متن و ترجمه فروع کتاب نفیس کافی

ghaemiyeh.com

مشخصات کتاب

سرشناسه: کلینی، محمدبن یعقوب، - 329ق.

عنوان قراردادی: الکافی. فروع. فارسی - عربی

عنوان و نام پديدآور: متن و ترجمه کتاب نفیس فروع کافی [کتاب]/تالیف محمدبن یعقوب‌بن اسحاق کلینی‌رازی؛ ترجمه گروه مترجمان ؛ اشراف و ویرایش محمدحسین رحیمیان.

مشخصات نشر: قم: قدس،1391.

مشخصات ظاهری: 10ج.

شابک: 600000ریال: دوره:978-964-2549-79-5 ؛ 800000 ریال ( دوره ده جلدی، چاپ چهارم) ؛ ج.1، چاپ چهارم:978-964-2549-69-6 ؛ ج.2، چاپ چهارم: 978-964-2549-70-2 ؛ ج.3، چاپ چهارم: 978-964-2549-71-9 ؛ ج.4، چاپ چهارم:978-964-2549-72-6 ؛ ج.5، چاپ چهارم: 978-964-2549-73-3 ؛ ج.6، چاپ چهارم: 978-964-2549-74-0 ؛ ج.7، چاپ چهارم: 978-964-2549-75-7 ؛ ج.8، چاپ چهارم: 978-964-2549-76-4 ؛ ج.9، چاپ چهارم: 978-964-2549-77-1 ؛ ج.10، چاپ چهارم: 978-964-2549-78-8

يادداشت: فارسی-عربی.

يادداشت:ج.1( چاپ سوم).

يادداشت:ج.2و3( چاپ سوم:1391).

يادداشت:ج.6-10(چاپ سوم:1391).

يادداشت:ج.1-10 ( چاپ چهارم: 1393).

يادداشت:ج.6-10(چاپ پنجم:1394).

موضوع: احادیث شیعه -- قرن 4ق.

شناسه افزوده: رحیمیان،محمدحسین، 1345 -، ویراستار

رده بندی کنگره: BP129/ک8ک26041 1391

رده بندی دیویی: 297/212

شماره کتابشناسی ملی: 3166368

متن و ترجمه

کتاب نفیس

فروع کافی

جلد ششم

تأليف: محدّث عالی مقام ثقة الاسلام محمّد یعقوب کلینی رازی رحمة اللهُ

ترجمه: گروه مترجمان

اشراف و ویرایش: محمد حسین رحیمیان

خیر اندیش دیجیتالی: موسسه مددکاری و خیریه ایتام امام زمان (عجل اللهُ تعالی فرجه و الشریف)

ویراستار دیجیتالی: زینب رمضانی

اشاره

سرشناسه: کلینی، محمدبن یعقوب، - 329ق.

عنوان قراردادی: الکافی. فروع. فارسی - عربی

عنوان و نام پديدآور: متن و ترجمه کتاب نفیس فروع کافی [کتاب]/تالیف محمدبن یعقوب‌بن اسحاق کلینی‌رازی؛ ترجمه گروه مترجمان ؛ اشراف و ویرایش محمدحسین رحیمیان.

مشخصات نشر: قم: قدس،1391.

مشخصات ظاهری: 10ج.

شابک: 600000ریال: دوره:978-964-2549-79-5 ؛ 800000 ریال ( دوره ده جلدی، چاپ چهارم) ؛ ج.1، چاپ چهارم:978-964-2549-69-6 ؛ ج.2، چاپ چهارم: 978-964-2549-70-2 ؛ ج.3، چاپ چهارم: 978-964-2549-71-9 ؛ ج.4، چاپ چهارم:978-964-2549-72-6 ؛ ج.5، چاپ چهارم: 978-964-2549-73-3 ؛ ج.6، چاپ چهارم: 978-964-2549-74-0 ؛ ج.7، چاپ چهارم: 978-964-2549-75-7 ؛ ج.8، چاپ چهارم: 978-964-2549-76-4 ؛ ج.9، چاپ چهارم: 978-964-2549-77-1 ؛ ج.10، چاپ چهارم: 978-964-2549-78-8

يادداشت: فارسی-عربی.

يادداشت:ج.1( چاپ سوم).

يادداشت:ج.2و3( چاپ سوم:1391).

يادداشت:ج.6-10(چاپ سوم:1391).

يادداشت:ج.1-10 ( چاپ چهارم: 1393).

يادداشت:ج.6-10(چاپ پنجم:1394).

موضوع: احادیث شیعه -- قرن 4ق.

شناسه افزوده: رحیمیان،محمدحسین، 1345 -، ویراستار

رده بندی کنگره: BP129/ک8ک26041 1391

رده بندی دیویی: 297/212

شماره کتابشناسی ملی: 3166368

فهرست موضوعات

بقیه کتاب معیشت و آداب زندگی (5_ 87)

بخش صد و چهل و نهم

حکم زیان رسانیدن ... 21

بخش صد و پنجاهم

گفتاری جامع در بارۀ مرز حقوق .... 27

بخش صد و پنجاه و یکم

کسی که در غیر زمین خود کشت یا درختکاری کند... 31

بخش صد و پنجاه و دوم

چند روایت نکته دار ... 33

بخش صد و پنجاه و سوم

کسی که بدون بیّنه (شاهد گرفتن یا نوشتن) مالی را قرض بدهد... 34

بخش صد و پنجاه و چهارم

چند روایت نکته دار ... 35

بخش صد و پنجاه و پنجم

حفظ مال و کراهت عدم نگهداری از آن ... 37

بخش صد و پنجاه و ششم

ضمانت کشت و زرعی که توسّط چهارپایان از بین می رود ... 41

بخش صد و پنجاه و هفتم

[دو روایت در ضمانت ] ... 44

بخش صد و پنجاه و هشتم

غلامی تجارت می کند و بدهکار می شود ... 45

بخش صد و پنجاه و نهم چند روایت نکته دار ... 47

کتاب ازدواج و احکام آن (85 _ 686)

بخش یکم

مهرورزی به زنان ... 87

بخش دوم

غلبۀ زنان ... 90

بخش سوم

صنف های مختلف زنان ... 91

بخش چهارم

بهترین زنان ... 98

بخش پنجم

بدترین زنان ... 98

بخش ششم

فضیلت زنان قریشی ... 99

بخش هفتم

کسی که موفّق به ازدواج با زن صالح و شایسته شود... 101

بخش هشنم

تشویق به ازدواج کردن ... 103

بخش نهم

کراهت ازدواج نکردن ... 104

بخش دهم

ازدواج کردن باعث فزونی روزی می شود ... 107

بخش یازدهم

کسی که برای ازدواج زن و مرد کوشش کند ... 111

بخش دوازدهم

انتخاب زن ... 112

بخش سیزدهم

فضیلت ازدواج با زن دین دار و کراهت ازدواج به جهت ثروت ... 113

بخش چهاردهم

کراهت ازدواج با زن نازا ... 115

بخش پانزدهم

فضیلت زنان باکره ... 117

V

بخش شانزدهم

نشانه ی زنان خوب ... 118

بخش هفدهم

دو روایت نکته دار ... 121

بخش هیجدهم

خداوند برای مردم، هم شکل آنان را آفریده است ... 122

بخش نوزدهم

استحباب شوهر دادن دختران بالغ و پاکدامن نه داشتن آنان به وسیله شوهران ... 123

بخش بیستم

فزونی شهوت زنان نسبت به مردان ... 127

بخش بیست و یکم

مرد مؤمن، كفو و هم شأن زن مؤمن است ... 129

بخش بیست و دوم

همانند بخش پیشین ... 141

بخش بیست و سوم

ازدواج امّ کلثوم 3 ... 149

بخش بیست و چهارم

بخش دیگری در مورد ازدواج ... 150

بخش بیست و پنجم

همسر هم شان ... 151

بخش بیست و ششم

کراهت شوهر دادن دختر به شرابخوار ... 152

بخش بیست و هفتم

حکم ازدواج با ناصبیان و اهل شّک ... 153

بخش بیست و هشتم ...

کردها، سیاهان و افرادی که ازدواج با ایشان کراهت دارد ... 164

بخش بیست و نهم

ازدواج با ولد زنا ... 165

بخش سی ام

ازدواح با زن احمق و دیوانه ... 167

بخش سی و یکم

حکم مرد زناکار و زن زناکار ... 169

بخش سی و دوم

حکم ازدواج بعد از زنا ... 172

بخش سی و سوم

حکم ازدواج با زن ذمّی ... 174

بخش سی و چهارم

حکم ازدواج با کنیزان ... 180

بخش سی و پنجم

ازدواج شغار ... 185

بخش سی و ششم

حکم مردی که با زنی ازدواج می کند سپس با کنیز پدر او ازدواج می کند ... 186

بخش سی و هفتم

زنانی که خداوند ازدواج با آنها را حلال کرده است ... 189

بخش سی و هشتم

وجوه ازدواج ... 194

بخش سی و نهم

حکم نگاه به قصد ازدواج ... 195

بخش چهلم

اوقاتی که ازدواج کراهت دارد ... 197

بخش چهل و یکم

استباب تزویج در شب ... 199

بخش چهل و دوم

اطعام به هنگام ازدواج ... 200

بخش چهل و سوم

ازدواج بدون خواستگاری ... 202

بخش چهل و چهارم

خطبه های عقد ازدواج ... 203

بخش چهل و پنجم

سنّت مهریّه ... 2118

بخش چهل و ششم

آن چخ حضرت علی علیه السَّلام به هنگام ازدواج با فاطمه زهرا علیها السَّلام پرداخت... 222

بخش چهل و هفتم

امروزه مهریّه با رضایت طرفین است، خواه کمتر، یا بیشتر ... 224

بخش چهل و هشتم

چند روایت نکته دار ... 226

بخش چهل و نهم

رفاف مهریّه را منتفی می کند ... 236

بخش پنجاهم

نیّت عدم پرداخت مهرِیّه ... 237

بخش پنجاه و یکم

حکم ازدواج با مهریّه و شیربها ... 238

بخش پنجاه و دوم

حکم زنی که خود را به مرد می بخشد ... 239

بخش پنجاه و سوم

اختلاف زن و مرد در مهریّه ... 241

بخش پنجاه و چهارم

حكم ازدواج بدون شاهد ... 244

بخش پنجاه و پنجم

زنانی که برای پیامبر اکرم صلَّی اللهُ علیه وآله حلال شده اند ... 246

بخش پنجاه و ششم

حکم ازدواج بدون اذن ولی ... 252

بخش پنجاه و هفتم

حکم ازدواج دوشیزگان و دختران .. 256

بخش پنجاه و هشتم

اختلاف پدر بزرگ و و پدر در ازدواج دختر ... 259

بخش پنجاه و نهم

ازدواج با دو ولی غیر پدر و پدر بزرگ ... 263

بخش شصتم

حکم زنی که امر ازدواجش را به کسی

می سپارد تا او را به عقد شخص مورد نظرش درآورد اما او فرد دیگری را به ازدواج او در می آورد ... 265

بخش شصت و یکم

کودکانی که در هنگام کودکی ازدواج کنند با هم انس نمی گیرند ... 266

بخش شصت و دوم

حد همبستر شدن ... 267

بخش شصت و سوم

حکم کسی که با زنی ازدواج می کند و پسرش با دختر او ازدواج می کند ... 268

بخش شصت و چهارم

حکم تزویج کودکان ... 270

بخش شصت و پنجم

اختلاف پدر و پسر در گزینش همسر برای فرزند ... 274

بخش شصت و ششم

شرایط ازدواج و باید و نبایدهای آن ... 275

بخش شصت و هفتم

تدلیس در امر ازدواج و فریبکاری زنان ... 282

بخش شصت و هشتم

مردی که در ازدواج فریبکاری و تدلیس می نماید و حکم مرد عنّين ... 294

بخش شصت و نهم

یک روایت نکته دار ... 299

بخش هفتادم

حکم دختر دوشیزه ای که ندوشیزه در می آید... 301

بخش هفتاد و یکم

زفاف پیش از پرداخت مهریّه ... 302

بخش شصت و پنجم

بخش هفتاد و دوم

ازدواج در ازای کارگری ... 304

بخش هفتاد و سوم

حکم کسی که در غیابش ازدواج کرده آن گاه خبر مرگ او فرا رسد ... 305

بخش هفتاد و چهارم

حکم مردی که با زنی زنا می کند، آن گاه با مادر یا دخترش ازدواج می کند یا با مادرزنش یا دختر زنش زنا می کند ... 306

بخش هفتاد و پنجم

حکم کسی که با پسری به گناه مرتکب می شود، آن گاه با دختر یا خواهر او ازدواج می کند... 311

بخش هفتاد و ششم

حرمت و جواز ازدواج با همسر سابق پسر و پدر ... 313

بخش هفتاد هفتم

یاد آوری دیگر از زنان پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله ... 317

بخش هفتاد و هشتم

حکم کسی که با زنی ازدواج می کند آن گاه او را او را طلاق می دهد یا پیش از آمیزش با او یا بعد از آن می میرد، پس با مادر یا دختر

او ازدواج می کند ... 321

بخش هفتاد و نهم

حکم ازدواج با زنی که طلاق غیر شرعی داده شده است .. 324

بخش هشتادم

حکم زنی که هووی عمّه یا خالۀ خود می شود... 326

بخش هشتاد و یکم

حکم محلّل سه طلاقه ... 327

بخش هشتاد دوم

زنی که به مردی حرام ابدی می شود ... 331

بخش هشتاد و سوم

حکم مردی که می خواهد همسر پنجم اختیار کند ... 339

بخش هشتاد و چهارم

حکم ازدواج با دو خواهر ... 342

بخش هشتاد و پنجم

درباره فرمایش خداوند: « با آنان زنان بیوه در عدّه) در پنهانی وعده ازدواج

نگذارید» ... 350

بخش هشتاد و ششم

حکم ازدواج با یهود، نصارا، مشرکان ... 353

بخش هشتاد و هفتم

حکم شیر دادن ... 357

بخش هشتاد و هشتم

شرایط تحریم رضاعی ... 359

بخش هشتاد و نهم

ویژگی شیر شوهر ... 365

بخش نودم

بعد از باز گرفتن از شیر رضاعی نیست ... 372

بخش نود و یکم

چند روایت نکته دار دربارۀ رضاع ... 374

بخش نود و دوم

حدیثی مربوط به بخش رضاع ... 383

بخش نود و سوم

ازدواج با قابله ... 384

بخش های مربوط ازدواج موقّت ... 385

بخش نود و چهارم

زنان موقّت به منزله کنیز هستند و جزو زنان دائم محسوب نمی شوند ... 390

بخش نود و پنجم

ازدواج موقّت فقط در حال ضرورت ... 394

بخش نود و ششم

ازدواج موقّت فقط با زن با عفّت ... 396

بخش نود و هفتم

شروط ازدواج موقّت ... 399

بخش نود و هشتم

تکرار شروط بعد از عقد ازدواج ... 402

بخش نود و دوم

بخش نود و نهم

کمترین حد مهریّه در ازدواج موقّت ... 405

بخش صدم:

عدّۀ بانوان در ازدواج موقّت ... 407

بخش صد و یکم:

فزونی مدّت ... 408

بخش صد و دوم:

تعیین مدّت ... 410

بخش صد سوم:

ازدواج مکرّر با یک زن موقت ... 412

بخش صد و چهارم :

در صورت تخلّف مهریه پرداخت نمی شود... 413

بخش صد و پنجم :

زن در امور خودش قابل اعتماد است ... 416

بخش صد و هفتم :

ازدواج موقّت با کنیزان ... 418

بخش صد و هشتم :

حکم فرزند ازدواج موقّت ... 420

بخش صد و نهم :

حکم میراث در ازدواج موقّت ... 422

بخش صد و دهم :

چند روایت نکته دار ... 423

بخش صد و یازدهم :

حلال کردن کنیز توسّط برادر برای برادر و همسر برای شوهر ... 429

بخش صد و دوازدهم :

حکم ازدواج با کنیز فرزند ... 438

بخش صد و سیزدهم :

عدّۀ كنيزان ... 441

بخش صد و چهاردهم :

کنیزان فرزندآور ... 446

بخش صد و پانزدهم :

خرید کنیز باردار ... 447

بخش صد و شانزدهم :

حکم کسی که کنیز را آزاد می کند و آن را مهریّه ازدواجش قرار می دهد ... 450

بخش صد و هفدهم :

احکام همسران برده ... 452

بخش صد و هیجدهم :

حکم ازدواج برده بدون رضایت مولایش ... 455

بخش صد و نوزدهم :

ازدواج کنیز بدون اجازه صاحبش ... 459

بخش صد و بیستم :

حکم تزویج مولا غلام خود را با کنیز خود ... 460

بخش صد و بیست و یکم :

حکم مردی که کنیز خود را به ازدواج غلامش درمی آورد آن گاهخودش به کنیز علاقمند می شود... 462

بخش صد و بیست و دوم :

ازدواج با کنیز نیمه آزاد ... 465

بخش صد و بیست و سوم :

حکم خرید کنیزی که شوهری آزاد یا برده دارد ... 468

بخش صد و بیست و چهارم :

حکم زنی که با ارث یا خرید مالک شوهرش می شود ... 471

بخش صد و بیست و پنجم :

حکم زنی که شوهر برده ای دارد با ارث او مالک می شود آن گاه آزادش می کند سپس به ازدواجش رضایت می دهد ... 474

بخش صد و بیست و ششم :

حکم کنیزی که شوهرش برده است و یکی از آن ها و یا هر دو آزاد می شوند .... 476

بخش صد و بیست و هفتم :

حکم برده ای که زن آزاد دارد و خودش نیز

آزاد می شود ... 479

بخش صد و بیست و هشتم :

حکم مردی که کنیز باداری را می خرد و با او همبستر می شود و او را زایمان می کند... 480

بخش صد و بیست و نهم :

حکم کنیزی که در یک پاکیزگی دو نفر با او آمیزش می کنند و او باردار شود ... 482

بخش صد و سی ام :

حکم کنیزی که متهم می شود ... 485

بخش صد و سی و یکم :

یک روایت نکته دار ... 488

بخش صد و سی و دوم :

[تولّد فرزند در غیاب پدر] ... 489

بخش صد و سی و سوم :

حکم کنیزی که در یک پاکی مورد آمیزش چند نفر قرار می گیرد ... 489

بخش صد و سی و چهارم :

حکم کنیزی که پس از فروخته شدن در کمتر از شش ماه فرزند می آورد... 491

بخش صد و سی و پنجم :

حکم فرزندی که یکی از پدر و مادرش آزاد و دیگری برده است ... 493

بخش صد و سی و ششم :

حکم زنی که با غللم خود ارتباط جنسی برقرار می کند ... 496

بخش صد و سی و هفتم :

زنان شبیه هم اند ... 497

بخش صد و سی و هشتم :

کراهت رهبانیّت و ترک ازدواج ...498

بخش صد و سی و نهم :

چند روایت نکته دار ... 503

بخش صد و چهلم :

اوقاتی که نزدیکی در آن مکروه است ... 506

بخش صد و چهل و یکم :

کراهت همبستری در خانه ای که کودک است ... 509

بخش صد و چهل و دوم :

دعاهای شب زفاف و عروسی ... 510

بخش صد و چهل و سوم :

دعای هنگام آمیزش و آنچه موجب مصونیّت از مشارکت شیطان است ... 514

بخش صد و چهل و چهارم :

حكم عزل و بیرون ریختن نطفه ... 518

بخش صد و چهل و پنجم :

غیرت و رشک زنان ... 520

بخش صد و چهل و ششم :

مهرورزی زن به شوهرش ... 523

بخش صد و چهل و هفتم :

حق شوهر بر همسر ... 546

بخش صد و چهل و هشتم :

کراهت عدم تمکین شوهر ... 530

بخش صد و چهل و نهم :

کراهت ترک آرایش برای بانوان .... 531

بخش صد و پنجاهم :

گرامی داشت همسر ... 533

بخش صد و پنجاه و یکم :

حق زن نسبت به شوهر ... 535

بخش صد و پنجاه و دوم :

مدارا با همسر ... 540

بخش صد و پنجاه و سوم :

حد اطاعت زن از شوهر ... 451

بخش صد و پنجاه و چهارم :

اندک بودن زنان شایسته ... 544

بخش صد و پنجاه و پنجم:

تأدیب زنان ... 547

بخش صد و پنجاه و ششم :

کراهت عدم تمكين شوهر

ترک فرمان بری از زنان ... 548

بخش صد و پنجاه و هفتم :

حفظ شخصیّت و پوشیدگی ... 553

بخش صد و پنجاه و هشتم :

نهی از آرایش های مکروه ... 555

بخش صد و پنجاه و نهم :

مواردی ازاعضای زن که نگاه حلال است ... 557

بخش صد و شصتم :

حجاب زنان و انشسته ... 559

بخش صد و شصت و یکم :

مردان سفیه و احمق ... 561

بخش صد و شصت و دوم :

نگاه به زنان ذمّی ... 563

بخ صد و صت و سوم :

حکم نگاه به زنان بادیع نشین و روستائیان ... 563

بخش صد و شصت و چهارم :

حجاب کنیزها و کنیزانی که صاحب فرزند هستند ... 564

بخش صد و شصت و پنجم :

دست دادن با زنان ... 565

بخش صد و شصت و ششم :

چگونگی بیعت پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله با زنان ... 567

بخش صد و شصت و هفتم :

ورود به محفل زنان ... 671

بخش صد و شصت و هشتم :

بازهم در این مورد ... 575

بخش صد و شصت و نهم :

حکم نگاه زن به غلام خودش ... 578

بخش صد و هفتادم :

احکام مردان اخته ... 581

بخش صد و هفتاد و یکم :

چه زمانی حجاب بر دختران واجب می شود؟ ... 582

بخش صد و هفتاد و دوم :

حكم بوسیدن دختران نابالغ ... 583

بخش صد و هفتاد و سوم

نظیر آن ... 584

بخش صد و هفتاد و چهارم :

مداوای زنان توسط مردان ... 585

بخش صد و هفتاد و پنجم :

حکم سلام کردن به زنان ... 586

بخش صد و هفتاد و ششم :

غیرت و غیرت مندی ... 588

بخش صد و هفتاد و هفتم :

عدم غیرت در حلال ... 592

بخش صد و هفتاد و هشتم :

حکم شرکت زنان در نماز عید فطر و قربان ... 592

بخش صد و هفتاد و نهم:

حکم آمیزش در حال عادت ماهیانه ... 593

بخش صد و هشتادم :

نزدیکی بعد از پاکی و پیش از غسل ... 596

بخش صد و هشتاد و یکم :

حکم نزدیکی از دُبُر ... 597

بخش صد و هشتاد و دوم :

حکم استمنا و نزدیکی با حیوانات ... 598

بخش صد و هشتاد و هشتم :

مرد زناکار ... 600

بخش صد و هشتاد و چهارم :

زن زناکار ... 604

بخش صد و هشتاد و پنجم :

حکم لواط ... 606

بخش صد و هشتاد و ششم :

کسی که خود را در اختیار دیگران قرار می دهد ... 620

بخش صد و هشتادو هفتم :

و هم جنس بازی زنان ... 627

بخش صد و هشتاد و هشتم :

عفت و پاکدامنی از حریم مردم ... 631

بخش صد و هشتاد و نهم :

چند روایت نکته دار ... 634

بخش صد و نودم :

گفتاری از یونس در تفسیر ازدواج و زنا و تفاوت های این دو حکم ... 676

بخش صد و نود و یکم :

( اتّهام مجوسى) ... 686

بقیه کتاب معیشت و آداب زندگی (5 _87)

بخش صد و چهل و نهم

حکم زیان رسانیدن

(149) بَابُ الضَّرَار

1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ طَلْحَةَ بْنِ زَيْدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قال:

إنّ الْجَارَ غَیْرُ مُضَارٍّ وَ لا آثِمً.

2 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ بُكَيْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام قَالَ:

إِنَّ سَمُرَةَ بْنَ جُنْدَبٍ كَانَ لَهُ عَذْقٌ فِي حَائِطٍ لِرَجُلٍ مِنَ الْأَنْصَارِ، وَ كَانَ مَنْزِلُ الْأَنْصَارِيُّ بِبَابِ الْبُسْتَانِ، وَكَانَ يَمُرُّ بِهِ إِلَى نَخْلَتِهِ وَ لَا يَسْتَأْذِنُ.

فَكَلَّمَهُ الْأَنْصَارِيُّ أَنْ يَسْتَأْذِنَ إِذَا جَاءَ، فَأَبَى سَمُرَةُ، فَلَمَّا تَأَبَّي جَاءَ الْأَنْصَارِيُّ إِلَى رَسُولِ اللهِ صلّی اللهُ علیه وآله فَشَكَا إِلَيْهِ وَخَبَّرَهُ الْخَبَرَ.

بخش صد و چهل و نهم: حکم زیان رسانیدن

1 - طلحه بن زید گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

در واقع، همسایه همانند نفس محترم است نه زیان ببیند و نه مجازات شود.

2 - زراره :گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:

سمرة بن جُندب درخت خرمایی داشت که خرما داده بود، و در باغ مردی از انصار قرار گرفته بود، و خانۀ آن شخص نیز در قسمت ورودی آن باغ واقع شده بود؛ سمرة بن جندب پیوسته از منزل او عبور می کرد و نزد درخت خود می رفت، ولی اجازۀ ورود نمی گرفت.

آن مرد انصاری به سمرة بن جندب گفت: هنگام ورود اجازه بگیرد، ولی سمره این را نپذیرفت.

در پی عدم پذیرش سمره، انصاری نزد رسول خدا صلّی اللهُ علیه وآله رفت و این جریان را بازگو کرد و به آن حضرت شکایت کرد.

فَأَرْسَلَ إِلَيْهِ رَسُولُ اللهِ صلّى الله عليه وآله وَ خَبَّرَهُ بِقَوْلِ الْأَنْصَارِيِّ وَ مَا شَكَا وَ قَالَ: إِنْ أَرَدْتَ الدُّخُولَ فَاسْتَأْذِنُ.

فَأَبَى، فَلَمَّا أَبَى سَاوَمَهُ حَتَّى بَلَغَ بِهِ مِنَ الثَمَنِ مَا شَاءَ اللَّهُ، فَأَبَى أَنْ يَبِيعَ.

فَقَالَ: لَكَ بهَا عَذْقٌ يُمَدُّ لَكَ فِي الْجَنَّةِ، فَأَبَى أَنْ يَقْبَلَ.

فَقَالَ رَسُولُ اللهِ صلّی اللهُ علیه وآله: لِلأَنْصَارِي اذْهَبْ فَاقْلَعْهَا وَ ارْمِ بِهَا إِلَيْهِ، فَإِنَّهُ لَا ضَرَرَ وَ لَا ضِرَارَ.

3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حَفْصٍ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْمٍ كَانَتْ لَهُمْ عُيُودٌ فِي أَرْضِ قَرِيبَةٍ بَعْضُهَا مِنْ بَعْضٍ فَأَرَادَ الرَّجُلُ أَنْ يَجْعَلَ عَيْنَهُ أَسْفَلَّ مِنْ مَوْضِعِهَا الَّتِي كَانَتْ عَلَيْهِ وَ بَعْضُ الْعُيُونِ إِذَا فُعِلَ ذَلِكَ أَضَرَّ بِالْبَقِيَّةِ مِنَ الْعُيُونِ، وَ بَعْضُ لا يُضِرُّ مِنْ شِدَّةِ الْأَرْضِ.

رسول خدا صلّی اللهُ علیه وآله به دنبال سمره فرستاد و گفتار انصاری و شکایت او را به سمره اطلاع داد و فرمود: اگر خواستی وارد شوی، اجازه بگیر.

سمره نپذیرفت و در پی آن، رسول خدا صلّی اللهُ علیه وآله در مورد قیمت درختش با او سخن گفت تا آن که به قیمت بسیار بالایی رسید، ولی باز هم از فروش درخت، خودداری کرد.

آن گاه حضرت فرمود: در ازای این درخت خرما، درخت خرمایی در بهشت بپذیر.

ولی باز هم از پذیرش آن خودداری کرد.

وقتی کار به این جا کشیده شد، رسول خدا صلّی اللهُ علیه وآله به انصاری فرمود: برو و درختش را از ریشه به در آور و آن را پیش رویش بیفکن؛ چون نه زیان رسانیدن جایز است و نه پذیرش زیان جایز است.

3 - راوی گوید: از امام صادق علیه السَّلام در مورد گروهی پرسیدم که در زمینی دارای نهرهایی بودند و نزدیک به هم قرار گرفته بودند؛ یکی از آنها تصمیم گرفته که نهر خود را از جایی که آن نهر و چند نهر دیگر قرار داشته پایین تر ببرد، و با این کار به نهرهای دیگر زیان می رسد (و خراب می شوند) و البتّه برخی نیز به جهت سختیِ آن بخش از زمین، خسارت نمی بینند.

قَالَ: فَقَالَ: مَا كَانَ فِي مَكَانٍ شَدِيدٍ فَلا يُضِرُّ وَ مَا كَانَ فِي أَرْضِ رِخْوَةٍ بَطْحَاءَ فَإِنَّهُ يُضِرُّ، وَإِنْ عَرَضَ عَلَى جَارِهِ أَنْ يَضَعَ عَيْنَهُ كَمَا وَضَعَهَا وَ هُوَ عَلَى مِقْدَارٍ وَاحِدٍ.

قَالَ: إِنْ تَرَاضَيَا فَلَا يَضُرُّ.

وَ قَالَ: يَكُونُ بَيْنَ الْعَيْنَيْنِ أَلْفُ ذِرَاعٍ.

4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ يَزِيدَ بْنِ إِسْحَاقَ شَعِرٍ عَنْ هَارُونَ بْنِ حَمْزَةَ الْغَنَوِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:

فِي رَجُلٍ شَهِدَ بَعِيراً مَرِيضاً وَ هُوَ يُبَاعُ فَاشْتَرَاهُ رَجُلٌ بِعَشَرَةِ دَرَاهِمَ فَجَاءَ وَ أَشْرَكَ فِيهِ رَجُلاً بِدِرْهَمَيْنِ بِالرَّأْسِ وَ الْجِلْدِ فَقُضِيَ أَنَّ الْبَعِيرَ بَرَأَ فَبَلَغَ ثَمَنُهُ دَنَانِيرَ.

قَالَ: فَقَالَ لِصَاحِبِ الدَّرْهَمَيْنِ: خُذْ خُمُسَ مَا بَلَغَ فَأَبَى.

قَالَ: أُرِيدُ الرَّأْسَ وَ الْجِلْدَ.

فَقَالَ: لَيْسَ لَهُ ذَلِكَ هَذَا الضَّرَارُ وَ قَدْ أُعْطِيَ حَقَّهُ إِذَا أُعْطِيَ الْخُمُسَ.

آن حضرت فرمود: آنهایی که در زمین محکم و سخت باشند، اشکالی ندارد، ولی آنهایی که در زمین سست و شنزار باشند جایز نیست و موجب زیان است.

(پرسیدم:) اگر به همسایه اش نیز راه بدهد تا نهرش را همانند او کند، و به یک اندازه باشند ( چطور؟)

فرمود: اگر توافق کنند اشکالی ندارد.

و فرمود: بین دو نهر، باید هزار ذراع (حدود پانصد متر) فاصله باشد.

4 - هارون بن حمزه غنوی گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: مردی که شتر بیماری را دید که برای فروش آورده شده بود و آن را به ده در هم خریداری کرد و با مرد دیگری در آن شریک شد و دو درهم (یک پنجم قیمت) را از او گرفت و گفت: (پس از کشتن)، سر و پوستش مال تو باشد.

اتفاقاً آن شتر خوب شد و بهای آن شتر به چندین دینار طلا رسید، و آن مرد به شریکش (که دو در هم داده بود) گفت: بیا و یک پنجم بهای فعلی آن را بستان. ولی او نپذیرفت و گفت: من سر و پوست آن را می خواهم.

امام علیه السَّلام فرمود: او چنین حقی ندارد؛ این زیان است؛ و در صورتی که یک پنجم آن به او داده شود، حقّش پرداخت شده است.

5 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ قَالَ:

كَتَبْتُ إِلَى أَبِي مُحَمَّدٍ علیه السَّلام: رَجُلٌ كَانَتْ لَهُ قَنَاةٌ فِي قَرْيَةٍ فَأَرَادَ رَجُلٌ أَنْ يَحْفِرَ قَنَاةٌ أُخْرَى إِلَى قَرْيَةٍ لَهُ كَمْ يَكُونُ بَيْنَهُمَا فِي الْبُعْدِ حَتَّى لَا يُضِرَّ بِالْأُخْرَى فِي الْأَرْضِ إِذَا كَانَتْ صُلْبَةً أَوْ رِخْوَةٌ؟

فَوَقَعَ علیه السَّلام: عَلَى حَسَبٍ أَنْ لا يُضِرَّ إِحْدَاهُمَا بِالْأُخْرَى إِنْ شَاءَ اللَّهُ.

قَالَ: وَ كَتَبْتُ إِلَيْهِ علیه السَّلام: رَجُلٌ كَانَتْ لَهُ رَحًى عَلَى نَهْرِ قَرْيَةٍ وَ الْقَرْيَةُ لِرَجُلٍ فَأَرَادَ صَاحِبُ الْقَرْيَةِ أَنْ يَسُوقَ إِلَى قَرْيَتِهِ الْمَاءَ فِي غَيْرِ هَذَا النَّهْرِ وَ يُعَطِّلَ هَذِهِ الرَّحَى أَلَهُ ذَلِكَ أَمْ لَا.

فَوَقَّعَ علیه السَّلام: يَتَّقِي اللَّهَ وَ يَعْمَلُ فِي ذَلِكَ بِالْمَعْرُوفِ وَلَا يَضُرُّ أَخَاهُ الْمُؤْمِنَ.

6 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ هِلَالٍ عَنْ عُقْبَةَ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

5 - محمّد بن حسین گوید: به محضر امام حسن عسکری علیه السَّلام طی نامه ای نوشتم:

مردی در یکی از روستاها (یا در یک بوستان) قناتی دارد، و شخص دیگری می خواهد یک قنات دیگر تا باغ خود حفر کند؛ این دو قنات باید چه مقدار از یکدیگر فاصله داشته باشند تا به قنات دیگر زیان نرسد؛ و این فاصله در زمین سُست چه مقدار است و در زمین محکم چه مقدار؟

آن حضرت علیه السَّلام در پاسخ مرقوم فرمود: به گونه ای که هیچ یک موجب خسارت دیگری نشود ان شاء الله.

هم چنین در نامه ای خطاب به آن بزرگوار علیه السَّلام نوشتم:

مردی در باغی که برای شخص دیگری است، بر روی نهر آن یک آسیاب دارد. صاحب آن باغ قصد دارد که آب را از راه دیگری به باغ خود برساند و در نتیجه این آسیاب نیز تعطیل می شود، آیا حق چنین کاری را دارد یا نه؟

در پاسخ مرقوم فرمود: تقوای الهی پیشه کند (از خدا بترسد) و در این مورد به نیکی رفتار کند و به برادر مؤمنش زبان نرساند.

6 - عقبة بن خالد گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

قَضَى رَسُولُ اللهِ صلّى اللهُ عليه وآله بَيْنَ أَهْلِ الْمَدِينَةِ فِي مَشَارِبِ النَّخْلِ أَنَّهُ لا يُمْنَعُ نَفْعُ الشَّيْءِ وَ قَضَى صلّى اللهُ عليه وآله بَيْنَ أَهْلِ الْبَادِيَةِ أَنَّهُ لَا يُمْنَعُ فَضْلُ مَاءٍ لِيُمْنَعَ بِهِ فَضْلُ كَلَا وَقَالَ: لَا ضَرَرَ وَ لا ضِرارَ.

7 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ هِلَالٍ عَنْ عُقْبَةَ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:

فِي رَجُلٍ أَتَى جَبَلاً فَشَقَّ فِيهِ قَنَاةً فَذَهَبَتْ قَنَاةُ الْأُخْرَى بِمَاءِ قَنَاةِ الْأُولَى.

قَالَ: فَقَالَ: يَتَقَاسَمَانِ بِحَقَائِبِ الْبِثْرِ لَيْلَةً لَيْلَةً فَيْنْظُرُ أَيُّهُمَا أَضَرَّتْ بِصَاحِبَتِهَا، فَإِنْ رُثِيَتِ الْأَخِيرَةُ أَضَرَّتْ بِالْأُولَى فَلْتَعَوَّرْ.

8 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ بُنْدَارَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُسْكَانَ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام قَالَ:

إِنَّ سَمُرَةَ بْنَ جُنْدَبِ كَانَ لَهُ عَذْقٌ وَ كَانَ طَرِيقُهُ إِلَيْهِ فِي جَوْفِ مَنْزِلِ رَجُلٍ مِنَ الْأَنْصَارِ فَكَانَ يَجِيءُ وَ يَدْخُلُ إِلَى عَذْقِهِ بِغَيْرِ إِذْنِ مِنَ الْأَنْصَارِيِّ.

رسول خدا صلّى اللهُ عليه وآله بین مردم مدینه در بارۀ جوی ها، نخلستان حکم فرمود که مانع سودبری کسی نشوند و دربارۀ مردم بادیه نشین حکم فرمود که مانع فزونی آب نشوند تا بدین وسیله مانع فزونی حق آب گردند و فرمود: نه بایستی کسی به دیگر ضرر برساند و مورد زیان قرار گیرد.

7 - عقبة بن خالد گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: مردی که به کوهساری رفته و در آن منطقه قناتی حفر کرده است و بدین سبب آب قنات دیگری از بین رفته است.

فرمود: هر شب، آب یکی از قنات ها بسته شود تا معلوم شود کدام یک از دو قنات باعث بند آمدن آب قنات دیگر شده است، و اگر مشخص شد قنات جديد، باعث بند آمدن قنات قبلی شده است، باید قنات جدید تعطیل و سرچشمه هایش مسدود گردد.

8 - زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:

سمرة بن جندب درخت خرمایی داشت که محصول داده بود و راه رفتن نزد آن درخت نیز از اندرون منزل یک نفر از انصار می گذشت، سمره پیوسته می آمد و پیش درختش می رفت بدون این که از آن انصاری اجازه بگیرد.

فَقَالَ لَهُ الْأَنْصَارِيُّ: يَا سَمُرَةُ! لا تَزَالُ تُفَاجِتُنَا عَلَى حَالٍ لا نُحِبُّ أَنْ تُفَاجِتَنَا عَلَيْهَا، فَإِذَا دَخَلْتَ فَاسْتَأْذِنُ.

فَقَالَ: لَا أَسْتَأْذِنُ فِي طَرِيقٍ، وَ هُوَ طَرِيقِي إِلَى عَذْقِي؟

قَالَ: فَشَكَا الْأَنْصَارِيُّ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ صلّى اللهُ عليه وآله. فَأَرْسَلَ إِلَيْهِ رَسُولُ اللَّهِ صلّى اللهُ عليه وآله فَأَتَاهُ ، فَقَالَ لَهُ: إِنَّ فُلاناً قَدْ شَكَاكَ وَ زَعَمَ أَنَّكَ تَمُرُّ عَلَيْهِ وَ عَلَى أَهْلِهِ بِغَيْرِ إِذْنِهِ فَاسْتَأْذِنْ عَلَيْهِ إِذَا أَرَدْتَ أَنْ تَدْخُلَ.

فَقَالَ: يَا رَسُولَ اللهِ! أَسْتَأْذِنُ فِي طَرِيقِي إِلَى عَذْقِي؟

فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اللهِ صلّى اللهُ عليه وآله: خَلٌّ عَنْهُ وَ لَكَ مَكَانَهُ عَذْقٌ فِي مَكَانٍ كَذَا وَ كَذَا.

فَقَالَ: لا.

قَالَ: فَلَكَ اثْنَانِ.

قَالَ: لا أُريدُ.

فَلَمْ يَزَلْ يَزِيدُهُ حَتَّى بَلَغَ عَشَرَةَ أَعْذَاقٍ، فَقَالَ: لا.

انصاری به او گفت: ای سمره! همیشه به طور ناگهانی به خانۀ ما می آیی و ما در حالی به سر می بریم که دوست نمی داریم تو ناگهان بر ما وارد شوی؛ بنابراین هنگام ورود از ما اجازه بگیر.

سمره گفت: برای عبور از تنها راهِ عبور من برای رسیدن به در ختم، اجازه نخواهم گرفت.

مرد انصاری به محضر رسول خدا صلّى اللهُ عليه وآله شکایت آورد. آن حضرت نیز در پی سمره فرستاد و او آمد، حضرتش به وی فرمود: فلانی از تو شکایت کرده است و می گوید که هنگام عبورت بدون اجازه اش نزد او و خانوادهاش می روی؛ از این پس هرگاه خواستی وارد (خانۀ او) شوی اجازه بگیر.

سمره گفت: ای رسول خدا! برای عبور از تنها راه به سوی درخت خرمایم اجازه بگیرم؟

فرمود: تو از این درخت دست بردار، و به جای آن یک درخت خرما در فلان جا بگیر.

گفت نه.

حضرت فرمود: پس دو درخت خرما بگیر.

گفت نمی خواهم.

آن حضرت پیوسته بر تعداد درخت ها می افزود تا به ده درخت رسید، ولی سمره در هر مورد می گفت: نه.

قَالَ: فَلَكَ عَشَرَةٌ فِي مَكَانِ كَذَا وَ كَذَا.

فَأَبَى، فَقَالَ: خَلٌّ عَنْهُ وَ لَكَ مَكَانَهُ عَذْقٌ فِي الْجَنَّةِ.

قَالَ : لا أُرِيدُ ( !! )

فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اللهِ صلّى اللهُ عليه وآله: إِنَّكَ رَجُلٌ مُضَارٌّ، وَلا ضَرَرَ وَ لَا ضِرَارَ عَلَى مُؤْمِنٍ.

قَالَ: ثُمَّ أَمَرَ بِهَا رَسُولُ اللهِ صلّى اللهُ عليه وآله فَقُلِعَتْ ثُمَّ رُمِيَ بِهَا إِلَيْهِ وَ قَالَ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ صلّى اللهُ عليه وآله: انْطَلِقُ فَاغْرِسْهَا حَيْثُ شِئْتَ.

بخش صد و پنجاهم

گفتاری جامع در بارۀ مرز حقوق

(150) بَابٌ جَامِعٌ فِي حَرِيمِ الْحُقُوقِ

1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِي عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

قَضَى النَّبِيُّ صلّى اللهُ عليه وآله فِي رَجُلٍ بَاعَ نَخْلاً وَ اسْتَثْنَى عَلَيْهِ نَخْلَةً، فَقَضَى لَهُ رَسُولُ اللَّهِ صلّى اللهُ عليه وآله بِالْمَدْخَلِ إِلَيْهَا وَ الْمَخْرَجَ مِنْهَا وَ مَدَى جَرَائِدِهَا.

آن حضرت فرمود: پس ده درخت در فلان مکان به جای آن درختت بگیر؛ ولی باز هم سمره نپذیرفت.

رسول خدا صلّى اللهُ عليه وآله فرمود: از این درخت خرما دست بردار و به جای آن یک درخت خرمای باردار در بهشت بگیر.

گفت: نمی خواهم (!!)

در این حال، رسول خدا صلّى اللهُ عليه وآله فرمود: در واقع، تو مردی زیان رسان هستی، در حالی که نمی توان به مؤمن زیان رسانید.

آن گاه رسول خدا صلّى اللهُ عليه وآله دستور فرمود که آن درخت از ریشه کنده شد و جلوی سمره پرتاب شد، و به او فرمود: آن را بردار و هر جا می خواهی در زمین بنشان.

بخش صد و پنجاهم: گفتاری جامع در بارۀ مرز حقوق

1 - سکونی گوید: امام صادق عله السَّلام فرمود: پیامبر صلّى اللهُ عليه وآله در مورد مردی که نخلستانی را فروخت، ولی یک درخت را در آن برای خود باقی گذاشت و نفروخت، این گونه حکم فرمود که اجازه دارد نزد درخت خودش رفت و آمد کند و تا اندازۀ شاخه های برود.

2 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ شَمُونٍ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَانِ الْأَصَمَّ عَنْ مِسْمَعِ بْنِ عَبْدِ الْمَلِكِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلّى اللهُ عليه وآله:

مَا بَيْنَ بِثْرِ الْمَعْطِنِ إِلَى بِنْرِ الْمَعْطِنِ أَرْبَعُونَ ذِرَاعاً وَ مَا بَيْنَ بِثْرِ النَّاضِحَ إِلَى بِثْرِ النَّاضِحِ سِتُّونَ ذِرَاعاً، وَ مَا بَيْنَ الْعَيْنِ إِلَى العَيْنِ خَمْسُمِائَةِ ذِرَاعٍ، وَ الطَّرِيقُ إِذَا تَشَاحٌ عَلَيْهِ أَهْلُهُ فَحَدُّهُ سَبْعَةُ أَذْرُعٍ.

3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ أَبِي الْمَغْرَاءِ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ حَازِم آن أَنَّهُ سَأَلَ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنْ حَظِيرَةٍ بَيْنَ دَارَيْنِ.

فَزَعَمَ أَنَّ عَلِيّاً علیه السَّلام قَضَى لِصَاحِبِ الدَّارِ الَّذِي مِنْ قِبَلِهِ الْقِمَاطُ.

4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ هِلَالٍ عَنْ عُقْبَةَ بْنِ خَالِدٍ:

2 - مسمع بن عبدالملک گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

پیامبر خدا صلّى اللهُ عليه وآله فرمود: فاصلۀ بین یک چاه که آبشخور شتر است؛ چاه دیگر مثل آن، باید چهل ذراع باشد؛ و فاصلۀ یک چاه که برای زراعت از آن آب برداشته می شود با چاه دیگر مثل آن، باید شصت ذراع باشد؛ و (حداقل) فاصله بین یک قنات با قنات دیگر باید پانصد ذراع باشد؛ و اگر راهی را که برای چند نفر است هر یک می خواهد خودش از آن استفاده کند، حدّش هفت ذراع می باشد.

3- منصور بن حازم گوید: از امام صادق علیه السَّلام در مورد محلّی که بین دو خانه قرار دارد و برای چهارپایان، باغی درست شده است پرسیدم، حضرتش فرمود:

على علیه السَّلام به نفع صاحب خانه حکم فرمود همو که بند برای بستن نی ها را تهیّه کرده است.

4 - عقبة بن خالد گوید:

أَنَّ النَّبِيَّ صلَّى اللهُ عليه وآله قَضَى فِي هَوَائِرِ النَّخْلِ أَنْ تَكُونَ النَّخْلَةُ وَ النَّخْلَتَانِ لِلرَّجُلِ فِي حَائِطِ الْآخَرِ، فَيَخْتَلِفُونَ فِي حُقُوقِ ذَلِكَ فَقَضَى فِيهَا : أَنَّ لِكُلِّ نَخْلَةٍ مِنْ أُولَئِكَ مِنَ الْأَرْضِ مَبْلَغَ جَرِيدَةٍ مِنْ جَرَائِدِهَا حِينَ بُعْدِهَا.

5 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْبَرْقِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام يَقُولُ:

حَرِيمُ الْبِشْرِ الْعَادِيَّةِ أَرْبَعُونَ ذِرَاعاً حَوْلَهَا.

وَ فِي رِوَايَةٍ أُخْرَى: خَمْسُونَ ذِرَاعًا إِلَّا أَنْ يَكُونَ إِلَى عَطَنٍ أَوْ إِلَى الطَّرِيقِ، فَيَكُونُ أَقَلَّ مِنْ ذَلِكَ إِلَى خَمْسَةٍ وَ عِشْرِينَ ذِرَاعاً.

6 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ هِلَالٍ عَنْ عُقْبَةَ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

يَكُونُ بَيْنَ الْبِشْرَيْنِ إِنْ كَانَتْ أَرْضَاً صُلْبَةً خَمْسُمِائَةِ ذِرَاعٍ، وَإِنْ كَانَتْ أَرْضَاً رِخْوَةً فَالْف ذِراعٍ.

پیامبر صلَّى اللهُ عليه وآله در باره کسی که یک یا دو درخت خرما در نخلستانِ کسی دیگر دارد، و بر سر خرماهایی که زیر درخت ریخته می شود، با آن شخص اختلاف پیدا کرده است، این گونه حکم فرمود:

برای هر درخت خرما، به اندازۀ یک شاخۀ خرما از آن خرماها خواهد بود.

5 - حمّاد بن عثمان گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:

حریم (و محدودۀ) چاه قدیمی، چهل ذراع اطراف آن است.

در روایت دیگری آمده: پنجاه ذراع است، مگر آن که در کنار آبشخور چهارپایان، و یا راه باشد،که در این صورت کمتر از این تا بیست و پنج ذراع خواهد بود.

6 - عقبة بن خالد گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

اگر زمین سخت و محکم باشد فاصلۀ بین دو چاه باید (حداقل) پانصد ذراع باشد، و اگر زمین سست و ناپایدار باشد باید هزار ذراع فاصله باشد.

7 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ رَفَعَهُ قَالَ:

حَرِيمُ النَّهَرِ حَافَتَاهُ وَ مَا يَلِيهَا.

8 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِي عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام أَنَّ رَسُولَ اللهِ صلَّى الله عليه وآله قَالَ:

مَا بَيْنَ بِثْرِ الْمَعْطِنِ إِلَى بِثْرِ الْمَعْطِنِ أَرْبَعُونَ ذِرَاعاً وَ مَا بَيْنَ بِثْرِ النَّاضِحِ إِلَى بِثْرِ النَّاضِح سِتُّونَ ذِرَاعاً، وَ مَا بَيْنَ الْعَيْنِ إِلَى الْعَيْنِ _ يَعْنِي الْقَنَاةَ _ خَمْسُمِائَةِ ذِرَاعٍ، وَ الطَّرِيقُ يَتَشَاحُ عَلَيْهِ أَهْلُهُ فَحَدُّهُ سَبْعَةً أَذْرُعٍ.

9 - أَبُو عَلَى الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ مَنْصُورِ بْنِ حَازِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

سَأَلْتُهُ عَنْ خُصَّ بَيْنَ دَارَيْنِ، فَزَعَمَ أَنَّ عَلِيّاً علیه السَّلام قَضَى بِهِ لِصَاحِبِ الدَّارِ الَّذِي مِنْ قِبْلِهِ وَجْهُ الْقِمَاطِ.

7 - ابراهیم در روایت مرفوعه ای گوید: حریم رود (و جوی آب) کناره های آن است.

سکونی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود:

فاصلۀ بین دو چاه (آبشخور شتر) باید حداقل چهل زراع باشد، و حد فاصل بین دو چاه زراعتی با یکدیگر شصت ذراع باشد، و حد فاصل بین دو قنات، باید دست کم پانصد ذراع باشد؛ و راهی که اهل آن هر یک در پی آن است که خود از آن استفاده کند، حدش هفت ذراع است.

9 - منصور بن حازم گوید: از امام صادق علیه السَّلام در مورد محلی که بین دو خانه برای چارپایان از نی درست شده باشد پرسیدم، فرمود:

على علیه السَّلام در چنین موردی حکم فرمود که برای صاحب آن خانه ای است که بهای بندی را که نی ها را با آن ببندد بپردازد.

بخش صد و پنجاه و یکم

کسی که در غیر زمین خود کشت یا درختکاری کند

(151) بَابُ مَنْ زَرَعَ فِي غَيْرِ أَرْضِهِ أَوْ غَرَسَ

1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ هِلَالٍ عَنْ عُقْبَةَ بْن خَالِدٍ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنْ رَجُلٍ أَتَى أَرْضَ رَجُلٍ فَزَرَعَهَا بِغَيْرِ إِذْنِهِ حَتَّى إِذَا بَلَغَ الزَّرْعُ جَاءَ صَاحِبُ الْأَرْضِ.

فَقَالَ: زَرَعْتَ بِغَيْرِ إِذْنِي فَزَرْعُكَ لِي وَ لَكَ عَلَيَّ مَا أَنْفَقْتَ أَلَهُ ذَلِكَ أَمْ لا؟

فَقَالَ: لِلزَّارِع زَرْعُهُ ، وَلِصَاحِبِ الْأَرْضِ كِرَى أَرْضِهِ.

2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ عُقْبَةَ عَنْ مُوسَى بْنِ أُكَيْلٍ النمَيْرِي عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام:

فِي رَجُلٍ اكْتَرَى دَاراً وَ فِيهَا بُسْتَانٌ فَزَرَعَ فِي الْبُسْتَانِ وَ غَرَسَ نَخْلاً وَ أَشْجَاراً وَ فَوَاكِهَ وَ غَيْرَ ذَلِكَ وَ لَمْ يَسْتَأْمِرْ فِي ذَلِكَ صَاحِبَ الْبُسْتَانِ.

بخش صد و پنجاه و یکم: کسی که در غیر زمین خود کشت یا درختکاری کند

1 - عقبة بن خالد گوید: از امام صادق علیه السَّلام در مورد مردی پرسیدم که به زمین شخصی دیگر رفته و بدون اجازۀ او آن را کشت کرده است و هنگامی که محصول به دست آمده است، صاحب زمین آمده و می گوید: بدون اجازۀ من این جا را کشت کرده ای؛ بنابراین محصول تو مال من است و تنها خرجی را که در این جا کرده ای می توانی از من بگیری؛ آیا او حق چنین کاری را دارد؟

فرمود: محصول کشاورز از آن خود اوست، و صاحب زمین نیز حق گرفتن کرایۀ زمین خود را دارد.

2 - محمّد بن مسلم گوید: از امام باقر علیه السَّلام در مورد مردی پرسیدم که سرایی را اجاره کرده است که در آن بوستانی قرار دارد؛ وی در آن بوستان، کشت و کار کرده و درختان خرما، درختان میوه و چیزهای دیگر داشته است، ولی از صاحب آن اجاره نگرفته است.

فَقَالَ: عَلَيْهِ الْكِرَى وَ يُقَوِّمُ صَاحِبُ الدَّارِ الْغَرْسَ وَ الزَّرْعَ قِيمَةَ عَدْلٍ، فَيُعْطِيهِ الْغَارِسَ، وَ إِنْ كَانَ اسْتَأْمَرَ فَعَلَيْهِ الْكِرَى وَ لَهُ الْغَرْسُ وَ الزَّرْعُ يَقْلَعُهُ وَ يَذْهَبُ بِهِ حَيْثُ شَاءَ.

3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ يَزِيدَ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ هَارُونَ بْنِ حَمْزَةَ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنِ الرَّجُلِ يَشْتَرِي النَّخْلَ لِيَقْطَعَهُ لِلْجُذُوعِ فَيَغِيبُ الرَّجُلُ وَ يَدَعُ النَّخْلَ كَهَيْئَتِهِ لَمْ يُقْطَعْ فَيَقْدَمُ الرَّجُلُ وَقَدْ حَمَلَ النَّخْلُ.

فَقَالَ: لَهُ الْحَمْلُ يَصْنَعُ بِهِ مَا شَاءَ إِلَّا أَنْ يَكُونَ صَاحِبُ النَّخْلِ كَانَ يَسْقِيهِ وَ يَقُومُ عَلَيْهِ.

فرمود: او باید فقط کرایه اش را بپردازد، و صاحب آن سرا نیز درختان و کشتزار را به طور عادلانه قیمت گذاری می کند و آن قیمت را به کشت کننده می پردازد؛ و اگر اجازه گرفته بود نیز تنها باید کرایه را بپردازد و درختان و کشتزار برای خودش است و می تواند آنها را برداشته و به هر جا که می خواهد ببرد.

3 - هارون بن حمزه گوید: از امام صادق علیه السَّلام در مورد مردی که نخلستانی را خریداری می کند و می خواهد آنها را قطع کند و شاخه های آنها را بردارد؛ آن مرد پیش از این کار، غایب می شود و نخلستان به همان حال باقی می ماند و هنگامی که بر میگردد آن نخلستان، خرما داده است پرسیدم.

حضرت فرمود: بارِ درختان خرما برای خودش است و می تواند هر کاری می خواهد با آن انجام بدهد، مگر در صورتی که صاحب نخلستان، آنها را آبیاری کرده و مراقبت نموده باشد.

بخش صد و پنجاه و دوم

چند روایت نکته دار

(152) بَابٌ نَادِرٌ

1 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ الرَّيَّانِ بْنِ الصَّلْتِ أَوْ رَجُلٍ عَنْ رَيَّانَ عَنْ يُونُسَ عَنِ الْعَبْدِ الصَّالِحِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ:

إِنَّ الْأَرْضَ لِلَّهِ جَعَلَهَا وَقْفاً عَلَى عِبَادِهِ، فَمَنْ عَطَّلَ أَرْضاً ثَلاثَ سِنِينَ مُتَوَالِيَةٌ لِغَيْرِ مَا عِلَّةٍ أُخْرِجَتْ مِنْ يَدِهِ وَ دُفِعَتْ إِلَى غَيْرِهِ، وَ مَنْ تَرَكَ مُطَالَبَةَ حَقٌّ لَهُ عَشْرَ سِنِينَ فَلا حَقٌّ لَهُ.

2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مَرَّارٍ عَنْ يُونُسَ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

مَنْ أُخِذَتْ مِنْهُ أَرْضُ ثُمَّ مَكَثَ ثَلاثَ سِنِينَ لا يَطْلُبُهَا لَمْ يَحِلُّ لَهُ بَعْدَ ثَلَاثِ سِنِينَ أَنْ يَطْلُبَهَا.

بخش صد و پنجاه و دوم: چند روایت نکته دار

1 - یونس گوید: عبد صالح حضرت امام کاظم علیه السَّلام فرمود:

در واقع، زمین از آنِ خداست، و آن را وقف بر بندگان خویش فرموده است. بنابراین هر کس زمینی را بدون هیچ علّتی سه سال پی در پی تعطیل (و بی استفاده) رها کند، آن زمین از دست او گرفته می شود و به کسی جز او سپرده می شود؛ و هر کس مطالبۀ حقّی را تا مدّت ده سال ترک کند، حقی برایش باقی نمی ماند.

2 - راوی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

هر کس زمینی از او گرفته شود، آن گاه سه سال درنگ کند و آن را درخواست نکند؛ پس از سه سال، برای او حلال نیست که آن رادرخواست کند.

بخش صد و پنجاه و سوم

کسی که بدون بیّنه (شاهد گرفتن یا نوشتن) مالی را قرض بدهد

(153) بَابُ مَنْ أَدَانَ مَالَهُ بِغَيْرِ بَيِّنَةٍ

1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ عِمْرَانَ بْنِ أَبِي عَاصِمٍ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:

أَرْبَعَةٌ لَا يُسْتَجَابُ لَهُمْ دَعْوَةٌ أَحَدُهُمْ: رَجُلٌ كَانَ لَهُ مَالٌ فَأَدَانَهُ بِغَيْرِ بَيِّنَةٍ، يَقُولُ الله عزَّوجل: «أَلَمْ آمُرُكَ بِالشَّهَادَةِ ؟!»

2 - أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْعَاصِمِيُّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَسَنِ التَّيْمِيُّ عَنِ ابْنِ بَقَّاحِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْمُؤْمِنِ عَنْ عَمَّارِ بْنِ أَبِي عَاصِمٍ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:

أَرْبَعَةٌ لا يُسْتَجَابُ لَهُمْ، فَذَكَرَ الرَّابِعُ رَجُلٌ كَانَ لَهُ مَالٌ فَأَدَانَهُ بِغَيْرِ بَيْنَةٍ، فَيَقُولُ الله عزَّوجل: «أَلَمْ آمُرُكَ بِالشَّهَادَةِ ؟!».

بخش صد و پنجاه و سوم: کسی که بدون بیّنه (شاهد گرفتن یا نوشتن) مالی را قرض بدهد

1 - عمران بن ابی عاصم گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

دعای چهار نفر مستجاب نمی شود: یکی از آنها کسی است که مالی داشته است و آن را بدون بینه (شاهد یا نوشتن) به کسی قرض داده باشد (دعای این شخص برای برگشتن مالش مستجاب نمی شود). خدای متعال می فرماید: «مگر تو را مأمور نکرده بودیم که شاهد بگیری؟!»

2 - عمّار بن ابی عاصم گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

دعای چهار نفر مستجاب نمی شود: ... چهارم: مردی که مالی داشته و آن را بدون بینه (شاهد گرفتن و نوشتن) به دیگری قرض داده است؛ خدای متعال می فرماید: و مگر تو را مأمور به شاهد گرفتن نکرده بودم؟!

3 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيَّ عَنْ مُوسَى بْنِ سَعْدَانَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْقَاسِمِ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

مَنْ ذَهَبَ حَقَّهُ عَلَى غَيْرِ بَيْنَةٍ لَمْ يُؤْجَرْ.

مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ مُوسَى بْنِ سَعْدَانَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْقَاسِم عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام مِثْلَهُ.

بخش صد و پنجاه و چهارم

چند روایت نکته دار

(154) بَابٌ نَادِرٌ

1 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ:

لَيْسَ لَكَ أَنْ تَتَّهِمَ مَنِ انْتَمَنْتَهُ وَ لَا تَأْتَمِنَ الْخَائِنَ وَ قَدْ جَرَّيْتَهُ .

3 - عبد الله بن سنان گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

هر کس حقّش بدون آن که بیّنه (شاهد و نوشته از دستش برود، اجر و پاداشی ندارد.

بخش صد و پنجاه و چهارم: چند روایت نکته دار

1 - مسعدة بن صدقه گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

تو حق نداری کسی را که به او اعتماد کرده و نزدش امانت گذاشته ای متّهم به خیانت کنی؛ و هم چنین به خائنی که پیش از این او را تجربه کرده ای، اعتماد کنی و به او امانتی بسپاری.

2 - سَهْلُ بْنُ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ شَمُونٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ هَارُونَ الْجَلَّابِ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السَّلام يَقُولُ:

إِذَا كَانَ الْجَوْرُ أَغْلَبَ مِنَ الْحَقِّ لَمْ يَحِلَّ لِأَحَدٍ أَنْ يَظُنَّ بِأَحَدٍ خَيْراً حَتَّى يَعْرِفَ ذلِكَ مِنْهُ.

3 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ خَلَفِ بْنِ حَمَّادٍ عَنْ زَكَرِيَّا بْنِ إِبْرَاهِيمَ رَفَعَهُ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام فِي حَدِيثٍ لَهُ أَنَّهُ قَالَ لِأَبِي عبد الله علیه السَّلام:

مَنِ اثْتَمَنَ غَيْرَ مُؤْتَمَنِ فَلَا حُجَّةَ لَهُ عَلَى اللَّهِ.

4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَمَّرِ بْنِ خَلَّادٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السَّلام يَقُولُ: كَانَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السَّلام يَقُولُ:

لا يَخُنْكَ الْأَمِينُ، وَلَكِنِ اثْتَمَنْتَ الْخَائِنَ.

2 - هارون بن جلّاب گوید: از امام کاظم علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:

هر زمانی که جور و ستم از حقیقت بیشتر و شایع شده باشد، برای هیچ کس حلال نیست که به کسی گمان نیک ببرد تا آن گاه که از او خیر و نیکی را مشاهده کند.

3 - ابراهیم در روایت مرفوعه ای گوید: امام باقر علیه السَّلام به امام صادق علیه السَّلام فرمود:

هر کس به فردی که امانت دار نیست اعتماد کند و امانت را بسپارد، حجّتی در پیشگاه خدا ندارد.

4 - معمّر بن خلاد گوید: از امام کاظم علیه السَّلام شنیدم که می فرمود: امام باقر علیه السَّلام همواره می فرمود:

شخص امین و امانتدار به تو خیانت نمی کند؛ ولی تو به شخص خیانتکار اعتماد کرده ای.

5 - أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ الْكُوفِيُّ عَنْ عُبَيْسِ بْنِ هِشَامٍ عَنْ أَبِي جَمِيلَةَ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:

مَنْ عَرَفَ مِنْ عَبْدٍ مِنْ عَبِيدِ اللهِ كَذِباً إِذَا حَدَّثَ وَ خُلْفاً إِذَا وَعَدَ وَ خِيَانَةٌ إِذَا اؤْتُمِنَ ثُمَّ انْتَمَنَهُ عَلَى أَمَانَةٍ كَانَ حَقًّا عَلَى اللهِ تَعَالَى أَنْ يَبْتَلِيَهُ فِيهَا ثُمَّ لَا يُخْلِفَ عَلَيْهِ وَلا يَأْجُرَهُ.

بخش صد و پنجاه و پنجم

حفظ مال و کراهت عدم نگهداری از آن

(155) بَابٌ آخَرُ مِنْهُ فِي حِفْظِ الْمَالِ وَ كَرَاهَةِ الْإِضَاعَةِ

1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ قَالَ:

كَانَتْ لِإِسْمَاعِيلَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام دَنَانِيرُ وَأَرَادَ رَجُلٌ مِنْ قُرَيْشٍ أَنْ يَخْرُجَ إِلَى الْيَمَنِ، فَقَالَ إِسْمَاعِيلُ : يَا أَبَتِ! إِنَّ فُلاناً يُرِيدُ الْخُرُوجَ إِلَى الْيَمَنِ وَ عِنْدِي كَذَا وَكَذَا دِينَاراً فَتَرَى أَنْ أَدْفَعَهَا إِلَيْهِ يَبْتَاعُ لِي بِهَا بِضَاعَةٌ مِنَ الْيَمَنِ؟

5 - ابو حمزه گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:

هر کس به یکی از بندگان خداوند که در هنگام سخن گفتن دروغ گفته، هنگامی که وعده داده، خلف وعده نموده و هنگامی که به او امانتی سپرده اند، خیانت کرده است؛ آن گاه (با وجود اینها) او را امین شمرده و امانتی به او بسپارد، خداوند تعالی این حق را دارد که در مورد آن امانت گرفتارش کند؛ آن گاه برایش جبران نکند و پاداشی نیز به او ندهد.

بخش صد و پنجاه و پنجم: حفظ مال و کراهت عدم نگهداری از آن

1 - حریز گوید: اسماعیل فرزند امام صادق علیه السَّلام، دینارهایی داشت و مردی از قریش نیز قصد داشت که به یمن برود؛ اسماعیل گفت؛ پدر جان! فلان شخص قصد دارد به یمن برود و من نیز فلان مقدار دینار دارم؛ به نظر شما آیا صلاح است که آن ها را به او بسپارم تا برایم از یمن کالایی خریداری کند؟

فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام: يَا بُنَيَّ! أَ مَا بَلَغَكَ أَنَّهُ يَشْرَبُ الْخَمْرَ؟

فَقَالَ إِسْمَاعِيلُ: هَكَذَا يَقُولُ النَّاسُ.

فَقَالَ: يَا بُنَيَّ! لا تَفْعَلْ.

فَعَصَى إِسْمَاعِيلُ أَبَاهُ وَ دَفَعَ إِلَيْهِ دَنَانِيرَهُ فَاسْتَهْلَكَهَا وَ لَمْ يَأْتِهِ بِشَيْءٍ مِنْهَا، فَخَرَجَ إِسْمَاعِيلُ وَ قُضِيَ أَنَّ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام حَجَّ وَ حَجَّ إِسْمَاعِيلُ تِلْكَ السَّنَةَ، فَجَعَلَ يَطُوفُ بِالْبَيْتِ وَ يَقُولُ: اللَّهُمَّ أُجُرْنِي وَأَخْلِفْ عَلَيَّ.

فَلَحِقَهُ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام فَهَمَزَهُ بِيَدِهِ مِنْ خَلْفِهِ، فَقَالَ لَهُ: مَهْ يَا بُنَيَّ! فَلَا وَ اللَّهِ مَا لَكَ عَلَى اللهِ [هَذَا] حُجَّةٌ، وَ لا لَكَ أَنْ يَأْجُرَكَ وَ لا يُخْلِفَ عَلَيْكَ وَ قَدْ بَلَغَكَ أَنَّهُ يَشْرَبُ الْخَمْرَ فَاثْتَمَنْتَهُ.

فَقَالَ إِسْمَاعِيلُ : يَا أَبَتِ! إِنِّي لَمْ أَرَهُ يَشْرَبُ الْخَمْرَ، إِنَّمَا سَمِعْتُ النَّاسَ يَقُولُونَ.

امام صادق علیه السَّلام فرمود: پسرم! مگر نشنیده ای که او شراب می خورد؟!

عرض کرد: مردم چنین می گویند.

فرمود: پسرم! این کار را مکن.

ولی اسماعیل از دستور پدر سرپیچی کرد و دینارهایش را به آن شخص سپرد، او نیز آنها را از بین برد و چیزی از پولش را برنگرداند.

اسماعیل نیز به مسافرت رفت، و اتّفاقاً در آن سال، امام صادق علیه السَّلام به حج تشریف برد، و اسماعیل نیز به حج رفت و در حالی که طواف کعبه را به جای می آورد می گفت: خدایا! (به خاطر این که او پولم را از بین برد) به من ثواب بده و پولم را نیز به من بازگردان.

امام صادق علیه السَّلام به او رسید و با دست مبارک خود بر ناحیۀ کتف او زد و فرمود: بس هیچ حجّتی در این مورد بر خدا نداری، و حق پاداش نیز نداری و آنها را نیز بر تو باز نخواهد گشت، چرا که تو خبردار شده بودی که او شراب می خورد، ولی با این حال، بر او اعتماد کردی.

اسماعیل گفت: پدر جان! من که او را در حال شرابخواری ندیده بودم؛ تنها از مردم شنیدم که چنین می گویند.

فَقَالَ: يَا بُنَيَّ! إِنَّ اللهَ عزّوَجل يَقُولُ فِي كِتَابِهِ : (يُؤْمِنُ بِاللهِ وَيُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِينَ) يَقُولُ: يُصَدِّقُ اللهَ وَ يُصَدِّقُ لِلْمُؤْمِنِينَ، فَإِذَا شَهِدَ عِنْدَكَ الْمُؤْمِنُونَ فَصَدِّقُهُمْ، وَلَا تَأْتَمِنْ شَارِبَ الْخَمْرِ، فَإِنَّ اللهَ لا يَقُولُ فِي كِتَابِهِ: (وَ لا تُؤْتُوا السُّفَهَاءَ أَمْوَالَكُمْ) فَأَيُّ سَفِيهِ أَسْفَهُ مِنْ شَارِبِ الْخَمْرِ ؟! إِنَّ شَارِبَ الْخَمْرِ لا يُزَوَّجُ إِذَا خَطَبَ، وَ لَا يُشَفَّعُ إِذَا شَفَعَ، وَ لَا يُؤْتَمَنُ عَلَى أَمَانَةٍ، فَمَنِ انْتَمَنَهُ عَلَى أَمَانَةٍ فَاسْتَهْلَكَهَا لَمْ يَكُنْ لِلَّذِي انْتَمَنَهُ عَلَى اللَّهِ أَنْ يَأْجُرَهُ وَ لا يُخْلِفَ عَلَيْهِ.

2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ [ عَنْ أَبِيهِ ] عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ وَ عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللهِ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنْ يُونُسَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ وَ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ أَبِي الْجَارُودِ قَالَ: قَالَ أَبُو جَعْفَرِ علیه السَّلام:

إِذَا حَدَّثْتُكُمْ بِشَيْءٍ، فَاسْأَلُونِي عَنْ كِتَابِ اللهِ.

حضرت فرمود: پسرم! در واقع خدای عزَّوجل در کتابش می فرماید: «به خدا ایمان دارد، و به مؤمنان ایمان دارد»، یعنی خداوند می فرماید: خدا را راستگو می داند و مؤمنان را نیز راستگو می داند. پس هنگامی که مؤمنان نزد تو شهادت دادند، پس آنها را تصدیق کن، و به شرابخوار امانت مسپار؛ چون خداوند عزَّوجل در کتابش می فرماید: «و اموال خود را به سفیهان مدهید» چه سفیهی سفیه تر (و نادان تر) از شرابخوار؟ در واقع شرابخوار اگر خواستگاری کند به او زن داده نمی شود، و اگر شفاعت کند پذیرفته نمی شود، و امانتی به او سپرده نمی شود. پس هر کس امانتی را بدو سپرد و آن امانت را از بین برد، کسی که امانت را به او داده است چنین حقی بر خدا ندارد که او را پاداش بدهد، و آن امانت را نیز به او برنمی گرداند.

2 - ابو جارود گوید: امام باقر عزَّوجل فرمود: هنگامی که سخنی برای شما می گویم، (دلیل آن را) از کتاب خدا از من درخواست کنید.

ثُمَّ قَالَ فِي حَدِيثِهِ: إِنَّ اللهَ نَهَى عَنِ الْقِيلِ وَ الْقَالِ وَ فَسَادِ الْمَالِ وَ كَثْرَةِ السُّؤَالِ.

فَقَالُوا: يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ! وَ أَيْنَ هَذَا مِنْ كِتَابِ اللَّهِ؟

قَالَ: إِنَّ اللَّهَ عزَّوجل وَ يَقُولُ فِي كِتَابِهِ: (لا خَيْرَ فِي كَثِيرٍ مِنْ نَجْوَاهُمْ...) الْآيَةَ.

وَ قَالَ: (وَ لا تُؤْتُوا السُّفَهَاءَ أَمْوَالَكُمُ الَّتِي جَعَلَ اللهُ لَكُمْ قِيَاماً).

قَالَ: (لَا تَسْتَلُوا عَنْ أَشْيَاءَ إِنْ تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ).

3 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ خَالِدِ بْنِ جَرِيرٍ عَنْ أَبِي الرَّبِيعِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ النَّبِيُّ صلَّى اللهُ عليه آله.

مَنِ انْتَمَنَ شَارِبَ الْخَمْرِ عَلَى أَمَانَةٍ بَعْدَ عِلْمِهِ فِيهِ فَلَيْسَ لَهُ عَلَى اللَّهِ ضَمَانٌ وَ لَا أَجْرٌ لَهُ وَ لا خَلَفٌ.

4 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ عَمْرِو بْنِ أَبِي الْمِقْدَامِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

مَا أُبَالِي اثْتَمَنْتُ خَائِنَا أَوْ مُضَيِّعاً.

آن گاه حضرتش در سخنان خود بیان داشت: در واقع خداوند از قیل و قال و نابود کردن مال، و سؤال درخواست بسیار، نهی فرموده است.

گفتند: ای پسر رسول خدا! این مطلب را از کجای کتاب خدای فرمودی؟

فرمود: همانا خدای عزَّوجل در کتاب خود می فرماید: «خیری در بسیاری از نجواهای ایشان نیست...».

و نیز فرمود: «و اموالتان را که خداوند برای شما به عنوان قیام قرارداد به سفیهان مدهید».

و فرمود: «در مورد چیزهایی که اگر برایتان آشکار شود بدتان می آید، پرسش مکنید».

3 - ابو ربیع گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: پیامبر صلَّى اللهُ عليه آله فرمود: هر کس امانتی را به شرابخوار بسپارد پس از آن که دانسته است که او شرابخوار است، ضمانت آن نیست، و پاداشی ندارد، و جایگزین نیز نخواهد شد.

4 - عمرو بن أبي مقدام گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود باکی ندارم که بر خیانت کار امانت بسپارم، یا بر کسی که (می دانم) آن را تباه می کند.

5 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ علیه السَّلام قَالَ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ:

إِنَّ اللهَ عزَّوَجل يُبْغِضُ الْقِيلَ وَ الْقَالَ وَإِضَاعَةَ الْمَالِ وَكَثْرَةَ السُّؤَالِ.

بخش صد و پنجاه و ششم

ضمانت کشت و زراعی که توسّط چهارپایان از بین می رود

(156) بَابُ ضَمَانِ مَا يُفْسِدُ الْبَهَائِمُ مِنَ الْحَرْثِ وَالزَّرْعِ

1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ يَزِيدَ بْنِ إِسْحَاقَ شَعِرٍ عَنْ هَارُونَ بْن حَمْزَةَ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنِ الْبَقَرِ وَ الْغَنَمِ وَ الْإِبِلِ يَكُونُ فِي الرَّغْيِ فَتُفْسِدُ شَيْئًا هَلْ عَلَيْهَا ضَمَانٌ ؟

فَقَالَ: إِنْ أَفْسَدَتْ نَهَاراً فَلَيْسَ عَلَيْهَا ضَمَانٌ مِنْ أَجْلٍ أَنَّ أَصْحَابَهُ يَحْفَظُونَهُ وَإِنْ أَفْسَدَتْ لَيْلاً فَإِنَّ عَلَيْهَا ضَمَانٌ.

5 - وشّاء گوید: از امام کاظم علیه السَّلام شنیدم که می فرمود: به راستی که خدای عزَّوَجل با قیل و قال، تباه کردن مال و بسیاری درخواست و سؤال را دشمن می دارد.

بخش صد و پنجاه و ششم: ضمانت کشت و زرعی که توسّط چهارپایان از بین می رود

1 - هارون بن حمزه گوید: از امام صادق علیه السَّلام در مورد گاو، گوسفند و شتری پرسیدم که در حال چریدن محصولی را از بین می برند؛ آیا باید خسارت را جبران کرد؟

فرمود: اگر در روز، محصول را از بین برده باشد، ضمانت آن خسارت بر عهدۀ صاحب چهارپا نیست، چرا که صاحبان کشتزار آن را در روز نگهداری و مراقبت می کنند؛ ولی اگر شبانگاه آن را از بین برد، ضمانت آن برعهدۀ صاحب چهارپاست.

2 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنِ الْمُعَلَّى أَبِي عُثْمَانَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عزَّوجل : (وَ دَاوُدَ وَسُلَيْمانَ إِذْ يَحْكُمَانِ فِي الْحَرْثِ إِذْ نَفَشَتْ فِيهِ غَلَمُ الْقَوْمِ).

فَقَالَ : لا يَكُونُ النَّفَشُ إِلَّا بِاللَّيْلِ، إِنَّ عَلَى صَاحِبِ الْحَرْثِ أَنْ يَحْفَظَ الْحَرْثَ بِالنَّهَارِ، وَ لَيْسَ عَلَى صَاحِبِ الْمَاشِيَةِ حِفْظُهَا بِالنَّهَارِ، وَإِنَّمَا رَعْيُهَا بِالنَّهَارِ وَ أَرْزَاقُهَا، فَمَا أَفْسَدَتْ فَلَيْسَ عَلَيْهَا وَ عَلَى أَصْحَابِ الْمَاشِيَةِ حِفْظُ الْمَاشِيَةِ بِاللَّيْلِ عَنْ حَرْثِ النَّاسِ، فَمَا أَفْسَدَتْ بِاللَّيْلِ فَقَدْ ضَمِنُوا وَ هُوَ النَّفَشُ، وَإِنَّ دَاوُدَ علیه السَّلام حَكَمَ لِلَّذِي أَصَابَ زَرْعَهُ رِقَابَ الْغَنَمِ، وَ حَكَمَ سُلَيْمَانُ علیه السَّلام الرُّسُلَ وَ الثَّلَّةَ وَ هُوَ اللَّبَنُ وَالصُّوفُ فِي ذَلِكَ الْعَامِ.

3 - أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ بَحْرٍ.

ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

2 - ابو بصیر گوید: از امام صادق علیه السَّلام در مورد این آیه پرسیدم که می فرماید: «و داوود و سلیمان (آن گاه) در مورد کشتزار که گوسفندان مردم، بدون چوپان در آن می چرید، حکم کردند» فرمود: چرای بی چوپان در شب است؛ در واقع، صاحب کشتزار باید در روز کشتزار خود را حفظ و مراقبت کند، ولی صاحب چهارپا لازم نیست آن ها را در روز نگهداری کند، چون (حق) چریدن آنها تنها در روز است و روزق و روزی شان در روز است. پس هر مقدار که از بین بردند (خوردند)، ضمانت ندارد؛ ولی صاحبان چهارپایان باید در شب آنها را از رفتن به کشتزار مردم حفظ و نگهداری کنند؛ پس هر چه را در شب از بین بردند، ضمانتش بر گردن صاحبشان است؛ نفعش نیز همین مورد است.

داوود علیه السَّلام به نفع کسی که کشتزارش را خراب کرده بودند، حکم فرمود که به جایش گوسفند بگیر، و سلیمان علیه السَّلام نیز در آن سال حکم فرمود که شیر و پشم آنها را به صاحب کشتزار بدهند.

3 - ابو بصیر گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم:

قُلْتُ لَهُ: قَوْلُ اللهِ عزَّوجل: (وَ دَاوُدَ وَ سُلَيْمانَ إِذْ يَحْكُمَانِ فِي الْحَرْثِ) قُلْتُ: حِينَ حَكَمَا فِي الْحَرْثِ كَانَتْ قَضِيَّةٌ وَاحِدَةً؟

فَقَالَ: إِنَّهُ كَانَ أَوْ حَى اللَّهُ عزَّوجل وَ إِلَى النَّبِيِّينَ قَبْلَ دَاوُدَ علیه السَّلام إِلَى أَنْ بَعَثَ اللَّهُ دَاوُدَ علیه السَّلام أَيُّ غَنَم نَفَشَتْ فِي الْحَرْثِ ، فَلِصَاحِبِ الْحَرْثِ رِقَابُ الْغَنَم، وَلا يَكُونُ النَّفَشُ إِلَّا بِاللَّيْلِ، فَإِنَّ عَلَى صَاحِبِ الزَّرْعِ أَنْ يَحْفَظَهُ بِالنَّهَارِ، وَ عَلَى صَاحِبِ الْغَنَمِ حِفْظُ الْغَنَمِ بِاللَّيْلِ فَحَكَمَ دَاوُدُ علیه السَّلام بِمَا حَكَمَتْ بِهِ الْأَنْبِيَاءُ علیه السَّلام مِنْ قَبْلِهِ، وَ أَوْحَى اللَّهُ عزَّوجل إِلَى سُلَيْمَانَ علیه السَّلام أَيُّ غَنَم نَفَشَتْ فِي زَرْعٍ، فَلَيْسَ لِصَاحِبِ الزَّرْعِ إِلَّا مَا خَرَجَ مِنْ بُطُونِهَا وَكَذَلِكَ جَرَتِ السُّنَّةُ بَعْدَ سُلَيْمَانَ علیه السَّلام وَهُوَ قَوْلُ اللهِ تَعَالَى: وَكُلًّا آتَيْنَا حُكْماً وَ عِلْماً)لا فَحَكَمَ كُلُّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا بِحُكْمِ اللَّهِ عزَّوجل.خداوند متعال می فرماید: «و داوود و سلیمان، که در مورد کشتزار حکم کردند»، آن گاه که در مورد کشتزار حکم کردند،قضیه اش یکی بود؟فرمود: جریان از این قرار است که خدای عزَّوجل به پیامبران پیش از داوود وحی کرده بود که هر گوسفندی شبانه بدون چوپان در کشتزاری چرید، صاحب کشتزار حق دارد گوسفند را بگیرد؛ چرای بی چوپان (نَفَش، تنها در شب است؛ زیرا صاحب کشتزار وظیفه دارد آن را در روز مراقبت کند، و صاحب گوسفندان نیز وظیفه دارد گوسفندانش را شبانگاه مراقبت نماید.)داوود علیه السَّلام نیز عین حکم پیامبران پیشین را صادر فرمود، و خداوند عزَّوجل به سلیمان وحی فرستاد که هر گوسفندی در کشتزاری شبانه بی چوپان به چریدن پرداخت، صاحب کشتزار تنها می تواند از چیزهایی که از اندرونش (یعنی در اثر خوردن محصولات او حاصل می شود استفاده کند (پشم و شیر...).)پس از حضرت سلیمان علیه السَّلام نیز به همین شیوه و سنّت رفتار شد؛ این همان فرمایش خدای عزَّوَجَل است که می فرماید: «و هر یک را حکمت و دانش عطا کردیم». پس حکم هر یک از داوود و سلیمان، بر اساس دستور الهی بوده است.

### بخش صد و پنجاه و هفتم#### [دو روایت در ضمانت](157 بَابُ آخَرُ)1 - عَلِيَّ بْنَ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ زُرَارَةَ وَأَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:قَضَى أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ صَلَوَاتُ اللهِ عَلَيْهِ فِي رَجُلٍ كَانَ لَهُ غُلَامٌ فَاسْتَأْجَرَهُ مِنْهُ صَائِعٌ أَوْ غَيْرُهُ قَالَ: إِنْ كَانَ ضَيَّعَ شَيْئاً أَوْ أَبَقَ مِنْهُ فَمَوَالِيهِ ضَامِنُونَ.2 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ وَهْبٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ:مَنِ اسْتَعَارَ عَبْداً مَمْلُوكاً لِقَوْمٍ فَعِيبَ فَهُوَ ضَامِنٌ وَ مَنِ اسْتَعَارَ حُرِّاً صَغِيرًا فَعِيبَ فَهُوَ ضَامِنٌ.بخش صد و پنجاه و هفتم: [دو روایت در ضمانت ]1 - ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:امير مؤمنان علی صلوات الله علیه در مورد مردی که غلامی داشت و یک نفر زرگر یا شخص دیگری او را از آن شخص اجاره کرده اند؛ فرمود:اگر چیزی را خراب کرد یا از دست آنها فرار کرد، صاحبان غلام ضامن خسارت هستند.2 - وهب گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: امیر مؤمنان على صلوات الله عليه فرمود:هر کس بنده مملوکی را از صاحبانش عاریه بگیرد، آنگاه دچار عیب و نقصی شود، خودش ضامن خسارت وارده است.

### بخش صد و پنجله و هشتم#### غلامی تجارت می کند و بدهکار می شود...(158 بَابُ الْمَمْلُوكُ يَتَّجِرُ فَيَقَعُ عَلَيْهِ الدَّيْنُ)1 - بَعْضُ أَصْحَابِنَا عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ ظَرِيفٍ الْأَكْفَانِي قَالَ:كَانَ أَذِنَ لِغُلَامٍ لَهُ فِي الشِّرَاءِ وَ الْبَيْعِ ، فَأَفْلَسَ وَ لَزِمَهُ دَيْنٌ فَأُخِذَ بِذَلِكَ الدِّيْنِ الَّذِي عَلَيْهِ وَ لَيْسَ يُسَاوِي ثَمَنْهُ مَا عَلَيْهِ مِنَ الدَّيْنِ.فَسَأَلَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام فَقَالَ: إِنْ بِعْتَهُ لَزِمَكَ الدِّيْنُ، وَإِنْ أَعْتَقْتَهُ لَمْ يَلْزَمْكَ الدَّيْنُ.فَأَعْتَقَهُ فَلَمْ يَلْزَمْهُ شَيْءٌ.2 - حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنِ ابْنِ رِتَابٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ:بخش صد و پنجاه و هشتم: غلامی تجارت می کند و بدهکار می شود1 - ظریف آکفانی گوید: من به غلام خود اجازه دادم که خرید و فروش کند، ولی ورشکست شد و بدهکار گشت و به خاطر بدهکاری اش او را گرفتند، ولی بهایش به اندازۀ بدهی اش نبود؛ از این رو از امام صادق علیه السَّلام در این مورد پرسیدم.حضرت فرمود: اگر او را بفروشی بدهی اش بر عهدۀ تو خواهد بود؛ ولی اگر او را آزاد کنی بدهکاری اش بر عهدۀ تو نیست (بلکه بر عهدۀ خودش است.)او نیز غلام را آزاد کرد و بدین سبب چیزی بر عهدۀ او نیامد.2 - زراره گوید:

سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ عَنْ رَجُلٍ مَاتَ وَ تَرَكَ عَلَيْهِ دَيْنَا وَ تَرَكَ عَبْداً لَهُ مَالٌ فِي التِّجَارَةِ وَ وَلَداً وَ فِي يَدِ الْعَبْدِ مَالٌ وَ مَتَاعٌ وَ عَلَيْهِ دَيْنُ اسْتَدَانَهُ الْعَبْدُ فِي حَيَاةِ سَيِّدِهِ فِي تِجَارَتِهِ، وَ إِنَّ الْوَرَثَةَ وَ غُرَمَاءَ الْمَيِّتِ اخْتَصَمُوا فِيمَا فِي يَدِ العبد الْمَالِ وَالْمَتَاعِ وَ فِي رَقَبَةِ الْعَبْدِ.فَقَالَ: أَرَى أَنْ لَيْسَ لِلْوَرَثَةِ سَبِيلٌ عَلَى رَقَبَةِ الْعَبْدِ وَ لَا عَلَى مَا فِي يَدِهِ مِنَ الْمَتَاعِ وَ الْمَالِ إِلَّا أَنْ يُضَمَّنُوا دَيْنَ الْغُرَمَاءِ جَمِيعاً فَيَكُونُ الْعَبْدُ وَ مَا فِي يَدِهِ مِنَ الْمَالَ لِلْوَرَثَةِ، فَإِنْ أَبَوْا كَانَ الْعَبْدُ وَ مَا فِي يَدِهِ لِلْغُرَمَاءِ يُقَوَّمُ الْعَبْدُ، وَ مَا فِي يَدِهِ مِنَ الْمَالِ ثُمَّ يُقْسَمُ ذَلِكَ بَيْنَهُمْ بِالْحِصَصِ ، فَإِنْ عَجَزَ قِيمَةُ الْعَبْدِ وَ مَا فِي يَدِهِ عَنْ أَمْوَالِ الْغُرَمَاءِ رَجَعُوا عَلَى الْوَرَثَةِ فِيمَا بَقِيَ لَهُمْ إِنْ كَانَ الْمَيِّتُ تَرَكَ شَيْئاً.قَالَ: وَإِنْ فَضَلَ مِنْ قِيمَةِ الْعَبْدِ وَ مَا كَانَ فِي يَدِهِ عَنْ دَيْنِ الْغُرَمَاءِ رُدَّ عَلَى الْوَرَثَةِ.3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَيْدٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:از امام باقر علیه السَّلام در مورد مردی پرسیدم که از دنیا رفته و مقداری بدهکاری دارد و غلامی نیز دارد که ثروتی دارد و با آن تجارت می کند و فرزند (یا فرزندانی نیز از آن مرد باقی است؛ و در دست غلام مقداری مال و کالا و مقداری نیز بدهکار است که آن را در زمان زندگانی آقایش در کار تجارتش قرض گرفته است.)وارثان و طلبکاران میّت نیز بر سرِ مال و کالایی که در دست آن غلام است، و نیز بر سرِ بدهکاری آن غلام، با یکدیگر اختلاف دارند.حضرت فرمود: به نظر من، وارثان نه حق دارند آن غلام را به غلامی خود بگیرند، و نه حقی از ثروت و کالایی که در دست اوست دارند، مگر آن که همۀ طلب طلبکاران را به گردن بگیرند، که در این صورت، غلام و مال و کالایی که در دست أوست جزو ارث می شود؛ ولی اگر نپذیرفتند، غلام و چیزهایی که در دست دارد به طلبکاران می رسد، و آن غلام و اموال را قیمت گذاری می کنند و بین خود تقسیم می نمایند و هر کس سهم خود را بر می گیرد؛ ولی اگر قیمت غلام و اموالی که در دست دارد، به اندازۀ طلب طلبکاران نشود ، برای گرفتن بقیۀ طلبشان به وارثان مراجعه می کنند؛ البته اگر آن میّت، چیزی بر جای گذاشته باشد.آن حضرت افزود: و اگر چیزی از قیمت غلام و اموالی که در دست دارد از طلبکاران افزون شد، به وارثان بازگردانده می شود.3 - ابو بصیر گوید:

قُلْتُ لَهُ: رَجُلٌ يَأْذَنُ لِمَمْلُوكِهِ فِي التِّجَارَةِ فَيَصِيرُ عَلَيْهِ دَيْنٌ.قَالَ: إِنْ كَانَ أَذِنَ لَهُ أَنْ يَسْتَدِينَ فَالدَّيْنُ عَلَى مَوْلاهُ، وَإِنْ لَمْ يَكُنْ أَذِنَ لَهُ أَنْ يَسْتَدِينَ، فَلا شَيْءَ عَلَى الْمَوْلَى وَ يُسْتَسْعَى الْعَبْدُ فِي الدَّيْنِ.### بخش پنجاه و نهم#### چند روایت نکته دار(159 بَابُ النَّوَادِرِ)1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:اخْتَصَمَ إِلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام رَجُلانِ اشْتَرَى أَحَدُهُمَا مِنَ الْآخَرِ بَعِيراً وَ اسْتَثْنَى الْبَائِعُ الرَّأْسَ وَالْجِلْدَ، ثُمَّ بَدَا لِلْمُشْتَرِي أَنْ يَبِيعَهُ فَقَالَ لِلْمُشْتَرِي: هُوَ شَرِيكُكَ فِي البعير عَلَى قَدْرِ الرَّأْسِ وَ الْجِلْدِ.2 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ صَالِحٍ بْنِ أَبِي حَمَّادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ حَمَّادٍ قَالَ: أَخْبَرَنِي مُحَمَّدُ بْنُ مُرَازِمٍ عَنْ أَبِيهِ _ أَوْ عَمَّهِ _ قَالَ:به امام باقر علیه السَّلام عرض کردم: مردی به غلام خودش اجازۀ تجارت می دهد و آن غلام بدهکار می شود.حضرت فرمود: اگر به او اجازه داده بود که قرض بگیرد، آن بدهکاری بر عهدۀ صاحبِ غلام است، ولی اگر به او اجازۀ قرض گرفتن نداده بود، چیزی بر عهدۀ صاحب او نیست، و غلام بایستی خودش تلاش کند و بدهکاری اش را پرداخت نماید.بخش صد و پنجاه و نهم: چند روایت نکته دار1 - سکونی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود : دو نفر برای رفع خصومت، نزد امیر مؤمنان علی علیه السَّلام آمدند، که یکی از آن دو نفر، از دیگری شتری را خریدار کرده بود، و فروشنده نیز سر و پوست آن شتر را از فروش استثنا کرده بود، در این هنگام مشتری تصمیم می گیرد که آن شتر را بفروشد؛ آن حضرت به مشتری فرمود:او (فروشنده پدر _ یا عموی محمد بن مزارم گوید: _ به اندازه سر و پوست شتر _شریک تو در این معامله است.)

شَهِدْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام وَ هُوَ يُحَاسِبُ وَكِيلاً لَهُ وَ الْوَكِيلُ يُكْثِرُ أَنْ يَقُولَ: وَاللَّهِ! مَا خُنْتُ، وَ اللَّهِ مَا خُنْتُ.فَقَالَ لَهُ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: يَا هَذَا! خِيَانَتُكَ وَ تَضْيِيعُكَ عَلَيَّ مَالِي سَوَاءٌ، لِأَنَّ الْخِيَانَةَ شَرُّهَا عَلَيْكَ.ثُمَّ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله: لَوْ أَنَّ أَحَدَكُمْ هَرَبَ مِنْ رِزْقِهِ لَتَبِعَهُ حَتَّى يُدْرِكَهُ كَمَا أَنَّهُ إِنْ هَرَبَ مِنْ أَجَلِهِ تَبِعَهُ حَتَّى يُدْرِكَهُ مَنْ خَانَ خِيَانَةٌ حُسِبَتْ عَلَيْهِ مِنْ رِزْقِهِ وَ كُتِبَ عَلَيْهِ وِزْرُهَا.3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ أَبِي عُمَارَةَ الطَّيَّارِ قَالَ:قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: إِنَّهُ قَدْ ذَهَبَ مَالِي وَ تَفَرَّقَ مَا فِي يَدِي وَ عِيَالِي كَثِيرٌخدمت امام صادق علیه السَّلام بودم که از وکیل خود حسابرسی می کرد، وکیل بسیار می گفت: به خدا سوگند! خیانت نکردم؛ به خدا سوگند! خیانت نکردم.امام صادق علیه السَّلام فرمود : فلانی! برای من خیانت و ضایع کردن تو مال مرا برابر است، چرا که بدترین خیانت نزد توست.آن گاه فرمود: پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود: اگر یکی از شما از روزی خود فرار کند، البته در پی او خواهد بود تا او را دریابد؛ آن سان که اگر کسی از اجل و مرگ خویش فرار کند او را در می یابد. کسی که خیانت کند از روزی او محاسبه می گردد و گناه آن در نامۀ عملش نوشته می شود.3 - ابو عماره طیّار گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم مال و داراییم از دستم رفت؛ در حالی که نان خورهای بسیاری دارم

فَقَالَ لَهُ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: إِذَا قَدِمْتَ الْكُوفَةَ فَافْتَحْ بَابَ حَانُوتِكَ وَ ابْسُطْ بِسَاطَكَ وَ ضَعْ مِيزَانَكَ وَ تَعَرَّضُ لِرِزْقِ رَبِّكَ.قَالَ: فَلَمَّا أَنْ قَدِمَ فَتَحَ بَابَ حَانُوتِهِ وَ بَسَطَ بِسَاطَهُ وَوَضَعَ مِيزَانَهُ.قَالَ: فَتَعَجَّبَ مَنْ حَوْلَهُ بِأَنْ لَيْسَ فِي بَيْتِهِ قَلِيلٌ وَ لا كَثِيرٌ مِنَ الْمَتَاعِ، وَ لا عِنْدَهُ شَيْءٌ.قَالَ: فَجَاءَهُ رَجُلٌ فَقَالَ: اشْتَرِ لِي ثَوْباً.قَالَ: فَاشْتَرَى لَهُ وَأَخَذَ ثَمَنَهُ وَصَارَ الثَمَنُ إِلَيْهِ ثُمَّ جَاءَهُ آخَرُ.فَقَالَ لَهُ: اشْتَرِ لِي ثَوْباً.قَالَ: فَطَلَبَ لَهُ فِي السُّوقِ ثُمَّ اشْتَرَى لَهُ ثَوْباً فَأَخَذَ ثَمَنَهُ فَصَارَ فِي يَدِهِ وَ كَذَلِكَ يَصْنَعُ التَّجَارُ يَأْخُذُ بَعْضُهُمْ مِنْ بَعْضٍ ثُمَّ جَاءَهُ رَجُلٌ آخَرُ.فَقَالَ لَهُ: يَا أَبَا عُمَارَةَ! إِنَّ عِنْدِي عِدْلاً مِنْ كَنَّانٍ فَهَلْ تَشْتَرِيهِ وَ أُؤَخِّرَكَ بِثَمَنِهِ سَنَةٌ؟امام صادق علیه السَّلام فرمود:هنگامی که به کوفه رسیدی درِ دکّانت را بازکن و بساط خود بگستران و ترازویت را آماده کن و خود را در معرض رزق و روزی پروردگارت قرار بده.راوی می گوید: ابو عماره وقتی به کوفه رسید درب دکّانش را گشود و بساطش را گستراند و ترازو را آماده کرد؛ کسانی که اطراف او بودند از این کار او تعجب کردند؛ چرا که در خانه اش کالایی نبود و نه کم و نه زیاد و در مغازه اش نیز چیزی نبود!)در این هنگام مردی نزد او آمد و گفت: برای من لباسی خریداری کن.او نیز برایش خرید و پولش را از او گرفت و آن پول در دست خودش (موقتاً باقی ماند، آن گاه مرد دیگری نیز به همین نحو آمد و پول لباس در دست ابو عماره باقی ماند، و شیوۀ تاجران این بود که چنین معامله می کردند، و برخی از دیگران قرض می گرفتند.)سپس مرد دیگری آمد و گفت: ای ابا عماره! من یک عدل کتان دارم، آیا می خواهی آن را بخری و من نیز برای بهایش یک سال به تو مهلت بدهم؟

فَقَالَ: نَعَمْ احْمِلُهُ وَ جِثْنِي بِهِقَالَ: فَحَمَلَهُ فَاشْتَرَاهُ مِنْهُ بِتَأْخِيرِ سَنَةٍ.قَالَ: فَقَامَ الرَّجُلُ فَذَهَبَ ثُمَّ أَتَاهُ آتٍ مِنْ أَهْلِ السُّوقِ.فَقَالَ لَهُ: يَا أَبَا عُمَارَةَ مَا هَذَا الْعِدْلُ؟قَالَ: هَذَا عِدْلٌ اشْتَرَيْتُهُقَالَ: فَبِعْنِي نِصْفَهُ وَ أُعَجِّلَ لَكَ ثَمَنَهُ؟قَالَ: نَعَمْ فَاشْتَرَاهُ مِنْهُ وَ أَعْطَاهُ نِصْفَ الْمَتَاعِ وَأَخَذَ نِصْفَ الْثَمَنِ.قَالَ: فَصَارَ فِي يَدِهِ الْبَاقِي إِلَى سَنَةٍ.قَالَ: فَجَعَلَ يَشْتَرِي بِثَمَنِهِ الثَّوْبَ وَ التَّوْبَيْنِ وَ يَعْرِضُ وَ يَشْتَرِي وَ يَبِيعُ حَتَّى أَثْرَى وَ عَرَضَ وَجْهُهُ وَأَصَابَ مَعْرُوفاً.4 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ صَالِحِ بْنِ أَبِي حَمَّادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ الْأَحْوَلِ قَالَ:گفت: آری آن را بردار و برایم بیاور.آن شخص، کتان را آورد و فروخت و یک سال به او مهلت داد تا بهایش را بپردازد.با رفتن آن مرد، یکی از بازاریان آمد و گفت: ای ابا عماره! این عدل، چیست؟گفت: این عدلی (از کتان است که خریده ام.)گفت: نیمی از آن را به من می فروشی و من بهایش را به تو به طور نقد بپردازم؟گفت: آری.آن گاه نیمی از آن را از او خرید و او نیز تحویل داد و بهایش را به طور نقدی دریافت کرد.این پول نیز برای مدّت یک سال در اختیار او قرار گرفت.سپس ابو عماره شروع کرد و با آن پول یک لباس و دو لباس خریداری میکرد و به دکّان می آورد و می فروخت، تا آن که ثروتش فراوان شد و آبرویش بازگشت و به وضع خوبی دست یافت.4 - ابو جعفر احول گوید:

قَالَ لِي أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام: أَيُّ شَيْءٍ مَعَاشُكَ؟قَالَ: قُلْتُ: غُلامَانِ لِي وَ جَمَلانِ.قَالَ: فَقَالَ: اسْتَتِرُ بِذَلِكَ مِنْ إِخْوَانِكَ، فَإِنَّهُمْ إِنْ لَمْ يَضُرُّوكَ لَمْ يَنْفَعُوكَ.5 - أَبُو عَلِيّ الْأَشْعَرِيٌّ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عَبْدِ الْحَمِيدِ عَنِ الْوَلِيدِ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام يَقُولُ:مِنَ النَّاسِ مَنْ رِزْقُهُ فِي التَّجَارَةِ وَ مِنْهُمْ مَنْ رِزْقُهُ فِي السَّيْفِ وَ مِنْهُمْ مَنْ رِزْقُهُ فِي لِسَانِهِ.6 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ الْمُثَنَّى عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:مَنْ ضَاقَ عَلَيْهِ الْمَعَاشُ _ أَوْ قَالَ _ الرِّزْقُ فَلْيَشْتَرِ صِغَاراً وَ لْيَبعُ كِبَاراً.وَ رُوِيَ عَنْهُ أَنَّهُ قَالَ علیه السَّلام: مَنْ أَعْيَتْهُ الْحِيلَةُ فَلْيُعَالِج الْكُرْسُفَ.امام صادق علیه السَّلام به من فرمود: کسب و کارت چیست؟عرض کردم: دو غلام و یک شتر (آبکش دارم.)فرمود: این (وضع فقیرانه را از برادران (ایمانی خود) بپوشان؛ چون آنان اگر به تو زبان نرسانند، سود نیز نمی رسانند.)5 - ولید بن صبیح گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:رزق و روزی برخی از مردم در تجارت است مگر رزق و روزی برخی دیگر در شمشیر است و رزق و روزی گروه دیگر در زبانشان است.6 - هشام بن مثنّی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: هر کس کاسبی (یا رزقش تنگ و کساد شده است، (حیوانات) کوچک را بخرد و بپروراند وقتی بزرگ شدند بفروشد.)در روایت دیگری آمده که حضرت فرمود : کسی که چارۀ کار از دستش برود از طریق پنبه کاری (یا پنبه زنی به خود چاره ای بیندیشد.)

7- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ سَعْدِ بْنِ سَعْدِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ فُضَيْلِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ علیه السَّلام قَالَ:كُلُّ مَا افْتَتَحَ بِهِ الرَّجُلُ رِزْقَهُ فَهُوَ تِجَارَةٌ.8 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ مَنْصُورِ بْنِ الْعَبَّاسِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيَّ بْنِ يَقْطِينِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ مَيَّاحٍ عَنْ أُمَيَّةَ بْنِ عَمْرٍو عَنِ الشَّعِيرِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ: كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام يَقُولُ:إِذَا نَادَى الْمُنَادِي فَلَيْسَ لَكَ أَنْ تَزِيدَ، وَإِنَّمَا يُحَرِّمُ الزِّيَادَةَ النَّدَاءُ وَ يُحِلُّهَا السُّكوتُ.9 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ أَوْ غَيْرِهِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَبْدِ الْعَزِيزِ الْعَبْدِيٌّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَبِي يَعْفُورٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام يَقُولُ:7 - محمّد بن فضیل گوید: امام کاظم علیه السَّلام فرمود : هر کاری که مرد با آن رزقش را بگشاید (و به دست آورد تجارت است.)8 - شعیری گوید: امام صادق علیه السَّلام می فرمود: امیر المؤمنین علیه السَّلام می فرمود: هنگامی که منادی ندا در دهد تو حق نداری بیشتر بگویی؛ چون فزونی را تنها ندا حرام می کند، و سکوت آن را حلال می گرداند.9 - عبدالله بن ابی یعفور گوید: از امام صادق علیه السَّلام را شنیدم که می فرمود

مَنْ زَرَعَ حِنْطَةٌ فِي أَرْضِ فَلَمْ يَزْكُ زَرْعُهُ أَوْ خَرَجَ زَرْعُهُ كَثِيرَ الشَّعِيرِ فَبِظُلْمٍ عَمَلِهِ فِي مِلْكِ رَقَبَةِ الْأَرْضِ أَوْ بِظُلْمٍ لِمُزَارِعِيهِ وَأَكَرَتِهِ، لِأَنَّ اللَّهَ عزَّوَجل يَقُولُ: (فَبِظُلْمٍ مِنَ الَّذِينَ هَادُوا حَرَّمْنَا عَلَيْهِمْ طَيِّبَاتٍ أُحِلَّتْ لَهُمْ يَعْنِي لُحُومَ الْإِبِلِ وَ الْبَقَرِ وَ الْغَنَم.)وَ قَالَ: إِنَّ إِسْرَائِيلَ كَانَ إِذَا أَكَلَ مِنْ لَحْم الْإِبِلِ هَيَّجَ عَلَيْهِ وَجَعَ الْخَاصِرَةِ، فَحَرَّمَ عَلَى نَفْسِهِ لَحْمَ الْإِبِلِ، وَ ذَلِكَ قَبْلَ أَنْ تَنْزِلَ التَّوْرَاةَ فَلَمَّا نَزَلَتِ التَّوْرَاةُ لَمْ يُحَرِّمْهُ وَ لَمْ يَأْكُلْهُ.10 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي الصَّبَّاحِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ قَالَ:قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: فَتَى صَادَقَتْهُ جَارِيَةٌ فَدَفَعَتْ إِلَيْهِ أَرْبَعَةَ آلَافِ دِرْهَم.ثُمَّ قَالَتْ لَهُ: إِذَا فَسَدَ بَيْنِي وَبَيْنَكَ رُدَّ عَلَيَّ هَذِهِ الْأَرْبَعَةَ آلَافٍ فَعَمِلَ بِهَا الْفَتَى وَ رَبحَ، ثُمَّ إِنَّ الْفَتَى تَزَوَّجَ وَ أَرَادَ أَنْ يَتُوبَ كَيْفَ يَصْنَعُ؟قَالَ: يَرُدُّ عَلَيْهَا الْأَرْبَعَةَ آلافِ دِرْهَم وَ الرِّبْحُ لَهُ.هر کس گندم را در زمینی کشت کند، ولی رشد ننماید و زیاد بار ندهد، یا در آن جو فراوان بروید، به واسطۀ ستمی که در تهیّه زمین ،کردم یا به کسانی که با آنها عقد مزارعه بسته است و یا به کشاورزان خود ستم کرده است؛ چرا که خدای متعال می فرماید: «پس به خاطر ستم یهودیان (بنی اسرائیل، چیزهای پاکیزه ای را که بر آنان حلال شده بود، برایشان حرام کردیم».)یعنی: گوشت شتران، گاوها و گوسفندان.آن حضرت افزود: وقتی اسرائیل از گوشت شتر می خورد، درد خاصره بر او عارض می شد، و به این سبب گوشت شتر را بر خود حرام کرد و این پیش از نزول تورات بود؛ امّا آن گاه که تورات نازل شد، دیگر آن را بر خود حرام نکرده ،بود ولی آن را نیز نمی خورده است.10 - ابو صباح گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم دختری با جوانی رابطه برقرار کرد و چهار هزار درهم به او پرداخت و گفت: اگر رابطه بین من و تو خراب شد، این چهار هزار در هم را به من بازگردان؛ جوان با آن کار کرد و سودی به دست آورد؛ آن گاه جوان مزبور ازدواج کرده و قصد دارند توبه کند؛ باید چه کند؟حضرت فرمود: آن چهار هزار درهم را به او بازگرداند، ولی سودش مال خودش است.

11 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:نَهَى رَسُولُ اللهِ صلّى اللهُ عليه وآله أَنْ يُؤْكَلُ مَا تَحْمِلُ النمْلَةُ بِفِيهَا وَ قَوَائِمِهَا.12 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ علیه السَّلامقَالَ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ:حِيلَةُ الرَّجُلِ فِي بَابِ مَكْسَبِهِ.13 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنِ الرِّبَاطِيُّ عَنْ أبي الصَّبَّاحِ مَوْلَى آلِ سَامٍ عَنْ جَابِرٍ قالَ:سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنْ رَجُلٍ صَادَقَتْهُ امْرَأَةٌ فَأَعْطَتْهُ مَالاً فَمَكَثَ فِي يَدِهِ مَا شَاءَ اللَّهُ، ثُمَّ إِنَّهُ بَعْدُ خَرَجَ مِنْهُ.قَالَ: يَرُدُّ إِلَيْهَا مَا أَخَذَ مِنْهَا، وَإِنْ كَانَ فَضَلَ فَهُوَ لَهُ.14 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى قَالَ:11 - حلبی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: رسول خدا صلّی اللهُ علیه وآله نه از خوردن چیزی که مورچه با دهان و دستانش حمل می کند نهی فرمود.12 - وشّاء گوید: از امام کاظم علیه السَّلام نشنیدم که می فرمود: استادی و تیزهوشی مرد، در درگاه تجارتخانه اوست.13 - جابر گوید: از امام صادق علیه السَّلام در مورد مردی پرسیدم که زنی با او دوست شده و ثروتی را در اختیار آن مرد قرار داده است و برای مدّتی طولانی در دستش باقی مانده است؛ آن مرد می خواهد پول را بازگرداند (یا میخواهد از کارش دست بردارد.)حضرت فرمود: همان پولی را که از او گرفته است بازگرداند و اگر سودی داشته است مال خود مرد است.14 - محمّد بن یحیی گوید:

كَتَبَ مُحَمَّدٌ إِلَى أَبِي مُحَمَّدٍ علیه السَّلام: رَجُلٌ يَكُونُ لَهُ عَلَى رَجُلٍ مِائَةُ دِرْهَم فَيَلْزَمُهُ فَيَقُولُ لَهُ: أَنْصَرِفُ إِلَيْكَ إِلَى عَشَرَةِ أَيَّامٍ وَ أَقْضِي حَاجَتَكَ، فَإِنْ لَمْ أَنْصَرِفْ فَلَكَ عَلَيَّ أَلْفُ دِرْهَم حَالَةٌ مِنْ غَيْرِ شَرْطٍ وَ أَشْهَدُ بِذَلِكَ عَلَيْهِ ثُمَّ دَعَاهُمْ إِلَى الشَّهَادَةِ.فَوَقَعَ علیه السَّلام: لا يَنبَغِي لَهُمْ أَنْ يَشْهَدُوا إِلَّا بِالْحَقِّ، وَ لَا يَنْبَغِي لِصَاحِبِ الدِّيْنِ أَنْ يَأْخُذَ إِلَّا الْحَقَّ إِنْ شَاءَ اللهُ.15 - وَ عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَانِ عَنْ يَحْيَى الْحَلَبِيُّ عَنِ الْثَمَالِيُّ قَالَ:مَرَرْتُ مَعَ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام فِى سُوقِ النَّحَاسِ فَقُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! هَذَا النُّحَاسُ أَيُّ شَيْءٍ أَصْلُهُ؟فَقَالَ: فِضَّةٌ ، إِلَّا أَنَّ الْأَرْضَ أَفْسَدَتْهَا فَمَنْ قَدَرَ عَلَى أَنْ يُخْرِجَ الْفَسَادَ مِنْهَا انْتَفَعَ بِهَا.محمّد طی نامه ای به امام حسن عسکری علیه السَّلام نوشت فردی یکصد درهم از دیگری طلب دارد، و زمان پرداخت بدهی فرا می رسد، ولی بدهکار می گوید: من تا ده روز دیگر می آیم و قرضت را پرداخت می کنم، و اگر نیامدم تو یکهزار درهم بدون آن که شرط کرده باشیم (تا ربا شود از من بستان.)طلبکار، شاهدانی بر گفتۀ آن مرد گرفت، ولی پس از آن که بر سرِ قرار حاضر نشد، شاهدان را خواست تا شهادت بدهند.امام علیه السَّلام در پاسخ مرقوم فرمود: شایسته نیست آنان جز به حقیقت شهادت بدهند، و طلبکار نیز حق ندارد چیزی جز آنکه موافق حقیقت است، دریافت کند. ان شاء الله.15 - ثمالی گوید: به همراه امام صادق علیه السَّلام از بازار مسگران عبور می کردم، به آن حضرت عرض کردم: قربانت گردم! اصل مس از چیست؟فرمود: نقره است، زمین آن را فاسد و ناخالص کرده است؛ پس هر کس بتواند ناخالصی آن را اصلاح کند، از آن سود می برد.

16 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ ثَعْلَبَةَ بْنِ مَيْمُونٍ عَنْ عَبْدِ الْمَلِكِ بْن عُتْبَةَ قَالَ:قُلْتُ : لا أَزَالُ أَعْطِي الرَّجُلَ الْمَالَ. فَيَقُولُ: قَدْ هَلَكَ أَوْ ذَهَبَ فَمَا عِنْدَكَ حِيلَةٌ تَحْتَالُهَا لِي.فَقَالَ: أَعْطِ الرَّجُلَ أَلْفَ دِرْهَم وَ أَقْرِضْهَا إِيَّاهُ وَ أَعْطِهِ عِشْرِينَ دِرْهَماً يَعْمَلُ بِالْمَالِ كُلِّهِ وَ تَقُولُ: هَذَا رَأْسُ مَالِي وَهَذَا رَأْسُ مَالِكَ فَمَا أَصَبْتَ مِنْهُمَا جَمِيعاً فَهُوَ بَيْنِي وَبَيْنَكَ، فَسَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنْ ذَلِكَ.فَقَالَ: لا بَأْسَ بِهِ.17 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْفَضْلِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا قَالَ:شَكَوْنَا إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام ذَهَابَ ثِيَابِنَا عِنْدَ الْقَصَّارِينَ.فَقَالَ: اكْتُبُوا عَلَيْهَا بَرَكَةٌ لَنَا، فَفَعَلْنَا ذَلِكَ فَمَا ذَهَبَ لَنَا بَعْدَ ذَلِكَ ثَوْبٌ.16 - عبدالملک بن عتبه گوید: به حضرتش عرض کردم: بارها مالی را به مردی می دادم و او می گفت: نابود شد یا از دست رفت؛ آیا راه چاره ای برای من در نظر داری؟فرمود: هزار درهم به آن مرد قرض بده، و بیست درهم نیز به او بسپار، تا با تمام مال، کاسبی کند؛ و بگو: این (هزار درهم سرمایه تو باشد و این (بیست درهم) سرمایه من؛ هر چه قدر در تمام این هزار و بیست درهم سود بردی، بین من و تو به طور مساوی تقسیم کن. در این مورد از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم.)فرمود: اشکالی ندارد.17 - یکی از اصحاب ما گوید: به امام صادق علیه السَّلام در مورد از بین رفتن پارچه هایمان به نزد رخت شویان شکایت کردم.فرمود: روی آنها بنویسید: «بركة لنا»ما نیز چنین کردیم و پس از آن هیچ یک از پارچه های ما از بین نرفت.

18 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ بْنِ بَزِيعٍ عَنِ الْخَيْبَرِيِّ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ تُوَيْرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:إِذَا أَصَابَتْكُمْ مَجَاعَةٌ فَاعْبُثُوا بِالرَّبِيبِ.19 - وَ عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنِ السِّنْدِي بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِي الْبَخْتَرِيٌّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام:لا يَحِلُّ مَنْعُ الْمِلْحِ وَ النَّارِ.20 - عَنْهُ عَنْ مُوسَى بْنِ جَعْفَرِ الْبَغْدَادِيٌّ عَنْ عُبَيْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ وَاصِلِ بْنِ سُلَيْمَانَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:كَانَ لِلنَّبِيِّ صلَّى اللهُ عليه وآله خَلِيطٌ فِي الْجَاهِلِيَّةِ، فَلَمَّا بُعِثَ لَقِيَهُ خَلِيطُهُ، فَقَالَ لِلنَّبِيِّ صلَّى اللهُ عليه وآله: جَزَاكَ اللهُ مِنْ خَلِيطٍ خَيْراً فَقَدْ كُنْتَ تُوَاتِي وَ لا تُمَارِي.فَقَالَ لَهُ النَّبِيُّ صلَّى اللهُ عليه وآله: وَ أَنْتَ فَجَزَاكَ اللهُ مِنْ خَلِيطٍ خَيْرًا، فَإِنَّكَ لَمْ تَكُنْ تَرُدُّ رِبْحاً وَ لَا تُمْسِكُ ضِرْساً.18 - حسین بن ثویر گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: اگر دچار گرسنگی شدید، آن را با خوردن کشمش، برطرف کنید.19 - ابو بختری گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: امیر المؤمنين علیه السَّلام فرمود: ندادن نمک و آتش (به دیگران حلال نیست.)20 - عبدالله بن سنان گوید: پیامبر صلَّى اللهُ عليه وآله در زمان جاهلی عرب، همکاری داشت. او پس از بعثت آن حضرت صلَّى اللهُ عليه وآله را زیارت کرد و عرض کرد: خداوند از دوستت به خیر دهد، تو همکاری بودی که با همه مدارا می کردی و با کسی مجادله نمی کردی.حضرت فرمود: و تو نیز چنین بودی، خداوند خیر دهد چرا که سود را رد نمی کردی، و سخاوتمند بودی و چیزی را که برایت بهتر بود وا نمی گذاشتی.

21 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ [أَبِيهِ] عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ الْقَاسَانِيِّ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ دَاوُدَ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ مِنَ الْمُسْلِمِينَ أَوْدَعَهُ رَجُلٌ مِنَ النُّصُوصِ دَرَاهِمَ أَوْ مَتَاعاً وَاللصُّ مُسْلِمٌ هَلْ يَرُدُّ عَلَيْهِ؟قَالَ: لا يَرُدُّ عَلَيْهِ، فَإِنْ أَمْكَنَهُ أَنْ يَرُدَّ عَلَى صَاحِبِهِ فَعَلَ وَ إِلَّا كَانَ فِي يَدِهِ بِمَنْزِلَةِ اللُّقَطَةِ يُصِيبُهَا فَيُعَرِّفُهَا حَوْلاً ، فَإِنْ أَصَابَ صَاحِبَهَا رَدَّهَا عَلَيْهِ وَإِلَّا تَصَدَّقَ بِهَا، فَإِنْ جَاءَ صَاحِبُهَا بَعْدَ ذَلِكَ خَيْرَهُ بَيْنَ الْأَجْرِ وَ الْغُرْمِ، فَإِذَا اخْتَارَ الْأَجْرَ فَلَهُ الْأَجْرُ وَ إِنِ اخْتَارَ الْغُرْمَ غَرِمَ لَهُ وَكَانَ الْأَجْرُ لَهُ.22 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَانِ قَالَ:سَأَلْتُ عَبْداً صَالِحاً فَقُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! كُنَّا مُرَافِقِينَ لِقَوْمٍ بِمَكَّةَ فَارْتَحَلْنَا عَنْهُمْ وَ حَمَلْنَا بَعْضَ مَتَاعِهِمْ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَقَدْ ذَهَبَ الْقَوْمُ وَ لَا نَعْرِفُهُمْ وَلَا نَعْرِفُ أَوْطَانَهُمْ، فَقَدْ بَقِيَ الْمَتَاعُ عِنْدَنَا فَمَا نَصْنَعُ بِهِ؟21 - راوی گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: یکی از راهزنان مسلمان پول یا کالایی را به مسلمانی سپرده است؛ آیا جایز است که آن پول یا کالا را به او بازگرداند؟حضرت علیه السَّلام فرمود: نباید به او بازگرداند: اگر برایش امکان دارد باید آن را به صاحبش باز گرداند، وگرنه همانند یک چیز پیدا شده تا یک سال در دستش باقی بماند، اگر صاحبش را یافت به او بازگرداند و اگر نه آن را صدقه بدهد، و اگر پس از صدقه دادن، صاحبش آمد به او اختیار دهد که یا ثواب صدقه برای او باشد یا آن که جریمه آن را بپردازد؛ در این صورت، اگر پاداش صدقه را خواست که آن را دریافت می کند، و اگر جریمه خواست به او داده می شود و ثواب صدقه برای آن شخص خواهد بود.22 - يونس بن عبدالرحمان گوید: به عبد صالح امام کاظم علیه السَّلام عرض کردم: قربانت گردم! ما با چند نفر در مکّه هم کاروان بودیم و از آنها جدا شدیم و مقداری از کالاهایشان را از روی ناآگاهی همراه آورده بودیم، و آنها نیز رفتند و ما نیز با آنان آشنایی نداریم و نمی دانیم اهل کدام منطقه هستند، حالا کالا نزد ما مانده است، با آن چه کار کنیم؟

قَالَ: فَقَالَ تَحْمِلُونَهُ حَتَّى تَلْحَقُوهُمْ بِالْكُوفَةِ.فَقَالَ يُونُسُ : قُلْتُ لَهُ: لَسْتُ أَعْرِفُهُمْ وَلَا نَدْرِي كَيْفَ نَسْأَلُ عَنْهُمْ.قَالَ: فَقَالَ: بِعْهُ وَ أَعْطِ ثَمَنَهُ أَصْحَابَكَ.قَالَ: فَقُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! أَهْلَ الْوَلايَةِ؟قَالَ: فَقَالَ: نَعَمْ23 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عَائِذٍ عَنْ أَبِي خَدِيجَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:سَأَلَهُ ذَرِيحٌ الْمُحَارِبِيُّ عَنِ الْمَمْلُوكِ يَأْخُذُ النُّقَطَةَ.قَالَ: وَ مَا لِلْمَمْلُوكِ وَ اللُّقَطَةِ، لا يَمْلِكُ مِنْ نَفْسِهِ شَيْئاً ؟ فَلا يَعْرِضُ لَهَا الْمَمْلُوكُ، فَإِنَّهُ يَنْبَغِي لَهُ أَنْ يُعَرِّفَهَا سَنَةٌ، فَإِنْ جَاءَ طَالِبُهَا دَفَعَهَا إِلَيْهِ وَ إِلَّا كَانَتْ فِي مَالِهِ، فَإِنْ مَاتَ كَانَ مِيرَانَا لِوُلْدِهِ وَ لِمَنْ وَرِثَهُ، فَإِنْ لَمْ يَجِئْ لَهَا طَالِبٌ كَانَتْ فِي أَمْوَالِهِمْ هِيَ لَهُمْ وَإِنْ جَاءَ طَالِبُهَا دَفَعُوهَا إِلَيْهِ.فرمود: کالا را ببرید تا در کوفه به آنان برسانید.عرض کردم آنها را نمی شناسم، و نمی دانم چگونه به جست و جوی آنها بپردازم!فرمود: آن را بفروش و بهایش را به دوستانت بپرداز.عرض کردم: قربات گردم! یعنی به افرادی که ولایت شما را پذیرفته اند، بپردازم؟فرمود: آری.23 - ابو خدیجه گوید: ذریح محاربی از امام صادق علیه السَّلام درباره چیزی که برده آن را پیدا کند و بردارد، پرسید.فرمود: برده را به چیزی که پیدا شده است، چه کار؟ او که از خودش چیزی ندارد. بنابراین، اگر برده ای چیزی را یافت، باید مولای او تا یک سال آن را تعریف و اعلان کند و اگر صاحبش آمد به او بپردازد و اگر نیامد جزو مال او می شود و اگر از دنیا رفت نیز به فرزندان و وارثانش به ارث می رسد، و اگر کسی برای دریافت آن نیامد در اموال وارثان خواهد ماند و برای خودشان خواهد بود، و اگر سرانجام کسی برای دریافت آن آمد به او باز می گردانند.

24 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِي عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:نَهَى رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله عَنِ الْكَشُوفِ - وَ هُوَ أَنْ تُضْرَبَ النَّاقَةُ وَ وَلَدُهَا طِفْلٌ - إِلَّا أَنْ يُتَصَدَّقَ بِوَلَدِهَا أَوْ يُذْبَحَ، وَ نَهَى أَنْ يُنْزَى حِمَارٌ عَلَى عَتِيقَةٍ.25 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ الْحُسَيْنِ اللُّؤْلُوِيِّ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ الْحَجَّاجِ قَالَ:كَانَ رَجُلٌ مِنْ أَصْحَابِنَا بِالْمَدِينَةِ فَضَاقَ ضَيْقاً شَدِيداً وَ اشْتَدَّتْ حَالُهُ.فَقَالَ لَهُ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: اذْهَبْ فَخُذْ حَانُوتاً فِي السُّوقِ وَ ابْسُطْ بِسَاطًاً، وَ لْيَكُنْ عِنْدَكَ جَرَّةٌ مِنْ مَاءٍ وَ الْزَمْ بَابَ حَانُوتِكَ.قَالَ: فَفَعَلَ الرَّجُلُ، فَمَكَثَ مَا شَاءَ اللهُ. قَالَ: ثُمَّ قَدِمَتْ رِفْقَةٌ مِنْ مِصْرَ فَأَلْقَوْا مَتَاعَهُمْ كُلُّ رَجُلٍ مِنْهُمْ عِنْدَ مَعْرِفَتِهِ وَ عِنْدَ صَدِيقِهِ حَتَّى مَلَنُوا الْحَوَانِيتَ وَ بَقِيَ رَجُلٌ مِنْهُمْ لَمْ يُصِبْ حَانُوتاً يُلْقِي فِيهِ مَتَاعَهُ.24 - سکونی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله از آبستن کردن شتر ماده ای که بچه شیر خوار دارد نهی فرمود؛ مگر آن که بچۀ آن شتر را به عنوان زکات بپردازد و یا آن را ذبح کند. هم چنین آن حضرت، از این که الاغ نر را برای باردار شدن ماده ای پیر استفاده کنند، نهی فرمود.25 - عبدالرحمان بن حجّاج گوید: یکی از دوستان ما در مدینه بود و به شدّت تنگدست شد و اوضاع زندگانی اش سخت شد.امام صادق علیه السَّلام به او فرمود: برو، و در بازار دکّانی بگیر و بساطی در آن جا بگستران و باید کوزۀ آبی نیز نزد خود بگذاری، و بر درب دکّانت باشی.آن مرد چنین کرد و مدّت زیادی درنگ کرد، تا آن که یک کاروان تجارتی از مصر وارد شد، و هر یک از آنان کالای خود را نزد دوست و آشنای خود برد و تمام دکان ها از جنس پر شد. یکی از آنان مغازه ای را برای گذاشتن اجناس خود پیدا نکرد.

فَقَالَ لَهُ أَهْلُ السُّوقِ : هَاهُنَا رَجُلٌ لَيْسَ بِهِ بَأْسٌ، وَ لَيْسَ فِي حَانُوتِهِ مَتَاعٌ فَلَوْ أَلْقَيْتَ مَتَاعَكَ فِي حَانُوتِهِ.فَذَهَبَ إِلَيْهِ فَقَالَ لَهُ: أُلْقِي مَتَاعِي فِي حَانُوتِكَ؟فَقَالَ لَهُ: نَعَمْ.فَأَلْقَى مَتَاعَهُ فِي حَانُوتِهِ وَ جَعَلَ يَبِيعُ مَتَاعَهُ الْأَوَّلَ فَالْأَوَّلَ حَتَّى إِذَا حَضَرَ خُرُوجُ الرِّفْقَةِ بَقِيَ عِنْدَ الرَّجُلِ شَيْءٌ يَسِيرٌ مِنْ مَتَاعِهِ.فَكَرِهَ الْمُقَامَ عَلَيْهِ فَقَالَ لِصَاحِبِنَا: أَخَلَّفُ هَذَا الْمَتَاعَ عِنْدَكَ تَبِيعُهُ وَ تَبْعَثُ إِلَيَّ بِثَمَنِهِ.قَالَ: فَقَالَ: نَعَمْفَخَرَجَتِ الرِّفْقَةُ وَ خَرَجَ الرَّجُلُ مَعَهُمْ وَ خَلَّفَ الْمَتَاعَ عِنْدَهُ فَبَاعَهُ صَاحِبُنَا وَ بَعَثَ بِثَمَنِهِ إِلَيْهِ.بازاریان به او گفتند : ر اینجا مردی است که شخص بدی نیست و در مغازه اش نیز کالایی وجود ندارد؛ کاش، کالای خودت را در مغازه او قرار می دادی!آن شخص آمد و به او گفت: آیا اجازه می دهی کالایم را در دکّان تو قرار می دهم؟گفت: آری.آن مرد کالاهای خود را در مغازۀ او قرار داد و شروع به فروش کالای خود کرد، تا آن که وقتی کاروانیان تصمیم به بازگشت گرفتند مقدار اندکی از کالای او مانده بود، و نخواست که به خاطر آن مقدار اندک در آنجا بماند و با رفقایش باز نگردد.از این رو به آن دوست ما گفت: ممکن است این کالاها را نزد خودت نگهداری و بفروشی و پولش را برای من بفرستی؟گفت: آری.کاروان تجارتی بازگشت و آن مرد نیز با آنها رفت و کالایش را نزد دوست ما باقی گذاشت و او نیز آنها را فروخت و بهایش را برای آن مرد فرستاد.

قَالَ: فَلَمَّا أَنْ تَهَيَّأَ خُرُوجُ رِفْقَةِ مِصْرَ مِنْ مِصْرَ بَعَثَ إِلَيْهِ بِبِضَاعَةٍ فَبَاعَهَا وَ رَدَّ إِلَيْهِ ثَمَنَهَا، فَلَمَّا رَأَى ذَلِكَ الرَّجُلُ أَقَامَ بِمِصْرَ وَ جَعَلَ يَبْعَثُ إِلَيْهِ بِالْمَتَاعِ وَ يُجَهُرُ عَلَيْهِ.قَالَ: فَأَصَابَ وَكَثُرَ مَالُهُ وَأَثْرَى.26 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ ثَعْلَبَةَ عَنْ عَبْدِ الْحَمِيدِ بْنِ عَوَّاضِ الطَّائِيِّ قَالَ:قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: إِنِّي اتَّخَذْتُ رَحَى فِيهَا مَجْلِسِي وَ يَجْلِسُ إِلَيَّ فِيهَا أَصْحَابِي.فَقَالَ: ذَاكَ رِفْقُ اللَّهِ عزَّوَجَل.27 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِقٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام يَقُولُ:لَجُلُوسُ الرَّجُلِ فِي دُبُرِ صَلاةِ الْفَجْرِ إِلَى طُلُوعِ الشَّمْسِ أَنْفَذُ فِي طَلَبِ الرَّزْقِ مِنْ رُكُوبِ الْبَحْرِ.وقتی رفقا و بازرگان مصری او می خواست از مصر به مدینه بیایند، آن تاجر مقداری کالا خریداری کرد و برای دوست ما فرستاد و او نیز آنها را فروخت و بهایش را برای آن تاجر باز فرستاد.وقتی تاجر این وضع را مشاهده کرد دیگر خودش نیامد، و پیوسته برای او کالا می فرستاد. بدین سان آن دوست ما، ثروت بسیاری به دست آورد.26 - عبدالحمید بن عوافی طایی گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: من آسیابی گرفته ام که در آنجا می نشینم و دوستانم نیز نزد من می آیند.حضرت فرمود: این، لطف خدای متعال به توست (که هم کاسبی می کنی و هم با شیعیان دیدار نمایی.)27- حمّاد بن عثمان گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود: به طور حتم، نشستن مرد پس از نماز صبح تا طلوع آفتاب (مشغول ذکر و تعقیبات بودن، از سفر دریایی، برای جلب رزق و روزی بهتر است.)

فَقُلْتُ: يَكُونُ لِلرَّجُلِ الْحَاجَةُ يَخَافُ فَوْتَهَا.فَقَالَ: يُدْلِجُ فِيهَا وَ لْيَذْكُرِ اللَّهَ عزَّوَجَل، فَإِنَّهُ فِي تَعْقِيبٍ مَا دَامَ عَلَى وُضُوءٍ.28 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ وَهْبٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:يَأْتِي عَلَى النَّاسِ زَمَانٌ عَضُوضٌ يَعَضُّ كُلُّ امْرِئٍ عَلَى مَا فِي يَدَيْهِ وَ يَنْسَى الْفَضْلَ، وَ قَدْ قَالَ اللهُ عزَّوَجَل: (وَ لا تَنْسَوُا الْفَضْلَ بَيْنَكُمْ يَنْبَرِي فِي ذَلِكَ الزَّمَانِ قَوْمٌ يُعَامِلُونَ الْمُضْطَرِّينَ هُمْ شِرَارُ الْخَلْقِ.)29 - سَهْلُ بْنُ زِيَادٍ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُرَازِمٍ عَنْ رَجُلٍ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام يَقُولُ:مَنْ طَلَبَ قَلِيلَ الرِّزْقِ كَانَ ذَلِكَ دَاعِيَهُ إِلَى اجْتِلابِ كَثِيرٍ مِنَ الرِّزْقِ، [وَ مَنْ تَرَكَ قَلِيلاً مِنَ الرِّزْقِ كَانَ ذَلِكَ دَاعِيَهُ إِلَى ذَهَابِ كَثِيرٍ مِنَ الرِّزْقِ ].عرض کردم: گاهی اینان کاری دارد و ترس آن می رود که زمانش بگذرد!؟فرمود: پس از نمازش در پی آن کار برود و به ذکر خدای متعال مشغول باشد؛ چون تا زمانی که وضویش باقی است در حال تعقیب نماز خواهد بود.28 - معاوية بن وهب گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:زمانی بر مردم فرا می رسد که دچار سختی و ستم می شوند؛ به گونه ای که هر کس چیزی در اختیار دارد محکم نگه می دارد و پرداخت فضل و فزونی آن را از یاد می برد، در حالی که خداوند متعال می فرماید: «و فزونی و نیکوکاری را بین خود از یاد مبرید»؛ در آن زمان، افرادی با کسانی معامله می کنند که مضطرّ و ناچارند؛ آنان، بدترین مخلوقات هستند.29 - اسحاق بن عمّار گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:هر کس به جست و جوی رزق و روزی کم بپردازد، این کار او را به جست و جوی رزق و روزی فراوان فرا می خواند؛ (و هر کس رزق و روزی اندک را رها کند، موجب از دست رفتن روزیِ فراوان می شود.)

30 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ بُنْدَارَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ رَجُلٍ سَمَّاهُ عَنِ الْحُسَيْنِ الْجَمَّالِ قَالَ:شَهِدْتُ إِسْحَاقَ بْنَ عَمَّارٍ يَوْماً وَ قَدْ شَدَّ كِيسَهُ وَ هُوَ يُرِيدُ أَنْ يَقُومَ، فَجَاءَهُ إِنْسَانٌ يَطْلُبُ دَرَاهِمَ بِدِينَارٍ فَحَلَّ الْكِيسَ فَأَعْطَاهُ دَرَاهِمَ بِدِينَارٍ.قَالَ: فَقُلْتُ لَهُ: سُبْحَانَ اللهِ! مَا كَانَ فَضْلُ هَذَا الدِّينَارِ؟فَقَالَ: إِسْحَاقُ مَا فَعَلْتُ هَذَا رَغْبَةً فِي فَضْلِ الدِّينَارِ، وَ لَكِنْ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام يَقُولُ: مَنِ اسْتَقَلَّ قَلِيلَ الرِّزْقِ حُرِمَ الْكَثِيرَ.31 - أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ أَبِي مُحَمَّدٍ الْغِفَارِيِّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَمَّنْ حَدَّثَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلَّى اللهُ عليه وآله:مَنْ أَعْيَتُهُ الْقُدْرَةُ فَلْيُرَبِّ صَغِيراً.زَعَمَ مُحَمَّدُ بْنُ عِيسَى: أَنَّ الْغِفَارِيَّ مِنْ وُلْدِ أَبِي ذَرٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ.30 - حسين بن جمّال گوید: روزی نزد اسحاق بن عمّار رفتم. او کیسه صرّافی خود را بسته بود و می خواست برخیزد و برود، در این حال شخصی آمد و می خواست یک دینار را خرد کند و در ازای آن در هم بگیرد، اسحاق کیسه را باز کرد و در ازای یک دینارش به او درهم داد.به او گفتم: سبحان الله! استفاده و سود این دینار (خرد کردن چه بود؟)اسحاق گفت: این کار را به جهت سود بردن از آن دینار انجام ندادم، بلکه از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود: «هر کس روزیِ کم را اندک بشمارد، از روزی فراوان محروم می ماند».31 - عبدالله بن ابراهیم از شخصی نقل می کند که می گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: پیامبر خدا صلَّی اللهُ علی وآله فرمود: هر کس توان مالی ندارد، باید (حیوان کوچکی را پرورش دهد (تا بزرگ شود و از این راه تجارت کند).)محمد بن عیسی بر این باور بود که ابو محمّد غفاری که یکی از راویان این حدیث است از فرزندان ابوذر غفاری رَضِی اللهُ عَنهُ بوده است.

32 - أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ أَبِي زُهْرَةَ عَنْ أُمَّ الْحَسَنِ قَالَ:مَرَّبِيَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام فَقَالَ: أَيَّ شَيْءٍ تَصْنَعِينَ يَا أُمَّ الْحَسَنِ؟قُلْتُ: أَغْزِلُ.فَقَالَ: أَمَا إِنَّهُ أَحَلَّ الْكَسْبِ، أَوْ مِنْ أَحَلَّ الْكَسْبِ.33 - أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِي عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطِ عَمَّنْ حَدَّثَهُ عَنْ جَهُم بْنِ حُمَيْدٍ الرَّوَّاسِيُّ قَالَ : قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:إِذَا رَأَيْتَ الرَّجُلَ يُخْرِجُ مِنْ مَالِهِ فِي طَاعَةِ اللَّهِ عَزَّوَجل ذَلِكَ فَاعْلَمْ أَنَّهُ أَصَابَهُ مِنْ حَلالٍ، وَ إِذَا أَخْرَجَهُ فِي مَعْصِيَةِ اللَّهِ عَزَّوَجل فَاعْلَمْ أَنَّهُ أَصَابَهُ مِنْ حَرَامِ.34 - أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَمَّنْ حَدَّثَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:قُلْتُ : الرَّجُلُ يَخْرُجُ ثُمَّ يَقْدَمُ عَلَيْنَا وَ قَدْ أَفَادَ الْمَالَ الْكَثِيرَ فَلَا نَدْرِي اكْتَسَبَهُ مِنْ حَلالٍ أَوْ حَرَامٍ؟32- اُمّ الحسن می گوید: روزی امیر مؤمنان علی علیه السَّلام از نزد من می گذشت، به من فرمود: أى اُمّ الحسن! چه کار می کنی؟عرض کردم: پشم ریسی می کنم.فرمود: آگاه باش! که این کار از حلال ترین کسب هاست.33 - حمید رواسی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:اگر مردی را دیدی که مقداری از مالش را در راه اطاعت و فرمانبرداری خداوند متعال خرج می کند، به طور قطع بدان که آن را از راه حلال به دست آورده است؛ و اگر بخشی از مالش را در راه گناه و معصیت الهی خرج کرد، یقین کن که آن را از راه حرام به دست آورده است.34 - راوی گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: مردی به تجارت می رود و وقتی بر می گردد می بینیم که سود فراوانی به دست آورده است، و نمی دانیم آیا از راه حلال به دست آورده است یا از راه حرام؟

فَقَالَ: إِذَا كَانَ ذَلِكَ فَانْظُرْ فِي أَيَّ وَجْهِ يُخْرِجُ نَفَقَاتِهِ، فَإِنْ كَانَ يُنْفِقُ فِيمَا لَا يَنْبَغِي مِمَّا يَأْثَمُ عَلَيْهِ فَهُوَ حَرَامٌ.35 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:مَرَّ النَّبِيُّ صلَّى اللهُ عليه وآله عَلَى رَجُلٍ وَ مَعَهُ ثَوْبٌ يَبيعُهُ وَ كَانَ الرَّجُلُ طَوِيلاً وَ الثَّوْبُ قَصِيراً فَقَالَ لَهُ: اجْلِسْ فَإِنَّهُ أَنْفَقُ لِسِلْعَتِكَ.36 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الأَشْعَرِي عَنِ ابْنِ الْقَدَّاحِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:جِنْتُ بِكِتَابٍ إِلَى أَبِي أَعْطَانِيهِ إِنْسَانُ، فَأَخْرَجْتُهُ مِنْ كُمِّي.فَقَالَ لِي: يَا بُنَيَّ! لا تَحْمِلْ فِي كُمِّكَ شَيْئاً، فَإِنَّ الْكُمَّ مِضْيَاعٌ.37 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ النَّضْرِ عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلَّى اللهُ عليهُ و آله.يَاتِي عَلَى النَّاسِ زَمَانٌ يَشْكُونَ فِيهِ رَبَّهُمْ.فرمود: اگر چنین است، پس بنگر که او مالش را در چه راهی هزینه می کند؛ اگر در راهی که حلال و شایسته نیست و در راه گناه مصرف می شود، پس آن مال حرام است.35 - سکونی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليهُ و آله از کنار مردی گذشت که لباس کوتاهی را می فروخت؛ ولی آن شخص قد بلند بود، از این رو حضرت به او فرمود: بنشین؛ چون کالایت بهتر فروش می رود.36 - ابن قدّاح گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:من، نامه ای را برای پدرم علیه السَّلام بردم که شخصی آن را به من داده بود؛ آن را از آستین خود بیرون آوردم.پدرم به من فرمود: پسرم! در آستینت چیزی را حمل مکن؛ چون آستین، تباه کننده است.37 - جابر گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود: پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليهُ و آله فرمود:زمانی بر مردم فرا می رسد که در آن از پروردگارشان شکایت می کنند.

قُلْتُ: وَ كَيْفَ يَشْكُونَ فِيهِ رَبَّهُمْ؟قَالَ: يَقُولُ الرَّجُلُ : وَاللهِ! مَا رَبِحْتُ شَيْئاً مُنْذُ كَذَا وَكَذَا، وَلَا أَكُلُ وَ لَا أَشْرَبُ إِلَّا مِنْ رَأْسِ مَالِي، وَيْحَكَ وَ هَلْ أَصْلُ مَالِكَ وَ ذِرْوَتُهُ إِلَّا مِنْ رَبِّكَ.38 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السَّلام يَقُولُ:كَانَ عَلَى عَهْدِ رَسُولِ اللهِ صلَّى اللهُ عليهُ و آله مُؤْمِنٌ فَقِيرٌ شَدِيدُ الْحَاجَةِ مِنْ أَهْلِ الصُّفَّةِ، وَكَانَ مُلازِماً لِرَسُولِ اللهِ صلَّى اللهُ عليهُ و آله عِنْدَ مَوَاقِيتِ الصَّلاةِ كُلِّهَا لا يَفْقِدُهُ فِي شَيْءٍ مِنْهَا.وَ كَانَ رَسُولُ اللهِ صلَّى اللهُ عليهُ و آله يَرِقُ لَهُ وَ يَنْظُرُ إِلَى حَاجَتِهِ وَ غُرْبَتِهِ فَيَقُولُ: يَا سَعْدُ! لَوْ قَدْ جَاءَنِي شَيْءٌ لَأَغْنَيْتُكَ.عرض کردم: چگونه از پروردگارشان شکایت می کنند؟فرمود، مرد می گوید: «به خدا سوگند از فلان زمان تاکنون هیچ استفاده و سودی عایدم نشده است، و آب و خوراکم را از اصل سرمایه ام تهیّه می کنم».و ای بر تو! مگر اصل سرمایه ات و فزونی آن جز از پروردگار تو است؟!38 - ابو بصیر گوید: از امام باقر علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:در زمان رسول خدا صلَّى اللهُ عليهُ و آله شخص مؤمنی از اهل صُفّه بود، وی بسیار تنگدست و نیازمند بود و پیوسته در تمام نمازها، به همراه رسول خدا صلَّى اللهُ عليهُ و آله بود، و هیچ گاه این کار را ترک نمی کرد. رسول خدا نیز برای او دلسوزی می کرد و نیازمندی و غریبی او را می دید و می فرمود: ای سعد! به طور حتم اگر چیزی به دستم می رسید تو را بی نیاز می کردم.از آنجا که این وضع به طول انجامید. رسول خدا صلَّى اللهُ عليهُ و آله در این مورد غمگین شد. خداوند از غم و اندوه آن حضرت برای سعد آگاه شد.

قَالَ: فَأَبْطَأَ ذَلِكَ عَلَى رَسُولِ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله فَاشْتَدَّ غَمُ رَسُولِ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله لِسَعْدٍ، فَعَلِمَ اللهُ سُبْحَانَهُ مَا دَخَلَ عَلَى رَسُولِ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله مِنْ غَمِّهِ لِسَعْدٍ.فَأَهْبَطَ عَلَيْهِ جَبْرَئِيلَ علیه السَّلام وَ مَعَهُ دِرْهَمَانِ فَقَالَ لَهُ: يَا مُحَمَّدُ! إِنَّ اللَّهَ قَدْ عَلِمَ مَا قَدْ دَخَلَكَ مِنَ الْغَمْ لِسَعْدِ، أَفَتُحِبُّ أَنْ تُغْنِيَهُ؟فَقَالَ: نَعَمْ.فَقَالَ لَهُ: فَهَاكَ هَذَيْنِ الدِّرْهَمَيْنِ فَأَعْطِهِمَا إِيَّاهُ وَ مُرْهُ أَنْ يَتَّجِرَ بِهِمَا.قَالَ: فَأَخَذَ رَسُولُ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله ثُمَّ خَرَجَ إِلَى صَلاةِ الظُّهْرِ وَ سَعْدٌ قَائِمٌ عَلَى بَابِ حُجُرَاتِ رَسُولِ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله يَنتَظِرُهُ.فَلَمَّا رَآهُ رَسُولُ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله قَالَ: يَا سَعْدُ أَ تُحْسِنُ التِّجَارَةَ؟فَقَالَ لَهُ سَعْدٌ: وَاللهِ، مَا أَصْبَحْتُ أَمْلِكُ مَالاً أَتَّجِرُ بِهِ.فَأَعْطَاهُ النَّبِيُّ صلَّى اللهُ عليه وآله الدِّرْهَمَيْنِ وَ قَالَ لَهُ: أَتَّجِرْ بِهِمَا وَ تَصَرَّفْ لِرِزْقِ اللَّهِ.از این رو جبرئیل علیه السَّلام با دو درهم فرود آمد و عرضه داشت: ای محمّد! خداوند می داند که تو برای سعد غمگین شده ای. آیا می خواهی او را بی نیاز گردانی؟فرمود: آری.جبرئیل عرض کرد: پس این دو در هم را بگیر و به سعد بپرداز و به او دستور بده که با آنها کاسبی کند.رسول خدا صلَّى اللهُ عليه وآله آن دو درهم را گرفت و برای ادای نماز ظهر بیرون آمد، و سعد نیز در کنار درب حجره های آن حضرت ایستاده بود و منتظر آن بزرگوار بود؛ به محض آن که رسول خدا صلَّى اللهُ عليه وآله سعد را مشاهده کرد؛ فرمود: ای سعد! آیا می توانی خوب کاسبی کنی؟عرض کرد: به خدا سوگند! تا به حال مالی نداشته ام که بتوانم با آن کاسبی و تجارت کنم.پیامبر صلَّى اللهُ عليه وآله دو درهم را به او داد و فرمود : با این دو در هم کاسبی کن و به کسب رزق و روزی خداوند بپرداز.

فَأَخَذَهُمَا سَعْدٌ وَ مَضَى مَعَ النَّبِي الله صلَّى اللهُ عليه وآله حَتَّى صَلَّى مَعَهُ الظُّهْرَ وَ الْعَصْرَ، فَقَالَ لَهُ النَّبِيُّ صلَّى اللهُ عليه وآله: قُمْ فَاطْلُبِ الرِّزْقَ فَقَدْ كُنْتُ بِحَالِكَ مُعْتَماً يَا سَعْدُ!قَالَ: فَأَقْبَلَ سَعْدٌ لا يَشْتَرِي بِدِرْهَم شَيْئاً إِلَّا بَاعَهُ بِدِرْهَمَيْنِ، وَ لَا يَشْتَرِي شَيْئاً بِدِرْهَمَيْنِ إِلَّا بَاعَهُ بِأَرْبَعَةِ دَرَاهِمَ، فَأَقْبَلَتِ الدُّنْيَا عَلَى سَعْدٍ، فَكَثُرَ مَتَاعُهُ وَ مَالُهُ وَ عَظُمَتْ تِجَارَتُهُ، فَاتَّخَذَ عَلَى بَابِ الْمَسْجِدِ مَوْضِعاً وَ جَلَسَ فِيهِ، فَجَمَعَ تِجَارَتَهُ إِلَيْهِ، وَ كَانَ رَسُولُ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله إِذَا أَقَامَ بِلالٌ لِلصَّلاةِ يَخْرُجُ وَ سَعْدٌ مَشْغُولٌ بِالدُّنْيَا لَمْ يَتَطَهَّرْ وَ لَمْ يَتَهَيَّأُ كَمَا كَانَ يَفْعَلُ قَبْلَ أَنْ يَتَشَاغَلَ بِالدُّنْيَا.فَكَانَ النَّبِيُّ صلَّى اللهُ عليه وآله يَقُولُ: يَا سَعْدً! شَغَلَتْكَ الدُّنْيَا عَنِ الصَّلاةِ.فَكَانَ يَقُولُ: مَا أَصْنَعُ ؟ أَضَيَّعُ مَالِي ؟ هَذَا رَجُلٌ قَذَ بِعْتُهُ، فَأُرِيدُ أَنْ أَسْتَوْفِيَ مِنْهُ، وَ هَذَا رَجُلٌ قَدِ اشْتَرَيْتُ مِنْهُ فَأُرِيدُ أَنْ أُوفِيَهُ.قَالَ: فَدَخَلَ رَسُولَ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله مِنْ أَمْرِ سَعْدِ غَمَّ أَشَدُّ مِنْ غَمِّهِ بِفَقْرِهِ.سعد آن دو درهم را گرفت و به همراه پیامبر صلَّى اللهُ عليه وآله رفت و نماز ظهر و عصر را با آن حضرت به جای آورد. پیامبر صلَّى اللهُ عليه وآله به او فرمود: ای سعد! برخیز و به جست و جوی رزق و روزی بپرداز؛ به راستی که من پیوسته برای حال و وضع تو غمگین بودم.سعد تجارت را شروع کرد. هر جنسی را که به یک در هم می خرید به طور حتم دو درهم به فروش می رفت و اگر آن را دو در هم می خرید، چهار درهم می فروخت، تا آن که دنیا به او روی آورد و کالا و ثروت فراوانی به دست آورد و تجارت بزرگی به راه انداخت، و مکانی در کنار درب مسجد تهیه کرد و در آنجا نشست و به کاسبی مشغول شد.رسول خدا صلَّى اللهُ عليه وآله این گونه بود که هرگاه بلال برای نماز، «قد قامت الصلاة» می گفت تشریف می، آورد ولی دیگر سعد به دنیا مشغول بود ولی هنوز وضو نگرفته بود و همانند زمان پیش از اشتغال به دنیا و کاسبی، خود را آماده نماز نکرده بود.پیامبر صلَّى اللهُ عليه وآله می فرمود: ای سعد! دنیا، تو را از نماز بازداشته و به خود مشغول کرده است.سعد نیز می گفت: چه کار کنم؟ آیا مالم را ضایع کنم؟ به این مرد، جنس فروخته ام، می خواهم پولش را از او بگیرم؛ و از این یکی چیزی خریده و می خواهم به او پولش را بپردازم.رسول خدا صلَّى اللهُ عليه وآله به شدّت و بیش از آن وقتی که برای تنگدستی اش غمگین شده بود، دچار غم و اندوه شد.

فَهَبَطَ عَلَيْهِ جَبْرَئِيلُ علیه السَّلام فَقَالَ: يَا مُحَمَّدُ! إِنَّ اللهَ قَدْ عَلِمَ غَمَّكَ بِسَعْدٍ، فَأَيُّمَا أَحَبُّ لا إِلَيْكَ حَالُهُ الْأُولَى، أَوْ حَالُهُ هَذِهِ؟فَقَالَ لَهُ النَّبِيُّ صلَّى اللهُ عليه وآله: يَا جَبْرَئِيلُ! بَلْ حَالَهُ الْأُولَى قَدْ أَذْهَبَتْ دُنْيَاهُ بِآخِرَتِهِ.فَقَالَ لَهُ جَبْرَئِيلُ علیه السَّلام: إِنَّ حُبَّ الدُّنْيَا وَ الْأَمْوَالِ فِتْنَةٌ وَ مَشْغَلَةٌ عَنِ الْآخِرَةِ، قُلْ لِسَعْدٍ: يَرُدُّ عَلَيْكَ الدِّرْهَمَيْنِ اللَّذَيْنِ دَفَعْتَهُمَا إِلَيْهِ، فَإِنَّ أَمْرَهُ سَيَصِيرُ إِلَى الْحَالَةِ الَّتِي كَانَ عَلَيْهَا أَوَّلاً.قَالَ: فَخَرَجَ النَّبِيُّ صلَّى اللهُ عليه وآله فَمَرَّ بِسَعْدٍ فَقَالَ لَهُ: يَا سَعْدًا أَ مَا تُرِيدُ أَنْ تَرُدَّ عَلَيَّ الدِّرْهَمَيْنِ اللَّذَيْنِ أَعْطَيْتُكَهُمَا؟فَقَالَ سَعْدٌ: بَلَى وَ مِائَتَيْنِ.فَقَالَ لَهُ: لَسْتُ أُرِيدُ مِنْكَ يَا سَعْدًا إِلَّا الدَّرْهَمَيْنِ.فَأَعْطَاهُ سَعْدٌ دِرْهَمَيْنِ.جبرئيل علیه السَّلام فرود آمد و عرض کرد: ای محمد! خداوند، از غمگینی تو برای سعد آگاه است؛ کدام حالش را بیشتر دوست می داری حالت اول (و تنگدستی اش را با حال و وضع فعلی او را؟!)حضرت فرمود: ای جبرئیل! معلوم است که حال اولش را! دنیایش آخرتش را از دستش گرفته است.جبرئيل علیه السَّلام عرض کرد: به راستی که محبّت و دوستی دنیا و اموال، فتنه و موجب بازداشته شدن از جهان آخرت است؛ به سعد بفرما آن دو در هم را که به او پرداخته ای به تو بازگرداند؛ بدین ترتیب، به زودی وضعش به همان حال اول باز می گردد.پیامبر صلَّى اللهُ عليه وآله از خانه خارج شد، وقتی سعد را دید به او فرمود: ای سعد! آیا نمی خواهی دو در همی را که به تو دادم به من بازگردانی؟سعد عرض کرد: چرا، بلکه دویست درهم می پردازم.حضرت فرمود: ای سعد! بیش از همان دو درهم از تو چیزی نمی خواهم.سعد، دو درهم را به آن حضرت صلَّى اللهُ عليه وآله تقدیم کرد.

قَالَ: فَأَدْبَرَتِ الدُّنْيَا عَلَى سَعْدٍ حَتَّى ذَهَبَ مَا كَانَ جَمَعَ وَ عَادَ إِلَى حَالِهِ الَّتِي كَانَ عَلَيْهَا.39 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:كُلُّ شَيْءٍ يَكُونُ فِيهِ حَلالٌ وَ حَرَامٌ فَهُوَ حَلالٌ لَكَ أَبَداً حَتَّى أَنْ تَعْرِفَ الْحَرَامَ مِنْهُ بِعَيْنِهِ فَتَدَعَهُ.40 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ [عَنْ أَبِيهِ] عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ صَدَقَةً عَنْ اَبِي لَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ:كُلُّ شَيْءٍ هُوَ لَكَ حَلالٌ حَتَّى تَعْلَمَ أَنَّهُ حَرَامٌ بِعَيْنِهِ فَتَدَعَهُ مِنْ قِبَل نَفْسِكَ، وَ ذَلِكَ مِثْلُ التَّوْبِ يَكُونُ قَدِ اشْتَرَيْتَهُ وَ هُوَ سَرقَةٌ أَوِ الْمَمْلُوكِ عِنْدَكَ وَ لَعَلَّهُ حُرٌّ قَدْ بَاعَ نَفْسَهُ أَوْ خُدِعَ فَبِيعَ أَوْ قُهِرَ أَوِ امْرَأَةٍ تَحْتَكَ، وَهِيَ أُخْتُكَ أَوْ رَضِيعَتُكَ وَ الْأَشْيَاءُ كُلُّهَا عَلَى هَذَا حَتَّى يَسْتَبِينَ لَكَ غَيْرُ ذَلِكَ أَوْ تَقُومَ بِهِ الْبَيِّنَةُ.در پی این جریان، دنیا به سعد پشت کرد تا کار به جایی رسید که اموال جمع آوری شده اش از دستش رفت و به همان حالتی که پیش از آن داشت بازگشت.39 - عبدالله بن سنان گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:هر چیزی که در آن هم حلال باشد و هم حرام، برایت حلال است؛ تا آن گاه که حرام را به طور مشخص بشناسی و آن را کنار بگذاری.40 - مسعدة بن صدقه گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:همه چیز برای تو حلال است تا آن گاه که بدانی آن چیز حرام است، که در این صورت باید آن را از ناحیهٔ خودت جبران کنی! این همانند لباسی دزدی را بخری یا خدمتکار آزادی نزد تو باشد، که یا خود را خریده و یا آن که به او نیرنگ زده و او را بفروشند یا به زور به عنوان کنیز قلمداد کنند یا آن که زن تو خواهر تو یا خواهر رضاعی تو باشد؛ و همه این موارد به همین نحو است تا آن گاه که حقیقت برای تو آشکار شود یا بینه و شاهد برخلاف آن اقامه گردد.

41 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ الْهَيْثَمِ بْنِ أَبِي مَسْرُوقِ النَّهْدِيِّ عَنْ مُوسَى بْنِ عُمَرَ بْنِ بَزِيعٍ قَالَ:قُلْتُ لِلرّضَا علیه السَّلام: جُعِلْتُ فِدَاكَ! إِنَّ النَّاسَ رَوَوْا أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلَّى اللهُ عليه وآله كَانَ إِذَا أَخَذَ فِي طَرِيقٍ رَجَعَ فِي غَيْرِهِ، فَكَذَا كَانَ يَفْعَلُ؟قَالَ: فَقَالَ: نَعَمْ، وَأَنَا أَفْعَلُهُ كَثِيراً فَافْعَلْهُ.ثُمَّ قَالَ لِي: أَمَا إِنَّهُ أَرْزَقُ لَكَ.42 - عَنْهُ عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ الرَّحْمَانِ الْمَسْعُودِيُّ عَنْ حَفْصِ بْنِ عُمَرَ الْبَجَلِيِّ قَالَ شَكَوْتُ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام حَالِي وَ انْتِشَارَ أَمْرِي عَلَيَّ.قَالَ: فَقَالَ لِي: إِذَا قَدِمْتَ الْكُوفَةَ فَبِعْ وِسَادَةً مِنْ بَيْتِكَ بِعَشَرَةِ دَرَاهِمَ وَ ادْعُ إِخْوَانَكَ وَأَعِدَّ لَهُمْ طَعَاماً وَ سَلْهُمْ يَدْعُونَ اللَّهَ لَكَ.قَالَ: فَفَعَلْتُ وَ مَا أَمْكَنَنِي ذَلِكَ حَتَّى بِعْتُ وِسَادَةً وَ اتَّخَذْتُ طَعَامًا كَمَا أَمَرَنِي وَ سَأَلْتُهُمْ أَنْ يَدْعُوا اللَّهَ لِي.41 - موسی بن عمر بن بزيع گوید: به امام رضا علیه السَّلام عرض کردم قربانت گردم مردم روایت کرده اند که اگر رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله از راهی میرفت از راه دیگری باز می گشت؛ آیا این گونه رفتار می فرموده است؟فرمود: آری، و من نیز بسیار این کار را انجام می دهم؛ تو نیز این کار را بکن که بیشتر برای تو روزی می آورد.42 - حفص بن عمر بجلی گوید: از وضعیّت بد و درهم ریختگی کارم به امام صادق علیه السَّلام شکایت کردم.فرمود: هنگامی که به کوفه رسیدی بالشی را از خانه ات بردار و به قیمت ده درهم بفروش، و برادرانت (شیعیان را دعوت کن و برای آنها غذایی آماده کن و از آنان درخواست کن که برای تو به درگاه الهی دعا کنند.)من این کار را کردم، و کار دیگری نکردم جز آن که بالشی را از خانه برداشته و به ده درهم فروختم و غذایی گرفتم (همان گونه که آن حضرت به من دستور فرموده بود و آنان را دعوت کردم و درخواست کردم که به درگاه الهی برایم دعا کنند.)

قَالَ: فَوَ اللَّهِ! مَا مَكَنْتُ إِلَّا قَلِيلاً حَتَّى أَتَانِي غَرِيمٌ لِي، فَدَقَّ الْبَابَ عَلَيَّ وَ صَالَحَنِي مِنْ مَالٍ لِي كَثِيرٍ كُنْتُ أَحْسُبُهُ نَحْواً مِنْ عَشَرَةِ آلَافِ دِرْهَمٍ.قَالَ: ثُمَّ أَقْبَلَتِ الْأَشْيَاءُ عَلَى.43 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:لَيْسَ بِوَلِي لِي مَنْ أَكَلَ مَالَ مُؤْمِنٍ حَرَاماً.44 - مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرٍ أَبُو الْعَبَّاسِ الْكُوفِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى بْنِ عُبَيْدٍ وَ عَلِيٌّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ جَمِيعاً عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ الْقَاسَانِيِّ قَالَ:كَتَبْتُ إِلَيْهِ _ يَعْنِي أَبَا الْحَسَنِ الثَّالِثَ علیه السَّلام، وَ أَنَا بِالْمَدِينَةِ سَنَةَ إِحْدَى وَ ثَلَاثِينَ وَ مِائَتَيْنِ - : جُعِلْتُ فِدَاكَ! رَجُلٌ أَمَرَ رَجُلاً يَشْتَرِي لَهُ مَتَاعاً أَوْ غَيْرَ ذَلِكَ فَاشْتَرَاهُ فَسُرِقَ مِنْهُ أَوْ قُطِعَ عَلَيْهِ الطَّرِيقُ مِنْ مَالِ مَنْ ذَهَبَ الْمَتَاعُ مِنْ مَالِ الْآمِرِ أَوْ مِنْ مَالِ الْمَأْمُورِ؟به خدا سوگند! هنوز زمان اندکی نگذشته بود، که یکی از بدهکاران من آمد و در زد و مال بسیاری را که فکر می کردم، در حدود ده هزار درهم است _ را به طور مصالحه، به من بازگرداند. پس از این جریان، همه چیز به من رو آورد (ثروتمند شدم و امورم نیز اصلاح شد.)43 - سماعه گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: هیچ یک از اولیا (و شیعیان من حق ندارد مال مؤمنی را از راه حرام بخورد.)44 - علی بن محمد قاسانی گوید: سال دویست و سی و یک هجری بود من در مدینه بودم، طی نامه ای به امام هادی علیه السَّلام نوشتم قربانت گردم! فردی، دیگری را مأمور کرده که برایش خدمتکار یا چیز دیگری بخرد، او نیز خرید، ولی از او دزدیده شد، یا آن که راهزنان راه را بر او گرفته و جنس خریداری شده را بردند، مال ربوده شده چه کسی حساب می شود: کسی که دستور خرید داده یا کسی که مأمور خرید بوده است؟

فكتب علیه السَّلام: مِنْ مَالِ الآمِرِ.45 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ يَزِيدَ عَنِ ابْنِ أُخْتِ الْوَلِيدِ بْنِ صَبِيح عَنْ خَالِهِ الْوَلِيدِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:إِنَّ مِنَ النَّاسِ مَنْ جُعِلَ رِزْقُهُ فِي السَّيْفِ وَ مِنْهُمْ مَنْ جُعِلَ رِزْقُهُ فِي التَّجَارَةِ، وَ مِنْهُمْ مَنْ جُعِلَ رِزْقُهُ فِي لِسَانِهِ.46 - سَهْلُ بْنُ زِيَادٍ عَنْ يَحْيَى بْنِ الْمُبَارَكِ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ صَالِحٍ عَنْ رَجُلٍ مِنَ الْجَعْفَرِيِّينَ قَالَ:كَانَ بِالْمَدِينَةِ عِنْدَنَا رَجُلٌ يُكَنَّى أَبَا الْقَمْقَامِ، وَ كَانَ مُحَارَفاً فَأَتَى أَبَا الْحَسَنِ علیه السَّلام فَشَكَا إِلَيْهِ حِرْفَتَهُ وَ أَخْبَرَهُ أَنَّهُ لَا يَتَوَجَّهُ فِي حَاجَةٍ فَيُقْضَى لَهُ.فَقَالَ لَهُ أَبُو الْحَسَنِ علیه السَّلام: قُلْ فِي آخِرِ دُعَائِكَ مِنْ صَلَاةِ الْفَجْرِ: «سُبْحَانَ اللَّهِ الْعَظِيمِ أَسْتَغْفِرُ اللهَ وَ أَسْأَلُهُ مِنْ فَضْلِهِ» عَشْرَ مَرَّاتٍ.آن حضرت علیه السَّلام در پاسخ مرقوم فرمود: از مال کسی که دستور داده است.45 - ولید گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:به راستی که رزق و روزی برخی از مردم، در شمشیر، برخی در تجارت و کاسبی و برخی نیز در زبانش قرار داده شده است.46 - یکی از شیعیان گوید: در مدینه، در همسایگی ما مردی با کنیۀ «ابو قمقام» زندگی می کرد، او صنعتگر بود، ولی کارش رونق نداشت، روزی نزد امام کاظم علیه السَّلام رفت و از شغل و کارش شکایت کرد و عرض کرد: هر کاری را می خواهد انجام دهد نمی تواند و برایش فراهم نمی شود.امام کاظم علیه السَّلام به او فرمود: در آخر دعایت در نماز صبح ده مرتبه بگو: «سبحان الله العظيم: استغفر الله و أسأله من فضله» .

قَالَ أَبُو الْقَمْقَامِ فَلَزِمْتُ ذَلِكَ فَوَ اللَّهِ، مَا لَبِثْتُ إِلَّا قَلِيلاً حَتَّى وَرَدَ عَلَيَّ قَوْمٌ مِنَ الْبَادِيَةِ فَأَخْبَرُونِي أَنَّ رَجُلاً مِنْ قَوْمِي مَاتَ وَ لَمْ يُعْرَفْ لَهُ وَارِثٌ غَيْرِي، فَانْطَلَقْتُ فَقَبَضْتُ مِيرَاثَهُ وَ أَنَا مُسْتَغْنِ.47 - عَنْهُ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ سَعْدَانَ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ الله علیه السَّلام:لا تُمَانِعُوا قَرْضَ الْحَمِيرِ وَ الْخُبْزِ وَ اقْتِبَاسَ النَّارِ، فَإِنَّهُ يَجْلِبُ الرِّزْقَ عَلَى أَهْلِ الْبَيْتِ مَعَ مَا فِيهِ مِنْ مَكَارِمِ الْأَخْلَاقِ.48 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَمَّنْ حَدَّثَهُ عَنْ عَمْرِو بْنِ أَبِي الْمِقْدَامِ عَنِ الْحَارِثِ بْنِ حَضِيرَةَ الْأَزْدِيُّ قَالَ:وَجَدَ رَجُلٌ رِكَازاً عَلَى عَهْدِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام فَابْتَاعَهُ أَبِي مِنْهُ بِثَلَاثِمِائَةِ دِرْهَم وَ مِائَةِ شَاةٍ مُتبع.فَلامَتْهُ أُمَّى وَقَالَتْ: أَخَذْتَ هَذِهِ بِثَلاثِمِائَةِ شَاةٍ أَوْلَادُهَا مِائَةٌ وَأَنْفُسُهَا مِائَةٌ وَمَا فِي بُطُونِهَا مِائَةٌ.ابو قمقام گوید: من بر این کار مداومت کردم. به خدا سوگند! پس از اندک زمانی، گروهی از صحرانشینان نزد من آمدند و به من خبر دادند که یکی از مردان قبیله ام از دنیا رفته است و کسی جز من وارثی برای او نمی شناسند. از این رو من رفتم و ارث او را گرفتم، و در حال حاضر شخص ثروت مندی هستم.47 - معاوية بن عمّار گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:اگر کسی خواست از شما خمیر، یا نان یا شعلۀ آتش قرض بگیرد، از او باز مدارید؛ چون این قرض دادن باعث جلب رزق و روزی برای اهل خانه شما می شود، علاوه بر آن، از اخلاق کریمانه و پسندیده است.48 - حارث بن حضیره ازدی گوید: مردی در زمان حکومت امیر مؤمنان على علیه السَّلام گنجی (یا معدنی را یافت پدر من آن را از او در ازای سیصد درهم و یکصد رأس گوسفند با برّه شان خریداری کرد، ولی مادرم، پدرم را سرزنش کرد و گفت: چرا این را در ازای سیصد گوسفند خریده ای (چراکه آن گوسفندان صد رأس بودند، صد رأس برّه داشتند و صد رأس برّه نیز در شکم داشتند)؟)

قَالَ: فَنَدِمَ أَبِي، فَانْطَلَقَ لِيَسْتَقِيلَهُ.فَأَبَى عَلَيْهِ الرَّجُلُ فَقَالَ: خُذْ مِنِّي عَشْرَ شِيَاءٍ، خُذْ مِنِّي عِشْرِينَ شَاءٌ، فَأَعْيَاهُ فَأَخَذَ أَبِي الرِّكَازَ وَ أَخْرَجَ مِنْهُ قِيمَةَ أَلْفِ شَاةٍ.فَأَتَاهُ الْآخَرُ فَقَالَ: خُذْ غَنَمَكَ وَ انْتِنِي مَا شِئْتَ.فَأَبَى فَعَالَجَهُ فَأَعْيَاهُ، فَقَالَ: لَأُضِرَّنَّ بِكَ.فَاسْتَعْدَى إِلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام عَلَى أَبِي، فَلَمَّا قَصَّ أَبِي عَلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام أَمْرَهُ قَالَ لِصَاحِبِ الرِّكَازِ: أَدَّ خُمُسَ مَا أَخَذْتَ، فَإِنَّ الْخُمُسَ عَلَيْكَ، فَإِنَّكَ أَنْتَ الَّذِي وَجَدْتَ الرَّكَازَ وَ لَيْسَ عَلَى الْآخَرِ شَيْءٌ، لِأَنَّهُ إِنَّمَا أَخَذَ ثَمَنَ غَنَمِهِ.پدرم از این کار پشیمان شد و رفت تا معامله را بهم بزند، ولی او نپذیرفت. پدرم گفت: از من ده رأس گوسفند بگیر، از من بیست رأس گوسفند بگیر؛ ولی او نپذیرفت.پدرم آن جواهرات (یا سکّه ها را برداشت و به قدر قیمت هزار رأس گوسفند از آن استفاده برد. فروشنده اولی، آمد و به پدرم گفت: گوسفندانت را بگیر و هر چه قدر (از گنج) را می خواهی به من پس بده.)ولی پدرم نیز نپذیرفت و او هر کار کرد نتوانست پدرم را راضی کند و خسته شد و گفت: مطمئن باش که رهایت نمی کنم.سپس نزد امیر مؤمنان علی علیه السَّلام رفت و از پدرم شکایت کرد، و از آن حضرت کمک خواست. وقتی پدرم جریان را برای امیرمؤمنان علی علیه السَّلام بازگو کرد، آن حضرت به کسی که گنج را یافته بود فرمود: خمس (یک پنجم از آن چه را گرفته ای بپرداز؛ چون خمس بر گردن توست؛ چرا که تو کسی هستی که گنج را یافته ای ، و بر عهدۀ این شخص نیز چیزی نیست؛ چون، او فقط بهای گوسفندانش را دریافت کرده است.)

49 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ صَدَقَةً عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:سُئِلَ رَجُلٌ لَهُ مَالٌ عَلَى رَجُلٍ مِنْ قِبَلِ عِينَةٍ عَيْنَهَا إِيَّاهُ فَلَمَّا حَلَّ عَلَيْهِ الْمَالُ لَمْ يَكُنْ عِنْدَهُ مَا يُعْطِيهِ، فَأَرَادَ أَنْ يُقَلُّبَ عَلَيْهِ وَيَرْبَحَ أَيَبِيعُهُ لُؤْلُوْا وَ غَيْرَ ذَلِكَ مَا يَسْوَى مِائَةَ دِرْهَم بِأَلْفِ دِرْهَم وَ يُؤَخِّرَهُ؟قَالَ : لا بَأْسَ بِذَلِكَ، قَدْ فَعَلَ ذَلِكَ أَبِي رَضِيَ اللهُ عَنْهُ وَ أَمَرَنِي أَنْ أَفْعَلَ ذَلِكَ فِي شَيْءٍ كَانَ عَلَيْهِ.50 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَلِيَّ بْنِ سُلَيْمَانَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْفَضْلِ [عَنْ] أَبِي عَمْرٍو الْحَذَّاءِ قَالَ:سَاءَتْ حَالِي فَكَتَبْتُ إِلَى أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام، فَكَتَبَ إِلَيَّ: أَدِمْ قِرَاءَةَ (إِنَّا أَرْسَلْنَا نُوحاً إِلَى قَوْمه.)قَالَ: فَقَرَأْتُهَا حَوْلاً فَلَمْ أَرَ شَيْئاً.49 - مسعدة بن صدقه گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدند: مردی چیزی را به طور عینه (فروش نسیه ایِ گران تر، برای پرداخت بدهی در آینده به دیگری فروخت و از او طلبکار بود، ولی در زمانی که باید بدهی را می پرداخت چیزی نداشت که بپردازد. از این رو طلبکار تصمیم گرفت چیزی به او بفروشد که سود ببرد؛ آیا می تواند مروارید و چیز دیگری را به بدهکارش به طوری که چیزی را که یکصد در هم ارزش دارد یکهزار درهم بفروشد، و از آن طرف برای پرداخت پول، به او مهلت بدهد؟)حضرتش فرمود: اشکالی ندارد .پدرم _ که خدا از او خشنود است _ این کار را انجام داد و مرا مأمور کرد تا در مورد بدهکاری او چنین کنم.50 - ابوعمرو کفّاش گوید: من دچار تنگدستی شدم و به امام جوتد علیه السَّلام نامه نوشتم و جریان را باز گفتم.آن حضرت در پاسخ مرقوم فرمود: بر خواندن سورۀ نوح مداومت کن.من تا یک سال آن را خواندم، ولی اثری ندیدم.

فَكَتَبْتُ إِلَيْهِ أُخْبِرُهُ بِسُوءٍ حَالِي، وَ أَنِّي قَدْ قَرَأْتُ:( إِنَّا أَرْسَلْنَا نُوحاً إِلَىٰ قَوْمِهِ حَوْلاً كَمَا أَمَرْتَنِي وَ لَمْ أَرَ شَيْئًا.)قَالَ: فَكَتَبَ إِلَيَّ قَدْ وَفَى لَكَ الْحَوْلُ فَانْتَقِلْ مِنْهَا إِلَى قِرَاءَةِ (إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ.)قَالَ: فَفَعَلْتُ فَمَا كَانَ إِلَّا يَسِيراً حَتَّى بَعَثَ إِلَيَّ ابْنُ أَبِي دَاوُدَ، فَقَضَى عَنِّي دَيْنِي وَأَجْرَى عَلَيَّ وَ عَلَى عِبَالِي وَ وَجْهَنِي إِلَى الْبَصْرَةِ فِي وَكَالَتِهِ بِبَابٍ كَلَّاءَ وَ أَجْرَى عَلَيَّ خَمْسَمِائَةِ دِرْهَم.وَ كَتَبْتُ مِنَ الْبَصْرَةِ عَلَى يَدَيْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ إِلَى أَبِي الْحَسَنِ علیه السَّلام: إِنِّي كُنْتُ سَأَلْتُ أَبَاكَ عَنْ كَذَا وَكَذَا وَ شَكَوْتُ إِلَيْهِ كَذَا وَكَذَا، وَإِنِّي قَدْ نِلْتُ الَّذِي أَحْبَبْتُ فَأَحْبَبْتُ أَنْ تُخْبِرَنِي يَا مَوْلايَ! كَيْفَ أَصْنَعُ فِي قِرَاءَةِ (إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ أَقْتَصِرُ عَلَيْهَا وَحْدَهَا فِي فَرَائِضِي وَ غَيْرِهَا، أَمْ أَقْرَأُ مَعَهَا غَيْرَهَا، أَمْ لَهَا حَدٌ أَعْمَلُ بِهِ؟)فَوَقَعَ علیه السَّلام، وَ قَرَأْتُ التَّوْقِيعَ : لا تَدَعْ مِنَ الْقُرْآنِ قَصِيرَهُ وَ طَوِيلَهُ، وَ يُجْزِئُكَ مِنْ قِرَاءَةِ (إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ يَوْمَكَ وَ لَيْلَتَكَ مِائَةَ مَرَّةٍ.)از این رو به آن حضرت علیه السَّلام دوباره شکایت کردم. حضرتش در پاسخ مرقوم فرمود: یک سال قرائت آن برایت بس است. از این پس سوره قدر را بخوان.من چنین کردم، و پس از گذشت اندک زمانی، ابن ابی داوود کسی را به سوی من فرستاد و بدهی ام را پرداخت کرد و به وضع من و خانواده ام رسیدگی کرد و مرا برای وکالت به منطقۀ بخش «کلاء» در بصره فرستاد و برایم پانصد درهم حقوق مقرر کرد.من، از بصره توسّط علی بن مهزیار اهوازی نامه ای برای امام هادی علیه السَّلام نوشتم و عرض کرذم: من از پدر بزرگوارت در مورد فلان چیز درخواستی کردم، و از تنگدستی ام شکایت نمودم. واقعیت آن است که به چیزی که دوست داشتم رسیدم، و حالا دوست دارم شما به من بفرمایید که در خواندن سورۀ قدر چگونه رفتار کنم؟ آیا تنها همین سوره را در نمازهای واجب و غیر آن بخوانم؟ یا آن که سورۀ دیگری را نیز می توانم بخوانم؟ و یا آن که حدّ و مقدار مشخصّی دارد که باید رعایت کنم؟آن حضرت علیه السَّلام توقیع فرمودند و من آن را قرائت کردم که خواندن سوره های کوتاه وطولانی قرآن را ترک مکن؛ و خواندن سورۀ قدر در هر روز و هر شب، یکصد مرتبه برایت کافی است.

51 - سَهْلُ بْنُ زِيَادٍ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ الْعَبَّاسِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ سَهْلِ قَالَ:كَتَبْتُ إِلَى أَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام: إِنِّي قَدْ لَزِمَنِي دَيْنٌ فَادِحٌ.فَكَتَبَ : أَكْثِرُ مِنَ الإِسْتِغْفَارِ، وَ رَطُبْ لِسَانَكَ بِقِرَاءَةِ (إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ.)52 - سَهْلُ بْنُ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى بْنِ عُبَيْدِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ يَقْطِينِ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ كَثِيرِ الْمَدَائِنِي عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:أَنَّهُ دَخَلَ عَلَيْهِ بَعْضُ أَصْحَابِهِ فَرَأَى عَلَيْهِ قَمِيصاً فِيهِ قَبُّ قَدْ رَفَعَهُ فَجَعَلَ يَنْظُرُ إِلَیْهِ.فَقَالَ لَهُ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام: مَا لَكَ تَنْظُرُ؟فَقَالَ لَهُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! قَبُّ يُلْقَى فِي قَمِيصِكَ.فَقَالَ لَهُ: اضْرِبْ يَدَكَ إِلَى هَذَا الْكِتَابِ، فَاقْرَأْ مَا فِيهِ وَ كَانَ بَيْنَ يَدَيْهِ كِتَابٌ، أَوْ قَرِيبٌ مِنْهُ.51 - اسماعیل بن سهل گوید: به امام جواد علیه السَّلام طی نامه ای نوشتم: به راستی که قرض سنگینی بر گردن من است.حضرت در پاسخ فرمود: بسیار استغفار کن، و زبانت را با خواندن سورۀ قدر تازه نگهدار.52 - راوی گوید: یکی از دوستان امام صادق علیه السَّلام نزد آن حضرت رفت و مشاهده کرد پیراهنی بر تن مبارک آن حضرت است و قسمتی از آن پاره شده و آن حضرت نیز بر آن وصله زده (یا آن را دوخته است. آن شخص نگاهش را به آن قسمت پیراهن دوخت.)امام صادق علیه السَّلام فرمود: جریان چیست که می نگری؟عرض کرد: قربانت گردم! پیراهن شما وصله دارد.پیش روی، یا نزدیک آن حضرت، نوشته ای قرار داشت. فرمود: این نوشته را به دست گیر و آن چه در آن نوشته شده است بخوان.

فَنَظَرَ الرَّجُلُ فِيهِ فَإِذَا فِيهِ: «لا إِيمَانَ لِمَنْ لا حَيَاءَلَهُ وَ لَا مَالَ لِمَنْ لا تَقْدِيرَ لَهُ وَلَا جَدِيدَ لِمَنْ لا خَلَقَ لَهُ».53 - أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِي الْكُوفِي عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ مَعْرُوفٍ عَنْ رَجُلٍ عَنْ مَنْدَلِ بْنِ عَلِيَّ الْعَنْزِيٌّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُطَرِّفٍ عَنْ مِسْمَعِ عَنِ الْأَصْبَغِ بْنِ نُبَاتَةَ قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلّى اللهُ عليه وآله:إِذَا غَضِبَ اللهُ عَلَى أُمَّةٍ وَلَمْ يُنْزِلْ بِهَا الْعَذَابَ، غَلَتْ أَشْعَارُهَا وَ قَصُرَتْ أَعْمَارُهَا، وَ لَمْ تَرْبَحْ تُجَارُهَا وَ لَمْ تَزْكُ ثِمَارُهَا، وَ لَمْ تَغْزُرْ أَنْهَارُهَا، وَ حُبِسَ عَنْهَا أَمْطَارُهَا، وَ سُلْطَ عَلَيْهَا شِرَارُهَا.54 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عَبْدِ الْحَمِيدِ عَنْ مُصْعَبِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ النَّوْفَلِيُّ عَمَّنْ رَفَعَهُ قَالَ:قَدِمَ أَعْرَابِيُّ بِإِبِلِ لَهُ عَلَى عَهْدِ رَسُولِ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله فَقَالَ لَهُ: يَا رَسُولَ اللَّهِ! بِعْ لِي إِبِلِي هَذِهِ.مرد، آن را نگریست و مشاهده کرد در آن که نوشته شده است: کسی که بی حیاست هیچ ایمان ندارد کسی که برنامه ریزی ندارد، هیچ مالی و ثروتی ندارد و کسی که (لباس یا جنس دست دوم (و کهنه) ندارد هیچ گاه نو و تازه ندارد.)53 - اصبغ بن نباته گوید: امیر مؤمنان علی علیه السَّلام فرمود: پیامبر خداصلَّی اللهُ علیه وآله فرمود:هرگاه خداوند بر امّتی خشم بگیرد، ولی عذاب بر آنان نفرستد، قیمت کالاهای آنها گران می شود، عمرهای آنان کوتاه می شود، تاجران آنها سود نمی برند، میوه های آنان رشد نمی کند و پر محصول نمی شود، نهرهای آنها پرآب نمی گردد، بارانه ای سالیانه از آنان دریغ می شود و بدترین افراد بر آنان مسلّط می گردند.54 - مصعب بن عبدالله نوفلی در روایت مرفوعه ای گوید: در دوران رسول خدا صلَّى اللهُ عليه وآله عرب بادیه نشینی شتر را نزد آن حضرت آورد و گفت: ای رسول خدا! این شترهای مرا برایم بفروش.

فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله: لَسْتُ بِبَيَّاعِ فِي الْأَسْوَاقِ.قَالَ: فَأَشِرْ عَلَيَّ .فَقَالَ لَهُ: بِعْ هَذَا الْجَمَلَ بِكَذَا وَ بِعْ هَذِهِ النَّاقَةَ بِكَذَا حَتَّى وَصَفَ لَهُ كُلَّ بَعِيرٍ مِنْهَا.فَخَرَجَ الْأَعْرَابِيُّ إِلَى السُّوقِ فَبَاعَهَا، ثُمَّ جَاءَ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ صلَّى اللهُ عليه وآله فَقَالَ: وَ الَّذِي بَعَثَكَ بِالْحَقِّ! مَا زَادَتْ دِرْهَماً وَ لا نَقَصَتْ دِرْهَماً مِمَّا قُلْتَ لِي فَاسْتَهْدِنِي يَا رَسُولَ الله!قَالَ: لا.قَالَ: بَلَى يَا رَسُولَ اللهِ! فَلَمْ يَزَلْ يُكَلِّمُهُ حَتَّى قَالَ لَهُ: أَهْدِ لَنَا نَاقَةً وَ لا تَجْعَلْهَا وَلْهَى.55 - عِدَّة مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ یَعْقُوبَ بْنِ یَزِیدَ عَنْ زَکَرِیَّا الْخَزَّارِ عَنْ يَحْيَى الْحَذَّاءِ قَالَ:رسول صلَّى اللهُ عليه وآله به او فرمود: من که فروشنده در بازارها نیستم!گفت: پس مرا راهنمایی کن.فرمود: این شتر نر را به این قیمت و این شتر ماده را به این قیمت بفروش تا آن که تک تک شتران را برایش قیمت گذاری فرمود.اعرابی به بازار رفت و آنها را فروخت، سپس نزد رسول خدا صلَّى اللهُ عليه وآله آمد و گفت: به خداوندی که تو را به حق مبعوث فرموده سوگند! از آن قیمتی که به من فرمودی نه یک در هم بیشتر شد و نه یک در هم کمتر شد. ای رسول خدا! از من هدیه ای بپذیر.حضرت فرمود: نه.او گفت: چرا ای رسول خدا!و پیوسته با آن حضرت سخن گفت، تا آن بزرگوار را راضی کرد.حضرتش فرمود: یک شتر ماده به ما هدیه بده، ولی شتری نباشد که از بچّه اش جدا شده باشد.55 - يحيى حذّاء گوید:

قُلْتُ لِأَبِي الْحَسَنِ علیه السَّلام: رُبَّمَا اشْتَرَيْتُ الشَّيْءَ بِحَضْرَةِ أَبِي فَأَرَى مِنْهُ مَا أَغْتَمُ بِهِ.فَقَالَ: تَنَكَّبُهُ وَ لا تَشْتَرِ بِحَضْرَتِهِ، فَإِذَا كَانَ لَكَ عَلَى رَجُلٍ حَقٌّ فَقُلْ لَهُ: فَلْيَكْتُبْ، وَ كَتَبَ فُلانُ بْنُ فُلانٍ بِخَطَّهِ وَ أَشْهَدَ اللهَ عَلَى نَفْسِهِ وَ كَفَى بِاللَّهِ شَهِيداً، فَإِنَّهُ يُقْضَى فِي حَيَاتِهِ أَوْ بَعْدَ وَفَاتِهِ.56 - سَهْلُ بْنُ زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ بِلالٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ بَسَّامِ الْجَمَّالِ قَالَ:كُنْتُ عِنْدَ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ الصَّيْرَفِي، فَجَاءَ رَجُلٌ يَطْلُبُ غَلَّةٌ بِدِينَارٍ، وَ كَانَ قَدْ أَغْلَقَ بَابَ الْحَانُوتِ وَ خَتَمَ الْكِيسَ فَأَعْطَاهُ غَلَّةٌ بِدِينَارٍ.فَقُلْتُ لَهُ: وَيْحَكَ! يَا إِسْحَاقُ! رُبَّمَا حَمَلْتُ لَكَ مِنَ السَّفِينَةِ أَلْفَ أَلْفِ دِرْهَم.قَالَ: فَقَالَ لِي: تَرَى كَانَ لِي هَذَا، لَكِنِّي سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام يَقُولُ: «مَنِ اسْتَقَلَّ قَلِيلَ الرِّزْقِ حُرِمَ كَثِيرَهُ».به امام کاظم علیه السَّلام عرض کردم: گاهی در حضور پدرم چیزی را می خرم، ولی موجب اندوه من می شود!حضرت علیه السَّلام فرمود: از خریدن آن چیز بگذر و در حضور پدرت چیزی را خریداری مکن؛ اگر چیزی نیز از کسی طلب کار شدی به او بگو که باید بنویسد: «فلان شخص فرزند فلان شخص به خطّ خود می نویسد و خدا را بر خویشتن گواه می گیرد _ در حالی که خدا برای گواه بودن کافی است - که این بدهکاری در چه زمان زندگانی اش و چه پس از مرگش پرداخت خواهد شد».56 - حسن بن بسام جمّال گوید: نزد اسحاق بن عمّار صرّاف بودم که مردی آمد و از او درخواست کرد که یک دینار را برایش خُرد کند و در هم بپردازد، ولی اسحاق، درب دگان را بسته بود و سر کیسه اش را نیز بسته بود، ولی یک دینار او را گرفت و خرد کرد.من گفتم وای برتو! گاهی از کشتی برایت هزار درهم آورده می شود!گفت: درست است که این وضع مرا مشاهده کرده ای، ولی من از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود: هر کس رزق و روزیِ اندک را کم بشمارد (و نگیرد از رزق و روزی فراوان محروم می شود.)

ثُمَّ الْتَفَتَ إِلَيَّ فَقَالَ: «يَا إِسْحَاقُ! لا تَسْتَقِلَّ قَلِيلَ الرِّزْقِ فَتُحْرَمَ كَثِيرَهُ».57 - حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنْ عُبَيْدِ اللَّهِ بْنِ أَحْمَدَ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ أَحْمَدَ الْمِنْقَرِيٌّ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:إِنَّ مِنَ الرِّزْقِ مَا يُبَبِّسُ الْجِلْدَ عَلَى الْعَظْم.58 - أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْعَاصِمِيُّ عَنْ عَلِيَّ بْنِ الْحَسَنِ التَّيْمِيُّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطِ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:ذَكَرْتُ لَهُ مِصْرَ فَقَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلّى اللهُ عليه وآله:اطْلُبُوا بِهَا الرِّزْقَ وَ لا تَطْلُبُوا بِهَا الْمَكْتَ.ثُمَّ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام: مِصْرُ الْحُتُوفِ تُقَيَّضُ لَهَا قَصِيرَةُ الْأَعْمَارِ.59 - أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْعَاصِمِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ النَّهْدِي عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيْ عَنْ شَرِيفِ بْنِ سَابِقٍ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ أَبِي قُرَّةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:آن گاه به من رو کرد و فرمود: ای اسحاق رزق و روزی اندک را کم مشمار؛ چون در این صورت از رزق فراوان محروم می شوی.57 - زراره گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: به راستی که برخی از روزی ها (به جهت سختی پوست را به استخوان می خشکاند!)58 - علی بن اسباط از شخصی نقل می کند که گوید: از مصر برای امام صادق علیه السَّلام بازگو کردم فرمود:رسول خدا صلّی اللهُ علیه وآله فرمود: روزی را از آن دیار درخواست کنید ولی در آن اقامت ننمایید آن گاه امام صادق علیه السَّلام فرمود: مصر کشنده ای است که موجب اندکی عمر می شود.59 - فضل بن ابو قرّه گوید:

أَتَتِ الْمَوَالِي أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام فَقَالُوا: نَشْكُو إِلَيْكَ هَؤُلَاءِ الْعَرَبَ، إِنَّ رَسُولَ الله صلّى اللهُ عليه وآله كَانَ يُعْطِينَا مَعَهُمُ الْعَطَايَا بِالسَّوِيَّةِ، وَ زَوَّجَ سَلْمَانَ وَ بِلالاً وَ صُهَيْباً وَأَبَوْا عَلَيْنَا هَؤُلَاءِ وَ قَالُوا: لَا نَفْعَلُ.فَذَهَبَ إِلَيْهِمْ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام فَكَلَّمَهُمْ فِيهِمْ، فَصَاحَ الْأَعَارِيبُ: أَبَيْنَا ذَلِكَ يَا أَبَا الْحَسَنِ! أَبَيْنَا ذَلِكَ.فَخَرَجَ وَ هُوَ مُغْضَبٌ يُجَرُّ رِدَاؤُهُ وَ هُوَ يَقُولُ: يَا مَعْشَرَ الْمَوَالِي! إِنَّ هَؤُلَاءِ قَدْ صَيَّرُوكُمْ بِمَنْزِلَةِ الْيَهُودِ وَ النَّصَارَى، يَتَزَوَّجُونَ إِلَيْكُمْ وَ لا يُزَوِّجُونَكُمْ، وَ لا يُعْطُونَكُمْ مِثْلَ مَا يَأْخُذُونَ، فَاتَّجِرُوا بَارَكَ اللهُ لَكُمْ، فَإِنِّي قَدْ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صلّى اللهُ عليه وآله يَقُولُ: «الرِّزْقُ عَشَرَةُ أَجْزَاء تِسْعَةُ أَجْزَاء فِي التِّجَارَةِ وَ وَاحِدَةٌ فِي غَيْرِهَا».تَمَّ كِتَابُ المَعِيشَةِ مِنْ كِتَابِ الْكَافِي وَ يَتْلُوهُ كِتَابُ النِّكَاحِ، وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ فَالِقِ الإِصْبَاحِ.امام صادق علیه السَّلام فرمود: عدّه ای از عجم ها نزد امیر مؤمنان علی علیه السَّلام آمدند و عرض کردند: از دست این (حاکمان عرب به شما شکایت داریم، چرا که رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله، همراه با اینها، به طور مساوی به ما نیز بخشش می کرد، و سلمان فارسی، بلال و صهیب حبشی را نیز دامادِ عرب ها کرد؛ ولی اینها نمی پذیرند و می گویند: این کار را انجام نمی دهیم.)امیر مؤمنان على علیه السَّلام، نزد آنها (حاکمان جور رفت و در سخن آنها بازگو و در موردشان گفت و گو کرد، ولی آن اعراب بی فرهنگ فریاد برآوردند و گفتند: ای اباالحسن! نمی پذیریم، نمی پذیریم.)آن حضرت علیه السَّلام با خشم بازگشت به طوری که عبای مبارکش بر زمین کشیده می شد، و می فرمود: ای گروه موالیان (عجم ها اینان شما را همانند یهودیان و مسیحیان قرار داده اند: با دختران شما ازدواج می کنند، ولی دخترانشان را به شما نمی دهند، و همانند آن چرا که خود می ستانند به شما نمی پردازند. پس به تجارت رو بیاورید، خداوند به شما برکت خواهد داد. به راستی، من از رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله شنیدم که می فرمود:)«رزق و روزی، ده بخش است؛ نه بخش آن در تجارت و کاسبی قرار دارد و یک بخش آن در شغل های دیگر است».پایان کتاب آداب زندگانی از کتاب «کافی» که کتاب ازدواج در ادامه بیان می شود. حمد و سپاس، ویژه خدایی است که آشکار کنندۀ صبح است.

## کتاب ازدواج و احکام آن (85_ 686)### اشارهكِتَابُ النِّكَاح

### بخش یکم#### مهرورزی به زنان(1 بَابُ حُبِّ النِّسَاءِ)1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:مِنْ أَخْلاقِ الْأَنْبِيَاءِ - صَلَّى اللهُ عَلَيْهِمْ - حُبُّ النِّسَاءِ.2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى الْعَطَّارُ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عُمَرَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:مَا أَظُنُّ رَجُلاً يَزْدَادُ فِي الْإِيمَانِ خَيْراً إِلَّا ازْدَادَ حُبّاً لِلنِّسَاءِ.3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُعَمَّرِ بْنِ خَلَّادٍ قَالَ سَمِعْتُ عَلِيَّ بْنَ مُوسَى الرَّضَا علیه السَّلام يَقُولُ:بخش یکم: مهرورزی به زنان1 - اسحاق بن عمّار گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود از خلق و خوی پیامبران علیهم السَّلام، دوست داشتن و مهرورزی به زنان است.2- عمر بن یزید گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: گمان نمی کنم ایمان مردی افزون شود، مگر آن که مهرورزی او به زنان فزونی یابد.معمّر بن خلاد گوید: از امام رضا علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:

ثَلاتٌ مِنْ سُنَنِ الْمُرْسَلِينَ: العِطْرُ وَ أَخْذُ الشَّعْرِ، وَكَثْرَةُ الطَّرُوقَةِ.4 - مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عَبْدِ الْحَمِيدِ عَنْ سُكَيْنِ النَّخَعِيُّ - وَ كَانَ تَعَبَّدَ وَتَرَكَ النِّسَاءَ وَ الطَّيبَ وَ الطَّعَامَ - فَكَتَبَ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام: يَسْأَلُهُ عَنْ ذَلِكَ.فَكَتَبَ إِلَيْهِ: أَمَّا قَوْلُكَ فِي النِّسَاءِ، فَقَدْ عَلِمْتَ مَا كَانَ لِرَسُولِ اللَّهِ صلَّى اللهُ عليه وآله مِنَ النِّسَاءِ. وَ أَمَّا قَوْلُكَ فِي الطَّعَامِ، فَكَانَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وآله يَأْكُلُ اللَّحْمَ وَ الْعَسَلَ.5 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ صَالِحِ بْنِ السَّنْدِيِّ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ بَشِيرٍ عَنْ أَبَانِ عَنْ عُمَرَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:مَا أَظُنُّ رَجُلاً يَزْدَادُ فِي هَذَا الْأَمْرِ خَيْراً إِلَّا ازْدَادَ حُبّاً لِلنِّسَاءِ.6 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَفْصِ بْنِ الْبَخْتَرِيٌّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:قَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله: مَا أُحِبُّ مِنْ دُنْيَاكُمْ إِلَّا النِّسَاءَ وَ الطَّيِّبَ.سه چیز از سنت های پیامبران مرسَل است: عطر زدن، کوتاه کردن مو و بسیاری همبستر شدن با زنان.4 - ابراهيم بن عبدالحمید گوید: سُکین نخعی به عبادت پرداخته بود و زنان را ترک گفته و از بوی خوش و غذای خوب کناره گرفته بود؛ در این مورد به امام صادق علیه السَّلام نامه ای نوشت تا نظر آن حضرت را بپرسد.امام علیه السَّلام در پاسخ او مرقوم فرمود: امّا این که در مورد زنان می گویی، به راستی که از تعداد زنان رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله آگاه هستی. در مورد غذا، رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله گوشت و عسل میل می فرمود.5 - عمر بن یزید گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: گمان نمی کنم مردی در تشیّع و معرفت اهل بیت علیه السَّلام پیشرفت کند و خیرش افزون شود مگر آن که مهرورزی او به زنان افزونی یابد.6 - حفص بن بختری گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود: از دنیای شما جز زنان و بوی خوش را دوست نمی دارم.

7 - مُحَمَّدُ بْنُ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ بَكَارِ بْنِ كَرْدَمٍ وَ غَيْرِ وَاحِدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ رَسِولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله:جُعِلَ قُرَّةُ عَيْنِي فِي الصَّلَاةِ وَ لَذَّتِي فِي النِّسَاءِ.8 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ سَلَمَةَ بْنِ الْخَطَّابِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ حَسَّانَ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا قَالَ:سَأَلَنَا أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام: أَيُّ الْأَشْيَاءِ أَلذَّ؟قَالَ: فَقُلْنَا غَيْرَ شَيْءٍ.فَقَالَ هُوَ علیه السَّلام : أَلَذَّ الْأَشْيَاءِ مُبَاضَعَةُ النِّسَاء.9 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيَّ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عُمَرَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله:جُعِلَ قُرَّةُ عَيْنِي فِي الصَّلاةِ، وَ لَذَّتِي فِي الدُّنْيَا النِّسَاءُ، وَ رَيْحَانَتَيَّ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ علیهما السَّلام.7 - بكّار بن کردم و دیگران گویند: امام صادق علیه السَّلام فرمود: پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود: روشنی چشم من در نماز و لذّت من در زنان قرار داده شده است.8 - یکی از اصحاب ما گوید: امام صادق علیه السَّلام از ما پرسید: لذیذترین چیزها چیست؟ما چیزهایی را برشمردیم..آن حضرت علیه السَّلام فرمود: لذیذترین چیزها، نزدیکی با زنان است.9 - عمر بن یزید گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود: نور چشم من در نماز، و لذّت من در دنیا زنان قرار داده شده؛ و دو گل خوشبوی من حسن و حسین علیهما السَّلام هستند.

10 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْبَرْقِيَّ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ أَبِي قَتَادَةَ عَنْ رَجُلٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجِ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:مَا تَلَذَّذَ النَّاسُ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ بِلَذَّةٍ أَكْثَرَ لَهُمْ مِنْ لَذَّةِ النِّسَاءِ، وَ هُوَ قَوْلُ اللهِ عزّوجل: (زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَوَاتِ مِنَ النِّسَاءِ وَ الْبَنِينَ إِلَى آخِرِ الْآيَةِ.)ثُمَّ قَالَ: وَإِنَّ أَهْلَ الْجَنَّةِ مَا يَتَلَذَّذُونَ بِشَيْءٍ مِنَ الْجَنَّةِ أَشْهَى عِنْدَهُمْ مِنَ النِّكَاحِ لَا طَعَامٍ وَ لَا شَرَابٍ.### بخش دوم#### غلبۀ زنان(2 بَابُ غَلَبَةِ النِّسَاءِ)1 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ جَعْفَرٍ الْجَعْفَرِيِّ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلَّى اللهُ عليه وآله:مَا رَأَيْتُ مِنْ ضَعِيفَاتِ الدِّينِ وَ نَاقِصَاتِ الْعُقُولِ أَسْلَبَ لِذِي لُبِّ مِنْكُنَّ.10 - جمیل بن درّاج گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: مردم در دنیا و جهان آخرت، لذّتی بیش از لذت زنان نمی برند. این همان فرمایش خدای عزَّوجل است که می فرماید: «برای مردم، دوستی شهوت ها یعنی زنان و فرزندان و... آراسته شده است»آن گاه فرمود: در واقع، بهشتیان با هیچ یک از چیزهایی که در بهشت است (اعم از خوردنی و آشامیدنی خواستنی تر از نزدیکی کردن، لذّت نمی برند.)بخش دوم: غلبۀ زنان1 - سليمان بن جعفر جعفری از شخصی نقل می کند که گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود: برای سلب (اختیار خردمند کسی را توانمندتر از ناتوانان در دین و ناقصان در عقل ندیدم.)

2 - أَحْمَدُ بْنُ الْحَجَّالِ عَنْ غَالِبِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عُقْبَةَ بْنِ خَالِدٍ قَالَ:أَتَيْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام فَخَرَجَ إِلَيَّ، ثُمَّ قَالَ: يَا عُقْبَةُ! شَغَلَتْنَا عَنْكَ هَؤُلاءِ النِّسَاءُ.### بخش سوم#### صنف ها مختلف زنان(3 بَابُ أَصْنَافِ النِّسَاءِ)1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْ فَلِي عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:قَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله _ أَوْ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام _ :النِّسَاءُ أَرْبَعٌ : جَامِعٌ مُجْمعٌ، وَ رَبِيعٌ مُرْبعٌ، وَ كَرْبُ مُقْمِعٌ، وَغَلٌ قَمِلٌ.2 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الصَّبَّاح عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ الْحَجَّاجِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُصْعَبِ الزُّبَيْرِيِّ قَالَ:2 - عقبة بن خالد گوید: نزد امام صادق علیه السَّلام رفتم و آن حضرت پس از کمی درنگ تشریف آورد و فرمود:ای عقبه! این زنها مرا از آمدن نزد تو باز داشته و مشغول کردند.بخش سوم: صنف های مختلف زنان1 - سکونی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله _ یا امیر مؤمنان علی علیه السَّلام _فرمود: زنان چهار دسته اند:زنی که پرخیر است؛زنی که یک بچه در دامان می پروراند، و یک بچه در شکم دارد؛زنی که با شوهرش بداخلاق است؛زنی که بد خُلق است و مهریه اش نیز زیاد است (و شوهرش نمی تواند از او خلاصی یابد.)2- عبدالله بن مصعب زبیری گوید:

سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ مُوسَى بْنَ جَعْفَرِ علیه السَّلام وَ جَلَسْنَا إِلَيْهِ فِي مَسْجِدِ رَسُولِ اللَّهِ صلَّى الله عليه وآله فَتَذَاكَرْنَا أَمْرَ النِّسَاءِ، فَأَكْثَرْنَا الْحَوْضَ وَ هُوَ سَاكِتٌ لَا يَدْخُلُ فِي حَدِيثِنَا بِحَرْفٍ.فَلَمَّا سَكَتْنَا قَالَ: أَمَّا الْحَرَائِرُ فَلا تَذْكُرُوهُنَّ ، وَلَكِنْ خَيْرُ الْجَوَارِي مَا كَانَ لَكَ فِيهَا هَوًى وَ كَانَ لَهَا عَقْلُ وَ أَدَبٌ، فَلَسْتَ تَحْتَاجُ إِلَى أَنْ تَأْمُرَ وَ لَا تَنْتَهَى، وَ دُونَ ذَلِكَ مَا كَانَ لَكَ فِيهَا هَوَى، وَ لَيْسَ لَهَا أَدَبٌ، فَأَنْتَ تَحْتَاجُ إِلَى الْأَمْرِ وَ النَّهْي، وَدُونَهَا مَا كَانَ لَكَ فِيهَا هَوَى، وَلَيْسَ لَهَا عَقْل وَ لا أَدَبٌ فَتَصْبِرُ عَلَيْهَا لِمَكَانِ هَوَاكَ فِيهَا، وَ جَارِيَةٌ لَيْسَ لَكَ فِيهَا هَوًى وَلَيْسَ لَهَا عَقْلٌ وَ لَا أَدَبٌ فَتَجْعَلُ فِيمَا بَيْنَكَ وَ بَيْنَهَا الْبَحْرَ الْأَخْضَرَ.قَالَ: فَأَخَذْتُ بِلِحْيَتِي أُرِيدُ أَنْ أُضْرِطَ فِيهَا، لِكَثْرَةِ خَوْضِنَا لِمَا لَمْ نَقُمْ فِيهِ عَلَى شَيْءٍ وَ لِجَمْعِهِ الْكَلَامَ.فَقَالَ لِي: مَهْ! إِنْ فَعَلْتَ لَمْ أُجَالِسْكَ.در مسجد رسول صلَّى الله عليه وآله در مدینه در کنار امام کاظم علیه السَّلام نشسته بودیم و در مورد زنان گفت و گو می کردیم و بسیار در موردشان سخن گفتیم، ولی آن حضرت ساکت بود تا ما سخن گفتیم حتّی یک کلمه چیزی نفرمود.آن گاه که ما سکوت کردیم، فرمود: درباره زنان آزاد چیزی نگویید؛ ولی در بارۀ کنیزان، بهترین آنها کنیزی است که تو به او اشتیاق داشته باشی و او نیز عقل و ادب داشته باشد و نیاز نداشته باشد که امر و نهی کنی (و خودش وظیفه هایش را تشخیص بدهد. در درجۀ پایین تر از این کنیز، کنیزی است که تو او را می خواهی ولی ادب دارد و تو محتاج به دستور دادن و بازداشتن او هستی. از این پایین تر نیز آن کنیزی است که تو او را می خواهی، ولی او عقل و ادب ندارد، ولی به خاطر اشتیاقی که به او داری او را تحمّل می کنی. و کنیزی که نه تو او را می خواهی (یعنی زیبا نیست) و نه عقل و ادب دارد، که آرزو می کنی دریایی سبز بین تو و او باشد.)راوی گوید: من ریش خود را به دست گرفتم و می خواستم با دهانم صدایی درآورم؛ چرا که ما این همه در این مورد بحث کردیم، ولی به جایی نرسیدیم، ولی آن حضرت تمام مطلب را با سخنی جامع و کامل بیان فرمود.حضرتش به من فرمود: این کار را مکن. اگر چنین کنی بر می خیزم و با تو در یک مجلس نمی نشینم.

