی است: از راه حلال تهیه شود، دست های فراوان به خوردن آن مشغول شوند، در آغاز آن «بسم الله» گفته شود و در پایان آن خداوند متعال ستایش شود.

بخش ببست و هفتم

احترام غذا

(27) بَابُ حُرْمَةِ الطَّعَامِ

1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

مَا عَذَّبَ اللهُ عَزَّوَجَل قَوْماً قَطُّ وَ هُمْ يَأْكُلُونَ ، وَإِنَّ اللهَ عَزَّوَجَل أَكْرَمُ مِنْ أَنْ يَرْزُقَهُمْ شَيْئًا ثُمَّ يُعَذِّبَهُمْ عَلَيْهِ حَتَّى يَفْرُغُوا مِنْهُ.

بخش بیست و هفتم: احترام غذا

1 - یکی از اصحاب ما گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود

خداوند هیچ قومی را در حال غذا خوردن عذاب نفرمود؛ چراکه حق تعالی گرامی تر از آن است که چیزی به آنان روزی کند سپس بر همان روزی، آنان را عذاب نماید تا این که از آن دست بکشند.

بخش بیست و هشتم

پذیرش دعوت مسلمانان

(28) بَابُ إِجَابَةِ دَعْوَةِ الْمُسْلِمِ

1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ إِبْرَاهِيمَ الْكَرْخِيَّ قَالَ : قَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: قَالَ رَسُولُ الله صلَّی اللهُ علیه وآله:

بخش بیست و هشتم: پذیرش دعوت مسلمانان

1 - ابراهیم کرخی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله می فرماید:

لَو أَنَّ مُؤْمِناً دَعَانِي إِلَى طَعَامِ ذِرَاعٍ شَاةٍ لَأَجَبْتُهُ وَ كَانَ ذَلِكَ مِنَ الدِّينِ وَ لَوْ أَنَّ مُشْرِكَاً أَوْ مُنَافِقاً دَعَانِي إِلَى طَعَامِ جَزُورٍ مَا أَجَبْتُهُ وَ كَانَ ذَلِكَ مِنَ الدِّينِ أَبَى اللَّهُ عَزَّوَجَل لِي زَبْدَ الْمُشْرِكِينَ وَ الْمُنَافِقِينَ وَ طَعَامَهُمْ.

2 - أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ مُثَنَّى الْحَنَّاطِ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ :

إِنَّ مِنْ حَقِّ الْمُسْلِمِ عَلَى الْمُسْلِمِ أَنْ يُجِيبَهُ إِذَا دَعَاهُ.

3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عُمَرَ عَنِ الْمُعَلَّى بْنِ حُنَيْسٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

إِنَّ مِنَ الْحُقُوقِ الْوَاجِبَاتِ لِلْمُؤْمِن أَنْ تُجَابَ دَعْوَتُهُ

4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَمْرِو بْنِ الْمِقْدَامِ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَر علیه السَّلام قَالَ : قَالَ رَسُولُ الله صلَّی اللهُ علیه وآله:

أوصي الشَّاهِدَ مِنْ أُمَّتِي وَ الْغَائِبَ أَنْ يُجِيبَ دَعْوَةَ الْمُسْلِمِ وَ لَوْ عَلَى خَمْسَةِ أَمْيَالٍ ، فَإِنَّ ذَلِكَ مِنَ الدِّينِ.

اگر بندۀ مؤمنی پاچۀ گوسفندی را بپزد و مرا به ناهار خود فرا خواند، دعوت او را می پذیرم، و آیین خدا همین است. و اگر مشرک یا منافقی شتری فربه کباب کند و مرا به غذای خود دعوت کند، دعوت او را نمی پذیرم و آیین خدا همین است. خداوند عَزَّوَجَل منع کرد که من هدیۀ شرک ورزان و منافقان را بپذیرم و دعوت آنان را اجابت کنم.

2 - اسحاق بن یزید گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

از حقوق یک مسلمان بر مسلمانان دیگر این است که دعوت او را بپذیرد.

3 - معلّى بن خنیس گوید : امام صادق علیه السَّلام فرمود: از حقوق لازم مؤمن این است که دعوتش پذیرفته شود.

4 - جابر گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود: پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود:

به حاضر و غایب امّتم سفارش می کنم که دعوت مسلمان را قبول کند؛ گرچه دعوت به فاصله پنج میل باشد؛ زیرا این از آیین است.

5 - أَبُو عَلِيَّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ ثَعْلَبَةَ بْنِ مَيْمُونٍ عَنْ عَبْدِ الْأَعْلَى مَوْلَى آلِ سَامٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ خُنَيْسٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

إِنَّ مِنْ حَقِّ الْمُسْلِم الْوَاجِبِ عَلَى أَخِيهِ إِجَابَةَ دَعْوَتِهِ.

