متن و ترجمه فروع کتاب نفیس کافی

ghaemiyeh.com

مشخصات کتاب

سرشناسه: کلینی، محمدبن یعقوب، - 329ق.

عنوان قراردادی: الکافی. فروع. فارسی - عربی

عنوان و نام پديدآور: متن و ترجمه کتاب نفیس فروع کافی [کتاب]/تالیف محمدبن یعقوب‌بن اسحاق کلینی‌رازی؛ ترجمه گروه مترجمان ؛ اشراف و ویرایش محمدحسین رحیمیان.

مشخصات نشر: قم: قدس،1391.

مشخصات ظاهری: 10ج.

شابک: 600000ریال: دوره:978-964-2549-79-5 ؛ 800000 ریال ( دوره ده جلدی، چاپ چهارم) ؛ ج.1، چاپ چهارم:978-964-2549-69-6 ؛ ج.2، چاپ چهارم: 978-964-2549-70-2 ؛ ج.3، چاپ چهارم: 978-964-2549-71-9 ؛ ج.4، چاپ چهارم:978-964-2549-72-6 ؛ ج.5، چاپ چهارم: 978-964-2549-73-3 ؛ ج.6، چاپ چهارم: 978-964-2549-74-0 ؛ ج.7، چاپ چهارم: 978-964-2549-75-7 ؛ ج.8، چاپ چهارم: 978-964-2549-76-4 ؛ ج.9، چاپ چهارم: 978-964-2549-77-1 ؛ ج.10، چاپ چهارم: 978-964-2549-78-8

يادداشت: فارسی-عربی.

يادداشت:ج.1( چاپ سوم).

يادداشت:ج.2و3( چاپ سوم:1391).

يادداشت:ج.6-10(چاپ سوم:1391).

يادداشت:ج.1-10 ( چاپ چهارم: 1393).

يادداشت:ج.6-10(چاپ پنجم:1394).

موضوع: احادیث شیعه -- قرن 4ق.

شناسه افزوده: رحیمیان،محمدحسین، 1345 -، ویراستار

رده بندی کنگره: BP129/ک8ک26041 1391

رده بندی دیویی: 297/212

شماره کتابشناسی ملی: 3166368

متن و ترجمه

کتاب نفیس

فروع کافی

جلد سوم

تألیف

محدّث عالی مقام ثقة الاسلام محمّد يعقوب کلینی رازی (رحمت الله)

ترجمه: گروه مترجمان

اشراف و ویرایش: محمد حسین رحیمیان

خیر اندیش دیجیتالی: موسسه مددکاری و خیریه ایتام امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشريف) شهرستان بروجن.

ویراستار دیجیتالی: فروغ محمدی.

اشاره

فهرست موضوعات

پایان بخش کتاب زکات

(153 - 21)

بخش یکم

فضیلت صدقه ... 23

بخش دوم

صدقه بلا و گرفتاری را دفع می کند ... 28

بخش سوم

فضیلت صدقه پنهانی ... 35

بخش چهارم

صدقه در شب هنگام ... 37

بخش پنجم

صدقه موجب زیادی مال می شود ... 40

بخش ششم

صدقه بر خویشاوندان ... 42

بخش هفتم

هزینه زندگی خانواده و توسعه بر آنان ... 43

بخش هشتم

اهل نفقه ... 48

بخش نهم

صدقه بر ناشناس ... 49

بخش دهم

صدقه بر صحرانشینان ... 51

بخش یازدهم

كراهيت رد سائل ... 52

بخش دوازدهم

اندازه اعطای به سائل ... 54

بخش سیزدهم

دعای سائل ... 56

بخش چهاردهم

کسی صدقه را تقسیم می کند با صاحب فضیلت نیکی کردن صدقه شریک است ... 57

بخش پانزدهم

ایثار و از خود گذشتگی ... 59

بخش شانزدهم

کسی که بدون نیاز سؤال کند ... 61

بخش هفدهم

کراهت درخواست ... 62

بخش هیجدهم

منت نهادن ... 67

بخش نوزدهم

پرداخت پس از درخواست ... 68

بخش بیستم

احسان و نیکوکاری ... 74

بخش بیست و یکم

فضیلت نیکی کردن ... 76

بخش بیست و دوم

از فضیلت نیکی ... 81

بخش بیست و سوم

انجام کارهای نیک بلاها و گرفتاری های بد را برطرف می کند ... 82

بخش بیست و چهارم

نیکوکاران در دنیا همان نیکوکاران در جهان آخرتند ... 83

بخش بیست و پنجم

کار نیک کامل ... 85

بخش بیست و ششم

انجام کار نیک در جایگاه خود ... 86

بخش بیست و هفتم

آداب نیکوکاری ... 90

بخش بیست و هشتم

کفران احسان و نیکوکاری ... 91

بخش بیست و نهم

قرض دادن ... 92

بخش سی ام

مهلت دادن بر تنگ دست ... 95

بخش سی و یکم

حلال کردن میت ... 98

بخش سی و دوم

تحمل هزینه نعمت ... 100

بخش سی و سوم

نکوداشت نعمت ها ... 102

بخش سی و چهارم

شناخت جود و سخا ... 103

بخش سی و پنجم

انفاق نمودن ... 112

بخش سی و ششم

بخل ورزی و تنگ نظری ... 116

بخش سی و هفتم

چند حدیث نکته دار ... 120

بخش سی و هشتم

فضیلت اطعام غذا ... 129

بخش سی و نهم

فضیلت میانه روی ... 134

بخش چهلم

نکوهش اسراف و سختگیری ... 139

بخش چهل و یکم

نوشاندن آب ... 144

بخش چهل و دوم

صدقه وصله برای بنی هاشم و خدمتکاران آنان ... 147

بخش چهل و سوم

چند روایت نکنه دار ... 151

کتاب روزه

(414 - 155)

بخش یکم

روایاتی در فضیلت روز و روزه دار ... 157

بخش دوم

فضیلت ماه رمضان ... 163

بخش سوم

پاداش کسی که به روزه داری افطاری دهد ... 168

بخش چهارم

نهی از گفتن رمضان بدون کلمۀ ماه ... 171

بخش پنجم

آن چه به هنگام استقبال از ماه رمضان گفته می شود ... 172

بخش ششم

ماه ها و گواهی دادن بر آنها ... 182

بخش هفتم

چند روایت نکته دار ... 186

بخش هشتم

چند روایت نکته دار ... 186

بخش نهم

حکم روزی که مورد شک قرار می گیرد که آن از ماه رمضان است یا از شعبان ... 190

بخش دهم

اقسام روزه ... 195

بخش یازدهم

آداب روزه دار ... 201

بخش دوازدهم

روزه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) ... 206

بخش سیزدهم

فضیلت روزۀ ماه شعبان و پیوند آن به ماه رمضان و روزۀ سه روز در هر ماه ... 211

بخش چهاردهم

استحباب سحری خوردن ... 217

بخش پانزدهم

دعای روزه دار به هنگام افطار ... 219

بخش شانزدهم

روزه وصال و روزه دهر ...220

بخش هفدهم

حکم کسی که با شک در طلوع فجر و یا بعد از طلوع آن بخورد و بنوشد ... 222

بخش هیجدهم

فجر چیست؟ کی فجر باز می شود؟ و کی خوردن غذا حرام می گردد؟ ... 225

بخش نوزدهم

حکم کسی که پنداشت شب فرا رسیده است پس هنوز شب نشده افطار نمود ... 228

بخش بیستم

هنگام افطار ... 230

بخش بیست و یکم

حکم کسی که در ماه رمضان از روی فراموشی غذا بخورد و بیاشامد ... 231

بخش بیست و ششم

حكم مضمضه و استنشاق برای روزه دار ... 244

بخش بیست و دوم

حکم کسی که در ماه رمضان از روی عمد بدون عذر افطار و یا جماع نماید ... 232

بخش بیست و سوم

حکم روزه داری که همسرش را می بوسد بوسه یا به او دست می زند ... 237

بخش بیست و چهارم

حکم کسی که در ماه رمضان و غیر آن جنب شود و غسل نکند تا صبح فرارسد یا حکم کسی که شب یا روز محتلم گردد ... 239

بخش بیست و پنجم

کراهیت فرورفتن روزه دار در آب ... 241

بخش بیست و ششم

حکم مضمضه و استنشاق برای روزه دار ... 244

بخش بیست و هفتم

حکم روزه داری که از روی عمد یا بدون اختیار استفراغ کند و یا چیزی از معده او بیرون می آید ... 245

بخش بیست و هشتم

حکم روزه داری که حجامت کرده و وارد حمام می شود ... 247

بخش بیست و نهم

حکم روزه داری که بر بینی و گوش او دارو ریخته می شود یا تنقیه می کند ... 249

بخش سی ام

حکم روزه داری که سرمه می کشد و برای چشمش دارو می ریزد ... 251

بخش سی و یکم

حکم مسواک زدن برای روزه دار ...253

بخش سی و دوم

حکم عطر زدن و بوییدن گل برای روزه دار ... 254

بخش سی و سوم

حکم جویدن هر نوع جویدنی برای روزه دار ... 257

بخش سی و چهارم

حکم روزه داری که غذای دیگ را می چشد و غذای جوجه را می جود ... 258

بخش سی و پنجم

حکم روزه داری که خلط را فرو می برد و کسی که مگس وارد گلویش می شود ... 260

بخش سی و ششم

حکم کسی که انگشتر، سنگ ریزه و هستۀ خرما می مکد ... 261

بخش سی و هفتم

پیرمرد و پیرزنی که توان روزه ندارند ... 262

بخش سی و هشتم

حکم زن باردار و شیردهی که از روزه گرفتن ناتوان می شوند ... 265

بخش سی و نهم

انسان در چه بیماری می تواند روزۀ خود را بخورد ... 257

بخش چهلم

حکم کسی که دو ماه رمضان پشت سر هم بر او بگذرد ... 269

بخش چهل و یکم

قضای ماه رمضان ... 271

بخش چهل و دوم

حکم کسی که با اراده روزه صبح می کند پس افطار می نماید و حکم کسی که با عدم اراده روز، صبح می کند پس روزه قضای ماه رمضان وغیر آن را می گیرد ... 273

بخش چهل و سوم

حکم کسی که روزه مستحبی می گیرد با آن که قضای ماه رمضان دارد ... 227

بخش چهل و چهارم

حکم کسی که می میرد و بر ذمه او روزه ماه رمضان و غیر آن وجود دارد ... 278

بخش چهل و پنجم

حکم روزۀ کودکان و کی آنها به سبب روزه مؤاخذه می شوند؟ ... 280

بخش چهل و ششم

حکم کسی که در ماه رمضان مسلمان شود ... 282

بخش های مربوط به سفر

(285-)

بخش چهل و هفتم

کراهت سفر در ماه رمضان ... 288

بخش چهل و هشتم

کراهت روزه در سفر ... 288

بخش چهل و نهم

حکم کسی که ندانسته در سفر روزه بگیرد ... 291

بخش پنجاهم

کسی که افطار و تقصیر در سفر بر او واجب نیست و کسی که این حکم بر او واجب است ... 293

بخش پنجاه و یکم

انجام روزه مستحبی در سفر و انجام آن پیش از سفر و قضای آن ... 296

بخش پنجاه و دوم

حکم کسی که در ماه رمضان قصد سفر دارد، یا از سفر بر می گردد ... 299

بخش پنجاه و سوم

حکم کسی که وارد شهری شد و تصمیم دارد در آن بماند یا چنین تصمیمی ندارد ... 303

بخش پنجاه و چهارم

حکم مردی که در سفر با همسر خود نزدیکی کند، یا در ماه رمضان از سفر برگردد ... 305

بخش پنجاه و پنجم

روزه حائض و مستحاضه ... 308

بخش پنجاه و ششم

حکم کسی که روزه دو ماه پشت سر هم بر او واجب شود، پس کاری پیشامد کند که از اتمام آن باز دارد ... 314