3 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ إِبْرَاهِيمَ الْكَرْخِي قَالَ:قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: إِنَّ صَاحِبَتِي هَلَكَتْ وَ كَانَتْ لِي مُوَافِقَةٌ، وَ قَدْ هَمَمْتُ أَنْ أَتَزَوَّجَ.فَقَالَ لِي: انْظُرْ أَيْنَ تَضَعُ نَفْسَكَ، وَ مَنْ تُشْرِكُهُ فِي مَالِكَ، وَ تُطْلِعُهُ عَلَى دِينِكَ وَ سِرُكَ، فَإِنْ كُنْتَ لا بُدَّ فَاعِلاً فَبِكْراً تُنْسَبُ إِلَى الْخَيْرِ ، وَ إِلَى حُسْنِ الْخُلُقِ، وَ اعْلَمْ أَنَّهُنَّ كَمَا قَالَ:أَلا إِنَّ النِّسَاءَ خُلِقْنَ شَتَّى *** فَمِنْهُنَّ الغَنِيمَةُ وَ الْغَرَامُوَ مِنْهُنَّ الْهِلَالُ إِذَا تَجَلَّى *** لِصَاحِبِهِ وَ مِنْهُنَّ الظَّلامُفَمَنْ يَطْفَرْ بِصَالِحِهِنَّ يَسْعَدْ *** وَ مَنْ يُغْبَنْ فَلَيْسَ لَهُ انْتِقَامُوَهُنَّ ثَلاتٌ، فَامْرَأَةٌ وَلُودٌ وَدُودٌ تُعِينُ زَوْجَهَا عَلَى دَهْرِهِ لِدُنْيَاهُ وَ آخِرَتِهِ وَ لَا تُعِينُ الدَّهْرَ عَلَيْهِ.3 - ابراهیم کرخی گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: همسرم از دنیا رفت و او با من خوشرفتار بود و تصمیم گرفته ام که ازدواج کنم.فرمود: بنگر که خود را کجا قرار می دهی، چه کسی را در ثروتت شریک می گردانی و از دین خود آگاه می کنی و راز خود را به او می نمایانی. اگر ناگزیری که این کار را انجام دهی، پس همسری بگیر که باکره باشد و از او به خوبی یاد کنند (یا شیعه باشد و خوش اخلاقی او معروف باشد و بدان که زنان آن گونه اند که (شاعر) گفته است:)همان که زنان با ویژگی های متفاوتی آفریده شده اند: برخی از آنها باید سودمند و زبان بارند. و برخی از آنها هنگام نورافشانی برای شوهرش مانند ماهند، و بعضی چون تاریکی اند. پس هر کسی به زن شایسته ای دست یابد، خوشبخت است؛ و کسی که ضرر کند و فریب بخورد، زندگی او گسیخته و دیگر نمی تواند جبران کند.زنان سه دسته اند: زنی که بسیار بچه زا، مهربان که شوهرش را در کارهای دنیایی و آخرتی اش یاری مید هد و روزگار را بر او نمی شوراند.

وَ امْرَأَةٌ عَقِيمَةٌ لا ذَاتُ جَمَالٍ وَ لا خُلُقٍ وَ لَا تُعِينُ زَوْجَهَا عَلَى خَيْرٍ.وَ امْرَأَةٌ صَخَابَةٌ وَلَاجَةٌ هَمَّازَةٌ تَسْتَقِلُ الْكَثِيرَ وَ لَا تَقْبَلُ الْيَسِيرَ.4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ سَلَمَةَ بْنِ الْخَطَّابِ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ سَمَاعَةَ عَنِ الْحَذَّاءِ عَنْ عَمِّهِ عَاصِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّى الله عليه وآله.النِّسَاءُ أَرْبَعٌ: جَامِعٌ مُجْمعٌ، وَ رَبِيعٌ مُرْبعٌ، وَ خَرْقَاهُ مُقْمِعٌ، وَغَلٌ قَمِلٌ.### بخش چهارم#### بهترین زنان(4 بَابُ خَيْرِ النِّسَاءِ)1 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَلِيَّ بْنِ رِئَابٍ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ قَالَ:سَمِعْتُ جَابِرَ بْنَ عَبْدِ اللَّهِ يَقُولُ: كُنَّا عِنْدَ النَّبِيِّ صلَّى الله عليه وآله فَقَالَ:زنی که ناز است نه زیبایی دارد نه خوش اخلاق است، و شوهرش را در انجام کارهای شایسته یاری نمی دهد.زنی که صدایش بلند اس، و بسیار از خانه بیرون می رود و بر می گردد، بسیار عیب جوست، فراوان را اندک می شمارد و اندک را نمی پذیرد.4 - عاصم گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود: زنان چهار دسته اند: زن پرخیر و برکت، زنی که بسیار بچه زا است که بچه ای در رحم دارد و بچه ای را در دامان می پروراند، و زنی که با شوهرش بداخلاق است، و زنی که انسان نه می تواند از او بهره ور شود و نه می تواند از او خلاصی یابد.بخش چهارم: بهترین زنان1- ابو حمزه گوید: از جابر بن عبدالله انصاری شنیدم که می گفت: روزی نزد حضرت پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله نشسته بودیم که فرمود:

إِنَّ خَيْرَ نِسَائِكُمُ الْوَلُودُ الْوَدُودُ الْعَفِيفَةُ، الْعَزِيزَةُ فِي أَهْلِهَا الذُّلِيلَةُ مَعَ بَعْلِهَا، الْمُتَبَرِّجَةُ مَعَ زَوْجِهَا الْحَصَانُ عَلَى غَيْرِهِ الَّتِي، تَسْمَعُ قَوْلَهُ وَ تُطِيعُ أَمْرَهُ، وَإِذَا خَلا بِهَا بَذَلَتْ لَهُ مَا يُرِيدُ مِنْهَا، وَ لَمْ تَبَذِّلْ كَتَبَذُّلِ الرَّجُل.2 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ الْبَرْقِيَّ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:خَيْرُ نِسَائِكُمْ الَّتِي إِذَا خَلَتْ مَعَ زَوْجِهَا خَلَعَتْ لَهُ دِرْعَ الْحَيَاءِ، وَإِذَا لَبِسَتْ لَبِسَتْ مَعَهُ دِرْعَ الْحَيَاءِ.3 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ يَحْيَى بْنِ أَبِي الْعَلَاءِ وَ الْفَضْلِ بْنِ عَبْدِ الْمَلِكِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلّى الله عليه وآله:خَيْرُ نِسَائِكُمُ الْعَفِيفَةُ الْغَلِمَةُ.به راستی بهترین زنان شما زنی است که بسیار بچه زا، مهربان و دوست داشتنی، پاکدامن باشد، در خاندانش عزیز و محترم، و نسبت به شوهرش فزونی باشد، خود را برای همسرش بیاراید، ولی نسبت به مردان دیگر کناره گیر و پاکدامن باشد؛ گفتار شوهرش را بشنود و از خواسته اش اطاعت کند، و هنگامی که با او تنها می شود هر چه از او می خواهد انجام دهد، ولی همانند مردان آرایش را رها نمی کند.2 - ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: بهترین زنان شما زنی است که وقتی با شوهرش خلوت کرد لباس حیا را از تن برکند، و هنگامی که خود را می پوشد، جامۀ حیا را نیز دوباره بر تن کند.3 - فضل بن عبدالملک گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: پیامبر خدا صلّی اللهُ علیه وآله فرمود: بهترین زنان شما زن پاکدامن و پرشهوت است.

4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيَّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلّی اللهُ علیه وآله:أَفْضَلُ نِسَاءِ أُمَّتِي أَصْبَحُهُنَّ وَجْهَا وَ أَقَلُّهُنَّ مَهْراً.5 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ الْبَرْقِيَ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ سُلَيْمَانَ الْجَعْفَرِيِّ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السَّلام قَالَ:قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام: خَيْرٌ نِسَائِكُمُ الْخَمْسُ.قِيلَ : يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ! وَ مَا الْخَمْسُ ؟قَالَ: الْهَيَّنَةُ اللَّيْنَةُ، الْمُؤَاتِيَةُ الَّتِي إِذَا غَضِبَ زَوْجُهَا لَمْ تَكْتَحِلْ بِعُمْضٍ حَتَّى يَرْضَى، وَإِذَا غَابَ عَنْهَا زَوْجُهَا حَفِظَتْهُ فِي غَيْبَتِهِ، فَتِلْكَ عَامِلٌ مِنْ عُمَّالِ اللهِ، وَ عَامِلُ اللهِ لا يَخِيبُ.4 - سکونی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: پیامبر خدا صلّی اللهُ علیه وآله فرمود: پر فضیلت ترین زنان اُمّت من زنانی هستند که چهرۀ آنها زیبارو مهریه آنها اندک است.5 - سلیمان جعفری گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: امير المؤمنين علیه السَّلام فرمود: بهترین زنان شما، زنی است که پنج ویژگی داشته باشد:عرض شد: ای امیرمؤمنان! آن پنج ویژگی کدمند؟فرمود: فروتن و آرام، نرم خوی، فرمان بردار شوهرش باشد، اگر همسرش خشمگین شد پلک برهم ننهد تا او راضی شود، و هنگامی که شوهرش نزد او نیست نسبت به او سخت نگیرد؛ چنین زنی کارگزاری از کارگزاران الهی است، و کارگزار الهی هرگز شکست نمی خورد.

6 - وَ عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ بَعْضِ رِجَالِهِ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:خَيْرُ نِسَائِكُمُ الطَّيِّبَةُ الرِّيحِ، الطَّيِّبَةُ الطَّبِيخِ الَّتِي إِذَا أَنْفَقَتْ أَنْفَقَتْ بِمَعْرُوفٍ، وَإِذَا أَمْسَكَتْ أَمْسَكَتْ بِمَعْرُوفٍ، فَتِلْكَ عَامِلٌ مِنْ عُمَّالِ اللَّهِ، وَ عَامِلُ اللَّهِ لَا يَخِيبُ وَ لَا يَنْدَمُ.7 - حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُوسَى الْخَشَّابِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ يُوسُفَ بْنِ بَفَّاحٍ عَنْ مُعَاذِ الْجَوْهَرِيِّ عَنْ عَمْرِو بْنِ جُمَيْعِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله:خَيْرُ نِسَائِكُمُ الطَّيِّبَةُ الطَّعَامِ الطَّيِّبَةُ الرِّيحِ الَّتِي إِنْ أَنْفَقَتْ أَنْفَقَتْ بِمَعْرُوفٍ، وَإِنْ أَمْسَكَتْ أَمْسَكَتْ بِمَعْرُوفٍ، فَتِلْكَ عَامِلٌ مِنْ عُمَّالِ اللَّهِ، وَ عَامِلُ اللَّهِ لا يَخِيبُ.6 - محمّد بن سنان از شخصی نقل می کند که گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: بهترین زنان شما کسی است که خوشبو باشد و غذای نیکو بپزد، و هنگامی که چیزی انفاق می نماید، به نیکی انفاق کند، و آن گاه که دست نگه می دارد به طور شایسته دست نگه دارد، چنین زنی کارگزاری از کارگزاران الهی است و کارگزار الهی شکست نمی خورد و پشیمان نمی گردد.7 - عمرو بن جُمیع گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود: بهترین زنان شما کسی است که غذای نیکو بپزد، خوشبو باشد. آن گاه که انفاق می کند به شایستگی انفاق کند، و وقت خودداری به نیکی خودداری کند. چنین زنی، از کارگزاران الهی است و کارگزار الهی شکست نمی خورد.

### بخش پنجم#### بدترین زنان(5بَابُ شِرَارِ النِّسَاءِ)1 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ رِنَابٍ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللهِ قَالَ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله:أَلا أُخْبِرُكُمْ بِشِرَارِ نِسَائِكُمْ؟ الذُّلِيلَةُ فِي أَهْلِهَا الْعَزِيزَةُ مَعَ بَعْلِهَا، الْعَقِيمُ الْحَقُودُ الَّتِي لا تَوَرَّعُ مِنْ قَبيح، الْمُتَبَرِّجَةُ إِذَا غَابَ عَنْهَا بَعْلُهَا، الْحَصَانُ مَعَهُ إِذَا حَضَرَ، لَا تَسْمَعُ قَوْلَهُ وَ لا تُطِيعُ أَمْرَهُ، وَإِذَا خَلا بِهَا بَعْلُهَا تَمَنَّعَتْ مِنْهُ كَمَا تَمَنَّعُ الصَّعْبَةُ عَنْ رُكُوبها، لا تَقْبَلُ مِنْهُ عُذْراً وَ لا تَغْفِرُ لَهُ ذَنْباً.2 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ مِلْحَانَ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله:بخش پنجم: بدترین زنان1- جابر بن عبدالله گوید: از امامعلیه السَّلام شنیدم که می فرمود: پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله فرمود:توجه کنید که شما را نسبت به بدترین زنانتان گزارش می دهم: زنی که در خاندانش خاکسار، و نسبت به شوهرش (پر جرأت و عزّت مند باشد، و نازا و کینه توزی که از کارزشت خودداری نمی کند، در غیاب شوهرش خود را آرایش م یکند و در معرض دید قرار می دهد و آن گاه که او بیاید در برابر او خود را کنار می کشد و پاکدامن می شود، گفتارش را نمی شنود و خواسته اش را برآورده نمی کند، و آنگاه که شوهرش با او خلوت می کند، همانگونه که مرکب وحشی از سوار شدن کسی بر پشتش خودداری می کند؛ این زن نیز از شوهرش جلوگیری می کند، هیچ عذر و بهانه ای را از شوهرش نمی پذیرد، و هیچ اشتباه و گناهی را از او نمی بخشد.)2 - عبد الله بن سنان گوید: امام علیه السَّلام فرمود: پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله فرمود:

شِرَارُ نِسَائِكُمُ الْمُعْقَرَةُ الدَّنِسَةُ اللَّجُوجَةُ الْعَاصِيَةُ، الذُّلِيلَةُ فِي قَوْمِهَا الْعَزِيزَةُ فِي نَفْسِهَا الْحَصَانُ عَلَى زَوْجِهَا الْهَلُوكُ عَلَى غَيْرِهِ.3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِي عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:كَانَ مِنْ دُعَاءِ رَسُولِ اللهِ: أَعُوذُ بِكَ مِنِ امْرَأَةٍ تُشَيِّنِي قَبْلَ مَشِیبِي.### بخش ششم#### فضیلت زنان قریشی(6 بَابُ فَضْلِ نِسَاءِ قُرَيْشٍ)1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ الله علیه السَّلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله:خَيْرُ نِسَاءٍ رَكِبْنَ الرَّحَالَ نِسَاءُ قُرَيْشٍ أَحْنَاهُ عَلَى وَلَدٍ وَ خَيْرُهُنَّ لِزَوْجِ.2 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللهِ الْبَرْقِيِّ عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ عَنْ زِيَادٍ الْقَنْدِي عَنْ أَبِي وَكِيع عَنْ أَبِي إِسْحَاقَ السَّبِيعِي عَنِ الْحَارِثِ الْأَعْوَرِ قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام قَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله:بدترین زنان شما زن نازا، کثیف لج باز و نافرمان است که در قوم خود فروتن و در مورد (شوهر خودش عزّت مند و پرجرأت است، خود را از شوهرش نگه دارد و در برابر او پاکدامن ولی با مردان دیگر همراهی کند.)3 - سکونی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: از دعای رسول خدا صلَّى اللهُ عليه وآله این بود:(بارالها! از زنی که پیش از زمان پیری ام (از شدت آزار و اندوه) مویم را سپید کند، به تو پناه می آورم.)بخش ششم: فضیلت زنان قریشی1 - عبد الله بن سنان گوید: پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله فرمود: بهترین زنانی که به خانۀ شوهر رفته اند زنان قریش هستند، از بچه به خوبی سرپرستی می کنند و با شوهر بهترین رفتار را دارند.2- حارث اعور گوید: امیر المؤمنین علیه السَّلام فرمود: پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله فرمود:

خَيْرُ نِسَائِكُمْ نِسَاءُ قُرَيْشٍ أَلْطَفَهُنَّ بِأَزْوَاجِهِنَّ، وَ أَرْحَمُهُنَّ بِأَوْلادِهِنَّ الْمُجُونُ لِزَوْجِهَا الْحَصَانُ لِغَيْرِهِ.قُلْنَا: وَ مَا الْمُجُونُ؟قَالَ: الَّتِي لا تَمَنَّعُ.3 - أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السَّلام قَالَ:خَطَبَ النَّبِيُّ صلَّى اللهُ عليه وآله أُمَّ هَانِي بِنْتَ أَبِي طَالِبٍ.فَقَالَتْ: يَا رَسُولَ اللَّهِ! إِنِّي مُصَابَةٌ فِي حَجْرِي أَيْتَامٌ وَ لَا يَصْلُحُ لَكَ إِلَّا امْرَأَةٌ فَارِغَةٌ.فَقَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله: مَا رَكِبَ الْإِبِلَ مِثْلُ نِسَاءِ قُرَيْشٍ أَحْنَاهُ عَلَى وَلَدٍ، وَ لَا أَرْعَى عَلَى زَوْجِ فِي ذَاتِ يَدَيْهِ.بهترین زنان شما زنان قریشی هستند که نسبت به شوهرانشان مهربان تر و نسبت به فرزندانشان دلسوزتر هستند. برای شوهرش مجون، و با دیگران کناره گیر و پاکدامن هستند.عرض کردیم: مُجون یعنی چه؟فرمود: زنی که خود را کنار نمی کشد و به خواستۀ شوهرش تن می دهد.3 - ابو بصیر گوید: امام باقر علیه السَّلام یا امام صادق علیه السَّلام فرمود: پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله امّ هانی دختر ابی طالب را خواستگاری کرد؛ امّ هانی عرض کرد: ای رسول خدا! من شوهر مرده ام و بچّه های یتیمی را در دامان می پرورانم، برای شما تنها زنی شایسته است که فراغت داشته (و مشغولیتی نداشته باشد.)رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود: کسی همانند زنان قریش، بر شتر سوار نشده (و به خانۀ شوهر نرفته است؛ فرزند را به خوبی سرپرستی می کنند و نسبت به شوهرش دلسوز و نگهدارنداموال او هستند.)

### بخش هفتم#### کسی که موفّق به ازدواج با زن صالح و شایسته شود...(7 بَابُ مَنْ وُفِّقَ لَهُ الزَّوْجَةُ الصَّالِحَةُ)1 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِيٌّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مَيْمُونِ الْقَدَّاح عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ عَنْ آبَائِهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ النَّبِيُّ صلَّى اللهُ عليه وآله مَا:ما اسْتَفَادَ امْرُؤٌ مُسْلِمٌ فَائِدَةً بَعْدَ الْإِسْلامِ أَفْضَلَ مِنْ زَوْجَةٍ مُسْلِمَةٍ تَسُرُّهُ إِذَا نَظَرَ إِلَيْهَا، وَ تُطِيعُهُ إِذَا أَمَرَهَا، وَ تَحْفَظُهُ إِذَا غَابَ عَنْهَا فِي نَفْسِهَا وَ مَالِهِ.2 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ عُقْبَةَ عَنْ بُرَيْدِ بْنِ مُعَاوِيَةَ العِجْلِيٌّ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلّى اللهُ عليه وآله:قَالَ اللهُ عزَّوجل: إِذَا أَرَدْتُ أَنْ أَجْمَعَ لِلْمُسْلِم خَيْرَ الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ، جَعَلْتُ لَهُ قَلْباً خَاشِعاً وَلِسَاناً ذَاكِراً وَ جَسَداً عَلَى الْبَلاءِ صَابِراً وَ زَوْجَةً مُؤْمِنَةٌ تَسُرُّهُ إِذَا نَظَرَ إِلَيْهَا، وَ تَحْفَظُهُ إِذَا غَابَ عَنْهَا فِي نَفْسِهَا وَ مَالِهِ.بخش هفتم: کسی که موفق به ازدواج با زن صالح و شایسته شود1 - عبد الله بن میمون قداح گوید: امام صادق علیه السَّلام از پدران بزرگوارش علیهم السَّلام نقل می نماید که پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود:هیچ مرد مسلمانی پس از اسلام، از چیزی همانند زن شایسته استفاده نبرده است که هرگاه به او می نگرد، باعث شادی و سرورش می شود، هرگاه از او چیزی درخواست کند فرمانبرداری می نماید و در هنگام عدم حضور او از خود و اموال شوهرش به خوبی مراقبت می کند.2 - برید بن معاویه عجلی گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود: پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود:خدای عزَّوجل فرمود: هرگاه اراده کنم برای مسلمانی خیر و برکت دنیا و جهان آخرت را گردآورم، قلبی فروتن زبانی گویای به ذکر الهی بدنی که در برابر بلا و مصیبت شکیبا و همسر مؤمنی برایش قرار می دهم که هرگاه به او می نگرد، شاد و مسرورش گرداند و هرگاه حضور نداشته باشد از خود و اموال شوهرش به خوبی مراقبت کند.

3 - مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ أَبِي الْحَسَنِ عَلِيَّ بْنِ مُوسَى الرَّضَا علیه السَّلام قَالَ:مَا أَفَادَ عَبْدٌ فَائِدَةً خَيْراً مِنْ زَوْجَةٍ صَالِحَةٍ إِذَا رَآهَا سَرَّتْهُ، وَإِذَا غَابَ عَنْهَا حَفِظَتْهُ فِي نَفْسِهَا وَ مَالِهِ.4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِي عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ صلَّى الله عليه وآله قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله:مِنْ سَعَادَةِ الْمَرْءِ الزَّوْجَةُ الصَّالِحَةُ.5 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ حَنَانِ بْنِ سَدِيرٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلَّى اللهُ عليه وآله:إِنَّ مِنَ الْقِسْم الْمُصْلِحِ لِلْمَرْءِ الْمُسْلِمِ أَنْ يَكُونَ لَهُ الْمَرْأَةُ إِذَا نَظَرَ إِلَيْهَا سَرَّتْهُ، وَإِذَا غَابَ عَنْهَا حَفِظَتْهُ وَإِذَا أَمَرَهَا أَطَاعَتْهُ.3 - صفوان بن یحیی گوید : امام رضا علیه السَّلام می فرماید:هیچ بنده ای بهتر از زن صالح و شایسته ای بهره نبرده است که هرگاه به آن نگاه کند مسرور و شادمانش می گرداند، و هرگاه حضور نداشته باشد خود و اموال شوهرش را مراقبت کند.4 - سکونی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله فرمود: از سعادت و خوشبختی، مرد زن صالح و شایسته است.5 - سدیر گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود: پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله فرمود:به راستی از روزی های شایستۀ مرد مسلمان زنی است که هرگاه به او بنگرد مسرور و شادش گرداند و در هنگام عدم حضور او، از خود و اموال شوهرش مراقبت کند و آن گاه که به او امر کند اطاعت نماید.

6 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّي بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ الْعَبَّاسِ عَنْ شُعَيْبِ بْنِ جَنَاحَ عَنْ مَطَرٍ مَوْلَى مَعْنِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:ثَلاثَةٌ لِلْمُؤْمِن فِيهَا رَاحَةً: دَارٌ وَاسِعَةٌ تُوَارِي عَوْرَتَهُ وَ سُوءَ حَالِهِ مِنَ النَّاسِ، وَامْرَأَةٌ صَالِحَةٌ تُعِينُهُ عَلَى أَمْرِ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ وَ ابْنَةٌ يُخْرِجُهَا إِمَّا بِمَوْتٍ أَوْ بِتَزْوِيجٍ.### بخش هشتم#### تشویق به ازدواج کردن(8 بَابٌ فِي الْحَقِّ عَلَى النِّكَاحِ)1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلَّى اللهُ عليه وآله:تَزَوَّجُوا وَ زَوِّجُوا، أَلا فَمِنْ حَظِّ امْرِي مُسْلِم إِنْفَاقُ قِيمَةِ أَيْمَةٍ، وَ مَا مِنْ شَيْءٍ أَحَبَّ إِلَى اللَّهِ عَزَّوجل مِنْ بَيْتٍ يُعْمَرُ فِي الْإِسْلامِ بِالنِّكَاحِ، وَ مَا مِنْ شَيْءٍ أَبْغَضَ إِلَى اللهِ كَ مِنْ بَيْتٍ يُخْرَبُ فِي الْإِسْلامِ بِالْفُرْقَةِ يَعْنِي الطَّلَاقَ.6 - مطر گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:سه چیز مایۀ راحتی مؤمن است: خانۀ بزرگ و وسیعی که عیب او بپوشاند و را تنگدستی اش را از دید مردم پنهان دارد؛ زن شایسته ای که او را در امور دنیا و آخرتش یاری دهد و دختری که او را - یا با مرگش ، و یا با شوهر دادنش - از خانه بیرون کند.بخش هشتم: تشویق به ازدواج کردن1 - صفوان بن مهران گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله فرمود:ازدواج کنید و برای فرزندانتان همسر بگیرید همان که از بهره مندی های مرد مسلمان شوهر دادن زنان و دختران بی شوهر است. در پیشگاه الهی چیزی دوست داشتنی تر از خانه ای نیست که براساس آیین اسلام با ازدواج آباد شود و در پیشگاه الهی چیزی مبغوض تر از خانه ای نیست که اهل مسلمان آن با جدایی و طلاق ویران گردد.

ثُمَّ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: إِنَّ اللَّهَ عزَّوجل إِنَّمَا وَ كَدَ فِي الطَّلَاقِ وَ كَرَّرَ فِيهِ الْقَوْلَ مِنْ بُغْضِهِ الْفُرْقَة.(9 بَابُ كَرَاهَةِ الْعُزْبَةِ)1 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ الْقَدَّاحِ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:رَكْعَتَانِ يُصَلِّيهِمَا الْمُتَزَوِّجُ أَفْضَلُ مِنْ سَبْعِينَ رَكْعَةً يُصَلِّيهَا أَعْزَبُ.عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِيِّ عَنِ ابْنِ الْقَدَّاحِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام مِثْلَهُ.2 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ بُنْدَارَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنِ الْجَامُورَانِي عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ كُلَيْبِ بْنِ مُعَاوِيَةَ الْأَسَدِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله:آن گاه امام صادق علیه السَّلام فرمود: به راستی خدای عزَّوجل به جهت دشمنی با جدایی در مورد طلاق سختگیری کرده و دستور تکرار درخواست طلاق را داده است.بخش نهم: کراهت ازدواج نکردن- ابن قدّاح گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: دو رکعت نمازی که شخص متأهل به جا می آورد، برتر از هفتاد رکعتی است که فرد بی همسر به جا می آورد.2 - کلیب بن معاویه اسدی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله فرمود:

مَنْ تَزَوَّجَ أَحْرَزَ نِصْفَ دِينِهِ.وَ فِي حَدِيثٍ آخَرَ: فَلْيَتَّقِ اللهَ فِي النِّصْفِ الْآخَرِ أَوِ الْبَاقِي.3 - وَ عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِي عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ مُحَمَّدٍ الْأَصَمِّ عَنْ عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:قَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّى الله عليه وآله رُذَالُ مَوْتَاكُمُ الْعُزَّابُ.4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:لَمَّا لَقِيَ يُوسُفُ علیه السَّلام أَخَاهُ قَالَ: يَا أَخِي كَيْفَ اسْتَطَعْتَ أَنْ تَزَوَّجَ النِّسَاءَ بَعْدِي.فَقَالَ: إِنَّ أَبِي أَمَرَنِي قَالَ: إِنِ اسْتَطَعْتَ أَنْ تَكُونَ لَكَ ذُرِّيَّةٌ تُنْقِلُ الْأَرْضَ بِالتَّسْبِيحِ فَافْعَلْ.5 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ يَحْيَى عَنْ جَدِّهِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام:کسی که ازدواج کند نیمی از دینش را حفظ کرده است.حضرتش در حدیث دیگر می افزاید: پس در مورد نصف دیگر - یا بقیۀ دینش تقوای الهی پیشه کند.- محمّد اصمّ گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود:پست ترین مردگان شما، بی همسران هستند.4 - عبد الله بن سنان گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:آن گاه که یوسف علیه السَّلام برادرش را ملاقات کرد، به او فرمود برادر جان! چگونه توانستی پس از گم شدن من با زنان ازدواج کنی؟عرض کرد: پدرم به من فرمان داد و فرمود: اگر می توانی فرزندانی داشته باشی که با تسبيح الهی بر زمین سنگینی کنند، این کار را بکن.5 - محمّد بن مسلم گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: امير المؤمنين علیه السَّلام فرمود:

تَزَوَّ جُوا، فَإِنَّ رَسُولَ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله قَالَ: مَنْ أَحَبَّ أَنْ يَتَّبِعَ سُنَّتِي، فَإِنَّ مِنْ سُنَّتِي التَّزْوِيج.6 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ بُنْدَارَ وَ غَيْرُهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْبَرْقِيِّ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ وَ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ الْقَدَّاحِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: جَاءَ رَجُلٌ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ لا فَقَالَ لَهُ: هَلْ لَكَ مِنْ زَوْجَةٍ؟فَقَالَ: لا.فَقَالَ أَبِي: وَمَا أُحِبُّ أَنَّ لِيَ الدُّنْيَا وَ مَا فِيهَا وَ أَنِّي بِتُ لَيْلَةً وَ لَيْسَتْ لِي زَوْجَةٌ.ثُمَّ قَالَ: الرَّكْعَتَانِ يُصَلِّيهِمَا رَجُلٌ مُتَزَوِّجٌ أَفْضَلُ مِنْ رَجُلٍ أَعْرَبَ يَقُومُ لَيْلَهُ وَ يَصُومُ نَهَارَهُ: ثُمَّ أَعْطَاهُ أَبِي سَبْعَةَ دَنَانِيرَ.ثُمَّ قَالَ لَهُ: تَزَوَّجْ بِهَذِهِ.ثُمَّ قَالَ أَبِي: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلَّى اللهُ عليه وآله: اتَّخِذُوا الْأَهْلَ، فَإِنَّهُ أَرْزَقُ لَكُمْ.ازدواج کنید! چون رسول خدا صلَّى اللهُ عليه وآله فرمود: هر کس دوست دارد از سنّت من پیروی کند، چرا که از جملۀ سنّت من ازدواج است.6 - ابن قدّاح گوید: (امام کاظم علیه السَّلام می فرماید: مردی نزد پدر بزرگوارم امام صادق علیه السَّلام آمد و آن حضرت به او فرمود: آیا زن داری؟)عرض کرد: نه.پدرم فرمود: دوست ندارم دنیا و آن چه در آن است، مال من باشد ولی شبی را در حالی بگذرانم که همسری نداشته باشم.آن گاه فرمود: دو رکعت نمازی که مرد همسردار به جای آورد بهتر از مرد بی همسری است که شب تا صبح نماز بخواند و روزش را روزه بگیرد.سپس پدرم هفتاد دینار به او پرداخت و فرمود: با این پول ازدواج کن.آن گاه پدرم فرمود: رسول خدا صلَّى اللهُ عليه وآله فرمود: همسر اختیار کنید؛ چون برای جلب روزی شما بهتر است.

7 - وَ عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ علیه السَّلام مِثْلَهُ وَ زَادَ فِيهِ :فَقَالَ مُحَمَّدُ بْنُ عُبَيْدٍ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! فَأَنَا لَيْسَ لِي أَهْلُ ؟فَقَالَ: أَلَيْسَ لَكَ جَوَارِي؟أَوْ قَالَ: أُمَّهَاتُ أَوْلَادٍ.قَالَ: بَلَى.قَالَ: فَأَنْتَ لَيْسَ بِأَعْرَبَ.### بخش دهم#### ازدواج کردن باعث فزونی روزی می شود(10 بَاب أَنَّ التَّزْوِيجَ يَزِيدُ فِي الرِّزْقِ)1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ وَلِيدِ بْنِ صَبِيح عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:مَنْ تَرَكَ التَّزْوِيجَ مَخَافَةَ الْعَيْلَةِ فَقَدْ أَسَاءَ بِاللَّهِ الظَّنَّ.7 - نظیر این روایت را عبدالله بن مغیره از امام کاظم علیه السَّلام نقل کرده، و در آخر آن آمده است:محمّد بن عبید عرض کرد: قربانت گردم! من زن ندارم.فرمود: آیا کنیزی که (مادر فرزند باشد هم نداری؟)عرض کرد: چرا.فرمود: پس تو بی همسر نیستی.بخش دهم: ازدواج کردن باعث فزونی روزی می شود1 - ولید بن صبیح گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:هر کس ازدواج را به جهت ترس از فقر ترک کند، در واقع به خدا بد گمان شده است.

2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ وَ عَبْدِ اللَّهِ ابْنَيْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:جَاءَ رَجُلٌ إِلَى النَّبِيِّ صلَّى اللهُ عليه وآله فَشَكَا إِلَيْهِ الْحَاجَةَ، فَقَالَ: تَزَوَّجْ! فَتَزَوَّجَ فَوْسُعَ عَلَيْهِ.3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ [ عَنْ أَبِيهِ ] عَنْ صَالِحٍ بْنِ السَّنْدِيِّ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ بَشِيرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:أَتَى رَسُولَ اللهِ صلّى اللهُ عليه وآله شَابٌ مِنَ الْأَنْصَارِ فَشَكَا إِلَيْهِ الْحَاجَةَ، فَقَالَ لَهُ: تَزَوَّجْ.فَقَالَ الشَّابُ: إِنِّي لَأَسْتَحْيِي أَنْ أَعُودَ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ صلّى اللهُ عليه وآله.فَلَحِقَهُ رَجُلٌ مِنَ الْأَنْصَارِ فَقَالَ: إِنَّ لِي بِنْتَا وَسِيمَةٌ فَزَوَّجَهَا إِيَّاهُ.قَالَ: فَوَسَّعَ اللهُ عَلَيْهِ [ قَالَ: ] فَأَتَى الشَّابُ النَّبِيَّ صلّى اللهُ عليه وآله فَأَخْبَرَهُ.فَقَالَ رَسُولُ اللهِ صلّى اللهُ عليه وآله: يَا مَعْشَرَ الشَّبَابِ! عَلَيْكُمْ بِالْبَاهِ.4 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْجَامُورَانِي عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنِ الْمُؤْمِنِ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ:2 - هشام بن سالم گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: روزی مردی نزد پیامبر صلّى اللهُ عليه وآله آمد و از تنگدستی شکایت کرد.حضرت فرمود: ازدواج کن؛ او نیز ازدواج کرد و وضع زندگیش خوب شد.- ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: جوانی از انصار نزد پیامبر خدا صلّى اللهُ عليه وآله آمد و از تنگدستی شکایت کرد.حضرت فرمود: ازدواج کن!جوان گفت: من شرم میکنم که بار دیگر نزد رسول خدا صلّى اللهُ عليه وآله بروم.مردی از انصار او را دید و گفت: من دختر زیبایی دارم؛ و آن دختر را به ازدواج آن جوان درآورد؛ و خداوند آن جوان را ثروتمند کرد.جوان دوباره نزد آن حضرت رفت و خبر را باز گفت.رسول خدا صلّى اللهُ عليه وآله فرمود: ای جوانان! شما را به ازدواج سفارش می کنم.4 - اسحاق بن عمّار گوید:

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: الْحَدِيثُ الَّذِي يَرْوِيهِ النَّاسُ حَقٌّ: «أَنَّ رَجُلاً أَتَى النَّبِيَّ صلّى اللهُ عليه وآله فَشَكَا إِلَيْهِ الْحَاجَةَ فَأَمَرَهُ بِالتَّزْوِيجِ فَفَعَلَ، ثُمَّ أَتَاهُ فَشَكَا إِلَيْهِ الْحَاجَةَ فَأَمَرَهُ بالتزْوِيجِ حَتَّى أَمَرَهُ ثَلاثَ مَرَّاتٍ »؟فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام: [ نَعَمْ ] هُوَ حَقٌّ.ثُمَّ قَالَ: الرِّزْقُ مَعَ النِّسَاءِ وَ الْعِيَالِ.ه - وَ عَنْهُ عَنِ الْجَامُورَانِي عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيَّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يُوسُفَ الْتَمِيمِيَّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ آبَائِهِ علیهم السَّلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ الله صلّى اللهُ عليه وآله:مَنْ تَرَكَ التَّزْوِيجَ مَخَافَةَ الْعَيْلَةِ، فَقَدْ أَسَاءَ ظَنَّهُ بِاللَّهِ عزَّوَجل: إِنَّ اللَّهَ عزَّوَجَل وَ يَقُولُ: (إِنْ يَكُونُوا فُقَرَاءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ .)6 - وَ عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِي عَنْ حَمْدَوَيْهِ بْنِ عِمْرَانَ عَنِ ابْنِ أَبِي لَيْلَى قَالَ: حَدَّثَنِي عَاصِمُ بْنُ حُمَيْدٍ قَالَ:كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام فَأَتَاهُ رَجُلٌ فَشَكَا إِلَيْهِ الْحَاجَةَ فَأَمَرَهُ بِالتَّزْوِيج.به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: آیا این حدیث درست است که مردم روایت می کنند که «مردی نزد رسول خدا صلّى اللهُ عليه وآله آمد و از تنگدستی شکایت کرد و آن حضرت او را دستور به ازدواج کرد؛ پس از مدّتی دوباره آمد و از تنگدستی شکایت کرد و دوباره حضرتش او را دستور به ازدواج داد؛ و برای بار سوم نیز این اتّفاق افتاد»؟امام صادق علیه السَّلام فرمود: آری این درست است.فرمود: رزق و روزی همراه زن و خانواده است.5 - محمّد بن جعفر (فرزند امام صادق علیه السَّلام از پدر بزرگوارش از پدران گرامش علیه السَّلام نقل میک ند که پیامبر خدا صلّى اللهُ عليه وآله فرمود:)هر کس ازدواج را از ترس فقر و تنگدستی ترک کند، در واقع به خدای عزَّوَجَل بدگمان شده است؛ چرا که خدای عزَّوَجَل می فرماید: «اگر فقیر باشند خداوند از فضل خود آنان را بی نیاز می گرداند.»6 - عاصم بن حمید گوید:نزد امام صادق علیه السَّلام بودم که مردی آمد و از تنگدستی شکایت کرد؛ آن حضرت دستور داد که ازدواج کند.

قَالَ: فَاشْتَدَّتْ بِهِ الْحَاجَةُ فَأَتَى أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام فَسَأَلَهُ عَنْ حَالِهِ.فَقَالَ لَهُ: اشْتَدَّتْ بِيَ الْحَاجَةُ.فَقَالَ: فَفَارِقْ !ثُمَّ أَتَاهُ فَسَأَلَهُ عَنْ حَالِهِ.فَقَالَ: أَثْرَيْتُ وَ حَسُنَ حَالِي .فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: إِنِّي أَمَرْتُكَ بِأَمْرَيْنِ أَمَرَ اللَّهُ بِهِمَا، قَالَ اللَّهُ عزَّوَجل: (وَ أَنْكِحُوا الْأَيَامَى مِنْكُمْ... إِلَى قَوْلِهِ: (وَ اللهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ).)وَ قَالَ: ﴿ إِن يَتَفَرَّقا يُغْنِ اللَّهُ كُلَّا مِن سَعَتِهِ .)7 - أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ وَهْبٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام فِي قَوْلِ اللهِ : (وَلْيَسْتَعْفِفِ الَّذِينَ لَا يَجِدُونَ نِكَاحاً حَتَّى يُغْنِيَهُمُ اللهُ مِنْ فَضْلِهِ .)قَالَ: يَتَزَوَّجُوا حَتَّى يُغْنِيَهُمْ مِنْ فَضْلِهِ.ولی تنگدستی اش بیشتر شد. دوباره خدمت امام علیه السَّلام آمد و آن حضرت حال او را پرسیدند. عرض کرد: تنگدستی ام بیشتر شده است!حضرت فرمودند: پس جدا شو (یعنی زنت را طلاق بده.)(او نیز چنین کرد و بار دیگر خدمت امام علیه السَّلام مشّرف شد و آن حضرت از احوال او پرسید، عرض کرد: ثروتمند شدم و اوضاعم سامان یافت.)امام صادق علیه السَّلام فرمود: من تو را به دو کاری دستور دادم که خدا به آنها دستور داده است؛ خدای می فرماید: «و با دختران بی همسر ازدواج کنید... و خدا وسعت دهنده وداناست»و نیز فرموده است: «اگر (آن زن و مرد از یکدیگر جدا شدند، خداوند هر یک را از دارایی خودش ثروت مند می کند.»)7 - معاوية بن وهب گوید: از امام صادق علیه السَّلام در مورد این آیه: «و باید کسانی که (امکان ازدواج برای شان یافت نمی شود استعفاف کنند، تا خداوند از فضلش بی نیازشان گرداند» پرسیدم.)فرمود: یعنی ازدواج (موقّت کنند تا خداوند از فضلش بی نیازشان گرداند.)

### بخش یازدهم#### کسی که برای ازدواج زن و مرد کوشش کند ...(11 بَابُ مَنْ سَعَى فِي التَّزْوِيجِ)1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيٌّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام:أَفْضَلُ الشَّفَاعَاتِ أَنْ تَشْفَعَ بَيْنَ اثْنَيْنِ فِي نِكَاحِ حَتَّى يَجْمَعَ اللَّهُ بَيْنَهُمَا.2 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:مَنْ زَوَّجَ أَعْرَبَ كَانَ مِمَّنْ يَنْظُرُ اللَّهُ عزَّوَجل إِلَيْهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ.بخش یازدهم: کسی که برای ازدواج زن و مرد کوشش کند1 - سکونی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: امير المؤمنين علیه السَّلام فرمود:با فضیلت ترین شفاعت ها آن است که بین دو نفر (زن و مرد در مورد ازدواج شان با یکدیگر شفاعت و واسطه گری کنی تا خداوند آنها را با یکدیگر همراه کند.)2 - سماعة بن مهران گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود هر که شخص بی همسری را ازدواج بدهد، از کسانی است که خداوند عزَّوَجَل در روز قیامت به او نگاه (رحمت می کند.)

### بخش دوازدهم#### انتخاب زن(12 بَابُ اخْتِيَارِ الزَّوْجَةِ)1 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُسْكَانَ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام يَقُولُ:إِنَّمَا الْمَرْأَةُ قِلادَةٌ فَانْظُرْ إِلَى مَا تَقَلَّدُهُ.قَالَ: وَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ: لَيْسَ لِلْمَرْأَةِ خَطَرٌ لا لِصَالِحَتِهِنَّ، وَ لَا لِصَّالِحَتِهِنَّ ، أَمَّا صَالِحَتُهُنَّ فَلَيْسَ خَطَرُهَا الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ. بَلْ هِيَ خَيْرٌ مِنَ الذَّهَبِ وَالْفِضَّةِ وَأَمَّا طَالِحَتُهُنَّ فَلَيْسَ التُّرَابُ خَطَرَهَا بَل التُّرَابُ خَيْرٌ مِنْهَا.- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيَّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ النَّبِيُّ صلَّی اللهُ علیه وآله:بخش دوازدهم: انتخاب زن1 - راوی گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود: همانا زن، گردنبندی است؛ پس به کسی که می خواهی به گریبان خود بیاوزیزی به خوبی بنگر.راوی گوید: هم چنین شنیدم که حضرتش می فرمود: زن، قیمت ندارد، نه صالحاش قیمت دارد و نه بدش؛ قیمت زنان صالح، قیمت طلا و نقره نیست، بلکه بهتر از طلا و نقره هستند؛ و دربارۀ زنان بد حتّی خاک را نمی توان به عنوان بهای آنها داد، بلکه خاک از زنان بد بهترست.2 - سکونی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود:

اخْتَارُوا لِنطَفِكُمْ، فَإِنَّ الْخَالَ أَحَدُ الضَّجِيعَيْنِ.- وَ بِإِسْنَادِهِ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم:أَنْكِحُوا الْأَكْفَاءَ وَ انْكِحُوا فِيهِمْ وَ اخْتَارُوا لِنُطَفِكُمْ.4 - وَ بِإِسْنَادِهِ قَالَ: قَامَ رَسُولُ اللَّهِ صلَّی اللهُ علیه وآله خَطِيبًا فَقَالَ:أَيُّهَا النَّاسُ! إِيَّاكُمْ وَخَضْرَاءَ الدِّمَنِ.قِيلَ : يَا رَسُولَ اللهِ! وَ مَا خَضْرَاءُ الدِّمَن؟قَالَ: الْمَرْأَةُ الْحَسْنَاءُ فِي مَنْبِتِ السَّوْءِ.### بخش سیزدهم#### فضیلت ازدواج با زن دین دار و کراهت ازدواج به جهت ثروت(13 بَابُ فَضْلِ مَنْ تَزَوَّجَ ذَاتَ دِينِ وَ كَرَاهَةِ مَنْ تَزَوَّجَ لِلْمَالِ)1 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطِ عَنْ عَمِّهِ يَعْقُوبَ بْنِ سَالِمٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ :برای نطفه های خودتان (زنِ خوب انتخاب کنید؛ چرا که دایی یکی از دو ملازم است.)3 - با همین اسناد گوید: پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود: با خانواده ای که همانند خودتان هستند ازدواج کنید، و برای نطفه هایتان (زن خوب انتخاب کنید.)4 - با همین اسناد گوید: روزی رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله برای ایراد سخنرانی برخاست و فرمود:ای مردم! از گُل هایی که در اثر فضولات چارپایان روییده، برحذر باشید.پرسیده شد: ای پیامبر خدا! این گُل ها چیست؟فرمود: زن زیبایی که در خانوادۀ بد تربیت شود.بخش سیزدهم: فضیلت ازدواج با زن دین دار و کراهت ازدواج به جهت ثروت1 - محمّد بن مسلم گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:

أَتَى رَجُلُ النَّبِيَّ صلَّی اللهُ علیه وآله يَسْتَأْمِرُهُ فِي النِّكَاح.فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله: انْكِحْ وَ عَلَيْكَ بِذَاتِ الدِّينِ تَرِبَتْ يَدَاكَ.2 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ بُنْدَارَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ النَّضْرِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام يَقُولُ:مَنْ تَزَوَّجَ امْرَأَةٌ يُرِيدُ مَالَهَا الْجَأَهُ اللهُ إِلَى ذَلِكَ الْمَالِ.3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ الْحَكَم عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:إِذَا تَزَوَّجَ الرَّجُلُ الْمَرْأَةَ لِجَمَالِهَا أَوْ مَالِهَا وَ كِلَ إِلَى ذَلِكَ، وَإِذَا تَزَوَّجَهَا لِدِينِهَا رَزَقَهُ اللهُ الْجَمَالَ وَ الْمَالَ.مردی خدمت پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله آمد تا از آن حضرت دربارۀ ازدواج، دستوری بگیرد.آن حضرت به او فرمود: ازدواج کن و تو را به جِدّ ازدواج با زن دین دار سفارش کنم.2 - اسحاق بن عمّار گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود: هر کس با زنی به جهت ثروت او ازدواج کند، خداوند او را به همان ثروت می سپارد.- هشام بن حکم گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: اگر مردی به جهت زیبایی یا دارایی زنی با او ازدواج کند به همان چیز سپرده می شود؛ و اگر زنی را به جهت دین داری اش بگیرد، خداوند زیبایی و ثروت را نیز نصیبش می کند.

### بخش چهاردهم#### کراهت ازدواج با زن نازا(14 بَابُ كَرَاهِيَةِ تَزْوِيجِ الْعَاقِرِ)1 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: جَاءَ رَجُلٌ إِلَى رَسُولِ اللهِ صلَّى الله عليه وآله فَقَالَ: يَا نَبِيَّ اللَّهِ! إِنَّ لِي ابْنَةَ عَمْ قَدْ رَضِيتُ جَمَالَهَا وَحُسْنَهَا وَ دِينَهَا وَ لَكِنَّهَا عَاقِرٌفَقَالَ: لا تَزَوَّجْهَا؛ إِنَّ يُوسُفَ بْنَ يَعْقُوبَ لَقِيَ أَخَاهُ فَقَالَ: يَا أَخِي! كَيْفَ اسْتَطَعْتَ أَنْ تَتَزَوَّجَ النِّسَاءَ بَعْدِي؟فَقَالَ: إِنَّ أَبِي أَمَرَنِي وَ قَالَ: إِنِ اسْتَطَعْتَ أَنْ تَكُونَ لَكَ ذُرِّيَّةٌ تُنْقِلُ الْأَرْضَ بِالتَّسْبِيحِ فَافْعَلْ.قَالَ: فَجَاءَ رَجُلٌ مِنَ الْغَدِ إِلَى النَّبِيِّ صلَّی اللهُ علیه وآله، فَقَالَ لَهُ مِثْلَ ذَلِكَ.بخش چهاردهم: کراهت ازدواج با زن نازا1 - عبد الله بن سنان گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: مردی نزد رسول خدا صلَّی للهُ علیه وآله آمد و عرض کرد: ای پیامبر خدا! من دختر عمویی دارم که زیبایی، خوش اخلاقی و دین داری اش را پسندیده ام، ولی تنها (عیبی که دارد این است که نازا است.)حضرت فرمود: با او ازدواج مکن؛ زیرا یوسف بن یعقوب وقتی با برادرش ملاقات کرد، گفت برادر جان! چگونه توانستی پس از من، ازدواج کنی؟ عرض کرد: پدرم به من دستور داد و فرمود: اگر می توانی فرزندانی داشته باشی که بر روی زمین با تسبیح الهی سنگینی کنند، این کار را بکن.امام صادق علیه السَّلام فرمود: فردای آن روز نیز مردی خدمت پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله آمد و همان سؤال را پرسید.

فَقَالَ لَهُ: تَزَوج سَوْءَاءَ وَلُوداً، فإلي مكابر بكُمُ الأمم يَوْمَ الْقِيَامَةِ.مُكَاثِرٌ الْأُمَمَقَالَ: فَقُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام: مَا السَّوْءَاءُ؟قَالَ: الْقَبِيحَةُ.2 - الْحَسَنُ بْنُ مَحْبُوبِ عَنِ العَلاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أبي جَعْفَرِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلَّى الله عليه وآله:تَزَوَّجُوا بِكْراً وَلُوداً وَ لا تَزَوَّجُوا حَسْنَاءَ جَمِيلَةً عَاقِراً، فَإِنِّي أُبَاهِي بِكُمُ الْأُمَمَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ.- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ عَبْدِ الْخَالِقِ عَمَّنْ حَدَّثَهُ قَالَ: شَكَوْتُ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قِلَّةَ وُلْدِي وَ أَنَّهُ لا وَلَد لِي.فَقَالَ لِي: إِذَا أَتَيْتَ الْعِرَاقَ، فَتَزَوَّج امْرَأَةٌ وَ لَا عَلَيْكَ أَنْ تَكُونَ سَوْءَاءَ.قُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! وَ مَا السَّوْءَاءُ؟آن حضرت به او فرمود: با زن سوءائی بسیار میزاید ازدواج کن؛ چون من در روز قیامت به فراوانی شما مباهات می کنم.راوی گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: سوءاء چیست؟فرمود: زنِ زشت.2 - محمّد بن مسلم گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود: پیامبر خدا فصلَّى الله عليه وآله رمود:با زن باکره ای که بسیار می زاید ازدواج کنید، ولی با زن نیک روی زیبایی که نازاست ازدواج مکنید؛ چون من در روز قیامت به فراوانی شما بر دیگر اُمّت ها مباهات می کنم.3 - اسماعيل بن عبدالخالق از شخصی نقل میکند که گوید: از بی فرزندی به امام صادق علیه السَّلام شکایت کردم.فرمود: وقتی به عراق رفتی با زنی ازدواج کن و برایت اشکالی ندارد که سوءاء باشد.عرض کردم: قربانت گردم! سوءاء چیست؟

قَالَ: امْرَأَةٌ فِيهَا قُبْحٌ، فَإِنَّهُنَّ أَكْثَرُ أَوْ لاداً.4 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ سَعِيدِ الرَّفِّيِّ قَالَ: حَدَّثَنِي سُلَيْمَانُ بْنُ جَعْفَرِ الْجَعْفَرِيُّ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السَّلام قَالَ:قَالَ رَسُولُ اللهِ الله صلَّى الله عليه وآله الرَجُلٍ تَزَوَّجْهَا سَوْءَاءَ وَلُوداً وَ لَا تَزَوَّجْهَا حَسْنَاءَ عَاقِرًا، فَإِنِّي مُبَاهِ بِكُمُ الْأُمَمَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ ، أَوَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ الْوِلْدَانَ تَحْتَ الْعَرْشِ يَسْتَغْفِرُونَ لآبَائِهِمْ ، يَحْضُنُهُمْ إِبْرَاهِيمُ علیه السَّلام وَ تُرَبِّيهِمْ سَارَةُ فِي جَبَلٍ مِنْ مِسْكِ وَ عَنْبَرٍ وَ زَعْفَرَانٍ؟### بخش پانزدهم#### فضیلت زنان باکره(15 بَابُ فَضْلِ الْأَبْكَارِ)1 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ رِئَابٍ عَنْ عَبْدِ الْأَعْلَى بْنِ أَعْيَنَ مَوْلَى آلِ سَامِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّى الله عليه وآله:فرمود: یعنی زنی که کمی زشت باشد؛ زیرا این زن ها فرزندان بسیاری می زایند.4 - سلیمان بن جعفر جعفری گوید: از امام رضا علیه السَّلام روایت است: رسول خدا صلَّى الله عليه وآله به مردی فرمود:با زن سوءاء (کمی زشت زیاد بچه زا ازدواج کن، ولی با زن زیباروی نازا ازدواج مکن؛ چون من در روز قیامت در مقابل دیگر امّت ها به شما مباهات می کنم.)مگر نمی دانی که بچه هایی که از دنیا رفته اند در زیر عرش الهی هستند و برای پدران خود استغفار می کنند آنها در تحت حضانت و پرورش ابراهیم علیه السَّلام هستند و حضرت ساره آنان را در کوهی که از مشک و عنبر و زعفران است، تربیت می کند.بخش پانزدهم: فضیلت زنان باکره1 - عبد الاعلی بن اعین گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: پیامبر خدا صلَّى الله عليه وآله فرمود:

تَزَوَّجُوا الْأَبْكَارَ، فَإِنَّهُنَّ أَطْيَبُ شَيْءٍ أَفْوَاهَا.وَ فِي حَدِيثٍ آخَرَ وَأَنْشَفَهُ أَرْحَاماً وَ أَدَرُّ شَيْءٍ أَخْلَافًا وَأَفْتَحُ شَيْءٍ أَرْحَامَاً، أَمَا عَلِمْتُمْ أَنِّي أُبَاهِي بِكُمُ الْأُمَمَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ حَتَّى بِالسِّقْطِ يَظُلُّ مُحْبَنْطِنَا عَلَى بَابِ الْجَنَّةِ ، فَيَقُولُ اللهُ عزَّوَجل: ادْخُلِ الْجَنَّةَ!فَيَقُولُ : لا أَدْخُلُ حَتَّى يَدْخُلَ أَبَوَايَ قَبْلِي.فَيَقُولُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لِمَلَكٍ مِنَ الْمَلَائِكَةِ: ائْتِنِي بِأَبَوَيْهِ.فَيَأْمُرُ بِهِمَا إِلَى الْجَنَّةِ فَيَقُولُ: هَذَا بِفَضْلِ رَحْمَتِي لَكَ.### یخش شانزدهم#### نشانه های زنان خوب و پسندیده(16 بَابُ مَا يُسْتَدَلُّ بِهِ مِنَ الْمَرْأَةِ عَلَى الْمَحْمَدَةِ)1 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ علیه السَّلام قَالَ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ:با زنان باکره ازدواج کنید، زیرا دهان آنها از هر چیزی پاکیزه تر و خوشبوتر است.در حدیث دیگری آمده است: و رحِم های آنها پذیراتر، و سینه هاشان شیرده تر و رحم هاشان گشادتر است. مگر نمی دانید من در روز قیامت در مقابل امّت ها دیگر به شما _ حتی به بچه های سقط شدۀ شما _ مباهات می کنم. در آن روز بچه سقط شده کنار درب بهشت می ایستد و وارد نمی شود. خداوند عزَّوَجل می فرماید: وارد بهشت شو!می گوید: وارد نمی شوم تا پدر و مادرم وارد شوند.خداوند عزَّوجل به یکی از فرشتگان می فرماید: پدر و مادرش را بیاور!آن گاه دستور می دهد که آن دو را به بهشت وارد کنند و می فرماید: این به خاطر رحمت بی حساب من بر توست.بخش شانزدهم: نشانه های زنان خوب و پسندیده1 - عبدالله بن مغیره گوید: از امام کاظم علی علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:

عَلَيْكُمْ بِذَوَاتِ الْأَوْرَاكِ، فَإِنَّهُنَّ أَنْجَبُ.2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مَالِكِ بْنِ أَشْيَمَ عَنْ بَعْضِ رِجَالِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام:تَزَوَّجُوا سَمْرَاءَ عَيْنَاءَ عَجْزَاءَ مَرْبُوعَةً، فَإِنْ كَرِهْتَهَا فَعَلَيَّ مَهْرُهَا.3 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ: قَالَ لِيَ الرَّضَا علیه السَّلام:إِذَا نَكَحْتَ فَانْكِحْ عَجْزَاءَ.4 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا رَفَعَ الْحَدِيثَ قَالَ:كَانَ النَّبِيُّ صلَّى الله عليه وآله إِذَا أَرَادَ تَزْوِيجَ امْرَأَةٍ بَعَثَ مَنْ يَنْظُرُ إِلَيْهَا وَ يَقُولُ لِلْمَبْعُوثَةِ: شَمِّي لِيتَهَا، فَإِنْ طَابَ لِيتُهَا طَابَ عَرْفُهَا وَ انْظُرِي كَعْبَهَا، فَإِنْ دَرِمَ كَعْبُهَا عَظُمَ كَعْثَبُهَا.شما را به ازدواج با زنان بزرگ سُرین سفارش می کنم؛ چون نجیب تر از زنان دیگر هستند.2 - مالک بن اشیم از شخصی نقل می کند که گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:امير المؤمنين علیه السَّلام فرمود: با زنی ازدواج کنید که گندم گون، بزرگ چشم بزرگ کپل و چهار شانه باشد، که اگر او را نپسندیدی مهرش با من است.3 - احمد بن محمّد بن عبدالله گوید: امام رضا علیه السَّلام به من فرمود: اگر خواستی ازدواج کنی با زن بزرگ کپل ازدواج کن.4 - یکی از اصحاب ما در روایت مرفوعه ای گوید: هنگامی که پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله قصد داشت با زنی ازدواج کند، زنی را می فرستاد تا او را ببیند و به او می فرمود: گردنش را ببوی که اگر آن خوشبو باشد، بدنش خوشبو خواهد بود، و به غوزک پایش بنگر که اگر آن پر گوشت باشد فرجش پرگوشت خواهد بود.

5 - أَحْمَدُ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ النِّعْمَانِ عَنْ أَخِيهِ عَنْ دَاوُدَ بْنِ الْنَعْمَانِ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ الْخَزَّازِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:إِنِّي جَرَّبْتُ جَوَارِيَ بَيْضَاءَ وَأَدْمَاءَ فَكَانَ بَيْنَهُنَّ بَوْنُ.6 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله: تَزَوَّجُوا الزُّرْقَ، فَإِنَّ فِيهِنَّ الْيُمْنَ.7 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ بَكْرِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ علیه السَّلام قَالَ:مِنْ سَعَادَةِ الرَّجُلِ أَنْ يَكْشِفَ التَّوْبَ عَنِ امْرَأَةٍ بَيْضَاءَ.8 - سَهْلٌ عَنْ بَكْرِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ مَالِكِ بْنِ أَشْيَمَ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام:تَزَوَّجْهَا عَيْنَاءَ سَمْرَاءَ عَجْزَاءَ مَرْبُوعَةٌ، فَإِنْ كَرِهْتَهَا فَعَلَيَّ الصَّدَاقُ.5 - ابو ایّوب خزاز گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: من كنيزان سفید رو و سبزه رو را تجربه کرده ام؛ بین آنها فاصلۀ زیادی بود.6 - سکونی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود: با زنان چشم آبی ازدواج کنید؛ چون برکت دارند.7 - بكر بن صالح از شخصی نقل می کند که گوید: امام کاظم علیه السَّلام فرمود: از خوشبختی مرد آن است که لباس را از زن سفید پوست برگیرد.8 - مالک بن اشیم از شخصی نقل می کند که گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: امير المؤمنين علیه السَّلام فرمود:با زن چشم درشت، سبزه، کپل بزرگ و چهارشانه ازدواج کن، اگر از او خوشت نیامد، مهریه اش را من به گردن می گیرم.

### بخش هفدهم#### دو روایت نکته دار(17 بَابٌ نَادِرُ)1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي الْقَاسِمِ عَنْ أَبِيهِ رَفَعَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:الْمَرْأَةُ الْجَمِيلَةُ تَقْطَعُ الْبَلْغَمَ، وَالْمَرْأَةُ السَّوْءَاءُ تُهَيِّجُ الْمِرَّةَ السَّوْدَاءَ.2 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ السَّيَّارِيِّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْحَمِيدِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام أَنَّهُ شَكَا إِلَيْهِ الْبَلْغَمَ.فَقَالَ: أَ مَا لَكَ جَارِيَةٌ تُضْحِكُكَ؟قَالَ: قُلْتُ : لا.قَالَ: فَاتَّخِذْهَا، فَإِنَّ ذَلِكَ يَقْطَعُ الْبَلْغَمَ.بخش هفدهم: دو روایت نکته دار1 - ابو قاسم در روایت مرفوعه ای گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: زن زیبا، بلغم را بر طرف می کند و زن زشت موجب هیجان سوداء می شود.2- محمّد بن عبدالحمید گوید: یکی از دوستان به امام صادق علیه السَّلام از بلغم شکایت کرد.فرمود: آیا کنیزی نداری که تو را بخنداند؟گفت نه.فرمود: پس چنین کنیزی را بگیر، که بلغم را برطرف می کند.

### بخش هجدهم#### خداونذ برای مردم، هم شکل آنان را آفریده است(18 بَابُ أَنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى خَلَقَ لِلنَّاسِ شَكْلَهُمْ)1 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ صَالِحٍ بْنِ أَبِي حَمَّادٍ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ بُرَيْدِ بْنِ مُعَاوِيَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:أَتَى النَّبِيَّ صلَّى اللهُ عليه وآله رَجُلٌ فَقَالَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ! إِنِّي أَحْمِلُ أَعْظَمَ مَا يَحْمِلُ الرِّجَالُ، فَهَلْ يَصْلُحُ لِي أَنْ آتِيَ بَعْضَ مَا لِي مِنَ الْبَهَائِم نَاقَةً أَوْ حِمَارَةٌ، فَإِنَّ النِّسَاءَ لَا يَفْوَيْنَ عَلَى مَا عِنْدِي.فَقَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله: إِنَّ اللهَ تَبَارَكَ وَتَعَالَى لَمْ يَخْلُقْكَ حَتَّى خَلَقَ لَكَ مَا يَحْتَمِلُكَ مِنْ شَكْلِكَ:فَانْصَرَفَ الرَّجُلُ وَ لَمْ يَلْبَثْ أَنْ عَادَ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ صلَّى الله عليه وآله فَقَالَ لَهُ مِثْلَ مَقَالَتِهِ فِي أَوَّلِ مَرَّةٍ.بخش هیجدهم: خداوند برای مردم، هم شکل آنان را آفریده است1 - بريد بن معاویه گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: مردی نزد پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله آمد و عرض کرد:ای رسول خدا! من بزرگ ترین چیزی را که مردان با خود دارند دارم، آیا می توانم به سراغ یکی از چارپایانم - شتر ماده یا خر ماده ای - بروم؟ چون زنان طاقت مرا ندارند.حضرت فرمود: خدای تبارک و تعالی تو را نیافریده مگر آن که زنی هم شکل تو آفریده است که می تواند تو را تحمّل کند.آن مرد رفت و پس از مدّت کوتاهی آمد و دوباره همان سخن خود را تکرار کرد.

فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله: فَأَيْنَ أَنْتَ مِنَ السَّوْدَاءِ العَنَطْنَطَةِ؟قَالَ: فَانْصَرَفَ الرَّجُلُ فَلَمْ يَلْبَثْ أَنْ عَادَ، فَقَالَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ! أَشْهَدُ أَنَّكَ رَسُولُ اللهِ حَقَّاً، إِنِّي طَلَبْتُ مَا أَمَرْتَنِي بِهِ، فَوَقَعْتُ عَلَى شَكْلِي مِمَّا يَحْتَمِلُنِي وَ قَدْ أَقْنَعَنِي ذلك.### بخش نونزدهم#### استحباب شوهر دادن دختران بالغ و پاکدامن نه داشتن آنان به وسیله شوهران(19 بَابُ مَا يُسْتَحَبُّ مِنْ تَزْوِيجِ النِّسَاءِ عِنْدَ بُلُوغِهِنَّ وَ تَحْصِينِهِنَّ بِالْأَزْوَاجِ)1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:مِنْ سَعَادَةِ الْمَرْءِ أَنْ لَا تَطْمَثَ ابْنَتُهُ فِي بَيْتِهِ.2 - بَعْضُ أَصْحَابِنَا سَقَطَ عَنِّي إِسْنَادُهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:رسول خدا صلَّى اللهُ عليه وآله به او فرمود: چرا به سراغ زن سیاهِ گردن دراز نیرومند نمی روی؟آن مرد رفت و پس از مدّت کوتاهی بازگشت و گفت: ای رسول خدا! گواهی می دهم که تو فرستادۀ راستین خدا هستی؛ من زنی را که فرمودی جست و جو کردم، و دیدم همسان من است و می تواند مرا تحمّل کند، و به آن قانع شدم.بخش نوزدهم: استحباب شوهر دادن دختران بالغ و پاکدامن نه داشتن آنان به وسیله شوهران1 - احمد بن محمّد بن عیسی از شخصی نقل می کند که گوید: امام صادق صلَّى اللهُ عليه وآله فرمود: از سعادت انسان آن است که دخترش در خانۀ او خون حیض نبیند.2 - راوی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

124إِنَّ اللَّهَ عزَّوَجَل لَمْ يَتْرُكْ شَيْئاً مِمَّا يُحْتَاجُ إِلَيْهِ إِلَّا عَلَّمَهُ نَبِيَّهُ، فَكَانَ مِنْ تَعْلِيمِهِ إِيَّاهُ أَنَّهُ صَعِدَ الْمِنْبَرَ ذَاتَ يَوْمٍ فَحَمِدَ اللَّهَ وَ أَثْنَي عَلَيْهِ، ثُمَّ قَالَ:أَيُّهَا النَّاسُ! إِنَّ جَبْرَئِيلَ أَتَانِي عَنِ اللَّطِيفِ الْخَبِيرِ فَقَالَ: إِنَّ الْأَبْكَارَ بِمَنْزِلَةِ الثَّمَرِ عَلَى الشَّجَرِ إِذَا أَدْرَكَ ثَمَرُهُ فَلَمْ يُجْتَنَى أَفْسَدَتْهُ الشَّمْسُ وَ نَثَرَتْهُ الرِّيَاحُ، وَكَذَلِكَ الْأَبْكَارُ إِذَا أَدْرَكْنَ مَا يُدْرِكُ النِّسَاءُ فَلَيْسَ لَهُنَّ دَوَاءٌ إِلَّا الْبُعُولَةُ وَإِلَّا لَمْ يُؤْمَنْ عَلَيْهِنَّ الْفَسَادُ، لِأَنَّهُنَّ بَشَرٌ.قَالَ: فَقَامَ إِلَيْهِ رَجُلٌ فَقَالَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ! فَمَنْ نُزَوِّجُ؟فَقَالَ: الْأَكْفَاءَ.فَقَالَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ! وَ مَنِ الْأَكْفَاءُ؟فَقَالَ: الْمُؤْمِنُونَ بَعْضُهُمْ أَكْفَاءُ بَعْضِ الْمُؤْمِنُونَ بَعْضُهُمْ أَكْفَاءُ بَعْضٍ.3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ سَيَابَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:به راستی خدای عزَّوَجل هیچ چیزی را که بدان نیاز باشد رها نکرده و آنها را به پیامبرش صلَّی اللهُ علیه وآله آموخته است.از چیزهایی که آن بزرگوار آموخته این است که روزی بر فراز منبر رفت و حمد و ثنای الهی به جای آورد آن گاه فرمود:ای مردم! جبرئیل از جانب پروردگار لطیف و آگاه نزد من آمد و عرض کرد: دوشیزگان همانند میوه بر درختاند که اگر میوهاش رسید و چیده نشد، خورشید آن را خراب میکند و باد آن را بر زمین می افکند؛ دوشیزگان نیز همین گونه هستند، هنگامی که از مسائل زنان آگاه شدند درمانی جز شوهر کردن ندارند، وگرنه از تباه و فساد در امان نیستند؛ چرا که اینان بشر هستند.آن گاه مردی برخاست و عرض کرد: ای رسول خدا! دخترانمان را به چه کسی شوهر بدهیم؟فرمود : ه افراد هم شأن و همانند خودتان.عرض کرد: ای رسول خدا! منظور از هم شان چه کسانی هستند؟فرمود: مؤمنان، هر یک کفو و هم شان دیگری هستند؛ مؤمنان، هر یک کفو و هم دیگری هستند.3 - عبدالرحمان بن سیابه گوید: امام صادق صلَّى اللهُ عليه وآله فرمود:

إِنَّ اللَّهَ خَلَقَ حَوَّاءَ مِنْ آدَمَ، فَهِمَّةُ النِّسَاءِ الرِّجَالُ فَحَصِّنُوهُنَّ فِي الْبُيُوتِ.4 - أَبَانٌ عَنِ الْوَاسِطِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:إِنَّ اللهَ خَلَقَ آدَمَ علیه السَّلام مِنَ الْمَاءِ وَ الطِّينِ، فَهِمَّةُ ابْنِ آدَمَ فِي الْمَاءِ وَ الطِّينِ، وَ خَلَقَ حَوَّاءَ مِنْ آدَمَ فَهِمَّةُ النِّسَاءِ فِي الرِّجَالِ فَحَصِّنُوهُنَّ فِي الْبُيُوتِ.5 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ جُمْهُورٍ عَنْ أَبِيهِ رَفَعَهُ قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام فِي بَعْضٍ كَلامه:إِنَّ السَّبَاعَ هَمُّهَا بُطُونُهَا، وَإِنَّ النِّسَاءَ هَمُّهُنَّ الرَّجَالُ.6 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ وَهْبٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام:خُلِقَ الرِّجَالُ مِنَ الْأَرْضِ، وَ إِنَّمَا هَمُّهُمْ فِي الْأَرْضِ. وَ خُلِقَتِ الْمَرْأَةُ مِنَ الرِّجَالِ، وَ إِنَّمَا هَمُّهَا فِي الرِّجَالِ احْبِسُوا نِسَاءَ كُمْ يَا مَعَاشِرَ الرَّجَالِ!خداوند حوّا را از آدم آفرید، بنابراین همّت زنان برای مردان است، پس آنها با نگاه داشتن در خانه ها پاکدامن نگه دارید.4 - واسطی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: خداوند آدم علیه السَّلام را از آب و خاک آفرید. بنابراین، همّت و تلاش انسان در آب و خاک است و حوّا، را از آدم به وجود آورد. از این رو، همّت زنان در مورد مردان است. پس آنان را در خانه ها نگهدارید تا پاک بمانند.5 - ابن جمهور در روایت مرفوعه ای گوید: امیر المؤمنین علیه السَّلام در سخنی فرمود:به راستی که همّت و تلاش درندگان در جهت شکم شان می باشد، و همت زنان در جهت مردان.6 - وهب گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: امیر المؤمنين علیه السَّلام فرمود:مردان از زمین آفریده شده اند، و تنها همّ و تلاششان در زمین است؛ و زنان از مردان آفریده شده اند و تنها تلاششان در جهت مردان است. پس ای مردان! زنانتان را نزد خود نگهدارید.

7 - أَبُو عَبْدِ اللَّهِ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ جَعْفَرِ بْنِ عَنْبَسَةَ عَنْ عُبَادَةَ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ أَبِي الْمِقْدَامِ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام وَأَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْعَاصِمِيُّ عَمَّنْ حَدَّثَهُ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ حَسَّانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ كَثِيرٍ عَنْ اَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام فِي رِسَالَتِهِ إِلَى الْحَسَنِ علیه السَّلام:إِيَّاكَ وَ مُشَاوَرَةَ النِّسَاءِ، فَإِنَّ رَأْيَهُنَّ إِلَى الْأَفْنِ، وَ عَزْمَهُنَّ إِلَى الْوَهْنِ، وَ اكْفُفْ عَلَيْهِنَّ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ بِحِجَابِكَ إِيَّاهُنَّ ، فَإِنَّ شِدَّةَ الْحِجَابِ خَيْرٌ لَكَ وَ لَهُنَّ مِنَ الإِرْتِيَابِ ، وَلَيْسَ خُرُوجُهُنَّ بِأَشَدَّ مِنْ دُخُولِ مَنْ لا تَثِقُ بِهِ عَلَيْهِنَّ، فَإِنِ اسْتَطَعْتَ أَن لا يَعْرِفْنَ غَيْرَكَ مِنَ الرِّجَالِ فَافْعَلْ.أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْحُسَيْنِي عَنْ عَلِيِّ بْنِ عَبْدَكِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ ظَرِيفِ بْنِ نَاصِحٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عُلْوَانَ عَنْ سَعْدِ بْنِ طَرِيفٍ عَنِ الْأَصْبَحَ بْنِ نُبَاتَةَ عَنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام مِثْلَهُ إِلَّا أَنَّهُ قَالَ:كَتَبَ بِهَذِهِ الرَّسَالَةِ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام إِلَى ابْنِهِ مُحَمَّدِ [ بْنِ الْحَنَفِيَّة ].7 - عمروبن ابو مقدام از امام باقر علیه السَّلام و عبدالرحمان بن کثیر از امام صادق علیه السَّلام نقل می کنند که فرمودند: امیر مؤمنان علی علیه السَّلام در نامه اش برای امام حسن علیه السَّلام نوشت:تو را از مشورت با زنان بر حذر می دارم؛ زیرا رأی آنان ناقص است و تصمیم شان به سستی می گراید، چشم های آنها را با مانع قرار دادن خودت (از دیدن دیگران بپوشان، چرا که شدّت پوشش و حجاب هم برای تو و هم برای آنها بهتر از اتّهام است؛ و (بدان که) خارج شدن آنها (از خانه) بدتر از آمدن افرادی که مورد اعتماد تو نیستند به نزد آنها نیست، پس اگر تو توانستی کاری کنی که جز تو هیچ مردی - را نشناسند این کار را انجام بده.)اصبغ بن نباته نیز نظیر این روایت را از امیرمؤمنان علی علیه السَّلام نقل کرده؛ ولی در آن روایت آمده است که این نامه را امیر مؤمنان علی علیه السَّلام الله به فرزندش محمّد بن حنفیه نوشت.

8 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ نُوحٍ بْنِ شُعَيْبٍ رَفَعَهُ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:كَانَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ علیه السَّلام إِذَا أَتَاهُ خَتَتُهُ عَلَى ابْنَتِهِ أَوْ عَلَى أُخْتِهِ بَسَطَلَهُ رِدَاءَهُ، ثُمَّ أَجْلَسَهُ ثُمَّ يَقُولُ: مَرْحَباً بِمَنْ كَفَى الْمَثُونَةَ وَ سَتَرَ الْعَوْرَةَ.### بخش بیستم#### فزونی شهوت زنان نسبت به مردان(20 بَابُ فَضْلِ شَهْوَةِ النِّسَاءِ عَلَى شَهْوَةِ الرِّجَالِ)1 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ الحُسَيْنِ بْنِ عُلْوَانَ عَنْ سَعْدِ بْنِ طَرِيفٍ عَنِ الْأَصْبَعِ بْنِ نُبَاتَةَ قَالَ: قَالَ مِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام:خَلَقَ اللهُ الشَّهْوَةَ عَشَرَةَ أَجْزَاءٍ، فَجَعَلَ تِسْعَةَ أَجْزَاءٍ فِي النِّسَاءِ وَ جُزْءاً وَاحِداً فِي الرَّجَالِ، وَ لَوْ لا مَا جَعَلَ اللهُ فِيهِنَّ مِنَ الْحَيَاءِ عَلَى قَدْرِ أَجْزَاءِ الشَّهْوَةِ لَكَانَ لِكُلِّ رَجُلٍ تِسْعُ نِسْوَةٍ مُتَعَلَّقَاتٍ به.8- نوح بن شعیب در روایت مرفوعه ای گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:هرگاه داماد امام سجاد علیه السَّلام یا شوهر خواهرش نزد حضرتش شرف یاب می شد، آن حضرت عبای خود را برای او می گستراند و او را روی آن می نشانید و می فرمود: آفرین بر کسی که هزینه خرجی را تأمین کرده و عورت را پوشانیده است.بخش بیستم: فزونی شهوت زنان نسبت به مردان1 - اصبغ بن نباته گوید: امیر مؤمنان على علیه السَّلام فرمود:خداوند، شهوت را بر ده جزء آفریده که نه جزء آن را برای زنان و یک جزءاش را در مردان قرار داد اگر به همان نسبت (9/10 در آنان حیا و شرم در زنان قرار نداده بود، به طور حتم، در پی هر مردی نُه زن بود.)

2 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَمَّنْ حَدَّثَهُ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:إِنَّ اللَّهَ جَعَلَ لِلْمَرْأَةِ صَبْرَ عَشَرَةِ رِجَالٍ، فَإِذَا هَاجَتْ كَانَتْ لَهَا قُوَّةُ شَهْوَةِ عَشَرَةِ رجال.3 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي خَالِدٍ الْقَمَّاطِ عَنْ ضُرَيْسٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ:إِنَّ النِّسَاءَ أُعْطِينَ بُضْعَ اثْنَيْ عَشَرَ اثْنَيْ عَشَرَ وَ صَبْرَ اثْنَيْ عَشَرَ.4 - أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ ضُرَيْسٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:إِنَّ النِّسَاءَ أُعْطِينَ بُضْعَ اثْنَيْ عَشَرَ وَ صَبْرَ اثْنَيْ عَشَرَ.5 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ مَرْوَكِ بْنِ عُبَيْدٍ عَنْ زُرْعَةَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ سَمَاعَةَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام يَقُولُ:2 - اسحاق بن عمار گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:به راستی که خداوند برای هر زن، شکیبایی و کنترل شهوت ده مرد را قرار داده است پس هرگاه شهوت یک زن به هیجان بیاید توان شهوت ده مرد را دار است.3 - ضریس گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:به زنان، توانایی شهوت دوازده مرد و صبر و شکیبایی دوازده مرد داده شده است.4 - در روایت دیگری ضریس نظیر این سخن را از امام صادق علیه السَّلام نقل می کند:5 - ابو بصیر گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:

فُضْلَتِ الْمَرْأَةُ عَلَى الرَّجُلِ بِتِسْعَةٍ وَ تِسْعِينَ مِنَ اللَّذَّةِ، وَ لَكِنَّ اللَّهَ أَلْقَى عَلَيْهِنَّ الْحَيَاءَ.6 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:إِنَّ اللهَ جَعَلَ لِلْمَرْأَةِ أَنْ تَصْبِرَ صَبْرَ عَشَرَةِ رِجَالٍ، فَإِذَا حَصَلَتْ زَادَهَا قُوَّةَ عَشَرَةِ رِجَالٍ.### بخش بیست و یکم#### مرد مؤمن، كفو و هم شأن زن مؤمن است...(21 بَابُ أَنَّ الْمُؤْمِنَ كُفْوُ الْمُؤْمِنَةِ)1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ مَالِكِ بْنِ عَطِيَّةَ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ الْثَمَالِيِّ قَالَ:زن نود و نه برابر مرد لذّت و شهوت دارد، ولی خداوند حیا و شرم را برای آنان القا کرده است.6 - مسعود بن صدقه گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:به راستی که خداوند این توانایی را به زن داده است که همانند صبر و شکیبایی ده مرد را در برابر شهوت داشته باشد و آن هنگام که بالغ شد (یا شهوت او حاصل شد توان ده مرد را دارا است.)بخش بیست و یکم: مرد مؤمن، كفو و هم شأن زن مؤمن است1۔ ابو حمزه ثمالی گوید:

كُنْتُ عِنْدَ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام إِذِ اسْتَأْذَنَ عَلَيْهِ رَجُلٌ، فَأَذِنَ لَهُ فَدَخَلَ عَلَيْهِ فَسَلَّمَ فَرَحَّبَ بِهِ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السَّلام وَ أَدْنَاهُ وَ سَاءَلَهُ.فَقَالَ الرَّجُلُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! إِنِّي خَطَبْتُ إِلَى مَوْلَاكَ فُلَانِ بْنِ أَبِي رَافِعِ ابْنَتَهُ فُلَانَةَ فَرَدَّنِي وَ رَغِبَ عَنِّي وَ ازْدَرَأَنِي لِدَمَامَتِي وَ حَاجَتِي وَ غُرْبَتِي وَ قَدْ دَخَلَنِي مِنْ ذَلِكَ غَضَاضَةٌ هَجْمَةٌ غُضَّ لَهَا قَلْبِي تَمَنَّيْتُ عِنْدَهَا الْمَوْتَ.فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السَّلام: اذْهَبْ فَأَنْتَ رَسُولِي إِلَيْهِ وَ قُلْ لَهُ: يَقُولُ لَكَ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ علیه السَّلام: زَوَّجْ مُنْجِحَ بْنَ رَبَاحٍ مَوْلَايَ ابْنَتَكَ فُلَانَةَ وَ لا تَرُدَّهُ.قَالَ أَبُو حَمْزَةَ: فَوَثَبَ الرَّجُلُ فَرِحاً مُسْرِعاً بِرِسَالَةِ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام.محضر امام باقر علیه السَّلام بودم که مردی اجازۀ ورود خواست و آن حضرت اجازه فرمود و آن مرد وارد شد و سلام کرد و امام باقر علیه السَّلام نیز به او خوش آمد گفتند و نزدیک خود نشانده از او احوال پرسی کردند.آن مرد عرض کرد: قربانت گردم! من از دوست شما فلانی فرزند ابی رافع دخترش فلانی را خواستگاری کردم، ولی مرا نپذیرفت و از من رو گرداند و به خاطر این که زیبا نیستم و فقیر و غریب هستم مرا کوچک و تحقیر کرد و از این کارش چنان خوار شدم که دلم گرفت و آرزوی مرگ کردم.حضرت فرمود: تو به عنوان فرستادۀ من به سوی او برو و به او بگو: محمد بن علی بن الحسين بن على بن ابی طالب علیهم السَّلام به تو می گوید: دخترت فلانی را به ازدواج دوست من، منحج بن رباح درآور، و او را رد مکن.ابو حمزه ثمالی می گوید: آن مرد از پیغام امام باقر علیه السَّلام بسیار خوشحال شد و به سرعت از جای برخاست تا پیغام را به او برساند.

فَلَمَّا أَنْ تَوَارَى الرَّجُلُ قَالَ أَبُو جَعْفَرِ علیه السَّلام:اِنَّ رَجُلاً كَانَ مِنْ أَهْلِ الْيَمَامَةِ يُقَالُ لَهُ: جُوَيْبِرٌ، أَتَى رَسُولَ اللهِ صلّى اللهُ عليه وآله مُسْتَجِعاً لِلإِسْلامِ فَأَسْلَمَ وَ حَسُنَ إِسْلامُهُ ، وَكَانَ رَجُلاً قَصِيراً دَمِيماً مُحْتَاجاً عَارِياً، وَ كَانَ مِنْ قِبَاحَ السُّودَانِ. فَضَمَّهُ رَسُولُ اللهِ صلّى اللهُ عليه وآله لِحَالِ غُرْبَتِهِ وَ عَرَاهُ، وَ كَانَ يُجْرِي عَلَيْهِ طَعَامَهُ صَاعاً مِنْ تَمْرِ بِالصَّاعِ الْأَوَّلِ وَ كَسَاهُ شَمْلَتَيْنِ وَ أَمَرَهُ أَنْ يَلْزَمَ الْمَسْجِدَ وَ يَرْقُدَ فِيهِ بِاللَّيْلِ، فَمَكَثَ بِذَلِكَ مَا شَاءَ اللهُ حَتَّى كَثرَ الْغُرَبَاءُ مِمَّنْ يَدْخُلُ فِي الْإِسْلامِ مِنْ أَهْلِ الْحَاجَةِ بِالْمَدِينَةِ، وَضَاقَ بِهِمُ الْمَسْجِدُ.فَأَوْحَى اللَّهُ عزَّوجل إِلَى نَبِيِّهِ صلّى اللهُ عليه وآله أَنْ طَهَّرْ مَسْجِدَكَ وَ أَخْرِجْ مِنَ الْمَسْجِدِ مَنْ يَرْقُدُ فِيهِ بِاللَّيْلِ وَ مُرْ بِسَدٌ أَبْوَابِ مَنْ كَانَ لَهُ فِي مَسْجِدِكَ بَابٌ إِلَّا بَابَ عَلِيَّ علیه السّلام وَمَسْكَنَ فَاطِمَةَ علیها السّلام وَ لا يَمُرَّنَّ فِيهِ جُنُبٌ وَ لَا يَرْقُدْ فِيهِ غَرِيبٌ.وقتی آن مرد برخاست و رفت، امام باقر علیه السَّلام فرمود:مردی از اهل یمامه به نام «جُوَیبِر» برای تحقیق در مورد اسلام، نزد رسول خدا صلّى اللهُ عليه وآله رفت و مسلمان شد و احکام اسلام را نیز به خوبی رعایت می کرد. وی مردی کوتاه قد، زشت رو، فقیر و عریان بود و از سیاه پوستان زشت رو بود، ولی رسول خدا صلّى اللهُ عليه وآله به خاطر غریبی و عریانی اش وی را نزد خود برد و برایش مقداری خرما می فرستاد و دو لباس به او داد و او را مأمور نمود که پیوسته در مسجد باشد و شب ها را بیدار بماند.جویبر نیز چنین کرد و مدّتی طولانی این کار را ادامه می داد و تا آن که غریبان نیازمند بسیاری در مدینه مسلمان شدند که مسجد برای مسکن آنان کوچک بود.خداوند عزَّوَجل به پیامبرش صلّى اللهُ عليه وآله و حی فرستاد: مسجدت را تطهیر کن و کسانی را که شب در آن می مانند بیرون کن، و دستور بستن درهای خانۀ کسانی را که دربی به مسجد گشوده اند، جز در خانۀ علی دو منزل فاطمه علیها السَّلام صادر فرما و نباید کسی که در حال جنابت از مسجد عبور کند و نباید افراد غریب شب را در مسجد بمانند.

قَالَ: فَأَمَرَ رَسُولُ اللَّهِ صلّى اللهُ عليه وآله بِسَدٌ أَبْوَابِهِمْ إِلَّا بَابَ عَلِي وَأَقَرَّ مَسْكَنَ فَاطِمَةَ علیهما السَّلام عَلَى حَالِهِ.قَالَ: ثُمَّ إِنَّ رَسُولَ اللهِ صلّى اللهُ عليه وآله أَمَرَ أَنْ يُتَّخَذَ لِلْمُسْلِمِينَ سَقِيفَةٌ، فَعُمِلَتْ لَهُمْ وَ هِيَ الصُّفَّةُ ثُمَّ أَمَرَ الْغُرَبَاءَ وَ الْمَسَاكِينَ أَنْ يَظُلُّوا فِيهَا نَهَارَهُمْ وَ لَيْلَهُمْ، فَنَزَلُوهَا وَ اجْتَمَعُوا فِيهَا .فَكَانَ رَسُولُ اللهِ صلّى اللهُ عليه وآله يَتَعَاهَدُهُمْ بِالْبُرِّ وَ التمْرِ وَ الشَّعِيرِ وَ الرَّبِيبِ إِذَا كَانَ عِنْدَهُ، وَ كَانَ الْمُسْلِمُونَ يَتَعَاهَدُونَهُمْ وَ يَرِقُونَ عَلَيْهِمْ لِرِقَةِ رَسُولِ اللهِ صلّى اللهُ عليه وآله وَ يَصْرِفُونَ صَدَقَاتِهِمْ إِلَيْهِمْ.فَإِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلّى اللهُ عليه وآله نَظَرَ إِلَى جُوَيْبِرٍ ذَاتَ يَوْمٍ بِرَحْمَةٍ مِنْهُ لَهُ وَ رِقّةٍ عَلَيْهِ فَقَالَ لَهُ: يَا جُوَيْبِرً! لَوْ تَزَوَّجْتَ امْرَأَةٌ فَعَفَفْتَ بِهَا فَرْجَكَ وَأَعَانَتْكَ عَلَى دُنْيَاكَ وَ آخِرَتِكَ.حضرتش افزود: رسول خدا صلّى اللهُ عليه وآله دستور بستن درب ها _ جز درب خانۀ علی علیه السَّلام _ را صادر فرمود و خانۀ فاطمه علیها السَّلام را به حال خود گذاشت.آن گاه رسول خدا صلّى اللهُ عليه وآله دستور فرمود که سایه بانی برای مسلمانان بی سرپناه تهیّه شود، و این کار را انجام شد که همان «صُفّه» است؛ آن گاه به غریبان و مسکینان فرمود که شب و روز را در آن جا منزل کنند.آنان نیز در آنجا منزل کردند و گردهم آمدند.هرگاه رسول خدا صلّى اللهُ عليه وآله چیزی از گندم، خرما، جو و کشمش در اختیار داشت به آنان می فرستاد و مسلمانان نیز به آن افراد غذا می فرستادند و برایشان دلسوزی می کردند به خاطر آن که رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله نسبت به آنان دلسوز بود. مسلمانان، صدقه های خود را نیز به آن افراد می دادند.روزی رسول خدا صلّى اللهُ عليه وآله مهربانانه و دلسوزانه به جُوَیبِر نگریست و فرمود: ای جویبر! کاش با زنی ازدواج می کردی و عفت خود را حفظ می نمودی و همسرت تو را در کارهای دنیا و آخرتت یاری می نمود.

فَقَالَ لَهُ جُوَيْبِرٌ: يَا رَسُولَ اللَّهِ! بِأَبِي أَنْتَ وَأُمِّي! مَنْ يَرْغَبُ فِيَّ ؟! فَوَ اللَّهِ، مَا مِنْ حَسَبٍ وَلا نَسَبِ وَلا مَالٍ وَ لَا جَمَالٍ، فَأَيَّةُ امْرَأَةٍ تَرْغَبُ فِي؟فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اللهِ صلّى اللهُ عليه وآله: يَا جُوَيْبِر! إِنَّ اللهَ قَدْ وَضَعَ بِالْإِسْلَامِ مَنْ كَانَ فِي الْجَاهِلِيَّةِ شَرِيفاً وَ شَرَّفَ بِالْإِسْلامِ مَنْ كَانَ فِي الْجَاهِلِيَّةِ وَضِيعاً، وَأَعَزَّ بِالْإِسْلَامِ مَنْ كَانَ فِي الْجَاهِلِيَّةِ ذَلِيلاً وَ أَذْهَبَ بِالْإِسْلامِ مَا كَانَ مِنْ نَخْوَةِ الْجَاهِلِيَّةِ، وَتَفَاخُرِهَا بِعَشَائِرِهَا وَ بَاسِقِ أَنْسَابِهَا. فَالنَّاسُ الْيَوْمَ كُلُّهُمْ أَبْيَضُهُمْ وَ أَسْوَدُهُمْ وَ قُرَشِيُّهُمْ وَ عَرَبِيُّهُمْ وَ عَجَمِيُّهُمْ مِنْ آدَمَ ، وَ إِنَّ آدَمَ خَلَقَهُ اللهُ مِنْ طِينٍ، وَإِنَّ أَحَبَّ النَّاسِ إِلَى اللَّهِ عزَّوجل يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَطْوَعُهُمْ لَهُ وَأَتْقَاهُمْ وَ مَا أَعْلَمُ يَا جُوَيْبِرًا لِأَحَدٍ مِنَ الْمُسْلِمِينَ عَلَيْكَ الْيَوْمَ فَضْلاً إِلَّا لِمَنْ كَانَ أَتْقَى لِلَّهِ مِنْكَ وَأَطْوَعَ.ثُمَّ قَالَ لَهُ: انْطَلِقْ يَا جُوَيْبِرُ! إِلَى زِيَادِ بْنِ لَبِيدٍ، فَإِنَّهُ مِنْ أَشْرَفِ بَنِي بَيَاضَةَ حَسَباً فِيهِمْ فَقُلْ لَهُ: إِنِّي رَسُولُ رَسُولِ اللهِ صلّى اللهُ عليه وآله إِلَيْكَ وَ هُوَ يَقُولُ لَكَ: زَوِّجُ جُوَيْبِراً ابْنَتَكَ الذُّلْفَاءَ.جويبر عرض کرد: ای رسول خدا! پدر و مادرم فدایت باد! چه کسی به من علاقه نشان می دهد؟! به خدا سوگند! نه حسب و نسب دارم و نه ثروت و زیبایی؛ پس کدام زنی به من علاقمند می شود؟رسول خدا صلّى اللهُ عليه وآله به او فرمود: ای جویبر! خداوند به واسطۀ اسلام، افرادی را که در اثر آداب جاهلی، شرافت داشتند پست کرد و افرادی را که در دوران جاهلی پست بودند شریف کرد، تکبّر و فخر فروشی خانوادگی و نسبهای والا را از بین برد، در نتیجه، امروز همگی از سپید پوست و سیاه پوست و عرب و عجم، از آدم علیه السَّلام هستند و خدا نیز آدم را از گل آفرید، و محبوب ترین مردم در پیشگاه خدای عزَّوجل در روز قیامت، کسی است که بیش از همه از خداوند اطاعت کرده و با تقواتر بوده است.ای جیبر! امروز، برای هیچ یک از مسلمانان نسبت به تو فضل و برتری نمی دانم مگر برای _ کسی که تقوای الهی او از تو بیشتر و نسبت به خدا مطیع تر باشد.سپس به او فرمود: ای جویبر! به سوی زیاد بن لبید برو _ که از شریفترین افراد قبیلهٔ بنی بیاضی انصاری است و در میان ایشان سرشناس است _ و به او بگو: من فرستادۀ رسول الله صلّى اللهُ عليه وآله به سوی تو هستم، و او به تو می فرماید: دخترت ذلفاء را به جویبر تزویج کن.

قَالَ : فَانْطَلَقَ جُوَيْبِرٌ بِرِسَالَةِ رَسُولِ اللهِ صلّى الله عليه وآله إِلَى زِيَادِ بْنِ لَبِيدٍ، وَ هُوَ فِي مَنْزِلِهِ وَجَمَاعَةٌ مِنْ قَوْمِهِ عِنْدَهُ فَاسْتَأْذَنَ فَأَعْلِمَ، فَأَذِنَ لَهُ فَدَخَلَ وَ سَلَّمَ عَلَيْهِ، ثُمَّ قَالَ: يَا زِيَادَ بْنَ لَبِيدٍ! إِنِّي رَسُولُ رَسُولِ اللهِ صلّى الله عليه وآله إِلَيْكَ فِي حَاجَةٍ لِي فَأَبُوحُ بِهَا أَمْ أُسِرُّهَا إِلَيْكَ؟فَقَالَ لَهُ زِيَادٌ: بَلْ بُحْ بِهَا، فَإِنَّ ذَلِكَ شَرَفٌ لِي وَ فَخْرٌ.فَقَالَ لَهُ جُوَيْبِرٌ: إِنَّ رَسُولَ اللهِ صلّى الله عليه وآله يَقُولُ لَكَ: زَوَّجْ جُوَيْبِرًا ابْنَتَكَ الذَّلْفَاءَ.فَقَالَ لَهُ زِيَادٌ: أَ رَسُولُ اللَّهِ أَرْسَلَكَ إِلَيَّ بِهَذَا؟فَقَالَ لَهُ: نَعَمْ مَا كُنْتُ لِأَكْذِبَ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ صلّى الله عليه وآله.فَقَالَ لَهُ زِيَادٌ: إِنَّا لا نُزَوِّجُ فَتَيَاتِنَا إِلَّا أَكْفَاءَنَا مِنَ الْأَنْصَارِ فَانْصَرِفْ يَا جُوَيْبِر! حَتَّى أَلْقَى رَسُولَ اللَّهِ صلّى الله عليه وآله فَأُخْبِرَهُ بِعُذْرِي.فَانْصَرَفَ جُوَيْبِرٌ وَ هُوَ يَقُولُ: وَ اللهِ مَا بِهَذَا نَزَلَ الْقُرْآنُ وَ لَا بِهَذَا ظَهَرَتْ نُبُوَّةُ مُحَمَّد صلّى الله عليه وآله.جویبر با پیغام رسول خدا صلّى الله عليه وآله به سوی زیاد بن لبید رفت، او در منزلش بود و گروهی از اقوامش نیز نزد او بودند جویبر اجازه خواست و به زیاد گفته شد و او نیز اجازه داد.جویبر وارد شد و بر او سلام کرد و گفت: ای زیاد بن لبيد! من فرستادۀ رسول خدا به سوی تو، در مورد خواستۀ خود هستم؛ آن را آشکارا به تو بگویم، یا پنهانی با تو در میان بگذارم؟زیاد گفت: بلکه آشکارا بگو؛ چون این شرافت و افتخاری برای من است.جویبر گفت: واقعیّت آن است که رسول خدا صلّى الله عليه وآله به تو می فرماید: دخترت ذلفاء را به جويبر تزویج کن.زیاد گفت: آیا رسول خدا این پیغام را به وسیلهٔ تو برایم فرستاده است؟گفت: آری، من که بر رسول خدا صلّى الله عليه وآله دروغ ببندم.زیاد گفت: ما دخترانمان را جز به افرادی که هم شأن ما از انصار باشند، تزویج نمی کنیم.ای جویبر! تو بازگرد تا من به ملاقات رسول خدا صلّى الله عليه وآله بیایم و عذر خود را برایش بازگو کنم.جویبر در حال بازگشت می گفت: به خدا سوگند! قرآن این را نفرموده است، و پیامبری محمد صلّى الله عليه وآله نیز چنین آشکار نشده است.

فَسَمِعَتْ مَقَالَتَهُ الذَّلْفَاءُ بِنْتُ زِيَادٍ وَ هِيَ فِي خِدْرِهَا، فَأَرْسَلَتْ إِلَى أَبِيهَا ادْخُلْ اِليَّ.فَدَخَلَ إِلَيْهَا، فَقَالَتْ لَهُ: مَا هَذَا الْكَلامُ الَّذِي سَمِعْتُهُ مِنْكَ تُحَاوِرُ بِهِ جُوَيْبِراً؟فَقَالَ لَهَا ذَكَرَ لِي أَنَّ رَسُولَ اللهِ صلّى الله عليه وآله أَرْسَلَهُ وَ قَالَ: يَقُولُ لَكَ رَسُولُ اللَّهِ صلّى الله عليه وآله: زَوَّجْ جُوَيْبراً ابْنَتَكَ الذَّلْفَاءَ.فَقَالَتْ لَهُ : وَ اللَّهِ، مَا كَانَ جُوَيْبِرٌ لِيَكْذِبَ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ صلّى الله عليه وآله بِحَضْرَتِهِ، فَابْعَثِ الْآنَ رَسُولاً يَرُدُّ عَلَيْكَ جُوَيْبراً.فَبَعَثَ زِيَادٌ رَسُولاً فَلَحِقَ جُوَيْبِراً فَقَالَ لَهُ زِيَادٌ: يَا جُوَيْبِرًا مَرْحَباً بِكَ اطْمَئِنَّ حَتَّى أَعُودَ إِلَيْكَ.ثُمَّ انْطَلَقَ زِيَادٌ إِلَى رَسُولِ اللهِ صلّى الله عليه وآله فَقَالَ لَهُ: بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي! إِنَّ جُوَيْبِراً أَتَانِي بِرِسَالَتِكَ، وَ قَالَ: إِنَّ رَسُولَ اللهِ صلّى الله عليه وآله يَقُولُ لَكَ زَوِّجُ جُوَيْبِرًا ابْنَتَكَ الذَّلْفَاءَ فَلَمْ أَلِنْ لَهُ بِالْقَوْلِ وَ رَأَيْتُ لِقَاءَكَ وَ نَحْنُ لَا نَتَزَوَّجُ إِلَّا أَكْفَاءَنَا مِنَ الْأَنْصَارِ.ذلفاء، دختر زیاد، از پشت پرده این کلام را شنید و برای پدرش پیغام فرستاد و گفت: نزد من بيا.پدرش نزد او رفت و ذلفاء گفت: این چه سخنی است که شنیدم به جویبر گفتی؟پدرش گفت: او به من گفت که رسول خدا صلّى الله عليه وآله او را فرستاده و گفته است: رسول خدا صلّى الله عليه وآله به تو می فرماید که دخترت ذلفاء را به جویبر تزویج کن.ذلفاء گفت: به خدا سوگند! جویبر این گونه نیست که به رسول خدا صلّى الله عليه وآله دروغ ببندد. همین حالا، کسی را بفرست تا جویبر را بازگرداند.زیاد نیز کسی را فرستاد و جویبر را بازگرداند. زیاد به جویبر گفت: ای جویبر! خوش آمدی! همین اکنون استراحت کن تا بازگردم.آن گاه زیاد به محضر رسول خدا صلّى الله عليه وآله مشرف شد و عرض کرد: پدر و مادرم فدایت شوند! جویبر نزد من آمده و پیغامی از جانب شما برایم آورد و گفت: رسول خدا صلّى الله عليه وآله به تو می فرماید: دخترت ذلفاء را به جویبر تزویج کن؛ ولی من به او پاسخ مثبت ندادم و به نظرم رسید شما را ملاقات کنم؛ چرا که ما انصار، تنها به هم شانان خود دختر می دهیم.

فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اللهِ صلّى الله عليه وآله: يَا زِيَادًا جُوَيْبِرٌ مُؤْمِنٌ وَ الْمُؤْمِنُ كُفْرٌ لِلْمُؤْمِنَةِ، وَ الْمُسْلِمُ كُفْو لِلْمُسْلِمَةِ، فَزَوَّجْهُ يَا زِيَادًا وَلا تَرْغَبْ عَنْهُ.قَالَ: فَرَجَعَ زِيَادٌ إِلَى مَنْزِلِهِ وَ دَخَلَ عَلَى ابْنَتِهِ فَقَالَ لَهَا مَا سَمِعَهُ مِنْ رَسُولِ اللهِ صلّى الله عليه وآله.فَقَالَتْ لَهُ: إِنَّكَ إِنْ عَصَيْتَ رَسُولَ اللَّهِ صلّى الله عليه وآله كَفَرْتَ، فَزَوِّجُ جُوَيْبِراً.فَخَرَجَ زِيَادٌ فَأَخَذَ بِيَدِ جُوَيْبِرٍ ثُمَّ أَخْرَجَهُ إِلَى قَوْمِهِ، فَزَوَّجَهُ عَلَى سُنَّةِ اللَّهِ وَ سُنَّةِ رَسُولِهِ صلّى الله عليه وآله ذوَ ضَمِنَ صَدَاقَهُ.قَالَ: فَجَهَّزَهَا زِيَادٌ وَ هَيَّثُوهَا ثُمَّ.أَرْسَلُوا إِلَى جُوَيْبِرٍ فَقَالُوا لَهُ: أَلَكَ مَنْزِلٌ فَنَسُوقَهَا إِلَيْكَ؟فَقَالَ: وَ اللَّهِ، مَا لِي مِنْ مَنْزِلٍ.قَالَ: فَهَيَّتُوهَا وَ هَيَّنُوا لَهَا مَنْزِلاً وَ هَيَّنُوا فِيهِ فِرَاشاً وَ مَتَاعاً وَ كَسَوْا جُوَيْبِراً ثَوْبَيْنِ وَأُدْخِلَتِ الذُّلْفَاء فِي بَيْتِهَا، وَ أُدْخِلَ جُوَيْبِرٌ عَلَيْهَا مُعَتُماً.رسول خدا صلّى الله عليه وآله فرمود: ای زیاد! جویبر مؤمن است! و مرد مؤمن، هم شأن زن مؤمن است و مرد مسلمان، هم شأن زنِ مسلمان است. از این رو ای زیاد! دخترت را به او تزویج کن و از او روی مگردان.زیاد به منزلش بازگشت و نزد دخترش رفت و آن چه را که از پیامبر خدا صلّى الله عليه وآله شنیده بود برای او بازگو کرد.ذلفاء به پدرش گفت: اگر تو از رسول خدا صلّى الله عليه وآله نافرمانی کنی کافر می شوی؛ پس مرا به ازدواج جویبر درآور.زیاد رفت و دست جیبر را گرفت و او را نزد اقوام خود برد و براساس سنّت خدا و رسولش صلّى الله عليه وآله دخترش را به عقد او درآورد و مهریه اش را نیز خودش ضمانت کرد.آن گاه جهیزیۀ دخترش را آماده کرد و دختر را نیز مهیّا کردند و به دنبال جویبر فرستادند و گفتند: آیا خانه ای داری تا همسرت را بیاوریم؟گفت: به خدا سوگند! من خانه ای ندارم.حضرتش افزود: آنان دختر را مهیّا کردند و خانه ای نیز برایش فراهم نمودند و فرش و لوازم خانگی را در آن قرار دادند، و برای جویبر نیز دو لباس تهیّه کردند و ذلفاء را وارد خانۀ او کردند و همان شب جویبر را برای شب زفاف نزد او بردند.

فَلَمَّا رَآهَا نَظَرَ إِلَى بَيْتٍ وَ مَتَاعٍ وَ رِيحٍ طَيِّبَةٍ قَامَ إِلَى زَاوِيَةِ الْبَيْتِ فَلَمْ يَزَلْ تَالِياً لِلْقُرْآنِ رَاكِعاً وَ سَاجِداً حَتَّى طَلَعَ الْفَجْرُ. فَلَمَّا سَمِعَ النَّدَاءَ خَرَجَ وَ خَرَجَتْ زَوْجَتُهُ إِلَى الصَّلاةِ، فَتَوَضَّأَتْ وَصَلَّتِ الصُّبْحَ، فَسُئِلَتْ هَلْ مَسَّكِ ؟فَقَالَتْ: مَا زَالَ تَالِياً لِلْقُرْآنِ وَ رَاكِعاً وَ سَاجِداً حَتَّى سَمِعَ النَّدَاءَ فَخَرَجَ.فَلَمَّا كَانَتِ اللَّيْلَةُ الثَّانِيَةُ فَعَلَ مِثْلَ ذَلِكَ، وَأَخْفَوْا ذَلِكَ مِنْ زِيَادٍ.فَلَمَّا كَانَ الْيَوْمُ الثَّالِثُ فَعَلَ مِثْلَ ذَلِكَ فَأُخْبِرَ بِذَلِكَ أَبُوهَا فَانْطَلَقَ إِلَى رَسُولِ اللهِ صلّى الله عليه وآله فَقَالَ لَهُ: بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي! يَا رَسُولَ اللَّهِ! أَمَرْتَنِي بِتَزْوِيجِ جُوَيْبِرٍ، وَ لَا وَ اللَّهِ مَا كَانَ مِنْ مَنَاكِحِنَا، وَلَكِنْ طَاعَتُكَ أَوْجَبَتْ عَلَيَّ تَزْوِيجَهُ.فَقَالَ لَهُ النَّبِيُّ صلّى الله عليه وآله: فَمَا الَّذِي أَنْكَرْتُمْ مِنْهُ؟وقتی جویبر، ذلفاء را مشاهده کرد و به خانه و اسباب آن و بوی خوش توجّه کرد، به گوشۀ خانه رفت و پیوسته به قرائت قرآن و رکوع و سجود مشغول بود تا صبح شد، شنیدن صدای اذان، از خانه بیرون رفت.زنش نیز برای نماز بیرون آمد و وضو گرفت و نماز صبح را گزارد و از او پرسیدند: آیا با تو هم بستر شد؟گفت: پیوسته به قرائت قرآن، (نماز رکوع و سجود مشغول بود، تا آن گاه که صدای اذان را شنید و بیرون رفت.)دومین شب نیز به همین شکل گذشت؛ ولی این مطلب را از زیاد پنهان داشت؛ جویبر در سومین روز نیز همین گونه رفتار کرد.زیاد، پدر ذلفاء را از این ماجرا مطلع کردند، او نزد رسول خدا صلّى الله عليه وآله رفت و عرض کرد: ای رسول خدا! پدر و مادرم فدایت شوند! مرا مأمور فرمودی که دخترم را به جویبر تزویج کنم، با این که به خدا سوگند! او کسی نبود که اجازه دهیم داماد ما شود، ولی فرمانبرداری از تو، تزویج او را بر من واجب کرد.پیامبر صلّى الله عليه وآله به او فرمود: مگر چه بدی از او دیده اید؟!

قَالَ: إِنَّا هَيَّأْنَا لَهُ بَيْتاً وَ مَتَاعاً وَ أُدْخِلَتِ ابْنَتِي الْبَيْتَ وَأُدْخِلَ مَعَهَا مُعَنِّما فَمَا كَلَّمَهَا وَ لا نَظَرَ إِلَيْهَا وَ لا دَنَا مِنْهَا، بَلْ قَامَ إِلَى زَاوِيَةِ الْبَيْتِ فَلَمْ يَزَلْ تَالِياً لِلْقُرْآنِ رَاكِعاً وَ سَاجِداً حَتَّى سَمِعَ النَّدَاءَ، ءَ، فَخَرَجَ ثُمَّ فَعَلَ مِثْلَ ذَلِكَ فِي اللَّيْلَةِ الثَّانِيَةِ وَ مِثْلَ ذَلِكَ فِي الثَّالِثَةِ وَلَمْ يَدْنُ مِنْهَا وَ لَمْ يُكَلِّمْهَا إِلَى أَنْ جِئْتُكَ وَ مَا نَرَاهُ يُرِيدُ النِّسَاءَ فَانْظُرْ فِي أَمْرِنَا.فَانْصَرَفَ زِيَادٌ وَ بَعَثَ رَسُولُ اللهِ صلّى اللهُ عليه وآله إِلَى جُوَيْبِرٍ فَقَالَ لَهُ: أَ مَا تَقْرَبُ النِّسَاءَ؟فَقَالَ لَهُ جُوَيْبِرٌ: أَ وَ مَا أَنَا بِفَحْل ؟! بَلَى يَا رَسُولَ اللَّهِ! إِنِّي لَشَبِقٌ نَهِمْ إِلَى النِّسَاءِ.فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اللهِ صلّى الله عليه وآله: قَدْ خُبِّرْتُ بِخِلافِ مَا وَصَفْتَ بِهِ نَفْسَكَ ؛ قَدْ ذُكِرَ لِي أَنَّهُمْ هَيَّنُوا لَكَ بَيْتاً وَ فِرَاشاً وَ مَتَاعاً وَ أُدْخِلَتْ عَلَيْكَ فَتَاةٌ حَسْنَاءُ عَطِرَةٌ وَأَتَيْتَ مُعَتُمَا فَلَمْ تَنْظُرْ إِلَيْهَا وَلَمْ تُكَلِّمْهَا وَ لَمْ تَدْنُ مِنْهَا فَمَا دَهَاكَ إِذَنْ؟عرض کرد: ما برایش خانه و لوازم خانگی مهیّا کردیم و دخترم را به آن خانه فرستادیم، و او نیز شبانگاه نزد دخترم برده شد، ولی جویبر هیچ سخنی با او نگفته و به او ننگریسته و نزدیک او نرفته است، بلکه به گوشۀ خانه رفته و مشغول تلاوت قرآن شده است، و به رکوع و سجود (نماز پرداخته تا آن گاه که صدای اذان را شنیده و از خانه خارج شده است؛ در شب دوم و سوم نیز همین کار را کرده است، و به او نزدیک نشده و سخنی به او نگفته است تا این که من خدمت شما آمدم و به نظر ما او زن نمی خواهد. پس در مورد مشکل ما دستوری بفرمایید. زیاد بازگشت. رسول خدا صلّى الله عليه وآله به دنبال جویبر فرستاد و به او فرمود: ای جویبر! آیا تو نمی خواهی با زنان ازدواج کنی؟!)جویبر عرض کرد: مگر من مرد نیستم؟! چرا، ای رسول خدا! واقعیّت آن است که من بسیار مشتاق ازدواج هستم و نسبت به این کار حرص دارم.رسول خدا صلّى الله عليه وآله فرمود: چیزی جز این را که در مورد خودت گفتی برایم گزارش داده اند. برای من بازگو شده است که آنان برایت خانه، فرش و لوازم خانگی فراهم کرده اند و دوشیزۀ زیبایی را برایت آورده شده، و تو نیز در شب عروسی نزد او رفته ای، ولی به او ننگریسته و با او سخن نگفته و نزدیکش نشده ای با این وجود مگر چه مشکلی داشتی؟!

فَقَالَ لَهُ جُوَيْبِرٌ: يَا رَسُولَ اللهِ! دَخَلْتُ بَيْتاً واسعاً وَ رَأَيْتُ فِرَاشاً وَ مَتَاعاً وَ فَتَاةً حَسْنَاءَ عَطِرَةٌ وَ ذَكَرْتُ حَالِيَ الَّتِي كُنْتُ عَلَيْهَا وَ غُرْبَتِي وَ حَاجَتِي وَ وَضِيعَتِي وَكِسْوَتِي مَعَ الْغُرَبَاءِ وَ الْمَسَاكِينِ، فَأَحْبَبْتُ إِذْ أَوْلَانِي اللهُ ذَلِكَ أَنْ أَشْكُرَهُ عَلَى مَا أَعْطَانِي وَأَتَقَرَّبُ إِلَيْهِ بِحَقِيقَةِ الشَّكْرِ، فَنَهَضْتُ إِلَى جَانِبِ الْبَيْتِ فَلَمْ أَزَلْ فِي صَلَاتِي تَالِياً لِلْقُرْآنِ رَاكِعاً وَ سَاجِداً أَشْكُرُ اللهَ حَتَّى سَمِعْتُ النَّدَاءَ، فَخَرَجْتُ فَلَمَّا أَصْبَحْتُ رَأَيْتُ أَنْ أَصُومَ ذَلِكَ الْيَوْمَ فَفَعَلْتُ ذَلِكَ ثَلاثَةَ أَيَّامٍ وَ لَيَالِيَهَا وَ رَأَيْتُ ذَلِكَ مَا أَعْطَانِي اللهُ يَسِيراً، وَ لَكِنِّي سَأُرْضِيهَا وَ أَرْضِيهِمُ اللَّيْلَةَ إِنْ شَاءَ اللَّهُ.فَأَرْسَلَ رَسُولُ اللهِ صلّى اللهُ عليه وآله إِلَى زِيَادٍ، فَأَتَاهُ فَأَعْلَمَهُ مَا قَالَ جُوَيْبِرٌ فَطَابَتْ أَنْفُسُهُمْ.قَالَ: وَ وَفَى لَهَا جُوَيْبِرٌ بِمَا قَالَ:ثُمَّ إِنَّ رَسُولَ اللهِ صلّى الله عليه وآله خَرَجَ فِي غَزْوَةٍ لَهُ وَ مَعَهُ جُوَيْبِرٌ، فَاسْتُشْهِدَ رَحِمَهُ اللَّهُ تَعَالَى، فَمَا كَانَ فِي الْأَنْصَارِ أَيَّمْ أَنْفَقُ مِنْهَا بَعْدَ جُوَيْبِرٍ.جويبر عرض کرد: ای رسول خدا! به خانه ای بزرگ وارد شدم و فرش و لوازم زندگی و دوشیزه ای زیبا روی و عطر آگین شده را مشاهده کردم، و دوران پیشین خود را به یاد آوردم که غریب، فقیر، بی اعتبار و عریان در بین غریبان و مسکینان زندگی می کردم از این رو دوست داشتم حالا که خداوند این نعمت ها را به من ارزانی داشته و به خاطر آن چه به من بخشیده از او تشکّر و سپاسگزاری کنم و به وسیلهٔ شکرگزاری حقیقی خود را به او نزدیک گردانم؛ از این رو به گوشۀ خانه رفتم و پیوسته به نماز و تلاوت قرآن و رکوع و سجود پرداختم تا خدا را سپاس گویم تا آن که صدای اذان را شنیدم و از خانه بیرون آمدم. وقتی نماز صبح را که خواندم تصمیم گرفتم که آن روز را روزه بدارم. من تا سه روز و سه شب این کارها را ادامه دادم، ولی دیدم این کارها در برابر چیزهایی که خداوند به من بخشیده بسیار اندک و ناچیز است. ولی تصمیم دارم به زودی و همین امشب آن زن و اقوامش را خوشنود گردانم، ان شاء الله.بعد از سخنان جویبر، رسول خدا صلّى الله عليه وآله فردی را در پی زیاد فرستاد. زياد خدمت پیامبر صلّى الله عليه وآله مشرّف شد و حضرتش نیز او را از گفتار جویبر آگاه فرمود. زیاد و اقوامش نیز خوشحال شدند، جویبر نیز به وعده ای که داده بود وفا کرد.سپس رسول خدا صلّى الله عليه وآله آماده نبردی شد و جویبر نیز در رکاب آن حضرت حرکت کرد، و سپس در آن جنگ شهید شد. خدای تعالی او را رحمت کند.پس از شهادت جویبر، هیچ زنی همانند ذلفاء خواستگار نداشت (که افراد می آمدند و مهرّیه های بسیار بالا برای او پیشنهاد می کردند.)

2 - بَعْضُ أَصْحَابِنَا عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ صَالِحٍ التَّيْمُلِيِّ عَنْ أَيُّوبَ بْنِ نُوحٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السًّلام قَالَ:أتَى رَجُلُ النَّبِيَّ صلَّى اللهُ عليه وآله فَقَالَ: يَا رَسُولَ اللهِ! عِنْدِي مَهِيرَةُ الْعَرَبِ وَأَنَا أُحِبُّ أَنْ تَقْبَلَهَا وَ هِيَ ابْنَتِي.قَالَ: فَقَالَ قَدْ قَبلْتُهَا.قَالَ: فَأَخْرَى يَا رَسُولَ اللَّهِ !قَالَ : وَمَا هِيَ ؟قَالَ : لَمْ يَضْرِبْ عَلَيْهَا صُدْغَ قَطُّ.قالَ : لا حَاجَةَ لِى فِيهَا، وَلَكِنْ زَوِّجْهَا مِنْ حَلْبيب (1)قَالَ: فَسَقَطَ رِجْلَا الرَّجُلِ مِمَّا دَخَلَهُ ، ثُمَّ أَتَى أُمَّهَا فَأَخْبَرَهَا الْخَبَرَ فَدَخَلَهَا مِثْلُ مَا دَخَلَهُ.فَسَمِعَتِ الْجَارِيَةُ مَقَالَتَهُ وَ رَأَتْ مَا دَخَلَ أَبَاهَا فَقَالَتْ لَهُمَا: أَرْضَيَا لِي مَا رَضِيَ اللهُ وَ رَسُولَّهُ لِي.قَالَ: فَتَسَلَّى ذَلِكَ عَنْهُمَا وَ أَتَى أَبُوهَا النَّبِيَّ صلّى الله عليه وآله فَأَخْبَرَهُ الْخَبَرَ، فَقَالَ رَسُولُ الله صلّى الله عليه وآله : قَدْ جَعَلْتُ مَهْرَهَا الْجَنَّةَ.2 - محمّد بن سنان از شخصی نقل می کند که می گوید: امام صادق صلّى الله عليه وآله فرمود:مردی نزد پیامبر صلّى الله عليه وآله آمد و عرض کرد: ای رسول خدا! دختری دارم که مهریّه اش در بین عرب بسیار بالاست. دوست می دارم که شما او را از من بپذیرید.فرمود: پذیرفتم.عرض کرد: ای رسول خدا! خصلت نیکوی دیگری نیز دارید.فرمود: چه خصلتی؟عرض کرد: تا به حال هیچ مصیبتی ندیده است.فرمود: من نیازی به چنین دختری ندارم؛ ولی او را به تزویج حلبیب درآور.حضرتش افزود: آن مرد از خبر بسیار ناراحت شد و پاهایش سست شد. آن گاه نزد مادر دختر رفت و او را گزارش داد و مادر نیز همانگونه ناراحت شد.وقتی دختر این سخنان را شنید و متوجّه ناراحتی پدرش شد، به پدر و مادرش گفت: شما دو نفر نیز به چیزی راضی شوید که خدا و رسولش صلّى الله عليه وآله برای من بدان رضایت داده اند.آن حضرت افزود: دختر پدر و مادرش را آرام کرد. پدرش نزد پیامبر صلّى الله عليه وآله رفت و جریان را بازگو کرد، رسول خدا صلّى الله عليه وآله فرمود: بهشت را مهریّۀ او قرار دادم.


1) والظاهر أنه جليبيب _ كفتيديل _ بن عبدالله الفهري الأنصاري

وَ زَادَ فِيهِ صَفْوَانُ قَالَ: فَمَاتَ عَنْهَا حِلْبِيبٌ، فَبَلَغَ مَهْرُهَا بَعْدَهُ مِائَةَ أَلْفِ دِرْهَمٍ.### بخش بیست و دوم#### همانند بخش پیشین(22 بَابٌ آخَرُ مِنْهُ)1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ ثَعْلَبَةَ بْنِ مَيْمُونٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أَبِي بَكَّارٍ عَنْ أَبِي بَكْرِ الْحَضْرَمِيٌّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:إِنَّ رَسُولَ اللهِ صلّى الله عليه وآله زَوَّجَ مِقْدَادَ بْنَ الْأَسْوَدِ صُبَاعَةَ ابْنَةَ الزُّبَيْرِ بْنِ عَبْدِ الْمُطَّلِبِ، وَ إِنَّمَا زَوَّجَهُ لِتَتَّضِعَ الْمَنَاكِحُ وَلِيَتَأَسَّوْا بِرَسُولِ اللهِ صلّى الله عليه وآله وَ لِيَعْلَمُوا أَنَّ أَكْرَمَهُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاهُمْ.2 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:صفوان می افزاید: حضرتش فرمود: پس از مدّتی حلبیب از دنیا رفت. پس از او مهریه آن دختر به یکصد هزار درهم افزایش یافت.بخش بیست و دوم: همانند بخش پیشینابوبکر حضرمی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:همانا رسول خدا صلّى الله عليه وآله مقداد بن اسود را با ضباعه، دختر زبیر بن عبدالمطّلب تزويج نمود؛ تنها دلیل این کار آن بود که ازدواج را آسان کند تا مسلمانان از رسول خدا صلّى الله عليه وآله تأسّی کنند و بدانند که گرامی ترین آنها نزد خداوند، با تقواترین آنها است.2 - هشام بن سالم از شخصی نقل می کند که گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

أَنَّ رَسُولَ اللهِ صلّى الله عليه وآله زَوَّجَ الْمِقْدَادَ بْنَ أَسْوَدَ ضُبَاعَةَ بِنْتَ الزُّبَيْرِ بْنِ عَبْدِ الْمُطَّلِبِ.ثُمَّ قَالَ: إِنَّمَا زَوْجَهَا الْمِقْدَادَ لِتَتَّضِعَ الْمَنَاكِحُ وَلِيَتَأْسَوْا بِرَسُولِ اللَّهِ صلّى الله عليه وآله وَ لَتَعْلَمُوا أَنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ، وَكَانَ الزُّبَيْرُ أَخَا عَبْدِ اللَّهِ وَأَبِي طَالِبٍ لِأَبِيهِمَا وَ أُمِّهِمَا.3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ بُكَيْرٍ عَنْ زُرَارَةَ بْنِ أَعْيَنَ عَنْ أَبِي جعفر علیه السَّلام قَالَ:مَرَّ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ الْبَصْرَةِ شَيْبَانِيٌّ يُقَالُ لَهُ: عَبْدُ الْمَلِكِ بْنُ حَرْمَلَةَ عَلَى عَلِيَّ بْنِ الْحُسَيْنِ علیه السَّلام فَقَالَ لَهُ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ علیه السَّلام: أَلَكَ أُخْتٌ؟قَالَ: نَعَمْ.رسول خدا صلّى الله عليه وآله، مقداد بن اسود را با ضباعه، دختر زبیر بن عبدالمطّلب تزویج کرده.و آن گاه امام علیه السَّلام فرمود: تنها بدین سبب او را به ازدواج مقداد درآورد که ازدواج آسان شود و مسلمانان به رسول خدا صلّى الله عليه وآله تأسی کنند، و بدانند که گرامی ترین شما نزد خداوند، با تقواترین شماست. زبیر، برادرِ پدر و مادری عبدالله و ابی طالب علیها السَّلام بود.3- زرارة بن اعین گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:یکی از شیبانیان بصره به نام عبدالملک بن حرمله، از خدمت على بن الحسين علیه السَّلام می گذشت. حضرتش به او فرمود: آیا تو خواهری داری؟عرض کرد: آری.

قَالَ: فَتُزَوِّ جُنِيهَا؟قَالَ: نَعَمْ143قَالَ: فَمَضَى الرَّجُلُ وَ تَبِعَهُ رَجُلٌ مِنْ أَصْحَابِ عَلِيَّ بْنِ الْحُسَيْنِ علیه السَّلام حَتَّى انْتَهَى إِلَى مَنْزِلِهِ فَسَأَلَ عَنْهُ.فَقِيلَ لَهُ: فُلانُ بْنُ فُلانٍ وَ هُوَ سَيِّدُ قَوْمِهِ .ثُمَّ رَجَعَ إِلَى عَلِيَّ بْنِ الْحُسَيْنِ علیه السَّلام. فَقَالَ لَهُ: يَا أَبَا الْحَسَنِ! سَأَلْتُ عَنْ صِهْرِكَ هَذَا الشَّيْبَانِيِّ، فَزَعَمُوا أَنَّهُ سَيِّدُ قَوْمِهِ.فَقَالَ لَهُ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ علیه السَّلام: إِنِّي لَأُبْدِيكَ يَا فُلَانُ! عَمَّا أَرَى وَ عَمَّا أَسْمَعُ. أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ اللهَ عزَّوجل رَفَعَ بِالْإِسْلَامِ الْخَسِيسَةَ وَ أَتَمَّ بِهِ النَّاقِصَةَ، وَأَكْرَمَ بِهِ اللُّؤْمَ، فَلا لُؤْمَ عَلَى الْمُسْلِمِ، إِنَّمَا اللُّؤْمُ لُؤْمُ الْجَاهِلِيَّةِ.4 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ يَزِيدَ بْنِ حَاتِمٍ قَالَ:فرمود: او را به من تزویج می کنی؟عرض کرد: آری.آن مرد رفت، یکی از دوستان امام سجّاد علیه السَّلام نیز به دنبال او رفت تا به منزلش رسید.آن گاه دربارۀ او پرسید.گفته شد: او فلانی فرزند فلانی است و رئیس قوم خود می باشد.صحابی خدمت حضرت بازگشت و گفت: ای ابا الحسن! دربارۀ فامیلتان شیبانی پرسیدم. گفتند: او رئیس قبیله اش می باشد.پرسیدم.امام سجاد علیه السَّلام فرمود: فلانی! من به تو سخن نوی از آن چه دیدی و شنیدی می گویم. هان مگر نمی دانی که خداوند متعال به وسیله اسلام به افراد پست ارزش داد و ناقص را کامل نمود و فرومایه را گرامی داشت. برای مسلمان فرومایگی نیست، فرومایگی فقطفرومایگی جاهلی است.4 - یزید بن حاتم گوید:

كَانَ لِعَبْدِ الْمَلِكِ بْنِ مَرْوَانَ عَيْنٌ بِالْمَدِينَةِ يَكْتُبُ إِلَيْهِ بِأَخْبَارِ مَا يَحْدُثُ فِيهَا، وَإِنَّ عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ علیهما السَّلام أَعْتَقَ جَارِيَةً، ثُمَّ تَزَوَّجَهَا.فَكَتَبَ الْعَيْنُ إِلَى عَبْدِ الْمَلِكِ، فَكَتَبَ عَبْدُ الْمَلِكِ إِلَى عَلِيَّ بْنِ الْحُسَيْنِ علیهما السَّلام: أَمَّا بَعْدُ، فَقَدْ بَلَغَنِي تَزْوِيجُكَ مَوْلاتَكَ، وَ قَدْ عَلِمْتُ أَنَّهُ كَانَ فِي أَكْفَائِكَ مِنْ قُرَيْشٍ مَنْ تَمَجَّدُ بِهِ فِي الصِّهْرِ وَ تَسْتَنْجِبُهُ فِي الْوَلَدِ، فَلا لِنَفْسِكَ نَظَرْتَ وَلَا عَلَى وُلْدِكَ أَبْقَيْتَ وَ السَّلامُ.فَكَتَبَ إِلَيْهِ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ علیه السَّلام:أَمَّا بَعْدُ، فَقَدْ بَلَغَنِي كِتَابُكَ تُعَنِّفُنِي بِتَزْوِيجِي مَوْلَاتِي وَ تَزْعُمُ أَنَّهُ كَانَ فِي نِسَاءِ قُرَيْشٍ مَنْ أَتَمَجَّدُ بِهِ فِي الصَّهْرِ وَ أَسْتَنْجِبُهُ فِي الْوَلَدِ، وَ أَنَّهُ لَيْسَ فَوْقَ رَسُولِ اللَّهِ صلَّى اللهُ عليه وآله مُرْتَقاً فِي مَجْدٍ وَ لا مُسْتَزَادٌ فِي كَرَمٍ، وَإِنَّمَا كَانَتْ مِلْكَ يَمِينِي، خَرَجَتْ مَتَى أَرَادَ اللهُ عزَّوجل مِنِّي بِأَمْرِ أَلْتَمِسُ بِهِ ثَوَابَهُ ثُمَّ ارْتَجَعْتُهَا عَلَى سُنَّةٍ .عبدالملک بن مروان در مدینه جاسوسی گماشته بود که اخبار و حوادث آن جا را به او گزارش می کرد، روزی امام سجّاد علیه السَّلام کنیز خود را از او خواستگاری کرد و آن گاه با او ازدواج نمود. این این خبر را به عبدالملک گزارش کرد. عبدالملک طی نامه به امام سجّاد علیه السَّلام نوشت: به من گزارش شده که با کنیز خود ازدواج کرده ای؛ در حالی که می دانم همسر هم شأن تو در قریش وجود دارد که بتوان خویشاوندی او افتخار کرد و نژاد و فرزند خوبی برگزید، پس شمانه به شخصیت خود نگریسته ای و نه به فرزندان ارزشمند اندیشنده ای والسلام.امام سجّاد علیه السَّلام در پاسخ او نوشت: اينك نامه تو را دریافت کردم که مرا از ازدواج با کنیزم بازداشتی و پنداشتی که در قریش همسری است که بتوانم به خویشاوندی او افتخار کنم و نژاد و فرزند خوبی برگزینم؛ در حالی که هرگز ما فوق پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله در مجد و بزرگواری نیست و فراتر از آن حضرت کرامتی نیست او کنیز من و در تملّك من بود که به هنگام ارادۀ خداوند با فرمانی از تملّك من خارج شد؛ فرمانی که با آن درخواست پاداش می نمایم آن گاه به سنت و روش پیامبر بازگشتم و با او ازدواج کردم.

وَ مَنْ كَانَ زَكِيَّاً فِي دِينِ اللَّهِ فَلَيْسَ يُخِلُّ بِهِ شَيْءٌ مِنْ أَمْرِهِ، وَ قَدْ رَفَعَ اللَّهُ بِالْإِسْلَامِ الْخَسِيسَةَ وَ تَمَّمَ بِهِ النَّقِيصَةَ وَأَذْهَبَ اللُّؤْمَ، فَلا لُوْمَ عَلَى امْرِي مُسْلِمٍ، إِنَّمَا اللُّؤْم لُؤْمُ الْجَاهِلِيَّةِ وَ السَّلامُ.فَلَمَّا قَرَأَ الْكِتَابَ رَمَى بِهِ إِلَى ابْنِهِ سُلَيْمَانَ ، فَقَرَأَهُ فَقَالَ: يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ! لَشَدَّ مَا فَخَرَ عَلَيْكَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ علیه السَّلام.فَقَالَ: يَا بُنَيَّ! لا تَقُلْ ذَلِكَ، فَإِنَّهُ أَلْسَنُ بَنِي هَاشِمِ الَّتِي تَفْلِقُ الصَّخْرَ وَ تَغْرِفُ مِنْ بَحْرِ، إِنَّ عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ علیه السَّلام يَا بُنَيَّ! يَرْتَفِعُ مِنْ حَيْثُ يَتَّضِعُ النَّاسُ.5 - الْحُسَيْنُ بْنُ الْحَسَنِ الْهَاشِمِيُّ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ إِسْحَاقَ الْأَحْمَرِ وَ عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ بُنْدَارَ عَنِ السَّيَّارِيِّ عَنْ بَعْضِ الْبَغْدَادِيِّينَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ بِلالٍ قَالَ:لَقِيَ هِشَامَ بْنَ الْحَكَم بَعْضُ الْخَوَارِجِ فَقَالَ: يَا هِشَامُ! مَا تَقُولُ فِي الْعَجَمِ يَجُوزُ أَنْ يَتَزَوَّجُوا فِي الْعَرَبِ؟قَالَ: نَعَمْ.بنابراین هر که در دین خدا پاک شد، چیزی نمی تواند آن را بهم زند؛ چرا که خداوند به وسیلۀ اسلام به افراد پست شخصیّت داد، کاستی را کامل کرد و فرومایگی را از بین برد، پس اکنون برای مسلمان فرومایگی نیست، فرومایگی فقط فرومایگی جاهلی است، والسلام.هنگامی که عبدالملک نامۀ حضرتش را خواند آن را به فرزندش سلیمان داد، او نامه را خواند و گفت: ای امیر مؤمنان! علی بن الحسین سخت بر تو فخر فروخته است:گفت: فرزندم! چنین نگو؛ چرا که او گویاترین بنی هاشم است که سخن او سنگ خارا را می شکافد و از اقیانوس دانش بر می دارد. پسرم! به راستی که علی بن الحسین از همان جایی که مردم از نظر رتبه پست می شوند؛ اوج می گیرد و ارتفاع می یابد.5 - علی بن بلال گوید: روزی یکی از خوارج با هشام بن حکم ملاقات کرد و گفت: هشام! به نظر شما آیا یک فرد عجم می تواند با يك عرب ازدواج كند ؟گفت: آری.

قَالَ: فَالْعَرَبُ يَتَزَوَّجُوا مِنْ قُرَيْشٍ؟قَالَ: نَعَمْ.قَالَ: فَقُرَيْشُ يَتَزَوَّجُ فِي بَنِي هَاشِمٍ؟قَالَ: نَعَمْ.قَالَ: عَمَّنْ أَخَذْتَ هَذَا؟قَالَ: عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ علیه السَّلام سَمِعْتُهُ يَقُولُ: «أَ تَتَكَافَأُ دِمَاؤُكُمْ وَ لا تَتَكَافَأُ فُرُوجُكُمْ ؟!»قَالَ: فَخَرَجَ الْخَارِجِيُّ حَتَّى أَتَى أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام فَقَالَ: إِنِّي لَقِيتُ هِشَامًا فَسَأَلْتُهُ عَنْ كَذَا فَأَخْبَرَنِي بِكَذَا وَكَذَا وَ ذَكَرَ أَنَّهُ سَمِعَهُ مِنْكَ.قَالَ: نَعَمْ قَدْ قُلْتُ ذَلِكَ.گفت: پس فرد عرب نیز می تواند با یک قریشی ازدواج کند؟گفت: آری.گفت: پس فرد قریشی می تواند با یک هاشمی ازدواج کند؟گفت: آری.گفت: این حدیث را از چه کسی گرفته ای؟گفت: از امام صادق علیه السَّلام؛ شنیدم که حضرتش می فرمود: «آیا شما در امور قصاص ودیات بر ابرید، ولی در امور ناموسی برابر نیستید؟».راوی گوید: مرد خارجی از نزد هشام بیرون رفت، آن گاه خدمت امام صادق علیه السَّلام شرفیاب شد و عرض کرد: من با هشام ملاقات کردم و از او چنین و چنان پرسیدم و چنین پاسخ داد که از شما شنیده است.فرمود: آری من چنین گفته ام.

فَقَالَ الْخَارِجِيُّ: فَهَا أَنَا ذَا قَدْ جِئْتُكَ خَاطِبَاً.فَقَالَ لَهُ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: إِنَّكَ لَكُفْوٌ فِي دَمِكَ وَ حَسَبِكَ فِي قَوْمِكَ، وَلَكِنَّ اللَّهَ عزَّوجل صَائَنَا عَنِ الصَّدَقَةِ وَ هِيَ أَوْ سَاخُ أَيْدِي النَّاسِ، فَنَكْرَهُ أَنْ نُشْرِكَ فِيمَا فَضَّلَنَا اللَّهُ بِهِ مَنْ لَمْ يَجْعَل اللهُ لَهُ مِثْلَ مَا جَعَلَ اللهُ لَنَا.فَقَامَ الْخَارِجِي وَهُوَ يَقُولُ: تَاللهِ، مَا رَأَيْتُ رَجُلاً مِثْلَهُ قَطُّ رَدَّنِي، وَ اللَّهِ، أَقْبَحَ رَدَّ وَ مَا خَرَجَ مِنْ قَوْلِ صَاحِبِهِ.6 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ فَضَّالِ عَنْ ثَعْلَبَةَ بْنِ مَيْمُونٍ عَمَّنْ يَرْوِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام:عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ علیه السَّلام تَزَوَّجَ سُرِّيَّةٌ كَانَتْ لِلْحَسَنِ بْنِ عَلِي علیه السَّلام، فَبَلَغَ ذَلِكَ عَبْدَ الْمَلِكِ بْنِ مَرْوَانَ، فَكَتَبَ إِلَيْهِ فِي ذَلِكَ كِتَابَاً أَنَّكَ صِرْتَ بَعْلَ الْإِمَاءِ.مرد خارجی جسورانه گفت: پس من همینک دختری را از شما خواستگاری می کنم.امام صادق علیه السَّلام فرمود: تو در خون، و حَسَب و شرافت قبیلۀ خود هم شان هستی، ولی خداوند متعال ما را از گرفتن صدقه _ که چرک دستان مردم است _ مصون کرده است. از این رو ماکراهت داریم که در مواردی که خداوند ما را برتری داده و برای کسی همچون ما قرار نداده است؛ کسی را شریک کنیممرد خارجی برخاست در حالی که می گفت: به خدا سوگند! تاکنون کسی مرا چنین رو نکرده بود. به خدا سوگند به آن حضرت مرا به زشت ترین صورت رو کرد بی آن که سخن صحابه خود را پس بگیرد.6 - راوی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: امام سجّاد علیه السَّلام با کنیزکی از حسن بن علی علیه السَّلام ازدواج کرد. این خبر به عبدالملک بن مروان رسید، وی طی نامه ای به حضرتش نوشت که تو شوهر کنیزان شده ای!

فَكَتَبَ إِلَيْهِ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ علیه السَّلام: أَنَّ اللَّهَ رَفَعَ بِالْإِسْلَامِ الْخَسِيسَةَ، وَ أَتَمَّ بِهِ النَّاقِصَةَ فَأَكْرَمَ بِهِ مِنَ اللُّؤْمِ، فَلا لُؤْمَ عَلَى مُسْلِم، إِنَّمَا اللُّؤْمُ لُؤْمُ الْجَاهِلِيَّةِ، إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلَّى اللهُ عليه وآله أَنْكَحَ عَبْدَهُ وَ نَكَحَ أَمَتَهُ.فَلَمَّا انْتَهَى الْكِتَابُ إِلَى عَبْدِ الْمَلِكِ قَالَ لِمَنْ عِنْدَهُ: خَبْرُونِي عَنْ رَجُلٍ إِذَا أَتَى مايَضَعُ النَّاسَ لَمْ يَزِدْهُ إِلَّا شَرَفاً؟قَالُوا: ذَاكَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ.قَالَ : لا وَ اللَّهِ، مَا هُوَ ذَاكَ.قَالُوا: مَا نَعْرِفُ إِلَّا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ.قَالَ: فَلا وَ اللهِ، مَا هُوَ بِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ، وَلَكِنَّهُ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ علیه السَّلام.امام سجّاد علیه السَّلام در پاسخ او نوشت: به راستی که خداوند به وسیلۀ اسلام به افراد پست شخصیت داد و کاستی را کامل نمود و فرومایگی را شخصیّت بخشید، اکنون هیچ فرومایگی برای مسلمان نیست، فرومایگی فقط فرومایگی جاهلی است. همانا رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله و به بردۀ خود زن داد و با کنیزش ازدواج کرد.هنگامی که این نامه به عبدالملک رسید، به حاضران در مجلسش گفت: به من بگویید: کدام مرد است که به هنگام نسبت کارهای بی ارزش که مردم را بی ارزش می کند، ولی به او شرافت می افزاید؟گفتند: این امیرمؤمنان (عبدالملک است.)گفت نه، به خدا سوگند! او نیست.گفتند: ما جز امیرمؤمنان (عبدالملک نمی شناسیم.)گفت: نه، به خدا سوگند! او امیرمؤمنان نیست، بلکه علی بن الحسین علیه السَّلام است.

### بخش بیست و سوم#### ازدواج امّ کلثوم علیها السَّلام(23 بَابُ تَزْوِيجِ أُمْ كُلْثُومٍ)1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ وَ حَمَّادٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام فِي تَزْوِيج تَزْوِيجِ أَمْ كُلْثُومٍ فَقَالَ:إِنَّ ذَلِكَ فَرْجٌ عُصِبْنَاهُ.- مُحَمَّدُ بْنُ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:لَمَّا خَطَبَ إِلَيْهِ قَالَ لَهُ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام: إِنَّهَا صَبِيَّةٌ .قَالَ: فَلَقِيَ الْعَبَّاسَ، فَقَالَ لَهُ: مَا لِي ؟ أَبِي بَأْسٌ ؟قَالَ: وَ مَا ذَاكَ ؟قَالَ: خَطَبْتُ إِلَى ابْنِ أَخِيكَ فَرَدَّنِي أَمَا وَ اللَّهِ، لَأُعَوِّرَنَّ زَمْزَمَ وَ لَا أَدَعُ لَكُمْ مَكْرُمَةٌ إِلَّا هَدَمْتُهَا، وَ لَأَقِيمَنَّ عَلَيْهِ شَاهِدَيْنِ بِأَنَّهُ سَرَقَ، وَ لَأَقْطَعَنَّ يَمِينَهُ.فَأَتَاهُ الْعَبَّاسُ فَأَخْبَرَهُ وَ سَأَلَهُ أَنْ يَجْعَلَ الْأَمْرَ إِلَيْهِ فَجَعَلَهُ إِلَيْهِ.بخش بیست و سوم: ازدواج امّ کلثوم علیها السَّلام1 - زراره گوید: از امام صادق علیه السَّلام در مورد ازدواج امّ کلثوم پرسیدم:فرمود: آن، ناموسی بود که از ما غصب شد.2 - هشام بن سالم گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: وقتی عمر امّ کلثوم علیه السَّلام را از امام امیرمؤمنان علی علیه السَّلام خواستگاری کرد.امیرمؤمنان علی علیه السَّلام فرمود: واقعیت آن است که او خردسال است.عمّر عباس را ملاقات کرد و گفت: من چگونه هستم؟ آیا ایرادی دارم؟عبّاس گفت : مگر چه شده است؟عمر گفت: از پسر برادرت (ام کلثوم را خواستگاری کردم، ولی او مرا نپذیرفت. به خدا سوگند! مطمئن باش که چاه زمزم را پُر می کنم، هیچ کرامتی را برای شما باقی نمی گذارم و همه را از بین می برم و شاهدانی می آورم که (به دروغ) بگویند: او (علی علیه السَّلام) دزدی کرده است و دست راستش را قطع می کنم.)عبّاس نزد آن حضرت علیه السَّلام رفت و جریان را بازگو کرد و درخواست نمود که کار را به او بسپارد، آن حضرت نیز چنین کرد

### بخش بیست و چهارم#### بخش دیگری در مورد ازدواج(24 بَابُ آخَرُ مِنْهُ)1 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ بَشَّارٍ الْوَاسِطِي قَالَ: كَتَبْتُ إِلَى أَبِي جَعْفَرِ أَسْأَلُةَ عَنِ النِّكَاح.فَكَتَبَ إِلَيَّ: مَنْ خَطَبَ إِلَيْكُمْ فَرَضِيتُمْ دِينَهُ وَ أَمَانَتَهُ فَزَوْجُوهُ إِلَّا تَفْعَلُوهُ تَكُنْ فِتْنَةٌ الْأَرْضِ وَ فَسَادٌ كَبِيرٌ.2 - سَهْلُ بْنُ زِيَادٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ جَمِيعاً عَنْ عَلِيَّ بْنِ مَهْزِيَارَ قَالَ:كَتَبَ عَلِيُّ بْنُ أَسْبَاطِ إِلَى أَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام فِي أَمْرِ بَنَاتِهِ وَ أَنَّهُ لَا يَجِدُ أَحَداً مِثْلَهُ.فَكَتَبَ إِلَيْهِ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السَّلام: فَهِمْتُ مَا ذَكَرْتَ مِنْ أَمْرِ بَنَاتِكَ، وَ أَنَّكَ لا تَجِدُ أَحَداً مِثْلَكَ فَلا تَنْظُرْ فِي ذَلِكَ رَحِمَكَ اللهُ، فَإِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلَّی اللهُ علیه وآله قَالَ: «إِذَا جَاءَ كُمْ مَنْ تَرْضَوْنَ خُلُقَهُ وَ دِينَهُ فَزَوِّجُوهُ إِلَّا تَفْعَلُوهُ تَكُنْ فِتْنَةٌ فِي الْأَرْضِ وَ فَسَادٌ كَبِيرٌ».بخش بیست و چهارم: بخش دیگری در مورد ازدواج1 - حسين بن بشّار واسطی گوید: به امام ابو جعفر علیه السَّلام نامه ای نوشتم وسایلی در مورد ازدواج پرسیدم.در پاسخ مرقوم فرمود: اگر کسی از شما خواستگاری کرد و دین داری و امانت داری اش را پسندیدید، دختر را به او تزویج کنید؛ اگر این کار را نکنید، فتنه و فساد بزرگی در زمین پدید خواهد آمد.2 - على بن مهزیار گوید: علی بن اسباط در مورد ازدواج دخترانش و این که کسی همانند و هم شان خود را نمی یابد به امام جواد علیه السَّلام نامه نوشت.حضرتش مرقوم فرمود: آنچه در مورد ازدواج دخترانت نوشتی و این که کسی همانند و هم شأن خودت را نمی یابی دریافتم. خدا تو را بیامرزد، در این مورد درنگ مکن؛ چون رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود: اگر کسی نزد شما آمد که اخلاق و دین داری اش را پسندیدید، (دختر را به ازدواج او در آورید؛ اگر این کار را نکنید، در زمین فتنه و فاسدی بزرگ پدیدار می شود».

3 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللهِ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ مُحَمَّدٍ الْهَمَذَانِيِّ قَالَ:كَتَبْتُ إِلَى أَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام فِي التَّزْوِيج.فَأَتَانِي كِتَابُهُ بِخَطَّهِ قَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله: «إِذَا جَاءَكُمْ مَنْ تَرْضَوْنَ خُلُقَهُ وَ دِينَهُ فَزَوِّجُوهُ إِلَّا تَفْعَلُوهُ تَكُنْ فِتْنَةٌ فِي الْأَرْضِ وَ فَسَادٌ كَبِيرٌ».### بخش بیست و پنجم#### همسران هم شأن(25 بَابُ الْكُفْو)1 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ أَبَانٍ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:الْكُفْرُ أَن يَكُونَ عَفِيفاً وَ عِنْدَهُ يَسَارٌ.3 - ابراهيم بن محمّد همدانی گوید: به امام ابو جعفر علیه السَّلام نامه نوشتم و در مورد شوهر دادن (دختر پرسیدم.)نامۀ آن حضرت که با دست خط شریف خودش به دست من رسید که در آن مرقوم فرموده بود: رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود: «هرگاه کسی که از اخلاق و دین داری اش راضی هستید نزدتان آمد، به او (دختر دهید؛ اگر این کار را نکنید، فتنه و فسادی بزرگ در زمین پدید می آید.»)بخش بیست و پنجم: همسر هم شأن1- ابان از شخصی نقل می کند که می گوید امام صادق علیه السَّلام فرمود:همسر كفو (و هم شأن بدین معناست که پاکدامن باشد و به قدر تأمین آسایش نیز ثروت داشته باشد.)

### بخش بیست و ششم#### کراهت شوهر دادن دختر به شرابخوار(26 بَابُ كَرَاهِيَةِ أَنْ يُنْكَحَ شَارِبُ الْخَمْرِ)1 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ رَفَعَهُ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:مَنْ زَوَّجَ كَرِيمَتَهُ مِنْ شَارِبِ الْخَمْرِ فَقَدْ قَطَعَ رَحِمَهَا.2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلَّى الله عليه وآله:شَارِبُ الْخَمْرِ لا يُزَوَّجُ إِذَا خَطَبَ.3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنْ خَالِدِ بْنِ جَرِيرٍ عَنْ أَبِي الرَّبِيعِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلَّى الله عليه وآله:مَنْ شَرِبَ الْخَمْرَ بَعْدَ مَا حَرَّمَهَا اللهُ عَلَى لِسَانِي فَلَيْسَ بِأَهْلِ أَنْ يُزَوَّجَ إِذَا خَطَبَ.بخش بیست و ششم: کراهت شوهر دادن دختر به شرابخوار1 - احمد بن محمّد در روایت مرفوعه ای گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:کسی که دخترش را به شرابخواری شوهر بدهد در واقع رحِم خویش را قطع کرده است.2 - ابن ابی عمیر از شخصی نقل می کند که گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود: هرگاه شرابخواری به خواستگاری آمد، نباید به او زن داده شود.3 - ابو ربیع گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود:هر کس شراب را پس از آن که خداوند، حرام بودن آن را بر زبان من جاری فرمود، بخورد شایستگی و اهلیّت ندارد که اگر خواستگاری کرد، به او زن داده شود.

### بخش بیست و هفتم#### حکم ازدواج با ناصبیان و اهل شکّ(27 بَابُ مُنَاكَحَةِ النُّصَّابِ وَ السُّكَّاكِ)1 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ عَبْدِ الْكَرِيمِ بْنِ عَمْرٍو عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:تَزَوَّجُوا فِي السُّكَاكِ وَ لا تُزَوِّجُوهُمْ، لأَنَّ الْمَرْأَةَ تَأْخُذُ مِنْ أَدَبِ زَوْجِهَا وَيَقْهَرُهَا عَلَى دِينِهِ.2 - أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُسْكَانَ عَنْ يَحْيَى الْحَلَبِيُّ عَنْ عَبْدِ الْحَمِيدِ الطَّائِيِّ عَنْ زُرَارَةَ بْنِ أَعْيَنَ قَالَ:قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: أَتَزَوَّجُ بِمُرْجِئَةٍ أَوْ حَرُورِيَّةٍ؟قَالَ : لا، عَلَيْكَ بِالْبُلْهِ مِنَ النِّسَاءِ.قَالَ زُرَارَةَ: فَقُلْتُ: وَ اللَّهِ، مَا هِيَ إِلَّا مُؤْمِنَةٌ أَوْ كَافِرَةٌ.بخش بیست و هفتم: حکم ازدواج با ناصبیان و اهل شکّ1 - ابوبصیر گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:با زنان اهل شک ازدواج کنید، ولی دخترانتان را به ازدواج آنان در نیاورید؛ چون زن اخلاق شوهرش را یاد میگ یرد و تحت تأثیر دین خود او قرار می گیرد.2 - زراره گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: با زنان مرجئه یا حروریّه ازدواج کنم؟فرمود: نه، می توانی با زنانی ازدواج کنی که از روی نادانی (گمراه شده اند.)زراره می گوید: عرض کردم: به خدا سوگند! زن یا مؤمن است و یا کافر است.

فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: وَ أَيْنَ أَهْلُ ثَنْوَى اللَّهِ عزَّوجل، قَوْلُ اللَّهِ عزَّوَجَل أَصْدَقُ مِنْ قَوْلِكَ: (إِلَّا الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَ النِّسَاءِ وَ الْوِلْدَانِ لا يَسْتَطِيعُونَ حِيلَةً وَ لا يَهْتَدُونَ سَبِيلاً .)3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ جَمِيلِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ فُضَيْلِ بْنِ يَسَارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:لا يَتَزَوَّجَ الْمُؤْمِنُ النَّاصِبَةَ الْمَعْرُوفَةَ بِذَلِكَ.4 - مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ رِبْعِيَّ عَنِ الْفُضَيْلِ بْنِ يَسَارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ لَهُ الْفُضَيْلَ: أَتَزَوَّجُ النَّاصِبَةَ؟قَالَ : لا، وَ لا كَرَامَةَ.قُلْتُ : جُعِلْتُ فِدَاكَ! وَاللهِ، إِنِّي لَأَقُولُ لَكَ هَذَا وَ لَوْ جَاءَنِي بِبَيْتٍ مَلْ آنَ دَرَاهِمَ مَا فَعَلْتُ.فرمود: پس استثنای خدای عزَّوَجَل چگونه می شود؟ فرمودۀ خداوند عزَّوَجَل از گفتار تو صادقانه تر است آنجا که می فرماید: «مگر آن دسته از مردان و زنان و کودکانی که تحت فشار قرار گرفته و استضعاف فکری دارند و چاره ندارند و راهی (برای نجات از آن محیط نیافته اند».)3 - فضیل بن یسار گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:مؤمن (شیعه نباید با زنی ناصبی معروف ازدواج کند.)4 - ربعی گوید: فضیل بن یسار به امام صادق علیه السَّلام عرض کرد: آیا می توانم با زن ناصبی ازدواج کنم؟فرمود: نه، ارزشی ندارد.عرض کرد: قربانت شوم! من این سخن را عرض می کنم، ولی اگر (چنین زنی با خانه ای پر از درهم به نزد من آید چنین نمی کنم.)

5 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرٍ عَنْ زُرَارَةَ بْنِ أَعْيَنَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: تَزَوَّجُوا فِي السُّكَاكِ وَ لا تُزَوِّجُوهُمْ، فَإِنَّ المَرْأَةَ تَأْخُذُ مِنْ أَدَبِ زَوْجِهَا وَ يَقْهَرُهَا عَلَى دِينِهِ.6 - أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ يَعْقُوبَ عَنْ مَرْوَانَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ مُوسَى الْحَنَّاطِ عَنِ الْفُضَيْلِ بْنِ يَسَارٍ قَالَ:قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: إِنَّ لإِمْرَأَتِي أُخْتَاً عَارِفَةٌ عَلَى رَأْيِنَا وَ لَيْسَ عَلَى رَأْيِنَا بِالْبَصْرَةِ إِلَّا قَلِيلٌ فَأَزَوِّجُهَا مِمَّنْ لا يَرَى رَأْيَهَا؟قَالَ : لا، وَلا نِعْمَةَ [ وَ لا كَرَامَةَ ] إِنَّ اللهَ عزَّوَجَل يَقُولُ: (فَلَا تَرْجِعُوهُنَّ إِلَى الْكُفَّارِ لَا هُنَّ حِلٌّ لَهُمْ وَلَا هُمْ يَحِلُّونَ لَهُنَّ.)7 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ:5 - زراره گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:با زنان اهل شک ازدواج کنید، ولی به آنان زن مدهید؛ زیرا زن از اخلاق شوهرش پیروی می کند و شوهر او را به دین خود وامی دارد.6 - فضیل بن یسار گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: زن من خواهری دارد که با ما عقیده (و شیعه، است، ولی در بصره جز تعداد اندکی از شیعیان وجود ندارند؛ آیا او را به کسی شوهر بدهم که با او هم عقیده نیست؟)فرمود: نه، هیچ بهره و ارزشی ندارد؛ خداوند عزَّوَجَل می فرماید: «آنها (زنان مؤمن را به کافران باز نگردانید؛ نه آنها برای کافران حلالند، و نه کافران برای آنها حلالند.»)7 - زراره گوید:

قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام: إِنِّي أَخْشَى أَنْ لا يَحِلُّ لِي أَنْ أَتَزَوَّجَ مَنْ لَمْ يَكُنْ عَلَى أَمْرِي.فَقَالَ : مَا يَمْنَعُكَ مِنَ الْبُلْهِ مِنَ النِّسَاءِ؟قُلْتُ: وَمَا الْبُلْهُ؟قَالَ: هُنَّ الْمُسْتَضْعَفَاتُ مِنَ اللَّاتِي لا يَنْصِبْنَ وَلَا يَعْرِفْنَ مَا أَنْتُمْ عَلَيْهِ.مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْن سِنَانِ قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَن النَّاصِبِ الَّذِي قَدْ عُرِفَ نَصْبُهُ وَ عَدَاوَتُهُ ، هَلْ نُزَوِّجُهُ الْمُؤْمِنَةَ وَ هُوَ قَادِرٌ عَلَى رَبِّهِ وَ هُوَ لا يَعْلَمُ بِرَدِّهِ؟قَالَ: لا يُزَوَّج الْمُؤْمِنُ النَّاصِبَةَ، وَ لا يَتَزَوَّج النَّاصِبُ الْمُؤْمِنَةَ، وَ لَا يَتَزَوَّج المُسْتَضْعَفُ مُؤْمِنَةٌ.به امام باقر علیه السَّلام عرض کردم: بیم دارم که برایم حلال نباشد با زنی ازدواج کنم که هم عقیده من نباشد.فرمود: چه مانعی دارد با زنان اَبله (نادان گمراه ازدواج کنی؟!)گفتم: زنان ابله کدامند؟فرمود: اینها زنان مستضعف گمراهی هستند که نه ناصبی اند و نه از عقیدۀ شما آگاهند.8 - عبد الله بن سنان گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: شخصی ناصبی است که دشمنی او معلوم است، آیا می توانیم زن مؤمن (شیعه را به فرد ناصبی معروف شوهر بدهیم، با آن که می توانیم او را طوری رد کنیم که او نفهمد.)فرمود: نباید مرد مؤمن با زن ناصبی ازدواج کند، و مرد ناصبی نیز نمی تواند با زن مؤمن ازدواج کند، و مردی که استضعاف فکری دارد و نیز نمی تواند با زن مؤمن ازدواج کند.

9 - أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ يُونُسَ بْنِ يَعْقُوبَ عَنْ حُمْرَانَ بْنِ أَعْيَنَ قَالَ:كَانَ بَعْضُ أَهْلِهِ يُرِيدُ التَّزْوِيجَ فَلَمْ يَجِدِ امْرَأَةٌ مُسْلِمَةٌ مُوَافِقَةٌ، فَذَكَرْتُ ذَلِكَ لِأَبِي عبد الله علیه السَّلام.فَقَالَ: أَيْنَ أَنْتَ مِنَ الْبُلْهِ الَّذِينَ لا يَعْرِفُونَ شَيْئاً.10 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ حَسَنِ بْنِ عَلِيِّ الْوَشَّاءِ عَنْ جَمِيلٌ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:قُلْتُ لَهُ: أَصْلَحَكَ اللهُ إِنِّي أَخَافُ أَنْ لا يَحِلُّ لِي أَنْ أَتَزَوَّجَ يَعْنِي مِمَّنْ لَمْ يَكُنْ عَلَى أَمْرِهِ.قَالَ: وَ مَا يَمْنَعُكَ مِنَ الْبُلْهِ مِنَ النِّسَاءِ .وَ قَالَ: هُنَّ الْمُسْتَضْعَفَاتُ اللَّاتِي لا يَنْصِبْنَ وَ لَا يَعْرِفْنَ مَا أَنْتُمْ عَلَيْهِ.9 - يونس بن یعقوب گوید: یکی از افراد خانواده حمران قصد ازدواج داشت، ولی زنی مسلمان هم عقیده نیافت، حمران این مطلب را برای امام صادق علیه السَّلام بازگو کرد.آن حضرت فرمودند: چرا با زنهای مستضعفی که چیزی را نفهمیده اند ازدواج نمی کنی؟!10 - زراره گوید: به امام باقر علیه السَّلام عرض کردم: خداوند امورتان را اصلاح فرماید! من از این بیم دارم که برای من ازدواج (با زنی که شیعه نیست حلال نباشد!)حضرت فرمود: چرا با زنان مستضعف (که درک درست ندارند ازدواج نمی کنی؟)و فرمود: این زنان، زنان مستضعفی هستند که ناصبی نیستند، ولی از عقاید شیعه نیز آگاه نیستند.

11 - حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَن الْفُضَيْلِ بْنِ يَسَارٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَلَيْهِ عَنْ نِكَاحِ النَّاصِبِ.فَقَالَ: لَا وَ اللَّهِ مَا يَحِلُّ.قَالَ فُضَيْلُ: ثُمَّ سَأَلْتُهُ مَرَّةً أُخْرَى، فَقُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! مَا تَقُولُ فِي نِكَاحِهِمْ؟قَالَ: وَ الْمَرْأَةُ عَارِفَةٌ؟قُلْتُ: عَارِفَةٌ.قَالَ: إِنَّ الْعَارِفَةَ لَا تُوضَعُ إِلَّا عِنْدَ عَارِفٍ.12 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:قُلْتُ: مَا تَقُولُ فِي مُنَاكَحَةِ النَّاسِ، فَإِنِّي قَدْ بَلَغْتُ مَا تَرَى وَ مَا تَزَوَّجْتُ قَطُّ؟قَالَ: وَ مَا يَمْنَعُكَ مِنْ ذَلِكَ ؟11 - فضيل بن یسار گوید: از امام صادق علیه السَّلام دربارۀ ازدواج با ناصبی پرسیدم.فرمود: نه، به خدا سوگند! حلال نیست.فضیل گوید: دوباره پرسیدم و به حضرتش عرض کردم: قربانت شوم! در مورد ازدواج آنها با زن مؤمن چه می فرمایید؟فرمود: آیا آن زن، معرفت دارد (شیعه است؟)عرض کردم: (آری معرفت دارد.)فرمود: زن با معرفت (شیعه فقط می تواند نزد مرد با معرفت (شیعه) برود.)12 - زراره گوید: به امام باقر علیه السَّلام عرض کردم: نظر شما دربارۀ ازدواج با زنان مردم (اهل سنت چیست؟ چرا که همان گونه مستحضرید من در سن ازدواجم ولی تاکنون ازدواج نکرده ام.)فرمود: چرا ازدواج نمی کنی؟

قلْتُ: مَا يمنعني إلا أني أخشى أن لا يكون يجل لي مناكحتهمْ فَمَا تَأْمُرُني ؟قَالَ: كَيْفَ تَصْنَعُ وَ أَنْتَ شَابٌ أَ تَصْبِرُ؟قُلْتُ: أَتَّخِذُ الْجَوَارِيَ.قَالَ: فَهَاتِ الْآنَ فَبِمَ تَسْتَحِلُّ الْجَوَارِيَ أَخْبِرْنِي؟فَقُلْتُ: إِنَّ الأَمَةَ لَيْسَتْ بِمَنْزِلَةِ الْحُرَّةِ، إِنْ رَابَتْنِي الْأَمَةُ بِشَيْءٍ بِعْتُهَا أَوِ اعْتَزَلْتُهَا. قَالَ: حَدَّثْنِي فَبِمَ تَسْتَحِلُّهَا؟قَالَ: فَلَمْ يَكُنْ عِنْدِي جَوَابٌ، قُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! أَخْبِرْنِي مَا تَرَى أَتَزَوَّجُ؟قَالَ: مَا أُبَالِي أَنْ تَفْعَلَ.قَالَ: قُلْتُ: أَ رَأَيْتَ قَوْلَكَ : «مَا أُبَالِي أَنْ تَفْعَلَ، فَإِنَّ ذَلِكَ عَلَى وَجْهَيْنِ تَقُولُ: لَسْتُ أُبَالِي أَنْ تَأْثَمَ أَنْتَ مِنْ غَيْرِ أَنْ أَمْرَكَ فَمَا تَأْمُرُنِي أَفْعَلُ ذَلِكَ عَنْ أَمْرِكَ؟عرض کردم: مانع من فقط این است که بیم آن را دارم که ازدواج با زنان (اهل سنت برای من حلال نباشد . چه دستور می فرمایید؟)فرمود: تو با این جوانی چه می کنی؟ آیا به بی همسری شکیبایی می ورزی؟گفتم: برای خود کنیز می خرم.فرمود: پس به من بگو: کنیز را با چه حکمی برای خود حلال می کنی؟گفتم: کنیز به سان زن آزاد نیست؛ هرگاه کار ناپسندی از او دیدم یا او را می فروشم یا از او دوری می گزینم.فرمود: به من بگو با چه حکمی او را بر خود حلال می کنی؟زراره گوید: من در برابر پرسش حضرتش پاسخی نداشتم، گفتم قربانت گردم بفرمایید! نظر شما چیست؟ آیا با زنان (اهل سنت ازدواج کنم؟!)فرمود: به نظر من ایرادی ندارد که چنین کنی.عرض کردم: آیا این فرمایش شما که می فرمایید: «به نظر من ایرادی ندارد که چنین کنی» دو وجه دارد. یعنی می فرمایید: به نظر من ایرادی ندارد که تو گناه کنی بی آن که من فرمان داده باشم. چه می فرمایید؟! آیا طبق دستور شما این کار را انجام بدهم؟

قَالَ: فَإِنَّ رَسُولَ اللهِ صلّى الله عليه وآله قَدْ تَزَوَّجَ ، وَكَانَ مِنِ امْرَأَةِ نُوحٍ وَ امْرَأَةِ لُوطٍ مَا قَصَّ اللَّهُ علیه السَّلام وَ قَدْ قَالَ اللهُ علیه السَّلام: ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً لِلَّذِينَ كَفَرُوا امْرَأَتَ نُوحٍ وَ امْرَأَتَ لُوطٍ كَانَتَا تَحْتَ عَبْدَيْنِ مِنْ عِبَادِنَا صَالِحَيْنِ فَخَانَتَاهُمَا.فَقُلْتُ: إِنَّ رَسُولَ اللهِ صلّى الله عليه وآله لَسْتُ فِي ذَلِكَ مِثْلَ مَنْزِلَتِهِ، إِنَّمَا هِيَ تَحْتَ يَدَيْهِ وَ هِيَ مُقِرَّةٌ بِحُكْمِهِ مُظْهِرَةٌ دِينَهُ. أَمَا وَاللهِ، مَا عَنَى بِذَلِكَ إِلَّا فِي قَوْلِ اللَّهِ علیه السَّلام: ﴿فَخَانَتَاهُمَا مَا عَنَى بِذَلِكَ إِلَّا وَ قَدْ زَوَّجَ رَسُولُ اللهِ صلّى الله عليه وآله فُلاناً.)قُلْتُ: أَصْلَحَكَ اللهُ! فَمَا تَأْمُرُنِي أَنْطَلِقُ فَأَتَزَوَّجُ بِأَمْرِكَ؟فَقَالَ: إِنْ كُنْتَ فَاعِلاً فَعَلَيْكَ بِالْبَلْهَاءِ مِنَ النِّسَاءِ!قُلْتُ: وَمَا الْبَلْهَاءُ؟قَالَ: ذَوَاتُ الْخُدُورِ الْعَفَائِفُ.فَقُلْتُ: مَنْ هُوَ عَلَى دِينِ سَالِمٍ أَبِي حَفْصٍ؟فَقَالَ: لا.فرمود: همانا پیامبر خدا صلّى الله عليه وآله (با چنین افرادی ازدواج کرد. از طرفی قصّۀ همسر حضرت نوح و همسر حضرت لوط را خداوند متعال در قرآن بیان فرموده است آنجا که می فرماید: «و خداوند برای کسانی کفر ورزیدند، به همسر نوح و همسر لوط مَثَل زده است، آن دو تحت سرپرستی دو بنده از بندگان صالح ما بودند، ولی به آن دو خیانت کردند.»)عرض کردم: به راستی که جایگاه من در این امر به سان جایگاه رسول خدا صلّى الله عليه وآله نیست؛ چرا که همسرش تحت سرپرستی او بود و به حکم او اقرار داشت و دین او را اظهار می کرد، هان که به خدا سوگند! منظور جز این نیست که خداوند می فرماید: «دویی خیانت کردند» منظور جز این نیست که رسول خدا صلّى الله عليه وآله با فلانی ازدواج کرد.عرض کردم: خداوند کارهای شما را اصلاح کند! چه می فرمایید؟ بروم و به فرمان شما با آنان ازدواج کنم؟فرمود: اگر ناگزیر از ازدواجی، پس با زنان ابله ازدواج کن.:گفتم زنان ابله کدامند؟فرمود: پرده نشینان پاکدامن.گفتم: همان هایی که بر دین سالم بن ابی حفص هستند (1)فرمود: نه.


1) به نظر می رسد او سالم بن ابی حفصه باشد که مردی زید مذهب و نبوی بود. وی به امام باقر علیه السَّلام دروغ می بست ومورد لعن امام صادق علیه السَّلام قرار گرفت

فَقُلْتُ: مَنْ هُوَ عَلَى دِينِ رَبِيعَةِ الرَّأْيِ؟قَالَ: لا، وَلَكِنَّ الْعَوَاتِقَ اللَّاتِي لا يَنْصِبْنَ وَلَا يَعْرِفْنَ مَا تَعْرِفُونَ.13 - أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالِ عَنِ ابْنِ بُكَيْرِ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:كَانَتْ تَحْتَهُ امْرَأَةٌ مِنْ ثَقِيفٍ وَ لَهُ مِنْهَا ابْنٌ يُقَالُ لَهُ: إِبْرَاهِيمُ، فَدَخَلَتْ عَلَيْهَا مَوْلَاةٌ لِتَقِيفٍ فَقَالَتْ لَهَا: مَنْ زَوْجُكِ هَذَا؟قَالَتْ: مُحَمَّدُ بْنُ عَلِي.قَالَتْ: فَإِنَّ لِذَلِكِ أَصْحَابَاً بِالْكُوفَةِ قَوْمٌ يَشْتِمُونَ السَّلَفَ وَ يَقُولُونَ ...قَالَ: فَخَلَّى سَبِيلَهَا.قَالَ: فَرَأَيْتُهُ بَعْدَ ذَلِكَ قَدِ اسْتَبَانَ عَلَيْهِ وَ تَضَعْضَعَ مِنْ جِسْمِهِ شَيْءٌ.قَالَ: فَقُلْتُ لَهُ: قَدِ اسْتَبَانَ عَلَيْكَ فِرَاقُهَا؟قَالَ: وَ قَدْ رَأَيْتَ ذَاكَ ؟عرض کردم: همان هایی که به دین ربيعة الرأى معتقدند؟فرمود: نه، ولی منظور من زنان جوانی است که ناصبی نیستند و شناختی نیز از مذهب شما ندارند.13 - زراره گوید: امام باقری علیه السَّلام همسری از قبیلهٔ ثقیف داشت که پسری به نام ابراهیم نیز از آن همسر داشت.یکی از کنیزان این قبیله نزد آن زن رفت و گفت: شوهر تو کیست؟گفت: محمد بن علی علیه السَّلام.کنیز گفت: او در کوفه یارانی دارد که پیشینیان را ناسزا می گویند، و می گویند...آن حضرت، زن مذکور را رها کرد.زراره می افزاید: پس از این ماجرا آن حضرت را دیدم که این امر برایش گران آمده بود و جسمش کمی ضعیف شده بود؛ عرض کردم: دوری او بر شما گران آمده است؟!فرمود تو نیز این را متوجّه شده ای؟1 - ربيعة الرأى از اهل سنّت است.

قَالَ: قُلْتُ: نَعَمْ14 - أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالِ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلامقَالَ : دَخَلَ رَجُلٌ عَلَى عَلِيَّ بْنِ الْحُسَيْنِ علیه السَّلام فَقَالَ:إِنَّ امْرَأَتَكَ الشَّيْبَانِيَّةَ خَارِجِيَّةٌ تَشْتِمُ عَلِيّاً علیه السَّلام فَإِنْ سَرَّكَ أَنْ أُسْمِعَكَ مِنْهَا ذَاكَ أسْمَعْتُكَ؟قَالَ: نَعَمْ.قَالَ: فَإِذَا كَانَ غَداً حِينَ تُرِيدُ أَنْ تَخْرُجَ كَمَا كُنْتَ تَخْرُجُ فَعُدْ فَاكْمُنْ فِي جَانِبِ الدار.قَالَ: فَلَمَّا كَانَ مِنَ الْغَدِ كَمَنَ فِي جَانِبِ الدَّارِ، فَجَاءَ الرَّجُلُ فَكَلَّمَهَا فَتَبَيَّنَ مِنْهَا ذلِكَ، فَخَلَّى سَبِيلَهَا وَكَانَتْ تُعْجِبُهُ.15 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:عرض کردم: آری.14 - زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:مردی نزد امام سجاد علیه السَّلام آمد و عرض کرد: همسر شیبانیِ شما از خوارج است و علی علیه السَّلام را دشنام می دهد، اگر دوست داری من کاری می کنم که این مطلب را از زبان خودش بشنوید؟!فرمود: آری.عرض کرد: فردا در همان زمانی که هر روز از منزل تشریف می برید، از خانه بیرون بیایید، ولی به طور مخفیانه بازگردید و در گوشه ای از خانه پنهان شوید.فردای آن روز امامعلیه السَّلام در گوشه ای از خانه پنهان شد و آن مرد آمد و با آن زن سخن گفت و او نیز به مطالب ناشایست پرداخت.با روشن شدن این مطلب، امام علیه السَّلام با این که از او خوشش می آمد، طلاقش داد.15 - عبدالله بن سنان گوید:

سَأَلَهُ أَبِي وَأَنَا أَسْمَعُ عَنْ نِكَاحَ الْيَهُودِيَّةِ وَ النَّصْرَانِيَّةِ.فَقَالَ: نِكَاحُهُمَا أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ نِكَاحِ النَّاصِبِيَّةِ، وَ مَا أُحِبُّ لِلرَّجُلِ المُسْلِمِ أَنْ يَتَزَوَّجَ الْيَهُودِيَّةَ وَ لا النَّصْرَانِيَّةَ مَخَافَةَ أَنْ يَتَهَوَّدَ وَلَدُهُ أَوْ يَتَنَصَّرَ.16 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام أَنَّهُ قَالَ:تَزَوُّجُ الْيَهُودِيَّةِ وَ النَّصْرَانِيَّةِ أَفْضَلُ أَوْ قَالَ: خَيْرٌ مِنْ تَزَوُّجِ النَّاصِبِ وَ النَّاصِبِيَّةِ.17 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابن عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عبد الله علیه السَّلام:أَنَّهُ أَتَاهُ قَوْمٌ مِنْ أَهْلِ خُرَاسَانَ مِنْ وَرَاءِ النَّهَرِ فَقَالَ لَهُمْ: تُصَافِحُونَ أَهْلَ بِلادِكُمْ وَتُنَا كِحُونَهُمْ ؟! أَمَا إِنَّكُمْ إِذَا صَافَحْتُمُوهُمْ انْقَطَعَتْ عُرْوَةٌ مِنْ عُرَى الْإِسْلَامِ، وَإِذَا نَا كَحْتُمُوهُمْ أَنْهَتَكَ الْحِجَابُ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَ اللَّهِ عژَّوَجل.با پدرم در حضور امام صادق علیه السَّلام بودیم، شنیدم که پدرم از حضرتش دربارۀ ازدواج با زن یهودی و مسیحی پرسید.آن حضرت فرمود: ازدواج با آنها بهتر از ازدواج با زن ناصبی است؛ در حالی که دوست ندارم مرد مسلمان با زن یهودی یا نصرانی ازدواج کند، چرا که بیم آن می رود که فرزندش یهودی یا نصرانی شود.16 - ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:ازدواج با زن یهودی یا نصرانی برتر یا بهتر _ از ازدواج با مرد یا زن ناصبی است.17 - حلبی گوید: گروهی از خراسانیان از منطقه ماوراء النهر خدمت امام صادق علیه السَّلامشرف یاب شدند، آن حضرت به ایشان فرمود:آیا با مردم سرزمینتان مصافحه (دوستی و رفت و آمد و ازدواج می کنید؟ آگاه باشید که وقتی با آنان مصافحه کنید، یکی از دستاویزهای اسلام بریده می شود، و آن گاه که با ایشان ازدواج کنید حجاب و پردۀ بین شما و خدای عزَّوَجَل دریده می شود.)

### بخش بیست و هشتم#### کردها، سیاهان و افرادی که ازدواج با ایشان کراهت دارد...(28 بَابُ مَنْ كُرِهَ مُنَاكَحَتْهُ مِنَ الْأَكْرَادِ وَالسُّودَانِ وَ غَيْرِهِمْ)1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام:إِيَّاكُمْ وَنِكَاحَ الزِّنْجِ، فَإِنَّهُ خَلْقُ مُشَوَّهُ.2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مُحَمَّدٍ الْمَكِّيُّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ عَمْرِو بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ خَالِدٍ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي الرَّبِيعِ الشَّامِيُّ قَالَ: قَالَ لِي أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:لا تَشْتَرِ مِنَ السُّودَانِ أَحَداً ، فَإِنْ كَانَ لا بُدَّ فَمِنَ النُّوبَةِ، فَإِنَّهُمْ مِنَ الَّذِينَ قَالَ اللهُ عَزَّوَ جَلَّ: (وَ مِنَ الَّذِينَ قَالُوا إِنَّا نَصَارَى أَخَذْنَا مِيثَاقَهُمْ فَنَسُوا حَظًّا مِمَّا ذُكِّرُوا بِهِ.)بخش بیست و هشتم: کردها سیاهان و افرادی که ازدواج با ایشان کراهت دارد1 - مسعدة بن زیاد گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود امير المؤمنين علیه السَّلام فرمود:شما را از ازدواج با زنجیان (آفریقایی ها برحذر می دارم؛ چون اینها مخلوقاتی زشت اند.)- ابو ربيع شامی گوید: امام صادق علیه السَّلام به من فرمود:از سودانیان (سیاهان هیچ برده ای را خریدار مکن، اگر ناگزیر بودی از اهل نوبه (حبشه) خریداری کن؛ چون اینها از کسانی هستند که خداوند عزَّوَجل می فرماید: «و از کسانی که گفتند: ما نصارا هستیم؛ نیز پیمان گرفتیم؛ ولی آنان بهره ای را به آنان تذکر داده شده بود)از یاد بردند».

أَمَا إِنَّهُمْ سَيَذْ كُرُونَ ذَلِكَ الْحَظَّ ، وَ سَيَخْرُجُ مَعَ الْقَائِم علیه السَّلام مِنَّا عِصَابَةٌ مِنْهُمْ، وَلا تَنْكِحُوا مِنَ الْأَكْرَادِ أَحَداً ، فَإِنَّهُمْ جِنْسٌ مِنَ الْجِنِّ كُشِفَ عَنْهُمُ الْغِطَاءُ.3 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْهَاشِمِي عَنْ أَحْمَدَ بْنِ يُوسُفَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ دَاوُدَ الْحَدَّادِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:لا تُنَاكِحُوا الزَّنْجَ وَ الْخَزَرَ، فَإِنَّ لَهُمْ أَرْحَامَاً تَدُلُّ عَلَى غَيْرِ الْوَفَاءِ.قَالَ: وَ الْهِنْدُ وَ السَّنْدُ وَ الْقَنْدُ لَيْسَ فِيهِمْ نَجِيبٌ يَعْنِي الْقُنْدُهَارَ.### بخش بیست و نهم#### ازدواج با ولد زنا(29 بَابُ نِكَاحِ وَلَدِ الزِّنَى)1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْخَبِيثَةِ أَتَزَوَّجُهَا؟هان که اینها به زودی آن حظّ را به یاد خواهند آورد و به زودی گروهی از آنان به همراه قائم ما علیه السَّلام قيام خواهند کرد و با هیچ یک از کردها نیز ازدواج نکنید؛ چرا که اینان از جنس جنّ هستند که پردۀ آنها برداشته شده است.-3- علی بن داوود گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:با زنان زنج و خزر ازدواج نکنید، چرا که رحم های آنان نشانگر عدم وفای به پیمان است.حضرتش فرمود: و با هندیان، اهل سند و قندها نیز ازدواج نکنید که نجیب نیستند.بخش بیست و نهم: ازدواج با ولد زنا1 - محمّد بن مسلم گوید: از امام باقر علیه السَّلام سؤال کردم: آیا می توانم با زن زنازاده ازدواج کنم؟

قَالَ: لا.2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السَّلام.عنفِي الرَّجُلِ يَشْتَرِي الْجَارِيَةَ أَوْ يَتَزَوَّجُهَا لِغَيْرِ رِشْدَةٍ وَيَتَّخِذُهَا لِنَفْسِهِ.فَقَالَ: إِنْ لَمْ يَخَفِ الْعَيْبَ عَلَى وُلْدِهِ فَلَا بَأْسَ.3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عن الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ:قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام وَلَدُ الزِّنَا يُنْكَحُ؟قَالَ: نَعَمْ، وَلا يُطْلَبُ وَلَدُهَا.4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيَّ بْنِ الْحَكَمِ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ:فرمود: نه.2 - محمد بن مسلم گوید: از امام (باقر یا امام صادق علیه السَّلام سؤال کردم: مردی کنیز زنازاده ای را می خرد یا با او ازدواج می کند و او را به عنوان همسر خود قرار می دهد (چه حکمی دارد؟))فرمود: اگر ترس از زخم زبان مردم بر فرزندانش نداشته باشد اشکالی ندارد.3 - عبد الله بن سنان گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم آیا می توان با زن زنازاده ازدواج نمود؟فرمود: آری، ولی از او فرزند نخواهد.4 - محمد بن مسلم گوید: از امام باقر علیه السَّلام پرسیدم:

سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السَّلام عَنِ الْخَبِيثَةِ يَتَزَوَّجُهَا الرَّجُلُ؟قَالَ: لا.وَ قَالَ: إِنْ كَانَ لَهُ أَمَةٌ وَطِئَهَا وَ لَا يَتَّخِذْهَا أُمَّ وَلَدِهِ.5 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أبی عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:سُئِلَ عَنِ الرَّجُلِ يَكُونُ لَهُ الْخَادِمُ وَلَدَ زِنِّي عَلَيْهِ جُنَاحٌ أَنْ يَطَاهَا.قَالَ: لا ، وَإِنْ تَنَزَّهَ عَنْ ذَلِكَ فَهُوَ أَحَبُّ إِلَيَّ.### بخش سی ام#### ازدواج با زن احمق و دیوانه(30 بَابُ كَرَاهِيَةِ تَزْوِيجِ الْحَمْقَاءِ وَ الْمَجْنُونَةِ)1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام :آیا انسان می تواند با زن زنازاده ازدواج کند؟فرمود: نه.و فرمود: اگر کنیزی زنازاده ای دارد می تواند با او نزدیکی کند، ولی از او صاحب فرزندی نشود.-5- حلبی گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدند:مردی کنیزی دارد که زنازاده است. اگر با او آمیزش نماید موجب گناه می شود؟فرمود: نه، ولی اگر از چنین کاری دوری کند من آن را بیشتر می پسندم.بخش سی ام: ازدواج با زن احمق و دیوانه1 - سکونی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: امیرمؤمنان على علیه السَّلام فرمود:

إِيَّاكُمْ وَ تَزْوِيجَ الْحَمْقَاءِ ، فَإِنَّ صُحْبَتَهَا بَلَاءٌ وَ وُلْدَهَا ضِيَاعٌ.2 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَمَّنْ حَدَّثَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:زَوِّجُوا الْأَحْمَقَ وَ لا تُزَوِّجُوا الْحَمْقَاءَ، فَإِنَّ الْأَحْمَقَ يَنْجُبُ وَ الْحَمْقَاءَ لا تَنْجُبُ.3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ الْخَزَّازِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:سَأَلَهُ بَعْضُ أَصْحَابِنَا عَنِ الرَّجُلِ الْمُسْلِمِ تُعْجِبُهُ الْمَرْأَةُ الْحَسْنَاءُ أَ يَصْلُحُ لَهُ أَنْ يَتَزَوَّجَهَا وَ هِيَ مَجْنُونَةٌ؟قَالَ: لا، وَلَكِنْ إِنْ كَانَتْ عِنْدَهُ أَمَةٌ مَجْنُونَةٌ فَلا بَأْسَ بِأَنْ يَطَاهَا وَ لَا يَطْلُبَ وَلَدَهَا.از ازدواج با زن کم عقل بر حذر باشید! زیرا مصاحبت با او بلا و فرزند او تباه است.2 - راوی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:به مرد کم عقل زن بدهید، ولی با زن کم عقل ازدواج نکنید؛ زیرا مرد کم عقل با نجابت است، ولی زن کم عقل نجابت ندارد.3 - محمّد بن مسلم گوید: یکی از یاران ما از امام باقر علیه السَّلام پرسید:مرد مسلمانی به زن زیبایی که دیوانه است علاقه دارد آیا به صلاحش است با آن زن ازدواج کند؟فرمود: نه، امّا اگر کنیز دیوانه دارد ، ایرادی ندارد که با او آمیزش نماید ولی از او فرزند نخواهد.

### بخش سی و یکم#### حکم مرد زناکار و زن زناکار(31 بَابُ الزَّانِي وَ الزَّانِيَةِ)1 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ دَاوُدَ بْن سِرْحَانَ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنْ قَوْلِ اللهِ عزَّوجل: (الزَّانِي لَا يَنْكِحُ إِلَّا زَانِيَةً أَوْ مُشْرِكَةً.)قَالَ: هُنَّ نِسَاءٌ مَشْهُورَاتٌ بِالزِّنَا، وَ رِجَالٌ مَشْهُورُونَ بِالزِّنَا، وَ رِجَالٌ شُهِرُوا وَ وَالنَّاسُ الْيَوْمَ بِذَلِكَ الْمَنْزِلِ، فَمَنْ أُقِيمَ عَلَيْهِ حَدُّ الزِّنَا أَوْ مُتَّهَمْ بِالزِّنَا لَمْ يَنْبَغِ لِأَحَدٍ أَنْ يُنَاكِحَهُ حَتَّى يَعْرِفَ مِنْهُ التَّوْبَةَ.2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ عَنْ أَبِي الصَّبَّاحِ الْكِنَانِيِّ قَالَ:بخش سی و یکم: حکم مرد زناکار و زن زناکار1 - زراره گوید:از امام صادق علیه السَّلام در مورد گفتار خداوند عزَّوَجل پرسیدم که می فرماید: «مرد زناکار جز با زن زناکار یا زن مشرک ازدواج نمی کند.»فرمود: منظور زنان و مردانی هستند که به زنا شهرت یافته و شناخته شده اند. این حکم امروز نیز در مورد مردم جاری است. پس هر که بر او حدّ زنا اجرا شود، و یا متّهم به زناکاری شود، جایز نیست کسی با او ازدواج کند تا توبۀ او معلوم گردد.2 - نظیر این روایت ابی صباح کنانی از امام صادق علیه السَّلام نقل می کند:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عزَّوَجل: (الزَّانِي لَا يَنْكِحُ إِلَّا زَانِيَةً أَوْ مُشْرِكَةً.)فَقَالَ: كُنَّ نِسْوَةٌ مَشْهُورَاتٌ بِالزِّنَا وَ رِجَالٌ مَشْهُورُونَ بِالزِّنَا قَدْ عُرِفُوا بِذَلِكَ، وَ النَّاسُ الْيَوْمَ بِتِلْكَ الْمَنْزِلَةِ، فَمَنْ أُقِيمَ عَلَيْهِ حَدُّ الزِّنَا أَوْ شُهِرَ بِهِ لَمْ يَنْبَغِ لِأَحَدٍ أَنْ يُنَا كِحَهُ حَتَّى يَعْرِفَ مِنْهُ التَّوْبَةَ.3 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيَّ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام فِي قَوْلِهِ : (الزَّانِي لَا يَنْكِحُ إِلَّا زَانِيَةً أَوْ مُشْرِكَةٌ.)قَالَ: هُمْ رِجَالٌ وَنِسَاءٌ كَانُوا عَلَى عَهْدِ رَسُولِ اللهِ صلَّى اللهِ عليه وآله مَشْهُورِينَ بِالزِّنَا، فَنَهَى اللَّهُ عزَّوَجل عَنْ أُولَئِكَ الرِّجَالِ وَ النِّسَاءِ وَ النَّاسُ الْيَوْمَ عَلَى تِلْكَ الْمَنْزِلَةِ مَنْ شَهَرَ شَيْئًا مِنْ ذَلِكَ أَوْ أُقِيمَ عَلَيْهِ الْحَدُّ فَلا تُزَوِّجُوهُ حَتَّى تُعْرَفَ تَوْبَتُهُ.4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ وَهْبٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:در مورد گفتار خداوند عزَّوَجَل که می فرماید: «مرد زناکار جز با زن زناکار یا مشرک ازدواج نمی کند» پرسیدم.فرمود: آنان زنان و مردانی مشهور به زنا هستند. امروز نیز همان در بین مردم رایج است؛ هر کسی بر او حدّ زنا اجرا شود و یا مشهور به زنا باشد، جایز نیست کسی با او ازدواج کند تا توبه او معلوم گردد.3 - محمّد بن مسلم گوید: امام باقر علیه السَّلام در مورد گفتار خداوند عزَّوَجَل که می فرماید: «مرد زناکار جز با زن زناکار یا مشرک ازدواج نمی کند» فرمود:آنان مردان و زنان زناکاری بودند که در زمان رسول خدا صلَّى اللهِ عليه وآله به زنا شهرت یافته بودند، خداوند متعال از ازدواج با آن مردان و زنان نهی نمود، و آن حکم امروزه نیز در مورد مردم جاری است، هر که به نوعی در این باره مشهور گردید، یا بر او حدّ زنا اجرا شد با او ازدواج نکنید تا توبه اش معلوم گردد.4 - معاوية بن وهب گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم:

عَنْ رَجُلٍ تَزَوَّجَ امْرَأَةً فَعَلِمَ بَعْدَ مَا تَزَوَّجَهَا أَنَّهَا كَانَتْ زَنَتْ.قَالَ: إِنْ شَاءَ زَوْجُهَا أَنْ يَأْخُذَ الصَّدَاقَ مِنَ الَّذِي زَوْجَهَا، وَ لَهَا الصَّدَاقُ بِمَا اسْتَحَلَّ مِنْ فَرْجِهَا وَإِنْ شَاءَ تَرَكَهَا.5 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالِ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ زُرَارَةَ بْنِ أَعْيَنَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ: لا خَيْرَ فِي وَلَدِ الزِّنَا وَ لا فِي بَشَرِهِ وَ لا فِي شَعْرِهِ وَ لَا فِي لَحْمِهِ وَ لَا فِي دَمِهِ وَ لَا شَيْءٍ مِنْهُ عَجَرَتْ عَنْهُ السَّفِينَةُ، وَ قَدْ حُمِلَ فِيهَا الْكَلْبُ وَ الْخِنْزِيرُ.6 - حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ الْمِيثَمِي عَنْ أَبَانٍ عَنْ حَكَمَ بْنِ حُكَيْمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام فِي قَوْلِهِ عزَّوَجل: (وَ الزَّانِيَةُ لَا يَنْكِحُهَا إِلَّا زَانٍ أَوْ مُشْرِكٌ.)قَالَ: إِنَّمَا ذَلِكَ فِي الْجَهْرِ.ثُمَّ قَالَ: لَوْ أَنَّ إِنْسَاناً زَنَى ثُمَّ تَابَ تَزَوَّجَ حَيْثُ شَاءَ.مردی با زنی ازدواج کرد، سپس متوجه شد که آن زن زناکار بوده است (چه وظیفه ای دارد؟)فرمود: اگر مرد بخواهد می تواند مهریّه را از ولیّ زن بگیرد و زن به جهت استفاده شوهر از او مهریه را می گیرد و اگر هم مرد بخواهد می تواند زن را طلاق دهد.5 - زرارة بن اعین گوید: از امام باقر علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:هیچ خیری در ولد زنا نمی باشد، نه در سیمای او، نه در موی سر او، نه در گوشت او، نه در خون و نه در هیچ چیز او. زیرا که کشتی (نوح علیه السَّلام از حمل آن ناتوان شد در حالی که آن کشتی سگ و خوک را حمل می نمود.)6 - حكم بن حکیم گوید: امام صادق علیه السَّلام در مورد گفتار خداوند عزَّوَجَل که می فرماید «و با زن زناکار جز مرد زناکار ازدواج نمی کند» فرمود:این حکم فقط در مورد زنانی است که به صورت علنی زنا می کنند.سپس فرمود: اگر شخصی زنا کند سپس تو به نماید، هرگاه که بخواهد می تواند ازدواج کند.

### بخش سی و دوم#### حکم ازدواج بعد از زنا(32 بَابُ الرَّجُلِ يَفْجُرُ بِالْمَرْأَةِ ثُمَّ يَتَزَوَّجُهَا)1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ عَمَّارِ بْنِ مُوسَى عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ يَحِلُّ لَهُ أَنْ يَتَزَوَّجَ امْرَأَةٌ كَانَ يَفْجُرُ بِهَا؟فَقَالَ: إِنْ أَنَسَ مِنْهَا رُشْداً فَنَعَمْ، وَ إِلَّا فَلْيُرَاوِدَنَّهَا عَلَى الْحَرَامِ، فَإِنْ تَابَعَتْهُ فَهِيَ عَلَيْهِ حَرَامٌ وَ إِنْ أَبَتْ فَلْيَتَزَوَّجْهَا.2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عُبَيْدِ اللهِ بْنِ عَلِي الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:أَيُّمَا رَجُلٍ فَجِّرَ بِامْرَأَةٍ ثُمَّ بَدَا لَهُ أَنْ يَتَزَوَّجَهَا حَلالاً.بخش سی و دوم: حکم ازدواج بعد از زنا1 - عمّار بن موسی گوید: از امام صادق علیه السَّلام سؤال کردم: مردی که با زنی زنا کرده است، آیا جایز است با او ازدواج کند؟فرمود: اگر بفهمد که زن توبه کرده و به راه راست رفته است پس اشکالی ندارد. وگرنه او را به کار حرام دعوت کند، اگر جواب داد، پس بر مرد حرام است با او ازدواج کند و اگر امتناع نمود، پس با او ازدواج نماید.2 - عبيد الله بن علی حلبی گوید: از امام صادق علیه السَّلام دربارۀ هر مردی که با زنی مرتکب زنا شود، پس از آن می تواند با همان زن از راه حلال ازدواج کند (پرسیدم.)

قَالَ: أَوَّلُهُ سِفَاحٌ وَ آخِرُهُ نِكَاحٌ، وَ مَثَلُهُ مَثَلُ النَّخْلَةِ أَصَابَ الرَّجُلُ مِنْ ثَمَرِهَا حرَاماً ثُمَّ اشْتَرَاهَا بَعْدُ فَكَانَتْ لَهُ حَلالاً.- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُل فَجَرَ بِامْرَأَةٍ ثُمَّ بَدَا لَهُ أَنْ يَتَزَوَّجَهَا.فَقَالَ: حَلالٌ أَوَّلُهُ سِفَاحٌ وَ آخِرُهُ نِكَاحٌ أَوَّلُهُ حَرَامٌ وَ آخِرُهُ حَلالٌ.4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ جَرِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:قُلْتُ لَهُ: الرَّجُلُ يَفْجُرُ بِالْمَرْأَةِ ثُمَّ يَبْدُو لَهُ فِي تَزْوِيجِهَا هَلْ يَحِلُّ لَهُ ذَلِكَ؟قَالَ: نَعَمْ إِذَا هُوَ اجْتَنَبَهَا حَتَّى تَنْقَضِيَ عِدَّتُهَا بِاسْتِبْرَاءِ رَحِمِهَا مِنْ مَاءِ الْفُجُورِ فَلَهُ أَن يَتَزَوَّجَهَا، وَ إِنَّمَا يَجُوزُ لَهُ أَنْ يَتَزَوَّجَهَا بَعْدَ أَنْ يَقِفَ عَلَى تَوْبَتِهَا.حضرتش فرمود: آغاز آن سفاح ( زنا و عقد(حرام و پایان آن نکاح (عقد شرعی) است. مَثَل او بمانند درخت خرمایی است که مرد از راه حرام از میوۀ آن می خورد، سپس آن را می خرد و برای او حلال می گردد.)3 - ابو بصیر گوید: از امام صادق علیه السَّلام درباره مردی که با زنی زنا کرده، سپس تصمیم گرفت با او ازدواج کند پرسیدم.فرمود: حلال است. اول آن سفاح است و آخر آن نکاح؛ اول آن حرام و آخر آن حلال است.4 - اسحاق بن جریر گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: مردی با زنی مرتکب زنا می شود، سپس اقدام به ازدواج با او می کند آیا چنین ازدواجی بر آن مرد حلال است؟فرمود: آری، ازدواج با او در صورتی حلال است که آن زن از او دوری کند تا عدّه اش را به پایان رساند تا رحم آن زن از آب زنا پاک گردد، در این صورت می تواند با او ازدواج کند و در صورتی جایز است با آن ازدواج کند که یقین حاصل کند او توبه کرده است.

### بخش سی و سوم#### حکم ازدواج با زن ذمّی(33 بَابُ نِكَاحِ الذِّمِّيَّةِ)1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ وَهْبٍ وَ غَيْرِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام.فِي الرَّجُلِ الْمُؤْمِنِ يَتَزَوَّجُ الْيَهُودِيَّةَ وَ النَّصْرَانِيَّةَ؟قَالَ: إِذَا أَصَابَ الْمُسْلِمَةَ فَمَا يَصْنَعُ بِالْيَهُودِيَّةِ وَالنَّصْرَانِيَّةِ.فَقُلْتُ لَهُ: يَكُونُ لَهُ فِيهَا الْهَوَى.فَقَالَ: إِنْ فَعَلَ فَلْيَمْنَعْهَا مِنْ شُرْبِ الْخَمْرِ، وَأَكْلِ لَحْمِ الْخِنْزِيرِ ، وَ اعْلَمْ أَنَّ عَلَيْهِ فِي دِينِهِ غَضَاضَةٌ.2 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيَّ الْوَشَّاءِ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ زُرَارَةَ بْنِ أَعْيَنَ قَالَ:بخش سی و سوم: حکم ازدواج با زن ذمّی1 - معاوية بن وهب و دیگران گویند: امام صادق علیه السَّلام دربارۀ مرد مؤمنی که با زن یهودی و یا نصرانی ازدواج کند فرمود:اگر زن مسلمانی نصیب او می گردد با زن یهودی و نصرانی چه کار دارد؟عرض کردم: شاید عاشق اوست و او را دوست می دارد.امام علیه السَّلام فرمود: اگر چنین کاری کرد پس باید او را از خوردن شراب و گوشت خوک باز دارد و بدان به راستی کسی که چنین کاری کند در دینش نقصی است.2 - زرارة بن اعین گوید:

سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرِ علیه السَّلام عَنْ نِكَاحَ الْيَهُودِيَّةِ وَ النَّصْرَانِيَّةِ.فَقَالَ: لا يَصْلُحُ لِلْمُسْلِم أَنْ يَنْكِحَ يَهُودِيَّةً وَ لا نَصْرَانِيَّةٌ، وَإِنَّمَا يَحِلُّ لَهُ مِنْهُنَّ نِكَاحُ الْبُلْهِ.3 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِم قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السَّلام: أَ يَتَزَوَّجُ الْمَجُوسِيَّةَ؟قَالَ : لا ، وَ لَكِنْ إِنْ كَانَتْ لَهُ أَمَةٌ.4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:لا يَتَزَوَّجُ الْيَهُودِيَّةَ وَلا النَّصْرَانِيَّةَ عَلَى الْمُسْلِمَةِ.5 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ الْبَرْقِيِّ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ بْنِ مِهْرَانَ قَالَ:از امام باقر علیه السَّلام دربارۀ ازدواج زن یهودی و زن نصرانی پرسیدم.فرمود: جایز نیست مرد مسلمان با زن یهودی و زن مسیحی (به عقد دائم ازدواج کند، فقط می تواند با زن ابله آنان (که تعصبی در دین خود ندارند و از مذهب شیعه نیز آگاه نیستند) ازدواج نماید.)3 - محمد بن مسلم گوید: از امام باقر علیه السَّلام پرسیدم: آیا می شود با زن مجوسی ازدواج نمود؟فرمود: نه ولی اگر زن مجوسی کنیز مرد مسلمان باشد ازدواج؛ ایرادی ندارد.4 - محمّد بن مسلم گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود: مرد مسلمان نمی تواند زن یهودی و زن نصرانی را روی زن مسلمان بگیرد.5 - سماعة بن مهران گوید:

سَأَلْتُهُ عَن الْيَهُودِيَّةِ وَ النَّصْرَانِيَّةِ أَ يَتَزَوَّجُهَا الرَّجُلُ عَلَى الْمُسْلِمَةِ؟قَالَ : لا ، وَ يَتَزَوَّجُ الْمُسْلِمَةَ عَلَى الْيَهُودِيَّةِ وَ النَّصْرَانِيَّةِ.6 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ جَهْمٍ قَالَ:قَالَ لِي أَبُو الْحَسَنِ الرَّضَا علیه السَّلام: يَا أَبَا مُحَمَّداً مَا تَقُولُ فِي رَجُلٍ يَتَزَوَّجُ نَصْرَانِيَّةٌ عَلَى مُسْلِمَةٍ؟قُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! وَ مَا قَوْلِي بَيْنَ يَدَيْكَ؟قَالَ: لَتَقُولَنَّ فَإِنَّ ذَلِكَ يُعْلَمُ بِهِ قَوْلِي.قُلْتُ : لا يَجُوزُ تَزْوِيجُ النَّصْرَانِيَّةِ عَلَى مُسْلِمَةٍ وَ لا غَيْرِ مُسْلِمَةٍ.قَالَ: وَ لِمَ؟قُلْتُ: لِقَوْلِ اللهِ عزَّوَجَل: (وَلا تَنْكِحُوا الْمُشْرِكَاتِ حَتَّى يُؤْمِنَّ.)قَالَ: فَمَا تَقُولُ فِى هَذِهِ الْآيَةِ: (وَ الْمُحْصَنَاتُ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِكُمْ؟)از امام علیه السَّلام پرسیدم: آیا انسان می تواند زن یهودی را روی زن مسلمان به عقدش در آورد؟فرمود: نه.ولی می تواند زن مسلمان را روی زن یهودی و نصرانی بگیرد.- حسن بن جهم گوید: امام رضا علیه السَّلام به من فرمود:ای ابا محمّد! نظر تو دربارۀ مردی که زن نصرانی را روی زن مسلمانی بگیرد، چیست؟گفتم: فدایت شوم! من چه سخنی می توانم در برابر سخنان شما داشته باشم؟فرمود، تو باید نظرت را بگویی؛ زیرا به این وسیله نظر من مشخّص می شود.گفتم: ازدواج با زن نصرانی روی زن مسلمان یا غیر مسلمان جایز نیست.فرمود: چرا؟گفتم: به جهت قول خداوند عزَّوَجَل «و با زنان مشرک تا ایمان نیاورده اند، ازدواج نکنید».امام علیه السَّلام فرمود: پس دربارۀ این آیه چه می گویی که می فرماید: «و زنان پاکدامن از اهل کتاب برای شما حلالند»؟

قُلْتُ: فَقَوْلُهُ: (وَلا تَنْكِحُوا الْمُشْرِكَاتِ نَسَخَتْ هَذِهِ الْآيَةَ. فَتَبَسَّمَ ثُمَّ سَكَتَ.)7 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عُمَرَ عَنْ دُرُسْتَ الْوَاسِطِي عَنْ عَلِيِّ بْنِ رِئَابٍ عَنْ زُرَارَةَ بْنِ أَعْيَنَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:لا يَنْبَغِي نِكَاحُ أَهْلِ الْكِتَابِ.قُلْتُ : جُعِلْتُ فِدَاكَ! وَ أَيْنَ تَحْرِيمُهُ؟قَالَ: قَوْلُهُ: (وَلَا تُمْسِكُوا بِعِصَمِ الْكَوَافِرِ.)- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ رِئَابٍ عَنْ زُرَارَةَ بْنِ أَعْيَنَ قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السَّلام عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عزَّوَجَل: (وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِكُمْ.)فَقَالَ: هَذِهِ مَنْسُوخَةٌ بِقَوْلِهِ: وَلَا تُمْسِكُوا بِعِصَمِ الْكَوَافِرِ».گفتم: گفتار خداوند متعال در آیه دیگر که می فرماید: «با زنان مشرک ازدواج نکنید» این آیه را نسخ نموده است.در این هنگام حضرتش تبسّم کرد و ساکت ماند.7 - زرارة بن اعین گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود: ازدواج با زنان اهل کتاب جایز نیست.گفتم: فدایت گردم! این تحریم در کجا آمده است؟فرمود: آنجا که خداوند متعال می فرماید: «و زنان کافر را در همسری (دائم خود نگه ندارید».)8 - زرارة بن اعین گوید: از امام باقر علیه السَّلام دربارۀ گفتار خداوند متعال که می فرماید: «و زنان پاکدامن از اهل کتاب برای شما حلالند» پرسیدم.فرمود: این آیه با این آیه که می فرماید: «و زنان کافر را در همسری (دائم خود نگه ندارید» نسخ شده است.)