6 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: أَجِبْ فِي الْوَلِيمَةِ وَ الْخِتَانِ وَ لَا تُجِبْ فِي خَفْضِ الْجَوَارِي .

بخش بیست و نهم

تعارف کردن غذا

(29) بَابُ الْعَرْضِ

1 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ الْقَاشَانِيَّ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ سُلَيْمَانَ بْنِ مُقَاتِلِ الْمَدِينِيِّ عَنْ دَاوُدَ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْجَعْفَرِيِّ عَنْ أَبِيهِ :

5 - معلّی بن خنیس گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

از حقوق لازم مسلمان نسبت به برادران ایمانی خود پذیرفتن دعوت اوست.

6 - سکونی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

دعوت به ولیمه و ختنه سوران را بپذیر؛ ولی ختنه سوران دختران را نپذیر.

بخش بیست و نهم: تعارف کردن غذا

1 - عبد الله بن محمّد جعفری گوید:

أَنَّ رَسُولَ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله كَانَ فِي بَعْضِ مَغَازِيهِ فَمَرَّ بِهِ رَكْبٌ وَ هُوَ يُصَلِّي فَوَقَفُوا عَلَى أَصْحَابِ رَسُولِ اللهِ صلى الله عليه وسلم وَ سَاءَلُوهُمْ عَنْ رَسُولِ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله وَ دَعَوْا وَأَثْنَوْا وَ قَالُوا : لَوْ لَا أَنَّا عِجَالٌ لَانْتَظَرْنَا رَسُولَ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله فَأَقْرِءُوهُ مِنَّا السَّلَامَ وَ مَضَوْا.

فَأَقْبَلَ رَسُولُ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله مُغْضَباً ثُمَّ قَالَ لَهُمْ: يَقِفُ عَلَيْكُمُ الرَّكْبُ وَ يَسْأَلُونَكُمْ عَنِّى وَيُبَلِّغُونِّي السَّلَامَ وَ لَا تَعْرِضُونَ عَلَيْهِمُ الْغَدَاءَ لَيَعِزُّ عَلَى قَوْمٍ فِيهِمْ خَلِيلِي جَعْفَرٌ أَنْ يَجُوزُوهُ حَتَّى يَتَغَدَّوْا عِنْدَهُ.

2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عِدَّةٍ رَفَعُوهُ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ: إِذَا دَخَلَ عَلَيْكَ أَخُوكَ فَاعْرِضْ عَلَيْهِ الطَّعَامَ ، فَإِنْ لَمْ يَأْكُلْ فَاعْرِضْ عَلَيْهِ الْمَاءَ فَإِنْ لَمْ يَشْرَبْ فَاعْرِضْ عَلَيْهِ الْوَضُوءَ .

پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله در یکی از مکان هایی که در آن جنگی رخ داد، تشریف داشت. گروهی سواره به ایشان عبور کردند در حالی که ایشان مشغول نماز بود. آنان نزد اصحاب توقف نمودند و از آنان درباره پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله سؤال کردند و بر حضرت علیه السَّلام دعا و ثنا نمودند و گفتند: «اگر عجله نداشتیم، منتظر پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله می ماندیم. پس سلام ما را به ایشان برسانید» و رفتند.

پس پیامبر صلَّى اللهُ عليه وآله با خشم به اصحاب فرمود : سواره ها نزد شما توقف می کنند و درباره من از شما می پرسند و به من سلام می رسانند و شما آن ها را برای صبحانه دعوت نمی کنید؟! سخت است بر گروهی که دوست من جعفر طیّار در میان آنان است که گروهی از نزد او عبور کنند مگر آن که نزد او صبحانه بخورند.

2 - راوی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

هنگامی که برادر ایمانی بر تو وارد شد بر او غذا تعارف کن. پس اگر نخورد، آب تعارف کن. پس اگر نیاشامید، بر او آب وضو تعارف کن

بخش سی و ام

اُنس انسان در خانه برادرش

(30) بَابُ أُنْسِ الرَّجُلِ فِي مَنْزِلِ أَخِيهِ

1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِي عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله : مِنْ تَكْرِمَةِ الرَّجُلِ لِأَخِيهِ أَنْ يَقْبَلَ تُحْفَتَهُ وَ أَنْ يُتْحِفَهُ بِمَا عِنْدَهُ وَ لَا يَتَكَلَّفَ لَهُ شَيْئاً .

وَ قَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله: إِنِّى لَا أُحِبُّ الْمُتَكَلِّفِينَ.