بخش پنجاه و هفتم

روزه کفاره سوگند ... 320

بخش پنجاه و هشتم

حکم کسی که بر خود روزۀ معینی را واجب نماید و کسی که نذر کرده به هنگام شکر روزه بدارد ... 321

بخش پنجاه و نهم

کفاره روزه (واجب) و فدیۀ آن ... 326

بخش شصتم

حكم تأخیر انداختن روزه سه روز در ماه به فصل زمستان ... 330

بخش شصت و یکم

روزۀ عرفه و عاشورا ... 331

بخش شصت و دوم

روزۀ عید فطر، قربان و ایام تشریق ... 336

بخش شصت و سوم

روزۀ ترغیب ... 337

بخش شصت و چهارم

فضیلت افطار نمودن در نزد برادر دینی به هنگام درخواست او ... 341

بخش شصت و پنجم

جواز روزۀ مستحبى فقط به اذن دیگری ... 344

بخش شصت و ششم

با آن چه افطار نمودن مستحب است ... 347

بخش شصت و هفتم

انجام غسل در ماه رمضان ... 349

بخش شصت و هشتم

انجام نمازهایی افزون بر ماه های دیگر در ماه رمضان ... 351

بخش شصت و نهم

شب قدر ... 355

بخش هفتادم

دعاهای وارده در دهۀ پایانی ماه رمضان ... 363

بخش هفتاد و یکم

تکبیر شب فطر و روز آن ... 376

بخش هفتاد و دوم

روز فطر ... 379

بخش هفتاد و سوم

اموری که پس از صحت رؤیت هلال و ثبوت عید فطر برای کسانی که روزه اند، واجب می شود ... 380

بخش هفتاد و چهارم

چند روایت نکته دار ... 381

بخش هفتاد و پنجم

زکات فطره ... 384

بخش هفتاد و ششم

اعتکاف ... 394

بخش هفتاد و هفتم

اعتکاف فقط با روزه صورت می پذیرد ... 396

بخش هفتاد و هشتم

مساجدی که اعتکاف در آنها انجام می شود ... 397

بخش هفتاد و نهم

کمترین زمان اعتکاف ... 399

بخش هشتادم

معتكف نباید جز به هنگام ناچاری از مسجد بیرون رود ... 401

بخش هشتاد و یکم

حکم معتکفی که بیمار می شود و زن معتکفی که حائض می گردد ... 403

بخش هشتاد و دوم

حکم معتکفی که با همسرش نزدیکی کند ... 404

بخش هشتاد و سوم

چند روایت نکته دار ... 405

کتاب حج

(652 - 415)

بخش یکم

آغاز پیدایش حجر الاسود و سبب دست ساییدن به آن ... 417

بخش دوم

آغاز خانۀ کعبه و طواف ... 423

بخش سوم

نخستین چیزی را که خداوند از زمین آفرید، مکان کعبه بود، چگونه آن مکان، نخستین آفریده گشت؟ ... 428

بخش چهارم

چگونگی حج آدم (علیه السلام) ... 432

بخش پنجم

علت حرم شدن مکه، چرا حرم به این مسافت شد؟ ... 444

بخش ششم

ابتلا و گرفتاری مردم و آزمودن آنان به کعبه ... 449

بخش هفتم

حج ابراهیم و اسماعیل (علیهما السلام) و بنای خانه

كعبه، و والی کعبه پس از آنها ... 356

بخش هشتم

چگونگی حج پیامبران (علیهم السلام) ... 482

بخش نهم

ورود تبع و اصحاب فیل به مکه، حفر چاه زمزم توسط عبدالمطلب تخريب خانۀ کعبه توسط قریش، تجدید بنای آن، تخریب خانۀ کعبه توسط حجاج و تجدید بنای او ... 488

بخش دهم

گفتار خدای تعالی که می فرماید: «در آن آیه های روشن است» ... 505

بخش یازدهم

چند روایت نکته دار ... 508

بخش دوازدهم

آن گاه که خداوند آسمان ها و زمین را آفرید، مکه را با حرمت و احترام قرار داد ... 510

بخش سیزدهم

گفتار خدای تعالی که می فرماید: «کسی که وارد حرم شود ایمن خواهد بود»... 512

بخش چهاردهم

الحاد و جنایات در مکه ... 514

بخش پانزدهم

آشکار ساختن سلاح در مکه ... 517

بخش شانزدهم

پوشیدن جامه های کعبه ... 517

بخش هفدهم

کراهت برداشتن خاک و سنگریزۀ خانۀ كعبه ... 518

بخش هیجدهم

کراهت اقامت در مکه ... 520

بخش نوزدهم

حکم درخت حرم ... 521

بخش بیستم

جواز ذبح در حرم و چیزهایی بیرون بردنشان از حرم جایز است .... 523

بخش بیست و یکم

شکار حرم و وجوب كفارۀ آن ... 524

بخش بیست و دوم

حکم آن چه در حرم پیدا می شود ... 538

بخش بیست و سوم

فضیلت نگاه کردن به کعبه ...540

بخش بیست و چهارم

حکم کسی که بدهکار خود را در حرم ببیند ... 544

بخش بیست و پنجم

چیزی که به کعبه هدیه می شود ... 545

بخش بیست و ششم

گفتار خداوند (عزوجل) که می فرماید: «مقیمان در مکه و واردان از خارج یکسانند» ... 550

بخش بیست و هفتم

حج پیامبر (صلی الله علیه و آله) ... 551

بخش بیست و هشتم

فضیلت حج و عمره و پاداش آنها ... 569

بخش بیست و نهم

وجوب حج و عمره ... 598

بخش سی ام

استطاعت و توانایی بر انجام حج ... 602

بخش سی و یکم

حکم کسی که با توانایی انجام حج آن را به تأخیر می اندازد ... 606

بخش سی و دوم

حکم کسی که از مکه بیرون می شود و ارادۀ بازگشت به آن را ندارد ... 609

بخش سی و سوم

خیری در ترک حج نیست و هر کس موفق به انجام حج نشود به خاطر گناه است ... 610

بخش سی و چهارم

اگر مردم حج را ترک کنند، برای آنان عذاب نازل خواهد شد ... 611

بخش سی و پنجم

چند حدیث نکته دار ... 612

بخش سی و ششم

وادار کردن مردم بر انجام حج ... 613

بخش سی و هفتم

حکم کسی که توانایی انجام حج را ندارد و فرد دیگری را با پرداخت هزینه روانه حج کند ... 614

بخش سی و هشتم

انجام حجی که از حجة الاسلام کفایت می کند و حجی که کفایت نمی کند ... 616

بخش سی و نهم

حکم کسی که در مدت پنج سال حجّ نیاورد ... 626

بخش چهلم

حکم کسی که قرض می ستاند و به حج می رود ... 627

بخش چهل و یکم

زیادی از هزینۀ زندگی برای هزینۀ حج است ... 630

بخش چهل و دوم

استحباب آمادگی برای انجام حج ... 632

بخش چهل و سوم

حکم مردی که مسلمان می شود، پیش از آن که ختنه کند به حج می رزد ... 633

بخش چهل و چهارم

حکم زنی که همسرش او را از حَجّة الاسلام باز دارد ... 634

بخش چهل و پنجم

دعای هنگام خروج از خانه و فضیلت صدقه ... 636

بخش چهل و ششم

دعای هنگام خروج از خانه ... 638

بخش چهل و هفتم

توصیه به حاجیان ... 641

بخش چهل و هشتم

دعا در راه ... 645

بخش یکم

اشاره

تَيَمَّةُ كِتَابُ الزَّكَاةِ أَبْوَابُ الصَّدَقَةِ

پایان بخش کتاب زکات

بخش های مربوط به صدقه

فضیلت صدقه

1 - سکونی گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود:

صدقه مرگ بد را دفع می کند:

2 - راوی گوید: امام باقر (علیه السلام) فرمود:

نیکی و صدقه ناداری را از بین می برند و در عمر انسان می افزایند و نود نوع مرگ بد را دفع می کنند.

در روایت دیگر آمده است: نیکی و صدقه مرگ بد را از شیعیان من دفع می کنند.

3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ خَلَفِ بْنِ حَمَّادٍ عَنْ إِسْمَاعِيلَ الْجَوْهَرِيِّ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ: لَأَنْ أَحُجَّ حَجَّةٌ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ أَنْ أُعْتِقَ رَقَبَةً وَ رَقَبَةٌ حَتَّى انْتَهَى إِلَى عَشَرَةٍ وَ مِثْلَهَا وَ مِثْلَهَا حَتَّى انْتَهَى إِلَى سَبْعِينَ، وَ لَأَنْ أَعُولَ أَهْلَ بَيْتٍ مِنَ الْمُسْلِمِينَ أُشْبِعَ جَوْعَتَهُمْ وَ أَكْسُوَ عَوْرَتَهُمْ وَ أَكُفَّ وُجُوهَهُمْ عَنِ النَّاسِ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ أَنْ أَحُجَّ حَجَّةً وَ حَجَّةً وَ حَجَّةٌ حَتَّى انْتَهَى إِلَى عَشْرِ وَ عَشْرِ وَ عَشْرِ وَ مِثْلَهَا وَ مِثْلَهَا حَتَّى انْتَهَى إِلَى سَبْعِينَ.

4 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عبد اللهِ (علیه السلام) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (لی الله علیه و آله):

مَنْ صَدَّقَ بِالْخَلَفِ جَادَ بِالْعَطِيَّةِ.

5 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْقَاسِم عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام):

3- ابو بصیر گوید: امام باقر (علیه السلام) فرمود:

اگر یک حج انجام دهم نزد من محبوب تر است از این که بنده ای را آزاد کنم و بنده ای را. امام (علیه السلام) تا ده بنده را شمرد تا به هفتاد رسید (و فرمود: ) اگر سرپرستی خانواده ای از مسلمانان را به عهده بگیرم، گرسنگان آنها را سیر کنم، برهنگان آنها را بپوشانم و آبروی آنها را از مردم حفظ کنم، نزد من محبوب تر است

از این که یک حج انجام دهم، یک حج انجام دهم و یک حج انجام دهم، حضرت شمرد تا به عدد ده رسید و عدد ده را تکرار کرد تا به هفتاد حج رسید.

4 - سکونی گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

هر که به جای گزینی و عوض صدقه تصدیق دارد از بخشش خودداری نمی کند.

5 - ابن سنان گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

دَاوُوا مَرْضَاكُمْ بِالصَّدَقَةِ، وَ ادْفَعُوا الْبَلَاءَ بِالدُّعَاءِ، وَ اسْتَنْزِلُوا الرِّزْقَ بِالصَّدَقَةِ، فَإِنَّهَا تُفَكُ مِنْ بَيْنِ لُحِيَّ سَبْعِمِائَةِ شَيْطَانٍ. وَ لَيْسَ شَيْءٌ أَثْقَلَ عَلَى الشَّيْطَانِ مِنَ الصَّدَقَةِ عَلَى الْمُؤْمِنِ، وَ هِيَ تَقَعُ فِي يَدِ الرَّبِّ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى قَبْلَ أَنْ تَقَعَ فِي يَدِ الْعَبْد.

6 - أَحْمَدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ جَدِّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيَّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ زَيْدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله):

أَرْضُ الْقِيَامَةِ نَارٌ مَا خَلَا ظِلَّ الْمُؤْمِن، فَإِنَّ صَدَقَتَهُ تُظِلُّهُ.

7- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) يَقُولُ:

الصَّدَقَةُ بِالْيَدِ تَقِي مِيتَةَ السَّوْءِ، وَ تَدْفَعُ سَبْعِينَ نَوْعاً مِنْ أَنْوَاعِ الْبَلَاءِ، وَ تُفَكُ عَنْ لحِيَّ سَبْعِينَ شَيْطَانَاً كُلُّهُمْ يَأْمُرُهُ أَنْ لا يَفْعَلَ.

بیمارانتان را با دادن صدقه درمان کنید، بلا را با دعا دفع کنید. با صدقه روزی را از خدا دریافت کنید. به راستی که صدقه چانۀ هفتصد شیطان را می بندد و هیچ چیزی بر شیطان سنگین تر از صدقه دادن بر مؤمن نیست و صدقه نخست در دست خدا قرار می گیرد پیش از این که به دست بنده برسد.