9 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمِ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام قَالَ:إِنَّ أَهْلَ الْكِتَابِ وَ جَمِيعَ مَنْ لَهُ ذِمَّةٌ إِذَا أَسْلَمَ أَحَدُ الزَّوْجَيْنِ فَهُمَا عَلَى نِكَاحِهِمَا، وَ لَيْسَ لَهُ أَنْ يُخْرِجَهَا مِنْ دَارِ الْإِسْلامِ إِلَى غَيْرِهَا وَ لَا يَبِيتَ مَعَهَا، وَلَكِنَّهُ يَأْتِيهَا بِالنَّهَارِ.فَأَمَّا الْمُشْرِكُونَ مِثْلُ مُشْرِكِي العَرَبِ وَ غَيْرِهِمْ فَهُمْ عَلَى نِكَاحِهِمْ إِلَى انْقِضَاءِ الْعِدَّةِ، فَإِنْ أَسْلَمَتِ الْمَرْأَةُ ثُمَّ أَسْلَمَ الرَّجُلُ قَبْلَ انْقِضَاءِ عِدَّتِهَا فَهِيَ امْرَأَتُهُ، وَإِنْ لَمْ يُسْلِمْ إِلَّا بَعْدَ انْقِضَاءِ الْعِدَّةِ فَقَدْ بَانَتْ مِنْهُ وَ لا سَبِيلَ لَهُ عَلَيْهَا، وَكَذَلِكَ جَمِيعُ مَنْ لا ذِمَّةً لَهُ وَ لَا يَنْبَغِي لِلْمُسْلِمِ أَنْ يَتَزَوَّجَ يَهُودِيَّةً وَلا نَصْرَانِيَّةً وَ هُوَ يَجِدُ مُسْلِمَةٌ حُرَّةً أَوْ أَمَةً.10 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مَرَّارٍ عَنْ يُونُسَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:9 - محمّد بن مسلم گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:اهل کتاب و همه کسانی که زیر سلطه اسلام قرار گرفته اند، هر گاه یکی از همسران مسلمان شد، پس بر نکاح خودشان باقی می مانند و آن همسر حق ندارد همسر خود را از دار اسلام بیرون کند. و حق ندارد با او بخوابد، ولی روزها میتواند به دیدارش برود و با او معاشرت کند.امّا مشرکان؛ مانند مشرکان عرب و دیگران بر همان نکاح عقد خود باقی می مانند. تا عدّه پایان یابد. در این صورت اگر زن مسلمان شد و مرد نیز پیش از پایان عدّه مسلمان شد، همسر او خواهد بود و اگر تا پایان عدّه مرد مسلمان نشد، زن از او جدا شده و مرد راهی برای دست یابی به او ندارد. و حکم همۀ افرادی که در زیر سلطه اسلام هستند، این گونه است. و برای مرد مسلمان جایز نیست با وجود زن مسلمان آزاد یا کنیز با زن یهودی و مسیحی ازدواج کند.10 - محمّد بن مسلم گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:

لا يَنْبَغِي لِلْمُسْلِمِ أَنْ يَتَزَوَّجَ يَهُودِيَّةً وَ لا نَصْرَانِيَّةً وَ هُوَ يَجِدُ مُسْلِمَةٌ حُرَّةً أَوْ أَمَةً.11 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنِ ابْنِ رِئَابٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:سَأَلْتُ عَنْ رَجُلٍ لَهُ امْرَأَةٌ نَصْرَانِيَّةٌ لَهُ أَنْ يَتَزَوَّجَ عَلَيْهَا يَهُودِيَّةً؟فَقَالَ: إِنَّ أَهْلَ الْكِتَابِ مَمَالِيكُ لِلإِمَامِ، وَ ذَلِكَ مُوَسَّعٌ مِنَّا عَلَيْكُمْ خَاصَّةٌ فَلَا بَأْسَ أَن يَتَزَوَّجَ.قُلْتُ: فَإِنَّهُ يَتَزَوَّجُ أَمَةً؟قَالَ: لا، لا يَصْلُحُ أَنْ يَتَزَوَّجَ ثَلاثَ إِمَاءٍ، فَإِنْ تَزَوَّجَ عَلَيْهِمَا حُرَّةٌ مُسْلِمَةً وَ لَمْ تَعْلَمْ أَنَّ لَهُ امْرَأَةٌ نَصْرَانِيَّةٌ وَ يَهُودِيَّةٌ ثُمَّ دَخَلَ بِهَا، فَإِنَّ لَهَا مَا أَخَذَتْ مِنَ الْمَهْرِ، فَإِنْ شَاءَتْ أَنْ تُقِيمَ بَعْدُ مَعَهُ أَقَامَتْ وَإِنْ شَاءَتْ تَذْهَبُ إِلَى أَهْلِهَا ذَهَبَتْ وَإِذَا حَاضَتْ ثَلاثَةَ حِيَضِ أَوْ مَرَّتْ لَهَا ثَلَاثَةُ أَشْهُرٍ حَلَّتْ لِلْأَزْوَاجِ.برای مرد مسلمان جایز نیست با وجود زن مسلمان آزاد یا کنیز با زن یهودی و مسیحی ازدواج کند.11 - ابی بصیر گوید: از امام باقر علیه السَّلام پرسیدم :مردی زن نصرانی دارد آیا جایز است با زن یهودی ازدواج کند؟فرمود: همانا اهل کتاب در ملک امام هستند و ما نیز این کار را فقط به شما اجازه دادیم» اشکالی ندارد که چنین ازدواج کند.عرض کردم: می تواند با کنیزی ازدواج کند؟فرمود: نه، جایز نیست برای او که سه تا همسر کنیز داشته باشد. پس اگر بر روی آن دو زن (نصرانی و یهودی زن مسلمان آزادی بگیرد و زن مسلمان از این موضوع خبر ندارد سپس او همبستر شود، اختیار با آن زن مسلمان است که مهر را بگیرد. و اختیار دارد که نزد مرد بماند یا به نزد خانواده اش بازگردد، اگر سه حیض _ یا سه ماه عدّه در این صورت _ از او طی شد می تواند مجدداً ازدواج کند.)

قُلْتُ: فَإِنْ طَلَّقَ عَلَيْهَا الْيَهُودِيَّةَ وَ النَّصْرَانِيَّةَ قَبْلَ أَنْ تَنْقَضِيَ عِدَّةُ المُسْلِمَةِ لَهُ عَلَيْهَا سَبِيلٌ أَنْ يَرُدَّهَا إِلَى مَنْزِلِهِ؟قَالَ: نَعَمْ.### بخش سی و چهارم#### حکم ازدواج با کنیزان(34 بَابُ الْحُرِّ يَتَزَوَّجُ الْأَمَةَ)1 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام فِي الْحُرِّ يَتَزَوَّجُ الْأَمَةَ.قَالَ: لَا بَأْسَ إِذَا اضْطُرَّ إِلَيْهَا.2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:گفتم: پس اگر در این صورت این مرد پیش از تمام شدن عدّه زن مسلمان، زن یهودی و نصرانی را طلاق بدهد آیا می تواند زن مسلمان را به خانه اش برگرداند؟فرمود: آری.بخش سی و چهارم: حکم ازدواج با کنیزان1 - ابو بصیر گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم: مرد آزاد می تواند با کنیز ازدواج کند؟فرمود: مانعی ندارد، در صورتی که ناچار باشد.2 - حلبی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

تَزَوَّجِ الْحُرَّةَ عَلَى الْأَمَةِ وَ لا تَزَوَّجِ الْاَمَةَ عَلَى الْحُرَّةِ، وَ مَنْ تَزَوَّجَ أَمَةٌ عَلَى حُرَّةٍ فَنِكَاحُهُ بَاطِلٌ.3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْن مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنْ نِكَاحِ الْأَمَةِ.قَالَ: يَتَزَوَّجُ الْحُرَّةَ عَلَى الْأَمَةِ، وَ لا تُتَزَوَّجُ الْأَمَةُ عَلَى الْحُرَّةِ، وَ نِكَاحُ الْأَمَةِ عَلَى الْحُرَّةِ بَاطِلٌ، وَإِنِ اجْتَمَعَتْ عِنْدَكَ حُرَّةٌ وَ أَمَةٌ فَلِلْحُرَّةِ يَوْمَانِ وَلِلْأَمَةِ يَوْمٌ، لا يَصْلُحُ نِكَاحُ الْأَمَةِ إِلَّا بِإِذْنِ مَوَالِيهَا.4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ يَحْيَى اللَّحَامِ عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:زن آزاده را روی کنیز بگیر، ولی زن کنیز را روی آزاده نگیر و کسی که با کنیز روی زن آزاد ازدواج کند پس چنین عقدی باطل است.3 - ابو بصیر گوید: از امام صادق علیه السَّلام درباره ازدواج با کنیز پرسیدم.فرمود: زن آزاد را روی کنیز می توان گرفت، ولی کنیز را روی زن آزاد نمی توان گرفت - و ازدواج کنیز روی زن آزاد باطل است. و اگر کنیز و آزاد نزد تو جمع گردد و با هر دو ازدواج کردی، برای زن آزاد دو روز و برای کنیز یک روز قرار می دهی. و ازدواج با کنیز جز با اذن مولایش صحیح نیست.4 - سماعه گوید:

فِي رَجُلٍ تَزَوَّجَ امْرَأَةٌ حُرَّةً وَ لَهُ امْرَأَةٌ أَمَةٌ وَ لَمْ تَعْلَمُ الْحُرَّةُ أَنَّ لَهُ امْرَأَةٌ أَمَةً.قَالَ: إِنْ شَاءَتِ الْحُرَّةُ أَنْ تُقِيمَ مَعَ الْأَمَةِ أَقَامَتْ وَإِنْ شَاءَتْ ذَهَبَتْ إِلَى أَهْلِهَا.قَالَ: قُلْتُ لَهُ: فَإِنْ لَمْ تَرْضَ بِذَلِكَ وَ ذَهَبَتْ إِلَى أَهْلِهَا أَ فَلَهُ عَلَيْهَا سَبِيلٌ إِذَا لَمْ تَرْضَ بِالْمَقَامِ؟قَالَ : لا سَبِيلَ لَهُ عَلَيْهَا إِذَا لَمْ تَرْضَ حِينَ تَعْلَمُ.قُلْتُ: فَذَهَابُهَا إِلَى أَهْلِهَا هُوَ طَلَاقُهَا؟قَالَ: نَعَمْ، إِذَا خَرَجَتْ مِنْ مَنْزِلِهِ اعْتَدَّتْ ثَلَاثَةَ أَشْهُرٍ أَوْ ثَلَاثَةَ قُرُوءٍ ثُمَّ تَزَوَّجُ إِنْ شَاءَتْ.5 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام هَلْ لِلرَّجُل أَنْ يَتَزَوَّجَ النَّصْرَانِيَّةَ عَلَى الْمُسْلِمَةِ وَ الْأَمَةَ عَلَى الحرَّةِ؟امام صادق علیه السَّلام دربارۀ مردی که با زنی آزاد ازدواج می کند که قبلاً همسر کنیزی دارد و آن خانم آزاد از این موضوع خبر ندارد. فرمود: اگر آن زن آزاد رضایت بدهد که هووی آن کنیز باشد، ازدواج آنان برقرار می ماند و اگر رضایت ندهد می تواند به خانوادۀ خود بازگردد.عرض کردم: اگر راضی به این ازدواج نشد و به خانواده خود بازگشت، آیا همسرش حق اعتراض دارد؟فرمود: بعد از آنکه زن مطلع شود و رضایت ندهد، همسرش حق اعتراض ندارد.گفتم: آیا رفتن زن به خانواده اش به منزلۀ طلاق است؟فرمود: آری. موقعی که از منزل آن مرد خارج شود، سه ماه _ یا سه دوره از عادت ماهیانه صبر می کند و بعد از آن _ اگر مایل باشد _ می تواند ازدواج می کند.5- عبدالرحمن بن ابی عبدالله گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: آیا انسان می تواند زن نصرانی را روی زن مسلمان و هم چنین زن کنیز را روی زن آزاد بگیرد؟

فَقَالَ : لا تُتَزَوَّجُ وَاحِدَةٌ مِنْهُمَا عَلَى الْمُسْلِمَةِ وَ تُتَزَوَّجُ الْمُسْلِمَةُ عَلَى الْأَمَةِ وَالنَّصْرَانِيَّةِ وَ لِلْمُسْلِمَةِ الثَّلُثَانِ وَلِلْأَمَةِ وَ النَّصْرَانِيَّةِ الثَّلْتُ.6 - أَبَانُ عَنْ زُرَارَةَ بْنِ أَعْيَنَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:سَأَلْتُ عَنِ الرَّجُلِ يَتَزَوَّجُ الْأَمَةَ؟قَالَ: لا، إِلَّا أَنْ يُضْطَرَّ إِلَى ذَلِكَ.7 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:لا يَنْبَغِي أَنْ يَتَزَوَّجَ الرَّجُلُ الْحُرُّ الْمَمْلُوكَةَ الْيَوْمَ ، إِنَّمَا كَانَ ذَلِكَ حَيْثُ قَالَ اللهُ عزَّوَجل: (وَ مَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ مِنْكُمْ طَوْلاً وَ الطَّوْلُ الْمَهْرُ وَ مَهْرُ الْحُرَّةِ الْيَوْمَ مَهْرُ الْأَمَةِ أَوْ أَقَلُّ.)فرمود: جایز نیست که هیچ کدام از آنها را بر روی زن مسلمان بگیرد، بلکه می تواند زن مسلمان را بر روی آنها بگیرد که در این صورت برای زن مسلمان دو سوم روز (دو روز و برای کنیز و زن نصرانی یک سوم (یک روز) مقرّر می شود.)6 - زراره گوید: از امام باقر علیه السَّلام پرسیدم: مرد آزاد میتواند با کنیز ازدواج کند؟فرمود: نه، مگر این که در حال اضطرار باشد.7 - راوی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:امروزه مرد آزاد نمی تواند با کنیز ازدواج کند، این حکم در آن زمان بود که خداوند متعال می فرماید: و هر کسی که نمی تواند از شما (مؤمنان با زن مؤمن ازدواج کند».)منظور از «طول» مهریه است و امروزه مهریه زن آزاد همانند مهریه زن کنیز و یا کمتر از آن است.

8 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مَرَّارٍ وَ غَيْرِهِ عَنْ يُونُسَ عَنْهُمْ علیهم السَّلام قَالَ:لا يَنْبَغِي لِلْمُسْلِم الْمُوسِرِ أَنْ يَتَزَوَّجَ الْاَمَةَ إِلَّا أَنْ لَا يَجِدَ حُرَّةٌ، فَكَذَلِكَ لَا يَنْبَغِي لَهُ أَنْ يَتَزَوَّجَ امْرَأَةً مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ إِلَّا فِي حَالِ الضَّرُورَةِ حَيْثُ لا يَجِدُ مُسْلِمَةٌ حُرَّةً وَلا أُمَةً.- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مَرَّارٍ عَنْ يُونُسَ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:لا يَنبَغِي لِلْحُرِّ أَنْ يَتَزَوَّجَ الْأَمَةَ وَ هُوَ يَقْدِرُ عَلَى الْحُرَّةِ وَ لَا يَنْبَغِي أَنْ يَتَزَوَّجَ الْأَمَةَ عَلَى الْحُرَّةِ، وَ لا بَأْسَ أَنْ يَتَزَوَّجَ الْحُرَّةَ عَلَى الْأَمَةِ، فَإِنْ تَزَوَّجَ الْحُرَّةَ عَلَى الْأَمَةِ فَلِلْحُرَّةِ يَوْمَانِ وَلِلْأَمَةِ يَوْمٌ.8- یونس گوید: امام علیه السَّلام فرمود:جایز نیست مرد مسلمان ثروتمند با کنیز ازدواج کند، مگر این که زن آزاد نباشد، هم چنین بر او جایز نیست با زنی از اهل کتاب ازدواج کند، مگر در حال ضروری زیرا از این جهت که زن یا کنیز نباشد.9 - ابوبصیر گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:در صورتی که مرد آزاد بتواند با زن آزاد، ازدواج کند، شایسته نیست که با کنیز ازدواج کند. هم چنین شایسته نیست که با داشتن زن آزاد، کنیز بگیرد، ولی با داشتن کنیز می تواند زن آزاد بگیرد، که در این صورت دو روز، باید در خانه زن آزاد به سر ببرد و یک روز در خانۀ کنیز.

### بخش سی و پنجم#### ازدواج شغار(35 بَابُ نِكَاحِ الشَّغَارِ)1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام أَوْ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:نَهَى عَنْ نِكَاحَ الْمَرْأَتَيْنِ لَيْسَ لِوَاحِدَةٍ مِنْهُمَا صَدَاقٌ إِلَّا بُضْعُ صَاحِبَتِهَا.قَالَ: لا يَحِلُّ أَنْ يَنْكِحَ وَاحِدَةً مِنْهُمَا إِلَّا بِصَدَاقٍ وَنِكَاحَ الْمُسْلِمِينَ.2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ صَالِحٍ بْنِ السَّنْدِي عَنْ جَعْفَرِ بْنِ بَشِيرٍ عَنْ غِيَاتِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام يَقُولُ:قَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله: لا جَلَبَ وَ لا جَنَبَ وَ لا شِغَارَ فِي الْإِسْلامِ، وَ الشَّغَارُ أَنْ يُزَوِّجَ الرَّجُلُ الرَّجُلَ ابْنَتَهُ أَوْ أُخْتَهُ، وَ يَتَزَوَّجَ هُوَ بْنَةَ الْمُتَزَوْجِ أَوْ أُخْتَهُ وَ لَا يَكُونَ بَيْنَهُمَا مَهْرٌ غَيْرُ تَزْوِيجِ هَذَا مِنْ هَذَا وَهَذَا مِنْ هَذَا.بخش سی و پنجم: ازدواج شغار (1)1 - راوی گوید: امام صادق علیه السَّلام (یا امام باقر اعلیه السَّلام فرمود: حضرتش از عقد (مقابله به مثل) که مهریّه یکی از آنها بهره بردن از دیگری است، نهی فرمود.)و فرمود: چنین عقدی جایز نیست، مگر با مهریّه و بر اساس سنّت مسلمانان.2 - غياث بن ابراهیم گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود:در اسلام نه جلب، و نه جَنَب ونه شغار وجود دارد که منظور از ازدواج شغار این است که مردی به مرد دیگری می گوید: دختر یا خواهرت را به من بده تا من دختر یا خواهرم را به تو بدهم و در حالی که هیچ مهریه ای در بین آنها نیست جز ازدواج چنینی.


1) این ازدواج در زمان جاهلی معروف بود که عقد خواهر در برابر عقد خواهر یا عقد دختر در برابر عقد دختر دیگری اجرا می شد

3 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ جُمْهُورٍ عَنْ أَبِيهِ رَفَعَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:نَهَى رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله عَنْ نِكَاحَ الشَّغَارِ، وَ هِيَ الْمُمَانَحَةُ وَ هُوَ أَنْ يَقُولَ الرَّجُلُ لِلرَّجُلِ: زَوِّجْنِي ابْنَتَكَ حَتَّى أَزَوَّجَكَ ابْنَتِي عَلَى أَنْ لا مَهْرَ بَيْنَهُمَا.### بخش سی و ششم#### حکم مردی که با زنی ازدواج می کند سپس با کنیز پدر او ازدواج می کند...(36 بَابُ الرَّجُلِ يَتَزَوَّجُ الْمَرْأَةَ وَ يَتَزَوَّجَ أُمَّ وَلَدٍ أَبِيهَا)1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السَّلام قَالَ:سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ يَتَزَوَّجُ الْمَرْأَةَ وَ يَتَزَوَّجُ أُمَّ وَلَدِ أَبِيهَا.فَقَالَ: لَا بَأْسَ بِذَلِكَ.فَقُلْتُ لَهُ: بَلَغَنَا عَنْ أَبِيكَ أَنَّ عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ علیه السَّلام تَزَوَّجَ ابْنَةَ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيَّ علیه السَّلام وَأُمَّ وَلَدِ الْحَسَنِ علیه السَّلام وَ ذَلِكَ أَنَّ رَجُلاً مِنْ أَصْحَابِنَا سَأَلَنِي أَنْ أَسْأَلَكَ عَنْهَا.3 - جمهور در روایت مرفوعه ای گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله از نکاح شغار نهی فرمود و آن همان بخشش است که مردی به مرد دیگری گوید: دخترت را به عقد من در آور تا دخترم را به عقد تو در آورم و مهریه ای در میان نباشد.بخش سی و ششم: حکم مردی که با زنی ازدواج می کند سپس با کنیز پدر او ازدواج می کند1 - احمد بن محمّد بن ابی نصر گوید: از امام رضا علیه السَّلام پرسیدم:مردی با زنی ازدواج می کند سپس با کنیز پدر زنش (غیر از مادر زنش ازدواج می کند.)فرمود: اشکالی ندارد.احمد گوید: عرض کردم: از پدر بزرگوار شما (امام کاظم علیه السَّلام به ما خبر رسیده که امام سجّاد علیه السَّلام با دختر و کنیز امام حسن علیه السَّلام ازدواج نمود. این پرسش به این سبب است که یکی از یاران ما از من درخواست نمود تا در این باره از شما بپرسم.)

فَقَالَ: لَيْسَ هَكَذَا، إِنَّمَا تَزَوَّجَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ علیه السَّلام ابْنَةَ الْحَسَنِ علیه السَّلام وَ أُمَّ وَلَدٍ لِعَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ علیهما السَّلام الْمَقْتُولِ عِنْدَكُمْ.فَكَتَبَ بِذَلِكَ إِلَى عَبْدِ الْمَلِكِ بْنِ مَرْوَانَ، فَعَابَ عَلَى عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ علیهما السَّلام.فَكَتَبَ إِلَيْهِ فِي ذَلِكَ ؛ فَكَتَبَ إِلَيْهِ الْجَوَابَ.فَلَمَّا قَرَأَ الْكِتَابَ قَالَ: إِنَّ عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ علیه السَّلام يَضَعُ نَفْسَهُ وَ إِنَّ اللَّهَ يَرْفَعُهُ.2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ علیه السَّلام قَالَ:سَأَلْتَهُ عَنِ الرَّجُلِ يَتَزَوَّجُ الْمَرْأَةَ وَ يَتَزَوَّجُ أُمَّ وَلَدٍ لِأَبِيهَا.قَالَ: لَا بَأْسَ بِذَلِكَ.3 - أَبُو عَلِيَّ الْأَشْعَرِيُّ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ الْكُوفِيُّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَبَلَةَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ علیه السَّلام قَالَ:امام علیه السَّلام فرمود: چنین نبود. بلکه امام سجّاد علیه السَّلام با دختر امام حسن علیه السَّلام وكنيز على بن الحسین علیه السَّلام که در نزد شما مقتول است (حضرت علی اکبر علیه السَّلام ازدواج نمود. این ماجرا را برای عبدالملک بن مروان گزارش دادند او بر امام سجّاد علیه السَّلام خرده گرفت و در این خصوص برای حضرتش نامه نوشت.)امام سجّاد علیه السَّلام برای او پاسخ داد. هنگامی که عبدالملک پاسخ نامه آن را خواند گفت: به راستی که علی بن الحسین علیه السَّلام فروتنی می کند و خداوند او را بالا می برد.2 - محمد بن سنان گوید: از امام کاظم علیه السَّلام پرسیدم: مردی با زنی ازدواج می کند ، سپس با کنیز پدر آن زن ازدواج می کند (چه حکمی دارد؟فرمود: اشکالی ندارد.3 - اسحاق بن عمّار گوید به امام کاظم علیه السَّلام گفتم:

سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ يَهَبُ لِزَوْجِ ابْنَتِهِ الْجَارِيَةَ وَ قَدْ وَطِئَهَا أَ يَطَؤُهَا زَوْجُ ابْنَتِهِ؟قَالَ: لَا بَأْسَ بِهِ.4 - عَنْهُ عَنْ عِمْرَانَ بْنِ مُوسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْحَمِيدِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ قَالَ:كُنْتُ عِنْدَ الرَّضَا فَسَأَلَهُ صَفْوَانُ عَنْ رَجُل تَزَوَّجَ ابْنَةَ رَجُلٍ وَ لِلرَّجُلِ امْرَأَةٌ وَأُمُّ وَلَدٍ. فَمَاتَ أَبُو الْجَارِيَةِ، أَ يَحِلُّ لِلرَّجُلِ الْمُتَزَوْجِ امْرَأَتُهُ وَ أُمُّ وَلَدِهِ؟قَالَ: لا بَأْسَ بِهِ.5 - أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِي الْكُوفِيُّ عَنْ عُبَيْسِ بْنِ هِشَامٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ قَالَ:قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: مَا تَقُولُ فِي رَجُلٍ تَزَوَّجَ امْرَأَةٌ فَأَهْدَى لَهَا أَبُوهَا جَارِيَةً كَانَ يَطَؤُهَا أَ يَحِلُّ لِزَوْجِهَا أَنْ يَطَأَهَا؟قَالَ: نَعَمْ.اگر کسی کنیز خود را _ که با او همبستر شده _ به دامادش ببخشد، دامادش نیز می تواند با آن کنیز همبستر شود؟فرمود: مانعی ندارد.2 - محمّد بن فضیل گوید: نزد امام رضا علیه السَّلام بودم، صفوان از حضرتش پرسید: مردی با دختر مردی ازدواج می کند که آن مرد همسر و کنیز دارد. پس پدر دختر فوت میکند، آیا زن یا کنیز او بر آن مرد حلال است؟فرمود: اشکالی ندارد.5 - محمّد بن ابو حمزه گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم اگر انسان با دختری ازدواج کند، سپس پدر همسرش، کنیز شخصی خود را به دخترش هدیه کند، آیا همسر این دختر می تواند با آن کنیز همبستر شود؟فرمود: آری.

6 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنْ رَجُلٍ تَزَوَّجَ أُمَّ وَلَدٍ كَانَتْ لِرَجُلٍ فَمَاتَ عَنْهَا سَيِّدُهَا وَلِلْمَيِّتِ وَلَدٌ مِنْ غَيْرِ أُمِّ وَلَدِهِ أَ رَأَيْتَ إِنْ أَرَادَ الَّذِي تَزَوَّجَ أُمَّ الْوَلَدِ أَنْ يَتَزَوَّجَ ابْنَةَ سَيِّدِهَا الَّذِي أَعْتَقَهَا فَيَجْمَعَ بَيْنَهَا وَبَيْنَ بِنْتِ سَيِّدِهَا الَّذِي أَعْتَقَهَا؟قَالَ: لَا بَأْسَ بِذَلِكَ.### بخش سی و هفتم#### زنانی که خداوند ازدواج با آنها را حلال کرده است(37 بَابٌ فِيما أَحَلَّهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مِنَ النِّسَاءِ)1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ نُوحٍ بْنِ شُعَيْبٍ وَ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ قَالَ:سَأَلَ ابْنُ أَبِي الْعَوْجَاءِ هِشَامَ بْنَ الْحَكَم فَقَالَ لَهُ: أَلَيْسَ اللَّهُ حَكِيماً؟قَالَ: بَلَى وَ هُوَ أَحْكَمُ الْحَاكِمِينَ.6 - سماعه گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم: اگر کسی بمیرد و کنیز خصوصی او آزاد شود، و بعد شخصی بیاید و با آن کنیز ازدواج کند، آیا همین شخص می تواند با دختری که از آن مرحوم باقی مانده و مادر جداگانه ای دارد ازدواج کند، و با هر دو آنها همبستر شود؟فرمود: مانعی ندارد.بخش سی و هفتم: زنانی که خداوند ازدواج با آنها را حلال کرده است1 - محمّد بن الحسن گوید: ابن ابی العوجاء از هشام بن الحكم سؤال کرد: آیا خداوند حکیم نیست؟هشام گفت: خداوند حکیم است، بلکه احکم الحاکمین است.

قَالَ: فَأَخْبِرْنِي عَنْ قَوْلِهِ : (فَانْكِحُوا مَا طَابَ لَكُمْ مِنَ النِّسَاءِ مَثْنى وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَوَاحِدَةً أَ لَيْسَ هَذَا فَرْضِاً؟)قَالَ: بَلَى.قَالَ: فَأَخْبِرْنِي عَنْ قَوْلِهِ عزَّوَجَل : (وَ لَنْ تَسْتَطِيعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَيْنَ النِّسَاءِ وَ لَوْ حَرَصْتُمْ فَلَا تَمِيلُوا كُلَّ الْمَيْلِ، أَيُّ حَكِيمٍ يَتَكَلَّمُ بِهَذَا؟فَلَمْ يَكُنْ عِنْدَهُ جَوَابٌ، فَرَحَلَ إِلَى الْمَدِينَةِ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام فَقَالَ: يَا هِشَامُ! في غَيْرِ وَقْتِ حَجَ وَ لَا عُمْرَةٍ؟قَالَ: نَعَمْ، جُعِلْتُ فِدَاكَ لِأَمْرِ أَهَمَّنِي إِنَّ ابْنَ أَبِي الْعَوْجَاءِ سَأَلَنِي عَنْ مَسْأَلَةٍ لَمْ يَكُنْ عِنْدِي فِيهَا شَيْءٌ.قَالَ: وَ مَا هِيَ؟قَالَ: فَأَخْبَرَهُ بِالْقِصَّةِ.ابن ابی العوجاء پرسید: به من دربارۀ این آیه بگو که می گوید: «با زنانی که دلتان می خواهد؛ دو، سه و چهار همسر ازدواج کنید و اگر می ترسید عدالت را نتوانید رعایت کنید، تنها یک همسر بگیرید: آیا این آیه جزء احکام فرض ثابت است؟گفت: آری.ابن ابی العوجاء گفت: پس دربارۀ این آیه بگو که می گوید: «ولی نمی توانید در بین زنها عدالت برقرار کنید، گرچه بر اجرای عدالت بکوشید، ولی تمایل خود را به کلی متوجه یک طرف نسازید» کدام حکیمی چنین سخنی میگوید؟هشام بن حکم برای این سؤال جوابی نداشت.از این رو به مدینه مسافرت کرد و نزد امام صادق علیه السَّلام آمد؛ امام فرمود: ای هشام! در غير وقت حج و عمره آمده ای؟!عرض کرد: چون مسئله مهمی دارم آمده ام، ابن ابی العوجاء از من سؤالی پرسید که من جوابی نداشتم.امام فرمود: آن مسئله چیست؟هشام داستان را برای امام علیه السَّلام نقل کرد.

فَقَالَ لَهُ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: أَمَّا قَوْلُهُ عزَّوَجل: (فَانْكِحُوا مَا طَابَ لَكُمْ مِنَ النِّسَاءِ مَثْنى وَثُلَاثَ وَ رُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَوَاحِدَةً يَعْنِي فِي النَّفَقَةِ.)وَ أَمَّا قَوْلُهُ: (وَ لَنْ تَسْتَطِيعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَيْنَ النِّسَاءِ وَ لَوْ حَرَضْتُمْ فَلَا تَمِيلُوا كُلَّ الْمَيْلِ فَتَذَرُوهَا كَالْمُعَلَّقَةِ يَعْنِي فِي الْمَوَدَّةِ.)قَالَ: فَلَمَّا قَدِمَ عَلَيْهِ هِشَامٌ بِهَذَا الْجَوَابِ وَ أَخْبَرَهُ قَالَ: وَاللَّهِ، مَا هَذَا مِنْ عِنْدِكَ.2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ هِشَامِ بْنِ الْحَكَم قَالَ:إِنَّ اللهَ تَعَالَى أَحَلَّ الْفَرْجَ لِعِلَلِ مَقْدُرَةِ الْعِبَادِ فِي الْقُوَّةِ عَلَى الْمَهْرِ وَ الْقُدْرَةِ عَلَى الْإِمْسَاكِ، فَقَالَ: (فَانْكِحُوا مَا طَابَ لَكُمْ مِنَ النِّسَاءِ مَثْنى وَثُلاثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ.)وَ قَالَ: (وَ مَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ مِنْكُمْ طَوْلاً أَنْ يَنْكِحَ الْمُحْصَنَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ فَمِنْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ مِنْ فَتَيَاتِكُمُ الْمُؤْمِنَاتِ.)وَ قَالَ: (فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً وَ لَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَاضَيْتُمْ بِهِ مِنْ بَعْدِ الْفَرِيضَةِ .)امام صادق علیه السَّلام فرمود:آیه نخست درباره ترس در عدالت نفقه و هزینه است که اگر نمی توانید و توانایی مادی ندارید یک زن اختیار کنید و آیه دوم دربارۀ مودّت و محبّت است.وقتی هشام برگشت و جواب را به ابن ابی العوجاء گفت: ابن ابی العوجاء گفت: به خدا سوگند! این جواب مال خودت نیست. و از کس دیگری گرفته ای».2 - هشام بن حکم گوید:به راستی که خدای تعالی فرج را برای دلایلی حلال کرده است؛ قدرت بر ادای مهریّه و قدرت بر دوری و امساک سپس فرمود: با زنانی که دوست دارید دو، سه و چهار همسر ازدواج کنید و اگر از اجرای عدالت بیم دارید پس یکی را برگزیند و یا از آن چه که در تملک شماست بهره برید.و فرمود: «و هر که توانایی ازدواج با زنان پاکدامن مؤمن را ندارد با بردگان جوان مؤمن که در اختیار دارد بهره ببرد».فرمود: «و زنانی را که متعه می کنید واجب است مهر آنها را بپردازید و گناهی بر نیست در آن چه بعد از تعین مهر با یکدیگر توافق کرده اید.

فَأَحَلَّ اللهُ الْفَرْجَ لِأَهْلِ الْقُوَّةِ عَلَى قَدْرِ قُوَّتِهِمْ عَلَى إِعْطَاءِ الْمَهْرِ وَ الْقُدْرَةِ عَلَى الْإِمْسَاكِ أَرْبَعَةً لِمَنْ قَدَرَ عَلَى ذَلِكَ وَ لِمَنْ دُونَهُ بِثَلاثٍ وَ اثْنَتَيْنِ وَ وَاحِدَةٍ، وَ مَنْ لَمْ يَقْدِرْ عَلَى وَاحِدَةٍ .تَزَوَّجَ مِلْكَ الْيَمِينِ وَإِذَا لَمْ يَقْدِرْ عَلَى إِمْسَاكِهَا وَ لَمْ يَقْدِرْ عَلَى تَزْوِيجِ الْحُرَّةِ وَلَا عَلَى شِرَاءِ الْمَمْلُوكَةِ، فَقَدْ أَحَلَّ اللهُ تَزْوِيجَ الْمُتْعَةِ بِأَيْسَرِ مَا يَقْدِرُ عَلَيْهِ مِنَ الْمَهْرِ وَلَا لُزُومِ نَفَقَةٍ .وَأَغْنَى اللهُ كُلَّ فَرِيقٍ مِنْهُمْ بِمَا أَعْطَاهُمْ مِنَ الْقُوَّةِ عَلَى إِعْطَاءِ الْمَهْرِ وَ الْجِدَةِ فِي النَّفَقَةِ عَنِ الْإِمْسَاكِ وَ عَنِ الْإِمْسَاكِ عَنِ الْفُجُورِ وَ إِلَّا يُؤْتَوْا مِنْ قِبَلِ اللَّهِ عزَّوَجَل فِي حُسْنِ الْمَعُونَةِ وَإِعْطَاءِ الْقُوَّةِ.وَالدَّلالَةِ عَلَى وَجْهِ الْحَلالِ لَمَا أَعْطَاهُمْ مَا يَسْتَعِفُونَ بِهِ عَنِ الْحَرَامِ فِيمَا أَعْطَاهُمْ وَأَغْنَاهُمْ عَنِ الْحَرَامِ وَ بِمَا أَعْطَاهُمْ، وَبَيَّنَ لَهُمْ فَعِنْدَ ذَلِكَ وَضَعَ عَلَيْهِمُ الْحُدُودَ مِنَ الضَّرْبِ وَ الرَّجُمِ وَ اللَّعَانِ وَ الْفُرْقَةِ، وَ لَوْ لَمْ يُغْنِ اللَّهُ كُلَّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ بِمَا جَعَلَ لَهُمُ السَّبِيلَ إِلَى وُجُوهِ الْحَلالِ لَمَا وَضَعَ عَلَيْهِمْ حَدًا مِنْ هَذِهِ الْحُدُودِ.بنابراین خداوند فرج را برای کسانی حلال کرده است که اهل قدرت و توانایی هستند که بتوانند مهر و نفقه را بدهند و هم چنین قدرت امساک بیشتر از 4 تا برای کسی که توانائی مالی چهار تا را داشته باشد و هم چنین بر کسانی که توانایی مالی و قدرت سه تا و دو تا و یکی را داشته باشد و کسی که توانایی یک همسر را هم نداشته باشد با ملک یمین ازدواج می کند و اگر توانایی ازدواج ملک یمین را هم نداشته باشد و نتواند با زن آزاد ازدواج کند و نتواند کنیز بخرد خداوند متعه را قرار داد که از راه صیغه کردن که آسانترین راه در توانایی مهر است و نفقه و هزینه ندارد، ازدواج کند.خداوند هر یک از مسلمانان با توان مال غنی به پرداخت مهر ملزم کرده است و نیز تلاش نفقه از امساک است و از امساک کرده که به فساد کشیده نشوند و گرنه تلاش بر اعطای نفقه قبل از آن است که خداوند در کمک کردن و اعانه و اعطاء و توانائی پرداخت نفقه است.و آن چه بر حلال بودن دلالت می کند این است که چیزی به آنان عطا کرده که به حرام نیفتد و به آن چه بخشیده و بیان کرده از حرام بی نیاز کرده است به همین جهت برای آنانی که به راه حرام می روند راه اجرای حدود _ از تازیانه، سنگسار کردن، ولعان و تبعید _ در نظر گرفته است. اگر خداوند هر گروه را با روش و راه حلال بی نیاز نمی کرد؛ برای آنان حدّ و حدود شرعی را قرار نمی داد.

فَأَمَّا وَجْهُ التَّزْوِيجِ الدَّائِمِ وَ وَجْهُ مِلْكِ الْيَمِينِ فَهُوَ بَيِّنٌ وَاضِحٌ فِي أَيْدِي النَّاسِ، لِكَثْرَةِ مُعَامَلَتِهِمْ بِهِ فِيمَا بَيْنَهُمْ.وَأَمَّا أَمْرُ الْمُتْعَةِ فَأَمْرٌ غَمَضَ عَلَى كَثِيرٍ ، لِعِلَّةٍ نَهْي مَنْ نَهَى عَنْهُ وَ تَحْرِيمِهِ لَهَا وَإِنْ كَانَتْ مَوْجُودَةٌ فِي التَنْزِيلِ وَ مَأْثُورَةٌ فِي السُّنَّةِ الْجَامِعَةِ لِمَنْ طَلَبَ عِلَّتَهَا وَأَرَادَ ذلِك.فَصَارَ تَزْوِيجُ الْمُتْعَةِ حَلالاً لِلْغَنِيُّ وَ الْفَقِيرِ لِيَسْتَوِيَا فِي تَحْلِيلِ الْفَرْجِ، كَمَا اسْتَوَيَا فِي قَضَاءِ نُسُكِ الْحَجَّ مُتْعَةِ الْحَجِّ، فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ لِلْغَنِيِّ وَ الْفَقِيرِ فَدَخَلَ فِي هَذَا التَّفْسِيرِ الْغَنِيُّ لِعِلَّةِ الْفَقِيرِ.وَ ذَلِكَ ؛ أَنَّ الْفَرَائِضَ إِنَّمَا وُضِعَتْ عَلَى أَدْنَى الْقَوْمِ قُوَّةً لِيَسَعَ الْغَنِيَّ وَ الْفَقِيرَ، وَذَلِكَ ؛ لِأَنَّهُ غَيْرُ جَائِزِ أَنْ يُفْرَضَ الْفَرَائِضُ عَلَى قَدْرِ مَقَادِيرِ الْقَوْمِ فَلَا يُعْرَفُ قُوَّةُ الْقَوِيُّ مِنْ ضَعْفِ الضَّعِيفِ.امّا راه و روش ازدواج دائم بهترین روش است و راه و روش ملک یمین روش روشن و آشکار است که سنت معمول و رایج در میان مردم است.و امّا روش متعه و ازدواج موقّت در نزد بسیاری از مردم راه دشواری است زیرا بسیاری از مردم آن را نهی و عدّه ای نیز آن را تحریم کرده اند، گرچه در آیات قرآن موارد بسیاری نازل شده و در بسیاری از روایات و سنت پیامبر صلُّ اللهُ علیه وآله آمده است که هر کس در طلب آن است و علّت آن را جست و جو میکند میتواند راه و روش آن را پیگیری نماید.بنابراین ازدواج موقّت هم برای ثروتمند و هم برای فقیر حلال است تا به طور مساوی در پی ازدواج حلال باشند، همچنان که در ادای وظیفه حج نیز هم ثروتمند و هم فقیر برابرند. پس هر که توانایی مالی داشته باشد _ چه فقیر و چه غنی _ میتواند انجام دهد. این تفسیر ثروتمند و نادار را در بر می گیرد.توضیح این که واجبات دینی طبق توان پایین ترین افراد وضع شده تا ثروتمند فقیر را در برگیرد، چرا که جایز نیست واجبات دینی به اندازه توان همۀ اقوام وضع شود و توان قدرتمند از ناتوانی ضعیف شناخته نشود.

وَلَكِنْ وُضِعَتْ عَلَى قُوَّةٍ أَضْعَفِ الضُّعَفَاءِ ، ثُمَّ رَغِبَ الْأَقْوِيَاءُ فَسَارَعُوا فِي الْخَيْرَاتِ بِالنَّوَافِلِ بِفَضْلِ الْقُوَّةِ فِي الْأَنْفُسِ وَ الْأَمْوَالِ.وَالْمُتْعَةُ حَلالَ لِلْغَنِى وَ الْفَقِيرِ لِأَهْلِ الْجِدَةِ مِمَّنْ لَهُ أَرْبَعٌ وَ مِمَّنْ لَهُ مِلْكُ الْيَمِينِ مَا شَاءَ كَمَا هِيَ حَلالٌ لِمَنْ يَجِدُ إِلَّا بِقَدْرِ مَهْرِ الْمُتْعَةِ وَ الْمَهْرُ مَا تَرَاضَيَا عَلَيْهِ فِي حُدُودِ التَّزْوِيجِ لِلْغَنِي وَ الْفَقِيرِ قُلْ أَوْ كَثرَ.### بخش سی و هشتم#### وجوه ازدواج(38 بَابُ وُجُوهِ النِّكَاحِ)1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْ فَلِي عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:يَحِلُّ الْفَرْجُ بِثَلاثٍ نِكَاحَ بِمِيرَاتٍ، وَ نِكَاح بِلا مِيرَاتٍ، وَنِكَاحَ مِلْكِ الْيَمِينِ.2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدٍ عَنِ الْعَبَّاسِ بْن مُوسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ زَيْدٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام يَقُولُ:ولی واجبات دینی بر اساس توان فقیر ترین افراد وضع شده است تا قوی ترین افراد علاقمند شوند و به فزونی نیروی انسانی و دارایی از یکدیگر پیشی گیرند در خیرات و خوبی ها.متعه نیز برای ثروتمند و فقیر و کسانی که چهار همسر دارند و در این راه تلاش می نمایند و بر افرادی که ملک یمین دارند؛ هر تعداد بخواهند حلال است؛ همچنان که متعه برای کسانی فقط به اندازه مهر صیغه امکان دارند حلال است. و مهری که مورد رضایت طرفین است و در حدود و دایره ازدواج است بر غنی و فقیر _ کمتر یا بیشتر _ لازم است.بخش سی و هشتم: وجوه ازدواج1 - نوفلی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:به سه چیز حلال می گردد: نکاح به وسیلۀ میراث، نکاح بدون میراث و نکاح به آمیزش وسیله ملک یمین.2 - نظیر این روایت را حسین بن زید از امام صادق علیه السَّلام نقل می کند.

يَحِلُّ الْفَرْجُ بِثَلاثٍ نِكَاحَ بِمِيرَاتٍ، وَ نِكَاح بِلا مِيرَاتٍ، وَنِكَاحَ بِمِلْكِ الْيَمِينِ.3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ زَيْدٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام يَقُولُ:يجل الْفَرْجُ بِثَلاث نكاح بِمِيرَاتٍ وَنِكَاحَ بِلا مِيرَاتٍ وَ نِكَاحَ بِمِلْكِ الْيَمِينِ.### بخش سی و نهم#### حکم نگاه به قصد ازدواج(39 بَابُ النَّظَرِ لِمَنْ أَرَادَ التَّزْوِيجَ)1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ الْخَزَّازِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِم قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السَّلام عَنِ الرَّجُلِ يُرِيدُ أَنْ يَتَزَوَّجَ الْمَرْأَةَ أَ يَنْظُرُ إِلَيْهَا؟قَالَ: نَعَمْ، إِنَّمَا يَشْتَرِيهَا بِأَغْلَى الْثَمَنِ.3 - حسین بن زید در سند دیگری نظیر این روایت را نقل می کند: از امام صادق علیه السَّلام نقل می کند:بخش سی و نهم: حکم نگاه به قصد ازدواج1 - محمّد بن مسلم گوید: از امام باقر علیه السَّلام پرسیدم: کسی که خواستگاری می کند، روا است که عروس را ببیند؟فرمو: آری، او را با بهای گران می خرد (چرا نبیند؟)

2 - عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ وَ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ وَ حَفْصِ بْنِ الْبَخْتَرِي كُلِّهِمْ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:لا بَأْسَ بِأَنْ يَنْظُرَ إِلَى وَجْهِهَا وَ مَعَاصِمِهَا إِذَا أَرَادَ أَنْ يَتَزَوَّجَهَا.3 - أَبُو عَلِيِّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ السَّرِيِّ قَالَ:قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: الرَّجُلُ يُرِيدُ أَنْ يَتَزَوَّجَ الْمَرْأَةَ يَتَأَمَّلُهَا وَ يَنْظُرُ إِلَى خَلْفِهَا وَ إِلى وَجْهِهَا؟قَالَ: نَعَمْ، لا بَأْسَ بِأَنْ يَنْظُرَ الرَّجُلُ إِلَى الْمَرْأَةِ إِذَا أَرَادَ أَنْ يَتَزَوَّجَهَا يَنْظُرَ إِلَى خَلْفِهَا وَ إِلَى وَجْهِهَا.4 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ السَّرِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام أَنَّهُ سَأَلَهُ عَنِ الرَّجُلِ يَنْظُرُ إِلَى الْمَرْأَةِ قَبْلَ أَنْ يَتَزَوَّجَهَا؟2 - هشام، حمّاد و حفص بن بختری گویند: امام صادق علیه السَّلام فرمود:در صورتی که انسان تصمیم به ازدواج دارد می تواند صورت و دست های عروس را ببیند.3 - حسن بن سری گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم: کسی که خواهان ازدواج باشد، می تواند پشت و صورت عروس را با دقّت بنگرد؟فرمود: آری، مانعی ندارد. در صورتی که خواهان ازدواج باشد، می تواند به پشت و صورت او بنگرد.4 ۔ حسن بن سری گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: آیا مرد جایز است به زنی نگاه کند پیش از آن که با او ازدواج کند؟

قَالَ: نَعَمْ فَلِمَ يُعْطِي مَالَهُ؟5 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْفَضْلِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:قُلْتُ لَهُ: أَ يَنظُرُ الرَّجُلُ إِلَى الْمَرْأَةِ يُرِيدُ تَزْوِيجَهَا فَيَنْظُرُ إِلَى شَعْرِهَا وَ مَحَاسِنِهَا؟قَالَ: لَا بَأْسَ بِذَلِكَ إِذَا لَمْ يَكُنْ مُتَلَذَّ ذَاً.### بخش چهلم#### اوقاتی که ازدواج کراهت دارد(40 بَابُ الْوَقْتِ الَّذِي يُكْرَهُ فِيهِ التَّزْويج)1 - أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيَّ عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى الْخَثْعَمِيُّ عَنْ ضُرَيْسِ بْنِ عَبْدِ الْمَلِكِ قَالَ:فرمود: آری، پس چرا به او پول می دهد؟5- راوی گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم آیا انسان می تواند پیش از ازدواج به موی سر و زیبایی های زن نگاه کند؟فرمود: اگر با شهوت و لذّت نباشد اشکالی ندارد.بخش چهلم: اوقاتی که ازدواج کراهت دارد1 - ضريس بن عبدالملک گوید:

لَمَّا بَلَغَ أَبَا جَعْفَرٍ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ أَنَّ رَجُلاً تَزَوَّجَ فِي سَاعَةٍ حَارَّةٍ عِنْدَ نِصْفِ النَّهَارِ فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السَّلام: مَا أَرَاهُمَا يَتَّفِقَانِ فَافْتَرَقَا.2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرِ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ:حَدَّثَنِي أَبُو جَعْفَرٍ علیه السَّلام أَنَّهُ أَرَادَ أَنْ يَتَزَوَّجَ امْرَأَةٌ فَكَرِهَ ذَلِكَ أَبِي، فَمَضَيْتُ فَتَزَوَّجْتُهَا حَتَّى إِذَا كَانَ بَعْدَ ذَلِكَ زُرْتُهَا فَنَظَرْتُ فَلَمْ أَرَ مَا يُعْجِبُنِي. فَقُمْتُ أَنْصَرِفُ فَبَادَرَتْنِي الْقَيِّمَةُ مَعَهَا إِلَى الْبَابِ لِتَغْلِقَهُ عَلَيَّ فَقُلْتُ: لَا تُغْلِقِيهِ لَكِ الَّذِي تُرِيدِينَ.فَلَمَّا رَجَعْتُ إِلَى أَبِي أَخْبَرْتُهُ بِالْأَمْرِ كَيْفَ كَانَ؟فَقَالَ: أَمَا إِنَّهُ لَيْسَ لَهَا عَلَيْكَ إِلَّا نِصْفُ الْمَهْرِ.وَ قَالَ: إِنَّكَ تَزَوَّجْتَهَا فِي سَاعَةٍ حَارَّةٍ.3 - حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ الْمِيثَمِيُّ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عُبَيْدِ بْنِ زُرَارَةَ وَ أَبِي الْعَبَّاسِ قَالَا: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:وقتی که به امام باقر علیه السَّلام خبر رسید مردی در هوای گرم ظهر زنی را به عقد در آورده فرمود: گمان نمی کنم آنها به توافق برسند، پس آنها از هم جدا شدند.2 - زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام به من فرمود: قصد داشتم با زنی ازدواج کنم پدرم از این کار کراهت داشت.امّا من رفتم و با او ازدواج نمودم. تا این که پس از عقد او را دیدم به او نگاه کردم اما چیزی ندیدم که مرا به او علاقه مند سازد. پس من برخاستم تا برگردم. اما آن زن به همراه ولیّ خود بر من به سوی درب پیشی گرفت تا آن را بر روی من قفل کند (به خاطر گرفتن مهریه کامل. گفتم: قفل نکن. آن چه را که می خواهی به تو می دهم.)هنگامی که نزد پدرم برگشتم ماجرا را به ایشان خبر دادم که چه اتّفاقی افتاد.پدرم فرمود: بدان! آن زن صاحب حقّی از تو نیست به جز نصف مهریه.و فرمود: تو در ساعتی گرم با آن زن ازدواج نمودی.3 - عبید بن زراره و ابی العبّاس گویند: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

لَيْسَ لِلرَّجُلِ أَنْ يَدْخُلَ بِامْرَأَةٍ لَيْلَةَ الْأَرْبِعَاءِ.### بخش چهل و یکم#### استجاب تزویج در شب(41 بَابُ مَا يُسْتَحَبُّ مِنَ التَّزْويج باللَّيْلِ)1 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ الْوَشَّاءِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السَّلام قَالَ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ فِي التَّزْوِيجِ قَالَ:مِنَ السُّنَّةِ التَّزْوِيجُ بِاللَّيْلِ لِأَنَّ اللهَ جَعَلَ اللَّيْلَ سَكَناً وَ النِّسَاءُ، إِنَّمَا هُنَّ سَكَنٌ.2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: زُفُّوا عَرَائِسَكُمْ لَيْلاً وَ أَطْعِمُوا ضُحًى.3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَلِيَّ بْنِ عُقْبَةَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُيَسْرِ بْنِ عَبْدِ الْعَزِيزِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ:جایز نیست انسان در شب چهارشنبه زفاف کند.بخش چهل و یکم: استحباب تزویج در شب1 - حسن بن علی و شّاء گوید» از امام رضا علیه السَّلام شنیدم که دربارۀ ازدواج چنین فرمود:از آداب سنّت ازدواج، ازدواج در شب هنگام است، زیرا که خداوند شب را برای آرامش قرار داده است و زنان در حقیقت خودشان آرامش دهنده می باشند.2 - سکونی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:عروس ها را هنگام شب زفاف کنید و هنگام صبح اطعام دهید.میسّر بن عبدالعزیز گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:

يَا مُيَسِّرً! تَزَوَّجْ بِاللَّيْلِ، فَإِنَّ اللهَ جَعَلَهُ سَكَناً وَ لا تَطْلُبْ حَاجَةٌ بِاللَّيْلِ، فَإِنَّ اللَّيْلَ مُظْلِمٌ.قَالَ: ثُمَّ قَالَ: إِنَّ لِلطَّارِقِ لَحَقَّاً عَظِيماً، وَ إِنَّ لِلصَّاحِبِ لَحَقَّاً عَظِيماً.### بخش چهل و دوم#### اطعام به هنگام ازدواج(42 بَابُ الْإِطْعَامِ عِنْدَ التَّزْوِيج)1 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ جَمِيعاً عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيَّ الْوَشَاءِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السَّلام قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ:إِنَّ النَّجَاشِي لَمَّا خَطَبَ لِرَسُولِ اللَّهِ صلَّى اللهُ عليه وآله آمِنَةَ بِنْتَ أَبِي سُفْيَانَ فَزَوَّجَهُ دَعَا بِطَعَامٍ وَ قَالَ: إِنَّ مِنْ سُنَنِ الْمُرْسَلِينَ الْإِطْعَامَ عِنْدَ التَّزْوِيجِ.2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:ای میسّر! شب به بستر همسرت وارد شو که خداوند شب را مایۀ آرامش و راحتی قرار داده است. شب به مشاغل زندگی مپرداز، چرا که شب تاریک است.آن گاه امام باقر علیه السَّلام فرمود: مسافری که شب، زنگ خانه را به صدا درآورد، حق بزرگی دارد. همسایه و رفیقی که شب، زنگ خانه را می فشارد، حق بزرگی دارد.بخش چهل و دوماطعام به هنگام ازدواج1 - حسن بن علی و شّاء گوید: از امام رضا علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:به راستی آن گاه که نجاشی آمنه دختر ابی سفیان را به عقد رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله آورد ولیمه داد و گفت: یکی از آداب پیامبران ولیمه دادن به هنگام ازدواج است.2 - هشام بن سالم گوید: امام صادق فرمود:

إِنَّ رَسُولَ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله حِينَ تَزَوَّجَ مَيْمُونَةَ بِنْتَ الْحَارِثِ أَوْلَمَ عَلَيْهَا وَأَطْعَمَ النَّاسَ الْحَيْسَ.3 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ رَفَعَهُ إِلَى أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:الْوَلِيمَةُ يَوْمٌ وَ يَوْمَانِ مَكْرُمَةٌ وَ ثَلَاثَةُ أَيَّامٍ رِيَاءٌ وَ سُمْعَةٌ.4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله :الْوَلِيمَةُ أَوَّلَ يَوْمٍ حَقٌّ وَ الثَّانِيَ مَعْرُوفٌ وَ مَا زَادَ رِيَاءٌ وَ سُمْعَةٌ.هنگامی که پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله با میمونه دختر حارث ازدواج کرد به مردم ولیمه داد که خوراک آن غذای حیس (1بود.)3 - ابن فضّال در روایت مرفوعه ای گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:ولیمه دادن یک روز یا دو روز است و روز سوم ریاکاری و شهرت است.4 - سکونی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله فرمود:ولیمه دادن روز اوّل حق است - روز دوّم معروف (احسان و خیر و برکت است و بیش از این ریاکاری و شهرت است.)


1) حیس: خوراکی مخلوط از خرما، روغن و کشک است

### بخش چهل و سوم#### ازدواج بدون خارستگاری(43 بَابُ التَّزْوِيجِ بِغَيْرِ خُطْبَةٍ)1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ يَعْقُوبَ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ عُبَيْدِ بْنِ زُرَارَةَ قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنِ التَّزْوِيجِ بِغَيْرِ خُطْبَةٍ.فَقَالَ: أَوَلَيْسَ عَامَّهُ مَا يَتَزَوَّجُ فِتْيَانَنَا وَنَحْنُ نَتَعَرَّقُ الطَّعَامَ عَلَى الْخِوَانِ نَقُولُ: يَا فلانُ! زَوّج فُلاناً فُلانَةَ. فَيَقُولُ: نَعَمْ قَدْ فَعَلْتُ.2 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِيٌّ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ مَيْمُونِ الْقَدَّاحِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:أَنَّ عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ علیه السَّلام كَانَ يَتَزَوَّجُ وَ هُوَ يَتَعَرَّقُ عَرْقاً يَأْكُلُ مَا يَزِيدُ عَلَى أَنْ يَقُولَ: الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ صَلَّى اللهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ يَسْتَغْفِرُ اللهَ عزَّوَجل وَ قَدْ زَوَّجْنَاكَ عَلَى شَرْطِ اللَّهِ.بخش چهل و سوم: ازدواج بدون خواستگاری1 - عبيد بن زراره گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: ازدواج بدون خواستگاری چگونه است؟فرمود: آیا این طور نیست که اکثریّت جوانان ما که ازدواج می کنند، غذا بر سفره ها می چینیم و می گوییم: «فلانی! فلان پسر را به عقد فلان دختر در بیاور» و او می گوید: «آری، این کار را انجام دادم»؟!2 - عبد الله بن میمون قدّاح گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:همواره امام سجّاد علیه السَّلام به هنگام ازدواج سفره پهن می کرد و غذا می خورد و می فرمود: حمد و سپاس از آنِ خداوند و صلوات بر محمّد صلَّی اللهُ علیه وآله و آل محمّد» و استغفار می نمود و می فرمود: «تو را بنابر شروط الهی به عقد در آوردیم».

ثُمَّ قَالَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ علیه السَّلام: إِذَا حَمِدَ اللَّهَ فَقَدْ خَطَبَ.### بخش چهل و چهارم#### خطبه های عقد ازدواج(44بَابُ خُطَبِ النِّکَاحِ)1 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَلِيٌّ بْنِ رِئَابِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:إِنَّ جَمَاعَةٌ مِنْ بَنِي أُمَيَّةَ فِي إِمَارَةِ عُثْمَانَ اجْتَمَعُوا فِي مَسْجِدِ رَسُولِ اللَّهِ صلَّى اللهُ عليه وآله فِي يَوْمِ جُمُعَةٍ وَهُمْ يُرِيدُونَ أَنْ يُزَوِّجُوا رَجُلاً مِنْهُمْ وَأَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام قَرِيبٌ مِنْهُمْ.فَقَالَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضِ هَلْ لَكُمْ أَنْ نُخْجِلَ عَلِيّاً السَّاعَةَ؟ نَسْأَلُهُ أَنْ يَخْطُبَ بِنَا وَ نَتَكَلَّمُ، فَإِنَّهُ يَخْجَلُ وَ يَعْيَا بِالْكَلامِ (!!)فَأَقْبَلُوا إِلَيْهِ فَقَالُوا: يَا أَبَا الْحَسَنِ! إِنَّا نُرِيدُ أَنْ نُزَوَّجَ فُلاناً فُلانَةَ وَ نَحْنُ نُرِيدُ أَنْ تَخْطُبَ بنَا.سپس امام سجّاد علیه السَّلام فرمود: هر گاه خداوند ستایش شود در واقع خواستگاری انجام شده است.بخش چهل و چهارم: خطبه های عقد ازدواج1 - علی بن رئاب گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:در زمان خلافت عثمان گروهی در روز جمعه در مسجد پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله جمع شده بودند و قصد داشتند که یکی از افراد خود را به عقد زنی در آورند. امیرمؤمنان علی علیه السَّلام نزدیک آنان بود.یکی از آنان به دیگری گفت: آیا می خواهید همین الآن علی را شرمنده کنیم؟ از او بخواهیم برای ما خطبۀ عقد اجرا کند و با او سخن بگوییم، او خجالت زده می شود و از سخن گفتن باز می ماند.پس نزد حضرتش علیه السَّلام رفتند و گفتند: ای ابا الحسن! ما می خواهیم فلان مرد را به عقد فلان زن در بیاوریم و می خواهیم شما برای ما خطبۀ عقد را اجرا کنی.

فَقَالَ: فَهَلْ تَنْتَظِرُونَ أَحَداً؟فَقَالُوا: لَا، فَوَ اللَّهِ، مَا لَبِثَ حَتَّى قَالَ:«الْحَمْدُ لِلَّهِ الْمُخْتَصّ بِالتَّوْحِيدِ الْمُتَقَدِّمِ بِالْوَعِيدِ الْفَعَّالِ لِمَا يُرِيدُ الْمُحْتَجِبِ بِالنُّورِ دُونَ خَلْقِهِ ذِي الْأُفُقِ الطَّامِح والعز الشامخ وَ الْمُلْكِ الْبَاذِ الْمَعْبُودِ بِالآلاءِ رَبِّ الْأَرْضِ وَ السَّمَاءِ أَحْمَدُهُ عَلَى حُسْنِ الْبَلَاءِ وَ فَضْلِ الْعَطَاءِ وَ سَوَابِغِ النَّعْمَاءِ وَ عَلَى مَا يَدْفَعُ رَبُّنَا مِنَ الْبَلَاءِ حَمْداً يَسْتَهِلُّ لَهُ الْعِبَادُ وَ يَنْمُو بِهِ الْبِلادُ.وَ أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ لَمْ يَكُنْ شَيْءٌ قَبْلَهُ وَ لَا يَكُونُ شَيْءٌ بَعْدَهُ.وَأَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً صلَّی اللهُ علیه وآله عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ اصْطَفَاهُ بِالتَّفْضِيلِ وَ هَدَى بِهِ مِنَ التَّضْلِيلِ اخْتَصَّهُ لِنَفْسِهِ وَ بَعَثَهُ إِلَى خَلْقِهِ بِرِسَالَاتِهِ وَ بِكَلامِهِ يَدْعُوهُمْ إِلَى عِبَادَتِهِ وَ تَوْحِيدِهِ وَالْإِقْرَارِ بِرُبُوبِيَّتِهِ وَ التَّصْدِيقِ بِنَبِيِّهِ صلَّی اللهُ علیه وآله، بَعَثَهُ عَلَى حِينِ فَتْرَةٍ مِنَ الرُّسُلِ وَ صَدْفٍ عَنِ الْحَقِّ وَ جَهَالَةٍ بِالرَّبِّ وَ كُفْرٍ بِالْبَعْثِ وَ الْوَعِيدِ فَبَلَّغَ رِسَالَاتِهِ وَ جَاهَدَ فِي سَبِيلِهِ وَ نَصَحَ لِأُمَّتِهِ وَ عَبَدَهُ حَتَّى أَتَاهُ الْيَقِينُ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ كَثِيراً».حضرت فرمود: آیا منتظر کسی بودید؟گفتند: نه.پس به خدا سوگند! حضرتش بدون درنگ فرمود:«الْحَمْدُ لِلَّهِ الْمُخْتَصّ بِالتَّوْحِيدِ الْمُتَقَدِّمِ بِالْوَعِيدِ الْفَعَّالِ لِمَا يُرِيدُ الْمُحْتَجِبِ بِالنُّورِ دُونَ خَلْقِهِ ذِي الْأُفُقِ الطَّامِحِ وَ الْعِزَّ الشَّامِخِ وَ الْمُلْكِ الْبَاذِخِ الْمَعْبُودِ بِالآلاءِ رَبِّ الْأَرْضِ وَ السَّمَاءِ أَحْمَدُهُ عَلَى حُسْنِ الْبَلَاءِ وَفَضْلِ الْعَطَاءِ وَ سَوَابِغِ النَّعْمَاءِ وَ عَلَى مَا يَدْفَعُ رَبَّنَا مِنَ الْبَلاءِ حَمْداً يَسْتَهِلُّ لَهُ الْعِبَادُ وَ يَنْمُو بِهِ الْبِلادُ.وَ أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ لَمْ يَكُنْ شَيْءٌ قَبْلَهُ وَ لَا يَكُونُ شَيْءٌ بَعْدَهُ.وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّد صلَّی اللهُ علیه وآله عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ اصْطَفَاهُ بِالتَّفْضِيلِ وَ هَدَى بِهِ مِنَ التَّصْلِيلِ اخْتَصَّهُ لِنَفْسِهِ و بَعَثَهُ إِلَى خَلْقِهِ بِرِسالاتِهِ وَ بِكَلامِهِ يَدْعُوهُمْ إِلَى عِبَادَتِهِ وَ تَوْحِيدِهِ وَ الْإِقْرَارِ بِرُبُوبِيَّتِهِ وَ التَّصْدِيقِ بِنَبِيِّهِ صلَّی اللهُ علیه وآله، بَعَثَهُ عَلَى حِينِ فَتْرَةٍ مِنَ الرُّسُلِ وَ صَدْفٍ عَنِ الْحَقِّ وَ جَهَالَةٍ بِالرَّبِّ وَ كُفْرٍ بِالْبَعْثِ وَ الْوَعِيدِ فَبَلَّغَ رِسَالَاتِهِ وَ جَاهَدَ فِي سَبِيلِهِ وَ نَصَحَ لِأُمَّتِهِ وَ عَبَدَهُ حَتَّى أَتَاهُ الْيَقِينُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ كثيراً».

أُوصِيكُمْ وَ نَفْسِي بِتَقْوَى اللَّهِ الْعَظِيمِ، فَإِنَّ اللَّهَ عزَّوَجَل وَ قَدْ جَعَلَ لِلْمُتَّقِينَ الْمَخْرَجَ مِمَّا يَكْرَهُونَ وَالرِّزْقَ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُونَ. فَتَنَجَّزُوا مِنَ اللَّهِ مَوْعُودَهُ وَاطْلُبُوا مَا عِنْدَهُ بِطَاعَتِهِ وَ الْعَمَلِ بِمَحَابهِ، فَإِنَّهُ لا يُدْرَكُ الْخَيْرُ إِلَّا بِهِ وَلَا يُنَالُ مَا عِنْدَهُ إِلَّا بِطَاعَتِهِ وَلَا تُكَلانَ فِيمَا هُوَ كَائِنٌ إِلَّا عَلَيْهِ وَ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ.أَمَّا بَعْدُ، فَإِنَّ اللَّهَ أَبْرَمَ الْأُمُورَ وَأَمْضَاهَا عَلَى مَقَادِيرِهَا فَهِيَ غَيْرُ مُتَنَاهِيَةٍ عَنْ مَجَارِيهَا دُونَ بُلُوغ غَايَاتِهَا فِيمَا قَدَّرَ وَ قَضَى مِنْ ذَلِكَ . وَ قَدْ كَانَ فِيمَا قَدَّرَ وَ قَضَى مِنْ أَمْرِهِ الْمَحْتُومِ وَ قَضَايَاهُ الْمُبْرَمَةِ مَا قَدْ تَشَعْبَتْ بِهِ الْأَخْلَافُ وَ جَرَتْ بِهِ الْأَسْبَابُ وَ قَضَى مِنْ تَنَاهِي الْقَضَايَا بِنَا وَ بِكُمْ إِلَى حُضُورِ هَذَا الْمَجْلِسِ الَّذِي خَصَّنَا اللهُ وَ إِيَّاكُمْ لِلَّذِي كَانَ مِنْ تَذَكُرِنَا آلَاءَهُ وَ حُسْنَ بَلائِهِ وَ تَظَاهُرَ نَعْمَائِهِ، فَنَسْأَلُ اللهَ لَنَا وَ لَكُمْ بَرَكَةً مَا جَمَعَنَا وَإِيَّاكُمْ عَلَيْهِ وَ سَاقَنَا وَإِيَّاكُمْ إِلَيْهِ.شما و خودم را به تقوای خدای بزرگ سفارش می کنم، چرا که خداوند متعال برای پرهیزکاران راه خروجی از ناملایمات و رزق و روزی از جایی که به حساب نمی آورند، قرار داده است. پس به وعدۀ خدا وفا کنید و با فرمانبری از او و با عمل به مواردی که او دوست دارد از نعمت هایش درخواست کنید؛ زیرا که جز این راه خیر به دست نمی آید و جز با اطاعتش به آنچه نزد اوست نمی توان رسید و در آنچه واقع خواهد شد تکیه گاهی جز او نیست و هیچ توانایی و نیرویی جز خدا نیست.اینک، به راستی خداوند کارها را محکم و به اندازه قرار داده؛ به گونه ای که بدون تکامل در این تقدیر و فرمان از مجرای خود نخواهد گذشت. از جمله امور حتمی و قضایای محکم شعبه های نژاد و جریان اسباب و گذر قضایا برای ما و شما حضور ما در این مجلس است که خداوند به ما و شما اختصاص داده تا یاد آور نعمت های او، نیکی بلایا و ظهور برکتهای او باشیم. از این رو از خداوند برای خود و شما برکت موضوعی که شما و ما را در این محفل جمع کرد و ما و شما را بدان سوق داد، خواهانیم.

ثُمَّ إِنَّ فُلانَ بْنَ فُلانٍ ذَكَرَ فُلانَةَ بِنْتَ فُلانٍ وَهُوَ فِي الْحَسَبِ مَنْ قَدْ عَرَفْتُمُوهُ وَ فِي النَّسَبِ مَنْ لا تَجْهَلُونَهُ وَ قَدْ بَذَلَ لَهَا مِنَ الصَّدَاقِ مَا قَدْ عَرَفْتُمُوهُ فَرُدُّوا خَيْراً تُحْمَدُوا عَلَيْهِ وَ تُنْسَبُوا إِلَيْهِ، صَلَّى اللهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ.2 - أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ أَيْمَنَ بْنِ مُحْرِزٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام قَالَ:زَوَّجَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام امْرَأَةً مِنْ بَنِي عَبْدِ الْمُطَّلِبِ وَ كَانَ يَلِي أَمْرَهَا فَقَالَ:الْحَمْدُ لِلَّهِ الْعَزِيزِ الْجَبَّارِ الْحَلِيمِ الْغَفَّارِ الْوَاحِدِ الْقَهَّارِ الْكَبِيرِ الْمُتَعَالِ سَوَاءٌ مِنْكُمْ مَنْ أَسَرَّ الْقَوْلَ وَ مَنْ جَهَرَ بِهِ وَ مَنْ هُوَ مُسْتَخْفِ بِاللَّيْلِ وَ سَارِبٌ بِالنَّهَارِ أَحْمَدُهُ وَ أَسْتَعِينُهُ وَ أُومِنُ بِهِ وَ أَتَوَكَّلْ عَلَيْهِ وَكَفَى بِاللهِ وَكِيلاً مَنْ يَهْدِ اللهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِي وَ لا مُضِلَّ لَهُ وَ مَنْ يُضْلِلْ فَلا هَادِيَ لَهُ وَ لَنْ تَجِدَ مِنْ دُونِهِ وَلِيّاً مُرْشِداً وَ أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ، لَهُ الْمُلْكُ وَ لَهُ الْحَمْدُ وَ هُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ.آن گاه فلانی پسر فلانی از فلانی دختر فلانی خواستگاری کرده با این که او را از نظر شخصیت و نسبت می شناسید و مهر مشخص را بذل کرده است. پس خیر را به او بگردانید تا مورد ستایش قرار گیرد و به او نسبت داده شود، درود وسلام خدا بر محمّد و خاندان او باد.2 - جابر گوید: امام باقر علیه السَّلام: فرمود امیر مؤمنان علی علیه السَّلام زنی از فرزندان عبدالمطلّب را که اختیار ازدواجش با آن حضرت بود شوهر داد و چنین خطبه ایراد فرمود:الْحَمْدُ لِلَّهِ الْعَزِيزِ الْجَبَّارِ الْحَلِيمِ الْغَفَّارِ الْوَاحِدِ الْقَهَّارِ الْكَبِيرِ الْمُتَعَالِ سَوَاءٌ مِنْكُمْ مَنْ أَسَرَّ الْقَوْلَ وَ مَنْ جَهَرَ بِهِ وَ مَنْ هُوَ مُسْتَخْفِ بِاللَّيْلِ وَ سَارِبٌ بِالنَّهَارِ أَحْمَدُهُ وَ أَسْتَعِينُهُ وَ أُومِنُ بِهِ وَ أَتَوَكَّلُ عَلَيْهِ وَ كَفَى بِاللَّهِ وَكِيلاً مَنْ يَهْدِ اللَّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِي وَ لا مُضِلَّ لَهُ وَ مَنْ يُضْلِلْ فَلا هَادِيَ لَهُ وَ لَنْ تَجِدَ مِنْ دُونِهِ وَلِيَا مُرْشَداً.وَ أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ، لَهُ الْمُلْكُ وَ لَهُ الْحَمْدُ وَ هُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ.

وَأَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً صلَّی اللهُ علیه وآله عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ بَعَثَهُ بِكِتَابِهِ حُجَّةً عَلَى عِبَادِهِ، مَنْ أَطَاعَهُ أَطَاعَ اللَّهَ وَ مَنْ عَصَاهُ عَصَى اللَّهَ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ كَثِيراً إِمَامُ الْهُدَى وَ النَّبِيُّ الْمُصْطَفَى.ثُمَّ إِنِّي أُوصِيكُمْ بِتَقْوَى اللهِ، فَإِنَّهَا وَصِيَّةُ اللهِ فِي الْمَاضِينَ وَ الْغَابِرِينَ. ثُمَّ تَزَوَّجَ.3 - أَحْمَدُ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مِهْرَانَ قَالَ: حَدَّثَنَا عَبْدُ الْمَلِكِ بْنُ أَبِي الْحَارِثِ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ قَالَ:خَطَبَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام بِهَذِهِ الْخُطْبَة فَقَالَ:الْحَمْدُ لِلَّهِ أَحْمَدُهُ وَأَسْتَعِينُهُ وَأَسْتَغْفِرُهُ وَ أَسْتَهْدِيهِ وَ أُومِنُ بِهِ وَأَتَوَكَّلْ عَلَيْهِ، وَأَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ، وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً صلَّی اللهُ علیه وآله عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ أَرْسَلَهُ بِالْهُدَى وَ دِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ دَلِيلاً عَلَيْهِ وَدَاعِياً إِلَيْهِ فَهَدَمَ أَرْكَانَ الْكُفْرِ وَ أَنَارَ مَصَابِيحَ الْإِيمَانِ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ يَكُنْ سَبِيلُ الرَّشَادِ سَبِيلَهُ وَ نُورُ التَّقْوَى دَلِيلَهُ وَ مَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ يُخْطِيُّ السَّدَادَ كُلُّهُ وَ لَنْ يَضُرَّ إِلَّا نَفْسَهُ.وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً صلَّی اللهُ علیه وآله عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ بَعَثَهُ بِكِتَابِهِ حُجَّةً عَلَى عِبَادِهِ، مَنْ أَطَاعَهُ أَطَاعَ اللَّهَ وَ مَنْ عَصَاهُ عَصَى اللَّهَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ كَثِيراً إِمَامُ الْهُدَى وَ النَّبِيُّ الْمُصْطَفَى.اکنون شما را به تقوای الهی سفارش می نمایم، چرا که همان سفارش خدا به گذشتگان و آیندگان بود. آن گاه او را به عقد همسرش درآورد.جابر گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:امیر مؤمنان علی علیه السَّلام به این خطبه خواستگاری نمود که فرمود:الْحَمْدُ لِلَّهِ أَحْمَدُهُ وَ أَسْتَعِينُهُ وَ أَسْتَغْفِرُهُ وَ أَسْتَهْدِيهِ وَ أُومِنُ بِهِ وَ أَتَوَكَّلُ عَلَيْهِ، وَ أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ، وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّد صلَّی اللهُ علیه وآله عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ أَرْسَلَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ دَلِيلاً عَلَيْهِ وَدَاعِياً إِلَيْهِ فَهَدَمَ أَرْكَانَ الْكُفْرِ وَ أَنَارَ مَصَابِيحَ الْإِيمَانِ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ يَكُنْ سَبِيلُ الرَّشَادِ سَبِيلَهُ وَ نُورُ التَّقْوَى دَلِيلَهُ وَ مَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ يُخْطِيُّ السَّدَادَ كُلَّهُ وَ لَنْ يَضُرَّ إِلَّا نَفْسَهُ.

أُوصِيكُمْ عِبَادَ اللَّهِ بِتَقْوَى اللهِ وَصِيَّةَ مَنْ نَاصَحَ وَ مَوْعِظَةً مَنْ أَبْلَغَ وَ اجْتَهَدَ.أَمَّا بَعْدُ، فَإِنَّ اللهَ عزَّوَجَل جَعَلَ الْإِسْلامَ صِرَاطاً مُنِيرَ الْأَعْلَامِ مُشْرِقَ الْمَنَارِ فِيهِ تَأْتَلِفُ الْقُلُوبُ وَ عَلَيْهِ تَآخَى الْإِخْوَانُ، وَ الَّذِي بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ مِنْ ذَلِكَ ثَابِتٌ وُدُّهُ وَ قَدِيمٌ عَهْدُهُ مَعْرِفَةٌ مِنْ كُلِّ لِكُلِّ لِجَمِيعِ الَّذِي نَحْنُ عَلَيْهِ يَغْفِرُ اللَّهُ لَنَا وَ لَكُمْ وَ السَّلامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللهِ وَبَرَكَاتُهُ.4 - أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ الْعَزْرَمِيُّ عَنْ أَبِيهِ قَالَ:كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام إِذَا أَرَادَ أَنْ يُزَوِّجَ قَالَ:الْحَمْدُ لِلَّهِ أَحْمَدُهُ وَ أَسْتَعِينُهُ وَ أُومِنُ بِهِ وَ أَتَوَكَّلُ عَلَيْهِ وَ أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ.وَأَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ أَرْسَلَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ وَ صَلَّى اللهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ السَّلامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللهِ وَبَرَكَاتُهُ.أُوصِيكُمْ عِبَادَ اللهِ بِتَقْوَى اللَّهِ وَصِيَّةَ مَنْ نَاصَحَ وَ مَوْعِظَةً مَنْ أَبْلَغَ وَ اجْتَهَدَ.أَمَّا بَعْدُ، فَإِنَّ اللهَ عَزَّوَجل جَعَلَ الْإِسْلامَ صِرَاطًا مُنِيرَ الْأَعْلَامِ مُشْرِقَ الْمَنَارِ فِيهِ تَأْتَلِفُ الْقُلُوبُ وَ عَلَيْهِ تَآخَى الْإِخْوَانُ، وَ الَّذِي بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ مِنْ ذَلِكَ ثَابِتٌ وُدُّهُ وَ قَدِيمٌ عَهْدُهُ مَعْرِفَةٌ مِنْ كُلَّ لِكُلِّ لِجَمِيعِ الَّذِي نَحْنُ عَلَيْهِ يَغْفِرُ اللَّهُ لَنَا وَ لَكُمْ وَ السَّلامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللهِ وَبَرَكَاتُهُ4- عزرمی گوید: هرگاه امیر مؤمنان علیه السَّلام می خواست کسی را به عقد در آورد می فرمود:الْحَمْدُ لِتِهِ أَحْمَدُهُ وَ أَسْتَعِينُهُ وَ أُومِنُ بهِ وَ أَتَوَكَّلُ عَلَيْهِ وَ أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ.وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ أَرْسَلَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ وَصَلَّى اللهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ السَّلامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ

أُوصِيكُمْ عِبَادَ اللَّهِ بِتَقْوَى اللَّهِ وَلِيِّ النِّعْمَةِ وَ الرَّحْمَةِ خَالِقِ الْأَنَامِ وَ مُدَبِّرِ الْأُمُورِ فِيهَا بِالْقُوَّةِ عَلَيْهَا وَ الْإِثْقَانِ لَهَا، فَإِنَّ اللَّهَ لَهُ الْحَمْدُ عَلَى غَابِرِ مَا يَكُونُ وَ مَاضِيهِ وَ لَهُ الْحَمْدُ مُفْرَداً وَ التَّنَاءُ مُخْلَصاً بِمَا مِنْهُ كَانَتْ لَنَا نِعْمَةً مُونِقَةً وَ عَلَيْنَا مُجَلَّلَةً وَ إِلَيْنَا مُتَزَيَّنَةً خَالِقٌ مَا أَعْوَزَ وَ مُذِلُّ مَا اسْتَصْعَبَ وَ مُسَهِّلُ مَا اسْتُوعِرَ وَ مُحَصِّلُ مَا اسْتَيْسَرَ مُبْتَدِئُ الْخَلْقِ بَدْءاً أَوَّلَا يَوْمَ ابْتَدَعَ السَّمَاءَ وَ هِيَ دُخَانُ فَقَالَ لَهَا وَ لِلْأَرْضِ انْتِيَا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً قَالَتَا أَتَيْنَا طَائِعِينَ فَقَضَيهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ فِي يَوْمَيْنِ وَ لا يَعُورُهُ شَدِيدٌ وَلا يَسْبِقُهُ هَارِبٌ وَ لا يَفُوتُهُ مُزَائِلٌ يَوْمَ تُوَفَّى كُلُّ نَفْسٍ مَا كَسَبَتْ وَ هُمْ لَا يُظْلَمُونَ.ثُمَّ إِنَّ فُلانَ بْنَ فُلانٍ.5 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى قَالَ: حَدَّثَنِي الْعَبَّاسُ بْنُ مُوسَى الْبَغْدَادِيُّ رَفَعَهُ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام جَوَابٌ فِي خُطْبَةِ النِّكَاحِ:أُوصِيكُمْ عِبَادَ اللَّهِ بِتَقْوَى اللَّهِ وَلِيِّ النِّعْمَةِ وَ الرَّحْمَةِ خَالِقِ الأَنَامِ وَ مُدَبِّرِ الْأُمُورِ فِيهَا بِالْقُوَّةِ عَلَيْهَا وَ الْإِثْقَانِ لَهَا، فَإِنَّ اللَّهَ لَهُ الْحَمْدُ عَلَى غَابِرِ مَا يَكُونُ وَ مَاضِيهِ وَ لَهُ الْحَمْدُ مُفْرَداً وَ الثَّنَاءُ مُخْلَصاً بِمَا مِنْهُ كَانَتْ لَنَا نِعْمَةً مُونِقَةً وَ عَلَيْنَا مُجَلَّلَةً وَ إِلَيْنَا مُتَزَيَّنَةً خَالِقٌ مَا أَعْوَزَ وَ مُذِلُّ مَا اسْتَصْعَبَ وَ مُسَهْلٌ مَا اسْتُوعِرَ وَ مُحَصِّلُ مَا اسْتَيْسَرَ مُبْتَدِئُ الْخَلْقِ بَدْءاً أَوْلاً يَوْمَ ابْتَدَعَ السَّمَاءَ وَ هِيَ دُخَانُ فَقَالَ لَهَا وَلِلْأَرْضِ ائْتِيَا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً قَالَتَا أَتَيْنَا طَائِعِينَ فَقَضَيهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ فِي يَوْمَيْنِ وَ لا يَعُورُهُ شَدِيدٌ وَ لَا يَسْبِقُهُ هَارِبٌ وَ لَا يَفُوتُهُ مُزَائِلٌ يَوْمَ تُوَفَّى كُلُّ نَفْسٍ مَا كَسَبَتْ وَهُمْ لا يُظْلَمُونَ.5 - عباس بن موسی بغدادی در روایت مرفوعه ای می گوید: امام صادق علیه السَّلام در جواب خطبه ازدواج چنین فرمود: اکنون فلانی فرزند فلانی.

الْحَمْدُ لِلَّهِ مُصْطَفِي الْحَمْدِ وَ مُسْتَخْلِصِهِ لِنَفْسِهِ مَجَّدَ بِهِ ذِكْرَهُ وَ أَسْنَى بِهِ أَمْرَهُ نَحْمَدُهُ غَيْرَ شَاكِّينَ فِيهِ نَرَى مَا نَعْدُّهُ رَجَاءَ نَجَاحِهِ وَ مِفْتَاحَ رَبَاحِهِ وَ نَتَنَاوَلُ بِهِ الْحَاجَاتِ مِنْ عِنْدِهِ وَ نَسْتَهْدِي اللَّهَ بِعِصَمِ الْهُدَى وَ وَثَائِقِ الْعُرَى وَ عَزَائِمِ التَّقْوَى وَ نَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الْعَمَى بَعْدَ الْهُدَى وَ الْعَمَلِ فِي مَضَلَّاتِ الْهَوَى.وَ أَشْهَدُ أَنْ لا إِلَهَ إِلَّا اللهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ، وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ عَبْدُ لَمْ يَعْبُدْ أَحَداً غَيْرَهُ اصْطَفَاهُ بِعِلْمِهِ وَ أَمِيناً عَلَى وَحْيِهِ وَ رَسُولاً إِلَى خَلْقِهِ فَصَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ.أَمَّا بَعْدُ، فَقَدْ سَمِعْنَا مَقَالَتَكُمْ وَأَنْتُمُ الْأَحْيَاءُ الْأَقْرَبُونَ نَرْغَبُ فِي مُصَاهَرَتِكُمْ وَنُسْعِفُكُمْ بِحَاجَتِكُمْ وَ نَضَنُّ بِإِخَائِكُمْ فَقَدْ شَفَعْنَا شَافِعَكُمْ وَأَنْكَحْنَا خَاطِبَكُمْ عَلَى أَنَّ لَهَا مِنَ الصَّدَاقِ مَا ذَكَرْتُمْ نَسْأَلُ اللهَ الَّذِي أَبْرَمَ الْأُمُورَ بِقُدْرَتِهِ أَنْ يَجْعَلَ عَاقِبَةَ مَجْلِسِنَا هَذَا إِلَى مَحَابِّهِ، إِنَّهُ وَلِيُّ ذَلِكَ وَ الْقَادِرُ عَلَيْهِ.الْحَمْدُ لِلَّهِ مُصْطَفِي الْحَمْدِ وَ مُسْتَخْلِصِهِ لِنَفْسِهِ مَجَّدَ بِهِ ذِكْرَهُ وَ أَسْنَى بِهِ أَمْرَهُ نَحْمَدُهُ غَيْرَ شَاكِّينَ فِيهِ نَرَى مَا نَعْدُّهُ رَجَاءَ نَجَاحِهِ وَ مِفْتَاحَ رَبَاحِهِ وَ نَتَنَاوَلُ بِهِ الْحَاجَاتِ مِنْ عِنْدِهِ وَ نَسْتَهْدِي اللَّهَ بِعِصَمِ الْهُدَى وَ وَثَائِقِ الْعُرَى وَ عَزَائِمِ التَّقْوَى وَ نَعُوذُ بِاللهِ مِنَ الْعَمَى بَعْدَ الْهُدَى وَ الْعَمَلِ فِي مَضَلَّاتِ الْهَوَى.وَ أَشْهَدُ أَنْ لا إِلَهَ إِلَّا اللهُ وَحْدَهُ لا شَريكَ لَهُ، وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ عَبْدٌ لَمْ يَعْبُدْ أَحَداً غَيْرَهُ اصْطَفَاهُ بِعِلْمِهِ وَ أَمِيناً عَلَى وَحْيِهِ وَ رَسُولاً إِلَى خَلْقِهِ فَصَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِاینک سخن شما را شنیدیم، شما از زنده دلان نزدیک هستید، ما علاقمند به وصلت بوده و حاجت شما را روا خواهیم کرد و برادری شما را به دیگر نخواهیم داد. ما واسطه گری واسطه شما را پذیرفتیم و به خواستگاری شما به مهری که گفتید عقد بستیم، از خدایی که به قدرت خود کارها را محکم و استوار می نماید می خواهیم که سرانجام مجلس ما را به کارهایی که خود دوست دارد قرار دهد چرا که او ولی این امر است و بر آن تواناست.

6 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عَبْدِ الْعَظِيمِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ:سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السَّلام يَخْطُبُ بِهَذِهِ الْخُطْبَةِ:الْحَمْدُ لِلَّهِ الْعَالِمِ بِمَا هُوَ كَائِنٌ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَدِينَ لَهُ مِنْ خَلْقِهِ دَائِنٌ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ مُؤلِّفِ الْأَسْبَابِ بِمَا جَرَتْ بِهِ الْأَقْلَامُ وَ مَضَتْ بِهِ الْأَحْتَامُ مِنْ سَابِقِ عِلْمِهِ وَ مُقَدَّرٍ حُكْمِهِ أَحْمَدُهُ عَلَى نِعَمِهِ وَ أَعُوذُ بِهِ مِنْ نِقَمِهِ.وَأَسْتَهْدِي اللَّهَ الْهُدَى وَ أَعُوذُ بِهِ مِنَ الصَّلالَةِ وَ الرَّدَى مَنْ يَهْدِهِ اللَّهُ فَقَدِ اهْتَدَى وَ سَلَكَ الطَّرِيقَةُ الْمُثْلَى وَ غَيْمَ الْغَنِيمَةَ الْعُظْمَى وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَقَدْ حَارَ عَنِ الْهُدَى وَ هَوَى إِلَى الرَّدَى.وَأَشْهَدُ أَنْ لا إِلَهَ إِلَّا اللهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ الْمُصْطَفَى وَ وَلِيُّهُ الْمُرْتَضَى وَ بَعِيثُهُ بِالْهُدَى أَرْسَلَهُ عَلَى حِينِ فَتْرَةٍ مِنَ الرُّسُلِ وَ اخْتِلَافِ مِنَ الْمِلَلِ وَ انْقِطَاعٍ مِنَ6 - عبد العظیم بن عبدالله گوید:از امام کاظم علیه السَّلام شنیدم که با این خطبه خواستگاری فرمود:الْحَمْدُ لِلَّهِ الْعَالِمِ بِمَا هُوَ كَائِنُ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَدِينَ لَهُ مِنْ خَلْقِهِ دَائِنُ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ مُؤَلِّفِ الْأَسْبَابِ بِمَا جَرَتْ بِهِ الْأَقْلَامُ وَ مَضَتْ بِهِ الْأَحْتَامُ مِنْ سَابِقِ عِلْمِهِ وَ مُقَدَّرِ حُكْمِهِ أَحْمَدُهُ عَلَى نِعَمِهِ وَأَعُوذُ بِهِ مِنْ نِقَمِهِ.وَأَسْتَهْدِي اللَّهَ الْهُدَى وَأَعُوذُ بِهِ مِنَ الصَّلالَةِ وَ الرَّدَى مَنْ يَهْدِهِ اللَّهُ فَقَدِ اهْتَدَىٰ وَ سَلَكَ الطَّرِيقَةَ الْمُثْلَى وَ غَنِمَ الْغَنِيمَةَ الْعُظْمَى وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَقَدْ حَارَ عَنِ الْهُدَى وَ هَوَى إِلَى الرَّدَى.وَ أَشْهَدُ أَنْ لا إِلَهَ إِلَّا اللهُ وَحْدَهُ لا شَريكَ لَهُ. وَ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ الْمُصْطَفَى وَ وَلِيُّهُ الْمُرْتَضَى وَ بَعِيتُهُ بِالْهُدَى أَرْسَلَهُ عَلَى حِينِ فَتْرَةٍ مِنَ الرُّسُلِ وَ اخْتِلافِ مِنَ الْمِثْلِ وَ انْقِطَاعِ مِنَ

السُّبُلِ وَ دُرُوسِ مِنَ الْحِكْمَةِ وَ طُمُوسٍ مِنْ أَعْلَامِ الْهُدَى وَ الْبَيِّنَاتِ فَبَلَّغَ رِسَالَةَ رَبِّهِ وَ صَدَعَ بِأَمْرِهِ وَأَدَّى الْحَقَّ الَّذِي عَلَيْهِ وَ تُوُفِّيَ فَقِيداً مَحْمُوداً صلَّی اللهُ علیه وآله.ثُمَّ إِنَّ هَذِهِ الْأُمُورَ كُلَّهَا بِيَدِ اللَّهِ تَجْرِي إِلَى أَسْبَابِهَا وَ مَقَادِيرِهَا فَأَمْرُ اللَّهِ يَجْرِي إِلَى قَدَرِهِ وَقَدَرُهُ يَجْرِي إِلَى أَجَلِهِ وَ أَجَلُهُ يَجْرِي إِلَى كِتَابِهِ، وَ لِكُلِّ أَجَلٍ كِتَابٌ يَمْحُوا اللَّهُ مَا يَشَاءُ وَيُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الكِتاب.أَمَّا بَعْدُ، فَإِنَّ اللهَ جَلَّ وَ عَزَّ جَعَلَ الصِّهْرَ مَأْلُفَةً لِلْقُلُوبِ وَنِسْبَةَ الْمَنْسُوبِ ، أَوْ شَجَ بِهِ الْأَرْحَامَ وَ جَعَلَهُ رَأْفَةٌ وَ رَحْمَةً إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِلْعَالِمِينَ وَ قَالَ فِي مُحْكَم كِتَابِهِ:( وَ هُوَ الَّذِي خَلَقَ مِنَ الْمَاءِ بَشَراً فَجَعَلَهُ نَسَباً وَ صِهْراً . وَقَالَ: ﴿وَأَنْكِحُوا الْأَيَامَى مِنْكُمْ وَ الصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَإِمَائِكُمْ).)وَ إِنَّ فُلانَ بْنَ فُلانٍ مِمَّنْ قَدْ عَرَفْتُمْ مَنْصِبَهُ فِي الْحَسَبِ وَ مَذْهَبَهُ فِي الْأَدَبِ وَ قَدْ رَغِبَ فِي مُشَارَكَتِكُمْ وَأَحَبَّ مُصَاهَرَتَكُمْ وَأَتَاكُمْ خَاطِبَاً فَتَاتَكُمْ فُلَانَةَ بِنْتَ فُلانٍ وَ قَدْ بَذَلَ لَهَا مِنَ الصَّدَاقِ كَذَا وَكَذَا الْعَاجِلٌ مِنْهُ كَذَا وَالْآجِلُ مِنْهُ كَذَا.السُّبُلِ وَ دُرُوسٍ مِنَ الْحِكْمَةِ وَ طُمُوسٍ مِنْ أَعْلامِ الْهُدَى وَ الْبَيِّنَاتِ فَبَلَّغَ رِسَالَةَ رَبِّهِ وَ صَدَعَ بِأَمْرِهِ وَ أَدَّى الْحَقَّ الَّذِي عَلَيْهِ وَ تُوُفِّيَ فَقِيداً مَحْمُود صلَّی اللهُ علیه وآله.ثُمَّ إِنَّ هَذِهِ الْأُمُورَ كُلَّهَا بِيَدِ اللهِ تَجْرِي إِلَى أَسْبَابِهَا وَ مَقَادِيرِهَا فَأَمْرُ اللهِ يَجْرِي إِلَى قَدَرِهِ وَقَدَرُهُ يَجْرِي إِلَى أَجَلِهِ وَ أَجَلُهُ يَجْرِي إِلَى كِتَابِهِ، وَلِكُلِّ أَجَلٍ كِتَابُ يَمْحُوا اللهُ مَا يَشَاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتَابِ.اینک خدای متعال خویشاوندی را موجب انس دل ها و پیوند به وابستگان قرار داد، ارحام را به وسیلۀ آن به هم پیوند داد و آن را موجب رأفت و رحمت گردانید که به راستی در این نشانه های برای جهانیان است و در کتاب محکم خود فرمود: «و او کسی است که از آب، انسانی را آفرید، آنگاه او را نسب و سبب قرار داد» و فرمود: «به مردان و زنان بی همسر، و صالحان از غلامان و کنیزان خود همسر دهید».اکنون فلانی فرزند فلانی که از جایگاه شخصیتی او و روش ادب او آگاهید علاقمند به مشارکت در زندگی شما و دوستدار پیوند با شماست و از دختر شما فلانی دختر فلانی خواستگاری کرده و مهریه را چنین و چنان به صورت نقد و چنان مقدار به صورت مدّت دار قرار داده است.

فَشَفُعُوا شَافِعَنَا وَأَنْكِحُوا خَاطِبَنَا وَ رُدُّوا رَدّاً جَمِيلاً، وَ قُولُوا قَوْلاً حَسَناً وَ أَسْتَغْفِرُ اللهَ لِي وَلَكُمْ وَلِجَمِيعِ الْمُسْلِمِينَ.7 - أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ حُكَيْمٍ قَالَ: خَطَبَ الرَّضَا هَذِهِ الْخُطْبَةَ:الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي حَمِدَ فِي الْكِتَابِ نَفْسَهُ وَ افْتَتَحَ بِالْحَمْدِ كِتَابَهُ وَ جَعَلَ الْحَمْدَ أَوَّلَ جَزَاءِ مَحَلَّ نِعْمَتِهِ وَ آخِرَ دَعْوَى أَهْلِ جَنَّتِهِ.وَ أَشْهَدُ أَنْ لا إِلَهَ إِلَّا اللهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ شَهَادَةً أُخْلِصُهَا لَهُ وَأَدْخِرُهَا عِنْدَهُ.وَ صَلَّى اللهُ عَلَى مُحَمَّدٍ خَاتَم النُّبُوَّةِ وَ خَيْرِ الْبَرِيَّةِ وَ عَلَى آلِهِ آلِ الرَّحْمَةِ وَ شَجَرَةِ النِّعْمَةِ وَ مَعْدِنِ الرِّسَالَةِ وَ مُخْتَلَفِ الْمَلائِكَةِ.وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي كَانَ فِي عِلْمِهِ السَّابِقِ وَ كِتَابِهِ النَّاطِقِ وَ بَيَانِهِ الصَّادِقِ أَنَّ أَحَقُّ الْأَسْبَابِ بِالصَّلَةِ وَالأَثَرَةِ وَ أَوْلَى الْأُمُور بالرَّغْبَةِ فِيهِ سَبَبَ أَوْجَبَ سَبَباً وَ أَمْرُ أَعْقَبَ غِنِّي، فَقَالَ جَلَّ وَ عَزَّ : (وَ هُوَ الَّذِي خَلَقَ مِنَ الْمَاءِ بَشَراً فَجَعَلَهُ نَسَباً وَ صِهْراً وَ كَانَ رَبُّكَ قَدِيراً.)پس واسطۀ ما را پذیرفته و به خواستگار ما دختر بدهید و به نیکی او را برگردانید ونیکی با او سخن گویید. از خداوند برای خود، شما و همۀ مسلمانان طلب آمرزش می نماییم.7 - معاويه بن حکیم گوید: امام رضا علیه السَّلام به هنگام خواستگاری چنین خطبه ایراد فرمود:الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي حَمِدَ فِي الْكِتَابِ نَفْسَهُ وَ افْتَتَحَ بِالْحَمْدِ كِتَابَهُ وَ جَعَلَ الْحَمْدَ أَوَّلَ جَزَاءِ مَحَلٌ نِعْمَتِهِ وَ آخِرَ دَعْوَى أَهْلِ جَنَّتِهِ.وَ أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ شَهَادَةً أُخْلِصُهَا لَهُ وَ أَدَّخِرُهَا عِنْدَهُ.وَ صَلَّى اللهُ عَلَى مُحَمَّدٍ خَاتَمِ النُّبُوَّةِ وَ خَيْرِ الْبَرِيَّةِ وَ عَلَى آلِهِ آلِ الرَّحْمَةِ وَ شَجَرَةِ النِّعْمَةِ وَ مَعْدِنِ الرِّسَالَةِ وَ مُخْتَلَفِ الْمَلائِكَةِ.وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي كَانَ فِي عِلْمِهِ السَّابِقِ وَ كِتَابِهِ النَّاطِقِ وَ بَيَانِهِ الصَّادِقِ أَنَّ أَحَقَّ الْأَسْبَابِ بِالصِّلَةِ وَ الْأَثَرَةِ وَأَوْلَى الْأُمُورِ بِالرُّغْبَةِ فِيهِ سَبَبُ أَوْجَبَ سَبَباً وَ أَمْرَ أَعْقَبَ غِنّى، فَقَالَ جَلَّ وَ عَزَّ: ﴿وَ هُوَ الَّذِي خَلَقَ مِنَ الْمَاءِ بَشَراً فَجَعَلَهُ نَسَباً وَ صِهْراً وَكَانَ رَبُّكَ قَدِيراً.)

وَقَالَ: (وَ أَنْكِحُوا الْأَيَامَى مِنْكُمْ وَ الصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَإِمَائِكُمْ إِنْ يَكُونُوا فُقَرَاءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ اللهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ.)وَ لَوْ لَمْ يَكُنْ فِي الْمُنَاكَحَةِ وَ الْمُصَاهَرَةِ آيَةٌ مُحْكَمَةٌ وَ لا سُنَّةٌ مُتَّبَعَةٌ وَلا أَثَرٌ مُسْتَفِيضُ لَكَانَ فِيمَا جَعَلَ اللهُ مِنْ بِرِّ الْقَرِيبِ وَ تَقْرِيبِ الْبَعِيدِ وَ تَأْلِيفِ الْقُلُوبِ وَتَشْبِيكِ الْحُقُوقِ وَ تَكْثِيرِ الْعَدَدِ وَ تَوْفِيرِ الْوَلَدِ لِنَوَائِبِ الدَّهْرِ وَ حَوَادِثِ الْأُمُورِ مَا يَرْغَبُ فِي دُونِهِ الْعَاقِلُ اللَّبِيبُ وَ يُسَارِعُ إِلَيْهِ الْمُوَفَّقُ الْمُصِيبُ وَ يَحْرِصُ عَلَيْهِ الأَدِيبُ الْأَرِيبُ. فَأَوْلَى النَّاسِ بِاللهِ مَنِ اتَّبَعَ أَمْرَهُ وَ أَنْفَذَ حُكْمَهُ وَ أَمْضَى قَضَاءَهُ وَ رَجَا جَزَاءَهُ.وَفُلانُ بْنُ فُلانٍ مَنْ قَدْ عَرَفْتُمْ حَالَهُ وَ جَلالَهُ دَعَاهُ رِضَا نَفْسِهِ وَ أَتَاكُمْ إِيثَارًا لَكُمْ وَ اخْتِيَاراً لِخِطْبَةِ فُلانَةَ بِنْتِ فُلانٍ كَرِيمَتِكُمْ وَ بَذَلَ لَهَا مِنَ الصَّدَاقِ كَذَا وَ كَذَا؛ فَتَلَقُوهُ بِالْإِجَابَةِ وَ أَجِيبُوهُ بِالرَّغْبَةِ وَاسْتَخِيرُوا اللهَ فِي أُمُورِكُمْ يَعْزِمْ لَكُمْ عَلَى رُشْدِكُمْ إِنْ شَاءَ اللهُ.وَ قَالَ: (وَأَنْكِحُوا الْأَيَامَى مِنْكُمْ وَالصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَ إِمَائِكُمْ إِنْ يَكُونُوا فُقَرَاءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ اللهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ.)اگر در امر ازدواج و پیوند سببی آیۀ محکم، سنّت و روش قابل پیروی و روایات فراوانی نبود البّته آثاری که خداوند در آن قرار داده از نیکی به نزدیکان، نزدیکی با دور افتادگان، الفت دل ها، اتصال حقوق، تكثير جمعيّت و فزونی نسل برای سختی های روزگار و پیشامدهای امور؛ بس بود که خردمند تیزبین به آن راغب شود و انسان موّفق و درستکار به آن پیشی گیرد و فرد ادیب خردورز به آن حرص می ورزد. از این رو شایسته ترین مردم در پیشگاه خدا کسی است که از فرمان او پیروی کند و حکم او را گردن نهد و قضای او را امضا کند و به امید پاداش او باشد.این فلانی فرزند فلانی که از حال و شخصیت او آگاهید با رضایت باطنش او را فرا خوانده و به سوی شما آمده و خواستگاری فلانی دختر فلان عزیز شما را برگزیده و چنین چنان مَهر بذل کرده است. پس با پاسخ او را دیدار کنید و با رغبت جوابش دهید و در کارهایتان از خدا طلب خیر کنید تا ان شاء الله به رشد شما اراده فرماید.

نَسْأَلُ اللهَ أَنْ يُلْحِمَ مَا بَيْنَكُمْ بِالْبِرِّ وَالتَّقْوَى وَ يُؤَلِّفَهُ بِالْمَحَبَّةِ وَ الْهَوَى وَ يَخْتِمَهُ بِالْمُوَافَقَةِ وَ الرَّضَا، إِنَّهُ سَمِيعُ الدُّعَاءِ لَطِيفٌ لِمَا يَشَاءُ.بَعْضُ أَصْحَابِنَا عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ قَالَ:سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ الرُّضَا علیه السَّلام يَقُولُ: ثُمَّ ذَكَرَ الْخُطْبَةَ كَمَا ذَكَرَ مُعَاوِيَةُ بْنُ حُكَيْمٍ مِثْلَهَا.8 - مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا قَالَ :كَانَ الرَّضَا علیه السَّلام يَخْطُبُ فِي النِّكَاحِ:الْحَمْدُ لِلَّهِ إِجلالاً لِقُدْرَتِهِ، وَ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ خُضُوعاً لِعِزَّتِهِ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ عِنْدَ ذِكْرِهِ، (إِنَّ اللَّهَ خَلَقَ مِنَ الْمَاءِ بَشَراً فَجَعَلَهُ نَسَباً وَ صِهْراً .. إِلَى آخِرِ الْآيَةِ.)9 - بَعْضُ أَصْحَابِنَا عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ حَسَّانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ كَثِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:از خداوند می خواهیم که بین شما را با نیکی و تقوا پیوند دهد و با محبّت و دوستی الفت دهد و با موافقت و خشنودی پایان دهد، چرا که او شنوای دعا و آن چه را که خواهد با مهربانی انجام می دهد.نظیر این روایت را یکی از اصحاب ما به سند دیگری از امام رضاء علیه السَّلام نقل می کند.8 - یکی از یاران ما گوید: امام رضا علیه السَّلام و در هنگام ازدواج چنین خطبه می خواند:الْحَمْدُ لِلَّهِ إِخْلَالًا لِقُدْرَتِهِ، وَ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ خُضُوعاً لِعِزَّتِهِ وَصَلَّى اللهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ عِنْدَ ذِكْرِهِ، (إِنَّ اللَّهَ خَلَقَ مِنَ الْمَاءِ بَشَراً فَجَعَلَهُ نَسَباً وَ صِهْراً.)9 - عبدالرحمان بن کثیر گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

لَمَّا أَرَادَ رَسُولُ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله أَنْ يَتَزَوَّجَ خَدِيجَةَ بِنْتَ خُوَيْلِدٍ أَقْبَلَ أَبُو طَالِبٍ علیه السَّلام فِي أَهْلِ بَيْتِهِ وَ مَعَهُ نَفَرٌ مِنْ قُرَيْشٍ حَتَّى دَخَلَ عَلَى وَرَقَةَ بْنِ نَوْفَلٍ عَمٌ خَدِيجَةَ علیهم السَّلام فَابْتَدَأَ أَبُو طَالِبٍ علیه السَّلام بِالْكَلَامِ فَقَالَ:الْحَمْدُ لِرَبِّ هَذَا الْبَيْتِ الَّذِي جَعَلَنَا مِنْ زَرْعٍ إِبْرَاهِيمَ وَ ذُرِّيَّةِ إِسْمَاعِيلَ، وَ أَنْزَلَنَا حَرَماً آمِناً وَ جَعَلَنَا الْحُكَّامَ عَلَى النَّاسِ وَبَارَكَ لَنَا فِي بَلَدِنَا الَّذِي نَحْنُ فِيهِ.ثُمَّ إِنَّ ابْنَ أَخِي هَذَا _ يَعْنِي رَسُولَ اللهِ صلَّى الله عليه وآله _ مِمَّنْ لَا يُوزَنُ بِرَجُلٍ مِنْ قُرَيْشٍ إِلَّا رُجُحَ بِهِ وَ لا يُقَاسُ بِهِ رَجُلٌ إِلَّا عَظُمَ عَنْهُ وَ لا عِدْلَ لَهُ فِي الْخَلْقِ، وَإِنْ كَانَ مُقِلَا فِي الْمَالِ، فَإِنَّ الْمَالَ رِفْدٌ جَارٍ وَ ظِلُّ زَائِلٌ وَ لَهُ فِي خَدِيجَةَ رَغْبَةٌ وَ لَهَا فِيهِ رَغْبَةٌ وَ قَدْ جِئْنَاكَ لِنَخْطُبَهَا إِلَيْكَ بِرِضَاهَا وَ أَمْرِهَا وَ الْمَهْرُ عَلَيَّ فِي مَالِيَ الَّذِي سَأَلْتُمُوهُ عَاجِلُهُ وَ آجِلُهُ وَ لَهُ وَ رَبِّ هَذَا الْبَيْتِ حَظٍّ عَظِيمٌ وَ دِينٌ شَائِعٌ وَ رَأْيِّ كَامِلٌ.ثُمَّ سَكَتَ أَبُو طَالِبٍ علیه السَّلام وَ تَكَلَّمَ عَمُهَا وَ تَلَجْلَجَ وَ قَصَرَ عَنْ جَوَابٍ أَبِي طَالِبٍ علیه السَّلام وَأَدْرَكَهُ الْقُطْعُ وَ الْبُهْرُ، وَكَانَ رَجُلاً مِنَ الْقِيسِينَ.هنگامی که پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله می خواست با حضرت خدیجه علیها السَّلام ازدواج نماید، حضرت ابو طالب علیه السَّلام به همراه خاندانش و گروهی از قریش به خانه ورقة بن نوفل عموی حضرت خدیجه علیه السَّلام داخل شدند حضرت ابو طالب علیه السَّلام شروع به سخن نمود و فرمود:الْحَمْدُ لِرَبِّ هَذَا الْبَيْتِ الَّذِي جَعَلَنَا مِنْ زَرْعٍ إِبْرَاهِيمَ وَ ذُرِّيَّةِ إِسْمَاعِيلَ، وَ أَنْزَلَنَا حَرَما آمِناً وَ جَعَلَنَا الْحُكَّامَ عَلَى النَّاسِ وَبَارَكَ لَنَا فِي بَلَدِنَا الَّذِي نَحْنُ فِيهِ.اینک پسر برادرم _ یعنی رسول خدا صلَّى اللهُ عليه وآله _ که با هیچ مردی از قریش سنجش نشود، مگر آن که بر او رجحان یابد و هیچ کس با او قابل قیاس نیست، اگر چه دارایی او اندک است که ثروت و مال قابل دگرگونی است؛ به خدیجه علیها السَّلام علاقمند است و خدیجه علیها السَّلام به او علاقه دارد و مهر او هر چه خواهید به صورت نقد یا به عهدۀ من، از مال من خواهد بود. به خدای کعبه سوگند! او دارای مقامی شکوهمند و بزرگ و شأنی بسیار والا و دین و آیین همگانی و رأی کامل است.سپس حضرت ابوطالب علیه السَّلام ساکت شد و عموی حضرت خدیجه علیها السَّلام که از بزرگان دانشمندان مسیحی بود _ سخن آغاز کرد، امّا زبانش گرفت و از جواب باز ماند و فضای مجلس و هیبت حضرت ابو طالب علیه السَّلام نفسش را بند آورد.

فَقَالَتْ خَدِيجَةَ علیه السَّلام مُبْتَدِئَةٌ : يَا عَمَّاه! إِنَّكَ وَإِنْ كُنْتَ أَوْلَى بِنَفْسِي مِنِّي فِي الشُّهُودِ، فَلَسْتَ أَوْلَى بِي مِنْ نَفْسِي قَدْ زَوَّجْتُكَ يَا مُحَمَّدُ! نَفْسِي وَ الْمَهْرُ عَلَيَّ فِي مَالِي فَأْمُرْ عَمَّكَ فَلْيَنْحَرْ نَاقَةٌ فَلْيُولِمْ بِهَا وَ ادْخُلْ عَلَى أَهْلِكَ.قَالَ أَبُو طَالِب علیه السَّلام: اشْهَدُوا عَلَيْهَا بِقَبُولِهَا مُحَمَّداً وَ ضَمَانِهَا الْمَهْرَ فِي مَالِهَا.فَقَالَ بَعْضُ قُرَيْشٍ: يَا عَجَبَاهُ! الْمَهْرُ عَلَى النِّسَاءِ لِلرِّجَالِ.فَغَضِبَ أَبُو طَالِبِ علیه السَّلام غَضَباً شَدِيداً وَ قَامَ عَلَى قَدَمَيْهِ، وَكَانَ مِمَّنْ يَهَابُهُ الرِّجَالُ وَ يُكْرَهُ غَضَبُهُ فَقَالَ: إِذَا كَانُوا مِثْلَ ابْنِ أَخِي هَذَا طُلِبَتِ الرِّجَالُ بِأَغْلَى الْأَثْمَانِ وَ أَعْظَمِ الْمَهْرِ، وَإِذَا كَانُوا أَمْثَالَكُمْ لَمْ يُزَوِّجُوا إِلَّا بِالْمَهْرِ الْغَالِي.وَ تَحَرَ أَبُو طَالِبٍ علیه السَّلام نَاقَةً وَ دَخَلَ رَسُولُ اللَّهِ صلَّى اللهُ عليه وآله بِأَهْلِهِ.وَ قَالَ رَجُلٌ مِنْ قُرَيْشٍ يُقَالُ لَهُ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ غَنْم:در این هنگام حضرت خدیجه علیها السَّلام بدون مقدمه فرمود: ای عمو! اگر چه به تو در مورد شهادت دادن بر ازدواج! از من سزاوارتری امّا در مورد ازدواج، به من از خودم سزاوارتر نیستی. اینک ای محمد! خودم را به ازدواج تو درآوردم و مهر من از اموال خودم می باشد. پس به عموی خود دستور فرما شتری بکشد و به آن ولیمه دهد و خود نزد خانواده ات داخل شو.حضرت ابو طالب علیه السَّلام فرمود شهادت دهید که او محمد صلَّی اللهُ علیه وآله را قبول نمود و پرداخت مهریه را از اموال خود ضمانت کرد.یکی از قریش گفت: عجبا! مهریه بر عهدۀ زنان است که به مردان بپردازند؟!حضرت ابو طالب علیه السَّلام بسیار عصبانی شد و روی پاهایش ایستاد _ او از کسانی بود که مردان از هیبت او می ترسیدند و از غضبش کراهت داشتند و فرمود: هرگاه داماد شخصی مانند پسر برا برادرم باشد، به بیشترین قیمت و بزرگترین مهریه، طلب مهریه می کنند و اگر افرادی مثل شما باشد فقط با مهریه اندک ازدواج می کنند.آن گاه حضرت ابو طالب علیه السَّلام شتری کشت و پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله نزد همسرش داخل شد.مردی از قریش به نام عبدالله بن غنم چنین گفت:

هَنِيئاً مَرِيئًا يَا خَدِيجَةُ! قَدْ جَرَتْ *** لَكِ الطَّيْرُ فِيمَا كَانَ مِنْكِ بِأَسْعَدِتَزَوَّجْتِهِ خَيْرَ البَرِيَّةِ كُلِّهَا *** وَمَنْ ذَا الَّذِي فِي النَّاسِ مِثْلُ مُحَمَّدِوَبَشِّرَ بِهِ الْبَرَّانِ عِيسَى ابْنُ مَرْيَم *** وَمُوسَى بْنُ عِمْرَانَ فَيَا قُرْبَ مَوْعِدِقَرَّتْ بِهِ الْكُتَّابُ قِدْماً بِأَنَّهُ *** رَسُولٌ مِنَ الْبَطْحَاءِ هَادٍ وَ مُهْتَدِ.### بخش چهل و پنجم#### سنّت مهریّه(45 بَابُ السُّنَّةِ فِي الْمُهُور)1 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ وَ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاج عَنْ حُذَيْفَةَ بْنِ مَنْصُورٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:كَانَ صَدَاقُ النَّبِي صلَّی اللهُ علیه وآله اثْنَتَيْ عَشْرَةَ أُوقِيَّةً وَنَشْأَ وَ الْأُ وقِيَّةُ أَرْبَعُونَ دِرْهَمَا وَ النَّشُ عِشْرُونَ دِرْهَماً وَ هُوَ نِصْفُ الْأُوقِيَّةِ.ای خدیجه! مبارکباد که سیمرغ سعادت بر بام تو پرواز کرد.تو با بهترین آفریدگان ازدواج کردی، چه کسی در مردم همچون محمد است؟شخصیتی که دو پیامبر نیکو؛ حضرت عیسی و حضرت موسی علیهما السَّلام آمدن او را مژده داده اند و چه نزدیک است وعده گاه آنها؟از دیرباز نگارندگان اقرار کرده اند که او رسولی هدایت یافته و هدایتگر از سرزمین بطحا است.بخش چهل و پنجم: سنّت مهريّه1 - حذيفة بن منصور گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:مهریه ای که پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله پرداخت دوازده اوقیّه و نشّاء بود. هر اوقیه چهل درهم و قرش بیست درهم که نصف اوقیه است (1.)


1) یعنی 12 من ونصف اوقيّه است، که برابر چهل درهم که جمعاً 50 درهم می شود

2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ وَهْبٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام يَقُولُ:سَاقَ رَسُولُ اللهِ صلَّى الله عليه وآله إِلَى أَزْوَاجِهِ اثْنَتَيْ عَشْرَةَ أُوقِيَّةً وَ نَشْاً، وَ الْأُوقِيَّةُ أَرْبَعُونَ دِرْهَماً، وَ النَّشُ نِصْفُ الْأُوقِيَّةِ عِشْرُونَ دِرْهَماً، فَكَانَ ذَلِكَ خَمْسَمِائَةِ دِرْهَم.قُلْتُ: بِوَزْنِنَا؟قَالَ: نَعَمْ.3 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ دَاوُدَ بْنِ الْحُصَيْنِ عَنْ أَبِي الْعَبَّاسِ قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنِ الصَّدَاقِ هَلْ لَهُ وَقْتُ؟قَالَ : لا .ثُمَّ قَالَ: كَانَ صَدَاقُ النَّبِيِّ صلَّى اللهُ عليه وآله اثْنَتَيْ عَشْرَةَ أُوقِيَّةً وَنَشْاً، وَ النَّشَّ نِصْفُ الْأُوقِيَّةِ، وَ الْأُوقِيَّةُ: أَرْبَعُونَ دِرْهَماً، فَذَلِكَ خَمْسُمِائَةِ دِرْهَم.2 - معاوية بن وهب گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:رسول خدا صلَّى اللهُ عليه وآله که به هر یک از خانم های خود، دوازده اوقیه و نیم طلا به رسم مهریّه قرار داد کرد. که یک اوقیه طلا با چهل درهم نقره برابر بود و نصف اوقیه با بیست درهم که در مجموع پانصد درهم می باشد.گفتم: پانصد درهم نقره به وزن ما؟فرمود: آری.3 - نظیر این روایت را ابی العبّاس از امام صادق علیه السَّلام نقل می کند.

4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ فَضَّالِ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ عُبَيْدِ بْن زُرَارَةَ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام يَقُولُ:مَهَرَ رَسُولُ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله نِسَاءَهُ اثْنَتَيْ عَشْرَةَ أُوقِيَّةً وَ نَشْاً، وَ الْأُوقِيَّةُ: أَرْبَعُونَ دِرْهَماً. وَ النَّشُ: نِصْفُ الْأُوقِيَّةِ وَ هُوَ عِشْرُونَ دِرْهَماً .5 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ: قَالَ أَبِي:مَا زَوَّجَ رَسُولُ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله سَائِرَ بَنَاتِهِ وَ لا تَزَوَّجَ شَيْئًا مِنْ نِسَائِهِ عَلَى أَكْثَرَ مِنِ اثْنَتَيْ عَشْرَةَ أُوقِيَّةً وَ نَسٍ الْأُوقِيَّةُ: أَرْبَعُونَ. وَ النَّشُ: عِشْرُونَ دِرْهَماً.6 - وَ رَوَى حَمَّادٌ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ أَبِي يَحْيَى عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:وَكَانَتِ الدَّرَاهِمُ وَزْنَ سِتَّةٍ يَوْمَئِذٍ.7 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ خَالِدٍ وَعَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَمْرِو بْنِ عُثْمَانَ الْخَزَّازِ عَنْ رَجُلٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ خَالِدٍ قَالَ:4 - نظیر این روایت را عبید بن زراره نیز از امام صادق علیه السَّلام نقل می کند.5 - حمّاد بن عیسی گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:پدر بزرگوارم فرمود: رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله در تزویج دختران خود و ازدواج با همسران خود بیش از دوازده و نیم اوقیه طلا، مهریّه مقرّر نکرد که یک اوقیه مساوی چهل درهم نقره ونیم اوقیه مساوی بیست درهم نقره بود.6 - ابراهيم بن ابو یحیی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:هر درهم در آن روز معادل شش درهم امروزی بود.7 - حسین بن خالد گوید:کتاب ازدواج و احکام آن

سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السَّلام عَنْ مَهْرِ السُّنَّةِ كَيْفَ صَارَ خَمْسَمِائَةٍ؟فَقَالَ: إِنَّ اللهَ تَبَارَكَ وَتَعَالَى أَوْجَبَ عَلَى نَفْسِهِ أَلَّا يُكَبُرَهُ مُؤْمِنٌ مِائَةَ تَكْبِيرَةٍ وَ يُسَبِّحَهُ مِائَةَ تَسْبِيحَةٍ وَ يُحَمَّدَهُ مِائَةَ تَحْمِيدَةٍ وَ يُهَلِّلَهُ مِائَةَ تَهْلِيلَةٍ وَ يُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ مِائَةَ مَرَّةٍ.ثُمَّ يَقُولَ: «اللَّهُمَّ زَوِّجْنِي مِنَ الْحُورِ الْعِينِ» إِلَّا زَوَّجَهُ اللَّهُ حَوْرَاءَ عَيْنٍ وَ جَعَلَ ذَلِكَ مَهْرَهَا.ثُمَّ أَوْحَى اللَّهُ عزَّوَجل إِلَى نَبِيِّهِ صلَّى اللهُ عليه وآله أَنْ سُنَّ مُهُورَ الْمُؤْمِنَاتِ خَمْسَمِائَةِ دِرْهَم.فَفَعَلَ ذَلِكَ رَسُولُ اللهِ صلَّى الله عليه وآله وَأَيُّمَا مُؤْمِنٍ خَطَبَ إِلَى أَخِيهِ حُرْمَتَهُ فَقَالَ: خَمْسُمِائَةِ دِرْهَم فَلَمْ يُزَوِّجُهُ فَقَدْ عَقَّهُ وَ اسْتَحَقَّ مِنَ اللَّهِ عزَّوجَل أَلَّا يُزَوِّجَهُ حَوْرَاءَ.از امام کاظم علیه السَّلام دربارۀ مهرالسنّه پرسیدم که چگونه آن پانصد درهم مقرّر شد؟فرمود: به راستی که خداوند بر خود واجب دانست که هر مؤمنی صد بار تکبیر، صد بار تسبیح، صدبار تحمید، صد بار تهليل «لا اله الا الله» گوید و صد بار صلوات بر محمّد و آل او بفرستد آن گاه بگوید: «خداوندا! برای من زنانی از حوریان بهشتی عطاء فرما» خداوند به او حوری عطا فرماید و مهرش همان باشد.سیس خداوند عزَّوَجل به پیامبرش پیام فرستاد که سنت و آداب مهر زنان مؤمن را پانصد در هم قرار دهد و پیامبر اکرم صلَّی اللهُ علیه وآله چنین کرد.هر مؤمنی از دختر برادر ایمانی خود خواستگاری کند و به او بگوید: مهر السنّة 500 در هم قرار داده ام و دخترت را انتخاب کردم و آن مؤمن خواسته برادر مؤمن خود را رد کند، او را آزرده است و بر خداوند عزَّوَجل است که حوری بهشتی را به ازدواج او در نیاورد.

### بخش چهل و ششم#### آن چه حضرت علی علیه السَّلام به هنگام ازدواج با فاطمه زهرا علیها السَّلام پرداخت(46 بَابُ مَا تَزَوَّجَ عَلَيْهِ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ فَاطِمَةَ علیه السَّلام)1 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ عَبْدِ الْكَرِيمِ بْنِ عَمْرٍو الْخَثْعَمِي عَنِ ابْنِ أَبِي يَعْفُورٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام يَقُولُ:إِنَّ عَلِيّاً علیه السَّلام تَزَوَّجَ فَاطِمَةَ علیها السَّلام عَلَى جَرْدِ بُرْدِ وَ دِرْعٍ وَ فِرَاشِ كَانَ مِنْ إِهَابِ كَبْشِ.2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام يَقُولُ:زَوَّجَ رَسُولُ اللهِ صلُّى اللهُ عليه وآله فَاطِمَةَ عَلَى دِرْع حُطَمِيَّةٍ يَسْوَى ثَلاثِينَ دِرْهَماً.3 - أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ وَهْبٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:بخش چهل و ششم: آن چه حضرت علی علیه السَّلام به هنگام ازدواج با فاطمه زهرا علیها السَّلام پرداخت1 - ابن ابی یعفور گوید: از که امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:حضرت علی علیه السَّلام با فاطمه علیها السَّلام ازدواج کرد و به حضرتش برد یمانی کهنه و زره و فرشی که از جنس پوست گوسفند بود داد.2 - ابن بکیر گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله حضرت فاطمه علیها السَّلام را با مهریه یک زرهِ حُطمی که مساوی با 30 درهم بود تزویج نمود.3 - معاوية بن وهب گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

زَوَّجَ رَسُولُ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله عَلِيّاً فَاطِمَةَ علیها السَّلام عَلَى دِرْع حُطَمِيَّةٍ، وَ كَانَ فِرَاشُهَا إِهَابَ كَبْشِ يَجْعَلانِ الصُّوفَ إِذَا اضْطَجَعَا تَحْتَ جُنُوبِهِمَا.4 - بَعْضُ أَصْحَابِنَا عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ بُكَيْرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:زَوَّجَ رَسُولُ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله عَلِيّاً علیه السَّلام فَاطِمَةَ علیها السَّلام عَلَى دِرْعِ حُطَمِيَّةٍ يُسَاوِي ثَلَاثِينَ دِرْهَماً.5 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْوَلِيدِ الْخَزَّازِ عَنْ يُونُسَ بْنِ يَعْقُوبَ عَنْ أَبِي مَرْيَمَ الْأَنْصَارِيِّ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام قَالَ:كَانَ صَدَاقُ فَاطِمَةَ علیها السَّلام جَرْدَ بُرْدٍ حِبَرَةٍ وَ دِرْعَ حُطَمِيَّةٍ، وَ كَانَ فِرَاشُهَا إِهَابَ كَبْشِ يُلْقِيَانِهِ وَ يَفْرُشَانِهِ وَ يَنَامَانِ عَلَيْهِ.6 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطٍ عَنْ دَاوُدَ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ شُعَيْبٍ قَالَ:رسول خدا صلَّى اللهُ عليه وآله حضرت فاطمه علیها السَّلام را به حضرت علی علیه السَّلام تزویج نمود به مهریۀ یک زرهِ حُطمى، فرش آن حضرت پوست گوسفندی بود که به هنگام خواب زیر آن، پشم گوسفند می نهادند.4 - عبد الله بن بکیر گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:رسول خدا صلَّى اللهُ عليه وآله حضرت علی الله را به تزویج به حضرت فاطمه درآورد در حالی که مهر آن درع حطمی بود که مساوی با سی درهم بود.5 - ابی مریم انصاری گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:صداق حضرت فاطمه علیها السَّلام چادر یمانی کهنه و زرهی حُطمی بود. فرش آن حضرت علیها السَّلام پوست گوسفندی بود که آن را فرش می کردند و روی آن می خوابیدند.6 - یعقوب بن شعیب گوید:

لَمَّا زَوَّجَ رَسُولُ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله عَلِيّاً علیه السَّلام فَاطِمَةَ علیها السَّلام دَخَلَ عَلَيْهَا وَ هِيَ تَبْكِي فَقَالَ لَهَا: مَا يُبْكِيكِ؟ فَوَ اللَّهِ لَوْ كَانَ فِي أَهْلِي خَيْرٌ مِنْهُ مَا زَوَّجْتُكِهِ وَ مَا أَنَا زَوَّجْتُهُ، وَ لَكِنَّ اللَّهَ زَوَّجَكِ وَ أَصْدَقَ عَنْكِ الْخُمُسَ مَا دَامَتِ السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ.7 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ إِسْحَاقَ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ سُلَيْمَانَ عَمَّنْ حَدَّثَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:إِنَّ فَاطِمَةَ علیها السَّلام قَالَتْ لِرَسُولِ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله: زَوَّجْتَنِي بِالْمَهْرِ الْخَسِيسِ.فَقَالَ لَهَا رَسُولُ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله: مَا أَنَا زَوَّجْتُكِ، وَلَكِنَّ اللهَ زَوَّجَكِ مِنَ السَّمَاءِ وَ جَعَلَ مَهْرَكِ خُمُسَ الدُّنْيَا مَا دَامَتِ السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ.### بخش چهل و هفتم#### امروزه مهریّه با رضایت طرفین است، خواه کمتر، یا بیشتر(47 بَابٌ أَنَّ الْمَهْرَ الْيَوْمَ مَا تَرَاضَى عَلَيْهِ النَّاسُ قَلَّ أَوْ كَثُرَ)1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ عَنْ أَبِي الصَّبَّاحَ الْكِنَانِيِّ عَنْ الصَّبَّاحَ الْكِنَانِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: هنگامی که پیامبر اکرم صلَّى اللهُ عليه وآله فاطمه را به حضرت علی علیه السَّلام تزویج کرد نزد او رفت، دید حضرتش گریه می کند.پیامبر فرمود: چه چیزی باعث گریه ات شده است؟ به خدا سوگند! اگر در خاندانم کسی برتر از علی علیه السَّلام بود تو را به او تزویج نمی نمودم. من او را به تو تزویج ننمودم؛ بلکه خداوند تو را تزویج نمود و مَهر تو را تا هنگامی که آسمانه ا و زمین برقرارند خمس مهریه قرار داد.راوی گوید: امام صادق فرمود:حضرت فاطمه علیها السَّلام به رسول خدا صلَّى اللهُ عليه وآله عرض نمود: مرا با مهر کم تزویج کردی.پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآلهه او فرمود: من تو را تزویج نکردم بلکه خداوند تو را تزویج کرد و مهریه ات را تا هنگامی که زمین و آسمان ها برقرار است خمس دنیا قرار داد.بخش چهل و هفتم: امروزه مهریّه با رضایت طرفین است، خواه کمتر، یا بیشتر1 - ابی صباح کنانی گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم:

سَأَلْتُهُ عَنِ الْمَهْرِ مَا هُوَ؟قَالَ: مَا تَرَاضَى عَلَيْهِ النَّاسُ.2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:الْمَهْرُ مَا تَرَاضَى عَلَيْهِ النَّاسُ، أَوِ اثْنَتَا عَشْرَةَ أُوقِيَّةً وَنَسٍ، أَوْ خَمْسُمِائَةِ دِرْهَم.3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أَذَيْنَةَ عَنْ فُضَيْلِ بْنِ يَسَارٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:الصَّدَاقُ مَا تَرَاضَيَا عَلَيْهِ مِنْ قَلِيلٍ أَوْ كَثِيرٍ فَهَذَا الصَّدَاقُ.4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مَرَّارٍ عَنْ يُونُسَ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرٍ عَنْ زُرَارَةَ بْنِ أَعْيَنَ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام قَالَ:الصَّدَاقُ كُلُّ شَيْءٍ تَرَاضَى عَلَيْهِ النَّاسُ قَلْ أَوْ كَثُرَ فِي مُتْعَةٍ أَوْ تَزْوِيجِ غَيْرِ مُتْعَةٍ.مهریه چه مقدار است؟فرمود: آن چه که مردم بر آن به توافق می رسند.2 - جمیل بن درّاج گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:مهریّه به مقداری است که مردم بر آن به توافق می رسند، یا دوازده و نیم اوقیه طلا و یا پانصد درهم نقره.3- فضیل بن یسار گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:مهریّه ازدواج همان است که مردم به آن رضایت می دهند، کم باشد یا زیاد، این همان صداق و مهریّه است.4 - زرارة بن اعین گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:مهریّه هر چیزی است که مردم بر آن توافق دارند، چه زیاد و چه کم، چه در ازدواج دائم و چه در ازدواج موقّت.

5 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:سَأَلْتُهُ عَن الْمَهْرِ.فَقَالَ: مَا تَرَاضَى عَلَيْهِ النَّاسُ أَوِ اثْنَتَا عَشْرَةَ أُوقِيَّةً وَنَسٍ أَوْ خَمْسُمِائَةِ دِرْهَم.### بخش چهل و هشتم#### چند روایت نکته دار(48 بَابُ نَوَادِرَ فِي الْمَهْرِ)1 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ زُرَارَةَ عَنْ أَبِيهِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ عَنْ رَجُلٍ تَزَوَّجَ امْرَأَةً عَلَى حُكْمِهَا.قَالَ: لا يُجَاوِزْ حُكْمُهَا مُهُورَ آلِ مُحَمَّدٍ اثْنَتَيْ عَشْرَةَ أُوقِيَّةً وَنَشْاً وَ هُوَ وَزْنُ خَمْسِمِائَةِ دِرْهَم مِنَ5 - حلبی گوید: از امام صادق علیه السَّلام درباره مهریه سؤال کردم.فرمود: آن چه که مردم بر آن به توافق برسند و یا دوازده و نیم اوقیّه طلا یا پانصد درهم است.بخش چهل و هشتم: چند روایت نکته دار1 - زراره گوید: به امام باقر علیه السَّلام گفتم: مردی با زنی ازدواج می کند و مبلغ مهریّه را به عهدۀ آن زن واگذار می کند، چه صورت دارد؟فرمود: حکم آن زن نباید از مهریّه آل محمد صلَّی اللهُ علیه وآله تجاوز کند، که دوازده و نیم اوقیّۀ طلا است که با پانصد درهم نقره برابر می شود.

قُلْتُ: أَرَأَيْتَ إِنْ تَزَوَّجَهَا عَلَى حُكْمِهِ وَ رَضِيَتْ بِذَلِكَ؟قَالَ: فَقَالَ: مَا حَكَمَ مِنْ شَيْءٍ فَهُوَ جَائِزٌ عَلَيْهَا قَلِيلًا كَانَ أَوْ كَثِيراً.قَالَ: فَقُلْتُ لَهُ: فَكَيْفَ لَمْ تُجِزْ حُكْمَهَا عَلَيْهِ وَأَجَزْتَ حُكْمَهُ عَلَيْهَا؟قَالَ: فَقَالَ: لِأَنَّهُ حَكَمَهَا فَلَمْ يَكُنْ لَهَا أَنْ تَجُوزَ مَا سَنَّ رَسُولُ اللهِ صلّى اللهُ عليه وآله وَ تَزَوَّجَ عَلَيْهِ نِسَاءَهُ فَرَدَدْتُهَا إِلَى السُّنَّةِ وَ لِأَنَّهَا هِيَ حَكَمَتْهُ وَ جَعَلَتِ الْأَمْرَ إِلَيْهِ فِي الْمَهْرِ وَرَضِيَتْ بِحُكْمِهِ فِى ذَلِكَ فَعَلَيْهَا أَنْ تَقْبَلَ حُكْمَهُ قَلِيلاً كَانَ أَوْ كَثِيراً .2 - الْحَسَنُ بْنُ مَحْبُوبِ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام فِي رَجُلٍ تَزَوَّجَ امْرَأَةٌ عَلَى حُكْمِهَا أَوْ عَلَى حُكْمِهِ فَمَاتَ أَوْ مَاتَتْ قَبْلَ أَنْ يَدْخُلَ بِهَا.قَالَ: لَهَا الْمُتْعَةُ وَ الْمِيرَاتُ وَ لا مَهْرَ لَهَا.قُلْتُ: فَإِنْ طَلَّقَهَا وَ قَدْ تَزَوَّجَهَا عَلَى حُكْمِهَا.قَالَ: إِذَا طَلَّقَهَا وَ قَدْ تَزَوَّجَهَا عَلَى حُكْمِهَا لا يُجَاوِزُ حُكْمُهَا عَلَيْهِ أَكْثَرَ مِنْ وَزْنِ خَمْسِمِائَةِ دِرْهَم فِضَّةٌ مُهُورِ نِسَاءِ رَسُولِ اللَّهِ صلّى اللهُ عليه وآله.گفتم: به نظر شما اگر مبلغ مهریّه به عهدۀ شوهر واگذار شود، و عروس رضایت بدهد، چه صورت دارد؟فرمود: هر مهریه ای که شوهر معیّن کند، قبول آن بر زن لازم است، کم باشد یا زیاد.گفتم: چگونه حکم زن بر شوهر را قبول ننمودید اما حكم شوهر بر زن را اجازه فرمودید؟!فرمود: زیرا (در حکمیّت زن مرد زن را حکم قرار داده است. پس زن اجازه ندارد از آن چه که پیامبر صلّى اللهُ عليه وآله سنّت نهاد و به آن با همسرانش ازدواج نمود، تجاوز نماید. پس من او را به سنّت برگشت می دهم. هم چنین (در حکمیّت مرد) زن مرد را حکم قرار داده، اختیار مهریه را به او سپرده و به حکم او راضی شده است. پس بر زن لازم است حکم شوهر را قبول کند چه مهریه کم باش، چه زیاد.)2 - محمّد بن مسلم گوید: از امام باقر صلّى اللهُ عليه وآله پرسیدم: مردی با زنی ازدواج می کند و تعیین مهریّه به حکمیّت آن خانم و یا حکمیّت شوهر واگذار می شود، و پیش از زفاف، شوهر و یا خانم می میرد تکلیف مهریّه چه می شود؟فرمود: حق کامیابی و حق میراث، برای زن باقی است، ولی مهریّه ای ندارد.گفتم: اگر تعیین مهریّه به حکمیّت زن واگذار شده باشد و شوهر او را طلاق بدهد. تكليف مهریه چه خواهد شد؟فرمود: اگر زن را طلاق دهد در حالی که به حکمیت زن با او ازدواج نموده؛ حکم زن نباید از پانصد درهم نقره تجاوز کند، که مهریّه زنان رسول خدا صلّى اللهُ عليه وآله بوده است.

3 - الْحَسَنُ بْنُ مَحْبُوبِ عَنْ أَبِي جَمِيلَةَ عَنْ مُعَلَّى بْنِ حُنَيْسٍ قَالَ:سُئِلَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام أَنَا حَاضِرٌ عَنْ رَجُلٍ تَزَوَّجَ امْرَأَةً عَلَى جَارِيَةٍ لَهُ مُدَبَّرَةٍ قَدْ عَرَفَتْهَا الْمَرْأَةُ وَ تَقَدَّمَتْ عَلَى ذَلِكَ ثُمَّ طَلَّقَهَا قَبْلَ أَنْ يَدْخُلَ بِهَا.قَالَ: فَقَالَ: أَرَى أَنَّ لِلْمَرْأَةِ نِصْفَ خِدْمَةِ الْمُدَبَّرَةِ يَكُونُ لِلْمَرْأَةِ مِنَ الْمُدَبَّرَةِ يَوْمٌ الْخِدْمَةِ وَيَكُونُ لِسَيّدِهَا الَّذِي كَانَ دَبَّرَهَا يَوْمٌ فِي الْخِدْمَةِ .قِيلَ لَهُ: فَإِنْ مَاتَتِ الْمُدَبَّرَةُ قَبْلَ الْمَرْأَةِ وَ السَّيِّدِ لِمَنْ يَكُونُ الْمِيرَاتُ؟قَالَ: يَكُونُ نِصْفُ مَا تَرَكَتْ لِلْمَرْأَةِ، وَ النِّصْفُ الْآخَرُ لِسَيْدِهَا الَّذِي دَبَّرَهَا.4 - ابْنُ مَحْبُوبِ عَنِ الْحَارِثِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ النِّعْمَانِ الْأَحْوَلِ عَنْ بُرَيْدِ الْعِجْلِيُّ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ تَزَوَّجَ امْرَأَةٌ عَلَى أَنْ يُعَلِّمَهَا سُورَةً مِنْ كِتَابِ اللَّهِ عزَّوَجَل.فَقَالَ: مَا أُحِبُّ أَنْ يَدْخُلَ بهَا حَتَّى يُعَلِّمَهَا السُّورَةَ وَيُعْطِيَهَا شَيْئاً.3 - معلّی بن خُنیس گوید: خدمت امام صادق علیه السَّلام بودم که از حضرتش در مورد مردی پرسیدند که با زنی به مهریۀ کنیز مدبّره ای ازدواج کرد که زن او را می شناخت و قرار داد مدابره پیش از ازدواج بود. سپس زن را پیش از زفاف طلاق داد (1.)فرمود: به نظر من نصف خدمت کنیز برای زن است.خدمت یک روز کنیز برای زن است و یک روز برای مولا.پرسیدند: اگر کنیز پیش از زن مولا بمیرد ارتش برای چه کسی است؟فرمود: نصف میراث برای زن و نصف آن برای مولا است .4 - برید عجلی گوید: از امام باقر علیه السَّلام پرسیدم: مردی با زنی ازدواج می کن، و در عوض مهریّه، متعهّد شود که یک سورۀ قرآن به او بیاموزد (چه حکمی دارد؟)فرمود: من دوست ندارم که با این خانم عروسی کند، مگر بعد از آن که آن یک سورۀ قرآن را به او بیاموزد، و مبلغی هم به او تقدیم کند.


1) کنیز مدبّره: کنیزی است که کار می کند تا آزادی خود را فراهم کند که به او مکاتبه یا مدبّره گویند

قُلْتُ: أَ يَجُوزُ أَنْ يُعْطِيَهَا تَمْراً أَوْ زَبِيباً؟قَالَ: لا بَأْسَ بِذَلِكَ إِذَا رَضِيَتْ بِهِ كَائِنَا مَا كَانَ.5 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:جَاءَتِ امْرَأَةٌ إِلَى النَّبِيِّ فَقَالَتْ: زَوَّجْنِي!فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلَّی اللهُ علیه وآله: مَنْ لِهَذِهِ؟فَقَامَ رَجُلٌ فَقَالَ: أَنَا يَا رَسُولَ اللَّهِ! زَوِّجُنِيهَا.فَقَالَ: مَا تُعْطِيهَا؟فَقَالَ: مَا لِي شَيْءٌ.فَقَالَ: لا.قَالَ: فَأَعَادَتْ، فَأَعَادَ رَسُولُ اللهِ صلَّى الله عليه وآله الْكَلامَ، فَلَمْ يَقُمْ أَحَدٌ غَيْرُ الرَّجُلِ.گفتم: آیا رواست که عوض وجه نقد، خرما و مویز بدهد؟فرمود: مانعی ندارد، در صورتی که زن رضایت بدهد، هر چه باشد کفایت می کند.5 - محمّد بن مسلم گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:زنی خدمت رسول خدا صلَّى الله عليه وآله رسید و گفت: مرا شوهر بده.رسول خدا صلَّى الله عليه وآله فرمود: چه کسی خواهان این خانم است؟مردی برخاست و گفت: ای رسول خدا! مرا با این خانم تزویج کن.رسول خدا صلَّى الله عليه وآله: فرمود: به او چه خواهی داد؟آن مرد گفت: من چیزی ندارم.رسول خدا صلَّى الله عليه وآله فرمود: نمی شود.آن زن دو مرتبه برخاست و درخواست خود را مطرح نمود و پیامبر خدا صلَّى الله عليه وآله نیز سخن خود را تکرار فرمود، امّا جز همان مرد کسی برنخاست.

ثُمَّ أَعَادَتْ فَقَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّى الله عليه وآله: فِي الْمَرَّةِ الثَّالِثَةِ. أَتُحْسِنُ مِنَ الْقُرْآنِ شَيْئاً؟قَالَ: نَعَمْ.فَقَالَ: قَدْ زَوَّجْتُكَهَا عَلَى مَا تُحْسِنُ مِنَ الْقُرْآنِ فَعَلَّمْهَا إِيَّاهُ.6 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنْ جَمِيلِ بْنِ صَالِحٍ عَنِ الْفُضَيْلِ قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنْ رَجُلٍ تَزَوَّجَ امْرَأَةٌ بِأَلْفِ دِرْهَمٍ، فَأَعْطَاهَا عَبْداً لَهُ آبِقاً وَبُرْداً حِبَرَةً بِأَلْفِ دِرْهَم الَّتِي أَصْدَقَهَا؟قَالَ: إِذَا رَضِيَتْ بِالْعَبْدِ، وَكَانَتْ قَدْ عَرَفَتْهُ فَلا بَأْسَ إِذَا هِيَ قَبَضَتِ النَّوْبَ وَرَضِيَتْ بِالْعَبْدِ.قُلْتُ: فَإِنْ طَلَّقَهَا قَبْلَ أَنْ يَدْخُلَ بِهَا.قَالَ: لَا مَهْرَ لَهَا وَ تَرُدُّ عَلَيْهِ خَمْسَمِائَةِ دِرْهَم وَ يَكُونُ الْعَبْدُ لَهَا.زن برای مرتبه سوم درخواست خود را تکرار کرد.در مرتبۀ سوم رسول خدا صلَّى الله عليه وآله به آن مرد فرمود: آیا از قرآن مجید، چیزی آموخته ای؟گفت: آری.رسول خدا صلَّى الله عليه وآله فرمود: این خانم را به ازدواج همسری تو آوردم به این مهریّه که آن چه از قرآن آموخته ای به او بیاموزی. پس آموخته ات را به او بیاموز.6 - فضیل گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم: اگر انسان با زنی ازدواج کند و برای او، هزار درهم نقره مهریّه مقرّر کند، ولی در برابر هزار درهم، سند بردۀ فراری خود را به اضافۀ یک چادر یمانی به خانم بدهد، آیا از عهدۀ کابین خارج شده است؟فرمود: در صورتی که زن به بردۀ فراری را بشناسد و به او رضایت بدهد و چادر یمانی را هم دریافت کند، این معامله مانعی ندارد.گفتم: اگر پیش از نزدیکی، آن زن را طلاق بدهد چه صورت دارد؟فرمود: خانم مهریه ای طلب ندارد، بلکه باید پانصد درهم وجه نقد به شوهر خود برگرداند و بنده فراری از آنِ اوست

7 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ قَالَ:قُلْتُ لِأَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السَّلام: تَزَوَّجَ رَجُلٌ امْرَأَةٌ عَلَى خَادِمٍ.قَالَ: فَقَالَ لِي: وَسَطُ مِنْ الْخَدَمِ.قَالَ: قُلْتُ: عَلَى بَيْتٍ؟قَالَ: وَسَطُ مِنَ الْبُيُوتِ.8 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا إِبْرَاهِيمَ علیه السَّلام عَنْ رَجُلٍ زَوَّجَ ابْنَتَهُ ابْنَ أَخِيهِ وَ أَمْهَرَهَا بَيْتاً وَ خَادِماً ثُمَّ مَاتَ الرَّجُلُ.قَالَ: يُؤْخَذُ الْمَهْرُ مِنْ وَسَطِ الْمَالِ.قَالَ: قُلْتُ: فَالْبَيْتُ وَ الْخَادِمُ.قَالَ: وَسَطُ مِنَ الْبُيُوتِ وَ الْخَادِمُ وَسَطْ مِنَ الْخَدَمِ.7 - علی بن ابی حمزه گوید: به امام رضا علیه السَّلام عرض کردم: مردی با زنی ازدواج می کند و مهریه اش را یک خادم قرار می دهد (کدام یک از خادمان را مهریَّه دهد؟)فرمود: خادمی متوسّط.عرض کردم: اگر مهریه اش را یک خانه قرار دهد چه؟فرمود: خانه ای متوسط.8 - علی بن حمزه گوید: از امام کاظم علیه السَّلام پرسیدم: مردی دخترش را به پسر برادرش داده و مهر آن دختر را یک خانه و یک خادم قرار داد، سپس شوهر فوت کرد (چه حکمی دارد؟)فرمود: مهریه را از متوسّط اموال بر می دارند.گفتم: خانه و خادم را چطور؟فرمود: خانه ای متوسّط از خانه ها و خادمی متوسّط از خادمان.

قُلْتُ : ثَلاثِينَ أَرْبَعِينَ دِينَاراً وَ الْبَيْتُ نَحْوَ مِنْ ذَلِكَ.فَقَالَ: هَذَا سَبْعِينَ ثَمَانِينَ دِينَاراً، أَوْ مِائَةً نَحْو مِنْ ذَلِكَ.9 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْكَاهِلِي قَالَ: حَدَّثَنِي حَمَّادَةُ بِنْتُ الْحَسَنِ أُخْتُ أَبِي عُبَيْدَةَ الْحَذَّاءِ قَالَتْ:سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام: عَنْ رَجُلٍ تَزَوَّجَ امْرَأَةٌ وَ شَرَطَ لَهَا أَنْ لَا يَتَزَوَّجَ عَلَيْهَا وَ رَضِيَتْ أَنَّ ذَلِكَ مَهْرُهَا.قَالَتْ: فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: هَذَا شَرْطٌ فَاسِدٌ لا يَكُونُ النِّكَاحُ إِلَّا عَلَى دِرْهَم دِرْهَمین.10 - حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ قَالَ:قَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام فِي رَجُلٍ تَزَوَّجَ امْرَأَةٌ وَ لَمْ يَفْرِضْ لَهَا صَدَاقًا ثُمَّ دَخَلَ بِهَا.قَالَ: لَهَا صَدَاقُ نِسَائِهَا.عرض کردم: سی چهل دینار؟ خانه نیز چنین است؟فرمود: این هفتاد هشتاد دینار است، یا صد دینار؛ مانند همان.9 - حماده دختر حسن و خواهر ابو عبیدۀ حذاء گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم: اگر مردی ازدواج کند و در ضمن ازدواج متعهّد شود که بر سر این خانم هوو نیاورد و خانم رضایت بدهد که همین تعهّد را در عوض مهریّه بپذیرد، این ازدواج چه صورت دارد؟فرمود: این شرط و تعهّد فاسد است، ازدواج، جز در برابر وجه نقد یک درهم یا دو درهم عملی نمی شود.10 - عبدالرحمان بن ابی عبدالله گوید: امام صادق علیه السَّلام دربارۀ مردی که زنی گرفته و صداقش را تعیین نکرده سپس با او همبستر شده فرمود:صداق و مهر او مانند دیگر زنانی است که همردیف خودش باشد.

11 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ غِيَاثٍ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام فِي الرَّجُلِ يَتَزَوَّجُ بِعَاجِلِ وَ أَجِلٍ.قَالَ: الْآجِلُ إِلَى مَوْتِ أَوْ فُرْقَةٍ.12 - أبو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام فِي رَجُلٍ أَسَرَّ صَدَاقاً وَأَعْلَنَ أَكْثَرَ مِنْهُ.فَقَالَ: هُوَ الَّذِي أَسَرَّ وَ كَانَ عَلَيْهِ النِّكَاحُ.13 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِم قَالَ:أَبُو جَعْفَرِ علیه السَّلام: تَدْرِي مِنْ أَيْنَ صَارَ مُهُورُ النِّسَاءِ أَرْبَعَةَ آلَافٍ؟قُلْتُ : لا .قَالَ: فَقَالَ: إِنَّ أُمَّ حَبِيبٍ بِنْتَ أَبِي سُفْيَانَ كَانَتْ بِالْحَبَشَةِ، فَخَطَبَهَا النَّبِيُّ صلَّى الله عليه وآله وَ سَاقَ إِلَيْهَا عَنْهُ النَّجَاشِيُّ أَرْبَعَةَ آلافٍ فَمِنْ ثَمَّ يَأْخُذُونَ بِهِ. فَأَمَّا الْمَهْرُ فَاثْنَتَا عَشْرَةَ أُوقِيَّةً وَ نَشٌّ.11 - غياث بن ابراهیم گوید: امام صادق علیه السَّلام دربارۀ مردی که با مهریه نقد و مدّت دار ازدواج می کند فرمود:مدّت پرداخت مهر تا مرگ یا طلاق است.12 - زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام دربارۀ شوهری که مبلغی را در پنهانی به عنوان مهریّه تعهد کند، ولی در برابر مردم بیشتر از آن مبلغ را اعلام کند، فرمود:مهریّه واقعی، همان مبلغی است که در پنهانی روی آن توافق شده و پایۀ ازدواج آنان بوده است.13 - محمّد بن مسلم گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود: می دانی چگونه کابین زن ها چهار هزار درهم متعارف شد؟گفتم نه.فرمود: امّ حبيب دختر ابوسفیان در حبشه بود. رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله از او خواستگاری نمود و نجاشی چهار هزار درهم از طرف رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله به رسم مهریّه تقدیم کرد، از این رو مردم سنّت چهار هزار درهم را پذیرفته اند، ولی مهریِّه (در سنّت پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله دوازده و نیم اوقیّه طلا است.)

14 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ بِشْرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطِ عَنِ الْبِطَّخِي عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام:فِي رَجُلٍ تَزَوَّجَ امْرَأَةٌ عَلَى سُورَةٍ مِنْ كِتَابِ اللهِ ثُمَّ طَلَّقَهَا قَبْلَ أَنْ يَدْخُلَ بِهَا فَبِمَا يَرْجِعُ عَلَيْهَا؟قَالَ: بِنِصْفِ مَا يُعَلِّمُ بِهِ مِثْلُ تِلْكَ السُّورَةِ.15 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِي عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ صلَّی اللهُ علیه وآله قَالَ:قَالَ النَّبِيُّ صلَّی اللهُ علیه وآله: أَيُّمَا امْرَأَةٍ تَصَدَّقَتْ عَلَى زَوْجِهَا بِمَهْرِهَا قَبْلَ أَنْ يَدْخُلَ بِهَا إِلَّا كَتَبَ اللهُ لَهَا بِكُلِّ دِينَارٍ عِتْقَ رَقَبَةٍ.قِيلَ : يَا رَسُولَ اللهِ! فَكَيْفَ بِالْهِبَةِ بَعْدَ الدُّخُولِ؟قَالَ: إِنَّمَا ذَلِكَ مِنَ الْمَوَدَّةِ وَ الْأَلْفَةِ.16 - أبو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ الْخَزَّازِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:14 - زراره گوید: امام باقر وعلیه السَّلام دربارۀ مردی که زنی بر اساس مهریّه سوره ای از قرآن (که آن را به او می آموزد ازدواج کرد، سپس او را قبل از این که دخول کند طلاق داد بازگشت نصف مهریّه به شوهر چگونه است؟ فرمود:)نصف قیمت آموزش امثال آن سوره به شوهر باز می گردد.15 - سکونی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود:هر زنی که مهر خود را به شوهرش ببخشد بیش از آن که، او همبستر شود مگر این که خداوند متعال در برابر هر دینار، یک آزاد کردن بنده برای او می نویسد.پرسیدند: یا رسول الله ! اگر صداقش را بعد از همبستر شدن ببخشد چه حکمی دارد؟فرمود: در این صورت بخشیدن مهریّه از روی الفت و محبّت بوده است.16 - محمّد بن مسلم گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم:

قُلْتُ لَهُ: مَا أَدْنَى مَا يُجْزِئُ مِنَ الْمَهْرِ؟قَالَ: يَمْثَالُ مِنْ سُكَّرٍ.17 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله:إِنَّ اللهَ يَغْفِرُ كُلَّ ذَنْبٍ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِلَّا مَهْرَ امْرَأَةٍ وَ مَنِ اغْتَصَبَ أَجِيرًا أَجْرَهُ وَ مَنْ بَاعَ حُرّاً.18 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْمَشْرِقِيِّ عَنْ عِدَّةٍ حَدَّثُوهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلام قَالَ: قَالَ:إِنَّ الْإِمَامَ يَقْضِي عَنِ الْمُؤْمِنِينَ الدُّيُونَ مَا خَلَا مُهُورَ النِّسَاءِ.کمترین حدّ مهریّه چه قدر است؟فرمود: یک شاخه نبات.17 - سکونی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود:به راستی که خداوند در روز قیامت هر گناهی را می بخشد مگر مهریّه زن؛ نپرداختن مزد کارگر و فروختن انسان مرد آزاده.18 - از گروهی نقل کرده اند که امام صادق علیه السَّلام فرمود:به راستی که امام بدهی های مؤمنان را می پردازد به استثنای مهر زنان (که بر گردن آنان است.)

### بخش چهل و نهم#### زفاف مهریّه را منتفی می کند(49 بَابُ أَنَّ الدُّخُولَ يَهْدِمُ الْعَاجِلَ)1 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ صَالِحٍ بْنِ أَبِي حَمَّادٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ عُبَيْدِ بْنِ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:دُخُولُ الرَّجُل عَلَى الْمَرْأَةِ يَهْدِمُ الْعَاجِلَ.2 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام:فِي الرَّجُلِ يَتَزَوَّجُ الْمَرْأَةَ وَ يَدْخُلُ بِهَا ثُمَّ تَدْعِي عَلَيْهِ مَهْرَهَا.فَقَالَ صلَّی اللهُ علیه وآله إِذَا دَخَلَ بِهَا فَقَدْ هَدَمَ الْعَاجِلَ.3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ عُبَيْدِ بْنِ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ :بخش چهل و نهم: زفاف مهریّه را منتفی می کند1 - عبید بن زراره گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:همبستر شدن مرد با زن مهریه نقد را منتفی می کند.2 - محمّد بن مسلم گوید: امام باقر صلَّی اللهُ علیه وآله دربارۀ مردی که با زنی ازدواج کند و با او همبستر شود سپس زن مهر خود مطالبه می نماید فرمود:اگر دخول شده باشد مهریه نقد منتفی می شود.عبید بن زراره گوید:

فِي الرَّجُلِ يَدْخُلُ بِالْمَرْأَةِ ثُمَّ تَدَّعِي عَلَيْهِ مَهْرَهَا.فَقَالَ: إِذَا دَخَلَ بِهَا فَقَدْ هَدَمَ الْعَاجِلَ.### بخش پنجاهم#### نیّت عدم پرداخت مهریه(50 بَابُ مَنْ يُمْهِرُ الْمَهْرَ وَلا يَنْوِي قَضَاهُ)1 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ صَالِحِ بْنِ أَبِي حَمَّادٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:مَنْ أَمْهَرَ مَهْراً ثُمَّ لَا يَنْوِي قَضَاءَهُ كَانَ بِمَنْزِلَةِ السَّارِقِ.2 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيَّ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:مَنْ تَزَوَّجَ الْمَرْأَةَ وَ لا يَجْعَلُ فِي نَفْسِهِ أَنْ يُعْطِيَهَا مَهْرَهَا فَهُوَ زِنِّي.امام صادق علیه السَّلام در مورد زن و شوهری که با هم نزدیکی می کنند، و پس از آن زن طلب مهریه می کند فرمود:هنگامی که زفاف نمود مهریّه نقد منتفی می شود.بخش پنجاهم: نيّت عدم پرداخت مهریّه1 - یکی از اصحاب ما گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:هر که مهر را اقرار کند، ولی پرداخت آن را نیت نکند به منزلۀ دزد است.2 - حمّاد بن عثمان گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:هر که با زنی ازدواج کند و در نیّتش این است مهریّه را ادا نکند عمل این مرد به مرتبه زنا است.

3 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ خَلَفِ بْنِ حَمَّادٍ عَنْ رِبْعِيِّ بْنِ عَبْدِ اللهِ عَنِ الْفُضَيْلِ بْنِ يَسَارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:فِي الرَّجُلِ يَتَزَوَّجُ الْمَرْأَةَ وَ لا يَجْعَلُ فِي نَفْسِهِ أَنْ يُعْطِيَهَا مَهْرَهَا فَهُوَ زِنِّي.### بخش پنجاه و یکم#### حکم ازدواج با مهریِّه و شیربها(51 بَابُ الرَّجُلِ يَتَزَوَّجُ الْمَرْأَةَ بِمَهْرٍ مَعْلُومٍ وَ يَجْعَلُ لِأَبِيهَا شَيْئاً)1 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْن مُحَمَّدٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ جَمِيعاً عَنِ الْوَشَّاءِ عَن الرّضَا علیه السَّلام قَالَ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ:لَوْ أَنَّ رَجُلاً تَزَوَّجَ امْرَأَةٌ وَ جَعَلَ مَهْرَهَا عِشْرِينَ أَلْفَاً، وَ جَعَلَ لِأَبِيهَا عَشَرَةَ آلَافٍ كَانَ الْمَهْرُ جَائِزاً وَ الَّذِي جَعَلَ لِأَبِيهَا فَاسِداً.3 - نظیر این روایت را فضیل بن یسار نیز از امام صادق علیه السَّلام نقل می کند.بخش پنجاه و یکم: حکم ازدواج با مهریّه و شیربها1 - وشّاء گوید: از امام رضا علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:اگر کسی ازدواج کند و برای عروس بیست هزار درهم مهریّه و برای پدر عروس ده هزار درهم شیربها مقرّر کند، مهریّه عروس خانم، جایز و شیربها لغو و فاسد خواهد بود.

### بخش پنجاه و دوم#### حکم زنی که خود را به مرد می بخشد(52 بَابُ الْمَرْأَةِ تَهَبُ نَفْسَهَا لِلرَّجُلِ)1 - أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ صَفْوَانَ وَ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنِ الْحَلَبِيُّ قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَن الْمَرْأَةِ تَهَبُ نَفْسَهَا لِلرَّجُلِ يَنْكِحُهَا بِغَيْرِ مَهْرٍ.فَقَالَ: إِنَّمَا كَانَ هَذَا لِلنَّبِيُّ صلَّی اللهُ علیه وآله، وَ أَمَّا لِغَيْرِهِ فَلا يَصْلُحُ هَذَا حَتَّى يُعَوِّضَهَا شَيْئاً يُقَدِّمُ إِلَيْهَا قَبْلَ أَنْ يَدْخُلَ بِهَا قَلَّ أَوْ كَثُرَ وَ لَوْ ثَوْبٌ أَوْ دِرْهَمْ.وَ قَالَ : يُجْزِئُ الدَّرْهَمُ.2 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ دَاوُدَ بْنِ سِرْحَانَ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:بخش پنجاه و دوم: حکم زنی که خود را به مرد می بخشد1 - حلبی گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم: اگر زنی خود را به مردی ببخشد تا بدون مهریّه به ازدواج او درآید، چه صورت دارد؟فرمود: این گونه ازدواج، فقط برای رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله بود اما برای دیگران روا نخواهد بود، مگر این که در عوضش چیزی پیش از زفاف به او بپردازد؛ کم باشد یا زیاد گرچه یک لباس و یا یک درهم باشد.و فرمود: یک درهم نیز کافی است.2 - زراره گوید:

سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللهِ عزَّوَجل: (وَ امْرَأَةً مُؤْمِنَةٌ إِنْ وَهَبَتْ نَفْسَهَا لِلنَّبِيِّ.)فَقَالَ : لا تَحِلُّ الْهِبَةُ إِلَّا لِرَسُولِ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله وَأَمَّا غَيْرُهُ فَلا يَصْلُحُ نِكَاحَ إِلَّا بِمَهْرٍ.3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ عَنْ أَبِي الصَّبَّاحِ الْكِنَانِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:لا تَحِلُّ الْهَبَةُ إِلَّا لِرَسُولِ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله وَأَمَّا غَيْرُهُ فَلَا يَصْلُحُ نِكَاحٌ إِلَّا بِمَهْرٍ.4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عبد الله علیه السَّلام:فِي امْرَأَةٍ وَهَبَتْ نَفْسَهَا لِرَجُلٍ أَوْ وَهَبَهَا لَهُ وَلِيُّهَا.فَقَالَ: لا، إِنَّمَا كَانَ ذَلِكَ لِرَسُولِ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله وَلَيْسَ لِغَيْرِهِ إِلَّا أَنْ يُعَوِّضَهَا شَيْئاً قَلْ أَوْ کَثُرَ.5 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِي الْقَاسِمِ الْكُوفِيِّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:از امام باقر علیه السَّلام دربارۀ گفتار خداوند متعال که می فرماید: «وزن با ایمانی که خود را به پیامبر ببخشد» سؤال کردم.فرمود: این گونه بخشش، جایز نیست مگر برای پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله. اما برای افراد دیگر ازدواج جایز نیست مگر با مهریّه.3 - ابی صباح کنانی گوید امام صادق علیه السَّلام فرمود:فرمود: این گونه بخشش، جایز نیست مگر برای پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله، امّا برای افراد دیگر ازدواج جایز نیست مگر با مهریّه .4 - عبدالله بن سنان گوید: امام صادق علیه السَّلام دربارۀ زنی که خودش را به مردی بخشیده یا ولىّ او، او را به مردی بخشیده است، فرمود:نه، این گونه بخشش فقط برای پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله بود و نه برای غیر اوريال مگر این که در عوض چیزی به زن بپردازد کم باشد یا زیاد.5 - راوی گوید:

في امْرَأَةٍ وَهَبَتْ نَفْسَهَا لِرَجُلٍ مِنَ الْمُسْلِمِينَ.قَالَ: إِنْ عَوَّضَهَا كَانَ ذَلِكَ مُسْتَقِيماً.### بخش پنجاه و سوم#### اختلاف زن و مرد در مهریّه(53 بَابُ اخْتِلافِ الزَّوْجِ وَالْمَرْأَةِ وَ أَهْلِهَا فِي الصَّدَاقِ)1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ رِئَابٍ عَنْ أَبِي عُبَيْدَةَ وَ جَمِيلِ بْنِ صَالِحٍ عَنِ الْفُضَيْلِ عَنْ أبِي جَعْفَرٍعلیه السَّلام:فِي رَجُلٍ تَزَوَّجَ امْرَأَةٌ وَ دَخَلَ بِهَا وَ أَوْلَدَهَا ثُمَّ مَاتَ عَنْهَا فَادَّعَتْ شَيْئاً مِنْ صَدَاقِهَا عَلَى وَرَثَةِ زَوْجِهَا، فَجَاءَتْ تَطْلُبُهُ مِنْهُمْ وَتَطْلُبُ المِيرَاثَ.فَقَالَ: أَمَّا الْمِيرَاتُ، فَلَهَا أَنْ تَطْلُبَهُ ، وَأَمَّا الصَّدَاقُ فَالَّذِي أَخَذَتْ مِنَ الزَّوْجِ قَبْلَ أَنْ يَدْخُلَ بِهَا هُوَ الَّذِي حَلَّ لِلزَّوْجِ بِهِ فَرْجُهَا قَلِيلاً كَانَ أَوْ كَثِيراً إِذَا هِيَ قَبَضَتْهُ مِنْهُ وَ قَبِلَتْ وَ دَخَلَتْ عَلَيْهِ وَ لَا شَيْءَ لَهَا بَعْدَ ذَلِكَ.امام صادق علیه السَّلام دربارۀ زنی که خود را به مردی از مسلمانان بخشید فرمود:اگر در مقابل آن چیزی به زن بدهد صحیح است.بخش پنجاه و سوم: اختلاف زن و مرد در مهریّه1 - فضیل گوید: امام باقر علیه السَّلام دربارۀ مردی که ازدواج کرده و از خانم خود صاحب فرزند شده و بعد مرده است. اینک زن ادّعا می کند که قسمتی از مهریّه عروسی بر عهدۀ شوهر او باقی مانده است و در ضمن حق میراث، حق مهریّه خود را نیز از وارثان شوهر مطالبه می کند، فرمود:امّا میراث که حق دارد آن را مطالبه کند و اما مهریّه؛ پس آن چیزی که قبل از نزدیکی از شوهر دریافت نمود، همانی که به وسیلۀ آن شرمگاه زن به شوهر حلال شد کم باشد یا زیاد. در صورتی که آن را از شوهر دریافت نموده و قبول کرده و نزدیکی نموده (پس همان مهریّه اش است و پس از آن زن هیچ حقی ندارد.)

2 - أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ الْحَجَّاجِ قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنِ الزَّوْجِ وَ الْمَرْأَةِ يَهْلِكَانِ جَمِيعاً فَيَأْتِي وَرَثَةُ الْمَرْأَةِ فَيَدَّعُونَ عَلَى وَرَثَةِ الرَّجُلِ الصَّدَاقَ.فَقَالَ: وَ قَدْ هَلَكَا وَ قُدِّمَ الْمِيرَاثُ؟فَقُلْتُ: نَعَمْ.فَقَالَ: لَيْسَ لَهُمْ شَيْءٌ.قُلْتُ: وَإِنْ كَانَتِ الْمَرْأَةُ حَيَّةٌ فَجَاءَتْ بَعْدَ مَوْتِ زَوْجِهَا تَدَّعِي صَدَاقَهَا.فَقَالَ: لا شَيْءَ لَهَا وَ قَدْ أَقَامَتْ مَعَهُ مُقِرَّةٌ حَتَّى هَلَكَ زَوْجُهَا.فَقُلْتُ: فَإِنْ مَاتَتْ وَ هُوَ حَيٌّ فَجَاءَتْ وَرَثَتُهَا يُطَالِبُونَهُ بِصَدَاقِهَا.فَقَالَ: وَ قَدْ أَقَامَتْ مَعَهُ حَتَّى مَاتَتْ لَا تَطْلُبُهُ؟فَقُلْتُ: نَعَمْ.2 - عبد الرحمان بن حجّاج گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم: زن و شوهری با هم از دنیا رفته اند، اینک بازماندگان زن ادّعا دارند که مهریّه خانم بر عهدۀ شوهرش باقی است که باید وارثان شوهر بپردازند تکلیف این دعوا چیست؟فرمود: آیا بعد از مرگ آن زن و شوهر میراث آنان تقسیم شده و چنین ادّعایی مطرح شده است؟گفتم: آری.فرمود: آن ها حقّی ندارند.پرسیدم: اگر زن زنده بماند و بعد از مرگ شوهر ادّعا کند که مهریّه خود را نگرفته چگونه است؟فرمود: حقّی ندارد؛ با آن که مدّت ها با همسر خود زندگی کرده و ادّعائی نداشته، تا این که شوهر از دنیا رفت.پرسیدم: اگر زن بمیرد و بازماندگان او بیایند و از شوهر ادّعای مهریّه نمایند، چه صورت دارد؟فرمود: بعد از آن که زن مدّت ها با شوهر خود زندگی کرده تا آن که از دنیا رفت و طلب مهریه نکرده، اینک وارثان او مدّعی شده اند؟گفتم: آری.

فَقَالَ: لَا شَيْءَ لَهُمْ.قُلْتُ: فَإِنْ طَلَّقَهَا فَجَاءَتْ تَطْلُبُ صَدَاقَهَا.قَالَ : وَقَدْ أَقَامَتْ لا تَطْلُبُهُ حَتَّى طَلَّقَهَا لا شَيْءَ لَهَا.قُلْتُ: فَمَتَى حَدُّ ذَلِكَ الَّذِي إِذَا طَلَبَتْهُ كَانَ لَهَا؟قَالَ: إِذَا أُهْدِيَتْ إِلَيْهِ وَ دَخَلَتْ بَيْتَهُ ثُمَّ طَلَبَتْ بَعْدَ ذَلِكَ فَلَا شَيْءَ لَهَا إِنَّهُ كَثِيرٌ، لَهَا أَنْ تَسْتَحْلِفَ بِاللهِ مَا لَهَا قِبَلَهُ مِنْ صَدَاقِهَا قَلِيلٌ وَ لَا كَثِيرٌ.- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ عَنْ أَبِي عُبَيْدَةَ عَنْ أبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام:فِي رَجُلٍ تَزَوَّجَ امْرَأَةٌ فَلَمْ يَدْخُلْ بِهَا فَادَّعَتْ أَنَّ صَدَاقَهَا مِائَةٌ دِينَارٍ وَ ذَكَرَ الزَّوْجُ أَنَّ صَدَاقَهَا خَمْسُونَ دِينَاراً وَ لَيْسَ بَيْنَهُمَا بَيْنَةٌ.فَقَالَ: الْقَوْلُ قَوْلُ الزَّوْجِ مَعَ يَمِينِهِ.فرمود: حقّی ندارند.پرسیدم: اگر شوهر، زن خود را طلاق بدهد و زن بعد از طلاق ادّعای مهریّه داشته باشد، چه صورت دارد؟فرمود: با آن که مدّتها با شوهر خود زندگی کرده و ادّعایی نداشته، تا هنگامی که او را طلاق داد، حقّی ندارد.پرسیدم: در چه صورت ادّعای مهریّه مسموع است؟فرمود: اگر زن را نزد شوهر ببرند و داخل خانه شوهر شود، سپس پس از آن، ادّعای مهریّه کند حقّی ندارد. زیرا این، زمان فاصله بسیاری است (که جهت عدم قبول ادّعای زن کفایت می کند. زن می تواند سوگند یاد کند که پیش از آن مهریّه ای دریافت نکرده است؛ نه کم و نه زیاد.)3 - ابو عبیده گوید: امام باق رعلیه السَّلام دربارۀ مردی که ازدواج می کند و پیش از عروسی، زن ادّعا می کند که مهریّه من صد دینار است، و شوهر می گوید: مهریه زن پنجاه دینار است. و هیچ شاهدی در میان آنها نیست، فرمود: ادّعای مقبول، ادعّای شوهر است با قید سوگند یاد کردن.

4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الحَمِيدِ عَنْ أَبِي جَمِيلَةَ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:إِذَا دَخَلَ الرَّجُلُ بِامْرَأَتِهِ ثُمَّ ادَّعَتِ الْمَهْرَ وَ قَالَ: قَدْ أَعْطَيْتُكِ، فَعَلَيْهِ الْبَيِّنَةُ وَ عَلَيْهِ اليمِينُ.### بخش پنجاه و چهارم#### حکم ازدواج بدون شاهد(65بَابُ التَّزْوِيجِ بِغَيْرِ بَيِّنَةٍ)1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَيْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ بْنِ أَعْيَنَ قَالَ:سُئِلَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنِ الرَّجُلِ يَتَزَوَّجُ الْمَرْأَةَ بِغَيْرِ شُهُودٍ.فَقَالَ: لا بَأْسَ بِتَزْوِيجِ الْبَيَّةِ فِيمَا بَيْنَهُ وَبَيْنَ اللَّهِ، إِنَّمَا جُعِلَ الشُّهُودُ فِي تَزْوِيجِ الْبَتَّةِ مِنْ أَجْلِ الْوَلَدِ ، لَوْ لَا ذَلِكَ لَمْ يَكُنْ بِهِ بَأْسٌ.4 - حسن بن زیاد گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: هرگاه مرد با همسرش آمیزش نماید، سپس زن ادّعای مهریّه کند و مرد بگوید: «قبلاً مهریه ات را دادم» در چنین موردی مرد باید شاهد بیاورد و زن باید سوگند یاد کند.بخش پنجاه و چهارم: حکم ازدواج بدون شاهد1 - زرارة بن اعین گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدند: مردی با زنی بدون گرفتن شاهد ازدواج کرده است چه حکمی دارد؟فرمود: البتّه ازدواج بین خود و خدای خود اشکالی ندارد، گرفتن شاهدان در امر ازدواج به خاطر فرزند است؛ اگر از این جهت نبود اشکالی نداشت.

2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْه السَّلام قَالَ:إِنَّمَا جُعِلَتِ الْبَيِّنَاتُ لِلنَّسَبِ وَالْمَوَارِيثِ.وَ فِي رِوَايَةٍ أُخْرَى وَ الْحُدُودِ.3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَفْصِ بْنِ الْبَخْتَرِيٌّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام فِي الرَّجُلِ يَتَزَوَّجُ بِغَيْرِ بَيِّنَةٍ.قَالَ: لَا بَاسَ.4 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ دَاوُدَ النَّهْدِي عَنِ ابْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ قَالَ: قَالَ أَبُو الْحَسَنِ مُوسَى علیه السَّلام لِأَبِي يُوسُفَ الْقَاضِي:إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَتَعَالَى أَمَرَ فِي كِتَابِهِ بِالطَّلاقِ وَ أَكَّدَ فِيهِ بِشَاهِدَيْنِ، وَ لَمْ يَرْضَ بِهِمَا إِلَّا عَدْلَيْنِ، وَ أَمَرَ فِي كِتَابِهِ بِالتَّزْوِيجِ فَأَهْمَلَهُ بِلا شُهُودٍ، فَأَثْبَتُمْ شَاهِدَيْنِ فِيمَا أَهْمَلَ وَ أبْطَلْتُمُ الشَّاهِدِينَ فِيمَا أَكَّدَ.2 - هشام بن سالم می گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:شاهد گرفتن برای مشخص شدنِ نسب اشخاص و برای ارث بردن آنها از یکدیگر است.و در روایت دیگر آمده است: برای اجرای حدود هم، شاهد گرفتن لازم است.3 - حفص بن بختری گوید: امام صادق علیه السَّلام دربارۀ مردی که بدون شاهد ازدواج نماید؛ فرمود: مانعی ندارد.4 - محمّد بن فضیل می گوید: امام کاظم علیه السَّلام به ابی یوسف قاضی فرمود:به راستی که خداوند تبارک و تعالی در قرآن به طلاق دستور داده و به گرفتن دو شاهد تأکید فرموده و خداوند راضی نشده است به این دو شاهد مگر این که عادل باشند.و در کتابش دستور به ازدواج داده است اما آن را با عدم شهود آسان نموده است. پس شما نسبت به آن که خداوند آن را آسان نموده سخت می گیرید، ولی نسبت به آن که تأکید نموده دو شاهد را باطل و رها می کنید.

### بخش پنجاه و پنجم#### زنانی که برای پیامبر صلَّى اللهُ عليه وآله حلال شده اند(55 بَابُ مَا أُحِلَّ لِلنَّبِيِّ صلَّى اللهُ عليه وآله مِنَ النِّسَاءِ)1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ جَمِيعاً عَنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عزَّوَجل: (يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَحْلَلْنَا لَكَ أَزْوَاجَكَ قُلْتُ: كَمْ أُحِلَّ لَهُ مِنَ النِّسَاء؟)قَالَ: مَا شَاءَ مِنْ شَيْءٍ.قُلْتُ: قَوْلُهُ: وَلا يَحِلُّ لَكَ النِّسَاءُ مِنْ بَعْدُ وَ لَا أَنْ تَبَدَّلَ بِهِنَّ مِنْ أَزْوَاجٍ.)فَقَالَ: لِرَسُولِ اللهِ صلَّى الله عليه وآله أَنْ يَنْكِحَ مَا شَاءَ مِنْ بَنَاتِ عَمِّهِ وَبَنَاتِ عَمَّاتِهِ وَ بَنَاتِ خَالِهِ وَبَنَاتِ خَالَاتِهِ وَ أَزْوَاجِهِ اللَّاتِي هَاجَرْنَ مَعَهُ، وَ أُحِلَّ لَهُ أَنْ يَنْكِحَ مِنْ عُرْضِ الْمُؤْمِنِينَ بِغَيْرِ مَهْرٍ وَ هِيَ الْهِبَةُ، وَ لا تَحِلُّ الْهِبَةُ إِلَّا لِرَسُولِ اللهِ صلّى اللهُ عليه وآله.بخش پنجاه و پنجم: زنانی که برای پیامبر اکرم صلى اللهُ عليه وآله حلال شده اند1 - حلبی گوید: از امام صادق علیه السَّلام درباره فرمایش خداوند متعال که می فرماید: «ای پیامبر! ما همسران تو را برای تو حلال کردیم» پرسیدم و گفتم خداوند چند تن از زنان را برای او حلال نمود؟فرمود: هر چند که بخواهد.گفتم: پس معنای این آیه چیست که می فرماید: «بعد از این دیگر زنی برای تو حلال نیست و نمی توانی همسرانت را به همسران دیگری تبدیل کنی».فرمود: برای پیامبر خدا صلى اللهُ عليه وآله بود که به هر تعدادی از زن که بخواهد ازدواج کند، با دختر عموهایش، دختر عمّه هایش، دختر داییهایش، دختر خاله هایش و همسرانی که قبلاً با او مهاجرت کرده بودند، و نیز برای ایشان حلال بود که با زنان مؤمن بدون پرداخت مهریّه ازدواج کند که این بخشش است. و این بخشش حلال نیست مگر برای پیامبر خدا صلى اللهُ عليه وآله.

فَأَمَّا لِغَيْرِ رَسُولِ اللهِ صلى اللهُ عليه وآله فَلَا يَصْلُحُ نِكَاحٌ إِلَّا بِمَهْرٍ، وَ ذَلِكَ مَعْنَى قَوْلِهِ تَعَالَى: (وَامْرَأَةٌ مُؤْمِنَةً إِنْ وَهَبَتْ نَفْسَهَا لِلنَّبِيِّ.)قُلْتُ: أَ رَأَيْتَ قَوْلَهُ: (تُرْجِي مَنْ تَشَاءُ مِنْهُنَّ وَ تُؤْوِي إِلَيْكَ مَنْ تَشَاءُ.)قَالَ: مَنْ آوَى فَقَدْ نَكَحَ وَ مَنْ أَرْجَأَ فَلَمْ يَنْكِحْ.قُلْتُ قَوْلُهُ: (وَلا يَحِلُّ لَكَ النِّسَاءُ مِنْ بَعْدُ.)قَالَ: إِنَّمَا عَنَى بِهِ النِّسَاءَ اللَّاتِي حَرَّمَ عَلَيْهِ فِي هَذِهِ الْآيَةِ: (حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهَاتُكُمْ وَ بَنَاتُكُمْ وَأَخَوَاتُكُمْ ... إِلَى آخِرِ الْآيَةِ، وَ لَوْ كَانَ الْأَمْرُ كَمَا يَقُولُونَ كَانَ قَدْ أَحَلَّ لَكُمْ مَا لَمْ يَحِلُّ لَهُ إِنَّ أَحَدَكُمْ يَسْتَبْدِلُ كُلَّمَا أَرَادَ، وَلَكِنْ لَيْسَ الْأَمْرُ كَمَا يَقُولُونَ: إِنَّ اللَّهَ عزَّوَجل أَحَلَّ لِنَبِيِّهِ صلى اللهُ عليه وآله مَا أَرَادَ مِنَ النِّسَاءِ إِلَّا مَا حَرَّمَ عَلَيْهِ فِي هَذِهِ الْآيَةِ الَّتِي فِي النِّسَاءِ.2 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَيْدٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ:پس برای غیر پیامبر خدا بخشش حلال نیست، مگر با مهریّه و این است معنای فرمایش خداوند متعال که می فرماید: «وزن با ایمانی که خود را به پیامبر می بخشد».گفتم: به نظر شما معنای این آیه چگونه است که می فرماید «موعد»هر کدام از همسرانت را بخواهی می توانی به تأخیر اندازی و هر کدام را بخواهی نزد خود جای دهی».حضرت فرمود: هر کدام را که فرا خواند به ازدواج خود درآورده و هر کس را که تأخیر اندازد با او ازدواج نکرده است.گفتم: معنای فرمایش پروردگار که می فرماید: «بعد از این دیگر زن برای تو حلال نیست، چیست؟»فرمود: منظور خداوند از این تحریم، زنانی است که در آیه بر پیامبر صلى اللهُ عليه وآله حرام کرده، آنجا که می فرماید: «برای شما مادر انتان، دختران و خواهر ان... حرام شده است».اگر حقیقت امر همان باشد که اینها می گویند، البتّه برای شما چیزی حلال می شد که برای پیامبر حلال نبود که لازمۀ سخن آنان این است که شما می توانید همسرانتان را هر که بخواهید عوض کنید. امّا حقیقت امر چنین نیست که آنها می گویند. خداوند متعال برای پیامبرش هر زنی را که بخواهد حلال کرد، مگر زنانی که در این آیه بر پیامبر صلى اللهُ عليه وآله حرام شدند.2 - ابابصیر می گوید:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنْ قَوْلِ اللهِ عزَّوَجَل:(لا يَحِلُّ لَكَ النِّسَاءُ مِنْ بَعْدُ وَ لَا أَنْ تَبَدَّلَ بِهِنَّ مِنْ أَزْوَاجِ وَ لَوْ أَعْجَبَكَ حُسْنُهُنَّ إِلَّا مَا مَلَكَتْ يَمِينُكَ.)فَقَالَ: أَرَاكُمْ وَأَنْتُمْ تَزْعُمُونَ أَنَّهُ يَحِلُّ لَكُمْ مَا لَمْ يَحِلُّ لِرَسُولِ اللَّهِ صلى اللهُ عليه وآله وَ قَدْ أَحَلَّ اللهُ تَعَالَى لِرَسُولِهِ صلى اللهُ عليه وآله أَن يَتَزَوَّجَ مِنَ النِّسَاءِ مَا شَاءَ، إِنَّمَا قَالَ: (لَا يَحِلُّ لَكَ النِّسَاءُ مِنْ بَعْدِ الَّذِي حَرَّمَ عَلَيْكَ قَوْلُهُ: (حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهَاتُكُمْ وَبَنَاتُكُمْ) ... إِلَى آخِرِ الْآيَةِ.)3 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيَّ الْوَشَّاءِ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاج وَ مُحَمَّدِ بْنِ حُمْرَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السّلام قَالَا:سَأَلْنَا أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام كَمْ أُحِلَّ لِرَسُولِ اللهِ صلى اللهُ عليه وآله مِنَ النِّسَاء؟قَالَ مَا شَاءَ يَقُولُ بِيَدِهِ هَكَذَا وَ هِيَ لَهُ حَلالٌ يَعْنِي يَقْبِضُ يَدَهُ.4 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ عَبْدِ الْكَرِيمِ بْنِ عَمْرٍو عَنْ أَبِي بَكْرِ الْحَضْرَمِي عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام فِي قَوْلِ اللَّهِ عزَّوَجل لِنَبِيِّهِ صلى اللهُ عليه وآله:از امام صادق علیه السَّلام در مورد این آیه سؤال کردم که می فرماید: «بعد از این دیگر زنی بر تو حلال نیست و نمی توانی همسرانت را به همسران دیگری تبدیل کنی، گرچه زیبایی آنها تو را به شگفتی وادارد؛ مگر به صورت کنیز که در ملک تو آید».فرمود: میبینم که شما گمان می کنید که برای شما کاری که برای پیامبر حرام است حلال است و حال آن که خداوند متعال برای پیامبرش حلال کرد که با هر چند تن که بخواهد ازدواج کند. خداوند فقط فرمود: (زنان بر تو حلال نمی باشند پس از این آن زنانی که بر تو با این آیه «تحریم زنانی که حرام شد».)3 0 دجميل بن درّاج و محمد بن حمران گویند: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدیم: چه تعداد از زنان برای پیامبر حلال شد؟امام علیه السَّلام با انگشتانش اشاره نمود و فرمود: هر چه که بخواهد.4 - ابوبکر حضر می گوید: از امام باقر علیه السَّلام دربارۀ فرمایش خداوند متعال که می فرماید:

(يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَحْلَلْنَا لَكَ أَزْوَاجَكَ كَمْ أَحَلَّ لَهُ مِنَ النِّسَاءِ .)قَالَ: مَا شَاءَ مِنْ شَيْءٍقُلْتُ: [ قَوْلُهُ عزَّوجَل]: (وَ امْرَأَةٌ مُؤْمِنَةٌ إِنْ وَهَبَتْ نَفْسَهَا لِلنَّبِيِّ.)فَقَالَ: لا تَحِلُّ الْهَبَةُ إِلَّا لِرَسُولِ اللهِ صلى اللهُ عليه وآله وَأَمَّا لِغَيْرِ رَسُولِ اللَّهِ صلى اللهُ عليه وآله فَلَا يَصْلُحُ نِكَاحُ إِلَّا بِمَهْرٍ.قُلْتُ: أَرَأَيْتَ قَوْلَ اللهِ عزّوجل: (وَلَا يَحِلُّ لَكَ النِّسَاءُ مِنْ بَعْدُ.)فَقَالَ: إِنَّمَا عَنّى بِهِ لا يَحِلُّ لَكَ النِّسَاءُ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ فِي هَذِهِ الْآيَةِ: «حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهَاتُكُمْ وَبَنَاتُكُمْ وَأَخَوَاتُكُمْ وَ عَمَّاتُكُمْ وَخَالَاتُكُمْ إِلَى آخِرِهَا .)وَلَوْ كَانَ الْأَمْرُ كَمَا تَقُولُونَ كَانَ قَدْ أَحَلَّ لَكُمْ مَا لَمْ يُحِلَّ لَهُ، لِأَنَّ أَحَدَكُمْ يَسْتَبْدِلُ كُلَّمَا أَرَادَ، وَ لَكِنْ لَيْسَ الْأَمْرُ كَمَا يَقُولُونَ، إِنَّ اللهَ عزَّوَجل أَحَلَّ لِنَبِيِّهِ صلى اللهُ عليه وآله أَنْ يَنْكِحَ مِنَ النِّسَاءِ مَا أَرَادَ إِلَّا مَا حَرَّمَ عَلَيْهِ فِي هَذِهِ الْآيَةِ فِي سُورَةِ النِّسَاءِ.«ای پیامبر ما همسران تو را برای تو حلال کردیم» پرسیدم و گفتم: خداوند چند تن از زنان را برای او حلال نمود؟فرمود: هر چند که بخواهد.گفتم: پس معنای این آیه چیست که می فرماید: «زن مؤمنی که خود را به پیامبر می بخشد».فرمود: بخشش فقط برای پیامبر خدا صلى اللهُ عليه وآله بود، ولی پس برای غیر پیامبر خدا ازدواج حلال نیست، مگر با پرداخت مهریّه.گفتم: به نظر شما معنای این آیه چگونه است که می فرماید: «بعد از این دیگر زنی برای تو حلال نیست».فرمود: منظور خداوند از این تحریم، زنانی است که در آیه بر پیامبر صلى اللهُ عليه وآله حرام کرده، آنجا که می فرماید: «برای شما مادر انتان، دختران و خواهران. حرام شده است».اگر حقیقت امر همان باشد که اینها می گویند، البتّه برای شما چیزی حلال می شد که برای پیامبر حلال نبود؛ زیرا لازمۀ سخن آنان این است که شما می توانید همسرانتان را هر گاه که بخواهید عوض کنید. امّا حقیقت امر چنین نیست که آنها می گویند. خداوند متعال پیامبرش هر زنی را که بخواهد حلال کرد، مگر زنانی که در این آیه بر پیامبر صلى اللهُ عليه وآله حرام شدند.

5 - وَ عَنْهُ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَيْدٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ وَ غَيْرِهِ:فِي تَسْمِيَةِ نِسَاءِ النَّبِيِّ صلى اللهُ عليه وآله وَ نَسَبِهِنَّ وَ صِفَتِهِنَّ.عَائِشَةُ وَ حَفْصَةً وَ أَمْ حَبِيبٍ بِنْتُ أَبِي سُفْيَانَ بْنِ حَرْبٍ وَ زَيْنَبُ بِنْتُ جَحْشِ وَ سَوْدَةٌ بِنْتُ زَمْعَةَ وَ مَيْمُونَةُ بِنْتُ الْحَارِثِ، وَ صَفِيَّةٌ بِنْتُ حَيْ بْنِ أَخْطَبَ وَ أُمُّ سَلَمَةَ بِنْتُ أَبِي أُمَيَّةَ وَ جُوَيْرِيَةً بِنْتُ الْحَارِثِ .وَكَانَتْ عَائِشَةُ مِنْ تَيْمِ وَ حَفْصَةٌ مِنْ عَدِي وَ أُمُّ سَلَمَةَ مِنْ بَنِي مَخْرُومٍ وَ سَوْدَةُ وَأُمُّ. مِنْ بَنِي أَسَدِ بْنِ عَبْدِ الْعُزَّى وَ زَيْنَبُ بِنْتُ جَحْشٍ مِنْ بَنِي أَسَدٍ وَ عِدَادُهَا مِنْ بَنِي أُمَيَّةَ وَ أُمُّ حَبِيبٍ بِنْتُ أَبِي سُفْيَانَ مِنْ بَنِي أُمَيَّةَ وَ مَيْمُونَةٌ بِنْتُ الْحَارِثِ مِنْ بَنِي هِلَالٍ وَ صَفِيَّةُ بِنْتُ حَيِّ بْنِ أَخْطَبَ مِنْ بَنِي إِسْرَائِيلَ.وَ مَاتَ عَنْ تِسْع نِسَاءِ، وَكَانَ لَهُ سِوَاهُنَّ الَّتِي وَهَبَتْ نَفْسَهَا لِلنَّبِيِّ صلى اللهُ عليه وآله وَ خَدِيجَةُ بِنْتُ خُوَيْلِدِ أُمَّ وُلْدِهِ وَ زَيْنَبُ بِنْتُ أَبِي الْجَوْنِ الَّتِي خُدِعَتْ وَ الْكِنْدِيَّةُ.5 - ابابصیر و دیگران گویند:نام زنان پیامبر صلى اللهُ عليه وآله و نسب آنها و اوصافشان چنین بود:عائشه، حفصه، امّ حبیب دختر ابی سفیان بن حرب، زینب دختر جحش، سوده دختر زمعه، میمونه دختر حارث، صفیّه دختر حىّ ابن اخطب، امّ سلمه دختر ابی امیّه وجويريه دختر حارث عائشه از طائفه تیم، حفصه از طائفه عدی، امّ سلمه از طائفه بنی مخزوم، سوده از عبد العزّی، زینب دختر جحش از طائفه بنی اسد _ برخی او را از بنی امیه شمرده اند _، امّ حبیب دختر ابی سفیان از طائفه بنی امیّه، میمونه دختر حارث از طائفه بني هلال وصفيّه دختر حىّ بن اخطب از بنی اسرائیل بودند.پیامبر صلى اللهُ عليه وآله در حالی از دنیا رفت که نه داشت.و حضرتش جز این 9 همسر، زنان دیگری نیز داشت که خود را به پیامبر اکرم صلى اللهُ عليه وآله بخشیده بودند. هم چنین حضرت خدیجه علیها السَّلام دختر خویلد _ که مادر فرزندان پیامبر بودند _ و زینب دختر ابی الجون کندی که (از طرف عائشه و حفصه مورد نیرنگ واقع شد.)

6 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام:أَنَّ رَسُولَ اللهِ صلّى اللهُ عليه وآله لَمْ يَتَزَوَّجْ عَلَى خَدِيجَةَ علیها السَّلام.7 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ سَلَمَةَ بْنِ الْخَطَّابِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ يَقْطِينِ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَيْدٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ أَبِي يَحْيَى عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:تَزَوَّجَ رَسُولُ اللهِ صلّى اللهُ عليه وآله أُمَّ سَلَمَةَ، زَوْجَهَا إِيَّاهُ عُمَرُ بْنُ أَبِي سَلَمَةَ وَ هُوَ صَغِيرٌ لَمْ يَبْلُغَ الْحُلُمَ.8 - أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْعَاصِمِيُّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطِ عَنْ عَمِّهِ يَعْقُوبَ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:قُلْتُ لَهُ: أَ رَأَيْتَ قَوْلَ اللَّهِ عزَّوجَل: (وَلَا يَحِلُّ لَكَ النِّسَاءُ مِنْ بَعْدُ.)6 - حلبی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: پیامبر خدا صلّى اللهُ عليه وآله روی حضرت خدیجه علیها السَّلام همسر دیگری اختیار نفرمود.7 - ابراهيم بن ابی یحیی می گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:رسول خدا صلّى اللهُ عليه وآله با ام سلمه ازدواج کرد که عمر بن ابی سلمه - که بچّه صغری بود و به سن بلوغ نرسیده بود _ او را به عقد پیامبر صلّى اللهُ عليه وآله در آورد.8 - ابا بصیر گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم: نظر شما دربارۀ این آیۀ شریفه که می فرماید: «بعد از این هیچ زنی بر تو حلال نیست» چیست؟

فَقَالَ: إِنَّمَا لَمْ يَحِلُّ لَهُ النِّسَاءُ الَّتِي حَرَّمَ اللهُ عَلَيْهِ فِي هَذِهِ الْآيَةِ: (حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهَاتُكُمْ وَبَنَاتُكُمْ فِي هَذِهِ الْآيَةِ كُلِّهَا، وَلَوْ كَانَ الْأَمْرُ كَمَا يَقُولُونَ لَكَانَ قَدْ أَحَلَّ لَكُمْ مَا لَمْ يُحِلَّ لَهُ هُوَ ، لأَنَّ أَحَدَكُمْ يَسْتَبْدِلُ كُلَّمَا أَرَادَ ، وَ لَكِنْ لَيْسَ الْأَمْرُ كَمَا يَقُولُونَ، أَحَادِيثُ آلِ مُحَمَّدٍ صلّى اللهُ عليه وآله خِلافُ أَحَادِيثِ النَّاسِ، إِنَّ اللَّهَ لا أَحَلَّ لِنَبِيِّهِ صلّى اللهُ عليه وآله أَنْ يَنْكِحَ مِنَ النِّسَاءِ مَا أَرَادَ إِلَّا مَا حَرَّمَ عَلَيْهِ فِي سُورَةِ النِّسَاءِ فِي هَذِهِ الْآيَةِ.)### بخش پنجاه و ششم#### حکم ازدواج بدون اذن ولی(56 بَابُ التَّزْوِيجِ بِغَيْرِ وَلِي)1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أَذَيْنَةَ عَنِ الْفُضَيْلِ بْنِ يَسَارٍ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِم وَ زُرَارَةَ بْنِ أَعْيَنَ وَ بُرَيْدِ بْنِ مُعَاوِيَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:الْمَرْأَةُ الَّتِي قَدْ مَلَكَتْ نَفْسَهَا غَيْرَ السَّفِيهَةِ وَلا الْمُوَلَّى عَلَيْهَا، إِنَّ تَزْوِيجَهَا بِغَيْرِ وَلِى جَائِزٌفرمود: فقط زنانی را که خدا در این آیه: «مادرانتان، دختران و... حرام هستند» بر پیامبر صلّى اللهُ عليه وآله حرام نمود. و اگر ماجرا آن گونه بود که می گویند برای شما چیزی حلال می شود که برای پیامبر صلّى اللهُ عليه وآله حرام بود که آن این است که هر کدام از شما هرگاه اراده کند می تواند همسرانش را عوض کند.امّا این قضیه آن طور که آنان میگویند نیست. احادیث آل محمد صلّى اللهُ عليه وآله خلاف احادیث مردم است. خداوند متعال برای پیامبرش صلّى اللهُ عليه وآله حلال نمود که هر کدام از زنان را که بخواهد به عقد خود در آورد به جز زنانی که در آیۀ سورۀ نساء بر ایشان حرام نمود.بخش پنجاه و ششم: حکم ازدواج بدون اذن ولی1 - فضيل بن يسار، محمد بن مسلم، زراره و برید بن معاویه گویند: امام باقر علیه السَّلام فرمود:زنی که صاحب اختیار خود باشد، در صورتی که سفیه نیست و سرپرستی بر او نباشد، خودش می تواند ازدواج کند.

2 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِقٍ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِي مَرْيَمَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: الْجَارِيَةُ الْبِكْرُ الَّتِي لَهَا أَبْ لَا تَتَزَوَّجُ إِلَّا بِإِذْنِ أَبِيهَا.وَ قَالَ: إِذَا كَانَتْ مَالِكَةً لِأَمْرِهَا تَزَوَّجَتْ مَتَى شَاءَتْ.3 - أَبَانُ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السّلام قَالَ:تَزَوَّجُ الْمَرْأَةُ مَنْ شَاءَتْ إِذَا كَانَتْ مَالِكَةً لِأَمْرِهَا، فَإِنْ شَاءَتْ جَعَلَتْ وَلِيّاً.4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنْ عُمَرَ بْنِ أَبَانِ الْكَلْبِيُّ عَنْ مَيْسَرَةَ قَالَ:قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: أَلْقَى الْمَرْأَةَ بِالْفَلَاةِ الَّتِي لَيْسَ فِيهَا أَحَدٌ فَأَقُولُ لَهَا: لَكِ زَوْجٌ فَتَقُولُ: لَا، فَأَتَزَوَّجُهَا؟قَالَ: نَعَمْ، هِيَ الْمُصَدَّقَةُ عَلَى نَفْسِهَا.2 - ابو مریم گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:دختر باکره ای که پدر دارد جز با اجازه پدرش نمی تواند ازدواج کند.هم چنین فرمود: اگر دختر باکره صاحب اختیار امرش باشد می تواند هر وقت خواست ازدواج کند.3- عبدالرحمان بن ابی عبدالله گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:زن با هر کس که بخواهد میت واند ازدواج کند در صورتی که صاحب اختیار خود باشد و اگر بخواهد می تواند کسی را ولی خود قرار دهد.4 - میسره گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم: در بیابانی بی آب وگیاه، زنی را می بینم که همراهی ندارد، می پرسم: آیا شوهر داری؟ او می گوید: نه، آیا می توانم با او ازدواج کنم؟فرمود: آری، او در مورد خودش مورد تأیید و تصدیق است.

5 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْحَلَبِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام أَنَّهُ قَالَ: فِي الْمَرْأَةِ النَّيْبِ تَخْطُبُ إِلَى نَفْسِهَا.قَالَ: هِيَ أَمْلَكَ بِنَفْسِهَا تُوَلِّي أَمْرَهَا مَنْ شَاءَتْ إِذَا كَانَ كُفْواً بَعْدَ أَنْ تَكُونَ قَدْ نَكَحَتْ رَجُلاً قَبْلَهُ.6 - أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ زِيَادٍ قَالَ:قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: الْمَرْأَةُ النَّيِّبُ تَخْطُبُ إِلَى نَفْسِهَا.قَالَ : هِيَ أَمْلَكَ بِنَفْسِهَا تُوَلِّي أَمْرَهَا مَنْ شَاءَتْ إِذَا كَانَ لَا بَأْسَ بِهِ بَعْدَ أَنْ تَكُونَ قَدْ نَكَحَتْ زَوْجاً قَبْلَ ذَلِكَ.7 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَبْدِ الْعَزِيزِ الْعَبْدِي عَنْ عُبَيْدِ بْنِ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:5 - حلبی گوید: امام صادق علیه السَّلام دربارۀ زن بیوه ای که به سوی خود می خواند، فرمود:او صاحب اختیار خود می باشد. اختیار خود را به هر کس که می خواهد می سپارد، در صورتی که هم شأنش باشد، البته در صورتی که پیش از آن با مرد دیگری ازدواج نموده باشد.6 - نظیر این روایت را حسن بن زیاد از امام صادق علیه السَّلام نقل می کند.1 - عبید بن زراره گوید:

سَأَلْتُهُ عَنْ مَمْلُوكَةٍ كَانَتْ بَيْنِي وَبَيْنَ وَارِثٍ مَعِي فَأَعْتَقْنَاهَا وَ لَهَا أَخٌ غَائِبٌ وَ هِيَ بِكْرٌ ، أَيَجُوزُ لِي أَنْ أَتَزَوَّجَهَا أَوْ لَا يَجُوزُ إِلَّا بِأَمْرِ أَخِيهَا؟قَالَ: بَلَى يَجُوزُ ذَلِكَ أَنْ تَزَوَّجَهَا.قُلْتُ: أَ فَأَتَزَوْجُهَا إِنْ أَرَدْتُ ذَلِكَ؟قَالَ: نَعَمْ8 - أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ رِئَابٍ عَنْ زُرَارَةَ بْنِ أَعْيَنَ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السَّلام يَقُولُ:لا يَنْقُصُ النِّكَاحَ إِلَّا الْأَبُ.به امام صادق علیه السَّلام گفتم: کنیز باکره ای بین من و وارث دیگری مشترک بود. ما هر دو او را آزاد کردیم. او برادری دارد که غایب است. آیا می توانم با او ازدواج کنم؟ یا باید از برادرش کسب تکلیف کنم؟فرمود: آری. می توانی با او ازدواج کنی.گفتم: پس اگر مایل باشم، می توانم با او ازدواج کنم؟فرمود: آری.8 - زراره گوید: از امام باقر علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:جز پدر دختر، کسی نمی تواند ازدواج را باطل کند.