2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ :

الْمُؤْمِنُ لَا يَحْتَشِمُ مِنْ أَخِيهِ وَ لَا يُدْرَى أَيُّهُمَا أَعْجَبُ الَّذِي يُكَلِّفُ أَخَاهُ إِذَا دَخَلَ أَنْ يَتَكَلَّفَ لَهُ أَوِ الْمُتَكَلِّفُ لِأَخِيهِ .

بخش سی ام: اُنس انسان در خانه برادرش

1 - سکونی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله فرمود:

از گرامی داشت انسان نسبت به برادر ایمانی این است که هدیه او را بپذیر، و آن چه که دارد به او هدیه کند و او را برای تهیّه چیزی به زحمت نیندازد.

و فرمود: من کسانی را که دیگران را به زحمت میاندازند دوست نمی دارم.

2 - جمیل بن دراج گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

مؤمن نباید از برادر ایمانی خود، رودربایستی کند، انسان نمی داند که از میهمان به شگفت آید یا از میزبان؟! میهمانی که میزبان خود را به زحمت و سختی وامی دارد، یا میزبانی که زحمت پذیرای از میهمان خود را متحمل می شود.

3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى قَالَ : جَاءَنِي عَبْدُ اللهِ بْنُ سِنَانٍ فَقَالَ : هَلْ عِنْدَكَ شَيْءٌ؟

قُلْتُ : نَعَمْ فَبَعَثْتُ ابْنِي فَأَعْطَيْتُهُ دِرْهَمَا يَشْتَرِي بِهِ لَحْماً وَ بَيْضاً.

فَقَالَ لِي: أَيْنَ أَرْسَلْتَ ابْنَكَ ؟

فَأَخْبَرْتُهُ فَقَالَ : رُدَّهُ رُدَّهُ عِنْدَكَ زَيْتٌ .

قُلْتُ : نَعَمْ .

قَالَ هَاتِهِ فَإِنِّي سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام يَقُولُ : هَلَكَ امْرُؤٌ احْتَقَرَ لِأَخِيهِ مَا يَحْضُرُهُ وَ هَلَكَ امْرُؤٌ احْتَقَرَ لِأَخِيهِ مَا قَدَّمَ إِلَيْهِ.

4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيَّ بْنِ حَدِيدٍ عَنْ مُرَازِمِ بْنِ حَكِيمٍ عَمَّنْ رَفَعَهُ إِلَيْهِ قَالَ :

إِنَّ حَارِثاً الْأَعْوَرَ أَتَى أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام وَ قَالَ: يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ! أُحِبُّ أَنْ تُكْرِمَنِي بِأَنْ تَأْكُلَ عِنْدِي.

3 - صفوان بن یحیی گوید: روزی عبدالله بن سنان نزد من آمد و گفت: غذایی دارید؟

گفتم: آری یک درهم به فرزندم دادم و گفتم که گوشت و تخم مرغ خریداری کند.

عبدالله به من گفت: پسرت را کجا فرستادی؟

گفتم: پسرم را برای خرید فرستادم.

عبدالله گفت: او را برگردان، او را برگردان. آیا روغن زیتون داری؟

گفتم: آری.

عبدالله گفت : همان را بیاور، چرا که من از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود: هلاک شد میزبانی که حاضری خانه را برای میهمانش ناچیز شمرد و هلاک شد میهمانی که حاضری میزبانش را برای پذیرایی لایق ندانست.

4 - راوی گوید: حارث اعور نزد امیرمؤمنان علی علیه السَّلام آمد و عرض کرد: ای امیرمؤمنان! من دوست دارم مرا اکرام کنی به این که نزد من غذا تناول فرمایی!

فَقَالَ لَهُ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ : عَلَى أَنْ لَا تَتَكَلَّفَ لِي شَيْئًا وَ دَخَلَ فَأَتَاهُ الْحَارِثُ بِكِسْرَةٍ فَجَعَلَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام يَأْكُلُ.

فَقَالَ لَهُ الْحَارِثُ : إِنَّ مَعِي دَرَاهِمَ وَ أَظْهَرَهَا فَإِذَا هِيَ فِي كُمِّهِ، فَإِنْ أَذِنْتَ لِي اشْتَرَيْتُ لَكَ شَيْئاً غَيْرَهَا .

فَقَالَ لَهُ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام: هَذِهِ مِمَّا فِي بَيْتِكَ .

5 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ : يُهْلِكُ الْمَرْءَ الْمُسْلِمَ أَنْ يَسْتَقِل مَا عِنْدَهُ لِلضَّيْفِ.