6 - عبد الرحمان بن زید گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود:

زمین قیامت را آتش فرا گرفته است، مگر سایۀ مؤمن که بیرون از گرما است، زیرا صدقه ای که او داده بر او سایه می افکند.

7 - عبدالله بن سنان گوید: امام صادق (علیه السلام) می فرمود:

صدقه ای که انسان با دست خود بپردازد، او را از مرگ ناگوار باز می دارد و هفتاد گونه درد و رنج را از او دفع می کند. و انسان را از دام و وسوسۀ هفتاد شیطان رها می سازد که همۀ آنها دستور می دهند که در راه خدا انفاق نکند.

8- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ النُّعْمَانِ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) يَقُولُ:

كَانَ فِي وَصِيَّةِ النَّبِيِّ (صلى الله عليه و آله) لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ (صَلَوَاتُ اللهِ وَ سَلَامُهُ عَلَيْهِ): وَ أَمَّا الصَّدَقَةُ فَجُهْدَكَ جُهْدَكَ حَتَّى يُقَالَ: قَدْ أَسْرَفْتَ وَ لَمْ تُسْرِفْ.

9 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ:

يُسْتَحَبُّ لِلْمَرِيضِ أَنْ يُعْطِيَ السَّائِلَ بِيَدِهِ، وَ يَأْمُرَ السَّائِلَ أَنْ يَدْعُوَ لَهُ.

10- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِي عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عُمَرَ بْنِ يَزِيدَ قَالَ:

أَخْبَرْتُ أَبَا الْحَسَنِ الرَّضَا (علیه السلام) أَنِّي أُصِبْتُ بِابْنَيْنِ وَ بَقِيَ لِي بُنَيٌّ صَغِيرٌ.

فَقَالَ: تَصَدَّقْ عَنْهُ.

8- معاوية بن عمار گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که می فرمود:

در وصیت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به امیرمؤمنان علی (صلوات الله و سلامه علیه) آمده است: در مورد صدقه تا سر حد امکان و تمام کوشش خود را به کار ببند و تا آن حد تلاش کن که مردم بگویند: اسراف می کند. ولی در صدقه اسراف نیست.

9 - عبدالله بن سنان گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که می فرمود:

کسی که بیمار باشد بهتر است که با دست خود به دریوزگان و سائلان انفاق کند و از آنان بخواهد تا برای او دعا کنند.

10 - عمر بن یزید گوید: خدمت امام رضا (علیه السلام) عرض کردم: من دو فرزند داشتم که اکنون یک فرزند کوچکی برای من مانده است.

امام (علیه السلام) فرمود: از طرف او صدقه بده

ثُمَّ قَالَ حِينَ حَضَرَ قِيَامِي: مُرِ الصَّبِيَّ فَلْيَتَصَدَّقْ بِيَدِهِ بِالْكِسْرَةِ وَ الْقَبْضَةِ وَ الشَّيْءِ، وَإِنْ قَلَّ، فَإِنَّ كُلَّ شَيْءٍ يُرَادُ بِهِ اللَّهُ، وَإِنْ قَلَّ بَعْدَ أَنْ تَصْدُقَ النِّيَّةُ فِيهِ عَظِيمٌ، إِنَّ اللَّهَ (عزوجل) يَقُولُ: «فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ * وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ».

وَ قَالَ: «فَلَا اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ * وَ مَا أَدْرَاكَ مَا الْعَقَبَةُ * فَک رَقَبَةٍ * أَوْ إِطْعَامٌ فِي يَوْمٍ ذِي مَسْغَبَةٍ * يَتِياً ذَا مَقْرَبَةٍ * أَوْ مِسْكِيناً ذَا مَتْرَبَةٍ» عَلِمَ اللَّهُ (عزوجل) أَنَّ كُلَّ أَحَدٍ لَا يَقْدِرُ عَلَى فَكُ رَقَبَةٍ، فَجَعَلَ إِطْعَامَ الْيَتِيمِ وَ الْمِسْكِينِ مِثْلَ ذَلِكَ، تَصَدَّقُ عَنْهُ.

11- غَيْرُ وَاحِدٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ عَنْ أَبِي جَمِيلَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله): تَصَدَّ قُوا وَ لَوْ بِصَاعِ مِنْ تَمْرٍ، وَ لَوْ بِبَعْضِ صَاعِ، وَ لَوْ بِقَبْضَةٍ، وَ لَوْ بِبَعْضٍ قَبْضَةٍ، وَلَوْ بِتَمْرَةٍ، وَ لَوْ بِشِقٌ تُمْرَةٍ، فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَبِكَلِمَةٍ لَيِّنَةٍ، فَإِنَّ أَحَدَكُمْ لاقِ اللَّهَ فَقَائِلٌ لَهُ: أَ لَمْ أَفْعَلْ بِكَ ؟ أَ لَمْ أَجْعَلْكَ سَمِيعاً بَصِيراً؟ أَ لَمْ أَجْعَلْ لَكَ مَالاً وَ وَلَداً؟

هنگامی که می خواستم از خدمت امام مرخص شوم، امام (علیه السلام) فرمود: به بچه دستور بده که به دست خود تکه نانی یا یک مشت (گندم و ...) صدقه بدهد، اگر چه صدقه اندک باشد، زیرا که هر چه که هدف از آن خدا باشد، اگر چه کم باشد، بزرگ است، زیرا که خداوند می فرماید: «هر که به اندازه ذره کار خیر انجام دهد خیر آن را می بیند. و هر که به اندازه ذرۀ کار شر انجام دهد، آن را می بیند».

و خداوند می فرماید: «پس او از آن گردنۀ مهم نگذشت، و تو چه می دانی آن گردنه چیست؟ آزاد کردن برده ای، یا غذا دادن در روز گرسنگی به یتیمی از خویشاوندان، یا مستمند خاک نشینی». خداوند متعال می دانست که همه مردم قدرت آزاد کردن برده را ندارند. پس یتیم و مستمند را جای آن قرار داده است از عوض او صدقه بده. 11 - ابی جمیله گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود:

صدقه بدهید گرچه آن مال را که صدقه می دهید یک صاع (سه کیلو) خرما باشد، یا کمتر از صاع باشد، یا یک مشت خرما باشد، یا کمتر از آن یک مشت خرما باشد، یا کمتر از آن یک دانه خرما باشد، یا کمتر از آن پاره خرمایی باشد و هر که توان مالی ندارد با سخن ملایم با فقیر برخورد کند، زیرا که یکی از شماها روز قیامت خدا را ملاقات خواهد کرد. به او گفته خواهد شد: آیا دربارۀ تو کارهایی را انجام ندادم؟ آیا تو را گوش شنوا و چشم بینا قرار ندادم؟ آیا برای تو مال و فرزندی قرار ندادم؟

فَيَقُولُ: بَلَى.

فَيَقُولُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى: فَانْظُرْ مَا قَدَّمْتَ لِنَفْسِكَ؟

قَالَ: فَيَنْظُرُ قُدَّامَهُ وَ خَلْفَهُ وَ عَنْ يَمِينِهِ وَ عَنْ شِمَالِهِ فَلَا يَجِدُ شَيْئاً يَقِي بِهِ وَجْهَهُ مِنَ النَّارِ.

بخش دوم

اشاره

بَابُ أَنَّ الصَّدَقَةَ تَدْفَعُ الْبَلَاءَ

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنْ أَبِي وَلَّادٍ قَالَ:

سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) يَقُولُ:

بَكَّرُوا بِالصَّدَقَةِ، وَ ارْغَبُوا فِيهَا. فَمَا مِنْ مُؤْمِن يَتَصَدَّقُ بِصَدَقَةٍ يُرِيدُ بِهَا مَا عِنْدَ اللَّهِ لِيَدْفَعَ اللَّهُ بِهَا عَنْهُ شَرَّ مَا يَنْزِلُ مِنَ السَّمَاءِ إِلَى الْأَرْضِ فِي ذَلِكَ الْيَوْمِ إِلَّا وَقَاهُ اللَّهُ شَرَّ مَا يَنْزِلُ مِنَ السَّمَاءِ إِلَى الْأَرْضِ فِي ذَلِكَ الْيَوْمِ.

عرض می کند: چرا.

خداوند متعال می فرماید: بنگر که برای خود چه چیزی فرستاده ای؟!

فرمود: بنده به پیشاپیش، پشت سر و طرف راست و چپ خود نگاه می کند، چیزی که او را از آتش نگاه دارد، نمی بیند.

صدقه بلا و گرفتاری را دفع می کند

1- ابو ولاد گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

بامدادان صدقه دهید و میل به صدقه دادن داشته باشید. هر مؤمنی که صدقه بدهد و هدفش این باشد که خداوند به وسیله صدقه شر و بلاهای آسمانی آن روز از او برطرف کند، خداوند شر و بلاهای آسمانی آن روز از او بر طرف می نماید.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِي عَنِ السَّكُونِيِّ عَنْ جَعْفَرٍ عَن آبَائِهِ (علیهم السلام) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله):

إِنَّ اللَّهَ لا إِلَهَ إِلَّا هُوَ لَيَدْفَعُ بِالصَّدَقَةِ الدَّاءَ وَالدُّبَيْلَةَ وَ الْحَرَقَ وَ الْغَرَقَ وَ الْهَدْمَ وَ الْجُنُونَ.

وَ عَدَّ (صلی الله علیه و آله) سَبْعِينَ بَاباً مِنَ السُّوءِ.

3- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِي عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْأَسَدِيِّ عَنْ سَالِمِ بْنِ مُكْرَمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله) قَالَ:

مَرَّ يَهُودِيُّ بِالنَّبِيِّ (صلی الله علیه و آله) فَقَالَ: السَّامُ عَلَيْكَ.

فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) : عَلَيْكَ.

فَقَالَ أَصْحَابُهُ: إِنَّمَا سَلَّمَ عَلَيْكَ بِالْمَوْتِ.

قَالَ: الْمَوْتُ عَلَيْكَ.

قَالَ النَّبِيُّ (صلی الله علیه و آله) : وَ كَذَلِكَ رَدَدْتُ.

2- سکونی گوید: امام صادق (علیه السلام) از پدران بزرگوارش (علیهم السلام) نقل می کند که پیامبر خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود:

به راستی خداوندی که جز او خدایی نیست، به وسیله صدقه، بیماری، طاعون، سوختن، غرق شدن، ویرانی، دیوانگی و هفتاد نوع بدی را دور می نماید.

3- سالم بن مکرم گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

مردی یهودی از کنار پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) گذشت و گفت: سام بر تو.

پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: بر خودت باد.

یاران پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) عرض کردند: این یهودی با مرگ به شما سلام داد.

پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: من نیز همان گونه به او پاسخ دادم.

ثُمَّ قَالَ النَّبِيُّ (صلی الله علیه و آله): إِنَّ هَذَا الْيَهُودِيَّ يَعَضُهُ أَسْوَدُ فِي قَفَاهُ فَيَقْتُلُهُ.

قَالَ: فَذَهَبَ الْيَهُودِيُّ، فَاحْتَطَبَ حَطَبَاً كَثِيراً فَاحْتَمَلَهُ ثُمَّ لَمْ يَلْبَثْ أَنِ انْصَرَفَ.

فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله): ضَعْهُ.

فَوَضَعَ الْحَطَبَ، فَإِذَا أَسْوَدُ فِي جَوْفِ الْحَطَبِ عَاضٌ عَلَى عُودٍ، فَقَالَ: يَا يَهُودِيُّ! مَا عَمِلْتَ الْيَوْمَ؟

قَالَ: مَا عَمِلْتُ عَمَلاً إِلَّا حَطَبِي هَذَا احْتَمَلْتُهُ، فَجِئْتُ بِهِ وَ كَانَ مَعِي كَعْكَتَان، فَأَكَلْتُ وَاحِدَةً وَ تَصَدَّقْتُ بِوَاحِدَةٍ عَلَى مِسْكِينٍ.

فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله): بِهَا دَفَعَ اللَّهُ عَنْهُ.

وَ قَالَ: إِنَّ الصَّدَقَةَ تَدْفَعُ مِيتَةَ السَّوْءِ عَنِ الْإِنْسَانِ.

4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله) قَالَ:

قَالَ عَلِيٌّ (علیه السلام):

كَانُوا يَرَوْنَ أَنَّ الصَّدَقَةَ تُدْفَعُ بِهَا عَنْ الرَّجُلِ الظُّلُومِ.

آن گاه پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: این مرد را مار سیاهی از پشت سرش نیش خواهد زد و کشته خواهد شد.

یهودی به طرف بیابان رفت، هیزم زیادی جمع کرد و زود برگشت، پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: هیزم ها را زمین بگذار.

او آن کار را انجام داد، ناگاه مار سیاهی در میان هیزم ها بر هیزمی چسبیده بود، مشاهده شد.

پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: امروز چه کاری انجام داده ای؟!

یهودی گفت: کار من همین جمع آوری هیزم بود که انجام دادم و همراهم دو عدد نان بود، یکی را خوردم و دیگری را بر بینوایی صدقه دادم.

پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: خداوند به وسیله این صدقه، بلا را از تو دفع کرده است.

حضرتش افزود صدقه مرگ بد را از انسان دفع می کند.

4- سکونی گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: حضرت علی (علیه السلام) فرمود:

راه و روش گذشتگان این بود که صدقه را نجات دهنده از بسیاری از ستم ها می دانستند.

4- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ عَمْرِو النَّخَعِيُّ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) يَقُولُ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله):

بَكُرُوا بِالصَّدَقَةِ، فَإِنَّ الْبَلَاءَ لَا يَتَخَطَّاهَا.

6- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ حَمَّادٍ عَنْ حَنَانِ بْنِ سَدِيرٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ (علیه السلام) قَالَ:

إِنَّ الصَّدَقَةَ لَتَدْفَعُ سَبْعِينَ بَلِيَّةً مِنْ بَلَايَا الدُّنْيَا مَعَ مِيتَةِ السَّوْءِ، إِنَّ صَاحِبَهَا لَا يَمُوتُ مِيتَةَ السَّوْءِ أَبَداً مَعَ مَا يُدَّ خَرُ لِصَاحِبِهَا فِي الآخِرَةِ.

7- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ بِشْرِ بْنِ سَلَمَةَ عَنْ مِسْمَعِ بْنِ عَبْدِ الْمَلِكِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله) قَالَ:

مَنْ تَصَدَّقَ بِصَدَقَةٍ حِينَ يُصْبِحُ أَذْهَبَ اللَّهُ عَنْهُ نَحْسَ ذَلِكَ الْيَوْمِ.

8- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ عَنْ عَلِيَّ بْنِ أَسْبَاطِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ الْجَهْمِ قَالَ:

5- سلیمان ابن عمرو نخعی گوید: امام صادق ( علیه السلام) فرمود: پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود:

بامدادان صدقه دهید؛ چرا که بلا و گرفتاری از آن تجاوز نکند.

6- سدیر گوید: امام باقر (علیه السلام) فرمود:

همانا صدقه هفتاد نوع گرفتاری از گرفتاری های دنیا و مرگ بد را دفع می کند و دهندۀ صدقه هرگز گرفتار مرگ نمی گردد با پاداش هایی که برای او در جهان آخرت ذخیره می شود.

7- مسمع بن عبدالملک گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

هر که صبح را با صدقه آغاز کند، خداوند شومی آن روز را از او برطرف می کند.

8- حسن بن جهم گوید:

قَالَ أَبُو الْحَسَنِ (علیه السلام) الإِسْمَاعِيلَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ ذَكَرَ لَهُ أَنَّ ابْنَهُ صَدَّقَ عَنْهُ قَالَ: إِنَّهُ رَجُلٌ.

قَالَ: فَمُرْهُ أَنْ يَتَصَدَّقَ وَ لَوْ بِالْكِسْرَةِ مِنَ الْخُبْزِ.

ثُمَّ قَالَ: قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ (علیه السلام): إِنَّ رَجُلاً مِنْ بَنِي إِسْرَائِيلَ كَانَ لَهُ ابْنُ وَ كَانَ لَهُ مُحِبّاً، فاتِيَ فِي مَنَامِهِ، فَقِيلَ لَهُ: إِنَّ ابْنَكَ لَيْلَةَ يَدْخُلُ بِأَهْلِهِ يَمُوتُ.

قَالَ: فَلَمَّا كَانَ تِلْكَ اللَّيْلَةُ وَ بَنَى عَلَيْهِ أَبُوهُ تَوَقَّعَ أَبُوهُ ذَلِكَ فَأَصْبَحَ ابْنُهُ سَلِيماً، فَأَتَاهُ أَبُوهُ، فَقَالَ لَهُ: يَا بُنَيَّ! هَلْ عَمِلْتَ الْبَارِحَةَ شَيْئاً مِنَ الْخَيْرِ؟

قَالَ: لا، إِلَّا أَنَّ سَائِلاً أَتَى الْبَابَ وَقَدْ كَانُوا ادَّخَرُوا لِي طَعَامًا فَأَعْطَيْتُهُ السَّائِلَ.

فَقَالَ: بِهَذَا دَفَعَ اللَّهُ عَنْكَ.

9- وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطٍ عَمَّنْ رَوَاهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:

امام کاظم (علیه السلام) به اسماعیل بن محمد که فرزندی داشت فرمود: تو از طرف او صدقه بده.

گفت: او مردی است.

فرمود: به او بگو: صدقه بدهد گرچه تکه نانی باشد.

حضرت فرمود: امام باقر (علیه السلام) فرمود: در بنی اسرائیل مردی پسری داشت که او را دوست می داشت، فردی در خواب به او گفت: پسرت در شب عروسیش خواهد مرد.

شب عروسی فرا رسید، پدرش منتظر حادثه بود که فرزندش سالم صبح را آغاز کرد و به نزد پدرش آمد.

گفت: فرزندم! آیا دیشب کار خیری انجام داده ای؟

گفت: نه، فقط سائلی پشت در آمد، برای من غذا نگاه داشته بودند، من آن غذا را به سائل دادم.

پدرش گفت: خداوند به وسیلۀ این صدقه بلا را از تو دفع کرد.

9- راوی گوید امام صادق (علیه السلام) فرمود:

كَانَ بَيْنِي وَبَيْنَ رَجُلٍ قِسْمَةُ أَرْضِ، وَ كَانَ الرَّجُلُ صَاحِبَ نُجُومِ، وَ كَانَ يَتَوَخَّى سَاعَةَ السُّعُودِ فَيَخْرُجُ فِيهَا وَ أَخْرُجُ أَنَا فِي سَاعَةِ النُّحُوسِ، فَاقْتَسَمْنَا فَخَرَجَ لِي خَيْرُ الْقِسْمَيْنِ. فَضَرَبَ الرَّجُلُ يَدَهُ الْيُمْنَى عَلَى الْيُسْرَى، ثُمَّ قَالَ: مَا رَأَيْتُ كَالْيَوْمِ قَطُّ؟

قُلْتُ: وَيْلَ الْآخَرِ وَ مَا ذَاكَ؟

قَالَ: إِنِّي صَاحِبُ نُجُومِ أَخْرَجْتُكَ فِي سَاعَةِ النُّحُوسِ وَ خَرَجْتُ أَنَا فِي سَاعَةِ السُّعُودِ، ثُمَّ قَسَمْنَا فَخَرَجَ لَكَ خَيْرُ الْقِسْمَيْنِ.

فَقُلْتُ: أَلا أُحَدِّثُكَ بِحَدِيثٍ حَدَّثَنِي بِهِ أَبِي (علیه السلام) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله):

مَنْ سَرَّهُ أَنْ يَدْفَعَ اللَّهُ عَنْهُ نَحْسَ يَوْمِهِ، فَلْيَفْتَتِحْ يَوْمَهُ بِصَدَقَةٍ يُذْهِبُ اللَّهُ بِهَا عَنْهُ نَحْسَ يَوْمِهِ، وَ مَنْ أَحَبَّ أَنْ يُذْهِبَ اللَّهُ عَنْهُ نَحْسَ لَيْلَتِهِ فَلْيَفْتَتِحْ لَيْلَتَهُ بِصَدَقَةٍ، يَدْفَعُ اللَّهُ عَنْهُ نَحْسَ لَيْلَتِهِ.

با مردی در قطعه زمینی شرکت داشتم. آن مرد ستاره شناس بود و منتظر بود که در ساعت نیکی خارج شود و من در ساعت بد خارج شوم، زمین را تقسیم کردیم. بهترین زمین به نام من درآمد، او از ناراحتی دست راست خود را بر پشت دست چپش زد و گفت: هرگز چنین روزی را ندیده بودم.

گفتم: وای بر تو! مگر چه شده است؟

گفت: من ستاره شناس هستم تو را در ساعت بد و خودم در ساعت خوب از منزل خارج شدیم و بعد از آن زمین را تقسیم کردیم، بهترین زمین به نام تو درآمد.

امام صادق (علیه السلام) فرمود: دوست داری حدیثی را برای تو بازگویم که پدرم برای من نقل کرده است؟ پیامبر خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود:

«هر که دوست دارد خداوند نحوست و شومی روز او را بر طرف کند، آن روز را با صدقه آغاز کند که خداوند شومی و نحوست آن روز را برطرف می کند. هر که دوست دارد، خداوند نحوست و شومی شب او را برطرف کند، آن شب را با صدقه آغاز کند که خداوند نحوست آن شب را برطرف می کند».

فَقُلْتُ: وَ إِنِّي افْتَتَحْتُ خُرُوجِي بِصَدَقَةٍ، فَهَذَا خَيْرٌ لَكَ مِنْ عِلْمِ النُّجُومِ.

10- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ الْوَشَّاءِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ (علیه السلام) قَالَ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ:

كَانَ رَجُلٌ مِنْ بَنِي إِسْرَائِيلَ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَلَدٌ، فَوُلِدَ لَهُ غُلَامٌ.

وَ قِيلَ لَهُ: إِنَّهُ يَمُوتُ لَيْلَةَ عُرْسِهِ.

فَمَكَثَ الْغُلَامُ، فَلَمَّا كَانَ لَيْلَةُ عُرْسِهِ نَظَرَ إِلَى شَيْخِ كَبِيرٍ ضَعِيفٍ، فَرَحِمَهُ الْغُلَامُ فَدَعَاهُ فَأَطْعَمَهُ.

فَقَالَ لَهُ السَّائِلُ: أَحْيَيْتَنِي، أَحْيَاكَ اللَّهُ.

قَالَ: فَأَتَاهُ آتٍ فِي النَّوْمِ، فَقَالَ لَهُ: سَلِ ابْنَكَ مَا صَنَعَ ؟

فَسَأَلَهُ فَخَبَّرَهُ بِصَنِيعِهِ.

قَالَ: فَأَتَاهُ الْآتِي مَرَّةً أُخْرَى فِي النَّوْمِ فَقَالَ لَهُ: إِنَّ اللَّهَ أَحْيَا لَكَ ابْنَكَ بِمَا صَنَعَ بِالشَّيْخِ.

من وقتی بیرون آمدم خروجم را با صدقه آغاز کردم. پس دادن صدقه برای تو از ستاره شناسی بهتر است.

10- علی و شاء گوید: امام کاظم (علیه السلام) می فرماید:

در بنی اسرائیل مردی بود که فرزندی نداشت. فرزندی برای او متولد شد به او گفته شد: فرزند شما شب عروسی خواهد مرد.

زمانی آن فرزند زندگی کرد تا شب عروسی فرا رسید و چشم او به پیرمردی افتاد که ناتوان بود و او را مورد مهربانی قرار داد و غذایش داد.