### بخش پنجاه و هفتم#### حکم ادواج دوشیزگان و دختران(57 بَابُ اسْتِيَمارِ الْبِكْرِ وَ مَنْ يَجِبُ عَلَيْهِ اسْتِيَمَارُهَا وَ مَنْ لا يَجِبُ عَلَيْهِ)1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ عَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنِ ابْنِ أَبِي يَعْفُورٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:لا تَزَوَّجُ ذَوَاتُ الْآبَاءِ مِنَ الْأَبْكَارِ إِلَّا بِإِذْنِ آبَائِهِنَّ.2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السَّلام قَالَ:لا تُسْتَأْمَرُ الْجَارِيَةُ إِذَا كَانَتْ بَيْنَ أَبَوَيْهَا لَيْسَ لَهَا مَعَ الْأَبِ أَمْرٌ.وَ قَالَ: يَسْتَأْمِرُهَا كُلُّ أَحَدٍ مَا عَذَا الْأَبَ.3 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ دَاوُدَ بْنِ سِرْحَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام فِي رَجُلٍ يُرِيدُ أَنْ يُزَوِّجَ أُخْتَهُ.بخش پنجاه و هفتم: حکم ازدواج دوشیزگان و دختران1 - ابن ابی یعفور گوید: امام صادق الله فرمود:دختران دوشیزه، بدون اجازه پدر حق ازدواج ندارند.2 - محمّد بن مسلم گوید: امام (باقر یا امام صادق علیهما السَّلام فرمود:)از دختری که پدر و مادر دارد نمی توان کسب تکلیف کرد؛ زیرا با وجود پدر، اختیاری ندارد.و فرمود: هر کس که بخواهد دختری را شوهر دهد باید از او اجازه بگیرد، جز پدر دختر.3 - داوود ابن سرحان گوید: امام صادق علیه السَّلام درباره مردی که قصد داشت خواهرش را به عقد دیگری در آورد، فرمود:

قَالَ: يُؤَامِرُهَا فَإِنْ سَكَتَتْ فَهُوَ إِقْرَارُهَا وَإِنْ أَبَتْ لَمْ يُزَوِّجْهَا، وَإِنْ قَالَتْ: زَوِّجُنِي فُلاناً فَلْيُزَوِّجْهَا مِمَّنْ تَرْضَى، وَ الْيَتِيمَةُ فِي حِجْرِ الرَّجُلِ لَا يُزَوِّجْهَا إِلَّا بِرِضَاهَا.4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام فِي الْجَارِيَةِ يُزَوِّجُهَا أَبُوهَا بِغَيْرِ رِضًا مِنْهَا.قَالَ: لَيْسَ لَهَا مَعَ أَبِيهَا أَمْرٌ إِذَا أَنْكَحَهَا جَازَ نِكَاحُهُ، وَإِنْ كَانَتْ كَارِهَةٌ.قَالَ: وَ سُئِلَ عَنْ رَجُلٍ يُرِيدُ أَنْ يُزَوِّجَ أُخْتَهُ.قَالَ: يُؤَامِرُهَا، فَإِنْ سَكَتَتْ فَهُوَ إِقْرَارُهَا وَإِنْ أَبَتْ لَمْ يُزَوِّجْهَا.5 - حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ أَبَانِ عَنْ فَضْلِ بْنِ عَبْدِ الْمَلِكِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:لا تُسْتَأْمَرُ الْجَارِيَةُ الَّتِي بَيْنَ أَبَوَيْهَا إِذَا أَرَادَ أَبُوهَا أَنْ يُزَوِّجَهَا هُوَ أَنْظَرُ لَهَا، وَ أَمَّا النَّيْبُ فَإِنَّهَا تُسْتَأْذَنُ وَإِنْ كَانَتْ بَيْنَ أَبَوَيْهَا إِذَا أَرَادَا أَنْ يُزَوِّجَاهَا.با او مشورت کند، اگر ساکت شد؛ نشان رضایت اوست و اگر دختر رد کرد او را به عقد در نمی آورد. و اگر خواهرش گفت: مرا به عقد فلانی در بیاور، او باید به عقد فلانی در بیاورد.و دختر یتیمی که بر عهده مردی است جایز نیست او را به عقد در بیاورد مگر با رضایت دختر.4 - حلبی گوید: امام صادق علیه السَّلام دربارۀ دختری که پدرش او را بدون رضایتش تزویج می کند، فرمود:دختر در برابر پدر اختیاری ندارد، اگر او را به عقد کسی در آورد، چنین عقدی جایز است حتی اگر دختر راضی نباشد.هم چنین از حضرتش علیه السَّلام دربارۀ مردی که می خواهد خواهرش را به عقد دیگری در بیاورد پرسیدند؟امام علیه السَّلام فرمود: با او مشورت می کند، اگر ساکت شد، نشان اقرار است و اگر قبول نکرد، پس تزویج او جایز نیست.5 - فضل بن عبدالملک گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:هرگاه دختری که پدر و مادر دارد و پدرش بخواهد او را شوهر بدهد، نباید از دختر كسب تکلیف کند؛ (چرا که پدرش به سرنوشت او بیناتر است. اّما اگر زن بیوه باشد باید به هنگام شوهر دادن از او کسب اجازه نمایند، گر چه تحت سرپرستی پدر و مادرش باشد.)

6 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الصَّلْت قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ الرَّضَا علیه السَّلام عَنِ الْجَارِيَةِ الصَّغِيرَةِ يُزَوِّجُهَا أَبُوهَا أَلِهَا أَمْرٌ إِذَا بَلَغَتْ؟قَالَ: لَا، لَيْسَ لَهَا مَعَ أَبِيهَا أَمْرٌ.قَالَ: وَ سَأَلْتُهُ عَنِ الْبِكْرِ إِذَا بَلَغَتْ مَبْلَغَ النِّسَاءِ أَلِهَا مَعَ أَبِيهَا أَمْرٌ؟قَالَ: لا لَيْسَ لَهَا مَعَ أَبِيهَا أَمْرٌ مَا لَمْ تَكْبَرُ.7 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ الْأَشْعَرِيُّ قَالَ:كَتَبَ بَعْضُ بَنِي عَمِّي إِلَى أَبِي جَعْفَرِ الثَّانِي : مَا تَقُولُ فِي صَبِيَّةٍ زَوْجَهَا عَمُّهَا فَلَمَّا كَبِرَتْ أَبَتِ التَّزْوِيجَ؟فَكَتَبَ بِخَطِّهِ: لا تُكْرَهُ عَلَى ذَلِكَ وَ الْأَمْرُ أَمْرُهَا.6 - عبد الله بن صلت گوید: از امام رضا علیه السَّلام پرسیدم: دختر کوچکی که پدرش او را شوهر می دهد آیا می تواند به هنگام بلوغ مخالفت کند؟فرمود: نه، دختر با وجود پدر اختیاری ندارد.ابن صلت گوید: از حضرتش درباره دختری باکره بالغ پرسیدم آیا برابر پدرش اختیاری دارد؟فرمود: نه، با وجود پدر اختیاری ندارد، مادامی که به سن کمال نرسیده باشد.7 - محمد بن حسن اشعری گوید: پسر عموی من طی نامه ای به امام جواد علیه السَّلام نوشت:نظر شما درباره دختر نابالغی که به وسیلهٔ عمویش شوهر داده شد و اینک که بالغ شده از ازدواج با این شوهر خودداری می کند، چیست؟امام جواد علیه السَّلام اما به خط خود نوشت: حق ندارند که دختر را به این ازدواج مجبور کنند؛ اختیار با خود اوست.

مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ قَالَ:قَالَ أَبُو الْحَسَنِ علیه السَّلام فِي الْمَرْأَةِ الْبِكْرِ إِذْنَّهَا صُمَاتُهَا، وَ التَّيْبِ أَمْرُهَا إِلَيْهَا.9 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ بْنِ بَزِيعٍ قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السَّلام عَنِ الصَّبِيَّةِ يُزَوِّجُهَا أَبُوهَا ثُمَّ يَمُوتُ وَ هِيَ صَغِيرَةٌ فَتَكْبَرُ قَبْلَ أَنْ يَدْخُلَ بِهَا زَوْجُهَا أَ يَجُوزُ عَلَيْهَا التَّزْوِيجُ أَوِ الْأَمْرُ إِلَيْهَا؟قَالَ: يَجُوزُ عَلَيْهَا تَزْوِيجُ أَبِيهَا.### بخش پنجاه و هفتم#### اختلاف پدربزرگ و پدر در ازدواج دختر(58 بَابُ الرَّجُلُ يُرِيدُ أَنْ يُزَوِّجَ ابْنَتَهُ وَيُرِيدُ أَبُوهُ أَنْ يُزَوِّجَهَا رَجُلاً آخَرَ)1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ عُبَيْدِ بن زُرَارَةَ قَالَ:8 - احمد بن محمّد بن ابی نصر گوید: امام کاظم علیه السَّلام فرمود:سکوت دوشیزگان رخصت شفاهی تلقّی می شود، و زن بیوه، اختیار با خودش است.9 - محمّد بن اسماعیل بن بزيع گوید: به امام کاظم علیه السَّلام گفتم: دختر نابالغی به وسیلهٔ پدرش شوهر داده می شود، و بعد، پدر می میرد در حالی که دختر هنوز بالغ نشده است. موقعی که این دختر بالغ می شود و هنوز به خانه زفاف نرفته باشد، آیا تزویج پدر قاطعیّتدارد، یا این که اختیار رد و قبول ازدواج، با خود دختر است؟فرمود: تزویج پدر قاطعیّت دارد و باید تسلیم شود.بخش پنجاه و هشتم: اختلاف پدر بزرگ و پدر در ازدواج دختر1 - عبید بن زراره گوید:

قلت لأبي عبد الله علیه السَّلام: الْجَارِيَةُ يُرِيدُ أبوهَا أَنْ يُزَوِّجَهَا مِنْ رَجُلٍ وَ يُرِيدُ جَدُّهَا أَنْ يُزَوِّجَهَا مِنْ رَجُلٍ آخَرَ.فَقَالَ: الْجَدُّ أَوْلَى بِذَلِكَ مَا لَمْ يَكُنْ مُضَارّاً إِنْ لَمْ يَكُنِ الْأَبُ زَوَّجَهَا قَبْلَهُ، وَ يَجُوزُ عَلَيْهَا تَزْوِيجُ الْأَبِ وَ الْجَدِّ.2 - أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ عَلاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السَّلام قَالَ:إِذَا زَوَّجَ الرَّجُلُ ابْنَةَ ابْنِهِ فَهُوَ جَائِزٌ عَلَى ابْنِهِ وَ لَابْنِهِ أَيْضاً أَنْ يُزَوِّجَهَا.فَقُلْتُ: فَإِنْ هَوِيَ أَبُوهَا رَجُلاً وَ جَدُّهَا رَجُلاً.فَقَالَ: الْجَدُّ أَوْلَى بِنِكَاحِهَا.3 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ أَبِي الْمَغْرَاءِ عَنْ عُبَيْدِ بْنِ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:به امام صادق علیه السَّلام گفتم: اگر پدر دختر، دامادی را انتخاب کند و پدربزرگ دختر داماد دیگری را، تکلیف دختر چه خواهد بود؟فرمود: اگر پدربزرگ، قصد ضرری نداشته باشد اولویّت با اوست، در صورتی که پدر دختر قبلاً او را شوهر نداده باشد. و تزویج پدر و پدربزرگ هر دو بر دختر قاطعیّت دارد.2 - محمّد بن مسلم گوید: امام (باقر یا امام صادق علیهما السَّلام فرمود:)اگر مردی دختر پسرش را شوهر بدهد ، بر پسرش لازم است که ازدواج آنان را بپذیرد.البته پدر نیز می تواند دختر خود را شوهر بدهد.گفتم: اگر پدر دختر جوانی را به دامادی بپسندد و پدر بزرگ دختر، جوان دیگری را شایسته بداند، تکلیف دختر چیست؟آن فرمود: پدر بزرگ دختر به انتخاب شوهر اولویّت دارد.3 - عبید بن زراره گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

إِنِّي لَذَاتَ يَوْمٍ عِنْدَ زِيَادِ بْنِ عُبَيْدِ اللَّهِ الْحَارِثِيِّ إِذْ جَاءَ رَجُلٌ يَسْتَعْدِي عَلَى أَبِيهِ، فَقَالَ: أَصْلَحَ اللهُ الْأَمِيرَ! إِنَّ أَبِي زَوَّجَ ابْنَتِي بِغَيْرِ إِذْنِي.فَقَالَ زِيَادٌ لِجُلَسَائِهِ الَّذِينَ عِنْدَهُ: مَا تَقُولُونَ فِيمَا يَقُولُ هَذَا الرَّجُلُ؟قَالُوا: نِكَاحُهُ بَاطِلٌ.قَالَ: ثُمَّ أَقْبَلَ عَلَيَّ فَقَالَ: مَا تَقُولُ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ!فَلَمَّا سَأَلَنِي أَقْبَلْتُ عَلَى الَّذِينَ أَجَابُوهُ فَقُلْتُ لَهُمْ: أَلَيْسَ فِيمَا تَرْوُونَ أَنْتُمْ عَنْ رَسُولِ اللهِ صلّى اللهُ عليه وآله أَنَّ رَجُلاً جَاءَ يَسْتَعْدِيهِ عَلَى أَبِيهِ فِي مِثْلِ هَذَا، فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ صلّى اللهُ عليه وآله: أَنْتَ وَ مَالُكَ لِأَبِيكَ؟قَالُوا: بَلَى.فَقُلْتُ لَهُمْ: فَكَيْفَ يَكُونُ هَذَا وَ هُوَ وَ مَالُهُ لِأَبِيهِ وَ لَا يَجُوزُ نِكَاحُهُ [عَلَيْهِ]؟قَالَ: فَأَخَذَ بِقَوْلِهِمْ وَ تَرَكَ قَوْلِي.روزی نزد زیاد بن عبیدالله حارثی بودم، در همان حال مردی آمد و علیه پدرش شکایت کرد و گفت: خداوند کارهای امیر را اصلاح کند! پدرم دخترم را بدون اجازه من به عقد جوانی در آورده است.زیاد بن عبیدالله به اطرافیانش گفت: درباره سخن این مرد چه می گویید؟همه گفتند: عقدش باطل است.سپس زیاد بن عبیدالله به من رو کرد و گفت: شما چه می گویید ای ابا عبدالله؟هنگامی که از من سؤال کرد به آنهایی که جواب داده بودند رو کردم و گفتم: آیا در روایت هایی که از پیامبر خدا صلّى اللهُ عليه وآله نقل کنید چنین نیست که روزی مردی نزد رسول خدا صلّى اللهُ عليه وآله آمد در حالی که از پیامبر صلّى اللهُ عليه وآله بر علیه پدرش مانند همین جریان شکوه کرد؟ پس رسول الله صلّى اللهُ عليه وآله فرمود: تو و اموالت از آن پدرت هستی؟ اطرافیان زیاد بن عبیدالله گفتند: آری.امام صادق علیه السَّلام فرمود: گفتم: پس این چگونه است در حالی که او و اموالش از آن پدرش می باشد، اما عقد پدرش (بر او لازم نیست؟!)امام فرمود: اما زیاد بن عبیدالله به قول آنها عمل کرد و قول مرا ترک کرد.

4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ [جميعاً] عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ وَ مُحَمَّدِ بْنِ حَكِيمٍ عَنْ أَبِي اللهِ علیه السَّلام قَالَ:إِذَا زَوَّجَ الْأَبُ وَ الْجَدُّ كَانَ التَّزْوِيجُ لِلْأَوَّلِ، فَإِنْ كَانَ جَمِيعاً فِي حَالٍ وَاحِدَةٍ فَالْجَدُّ أَوْلَى.5 - حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ أَبَانِ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ عَبْدِ الْمَلِكِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:إِنَّ الْجَدَّ إِذَا زَوَّجَ ابْنَةَ ابْنِهِ وَ كَانَ أَبُوهَا حَيَّا وَكَانَ الْجَدُّ مَرْضِيّاً جَازَ.قُلْنَا : فَإِنْ هَوِيَ أَبُو الْجَارِيَةِ هَوَى وَ هَوِيَ الْجَدُّ. هَوَى وَ هُمَا سَوَاءٌ فِي الْعَدْلِ وَ الرِّضَا.قَالَ: أَحَبُّ إِلَيَّ أَنْ تَرْضَى بِقَوْلِ الْجَدِّ.6 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ دَاوُدَ بْنِ الْحُصَيْنِ عَنْ أَبِي الْعَبَّاسِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:4 - هشام بن سالم و محمّد بن حکیم گویند: امام صادق علیه السَّلام فرمود:اگر پدر، دختر خود را برای کسی عقد کند، و پدر بزرگ همان دختر را برای دیگری عقد کند، آن عقدی رسمیّت دارد که زودتر انجام گرفته باشد. و اگر پدر و پدربزرگ هر دو در یک زمان صیغۀ عقد را جاری کنند، عقد پدر بزرگ اولویّت است .5 - فضل بن عبدالملک گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:اگر در حال زنده بودن پدر دختر، پدر بزرگ نوۀ خود را شوهر بدهد، عقد ازدواج رسمی است با این شرط که پدر بزرگ از نظر اجتماعی، شایسته و صالح باشد.گفتیم: اگر پدر دختر، جوانی را در نظر بگیرد و پدر بزرگ دختر، جوان دیگری را؛ در حالی که پدر و پدربزرگ از نظر عدالت و شایستگی یکسان باشند تکلیف دختر چه خواهد بود؟فرمود: من دوست دارم دختر به پیشنهاد پدر بزرگش رضا بدهد.6 - ابی عبّاس گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

إِذَا زَوَّجَ الرَّجُلُ فَأَبَى ذَلِكَ وَالِدُهُ ، فَإِنَّ تَزْوِيجَ الْأَبِ جَائِزٌ وَ إِنْ كَرِهَ الْجَدُّ ، لَيْسَ هَذَا مِثْلَ الَّذِي يَفْعَلُهُ الْجَدُّ ثُمَّ يُرِيدُ الْأَبُ أَنْ يَرُدَّهُ.### بخش پنجاه و نهم#### ازدواج با دو ولی غیر پدر و پدربزرگ(59 بَابُ الْمَرْأَةِ يُزَوِّجُهَا وَلِيَّانِ غَيْرُ الْأَبِ وَ الْجَدِّ كُلُّ وَاحِدٍ مِنْ رَجُلٍ آخَرَ)1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَيْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ قَيْسٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام قَالَ:قَضَى أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام فِي امْرَأَةٍ أَنْكَحَهَا أَخُوهَا رَجُلاً ثُمَّ أَنْكَحَتْهَا أُمُّهَا بَعْدَ ذَلِكَ رَجُلاً وَ خَالُهَا أَوْ أَخٌ لَهَا صَغِيرٌ فَدُخِلَ بِهَا فَحَبِلَتْ فَاحْتَكَمَا فِيهَا فَأَقَامَ الْأَوَّلُ الشُّهُودَ؛ فَأَلْحَقَهَا بِالْأَوَّلِ وَ جَعَلَ لَهَا الصَّدَاقَيْنِ جَمِيعاً وَ مَنَعَ زَوْجَهَا الَّذِي حُقَّتْ لَهُ أَنْ يَدْخُلَ بِهَا حَتَّى تَضَعَ حَمْلَهَا ثُمَّ أَلْحَقَ الْوَلَدَ بِأَبِيهِ.اگر مردی دخترش را عقد کند و پدرش مخالفت نماید در چنین حالتی عقد پدر جایز است، گرچه پدر بزرگ راضی نباشد و این چنین نیست که پدربزرگ دختر را تزویج کند بعد پدر مخالفت نماید.بخش پنجاه و نهم: ازدواج با دو ولی غیر پدر و پدر بزرگ1 - محمّد بن قیس گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:حضرت امیر مؤمنان علی علیه السَّلام درباره دختری که برادرش او را به عقد مردی در آورده و پس از آن مادرش او را به عقد شخص دیگری درآورد در حالی که دختر، یک دایی یا برادر کوچک داشت (که با وجود مادر، ولایتی ندارند پس شوهر دوم؛ دختر همبستر شد و او حامله شد. پس دو شوهر محاکمه نمودند، شوهر اول شاهد آورد، چنین قضاوت نمود: زن را به شوهر اول داد و برای زن دو مهریه قرار داد (که دو شوهر به او بپردازند) و شوهر اول را منع نمود که پیش از وضع حمل زن با او همبستر شود، سپس فرزند را به پدرش (شوهر دوم) داد.)

2 - أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَّانَ جَمِيعاً عَنْ صَفْوَانَ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ وَلِيدِ بَيَّاعِ الْأَسْفَاطِ قَالَ:سُئِلَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام وَ أَنَا عِنْدَهُ عَنْ جَارِيَةٍ كَانَ لَهَا أَخَوَانِ زَوْجَهَا الْأَكْبَرُ بِالْكُوفَةِ وَ زَوَّجَهَا الْأَصْغَرُ بِأَرْضِ أُخْرَى.قَالَ: الْأَوَّلُ بِهَا أَوْلَى إِلَّا أَنْ يَكُونَ الْآخَرُ قَدْ دَخَلَ بِهَا، فَإِنْ دَخَلَ بِهَا فَهِيَ امْرَأَتُهُ وَ نِكَاحُهُ جَائِزٌ.3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ بْنِ بَزِيعٍ قَالَ:سَأَلَهُ رَجُلٌ عَنْ رَجُلٍ مَاتَ وَ تَرَكَ أَخَوَيْنِ وَ الْبِنْتَ وَ الْإِبْنَةُ صَغِيرَةٌ فَعَمَدٌ أَحَدٌ الْأَخَوَيْنِ الْوَصِيُّ فَزَوَّجَ الإِبْنَةَ مِنِ ابْنِهِ ثُمَّ مَاتَ أَبُو الْإِبْنِ الْمُزَوَّجِ فَلَمَّا أَنْ مَاتَ قَالَ الْآخَرُ أَخِي لَمْ يُزَوِّجُ ابْنَهُ فَزَوَّجَ الْجَارِيَةَ مِنِ ابْنِهِ .فَقِيلَ لِلْجَارِيَةِ : أَيُّ الزَّوْجَيْنِ أَحَبُّ إِلَيْكِ الْأَوَّلُ أَوِ الْآخَرُ؟قَالَتِ : الْآخَرُ.2 - وليد بتّاع الاسقاط گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدند: درباره دختری که دو تا برادر دارد برادر بزرگ او را در کوفه به عقد مردی در می آورد و برادر کوچک او را در سرزمینی دیگر به عقد در می آورد.امام فرمود: مرد اوّلی که در کوفه با او عقد بسته شده ارجح تر از دوّمی است. مگر آن که دوّمی با آن همبستر شده باشد و اگر دومی دخول کرده باشد پس زن او می شود و این نکاح صحيح است.3 - اسماعیل بن بزیع گوید:مردی از امام علیه السَّلام سؤال کرد: مردی فوت کرد و از خود یک دختر کوچک و دو برادر به جای گذارد. یکی از دو برادر (که عموی دختر می باشند وصی را وادار کرد که دخترک را عقد او درآورد. سپس همین برادر مرد و پس از مرگش برادر دیگر گفت: برادرم پسرش را به عقد دختر در نیاورده بود. سپس دختر را به عقد خود در آورد و به دختر گفت: کدامیک از شوهرانت را بیشتر دوست داری؟ اولی یا دومی؟)دختر جواب داد: دومی.

ثُمَّ إِنَّ الْأَخَ الثَّانِيَ مَاتَ وَلِلْأَخِ الْأَوَّلِ ابْنُ أَكْبَرُ مِنَ الْإِبْنِ الْمُزَوَّجِ، فَقَالَ لِلْجَارِيَةِ : اخْتَارِي أَيُّهُمَا أَحَبُّ إِلَيْكِ الزَّوْجُ الْأَوَّلُ أَوِ الزَّوْجُ الْآخَرُ؟فَقَالَ: الرَّوَايَةُ فِيهَا أَنَّهَا لِلزَّوْجِ الْأَخِيرِ ، وَ ذَلِكَ أَنَّهَا [ تَكُونُ ] قَدْ كَانَتْ أَدْرَكَتْ حِينَ زَوَّجَهَا وَ لَيْسَ لَهَا أَنْ تَنْقُضَ مَا عَقَدَتْهُ بَعْدَ إِدْرَاكِهَا.### بخش شصتم#### حکم زنی که امر ازدواجش را به کسی می سپارد تا او را عقد شخص مورد نظرش درآورد اما او فرد دیگری را به ازدواج او درمی آورد...(60 بَابُ الْمَرْأَةِ تُوَلِّي أَمْرَهَا رَجُلاً لِيُزَوِّجَهَا مِنْ رَجُلٍ فَزَوَّجَهَا مِنْ غَيْرِهِ)1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام.فِي امْرَأَةٍ وَلَّتْ أَمْرَهَا رَجُلاً فَقَالَتْ: زَوَّجْنِي فُلاناً.فَقَالَ: إِنِّي لا أَزَوِّجُكِ حَتَّى تُشْهِدِي لِي أَنَّ أَمْرَكِ بِيَدِي، فَأَشْهَدَتْ لَهُ فَقَالَ عِنْدَ التَّزْوِيجِ لِلَّذِي يَخْطُبُهَا: يَا فُلانُ عَلَيْكَ كَذَا وَكَذَا قَالَ: نَعَمْ.پس از آن، این برادر نیز مرد. برادر اولی پسر دیگری داشت که پسر به عقد در آمده بزرگتر بود. این پسر به دختر گفت: هر کدام از دو شوهرت را که بیشتر دوست داری انتخاب کن. (اینک کدام عقد شرعی است؟)فرمود: در روایت این گونه است: دختر برای شوهر دومی است؛ زیرا هنگامی که با شوهر دوم ازدواج می کرد درک و رشد عقلی داشت از این رو حق ندارد این عقد را باطل کند در صورتی که آن را درک می کرد.بخش شصتم: حکم زنی که امر ازدواجش را به کسی می سپارد تا او را به عقد شخص مورد نظرش درآورد اما او فرد دیگری را به ازدواج او در می آورد1 - حلبی گوید: به امام صادق :علیه السَّلام گفتم: زنی اختیار خود را به دست مردی می سپارد و می گوید: مرا با فلانی تزویج کن، وکیل او می گوید: من تو را تزویج نمی کنم، مگر آن که شاهد بگیری که اختیارت را به دست من سپرده ای.آن زن شاهد می گیرد که اختیار تزویج خود را به دست وکیل خود سپرده است. بعد در مجلس عقد، وكیل زن به داماد می گوید: شما باید فلان مبلغ مهریّه بپردازی و داماد بگوید: باشد.

فَقَالَ: هُوَ لِلْقَوْمِ اشْهَدُوا أَنَّ ذَلِكَ لَهَا عِنْدِي وَ قَدْ زَوَّجْتُهَا نَفْسِي.فَقَالَتِ الْمَرْأَةُ: لَا ، وَ لا كَرَامَةَ وَ مَا أَمْرِي إِلَّا بِيَدِي وَ مَا وَلَّيْتُكَ أَمْرِي إِلَّا حَيَاءٌ مِنَ الْكَلَامِ.قَالَ: تُنْزَعُ مِنْهُ وَ تُوجَعُ رَأْسُهُ.مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ النِّعْمَانِ عَنْ أَبِي الصَّبَاحِ الْكِنَانِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام مِثْلَهُ.### بخش شصت و یکم#### کودکانی که در هنگام کودکی ازدواج کنند با هم انس نمی گیرند(61 بَابُ أَنَّ الصِّغَارَ إِذَا زُوِّجُوا لَمْ يَأْتَلِفُوا)1 - مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ الْحَكَم عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام أَوْ أَبِي الْحَسَنِ علیه السَّلام قَالَ:قِيلَ لَهُ: إِنَّا نُزَوِّجُ صِبْيَانَنَا وَ هُمْ صِغَارٌ.قَالَ: فَقَالَ: إِذَا زُوِّجُوا وَ هُمْ صِغَارٌ لَمْ يَكَادُوا يَتَأَلَّفُوا.وکیل زن می گوید: همۀ حاضران گواه باشند که من همین مبلغ را بر عهده گرفتم و این خانم را به ازدواج خود درآوردم.خانم بگوید: نه. حتی از روی بزرگواری نیز قبول نمی کنم اختیار من در دست خودم است. من تو را وکیل خود قرار ندادم مگر به خاطر حیایی که از سخن گفتن داشتم. تکلیف آنان چیست؟امام صادق علیه السَّلام فرمود: وکالت را از او می گیرند و با پس گردنی او را تأدیب می کنند.بخش شصت و یکم: کودکانی که در هنگام کودکی ازدواج کنند با هم انس نمی گیرند1 - هشام بن حکم گوید: مردی به امام صادق علیه السَّلام یا امام کاظم علیه السَّلام گفت: ما پسران و دختران خود را در دوران کودکی با هم تزویج می کنیم.فرمود: هرگاه ازدواج آنان در سن کودکی صورت بگیرد، (بعد از سن بلوغ و دورۀ زندگی کمتر انس و محبّت پیدا می کنند.)

### بخش شصت و دوم#### حد همبستر شدن(62 بَابُ الْحَدِّ الَّذِي يُدْخَلُ بِالْمَرْأَةِ فِيهِ)1 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ عَبْدِ الْكَرِيمِ بْنِ عَمْرٍو عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:لا يُدْخَلَ بِالْجَارِيَةِ حَتَّى يَأْتِيَ لَهَا تِسْعُ سِنِينَ أَوْ عَشْرُ سِنِينَ.2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ جَمِيعاً عَن ابن أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ قَالَ:إِذَا تَزَوَّجَ الرَّجُلُ الْجَارِيَةَ وَ هِيَ صَغِيرَةً فَلا يَدْخُلْ بِهَا حَتَّى يَأْتِيَ لَهَا تِسْعُ سِنِينَ.3 - حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام قَالَ:بخش شصت و دوم: حد همبستر شدن1 - ابو بصیر گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:جایز نیست با دختر همبستر شد مگر این که به سن 9 سالگی یا 10 سالگی برسد.2 - حلبی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:اگر مردی با دختری کوچک ازدواج کرد جایز نیست با او همبستر شود تا سنّ او به 9 سالگی برسد.3 - زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:

لا يُدْخَلْ بِالْجَارِيَةِ حَتَّى يَأْتِيَ لَهَا تِسْعُ سِنِينَ أَوْ عَشْرُ سِنِينَ.4 - عَنْهُ عَنْ زَكَرِيَّا الْمُؤْمِنِ أَوْ بَيْنَهُ وَ بَيْنَهُ رَجُلٌ وَ لا أَعْلَمُهُ إِلَّا حَدَّثَنِي عَنْ عَمَّارٍ السِّجِسْتَانِي قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام يَقُولُ لِمَوْلًى لَهُ:انْطَلِقْ فَقُلْ لِلْقَاضِي قَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله: حَدُّ الْمَرْأَةِ أَنْ يُدْخَلَ بِهَا عَلَى زَوْجِهَا ابْنَةٌ تِسْعَ سِنِينَ.### بخش شصت و سوم#### حکم کسی که با زنی ازدواج می کند و پسرش با دختر او ازدواج می کند(63 بَابُ الرَّجُلِ يَتَزَوَّجُ الْمَرْأَةَ وَ يَتَزَوَّجُ ابْنُهُ ابْنَتَهَا)1 - أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ عِيصِ بْنِ الْقَاسِمِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُل يُطَلِّقُ امْرَأَتَهُ ثُمَّ خَلَفَ عَلَيْهَا رَجُلٌ بَعْدُ فَوَلَدَتْ لِلْآخَرِ هَلْ يَحِلُّ وَلَدُهَا مِنَ الْآخَرِ لِوَلَدِ الْأَوَّلِ مِنْ غَيْرِهَا؟نباید با دختر همبستر شد مگر این که به سنّ 9 سالگی یا 10 سالگی برسد.4 - عمّار سجستانی گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که به غلامش می فرمود:بشتاب و به قاضی بگو: پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله چنین فرموده: حدود سنی زنی که مرد جایز است با او همبستر شود سنّ 9 سالگی است.بخش شصت و سوم: حکم کسی که با زنی ازدواج می کند و پسرش با دختر او ازدواج می کند1 - عیص بن قاسم گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم:مردی همسر خود را طلاق می دهد، زن شوهر می کند و از شوهر دوم صاحب فرزند می شود آیا فرزندانی که این زن از شوهر دوم خود دارد، می توانند با فرزندانی که شوهر اول از زن دیگری دارد ازدواج کنند؟

قَالَ: نَعَمْ.قَالَ: وَ سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ أَعْتَقَ سُرِّيَّةٌ لَهُ ثُمَّ خَلَفَ عَلَيْهَا رَجُلٌ بَعْدَهُ ثُمَّ وَلَدَتْ لِلآخَر هَلْ يَحِلُّ وَلَدُهَا لِوَلدِ الَّذِي أَعْتَقَهَا.قَالَ: نَعَمْ2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ صَفْوَانَ وَأَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْعَاصِمِيُّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ فَضَّالٍ عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ شُعَيْبِ الْعَقَرْقُوفِيُّ قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنِ الرَّجُلِ يَكُونُ لَهُ الْجَارِيَةُ يَقَعُ عَلَيْهَا يَطْلُبُ وَلَدَهَا فَلَمْ يُرْزَقُ مِنْهَا وَلَداً فَوَهَبَهَا لِأَخِيهِ أَوْ بَاعَهَا فَوَلَدَتْ لَهُ أَوْ لاداً أَ يُزَوِّجُ وَلَدَهُ مِنْ غَيْرِهَا وَلَدَ أَخِيهِ مِنْهَا؟ فَقَالَ: أَعِدْ عَلَيَّ. فَأَعَدْتُ عَلَيْهِ.فَقَالَ: لَا بَأْسَ بِهِ.3 - وَ عَنْهُ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ خَالِدٍ الصَّيْرَفِيَّ قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السَّلام عَنْ هَذِهِ الْمَسْأَلَةِ.فرمود: آری.گفتم: مردی کنیز خود را آزاد می کند، زن آزاد شوهر می کند و فرزندانی می آورد آیا فرزندان این زن می توانند با فرزندان مولای سابقش ازدواج کنند.فرمود: آری.2 - شعیب عقرقوفی گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم: فردی با کنیز خود همبستر می شود، اما صاحب فرزند نمی شود، پس کنیز را به برادرش می بخشد و یا می فروشد و برادرش از همان کنیز صاحب فرزند می شود. آیا می تواند فرزندان خود را که از زنان دیگر دارد با فرزندان برادرش تزویج کند؟فرمود: پرسش خود را تکرار کن.من سؤال خود را تکرار کردم. حضرتش فرمود: مانعی ندارد.3 - حسین بن خالد صیرفی گوید: همین سؤال را از امام رضا علیه السَّلام پرسیدم.

فَقَالَ: كَرْرْهَا عَلَيَّ.قُلْتُ لَهُ: إِنَّهُ كَانَتْ لِي جَارِيَةً فَلَمْ تُرْزَقُ مِنِّي وَلَداً فَبِعْتُهَا فَوَلَدَتْ مِنْ غَيْرِي وَلَداً وَ لِي وَلَدٌ مِنْ غَيْرِهَا فَأَزَوِّجُ وَلَدِي مِنْ غَيْرِهَا وَلَدَهَا،قَالَ: تُزَوِّجُ مَا كَانَ لَهَا مِنْ وَلَدٍ قَبْلَكَ يَقُولُ : قَبْلَ أَنْ يَكُونَ لَكَ.4 - وَ عَنْهُ عَنْ زَيْدِ بْنِ الْجُهَيْمِ الْهِلَالِيُّ قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنِ الرَّجُلِ يَتَزَوَّجُ الْمَرْأَةَ وَ يُزَوِّجُ ابْنَهُ ابْنَتَهَا.فَقَالَ: إِنْ كَانَتِ الإِبْنَةُ لَهَا قَبْلَ أَنْ يَتَزَوَّجَ بِهَا فَلَا بَأْسَ.### بخش شصت و چهارم#### حکم تزویج کودکان(64 بَابُ تَزْوِيجِ الصِّبْيَانِ)1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ عَبْدِ الْمَلِكِ قَالَ:فرمود: سؤال را تکرار کن!گفتم: کنیزی داشتم از من فرزندی نیاورد. پس آن را فروختم و از مرد دیگری صاحب فرزندی شد در حالی که من نیز از غیر او فرزندی داشتم، آیا جایز است این فرزندم را به عقد فرزند او درآورم؟فرمود: فرزندت را به عقد فرزندانی که پیش از کنیزی برای تو داشت، درآور.4- زید هلالی گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: مردی با زنی ازدواج می کند و پسرش را به عقد دخترش در می آورد (چه حکمی دارد؟)فرمود: اگر دختر این خانم، از شوهر قبلی او باشد، مانعی ندارد.بخش شصت و چهارم: حکم تزویج کودکان1 - فضل بن عبدالملک گوید:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَن الرَّجُلِ يُزَوِّجُ ابْنَهُ وَ هُوَ صَغِيرٌ.قَالَ: لَا بَأْسَ.قُلْتُ: يَجُوزُ طَلَاقُ الْأَبِ.قَالَ: لا.قُلْتُ: عَلَى مَن الصَّدَاقُ؟قَالَ: عَلَى الْأَبِ إِنْ كَانَ ضَمِنَهُ لَهُمْ، وَإِنْ لَمْ يَكُنْ ضَمِنَهُ فَهُوَ عَلَى الْغُلَامِ إِلَّا أَنْ لَا يَكُونَ لِلْغُلامِ مَالٌ فَهُوَ ضَامِنٌ لَهُ، وَإِنْ لَمْ يَكُنْ ضَمِنَ.وَ قَالَ: إِذَا زَوَّجَ الرَّجُلُ ابْنَهُ فَذَلِكَ إِلَى أَبِيهِ، وَإِذَا زَوَّجَ الإِبْنَةَ جَازَ.2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ بُكَيْرٍ عَنْ عُبَيْدِ بْنِ زُرَارَةَ قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنِ الرَّجُلِ يُزَوِّجُ ابْنَهُ وَ هُوَ صَغِيرٌ.از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: مردی پسرش را در حالی که بچه صغیر است عقد می کند.فرمود: مانعی نیست.گفتم: آیا جایز است پدر به جای فرزند طلاق بدهد»؟فرمود: نه،گفتم : مهریّه بر عهدۀ کیست؟امام فرمود: بر عهده پدر است، اگر پدر عهده دار پرداخت مهریّه شده است و اگر پدر بچّه ضامن نشده باشد، پس مهریّه بر عهدهٔ فرزندش است، مگر در صورتی که این فرزند مالی نداشته باشد، پس در چنین صورتی حتی اگر در هنگام عقد نیز پدر مهریه را بر عهده نگرفته باشد، ضامن آن است. و اگر پدر دخترش را تزویج کند جایز است.2 - عبيد بن زراره گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم: اگر انسان بخواهد برای فرزند نابالغ خود زن بگیرد، چه شرایطی دارد؟

قَالَ: إِنْ كَانَ لابْنِهِ مَالٌ فَعَلَيْهِ الْمَهْرُ، وَإِنْ لَمْ يَكُنْ لِلابْنِ مَالٌ فَالْأَبُ ضَامِنُ الْمَهْرِ ضَمِنَ أَوْ لَمْ يَضْمَنُ.3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السَّلام قَالَ:سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ كَانَ لَهُ وَلَدٌ فَزَوَّجَ مِنْهُمُ اثْنَيْنِ وَ فَرَضَ الصَّدَاقَ ثُمَّ مَاتَ مِنْ أَيْنَ يُحْسَبُ الصَّدَاقُ مِنْ جُمْلَةِ الْمَالِ أَوْ مِنْ حِصَّتِهِمَا؟قَالَ: مِنْ جَمِيعِ الْمَالِ، إِنَّمَا هُوَ بِمَنْزِلَةِ الدَّيْنِ.4 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنِ ابْنِ رِئَابٍ عَنْ أَبِي عُبَيْدَةَ الْحَذَّاءِ قَالَ:فرمود: در صورتی که فرزند نابالغ او، شخصاً صاحب مال و ثروت باشد، مهریّه عروس بر عهدۀ فرزند است و اگر صاحب مال و ثروت نباشد، پدر ضامن مهریّه خواهد بود، خواه ضمانت بکند و یا ضمانت نکند.3 - محمد بن مسلم گوید: به امام (باقر و یا امام صادق علیهما السَّلام گفتم: اگر کسی با مهریّه معیّن برای دو تن از فرزندان خود همسر بگیرد سپس بمیرد، آیا مهریّه این دو همسر باید از همۀ میراث پدر برداشت شود، و یا از سهم دو فرزند؟)فرمود: از همۀ میراث؛ زیرا مهریه این دو همسر به منزله بدهی است که بر عهدۀ او بوده است.4 - ابي عبيدة حذّاء گوید:

سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرِ علیه السَّلام عَنْ غُلامٍ وَ جَارِيَةٍ زَوَّجَهُمَا وَلِيَّانِ لَهُمَا وَ هُمَا غَيْرُ مُدْرِكَيْنِ.فَقَالَ: النِّكَاحُ جَائِزٌ وَ أَيُّهُمَا أَدْرَكَ كَانَ لَهُ الْخِيَارُ، وَ إِنْ مَاتَا قَبْلَ أَنْ يُدْرِكَا فَلَا مِيرَاثَ بَيْنَهُمَا وَ لا مَهْرَ إِلَّا أَنْ يَكُونَا قَدْ أَدْرَكَا وَ رَضِيَا.قُلْتُ: فَإِنْ أَدْرَكَ أَحَدُهُمَا قَبْلَ الْآخَرِ.قَالَ: يَجُوزُ ذَلِكَ عَلَيْهِ إِنْ هُوَ رَضِيَ.قُلْتُ: فَإِنْ كَانَ الرَّجُلُ الَّذِي أَدْرَكَ قَبْلَ الْجَارِيَةِ وَ رَضِيَ بِالنِّكَاحِ ثُمَّ مَاتَ قَبْلَ أَنْ تُدْرِكَ الْجَارِيَةُ أَ تَرِثُهُ؟قَالَ: نَعَمْ يُعْزَلُ مِيرَاتُهَا مِنْهُ حَتَّى تُدْرِكَ فَتَحْلِفَ بِاللَّهِ مَا دَعَاهَا إِلَى أَخْذِ الْمِيرَاثِ إِلَّا رِضَاهَا بِالتَّزْوِيج ثُمَّ يُدْفَعُ إِلَيْهَا الْمِيرَاتُ وَنِصْفُ الْمَهْرِ.قُلْتُ: فَإِنْ مَاتَتِ الْجَارِيَةُ وَ لَمْ تَكُنْ أَدْرَكَتْ أَ يَرِثُهَا الزَّوْجُ الْمُدْرِكُ.قَالَ: لا، لأَنَّ لَهَا الْخِيَارَ إِذَا أَدْرَكَتْ.به امام باقر علیه السَّلام گفتم: اگر پسر و دختری قبل از بلوغ، به وسیلهٔ اولیای خود تزویج شوند، این ازدواج چه صورت دارد؟فرمود: ازدواج آن دو رسمی است، ولی به هنگام بلوغ هر کدام اختیار رد و قبول ازدواج، با خود آنان است: اگر پسر و دختر قبل از بلوغ بمیرند، نه میراثی در میان است و نه مهریّه، مگر این که هر دو بالغ شده و رضایت داده باشند.گفتم: اگر یکی قبل از دیگری بالغ شود، چه صورت دارد؟فرمود: این احکام (مهریّه و میراث بر او جاری می شود در صورتی که رضایت بدهد.)گفتم: اگر پسر بالغ شود و ازدواج با دختر را بپذیرد، ولی قبل از بلوغ دختر، بمیرد، آیا دختر ارث می برد؟فرمود: آری، مهریه و میراث او را جدا می گذارند تا بعد از بلوغ سوگند یاد کند که رضایت کامل به ازدواج باعث شده که میراث را بپذیرد. بعد از سودگند، حق میراث و نصف مهریّه او را می پردازند.گفتم: اگر دختر قبل از بلوغ بمیرد؟ آیا پسر بالغ که به ازدواج با دختر رضایت داده از او ارث می برد؟فرمود: نه، برای این که دختر هنگامی که به سن بلوغ می رسید اختیار داشت ازدواج را قبول یا رد کند.

قُلْتُ: فَإِنْ كَانَ أَبُوهَا هُوَ الَّذِي زَوَّجَهَا قَبْلَ أَنْ تُدْرِكَ.قَالَ : يَجُوزُ عَلَيْهَا تَزْوِيجُ الْأَبِ وَ يَجُوزُ عَلَى الْغُلَامِ وَ الْمَهْرُ عَلَى الْأَبِ لِلْجَارِيَةِ.### بخش شصت و پنجم#### اختلاف پدر و پسر در گزینش همسر برای فرزند(65 بَابُ الرَّجُلِ يَهْوَى امْرَأَةً وَ يَهْوَى أَبَوَاهُ غَيْرَهَا)1 - حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ رِبَاطٍ عَنْ حَبِيبِ الْخَثْعَمِيٌّ عَنِ ابْنِ أَبِي يَعْفُورٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:قُلْتُ لَهُ: إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أَتَزَوَّجَ امْرَأَةٌ وَإِنَّ أَبَوَيْ أَرَادَا غَيْرَهَا.قَالَ: تَزَوَّج الَّتِي هَوِيتَ وَ دَعِ الَّتِي يَهْوَى أَبَوَاكَ.2 - أَبُو عَلَى الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ سَهْلِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْحَضْرَمِيُّ عَنِ الْكَاهِلِيَّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام أَنَّهُ سُئِلَ عَنْ رَجُلٍ زَوَّجَتْهُ أُمُّهُ وَ هُوَ غَائِبٌ.گفتم: در صورتی که ازدواج دختر به وسیلۀ پدرش انجام گرفته باشد، چه حکمی دارد؟فرمود: تزویج پدر نسبت به دخترش رسمیّت دارد و هم چنین تزویج پدر نسبت به پسرش نیز قاطعیّت دارد و مهریه ازدواج بر عهدۀ پدرِ پسر خواهد بود که باید به دختر بپردازد.بخش شصت و پنجم: اختلاف پدر و پسر در گزینش همسر برای فرزند1 - ابن ابي يعفور گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم: من علاقه دارم با زنی ازدواج کنم، و پدر و مادرم خانم دیگری را برایم در نظر گرفته اند، تکلیف من چیست؟فرمود: با آن زنی که علاقه و تمایل داری ازدواج کن و از آن زنی که پدر و مادرت تمایل دارند، صرف نظر کن.2 - محمّد بن مسلم گوید: از امام باقر علیه السَّلام پرسیدند: مردی غایب بود و در غیابش مادرش برای او زن گرفته است (این ازدواج صحیح است؟)

قَالَ : النِّكَاحُ جَائِزٌ إِنْ شَاءَ الْمُتَزَوِّجُ قَبِلَ وَ إِنْ شَاءَ تَرَكَ، فَإِنْ تَرَكَ الْمُتَزَوِّجُ تَزْوِيجَهُ فَالْمَهْرُ لازِمٌ لِأُمِّهِ.### بخش شصت و ششم#### شرایط ازدواج و باید و نبایدهای آن(66 بَابُ الشَّرْطِ فِي النِّكَاحِ وَ مَا يَجُوزُ مِنْهُ وَ مَا لَا يَجُوزُ)1 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَيْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ قَيْسٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام:فِي الرَّجُلِ يَتَزَوَّجُ الْمَرْأَةَ إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى، فَإِنْ جَاءَ بِصَدَاقِهَا إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى فَهِيَ امْرَأَتُهُ وَ إِنْ لَمْ يَأْتِ بِصَدَاقِهَا إِلَى الْأَجَلِ فَلَيْسَ لَهُ عَلَيْهَا سَبِيلٌ وَ ذَلِكَ شَرْطُهُمْ بَيْنَهُمْ حِينَ أَنْكَحُوهُ ؛ فَقَضَى لِلرَّجُلِ أَنَّ بِيَدِهِ بُضْعَ امْرَأَتِهِ وَ أَحْبَطَ شَرْطَهُمْ.2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ وَ عَبْدِ اللَّهِ ابْنَيْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي الْعَبَّاسِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:فرمود: عقد صحيح است، اگر فرزند رضایت دهد می تواند و اگر هم رضایت ندهد می تواند آن ازدواج را رها کند. و اگر این فرزند این ازدواج را رها کند مهر بر عهده مادر است.بخش شصت و ششم: شرایط ازدواج و باید و نبایدهای آن1 - محمّد بن قیس گوید: امام باقر علیه السَّلام در مورد مردی که با زنی ازدواج می کند و در هنگام شرط می کند که اگر مهریّه را تا مدّت معّینی _ که تعیین نموده اند _ پرداخت نماید، ازدواج لازم شود و اگر تا آن مدّت مهریّه را پرداخت ننماید ازدواج باطل گردد؛ حکم نمود که مرد، صاحب اختیار همسرش است ولی شرط آنها را باطل نمود.2 - ابی عبّاس گوید:

فِي الرَّجُلِ يَتَزَوَّجُ الْمَرْأَةَ وَ يَشْتَرِطُ لَهَا أَنْ لَا يُخْرِجَهَا مِنْ بَلَدِهَا.قَالَ : يَفِي لَهَا بِذَلِكَ . أَوْ قَالَ: يَلْزَمُهُ ذَلِكَ.3 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيَّ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ تَزَوَّجَ امْرَأَةٌ وَ شَرَطَ عَلَيْهَا أَنْ يَأْتِيَهَا إِذَا شَاءَ وَ يُنْفِقَ عَلَيْهَا شَيْئًا مُسَمًّى كُلِّ شَهْرٍ.قَالَ: لَا بَأْسَ بِهِ.4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ:سُئِلَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السَّلام عَنِ الْمَهَارِيَّةِ يَشْتَرِطُ عَلَيْهَا عِنْدَ عُقْدَةِ النِّكَاحِ أَنْ يَأْتِيَهَا مَتَى شَاءَ كُلَّ شَهْرٍ وَكُلَّ جُمْعَةٍ يَوْماً وَ مِنَ النَّفَقَةِ كَذَا وَكَذَا.امام صادق علیه السَّلام در مورد مردی که با زنی به این شرط ازدواج می کند که او را از شهرش بیرون نبرد، فرمود:باید به این شرط عمل کند. یا فرمود: عمل به این شرط بر او واجب است.3 - عبدالرحمان بن ابی عبدالله گوید: از امام علیه السَّلام پرسیدم: مردی با زنی ازدواج می نماید و بر او شرط می کند که هرگاه بخواهد نزدش بیاید و نفقه معّینی را در هر ماه به او بپردازد (آیا چنین شرطی جایز است؟)فرمود: ایرادی ندارد.4 - زراره گوید: از امام باقر علیه السَّلام پرسیدند: اگر کسی در هنگام عقد ازدواج، با زن خود شرط نماید که هر وقت فرصت کند، ماهی یک بار، هر جمعه یک بار به خانۀ او برود و بیش از میزان معّینی خرجی ندهد (این شرایط چه صورت دارد؟)

قَالَ: لَيْسَ ذَلِكَ الشَّرْطُ بِشَيْءٍ، وَمَنْ تَزَوَّجَ امْرَأَةٌ فَلَهَا مَا لِلْمَرْأَةِ مِنَ النَّفَقَةِ وَالْقِسْمَةِ، وَ لَكِنَّهُ إِذَا تَزَوَّجَ امْرَأَةً فَخَافَتْ مِنْهُ نُشُورًاً أَوْ خَافَتْ أَنْ يَتَزَوَّجَ عَلَيْهَا أَوْ يُطَلَّقَهَا فَصَالَحَتْهُ مِنْ حَقِّهَا عَلَى شَيْءٍ مِنْ نَفَقَتِهَا أَوْ قِسْمَتِهَا، فَإِنَّ ذَلِكَ جَائِرٌ لَا بَأْسَ بِهِ.5 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ عَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا علیه السَّلام:فِي الرَّجُلِ يَقُولُ لِعَبْدِهِ أُعْتِقُكَ عَلَى أَنْ أُزَوَّجَكَ ابْنَتِي فَإِنْ تَزَوَّجْتَ أَوْ تَسَرَّيْتَ عَلَيْهَا فَعَلَيْكَ مِائَةٌ دِينَارٍ فَأَعْتَقَهُ عَلَى ذَلِكَ وَ تَسَرَّى أَوْ تَزَوَّجَ.قَالَ: عَلَيْهِ شَرْطُهُ.6 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرٍ عَنْ زُرَارَةَ:فرمود: این شرایط بی اثر است. هر کس با زنی ازدواج کند، هر چه که زنان استحقاق آن را دارند از نفقه و قسمت معیّن، این زن نیز استحقاق آن را دارد. البتّه اگر با زنی ازدواج کند و زن از ناسازگاری شوهر یا تجدید فراش و یا طلاق خود خائف شود، و با شوهر خود مصالحه نماید که ناسازگاری نکند و در برابر، از حق خرجی بکاهد و اوقات کمتری با او به سر برد، چنین شرطی جایز است و مانعی ندارد.5 - محمّد بن مسلم گوید: امام (باقر و یا امام صادق علیهما السَّلام دربارۀ کسی که به بردۀ خود بگوید: من تو را آزاد می کنم با این شرایط که دخترم را با تو تزویج کنم و اگر تجدید فراش کنی و یا کنیز شخصی به منزل بیاوری صد دینار بدهی. پس با این شرط، بردۀ خود را آزاد کند، و آن بردۀ آزاده شده پس از ازدواج با دختر مولای سابقش، کنیز بیاورد یا ازدواج کند (چه حکمی دارد؟))فرمود: باید بردۀ آزاد شده به شرط خود وفا کند.6 - زراره گوید:

أَنَّ ضُرَيْساً كَانَتْ تَحْتَهُ بِنْتُ حُمْرَانَ فَجَعَلَ لَهَا أَنْ لَا يَتَزَوَّجَ عَلَيْهَا وَ أَنْ لَا يَتَسَرَّى أَبَداً فِي حَيَاتِهَا وَ لا بَعْدَ مَوْتِهَا عَلَى أَنْ جَعَلَتْ لَهُ هِيَ أَنْ لَا تَتَزَوَّجَ بَعْدَهُ وَجَعَلا عَلَيْهِمَا مِنَ الْهَدْي وَالْحَجِّ وَالْبُدْنِ وَ كُلَّ مَالِهِمَا فِي الْمَسَاكِينِ إِنْ لَمْ يَفِ كُلُّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا لِصَاحِبِهِ. ثُمَّ إِنَّهُ أَتَى أَبَا عَبْدِ اللهِ فَذَكَرَ ذَلِكَ لَهُ.فَقَالَ علیه السَّلام: إِنَّ لإِبْنَةِ حُمْرَانَ لَحَقَّاً وَ لَنْ يَحْمِلَنَا ذَلِكَ عَلَى أَنْ لا نَقُولَ لَكَ الْحَقُّ ، اذْهَبْ وَ تَزَوَّجْ وَ تَسَرَّ ، فَإِنَّ ذَلِكَ لَيْسَ بِشَيْءٍ وَ لَيْسَ شَيْءٌ عَلَيْكَ وَ لَا عَلَيْهَا وَ لَيْسَ ذَلِكَ الَّذِي صَنَعْتَما بِشَيْءٍ فَجَاءَ فَتَسَرَّى وَ وُلِدَ لَهُ بَعْدَ ذَلِكَ أَوْلَادٌ.7 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:ضریس با دختر حمران ازدواج کرده بود. با همسرش قرارداد نمود که چه در زندگی با او و چه بعد از مرگش با زن دیگری ازدواج نکند و کنیزی اختیار ننماید و همسرش نیز تعهّد کرد که بعد از مرگ شوهر، ازدواج نکند. بدین ترتیب هر دو تعهّد کردند که اگر از این قرارداد عدول کنند: قربانی بدهند، به حج بروند و شتر قربانی کنند و هر چه دارند در راه خدا به مساکین بدهند.موقعی که ضریس به خدمت امام صادق علیه السَّلام رسید، ماجرای ازدواج خود را گزارش داد.ضرتش فرمود: به راستی که دختر حمران حقوقی دارد، امّا این باعث نمی شود که حق را با تو در میان ننهم. برو تجدید فراش کن و کنیز شخصی اختیار کن، که این شرایط ارزش و اعتبار ندارد، و کفاره ای بر عهدۀ تو و خانمت نیامده است و عملی که شما انجام داده اید اعتبار ندارد.ضریس، به کوفه بازگشت و کنیز شخصی اختیار کرد و صاحب فرزندان بسیاری شد.7 - یکی از اصحاب گوید:

امْرَأَةٍ نَكَحَهَا رَجُلٌ فَأَصْدَقَتْهُ الْمَرْأَةُ وَ شَرَطَتْ عَلَيْهِ أَنَّ بِيَدِهَا الْجِمَاعَ وَ الطَّلاقَ.فَقَالَ: خَالَفَ السُّنَّةَ وَ وَلَّى الْحَقِّ مَنْ لَيْسَ أَهْلَهُ . وَقَضَى أَنَّ عَلَى الرَّجُلِ الصَّدَاقَ، وَ أَنَّ بِيَدِهِ الْجِمَاعَ وَالطَّلَاقَ وَ تِلْكَ السُّنَّةُ.8 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ بْنِ بَزِيعٍ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ بُزُرْجَ قَالَ:قُلْتُ لِأَبِي الْحَسَنِ مُوسَى علیه السَّلام وَ أَنَا قَائِمٌ: جَعَلَنِيَ اللَّهُ فِدَاكَ! إِنَّ شَرِيكَاً لِي كَانَتْ تَحْتَهُ امْرَأَةٌ فَطَلَّقَهَا فَبَانَتْ مِنْهُ فَأَرَادَ مُرَاجَعَتَهَا وَقَالَتِ الْمَرْأَةُ: لَا وَاللَّهِ لَا أَتَزَوَّجُكَ أَبَداً حَتَّى تَجْعَلَ اللَّهَ لِي عَلَيْكَ أَلَّا تُطَلَّقَنِي وَ لَا تَزَوَّجَ عَلَيَّ.قَالَ: وَ فَعَلَ ؟قُلْتُ: نَعَمْ قَدْ فَعَلَ جَعَلَنِيَ اللَّهُ فِدَاكَ!امام صادق علیه السَّلام در مورد زنی که مردی با او ازدواج می کند و زن نیز او را تأیید می نماید و شرط می کند که اختیار آمیزش و طلاق با خودش باشد، فرمود:کسی که صلاحیت ندارد با سنّت مخالفت کرده است و از حق سرپیچی نموده است.سپس حکم فرمود که مرد باید مهریّه را بپردازد و آمیزش و طلاق به اختیار اوست و این سنّت پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله است.8 - منصور بن بزرج گوید: من در حالی که ایستاده بودم به امام کاظم علیه السَّلام گفتم: خداوند مرا قربانت کند! من شریکی دارم که خانم خود را طلاق داد و با گذشت عدّه از هم شدند. بعد تصمیم گرفت که ازدواج خود را تجدید کند، ولی خانم گفت نه، به خدا سوگند! هرگز با تو ازدواج نخواهم کرد، مگر با خدا تعهد کنی که مرا طلاق ندهی و بر سر من هوو نیاوری.امام کاظم علیه السَّلام فرمود: و شریک تو متعهّد شد؟گفتم: آری، متعهّد شد، خداوند مرا فدایت کند!

قَالَ: بِئْسَ مَا صَنَعَ وَ مَا كَانَ يُدْرِيهِ مَا وَقَعَ فِي قَلْبِهِ فِي جَوْفِ اللَّيْلِ أَوِ النَّهَارِ.ثُمَّ قَالَ لَهُ: أَمَّا الْآنَ فَقُلْ لَهُ: فَلْيُتِمَّ لِلْمَرْأَةِ شَرْطَهَا، فَإِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلَّى اللهُ عليه وآله قَالَ:«الْمُسْلِمُونَ عِنْدَ شُرُوطِهِمْ».قُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! إِنِّي أَشُكُ فِي حَرْفٍ.فَقَالَ: هُوَ عِمْرَانُ يَمُرُّ بِكَ أَ لَيْسَ هُوَ مَعَكَ بِالْمَدِينَةِ؟فَقُلْتُ: بَلَى.قَالَ: فَقُلْ لَهُ: فَلْيَكْتُبْهَا وَ لْيَبْعَثْ بِهَا إِلَيَّ فَجَاءَنَا عِمْرَانُ بَعْدَ ذَلِكَ.فَكَتَبْنَاهَا لَهُ وَ لَمْ يَكُنْ فِيهَا زِيَادَةٌ وَ لا نُقْصَانُ .فَرَجَعَ بَعْدَ ذَلِكَ فَلَقِيَنِي فِي سُوقِ الْحَنَّاطِينَ. فَحَكَ مَنْكِبَهُ بِمَنْكِبِي فَقَالَ: يُقْرِئُكَ السَّلامَ وَ يَقُولُ لَكَ : قُلْ لِلرَّجُلِ: يَفِي بِشَرْطِهِ.فرمود بدکاری کرده است. او نمی داند که در نیمۀ شب و یا در نیمۀ روز چه شور و التهابی در درونش به پا خواهد شد. ولی اینک به شریکت بگو: به شرط زنش وفا کند؛ چرا که رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود: مسلمانان در برابر تعهّدات خود وفادار می مانند.گفتم: قربانت شوم! من در یک نکتۀ این تعهد تردید دارم که نمی دانم درست برای شما نقل کرده باشم.فرمود: عمران با تو ملاقات می کند. مگر او در مدینه با تو نیست؟گفتم: آری؟فرمود: پس شریکت صورت ازدواج را با شرایط آن بنویسد و نزد من بفرستد.بعد از چندی، عمران آمد و ما شرح ماجرای ازدواج را نوشتیم و در آن هیچ کم و زیادی نبود.عمران، از ملاقات با امام کاظم علیه السَّلام بازگشت و در بازار گندم فروشان با من روبه رو شد و شانۀ خود را به شانۀ من زد و گفت: امام علیه السَّلام به تو سلام می رساند و می فرماید: به شریکت بگو به شرط خود وفا کند.

9 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ رِنَابٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ مُوسَى علیه السَّلام قَالَ:سُئِلَ وَ أَنَا حَاضِرٌ عَنْ رَجُلٍ تَزَوَّجَ امْرَأَةٌ عَلَى مِائَةِ دِينَارٍ عَلَى أَنْ تَخْرُجَ مَعَهُ إِلَى بِلادِهِ ؛ فَإِنْ لَمْ تَخْرُجْ مَعَهُ ؛ فَإِنَّ مَهْرَهَا خَمْسُونَ دِينَاراً إِنْ أَبَتْ أَنْ تَخْرُجَ مَعَهُ إِلَى بلاده.قَالَ: فَقَالَ: إِنْ أَرَادَ أَنْ يَخْرُجَ بِهَا إِلَى بِلادِ الشِّرْكِ فَلَا شَرْطَ لَهُ عَلَيْهَا فِي ذَلِكَ وَلَهَا مِائَةُ دِينَارٍ الَّتِي أَصْدَقَهَا إِيَّاهَا، وَ إِنْ أَرَادَ أَنْ يَخْرُجَ بِهَا إِلَى بِلَادِ الْمُسْلِمِينَ وَ دَارِ الْإِسْلامِ فَلَهُ مَا اشْتَرَطَ عَلَيْهَا وَ الْمُسْلِمُونَ عِنْدَ شُرُوطِهِمْ.وَلَيْسَ لَهُ أَنْ يَخْرُجَ بِهَا إِلَى بِلادِهِ حَتَّى يُؤَدِّيَ إِلَيْهَا صَدَاقَهَا، أَوْ تَرْضَى مِنْهُ مِنْ ذَلِكَ بِمَا رَضِيَتْ وَ هُوَ جَائِزٌ لَهُ.9 - علی بن رئاب گوید: من در حضور امام کاظم علیه السَّلام بودم که از حضرتش پرسیدند: مردی با زنی با مهریّۀ صد دينار ازدواج نمود، با این شرط که همراه شوهرش به شهر او برود. و اگر از رفتن به شهر شوهرش خودداری کند مهریّه اش پنجاه دینار باشد. (آیا این شرط صحیح است؟)فرمود: اگر مرد بخواهد همسرش را به منطقه شرک ببرد این شرط صحیح نیست. و زن صد دینار را دریافت می کند. و اگر بخواهد او را به دیار مسلمانان ببرد چنین شرطی جایز است. «مسلمانان بر شروطشان پایدارند».هم چنین شوهر اجازه ندارد او را به شهر خود ببرد، تا این که مهریّه اش را بپردازد و یا زن رضایت دهد و پس از آن، شوهر می تواند او را به همراه خود ببرد.

### بخش شصت و هفتم#### تدلیس در امر ازدواج و فریبکاری زنان(67 بَابُ الْمُدَالَسَةِ فِي النِّكَاحِ وَ مَا تُرَدُّ مِنْهُ الْمَرْأَةُ)1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ الْوَلِيدِ عَنِ الْوَلِيدِ بْنِ صَبِيح عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام.فِي رَجُلٍ تَزَوَّجَ امْرَأَةٌ حُرَّةً فَوَجَدَهَا أَمَةٌ قَدْ دَلَّسَتْ نَفْسَهَا لَهُ.قَالَ: إِنْ كَانَ الَّذِي زَوْجَهَا إِيَّاهُ مِنْ غَيْرِ مَوَالِيهَا فَالنِّكَاحُ فَاسِدٌ.قُلْتُ: فَكَيْفَ يَصْنَعُ بِالْمَهْرِ الَّذِي أَخَذَتْ مِنْهُ؟قَالَ: إِنْ وَجَدَ مِمَّا أَعْطَاهَا شَيْئاً فَلْيَأْخُذْهُ وَإِنْ لَمْ يَجِدْ شَيْئًا فَلَا شَيْءَ لَهُ عَلَيْهَا وَإِنْ كَانَ زَوْجَهَا إِيَّاهُ وَلِيٌّ لَهَا ارْتَجَعَ عَلَى وَلِيْهَا بِمَا أَخَذَتْ مِنْهُ وَ لِمَوَالِيهَا عَلَيْهِ عُشْرُ ثَمَنِهَا إِنْ كَانَتْ بِكْراً وَ إِنْ كَانَتْ غَيْرَ بِكْرِ فَنِصْفُ عُشْرِ قِيمَتِهَا بِمَا اسْتَحَلَّ مِنْ فَرْجِهَا.بخش شصت و هفتم: تدلیس در امر ازدواج و فریبکاری زنان1 - عبّاس بن ولید بن صبیح گوید: امام صادق علیه السَّلام در مورد مردی که با زنی ازدواج نمود، و بعد معلوم شد که آن زن، کنیز بوده و با فریبکاری خود را زن آزاد جا زده است، فرمود:اگر شخص بیگانه ای غیر از اولیای کنیز او را به عنوان زن آزاد شوهر داده است، ازدواج آنان باطل است.گفتم: پس تکلیف مهریّه ای که خانم از او دریافت کرده چه خواهد شد؟فرمود: اگر از مهریّه پرداختی چیزی مانده باشد، مرد می تواند پس بگیرد و اگر چیزی نمانده باشد، حقّی بر گردن کنیز ندارد. امّا در صورتی که مولای کنیز، فریبکاری نموده و او را به عنوان زن شوهر داده است، شوهر می تواند مهریّۀ پرداختی را از او مطالبه کند، و در مقابل زفاف و مباشرت، مولای کنیز حق دارد ده درصد قیمت کنیز را از شوهر مطالبه کند، و این در صورتی است که کنیز او دوشیزه باشد و چنانچه کنیز او دوشیزه نباشد، تنها می تواند پنج درصد قیمت کنیز را مطالبه کند.

کتاب ازدواج و احکام آنقَالَ: وَ تَعْتَدُّ مِنْهُ عِدَّةَ الْأَمَةِ.قُلْتُ: فَإِنْ جَاءَتْ بِوَلَدٍ.قَالَ: أَوْلَادُهَا مِنْهُ أَحْرَارٌ إِذَا كَانَ النِّكَاحُ بِغَيْرِ إِذْنِ الْمَوَالِي.2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ أَخِيهِ الْحَسَنِ عَنْ زُرْعَةَ عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ:سَأَلْتَهُ عَنْ مَمْلُوكَةِ قَوْمٍ أَتَتْ قَبِيلَةٌ غَيْرَ قَبِيلَتِهَا وَ أَخْبَرَتْهُمْ أَنَّهَا حُرَّةٌ فَتَزَوَّجَهَا رَجُلٌ مِنْهُمْ فَوَلَدَتْ لَهُ.قَالَ: وُلْدُهُ مَمْلُوكُونَ إِلَّا أَنْ يُقِيمَ الْبَيَّنَةَ أَنَّهُ شَهِدَ لَهَا شَاهِدٌ أَنَّهَا حُرَّةٌ، فَلَا تُمْلَكَ وُلْدُهُ وَ يَكُونُونَ أَحْرَاراً.3 - أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ بَحْرٍ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ:حضرتش افزود: این زن باید مانند کنیزان عدّه نگه دارد.گفتم: اگر این زن فرزند آورده باشد، تکلیف فرزندان او چه خواهد بود؟فرمود: فرزندان او آزادند، در صورتی که ازدواج کنیز بدون اجازۀ مولا صورت گرفته باشد.2 - سماعه گوید: از امام علیه السَّلام پرسیدم: کنیز قبیله ای نزد قبیلۀ دیگری می رود و به آنان می گوید، آزاده است. پس مردی از آنان با او ازدواج می کند و کنیز فرزندی می آورد (چه حکمی دارد؟)فرمود: فرزندان او برده اند، مگر این که شوهر، شاهد بیاورد و او گواهی به آزادگی زن گواهی دهد، در این صورت فرزندانش به بردگی در نمی آیند و آزاد هستند.3 - نظیر این روایت را زراره از امام صادق علیه السَّلام نقل می کند که در آن زراره گوید:

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: أَمَةٌ أَبَقَتْ مِنْ مَوَالِيهَا فَأَتَتْ قَبِيلَةٌ غَيْرَ قَبِيلَتِهَا فَادَّعَتْ أَنَّهَا حُرَّةٌ فَوَثَبَ عَلَيْهَا رَجُلٌ فَتَزَوَّجَهَا فَظَفِرَبهَا مَوْلاهَا بَعْدَ ذَلِكَ وَ قَدْ وَلَدَتْ أَوْ لاداً.فَقَالَ: إِنْ أَقَامَ الْبَيِّنَةَ الزَّوْجُ عَلَى أَنَّهُ تَزَوَّجَهَا عَلَى أَنَّهَا حُرَّةٌ أُعْتِقَ وُلْدُهَا وَ ذَهَبَ الْقَوْمُ بِأَمَتِهِمْ، فَإِنْ لَمْ يُقِمِ الْبَيِّنَةَ أُوجِعَ ظَهْرُهُ وَ اسْتُرِقَّ وُلْدُهُ.4 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ عَبْدِ الْحَمِيدِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ خَطَبَ إِلَى رَجُلٍ ابْنَةٌ لَهُ مِنْ مَهِيرَةٍ فَلَمَّا كَانَ لَيْلَةً دُخُولِهَا عَلَى زَوْجِهَا أَدْخَلَ عَلَيْهِ ابْنَةً لَهُ أُخْرَى مِنْ أَمَةٍ.قَالَ: تُرَدُّ عَلَى أَبِيهَا وَ تُرَدُّ إِلَيْهِ امْرَأَتُهُ وَ يَكُونُ مَهْرُهَا عَلَى أَبِيهَا.5 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ:امام علیه السَّلام چنین می افزاید: در صورتی که شوهر شاهد آورد، فرزندان آزاد می شوند و آن قبیله کنیز خود را _ که همان مادر فرزندان است _ به همراه خود می برند و اگر شوهر شاهدی ارائه نکرد، به کمرش (شلاق می زنند و فرزندانش را نیز به بردگی می برند.)4 - محمّد بن مسلم گوید: امام باقر علیه السَّلام گفتم: مردی، دختری را از پدرش خواستگاری می کند که از مادر عقدی متولّد شده است، ولی در شب زفاف، پدر دختر، با فریبکاری، خواهر عروس را _ که از کنیز شخصی او به دنیا آمده است _ به خانۀ داماد بفرستد. (چه حکمی دارد؟)فرمود: دختر کنیز زاده نزد پدرش بر می گردد و زن قانونی را به شوهر می دهند و مهریّه اش بر گردن پدرش می باشد (زیرا مهریّه ای که شوهر پرداخت می کند به دختر کنیز زاده می رسد.)5 - نظیر این روایت را محمّد بن مسلم از امام صادق علیه السَّلام نقل می کند.

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنِ الرَّجُل يَخْطُبُ إِلَى الرَّجُلِ ابْنَتَهُ مِنْ مَهِيرَةٍ فَأَتَاهُ بِغَيْرِهَا.قَالَ: تُرَدُّ إِلَيْهِ الَّتِي سُمِّيَتْ لَهُ بِمَهْرٍ آخَرَ مِنْ عِنْدِ أَبِيهَا وَ الْمَهْرُ الْأَوَّلُ لِلَّتِي دَخَلَ بِهَا.6 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ تَزَوَّجَ إِلَى قَوْمٍ فَإِذَا امْرَأَتُهُ عَوْرَاءُ وَ لَمْ يُبَيِّنُوا لَهُ.قَالَ: يُرَدُّ النِّكَاحُ مِنَ الْبَرَصِ وَالْجُذَامِ وَ الْجُنُونِ وَ الْعَفَلِ.7 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَبْدِ الله بن بُكَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنِ الرَّجُلِ يَتَزَوَّجُ الْمَرْأَةَ بِهَا الْجُنُونُ وَ الْبَرَصُ وَ شِبْهُ ذَلِكَ.6 - حلبی گوید: از امام صادق علیه السَّلام سؤال کردم: مردی از قبیله ای زنی گرفت، پس از ازدواج متوجه شد چشمانش معیوب است اما آن قبیله او را از این نقص مطلع نکرده بودند (تکلیف چیست؟)فرمود: ازدواج به وسیلهٔ بیماری های پیسی، جُذام. دیوانگی، شاخک رحم باطل می گردد (و این عیب ازدواج را باطل نمی کند .)7 - راوی گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: مردی با زنی که دچار دیوانگی، پیسی و امثال آن است ازدواج می کند (چه حکمی دارد؟)

قَالَ: هُوَ ضَامِنٌ لِلْمَهْرِ.8 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ جَمِيلَةَ عَنْ زَيْدِ الشَّحَّام عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:تُرَدُّ الْبَرْصَاءُ وَ الْمَجْنُونَةُ وَ الْمَجْذُومَةُ.قُلْتُ: الْعَوْرَاءُ؟قَالَ: لا.9 - سَهْلٌ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ رِفَاعَةَ بْنِ مُوسَى قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام أَلْمَحْدُودُ وَ الْمَحْدودَةً هَلْ تُرَدُّ مِنَ النِّكَاحِ؟قال: لا.قالَ رِفاعَةُ: وَ سَأَلْتُهُ عَنِ الْبَرْصَاءِ.فرمود: مرد باید مهریّه را بپردازد.8 - زید شحّام گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: زنی که دارای بیماریهای پیسی دیوانگی و جذام است برگردانده می شود.عرض کردم: زنی که چشمش یک چیز را دو تا می بیند چطور؟فرمود: نه.9 - رفاعة بن موسی گوید: از امام صادق علیه السَّلام سؤال کردم مرد یا زنی که حد بر او اجرا شده، آیا در ازدواج بازگشت داده می شود؟ (موجب بطلان عقد می گردد؟)فرمود: نه.رفاعه گوید: هم چنین در مورد زنی که دارای بیماریهای پیسی است.

فَقَالَ: قَضَى أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام فِي امْرَأَةِ زَوْجَهَا وَلِيُّهَا وَ هِيَ بَرْصَاءُ : أَنَّ لَهَا الْمَهْرَ بِمَا اسْتَحَلَّ مِنْ فَرْجِهَا، وَأَنَّ الْمَهْرَ عَلَى الَّذِي زَوْجَهَا، وَإِنَّمَا صَارَ الْمَهْرُ عَلَيْهِ، لِأَنَّهُ دَلَّسَهَا.وَ لَوْ أَنَّ رَجُلاً تَزَوَّجَ امْرَأَةٌ وَ زَوْجَهَا رَجُلٌ لَا يَعْرِفُ دَخِيلَةَ أَمْرِهَا لَمْ يَكُنْ عَلَيْهِ شَيْءٌ وَكَانَ الْمَهْرُ يَأْخُذُهُ مِنْهَا.10 - سَهْلْ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ دَاوُدَ بْنِ سِرْحَانَ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرِ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ جَمِيعاً عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:فِي رَجُلٍ وَلَّتْهُ امْرَأَةٌ أَمْرَهَا أَوْ ذَاتِ قَرَابَةٍ أَوْ جَارٍ لَهَا لَا يَعْلَمُ دَخِيلَةَ أَمْرِهَا فَوَجَدَهَا قَدْ دَلَّسَتْ عَيْباً هُوَ بِهَا.قَالَ: يُؤْخَذُ الْمَهْرُ مِنْهَا، وَلا يَكُونُ عَلَى الَّذِي زَوْجَهَا شَيْءٌ.11 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنْ جَمِيلِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:فرمود: امیرمؤمنان علی علیه السَّلام در مورد زنی که دارای بیماریهای پیسی بود که ولیّش او را شوهر داده بود، قضاوت نمود که زن، به خاطر استفادۀ شوهر از او مستحق مهریّه است و مهریّه بر گردن ولی است؛ چرا که ولی تدلیس نموده است.و اگر مردی با زنی (که دچار عیبی است ازدواج کند و این ازدواج توسّط شخصی صورت بگیرد که از اوضاع داخلی زن آگاه نیست، در این صورت مهریّه به عهدۀ ولی زن نیست، بلکه شوهر آن را از خود زن پس می گیرد.)10 - داوود بن سرحان و حلبی گویند: امام صادق علیه السَّلام دربارۀ مردی که زنی اختیار ازدواج خود یا یکی از زنان فامیل یا همسایه اش را به او سپرده بود و مرد از اوضاع داخلی عروس خبر نداشت، شوهر متوجّه شد که زن عیبی دارد که آن را پنهان کرده بود. فرمود:مهریه را از زن پس می گیرند و چیزی به عهدۀ ولی نیست.11 - راوی گوید:

أُخْتَيْنِ أُهْدِيَنَا إِلَى أَخَوَيْنِ فِي لَيْلَةٍ فَأُدْخِلَتِ امْرَأَةُ هَذَا عَلَى هَذَا وَأُدْخِلَتِ امْرَأَةُ هَذَا عَلَى هَذَا.قَالَ: لِكُلِّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا الصَّدَاقُ بِالْغِشْيَانِ، وَ إِنْ كَانَ وَلِيُّهُمَا تَعَمَّدَ ذَلِكَ أُغْرِمَ الصَّدَاقَ وَ لا يَقْرَبُ وَاحِدٌ مِنْهُمَا امْرَأَتَهُ حَتَّى تَنْقَضِيَ الْعِدَّةُ، فَإِذَا انْقَضَتِ العِدَّةُ صَارَتْ كُلُّ وَاحِدَةٍ مِنْهُمَا إِلَى زَوْجِهَا بِالنِّكَاحِ الْأَوَّلِ.قِيلَ لَهُ: فَإِنْ مَاتَنَا قَبْلَ انْقِضَاءِ الْعِدَّةِ؟قَالَ: فَقَالَ: يَرْجِعُ الزَّوْجَانِ بِنِصْفِ الصَّدَاقِ عَلَى وَرَيَّتِهِمَا وَ يَرِثَانِهِمَا الرَّجُلانِ.قِيلَ : فَإِنْ مَاتَ الرَّجُلانِ وَ هُمَا فِي الْعِدَّةِ.قَالَ: تَرِثَانِهِمَا وَ لَهُمَا نِصْفُ الْمَهْرِ الْمُسَمَّى وَ عَلَيْهِمَا الْعِدَّةُ بَعْدَ مَا تَفْرُغَانِ مِنَ الْعِدَّةِ الْأُولَى تَعْتَدَّانِ عِدَّةَ الْمُتَوَفَّى عَنْهَا زَوْجُهَا.12 - حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:امام صادق علیه السَّلام دربارۀ دو خواهری که در یک شب آنها را نزد دو برادر (که شوهرشان بودند بردند، امّا دو خواهر جایشان عوض شد و هر کدام نزد شوهر خواهر خود رفتند فرمود:)هر کدام از دو خواهر به جهت زفاف، مستحق مهریّه اند و اگر ولی دو دختر از روی عمد جای آنها را عوض کرده باید خودش مهریّه را بپردازد.و دو شوهر اجازه ندارند پیش از پایان عدۀ به همسرشان نزدیک شوند. پس هنگامی که عده آنها به پایان رسید هر کدامشان نزد شوهر اصلی خود می روند.پرسیدند: اگر دو خواهر پیش از پایان عدّه بمیرند چه حکمی دارد؟فرمود: دو شوهر نصف مهریّه را از ورثۀ دو خواهر می گیرند و همین طور از آن دو ارث می برند.پرسیدند: اگر دو برادر پیش از پایان عدّه بمیرند چه حکمی دارد؟فرمود: دو خواهر از آن دو برادر ارث می برند و همین طور نصف مهریّه را نیز می گیرند و پس از پایان عدّه، عدّه وفات نگه می دارند.12 - عبدالرحمان بن ابی عبدالله گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

قَالَ فِي الرَّجُلِ إِذَا تَزَوَّجَ الْمَرْأَةَ فَوَجَدَ بِهَا قَرْناً - وَ هُوَ الْعَفَلُ - أَوْ بَيَاضِاً أَوْ جُذَاماً إنَّهُ يَرُدُّهَا مَا لَمْ يَدْخُل بها.13 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ جَابِرٍ قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنْ رَجُلٍ نَظَرَ إِلَى امْرَأَةٍ فَأَعْجَبَتْهُ فَسَأَلَ عَنْهَا فَقِيلَ: هِيَ ابْنَةُ فُلانٍ فَأَتَى أَبَاهَا فَقَالَ: زَوِّجُنِي ابْتَتَكَ! فَزَوَّجَهُ غَيْرَهَا، فَوَلَدَتْ مِنْهُ فَعَلِمَ أَنَّهَا غَيْرُ ابْنَتِهِ وَ أَنَّهَا أَمَةٌ.فَقَالَ: يَرُدُّ الْوَلِيدَةَ عَلَى مَوْلاهَا وَ الْوَلَدُ لِلرَّجُلِ وَ عَلَى الَّذِي زَوَّجَهُ قِيمَةُ ثَمَنِ الْوَلَدِ يُعْطِيهِ مَوَالِيَ الْوَلِيدَةِ كَمَا غَرَّ الرَّجُلَ وَ خَدَعَهُ.14 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ جَمِيعاً عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ رِنَابٍ عَنْ أَبِي عُبَيْدَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام قَالَ:اگر کسی با زنی ازدواج کند، و بعد در او شاخك رحم، یا پیسی، یا جُذام مشاهده کند می تواند عروس را به خانه اش برگرداند، در صورتی که دخول نکرده باشد.13 - اسماعیل بن جابر گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: مردی به زنی نگاه می کند و به او علاقمند می شود، پس دربارۀ او سؤال می کند و جواب می شنود که «این زن، دختر فلانی است» پس نزد پدر دختر می رود و می گوید: «دخترت را به عقد من درآور».امّا پدر، دختر دیگری را همسر او می نماید.این زن از شوهرش فرزندی می آورد و پس از آن، شوهر متوجّه می شود که همسرش دختر آن شخص نیست، بلکه کنیز است (تکلیف چیست؟)فرمود: کنیز به مولایش باز می گردد و فرزند از آن شوهر است و پدر دختر (که فریبکاری نموده است قیمت فرزند را باید به مولای کنیز بپردازد همان طور که شوهر را گول زده و او را فریب داده بود.)14 - ابی عبیده گوید:

فِي رَجُلٍ تَزَوَّجَ امْرَأَةٌ مِنْ وَلِيْهَا فَوَجَدَ بِهَا عَيْباً بَعْدَ مَا دَخَلَ بِهَا.قَالَ: فَقَالَ: إِذَا دُلِّسَتِ الْعَفْلاءُ وَ الْبَرْصَاءُ وَ الْمَجْنُونَةُ وَ الْمُفْضَاةُ وَ مَنْ كَانَ بِهَا زَمَانَةٌ ظَاهِرَةٌ، فَإِنَّهَا تُرَدُّ عَلَى أَهْلِهَا مِنْ غَيْرِ طَلاقٍ وَ يَأْخُذُ الزَّوْجُ الْمَهْرَ مِنْ وَلِيَّهَا الَّذِي كَانَ دَلَّسَهَا، فَإِنْ لَمْ يَكُنْ وَلِيُّهَا عَلِمَ بِشَيْءٍ مِنْ ذَلِكَ فَلَا شَيْءَ عَلَيْهِ وَ تُرَدُّ إِلَى أَهْلِهَا.قَالَ: وَإِنْ أَصَابَ الزَّوْجُ شَيْئاً مِمَّا أَخَذَتْ مِنْهُ فَهُوَ لَهُ وَإِنْ لَمْ يُصِبْ شَيْئًا فَلَا شَيْءَ لَهُ.قَالَ: وَ تَعْتَدُّ مِنْهُ عِدَّةَ الْمُطَلَّقَةِ إِنْ كَانَ دَخَلَ بِهَا وَإِنْ لَمْ يَكُنْ دَخَلَ بِهَا فَلَا عِدَّةَ لَهَا وَلا مَهْرَ لَهَا.15 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:امام باقر علیه السَّلام دربارۀ مردی که با خانمی به وسیلۀ سرپرست او ازدواج می کند، و بعد از مباشرت، عیبی در زن می یابد. فرمود:در صورتی که زنی که به شاخک رحم، پیسی، دیوانگی، پارگی دهانۀ زهدان و یا مرض مزمن مبتلا باشد، و آن را پنهان کند، بدون طلاق به خانواده اش برگردانده می شود و شوهرش مهریّه ای را به پرداخته از سرپرست او _ که تدلیس کرده است _ باز پس می گیرد و اگر سرپرست آن زن از معایب او بی اطّلاع بوده باشد، چیزی به عهده اش نیست و زن را به خانواده اش باز می گردانند.هم چنین فرمود و اگر شوهر از چیزهایی که زن از او گرفته ،است، چیزی بیابد از آن اوست و اگر چیزی نیافت، حقی ندارد.و فرمود: در صورتی که مباشرت کرده باشند، زن باید عدّه نگه دارد، وگرنه نه عدّه دارد ونه مهريّه.15 - حلبی گوید:

عَنِ الْمَرْأَةِ تَلِدُ مِنَ الزَّنَا وَ لا يَعْلَمُ بِذَلِكَ أَحَدٌ إِلَّا وَلِيُّهَا، أَيَصْلُحُ لَهُ أَنْ يُزَوِّجَهَا وَيَسْكُتَ عَلَى ذَلِكَ إِذَا كَانَ قَدْ رَأَى مِنْهَا تَوْبَةً أَوْ مَعْرُوفاً؟فَقَالَ: إِنْ لَمْ يَذْكُرْ ذَلِكَ لِزَوْجِهَا ثُمَّ عَلِمَ بَعْدَ ذَلِكَ فَشَاءَ أَنْ يَأْخُذَ صَدَاقَهَا مِنْ وَلِيْهَا بِمَا دَلَّسَ عَلَيْهِ كَانَ لَهُ ذَلِكَ عَلَى وَلِيُّهَا، وَكَانَ الصَّدَاقُ الَّذِي أَخَذَتْ لَهَا لا سَبِيلَ عَلَيْهَا فِيهِ بِمَا اسْتَحَلَّ مِنْ فَرْجِهَا وَإِنْ شَاءَ زَوْجُهَا أَنْ يُمْسِكَهَا فَلا بَأْسَ.16 - أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:الْمَرْأَةُ تُرَدُّ مِنْ أَرْبَعَةِ أَشْيَاءَ مِنَ الْبَرَصِ وَ الْجُذَامِ وَ الْجُنُونِ وَ الْقَرَنِ وَ هُوَ الْعَفَلُ مَا لَمْ يَقَعْ عَلَيْهَا فَإِذَا وَقَعَ عَلَيْهَا فَلا.17 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ صَالِحٍ قَالَ:از امام صادق علیه السَّلام سؤال کردم: زنی زنا می دهد و از این راه فرزند هم می آورد و کسی _ جز ولیّ او _ از این قضیه خبر ندارد، آیا ولی می تواند با دیدن نیکی یا توبه واقعی از این زن او را شوهر دهد و ماجرایش را پوشیده نگه دارد؟فرمود: اگر ماجرا را به شوهر اطّلاع ندهد و پس از آن، شوهر مطلع شود می تواند (همسرش را برگرداند و مهریّه را به خاطر فریبکاری ولیّ از او باز پس بگیرد. این حقّی است که شوهر نسبت به ولیّ دارد. و مهریّه ای که زن گرفته از آنِ خودش است و شوهر در این مورد نمی تواند کاری به او داشته باشد (به جهت بهره ای که از همسرش برده است) و اگر شوهر بخواهد همسرش را نزد خود نگه دارد مانعی ندارد.)16 - عبدالرحمان بن ابی عبدالله گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:عروس در اثر چهار عیب، به خانه اش برمی گردد: پیسی، جذام، دیوانگی و شاخک رحم _ که همان لفچۀ گوشتی است _ مادامی که شوهر، با زن همبستر نشده باشد و اگر همبستر شده باشد، (ازدواج فسخ نمی شود و زن به خانه اش برنمی گردد.)17 - حسن بن صالح گوید:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنْ رَجُل تَزَوَّجَ امْرَأَةٌ فَوَجَدَ بِهَا قَرْنا.قَالَ: هَذِهِ لا تَحْبَلُ [تُرَدُّ عَلَى أَهْلِهَا مَنْ] يَنْقَبِضُ زَوْجُهَا عَنْ مُجَامَعَتِهَا تُرَدُّ عَلَى أَهْلِهَا.قُلْتُ: فَإِنْ كَانَ دَخَلَ بِهَا.قَالَ: إِنْ كَانَ عَلِمَ بِهَا قَبْلَ أَنْ يُجَامِعَهَا ثُمَّ جَامَعَهَا فَقَدْ رَضِيَ بِهَا، وَإِنْ لَمْ يَعْلَمْ إِلَّا بَعْدَ مَا جَامَعَهَا ، فَإِنْ شَاءَ بَعْدُ أَمْسَكَهَا وَ إِنْ شَاءَ سَرَّحَهَا إِلَى أَهْلِهَا، وَ لَهَا مَا أَخَذَتْ مِنْهُ بِمَا اسْتَحَلَّ مِنْ فَرْجِهَا.18 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ عَنْ أَبِي الصَّبَاحِ قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنْ رَجُلٍ تَزَوَّجَ امْرَأَةٌ فَوَجَدَ بِهَا قَرْنا.قَالَ: فَقَالَ: هَذِهِ لا تَحْبَلُ وَ لا يَقْدِرُ زَوْجُهَا عَلَى مُجَامَعَتِهَا يَرُدُّهَا عَلَى أَهْلِهَا صَاغِرَةً وَ لا مَهْرَ لَهَا.به امام صادق علیه السَّلام گفتم: اگر انسان با زنی ازدواج کند، و بعد ببیند زن به شاخک رحم مبتلا است. تکلیف آنان چیست؟فرمود: این عروس آبستن نخواهد شد (و به خانواده اش برگشت داده میشود. هر زنی که شوهرش از نزدیکی با او به سختی افتد به خانواده اش برگشت داده می شود.)گفتم: در صورتی که با عروس همبستر شده باشد، چه صورت دارد؟فرمود: گفت: اگر قبل از مباشرت متوجّه شده باشد و با آگاهی با او همبستر شود، این نشانۀ رضایت اوست (و نمی تواند او را به خانواده اش برگرداند، و اگر بعد از آمیزش کردن متوجّه شود، اگر مایل باشد، عروس را نگه می دارد، و اگر تصمیم بگیرد میت واند او را به خانواده اش برگرداند، و مهریّه ای که عروس دریافت کرده از آنِ خودش است. در برابر بهره ای که شوهر از او برده است.)18 - نظیر این روایت را ابو صباح از امام صادق علیه السَّلام نقل می کند.

قُلْتُ: فَإِنْ كَانَ دَخَلَ بِهَا.قَالَ: إِنْ كَانَ عَلِمَ بِذَلِكَ قَبْلَ أَنْ يَنْكِحَهَا يَعْنِي الْمُجَامَعَةَ ثُمَّ جَامَعَهَا فَقَدْ رَضِيَ بِهَا، وَإِنْ لَمْ يَعْلَمْ إِلَّا بَعْدَ مَا جَامَعَهَا فَإِنْ شَاءَ بَعْدُ أَمْسَكَ وَ إِنْ شَاءَ طَلَّقَ.19 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ بُرَيْدِ الْعِجْلِيُّ قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السَّلام عَنْ رَجُلٍ تَزَوَّجَ امْرَأَةً فَرَفَّتْهَا إِلَيْهِ أُخْتُهَا وَ كَانَتْ أَكْبَرَ مِنْهَا فَأَدْخَلَتْ مَنْزِلَ زَوْجِهَا لَيْلاً فَعَمَدَتْ إِلَى ثِيَابِ امْرَأَتِهِ فَنَزَعَتْهَا مِنْهَا وَ لَبِسَتْهَا ثُمَّ فَعَدَتْ فِي حَجَلَةِ أُخْتِهَا وَ نَحْتِ امْرَأَتَهُ وَ أَطْفَتِ الْمِصْبَاحَ وَ اسْتَحْيَتِ الْجَارِيَةُ أَنْ تَتَكَلَّمَ، فَدَخَلَ الزَّوْجُ الْحَجَلَةَ فَوَاقَعَهَا وَ هُوَ يَظُنُّ أَنَّهَا امْرَأَتُهُ الَّتِي تَزَوَّجَهَا. فَلَمَّا أَصْبَحَ الرَّجُلُ قَامَتْ إِلَيْهِ امْرَأَتُهُ فَقَالَتْ لَهُ : أَنَا امْرَأَتُكَ فُلَانَةُ الَّتِي تَزَوَّجْتَ، وَإِنَّ أُخْتِي مَكَرَتْ بِي، فَأَخَذَتْ ثِيَابِي فَلَبِسَتْهَا وَ قَعَدَتْ فِي الْحَجَلَةِ وَنَحْتْنِي ، فَنَظَرَ الرَّجُلُ فِي ذَلِكَ فَوَجَدَ كَمَا ذَكَرَتْ.19 - برید عجلی گوید: به امام باقر علیه السَّلام گفتم: مردی با زنی ازدواج می کند و خواهر بزرگ او عهده دار عروسی و مراسم زفاف می شود و شبانه عروس را به خانۀ شوهرش می برد و لباس عروسی را از تن عروس در می آورد و بر تن خود می آراید و بعد از آن که عروس را دور می کند، چراغ را خاموش می کند و در حجله می نشیند. عروس حیا می کند که لب به اعتراض بگشاید و در نتیجه شوهر وارد حجله می شود و با عروس قلابی مباشرت می کند، با این تصوّر که عروس اصلی است.وقتی بامدادان شوهر از حجله خارج می شود، عروس اصلی در برابر او قرار می گیرد و می گوید: من فلان زن، همسر تو هستم که با او ازدواج کردی، خواهرم مرا فریب داد، لباس مرا از تن من برگرفت و بر تن خود آراست و مرا از حجله دور کرد و خود در جای من نشست. شوهر بررسی می کند و تحقیق می نماید و عروس واقعی را می شناسد. (این عمل چه حکمی دارد؟)

فَقَالَ: أَرَى أَنْ لا مَهْرَ لِلَّتِي دَلَّسَتْ نَفْسَهَا، وَأَرَى عَلَيْهَا الْحَدَّ لِمَا فَعَلَتْ حَدَّ الزَّانِي غَيْرَ مُحْصَنٍ، وَ لا يَقْرَبِ الزَّوْجُ امْرَأَتَهُ الَّتِي تَزَوَّجَ حَتَّى تَنْقَضِيَ عِدَّةُ الَّتِي دَلَّسَتْ نَفْسَهَا، فَإِذَا انْقَضَتْ عِدَّتُهَا ضَمَّ إِلَيْهِ امْرَأَتَهُ.### بخش شصت و هشتم#### مردی که در ازدواج فریبکاری و تدلیس می نماید و حکم مرد عنّین(68 بَابُ الرَّجُلِ يُدَلِّسُ نَفْسَهُ وَ الْعِنِّينِ)1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَيْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ قَيْسٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام قَالَ:قَضَى أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام فِي امْرَأَةٍ حُرَّةٍ دَلَّسَ لَهَا عَبْدٌ فَنَكَحَهَا وَ لَمْ تَعْلَمْ إِلَّا أَنَّهُ حُرِّ. قَالَ: يُفَرَّقُ بَيْنَهُمَا إِنْ شَاءَتِ الْمَرْأَةُ.فرمود: نظر من این است که عروس قلّابی حقّی به مهریّه ندارد، و باید به او حدّ زنای غیر محصنه جاری شود، و شوهر نمی تواند به عروس واقعی نزدیک شود تا عده عروس قلّابی بگذرد. بعد از گذشت عدّه می تواند عروس خود را در بر بگیرد.بخش شصت و هشتم: مردی که در ازدواج فریبکاری و تدلیس می نماید و حکم مرد عنّین1 - محمّد بن قیس گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:امير مؤمنان علی علیه السَّلام در مورد زن آزادی که بردهای او را فریب داده و با او ازدواج کرد این گونه قضاوت نمود که اگر زن بخواهد می تواند از او جدا شود.

2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السَّلام عَنِ امْرَأَةٍ حُرَّةٍ تَزَوَّجَتْ مَمْلُوكاً عَلَى أَنَّهُ حُرٌّ فَعَلِمَتْ بَعْدُ أَنَّهُ مَمْلُوك.قَالَ: هِيَ أَمْلَك بِنَفْسِهَا إِنْ شَاءَتْ أَقَرَّتْ مَعَهُ وَ إِنْ شَاءَتْ فَلَا، فَإِنْ كَانَ دَخَلَ بِهَا فَلَهَا الصَّدَاقُ، وَ إِنْ لَمْ يَكُنْ دَخَلَ بِهَا فَلَيْسَ لَهَا شَيْءٌ فَإِنْ هُوَ دَخَلَ بِهَا بَعْدَ مَا عَلِمَتْ أَنَّهُ مَمْلُوكُ وَأَقَرَّتْ بِذَلِكَ فَهُوَ أَمْلَكُ بِهَا.3 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ رِئَابٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السَّلام.فِي خَصِي دَلَّسَ نَفْسَهُ لِإِمْرَأَةٍ مُسْلِمَةٍ فَتَزَوَّجَهَا.قَالَ: فَقَالَ: يُفَرَّقُ بَيْنَهُمَا إِنْ شَاءَتِ الْمَرْأَةُ وَ يُوجَعُ رَأْسُهُ، وَإِنْ رَضِيَتْ بِهِ وَأَقَامَتْ مَعَهُ لَمْ يَكُنْ لَهَا بَعْدَ رِضَاهَا بِهِ أَنْ تَأْبَاهُ.2 - محمّد بن مسلم گوید: به امام باقر علیه السَّلام گفتم: زنی آزادی با برده ای که خود را آزاد معرفی می کند ازدواج می نماید، ولی بعداً زن می فهمد که مرد برده بوده است (تکلیف آنان چیست؟)فرمود: این زن اختیار خودش را دارد؛ اگر بخواهد با این برده به سر می برد، و اگر بخواهد، جدا می شود. در این صورت، اگر مباشرت کرده باشند، زن مستّحق مهریّه است و اگر مباشرت نکرده باشند، حقّی به مهریّه ندارد. و اگر پس از آگاهی زن، مباشرت کرده باشند و زن اجازه این کار را به شوهر داده باشد، شوهر او صاحب اختیار او خواهد بود.3 - بکیر گوید: امام (باقر و یا امام صادق علیهما السَّلام در مورد مرد اخته ای که زن مسلمانی را فریب دهد و با او ازدواج کند، فرمود:)اگر زن بخواهد، میان آن دو جدایی می افکنند و آن مرد را با پس گردنی تأدیب می کنند، و اگر زن رضایت بدهد، و با او به سر ببرد، بعد از رضایت، نمی تواند از همسری با او سرباز زند.

4 - أَبو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ أَبَانٍ عَنْ عَبَّادٍ الضَّبِّي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:فِي الْعِنّينِ إِذَا عُلِمَ أَنَّهُ عِنِّينٌ لا يَأْتِي النِّسَاءَ فُرِّقَ بَيْنَهُمَا، وَإِذَا وَقَعَ عَلَيْهَا وَقْعَةٌ وَاحِدَةً لَمْ يُفَرَّقُ بَيْنَهُمَا، وَالرَّجُلُ لا يُرَدُّ مِنْ عَيْبٍ.5 - عَنْهُ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنِ امْرَأَةٍ ابْتَلِيَ زَوْجُهَا فَلَا يَقْدِرُ عَلَى الْجِمَاعِ أَتُفَارِقُهُ؟قَالَ: نَعَمْ إِنْ شَاءَتْ.قَالَ ابْنُ مُسْكَانَ: وَ فِي حَدِيثٍ آخَرَ تَنْتَظِرُ سَنَةً، فَإِنْ أَتَاهَا وَإِلَّا فَارَقَتْهُ فَإِنْ أَحَبَّتْ أَنْ تُقِيمَ مَعَهُ فَلْتُقِمْ.6 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ أَخِيهِ الْحَسَنِ عَنْ زُرْعَةَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:أَنَّ خَصِيّاً دَلَّسَ نَفْسَهُ لِإِمْرَأَةٍ.4 - عباد ضبی گوید: امام صادق علیه السَّلام در مورد مرد ناتوان از جماع فرمود:اگر مشخص شود که او عنّین است و نمی تواند با زنان مباشرت کند بین او و همسرش جدایی می افکنند و اگر یک بار هم با همسرش آمیزش کرده باشد بین آنان جدایی نمی افتد. و مرد به جهت عیب داشتن بازگردانده نمی شود.5 - ابوبصیر گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم: شوهر زنی به دردی مبتلا شده است که یارای مباشرت ندارد، آیا زن او می تواند طلاق بگیرد؟فرمود: آری، اگر بخواهد می تواند از شوهرش جدا شود.ابن مسکان گوید: در حدیث دیگری چنین آمده است: زن یک سال صبر می کند، اگر مرد توانست مباشرت کند (که بهتر، وگرنه جدا می شود و اگر هم خواست نزد شوهرش بماند، می ماند.)6 - سماعه گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم: اگر مردی اخته عیبش را از زن پنهان کند و با او ازدواج نماید ( تکلیف چیست؟)

قَالَ: يُفَرِّقُ بَيْنَهُمَا وَ تَأْخُذُ الْمَرْأَةُ مِنْهُ صَدَاقَهَا، وَ يُوجَعُ ظَهْرُهُ كَمَا دَلَّسَ نَفْسَهُ.7 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ جَمِيعاً عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ رِئَابٍ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السَّلام يَقُولُ:إِذَا تَزَوَّجَ الرَّجُلُ الْمَرْأَةَ الشَّيْبَ الَّتِي قَدْ تَزَوَّجَتْ زَوْجاً غَيْرَهُ فَزَعَمَتْ أَنَّهُ لَمْ يَقْرَبُهَا مُنْذُ دَخَلَ بِهَا فَإِنَّ الْقَوْلَ فِي ذَلِكَ قَوْلُ الرَّجُلِ، وَ عَلَيْهِ أَنْ يَحْلِفَ بِاللَّهِ لَقَدْ جَامَعَهَا، لِأَنَّهَا الْمُدَّعِيَةُ.قَالَ: فَإِنْ تَزَوَّجَهَا وَ هِيَ بِكْرٌ فَزَعَمَتْ أَنَّهُ لَمْ يَصِلْ إِلَيْهَا فَإِنَّ مِثْلَ هَذَا يَعْرِفُ النِّسَاءُ فَلْيَنْظُرْ إِلَيْهَا مَنْ يُوثَقُ بِهِ مِنْهُنَّ، فَإِذَا ذَكَرَتْ أَنَّهَا عَذْرَاءُ فَعَلَى الْإِمَامِ أَنْ يُؤَجُلَهُ سَنَةٌ، فَإِنْ وَصَلَ إِلَيْهَا وَ إِلَّا فَرَّقَ بَيْنَهُمَا وَ أُعْطِيَتْ نِصْفَ الصَّدَاقِ وَ لَا عِدَّةَ عَلَيْهَا.فرمود: میان آن زن و شوهرش جدایی می افکنند و زن مهریه اش را می گیرد و شوهر را با پس گردنی تأدیب می کنند از این رو که فریب کاری کرده است.7 - ابی حمزه گوید: از امام باقر علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:هرگاه شخصی با زن بیوه ای که قبلاً با مرد دیگری ازدواج کرده بود، ازدواج نماید و زن ادّعا کند که از روز عقد، شوهرش با او نزدیکی نکرده است در این مورد سخن و ادّعای مرد پذیرفته می شود و باید به خداوند سوگند یاد کند که با همسرش آمیزش کرده است؛ زیرا در این مورد زن مدّعی است.حضرتش فرمود: و اگر مرد با دوشیزه ای ازدواج کند و دوشیزه ادعا کند که شوهرش آمیزشی با او نکرده است، پس در این خصوص زنان آگاهی دارند: یکی از زنان که مورد وثوق و اطمینان است، او را معاینه کند و اگر بگوید: «او باکره است» امام باید یک سال به شوهر فرصت دهد؛ پس اگر نزدیکی نمود (مطلوب حاصل است، وگرنه بین آن دو جدایی می افکنند و نصف مهریّه به دوشیزه پرداخته می شود و عدّه نیز نگه نمی دارد.)

8 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْفَضْلِ الْهَاشِمِيُّ عَنْ بَعْضِ مَشِيخَتِهِ قَالَ: قَالَتِ امْرَأَةٌ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام: وَ سَأَلَهُ رَجُلٌ عَنْ رَجُلٍ تَدَّعِي عَلَيْهِ امْرَأَتُهُ أَنَّهُ عِنِّينٌ وَ يُنْكِرُ الرَّجُلُ.قَالَ: تَحْشُوهَا الْقَابِلَةُ بِالْخَلُوقِ وَ لا تُعْلِمُ الرَّجُلَ، وَ يَدْخُلُ عَلَيْهَا الرَّجُلُ فَإِنْ خَرَجَ وَ عَلَى ذَكَرِهِ الْخَلُوقُ صَدَقَ وَ كَذَبَتْ وَإِلَّا صَدَقَتْ وَ كَذَبَ.9 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ عَمَّارِ بْنِ مُوسَى عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:أَنَّهُ سُئِلَ عَنْ رَجُلٌ أُخُذَ عَنِ امْرَأَتِهِ فَلَا يَقْدِرُ عَلَى إِثْيَانِهَا.فَقَالَ: إِنْ كَانَ لا يَقْدِرُ عَلَى إِثْيَانِ غَيْرِهَا مِنَ النِّسَاءِ فَلَا يُمْسِكْهَا إِلَّا بِرِضَاهَا بِذَلِكَ، وَ إِنْ كَانَ يَقْدِرُ عَلَى غَيْرِهَا فَلَا بَأْسَ بِإِمْسَاكِهَا.10 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام:8 - راوی گوید: زنی به امام صادق علیه السَّلام عرض کرد و هم چنین مردی از ایشان پرسید: زنی ادّعا می کند که شوهرش از جماع ناتوان است و شوهرش آن را انکار می کند (حکم چیست؟)فرمود: قابله ای شرمگاه زن را به خلوق (مایعی است آغشته کند و شوهر را از این کار آگاه نسازد، سپس شوهر با او نزدیکی کند پس اگر آلتش بیرون بیاید در حالی که آغشته به خلوق باشد مرد راست گفته است و زن دروغ. اما اگر آغشته به خلوق نباشد زن راست گفته است و مرد دروغ.)9 - عمّار بن موسی گوید: از امام صادق علیه السَّلام دربارۀ مردی که نمی تواند با همسرش نزدیکی کند سؤال کردند.فرمود: اگر نمی تواند با زنان دیگر هم آمیزش کند نمی تواند همسرش را جز با رضایت او نگه دارد و اگر می تواند با زنان دیگر نزدیکی کند ایرادی ندارد که همسرش را نگه دارد.10 - سکونی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: امیر مؤمنان على علیه السَّلام فرمود:

مَنْ أَتَى امْرَأَتَهُ مَرَّةً وَاحِدَةً ثُمَّ أُخْذَ عَنْهَا فَلَا خِيَارَ لَهَا.11 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ حَمْدَانَ الْقَلانِسِيٌّ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ بُنَانِ عَنِ ابْنِ بَقَّاحِ عَنْ غِيَاتِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: ادَّعَتِ امْرَأَةٌ عَلَى زَوْجِهَا عَلَى عَهْدِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ أَنَّهُ لَا يُجَامِعُهَا، وَ ادَّعَى أَنَّهُ يُجَامِعُهَا.فَأَمَرَهَا أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام أَنْ تَسْتَذْفِرَ بِالزَّعْفَرَانِ ثُمَّ يَغْسِلَ ذَكَرَهُ، فَإِنْ خَرَجَ الْمَاءُ أَصْفَرَ صَدَّقَهُ، وَإِلَّا أَمَرَهُ بِطَلَاقِهَا.### بخش شصت و نهم#### یک روایت نکته دار(69 بَابٌ نَادِرُ)1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ جَمِيلِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ أَبِي عُبَيْدَةَ قَالَ:اگر مردی با زنش یک بار آمیزش کند سپس نتواند، زن اختیار جدایی ندارد.11 ۔ غیاث بن ابراهیم گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:در دوران امیر مؤمنان علی علیه السَّلام زنی ادّعا کرد که شوهرش نمی تواند با او مباشرت کند و شوهر ادّعا نمود که می تواند.پس امیرمؤمنان علی علیه السَّلام دستور فرمود که: زن در شرمگاه خود زعفران بگذارد (و آمیزش کنند سپس شوهر آلت خود را بشوید. پس اگر آب زرد رنگ بیرون آمد، مرد راست گفته است، وگرنه دستور فرمود که همسرش را طلاق دهد.)بخش شصت و نهم: یک روایت نکته دار1 - ابو عبیده گوید:

سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السَّلام عَنْ رَجُلٍ كَانَتْ لَهُ ثَلاثُ بَنَاتٍ أَبْكَارٍ فَزَوَّجَ وَاحِدَةٌ مِنْهُنَّ رَجُلاً وَ لَمْ يُسَمَّ الَّتِي زَوَّجَ لِلزَّوْجِ وَلا لِلشُّهُودِ، وَ قَدْ كَانَ الزَّوْجُ فَرَضَ لَهَا صَدَاقَهَا، فَلَمَّا بَلَغَ إِدْخَالُهَا عَلَى الزَّوْجِ بَلَغَ الرَّجُلَ أَنَّهَا الْكُبْرَى مِنَ الثَّلَاثَةِ.فَقَالَ الزَّوْجُ لِأَبِيهَا إِنَّمَا تَزَوَّجْتُ مِنْكَ الصُّغْرَى مِنْ بَنَاتِكَ.قَالَ: فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السَّلام: إِنْ كَانَ الزَّوْجُ رَآهُنَّ كُلَّهُنَّ وَ لَمْ يُسَمَّ لَهُ وَاحِدَةٌ مِنْهُنَّ فَالْقَوْلُ فِي ذَلِكَ قَوْلُ الْأَبِ، وَ عَلَى الْأَبِ فِيمَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ اللَّهِ أَنْ يَدْفَعَ إِلَى الزَّوْجِ الْجَارِيَةَ الَّتِي كَانَ نَوَى أَنْ يُزَوِّجَهَا إِيَّاهُ عِنْدَ عُقْدَةِ النِّكَاحَ، وَإِنْ كَانَ الزَّوْجُ لَمْ يَرَهُنَّ كُلَّهُنَّ وَ لَمْ يُسَمٌ وَاحِدَةً عِنْدَ عُقْدَةِ النِّكَاحَ فَالنِّكَاحُ بَاطِلٌ.از امام باقر علیه السَّلام سؤال کردم: مردی سه دختر دوشیزه دارد، یکی از آنان را شوهر می دهد، امّا اسم دختر را به داماد نمی گوید و شاهدان شوهر نیز مهریه دختر را تعیین می کنند. در شب زفاف داماد متوجّه می شود که همسرش دختر بزرگ خانواده است. پس به پدر دختر می گوید: «من میخواستم با دختر کوچکت ازدواج کنم» (تکلیف چیست؟)فرمود: اگر داماد همۀ دختران را دیده باشد امّا هیچ کدام از آن ها را(هنگام عقد اسم نبرد، در چنین موردی سخن پدر دختر مورد قبول است و پدر دختر بین خود و خدای خود مسؤول است که دختری را که داماد در هنگام عقد در نظر داشت به او بدهد و اگر داماد همۀ دختران را ندیده باشد و هنگام عقد نیز هیچ کدامشان را اسم نبرد، عقد باطل است.)

### بخش هفتادم#### حکم دختر دوشیزه ای که نادوشیزه در می آید...(70 بَابُ الرَّجُلُ يَتَزَوَّجُ بِالْمَرْأَةِ عَلَى أَنَّهَا بِكْرٌ فَيَجِدُهَا غَيْرَ عَذْرَاءَ)1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ سَعْدِ بْنِ سَعْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْقَاسِمِ بْنِ فُضَيْلِ عَنْ أَبِي الْحَسَن علیه السَّلام:فِي الرَّجُلِ يَتَزَوَّجُ الْمَرْأَةَ عَلَى أَنَّهَا بِكْرٌ فَيَجِدُهَا ثَيِّباً أَ يَجُوزُ لَهُ أَنْ يُقِيمَ عَلَيْهَا؟قَالَ: فَقَالَ: قَدْ تُفْتَقُ الْبكْرُ مِنَ الْمَرْكَبِ وَ مِنَ النَّزْوَةِ.2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ جزَّكٍ قَالَ:كَتَبْتُ إِلَى أَبِي الْحَسَنِ علیه السَّلام أَسْأَلُهُ عَنْ رَجُلٍ تَزَوَّجَ جَارِيَةً بِكْراً فَوَجَدَهَا ثَيِّباً هَلْ يَجبُ لَهَا الصَّدَاقُ وَافِياً أَمْ يُنْتَقَصُ ؟قَالَ: يُنتَقَصُ.بخش هفتادم: حکم دختر دوشیزه ای که نادوشیزه در می آید1 - محمد بن قاسم گوید: امام کاظم علیه السَّلام دربارۀ مردی که با زنی ازدواج می کند به این گمان که دوشیزه است، ولی بعداً در می یابد که دوشیزه نیست. آیا رواست که از او شکایت کند؟فرمود: پردۀ بکارت گاهی در اثر سواری بر مرکب و یا پریدن زایل می شود.2 - محمّد بن جزک گوید: طی نامه ای به امام هادی علیه السَّلام نوشتم: شخصی با دوشیزه ای ازدواج نمود ولی متوجه شد که دوشیزه نیست، آیا زن، همۀ مهریه را صاحب می شود، یا از مَهریِّه کم می شود؟فرمود: کم می شود.

### بخش هفتاد و یکم#### زفاف پیش از پرداخت مهرِیّه(71 بَابُ الرَّجُلِ يَتَزَوَّجُ الْمَرْأَةَ فَيَدْخُلُ بِهَا قَبْلَ أَنْ يُعْطِيَهَا شَيْئاً)1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ يُونُسَ عَنْ عَبْدِ الْحَمِيدِ بْن عَوَّاضِ قَالَ:قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: أَتَزَوَّجُ الْمَرْأَةَ أَ يَصْلُحُ لِي أَنْ أُوَاقِعَهَا وَ لَمْ أَنْقُدْهَا مِنْ مَهْرِهَا شَيْئاً؟قَالَ: نَعَمْ، إِنَّمَا هُوَ دَيْنٌ عَلَيْكَ.2 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ قَالَ:قُلْتُ لِأَبِي الْحَسَنِ علیه السَّلام: الرَّجُلُ يَتَزَوَّجُ الْمَرْأَةَ عَلَى الصَّدَاقِ الْمَعْلُومِ يَدْخُلُ بِهَا قَبْلَ أَنْ يُعْطِيَهَا؟بخش هفتاد و یکم: زفاف پیش از پرداخت مهریّه1 - عبدالحمید بن عوّاض گوید:به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: من با زنی ازدواج می کنم آیا می توانم پیش از آن که چیزی از مهریه به همسرم بدهم، با او نزدیکی کنم؟فرمود: آری. مهریّه بدهی است که بر عهده و تو می باشد.2 - احمد بن محمد بن ابی نصر گوید: به امام ابی الحسن علیه السَّلام عرض کردم:شخصی با زنی به مهر معیّنی ازدواج می کند آیا پیش از پرداخت مهریه می تواند با او آمیزش کند؟

قَالَ: يُقَدِّمُ إِلَيْهَا مَا قَلَّ أَوْ كَثُرَ ، إِلَّا أَنْ يَكُونَ لَهُ وَفَاءٌ مِنْ عَرَضٍ إِنْ حَدَثَ بِهِ حَدَتْ أُدْيَ عَنْهُ فَلا بَأْسَ.3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ عَبْدِ الحَمِيدِ الطَّائِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:قُلْتُ لَهُ: أَتَزَوَّجُ الْمَرْأَةَ وَ أَدْخُلُ بِهَا وَلَا أُعْطِيهَا شَيْئاً؟قَالَ: نَعَمْ يَكُونُ دَيْناً لَهَا عَلَيْكَ.4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ عَبْدِ الْحَمِيدِ بْنِ عَوَّاضٍ الطَّائِي قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنِ الرَّجُلِ يَتَزَوَّجُ الْمَرْأَةَ فَلَا يَكُونُ عِنْدَهُ مَا يُعْطِيهَا فَيَدْخُلُ بِهَا.قَالَ: لَا بَأْسَ، إِنَّمَا هُوَ دَيْنٌ لَهَا عَلَيْهِ.فرمود: باید چیزی به همسرش بپردازد کم باشد یا زیاد، مگر این که کالای مورد اعتنایی داشته باشد که اگر حادثه ای برایش پیش آمد مهریّه را از آن بپردازد، در این صورت ایرادی ندارد.- عبدالحمید طایی گوید امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: من با زنی ازدواج می کنم آیا می توانم پیش از پرداخت مهریّه با او نزدیکی کنم؟ فرمود: آری، مهریه بدهی دست کم بر عهدۀ توست.4 - نظیر این روایت را عبدالحمید طایی با سند دیگری از امام صادق علیه السَّلام نقل می کند.فروع کافی ج / 6

### بخش هفتاد و دوم#### ازدواج در ازای کارگری(72 بَابُ التَّزْوِيجِ بِالْإِجَارَةِ)1 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ قَالَ:قُلْتُ لِأَبِي الْحَسَنِ علیه السَّلام: قَوْلُ شُعَيْبٍ علیه السَّلام: (إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أُنْكِحَكَ إِحْدَى ابْنَيَّ هَاتَيْنِ عَلَىٰ أَنْ تَأْجْرَنِي ثَمَانِيَ حِجَجٍ فَإِنْ أَقَمْتَ عَشْراً فَمِنْ عِنْدِكَ أَيَّ الْأَجَلَيْنِ قَضَى.)قَالَ: الْوَفَاءُ مِنْهُمَا أَبْعَدُهُمَا عَشْرُ سِنِينَ.قُلْتُ: فَدَخَلَ بِهَا قَبْلَ أَنْ يَنْقَضِيَ الشَّرْطُ أَوْ بَعْدَ انْقِضَائِهِ؟قَالَ: قَبْلَ أَنْ يَنْقَضِي.قُلْتُ لَهُ: فَالرَّجُلُ يَتَزَوَّجُ الْمَرْأَةَ وَ يَشْتَرِطُ لِأَبِيهَا إِجَارَةَ شَهْرَيْنِ يَجُوزُ ذَلِكَ؟بخش هفتاد و دوم: ازدواج در ازای کارگری1 - احمد بن محمّد بن ابی نصر گوید:از امام ابی الحسن علیه السَّلام درباره سخن شعیب پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله که گفت «من می خواهم یکی از دخترانم را به همسری تو (موسی علیه السَّلام درآورم به این شرط که هشت سال برای من کار کنی و اگر آن را تا ده سال کامل کنی از جانب توست» سؤال کردم و گفتم: موسی علیه السَّلام کدام یک از مدّت های زمانی را کارگری نمود؟)فرمود: هر دوی آن ها (حضرت موسی علیه السَّلام و شعیب علیه السَّلام به شرط خود عمل کردند و موسی علیه السَّلام به طولانی ترین آن دو مدت زمانی که ده سال بود، عمل نمود.گفتم: حضرت موسی علیه السَّلام قبل از پایان زمان مذکور با همسرش نزدیکی نمود یا پس از آن؟فرمود: قبل از پایان مدّت.گفتم: بنابر این، شخص می تواند با زنی ازدواج کند و با پدر زنش شرط کند که دو ماه برایش کارگری کند، آیا جایز است؟

فَقَالَ: إِنَّ مُوسَى علیه السَّلام قَدْ عَلِمَ أَنَّهُ سَيْتِمُ لَهُ شَرْطَهُ فَكَيْفَ لِهَذَا بِأَنْ يَعْلَمَ أَنَّهُ سَيَبْقَى حَتَّى يَفِيَ لَهُ؟ وَ قَدْ كَانَ الرَّجُلُ عَلَى عَهْدِ رَسُولِ اللهِ صلّی اللهُ علیه وآله يَتَزَوَّجُ الْمَرْأَةَ عَلَى السُّورَةِ مِنَ الْقُرْآنِ وَ عَلَى الدَّرْهَم وَ عَلَى الْقَبْضَةِ مِنَ الْحِنْطَةِ.2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:لا يَحِلُّ النِّكَاحُ الْيَوْمَ فِي الْإِسْلَامِ بِإِجَارَةِ أَنْ يَقُولَ: أَعْمَلُ عِنْدَكَ كَذَا وَ كَذَا سَنَةٌ عَلَى أَنْ تُزَوِّ جَنِي ابْنَتَكَ أَوْ أُخْتَكَ.قَالَ: حَرَامٌ لِأَنَّهُ ثَمَنُ رَقَبَتِهَا وَ هِيَ أَحَقُّ بِمَهْرِهَا.### بخش هفتاد و سوم#### حکم کسی که در غیاب ازدواج کرده آن گاه خبر مرگ او فرا رسد...(73 بَابٌ فِيمَنْ زُوِّجَ ثُمَّ جَاءَ نَعْيُهُ)1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِقٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ بُكَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:فرمود: حضرت موسی علیه السَّلام یقین داشت که به شرط عمل می کند، اما این شخص چگونه می داند که زنده می ماند تا به شرط عمل کند؟ در حالی که در زمان پیامبر خدا صلّی اللهُ علیه وآله شخصی با زنی در مقابل آموزش یک سوره از قرآن و یک درهم و یک مشت گندم ازدواج می کرد.2 - سکونی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:امروزه در اسلام ازدواج در مقابل کارگری جایز نیست، به این صورت که بگوید: من نزد تو چند سال کارگری می کنم که در مقابل آن دختر یا خواهرت را به عقد من درآور.فرمود: این گونه ازدواج حرام است؛ زیرا این قیمت کنیزی زن است (که به پدر او می رسد در حالی که زن به دریافت مهریّه اش سزاوارتر است.)بخش هفتاد و سوم: حکم کسی که در غیابش ازدواج کرده آن گاه خبر مرگ او فرا رسد1 - یکی از اصحاب ما گوید:

فِي رَجُلٍ أَرْسَلَ يَخْطُبُ إِلَيْهِ امْرَأَةً وَ هُوَ غَائِبٌ فَأَنْكَحُوا الْغَائِبَ وَ فُرِضَ الصَّدَاقُ ثُمَّ جَاءَ خَبَرُهُ بَعْدُ أَنَّهُ تُوُفِّيَ بَعْدَ مَا سَبَقَ الصَّدَاقُ.فَقَالَ: إِنْ كَانَ أَمْلِكَ بَعْدَ مَا تُوُفِّيَ فَلَيْسَ لَهَا صَدَاقٌ وَ لَا مِيرَاتٌ، وَإِنْ كَانَ أُمْلِكَ قَبْلَ أَنْ يُتَوَفَّى فَلَهَا نِصْفُ الصَّدَاقِ وَ هِيَ وَارِثُهُ وَ عَلَيْهَا الْعِدَّةُ.### بخش هفتاد و چهارم#### حکم مردی ک با زنی زنا می کند، آن گاه با مادر یا دخترس ازدواج می کند یا با مادرزنش یا دخترزنش زنا می کند....(74 بَابُ الرَّجُلِ يَفْجُرُ بِالْمَرْأَةِ فَيَتَزَوَّجُ أُمَّهَا أَوِ ابْنَتَهَا أَوْ يَفْجُرُ بِأُمِّ امْرَأَتِهِ أَوِ ابْنَتِهَا)1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السَّلام.أَنَّهُ سُئِلَ عَنِ الرَّجُلِ يَفْجُرُ بِالْمَرْأَةِ أَ يَتَزَوَّجُ ابْنَتَهَا؟امام صادق علیه السَّلام در مورد مردی که به خواستگاری زنی فرستاد و خودش غائب بود. پس زن را به عقد او درآوردند و مهریه نیز معین کردند. پس از آن که داماد غایب مهریّه را فرستاد، خبر رسید که داماد از دنیا رفت. فرمود:اگر پس از وفات داماد مهریّه به دست زن رسیده باشد، زن، نه مهریّه دارد و نه ارث می برد. و اگر پیش از مرگ داماد مهریِّه به دست زن رسیده باشد، زن نصف مهریه را می گیرد و وارث داماد متوفّی است و باید عدّه نگه دارد.بخش هفتاد و چهارم: حکم مردی که با زنی زنا می کند آن گاه با مادر یا دخترش ازدواج می کند...یا با مادرزنش یا دختر زنش زنا میکند1 - محمّد بن مسلم گوید: از امام (باقر یا امام صادق علیه السَّلام پرسیدند: اگر کسی با زنی زنا کند آیا می تواند با دختر او ازدواج کند؟)

قَالَ: لا، وَلَكِنْ إِنْ كَانَتْ عِنْدَهُ امْرَأَةٌ ثُمَّ فَجَرَ بِأُمِّهَا أَوِ ابْنَتِهَا أَوْ أُخْتِهَا لَمْ تَحْرُمُ عَلَيْهِ امْرَأَتُهُ إِنَّ الْحَرَامَ لَا يُفْسِدُ الْحَلَالَ.2 - أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْل بن شَاذَانَ جَمِيعاً عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ عِيصِ بْنِ الْقَاسِمِ قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنْ رَجُلٍ بَاشَرَ امْرَأَةٌ وَ قَبَّلَ غَيْرَ أَنَّهُ لَمْ يُفْضِ إِلَيْهَا ثُمَّ تَزَوَّابْنَتَها.قَالَ: إِذَا لَمْ يَكُنْ أَفْضَى إِلَى الْأُمِّ فَلا بَأْسَ، وَإِنْ كَانَ أَفْضَى إِلَيْهَا فَلَا يَتَزَوَّجَ ابْنَتَهَا.3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عبد الله علیه السَّلام:فِي رَجُلٍ تَزَوَّجَ جَارِيَةً فَدَخَلَ بِهَا ثُمَّ ابْتُلِيَ بِهَا فَفَجَرَ بِأُمِّهَا أَ تَحْرُمُ عَلَيْهِ امْرَأَتُهُ؟فَقَالَ: لا، إِنَّهُ لَا يُحَرِّمُ الْحَلالَ الْحَرَامُ.نه، ولی اگر زنی داشته باشد سپس با مادر، یا دختر، یا خواهر آن زن زنا کند، زنش به او حرام نخواهد شد. زیرا حرام، حلال را فاسد نمی کند.2 - عيص بن قاسم گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم: اگر کسی، زنی را در آغوش بگیرد و او را ببوسد، ولی با او همبستر نشود، آن گاه با دختر آن زن ازدواج کند (چه صورت دارد؟)فرمود: در صورتی که با مادرش همبستر نشده باشد مانعی ندارد، و اگر با او همبستر شده باشد، نباید با دخترش ازدواج کند.3 - حلبی گوید: امام صادق علیه السَّلام در مورد مردی که با زنی ازدواج نمود و با او آمیزش کرد سپس به وسیلۀ زنش فریب خورد و با مادر زنش زنا کرد، آیا زنش بر او حرام می شود؟فرمود: نه، زیرا حرام، حلال را تحریم نمی کند.

4 - عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أَذَيْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام أَنَّهُ قَالَ فِي رَجُلٍ زَنَى بِأُمِّ امْرَأَتِهِ أَوْ بِابْنَتِهَا أَوْ بِأُخْتِهَا.فَقَالَ: لا، يُحَرِّمُ ذَلِكَ عَلَيْهِ امْرَأَتَهُ.ثُمَّ قَالَ: مَا حَرَّمَ حَرَامٌ قَطُّ حَلالاً.5 - أَبُو عَلِيَّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ حازم عَنْ أَبِي عبد الله علیه السَّلام :فِي رَجُلٍ كَانَ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ امْرَأَةٍ فُجُورٌ فَهَلْ يَتَزَوَّجُ ابْنَتَهَا.فَقَالَ: إِنْ كَانَ مِنْ قُبْلَةٍ أَوْ شِبْهِهَا فَلْيَتَزَوَّج ابْنَتَهَا، وَإِنْ كَانَ جِمَاعاً فَلَا يَتَزَوَّجِ ابْنَتَهَا وَ لْيَتَزَوَّجْهَا هِيَ إِنْ شَاءَ.6 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ رِئَابٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ:4 - زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام دربارۀ مردی که با مادر زن یا خواهر زن یا دخترِ زن خود زنا کند فرمود:این کار، زنش را بر او حرام نمی کند .سپس فرمود: هیچ حرامی، حلال را حرام نمی کند.5 - منصور بن حازم گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: کسی که با زنی گناه کرده، آیا می تواند با دختر او ازدواج کند؟فرمود: اگر گناه آنان از قبیل بوسه و مانند آن باشد، میتواند با دختر آن زن ازدواج کند، امّا اگر همبستری باشد نباید با دختر آن زن ازدواج کند. اگر مایل باشد می تواند با همان زن گناه آلوده ازدواج کند.6 - نظیر روایت چهارم را زراره با سند دیگری از امام باقر علیه السَّلام نقل می کند.

سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السَّلام عَنْ رَجُلٍ زَنَى بِأُمِّ امْرَأَتِهِ أَوْ بِأُخْتِهَا.فَقَالَ : لا يُحَرِّمُ ذَلِكَ عَلَيْهِ امْرَأَتَهُ، إِنَّ الْحَرَامَ لا يُفْسِدُ الْحَلالَ وَ لا يُحَرِّمُهُ.7 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ حَازِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُل كَانَ بَيْنَهُ وَبَيْنَ امْرَأَةٍ فُجُورٌ.فَقَالَ: إِنْ كَانَ قُبْلَةً أَوْ شِبْهَهَا فَلْيَتَزَوَّج ابْنَتَهَا إِنْ شَاءَ، وَإِنْ كَانَ جِمَاعاً فَلَا يَتَزَوَّجِ ابْنَتَهَا وَلْيَتَزَوَّجْهَا.8 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السَّلام قَالَ:سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ فَجَرَ بِأَمْرَأَةٍ أَيَتَزَوَّجُ أُمَّهَا مِنَ الرَّضَاعَةِ أَوِ ابْنَتَهَا؟قَالَ: لا.مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام مِثْلَهُ.7 - نظیر روایت پنجم را منصور بن حازم با سند دیگری از امام صادق علیه السَّلام روایت می نماید.8 - محمد بن مسلم گوید: از امام (باقر و یا امام صادق علیه السَّلام پرسیدم:)اگر کسی با زنی زنا کرده می تواند با مادر رضاعی و یا دختر رضاعی آن زن ازدواج کند؟فرمود: نه.نظیر این روایت را محمّد بن مسلم با سند دیگری از امام باقر علیه السَّلام نقل می کند.

9 - ابْنُ مَحْبُوبِ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ يَزِيدَ الْكُنَاسِيَّ قَالَ:إِنَّ رَجُلاً مِنْ أَصْحَابِنَا تَزَوَّجَ امْرَأَةً فَقَالَ لِي: أَحِبُّ أَنْ تَسْأَلَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام وَتَقُولَ لَهُ: إِنَّ رَجُلاً مِنْ أَصْحَابِنَا تَزَوَّجَ امْرَأَةً قَدْ زَعَمَ أَنَّهُ كَانَ يُلاعِبُ أُمَّهَا وَ يُقَبِّلُهَا مِنْ غَيْرِ أَنْ يَكُونَ أَفْضَى إِلَيْهَا.قَالَ: فَسَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام فَقَالَ لِي: كَذَبَ، مُرْهُ فَلْيُفَارِقُهَا.قَالَ: فَرَجَعْتُ مِنْ سَفَرِي فَأَخْبَرْتُ الرَّجُلَ بِمَا قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ . فَوَ اللَّهِ، مَا دَفَعَ ذَلِكَ عَنْ نَفْسِهِ وَ خَلَّى سَبِيلَهَا.10 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ الْخَرَّازِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِم قَالَ :سَأَلَ رَجُلٌ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام وَ أَنَا جَالِسٌ عَنْ رَجُلٍ نَالَ مِنْ خَالَتِهِ فِي شَبَابِهِ ثُمَّ رْتَدَعَ أَ يَتَزَوَّجُ ابْنَتَهَا ؟فَقَالَ : لا .قُلْتُ : إِنَّهُ لَمْ يَكُنْ أَفْضَى إِلَيْهَا؛ إِنَّمَا كَانَ شَيْءٌ دُونَ شَيْءٍ .9 - یزید کُناسی گوید: یکی از یاران ما با زنی ازدواج نمود به من گفت: دوست دارم از امام صادق علیه السَّلام سؤالی کنی و به ایشان بگویی: «یکی از یاران ما با زنی ازدواج کرد. و گمان می کند که قبلاً با مادر آن زن بازی نموده و او را بوسیده بود، بدون این که با او آمیزش کند.یزید کنّاسی گوید: مسأله را از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم. حضرتش علیه السَّلام به من فرمود: او دروغ می گوید؛ به او دستور بده که از زنش جدا شود.من از سفر بازگشتم و فرمایش امام علیه السَّلام را برای آن شخص بازگو نمودم. به خدا سوگند! او در مقابل سخن امام علیه السَّلام یا از خود دفاعی نکرد و همسرش را رها نمود.10 - محمّد بن مسلم گوید: من در حضور امام صادق علیه السَّلام بودم که شخصی از حضرتش پرسید: مردی در جوانی با خاله اش مباشرت نمود، سپس توبه کرد آیا می تواند با دختر خاله اش ازدواج کند؟فرمود: نه.محمّد بن مسلم گوید: گفتم این مرد با خاله اش آمیزش نکرده بود، بلکه فقط بعضی از کارها را کرده و بعضی دیگر را انجام نداده.

فَقَالَ : لا يُصَدِّقُ وَ لا كَرَامَةَ .(75 بَابُ الرَّجُلِ يَفْسُقُ بِالْغُلَامِ فَيَتَزَوَّجُ ابْنَتَهُ أَوْ أُخْتَهُ)1 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيَّ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ قَالَ:قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: رَجُلٌ أَتَى غُلاماً أَ تَحِلُّ لَهُ أُخْتُهُ؟قَالَ: فَقَالَ: إِنْ كَانَ ثَقَبَ فَلا.2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ الله علیه السَّلام فِي رَجُلٍ يَعْبَتُ بِالْغُلامِ قَالَ:إِذَا أَوْقَبَ حَرَّمَتْ عَلَيْهِ ابْنَتُهُ وَ أُخْتُهُ.3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ أَوْ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيَّ عَنْ مُوسَى بْنِ سَعْدَانَ عَنْ بَعْضٍ رِجَالِهِ قَالَ:فرمود: ادّعای این شخص تصدیق نمی شود، و او کرامتی ندارد.بخش هفتاد و پنجم: حکم کسی که با پسری به گناه مرتکب می شود، آن گاه با دختر یا خواهر او ازدواج می کند...1 - حمّاد بن عثمان گوید:به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: مردی با پسری لواط می کند آیا می تواند با خواهرش ازدواج کند؟فرمود: اگر لواط کامل انجام دهد، نه.2 - راوی گوید: امام صادق علیه السَّلام در مورد مردی که با پسری ملاعبه می کند فرمود:اگر لواط کند دختر و خواهر او بر آن مرد حرام می شود.3 - راوی گوید:

كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام فَأَتَاهُ رَجُلٌ فَقَالَ لَهُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! مَا تَرَى فِي شَابَّيْنِ كَانَا مُضْطَجِعَيْنِ، فَوُلِدَ لِهَذَا غُلامٌ وَلِلْآخَرِ جَارِيَةٌ أَ يَتَزَوَّجُ ابْنُ هَذَا ابْنَةَ هَذَا؟قَالَ: فَقَالَ: نَعَمْ، سُبْحَانَ اللَّهِ! لِمَ لَا يَحِلُّ؟فَقَالَ: إِنَّهُ كَانَ صَدِيقاً لَهُ.قَالَ: فَقَالَ: وَإِنْ كَانَ فَلَا بَأْسَ.قَالَ: فَقَالَ: فَإِنَّهُ كَانَ يَفْعَلُ بِهِ!قَالَ: فَأَعْرَضَ بِوَجْهِهِ [عَنْهُ] ، ثُمَّ أَجَابَهُ وَ هُوَ مُسْتَتِرُ بِذِرَاعَيْهِ فَقَالَ: إِنْ كَانَ الَّذِي كَانَ مِنْهُ دُونَ الْإِيقَابِ فَلا بَأْسَ أَنْ يَتَزَوَّجَ، وَإِنْ كَانَ قَدْ أَوْقَبَ فَلَا يَحِلُّ لَهُ أَنْ يَتَزَوَّجَ.4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي الله علیه السَّلام فِي رَجُلٍ يَأْتِي أَخَا امْرَأَتِهِ فَقَالَ:إِذَا أَوْ قَبَهُ فَقَدْ حَرُمَتْ عَلَيْهِ الْمَرْأَةُ.در خدمت امام صادق علیه السَّلام بودم که شخصی آمد و از حضرتش پرسید: فدایت گردم! دو جوان در دوران جوانی با هم می خوابیدند. پس از ازدواج یکی از آنان صاحب پسر و دیگری صاحب دختر شد آیا به نظر شما پسر این مرد می تواند با دختر آن یکی ازدواج کند؟فرمود: آری. سبحان الله! چرا حلال نباشد؟گفت: این دو شخص با هم دوست بودند!فرمود: اگر دوست هم باشند ایرادی ندارد.گفت: این شخص با آن یکی لواط می نمود!در این هنگام امام علیه السَّلام روی مبارک را از او برگرداند، سپس در حالی که با دو دست صورت مبارک را پوشانده بود، چنین جواب فرمود: اگر کاری را که انجام داد کمتر از لواط باشد، ایرادی ندارد که پسر و دخترشان با هم ازدواج کنند و اگر لواط کرده باشند؛ پس برای پسر مذکور حلال نیست که با آن دختر ازدواج کند.4 - راوی گوید: امام صادق علیه السَّلام در مورد مردی که با برادرِ زنش لواط می کند فرمود:اگر لواط کامل انجام دهد زنش بر او حرام می شود.

### بخش هفتاد و ششم#### حرمت و جواز ازدواج با همسر سابق پسر و پدر(76 بَابُ مَا يَحْرُمُ عَلَى الرَّجُلِ مِمَّا نَكَحَ ابْنُهُ وَأَبُوهُ وَ مَا يَحِلُّ لَهُ)1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنْ رَجُلٍ تَزَوَّجَ امْرَأَةٌ فَلَامَسَهَا.قَالَ: مَهْرُهَا وَاجِبٌ وَ هِيَ حَرَامٌ عَلَى أَبِيهِ وَ ابْنِهِ.2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ الرَّضَا علیه السَّلام عَنِ الرَّجُلِ تَكُونُ لَهُ الْجَارِيَةُ فَيُقَبِّلُهَا هَلْ تَحِلُّ لِوَلَدِهِ؟قَالَ: بِشَهْوَةٍ؟قُلْتُ: نَعَمْ.قَالَ: فَقَالَ: مَا تَرَكَ شَيْئاً إِذَا قَبَّلَهَا بِشَهْوَةٍ.بخش هفتاد و ششم: حرمت و جواز ازدواج با همسر سابق پسر و پدر1 - حلبی گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: مردی با زنی ازدواج می نماید و با او آمیزش می کند (چه صورت دارد؟)فرمود: مهریّه اش واجب می شود و این زن بر پدر و پسر شوهرش حرام می شود.2 - محمّد بن اسماعیل گوید: از امام رضا علیه السَّلام پرسیدم: اگر انسان کنیز خود را ببوسد این کنیز به فرزندش حلال خواهد بود؟:فرمود: آیا از روی شهوت بوسیده است؟گفتم: آری.فرمود: در این صورت چیزی برای پسرش باقی نگذاشته است.

ثُمَّ قَالَ ابْتِدَاءً مِنْهُ: إِنْ جَرَّدَهَا وَ نَظَرَ إِلَيْهَا بِشَهْوَةٍ حَرُمَتْ عَلَى أَبِيهِ وَ ابْنِهِ.قُلْتُ: إِذَا نَظَرَ إِلَى جَسَدِهَا؟فَقَالَ: إِذَا نَظَرَ إِلَى فَرْجِهَا وَ جَسَدِهَا بِشَهْوَةٍ حَرُمَتْ عَلَيْهِ.3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجِ قَالَ:قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام: الرَّجُلُ يَنْظُرُ إِلَى الْجَارِيَةِ يُرِيدُ شِرَاهَا أَ تَحِلُّ لِابْنِهِ؟فَقَالَ: نَعَمْ إِلَّا أَنْ يَكُونَ نَظَرَ إِلَى عَوْرَتِهَا.4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ يَحْيَى الْكَاهِلِي قَالَ:سُئِلَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام: وَ أَنَا عِنْدَهُ عَنْ رَجُلٍ اشْتَرَى جَارِيَةً وَ لَمْ يَمَسَّهَا فَأَمَرَتِ امْرَأَتُهُ ابْنَهُ وَ هُوَ ابْنُ عَشْرِ سِنِينَ أَنْ يَقَعَ عَلَيْهَا فَوَقَعَ عَلَيْهَا فَمَا تَرَى فِيهِ؟سپس حضرتش ناگهانی و بدون مقدمه فرمود: اگر کسی کنیز خود را لخت کند و از روی شهوت به او بنگرد، آن کنیز بر پدر و پسر او حرام خواهد شد.:گفتم در صورتی که بدن لخت او را ببیند؟فرمود: در صورتی که از روی شهوت به شرمگاه او و سراپای بدن او بنگرد، بر پدر و فرزندش حرام خواهد شد.3 - جميل بن درّاج گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم: شخصی به کنیزی که قصد خریدش را دارد نگاه می کند، آیا برای فرزندش حلال خواهد بود؟فرمود: آری، مگر این که به شرمگاه او نگاه کند.4 - عبد الله بن یحیی کاهلی گوید: من در حضور امام صادق علیه السَّلام بودم که از حضرتش پرسیدند: مردی کنیزی را خریداری می کند، پیش از آن که با او همبستر شود خانم او به فرزند ده ساله اش دستور می دهد که با کنیز آمیزش کند، و پسرک نیز این کار را انجام می دهد نظر شما در این مسأله چیست؟

فَقَالَ: أَثِمَ الْغُلَامُ وَ أَيْمَتْ أُمُّهُ وَ لَا أَرَى لِلْأَبِ إِذَا قَرِبَهَا الْإِبْنُ أَنْ يَقَعَ عَلَيْهَا.قَالَ: وَ سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ يَكُونُ لَهُ جَارِيَةٌ فَيَضَعُ أَبُوهُ يَدَهُ عَلَيْهَا مِنْ شَهْوَةٍ ، أَوْ يَنْظُرُ مِنْهَا إِلَى مُحَرَّم مِنْ شَهْوَةٍ فَكَرِهَ أَنْ يَمَسَّهَا ابْنُهُ.5 - مُحَمَّدُ بنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ رِبْعِيِّ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:إِذَا جَرَّدَ الرَّجُلُ الْجَارِيَةَ، وَ وَضَعَ يَدَهُ عَلَيْهَا فَلَا تَحِلُّ لِإِبْنِهِ.6 - أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ:قُلْتُ لَهُ: رَجُلٌ تَزَوَّجَ امْرَأَةً فَلَمَسَهَا.قَالَ: هِيَ حَرَامٌ عَلَى أَبِيهِ وَ ابْنِهِ وَ مَهْرُهَا وَاجِبٌ.7 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السَّلام:فرمود: پسرک مرتکب گناه شده است و مادرش نیز مرتکب گناه شده است و چنانچه فرزند آن مرد، با کنیز او همبستر شده باشد، روا نمی بینم که خود آن مرد با کنیزش همبستر شود.از حضرتش پرسیدم: اگر شخصی کنیزی داشته باشد و بعد، پدرش از روی شهوت دست خود را بر اندام آن کنیز بگذاردف یا به عضوی که نگاه بر آن حرام است از روی شهوت بنگرد (تکلیف آنان چه خواهد بود؟)امام صادق علیه السَّلام اظهار کراهت فرمود که آن شخص به کنیزش نزدیک شود.5 - محمد بن مسلم گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:هر گاه انسان کنیز خود را لخت کند و به اندام او دست بکشد، دیگر آن کنیز برای فرزندش حلال نخواهد بود.6 - نظیر روایت یکم را محمّد بن مسلم از امام علیه السَّلام روایت می نماید.7 - زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:

إِذَا زَنَى رَجُلٌ بِامْرَأَةِ أَبِيهِ أَوْ جَارِيَةِ أَبِيهِ ، فَإِنَّ ذَلِكَ لَا يُحَرِّمُهَا عَلَى زَوْجِهَا وَلَا تُحَرِّمُ الْجَارِيَةَ عَلَى سَيِّدِهَا، إِنَّمَا يُحَرِّمُ ذَلِكَ مِنْهُ إِذَا أَتَى الْجَارِيَةَ وَ هِيَ فَلا تَحِلُّ تِلْكَ الْجَارِيَةُ أَبَداً لابْنِهِ وَ لا لِأَبِيهِ وَإِذَا تَزَوَّجَ رَجُلٌ امْرَأَةٌ تَزْوِيجاً حَلالاً، فَلا تَحِلُّ تِلْكَ الْمَرْأَةُ لِأَبِيهِ وَ لِابْنِهِ.8 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ مُرَازِمٍ قَالَ:سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام وَ سُئِلَ عَنِ امْرَأَةِ أَمَرَتِ ابْنَهَا أَنْ يَقَعَ عَلَى جَارِيَةٍ لِأَبِيهِ فَوَقَعَ.فَقَالَ: أَثِمَتْ وَأَثِمَ ابْنُهَا وَ قَدْ سَأَلَنِي بَعْضُ هَؤُلَاءِ عَنْ هَذِهِ الْمَسْأَلَةِ فَقُلْتُ لَهُ: أَمْسِكْهَا إِنَّ الْحَلالَ لا يُفْسِدُهُ الْحَرَام.9 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:هرگاه کسی با زن پدر، یا با کنیز خصوصی پدرش زنا کند، آن زن و آن کنیز برای پدر او حرام نخواهد شد. تنها وقتی حرام خواهد شد که با کنیز به صورت حلال آمیزش کند، در این صورت آن کنیز، برای پدر و پسر او حرام ابدی خواهد شد. و اگر کسی با زنی به صورت حلال ازدواج کند، آن زن بر پدر و پسر او حرام خواهد شد.8 - مرازم گوید: در حضور امام صادق علیه السَّلام بودم که شنیدم از حضرتش سؤال کردند: زنی به فرزندش دستور داد که با کنیز شوهرش نزدیکی کند و فرزند نیز مرتکب این فعل حرام شد (چه حکمی دارد؟)فرمود: زن و فرزند هر دو مرتکب حرام شده اند پیشتر یکی از این افراد (که به چنین ماجرایی مبتلا شده بود در این خصوص از من سؤال کرد و من به او گفتم: کنیز را نگه دار. زیرا حرام، حلال را تحریم نمی کند.)9 - عمّار گوید:

فِي الرَّجُلِ تَكُونُ لَهُ الْجَارِيَةُ فَيَقَعُ عَلَيْهَا ابْنُ ابْنِهِ قَبْلَ أَنْ يَطَأَهَا الْجَدُّ أَوِ الرَّجُلُ يَزْنِي بِالْمَرْأَةِ فَهَلْ يَحِلُّ لِأَبِيهِ أَنْ يَتَزَوَّجَهَا ؟قَالَ : لا ، إِنَّمَا ذَلِكَ إِذَا تَزَوَّجَهَا الرَّجُلُ فَوَطِئَهَا ثُمَّ زَنَى بِهَا ابْنُهُ لَمْ يَضُرَّهُ ، لِأَنَّ الْحَرَامَ لا يُفْسِدُ الْحَلالَ وَكَذَلِكَ الْجَارِيَةُ.### بخش هفتاد و هفتم#### یاد آوری دیگر از زنان پیامبر صلّى اللهُ عليه وآله(77 بَابٌ آخَرُ مِنْهُ وَ فِيهِ ذِكْرُ أَزْوَاجِ النَّبِيِّ صلّى اللهُ عليه وآله)1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السَّلام أَنَّهُ قَالَ:از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم مردی کنیزی دارد، پیش از این که با او نزدیکی کند، نوه اش با آن کنیز آمیزش می کند، یا مردی با زنی زنا می کند آیا پدرش می تواند با آن زن ازدواج می کند؟فرمود: نه، این در صورتی است که آن مرد با آن زن ازدواج کند، آن گاه با او نزدیکی نماید، سپس فرزندش با او زنا کند، ضرری به او نمی رساند؛ چرا که حرام، حلال را فاسد نمی کند، و دربارۀ کنیز نیز همین گونه است.بخش هفتاد و هفتم: یاد آوری دیگر از زنان پیامبر صلّى اللهُ عليه وآله1 - محمّد بن مسلم گوید: امام (باقر یا امام صادق علیهما السَّلام فرمود:)

لَوْ لَمْ يَحْرُمْ عَلَى النَّاسِ أَزْوَاجُ النَّبِيِّ صلّى اللهُ عليه وآله لِقَوْلِ اللَّهِ عزَّوَجَل (وَ مَا كَانَ لَكُمْ أَنْ تُؤْذُوا رَسُولَ اللهِ وَ لا أَنْ تَنْكِحُوا أَزْوَاجَهُ مِنْ بَعْدِهِ أَبَداً حَرَّمْنَ عَلَى الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ علیه السَّلام لِقَوْلِ اللهِ : (وَلا تَنْكِحُوا مَا نَكَحَ آبَاؤُكُمْ مِنَ النِّسَاءِ) وَلا يَصْلُحُ لِلرَّجُلِ أَنْ يَنْكِحَ امْرَأَةَ جَدِّهِ.)2 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيَّ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِي الْجَارُودِ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام يَقُولُ:وَ ذَكَرَ هَذِهِ الْآيَةَ: (وَوَصَّيْنَا الْإِنْسَانَ بِوَالِدَيْهِ حُسْناً.)فَقَالَ : رَسُولُ اللَّهِ صلّى اللهُ عليه وآله أَحَدُ الْوَالِدَيْنِ.فَقَالَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ عَجْلانَ : مَنِ الْآخَرُ؟قَالَ : عَلِيٌّ علیه السَّلام؛ وَنِسَاؤُهُ عَلَيْنَا حَرَامٌ وَ هِيَ لَنَا خَاصَّةٌ.3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَيْنَةَ قَالَ حَدَّثَنِي سَعْدُ بْنُ أَبِي عُرْوَةَ عَنْ قَتَادَةَ عَنِ الْحَسَنِ الْبَصْرِيُّ:اگر همسران پیامبر، به جهت این آیه که خداوند می فرماید: «و شما حق ندارید رسول خدا را آزار دهید و هرگز همسران او را بعد از او به همسری در نیاورید، بر اُمّت حرام نبودند در عین حال، همسران رسول خدا صلّى اللهُ عليه وآله بر امام حسن و امام حسین علیهما السَّلام حرام بودند، چرا که خداوند متعال می فرماید : «و با زنانی که پدران شما یا آنها ازدواج کرده اند، ازدواج نکنید» که انسان با همسر جدّ خود ازدواج کند.2 - ابو جارود گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که این آیه را خواند که خداوند می فرماید: «ما به انسان سفارش کردیم که به پدر و مادر خود نیکی کند».پیامبر خدا صلّى اللهُ عليه وآله یکی از این دو پدر است.عبدالله بن عجلان پرسید: پدر دیگر کیست؟فرمود: حضرت علی علیه السَّلام و زنان آن حضرت بر ما حرام می باشند (از این جهت که زنان امیر مؤمنان علی علیه السَّلام مادر امامان علیه السَّلام می باشند و این مخصوص ما (اهل بیت علیه السَّلام) است.)3 - حسن بن بصری گوید:

أَنَّ رَسُولَ اللهِ صلّى اللهُ عليه وآله تَزَوَّجَ امْرَأَةٌ مِنْ بَنِي عَامِرِ بْنِ صَعْصَعَةَ يُقَالُ لَهَا: «سَنَى» وَكَانَتْ مِنْ أَجْمَلِ أَهْلِ زَمَانِهَا، فَلَمَّا نَظَرَتْ إِلَيْهَا عَائِشَةُ وَ حَفْصَةُ قَالَتَا: لَتَغْلِبُنَا هَذِهِ عَلَى رَسُولِ اللهِ صلّى اللهُ عليه وآله بِجَمَالِهَا، فَقَالَتَا لَهَا: لا يَرَى مِنْكِ رَسُولُ اللهِ صلّى اللهُ عليه وآله حِرْصاً.فَلَمَّا دَخَلَتْ عَلَى رَسُولِ اللهِ صلّى اللهُ عليه وآله تَنَاوَلَهَا بِيَدِهِ، فَقَالَتْ: أَعُوذُ بِاللَّهِ.فَانْقَبَضَتْ يَدُ رَسُولِ اللهِ صلّى اللهُ عليه وآله عَنْهَا، فَطَلَّقَهَا وَأَلْحَقَهَا بأَهْلِهَا.وَتَزَوَّجَ رَسُولُ اللهِ صلّى اللهُ عليه وآله امْرَأَةٌ مِنْ كِنْدَةَ بِنْتَ أَبِي الْجَوْنِ، فَلَمَّا مَاتَ إِبْرَاهِيمُ بْنُ رَسُولِ اللَّهِ اللهُ صلّى اللهُ عليه وآله ابْنُ مَارِيَةَ الْقِبْطِيَّةِ قَالَتْ: لَوْ كَانَ نَبِيَّاً مَا مَاتَ ابْنُهُ.فَأَلْحَقَهَا رَسُولُ اللهِ صلّى اللهُ عليه وآله بِأَهْلِهَا قَبْلَ أَنْ يَدْخُلَ بِهَا، فَلَمَّا قُبِضَ رَسُولُ اللهِ صلّى اللهُ عليه وآله وَ وُلُيَ النَّاسَ أَبُو بَكْرِ أَتَتْهُ الْعَامِرِيَّةُ وَالْكِنْدِيَّةُ وَقَدْ خُطِبَنَا فَاجْتَمَعَ أَبُو بَكْرٍ وَ عُمَرُ فَقَالا :لَهُمَا: اخْتَارَا إِنْ شِئْتَما الْحِجَابَ، وَإِنْ شِئْتُمَا الْبَاهَ.فَاخْتَارَنَا الْبَاهَ ، فَتَزَوَّجَتَا فَجُذِمَ أَحَدُ الرَّجُلَيْنِ وَ جُنَّ الْآخَرُ.پیامبر خدا صلّى اللهُ عليه وآله با زنی از فرزندان عامر بن صعصعه به نام «سنا» ازدواج کرد که یکی از زیباترین زن های دوران خویش بود. هنگامی که عایشه و حفصه او را دیدند، گفتند: او به خاطر زیبایی اش در نزد پیامبر بر ما چیرگی می یابد. پس به او گفتند: (مواظب باش)پیامبر صلّى اللهُ عليه وآله از تو آز و طمعی نبیند (؟!.)هنگامی که خدمت پیامبر صلّى اللهُ عليه وآله آمد پیامبر صلّى اللهُ عليه وآله دست مبارک خود را به طرفش دراز نمود، او گفت «اعوذ بالله» به خدا پناه می برم.پیامبر خدا صلّى اللهُ عليه وآله از او دست کشید و او را طلاق داد و به نزد خانواده اش فرستاد.هم چنین پیامبر خدا صلّى اللهُ عليه وآله با زنی از کنده که دختر ابی جون بود ازدواج نمود. هنگامی که ابراهیم پسر پیامبر صلّى اللهُ عليه وآله _ که از ماریه قبطیّه بود _ وفات نمود، دختر ابی جون گفت: اگر او پیامبر بود، پسرش فوت نمی کرد.پیامبر خدا صلّى اللهُ عليه وآله طلاقش داد و به خانواده اش فرستاد پیش از آن که با او نزدیکی نماید.هنگامی که پیامبر خدا صلّى اللهُ عليه وآله از دنیا رفت و ابوبکر ولایت مردم را به عهده گرفت؛ آن دو زن عامری و کندی نزد او آمدند در حالی که از این دو زن خواستگاری شده بود.پس ابوبکر و عمر هم سخن شدند و گفتند: خودتان انتخاب کنید: اگر می خواهید پرده نشینی را و اگر می خواهید ازدواج را برگزینید!آن دو زن ازدواج را انتخاب نمودند و ازدواج کردند. پس شوهر یکی از آنها جذام گرفت و شوهر دیگری دیوانه شد.

قَالَ عُمَرُ بْنُ أَذَيْنَةَ: فَحَدَّثْتُ بِهَذَا الْحَدِيثِ زُرَارَةَ وَ الْفُضَيْلَ، فَرَوَيَا عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام أَنَّهُ قَالَ:لَا مَا نَهَى اللَّهُ عزَّوَجَل عَنْ شَيْءٍ إِلَّا وَ قَدْ عُصِيَ فِيهِ حَتَّى لَقَدْ نَكَحُوا أَزْوَاجَ النَّبِيِّ صلَّى اللهُ عليه وآله مِنْ بَعْدِهِ ، وَذَكَرَ هَاتَيْنِ الْعَامِرِيَّةَ وَ الْكِنْدِيَّةَ.ثُمَّ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السَّلام: لَوْ سَأَلْتَهُمْ عَنْ رَجُلٍ تَزَوَّجَ امْرَأَةً فَطَلَّقَهَا قَبْلَ أَنْ يَدْخُلَ بِهَا أَ تَحِلُّ لِابْنِهِ ؟ لَقَالُوا: لا، فَرَسُولُ اللَّهِ صلَّی اللهُ علیه وآله أَعْظَمْ حُرْمَةٌ مِنْ آبَائِهِمْ.4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرٍ عَنْ زُرَارَةَ بْنِ أَعْيَنَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ نَحْوَهُ وَ قَالَ فِي حَدِيثِهِ:وَلا هُمْ يَسْتَحِلُونَ أَنْ يَتَزَوَّجُوا أُمَّهَاتِهِمْ إِنْ كَانُوا مُؤْمِنِينَ، وَإِنَّ أَزْوَاجَ رَسُولِ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله فِي الْحُرْمَةِ مِثْلُ أُمَّهَاتِهِمْ.عمر بن اذینه گوید: این حدیث را برای زراره و فضیل نقل کردم و آن دو از امام باقر علیه السَّلام روایت کردند که حضرتش فرمود:خداوند سال از هیچ چیز نهی نکرد مگر این که در مورد آن مخالفت شد، تاجایی که بعد از پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله با زنان آن حضرت ازدواج کردند. و امام علیه السَّلام همین دو زن عامری و کندی را نام برد.سپس فرمود: اگر تو از آنان دربارۀ مردی که با زنی ازدواج می کند و پیش از زفاف او را طلاق می دهد سؤال کنی آیا این زن بر پسر آن مرد حلال است؟ جواب می دهند: نه. در حالی که پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله از نظر حرمت، از پدران آنان والاتر است.4 - نظیر این روایت را زراره از امام باقر علیه السَّلام نقل می کند. حضرتش در این حدیث می افزاید:و اگر آنان مؤمن بودند حلال نمی شمردند که با مادرانشان ازدواج کنند؛ در حالی که زنان پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله در حرمت مانند مادران آنها بودند.

### بخش هفتاد و هشتم#### حکم کسی که با زنی ازدواج می کند آن گاه او رت طلاق می دهد یا پیش از آمیزش با او یا بعد از آن می میرد، پس با مادر یا دختر او ازدواج می کند...(78 بَابُ الرَّجُلِ يَتَزَوَّجُ الْمَرْأَةَ فَيُطَلِّقُهَا أَوْ تَمُوتُ قَبْلَ أَنْ يَدْخُلَ بِهَا أَوْ بَعْدَهُ فَيَتَزَوَّجُ أُمَّهَا أَوْ بِنْتَهَا)1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجٍ وَ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:الأُم وَالإِبْنَةُ سَوَاءٌ إِذَا لَمْ يَدْخُلْ بِهَا؛ يَعْنِي إِذَا تَزَوَّجَ الْمَرْأَةَ ثُمَّ طَلَّقَهَا قَبْلَ أَنْ يَدْخُلَ بِهَا، فَإِنَّهُ إِنْ شَاءَ تَزَوَّجَ أُمَّهَا وَ إِنْ شَاءَ تَزَوَّجَ ابْنَتَهَا.2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السَّلام عَنِ الرَّجُلِ يَتَزَوَّجُ الْمَرْأَةَ مُتْعَةً أَ يَحِلُّ لَهُ أَنْ يَتَزَوَّجَ ابنتها.قَالَ: لا.بخش هفتاد و هشتم: حکم کسی که با زنی ازدواج می کند آن گاه او را طلاق می دهد یا پیش از آمیزش با او یا بعد از آن می میرد، پس با مادر یا دختر او ازدواج می کند...1 - حمّاد بن عثمان گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:مادر و دختر یکسانند در صورتی که شخص با آنان آمیزش نکرده باشد. یعنی اگر مردی با زنی ازدواج کند، سپس پیش از زفاف او را طلاق دهد، پس اگر بخواهد می تواند با مادر زنش ازدواج کند و اگر بخواهد می تواند با دختر زنش ازدواج کند.2 - احمد بن محمّد بن ابی نصر گوید: به امام ابی الحسن علیه السَّلام گفتم: اگر کسی با زنی به صورت موقّت ازدواج کند؛ آیا بعداً می تواند با دختر او ازدواج کند؟فرمود: نه.

3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السَّلام قَالَ:سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ تَزَوَّجَ امْرَأَةٌ فَنَظَرَ إِلَى رَأْسِهَا وَ إِلَى بَعْضٍ جَسَدِهَا أَيَتَزَوَّجُ ابْنَتَهَا؟فَقَالَ: لا ، إِذَا رَأَى مِنْهَا مَا يَحْرُمُ عَلَى غَيْرِهِ فَلَيْسَ لَهُ أَنْ يَتَزَوَّجُ ابْنَتَهَا.4 - أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَّانَ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ مَنْصُورِ بْنِ حَازِمٍ قَالَ: كُنتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام فَأَتَاهُ رَجُلٌ فَسَأَلَهُ عَنْ رَجُلٍ تَزَوَّجَ امْرَأَةٌ فَمَاتَتْ قَبْلَ أَنْ يَدْخُلَ بِهَا أَيَتَزَوَّجُ بِأُمِّهَا؟فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام: قَدْ فَعَلَهُ رَجُلٌ مِنَّا فَلَمْ نَرَبِهِ بَأْساً.فَقُلْتُ : جُعِلْتُ فِدَاكَ! مَا تَفْخَرُ الشَّيعَةُ إِلَّا بِقَضَاءِ عَلِيَّ علیه السَّلام فِي هَذِهِ الشَّمْخِيَّةِ الَّتِي أَفْتَاهَا ابْنُ مَسْعُودٍ أَنَّهُ لا بَأْسَ بِذَلِكَ.3 - محمّد بن مسلم گوید: از امام (باقر علیه السَّلام و یا امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: مردی با زنی ازدواج می کند، آن گاه به سر و بعضی از اعضای بدن او نگاه می کند، آیا می تواند با دختر این زن ازدواج کند؟)فرمود: نه، هرگاه به عضوی از زن _ که به دیگران حرام است _ نگاه کند، نمی تواند با دختر آن زن ازدواج نماید.4 - منصور بن حازم گوید: در خدمت امام صادق علیه السَّلام نشسته بودم، مردی آمد و از آن حضرت سؤال کرد: اگر کسی با زنی ازدواج کند و آن زن پیش از زفاف، بمیرد آیا می تواند با مادر آن زن ازدواج کند؟فرمود: مردی از بنی هاشم به همین صورت ازدواج کرد، و ما ایرادی بر او نگرفتیم.گفتم: فدایت بشوم! شیعیان افتخار نمی کنند مگر به قضاوت حضرت علی علیه السَّلام در مورد «شمخیّه» که ابن مسعود فتوا داده بود چنین ازدواجی ایراد ندارد.

ثُمَّ أَتَى عَلِيّاً علیه السَّلام فَسَأَلَهُ، فَقَالَ لَهُ عَلِيٌّ علیه السَّلام: مِنْ أَيْنَ أَخَذْتَهَا؟فَقَالَ مِنْ قَوْلِ اللهِ عزَّوَجَل: (وَ رَبَائِبُكُمُ اللَّاتِي فِي حُجُورِكُمْ مِنْ نِسَائِكُمُ اللَّاتِي دَخَلْتُمْ بِهِنَّ فَإِنْ لَمْ تَكُونُوا دَخَلْتُمْ بِهِنَّ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ.)فَقَالَ عَلِيٌّ علیه السَّلام: إِنَّ هَذِهِ مُسْتَتْنَاةٌ، وَ هَذِهِ مُرْسَلَةٌ وَ أُمَّهَاتُ نِسَائِكُمْ.فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام لِلرَّجُل : أَ مَا تَسْمَعُ مَا يَرْوِي هَذَا عَنْ عَلِي علیه السَّلام؟فَلَمَّا قُمْتُ نَدِمْتُ وَ قُلْتُ: أَيَّ شَيْءٍ صَنَعْتُ؟ يَقُولُ هُوَ: قَدْ فَعَلَهُ رَجُلٌ مِنَّا فَلَمْ نَرَ بِهِ بَأْساً وَأَقُولُ أَنَا: قَضَى عَلِيٌّ علیه السَّلام فِيهَا.فَلَقِيتُهُ بَعْدَ ذَلِكَ فَقُلْتُ : جُعِلْتُ فِدَاكَ! مَسْأَلَةُ الرَّجُلِ إِنَّمَا كَانَ الَّذِي قُلْتُ يَقُولُ: كَانَ زَلَّةٌ مِنِّي فَمَا تَقُولُ فِيهَا؟فَقَالَ: يَا شَيْخُ! تُخْبِرُنِي أَنَّ عَلِيّاً علیه السَّلام قَضَى بِهَا وَ تَسْأَلُنِي مَا تَقُولُ فِيهَا؟سپس ابن مسعود به خدمت امیر مؤمنان علی علیه السَّلام رسید و در این مورد پرسید.حضرت به او فرمود: این حکم را از کجا برداشت نمودی؟عرض کرد: از فرموده خداوند متعال که می فرماید: «و دختران همسرانتان که در دامان شما پرورش یافته اند از همسرانی که با آنها آمیزش کرده اید و اگر با زنان آمیزش نداشته اید، دختران آنها برای شما مانعی ندارد.حضرت علیه السَّلام فرمود: ربیبه ها استثنا دارند، امّا حکم ما در زنان مطلق است. (به هیچ وجه ازدواج با مادر زن جایز نیست.)امام صادق علیه السَّلام به آن مرد فرمود: مگر نشنیدی این شخص، چه روایتی از حضرت علی علیه السَّلام نقل نمود؟!هنگامی که برخاستم و رفتم پشیمان گشتم، با خود گفتم: این چه کاری بود که من کردم؟امام صادق علیه السَّلام می فرماید: «مردی از بنی هاشم در همین شرایط با مادر زن خود ازدواج کرد و ما مانعی برای او ندیدیم ».آن وقت، من می گویم: علی علیه السَّلام در این مسئله چنین قضاوت کرد!پس از آن ماجرا وقتی با امام صادق علیه السَّلام ملاقات نمودم عرض کردم: قربانت شوم! در مورد سؤال آن مرد که من در مقابل شما گفتم: «شیعه چنین می گوید» لغزشی بود که از من صادر شد، اینک شما بفرمایید که نظر مبارک درباره قضاوت علی علیه السَّلام چیست؟ فرمود: ای شیخ! تو خود اطلاع میدهی که علی علیه السَّلام چنین و چنان قضاوت کرده است، سپس از من می پرسی نظر شما چیست؟!

5 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ خَالِدِ بْنِ جَرِيرٍ عَنْ أَبِي الرَّبِيعِ قَالَ:سُئِلَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنْ رَجُلٍ تَزَوَّجَ امْرَأَةٌ فَمَكَثَ أَيَّامًا مَعَهَا لا يَسْتَطِيعُهَا غَيْرَ أَنَّهُ قَدْ رَأَى مِنْهَا مَا يَحْرُمُ عَلَى غَيْرِهِ ثُمَّ يُطَلِّقُهَا أَيَصْلُحُ لَهُ أَنْ يَتَزَوَّجَ ابْنَتَهَا؟فَقَالَ: أَ يَصْلُحُ لَهُ وَ قَدْ رَأَى مِنْ أُمَّهَا مَا قَدْ رَأَى؟### بخش هفتاد و نهم#### حکم ازدواج با زنی که طلاق شرعی داده شده است...(79 بَابُ تَزْوِيجِ الْمَرْأَةِ الَّتِي تُطَلَّقُ عَلَى غَيْرِ السُّنَّة)1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام أَنَّهُ قَالَ:إِيَّاكُمْ وَذَوَاتِ الْأَزْوَاجِ الْمُطَلَّقَاتِ عَلَى غَيْرِ السُّنَّةِ.5 - ابو ربیع گوید: از امام صادق علیه السَّلام سؤال کردند: مردی با زنی ازدواج می نماید و چند روزی با او زندگی می کند و غیر از دیدن اعضایی که بر دیگران حرام است، استفاده ای از او نمی کند، سپس او را طلاق می دهد. آیا می تواند با دختر این زن ازدواج کند؟فرمود: آیا برای او جایز می شود در حالی که از مادرش مواردی را که دیده است؟!بخش هفتاد و نهم: حکم ازدواج با زنی که طلاق غیر شرعی داده شده است1 - راوی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:از ازدواج با زنان شوهر دار طلاق داده شدۀ غیر شرعی دوری کنید!

قَالَ: قُلْتُ لَهُ: فَرَجُلٌ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ مِنْ هَؤُلاءِ وَلِي بِهَا حَاجَةٌ.قَالَ: فَتَلْقَاهُ بَعْدَ مَا طَلَّقَهَا وَانْقَضَتْ عِدَّتُهَا عِنْدَ صَاحِبِهَا فَتَقُولُ لَهُ: طَلَّقْتَ فُلانَةَ، فَإِذَا قَالَ: نَعَمْ، فَقَدْ صَارَ تَطْلِيقَةٌ عَلَى طُهْرٍ فَدَعْهَا مِنْ حِينَ طَلَّقَهَا تِلْكَ التَّطْلِيقَةَ حَتَّى تَنْقَضِيَ عِدَّتُهَا ثُمَّ تَزَوَّجْهَا فَقَدْ صَارَتْ تَطْلِيقَةً بَائِنَةٌ.2 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ شُعَيْبِ الْحَدَّادِ قَالَ:قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: رَجُلٌ مِنْ مَوَالِيكَ يُقْرِئُكَ السَّلامَ وَ قَدْ أَرَادَ أَنْ يَتَزَوَّجَ امْرَأَةٌ قَدْ وَافَقَتْهُ وَأَعْجَبَهُ بَعْضُ شَأْنِهَا، وَ قَدْ كَانَ لَهَا زَوْجٌ فَطَلَّقَهَا ثَلاثاً عَلَى غَيْرِ السُّنَّةِ، وَ قَدْ كَرِهَ أَنْ يُقْدِمَ عَلَى تَزْوِيجِهَا حَتَّى يَسْتَأْمِرَكَ فَتَكُونَ أَنْتَ تَأْمُرُهُ؟فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: هُوَ الْفَرْجُ، وَ أَمْرُ الْفَرْجِ شَدِيدٌ، وَ مِنْهُ يَكُونُ الْوَلَدُ، وَ نَحْنُ نَحْتَاطُ، فَلا يَتَزَوَّجْهَا.گفتم: مردی زنش را چنین طلاق داده است و من به آن زن علاقه دارم.فرمود: پس از طلاق و پایان عدّه آن به نزد شوهرش برو و به او بگو: «فلان زن را طلاق دادی؟» هنگامی که گفت: «آری» پس این طلاق، طلاق در طهارت است.هنگامی که شوهرش این طلاق دوم را انجام داد آن زن را واگذار تا عدّه اش تمام شود. سپس با او ازدواج کن، زیرا این طلاق، طلاق بائن است.2 - شعیب حدّاد گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم: مردی از دوستداران شما به شما سلام می رساند، او می خواهد با زنی ازدواج کند که موافقت او را جلب کرده و برخی از صفات آن زن، مایۀ عشق و علاقۀ اوست، این زن شوهر داشت، شوهرش بر خلاف سنّت او را سه طلاقه کرده است. از این رو، این مرد رضایت نداد که قدم پیش بگذارد و با آن زن ازدواج نماید، مگر بعد از آن که از شما کسب تکلیف کند آیا شما به او اجازه می دهید؟امام صادق فرمود: این، بحث ناموس و ازدواج است و مسأله ناموس و ازدواج اهمیّت زیادی دارد، و از آن فرزند به وجود می آید. ما اهل بیت، در این مسأله احتیاط می کنیم. بنابراین با آن زن ازدواج نکند.

3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَفْصِ بْنِ الْبَخْتَرِيٌّ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:فِي رَجُلٍ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ ثَلاثاً فَأَرَادَ رَجُلٌ أَنْ يَتَزَوَّجَهَا كَيْفَ يَصْنَعُ ؟ قَالَ : يَدَعُهَا حَتَّى تَحِيضَ وَ تَطْهُرَ ثُمَّ يَأْتِيهِ وَ مَعَهُ رَجُلانِ شَاهِدَانِ فَيَقُولُ: أَ طَلَّقْتَ فُلانَةً؟ فَإِذَا قَالَ: نَعَمْ، تَرَكَهَا ثَلاثَةَ أَشْهُرٍ ثُمَّ خَطَبَهَا إِلَى نَفْسِهَا.4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيَّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ حَنْظَلَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:إِيَّاكَ وَ الْمُطَلَّقَاتِ ثَلَاثَاً فِي مَجْلِسٍ، فَإِنَّهُنَّ ذَوَاتُ أَزْوَاجٍ.### بخش هشتادم#### حکم زنی مه هووی عمّه یا خالۀ خود می شود(80 بَابُ الْمَرْأَةِ تُزَوَّجُ عَلَى عَمَّتِهَا أَوْ خَالَتِهَا)1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ فَضَّالِ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:3- اسحاق بن عمّار گوید: از امام صادق علیه السَّلام او پرسیدم مردی زنش را در یک مجلس سه طلاقه نمود و مرد دیگری می خواهد با آن زن ازدواج کند، چه باید بکند؟فرمود: آن زن را واگذارد تا حائض شود، سپس پاک شود آنگاه در حالی که دو شاهد به همراه دارد نزد شوهر سابق برود و به او بگوید: «آیا فلان زن را طلاق دادی؟» هنگامی که بگوید: «آری» زن را تا سه ماه رها کند، سپس او را برای خود خواستگاری کند.4 - علی بن حنظله گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: از ازدواج با زنان سه طلاقه در یک مجلس بپرهیز، زیرا آنان شوهر دار می باشند.بخش هشتادم: حکم زنی که هووی عمّه یا خالۀ خود می شود1 - محمّد بن مسلم گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:

لا تُزَوَّجُ ابْنَةُ الْأَخِ وَ لا ابْنَةُ الْأُخْتِ عَلَى الْعَمَّةِ وَ لَا عَلَى الْخَالَةِ إِلَّا بِإِذْنِهِمَا، وَتُزَوَّجُ الْعَمَّةُ وَ الْخَالَةُ عَلَى ابْنَةِ الْأَخِ وَ ابْنَةِ الْأُخْتِ بِغَيْرِ إِذْنِهِمَا.2 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بَنِ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ رِئَابِ عَنْ أَبِي عُبَيْدَةَ الْحَذَّاءِ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:لا تُنْكَحُ الْمَرْأَةُ عَلَى عَمَّتِهَا وَ لا خَالَتِهَا إِلَّا بِإِذْنِ الْعَمَّةِ وَالْخَالَةِ.### بخش هشتاد و یکم#### حکم محلّل سه طلاقه(81 بَابُ تَحْلِيلِ الْمُطَلَّقَةِ لِزَوْجِهَا وَ مَا يَهْدِمُ الطَّلَاقَ الْأَوَّلَ)1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا علیه السَّلام قَالَ:سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ ثَلاثاً ثُمَّ تَمَتَّعَ فِيهَا رَجُلٌ آخَرُ هَلْ تَحِلُّ لِلْأَوَّلِ؟قَالَ: لا.برادر زاده و خواهر زاده روی عمّه و خاله اش عقد نمی شود ، مگر با اجازۀ عمّه و خاله، ولی عمّه و خاله روی برادرزاده و خواهرزاده اش بدون اجازه آنها عقد می شود.2 - ابو عبيده حذاء گوید: از امام باقر علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:نباید زنی را روی عمّه و خاله اش عقد بست مگر با اجازۀ آنها.بخش هشتاد و یکم: حکم محلّل سه طلاقه1 - محمّد بن مسلم گوید: به امام (باقر علیه السَّلام و یا امام صادق علیه السَّلام گفتم: اگر کسی زن خود را سه نوبت طلاق بدهد و مرد دیگری آن زن را به عقد موقّت درآورد، آیا آن زن برای شوهر اوّل حلال می شود؟)فرمود: نه.

2 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ عَبْدِ الْكَرِيم عَنِ الْحَسَنِ الصَّيْقَلِ قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنْ رَجُلٍ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ طَلاقاً لَا تَحِلُّ لَهُ حَتَّى تَنْكِحَ زَوْجاً غَيْرَهُ وَ تَزَوَّجَهَا رَجُلٌ مُتْعَةً أَيَحِلُّ لَهُ أَنْ يَنْكِحَهَا؟قَالَ : لا ، حَتَّى تَدْخُلَ فِي مِثْل مَا خَرَجَتْ مِنْهُ.3 - سَهْلُ بْنُ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنِ الْمُثَنَّى عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنْ رَجُلٍ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ طَلَاقاً لا تَحِلُّ لَهُ حَتَّى تَنْكِحَ زَوْجاً غَيْرَهُ فَتَزَوَّجَهَا عَبْدٌ ثُمَّ طَلَّقَهَا هَلْ يُهْدَمُ الطَّلَاقُ ؟قَالَ: نَعَمْ، لِقَوْلِ اللَّهِ عزَّوَجَل فِي كِتَابِهِ: (حَتَّى تَنْكِحَ زَوْجًا غَيْرَهُ.)وَقَالَ: هُوَ أَحَدُ الْأَزْوَاجِ.2 - نظیر این روایت حسن صیقل از امام صادق علیه السَّلام نقل می نماید با این اضافه که امام علیه السَّلام فرمود:جایز نیست، تا این که به ازدواجی مانند ازدواجی که از آن بیرون آمد، (ازدواج دائم داخل شود.)3 - اسحاق بن عمّار گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: مردی زنش را سه بار طلاق می دهد سپس برده ای با آن زن ازدواج می کند و طلاقش می دهد، آیا طلاق شوهر اول از بین می رود؟فرمود: آری، به دلیل فرمایش خداوند در قرآنش که می فرماید: «تا این همسری جز او با آن زن ازدواج کند.)و فرمود: برده یکی از شوهران است.

4 - سَهْل عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُثَنَّى عَنْ أَبِي حَاتِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ يُطَلِّقُ امْرَأَتَهُ الصَّلاقَ الَّذِي لا تَحِلُّ لَّهُ حَتَّى تَنْكِحَ زَوْجاً غَيْرَهُ ثُمَّ تَزَوَّجَهَا رَجُلٌ آخَرُ وَ لَمْ يَدْخُلْ بِهَا؟قَالَ : لا ، حَتَّى يَذُوقَ عُسَيْلَتَهَا.5 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ تَطْلِيقَةً وَاحِدَةً ثُمَّ تَرَكَهَا حَتَّى انْقَضَتْ عِدَّتُهَا ثُمَّ تَزَوَّجَهَا رَجُلٌ غَيْرُهُ، ثُمَّ إِنَّ الرَّجُلَ مَاتَ أَوْ طَلَّقَهَا فَرَاجَعَهَا الْأَوَّلُ.قَالَ: هِيَ عِنْدَهُ عَلَى تَطْلِيقَتَيْنِ بَاقِيَتَيْنِ.6 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ قَالَ:4 - ابو حاتم گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم:مردی زنش را سه مرتبه طلاق داد: زن با مرد دیگری ازدواج نمود، امّا شوهر دوم با او آمیزش نکرد (آیا می تواند طلاقش دهد و شوهر اول با او ازدواج کند؟)فرمود: نه، تا این که شوهر دوم شیرینی آمیزش را بچشد.5 - حلبی گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم:مردی زنش را طلاق داد و پس از پایان عدّه، مرد دیگری با او ازدواج نمود. سپس شوهر دوم از دنیا رفت، یا زن را طلاق داد و شوهر اول دوباره به او مراجعه کرد و با او ازدواج نمود (چه حکمی دارد؟)فرمود: زن نزد شوهرش می باشد در حالی که دو طلاق دیگر باقی مانده است.6 - علی بن مهزیار گوید:

كَتَبَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ مُحَمَّدٍ إِلَى أَبِي الْحَسَنِ علیه السَّلام: رَوَى بَعْضُ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ الله علیه السَّلام فِي الرَّجُلِ يُطَلِّقُ امْرَأَتَهُ عَلَى الْكِتَابِ وَ السُّنَّةِ فَتَبِينُ مِنْهُ بِوَاحِدَةٍ فَتَزَوَّجُ زَوْجاً غَيْرَهُ فَيَمُوتُ عَنْهَا أَوْ يُطَلَّقَهَا فَتَرْجِعُ إِلَى زَوْجِهَا الْأَوَّلِ أَنَّهَا تَكُونُ عِنْدَهُ عَلَى تَطْلِيقَتَيْنِ وَ وَاحِدَةً قَدْ مَضَتْ.فَوَقَعَ علیه السَّلام بِخَطُّهِ: صَدَقُوا.وَ رَوَى بَعْضُهُمْ: أَنَّهَا تَكُونُ عِنْدَهُ عَلَى ثَلاثِ مُسْتَقْبِلاتٍ، وَ أَنَّ تِلْكَ الَّتِي طَلَّقَهَا لَيْسَتْ بِشَيْءٍ لِأَنَّهَا قَدْ تَزَوَّجَتْ زَوْجًا غَيْرَهُ.فَوَقَعَ علیه السَّلام بِخَطَّهِ: لا.عبدالله بن محمّد طی نامه ای این روایت را به امام کاظم علیه السَّلام نوشت و از حضرتش پرسید بعضی از یاران ما این حدیث را از امام صادق علیه السَّلام نقل کرده اند. (آیا این حدیث صحيح است؟)امام کاظم علیه السَّلام در جواب با خط مبارک خود چنین توقیع فرمود:آنان (در نقل حدیث راست گفته اند.)بعضی نیز روایت کرده اند: عبدالله بن محمّد نوشت: در این مسأله یاران ما روایت کرده اند که امام صادق علیه السَّلام فرمود:زن نزد شوهر است با سه طلاق باقی مانده و طلاق سابق چیزی نیست؛ زیرا این زن با شوهر دیگری ازدواج نموده بود.امام کاظم علیه السَّلام در جواب با خط مبارک خود این گونه توقیع فرمود:نه (چنین نیست.)

### بخش هشتاد و دوم#### زنی که به مردی حرام ابدی می شود(82 بَابُ الْمَرْأَةِ الَّتِي تَحْرُمُ عَلَى الرَّجُلِ فَلا تَحِلُّ لَهُ أَبَداً)1 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ جمِيعاً عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ الْمُثَنَّى عَنْ زُرَارَةَ بْنِ أَعْيَنَ وَ دَاوُدَ بْنِ سِرْحَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام وَ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ بُكَيْرٍ عَنْ أُدَيْمٍ بَيَّاعِ الْهَرَوِيٌّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام أَنَّهُ قَالَ:الْمُلاعَنَةُ إِذَا لَا عَنْهَا زَوْجُهَا لَمْ تَحِلَّ لَهُ أَبَداً وَ الَّذِي يَتَزَوَّجُ الْمَرْأَةَ فِي عِدَّتِهَا وَ هُوَ يَعْلَمُ لا تَحِلُّ لَهُ أَبَداً، وَ الَّذِي يُطَلِّقُ الصَّلاقَ الَّذِي لا تَحِلُّ لَهُ حَتَّى تَنْكِحَ زَوْجاً غَيْرَهُ ثَلاثَ مَرَّاتٍ وَ تَزَوَّجَ ثَلاثَ مَرَّاتٍ لا تَحِلُّ لَهُ أَبَداً وَ الْمُحْرِمُ إِذَا تَزَوَّجَ وَ هُوَ يَعْلَمُ أَنَّهُ حَرَامٌ عَلَيْهِ لَمْ تَحِلَّ لَهُ أَبَداً.بخش هشتاد و دوم: زنی که به مردی حرام ابدی می شود1 - زراره، داوود بن سرحان و ادیم بیاع هروی گویند: امام صادق علیه السَّلام فرمود:زنی که مورد تهمت واقع شود و شوهرش در مراسم «ملاعنه» او را لعنت کند، دیگر برای آن شوهر حلال نخواهد شد. و کسی که آگاهانه با زنی ازدواج کند که در عدّه طلاق باشد، آن زن برای او حلال نخواهد شد. و کسی که زن خود را سه نوبت طلاق بدهد و آن زن باید شوهر دیگری اختیار کند تا برای شوهر اول حلال شود، و این برنامه سه نوبت تکرار شود (و نُه مرتبه او را طلاق بدهد، دیگر بر او حلال نخواهد شد. و اگر حاجی با آگاهی از حرمت در حال احرام ازدواج کند، آن زن برای همیشه به او حلال نخواهد شد.)

3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:إِذَا تَزَوَّجَ الرَّجُلُ الْمَرْأَةَ فِي عِدَّتِهَا وَ دَخَلَ بِهَا لَمْ تَحِلَّ لَهُ أَبَداً عَالِماً كَانَ أَوْ جَاهِلاً، وَإِنْ لَمْ يَدْخُلْ بِهَا حَلَّتْ لِلْجَاهِلِ وَ لَمْ تَحِلَّ لِلْآخَرِ.3 - أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنْ صَفْوَانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ الْحَجَّاجِ عَنْ بِي إِبْرَاهِيمَ علیه السَّلام قَالَ:سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ يَتَزَوَّجُ الْمَرْأَةَ فِي عِدَّتِهَا بِجَهَالَةٍ أَ هِيَ مِمَّنْ لَا تَحِلُّ لَهُ أَبَداً؟فَقَالَ: لا، أَمَّا إِذَا كَانَ بِجَهَالَةٍ فَلْيَتَزَوَّجْهَا بَعْدَ مَا تَنْقَضِي عِدَّتُهَا وَ قَدْ يُعْذَرُ النَّاسُ الْجَهَالَةِ بِمَا هُوَ أَعْظَمُ مِنْ ذَلِكَ.فَقُلْتُ: بِأَيِّ الْجَهَالَتَيْنِ يُعْذَرُ بِجَهَالَتِهِ أَنْ يَعْلَمَ أَنَّ ذَلِكَ مُحَرَّمٌ عَلَيْهِ أَمْ بِجَهَالَتِهِ أَنَّهَا فِي عِدَّةٍ؟2 - حلبی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:هر گاه مردی با زنی که در حال عده است _ آگاه باشد یا ناآگاه _ ازدواج کند و با او همبستر شود دیگر بر او حلال نخواهد بود. و اگر همبستر نشود برای شخص ناآگاه حلال است. امّا برای شخص آگاه حلال نخواهد بود.3 - عبدالرحمان بن حجّاج گوید: به امام کاظم علیه السَّلام گفتم: اگر کسی نداند و با زنی که در عدّه طلاق است، ازدواج کند، آیا آن زن بر او حرام ابدی خواهد شد؟فرمود: نه، در صورتی که از روی نادانی باشد بعد از تمام شدن عدّه با آن زن ازدواج کند. گاهی مردم به جهت نادانی در خطاهای بزرگتر از این معذور می باشند.گفتم: به خاطر کدام جهالت معذور است؟ به خاطر این که نمی داند ازدواج در حال عدّه حرام است؟ یا به خاطر این که نمی داند این زن در عدّه است؟

فَقَالَ: إِحْدَى الْجَهَالَتَيْنِ أَهْوَنُ مِنَ الْأُخْرَى؛ الْجَهَالَةُ بِأَنَّ اللَّهَ حَرَّمَ ذَلِكَ عَلَيْهِ، وَذَلِكَ بِأَنَّهُ لَا يَقْدِرُ عَلَى الإِحْتِيَاطِ مَعَهَا.فَقُلْتُ: فَهُوَ فِي الْأُخْرَى مَعْذُورٌ؟قَالَ: نَعَمْ إِذَا انْقَضَتْ عِدَّتُهَا فَهُوَ مَعْذُورٌ فِي أَنْ يَتَزَوَّجَهَا.فَقُلْتُ: فَإِنْ كَانَ أَحَدُهُمَا مُتَعَمِّداً وَ الْآخَرُ يَجْهَلُ؟فَقَالَ: الَّذِي تَعَمَّدَ لا يَحِلُّ لَهُ أَنْ يَرْجِعَ إِلَى صَاحِبِهِ أَبَداً.4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:سَأَلْتُهُ عَنِ الْمَرْأَةِ الْحُبْلَى يَمُوتُ زَوْجُهَا فَتَضَعُ وَ تَزَوَّجُ قَبْلَ أَنْ تَمْضِيَ لَهَا أَرْبَعَةُ أَشْهُرٍ وَعَشْراً.فرمود: یکی از این دو جهالت از دیگری سبکتر است؛ جهالت به این که خداوند این ازدواج را بر او تحریم کرده است. دلیلش این است با جهالتی که دارد نمی تواند احتیاط کند.پرسیدم: بنابر این در جهالت دوم نیز معذور است؟فرمود: آری. بعد از آن که دوران عدّۀ آن زن سپری شد، معذور است و می تواند با او ازدواج کند.گفتم: اگر یکی از آن دو (زن و شوهر از روی عمد چنین کاری کند و دیگری از روی جهالت چه صورت دارد؟)فرمود: آن که از عمد چنین کرده است؛ هرگز نمی تواند به همسرش رجوع کند.4 - حلبی گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: زن حامله ای که شوهرش از دنیا می رود. او زایمان می کند سپس پیش از پایان عدّۀ وفات (چهار ماه و ده روز با مرد دیگری ازدواج می کند.)

فَقَالَ: إِنْ كَانَ دَخَلَ بِهَا؛ فُرِّقَ بَيْنَهُمَا ثُمَّ لَمْ تَحِلَّ لَهُ أَبَداً وَ اعْتَدَّتْ بِمَا بَقِيَ عَلَيْهَا مِنَ الْأَوَّلِ، وَ اسْتَقْبَلَتْ عِدَّةَ، أُخْرَى مِنَ الْآخَرِ ثَلاثَةَ قُرُوءٍ، وَإِنْ لَمْ يَكُنْ دَخَلَ بِهَا فُرِّقَ بَيْنَهُمَا وَ اعْتَدَّتْ بِمَا بَقِيَ عَلَيْهَا مِنَ الْأَوَّلِ وَ هُوَ خَاطِبٌ مِنَ الْخُطَّابِ.5 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ جَمِيعاً عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ عَبْدِ الْكَرِيمِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ اَبِی جَعْفَرِ علیه السَّلام قَالَ:قُلْتُ لَهُ: الْمَرْأَةُ الْحُبْلَى يُتَوَفَّى عَنْهَا زَوْجُهَا فَتَضَعُ وَ تَزَوَّجُ قَبْلَ أَنْ تَعْتَدَّ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَ عَشْراً.فَقَالَ: إِنْ كَانَ الَّذِي تَزَوَّجَهَا دَخَلَ بِهَا فُرِّقَ بَيْنَهُمَا وَ لَمْ تَحِلَّ لَهُ أَبَداً وَ اعْتَدَّتْ بِمَا بَقِيَ عَلَيْهَا مِنْ عِدَّةِ الْأَوَّلِ وَ اسْتَقْبَلَتْ عِدَّةً أُخْرَى مِنَ الْآخَرِ ثَلاثَةَ قُرُوءٍ، وَإِنْ لَمْ يَكُنْ دَخَلَ بِهَا فُرِّقَ بَيْنَهُمَا وَ أَتَمَّتْ مَا بَقِيَ مِنْ عِدَّتِهَا وَ هُوَ خَاطِبٌ مِنَ الْخُطَّابِ.فرمود: اگر آن مرد آمیزش کرده باشد بین آنان جدایی می افکنند و برای همیشه این زن برای شوهرش حلال نخواهد بود و باقی مانده عدّۀ شوهر اول را نگه می دارد، سپس یک عدّه دیگر _ که سه طُهر است _ نگه می دارد.و اگر با او آمیزش نکرده باشد بین آنان جدایی انداخته می شود و زن باقی ماندۀ عدّۀ اول را نگه می دارد. و شوهر دوم نیز یکی از خواستگاران خواهد بود.5 - نظیر این روایت را محمد بن مسلم نیز از امام باقر علیه السَّلام روایت می کند.

6 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ وَ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ خَالِدٍ قَالَ:سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ تَزَوَّجَ امْرَأَةً فِي عِدَّتِهَا.قَالَ: يُفَرَّقُ بَيْنَهُمَا وَ إِنْ كَانَ دَخَلَ بِهَا فَلَهَا الْمَهْرُ بِمَا اسْتَحَلَّ مِنْ فَرْجِهَا وَ يُفَرَّقُ بَيْنَهُمَا فَلا تَحِلُّ لَهُ أَبَداً، وَإِنْ لَمْ يَكُنْ دَخَلَ بِهَا فَلَا شَيْءَ لَهَا مِنْ مَهْرِهَا.7 - مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ أَبِي عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام وَإِبْرَاهِيمَ بْنِ عَبْدِ الْحَمِيدِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام وَأَبِي الْحَسَنِ علیه السَّلام قَالَ:إِذَا طَلَّقَ الرَّجُلُ الْمَرْأَةَ فَتَزَوَّجَتْ ثُمَّ طَلَّقَهَا زَوْجُهَا فَتَزَوَّجَهَا الْأَوَّلُ ثُمَّ طَلَّقَهَا فَتَزَوَّجَتْ رَجُلاً ثُمَّ طَلَّقَهَا فَتَزَوَّجَهَا الْأَوَّلُ ثُمَّ طَلَّقَهَا الزَّوْجُ الْأَوَّلُ هَكَذَا ثَلاثاً لَمْ تَحِلَّ لَهُ أَبَداً.6 - سلیمان بن خالد گوید: از امام علیه السَّلام پرسیدم: اگر کسی با زنی که در حال عدّه ست، ازدواج کند، تکلیف آنان چیست؟فرمود: باید آنان را از هم جدا کنند و اگر همبستر شده باشند، آن زن به جهت همبستری مهریه دارد و بعد از آن که آن دو را از هم دور کردند برای همیشه زن برای شوهر حلال نخواهند بود و چنانچه همبستر نشده باشند، زن حقّی به مهریّه ندارد.7 - جميل بن درّاج از امام صادق علیه السَّلام و ابراهیم بن عبد الحمید از امام صادق علیه السَّلام و از امام کاظم علیه السَّلام روایت می کنند که فرمودند:اگر کسی زن خود را طلاق بدهد و شخصی دیگر با او ازدواج کند، سپس شوهر دوم او را طلاق دهد و شوهر اول مجدداً با آن زن ازدواج کند و باز او را طلاق بدهد و شخص سومی با او ازدواج کند، سپس طلاقش دهد و (برای مرتبۀ سوم شوهر اول با آن زن ازدواج کند و برای نوبت سوم او را طلاق بدهد، هرگز نمی تواند با آن زن ازدواج کند.)

8- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْعَاصِمِيُّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطِ عَنْ عَمِّهِ يَعْقُوبَ بْنِ سَالِمٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:سَأَلْتُهُ عَن الرَّجُلُ يَتَزَوَّجُ الْمَرْأَةَ فِي عِدَّتِهَا.قَالَ: إِنْ كَانَ دَخَلَ بِهَا فُرُقَ بَيْنَهُمَا وَ لَمْ يَحِلُّ لَهُ أَبَداً وَ أَتَمَّتْ عِدَّتَهَا مِنَ الْأَوَّلِ وَعِدَّةً أُخْرَى مِنَ الْآخَرِ، وَإِنْ لَمْ يَكُنْ دَخَلَ بِهَا فُرِّقَ بَيْنَهُمَا وَ أَتَمَّتْ عِدَّتَهَا مِنَ الْأَوَّلِ وَكَانَ خَاطِباً مِنَ الْخُطَّابِ.9 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام أَنَّهُ قَالَ فِي رَجُلٍ نَكَحَ امْرَأَةٌ وَ هِيَ فِي عِدَّتِهَا.قَالَ: يُفَرَّقُ بَيْنَهُمَا ثُمَّ تَقْضِي عِدَّتَهَا ، فَإِنْ كَانَ دَخَلَ بِهَا فَلَهَا الْمَهْرُ بِمَا اسْتَحَلَّ مِنْ فَرْجِهَا وَ يُفَرَّقُ بَيْنَهُمَا وَ إِنْ لَمْ يَكُنْ دَخَلَ بِهَا فَلَا شَيْءَ لَهَا.8 - محمّد بن مسلم گوید: از امام باقر علیه السَّلام پرسیدم: اگر کسی با زنی که در حال عدّه است ازدواج کند، (تکلیف آنان چیست؟)فرمود: اگر با او همبستر شود، باید بین آنها جدایی افکنند و آن زن هرگز برای آن مرد حلال نخواهد شد؛ زن باید عدّه اول را به آخر برساند و هم چنین عدّه مباشرت دوم را نیز نگه دارد. و اگر با او همبستر نشده، آن دو را از هم جدا می کنند و آن زن باید عدّۀ اول را به آخر برساند. شوهر دوم نیز یکی از خواستگاران خواهد بود.9 - ابابصیر گوید: امام صادق علیه السَّلام در مورد مردی که با زنی در حال عدّه ازدواج نموده.بین آنان جدایی می افکنند و زن عدّه اش را به پایان می رساند، و اگر با او آمیزش کرده، به خاطر استفاده شوهر از زن، زن مستحق مهریّه است و بین آنان جدایی می افکنند. و اگر با او آمیزش نکرده، زن مهریّه ای نخواهد داشت.

قَالَ: وَ سَأَلْتُهُ عَنِ الَّذِي يُطَلِّقُ ثُمَّ يُرَاجِعُ ثُمَّ يُطَلِّقُ ثُمَّ يُرَاجِعُ ثُمَّ يُطَلِّقُ.قَالَ : لا تَحِلُّ لَهُ حَتَّى تَنْكِحَ زَوْجاً غَيْرَهُ فَيَتَزَوْجُهَا رَجُلٌ آخَرُ فَيْطَلِّقُهَا عَلَى السُّنَّةِ ثُمَّ تَرْجِعُ إِلَى زَوْجِهَا الْأَوَّلِ، فَيُطَلِّقُهَا ثَلاثَ مَرَّاتٍ عَلَى السُّنَّةِ فَتَنْكِحُ زَوْجاً غَيْرَهُ فَيُطَلَّقَهَا ثُمَّ تَرْجِعُ إِلَى زَوْجِهَا الْأَوَّلِ فَيُطَلِّقُهَا ثَلاثَ مَرَّاتٍ عَلَى السُّنَّةِ ثُمَّ تَنْكِحُ فَتِلْكَ الَّتِي لا تَحِلُّ لَهُ أَبَداً وَ الْمُلاعَنَهُ لا تَحِلُّ لَهُ أَبَداً.10 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ:قُلْتُ لِأَبِي إِبْرَاهِيمَ علیه السَّلام: بَلَغَنَا عَنْ أَبِيكَ أَنَّ الرَّجُلَ إِذَا تَزَوَّجَ الْمَرْأَةَ فِي عِدَّتِهَا لَمْ تَحِلَّ لَهُ أَبَداً.فَقَالَ: هَذَا إِذَا كَانَ عَالِماً ، فَإِذَا كَانَ جَاهِلاً فَارَقَهَا وَ تَعْتَدُ ثُمَّ يَتَزَوَّجُهَا نِكَاحاً جَدِيداً.11 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ رَفَعَهُ:ابابصیر گوید: و از حضرتش پرسیدم: کسی که زنش را دو بار طلاق می دهد رجوع می کند آن گاه برای سومین بار طلاق می دهد، (چه حکمی دارد؟)فرمود: این زن برای شوهرش حلال نخواهد بود تا این که شوهر دیگری با او ازدواج کند. بنابر این شخص دیگری با او ازدواج می کند و مطابق سنّت طلاقش می دهد، سپس نزد شوهر اول باز می گردد و شوهر اول دو مرتبه سه بار او را طبق سنّت طلاق می دهد و او با شوهر دیگری ازدواج می کند سپس این شوهر او را طلاق می دهد و او نزد شوهر اول باز می گردد. شوهر اول باز هم سه بار طبق سنّت طلاقش می دهد، سپس این زن ازدواج می کند؛ پس این زن کسی است که دیگر هیچ گاه برای شوهر اول حلال نخواهد بود.و زن مورد لعان واقع شده نیز هیچ گاه برای شوهر حلال نخواهد بود.10 - اسحاق بن عمّار گوید: به امام کاظم علیه السَّلام گفتم: از پدر بزرگوارت امام صادق علیه السَّلام به ما روایت شده که اگر کسی با زنی که در حال عدّه است، ازدواج کند، آن زن بر او هیچ گاه حلال نخواهد بود.فرمود: تحریم ابدی، در صورتی است که بداند ازدواج با این زن حرام است، ولی در صورتی که جاهل باشد، باید از آن زن کناره گیرد و زن عده نگه دارد. بعد از سپری شدن عده ازدواج خود را تجدید کند.11 - احمد بن محمّد در روایت مرفوعه ای گوید: امام علیه السَّلام فرمود:

أَنَّ الرَّجُلَ إِذَا تَزَوَّجَ الْمَرْأَةَ وَ عَلِمَ أَنَّ لَهَا زَوْجًا فُرِّقَ بَيْنَهُمَا وَ لَمْ تَحِلَّ لَهُ أَبَداً.12 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:إِذَا خَطَبَ الرَّجُلُ الْمَرْأَةَ فَدَخَلَ بِهَا قَبْلَ أَنْ تَبْلُغَ تِسْعَ سِنِينَ فُرَّقَ بَيْنَهُمَا وَ لَمْ تَحِلَّ لَهُ أَبَداً.13 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:إِذَا طَلَّقَ الرَّجُلُ الْمَرْأَةَ فَتَزَوَّجَتْ رَجُلاً ثُمَّ طَلَّقَهَا فَتَزَوَّجَهَا الْأَوَّلُ ثُمَّ طَلَّقَهَا فَتَزَوَّجَتْ رَجُلاً ثُمَّ طَلَّقَهَا فَتَزَوَّجَهَا الْأَوَّلُ ثُمَّ طَلَّقَهَا لَمْ تَحِلَّ لَهُ أَبَداً.هر گاه شخصی با زنی ازدواج کند و بداند که این زن، شوهر دارد بینشان جدایی افکنده می شود و برای همیشه این زن به او حلال نخواهد بود.12 - راوی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:هرگاه مردی با زنی ازدواج کند و پیش از آن که زن به سن نِه سالگی برسد با او مباشرت کند، بینشان جدایی میا فکنند و این زن هیچ گاه برای او حلال نخواهد بود.13 - جمیل بن درّاج گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:اگر کسی زن خود را طلاق بدهد و شخصی دیگر با او ازدواج کند، سپس شوهر دوم او را طلاق دهد و شوهر اول مجدداً با آن زن ازدواج کند و باز او را طلاق بدهد و شخص سومی با او ازدواج کند، سپس طلاقش دهد (و برای مرتبۀ سوم شوهر اول با آن زن ازدواج کند و برای نوبت سوم او را طلاق بدهد ، هرگز نمی تواند با آن زن ازدواج کند.)