6 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ الله علیه السَّلام قَالَ :

إِذَا أَتَاكَ أَخُوكَ فَأْتِهِ بِمَا عِنْدَكَ وَإِذَا دَعَوْتَهُ فَتَكَلَّفْ لَهُ.

حضرت علیه السَّلام به او فرمود: با این شرط که حاضری خانه ات را بیاوری و به خاطر من خود را به زحمت نیندازی.

حضرت وارد خانه حارث شد، حارث پاره نانی آورد، امیرمؤمنان علی علیه السَّلام شروع به خوردن نمود.

حارث به ایشان عرض کرد: همراه من درهم هایی است _ و در همها را نشان داد که در آستینش بود _ اگر به من اجازه دهی، چیزی غیر از این پاره نان برای شما خریداری کنم.

حضرت علیه السَّلام به او فرمود: این در هم ها نیز جزو چیزهایی است که در خانه ات موجود دارد.

5 - عبدالله بن سنان گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

میزبان مسلمانی که حاضری خانه را لایق مهمان نداند، راه هلاکت و نابودی را طی می کند.

6 - هشام بن سالم گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

اگر برادر دینی تو ناخوانده وارد شد، با حاضری خانه ات از او پذیرایی کن و اگر او را به شام و ناهار دعوت کردی، وسایل پذیرایی را از خارج منزل آماده کن.

بخش سی و یکم

حکم خوردن غذا در خانه برادر ایمانی بدون اجازۀ او

(31) بَابُ أَكْلِ الرَّجُلِ فِي مَنْزِلِ أَخِيهِ بِغَيْرِ إِذْنِهِ

1 - أَبُو عَلِيَّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُسْكَانَ عَنْ مُحَمَّدٍ الْحَلَبِيُّ قَالَ : سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَه علیه السَّلام عَنْ هَذِهِ الْآيَةِ (لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَنْ تَأْكُلُوا مِنْ بُيُوتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ آبَائِكُمْ) إِلَى آخِرِ الْآيَةِ. قُلْتُ : مَا يَعْنِي بِقَوْلِهِ أَوْ صَدِيقِكُمْ.

قَالَ : هُوَ وَاللهِ الرَّجُلُ يَدْخُلُ بَيْتَ صَدِيقِهِ فَيَأْكُلُ بِغَيْرِ إِذْنِهِ .

2 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام فِي قَوْلِ اللَّهِ : أَوْ مَا مَلَكْتُمْ مَفَاتِحَهُ أَوْ صَدِيقِكُمْ).

بخش سی و یکم: حکم خوردن غذا در خانه برادر ایمانی بدون اجازۀ او

1 - محمّد حلبی گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: خداوند عَزَّوَجَل می فرماید: «بر نابینایان، معلولان و بیماران باکی نیست که خانۀ شما را خانۀ خود بدانند و نه بر خودتان که نان و خورش خانۀ خود تناول کنید و یا از نان و خورش خانۀ پدرانتان، یا خانه مادر انتان...»

پرسیدم منظور از خانۀ دوستان چیست؟

فرمود: به خدا سوگند! همین است که انسان وارد خانۀ دوست خود می شود و بعد بی اجازه از نان و خورش او تناول می کند.

2 - زراره گوید: از امام صادق علیه السَّلام در مورد گفتۀ خداوند متعال که می فرماید: «و هر خانه ای که کلیدهای آن در اختیار شما باشد و یا خانۀ دوستانتان» پرسیدم؟

قَالَ هَؤُلَاءِ الَّذِينَ سَمَّى اللَّهُ عَژَّوَجَل فِي هَذِهِ الْآيَةِ تَأْكُلُ بِغَيْرِ إِذْنِهِمْ مِنَ الْعَمْرِ وَ الْمَأْدُومِ وَ كَذَلِكَ تَطْعَمُ الْمَرْأَةُ مِنْ مَنْزِلِ زَوْجِهَا بِغَيْرِ إِذْنِهِ فَأَمَّا مَا خَلَا ذَلِكَ مِنَ الطَّعَامِ فَلَا.

3 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ :

لِلْمَرْأَةِ أَنْ تَأْكُلَ وَ أَنْ تَتَصَدَّقَ وَ لِلصَّدِيقِ أَنْ يَأْكُلَ فِي مَنْزِلِ أَخِيهِ وَيَتَصَدَّقَ .

4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ عُرْوَةَ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ بُكَيْرٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ : سَأَلْتُ أَحَدَهُمَا علیهما السَّلام عَنْ هَذِهِ الْآيَةِ (لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَنْ تَأْكُلُوا مِنْ بُيُوتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ آبَائِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أُمَّهَاتِكُمْ) الْآيَةَ .