آن مرد گفت: تو مرا زنده کردی، خداوند تو را زنده کند.

پس از آن فردی در خواب پدرش آمد و گفت: از فرزندت سؤال کن که چه کاری انجام داده است.

او سؤال کرد، جوان کاری را که انجام داده بود بیان کرد.

بار دیگر فردی در خواب او آمد و گفت: خداوند فرزند تو را به جهت کاری که در حق آن پیرمرد انجام داد زنده کرد.

11- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ:

كُنْتُ مَعَ أَبِي جَعْفَرِ (علیه السلام) فِي مَسْجِدِ الرَّسُولِ (صلی الله علیه و آله) فَسَقَطَ شُرْفَةٌ مِنْ شُرَفِ الْمَسْجِدِ، فَوَقَعَتْ عَلَى رَجُلٍ فَلَمْ تَضُرَّهُ وَ أَصَابَتْ رِجْلَهُ.

فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ (علیه السلام): سَلُوهُ أَيَّ شَيْءٍ عَمِلَ الْيَوْمَ؟

فَسَأَلُوهُ، فَقَالَ: خَرَجْتُ وَ فِي كُمِّي تَمْرٌ، فَمَرَرْتُ بِسَائِلٍ فَتَصَدَّقْتُ عَلَيْهِ بِتَمْرَةٍ.

فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ (علیه السلام): بِهَا دَفَعَ اللَّهُ عَنْكَ.

بخش سوم

اشاره

بَابُ فَضْل صَدَقَةِ السِّرِّ

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِيِّ عَنِ ابْنِ الْقَدَّاحِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ (علیهم السلام) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله):

11- محمد بن مسلم گوید: با امام باقر (علیه السلام) در مسجد پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) نشسته بودیم که بخشی از بالکن مسجد فرو ریخت و به پای مردی اصابت کرد، ولی هیچ آسیبی ندید.

امام باقر (علیه السلام) فرمود: از او بپرسید که امروز چه کاری انجام داده است؟

وقتی پرسیدند گفت: هنگامی که از خانه بیرون آمدم، همراه من خرما بود و از نزد بینوایی گذرم افتاد، یک خرما به او صدقه دادم.

امام باقر (علیه السلام) فرمود: خداوند به وسیله این صدقه بلا را از تو دفع کرده است.

فضیلت صدقه پنهانی

1- ابن القدّاح گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود:

صَدَقَةُ السِّرِّ تُطْفِئُ غَضَبَ الرَّبِّ.

2- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مِرْدَاسٍ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى وَ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ عَمَّارِ السَّابَاطِيَّ قَالَ: قَالَ لِي أَبُو عَبْدِ الله ( علیه السلام):

يَا عَمَّارُ! الصَّدَقَةُ وَ اللَّهِ، فِي السِّرِّ أَفْضَلُ مِنَ السِّرِّ أَفْضَلُ مِنَ الصَّدَقَةِ فِي الْعَلَانِيَةِ، وَ كَذَلِكَ وَ اللَّهِ، الْعِبَادَةُ فِي السِّرِّ أَفْضَلُ مِنْهَا فِي الْعَلَانِيَةِ.

3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْوَلِيدِ الْوَصَّافِيِّ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ (علیه السلام) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله):

صَدَقَةُ السِّرِّ تُطْفِئُ غَضَبَ الرَّبِّ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى.

صدقه پنهانی خشم خداوند را خاموش می سازد.

2- عمار ساباطی گوید: امام صادق (علیه السلام) به من فرمود: ای عمار! به خدا سوگند! صدقه پنهانی برتر از صدقه در آشکار است.

هم چنین به خدا سوگند! عبادت پنهانی برتر از عبادت آشکار است.

3- عبدالله و صافی گوید: امام باقر (علیه السلام) فرمود: پیامبر خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود:

صدقه پنهانی خشم خداوند تبارک و تعالی را خاموش می سازد.

بخش چهارم

اشاره

بَابُ صَدَقَةِ اللَّيْلِ

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ قَالَ:

كَانَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) إِذَا أَعْتَمَ وَ ذَهَبَ مِنَ اللَّيْلِ شَطْرُهُ أَخَذَ جِرَاباً فِيهِ خُبْرٌ وَ لَحْمٌ وَ الدَّرَاهِمُ فَحَمَلَهُ عَلَى عُنُقِهِ، ثُمَّ ذَهَبَ بِهِ إِلَى أَهْلِ الْحَاجَةِ مِنْ أَهْلِ الْمَدِينَةِ فَقَسَمَهُ فِيهِمْ وَ لا يَعْرِفُونَهُ، فَلَمَّا مَضَى أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) فَقَدُوا ذَلِكَ فَعَلِمُوا أَنَّهُ كَانَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام).

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ آبَائِهِ (علیهم السلام) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله):

صدقه در شب هنگام

1- هشام بن سالم گوید: همواره امام صادق (علیه السلام) وقتی شب فرا می رسید و پاسی از آن می گذشت زنبیلی را بر می داشت و در آن نان، گوشت و پول می گذاشت و به پشت مبارک خود حمل می کرد و سراغ نیازمندان مردم مدینه می رفت و به صورت ناشناس در بین آنها تقسیم می کرد.

هنگامی که امام (علیه السلام) دار فانی را وداع گفت، دیگر کسی شب هنگام نیامد، بینوایان دانستند که او حضرت امام صادق (علیه السلام) بوده است.

2 - سکونی گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود:

إِذَا طَرَقَكُمْ سَائِلٌ ذَكَرٌ بِلَيْلِ فَلَا تَرُدُّوهُ.

3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ سَعْدَانَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ حُنَيْسٍ قَالَ:

خَرَجَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) فِي لَيْلَةٍ قَدْ رُشَّتْ وَ هُوَ يُرِيدُ ظُلَّةَ بَنِي سَاعِدَةَ فَاتَّبَعْتُهُ فَإِذَا هُوَ قَدْ سَقَطَ مِنْهُ شَيْءٌ.

فَقَالَ: بِسْمِ اللَّهِ اللَّهُمَّ رُدَّ عَلَيْنَا.

قَالَ: فَأَتَيْتُهُ فَسَلَّمْتُ عَلَيْهِ.

قَالَ: فَقَالَ: مُعَلَّى؟

قُلْتُ: نَعَمْ، جُعِلْتُ فِدَاكَ!

فَقَالَ لِي: الْتَمِسُ بِيَدِكَ، فَمَا وَ جَدْتَ مِنْ شَيْءٍ فَادْفَعْهُ إِلَيَّ.

فَإِذَا أَنَا بِخُبْزِ مُنتَشِرٍ كَثِيرٍ، فَجَعَلْتُ أَدْفَعُ إِلَيْهِ مَا وَجَدْتُ فَإِذَا أَنَا بِجِرَابٍ أَعْجِرُ عَنْ حَمْلِهِ مِنْ خَبْرٍ.

اگر شب هنگام سائل مردی درب منزل شما را کوبید، او را ناامید برمگردانید.

3- معلی بن خنیس گوید:

در یک شب بارانی امام صادق (علیه السلام) از منزل خارج شد و به طرف سایبان بنی ساعده می رفت، من در پی حضرتش به راه افتادم، ناگاه چیزی بر زمین افتاد، امام (علیه السلام) فرمود: به نام خدا، بار خدایا! آن ها را به من بازگردان.

من نزدیک رفتم و به امام (علیه السلام) سلام کردم.

امام (علیه السلام) فرمود: معلی هستی؟

عرض کردم: آری، فدایت گردم!

امام (علیه السلام) فرمود: با دست خود بگرد و هر چه پیدا کردی به من بده.

ناگاه دیدم قرص های نان پراکنده شده اند. من آنها را جمع می کردم و به حضرتش می دادم، دیدم زنبیل بزرگی پر از نان است که من توان حمل آن را ندارم.

فَقُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! أَحْمِلُهُ عَلَى رَأْسِي ؟

فَقَالَ: لا، أَنَا أَوْلَى بِهِ مِنْكَ، وَ لَكِنِ امْضِ مَعِي.

قَالَ: فَأَتَيْنَا ظُلَّةَ بَنِي سَاعِدَةَ، فَإِذَا نَحْنُ بِقَوْمٍ نِيَامٍ فَجَعَلَ يَدُرُّ الرَّغِيفَ وَ الرَّغِيفَيْن حَتَّى أَتَى عَلَى آخِرِهِمْ.

ثُمَّ انْصَرَفْنَا فَقُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! يَعْرِفُ هَؤُلَاءِ الْحَقَّ؟!

فَقَالَ: لَوْ عَرَفُوهُ لَوَاسَيْنَاهُمْ بِالدُّقَةِ - وَ الدُّقَةٌ هِيَ الْمِلْحُ - إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لَمْ يَخْلُقُ شَيْئاً إِلَّا وَ لَهُ خَازِنٌ يَخْرُنُهُ إِلَّا الصَّدَقَةَ، فَإِنَّ الرَّبِّ يَلِيهَا بِنَفْسِهِ.

وَ كَانَ أَبِي (علیه السلام) إِذَا تَصَدَّقَ بِشَيْءٍ وَ ضَعَهُ فِي يَدِ السَّائِلِ، ثُمَّ ارْتَدَّهُ مِنْهُ، فَقَبَّلَهُ وَ شَمَّهُ، ثُمَّ رَدَّهُ فِي يَدِ السَّائِلِ.

إِنَّ صَدَقَةَ اللَّيْلِ تُطْفِئُ غَضَبَ الرَّبِّ، وَ تَمْحُو الذَّنْبَ العَظِيمَ، وَ تُهَوِّلُ الْحِسَابَ، وَ صَدَقَةَ النَّهَارِ تُثْمِرُ الْمَالَ، وَ تَزِيدُ فِي الْعُمُرِ.

عرض کردم: جانم به قربانت! من آن را روی سرم حمل بکنم؟

امام (علیه السلام) فرمود: نه، من بر حمل آن از تو شایسته ترم، ولی تو همراه من بیا.

من همراه امام (علیه السلام) حرکت کردم، وقتی به سایبان بنی ساعده رسیدیم نیازمندانی را دیدم که همه در خواب بودند و امام (علیه السلام) زیر سر هر فرد، یک یا دو قرص نان می گذاشت، تا به آخرین نفر رسیدیم، آن گاه بازگشتیم.

من عرض کردم: جانم به قربانت! آیا این ها حق را می شناسند؟

امام (علیه السلام) فرمود: اگر حق را می شناختند در نمک غذا هم با آنها مواسات می کردیم. به راستی که خداوند متعال هر چیزی را که آفریده برای آن نگهدارنده ای قرار داده، مگر صدقه که پروردگار خود آن را می گیرد.

پدرم (علیه السلام) همواره وقتی صدقه ای می داد، آن را در دست سائل قرار می داد، آن گاه آن را از سائل می گرفت و می بوسید و بو می کرد دوباره در دست سائل قرار می داد.

آن گاه امام صادق (علیه السلام) فرمود: به راستی که صدقه در شب، خشم خدا را خاموش می کند و گناه بزرگ را نابود می کند و حساب روز قیامت را آسان می کند و صدقه در روز، مال را زیاد می کند و در عمر می افزاید.

إِنَّ عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ (علیه السلام) لَمَّا أَنْ مَرَّ عَلَى شَاطِئِ الْبَحْرِ رَمَى بِقُرْصٍ مِنْ قُوتِهِ فِي الْمَاءِ، فَقَالَ لَهُ بَعْضُ الْحَوَارِيِّينَ: يَا رُوحَ اللَّهِ وَ كَلِمَتَهُ! لِمَ فَعَلْتَ هَذَا وَإِنَّمَا هُوَ مِنْ قُوتِكَ؟ قَالَ: فَقَالَ: فَعَلْتُ هَذَا لِدَابَّةٍ تَأْكُلُهُ مِنْ دَوَابِّ الْمَاءِ، وَ ثَوَابُهُ عِنْدَ اللَّهِ عَظِيمٌ.