### بخش هشتاد و سوم#### حکم مردی که می خواهد همسر پنجم اختیار کند...(83 بَابُ الَّذِي عِنْدَهُ أَرْبَعُ نِسْوَةٍ فَيُطَلِّقُ وَاحِدَةً وَ يَتَزَوَّجُ قَبْلَ انْقِضَاءِ عِدَّتِهَا أَوْ يَتَزَوَّجُ خَمْسَ نِسْوَةٍ فِي عَقْدَةٍ)1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجِ عَنْ زُرَارَةَ بْنِ أَعْيَنَ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:إِذَا جَمَعَ الرَّجُلُ أَرْبَعاً فَطَلَّقَ إِحْدَاهُنَّ فَلا يَتَزَوَّجَ الْخَامِسَةَ حَتَّى تَنْقَضِيَ عِدَّةُ الْمَرْأَةِ الَّتِي طَلَّقَ.وَ قَالَ: لا يَجْمَعِ الرَّجُلُ مَاءَهُ فِي خَمْسٍ.2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيَّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ عَلِيَّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ قَالَ:بخش هشتاد و سوم: حکم مردی که می خواهد همسر پنجم اختیار کند1 - زراره و محمّد بن مسلم گویند: امام صادق علیه السَّلام فرمود:اگر مردی چهار همسر داشته باشد و یکی را طلاق بدهد، مادام که عدّۀ این زن به پایان نرسید، حق ندارد با زن دیگری ازدواج کند.هم چنین فرمود: مرد نمی تواند (در یک زمان آب خود را به پنج زن منتقل کند.)2 - علی بن ابی حمزه گوید:

سَأَلْتُ أَبَا إِبْرَاهِيمَ علیه السَّلام عَنِ الرَّجُلِ يَكُونُ لَهُ أَرْبَعُ نِسْوَةٍ فَيُطَلِّقُ إِحْدَاهُنَّ أَ يَتَزَوَّجُ مَكَانَهَا أُخْرَى؟قَالَ: لا، حَتَّى تَنْقَضِيَ عِدَّتُهَا.3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَيْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ قَيْسٍ قَالَ:سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السَّلام يَقُولُ فِي رَجُلٍ كَانَتْ تَحْتَهُ أَرْبَعُ نِسْوَةٍ فَطَلَّقَ وَاحِدَةً ثُمَّ نَكَحَ أُخْرَى قَبْلَ أَن تَسْتَكْمِلَ الْمُطَلَّقَةُ الْعِدَّةَ.قَالَ: فَلْيُلْحِقْهَا بِأَهْلِهَا حَتَّى تَسْتَكْمِلَ الْمُطَلَّقَةُ أَجَلَهَا وَ تَسْتَقْبِلُ الْأُخْرَى عِدَّةً أُخْرَى وَ لَهَا صَدَافَهَا إِنْ كَانَ دَخَلَ بِهَا فَإِنْ لَمْ يَكُنْ دَخَلَ بِهَا فَلَهُ مَالُهُ وَ لَا عِدَّةَ عَلَيْهَا، ثُمَّ إِنْ شَاءَ أَهْلُهَا بَعْدَ انْقِضَاءِ عِدَّتِهَا زَوَّجُوهُ وَ إِنْ شَاءُوا لَمْ يُزَوِّجُوهُ.4 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ جَمِيعاً عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَلِيَّ بْنِ رِئَابٍ عَنْ عَنْبَسَةَ بْنِ مُصْعَبٍ قَالَ:از امام کاظم علیه السَّلام پرسیدم: شخصی چهار همسر دارد و یکی از آنان را طلاق می دهد، آیا می تواند به جای آن با زن دیگری ازدواج کند؟فرمود: نه، تا زمانی که عدّه زن مطلقه پایان یابد.3 - محمد بن قیس گوید:از امام باقر علیه السَّلام شنیدم که در خصوص مردی دارای چهار همسر دارد که یکی از آنان را طلاق داد و پیش از پایان عدّه زن طلاق داده شده با زن دیگری ازدواج نمود. فرمود:این زن را نزد خانواده اش باز گرداند تا زن مطلّقه عده اش را به پایان رساند و این زن عدّه نگه می دارد و اگر آمیزش کرده مهریّه می گیرد. و اگر آمیزش نکرده مال شوهر از آنِ خودش است و عده ای بر این زن لازم نیست.سپس بعد از پایان عدّه این زن، اگر خانواده اش بخواهند او را به این مرد می دهند و اگر نخواهند نمی دهند.4 - عنسبة بن مصعب گوید:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنْ رَجُلٍ كَانَتْ لَهُ ثَلَاثُ نِسْوَةٍ فَتَزَوَّجَ عَلَيْهِنَّ امْرَأَتَيْنِ فِي عَقْدَةٍ فَدَخَلَ بِوَاحِدَةٍ مِنْهُمَا ثُمَّ مَاتَ.قَالَ: إِنْ كَانَ دَخَلَ بِالْمَرْأَةِ الَّتِي بَدَأَ بِاسْمِهَا وَ ذَكَرَهَا عِنْدَ عُقْدَةِ النِّكَاحِ، فَإِنَّ نِكَاحَهَا جَائِزٌ وَ لَهَا الْمِيرَاتُ وَ عَلَيْهَا الْعِدَّةُ، وَإِنْ كَانَ دَخَلَ بِالْمَرْأَةِ الَّتِي سُمِّيَتْ وَ ذُكِرَتْ بَعْدَ ذِكْرِ الْمَرْأَةِ الأُولَى، فَإِنَّ نِكَاحَهَا بَاطِلٌ وَ لَا مِيرَاثَ لَهَا وَ عَلَيْهَا الْعِدَّةُ.5 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام فِي رَجُلٍ تَزَوَّجَ خَمْساً فِي عَقْدَةٍ.قَالَ: يُخَلِّي سَبِيلَ أَيَّتِهِنَّ شَاءَ وَ يُمْسِكُ الْأَرْبَعَ.به امام صادق علیه السَّلام گفتم: شخصی سه زن داشته است و دو زن دیگر نیز همزمان برای خود عقد نمود، سپس با یکی از آن دو نزدیکی کرد و آنگاه از دنیا رفت (تکلیف زنان چیست؟)فرمود: اگر در هنگام عقد، اول نام آن زن آمیزش کرده را برده، ازدواج با آن زن درست است؛ این زن از شوهر خود ارث می برد و باید عدّه وفات نگه دارد. اما اگر با آن زنی مباشرت کرده باشد که به هنگام عقد، نام او را پس از زن اول یاد کرده است، ازدواج با آن زن باطل است؛ حقّی به میراث ندارد و باید عدّۀ طلاق نگه دارد.5 - جمیل بن درّاج گوید: امام صادق علیه السَّلام دربارۀ کسی که در یک جلسه و یک زمان، پنج زن برای خود عقد می کند فرمود:هر یک از پنج زن را که مایل باشد، رها می کند و چهار تن دیگر را نگه می دارد.

### بخش هشتاد و چهارم#### حکم ازدواج با دو خواهر(84 بَابُ الْجَمْعِ بَيْنَ الْأُخْتَيْنِ مِنَ الْحَرَائِرِ وَالْإِمَاءِ)1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ جَمِيعاً عَنِ نَجْرَانَ وَ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَيْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ قَيْسٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:قَضَى أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام فِي أُخْتَيْنِ نَكَحَ إِحْدَاهُمَا رَجُلٌ ثُمَّ طَلَّقَهَا وَهِيَ حُبلَی ثُمَّ خَطَبَ أُخْتَهَا فَجَمَعَهُمَا قَبْلَ أَنْ تَضَعَ أُخْتُهَا الْمُطَلَّقَةُ وَلَدَهَا فَأَمَرَهُ أَنْ يُفَارِقَ أخِيرَةَ حَتَّى تَضَعَ أُخْتُهَا الْمُطَلَّقَةُ وَلَدَهَا ثُمَّ يَخْطُبُهَا وَيُصْدِقُهَا صَدَاقًا مَرَّتَيْنِ.2 - أبو عَلِي الْأَشْعَرِيٌّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ أَبِي بَكْرِ الْحَضْرَمِي قَالَ:بخش هشتاد و چهارم: حکم ازدواج با دو خواهر1 - محمد بن قیس گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:امير مؤمنان علی علیه السَّلام در مورد دو خواهری که مردی با یکی از آنان ازدواج کرد سپس در حال حامله طلاقش داد. سپس از خواهر او خواستگاری کرد و هر دو خواهر را پیش از آن که خواهر مطلقه فرزندش را به دنیا بیاورد، با هم جمع نمود؛ چنین قضاوت کرد که به مرد دستور فرمود که از خواهر دوم جدا شود تا خواهری که طلاق داده شده زایمان کند. از خواهر دوم خواستگاری کند و دو مهریه به او بپردازد.2 - ابی بکر حضر می گوید:

قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام: رَجُلٌ نَكَحَ امْرَأَةَ ثُمَّ أَتَى أَرْضاً فَنَكَحَ أُخْتَهَا وَ هُوَ لَا يَعْلَمُ.قَالَ: يُمْسِكُ أَيَّتَهُمَا شَاءَ وَ يُخَلِّى سَبِيلَ الْأَخْرَى.3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاج عَنْ بَعْضِر أَصْحَابِهِ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السَّلام أَنَّهُ قَالَ فِي رَجُلٍ تَزَوَّجَ أُخْتَيْنِ فِي عَقْدَةٍ وَاحِدَةٍ.قَالَ: هُوَ بِالْخِيَارِ يُمْسِكُ أَيَّتَهُمَا شَاءَ وَ يُخَلِّي سَبِيلَ الْأُخْرَى.وَ قَالَ فِي رَجُلٍ كَانَتْ لَهُ جَارِيَةٌ فَوَطِئَهَا ثُمَّ اشْتَرَى أُمَّهَا أَوِ ابْنَتَهَا قَالَ: لَا تَحِلُّ لَهُ [ أَبَداً ]4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ وَ عَلِيِّ بْنِ رِئَابٍ عَنْ زُرَارَةَ بْنِ أَعْيَنَ قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرِ علیه السَّلام عَنْ رَجُلٍ تَزَوَّجَ بِالْعِرَاقِ امْرَأَةً ثُمَّ خَرَجَ إِلَى الشَّامِ فَتَزَوَّجَ امْرَأَةً أُخْرَى فَإِذَا هِيَ أُخْتُ امْرَأَةِ الَّتِي بِالْعِرَاقِ.به امام باقر علیه السَّلام عرض کردم: مردی با زنی ازدواج نمود سپس به سرزمین دیگری رفت و ناآگاهانه با خواهر زنش ازدواج کرد (چه حکمی دارد؟)فرمود: هر کدام را که می خواهد، نگه دارد و دیگری را رها کند.3 - راوی گوید: امام (باقر علیه السَّلام و یا امام صادق علیه السَّلام در مورد مردی که همزمان با دو خواهر ازدواج نمود فرمود:)مرد اختیار دارد هر کدام را بخواهد، نگه می دارد و دیگری را رها می کند.هم چنین حضرتش در مورد شخصی که کنیزی دارد و با او آمیزش می کند، سپس یا دختر این کنیز را خریداری می کند. فرمود:هیچ گاه برای او حلال نخواهد بود.4 - زرارة بن اعین گوید: به امام باقر علیه السَّلام گفتم: مردی در عراق با زنی ازدواج می کند و بعد به شام می رود و با زن دیگری ازدواج می نماید ، سپس مشخّص می شود که این زن خواهر زنی است که در عراق است. (تکلیف آنان چیست؟)

قَالَ: يُفَرَّقُ بَيْنَهُ وَبَيْنَ الَّتِي تَزَوَّجَهَا بِالشَّامِ وَ لَا يَقْرَبُ الْمَرْأَةَ حَتَّى تَنْقَضِيَ عِدَّةُ الشَّامِيَّة.قُلْتُ: فَإِن تَرَوْجَ امْرَأَةٌ ثُمَّ تَزَوَّجَ أُمَّهَا وَ هُوَ لا يَعْلَمُ أَنْهَا أُمَّهَا؟قَالَ: قَدْ وَضَعَ اللَّهُ عَنْهُ جَهَالَتَهُ بِذَلِكَ.ثُمَّ قَالَ: إِذَا عَلِمَ أَنَّهَا أُمُّهَا فَلا يَقْرَبْهَا وَلا يَقْرَبِ الإِبْنَةَ حَتَّى تَنْقَضِيَ عِدَّةُ الْأُمِّ مِنْهُ، فَإِذَا انْقَضَتْ عِدَّةُ الْأُمِّ حَلَّ لَهُ نِكَاحُ الْإِبْنَةِ.قُلْتُ: فَإِنْ جَاءَتِ الْأُمُّ بِوَلَدٍ.قَالَ : هُوَ وَلَدُهُ وَ يَكُونُ ابْنَهُ وَأَخَا امْرَأَتِهِ.5 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مَرَّارٍ عَنْ يُونُسَ قَالَ:قَرَأْتُ فِي كِتَابِ رَجُلٍ إِلَى أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السَّلام: جُعِلْتُ فِدَاكَ! الرَّجُلُ يَتَزَوَّجُ الْمَرْأَةَ مُتْعَةً إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى فَيَنْقَضِي الْأَجَلُ بَيْنَهُمَا هَلْ لَهُ أَنْ يَنْكِحَ أُخْتَهَا مِنْ قَبْلِ أَنْ تَنْقَضِيَ عِدَّتُهَا؟فرمود: باید آن زن شامی را از شوهرش جدا کنند. و شوهر نمی تواند با زن عراقی خود همبستر شود، تا موقعی که عدّۀ آن خواهر شامی سپری شود.گفتم: اگر انسان با زنی ازدواج کند و بعد ندانسته و ناشناخته با مادر آن زن ازدواج کند (چه صورت دارد؟)فرمود: خداوند به خاطر جهالتش عقاب را از او بر می دارد.سپس فرمود: هرگاه متوجّه شد این زن، مادرزنش است نباید با او نزدیکی کند و با دختر آن زن نیز، مباشرت نکند تا آن گاه که عدّۀ مادر سپری گردد. بعد از سپری شدن عدّه، مادر، همبستری با دختر بر او حلال خواهد گشت.گفتم: اگر مادر زن حامله شود و فرزند بیاورد، (چه صورت دارد؟)فرمود: این فرزند، فرزند پدرش، پسر او و برادر زن اوست.5 - یونس گوید: در نامه شخصی به امام رضا علیه السَّلام این چنین خواندم: فدایتان گردم! شخصی با زنی به صورت ازدواج مدّت دار ازدواج می کند. این مدّت به پایان می رسد و آن ها از هم جدا می شوند آیا این شخص می تواند، پیش از پایان عدّه زن، با خواهر زنش ازدواج کند؟

فَكَتَبَ : لا يَحِلُّ لَهُ أَنْ يَتَزَوَّجَهَا حَتَّى تَنْقَضِيَ عِدَّتُهَا.6 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ بْنِ بَزِيعٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ عَنْ أَبِي الصَّبَّاحِ الْكِنَانِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ اخْتَلَعَتْ مِنْهُ امْرَأَتُهُ أَ يَحِلُّ لَهُ أَنْ يَخْطُبَ أُخْتَهَا قَبْلَ أَنْ تَنْقَضِيَ عِدَّتُهَا؟فَقَالَ: إِذَا بَرِئَتْ عِصْمَتُهَا وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ رَجْعَةٌ فَقَدْ حَلَّ لَهُ أَنْ يَخْطُبَ أُخْتَهَا.قَالَ: وَ سُئِلَ عَنْ رَجُلٍ عِنْدَهُ أُخْتَانِ مَمْلُوكَتَانٍ فَوَطِئَ إِحْدَاهُمَا ثُمَّ وَطِئَ الْأُخْرَى.قَالَ: إِذَا وَطِئَ الْأُخْرَى فَقَدْ حَرَّمَتْ عَلَيْهِ الْأُولَى حَتَّى تَمُوتَ الْأُخْرَى.قُلْتُ: أَ رَأَيْتَ إِنْ بَاعَهَا.فَقَالَ: إِنْ كَانَ إِنَّمَا يَبيعُهَا لِحَاجَةٍ وَلا يَخْطُرُ عَلَى بَالِهِ مِنَ الْأُخْرَى شَيْءٌ، فَلا أَرَى بِذَلِكَ بَأْساً، وَإِنْ كَانَ إِنَّمَا يَبِيعُهَا لِيَرْجِعَ إِلَى الْأُولَى فَلَا.امام علیه السَّلام در جواب نوشته بود: نمی تواند با خواهر زنش ازدواج کند تا این که عدّۀ زن به پایان برسد.6 - ابو صباح کنانی گوید: از امام صادق علیه السَّلام سؤال کردم:زن شخصی از او طلاق خلعی می گیرد، آیا این مرد می تواند پیش از پایان عدّه از خواهر زنش خواستگاری نماید؟فرمود: هر گاه زن خود را از حقوق زوجیّت محروم نماید و مرد اختیار رجوع نداشته باشد، می تواند از خواهر زنش خواستگاری کند.هم چنین سؤال شد: مردی دو کنیز دارد که با هم خواهرند. با یکی از آنان نزدیکی با دیگری نیز جماع می کند (حکم چیست؟)فرمود: هنگامی که با دومین خواهر آمیزش می کند، خواهر اول بر او حرام می گردد تا زمانی که خواهر دوم بمیرد.گفتم: به نظر شما اگر خواهر دوم را بفروشد چه؟فرمود: اگر خواهر دوم را فقط به خاطر نیازش بفروشد، ایرادی ندارد. امّا اگر او را به این خاطر بفروشد که به خواهر اول رجوع کند، نه (جایز نیست.)

7 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام:فِي رَجُلٍ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ أَوِ اخْتَلَعَتْ أَوْ بَانَتْ أَ لَهُ أَنْ يَتَزَوَّجَ بِأُخْتِهَا؟قَالَ: فَقَالَ: إِذَا بَرِئَتْ عِصْمَتُهَا وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ عَلَيْهَا رَجْعَةٌ فَلَهُ أَنْ يَخْطُبَ أُخْتَهَا.قَالَ: وَ سُئِلَ عَنْ رَجُلٍ كَانَتْ عِنْدَهُ أُخْتَانِ مَمْلُوكَتَانِ فَوَطِئَ إِحْدَاهُمَا ثُمَّ وَطِئَ الأُخْرَى.قَالَ: إِذَا وَطِئَ الْأُخْرَى فَقَدْ حَرْمَتْ عَلَيْهِ حَتَّى تَمُوتَ الْأُخْرَى.قُلْتُ: أَرَأَيْتَ إِنْ بَاعَهَا أَ تَحِلُّ لَهُ الْأُولَى؟قَالَ: إِنْ كَانَ يَبِيعُهَا لِحَاجَةٍ وَ لا يَخْطُرُ عَلَى قَلْبِهِ مِنَ الْأُخْرَى شَيْءٌ فَلا أَرَى بِذَلِكَ بَأْساً، وَإِنْ كَانَ إِنَّمَا يَبيعُهَا لِيَرْجِعَ إِلَى الْأُولَى فَلَا وَ لَا كَرَامَةَ. 8 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيَّ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام:7 - نظیر این روایت را حلبی از امام صادق علیه السَّلام نقل می نماید. حضرتش در پایان می افزاید : اگر خواهر دوم را به جهت نیاز بفروشد و از او در دلش چیزی خطور نکند، ایرادی ندارد، ولی اگر فقط به جهت رجوع به خواهر اول بفروشد، نه (جایز نیست و کرامتی ندارد.)- زراره گوید:

فِي رَجُلٍ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ وَ هِيَ حُبْلَى أَ يَتَزَوَّجُ أُخْتَهَا قَبْلَ أَنْ تَضَعَ؟قَالَ : لا يَتَزَوَّجُهَا حَتَّى يَخْلُوَ أَجَلُهَا.9 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي إِبْرَاهِيمَ علیه السَّلام قَالَ:سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ طَلَّقَ امْرَأَةً أَ يَتَزَوَّجُ أُخْتَهَا؟قَالَ : لا حَتَّى تَنْقَضِيَ عِدَّتُهَا .قَالَ : وَسَأَلْتُهُ عَنْ رَجُل مَلَكَ أُخْتَيْن أَ يَطَؤُهُمَا جَمِيعاً؟قَالَ: يَطَأُ إِحْدَاهُمَا وَإِذَا وَطِئَ الثَّانِيَةَ حَرُمَتْ عَلَيْهِ الْأُولَى الَّتِي وَطِئَ حَتَّى تَمُوتَ الثَّانِيَةُ أَوْ يُفَارِقَهَا وَ لَيْسَ لَهُ أَنْ يَبيعَ الثَّانِيَةَ مِنْ أَجْلِ الْأُولَى لِيَرْجِعَ إِلَيْهَا إِلَّا أَنْ يَبِيعَ لِحَاجَةٍ أَوْ يَتَصَدَّقَ بِهَا أَوْ تَمُوتَ.قَالَ: وَ سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ كَانَتْ لَهُ امْرَأَةٌ فَهَلَكَتْ أَ يَتَزَوَّجُ أُخْتَهَا؟فَقَالَ: مِنْ سَاعَتِهِ إِنْ أَحَبَّ.از امام باقرعلیه السَّلا پرسیدم: مردی که زن حامله اش را طلاق داده آیا پیش از وضع حمل زنش می تواند با خواهر زنش ازدواج کند؟فرمود: با خواهر زنش ازدواج نکند تا عدّۀ زن به پایان برسد.9 - على بن ابی حمزه گوید: از امام کاظم علیه السَّلام پرسیدم: مردی زنش را طلاق داده آیا می تواند با خواهر او ازدواج کند؟فرمود: نه تا این که عدّۀ او به پایان برسد. تا آن جا شود که راوی گوید:هم چنین سؤال کردم: مردی زنش از دنیا می رود آیا می تواند با خواهر زنش ازدواج کند؟فرمود: اگر دوست دارد از همان ساعت می تواند.

10 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنْ رَجُلٍ كَانَتْ لَهُ جَارِيَةٌ فَعَتَقَتْ فَتَزَوَّجَتْ فَوَلَدَتْ اَيَصْلُحُ لِمَوْلَاهَا الْأَوَّلِ أَنْ يَتَزَوَّجَ ابْنَتَهَا.قالَ: هي عَلَيْهِ حَرَامٌ وَ هِيَ ابْنَتُهُ وَ الْحُرَّةُ وَ الْمَمْلُوكَةُ فِي هَذَا سَوَاءٌ، ثُمَّ قَرَأَ هَذِهِ الْآيَةَ: (وَرَبائِبُكُمُ اللَّاتِي فِي حُجُورِكُمْ مِنْ نِسَائِكُمْ.)مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السَّلام مِثْلَهُ.11 - أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ بِشْرٍ قَالَ:سَأَلْتُ الرَّضَا علیه السَّلام عَنِ الرَّجُلِ تَكُونُ لَهُ الْجَارِيَةً وَ لَهَا ابْنَةً فَيَقَعُ عَلَيْهَا أَيَصْلُحُ لَهُ أَنْ يَقَعَ عَلَى ابْنَتِهَا؟فَقَالَ: أَ يَنْكِحُ الرَّجُلُ الصَّالِحُ ابْنَتَهُ؟10 - محمّد بن مسلم گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم: مردی کنیز خود را آزاد می کند و او، ازدواج میک ند و صاحب دختر می شود، آیا این مرد که مولای قبلی کنیز بوده، می تواند با دختر این کنیز آزاد، ازدواج کند؟فرمود: این دختر بر آن مولا حرام است، و فرزند او محسوب می شود. در این مسأله زن آزاد و کنیز یکسان هستند، آنگاه حضرتش این آیه را تلاوت کرد که: «و دختران همسرانتان که در دامان شما پرورش یافته اند.11 - حسین بن بشر گوید: از امام رضا علیه السَّلام سؤال کردم:مردی کنیزی دارد که با او همبستر می شود آن کنیز، دختری دارد آیا می تواند با دختر کنیزش همبستر شود؟فرمود: آیا شخص صالح با دخترش ازدواج می کند؟!

12 - أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ سُلَيْمَانَ عَنْ عُبَيْدِ بْنِ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:فِي الرَّجُلِ يَكُونُ لَهُ الْجَارِيَةُ يُصِيبُ مِنْهَا أَ لَهُ أَنْ يَنْكِحَ ابْنَتَهَا؟قَالَ :لا ، هِيَ مِثْلُ قَوْلِ اللهِ : (وَ رَبَائِبُكُمُ اللَّاتِي فِي حُجُورِكُمْ.)13 - أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:قُلْتُ لَهُ: رَجُلٌ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ فَبَانَتْ مِنْهُ وَ لَهَا ابْنَةٌ مَمْلُوكَةٌ فَاشْتَرَاهَا أَ يَحِلُّ لَهُ أَنْ يَطَاهَا؟قَالَ: لا.وَ عَنِ الرَّجُلِ تَكُونُ عِنْدَهُ الْمَمْلُوكَةُ وَ ابْنَتْهَا فَيَطَأُ إِحْدَاهُمَا فَتَمُوتُ وَ تَبْقَى الْأُخْرَى أَ يَصْلُحَ لَهُ أَنْ يَطَأَهَا؟قَالَ: لا.12 - عبید بن زراره گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: مردی کنیزی دارد که با او همبستر می شود آیا می تواند با دختر او ازدواج کند؟فرمود: نه، آن به سان گفتار خداوند متعال است که می فرماید : «و دختران همسرانتان که در دامان شما پرورش یافته اند».13 - أبو بصیر گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم: مردی زن خود را طلاق می دهد و از او جدا می شود، و دختر آن زن را که کنیز دیگران است خریداری می کند، آیا می تواند با آن دختر مباشرت کند؟فرمود: نه.هم چنین پرسیدم: فردی کنیزی را همراه دخترش یک جا در اختیار دارد و با یکی از آن دو مباشرت می کند که بعد از مدّتی یکی می میرد و دیگری زنده است، آیا می تواند با آن دیگری مباشرت کند؟فرمود: نه.

14 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنِ ابْنِ رِئَابٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:قُلْتُ لَهُ: الرَّجُلُ يَشْتَرِي الْأُخْتَيْنِ فَيَطَأُ إِحْدَاهُمَا، ثُمَّ يَطَأُ الْأُخْرَى بِجَهَالَةٍ.قَالَ: إِذَا وَطِئَ الْأُخْرَى بِجَهَالَةٍ لَمْ تَحْرُمْ عَلَيْهِ الْأُولَى، وَإِنْ وَطِئَ الْأُخْرَى وَهُوَ يَعْلَمُ أَنَّهَا تَحْرُمُ عَلَيْهِ حَرُمَتَا عَلَيْهِ جَمِيعاً.### بخش هشتاد و پنجم#### درباره فرمایش خداوند :«با آنان (زنان بیوه در عدّه در پنهانی وهده ازدواج نگذارید»)(85 بَابٌ فِي قَوْلِ اللَّهِ عزَّوَجل: (وَ لَكِنْ لَا تُوَاعِدُوهُنَّ سِرًّا) الْآيَةَ)1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عزَّوَجَل: (وَ لَكِنْ لا تُوَاعِدُوهُنَّ سِرًّا إِلَّا أَنْ تَقُولُوا قَوْلاً مَعْرُوفاً.)14 - حلبی گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم: شخصی دو خواهر کنیز می خرد و با یکی از آن دو نزدیکی می کند، و بعد از مدّتی از روی ناآگاهی با خواهر دیگر نیز نزدیکی می کند، (چه صورت دارد؟)فرمود: اگر در اثر جهالت با خواهر دوم نزدیکی کرده، خواهر اول بر او حرام نخواهد شد، و اگر با خواهر دوم از روی آگاهی نزدیکی کند و بداند که خواهر دوم بر او حرام است هر دو خواهر بر او حرام می شوند.بخش هشتاد و پنجم: درباره فرمایش خداوند: «با آنان (زنان بیوه در عدّه در پنهانی وعده ازدواج نگذارید»)1 - حلبی گوید:از امام صادق وعده ازدواج نگذارید» دربارۀ این آیه پرسیدم: (که ولکن لا تواعدو هن سرّا إلا أن تقولوا قولا معروفا با آنان (زنان عدّه دار) در پنهانی قرار ازدواج مگذارید مگر این که سخن نیکی می فرمایید بگویید».)

قَالَ: هُوَ الرَّجُلُ يَقُولُ لِلْمَرْأَةِ قَبْلَ أَنْ تَنْقَضِيَ عِدَّتُهَا أُوَاعِدُكِ بَيْتَ آلِ فُلانٍ لِيُعَرُضَ لَهَا بِالْخِطْبَةِ، وَ يَعْنِي بِقَوْلِهِ: (إِلَّا أَنْ تَقُولُوا قَوْلاً مَعْرُوفاً التَّعْرِيضَ بِالْخِطْبَةِ (وَلَا تَعْزِمُوا عُقْدَةَ النِّكَاحَ حَتَّى يَبْلُغَ الْكِتَابُ أَجَلَهُ).)2 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْن سِنَانٍ قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنْ قَوْلِ اللهِ علیه السَّلام: (وَ لَكِنْ لا تُوَاعِدُوهُنَّ سِرًّا إِلَّا أَنْ تَقُولُوا قَوْلاً مَعْرُوفاً وَلا تَعْزِمُوا عُقْدَةَ النِّكَاحَ حَتَّى يَبْلُغَ الْكِتَابُ أَجَلَهُ.)فَقَالَ: السِّرُّ أَنْ يَقُولَ الرَّجُلُ : مَوْعِدُكِ بَيْتُ آلِ فُلانٍ، ثُمَّ يَطْلُبُ إِلَيْهَا أَنْ لَا تَسْبِقَهُ بِنَفْسِهَا إِذَا انْقَضَتْ عِدَّتُهَا.قُلْتُ: فَقَوْلُهُ: (إِلَّا أَنْ تَقُولُوا قَوْلاً مَعْرُوفاً هُوَ طَلَبُ الْحَلالِ فِي غَيْرِ أَنْ يَعْزِمَ عُقْدَةَ النِّكَاحِ حَتَّى يَبْلُغَ الْكِتَابُ أَجَلَهُ.)فرمود: وعدۀ پنهانی در جایی است که مرد پیش از پایان عدّۀ زن به او بگوید: «تو را در خانۀ فلانی ملاقات خواهم نمود» تا از او خواستگاری کند.و منظور خداوند از: «مگر این که سخن نیکویی بگویید» خواستگاری با کنایه است. (خداوند می فرماید: «اراده ازدواج نکنید تا عدّۀ زن به پایان رسد».)2 - عبد الله بن سنان از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: خداوند می فرماید: «به آنان وعدۀ پنهانی ندهید...».فرمود: وعدۀ پنهانی آن است که شخصی بگوید: «شما را در خانه فلانی خواهم دید» و بعد، از زن بخواهد که بعد از سپری شدن عدّۀ مقرر، کسی را بر او ترجیح ندهد.گفتم: معنای «مگر سخن نیکویی بگویید» چیست؟فرمود: سخن معروف، تقاضای حلال است، بی آن که در زمینهٔ پیوند ازدواج تصمیمی گرفته شود، تا زمانی که عدّه به پایان برسد.

3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ عَلِيَّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَن علیه السَّلام عَنْ قَوْلِ اللهِ عزَّوَجَل: (وَ لَكِنْ لَا تُوَاعِدُوهُنَّ سِرًّا.)قَالَ: يَقُولُ الرَّجُلُ : أَوَاعِدُكِ بَيْتَ آلِ فُلانٍ يُعَرِّضُ لَهَا بِالرَّفَثِ وَ يَرْفُتُ، يَقُولُ الله عزَّوَجَل: (إِلَّا أَنْ تَقُولُوا قَوْلاً مَعْرُوفاً وَ الْقَوْلُ المَعْرُوفُ : التَعْرِيضُ بِالْخِطْبَةِ عَلَى وَجْهِهَا وَ حِلْهَا (وَلَا تَعْزِمُوا عُقْدَةَ النِّكَاحِ حَتَّى يَبْلُغَ الْكِتَابُ أَجَلَهُ).)4 - حُمَيْدُ بْنِ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ عَنْ أَبَانٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام فِي قَوْلِ اللَّهِ عزَّوَجل: (إِلَّا أَنْ تَقُولُوا قَوْلاً مَعْرُوفاً.)قَالَ: يَلْقَاهَا فَيَقُولُ: إِنِّي فِيكِ لَرَاغِبٌ وَإِنِّي لِلنِّسَاءِ لَمُكْرِمٌ فَلَا تَسْبِقِينِي بِنَفْسِكِ، وَ السِّرُّ لا يَخْلُو مَعَهَا حَيْثُ وَعَدَهَا.3 - علی بن ابی حمزه گوید:از امام کاظم علیه السَّلام دربارۀ آیه: «و به آنان وعده پنهانی ندهید» سؤال کردم؟فرمود: مرد (به زن عدّه دار می گوید: «تو را در خانه آن فلان ملاقات خواهم کرد» تا به او پیشنهاد مباشرت دهد و این کار را انجام دهد. خداوند می فرماید: «مگر این که سخن معروفی بگویید» و سخن معروف کنایه زدن به خواستگاری است با صورت شرعی و حلالش. خداوند می فرماید: «و اراده ازدواج نکنید تا زمانی که عده به پایان برسد».)4 - عبدالرحمان بن ابی عبدالله گوید: امام صادق علیه السَّلام در مورد فرموده خداوند: «مگر این سخن معروفی بگویید» فرمود:آن شخص با زن بیوه ملاقات کند و بگوید: من نسبت به شما، علاقمند هستم ومن برای زنها احترام خاصی قائلم. پس کسی را بر من ترجیح ندهید. و وعدۀ پنهانی آن است که هنگامی که با او وعده می گذارد تنها نباشند.

### بخش هشتاد و ششم#### حکم ازدواج با یهود، نصارا، مشرکان(86 بَابُ نِكَاحِ أَهْلِ الذِّمَّةِ وَ الْمُشْرِكِينَ يُسْلِمُ بَعْضُهُمْ وَ لَا يُسْلِمُ بَعْضُ أَوْ يُسْلِمُونَ جَمِيعاً)1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ هَاجَرَ وَ تَرَكَ امْرَأَتَهُ مَعَ الْمُشْرِكِينَ ثُمَّ لَحِقَتْ بِهِ بَعْدُ أَ يُمْسِكُهَا بِالنِّكَاحِ الْأَوَّلِ أَوْ تَنْقَطِعُ عِصْمَتُهَا؟قَالَ: يُمْسِكُهَا وَ هِيَ امْرَأَتُهُ.2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:إِذَا أَسْلَمَتِ امْرَأَةٌ وَ زَوْجُهَا عَلَى غَيْرِ الْإِسْلَامِ فُرِّقَ بَيْنَهُمَا.بخش هشتاد و ششم: حکم ازدواج با یهود، نصارا، مشرکان1 - حلبی گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: شخصی مسلمان شد و از دیار مشرکان به دیار اسلام مهاجرت نمود و همسرش (که مسلمان نشده بود را بین مشرکان واگذاشت. پس از مدّتی همسرش (نیز اسلام آورد) و نزد شوهرش آمد؛ آیا شوهر می تواند این زن را با همان ازدواج سابق نگه دارد یا حقوق زن قطع می شود؟)فرمود: زن را نگه دارد و همین زن همسرش است.2 - عبدالله بن سنان گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:اگر زنی اسلام بیاورد و شوهرش نامسلمان باقی بماند، آن زن را از شوهرش جدا می کنند.

قَالَ: وَ سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ هَاجَرَ وَ تَرَكَ امْرَأَتَهُ فِي الْمُشْرِكِينَ ثُمَّ لَحِقَتْ بَعْدَ ذَلِكَ بِهِ أَ يُمْسِكُهَا بِالنِّكَاحِ الْأَوَّلِ أَوْ تَنْقَطِعُ عِصْمَتُهَا؟قَالَ: بَلْ يُمْسِكَهَا وَ هِيَ امْرَأَتُهُ.3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ أَبَانٍ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ حَازِمٍ قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنْ رَجُلٍ مَجُوسِي أَوْ مُشْرِكٍ مِنْ غَيْرِ أَهْلِ الْكِتَابِ كَانَتْ تَحْتَهُ امْرَأَةٌ فَأَسْلَمَ أَوْ أَسْلَمَتْ.قَالَ: يُنتَظَرُ بِذَلِكَ انْقِضَاءُ عِدَّتِهَا وَ إِنْ هُوَ أَسْلَمَ أَوْ أَسْلَمَتْ قَبْلَ أَنْ تَنْقَضِيَ عِدَّتُهَا فَهُمَا عَلَى نِكَاحِهِمَا الْأَوَّلِ وَإِنْ هُوَ لَمْ يُسْلِمْ حَتَّى تَنْقَضِيَ الْعِدَّةُ فَقَدْ بَانَتْ مِنْهُ.4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ الْحَجَّاجِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ علیه السَّلام:فِي نَصْرَانِي تَزَوَّجَ نَه عَ نَصْرَانِيَّةً فَأَسْلَمَتْ قَبْلَ أَنْ يَدْخُلَ بِهَا.و از حضرتش پرسیدم: شخصی مسلمان شد و از دیار مشرکان به دیار اسلام مهاجرت نمود و همسرش (که مسلمان نشده بود را بین مشرکان و اگذاشت. پس از مدّتی همسرش (نیز اسلام آورد) و نزد شوهرش آمد؛ آیا شوهر می تواند این زن را با همان ازدواج سابق نگه دارد یا حقوق زن قطع می شود؟)فرمود: زن را نگه دارد و همین زن، همسرش است.ادامه روایت مانند حدیث قبل می باشد.- منصور بن حازم گوید:به امام صادق علیه السَّلام گفتم: اگر زن و شوهر مجوسی یا مشرک غیر از اهل کتاب باشند و یکی از آن دو اسلام بیاورد و دیگری اسلام نیاورد (تکلیف آنان چیست؟)فرمود: باید منتظر بمانند تا عدّه آن زن به پایان برسد. اگر قبل از پایان عدّه، آن دیگری نیز اسلام بیاورد، هر دو بر ازدواج قبلی خود باقی خواهند بود، و اگر عدّۀ آن زن به پایان برسد و آن دیگری اسلام نیاورد، زن از شوهرش جدا خواهد شد.4 - عبدالرحمان بن حجّاج گوید: از امام کاظم علیه السَّلام پرسیدم: شخصی نصرانی با یک زن نصرانی ازدواج نمود و قبل از مراسم عروسی، زن مسلمان شد (تکلیف چیست)

قَالَ: قَدِ انْقَطَعَتْ عِصْمَتُهَا مِنْهُ وَ لا مَهْرَ لَهَا وَ لا عِدَّةَ عَلَيْهَا مِنْهُ.5 - أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ طَلْحَةَ بْنِ زَيْدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:سَأَلَهُ رَجُلٌ عَنْ رَجُلَيْنِ مِنْ أَهْلِ الذَّمَّةِ أَوْ مِنْ أَهْلِ الْحَرْبِ يَتَزَوَّجُ كُلُّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا امْرَأَةٌ وَأَمْهَرَهَا خَمْراً وَ خَنَازِيرَ ثُمَّ أَسْلَمَا.فَقَالَ : النِّكَاحُ جَائِزٌ حَلالٌ لا يَحْرُمُ مِنْ قِبَلِ الْخَمْرِ وَ لَا مِنْ قِبَلِ الْخَنَازِيرِ.قُلْتُ: فَإِنْ أَسْلَمَا قَبْلَ أَنْ يَدْفَعَ إِلَيْهَا الْخَمْرَ وَ الْخَنَازِيرَ.فَقَالَ: إِذَا أَسْلَمَا عَلَيْهِ أَنْ يَدْفَعَ إِلَيْهَا شَيْئاً مِنْ ذَلِكَ وَلَكِنْ يُعْطِيهَا صَدَاقَهَا.6 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام فِي مَجُوسِيَّةٍ أَسْلَمَتْ قَبْلَ أَنْ يَدْخُلَ بِهَا زَوْجُهَا.فَقَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام لِزَوْجِهَا: أَسْلِمْ! فَأَبَى زَوْجُهَا أَنْ يُسْلِمَ فَقَضَى لَهَا عَلَيْهِ نِصْفَ الصَّدَاقِ وَ قَالَ : لَمْ يَزِدْهَا الْإِسْلامُ إِلَّا عِزّاً.فرمود: حقوق زن از عهدۀ شوهر برداشته می شود و آن زن مهریّه ندارد و عدّه نیز نگه نمی دارد.5 - طلحة بن زيد گوید:شخصی از امام صادق علیه السَّلام سوال کرد: دو کافر ذمّی یا حربی با دو زن ازدواج می کنند و مهریّه آنان را شراب و خوک قرار می دهند سپس مسلمان می شوند (تکلیف چیست؟)فرمود: ازدواج آنان صحيح است؛ نه به واسطۀ شراب حرام می شود، و نه به واسطه خوک.من پرسیدم: اگر قبل از پرداخت شراب و خوک مسلمان شوند؟فرمود: در صورتی که مسلمان شوند شوهر باید بخشی از مهریّه را بپردازد امّا (علاوه بر آن باید مهر المثل زن را نیز بپردازد.)6 - سکونی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:امیرمؤمنان علی علیه السَّلام در مورد زن مجوسّیه ای که پیش از مباشرت مسلمان شده بود به شوهرش فرمود: مسلمان شو.امّا شوهر از اسلام آوردن سرباز زد. پس امیرمؤمنان علی علیه السَّلام حکم فرمود که شوهر نصف مهریّه را به زن بپردازد و فرمود: اسلام، جز عزّت و احترام به این زن نیفزود

7 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ هِلَالٍ عَنْ عُقْبَةَ بْن خَالِدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:فِي مَجُوسِي أَسْلَمَ وَ لَهُ سَبْعُ نِسْوَةٍ وَ أَسْلَمْنَ مَعَهُ كَيْفَ يَصْنَعُ ؟قَالَ: يُمْسِكُ أَرْبَعاً وَ يُطَلِّقُ ثَلاثاً.8 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ قَالَ: الذّمِّي تَكُونُ لَهُ الْمَرْأَةُ الذِّمِّيَّةُ فَتَسْلِمُ امْرَأَتُهُ.قَالَ: هِيَ امْرَأَتُهُ يَكُونُ عِنْدَهَا بِالنَّهَارِ وَ لَا يَكُونُ عِنْدَهَا بِاللَّيْلِ.قَالَ: فَإِنْ أَسْلَمَ الرَّجُلُ وَ لَمْ تُسْلِم الْمَرْأَةُ يَكُونُ الرَّجُلُ عِنْدَهَا بِاللَّيْلِ وَ النَّهَارِ.9 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْجَوْهَرِيٌّ عَنْ رُومِيِّ بْنِ زُرَارَةَ قَالَ:قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: النَّصْرَانِيُّ يَتَزَوَّجُ النَّصْرَانِيَّةَ عَلَى ثَلَاثِينَ دَنْا مِنْ خَمْرٍ وَثَلاثِينَ خِنْزِيراً ثُمَّ أَسْلَمَا بَعْدَ ذَلِكَ وَ لَمْ يَكُنْ دَخَلَ بِهَا.7 - عقبة بن خالد گوید:از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: فرد مجوسی که ایمان آورده در حالی که هفت زن دارد، و همه زنانش با او ایمان آورده اند، چه تکلیفی دارد؟فرمود: چهار تن را نگه دارد و سه تن را طلاق دهد.یونس گوید: از حضرتش پرسیدم: فرد ذمّی زنش ذمی او مسلمان می شود.فرمود: او زن اوست که روز با اوست و شب با او نخواهد بود.فرمود: هرگاه مرد مسلمان شود و زن اسلام نیاورد مرد شب و روز نزد زن خواهد بود.9 - رومی بن زراره گوید:به امام صادق علیه السَّلام گفتم: زن و مرد نصرانی ازدواج می کنند و شوهر، سی سبوی شراب و سی رأس خوک، به رسم مهریّه مقرر می کند. سپس زن و شوهر، قبل از مباشرت، اسلام می آورند، (مهریه چه حکمی دارد؟)

قَالَ: يَنْظُرُ كَمْ قِيمَةُ الْخَمْرِ وَ كَمْ قِيمَةُ الْخَنَازِيرِ فَيُرْسِلُ بِهَا إِلَيْهَا ثُمَّ يَدْخُلُ عَلَيْهَا وَ هُمَا عَلَى نِكَاحِهِمَا الْأَوَّلِ.### بخش هشتاد و هفتم#### حکم شیر دادن(87 بَابُ الرَّضَاع)1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ:يَحْرُمُ مِنَ الرَّضَاعَ مَا يَحْرُمُ مِنَ الْقَرَابَةِ.2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ عَنْ أَبِي الصَّبَّاحَ الْكِنَانِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام أَنَّهُ سُئِلَ عَنِ الرَّضَاعِ.فَقَالَ: يَحْرُمُ مِنَ الرَّضَاعَ مَا يَحْرُمُ مِنَ النَّسَبِ.فرمود: بررسی می شود که قیمت شراب چه مقدار است و قیمت خوک چه مقدار، پس قیمت آن ها را به زن می پردازد. سپس با هم مباشرت می کنند و بر ازدواج قبلی خود باقی می باشند.بخش هشتاد و هفتم: حکم شیر دادن1 - عبدالله بن سنان گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمودتمام کسانی که در اثر خویشی و قرابت تحریم شده اند، با شیر خوردن نیز تحریم می شوند.2 - نظیر این روایت را ابو صباح کنانی نیز از امام صادق علیه السَّلام نقل می کند.

3 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ دَاوُدَ بْنِ سِرْحَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:يَحْرُمُ مِنَ الرَّضَاعَ مَا يَحْرُمُ مِنَ النَّسَبِ.4 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِي عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَمَّنْ حَدَّثَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام: عَرَضْتُ عَلَى رَسُولِ اللهِ صلّى اللهُ عليه وآله ابْنَةَ حَمْزَةَ.فَقَالَ: أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّهَا ابْنَةُ أَخِي مِنَ الرَّضَاعَ.5 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام فِي ابْنَةِ الْأَخِ مِنَ الرَّضَاعِ: لَا أَمْرُ بِهِ أَحَداً وَ لَا أَنْهَى عَنْهُ، وَ إِنَّمَا أَنْهَى عَنْهُ نَفْسِي وَ وُلْدِي.3 - نظیر این روایت را داوود بن سرحان نیز از امام صادق علیه السَّلام نقل می کند.4 - راوی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: امیر مؤمنان علی علیه السَّلام فرمود:من دختر حضرت حمزه علیه السَّلام: (عموی پیامبر صلّی اللهُ علیه وآله را به پیامبر صلّی اللهُ علیه وآله معرفی کردم.)پیامبر صلّی اللهُ علیه وآله فرمود: آیا نمی دانی که او دختر برادر رضاعی من است؟!5 - حلبی گوید: امام صادق صلّی اللهُ علیه وآله فرمود:امیر مؤمنان علی صلّی اللهُ علیه وآله در مورد دختر برادر رضاعی فرمود:کسی را به چنین کاری دستور نمی دهم و نهی نیز نمی کنم. بلکه فقط خودم و فرزندانم را از این کار نهی می کنم.

وَقَالَ: عُرِضَ عَلَى رَسُولِ اللهِ صلّی اللهُ علیه وآله أَنْ يَتَزَوَّجَ ابْنَةَ حَمْزَةَ فَأَبَى رَسُولُ اللَّهِ صلّی اللهُ علیه وآله وَ قَالَ: هِيَ ابْنَةُ أَخِي مِنَ الرَّضَاعِ.### بخش هشتاد و هشتم#### شرایط تحریم رضاعی(88 بَابُ حَدِّ الرَّضَاعِ الَّذِي يُحَرِّمُ)1 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيَّ الْوَشَّاءِ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْن سِنَانٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام يَقُولُ:لا يُحَرِّمُ مِنَ الرَّضَاعَ إِلَّا مَا أَنْبَتَ اللَّحْمَ وَ شَدَّ الْعَظْمَ.2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ يَعْقُوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ عُبَيْدِ بْنِ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:سَأَلْتُهُ عَن الرَّضَاعَ مَا أَدْنَى مَا يُحَرِّمُ مِنْهُ؟قَالَ: مَا أَثْبَتَ اللَّحْمَ أَوِ الدَّمَ.و فرمود: از پیامبر صلّی اللهُ علیه وآله درخواست شد که با دختر حضرت حمزه علیه السَّلام ازدواج کند.پیامبر صلّی اللهُ علیه وآله (از این کار امتناع نمود و فرمود: او، دختر برادر رضاعی من می باشد.)بخش هشتاد و هشتم شرایط تحریم رضاعی1 - عبدالله بن سنان گوید:از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود: با شیر خوردن حرمت به وجود نمی آید مگر این که گوشت بروید و استخوان محکم شود.2 - عبید بن زراره گوید:از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: کمترین حدّی که شیر خوردن باعث تحریم می شود، کدام است؟فرمود : به مقداری که گوشت یا خون برویاند.

ثُمَّ قَالَ: تَرَى وَاحِدَةً تُنْبِتُهُ.فَقُلْتُ: أَسْأَلُكَ أَصْلَحَكَ اللهُ! [ اثْنَتَانِ ]قَالَ :لا ، فَلَمْ أَزَلْ أَعْدُّ عَلَيْهِ حَتَّى بَلَغْتُ عَشْرَ رَضَعَاتٍ.3 - وَ عَنْهُ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ عُقْبَةَ عَنْ عُبَيْدِ بْنِ زُرَارَةَ قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنِ الرَّضَاعَ أَدْنَى مَا يُحَرِّمُ مِنْهُ؟قَالَ: مَا أَنْبَتَ اللَّحْمَ وَ الدَّمَ.ثُمَّ قَالَ: تَرَى وَاحِدَةً تُنْبِتُهُ.فَقُلْتُ: أَسْأَلُكَ أَصْلَحَكَ اللَّهُ! اثْنَتَانِ؟فَقَالَ : لا ، وَ لَمْ أَزَلْ أَعُدُّ عَلَيْهِ حَتَّى بَلَغَ عَشْرَ رَضَعَاتٍ.4 - أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيٌّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْل بن شَاذَانَ جَمِيعاً عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ صَبَّاحِ بْنِ سَيَابَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:آن گاه حضرتش فرمود: تصوّر می کنی که با یک نوبت شیر خوردن، گوشت و خون می روید؟گفتم: خداوند کارهای شما را اصلاح کند! من سؤال می کنم: آیا با دو نوبت تحریم می شود؟فرمود: نه.و من همواره یک نوبت یک نوبت افزودم تا به ده نوبت رسید.3- نظیر این روایت را عبید بن زراره با سند دیگر نیز از امام صادق علیه السَّلام نقل می کند.4 - صبّاح بن سیابه گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

لا بأسَ بِالرَّضْعَةِ وَ الرَّضْعَتَيْنِ وَ الثلاث.5 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:لا يُحَرِّمُ مِنَ الرَّضَاعَ إِلَّا مَا أَنْبَتَ اللَّحْمَ وَالدَّمَ.6 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ زِيَادِ الْقَنْدِيٌّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ علیه السَّلام قَالَ:قُلْتُ لَهُ: يُحَرِّمُ مِنَ الرَّضَاعَ الرَّضْعَةُ وَ الرَّضْعَتَانِ وَ الثَّلَاثَةُ؟فَقَالَ : لا ، إِلَّا مَا اشْتَدَّ عَلَيْهِ الْعَظْمُ وَنَبَتَ اللَّحْمُ.7 - أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْل بن شَاذَانَ جَمِيعاً عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السَّلام عَنِ الرَّضَاعَ مَا يُحَرِّمُ مِنْهُ؟با یک نوبت، دو نوبت و سه نوبت شیر خوردن تحریمی صورت نمی گیرد.5 - حمّاد بن عثمان گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:شیر خوردن، مایۀ تحریم نمی شود، مگر آن که گوشت و خون برویاند.6 - عبدالله بن سنان گوید:از امام کاظم علیه السَّلام پرسیدم : یک نوبت و دو نوبت و یا سه نوبت شیر خوردن مایۀ تحریم می شود؟فرمود: نه. مگر آن حد که استخوان سخت شود و گوشت بروید.7 - صفوان بن یحیی گوید:از امام کاظم علیه السَّلام پرسیدم : حدّ شیر خوردنی که مایۀ تحریم می شود چیست؟

فَقَالَ: سَأَلَ رَجُلٌ أَبِي علیه السَّلام عَنْهُ فَقَالَ: وَاحِدَةً لَيْسَ بِهَا بَأْسٌ وَ ثِنْتَانِ حَتَّى بَلَغَ خَمْسَ رَضَعَاتِ.قُلْتُ : مُتَوَالِيَاتٍ أَوْ مَصَّةٌ بَعْدَ مَصَّةٍ ؟فَقَالَ هَكَذَا قَالَ لَهُ.وَسَأَلَهُ آخَرُ عَنْهُ فَانْتَهَى بِهِ إِلَى تِسْع.وَ قَالَ: مَا أَكْثَرَ مَا أُسْأَلُ عَنِ الرَّضَاعِ؟فَقُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! أَخْبِرْنِي عَنْ قَوْلِكَ أَنْتَ فِي هَذَا عِنْدَكَ فِيهِ حَدٌ أَكْثَرُ مِنْ هَذَا.فَقَالَ: قَدْ أَخْبَرْتُكَ بِالَّذِي أَجَابَ فِيهِ أَبِي.قُلْتُ: قَدْ عَلِمْتُ الَّذِي أَجَابَ أَبُوكَ فِيهِ، وَ لَكِنِّي قُلْتُ: لَعَلَّهُ يَكُونُ فِيهِ حَدٌ لَمْ يُخْبِرْ بِهِ فَتُخْبِرَنِي بِهِ أَنْتَ.فَقَالَ: هَكَذَا قَالَ أَبِي.فرمود: مردی همین پرسش را از پدرم پرسید. پدرم به او فرمود: یک نوبت مایۀ تحریم نمی شود، دو نوبت هم مایۀ تحریم نمی شود، تا رسید به پنج نوبت.گفتم: پنج نوبت متوالی و یا مکیدن های پراکنده؟فرمود: پدرم این طور متوالی فرمود.و شخص دیگری از پدرم همین مسأله را پرسید و پدرم در پاسخ او فرمود: یک نوبت و دو نوبت اشکالی ندارد تا رسید به نُه نوبت، و فرمود چه قدر زیاد از من درباره مسالهۀ شیر خوردن سؤال می کنند؟)گفتم: قربانت شوم! نظر خودتان را در این خصوص بازگو نمایید، آیا در نظر شما حدّی بیشتر از حد مذکور است؟فرمود : من پاسخ پدرم را برایت نقل کردم.گفتم: پاسخ پدرت را دانستم. ولی با خود گفتم: چه بسا حدّ مشخصی داشته باشد که پدر بزرگوارت نفرموده باشد، و شما آن را بازگو نمایید.فرمود: جواب پدرم همان بود که گفتم.

قُلْتُ: فَأَرْضَعَتْ أُمِّي جَارِيَةٌ بِلَبَنِي. فَقَالَ: هِيَ أُخْتُكَ مِنَ الرَّضَاعَةِ.قُلْتُ: فَتَحِلُّ لِأَحْ لِي مِنْ أُمِّي لَمْ تُرْضِعْهَا أُمِّي بِلَبَنِهِ؟قَالَ: فَالْفَحْلُ وَاحِدٌ.قُلْتُ: نَعَمْ هُوَ أَخِي لِأَبِي وَأُمِّي.قَالَ: اللَّبَنُ لِلْفَحْل صَارَ أُبُوكَ أَيَّاهَا وَأُمُّكَ أُمَّهَا.8 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ يَزِيدَ قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنِ الْغُلام يَرْضَعُ الرَّضْعَةَ وَ الرَّضْعَتَيْنِ.فَقَالَ: لا يُحَرِّمُ فَعَدَدْتُ عَلَيْهِ حَتَّى أَكْمَلْتُ عَشْرَ رَضَعَاتٍ.فَقَالَ: إِذَا كَانَتْ مُتَفَرِّقَةً [ فَلا ].9 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ وَهْبٍ عَنْ عُبَيْدِ بْنِ زُرَارَةَ قَالَ:گفتم: اگر مادرم با شیر من، دختر بیگانه ای را شیر داده باشد چه؟فرمود: آن دختر، خواهر رضاعی تو خواهد بود.گفتم: آیا این دختر برای برادر من که (در شکم بعدی زاییده شده و این دختر با شیر او پرورش نیافته است، حلال است؟)فرمود: پدر تو و برادرت یکی است؟گفتم: آری، ما برادر تنی هستیم.فرمود: شیر از آن شوهر است؛ پدر تو، پدر آن دختر است و مادرِ تو، مادر آن دختر خواهد بود.8 - عمر بن یزید گوید:از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: کودکی یک بار و دو بار شیر می خورد (آیا باعث تحریم می شود؟)فرمود: باعث تحریم نمی شود.پس من همین طور به تعداد شیر خوردن اضافه نمودم تا به ده نوبت رسیدم.فرمود: اگر پراکنده باشد باعث تحریم نمی شود.9 - عبید بن زراره گوید:

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: إِنَّا أَهْلُ بَيْتٍ كَبِيرٍ فَرُبَّمَا كَانَ الْفَرَحُ وَ الْحَزَنُ الَّذِي يَجْتَمِعُ فِيهِ الرِّجَالُ وَالنِّسَاءُ، فَرُبَّمَا اسْتَحْيَتِ الْمَرْأَةُ أَنْ تَكْشِفَ رَأْسَهَا عِنْدَ الرَّجُلِ الَّذِي بَيْنَهَا وَ بَيْنَهُ الرَّضَاعُ وَ رُبَّمَا اسْتَخَفَّ الرَّجُلُ أَنْ يَنْظُرَ إِلَى ذَلِكَ فَمَا الَّذِي يُحَرِّمُ مِنَ الرَّضَاع ؟فَقَالَ: مَا أَنْبَتَ اللَّحْمَ وَ الدَّمَ.فَقُلْتُ: وَمَا الَّذِي يُنْبِتُ اللَّحْمَ وَ الدَّمَ؟فَقَالَ: كَانَ يُقَالُ: عَشْرُ رَضَعَاتِ.قُلْتُ: فَهَلْ يُحَرِّمُ عَشْرُ رَضَعَاتٍ؟فَقَالَ: دَعْ ذَا.وَقَالَ: مَا يَحْرُمُ مِنَ النَّسَبِ فَهُوَ مَا يَحْرُمُ مِنَ الرَّضَاع.10 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمِ عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:به امام صادق علیه السَّلام گفتم: ما فامیل پر جمعیّتی هستیم، موقعی که بساط شادی و مجلس ماتمی برپا می شود، تمام مردان و زنان فامیل جمع می شوند و چه بسا خانمی که در اثر شیر دایه با مردی از فامیل خود محرم است، حیا می کند بدون روسری در برابر او ظاهر شود و چه بسا نگاه آن مرد فامیل به این منظره زشت جلوه کند، پس حدّ شیر دایه که مایۀ حرمت می شود چیست؟فرمود: تا آن حد که گوشت و خون برویاند.گفتم: با چند نوبت گوشت و خون می روید؟فرمود: پیش از این گفته می شد: با ده نوبت.گفتم: آیا ده نوبت مایۀ حرمت می شود؟فرمود: از این سؤال بگذر.هم چنین فرمود: کسانی که در اثر خویشی و قرابت نسب محرم می شوند، در اثر شیر خوردن نیز محرم می شوند.10 - مسعدة بن صدقه گوید : امام صادق علیه السَّلام فرمود:

لا يُحَرِّمُ مِنَ الرَّضَاعَ إِلَّا مَا شَدَّ الْعَظْمَ وَأَنْبَتَ اللَّحْمَ، وَأَمَّا الرَّضْعَةُ وَالرَّضْعَتَانِ وَ الثَّلاثُ حَتَّى يَبْلُغَ عَشْراً إِذَا كُنَّ مُتَفَرِّقَاتٍ فَلا بَأْسَ.### بخش هشتاد و نهم#### ویژگی شیر شوهر(89 بَابُ صِفَةِ لَبَنِ الْفَحْلِ)1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنْ لَبَنِ الْفَحْلِ.قَالَ: هُوَ مَا أَرْضَعَتِ امْرَأَتُكَ مِنْ لَبَنِكَ وَ لَبَن وَلَدِكَ وَلَدَ امْرَأَةٍ أُخْرَى فَهُوَ حَرَامٌ.2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ:با شیر خوردن تحریم به وجود نمی آید مگر این که استخوان محکم شود و گوشت بروید. امّا با یک بار، دو بار و سه بار شیر خوردن تا برسد به ده نوبت در صورتی که پراکنده باشد، باعث تحریم نمی شود.بخش هشتاد و نهم: ویژگی شیر شوهر1 - عبد الله بن سنان گوید:از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: شیر پدر، چه شیری است؟فرمود: در جایی که همسرت از شیر تو و شیر فرزندت، فرزند زن دیگری را شیر دهد که در این صورت محرم می شود.2 - سماعه گوید:

سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ كَانَ لَهُ امْرَأَتَانِ فَوَلَدَتْ كُلُّ وَاحِدَةٍ مِنْهُمَا غُلَامًا فَانْطَلَقَتْ إِحْدَى امْرَأَتَيْهِ فَأَرْضَعَتْ جَارِيَةً مِنْ عُرْضِ النَّاسِ أَيَنْبَغِي لِإِبْنِهِ أَنْ يَتَزَوَّجَ بِهَذِهِ الْجَارِيَةِ؟قَالَ: لا، لِأَنَّهَا أُرْضِعَتْ بِلَبَنِ الشَّيْخ.3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنْ لَبَنِ الْفَحْل.قَالَ: مَا أَرْضَعَتِ امْرَأَتُكَ مِنْ لَبَن وَلَدِكَ وَلَدَ امْرَأَةٍ أُخْرَى فَهُوَ حَرَامٌ.4 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنَ علیه السَّلام عَن امْرَأَةٍ أَرْضَعَتْ جَارِيَةً وَ لِزَوْجِهَا ابْنُ مِنْ غَيْرِهَا أَ يَحِلُّ لِلْغُلامِ ابْنِ زَوْجِهَا أَنْ يَتَزَوَّجَ الْجَارِيَةَ الَّتِي أَرْضَعَتْ؟فَقَالَ: اللَّبَنُ لِلْفَحْلِ.به حضرتش گفتم: شخصی دو همسر دارد و هر یک پسری زاییده است و یکی از دو همسر طلاق می گیرد، سپس دختر بیگانه ای را شیر می دهد، آیا پسر آن مرد می تواند با این دختر ازدواج کند؟فرمود نه، زیرا دختر از شیر همین مرد شیر داده شده است.3 - نظیر روایت یکم از این بخش را عبدالله بن سنان از امام صادق علیه السَّلام نقل می کند.4 - احمد بن محمّد بن ابی نصر گوید:از امام ابو الحسن علیه السَّلام سؤال کردم : زنی به دختری شیر می دهد و شوهر این زن، پسری از زن دیگرش دارد؛ آیا این پسر می تواند با آن دختر ازدواج نماید؟فرمود: شیر برای شوهر است (و به همین خاطر نمی تواند ازدواج کند.)

5 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنْ جَمِيلِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:فِي رَجُلٍ تَزَوَّجَ امْرَأَةٌ فَوَلَدَتْ مِنْهُ جَارِيَةً ثُمَّ مَاتَتِ الْمَرْأَةُ فَتَزَوَّجَ أُخْرَى فَوَلَدَتْ مِنْهُ وَلَداً ثُمَّ إِنَّهَا أَرْضَعَتْ مِنْ لَبَيْنِهَا غُلاماً أَ يَحِلُّ لِذَلِكَ الْغُلامِ الَّذِي أَرْضَعَتْهُ أَنْ يَتَزَوَّجَ ابْنَةَ الْمَرْأَةِ الَّتِى كَانَتْ تَحْتَ الرَّجُل قَبْلَ الْمَرْأَةِ الْأَخِيرَةِ؟فَقَالَ: مَا أُحِبُّ أَنْ يَتَزَوَّجَ ابْنَةَ فَحْلٍ قَدْ رَضَعَ مِنْ لَبَنِهِ.6 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ قَالَ:قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: أُمُّ وَلَدِ رَجُلٍ أَرْضَعَتْ صَبِيَّاً وَ لَهُ ابْنَةَ مِنْ غَيْرِهَا أَيَحِلُّ لِذَلِكَ الصَّبِيِّ هَذِهِ الإِبْنَةُ؟فَقَالَ: مَا أُحِبُّ أَنْ تَتَزَوَّجَ ابْنَةَ رَجُلٍ قَدْ رَضَعْتَ مِنْ لَبَنِ وَلَدِهِ.7 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عُبَيْدَةَ الْهَمْدَانِي قَالَ:5 - ابو بصیر گوید:از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: شخصی که با زنی ازدواج می کند و از آن زن صاحب دختر می شود. بعد آن زن فوت می کند، و مرد با زن دیگری ازدواج می نماید و از این زن صاحب پسر می شود، بعد این زن جدید، پسر بیگانه ای را از پستان خود شیر می دهد. آیا این پسر بیگانه که با شیر این زن پرورش یافته، می تواند با دختر زن اولش ازدواج کند؟فرمود: من دوست ندارم که این پسر بیگانه با دختر مردی ازدواج کند که خودش با شیر همان مرد، پرورش یافته است.6 - نظیر این روایت را حلبی از امام صادق علیه السَّلام نقل می نماید.7 - محمّد بن عبیده همدانی گوید:

قَالَ الرِّضَا علیه السَّلام: مَا يَقُولُ أَصْحَابُكَ فِي الرَّضَاعِ؟قَالَ: قُلْتُ: كَانُوا يَقُولُونَ اللَّبَنُ لِلْفَحْلِ حَتَّى جَاءَتْهُمُ الرَّوَايَةُ عَنْكَ أَنَّهُ يَحْرُمُ مِنَ الرَّضَاعِ مَا يَحْرُمُ مِنَ النَّسَبِ، فَرَجَعُوا إِلَى قَوْلِكَ؟قَالَ: فَقَالَ: وَ ذَلِكَ لِأَنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ (!! سَأَلَنِي عَنْهَا الْبَارِحَةَ، فَقَالَ لِي: اشْرَحْ لِيَ اللَّبَنُ لِلْفَحْلِ، وَأَنَا أَكْرَهُ الْكَلامَ، فَقَالَ لِي كَمَا أَنْتَ حَتَّى أَسْأَلَكَ عَنْهَا مَا قُلْتَ فِي رَجُلٍ كَانَتْ لَهُ أُمَّهَاتُ أَوْلادٍ شَتَّى فَأَرْضَعَتْ وَاحِدَةٌ مِنْهُنَّ بِلَبَنِهَا غُلاماً غَرِيباً أَلَيْسَ كُلُّ شَيْءٍ مِنْ وُلْدِ ذَلِكَ الرَّجُلِ مِنْ أُمَّهَاتِ الْأَوْلادِ الشَّتَّى مُحَرَّماً عَلَى ذَلِكَ الْغُلَامِ.)قَالَ: قُلْتُ: بَلَى.قَالَ : فَقَالَ أَبُو الْحَسَنِ علیه السَّلام: فَمَا بَالُ الرَّضَاعَ يُحَرِّمُ مِنْ قِبَلِ الْفَحْلِ وَ لَا يُحَرِّمُ مِنْ قِبَلِ الأُمَّهَاتِ، وَإِنَّمَا الرَّضَاعُ مِنَ قِبَلِ الْأُمَّهَاتِ وَإِنْ كَانَ لَبَنُ الْفَحْلِ أَيْضاً يُحَرِّمُ.امام رضا علیه السَّلام (به من فرمود: یاران تو در مورد شیر دادن چه می گویند؟)گفتم: قبلاً می گفتند: «شیر از آن شوهر است» تا این که روایت شما به آنان رسید که «محرمیّتی که با نسب به وجود می آید، با شیر دادن (نیز به وجود میآ ید» بنابر این به حکم شما بازگشتند و آن را پذیرفتند.)امام علیه السَّلام فرمود: این سؤال به این جهت است که دیشب امیر المؤمنین (!! (1)در این خصوص از من پرسید و به من گفت: «برای من شیر شوهر را شرح ده» و منکر اهت داشتم که سخنی بگویم.)به من گفت: هر طور که می خواهی باش تا در این خصوص از تو سؤال نمایم.چه می گویی در مورد مردی که زنان متعدّدی دارد و یکی از آنان با شیر خود، پسر بیگانه ای را شیر می دهد؛ آیا همه فرزندان این مرد که از زنان متعددند بر این پسر محرم نمی شوند؟امام علیه السَّلام فرمود: گفتم: آری.محمّد بن عبیده گوید: سپس امام رضا علیه السَّلام فرمود: چه گونه شیردادن از ناحیه شوهر محرم می کند، امّا از ناحیه مادران محرم نمی کند؟ در حالی که شیردادن از جانب مادران است. گرچه شیر شوهر نیز محرم می کند.


1) منظور همان مأمون است که از روی تقیه چنین گفته شده است

8 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ قَالَ :سَأَلَ عِيسَى بْنُ جَعْفَرِ بْنِ عِيسَى أَبَا جَعْفَرِ الثَّانِيَ علیه السَّلام:أَنَّ امْرَأَةً أَرْضَعَتْ لِى صَبِيّاً فَهَلْ يَحِلُّ لِي أَنْ أَتَزَوَّجَ ابْنَةَ زَوْجِهَا.فَقَالَ لِي: مَا أَجْوَدَ مَا سَأَلْتَ مِنْ هَاهُنَا يُؤْتَى أَنْ يَقُولَ النَّاسُ : حَرُمَتْ عَلَيْهِ امْرَأَتُهُ مِنْ قِبَلِ لَبَنِ الْفَحْلِ ، هَذَا هُوَ لَبَنُ الْفَحْلِ لَا غَيْرُهُ.فَقُلْتُ لَهُ: [إِنَّ] الْجَارِيَةَ لَيْسَتِ ابْنَةَ الْمَرْأَةِ الَّتِي أَرْضَعَتْ لِي هِيَ ابْنَةُ غَيْرِهَا.فَقَالَ: لَوْ كُنَّ عَشْراً مُتَفَرِّقَاتٍ مَا حَلَّ لَكَ مِنْهُنَّ شَيْءٌ وَكُنَّ فِي مَوْضِع بَنَاتِكَ.9 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ بُرَيْدِ الْعِجْلِيُّ قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السَّلام عَنْ قَوْلِ اللهِ عزَّوَجَل: (وَ هُوَ الَّذِي خَلَقَ مِنَ الْمَاءِ بَشَراً فَجَعَلَهُ نَسَباً وَ صهراً.)8 - علی بن مهزیار گوید:عيسى بن جعفر از امام جواد علیه السَّلام پرسید: زنی، پسر مرا شیر داده است. آیا من می توانم با دختر شوهر این زن ازدواج کنم؟ فرمود: چه سؤال خوبی مطرح کردی! از همین جا است که مردم سخن پدید آورده و می گویند: «زن به خاطر شیر شوهر به شوهرش حرام می شود» این همان شیر شوهر است نه سخنی که دیگران می گویند.گفتم: این دختر، فرزند آن زنی نیست که پسر مرا شیر داده است. بلکه این دختر از یک مادر دیگری متولّد شده است.فرمود: اگر ده دختر از مادران مختلف باشند (اما پدرشان یکی باشد، هیچ یک از دختران بر تو حلال نخواهند بود و همۀ آنان به منزلهٔ دختران تو خواهند بود.)9 - برید عجلی گوید:از امام باقر علیه السَّلام درباره آیه ای که می فرماید: «او همان کسی است که از آب بشر آفرید و آن را نسب و سبب قرار داد» سؤال کردم. فرمود: خداوند تبارک و تعالی آدم علیه السَّلام را از آب پاکیزه آفرید و همسرش را نیز از سنخ همان آب و از پایین ترین استخوان دنده آدم آفرید.

فَقَالَ: إِنَّ اللهَ تَعَالَى خَلَقَ آدَمَ مِنَ الْمَاءِ الْعَذْبِ وَ خَلَقَ زَوْجَتَهُ مِنْ سِنْخِهِ، فَبَرَأَهَا مِنْ أَسْفَلِ أَضْلاعِهِ فَجَرَى بِذَلِكَ الضّلْعِ سَبَبٌ وَنَسَبٌ ثُمَّ زَوْجَهَا إِيَّاهُ فَجَرَى بِسَبَبٍ ذَلِكَ بَيْنَهُمَا صِهْرٌ وَ ذَلِكَ قَوْلُهُ عزَّوَجَل: (نَسَباً وَ صِهْراً.)فَالنَّسَبُ يَا أَخَا بَنِي عِجْلٍ! مَا كَانَ بِسَبَبِ الرِّجَالِ وَ الصِّهْرُ مَا كَانَ بِسَبَبِ النِّسَاءِ.قَالَ: فَقُلْتُ لَهُ: أَ رَأَيْتَ قَوْلَ رَسُولِ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله: «يَحْرُمُ مِنَ الرَّضَاعِ مَا يَحْرُمُ مِنَ النَّسَبِ» فَسِّرْ لِي ذَلِكَ.فَقَالَ: كُلُّ امْرَأَةٍ أَرْضَعَتْ مِنْ لَبَنِ فَحْلِهَا وَلَدَ امْرَأَةٍ أُخْرَى مِنْ جَارِيَةٍ أَوْ غُلامٍ فَذَلِكَ الرَّضَاعُ الَّذِي قَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله، وَكُلُّ امْرَأَةٍ أَرْضَعَتْ مِنْ لَبَنِ فَحْلَيْنِ كَانَا لَهَا وَاحِداً بَعْدَ وَاحِدٍ مِنْ جَارِيَةٍ أَوْ غُلامٍ ، فَإِنَّ ذَلِكَ رَضَاعٌ لَيْسَ بِالرَّضَاعِ الَّذِي قَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله: «يَحْرُمُ مِنَ الرَّضَاعَ مَا يَحْرُمُ مِنَ النَّسَبِ»، وَإِنَّمَا هُوَ مِنْ نَسَبٍ نَاحِيَةِ الصِّهْرِ رَضَاعُ، وَ لَا يُحَرِّمُ شَيْئاً وَلَيْسَ هُوَ سَبَبَ رَضَاعٍ مِنْ نَاحِيَةِ لَبَنِ الْفُحُولَةِفَيُحَرَّمَ.پس با همین استخوان دنده، سبب و نسب جریان پیدا کرد. سپس همسر را به ازدواج آدم صلَّی اللهُ علیه وآله در آورد. پس به همین جهت، بین آن دو پیوند (صهر جریان پیدا کرد و این فرمایش خداوند متعال است: که «آن را نسب وسبب قرار داد».)ای برادر بنی عجلی! پس نسب آن است که به سبب مردان باشد و پیوند آن است که به سبب زن ب زنان باشد.گفتم: به نظر شما فرمایش پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله را که می فرماید «محرمیّتی که با نسب به وجود می آید، با شیر دادن هم به وجود می آید» چگونه است؟ برایم بیان فرمایید.فرمود: هر زنی که با شیر شوهرش فرزند زن دیگری را _ دختر باشد یا پسر _ شیر دهد، این همان شیر دادنی است که پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله بیان فرمود.و هر زنی که با شیر دو شوهر _ که یکی را پس از دیگری در اختیار داشت _ دختر یا پسری را شیر دهد، این شیر دادن، شیر دادنی نیست که پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود: «محرمیتی که با نسب به وجود می آید، با شیر دادن به وجود می آید» بلکه فقط باعث رابطه مادری است. امّا محرمیّت بین آن پسر و دختر به وجود نمی آید. و این باعث به وجود آمدن «رضاع» از جانب شیر شوهر نمی باشد تا محرمیّت به وجود آید.

10 - ابْنُ مَحْبُوبِ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ عَمَّارِ السَّابَاطِيِّ قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنْ غُلامٍ رَضَعَ مِنِ امْرَأَةٍ أَ يَحِلُّ لَهُ أَنْ امْرَأَةٍ أُ يَحِلُّ لَهُ أَنْ يَتَزَوَّجَ أُخْتَهَا لِأَبِيهَا مِنَ الرَّضَاع؟قَالَ: فَقَالَ : لا، فَقَدْ رَضَعَا جَمِيعاً مِنْ لَبَنِ فَحْلِ وَاحِدٍ مِنِ امْرَأَةٍ وَاحِدَةٍ.قَالَ: فَيَتَزَوَّجُ أُخْتَهَا لِأُمِّهَا مِنَ الرَّضَاعَةِ؟قَالَ: فَقَالَ: لا بَأْسَ بِذَلِكَ ؛ إِنَّ أُخْتَهَا الَّتِي لَمْ تُرْضِعْهُ كَانَ فَحْلُهَا غَيْرَ فَحْلِ الَّتِي أَرْضَعَتِ الْغُلامَ فَاخْتَلَفَ الْفَحْلَانِ فَلا بَأْسَ.11 - ابْنُ مَحْبُوبِ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ الْخَزَّازِ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنِ الْحَلَبِيِّ قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنِ الرَّجُلِ يَرْضِعُ مِنِ امْرَأَةٍ وَ هُوَ غُلَامٌ أَ يَحِلُّ لَهُ أَنْ يَتَزَوَّجَ أُخْتَهَا لِأُمِّهَا مِنَ الرَّضَاعَةِ؟فَقَالَ: إِنْ كَانَتِ الْمَرْأَتَانِ رَضَعَنَا مِنِ امْرَأَةٍ وَاحِدَةٍ مِنْ لَبَنِ فَحْلٍ وَاحِدٍ فَلَا يَحِلُّ، فَإِنْ كَانَتِ الْمَرْأَتَانِ رَضَعَتَا مِنِ امْرَأَةٍ وَاحِدَةٍ مِنْ لَبَنِ فَحْلَيْنِ فَلَا بَأْسَ بِذَلِكَ.10 - عمّار ساباطی گوید:از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: پسری از زنی شیر خورده است؛ آیا می تواند با خواهری که از پدر رضاعی خود دارد، ازدواج کند؟فرمود: نه؛ زیرا هر دو از شیر یک شوهر و از شیر یک زن شیر خورده اند.عمّار پرسید: آیا می تواند با خواهری که از مادر رضاعی اش دارد ازدواج کند؟فرمود: ایرادی ندارد؛ زیرا خواهری که به این پسر شیر نداده است، صاحب شیر او مردی غیر از صاحب شیر خواهری است که به این پسر شیر داده است. پس دو صاحب شیر مختلف اند بنابر این ازدواجشان ایرادی ندارد.11 - حلبی گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم:مردی در کودکی از زنی شیر خورده است، آیا می تواند با خواهری که از مادر رضاعی اش دارد ازدواج کند؟فرمود: اگر این دو زن از یک مادر و شیر یک شوهر ارتزاق کرده اند، جایز نیست.و اگر آن دو زن از یک مادر و شیر دو شوهر جداگانه شیر خورده باشند، ازدواج ایرادی ندارد.

### بخش نودم#### بعد از باز گرفتن از شیر رضاعی نیست(90 بَابُ أَنَّهُ لَا رَضَاعَ بَعْدَ فِطَامٍ)1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:لا رَضَاعَ بَعْدَ فِطَامٍ.2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ عَبْدِ الْمَلِكِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلامالرَّضَاعُ قَبْلَ الْحَوْلَيْنِ قَبْلَ أَنْ يُفْطَمَ.3 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْن عُثْمَانَ قَالَ:سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ لعلیه السَّلام يَقُولُ: لَا رَضَاعَ بَعْدَ فِطَامٍ.بخش نودم: بعد از باز گرفتن از شیر رضاعی نیست1 - حلبی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:پس از باز گرفتن از شیر رضاع (و شیر دادنی نیست (یعنی موجب محرمیت نمی شود).)2 - فضل بن عبدالملک گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:شیردادن پیش از دو سالگی کودک؛ پیش از بازگرفتن از شیر است.3- حمّاد بن عثمان گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:پس از باز گرفتن از شیر رضاع ( و شیر دادنی نیست.)

قَالَ: قُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! وَ مَا الْفِطَامُ؟قَالَ: الْحَوْلانِ اللَّذَانِ قَالَ اللَّهُ عزَّوَجَل.4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ جَمِيعاً عَنِ أبِي نَجْرَانَ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَيْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ قَيْسٍ قَالَ:سَأَلْتُهُ عَن امْرَأَةٍ حَلَبَتْ مِنْ لَبَنِهَا فَأَسْقَتْ زَوْجَهَا لِتَحْرُمَ عَلَيْهِ.قَالَ: أَمْسَكَهَا وَ أَوْجَعَ ظَهْرَهَا.ه - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ يُونُسَ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ حَازِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:قَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله: لا رَضَاعَ بَعْدَ فِطَامٍ وَ لا وِصَالَ فِي صِيَامٍ وَلَا يُتْمَ بَعْدَ احْتِلامِ وَ لا صَمْتَ يَوْمِ إِلَى اللَّيْلِ وَلا تَعَرُّبَ بَعْدَ الهِجْرَةِ وَ لا هِجْرَةَ بَعْدَ الْفَتْحِ وَ لا طَلَاقَ قَبْلَ النِّكَاحَ وَ لا عِتْقَ قَبْلَ مِلْكِ وَ لا يَمِينَ لِلْوَلَدِ مَعَ وَالِدِهِ، وَلَا لِلْمَمْلُوكَ مَعَ مَوْلاهُ، وَ لا لِلْمَرْأَةِ مَعَ زَوْجِهَا وَلا نَذْرَ فِي مَعْصِيَةٍ، وَ لَا يَمِينَ فِي قَطِيعَةٍ.گفتم: فدایتان شوم! بازگرفتن از شیر چیست؟فرمود: همان دو سالی که خداوند متعال فرمود.4 - محمّد بن قیس گوید: از امام علیه السَّلام پرسیدم: زنی شیر خود را دوشید و به شوهرش نوشانید تا بر او حرام شود (چه حکمی دارد؟)فرمود: باید او را از این کار بازداری و به جهت تأدیب از پشتش بزنی.5 - منصور بن حازم گوید:امام صادق علیه السَّلام فرمود: پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود:پس از باز گرفتن از شیر رضاع (و شیردادنی نیست، روزه وصال در روزه نیست، پس از اختلام دیگر یتیمی معنا ندارد سکوت از روز تا شب (روزه سکوت) نیست، بازگشتی به دیار کفر از هجرت به دیار مسلمین نیست، هجرتی (از مکه به مدینه) پس از فتح مکّه نیست، طلاقی پیش از ازدواج نیست، آزاد کردنی پیش از مالکیت نیست، حق سوگندی برای فرزند همراه پدرش، برده همراه مولایش و زن همراه شوهرش نیست، نذری در گناه نیست و سوگندی در قطع رحم نیست.)

فَمَعْنَى قَوْلِهِ: «لا رَضَاعَ بَعْدَ فِطَامٍ : أَنَّ الْوَلَدَ إِذَا شَرِبَ مِنْ لَبَنِ الْمَرْأَةِ بَعْدَ مَا تَفْطِمُهُ لا يُحَرِّمُ ذَلِكَ الرَّضَاعُ التَّنَاكُحَ.### بخش نود و یکم#### چند روایت نکته دار دربارۀ رضاع(91 بَابُ نَوَادِرَ فِي الرَّضَاعِ)1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الْمَاضِي علیه السَّلام قَالَ:قُلْتُ لَهُ: إِنِّي تَزَوَّجْتُ امْرَأَةً فَوَجَدْتُ امْرَأَةً قَدْ أَرْضَعَتْنِي وَ أَرْضَعَتْ أُخْتَهَا.قَالَ: فَقَالَ: كَمْ؟قَالَ: قُلْتُ: شَيْئاً يَسِيراً.قَالَ: بَارَكَ اللهُ لَكَ.پس معنای این که می فرماید: «پس از بازگرفتن از شیر رضاع و شیردادنی نیست؛ این است که هرگاه بچه از شیر مادری بعد از بازگرفتن از شیر بخورد موجب رضاع و محرومیّت در ازدواج نخواهد بود.بخش نود و یکم: چند روایت نکته دار دربارۀ رضاع1 - عبدالله بن مغیره گوید:به امام کاظم علیه السَّلام گفتم: من با زنی ازدواج کرده بعد متوجّه شده که دایۀ من در کودکی به من و خواهر این زن شیر داده است. (تکلیف ازدواج ما چیست؟)فرمود: تا چه حد شیر داده است؟گفتم مقدار کمی.فرمود: خداوند (ازدواجت را بر تو مبارک و فرخنده سازد.)

2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:فِي رَجُلٍ تَزَوَّجَ أُخْتَ أَخِيهِ مِنَ الرَّضَاعَةِ.فَقَالَ: مَا أُحِبُّ أَنْ أَتَزَوَّجَ أُخْتَ أَخِي مِنَ الرَّضَاعَةِ.3 - مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنِ الْعَبْدِ الصَّالِحِ علیه السَّلام قَالَ:قُلْتُ لَهُ: أَرْضَعَتْ أُمِّي جَارِيَةً بِلَبَنِي؟قَالَ: هِيَ أُخْتُكَ مِنَ الرَّضَاع.قَالَ: فَقُلْتُ: فَتَحِلَّ لِأَخِي مِنْ أُمِّي لَمْ تُرْضِعْهَا بِلَبَنِهِ يَعْنِي لَيْسَ بِهَذَا الْبَطْنِ وَلَكِنْ بِبَطْنٍ آخَرَ؟قَالَ: وَ الْفَحْلُ وَاحِدٌ؟قُلْتُ: نَعَمْ، هِيَ أُخْتِي (1لِأَبِي وَ أُمِّي.)2 - اسحاق بن عمّار گوید:از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: مردی با خواهر برادر رضاعی اش ازدواج نمود (چه حکمی دارد؟)فرمود: من دوست ندارم که با خواهر برادر رضاعی ام ازدواج کنم3 - صفوان بن یحیی گوید:به امام کاظم علیه السَّلام گفتم: مادر من دختری را با شیر من پرورش داده است، چه صورت دارد؟فرمود: آن دختر خواهر شیری تو خواهد شد.گفتم: آیا آن دختر برای برادرم که از شکم بعدی زاییده شده و این دختر از شیر او نخورده است حلال است؟فرمود: تو و برادرت از یک پدر متولّد شده اید؟گفتم: آری من و او برادر تنی هستیم.


1) به نظر می رسد «هو أخي» صحیح باشد ر.ک بخش 88 شرایط تحریم رضاعی حدیث 7

قَالَ: اللَّبَنُ لِلْفَحْل صَارَ أَبُوكَ أَبَاهَا وَ أُمُّكَ أُمَّهَا.4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:لَوْ أَنَّ رَجُلاً تَزَوَّجَ جَارِيَةً رَضِيعاً فَأَرْضَعَتْهَا امْرَأَتُهُ فَسَدَ نِكَاحُهُ.قَالَ: وَ سَأَلْتُهُ عَنِ امْرَأَةِ رَجُلٍ أَرْضَعَتْ جَارِيَةً أَتَصْلُحُ لِوَلَدِهِ مِنْ غَيْرِهَا؟قَالَ: لا.قُلْتُ: فَنَزَلَتْ بِمَنْزِلَةِ الْأُخْتِ مِنَ الرَّضَاعَةِ؟قَالَ: نَعَمْ مِنْ قِبَلِ الْأَبِ.5 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:فرمود: شیر، از آن پدر است، پدرِ تو پدر آن دختر و مادر تو مادر آن دختر خواهد بود.4 - حلبی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:اگر مردی با دختر شیرخواری ازدواج کند و همسرش (دیگرش که بزرگسال است او را شیر دهد، ازدواج باطل می شود.)حلبی گوید: پرسیدم: همسر مردی دختری را شیر می دهد آیا این دختر برای پسر آن مرد (که فرزند زن دیگرش است حلال می باشد؟)فرمود: نه.عرض کرد آیا این دختر به منزلۀ خواهر رضاعی است؟فرمود: آری، از جانب پدر.5 - حلبی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

جَاءَ رَجُلٌ إِلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام فَقَالَ: يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ! إِنَّ امْرَأَتِي حَلَبَتْ مِنْ لَبَنِهَا فِي مَكُوكٍ فَأَسْقَتْهُ جَارِيَتِي.فَقَالَ: أَوْجِع امْرَأَتَكَ وَ عَلَيْكَ بِجَارِيَتِكَ، وَ هُوَ هَكَذَا فِي قَضَاءِ عَلِي علیه السَّلام.6 - عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ وَ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عبد اللهِ علیه السَّلام:فِي رَجُلٍ تَزَوَّجَ جَارِيَةٌ صَغِيرَةً فَأَرْضَعَتْهَا امْرَأَتُهُ أَوْ أُمُّ وَلَدِهِ.قَالَ: تَحْرُمُ عَلَيْهِ.7 - عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:الرَّضَاعُ الَّذِي يُنْبِتُ اللَّحْمَ وَالدَّمَ هُوَ الَّذِي يَرْضِعُ حَتَّى يَتَمَلَّى وَ يَتَضَلَّعَ وَ يَنْتَهِيَ نَفْسُهُ.8 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ أَبِي يَحْيَى الْحَنَّاطِ قَالَ:مردی نزد امیرمؤمنان علی علیه السَّلام آمد و عرض کرد: ای امیرمؤمنان! همسرم شیرش را در کاسه ای دوشید و آن را به کنیزم نوشانید (چه حکمی دارد؟)امیرمؤمنان علیه السَّلام فرمود: همسرت را تأدیب کن و بر تو باد کنیزت!امام صادق علیه السَّلام فرمود: و این حکم در قضاوت حضرت علی علیه السَّلام چنین بود.6 - عبدالله بن سنان گوید:امام صادق علیه السَّلام در مورد کسی که با دختر نوزادی ازدواج کند و همسر یا کنیز شخصی او، دختر نوزاد را با شیر خود پرورش بدهد فرمود:این دختر بر شوهرش حرام خواهد شد.7 - راوی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:شیردادنی که گوشت و خون می، رویاند ،شیردادنی است که کودک شیر بنوشد به گونه ای که سیر شود و شیر به استخوان ها برسد و خود کودک از شیر خوردن دست بردارد.- ابو یحیی حنّاط گوید:

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام: إِنَّ ابْنِي وَ ابْنَةَ أَخِي فِي حَجْرِي وَ أَرَدْتُ أَنْ أُزَوَّجَهَا إِيَّاهُ، فَقَالَ بَعْضُ أَهْلِي: إِنَّا قَدْ أَرْضَعْنَاهُمَا.قَالَ: فَقَالَ: كَمْ؟قُلْتُ: مَا أَدْرِي.قَالَ: فَأَدْرَانِي عَلَى أَنْ أُوَقِّتَ؟قَالَ: فَقُلْتُ: مَا أَدْرِي.قَالَ : فَقَالَ: زَوِّجُهُ.9 _ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:سَأَلْتُهُ عَنِ امْرَأَةٍ تَزْعُمُ أَنَّهَا أَرْضَعَتِ الْمَرْأَةَ وَ الْغُلامَ ثُمَّ تُنْكِرُ.قَالَ: تُصَدِّقُ إِذَا أَنْكَرَتْ.قُلْتُ: فَإِنَّهَا قَالَتْ وَ ادَّعَتْ بَعْدُ بِأَنِّي قَدْ أَرْ ضَعْتُهُمَا.به امام صادق علیه السَّلام گفتم: دختر برادرم در دامن کفالت من زندگی می کند؛ من تصمیم دارم او را به پسرم تزویج کنم، ولی یکی از همسرانم می گوید: ما این دو را با هم شیر داده ایم.فرمود: تا چه حد با هم شیر خورده اند؟گفتم: نمیدانم.فرمود: حد شیر خواری آنان را مشخص کن تا مدّت آن را (که باعث حرمت می شود بیان نمایم.)گفتم: نمی دانم.فرمود: آنان را با هم تزویج کن.9 - حلبی گوید:از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: زنی ادعا می کند که پسر و دختری را شیر داده است سپس منکر آن میشود (تکلیف چیست؟فرمود: در صورتی که انکار کند تصدیق می شود.گفتم این زن پس از آن دوباره ادّعا می کند که آنان را شیر داده بود.

قَالَ: لَا تُصَدِّقُ وَ لَا تَنَعَمُ.10 - عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:لا يَصْلُحُ لِلْمَرْأَةِ أَنْ يَنْكِحَهَا عَمُّهَا وَ لَا خَالُهَا مِنَ الرَّضَاعَةِ.11 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ رِتَابٍ عَنْ أَبِي عُبَيْدَةَ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام يَقُولُ:لا تُنْكَحُ الْمَرْأَةُ عَلَى عَمَّتِهَا وَ لا عَلَى خَالَتِهَا وَ لَا عَلَى أُخْتِهَا مِنَ الرَّضَاعَةِ.وَ قَالَ: إِنَّ عَلِيّاً علیه السَّلام ذَكَرَ لِرَسُولِ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله ابْنَةَ حَمْزَةَ، فَقَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله أَمَا عَلِمْتَ أَنَّهَا ابْنَةُ أَخِي مِنَ الرَّضَاعَةِ، وَكَانَ رَسُولُ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله وَ عَمُّهُ حَمْزَةٌ صلَّى اللهُ عليه وآله قَدْ رَضَعَا مِنِ امْرَأَةٍ.12 - حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ الْمِيثَمِي عَنْ يُونُسَ بْنِ يَعْقُوبَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:فرمود: تصدیق نمی شود و مورد تأیید قرار نمی گیرد.10 - عبد الله بن سنان گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:برای زن جایز نیست که عمو و دایی رضاعی اش با او ازدواج کنند.11 - ابو عبیده گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:زن بر روی عمّه، خاله و خواهر رضاعی اش عقد بسته نمی شود.و امام صادق صلَّى اللهُ عليه وآله فرمود: حضرت علی علیه السَّلام به رسول خدا صلَّى اللهُ عليه وآله دختر حضرت حمزه علیه السَّلام را معرفی نمود.پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله فرمود، مگر ندانسته ای که این زن دختر برادر رضاعی من می شود؟پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله و عمویش حمزه علیه السَّلام از یک دایه شیر خورده بودند.12 - يونس بن یعقوب گوید:

عَنِ امْرَأَةٍ دَرَّ لَبَنُهَا مِنْ غَيْرِ وِلادَةٍ فَأَرْضَعَتْ جَارِيَةٌ وَ غُلاماً بِذَلِكَ اللَّبَنِ هَلْ يَحْرُمُ بِذَلِكَ اللَّبَنِ مَا يَحْرُمُ مِنَ الرَّضَاعِ.قَالَ: لا.13 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ صَالِحِ بْنِ أَبِي حَمَّادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ رَوَاهُ عَنْ أَبِي جَعْفَر صلَّى اللهُ عليه وآله قَالَ:قِيلَ لَهُ: إِنَّ رَجُلاً تَزَوَّجَ بِجَارِيَةٍ صَغِيرَةٍ فَأَرْضَعَتْهَا امْرَأَتُهُ ثُمَّ أَرْضَعَتْهَا امْرَأَةٌ لَهُ أُخْرَى.فَقَالَ ابْنُ شُبْرُمَةَ: حَرَّمَتْ عَلَيْهِ الْجَارِيَةُ وَ امْرَأَتَاهُ.فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السَّلام: أَخْطَأَ ابْنُ شُبْرُمَةَ حَرَّمَتْ عَلَيْهِ الْجَارِيَةُ وَ امْرَأَتُهُ الَّتِي أَرْضَعَتْهَا أَوَّلاً فَأَمَّا الْأَخِيرَةُ فَلَمْ تَحْرُمُ عَلَيْهِ كَأَنَّهَا أَرْضَعَتِ ابْنَتَهَا. 14 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلامقَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام:به امام صادق علیه السَّلام گفتم: از پستان زنی بدون این که زایمانی کند، شیر جاری شد و آن زن با شیر خود، دختر و پسری را شیر داد، آیا با این شیر بی زایمان، حرمت رضاعی به وجود می آید؟فرمود: نه.13 - راوی گوید: از امام باقر علیه السَّلام پرسیدند:مردی با دختر کوچکی ازدواج کرد، یکی از همسرانش و پس از آن همسر دیگرش به این دختربچه شیر دادند و ابن شُبرمه در این خصوص حکم نموده که دخترک بر مرد حرام می شود (آیا فتوای او صحیح است؟)فرمود: ابن شبرمه اشتباه کرده است: دخترک و آن زنی که اول به او شیر داد، بر مرد حرام می شوند، امّا زنی که بعد از زن اول شیر داد، بر او حرام نمی شود، زیرا که گویی به دختر خود شیر داده است.14 - سکونی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: امیر مؤمنان على علیه السَّلام فرمود:

انْهَوْا نِسَاءَكُمْ أَنْ يُرْضِعْنَ يَمِيناً وَ شِمَالاً، فَإِنَّهُنَّ يَنْسَيْنَ.15 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ رِبَاطٍ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام أَوْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:إِذَا رَضَعَ الْغُلامُ مِنْ نِسَاءٍ شَتَّى فَكَانَ ذَلِكَ عِدَّةً أَوْ نَبَتَ لَحْمُهُ وَ دَمُهُ عَلَيْهِ حَرُمَ عَلَيْهِ بَنَاتُهُنَّ كُلُهُنَّ.16 - عَنْهُ عَنِ ابْنِ سِنَانٍ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:سُئِلَ وَأَنَا حَاضِرٌ عَنِ امْرَأَةٍ أَرْضَعَتْ غُلاماً مَمْلُوكاً لَهَا مِنْ لَبَنِهَا حَتَّى فَطَمَتْهُ هَلْ لَهَا أَنْ تَبِيعَهُ؟قَالَ: فَقَالَ: لا، هُوَ ابْنُهَا مِنَ الرَّضَاعَةِ حَرُمَ عَلَيْهَا بَيْعُهُ وَأَكْلُ ثَمَنِهِ.قَالَ: ثُمَّ قَالَ: أَ لَيْسَ رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله قَالَ: «يَحْرُمُ مِنَ الرَّضَاعِ مَا يَحْرُمُ مِنَ النَّسَبِ»؟زنانتان را نهی کنید از این که با پستان راست و چپ شیر دهند، زیرا که آنان شیردهی و ( احکام رضاع را فراموش می کنند.)15 - محمّد بن مسلم گوید: امام باقریا امام صادق علیه السَّلام فرمود:اگر پسری از دایه های متعدّد شیر بخورد و از هر کدامشان چندین نوبت شیر خورده باشد، یا تا آن حد شیر بخورد که گوشت و خون بر او بروید، همۀ دختران آن دایه ها بر او حرام خواهند شد.16 - راوی گوید:من در خدمت امام صادق علیه السَّلام بودم که از حضرتش سؤال شد: زنی پسر برده اش را تا پایان دوران شیرخوارگی اش شیر داده است آیا می تواند او را بفروشد؟فرمود: نه، این پسر پسر رضاعی اوست. فروش و مصرف قیمتش برای زن حرام است.سپس فرمود: مگر پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله نفرمود: «محرمیّتی که با نسب به وجود می آید با شیردادن نیز به وجود می آید»؟!

17 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ سَلَمَةَ بْنِ الْخَطَّابِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ خِدَاشٍ عَنْ صالِحِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْخَثْعَمِيُّ قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ مُوسَى علیه السَّلام عَنْ أُمِّ وَلَدٍ لِي صَدُوقٍ زَعَمَتْ أَنَّهَا أَرْضَعَتْ جَارِيَةً لِي أَصَدَّ قُهَا؟قَالَ: لا.18 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ قَالَ:كَتَبْتُ إِلَى أَبِي مُحَمَّدٍ علیه السَّلام: امْرَأَةٌ أَرْضَعَتْ وَلَدَ الرَّجُلِ هَلْ يَحِلُّ لِذَلِكَ الرَّجُلِ أَنْ يَتَزَوَّجَ ابْنَةَ هَذِهِ الْمُرْضِعَةِ أَمْ لَا؟فَوَقْعَ علیه السَّلام: لا، لا تَحِلُّ لَهُ.17 - صالح بن عبدالله خثعمی گوید:از امام کاظم علیه السَّلام پرسیدم: یکی از همسرانم که صاحب فرزند است و زن راستگویی است ادّعا می کند که به یکی از کنیزانم شیر داده است آیا او را تصدیق کنم؟فرمود: نه.18 - عبدالله بن جعفر گوید:طی نامه ای به امام عسکری علیه السَّلام نوشتم: زنی فرزند کسی را شیر داده است، آیا این مرد می تواند با دختر این زن ازدواج کند؟فرمود: نه، برایش حلال نخواهد بود.

### بخش نود و دوم#### حدیثی مرتبط به بخش رضاع(92 بَابُ فِي نَحْوِهِ)1 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ شَمُونٍ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَانِ الْأَصَمَّ عَنْ مِسْمَعِ بْنِ عَبْدِ الْمَلِكِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام:ثَمَانِيَةً لا تَحِلُّ مُنَا كَحَتْهُمْ أَمَتُكَ أُمَّهَا أَمَتُكَ ، أَوْ أُخْتُهَا أَمَتُكَ، وَأَمَتُكَ وَهِيَ مِنَ الرَّضَاعَةِ، وَأَمَتُكَ وَهِيَ خَالَتْكَ مِنَ الرَّضَاعَةِ أَمَتُكَ وَ هِيَ أَرْضَعَتْكَ أَمَتُكَ، وَقَدْ وُطِئَتْ حَتَّى تَسْتَبْرِئَهَا بِحَيْضَةٍ أَمَتُكَ وَهِيَ حُبْلَى مِنْ غَيْرِكَ ، أَمَتُكَ وَهِيَ عَلَى سَوْمٍ ، أَمَتُكَ وَ لَهَا زَوْجٌ.بخش نود و دوم: حدیثی مرتبط به بخش رضاع1 - مسمع بن عبدالملک گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: امیرمؤمنان علی علیه السَّلام فرمود:با هشت کنیز (که مال انسان است مباشرت جایز نیست:)کنیزی که مادر یا خواهرش کنیز توست. کنیزی که عمۀه رضاعی توست. کنیزی که خاله رضاعی توست. کنیزی که به تو شیر داده است. کنیزی که با او مباشرت شده، تا هنگامی که با حیض شدن پاک شود. کنیزی که از شخص دیگری حامله است. کنیزی که بعد از فروشش او را خریداری نکرده ای. کنیزی که شوهر دارد.

### بخش نود و سوم#### بَابُ ازدواج با قابله(93 نِكَاحِ الْقَابِلَةِ)عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ خَلَادٍ السَّنْدِي عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْر [عَنْ جَابِرٍ] عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:قُلْتُ لَهُ: الرَّجُلُ يَتَزَوَّجُ قَابِلَتَهُ.قَالَ: لا ، وَلا ابْنَتَهَا.2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ أَبِي مُحَمَّدٍ الْأَنْصَارِيِّ عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ عَنْ جَابِرِ بْنِ يَزِيدَ قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السَّلام عَنِ الْقَابِلَةِ أَ يَحِلُّ لِلْمَوْلُودِ أَنْ يَنْكِحَهَا.فَقَالَ: لا ، وَلا ابْنَتَهَا هِيَ بَعْضُ أُمَّهَاتِهِ.وَ فِي رِوَايَةِ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ:بخش نود و سوم: ازدواج با قابله1 - جابر گوید:به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: انسان می تواند با قابله اش ازدواج کند؟فرمود: نه. هم چنین نمی تواند با دختر قابله اش ازدواج کند.2 - جابر بن یزید گوید:از امام باقر علیه السَّلام پرسیدم: آیا انسان می تواند با قابله اش ازدواج کند؟فرمود: نه، هم چنین با دختر او نیز نمی تواند ازدواج کند؛ زیرا قابله انسان، یکی از مادرانِ اوست.و در روايت معاوية بن عمّار امام صادق علیه السَّلام فرمود:

إِن قَبِلَتْ وَ مَرَّتْ فَالْقَوَابِلُ أَكْثَرُ مِنْ ذَلِكَ، وَإِنْ قَبِلَتْ وَ رَبَّتْ حَرُمَتْ عَلَيْهِ.3 - حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ زِيَادِ بْنِ عِيسَى بَيَّاعَ السَّابِرِيِّ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:إِذَا اسْتَقْبَلَ الصَّبِيُّ الْقَابِلَةَ بِوَجْهِهِ حَرُمَتْ عَلَيْهِ وَ حَرُمَ عَلَيْهِ وَلَدُهَا.أَبْوَابُ الْمُتْعَةِ1 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَيْدٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السَّلام عَنِ الْمُتْعَةِ.لا فَقَالَ: نَزَلَتْ فِي الْقُرْآنِ: (فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةٌ وَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فيما تَرَاضَيْتُمْ بِهِ مِنْ بَعْدِ الْفَرِيضَةِ.)اگر قابله ای انسان را فقط به دنیا بیاورد و بگذارد و برود (و کار دیگری انجام ندهد _ که بیشتر قابله ها چنین اند؛ در این صورت حرمت به وجود نمی آید و اگر او را به دنیا بیاورد و تربیتش کند، بر او حرام می شود.)3 - ابراهیم گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:هرگاه کودک (در هنگام به دنیا آمدن قابله را عیناً بشناسد (یعنی آن قدر قابله نزد کودک بماند که کودک او را شناسایی کند) قابله به او محرم می شود و فرزندان قابله نیز به او محرم می شوند.)بخش های مربوط ازدواج موقّت1 - ابوبصیر گوید:از امام باقر علیه السَّلام دربارۀ ازدواج موقّت پرسیدم:فرمود: در این زمینه آیه ای در قرآن نازل شده است که می فرماید: «پس به هر کیفیتی که از زن ها کامیاب شدید، اجرت مشخص شدۀ آنان را بپردازید. و بر شما ایرادی نیست که بعد از قطعی شدن اجرت، توافق کنید که از مبلغ آن بکاهید و یا بر مبلغ آن بیفزایید».

2 - مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سُلَيْمَانَ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرِ علیه السَّلام يَقُولُ:كَانَ عَلِيٌّ علیه السَّلام يَقُولُ: لَوْ لَا مَا سَبَقَنِي بِهِ بَنِي الْخَطَّابِ مَا زَنَى إِلَّا شَقِيٌّ (1)3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:إِنَّمَا نَزَلَتْ: (فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً.)4 - عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أَذَيْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ:جَاءَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ عُمَيْرِ اللَّيْنِيُّ إِلَى اللَّيْثِيُّ إِلَى أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام فَقَالَ لَهُ: مَا تَقُولُ فِي مُتْعَةِ النِّسَاءِ؟فَقَالَ: أَحَلَّهَا اللهُ فِي كِتَابِهِ وَ عَلَى لِسَانِ نَبِيِّهِ صلّی اللهُ علیه وآله فَهِيَ حَلالٌ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ.فَقَالَ: يَا أَبَا جَعْفَر! مِثْلُكَ يَقُولُ هَذَا وَ قَدْ حَرَّمَهَا عُمَرُ وَ نَهَى عَنْهَا؟!فَقَالَ: وَإِنْ كَانَ فَعَلَ.2 - عبد الله بن سلیمان گوید: از امام باقر علیه السَّلام شنیدم که می فرمود: حضرت علی علیه السَّلام همواره می فرمود:اگر ابن خطاب در تحریم ازدواج موقّت بر من پیشی نمی گرفت جز شقاوت پیشگان مرتکب زنا نمی شدند.3 - راوی گوید: فرمود: در بارۀ ازدواج موقّت این آیه نازل شده که «آنچه از زنان تا مدّت مشخص بهره بردید پرداخت اجرشان واجب است».4 - زراره گوید:عبدالله بن عمیر لیثی به محضر امام باقر علیه السَّلام آمد و گفت: نظر شما در زمینهۀ ازدواج موقّت چیست؟فرمود: خداوند آن را در قرآن و هم چنین بر زبان پیامبرش صلَّی اللهُ علیه وآله کرده است. از این رو، ازدواج موقّت تا روز رستاخیز حلال است. عبدالله بن عمیر گفت: ای ابو جعفر! شخصیّتی مانند شما چنین می گوید با آن که عمر آن را تحریم کرده و از ارتکاب آن نهی نموده است؟ فرمود: گرچه عمر هم تحریم کرده باشد (اما من رأی خود را اظهار می کنم.)


1) در نسخه دیگری «شفّی» آمده است، یعنی جز اندکی از مردم مرتکب زنا نمی شدند

قَالَ: إِنِّي أُعِيدُكَ بِاللَّهِ مِنْ ذَلِكَ أَنْ تُحِلَّ شَيْئاً حَرَّمَهُ عُمَرُ.قَالَ: فَقَالَ لَهُ: فَأَنْتَ عَلَى قَوْلِ صَاحِبكَ، وَ أَنَا عَلَى قَوْلِ رَسُولِ اللَّهِ صلَّی اللهُ علیه وآله فَهَلُمَّ اُلا عِنْكَ أَنَّ الْقَوْلَ مَا قَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله وَ أَنَّ الْبَاطِلَ مَا قَالَ صَاحِبُكَ.قَالَ: فَأَقْبَلَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ عُمَيْرٍ فَقَالَ: يَسُرُّكَ أَنَّ نِسَاءَكَ وَبَنَاتِكَ وَ أَخَوَاتِكَ وَبَنَاتِ عَمِّكَ يَفْعَلْنَ ؟!قَالَ: فَأَعْرَضَ عَنْهُ أَبُو جَعْفَر علیه السَّلام حِينَ ذَكَرَ نِسَاءَهُ وَبَنَاتِ عَمِّهِ.5 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِي مَرْيَمَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:الْمُتْعَةُ نَزَلَ بهَا الْقُرْآنُ وَ جَرَتْ بِهَا السُّنَّةُ مِنْ رَسُولِ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله6 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ رِبَاطٍ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ قَالَ:سَمِعْتُ أَبَا حَنِيفَةَ يَسْأَلُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنِ المُتعَةِ.فَقَالَ: أَيَّ الْمُتْعَتَيْنِ تَسْأَلُ؟عبدالله بن عمیر گفت: من تو را به خدا پناه می دهم که چیزی را که عمر حرام نموده است، حلال نمایی (!!.)فرمود: تو بر گفته صاحبت باش و من بر گفتۀ رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله بیا تا با تو ملاعنه (و مباهله کنم که حق، همان گفتۀ رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله است و گفتۀ صاحبت باطل است.)پس عبد الله بن عمیر نزدیک آمد و جسورانه گفت: آیا مسرور می شوی که بانوان تو، دخترانت، خواهرانت و عموزادگانت چنین کاری انجام دهند؟در این هنگام امام باقر علیه السَّلام (به خاطر این جسارت، روی مبارکش را از او برگرداند.)5 - ابو مریم گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:دربارۀ ازدواج موقّت در قرآن آیه نازل شده و سنّت رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله بر آن جاری گشته است.6 - عبدالرحمان ابی عبدالله گوید:از ابوحنیفه شنیدم که از امام صادق علیه السَّلام دربارۀ متعه سؤال کرد.فرمود: از کدام متعه می پرسی؟

قَالَ: سَأَلْتُكَ عَنْ مُتْعَةِ الْحَجِّ فَأَنْبِثْنِي عَنْ مُتْعَةِ النِّسَاءِ أَ حَقٌّ هِيَ؟فَقَالَ: سُبْحَانَ اللهِ! أَمَا قَرَأْتَ كِتَابَ اللهِ عَزَّوَجَل: (فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً.)فَقَالَ أَبُو حَنِيفَةَ: وَاللَّهِ، فَكَأَنَّهَا آيَةً لَمْ أَقْرَأْهَا قَطُّ.7 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَلِيِّ السَّائِيِّ قَالَ:قلْتُ لِأَبِي الْحَسَنِ علیه السَّلام: جُعِلْتُ فِدَاكَ! إِنِّي كُنْتُ أَتَزَوَّجُ الْمُتْعَةَ فَكَرِهْتُهَا وَتَشَأْمْتُ بِهَا فَأَعْطَيْتُ اللهَ عَهْداً بَيْنَ الرُّكْنِ وَ الْمَقَامِ وَجَعَلْتُ عَلَيَّ فِي ذَلِكَ نَذْراً وَصِيَاماً أَلَّا أَتَزَوَّجَهَا، ثُمَّ إِنَّ ذَلِكَ شَقَّ عَلَيَّ وَ نَدِمْتُ عَلَى يَمِينِي وَ لَمْ يَكُنْ بِيَدِي مِنَ الْقُوَّةِ مَا أَتَزَوَّجُ فِي الْعَلَانِيَةِ.قَالَ: فَقَالَ لِي: عَاهَدْتَ اللهَ أَنْ لا تُطِيعَهُ وَ اللَّهِ لَئِنْ لَمْ تُطِعْهُ لَتَعْصِيَنَّهُ.8 - عَلِيٌّ رَفَعَهُ قَالَ: سَأَلَ أَبُو حَنِيفَةَ أَبَا جَعْفَرٍ مُحَمَّدَ بْنَ النُّعْمَانِ صَاحِبَ الطَّاقِ فَقَالَ لَهُ: يَا أَبَا جَعْفَرٍ! مَا تَقُولُ فِي الْمُتْعَةِ ؟ أَتَزْعُمُ أَنَّهَا حَلالٌ؟ابوحنیفه گفت: سؤال من از متعه حج بود، ولی اینک شما از متعه بانوان بگویید. آیا متعۀ بانوان، صحیح است؟صادق علیه السَّلام فرمود: سبحان الله! آیا کتاب خدای عزّوجل را نخوانده ای که می فرماید: و زنانی را که ازدواج موقّت می کنید واجب است مهر آنها را بپردازید.ابو حنیفه گفت: به خدا سوگند! گویا این آیه را هیچ گاه نخوانده بودم7 _ علی سائی گوید:به امام کاظم علیه السَّلام عرض کردم: فدایتان گردم! من قبلاً ازدواج موقّت می کردم، امّا پس از آن، نسبت به ازدواج موقت کراهت پیدا کردم و از آن بدم آمد؛ پس بین رکن و مقام با خداوند عهد کردم و در این خصوص نذر و روزهای (کفاره آن قرار دادم که دیگر ازدواج موقّت نکنم. سپس این عهد بر من گران آمد و از سوگند خود پشیمان شدم، ولی توانایی مالی ندارم که ازدواج دائم کنم (چه کنم؟))فرمود: با خداوند عهد نمودی که اطاعتش ننمایی؟! به خدا سوگند! اگر اطاعتش نکنی، او را معصیت نموده ای.راوی گوید:أبو حنیفه از ابا جعفر مومن طاق پرسید: ای ابا جعفر! درباره ازدواج موقّت چه می گویی؟ آیا گمان می کنی حلال است؟

قَالَ: نَعَمْ.قَالَ: فَمَا يَمْنَعُكَ أَنْ تَأْمُرَ نِسَاءَكَ أَنْ يُسْتَمْتَعْنَ وَ يَكْتَسِبْنَ عَلَيْكَ؟فَقَالَ لَهُ أَبُو جَعْفَرٍ: لَيْسَ كُلُّ الصَّنَاعَاتِ يُرْغَبُ فِيهَا، وَإِنْ كَانَتْ حَلالاً وَلِلنَّاسِ أَقْدَارٌ وَ مَرَاتِبُ يَرْفَعُونَ أَقْدَارَهُمْ وَلَكِنْ مَا تَقُولُ يَا أَبَا حَنِيفَةَ! فِي النَّبِيذِ أَ تَزْعُمُ أَنَّهُ حَلال؟فَقَالَ: نَعَمْ.قَالَ: فَمَا يَمْنَعُكَ أَنْ تُقْعِدَ نِسَاءَكَ فِي الْحَوَانِيتِ نَبَّاذَاتٍ فَيَكْتَسِبْنَ عَلَيْكَ؟فَقَالَ أَبُو حَنِيفَةَ: وَاحِدَةٌ بِوَاحِدَةٍ وَ سَهْمُكَ أَنْفَذُ.ثُمَّ قَالَ لَهُ: يَا أَبَا جَعْفَرٍ! إِنَّ الْآيَةَ الَّتِي فِي (سَأَلَ سَائِلٌ تَنْطِقُ بِتَحْرِيمِ الْمُتْعَةِ، وَالرِّوَايَةَ عَنِ النَّبِيِّ صلَّی اللهُ علیه وآله قَدْ جَاءَتْ بِنَسْخِهَا.)فَقَالَ لَهُ أَبُو جَعْفَرٍ: يَا أَبَا حَنِيفَةَ إِنَّ سُورَةَ (سَأَلَ سَائِلٌ مَكَّيَّةٌ وَ آيَةُ الْمُتْعَةِ مَدَنِيَّةٌ وَرِوَايَتَكَ شَاذَّةٌ رَدِيَّةٌ.)مؤمن طاق گفت: آری.گفت : پس چه چیزی مانعت می شود که به زنانت (کنیزان و دختران و.... دستور دهی که ازدواج موقت کنند و برایت درآمد کسب کنید؟ مؤمن طاق گفت: هر کاری که مورد رغبت مردم نیست؛ گرچه حلال هم باشد. و مردم شأن و منزلتی دارند که می کوشند آن را بالاتر برند. امّا ای ابوحنیفه! درباره شراب چه می گویی؟ آیا گمان می کنی حلال است؟)ابوحنیفه گفت: آری.مؤمن گفت: پس چه چیزی مانعت می شود که زنانت را در دکان های شراب فروشی بگماری تا برایت درآمدی کسب نمایند؟گفت: تیری در مقابل تیری، ولی. تیر تو تیزتر بود.سپس گفت: ای اباجعفر! آیه ای که در سورۀ (سَألَ سَائِلٌ نازل شده که تصریح به حرام بودن ازدواج موقت دارد. همین طور روایتی از پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله نیز آن را نسخ می کند.)مؤمن طاق گفت: ای ابوحنیفه! سوره (سَألَ سَائِلٌ مکی است و آیه ازدواج موقّت مدنی است و روایتی که گفتی شاذّ است و رد می شود.)

فَقَالَ لَهُ أَبُو حَنِيفَةَ: وَ آيَةُ الْمِيرَاتِ أَيْضاً تَنْطِقُ بِنَسْحَ الْمُتْعَةِ.فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَدْ ثَبَتَ النِّكَاحُ بِغَيْرِ مِيرَاتٍ.قَالَ أَبُو حَنِيفَةَ مِنْ أَيْنَ قُلْتَ ذَاكَ ؟فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ: لَوْ أَنَّ رَجُلاً مِنَ الْمُسْلِمِينَ تَزَوَّجَ امْرَأَةٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ ثُمَّ تُوُفِّيَعَنْهَا مَا تَقُولُ فِيهَا؟قَالَ: لا تَرثُ مِنْهُ.قَالَ: فَقَدْ ثَبَتَ النِّكَاحُ بِغَيْرِ مِيرَاتٍ ثُمَّ افْتَرَقَا.### بخش نود و چهارم#### زنان موقّت به منزله کنیز هستند و جزو زنان دائم محسوب نمی شوند(94 بَابُ أَنَّهُنَّ بِمَنْزِلَةِ الْإِمَاءِ وَ لَيْسَتْ مِنَ الْأَرْبَعِ)1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أَذَيْنَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:ابوحنیفه گفت: آیۀ ارث نیز تصریح به نسخ ازدواج موقّت دارد.مؤمن طاق گفت: ازدواج بدون ارث بردن نیز ثابت شده است.گفت این را از کجا می گویی؟مؤمن گفت: اگر مرد مسلمانی با زنی از اهل کتاب ازدواج کند سپس مرد بمیرد، در این خصوص چه نظری داری؟ابو حنیفه گفت: زن از او ارث نمی برد.مؤمن طاق گفت: پس ازدواج بدون ارث بردن ثابت شد.سپس ابوحنیفه و مؤمن طاق از همدیگر جدا شدند.بخش نود و چهارم: زنان موقّت به منزله کنیز هستند و جزو زنان دائم محسوب نمی شوند1 - عمر بن اذینه گوید:

قُلْتُ: كَمْ تَحِلُّ مِنَ الْمُتْعَةِ؟قَالَ: فَقَالَ: هُنَّ بِمَنْزِلَةِ الْإِمَاءِ.2 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ إِسْحَاقَ الْأَشْعَرِيِّ عَنْ بَكْرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْأَزْدِيُّ قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السَّلام عَنِ الْمُتْعَةِ أَ هِيَ مِنَ الْأَرْبَعِ؟فَقَالَ: لا.3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنِ ابْنِ رِئَابٍ عَنْ زُرَارَةَ بْنِ أَعْيَنَ قَالَ:قُلْتُ: مَا يَحِلُّ مِنَ الْمُتْعَةِ؟قَالَ: كَمْ شِئْتَ.4 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِقٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ:به امام صادق علیه السَّلام گفتم: ازدواج موقّت تا چه تعدادی حلال است؟فرمود: زنان موقّت به منزلۀ کنیز هستند (هر تعدادی که باشد.)2 - بكر بن محمد ازدی گوید:از امام کاظم علیه السَّلام پرسیدم: آیا زن موقّت جزو چهار زن دائم محسوب می شود؟فرمود: نه.3 - زراره گوید:از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: ازدواج با چند زن موقّت جائز است؟فرمود: هر تعدادی که مایل باشی.4 - ابی بصیر گوید:

سُئِلَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنِ الْمُتْعَةِ أَ هِيَ مِنَ الْأَرْبَعِ فَقَالَ:لا، وَلا مِنَ السَّبْعِينَ.5 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ وَ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ الْبَرْقِيَّ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ عُرْوَةَ عَنْ عَبْدِ الْحَمِيدِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ فِي الْمُتْعَةِ.قَالَ: لَيْسَتْ مِنَ الْأَرْبَع لأَنَّهَا لا تُطَلَّقُ وَ لا تَرِثُ وَإِنَّمَا هِيَ مُسْتَأْجَرَةٌ.6 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَيْنَةَ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ الْفَضْلِ الْهَاشِمِي قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنِ الْمُتْعَةِ.فَقَالَ: الْقَ عَبْدَ الْمَلِكِ بْنَ جُرَيْجٍ فَسَلْهُ عَنْهَا، فَإِنَّ عِنْدَهُ مِنْهَا عِلْماً.فَلَقِيتُهُ فَأَمْلَى عَلَيَّ مِنْهَا شَيْئاً كَثِيراً فِي اسْتِحْلالِهَا فَكَانَ فِيمَا رَوَى لِيَ ابْنُ جُرَيْجٍ.از امام صادق علیه السَّلام پرسیدند: آیا زن موقّت جزو چهار زن دائم است؟فرمود: نه؛ هم چنین منحصر در هفتاد نیز نمی باشد.5 - محمّد بن مسلم گوید: امام باقر علیه السَّلام درباره زن موقّت فرمود:همسر موقّت جزو چهار زن عقدی نیست، زن موقّت نه طلاق داده می شود و نه ارث می برد، بلکه فقط زوجۀ اجاره ای است.6 - اسماعيل بن فضل هاشمی گوید:از امام صادق علیه السَّلام در مورد ازدواج موقّت پرسیدم.فرمود: به ملاقات عبدالملک بن جریج برو و در این خصوص از او بپرس؛ زیرا در این خصوص دانشی نزد اوست.من نزد عبدالملک رفتم و او چیزهای زیادی در مورد حلال بودن ازدواج موقّت بر من املا نمود و (من نوشتم که در میان احکامی که بر من روایت نمود چنین بود:)

قَالَ: لَيْسَ فِيهَا وَقْت وَ لا عَدَدٌ إِنَّمَا هِيَ بِمَنْزِلَةِ الْإِمَاءِ يَتَزَوَّجُ مِنْهُنَّ كَمْ شَاءَ وَ صَاحِبُ الْأَرْبَعِ نِسْوَةٍ يَتَزَوَّجُ مِنْهُنَّ مَا شَاءَ بِغَيْرِ وَليَّ وَ لَا شُهُودٍ. فَإِذَا انْقَضَى الْأَجَلُ بَانَتْ مِنْهُ بِغَيْرِ طَلَاقٍ وَ يُعْطِيهَا الشَّيْءَ الْيَسِيرَ وَ عِدَّتُهَا حَيْضَتَانِ، وَإِنْ كَانَتْ لَا تَحِيضُ فَخَمْسَةٌ وَأَرْبَعُونَ يَوْماً.فَأَتَيْتُ بِالْكِتَابِ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام فَعَرَضْتُ عَلَيْهِ.فَقَالَ: صَدَقَ وَأَقَرَّبِهِ.قَالَ ابْنُ أُذَيْنَةَ: وَكَانَ زُرَارَةُ بْنُ أَعْيَنَ يَقُولُ هَذَا وَ يَحْلِفُ أَنَّهُ الْحَقُّ إِلَّا أَنَّهُ كَانَ يَقُولُ: إِنْ كَانَتْ تَحِيضُ فَحَيْضَةٌ وَإِنْ كَانَتْ لَا تَحِيضُ فَشَهْرٌ وَنِصْفُ. 7 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ سَعْدَانَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ عُبَيْدِ بْنِ زُرَارَةَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:ذَكَرْتُ لَهُ الْمُتْعَةَ أَ هِيَ مِنَ الْأَرْبَعِ ؟فَقَالَ: تَزَوَّجْ مِنْهُنَّ أَلْفاً فَإِنَّهُنَّ مُسْتَأْجَرَاتٌ.در ازدواج موقت، وقت و تعداد (فقط چهار زن شرط نمی باشد. زنان موقّت به منزله کنیزان می باشند، به هر تعدادی که شخص بخواهد می تواند با آنان ازدواج کند.)کسی که چهار زن دائم دارد می تواند به هر تعدادی که بخواهد همسر موقّت اختیار کند. ازدواج موقّت نیاز به ولی و شاهد ندارد. هرگاه که مدّت معیّن شده به پایان رسید زن موقّت بدون طلاق از مرد جدا می شود و مرد پول اندکی به او می پردازد. عدّه همسر موقت دو حیض است و اگر حائض نشود، 45 روز می باشد.اسماعیل بن فضل گوید: پس من این نوشته را نزد امام صادق علیه السَّلام آوردم و به ایشان عرضه نمودم.امام علیه السَّلام فرمود: «عبدالملک راست گفته است» و حضرتش آن را تقریر فرمود.7 - زراره گوید:به امام صادق علیه السَّلام گفتم: آیا زن موقّت در حساب چهار زن عقدی منظور می شود؟فرمود: با هزار زن موقّت ازدواج کن؛ زیرا آنان اجاره ای هستند.

### بخش نود و پنجم#### ازدواج موقّت در حال ضرورت(95 بابُ أَنَّهُ يَجِبُ أَنْ يَكُفَّ عَنْهَا مَنْ كَانَ مُسْتَغْنِياً)1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ يَقْطِينِ قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ مُوسَى علیه السَّلام عَنِ الْمُتْعَةِ.فَقَالَ: وَ مَا أَنْتَ وَ ذَاكَ ؟ فَقَدْ أَغْنَاكَ اللهُ عَنْهَا.قُلْتُ: إِنَّمَا أَرَدْتُ أَنْ أَعْلَمَهَا.فَقَالَ: هِيَ فِي كِتَابِ عَلَيَّ علیه السَّلام.فَقُلْتُ: نَزِيدُهَا وَ تَزْدَادُ.فَقَالَ: وَهَلْ يَطِيبُهُ إِلَّا ذَاكَ ؟2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنِ الْمُخْتَارِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ الْمُخْتَارِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْحَسَنِ الْعَلَوِيُّ جَمِيعاً عَنِ الْفَتْحِ بْنِ يَزِيدَ قَالَ:بخش نود و پنجم: ازدواج موقّت فقط در حال ضرورت1 - علی بن یقطین گوید:از امام کاظم علیه السَّلام دربارۀ ازدواج موقّت پرسیدم.فرمود: تو را چه به ازدواج موقّت؟ خداوند که تو را از همسر موقّت بی نیاز کرده است.گفتم: می خواستم فقط حکم آن را بدانم.فرمود: ازدواج موقّت در کتاب حضرت علی علیه السَّلام موجود است.گفتم: روا است که من بر اجرت بیفزایم و او بر مدت بیفزاید؟فرمود: آیا جز این چیزی ازدواج موقّت را نیکو می سازد؟2 - فتح بن یزید گوید:

سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السَّلام عَنِ الْمُتْعَةِ .فَقَالَ هِيَ حَلالٌ مُبَاحٌ مُطْلَقٌ لِمَنْ لَمْ يُغْنِهِ اللَّهُ بِالتَّزْوِيجِ فَلْيَسْتَعْفِفْ بِالْمُتْعَةِ فَإِنِ اسْتَغْنَى عَنْهَا، بِالتَّزْوِيجِ فَهِيَ مُبَاحٌ لَهُ إِذَا غَابَ عَنْهَا.3 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ شَمُونٍ قَالَ:كَتَبَ أَبُو الْحَسَنِ علیه السَّلام إِلَى بَعْضٍ مَوَالِيهِ: لا تُلِحُوا عَلَى الْمُتْعَةِ، إِنَّمَا عَلَيْكُمْ إِقَامَةُ السُّنَّةِ، فَلا تَشْتَغِلُوا بِهَا عَنْ فُرُشِكُمْ وَ حَرَائِرِكُمْ فَيَكْفُرْنَ وَ يَتَبَرَّيْنَ وَ يَدْعِينَ عَلَى الْآمِرِ بِذَلِكَ وَ يَلْعَنُونَا.4 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ صَالِحٍ بْنِ أَبِي حَمَّادٍ عَنِ ابْنِ سِنَانٍ عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام يَقُولُ فِي الْمُتْعَةِ:دَعُوهَا أَ مَا يَسْتَحْيِي أَحَدُكُمْ أَنْ يُرَى فِي مَوْضِعِ الْعَوْرَةِ، فَيُحْمَلَ ذَلِكَ عَلَى صَالِحِي إِخْوَانِهِ وَ أَصْحَابِهِ ؟!از امام کاظم علیه السَّلام در خصوص ازدواج موقّت سؤال نمودم.فرمود: ازدواج موقّت حلال و مباح مطلق است برای کسی که خداوند توانایی ازدواج دائم را به او نداده است، پس با ازدواج موقّت عفّت ورزد. پس اگر با ازدواج دائم از ازدواج موقّت بی نیاز شد، در هنگامی که از زن دائمش دور شود ازدواج موقت برایش مباح می شود.3 - محمّد بن حسن بن شمّون گوید: امام کاظم علیه السَّلام به بعضی از دوستداران خود این گونه مرقوم فرمود:بر ازدواج موقّت اصرار نکنید. بلکه فقط برپایی سنّت بر شما لازم است. پس با ازدواج موقت از زنان دائم و آزاده خود باز نمانید که آنان کافر می شوند و اظهار برائت می کنند و به امر کنندۀ این امر نفرین می نمایند و ما را لعن می کنند.4 - مفضّل بن عمر گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که در مورد ازدواج موقّت می فرمود:آن را واگذارید. آیا هیچ کدام از شما حیا نمی کند که در جایگاه شرم آوری دیده شود و این کار بر برادران و یاران پرهیزکارش حمل شود؟!

### بخش نود و ششم#### ازدواج موقّت فقط با زن با عفّت(96 بَابُ أَنَّهُ لَا يَجُوزُ التمَتَّعُ إِلَّا بِالْعَفِيفَةِ)1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ أَبَانٍ عَنْ أَبِي مَرْيَمَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام أَنَّهُ سُئِلَ عَنِ الْمُتَعَةِ.فَقَالَ: إِنَّ الْمُتْعَةَ الْيَوْمَ لَيْسَ كَمَا كَانَتْ قَبْلَ الْيَوْمِ ؛ إِنَّهُنَّ كُنَّ يَوْمَئِذٍ يُؤْمَنَّ وَ الْيَوْمَ لا يُؤْمَنْ فَاسْأَلُوا عَنْهُنَّ.2 - وَ عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ مُوسَى عَنْ إِسْحَاقَ عَنْ أَبِي سَارَةَ قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنْهَا يَعْنِي الْمُتْعَةَ.فَقَالَ لِي: حَلالٌ فَلا تَتَزَوَّجْ إِلَّا عَفِيفَةً إِنَّ اللهَ علیه السَّلام يَقُولُ: (وَ الَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ فَلَا تَضَعْ فَرْجَكَ حَيْثُ لَا تَأْمَنُ عَلَى دِرْهَمِكَ.)بخش نود و ششم: ازدواج موقّت فقط با زن با عقّت1 - ابو مریم گوید: از امام باقر علیه السَّلام در مورد ازدواج موقّت پرسیدند.فرمود: ازدواج موقّت امروزه مانند قبل نیست، پیشتر زنان موقّت مؤمن بودند، اما امروزه (بر ادعای خود ایمانی ندارند پس در موردشان سؤال و تحقیق کنید.)2 - ابو ساره گوید:از امام صادق علیه السَّلام در خصوص ازدواج موقّت پرسیدم.فرمود: حلال است، ولی جز با زنان عفیف و پاکدامن ازدواج مکن؛ چرا که خداوند متعال می فرماید: «مومنین کسانی هستند که فروج (اندام خود را (از گناه) حفظ می کنند».)بنابر این فرج خود را ضایع نکن هنگامی که بر درهم خود مأمون نیستی.

3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ قَالَ:سَأَلَ رَجُلٌ أَبَا الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السَّلام وَ أَنَا أَسْمَعُ عَنْ رَجُلٍ يَتَزَوَّجُ امْرَأَةٌ مُتْعَةٌ وَيَشْتَرِطُ عَلَيْهَا أَنْ لا يَطْلَبَ وَلَدَهَا فَتَأْتِي بَعْدَ ذَلِكَ بِوَلَدٍ.فَشَدَّدَ فِي إِنْكَارِ الْوَلَدِ. وَقَالَ: أَ يَجْحَدُهُ إِعْظَاماً لِذَلِكَ؟فَقَالَ الرَّجُلُ : فَإِنِ أَنَّهَمَهَا.فَقَالَ : لا يَنْبَغِي لَكَ أَن تَتَزَوَّجَ إِلَّا مُؤْمِنَةً أَوْ مُسْلِمَةٌ، فَإِنَّ اللَّهَ عزَّوَجَل يَقُولُ: (الزَّانِي لا يَنْكِحُ إِلَّا زَانِيَةً أَوْ مُشْرِكَةً وَالزَّانِيَةُ لا يَنْكِحُهَا إِلَّا زَانٍ أَوْ مُشْرِكٌ وَ حُرِّمَ ذَلِكَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ.)4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ رَفَعَهُ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَبِي يَعْفُورٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:سَأَلْتُهُ عَنِ الْمَرْأَةِ وَ لا أَدْرِي مَا حَالُهَا أَ يَتَزَوَّجُهَا الرَّجُلُ مُتْعَةً؟قَالَ: يَتَعَرَّضُ لَهَا، فَإِنْ أَجَابَتْهُ إِلَى الْفُجُورِ فَلا يَفْعَلْ.3 - محمد بن اسماعیل گوید:من در حضور امام رضا علیه السَّلام بودم، مردی از آن حضرت پرسید: اگر کسی به صورت موقت با زنی ازدواج کند، با این شرط که او را باردار نکند با وجود این، زن فرزند بزاید. (چه حکمی دارد؟)حضرتش انکار فرزند را سخت ناهنجار شمرد و فرمود: آیا فرزند خود را انکار می کند؟!آن مرد گفت: اگر زوجۀ خود را متّهم کند، چه صورت دارد؟فرمود: برای تو شایسته نیست که ازدواج کنی جز با زنی که مؤمن یا مسلمان باشد، چرا که خداوند متعال می فرماید «مرد زناکار ازدواج نمی کند جز با زن زناکار یا زن مشرک و با زن زناکار کسی ازدواج نمی کند جز مرد زناکار و یا مرد مشرک» و این ازدواج بر مؤمنان حرام است.4 - عبد الله بن ابی یعفور گوید:از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: آیا مرد با زنی که از او شناخت ندارد می تواند ازدواج موقت نماید؟فرمود: به او پیشنهاد زنا دهد اگر قبول کرد؛ با او ازدواج نکند.

5 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ الْبَرْقِيِّ عَنْ دَاوُدَ بْنِ إِسْحَاقَ الْحَذَّاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفَيْضِ قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنِ الْمُتْعَةِ.فَقَالَ: نَعَمْ إِذَا كَانَتْ عَارِفَةٌ؟قُلْنَا: جُعِلْنَا فِدَاكَ! فَإِنْ لَمْ تَكُنْ عَارِفَةٌ.قَالَ: فَاعْرِضْ عَلَيْهَا وَ قُلْ لَهَا: فَإِنْ قَبِلَتْ فَتَزَوَّجْهَا، وَ إِنْ أَبَتْ أَنْ تَرْضَى بِقَوْلِكَ فَدَعْهَا، وَإِيَّاكَ وَ الْكَوَاشِفَ وَ الدَّوَاعِيَ وَ الْبَغَايَا وَ ذَوَاتِ الْأَزْوَاجِ.قُلْتُ: مَا الْكَوَاشِفُ؟قَالَ: التَّوَاتِي يُكَاشِفْنَ وَ بُيُوتُهُنَّ مَعْلُومَةٌ وَ يُؤْتَيْنَ.قُلْتُ: فَالدَّوَاعِي؟قَالَ: اللَّوَاتِي يَدَّعِينَ إِلَى أَنْفُسِهِنَّ، وَقَدْ عُرِفْنَ بِالْفَسَادِ.قُلْتُ: فَالْبَغَايَا.5 - محمّد بن فیض گوید: از امام صادق علیه السَّلام دربارۀ ازدواج موقت سؤال کردم.فرمود: آری (جایز است در صورتی که زن شیعه باشد.)گفت: فدایتان شوم! اگر شیعه نباشد؟فرمود: تشیّع را بر او عرضه کن و برایش بیان کن، پس اگر قبول کرد با او ازدواج کن و اگر امتناع ورزید که به سخن تو راضی شود رهایش کن. و بر تو باد دوری از زنان کواشف دواعی، بغایا و شوهردار!گفتم: کواشف چه کسانی هستند؟فرمود: زنانی که بی پرده ای که خانه هایشان مشخّص است و مردم نزد آنان می روند.گفتم: دواعی چه؟فرمود: زنانی که مردان را به خود فرا می خوانند و به فساد و فحشا معروفند.

قَالَ: الْمَعْرُوفَاتُ بِالزِّنَا.قُلْتُ: فَذَوَاتُ الْأَزْوَاجِ؟قَالَ: الْمُطَلَّقَاتُ عَلَى غَيْرِ السُّنَّةِ.6 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السَّلام عَنِ الْمَرْأَةِ الْحَسْنَاءِ الْفَاجِرَةِ هَلْ يَجُوزُ لِلرَّجُلِ أَنْ يَتَمَتَّعَ مِنْهَا يَوْماً أَوْ أَكْثَرَ؟فَقَالَ: إِذَا كَانَتْ مَشْهُورَةً بِالزِّنَا فَلَا يَتَمَتَّعْ مِنْهَا وَ لَا يَنْكِحُهَا.### بخش نود و هفتم#### شروط ازدواج موقّت(97 بَابُ شُرُوطِ الْمُتْعَةِ)1 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ جَمِيلِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:گفتم: بغایا چه؟فرمود: زنانی که مشهور به زناکاری هستند.گفتم: زنان شوهردار چه؟فرمود: زنانی که طلاق غیر شرعی داده شده اند.6 - محمّد بن فضیل گوید:از امام کاظم علیه السَّلام سؤال کردم: آیا شخص می تواند با زن زیبای زناکار یک روز و یا بیشتر ازدواج موقّت نماید؟فرمود: اگر معروف به زناکاری باشد: انسان با او نه ازدواج موقّت نماید و نه ازدواج دائم.بخش نود و هفتم: شروط ازدواج موقّت1 - زراره گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

لا تَكُونُ مُتْعَةٌ إِلَّا بِأَمْرَيْنِ: أَجَلٍ مُسَمًّى وَ أَجْرٍ مُسَمًّى.2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ:لا بُدَّ مِنْ أَنْ تَقُولَ فِى هَذِهِ الشُّرُوطِ أَتَزَوَّجُكِ مُتْعَةً كَذَا وَكَذَا يَوْماً بِكَذَا وَكَذَا دِرْهَماً نِكَاحاً غَيْرَ سِفَاحٍ عَلَى كِتَابِ اللهِ عَزَّوَجَل وَ سُنَّةِ نَبِيِّهِ صلَّى الله عليه وآله وَ عَلَى أَنْ لَا تَرِثِينِي وَ لَا أَرِثَكِ وَ عَلَى أَنْ تَعْتَدِّي خَمْسَةٌ وَ أَرْبَعِينَ يَوْماً وَ قَالَ بَعْضُهُمْ حَيْضَةً.3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَمْرِو بْنِ عُثْمَانَ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ الْفَضْلِ عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ وَ عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مِهْرَانَ وَ مُحَمَّدِ بْنِ أَسْلَمَ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ الْفَضْلِ عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ قَالَ:قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: كَيْفَ أَقُولُ لَهَا إِذَا خَلَوْتُ بِهَا؟ازدواج موقّت، جز با دو امر مهم صورت نخواهد گرفت: مدّت معیّن و اجرت معيّن.2 - ابو بصیر گوید:بایستی در بیان شرایط ازدواج موقّت بگویی: «با تو به صورت موقّت ازدواج می کنم به مدّت فلان روز و در برابر فلان مقدار درهم؛ ازدواجی غیر از زنا، بنابر کتاب خدا و سنّت پیامبرش صلَّی اللهُ علیه وآله و بنابر این که نه تو از من ارث ببری و نه من از تو. و این که 45 روز عدّه نگه داری».3 - ابان بن تغلب گوید:به امام صادق علیه السَّلام گفتم: موقعی که با یک زن تنها شدم و خواستم به صورت موقّت با او ازدواج کنم، چه بگویم؟

قَالَ: تَقُولُ: أَتَزَوَّجُكِ مُتْعَةٌ عَلَى كِتَابِ اللهِ وَ سُنَّةِ نَبِيِّهِ صلَّى الله عليه وآله وَارِثَةٌ وَ لَا مَوْرُوثَةٌ كَذَا وَكَذَا يَوْماً، وَإِنْ شِئْتَ كَذَا وَكَذَا سَنَةٌ بِكَذَا وَكَذَا دِرْهَماً وَ تُسَمِّي مِنَ الْأَجْرِ مَا تَرَاضَيْتُمَا عَلَيْهِ قَلِيلاً كَانَ أَمْ كَثِيراً فَإِذَا قَالَتْ: نَعَمْ فَقَدْ رَضِيَتْ فَهِيَ امْرَأَتُكَ وَ أَنْتَ أَوْلَى النَّاسِ بِهَا.قُلْتُ: فَإِنِّي أَسْتَحْيِي أَنْ أَذْكُرَ شَرْطَ الْأَيَّامِ.قَالَ: هُوَ أَضَرُّ عَلَيْكَ.قُلْتُ: وَكَيْفَ؟قَالَ: إِنَّكَ إِنْ لَمْ تَشْتَرِطْ كَانَ تَزْوِيجَ مُقَامِ وَ لَزِمَتْكَ النَّفَقَةُ فِي الْعِدَّةِ وَكَانَتْ وَارِثَةٌ وَ لَمْ تَقْدِرُ عَلَى أَنْ تُطَلَّقَهَا إِلَّا طَلاقَ السُّنَّةِ.4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ ثَعْلَبَةَ قَالَ:فرمود: می گویی: «من به صورت موقّت با تو ازدواج می کنم بنابر کتاب خدا و سنّت رسول خدا صلَّى اللهُ عليه وآله بنابر نه ارث م یبری و نه ارث می گذاری، به مدّت چند روز و اگر بخواهی چند سال در برابر چند درهم مهرّیه، و مبلغ اجرت را، کم باشد یا زیاد باشد، بر همان میزانی که به آن توافق کرده اید بر زبان می آوری.و چون خانم بگوید: آری رضایت دادم، آن زن همسر تو خواهد بود و تو به آن زن از همگان ترجیح داری.گفتم: شرم دارم که از چند و چون مدّت سخنی بر زبان بیاورم.فرمود: در آن صورت تو بیشتر ضرر خواهی کرد.گفتم: چگونه؟فرمود: اگر مدت را نام نبری و مشخّص نکنی ازدواج شما دائمی خواهد شد و باید در تمام مدّت مخارج زندگی او را تأمین کنی و در صورت مرگ، حق ارث برقرار خواهد بود و نمی توانی او را طلاق دهی جز با طلاق سنّت و شرعی.4 - ثعلبه گوید: حضرتش فرمود:

تَقُولُ أَتَزَوَّجُكِ مُتْعَةٌ عَلَى كِتَابِ اللهِ وَ سُنَّةِ نَبِيَّهِ صلَّى الله عليه وآله نِكَاحاً غَيْرَ سِفَاح و وَ عَلَى أَنْ لَا ثينِي وَ لا أَرِثَكِ كَذَا وَكَذَا يَوْماً بِكَذَا وَكَذَا دِرْهَمَا وَ عَلَى أَنَّ عَلَيْكِ الْعِدَّةَ.5 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ قَالَ:قُلْتُ: كَيْفَ يَتَزَوَّجُ الْمُتْعَةَ؟قَالَ: تَقُولُ: يَا أَمَةَ اللهِ! أَتَزَوَّجُكِ كَذَا وَكَذَا يَوْماً بِكَذَا وَكَذَا دِرْهَمَا فَإِذَا مَضَتْ تِلْكَ الْأَيَّامُ كَانَ طَلَاقُهَا فِي شَرْطِهَا وَ لَا عِدَّةَ لَهَا عَلَيْكَ.### بخش نود و هشتم#### تکرار شروط بعد از عقد ازدواج(98 بَابٌ فِي أَنَّهُ يَحْتَاجُ أَنْ يُعِيدَ عَلَيْهَا الشَّرْطَ بَعْدَ عُقْدَةِ النِّكَاحِ)1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ بُكَيْرٍ قَالَ: قَالَ أبو عَبْدِ الله علیه السَّلام:مَا كَانَ مِنْ شَرْطٍ قَبْلَ النِّكَاحِ هَدَمَهُ النِّكَاحُ وَ مَا كَانَ بَعْدَ النِّكَاحِ فَهُوَ جَائِزٌ.می گویی: من به صورت موقّت با تو ازدواج می کنم بنابر کتاب خدا و سنّت پیامبرش؛ ازدواجی غیر زنا، نه تو از من ارث می بری و نه من از تو، برای مدّت چند روز و اجرت چند درهم و تو عدّه نگه داری.5 - هشام بن سالم گوید:از امام علیه السَّلام پرسیدم: ازدواج موقّت چگونه است؟فرمود: می: «گویی ای کنیز خدا! با تو ازدواج می کنم به مدت فلان روز و در مقابل فلان مقدار درهم». پس هنگامی که مدّت به پایان برسد، طلاقش با شرط (زمانی ازدواج موقّت حاصل می شود. عدّه ای نیز بر تو نخواهد داشت.)بخش نود و هشتم: تکرار شروط بعد از عقد ازدواج1 - عبدالله بن بکیر گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:شرایط پیش از عقد ازدواج، با ازدواج از بین می رود و شرایطی که بعد از ازدواج صورت گیرد جایز است.

وَ قَالَ: إِنْ سُمِّيَ الْأَجَلُ فَهُوَ مُتْعَةٌ، وَ إِنْ لَمْ يُسَمَّ الْأَجَلُ فَهُوَ نِكَاحٌ بَاتٌ.2 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنِ ابْنِ رِتَابٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنْ قَوْلِ اللهِ عزَّوَجَل: (وَ لا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَاضَيْتُمْ بِهِ مِنْ بَعْدِ الْفَرِيضَةِ.)فَقَالَ: مَا تَرَاضَوْا بِهِ مِنْ بَعْدِ النِّكَاحِ فَهُوَ جَائِنٌ، وَ مَا كَانَ قَبْلَ النِّكَاحِ فَلَا يَجُوزُ إِلَّا بِرِضَاهَا وَ بِشَيْءٍ يُعْطِيهَا فَتَرْضَى بِهِ.3 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ سَالِمٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:إِذَا اشْتَرَطْتَ عَلَى الْمَرْأَةِ شُرُوطَ الْمُتْعَةِ فَرَضِيَتْ بِهِ وَ أَوْجَبَتِ التَّزْوِيجَ فَارْدُدْ عَلَيْهَا شَرْطَكَ الْأَوَّلَ بَعْدَ النِّكَاح ، فَإِنْ أَجَازَتْهُ فَقَدْ جَازَ وَ إِنْ لَمْ تُجِزْهُ فَلا يَجُوزُ عَلَيْهَا مَا كَانَ مِنَ الشَّرْطِ قَبْلَ النِّكَاحِ.و فرمود: اگر مدّت معیّن شود ازدواج موقّت است و اگر معیّن نشود ازدواج دائم است.2 - محمّد بن مسلم گوید:از امام صادق علیه السَّلام دربارۀ آیه «گناهی بر شما نیست در آنچه بعد از تعیین مهر با یکدیگر توافق کرده اید» سؤال کردم.فرمود: شروطی که بعد از ازدواج به آن توافق می کنند، جایز است. ولی شروطی که پیش از ازدواج می باشد، جایز نیست مگر با رضایت زن و این که چیزی به او بپردازد تا رضایت دهد.3 - ابن بکیر گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:هرگاه شرایط ازدواج موقّت را برای زن شرط نمودی و مورد رضایت او قرار گرفت و تو صیغۀ ازدواج را جاری کردی، بعد از اجرای عقد، آن شرایط را بر او تکرار کن، پس اگر شرایط را پذیرفت، لازم الاجرا خواهد شد و اگر شرایط را نپذیرفت، شرایطی که پیش از ازدواج عنوان شد بر او لازم نمی شود.

4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ:سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السَّلام يَقُولُ فِي الرَّجُلِ يَتَزَوَّجُ الْمَرْأَةَ مُتْعَةً: إِنَّهُمَا يَتَوَارَثَانِ إِذَا لَمْ يَشْتَرِطَا، وَإِنَّمَا الشَّرْطُ بَعْدَ النِّكَاح.5 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ سَالِمٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرِ بْنِ أَعْيَنَ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:إِذَا اشْتَرَطْتَ عَلَى الْمَرْأَةِ شُرُوطَ الْمُتْعَةِ فَرَضِيَتْ بِهَا وَ أَوْجَبَتِ التَّزْوِيجَ فَارْدُدْ عَلَيْهَا شَرْطَكَ الْأَوَّلَ بَعْدَ النِّكَاح ، فَإِنْ أَجَازَتْهُ جَازَ وَإِنْ لَمْ تُجِزْهُ فَلَا يَجُوزُ عَلَيْهَا مَا كَانَ مِنَ الشَّرْطِ قَبْلَ النِّكَاحِ.4 - محمّد بن مسلم گوید:از امام باقر علیه السَّلام شنیدم دربارۀ کسی که با زنی ازدواج موقّت می کند فرمود:آن دو از همدیگر ارث می برند در صورتی که شرط (به عدم ارث نکرده باشند. و شرط فقط پس از عقد ازدواج می باشد.)- ابن بکیر روایت دوم را با سند دیگری از امام صادق علیه السَّلام نقل می کند.هرگاه شرایط ازدواج موقّت را برای زن شرط نمودی و مورد رضایت او قرار گرفت و تو صیغۀ ازدواج را جاری کردی، بعد از اجرای عقد، آن شرایط را بر او تکرار کن، پس اگر شرایط را پذیرفت، لازم الاجرا خواهد شد و اگر شرایط را نپذیرفت، شرایطی که پیش از ازدواج عنوان شد بر او لازم نمی شود.

### بخش نود و نهم#### کمترین حد مهریِّه در ازدواج موقّت(99 بَابُ مَا يُجْزِئُ مِنَ الْمَهْرِ فِيهَا)1 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ وَ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَيْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام كَمَ الْمَهْرُ يَعْنِي فِي المُتْعَة؟قَالَ: مَا تَرَاضَيَا عَلَيْهِ إِلَى مَا شَاءَ مِنَ الْأَجَلِ.2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ وَ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ الْبَرْقِيِّ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْجَوْهَرِيٌّ عَنْ أَبِي سَعِيدٍ عَنِ الْأَحْوَلِ قَالَ:قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: أَدْنَى مَا يَتَزَوَّجُ بِهِ الْمُتْعَةَ؟قَالَ: كَفَّ مِنْ بُرٍ.بخش نود و نهم: کمترین حد مهریه در ازدواج موقّت1 - محمّد بن مسلم گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: مهریه در ازدواج موقّت چه مقدار است؟فرمود: هر چه که به آن توافق کنند، تا هر مدّتی که بخواهند.2 - احول گوید:به امام صادق علیه السَّلام گفتم: در ازدواج موقّت، کمترین حدّ مهریّه چقدر است؟فرمود: یک مشت گندم.

3 - أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ شُعَيْبِ بْنِ يَعْقُوبَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السَّلام عَنْ مُتْعَةِ النِّسَاءِ.قَالَ: حَلالٌ، وَإِنَّهُ يُجْزِئُ فِيهِ الدُّرْهَمُ فَمَا فَوْقَهُ.4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنْ أَدْنَى مَهْرِ الْمُتْعَةِ مَا هُوَ؟قَالَ: كَفِّ مِنْ طَعَامِ دَقِيقِ أَوْ سَوِيقٍ أَوْ تَمْرٍ.5 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:أَدْنَى مَا تَحِلُّ بِهِ الْمُتْعَةُ كَفَّ مِنْ طَعَامٍ.وَ رَوَى بَعْضُهُمْ: مِسْوَاءٌ.3 - ابوبصیر گوید:از امام باقر علیه السَّلام پرسیدم: ازدواج موقّت چگونه است؟فرمود: حلال است و در مورد مهریّه آن، یک درهم و یا بیشتر از آن کفایت می کند.4 - ابو بصیر گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: کمترین حدّ مهریّه ازدواج موقّت چیست؟فرمود: مشتی از آرد یا سویق (غذایی مخصوص و یا خرما.)5 - راوی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: کمترین چیزی که ازدواج موقّت با آن حلال می شود، مشتی از غذاست.بعضی نیز روایت کرده اند: یک چوب مسواک.

### بخش صدم#### عدّۀ بانوان در ازدواج موقّت(100 بَابُ عِدَّةَ الْمُتْعَة)1 - علي بن إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أَدَيْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام أَنَّهُ قَالَ:إِنْ كَانَتْ تَحِيضُ فَحَيْضَةٌ، وَإِنْ كَانَتْ لَا تَحِيضُ فَشَهْرٌ وَنِصْفٌ.2 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السَّلام قَالَ: قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السَّلام:عِدَّةُ الْمَتْعَةِ خَمْسَةٌ وَأَرْبَعُونَ يَوْماً، وَالإِحْتِيَاطُ خَمْسَةٌ وَ أَرْبَعُونَ لَيْلَةً.3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالِ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ زُرَارَةَ قال:بخش صدم: عدّۀ بانوان در ازدواج موقّت1 - زراره گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:در ازدواج موقّت اگر زن عادت ماهیانه دارد عدّه اش، یک عادت ماهیانه است و اگر عادت ماهیانه ندارد، یک ماه و نیم.2 - محمّد بن ابی نصر گوید: امام رضا علیه السَّلام فرمود: امام باقر علیه السَّلام فرمود:عدّه ازدواج موقّت 45 روز است و احتیاط این است که 45 شب باشد.3 - زراره گوید:

عِدَّةُ المُتْعَةِ خَمْسَةٌ وَأَرْبَعُونَ يَوْماً ، كَأَنِّي أَنْظُرُ إِلَى أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام يَعْقِدُ بِيَدِهِ خَمْسَةٌ وَ أَرْبَعِينَ، فَإِذَا جَازَ الْأَجَلُ كَانَتْ فُرْقَةٌ بِغَيْرِ طَلَاقٍ.### بخش صد و یکم#### فزونی مدّت(101 بَابُ الزِّيَادَةِ فِي الْأَجَلِ)1 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي نَجْرَانَ وَ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ:لا بَأْسَ بِأَنْ تَزِيدَكَ وَ تَزِيدَهَا إِذَا انْقَطَعَ الْأَجَلُ فِيمَا بَيْنَكُمَا تَقُولُ: اسْتَحْلَلْتُكِ بِأَجَلٍ آخَرَ بِرِضاً مِنْهَا، وَ لا يَحِلُّ ذَلِكَ لِغَيْرِكَ حَتَّى تَنْقَضِيَ عِدَّتُهَا.عدّه زن در ازدواج موقّت چهل و پنج روز است. گویا هم اینک امام باقر علیه السَّلام را می بینم که با دست خود رقم را نشان می دهد. بعد از آن که این مدّت سر آمد، جدایی بدون طلاق، حاصل می شود.بخش صد و یکم: فزونی مدّت1 - ابوبصیر گوید: امام علیه السَّلام فرمود:ایرادی ندارد که همسر موقّت، مدّت را برای تو افزایش دهد و تو هم مهریّه اش را بیشتر سازی. (به این صورت که هنگامی که مدّت معیّن به پایان رسید با رضایت زن می گویی: «تو را به یک مدّت دیگر ، حلال می کنم».)و چنین کای برای دیگران _ غیر تو _ تا هنگامی که عدّه اش به پایان رسد جایز نیست.

2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَمْرِو بْنِ عُثْمَانَ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ الْفَضْلِ وَ عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَسْلَمَ وَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِي عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَسْلَمَ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ الْفَضْلِ الْهَاشِمِيٌّ عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ قَالَ:قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: جَعِلْتُ فِدَاكَ! الرَّجُلُ يَتَزَوَّجُ الْمَرْأَةَ مُتْعَةً فَيَتَزَوَّجُهَا عَلَى شَهْرٍ، ثُمَّ إِنَّهَا تَقَعُ فِي قَلْبِهِ فَيُحِبُّ أَنْ يَكُونَ شَرْطُهُ أَكْثَرَ مِنْ شَهْرٍ فَهَلْ يَجُوزُ أَنْ يَزِيدَهَا فِي أَجْرِهَا وَ يَزْدَادَ فِي الْأَيَّامِ قَبْلَ أَنْ تَنْقَضِيَ أَيَّامُهُ الَّتِي شَرَطَ عَلَيْهَا؟فَقَالَ : لا، لا يَجُوزُ شَرْطَانِ فِي شَرْطِ .قُلْتُ: فَكَيْفَ يَصْنَعُ؟قَالَ: يَتَصَدَّقُ عَلَيْهَا بِمَا بَقِيَ مِنَ الْأَيَّامِ، ثُمَّ يَسْتَأْنِفُ شَرْطَاً جَدِيداً.3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرِ عَمَّنْ رَوَاهُ قَالَ:إِنَّ الرَّجُلَ إِذَا تَزَوَّجَ الْمَرْأَةَ مُتْعَةً كَانَ عَلَيْهَا عِدَّةٌ لِغَيْرِهِ، فَإِذَا أَرَادَ هُوَ أَنْ يَتَزَوَّجَهَا لَمْ يَكُنْ عَلَيْهَا مِنْهُ عِدَّةٌ يَتَزَوَّجُهَا إِذَا شَاءَ.2 - ابان بن تغلب گوید:به امام صادق علیه السَّلام گفتم: قربانت شوم! مردی با زنی یک ماهه ازدواج موقّت می کند، سپس این زن در قلب او جای می گیرد و این مرد دوست دارد که مدّت، بیشتر از یک ماه باشد؛ آیا می تواند پیش از تمام شدن یک ماه، اجرت او را زیادتر کند و بر مدّت ازدواج بیفزاید؟فرمود: نه. دو شرط (دو مدت در یک عقد نمی گنجد.):گفتم پس چه می تواند بکند؟فرمود: باقی مانده مدّت را به خانم ببخشد، سپس شرط جدید را جاری سازد.3 - راوی گوید: امام علیه السَّلام فرمود:هرگاه مردی با زنی ازدواج موقّت نماید (پس از پایان مدّت بر این زن در برابر دیگران عدّه نگه داشتن لازم است. پس اگر همین مرد دوباره بخواهد با او ازدواج کند، در برابر او عدّه ای ندارد؛ هرگاه این شخص بخواهد میتواند با این زن ازدواج کند.)

### بخش صد و دوم#### تعیین مدّت(102 بَابُ مَا يَجُوزُ مِنَ الْأَجَلِ)1 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ رِتَابٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ حَنْظَلَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:يُشَارِطُهَا مَا شَاءَ مِنَ الْأَيَّامِ.2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السَّلام قَالَ:قُلْتُ لَهُ: الرَّجُلُ يَتَزَوَّجُ مُتْعَةٌ سَنَةٌ أَوْ أَقَلَّ أَوْ أَكْثَرَقَالَ: إِذَا كَانَ شَيْئاً مَعْلُوماً إِلَى أَجَلٍ مَعْلُومٍ.قَالَ: قُلْتُ: وَ تَبِينُ بِغَيْرِ طَلَاقٍ ؟قَالَ: نَعَمْ.بخش صد و دوم: تعیین مدّت1 - عمر بن حنظله گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:انسان هر چند روزی که مایل باشد، می تواند با زن موقّت شرط کند.2 - محمّد بن اسماعیل گوید:به امام رضاء علیه السَّلام گفتم: انسان می تواند برای مدّت یک سال، یا بیشتر و یا کمتر، زن موقت بگیرد؟فرمود: اگر ازدواج موقّت با اجرت معیّن و سرآمد مشخّص باشد، مانعی ندارد.گفتم: بعد از پایان مدّت، بدون طلاق از هم جدا می شوند؟فرمود: آری.

3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ:قُلْتُ لَهُ: هَلْ يَجُوزُ أَنْ يَتَمَتَّعَ الرَّجُلُ بِالْمَرْأَةِ سَاعَةً أَوْ سَاعَتَيْنِ؟فَقَالَ: السَّاعَةُ وَ السَّاعَتَانِ لا يُوقَفُ عَلَى حَدِّهِمَا، وَلَكِنَّ الْعَرْدَ وَ الْعَرْدَيْنِ، وَالْيَوْمَ وَالْيَوْمَيْن وَ اللَّيْلَةَ وَأَشْبَاهَ ذَلِكَ.4 - مُحَمَّدٌ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ خَلَفِ بْنِ حَمَّادٍ قَالَ:أَرْسَلْتُ إِلَى أَبِي الْحَسَنِ علیه السَّلام: كَمْ أَدْنَى أَجَلِ الْمُتْعَةِ؟ هَلْ يَجُوزُ أَنْ يَتَمَتَّعَ الرَّجُلُ بِشَرْطِ مَرَّةٍ وَاحِدَةٍ؟قَالَ: نَعَمْ5 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ رَجُل سَمَّاهُ قَالَ:3 - زراره گوید: به امام علیه السَّلام گفتم:آیا انسان می تواند برای یک ساعت یا دو ساعت زن موقّت بگیرد؟فرمود: به حدّ و مرز یک ساعت و دو ساعت اعتماد نمی شود، ولی یک نوبت و دو نوبت (آمیزش، یا یک روز و دو روز و یا یک شب و امثال آن می توان به حد آن اعتماد کرد.)4 - خلف بن حمّاد گوید:نامه ای به امام کاظم علیه السَّلام فرستادم که کمترین مدّت ازدواج موقّت چه مقدار است؟ آیا مرد می تواند با شرط یک مرتبه مباشرت ازدواج موقّت نماید؟امام علیه السَّلام در جواب فرمود: آری5 - راوی گوید:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنِ الرَّجُلِ يَتَزَوَّجُ الْمَرْأَةَ عَلَى عَرْدٍ وَاحِدٍ.فَقَالَ: لا بَأْسَ، وَلَكِنْ إِذَا فَرَغَ فَلْيُحَوِّلُ وَجْهَهُ وَ لا يَنظُرْ.### بخش صد و سوم#### ازدواج مکرّر با یک زن موقت(103 بَابُ الرَّجُلِ يَتَمَتَّعُ بِالْمَرْأَةِ مِرَاراً كَثِيرَةً)1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ زُرَارَةَ عَنْ اَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:قُلْتُ لَهُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! الرَّجُلُ يَتَزَوَّجُ الْمُتْعَةَ وَ يَنْقَضِي شَرْطُهَا ثُمَّ يَتَزَوَّجُهَا رَجُلٌ آخَرُ حَتَّى بَانَتْ مِنْهُ ثُمَّ يَتَزَوَّجُهَا الْأَوَّلُ حَتَّى بَانَتْ مِنْهُ ثَلاثاً وَ تَزَوَّجَتْ ثَلَاثَةَ أَزْوَاجِ يَحِلُّ لِلْأَوَّلِ أَنْ يَتَزَوَّجَهَا؟قَال: نَعَمْ، كَمْ شَاءَ، لَيْسَ هَذِهِ مِثْلَ الْحُرَّةِ هَذِهِ مُسْتَأْجَرَةٌ وَهِيَ بِمَنْزِلَةِ الْإِمَاءِ.از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: شخصی با مدّت یک مباشرت ازدواج موّقت می کند (آیا جایز است؟)فرمود: ایرادی ندارد؛ اما هنگامی که کارش به پایان رسید باید صورتش را برگرداند و (به زن نگاه نکند.)بخش صد و سوم: ازدواج مکرّر با یک زن موقت1 - زراره گوید: به امام باقر علیه السَّلام عرض کردم:قربانت گردم! شخصی ازدواج موقّت می کند. مدّت به پایان می رسد و شخص دیگری با این زن ازدواج می کند، سپس از او جدا می شود. نفر اول برای دوّمین بار به صورت موقت با این زن ازدواج می کند و این ماجرا تا سه بار تکرار می شود. پس از این که نفر اول برای سومین بار از این زن جدا شد آیا باز هم می تواند با او ازدواج کند؟فرمود: آری؛ به هر تعدادی که بخواهد. زن موقّت مانند زن آزاده (دائم نیست؛ این زن اجاره ای است و به سان کنیز است.)

2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيَّ بْنِ الْحَكَم عَنْ أَبَانِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام: فِي الرَّجُلِ يَتَمَتَّعُ مِنَ الْمَرْأَةِ الْمَرَّاتِ.قَالَ: لَا بَأْسَ يَتَمَتَّعُ مِنْهَا مَا شَاءَ.### بخش صد و چهارم#### در صورت تخلّف مهریه پرداخت نمی شود(104 بَابُ حَبْسِ الْمَهْرِ إِذَا أَخْلَفَتْ)1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنْ عُمَرَ بْنِ أَبَانِ عَنْ عُمَرَ بْنِ حَنْظَلَةَ قَالَ:قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: أَتَزَوَّجُ الْمَرْأَةَ شَهْراً فَتَرِيدُ مِنِّي الْمَهْرَ كَمَلاً وَ أَتَخَوَّفُ أَنْ تُخْلِفَنِي.فَقَالَ: لا يَجُوزُ أَنْ تَحْبِسَ مَا قَدَرْتَ عَلَيْهِ، فَإِنْ هِيَ أَخْلَفَتْكَ فَخُذْ مِنْهَا بِقَدْرِ مَا تُخْلِفُك.2 - راوی گوید:از امام صادق علیه السَّلام دربارۀ کسی که چندین مرتبه با یک زن ازدواج موقّت می نماید پرسش کردم.فرمود: ایرادی ندارد. هر مقداری که می خواهد با این زن ازدواج موقّت نماید.بخش صد و چهارم: در صورت تخلّف مهریه پرداخت نمی شود1 - عمر بن حنظله گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم:من با زنی یک ماهه ازدواج می کنم. او مهریّه اش را یکجا و کامل از من می خواهد و من می ترسم که او تخلف کند (تکلیف من چیست؟ فرمود: جایز نیست که آن مقداری که توانایی اش را داری به او نپردازی. اگر او تخلف کرد می توانی به میزان کاهش خدمت، حق خود را باز پس بگیری.)

2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَفْصِ بْنِ الْبَخْتَرِيٌّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:إِذَا بَقِيَ عَلَيْهِ شَيْءٌ مِنَ الْمَهْرِ وَ عَلِمَ أَنَّ لَهَا زَوْجاً فَمَا أَخَذَتْهُ فَلَهَا بِمَا اسْتَحَلَّ مِنْ فَرْجِهَا وَ يَحْبِسُ عَنْهَا مَا بَقِيَ عِنْدَهُ.3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ صَالِحِ بْنِ السَّنْدِيٌّ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ بَشِيرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أَبَانٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ حَنْظَلَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:قُلْتُ لَهُ: أَتَزَوَّجُ الْمَرْأَةَ شَهْراً فَأَحْبِسُ عَنْهَا شَيْئاً؟قَالَ: نَعَمْ خُذْ مِنْهَا بِقَدْرِ مَا تُخْلِفُكَ، إِنْ كَانَ نِصْفَ شَهْرٍ فَالنِّصْفَ، وَإِنْ كَانَ ثُلُثَاً فَالثُّلُتَ.مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ عُمَرَ بْنِ حَنْظَلَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَلَيْهِ مِثْلَهُ.4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ:2 - حفص بن بختری گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:اگر قسمتی از مهریّه زن بر عهدۀ انسان باقی مانده باشد، و باخبر شود که زنش شوهر دارد. آن چه زن قبلاً بابت مهریّه دریافت کرده باشد به جهت استفاده ای که شوهر از او کرده است، از آنِ خودش است امّا بقیّه مهریّه نزد شوهر می ماند.3 - عمر بن حنظله گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم:من یک ماهه با زنی ازدواج کرده ام آیا می توانم قسمتی از اجرت او را نگه دارم؟فرمود: آری؛ به میزان کاهش خدمت، از اجرت کم کن و استرداد کن. اگر کاهش خدمت پانزده روزه باشد، نیم اجرت را کم کن و اگر کاهش خدمت ده روزه باشد، یک سوم اجرت را کم کن.4 - اسحاق بن عمّار گوید: به امام کاظم علیه السَّلام گفتم:

قُلْتُ لِأَبِي الْحَسَنِ علیه السَّلام: الرَّجُلُ يَتَزَوَّجُ الْمَرْأَةَ مُتْعَةً تَشْتَرِطُ لَهُ أَنْ تَأْتِيَهُ كُلَّ یَوْم حَتَّى تُوَفِّيَهُ شَرْطَهُ أَوْ تَشْتَرِطُ أَيَّاماً مَعْلُومَةً تَأْتِيهِ فِيهَا فَتَغْدِرُ بِهِ فَلَا تَأْتِيهِ عَلَى مَا شَرَطَهُ عَلَيْهَا فَهَلْ يَصْلُحُ لَهُ أَنْ يُحَاسِبَهَا عَلَى مَا لَمْ تَأْتِهِ مِنَ الْأَيَّامِ فَيَحْبِسَ عَنْهَا مِنْ مَهْرِهَا بِحِسَابٍ ذَلِكَ؟قَالَ: نَعَمْ ، يَنْظُرُ مَا قَطَعَتْ مِنَ الشَّرْطِ فَيَحْبِسُ عَنْهَا مِنْ مَهْرِهَا بِمِقْدَارِ مَا لَمْ تَفِ لَهُ مَا خَلا أَيَّامَ الطَّمْثِ ، فَإِنَّهَا لَهَا فَلا يَكُونُ لَهُ إِلَّا مَا أَحَلَّ لَهُ فَرْجَهَا.5 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ أَشْيَمَ قَالَ:كَتَبَ إِلَيْهِ الرَّيَّانُ بْنُ شَبِيبٍ يَعْنِي أَبَا الْحَسَنِ علیه السَّلام: الرَّجُلُ يَتَزَوَّجُ الْمَرْأَةَ مُتْعَةً بِمَهْرٍ إِلَى أَجَلٍ مَعْلُومٍ وَ أَعْطَاهَا بَعْضَ مَهْرِهَا وَ أَخَّرَتْهُ بِالْبَاقِي ثُمَّ دَخَلَ بِهَا وَ عَلِمَ بَعْدَ دُخُولِهِ بِهَا قَبْلَ أَنْ يُوَفِّيهَا بَاقِيَ مَهْرِهَا أَنَّمَا زَوَّجَتْهُ نَفْسَهَا وَ لَهَا زَوْجٌ مُقِيمٌ مَعَهَا أَ يَجُوزُ لَهُ حَبْسُ بَاقِي مَهْرِهَا أَمْ لَا يَجُوزُ؟فَكَتَبَ علیه السَّلام: لا يُعْطِيهَا شَيْئاً، لِأَنَّهَا عَصَتِ اللَّهَ عَزَّوَجّل.اگر کسی زن موقّت بگیرد، و زن برای مرد شرط بگذارد که هر روزه و یا روزهای مشخّصی نزد مرد برود تا مدّت ازدواج به سر برسد. ولی زن به مرد کلک بزند و مطابق شرط مزبور در زمان مقرّر حاضر نشود، آیا شوهرش می تواند تخلّفات او را ثبت کند و بر اساس تخلّف از اجرت او کم بگذارد؟فرمود: آری. حساب روزهای تخلّف را نگه دارد و به همان مقدار، از مبلغ اجرت بکاهد، به جز روزهای قاعدگی؛ چرا که روزهای قاعدگی برای خود زن است و فقط روزهای طهارت و پاکی برای شوهر است.5 - احمد بن اشیم گوید: رضا ریّان بن شبیب طی نامه ای به امام کاظم علیه السَّلام نوشت:مردی با زنی، با مهریه و مدت معین ازدواج می کند. قسمتی از مهریّه را می پردازد و مابقی را به تأخیر می اندازد. سپس با زنش مباشرت می کند. پس از مباشرت و پیش از پرداخت مابقی مرد متوجّه می شود که زن، شوهر دارد؛ آیا می تواند مابقی مهریّه را پرداخت نکند یا نه؟امام علیه السَّلام در پاسخ نوشت: چیزی به او نپردازد؛ زیرا او خدای متعال را معصیت کرده است.

### بخش صد و پنجم#### زن در امور خودش قابل اعتماد است...(105 بَابُ أَنَّهَا مُصَدَّقَةٌ عَلَى نَفْسِهَا)1 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيَّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَسْلَمَ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ الْفَضْلِ عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ قَالَ:قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ : إِنِّي أَكُونُ فِي بَعْضِ الطَّرَقَاتِ فَأَرَى الْمَرْأَةَ الْحَسْنَاءَ، وَلا آمَنْ أَنْ تَكُونَ ذَاتَ بَعْلِ أَوْ مِنَ الْعَوَاهِرِ.قَالَ: لَيْسَ هَذَا عَلَيْكَ ، إِنَّمَا عَلَيْكَ أَنْ تُصَدِّقَهَا فِي نَفْسِهَا.2 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ عَنْ مُيَسِّرٍ قَالَ:قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: أَلْقَى الْمَرْأَةَ بِالْفَلَاةِ الَّتِي لَيْسَ فِيهَا أَحَدٌ فَأَقُولُ لَهَا: هَلْ لَكِ زَوْجٌ؟ فَتَقُولُ: لَا فَأَتَزَوَّجُهَا؟قَالَ: نَعَمْ، هِيَ الْمُصَدَّقَةُ عَلَى نَفْسِهَا.بخش صد و پنجم: زن در امور خودش قابل اعتماد است1 - ابان بن تغلب گوید:به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: در حال عبور از راهی می باشم و زن زیبایی را می بینم و اطمینان ندارم که این زن شوهردار است یا بی شوهر (چه کنم؟)فرمود: این بر عهدۀ تو نیست؛ بلکه تو باید ادّعای زن را در مورد خودش تصدیق کنی.2 - میسّر گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم:زنی را در بیابانی بی آب و علفی که کسی در آن نیست مشاهده می کنم و می پرسم: شوهر داری؟ او می گوید: شوهر ندارم. آیا می توانم با او ازدواج کنم؟فرمود: آری. ادّعای او در مورد خودش تصدیق می شود.

### بخش صد و ششم#### ازدواج موقّت با دوشیزگان(106 بَابُ الْأَبْكَارِ)1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَفْصِ بْنِ الْبَخْتَرِيٌّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ فِي الرَّجُلِ يَتَزَوَّجُ الْبِكْرَ مُتْعَةً قَالَ:يُكْرَهُ لِلْعَيْبِ عَلَى أَهْلِهَا.2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ وَ عَبْدِ اللهِ ابْنَيْ مُحَمَّدِ بْن عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ زِيَادِ بْنِ أَبِي الْحَلَّالِ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام يَقُولُ:لا بَأْسَ بِأَنْ يَتَمَتَّعَ بِالْبِكْرِ مَا لَمْ يُفْضِ إِلَيْهَا مَخَافَةَ كَرَاهِيَةِ الْعَيْبِ عَلَى أَهْلِهَا.3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام فِي الْبِكْرِ يَتَزَوَّجُهَا الرَّجُلُ مُتْعَةً؟قَالَ: لَا بَأْسَ مَا لَمْ يَفْتَضُهَا.بخش صد و ششم: ازدواج موقّت با دوشیزگان1 - حفص بن بختری گوید:امام صادق علیه السَّلام گوید: در مورد کسی که با دختر دوشیزه به طور موقّت ازدواج کند، فرمود:به خاطر عیب و خرده گرفتن بر خانواده اش، مکروه است.2 - زیاد بن ابی حلال گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:کامیابی موقّت، از دوشیزگان باکره مانعی ندارد، در صورتی که به بکارت آنها آسیبی نرساند و از بیم کراهت عیب و خرده گرفتن بر خانواده اش.3 - نظیر این روایت را محمّد بن ابی حمزه از یکی از یارانش و او از امام صادق علیه السَّلام نقل می کند.

4 - عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاج قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَن الرَّجُل يَتَمَتَّعُ مِنَ الْجَارِيَةِ الْبَكْرِ؟قَالَ : لا بَأْسَ بِذَلِكَ مَا لَمْ يَسْتَصْغِرْهَا.5 - عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:قُلْتُ: الْجَارِيَةُ ابْنَةُ كَمْ لا تُسْتَصْبَى ابْنَةُ سِتْ أَوْ سَبْع؟فَقَالَ: لا ابْنَةُ تِسْعِ لا تُسْتَصْبَى وَأَجْمَعُوا كُلُّهُمْ عَلَى أَنَّ ابْنَةَ تِسْعِ لَا تُسْتَصْبَى إِلَّا أَنْ يَكُونَ فِي عَقْلِهَا ضَعْفُ وَإِلَّا فَهِيَ إِذَا بَلَغَتْ تِسْعاً فَقَدْ بَلَغَتْ.### بخش صد و هفتم#### ازدواج موقِّت با کنیزان(107 بَابُ تَزْوِيجِ الْإِمَاءِ)1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السَّلام قَالَ:4 - جمیل بن درّاج گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم:انسان می تواند به طور موقّت با دختر باکره ازدواج کند؟فرمود: مانعی ندارد، در صورتی که باعث خواری و ذلّت دختر نشود.5 - راوی گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم:دختر چند ساله کوچک شمرده نمی شود؛ بلکه بالغ شمرده می شود؟ دختر شش ساله یا هفت ساله؟فرمود: نه، بلکه دختر نُه ساله کوچک شمرده نمی شود. همه اجماع دارند که دختر نُه ساله کوچک شمرده نمی شود، مگر این که در عقلش نقص و ضعفی باشد، وگرنه هنگامی که دختر به سن نُه سالگی برسد، دیگر بالغ است.بخش صد و هفتم: ازدواج موقّت با کنیزان1 - ابن ابی نصر گوید: امام رضا علیه السَّلام فرمود:

لَا يُتَمَتَّعُ بِالْأَمَةِ إِلَّا بِإِذْنِ أَهْلِهَا.2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عِيسَى بْنِ أَبِي مَنْصُورٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:لا بَأْسَ بِأَنْ يَتَزَوَّجَ الْأُمَةَ مُتْعَةً بِإِذْنِ مَوْلاهَا.3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السَّلام هَلْ لِلرَّجُلِ أَنْ يَتَمَتَّعَ مِنَ الْمَمْلُوكَةِ بِإِذْنِ أَهْلِهَا وَ لَهُ امْرَأَةٌ حُرَّةٌ؟قَالَ: نَعَمْ إِذَا رَضِيَتِ الْحُرَّةُ.قُلْتُ: فَإِنْ أَذِنَتِ الْحُرَّةُ يَتَمَتَّعُ مِنْهَا؟قَالَ: نَعَمْ.وَ رُوِيَ أَيْضاً: أَنَّهُ لا يَجُوزُ أَنْ يُتَمَتَّعَ بِالْأَمَةِ عَلَى الْحُرَّةِ.ازدواج موقّت با کنیز دیگران جز با اجازه صاحب کنیز حلال نخواهد بود.2 - عیسی بن ابی منصور گوید امام صادق علیه السَّلام فرمود:ازدواج موقّت با کنیز با کسب اجازه از صاحبش ایرادی ندارد.3 - محمد بن اسماعیل گوید: از امام رضا علیه السَّلام پرسیدم:آیا انسانی که زن آزاد دارد می تواند با کنیز دیگران _ با اجازه صاحبش _ نیز ازدواج موقّت کند؟فرمود: آری، در صورتی که خانمش رضایت بدهد، مانعی ندارد.گفتم پس اگر خانمش رضایت بدهد، می تواند با کنیز دیگران ازدواج موقّت کند؟فرمود: آری.هم چنین روایت شده است: جایز نیست روی زن آزاد با کنیز ازدواج موقّت نمود.

4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:لا بَأْسَ بِأَنْ يَتَمَتَّعَ الرَّجُلُ بِأَمَةِ الْمَرْأَةِ، فَأَمَّا أَمَةُ الرَّجُلِ فَلَا يَتَمَتَّعْ بِهَا إِلَّا بِأَمْرِهِ.### بخش صد و هشتم#### حکم فرزند ازدواج موقّت(108 بَابُ وُقُوعِ الْوَلَدِ)1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ أَبِي نَجْرَانَ وَأَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَيْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:قُلْتُ لَهُ : أَ رَأَيْتَ إِنْ حَبِلَتْ؟قَالَ: هُوَ وَلَدُهُ.2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي مَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ وَ غَيْرِهِ قَالَ:4 - سیف بن عمیره گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:ایرادی ندارد که مرد با کنیز زنش (حتی بدون اذن زنش ازدواج موقّت کند، امّا با کنیز مرد دیگر به جز با اجازۀ صاحبش نمی تواند ازدواج موقّت نماید.)بخش صد و هشتم: حکم فرزند ازدواج موقّت1 - محمّد بن مسلم گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم:اگر زن موقت آبستن شود، به نظر شما چه صورت دارد؟فرمود: این فرزند، فرزند مرد است.2 - ابن ابی عمیر و دیگران گویند: امام علیه السَّلام فرمود:

الْمَاءُ مَاءُ الرَّجُلِ يَضَعُهُ حَيْثُ شَاءَ إِلَّا أَنَّهُ إِذَا جَاءَ وَلَدٌ لَمْ يُنْكِرْهُ وَ شَدَّدَ فِي إِنْكَارِ الْوَلَدِ.3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنِ الْمُخْتَارِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ الْمُخْتَارِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْحَسَنِ جَمِيعاً عَنِ الْفَتْحِ بْنِ يَزِيدَ قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ الرّضَا علیه السَّلام عَنِ الشُّرُوطِ فِي الْمُتْعَةِ.فَقَالَ: الشَّرْطُ فِيهَا بِكَذَا وَكَذَا إِلَى كَذَا وَكَذَا فَإِنْ قَالَتْ: نَعَمْ فَذَاكَ لَهُ جَائِرٌ، وَلَا تَقُولُ كَمَا أُنْهِيَ إِلَى أَنَّ أَهْلَ الْعِرَاقِ يَقُولُونَ: الْمَاءُ مَائِي وَ الْأَرْضُ لَكِ وَ لَسْتُ أَسْقِي أَرْضَكِ الْمَاءَ، وَإِنْ نَبَتَ هُنَاكِ نَبْتٌ فَهُوَ لِصَاحِبِ الْأَرْضِ، فَإِنَّ شَرْطَيْنِ فِي شَرْطٍ فَاسِدٌ، فَإِنْ رُزِقَتْ وَلَداً قَبِلَهُ وَ الْأَمْرُ وَاضِحٌ، فَمَنْ شَاءَ التَّلْبِيسَ عَلَى نَفْسِهِ لَبْسَ.آب، آب مرد است. هر جا که اراده کرد قرارش می دهد (یعنی در ازدواج موقت می تواند عزل کند. اما اگر فرزندی بیاید، نمی تواند انکارش کند.)راوی گوید: حضرتش علیه السَّلام انکار فرزند را سخت ناهنجار می شمرد.3 - فتح بن زید گوید:از امام رضا علیه السَّلام در خصوص شروطی که در ازدواج موقّت قرار داده می شود پرسش نمودم.فرمود: شرط در ازدواج موقّت «به فلان مقدار» و «تا فلان زمان» است و اگر زن بگوید: «آری» پس این ازدواج برای مرد جایز است.و تو قائل نشو چنان که به من رسیده است که اهل عراق (در ازدواج موقّت می گویند:)«آب، آب من است و زمین از آنِ تو، و من زمینت را آب نمی دهم. و اگر در آن روئیدنی رویید، از آن صاحب زمین است» زیرا این دو شرط (متنافی در یک شرط (عقد) فاسدند. پس اگر زن صاحب فرزندی شد، مرد باید قبولش کند. پس ماجرا روشن است. پس هر کس که بخواهد نیرنگ زند، نیرنگ می خورد.)

(109 بَابُ الْمِيرَاثِ)### بخش صد و نهم#### حکم میراث در ازدواج موقّت1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ:سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السَّلام يَقُولُ فِي الرَّجُلِ يَتَزَوَّجُ الْمَرْأَةَ مُتْعَةٌ: إِنَّهُمَا يَتَوَارَثَانِ مَا لَمْ يَشْتَرِطَا، وَإِنَّمَا الشَّرْطُ بَعْدَ النِّكَاح.2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرَّضَا علیه السَّلام قَالَ:تَزْوِيجُ الْمُتْعَةِ نِكَاحَ بِمِيرَاتٍ وَ نِكَاحٌ بِغَيْرِ مِيرَاثٍ، فَإِنِ اشْتَرَطَتْ كَانَ وَ إِنْ لَمْ تَشْتَرِطْ لَمْ يَكُنْ.وَ رُوِيَ أَيْضاً: لَيْسَ بَيْنَهُمَا مِيرَاثُ اشْتَرِطَ أَوْ لَمْ يُشْتَرَطْ.بخش صد و نهم: حکم میراث در ازدواج موقّت- محمد بن مسلم گوید:1 - از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که درباره مردی که با زنی ازدواج موقّت می کند فرمود:این دو نفر از هم ارث می برند در صورتی که شرط (بر عدم ارث نکرده باشند. و شرط پس از عقد ازدواج است.)2 - احمد بن محمّد بن ابی نصر گوید: امام رضا علیه السَّلام فرمود:ازدواج موقّت، عقدی با ارث بردن است و عقدی بدون ارث بردن؛ پس اگر شرط شود، ارث می برد و اگر شرط نشود، ارث نمی برد.هم چنین روایت شده است. پس زن و شوهر موقّت از هم ارث نمی برند؛ چه شرط شود چه شرط نشود.

### بخش صد و دهم#### چند روایت نکته دار(110 بَابُ النَّوَادِرِ)1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ بَشِيرِ بْنِ حَمْزَةَ عَنْ رَجُلٍ مِنْ قُرَيْشٍ قَالَ:بَعَثَتْ إِلَيَّ ابْنَةُ عَمَ لِي كَانَ لَهَا مَالٌ كَثِيرٌ: قَدْ عَرَفْتَ كَثْرَةَ مَنْ يَخْطُبُنِي مِنَ الرَّجَالِ فَلَمْ أُزَوَّجُهُمْ نَفْسِي وَ مَا بَعَثْتُ إِلَيْكَ رَغْبَةً فِي الرِّجَالِ غَيْرَ أَنَّهُ بَلَغَنِي أَنَّهُ أَحَلَّهَا عزَّوَجَل فِي كِتَابِهِ وَ بَيْنَهَا رَسُولُ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله فِي سُنَّتِهِ فَحَرَّمَهَا زُفَرُ، فَأَحْبَبْتُ أَنْ أُطِيعَ اللَّهَ عزَّوَجَل فَوْقَ عَرْشِهِ وَ أَطِيعَ رَسُولَ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله وَ أَعْصِيَ زُفَرَ فَتَزَوَّجْنِي مُتْعَةٌ.فَقُلْتُ لَهَا حَتَّى أَدْخُلَ عَلَى أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام فَأَسْتَشِيرَهُ.قَالَ : فَدَخَلْتُ عَلَيْهِ فَخَبَّرْتُهُ.خش صد و دهم: چند روایت نکته دار1 - شخصی از قریش گوید:دختر عمّه ام که اموال زیادی داشت برایم چنین فرستاد:تو فراوانی کسانی را که از من خواستگاری کرده اند می دانی، امّا من خودم را به ازدواج آنان در نیاوردم. و من به خاطر شوق به مردان به سوی تو نفرستادم جز این که به من خبر رسیده است که خداوند متعال در کتابش آن (ازدواج موقّت را حلال نمود و پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله در سنّت خویش آن را واضح نمود. اما زُفَر (1)آن را حرام کرده است.)پس من دوست دارم که خداوند را اطاعت کنم و هم چنین پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله را اطاعت کنم و از زُفَر سرپیچی کنم بنابر این با من ازدواج موقت نما.مرد قریشی گوید: به او گفتم صبر کن تا خدمت امام باقر علیه السَّلام شرفیاب شوم و از آن حضرت اجازه بگیرم.پس نزد امام علیه السَّلام رفتم و ماجرا را به حضرتش باز گفتم.


1) منظور از زُفَر، عمر است که حضرتش از روی تقّیه چنین آمده است

فَقَالَ: افْعَلْ صَلَّى اللهُ عَلَيْكُمَا مِنْ زَوْجِ.2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ بَعْضٍ رِجَالِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ يَتَزَوَّجُ الْمَرْأَةَ مُتْعَةً أَيَّاماً مَعْلُومَةً فَتَجِيتُهُ فِي بَعْضِ أَيَّامِهَا فَتَقُولُ: إِنِّي قَدْ بَغَيْتُ قَبْلَ مَجِينِي إِلَيْكَ بِسَاعَةٍ أَوْ بِيَوْمٍ هَلْ لَهُ أَنْ يَطَأَهَا وَ قَدْ أَقَرَّتْ لَهُ ببَغْيها؟قَالَ: لَا يَنْبَغِي لَهُ أَنْ يَطَأَهَا.3 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ زُرْعَةَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ:سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ أَدْخَلَ جَارِيَةً يَتَمَتَّعُ بِهَا ثُمَّ أُنْسِيَ أَنْ يَشْتَرِطَ حَتَّى وَافَعَهَا يَجِبُ عَلَيْهِ حَدُّ الزَّانِي.قَالَ: لا، وَلَكِنْ يَتَمَتَّعُ بِهَا بَعْدَ النِّكَاحِ وَ يَسْتَغْفِرُ اللَّهَ مِمَّا أَتَى.فرمود: این کار را انجام ده؛ خداوند بر شما زن و شوهر درود فرستد!2 - راوی گوید: از امام صادق علیه السَّلام سؤال کردم:مردی با زنی در مدّت معینی ازدواج موقّت می کند. در یکی از روزها زن نزد مرد می آید و می گوید: «من پیش از آن که نزد تو بیایم _یک ساعت قبل یا یک روز پیش _ زنا کرده ام؛ آیا مرد می تواند با این زن در حالی که اقرار به زنا نموده است، آمیزش کند؟فرمود: برای مرد شایسته نیست که با این زن مباشرت نماید.سماعه گوید: از امام علیه السَّلام پرسیدم:مردی داخل خانه زنی شد تا با ازدواج موقّت از او بهره ببرد. سپس فراموش می کند که صیغه عقد را جاری کند تا این که با زن آمیزش می نماید؛ آیا باید حد زناکار بر او جاری شود؟فرمود: نه، ولی پس از اجرای صیغه، از او بهره ببرد و از خداوند طلب آمرزش نماید.

4 - أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ عُمَرَ بْنِ عَبْدِ الْعَزِيزِ عَنْ عِيسَى بْنِ سُلَيْمَانَ عَنْ بَكَّارِ بْنِ كَرْدَمٍ قَالَ:قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: الرَّجُلُ يَلْقَى الْمَرْأَةَ فَيَقُولُ لَهَا زَوِّ جِينِي نَفْسَكِ شَهْراً وَلَا يُسَمِّي الشَّهْرَ بِعَيْنِهِ ثُمَّ يَمْضِي فَيَلْقَاهَا بَعْدَ سِنِينَ.قَالَ: فَقَالَ لَهُ: شَهْرُهُ إِنْ كَانَ سَمَّاهُ، وَ إِنْ لَمْ يَكُنْ سَمَّاهُ فَلا سَبِيلَ لَهُ عَلَيْهَا.5 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:لا بَأْسَ بِالرَّجُلِ يَتَمَتَّعُ بِالْمَرْأَةِ عَلَى حُكْمِهِ، وَ لَكِنْ لَا بُدَّ لَهُ مِنْ أَنْ يُعْطِيَهَا شَيْئاً لأَنَّهُ إِنْ أُحْدِثَ بِهِ حَدَتْ لَمْ يَكُنْ لَهَا مِيرَاتٌ.6 - عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ:4 - بکار بن کَردَم گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم :مردی با زنی ملاقات می کند و به او می گوید: «خود را به مدّت یک ماه به ازدواج من درآور: امّا ماه را مشخص نمی کند که کدام ماه باشد. سپس می رود و بعد از چند سال دوباره این زن را ملاقات می کند (تکلیف ازدواجشان چیست؟)فرمود: اگر نام ماه را مشخص کرده باشد، آن ماه برای اوست. و اگر نام نبرده باشد هیچ گونه دسترسی به زن ندارد.5 - راوی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:ایرادی ندارد که مرد با زن با حکمیّت او دربارۀ مهریّه ازدواج موقّت نماید، ولی باید چیزی به زن بپردازد؛ زیرا اگر حادثه ای برایش پیش آمد و از دنیا رفت زن از او ارث نمی برد.6 - اسحاق بن عمّار گوید:

قُلْتُ لِأَبِي الْحَسَنِ مُوسَى علیه السَّلام: رَجُلٌ تَزَوَّجَ امْرَأَةٌ مُتْعَةٌ ثُمَّ وَثَبَ عَلَيْهَا أَهْلُهَا فَزَوَّجُوهَا بِغَيْرِ إِذْنِهَا عَلانِيَةً وَ الْمَرْأَةُ امْرَأَةٌ صِدْقٍ كَيْفَ الْحِيلَةُ؟ قَالَ : لا تُمَكِّنْ زَوْجَهَا مِنْ نَفْسِهَا حَتَّى يَنْقَضِيَ شَرْطُهَا وَ عِدَّتُهَا.قُلْتُ: إِنَّ شَرْطَهَا سَنَةٌ وَلا يَصْبِرُ لَهَا زَوْجُهَا وَ لا أَهْلُهَا سَنَةً.قَالَ: فَلْيَتَّقِ اللهَ زَوْجُهَا الْأَوَّلُ وَ لْيَتَصَدَّقْ عَلَيْهَا بِالْأَيَّامِ، فَإِنَّهَا قَدِ ابْتُلِيَتْ وَ الدَّارُ دَارُ هُدْنَةٍ وَ الْمُؤْمِنُونَ فِي تَقِيَّةٍ.قُلْتُ: فَإِنَّهُ تَصَدَّقَ عَلَيْهَا بِأَيَّامِهَا وَ انْقَضَتْ عِدَّتُهَا كَيْفَ تَصْنَعُ ؟قَالَ: إِذَا خَلا الرَّجُلُ فَلْتَقُلْ هِيَ يَا هَذَا إِنَّ أَهْلِي وَثَبُوا عَلَيَّ فَزَوَّجُونِي مِنْكَ بِغَيْرِ أَمْرِي وَ لَمْ يَسْتَأْمِرُونِي، وَإِنِّي الْآنَ قَدْ رَضِيتُ فَاسْتَأْنِفْ أَنْتَ الْآنَ فَتَزَوَّ جُنِي تَزْوِيجاً صَحِيحاً فِيمَا بَيْنِي وَبَيْنَكَ.7 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَمَّرِ بْنِ خَلَّادٍ قَالَ:به امام کاظم علیه السَّلام عرض کردم: مردی با زنی ازدواج موقّت نمود. بعد از آن، خانواده زن بر سرش ریختند و بدون اجازه اش او را آشکارا (و به صورت دائم شوهر دادند. این زن، (در ادّعایش) زن راستگویی است؛ راه چاره چیست؟)فرمود: شوهر دائم نباید از او استفاده کند تا مدت ازدواج موقّت و عدّه اش تمام شود.گفتم: مدّت، یک سال است و شوهر و خانوادهۀ زن تا این مدّت صبر نمی کنند.فرمود: شوهر اول (که موقت ازدواج کرده از خداوند بترسد و مدّت را به زن ببخشد، زیرا این زن گرفتار شده است و این دوران، دوران آتش بس (با دشمنان) است و مؤمنین در تقیّه هستند.)گفتم: شوهر اول مدّت را بخشید و عدّه اش به پایان رسید، الآن چه باید بکند؟فرمود: هنگامی که با مرد تنها شد زن بگوید: ای فلانی! خانواده من بر سرم ریختند و بدون رضایتم مرا به عقد تو درآوردند و از من اجازه نگرفتند؛ اینک من راضی ام پس الآن تو عقد را بین خودم و خودت تکرار کن و با من ازدواج صحیح انجام ده.7 - معمّر بن خلّاد گوید:

سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السَّلام عَنِ الرَّجُلِ يَتَزَوَّجُ الْمَرْأَةَ مُتْعَةٌ فَيَحْمِلُهَا مِنْ بَلَدٍ إلَی بَلَدً.فَقَالَ: يَجُوزُ النِّكَاحُ الْآخَرُ وَ لا يَجُوزُ هَذَا.8 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ نُوحٍ بْنِ شُعَيْبٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ حَسَّانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بن كَثِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:جَاءَتِ امْرَأَةٌ إِلَى عُمَرَ فَقَالَتْ: إِنِّي زَنَيْتُ فَطَهُرْنِي فَأَمَرَ بِهَا أَنْ تُرْجَمَ فَأُخْبِرَ بِذَلِكَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام.فَقَالَ: كَيْفَ زَنَيْتِ فَقَالَتْ: مَرَرْتُ بِالْبَادِيَةِ فَأَصَابَنِي عَطَشُ شَدِيدٌ فَاسْتَسْقَيْتُ أَعْرَابِيَّاً فَأَبَى أَنْ يَسْقِيَنِي إِلَّا أَنْ أُمَكِّنَهُ مِنْ نَفْسِي، فَلَمَّا أَجْهَدَنِي الْعَطَشُ وَ خِفْتُ عَلَى نَفْسِي سَقَانِي فَأَمْكَنْتُهُ مِنْ نَفْسِي.فَقَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام: تَزْوِيجٌ وَ رَبِّ الْكَعْبَةِ!به امام رضا علیه السَّلام گفتم: اگر انسان زن موقّت بگیرد، می تواند او را با خود از این شهر به آن شهر ببرد؟فرمود: ازدواج دائم جایز است، ولی در ازدواج موقّت جایز نیست.8 - عبدالرحمان بن کثیر گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:زنی نزد عمر آمد و گفت: «من زناداده ام، مرا تطهیر کن» پس عمر دستور داد سنگسارش کنند. پس این قضیّه را به امیرمؤمنان علی علیه السَّلام خبر دادند. حضرت به زن فرمود: چگونه زنا دادی؟گفت: از بیابانی می گذشتم. دچار تشنگی شدیدی شدم. از یک عرب بیابانی آب خواستم، ولی او خودداری کرد که به من آب دهد جز این که او را تمکین نمایم. هنگامی که تشنگی مرا از پای درآورد و بر جان خود بیمناک شدم، او به من آب داد و من تمکینش نمودم.اميرمؤمنان على علیه السَّلام فرمود: به خدای کعبه سوگند! این ازدواج است.

9 - عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَمَّارِ بْنِ مَرْوَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:قُلْتُ لَهُ: رَجُلٌ جَاءَ إِلَى امْرَأَةٍ فَسَأَلَهَا أَنْ تُزَوِّجَهُ نَفْسَهَا فَقَالَتْ: أُزَوِّجُكَ نَفْسِي عَلَى أَنْ تَلْتَمِسَ مِنِّي مَا شِئْتَ مِنْ نَظَرِ أَوِ الْتمَاسِ وَ تَنَالَ مِنِّي مَا يَنَالُ الرَّجُلُ مِنْ أَهْلِهِ إِلَّا أَنَّكَ لا تُدْخِلُ فَرْجَكَ فِي فَرْجِي وَ تَتَلَذَّذَ بِمَا شِئْتَ، فَإِنِّي أَخَافُ الْفَضِيحَةَ.قَالَ: لَيْسَ لَهُ إِلَّا مَا اشْتَرِطَ .10 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطِ وَ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ جَمِيعاً عَنِ الْحَكَمِ بْنِ مِسْكِينٍ عَنْ عَمَّارٍ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام لِي وَ لِسُلَيْمَانَ بْنِ خَالِدٍ:قَدْ حَرَّمْتُ عَلَيْكُمَا الْمُتْعَةَ مِنْ قِبَلِي مَا دُمْتُما بِالْمَدِينَةِ، لِأَنَّكُمَا تُكْثِرَانِ الدُّخُولَ عَلَى فَأَخَافُ أَنْ تُؤْخَذَا فَيُقَالَ: هَؤُلَاءِ أَصْحَابُ جَعْفَرٍ.9 - عمار بن مروان گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم:مردی نزد زنی رفت و از او خواست با او ازدواج موقّت کند. زن گفت: با تو ازدواج میکنم با این شرط که به هر مقداری که بخواهی از من استفاده لمسی و نگاه نمایی و هر بهره ای که شوهر از همسرش برد، بهره ببری جز این که آمیزش نکنی اما به هر اندازه ای که بخواهی لذّت بجویی، زیرا من از رسوایی بیم دارم.فرمود: شوهر حق استفاده ای ندارد جز آن چه که شرط شده است.10 - عمّار گوید: امام صادق علیه السَّلام به من و سلیمان بن خالد فرمود:پیش از این تا هنگامی که در مدینه بودید ازدواج موقّت را بر شما حرام کردم، زیرا شما فراوان نزد من می آمدید پس ترسیدم دستگیر شوید و گفته شود: اینان یاران جعفر هستند.

(111 بَابُ الرَّجُلُ يُحِلُّ جَارِيَتَهُ لِأَخِيهِ وَ الْمَرْأَةُ تُحِلُّ جَارِيَتَهَا لِزَوْجِهَا)1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ جَمِيلِ بْنِ صَالِحٍ عَنِ الْفُضَيْلِ بْنِ يَسَارٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنَّ بَعْضَ أَصْحَابِنَا قَدْ رَوَى عَنْكَ أَنَّكَ قُلْتَ: إِذَا أَحَلَّ الرَّجُلُ لِأَخِيهِ جَارِيَتَهُ فَهِيَ لَهُ حَلالٌ؟فَقَالَ: نَعَمْ يَا فُضَيْلُ!قُلْتُ لَهُ: فَمَا تَقُولُ فِي رَجُلٍ عِنْدَهُ جَارِيَةٌ لَهُ نَفِيسَةٌ وَ هِيَ بِكْرٌ أَحَلَّ لِأَخِيهِ مَا دُونَ فَرْجِهَا أَلَهُ أَنْ يَفْتَضُهَا؟قَالَ : لا ، لَيْسَ لَهُ إِلَّا مَا أَحَلَّ لَهُ مِنْهَا، وَ لَوْ أَحَلَّ لَهُ قُبْلَةً مِنْهَا لَمْ يَحِلُّ لَهُ مَا سِوَى ذَلِكَ.بخش صد و یازدهم: حلال کردن کنیز توسّط برادر برای برادر و همسر برای شوهر1 - فضيل بن یسار گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم:فدایتان گردم! بعضی از یاران ما از شما روایت می کنند که شما فرمودید: «هر گاه شخصی کنیزش را برای برادرش حلال کند، این کنیز برای او حلال است» (آیا این حدیث فرموده شماست؟)فرمود: آری ای فضیل!عرض کردم: چه می فرمایید دربارۀ کسی که کنیز دوشیزۀ گران قیمتی دارد. این شخص کنیز را برای برادرش حلال می کند امّا اجازه آمیزش نمی دهد؛ آیا برادرش اجازه دارد بکارت کنیز را با آمیزش از بین ببرد؟فرمود: نه، برادر حقّی ندارد،جز آن چه که برادرش برایش از این کنیز حلال کرده است. و اگر برایش فقط بوسیدن این کنیز را حلال کرده باشد، جز بوسیدن برایش حلال نمی باشد.

قُلْتُ: أَ رَأَيْتَ إِنْ أَحَلَّ لَهُ مَا دُونَ الْفَرْجِ فَغَلَبَتْهُ الشَّهْوَةُ فَافْتَضَّهَا.قَالَ: لَا يَنْبَغِي لَهُ ذَلِكَ.قُلْتُ: فَإِنْ فَعَلَ أَ يَكُونُ زَانِيَاً؟قَالَ : لا ، وَلَكِنْ يَكُونُ خَائِنَا وَ يَغْرَمُ لِصَاحِبِهَا عُشْرَ قِيمَتِهَا إِنْ كَانَتْ بِكْراً، وَإِنْ لَمْ تَكُنْ بِكْراً فَنِصْفَ عُشْرِ قِيمَتِهَا.قَالَ الْحَسَنُ بْنُ مَحْبُوبِ : وَ حَدَّثَنِي رِفَاعَةُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام مِثْلَهُ إِلَّا أَنَّ رِفَاعَةَ قَالَ: الْجَارِيَةُ النَّفِيسَةُ تَكُونُ عِنْدِي.2 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنِ ابْنِ رِئَابٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍقَالَ:سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنِ امْرَأَةٍ أَحَلَّتْ لِإِبْنِهَا فَرْجَ جَارِيَتِهَا.قَالَ: هُوَ لَهُ حَلالٌ.قُلْتُ: أَفَيَحِلُّ لَهُ ثَمَنُهَا؟عرض کردم: به نظر شما اگر غیر از آمیزش را برایش حلال کرده باشد، امّا شهوت به او چیره شود و با او آمیزش نماید و بکارت کنیز را سلب کند (چه حکمی دارد؟)فرمود: چنین کاری برایش روا نیست.عرض کردم: اگر چنین کند آیا زناکار است؟فرمود: نه، اما خیانتکار است و در صورتی که کنیز دوشیزه باشد باید یک دهم قیمت کنیز را و اگر دوشیزه نباشد باید یک بیستم قیمتش را به صاحبش بپردازد.2 - ابو بصیر گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم:زنی کنیزش را برای پسرش حلال می کند و به او اجازه آمیزش این کنیز را می دهد (آیا صحیح است؟)فرمود: این کار برای پسر این زن حلال است.گفتم: آیا قیمت کنیز نیز برای این پسر حلال است؟

قَالَ: لا، إِنَّمَا يَجل له ما أحلكه له.3 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ عَبْدِ الْكَرِيمِ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام قَالَ:قُلْتُ لَهُ: الرَّجُلُ يُحِلُّ لِأُخِيهِ فَرْجَ جَارِيَتِهِ.قَالَ: نَعَمْ لَهُ مَا أَحَلَّ لَهُ مِنْهَا.4 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ الْمُخْتَارِ عَنْ أَبِي بَكْرِ الْحَضْرَمِيُّ قَالَ:قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: إِنَّ امْرَأَتِي أَحَلَّتْ لِي جَارِيَتَهَا؟فَقَالَ: انْكِحْهَا إِنْ أَرَدْتَ.قُلْتُ: أَبيعُها؟قَالَ: لا، إِنَّمَا أُحِلَّ لَكَ مِنْهَا مَا أَحَلَّتْ.فرمود: نه، فقط آن چیزی که مادرش برای او حلال کرده است، حلال می باشد.3 - عبدالکریم گوید: به امام باقر علیه السَّلام گفتم:شخصی کنیزش را برای برادرش حلال می کند که با او آمیزش نماید (آیا جایز است؟)فرمود: آری، برای اوست آن چه که برایش حلال شده است.4 - أبوبكر حضر می گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم:همسرم کنیزش را برایم حلال کرده است (آیا چنین کاری جایز است؟)فرمود: اگر می خواهی با او نزدیکی کن.عرض کردم: می توانم او را بفروشم؟فرمود: نه، تنها آن چه که همسرت از این کنیز برایت حلال کرده، برای تو حلال است.

5 - عَلِيُّ بْنُ علي بن إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ سُلَيْمٍ الْفَرَّاءِ عَنْ جَرِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام فِي الرَّجُلِ يُحِلُّ فَرْجَ جَارِيَتِهِ لِأَخِيهِ.فَقَالَ: لا بَأْسَ بِذَلِكَ.قُلْتُ: فَإِنَّهُ أَوْلَدَهَا.قَالَ: يَضُمُّ إِلَيْهِ وَلَدَهُ وَ يَرُدُّ الْجَارِيَةَ إِلَى صَاحِبِهَا.قُلْتُ: فَإِنَّهُ لَمْ يَأْذَنْ لَهُ فِي ذَلِكَ.قَالَ: إِنَّهُ قَدْ حَلَّلَهُ مِنْهَا فَهُوَ لا يَأْمَنُ أَنْ يَكُونَ ذَلِكَ.6 - عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ سُلَيْمٍ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ:قُلْتُ لِأَبِي لأبي جَعْفَرٍ علیه السَّلام: الرَّجُلُ يُحِلُّ جَارِيَتَهُ لِأَخِيهِ؟فَقَالَ: لَا بَاسَ.قَالَ: فَقُلْتُ: إِنَّهَا جَاءَتْ بِوَلَدٍ.قَالَ: يَضُمُّ إِلَيْهِ وَلَدَهُ وَ يَرُدُّ الْجَارِيَةَ عَلَى صَاحِبِهَا.5 - حریز گوید:امام صادق علیه السَّلام در مورد کسی که آمیزش با کنیزش را برای برادرش حلال می کند، فرمود: ایرادی ندارد.گفتم: اگر برادرش این کنیز را باردار کند؟فرمود: فرزند به او سپرده می شود و کنیز به صاحبش بازگردانده می شود.گفتم: در صورتی که شخص اجازه باردار کردن کنیز را به برادرش نداده باشد چه؟فرمود: صاحب کنیز، کنیزش را برای برادرش حلال کرده است، در این صورت او حق ندارد چنین کاری کند؟!6 - نظیر این روایت را زراره از امام باقر علیه السَّلام نقل می کند .