قَالَ : لَيْسَ عَلَيْكَ جُنَاحٌ فِيمَا طَعِمْتَ أَوْ أَكَلْتَ مِمَّا مَلَكْتَ مَفَاتِحَهُ مَا لَمْ تُفْسِدُهُ.

فرمود: در خانۀ تمام این نامبردگان در آیه می توانی بی اجازه از خرما و خورش آنان تناول کنی. زن ها نیز می توانند بی اجازه همسرانشان تناول کنند. در این خانه ها فقط خوراکی آن مباح شده است، نه چیز دیگر.

3 - جمیل بن دراج گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

زن این حق را دارد که در خانه شوهرش غذا بخورد و صدقه دهد و دوست این حق را دارد که در منزل برادرش غذا بخورد و صدقه دهد.

4 - زراره گوید: از امام (باقر علیه السَّلام و یا امام صادق علیه السَّلام) در مورد این آیۀ پرسیدم که می فرماید: «بر نابینایان، معلولان و بیماران باکی نیست و نه بر خودتان که از خانۀ خود بخورید و بنوشید و یا از خانۀ پدرانتان و یا مادر انتان...»

فرمود: بر تو باکی نیست که از این خانه ها و هر خانه ای که کلید آن را داری، غذا بخوری و بیاشامی ،مادامی که چیزی را فاسد و تباهی نسازی

عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام فِي قَوْلِ اللهِ عَزَّوَجَل: (أَوْ مَا مَلَكْتُمْ مَفَاتِحَهُ ) .

قَالَ : الرَّجُلُ يَكُونُ لَهُ وَكِيلٌ يَقُومُ فِي مَالِهِ فَيَأْكُلُ بِغَيْرِ إِذْنِهِ

بخش سی و دوم

[چند روایت نکته دار]

(32) بَابٌ

1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ قَالَ : دَخَلْنَا مَعَ ابْنِ أَبِي يَعْفُورٍ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام وَ نَحْنُ جَمَاعَةٌ فَدَعَا بِالْغَدَاءِ فَتَغَدَّيْنَا وَ تَغَدَّى مَعَنَا وَ كُنْتُ أَحْدَثَ الْقَوْمِ سِنّاً فَجَعَلْتُ أَقْصُرُ وَأَنَا أَكُلُ.

فَقَالَ لِي : كُلْ أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّهُ تُعْرَفُ مَوَدَّةُ الرَّجُلِ لِأَخِيهِ بِأَكْلِهِ مِنْ طَعَامِهِ.

5 - راوی گوید:

امام صادق علیه السَّلام دربارۀ گفتار خداند که می فرماید: «و خانه هایی که کلید آن ها در اختیار شماست».

فرمود: منظور وکیلی است که به اموال او رسیدگی می کند. این وکیل می تواند بدون اجازه شخص در خانه او غذا بخورد.

بخش سی و دوم: [چند روایت نکته دار ]

1 - هشام بن سالم گوید: ما با گروهی به خدمت امام صادق علیه السَّلام شرف یاب شدیم، حضرتش ما را به سفره های صبحانه فرا خواند، آن حضرت همراه ابن ابی یعفور با ما بر سر سفره صبحانه بود. من از همه كم سال تر بودم و از خوردن صبحانه کوتاه می آمدم.

امام صادق علیه السَّلام به من فرمود: بخور. مگر نمی دانی که مقدار دوستی و محبّت انسان در خانه دوست خود با خوردن غذا معلوم می شود؟

2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عُمَرَ بْنِ عَبْدِ الْعَزِيزِ عَنْ رَجُلٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ الْحَجَّاجِ قَالَ : أَكَلْنَا مَعَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام فَأُوتِينَا بِقَصْعَةٍ مِنْ أَرْزَ فَجَعَلْنَا نُعَذِّرُ.

فَقَالَ علیه السَّلام: مَا صَنَعْتُمْ شَيْئاً إِنَّ أَشَدَّكُمْ حُبّاً لَنَا أَحْسَنُكُمْ أَكْلَا عِنْدَنَا.

قَالَ عَبْدُ الرَّحْمَانِ : فَرَفَعْتُ كُسْحَةَ الْمَائِدَةِ فَأَكَلْتُ .

فَقَالَ : نَعَمْ الْآنَ وَ أَنْشَأَ يُحَدِّثُنَا أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلَّى الله عليه وآله أُهْدِيَ إِلَيْهِ قَصْعَةُ أَرُزَ مِنْ نَاحِيَةِ الْأَنْصَارِ فَدَعَا سَلْمَانَ وَ الْمِقْدَادَ وَ أَبَا ذَرٍ رَضِيَ اللهُ عَنْهُمْ فَجَعَلُوا يُعَذِّرُونَ فِي الْأَكْلِ.