بخش پنجم

اشاره

بَابٌ فِي أَنَّ الصَّدَقَةَ تَزِيدُ فِي الْمَالِ

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ غِيَاثِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:

إِنَّ الصَّدَقَةَ تَقْضِي الدَّيْنَ، وَ تَخْلُفُ بِالْبَرَكَةِ.

2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ قَالَ: حَدَّثَنِي الْجَهُمُ بْنُ الْحَكَمِ الْمَدَائِنِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله): تَصَدَّ قُوا! فَإِنَّ الصَّدَقَةَ تَزِيدُ فِي الْمَالِ كَثْرَةً، وَ تَصَدَّقُوا رَحِمَكُمُ اللَّهُ!

به راستی که عیسی بن مریم (علیه السلام) هنگامی که از کنار دریایی می گذشت، قرص نانی را به دریا افکند.

یکی از یاران آن حضرت اعتراض کرد و گفت: ای روح الله و کلمۀ او! چرا چنین کردی؛ چرا که آن نان، غذای شما نبود؟!

حضرت عیسی (علیه السلام) فرمود: این کار به خاطر حیوان دریایی انجام دادم که او بخورد و پاداش این کار نزد خداوند بزرگ است.

صدقه موجب زیادی مال می شود

1- غیاث بن ابراهیم گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

پرداخت صدقه موجب ادای قرض می شود و به مال برکت به جای می گذارد.

2- سکونی گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود:

صدقه بدهید، زیرا که صدقه موجب زیادی مال می شود و صدقه بدهید تا این که مورد رحمت خداوند قرار بگیرید.

3- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ وَهْبَانَ عَنْ عَمِّهِ هَارُونَ بْنِ عِيسَى قَالَ:

قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) لِمُحَمَّدٍ ابْنِهِ: يَا بُنَيَّ! كَمْ فَضَلَ مَعَكَ مِنْ تِلْكَ النَّفَقَةِ؟

قَالَ: أَرْبَعُونَ دِينَاراً.

قَالَ: اخْرُجْ فَتَصَدَّقْ بِهَا.

قَالَ: إِنَّهُ لَمْ يَبْقَ مَعِي غَيْرُهَا.

قَالَ: تَصَدَّقْ بِهَا، فَإِنَّ اللَّهَ (عزوجل) يُخْلِفُهَا. أَمَا عَلِمْتَ أَنَّ لِكُلِّ شَيْءٍ مِفْتَاحاً وَ مِفْتَاحُ الرِّزْقِ الصَّدَقَةُ، فَتَصَدَّقْ بِهَا.

فَفَعَلَ، فَمَا لَبِثَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) عَشَرَةَ أَيَّامٍ حَتَّى جَاءَهُ مِنْ مَوْضِع أَرْبَعَةُ آلَافِ دِينَارٍ، فَقَالَ: يَا بُنَيَّ! أَعْطَيْنَا لِلَّهِ أَرْبَعِينَ دِينَاراً، فَأَعْطَانَا اللَّهُ أَرْبَعَةَ آلَافٍ دِينَارٍ.

4- قَالَ: وَ حَدَّثَنِي عَلِيُّ بْنُ حَسَّانَ عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ (علیه السلام) قَالَ: اسْتَنْزِلُوا الرِّزْقَ بِالصَّدَقَةِ.

3- هارون بن عیسی (علیه السلام) گوید: امام صادق (علیه السلام) به فرزندش محمد فرمود: پسرم! از این هزینه زندگی نزد تو چقدر اضافه مانده است؟

عرض کرد: چهل دینار.

امام صادق (علیه السلام) فرمود: آن را صدقه بده.

فرزند امام عرض کرد: اضافه فقط همین چهل دینار است.

امام صادق (علیه السلام) فرمود: چهل دینار را صدقه بده؛ زیرا که خداوند جایگزین می کند. آیا نمی دانی که هر چیزی را کلیدی است و کلید روزی صدقه است. آن را صدقه بده.

فرزند امام صدقه داد، هنوز ده روز نگذشته بود که از جایی مبلغ چهار هزار دینار به امام رسید. حضرتش فرمود: فرزندم! ما چهل دینار برای خداوند دادیم، خداوند چهار هزار دینار به ما عنایت فرمود.

4- موسی بن بکر گوید: امام کاظم (علیه السلام) فرمود:

روزی را با صدقه دادن فرو ریزید.

5- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: مَا أَحْسَنَ عَبْدُ الصَّدَقَةَ فِي الدُّنْيَا إِلَّا أَحْسَنَ اللَّهُ الْخِلَافَةَ عَلَى وُلْدِهِ مِنْ بَعْدِهِ. وَ قَالَ: حُسْنُ الصَّدَقَةِ يَقْضِي الدَّيْنَ، وَ يَخْلُفُ عَلَى الْبَرَكَةِ.

بخش ششم

اشاره

بَابُ الصَّدَقَةِ عَلَى الْقَرَابَةِ

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ أَبِي جَمِيلَةَ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَر (علیه السلام)ٍ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله): مَنْ وَصَلَ قَرِيباً بِحَجَّةٍ أَوْ عُمْرَةٍ كَتَبَ اللَّهُ لَهُ حَجَّتَيْنِ وَ عُمْرَتَيْنِ، وَ كَذَلِكَ مَنْ حَمَلَ عَنْ حَمِيمٍ يُضَاعِفُ اللَّهُ لَهُ الْأَجْرَ ضِعْفَيْنِ.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:

سُئِلَ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله): أَيُّ الصَّدَقَةِ أَفْضَلُ؟

5- سکونی گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

هر بنده ای که در دنیا صدقه را خوب پرداخت کند، خداوند جایگزین خوبی برای فرزندان او بعد از مرگش قرار خواهد داد.

حضرتش فرمود: نيكو صدقه دادن موجب ادای بدهکاری می شود و برکت را جایگزین می کند.

صدقه بر خویشاوندان

1- جابر گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود:

هر کس یک حج، یا یک عمره از جانب فامیل خود به جا آورد و بدین وسیله صله رحم نماید، خداوند پاداش دو حج و دو عمره در نامۀ عمل او می نویسد. و هر کس بدهی خویشاوند خود را پرداخت نماید، خداوند دو برابر پاداش به خود او می دهد.

2- سکونی گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: از پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) سؤال شد: برترین صدقه کدام است؟

قَالَ: عَلَى ذِي الرَّحِمِ الْكَاشِحَ.

3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيٌّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله): الصَّدَقَةُ بِعَشَرَةٍ، وَ الْقَرْضُ بِثَمَانِيَةَ عَشَرَ، وَ صِلَةُ الْإِخْوَانِ بِعِشْرِينَ، وَ صِلَةُ الرَّحِمِ بِأَرْبَعَةٍ وَ عِشْرِينَ.

بخش هفتم

اشاره

بَابُ كِفَايَةِ الْعِيَالِ وَالتَّوَسُّع عَلَيْهِمْ

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ جَمِيعاً عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنْ مَالِكِ بْنِ عَطِيَّةَ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ الثَّمَالِيِّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ (علیه السلام) قَالَ:

أَرْضَاكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَسْبَغُكُمْ عَلَى عِيَالِهِ.

2- وَ عَنْهُمَا عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: قَالَ رَجُلٌ لِأَبِي جَعْفَرٍ (علیه السلام):

فرمود: صدقه بر خویشاوندی که کنیه توز و دشمن توست که در پنهانی دشمنی می کند.

3- سکونی گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود:

پاداش صدقه ده برابر و پاداش قرض، هیجده برابر است و صله به برادران دینی بیست برابر و صلۀ رحم بیست چهار برابر است.

هزینه زندگی خانواده و توسعه بر آنان

1- ابو حمزه ثمالی گوید: امام سجاد (علیه السلام) فرمود:

خشنودترین شما در پیشگاه خداوند کسی است که از نظر زندگی بر خانواده اش توسعه دهد.

2- محمد بن مسلم گوید: مردی به امام باقر (علیه السلام) گفت:

إِنَّ لِي ضَيْعَةٌ بِالْجَبَلِ أَسْتَغِلُهَا فِي كُلِّ سَنَةٍ ثَلَاثَ آلَافِ دِرْهَم، فَأُنْفِقُ عَلَى عِبَالِي مِنْهَا أَلْفَيْ دِرْهَم، وَ أَتَصَدَّقُ مِنْهَا بِأَلْفِ دِرْهَم فِي كُلِّ سَنَةٍ.

فَقَالَ أَبُو جَعْفَرِ (علیه السلام): إِنْ كَانَتِ الْأَلْفَانِ تَكْفِيهِمْ فِي جَمِيعِ مَا يَحْتَاجُونَ إِلَيْهِ لِسَنَتِهِمْ، فَقَدْ نَظَرْتَ لِنَفْسِكَ وَ وُفِّقْتَ لِرُشْدِكَ وَ أَجْرَيْتَ نَفْسَكَ فِي حَيَاتِكَ بِمَنْزِلَةِ مَا يُوصِي بِهِ الْحَيُّ عِنْدَ مَوْتِهِ.

3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُعَمَّرِ بْنِ خَلَّادٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ (علیه السلام) قَالَ:

يَنْبَغِي لِلرَّجُلِ أَنْ يُوَسِّعَ عَلَى عِيَالِهِ كَيْلَا يَتَمَنَّوْا مَوْتَهُ، وَ تَلَا هَذِهِ الْآيَةَ: «وَ يُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِيناً وَ يَتِيماً وَ أَسِيراً».

قَالَ: الْأَسِيرُ عِيَالُ الرَّجُلِ، يَنْبَغِي لِلرَّجُلِ إِذَا زِيدَ فِي الْأَعْمَةِ أَنْ يَزِيدَ أُسَرَاءَهُ السَّعَةِ عَلَيْهِمْ.

من در منطقه کوهستانی بوستانی دارم که هر ساله از اجاره آن سه هزار درهم عایدی دارم با دو هزار درهم آن مخارج خانواده ام را تأمین می کنم، و هزار درهم آن را در راه خدا صدقه می دهم.

امام باقر (علیه السلام) فرمود: اگر دو هزار درهم تمام نیازمندی های خانواده ات را کفایت کند، بسیار خوب است. در این صورت سود خودت را حفظ کرده ای و به راه رشد و صلاح موفق گشته ای، دیگران به هنگام مرگ وصیت می کنند که زاد و توشه ای برای آخرتشان بفرستند. و تو خود زاد و توشۀ آخرت را از پیش فرستاده ای. 3- معمر بن خلاد گوید: امام ابو الحسن (علیه السلام) فرمود:

شایسته آن است که انسان بر هزینه خانواده و عیال خود وسعت و گشایش دهد تا مرگ او را تمنا نکنند.

آن گاه حضرتش این آیه را تلاوت کرد که خدا می فرماید: «غذای خود را به مسکین، یتیم و اسیر می خورانند، با آن که خود اشتهای وافری دارند».

حضرتش فرمود: خانواده و عیال انسان، اسیر انسان هستند، شایسته آن است که چون نعمت خدا بر کسی وافر شود، بر اسیران خانواده اش وسعت دهد و بر رفاهیت آنان بیفزاید.

ثُمَّ قَالَ: إِنَّ فُلاناً أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِ بِنِعْمَةٍ، فَمَنَعَهَا أُسَرَاءَهُ وَ جَعَلَهَا عِنْدَ فُلَانٍ، فَذَهَبَ اللَّهُ بِهَا.

قَالَ مُعَمَّرٌ: وَ كَانَ فُلَانٌ حَاضِراً.

4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الرَّبِيعِ بْنِ يَزِيدَ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) يَقُولُ :

الْيَدُ الْعُلْيَا خَيْرٌ مِنَ الْيَدِ السُّفْلَى وَ ابْدَأْ بِمَنْ تَعُولُ.

5- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنِ الرِّضَا (علیه السلام) قَالَ: قَالَ:

صَاحِبُ النِّعْمَةِ يَجِبُ عَلَيْهِ التَّوْسِعَةُ عَنْ عِيَالِهِ.

6- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيٌّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ آبَائِهِ (علیهم السلام) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله):

الْمُؤْمِنُ يَأْكُلُ بِشَهْوَةِ أَهْلِهِ، وَ الْمُنَافِقُ يَأْكُلُ أَهْلُهُ بِشَهْوَتِهِ.

حضرتش فرمود:

خداوند بر فلانی (که در آن مجلس حاضر بود) نعمت عطا کرد، اما او خانواده اش را از فيض نعمت الهی محروم کرد و عطای الهی را نزد دیگران به امانت سپرد، و خداوند امانت او را تباه کرد.

4- ربیع بن یزید گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که می فرمود: دست دهنده والاتر از دست گیرنده است، اما از خاندانت، آغاز کن.

5- ابو نصر گوید: امام رضا (علیه السلام) فرمود:

کسی که دارای نعمت است، بر او واجب است که در هزینۀ زندگی بر خانواده اش توسعه بدهد.

6- سکونی گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود:

مؤمن به اشتهای خانواده خود غذا می خورد و خانواده منافق به خواسته او غذا می خورند.

7- سَهْلُ بْنُ زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطِ عَنْ أَبِيهِ: أَنَّ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) سُئِلَ أَكَانَ رَسُولُ الله (صلى الله عليه و آله) يَقُوتُ عِيَالَهُ قُوتاً مَعْرُوفاً؟

قَالَ: نَعَمْ، إِنَّ النَّفْسَ إِذَا عَرَفَتْ قُوتَهَا قَنِعَتْ بِهِ وَ نَبَتَ عَلَيْهِ اللَّحْمُ.

8- علي بن إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:

كَفَى بِالْمَرْءِ إِثْمَا أَنْ يُضَيِّعَ مَنْ يَعُولُهُ.

9- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِي الْخَزْرَجِ الْأَنْصَارِيِّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ غُرَابٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله): مَلْعُودٌ مَلْعُونٌ مَنْ أَلْقَى كَلَّهُ عَلَى النَّاسِ. مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ ضَيَّعَ مَنْ يَعُولُ.

10- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ قَالَ: قَالَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ (علیهما السلام):

7- علی بن اسباط گوید: از امام صادق (علیه السلام) سؤال شد که آیا پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) غذای معروف برای خانوادۀ خود فراهم می کرد؟

فرمود: آری، زیرا هر گاه غذای نفس انسان آماده باشد، به آن غذا قانع می گردد و گوشت بدنش از آن می روید.

8- هشام بن سالم گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

ضایع کردن خانواده و عیال، بهترین گواه گناه انسان است.

9- علی بن غراب گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

هر کس بار زندگی خود را بر دوش دیگران تحمیل کند، ملعون است، ملعون است. هر که خانوادۀ خود را ضایع و بینوا بگذارد، ملعون است، ملعون است.

10- ابو حمزه گوید: امام سجاد (علیه السلام) فرمود:

لَأَنْ أَدْخُلَ السُّوقَ وَ مَعِي دَرَاهِمُ أَبْتَاعُ بِهِ لِعِيَالِي لَحْماً وَ قَدْ قَرِمُوا أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ أَنْ أُعْتِقَ نَسَمَةٌ.

11- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:

كَانَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ (علیهما السلام) إِذَا أَصْبَحَ خَرَجَ غَادِياً فِي طَلَبِ الرِّزْقِ.

فَقِيلَ لَهُ: يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ! أَيْنَ تَذْهَبُ؟

فَقَالَ: أَتَصَدَّقُ لِعِيَالِي.

قِيلَ لَهُ: أَ تَتَصَدَّقُ؟

قَالَ: مَنْ طَلَبَ الْحَلَالَ فَهُوَ مِنَ اللَّهِ (عزوجل) صَدَقَةٌ عَلَيْهِ.

12- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ بُنْدَارَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ أَبِي مُحَمَّدٍ الْأَنْصَارِيِّ عَنْ عُمَرَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله): إِنَّ الْمُؤْمِنَ يَأْخُذُ بِأَدَبِ اللَّهِ (عزوجل) إِذَا وَسَّعَ عَلَيْهِ اتَّسَعَ، وَإِذَا أَمْسَكَ عَلَيْهِ أَمْسَكَ.

اگر وارد بازار شوم و همراه من پولی باشد که برای خانواده ام گوشت بخرم که بدان نیاز شدید دارند، برای من محبوب تر است که بنده ای آزاد کنم.

11- عبدالله بن سنان گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

امام سجاد (علیه السلام) همواره اول صبح برای کار و زندگی از خانه بیرون می رفت.

مردی پرسید: در این صبح اول وقت کجا می روید؟

فرمود: می روم تا برای خانواده ام صدقه بگیرم.

آن مرد گفت: واقعاً برای صدقه می روید؟

فرمود: هر کس به جست و جو بر خیزد و روزی حلالی را تحصیل کند، چنان است که از خداوند (عزوجل) صدقه دریافت کرده باشد.

12- عمر بن یزید گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود:

مؤمن ادب را از خداوند فرا می گیرد، اگر خداوند روزی او را زیاد کرد، او هم بر خانواده اش گشایش می دهد و اگر خداوند روزی او را تنگ گرفت، او نیز تنگ می گیرد.

13- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُرَازِمٍ عَنْ مُعَاذِ بْنِ كَثِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:

مِنْ سَعَادَةِ الرَّجُلِ أَنْ يَكُونَ الْقَيِّمَ عَلَى عِيَالِهِ.

14- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ يَاسِرِ الْخَادِم قَالَ: سَمِعْتُ الرَّضَا (علیه السلام) يَقُولُ: يَنْبَغِي لِلْمُؤْمِنِ أَنْ يَنْقُصَ مِنْ قُوتِ عِبَالِهِ فِي الشَّتَاءِ، وَ يَزِيدَ فِي وَقُودِهِمْ.

بخش هشتم

اشاره

بَابُ مَنْ يَلْزَمُ نَفَقَتُهُ

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ حَرِيزِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:

قُلْتُ لَهُ: مَنِ الَّذِي أَحْتَنُ عَلَيْهِ وَ تَلْزَمُنِي نَفَقَتُهُ؟

قَالَ: الْوَالِدَانِ وَ الْوَلَدُ وَ الزَّوْجَةُ.

13- معاذبن کثیر گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

از سعادت انسان است که خود شخصاً امور خانواده اش را اداره کند.

14- یاسر خادم گوید: از امام رضا (علیه السلام) شنیدم که می فرمود:

شایسته است که مؤمن در فصل زمستان از هزینۀ زندگی خانواده خود بکاهد و بر هزینه وسایل گرمازا بیفزاید.

اهل نفقه

1- حریز گوید: به امام صادق (علیه السلام) گفتم: غمگسار چه کسی باشم و مخارج چه کسی را به طور حتم بپردازم؟

فرمود: پدر و مادر، فرزند و همسر.

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ غِيَاثِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:

أُتِيَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ) بِيَتِيمٍ، فَقَالَ: خُذُوا بِنَفَقَتِهِ أَقْرَبَ النَّاسِ مِنْهُ مِنَ الْعَشِيرَةِ كَمَا يَأْكُلُ مِيرَاثَهُ.

3- سَهْلِ بْنُ زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:

قُلْتُ لَهُ: مَنْ يَلْزَمُ الرَّجُلَ مِنْ قَرَابَتِهِ مِمَّنْ يُنْفِقُ عَلَيْهِ؟

قَالَ: الْوَالِدَانِ وَ الْوَلَدُ وَالزَّوْجَةُ.

بخش نهم

اشاره

بَابُ الصَّدَقَةِ عَلَى مَنْ لَا تَعْرِفُهُ

عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ سَدِيرِ الصَّيْرَفِيِّ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام): أَطْعِمُ سَائِلاً لا أَعْرِفُهُ مُسْلِماً.

2- غیاث بن ابراهیم گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

کودک یتیمی را خدمت امیرمؤمنان على (صلوات الله عليه) آوردند، حضرتش فرمود: هزینۀ این کودک به عهدۀ نزدیکترین فامیل اوست، چنان که ارث او به نزدیکترین

فامیل او خواهد رسید.

3- محمد بن مسلم گوید: از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم: نفقۀ چه کسانی از خویشاوندان بر انسان واجب است؟

فرمود: نفقۀ پدر و مادر، فرزند و همسر واجب است.

صدقه بر ناشناس

1- صیرفی گوید: به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: فقیری را که نمیدانم مسلمان است می توان صدقه داد؟

فَقَالَ: نَعَمْ، أَعْطِ مَنْ لا تَعْرِفُهُ بِوَلايَةٍ وَ لا عَدَاوَةٍ لِلْحَقِّ، إِنَّ اللَّهَ (عزوجل) وَ يَقُولُ: «وَ قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً» وَ لا تُطْعِمْ مَنْ نَصَبَ لِشَيْءٍ مِنَ الْحَقِّ، أَوْ دَعَا إِلَى شَيْءٍ مِنَ الْبَاطِلِ.

2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْفَضْلِ النوفلي عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ (علیه السلام) أَنَّهُ سُبل عَنِ السَّائِلِ يَسْأَلُ وَلَا يُدْرَى مَا هُوَ؟

قَالَ: أَعْطِ مَنْ وَقَعَتْ لَهُ الرَّحْمَةُ فِي قَلْبِكَ.

وَ قَالَ: أَعْطِ دُونَ الدِّرْهَم.

قُلْتُ: أَكْثَرُ مَا يُعْطَى؟

قَالَ: أَرْبَعَةُ دَوَانِيقَ.

فرمود: آری، کسی را که نمی دانی دوست یا دشمن حق است، غذا بده، زیرا خداوند می فرماید: «و به مردم نیک بگویید» ولی هر که با حق در ستیز است، یا به طرف باطل فرا می خواند - گر چه اندک باشد - اطعامش نکن

2- فضل نوفلی گوید: از امام صادق (علیه السلام) پرسیدند: سائلی که گدایی می کند و ناشناخته است آیا می توان چیزی به او داد؟

فرمود: هر که در قلب تو مورد رحمت قرار گرفت صدقه بده.

حضرتش فرمود: کمتر از یک درهم بده.

عرض کردم: بیشترین مقداری که می توان داد چقدر است؟

فرمودک چهار دانق.

بخش دهم

اشاره

بَابُ الصَّدَقَةِ عَلَى أَهْلِ الْبَوَادِي وَ أَهْلِ السَّوَادِ

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ بْنِ بَزِيعٍ أَوْ غَيْرِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عُذَافِرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ يَزِيدَ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) عَن الصَّدَقَةِ عَلَى أَهْلِ الْبَوَادِي وَ السَّوَادِ.

فَقَالَ: تَصَدَّقْ عَلَى الصِّبْيَانِ وَ النِّسَاءِ وَ الزَّمْنَى وَ الضُّعَفَاءِ وَ الشُّيُوخِ.

وَ كَانَ يَنْهَى عَنْ أُولَئِكَ الْجُمَّانِينَ يَعْنِي أَصْحَابَ الشُّعُور.

2- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الصَّلْتِ عَنْ زُرْعَةَ عَنْ مِنْهَالٍ الْقَصَّابِ قَالَ: قَالَ أبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام):

أَعْطِ الْكَبِيرَ وَ الْكَبِيرَةَ وَ الصَّغِيرَ وَ الصَّغِيرَةَ، وَ مَنْ وَقَعَتْ لَهُ فِي قَلْبِكَ رَحْمَةٌ، وَ إِيَّاكَ وَ كُلَّ وَ قَالَ بِيَدِهِ وَ هَزَّهَا.

صدقه بر صحرانشینان

1- عمر بن یزید گوید: از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم: صدقه دادن بر صحرانشینان و کسانی که در آبادی های بیابان زندگی می کنند (چه حکمی دارد؟)

فرمود: بر کودکان، و زنان، زمین گیران، ناتوانان و سالمندان صدقه بدهید.