قلتُ: إِنَّهُ لَمْ یَأْذَنْ لَهُ فِي ذَلِكَ.قَالَ: إِنَّهُ قَدْ أَذِنَ لَهُ وَ هُوَ لَا يَأْمَنُ أَنْ يَكُونَ ذَلِكَ.7 - عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ وَ حَفْصِ بْنِ الْبَخْتَرِي عَنْ عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام فِي الرَّجُلِ يَقُولُ لإِمْرَأَتِهِ : أَحِلِّي لِي جَارِيَتَكِ، فَإِنِّي أَكْرَهُ أَنْ تَرَانِي مُنْكَشِفاً فَتُحِلُّهَا لَهُ؟قَالَ : لا يَحِلُّ لَهُ مِنْهَا إِلَّا ذَاكَ وَ لَيْسَ لَهُ أَنْ يَمَسَّهَا وَ لَا يَطَأَهَا.وَ زَادَ فِيهِ هِشَامٌ: أَلَهُ أَنْ يَأْتِيَهَا؟قَالَ: لا يَحِلُّ لَهُ إِلَّا الَّذِي قَالَتْ.8 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ بْنِ بَزِيعٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السَّلام: عَنِ امْرَأَةٍ أَحَلَّتْ لِي جَارِيَتَهَا؟فَقَالَ: ذَاكَ لَكَ.قُلْتُ: فَإِنْ كَانَتْ تَمْزَحُ؟عرض کردم: در این مورد به او اجازه نداده است.فرمود: به او اجازه داده است، ولی او ایمن نیست که کنیز برای او باشد.7 - حفص بن بختری گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: کسی به همسرش می گوید:«کنیزت را برایم حلال کن، زیرا من کراهت دارم که این کنیز مرا عریان ببیند». همسرش کنیز خود را برای شوهرش حلال می کند.فرمود: جز این مورد (نگاه کنیز به بدن عریان مرد برای این شخص جایز نیست و او حقّ ندارد که کنیز را لمس کند و با او آمیزش نماید.)هشام افزود: آیا می تواند با او همبستر شود؟فرمود: برای آن شخص جز موردی که همسرش گفته، حلال نیست.8 - اسماعیل بن بزيع گوید: از امام کاظم علیه السَّلام پرسیدم:زنی کنیزش را برای من حلال کرده است (آیا جایز است؟)فرمود: این کنیز، از آنِ توست.گفتم: اگر چه آن زن از روی مزاح و شوخی گفته باشد؟

قَالَ: وَ كَيْفَ لَكَ بِمَا فِي قَلْبِهَا، فَإِنْ عَلِمْتَ أَنَّهَا تَمْزَحْ فَلَا.9 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ صَالِحٍ بْنِ عُقْبَةَ عَنْ أَبِي شِبْلٍ قَالَ:قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: رَجُلٌ مُسْلِمَ ابْتُلِيَ فَفَجَرَ بِجَارِيَةِ أَخِيهِ فَمَا تَوْبَتُهُ؟قَالَ: يَأْتِيهِ فَيُخْبِرُهُ وَ يَسْأَلُهُ أَنْ يُجْعَلَ مِنْ ذَلِكَ فِي حِلَّ وَ لَا يَعُودُ.قَالَ: قُلْتُ: فَإِنْ لَمْ يَجْعَلْهُ مِنْ ذَلِكَ فِي حِلٍ.قَالَ: قَدْ لَقِيَ اللَّهَ عَزَّوَجَل وَ هُوَ زَانٍ خَائِنٌ.قَالَ: قُلْتُ: فَالنَّارُ مَصِيرُهُ.قَالَ: شَفَاعَةُ مُحَمَّدٍ صلَّی اللهُ علیه وآله وَ شَفَاعَتُنَا تَحْبَطَ بِذُنُوبِكُمْ يَا مَعْشَرَ الشَّيعَةِ! فَلَا تَعُودُونَ وَ تَتَّكِلُونَ عَلَى شَفَاعَتِنَا. فَوَ اللهِ ، مَا يَنَالُ شَفَاعَتَنَا إِذَا رَكِبَ هَذَا حَتَّى يُصِيبَهُ أَلَمُ الْعَذَابِ وَ يَرَى هَوْلَ جَهَنَّمَ.فرمود: تو چگونه به آن چه که در قلب اوست آگاهی؟! اگر می دانی از روی مزاح و شوخی گفته است، پس برایت حلال نیست.9 - ابی شِبل گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم:مرد مسلمانی گرفتار شد و با کنیز برادرش زنا نمود؛ توبه اش چگونه است؟فرمود: باید بیاید و به برادرش خبر دهد و از او بخواهد که او را به جهت این عملش حلال کند و دیگر چنین کاری را تکرار نکند.گفتم: اگر برادرش او را حلال نکند؟فرمود: به راستی که خداوند را در حالی ملاقات می کند که زناکارِ خیانت کار است.گفتم: پس جایگاهش آتش دوزخ است؟فرمود: ای شیعیان! شفاعت حضرت محمد صلَّی اللهُ علیه وآله و شفاعت ما، گناهان شما را می ریزد. پس باز نگردید و بر شفاعت ما تکیه کنید. پس به خدا سوگند! در صورتی که مرتکب چنین گناهی شده باشد به شفاعت ما نمی رسد تا این که دردِ عذاب به او برسد و هول و ترس دوزخ را ببیند.

10 - وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ صَالِحِ بْنِ عُقْبَةَ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ صَالِحٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:سُئِلَ عَنِ الرَّجُلِ يَنْكِحُ جَارِيَةَ امْرَأَتِهِ ثُمَّ يَسْأَلُهَا أَنْ تَجْعَلَهُ فِي حِلَّ فَتَأْبَى فَيَقُولُ: إِذا لَا طَلِّقَنَّكِ وَ يَجْتَنِبُ فِرَاشَهَا فَتَجْعَلُهُ فِي حِلْ.فَقَالَ: هَذَا غَاصِبٌ فَأَيْنَ هُوَ مِنَ اللُّطْفِ؟11 - وَ عَنْهُ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ صَالِحٍ قَالَ:قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: الرَّجُلُ يَخْدَعُ امْرَأَتَهُ فَيَقُولُ: اجْعَلِينِي فِي حِلٌ مِنْ جَارِيَتِكِ تَمْسَحُ بَطْنِي وَ تَعْمِزُ رِجْلِي وَ مِنْ مَسِّي إِيَّاهَا. يَعْنِي بِمَسِّهِ إِيَّاهَا النِّكَاحَ.فَقَالَ: الْخَدِيعَةُ فِي النَّارِ.قُلْتُ: فَإِنْ لَمْ يُرِدْ بِذَلِكَ الْخَدِيعَةَ؟قَالَ: يَا سُلَيْمَانُ! مَا أَرَاكَ إِلَّا تَخْدَعُهَا عَنْ بُضْعِ جَارِيَتِهَا.10 - سلیمان بن صالح گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدند:مردی با کنیز همسرش آمیزش می کند، سپس از همسرش می خواهد که حلالش کند، ولی همسرش خودداری می کند. این مرد به همسرش می گوید: «طلاقت می دهم» و از همبستری با همسرش خودداری می کند.همسرش او را حلال می کند (آیا واقعاً حلال می شود؟)فرمود: این شخص، غاصب است، چگونه مورد بخشش قرار می گیرد؟!11 - سلیمان بن صالح گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم:مردی زنش را فریب می دهد و به او می گوید: «مرا در مورد کنیزت حلال کن تا به شکمم دست کشد و پایم را نوازش کند و همین طور حلالم کن تا او را لمس کنم» و منظورش از لمس، آمیزش است (چه حکمی دارد؟)فرمود: فریبکاری در آتش است.گفتم: اگر منظورش فریب دادن همسرش نباشد چه؟فرمود: ای سلیمان! من تو را نمی بینم جز این که همسرت را در مورد عورت کنیزش فریب داده ای!

12 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ وَ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاج وَ سَعْدِ بْنِ أَبِي خَلَفٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام فِي الرَّجُلِ يَكُونُ لَهَا الْخَادِمُ قَدْ فَجَرَتْ فَيَحْتَاجُ إِلَى لَّبَنِهَا.قَالَ: مُرْهَا فَتَحَلُلُهَا يَطِيبُ اللَّبَنُ.13 - وَ بِإِسْنَادِهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام فِي رَجُلٍ كَانَتْ لَهُ مَمْلُوكَةٌ فَوَلَدَتْ مِنَ الْفُجُورِ فَكَرِهَ مَوْلَاهَا أَنْ تُرْضِعَ لَهُ مَخَافَةَ أَلَّا يَكُونَ ذَلِكَ جَائِزاً لَهُ.فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: فَحَلَّلْ خَادِمَكَ مِنْ ذَلِكَ حَتَّى يَطِيبَ اللَّبَنُ.14 - وَ بِإِسْنَادِهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ قَالَ أَخْبَرَنِي مُحَمَّدُ بْنُ مُضَارِبٍ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:يَا مُحَمَّدً! خُذْ هَذِهِ الْجَارِيَةَ إِلَيْكَ تَخْدُمُكَ، فَإِذَا خَرَجْتَ فَرُدَّهَا إِلَيْنَا.12 - محمّد بن مسلم گوید:امام صادق علیه السَّلام در مورد همسر مردی که با بردۀ خود زنا نموده (و فرزنددار شده است و اکنون شوهرش به شیر همسرش نیاز دارد، فرمود:)همسرت را حلال کن تا شیرش پاکیزه گردد.13 - راوی گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم مردی کنیزی دارد که از زنا فرزنددار شده است ولی این شخص کراهت دارد که این کنیز برایش شیر دهد از بیم آن که این کار برایش حلال نباشد. (چه وظیفه ای دارد؟)فرمود: کنیزت را حلال کن تا شیرش پاکیزه گردد.14 - محمّد بن مضارب گوید: امام صادق علیه السَّلام به من فرمود:ای محمّد! این کنیز را برای خودت بردار تا برایت خدمت نماید، پس هر گاه به سفر رفتی او را به ما بازگردان.

15 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنِ الْخَشَّابِ عَنْ يَزِيدَ بْنِ إِسْحَاقَ شَعِرٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَطِيَّةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:إِذَا أَحَلَّ الرَّجُلُ لِلرَّجُلِ مِنْ جَارِيَتِهِ قُبْلَةً لَمْ يَحِلَّ لَهُ غَيْرُهَا، فَإِنْ أَحَلَّ لَهُ مِنْهَا دُونَ لْفَرْجِ لَمْ يَحِلُّ لَهُ غَيْرُهُ، وَإِنْ أَحَلَّ لَهُ الْفَرْجَ حَلَّ لَهُ جَمِيعُهَا.16 - عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ قَالَ : أَخْبَرَنِي قَاسِمُ بْنُ عُرْوَةَ عَنْ أَبِي الْعَبَّاسِ الْبَقْبَاقِ قَالَ:سَأَلَ رَجُلٌ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام وَ نَحْنُ عِنْدَهُ عَنْ عَارِيَّةِ الْفَرْجِ.فَقَالَ: حَرَامٌ.ثُمَّ مَكَثَ قَلِيلاً ثُمَّ قَالَ: لَكِنْ لا بَأْسَ بِأَنْ يُحِلُّ الرَّجُلُ الْجَارِيَةَ لِأَخِيهِ.15 - حسن بن عطیّه گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:هر گاه شخصی بوسیدن کنیزش را برای شخص دیگری حلال کند، جز این برای حلال نخواهد بود و اگر جز عورت کنیز، برای او حلال کند، جز این برایش حلال نخواهد بود و اگر عورت کنیز را برایش حلال کند، همه چیز برایش حلال خواهد بود.16 - أبوعبّاس بقباق گوید:در خدمت امام صادق علیه السَّلام بودیم که شخصی از حضرتش در مورد عاریه دادن عورت پرسید.فرمود: حرام است.سپس مکث کوتاهی نمود و فرمود: امّا ایرادی ندارد که شخص، کنیزش را برای برادر خود حلال کند.

### بخش صد و دوازدهم#### حکم ازدواج با کنیز فرزند(112 بَابُ الرَّجُلِ تَكُونُ لِوَلَدِهِ الْجَارِيَةُ يُرِيدُ أَنْ يَطَاهَا)1 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ أَبِي نَصْرِ عَنْ دَاوُدَ بْنِ سِرْحَانَ قَالَ:قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: رَجُلٌ تَكُونُ لِبَعْضِ وُلْدِهِ جَارِيَةٌ وَ وُلْدُهُ صِغَارٌ.فَقَالَ: لا يَصْلُحُ أَنْ يَطَأَهَا حَتَّى يُقَوْمَهَا قِيمَةَ عَدْلٍ ثُمَّ يَأْخُذَهَا وَ يَكُونُ لِوَلَدِهِ عَلَيْهِ ثَمَنُهَا.2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ النِّعْمَانِ عَنْ أَبِي الصَّبَّاح عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام فِي الرَّجُلِ تَكُونُ لِبَعْضِ وُلْدِهِ جَارِيَةً وَ وُلْدُهُ صِغَارٌ هَلْ يَصْلُحَ لَهُ أَنْ يَطَاهَا؟فَقَالَ: يُقَوِّمُهَا قِيمَةَ عَدْلٍ ثُمَّ يَأْخُذُهَا وَ يَكُونُ لِوَلَدِهِ عَلَيْهِ ثَمَنُهَا.بخش صد و دوازدهم: حکم ازدواج با کنیز فرزند1 - داوود بن سرحان گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم:یکی از فرزندان مردی غیر بالغ است و او کنیزی دارد و فرزندان او غیر بالغ اند (آیا این شخص می تواند در کنیز فرزندش تصرف کند؟)فرمود: نمی تواند با کنیز نزدیکی کند تا این که او را قیمت گذاری عادلانه ای نماید، سپس او را بردارد و قیمت کنیز از آنِ پسرش و بر عهده اوست (که باید به پسرش بپردازد.)2 - نظیر این روایت را ابو صبّاح از امام صادق علیه السَّلام نقل می کند.

3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ الْحَجَّاجِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ مُوسَى علیه السَّلام قَالَ:قُلْتُ لَهُ: الرَّجُلُ تَكُونُ لِإِبْنِهِ جَارِيَةٌ أَلَهُ أَنْ يَطَأَهَا؟فَقَالَ: يُقَوَّمُهَا عَلَى نَفْسِهِ قِيمَةً وَ يُشْهِدُ عَلَى نَفْسِهِ بِثَمَنِهَا أَحَبُّ إِلَيَّ.4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ قَالَ:كَتَبْتُ إِلَى أَبِي الْحَسَنِ علیه السَّلام فِي جَارِيَةٍ لإِبْنِ لِي صَغِيراً يَجُوزُ لِي أَنْ أَطَأَهَا؟فَكَتَبَ: لا ، حَتَّى تُخَلِّصَهَا.5 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ الرّضَا علیه السَّلام: إِنِّي كُنْتُ وَهَبْتُ لإِبْنَتِي جَارِيَةٌ حَيْثُ زَوَّجْتُهَا فَلَمْ تَزَلْ عِنْدَهَا فِي بَيْتِ زَوْجِهَا حَتَّى مَاتَ زَوْجُهَا فَرَجَعَتْ إِلَيَّ هِيَ وَ الْجَارِيَةُ أَ فَيَحِلُّ لِيَ الْجَارِيَةُ أَنْ أَطَاهَا؟3 - عبدالرحمان بن حجّاج گوید: به امام کاظم علیه السَّلام گفتم:آیا انسان می تواند با کنیز فرزندش همبستر شود؟فرمود: به نظر من بهتر آن است که آن کنیز را قیمت بگذارد و بخرد و در برابر شاهدان عادل، پرداخت قیمت را به عهده بگیرد.4 - محمّد بن اسماعیل گوید: طی نامه ای به امام کاظم علیه السَّلام نوشتم:کودک صغیر من کنیزی دارد، آیا می توانم با کنیز او همبستر شوم؟حضرتش در پاسخ نوشت: نه، مگر این که آن کنیز را (با قیمت گذاری از مالکیت کودک آزاد کنی.)5 ابن محبوب گوید: به امام رضا علیه السَّلام گفتم:موقعی که دخترم را عروس کردم، کنیزی به او هدیه دادم آن کنیز در خانۀ شوهر دخترم برای دخترم خدمت می کرد تا روزی که شوهرش از دنیا رفت و دخترم با کنیز اهدایی به خانۀ من بازگشت. آیا برای من حلال است که با آن کنیز همبستر شوم؟

فَقَالَ: قَوْمُهَا بِقِيمَةٍ عَادِلَةٍ وَ أَشْهِدْ عَلَى ذَلِكَ ثُمَّ إِنْ شِئْتَ فَطَاهَا.6 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ صَدَقَةَ قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السَّلام فَقُلْتُ: إِنَّ بَعْضَ أَصْحَابِنَا رَوَى أَنَّ لِلرَّجُلِ أَنْ يَنْكِحَ جَارِيَةً ابْنِهِ وَ جَارِيَةَ ابْنَتِهِ وَلِي ابْنَةٌ وَ ابْنُ وَ لإِبْنَتِي جَارِيَةٌ اشْتَرَيْتُهَا لَهَا مِنْ صَدَاقِهَا أَ فَيَحِلُّ لي أَنْ أَطَاهَا؟فَقَالَ: لا، إِلَّا بِإِذْنِهَا.قَالَ الْحَسَنُ بْنُ الْجَهُم: أَلَيْسَ قَدْ جَاءَ أَنَّ هَذَا جَائِزٌ؟قَالَ: نَعَمْ ذَاكَ إِذَا كَانَ هُوَ سَبَبَهُ .ثُمَّ الْتَفَتَ إِلَيَّ وَ أَوْ مَا نَحْوِي بِالسَّبَّابَةِ، فَقَالَ: إِذَا اشْتَرَيْتَ أَنْتَ لِإِبْنَتِكَ جَارِيَةً أَوْ لإِبْنِكَ، وَكَانَ الإِبْنُ صَغِيراً وَ لَمْ يَطَاهَا حَلَّ لَكَ أَنْ تَفْتَضَّهَا فَتَنْكِحَهَا وَإِلَّا فَلا إِلَّا بِإِذْنِهِمَا.فرمود: کنیز را به طور عادلانه قیمت گذاری کن و بر آن شاهد بگیر و بعداً اگر تمایل داشتی با آن کنیز همبستر شو.6 - حسن بن صدقه گوید: از امام کاظم علیه السَّلام پرسیدم:بعضی از یاران ما روایت می کنند که: «مرد می تواند با کنیز پسرش و کنیز دخترش ازدواج کند» و من دختر و پسری دارم. دخترم کنیزی دارد که از مهریّه اش برایش خریدم؛ آیا می توانم با این کنیز آمیزش کنم؟فرمود: نه، مگر با اجازۀ دخترت.حسن بن جهم گفت: مگر روایت نرسیده است که چنین کاری جایز است؟فرمود: آری، آن در صورتی است که مرد خودش سبب ازدواج (یعنی خرید کنیز باشد. حضرتش روی مبارک را به من نمود و با انگشت سبّابۀ خود به سوی من اشاره کرد و فرمود:)هر گاه برای دختر یا پسرت کنیزی خریدی و پسرت کوچک بود و با کنیز آمیزش نکرد برای تو حلال است که با کنیز آمیزش کنی، پس با او ازدواج کن، وگرنه جایز نیست مگر با اجازۀ پسر و دخترت.

### بخش صد و سیزدهم#### عدّۀ کنیزان(113 بَابُ اسْتِبْرَاءِ الْأَمَةِ)1 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ:سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ اشْتَرَى جَارِيَةً وَ لَمْ يَكُنْ لَهَا زَوْجِ أَ يَسْتَبْرِئُ رَحِمَهَا؟قَالَ: نَعَمْ.قُلْتُ: فَإِنْ كَانَتْ لَمْ تَحِضْ.فَقَالَ: أَمْرُهَا شَدِيدٌ، فَإِنْ هُوَ أَتَاهَا فَلا يُنْزِلِ الْمَاءَ حَتَّى يَسْتَبِينَ أَ حُبْلَى هِيَ أَمْ لَا؟قُلْتُ: وَ فِي كَمْ تَسْتَبِينُ لَهُ؟قَالَ: فِي خَمْسَةٍ وَ أَرْبَعِينَ يَوْماً.بخش صد و سیزدهم: عدّۀ کنیزان1 - سماعه گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم:شخص کنیزی خرید که بیشتر شوهر نداشته آیا آن کنیز بایستی عدّه نگه دارد؟فرمود: آری.گفتم اگر کنیز خونریزی ماهیانه نداشته باشد چه؟فرمود: اگر با کنیز مزبور، همبستر شود، نباید انزال نماید تا معلوم شود که کنیز آبستن است یا نه.گفتم: ظرف چه مدّتی روشن می شود که آبستن است یا نه؟فرمود: ظرف چهل و پنج روز.

2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ فِي رَجُلٍ اشْتَرَى جَارِيَةً لَمْ يَكُنْ صَاحِبُهَا يَطَؤُهَا أَ يَسْتَبْرِئُ رَحِمَهَا؟قَالَ: نَعَمْ.قُلْتُ: جَارِيَةٌ لَمْ تَحِضْ كَيْفَ يُصْنَعُ بِهَا؟قَالَ: أَمْرُهَا شَدِيدٌ غَيْرَ أَنَّهُ إِنْ أَتَاهَا فَلا يُنْزِلْ عَلَيْهَا حَتَّى يَسْتَبِينَ لَهُ إِنْ كَانَ بِهَا حَبَلٌ.قُلْتُ: وَ فِي كَمْ يَسْتَبِينُ لَهُ؟قَالَ: فِي خَمْسٍ وَ أَرْبَعِينَ لَيْلَةٌ.3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ الْحَارِثِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَمْرٍو قَالَ:قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام أَوْ لِأَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام: الْجَارِيَةُ يَشْتَرِيهَا الرَّجُلُ وَ هِيَ لَمْ تُدْرِك أَوْ قَدْ يَيْسَتْ مِنَ الْمَحِيضِ ؟2 - حلبی گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم کسی کنیزی را خرید که صاحب قبلی اش با او آمیزش نکرده است، آیا باید عدّه نگه دارد؟فرمود: آری.پرسیدم: کنیزی که حائض نمیشود حکمش چیست؟فرمود: حکمش مشکل است جز این که اگر با او آمیزش کند نباید به او انزال نماید تا اگر باردار است، برایش مشخّص شود.گفتم: در چه مدّتی مشخص می شود؟فرمود: ظرف چهل و پنج شب.3 - عبدالله بن عمرو گوید: به امام صادق و یا امام باقر علیهما السَّلام گفتم:اگر انسان کنیزی را بخرد که هنوز بالغ نشده باشد، و یا این که یائسه باشد باید عدّه نگه دارد؟

قَالَ: فَقَالَ: لَا بَأْسَ بِأَنْ لَا يَسْتَبْرِئَهَا.4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَفْصِ بْنِ الْبَخْتَرِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ فِي الرَّجُلِ يَشْتَرِي الْأُمَةَ مِنْ رَجُلٍ فَيَقُولُ: إِنِّي لَمْ أَطَاهَا.فَقَالَ: إِنْ وَيْقَ بِهِ فَلا بَأْسَ بِأَنْ يَأْتِيَهَا وَ قَالَ فِي رَجُلٍ يَبِيعُ الْأَمَةَ مِنْ رَجُلٍ.فَقَالَ: عَلَيْهِ أَنْ يَسْتَبْرِئَ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَبِيعَ.5 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ رَبِيعِ بْنِ الْقَاسِمِ قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنِ الْجَارِيَةِ الَّتِي لَمْ تَبْلُغَ الْمَحِيضَ وَيُخَافُ عَلَيْهَا الْحَبَلُ.فَقَالَ: يَسْتَبْرِئُ رَحِمَهَا الَّذِي يَبيعُهَا بِخَمْسٍ وَ أَرْبَعِينَ لَيْلَةٌ، وَ الَّذِي يَشْتَرِيهَا بِخَمْسٍ وَ أَرْبَعِينَ لَيْلَةٌ.6 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام أَنَّهُ قَالَ فِي رَجُلٍ ابْتَاعَ جَارِيَةٌ وَ لَمْ تَطْمَثْ.فرمود: اشکالی ندارد که عدّه نگه ندارد.4 - حفص بن بختری گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم کسی کنیزی می خرد و فروشنده می گوید من با این کنیز همبستر نشده ام.فرمود: اگر فروشنده مورد اعتماد باشد، مانعی ندارد که با کنیز مزبور همبستر شود.حضرتش در مورد کسی که بخواهد کنیز خود را بفروشد فرمود:باید پیش از این که کنیز را بفروشد، عده او را به پایان برساند.5 - ربیع بن قاسم گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم:کنیزی که به سن قاعده شدن نرسیده امّا احتمال حاملگی دارد (حکمش چیست؟)فرمود: کسی که او را می فروشد باید به مدت 45 شب او را در عدّه نگه دارد همین طور کسی که او را می خرد نیز باید 45 شب او را در عدّه نگه دارد.6 - حلبی گوید:امام صادق علیه السَّلام در مورد کسی که کنیزی می خرد که قاعده نمی شود، فرمود:

قَالَ: إِنْ كَانَتْ صَغِيرَةً وَ لا يُتَخَوَّفُ عَلَيْهَا الْحَبَلُ فَلَيْسَ بِهِ عَلَيْهَا عِدَّةٌ وَ لْيَطَأْهَا إِنْ شَاءَ وَإِنْ كَانَتْ قَدْ بَلَغَتْ وَ لَمْ تَطْمَتْ، فَإِنَّ عَلَيْهَا الْعِدَّةَ.قَالَ: وَ سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلِ اشْتَرَى جَارِيَةٌ وَ هِيَ حَائِضٌ.قَالَ: إِذَا طَهُرَتْ فَلْيَمَسَّهَا إِنْ شَاءَ.7 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام: عَنِ الرَّجُلِ يَشْتَرِي الْجَارِيَةَ وَ لَمْ تَحِضْ.قَالَ: يَعْتَزِلُهَا شَهْراً إِنْ كَانَتْ قَدْ مُسَّتْ.قَالَ: أَ فَرَأَيْتَ إِنِ ابْتَاعَهَا وَ هِيَ طَاهِرٌ وَ زَعَمَ صَاحِبُهَا أَنَّهُ لَمْ يَطَأْهَا مُنْذُ طَهُرَتْ.قَالَ: إِنْ كَانَ عِنْدَكَ أَمِيناً فَمَسَّهَا.وَ قَالَ: إِنَّ ذَا الْأَمْرَ شَدِيدٌ، فَإِنْ كُنْتَ لا بُدَّ فَاعِلاً فَتَحَفَّظْ لَا تُنْزِلْ عَلَيْهَا.اگر کنیز کوچک باشد و احتمال حامله شدنش نرود، عدّه ای بر گردنش نیست و اگر بخواهد می تواند با او نزدیکی کند و اگر کنیز به سن بلوغ برسد، ولی هنوز قاعده نمی شود باید عدّه نگه دارد.و از حضرتش سؤال کردم: مردی کنیزی می خرد که در دوران قاعدگی است (چه حکمی دارد؟)فرمود: هنگامی که پاک شد اگر تمایل داشته باشد می تواند با او نزدیکی نماید.7 - عبدالله بن سنان گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم:اگر انسان کنیزی بخرد که هنوز عادت نشده باشد، (تکلیف او چیست؟)فرمود: اگر صاحب کنیز قبلی با او همبستر شده، خریدار باید یک ماه از او کناره بگیرد.گفتم: اگر کنیزی موقع خریدن پاک باشد و فروشنده مدّعی باشد که بعد از پاکی با کنیز خود همبستر نشده، (تکلیف او چیست؟)فرمود: اگر فروشنده مورد اعتماد تو باشد، می توانی با آن کنیز همبستر شوی.هم چنین فرمود: این مسأله مشکل است. اگر ناگزیر شدی با کنیزت مباشرت کنی، مراقب باش که نطفه ات را در رحم او قرار ندهی.

8 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ أَخِيهِ الْحَسَنِ عَنْ زُرْعَةَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ:سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ اشْتَرَى جَارِيَةٌ وَهِيَ طَامِتٌ أَ يَسْتَبْرِئُ رَحِمَهَا بِحَيْضَةٍ أُخْرَى أَمْ تَكْفِيهِ هَذِهِ الْحَيْضَةُ؟فَقَالَ: لَا، بَلْ تَكْفِيهِ هَذِهِ الْحَيْضَةُ فَإِنِ اسْتَبْرَأَهَا بِأُخْرَى فَلَا بَأْسَ هِيَ بِمَنْزِلَةِ فَضْلٍ.9 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيَّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ حُمْرَانَ قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السَّلام عَنْ رَجُلٍ اشْتَرَى أَمَةٌ هَلْ يُصِيبُ مِنْهَا دُونَ الْغِشْيَانِ وَ لَمْ يَسْتَبْرتُهَا؟قَالَ: نَعَمْ، إِذَا اسْتَوْجَبَهَا وَ صَارَتْ مِنْ مَالِهِ، فَإِنْ مَاتَتْ كَانَتْ مِنْ مَالِهِ.8 - سماعه گوید: از حضرتش پرسیدم:اگر انسان کنیزی بخرد که در دوران حیض باشد، آیا باید رحم او را با یک نوبت دیگر استبراء کند، یا همین حیض کافی است؟فرمود: نه، بلکه همین حیض کفایت می کند، و اگر یک نوبت دیگر نیز او را استبراء کند، مانعی ندارد که این، به سان اطمینان زیادتر است.9 - حمران گوید: از امام باقر علیه السَّلام سؤال کردم:شخصی کنیزی خرید، ولی هنوز استبراء نکرده است آیا می تواند به جز آمیزش بهره های دیگر را از او ببرد؟فرمود: آری، در صورتی که کنیز را به طور کامل صاحب شده و به ملکیتش در آمده باشد به گونه ای اگر کنیز بمیرد، از اموال این شخص محسوب می شود.

10 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ عَمَّارِ بْنِ مُوسَى عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام فِي رَجُلٍ اشْتَرَى مِنْ رَجُلٍ جَارِيَةٌ بِثَمَنٍ مُسَمَّى ثُمَّ افْتَرَقَا.قَالَ: وَجَبَ الْبَيْعُ وَ لَيْسَ لَهُ أَنْ يَطَأَهَا وَهِيَ عِنْدَ صَاحِبِهَا حَتَّى يَقْبِضَهَا وَ يُعْلِمَ صَاحِبَهَا، وَالثَّمَنُ إِذَا لَمْ يَكُونَا اشْتَرَطَا فَهُوَ نَقْدٌ.### بخش صد و چهاردهم#### کنیزان فرزند آور(114 بَابُ السَّرَارِي)1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِيِّ عَنِ ابْنِ الْقَدَّاحِ عَنْ عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلَّى اللهُ عليه وآله:عَلَيْكُمْ بِأُمَّهَاتِ الْأَوْلَادِ، فَإِنَّ فِي أَرْحَامِهِنَّ الْبَرَكَةَ.10 - عمّار بن موسی گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم:کسی کنیزی را به قیمت معینی از شخصی خرید، سپس از هم جدا شدند. (تکلیف چیست؟)فرمود: خرید و فروش حتمی گشته است و فروشنده حق ندارد با کنیز نزدیکی کند و این کنیز نزد صاحب قبلی اش می ماند تا صاحب کنونی اش او را تحویل بگیرد. و صاحب قبلی باید وضعیت عدّه کنیز را به صاحب کنونی خبر دهد و قیمت _ در صورتی که شرط نکرده باشند _ نقدی است.بخش صد و چهاردهم: کنیزان فرزند آور1 - ابن قدّاح گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود:بر شما باد به کنیزان فرزند دار! زیرا در رحم های آنان برکت است.

2 - حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ عَلِيٍّ بن الْحُسَيْن علیه السَّلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله.اطْلُبُوا الْأَوْلادَ مِنْ أُمَّهَاتِ الْأَوْلَادِ، فَإِنَّ فِي أَرْحَامِهِنَّ الْبَرَكَةَ.### بخش صد و پانزدهم#### خرید کنیز باردار(115 بَابُ الْأَمَةِ يَشْتَرِيهَا الرَّجُلُ وَ هِيَ حُبْلَى)1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ رِفَاعَةَ بْنِ مُوسَى عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ قَالَ:سَأَلْتُهُ عَنِ الْأَمَةِ الْحُبْلَى يَشْتَرِيهَا الرَّجُلُ؟فَقَالَ: سُئِلَ عَنْ ذَلِكَ أَبِي فَقَالَ: أَحَلَّتْهَا آيَةً وَ حَرَّمَتْهَا آيَةٌ أُخْرَى أَنَا نَاهِ عَنْهَا نَفْسِي وَ وُلْدِي.فَقَالَ الرَّجُلُ: أَنَا أَرْجُو أَنْ أَنْتَهِيَ إِذَا نَهَيْتَ نَفْسَكَ وَ وَلَدَكَ.2 - ابو حمزه گوید: امام سجاد علیه السَّلام فرمود: پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود:فرزندان خود را از کنیزان فرزنددار بخواهید؛ زیرا در رحم های آنان برکت است.بخش صد و پانزدهم: خرید کنیز باردار1 - رفاعه بن موسی گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم:شخصی کنیز بارداری می خرد، (آمیزش با او چه صورت دارد؟)فرمود: همین پرسش را از پدرم پرسیدند. پدرم فرمود: یک آیه قرآن آمیزش با کنیز باردار را حلال کرده و آیه دیگری آن را تحریم کرده است. من خودم و فرزندانم را از چنین مباشرتی باز می دارم».آن مرد گفت: در صورتی که شما خود و فرزندانت را بازداری، امیدوارم که من نیز از چنین مباشرتی پرهیز کنم.

2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ رِفَاعَةَ.قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ مُوسَى علیه السَّلام فَقُلْتُ: أَشْتَرِي الْجَارِيَةَ فَتَمْكُثُ عِنْدِيَ الْأَشْهُرَ لا تَطْمَتُ وَ لَيْسَ ذَلِكَ مِنْ كِبَرِ ، فَأُرِيهَا النِّسَاءَ فَيَقُلْنَ : لَيْسَ بِهَا حَبَلْ أَفَلِي أَنْ أَنْكِحَهَا فِي فَرْجِهَا؟فَقَالَ: إِنَّ الصَّمْتَ قَدْ تَحْبِسُهُ الرِّيحُ مِنْ غَيْرِ حَبَلٍ فَلَا بَأْسَ أَنْ تَمَسَّهَا فِي الْفَرْجِ.قُلْتُ: فَإِنْ كَانَتْ حُبْلَى فَمَا لِي مِنْهَا إِنْ أَرَدْتُ؟قَالَ: لَكَ مَا دُونَ الْفَرْجِ.3 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَيْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ قَيْسٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ فِي الْوَلِيدَةِ يَشْتَرِيهَا الرَّجُلُ وَهِيَ حُبْلَى.قَالَ: لَا يَقْرَبُهَا حَتَّى تَضَعَ وَلَدَهَا.2 - رفاعه گوید: از امام کاظم علیه السَّلام پرسیدم:کنیزی خریده ام که هنوز چند ماه می گذرد، حیض نشده است؛ و این از پیری و سالمندی نیست. او را به زنان نشان داده ام، می گویند: حامله نیست. آیا می توانم با او همبستر شوم؟فرمود: گاهی باد رحم خون ریزی ماهیانه را قطع می کند بدون این که آبستن باشد. در این صورت مباشرت با او مانعی ندارد.گفتم: اگر حامله باشد در صورتی که بخواهم بهره ببرم تا چه اندازه ای از این کنیز برایم حلال است؟فرمود: جز آمیزش هر نوع بهره ای برای توست.3 - محمّد بن قیس گوید:امام باقر علیه السَّلام در مورد کنیز بارداری که شخص می خرد، فرمود:با او نزدیکی نکند تا زایمان نماید.

4 - سَهْل عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ رِئَابٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ:قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام: الرَّجُلُ يَشْتَرِي الْجَارِيَةَ وَ هِيَ حَامِلٌ مَا يَحِلُّ لَهُ مِنْهَا؟فَقَالَ: مَا دُونَ الْفَرْجِ.قُلْتُ: فَيَشْتَرِي الْجَارِيَةَ الصَّغِيرَةَ الَّتِي لَمْ تَطْمَتْ وَ لَيْسَتْ بِعَذْرَاءَ أَ يَسْتَبْرِئُهَا؟قَالَ: أَمْرُهَا شَدِيدٌ إِذَا كَانَ مِثْلُهَا تَعْلَقُ فَلْيَسْتَبْرِئُهَا.5 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ زُرَارَةَ بْنِ أَعْيَنَ قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السَّلام عَنِ الْجَارِيَةِ الْحُبْلَى يَشْتَرِيهَا الرَّجُلُ فَيُصِيبُ مِنْهَا دُونَ الْفَرْجِ.قَالَ: لا بَأْسَ.قُلْتُ: فَيُصِيبُ مِنْهَا فِي ذَلِكَ.قَالَ: تُرِيدُ تَغِرَّةٌ.4 - ابوبصیر گوید: به امام باقر علیه السَّلام عرض کردم:شخصی کنیز بارداری می خرد تا چه اندازه ای می تواند از او بهره ببرد؟فرمود: به جز آمیزش.عرض کردم: اگر انسان کنیز خردسالی بخرد که هنوز حایض نشده است و از طرفی باکره نیست، آیا باید او را در عده نگه دارد؟فرمود: حکمش مشکل است؛ هرگاه چنین کنیزی بگیرد باید او را در عدّه نگه دارد.5 - زراره گوید: از امام باقر علیه السَّلام پرسیدم:شخصی کنیزی می خرد که آبستن می باشد، و به استثنای آمیزش از وجود او کامیاب می شود (حکمش چیست؟)فرمود: مانعی ندارد.گفتم: اگر آمیزش کند چه؟فرمود: می خواهی خودت را به هلاکت بیفکنی؟!

### بخش صد شانزدهم#### حکم کسی که کنیز را آزاد می کند و آن را مهریّه ازدواجش قرار می دهد(116 بَابُ الرَّجُلِ يُعْتِقُ جَارِيَتَهُ وَ يَجْعَلُ عِتْقَهَا صَدَاقَهَا)1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ يُعْتِقُ الْأُمَةَ وَ يَقُولُ : مَهْرُكِ عِتْقُكِ.فَقَالَ: حَسَنٌ.2 - حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَن الرَّجُل تَكُونُ لَهُ الْأَمَةُ فَيُرِيدُ أَنْ يُعْتِقَهَا فَيَتَزَوَّجَهَا أَيَجْعَلُ عِنْقَهَا مَهْرَهَا أَوْ يُعْتِقَهَا ثُمَّ يُصْدِ قُهَا؟ وَهَلْ عَلَيْهَا مِنْهُ عِدَّةٌ؟ وَ كَمْ تَعْتَدُّ إِنْ أَعْتَقَهَا؟ وَهَلْ يَجُوزُ لَهُ نِكَاحُهَا بِغَيْرِ مَهْرٍ؟ وَ كَمْ تَعْتَدُّ مِنْ غَيْرِهِ؟بخش صد و شانزدهم: حکم کسی که کنیز را آزاد می کند و آن را مهریّه ازدواجش قرار می دهد1 - حلبی گوید: از امام صادق علیه السَّلام سؤال کردم:شخصی کنیزش را آزاد می کند سپس می گوید: «مهریه تو آزادی ات می باشد» (چنین ازدواجی صحیح است؟فرمود: (این، ازدواجی نیکوست.)2- عبدالرحمان بن ابی عبدالله گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم:کسی کنیزی دارد و تصمیم میگیرد او را آزاد کرده و با او ازدواج کند، آیا می تواند آزادی او را مهریّه اش قرار دهد؟ یا این که او را آزاد کند، سپس مهریّه ای به او بپردازد؟ آیا باید عدّه نگه دارد؟ و اگر آزاد کند، چه مدّتی باید عدّه نگه دارد؟ آیا میتواند بدون مهریّه با او ازدواج نماید؟ و برای دیگران چه مدّتی عده نگه دارد؟

فَقَالَ: يَجْعَلُ عِتْقَهَا صَدَاقَهَا إِنْ شَاءَ وَ إِنْ شَاءَ أَعْتَقَهَا ثُمَّ أَصْدَقَهَا، وَإِنْ كَانَ عِتْقُهَا صَدَاقَهَا، فَإِنَّهَا تَعْتَدُّ وَ لَا يَجُوزُ نِكَاحُهَا إِذَا أَعْتَقَهَا إِلَّا بِمَهْرٍ وَ لَا يَطَأُ الرَّجُلُ الْمَرْأَةَ إِذَا تَزَوَّجَهَا حَتَّى يَجْعَلَ لَهَا شَيْئاً وَ إِنْ كَانَ دِرْهَماً.3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْحَجَّالِ عَنْ ثَعْلَبَةَ عَنْ عُبَيْدِ بْنِ زُرَارَةَ أَنَّهُ سَمِعَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام يَقُولُ: إِذَا قَالَ الرَّجُلُ لِأَمَتِهِ أُعْتِقُكِ وَ أَتَزَوَّجُكِ وَأَجْعَلُ مَهْرَكِ عِنْقَكِ فَهُوَ جَائِزٌ.4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ يُعْتِقُ سُرِّيَّتَهُ أَ يَصْلُحُ لَهُ أَنْ يَتَزَوَّجَهَا بِغَيْرِ عِدَّةٍ؟قَالَ: نَعَمْ.قُلْتُ: فَغَيْرُهُ؟قَالَ: لَا، حَتَّى تَعْتَدُ ثَلَاثَةَ أَشْهُرٍ.فرمود: اگر مایل باشد می تواند آزادی کنیز را مهریّه ازدواج او قرار دهد و نیز اگر بخواهد می تواند او را آزاد کند سپس برای ازدواج با او مهریّه دیگری مقرر کند و اگر مهریه اش، آزادیاش باشد باید عدّه نگه دارد، و اگر او را آزاد کند، بدون مهریّه نمی تواند با او ازدواج هیچ کس حق ندارد با همسر خود همبستر شود، مگر موقعی که برایش مهریّه قرار دهد، گر چه یک درهم باشد.3 - عبید بن زراره گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:اگر انسان به کنیز خود بگوید: «من تو را آزاد می کنم و با خودم تزویج می نمایم و مهر تو را آزادی تو قرار می دهم»، جایز خواهد بود.4 - حلبی گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم:شخصی کنیز فرزنددار خود را آزاد می کند آیا می تواند بدون این که کنیز عدّه نگه دارد با او ازدواج کند؟فرمود: آری.گفتم: این کنیز می تواند با دیگران نیز بدون عده نگه داشتن ازدواج کند؟فرمود: نه، تا این که سه ماه عدّه نگه دارد.

5 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ جَمِيعاً عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ بْنِ مِهْرَانَ قَالَ:سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ لَهُ زَوْجَةٌ وَ سُرِّيَّةٌ يَبْدُو لَهُ أَنْ يُعْتِقَ سُرِّيَّتَهُ وَ يَتَزَوَّجَهَا؟فَقَالَ: إِنْ شَاءَ اشْتَرَطَ عَلَيْهَا أَنَّ عِتْقَهَا صَدَاقُهَا، فَإِنَّ ذَلِكَ حَلَالٌ أَوْ يَشْتَرِطُ عَلَيْهَا، إِنْ شَاءَ قَسَمَ لَهَا وَإِنْ شَاءَ لَمْ يَقْسِمْ وَ إِنْ شَاءَ فَضَّلَ الْحُرَّةَ عَلَيْهَا فَإِنَّ رَضِيَتْ بِذَلِكَ فَلا بَأْسَ.### بخش صد و هفدهم#### احکام همسران برده(117 بَابُ مَا يَحِلُّ لِلْمَمْلُوكِ مِنَ النِّسَاءِ)1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ وَأَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ وَ صَفْوَانَ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السَّلام قَالَ:سَأَلْتُهُ عَنِ الْعَبْدِ يَتَزَوَّجُ أَرْبَعَ حَرَائِرَ؟5- سماعة بن مهران گوید: از امام علیه السَّلام پرسیدم:اگر انسان زنی عقدی و کنیزی فرزنددار داشته باشد و تصمیم بگیرد که کنیز را آزاد کند سپس با او ازدواج نماید، (چه شرایطی را می تواند به او پیشنهاد کند؟)فرمود: اگر بخواهد می تواند شرط کند که مهریّه او همان آزادی او باشد؛ زیرا چنین شرطی جایز است. یا این که شرط کند اگر تمایل داشته باشد همخوابگی را بین او و زن آزادش (به تساوی تقسیم کند و اگر هم بخواهد، تقسیم نکند . و اگر بخواهد زن آزادش را بر او برتری دهد. پس اگر کنیز این شروط را قبول کرد، ایرادی ندارد.)بخش صد و هفدهم: احکام همسران برده1 - محمّد بن مسلم گوید: از امام (باقر و یا امام صادق علیهما السَّلام پرسیدم:)آیا غلام می تواند با چهار زن آزاد ازدواج کند؟

قَالَ: لا، وَلَكِنْ يَتَزَوَّجُ حُرَّتَيْنِ وَ إِنْ شَاءَ تَزَوَّجَ أَرْبَعَ إِمَاءٍ.2 - أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيٌّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:سَأَلْتُهُ عَنِ الْمَمْلُوكِ مَا يَحِلُّ لَهُ مِنَ النِّسَاءِ؟فَقَالَ: حُرَّتَانِ أَوْ أَرْبَعُ إِمَاءٍ.قَالَ: وَ لا بَأْسَ بِأَنْ يَأْذَنَ لَهُ مَوْلاهُ فَيَشْتَرِيَ مِنْ مَالِهِ إِنْ كَانَ لَهُ جَارِيَةً أَوْ جَوَارِيَ يَطَؤُهُنَّ وَ رَقِيقُهُ لَهُ حَلالٌ.- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ وَ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ جَمِيعاً عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ عُرْوَةَ عَنِ ابْنِ بُكَيْرِ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السَّلام قَالَ:سَأَلْتُهُ عَنِ الْمَمْلُوكِ كَمْ يَحِلُّ لَهُ أَنْ يَتَزَوَّجَ؟فرمود: نه، ولی می تواند با دو زن آزاده ازدواج کند و اگر بخواهد می تواند با چهار کنیز ازدواج نماید.2 - حسن بن زیاد گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم:چند همسر دائمی برای برده حلال است؟فرمود: دو زن آزاد یا چهار کنیز.و حضرتش فرمود: و ایرادی ندارد که صاحب برده _ در صورتی که برده مال و ثروتی داشته باشد _ به برده اش اجازه دهد که از اموال خود کنیز یا کنیزانی خریداری کند و با آنان همبستر شود. و یک کنیز مخصوص خدمت نیز برای او حلال است.3 - زراره از امام (باقر علیه السَّلام و یا امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: برده با چند همسر می تواند ازدواج کند؟)

قَالَ: حُرْتَانِ أَوْ أَرْبَعُ إِمَاءوَ قَالَ: لَا بَأْسَ إِنْ كَانَ فِي يَدِهِ مَالٌ وَكَانَ مَأْذُونَا لَهُ فِي التَّجَارَةِ أَنْ يَتَسَوَّى مَا شَاءَ مِنَ الْجَوَارِي وَ يَطَأَهُنَّ.4 - حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ عَنْ أَبَانِ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَن الْمَمْلُوكِ يَأْذَنُ لَهُ مَوْلاهُ أَنْ يَشْتَرِيَ مِنْ مَالِهِ الْجَارِيَةَ وَ الثَّنْتَيْنِ وَ الثَّلَاثَ وَ رَقِيقُهُ لَهُ حَلَالٌ.قَالَ: يَحُدُّ لَهُ حَداً لا يُجَاوِزُهُ.5 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:إِذَا أَذِنَ الرَّجُلُ لِعَبْدِهِ أَنْ يَتَسَرَّى مِنْ مَالِهِ، فَإِنَّهُ يَشْتَرِي كَمْ شَاءَ بَعْدَ أَنْ يَكُونَ قَدْ أَذِنَ لَهُ.فرمود: با دو زن آزاد و یا چهار کنیز.و فرمود: اگر برده مالی داشته باشد و از مولایش اجازه تجارت داشته باشد می تواند هر چه خواست کنیز بخرد و با زنان آمیزش نماید.4 - اسحاق بن عمّار گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم:اگر مولا به برده خود اجازه دهد و هم چنین کنیز مخصوص خدمت نیز که از مال خود یک یا دو، و یا سه کنیز خریداری کند، برای او حلال خواهد بود؟فرمود: مولایش باید برای او حدّی مقرّر کند تا از آن حد تجاوز نکند.5 - زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:در صورتی که انسان به غلام خویش اجازه دهد تا از مال خود برای خود کنیز شخصی تهیّه کند، غلام هر تعدادی که مایل باشد، می تواند کنیز بخرد البتّه پس از آن که مولایش به او اجازه داده باشد.

### بخش صد و هجدهم#### حکم ازدواج برده بدون رضایت مولایش(118 بَابُ الْمَمْلُوكِ يَتَزَوَّجُ بِغَيْرِ إِذْنِ مَوْلَاهُ)1 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْن سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:لا يَجُوزُ لِلْعَبْدِ تَحْرِيرٌ وَ لا تَزْوِيجٌ وَ لَا إِعْطَاءٌ مِنْ مَالِهِ إِلَّا بِإِذْنِ مَوْلَاهُ.2 - أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ قَالَ:سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ تَزَوَّجَ عَبْدُهُ بِغَيْرِ إِذْنِهِ فَدَخَلَ بِهَا ثُمَّ اطَّلَعَ عَلَى ذَلِكَ مَوْلَاهُ.فَقَالَ: ذَلِكَ إِلَى مَوْلاهُ إِنْ شَاءَ فَرَّقَ بَيْنَهُمَا وَ إِنْ شَاءَ أَجَازَ نِكَاحَهُمَا، فَإِنْ فَرَّقَ بَيْنَهُمَا فَلِلْمَرْأَةِ مَا أَصْدَقَهَا إِلَّا أَنْ يَكُونَ اعْتَدَى فَأَصْدَقَهَا صَدَاقَاً كَثِيراً وَ إِنْ أَجَازَ نِكَاحَهُ فَهُمَا عَلَى نِكَاحِهِمَا الْأَوَّلِ.بخش صد و هیجدهم: حکم ازدواج برده بدون رضایت مولایش1 - عبدالله بن سنان گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:برده نمی تواند خود را آزاد کند، ازدواج نماید و از اموال خود به دیگران ببخشد مگر با اجازۀ مولایش.2 - زراره گوید: به امام باقر علیه السَّلام گفتم:برده بدون اجازۀ مولایش ازدواج می کند و بعد از مباشرت و زفاف مولایش مطلع می شود، (تکلیف آنان چه خواهد بود؟)فرمود: امر ازدواج به دست مولای آن غلام است، اگر بخواهد بین آن دو جدایی می افکند و اگر بخواهد ازدواج آنان را امضا می کند. و اگر بین آنان جدایی افکند، زن مستحق مهریّه می باشد . مگر در صورتی که برده از حد متعارف گذشته و مهریه فراوانی برایش تعیین کرده باشد. و اگر مولا ازدواج آنان را امضا کند، بر همان ازدواج سابق شان می مانند.

فَقُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام: فَإِنَّ أَصْلَ النِّكَاحَ كَانَ عَاصِياً.فَقَالَ أَبُو جَعْفَرِ علیه السَّلام: إِنَّمَا أَتَى شَيْئاً حَلالاً وَ لَيْسَ بِعَاصٍ لِلَّهِ، إِنَّمَا عَصَى سَيِّدَهُ وَ لَمْ يَعْصِ الله. إِنَّ ذَلِكَ لَيْسَ كَإِنْيَانِ مَا حَرَّمَ اللهُ عزَّوَجَل عَلَيْهِ مِنْ نِكَاحَ فِي عِدَّةٍ وَ أَشْبَاهِهِ.3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَيْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:سَأَلْتُهُ عَنْ مَمْلُوكٍ تَزَوَّجَ بِغَيْرِ إِذْنِ سَيِّدِهِ.فَقَالَ: ذَاكَ إِلَى سَيِّدِهِ إِنْ شَاءَ أَجَازَهُ، وَإِنْ شَاءَ فَرَّقَ بَيْنَهُمَا.قُلْتُ: أَصْلَحَكَ اللَّهُ! إِنَّ الْحَكَمَ بْنَ عُتَيْبَةَ وَإِبْرَاهِيمَ النَّخَعِيَّ وَأَصْحَابَهُمَا يَقُولُونَ: إِنَّ أَصْلَ النِّكَاحَ فَاسِدٌ وَ لَا تَحِلُّ إِجَازَةُ السَّيْدِ لَهُ.فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السَّلام: إِنَّهُ لَمْ يَعْصِ اللَّهَ، إِنَّمَا عَصَى سَيْدَهُ فَإِذَا أَجَازَهُ فَهُوَ لَهُ جَائِرٌ.به حضرتش گفتم: اصل ازدواج آنان با نافرمانی خدا انجام گرفته است.فرمود: او فقط کار حلالی انجام داده است و در برابر خدا نافرمان نیست، بلکه تنها در برابر مولایش نافرمان است. و خداوند را نافرمانی نکرده است. این ازدواج نظیر آن چه که خداوند بر او حرام کرده است _ از ازدواج در حال عدّه و امثال آن _ نمی باشد.3- زراره گوید: به امام باقر علیه السَّلام گفتم:اگر غلام بدون اجازۀ مولایش ازدواج کند، (چه صورت دارد؟)فرمود: اختیار آن با مولای اوست؛ اگر مولا بخواهد می تواند ازدواجشان را امضا کند و اگر بخواهد می تواند آنان را از هم جدا سازد.گفتم: خداوند کارهای شما اصلاح کند! حکم بن عتيبه، ابراهیم نخعی و یارانشان می گویند: اصل ازدواج، فاسد است و اجازۀ مولا به او، جایز نیست.امام باقر علیه السَّلام فرمود: این غلام از خدا نافرمانی نکرده است، بلکه فقط از مولایش نافرمانی کرده است. اگر مولا، ازدواج او را امضا کند، پیوند ازدواج برایش حلال است.

4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ وَهْبٍ قَالَ : جَاءَ رَجُلٌ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام فَقَالَ:إِنِّي كُنْتُ مَمْلُوكَا لِقَوْمٍ وَإِنِّي تَزَوَّجْتُ امْرَأَةً حُرَّةً بِغَيْرِ إِذْنِ مَوَالِيَّ ثُمَّ أَعْتَقُونِي بَعْدَ ذَلِكَ أَ فَأَجَدِّدُ نِكَاحِي إِيَّاهَا حِينَ أُعْتِقْتُ؟فَقَالَ لَهُ: أَكَانُوا عَلِمُوا أَنَّكَ تَزَوَّجْتَ امْرَأَةً وَأَنْتَ مَمْلُوكُ لَهُمْ؟فَقَالَ: نَعَمْ وَ سَكَتُوا عَنِّي وَ لَمْ يُعَيِّرُوا عَلَيَّ.فَقَالَ: سُكُوتُهُمْ عَنْكَ بَعْدَ عِلْمِهِمْ إِقْرَارٌ مِنْهُمْ اثْبُتْ عَلَى نِكَاحِكَ الْأَوَّلِ.5 - مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ عُمَيْرٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ الْحَجَّاجِ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ حَازِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام مَمْلُوكٍ تَزَوَّجَ بِغَيْرِ إِذْنِ مَوْلَاهُ أَعَاصٍ لِلَّهِ؟قَالَ: عَاصِ لِمَوْلاهُ؟قُلْتُ: حَرَامٌ هُوَ؟4 - معاوية بن وهب گوید:مردی به محضر امام صادق علیه السَّلام آمد و گفت : من بردۀ قبیله ای بودم و بی اجازۀ صاحبانم با زن آزادی ازدواج کردم بعدها صاحبانم مرا آزاد کردند> اینک که آزاد شده ام، باید ازدواج خود را تجدید کنم؟حضرتش به او فرمود: هنگامی که بردۀ آنان بودی باخبر شده بودند که با زنی آزاد ازدواج کرده ای؟گفت: آری. باخبر شدند و چیزی نگفتند و به من اعتراضی نکردند.حضرتش فرمود: سکوت آنان بعد از علم و آگاهی شان، به منزلۀ اقرارشان می باشد؛ بر ازدواج سابقت باقی بمان.5 منصور بن حازم گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم: غلامی که بی اجازۀ مولایش ازدواج کند، خدا را نافرمان شده است؟فرمود: از مولایش نافرمانی کرده است.گفتم: آیا ازدواجش حرام است؟

قَالَ : مَا أَزْعُمُ أَنَّهُ حَرَامٌ وَ قُلْ لَهُ أَنْ لَا يَفْعَلَ إِلَّا بِإِذْنِ مَوْلَاهُ.6 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ وَهْبٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام أَنَّهُ قَالَ فِي رَجُلٍ كَاتَبَ عَلَى نَفْسِهِ وَ مَالِهِ وَ لَهُ أَمَةً وَ قَدَّ شُرِطَ عَلَيْهِ أَنْ لا يَتَزَوَّجَ فَأَعْتَقَ الْأَمَةَ وَ تَزَوَّجَهَا.فَقَالَ: لَا يَصْلُحُ لَهُ أَنْ يُحْدِثَ فِي مَالِهِ إِلَّا الْأَكْلَةَ مِنَ الطَّعَامِ وَ نِكَاحُهُ فَاسِدٌ مَرْدُودٌ.قِيلَ : فَإِنَّ سَيِّدَهُ عَلِمَ بِنِكَاحِهِ وَ لَمْ يَقُلْ شَيْئاً.قَالَ: إِذَا صَمَتَ حِينَ يَعْلَمُ بِذَلِكَ فَقَدْ أَقَرَّ.قِيلَ : فَإِنَّ الْمُكَاتَبَ عَتَقَ أَ فَتَرَى أَنْ يُجَدِّدَ نِكَاحَهُ أَوْ يَمْضِيَ عَلَى النِّكَاحِ الْأَوَّلِ؟قَالَ: يَمْضِي عَلَى نِكَاحِهِ.7 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله:فرمود: من تصوّر نمی کنم که ازدواج او حرام باشد. به آن غلام بگو: جز با اجازۀ مولایش هیچ کاری نکند.6 - معاوية بن وهب گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: غلامی صاحب کنیز شخصی است و با مولای خود قرار می گذارد که تجارت کند و با پرداخت بها، آزادی جان و مال خود را باز یابد؛ و با آن که مولایش با او شرط نهاده که ازدواج ننماید، کنیز خود را آزاد می کند و با او ازدواج می نماید، (ازدواج آنان چه صورت دارد؟)فرمود: این غلام، حق ندارد در اموال خود تصرّف کند، جز مصرف خوراک عادی، و ازدواج او فاسد و مردود است.گفته شد: مولای غلام، از نکاح او مطلع گشته و اعتراضی نکرده است، ( در این صورت تکلیف ازدواج آنان چیست؟)فرمود: در صورتی که مولایش بعد از علم و آگاهی ساکت مانده باشد، در واقع این ازدواج را اقرار و امضا کرده است.گفته شد: اگر برده آزاد شود به نظر شما عقد ازدواج خود را تجدید کند یا بر ازدواج قبلی خود بماند؟فرمود: بر ازدواج قبلی خود می ماند.سکونی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود:

أَيُّمَا امْرَأَةٍ حُرَّةٍ زَوَّجَتْ نَفْسَهَا عَبْداً بِغَيْرِ إِذْنِ مَوْلَاهُ فَقَدْ أَبَاحَتْ فَرْجَهَا وَ لَا صَدَاقَ لَهَا.(119 بَابُ الْمَمْلُوكَةُ تَتَزَوَّجُ بِغَيْرِ إِذْنِ مَوَالِيهَا)1 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ الْبَزَنْطِيِّ عَنْ دَاوُدَ بْنِ الْحُصَيْنِ عَنْ أَبِي الْعَبَّاسِ قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنِ الْأَمَةِ تَتَزَوَّجُ بِغَيْرِ إِذْنِ أَهْلِهَا.قَالَ: يَحْرُمُ ذَلِكَ عَلَيْهَا وَ هُوَ الزِّنَا.2 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبَانِ عَنْ فَضْلِ بْن عَبْدِ الْمَلِكِ قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنِ الْأَمَةِ تَتَزَوَّجُ بِغَيْرِ إِذْنِ مَوَالِيهَا.هر زن آزادی که خودش را بدون اجازه مولای برده به ازدواج برده ای درآورد، عورت خود را حلال کرده است، و مهریّه ای ندارد.بخش صد و نوزدهم: ازدواج کنیز بدون اجازه صاحبش1 - ابوعبّاس گوید: از امام صادق علیه السَّلام در خصوص کنیزی که بدون اجازۀ صاحبش ازدواج می کند پرسیدم.فرمود: این ازدواج بر او حرام است و این کار، زنا می باشد.2 - فضل بن عبدالملک نیز نظیر این روایت را از امام صادق علیه السَّلام نقل می کند.

قَالَ: يَحْرُمُ ذَلِكَ عَلَيْهَا وَ هُوَ زِنِّي.### بخش صد و بیستم#### حکم تزویج مولا غلام خود را با کنیز خود(120 بَابُ الرَّجُلُ يُزَوِّجُ عَبْدَهُ أَمَتَهُ)1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيِّ قَالَ:قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: الرَّجُلُ كَيْفَ يُنْكِحُ عَبْدَهُ أَمَتَهُ.قَالَ: يَقُولُ : قَدْ أَنْكَحْتُكَ فُلانَةَ وَ يُعْطِيهَا مَا شَاءَ مِنْ قِبَلِهِ، أَوْ مِنْ قِبَلِ مَوْلاهُ وَ لَوْ مُدّاً مِنْ طَعَامٍ أَوْ دِرْهَماً أَوْ نَحْوَ ذَلِكَ.2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ أَبَانٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام الْمَمْلُوكِ فَتَكُونَ لِمَوْلاهُ أَوْ لِمَوْلَاتِهِ أَمَةٌ فَيُرِيدُ أَنْ يَجْمَعَ بَيْنَهُمَا يُنْكِحُهُ نِكَاحاً أَوْ يُجْزِتُهُ أَنْ يَقُولَ: قَدْ أَنْكَحْتُكَ فُلانَةً وَ يُعْطِي مِنْ قِبَلِهِ شَيْئاً أَوْ مِنْ قِبَلِ الْعَبْدِ؟بخش صد و بیستم: حکم تزویج مولا غلام خود را با کنیز خود1 - حلبی گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم:مولا چگونه غلام خود را به کنیزش تزویج کند؟فرمود: بگوید «تو را به ازدواج فلان کنیز در آوردم» و برده از جانب خود یا مولایش به هر اندازه ای که تمایل داشته باشد، اگر چه یک مدّ غذا یا یک درهم یا امثال آن باشد، به کنیز مهریّه پرداخت کند.2 - محمّد بن مسلم گوید: از امام باقر علیه السَّلام پرسیدم:برده ای که مولایش _ چه زن باشد چه مرد _ کنیزی دارد و قصد دارد که این غلام را با کنیزش تزویج کند، آیا باید به صورت متداول عقد ازدواج را جاری کند یا کفایت می کند که به غلام خود بگوید: فلان کنیزم را با تو تزویج کردم؛ و بعد از جانب خود و یا از جانب غلامش مبلغی به رسم مهریّه به کنیزش بپردازد؟

قَالَ: نَعَمْ وَ لَوْ مُدًا وَ قَدْ رَأَيْتُهُ يُعْطِي الدَّرْهَم.3 - أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ الْحَجَّاجِ قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنِ الرَّجُلِ يُزَوِّجُ مَمْلُوكَتَهُ عَبْدَهُ أَتَقُومُ عَلَيْهِ كَمَا كَانَتْ تَقُومُ فَتَرَاهُ مُنْكَشِفاً أَوْ يَرَاهَا عَلَى تِلْكَ الْحَالِ ؟فَكَرِهَ ذَلِكَ وَقَالَ: قَدْ مَنَعَنِي أَبِي أَنْ أُزَوَّجَ بَعْضَ خَدَمِي غُلَامِي لِذَلِكَ.4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي إِسْحَاقَ الْخَفَّافِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي زَيْدٍ عَنْ أَبِي هَارُونَ الْمَكْفُوفِ قَالَ:قَالَ لِي أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام: أَيَسُرُّكَ أَنْ يَكُونَ لَكَ قَائِدٌ يَا أَبَا هَارُونَ؟قَالَ: قُلْتُ: نَعَمْ جُعِلْتُ فِدَاكَ !قَالَ: فَأَعْطَانِي ثَلَاثِينَ دِينَاراً.فَقَالَ: اشْتَرِ خَادِماً كُسُومِيّاً.فرمود: آری، همان کفایت می کند، گرچه مهریّه یک مدّ غذا باشد.راوی گوید: دیدم که آن حضرت کنیز خود را با غلامش تزویج می کرد و یک درهم به او مهریّه می داد.3- عبدالرحمان بن حجّاج گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم:اگر فردی کنیز خود را با غلام خود تزویج کند، آیا کنیز او می تواند مانند سابق به خدمات مولا قیام کند و اندام عریان مولا را ببیند؟ و یا مولایش میتواند مانند سابق بدن عریان کنیز را ببیند؟امام صادق علیه السَّلام از این امر اظهار کراهت نمود و فرمود: پدرم علیه السَّلام مرا منع فرمود که غلامان خود را با کنیزانم تزویج کنم.4 - ابوهارون مکفوف گوید: امام صادق علیه السَّلام به من فرمود:أى ابا هارون! آیا تو را خوشحال می سازد که خدمتکاری داشته باشی؟گفتم: آری فدایت گردم!پس امام علیه السَّلام سی دینار به من عطا نمود و فرمود : خدمتکاری «کسومی» (1خریداری کن.)


1) کُسوم: منطقه ای از شهرهای حبشه

فَاشْتَرَاهُ، فَلَمَّا أَنْ حَجَّ دَخَلَ عَلَيْهِ فَقَالَ لَهُ: كَيْفَ رَأَيْتَ قَائِدَكَ يَا أَبَا هَارُونَ.فَقَالَ: خَيْراً فَأَعْطَاهُ خَمْسَةً وَ عِشْرِينَ دِينَاراً.فَقَالَ لَهُ: اشْتَرِ جَارِيَةٌ شَبَانِيَّةٌ، فَإِنَّ أَوْلَادَهُنَّ قُرَّةٌ .فَاشْتَرَيْتُ جَارِيَةً شَبَانِيَّةً فَزَوَّجْتُهَا مِنْهُ فَأَصَبْتُ ثَلاثَ بَنَاتٍ فَأَهْدَيْتُ وَاحِدَةً مِنْهُنَّ إِلَى بَعْضِ وَلْدِ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام وَ أَرْجُو أَنْ يَجْعَلَ ثَوَابِي مِنْهَا الْجَنَّةَ، وَ بَقِيَتْ بِنْتَانِ مَا يَسُرُّنِي بِهِنَّ أُلُوفٌ.### بخش صد و بیست و یکم#### حکم مردی که کنیر خود را به ازدواج غلامش در می آورد آن گاه خودش به کنیز علاقمند می شود...(121 بَابُ الرَّجُلِ يُزَوِّجُ عَبْدَهُ أَمَتَهُ ثُمَّ يَشْتَهِيهَا)1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ:ابو هارون چنین غلامی خرید. هنگامی که به حج رفت به خدمت امام علیه السَّلام شرف یاب شد. حضرتش به او فرمود: ای ابا هارون! خدمت کار خود را چگونه دیدی؟عرض کرد: نیکو است.امام علیه السَّلام بیست و پنج دینار به او داد و فرمود: کنیزی سرخ رو خریداری کن؛ زیرا فرزندان آنان روشنی چشم اند.ابوهارون گوید: پس کنیزی سرخ رو خریدم و او را به عقد آن غلام درآوردم پس از آنان دارای سه دختر شدم. یکی از آنان را به یکی از فرزندان امام صادق علیه السَّلام هدیه دادم.امیدوارم خداوند پاداش این عملم را بهشت قرار دهد. و دو دختر دیگر نزد من باقی ماندند که هزاران فرزند مانند این سه دختر مرا خوشحال نمی سازد.بخش صد و بیست و یکم: حکم مردی که کنیز خود را به ازدواج غلامش در می آورد آن گاه خودش به کنیز علاقمند می شود1 - عبدالله بن سنان گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود

إِذَا زَوَّجَ الرَّجُلُ عَبْدَهُ أَمَتَهُ ثُمَّ اشْتَهَاهَا. قَالَ لَهُ: اعْتَزِلْهَا، فَإِذَا طَمِثَتْ وَطِئَهَا ثُمَّ يَرُدُّهَا عَلَيْهِ إِذَا شَاءَ.2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَر علیه السَّلام عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عزَّوَجَل: (وَ الْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاءِ إِلَّا مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ.)قَالَ: هُوَ أَنْ يَأْمُرَ الرَّجُلُ عَبْدَهُ وَ تَحْتَهُ أَمَتُهُ، فَيَقُولَ لَهُ: اعْتَزِلِ امْرَأَتَكَ وَ لَا تَقْرَبُهَا.ثُمَّ يَحْبِسَهَا عَنْهُ حَتَّى تَحِيضَ ثُمَّ يَمَسَّهَا، فَإِذَا حَاضَتْ بَعْدَ مَسَّهِ إِيَّاهَا رَدَّهَا عَلَيْهِ بِغَيْرِ نِكَاح.3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ عَمَّارِ بْنِ مُوسَى عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:هرگاه انسان، کنیز خود را با غلام خود تزویج کند، سپس به کنیزش تمایل پیدا کند به غلام خود بگوید: از همسرت کناره بگیر! و آن گاه که رحم کنیز با یک نوبت حیض ماهیانه آزمایش شد، مولای کنیز می تواند با او همبستر شود و بعد اگر خواست می تواند کنیز را به غلام خود برگرداند.2 - محمّد بن مسلم گوید:از امام باقر علیه السَّلام در مورد این آیه پرسیدم که خداوند می فرماید: «و زنان شوهردار بر شما حرام اند، مگر آنها که مالکشان شده اید». فرمود: به این صورت است که انسان به غلام خود _ که کنیزش همسر اوست _ بگوید: از همسرت کناره بگیر و با او نزدیکی مکن. سپس کنیز را از غلام محافظت کند تا یک نوبت عادت شود بعد از آن می تواند با کنیز خود همبستر شود و هرگاه پس از آمیزش بار دیگر حایض شد، می تواند کنیز را بدون عقد به غلام بازگرداند.3 - عمّار بن موسی گوید:

سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ يُزَوِّجُ جَارِيَتَهُ مِنْ عَبْدِهِ فَيُرِيدُ أَنْ يُفَرِّقَ بَيْنَهُمَا فَيَفِرُّ الْعَبْدُ كَيْفَ يَصْنَعُ ؟قَالَ: يَقُولُ لَهَا اعْتَزِلِي فَقَدْ فَرَّقْتُ بَيْنَكُمَا فَاعْتَدِي ، فَتَعْتَدُّ خَمْسَةٌ وَأَرْبَعِينَ يَوْماً ثُمَّ يُجَامِعُهَا مَوْلاهَا إِنْ شَاءَ وَ إِنْ لَمْ يَفِرَّ قَالَ لَهُ: مِثْلَ ذَلِكَ.قُلْتُ: فَإِنْ كَانَ الْمَمْلُوكُ لَمْ يُجَامِعْهَا؟قَالَ: يَقُولُ لَهَا اعْتَزِلِي فَقَدْ فَرَّقْتُ بَيْنَكُمَا . ثُمَّ يُجَامِعُهَا مَوْلَاهَا مِنْ سَاعَتِهِ إِنْ شَاءَ وَ لا عِدَّةَ عَلَيْهَا.از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: مردی کنیزش را به غلامش تزویج می کند، آن گاه می خواهد آن دو را از هم جدا کند امّا غلام فرار می کند؛ چگونه است؟فرمود: مولا به کنیز بگوید: «از شوهرت کناره بگیر، زیرا من بین شما جدایی افکندم.آن گاه چهل و پنج روز عدّه نگه دار» سپس مولا اگر بخواهد می تواند با این کنیز نزدیکی کند.و اگر غلام فرار نکرده باشد، همین سخن را به غلام می گوید.گفتم: اگر غلام با این کنیز آمیزش نکرده باشد (چه حکمی دارد؟)فرمود: به کنیز می گوید: «از شوهرت كناره بگیر؛ زیرا من بین شما جدایی افکندم» سپس از همان ساعت مولا اگر خواست می تواند با کنیزش آمیزش نماید و کنیز عدّه ای ندارد.

### بخش صد بیست و دوم#### ازدواج با کنیز نیمه آزاد(122 بَابُ نِكَاحِ الْمَرْأَةِ الَّتِي بَعْضُهَا حُرٌّ وَ بَعْضُهَا رِقٌ)1 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ رِئَابٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ تَكُونُ بَيْنَهُمَا الْأَمَةُ فَيُعْتِقُ أَحَدُهُمَا نَصِيبَهُ فَتَقُولُ: الْأَمَةُ لِلَّذِي لَمْ يُعْتِق: لا أَبْغِي فَقَوَّمْنِي وَ ذَرْنِي كَمَا أَنَا أَخْدُمْكَ أَ رَأَيْتَ إِنْ أَرَادَ الَّذِي لَمْ يُعْتِقِ النِّصْفَ الْآخَرَ أَنْ يَطَاهَا أَلَهُ ذَلِكَ ؟قَالَ : لا يَنْبَغِي لَهُ أَنْ يَفْعَلَ [ ذَلِكَ ] ، لِأَنَّهُ لا يَكُونُ لِلْمَرْأَةِ فَرْجَانِ، وَ لَا يَنْبَغِي لَهُ أَنْ يَسْتَخْدِمَهَا وَ لَكِنْ يَسْتَسْعِيهَا، فَإِنْ أَبَتْ كَانَ لَهَا مِنْ نَفْسِهَا يَوْمٌ وَ لَهُ يَوْمٌ.2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ عَنْ أَبِي الصَّبَّاح الْكِنَانِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:بخش صد و بیست و دوم: ازدواج با کنیز نیمه آزاد1 - ابوبصیر گوید: از امام علیه السَّلام پرسیدم:اگر دو نفر با هم مالک یک کنیز باشند و یکی از آنها سهم خود را آزاد کند، کنیز به شریک بگوید: نمی خواهم مرا با قیمت گذاری آزاد کنی؛ اجازه بده همچنان در خدمت تو باشم. به نظر شما شریک دوم که سهم خود را آزاد نکرده است حق دارد با این کنیز همبستر شود؟فرمود: برای شریک دوم جایز نیست چنین کاری انجام دهد. چرا که یک زن دو بستر ندارد، همچنان حق استخدام کنیز را هم ندارد، فقط می تواند تکلیف کند که کنیز با درآمد خدمات خود، سهم او را بپردازد و به طور کلی آزاد شود. و اگر کنیز خودداری نمود، خدمات یک روز او در اختیار خودش و خدمات روز بعدی در اختیار شریک دوم قرار خواهد گرفت.2 - نظیر این روایت را ابو صبّاح کنانی از امام صادق علیه السَّلام نقل می کند.

سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلَيْنِ تَكُونُ بَيْنَهُمَا الْأَمَةُ فَيُعْتِقُ أَحَدُهُمَا نَصِيبَهُ فَتَقُولُ الْأَمَةُ لِلَّذِي لَمْ يُعْتِقْ نِصْفَهُ. لا أُرِيدُ أَنْ تُقَوَّمَنِي ذَرْنِي كَمَا أَنَا أَخْدُمْكَ وَإِنَّهُ أَرَادَ أَنْ يَسْتَنْكِحَ النُّصْفَ الْآخَرَ.قَالَ : لا يَنْبَغِي لَهُ أَنْ يَفْعَلَ لِأَنَّهُ لا يَكُونُ لِلْمَرْأَةِ فَرْجَانِ، وَ لَا يَنْبَغِي أَنْ يَسْتَخْدِمَهَا وَلَكِنْ يُقَوِّمُهَا فَيَسْتَسْعِيهَا.3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنِ ابْنِ رِتَابٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ [ قَيْسٍ ] عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:سَأَلْتُهُ عَنْ جَارِيَةٍ بَيْنَ رَجُلَيْنِ دَبَّرَاهَا جَمِيعاً ثُمَّ أَحَلَّ أَحَدُهُمَا فَرْجَهَا لِشَرِيكِهِ.قَالَ: هُوَ لَهُ حَلالٌ وَ أَيُّهُمَا مَاتَ قَبْلَ صَاحِبِهِ فَقَدْ صَارَ نِصْفُهَا حُرِّاً مِنْ قِبَلِ الَّذِي مَاتَ وَنِصْفُهَا مُدَبَّراً؟قُلْتُ: أَرَأَيْتَ إِنْ أَرَادَ الْبَاقِي مِنْهُمَا أَنْ يَمَسَّهَا أَلَهُ ذَلِكَ؟قَالَ: لا إِلَّا أَنْ يَبُثُّ عِتْقَهَا وَ يَتَزَوَّجَهَا بِرِضاً مِنْهَا مِثْلَ مَا أَرَادَ.3 - محمّد بن قیس گوید: از امام باقر علیه السَّلام پرسیدم:کنیزی از آنِ دو نفر است. این دو نفر با او قرارداد می بندند که هرگاه از دنیا رفتند او آزاد شود، سپس شریک اول نزدیکی به این کنیز را برای شریکش حلال می کند.فرمود: این کار برایش حلال است و هر کدام از این دو شریک پیش از شریک دیگر بمیرد، نصف کنیز از جانب شریکی که از دنیا رفته آزاد می شود و نصف دیگرش مدبّره است.گفتم: اگر شریک زنده بخواهد با کنیز نزدیکی کند، آیا به نظر شما چنین حقّی دارد؟فرمود: نه، مگر آن که آزادی او را قطعی کند و همان طور که میخواست با رضایت کنیز با او ازدواج کند.

قُلْتُ لَهُ: أَلَيْسَ قَدْ صَارَ نِصْفُهَا حُرّاً قَدْ مَلَكَتْ نِصْفَ رَقَبَتِهَا وَ النِّصْفُ الآخَرُ لِلْبَاقِي مِنْهُمَا؟قَالَ: بَلَى.قُلْتُ: فَإِنْ هِيَ جَعَلَتْ مَوْلاهَا فِي حِلَّ مِنْ فَرْجِهَا وَ أَحَلَّتْ لَهُ ذَلِكَ.قَالَ : لا يَجُوزُ لَهُ ذَلِكَ.قُلْتُ: لِمَ لا يَجُوزُ لَهَا ذَلِكَ كَمَا أَجَزْتَ لِلَّذِي كَانَ لَهُ نِصْفُهَا حِينَ أَحَلَّ فَرْجَهَا لِشَرِيكِهِ مِنْهَا؟قَالَ: إِنَّ الْحُرَّةَ لَا تَهَبُّ فَرْجَهَا وَ لا تُعِيرُهُ وَ لَا تُحَلَّلُهُ، وَ لَكِنْ لَهَا مِنْ نَفْسِهَا وَلِلَّذِي دَبَّرَهَا يَوْمٌ فَإِنْ أَحَبَّ أَنْ يَتَزَوَّجَهَا مُتْعَةً بِشَيْءٍ فِي الْيَوْمِ الَّذِي تَمْلِكُ فِيهِ نَفْسَهَا فَلْيَتَمَتَّعْ مِنْهَا بِشَيْءٍ قَلَّ أَوْ كَثُرَ.4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ مَعْرُوفٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ زُرْعَةَ عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ:گفتم: مگر نه این است که نصف کنیز آزاد شده و نصف خدماتش از آن خودش و نصف دیگر از آنِ شریک زنده می باشد؟فرمود: آری.گفتم: پس اگر کنیز نزدیکی با خود را برای شریک دوم حلال کند (صحیح نمی باشد؟)فرمود: چنین کاری برای شریک دوم جایز نیست.گفتم: چرا این حلال کردن برای کنیز جایز نیست همان طور که برای شریکی که مالک نصف کنیز بود جایز دانستی که نزدیکی با کنیز را برای شریکش حلال کند؟فرمود: زن آزاد نمی تواند نزدیکی با خود را بخشش نماید، آن را عاریه دهد و آن را حلال کند، ولی کنیز از خدمات خود یک روز را در اختیار خود دارد و یک روز را برای شریکی که زنده است. پس اگر شریک زنده دوست بدارد در مقابل مهریّه ای _ کم یا زیاد _ در روزی که کنیز از آنِ اوست می تواند با این کنیز ازدواج موقّت کند و از او بهره ببرد.4 - سماعه گوید:

سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلَيْنِ بَيْنَهُمَا أَمَةٌ فَزَوَّجَاهَا مِنْ رَجُلٍ، ثُمَّ إِنَّ الرَّجُلَ اشْتَرَى بَعْضَ السَّهْمين.فَقَالَ: حَرْمَتْ عَلَيْهِ.### بخش صد بیست و سوم#### حکم خرید کنیزی که شوهری آزاد یا برده دارد(123 بَابُ الرَّجُلِ يَشْتَرِي الْجَارِيَةَ وَ لَهَا زَوْجُ حُرٌّ أَوْ عَبْدُ)1 - مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ وَ أَبُو عَلِيَّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ جَمِيعاً عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ زِيَادٍ قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنْ رَجُلٍ اشْتَرَى جَارِيَةً يَطَؤُهَا فَبَلَغَهُ أَنَّ لَهَا زَوْجاً؟قَالَ: يَطَؤُهَا، فَإِنَّ بَيْعَهَا طَلَاقُهَا وَ ذَلِكَ أَنَّهُمَا لا يَقْدِرَانِ عَلَى شَيْءٍ مِنْ أَمْرِهِمَا إِذَا بِیعَا.از امام علیه السَّلام پرسیدم: اگر دو نفر به طور مشترک مالک یک کنیز باشند و کنیز خود را با شخص سومی تزویج کنند، آن گاه همین شخص سوم یکی از دو سهام کنیز را خریداری کند، ( چه صورت دارد؟)فرمود: کنیز بر او حرام می شود (چرا که ازدواج او فسخ و در ردیف شرکا قرار می گیرد .)بخش صد و بیست و سوم: حکم خرید کنیزی که شوهری آزاد یا برده دارد1 - حسن بن زیاد گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم:شخصی کنیزی خرید و با او همبستر شد و بعداً با خبر شد که شوهر دارد، ( تکلیف او چیست؟ )فرمود: خریدار کنیز حق دارد با کنیز خود همبستر شود؛ زیرا فروختن کنیز به منزلۀ طلاق و جدایی است. چرا که غلامان و کنیزان آن گاه که فروخته شوند اختیار هیچ کاری را ندارند.

2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ رِبْعِيِّ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنِ الْأَمَةِ تُبَاعُ وَ لَهَا زَوْجٌ.فَقَالَ: صَفْقَتُهَا طَلَاقُهَا.3 - عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ ابْنِ أُدَيْنَةَ عَنْ بُكَيْرِ بْنِ أَعْيَنَ وَ بُرَيْدِ بْنِ مُعَاوِيَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام وَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَا:مَنِ اشْتَرَى مَمْلُوكَةً لَهَا زَوْجُ ، فَإِنَّ بَيْعَهَا طَلاقُهَا، فَإِنْ شَاءَ الْمُشْتَرِي فَرَّقَ بَيْنَهُمَا، وَإِنْ شَاءَ تَرَكَهُمَا عَلَى نِكَاحِهِمَا.4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيَّ بْنِ الْحَكَمِ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السَّلام قَالَ:طِّلاقُ الْأَمَةِ بَيْعُهَا أَوْ بَيْعٌ زَوْجِهَا.2 - عبدالرحمان بن ابی عبدالله گوید:از امام صادق علیه السَّلام در خصوص کنیزی که به فروش می رسد پرسیدم.فرمود: فروختن کنیز در حکم طلاق و جدایی است .- بكير بن اعین و برید بن معاویه گویند: امام باقر علیه السَّلام و امام صادق علیه السَّلام فرمودند:هر کس کنیزی را بخرد که شوهر دارد، در واقع فروختن کنیز در حکم طلاق و جدایی از شوهر است. اگر خریدار کنیز بخواهد می تواند، کنیز خود را از شوهرش جدا کند و اگر مایل باشد، آنها را به حال خود وا می گذارد تا همچنان زن و شوهر باشند.4 - محمّد بن مسلم گوید امام (باقر و یا امام صادق علیهما السَّلام فرمود:)طلاق و جدایی کنیزان، همان فروختن کنیز و یا فروختن شوهر اوست.

وَقَالَ فِي الرَّجُلِ يُزَوِّجُ أَمَتَهُ رَجُلاً حُرِّاً ثُمَّ يَبِيعُهَا.قَالَ: هُوَ فِرَاقُ مَا بَيْنَهُمَا إِلَّا أَنْ يَشَاءَ الْمُشْتَرِي أَنْ يَدَعَهُمَا.5 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ عُبَيْدِ بْن زُرَارَةَ قَالَ:قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: إِنَّ النَّاسَ يَرْوُونَ أَنَّ عَلِيّاً علیه السَّلام كَتَبَ إِلَى عَامِلِهِ بِالْمَدَائِنِ أَنْ يَشْتَرِيَ لَهُ جَارِيَةٌ .فَاشْتَرَاهَا وَ بَعَثَ بِهَا إِلَيْهِ، وَ كَتَبَ إِلَيْهِ: أَنَّ لَهَا زَوْجاً.فَكَتَبَ إِلَيْهِ عَلِيٌّ علیه السَّلام: أَنْ يَشْتَرِيَ بُضْعَهَا فَاشْتَرَاهُ.فَقَالَ: كَذَبُوا عَلَى عَلَى علیه السَّلام، أَ عَلِيٌّ علیه السَّلام يَقُولُ هَذَا؟6 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ مَعْرُوفٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ زُرْعَةَ عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ:حضرتش در مورد کسی که کنیزش را به مرد آزادی شوهر می دهد سپس همین کنیز را به شخصی دیگر می فروشد. فرمود:فروختن کنیز باعث جدایی کنیز و شوهرش می شود، مگر این که خریدار کنیز بخواهد کنیز را با شوهرش به حال خود وا بگذارد.5 - عبید بن زراره گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم:مردم (اهل تسنّن روایت میکنند که حضرت علی علیه السَّلام به کارگزار خود در مدائن نوشت تا برای او کنیزی بخرد، کارگزار کنیزی خرید و برای حضرتش فرستاد و در نامه ای نوشت که این کنیز شوهر دارد.)حضرت علی علیه السَّلام مجدداً به کارگزار خود نوشت تا حق همبستری با کنیز را از شوهرش خریداری کند، و او چنین کرد (آیا این روایت درست است؟)فرمود: آنان بر حضرت علی علیه السَّلام دروغ بسته اند، آیا حضرت علی علیه السَّلام چنین می گوید؟!6 - سماعه گوید:

سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلَيْنِ بَيْنَهُمَا أَمَةٌ فَزَوَّجَاهَا مِنْ رَجُلٍ، ثُمَّ إِنَّ رَجُلاً اشْتَرَى بَعْضَ السَّهْمَيْننِ.قَالَ: حَرُمَتْ عَلَيْهِ بِشِرَائِهِ إِيَّاهَا ، وَذَلِكَ أَنَّ بَيْعَهَا طَلَاقُهَا إِلَّا أَنْ يَشْتَرِيَهَا مِنْ جمِيعِهِمْ.### بخش صد بیست و چهارم#### حکم زنی که با ارث یا خرید مالک شوهرش می شود(124 بَابُ الْمَرْأَةُ تَكُونُ زَوْجَةَ الْعَبْدِ ثُمَّ تَرِثُهُ أَوْ تَشْتَرِيهِ فَيَصِيرُ زَوْجُهَا عَبْدَهَا)1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَيْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ قَيْسٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:به امام علیه السَّلام گفتم: اگر دو نفر اشتراکی مالک یک کنیز باشند و کنیز خود را با شخص سومی تزویج کنند، سپس شخص چهارمی بیاید و قسمتی از سهام کنیز را بخرد (ازدواج کنیز چه صورت دارد؟)فرمود: با این خرید کنیز مزبور بر شخص سوم حرام می شود، چرا که فروختن کنیز در حكم طلاق است، مگر این که شخص سوم کنیز را از هر سه مالکش با هم بخرد.بخش صد و بیست و چهارم: حکم زنی که با ارث یا خرید مالک شوهرش می شود1 - محمّد بن قیس گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:

قَضَى أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام فِي سُرِّيَّةِ رَجُلٍ وَلَدَتْ لِسَيْدِهَا ثُمَّ اعْتَزَلَ عَنْهَا فَأَنْكَحَهَا عَبْدَهُ ثُمَّ تُوُفِّيَ سَيْدُهَا وَأَعْتَقَهَا فَوَرِثَ وَلَدُهَا زَوْجَهَا مِنْ أَبِيهِ ثُمَّ تُوُفِّيَ وَلَدُهَا فَوَرِثَتْ زَوْجَهَا مِنْ وَلَدِهَا فَجَاءَا يَخْتَلِفَانِ يَقُولُ الرَّجُلُ : امْرَأَتِي وَ لا أُطَلَّقْهَا وَ الْمَرْأَةُ تَقُولُ: عَبْدِي وَ لَا يُجَامِعْنِي.فَقَالَتِ الْمَرْأَةُ: يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ! إِنَّ سَيْدِي تَسَرَّانِي فَأَوْلَدَنِي وَلَداً ثُمَّ اعْتَزَلَنِي فَأَنْكَحَنِي مِنْ عَبْدِهِ هَذَا، فَلَمَّا حَضَرَتْ سَيْدِي الْوَفَاةُ أَعْتَقَنِي عِنْدَ مَوْتِهِ وَ أَنَا زَوْجَةُ هَذَا، وَإِنَّهُ صَارَ مَمْلُوكاً لِوَلَدِيَ الَّذِي وَلَدْتُهُ مِنْ سَيِّدِي، وَإِنَّ وَلَدِي مَاتَ فَوَرِثْتُهُ هَلْ يَصْلُحُ لَهُ أَنْ يَطَأَنِي؟فَقَالَ لَهَا: هَلْ جَامَعَكِ مُنْذُ صَارَ عَبْدَكِ وَ أَنْتِ طَائِعَةٌ؟قَالَتْ: لَا يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ!در یکی از قضاوتهای امیرمؤمنان علی علیه السَّلام آمده است: کنیزی برای صاحبش فرزند به دنیا آورد. سپس صاحبش از او کناره گرفت و او را به عقد بردۀ خود درآورد. آن گاه صاحب کنیز از دنیا رفت و پیش از مرگش کنیز را آزاد نمود. پس فرزند از پدرش (صاحب کنیز شوهر مادرش ارث برد. سپس فرزند از دنیا رفت و کنیز، شوهرش (برده) را از فرزند خود به ارث برد. پس کنیز و برده (نزد امیر مؤمنان علی علیه السَّلام) آمدند.)برده می گفت: این زن، همسر من است و من طلاقش نمی دهم.کنیز می گفت: این مرد، برده من است و نباید با من آمیزش کند.کنیز (آزاد شده گفت: ای امیرمؤمنان! مولایم مرا صاحب فرزند نمود، سپس از من کناره گرفت و مرا به همسری این برده اش درآورد. او در هنگام فرا رسیدن مرگش مرا آزاد نمود در حالی که من همسر این مرد بودم و این مرد برده فرزندم که از مولایم به دنیا آورده بودم، گردید. اینک فرزندم از دنیا رفت و من از او (شوهرم) را ارث بردم؛ آیا جایز است که این مرد با من آمیزش کند؟)امیرمؤمنان علی علیه السَّلام به کنیز فرمود: آیا از زمانی که بردۀ تو گردید با تو آمیزش نموده و تو از او فرمان برده ای؟گفت: نه ای امیرمؤمنان!

قَالَ: لَوْ كُنْتِ فَعَلْتِ لَرَجَمْتُكِ، اذْهَبِي، فَإِنَّهُ عَبْدُكِ لَيْسَ لَهُ عَلَيْكِ سَبِيلٌ إِنْ شِئْتِ أَنْ تَبِيعِي، وَإِنْ شِئْتِ أَنْ تُرِقي، وَإِنْ شِئْتِ أَنْ تُعْتِقِي.2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْن سِنَانِ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام يَقُولُ فِي رَجُل زَوَّجَ أَمَّ وَلَدٍ لَهُ مَمْلُوكَهُ ثُمَّ مَاتَ الرَّجُلُ فَوَرِثَهُ ابْنُهُ فَصَارَ لَهُ نَصِيبٌ فِي زَوْجِ أُمِّهِ ثُمَّ مَاتَ الْوَلَدُ أَ تَرِتُهُ أُمُّهُ؟قَالَ: نَعَمْ.قُلْتُ: فَإِذَا وَرِثَتْهُ كَيْفَ تَصْنَعُ وَ هُوَ زَوْجُهَا؟قَالَ: تُفَارِقُهُ وَ لَيْسَ لَهُ عَلَيْهَا سَبِيلٌ وَ هُوَ عَبْدُهَا.3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ وَ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ فِي امْرَأَةٍ لَهَا زَوْجٌ مَمْلُوكَ فَمَاتَ مَوْلاهُ فَوَرِثَتْهُ قَالَ:حضرت فرمود: اگر این کار را انجام می دادی تو را سنگسار می نمودم. برو که این مرد بردۀ توست و هیچ راه دسترسی بر تو ندارد. اگر بخواهی می توانی او را بفروشی و اگر بخواهی می توانی او را در بندگی خود داشته باشی و اگر هم خواستی آزادش می کنی.2 - عبد الله بن سنان گوید:از امام صادق علیه السَّلام شنیدم درباره کسی که کنیز فرزنددار خود را با غلام خود تزویج کند، سپس بمیرد و در اثر توارث، فرزندش در مالکیّت آن غلام سهیم گردد، و سرانجام فرزند نیز بمیرد، آیا مادرش از او ارث خواهد برد؟فرمود: آری.گفتم: اگر این مادر از فرزندش ارث ببرد، با مالکیت این غلام _ که شوهرش می باشد _ چه تکلیفی خواهد داشت؟فرمود: از شوهرش جدا می شود، شوهرش بر او هیچ گونه دسترسی ندارد، و اکنون بردۀ اوست.3 - اسحاق بن عمّار گوید:امام صادق علیه السَّلام در مورد زن آزادی که با غلام ازدواج کند، و مالک آن غلام می میرد و غلام با توارث به این زن می رسد، فرمود:

لَيْسَ بَيْنَهُمَا نِكَاح.4 - أَبُو الْعَبَّاسِ مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرٍ عَنْ أَيُّوبَ بْنِ نُوحٍ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ سَعِيدِ بْنِ يَسَارٍ قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَن امْرَأَةٍ حُرَّةٍ تَكُونُ تَحْتَ الْمَمْلُوكِ فَتَشْتَرِيهِ هَلْ يَبْطُلُ نِكَاحُهُ؟قَالَ: نَعَمْ، لِأَنَّهُ عَبْدٌ مَمْلُوكُ لَا يَقْدِرُ عَلَى شَيْءٍ.### بخش صد و بیست و پنجم#### حکم زنی که شوهر برده ای دارد، با ارث او مالک می شود آن گاه آزادش می کند سپس به ازدواجش رضایت می دهد...(125 بَابُ الْمَرْأَةُ يَكُونُ لَهَا زَوْجٌ مَمْلُوكُ فَتَرِثُهُ بَعْدُ ثُمَّ تُعْتِقُهُ وَ تَرْضَى بِهِ)1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ بُكَيْرٍ عَنْ عُبَيْدِ بْنِ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:ازدواجی بین آن دو نیست.4 - سعید بن یسار گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم:اگر زن آزادی با برده ای ازدواج کند، و بعد او را از صاحبش بخرد، آیا پیوند ازدواجشان باطل می شود؟فرمود: آری، زیرا شوهرش بردۀ تحت تصرّفی است که نسبت به هیچ امری اختیار ندارد.بخش صد و بیست و پنجم: حکم زنی که شوهر برده ای دارد با ارث او مالک می شود آنگ اه آزادش می کند سپس به ازدواجش رضایت می دهد...1 - عبید بن زراره گوید:

فِي امْرَأَةٍ كَانَ لَهَا زَوْجٌ مَمْلُوكُ فَوَرِثَتْهُ فَأَعْتَقَتْهُ هَلْ يَكُونَانِ عَلَى نِكَاحِهِمَا الْأَوَّلِ.قَالَ: لا ، وَلَكِنْ يُجَدِّدَانِ نِكَاحاً آخَرَ.2 - حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ سَمَاعَةَ وَ غَیرِهِ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ عَبْدِ الْمَلِكِ قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنِ امْرَأَةٍ وَرِثَتْ زَوْجَهَا فَأَعْتَقَتْهُ هَلْ يَكُونَانِ عَلَى نِكَاحِهِمَا الْأَوَّلِ.قَالَ : لا، وَ لَكِنْ يُجَدِّدَانِ نِكَاحاً.أمام صادق علیه السَّلام دربارۀ زن آزادی که با غلامی ازدواج نمود و بعد در اثر توارث مالک آن غلام گردید، آنگ اه به جهت حلال شدن به شوهر، او را آزاد نمود، آیا می توانند با همان ازدواج اول به سر برند؟فرمود: نه، باید عقد ازدواج را تجدید کنند.2 - نظیر این روایت را فضل بن عبدالملک از امام صادق علیه السَّلام نقل می کند.

### بخش صد و بیست و ششم#### حکم کنیزی که شوهرش برده است و یکی از آن ها و یا هر دو آزاد می شوند...(126 بَابُ الْأَمَةُ تَكُونُ تَحْتَ الْمَمْلُوكِ فَتُعْتَقُ أَوْ يُعْتَقَانِ جَمِيعاً)1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرِ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنْ أَمَةٍ كَانَتْ تَحْتَ عَبْدِ فَأُعْتِقَتِ الْأَمَةُ.قَالَ: أَمْرُهَا بِيَدِهَا إِنْ شَاءَتْ تَرَكَتْ نَفْسَهَا مَعَ زَوْجِهَا، وَإِنْ شَاءَتْ نَزَعَتْ نَفْسَهَا مِنْهُ.وَ ذَكَرَ أَنَّ بَرِيرَةَ كَانَتْ عِنْدَ زَوْجٍ لَهَا وَ هِيَ مَمْلُوكَةٌ فَاشْتَرَتْهَا عَائِشَةُ فَأَعْتَقَتْهَا فَخَيَّرَهَا رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله وَ قَالَ: إِنْ شَاءَتْ أَنْ تَقِرَّ عِنْدَ زَوْجِهَا وَإِنْ شَاءَتْ فَارَقَتْهُ، وَكَانَ مَوَالِيهَا الَّذِينَ بَاعُوهَا اشْتَرَطُوا عَلَى عَائِشَةَ أَنَّ لَهُمْ وَلَاءَهَا.فَقَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله: الْوَلاءُ لِمَنْ أَعْتَقَ .وَتُصُدِّقَ عَلَى بَرِيرَةَ بِلَحْم فَأَهْدَتْهُ إِلَى رَسُولِ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله، فَعَلَّقَتْهُ عَائِشَةُ وَ قَالَتْ: إِنَّ رَسُولَ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله لَا يَأْكُلُ لَحْمَ الصَّدَقَةِ.بخش صد و بیست و ششم: حکم کنیزی که شوهرش برده است و یکی از آن ها و یا هر دو آزاد می شوند...1 - حلبی گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم:کنیزی شوهر برده دارد و آزاد می شود (چه وظیفه ای دارد؟)فرمود: اختیار کنیز به دست خودش می باشد، اگر بخواهد نزد شوهرش می ماند و اگر بخواهد از شوهرش جدا می شود.هم چنین حضرتش فرمود: (در زمان پیامبر خدا صلّی اللهُ علیه وآله کنیزی به نام بریره شوهری داشت. عایشه او را خرید و آزاد نمود. پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله او را مخیّر نمود و فرمود: اگر تمایل دارد نزد شوهرش بماند و اگر می خواهد جدا شود.)از طرفی صاحبان قبلی بریره _ که او را فروخته بودند _ با عایشه شرط کرده بودند که سرپرستی بریره با آنان باشد.پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود: سرپرستی با کسی است که برده را آزاد کرده است.برای بریره گوشتی صدقه داده شد، او گوشت را به پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله هدیه داد. امّا عايشه آن را نگه داشت و گفت: پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله گوشت صدقه نمی خورد.

فَجَاءَ رَسُولُ اللَّهِ صلَّی اللهُ علیه وآله وَ اللَّحْمُ مُعَلَّقٌ فَقَالَ: مَا شَأْنُ هَذَا اللَّحْمِ لَمْ يُطْبَخُ؟فَقَالَتْ: يَا رَسُولَ اللهِ! صُدِّقَ بِهِ عَلَى بَرِيرَةَ وَأَنْتَ لا تَأْكُلُ الصَّدَقَةَ.فَقَالَ: هُوَ لَهَا صَدَقَةٌ، وَ لَنَا هَدِيَّةٌ. ثُمَّ أَمَرَ بِطَبْخِهِ، فَجَاءَ فِيهَا ثَلَاثٌ مِنَ السُّنَنِ.2 - أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْن عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ عِيصِ بْنِ الْقَاسِمِ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام:إِنَّ بَرِيرَةً كَانَ لَهَا زَوْجٌ فَلَمَّا َتْ خُيْرَتْ.3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام يَقُولُ:إِذَا أَعْتَقْتَ مَمْلُوكَيْكَ رَجُلاً وَ امْرَأَتَهُ فَلَيْسَ بَيْنَهُمَا نِكَاحٌ.وَ قَالَ: إِنْ أَحْبَبْتَ أَنْ يَكُونَ زَوْجَهَا كَانَ ذَلِكَ بِصَدَاقٍ.قَالَ: وَ سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ يُنْكِحُ عَبْدَهُ أَمَتَهُ ثُمَّ أَعْتَقَهَا تُخَيَّرُ فِيهِ أَمْ لَا؟پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله آمد و آن گوشت را دید و فرمود: ماجرای این گوشت چیست که پخته نشده است؟عایشه گفت: ای پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله! این گوشت را به بریره صدقه داده بودند و او آن را برای شما آورد و شما که صدقه نمی خورید!پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود: این گوشت برای بریره صدقه بود، امّا برای ما هدیه است. سپس دستور فرمود آن را بپزند.امام علیه السَّلام فرمود: در این روایت سه سنّت (از احکام دین آمده است.)2 - عیص بن قاسم گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:بریره شوهری داشت، هنگامی که آزاد شد، (بین ادامه ازدواج و جدایی مخیّر شد.)3 - عبدالله بن سنان گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:هرگاه دو برده خود را _ که زن و شوهرند _ آزاد نمودی، دیگر بین آنان ازدواجی نخواهد بود.و فرمود: اگر مایل بودی که آنان زن و شوهر باشند، با پرداخت مهریه امکان پذیر است.پرسیدم: اگر انسان کنیز خود را با غلامش تزویج کند، آنگاه کنیز را آزاد کند، آیا کنیز حق انتخاب دارد؟

قَالَ: نَعَمْ، تُخَيَّرُ فِيهِ إِذَا أُعْتِقَتْ.4 - حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ عَنْ أَبَانٍ عَمَّنْ حَدَّثَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام:فِي بَرِيرَةَ ثَلاثٌ مِنَ السُّنَنِ حِينَ أُعْتِقَتْ فِي التَّخْيِيرِ، وَ فِي الصَّدَقَةِ وَ فِي الْوَلَاءِ.5 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ:ذَكَرَ أَنَّ بَرِيرَةَ مَوْلاةَ عَائِشَةَ كَانَ لَهَا زَوْجٌ عَبْدٌ فَلَمَّا أُعْتِقَتْ، قَالَ لَهَا رَسُولُ الله صلَّی اللهُ علیه وآله: اخْتَارِي إِنْ شِئْتِ أَقَمْتِ مَعَ زَوْجِكِ وَ إِنْ شِئْتِ فَلَا.6 - مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ رِبْعِيِّ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ بُرَيْدِ بْنِ مُعَاوِيَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:كَانَ زَوْجُ بَرِيرَةَ عَبْداً.فرمود: آری، بعد از آزادی مخیّر می شود.4 - راوی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: امیرمؤمنان علی علیه السَّلام فرمود:در ماجرای بریره _ آن گاه که آزاد شد _ سه حکم از سنّت (پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله است: در مورد انتخاب (بین)ادامۀ ازدواج و جدایی از شوهر)، در مورد صدقه (که اگر به غیر بنی هاشم صدقه داده شود سپس از جانب آنان به بنی هاشم هدیه شود، ایرادی ندارد) و در مورد سرپرستی.)5 - سماعه گوید:امام علیه السَّلام فرمود:بریره کنیز عایشه، شوهر برده ای داشت. هنگامی که بریره آزاد شد پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله به او فرمود: انتخاب کن؛ اگر می خواهی با شوهرت بمانی و اگر هم می خواهی نمان.6 - برید بن معاویه گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: شوهر بریره برده بود.

### بخش صد و بیست و هفتم#### حکم برده ای که زن آزاد دارد و خودش نیز آزاد می شود...(127 بَابُ الْمَمْلُوتُ تَحْتَهُ الْحُرَّةُ فَيُعْتَقُ)1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنِ ابْنِ رِئَابٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:فِي الْعَبْدِ يَتَزَوَّجُ الْحُرَّةَ ثُمَّ يُعْتَقُ فَيُصِيبُ فَاحِشَةً.قَالَ: فَقَالَ: لا يُرْجَمُ حَتَّى يُوَاقِعَ الْحُرَّةَ بَعْدَ مَا يُعْتَقُ.قُلْتُ: فَلِلْحُرَّةِ عَلَيْهِ الْخِيَارُ إِذَا أُعْتِقَ.قَالَ : لا ، قَدْ رَضِيَتْ بِهِ وَ هُوَ مَمْلُوكُ فَهُوَ عَلَى نِكَاحِهِ الْأَوَّلِ.بخش صد و بیست و هفتم: حکم برده ای که زن آزاد دارد و خودش نیز آزاد می شود1 - ابوبصیر گوید: امام صادق علیه السَّلام دربارۀ برده ای که با زن آزادی ازدواج می کند سپس آزاد می شود و مرتکب زنا گردد، فرمود:او سنگسار نمی شود تا زمانی که پس از آزادی با زن آزاد خود نزدیکی نماید.گفتم: هنگامی که آزاد شود، همسرش در مورد او حق انتخاب دارد؟فرمود: نه، زیرا این زن در هنگامی که شوهرش برده بود، به او راضی شده بود پس شوهر بر ازدواج اول باقی است.

### بخش صد و بیست و هشتم#### حکم مردی که کنیز بارداری را می خرد و با و همسبتر می شود و او را زایمان می کند...(128 بَابُ الرَّجُلُ يَشْتَرِي الْجَارِيَةَ الْحَامِلَ فَيَطَوُّهَا فَتَلِدُ عِنْدَهُ)1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السَّلام عَنْ رَجُلٍ اشْتَرَى جَارِيَةً حَامِلاً وَ قَدِ اسْتَبَانَ حَمْلُهَا فَوَطِئَهَا.قَالَ: بِئْسَ مَا صَنَعَ.قُلْتُ: فَمَا تَقُولُ فِيهِ؟قَالَ: أَ عَزَلَ عَنْهَا أَمْ لا؟قُلْتُ: أَجِبْنِي فِي الْوَجْهَيْنِ.بخش صد و بیست و هشتم: حکم مردی که کنیز بارداری را می خرد و با او همبستر می شود و او زایمان می کند...1 - اسحاق بن عمّار گوید: از امام کاظم علیه السَّلام پرسیدم:مردی کنیز بارداری را که پا به ماه است می خریده و با او همبستر شده است.فرمود: چه کار بدی کرده است!گفتم: شما در مورد او چه می فرمایید؟فرمود: آیا نطفه خود را بیرون ریخته است یا نه؟گفتم: هر دو صورت را پاسخ فرمایید.

قَالَ: إِنْ كَانَ عَزَلَ عَنْهَا فَلْيَتَّقِ اللَّهَ وَ لا يَعُودُ، وَإِنْ كَانَ لَمْ يَعْزِلْ عَنْهَا فَلَا يَبِيعُ ذَلِكَ الْوَلَدَ وَلا يُورِثُهُ، وَلَكِنْ يُعْتِقُهُ وَ يَجْعَلُ لَهُ شَيْئاً مِنْ مَالِهِ يَعِيشُ بِهِ، فَإِنَّهُ قَدْ غَذَّاهُ بِنُطْفَتِهِ.2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِي عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ ی اللَّهِ علیه السَّلام:أَنَّ رَسُولَ اللهِ صلّی اللهُ علیه وآله َدَخَلَ عَلَى رَجُلٍ مِنَ الْأَنْصَارِ وَإِذَا وَلِيدَةٌ عَظِيمَةُ الْبَطْنِ تَخْتَلِفُ فَسَأَلَ عَنْهَا فَقَالَ: اشْتَرَيْتُهَا يَا رَسُولَ اللهِ! وَ بِهَا هَذَا الْحَبَلُ ؟قَالَ: أَ قَربْتَهَا؟قَالَ: نَعَمْ.قَالَ: أَعْتِقْ مَا فِي بَطْنِهَا.قَالَ: يَا رَسُولَ اللهِ! وَ بِمَا اسْتَحَقَّ الْعِتْقَ؟قَالَ: لِأَنَّ نُطْفَتَكَ غَذَتْ سَمْعَهُ وَ بَصَرَهُ وَ لَحْمَهُ وَ دَمَهُ.فرمود: اگر نطفۀ خود را بیرون ریخته، پس از خدا بترسد و دیگر با کنیز آمیزش نکند؛ و اگر نطفۀ خود را بیرون نریخته، حق ندارد کودک او را بفروشد، و برای او ارث نمی گذارد؛ بلکه باید او را آزاد کند و از مال خود سهمی برای او مقرّر کند تا به زندگی خود ادامه بدهد، زيرا او، کودک را با نطفۀ خود پرورش داده است.2 - سکونی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:روزی پیامبر خدا صلّی اللهُ علیه وآله به مهمانی یکی از انصار رفت کنیزی که نزدیک وضع حمل بود با شکمی بزرگ رفت و آمد می کرد. پیامبر خدا صلّی اللهُ علیه وآله در موردش سؤال نمود.مرد انصاری گفت: ای پیامبر خدا صلّی اللهُ علیه وآله! او را در حال بارداری خریداری نمودم.فرمود: آیا با او نزدیکی نموده ای؟گفت: آری.فرمود: بچه ای را که در شکم اوست آزاد کن.گفت: ای پیامبر! به چه علّتی مستحق آزادی شده است؟فرمود: زیرا نطفه تو، گوش، چشم، گوشت و خون او را تغذیه کرده است.

3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ غِيَاتِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:مَنْ جَامَعَ أَمَةً حُبْلَى مِنْ غَيْرِهِ فَعَلَيْهِ أَنْ يُعْتِقَ وَلَدَهَا وَ لَا يَسْتَرِقَّ ، لِأَنَّهُ شَارَكَ فِيهِ الْمَاءُ تَمَامَ الْوَلَدِ.### بخش صد بیست و نهم#### حکم کنیزی که در یک پاکیزگی دو نفر با او آمیزش می کنند و او باردار شود...(129 بَابُ الرَّجُلِ يَقَعُ عَلَى جَارِيَتِهِ فَيَقَعُ عَلَيْهَا غَيْرُهُ فِي ذَلِكَ الطُّهْرِ فَتَحْبَلُ)1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:- غیاث بن ابراهیم گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:هر کس با کنیزی که از نطفۀ دیگران باردار است، نزدیکی کند، باید فرزند آن کنیز را آزاد کند، و حق ندارد او را بردۀ خود بداند؛ چرا که با نطفۀ خود در جنین مشارکت کرده است.بخش صد و بیست و نهم: حکم کنیزی که در یک پاکیزگی دو نفر با او آمیزش می کنند و او باردار شود...1 - عبد الله بن سنان گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

إِنَّ رَجُلاً مِنَ الْأَنْصَارِ أَتَى أَبِي علیه السَّلام فَقَالَ: إِنِّي ابْتُلِيتُ بِأَمْرِ عَظِيمٍ، إِنَّ لِي جَارِيَةٌ كُنْتُ أَطَاهَا فَوَطِئْتُهَا يَوْماً وَ خَرَجْتُ فِي حَاجَةٍ لِي بَعْدَ مَا اغْتَسَلْتُ مِنْهَا وَ نَسِيتُ نَفَقَةٌ لِي فَرَجَعْتُ إِلَى الْمَنْزِلِ لأَخُذَهَا فَوَجَدْتُ غُلَامِي عَلَى بَطْنِهَا فَعَدَدْتُ لَهَا مِنْ يَوْمِي ذَلِكَ تِسْعَةَ أَشْهُرٍ فَوَلَدَتْ جَارِيَةً. قَالَ : فَقَالَ لَهُ أَبِي علیه السَّلام: لا يَنْبَغِي لَكَ أَنْ تَقْرَبَهَا وَ لا أَنْ تَبِيعَهَا، وَلَكِنْ أَنْفِقْ عَلَيْهَا مِنْ مَالِكَ مَا دُمْتَ حَيّاً ثُمَّ أَوْصِ عِنْدَ مَوْتِكَ أَنْ يُنْفَقَ عَلَيْهَا مِنْ مَالِكَ حَتَّى يَجْعَلَ اللَّهُ لَهَا مَخْرَجاً.2 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَجْلانَ قَالَ:إِنَّ رَجُلاً مِنَ الْأَنْصَارِ أَتَى أَبَا جَعْفَرٍ علیه السَّلام فَقَالَ لَهُ: إِنِّي قَدِ ابْتُلِيتُ بِأَمْرٍ عَظِيمٍ، إِنِّي وَقَعْتُ عَلَى جَارِيَتِي ثُمَّ خَرَجْتُ فِي بَعْضِ حَوَائِجِي فَانْصَرَفْتُ مِنَ الطَّرِيقِ، فَأَصَبْتُ غُلامِي بَيْنَ رِجْلَي الْجَارِيَةِ، فَاعْتَزَلْتُهَا فَحَبِلَتْ ثُمَّ وَضَعَتْ جَارِيَةً لِعِدَّةِ تِسْعَةِ أَشْهُرٍ.روزی یک تن از انصار خدمت پدرم آمد و گفت: من به مشکل بزرگی گرفتار شده ام؛ کنیزی دارم که با او همبستر می شدم؛ روزی با او آمیزش نمودم و پس از غسل برای انجام کاری از خانه خارج شدم، امّا پولم را جا گذاشتم. پس به خانه بازگشتم تا پولم را بردارم، ناگاه دیدم غلام من بر روی شکم کنیز می باشد. پس از همان روز نُه ماه در نظر گرفتم و بعد از نه ماه کنیزم دختری به دنیا آورد. (اینک تکلیف من چیست؟)پدرم علیه السَّلام به او فرمود: دیگر شایسته نیست که به آن دخترک نزدیک شوی، و نه می توانی او را بفروشی. بلکه باید زندگی او را تا زمانی که زنده ای از مال خودت تأمین کنی و هنگام مرگ وصیّت کنی تا از اموالت هزینه زندگی او را بدهند تا سرانجام خداوند برای او راهی قرار دهد.2 - نظیر این روایت را محمّد بن عجلان از امام باقر علیه السَّلام نقل می کند و می افزاید: امام باقر علیه السَّلام به او فرمود:

فَقَالَ لَهُ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السَّلام: احْبِسِ الْجَارِيَةَ لا تَبِعْهَا وَأَنْفِقْ عَلَيْهَا حَتَّى تَمُوتَ، أَوْ يَجْعَلَ اللهُ لَهَا مَخْرَجاً، فَإِنْ حَدَثَ بِكَ حَدَتْ فَأَوْصِ بِأَنْ يُنْفَقَ عَلَيْهَا مِنْ مَالِكَ حَتَّى يَجْعَلَ اللهُ لَهَا مَخْرَجاً.وَ قَالَ: إِذَا خَرَجْتَ مِنْ بَيْتِكَ فَقُلْ: «بِسْمِ اللهِ عَلَى دِينِي وَ نَفْسِي وَ وُلْدِي وَ أَهْلِي وَ مَالِي» ثَلاثَ مَرَّاتٍ.ثُمَّ قُلِ: «اللَّهُمَّ بَارِكْ لَنَا فِي قَدَرِكَ وَ رَضْنَا بِقَضَائِكَ حَتَّى لَا نُحِبَّ تَعْجِيلَ مَا أُخَّرْتَ وَلَا تَأْخِيرَ مَا عَجَّلْتَ».موقعی که از منزل خارج می شوی، سه مرتبه بگو: «بسم الله على ديني ونفسي وولدي وأهلي ومالي» .سپس بگو: «اللّهمّ بارك لنا في قدرك ورضّنا بقضائك حتّى لا نحبّ تعجيل ما أخّرت ولا تأخير ما عجّلت .

### بخش صد و سی ام#### حکم کنیزی که متّهم می شود...(130 بَابُ الرَّجُلِ يَكُونُ لَهُ الْجَارِيَةُ يَطَوُّهَا فَتَحْبَلُ فَيَتَّهِمُهَا)1 - أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ وَ حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ جَمِيعاً عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ سَعِيدِ بْنِ يَسَارٍ قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السَّلام عَن الْجَارِيَةِ تَكُونُ لِلرَّجُلِ يُطِيفُ بِهَا وَ هِيَ تَخْرُجُ فَتَعْلَقُ.قَالَ: يَتّهمُهَا الرَّجُلُ أَوْ يَتَهمُهَا أَهْلُهُ؟قُلْتُ: أَمَّا ظَاهِرَةً فَلا.قَالَ: إِذا لَزِمَهُ الْوَلَدُ.2 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ سُلَيْمٍ مَوْلَى طِرْبَالٍ عَنْ حَرِيزِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:فِي رَجُلٍ كَانَ يَطَأُ جَارِيَةً لَهُ وَ أَنَّهُ كَانَ يَبْعَثُهَا فِي حَوَائِجِهِ وَ أَنَّهَا حَبِلَتْ وَ أَنَّهُ بَلَغَهُ عَنْهَا فَسَادٌ.بخش صد و سیام: حکم کنیزی که متّهم می شود1 - سعید بن یسار گوید: به امام کاظم علیه السَّلام گفتم:شخصی با کنیز خود آمیزش می کند. گاهی این کنیز از منزل خارج می شود. اینک که این کنیز باردار باشد تکلیف او چیست؟فرمود: آیا مولا و یا خانواده اش او را متّهم می کنند؟گفتم: در ظاهر او را متّهم نمی کنند.فرمود: در این صورت آن مرد باید کودک را فرزند خود بداند.2 - حریز گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم

فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: إِذَا وَلَدَتْ أَمْسَكَ الْوَلَدَ فَلَا يَبِيعُهُ وَ يَجْعَلُ لَهُ نَصِيباً فِي دَارِهِ.قَالَ: فَقِيلَ لَهُ: رَجُلٌ يَطَأُ جَارِيَةً لَهُ، وَإِنَّهُ لَمْ يَكُنْ يَبْعَثُهَا فِي حَوَائِجِهِ وَإِنَّهُ أَنَّهَمَهَا وَ حَبِلَتْ.فَقَالَ: إِذَا هِيَ وَلَدَتْ أَمْسَكَ الْوَلَدَ وَ لا يَبيعُهُ وَ يَجْعَلُ لَهُ نَصِيباً مِنْ دَارِهِ وَ مَالِهِ وَ لَيْسَ هَذِهِ مِثْلَ تِلْكَ.3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ آدَمَ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ رَجُلٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ عَبْدِ الْحَمِيدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنْ رَجُلٍ كَانَتْ لَهُ جَارِيَةٌ يَطَؤُهَا وَ هِيَ تَخْرُجُ فِي حَوَائِجِهِ فَحَبِلَتْ فَخَشِيَ أَنْ لا يَكُونَ مِنْهُ كَيْفَ يَصْنَعُ؟ أَيَبِيعُ الْجَارِيَةَ وَ الْوَلَدَ؟مردی کنیزی دارد و با او نزدیکی می کند و او را برای کارهای شخصی اش بیرون می فرستد؛ یک روز متوجّه می شود که این کنیز باردار شده است؛ و از گوشه و کنار اتّهاماتی به گوش او می رسد.فرمود: هنگامی که کنیز زایمان نمود، مولا کودک را نگه دارد و نفروشد و سهمی از منزل خود را برای او قرار دهد.پرسیدند: کسی کنیزی دارد که با او آمیزش می کند و او را جهت کارهای شخصی به بیرون نمی فرستد، اینک باردار شده و او را متّهم می داند (تکلیف او چیست؟)فرمود: بعد از ولادت کودک را نگه دارد و نفروشد، و سهمی از خانه و اموال خود برای او معیّن کند و این مورد مانند مسأله قبلی نیست.3 - عبد الحميد بن اسماعیل گوید:از امام صادق علیه السَّلام سؤال کردم: مردی کنیزی دارد که با او نزدیکی می کند. این کنیز گاهی برای انجام کارهای صاحبش از منزل خارج می شود. کنیز باردار می شود و مرد بیم دارد که فرزند از آنِ خودش نباشد؛ چه کند؟ آیا کنیز و فرزند را بفروشد؟

قَالَ: يَبيعُ الْجَارِيَةَ وَ لا يَبيعُ الْوَلَدَ، وَ لَا يُوَرِّثُهُ مِنْ مِيرَائِهِ شَيْئاً.4 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِقٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ سَعِيدِ بْنِ يَسَارٍ قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنْ رَجُلٍ وَقَعَ عَلَى جَارِيَةٍ لَهُ تَذْهَبُ وَ تَجِيءُ وَ قَدْ عَزَلَ عَنْهَا وَ لَمْ يَكُنْ مِنْهُ إِلَيْهَا شَيْءٌ مَا تَقُولُ فِي الْوَلَدِ؟قَالَ: أَرَى أَنْ لَا يُبَاعَ هَذَا يَا سَعِيدُ!قَالَ: وَ سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السَّلام فَقَالَ: أَ يَتْهِمُهَا؟فَقُلْتُ: أَمَّا تُهَمَةٌ ظَاهِرَةً فَلَا.قَالَ: فَيَتَهمُهَا أَهْلُكَ ؟فَقُلْتُ : أَمَّا شَيْءٌ ظَاهِرٌ فَلَا.قَالَ: فَكَيْفَ تَسْتَطِيعُ أَنْ لَا يَلْزَمَكَ الْوَلَدُ؟فرمود: کنیز را بفروشد، امّا فرزند را نفروشد. و چیزی از میراث اش به او ندهد.4- سعید بن یسار گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم:مردی با کنیزش _ که به بیرون از خانه رفت و آمد دارد _ نزدیکی می کند و نطفه اش را بیرون می ریزد، اکنون کنیز باردار شده است نظر شما درباره این کودک چیست؟فرمود: ای سعید! به نظر من این کودک را نفروشد.سعید گوید: این مسأله را از امام کاظم علیه السَّلام سؤال کردم.فرمود: آیا کنیز را متّهم به زنا می کند؟گفتم: تهمت آشکار، نه.فرمود: پس خاندانت او را متّهم می کنند؟گفتم: تهمت آشکار، نه.فرمود: پس چگونه می توانی فرزندت را نپذیری؟!

### بخش صد و سی و یکم#### یک روایت نکته دار(131 بَابُ نَادِرُ)1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ دَاوُدَ بْنِ فَرْقَدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:أَتَى رَجُلٌ رَسُولَ اللَّهِ صلَّى اللهُ عليه وآله فَقَالَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ! إِنِّي خَرَجْتُ وَ امْرَأَتِي حَائِضٌ فَرَجَعْتُ وَهِيَ حُبْلَى.فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ صلَّی اللهُ علیه وآله: مَنْ تَتَّهِمُ؟قَالَ: أَنَّهِمْ رَجُلَيْنِ.قَالَ: اثْتِ بِهِمَا.فَجَاءَ بِهِمَا، فَقَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله: إِنْ يَكُ ابْنَ هَذَا فَيَخْرُجُ قَطَطَا كَذَا وَكَذَا.فَخَرَجَ كَمَا قَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله فَجَعَلَ مَعْقُلَتَهُ عَلَى قَوْمٍ أُمِّهِ وَ مِيرَاثَهُ لَهُمْ، وَ لَوْ أَنَّ إِنْسَاناً قَالَ لَهُ: يَا ابْنَ الزَّانِيَةِ! يُجْلَدُ الْحَدَّ.بخش صد و سی و یکم: یک روایت نکته دار1 - داوود بن فرقد :گوید امام صادق علیه السَّلام فرمود:شخصی نزد پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله آمد و عرض کرد: ای پیامبر! من از منزل خارج شدم در حالی که همسرم در دوران قاعدگی بود، و برگشتم در حالی که حامله بود (تکلیفم چیست؟)پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله به او فرمود : چه کسی را متّهم می نمایی؟عرض کرد: دو نفر را متّهم می کنم.فرمود: آن دو نفر را بیاور.آن مرد دو متّهم را آورد.پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود: اگر کودک فرزند این مرد (شوهر باشد، پس با موهای فرفری و چنین اوصافی به دنیا خواهد آمد. پس کودک همان طوری که پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرموده بود به دنیا آمد. پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله سرپرستی وارث کودک را به خانواده مادرش سپرد و (حق) ارث او را نیز به آنان داد. (و فرمود:)و اگر کسی به این کودک بگوید: ای زنازاده حدّ خواهد خورد.)

### بخش صد و سی و دوم#### [تولّد فرزند در غیاب پدر](132 بَابٌ)1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مَرَّارٍ وَ غَيْرِهِ عَنْ يُونُسَ:الْمَرْأَةِ يَغِيبُ عَنْهَا زَوْجُهَا فَتَجِيءُ بِوَلَدٍ أَنَّهُ لا يُلْحَقُ الْوَلَدُ بِالرَّجُلِ وَلَا تُصَدَّقُ أَنَّهُ قَدِمَ فَأَحْبَلَهَا إِذَا كَانَتْ غَيْبَتُهُ مَعْرُوفَةٌ.بخش صد و سی و دوم: [تولّد فرزند در غیاب پدر]1 - یونس گوید: امام بخش صد و سی و دومتولد فرزند در غیاب پدر ]1 - یونس :گوید امام در مورد زنی که شوهرش در مسافرت است و او فرزندی می آورد، فرمود:فرزند به شوهر این زن تعلّق نمی گیرد. و اگر زن ادّعا کند که شوهرش از مسافرت آمده و او را باردار کرده (سپس دوباره به مسافرت رفته است تصدیق نمی شود، البته در صورتی که (مدت و وضعیّت) غیبت شوهرش مشخص باشد.)### بخش صد و سی و سوم#### حکم کنیزی که در یک پاکی مورد آمیزش چند نفر قرار می گیرد...(133 بَابُ الْجَارِيَةِ يَقَعُ عَلَيْهَا غَيْرُ وَاحِدٍ فِي طُهْرٍ وَاحِدٍ)1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيِّ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:بخش صد و سی و سوم: حکم کنیزی که در یک پاکی مورد آمیزش چند نفر قرار می گیرد1 - حلبی و محمّد بن مسلم گویند: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

إِذَا وَقَعَ الْحُرُّ وَ الْعَبْدُ وَ الْمُشْرِكُ بِامْرَأَةٍ فِي طُهْرٍ وَاحِدٍ فَادَّعَوُا الْوَلَدَ أُقْرِعَ بَيْنَهُمْ، فَكَانَ الْوَلَدُ لِلَّذِي يَخْرُجُ سَهْمُهُ.2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَيْدٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:بَعَثَ رَسُولُ اللهِ عَلِيّاً علیه السَّلام إِلَى الْيَمَنِ فَقَالَ لَهُ حِينَ قَدِمَ: حَدِّثْنِي بِأَعْجَبٍ مَا وَرَدَ عَلَيْكَ.قَالَ: يَا رَسُولَ اللهِ! أَتَانِي قَوْمٌ قَدْ تَبَايَعُوا جَارِيَةً فَوَطِئُوهَا جَمِيعاً فِي طُهْرٍ وَاحِدٍ، فَوَلَدَتْ غُلاماً وَ احْتَجُوا فِيهِ كُلُّهُمْ يَدَّعِيهِ، فَأَسْهَمْتُ بَيْنَهُمْ وَ جَعَلْتُهُ لِلَّذِي خَرَجَ سَهُمُهُ وَ ضَمَّتَهُ نَصِيبَهُمْ.فَقَالَ النَّبِيُّ صلَّی اللهُ علیه وآله: إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ قَوْمٍ تَنَازَعُوا ثُمَّ فَوَّضُوا أَمْرَهُمْ إِلَى اللَّهِ عزَّوَجَل وَ إِلَّا خَرَجَ سَهُمُ الْمُحِقِّ.هرگاه شخص آزاد، برده و مشرکی در یک پاکی با زنی نزدیکی کنند و هر کدامشان ادعای تصاحب فرزند را داشته باشند، بینشان قرعه کشیده می شود و فرزند از آنِ کسی است که نامش بیرون می آید.2 - ابوبصیر گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله حضرت علی علیه السَّلام را به یمن فرستاد. موقعی که حضرت علی علیه السَّلام از مأموریّت بازگشت، رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله به او فرمود: شگفت ترین ماجرایی را که بر تو گذشت برایم تعریف کن.حضرت علی علیه السَّلام عرض کرد: ای پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله! چند نفر نزد من آمدند که به شراکت کنیزی را خریده و در یک پاکی با او همبستر شده بودند. کنیز پسری به دنیا آورده بود، شرکاء برای هم استدلال می کردند و مدّعی فرزند بودند. من میان آنان قرعه کشیدم و کودک را به کسی دادم که نام او بیرون آمده بود و او را ضامن پرداخت سهم شرکای دیگر نمودم.رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود: هیچ گروهی به هنگام نزاع قضاوت را به خداوند واگذار نکردند مگر این که نام صاحب حق بیرون آمد.

### بخش صد و سی و چهارم#### حکم کنیزی که پس از فروخته شدن در کمتر از شش ماه فرزند می آورد(134 بَابُ الرَّجُلِ يَكُونُ لَهَا الْجَارِيَةُ يَطَوُّهَا فَيَبيعُهَا ثُمَّ تَلِدُ لِأَقَلَّ مِنْ سِتَّةِ أَشْهُرٍ وَ الرَّجُلِ يَبِيعُ الْجَارِيَةَ مِنْ غَيْرِ أَنْ يَسْتَبْرِئَهَا فَيَظْهَرُ بهَا حَبَلُ بَعْدَ مَا مَسَّهَا الْآخَرُ)1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنِ ابْنِ رِتَابٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:إِذَا كَانَ لِلرَّجُلِ مِنْكُمُ الْجَارِيَةُ يَطَؤُهَا فَيُعْتِقُهَا فَاعْتَدَّتْ وَ نَكَحَتْ، فَإِنْ وَضَعَتْ لِخَمْسَةِ أَشْهُرٍ، فَإِنَّهُ مِنْ مَوْلاهَا الَّذِي أَعْتَقَهَا، وَإِنْ وَضَعَتْ بَعْدَ مَا تَزَوَّجَتْ لِسِتَّةِ أَشْهُرٍ، فَإِنَّهُ لِزَوْجِهَا الْأَخِيرِ.2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيَّ بْنِ الْحَكَم عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْحَسَنِ الصَّيْقَلِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:بخش صد و سی و چهارم: حکم کنیزی که پس از فروخته شدن در کمتر از شش ماه فرزند می آورد1 - حلبی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:هرگاه یکی از شما کنیزی داشته باشد و با او نزدیکی کند، سپس آزادش نماید. آن کنیز عدّه نگه دارد و بعد ازدواج کند، پس اگر بعد از پنج ماه فرزندی به دنیا بیاورد، فرزند از آنِ مولای اوست که او را آزاد نموده است. و اگر _ پس از ازدواج _ بعد از شش ماه فرزندی به دنیا بیاورد، از آنِ شوهر جدید او خواهد بود.2 - حسن صیقل گوید:

سَمِعْتُهُ يَقُولُ: وَ سُئِلَ عَنْ رَجُلٍ اشْتَرَى جَارِيَةٌ ثُمَّ وَقَعَ عَلَيْهَا قَبْلَ أَنْ يَسْتَبْرِئَ رَحِمَهَا.قَالَ: بِئْسَ مَا صَنَعَ ! يَسْتَغْفِرُ اللهَ وَ لا يَعُودُ.قُلْتُ: فَإِنَّهُ بَاعَهَا مِنْ آخَرَ وَ لَمْ يَسْتَبْرِئُ رَحِمَهَا ثُمَّ بَاعَهَا الثَّانِي مِنْ رَجُلٍ آخَرَ فَوَقَعَ عَلَيْهَا وَ لَمْ يَسْتَبْرِئُ رَحِمَهَا، فَاسْتَبَانَ حَمْلُهَا عِنْدَ الثَّالِثِ.فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: الْوَلَدُ لِلْفِرَاشِ وَ لِلْعَاهِرِ الْحَجَرُ.3 - أَبُو عَلِيَّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ وَ حُمَيْدِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ جَمِيعاً عَنْ صَفْوَانَ عَنْ سَعِيدِ الْأَعْرَجِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلَيْنِ وَقَعَا عَلَى جَارِيَةٍ فِي طُهْرٍ وَاحِدٍ لِمَنْ يَكُونُ الْوَلَدُ؟قَالَ: لِلَّذِي عِنْدَهُ لِقَوْلِ رَسُولِ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله: «الْوَلَدُ لِلْفِرَاشِ وَ لِلْعَاهِرِ الْحَجَرُ».از امام صادق علیه السَّلام پرسیدند: مردی کنیزی خریده و قبل از عدّه با او همبستر شده است (چه حکمی دارد؟)من شنیدم که حضرتش در پاسخ فرمود: بدکاری مرتکب شده است! از خداوند طلب مغفرت نماید و دیگر چنین نکند.گفتم: اگر نفر دوم آن کنیز را از شخصی بخرد و بدون عدّه نگه داشتن با او آمیزش کند سپس او را به نفر سوم بفروشد. نفر سوم نیز بدون عده نگه داشتن کنیز، با او نزدیکی کند. سرانجام بارداری کنیز در خانه نفر سوم آشکار شود (تکلیف چیست؟)فرمود: فرزند برای فِراش (یعنی شوهر شرعی است و برای زناکار سنگ است.)3 - سعید اعرج گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم:دو نفر با کنیزی در یک دورۀ پاکی همبستر شده اند (کودک از آنِ کیست؟)فرمود: کودک از آنِ کسی است که اینک کنیز نزد اوست، چرا که رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود:«فرزند برای فِراش (یعنی شوهر شرعی است و برای زناکار سنگ است.)

### بخش صد و سی و پنجم#### حکم فرزندی که یکی از پدر و مادرش آزاد و دیگری برده است...(135بَابُ الْوَلَدِ إِذَا كَانَ أَحَدُ أَبَوَيْهِ مَمْلُوكاً وَالآخَرُ حُراً)1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ وَ الْحَكَمِ بْنِ مِسْكِينٍ عَنْ جَمِيلٍ وَ ابْنِ بُكَيْرٍ فِي الْوَلَدِ مِنَ الْحُرِّ وَ الْمَمْلُوكَةِ قَالَ:يَذْهَبُ إِلَى الْحُرِّ مِنْهُمَا.2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ أَبِي إِسْمَاعِيلَ عَنْ أَبِي الْفَضْلِ الْمَكْفُوفِ صَاحِبِ الْعَرَبِيَّةِ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ الْأَحْوَلِ الطَّاقِيِّ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:أَنَّهُ سُئِلَ عَنِ الْمَمْلُوكِ يَتَزَوَّجُ الْحُرَّةَ مَا حَالُ الْوَلَدِ؟فَقَالَ: حُرٌّ.فَقُلْتُ: وَ الْحُرُّ يَتَزَوَّجُ الْمَمْلُوكَةَ؟بخش صد و سی و پنجم: حکم فرزندی که یکی از پدر و مادرش آزاد و دیگری برده است...1 - جمیل و ابن بکیر گویند: امام صادق علیه السَّلام در مورد فرزندی که پدرش آزاد و مادرش کنیز باشد، فرمود:فرزند مال فرد آزاد است.2 - راوی گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدند:برده ای با زنی آزاد ازدواج می کند، تکلیف فرزند چیست؟فرمود: آزاد است.گفتم: اگر مرد آزادی با کنیزی ازدواج کند؟

قَالَ: يُلْحَقُ الْوَلَدُ بِالْحُرِّيَّةِ حَيْثُ كَانَتْ إِنْ كَانَتِ الْأُمُّ حُرَّةً أُعْتِقَ بِأُمِّهِ، وَإِنْ كَانَ الْأَبُ حُرِّاً أُعْتِقَ بِأَبِيهِ.3 - أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْعَاصِمِيُّ عَنْ عَلِيَّ بْنِ الْحَسَنِ التَّيْمِيُّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطِ عَنِ الْحَكَمِ بْنِ مِسْكِينٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاج قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام يَقُولُ:إِذَا تَزَوَّجَ الْعَبْدُ الْحُرَّةَ فَوُلْدُهُ أَحْرَارٌ وَإِذَا تَزَوَّجَ الْحُرُّ الْأَمَةَ فَوُلْدُهُ أَحْرَارٌ.4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيَّ بْنِ الْحَكَمِ وَ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنِ الْحَكَمِ بْنِ مِسْكِينٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنِ الْحُرِّ يَتَزَوَّجُ الْأَمَةَ أَوْ عَبْدِ يَتَزَوَّجُ حُرَّةً؟قَالَ: فَقَالَ لِي: لَيْسَ يُسْتَرَقُ الْوَلَدُ إِذَا كَانَ أَحَدُ أَبَوَيْهِ حُرِّاً إِنَّهُ يُلْحَقُ بِالْحُرِّ مِنْهُمَا أَيَّهُمَا كَانَ أَبَا كَانَ أَوْ أُمّاً.5 - سَهْلُ بْنُ زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطِ وَ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ جَمِيعاً عَنِ الْحَكَمِ بْنِ مْكِينٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجِ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:فرمود: فرزند به آزادی تعلّق می گیرد؛ طرف هر کدامشان که باشد: اگر مادر آزاد باشد به سبب مادرش آزاد می شود و اگر پدر آزاد باشد به جهت پدرش آزاد می شود.3 - جميل بن درّاج گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:اگر برده ای با زن آزادی ازدواج کند فرزندان ش آزاد می باشند؛ و اگر مرد آزادی با کنیزی ازدواج کند، فرزندان او نیز آزاد می باشند.4 - جمیل بن درّاج گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم:اگر مرد آزادی با کنیزی ازدواج کند، یا غلامی با زن آزادی ازدواج کند، (فرزند آنان به کدام یک ملحق می شود؟)فرمود: در صورتی که یکی از پدر و مادر آزاد باشد ، فرزند آنان برده نخواهد بود. فرزند به آن که آزاد است ملحق می شود، هر کدامشان که باشد؛ پدر باشد یا مادر.5 - جميل بن درّاج نظیر روایت سوم را با سند دیگری از امام صادق علیه السَّلام نقل می کند.

يَقُولُ إِذَا تَزوَّجَ الْعَبْدُ الْحُرَّةَ فَوَلدُهُ أَحْرَارٌ وَ إِذَا تَزَوَّجَ الْحُرُ الْأُمَةَ فَوْلَدُهُ أَحْرَارٌ.6 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ فِي الْعَبْدِ تَكُونُ تَحْتَهُ الْحُرَّةُ.قَالَ: وُلْدُهُ أَحْرَارٌ، فَإِنْ أُعْتِقَ الْمَمْلُوكُ لَحِقَ بِأَبِيا7 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ الله علیه السَّلام قَالَ:سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ الْحُرِّ يَتَزَوَّجُ بِأَمَةِ قَوْمِ الْوُلْدُ مَمَالِيكُ أَوْ أَحْرَارٌ؟قَالَ: إِذَا كَانَ أَحَدٌ أَبَوَيْهِ حُرِّاً فَالْوُلْدُ أَحْرَارٌ.عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ مِثْلَهُ.6 - عبد الله بن سنان گوید: امام صادق علیه السَّلام در مورد غلامی که زن آزادی دارد، فرمود:فرزندان آنان آزاد هستند، و اگر غلام آزاد شود، به پدرشان ملحق می شوند.7 - راوی گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم:مردی با کنیز دیگران ازدواج می کند؛ فرزندانش برده اند یا آزاد؟فرمود: در صورتی که یکی از پدر و مادر آزاد باشد، فرزندان آزاد می باشند.

### بخش صد و سی وششم#### حکم زنی که با غلام خود ارتباط جنسی برقرار می کند(136 بَابُ الْمَرْأَةِ يَكُونُ لَهَا الْعَبْدُ فَيَنْكِحُهَا)1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ هِلَالٍ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:قَضَى أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام فِى امْرَأَةٍ أَمْكَنَتْ نَفْسَهَا مِنْ عَبْدٍ لَهَا فَنَكَحَهَا أَنْ تُضْرَبَ مِائَةً وَيُضْرَبَ الْعَبْدُ خَمْسِينَ جَلْدَةً وَ يُبَاعَ بِصُغْرٍ مِنْهَا.قَالَ: وَ يَحْرُمُ عَلَى كُلِّ مُسْلِم أَنْ يَبيعَهَا عَبْداً مُدْرِكاً بَعْدَ ذَلِكَ.2 - مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرٍ أَبُو الْعَبَّاسِ عَنْ أَيُّوبَ بْنِ نُوحٍ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ سَعِيدِ بْنِ يَسَارٍ قَالَ:سَأَلْتُهُ عَن الْمَرْأَةِ الْحُرَّةِ تَكُونُ تَحْتَ الْمَمْلُوكِ فَتَشْتَرِيهِ هَلْ يُبْطِلُ ذَلِكَ نِكَاحَهُ؟قَالَ: نَعَمْ، لأَنَّهُ عَبْدٌ مَمْلُوكَ لا يَقْدِرُ عَلَى شَيْءٍ.بخش صد و سی و ششم: حکم زنی که با غلام خود ارتباط جنسی برقرار می کند...1 - محمّد بن مسلم گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:اميرمؤمنان علی علیه السَّلام در بارۀ زن آزادی که خود را در اختیار غلام نهاد تا با او مقاربت کند چنین قضاوت فرمود: آن خانم صد تازیانه و به غلامش پنجاه تازیانه بزنند، سپس با خواری و ذلّت غلام را از این زن خریداری می کنند.حضرتش فرمود: بعد از این بر همۀ مسلمانان حرام است که به این زن، غلام بالغ بفروشند.2 - سعید بن یسار گوید: از امام علیه السَّلام پرسیدم:اگر زن آزادی همسر برده ای باشد و بعداً شوهر خود را خریداری کند، آیا ازدواجشان باطل می شود؟فرمود: آری. از آن رو که او، برده ای است که بر هیچ کاری اختیار ندارد.

### بخش صد و سی و هفتم#### زنان شبیه هم اند...(137 بَابُ أَنَّ النِّسَاءَ أَشْبَاهُ)1 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيَّ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:رَأَى رَسُولُ الله صلَّی اللهُ علیه وآله امْرَأَةٌ فَأَعْجَبَتْهُ فَدَخَلَ عَلَى أُمِّ سَلَمَةَ، وَكَانَ يَوْمُهَا فَأَصَابَ مِنْهَا، وَ خَرَجَ إِلَى النَّاسِ وَ رَأْسُهُ يَقْطُرُ فَقَالَ: أَيُّهَا النَّاسُ! إِنَّمَا النَّظَرُ مِنَ الشَّيْطَانِ، فَمَنْ وَجَدَ مِنْ ذَلِكَ شَيْئاً فَلْيَأْتِ أَهْلَهُ.2 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ شَمُونٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَانِ عَنْ مِسْمَع عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله:إِذَا نَظَرَ أَحَدٌ كُمْ إِلَى الْمَرْأَةِ الْحَسَنَاءِ فَلْيَأْتِ أَهْلَهُ، فَإِنَّ الَّذِي مَعَهَا مِثْلُ الَّذِي مَعَ تِلْكَ.بخش صد و سی و هفتم: زنان شبیه هم اند1 - حمّاد بن عثمان گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:روزی پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله زنی را دید و آن زن باعث شگفتی آن حضرت شد. پس نزد اُمّ سلمه _ که آن روز نوبت این همسر بود _ تشریف برد و با او نزدیکی نمود. سپس به سوی مردم آمد در حالی که از سر مبارک آن حضرت آب می چکید و فرمود:ای مردم! به راستی که نگاه (به نامحرم از جانب شیطان است. پس هر کس دچار آن شد، به نزد همسر خود برود (1).)2 - مسمع گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود:هرگاه یکی از شما به زن زیبایی نگاه کند، نزد همسر خویش برود؛ زیرا آن چه که همسرش دارد مانند همان چیزی است که آن زن دارد.


1) با توجّه به عصمت پیامبران علیهم السَّلام با این روایت قابل تأمّل است

فَقَامَ رَجُلٌ فَقَالَ: يَا رَسُولَ اللهِ! فَإِنْ لَمْ يَكُنْ لَهُ أَهْلُ فَمَا يَصْنَعُ؟قَالَ: فَلْيَرْفَعْ نَظَرَهُ إِلَى السَّمَاءِ وَ لْيَرَاقِبُهُ وَلْيَسْأَلْهُ مِنْ فَضْلِهِ.### بخش صد سی و هشتم#### کراهت رهبانیّت و ترک ازدواج(138 بَابُ كَرَاهِيَةِ الرَّهْبَانِيَّةِ وَ تَرْكِ الْبَاهِ)1 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِيٌّ عَنِ ابْنِ الْقَدَّاحِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:جَاءَتِ امْرَأَةُ عُثْمَانَ بْنِ مَطْعُونِ إِلَى النَّبِيَّ صلَّى اللهُ عليه وآله فَقَالَتْ: يَا رَسُولَ اللَّهِ! إِنَّ عُثْمَانَ يَصُومُ النَّهَارَ وَ يَقُومُ اللَّيْلَ.فَخَرَجَ رَسُولُ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله مُغْضَباً يَحْمِلُ نَعْلَيْهِ حَتَّى جَاءَ إِلَى عُثْمَانَ، فَوَجَدَهُ يُصَلِّي فَانْصَرَفَ عُثْمَانُ حِينَ رَأَى رَسُولَ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله فَقَالَ لَهُ: يَا عُثْمَانُ لَمْ يُرْسِلْنِي اللَّهُ تَعَالَى بِالرَّهْبَانِيَّةِ، وَلَكِنْ بَعَثَنِي بِالْحَنِيفِيَّةِ السَّهْلَةِ السَّمْحَةِ، أَصُومُ وَ أُصَلِّي وَأَلْمِسُ أَهْلِي، فَمَنْ أَحَبَّ فِطْرَتِي فَلْيَسْتَنَّ بِسُنَّتِي وَ مِنْ سُنَّتِيَ النِّكَاحُ.در این هنگام مردی برخاست و گفت: ای پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله! اگر این شخص، همسری نداشته باشد، چه کند؟فرمود: نگاهش را به سوی آسمان (به جهت دعا کردن یا ترک گناه به نامحرم بردارد و از خداوند بترسد و از فضل او درخواست (همسر) کند.)بخش صد و سی و هشتم: کراهت رهبانیّت و ترک ازدواج1 - ابن قدّاح گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:روزی همسر عثمان بن مظعون نزد پیامبر صلَّى اللهُ عليه وآله آمد و :گفت ای پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله! عثمان، روز را روزه می گیرد و شب را به عبادت می پردازد.پیامبر صلَّى اللهُ عليه وآله با خشم و در حالی که نعلین خود را می کشید از خانه خارج شد تا به عثمان رسید و او را در حال نماز یافت. هنگامی که عثمان پیامبر صلَّى اللهُ عليه وآله را دید نماز را رها کرد.پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله به او فرمود: ای عثمان! خداوند مرا به رهبانیّت نفرستاده است، بلکه مرا به دین حنفی سهل و آسان فرستاده است، من روزه می گیرم، نماز می خوانم و با همسرانم نزدیکی می نمایم. پس هر کس دین مرا دوست دارد، به سنّت و روش من عمل کند و از سنّت ها و روش های من، ازدواج است.

2 - جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْقَدَّاحِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلَّى اللهُ عليه وآله لِرَجُلٍ: أَصْبَحْتَ صَائِماً؟قَالَ: لا.قَالَ: فَأَطْعَمْتَ مِسْكِيناً.قَالَ: لا.قَالَ: فَارْجِعْ إِلَى أَهْلِكَ، فَإِنَّهُ مِنْكَ عَلَيْهِمْ صَدَقَةٌ.3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ أَبُو عَلِيَّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنِ الرَّجُلِ يَكُونُ مَعَهُ أَهْلُهُ فِي السَّفَرِ لا يَجِدُ الْمَاءَ أَيَأْتِي أَهْلَهُ؟قَالَ: مَا أُحِبُّ أَنْ يَفْعَلَ إِلَّا أَنْ يَخَافَ عَلَى نَفْسِهِ.قَالَ: قُلْتُ: طَلَبَ بِذَلِكَ اللَّذَّةَ أَوْ يَكُونُ شَبِقاً إِلَى النِّسَاءِ.2 - عبد الله بن قدّاح گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:روزی پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله به شخصی فرمود: آیا صبح را با روز آغاز کرده ای؟عرض کرد: نه.فرمود: آیا فقیری را اطعام نموده ای؟عرض کرد: نه.فرمود: بنابر این نزد خانواده ات بازگرد (یعنی با همسرت آمیزش کن؛ زیرا این کار، صدقه ای از جانب تو به آنان است.)3 - اسحاق بن عمّار گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم:مردی مسافرت می کند و خانواده اش همراهش می باشند. آیا در حالی که آبی (برای غسل ندارند، می تواند با همسرش آمیزش کند؟)فرمود: من دوست ندارم چنین کند، مگر این که بر خودش بیمناک باشد.گفتم: (بیم داشتن در صورتی است که یا برای لذّت و کامیابی باشد و یا به جهت میل شدید به زنان؟)

قَالَ: إِنَّ الشَّبِقَ يَخَافُ عَلَى نَفْسِهِ.قُلْتُ: يَطْلُبُ بذَلِكَ اللَّذَّةَ.قَالَ: هُوَ حَلالٌ.قُلْتُ: فَإِنَّهُ يُرْوَى عَنِ النَّبِيِّ صلَّى اللهُ عليه وآله أَنَّ أَبَا ذَرِّ رَحِمَهُ اللهُ سَأَلَهُ عَنْ هَذَا.فَقَالَ: انْتِ أَهْلَكَ تُؤْجَرْ.فَقَالَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ! آتِيهِمْ وَ أُوجَرُ؟فَقَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله: كَمَا أَنَّكَ إِذَا أَتَيْتَ الْحَرَامَ أُزِرْتَ، فَكَذَلِكَ إِذَا أَتَيْتَ الْحَلالَ أُوجِرْتَ.فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: أَلا تَرَى أَنَّهُ إِذَا خَافَ عَلَى نَفْسِهِ فَأَتَى الْحَلالَ أُوجِرَ؟4 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْجَوْهَرِيُّ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ إِبْرَاهِيمَ الجُعْفِيٌّ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام يَقُولُ:فرمود: کسی که میل شدید به زنان دارد بر خودش بیمناک است.گفتم: اگر برای لذّت جویی و کامیابی باشد چه؟فرمود: باز هم حلال است.گفتم: از پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله روایت شده است که اباذر رَحمة اللهُ در این خصوص از حضرتش پرسید. و پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله فرمود : با همسرت نزدیکی کن که اجر می بری.ابوذر عرض کرد: با همسرم نزدیکی کنم و اجر ببرم؟فرمود: همان طور که هرگاه مرتکب فعل حرام شوی، مستحق عقاب می شوی؛ پس همین طور هرگاه مرتکب فعل حلال شوی، اجر و پاداش داری.امام صادق علیه السَّلام: فرمود : مگر نمی بینی آن گاه که انسان بر خودش بیمناک است، اگر از راه حلال نزدیکی کند پاداش دارد؟!4 - اسحاق بن ابراهيم جعفی گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود

إِنَّ رَسُولَ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله دَخَلَ بَيْتَ أُمِّ سَلَمَةَ فَشَمَّ رِيحَاً طَيِّبَةً فَقَالَ: أَتَتْكُمُ الْحَوْلاءُ؟فَقَالَتْ: هُوَ ذَا هِيَ تَشْكُو زَوْجَهَا.فَخَرَجَتْ عَلَيْهِ الْحَوْلاءُ فَقَالَتْ: بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي! إِنَّ زَوْجِي عَنِّي مُعْرِضٌ.فَقَالَ: زِيدِيهِ يَا حَوْلاءُ!قَالَتْ: مَا أَتْرُكُ شَيْئاً طَيِّباً مِمَّا أَتَطَيَّبُ لَهُ بِهِ وَ هُوَ عَنِّي مُعْرِضٌ.فَقَالَ: أَمَا لَوْ يَدْرِي مَا لَهُ بِإِقْبَالِهِ عَلَيْكِ؟قَالَتْ: وَ مَا لَهُ بِإِقْبَالِهِ عَلَيَّ؟ فَقَالَ: أَمَا إِنَّهُ إِذَا أَقْبَلَ اكْتَنَفَهُ مَلَكَانِ فَكَانَ كَالشَّاهِرِ سَيْفَهُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ، فَإِذَا هُوَ جَامَعَ تَحَاتُ عَنْهُ الذُّنُوبُ كَمَا يَتَحَاتُ وَرَقُ الشَّجَرِ، فَإِذَا هُوَ اغْتَسَلَ انْسَلَخَ مِنَ الذّنُوب.5 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِي دَاوُدَ الْمُسْتَرِقٌ عَنْ بَعْضِ رِجَالِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:روزی پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآل وارد منزل اُمّ سلمه شد و بوی خوشی استشمام نمود. فرمود: آیا «حولاء» ( زینب عطر فروش نزد شما آمده است؟)اُمّ سلمه عرض کرد: این بوی اوستريال او از شوهرش شکایت دارد.در این لحظه حولاء جلو آمد و عرض کرد: پدر و مادرم فدای شما! شوهرم از من کناره می گیرد.پیامبر صلَّى اللهُ عليه وآله فرمود: ای حولاء! در آرایش خود نسبت به او افزایش ده!عرض کرد: هیچ عطر خوش بویی را برای او ترک نمی کنم، امّا او از من کناره گیری می نماید.پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله فرمود: اگر می دانست با آمدن به سوی تو، چه چیزی از آنِ او می شود؟پرسید: با آمدن او به سوی من، چه چیزی از آنِ او خواهد شد؟!فرمود: آگاه باش! هرگاه او به سوی تو بیاید دو فرشته او را در بر می گیرند، او مانند کسی است که در راه خدا شمشیر کشیده است. هنگامی که او آمیزش می کند، گناهان از او می ریزند همان طور که برگ درختان می ریزد. و آن گاه که غسل کند، از گناهان خالی می شود.5 - راوی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

إِنَّ ثَلَاثَ نِسْوَةٍ أَتَيْنَ رَسُولَ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله فَقَالَتْ: إِحْدَاهُنَّ إِنَّ زَوْجِي لَا يَأْكُلُ اللَّحْمَ.وَقَالَتِ الْأُخْرَى: إِنَّ زَوْجِي لا يَشَمُ الطَّيِّبَ، وَقَالَتِ الْأُخْرَى: إِنَّ زَوْجِي لَا يَقْرَبُ النِّسَاءَ.فَخَرَجَ رَسُولُ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله يَجُرُّ رِدَاءَهُ حَتَّى صَعِدَ الْمِنْبَرَ فَحَمِدَ اللَّهَ وَ أَثْنَى عَلَيْهِ، ثُمَّ قَالَ: مَا بَالُ أَقْوَامٍ مِنْ أَصْحَابِي لا يَأْكُلُونَ اللَّحْمَ وَ لا يَشَمُّونَ الطَّيِّبَ وَ لا يَأْتُونَ النِّسَاءَ ؟! أَمَا إِنِّي أَكُلُ اللَّحْمَ وَ أَشَمُّ الطِّيبَ وَ آتِي النِّسَاءَ، فَمَنْ رَغِبَ عَنْ سُنَّتِي فَلَيْسَ مِنِّي.6 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ شَمُونٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَانِ عَنْ مِسْمَع أَبِي سَيَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:قَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله: مَنْ أَحَبَّ أَنْ يَكُونَ عَلَى فِطْرَتِي فَلْيَسْتَنَّ بِسُنَّتِي، وَ إِنَّ مِنْ سُنَّتِي النّكَاحَ.روزی سه زن نزد پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله آمدند، یکی از آنان عرض کرد: شوهر من گوشت نمی خورد.دیگری عرض کرد: شوهر من بوی خوش استشمام نمی کند.و سومی عرض کرد: شوهر من با زنان مباشرت نمی نماید.پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله در حالی که عبای خود را روی زمین می کشید بیرون آمد و بر فراز منبر رفت. به حمد و ثنای خداوند پرداخت و فرمود:چرا گروهی از اصحاب من گوشت نمی خورند، بوی خوش استشمام نمیکنند و با زنان مباشرت نمی نمایند؟!هان من گوشت می خورم، بوی خوش استشمام می کنم و با زنان مباشرت می نمایم.پس هر کس از سنّت و روش من سرپیچی کند، از من نیست.6 - مسمع ابی سیّار گوید: امام صادق صلَّى اللهُ عليه وآله فرمود: پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله فرمود:هر کس دوست دارد که بر دین من باشد، پس به سنّت و روش من عمل نماید. و از سنّت ها و روش های من ازدواج است.

### بخش صد و سی و نهم#### چند روایت نکته دار(139 بَابُ نَوَادِرَ)1 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِقٍ الْحَكَمِ بْنِ مِسْكِينٍ عَنْ عُبَيْدِ بْنِ زُرَارَةَ قَالَ:كَانَ لَنَا جَارٌ شَيْخٌ لَهُ جَارِيَةٌ فَارِهَةٌ قَدْ أَعْطَى بِهَا ثَلَاثِينَ أَلْفَ دِرْهَم، فَكَانَ لَا يَبْلُغُ مِنْهَا مَا يُرِيدُ وَكَانَتْ تَقُولُ: اجْعَلْ يَدَكَ كَذَا بَيْنَ شُفْرَيَّ، فَإِنِّي أَجِدُ لِذَلِكَ لَذَّةً، وَكَانَ يَكْرَهُ أَنْ يَفْعَلَ ذَلِكَ فَقَالَ لِزُرَارَةَ: أَسْأَلْ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنْ هَذَا.فَسَأَلَهُ فَقَالَ: لا بَأْسَ أَنْ يَسْتَعِينَ بِكُلِّ شَيْءٍ مِنْ جَسَدِهِ عَلَيْهَا، وَلَكِنْ لَا يَسْتَعِينُ بِغَيْر جَسَدِهِ عَلَيْهَا.2 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِيٌّ عَنِ ابْنِ الْقَدَّاحِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلَّى اللهُ عليه وآله:بخش صد و سی و نهم: چند روایت نکته دار1- عبید بن زراره گوید:ما همسایۀ پیری داشتیم. او کنیزی جوان و شاداب داشت که سی هزار درهم بابتش پرداخته بود. اما نمی توانست با کنیزش نزدیکی کند، کنیز به او می گفت: «دست (انگشت خود را این گونه بین کناره های فرج من بگذار؛ زیرا من از این کار لذت می برم».)پیرمرد از این کار کراهت داشت. روزی به زراره گفت: در این خصوص از امام صادق علیه السَّلام سؤال كن.زراره از امام صادق علیه السَّلام سؤال کرد.امام صادق علیه السَّلام فرمود: اشکالی ندارد که انسان از تمام اعضای بدنش بر لذّت کمک بگیرد، امّا از غیر اعضای بدنش کمک نگیرد.2 - ابن قدّاح گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله فرمود:

إِذَا جَامَعَ أَحَدُكُمْ فَلا يَأْتِيهِنَّ كَمَا يَأْتِي الطَّيْرُ لَيمْكُثُ وَ لْيَلْبَتُ.قَالَ بَعْضُهُمْ: وَلْيَتَلَبَّتْ.3 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ النَّحَّاسِ عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ علیه السَّلام فِي الرَّجُلِ يُجَامِعُ فَيَقَعُ عَنْهُ ثَوْبُهُ.قَالَ: لَا بَأْسَ.4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ هَمَّامٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ جَعْفَرٍ قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السَّلام عَنِ الرَّجُلِ يُقَبِّلُ قُبَلَ الْمَرْأَةِ.قَالَ: لَا بَأْسَ.5 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ بُنْدَارَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ النَّضْرِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مِسْكِينِ الْحَنَّاطِ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام أَ يَنْظُرُ الرَّجُلُ إِلَى فَرْجِ امْرَأَتِهِ وَ هُوَ يُجَامِعُهَا؟فَقَالَ: لا بَأْسَ.هرگاه یکی از شما با زنش نزدیکی کند، مانند پرندگان به سراغ او نرود؛ بلکه اندکی درنگ کند و نزدش بماند.3 - موسی بن بکیر گوید: از امام کاظم علیه السَّلام پرسیدم:کسی که هنگام آمیزش لباس خود را از تن در می آورد، (چگونه است؟)فرمود: ایرادی ندارد.4 - علی بن جعفر گوید: از امام کاظم علیه السَّلام پرسیدم:آیا مرد می تواند عورت زن خود را ببوسد؟فرمود: ایرادی ندارد.5 - ابو حمزه گوید از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم:آیا مرد می تواند هنگام آمیزش به عورت همسرش نگاه کند؟فرمود: اشکالی ندارد.

6 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ رَجُلٍ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام فِي الرَّجُلِ يَنْظُرُ إِلَى امْرَأَتِهِ وَ هِيَ عُرْيَانَةٌ.قَالَ : لا بَأْسَ بِذَلِكَ وَ هَلِ اللَّذَّهُ إِلَّا ذَلِكَ.7 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ بُنَدَارَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْقَاسِم عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:اتَّقُوا الكَلامَ عِنْدَ مُلْتَقَى الْخِتَانَيْنِ، فَإِنَّهُ يُورِثُ الْخَرَسَ.8 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَسِّنِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ أَبَانٍ عَنْ مِسْمَعِ بْنِ عَبْدِ الْمَلِكِ قَالَ:سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام يَقُولُ: لا يُجَامِعُ الْمُخْتَضِبُ.قُلْتُ : جُعِلْتُ فِدَاكَ ! لِمَ لا يُجَامِعُ الْمُخْتَضِبُ؟قَالَ: لِأَنَّهُ مُحْتَصَرٌ.6 - اسحاق بن عمّار گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم:مردی به بدن عریان زنش نگاه می کند. (چه حکمی دارد؟)فرمود: ایرادی ندارد؛ و آیا لذّت، جز این است؟!7 - عبدالله بن سنان گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:هنگام آمیزش از سخن گفتن پرهیز نمایید؛ زیرا باعث گُنگی (فرزند می شود.)8 - مسمع بن عبدالملک گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:شخصی که خضاب بسته است، آمیزش نکند.گفتم: فدایتان گردم! چرا شخص خضاب بسته آمیزش نکند؟فرمود: زیرا او، در تنگنا است (1)


1) به نظر می رسد که این تنگنا به جهت سختی غسل و یا مشکل شدن انجام مقدمات جماع باشد

### بخش صد چهلم#### اوقاتی که نزدیکی در آن مکروه است(140 بَابُ الْأَوْقَاتِ الَّتِي يُكْرَهُ فِيهَا الْبَاهُ)1 - عَلِيَّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:قُلَتْ لَهُ: هَلْ يُكْرَهُ الْجِمَاعُ فِي وَقْتِ مِنْ الْأَوْقَاتِ وَإِنْ كَانَ حَلالاً؟قَالَ: نَعَمْ مَا بَيْنَ طُلُوعِ الْفَجْرِ إِلَى طُلُوعِ الشَّمْسِ، وَ مِنْ مَغِيبِ الشَّمْسِ إِلَى مَغِيبِ الشَّفَقِ، وَ فِي الْيَوْمِ الَّذِي تَنْكَسِفُ فِيهِ الشَّمْسُ، وَ فِي اللَّيْلَةِ الَّتِي يَنْخَسِفُ فِيهَا الْقَمَرُ، وَ فِي اللَّيْلَةِ، وَ فِي الْيَوْمِ اللَّذَيْنِ يَكُونُ فِيهِمَا الرِّيحُ السَّوْدَاءُ وَ الرِّيحُ الْحَمْرَاءُ وَالرِّيحُ الصَّفْرَاءُ، وَالْيَوْمِ وَاللَّيْلَةِ اللَّذَيْنِ يَكُونُ فِيهِمَا الزَّلْزَلَةُ.وَ لَقَدْ بَاتَ رَسُولُ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله عِنْدَ بَعْضِ أَزْوَاجِهِ فِي لَيْلَةٍ انْكَسَفَ فِيهَا الْقَمَرُ فَلَمْ يَكُنْ مِنْهُ فِي تِلْكَ اللَّيْلَةِ مَا كَانَ يَكُونُ مِنْهُ فِي غَيْرِهَا حَتَّى أَصْبَحَ فَقَالَتْ لَهُ: يَا رَسُولَ الله ! أَلِبُغْضِ كَانَ مِنْكَ فِي هَذِهِ اللَّيْلَةِ؟بخش صد و چهلم: اوقاتی که نزدیکی در آن مکروه است1 - سالم گوید: به امام باقر علیه السَّلام عرض کردم:آیا آمیزش حلال گاهی مکروه می شود؟فرمود: آری؛ بین طلوع فجر تا طلوع خورشید، از غروب خورشید تا غروب شفق، در روز خورشید گرفتگی، در شب ماه گرفتگی، در شب و روزی که باد سیاه و باد قرمز و باد زرد بوزد و در شب و روزی که زمین می لرزد آمیزش مکروه است.شبی که ماه گرفته بود پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله نزد یکی از همسرانش بود، حضرتش در آن شب، کاری که شب های دیگر انجام می داد انجام نداد. تا هنگامی که صبح شد.همسرش عرض کرد: ای پیامبر! آیا در این شب نسبت به من بغض داشتید؟

قَالَ : لا ، وَ لَكِنْ هَذِهِ الْآيَةُ ظَهَرَتْ فِي هَذِهِ اللَّيْلَةِ، فَكَرِهْتُ أَنْ أَتَلَذَّذَ وَ أَلْهُوَ فِيهَا. وَقَدْ عَيَّرَ اللهُ أَقْوَاماً فَقَالَ عزَّوَجَل فِي كِتَابِهِ: (وَإِنْ يَرَوْا كِسْفاً مِنَ السَّمَاءِ سَاقِطاً يَقُولُوا سَحَابٌ مَرْكُومٌ * فَذَرْهُمْ حَتَّى يُلاقُوا يَوْمَهُمُ الَّذِي فِيهِ يُصْعَقُونَ.)ثُمَّ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السَّلام: وَايْمُ اللهِ، لا يُجَامِعُ أَحَدٌ فِي هَذِهِ الْأَوْقَاتِ الَّتِي نَهَى رَسُولُ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله عَنْهَا وَ قَدِ انْتَهَى إِلَيْهِ الْخَبَرُ فَيُرْزَقَ وَلَداً فَيَرَى فِي وَلَدِهِ ذَلِكَ مَا يُحِبُّ.2 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ بَكْرِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ جَعْفَرِ الْجَعْفَرِيِّ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ علیه السَّلام قَالَ:مَنْ أَتَى أَهْلَهُ فِي مُحَاقِ الشَّهْرِ فَلْيُسَلِّمْ لِسِقْطِ الْوَلَدِ.3 - عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ مُوسَى علیه السَّلام عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ علیهما السَّلام قَالَ:إِنَّ فِيمَا أَوْصَى بِهِ رَسُولُ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله عَلِيّاً علیه السَّلام قَالَ: يَا عَلِيُّ! لَا تُجَامِعٌ أَهْلَكَ فِي أَوَّلِ لَيْلَةٍ مِنَ الْهِلالِ، وَ لا فِي لَيْلَةِ النَّصْفِ وَ لا فِي آخِرِ لَيْلَةٍ، فَإِنَّهُ يُتَخَوَّفُ عَلَى وَلَدِ مَنْ يَفْعَلُ ذَلِكَ الْخَبَلُ.فرمود: نه، ولی چون این آیه در این شب ظاهر شد. از این رو من کراهت داشتم که در این شب لذّت جویی کنم و خوش باشم، در حالی که خداوند در این زمینه قوم های مختلفی را سرزنش نموده و در کتابش فرمود : و اگر آنها قطعه سنگی را ببینند که از آسمان سقوط می کندمی گویند: این ابر متراکمی است. پس آنها را رها کن تا روز مرگ خود را ملاقات کنند».سپس امام باقر علیه السَّلام فرمود: به خدا سوگند! هرکس در زمانهایی که پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله از آمیزش نهی نموده با آگاهی از این مطلب آمیزش کند صاحب فرزندی معیوب (که از عیب او ناخرسند است می شود.)2 - سلیمان بن جعفر جعفری گوید: امام کاظم علیه السَّلام فرمود:هر کس در آخر ماه با همسرش نزدیکی کند، بایستی به سقط شدن فرزندش یقین کند.3 - راوی گوید: امام کاظم علیه السَّلام از پدر بزرگوارش علیه السَّلام از جدّ خود علیه السَّلام چنین روایت فرمود:از وصیّت هایی که پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله به حضرت علی علیه السَّلام نمود این گونه فرمود:ای علی! با همسرت در شب اول، وسط و آخر ماه نزدیکی نکن؛ زیرا بیم آن است که فرزندت دیوانه شود.

فَقَالَ عَلِيٌّ علیه السَّلام: وَ لِمَ ذَاكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ؟فَقَالَ: إِنَّ الْجِنَّ يُكْثِرُونَ غِشْيَانَ نِسَائِهِمْ فِي أَوَّلِ لَيْلَةٍ مِنَ الْهِلَالِ وَ لَيْلَةِ النُّصْفِ وَفِي آخِرِ لَيْلَةٍ. أَ مَا رَأَيْتَ الْمَجْنُونَ يُصْرَعُ فِي أَوَّلِ الشَّهْرِ وَ فِي آخِرِهِ وَ فِي وَسَطِهِ؟4 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:يُكْرَهُ لِلرَّجُلِ إِذَا قَدِمَ مِنَ السَّفَرِ أَنْ يَطْرُقَ أَهْلَهُ لَيْلاً حَتَّى يُصْبِحَ.5 - سَهْلُ بْنُ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ شَمُونٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَانِ عَنْ مِسْمَع أَبِي سَيَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلَّى اللهُ عليه وآله:أَكْرَهُ لِأُمَّتِي أَنْ يَغْشَى الرَّجُلُ أَهْلَهُ فِي النَّصْفِ مِنَ الشَّهْرِ أَوْ فِي غُرَّةِ الْهِلَالِ، فَإِنَّ مَرَدَةَ الشَّيْطَانِ وَ الْجِنُّ تَغْشَى بَنِي آدَمَ فَيُجَنَّنُونَ وَ يُخَبَّلُونَ. أَ مَا رَأَيْتُمُ الْمُصَابَ يُصْرَعُ فِي النِّصْفِ مِنَ الشَّهْرِ وَ عِنْدَ غُرَّةِ الهلالِ؟حضرت علی علیه السَّلام عرض کرد: چرا ای پیامبر خدا؟!فرمود: به راستی که جنّیان در شب اول، وسط و آخر ماه فراوان با همسرانشان آمیزش می کنند. آیا ندیدی شخص دیوانه در اول، آخر و وسط ماه، بیهوش می شود؟!4 - عبد الله بن سنان گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:هرگاه انسان از سفر باز می گردد مکروه است با همسرش آمیزش کند تا این که صبح شود.5 - مسمع آبی سیّار گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود:برای امّت خود مکروه می دارم که مرد در وسط یا اول ماه با همسرش نزدیکی کند؛ زیرا در آن هنگام شیاطین و جنّیان طغیانگر آدمیان را در بر می گیرند و آنها دیوانه و پریشان حال می شوند. آیا ندیدید که شخص بیمار در وسط، اول ماه بیهوش می شود؟!

### بخش صد و چهل و یکم#### کراهت همبستری در خانه ای که کودک است...(141 بَابُ كَرَاهِيَةِ أَنْ يُوَاقِعَ الرَّجُلُ أَهْلَهُ وَ فِي الْبَيْتِ صَبِيٌّ)1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْجَوْهَرِيٌّ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنِ ابْنِ رَاشِدٍ عَنْ أَبِيهِ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام يَقُولُ:لا يُجَامِعِ الرَّجُلُ امْرَأَتَهُ وَ لا جَارِيَتَهُ وَ فِي الْبَيْتِ صَبِيٌّ، فَإِنَّ ذَلِكَ مِمَّا يُورِثُ الزِّنَا.2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ زَيْدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلَّى اللهُ عليه وآله:وَ الَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ! لَوْ أَنَّ رَجُلاً غَشِيَ امْرَأَتَهُ وَ فِي الْبَيْتِ صَبِيٌّ مُسْتَيْقِظٌ يَرَاهُمَا وَ يَسْمَعُ كَلامَهُمَا وَ نَفْسَهُمَا مَا أَفْلَحَ أَبَداً إِذَا كَانَ غُلاماً كَانَ زَانِيَا أَوْ جَارِيَةٌ كَانَتْ زَانِيَةً.بخش صد و چهل و یکم: کراهت همبستری در خانه ای که کودک است1 - راشد گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:نباید انسان با همسر و کنیزش آمیزش کند در حالی که در خانه کودکی است؛ زیرا چنین کاری باعث زناکاری آن کودک می شود.2 - زید گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله فرمود:به آن که جانم در دست اوست سوگند! اگر مردی با همسرش آمیزش کند و در آن خانه کودک بیداری باشد که آنان را ببیند و سخن و صدای نَفَس آنان را بشنود، هیچ گاه این کودک رستگار نخواهد شد؛ اگر پسر باشد یا دختر، زناکار خواهد شد.

وَكَانَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ علیه السَّلام إِذَا أَرَادَ أَنْ يَغْشَى أَهْلَهُ أَغْلَقَ الْبَابَ وَأَرْخَى السُّتُورَ وَأَخْرَجَ الْخَدَمَ.### بخش صد چهل و دوم#### دعاهای شب زفاف و عروسی(142 بَابُ الْقَوْلِ عِنْدَ دُخُولِ الرَّجُلِ بِأَهْلِهِ)1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى وَ عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ جَمِيلِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ:سَمِعْتُ رَجُلاً وَ هُوَ يَقُولُ لِأَبِي جَعْفَرِ صلَّى اللهُ عليه وآله: جُعِلْتُ فِدَاكَ! إِنِّي رَجُلٌ قَدْ أَسْنَنْتُ وَ قَدْ تَزَوَّجْتُ امْرَأَةَ بِكْراً صَغِيرَةً وَ لَمْ أَدْخُلْ بِهَا وَ أَنَا أَخَافُ أَنَّهَا إِذَا دَخَلَتْ عَلَيَّ تَرَانِي أَنْ تَكْرَهَنِي لِخِضَابِي وَ كِبَرِي.امام صادق علیه السَّلام افزود: امام سجاد علیه السَّلام همواره به هنگام نزدیکی با همسرش درب ها را می بست، برده ها را می افکند و خدمت کاران را (از خانه بیرون می نمود.)بخش صد و چهل و دوم: دعاهای شب زفاف و عروسی1 - ابوبصیر گوید: شنیدم که مردی به امام باقر علیه السَّلام می گفت:قربانت شوم! من مردی هستم که پیر شده ام و در عین حال با دوشیزۀ غیر بالغه ای ازدواج کرده ام، امّا هنوز با او همبستر نشده ام، بیم آن دارم که در شب زفاف مرا ببیند و به جهت خضاب و پیرییم از من نفرت پیدا کند.

فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السَّلام: إِذَا دَخَلَتْ فَمُرْهَا قَبْلَ أَنْ تَصِلَ إِلَيْكَ أَنْ تَكُونَ مُتَوَضُنَةٌ ثُمَّ أَنْتَ لا تَصِلُ إِلَيْهَا حَتَّى تَوَضَّأَ وَصَلِّ رَكْعَتَيْنِ ثُمَّ مَجدِ اللَّهَ، وَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، ثُمَّ ادْعُ وَ مُرْ مَنْ مَعَهَا أَنْ يُؤَمِّنُوا عَلَى دُعَائِكَ وَ قُلِ: «اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي إِلْفَهَا وَ وُدَّهَا وَرِضَاهَا وَ أَرْضِنِي بِهَا وَ اجْمَعْ بَيْنَنَا بِأَحْسَنِ اجْتِمَاعِ وَ آنَسِ ائْتِلَافٍ، فَإِنَّكَ تُحِبُّ الْحَلَالَ وَ تَكْرَهُ الحَرَامَ».ثُمَّ قَالَ : وَ اعْلَمْ! أَنَّ الْإِلْفَ مِنَ اللهِ وَ الْفِرْكَ مِنَ الشَّيْطَانِ لِيُكَرَّهَ مَا أَحَلَّ اللَّهُ عَزَّوَجَل.2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ الْخَزَّازِ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:إِذَا دَخَلْتَ بِأَهْلِكَ فَخُذْ بِنَاصِيَتِهَا وَ اسْتَقْبِل الْقِبْلَةَ وَقُل: «اللَّهُمَّ بِأَمَانَتِكَ أَخَذْتُهَا وَ بِكَلِمَاتِكَ اسْتَحْلَلْتُهَا فَإِنْ قَضَيْتَ لِي مِنْهَا وَلَداً فَاجْعَلْهُ مُبَارَكاً تَقِيّاً مِنْ شِيعَةِ آلِ مُحَمَّدٍ وَ لَا تَجْعَلْ لِلشَّيْطَانِ فِيهِ شِرْكَاً وَ لا نَصِيباً».امام باقر علیه السَّلام فرمود: هنگامی که او می خواهد نزد تو آید پیش از آمدنش به او دستور ده وضو بگیرد؛ تو نیز نزد او نرو تا این که وضو بسازی و دو رکعت نماز بخوان و خدا را به مجد و بزرگواری ستایش کن و بر محمّد و آل محمد علیهم السَّلام صلوات بفرست، آن گاه دعا کن و سفارش کن که همراهان عروس نیز به دعای تو آمین گویند. بگو:«اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي إِلْقَهَا وَ وُدَّهَا وَ رِضَاهَا وَ أَرْضِنِي بِهَا وَ اجْمَعْ بَيْنَنَا بِأَحْسَنِ اجْتِمَاعِ وَ آنَسِ ائْتِلَافٍ، فَإِنَّكَ تُحِبُّ الْحَلالَ وَ تَكْرَهُ الْحَرَامَ».آن گاه امام باقر علیه السَّلام فرمود : این را بدان که مهر و الفت از سوی خدا و ناسازگاری از جانب شیطان است؛ زیرا شیطان از آن چه که خداوند حلال کرده است، کراهت دارد.2 - ابوبصیر گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:موقعی که نزد عروست وارد شدی، پیشانی اش را بگیر ورو به قبله بگو:«اللَّهُمَّ بِأَمَانَتِكَ أَخَذْتُهَا وَ بِكَلِمَاتِكَ اسْتَحْلَلْتُهَا فَإِنْ قَضَيْتَ لِي مِنْهَا وَلَداً فَاجْعَلْهُ مُبَارَكاً تَقِيَا مِنْ شِيعَةِ آلِ مُحَمَّدٍ وَ لا تَجْعَلْ لِلشَّيْطَان فيه شركاً وَ لا نَصِيباً».

3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى وَ عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ يَحْيَى عَنْ جَدِّهِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدٍ عَنْ أَبِي بَه قَالَ:قَالَ لِي أَبُو جَعْفَرِ علیه السَّلام: إِذَا تَزَوَّجَ أَحَدُ كُمْ كَيْفَ يَصْنَعُ؟قُلْتُ: لا أَدْرِي.قَالَ: إِذَا هَمَّ بِذَلِكَ فَلْيُصَلِّ رَكْعَتَيْنِ وَلْيَحْمَدِ اللهَ عَزَّوَجَل ثُمَّ يَقُولُ: «اللَّهُمَّ إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أَتَزَوَّجَ فَقَدِّرْ لِي مِنَ النِّسَاءِ أَعَفَهُنَّ فَرْجاً وَ أَحْفَظَهُنَّ لِي فِي نَفْسِهَا وَ مَالِي وَأَوْسَعَهُنَّ رِزْقاً وَ أَعْظَمَهُنَّ بَرَكَةً وَ قَدِّرْ لِي وَلَداً طَيِّباً تَجْعَلْهُ خَلَفاً صَالِحاً فِي حَيَاتِي وَ بَعْدَ مَوْتِي».قَالَ: فَإِذَا دَخَلَتْ إِلَيْهِ فَلْيَضَعْ يَدَهُ عَلَى نَاصِيَتِهَا وَلْيَقُل: «اللَّهُمَّ عَلَى كِتَابِكَ تَزَوَّجْتُهَا وَ فِي أَمَانَتِكَ أَخَذْتُهَا وَ بِكَلِمَاتِكَ اسْتَحْلَلْتُ فَرْجَهَا فَإِنْ قَضَيْتَ لِي فِي رَحِمِهَا شَيْئاً فَاجْعَلْهُ مُسْلِماً سَوِيّاً وَ لَا تَجْعَلْهُ شِرْكَ شَيْطَانٍ».3 - ابو بصیر گوید: امام باقر علیه السَّلام به من فرمود:هنگامی که یکی از شما ازدواج می کند، چگونه مراسم شب زفاف و عروسی را انجام می دهد؟گفتم: نمی دانم.فرمود: هرگاه چنین قصدی داشت،دو رکعت نماز بخواند و خداوند را ستایش کند، سپس بگوید: «اللَّهُمَّ إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أَتَزَوَّجَ فَقَدِّرْ لِي مِنَ النِّسَاءِ أَعَفَهُنَّ فَرْجاً وَ أَحْفَظَهُنَّ لِي فِي نَفْسِهَا وَ مَالِي وَ أَوْ سَعَهُنَّ رِزْقاً وَ أَعْظَمَهُنَّ بَرَكَةً وَ قَدِّرْ لِي وَلَداً طَيِّباً تَجْعَلْهُ خَلَفاً صَالِحاً فِي حَيَاتِي وَ بَعْدَ مَوْتِي».پس هرگاه عروس نزدش آمد دست خود را بر پیشانیاش بگذارد و بگوید: «اللَّهُمَّ عَلَى كِتَابِكَ تَزَوَّجْتُهَا وَ فِي أَمَانَتِكَ أَخَذْتُهَا وَ بِكَلِمَاتِكَ اسْتَحْلَلْتُ فَرْجَهَا فَإِنْ قَضَيْتَ لِي فِي رَحِمِهَا شَيْئًا فَاجْعَلْهُ مُسْلِماً سَويّاً وَ لا تَجْعَلْهُ شِرْكَ شَيْطَانِ».

قَالَ: قُلْتُ: وَكَيْفَ يَكُونُ شِرْكَ شَيْطَانِ؟قَالَ: إِنْ ذَكَرَ اسْمَ اللهِ تَنَحَّى الشَّيْطَانُ، وَإِنْ فَعَلَ وَ لَمْ يُسَمَّ أَدْخَلَ ذَكَرَهُ وَ كَانَ الْعَمَلُ مِنْهُمَا جَمِيعاً وَ النُّطْفَةُ وَاحِدَةٌ.4 - عَنْهُ عَنْ أَبِي يُوسُفَ عَنِ الْمِيثَمِيِّ رَفَعَهُ قَالَ:أَتَى رَجُلٌ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام فَقَالَ لَهُ: إِنِّي تَزَوَّجْتُ فَادْعُ اللَّهَ لِي.فَقَالَ: قُل: «اللَّهُمَّ بِكَلِمَاتِكَ اسْتَحْلَلْتُهَا وَ بِأَمَانَتِكَ أَخَذْتُهَا اللَّهُمَّ اجْعَلْهَا وَلُوداً وَدُوداً لَا تَفْرَكُ تَأْكُلُ مِمَّا رَاحَ وَ لا تَسْأَلُ عَمَّا سَرَحَ».5 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ أَبَانِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَعْيَنَ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام يَقُولُ:إِذَا أَرَادَ الرَّجُلُ أَنْ يَتَزَوَّجَ الْمَرْأَةَ فَلْيَقُلْ: «أَقْرَرْتُ بِالْمِيثَاقِ الَّذِي أَخَذَ اللَّهُ إِمْسَاكَ بمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِيحُ بِإِحْسَانٍ».ابوبصیر گوید: پرسیدم: مشارکت شیطان در فرزند چگونه است؟فرمود: اگر نام خدا را ذکر کند شیطان دور می شود. و اگر آمیزش کند و نام خدا را نبرد، شیطان نیز آلت خود را داخل می کند و عمل از هر دوی آنها می باشد، اما نطفه یکی است .4 - راوی گوید شخصی نزد امیرمؤمنان علی علیه السَّلام آمد و عرض کرد: من ازدواج کرده ام، برایم دعایی بفرمایید.امیرمؤمنان علیه السَّلام فرمود: بگو: «اللَّهُمَّ بِكَلِمَاتِكَ اسْتَحْلَلْتُهَا وَ بِأَمَانَتِكَ أَخَذْتُهَا اللَّهُمَّ اجْعَلْهَا وَمُوداً وَدُوداً لا تَفْرَكُ تَأْكُلُ مِمَّا رَاحَ وَ لا تَسْأَلُ عَمَّا سَرَحَ».5 - عبدالرحمان بن اعین گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:هنگامی که مردی می خواهد با زنی ازدواج کند بگوید:«أَقْرَرْتُ بِالْمِيثَاقِ الَّذِي أَخَذَ اللَّهُ إِمْسَاكَ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِيحٌ بِإِحْسَانٍ» .

### بخش صد چهل و سوم#### دعای هنگام آمیزش و آن چه موجب مصونیّت از مشارکت شیطان است...(143 بَابُ الْقَوْلِ عِنْدَ الْبَاهِ وَ مَا يَعْصِمُ مِنْ مُشَارَكَةِ الشَّيْطَانِ)1 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ رِئَابٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ قَالَ:قَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام فِي الرَّجُلِ إِذَا أَتَى أَهْلَهُ فَخَشِيَ أَنْ يُشَارِكَهُ الشَّيْطَانُ قَالَ: يَقُولُ: «بِسْمِ اللهِ» وَ يَتَعَوَّذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ.2 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ وَ عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ جَمِيعاً عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: يَا أَبَا مُحَمَّدٍ! أَيَّ شَيْءٍ يَقُولُ الرَّجُلُ مِنْكُمْ إِذَا دَخَلَتْ عَلَيْهِ امْرَأَتُهُ؟قُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ أَ يَسْتَطِيعُ الرَّجُلُ أَنْ يَقُولَ شَيْئاً؟بخش صد و چهل و سوم: دعای هنگام آمیزش و آن چه موجب مصونیّت از مشارکت شیطان است1 - حلبی گوید: امام صادق علیه السَّلام دربارۀ کسی که با همسرش نزدیکی می کند و از مشارکت شیطان بیم دارد، فرمود:می گوید: «بسم الله» و از شیطان به خداوند پناه می برد.2 - ابوبصیر گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:ای ابا محمد! هنگامی که یکی از شما نزد همسرش می رود، چه می گوید؟گفتم: فدایتان شوم! آیا انسان می تواند در این هنگام چیزی بگوید؟

فَقَالَ: أَلا أُعَلِّمُكَ مَا تَقُولُ؟قُلْتُ: بَلَى.قَالَ: تَقُولُ: «بِكَلِمَاتِ اللَّهِ اسْتَحْلَلْتُ فَرْجَهَا وَ فِي أَمَانَةِ اللهِ أَخَذْتُهَا اللَّهُمَّ إِنْ قَضَيْتَ لِي فِي رَحِمِهَا شَيْئاً فَاجْعَلْهُ بَارَا تَقِيّاً وَ اجْعَلْهُ مُسْلِماً سَويّاً وَ لا تَجْعَلْ فِيهِ شِرْكَاً لِلشَّيْطَانِ».قُلْتُ: وَ بِأَيِّ شَيْءٍ يُعْرَفُ ذَلِكَ؟قَالَ: أَ مَا تَقْرَأْ كِتَابَ اللهِ عزَّوَجَل ثُمَّ ابْتَدَأَ هُوَ (وَشَارِكْهُمْ فِي الْأَمْوَالِ وَالْأَوْلادِ.)ثُمَّ قَالَ: إِنَّ الشَّيْطَانَ لَيَجِيءُ حَتَّى يَقْعُدَ مِنَ الْمَرْأَةِ كَمَا يَقْعُدُ الرَّجُلُ مِنْهَا وَيُحْدِثُ كَمَا يُحْدِثُ وَ يَنْكِحُ كَمَا يَنْكِحُ.قُلْتُ: بِأَيِّ شَيْءٍ يُعْرَفُ ذَلِكَ؟قَالَ: بِحُبِّنَا وَ بُغْضِنَا، فَمَنْ أَحَبَّنَا كَانَ نُطْفَةَ الْعَبْدِ، وَ مَنْ أَبْغَضَنَا كَانَ نُطْفَةَ الشَّيْطَانِ.فرمود: آیا به تو نیاموزم چه باید بگوید؟گفتم: آری.فرمود: می گوید: «بِكَلِمَاتِ اللهِ اسْتَخَلَلْتُ فَرْجَهَا وَ فِي أَمَانَةِ اللهِ أَخَذْتُهَا اللَّهُمَّ إِنْ قَضَيْتَ لِي فِي رَحِمِهَا شَيْئاً فَاجْعَلْهُ بَاراً تَقِيّاً وَ اجْعَلْهُ مُسْلِماً سَويّاً وَ لا تَجْعَلْ فِيهِ شِرْكَاً لِلشَّيْطَانِ».گفتم: مشارکت شیطان چگونه شناخته می شود؟فرمود: آیا کتاب خداوند را نخوانده ای؟! سپس حضرت خودش شروع نمود و این آیه قرائت فرمود که: (وَشارِكْهُمْ فِي الْأَمْوَالِ وَالْأَوْلادِ.)سپس فرمود: شیطان در موقع آمیزش می آید تا بنشیند بر زن همان طور که مرد می نشیند و همان کاری را می کند که مرد می کند و آمیزش می کند همان طوری که مرد آمیزش می نماید.گفتم: این چگونه شناخته می شود؟فرمود: با دوست داشتن ما و دشمنی با ما؛ پس هر کس ما را دوست داشته باشد نطفۀ مرد (پدرش است و هر کس با ما دشمنی کند، نطفه شیطان است.)

3 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِيِّ عَنِ ابْنِ الْقَدَّاحِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام:إِذَا جَامَعَ أَحَدُكُمْ فَلْيَقُلْ: «بِسْمِ اللهِ وَ بِاللَّهِ اللَّهُمَّ جَنِّبْنِي الشَّيْطَانَ وَ جَنْبِ الشَّيْطَانَ مَا رَزَقْتَنِي».قَالَ: فَإِنْ قَضَى اللهُ بَيْنَهُمَا وَلَداً لَا يَضُرُّهُ الشَّيْطَانُ بِشَيْءٍ أَبَداً.4 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ حَسَّانَ الْوَاسِطِي عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ كَثِيرٍ قَالَ:كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام جَالِسًا فَذَكَرَ شِرْكَ الشَّيْطَانِ فَعَظَّمَهُ حَتَّى أَفْزَعَنِي قُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! فَمَا الْمَخْرَجُ مِنْ ذَلِكَ.قَالَ: إِذَا أَرَدْتَ الْجِمَاعَ فَقُلْ: «بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ بَدِيعُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ اللَّهُمَّ إِنْ قَضَيْتَ مِنِّي فِي هَذِهِ اللَّيْلَةِ خَلِيفَةً فَلا تَجْعَلْ لِلشَّيْطَانِ فِيهِ شِرْكَاً وَ لَا نَصِيباً وَ لا حَظِّاً وَ اجْعَلْهُ مُؤْمِناً مُخْلِصاً مُصَفًّى مِنَ الشَّيْطَان وَ رِجْزِهِ جَلَّ ثَنَاؤُكَ».3 - ابن قدّاح گوید: امام صادق الله علیه السَّلام فرمود: امیرمؤمنان علیه السَّلام فرمود:هرگاه یکی از شما آمیزش می کند بگوید: «بِسْمِ اللهِ وَ بِاللهِ اللَّهُمَّ جَنَّبْنِي الشَّيْطَانَ وَجَنَّبٍ الشَّيْطَانَ مَا رَزَقْتَنِي».فرمود: پس اگر خداوند بین آن دو فرزندی مقرّر سازد، هرگز شیطان نمی تواند هیچ گونه ضرری به او وارد کند.4 - عبد الرحمان بن کثیر گوید:نزد امام صادق علیه السَّلام نشسته بودم. حضرتش سخن از مشارکت شیطان به هنگام آمیزش به میان آورد و آن را آن قدر بزرگ شمرد که من دچار وحشت شدم.عرض کردم: قربانت گردم! راه فرار از مشارکت شیطان چیست؟فرمود: هنگامی که میخواهی آمیزش کنی بگو: «بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ بَدِيعُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ. اللَّهُمَّ إِنْ قَضَيْتَ مِنِّي فِي هَذِهِ اللَّيْلَةِ خَلِيفَةً فَلا تَجْعَلْ لِلشَّيْطَانِ فِيهِ شِرْكَاً وَ لَا نَصِيباً وَ لا حَظًّا وَ اجْعَلْهُ مُؤْمِناً مُخْلِصاً مُصَفًّى مِنَ الشَّيْطَانِ وَ رِجْزِهِ جَلَّ ثَنَاؤُكَ».

- وَ عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمْزَةَ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ أَبِي الْوَلِيدِ عَنْ بصير قَالَ:قَالَ لِي أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام: يَا أَبَا مُحَمَّدٍ! إِذَا أَتَيْتَ أَهْلَكَ فَأَيَّ شَيْءٍ تَقُولُ؟قَالَ: قُلْتُ : جُعِلْتُ فِدَاكَ! وَ أُطِيقُ أَنْ أَقُولَ شَيْئاً؟قَالَ: بَلَى.قُل: «اللَّهُمَّ بِكَلِمَاتِكَ اسْتَحْلَلْتُ فَرْجَهَا وَ بِأَمَانَتِكَ أَخَذْتُهَا فَإِنْ قَضَيْتَ فِي رَحِمِهَا شَيْئاً فَاجْعَلْهُ تَقِيّاً زَكِيّاً وَ لا تَجْعَلْ لِلشَّيْطَانِ فِيهِ شِرْكاً».قَالَ: قُلْتُ : جُعِلْتُ فِدَاكَ! وَ يَكُونُ فِيهِ شِرْكٌ لِلشَّيْطَانِ.قَالَ: نَعَمْ أَ مَا تَسْمَعُ قَوْلَ اللهِ عزَّوَجَل فِي كِتَابِهِ: (وَشَارِكْهُمْ فِي الْأَمْوَالِ وَ الْأَوْلَادِ إِنَّ الشَّيْطَانَ يَجِيءُ فَيَقْعُدُ كَمَا يَقْعُدُ الرَّجُلُ وَ يُنْزِلُ كَمَا يُنْزِلُ الرَّجُلُ. قَالَ: قُلْتُ: بِأَيِّ شَيْءٍ يُعْرَفُ ذَلِكَ؟

قَالَ: بِحُبِّنَا وَ بُغْضِنَا.

5 - ابابصیر گوید: امام صادق علیه السَّلام به من فرمود: ای ابا محمّد! به هنگام نزدیکی با همسرت چه می گویی؟

عرض کردم: قربانت گردم! مگر می توانم در آن موقع چیزی بگویم؟

فرمود: آری. بگو. «اللَّهُمَّ بِكَلِمَاتِكَ اسْتَحْلَلْتُ فَرْجَهَا وَ بِأَمَانَتِكَ أَخَذْتُهَا فَإِنْ قَضَيْتَ فِي رَحِمِهَا شَيْئاً فَاجْعَلْهُ تَقِيَا زَكِيّاً وَ لا تَجْعَلْ لِلشَّيْطَانِ فِيهِ شِرْكاً».

عرض کردم: قربانت گردم! آیا شیطان در آن شریک می شود؟

فرمود: آری، مگر سخن خدا را در کتابش نشنیده ای که می فرماید: (وَشارِكْهُمْ فِي الأَمْوَالِ وَ الْأَوْلادِ) به راستی که شیطان در آن حال می آید و به سان مرد می نشیند و همانند او انزال می کند.

گفتم: نشانۀ این چیست؟

فرمود: با دوستن داشتن ما و دشمنی کردن با ما.

6 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام فِي النُّطْفَتَيْنِ اللَّتَيْنِ لِلْآدَمِيِّ وَ الشَّيْطَانِ إِذَا اشْتَرَكَا.

فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: رُبَّمَا خُلِقَ مِنْ أَحَدِهِمَا وَ رُبَّمَا خُلِقَ مِنْهُمَا جَمِيعاً.

بخش صد و چهل و چهارم

حکم عزل و بیرون ریختن نطفه

(144) بَابُ الْعَزْلِ

1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنِ الْعَزْلِ.

فَقَالَ: ذَاكَ إِلَى الرَّجُلِ.

2 - أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْعَاصِمِيُّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطِ عَنْ عَمِّهِ يَعْقُوبَ بْنِ سَالِمٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:

6 - هشام بن سالم گوید: امام صادق علیه السَّلام در مورد نطفۀ آدمیزاد و نطفۀ شیطان در هنگام مشارکت در آمیزش فرمود:

گاهی فرزند از نطفۀ یکی از آنان خلق می شود و گاهی از نطفۀ هر دو.

بخش صد و چهل و چهارم: حكم عزل و بیرون ریختن نطفه

1 - عبد الرحمان بن ابی عبدالله گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم :

عزل و بیرون ریختن نطفه چه صورت دارد؟

فرمود: این، به اختیار شوهر است.

2 - محمّد بن مسلم گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:

لا بَأْسَ بِالْعَزْلِ عَنِ الْمَرْأَةِ الْحُرَّةِ إِنْ أَحَبَّ صَاحِبُهَا، وَإِنْ كَرِهَتْ ، لَيْسَ لَهَا مِنَ الْأَمْرِ شَيْءٌ.

3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِم قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنِ الْعَزْلِ.

فَقَالَ: ذَاكَ إِلَى الرَّجُل يَصْرِفُهُ حَيْثُ شَاءَ.

4 - أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَیرٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ الْحَذَّاءِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: كَانَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ علیه السَّلام لا يَرَى بِالْعَزْلِ بَأْساً ، فَقَرَأَ هَذِهِ الْآيَةَ: ﴿وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قَالُوا: بَلَى).

فَكُلُّ شَيْءٍ أَخَذَ اللهُ مِنْهُ الْمِيثَاقَ فَهُوَ خَارِجٌ وَ إِنْ كَانَ عَلَى صَخْرَةٍ صَمَّاءَ.

در صورت تمایل شوهر، عزل از زن آزاد ایرادی ندارد، گرچه زن ناراضی باشد؛ زیرا زن در این خصوص حقّی ندارد.

3 - محمّد بن مسلم گوید: از امام صادق علیه السَّلام در مورد عزل و بیرون ریختن نطفه می ریزد.

فرمود: این حق مرد است، نطفه اش را هر جا خواست می ریزد.

4 - عبدالرحمان حذّاء گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

امام سجّاد علیه السَّلام مانعی نمی دید که انسان نطفۀ خود را در خارج رحم بریزد.

آن گاه امام صادق علیه السَّلام این آیه را تلاوت فرمود: «و آن گاه که خداوند از پشت فرزندان آدم نطفه ها را بیرون کشید و اعتراف گرفت که آیا من پروردگار شما هستم؟ و آنان گفتند: آری، تو پروردگار ما هستی».

(سپس فرمود) تمام آن نطفه هایی که خداوند از آنان عهد و میثاق گرفته است پا به عالم وجود می نهند، گر چه آن نطفه بر روی سنگ صاف باشد (یعنی اگر مقدر شود، فرزند خواهد شد).

بخش صد چهل و پنجم

غیرت و رشک زنان

(145) بَابُ غَيْرَةِ النِّسَاءِ

1 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

لَيْسَ الْغَيْرَةُ إِلَّا لِلرِّجَالِ، وَأَمَّا النِّسَاءُ فَإِنَّمَا ذَلِكَ مِنْهُنَّ حَسَدٌ وَ الْغَيْرَةُ لِلرِّجَالِ. وَ لِذَلِكَ حَرَّمَ اللهُ عَلَى النِّسَاءِ إِلَّا زَوْجَهَا وَ أَحَلَّ لِلرِّجَالِ أَرْبَعاً، وَ إِنَّ اللَّهَ أَكْرَمُ أَنْ يَبْتَلِيَهُنَّ بِالْغَيْرَةِ وَ يُحِلُّ لِلرِّجَالِ مَعَهَا ثَلاثاً.

2 - عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيَّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ عَنْ سَعْدِ بْنِ الْجَلَّابِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

إِنَّ اللهَ عَزَّوَجَل لَمْ يَجْعَلِ الْغَيْرَةَ لِلنِّسَاءِ، وَإِنَّمَا تَغَارُ الْمُنْكِرَاتُ مِنْهُنَّ، فَأَمَّا الْمُؤْمِنَاتُ فَلا إِنَّمَا جَعَلَ اللهُ الْغَيْرَةَ لِلرِّجَالِ، لِأَنَّهُ أَحَلَّ لِلرَّجُلِ أَرْبَعاً وَ مَا مَلَكَتْ يَمِينُهُ وَ لَمْ يَجْعَلْ لِلْمَرْأَةِ إِلَّا زَوْجَهَا فَإِذَا أَرَادَتْ مَعَهُ غَيْرَهُ كَانَتْ عِنْدَ اللَّهِ زَانِيَةٌ.

بخش صد و چهل و پنجم: غیرت و رشک زنان

1 - راوی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

غیرت فقط برای مردان است. ولی غیرت زنان حسد است. غیرت برای مردان است و به همین جهت خداوند برای زنان، جز شوهرشان (باقی مردان) را حرام نموده است و برای مردان چهار زن را حلال کرده است. خداوند بزرگوارتر از آن است که زنان را دچار غیرت کند و از طرفی برای مردان به اضافه این همسر، سه زن دیگر را نیز حلال سازد!

2 - سعد جلّاب گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

خدواند متعال غیرت را برای زنان قرار نداده است. تنها زنان غیر مؤمن غیرت ورشک می ورزند اما زنان مؤمن غیرت مندی نمی کنند. به راستی که خداوند غیرت را برای مردان قرار داده است؛ زیرا برای مردان چهار زن و هر تعداد کنیزی را که بخرند حلال نموده است، امّا برای زن فقط شوهرش را قرار داده است. پس اگر زن به اضافه شوهرش، مرد دیگری را بخواهد، نزد خداوند زناکار است.

قَالَ: وَ رَوَاهُ الْقَاسِمُ بْنُ يَحْيَى عَنْ جَدِّهِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدٍ عَنْ أَبِي بَكْرِ الْحَضْرَمِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام إِلَّا أَنَّهُ قَالَ: فَإِنْ بَغَتْ مَعَهُ غَيْرَهُ.

3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ الْحَجَّاجِ رَفَعَهُ قَالَ:

بَيْنَا رَسُولُ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله قَاعِدٌ إِذْ جَاءَتِ امْرَأَةٌ عُرْيَانَةٌ حَتَّى قَامَتْ بَيْنَ يَدَيْهِ فَقَالَتْ: يَا رَسُولَ اللَّهِ! إِنِّي فَجَرْتُ فَطَهِّرْنِي.

قَالَ: وَ جَاءَ رَجُلٌ يَعْدُو فِي أَثَرِهَا وَ أَلْقَى عَلَيْهَا ثَوْباً فَقَالَ: مَا هِيَ مِنْكَ.

فَقَالَ صَاحِبَتِي : يَا رَسُولَ اللهِ! خَلَوْتُ بِجَارِيَتِي فَصَنَعَتْ مَا تَرَى.

فَقَالَ: ضُمَّهَا إِلَيْكَ.

ثُمَّ قَالَ: إِنَّ الْغَيْرَاءَ لا تُبْصِرُ أَعْلَى الْوَادِي مِنْ أَسْفَلِهِ.

4 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ يُوسُفَ بْنِ حَمَّادٍ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ جَابِرٍ قَالَ: قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السَّلام:

در روایت ابی بکر حضرمی آمده است که امام صادق علیه السَّلام فرمود: هرگاه با وجود شوهرش، مرد دیگری را آرزو کرد در پیشگاه خداوند زناکار است.

3- عبدالرحمان بن حجّاج در روایت مرفوعه ای گوید: روزی پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله نشسته بود که زنی عریان آمد و مقابل پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله ایستاد و گفت: ای پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله! من زنا داده ام، مرا (با سنگسار کردن) تطهیر نما.

در این هنگام مردی دوان دوان از پیِ زن آمد و لباس روی او انداخت.

پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله: فرمود این زن با تو چه نسبتی دارد؟

گفت: ای پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله این، زن من است. من با کنیزم خلوت نمودم، پس این زن چنین کرد.

فرمود: او را با خودت ببر.

سپس فرمود: به راستی زنی که رشک بر او چیره شده، بالای دره را از پایین آن تشخیص نمی دهد!

4 - جابر گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:

غَيْرَةُ النِّسَاءِ الْحَسَدُ ، وَ الْحَسَدُ هُوَ أَصْلُ الْكُفْرِ، إِنَّ النِّسَاءَ إِذَا غِرْنَ غَضِبْنَ وَإِذَا غَضِبْنَ كَفَرْنَ إِلَّا الْمُسْلِمَاتُ مِنْهُنَّ.

ه - عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ خَالِدٍ الْقَلانِسِيُّ قَالَ:

ذَكَرَ رَجُلٌ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام امْرَأَتَهُ فَأَحْسَنَ عَلَيْهَا الثَّنَاءَ.

فَقَالَ لَهُ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام: أَغَرْتَهَا؟

قَالَ: لا.

قَالَ: فَأَغِرْهَا.

فَأَغَارَهَا فَثَبَتَتْ.

فَقَالَ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام: إِنِّي قَدْ أَغَرْتُهَا فَثَبَتَتْ.

فَقَالَ: هِيَ كَمَا تَقُولُ.