فَقَالَ : مَا صَنَعْتُمْ شَيْئاً أَشَدُّ كُمْ حُبّاً لَنَا أَحْسَنُكُمْ أَكْلاً عِنْدَنَا فَجَعَلُوا يَأْكُلُونَ أَكْلاً جيداً.

ثُمَّ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام: رَحِمَهُمُ اللهُ وَ رَضِيَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ صَلَّى عَلَيْهِمْ.

2 - عبدالرحمان بن حجّاج گوید: همراه امام صادق علیه السَّلام غذا می خوردیم، برای ما بشقاب برنجی آوردند. از خوردن آن عذر خواستیم. امام علیه السَّلام فرمود : چه کار می کنید؟ همانا علاقمندترین شما به ما، کسی است که در نزد ما غذا می خورد.

عبدالرحمان می گوید: من خوردم و حتی ریزههایی را که از سفره افتاده بود برداشتم و خوردم.

پس امام علیه السَّلام فرمود: آرى! الآن شد!

ما حدیث خواند که روزی بشقاب برنجی به پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله از جانب انصار هدیه شد؛ پس آن حضرت سلمان، مقداد و ابوذر رَحمة الله را دعوت نمود. پس آنان از خوردن عذر خواستند.

پس پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود: چه کار می کنید؟! علاقه مندترین شما به ما کسی است که در نزد ما غذا می خورد.

پس آنان بسیار خوب و نیکو غذا را خوردند.

آن گاه امام علیه السَّلام فرمود: خداوند آنان (سلمان، ابوذر و مقداد رحمة الله) را رحمت کند و از آنان راضی باشد و بر آنان درود فرستد!

3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنْ يُونُسَ بْنِ يَعْقُوبَ عَنْ عِيسَى بْنِ أَبِي مَنْصُورٍ قَالَ : أَكَلْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام فَجَعَلَ يُلْقِي بَيْنَ يَدَيَّ السُّوَاءَ.

ثُمَّ قَالَ : يَا عِيسَى ! إِنَّهُ يُقَالُ اعْتَبِرُ حُبَّ الرَّجُلِ بِأَكْلِهِ مِنْ طَعَامِ أَخِيهِ.

4 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ بُنْدَارَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِهِ عَنْ يُونُسَ بْنِ يَعْقُوبَ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ سُلَيْمَانَ الصَّيْرَفِيَّ قَالَ : كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام فَقَدَّمَ إِلَيْنَا طَعَاماً فِيهِ شِوَاءٌ وَ أَشْيَاءَ بَعْدَهُ ثُمَّ جَاءَ بِقَصْعَةٍ فِيهَا أَرُةٌ فَأَكَلْتُ مَعَهُ .

فَقَالَ : كُلِّ .

قُلْتُ : قَدْ أَكَلْتُ .

فَقَالَ : كُلْ ، فَإِنَّهُ يُعْتَبَرُ حُبُّ الرَّجُلِ لِأَخِيهِ بِالْبِسَاطِهِ فِي طَعَامِهِ ثُمَّ حَازَ لِي حَوْزاً بِإِصْبَعِهِ مِنَ الْقَصْعَةِ فَقَالَ لِي : لَتَأْكُلَنَّ ذَا بَعْدَ مَا قَدْ أَكَلْتَ فَأَكَلْتُهُ.

3 - عيسى بن ابی منصور گویدک در خدمت امام صادق علیه السَّلام غذا می خوردیم. حضرتش یکی پس از دیگری قطعات کباب را در ظرف من می انداخت. آن گاه می فرمود: ای عیسی! در عهد سابق گفته می شد که میزان دوستی اشخاص به این است که در خانۀ یکدیگر غذا میل کنند.

4 - عبد الله بن سلیمان صیرفی گوید:

من در خدمت امام صادق علیه السَّلام بودم، امام علیه السَّلام برای ما غذایی آوردند که در آن گوشت بریان و چیزهای دیگری بود. سپس ظرف پلویی. من همراه ایشان غذا خوردم.

پس فرمود: بخور!

عرض کردم: خوردم.

فرمود: بخور، زیرا دوستی شخص به برادرش، به گشایش در غذایش امتحان می شود.

سپس با انگشت خود مقداری از برنج داخل ظرف را برایم جمع کرد و به من فرمود: علاوه بر آن غذایی که خورده ای، باید این مقدار را نیز بخوری.

پس من آن مقدار را تناول کردم.