6 - أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ:

غیرت زنان همان حسد است و حسد ریشۀ کفر است. هنگامی که زنان غیرت می ورزند، خشمگین می شوند و آنگ اه که خشمگین شدند کفر می ورزند مگر زنان مسلمان (با ایمان).

5- خالد قلانسی گوید:

مردی خدمت امام صادق علیه السَّلام از همسرش تعریف نمود و او را به نیکی یاد کرد.

حضرتش به او فرمود: آیا او را به غیرت آورده ای؟

عرض کرد: نه.

فرمود: (با اختیار زن دیگر، یا نزدیکی با کنیزان) او را به غیرت آور.

آن شخص همین کار را کرد، اما رفتار همسرش تغییری نکرد همان گونه ماند.

پس به امام صادق علیه السَّلام عرض کرد: من او را به غیرت آوردم، امّا رفتار او تغییری نکرد.

فرمود: او همان طور است که می گویی (و به نیکی یاد می کنی).

6 - اسحاق بن عمّار گوید:

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: الْمَرْأَةُ تَغَارُ عَلَى الرَّجُلِ تُؤْذِيهِ.

قَالَ: ذَلِكَ مِنَ الْحُبِّ.

بخش صد و چهل و ششم

مهرورزی زن به شوهرش

(146)بَابُ حُبِّ الْمَرْأَةِ لِزَوْجِهَا

1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيَّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ وَهْبٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام يَقُولُ:

انْصَرَفَ رَسُولُ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله مِنْ سَرِيَّةٍ قَدْ كَانَ أُصِيبَ فِيهَا نَاسٌ كَثِيرٌ مِنَ الْمُسْلِمِينَ، فَاسْتَقْبَلَتْهُ النِّسَاءُ يَسْأَلْنَهُ عَنْ قَتَلاهُنَّ فَدَنَتْ مِنْهُ امْرَأَةٌ فَقَالَتْ: يَا رَسُولَ اللَّهِ! مَا فَعَلَ فُلانٌ؟

قَالَ: وَ مَا هُوَ مِنْكِ؟

قَالَتْ: أَبِي.

به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: زنی نسبت به شوهرش غیرت به خرج می دهد و آزارش می دهد.

فرمود: این از روی مهر و علاقه است.

بخش صد و چهل و ششم: مهرورزی زن به شوهرش

1 - معاوية بن وهب گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:

رسول خدا صلَّى اللهُ عليه وآله از جنگی باز می گشت که در آن جنگ جمع کثیری از مسلمانان به شهادت رسیده بودند. در این هنگام، زنان به استقبال حضرتش آمدند و از رسول خدا صلَّى اللهُ عليه وآله جویای کشتگان خود شدند.

خانمی نزدیک آمد و گفت: ای رسول صلَّى اللهُ عليه وآله فلانی چه شد؟

رسول خدا صلَّى اللهُ عليه وآله پرسید: او با تو چه نسبتی دارد؟

گفت: پدر من است.

524

قَالَ: احْمَدِي اللَّهَ وَ اسْتَرْجِعِي فَقَدِ اسْتُشْهِدَ.

فَفَعَلَتْ ذَلِكَ ثُمَّ قَالَتْ: يَا رَسُولَ اللَّهِ! مَا فَعَلَ فُلانٌ؟

فَقَالَ: وَ مَا هُوَ مِنْكِ؟

فَقَالَتْ: أَخِي.

فَقَالَ: احْمَدِي اللهَ وَ اسْتَرْجِعِي فَقَدِ اسْتُشْهِدَ.

فَفَعَلَتْ ذَلِكَ ثُمَّ قَالَتْ: يَا رَسُولَ اللَّهِ! مَا فَعَلَ فُلانٌ؟

فَقَالَ: وَ مَا هُوَ مِنْكِ؟

فَقَالَتْ: زَوْجِي.

قَالَ: احْمَدِي اللَّهَ وَ اسْتَرْجِعِي فَقَدِ اسْتُشْهِدَ.

فَقَالَتْ: وَا وَيْلا.

فَقَالَ رَسُولُ الله صلَّى اللهُ عليه وآله: مَا كُنْتُ أَظُنُّ أَنَّ الْمَرْأَةَ تَجِدُ بِزَوْجِهَا هَذَا كُلَّهُ حَتَّى رَأَيْتُ هَذِهِ الْمَرْأَةَ.

رسول خدا صلَّى اللهُ عليه وآله فرمود: خدا را حمد كن و استرجاع؛ «إنّا لله وإنّا إليه راجعون» گوی که پدرت شهید شد.

آن خانم نیز چنین نمود. آنگاه پرسید: ای رسول خدا! فلانی چه شد؟

رسول خدا پرسید: او با تو چه نسبتی دارد؟

گفت: او برادر من است.

رسول خدا صلَّى اللهُ عليه وآله: فرمود خدا را حمد كن و استرجاع ؛ «إنّا لله وإنّا إليه راجعون» گوی که برادرت شهید شد.

آن خانم نیز چنین کرد. باز پرسید: ای رسول خدا! فلانی چه شد؟

رسول خدا پرسید: او با تو چه نسبتی دارد؟

گفت: او شوهر من است.

رسول خدا صلَّى اللهُ عليه وآلهفرمود: خدا را حمد کن و استرجاع «إنّا لله وإنّا إليه راجعون» گوی که شوهرت شهید شد.

آن خانم گفت: واویلاه !

رسول خدا صلَّى اللهُ عليه وآله فرمود: من گمان نمی کردم که زنی به خاطر شوهرش این گونه سوگواری کند، تا این که این خانم را دیدم.

2 - أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَمَّرِ بْنِ خَلَّادٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السَّلام يَقُولُ:

قَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله لَإِبْنَةِ جَحْشِ: قُتِلَ خَالُكِ حَمْزَةً.

قَالَ: فَاسْتَرْجَعَتْ وَ قَالَتْ: أَحْتَسِبُهُ عِنْدَ اللهِ. ثُمَّ قَالَ لَهَا: قُتِلَ أَخُوكِ.

فَاسْتَرْجَعَتْ وَ قَالَتْ: أَحْتَسِبُهُ عِنْدَ اللَّهِ.

ثُمَّ قَالَ لَهَا: قُتِلَ زَوْجُكِ.

فَوَضَعَتْ يَدَهَا عَلَى رَأْسِهَا وَ صَرَخَتْ.

فَقَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله: مَا يَعْدِلُ الزَّوْجَ عِنْدَ الْمَرْأَةِ شَيْءٌ.

2 - معمّر بن خلاد گوید: از امام کاظم صلَّى اللهُ عليه وآله شنیدم که می فرمود:

رسول خدا صلَّى اللهُ عليه وآله (بعد از جنگ احد) به دختر جحش فرمود: دایی ات حمزه کشته شد.

دختر جحش کلمه استرجاع بر زبان جاری نمود و گفت: من او را نزد خدا محسوب می دارم.

رسول خدا صلَّى اللهُ عليه وآله به او فرمود: برادرت نیز کشته شد.

دختر جحش کلمه استرجاع بر زبان جاری نمود و گفت: من او را نزد خدا محسوب می دارم.

رسول خدا صلَّى اللهُ عليه وآله به او فرمود: شوهرت هم کشته شد.

در این هنگام دختر جحش دست ها را بر روی سر نهاد و فریاد کشید.

رسول خدا صلَّى اللهُ عليه وآله فرمود: هیچ چیز در نزد زن، با شوهر برابری نمی کند.

بخش صد و چهل و هفتم

حق شوهر بر همسر

(147) بَابُ حَقٌّ الزَّوْجِ عَلَى الْمَرْأَةِ

1 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ مَالِكِ بْنِ عَطِيَّةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:

جَاءَتِ امْرَأَةٌ إِلَى النَّبِيِّ صلَّى اللهُ عليه وآله فَقَالَتْ: يَا رَسُولَ اللَّهِ! مَا حَقُّ الزَّوْجِ عَلَى الْمَرْأَةِ؟

فَقَالَ لَهَا: أَنْ تُطِيعَهُ وَ لا تَعْصِيَهُ وَ لا تَصَدَّقَ مِنْ بَيْتِهِ إِلَّا بِإِذْنِهِ، وَ لَا تَصُومَ تَطَوُّعاً إِلَّا بِإِذْنِهِ وَلَا تَمْنَعَهُ نَفْسَهَا، وَإِنْ كَانَتْ عَلَى ظَهْرِ قَتَبٍ وَ لَا تَخْرُجَ مِنْ بَيْتِهَا إِلَّا بِإِذْنِهِ، وَإِنْ خَرَجَتْ مِنْ بَيْتِهَا بِغَيْرِ إِذْنِهِ لَعَنَتْهَا مَلائِكَةُ السَّمَاءِ وَ مَلائِكَةُ الْأَرْضِ وَ مَلائِكَةُ الْغَضَبِ وَ مَلائِكَةُ الرَّحْمَةِ حَتَّى تَرْجِعَ إِلَى بَيْتِهَا.

فَقَالَتْ: يَا رَسُولَ اللهِ! مَنْ أَعْظَمُ النَّاسِ حَقَّاً عَلَى الرَّجُلِ؟

قَالَ: وَالِدُهُ.

بخش صد و چهل و هفتم: حق شوهر بر همسر

1 - محمّد بن مسلم گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:

زنی نزد پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله آمد و عرض کرد: ای پیامبر! حق شوهر بر همسرش چیست؟

فرمود: این که اطاعتش کند، از او نافرمانی ننماید، از اموال شوهرش صدقه ندهد مگر با اجازۀ شوهر، روزه مستحبی نگیرد مگر با اجازۀ شوهر و شوهرش را از خود منع نکند گرچه بر پشت کوهان شتر باشد و از خانه خارج نشود مگر با اجازۀ شوهر و اگر بدون اجازه اش از خانه خارج شود، فرشتگان آسمان و زمین و فرشتگان غضب و رحمت او را لعن می کنند تا هنگامی که به منزل بازگردد.

زن عرض کرد: ای پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله! چه کسی بزرگترین حق را بر مرد دارد؟

فرمود: پدرش.

فَقَالَتْ: يَا رَسُولَ اللَّهِ! مَنْ أَعْظَمُ النَّاسِ حَقًّا عَلَى الْمَرْأَةِ؟

قَالَ: زَوْجُهَا.

قَالَتْ : فَمَا لِي عَلَيْهِ مِنَ الْحَقِّ مِثْلُ مَا لَهُ عَلَيَّ؟

قَالَ : لا ، وَ لا مِنْ كُلِّ مِائَةٍ وَاحِدَةٌ:

قَالَ: فَقَالَتْ: وَ الَّذِي بَعَثَكَ بِالْحَقُّ نَبِيَّاً! لَا يَمْلِكُ رَقَبَتِي رَجُلٌ أَبَداً.

2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ عَنْ سَعْدِ بْنِ أَبِي عَمْرٍو الْجَلَّابِ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:

أَيُّمَا امْرَأَةٍ بَاتَتْ وَزَوْجُهَا عَلَيْهَا سَاخِةٌ فِي حَقِّ لَمْ تُقْبَلْ مِنْهَا صَلَاةٌ حَتَّى يَرْضَى عَنْهَا، وَأَيُّمَا امْرَأَةٍ تَطَيَّبَتْ لِغَيْرِ زَوْجِهَا لَمْ تُقْبَلْ مِنْهَا صَلَاةٌ حَتَّى تَغْتَسِلَ مِنْ طِيبِهَا كَغُسْلِهَا مِنْ جَنَابَتِهَا.

3 - عَلِيُّ بْنُ الْحَكَمِ عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

عرض کرد: ای پیامبر خدا! چه کسی بزرگترین حق را بر گردن زن دارد؟

فرمود: شوهرش.

عرض کرد: پس من چه حقّی بر شوهرم _ مانند حقّی که او بر من دارد _ دارم؟

فرمود: نه، (حقوق تو مانند حقوق شوهرت نیست) و از هر صد (حقّی که او دارد، تو) یکی (اش را) هم نداری.

زن عرض کرد: به خدایی که تو را به حق بر انگیخت! هرگز هیچ مردی مرا تصاحب نخواهد نمود و با هیچ کس ازدواج نخواهم کرد!)

2 - سعد بن ابی عمرو جلّاب گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

هر زنی بخوابد و شوهرش در مورد حقّی (از حقوق خود) بر او خشمگین باشد، هیچ نمازی از او قبول نمی شود تا این که شوهرش از او راضی گردد.

و هر زنی که برای غیر شوهرش عطر بزند هیچ نمازی از او قبول نخواهد شد تا هنگامی که خود را از این عطر بشوید همان طور که غسل جنابت می کند.

3 - موسی بن بکیر گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

ثَلاثَةٌ لا يُرْفَعُ لَهُمْ عَمَلٌ : عَبْدٌ آبِقٌ، وَ امْرَأَةٌ زَوْجُهَا عَلَيْهَا سَاخِدٌ، وَ الْمُسْبِلُ إِزَارَهُ خُيَلاءَ.

4 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ حَسَّانَ عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرٍ عَنْ أَبِي إِبْرَاهِيمَ علیه السَّلام قَالَ:

جهَادُ الْمَرْأَةِ حُسْنُ التَّبَعُل.

5 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُنْذِرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

ثَلاثَةٌ لَا تُقْبَلُ لَهُمْ صَلاةٌ عَبْدٌ اَبِقٌ مِنْ مَوَالِيهِ حَتَّى يَضَعَ يَدَهُ فِي أَيْدِيهِمْ، وَ امْرَأَةٌ بَاتَتْ وَزَوْجُهَا عَلَيْهَا سَاخِطٌ ، وَ رَجُلٌ أَمَّ قَوْماً وَ هُمْ لَهُ كَارِهُونَ.

6 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ مَالِكِ بْنِ عَطِيَّةَ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:

از سه نفر هیچ عملی بالا نمی رود: بردۀ فراری، زنی که شوهرش بر او خشمگین است و کسی که لباسش (از روی تکبّر) بر زمین کشیده می شود.

4 - موسی بن بکیر گوید: امام کاظم علیه السَّلام فرمود:

جهاد زن، نیکو شوهرداری است.

5 - حسن بن منذر گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

از سه نفر هیچ نمازی قبول نمی شود: برده ای که از صاحبان خود فراری است تا هنگامی که دست خود را در دستان صاحبانش قرار دهد، زنی که بخوابد و شوهرش از او غضبناک است و مردی که پیش نماز گروهی شود که آنان راضی نیستند.

6 - سلیمان بن خالد گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

أَنَّ قَوْماً أَتَوْا رَسُولَ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله فَقَالُوا: يَا رَسُولَ اللهِ! إِنَّا رَأَيْنَا أُناساً يَسْجُدُ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ.

فَقَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله: لَوْ أَمَرْتُ أَحَداً أَنْ يَسْجُدَ لِأَحَدٍ لَأَمَرْتُ الْمَرْأَةَ أَنْ تَسْجُدَ لِزَوْجِهَا.

7 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنِ الْجَامُورَانِي عَنِ ابْنِ أبِي حَمْزَةَ عَنْ عَمْرِو بْنِ جُبَيْرِ الْعَزْرَمِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

جَاءَتِ امْرَأَةٌ إِلَى رَسُولِ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله فَقَالَتْ: يَا رَسُولَ اللَّهِ! مَا حَقُّ الزَّوْجِ عَلَى الْمَرْأَةِ؟

قَالَ : أَكْثَرُ مِنْ ذَلِكَ.

فَقَالَتْ: فَخَبِّرْنِي عَنْ شَيْءٍ مِنْهُ.

فَقَالَ: لَيْسَ لَهَا أَنْ تَصُومَ إِلَّا بِإِذْنِهِ _ يَعْنِي تَطَوُّعاً _ وَ لَا تَخْرُجَ مِنْ بَيْتِهَا إِلَّا بِإِذْنِهِ وَعَلَيْهَا أَنْ تَطَيَّبَ بِأَطْيب طيبهَا، وَ تَلْبَسَ أَحْسَنَ ثِيَابِهَا وَ تَزَيَّنَ بِأَحْسَنِ زِينَتِهَا وَتَعْرِضَ نَفْسَهَا عَلَيْهِ غُدْوَةً وَعَشِيَّةٌ وَ أَكْثَرُ مِنْ ذَلِكَ حُقُوقُهُ عَلَيْهَا.

گروهی نزد پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله آمدند و گفتند: ای پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله! ما جمعیّتی را دیدیم که گروهی از آنان به گروه دیگر سجده می نمودند!

پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله فرمود: اگر به کسی دستور می دادم به شخصی سجده کند، قطعاً به زن دستور دادم به شوهرش سجده کند.

عمرو بن جبیر عزر می گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

زنی خدمت پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله آمد و عرض کرد: ای پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله! حق شوهر بر همسرش چیست؟

فرمود: بیشتر از آن است (که بخواهم آن را بیان کنم).

عرض کرد: مقداری از آن را برایم بازگو فرمایید.

فرمود: زن حق ندارد روزه مستحبی بگیرد مگر با اجازۀ شوهر. حق ندارد از منزلش بیرون برود مگر با اجازه شوهر. زن باید با بهترین عطرها، خود را عطرآگین نماید، بهترین لباسش را بپوشد و با بهترین زیورآلاتش خود را زینت کند و صبح و شام خود را بر شوهرش عرضه کند». و حقوق مرد بر همسرش بیشتر از این هاست.

8 - عَنْهُ عَنِ الْجَامُورَانِي عَنِ ابْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي الْمَغْرَاءِ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:

أَتَتِ امْرَأَةٌ إِلَى رَسُولِ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله فَقَالَتْ: مَا حَقُّ الزَّوْجِ عَلَى الْمَرْأَةِ؟

فَقَالَ: أَنْ تُجِيبَهُ إِلَى حَاجَتِهِ، وَ إِنْ كَانَتْ عَلَى قَتَبٍ ، وَلَا تُعْطِيَ شَيْئًا إِلَّا بِإِذْنِهِ فَإِنْ فَعَلَتْ فَعَلَيْهَا الْوِزْرُ وَ لَهُ الْأَجْرُ وَ لا تَبِيتَ لَيْلَةً وَ هُوَ عَلَيْهَا سَاخِدٌ.

قَالَتْ: يَا رَسُولَ اللَّهِ! وَ إِنْ كَانَ ظَالِماً؟

قَالَ: نَعَمْ.

قَالَتْ: وَالَّذِي بَعَثَكَ بِالْحَقِّ! لَا تَزَوَّجْتُ زَوْجاً أَبَداً.

بخش صد و چهل و هشتم

کراهت عدم تمکین شوهر

(148) بَابُ كَرَاهِيَةِ أَنْ تَمْنَعَ النِّسَاءُ أَزْوَاجَهُنَّ

1 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنْ أَبِّي الْمَغْرَاءِ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:

8 - ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

زنی نزد پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله آمد و گفت: حق مرد بر همسرش چیست؟

فرمود: به هنگام نیازش پاسخ تمکین دهد، گرچه بر پشت کوهان شتر باشد و چیزی از اموال او را نبخشد مگر با اجازۀ شوهرش. پس اگر چنین کرد، برای زن گناه ثبت می شود و برای مرد پاداش. و نباید زن شب هنگام بخوابد در حالی که شوهرش بر او خشمگین است.

زن گفت: ای پیامبر خدا صلّی اللهُ علیه وآله! اگر چه شوهر ستمکار باشد؟

فرمود: آری.

زن گفت: به خداوندی که تو را به حق بر انگیخت! هرگز با هیچ شوهری ازدواج نخواهم کرد.

بخش صد و چهل و هشتم: کراهت عدم تمکین شوهر

1 - ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

قَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله لِلنِّسَاءِ: لا تُطَوَّلْنَ صَلَاتَكُنَّ لِتَمْنَعْنَ أَزْوَاجَكُنَّ.

2 - عَنْهُ عَنْ مُوسَى بْنِ الْقَاسِمِ عَنْ أَبِي جَمِيلَةَ عَنْ ضُرَيْسِ الْكُنَاسِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:

اِنَّ امْرَأَةٌ أَتَتْ رَسُولَ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله لِبَعْضِ الْحَاجَةِ، فَقَالَ لَهَا: لَعَلَّكِ مِنَ الْمُسَوَّفَاتِ.

قَالَتْ: وَ مَا الْمُسَوَّفَاتُ يَا رَسُولَ اللهِ ؟

قَالَ: الْمَرْأَةُ الَّتِي يَدْعُوهَا زَوْجُهَا لِبَعْضِ الْحَاجَةِ، فَلا تَزَالُ تُسَوَّفُهُ حَتَّى يَنْعُسَ زَوْجُهَا وَ يَنَامَ، فَتِلْكَ لا تَزَالُ الْمَلائِكَةُ تَلْعَنُهَا حَتَّى يَسْتَيْقِظَ زَوْجُهَا.

بخش صد و چهل و نهم

کراهت ترک آرایش برای بانوان

(149) بَابُ كَرَاهِيَةِ أَنْ تَتَبَتَّلَ النِّسَاءُ وَ يُعَطِّنَ أَنْفُسَهُنَّ

1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ رِئَابٍ عَنِ ابْنِ أَبِي يَعْفُورٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله به زنان فرمود: نمازتان را به جهت عدم تمکین شوهرانتان طولانی نکنید.

2 - ضریس کناسی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

زنی به خاطر انجام کاری خدمت پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله آمد حضرتش به او فرمود: شاید تو از «مسوّفات» باشی!

عرض کرد: ای پیامبر خدا! مسوّفات چیست؟

فرمود: زنی که شوهرش به جهت انجام کاری (آمیزش) او را فرا می خواند، اما او مدام می گوید: «الآن، الآن» و معطل می کند تا این که شوهرش می خوابد. در این هنگام پیوسته فرشتگان او را لعنت می کنند تا هنگامی که شوهرش بیدار شود.

بخش صد و چهل و نهم: کراهت ترک آرایش برای بانوان

1 - ابن ابی یعفور گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

نَهَى رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله النِّسَاءَ أَنْ يَتَبَتَّلْنَ وَ يُعَطِّلْنَ أَنْفُسَهُنَّ مِنَ الْأَزْوَاجِ.

2 - ابْنُ مَحْبُوبِ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:

لا يَنْبَغِي لِلْمَرْأَةِ أَنْ تُعَطِّلَ نَفْسَهَا وَ لَوْ تُعَلَّقُ فِي عُنُقِهَا قِلادَةٌ، وَلَا يَنْبَغِي أَنْ تَدَعَ يَدَهَا مِنَ الْخِضَابِ وَلَوْ تَمْسَحُهَا مَسْحاً بِالْحِنَّاءِ وَإِنْ كَانَتْ مُسِنَّةٌ. 3 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ عَبْدِ الصَّمَدِ بْنِ بَشِيرٍ قَالَ:

دَخَلَتِ امْرَأَةٌ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام فَقَالَتْ: أَصْلَحَكَ اللهُ! إِنِّي امْرَأَةٌ مُتَبَتِّلَةٌ.

فَقَالَ: وَ مَا التَّبَتُلُ عِنْدَكِ؟

قَالَتْ: لَا أَتَزَوَّجُ.

قَالَ: وَ لِمَ؟

قَالَتْ: أَلْتَمِسُ بِذَلِكَ الْفَضْلَ.

فَقَالَ انْصَرِفِي فَلَوْ كَانَ ذَلِكِ فَضْلاً لَكَانَتْ فَاطِمَة ُعلیه السَّلام أَحَقُّ بِهِ مِنْكِ، إِنَّهُ لَيْسَ أَحَدٌ يَسْبِقُهَا إِلَى الْفَضْلِ.

رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله زنان را نهی فرمود که برای شوهران خود آرایش نکنند و شوهران خود را نسبت به خود بی رغبت سازند.

2 - محمّد بن مسلم گوید : امام باقر علیه السَّلام فرمود:

شایسته نیست که یک زن برای خود نرسد و آرایش نکند گرچه با آویختن یک گردنبند باشد، و شایسته نیست که زن دست خود را بدون خضاب گذارد؛ دست کم به دست خود حنا بمالد، گرچه زن سالمند باشد.

3 - عبد الصمد بن بشیر گوید:

زنی به خدمت امام صادق علیه السَّلام شرفیاب شد و گفت: خداوند کارهای شما را اصلاح کند! من زنی تارک دنیا هستم.

امام صادق علیه السَّلام فرمود ترک دنیا را در چه می دانی؟

گفت: ازدواج نمی کنم.

فرمود: چرا؟

گفت: می خواهم به این وسیله فضیلتی کسب کنم.

حضرتش فرمود: از این کار صرف نظر کن؛ اگر ترک شوهر فضیلت بود، حضرت فاطمۀ زهرا علیها السَّلام از تو به آن فضیلت سزاوارتر بود. زیرا در کسب فضایل و مناقب هیچ کس نمی تواند بر آن بانوی بزرگوار پیشی بگیرد.

بخش صد و پنجاهم

گرامی داشت همسر

(150) بَابُ إِكْرَامِ الزَّوْجَةِ

1 - حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ عَنْ أَبَانٍ عَنْ أَبِي مَرْيَمَ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلَّی اللهُ علیه وآله:

أَيَضْرِبُ أَحَدُكُمُ الْمَرْأَةَ ثُمَّ يَظُلُّ مُعَانِقَهَا؟!

2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيَّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله:

إِنَّمَا الْمَرْأَةُ لُعْبَةٌ مَن اتَّخَذَهَا فَلَا يُضَيِّعْهَا.

3 - أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ جَعْفَرِ بْنِ عَنْبَسَةَ عَنْ عَبَّادِ بْنِ زِيَادٍ الْأَسَدِيِّ عَنْ عَمْرِو بْنِ أَبِي الْمِقْدَامِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام وَأَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْعَاصِمِيُّ حَدَّثَهُ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ الْبَصْرِيِّ عَنْ عَلِيَّ بْنِ حَسَّانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ کَثِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

بخش صد و پنجاهم: گرامی داشت همسر

1 - ابو مریم گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود: رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود:

آیا هیچ کدام از شما همسر خود را کتک می زند سپس او در آغوش می کشد؟!

2 - سکونی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود:

به راستی که زن بازیچه (آرامش زندگی) است؛ هرکس آن را بگیرد، ضایعش نکند.

3 - عبدالرحمان بن کثیر گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

فِي رِسَالَةِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام إِلَى الْحَسَنِ علیه السَّلام:

لا تُمَلكِ الْمَرْأَةَ مِنَ الْأَمْرِ مَا يُجَاوِزُ نَفْسَهَا، فَإِنَّ ذَلِكَ أَنْعَمْ لِحَالِهَا وَأَرْخَى لِبَالِهَا وَأَدْوَمُ لِجَمَالِهَا، فَإِنَّ الْمَرْأَةَ رَيْحَانَةٌ وَلَيْسَتْ بِقَهْرَمَائَةٍ، وَ لَا تَعْدُ بِكَرَامَتِهَا نَفْسَهَا. وَ اغْضُضْ بَصَرَهَا بِسِتْرِكَ، وَ اكْفُفْهَا بِحِجَابِكَ، وَ لا تُطْمِعْهَا أَنْ تَشْفَعَ لِغَيْرِهَا فَيَمِيلَ عَلَيْكَ مَنْ شَفَعَتْ لَهُ عَلَيْكَ مَعَهَا، وَ اسْتَبْقِ مِنْ نَفْسِكَ بَقِيَّةً، فَإِنَّ إِمْسَاكَكَ نَفْسَكَ عَنْهُنَّ وَ هُنَّ يَرَيْنَ أَنَّكَ ذُو اقْتِدَارٍ خَيْرٌ مِنْ أَنْ يَرَيْنَ مِنْكَ حَالاً عَلَى الْكِسَارٍ.

أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْحَسَنِيُّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ عَبْدَكِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ طَرِيفِ بْنِ نَاصِحٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عُلْوَانَ عَنْ سَعْدِ بْنِ طَرِيفٍ عَنِ الْأَصْبَغ بْنِ نُبَاتَةَ عَنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام مِثْلَهُ إِلَّا أَنَّهُ قَالَ:

كَتَبَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ صَلَوَاتُ اللهِ عَلَيْهِ بِهَذِهِ الرِّسَالَةِ إِلَى ابْنِهِ مُحَمَّدٍ رِضْوَانُ اللَّهِ عَلَيْهِ.

در نامه امیرمؤمنان علی علیه السَّلام برای امام حسن علیه السَّلام این گونه آمده است:

به زن بیشتر از امور خودش اختیار نده؛ زیرا این، حال او را شاداب تر، قلب او را مطمئن تر و زیبایی اش را مداوم تر می سازد، چرا که زن گل است، قهرمان نیست. و با احترام گذاشتن بیش از حد، باعث از دست رفتن شخصیتش نشو و با پرده خویش چشمانش را بپوشان و با حجاب خود، او را نگه داری کن.

او را وادار نکن که برای دیگران شفاعت کند، زیرا باعث می شود آن شخص با همراهی همسرت بر تو طغیان کند.

از شخصیّت خود (برای خود، چیزی) ذخیره کن؛ چرا که نگهداری خود از آنان و این که آنان تو را مقتدر ببینند بهتر از آن است که تو را بدون اقتدار شکسته ببیند.

اصبغ بن نباته نظیر همین روایت را از امیر مؤمنان علی نقل می کند با این تفاوت که می گوید: حضرتش این نامه را برای پسرش محمّد (بن حنفیه) رضوان الله عليه نوشت.

بخش صد و پنجاه و یکم

حق زن نسبت به شوهر

(151) بَابُ حَقِّ الْمَرْأَةِ عَلَى الزَّوْجِ

1 - أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيٌّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ:

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: مَا حَقُّ الْمَرْأَةِ عَلَى زَوْجِهَا الَّذِي إِذَا فَعَلَهُ كَانَ مُحْسِنَاً؟

قَالَ: يُشْبِعُهَا وَ يَكْسُوهَا، وَإِنْ جَهِلَتْ غَفَرَ لَهَا.

وَ قَالَ أَبُو عَبْدِ للَّهِ علیه السَّلام:

كَانَتِ امْرَأَةٌ عِنْدَ أَبِي علیه السَّلام تُؤْذِيهِ فَيَغْفِرُ لَهَا.

2 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللهِ عَنِ الْجَامُورَانِي عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ عَمْرِو بْنِ جُبَيْرِ الْعَزْرَمِيَّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

بخش صد و پنجاه و یکم: حق زن نسبت به شوهر

1 - اسحاق بن عمّار گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم:

حق یک خانم بر شوهرش چیست، حقّی که شوهر با ادای آن در شمار نیکان در آید؟

فرمود: خوراک و پوشاک او را تأمین کند؛ و اگر نادانی کرد، خطای او را ببخشد.

و فرمود: پدرم همسری داشت که همواره حضرتش را می آزرد و پدرم او را می بخشید.

2 - عمرو بن جبیر عزر می گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

جَاءَتِ امْرَأَةٌ إِلَى النَّبِيِّ صلَّى اللهُ عليه وآله فَسَأَلَتْهُ عَنْ حَقُّ الزَّوْجِ عَلَى الْمَرْأَةِ فَخَبَّرَهَا، ثُمَّ قَالَتْ: فَمَا حَقُهَا عَلَيْهِ؟

قَالَ: يَكْسُوهَا مِنَ الْعُرْيِ وَيُطْعِمُهَا مِنَ الْجُوعِ، وَإِنْ أَذْنَبَتْ غَفَرَ لَهَا.

فَقَالَتْ: فَلَيْسَ لَهَا عَلَيْهِ شَيْءٌ غَيْرُ هَذَا؟

قَالَ: لا.

قَالَتْ : لا واللهِ، لا تَزَوَّجْتُ أَبَداً.

ثُمَّ وَلَّتْ ، فَقَالَ النَّبِيُّ صلَّى اللهُ عليه وآله: ارْجِعِي.

فَرَجَعَتْ فَقَالَ: إِنَّ اللهَ عزَّوَجَل يَقُولُ: (وَ أَنْ يَسْتَعْفِفْنَ خَيْرٌ هُنَّ).

3 - عَنْهُ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

اتَّقُوا اللهَ فِي الضَّعِيفَيْنِ _ يَعْنِي بِذَلِكَ الْيَتِيمَ وَ النِّسَاءَ _ وَ إِنَّمَا هُنَّ عَوْرَةٌ.

4 - عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيَّ عَنْ ذُبْيَانَ بْنِ حَكِيمٍ عَنْ بُهْلُولِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ يُونُسَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ:

زنی خدمت پیامبر صلَّى اللهُ عليه وآله آمد و در مورد حقوق مرد بر همسر سؤال نمود. پیامبر صلَّى اللهُ عليه وآله در این خصوص به او آگاهی داد.

زن گفت: پس حق زن بر شوهرش چیست؟

فرمود: او را از عریانی بپوشاند، از گرسنگی سیر نماید و اگر گناهی از همسرش سر زد، از او درگذرد.

زن گفت: زن حقی غیر از این بر شوهر ندارد؟

فرمود: نه.

گفت: به خدا سوگند! هرگز ازدواج نخواهم کرد.

سپس برگشت. پیامبر صلَّى اللهُ عليه وآله به او :فرمود: بازگرد! او بازگشت.

فرمود: خداوند می فرماید : «و اگر عفّت بورزند برای آنان بهتر است».

3 - سماعة بن مهران گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

در مورد دو ضعیف _ یعنی یتیم و زنان _ از خداوند بترسید! و به راستی که زنان عورت (و قابل پوشش) اند.

4 - یونس بن عمّار گوید:

زَوَّ جَنِي أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام جَارِيَةٌ كَانَتْ لِإِسْمَاعِيلَ ابْنِهِ فَقَالَ: أَحْسِنُ إِلَيْهَا.

فَقُلْتُ: وَمَا الْإِحْسَانُ إِلَيْهَا؟

فَقَالَ: أَشْبِعْ بَطْنَهَا وَ اكْسُ جُنَّتَهَا وَ اغْفِرْ ذَنْبَهَا.

ثُمَّ قَالَ: اذْهَبِي وَسُطَكِ اللَّهُ مَا لَهُ.

5 - عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْن عِيسَى عَمَّنْ حَدَّثَهُ عَنْ شِهَابٍ بْن عَبْدِ رَبِّهِ قَالَ:

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: مَا حَقُّ الْمَرْأَةِ عَلَى زَوْجِهَا؟

قَالَ: يَسُدُّ جَوْعَتَهَا، وَ يَسْتُرُ عَوْرَتَهَا وَ لا يُقَبِّحُ لَهَا وَجْهَا، فَإِذَا فَعَلَ ذَلِكَ فَقَدْ وَاللَّهِ أَدَّى حَقَّهَا.

قُلْتُ: فَالدِّهْنُ.

قَالَ: غِباً يَوْمٌ وَ يَوْمٌ لا.

قُلْتُ: فَاللَّحْمُ؟

امام صادق علیه السَّلام مرا به ازدواج کنیزی که از آنِ پسرش اسماعیل علیه السَّلام بود درآورد.

و فرمود: به او خوبی کن.

گفتم: نیکی به همسر چیست؟

فرمود: شکمش را سیر کن ، بدنش را بپوشان و از گناهانش درگذر.

سپس (به همسرم) فرمود: برو، خداوند تو را در میان آن چه او دارد قرار داد.

5 - شهاب بن عبد ربّه گوید:

از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: حقوق زن بر شوهرش چیست؟

فرمود: گرسنگی اش را بر طرف کند و ناموسش را بپوشاند و با او با ترش رویی رفتار نکند پس اگر شوهر چنین رفتار کرد به خدا سوگند که حقّ همسرش را ادا کرده است.

گفتم: روغن (به چه مقدار کفایت می کند؟)

فرمود: یک روز آری و یک روز نه (یعنی یک روز در میان).

گفتم: گوشت چه؟

قَالَ: فِي كُلِّ ثَلَاثَةٍ فَيَكُونُ فِي الشَّهْرِ عَشْرَ مَرَّاتٍ لَا أَكْثَرَ مِنْ ذَلِكَ.

قُلْتُ: فَالصِّبْغُ؟

قَالَ: وَ الصِّبْغُ فِي كُلِّ سِتَّةِ أَشْهُرٍ، وَ يَكْسُوهَا فِي كُلِّ سَنَةٍ أَرْبَعَةَ أَثْوَابٍ تَوْبَيْنِ لِلشَّتَاءِ وَ تَوْبَيْن لِلصَّيْفِ، وَ لا يَنْبَغِى أَنْ يُفْقِرَ بَيْتَهُ مِنْ ثَلَاثَةِ أَشْيَاءَ: دُهْنِ الرَّأْسِ وَ الْخَلِّ وَ الزَّيْتِ وَ يَقُوتُهُنَّ بِالْمُدَّ، فَإِنِّي أَقُوتُ بِهِ نَفْسِي وَ عِبَالِي وَ لْيُقَدِّرْ لِكُلِّ إِنْسَانٍ مِنْهُمْ قُوتَهُ، فَإِنْ شَاءَ أَكَلَهُ وَإِنْ شَاءَ وَهَبَهُ وَ إِنْ شَاءَ تَصَدَّقَ بِهِ، وَلَا تَكُونُ فَاكِهَةٌ عَامَّةٌ إِلَّا أَطْعَمَ عِيَالَهُ مِنْهَا وَ لا يَدَعْ أَنْ يَكُونَ لِلْعِيدِ عِنْدَهُمْ فَضْلُ فِي الطَّعَامِ أَنْ يُسَنِّيَ مِنْ ذَلِكَ شَيْئاً لَا يُسَنِّى لَهُمْ فِي سَائِرِ الْأَيَّامِ.

6 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله:

أَوْصَانِي جَبْرَئِيلُ بِالْمَرْأَةِ حَتَّى ظَنَنْتُ أَنَّهُ لا يَنْبَغِي طَلَاقُهَا إِلَّا مِنْ فَاحِشَةٍ مُبَیِّنَهٍ.

فرمود: در هر سه روز (یک بار)، بنابر این در هر ماه ده بار؛ نه بیشتر.

گفتم: رنگ (وسایل آرایش)؟

فرمود: رنگ در هر شش ماه یک بار. (یعنی به اندازه شش ماه تهیّه کند).

بایستی برای همسرش در هر سال چهار دست لباس تهیّه کند: دو دست لباس برای زمستان و دو دست لباس برای تابستان. و روا نیست که خانه اش از این سه چیز خالی بماند: روغن (موی) سر، سرکه و زیتون.

خوراک زنان یک مدّ است؛ چرا که من هم خودم و خانواده ام را به همین اندازه تغذیه می کنم. و باید سهم هر کدام از افراد خانواده اش را در نظر بگیرد. پس اگر آن عضو خانواده تمایل داشته باشد سهم خود را می خورد و اگر هم بخواهد آن را می بخشد و اگر هم بخواهد آن را صدقه می دهد.

او باید میوۀ هر فصلی را برای خانوادهاش تهیّه و در اعیاد برای خانواده اش غذای بیشتری تهیّه کند به گونه ای که در روزهای دیگر فراهم نمی کرد.

6 - محمّد بن مسلم گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود:

جبرئیل امین، همواره مرا به رعایت همسر سفارش می نمود تا آن حد که تصوّر کردم که هرگز طلاق زن روا نخواهد بود، مگر آن که فحشای آشکار مرتکب شود.

7 - أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ أَوْ غَيْرِهِ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ غَالِبِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ رَوْح بْنِ عَبْدِ الرَّحِيمِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام: قَوْلُهُ عَزَّوَجَل: (وَمَنْ قُدِرَ عَلَيْهِ رِزْقُهُ فَلْيُنْفِقْ مِمَّا آتَاهُ اللَّهُ).

قَالَ: إِذَا أَنْفَقَ عَلَيْهَا مَا يُقِيمُ ظَهْرَهَا مَعَ كِسْوَةٍ وَ إِلَّا فُرِّقَ بَيْنَهُمَا.

8 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجِ قَالَ:

لا يُجْبَرُ الرَّجُلُ إِلَّا عَلَى نَفَقَةِ الْأَبَوَيْن وَ الْوَلَد.

قَالَ ابْنُ أَبِي عُمَيْرٍ: قُلْتُ لِجَمِيلِ : وَ الْمَرْأَةُ؟

قَالَ: قَدْ رُوِيَ عَنْ عَنْبَسَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

إِذَا كَسَاهَا مَا يُوَارِي عَوْرَتَهَا وَيُطْعِمُهَا مَا يُقِيمُ صُلْبَهَا أَقَامَتْ مَعَهُ وَإِلَّا طَلَّقَهَا.

7 - روح بن عبدالرحیم گوید:

به امام صادق علیه السَّلام گفتم : خداوند متعال در قرآن می فرماید : «و کسی که تنگدست است، از آن چه خدا به او داده انفاق کند» (مراد از این آیه چیست؟)

فرمود: هرگاه شوهر هزینۀ زندگی خانم را به گونه ای تأمین کند که او سر پا بماند و پوشاک او را تهیه کند، (وظیفهٔ زناشویی را ادا کرده است)؛ وگرنه از هم جدا می شوند.

8 - جمیل بن درّاج گوید:

مرد جز به پرداخت هزینه پدر و مادر و فرزند مجبور نمی شود.

ابن ابی عمیر گوید: به جمیل گفتم: و برای همسر؟

گفت: عنبسه از امام صادق علیه السَّلام روایت کرده است که حضرتش فرمود:

اگر شوهر با لباسی همسر خود را بپوشاند و غذایی به او بخوراند که پشتش را راست نگه دارد خانم باید در کنار او بماند، وگرنه میتواند او را طلاق دهد.

بخش صد پنجاه و نهم

مدارا با همسر

(152) بَابُ مُدَارَاةِ الزَّوْجَةِ

1 - أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيٌّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارٍ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله:

إِنَّمَا مَثَلُ الْمَرْأَةِ مَثَلُ الضّلْعِ الْمُعْوَجٌ إِنْ تَرَكْتَهُ انْتَفَعْتَ بِهِ وَإِنْ أَقَمْتَهُ كَسَرْتَهُ.

وَ فِي حَدِيثٍ أَخَرَ: اسْتَمْتَعْتَ بِهِ.

2 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيَّ بْنِ الْحَكَم عَنْ أَبَانِ الْأَحْمَرِ عَنْ مُحَمَّدٍ الْوَاسِطِي قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:

إِنَّ إِبْرَاهِيمَ علیه السَّلام شَكَا إِلَى اللهِ عَزَّوَجَل مَا يَلْقَى مِنْ سُوءِ خُلُقٍ سَارَةَ.

فَأَوْحَى اللهُ تَعَالَى إِلَيْهِ: إِنَّمَا مَثَلُ الْمَرْأَةِ مَثَلُ الضّلْعِ الْمُعْوَجِ، إِنْ أَقَمْتَهُ كَسَرْتَهُ، وَإِنْ تَرَكْتَهُ اسْتَمْتَعْتَ بِهِ، اصْبِرْ عَلَيْهَا.

بخش صد و پنجاه و دوم: مدارا با همسر

1 - اسحاق بن عمّار گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود:

مَثَل زن مَثَل استخوان کجی است که اگر او را به حال خود واگذاری؛ از او بهره می بری و اگر بخواهی صافش کنی، می شکند.

2 - محمد واسطی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

حضرت ابراهیم علیه السَّلام از بد خُلقی که از جانب ساره به او رسیده بود، به خداوند شکایت نمود.

خداوند به او وحی نمود: به راستی که مَثَل زن مَثَل استخوان کجی است؛ اگر صافش کنی، می شکند و اگر رهایش کنی، از او بهره خواهی برد. او را تحمّل کن.

بخش صد و پنجاه و سوم

حد اطاعت زن از شوهر

(153) بَابُ مَا يَجِبُ مِنْ طَاعَةِ الزَّوْجِ عَلَى الْمَرْأَةِ

1 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْقَاسِمِ الْحَضْرَمِي عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ قَالَ: إِنَّ رَجُلاً مِنَ الْأَنْصَارِ عَلَى عَهْدِ رَسُولِ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله خَرَجَ فِي بَعْضِ حَوَائِجِهِ فَعَهِدَ إِلَى امْرَأَتِهِ عَهْداً أَلَّا تَخْرُجَ مِنْ بَيْتِهَا حَتَّى يَقْدَمَ.

قَالَ: وَ إِنَّ أَبَاهَا مَرِضَ فَبَعَثَتِ الْمَرْأَةُ إِلَى النَّبِيِّ صلَّی اللهُ علیه وآله فَقَالَتْ: إِنَّ زَوْجِي خَرَجَ وَعَهِدَ إِلَيَّ أَنْ لا أَخْرُجَ مِنْ بَيْتِي حَتَّى يَقْدَمَ، وَإِنَّ أَبِي قَدْ مَرِضَ فَتَأْمُرُنِي أَنْ أَعُودَهُ.

فَقَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله: لا، اجْلِسِي فِي بَيْتِكِ وَأَطِيعِي زَوْجَكِ.

قَالَ: فَثَقُلَ فَأَرْسَلَتْ إِلَيْهِ ثَانِيَا بِذَلِكَ، فَقَالَتْ: فَتَأْمُرُنِي أَنْ أَعُودَهُ؟

فَقَالَ: اجْلِسِي فِي بَيْتِكِ وَ أَطِيعِي زَوْجَكِ.

بخش صد و پنجاه و سوم: حد اطاعت زن از شوهر

1 - عبدالله بن سنان گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

در زمان پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله مردی از انصار به جهت انجام کاری به مسافرت رفت. هنگام خروج با همسرش پیمان بست که از خانه بیرون نرود تا او بازگردد. در این حال پدر همسرش بیمار شد، بنابر این زن مذکور شخصی را نزد پیامبرصلَّی اللهُ علیه وآله فرستاد و گفت: شوهرم بیرون رفته و از من پیمان گرفته است که تا زمان بازگشتش از خانه خارج نشوم. از طرفی پدرم بیمار است. آیا به من اجازه می دهید به عیادت پدرم بروم؟

پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود: نه، در خانه ات بنشین و از شوهرت اطاعت کن.

پس بیماری پدرش سخت شد و زن دوباره شخصی را برای اجازه نزد حضرتش فرستاد و گفت: آیا اجازه می دهید از پدرم عیادت کنم؟

فرمود: در خانه ات بنشین و از شوهرت اطاعت کن.

قَالَ: فَمَاتَ أَبُوهَا فَبَعَثَتْ إِلَيْهِ : إِنَّ أَبِي قَدْ مَاتَ فَتَأْمُرْنِي أَنْ أُصَلِّيَ عَلَيْهِ؟

فَقَالَ: لا اجْلِسِي فِي بَيْتِكِ وَأَطِيعِي زَوْجَكِ.

قَالَ: فَدُفِنَ الرَّجُلُ فَبَعَثَ إِلَيْهَا رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله: إِنَّ اللَّهَ قَدْ غَفَرَ لَكِ وَ لِأَبِيكِ بِطَاعَتِكِ لِزَوْجِكِ.

2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ عَلِيَّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام يَقُولُ:

خَطَبَ رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله النِّسَاءَ فَقَالَ: يَا مَعَاشِرَ النِّسَاءِ! تَصَدَّقْنَ وَ لَوْ مِنْ حُلِيَّكُنَّ وَلَوْ بِتَمْرَةٍ وَ لَوْ بِشِقِّ تَمْرَةٍ ، فَإِنَّ أَكْثَرَ كُنَّ حَطَبُ جَهَنَّمَ، إِنَّكُنَّ تُكْثِرْنَ اللَّعْنَ وَ تَكْفُرْنَ الْعَشِيرَةَ.

فَقَالَتِ امْرَأَةٌ مِنْ بَنِي سُلَيْم لَهَا عَقْلُ: يَا رَسُولَ اللهِ! أَلَيْسَ نَحْنُ الْأُمَّهَاتُ الْحَامِلاتُ الْمُرْضِعَاتُ؟ أَلَيْسَ مِنَّا الْبَنَاتُ الْمُقِيماتُ وَالْأَخَوَاتُ الْمُشْفِقَاتُ؟

ناگاه پدر زن از دنیا رفت، او به پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله پیام فرستاد که پدرم فوت نمود آیا به من اجازه می دهید بر او نماز بخوانم؟

فرمود: نه، در خانه ات بنشین و شوهرت را اطاعت کن.

حضرتش فرمود: پدر زن دفن شد (و آن زن به تشییع و نمازش نرفت) در این هنگام پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله برای آن زن چنین پیام فرستاد: خداوند تو و پدرت را به جهت اطاعت تو از شوهرت، آمرزید.

2 - ابوبصیر گوید: از امام صادق صلَّی اللهُ علیه وآله شنیدم که می فرمود:

پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله برای زنان خطبه ای خواند و فرمود:

ای گروه زنان! صدقه دهید! گرچه از زیور آلاتتان باشد، گرچه با یک خرما یا قسمتی از یک خرما باشد، چرا که بیشتر شما هیزم های دوزخ هستید؛ که شما فراوان لعن می کنید ( و عادت به لعن و نفری) و از خاندان خود بدگویی می نمایید.

در این هنگام زنی از بنی سلیم که زن خردمندی بود گفت: ای پیامبر خدا! مگر ما، مادران باردار و شیرده نیستیم؟! آیا دختران با وفا و خواهران دلسوز از ما نیستند؟!

543

فَرَقَ لَهَا رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله فَقَالَ: حَامِلاتٌ وَالِدَاتٌ مُرْضِعَاتُ رَحِيَماتٌ، لَوْ لا مَا يَأْتِينَ إِلَى بُعُولَتِهِنَّ مَا دَخَلَتْ مُصَلِّيَةٌ مِنْهُنَّ النَّارَ.

3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ غَالِبٍ عَنْ جَابِرِ الْجُعْفِيِّ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام قَالَ:

خَرَجَ رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله يَوْمَ النَّحْرِ إِلَى ظَهْرِ الْمَدِينَةِ عَلَى جَمَلٍ عَارِي الْجِسْمِ. فَمَرَّ بِالنِّسَاءِ فَوَقَفَ عَلَيْهِنَّ، ثُمَّ قَالَ: يَا مَعَاشِرَ النِّسَاءِ تَصَدَّقْنَ وَأَطِعْنَ أَزْوَاجَكُنَّ ، فَإِنَّ أَكْثَرَ كُنَّ فِي النَّارِ.

فَلَمَّا سَمِعْنَ ذَلِكَ بَكَيْنَ، ثُمَّ قَامَتْ إِلَيْهِ امْرَأَةٌ مِنْهُنَّ فَقَالَتْ: يَا رَسُولَ اللَّهِ! فِي النَّارِ مَعَ الْكُفَّارِ؟ وَاللهِ، مَا نَحْنُ بِكُفَّارِ فَنَكُونَ مِنْ أَهْلِ النَّارِ.

فَقَالَ لَهَا رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله: إِنَّكُنَّ كَافِرَاتٌ بِحَقِّ أَزْوَاجِكُنَّ.

4 - ابْنُ مَحْبُوبِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله به حال آن زن ترحّم نمود و فرمود: بارداران، شیردهان، دلسوزان. اگر نبود آن آزارهایی که به شوهرانشان وارد می کنند، هیچ نمازگزاری از آنان وارد دوزخ نمی شد.

3- جابر جعفی گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:

پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله در روز عید قربان سوار بر شتر بی پا شد و به بیرون مدینه تشریف می برد در این اثنا گروهی از زنان را دید. حضرتش توقف کرد سپس فرمود:

ای گروه زنان! صدقه دهید و از شوهرانتان اطاعت کنید؛ چرا که بیشتر شما در آتش دوزخ هستید.

هنگامی که زنان این گفتار حضرتش شنیدند، گریستند. آن گاه زنی از آنان برخاست و گفت: ای پیامبر خدا! آیا در آتش همراه کافران؟! به خدا سوگند! ما کافر نیستیم تا در آتش باشیم!

پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله به او فرمود: به راستی که شما به حقوق شوهران خود کفر می ورزید.

4 - عبدالله بن سنان گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

لَيْسَ لِلْمَرْأَةِ أَمْرٌ مَعَ زَوْجِهَا فِي عِتْقِ وَ لا صَدَقَةٍ وَ لَا تَدْبِيرِ وَلَا هِبَةٍ وَلَا نَذْرِ فِي مَالِهَا إِلَّا بِإِذْنِ زَوْجِهَا إِلَّا فِي زَكَاةٍ أَوْ بِرَّ وَالِدَيْهَا أَوْ صِلَةِ قَرَابَتِهَا.

5 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيَّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله:

أَيُّمَا امْرَأَةٍ خَرَجَتْ مِنْ بَيْتِهَا بِغَيْرِ إِذْنِ زَوْجِهَا فَلَا نَفَقَةَ لَهَا حَتَّى تَرْجِعَ.

بخش صد و پنجاه و چهارم

اندک بودن زنان شایسته

(154) بَابٌ فِي قِلَّةِ الصَّلاحِ فِي النِّسَاءِ

1 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَمْرِو بْنِ مُسْلِمٍ عَنِ الْثَمَالِيِّ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام قَالَ:

قَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله: النَّاجِي مِنَ الرَّجَالِ قَلِيلٌ وَ مِنَ النِّسَاءِ أَقَلُّ وَأَقَلُّ.

قِيلَ : وَ لِمَ يَا رَسُولَ اللهِ ؟

زن در کنار همسرش اختیاری در خصوص آزاد کردن برده، صدقه دادن، قرار دادِ مدابره برده، بخشش و نذر را از اموال خود ندارد مگر با اجازۀ شوهر. جز در مورد زکات (واجب)، نیکی به پدر و مادر و صله رحم خویشان خود.

5 - سکونی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود:

هر زنی که بدون اجازه شوهرش از خانه بیرون رود، نفقه ای ندارد تا هنگامی که باز گردد.

بخش صد و پنجاه و چهارم: اندک بودن زنان شایسته

1 - ثمالی گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود: پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود:

نجات یافتگان مرد، کماند و نجات یافتگان زن کمتر و کمتر.

گفتند: ای پیامبر خدا! چرا؟

قَالَ: لِأَنَّهُنَّ كَافِرَاتُ الْغَضَبِ مُؤْمِنَاتُ الرِّضَا.

2 - عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِي عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ عَنْ سَعْدِ بْنِ أَبِي عَمْرِو الْجَلَّابِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام أَنَّهُ قَالَ لِإِمْرَأَةِ سَعْدِ:

هَنِيئاً لَكِ يَا خَنْسَاءُ! فَلَوْ لَمْ يُعْطِكِ اللهُ شَيْئاً إِلَّا ابْنَتَكِ أُمَّ الْحُسَيْنِ، لَقَدْ أَعْطَاكِ اللَّهُ خَيْراً كَثِيراً، إِنَّمَا مَثَلُ الْمَرْأَةِ الصَّالِحَةِ فِي النِّسَاءِ كَمَثَلِ الْغُرَابِ الْأَعْصَمِ فِي الْغِرْبَانِ، وَهُوَ الْأَبْيَضُ إِحْدَى الرَّجْلَيْنِ.

3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَفْصِ بْنِ الْبَخْتَرِيٌّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:

مَثَلُ الْمَرْأَةِ الْمُؤْمِنَةِ مَثَلُ الشَّامَةِ فِي التَّوْرِ الْأَسْوَدِ.

4 - أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْعَاصِمِيُّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَلِيَّ بْنِ أَسْبَاطِ عَنْ عَمِّهِ يَعْقُوبَ بْنِ سَالِمٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ الله صلَّی اللهُ علیه وآله:

فرمود: زیرا زنان هنگام کفر ورزان به هنگام خشم و مؤمنان به هنگام آرامش و خشنودی هستند.

2 - سعد بن أبي عمرو جلّاب گوید: امام صادق علیه السَّلام به همسر سعد فرمود:

گوارایت باد ای «خَنساء»! اگر خداوند به تو هیچ چیز جز دخترت «اُمّ حسين» نداده بود، به راستی که خیر و برکت فراوانی به تو داده بود. حکایت زن شایسته در میان زنان به سان حکایت کلاغ اعصمی که یکی از پاهایش سفید است؛ در میان کلاغ ها است.

3 - حفص بن بختری گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

مَثَل زن با ایمان مَثَل خال سپید بر پیشانی گاو سیاه می باشد.

4 - محمّد بن مسلم گوید : امام باقر علیه السَّلام فرمود: پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود:

إِنَّمَا مَثَلُ الْمَرْأَةِ الصَّالِحَةِ مَثَلُ الْغُرَابِ الْأَعْصَمِ الَّذِي لَا يَكَادُ يُقْدَرُ عَلَيْهِ.

قِيلَ: وَ مَا الْغُرَابُ الْأَعْصَمُ الَّذِي لَا يَكَادُ يُقْدَرُ عَلَيْهِ؟

قَالَ: الْأَبْيَضُ إِحْدَى رِجْلَيْهِ.

5 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنِ ابْنِ سِنَانٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلَّی اللهُ علیه وآله:

مَا لِإِبْلِيسَ جُنْدٌ أَعْظَمُ مِنَ النِّسَاءِ وَالْغَضَب.

6 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ الْبَرْقِيِّ عَنْ أَبِي عَلِي الْوَاسِطِيُّ رَفَعَهُ إِلَى أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:

إِنَّ الْمَرْأَةَ إِذَا كَبِرَتْ ذَهَبَ خَيْرُ شَطْرَيْهَا وَ بَقِيَ شَرُّهُمَا، ذَهَبَ جَمَالُهَا وَ عَقِمَ رَحِمُهَا وَ احْتَدَّ لِسَانُهَا.

همانا مَثَل زن صالحه مَثَل کلاغ «اعصم» است که دست یابی به آن امکان پذیر نیست.

گفتند: کلاغ اعصمی که دست یابی به آن ممکن نیست، چیست؟

فرمود: کلاغی است که یکی از پاهایش سفید است.

5 - راوی گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود: پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود:

برای ابلیس سپاهی بزرگتر از سپاه زنان و خشم نیست.

6 - راوی گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:

هنگامی که سنّ زن بالا رود، نیمه بهترش می رود و نیمه بدترش می ماند؛ زیبایی اش می رود و رحمش نازا و زبانش تُند گردد.

بخش صد و پنجاه و پنجم

تأدیب زنان

(155) بَابٌ فِي تَأْدِيبِ النِّسَاءِ

1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله:

لا تُنْزِلُوا النِّسَاءَ بِالْغُرَفِ، وَ لا تُعَلِّمُوهُنَّ الْكِتَابَةَ، وَ عَلمُوهُنَّ الْمِغْزَلَ وَ سُورَةَ النُّورِ.

2 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطٍ عَنْ عَمِّهِ يَعْقُوبَ بْنِ سَالِمٍ رَفَعَهُ قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام:

لا تُعَلَّمُوا نِسَاءَكُمْ سُورَةَ يُوسُفَ، وَ لا تُقْرِءُ وهُنَّ إِيَّاهَا، فَإِنَّ فِيهَا الْفِتَنَ، وَعَلمُوهُنَّ سُورَةَ النُّورِ، فَإِنَّ فِيهَا الْمَوَاعِظَ.

3 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِيِّ عَنِ ابْنِ الْقَدَّاحِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

بخش صد و پنجاه و پنجم: تأدیب زنان

1 - سکونی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود:

زنان را در طبقه های فوقانی (اتاقهایی که محل رفت و آمد است) منزل ندهید و به آنان نوشتن نیاموزید؛ بلکه ریسندگی و سورۀ نور آموزش دهید.

2 - راوی گوید: امیرمؤمنان علی علیه السَّلام فرمود:

به زنانتان سورۀ یوسف را نیاموزید هم چنین آن را برایشان نخوانید؛ چرا که در آن سوره فتنه هاست. به آنان سورۀ نور را بیاموزید؛ زیرا در آن، موعظه ها و پندهاست.

3 - ابن قدّاح گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

نَهَى رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله أَنْ يُرْكَبَ سَرْجٌ بِفَرْجِ.

4 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِي عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ يَسَارٍ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ يُونُسَ عَنْ إِسْرَائِيلَ عَنْ يُونُسَ عَنْ أَبِي إِسْحَاقَ عَنِ الْحَارِثِ الْأَعْوَرِ قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام:

لا تَحْمِلُوا الْفُرُوجَ عَلَى السُّرُوجِ فَتَهَيَّجُوهُنَّ لِلْفُجُورِ.

بخش صد و پنجاه و ششم

ترک فرمان بری از زنان

(156) بَابٌ فِي تَرْكِ طَاعَتِهِنَّ

1 - أَبُو عَلِيَّ الْأَشْعَرِيٌّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ:

قُلْتُ لِأَبِي الْحَسَنِ علیه السَّلام: وَ سَأَلْتُهُ عَنِ الْمَرْأَةِ المُوسِرَةِ قَدْ حَجَّتْ حَجَّةَ الْإِسْلَامِ، فَتَقُولُ لِزَوْجِهَا: أَحِجَّنِي مِنْ مَالِي أَلَهُ أَنْ يَمْنَعَهَا؟

پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله نهی فرمود که زن سوار بر مرکب شود.

4 - حارث اعور گوید: امیر مؤمنان على علیه السَّلام فرمود:

زنان را بر مرکب سوار نکنید، زیرا با این کار، آنان را برای گناه تحریک می کنید!

بخش صد و پنجاه و ششم: ترک فرمانبری از زنان

1 - اسحاق بن عمّار گوید: به امام کاظم علیه السَّلام گفتم:

خانم ثروتم ندی که حج واجب را به جا آورده است، به شوهر خود می گوید: مرا با پول خودم به حج بفرست. آیا شوهر می تواند مانع شود؟

قَالَ: نَعَمْ، يَقُولُ: حَقِّي عَلَيْكِ أَعْظَمُ مِنْ حَقِّكِ عَلَيَّ فِي هَذَا.

2 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

ذَكَرَ رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله النِّسَاءَ فَقَالَ: اعْصُوهُنَّ فِي المَعْرُوفِ قَبْلَ أَنْ يَأْمُرْنَكُمْ بِالْمُنْكَرِ، وَ تَعَوَّذُوا بِاللَّهِ مِنْ شِرَارِهِنَّ وَ كُونُوا مِنْ خِيَارِهِنَّ عَلَى حَذَرٍ.

3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

قَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله: مَنْ أَطَاعَ امْرَأَتَهُ أَكَبَّهُ اللَّهُ عَلَى وَجْهِهِ فِي النَّارِ.

قِيلَ: وَ مَا تِلْكَ الطَّاعَةُ؟

قَالَ: تَطْلُبُ مِنْهُ الذَّهَابَ إِلَى الْحَمَّامَاتِ وَ الْعُرُسَاتِ وَ الْعِيدَاتِ وَالنِّيَاحَاتِ وَالثِّيَابَ الرِّقَاق.

4 - وَ بِإِسْنَادِهِ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله :

طَاعَةُ الْمَرْأَةِ نَدَامَةٌ.

فرمود: آری؛ (و برای متقاعد کردنش) می گوید: حق من بر تو، بزرگ تر از حق تو _ در این مورد _ بر من است.

2 - عبدالله بن سنان گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

روزی پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله سخن از زنان به میان آورد و فرمود:

در معروفات دینی از زنان نافرمانی کنید پیش از آن که شما را به منکرات دستور دهند.

و از بَدان آنها به خداوند پناه بَبرید و از خوبانشان بر حذر باشید.

3 - سکونی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله فرمود:

هر کس از همسرش اطاعت کند، خداوند او را با صورت در آتش دوزخ می افکند.

گفتند: آن اطاعت کدام است؟

فرمود: زن از شوهر بخواهد که به حمام ها، عروسی ها، جشن های عید و مراسم های عزاداری برود و هم چنین لباس های نازک بطلبد (و شوهر اطاعت نماید).

4 - سکونی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله فرمود:

اطاعت از همسر باعث پشیمانی است.

5 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللهِ عَنْ أَبِيهِ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنِ الْحُسَيْنِ الْمُخْتَارِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ! قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام فِي كَلَامِ لَهُ:

اتَّقُوا شِرَارَ النِّسَاءِ وَ كُونُوا مِنْ خِيَارِهِنَّ عَلَى حَذَرٍ، وَإِنْ أَمَرْنَكُمْ بِالْمَعْرُوفِ فَخَالِفُوهُنَّ كَيْ لَا يَطْمَعْنَ مِنْكُمْ فِي الْمُنْكَرِ.

6 - وَ عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ رَفَعَهُ إِلَى أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:

ذُكِرَ عِنْدَ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام النِّسَاءُ فَقَالَ: لَا تُشَاوِرُوهُنَّ فِي النَّجْوَى، وَ لَا تُطِيعُوهُنَّ فِي ذِي قَرَابَةٍ.

7 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ عَمْرِو بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْمُطَّلِبِ بْنِ زِيَادٍ رَفَعَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

تَعَوَّذُوا بِاللَّهِ مِنْ طَالِحَاتِ نِسَائِكُمْ وَ كُونُوا مِنْ خِيَارِهِنَّ عَلَى حَذَرٍ وَلا تُطِيعُوهُنَّ فِي الْمَعْرُوفِ فَيَأْمُرْنَكُمْ بِالْمُنْكَرِ.

5 - حسین بن مختار گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: امیر مؤمنان علی علیه السَّلام در سخنانی فرمود:

از زنان بد پرهیز کنید و از زنان خوب، بر حذر باشید. و اگر شما را به معروفات دینی دستور دادند مخالفت کنید تا در منکرات به شما طمع (اطاعت کردن) نورزند.

6 - راوی گوید: در حضور امام باقر علیه السَّلام سخن از زنان شد.

فرمود: در امور پنهانی با زنان مشورت نکنید (زیرا آن را آشکار می نمایند) و در خصوص بستگان (شوهری) از آنان اطاعت نکنید. (یعنی اگر همسرتان علیه فامیل های شما سخنی گفت، قبول نکنید).

7 - عبدالمطّلب بن زیاد در روایت مرفوعه ای نظیر روایت دوم را از امام صادق علیه السَّلام نقل می کند.

8 - وَ عَنْهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْجَامُورَانِي عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيَّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ صَنْدَلٍ عَن ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ سُلَيْمَانَ بْن خَالِدٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام يَقُولُ:

إِيَّاكُمْ وَ مُشَاوَرَةَ النِّسَاءِ، فَإِنَّ فِيهِنَّ الضَّعْفَ وَ الْوَهْنَ وَ الْعَجْزَ.

9 - وَ عَنْهُ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ رَجُلٍ مِنْ أَصْحَابِنَا يُكَنِّي أَبَا عَبْدِ اللَّهِ رَفَعَهُ إِلَى اَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:

قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام: فِي خِلَافِ النِّسَاءِ الْبَرَكَةُ.

10 - وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ قَالَ:

قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام: كُلُّ امْرِي تُدَبَّرُهُ امْرَأَةٌ فَهُوَ مَلْعُونٌ.

11 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَيْفِ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ رَفَعَهُ قَالَ:

كَانَ رَسُولُ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله إِذَا أَرَادَ الْحَرْبَ دَعَا نِسَاءَهُ فَاسْتَشَارَهُنَّ ثُمَّ خَالَفَهُنَّ.

8 - سلیمان بن خالد گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:

بر شما باد دوری از مشورت با زنان؛ چرا که دیدگاه آنان ضعیف، سست و ناتوانی است.

9 - راوی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

امیر مؤمنان على علیه السَّلام فرمود: در مخالفت با زنان برکت است.

10 - راوی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

امیر مؤمنان على علیه السَّلام فرمود:

امور هر مردی را که همسرش تدبیر کند، ملعون است.

11 - اسحاق بن عمّار در روایت مرفوعه ای گوید:

هرگاه پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله اراده نبرد داشت، زنان خود را فرا می خواند و با آنان مشورت می نمود سپس بر خلاف نظر آنان را انجام می داد.

12 - عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَمْرِو بْنِ عُثْمَانَ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قالَ:

اسْتَعِيذُوا بِاللَّهِ مِنْ شِرَارِ نِسَائِكُمْ وَ كُونُوا مِنْ خِيَارِهِنَّ عَلَى حَذَرٍ وَ لَا تُطِيعُوهُنَّ الْمَعْرُوفِ فَيَدْعُونَكُمْ إِلَى الْمُنْكَرِ؟

وَ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله: النِّسَاءُ لا يُشَاوَرْنَ فِي النَّجْوَى وَ لَا يُطَعْنَ فِي ذَوِي الْقُرْبَى، إِنَّ الْمَرْأَةَ إِذَا أَسَنَّتْ ذَهَبَ خَيْرُ شَطْرَيْهَا وَ بَقِيَ شَرُّهُمَا، وَ ذَلِكَ أَنَّهُ يَعْقِمُ رَحِمُهَا وَ يَسُوءُ خُلُقُهَا وَ يَحْتَدُّ لِسَانُهَا وَإِنَّ الرَّجُلَ إِذَا أَسَنَّ ذَهَبَ شَرُّ شَطْرَيْهِ وَبَقِيَ خَيْرُهُمَا وَ ذَلِكَ أَنَّهُ يَتُوبُ عَقْلُهُ وَ يَسْتَحْكِمُ رَأْيُهُ وَ يَحْسُنُ خُلُقُهُ.

12 - یکی از یاران عمرو بن عثمان گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

از زنان بد به خدا پناه ببرید، و از خوبان آنها بر حذر باشید. در کارهای نیک و معروف از آنان اطاعت نکنید تا شما را به کارهای بد فرا نخوانند.

و حضرتش فرمود: پیامبر صلَّى اللهُ عليه وآله فرمود:

زنان در خصوص امور پنهانی مورد مشورت قرار نمی گیرند و درباره بستگان اطاعت نمی شوند. همانا هنگامی که سنّ زن بالا می رود، نیمه خوبش می رود و نیمه بدش می ماند؛ چرا که رحمش عقیم، اخلاقش بد و زبانش تند می گردد. و به راستی هنگامی که سنّ مرد بالا می رود نیمه بدش می رود و نیمه نیکش می ماند؛ چرا که عقلش خالص، رأيش محكم و اخلاقش نیکو می شود.

بخش صد و پنجاه و هفتم

حفظ شخصیت و پوشیدگی

(157) بَابُ التَّسَتُّر

1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عَبْدِ الْحَمِيدِ عَنِ الْوَلِيدِ بْنِ صَبِيحِ الْوَلِيدِ بْنِ صَبِيحٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلَّى اللهُ عليه وآله:

لَيْسَ لِلنِّسَاءِ مِنْ سَرَوَاتِ الطَّرِيقِ شَيْءٌ، وَلَكِنَّهَا تَمْشِي فِي جَانِبِ الْحَائِطِ وَالطَّرِيقِ.

2 - ابْنُ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عَبْدِ الْحَمِيدِ عَنِ الْوَلِيدِ بْنِ صَبِيحٍ عَنْ أَبِي اللهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله:

أَيُّ امْرَأَةٍ تَطَيِّبَتْ ثُمَّ خَرَجَتْ مِنْ بَيْتِهَا فَهِيَ تُلْعَنُ حَتَّى تَرْجِعَ إِلَى بَيْتِهَا مَتَى مَا رَجَعَتْ.

بخش صد و پنجاه و هفتم: حفظ شخصیّت و پوشیدگی

1 - ولید بن صبیح گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: رسول خدا صلَّى اللهُ عليه وآله فرمود:

زنان حق عبور از وسط مسیر را ندارند، بلکه باید در پناه دیوار و حاشیۀ مسیر نمایند.

2 - ولید بن صبیح گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: رسول خدا صلَّى اللهُ عليه وآله فرمود:

هر زنی که خود را معطّر و خوشبو سازد، سپس از خانه خارج شود، همواره مورد لعنت خواهد بود تا موقعی که به خانه باز گردد؛ هرگاه که بازگردد (زود بازگردد یا دیر).

3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ صَالِحِ بْنِ السِّنْدِي عَنْ جَعْفَرِ بْنِ بَشِيرٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

لا يَنْبَغِي لِلْمَرْأَةِ أَنْ تُجَمِّرَ ثَوْبَهَا إِذَا خَرَجَتْ مِنْ بَيْتِهَا.

4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلَّى اللهُ عليه وآله:

لَيْسَ لِلنِّسَاءِ مِنْ سَرَاةِ الطَّرِيقِ، وَ لَكِنْ جَنْبَيْهِ يَعْنِي وَسَطَهُ.

5 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَفْصِ بْنِ الْبَخْتَرِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

لا يَنْبَغِي لِلْمَرْأَةِ أَنْ تَنْكَشِفَ بَيْنَ يَدَيِ الْيَهُودِيَّةِ وَ النَّصْرَانِيَّةِ، فَإِنَّهُنَّ يَصِفْنَ ذَلِكَ لِأَزْوَاجِهِنَّ.

6 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ شَمُونٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَانِ عَنْ مِسْمَع أَبِي سَيَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

3 - راوی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

برای زن جایز نیست هنگامی که می خواهد از منزل خارج می شود، لباس خود را بخور دهد و معطّر سازد.

4 - هشام بن سالم گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود:

زنان حق ندارند از وسط مسیر عبور کنند، بلکه بایستی از کنارها عبور کنند.

5 - حفص بن بختری گوید:

برای زن جایز نیست که نزد زن یهودی و نصرانی بدون حجاب باشد، زیرا آنان، زیبای او را برای شوهران خود توصیف می کنند.

6 - مسمع ابی سیّار گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

فيما أَخَذَ رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله مِنَ الْبَيْعَةِ عَلَى النِّسَاءِ: أَنْ لَا يَحْتَبِينَ وَ لَا يَقْعُدْنَ مَعَ الرَّجَالِ فِي الْخَلَاءِ.

بخش صد و پنجاه و هشتم

نهی از آرایش های مکروه

(158) بَابُ النَّهْيِ عَنْ خِلالٍ تُكْرَهُ لَهُنَّ

1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيَّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

إِنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام نَهَى عَنِ الْقَنَازِعِ وَالْقَصَصِ وَنَقْشِ الْخِضَابِ عَلَى الرَّاحَةِ.

وَ قَالَ: إِنَّمَا هَلَكَتْ نِسَاءُ بَنِي إِسْرَائِيلَ مِنْ قِبَلِ الْقُصَصِ وَ نَقْشِ الْخِضَابِ.

2 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ شَمُونٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَانِ عَنْ مِسْمَعِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

قَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله: لا تَحِلُّ لإمْرَأَةٍ حَاضَتْ أَنْ تَتَّخِذَ قُصَّةٌ أَوْ جُمَّةً.

از بیعت هایی که پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله از زنان گرفت این بود که به صورت «احتباء» (1)نشینند. (نشستن مخصوص که احتمالا باعث مفسده می شود) و این که با مردان برای تخلّی ننشینند.

بخش صد و پنجاه و هشتم: نهی از آرایش های مکروه

1 - سکونی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

امیرمؤمنان علی علیه السَّلام انها را از کاکل گذاشتن در وسط سر، جمع کردن موی پیشانی و از نقش خضاب بر کف دست نهی نمود. و فرمود: همانا زن های بنی اسرائیل به جهت جمع کردن موی پیشانی و نقش خضاب هلاک شدند.

2 - مسمع گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود:

برای زن حایض (2)جایز نیست که موی پیشانی را جمع کند، یا موهای سرش را ببندد.


1) نوعی نشستن است که در آن لباس را به خود می پیچند و پشت و ساقهای پا را به لباس می بندند و می نشینند

2) شاید منظور زنان بالغ باشد

3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ النِّعْمَانِ عَنْ ثَابِتِ بْنِ أَبِي سَعِيدٍ سَعِيدٍ قَالَ:

سُئِلَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنِ النِّسَاءِ يَجْعَلْنَ فِي رُءُوسِهِنَّ الْقَرَامِلَ. قَالَ: يَصْلُحُ الصُّوفُ وَ مَا كَانَ مِنْ شَعْرِ امْرَأَةٍ نَفْسِهَا، وَ كَرِهَ لِلْمَرْأَةِ أَنْ تَجْعَلَ الْقَرَامِلَ مِنْ شَعْرِ غَيْرِهَا، فَإِنْ وَصَلَتْ شَعْرَهَا بِصُوْفٍ أَوْ بِشَعْرِ نَفْسِهَا فَلَا يَضُرُّهَا.

4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي هَاشِمٍ عَنْ سَالِمِ بْنِ مُكْرَمٍ عَنْ سَعْدِ الْإِسْكَافِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:

سُئِلَ عَنِ الْقَرَامِلِ الَّتِي تَصْنَعُهَا النِّسَاءُ فِي رُءُوسِهِنَّ يَصِلْنَهُ بِشُعُورِهِنَّ.

فَقَالَ: لا بَأْسَ عَلَى الْمَرْأَةِ بِمَا تَزَيَّنَتْ بِهِ لِزَوْجِهَا.

قَالَ: فَقُلْتُ: بَلَغَنَا أَنَّ رَسُولَ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله لَعَنَ الْوَاصِلَةَ وَ الْمَوْصُولَةَ.

فَقَالَ: لَيْسَ هُنَاكَ، إِنَّمَا لَعَنَ رَسُولُ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله الْوَاصِلَةَ وَ الْمَوْصُولَةَ الَّتِي تَزْنِي فِي شَبَابِهَا، فَلَمَّا كَبِرَتْ قَادَتِ النِّسَاءَ إِلَى الرِّجَالِ فَتِلْكَ الْوَاصِلَةُ وَ الْمَوْصُولَةُ.

3- ثابت بن ابو سعید گوید:

از امام صادق علیه السَّلام دربارۀ زنانی که گیسوی مصنوعی برای خود می گذارند پرسیدند. فرمود: پشم و موهایی که از موی خودِ زن بافته شده، جایز است و برای زن مکروه است که موی بافته شده از موی زن دیگر را بر خود بنهد. ولی اگر موهای خود را به پشم یا به موهای خود (که بافته شده است) وصل کند، اشکالی ندارد.

4 - سعد إسكاف گوید:

از امام باقر علیه السَّلام درباره گیسوی مصنوعی که زنان بر سر خود می گذارند و به موهایشان می آویزند، سؤال کردند.

فرمود: زن با هر چیزی که خود را برای شوهر خودش بیاراید، ایرادی ندارد.

راوی گوید: گفتم: به ما روایت پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله «واصله» (کسی که موها را به هم وصل می کند) و «موصوله» (کسی که موی بافته شده به او وصل می شود) را لعن نموده است.

فرمود: معنای سخن پیامبر صلَّى اللهُ عليه وآله چنین نیست. بلکه پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله زن «واصله» و «موصوله» ای را که در دوران جوانی زنا می دهد و در دوران پیری زنان را به مردان راهنمایی می کند لعن کرده است. پس معنای «واصله» و «موصوله» چنین است.

بخش صد و پنجاه و نهم

مواردی از اعضای زن که نگاه حلال است...

(159) بَابُ مَا يَحِلُّ النَّظَرُ إِلَيْهِ مِنَ الْمَرْأَةِ

1 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ جَمِيل بْنِ دَرَّاحٍ عَنِ الْفُضَيْلِ بْنِ يَسَارٍ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنِ الذَّرَاعَيْنِ مِنَ الْمَرْأَةِ أَ هُمَا مِنَ الزِّينَةِ الَّتِي قَالَ اللَّهُ تَبَارَكَ و تَعَالَى: (وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ).

قَالَ: نَعَمْ وَ مَا دُونَ الْخِمَارِ مِنَ الزِّينَةِ وَ مَا دُونَ السَّوَارَيْنِ.

2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مَرْوَكِ بْنِ عُبَيْدٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

قُلْتُ لَهُ: مَا يَحِلُّ لِلرَّجُل أَنْ يَرَى مِنَ الْمَرْأَةِ إِذَا لَمْ يَكُنْ مَحْرَماً؟

قَالَ: الْوَجْهُ وَ الْكَفَّانِ وَ الْقَدَمَانِ.

بخش صد و پنجاه و نهم: مواردی از اعضای زن که نگاه حلال است

1 - فضیل بن یسار گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم:

آیا دست های زن جزو زینتی است که خداوند در آیه می فرماید: «وزینت خود را جز برای شوهرانشان آشکار نسازند».

فرمود: آری. و جز پوشیه (که صورت را فرا می گیرد) و کف دست جزو زینت است.

2 - راوی گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم:

نگاه کردن به کدام اعضای بدن زن، بر مرد نامحرم حلال است؟

فرمود: صورت، کف دو دست و پاها (تا مچ یا همان قوزک).

3 - أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ وَ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ عُرْوَةَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ بُكَيْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام فِي قَوْلِ اللَّهِ تَبَارَكَ وَتَعَالَى: ﴿إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا).

قَالَ : الزِّينَةُ الظَّاهِرَةُ : الكُحْلُ وَ الْخَاتَمُ.

4 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ سَعْدَانَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللهِ تَعَالَى: (وَلا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا).

قَالَ: الْخَاتَمُ وَ الْمَسَكَةُ وَهِيَ الْقُلْبُ.

5 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنْ سَعْدِ الْإِسْكَافِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:

3 - زراره گوید: امام صادق علیه السَّلام درباره این آیه که می فرماید: «مگر جز آن مقدار که آشکار است»، فرمود:

زینت آشکار همان، سرمه و انگشتر است.

4 - ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السَّلام درباره این آیه پرسیدم که می فرماید: «و زینت خود را _ جز آن مقدار که آشکار است _ نمایان نسازند _».

فرمود: منظور زینت آشکار انگشتر و النگو است.

5 - سعد اسکاف گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:

اسْتَقْبَلَ شَابٌ مِنَ الْأَنْصَارِ امْرَأَةَ بِالْمَدِينَةِ، وَكَانَ النِّسَاءُ يَتَقَنَّعْنَ خَلْفَ آذَانِهِنَّ، فَنَظَرَ إِلَيْهَا وَهِيَ مُقْبِلَةٌ، فَلَمَّا جَازَتْ نَظَرَ إِلَيْهَا وَ دَخَلَ فِي زُقَاقٍ قَدْ سَمَّاهُ بِبَنِي فُلانٍ، فَجَعَلَ يَنْظُرُ خَلْفَهَا وَ اعْتَرَضَ وَجْهَهُ عَظْمٌ فِي الْحَائِطِ، أَوْ زُجَاجَةٌ. فَشَقَّ وَجْهَهُ. فَلَمَّا مَضَتِ الْمَرْأَةُ نَظَرَ فَإِذَا الدَّمَاءُ تَسِيلُ عَلَى صَدْرِهِ وَ ثَوْبِهِ فَقَالَ: وَ اللَّهِ، لَآتِيَنَّ رَسُولَ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله وَ لَأُخْبِرَنَّهُ.

قَالَ: فَأَتَاهُ، فَلَمَّا رَآهُ رَسُولُ اللَّهِ صلَّى اللهُ عليه وآله قَالَ لَهُ: مَا هَذَا؟

فَأَخْبَرَهُ، فَهَبَطَ جَبْرَئِيلُ علیه السَّلام بِهَذِهِ الْآيَةِ: (قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَيَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِكَ أَزْكَى هُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا يَصْنَعُونَ).

بخش صد و شصتم

حجاب زنان وا نشسته

(160) بَابُ الْقَوَاعِدِ مِنَ النِّسَاءِ

1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام أَنَّهُ قَرَأَ (أَنْ يَضَعْنَ ثِيَابَهُنَّ).

در مدینه جوانی انصاری از مقابل زنی می گذشت. در آن زمان زنان مقنعه و روسری خود را از پشت گوش می بستند.

پس در همان حال که زن مذکور از مقابل جوان می گذشت، جوان به او نگاه کرد و هنگامی که زن عبور کرد، جوان به نگاهش ادامه داد (و در پي زن رفت) در این هنگام وارد کوچه ای شد _ که امام علیه السَّلام نام آن را بنی فلان ذکر نمود - همین طور به پشت سر آن زن نگاه می کرد که استخوان یا شیشه ای که در دیوار بود، به صورتش برخورد نمود و آن را زخمی کرد.

زمانی که زن ناپدید شد، جوان متوجه شد که خون بر سینه و لباسش جاری شده است. گفت: به خدا سوگند! حتما نزد پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله می روم و او را از این جریان آگاه می سازم.

جوان خدمت پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله رسید هنگامی که حضرتش او را مشاهده نمود به او فرمود: این چیست؟

جوان ماجرا را تعریف کرد. در این هنگام جبرئیل علیه السَّلام فرود آمد و این آیه را آورد که «به مؤمنان بگو دیدگان خود را (از نگاه به نامحرم) فرو گیرند و پاکدامن باشند، این برای آنان پاکیزه تر است. به راستی که خداوند از آن چه انجام می دهند آگاه است».

بخش صد و شصتم: حجاب زنان وا نشسته

1 - حلبی گوید: امام صادق این آیه «زنان وا نشسته می توانند پوشش خود را بردارند» تلاوت نمود و فرمود:

قَالَ: الْخِمَارَ وَ الْجِلْبَابَ.

قُلْتُ: بَيْنَ يَدَيْ مَنْ كَانَ.

فَقَالَ: بَيْنَ يَدَيْ مَنْ كَانَ غَيْرَ مُتَبَرِّجَةٍ بِزِينَةٍ، فَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَهُوَ خَيْرٌ لَهَا، وَ الزِّينَةُ الَّتِي يُبْدِينَ لَهُنَّ شَيْءٌ فِي الْآيَةِ الْأُخْرَى.

2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ: (الْقَوَاعِدُ مِنَ النِّسَاءِ لَيْسَ عَلَيْهِنَّ جُنَاحٌ أَنْ يَضَعْنَ ثِيَابَهُنَّ).

قَالَ: تَضَعُ الْجِلْبَابَ وَحْدَهُ.

3 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام فِي قَوْلِهِ : (وَ الْقَوَاعِدُ مِنَ النِّسَاءِ اللَّاتِي لَا يَرْجُونَ نِكَاحاً مَا الَّذِي يَصْلُحُ لَهُنَّ أَنْ يَضَعْنَ مِنْ ثِيَابِهِنَّ).

قَالَ: الْجِلْبَابُ.

منظور «خِمار» (روسری و «جِلباب» (چادر) است.

گفتم: برداشتن این حجاب در مقابل چه کسی حلال است؟

فرمود: مقابل هر کسی که باشد. در حالی که این زن خود را با زیور آلات نیاراسته باشد. و اگر این کار را نکند برایش بهتر است. و زینتی که برای زنان آشکار کردن آن جایز است، مواردی است که در آیه ای دیگر آمده است.

2 - محمّد بن ابی حمزه گوید: امام صادق علیه السَّلام درباره آیه شریفه ای که می فرماید: «زنانی که وانشسته اند، باکی نیست که لباس خود را فرو نهند».

فرمود: فقط «جِلباب» چادر را فرو نهند.

3 - محمّد بن مسلم گوید: از امام باقر علیه السَّلام درباره آیه: «و زنان وانشسته ای که امیدی به ازدواج ندارند» چه لباسی را جایز است بردارند؟

فرمود: جلباب (را میتوانند بردارند).

4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام أَنَّهُ قَرَأَ (أَنْ يَضَعْنَ ثِيَابَهُنَّ).

قَالَ: الْجِلْبَابَ وَالْخِمَارَ إِذَا كَانَتِ الْمَرْأَةُ مُسِنَّةٌ .

بخش صد و شصت و یکم

مردان سفیه و احمق

(161) بَابُ أُولِي الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ

1 - مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ وَ أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السَّلام عَنْ قَوْلِ اللهِ عَزَّوَجل: (أَوِ التَّابِعِينَ غَيْرِ أُولِي الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ) ... إِلَى آخِرِ الْآيَةِ.

قَالَ: الْأَحْمَقُ الَّذِي لَا يَأْتِي النِّسَاءَ.

4 - حریز گوید: امام صادق علیه السَّلام این آیه را که «زنان وا نشسته می توانند لباس را بردارند» تلاوت کرد و فرمود:

منظور جلباب (چادر) و خمار (روسری) است، در صورتی که زن مسنّ باشد.

بخش صد و شصت و یکم مردان سفیه و احمق

1 - زراره گوید: از امام باقر علیه السَّلام پرسیدم:

منظور از این آیه که می فرماید: «یا افراد سفیه از مردان» چیست؟

فرمود: منظور مرد احمقی است که تمایل به زن ندارد.

2 - حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ قَالَ:

سَأَلْتُهُ عَنْ أُولَى الْإِرْبَةِ مِنَ الرَّجَالِ.

قَالَ: الْأَحْمَقُ الْمُوَلَّى عَلَيْهِ الَّذِي لا يَأْتِي النِّسَاءَ.

3 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ جَميعاً عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِيِّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مَيْمُونِ الْقَدَّاحِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ آبَائِهِ علیهم السَّلام قَالَ:

كَانَ بِالْمَدِينَةِ رَجُلانِ يُسَمَّى أَحَدُهُمَا «هِيتَ» وَ الْآخَرُ «مَانِعٌ» فَقَالَا لِرَجُلٍ _ وَ رَسُولُ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله يَسْمَعُ _ إِذَا افْتَتَحْتُمُ الطَّائِفَ إِنْ شَاءَ اللَّهُ فَعَلَيْكَ بِابْنَةِ غَيْلَانَ الثَّقَفِيَّةِ، فَإِنَّهَا شُمُوعٌ بَخْلاءُ مُبَتَّلَةٌ هَيْفَاءُ شَنْبَاءُ إِذَا جَلَسَتْ تَثَنَّتْ، وَإِذَا تَكَلَّمَتْ غَنَّتْ، تُقْبِلُ بِأَرْبَعٍ وَ تُدْبِرُ بِثَمَانٍ بَيْنَ رِجْلَيْهَا مِثْلُ الْقَدَحِ.

2 - عبدالرحمان بن ابی عبدالله گوید:

از امام علیه السَّلام درباره مردان «غیر اولی الاربه» سؤال کردم.

فرمود: مرد احمقی که اختیارش به دست دیگران است و تمایل به زن ندارد.

3 - عبد الله بن میمون قدّاح گوید: امام صادق علیه السَّلام از پدر بزرگوارش علیه السَّلام و ایشان از پدران خود علیهم السَّلام روایت نمود که حضرتش فرمود:

در مدینه دو نفر بودند که یکی «هیت» و دیگری «مانع» نام داشت. این دو نفر _ در حالی که پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله می شنید _ به شخصی می گفتند: هنگامی که (سرزمین طائف را _ ان شاء الله _ فتح نمودید، بر تو باد دختر غیلان ثقفی، چرا که او شوخ، زیبا اندام و کمر باریک و دارای دندان های زیباست، آن گاه که می نشیند، ران هایش از هم فاصله می گیرد و آن گاه که سخن می گوید، آواز می خواند، به سرعت رو می آورد و به کندی رو بر می گرداند و وسط پاهایش به سان کاسه است.

فَقَالَ النَّبِيُّ صلَّى اللهُ عليه وآله: لا أُرِيكُمَا مِنْ أُولِي الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ، فَأَمَرَ بِهِمَا رَسُولُ اللَّهِ صلَّى اللهُ عليه وآله فَغُرَّبَ بِهِمَا إِلَى مَكَانٍ يُقَالُ لَهُ: الْعَرَايَا وَ كَانَا يَتَسَوَّقَانِ فِي كُلِّ جُمُعَةٍ.

بخش صد و شصت و دوم

نگاه به زنان ذمّی

1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله:

لا حُرْمَةَ لِنِسَاءِ أَهْلِ الذُّمَّةِ أَنْ يُنْظَرَ إِلَى شُعُورِهِنَّ وَ أَيْدِيهِنَّ.

بخش صد و شصت و دوم: نگاه به زنان ذمّی

1 - سکونی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله فرمود:

زنان ذمی حرمتی ندارند که به موها و دستانشان نگاه شود.

بخش صد و شصت و سوم

حکم نگاه به زنان بادیه نشین و روستائیان

(163) بَابُ النَّظَرِ إِلَى نِسَاءِ الْأَعْرَابِ وَ أَهْلِ السَّوَادِ

1 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَبَّادِ بْنِ صُهَيْبٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام يَقُولُ:

در این هنگام پیامبر صلَّى اللهُ عليه وآله فرمود: من فکر نمی کردم شما از مردان عادی و خردمند باشید (بلکه گمان می کردم از مردان سفیه باشید با این سخنان متوجه شدم به زنان تمایل دارید).

به همین جهت پیامبر صلَّى اللهُ عليه وآله دستور داد آن دو نفر را از شهر بیرون کردند و به مکانی بردند که نامش «عرایا» بود و آن دو نفر، جمعه ها برای خرید و فروش به بازار مدینه می آمدند.

بخش صد و شصت و سوم: حکم نگاه به زنان بادیه نشین و روستائیان

1 - عبّاد بن صهيب گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:

لا بَأْسَ بِالنَّظَرِ إِلَى رُءُوسِ أَهْلِ النَّهَامَةِ وَ الْأَعْرَابِ وَأَهْلِ السَّوَادِ وَ العُلُوج، لِأَنَّهُمْ إِذَا نُهُوا لَا يَنْتَهُونَ.

قَالَ: وَ الْمَجْنُونَةِ وَ الْمَعْلُوبَةِ عَلَى عَقْلِهَا، وَ لا بَأْسَ بِالنَّظَرِ إِلَى شَعْرِهَا وَ جَسَدِهَا مَا لَمْ يَتَعَمَّدْ ذَلِكَ.

بخش صد و شصت و چهارم

حجاب کنیزها و کنیزانی که صاحب فرزند هستند

(164) بَابُ قِنَاعِ الْإِمَاءِ وَ أُمَّهَاتِ الْأَوْلَادِ

1 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ بْنِ بَزِيع قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ الرّضَا علیه السَّلام عَنْ أُمَّهَاتِ الْأَوْلادِ أَلَهَا أَنْ تَكْشِفَ رَأْسَهَا بَيْنَ أَيْدِي الرِّجَالِ ؟

قَالَ: تَقَنَّعُ.

نگاه کردن به موهای زنان «تُهامه»، زنان بادیه نشین و زنان بی دینان مانعی ندارد، زیرا آنان در صورتی که نهی شوند، نمی پذیرند.

حضرتش فرمود: زن دیوانه و زن بی عقل و سفیه نیز همین حکم را دارند که نگاه کردن به موها و بدن آنان مانعی ندارد، در صورتی که تماشای عمدی نباشد.

بخش صد و شصت و چهارم: حجاب کنیزها و کنیزانی که صاحب فرزند هستند

1 - محمّد بن اسماعیل بن بزیع گوید:

از امام رضا علیه السَّلام پرسیدم کنیزهایی که صاحب فرزند هستند، می توانند بدون روسری در برابر مردان ظاهر شوند؟

فرمود: باید روسری داشته باشند.

2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السَّلام يَقُولُ:

لَيْسَ عَلَى الْأَمَةِ قِنَاعٌ فِي الصَّلاةِ، وَ لا عَلَى الْمُدَبَّرَةِ، وَ لَا عَلَى الْمُكَاتَبَةِ إِذَا اشْتَرِطَتْ عَلَيْهَا قِنَاعٌ فِي الصَّلاةِ، وَ هِيَ مَمْلُوكَةٌ حَتَّى تُؤَدِّيَ جَمِيعَ مُكَاتَبَتِهَا، وَ يَجْرِي عَلَيْهَا مَا يَجْرِي عَلَى الْمَمْلُوكِ فِي الْحُدُودِ كُلِّهَا.

بخش صد و شصت و پنجم

دست دادن با زنان

(165) بَابُ مُصَافَحَةِ النِّسَاءِ

1 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ بْنِ مِهْرَانَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنْ مُصَافَحَةِ الرَّجُلِ الْمَرْأَةَ.

قَالَ : لا يَحِلُّ لِلرَّجُلِ أَنْ يُصَافِحَ الْمَرْأَةَ إِلَّا امْرَأَةٌ يَحْرُمُ عَلَيْهِ أَنْ يَتَزَوَّجَهَا أُخْتٌ أَوْ بنْتُ أَوْ عَمَّةٌ أَوْ خَالَةٌ أَوِ ابْنَةُ أُخْتِ أَوْ نَحْوُهَا. فَأَمَّا الْمَرْأَةُ الَّتِي يَحِلُّ لَهُ أَنْ يَتَزَوَّجَهَا فَلا يُصَافِحْهَا إِلَّا مِنْ وَرَاءِ الثَّوْبِ وَ لَا يَعْمِنْ كَفَّهَا.

2 - محمّد بن مسلم گوید: از امام باقر علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:

بر کنیز لازم نیست هنگام نماز روسری داشته باشد؛ هم چنین کنیز مدابره ای و کنیز مکاتبه ای مشروط نیز در موقع نماز لازم نیست روسری داشته باشند. کنیز مکاتبه ای مشروط تا هنگامی که همه مکاتبه اش را بپردازد، کنیز است و هر حدودی که بر برده جاری می شود، بر او نیز جاری می گردد.

بخش صد و شصت و پنجم: دست دادن با زنان

1 - سماعة بن مهران گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: دست دادن مرد و زن حلال است؟

فرمود: برای هیچ مردی روا نیست که با زنی دست بدهد، مگر آن زن محرمی که ازدواجش با او حرام باشد، (مانند:) خواهر ،دختر، عمّه، خاله، خواهرزاده و امثال آنان. اما آن خانمی که (نامحرم) و ازدواجش با او حلال است، نباید با او دست دهد مگر از روی لباس به شرطی که دستش را نفشارد

عَلِيُّ بْنْ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ الْخَزَازِ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ:

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام: هَلْ يُصَافِحُ الرَّجُلُ الْمَرْأَةَ لَيْسَتْ بِذِي مَحْرَمٍ؟

فَقَالَ: لا، إِلَّا مِنْ وَرَاءِ الثَّوْبِ.

3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنِ الْحَكَمِ بْنِ مِسْكِين قَالَ:

حَدَّثُتْنِي سَعِيدَةً وَ مِنَّةٌ أُخْتَا مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي عُمَيْرِ بَيَّاعِ السَّابِرِيِّ قَالَتَا: دَخَلْنَا عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام فَقُلْنَا: تَعُودُ الْمَرْأَةُ أَخَاهَا؟

قَالَ: نَعَمْ.

قُلْنَا: تُصَافِحُهُ؟

قَالَ: مِنْ وَرَاءِ التَّوْبِ.

قَالَتْ إِحْدَاهُمَا: إِنَّ أُخْتِي هَذِهِ تَعُودُ إِخْوَتَهَا؟

قَالَ: إِذَا عُدْتِ إِخْوَتَكِ فَلَا تَلْبَسِي الْمُصَبَّغَةَ.

2 - ابوبصیر گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم: آیا انسان می تواند با زن نامحرم دست بدهد؟

فرمود: نه؛ مگر از روی لباس.

3 - سعيده و مِنّه خواهران محمّد بن ابی عمیر بیّاع سابری گویند:

روزی خدمت امام صادق علیه السَّلام شرف یاب شدیم و عرض کردیم: آیا زن می تواند به عیادت برادر ایمانی خود برود؟

فرمود: آری.

عرض کردیم: می تواند با او دست بدهد؟

:فرمود از روی لباس (می تواند).

یکی از ما گفت: این خواهرم به عیادت برادران ایمانی خود میرود؟

فرمود: هرگاه به عیادت برادران ایمان یات رفتی، لباس رنگین مپوش.

بخش صد و شصت و ششم

چگومنگی بیعت پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله با زنان

(166) بَابُ صِفَةِ مُبَايَعَةِ النَّبِيِّ النِّسَاءَ

1 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيَّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَسْلَمَ الْجَبَلِيُّ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ سَالِمِ الْأَشَلِّ عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ قَالَ:

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: كَيْفَ مَاسَحَ رَسُولُ اللَّهِ صلَّی اللهُ علیه وآله النِّسَاءَ حِينَ بَايَعَهُنَّ ؟

قَالَ: دَعَا بِمِرْكَنِهِ الَّذِي كَانَ يَتَوَضَّأُ فِيهِ فَصَبَّ فِيهِ مَاءً ثُمَّ غَمَسَ يَدَهُ اليُمْنَى، فَكُلَّمَا بَايَعَ وَاحِدَةً مِنْهُنَّ قَالَ: اغْمِسِي يَدَكِ.

فَتَغْمِسُ كَمَا غَمَسَ رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله فَكَانَ هَذَا مُمَا سَحَتَهُ إِيَّاهُنَّ.

عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ صلَّى اللهُ عليه وآله مِثْلَهُ.

بخش صد و شصت و ششم: چگونگی بیعت پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله با زنان

1 - مفضل بن عمر گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم:

پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله هنگام بیعت با زنان، چگونه با آنان دست داد؟

فرمود: آن حضرت ظرفی را که در آن وضو می گرفت، طلبید و در آن آب ریخت. سپس دست راست خود را در آن فرو برد و هر زنی میخواست بیعت کند می فرمود: «دستت را درون تشت بگذار» آن زن نیز همان طور که پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله دست خود را فرو برده بود، فرو می برد. پس دست دادن پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله با زنان این گونه بود.

2 - أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ سَعْدَانَ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ:

قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام: أَتَدْرِي كَيْفَ بَايَعَ رَسُولُ اللَّهِ صلَّی اللهُ علیه وآله النِّسَاءَ؟

قُلْتُ : اللَّهُ أَعْلَمُ وَ ابْنُ رَسُولِهِ أَعْلَمُ.

قَالَ: جَمَعَهُنَّ حَوْلَهُ ، ثُمَّ دَعَا بِتَوْرِ بَرَامٍ فَصَبَّ فِيهِ نَضُوحاً ثُمَّ غَمَسَ يَدَهُ فِيهِ ثُمَّ قَالَ: اسْمَعْنَ يَا هَؤُلاءِ! أُبَايِعُكُنَّ عَلَى أَنْ لا تُشْرِكْنَ بِاللَّهِ شَيْئًا، وَلَا تَسْرِفْنَ وَ لَا تَزْنِينَ وَلا تَقْتُلْنَ أَوْلادَكُنَّ، وَلا تَأْتِينَ بِبُهْتَانِ تَفْتَرِينَهُ بَيْنَ أَيْدِيكُنَّ وَأَرْجُلِكُنَّ وَ لَا تَعْصِينَ بُعُولَتَكُنَّ فِي مَعْرُوفٍ ، أَقْرَرْتُنَّ؟

قُلْنَ: نَعَمْ فَأَخْرَجَ يَدَهُ مِنَ التَّوْرِ، ثُمَّ قَالَ لَهُنَّ: اغْمِسْنَ أَيْدِيَكُنَّ.

فَفَعَلْنَ فَكَانَتْ يَدُ رَسُولِ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله الطَّاهِرَةُ أَطْيَبَ مِنْ أَنْ يَمَسَّ بِهَا كَفَّ أُنْثَى لَيْسَتْ لَهُ بِمَحْرَمٍ.

2 - سعدان بن مسلم گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

آیا می دانی پیامبر خدات صلَّی اللهُ علیه وآله چگونه با زنان بیعت کرد؟

گفتم: خدا و پسر پیامبرش بهتر می دانند.

فرمود: زنان را دور خود جمع نمود. سپس ظرف سنگی بَرامی خواست و در آن (علاوه بر آب) مقداری عطر ریخت. سپس دست مبارک را در آن نهاد.

آن گاه فرمود: ای حاضران! گوش فرا دهید من با شما بیعت می کنم این که: چیزی را شریک خدا قرار ندهید، دزدی و زنا نکنید، فرزندانتان را نکشید، تهمت و افترای از پیش و پشت سر خود نیاورید و از شوهران خود در کارهای نیک نافرمانی نکنید؛ آیا می پذیرید؟

زنان گفتند: آری.

پس پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله دست مبارک خود را از ظرف بیرون آورد و فرمود: «دستتان را در ظرف فرو ببرید» و آنان نیز انجام دادند. پس، دست پاکیزۀ پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله پاکیزه تر از آن بود که دست زن نامحرم آن را لمس کند.

3 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ أَبِي أَيُّوبَ الْخَزَّازِ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام فِي قَوْلِ اللهِ عَزَّوَجَل: (وَلَا يَعْصِينَكَ فِي مَعْرُوفٍ).

قَالَ: الْمَعْرُوفُ : أَنْ لا يَشْقُفْنَ جَيْباً وَ لا يَلْطِمْنَ خَدَاً وَ لا يَدْعُونَ وَيْلاً وَ لا يَتَخَلَّفْنَ عِنْدَ قَبْرٍ وَ لا يُسَوَّدْنَ ثَوْباً وَ لَا يَنْشُرْنَ شَعْراً.

4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ سَلَمَةَ بْنِ الْخَطَّابِ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ سَمَاعَةَ الْخُزَاعِيِّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ عَمْرِو بْنِ أَبِي الْمِقْدَامِ قَالَ:

سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السَّلام يَقُولُ: تَدْرُونَ مَا قَوْلُهُ تَعَالَى: ﴿وَلَا يَعْصِينَكَ فِي مَعْرُوفٍ)؟

قلت: لا.

قَالَ: إِنَّ رَسُولَ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله قَالَ لِفَاطِمَةَ علیها السَّلام: إِذَا أَنَا مِتُّ فَلَا تَحْمِشِي عَلَيَّ وَجْهَا، وَ لَا تَنْشُرِي عَلَيَّ شَعْراً، وَ لا تُنَادِي بِالْوَيْلِ وَ لَا تُقِيمِي عَلَيَّ نَائِحَةٌ.

قَالَ: ثُمَّ قَالَ: هَذَا الْمَعْرُوفُ الَّذِي قَالَ اللهُ عَزَوَّجَل.

3 - راوی گوید: از امام صادق علیه السَّلام درباره آیه ای که می فرماید: «و در هیچ کار نیکی از تو نافرمانی نکنند» پرسیدم:

فرمود: منظور از کار نیک این بود (که پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله از زنان پیمان گرفت) که گریبان ندرند، به صورت خود لطمه نزنند، «واویلا» نگویند، کنار قبر نمانند، لباس سیاه نپوشند و موی پریشان نکنند.

4 - عمرو بن أبي مقدام گوید: از امام باقر علیه السَّلام شنیدم که فرمود:

آیا میدانید معنای فرموده خداوند که می فرماید: «و در هیچ کار نیکی از تو نافرمانی نکنند» چیست؟

عرض کردم: نه.

فرمود: پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله به حضرت فاطمه علیها السَّلام فرمود: هنگامی که من از دنیا رفتم، صورتت را برایم زخمی نکن، مویت را برایم پریشان نکن، صدای «واویلا» بلند نکن و بر من نوحه خوانی نكن.

سپس امام علیه السَّلام فرمود: این معنای معروفی است که خداوند فرموده است.

5 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ أَبَانِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:

لَمَّا فَتَحَ رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله مَكَّةَ بَايَعَ الرَّجَالَ ثُمَّ جَاءَ النِّسَاءُ يُبَايِعْنَهُ، فَأَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّوَجَل: (يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذَا جَاءَكَ الْمُؤْمِنَاتُ يُبَايِعْنَكَ عَلَى أَنْ لَا يُشْرِكْنَ بِاللَّهِ شَيْئاً وَ لَا يَسْرِقْنَ وَلَا يَزْنِينَ وَلَا يَقْتُلْنَ أَوْلادَهُنَّ وَلا يَأْتِينَ بِبُهْتَانِ يَفْتَرِينَهُ بَيْنَ أَيْدِيهِنَّ وَ أَرْجُلِهِنَّ وَلَا يَعْصِينَكَ فِي مَعْرُوفٍ فَبَايِعْهُنَّ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُنَّ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ).

فَقَالَتْ هِنْدٌ: أَمَّا الْوَلَدُ فَقَدْ رَبَّيْنَا صِغَاراً وَ قَتَلْتَهُمْ كِبَاراً.

وَ قَالَتْ أُمُّ حَكِيمٍ بِنْتُ الْحَارِثِ بْنِ هِشَامٍ - وَكَانَتْ عِنْدَ عِكْرِمَةَ بْنِ أَبِي جَهْلٍ - : يَا رَسُولَ اللهِ! مَا ذَلِكَ الْمَعْرُوفُ الَّذِي أَمَرَنَا اللَّهُ أَنْ لَا نَعْصِيَنَّكَ فِيهِ؟ قَالَ : لا تَلْطِمْنَ خَدّاً ، وَ لا تَحْمِشْنَ وَجهَا ، وَ لا تَنْتِفْنَ شَعْراً، وَ لا تَشْقُقْنَ جَيْباً، وَلا تُسَوَّدْنَ ثَوْبَاً وَ لَا تَدْعِينَ بِوَيْلٍ.

5 - آبان گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

هنگامی که پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله مکّه را فتح کرد، با مردان بیعت نمود. سپس زنان آمدند تا بیعت کنند. پس خداوند متعال این آیه را نازل نمود: «که ای پیامبر! هنگامی که زنان مؤمن نزد تو آیند تا با تو بیعت کنند که چیزی را شریک خدا قرار ندهند، دزدی و زنا نکنند، فرزندان خود را نکشند، تهمت و افترایی پیش دست و پای خود نیاورند و در هیچ کار نیکی از تو نافرمانی نکنند؛ پس با آنان بیعت کن و برای آنان از درگاه خدا آمرزش خواه که به راستی خداوند آمرزنده و مهربان است».

در این هنگام هند (زن ابوسفیان) گفت: در مورد فرزند، در واقع ما آنها را در دوران کودکی تربیت کردیم و تو در بزرگسالی آنان را کشتی.

و اُمّ حكيم دختر حارث بن هشام که زن عکرمة بن ابى جهل بود گفت: ای پیامبر خدا! این «معروفی» که خداوند به ما دستور داده درباره اش از شما نافرمانی نکنیم، چیست؟

فرمود: به صورتتان «لطمه» نزنید، صورت خود را زخمی نکنید، موی پریشان نکنید، گریبان چاک ندهید، لباس سیاه مپوشید و «واویلا» نگویید.

فَبَايَعَهُنَّ رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله عَلَى هَذَا فَقَالَتْ: يَا رَسُولَ اللَّهِ! كَيْفَ نُبَايِعُكَ؟

قَالَ: إِنَّنِي لا أُصَافِحُ النِّسَاءَ. فَدَعَا بِقَدَح مِنْ مَاءٍ فَأَدْخَلَ يَدَهُ ثُمَّ أَخْرَجَهَا فَقَالَ: أَدْخِلْنَ أَيْدِيَكُنَّ فِي هَذَا الْمَاءِ فَهِيَ الْبَيْعَةُ.

بخش صد و شصت و هفتم

ورود به محفل زنان

(167) بَابُ الدُّخُولِ عَلَى النِّسَاءِ

1 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ هَارُونَ بْنِ الْجَهْمِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ عُمَرَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

نَهَى رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله أَنْ يَدْخُلَ الرِّجَالُ عَلَى النِّسَاءِ إِلَّا بِإِذْنِهِنَّ.

2 - وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ: أَنْ يَدْخُلَ دَاخِلٌ عَلَى النِّسَاءِ إِلَّا بِإِذْنِ أَوْلِيَائِهِنَّ.

3 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ الْخَزَّازِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

پس پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله بر همین شروط با آنان بیعت نمود.

اُمّ حکیم گفت: ای پیامبر خدا! چگونه با شما بیعت کنیم؟

فرمود: من با زنان دست نمی دهم.

آن گاه حضرتش ظرف آبی طلبید و دست خود را درون آن نهاد. سپس دستش را بیرون آورد و فرمود: دستان خود را داخل این آب نمایید؛ پس همین، بیعت است.

بخش صد و شصت و هفتم: ورود به محفل زنان

1 - جعفر بن عمر گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله نهی نمود که مردان به نزد زنان روند، مگر با اجازه آنها.

2 - به همین سند حضرتش فرمود:

پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله نهی فرمود که شخصی نزد زنان رود، مگر با اجازه اولیای زنان.

ابو ایّوب خزاز گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

يَسْتَأْذِنُ الرَّجُلُ إِذَا دَخَلَ عَلَى أَبِيهِ وَ لَا يَسْتَأْذِنُ الْأَبُ عَلَى الإِبْنِ.

قَالَ: وَ يَسْتَأْذِنُ الرَّجُلُ عَلَى ابْنَتِهِ وَ أُخْتِهِ إِذَا كَانَتَا مُتَزَوِّ جَتَيْنِ.

4 - أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ أَبِي جَمِيلَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيَّ الْحَلَبِيَّ قَالَ:

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام: الرَّجُلُ يَسْتَأْذِنُ عَلَى أَبِيهِ؟

قَالَ: نَعَمْ قَدْ كُنْتُ أَسْتَأْذِنُ عَلَى أَبِي، وَ لَيْسَتْ أُمِّي عِنْدَهُ، إِنَّمَا هِيَ امْرَأَةُ أَبِي تُوُفِّيَتْ أُمِّي وَأَنَا غُلامٌ وَ قَدْ يَكُونُ مِنْ خَلْوَتِهِمَا مَا لَا أُحِبُّ أَنْ أَنْجَأَهُمَا عَلَيْهِ، وَ لَا يُحِبَّانِ ذَلِكَ مِنِّي ، السَّلامُ أَصْوَبُ وَأَحْسَنُ.

5 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ عُبَيْدِ بْنِ مُعَاوِيَةَ بْنِ شُرَيْحٍ عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْأَنْصَارِيِّ قَالَ:

هنگامی که شخص بخواهد خدمت پدر من برود، باید اجازه بگیرد. امّا هنگامی که پدر بخواهد به اتاق فرزندش وارد شود، لزومی ندارد که اجازه بگیرد.

حضرتش فرمود: هر کس بخواهد نزد دختر و خواهرش که ازدواج کرده اند برود، باید اجازه بگیرد.

4 - محمّد بن على حلبی گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم:

آیا شخص هنگام ورود نزد پدرش، باید اجازه بگیرد؟

فرمود: آری. من نیز همواره به هنگام ورود به خدمت پدرم اجازه می گرفتم در حالی که مادرم پیش آن حضرت نبود. این خانم (که اکنون در خانه پدرم می باشد) همسر پدرم است (نه مادر من).

مادرم در دوران کودکی من از دنیا رفت و گاهی پدرم و همسرش خلوتی می کنند که من دوست ندارم خلوتشان را بهم زنم و آنها از من چنین انتظاری ندارند (البتّه ) سلام کردن (برای اجازه گرفتن) بهتر و نیکوتر است.

5 - جابر بن عبدالله انصاری گوید:

خَرَجَ رَسُولُ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله يُرِيدُ فَاطِمَةَ علیه السَّلام وَ أَنَا مَعَهُ، فَلَمَّا انْتَهَيْتُ إِلَى الْبَابِ وَضَعَ يَدَهُ عَلَيْهِ فَدَفَعَهُ، ثُمَّ قَالَ: السَّلَامُ عَلَيْكُمْ.

فَقَالَتْ فَاطِمَةُ علیه السَّلام: عَلَيْكَ السَّلامُ يَا رَسُولَ اللَّهِ !

قَالَ: أَدْخُلُ؟

قَالَتْ: ادْخُلْ يَا رَسُولَ اللَّهِ!

قَالَ: أَدْخُلُ أَنَا وَ مَنْ مَعِي؟

فَقَالَتْ: يَا رَسُولَ اللَّهِ! لَيْسَ عَلَيَّ قِنَاعٌ.

فَقَالَ: يَا فَاطِمَةُ! خُذِي فَضْلَ مِلْحَفَتِكِ فَقَنْعِي بِهِ رَأْسَكِ.

فَفَعَلَتْ ثُمَّ قَالَ: السَّلامُ عَلَيْكُمْ.

فَقَالَتْ فَاطِمَةُ: وَ عَلَيْكَ السَّلامُ يَا رَسُولَ اللَّهِ !

قَالَ: أَدْخُلُ؟

قَالَتْ: نَعَمْ يَا رَسُولَ اللهِ!

روزی پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله (از منزل یا مسجد و یا...) خارج شد و قصد داشت نزد حضرت فاطمه علیها السَّلام برود، من نیز همراه ایشان بودم. هنگامی که به درب خانه رسیدم پیامبر صلَّى اللهُ عليه وآله دست خود را بر آن نهاد و باز کرد. سپس فرمود: «السلام علیکم». حضرت فاطمه علیها السَّلام عرض کرد: «وعلیکم السلام» ای پیامبر خدا!

پیامبر صلَّى اللهُ عليه وآله فرمود: آیا داخل شوم؟

عرض کرد: داخل شوید، ای پیامبر خدا!

فرمود: آیا من و کسی که همراهم است داخل شویم؟

عرض کرد: ای پیامبر خدا! روسری بر سرم نیست.

فرمود: ای فاطمه علیها السَّلام اضافۀ لباس خود را بردار و با آن سرت را بپوشان.

حضرت فاطمه علیها السَّلام این چنین کرد.

سپس پیامبر صلَّى اللهُ عليه وآله فرمود: «السلام عليكم».

عرض کرد «و علیکم السلام» ای پیامبر خدا!

فرمود: آیا داخل شوم؟

عرض کرد: آری ای پیامبر خدا!

قَالَ: أَنَا وَ مَنْ مَعِي؟

قَالَتْ: وَمَنْ مَعَكَ.

قَالَ جَابِرٌ: فَدَخَلَ رَسُولُ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله وَ دَخَلْتُ پ، وَإِذَا وَجْهُ فَاطِمَةَ علیها السَّلام أَصْفَرُ كَأَنَّهُ بَطْنُ جرَادَةٍ.

فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلَّى اللهُ عليه وآله: مَا لِي أَرَى وَجْهَكِ أَصْفَرَ؟

قَالَتْ: يَا رَسُولَ اللَّهِ! الْجُوعُ.

فَقَالَ صلَّى اللهُ عليه وآله: اللَّهُمَّ مُشْبِعَ الْجَوْعَةِ وَ دَافِعَ الضَّيْعَةِ أَشْبِعْ فَاطِمَةَ بِنْتَ مُحَمَّدٍ.

قَالَ جَابِرٌ: فَوَ اللَّهِ، لَنَظَرْتُ إِلَى الدَّمِ يَنْحَدِرُ مِنْ قُصَاصِهَا حَتَّى عَادَ وَجْهُهَا أَحْمَرَ، فَمَا جَاءَتْ بَعْدَ ذَلِكَ الْيَوْمِ.

فرمود: من و همراهم؟

عرض کرد: و هر کسی که همراه شماست.

پس پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله داخل شد. من هم داخل شدم در این هنگام صورت حضرت فاطمه علیها السَّلام مانند شکم ملخ زرد بود.

پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله فرمود: چه شده است که صورتت را زرد می بینم؟

عرض کرد: ای پیامبر خدا! از گرسنگی است.

فرمود: خداوندا! ای سیر کنندۀ گرسنگی و دور کنندۀ نابودی! فاطمه علیها السَّلام دختر محمّد را سیر نما.

جابر گوید: به خدا سوگند! دیدم که خون از بالای پیشانی حضرت فاطمه علیها السَّلام جاری شد تا این که صورت حضرت دوباره سرخ شد. پس از آن تاریخ دیگر حضرت فاطمه گرسنه نشد.

بخش صد و شصت و هشتم

باز هم در این مورد

(168) بَابٌ آخَرُ مِنْهُ

1 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ جَمِيعاً عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ سُلَيْمَانَ عَنْ جَرَّاحِ الْمَدَائِنِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

لِيَسْتَأْذِنِ الَّذِينَ مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ وَ الَّذِينَ لَمْ يَبْلُغُوا الْحُلُمَ مِنْكُمْ ثَلاثَ مَرَّاتٍ، كَمَا أَمَرَكُمُ اللهُ عَزَّوجل، وَ مَنْ بَلَغَ الْحُلُمَ فَلا يَلِجُ عَلَى أُمِّهِ وَ لَا عَلَى أُخْتِهِ وَ لَا عَلَى خَالَتِهِ وَ لَا عَلَى سِوَى ذَلِكَ إِلَّا بِإِذْنِ. فَلا تَأْذَنُوا حَتَّى يُسَلَّمَ وَ السَّلامُ طَاعَةٌ لِلَّهِ عَزَّوجل:

قَالَ: وَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: لِيَسْتَأْذِنْ عَلَيْكَ خَادِمُكَ إِذَا بَلَغَ الْحُلُمَ فِي ثَلَاثِ عَوْرَاتٍ: إِذَا دَخَلَ فِي شَيْءٍ مِنْهُنَّ وَ لَوْ كَانَ بَيْتُهُ فِي بَيْتِكَ.

بخش صد و شصت و هشتم: بازهم در این مورد

1 - جرّاح مدائنی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

باید بردگان و کودکان نابالغ شما در سه هنگام اجازه بگیرند آن سان که خداوند متعال به شما فرمان داده است. و هر کس بالغ باشد نباید بدون اجازه نزد مادر، خواهر، خاله و سایرین وارد شود.

و به هیچ کس اجازۀ ورود ندهید، تا این که سلام کند و سلام کردن، طاعت الهی است.

امام صادق علیه السَّلام فرمود: در صورتی که برده تو بالغ شد، باید هنگام اجازۀ ورود بگیرد، گرچه با هم در یک اتاق زندگی نمایید.

قَالَ: وَلْيَسْتَأْذِنْ عَلَيْكَ بَعْدَ الْعِشَاءِ الَّتِي تُسَمَّى الْعَتَمَةَ، وَ حِينَ تُصْبِحُ وَ حِينَ تَضَعُونَ ثِيَابَكُمْ مِنَ الظَّهِيرَةِ، إِنَّمَا أَمَرَ اللهُ عَزَّوجَل وَ بِذَلِكَ لِلْخَلْوَةِ، فَإِنَّهَا سَاعَةٌ غِرَّةٍ وَ خَلْوَةٍ.

2 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ أَبِي جَمِيلَةَ عَنْ مُحَمَّدٍ الْحَلَبِيُّ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجل: (الَّذِينَ مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ).

قَالَ: هِيَ خَاصَّةٌ فِى الرِّجَالِ دُونَ النِّسَاءِ.

قُلْتُ: فَالنِّسَاءُ يَسْتَأْذِنَّ فِي هَذِهِ الثَّلَاثِ سَاعَاتٍ؟

قَالَ : لا ، وَلَكِنْ يَدْخُلْنَ وَ يَخْرُجْنَ، (وَالَّذِينَ لَمْ يَبْلُغُوا الْحُلُمَ مِنْكُمْ) .

قَالَ: مِنْ أَنْفُسِكُمْ.

قَالَ: عَلَيْكُمُ اسْتِنْدَانُ كَاسْتِنْذَانِ مَنْ قَدْ بَلَغَ فِي هَذِهِ الثَّلَاثِ سَاعَاتٍ.

حضرتش فرمود: باید بعد از عشا که «عتمه» نامیده می شود، هنگام صبح و نیمروز که لباس های معمولی خود را می افکنید؛ اجازه بگیرد. همانا خداوند به جهت خلوت و تنهایی چنین دستور داده است، زیرا آن ساعت ها، ساعت بی خبری و تنهایی است.

2 - زراره گوید: امام صادق علیه السَّلام درباره این آیه که می فرماید: «بردگان شما» فرمود:

این (صاحب برده بودن) مخصوص مردان است، نه زنان.

گفتم: بنابر این زنان باید در این سه هنگام اجازه ورود بگیرند؟

فرمود: نه، بلکه (بدون اجازه) وارد می شوند و خارج می گردند.

و دربارۀ آیه «کودکانتان که هنوز بالغ نشده اند».

فرمود: منظور کودکان نابالغی که از آن خودتان هستند.

هم چنین فرمود: بر شما (کودکان) (1)باد اجازه گرفتن _ مانند اجازه گرفتن شخص بالغ _در این سه هنگام.


1) شاید منظور چنین باشد که چون کودکان تکلیفی ندارند شما بزرگترها باید اجازه گرفتن را به آنها بیاموزید

3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللهِ جَمِيعاً عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُوسُفَ بْنِ عَقِيلٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ قَيْسٍ عَنْ اَبِي جَعْفَر علیه السَّلام قَالَ:

لِيَسْتَأْذِنْكُمُ الَّذِينَ مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ وَ الَّذِينَ لَمْ يَبْلُغُوا الْحُلُمَ مِنْكُمْ ثَلاثَ مَرَّاتٍ مِنْ قَبْلِ صَلاةِ الْفَجْرِ وَ حِينَ تَضَعُونَ ثِيَابَكُمْ مِنَ الظَّهِيرَةِ، وَ مِنْ بَعْدِ صَلاةِ الْعِشَاءِ، ثَلاثُ عَوْرَاتٍ لَكُمْ لَيْسَ عَلَيْكُمْ وَ لا عَلَيْهِمْ جُنَاحٌ بَعْدَهُنَّ طَوَّافُونَ عَلَيْكُمْ، وَ مَنْ بَلَغَ الْحُلُمَ مِنْكُمْ فَلا يَلِجُ عَلَى أُمِّهِ وَ لا عَلَى أُخْتِهِ وَ لَا عَلَى ابْنَتِهِ وَ لَا عَلَى مَنْ سِوَى ذَلِكَ إِلَّا بِإِذْنِ، وَلا يَأْذَنْ لِأَحَدٍ حَتَّى يُسَلَّمَ، فَإِنَّ السَّلامَ طَاعَةُ الرَّحْمَانِ.

4 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ خَلَفِ بْنِ حَمَّادٍ عَنْ رِبْعِيِّ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنِ الْفُضَيْلِ بْنِ يَسَارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام فِي قَوْلِ اللَّهِ : (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِيَسْتَأْذِنْكُمُ الَّذِينَ مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ وَالَّذِينَ لَمْ يَبْلُغُوا الْحُلُمَ مِنْكُمْ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ) قِيلَ: مَنْ هُمْ؟.

3 - محمّد بن قیس گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:

بایستی بردگان و افراد نابالغ شما در سه هنگام از شما اجازه بگیرند: پیش از نماز صبح و هنگام ظهر که لباس های (معمولی) خود را در می آورید و پس از نماز عشاء که سه هنگام خلوت و عورت برای شما محسوب می شود پس آن برای آنان گناه نیست که نزد شما بیایند، و هر که بالغ شود نباید بدون اجازه نزد مادر، خواهر، دخترش و جز این ها برود و به کسی اجازه ندهید تا سلام کند، چرا که سلام اطاعت از خدای رحمان است.

4 - فضیل بن یسار گوید: از امام صادق علیه السَّلام دربارۀ کلام خدا که می فرماید: «ای کسانی که ایمان آورده اید».

فَقَالَ: هُمُ الْمَمْلُوكُونَ مِنَ الرِّجَالِ وَ النِّسَاءِ وَ الصِّبْيَانُ الَّذِينَ لَمْ يَبْلُغُوا يَسْتَأْذِنُونَ عَلَيْكُمْ عِنْدَ هَذِهِ الثَّلاثِ الْعَوْرَاتِ مِنْ بَعْدِ صَلَاةِ الْعِشَاءِ وَ هِيَ العَتَمَةُ، وَ حِينَ تَضَعُونَ ثِيَابَكُمْ مِنَ الظَّهِيرَةِ، وَ مِنْ قَبْلِ صَلاةِ الْفَجْرِ، وَ يَدْخُلُ مَمْلُوكُكُمْ [وَ غِلْمَانُكُمْ] مِنْ بَعْدِ هَذِهِ الثَّلاثِ عَوْرَاتٍ بِغَيْرِ إِذْنِ إِنْ شَاءُ وا.

بخش صد و شصت و نهم

حکم نگاه زن به غلام خودش

(169) بَابُ مَا يَحِلُّ لِلْمَمْلُوكِ النَّظَرُ إِلَيْهِ مِنْ مَوْلَاتِهِ

1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ وَ أَحْمَدَ ابْنَيْ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَن الْمَمْلُوكِ يَرَى شَعْرَ مَوْلَاتِهِ؟

قَالَ: لَا بَأْسَ.

فرمود: آنان، بردگان _ چه مرد باشند و چه زن _ و کودکان نابالغ هستند، که بایستی در این هنگام از شما اجازۀ ورود بگیرند : بعد از نماز عشاء که همان «عتمه» است. و هنگام ظهر که لباس های (معمولی) خود را در می آورید. و پیش از نماز صبح. بردگان (و کودکان نابالغ) شما اگر تمایل داشته باشند می توانند بعد از این سه هنگام بی اجازه وارد شوند و به کارهای زندگی برسند.

بخش صد و شصت و نهم: حکم نگاه زن به غلام خودش

1 - عبدالرحمان بن ابی عبدالله گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: غلام می تواند موی خانم خود را ببیند؟

فرمود: مانعی ندارد.

2 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ أَبِي الْبِلادِ وَ يَحْيَى بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ:

كُنَّا عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام نَحْواً مِنْ ثَلاثِينَ رَجُلاً، إِذْ دَخَلَ عَلَيْهِ أَبِي، فَرَحْبَ بِهِ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام وَأَجْلَسَهُ إِلَى جَنْبِهِ. فَأَقْبَلَ عَلَيْهِ طَوِيلاً، ثُمَّ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام: إِنَّ لِأَبِي مُعَاوِيَةَ حَاجَةً فَلَوْ خَفَّفْتُمْ.

فَقُمْنَا جَمِيعاً، فَقَالَ لِي أَبِي: ارْجِعْ يَا مُعَاوِيَةُ!

فَرَجَعْتُ، فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام: هَذَا ابْنُكَ؟

قَالَ: نَعَمْ وَ هُوَ يَزْعُمُ أَنَّ أَهْلَ الْمَدِينَةِ يَصْنَعُونَ شَيْئًا لَا يَحِلُّ لَهُمْ؟

قَالَ: وَ مَا هُوَ؟

قُلْتُ: إِنَّ الْمَرْأَةَ الْقُرَشِيَّةَ وَ الْهَاشِمِيَّةَ تَرْكَبُ وَ تَضَعُ يَدَهَا عَلَى رَأْسِ الْأَسْوَدِ وَذِرَاعَيْهَا عَلَى عُنُقِهِ.

فَقَالَ: أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: يَا بُنَيَّ ! أَمَا تَقْرَأُ الْقُرْآنَ؟

2 - معاوية بن عمّار گوید:

حدود سی نفر بودیم که خدمت امام صادق علیه السَّلام نشسته بودیم. در این هنگام پدرم وارد شد. امام علیه السَّلام به او خوشامد گفت و او را کنار خود نشاند. پس از مدت زمان زیادی رو به پدرم نموده (و با او سخن می گفت).

سپس امام علیه السَّلام فرمود: ابو معاويه حاجتی دارد؛ اگر شما پراکنده شوید. ما برخاستیم. پدرم به من گفت: ای معاویه! برگرد و من برگشتم

امام علیه السَّلام فرمود: این پسر توست؟

پدرم عرض کرد: آری و او گمان می کند اهالی مدینه عملی انجام می دهند که جایز نیست.

فرمود: آن عمل چیست؟

عرض کرد: زن قریشی و یا هاشمی سوار مرکب می شود و (هنگام سوار شدن) دست خود را بر سر بردۀ سیاه و دست های خود را بر گردنش می نهد.

فرمود: پسرم! آیا قرآن نخوانده ای؟

قُلْتُ: بَلَي.

قَالَ: اقْرَأْ هَذِهِ الْآيَةَ:(لا جُنَاحَ عَلَيْهِنَّ فِي آبَائِهِنَّ وَلا أَبْنَائِهِنَّ حَتَّى بَلَغَ وَلَا مَا مَلَكَتْ أَیْمٰانُهُنَ).

ثُمَّ قَالَ: يَا بُنَيَّ ! لا بَأْسَ أَنْ يَرَى الْمَمْلُوكُ الشَّعْرَ وَ السَّاقَ.

3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنِ ابْنِ عُمَيْرٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ:

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: الْمَمْلُوكُ يَرَى شَعْرَ مَوْلَاتِهِ وَ سَاقَهَا؟

قَالَ: لَا بَأْسَ.

4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ يُونُسَ بْنِ عَمَّارٍ وَ يُونُسَ بْنِ يَعْقُوبَ جَمِيعاً عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

لا يَحِلُّ لِلْمَرْأَةِ أَنْ يَنْظُرَ عَبْدُهَا إِلَى شَيْءٍ مِنْ جَسَدِهَا إِلَّا إِلَى شَعْرِهَا غَيْرَ مُتَعَمِّدٍ لِذلِكَ.

وَ فِي رِوَايَةٍ أُخْرَى: لا بَأْسَ أَنْ يَنْظُرَ إِلَى شَعْرِهَا إِذَا كَانَ مَأْمُونَاً.

گفتم: آری.

فرمود: این آیه را بخوان : گناهی بر زنان در خصوص پدرانشان، پسرانشان تا بالغ شوند همین طور بردگانشان نیست.

سپس فرمود: پسرم! ایرادی ندارد که برده به موی و ساق خانم خود نگاه کند.

3 - معاوية بن عمّار گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم:

غلام می تواند به موی و ساق خانم خود را بنگرد؟

فرمود: مانعی ندارد.

4 - يونس بن عمّار و یونس بن یعقوب گویند: امام صادق فرمود:

بر هیچ خانمی روا نیست که غلامش به هیچ قسمتی از اندام او بنگرد، جز موی سر البتّه بی آن که از روی عمد باشد.

در روایت دیگری آمده است: اگر برده مورد اطمینان باشد ایرادی ندارد که به موی خانم خود نگاه کند.

بحش صد و هفتادم

احکام مردان اخته

(170)بَابُ الْخِصْيَانِ

1 - حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَبَلَةَ عَنْ عَبْدِ الْمَلِكِ بْنِ عُتْبَةَ النَّخَعِيُّ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنْ أُمِّ الْوَلَدِ هَلْ يَصْلُحُ أَنْ يَنْظُرَ إِلَيْهَا خَصِيٌّ مَوْلَاهَا وَ هِيَ تَغْتَسِلُ؟

قَالَ: لا يَحِلُّ ذَلِكَ.

2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْحَاقَ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَن مُوسَى علیه السَّلام قُلْتُ : يَكُونُ لِلرَّجُلِ الْخَصِيُّ يَدْخُلُ عَلَى نِسَائِهِ فَيْنَا وِلُهُنَّ الْوَضُوءَ فَيَرَى شُعُورَهُنَّ ؟

قَالَ: لا.

بخش صد و هفتادم: احکام مردان اخته

1 - عبدالملک بن عتبه نخعی گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم:

آیا کنیزی که صاحب فرزند است، غلام اختۀ مولایش می تواند به او نگاه کند در حالی که او مشغول حمام کردن است؟

فرمود: جایز نیست.

2 - محمّد بن اسحاق گوید: از امام کاظم علیه السَّلام پرسیدم:

مردی بردۀ اخته ای دارد که نزد زنان مولایش وارد می شود و برای آن ها آب (وضو یا شستن دست) می ریزد. آیا می تواند به موی آنان بنگرد؟

فرمود: نه.

3 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ بْنِ بَزِيعٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ الرّضَا علیه السَّلام عَنْ قِنَاعَ الْحَرَائِرِ مِنَ الْخِصْيَانِ.

فَقَالَ: كَانُوا يَدْخُلُونَ عَلَى بَنَاتِ أَبِي الْحَسَنِ علیه السَّلام وَ لَا يَتَقَنَّعْنَ.

قُلْتُ: فَكَانُوا أَحْرَاراً؟

قَالَ: لا.

قُلْتُ: فَالْأَحْرَارُ يُتَقَنَّعُ مِنْهُمْ؟

قَالَ: لا.

بخش صد و هفتاد و یکم

چه زمانی حجاب بر دختران واجب می شود؟

(171) بَابٌ مَتَى يَجِبُ عَلَى الْجَارِيَةِ الْقِنَاعُ

1 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَيْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:

لا يَصْلُحُ لِلْجَارِيَةِ إِذَا حَاضَتْ إِلَّا أَنْ تَخْتَمِرَ إِلَّا أَنْ لَا تَجِدَهُ.

3 - محمّد بن اسماعیل بن بزیع گوید:

از امام رضا علیه السَّلام پرسیدم: آیا زن های آزاد باید در برابر مردان اخته حجاب داشته باشند؟

فرمود: مردان اخته بر دختران پدرم علیه السَّلام وارد می شدند و آن دختران حجاب نمی کردند.

گفتم: مردان اخته، از آزادان بودند؟

فرمود: نه، (از بردگان بودند ).

گفتم: اگر از احرار و آزادان باشند، باید زن ها از آنان حجاب داشته باشند؟

فرمود: نه.

بخش صد و هفتاد و یکم: چه زمانی حجاب بر دختران واجب می شود؟

1 - محمّد بن مسلم گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:

برای هیچ دختری که به سن حیض رسیده است، جایز نیست (که در انظار ظاهر شود) مگر این که روسری داشته باشد، جز این که روسری پیدا نکند.

2 - مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ وَ أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيٌّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ الْحَجَّاجِ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا إِبْرَاهِيمَ علیه السَّلام عَنِ الْجَارِيَةِ الَّتِي لَمْ تُدْرِكْ مَتَى يَنْبَغِي لَهَا أَنْ تُغَطِّيَ رَأْسَهَا مِمَّنْ لَيْسَ بَيْنَهَا وَ بَيْنَهُ مَحْرَمْ؟ وَ مَتَى يَجِبُ عَلَيْهَا أَنْ تُقَنِّعَ رَأْسَهَا لِلصَّلاةِ؟

قَالَ: لا تُغَطِّي رَأْسَهَا حَتَّى تَحْرُمَ عَلَيْهَا الصَّلَاةُ.

بخش صد و هفتاد و دوم

حکم بوسیدن دخترتن نابالغ

(172) بَابُ حَدِّ الْجَارِيَةِ الصَّغِيرَةِ الَّتِي يَجُوزُ أَنْ تُقَبَّلَ

1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ يَحْيَى الْكَاهِلِيُّ عَنْ أَبِي أَحْمَدَ الْكَاهِلِي وَأَظُنُّنِي قَدْ حَضَرْتُهُ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ جُوَيْرِيَةٍ لَيْسَ بَيْنِي وَبَيْنَهَا مَحْرَمٌ تَغْشَانِي فَأَحْمِلُهَا فَأُ قَبْلُهَا.

فَقَالَ: إِذَا أَتَى عَلَيْهَا سِتُّ سِنِينَ، فَلَا تَضَعْهَا عَلَى حَجْرِكَ.

2 - عبدالرحمان بن حجّاج گوید: از امام کاظم علیه السَّلام پرسیدم:

دختری که بالغ نباشد، از چه زمانی باید سر خود را از نامحرم بپوشاند؟ و از چه موقعی باید در هنگام نماز خواندن سر خود را بپوشاند؟

فرمود: لازم نیست که دختر نابالغ سرخود را بپوشاند، تا این که (حیض شود) و نماز خواندن بر او حرام گردد.

بخش صد و هفتاد و دوم: حكم بوسیدن دختران نابالغ

1 - ابو احمد کاهلی گوید: گمان می کنم در حضور امام علیه السَّلام بودم که از حضرتش پرسیدم: دختر نابالغی که با من محرم نیست، به من می آویزد و من او را در بغل می گیرم و می بوسم؛ (آیا این کار من حلال است؟)

فرمود: بعد از آن که شش ساله شود او را بر روی دامن مگذار.

2 - حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ يَحْيَى عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ:

إِذَا بَلَغَتِ الْجَارِيَةُ الْحُرَّةُ سِتَّ سِنِينَ فَلا يَنْبَغِي لَكَ أَنْ تُقَبِّلَهَا.

3 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ بَعْضِ رِجَالِهِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرَّضَا علیه السَّلام.

أَنَّ بَعْضَ بَنِي هَاشِمٍ دَعَاهُ مَعَ جَمَاعَةٍ مِنْ أَهْلِهِ فَأَتَى بِصَبِيَّةٍ لَهُ فَأَدْنَاهَا أَهْلُ الْمَجْلِسِ جَمِيعاً إِلَيْهِمْ، فَلَمَّا دَنَتْ مِنْهُ سَأَلَ عَنْ سِنَّهَا.

فَقِيلَ: خَمْسٌ، فَنَجَّاهَا عَنْهُ.

بخش صد و هفتاد و سوم

نظیر آن

(173) بَابٌ فِي تَحْوِ ذَلِكَ

1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْ فَلِيٌّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

سُئِلَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام عَنِ الصَّبِيُّ يَحْجُمُ الْمَرْأَةَ؟

2 - زراره گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

هر گاه دختر نابالغ شش ساله شد، بوسیدن او برای تو (نامحرم) جایز نیست.

3 - راوی گوید: یکی از بنی هاشم امام رضا علیه السَّلام را به همراه جمعی از خانواده (به میهمانی ) دعوت نمود. در این هنگام صاحب خانه دخترش را جلو آورد. مهمانان همگی او را نزد خود فرا خواندند.

هنگامی که آن دختر نزدیک امام علیه السَّلام شد، حضرتش از سن دختر سؤال نمود.

گفتند: پنج ساله است.

پس حضرت او را از خود دور نمود.

بخش صد و هفتاد و سوم: نظیر آن

1 - سکونی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

از امیر مؤمنان علی علیه السَّلام پرسیدند: کودکی از زنی حجامت می کند ( آیا جایز است؟)

قَالَ: إِنْ كَانَ يُحْسِنُ يَصِفُ فَلَا.

2 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ قَالَ:

اسْتَأْذَنَ ابْنُ أُمَّ مَكْتُومٍ عَلَى النَّبِيِّ صلَّى اللهُ عليه وآله وَ عِنْدَهُ عَائِشَةُ وَ حَفْصَةٌ فَقَالَ لَهُمَا: قُومَا فَادْخُلَا الْبَيْتَ.

فَقَالَتَا: إِنَّهُ أَعْمَى.

فَقَالَ: إِنْ لَمْ يَرَكُمَا فَإِنَّكُمَا تَرَيَانِهِ.

بخش صد و هفتاد و چهارم

مداوای زنان توسط مردان

(174) بَابُ الْمَرْأَةِ يُصِيبُهَا الْبَلاءُ فِي جَسَدِهَا فَيُعَالِجُهَا الرِّجَالُ

1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ أَبِي حَمْزَةَ الْثَمَالِيِّ عَنْ أَبِي جَعْفَر علیه السَّلام قَالَ:

اگر کودک «ممیّز» باشد بتواند ویژگی های زن را توصیف کند، جایز نیست.

2 - احمد بن أبي عبدالله گوید: روزی ابن امّ مکتوب (که نابینا بود) از پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله اجازه ورود گرفت. در آن هنگام عایشه و حفصه نزد پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله بودند. ایشان به آن دو فرمود: برخیزید و داخل اتاق روید.

عایشه و حفصه گفتند: او نابیناست!

فرمود: اگر او شما را نمی بیند، شما که او را می بینید!

بخش صد و هفتاد و چهارم: مداوای زنان توسط مردان

1 - أبوحمزه ثمالی گوید:

سَأَلْتُهُ عَنِ الْمَرْأَةِ الْمُسْلِمَةِ يُصِيبُهَا الْبَلاءُ فِي جَسَدِهَا إِمَّا كَسْرٌ أَوْ جِرَاحٌ فِي مَكَانٍ لا يَصْلُحُ النَّظَرُ إِلَيْهِ وَ يَكُونُ الرِّجَالُ أَرْفَقَ بِعِلاجِهِ مِنَ النِّسَاءِ أَ يَصْلُحُ لَهُ أَنْ يَنْظُرَ إِلَيْهَا؟

قَالَ: إِذَا اضْطُرَّتْ إِلَيْهِ فَيُعَالِجُهَا إِنْ شَاءَتْ.

بخش صد و هفتاد و پنجم

حکم سلام کردن به زنان

(175) بَابُ التَّسْلِيمِ عَلَى النِّسَاءِ

1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ [عَنْ أَبِيهِ] عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام:

لا تَبْدَءُوا النِّسَاءَ بِالسَّلامِ وَ لا تَدْعُوهُنَّ إِلَى الطَّعَامِ، فَإِنَّ النَّبِيَّ صلَّى اللهُ عليه وآله قَالَ: النِّسَاءُ عَيٌّ وَعَوْرَةٌ فَاسْتُرُوا عِيَّهُنَّ بِالسُّكُوتِ، وَ اسْتُرُوا عَوْرَاتِهِنَّ بِالْبُيُوتِ.

از امام باقر علیه السَّلام پرسیدم: زن مسلمانی دچار بلایی مانند: شکستگی یا زخمی می شود. این شکستگی و زخم در جایی است که نگاه کردن نامحرم به آن جایز نیست و از طرفی مردان نسبت به زنان به مداوای آنان ماهرترند. آیا طبیب مرد می تواند به عضو صدمه دیده این زن بنگرد؟

فرمود: هر گاه اضطرار پیش آید، و آن زن تمایل داشته باشد طبیب مرد می تواند او را معالجه کند.

بخش صد و هفتاد و پنجم: حکم سلام کردن به زنان

1 - مسعدة بن صدقه گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: امیر مؤمنان علی علیه السَّلام فرمود:

به زنان ابتدا سلام نکنید و آن ها را به غذا (وهم سفره شدن) دعوت نکنید. زیرا پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود:

زنان «عی» ( از سخن شایسته ناتوان) و ناموس هستند. پس ناتوانی آنها را با سکوت و ناموسشان را با نشاندن آنان در خانه ها بپوشانید.

2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ غِيَاتِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام أَنَّهُ قَالَ:

لا تُسَلَّمْ عَلَى الْمَرْأَةِ.

3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ رِبْعِيِّ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:

كَانَ رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله يُسَلَّمْ عَلَى النِّسَاءِ وَ يَرْدُدْنَ عَلَيْهِ. وَ كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام يُسَلِّمُ عَلَى النِّسَاءِ وَ كَانَ يَكْرَهُ أَنْ يُسَلَّمَ عَلَى الشَّابَّةِ مِنْهُنَّ وَ يَقُولُ: أَتَخَوَّفُ أَنْ يُعْجِبَنِي صَوْتُهَا فَيَدْخُلَ عَلَيَّ أَكْثَرُ مِمَّا طَلَبْتُ مِنَ الْأَجْرِ.

4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ الله علیه السَّلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله:

النِّسَاءُ عَيٌّ وَ عَوْرَةٌ فَاسْتُرُوا الْعَوْرَاتِ بِالْبُيُوتِ، وَ اسْتُرُوا الْعِيَّ بِالسُّكُوتِ.

2 - غياث بن ابراهیم گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: به زنان سلام نکن.

3 - ربعی بن عبدالله گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله به زنان سلام می نمود و آنان نیز به حضرتش پاسخ می دادند.

وامير مؤمنان علی علیه السَّلام نیز همواره به زنان سلام می کرد، ولی کراهت داشت که به زنان جوان سلام کند و می فرمود: بیم دارم که صدای زن جوان مرا به شگفتی در آورد؛ بدین وسیله بیشتر از ثوابی که (به وسیله سلام کردن) می خواستم به من برسد.

4 - هشام بن سالم گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله فرمود:

زنان ناتوان از سخن شایسته و ناموسند. پس ناموس ها را با نشاندن در خانه ها و ناتوانی از سخن شایسته را با سکوت بپوشانید.

بخش صد هفتاد و ششم

غیرت و غیرت مندی

(176) بَابُ الْغَيْرَةِ

1 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى غَيُورٌ يُحِبُّ كُلَّ غَيُورٍ، وَ لِغَيْرَتِهِ حَرَّمَ الْفَوَاحِشَ ظَاهِرَهَا وَبَاطِنَهَا.

2 - عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْجَوْهَرِي عَنْ حَبِيبِ الْخَنْعَمِيُّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَبِي يَعْفُورٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام يَقُولُ:

إِذَا لَمْ يَغَرِ الرَّجُلُ فَهُوَ مَنْكُوسُ الْقَلْبِ.

3 - عَنْهُ وَ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى جَمِيعاً عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ جَرِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

بخش صد و هفتاد و ششم: غیرت و غیرت مندی

1 - راوی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

خداوند تبارک و تعالی غیرت مند است و هر غیرت مندی را دوست می دارد. و به جهت غیرتش انواع فحشا و فساد آشکار و نهان را حرام نمود.

2 - عبد الله بن ابی یعفور گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:

هرگاه مردی غیرت نورزد، دلش وارونه می شود.

3 - اسحاق بن جریر گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

إِذَا أُغِيرَ الرَّجُلُ فِي أَهْلِهِ أَوْ بَعْضِ مَنَاكِحِهِ مِنْ مَمْلُوكِهِ فَلَمْ يَغَرْ وَ لَمْ يُغَيِّرْ بَعَثَ اللهُ عَزَّوَجَل إِلَيْهِ طَائِراً يُقَالُ لَهُ: الْقَفَنْدَرُ حَتَّى يَسْقُطَ عَلَى عَارِضَةِ بَابِهِ ثُمَّ يُمْهِلَهُ أَرْبَعِينَ يَوْماً ثُمَّ يَهْتِفَ بِهِ، إِنَّ اللهَ غَيُورٌ يُحِبُّ كُلَّ غَيُورٍ.

فَإِنْ هُوَ غَارَ وَ غَيْرَ وَ أَنْكَرَ ذَلِكَ فَأَنْكَرَهُ وَ إِلَّا طَارَ حَتَّى يَسْقُطَ عَلَى رَأْسِهِ فَيَخْفِقَ بِجَنَاحَيْهِ عَلَى عَيْنَيْهِ ثُمَّ يَطِيرَ عَنْهُ فَيَنْزِعُ اللَّهُ عَزَّوَجَل وَ مِنْهُ بَعْدَ ذَلِكَ رُوحَ الْإِيمَانِ وَ تُسَمِّيهِ المَلائِكَةُ الدَّيُّوثَ.

4 - ابْنُ مَحْبُوبِ عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلَّى اللهُ عليه وآله.

كَانَ إِبْرَاهِيمُ علیه السَّلام غَيُوراً، وَ أَنَا أَغْيَرُ مِنْهُ، وَ جَدَعَ اللَّهُ أَنْفَ مَنْ لَا يَغَارُ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُسْلِمِينَ.

5 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ جَرِيرٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام يَقُولُ:

هرگاه همسر یا برخی از همسران کنیز مردی مورد تجاوز قرار گیرد، امّا او غیرت نکند و حالش دگرگون نشود، خداوند پرنده ای به نام «ققندَر» را به سویش می فرستد تا این که به کنار درب خانه آن شخص فرود می آید و همان جا توقف می کند. سپس چهل روز به آن شخص فرصت می دهد آن گاه به آن شخص ندا می دهد: «خداوند غیرت مند است و هر غیرت مندی را دوست دارد».

پس اگر شخص غیرت کند و حالش دگرگون شود و از این کار ممانعت کند پرنده او را رها می کند، وگرنه پرواز می کند تا این که بر سر آن شخص فرود می آید و با بال های خود بر چشمانش می زند سپس پرواز می کند و می رود. پس از آن خداوند متعال «روح ایمان را از او می گیرد و ملائکه او را «دیّوت» می نامند

4 - راویان متعددی می گویند: امام صادق علیه السَّلام فرمود: پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود:

حضرت ابراهیم علیه السَّلام غيور بود و من از او غیرت مندترم. خداوند بینی مومن و مسلمانی را که غیرت مند نیست، قطع ( و او را ذلیل ) می کند.

5 - اسحاق بن جریر گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:

إِنَّ شَيْطَانَاً يُقَالُ لَهُ: الْقَفَنْدَرُ إِذَا ضُرِبَ فِي مَنْزِلِ الرَّجُلِ أَرْبَعِينَ صَبَاحاً بِالْبَرْبَطِ وَدَخَلَ عَلَيْهِ الرِّجَالُ وَضَعَ ذَلِكَ الشَّيْطَانُ كُلَّ عُضْوِ مِنْهُ عَلَى مِثْلِهِ مِنْ صَاحِبِ الْبَيْتِ، ثُمَّ نَفَخَ فِيهِ نَفْخَةٌ فَلا يَغَارُ بَعْدَ هَذَا حَتَّى تُؤْتَى نِسَاؤُهُ فَلَا يَغَارُ.

6 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ غِيَاتِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام: يَا أَهْلَ الْعِرَاقِ! نُبُنْتُ أَنَّ نِسَاءَكُمْ يُدَافِعْنَ الرِّجَالَ فِي الطَّرِيقِ، أَ مَا تَسْتَحْيُونَ؟

وَ فِي حَدِيثٍ آخَرَ: أَنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام قَالَ:

أَمَا تَسْتَحْيُونَ وَلا تَغَارُونَ نِسَاءَكُمْ يَخْرُجْنَ إِلَى الْأَسْوَاقِ وَ يُزَاحِمْنَ الْعُلُوجَ.

7 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

شیطانی به نام «قفندر» است که هرگاه در منزل شخصی چهل روز «بربط» (از آلات موسیقی) نواخته شود و مردان نزدش بیایند (و گوش فرا دهند)، این شیطان هر عضوی از بدنش را در همان عضو بدن صاحب خانه قرار می دهد، سپس در آن بادی می دمد که پس از آن هرگز آن شخص غیرت نمی کند به گونه ای که به ناموس هایش تجاوز می شود اما او غیرت نمی کند.

6 - غیاث بن ابراهیم گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: امیر مؤمنان على علیه السَّلام فرمود:

ای مردم عراق! به من خبر رسیده است که بانوان شما در خیابان ها به مردان تنه می زنند؛ آیا شما حیا و شرم نمی کنید؟

در حدیث دیگری چنین آمده است: امیر مؤمنان علی علیه السَّلام فرمود: آیا خجالت نمی کشید و غیرت نمی کنید که زنانتان به بازارها می روند و با کفّار عجم دحام می کنند؟!

7 - محمّد بن مسلم گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

ثَلاثَةٌ لا يُكَلِّمُهُمُ اللهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ لا يُزَكِّيهِمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ: الشَّيْخُ الزَّانِي، وَ الديوتُ، وَ الْمَرْأَةُ تُوطِيُّ فِرَاشَ زَوْجِهَا.

8 - أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مَيْمُونِ الْقَدَّاحِ عَنْ أَبِي عَبْدِ الله علیه السَّلام قَالَ:

حُرِّمَتِ الْجَنَّةُ عَلَى الدَّيُوثِ.

9 - أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ عَنْبَسَةَ عَنْ عُبَادَةَ بْنِ زِيَادِ الْأَسَدِيِّ عَنْ عَمْرِو بْنِ أَبِي الْمِقْدَامِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام وَأَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْعَاصِمِيُّ عَمَّنْ حَدَّثَهُ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ حَسَّانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ كَثِيرِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

إِنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام كَتَبَ فِي رِسَالَتِهِ إِلَى الْحَسَنِ علیه السَّلام:

إِيَّاكَ وَالتَّغَائِرَ فِي غَيْرِ مَوْضِعِ الْغَيْرَةِ، فَإِنَّ ذَلِكَ يَدْعُو الصَّحِيحَةَ مِنْهُنَّ إِلَى السَّقَم، وَلَكِنْ أَحْكِمْ أَمْرَهُنَّ، فَإِنَّ رَأَيْتَ عَيْباً فَعَجُلِ النَّكِيرَ عَلَى الصَّغِيرِ وَ الْكَبِيرِ، فَإِنْ تَعَيَّنْتَ مِنْهُنَّ الرَّيْبَ فَيُعَظَّمُ الذَّنْبُ وَ يُهَوّنُ الْعَتَبُ.

سه نفر هستند که خداوند در روز قیامت با آنان سخن نمی گوید و آنان را پاکیزه نمی سازد و برای آنان عذابی ناگوار می باشد:

پیرمرد زناکار، دیّوث و زنی که بستر شوهرش را به دیگران می دهد.

8 - عبد الله بن میمون قدّاح گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: بهشت بر «دیّوث» حرام است.

9 - عبد الرحمان بن کثیر گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

امیر مؤمنان علی علیه السَّلام در نامه ای برای امام حسن علیه السَّلام چنین نوشت:

پرهیز از آن که در موردی که جای غیرت نیست، غیرت بورزد، چرا که چنین رفتاری زنان درستکار را به بیماری گناه فرا می خواند. امّا با آنان محکم برخورد کن. پس اگر عیب و ایرادی مشاهده نمودی در کیفر کردن بر گناه کوچک و بزرگ عجله کن اگر عیبی و گناهی را از آنان مشاهده نمودی و کیفر ندادی، آن زن مرتکب گناه بزرگ می شود و مجازات را سبک می شمارد.

بخش صد و هفتاد و هفتم

عدم غیرت در حلال

(177) بَابُ أَنَّهُ لَا غَيْرَةَ فِي الْحَلَالِ

1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَاجِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:

لا غَيْرَةَ فِي الْحَلالِ بَعْدَ قَوْلِ رَسُولِ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله: لا تُحَدِّنَا شَيْئاً حَتَّى أَرْجِعَ إِلَيْكُمَا، فَلَمَّا أَتَاهُمَا أَدْخَلَ رِجْلَيْهِ بَيْنَهُمَا فِي الْفِرَاشِ.

بخش صد و هفتاد و هفتم: عدم غیرت در حلال

1 - جمیل بن درّاج گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

غیرت در معاشرت حلال جایی ندارد؛ بعد از آن که رسول خدا صلَّى اللهُ عليه وآله (به على علیه السَّلام و فاطمه علیها السَّلام) فرمود: کاری انجام ندهید تا من نزد شما باز گردم؛ و چون بازگشت، (کنار بستر آنان نشست) و هر دو پای خود را در بستر آنان دراز کرد.

بخش صد و هفتاد و هشتم

حکم رکت زنان در نماز عید فطر و قربان

(178) بَابُ خُرُوجِ النِّسَاءِ إِلَى الْعِيدَيْنِ

1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ مَرْوَانَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ شُرَيْحٍ قَالَ:

بخش صد و هفتاد و هشتم: حکم شرکت زنان در نماز عید فطر و قربان

1 - محمد بن شریح گوید:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنْ خُرُوجِ النِّسَاءِ فِي الْعِيدَيْنِ.

فَقَالَ: لا ، إِلَّا عَجُوزٌ عَلَيْهَا مَنْقَلَاهَا يَعْنِي الْخُفَّيْنِ.

2 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِقٍ عَنْ يُونُسَ بْنِ يَعْقُوبَ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنْ خُرُوجِ النِّسَاءِ فِي الْعِيدَيْنِ وَ الْجُمُعَةِ.

فَقَالَ: لا، إِلَّا امْرَأَةٌ مُسِنَّةٌ.

بخش صد و هفتاد و نهم

جکم آمیزش در حال عادت ماهیانه

(179) بَابُ مَا يَحِلُّ لِلرَّجُلِ مِنِ امْرَأَتِهِ وَ هِيَ طَامِثْ

1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ بْنِ بَزِيعٍ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ يُونُسَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ عَبْدِ الْمَلِكِ بْنِ عَمْرٍو قَالَ:

از امام صادق علیه السَّلام دربارۀ شرکت زنان در نماز عید فطر و عید قربان پرسیدم.

فرمو: نه، جایز نیست مگر برای پیرزنی که کفش کهنه به پا کند.

2 - يونس بن یعقوب گوید:

از امام صادق علیه السَّلام دربارۀ شرکت زنان در نماز عید فطر و قربان پرسیدم.

فرمود نه، جایز نیست مگر برای پیرزن.

بخش صد و هفتاد و نهم: حکم آمیزش در حال عادت ماهیانه

1 - عبد الملک بن عمرو گوید:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام مَا لِصَاحِبِ الْمَرْأَةِ الْحَائِضِ مِنْهَا؟

فَقَالَ: كُلُّ شَيْءٍ مَا عَذَا الْقُبُلَ بِعَيْنِهِ.

2 - حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَبَلَةَ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

سَأَلْتُهُ عَنِ الْحَائِضِ مَا يَحِلُّ لِزَوْجِهَا مِنْهَا؟

قَالَ: مَا دُونَ الْفَرْجِ.

3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ سَلَمَةَ بْنِ الْخَطَّابِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حَمْزَةَ عَنْ دَاوُدَ الرَّفِّيِّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ:

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: مَا يَحِلُّ لِلرَّجُلِ مِنِ امْرَأَتِهِ وَ هِيَ حَائِضٌ؟

قَالَ: مَا دُونَ الْفَرْجِ.

4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ سَلَمَةَ بْنِ الْخَطَّابِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ وَ الْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي يُوسُفَ عَنْ عَبْدِ الْمَلِكِ بْنِ عَمْرٍو قَالَ:

از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: در عادت ماهیانه، شوهر تا چه حد می تواند از همسر خود کامیاب شود؟

فرمود: همه اندام، جز خودِ شرمگاه.

2 - نظیر این روایت را معاوية بن عمّار نیز از امام صادق علیه السَّلام نقل می کند.

3 - نظیر این روایت را داوود رقّی نیز از امام صادق علیه السَّلام نقل می کند.

4 - نظیر این روایت را عبدالملک بن عمرو نیز از امام صادق علیه السَّلام نقل می کند که با این تفاوت که حضرتش در پایان آن فرمود:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام مَا يَحِلُّ لِلرَّجُلِ مِنَ الْمَرْأَةِ وَ هِيَ حَائِضٌ ؟

قَالَ: كُلَّ شَيْءٍ غَيْرَ الْفَرْجِ.

قَالَ: ثُمَّ قَالَ: إِنَّمَا الْمَرْأَةُ لُعْبَةُ الرَّجُل.

5- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَطِيَّةَ عَنْ عُذَافِرٍ الصَّيْرَفِي قَالَ:

قَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: تَرَى هَؤُلَاءِ الْمُشَوَّهِينَ خَلْقُهُمْ؟

قَالَ: قُلْتُ: نَعَمْ.

قَالَ: هَؤُلاءِ الَّذِينَ آبَاؤُهُمْ يَأْتُونَ نِسَاءَهُمْ فِي الطَّمْثِ.

همانا زن بازیچۀ مرد است.

5 - عذافر صیرفی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

آیا این مردمان بدقیافه را می بینی؟

گفتم: آری.

فرمود: اینان کسانی هستند که پدرانشان در حال عادت با زنان خود مباشرت کرده اند.

بخش صد و هشتادم

نزدیکی بعد از پاکی و پیش از غسل

(180) بَابُ مُجَامَعَةِ الْحَائِضِ قَبْلَ أَنْ تَغْتَسِلَ

1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام فِي الْمَرْأَةِ يَنْقَطِعُ عَنْهَا دَمُ الْحَيْضِ فِي آخِرِ أَيَّامِهَا.

قَالَ: إِذَا أَصَابَ زَوْجَهَا شَبَقٌ فَلْيَأْمُرْهَا فَلْتَغْتَسِلْ فَرْجَهَا ثُمَّ يَمَسُّهَا إِنْ شَاءَ قَبْلَ أَنْ تَغْتَسِلُ.

2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ سَلَمَةَ بْنِ الْخَطَّابِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَسَنِ الطَّاطَرِيٌّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ يَقْطِينٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ مُوسَى علیه السَّلام قَالَ:

سَأَلْتُهُ عَنِ الْحَائِضِ تَرَى الطُّهْرَ وَ يَقَعُ بِهَا زَوْجُهَا.

قَالَ: لا بَأْسَ وَ الْغُسْلُ أَحَبُّ إِلَيَّ.

بخش صد و هشتادم: نزدیکی بعد از پاکی و پیش از غسل

1 - محمّد بن مسلم گوید: به امام باقر علیه السَّلام گفتم:

زنی آخرین روزهای عادت ماهیانه اش را طی می کند و خونش قطع می شود (آیا شوهر می تواند با او نزدیکی کند؟)

فرمود: اگر شوهر دچار هیجان شود به زن دستور دهد تا شرمگاه خود را بشوید، آن گاه اگر بخواهد می تواند پیش از غسل با او نزدیکی کند.

2 - على بن یقطین گوید: از امام کاظم علیه السَّلام پرسیدم: زن حائضی خونش قطع می شود و شوهرش (پیش از غسل) با او نزدیکی می کند (ایرادی دارد؟)

فرمود : ایرادی ندارد، اما غسل کردن (پیش از آمیزش) برای من محبوب تر است.

بخش صد و هشتاد و یکم

حکم نزدیکی از دُبُر

(181) بَابُ مَحَاشُ النِّسَاءِ

1 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيَّ عَنْ أَبَانِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

سَأَلْتُهُ عَنْ إِتْيَانِ النِّسَاءِ فِي أَعْجَازِهِنَّ.

فَقَالَ: هِيَ لُعْبَتُكَ لا تُؤْذِهَا.

2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم قَالَ : سَمِعْتُ صَفْوَانَ بْنَ يَحْيَى يَقُولُ:

قُلْتُ لِلرِّضَا علیه السَّلام: إِنَّ رَجُلاً مِنْ مَوَالِيكَ أَمَرَنِي أَنْ أَسْأَلَكَ عَنْ مَسْأَلَةٍ هَابَكَ وَاسْتَحْيَا مِنْكَ أَنْ يَسْأَلَكَ.

قَالَ: وَ مَا هِيَ؟

بخش صد و هشتاد و یکم: حکم نزدیکی از دُبُر

1 - راوی گوید: از امام صادق علیه السَّلام دربارۀ نزدیکی از راه دُبُر سؤال کردم.

فرمود: زن، بازیچه توست آزارش نده.

2 - صفوان بن یحیی گوید: از امام رضا علیه السَّلام پرسیدم :

یکی از دوست داران شما به من سفارش کرده است که سؤال او را خدمت شما مطرح کنم، و خودش از شما شرم دارد که این مسأله را بپرسد.

فرمود: سؤال او چیست؟

598

قلتُ: الرَّجُلُ يَأْتِي امرائه في دبرها.

قَالَ: ذَلِكَ لَهُ.

قَالَ: قُلْتُ لَهُ: فَأَنْتَ تَفْعَلُ.

قَالَ: إِنَّا لا تَفْعَلُ ذَلِكَ.

بخش صد و هشتاد و دوم

حکم استمنا و نزدیکی با حیوانات

(182) بَابُ الْخَضْخَضَةِ وَ نِكَاحَ الْبَهِيمَةِ

1 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

سَأَلْتُهُ عَنِ الْخَضْخَضَةِ.

فَقَالَ: هِيَ مِنَ الْفَوَاحِشِ، وَنِكَاحُ الْأَمَةِ خَيْرٌ مِنْهُ.

گفتم: آیا انسان می تواند از دُبُر به زن خود نزدیکی کند؟

فرمود: می تواند.

گفتم: شما نیز چنین کاری می کنید؟

فرمود: ما چنین کاری را انجام نمی دهیم.

بخش صد و هشتاد و دوم: حكم استمنا و نزدیکی با حیوانات

1 - راوی گوید: از امام صادق علیه السَّلام دربارۀ استمنا سؤال کردم.

فرمود: استمنا از انواع زنا است و ازدواج با کنیز بهتر از آن است.

2 - أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِي يَحْيَى الْوَاسِطِيُّ عَنْ إِسْمَاعِيلَ الْبَصْرِيُّ عَنْ زُرَارَةَ بْنِ أَعْيَنَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

سَأَلْتُهُ عَن الدَّلْكِ.

قَالَ: نَاكِحُ نَفْسِهِ لَا شَيْءَ عَلَيْهِ.

3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ عَمَّارِ بْنِ مُوسَى عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام فِي الرَّجُلِ يَنْكِحُ بَهِيمَةً أَوْ يَدْلُكَ.

فَقَالَ: كُلُّ مَا أَنْزَلَ بِهِ الرَّجُلُ مَاءَهُ فِي هَذَا وَ شِبْهِهِ فَهُوَ زِنِّي.

4 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الرَّيَّانِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ علیه السَّلام؛

أَنَّهُ كَتَبَ إِلَيْهِ : رَجُلٌ يَكُونُ مَعَ الْمَرْأَةِ لا يُبَاشِرُهَا إِلَّا مِنْ وَرَاءِ ثِيَابِهَا [وَ ثِيَابِهِ] فَيُحَرِّكُ حَتَّى يُنْزِلَ مَاءَ الَّذِي عَلَيْهِ وَ هَلْ يَبْلُغُ بِهِ حَدَّ الخَضْخَضَةِ.

فَوَفَّعَ فِي الْكِتَابِ: بِذَلِكَ بَالِغُ أَمْرِهِ.

2 - زراره گوید: از امام صادق علیه السَّلام درباره استمنا سؤال کردم.

فرمود: کسی که با خودش آمیزش (استمنا) می کند، چیزی بر او نیست (یعنی حد ندارد اما گناه است و احتمال تعزیر نیز می رود).

3 - عمّار بن موسی گوید:

امام صادق علیه السَّلام در مورد کسی که با حیوانات نزدیکی می کند و یا مرتکب استمنا می شود، فرمود:

در تمام این مواردی که مرد، آب خود را در این مورد و شبیه آن بریزد، پس همان زنا است.

4 - علی بن ریّان گوید:

مردی طی نامه ای برای امام کاظم علیه السَّلام نوشت: با زنی (اجنبی) از روی لباس مباشرت می کند و آن قدر تحریک می شود که انزال می نماید؛ آیا این عمل، استمنا به شمار می رود؟

امام علیه السَّلام در نامه چنین مرقوم فرمود: با این کار، هر کار زشتی که از آن زن می خواست رسیده است.

5 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ الْكُلَيْنِيُّ عَنْ صَالِحٍ بْنِ أَبِي حَمَّادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ النَّوْفَلِي عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ الْمُخْتَارِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

قَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله: مَلْعُونٌ مَنْ نَكَحَ بَهِيمَةٌ.

بخش صد و هشتاد و سوم

مرد زناکار

(183) بَابُ الزَّانِي

1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

إِنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَذَاباً يَوْمَ الْقِيَامَةِ رَجُلٌ أَقَرَّ نُطْفَتَهُ فِي رَحِمٍ يَحْرُمُ عَلَيْهِ.

2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ وَ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ سَالِم قَالَ: قَالَ أَبُو إِبْرَاهِيمَ علیه السَّلام:

اتَّقِ الزِّنَا، فَإِنَّهُ يَمْحَقُ الرِّزْقَ وَيُبْطِلُ الدِّينَ.

5 - راوی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود:

ملعون است کسی که با حیوانی نزدیکی کند.

بخش صد و هشتاد و سوم: مرد زناکار

1 - علی بن سالم گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

شدیدترین مردم _ از نظر عذاب _ در روز قیامت، کسی است که نطفه اش را در رحمی که بر او حرام است، قرار داده باشد.

2 - علی بن سالم گوید: امام کاظم علیه السَّلام فرمود:

از زنا پرهیز کن؛ زیرا رزق و روزی را می سوزاند و دین را باطل می نماید.

3 - مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِيِّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مَيْمُونِ الْقَدَّاحِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ علیه السَّلام قَالَ:

لِلزَّانِي سِتُّ خِصَالٍ، ثَلاثٌ فِي الدُّنْيَا وَثَلاثٌ فِي الْآخِرَةِ.

أَمَّا الَّتِي فِي الدُّنْيَا فَيَذْهَبُ بِنُورِ الْوَجْهِ وَ يُورِثُ الْفَقْرَ وَ يُعَجِّلُ الْفَنَاءَ، وَأَمَّا الَّتِي الْآخِرَةِ فَسَخَطُ الرَّبِّ وَ سُوءُ الْحِسَابِ وَ الْخُلُودُ فِي النَّارِ.

4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ مَالِكِ بْنِ عَطِيَّةَ عَنْ أَبِي عُبَيْدَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:

وَجَدْنَا فِي كِتَابِ عَلي علیه السَّلام قَالَ رَسُولُ اللهِ صلّى الله عليه وآله: إِذَا كَثُرَ الزِّنَا مِنْ بَعْدِي كَثْرَ مَوْتُ الْفَحْأَة.

5 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ قَالَ:

3 - عبد الله بن ميمون قدّاح گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: امام باقر علیه السَّلام فرمود:

برای مرد زناکار شش ویژگی است، سه ویژگی در دنیا و سه ویژگی در جهان آخرت.

سه ویژگی در دنیا عبارت از این است که زنانور صورت او را می برد، فقر می آورد و مرگ را تعجیل می کند و اما سه ویژگی در جهان آخرت این که باعث غضب پروردگار، سوء محاسبه و برای همیشه در دوزخ بودنِ او می شود.

4 - ابو عبیده گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود: در کتاب امیرمؤمنان علی علیه السَّلام چنین یافتیم پیامبر خدا صلّی اللهُ علیه وآله فرمود: هر گاه پس از من زنا زیاد شود، مرگ ناگهانی نیز فراوان می گردد.

5 - ابوحمزه گوید:

كُنْتُ عِنْدَ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ علیها السَّلام فَجَاءَهُ رَجُلٌ، فَقَالَ لَهُ: يَا أَبَا مُحَمَّدٍا إِنِّي مُبْتَلِّى بِالنِّسَاءِ فَأَزْنِي يَوْماً وَأَصُومُ يَوْماً فَيَكُونُ ذَا كَفَّارَةً لِذَا؟!

فَقَالَ لَهُ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ علیه السَّلام: إِنَّهُ لَيْسَ شَيْءٌ أَحَبَّ إِلَى اللَّهِ عزَّوَجل مِنْ أَنْ يُطَاعَ وَ لَا يُعْصَى، فَلا تَزْنِ وَ لَا تَصُمْ.

فَاجْتَذَبَهُ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السَّلام إِلَيْهِ فَأَخَذَ بِيَدِهِ فَقَالَ: يَا أَبَا زَنَّةَ تَعْمَلُ عَمَلَ أَهْلِ النَّارِ، وَ تَرْجُو أَنْ تَدْخُلَ الْجَنَّةَ ؟!

6 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ سُوَيْدٍ قَالَ:

قُلْتُ لِأَبِي الْحَسَنِ علیه السَّلام: إِنِّي مُبْتَلًى بِالنَّظَرِ إِلَى الْمَرْأَةِ الْجَمِيلَةِ فَيُعْجِبُنِي النَّظَرُ إِلَيْهَا.

فَقَالَ لِي: يَا عَلِيُّ! لا بَأْسَ إِذَا عَرَفَ اللهُ مِنْ نِيَّتِكَ الصِّدْقَ، وَإِيَّاكَ وَ الزِّنَا، فَإِنَّهُ يَمْحَقُ الْبَرَكَةَ وَ يُهْلِكُ الدِّينَ.

در حضور امام سجاد علیه السَّلام بودم که شخصی آمد و به امام علیه السَّلام عرض کرد: ای ابا محمّد! من گرفتار زناکاری هستم، یک روز زنا می کنم و روز دیگر را روزه می گیرم؛ پس این روزه کفاره آن زنا می شود؟

فرمود: همانا هیچ چیز نزد خدا محبوب تر از این نیست که اطاعت شود و از او معصیت و نافرمانی نشود. پس زنا نکن و روزه هم نگیر.

در این هنگام امام باقر علیه السَّلام آن شخص را به طرف خود کشید و دستش را گرفت و فرمود: ای «ابا زنّه» (کنیه بوزینه)! عمل دوزخیان را انجام می دهی و امید داری که وارد بهشت گردی؟!

6 - علی بن سوید گوید: به امام کاظم علیه السَّلام گفتم:

من (بی اختیار) گرفتار نگاه به زن زیبا شده ام و نگاه به او مرا به حیرت وا می دارد (و موجب تعلّق خاطر می شود؛ چه کنم؟)

فرمودک ای علی! در صورتی که خداوند از تنّت تو صدق و راستی دریابد، ایرادی ندارد. (منظور نگاه بدون قصد و اختیار است) و بپرهیز از زنا؛ زیرا برکت را نابود و دین را هلاک می سازد.

7 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِي الْعَبَّاسِ الْكُوفِي جَمِيعاً عَنْ عَمْرِو بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:

اجْتَمَعَ الْحَوَارِيُّونَ إِلَى عِيسَى علیه السَّلام فَقَالُوا لَهُ: يَا مُعَلَّمَ الْخَيْرِ! أَرْشِدْنَا.

فَقَالَ لَهُمْ: إِنَّ مُوسَى كَلِيمَ اللهِ علیه السَّلام أَمَرَكُمْ أَنْ لا تَحْلِفُوا بِاللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى كَاذِبِينَ وَأَنَا أَمُرُكُمْ أَنْ لا تَحْلِفُوا بِاللَّهِ كَاذِبِينَ وَ لَا صَادِقِينَ.

قَالُوا: يَا رُوحَ اللَّهِ! زِدْنَا.

فَقَالَ: إِنَّ مُوسَى نَبِيَّ اللَّهِ علیه السَّلام أَمَرَكُمْ أَنْ لا تَزْنُوا، وَأَنَا أَمُرُكُمْ أَنْ لَا تُحَدِّثُوا أَنْفُسَكُمْ بِالزِّنَا فَضْلاً عَنْ أَنْ تَزْنُوا، فَإِنَّ مَنْ حَدَّثَ نَفْسَهُ بِالزَّنَا كَانَ كَمَنْ أَوْقَدَ فِي بَيْتٍ مُزَوَّقٍ فَأَفْسَدَ التَّرَاوِيقَ الدُّخَانُ وَإِنْ لَمْ يَحْتَرِقِ الْبَيْتُ.

8- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مَيْمُونٍ الْقَدَّاحِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

7 - عبد الله بن سنان گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

روزی حواریون نزد حضرت عیسی علیه السَّلام گرد آمدند و به حضرتش عرض کردند: ای آموزگار نیکی! ما را ارشاد فرما.

حضرت عیسی علیه السَّلام به آنان فرمود: موسی کلیم الله به شما دستور داده است که به خداوند تبارک و تعالی سوگند دروغ یاد نکنید و من به شما فرمان می دهم که به خداوند نه سوگند دروغ و نه راست یاد کنید.

حواریّون عرض کردند: ای روح الله! بیشتر ما را راهنمایی فرما.

فرمود موسی کلیم الله به شما فرمان نموده است که زنا نکنید و من به شما دستور می دهم که اصلا در مورد آن فکر هم نکنید. زیرا هر کس در مورد زنا فکر کند مانند کسی است که در خانه ای طلاکاری شده آتش بیفروزد و دود آتش نقش و نگارها را سیاه کند، گرچه خانه آتش نگرفته است.

8 - عبد الله بن میمون قدّاح گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

قَالَ يَعْقُوبُ علیه السَّلام لابْنِهِ: يَا بُنَيَّ! لا تَزْنِ، فَإِنَّ الطَّائِرَ لَوْ زَنَى لَتَنَاثَرَ رِيشُهُ.

9 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنِ الْفُضَيْلِ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام قَالَ:

قَالَ النَّبِيُّ صلَّی اللهُ علیه وآله: فِي الزِّنَا خَمْسُ خِصَالٍ: يَذْهَبُ بِمَاءِ الْوَجْهِ وَ يُورِثُ الْفَقْرَ وَيَنْقُصُ العُمْرَ وَيُسْخِطُ الرَّحْمَانَ وَ يُخَلَّدُ فِي النَّارِ نَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ النَّارِ.

بخش صد و هشتاد و چهارم

زن زناکار

(184)بَابُ الزَّانِيَةِ

1 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

ثَلاثَةٌ لا يُكَلِّمُهُمُ اللهُ وَ لا يُزَكِّيهِمْ وَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ، مِنْهُمُ الْمَرْأَةُ تُوطِيُّ فِرَاشَ زَوْجِهَا.

حضرت یعقوب علیه السَّلام به پسرش فرمود:

پسرم! زنا نکن، زیرا اگر پرنده ای زنا کند پرهایش می ریزد.

9 - فضیل گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود: پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود:

در زنا پنج ویژگی است؛ آبرو را می برد، فقر می آورد، عُمر را کوتاه می کند، موجب خشم پروردگار می شود و انسان برای همیشه در دوزخ قرار می دهد. از آتش دوزخ به خدا پناه می بریم.

بخش صد و هشتاد و چهارم: زن زناکار

1 - محمّد بن مسلم گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

خداوند با سه نفر سخن نمی گوید و آنان را پاک و مطهّر نمی سازد و برای آنان عذابی دردناک است. یکی از آنان زنی است که بستر شوهرش را به دیگران می دهد.

2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ أَبِي الْهِلَالِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام: أَلا أُخْبِرُكُمْ بِكَبْرِ الزِّنَا؟

قَالُوا: بَلَى.

قَالَ: هِيَ امْرَأَةٌ تُوطِئُ فِرَاشَ زَوْجِهَا، فَتَأْتِي بِوَلَدٍ مِنْ غَيْرِهِ فَتُلْزِمُهُ زَوْجَهَا، فَتِلْكَ الّتِي لا يُكَلِّمُهَا اللهُ وَ لا يَنْظُرُ إِلَيْهَا يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ لا يُزَكِّيهَا وَ لَهَا عَذَابٌ أَلِيمٌ.

3 - عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

اشْتَدَّ غَضَبُ اللهِ عَلَى امْرَأَةِ أَدْخَلَتْ عَلَى أَهْلِ بَيْتِهَا مِنْ غَيْرِهِمْ فَأَكَلَ خَيْرَاتِهِمْ وَنَظَرَ إِلَى عَوْرَاتِهِمْ.

2 - اسحاق بن ابو هلال گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: امیر مؤمنان على علیه السَّلام فرمود:

آیا شما را از بزرگی عمل زنا آگاه نسازم؟!

عرض کردند: آری.

فرمود: آن، زنی است که بستر شوهرش را به دیگران می دهد و از آنان فرزندی می آورد. و آن فرزند را به شوهرش ملحق می کند. پس این زن، همانی است که خداوند در روز قیامت نه با او سخن می گوید، نه به او نگاه می کند نه او را پاکیزه و ظاهر می نماید و برای او عذابی دردناک است.

3 - سکونی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

خشم خداوند بر زنی سخت خواهد بود که فرد بیگانه ای وارد خانواده اش کند؛ آن فرد بیگانه از نعمت های آنان استفاده کند و به شرم گاه های آنان نگاه می نماید.

بخش صد و هشتاد و پنجم

حكم لواط

(185) بَابُ النِّوَاطِ

1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بنِ مَرَّارٍ عَنْ يُونُسَ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ:

حُرْمَةُ الدُّبُرِ أَعْظَمُ مِنْ حُرْمَةِ الْفَرْجِ، إِنَّ اللَّهَ أَهْلَكَ أُمَّةٌ بِحُرْمَةِ الدُّبُرِ وَ لَمْ يُهْلِكُ أَحَداً بِحُرْمَةِ الْفَرْجِ.

2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ أَبِي بَكْرِ الْحَضْرَمِي عَنْ اَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلَّی اللهُ علیه وآله:

مَنْ جَامَعَ غُلاماً جَاءَ جُنُباً يَوْمَ الْقِيَامَةِ لا يُنَقِّيهِ مَاءُ الدُّنْيَا وَ غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَلَعَنَهُ وَأَعَدَّ لَهُ جَهَنَّمَ وَسَاءَتْ مَصِيراً.

بخش صد و هشتاد و پنجم: حكم لواط

1 - یکی از اصحاب ما گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:

حرمت دُبُر مرد بزرگ تر از حرمت فرج زن است. خداوند امّتی را به خاطر حرمت دُبُر هلاک نمود، اما هیچ کس را به سبب فرج هلاک نکرد.

2 - ابوبکر حضر می گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود:

هر کس با پسری نزدیکی کند روز قیامت در حال جنابت وارد محشر می شود؛ که آب دنیا او را پاک نخواهد کرد و خداوند بر او غضب می کند و لعن می فرستد و دوزخ را برایش مهیّا می سازد و عاقبت بدی را طی خواهد کرد.

ثُمَّ قَالَ: إِنَّ الذَّكَرَ لَيَرْكَبُ الذَّكَرَ فَيَهْتَزُّ الْعَرْشُ لِذَلِكَ، وَإِنَّ الرَّجُلَ لَيُؤْتَى فِي حَقَبِهِ فَيَحْبِسُهُ اللهُ عَلَى جِسْرِ جَهَنَّمَ حَتَّى يَفْرُغَ مِنْ حِسَابِ الْخَلَائِقِ ثُمَّ يُؤْمَرُ بِهِ إِلَى جَهَنَّمَ، فَيُعَذِّبُ بِطَبَقَاتِهَا طَبَقَةً طَبَقَةٌ حَتَّى يُرَدَّ إِلَى أَسْفَلِهَا وَ لَا يَخْرُجُ مِنْهَا.

3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام:

اللوَاطُ مَا دُونَ الدُّبُر، والدُّبُرُ هُوَ الْكُفْرُ.

4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السَّلام فِي قَوْمٍ لُوطٍ علیه السَّلام : (إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الْفَاحِشَةَ مَا سَبَقَكُمْ بِهَا مِنْ أَحَدٍ مِنَ الْعَالَمِينَ).

فَقَالَ: إِنَّ إِبْلِيسَ أَتَاهُمْ فِي صُورَةٍ حَسَنَةٍ فِيهِ تَأْنِيتٌ، عَلَيْهِ ثِيَابٌ حَسَنَةٌ، فَجَاءَ إِلَى شَبَابٍ مِنْهُمْ فَأَمَرَهُمْ أَنْ يَقَعُوا بِهِ - فَلَوْ طَلَبَ إِلَيْهِمْ أَنْ يَقَعَ بِهِمْ لَأَبَوْا عَلَيْهِ، وَلَكِنْ طَلَبَ إِلَيْهِمْ أَنْ يَقَعُوا بِهِ - فَلَمَّا وَقَعُوا بِهِ الْتَذُوهُ ، ثُمَّ ذَهَبَ عَنْهُمْ وَ تَرَكَهُمْ فَأَحَالَ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ.

سپس فرمود: به راستی آن گاه که مردی بر مرد دیگری سوار می شود، عرش الهی از این عمل به لرزه در می آید و خداوند مردی را در دُبرش ادخال می شود بر پل جهنّم حبس می کند تا از حساب مخلوقات فارغ شود آنگاه به جهنّم دستور می دهد که او را بگیرد و جهنّم، همه طبقه هایش او را پایین می برد و عذاب می کند تا داخل پایین ترین طبقه جهنم شود و از آن خارج نخواهد شد.

3 - سکونی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: امیر مؤمنان على علیه السَّلام فرمود:

لواط، همان آمیزش بدون ادخال در دُبر است. و ادخال در دُبر، به منزله کفر است.

4 - ابابصیر گوید:

امام (باقر علیه السَّلام و یا امام صادق علیه السَّلام) در خصوص قوم لوط که خداوند می فرماید: «شما گناهی را انجام می دهید که کسی از جهانیان آن را انجام نداده و بر شما پیشی نگرفته است»، فرمود:

روزی ابلیس با صورتی زیبا که حالتی زنانه داشت و لباس های زیبایی بر اندامش بود نزد قوم لوط آمد و به سراغ جوانان آنها رفت. پس به آنان دستور داد که با او نزدیکی کنند _ اگر ابلیس از آنان می خواست خودش با آنان نزدیکی کند، آنان امتناع می کردند. اما از آنان درخواست نمود که آن ها با او نزدیکی کنند _ پس هنگامی که آن جوان ها با او نزدیکی کردند، لذّت بردند. سپس ابلیس از نزد آنان رفت و آن ها را ترک نمود. پس برخی از آنها با برخی دیگر نزدیکی می نمودند.

5 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سَعِيدٍ قَالَ: أَخْبَرَنِي زَكَرِيَّا بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَمْرٍو عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:

كَانَ قَوْمُ لُوطٍ مِنْ أَفْضَلِ قَوْمٍ خَلَقَهُمُ اللهُ، فَطَلَبَهُمْ إِبْلِيسُ الطَّلَبَ الشَّدِيدَ، وَكَانَ مِنْ فَضْلِهِمْ وَ خِيَرَتِهِمْ أَنَّهُمْ إِذَا خَرَجُوا إِلَى الْعَمَل خَرَجُوا بِأَجْمَعِهِمْ وَ تَبْقَى النِّسَاءُ خَلْفَهُمْ، فَلَمْ يَزَلْ إِبْلِيسُ يَعْتَادُهُمْ فَكَانُوا إِذَا رَجَعُوا خَرَّبَ إِبْلِيسُ مَا يَعْمَلُونَ .

فَقَالَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ: تَعَالَوْا نَرْصُدْ هَذَا الَّذِي يُخَرِّبُ مَتَاعَنَا.

فَرَصَدُوهُ فَإِذَا هُوَ غُلامٌ أَحْسَنُ مَا يَكُونُ مِنَ الْغِلْمَانِ، فَقَالُوا لَهُ: أَنْتَ الَّذِي تُخَرِّبُ مَتَاعَنَا مَرَّةً بَعْدَ مَرَّةٍ؟

فَاجْتَمَعَ رَأَيْهُمْ عَلَى أَنْ يَقْتُلُوهُ، فَبَيَّتُوهُ عِنْدَ رَجُلٍ ، فَلَمَّا كَانَ اللَّيْلُ صَاحَ.

فَقَالَ لَهُ: مَا لَكَ؟

فَقَالَ: كَانَ أَبِي يُنَوِّ مُنِي عَلَى بَطْنِهِ.

فَقَالَ لَهُ: تَعَالَ فَنَمْ عَلَى بَطْنِي.

5 - عمرو گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:

قوم لوط از برترین قوم هایی بودند که خداوند آفریده بود. از این رو ابلیس آنان را به سختی وسوسه نمود. یکی از فضیلت های قوم لوط این بود که هنگامی که برای کار کردن بیرون می رفتند، همگی می رفتند و زنان شان در خانه می ماندند. ابلیس پیوسته آنان را به این صورت عادت داده بود که هنگامی که آنان از کار بر گشتند ابلیس کارهای آنها را بهم می ریخت و خراب می کرد.

روزی یکی از آنها به دیگری گفت: بیایید در کمین این شخصی که محصول ما را خراب می کند بنشینیم.

آنان به کمین نشستند. ناگاه پسری را دیدند که از زیباترینِ پسران است. به او گفتند: تو کسی هستی که پیاپی محصول ما را تخریب می کنی؟

پس نظرشان بر این شد که او را بکشند. بنابر این شب هنگام او را نزد شخصی قرار دادند. شب فرا رسید و هنگام خواب شد، پسر فریاد کشید.

آن شخص از او پرسید: چه شده؟

پسر گفت: همیشه پدرم مرا روی شکمش می خواباند.

گفت: بیا روی شکمم بخواب.

قَالَ: فَلَمْ يَزَلْ يَدْلُكَ الرَّجُلَ حَتَّى عَلَّمَهُ أَنَّهُ يَفْعَلُ بِنَفْسِهِ، فَأَوَّلاً عَلَّمَهُ إِبْلِيسُ وَالثَّانِيَةَ عَلَّمَهُ هُوَ ثُمَّ انْسَلَّ فَفَرَّ مِنْهُمْ وَأَصْبَحُوا فَجَعَلَ الرَّجُلُ يُخْبِرُ بِمَا فَعَلَ بِالْغُلامِ وَيُعَجِّبُهُمْ مِنْهُ وَهُمْ لا يَعْرِفُونَهُ، فَوَضَعُوا أَيْدِيَهُمْ فِيهِ حَتَّى اكْتَفَى الرَّجَالُ بِالرِّجَالِ بَعْضُهُمْ بِبَعْضٍ. ثُمَّ جَعَلُوا يَرْصُدُونَ مَارَّةَ الطَّرِيقِ فَيَفْعَلُونَ بِهِمْ حَتَّى تَنَكَّبَ مَدِينَتَهُمُ النَّاسُ . ثُمَّ تَرَكُوا نِسَاءَهُمْ وَأَقْبَلُوا عَلَى الْعِلْمَانِ.

فَلَمَّا رَأَى أَنَّهُ قَدْ أَحْكَمَ أَمْرَهُ فِي الرِّجَالِ جَاءَ إِلَى النِّسَاءِ فَصَيَّرَ نَفْسَهُ امْرَأَةً فَقَالَ: إِنَّ رِجَالَكُنَّ يَفْعَلُ بَعْضُهُمْ بِبَعْضٍ.

قَالُوا: نَعَمْ قَدْ رَأَيْنَا ذَلِكَ، وَكُلَّ ذَلِكَ يَعِظُهُمْ لُوطٌ وَ يُوصِيهِمْ وَإِبْلِيسُ يُغْوِيهِمْ حَتَّى اسْتَغْنَى النِّسَاءُ بِالنِّسَاءِ.

فَلَمَّا كَمَلَتْ عَلَيْهِمُ الْحُجَّةُ بَعَثَ اللهُ جَبْرَئِيلَ وَمِيكَائِيلَ وَ إِسْرَافِيلَ علیهم السَّلام فِي زِيٌّ غِلْمَانِ، عَلَيْهِمْ أَقْبِيَةٌ، فَمَرُّوا بِلُوطٍ وَ هُوَ يَحْرُثُ فَقَالَ: أَيْنَ تُرِيدُونَ؟ مَا رَأَيْتُ أَجْمَلَ مِنْكُمْ قَطُّ؟

پسر روی شکم آن مرد رفت و مدام او را تحریک می کرد تا این که به او آموخت که با او درآمیزد. پس اولین بار این عمل را ابلیس آموزش داد و دومین بار آن مرد به دیگران آموخت. سیس پسر پنهانی بیرون آمد و از نزد آنان گریخت. هنگامی که صبح شد، آن شخص به دیگران از کاری که با آن پسر کرده بود، به دیگران خبر می داد و آنان را از این ماجرا متعجّب می ساخت در حالی که آنان لواط را نمی شناختند. پس دست بر این کار نهادند و متوجه شدند تا این که (از فرط انجام لواط) مردان به مردان اکتفا می کردند.

سپس به کمین رهگذران می نشستند و به آنان تجاوز می کردند به حدّی که مردم (از رفتن به) شهر قوم لوط خودداری نمودند.

سپس زنان خود را واگذاشتند و به پسران روی آوردند. هنگامی که ابلیس مشاهده نمود که مقصودش را در میان مردان استوار ساخته، خود را به صورت زنی درآورد و نزد زنان رفت و گفت: مردان شما با یکدیگر لواط می کند؟

گفتند: آری ما این را دیدیم.

از طرفی هر چه حضرت لوط علیه السَّلام آنان را عظه و توصیه می نمود؛ امّا ابلیس آنان را اغوا می کرد.

(ابلیس به زنان نیز عمل زشتی آموخت) تا این که زنان به زنان اکتفا کردند.

هنگامی که حجّت بر قوم لوط کامل شد، خداوند جبرئیل، میکائیل و اسرافیل علیهم السَّلام را به صورت پسرانی که قبا بر تن کرده بودند فرستاد به حضرت لوط علیه السَّلام بروند، حضرت لوط در حال کشاورزی بود به آنان فرمود: کجا می روید؟ من تاکنون کسی زیباتر از شما ندیده ام!

قَالُوا: إِنَّا أَرْسَلَنَا سَيِّدُنَا إِلَى رَبِّ هَذِهِ الْمَدِينَةِ.

قَالَ: أَ وَ لَمْ يَبْلُغْ سَيِّدَكُمْ مَا يَفْعَلُ أَهْلُ هَذِهِ الْمَدِينَةِ يَا بَنِيَّ! إِنَّهُمْ وَ اللَّهِ اللَّهِ يَأْخُذُونَ الرِّجَالَ فَيَفْعَلُونَ بِهِمْ حَتَّى يَخْرُجَ الدَّمُ.

فَقَالُوا: أَمَرَنَا سَيِّدُنَا أَنْ نَمُرَّ وَسَطَهَا.

قَالَ: فَلِي إِلَيْكُمْ حَاجَةٌ.

قَالُوا: وَ مَا هِيَ ؟

قَالَ: تَصْبِرُونَ هَاهُنَا إِلَى اخْتِلَاطِ الظَّلامِ.

قَالَ: فَجَلَسُوا.

قَالَ: فَبَعَثَ ابْنَتَهُ، فَقَالَ: حِينِي لَهُمْ بِخُبْرٍ وَ جِينِي لَهُمْ بِمَاءٍ فِي الْقُرْعَةِ، وَ جِينِي لَهُمْ عَبَاءً يَتَغَطَّوْنَ بِهَا مِنَ الْبَرْدِ. فَلَمَّا أَنْ ذَهَبَتِ الإِبْنَةُ أَقْبَلَ الْمَطَرُ وَ الْوَادِي.

فَقَالَ لُوطٌ: السَّاعَةَ يَذْهَبُ بِالصَّبْيَانِ الْوَادِي، قُومُوا حَتَّى نَمْضِيَ.

گفتند: ما را آقا و سرورمان به سوی بزرگ این قوم فرستاده است.

لوط علیه السَّلام فرمود: آیا به آقای شما نرسیده است که اهل این شهر چه عملی انجام می دهند؟ پسرانم! به خدا سوگند! آنان مردان را می گیرند و به آنان تجاوز می کنند به حدی که خون جاری شود!

گفتند : آقا و سرور ما به ما دستور داده که از وسط این شهر عبور کنیم.

فرمود: من با شما کاری دارم.

گفتند: چه کاری؟

فرمود: تا فرا رسیدن شب در همین مکان کنید.

پس آنان نشستند. لوط علیه السَّلام دخترش را فرستاد و به او فرمود: برای اینان، نانی بیاور و در برایشان کاسه ای بیاور. و رواندازی بیاور که خود را از سرما بپوشانند.

هنگامی که دختر لوط علیه السَّلام رفت. باران و سیل آمد.

لوط علیه السَّلام فرمود: اکنون سیل کودکان را می برد؛ برخیزید برویم.

وَ جَعَلَ لُوطٌ يَمْشِي فِي أَصْلِ الْحَائِطِ وَ جَعَلَ جَبْرَئِيلُ وَ مِيكَائِيلُ وَإِسْرَافِيلُ علیه السَّلام يَمْشُونَ وَسَطَ الطَّرِيقِ.

فَقَالَ: يَا بَنِيَّ! امْشُوا هَاهُنَا.

فَقَالُوا: أَمَرَنَا سَيِّدُنَا أَنْ نَمُرَّ فِي وَسَطِهَا.

وَكَانَ لُوطٍ يَسْتَغْنِمُ الظَّلامَ وَ مَرَّ إِبْلِيسُ، فَأَخَذَ مِنْ حِجْرِ امْرَأَةٍ صَبِيَّا، فَطَرَحَهُ فِي الْبِثْرِ فَتَصَايَحَ أَهْلُ الْمَدِينَةِ كُلُّهُمْ عَلَى بَابِ لُوطٍ.

فَلَمَّا أَنْ نَظَرُوا إِلَى الْغِلْمَانِ فِي مَنْزِلِ لُوطٍ، قَالُوا: يَا لُوطًا قَدْ دَخَلْتَ فِي عَمَلِنَا؟!!

فَقَالَ: هَؤُلاءِ ضَيْفِي، فَلا تَفْضَحُونِ فِي ضَيْفِي.

قَالُوا هُمْ ثَلاثَةٌ، خُذْ وَاحِداً وَأَعْطِنَا اثْنَيْنِ.

قَالَ: فَأَدْخَلَهُمُ الْحُجْرَةَ وَ قَالَ: لَوْ أَنَّ لِي أَهْلَ بَيْتِ يَمْنَعُونِّي مِنْكُمْ.

قَالَ: وَ تَدَافَعُوا عَلَى الْبَابِ وَ كَسَرُوا بَابَ لُوطٍ، وَ طَرَحُوا لُوطاً.

فَقَالَ لَهُ جَبْرَئِيلُ: إِنَّا رُسُلُ رَبِّكَ لَنْ يَصِلُوا إِلَيْكَ.

لوط علیه السَّلاماز کنار دیوار حرکت می کرد و جبرئیل، میکائیل و اسرافیل علیهم السَّلام از وسط راه حرکت می نمودند.

لوط علیه السَّلام فرمود: پسرانم! از این جا (کنار دیوار) حرکت کنید.

آنان گفتند: آقای ما به ما دستور داده که از میان راه عبور کنیم.

حضرت لوط علیه السَّلام تاریکی شب را غنیمت می شمرد که مردم متوجّه آن جوانان نشوند، ولی ابلیس آمد و از دامن زنی کودکی را برداشت و به درون چاه انداخت.

مردم جلوی درب خانه لوط علیه السَّلام جمع شدند وسر و صدا کردند.

زمانی که به این پسران نگاه کردند، گفتند: ای لوط! به راستی که تو هم مانند ما شده ای؟!

لوط علیه السَّلام فرمود: اینان مهمان من هستند، مرا مقابل مهمانانم بی آبرو نسازید.

مردم گفتند: این ها سه نفرند؛ یکی را بردار و دو نفر دیگر را به ما بسپار.

لوط علیه السَّلام سه پسر را داخل اتاق نمود و فرمود: اگر خاندانی داشتم حتماً از من دفاع می کردند.

مردم به درب خانه لوط علیه السَّلام هجوم آوردند و شکستند و لوط علیه السَّلام را کنار زدند.

در این هنگام جبرئیل علیه السَّلام به لوط علیه السَّلام عرض کرد: «نگران نباش، ما فرستادگان پروردگار تو هستیم، آنها به تو دست رسی نخواهند داشت».

فَأَخَذَ كَفَاً مِنْ بَطْحَاءَ فَضَرَبَ بِهَا وُجُوهَهُمْ وَ قَالَ: شَاهَتِ الْوُجُوهُ.

فَعَمِيَ أَهْلُ الْمَدِينَةِ كُلُّهُمْ، وَ قَالَ لَهُمْ لُوطٌ يَا رُسُلَ رَبِّي! فَمَا أَمَرَكُمْ رَبِّي فِيهِمْ؟

قَالُوا: أَمَرَنَا أَنْ نَأْخُذَهُمْ بِالسَّحَرِ.

قَالَ: فَلِي إِلَيْكُمْ حَاجَةٌ؟

قَالُوا: وَ مَا حَاجَتُكَ؟

قَالَ: تَأْخُذُونَهُمُ السَّاعَةَ، فَإِنِّي أَخَافُ أَنْ يَبْدُوَ لِرَبِّي فِيهِمْ.

فَقَالُوا: يَا لُوطُ! إِنَّ مَوْعِدَهُمُ الصُّبْحُ أَلَيْسَ الصُّبْحُ بِقَرِيبٍ لِمَنْ يُرِيدُ أَنْ يَأْخُذَ فَخُذْ أَنْتَ بَنَاتِكَ وَ امْضِ وَ دَعِ امْرَأَتَكَ.

فَقَالَ أَبُو جَعْفَرِ علیه السَّلام: رَحِمَ اللهُ لُوطاً لَوْ يَدْرِي مَنْ مَعَهُ فِي الْحُجْرَةِ لَعَلِمَ أَنَّهُ مَنْصُورٌ حَيْثُ يَقُولُ: لَوْ أَنَّ لِي بِكُمْ قُوَّةً أَوْ آوِي إِلَىٰ رُكْنٍ شَدِيدٍ. أَيُّ رُكْنٍ أَشَدُّ مِنْ جَبْرَئِيلَ مَعَهُ فِي الْحُجْرَةِ؟

آن گاه جبرئیل مشتی ریگ برداشت و به صورت قوم لوط علیه السَّلام پاشید و فرمود: زشت باد صورت های شما!

همه مردم شهر کور شدند و حضرت لوط علیه السَّلام به آن سه نفر فرشته فرمود: ای پس فرستادگان پروردگارم! پروردگارم درباره این قوم به شما چه دستوری داده است؟

عرض کردند: به ما فرموده که هنگام سحر آنها را عذاب کنیم.

لوط علیه السَّلام فرمود: من از شما درخواستی دارم.

عرض کردند: چه در خواستی؟

فرمود: آن ها را همین الآن عذاب کنید؛ زیرا می ترسم نظر پروردگارم در مورد آنان عوض شود.

عرض کردند: ای لوط! همانا وعده گاه عذاب آنان بامدادان است؛ مگر صبح برای کسی که گرفتار خواهد شد نزدیک نیست؟!

پس دخترانت را بردار و برو و همسرت را واگذار.

امام باقر علیه السَّلام فرمود: خداوند لوط علیه السَّلام را رحمت کند! اگر می دانست چه کسی در اتاق همراهش است، قطعاً هنگامی که فرمود «کاش در مقابل شما نیرویی داشتم یا به تکیه گاه استواری پناه می بردم» می دانست که یاری می شود (و چنین نمی فرمود). چه تکیه گاهی محکم تر از جبرئیل علیه السَّلام که در اتاق همراهش بود؟!

فَقَالَ اللهُ عزّوجل لِمُحَمَّدٍ صلَّی اللهُ علیه وآله: وَ ما هِيَ مِنَ الظَّالِمِينَ بِبَعِيدٍ، مِنْ ظَالِمِي أُمَّتِكَ إِنْ عَمِلُوا مَا عَمِلَ قَوْمُ لُوطٍ.

قَالَ: وَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلَّی اللهُ علیه وآله: مَنْ أَلَحٌ فِي وَطي الرِّجَالِ لَمْ يَمُتْ حَتَّى يَدْعُوَ الرِّجَالَ إِلَى نَفْسِهِ.

6 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ دَاوُدَ بْنِ فَرْقَدٍ عَنْ أَبِي يَزِيدَ الْحَمَّارِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

إِنَّ اللهَ عزَّوَجَل بَعَثَ أَرْبَعَةَ أَمْلاكِ فِي إِهْلَاكِ قَوْمٍ لُوطٍ جَبْرَئِيلَ وَ مِيكَائِيلَ وَإِسْرَافِيلَ وَ وَ كَرُوبِيلَ علیهم السَّلام فَمَرُّوا بِإِبْرَاهِيمَ علیه السَّلام وَ هُمْ مُعْتَمُّونَ، فَسَلَّمُوا عَلَيْهِ فَلَمْ يَعْرِفُهُمْ وَ رَأَى هَیئَةً حَسَنَةٌ.

فَقَالَ: لا يَخْدُمُ هَؤُلاءِ إِلَّا أَنَا بِنَفْسِي، وَكَانَ صَاحِبَ ضِيَافَةٍ، فَشَوَى لَهُمْ عِجْلاً سَمِيناً حَتَّى أَنْضَجَهُ ثُمَّ قَرَّبَهُ إِلَيْهِمْ.

خداوند متعال به حضرت محمّد صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود: «چنین عذابی از ستمگران» امت تو در صورتی که عمل قوم لوط علیه السَّلام را مرتکب شوند «دور نخواهد بود».

امام علیه السَّلام فرمود: پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود:

هر کس در آمیزش با مردان پافشاری کند، نمی میرد تا این که مردم را به آمیزش با خویش فرا می خواند.

6 - ابو یزید حمار گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

خداوند چهار فرشته را برای نابودی قوم لوط فرستاد: جبرئیل، میكائیل، اسرافيل و کروبیل علیهم السَّلام. این چهار فرشته در حالی که عمامه بر سر داشتند نزد حضرت ابراهیم علیه السَّلام آمدند. و به آن حضرت علیه السَّلام سلام نمودند. ابراهیم علیه السَّلام آنان را نشناخت اما صورت های زیبایی که دید دریافت که آنان افرادی بزرگ مرتبه هستند.

فرمود: هیچ کس جز خودم نباید از اینان پذیرایی کند.

ابراهیم علیه السَّلام مهمان نواز بود، برای آنان گوساله فربه ای بریان نمود و فرا روی فرشتگان نهاد.

فَلَمَّا وَضَعَهُ بَيْنَ أَيْدِيهِمْ رَأَى أَيْدِيَهُمْ لا تَصِلُ إِلَيْهِ نَكِرَهُمْ وَأَوْجَسَ مِنْهُمْ خِيفَةً.

فَلَمَّا رَأَى ذَلِكَ جَبْرَئِيلُ علیه السَّلام حَسَرَ الْعِمَامَةَ عَنْ وَجْهِهِ، فَعَرَفَهُ إِبْرَاهِيمُ علیه السَّلام فَقَالَ: أَنْتَ هُوَ؟

قَالَ: نَعَمْ.

وَ مَرَّتْ سَارَةُ امْرَأَتُهُ فَبَشَّرَهَا بِإِسْحَاقَ وَ مِنْ وَرَاءِ إِسْحَاقَ يَعْقُوبَ فَقَالَتْ: مَا قَالَ الله عَزَّوَجَل.

فَأَجَابُوهَا بِمَا فِي الْكِتَابِ.

فَقَالَ لَهُمْ إِبْرَاهِيمُ علیه السَّلام: لِمَا ذَا جِئْتُمْ؟

قَالُوا: فِي إِهْلاكِ قَوْمٍ لُوطٍ.

فَقَالَ لَهُمْ: إِنْ كَانَ فِيهِمْ مِائَةٌ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَ تُهْلِكُونَهُمْ؟

فَقَالَ جَبْرَئِيلَ: لا.

قَالَ: فَإِنْ كَانَ فِيهَا خَمْسُونَ؟

قَالَ: لا.

هنگامی که آن غذا را در مقابل آنان نهاد، دید آنان دست به غذا نمی برند، از این رفتار آنان خوشش نیامد و در دل خود ترسید.

هنگامی که جبرئیل علیه السَّلام چنین مشاهده کرد، عمامه اش را از صورت خود برداشت. ابراهیم علیه السَّلام او را شناخت و فرمود: تو، همان (جبرئیل ) هستی؟

عرض کرد: آری.

ساره همسر ابراهیم علیه السَّلام (از آن جا) عبور می کرد، جبرئیل علیه السَّلام او را به اسحاق علیه السَّلام مژده داد و پس از اسحاق علیه السَّلام به یعقوبعلیه السَّلام ساره عرض کرد: خداوند (در این خصوص) چه فرمود؟

جبرئیل با همان جوابی که در قرآن آمده است، پاسخ فرمود.

ابراهیم به فرشتگان فرمود: برای چه کاری آمده آید؟

عرض کردند: برای نابودی قوم لوط آمده ایم.

ابراهیم به آنان فرمود: اگر در میان قوم لوط یکصد مومن باشد، آیا باز هم آنان را کنید؟

جبرئیل عرض کرد: نه.

فرمود: اگر در میان آنان پنجاه مؤمن باشد؟

عرض کرد: نه.

قَالَ: فَإِنْ كَانَ فِيهَا ثَلاثُونَ؟

قَالَ: لا.

قَالَ: فَإِنْ كَانَ فِيهَا عِشْرُونَ؟

قَالَ: لا.

قَالَ: فَإِنْ كَانَ فِيهَا عَشَرَةٌ؟

قَالَ: لا.

قَالَ: فَإِنْ كَانَ فِيهَا خَمْسَةٌ؟

قَالَ: لا.

قَالَ: فَإِنْ كَانَ فِيهَا وَاحِدٌ؟

قَالَ: لا.

قَالَ: فَإِنَّ فِيهَا لُوطاً.

قالُوا: نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَنْ فِيهَا لَنَنَجِّيَنَّهُ وَ أَهْلَهُ إِلَّا امْرَأَتَهُ كَانَتْ مِنَ الْغَابِرِينَ.

فرمود: اگر سی مؤمن بین آنان باشد؟

عرض کرد: نه.

فرمود: اگر بین قوم، ده مؤمن باشد؟

عرض کر: نه.

فرمود: اگر پنج مؤمن میان آنان باشد؟

عرض کرد: نه.

فرمود: اگر یک مؤمن میان آن قوم باشد؟

عرض کرد: نه.

فرمود: بنابر این لوط علیه السَّلام در میان آن قوم است.

فرشتگان عرض کردند ما به کسی که در میان آن قوم می باشد آگاه تریم. قطعاً او (لوط علیه السَّلام) و خانواده اش را نجات خواهیم داد جز همسرش که از باقی ماندگان (در عذاب) بود.

قَالَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيّ علیه السَّلام قَالَ: لا أَعْلَمُ هَذَا الْقَوْلَ إِلَّا وَهُوَ يَسْتَبْقِيهِمْ وَ هُوَ قَوْلُ اللهِ عزَّوَجل: (يُجَادِلُنَا فِي قَوْمٍ لُوطٍ ) .

فَأَتَوْا لُوطاً وَ هُوَ فِى زِرَاعَةٍ قُرْبَ الْقَرْيَةِ فَسَلَّمُوا عَلَيْهِ وَ هُمْ مُعْتَمُّونَ. فَلَمَّا رَأَى هَيْئَةً حَسَنَةٌ عَلَيْهِمْ ثِيَابٌ بِيضٌ وَ عَمَائِمُ بِيضٌ فَقَالَ لَهُمُ: الْمَنْزِلَ. فَقَالُوا: نَعَمْ ، فَتَقَدَّمَهُمْ وَ مَشَوْا خَلْفَهُ، فَنَدِمَ عَلَى عَرْضِهِ الْمَنْزِلَ عَلَيْهِمْ.

فَقَالَ: أَيَّ شَيْءٍ صَنَعْتُ آتِي بِهِمْ قَوْمِي وَ أَنَا أَعْرِفُهُمْ؟

فَالْتَفَتَ إِلَيْهِمْ. فَقَالَ: إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ شِرَاراً مِنْ خَلْقِ اللَّهِ.

قَالَ: فَقَالَ جَبْرَئِيلُ: لا نُعَجِّلُ عَلَيْهِمْ حَتَّى يَشْهَدَ عَلَيْهِمْ ثَلاثَ مَرَّاتٍ، فَقَالَ جَبْرَئِيلُ : هَذِهِ وَاحِدَةً، ثُمَّ مَشَى سَاعَةٌ ثُمَّ الْتَفَتَ إِلَيْهِمْ فَقَالَ: إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ شِرَاراً مِنْ خَلْقِ الله .

فَقَالَ جَبْرَئِيلُ: هَذِهِ ثِنْتَانِ، ثُمَّ مَشَى فَلَمَّا بَلَغَ بَابَ الْمَدِينَةِ الْتَفَتَ إِلَيْهِمْ فَقَالَ: إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ شِرَاراً مِنْ خَلْقِ اللَّهِ.

حسن بن علی علیه السَّلام می فرماید: معنای سخن ابراهیم علیه السَّلام جز این نیست که او زنده ماندن قوم لوط را خواستار شد و این همان فرموده خداوند است که ابراهیم علیه السَّلام در مورد قوم لوط باما مجادله می کرد.

پس فرشتگان نزد لوط علیه السَّلام آمدند در حالی (که او در نزدیکی شهر مشغول کشاورزی بود. فرشتگان عمامه سفید بر سر داشتند بر او سلام کردند. هنگامی که لوط علیه السَّلام مشاهده کرد آنان سیمای زیبایی دارند، به آنان فرمود: منزل می خواهید؟

عرض کردند: آری.

لوط علیه السَّلام پیش افتاد و فرشتگان در پس او به راه می رفتند. لوط علیه السَّلام از این که خانه اش را به آنها پیشنهاد کرد پشیمان شد. با خود گفت: چه کاری کردم؟! اینان را نزد قوم خود می برم در حالی که از قوم خود و (اعمال زشت آنها) آگاهم؟!

پس رو به آنان نمود و فرمود: شما به سوی بدترین مخلوقات خداوند می روید!

جبرئیل علیه السَّلام عرض کرد: (در مورد قضاوت) بر آنان عجله نکن تا این که سه بار علیه این قوم شهادت داده شود. و عرض کرد این یکبار پس لوط علیه السَّلام ساعتی راه پیمود سپس رو به آنان نمود و فرمود: شما به سوی بدترین مخلوقات خداوند می روید!

جبرئيل علي علیه السَّلام عرض کرد: این، دو بار!

پس لوط علیه السَّلام به راه خود ادامه داد. هنگامی که به دروازه شهر رسید رو به جانب آن فرشتگان نمود و فرمود: شما به سوی بدترین مخلوقات خداوند می روید!

فَقَالَ جَبْرَئِيلُ علیه السَّلام: هَذِهِ الثَّالِثَةُ.

ثُمَّ دَخَلَ وَ دَخَلُوا مَعَهُ حَتَّى دَخَلَ مَنْزِلَهُ، فَلَمَّا رَأَتْهُمُ امْرَأَتُهُ رَأَتْ هَيْئَةٌ حَسَنَةٌ، فَصَعِدَتْ فَوْقَ السَّطْح وَ صَفَّقَتْ فَلَمْ يَسْمَعُوا فَدَخَنَتْ، فَلَمَّا رَأَوُا الدُّخَانَ أَقْبَلُوا إِلَى الْبَابِ يُهْرَعُونَ حَتَّى جَاءُوا إِلَى الْبَابِ فَنَزَلَتْ إِلَيْهِمْ فَقَالَتْ: عِنْدَهُ قَوْمٌ مَا رَأَيْتُ قَوْماً قَطَّ أَحْسَنَ هَيْئَةٌ مِنْهُمْ فَجَاءُوا إِلَى الْبَابِ لِيَدْخُلُوا. فَلَمَّا رَآهُمْ لُوطٌ قَامَ إِلَيْهِمْ فَقَالَ لَهُمْ: يَا قَوْمِ! فَاتَّقُوا اللهَ وَ لا تُخْزُونِ فِي ضَيْفِي أَلَيْسَ مِنْكُمْ رَجُلٌ رَشِيدٌ؟

وَ قَالَ: هَؤُلَاءِ بَنَاتِي هُنَّ أَطْهَرُ لَكُمْ.

فَدَعَاهُمْ إِلَى الْحَلالِ .

فَقَالَ: مَا لَنَا فِي بَنَاتِكَ مِنْ حَقِّ، وَإِنَّكَ لَتَعْلَمُ مَا نُرِيدُ.

فَقَالَ لَهُمْ: لَوْ أَنَّ لِي بِكُمْ قُوَّةً أَوْ آوِي إِلَى رُكْنٍ شَدِيدٍ.

فَقَالَ جَبْرَئِيلُ: لَوْ يَعْلَمُ أَيُّ قُوَّةٍ لَهُ؟

قَالَ: فَكَاثَرُوهُ حَتَّى دَخَلُوا الْبَيْتَ فَصَاحَ بِهِ جَبْرَئِيلُ فَقَالَ: يَا لُوطًا دَعْهُمْ يَدْخُلُوا.

جبرئيل عرض کرد: این، سه بار!

لوط علیه السَّلام وارد شهر شد و فرشتگان نیز همراه او منزل او وارد شدند. هنگامی که همسر لوط علیه السَّلام صورت های زیبایی را دید، بالای بام رفت و دست زد، امّا مردم صدای آن را نشنیدند. بنابر این آتش روشن کرد و دود ایجاد نمود. وقتی که قوم لوط دود را مشاهده کردند با شتاب به طرف درب خانه آمدند. همسر لوط علیه السَّلام پایین آمد و گفت: نزد لوط علیه السَّلام عده ای می باشند که هیچ گاه خوش سیماتر از آنان ندیده ام.

مردم خواستند وارد خانه شوند. هنگامی که لوط علیه السَّلام آنان را دید برخاست و فرمود: ای قوم! از خدا بترسید و مرا در مقابل مهمانانم سرافکنده نکنید. آیا مرد رشیدی در میان شما نیست؟

و فرمود: این ها دختران من هستند، اینان برای شما پاکیزه ترند. و آنها را به حلال فرا خواند.

قوم لوط گفتند: علاقه ای برای دختران تو نداریم و تو می دانی که ما چه می خواهیم.

لوط علیه السَّلام به آنان فرمود: کاش من در مقابل شما قوّت و نیرویی داشتم و یا به تکیه گاهی محکم پناه می بردم.

در این هنگام جبرئیل علیه السَّلام گفت: کاش او می دانست چه نیرو و تکیه گاهی دارد!

پس مردم با لوط علیه السَّلام ستیزه نمودند و داخل منزل شدند. جبرئیل علیه السَّلام لوط علیه السَّلام را صدا زد و گفت: ای لوط! آنها را رها کن تا داخل شوند.

فَلَمَّا دَخَلُوا أَهْوَى جَبْرَئِيلُ علیه السَّلام بِإِصْبَعِهِ نَحْوَهُمْ، فَذَهَبَتْ أَعْيُنُهُمْ وَ هُوَ قَوْلُ اللهِ عزَّوَجل: (فَطَمَسْنَا عَلَى أَعْيُنَهُمْ).

ثُمَّ نَادَاهُ جَبْرَئِيلُ فَقَالَ لَهُ: إِنَّا رُسُلُ رَبِّكَ لَنْ يَصِلُوا إِلَيْكَ، فَأَسْرِ بِأَهْلِكَ بِقِطْعِ مِنَ اللَّيْلِ.

وَ قَالَ لَهُ جَبْرَئِيلُ: إِنَّا بُعِثْنَا فِي إِهْلَاكِهِمْ.

فَقَالَ: يَا جِبْرِيلُ عَجُلْ.

فَقَالَ: إِنَّ مَوْعِدَهُمُ الصُّبْحُ، أَلَيْسَ الصُّبْحُ بِقَرِيبٍ ؟!

فَأَمَرَهُ فَيَحْمِلُ هُوَ وَ مَنْ مَعَهُ إِلَّا امْرَأَتَهُ ثُمَّ اقْتَلَعَهَا - يَعْنِي الْمَدِينَةَ - جَبْرَئِيلُ بِجَنَاحَيْهِ مِنْ سَبْعَةِ أَرَضِينَ، ثُمَّ رَفَعَهَا حَتَّى سَمِعَ أَهْلُ ، ثُمَّ رَفَعَهَا حَتَّى سَمِعَ أَهْلُ سَمَاءِ الدُّنْيَا نُبَاحَ الْكِلابِ وَصُرَاحَ الدُّيُوكِ، ثُمَّ قَلَبَهَا وَ أَمْطَرَ عَلَيْهَا وَ عَلَى مَنْ حَوْلَ الْمَدِينَةِ حِجَارَةً مِنْ سِجِّيلٍ.

پس هنگامی که مردم وارد شدند، جبرئیل علیه السَّلام با انگشت خود به آنان اشاره کرد، پس پس بینایی آنان از بین رفت و این همان فرموده خداوند متعال است که می فرماید: «ما چشم هایشان را نابینا و محو کردیم.».

سپس جبرئیل علیه السَّلام لوط علیه السَّلام را ندا داد و گفت: «ما فرستادگان پروردگار تو هستیم، آنان به تو دست رسی نخواهند داشت. پس آن گاه که پاسی از شب سپری شد به همراه خاندانت از این شهر بیرون رو ).

هم چنین عرض کرد: ما برای نابودی این قوم فرستاده شده ایم.

لوط ععلیه السَّلام فرمود: ای جبرئیل! عجله کن!

عرض کرد: وعده عذاب آنان بامدادان است؛ مگر صبح نزدیک نیست.

جبرئیل علیه السَّلام به او دستور داد، با همراهانش _ جز همسرش _ بیرون بروند، آن گاه جبرئیل علیه السَّلام شهر را با بالهای خود از زمین هفتم برکند و آن را چنان بالا برد که آسمانیان پارس سگ ها و بانگ خروس ها را شنیدند. سپس آن را برگرداند و بر شهر و دورۀ آن سنگ هایی از «سجّیل» بارید.

7 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ شُعَيْبٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام فِي قَوْلِ لُوطٍ : (هَؤُلَاءِ بَنَاتِي هُنَّ أَطْهَرُ لَكُمْ).

قالَ: عَرَضَ عَلَيْهِمُ التَّزْوِيجَ.

8 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيَّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّىُ الله عليه وآله:

إِيَّاكُمْ وَ أَوْلادَ الْأَغْنِيَاءِ وَ الْمُلُوكِ الْمُرْدَ فَإِنَّ فِتْنَتَهُمْ أَشَدُّ مِنْ فِتْنَةِ الْعَذَارَى فِي خُدُورِهِنَّ.

9 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سُلَيْمَانَ عَنْ مَيْمُونِ الْبَانِ قَالَ:

كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام فَقُرِئَ عِنْدَهُ آيَاتٌ مِنْ هُودٍ، فَلَمَّا بَلَغَ (وَأَمْطَرْنَا عَلَيْهَا حِجَارَةً مِنْ سِجِّيلٍ مَنْضُودٍ * مُسَوَّمَةً عِنْدَ رَبِّكَ وَ مَا هِيَ مِنَ الظَّالِمِينَ بِبَعِيدٍ).

7 - يعقوب بن شعیب گوید:

امام صادق علیه السَّلام در مورد سخن لوط علیه السَّلام که گفت: «اینان دختران من هستند برای شما پاکیزه ترند».

فرمود: ازدواج را به آنان پیشنهاد کرد.

8 - سکونی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله فرمود:

بپرهیزید از فرزندان آمرد (نوجوانی که هنوز ریش و سبیل ندارد) ثروتمندان و پادشاهان؛ زیرا فتنه (تحریک شهوت) آنان از فتنه دختران باکره پرده نشین شدیدتر است.

9 - میمون بان گوید:

خدمت امام صادق علیه السَّلام نشسته بودم که شخصی آیاتی از سوره هود را تلاوت می نمود. هنگامی که به این آیه رسید که «و بارانی از سنگ سجّیل متراکم بر آنها نازل کردیم، سنگ هایی که نزد پروردگارت نشان دار بود و آن از سایر ستمگران دور نیست» رسید امام علیه السَّلام فرمود:

قَالَ: فَقَالَ: مَنْ مَاتَ مُصِراً عَلَى اللُّوَاطِ لَمْ يَمُتْ حَتَّى يَرْمِيَهُ اللَّهُ بِحَجَرٍ مِنْ تِلْكَ الْحِجَارَةِ تَكُونُ فِيهِ مَنِيَّتُهُ وَ لَا يَرَاهُ أَحَدٌ.

10 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ طَلْحَةَ بْنِ زَيْدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلَّى اللهُ عليه وآله:

مَنْ قَبَّلَ غُلاماً مِنْ شَهْوَةِ أَلْجَمَهُ اللَّهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ بِلِجَامِ مِنْ نَارٍ.

بخش صد و هشتاد و ششم

کسی که خود را در اختیار دیگران قرار می دهد

(186) بَابُ مَنْ أَمْكَنَ مِنْ نَفْسِهِ

1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ طَلْحَةَ بْنِ زَيْدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم:

مَنْ أَمْكَنَ مِنْ نَفْسِهِ طَائِعاً يُلْعَبُ بِهِ أَلْقَى اللَّهُ عَلَيْهِ شَهْوَةَ النِّسَاءِ.

هر کس به انجام لواط اصرار ورزد و با این حال از دنیا برود، در حالی خواهد مرد که خداوند او را با سنگی از همان سنگ های «سجّیل» هدف قرار خواهد داد و مرگش با آن سنگ خواهد بود و هیچ کس آن سنگ را نخواهد دید.

10 - طلحة بن زید گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله فرمود:

هر کس پسری را با شهوت ببوسد، خداوند در روز قیامت او را با لگامی از آتش لگام خواهد کرد.

بخش صد و هشتاد و ششم: کسی که خود را در اختیار دیگران قرار میدهد

1 - طلحة بن زید گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله فرمود:

هر کس خود را با اختیار در دسترس دیگران قرار دهد که با او بازی شود خداوند شهوت زنانه بر او می افکند.

2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَعْبَدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ الدُّهْقَانِ عَنْ دُرُسْتَ بْنِ أَبِي مَنْصُورٍ عَنْ عَطِيَّةَ أَخِي أَبِي الْعُرَامِ قَالَ:

ذَكَرْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام الْمَنْكُوحَ مِنَ الرَّجَالِ.

فَقَالَ: لَيْسَ يُبْلِي اللَّهُ بِهَذَا الْبَلاءِ أَحَداً وَ لَهُ فِيهِ حَاجَةٌ إِنَّ فِي أَدْبَارِهِمْ أَرْ حَامَاً مَنْكُوسَةً وَ حَيَاءُ أَدْبَارِهِمْ كَحَيَاءِ الْمَرْأَةِ قَدْ شَرِكَ فِيهِمُ ابْنُ لِإِبْلِيسَ يُقَالُ لَهُ: زَوَالٌ. فَمَنْ شَرِكَ فِيهِ مِنَ الرَّجَالِ كَانَ مَنْكُوحاً ، وَ مَنْ شَرِكَ فِيهِ مِنَ النِّسَاءِ كَانَتْ مِنَ الْمَوَارِدِ، وَ الْعَامِلُ عَلَى هَذَا مِنَ الرِّجَالِ إِذَا بَلَغَ أَرْبَعِينَ سَنَةً لَمْ يَتْرُكْهُ وَ هُمْ بَقِيَّةُ سَدُومَ. أَمَا إِنِّي لَسْتُ أَعْنِي بِهِمْ بَقِيَّتَهُمْ أَنَّهُ وَلَدُهُمْ وَلَكِنَّهُمْ مِنْ طِينَتِهِمْ.

قَالَ: قُلْتُ: سَدُومُ الَّتِي قُلِبَتْ؟

قَالَ: هِيَ أَرْبَعُ مَدَائِنَ: سَدُومُ وَ صَرِيمٌ وَ لَدْمَاءُ وَ عُمَيْرَاءُ

2 - عطیه برادر ابی عرام گوید:

در حضور امام صادق علیه السَّلام از مردانی که با آنها لواط می شود سخن گفتم.

فرمود: خداوند هیچ کس را که از او خیر و نیکی سراغ داشته باشد، به این (مرض) دچار نمی کند. به راستی که در دبر این افراد رحم های معکوس وجود دارد. و شرم دبرهای آنان مانند شرم و حیای زن ها است. که یکی از پسران ابلیس به نام زوال» در نطفه این افراد شریک شده است.

پس با هر مردی شریک شود آن مرد مورد لواط واقع می شود و با هر زنی شریک شود از زنان بدکاره خواهد بود.

و هر مردی که به چنین عملی عادت کند، هنگامی که که به چهل سالگی برسد هیچ گاه نمی تواند آن را ترک کند. این افراد باقی ماندگان قوم «سدوم» می باشند. که منظورم از «باقی ماندگان این نیست که آنان فرزندان قوم «سدوم» هستند، بلکه از جنس آن قوم هستند.

عطیه گوید: «پرسیدم: همان «سدومی» که پشت و رو شدند؟

فرمود: قوم لوط چهار شهر داشتند: سدوم، صریم، لدماء و عميراء.

قَالَ: فَأَتَاهُنَّ جَبْرَئِيلُ علیه السَّلام وَ هُنَّ مَقْلُوعَاتٌ إِلَى تُحُومِ الْأَرْضِ السَّابِعَةِ، فَوَضَعَ جَنَاحَهُ تَحْتَ السُّفْلَى مِنْهُنَّ وَ رَفَعَهُنَّ جَمِيعاً حَتَّى سَمِعَ أَهْلُ سَمَاءِ الدُّنْيَا نُبَاحَ كِلابِهِمْ ثُمَّ قَلَبَهَا.

3 - مُحَمَّدٌ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ الْعَزْرَمِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام: إِنَّ لِلَّهِ عِبَادَاً لَهُمْ فِي أَصْلَابِهِمْ أَرْحَامٌ كَأَرْحَامِ النِّسَاءِ.

قَالَ: فَسُئِلَ فَمَا لَهُمْ لَا يَحْمِلُونَ؟

فَقَالَ: إِنَّهَا مَنْكُوسَةً وَ لَهُمْ فِي أَدْبَارِهِمْ غُدَّةٌ كَغُدَّةِ الْجَمَلِ أَوِ الْبَعِيرِ، فَإِذَا هَاجَتْ هاجُوا وَ إِذَا سَكَنَتْ سَكَنُوا.

4 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِي عَنْ عَلِيِّ بْنِ عَبْدِ اللهِ وَ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِي خَدِيجَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

به هنگام عذاب) جبرئیل علیه السَّلام فرود آمد و آن شهرها را از اعماق زمین کند و بال هایش را زیر پایین ترین طبقه نهاد و همگی را به آسمان بالا برد به حدی که اهل آسمان دنیا صدای پارس سگهای آنان را شنیدند. سپس آن شهرها را پشت و رو نمود.

3- عبدالرحمان عزرمی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: امیر مؤمنان علی علیه السَّلام فرمود:

به راستی که خداوند بندگانی دارد که در کمرهایشان رَحِم هایی مانند رَحِم زنان است.

سؤال کردند: پس چرا باردار نمی شوند؟

فرمود: چون رحم آنان معکوس است و در دُبرهایشان غدّه ای مانند غدّۀ شتر نر یا شتر ماده است. پس هرگاه آن غدّه به هیجان آید، صاحبش هیجانی می شود و هرگاه ساکت و آرام گردد، او نیز آرام خواهد گشت.

4 - ابو خدیجه گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

لَعَنَ رَسُولُ الله صلَّى اللهُ عليه وآله الْمُتَشَبِّهِينَ مِنَ الرِّجَالِ بِالنِّسَاءِ وَ الْمُتَشَبُهَاتِ مِنَ النِّسَاءِ بِالرِّجَالِ.

قَالَ: وَ هُمُ الْمُخَنَّثُونَ وَ اللَّاتِي يَنْكِحْنَ بَعْضُهُنَّ بَعْضاً.

5 - أَحْمَدُ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِيِّ عَنِ ابْنِ الْقَدَّاحِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

جَاءَ رَجُلٌ إِلَى أَبِي فَقَالَ: يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ! إِنِّي ابْتُلِيتُ بِبَلَاءٍ فَادْعُ اللَّهَ لِي.

فَقِيلَ لَهُ: إِنَّهُ يُؤْتَى فِي دُبُرِهِ.

فَقَالَ: مَا أَبْلَى اللهُ وعَزَّوَجل بِهَذَا الْبَلَاءِ أَحَداً لَهُ فِيهِ حَاجَةٌ.

ثُمَّ قَالَ أَبِي: قَالَ اللهُ عَزَّوَجل: وَ عِزَّتِي وَ جَلالِي! لا يَقْعُدُ عَلَى إِسْتَبْرَقِهَا وَحَرِيرِهَا مَنْ يُؤْتَى فِي دُبُرِهِ.

6 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُوسَى بْنِ الْحَسَنِ عَنْ عُمَرَ بْنِ عَلِيِّ بْنِ عُمَرَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عُمَرَ عَنْ أَخِيهِ الْحُسَيْنِ عَنْ أَبِيهِ عُمَرَ بْنِ يَزِيدَ قَالَ:

پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله مردانی را که خود را شبیه زنان می سازند و زنانی که خود را شبیه مردان می سازند، لعنت کرد.

امام علیه السَّلام فرمود: آنان مردانی هستند که مورد لواط قرار میگیرند و زنانی هستند که با هم نزدیکی می کنند.

5 - ابن قدّاح گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

مردی نزد پدرم علیه السَّلام آمد و گفت: ای پسر پیامبر خدا! من گرفتار بلایی شده ام، برایم دعا کن.

به پدرم علیه السَّلام گفته شد که این مرد لواط می دهد.

پدرم علیه السَّلام فرمود: خداوند هیچ کس را _ که خیر و نیکی از او سراغ داشته باشد _ به این بلا گرفتار نمی کند.

آن گاه پدرم فرمود: خداوند متعال فرمود: به عزّت و جلالم سوگند! کسی که لواط می دهد هرگز بر استبرق و حریر بهشتی نخواهد نشست.

6 - عمر بن یزید گوید:

كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام وَ عِنْدَهُ رَجُلٌ فَقَالَ لَهُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنِّي أُحِبُّ الصِّبْيَانَ.

فَقَالَ لَهُ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام: فَتَصْنَعُ مَا ذَا؟

قَالَ: أَحْمِلُهُمْ عَلَى ظَهْرِي.

فَوَضَعَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام يَدَهُ عَلَى جَبْهَتِهِ ، وَ وَلَّى وَجْهَهُ عَنْهُ، فَبَكَى الرَّجُلُ.

فَنَظَرَ إِلَيْهِ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام كَأَنَّهُ رَحِمَهُ فَقَالَ: إِذَا أَتَيْتَ بَلَدَكَ فَاشْتَرِ جَزُورًا سَمِيناً وَ اعْقِلُهُ عِقَالاً شَدِيداً، وَ خُذِ السَّيْفَ فَاضْرِب السَّنَامَ ضَرْبَةً تَقْشِرُ عَنْهُ الجِلْدَةَ، وَاجْلِسْ عَلَيْهِ بِحَرَارَتِهِ.

فَقَالَ عُمَرُ: فَقَالَ الرَّجُلُ : فَأَتَيْتُ بَلَدِي فَاشْتَرَيْتُ جَزُوراً فَعَقَلْتُهُ عِقَالاً شَدِيداً وَأَخَذْتُ السَّيْفَ فَضَرَبْتُ بِهِ السَّنَامَ ضَرْبَةً وَ قَشَرْتُ عَنْهُ الْجِلْدَ وَ جَلَسْتُ عَلَيْهِ بِحَرَارَتِهِ، فَسَقَطَ مِنِّي عَلَى ظَهْرِ الْبَعِيرِ شِبْهُ الْوَزَعْ ؛ أَصْغَرُ مِنَ الْوَزَعْ وَ سَكَنَ مَا بِي.

من در حضور امام صادق علیه السَّلام بودم که مردی نیز آنجا بود. آن شخص به امام علیه السَّلام عرض کرد: فدایت شوم! من کودکان را دوست می دارم.

امام علیه السَّلام فرمود: چه کاری با آنها انجام می دهی؟

عرض کرد: آنان را بر پشتم سوار می کنم.

امام علیه السَّلام دست خود را روی پیشانی نهاده و از آن مرد روی برگرداند. آن مرد گریست. امام علیه السَّلام به او نگاهی کرد که گویی دلش برای او سوخت و فرمود: هنگامی که به شهر خود رسیدی، شتر فربهای خریداری کن و آن را محکم ببند و شمشیری بردار و ضربه ای به کوهان آن بزن به گونه ای که پوستش کنده شود و در همان زمانی که داغ است، روی آن بنشین.

عمر بن یزید گوید: آن مرد بعداً چنین تعریف کرد:

وقتی که به شهرم رسیدم، شتری را خریدم و آن را محکم بستم و شمشیر را برداشتم و چنان ضربه ای به کوهان شتر نواختم که پوستش کنده شد و در حالی که هنوز حرارت داشت، روی آن نشستم. در این حال چیزی شبیه مارمولک _ اما کوچک تر از آن _ از دبر من بیرون آمد و حال من آرام شد.

7 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُوسَى بْنِ الْحَسَنِ عَنِ الْهَيْثَمِ النَّهْدِيُّ رَفَعَهُ قَالَ:

شَكَا رَجُلٌ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام الْأَبْنَةَ. فَمَسَحَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَلَى ظَهْرِهِ فَسَقَطَتْ مِنْهُ دُودَةٌ حَمْرَاءُ فَبَرَا.

8 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ زَكَرِيَّا بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَمْرٍو عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام قَالَ:

أَقْسَمَ اللهُ عَلَى نَفْسِهِ أَنْ لا يَقْعُدَ عَلَى نَمَارِقِ الْجَنَّةِ مَنْ يُؤْتَى فِي دُبُرِهِ.

فَقُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: فُلانٌ عَاقِل لَبِيبٌ يَدْعُو النَّاسَ إِلَى نَفْسِهِ قَدِ ابْتَلَاهُ اللَّهُ.

قَالَ: فَقَالَ: فَيَفْعَلُ ذَلِكَ فِي مَسْجِدِ الْجَامِعِ ؟

قلت: لا.

قَالَ: فَيَفْعَلُهُ عَلَى بَابِ دَارِهِ؟

قلت: لا.

قَالَ: فَأَيْنَ يَفْعَلُهُ؟

7 - هیثم بن نهدی در روایت مرفوعه ای گوید:

مردی از بیماری «اُبنه» به امام صادق علیه السَّلام شکایت و گلایه نمود. پس امام علیه السَّلام دست خود را روی کمر آن شخص کشید، پس کرم قرمزی از او بیرون آمد و آن مرد بهبود یافت.

8 - عمرو گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:

خداوند به ذات خود سوگند یاد کرد که لواط دهنده را بر بالش های بهشت نخواهد نشاند.

عرض کردم: فلان شخص عاقل و خردمند است، ولی مردم را به سوی خود فرامی خواند؛ خداوند او را (به این مرض) مبتلا نموده است. فرمود: در مسجد جامع مردم را به سوی خود فرا می خواند؟

گفتم نه.

فرمود: آیا جلوی در خانه اش چنین می کند؟

عرض کردم: نه.

فرمود: پس کجا این کار را می کند؟

قُلْتُ: إِذَا خَلا.

قَالَ: فَإِنَّ اللَّهَ لَمْ يَبْتَلِهِ هَذَا مُتَلَذِّةٌ لا يَقْعُدُ عَلَى نَمَارِقِ الْجَنَّةِ.

9 - أَحْمَدُ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

مَا كَانَ فِي شِيعَتِنَا فَلَمْ يَكُنْ فِيهِمْ ثَلاثَةُ أَشْيَاءَ: مَنْ يَسْأَلُ فِي كَفِّهِ، وَ لَمْ يَكُنْ فِيهِمْ أَزْرَقُ أَخْضَرُ، وَلَمْ يَكُنْ فِيهِمْ مَنْ يُؤْتَى فِي دُبُرِهِ.

10 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِمْرَانَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَبَلَةَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ:

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: هَؤُلَاءِ الْمُخَنَّثُونَ مُبْتَلَوْنَ بِهَذَا الْبَلَاءِ فَيَكُونُ الْمُؤْمِنُ مُبْتَلًى وَ النَّاسُ يَزْعُمُونَ أَنَّهُ لا يُبْتَلَى بِهِ أَحَدٌ لِلَّهِ فِيهِ حَاجَةٌ.

قَالَ: نَعَمْ قَدْ يَكُونُ مُبْتَلَى بِهِ فَلا تُكَلِّمُوهُمْ ، فَإِنَّهُمْ يَجِدُونَ لِكَلامِكُمْ رَاحَةً.

قُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! فَإِنَّهُمْ لَيْسُوا يَصْبِرُونَ.

قَالَ: هُمْ يَصْبِرُونَ، وَ لَكِنْ يَطْلُبُونَ بذَلِكَ اللَّذَّةَ.

گفتم: هنگامی که در تنهایی و خلوت باشد.

فرمود: بنابر این خداوند او را مبتلا نکرده است؛ این شخص شهوت ران است که بالش های بهشت نخواهد نشست.

9 - راوی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

هر خصلتی که در میان شیعیان ما باشد سه چیز در میان آنان نخواهد بود: کسی که با دست خود (در ملأ عام) گدایی کند، و در میان آنان شخص سبز و آبی پوست نخواهد بود و در میان آنان کسی که لواط دهد، نخواهد بود.

10 - اسحاق بن عمار گوید:

به امام صادق عرض کردم: این مردانی که مورد لواط واقع می شوند به این بلاگرفتار شدند و گاهی شخص مؤمن نیز به این بلا گرفتار می شود در حالی که مردم گمان می کنند که خداوند هیچ کس را _ که خیری از او سراغ داشته باشد، به این بلا گرفتار نمی کند.

فرمود: آری، گاهی مؤمنی به این بلا گرفتار می شود. پس با آنان سخن نگویید؛ زیرا آنان با سخن شما احساس آرامش می کنند.

عرض کردم: قربانت شوم! آنان (ادعا می کنند که) نمی توانند تحمل کنند (و ناگزیر به سوی لواط می روند).

فرمود: آنان می توانند تحمّل کنند، ولی با این کار می خواهند لذت ببرند.

بخش صد و هشتاد و هفتم

و هم جنس بازی زنان

(187) بَابُ السَّحْق

1 - أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيَّ الْكُوفِيُّ عَنْ عُبَيْسِ بْنِ هِشَامٍ عَنْ حُسَيْنِ بْنِ أَحْمَدَ الْمِنْقَرِيٌّ عَنْ هِشَامِ الصَّيْدَنَانِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

سَأَلَهُ رَجُلٌ عَنْ هَذِهِ الْآيَةِ: (كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَ أَصْحَابُ الرَّسُ).

فَقَالَ بِیَدِهِ هَكَذَا، فَمَسَحَ إِحْدَاهُمَا بِالْأُخْرَى فَقَالَ: هُنَّ اللَّوَاتِي بِاللَّوَاتِي يَعْنِي النِّسَاءَ بِالنِّسَاءِ.

2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ جَرِيرٍ قَالَ: سَأَلَتْنِي امْرَأَةٌ أَنْ أَسْتَأْذِنَ لَهَا عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام، فَأَذِنَ لَهَا فَدَخَلَتْ وَ مَعَهَا مَوْلاَةٌ لَهَا، فَقَالَتْ: يَا أَبَا عَبْدِ اللهِ! قَوْلُ اللهِ عزَّوَجَل: (زَيْتُونَةٍ لَا شَرْقِيَّةٍ وَلَا غَرْبِيَّةٍ) مَا عَنَى بِهَذَا؟

بخش صد و هشتاد و هفتم: و هم جنس بازی زنان

1 - هشام صیدنانی گوید:

شخصی از امام صادق علیه السَّلام درباره این آیه: پرسید که می فرماید: «پیش از آنان قوم نوح و اصحاب رسّ پیامبرانشان را تکذیب کردند».

امام علیه السَّلام دستش را بر دست دیگر خود کشید و فرمود: چنین می کردند.

آن گاه فرمود: زنان قوم نوح و اصحاب رسّ با زنان (شهوت رانی ) می کردند.

2 - اسحاق بن جریر گوید:

زنی از من درخواست کرد که برایش جهت ورود نزد امام صادق علیه السَّلام اجازه بگیرم . امام علیه السَّلام اجازه داد. آن زن به همراه کنیزش وارد شد و عرض کرد: ای اباعبدالله! خداوند می فرماید: «زیتونی که نه شرقی است و نه غربی»؛ منظور از این درخت زیتون چیست؟

فَقَالَ: أَيَّتُهَا الْمَرْأَةُ! إِنَّ اللهَ لَمْ يَضْرِبِ الْأَمْثَالَ لِلشَّجَرِ، إِنَّمَا ضَرَبَ الْأَمْثَالَ لِبَنِي آدَمَ سَلِي عَمَّا تُرِيدِينَ.

فَقَالَتْ: أَخْبِرْنِي عَنِ اللَّوَاتِي مَعَ اللَّوَاتِي مَا حَدُهُنَّ فِيهِ؟

قَالَ: حَدُّ الزِّنَا، إِنَّهُ إِذَا كَانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ يُؤْتَى بِهِنَّ قَدْ أُلْبِسْنَ مُقَطَّعَاتٍ مِنْ نَارٍ وَ قُنُعْنَ بِمَقَانِعَ مِنْ نَارٍ وَ سُرْوِلْنَ مِنَ النَّارِ وَأُدْخِلَ فِي أَجْوَافِهِنَّ إِلَى رُهُ وسِهِنَّ أَعْمِدَةٌ مِنْ نَارٍ وَ قُذِفَ بِهِنَّ فِي النَّارِ. أَيَّتُهَا الْمَرْأَةُ! إِنَّ أَوَّلَ مَنْ عَمِلَ هَذَا الْعَمَلَ قَوْمُ لُوطٍ، فَاسْتَغْنَى الرَّجَالُ بِالرِّجَالِ فَبَقِيَ النِّسَاءُ بِغَيْرِ رِجَالٍ فَفَعَلْنَ كَمَا فَعَلَ رِجَالُهُنَّ.

3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَمْرِو بْنِ عُثْمَانَ عَنْ يَزِيدَ النَّخَعِيُّ عَنْ بَشِيرٍ النَّبَّالِ قَالَ:

رَأَيْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام رَجُلاً فَقَالَ لَهُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! مَا تَقُولُ فِي التَّوَاتِي مَعَ اللَّوَاتِي؟

فرمود: ای زن! خداوند برای درختان مَثَل ها را نزده است، بلکه برای آدمیان مثل زده است؛ از هر چه می خواهی بپرس.

زن عرض کرد: به من بگو حد زنان هم جنس باز چیست؟

فرمود: حد زنا؛ به راستی که هنگام روز قیامت آن ها را در حالی می آورند که تکه هایی از آتش پوشیده اند، مقنعه هایی از آتش دارند و شلوارهایی از آتش پوشیده اند و از شکم هایشان تا سرهای شان عمودهایی از آتش داخل می شود و (سرانجام) آنان را در آتش می اندازند.

ای زن! به راستی که اولین کسانی که این فعل را انجام داد، قوم لوط علیه السَّلام بود. آن گاه که مردان آنها به مردان کفایت نمودند، زنان بدون شوهر ماندند. از این رو مرتکب هم جنس بازی شدند، همان سان که مردانشان مرتکب شدند

3 - بشیر نبّال گوید:

نزد امام صادق علیه السَّلام مردی را دیدم که به حضرتش عرض کرد: قربانت گردم! دربارۀ زنان هم جنس باز چه می فرمایید؟

فَقَالَ لَهُ: لا أُخْبِرُكَ حَتَّى تَحْلِفَ لَتَخْبِرَنَّ بِمَا أُحَدِّثُكَ بِهِ النِّسَاءَ.

قَالَ: فَحَلَفَ لَهُ.

قَالَ: فَقَالَ: هُمَا فِي النَّارِ وَ عَلَيْهِمَا سَبْعُونَ حُلَّةٌ مِنْ نَارٍ فَوْقَ تِلْكَ الْحُلَلِ جِلْدٌ جَافٌ غَلِيظٌ مِنْ نَارٍ عَلَيْهِمَا نِطَاقَانِ مِنْ نَارٍ وَ تَاجَانِ مِنْ نَارٍ فَوْقَ تِلْكَ الْحُلَلِ وَ خُفَّانِ مِنْ نَارٍ وَ هُمَا فِي النَّارِ.

4 - عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْقَاسِمِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ جَعْفَرٍ قَالَ:

سَأَلَ رَجُلٌ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام - أَوْ أَبَا إِبْرَاهِيمَ علیه السَّلام- عَنِ الْمَرْأَةِ تُسَاحِقُ الْمَرْأَةَ:

وَ كَانَ مُتَّكِئاً فَجَلَسَ فَقَالَ:

فرمود: تو را مطّلع نخواهم ساخت تا این که سوگند یاد کنی آن چه را که برای تو می گویم، برای زنان بازگو کنی.

پس آن مرد قسم یاد کرد.

امام علیه السَّلام فرمود: هر دو زن هم جنس باز در آتش اند؛ به گونه ای بر آن ها هفتاد لباس آتشین، روی این لباس پردۀ خشک و غلیظ آتشینی است و بر اندام آن ها دو کمربند از آتش و دو تاج از آتش است که روی آن لباس ها می باشند و دو کفش از آتش می پوشانند. و آن دو زن به این صورت در دوزخ عذاب خواهند شد.

4 - يعقوب بن جعفر گوید:

شخصی از امام صادق علیه السَّلام _ یا امام کاظم علیه السَّلام _ درباره هم جنس بازی زنان سؤال کرد.

امام علیه السَّلام که در آن هنگام تکیه داده بود، ناگاه نشست و فرمود:

مَلْعُونَةُ الرَّاكِبَةُ وَ الْمَرْكُوبَةُ وَ مَلْعُونَةٌ حَتَّى تَخْرُجَ مِنْ أَثْوَابِهَا الرَّاكِبَةُ وَ الْمَرْكُوبَةُ، فَإِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى وَ الْمَلَائِكَةَ وَ أَوْلِيَاءَهُ يَلْعَنُونَهُمَا، وَأَنَا وَ مَنْ بَقِيَ فِي أَصْلَابِ الرِّجَالِ وَ أَرْحَامِ النِّسَاءِ. فَهُوَ وَ اللَّهِ، الزِّنَا الْأَكْبَرُ وَ لا وَ اللهِ، مَا لَهُنَّ تَوْبَةٌ .

قَاتَلَ اللهُ لا قِيسَ بِنْتَ إِبْلِيسَ مَا ذَا جَاءَتْ بِهِ.

فَقَالَ الرَّجُلُ : هَذَا مَا جَاءَ بِهِ أَهْلُ الْعِرَاقِ؟

فَقَالَ: وَ اللهِ، لَقَدْ كَانَ عَلَى عَهْدِ رَسُولِ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله قَبْلَ أَنْ يَكُونَ الْعِرَاقُ، وَ فِيهِنَّ قَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله: لَعَنَ اللهُ الْمُتَشَبُهَاتِ بِالرِّجَالِ مِنَ النِّسَاءِ، وَ لَعَنَ اللَّهُ الْمُتَشَبِّهِينَ مِنَ الرِّجَالِ بِالنِّسَاءِ.

زنی که این عمل را انجام دهد و زنی که چنین عملی با او انجام می شود، ملعون هستند. و ملعونند تا هنگامی که لباس هاشان را که در آن موقع به تن داشتند، در آورند. چرا که خداوند متعال، فرشتگان و اولیای الهی آنها را لعن می کنند. هم چنین من و کسانی که در کمر مردان و رحم زنان باقی مانده اند آیندگان نیز آنها را لعن می کنیم.

به خدا سوگند! آن «زنای اکبر» است. به خدا سوگند! توبه ای برای چنین زنان نیست. خداوند «لاقيس» دختر «ابلیس» را بکشد؛ چه گناهی را به انسان ها به ارمغان آورد!

در این هنگام آن شخص گفت: این، چیزی است که اهل عراق آن را آورده اند.

فرمود: به خدا سوگند! این عمل در زمان پیامبر خدایا علیه السَّلام _ پیش از آن که عراقی وجود داشته باشد _ نیز بود و پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله دربارۀ این زنان فرمود: خداوند مردانی را که خود را شبیه زنان و زنانی را که خود را شبیه مردان می نمایند لعنت کند.

بخش صد و هشتاد و هشتم

عفت و پاکدامنی از حریم مردم

(188) بَابُ أَنَّ مَنْ عَقَّ عَنْ حَرَمِ النَّاسِ عُفَّ عَنْ حَرَمِهِ

1 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ شَرِيفِ بْنِ سَابِقٍ أَوْ رَجُلٍ عَنْ شَرِيفِ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ أَبِي قُرَّةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

لَمَّا أَقَامَ الْعَالِمُ الْجِدَارَ أَوْحَى اللهُ تَبَارَكَ وَتَعَالَى إِلَى مُوسَى علیه السَّلام: أَنِّي مُجَازِي الْأَبْنَاءِ بِسَعْيِ الْآبَاءِ إِنْ خَيْراً فَخَيْرٌ وَ إِنْ شَرّاً فَشَرٌّ، لَا تَزْنُوا فَتَزْنِيَ نِسَاؤُكُمْ، وَ مَنْ وَطِئَ فِرَاشَ امْرِئٍ مُسْلِم وَطِئَ فِرَاشُهُ كَمَا تَدِينُ تُدَانُ.

2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ الله علیه السَّلام قَالَ:

أَ مَا يَخْشَى الَّذِينَ يَنْظُرُونَ فِي أَدْبَارِ النِّسَاءِ أَنْ يُبْتَلَوْا بِذَلِكَ فِي نِسَائِهِمْ؟

بخش صد و هشتاد و هشتم: عفت و پاکدامنی از حریم مردم

1 - فضل بن ابو قرّه گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

(در داستان معروف حضرت خضر علیه السَّلام و حضرت موسی علیه السَّلام آمده است:) هنگامی که حضرت خضر علیه السَّلام آن دیوار را می ساخت؛ خداوند به حضرت موسی علیه السَّلام وحی نمود: من پاداش دهندۀ فرزندان به خاطر تلاش پدران می باشم؛ اگر تلاش پدران نیک و خیر باشد، پاداش فرزندان نیز خیر خواهد بود و اگر بد و شرّ باشد پاداش آنان نیز شرّ خواهد بود.

بنابر این زنا نکنید که زنانتان زنا خواهند نمود. و هر کس با همسر مرد مسلمان آمیزش کند، با همسرش آمیزش خواهد شد. آن سان که رفتار کنی، پاداش خواهی دید.

2 - هشام بن سالم گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

آیا کسانی که در پیِ زنان دیگر می نگرند نمی ترسند که در مورد زنان خود نیز به چنین بلایی گرفتار شوند؟

3 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِيهِ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ مُفَضَّل الْجُعْفِيِّ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:

مَا أُقْبَحَ بِالرَّجُلِ مِنْ أَنْ يُرَى بِالْمَكَانِ الْمُعْوِرِ فَيُدْخَلَ ذَلِكَ عَلَيْنَا وَ عَلَى صَالِحِي أَصْحَابِنَا. يَا مُفَضَّلُ! أَتَدْرِي لِمَ قِيلَ: «مَنْ يَزْنِ يَوْماً يُزْنَ بِهِ »؟

قُلْتُ: لا، جُعِلْتُ فِدَاكَ !

قَالَ: إِنَّهَا كَانَتْ بَغِيٌّ فِي بَنِي إِسْرَائِيلَ، وَ كَانَ فِي بَنِي إِسْرَائِيلَ رَجُلٌ يُكْثِرُ الإِخْتِلافَ إِلَيْهَا، فَلَمَّا كَانَ فِي آخِرِ مَا أَتَاهَا أَجْرَى اللَّهُ عَلَى لِسَانِهَا : أَمَا إِنَّكَ سَتَرْجِعُ إِلَى أَهْلِكَ فَتَجِدُ مَعَهَا رَجُلاً.

قَالَ: فَخَرَجَ وَ هُوَ خَبِيثُ النَّفْسِ، فَدَخَلَ مَنْزِلَهُ غَيْرَ الْحَالِ الَّتِي كَانَ يَدْخُلُ بِهَا قَبْلَ ذَلِكَ الْيَوْمِ، وَكَانَ يَدْخُلُ بِإِذْنِ فَدَخَلَ يَوْمَئِذٍ بِغَيْرِ إِذْنٍ فَوَجَدَ عَلَى فِرَاشِهِ رَجُلاً.

3 - مفضّل جعفی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

چه زشت است برای مرد که در مکان بدنام مشاهده شود؛ زیرا این کار او، بر ما و یاران صالح شایستۀ ما حمل می شود.

ای مفضّل! آیا می دانی چرا گفته شده: «هر کس روزی زنا کند، روزی با ناموس او زنا خواهد شد؟

عرض کردم: نه؛ قربانت گردم!

فرمود: در بنی اسرائیل زن بدکاره ای بود که مردی فراوان به نزد این زن می آمد. هنگامی که برای آخرین بار نزد زن بدکاره آمد، خداوند بر زبان این زن چنین جاری نمود: «آگاه باش! تو به زودی نزد همسرت باز می گردی و مردی را کنار او می بینی».

آن مرد با حالتی پلیدانه خارج شد. و با رفتار دیگران که پیش از آن نداشت وارد منزلش شد که همواره با اجازه وارد خانه می شد، امّا امروز بدون اجازه وارد شد. و مردی را در بستر خود یافت.

فَارْتَفَعَا إِلَى مُوسَى علیه السَّلام فَنَزَلَ جَبْرَئِيلُ علیه السَّلام عَلَى مُوسَى علیه السَّلام فَقَالَ: يَا مُوسَى! مَنْ يَزْنِ يَوْماً يُزْنَ بِهِ.

فَنَظَرَ إِلَيْهِمَا فَقَالَ: عِفُوا تَعِفَّ نِسَاؤُكُمْ.

4 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِي الْعَبَّاسِ الْكُوفِيُّ؛ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنْ عَمْرِو بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ الدِّهْقَانِ عَنْ دُرُسْتَ عَنْ عَبْدِ الْحَمِيدِ عَنْ أَبِي إِبْرَاهِيمَ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلَّى اللهُ عليه وآله:

تَزَوَّجُوا إِلَى آلِ فُلانٍ، فَإِنَّهُمْ عَفُوا فَعَفَّتْ نِسَاؤُهُمْ، وَ لَا تَزَوَّجُوا إِلَى آلِ فُلانٍ، فَإِنَّهُمْ بَغَوْا فَبَغَتْ نِسَاؤُهُمْ.

وَ قَالَ: مَكْتُوبٌ فِي التَّوْرَاةِ: أَنَا اللهُ قَاتِلُ الْقَاتِلِينَ وَ مُفْقِرُ الزَّانِينَ. أَيُّهَا النَّاسُ! لَا تَزْنُوا فَتَزْنِيَ نِسَاؤُكُمْ كَمَا تَدِينُ تُدَانُ.

5 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ رِبَاطٍ عَنْ عُبَيْدِ بْنِ زُرَارَةَ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:

آن دو به نزد موسی علیه السَّلام شکایت بردند. جبرئیل علیه السَّلام بر موسی علیه السَّلام نازل شد و عرض کرد:

ای موسی! هر کس روزی زنا کند، روزی با همسرش زنا خواهد شد.

پس موسی علیه السَّلام به آن دو نگاهی کرد و فرمود: عفت بورزید تا زنانتان عفّت بورزند.

4 - عبدالحمید گوید: امام کاظم علیه السَّلام فرمود: پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود:

با «آل فلان» ازدواج کنید؛ زیرا آنها عفّت ورزیدند در نتیجه زنان آنها نیز عفّت ورزیدند.

امّا با «آل فلان» ازدواج نکنید؛ زیرا آنها زناکارند در نتیجه زنانشان نیز زناکارند.

هم چنین فرمود: در تورات نوشته شده است:

من خداوندم، کشندۀ قاتلان و فقیرکننده زناکاران. ای مردم! زنا نکنید که زنانتان زنا خواهند نمود؛ «هر طور که رفتار کنی، رفتار خواهی دید».

5 - عبید بن زراره گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

بَرُوا آبَاءَكُمْ يَبَرَّكُمْ أَبْنَاؤُكُمْ، وَ عِفُوا عَنْ نِسَاءِ النَّاسِ تَعِفَّ نِسَاؤُكُمْ.

6 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ يَرْفَعُهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

قَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله: عَلَيْكُمْ بِالْعَفَافِ وَ تَرْكِ الْفُجُورِ.

7 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيَّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ وَهْبٍ عَنْ مَيْمُونِ الْقَدَّاحِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السَّلام يَقُولُ:

مَا مِنْ عِبَادَةٍ أَفْضَلَ مِنْ عِفَّةِ بَطْنٍ وَ فَرْجِ.

بخش صد و هشتاد و نهم

چند وایت نکته دار

(189) بَابُ نَوَادِرَ

1 - أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ سَعْدَانَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

به پدرانتان نیکی کنید که پسرانتان به شما نیکی خواهند نمود و از زنانِ مردم چشم پوشی کنید که از زنان شما چشم پوشی خواهد شد.

6 - راوی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود:

بر شما باد عفّت ورزیدن و ترک اعمال زشت.

7 - میمون قدّاح گوید: از امام باقر علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:

هیچ عبادتی با فضیلت تر از عفّت شکم و شرمگاه نیست.

بخش صد و هشتاد و نهم: چند روایت نکته دار

1 - ابوبصیر گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

لَيْسَ شَيْءٌ تَحْضُرُهُ المَلائِكَةُ إِلَّا الرَّهَانُ وَ مُلاعَبَةُ الرَّجُل أَهْلَهُ.

2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ وَلِيدِ قَالَ: جَاءَتِ امْرَأَةٌ سَائِلَةٌ إِلَى رَسُولِ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله فَقَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله: وَالِدَاتُ وَالِهَاتٌ رَحِيَمَاتٌ بِأَوْلَادِهِنَّ لَوْ لَا مَا يَأْتِينَ إِلَى أَزْوَاجِهِنَّ لَقِيلَ لَهُنَّ: ادْخُلْنَ الْجَنَّةَ بِغَيْرِ حِسَابٍ. 3 3 - عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنْ أَبِي الصَّبَّاحِ الْكِنَانِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

إِذَا صَلَّتِ الْمَرْأَةُ خَمْساً وَ صَامَتْ شَهْراً وَ أَطَاعَتْ زَوْجَهَا وَ عَرَفَتْ حَقٌّ عَلِي علیه السَّلام فَلْتَدْخُلْ مِنْ أَيِّ أَبْوَابِ الْجَنَّةِ شَاءَتْ.

4 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ يُونُسَ بْنِ يَعْقُوبَ عَنْ سَعِيدَةَ قَالَتْ:

در هر چیزی فرشتگان حضور نمی یابند مگر مسابقۀ اسب دوانی و بازی مرد با همسرش.

2 - ولید گوید: زنی که سؤالی داشت نزد پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله آمد.

پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود: مادران شیفته و دلسوز به فرزندانشان؛ اگر نبود آن آزارهایی که به شوهرانشان می رسانند، به آنان گفته می شد : «دون حساب و کتاب وارد بهشت شوید».

3 - ابو صباح کنانی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

هرگاه زن پنج مرتبه (در روز) نماز بخواند، یک ماه (رمضان) را روزه بگیرد، از شوهرش اطاعت کند و حق علی علیه السَّلام را بشناسد (و به آن ایمان آورد) در نتیجه از هر درب بهشت که بخواهد وارد می شود.

4 - سعیده گوید:

بَعَثَنِي أَبُو الْحَسَنِ علیه السَّلام إِلَى امْرَأَةٍ مِنْ آلِ زُبَيْرِ لِأَنْظُرَ إِلَيْهَا أَرَادَ أَنْ يَتَزَوَّجَهَا، فَلَمَّا دَخَلْتُ عَلَيْهَا حَدَّثَتْنِي هُنَيْئَةٌ. ثُمَّ قَالَتْ: أَدْنِي الْمِصْبَاحَ فَأَدْنَيْتُهُ لَهَا.

قَالَتْ سَعِيدَةُ: فَنَظَرْتُ إِلَيْهَا وَ كَانَ مَعَ سَعِيدَةَ غَيْرُهَا فَقَالَتْ: أَرَضِيتُنَّ ؟

قَالَ: فَتَزَوَّجَهَا أَبُو الْحَسَنِ علیه السَّلام فَكَانَتْ عِنْدَهُ حَتَّى مَاتَ عَنْهَا. فَلَمَّا بَلَغَ ذَلِكَ جَوَارِيَهُ جَعَلْنَ يَأْخُذْنَ بِأَرْدَانِهِ وَ ثِيَابِهِ، وَ هُوَ سَاكِتٌ يَضْحَكُ وَ لَا يَقُولُ لَهُنَّ شَيْئاً. فَذُ كِرَ أَنَّهُ قَالَ: مَا شَيْءٌ مِثْلَ الْحَرَائِرِ.

5 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عزّوجل: (أَوْ لَا مَسْتُمُ النِّسَاءَ).

فَقَالَ: هُوَ الْجِمَاعُ، وَ لَكِنَّ اللَّهَ سَمِيرٌ يُحِبُّ السَّتْرَ، فَلَمْ يُسَمِّ كَمَا تُسَمُّونَ.

امام کاظم علیه السَّلام می خواست! خانمی از خاندان زبیر ازدواج کند. از این رو مرا به خانۀ فرستاد تا به او بنگرم. من شبانه به خانۀ آن خانم وارد شدم خانم دیگری نیز با من بود. چند لحظه با من سخن گفت سپس گفت: لطفاً این چراغ را نزدیک بیاور. من چراغ را نزدیک او نهادم و درست او را نگریستم. خانم گفت: آیا پسند شما قرار گرفتم؟

سرانجام آن حضرت با آن خانم ازدواج کرد و تا آخر عمر با او به سر برد.

بعد از ازدواج، کنیزان آن سرور بر سر او ریختند. یکی آستین او را می کشید و آن یکی لباس او را می کشید و اعتراض می کردند و ابوالحسن علیه السَّلام ساکت بود و می خندید و چیزی نمی گفت. گفتند که ابوالحسن علیه السَّلام اظهار کرده بود که هیچ کنیزی جای خانم آزاد را نمی گیرد.

5 - حلبی گوید: از امام صادق علیه السَّلام دربارۀ این آیه که می فرماید: «یا با زنان تماس گرفتید» سؤال کردم: (منظور از تماس با زنان چیست؟)

فرمود: همان آمیزش است. ولی خداوند پرده پوش است و پرده پوشی را دوست دارد. پس اسم (آمیزش) را ذکر نکرد، آن طور که شما نام می برید.

6 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:

أَوْصَتْ فَاطِمَةً علیهما السَّلام إِلَى عَلِي علیه السَّلام أَنْ يَتَزَوَّجَ ابْنَةَ أُخْتِهَا مِنْ بَعْدِهَا، فَفَعَلَ.

7 - ابْنُ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ عُبَيْدِ بْنِ زُرَارَةَ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنِ الرَّجُلِ يُزَوِّجُ جَارِيَتَهُ أَ يَنْبَغِي لَهُ أَنْ تَرَى عَوْرَتَهُ؟

قَالَ: لا ، وَ أَنَا أَتَّقِي ذَلِكَ مِنْ مَمْلُوكَتِي إِذَا زَوَّجْتُهَا.

8 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَجَّالِ عَنْ ثَعْلَبَةَ عَنْ مَعْمَرِ بْنِ يَحْيَى قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرِ علیه السَّلام عَمَّا يَرْوِي النَّاسُ عَنْ عَلِيّ علیه السَّلام فِي أَشْيَاءَ مِنَ الْفُرُوجِ لَمْ يَكُنْ يَأْمُرُ بِهَا وَ لا يَنْهَى عَنْهَا إِلَّا أَنَّهُ يَنْهَى عَنْهَا نَفْسَهُ وَ وُلْدَهُ فَقُلْتُ: وَ كَيْفَ يَكُونُ ذَلِكَ؟

قَالَ: قَدْ أَحَلَّتْهَا آيَةٌ وَ حَرَّمَتْهَا آيَةٌ أُخْرَى.

6 - زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود: فاطمه علیهما السَّلام به علی علیه السَّلام سفارش کرد که بعد از رحلت او با دختر خواهرش ازدواج کند و علی علیه السَّلام به سفارش آن بانوی بزرگوار عمل کرد.

7 - عبيد بن زراره گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: اگر انسان کنیز خود را شوهر داده باشد، می تواند بدون لباس در برابر او ظاهر شود؟

فرمود: نه؛ و من موقعی که کنیز خود را شوهر می دهم، از این کار پرهیز می کنم.

8 - معمر بن یحیی گوید: از امام باقر علیه السَّلام پرسیدم: مردم (سنّی ها) روایت می کنند که علی علیه السَّلام در چند مسأله از مسائل ازدواج به دیگران امر و نهی نمی فرمود، اما خود و خاندانش را از ارتکاب آن منع می فرمود. آیا چنین چیزی امکان دارد؟

فرمود: چه مانعی دارد که یک آیۀ قرآن زنی را حلال و آیۀ دیگر همان زن را حرام کند؟

قُلْتُ: فَهَلْ يَصِيرُ إِلَّا أَنْ تَكُونَ إِحْدَاهُمَا قَدْ نَسَخَتِ الْأُخْرَى أَوْ هُمَا مُحْكَمَتَانِ جمِيعاً، أَوْ يَنْبَغِي أَنْ يُعْمَلَ بِهِمَا؟

فَقَالَ: قَدْ بَيَّنَ لَكُمْ إِذْ نَهَى نَفْسَهُ وَ وُلْدَهُ.

قُلْتُ: مَا مَنَعَهُ أَنْ يُبَيِّنَ ذَلِكَ لِلنَّاسِ ؟

فَقَالَ: خَشِيَ أَنْ لا يُطَاعَ، وَ لَوْ أَنَّ عَلِيّاً علیه السَّلام ثَبَتَتْ لَهُ قَدَمَاهُ أَقَامَ كِتَابَ اللَّهِ وَ الْحَقُّ کُلَّه.

9 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ حَدِيدٍ عَنْ جَمِيلٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَحَدِهِمَا فِي رَجُلٍ أَقَرَّ عَلَى نَفْسِهِ أَنَّهُ غَصَبَ جَارِيَةَ رَجُلٍ فَوَلَدَتِ الْجَارِيَةُ مِنَ الْغَاصِبِ.

قَالَ: تُرَدُّ الْجَارِيَةُ وَالْوَلَدُ عَلَى الْمَغْصُوبِ مِنْهُ إِذَا أَقَرَّ بِذَلِكَ الْغَاصِبُ.

10 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ الْحَكَمِ بْنِ مِسْكِينِ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

گفتم: چگونه چنین می شود که یا این آیه، آن آیه را نسخ می کند و تخصیص می دهد و یا هر دو آیه محکم و پابرجا می مانند. در هر دو حال چگونه امکان دارد که هر دو آیه مورد عمل قرار بگیرد؟

فرمود: در صورتی علی علیه السَّلام خود و خاندانش را نهی کرده که حقیقت را برای شما روشن کرده است.

گفتم: چه مانعی داشت که دیگران را نیز نهی فرماید؟

فرمود: علی علیه السَّلام بیم داشت که مردم نپذیرند. اگر حکومت علی علیه السَّلام استوار می ماند، کتاب خدا _ بلکه همه حقایق _ را برپا می کرد.

9 - راوی گوید:

امام (صادق علیه السَّلام و یا امام باقر علیه السَّلام) دربارۀ شخصی که اعتراف کرد که کنیز شخص دیگری را غصب کرده و کنیز از فرد غاصب فرزندی به دنیا می آورد، فرمود:

هنگامی که غاصب اعتراف کند، کنیز و فرزندش به شخصی که کنیز از او غصب شده بازگشت داده می شوند.

10 - اسحاق بن عمّار گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

كَانَ مَلِكٌ فِي بَنِي إِسْرَائِيلَ، وَكَانَ لَهُ قَاضٍ وَلِلْقَاضِي أَخٌ، وَكَانَ رَجُلَ صِدْقٍ وَلَهُ امْرَأَةٌ قَدْ وَلَدَتْهَا الْأَنْبِيَاءُ، فَأَرَادَ الْمَلِكُ أَنْ يَبْعَثَ رَجُلاً فِي حَاجَةٍ فَقَالَ لِلْقَاضِي: ابْغِنِي رَجُلاً ثِقَةٌ.

فَقَالَ: مَا أَعْلَمْ أَحَداً أَوْثَقَ مِنْ أَخِي.

فَدَعَاهُ لِيَبْعَثَهُ فَكَرِهَ ذَلِكَ الرَّجُلُ وَ قَالَ لِأَخِيهِ: إِنِّي أَكْرَهُ أَنْ أُضَيَّعَ امْرَأَتِي.

فَعَزَمَ عَلَيْهِ فَلَمْ يَجِدْ بُداً مِنَ الْخُرُوجِ فَقَالَ لِأَخِيهِ: يَا أَخِي! إِنِّي لَسْتُ أُخَلَّفُ شَيْئاً أَهَمَّ عَلَيَّ مِنِ امْرَأَتِي فَاخْلُفْنِي فِيهَا وَ تَوَلَّ قَضَاءَ حَاجَتِهَا.

قَالَ: نَعَمْ.

فَخَرَجَ الرَّجُلُ وَ قَدْ كَانَتِ الْمَرْأَةُ كَارِهَةً لِخُرُوجِهِ، فَكَانَ الْقَاضِي يَأْتِيهَا وَيَسْأَلُهَا عَنْ حَوَائِجِهَا، وَ يَقُومُ لَهَا فَأَعْجَبَتْهُ فَدَعَاهَا إِلَى نَفْسِهِ، فَأَبَتْ عَلَيْهِ فَحَلَفَ عَلَيْهَا لَئِنْ لَمْ تَفْعَلِى لَنُخْبِرَنَّ الْمَلِكَ أَنَّكِ قَدْ فَجَرْتِ.

فَقَالَتْ: اصْنَعْ مَا بَدَا لَكَ لَسْتُ أُجِيبُكَ إِلَى شَيْءٍ مِمَّا طَلَبْتَ.

پادشاهی در بنی اسرائیل بود که این پادشاه یک قاضی داشت. این قاضی نیز برادری داشت. برادر قاضی شخصی راستگوی بود و همسری داشت که از نسل پیامبران بود.

روزی پادشاه تصمیم گرفت مردی را برای انجام کاری مأموریت دهد. به قاضی گفت: مردی را جهت این مأموریّت به من معرفی کن.

قاضی گفت: هیچ کس را مورد اعتمادتر از برادرم نمی دانم.

پادشاه برادر قاضی را فراخواند تا به او مأموریّت دهد، امّا برادر قاضی حاضر نبود این کار را بپذیرد، از این رو به برادر خود گفت: من کراهت دارم که زندگی همسرم را تباه سازم.

ولی پادشاه تصمیم خود را گرفته بود او ناگزیر بود که به این مأموریّت تن دهد، از این رو به برادر خود قاضی گفت: ای برادر! من هیچ چیزی که مهمتر از همسرم باشد به جای نگذاشته ام بنابر این برای او جانشین من باش و انجام نیازهایش را به عهده بگیر.

قاضی گفت: باشد.

برادر قاضی در حالی به این مأموریّت رفت که همسرش از رفتن او ناراضی بود. قاضی همواره نزد همسر برادرش می آمد و از نیازهایش می پرسید و امورش را انجام می داد.

روزی قاضی به همسر برادرش علاقمند شد. و او را به سوی خود فراخواند، اما زن امتناع ورزید. قاضی برای او سوگند یاد کرد که اگر این کار را نکنی به پادشاه خبر می دهم که تو زنا داده ای.

زن گفت: هر کاری که می خواهی بکن؛ من خواستۀ تو را نخواهم داد.

فَأَتَى الْمَلِكَ، فَقَالَ: إِنَّ امْرَأَةَ أَخِي قَدْ فَجَرَتْ وَ قَدْ حَقٌّ ذَلِكَ عِنْدِي.

فَقَالَ لَهُ الْمَلِكُ : طَهَّرْهَا.

فَجَاءَ إِلَيْهَا فَقَالَ: إِنَّ الْمَلِكَ قَدْ أَمَرَنِي بِرَجْمِكِ فَمَا تَقُولِينَ؟ تُجِيبُنِي وَإِلَّا رَجَمْتُكِ.

فَقَالَتْ: لَسْتُ أُجِيبُكَ فَاصْنَعْ مَا بَدَا لَكَ .

فَأَخْرَجَهَا فَحَفَرَ لَهَا فَرَجَمَهَا وَ مَعَهُ النَّاسُ ، فَلَمَّا ظَنَّ أَنَّهَا قَدْ مَاتَتْ تَرَكَهَا وَ انْصَرَفَ وَ جَنَّ بِهَا اللَّيْلُ وَكَانَ بِهَا رَمَقٌ فَتَحَرَّكَتْ وَ خَرَجَتْ مِنَ الْحَفِيرَةِ، ثُمَّ مَشَتْ عَلَى وَجْهِهَا حَتَّى خَرَجَتْ مِنَ الْمَدِينَةِ، فَانْتَهَتْ إِلَى دَيْرٍ فِيهِ دَيْرَانِيٌّ فَبَاتَتْ عَلَى بَابِ الدير.

فَلَمَّا أَصْبَحَ الدَّيْرَانِيُّ فَتَحَ الْبَابَ وَ رَآهَا فَسَأَلَهَا عَنْ قِصَّتِهَا فَخَبَّرَتْهُ، فَرَحِمَهَا وَ أَدْ خَلَهَا الدَّيْرَ، وَكَانَ لَهُ ابْنُ صَغِيرٌ لَمْ يَكُنْ لَهُ ابْنُ غَيْرُهُ، وَكَانَ حَسَنَ الْحَالِ فَدَاوَاهَا حَتَّى بَرَأَتْ مِنْ عِلْتِهَا وَ انْدَ مَلَتْ ثُمَّ دَفَعَ إِلَيْهَا ابْنَهُ، فَكَانَتْ تُرَبِّيهِ.

قاضی نزد پادشاه آمد و گفت: همسر برادرم زنا داده و این کار او نزد من ثابت شده است.

پادشاه به او گفت: او را تطهیر کن (و حد شرعی بر او جاری ساز).

قاضی نزد زن برادرش آمد و گفت: پادشاه به من دستور داده که تو را سنگسار کنم؛ نظرت چیست؟ به خواستۀ من پاسخ می دهی وگرنه تو را سنگسار خواهم نمود.

زن گفت: من از تو اطاعت نمی کنم؛ هر کاری می خواهی بکن.

قاضی او را به بیرون شهر برد و چاله ای حفر نمود و مردم او را سنگسار کردند. هنگامی که یقین کرد زن مرده است او را ترک نمود و رفت. شب فرا رسید هنوز آن زن که رمقی داشت، خود را تکان داد و از گودی خارج شد، آنگاه سینه خیزکنان به راه افتاد تا از شهر خارج شد. به صومعه راهبی رسید شب را نزد درب صومعه سپری کرد.

هنگامی که بامدادان راهب برخاست و درب صومعه را گشود و آن زن را دید؛ از ماجرایش سؤال کرد و آن زن قصّۀ خود را برایش تعریف کرد. راهب به حال او رحم نمود و او را وارد صومعه کرد راهب فقط یک پسر کوچکی داشت. از طرفی زندگی خوبی داشت. از این رو زن را مداوا نمود تا این که بهبود یافت و جراحتش خوب شد. سپس پسر خود را به او سپرد و آن زن او را تربیت می نمود.

وَ كَانَ لِلدَّيْرَانِي قَهْرَمَانٌ يَقُومُ بِأَمْرِهِ فَأَعْجَبَتْهُ فَدَعَاهَا إِلَى نَفْسِهِ فَأَبَتْ فَجَهَدَ بِهَا فَأَبَتْ.

فَقَالَ: لَئِنْ لَمْ تَفْعَلِي لَأَجْهَدَنَّ فِي قَتْلِكِ.

فَقَالَتْ: اصْنَعْ مَا بَدَا لَكَ.

فَعَمَدَ إِلَى الصَّبِيَّ فَدَقَّ عُنُقَهُ وَ أَتَى الدَّيْرَانِي فَقَالَ لَهُ: عَمَدْتَ إِلَى فَاجِرَةٍ قَدْ فَجَرَتْ فَدَفَعْتَ إِلَيْهَا ابْنَكَ فَقَتَلَتْهُ.

فَجَاءَ الدَّيْرَانِيُّ فَلَمَّا رَآهُ قَالَ لَهَا: مَا هَذَا؟ فَقَدْ تَعْلَمِينَ صَنِيعِي بِكِ؟

فَأَخْبَرَتْهُ بِالْقِصَّةِ.

فَقَالَ لَهَا: لَيْسَ تَطِيبُ نَفْسِي أَنْ تَكُونِي عِنْدِي فَاخْرُجِي.

فَأَخْرَجَهَا لَيْلاً وَ دَفَعَ إِلَيْهَا عِشْرِينَ دِرْهَماً وَ قَالَ لَهَا: تَزَوَّدِي هَذِهِ، اللَّهُ حَسْبُكِ.

فَخَرَجَتْ لَيْلاً فَأَصْبَحَتْ فِي قَرْيَةٍ فَإِذَا فِيهَا مَصْلُوبٌ عَلَى خَشَبَةٍ وَ هُوَ حَيٌّ. فَسَأَلَتْ عَنْ قِصَّتِهِ.

راهب وکیلی داشت که کارهایش را انجام می داد. روزی وکیل به آن زن علاقمند شد و او را به سوی خود خواند، امّا آن زن امتناع کرد. وکیل اصرار نمود، ولی باز هم زن خودداری کرد.

وکیل گفت: اگر این کار را نکنی در قتل تو تلاش خواهم کرد.

زن گفت: هر کاری می خواهی بکن.

وکیل نزد فرزند راهب آمد و گردنش را شکاند نزد راهب آمد و به او گفت: به زن بدکاره ای زنا داده است پناه داده و فرزندت را به او سپرده ای. اینک او فرزند تو را کشت.

راهب نزد آن رفت، هنگامی که پسرش را دید به زن گفت: این چه کاری است که انجام داده ای؟ می دانی که چه خوبی هایی به تو کردم! زن ماجرا را برایش بازگفت، امّا راهب گفت: خوش ندارم که نزد من بمانی؛ از این جا برو.

راهب شب هنگام او را بیرون کرد و بیست در هم به او داد و گفت: با این توشه بگیر، خداوند تو را کفایت کند.

زن شب هنگام خارج شد و بامدادان به روستایی رسید در آن روستا با مرد به دار آویخته ای که روی دار بود و هنوز زنده بود، رو به رو شد و از ماجرای آن مرد پرسید.

فَقَالُوا: عَلَيْهِ دَيْنٌ عِشْرُونَ دِرْهَماً وَ مَنْ كَانَ عَلَيْهِ دَيْنٌ عِنْدَنَا لِصَاحِبِهِ صُلِبَ حَتَّى يُؤَدِّيَ إِلَى صَاحِبِهِ.

فَأَخْرَجَتِ الْعِشْرِينَ دِرْهَمَا وَ دَفَعَتْهَا إِلَى غَرِيمِهِ وَ قَالَتْ: لَا تَقْتُلُوهُ فَأَنْزَلُوهُ عَنِ الْخَشَبَةِ.

فَقَالَ لَهَا: مَا أَحَدٌ أَعْظَمَ عَلَيَّ مِنْةٌ مِنْكِ؛ نَجَّيْتِنِي مِنَ الصَّلْبِ وَ مِنَ الْمَوْتِ، فَأَنَا مَعَكِ حَيْثُ مَا ذَهَبْتِ.

فَمَضَى مَعَهَا وَ مَضَتْ حَتَّى انْتَهَيَا إِلَى سَاحِل الْبَحْرِ، فَرَأَى جَمَاعَةً وَ سُفُناً ، فَقَالَ لَهَا: اجْلِسِي حَتَّى أَذْهَبَ أَنَا أَعْمَلُ لَهُمْ وَأَسْتَطْعِمُ وَ آتِيكِ بِهِ.

فيها.

فَأَتَاهُمْ فَقَالَ لَهُمْ: مَا فِي سَفِينَتِكُمْ هَذِهِ؟

قَالُوا: فِي هَذِهِ تِجَارَاتٌ وَ جَوْهَرٌ وَ عَنْبَرٌ وَ أَشْيَاءُ مِنَ التِّجَارَةِ وَ أَمَّا هَذِهِ فَنَحْنُ فِیهَا.

قَالَ: وَ كَمْ يَبْلُغُ مَا فِي سَفِينَتِكُمْ؟

به او گفتند: او بیست در هم بدهی دارد. رسم ما این است که هر کس بدهی خود را نپردازد به دار آویخته می شود تا این که بدهی طلبکار خود را بپردازد.

زن بیست در هم را بیرون آورد و به طلبکار پرداخت و گفت: او را نکشید!

مردم او را از چوبۀ دار پایین آوردند. آن مرد رو به زن کرد و گفت: هیچ کس بر من منّتی بالاتر از تو ندارد؛ تو مرا از چوبۀ دار و مرگ نجات دادی. پس هر جا بروی من با تو هستم.

پس به همراه زن به راه افتاد تا این که به ساحل دریایی رسیدند. آن مرد عدّه ای را دید که با کشتی هایی در آنجا هستند، به زن گفت: بنشین تا من بروم برای آنان کارگری کنم و غذایی تهیّه نمایم و برای تو بیاورم.

پس نزد آن گروه رفت و به آنان گفت: در این کشتی شما چیست؟

گفتند: در این کشتی کالاهای تجاری، گوهر و عنبر و اجناس تجاری است. امّا در کشتی دیگر خودمان هستیم.

مرد گفت: اجناس و کالایتان چقدر ارزش دارند؟

قَالُوا: كَثِيرٌ لا نُحْصِيهِ.

قَالَ: فَإِنَّ مَعِي شَيْئاً هُوَ خَيْرٌ مِمَّا فِي سَفِينَتِكُمْ.

قَالُوا: وَ مَا مَعَكَ؟

قَالَ: جَارِيَةٌ لَمْ تَرَوْا مِثْلَهَا قَطُّ.

قَالُوا: فَبِعْنَاهَا؟

643

قَالَ: نَعَمْ عَلَى شَرْطِ أَنْ يَذْهَبَ بَعْضُكُمْ فَيَنْظُرَ إِلَيْهَا ثُمَّ يَجِيثَنِي فَيَشْتَرِيَهَا وَ لَا يُعْلِمَهَا وَيَدْفَعَ إِلَيَّ الثمَنَ وَلَا يُعْلِمَهَا حَتَّى أَمْضِيَ أَنَا.

فَقَالُوا: ذَلِكَ لَكَ.

فَبَعَثُوا مَنْ نَظَرَ إِلَيْهَا. فَقَالَ: مَا رَأَيْتُ مِثْلَهَا قَطُّ.

فَاشْتَرَوْهَا مِنْهُ بِعَشَرَةِ آلافِ دِرْهَم وَ دَفَعُوا إِلَيْهِ الدَّرَاهِمَ. فَمَضَى بِهَا؛ فَلَمَّا أَمْعَنَ أَتَوْهَا فَقَالُوا لَهَا: قُومِي وَ ادْخُلِي السَّفِينَةَ.

قَالَتْ: وَ لِمَ؟

گفتند: خیلی ارزش دارد؛ قابل شمارش نیست.

مرد گفت: اما همراه من چیزی است که از کالاهایی که در کشتی شماست، بهتر است!

گفتند: چه چیزی همراه توست؟

گفت: کنیزی است که هیچ گاه مانندش را ندیده اید!

گفتند: او را به ما بفروش.

گفت: باشد. به شرط این که یکی از شما برود و او را ببیند. سپس نزد من باز گردد و کنیز را بخرد ولی چیزی به کنیز نگوید و قیمتش را به من بپردازد و باز چیزی به کنیز نگوید تا این که من از این جا بروم.

گفتند: این سخن تو را می پذیریم.

پس شخصی را فرستادند تا زن را مشاهده کند.

پس او بازگشت و گفت: هرگز مانند این کنیز را ندیده ام.

آنها زن را از آن مرد به قیمت ده هزار درهم خریدند. در هم ها را به او پرداختند. او در همها را برداشت و رفت. هنگامی که از دیدگان ناپدید و دور شد نزد زن رفتند و به او گفتند: برخیز و داخل کشتی شو.

زن گفت: برای چه؟

قَالُوا: قَدِ اشْتَرَيْنَاكِ مِنْ مَوْلَاكِ.

قَالَتْ: مَا هُوَ بِمَوْلايَ.

قَالُوا: لَتَقُومِينَ أَوْ لَنَحْمِلَنَّكِ؟

فَقَامَتْ وَ مَضَتْ مَعَهُمْ، فَلَمَّا انْتَهَوْا إِلَى السَّاحِلِ لَمْ يَأْمَنْ بَعْضُهُمْ بَعْضاً عَلَيْهَا فَجَعَلُوهَا فِي السَّفِينَةِ الَّتِي فِيهَا الْجَوْهَرُ وَ التِّجَارَةُ وَرَكِبُوا هُمْ فِي السَّفِينَةِ الْأُخْرَى. فَدَفَعُوهَا فَبَعَثَ اللَّهُ عَزَّوَجل عَلَيْهِمْ رِيَاحَاً فَغَرَّقَتْهُمْ وَ سَفِينَتَهُمْ وَ نَجَتِ السَّفِينَةُ الَّتِي كَانَتْ فِيهَا حَتَّى انْتَهَتْ إِلَى جَزِيرَةٍ مِنْ جَزَائِرِ الْبَحْرِ وَ رَبَطَتِ السَّفِينَةَ، ثُمَّ دَارَتْ فِي الْجَزِيرَةِ فَإِذَا فِيهَا مَاءً وَ شَجَرٌ فِيهِ ثَمَرَةٌ. فَقَالَتْ: هَذَا مَاءً أَشْرَبُ مِنْهُ وَ ثَمَرٌ أَكُلُ مِنْهُ أَعْبُدُ اللهَ فِي هَذَا الْمَوْضِعِ.

فَأَوْحَى اللَّهُ عَزَّوَجل إِلَى نَبِيَّ مِنْ أَنْبِيَاءِ بَنِي إِسْرَائِيلَ أَنْ يَأْتِيَ ذَلِكَ الْمَلِكَ فَيَقُولَ:

گفتند: ما تو را از صاحبت خریده ایم.

گفت: او صاحب من نبود.

گفتند: بر می خیزی یا تو را وادار کنیم؟

زن برخاست و همراه آنان به راه فتاد، هنگامی که به ساحل رسیدند، در خصوص زن به همدیگر اعتماد نکردند، از این رو او را در آن کشتی که جواهرات و کالاهای تجاری بود، قرار دادند و خودشان به کشتی دیگری سوار شدند و کشتی ها را به حرکت درآوردند. در این هنگام خداوند متعال طوفانی بر آنان فرستاد و کشتی آنها را غرق نمود اما کشتی دیگری که زن در آن بود نجات یافت، تا این که به یکی از جزیره های دریا رسید.

زن کشتی را بست. سپس در جزیره گشت و به جست و جو پرداخت ناگاه به چشمه آبی و درخت میوه داری رسید با خود گفت از این آب می آشامم و از این میوه هم می خورم و خداوند را در این مکان پرستش می کنم.

در این هنگام خداوند به یکی از پیامبران بنی اسرائیل وحی نمود که نزد پادشاه برود و بگوید:

إِنَّ فِي جَزِيرَةٍ مِنْ جَزَائِرِ الْبَحْرِ خَلْقاً مِنْ خَلْقِي فَاخْرُجْ أَنْتَ وَ مَنْ فِي مَمْلَكَتِكَ حَتَّى تَأْتُوا خَلْقِي هَذِهِ وَ تُقِرُّوا لَهُ بِذُنُوبِكُمْ ثُمَّ تَسْأَلُوا ذَلِكَ الْخَلْقَ أَنْ يَغْفِرَ لَكُمْ، فَإِنْ يَغْفِرْ لَكُمْ غَفَرْتُ لَكُمْ.

فَخَرَجَ الْمَلِكُ بِأَهْلِ مَمْلَكَتِهِ إِلَى تِلْكَ الْجَزِيرَةِ، فَرَأَوُا امْرَأَةٌ فَتَقَدَّمَ إِلَيْهَا الْمَلِكُ فَقَالَ لَهَا: إِنَّ قَاضِيَ هَذَا أَتَانِي فَخَبَّرَنِي أَنَّ امْرَأَةَ أَخِيهِ فَجَرَتْ فَأَمَرْتُهُ بِرَجْمِهَا وَ لَمْ يُقِمْ عِنْدِي الْبَيْنَةَ فَأَخَافُ أَنْ أَكُونَ قَدْ تَقَدَّمْتُ عَلَى مَا لَا يَحِلُّ لِي، فَأُحِبُّ أَنْ تَسْتَغْفِرِي لِي.

فَقَالَتْ: غَفَرَ اللَّهُ لَكَ، اجْلِسْ.

ثُمَّ أَتَى زَوْجُهَا وَ لا يَعْرِفُهَا فَقَالَ: إِنَّهُ كَانَ لِي امْرَأَةٌ وَ كَانَ مِنْ فَضْلِهَا وَ صَلاحِهَا وَ إِنِّي خَرَجْتُ عَنْهَا وَ هِيَ كَارِهَةٌ لِذَلِكَ، فَاسْتَخْلَفْتُ أَخِي عَلَيْهَا فَلَمَّا رَجَعْتُ سَأَلْتُ عَنْهَا فَأَخْبَرَنِي أَخِي أَنَّهَا فَجَرَتْ فَرَجَمَهَا، وَ أَنَا أَخَافُ أَنْ أَكُونَ قَدْ ضَيَّعْتُهَا فَاسْتَغْفِرِي لِي.

(خداوند می فرماید:) در یکی از جزیره های دریا آفریده ای از آفریدگان من است؛ اینک تو و مردم کشورت خارج شوید و به نزد این آفریدۀ من برسید و در حضور او به گناهان خود اقرار کنید. سپس از این آفریده بخواهید که شما را ببخشد . پس اگر شما را بخشید من نیز شما را می بخشایم.

پادشاه با مردم خود به آن جزیره رفتند. و در آنجا زنی را دیدند. پادشاه نزد آن زن رفت و به او گفت: روزی قاضی نزد من آمد و به من خبر داد که همسر برادرش زنا داده است. من به قاضی دستور دادم که او را سنگسار کند. امّا قاضی بر این کار شاهدی نزد من نیاورده بود.

آن دارم که بر کاری اقدام کرده باشم که برای من جایز نبوده است. از این رو دوست دارم که برای من آمرزش بخواهی.

فَقَالَتْ: غَفَرَ اللَّهُ لَكَ، اجْلِسْ ؛

ثُمَّ أَتِى زَوْجُهَا وَلا يَعْرِفُها ، فَقَالَ : إِنَّهُ كَانَ لِي امْرَأَةٌ وَكَانَ مِنْ فَضْلِها وَ صَلاحِهَا، وَإِنِّي خَرَجْتُ عَنْهَا وَهِيَ كارِهَةٌ لِذلِكَ . فَاسْتَخْلَفْتُ أحَى عَلَيْهَا. فَلَمَّا رَجَعْتُ سَأَلْتُ عَنْهَا، فَأَخْبَرَنِى أَنها فَجَرَتْ ، فَرَحَمَها وَأَنَا أَخافُ أَنْ أَكُونَ قَدْ ضَيَّعتها فَاسْتَغْفِري لي .

فَقالَتْ : غَفَرَ اللهُ لَكَ، اجلس !

فَأَجْلَسَتْهُ إِلَى جَنْبِ الْمَلِكِ. ثُمَّ أَتَى الْقَاضِي فَقَالَ: إِنَّهُ كَانَ لِأَخِي امْرَأَةٌ وَ إِنَّهَا أَعْجَبَتْنِي فَدَعَوْتُهَا إِلَى الْفُجُورِ فَأَبَتْ، فَأَعْلَمْتُ الْمَلِكَ أَنَّهَا قَدْ فَجَرَتْ وَ أَمَرَنِي بِرَجْمِهَا فَرَجَمْتُهَا وَ أَنَا كَاذِبٌ عَلَيْهَا فَاسْتَغْفِرِي لِي.

قَالَتْ: غَفَرَ اللهُ لَكَ، اجلس !

زن گفت: خداوند تو را بیامرزد بنشین.

سپس شوهر زن آمد _ در حالی که همسرش را نمی شناخت _ و گفت:

من زنی داشتم و فضیلت و خوبیاش چنین و چنان بود و از او تعریف و تمجید نمود. روزی من از نزد او رفتم در حالی که او از این کار رضایت نداشت. برادرم را به جای خود برای او گماشتم. هنگامی که بازگشتم در خصوص همسرم پرس و جو نمودم. برادرم به من اطّلاع داد که او زنا نمود پس او را سنگسار نموده است.

اکنون من بیم دارم که زندگی همسرم را تباه کرده باشم، پس برای من طلب آمرزش کن.

زن گفت: خداوند تو را بیامرزد! بنشین.

پس او را کنار پادشاه نشانید.

سپس قاضی آمد و گفت: برادرم همسری داشت. من به او علاقمند شدم، او را به زنا فراخواندم، امّا او خودداری نمود. پس به پادشاه خبر دادم که او زنا داده است و پادشاه به من فرمان داد او را سنگسار نمایم. من نیز همسر برادرم را سنگسار کردم. در حالی که من عليه او دروغ ن گفته بودم؛ پس برای من استغفار کن.

زن گفت خداوند تو را بیامرزد!

ثُمَّ أَقْبَلَتْ عَلَى زَوْجِهَا فَقَالَتْ: اسْمَعْ.

ثُمَّ تَقَدَّمَ الدَّيْرَانِيُّ وَ قَصَّ قِصَّتَهُ وَ قَالَ: أَخْرَجْتُهَا بِاللَّيْلِ وَأَنَا أَخَافُ أَنْ يَكُونَ قَدْ لَقِيَهَا سَبْعٌ فَقَتَلَهَا.

فَقَالَتْ: غَفَرَ اللَّهُ لَكَ اجْلِسْ.

ثُمَّ تَقَدَّمَ الْقَهْرَمَانُ فَقَصَّ قِصَّتَهُ. فَقَالَتْ لِلدَّيْرَانِي : اسْمَعْ غَفَرَ اللَّهُ لَكَ.

ثُمَّ تَقَدَّمَ الْمَصْلُوبُ فَقَصَّ قِصَّتَهُ.

فَقَالَتْ: لَا غَفَرَ اللَّهُ لَكَ.

قَالَ: ثُمَّ أَقْبَلَتْ عَلَى زَوْجِهَا فَقَالَتْ: أَنَا امْرَأَتُكَ وَكُلُّ مَا سَمِعْتَ فَإِنَّمَا هُوَ قِصَّتِي وَ لَيْسَتْ لِي حَاجَةٌ فِي الرِّجَالِ، وَأَنَا أُحِبُّ أَنْ تَأْخُذَ هَذِهِ السَّفِينَةَ وَمَا فِيهَا وَ تُخَلِّيَ سَبِيلِي، فَأَعْبُدَ اللهَ عزّوجل فِي هَذِهِ الْجَزِيرَةِ فَقَدْ تَرَى مَا لَقِيتُ مِنَ الرِّجَالِ.

فَفَعَلَ وَأَخَذَ السَّفِينَةَ وَ مَا فِيهَا فَخَلَّى سَبِيلَهَا وَ انْصَرَفَ الْمَلِكُ وَأَهْلُ مَمْلَكَتِهِ.

سپس رو نمود به شوهرش و گفت: گوش کن!

آن گاه مرد راهب آمد و قصۀ خود را بازگو کرد و گفت: من آن زن را شب هنگام بیرون نمودم. اکنون بیم دارم که حیوان درنده ای به او برخورد کرده و او را کشته باشد.

زن گفت: خداوند تو را بیامرزد! بنشین.

سپس وکیل راهب آمد و داستان خود را بازگو نمود.

زن به مرد راهب گفت: گوش کن! خداوند تو را بیامرزد!

آن گاه مرد به دار آویخته آمد و ماجرای خود را تعریف نمود.

زن گفت: خداوند از تو در نگذرد!!

سپس رو نمود به همسرش و گف: من همسر تو هستم! و هر چه که شنیدی ماجرای من است. اینک من نیازی به مردان ندارم، دوست دارم که این کشتی و آن چه را که در آن است برداری و مرا آزاد کنی (و طلاق دهی) تا خداوند را در این جزیره عبادت کنم. زیرا دیدی چه مشکلاتی از مردان به من رسیده است.

شوهرش طبق درخواست زن عمل نمود و کشتی و آن چه را که در آن بود برداشت و زن را آزاد نمود و پادشاه و مردم کشورش نیز به دیار خود بازگشتند.

11 - أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام وَ يَزِيدَ بْنِ حَمَّادٍ وَ غَيْرِهِ عَنْ أَبِي جَمِيلَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام وَأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَا:

مَا مِنْ أَحَدٍ إِلَّا وَ هُوَ يُصِيبُ حَظِّاً مِنَ الزِّنَى؛ فَزِنَى الْعَيْنَيْنِ النَّظَرُ، وَ زِنَى الْفَمِ الْقُبْلَةُ، وَ زِنَى الْيَدَيْنِ اللَّمْسُ، صَدَّقَ الْفَرْجُ ذَلِكَ أَمْ كَذَّبَ.

12 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ عُقْبَةَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ:

النَّظَرُ سَهُمْ مِنْ سِهَامٍ إِبْلِيسَ مَسْمُومٌ، وَ كَمْ مِنْ نَظْرَةٍ أَوْرَثَتْ حَسْرَةً طَوِيلَةٌ.

11 - ابو جمیله گوید: امام باقر علیه السَّلام و امام صادق علیه السَّلام فرمودند:

هیچ کسی نیست مگر این که بهره ای از زنا می برد. پس زنای چشمان، نگاه، زنای لب، بوسه و زنای دست ها لمس کردن است، چه آلت تناسلی آن را تأیید کند چه نکند (یعنی افزون بر نگاه، بوسه و لمس خواه زنا بکند خواه زنا نکند زنای آن اعضا محقق شده است).

12 - عقبه گوید: از امام صاد علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:

نگاه به نامحرم تیری از تیرهای زهرآگین ابلیس است و چه تعداد از نگاه هایی که باعث حسرت دراز مدّت می شود.

13 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلّى اللهُ عليه وآله:

الْوَاشِمَةُ وَ الْمُوتَشِمَةُ وَ النَّاجِشُ والمَنْجُوشُ مَلْعُونُونَ عَلَى لِسَانِ مُحَمَّدٍ.

14 - عَنْهُ عَنْ بَعْضِ الْعِرَاقِيِّينَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْمُثَنَّى عَنْ أَبِيهِ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام قَالَ:

لَعَنَ رَسُولُ اللَّهِ صلّى اللهُ عليه وآله رَجُلاً يَنْظُرُ إِلَى فَرْجِ امْرَأَةٍ لَا تَحِلُّ لَهُ، وَ رَجُلاً خَانَ أَخَاهُ فِي امْرَأَتِهِ، وَ رَجُلاً يَحْتَاجُ النَّاسُ إِلَى نَفْعِهِ فَسَأَلَهُمُ الرَّشْوَةَ.

15 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيَّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ زُرْعَةَ بْن مُحَمَّدٍ قَالَ:

كَانَ رَجُلٌ بِالْمَدِينَةِ، وَكَانَ لَهُ جَارِيَةٌ نَفِيسَةٌ، فَوَقَعَتْ فِي قَلْبِ رَجُلٍ وَأُعْجِبَ بِهَا. فَشَكَا ذَلِكَ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام.

13 - عبدالله بن سنان گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود:

«واشمه»؛ (زنی که خالکوبی انجام می دهد)، «موتشمه»؛ (زنی که روی بدنش خالکوبی می شود)، «ناجش»، (کسی که از کالایی تعریف می کند و قیمتش را بالا می برد، امّا خودش قصد خرید آن را ندارد تا دیگران آن را خریداری کنند) و «منجوش»؛ (کسی که عمل مذکور در مورد کالایش اجرا می شود همه بر زبان محمّد صلَّی اللهُ علیه وآله مورد لعن قرار گرفته اند.

14 - جابر گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:

پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله مردی را که به عورت زن نامحرم نگاه می کند، مردی را که در مورد زن برادرش به برادرش خیانت می کند مردی را که مردم به کمک او نیاز دارند امّا او از آنان در خواست رشوه می کند؛ همه را لعن فرمود.

15 - زرعة بن محمّد گوید:

مردی در مدینه بود که کنیز زیبایی داشت. محبّت این کنیز در قلب مردی افتاد و به او علاقمند شد از این رو نزد امام صادق علیه السَّلام شکایت کرد و گلایه نمود.

قَالَ: تَعَرَّضُ لِرُؤْيَتِهَا وَ كُلَّمَا رَأَيْتَهَا فَقُلْ: أَسْأَلُ اللَّهَ مِنْ فَضْلِهِ.

فَفَعَلَ فَمَا لَبِثَ إِلَّا يَسِيراً حَتَّى عَرَضَ لِوَلِيُّهَا سَفَرٌ فَجَاءَ إِلَى الرَّجُلِ فَقَالَ: يَا فُلانُ! أَنْتَ جَارِي وَأَوْثَقُ النَّاسِ عِنْدِي وَ قَدْ عَرَضَ لِي سَفَرٌ وَ أَنَا أُحِبُّ أَنَّ أُودِعَكَ فُلانَةَ جَارِيَتِي تَكُونُ عِنْدَكَ.

فَقَالَ الرَّجُلُ : لَيْسَ لِي امْرَأَةٌ وَ لا مَعِي فِي مَنْزِلِي امْرَأَةٌ فَكَيْفَ تَكُونُ جَارِيَتُكَ عِنْدِي؟

فَقَالَ: أُقَوَّمُهَا عَلَيْكَ بِالثَمَن وَ تَضْمَنُهُ لِي تَكُونُ عِنْدَكَ، فَإِذَا أَنَا قَدِمْتُ فَبِعْنِيهَا أَشْتَرِيهَا مِنْكَ، وَ إِنْ نِلْتَ مِنْهَا نِلْتَ مَا يَحِلُّ لَكَ.

فَفَعَلَ وَ غَلَّظَ عَلَيْهِ فِي الثَمَنِ، وَ خَرَجَ الرَّجُلُ فَمَكَثَتْ عِنْدَهُ مَا شَاءَ اللَّهُ حَتَّى قَضَى وَطَرَهُ مِنْهَا، ثُمَّ قَدِمَ رَسُولٌ لِبَعْضِ خُلَفَاءِ بَنِي أُمَيَّةَ يَشْتَرِي لَهُ جَوَارِيَ فَكَانَتْ هِيَ فِيمَنْ سُمِّيَ أَنْ يُشْتَرَى، فَبَعَثَ الْوَالِي إِلَيْهِ فَقَالَ لَهُ: جَارِيَةً فُلانٍ.

امام علیه السَّلام فرمود: از دیدن کنیز اجتناب نکن، امۀا هر گاه او را دیدی بگو: «أسال الله من فضله».

آن شخص طبق دستور امام علیه السَّلام عمل نمود. مدّت کوتاهی نگذشته بود که برای صاحب کنیز مسافرتی پیش آمد. نزد آن شخص رفت و به او گفت: ای فلانی تو همسایه من و مورد اعتمادترین مردم در نزد من هستی. برای من مسافرتی پیش آمده و من دوست دارم که فلان کنیزم (همان کنیز مذکور) را نزد تو به امانت گذارم.

آن شخص گفت: من زنی ندارم و با هیچ زنی زندگی نمی کنم، پس چگونه کنیزت در خانه من باشد؟

گفت: من با قیمت کنیز را به تو می فروشم و تو پرداخت پول آن را به من تضمین کن و کنیز نزد تو باشد، هنگامی که از سفر بازگشتم کنیز را به من بفروش و من او را از تو خریداری می کنم. و اگر هم با او نزدیکی، کنی از راه حلال نزدیکی نموده ای.

او نیز چنین نمود و قیمت بسیار زیادی تعیین کرد صاحب کنیز به مسافرت رفت و کنیز مدت زیادی نزد آن شخص ماند تا این که آن شخص هر چه که دلش می خواست از کنیز بهره برد.

پیکی از جانب یکی از خلفای بنی امیّه آمد این پیک برای خلیفه مذکور کنیز خریداری می نمود. آن کنیز هم از کنیزهای مورد نظر خلیفه بود که دستور داده بود پیک آنان را خریداری کند.

والی مدینه کسی را نزد آن شخص فرستاد و به او گفت: این کنیز فلانی است؟

قَالَ: فُلانٌ غَائِبٌ .

فَقَهَرَهُ عَلَى بَيْعِهَا وَ أَعْطَاهُ مِنَ الْثَمَنِ مَا كَانَ فِيهِ رِبْحٌ فَلَمَّا أُخِذَتِ الْجَارِيَةُ وَ أُخْرِجَ بِهَا مِنَ الْمَدِينَةِ قَدِمَ مَوْلاهَا. فَأَوَّلُ شَيْءٍ سَأَلَهُ سَأَلَهُ عَنِ الْجَارِيَةِ كَيْفَ هِيَ؟

فَأَخْبَرَهُ بِخَبَرِهَا وَ أَخْرَجَ إِلَيْهِ الْمَالَ كُلَّهُ الَّذِي قَوْمَهُ عَلَيْهِ، وَ الَّذِي رَبِحَ فَقَالَ: هَذَا ثَمَنُهَا فَخُذْهُ.

فَأَبَى الرَّجُلُ وَ قَالَ: لا أخُذُ إِلَّا مَا قَوَّمْتُ عَلَيْكَ، وَ مَا كَانَ مِنْ فَضْلٍ فَخُذْهُ لَكَ هَنِيئًا، فَصَنَعَ اللَّهُ لَهُ بِحُسْنِ نِيَّتِهِ.

16 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ غِيَاثِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

لا بَأْسَ أَنْ يَنَامَ الرَّجُلُ بَيْنَ أَمَتَيْنِ وَ الْحُرَّتَيْنِ، إِنَّمَا نِسَاؤُكُمْ بِمَنْزِلَةِ اللُّعَبِ.

17 - وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ أَنَّهُ كَرِهَ أَنْ يُجَامِعَ الرَّجُلُ مُقَابِلَ الْقِبْلَةِ.

گفت: فلانی در مسافرت است. (و از فروش کنیز خودداری نمود).

امّا او را مجبور به فروش کنیز نمودند و مبلغی به او پرداختند که (نسبت به مبلغی که آن شخص به صاحب کنیز پرداخته بود) برایش سود و بهره داشت.

هنگامی که پیک خلیفه کنیز را از شهر خارج کرد، صاحب کنیز باز آمد و اولین سؤالی که نمود در خصوص کنیز بود پرسید «در چه حالی است؟»

آن شخص ماجرای کنیز را برای او تعریف کرد و هم قیمت کنیز که صاحبش مشخص نموده بود و هم پولی که سود برده بود همه را به صاحبش داد و گفت: این پول کنیز است؛ بردار.

صاحب کنیز خودداری نمود و گفت: من غیر از همان قیمتی را که برایت تعیین کرده بودم، نمی گیرم و آن مقدار اضافه را برای خودت بردار؛ برایت گوارا باشد!

بدین وسیله خداوند به خاطر حسن نیّت آن شخص _ که به کنیز علاقمند شده بود _ برایش کارسازی نمود.

16 - غیاث بن ابراهیم گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

ایرادی ندارد که انسان بین دو کنیز و دو زن آزاد بخوابد، همانا که همسرانتان به منزلۀ بازیچه هستند.

17 - غياث بن ابراهیم به همین سند گوید: امام صادق علیه السَّلام مکروه داشت که انسان رو به قبله آمیزش کند.

18 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ يَحْيَى الْخُزَاعِيِّ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحَدِهِمَا علیه السَّلام قَالَ:

قُلْتُ لَهُ: اشْتَرَيْتُ جَارِيَةً مِنْ غَيْرِ رِشْدَةٍ فَوَقَعَتْ مِنِّي كُلَّ مَوْقِع.

فَقَالَ: سَلْ عَنْ أُمِّهَا لِمَنْ كَانَتْ، فَسَلْهُ يُحَلَّلِ الْفَاعِلَ بِأُمِّهَا مَا فَعَلَ لِيَطِيبَ الْوَلَدُ.

19 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ عَنْ بُرَيْدِ الْعِجْلِي قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السَّلام عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَل: (وَ أَخَذْنَ مِنْكُمْ مِيثَاقاً غَلِيظًا).

قَالَ: الْمِيثَاقُ هِيَ الْكَلِمَةُ الَّتِي عُقِدَ بِهَا النِّكَاحُ. وَأَمَّا قَوْلُهُ: «غَلِيظاً» فَهُوَ مَاءُ الرَّجُل يُفْضِيهِ إِلَى امْرَأَتِهِ.

20 - ابْنُ مَحْبُوبِ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَر علیه السَّلامٍ عَنْ رَجُلٍ تَزَوَّجَ امْرَأَةٌ فَقَالَتْ: أَنَا حُبْلَى وَ أَنَا أُخْتُكَ مِنَ الرَّضَاعَةِ، وَأَنَا عَلَى غَيْرِ عِدَّةٍ.

18 - یکی از اصحاب ما گوید: به امام (باقر علیه السَّلام و یا امام صادق علیه السَّلام) گفتم:

کنیز زنازاده ای خریداری کرده ام که دلم را ربوده است (و می خواهم با او آمیزش کنم).

فرمود: از مادر او بپرس که از آنِ چه کسی بوده است. پس از او بخواه که کار آن فردی را که با مادر کنیز زنا نموده است، حلال کند تا این فرزند کنیز پاکیزه گردد.

19 - برید عجلی گوید:

از امام باقرعلیه السَّلام درباره این آیه که می فرماید: «و از شما پیمان محکمی گرفته اند» سؤال کردم.

فرمود: منظور از پیمان کلمه ای است که ازدواج با آن ایجاد می شود و امّا منظور از «محکم» آب مرد است که آن را به همسرش وارد می سازد.

20 - ابابصیر گوید: از امام باقر علیه السَّلام سؤال کردم:

مردی با زنی ازدواج کرد: زن گفت: من باردارم و خواهر رضاعی ت-و هستم و هنوز عده ام به پایان نرسیده است (چه حکمی دارد؟)

قَالَ: فَقَالَ: إِنْ كَانَ دَخَلَ بِهَا وَوَاقَعَهَا فَلا يُصَدِّقْهَا، وَإِنْ كَانَ لَمْ يَدْخُلْ بِهَا وَلَمْ يُوَاقِعُهَا فَلْيَخْتَبِرْ وَلْيَسْأَلْ إِذَا لَمْ يَكُنْ عَرَفَهَا قَبْلَ ذَلِكَ.

21 - أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ النَّعْمَانِ عَنْ سُوَيْدٍ الْقَلَّاءِ عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قالَ:

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام: رَجُلٌ أُخِذَ مَعَ امْرَأَةٍ فِي بَيْتٍ، فَأَقَرَّ أَنَّهَا امْرَأَتُهُ وَأَقَرَّتْ أَنَّهُ زَوْجُهَا.

فَقَالَ: رُبَّ رَجُلٍ لَوْ أُتِيتُ بِهِ لَأَجَزْتُ لَهُ ذَلِكَ، وَ رُبِّ رَجُلٍ لَوْ أُتِيتُ بِهِ لَضَرَبْتُهُ.

22 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ الْحُسَيْنِ الضَّرِيرِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنْ أَبِيهِ صلى الله عليه وسلم قَالَ:

خَطَبَ رَجُلٌ إِلَى قَوْمِ فَقَالُوا: مَا تِجَارَتُكَ؟

فَقَالَ: أَبِيعُ الدَّوَاب.

فرمود: اگر مرد با زن آمیزش کرده، نباید او را تصدیق کند و اگر هنوز آمیزش نکرده و از او شناخت قبل نداشته، باید تحقیق و پرس و جو کند.

21 - ابو بصیر گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم:

مردی را با زنی در خانه ای دستگیر کرده اند، مرد ادّعا کرده که همسر اوست و زن نیز ادّعا نموده که شوهرش اوست.

فرمود: چه بسا اگر چنین مردی را نزد من بیاورند، به او اجازه دهم و چه بسا اگر چنین شخصی را نزد من بیاورند، او را بزنم (یعنی تعزیر می کنم).

22 - حمّاد بن عیسی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: امام باقر علیه السَّلام فرمود:

مردی از خانواده ای خواستگاری کرد، به او گفتند: شغلت چیست؟

گفت: فروشنده چهارپایان هستم.

فَزَوَّجُوهُ فَإِذَا هُوَ يَبِيعُ السَّنَانِيرَ، فَاخْتَصَمُوا إِلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ فَأَجَازَ نِكَاحَهُ فَقَالَ: السَّنَانِيرُ دَوَابٌ.

23 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ نُوحِ بْنِ شُعَيْبٍ رَفَعَهُ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:

أَتَى رَجُلٌ مِنَ الْأَنْصَارِ رَسُولَ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله فَقَالَ: هَذِهِ ابْنَةُ عَمِّي وَ امْرَأَتِي لَا أَعْلَمُ إِلَّا خَيْراً وَ قَدْ أَتَتْنِي بِوَلَدٍ شَدِيدِ السَّوَادِ مُنتَشِرِ الْمَنْخِرَيْنِ جَعْدٍ قَطَطِ أَفْطَسِ الْأَنْفِ لَا أَعْرِفُ شِبْهَهُ فِي أَخْوَالِي وَ لَا فِي أَجْدَادِي.

فَقَالَ لإمْرَأَتِهِ: مَا تَقُولِينَ؟

قَالَتْ: لا، وَ الَّذِي بَعَثَكَ بِالْحَقِّ نَبِيّاً! مَا أَقْعَدْتُ مَقْعَدَهُ مِنِّي مُنْذُ مَلَكَنِي أَحَداً غیرهُ.

پس دخترشان را به عقد او درآوردند. امّا پس از آن معلوم شد که او گربه می فروشد. نزد امیر مؤمنان علی علیه السَّلام شکایت بردند. حضرت ازدواج را پایدار دانست و فرمود: گربه نیز چهارپا است.

23 - راوی گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:

مردی از انصار نزد پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله آمد و گفت: این زن دختر عموی من و همسرم است. جز خوبی و نیکی از او سراغ ندارم. او برای من فرزندی آورده که به شدّت سیاه و دارای سوراخ های بینی گشاد و موهای به شدت مجعّد و فرفری و دارای بینی پهنی است. من در بین دایی ها و اجداد خود کسی را مانند او نمی شناسم.

پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله به همسر آن مرد فرمود: چه می گویی؟

زن گفت: نه، به خدایی که تو را به حق پیامبر قرار داد سوگند! از هنگامی که شوهرم مرا در اختیار گرفته است، هیچ کس را نزد خود در جای او قرار نداده ام

قَالَ: فَنَكَسَ رَسُولُ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله بِرَأْسِهِ مَلِيّاً، ثُمَّ رَفَعَ بَصَرَهُ إِلَى السَّمَاءِ، ثُمَّ أَقْبَلَ عَلَى الرَّجُلِ فَقَالَ: يَا هَذَا! إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَحَدٍ إِلَّا بَيْنَهُ وَبَيْنَ آدَمَ تِسْعَةٌ وَتِسْعُونَ عِرْقاً كُلُّهَا تَضْرِبُ فِي النَّسَبِ، فَإِذَا وَقَعَتِ النُّطْفَةُ فِي الرَّحِمِ اضْطَرَبَتْ تِلْكَ الْعُرُوقُ تَسْأَلُ اللهَ الشُّبْهَةَ لَهَا فَهَذَا مِنْ تِلْكَ الْعُرُوقِ الَّتِي لَمْ يُدْرِكْهَا أَجْدَادُكَ وَلَا أَجْدَادُ أَجْدَادِكَ خُذْ إِلَيْكَ ابْنَكَ.

فَقَالَتِ الْمَرْأَةُ: فَرَّجْتَ عَنِّي يَا رَسُولَ اللَّهِ!

24 - أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ عِمْرَانَ بْنِ مُوسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْحَمِيدِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ شُعَيْبٌ قَالَ:

كَتَبْتُ إِلَيْهِ: أَنَّ رَجُلاً خَطَبَ إِلَى عَمْ لَهُ ابْنَتَهُ فَأَمَرَ بَعْضَ إِخْوَانِهِ أَنْ يُزَوِّجَهُ ابْنَتَهُ الَّتِي خَطَبَهَا، وَ إِنَّ الرَّجُلَ أَخْطَأً بِاسْم الْجَارِيَةِ فَسَمَّاهَا بِغَيْرِ اسْمِهَا، وَكَانَ اسْمُهَا فَاطِمَةَ، فَسَمَّاهَا بِغَيْرِ اسْمِهَا وَ لَيْسَ لِلرَّجُلِ ابْنَةٌ بِاسْمِ الَّتِي ذَكَرَهَا الزَّوْجُ.

حضرت فرمود: پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله مدّتی سر مبارک خود را پایین انداخت، سپس چشم خود را به طرف آسمان نمود آن گاه به آن مرد رو کرد و فرمود: ای مرد! همانا که هیچ کس نیست مگر این که بین او و حضرت آدم علیه السَّلام نود و نُه رگ قرار دارد که همۀ آنها در نَسَب ضرب می شود. پس هنگامی که نطفه در رَحَم قرار می گیرد این رگ ها به جنب و جوش در می افتند و از خداوند می خواهند که شباهت از آنِ آنها باشد. و هر کدام به طور جداگانه درخواستِ شباهت می کنند. پس این فرزند تو از آن رگ هایی است که اجداد تو و اجداد أجدادت آن را درک نکرده اند. فرزندت را همراه خود بردار و ببر.

در این هنگام زن گفت ای رسول خدا! گره از کار من گشودی.

24 - محمّد بن شعیب گوید: طی نامه ای به امام علیه السَّلام نوشتم:

مردی از عموی خود دخترش را خواستگاری کرد. عمویش به یکی از برادران خود دستور داد که دختر مورد نظر را به عقد خواستگار در آورد، امّا آن برادر در مورد اسم دختر اشتباه کرد و با اسم دیگری او را نام برد؛ اسم دختر فاطمه بود امّا آن شخص او را به اسم دیگری نام برد و در حالی که عموی مرد خواستگار اصلاً دختری به آن نام نداشت (تکلیف چیست؟)

فَوَقَعَ علیه السَّلام: لا بَأْسَ بِهِ.

25 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْخَزْرَجِ أَنَّهُ كَتَبَ إِلَيْهِ رَجُلٌ خَطَبَ إِلَى رَجُلٍ فَطَالَتْ بِهِ الْأَيَّامُ وَ الشُّهُورُ وَ السِّنُونَ فَذَهَبَ عَلَيْهِ أَنْ يَكُونَ قَالَ لَهُ أَفْعَلُ أَوْ قَدْ فَعَلَ.

فَأَجَابَ فِيهِ : لا يَجِبُ عَلَيْهِ إِلَّا مَا عَقَدَ عَلَيْهِ قَلْبَهُ وَ ثَبَتَتْ عَلَيْهِ عَزِيمَتُهُ.

26 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ عَلِيَّ بْنِ مُحَمَّدٍ الْقَاسَانِيِّ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ دَاوُدَ عَنْ عِيسَى بْنِ يُونُسَ عَنِ الْأَوْزَاعِيِّ عَنِ الزُّهْرِيِّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ علیه السَّلام:

فِي رَجُلِ ادَّعَى عَلَى امْرَأَةٍ أَنَّهُ تَزَوَّجَهَا بِوَلِي وَ شُهُودٍ وَ أَنْكَرَتِ الْمَرْأَةُ ذَلِكَ فَأَقَامَتْ أُخْتُ هَذِهِ الْمَرْأَةِ عَلَى هَذَا الرَّجُلِ الْبَيِّنَةُ أَنَّهُ قَدْ تَزَوَّجَهَا بِوَلِيِّ وَ شُهُودٍ وَ لَمْ يُوَقِّتَا وَقْتاً.

امام علیه السَّلام نوشت: ایرادی ندارد (ازدواج صحیح است).

25 - عبد الله بن خزرج می گوید:

مردی طی نامه ای به امام علیه السَّلام نوشت: مردی از مردی دخترش را خواستگاری نمود. چند سال گذشت و مرد خواستگار فراموش کرد که پدر دختر به او گفته بود که: «دخترم را به تو عقد می کنم» یا این که گفته بود: «عقد انجام شد».

امام علیه السَّلام در جواب نوشت: بر او لازم نمی آید مگر آن چه که در قلبش قصد نموده و اراده اش به آن تعلق گرفته بود.

26 - زهری گوید: (طی نامه ای به) امام سجاد علیه السَّلام نوشتند: مردی که علیه زنی ادّعا نموده بود که با رضایت ولی زن و در حضور شاهد با او ازدواج کرده است، ولی آن زن منکر چنین ادّعا بود. پس خواهر این زن با ارائه شاهد بر علیه مرد ادّعا نمود که این مرد با رضایت ولی و حضور شاهد با خود او (نه خواهرش) ازدواج نموده است؛ امّا هیچ کدام زمان ازدواج را معیّن نکرده بودند (تکلیف چیست؟)

فَكَتَبَ : أَنَّ الْبَيِّنَةَ بَيْنَةُ الرَّجُلِ، وَ لا تُقْبَلُ بَيْنَةُ الْمَرْأَةِ، لِأَنَّ الزَّوْجَ قَدِ اسْتَحَقَّ بُضْعَ هَذِهِ الْمَرْأَةِ وَ تُرِيدُ أُخْتُهَا فَسَادَ النِّكَاح، وَ لا تُصَدَّقُ وَ لَا تُقْبَلُ بَيْنَتُهَا إِلَّا بِوَقْتٍ قَبْلَ وَقْتِهَا أَوْ بِدُ خُولٍ بِهَا.

27 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ الْعَزِيزِ بْنِ الْمُهْتَدِي قَالَ:

سَأَلْتُ الرَّضَا علیه السَّلام قُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! إِنَّ أَخِي مَاتَ وَ تَزَوَّجْتُ امْرَأَتَهُ، فَجَاءَ عَمِّي فَادَّعَى أَنَّهُ قَدْ كَانَ تَزَوَّجَهَا سِرّاً. فَسَأَلْتُهَا عَنْ ذَلِكَ فَأَنْكَرَتْ أَشَدَّ الْإِنكَارِ وَ قَالَتْ: مَا كَانَ بَيْنِي وَبَيْنَهُ شَيْءٌ قَطُّ.

فَقَالَ: يَلْزَمُكَ إِقْرَارُهَا وَ يَلْزَمُهُ إِنْكَارُهَا.

28 - عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي نَصْرِ عَنِ الْمَشْرِقِيُّ عَنِ الرَّضَا علیه السَّلام قَالَ:

قُلْتُ لَهُ: مَا تَقُولُ فِي رَجُل ادَّعَى أَنَّهُ خَطَبَ امْرَأَةً إِلَى نَفْسِهَا وَ هِيَ مَازِحَةٌ فَسُئِلَتِ الْمَرْأَةُ عَنْ ذَلِكَ فَقَالَتْ: نَعَمْ؟

فَقَالَ: لَيْسَ بِشَيْءٍ.

امام علیه السَّلام در جواب نوشت: همانا شاهد مورد قبول، شاهد مرد است و شاهد زن پذیرفته نمی شود. چرا که مرد مستحق «فرج» خواهر اول شده است و خواهر دوم دارد که ازدواج آنان را باطل کند. بنابر این سخن او تصدیق نمی شود و شاهدی پذیرفته نمی شود. مگر این که زمان ازدواجی را که خواهر دوم ادعا کرده پیش از زمان ازدواج خواهر اول ( که مرد ادّعا کرده است) باشد و یا این که مرد به خواهر دوم دخول کرده باشد.

27 - عبدالعزیز گوید: به امام رضا علیه السَّلام گفتم: قربانت شوم برادر من از دنیا رفت و من با او ازدواج کردم. اینک ادّعا می کند که قبلاً و در پنهانی با همسر برادرم ازدواج کرده است. من از همسر برادرم این قضیّه را پرسیدم و او به شدّت انکار کرد و گفت: بین من و عمویت هیچ اتفاقی نیفتاده است. (تکلیف من چیست؟)

فرمود: اعتراف خانم تو را الزام می کند که بر ازدواج خود ثابت بمانی و انکار خانم، عمویت را الزام می کند که از ادّعایش دست بردارد.

28 - مشرقی گوید: به امام رضا علیه السَّلام عرض کردم:

نظر شما دربارۀ مردی که ادّعا می کند زن شوخ طبعی را برای خود خواستگاری کرده است. وقتی از زن در این مورد پرسیدند زن گفت: آری (آیا ازدواج صورت گرفته است؟).

فرمود: چیزی نشده است (و ازدواجی صورت نگرفته است).

قُلْتُ: فَيَحِلُّ لِلرَّجُل أَنْ يَتَزَوَّجَهَا؟

قَالَ: نَعَمْ.

29 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:

سَمِعْتُهُ يَقُولُ: وَ سُئِلَ عَنِ التَّزْوِيجِ فِي شَوَّالٍ.

فَقَالَ: إِنَّ النَّبِيِّ صلَّی اللهُ علیه وآله تَزَوَّجَ بِعَائِشَةَ فِي شَوَّالٍ وَ قَالَ: إِنَّمَا كَرِهَ ذَلِكَ فِي شَوَّالٍ أَهْلُ الزَّمَنِ الْأَوَّلِ، وَ ذَلِكَ أَنَّ الطَّاعُونَ كَانَ يَقَعُ فِيهِمْ فِي الْأَبْكَارِ وَ الْمُمَلكَاتِ، فَكَرِهُوهُ لِذَلِكَ لا لِغَيْرِهِ.

30 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ يَزِيدَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ بَشَّارِ الْوَاسِطِي قَالَ:

كَتَبْتُ إِلَى أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السَّلام: أَنَّ لِي قَرَابَةٌ قَدْ خَطَبَ إِلَيَّ وَ فِي خُلُقِهِ شَيْءٌ.

فَقَالَ: لا تُزَوِّجُهُ إِنْ كَانَ سَيِّئَ الْخُلُقِ.

گفتم: در این صورت آیا برای مرد جایز است که با آن زن ازدواج کند؟

فرمود: آری.

29 - مسعدة بن صدقه گوید:

از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که از حضرتش دربارۀ ازدواج در ماه شوّال پرسیدند، فرمود: پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله در ماه شوّال با عایشه ازدواج نمود.

امام علیه السَّلام فرمود: فقط مردمان زمان های پیشین (جاهلیت) ازدواج در ماه شوّال را ناپسند می دانسته اند؛ چرا که در این ماه در زنان باکره و کنیزان طاعون می افتاد پس ازدواج در این ماه را به این جهت ناپسند داشتند، نه به جهت دیگر.

30 - حسين بن بشّار واسطی گوید: طی نامه ای به امام رضا صلَّی اللهُ علیه وآله نوشتم:

من خویشاوندی دارم که دخترم را از من خواستگاری کرده است، امّا این مرد مشکل اخلاقی دارد.

فرمود: اگر بد اخلاق است دخترت را به او مده.

31 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ مُطَهَّرٍ قَالَ: كَتَبْتُ إِلَى أَبِي الْحَسَنِ صَاحِبِ الْعَسْكَرِ علیه السَّلام: أَنِّي تَزَوَّجْتَ بِأَرْبَعِ نِسْوَةٍ لَمْ أَسْأَلْ عَنْ أَسْمَائِهِنَّ، ثُمَّ إِنِّي أَرَدْتُ طَلَاقَ إِحْدَاهُنَّ وَ تَزْوِيجَ امْرَأَةٍ أُخْرَی.

فَكَتَبَ : انْظُرْ إِلَى عَلامَةٍ إِنْ كَانَتْ بِوَاحِدَةٍ مِنْهُنَّ فَتَقُولُ: اشْهَدُوا أَنَّ فُلانَةَ الَّتِي بِهَا عَلامَةٌ كَذَا وَكَذَا هِيَ طَالِقٌ. ثُمَّ تَزَوَّجَ الْأُخْرَى إِذَا انْقَضَتِ الْعِدَّةُ.

32 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى رَفَعَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ صَلَوَاتُ اللهِ وَ سَلامُهُ عَلَيْهِ :لا تَلِدُ الْمَرْأَةُ لأَقَلَّ مِنْ سِتَّةِ أَشْهُر.

33 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنِ ابْنِ سِنَانٍ عَنْ عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:

مَا مِنْ مُؤْمِنَيْنِ يَجْتَمِعَانِ بِنِكَاحَ حَلالٍ حَتَّى يُنَادِيَ مُنَادٍ مِنَ السَّمَاءِ: إِنَّ اللَّهَ وَ قَدْ زَوَّجَ فُلاناً فُلانَةَ.

31 - محمّد بن احمد بن مطّهر گوید: طی نامه ای به امام حسن عسکری علیه السَّلام نوشتم:

من با چهار زن ازدواج کرده ام؛ امّا نام آنان را نپرسیده ام. سپس تصمیم گرفتم یکی از آنان را طلاق دهم و با زن دیگری ازدواج کنم (چاره چیست؟)

امام علیه السَّلام نوشت: خوب نگاه کن؛ اگر یکی از آنان نشانه ای دارد، می گویی: شاهد باشید که فلان زنی را که چنین نشانه ای دارد طلاق دادم. هنگامی که عدّه اش به پایان رسید با زن دیگری ازدواج کن.

32 - محمّد بن یحیی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: امیر مؤمنان على علیه السَّلام فرمود: زن در کمتر از شش ماه زایمان نمی کند.

33 - ابن سنان گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

هر زن و شوهری که با ازدواج حلال، دست در دست هم می گذارند پیش از ازدواج، هاتفی از آسمان ندا می زند: خداوند متعال فلانی را با فلانی تزویج کرد.

وَ قَالَ: وَ لا يَفْتَرِقُ زَوْجَانِ حَلالاً حَتَّى يُنَادِيَ مُنَادٍ مِنَ السَّمَاءِ : إِنَّ اللَّهَ قَدْ أَذِنَ فِي فِرَاقِ فُلانٍ وَ فُلانَةً.

34 - ابْنُ مَحْبُوبِ عَنْ إِبْرَاهِيمَ الْكَرْخِي قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنْ رَجُلٍ لَهُ أَرْبَعُ نِسْوَةٍ فَهُوَ يَبِيتُ عِنْدَ ثَلَاثَ مِنْهُنَّ فِي لَيَالِيهِنَّ وَ يَمَسُّهُنَّ، فَإِذَا بَاتَ عِنْدَ الرَّابِعَةِ فِي لَيْلَتِهَا لَمْ يَمَسَّهَا فَهَلْ عَلَيْهِ فِي هَذَا إِثْمٌ؟

فَقَالَ: إِنَّمَا عَلَيْهِ أَنْ يَبِيتَ عِنْدَهَا فِي لَيْلَتِهَا وَ يَظَلَّ عِنْدَهَا صَبِيحَتَهَا، وَ لَيْسَ عَلَيْهِ إِثْمٌ إِنْ لَمْ يُجَامِعْهَا إِذَا لَمْ يُرِدْ ذَلِكَ.

35 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ رَفَعَهُ عَنْ أَبی عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

حضرتش افزود: و هر زن و شوهری که با سنّت شرعی و حلال، از هم جدا می شوند، پیش از جدایی هاتفی از آسمان ندا می زند: خداوند اجازه فرمود که فلانی و فلانی از هم جدا شوند.

34 - ابراهیم کرخی گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: مردی چهار زن عقدی دارد، سه شب در خانۀ سه تن از زن های خود به سر می برد و با آنان مباشرت می کند، ولی شب چهارم در خانۀ زن چهارمی به سر ببرد و با او مباشرت نمی کند. آیا با این بی التفاتی مرتکب گناه می شود؟

فرمود: تنها وظیفه ای که شوهر دارد این است که شب در خانۀ همسر به سر برده و صبح آن، در خانۀ او باشد. اگر نخواهد و با او مباشرت نکند، گناهی بر او نخواهد بود.

35 - ابن مسکان در روایت مرفوعه ای گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

إِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجل نَزَعَ الشَّهْوَةَ مِنْ نِسَاءِ بَنِي هَاشِمٍ وَ جَعَلَهَا فِي رِجَالِهِمْ، وَ كَذَلِكَ فَعَلَ بِشِيعَتِهِمْ، وَ إِنَّ اللهَ عَزَّوَجل نَزَعَ الشَّهْوَةَ مِنْ رِجَالِ بَنِي أَمَيَّةَ، وَ جَعَلَهَا فِي نِسَائِهِمْ وَ كَذَلِكَ فَعَلَ بِشِيعَتِهِمْ.

36 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى رَفَعَهُ قَالَ:

جَاءَ إِلَى النَّبِيِّ صلَّی اللهُ علیه وآله رَجُلٌ فَقَالَ: يَا رَسُولَ اللهِ! لَيْسَ عِنْدِي طَوْلٌ فَأَنْكِحَ النِّسَاءَ، فَإِلَيْكَ أَشْكُو الْعُرُوبِيَّةَ.

فَقَالَ: وَفِّرْ شَعْرَ جَسَدِكَ، وَ أَدِمِ الصِّيَامَ.

فَفَعَلَ فَذَهَبَ مَا بِهِ مِنَ الشَّبَقِ.

37 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

مِنْ بَرَكَةِ الْمَرْأَةِ خِفَّةُ مَتُونَتِهَا وَ تَيْسِيرُ وِلادَتِهَا، وَ مِنْ شُؤْمِهَا شِدَّةً مَشُونَتِهَا وَ تَعْسِيرُ وِلادَتِهَا.

به راستی که خداوند متعال شهوت را از زنان بنی هاشم برگرفت و آن را در مردان بنی هاشم قرار داد و با شیعیان آنان نیز چنین کرد. و شهوت را از مردان بنی اُمیّه برگرفت و آن را در زنانشان نهاد و با پیروان آنان نیز چنین نمود.

36 - محمّد بن یحیی در روایت مرفوعه ای گوید:

مردی نزد پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله آمد و عرض کرد: ای پیامبر خدا! من توانایی مالی ندارم که با زنان ازدواج کنم، و از مجرّد بودن به شما شکایت دارم.

پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود: موی بدنت را واگذار (تا زیاد شود) و همیشه روزه بگیر.

آن مرد نیز چنین رفتار کرد پس آن شدّت شهوتی که داشت خاموش شد.

37 - محمّد بن مسلم گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

از میمنت و مبارکی همسر انسان خوش روزی و خوش زایمان بودن اوست، و از شومی و نامبارکی او سخت روزی و سخت زایمان اوست.

38 - عَلِييُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِي عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله:

إِذَا جَلَسَتِ الْمَرْأَةُ مَجْلِساً فَقَامَتْ عَنْهُ فَلا يَجْلِسُ فِي مَجْلِسِهَا رَجُلٌ حَتَّى يَبْرُدَ.

قَالَ: وَ سُئِلَ النَّبِيُّ صلَّی اللهُ علیه وآله مَا زِينَةُ الْمَرْأَةِ لِلْأَعْمَى؟

قَالَ: الطَّيبُ وَالْخِضَابُ، فَإِنَّهُ مِنْ طِيبِ النَّسَمَةِ.

39 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي عَبدِ الله علیه السَّلام فِي الرَّجُلِ يَتَزَوَّجُ الْبِكْرَ.

قَالَ: يُقِيمُ عِندَهَا سَبْعَة ايام.

40 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِي عَنْ أَبَانٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام فِي الرَّجُلِ تَكُونُ عِنْدَهُ الْمَرْأَةُ فَيَتَزَوَّجُ أُخْرَى كَمْ يَجْعَلُ لِلَّتِي يَدْخُلُ بِهَا؟

38 - سکونی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود:

هرگاه زنی در جایی بنشیند سپس بر خیزد، هیچ مردی نباید در جای او بنشیند تا آن که آن مکان سرد شود (یعنی گرمایی که از نشستن آن زن حاصل شده بود، فروکش کند).

هم چنین از پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله پرسیدند: آرایش زن برای شوهر نابینایش چیست؟

فرمود: عطر و خضاب؛ زیرا خضاب از عطرهای انسان است.

39 - هشام بن سالم گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: اگر انسان با دختر دوشیزه ای ازدواج کند، چه امتیازی را باید منظور کند؟

فرمود: باید هفت روز در کنار او باشد (و به مسافرت نرود).

40 - عبدالرحمان بن ابی عبدالله گوید:

از امام صادق علیه السَّلام سؤال شد مردی زنی دارد و با زن دیگری ازدواج می نماید، چند روز را برای زنی که می خواهد دخول کند قرار دهد؟

قَالَ: ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ ثُمَّ يَقْسِمُ.

41 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

إِنَّ أَبَا بَكْرِ وَ عُمَرَ أَتَيَا أُمَّ سَلَمَةَ، فَقَالَا لَهَا: يَا أُمَّ سَلَمَةَ! إِنَّكِ قَدْ كُنْتِ عِنْدَ رَجُلٍ قَبْلَ رَسُولِ اللَّهِ صلَّی اللهُ علیه وآله فَكَيْفَ رَسُولُ اللَّهِ صلَّی اللهُ علیه وآله مِنْ ذَاكَ فِي الْخَلْوَةِ.

فَقَالَتْ: مَا هُوَ إِلَّا كَسَائِرِ الرَّجَالِ.

ثُمَّ خَرَجَا عَنْهَا وَ أَقْبَلَ النَّبِيُّ صلَّی اللهُ علیه وآله فَقَامَتْ إِلَيْهِ مُبَادِرَةً فَرَقاً أَنْ يَنْزِلَ أَمْرٌ مِنَ السَّمَاءِ فَأَخْبَرَتْهُ الْخَبَرَ.

فَغَضِبَ رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله حَتَّى تَرَبَّدَ وَجْهُهُ وَ الْتَوَى عِرْقُ الْغَضَبِ بَيْنَ عَيْنَيْهِ وَخَرَجَ وَ هُوَ يَجُرُّ رِدَاءَهُ حَتَّى صَعِدَ الْمِنْبَرَ وَبَادَرَتِ الْأَنْصَارُ بِالسَّلَاحِ وَ أَمَرَ بِخَيْلِهِمْ أَنْ تَحْضُرَ فَصَعِدَ الْمِنْبَرَ فَحَمِدَ اللَّهَ وَ أَثْنَى عَلَيْهِ، ثُمَّ قَالَ:

فرمود: سه روز (پی در پی) سپس روزها را (بین دو همسرش) تقسیم کند.

41 - هشام بن سالم گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

روزی ابوبکر و عمر نزد امّ سلمه علیها السَّلام رفتند و گفتند: ای امّ سلمه! تو قبل از (ازدواج با) پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله نزد مرد دیگری بودی؛ پس پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله به هنگام تنهایی و خلوت در امور جنسی چگونه است؟!!!

ام سلمه علیها السَّلام:گفت پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله نیز مانند بقیّه مردم است.

هنگامی ابوبکر و عمر بیرون رفتند و پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله تشریف آورد امّ سلمه علیها السَّلام از بیم آن که فرمانی از آسمان نازل شود برخاست و به سوی پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله شتافت و ماجرا را برای حضرتش تعریف کرد.

پس پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله خشمگین شد به گونه ای که صورت مبارک دگرگون گردید و رگ عصبانیت بین چشمان حضرتش نمایان شد. و با این حال خارج شد که ردای حضرتش بر کشیده می شد تا این که بالای منبر رفت انصار (به گمان این که جنگی رخ داده است) آماده شد و مسلّح شدند و دستور دادند که اسب هایشان را آماده کنند.

پس پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله بر فراز منبر رفت و حمد ثنای خداوند گفت، سپس فرمود:

أَيُّهَا النَّاسُ! مَا بَالُ أَقْوَامٍ يَتَّبِعُونَ عَيْبِي وَ يَسْأَلُونَ عَنْ غَيْبِي؟ وَاللَّهِ، إِنِّي لَأَكْرَمُكُمْ حَسَباً، وَأَطْهَرُكُمْ مَوْلِداً وَ أَنْصَحُكُمْ لِلَّهِ فِي الْغَيْبِ، وَ لَا يَسْأَلْنِي أَحَدٌ مِنْكُمْ عَنْ أَبِيهِ إلا الحبرته فَقَامَ إِلَيْهِ رَجُلٌ فَقَالَ: مَنْ أَبِي؟

فَقَالَ: فُلانٌ الرَّاعِي.

فَقَامَ إِلَيْهِ آخَرُ فَقَالَ: مَنْ أَبِي ؟

فَقَالَ: غُلامُكُمُ الْأَسْوَدُ.

وَ قَامَ إِلَيْهِ الثَّالِثُ فَقَالَ: مَنْ أَبِي؟

فَقَالَ: الَّذِي تُنْسَبُ إِلَيْهِ.

فَقَالَتِ الْأَنْصَارُ: يَا رَسُولَ اللهِ! اعْفُ عَنَّا عَفَا اللَّهُ عَنْكَ، فَإِنَّ اللَّهَ بَعَثَكَ رَحْمَةٌ فَاعْفُ عَنَّا عَفَا اللَّهُ عَنْكَ.

ای مردم! چرا عدّه ای در پی عیب جویی من هستند و از امور پنهانی من می پرسند؟! به خدا سوگند! من از نظر حسب برترین شما از نظر ولادت پاکیزه ترین شما هستم و در پنهان از خداوند خیرخواه شما هستم. هیچ کس از من دربارۀ پدرش نپرسد مگر این که من آگاهش سازم.

در این هنگام مردی برخاست و گفت: پدر من کیست؟

فرمود: فلان چویان!

شخص دیگری برخاست و گفت: پدر من کیست؟

فرمود: بردۀ سیاهی که دارید!

نفر سومی برخاست و و گفت: پدر من چه کسی است؟

فرمود: همان کسی که به او منسوب هستی (پدر واقعی توست).

در این هنگام انصار عرض کردند: ای پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله از ما در گذر که خداوند تو را ببخشاید؛ چرا که خداوند تو را به رحمت و مهربانی بر انگیخت.

پس از ما درگذر که خداوند از تو درگذرد!

وَ كَانَ النَّبِيُّ صلَّی اللهُ علیه وآله إِذَا كَلَّمَ اسْتَحْيَا وَ عَرِقَ وَ غَضَّ طَرْفَهُ عَنِ النَّاسِ حَيَاءٌ حِينَ كَلَّمُوهُ. فَنَزَلَ فَلَمَّا كَانَ فِي السَّحَرِ هَبَطَ عَلَيْهِ جَبْرَئِيلُ علیه السَّلام بِصَفْحَةٍ مِنَ الْجَنَّةِ فِيهَا هَرِيسَةٌ فَقَالَ: يَا مُحَمَّدً! هَذِهِ عَمِلَهَا لَكَ الْحُورُ الْعِينُ فَكُلْهَا أَنْتَ وَ عَلِيٌّ وَ ذُرِّيَّتَكُمَا، فَإِنَّهُ لَا يَصْلُحُ أَنْ يَأْكُلَهَا غَيْرُكُمْ.

فَجَلَسَ رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله وَ عَلِيٌّ وَ فَاطِمَةُ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ علیهم السَّلام فَأَكَلُوا.

فَأُعْطِيَ رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله فِي الْمُبَاضَعَةِ مِنْ تِلْكَ الْأَكْلَةِ قُوَّةَ أَرْبَعِينَ رَجُلاً، فَكَانَ إِذَا شَاءَ غَشِيَ نِسَاءَهُ كُلُّهُنَّ فِي لَيْلَةٍ وَاحِدَةٍ.

42 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِي الْعَبَّاسِ الْكُوفِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ بَعْضِ رِجَالِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

مَنْ جَمَعَ مِنَ النِّسَاءِ مَا لَا يَنْكِحُ فَزَنَى مِنْهُنَّ شَيْءٌ فَالْإِثْمُ عَلَيْهِ.

(امام علیه السَّلام فرمود) پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله همواره به هنگام که سخن خجالت می کشید و عرق می کرد و از شرم چشم خود را بر مردم می بست.

پس پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله از منبر پایین آمد. هنگام سحر جبرئیل علیه السَّلام با سینی بهشتی که در آن حلیم بود بر پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله نازل شد و عرض کرد: ای محمّد! این حلیم را حوریان بهشتی برای تو پخته اند. پس تو، علیعلیه السَّلام و ذریّۀ شما آن را میل کنید؛ زیرا که جایز نیست کسی غیر از شما از آن میل کند.

پس پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله على علیه السَّلام و فاطمه علیها السَّلام و حسن علیه السَّلام و حسین علیه السَّلام دور این سینی بهشتی نشستند و حلیم را میل نمودند. از این رو به وسیلۀ این غذا به پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله نیروی چهل مرد در همبستری اعطا شد. بنابراین اگر پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله اراده می کرد در یک شب با همۀ زنان خود همبستر می شد.

42 - راوی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

هر کس به تعدادی زن نزد خود گرد آورد که نمی تواند با آنان نزدیکی کند اگر یکی از آنان زنا کند، گناهش بر گردن این شخص است.

43 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى رَفَعَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

سُئِلَ عَنْ رَجُلٍ وَهَبَ لَهُ أَبُوهُ جَارِيَةً فَأَوْلَدَهَا وَ لَبِثَتْ عِنْدَهُ زَمَاناً، ثُمَّ ذَكَرَتْ أَنَّ أَبَاهُ كَانَ قَدْ وَطِئَهَا قَبْلَ أَنْ يَهَبَهَا لَهُ فَاجْتَنَبَهَا؟

قَالَ: لا تُصَدَّقُ.

44 - أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِي الْكُوفِيِّ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الْأَوَّلِ علیه السَّلام قَالَ:

كَتَبْتُ إِلَيْهِ هَذِهِ الْمَسْأَلَةَ وَ عَرَفْتُ خَطَّهُ عَنْ أُمِّ وَلَدٍ لِرَجُلٍ كَانَ أَبُو الرَّجُلِ وَهَبَهَا لَهُ فَوَلَدَتْ مِنْهُ أَوْ لاداً ثُمَّ قَالَتْ بَعْدَ ذَلِكَ إِنَّ أَبَاكَ كَانَ وَطِئَنِي قَبْلَ أَنْ يَهَبَنِي لَكَ.

قَالَ: لا تُصَدَّقُ، إِنَّمَا تَهْرُبُ مِنْ سُوءِ خُلقه.

45 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِي عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام فِي الْمَرْأَةِ إِذَا زَنَتْ قَبْلَ أَنْ يَدْخُلَ بِهَا الرَّجُلُ: يُفَرَّقُ بَيْنَهُمَا وَ لا صَدَاقَ لَهَا، لِأَنَّ الْحَدَثَ كَانَ مِنْ قِبَلِهَا.

43 - عثمان بن عیسی در روایت مرفوعه ای گوید:

از امام صادق علیه السَّلام پرسیدند:

پدری کنیزش را به پسرش بخشید و پسر کنیز را باردار نمود و کنیز مدتی نزد او ماند ادّعا کرد که پدر صاحبش پیش از آن که او را به پسرش ببخشد، با او نزدیکی کرده است؛ آیا پسر باید از کنیز کناره گیری کند؟

افرمود: سخن کنیز تصدیق نمی شود.

44 - عثمان بن عیسی گوید: طی نامه ای خدمت امام کاظم علیه السَّلام نوشتم و پاسخ آن حضرت را با خط مبارکش شناخت به حضرتش نوشته بودم:

مردی کنیز خود را به فرزندش می بخشد و فرزند به عنوان کنیز با او همبستر می شود و اینک صاحب چند فرزند است. بعد از این مدّت طولانی، کنیز مزبور به مولایش می گوید: پدرت در عهد سابق با من مباشرت می کرده است . (تکلیف این مولا با کنیزش چه خواهد بود؟) حضرتش در پاسخ نوشته بود: ادّعای این خانم تصدیق نمی شود. این خانم می خواهد خود را از بداخلاقی مولا رها کند.

45 - سکونی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: امیر مؤمنان على علیه السَّلام فرمود:

هرگاه زنی پیش از آن که شوهرش؛ او نزدیکی کند زنا دهد، بین آنان جدایی انداخته می شود و زن مهریه ای ندارد؛ زیرا مشکل از جانب زن بوده است.

46 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيَّ عَنْ زَكَرِيَّا الْمُؤْمِنِ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

إِنَّ رَجُلاً أَتَى بِامْرَأَتِهِ إِلَى عُمَرَ فَقَالَ: إِنَّ امْرَأَتِي هَذِهِ سَوْدَاءُ وَ أَنَا أَسْوَدُ، وَإِنَّهَا وَلَدَتْ غُلاماً أَبْيَضَ.

فَقَالَ لِمَنْ بِحَضْرَتِهِ: مَا تَرَوْنَ؟

فَقَالُوا: نَرَى أَنْ تَرْجُمَهَا، فَإِنَّهَا سَوْدَاءُ وَ زَوْجُهَا أَسْوَدُ وَ وَلَدُهَا أَبْيَضُ.

قَالَ: فَجَاءَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام وَ قَدْ وُجِّهَ بِهَا لِتَرْجَمَ، فَقَالَ: مَا حَالُكُمَا؟

فَحَدَّثَاهُ فَقَالَ لِلْأَسْوَدِ: أَ تَتَّهِمُ امْرَأَتَكَ؟

فَقَالَ: لا.

قَالَ: فَأَتَيْتَهَا وَ هِيَ طَامِتٌ؟

قَالَ: قَدْ قَالَتْ لِي فِي لَيْلَةٍ مِنَ اللَّيَالِي: إِنِّي طَامِتٌ، فَظَنَنْتُ أَنَّهَا تَتَّقِي الْبَرْدَ فَوَقَعْتُ عَلَيْهَا.

46 - یکی از اصحاب گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

مردی همسرش را نزد عمر آورد و گفت: این همسرم سیاه پوست است و من هم سیاه پوستم، امّا او پسری سفید پوست به دنیا آورده است.

عمر به اطرافیان خود گفت: نظر شما چیست؟

گفتند: به نظر ما باید زن را سنگسار کنی، زیرا او سیاه پوست است و شوهرش هم سیاه پوست است اما فرزندش سفید پوست است.

در این هنگام امیر المؤمنین علیه السَّلام آمد در حالی که زن را می بردند تا سنگسارش کنند.

حضرت فرمود: قضیّه شما (زن و شوهر) چیست؟

زن و شوهر نیز ماجرا را برای حضرتش تعریف کردند.

حضرت به شوهر فرمود: آیا همسرت را به (زنا) متّهم می کنی؟

گفت: نه.

فرمود: آیا در هنگام حیض با همسرت آمیزش کرده ای؟

گفت: همسرم در یکی از شب ها به من گفته بود: «من حائض هستم» و گمان کردم که او از سرما پرهیز می کند (از غسل اکراه دارد) چنین می گوید: پس با او آمیزش کردم.

فَقَالَ لِلْمَرْأَةِ: هَلْ أَتَاكِ وَأَنْتِ طَامِتٌ ؟

قَالَتْ: نَعَمْ ، سَلْهُ قَدْ حَرَّجْتُ عَلَيْهِ وَأَبَيْتُ.

قَالَ: فَانْطَلِقَا، فَإِنَّهُ ابْنَكُمَا وَ إِنَّمَا غَلَبَ الدَّمُ النُّطْفَةَ فَابْيَضَّ، وَ لَوْ قَدْ تَحَرَّكَ اسْوَدَّ فَلَمَّا أَيْفَعَ اسْوَدَّ.

47 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ يَحْيَى الْحَلَبِيُّ عَنْ عَمْرِو بْنِ أَبِي الْمِقْدَامِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ علیهما السَّلام قَالَ:

سُئِلَ عَنِ الْفَوَاحِشِ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ.

قَالَ: مَا ظَهَرَ نِكَاحُ امْرَأَةِ الْأَبِ وَمَا بَطَنَ الزِّنَا.

48 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ شَمُونٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَانِ عَنْ مِسْمَع أَبِي سَيَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ صلّی اللهُ علیه وآله.

حضرت علیه السَّلام رو به زن فرمود: آیا شوهرت در حال حیض با تو آمیزش کرد؟

گفت آری؛ از شوهرم بپرس که من خودداری کردم (اما او کار خودش را انجام داد).

حضرت علیه السَّلام فرمود: بروید که این فرزند، پسر شماست و همانا که خون بر نطفه غلبه کرده و فرزند سفید پوست شده است و اگر نطفه غلبه می کرد، فرزند سیاه پوست می شد.

هنگامی که فرزندتان به نزدیکی سنّ بلوغ برسد سیاه پوست خواهد شد.

47 - ابومقدام گوید:

از امام سجّاد علیه السَّلام دربارۀ فواحش آشکار و پنهان پرسیدند.

فرمود: منظور فاحشه آشکار: ازدواج با همسر پدر است و منظور فاحشه پنهان: همان زناست.

48 - مسمع ابی سیّار گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: پیامبر خدا صلّی اللهُ عله وآله فرمود:

إِذَا أَرَادَ أَحَدُ كُمْ أَنْ يَأْتِيَ أَهْلَهُ فَلَا يُعْجِلْهَا.

49 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ مَيْمُونٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنْ قَوْلِ اللهِ عزِّوجل: (أَعْطَى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى).

قَالَ: لَيْسَ شَيْءٌ مِنْ خَلْقِ اللهِ إِلَّا وَ هُوَ يُعْرَفُ مِنْ شَكْلِهِ الذَّكَرُ مِنَ الْأُنثَى.

قُلْتُ: مَا يَعْنِي (ثُمَّ هَدَى)؟

قَالَ: هَدَاهُ لِلنِّكَاحَ وَ السِّفَاحَ مِنْ شَكْلِهِ.

50 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِيهِ أَوْ غَيْرِهِ عَنْ سَعْدِ بْنِ سَعْدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ جَهُم قَالَ:

رَأَيْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السَّلام اخْتَضَبَ فَقُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! اخْتَضَبْتَ؟

فَقَالَ: نَعَمْ، إِنَّ النَّهْيِئَةَ مِمَّا يَزِيدُ فِي عِفَّةِ النِّسَاءِ، وَ لَقَدْ تَرَكَ النِّسَاءُ الْعِفَّةَ بِتَرْكِ أَزْوَاجِهِنَّ التَّهْيئَةَ.

هرگاه یکی از شما می خواهد با همسرش نزدیکی کند، او را به عجله نیندازد (چون زنان پیش از آمیزش نیاز به برخی آمادگی ها دارند).

49 - محمّد بن مسلم :گوید:

از امام صادق علیه السَّلام درباره این آیه سؤال کردم.

فرمود: هیچ چیزی از آفریده های خداوند نیست مگر این که از مذکر و مؤنث بودنش را شناخته می شود.

گفتم: معنای چیست؟

فرمود: خداوند آن آفریده را توسط جنس خود به ازدواج و زنا هدایت و آگاه نمود.

50 - حسن بن جهم گوید:

امام کاظم علیه السَّلام را دیدم که خضاب بسته است. گفتم: قربانت شوم! آیا خضاب بسته اید؟!

فرمود: آری، به راستی که رسیدگی مرد به خودش از چیزهایی است که باعث فزونی عفّت زنان می شود و همانا بی عفّتی زنان از عدم رسیدگی شوهرانشان می باشد.

ثُمَّ قَالَ: أَ يَسُرُّكَ أَنْ تَرَاهَا عَلَى مَا تَرَاكَ عَلَيْهِ إِذَا كُنْتَ عَلَى غَيْرِ تَهْيِئَةٍ؟

قُلْتُ : لا.

قَالَ: فَهُوَ ذَاكَ.

ثُمَّ قَالَ: مِنْ أَخْلاقِ الْأَنْبِيَاءِ التَنظُفُ وَ التَّطَيِّبُ وَ حَلْقُ الشَّعْرِ وَ كَثْرَةُ الطَّرُوقَةِ.

ثُمَّ قَالَ: كَانَ لِسُلَيْمَانَ بْنِ دَاوُدَ علیه السَّلام أَلْفُ امْرَأَةٍ فِي قَصْرٍ وَاحِدٍ ثَلَاثُمِائَةٍ مَهِيرَةٌ وَ سَبْعُمِائَةٍ سُرِّيَّةٌ، وَ كَانَ رَسُولُ اللهِ صلّى الله عليه وآله لَهُ بُضْعُ أَرْبَعِينَ رَجُلاً، وَكَانَ عِنْدَهُ تِسْعُ نِسْوَةٍ وَكَانَ يَطُوفُ عَلَيْهِنَّ فِي كُلِّ يَوْمٍ وَلَيْلَةٍ.

51 - وَ عَنْهُ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ خَالِدِ بْنِ نَجِيحٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

تَذَاكَرُوا السُّومَ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام فَقَالَ: السُّومُ فِي ثَلاثٍ: فِي الْمَرْأَةِ وَ الدَّابَّةِ وَ الدَّارِ. فَأَمَّا شُؤُمُ الْمَرْأَةِ فَكَثْرَةُ مَهْرِهَا وَ عُقْمُ رَحِمِهَا.

52 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْبَرْقِيِّ رَفَعَهُ قَالَ:

لَمَّا زَوَّجَ رَسُولُ اللهِ صلّى الله عليه وآله فَاطِمَةَ علیها السَّلام قَالُوا بِالرِّفَاءِ وَ الْبَنِينَ.

سپس فرمود: آیا باعث خوشحالی تو می شود که همسرت را همان طور که او تو را می بیند _ یعنی به صورتی که به خودت نرسیده ای _ ببینی؟

عرض کردم: نه.

فرمود: پس این، همان است!

سپس فرمود: از اخلاق پیامبران علیهم السَّلام: تمیز کردن خود، عطر زدن، تراشیدن موی سر و فراوانی جماع است.

سپس فرمود: سلیمان بن داوود علیه السَّلام در یک قصر هزاران زن داشت؛ که سیصد زن آزاد و هفتصد کنیز بودند و پیامبر خدا علیه السَّلام یا نیروی جنسی چهل مرد را دارا بود و حضرتش نُه همسر داشت که در هر روز و شب نزد آنان رفت و آمد می نمود.

51 - خالد بن نجیح گوید:

در حضور امام صادق علیه السَّلام خن از بد شومی به میان آمد.

امام علیه السَّلام فرمود : بد شومی در سه چیز است: زن ، مرکب و خانه. شومی زن فزونی مهریّه و نازا بودن اوست.

52 - ابو عبدالله برقی در روایت مرفوعه ای گوید:

هنگامی که پیامبر خدا علیه السَّلام حضرت فاطمه علیها السَّلام را به (امیر مؤمنان علیه السَّلام) تزویج نمود، مردم گفتند: «با آرزوی خوشی و زایمان پسران».

فَقَالَ: لَا، بَلْ عَلَى الْخَيْرِ وَ الْبَرَكَةِ.

53 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنِ ابْنِ رِئَابٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ قَيْسٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام قَالَ:

جَاءَتِ امْرَأَةٌ مِنَ الْأَنْصَارِ إِلَى رَسُولِ اللهِ صلّى الله عليه وآله فَدَخَلَتْ عَلَيْهِ وَ هُوَ فِي مَنْزِلِ حَفْصَةَ، وَ الْمَرْأَةُ مُتَلَبِّسَةٌ مُتَمَشِّطَةٌ، فَدَخَلَتْ عَلَى رَسُولِ اللهِ صلّى الله عليه وآله فَقَالَتْ: يَا رَسُولَ اللهِ! إِنَّ الْمَرْأَةَ لا تَخْطُبُ الزَّوْجَ وَ أَنَا امْرَأَةٌ أَيَّمٌ لا زَوْجَ لِي مُنْذُ دَهْرٍ وَ لَا وَلَدَ فَهَلْ لَكَ مِنْ حَاجَةٍ فَإِنْ تَكُ فَقَدْ وَهَبْتُ نَفْسِي لَكَ إِنْ قَبِلْتَنِي؟

فَقَالَ لَهَا رَسُولُ اللهِ صلّى الله عليه وآله: خَيْراً وَ دَعَا لَهَا ثُمَّ قَالَ: يَا أُخْتَ الْأَنْصَارِ جَزَاكُمُ اللَّهُ عَنْ رَسُولِ اللهِ صلّى الله عليه وآله خَيْراً فَقَدْ نَصَرَنِي رِجَالُكُمْ وَ رَغِبَتْ فِيَّ نِسَاؤُكُمْ.

فَقَالَتْ لَهَا حَفْصَةُ: مَا أَقَلَّ حَيَاءَكِ وَأَجْرَاكِ وَأَنْهَمَكِ لِلرِّجَالِ.

فَقَالَ لَهَا رَسُولُ اللهِ صلّى الله عليه وآله: كُفَّى عَنْهَا يَا حَفْصَةُ! فَإِنَّهَا خَيْرٌ مِنْكِ، رَغِبَتْ فِي رَسُولِ اللهِ صلّى الله عليه وآله فَلُمْتِهَا وَ عَيَّيْتِهَا.

پیامبر خدا صلّى الله عليه وآله فرمود: نه، بلکه (بگویید:) «با خیر و برکت».

53 - محمّد بن قیس گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:

روزی زنی از انصار نزد پیامبر خدا صلّى الله عليه وآله آمد. حضرتش در خانۀ حفصه بود. آن زن لباس خاصی پوشیده و خود را آرایش کرده بود. خدمت پیامبر خدا صلّى الله عليه وآله شرفیاب شد و عرض کرد: ای پیامبر خدا صلّى الله عليه وآله! همانا که زن از مرد خواستگاری نمی کند، امّا من زنی بیوه هستم و مدّتی است که شوهری ندارم و فرزندی نیز ندارم؛ آیا شما به من نیاز دارید؟ پس اگر نیازی دارید من خودم را _ در صورتی که مرا بپذیرید _ به شما هدیّه می کنم.

پیامبر خدا صلّى الله عليه وآله به آن زن فرمود: «خیر است» و برایش دعا نمود.

سپس فرمود: ای خواهر انصاری! خداوند به شما انصار به خاطر پیامبر خدا صلّى الله عليه وآله خیر و نیکی دهد. به راستی که مردان شما مرا یاری نمودند و زنانتان به من علاقمند شدند.

در این هنگام حفصه به آن زن گفت: چه قدر حیای تو کم، جرأت تو زیاد و نیازت به مردان بسیار است؟!

پیامبر خدا صلّى الله عليه وآله به حفصه فرمود: ای حفصه! دست از او بردار؛ چرا که او از تو بهتر و برتر است؛ او به پیامبر خدا صلّى الله عليه وآله علاقه نشان داد و تو او را سرزنش کردی و از او عیب جویی نمودی!

ثُمَّ قَالَ لِلْمَرْأَةِ: انْصَرِ فِي رَحِمَكِ اللهُ! فَقَدْ أَوْجَبَ اللَّهُ لَكِ الْجَنَّةَ لِرَغْبَتِكِ فِيَّ وَ تَعَرُّضِكِ لَمحَبَّتِي وَ سُرُورِي وَ سَيَأْتِيكِ أَمْرِي إِنْ شَاءَ اللَّهُ.

فَأَنْزَلَ اللهُ عَژَّوَجَل: (وَ امْرَأَةً مُؤْمِنَةٌ إِنْ وَهَبَتْ نَفْسَهَا لِلنَّبِيِّ إِنْ أَرَادَ النَّبِيُّ أَنْ يَسْتَنْكِحَهَا خَالِصَةً لَكَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ).

قَالَ: فَأَحَلَّ اللهُ عَژَّوَجَل هِبَةَ الْمَرْأَةِ نَفْسَهَا لِرَسُولِ اللَّهِ صلّى الله عليه وآله وَ لَا يَحِلُّ ذَلِكَ لِغَيْرِهِ.

54 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ مَعْرُوفٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ مُخَلَّدِ بْنِ مُوسَى عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ يَحْيَى الْيَرْبُوعِيٌّ عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلّى الله عليه وآله:

لا إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ أَتَزَوَّجُ فِيكُمْ وَ أُزَوِّجُكُمْ إِلَّا فَاطِمَةَ علیها السَّلام، فَإِنَّ تَزْوِيجَهَا نَزَلَ مِنَ السَّمَاءِ.

سپس به آن زن فرمود : برگرد، خداوند تو را رحمت نماید! به راستی که خداوند به جهت این علاقه تو نسبت به من و اظهار محبّت خود به من و خوشحال شدن من، بهشت را برای تو واجب نمود و به زودی تصمیم من به اطّلاع تو خواهد رسيد ان شاء الله.

پس خداوند متعال این آیه را فرو فرستاد که «و زن با ایمانی که خود را به پیامبر ببخشد، اگر پیامبر بخواهد او را به همسری برگزیند، و چنین ازدواجی فقط برای تو مجاز است نه مؤمنان دیگر».

حضرت فرمود: خداوند بخشیدن زن خود را به پیامبر خدا صلّى الله عليه وآله حلال نمود و این (بخشش توسط زن) برای غیر پیامبر خدا صلّى الله عليه وآله جایز نیست.

54 - ابان بن تغلب گوید: امام باقر صلّى الله عليه وآله فرمود: پیامبر خدا صلّى الله عليه وآله فرمود:

به راستی که من انسانی همانند شما هستم، در میان شما با دختران شما ازدواج می کنم و دخترانم را به شما تزویج می کنم به جز فاطمه علیها السَّلام؛ زیرا ازدواج او از آسمان نازل شده است.

55 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ عُمَرَ بْنِ حَنْظَلَةَ قَالَ:

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام: إِنِّي تَزَوَّجْتُ امْرَأَةً فَسَأَلْتُ عَنْهَا فَقِيلَ فِيهَا.

فَقَالَ: وَ أَنْتَ لِمَ سَأَلْتَ أَيْضاً؟ لَيْسَ عَلَيْكُمُ النَّفْتِيشُ.

56 - أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ سَدِيرٍ قَالَ:

قَالَ لِي أَبو جَعْفَرٍ علیه السَّلام: يَا سَدِيرً! بَلَغَنِي عَنْ نِسَاءِ أَهْلِ الْكُوفَةِ جَمَالٌ وَ حُسْنُ تبعل فَابْتَغِ لِي امْرَأَةً ذَاتَ جَمَالٍ فِي مَوْضِعِ.

فَقُلْتُ: قَدْ أَصَبْتُهَا جُعِلْتُ فِدَاكَ ! فُلانَةَ بِنْتَ فُلانِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ الْأَشْعَثِ بْنِ قَيْسٍ.

فَقَالَ لِي: يَا سَدِيرًا إِنَّ رَسُولَ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله لَعَنَ قَوْماً، فَجَرَتِ اللَّعْنَةُ فِي أَعْقَابِهِمْ إِلَى الْقِيَامَةِ، وَأَنَا أَكْرَهُ أَنْ يُصِيبَ جَسَدِي جَسَدَ أَحَدٍ مِنْ أَهْلِ النَّارِ.

55 - عمر بن حنظله گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم:

من با زنی ازدواج کردم. وقتی پس از ازدواج دربارۀ او تحقیق نمودم دربارۀ او عيب هایی گفتند.

فرمود: چرا دربارۀ او پرس و جو کردی؟! (پس از ازدواج) پرس و جو و تحقیق بر شما لازم نیست.

56 - سُدیر گوید: امام باقر علیه السَّلام به من فرمود:

ای سُدیر! به من خبر رسیده که زنان کوفه زیبا و شوهردار هستند؛ پس زنی زیبا از خانواده ای برایم انتخاب کن.

گفتم: قربانت گردم! یافتم؛ فلان زن، دختر فلانی که پسر محمّد بن اشعث بن قیس است.

فرمود: ای سدیر! همانا که پیامبر خدا صلّى الله عليه وآله گروهی را لعن کرده است که این لعنت در نسل آنان تا روز قیامت پایدار است و من کراهت دارم که بدنم با بدن یکی از دوزخیان تماس داشته باشد.

57 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ النُّعْمَانِ عَنْ أَرْطَاةَ بْنِ حَبِيبٍ عَنْ أَبِي مَرْيَمَ الْأَنْصَارِيِّ قَالَ: سَمِعْتُ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ علیه السَّلام يَقُولُ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلّى الله عليه وآله:

يَا عَلِيُّ ! مُرْ نِسَاءَكَ لا يُصَلِّينَ عُطلاً، وَ لَوْ يُعَلِّقْنَ فِي أَعْنَاقِهِنَّ سَيْراً.

58 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ خَالِدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ رَجُلٍ مِنْ أَصْحَابِنَا مِنْ أَهْلِ الْجَبَلِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:

ذَكَرْتُ لَهُ الْمَجُوسَ وَ أَنَّهُمْ يَقُولُونَ: نِكَاحٌ كَنِكَاحِ وُلْدِ آدَمَ، وَ إِنَّهُمْ يُحَاجُونًا بِذَلِكَ.

فَقَالَ: أَمَّا أَنْتُمْ فَلَا يُحَاجُّونَكُمْ بِهِ.

57 - ابو مریم انصاری گوید: از امام باقر علیه السَّلام شنیدم که می فرمود: پیامبر خدا صلّى الله عليه وآله فرمود:

ای علی! به زنان خود دستور ده که بدون زيورآلات حتى نماز هم نخوانند؛ گرچه در گردن خود نخ پوستی (به عنوان زینت) بیاویزند.

58 - راوی گوید

نزد امام باقر علیه السَّلام متذکر مجوسیان شدم که آنان می گویند: «ازدواج مانند ازدواج فرزندان دم علیه السَّلام صحیح است» و به این وسیله به ما دلیل ارائه می کنند.

فرمود: اما مجوسیان نمی توانند با شما اتمام حجت کرده و دلیل بیاورند (چرا سنی ها عقیده دارند که دختران و پسران آدم علیه السَّلام با یکدیگر ازدواج کردند. اما عقیده شیعیان چنین است:

لَمَّا أَدْرَكَ هِبَةُ اللهِ قَالَ آدَمُ: يَا رَبِّ! زَوْجٌ هِبَةَ اللَّهِ. فَأَهْبَطَ اللَّهُ عَزَّوَجَل لَهُ حَوْرَاءَ، فَوَلَدَتْ لَهُ أَرْبَعَةَ غِلْمَةٍ ثُمَّ رَفَعَهَا اللهُ، فَلَمَّا أَدْرَكَ وُلْدُ هِبَةِ اللهِ قَالَ: يَا رَبِّ! زَوِّجُ وَلْدَ هِبَةِ اللَّهِ.

فَأَوْحَى اللَّهُ عَزَّوَجَل إِلَيْهِ أَنْ يَخْطُبَ إِلَى رَجُلٍ مِنَ الْجِنِّ، وَكَانَ مُسْلِماً أَرْبَعَ بَنَاتٍ لَهُ عَلَى وُلْدِ هِبَةِ اللهِ، فَزَوَّجَهُنَّ فَمَا كَانَ مِنْ جَمَالٍ وَ حِلْمٍ فَمِنْ قِبَلِ الْحَوْرَاءِ وَ النُّبُوَّةِ، وَ مَا كَانَ مِنْ سَفَهِ أَوْ حِدَّةٍ فَمِنَ الْجِنِّ.

59 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ عَمْرِو بْنِ جُمَيْعِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلَّى اللهُ عليه وآله.

قَوْلُ الرَّجُلِ لِلْمَرْأَةِ: «إِنِّي أُحِبُّكِ» لا يَذْهَبُ مِنْ قَلْبِهَا أَبَداً.

هنگامی که «هبة الله» (پسر آدم علیه السَّلام) بالغ شد، آدم علیه السَّلام عرض کرد: پروردگارا! «هبة الله» را همسر ده!

پس خداوند برای «هبة الله» حوری بهشتی نازل نمود و آن حوری برای هبة الله چهار پسر زایید، سپس خداوند آن حوری را به آسمان بالا برد. پس هنگامی که فرزندان هبة الله بالغ شدند آدم علیه السَّلام عرض کرد: پروردگارا! فرزندان هبة الله را همسر ده!

خداوند به آدم علیه السَّلام وحی نمود که چهار دختر، یکی مسلمانان جن را برای فرزندان هبة الله خواستگاری کند. پس آن چهار دختر را به ازدواج پسران هبة الله درآورد. از این رو هر زیبایی و بردباری که در انسان ها از جانب حوری بهشتی و پیامبری است و هر نادانی و یا خشونتی که وجود دارد از جانب جنّیان است.

59 - عمرو بن جمیع گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود:

این که مرد به همسرش بگوید: «من تو را دوست دارم» هیچ گاه از قلب همسرش بیرون نخواهد رفت.

بخش صد و نودم

گفتاری از یونس در تفسیر ازدواج و زنا و تفاوت های این دو حکم

(190) بَابُ تَفْسِيرِ مَا يَحِلُّ مِنَ النِّكَاحِ وَ مَا يَحْرُمُ وَ الْفَرْقِ بَيْنَ النِّكَاحِ وَ السِّفَاحِ وَ الزِّنَى وَ هُوَ مِنْ كَلامِ يُونُسَ

1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مَرَّارٍ وَ غَيْرِهِ عَنْ يُونُسَ قَالَ:

كُلُّ زِنِّي سِفَاحٌ وَ لَيْسَ كُلَّ سِفَاحِ زِنِّى، لِأَنَّ مَعْنَى الزِّنَى فِعْلُ حَرَامٍ مِنْ كُلِّ جِهَةٍ فِيهِ شَيْءٌ مِنْ وُجُوهِ الْحَلالِ ، فَلَمَّا كَانَ هَذَا الْفِعْلُ بِكُلِّيَّتِهِ حَرَاماً مِنْ كُلِّ وَجْهِ كَانَتْ تِلْكَ الْعِلَّةُ رَأْسَ كُلِّ فَاحِشَةٍ وَ رَأْسَ كُلِّ حَرَامِ حَرَّمَهُ اللَّهُ مِنَ الْفُرُوجِ كُلِّهَا، وَ إِنْ كَانَ قَدْ يَكُونُ فِعْلُ الزِّنَى عَنْ تَرَاضٍ مِنَ الْعِبَادِ وَ أَجْرٍ مُسَمًّى وَ مُؤَاتَاةٍ مِنْهُمْ عَلَى ذَلِكَ الْفِعْلِ فَلَيْسَ ذَلِكَ التَّرَاضِي مِنْهُمْ إِذَا تَرَاضَوْا عَلَيْهِ مِنْ إِعْطَاءِ الْأَجْرِ مِنَ الْمُؤَاتَاةِ عَلَى الْمُوَافَعَةِ حَلالاً، وَأَنْ يَكُونَ ذَلِكَ الْفِعْلُ مِنْهُمْ لِلَّهِ عَزَّوَجَل رِضًا أَوْ أَمَرَهُمْ بِهِ.

بخش صد و نودم: گفتاری از یونس در تفسیر ازدواج و زنا و تفاوت های این دو حکم

1 - یونس گوید: هر زنایی بی عفتی است، ولی هر بی عفّتی زنا نیست؛ چرا که معنای زنا ارتکاب کاری است که از هر جهت حرام است و هیچ گونه وجه حلالی در آن نیست. بنابراین آن گاه که چنین کاری به طور کلّی و از هر جهت حرام باشد؛ سرآمد همه گناهان و حرام هایی خواهد بود که خداوند از همه نوامیس حرام فرموده است، گرچه گاهی انجام زنا با رضایت بندگان، اجرت مشخص و توافق طرفین باشد، چرا که این رضایت طرفینی و بر پرداخت اجرت توافق بر آمیزش حلال نبوده و در این عمل رضایت خدا یا فرمان او نبوده است.

فَلَمَّا كَانَ هَذَا الْفِعْلُ غَيْرَ مَأْمُورِ بِهِ مِنْ كُلِّ جِهَةٍ كَانَ حَرَاماً كُلُّهُ، وَكَانَ اسْمُهُ زِنِّي مُحْصَنَاً، لِأَنَّهُ مَعْصِيَةٌ مِنْ كُلِّ جِهَةٍ مَعْرُوفٌ ذَلِكَ عِنْدَ جَمِيعِ الْفِرَقِ وَ الْمِلَلِ إِنَّهُ عِنْدَهُمْ حَرَامٌ مُحَرَّمٌ غَيْرُ مَأْمُورِ بِهِ.

وَ نَظِيرُ ذَلِكَ الْخَمْرُ بِعَيْنِهَا إِنَّهَا رَأْسُ كُلِّ مُسْكِرٍ، وَإِنَّهَا إِنَّمَا صَارَتْ خَالِصَةً خَمْراً، لِأَنَّهَا انْقَلَبَتْ مِنْ جَوْهَرِهَا بِلا مِزَاجِ مِنْ غَيْرِهَا، صَارَتْ خَمْراً وَ صَارَتْ رَأْسَ كُلِّ مُسْكِرِ مِنْ غَيْرِهَا وَ لَيْسَ سَائِرُ الْأَشْرِبَةِ كَذَلِكَ، لِأَنَّ كُلَّ جِنْسِ مِنَ الْأَشْرِبَةِ الْمُسْكِرَةِ فَمَشُوبَةٌ مَمْرُوجُ الْحَلالُ بِالْحَرَامِ وَ مُسْتَخْرَجٌ مِنْهَا الْحَرَامُ نَظِيرُهُ الْمَاءُ الْحَلالُ الْمَمْزُوجُ بِالْعَمْرِ الْحَلالِ وَ الرَّبِيبِ وَالْحِنْطَةِ وَ الشَّعِيرِ وَ غَيْرِ ذَلِكَ الَّذِي يَخْرُجُ مِنْ بَيْنِهَا شَرَابٌ حَرَامٌ وَ لَيْسَ الْمَاءُ الَّذِي حَرَّمَهُ اللَّهُ وَ لَا التمْرُ وَ لَا الرَّبِيبُ وَ غَيْرُ ذَلِكَ إِنَّمَا حَرَّمَهُ انْقِلابُهُ عِنْدَ امْتِزَاجِ كُلِّ وَاحِدٍ بِخِلَافِهِ حَتَّى عَلَى وَ انْقَلَبَ وَ الْخَمْرُ غَلَتْ بِنَفْسِهَا لا بِخِلافِهَا فَاشْتَرَكَ جَمِيعُ الْمُسْكِرِ فِي اسْمِ الْخَمْرِ.

از این رو که این فعل از هر جهت به غیر فرمان خدا بوده؛ به طور کلّی حرام خواهد بود که از آن به نام زنای مُحصَن یاد می شود؛ چرا که از هر جهت معصیت است و چنین عملی در نزد همه فرقه ها و ملّت ها حرام؛ ( حرامی که به آن دستور داده نشده است) می باشد.

نظیر این شرابی است که خود سرآمد همۀ مسکرات است، و این همان شراب خالص است؛ چرا که شراب بی آن که با چیز دیگری آمیخته شود از جوهر خود دگرگون شده و شراب گشته است و سرآمد همه مسکرات دیگر شده و شراب های دیگر چنین نیستند؛ زیرا که جنس نوشیدنی های مست آور دیگر مخلوطی از جنس حلال با حرام است که حرام از آن استخراج می شود.

به عنوان مثال: آب حلالی که با خرما، کشمش، گندم، جو و نظایر اینها _ که حلالند _ آمیخته می شود و از آن شراب حرام استخراج می شود. بنابراین خداوند نه آب را حرام کرده، نه خرما، نه کشمش و نه نظیر آن را بلکه آن چه حرام است فقط دگرگونی این آمیختگی است که به جوش می آید و دگرگون می شود خمر خود می جوشد نه خلاف این امر. پس همۀ نوشیدنی های مست کننده در نام خمر مشترک هستند.

وَ كَذَلِكَ شَارَكَ السِّفَاحَ الزِّنَى فِي مَعْنَى السَّفَاح ، وَ لَمْ يُشَارِكِ السِّفَاحُ فِي مَعْنَى الزِّنَى أَنَّهُ زِنِّى وَ لَا فِي اسْمِهِ.

فَأَمَّا مَعْنَى السِّفَاحِ الَّذِي هُوَ غَيْرُ الزِّنَى وَ هُوَ مُسْتَحِقٌ لإِسْمِ السِّفَاحِ، وَ مَعْنَاهُ فَالَّذِي هُوَ مِنْ وَجْهِ النِّكَاحَ مَشُوبٌ بِالْحَرَامِ وَ إِنَّمَا صَارَ سِفَاحَا لِأَنَّهُ نِكَاحٌ حَرَامٌ مَنْسُوبٌ إِلَى الْحَلالِ وَ هُوَ مِنْ وَجْهِ الْحَرَامِ.

فَلَمَّا كَانَ وَجْهُ مِنْهُ حَلالاً وَ وَجْهُ حَرَاماً كَانَ اسْمُهُ سِفَاحَاً، لِأَنَّ الْغَالِبَ عَلَيْهِ نِكَاحُ تَزْوِي إِلَّا أَنَّهُ مَشُوبٌ ذَلِكَ التَّزْوِيجُ بِوَجْهِ مِنْ وُجُوهِ الْحَرَامِ غَيْرُ خَالِصٍ فِي مَعْنَى الْحَرَامِ بِالْكُلِّ وَ لا خَالِصٌ فِي وَجْهِ الْحَلالِ بِالْكُلِّ أَمَّا أَنْ يَكُونَ الْفِعْلُ مِنْ وَجْهِ الْفَسَادِ وَ الْقَصْدِ إِلَى غَيْرِ مَا أَمَرَ اللهُ عَزَّوَجَل فِيهِ مِنْ وَجْهِ التَّأْوِيلِ وَ الْخَطَا وَ الإِسْتِحْلالِ بِجِهَةِ التَّأْوِيلِ وَ التَّقْلِيدِ، نَظِيرُ الَّذِي يَتَزَوَّجُ ذَوَاتِ الْمَحَارِمِ الَّتِي ذَكَرَ الله عَزَّوَجَل فِي كِتَابِهِ تَحْرِيمَهَا فِي الْقُرْآنِ مِنَ الْأُمَّهَاتِ وَ الْبَنَاتِ إِلَى آخِرِ الْآيَةِ.

كُلُّ ذَلِكَ حَلالٌ فِي جِهَةِ التَّزْوِيجِ، حَرَامٌ مِنْ جِهَةِ مَا نَهَى اللَّهُ لَكَ عَزَّوَجَل عَنْهُ.

و همین گونه بی عفّتی زنایی، در معنای بی عفّتی شرکت کرده، ولی بی عفّتی در معنای زنا _ به این که زنا باشد _ و نیز در نام آن شرکت نکرده است.

اما معنای بی عفّتی که جز زناست ولی شایسته نام بی عفتی است به این معناست که چنین بی عفّتی از جهت ازدواجی است که با حرام آمیخته شده است و این که به عنوان بی عفتی قلمداد شده چون ازدواج حرامی است که به حلال نسبت داده شده و از جهتی حرام است. در نتیجه که از جهتی حلال و از جهت دیگر حرام است نام بی عفتی به خود گرفته است؛ زیرا که بیشتر موارد آمیزش با ازدواج است؛ ازدواجی که به نوعی حرام است که به طور کامل حرام است و نه حلال.

اما در مواردی که چنین کاری از جهتی فاسد و نیت غیر فرمان خدا باشد و از جهت تأويل، خطا، حلال شمردن به جهت تأويل و تقلید نظیرش ازدواج با محارم است که خداوند در قرآن کریم آن را تحریم کرده و فرموده: مادران و دختر آن... بر شما حرام شد.

همۀ این موارد از جهت تزویج حلال و از جهت نهی الهی حرام است.

وَ كَذَلِكَ الَّذِي يَتَزَوَّجُ الْمَرْأَةَ فِي عِدَّتِهَا مُسْتَحِلَّا لِذَلِكَ فَيَكُونُ تَزْوِيجُهُ ذَلِكَ سِفَاحاً مِنْ وَجْهَيْنِ مِنْ وَجْهِ الإِسْتِحْلالِ وَ مِنْ وَجْهِ التَّزْوِيجِ فِي الْعِدَّةِ إِلَّا أَنْ يَكُونَ جَاهِلاً غَيْرَ مُتَعَمِّدٍ لِذَلِكَ.

وَ نَظِيرُ الَّذِي يَتَزَوَّجُ الْحُبْلَى مُتَعَمِّداً بِعِلْمٍ، وَالَّذِي يَتَزَوَّجُ الْمُحْصَنَةَ الَّتِي لَهَا زَوْجٌ بِعِلْمٍ، وَ الَّذِي يَنْكِحُ الْمَمْلُوكَةَ مِنَ الْفَيْءِ قَبْلَ الْمَقْسَمِ، وَالَّذِي يَنْكِحُ الْيَهُودِيَّةَ وَ النَّصْرَانِيَّةَ وَ الْمَجُوسِيَّةَ وَ عَبَدَةَ الْأَوْثَانِ عَلَى الْمُسْلِمَةِ الْحُرَّةِ، وَ الَّذِي يَقْدِرُ عَلَى الْمُسْلِمَةِ فَيَتَزَوَّجُ الْيَهُودِيَّةَ أَوْ غَيْرَهَا مِنْ أَهْلِ الْمِلَلِ تَزْوِيجاً دَائِماً بِمِيرَاتٍ وَ الَّذِي يَتَزَوَّجُ الْأَمَةَ عَلَى الْحُرَّةِ وَ الَّذِي يَتَزَوَّجُ الْاَمَةَ بِغَيْرِ إِذْنِ مَوَالِيهَا وَ الْمَمْلُوكُ يَتَزَوَّجُ أَكْثَرَ مِنْ حُرَّتَيْنِ ، وَ الْمَمْلُوكُ يَكُونُ عِنْدَهُ أَكْثَرُ مِنْ أَرْبَعِ إِمَاءٍ تَزْوِيجاً صَحِيحاً وَ الَّذِي يَتَزَوَّجُ أَكْثَرَ مِنْ أَرْبَعَ حَرَائِرَ وَ الَّذِي لَهُ أَرْبَعُ نِسْوَةٍ فَيُطَلِّقُ وَاحِدَةً تَطْلِيقَةً وَاحِدَةً بَائِنَةٌ ثُمَّ يَتَزَوَّجُ قَبْلَ أَنْ تَنْقَضِيَ عِدَّةُ الْمُطَلَّقَةِ مِنْهُ.

و همین طور است که در عدّه با زنی ازدواج می کند و آن را حلال می شمارد؛ پس ازدواج او از دو جهت بی عفّتی است: از جهت حلال شمردن و از جهت ازدواج در عدّه، مگر آن که از مسأله آگاه نباشد و از روی عمد نباشد.

نظیر این مردی است که از روی عمد و آگاهانه با زن باردار ازدواج می کند و کسی که با آگاهی با زن شوهردار ازدواج می کند و کسی که با کنیزی که از غنایم است پیش از تقسیم، آمیزش می کند و کسی که زن یهودی، مسیحی، مجوسی و بت پرست را روی زن آزاد مسلمان می گیرد، و کسی که با توانایی ازدواج با زن مسلمان یا زن یهودی یا زن دیگری از ملل دیگر با ارث بری ازدواج دائم می کند، و کسی که کنیز را روی زن آزاد هو و می آورد، و کسی که با کنیزی بدون اجازه مولایش ازدواج می کنمد و برده ای که با بیش از دو زن آزاد ازدواج می کند و برده ای که با بیش چهار کنیز به صورت صحیح ازدواج می کند و کسی که با بیش از چهار زن آزاد ازدواج می کند و کسی که چهار زن دائم دارد و یکی را طلاق بائن می دهد و بیش از انقضای عدّه ازدواج می کند.

وَ الَّذِي يَتَزَوَّجُ الْمَرْأَةَ الْمُطَلَّقَةَ مِنَ بَعْدِ تِسْعِ تَطْلِيقَاتٍ بِتَحْلِيلٍ مِنْ أَزْوَاجٍ، وَ هِيَ لا تَحِلُّ لَهُ أَبَداً وَ الَّذِي يَتَزَوَّجُ الْمَرْأَةَ الْمُطَلَّقَةَ بِغَيْرِ وَجْهِ الطَّلَاقِ الَّذِي أَمَرَ اللَّهُ عَزَّوَجَل من كِتَابِهِ وَ الَّذِي يَتَزَوَّجُ وَ هُوَ مُحْرِمٌ.

فَهَؤُلاءِ كُلُّهُمْ تَزْوِيجُهُمْ مِنْ جِهَةِ التَّزْوِيج حَلَالٌ حَرَامٌ فَاسِدٌ مِنَ الْوَجْهِ الْآخَرِ، لأَنَّهُ لَمْ يَكُنْ يَنْبَغِي لَهُ أَنْ يَتَزَوَّجَ إِلَّا مِنَ الْوَجْهِ الَّذِي أَمَرَ اللَّهُ عَزَّوَجَل فَلِذَلِكَ صَارَ سِفَاحَاً مَرْدُوداً ذَلِكَ كُلُّهُ غَيْرُ جَائِزِ الْمُقَامُ عَلَيْهِ وَ لا ثَابِتٍ لَهُمُ التَّزْوِيجُ ، بَلْ يُفَرِّقُ الْإِمَامُ بَيْنَهُمْ وَلا يَكُونُ نِكَاحُهُمْ زِنّى وَ لا أَوْلادُهُمْ مِنْ هَذَا الْوَجْهِ أَوْلَادَ زِنِّي.

وَ مَنْ قَذَفَ الْمَوْلُودَ مِنْ هَؤُلاءِ الَّذِينَ وُلِدُوا مِنْ هَذَا الْوَجْهِ جُلِدَ الْحَدَّ، لأَنَّهُ مَوْلُودٌ بِتَزْوِيج رِشْدَةٍ، وَ إِنْ كَانَ مُفْسِداً لَهُ بِجِهَةٍ مِنَ الْجِهَاتِ المُحَرَّمَةِ وَ الْوَلَدُ مَنْسُوبٌ إِلَى الْأَبِ مَوْلُودٌ بِتَزْوِيجِ رِشْدَةٍ عَلَى نِكَاحَ مِلَّةٍ مِنَ الْمِلَلِ خَارِجٌ مِنْ حَدٌ الزِّنَا، وَ لَكِنَّهُ مُعَاقَبٌ عُقُوبَةَ الْفِرْقَةِ وَ الرُّجُوعِ إِلَى الْإِسْتِثْنَافِ بِمَا يَحِلُّ وَ يَجُوزُ.

و کسی که با زنی که نُه بار او را طلاق داده و برای او حرام ابدی شده؛ ازدواج می کند و کسی که با زنی ازدواج م یکند که طبق قرآن طلاق شرعی داده نشده است و کسی که در حال احرام ازدواج می کند.

همۀ این موارد از جهت ازدواج حلالند ولی از جهت دیگر حرام و فاسدند؛ چرا که بر او شایسته نبود مگر این از راهی که خداوند امر فرموده ازدواج کند و از این رو نوعی بی عفّتی مردود گشته است و ادامۀ چنین ازدواجهایی جایز نیست و برای آنها ثابت و استوار نخواهد بود، بلکه بایستی امام بین چنین زن و شوهرها را از هم جدا کند، ولی ازدواج آنان زنا نبوده و فرزندانشان از این جهت فرزند زنا نخواهد بود. و هر که فرزندان این ها را به زنازادگی متهم کند تازیانه خواهد خورد، چرا که با ازدواج حلال زادگی متولد شده است، گرچه به جهتی از جهات فاسد و حرام بوده است، از طرفی فرزند به پدری منسوب است که با ازدواج حلال زادگی طبق از دیدن رسمی ملّتی از ملّت ها صورت گرفته و از حدود زنا بیرون است، ولی پیگرد کیفر جدایی دارد این که ازدواج از نو به صورت حلال و جایز اجرا شود.

فَإِنْ قَالَ قَائِلٌ: إِنَّهُ مِنْ أَوْلادِ السَّفَاح عَلَى صِحَّةِ مَعْنَى السَّفَاحَ لَمْ يَأْثَمْ إِلَّا أَنْ يَكُونَ يَعْنِي أَنَّ مَعْنَى السِّفَاحَ هُوَ الزِّنَا.

وَوَجْهُ آخَرُ مِنْ وُجُوهِ السِّفَاح مَنْ أَتَى امْرَأَتَهُ وَ هِيَ مُحْرِمَةٌ أَوْ أَتَاهَا وَ هِيَ صَائِمَةٌ أَوْ أَتَاهَا وَ هِيَ فِي دَمِ حَيْضِهَا أَوْ أَتَاهَا فِي حَالٍ صَلَاتِهَا وَ كَذَلِكَ الَّذِي يَأْتِي الْمَمْلُوكَةً قَبْلَ أَنْ يُوَاجِبَ صَاحِبَهَا وَ الَّذِي يَأْتِي الْمَمْلُوكَةَ وَهِيَ حُبْلَى مِنْ غَيْرِهِ وَ الَّذِي يَأْتِي المَمْلُوكَةَ تُسْبَى عَلَى غَيْرِ وَجْهِ السَّبَاءِ وَ تُسْبَى وَ لَيْسَ لَهُمْ أَنْ يُسْبَوْا وَ مَنْ تَزَوَّجَ يَهُودِيَّةً أَوْ نَصْرَانِيَّةً أَوْ عَابِدَةَ وَثَنٍ وَكَانَ التَّزْوِيجُ فِي مِلَّتِهِمْ تَزْوِيجاً صَحِيحاً إِلَّا أَنَّهُ شَابَ ذَلِكَ فَسَادٌ بِالتَّوَجُهِ إِلَى آلِهَتِهِمُ اللَّاتِي بِتَحْلِيلِهِمُ اسْتَحَلُوا التَّزْوِيج.

پس اگر کسی بگوید: بنابر صحّت معنای سَفاح و بی عفّتی او فرزند سَفاح است، گناهی از او سر نزده است مگر این که معنای سَفاح همان زنا باشد.

وجه دیگر از وجوه سَفاح و بی عفّتی این است که انسان با زن مُحرم یا زن روزه دار نزدیکی کند، یا با زنی که حایض است یا در حال نماز است آمیزش نماید، همین طور است کسی که پیش از واجب شدن کنیز به صاحبش، با آن کنیز نزدیکی کند، همین طور کسی که با کنیزی که از دیگری باردار است نزدیکی کند و کسی که با کنیز اسیری آمیزش می کند که نبایستی او اسیر می شد و کسی که با زن یهودی، مسیحی یا بت پرست ازدواج کند؛ ازدواجی که در آیین آنها ازدواج رایج و صحیح است، مگر این این ازدواج با توجّه به خدایان آنها که با تحمیل آنها این تزویج حلال شده؛ مخلوط شود.

فَكُلُّ هَؤُلَاءِ أَبْنَاؤُهُمْ أَبْنَاءُ سِفَاحٍ إِلَّا أَنَّ ذَلِكَ هُوَ أَهْوَنُ مِنَ الصِّنْفِ الْأَوَّلِ، وَإِنَّمَا إِنْيَانُ هَؤُلاءِ السَّفَاحِ إِمَّا مِنْ فَسَادِ التَّوَجُهِ إِلَى غَيْرِ اللَّهِ تَعَالَى، أَوْ فَسَادِ بَعْضِ هَذِهِ الْجِهَاتِ وَإِنْيَانُهُنَّ حَلالٌ، وَ لَكِنْ مُحَرَّفٌ مِنْ حَدَّ الْحَلَالِ وَ سِفَاحٌ فِي وَقْتِ الْفِعْلِ بِلا زِنِّي، وَ لا يُفَرَّقُ بَيْنَهُمَا إِذَا دَخَلا فِي الْإِسْلامِ، وَ لَا إِعَادَةَ اسْتِحْلالٍ جَدِيدٍ.

وَ كَذَلِكَ الَّذِي يَتَزَوَّجُ بِغَيْرِ مَهْرٍ فَتَزْوِيجُهُ جَائِزٌ لَا إِعَادَةَ عَلَيْهِ، وَ لَا يُفَرَّقُ بَيْنَهُ وَبَيْنَ امْرَأَتِهِ وَ هُمَا عَلَى تَزْوِيجِهِمَا الْأَوَّلِ، إِلَّا أَنَّ الْإِسْلَامَ يَقْرُبُ مِنْ كُلِّ خَيْرٍ وَ مِنْ كُلِّ حَقِّ وَلا يَبْعُدُ مِنْهُ وَ كَمَا جَازَ أَنْ يَعُودَ إِلَى أَهْلِهِ بِلَا تَزْوِيجِ جَدِيدٍ أَكْثَرَ مِنَ الرُّجُوعِ إِلَى الْإِسْلامِ.

بنابراین در تمام این موارد فرزندان آنها، فرزندِ سَفاح و بی عفّتی هستند با این تفاوت که این قسم از قسم نخست آسانتر است، چرا که انجام چنین بی عفّتی یا از فساد توجّه به غیر خداست یا از فساد برخی از این جهات و انجام آن به نیّت حلال؛ ولی این امر از حدّ حلال تحریف شده و در هنگام انجام آن بی عفتی بدون زناست که در این صورت اگر آن زن و مرد مسلمان شوند، از جدا نمی شوند و نیازی به استحلال جدیدی نیست.

همین طور است کسی که بدون قهر ازدواج می کند که تزویج آن جایز است و نیازی به اعاده ندارد و بین زن و مرد جدایی نخواهد بود و همان ازدواج نخست خواهند بود با این تفاوت که اسلام هر خیر و نیکی و حق را نزدیک می کند و چیزی را از آن دور نمی نماید آن سان که فردی می تواند بدون تزویج نوی به خانواده بر می گردد و بیشتر از فردی است که به اسلام باز می گردد.

فَكُلُّ هَؤُلاءِ ابْتِدَاءُ نِكَاحِهِمْ نِكَاحٌ صَحِيحٌ فِي مِلَّتِهِمْ وَإِنْ كَانَ إِنْيَانُهُنَّ فِي تِلْكَ الْأَوْقَاتِ حَرَاماً لِلْعِلَلِ الَّتِي وَصَفْنَاهَا وَ الْمَوْلُودُ مِنْ هَذِهِ الْجِهَاتِ أَوْلَادُ رِشْدَةٍ لَا أَوْلادُ زِنّى وَأَوْلادُهُمْ أَطْهَرٌ مِنْ أَوْلادِ الصِّنْفِ الْأَوَّلِ مِنْ أَهْلِ السَّفَاح.

وَ مَنْ قَذَفَ مِنْ هَؤُلاءِ فَقَدْ أَوْجَبَ عَلَى نَفْسِهِ حَدَّ الْمُفْتَرِي لِعِلَّةِ التَّزْوِيجِ الَّذِي كَانَ، وَإِنْ كَانَ مَشُوباً بِشَيْءٍ مِنَ السَّفَاحِ الْخَفِيّ مِنْ أَيِّ مِلَّةٍ كَانَ أَوْ فِي أَيِّ دِينِ كَانَ إِذَا كَانَ نِكَاحُهُمْ تَزْوِيجاً فَعَلَى الْقَاذِفِ لَهُمْ مِنَ الْحَدِّ مِثْلُ الْقَاذِفِ لِلْمُتَزَوِّجَ فِي الْإِسْلامِ تَزْوِيجاً صَحِيحاً لا فَرْقَ بَيْنَهُمَا فِي الْحَدِّ، وَإِنَّمَا الْحَدُّ لِعِلَّةِ التَّزْوِيجِ لَا لِعِلَّةٍ الْكُفْرِ وَ الْإِيمَانِ.

وَأَمَّا وَجْهُ النِّكَاحِ الصَّحِيحِ السَّلِيمِ الْبَرِيء مِنَ الزِّنَا وَالسَّفَاحِ هُوَ الَّذِي غَيْرُ مَشُوبِ بِشَيْءٍ مِنْ وَجُوهِ الْحَرَامِ أَوْ وَجُوهِ الْفَسَادِ فَهُوَ النِّكَاحُ الَّذِي أَمَرَ اللَّهُ عَزَّوَجَل بِهِ عَلَى حَدٌ مَا أَمَرَ اللهُ أَن يُسْتَحَلَّ بِهِ الْفَرْجُ التَّزْوِيجِ وَ التَّرَاضِي عَلَى مَا تَرَاضَوْا عَلَيْهِ مِنَ الْمَهْرِ الْمَعْرُوفِ الْمَفْرُوضِ وَ التَّسْمِيَةِ لِلمَهْرِ وَ الْفِعْلِ.

پس آغاز ازدواج در همۀ این موارد با ازدواجی است که در آیین خود صحیح است، گرچه نزدیکی با آن زنان در آن اوقات به عللی که گفته شد، حرام است، فرزندی که از این ازدواج به دنیا آمده حلال زاده اند نه زنازاده و فرزندان این گروه قسم از قسم اول پاکترند.

از این رو کسی اینها را متّهم کند، برای خود حد افترا اگر را واجب کرده؛ چرا که با ازدواجی بوده گرچه ازدواجشان به نوعی بی عفّتی پنهانی آمیخته شده است، از ملّتی که باشد و از هر دینی که باشد مگر آمیزش آنها با ازدواج صورت پذیرد. بنابراین حدّ اتّهام زننده به این ها مانند حدّ کسی است که به فرد مسلمانی که با ازدواج صحیح ازدواج کرده متّهم کند، هیچ فرقی ندارد چرا که حدّ فقط به جهت تزویج است نه به علّت کفر و ایمان.

اما وجه دیگر، ازدواجی درستی است که از هر گونه زنا و بی عفّتی سالم است؛ همان ازدواجی که به چیزی از وجوه حرام یا وجوه فساد آمیخته نشده است؛ به گونه ای که خداوند متعال طبق آن به حلال بودن فرج و رضایت به آنچه توافق می شود در باره مهر معروف لازم و نامیدن مهر وفعل امر فرموده است.

فَذَلِكَ نِكَاحٌ حَلَالٌ غَيْرُ سِفَاحٍ وَ لَا مَشُوبِ بِوَجْهِ مِنَ الْوُجُوهِ الَّتِي ذَكَرْنَا الْمُفْسِدَاتِ لِلنِّكَاحِ، وَ هُوَ خَالِصٌ مُخَلَّصٌ مُطَهَّرٌ مُبَرَّةٌ مِنَ الْأَدْنَاسِ، وَ هُوَ الَّذِي أَمَرَ اللهُ عَزَّوَجَل بِهِ وَ الَّذِي تَنَاكَحَتْ عَلَيْهِ أَنْبِيَاءُ اللهِ وَ حُجَجُهُ وَ صَالِحُ الْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَتْبَاعِهِمْ.

وَ أَمَّا الَّذِي يَتَزَوَّجُ مِنْ مَالٍ غَصَبَهُ وَ يَشْتَرِي مِنْهُ جَارِيَةً، أَوْ مِنْ مَالِ سَرِقَةٍ أَوْ خِيَانَةٍ أَوْ كَذِبٍ فِيهِ أَوْ مِنْ كَسْبٍ حَرَامٍ بِوَجْهِ مِنَ الْحَرَامِ فَتَزَوَّجَ مِنْ ذَلِكَ الْمَالِ تَزْوِيجاً مِنْ جِهَةِ مَا أَمَرَ اللهُ عَزَّوَجَل بِهِ فَتَزْوِيجُهُ حَلالٌ وَ وَلَدُهُ وَلَدٌ حَلالٍ غَيْرُ زَانٍ وَ لَا سِفَاحٍ.

این همان ازدواج حلالی است که نه نوعی بی عفّتی است و نه به وجهی از وجوه فساد ازدواج آمیخته شده است؛ بلکه ازدواج خالص، پاک شده و دور از هر آلودگی است. و همان ازدواجی است که خداوند به آن فرمان داده و همه پیامبران الهی، حجّت های خویش و مؤمنان صالح و پیروان آنها با آن ازدواج کرده اند.

ولی کسی که با مال غصبی ازدواج می کند، یا با آن کنیزی می خرد، یا از مال دزدی، خیانتی یا دروغی یا با کسب حرام، طبق فرمان خدا ازدواج می کند، ازدواج او حلال است و فرزندش فرزند حلال است، نه فرزند زنا و بی عفّتی.

وَ ذَلِكَ أَنَّ الْحَرَامَ فِي هَذَا الْوَجْهِ فِعْلُهُ الْأَوَّلُ بِمَا فَعَلَ فِي وَجْهِ الْإِكْتِسَابِ الَّذِي اكْتَسَبَهُ مِنْ غَيْرِ وَجْهِ وَ فِعْلُهُ فِي وَجْهِ الْإِنْفَاقِ فِعْلُ يَجُوزُ الْإِنْفَاقُ فِيهِ.

وَ ذَلِكَ أَنَّ الْإِنْسَانَ إِنَّمَا يَكُونُ مَحْمُوداً أَوْ مَذْمُومًا عَلَى فِعْلِهِ وَ تَقَلُّبِهِ لَا عَلَى الدَّرْهَمِ أَوْ جَوْهَرِ الْفَرْجِ وَ الْحَلَالُ حَلالٌ فِي نَفْسِهِ وَ الْحَرَامُ حَرَامٌ فِي نَفْسِهِ أَي الْفِعْلُ لا الْجَوْهَرُ لا يُفْسِدُ الْحَرَامُ الْحَلالَ، وَ التَّزْوِيجُ مِنْ هَذِهِ الْوُجُوهِ كُلِّهَا حَلالٌ مُحَلَّلٌ.

وَ نَظِيرُ ذَلِكَ نَظِيرُ رَجُلٍ سَرَقَ دِرْهَماً فَتَصَدَّقَ بِهِ فَفِعْلُهُ سَرِقَةٌ حَرَامٌ وَ فِعْلُهُ فِي الصَّدَقَةِ حَلالٌ، لِأَنَّهُمَا فِعْلانِ مُخْتَلِفَانِ لا يُفْسِدُ أَحَدُهُمَا الْآخَرَ إِلَّا أَنَّهُ غَيْرُ مَقْبُولٍ فِعْلُهُ ذَلِكَ الْحَلالُ لِعِلَّةٍ مُقَامِهِ عَلَى الْحَرَامِ حَتَّى يَتُوبَ وَ يَرْجِعَ فَيَكُونُ مَحْسُوباً لَهُ فِعْلُهُ فِي الصَّدَقَةِ.

چرا که آن چه در این مورد حرام است همان کار نخست اوست که برای کسب مال مرتكب حرام شده است و کار او در وجه اتفاق چنین مالی، کاری است که انفاق در آن جایز است.

توضیح این که انسان فقط برای انجام کارش مورد ستایش یا سرزنش قرار می گیرد، نه برای ذات درهم یا فرج، و حلال هم در اصل خود حلال و حرام نیز در اصل خود حرام است. یعنی در فعل نه جوهر و اصل، که حرام حلال را فاسد نمی کند و تزویج غیر از این وجوه نیز همه حلال بوده و حلال شده اند.

نظیر این مورد نظیر مردی است که در همی را می دزد و آن را صدقه می دهد. پس کار سرقت او حرام است، ولی کار صدقه او حلال است؛ چرا که این دو کار، کار متفاوتی هستند که یکی دیگری را باطل نمی کند، جز این که انجام چنین صدقه حلالی، مورد قبول نیست، چرا که در جایگاه حرام قرار گرفته تا این که از این کار توبه کند و بازگردد که در این صورت کارش در صدقه به شمار می آید.

وَ كَذَلِكَ كُلُّ فِعْلِ يَفْعَلُهُ الْمُؤْمِنُ وَ الْكَافِرُ مِنْ أَفَاعِيلِ الْبِرِّ أَوِ الْفَسَادِ فَهُوَ مَوْقُوفٌ لَهُ حَتَّى يُخْتَمَ لَهُ عَلَى أَيُّ الْأَمْرَيْنِ يَمُوتُ، فَيَخْلُوا بِهِ فِعْلُهُ لِلَّهِ عَزَّوَجَل أَ كَانَ لِغَيْرِهِ ؟! إِنْ خَيْراً فَخَيْراً وَ إِنْ شَرًا فَشَرًا.

بخش صد و نود و یکم

[اتّهام مجوسی]

(191) بَابٌ

1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ:

قَذَفَ رَجُلٌ رَجُلاً مَجُوسِيّاً عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام.

فَقَالَ: مَهْ !

فَقَالَ الرَّجُلُ: إِنَّهُ يَنكِحُ أُمَّهُ أَوْ أَخْتَهُ؟

و همین طور است هر کار خیر یا شری که مؤمن و کافر انجام می دهند که بستگی دارد که سرانجام کار به کدام اعتقاد می میرند پس کاری که انجام داده فقط برای خدا بوده یا برای دیگری بوده که اگر خیر بوده خیر و اگر شرّ بوده شر خواهد بود.

بخش صد و نود و یکم: [ اتهام مجوسی ]

1 - عبدالله بن سنان گوید: روزی در حضور امام صادق علیه السَّلام مردی یک مرد مجوسی را متّهم به زنا کرد.

امام علیه السَّلام به او فرمود: خاموش باش! و این چنین تهمت مزن.

آن شخص گفت: این مجوسی با مادر و خواهرش همبستر می شود.

فَقَالَ: ذَلِكَ عِنْدَهُمْ نِكَاحَ فِي دِينِهِمْ.

تَمَّ كِتَابُ النِّكَاحِ مِنْ كِتَابِ «الْكَافِي» وَ يَتْلُوهُ كِتَابُ الْعَقِيقَةِ إِنْ شَاءَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ، وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ، وَ الصَّلاةُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ عِتْرَتِهِ أَجْمَعِينَ وَ سَلَّمَ تَسْلِيماً كَثِيراً.

فرمود : مباشرت او با مادر و خواهرش به عنوان ازدواج و بر اساس دین آنان صورت می گیرد.

پایان کتاب ازدواج و احکام آن از کتاب «کافی » ان شاء الله در پی آن کتاب عقیقه خواهد آمد. حمد و سپاس بی پایان از آن خداوندی که پرورش دهندۀ جهانیان است.

درود و سلام فراوان بر حضرت محمّد و خاندان و عترت او باد.