5 - أَحْمَدُ بْنُ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنْ أَبِي الْمَغْرَاءِ الْعِجْلِيُّ قَالَ : حَدَّثَنِي عَنْبَسَةُ بْنُ مُصْعَبٍ قَالَ:

أَتَيْنَا أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام وَ هُوَ يُرِيدُ الْخُرُوجَ إِلَى مَكَّةَ فَأَمَرَ بِسُفْرَةٍ فَوُضِعَتْ بَيْنَ أَيْدِينَا.

فَقَالَ : كُلُوا، فَأَكَلْنَا.

فَقَالَ : أَثْبَتُمْ أَثْبَتُمْ إِنَّهُ كَانَ يُقَالُ : اعْتَبِرْ حُبَّ الْقَوْمِ بِأَكْلِهِمْ.

قَالَ : فَأَكَلْنَا وَ قَدْ ذَهَبَتِ الْحِشْمَةُ .

6 - الحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيَّ عَنْ يُونُسَ عَنْ أَبِي الرَّبِيعِ قَالَ : دَعَا أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام بِطَعَامِ فَأُتِيَ بِهَرِيسَةٍ.

فَقَالَ لَّنَا : ادْنُوا فَكُلُوا.

قَالَ : فَأَقْبَلَ الْقَوْمُ يَقْصُرُونَ .

5 - عنبسة بن مصعب گوید: ما به خدمت امام صادق علیه السَّلام رسیدیم آن حضرت عازم مکّه بود، فرمود تا سفره ای در برابر ما نهادند.

حضرتش فرمود: تناول کنید.

ما تناول کردیم.

فرمود: دوستی و مهر خود را اثبات کردید از دیر باز گفته میشد که میزان دوستی اشخاص به این است که از غذای دوست بخورند.

با این سخن، ما به خوردن مشغول شدیم و رودربایستی از میان رفت.

6 - أبو ربیع گوید: امام صادق علیه السَّلام غذایی درخواست نمود. برای ایشان حلیم آوردند. پس به ما فرمود: نزدیک بیایید و بخورید!

پس مردم شروع به عذر خواستن کردند.

فَقَالَ علیه السَّلام: كُلُوا فَإِنَّمَا يَسْتَبِينُ مَوَدَّةُ الرَّجُلِ لِأَخِيهِ فِي أَكْلِهِ عِنْدَهُ.

قَالَ : فَأَقْبَلْنَا نُغِضُ أَنْفُسَنَا كَمَا تَغَصُ الْإِبِلُ .

بخش سی و سوم

تدبیر در خوراکی

(33) بَابٌ آخَرُ فِي التَّقْدِيرِ وَ أَنَّ الطَّعَامَ لَا حِسَابَ لَهُ

1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا قَالَ :

كَانَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام رُبَّمَا أَطْعَمَنَا الْفَرَانِي وَ الْأَخْبِصَةَ ثُمَّ يُطْعِمُ الْخُبْزَ وَ الزَّيْتَ ، فَقِيلَ لَهُ : لَوْ دَبَّرْتَ أَمْرَكَ حَتَّى تَعْتَدِلَ .

فَقَالَ : إِنَّمَا نَتَدَبَّرُ بِأَمْرِ اللهِ عَزَّوَجَل فَإِذَا وَسَّعَ عَلَيْنَا وَسَّعْنَا وَإِذَا قَتَّرَ عَلَيْنَا قَتَرْنَا.

2 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ رِئَابٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:

امام علیه السَّلام فرمود: بخورید که همانا دوستی شخص به برادرش، در غذا خوردن نزد برادرش مشخص می شود.

ابوربیع گوید: پس ما پیش آمدیم و شروع به خوردن نمودیم به حدی که نَفَس مان بند آمد؛ همان طور که نَفَس شتر بند می آید.

1 - یکی از اصحاب ما گوید

بخش سی و سوم: تدبیر در خوراکی

گاهی امام صادق علیه السَّلام به ما فرنی اخبصه آن گاه نان و زیتون اطعام می فرمود.

گفته شد: اگر در کارتان تدبیر می فرمودید تا تعادلی برقرار می شد.

فرمود: ما فقط به فرمان خدا تدبیر می نماییم، هرگاه به ما توسعه داد ما توسعه می دهیم و اگر تنگ گرفت ما تنگ می گیریم

2 - حلبی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

ثَلَاثَةُ أَشْيَاءَ لَا يُحَاسَبُ عَلَيْهِنَّ الْمُؤْمِنُ : طَعَامٌ يَأْكُلُهُ وَ ثَوْبٌ يَلْبَسُهُ وَ زَوْجَةٌ صَالِحَةٌ تُعَاوَنُهُ وَ يُحْصِنُ بِهَا فَرْجَهُ .

3 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ أَبِي سَعِيدٍ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ قَالَ:

كُنَّا عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام جَمَاعَةً ، فَدَعَا بِطَعَامٍ مَا لَنَا عَهْدٌ بِمِثْلِهِ لَذَاذَةً وَ طِيباً وَأُوتِينَا بِتَمْرِ تَنْظُرُ فِيهِ إِلَى وُجُوهِنَا مِنْ صَفَائِهِ وَحُسْنِهِ، فَقَالَ رَجُلٌ : لَتُسْأَلُنَّ عَنْ هَذَا النَّعِيمِ الَّذِي نُعَمْتُمْ بِهِ عِنْدَ ابْنِ رَسُولِ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله .

فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: إِنَّ اللهَ عَزَّوَجَل أَكْرَمُ وَأَجَلُ مِنْ أَنْ يُطْعِمَكُمْ طَعَاماً فَيُسَوِّ غَكُمُوهُ ثُمَّ يَسْأَلَكُمْ عَنْهُ وَلَكِنْ يَسْأَلُكُمْ عَمَّا أَنْعَمَ عَلَيْكُمْ بِمُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَعَلَيْهِمْ .

4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ شِهَابِ بْنِ عَبْدِ رَبِّهِ قَالَ : قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:

لَيْسَ فِي الطَّعَامِ سَرَفٌ.

برای مؤمن سه چیز بازخواست نمی شود : غذایی که می خورد، لباسی که می پوشد و همسر شایسته ای با او همکاری می کند.

3 - ابو حمزه گوید: ما در خدمت امام صادق علیه السَّلام بودیم ، ما را سر سفره ای فراخواند که لذیذتر و خوشمزه تر از آن نخورده بودیم، آن گاه خرمای پاکیزه و زیبایی آورد.

یکی از آن ها گفت: آیا از این نعمت که در خدمت پسر پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله میل کردیم بازخواست خواهیم شد؟

فرمود: خداوند بزرگوارتر از آن است که به شما غذایی دهد آن گاه بازخواست نماید؛ ولی از شما از نعمت محمد و آل محمد علیهم السَّلام که به شما عطا کرده ، بازخواست خواهد کرد.

4 - شهاب بن عبد ربه گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: در غذا اسراف نیست.

5 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْجَوْهَرِيِّ عَنِ الْحَارِثِ بْنِ حَرِيزِ عَنْ سَدِيرِ الصَّيْرَفِيِّ عَنْ أَبِي خَالِدٍ الْكَائِلِيِّ قَالَ:

دَخَلْتُ عَلَى أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام فَدَعَا بِالْغَدَاءِ فَأَكَلْتُ مَعَهُ طَعَاماً مَا أَكَلْتُ طَعَاماً قَطُّ أَنْظَفَ مِنْهُ وَلَا أَطْيَبَ ، فَلَمَّا فَرَغْنَا مِنَ الطَّعَامِ قَالَ : يَا أَبَا خَالِدٍ ! كَيْفَ رَأَيْتَ طَعَامَكَ . أَوْ قَالَ : طَعَامَنَا ؟

قُلْتُ : جُعِلْتُ فِدَاكَ! مَا رَأَيْتُ أَطْيَبَ مِنْهُ وَ لَا أَنْطَفَ قَطُّ، وَلَكِنِّي ذَكَرْتُ الْآيَةَ الَّتِي فِي كِتَابِ اللهِ عَزَّوَجَل (لَتُسْتَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ) .

قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السَّلام: لَا ، إِنَّمَا تُسْأَلُونَ عَمَّا أَنْتُمْ عَلَيْهِ مِنَ الْحَقِّ .

6 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ شِهَابِ بْنِ عَبْدِ رَبِّهِ قَالَ : قَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام:

اعْمَلْ طَعَاماً وَ تَنَوَّقُ فِيهِ وَ ادْعُ عَلَيْهِ أَصْحَابَكَ .

5 - خالد کابلی گوید: روزی خدمت امام باقر علیه السَّلام شرف یاب شدم، حضرتش سفره غذایی آورد که هرگز پاکیزه تر و خوشمزه تر از آن نخورده بودم.

وقتی دست از غذا کشیدم فرمود: ای ابا خالد! چگونه غذایی بود؟

عرض کردم: قربانت گردم! من هرگز تاکنون غذایی به این پاکیزگی و خوشمزگی ندیده بودم. ولی به یاد آیه ای از قرآن افتادم که می فرماید: «در آن روز از نعمت ها بازخواست خواهید شد».

فرمود: نه، در آن روز فقط از حقی که دارید بازخواست خواهید شد.

6 - شهاب بن عبد ربه گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

غذای متنوعی تهیه کن و یارانت را بر آن فراخوان