امام (علیه السلام) از صدقه دادن بر کسانی که موهای سرشان بلند بود، نهی می فرمود.

2- منهال قصاب گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

به پیرمرد، پیرزن، پسربچه و دختر بچه و هر که در دلت مورد رحمت قرار گرفت، صدقه بده و دوری کن از صدقه دادن به هر که از دشمنان ماست.

امام (علیه السلام) به دست مبارک خود اشاره کرد و آن را حرکت داد (کنایه از این که به چنین فردی از مخالفان ما صدقه ندهيد).

3- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِي عَنِ الْحَكَمِ بْنِ مِسْكِينٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ أَبِي نَصْرِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام): إِنَّ أَهْلَ السَّوَادِ يَقْتَحِمُونَ عَلَيْنَا وَ فِيهِمُ الْيَهُودُ وَ النَّصَارَى وَ الْمَجُوسُ، فَنَتَصَدَّقُ عَلَيْهِمْ؟

فَقَالَ: نَعَمْ.

بخش یازدهم

اشاره

بَابُ كَرَاهِيَةِ رَبِّ السَّائِلِ

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ يَزِيدَ النَّوْفَلِيُّ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ أَبِي زِيَادٍ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله):

لا تَقْطَعُوا عَلَى السَّائِلِ مَسْأَلَتَهُ، فَلَوْلا أَنَّ الْمَسَاكِينَ يَكْذِبُونَ مَا أَفْلَحَ مَنْ رَدَّهُمْ.

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ (علیه السلام): أَعْطِ السَّائِلَ، وَ لَوْ كَانَ عَلَى ظَهْرِ فَرَسٍ.

3- ابو نصر گوید: خدمت امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: صحرانشینان برای گرفتن صدقه به ما هجوم می آورند، در بین آن ها یهودی، مسیحی و مجوس است، آیا می توان بر آنها صدقه داد؟

فرمود: آری.

کراهت رد سایل

1- سکونی گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود:

درخواست دریوزگان را قطع نکنید، زیرا اگر دریوزگان دروغ نمی گفتند، هر که آنها را رد می کرد، رستگار نمی شد.

2- محمد بن مسلم گوید: امام باقر (علیه السلام) فرمود:

به گدای دریوزه چیزی عطا کن، گر چه سوار اسبی باشد.

3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ الْوَصَّافِيِّ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ: كَانَ فِيمَا نَاجَى اللَّهُ (عزوجل) بِهِ مُوسَى (علیه السلام) قَالَ: يَا مُوسَى! أَكْرِمِ السَّائِلَ بِبَذْلٍ يَسِيرٍ أَوْ بِرَةٍ جَمِيلٍ، لِأَنَّهُ يَأْتِيكَ مَنْ لَيْسَ بِإِنْسِ وَ لا جَانٌ مَلَائِكَةٌ مِنْ مَلَائِكَةِ الرَّحْمَانِ يَبْلُونَكَ فِيمَا خَوَّلْتُكَ وَ يَسْأَلُونَكَ عَمَّا نَوَّلْتُكَ، فَانْظُرْ كَيْفَ أَنْتَ صَانِعُ يَا ابْنَ عِمْرَانَ؟

4- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ غَالِبِ الْأَسَدِيِّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ سَعِيدِ بْنِ الْمُسَيَّبِ قَالَ: حَضَرْتُ عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ (علیهما السلام) يَوْماً حِينَ صَلَّى الْغَدَاةَ فَإِذَا سَائِلٌ بِالْبَابِ.

فَقَالَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ (علیهما السلام): أَعْطُوا السَّائِلَ وَ لَا تَرُدُّوا سَائِلاً.

5- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ أَيْمَنَ بْنِ مُحْرِزِ عَنْ أَبِي أُسَامَةَ زَيْدِ الشَّحَامِ عَنْ أَبِي عَبْدِ الله (عليه السلام) قَالَ: قَالَ:

3- و صافی گوید: امام باقر (علیه السلام) فرمود: در مناجات حضرت موسی (علیه السلام) با خداوند متعال آمده است: خطاب رسید: ای موسی! گدای دریوزه را یا با بخشش اندک یا با رد زیبا و محترمانه گرامی بدار. چرا که کسی نزد تو می آید، نه انسان است نه پری، بلکه فرشته ای از فرشتگان خدای رحمان است، در آنچه به تو عنایت کرده ام تو را می آزماید و از آن چه به تو ارزانی داشته ام، درخواست می کند. ای پسر عمران! بنگر که چگونه با او رفتار می نمایی؟!

4- سعید بن مسیب گوید: روزی بامدادان به هنگام نماز صبح خدمت امام سجاد (علیه السلام) حضور داشتم که سائلی در زد.

امام باقر (علیه السلام) فرمود: چیزی به سائل بدهید و سائل را دست خالی رد نکنید.

5- زید شحّام گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

مَا مَنَعَ رَسُولُ اللهِ (صلى الله عليه و آله) سَائِلاً قَطُّ إِنْ كَانَ عِنْدَهُ أَعْطَى وَ إِلَّا قَالَ: يَأْتِي اللَّهُ بِهِ.

6- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ هَارُونَ بْنِ الْجَهُم عَنْ حَفْصِ بْنِ عُمَرَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله):

لا تَرُدُّوا السَّائِلَ وَ لَوْ بِظُلْفٍ مُحْتَرِقٍ.

بخش دوازدهم

اشاره

بَابُ قَدْرِ مَا يُعْطَى السَّائِلَ

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنِ الْوَلِيدِ بْنِ صَبِيح قَالَ:

كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) فَجَاءَهُ سَائِلٌ، فَأَعْطَاهُ، ثُمَّ جَاءَهُ آخَرُ فَأَعْطَاهُ، ثُمَّ جَاءَهُ آخَرُ فَأَعْطَاهُ ثُمَّ جَاءَهُ آخَرُ.

فَقَالَ: يَسَعُ اللَّهُ عَلَيْكَ.

هرگز پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) سائلی را رد نفرمود، اگر چیزی نزدش بود به او عطا می کرد و گر نه می فرمود: خداوند به تو احسان کند.

6- حفص بن عمر گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود:

سائل فقیر را رد نکنید، گرچه به دادن پوست سوختۀ گوسفند باشد.

اندازه اعطای به سایل

1- وليد بن صبیح گوید: در خدمت امام صادق (علیه السلام) بودم که فقیری آمد. امام (علیه السلام) چیزی به او داد. دوباره شخص دیگری آمد. امام (علیه السلام) چیزی به او داد. دوباره شخص دیگری آمد. امام (علیه السلام) چیزی به او داد. باز شخص دیگری آمد و امام صادق (علیه السلام) فرمود: خداوند برای تو گشایش بدهد.

ثُمَّ قَالَ: إِنَّ رَجُلاً لَوْ كَانَ لَهُ مَالٌ يَبْلُغُ ثَلَاثِينَ أَوْ أَرْبَعِينَ أَلْفَ دِرْهَم ثُمَّ شَاءَ أَنْ لَا يَبْقَى مِنْهَا إِلَّا وَضَعَهَا فِي حَقِّ لَفَعَلَ فَيَبْقَى لا مَالَ لَهُ فَيَكُونُ مِنَ الثَّلَاثَةِ الَّذِينَ يُرَدُّ دُعَاؤُهُمْ. قُلْتُ: مَنْ هُمْ؟

قَالَ: أَحَدُهُمْ رَجُلٌ كَانَ لَهُ مَالٌ فَأَنْفَقَهُ فِي غَيْرِ وَجْهِهِ، ثُمَّ قَالَ: يَا رَبِّ! ارْزُقْنِي.

فَقَالَ لَهُ: أَلَمْ أَجْعَلْ لَكَ سَبِيلاً إِلَى طَلَبِ الرِّزْقِ؟

2- وَ عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ قَالَ:

سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) يَقُولُ فِي السُّؤَالِ:

أَطْعِمُوا ثَلَاثَةٌ إِنْ شِئْتُمْ أَنْ تَزْدَادُوا فَازْدَادُوا وَ إِلَّا فَقَدْ أَدَّيْتُمْ حَقٌّ يَوْمِكُمْ.

آن گاه امام (علیه السلام) فرمود: اگر مردی دارای مالی باشد مقدار آن به سی یا چهل هزار درهم برسد، اگر بخواهد چیزی از آن مال نماند مگر این که در راه حق مصرف کند و چیزی از آن برای خودش نماند، همۀ آن را مصرف کند. پس جزو آن سه نفری خواهد بود که دعای آنها قبول نمی شود.

عرض کردم: آنها کدام افراد هستند؟

فرمود: یکی از آنها کسی است که مال داشته باشد و آن را در غیر جایش مصرف کند.

آن گاه گوید: خدایا! برای من روزی بده.

خداوند به او می فرماید: آیا ما برای تو راهی جهت طلب روزی قرار ندادیم؟

2- ابو حمزه گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که می فرمود:

اگر فقیری در خواست کرد، تا سه مرتبه به او اطعام نمایید و اگر از سه مرتبه بیشتر طعام دادید، اشکال ندارد و اگر نه حق یک روز را انجام دادید.

بخش سیزدهم

اشاره

بَابُ دُعَاءِ السَّائِلِ

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ يَزِيدَ وَ غَيْرِهِ عَنْ زِيَادِ الْقَنْدِيِّ عَمَّنْ ذَكَرَهُ قَالَ:

إِذَا أَعْطَيْتُمُوهُمْ فَلَقَّنُوهُمُ الدُّعَاءَ، فَإِنَّهُ يُسْتَجَابُ الدُّعَاءُ لَهُمْ فِيكُمْ وَ لا يُسْتَجَابُ لَهُمْ فِي أَنْفُسِهِمْ.

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ الْجَهُم عَنْ أَبِي الْحَسَنِ (علیه السلام) قَالَ:

لا تُحَقِّرُوا دَعْوَةَ أَحَدٍ، فَإِنَّهُ يُسْتَجَابُ لِلْيَهُودِيِّ وَ النَّصْرَانِي فِيكُمْ، وَ لَا يُسْتَجَابُ لَهُمْ فِي أَنْفُسِهِمْ.

دعای سایل

1- راوی گوید: حضرتش فرمود:

آن گاه که به فقیر چیزی می دهید و ادار نمایید که دعا کند، زیرا دعای آنها دربارۀ شما قبول است، اگر چه دعای آنها در حق خودشان قبول نیست.

2- حسن بن جهم گوید: امام کاظم (علیه السلام) فرمود:

دعا هیچ کس را کوچک نشمارید گرچه فقیر یهودی و مسیحی باشد، دعای آنها دربارۀ شما قبول است ولی در حق خودشان قبول نیست.

بخش چهاردهم

اشاره

بَابُ أَنَّ الَّذِي يَقْسِمُ الصَّدَقَةَ شَرِيكُ صَاحِبِهَا فِي الْأَجْرِ

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ صَالِحِ بْنِ رَزِينٍ قَالَ:

دَفَعَ إِلَيَّ شِهَابُ بْنُ عَبْدِ رَبِّهِ دَرَاهِمَ مِنَ الزَّكَاةِ أَقْسِمُهَا فَأَتَيْتُهُ يَوْماً فَسَأَلَنِي هَلْ قَسَمْتَهَا؟

فَقُلْتُ: لا.

فَأَسْمَعَنِي كَلَاماً فِيهِ بَعْضُ الْغِلْظَةِ، فَطَرَحْتُ مَا كَانَ بَقِيَ مَعِي مِنَ الدَّرَاهِم وَ قُمْتُ مُغْضَباً.

فَقَالَ لِي: ارْجِعْ حَتَّى أَحَدَّثَكَ بِشَيْءٍ سَمِعْتُهُ مِنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ (علیهما السلام).

فَرَجَعْتُ فَقَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام): إِنِّي إِذَا وَجَدْتَ زَكَاتِي أَخْرَجْتُهَا فَأَدْفَعُ مِنْهَا إِلَى مَنْ أَثِقُ بِهِ يَقْسِمُهَا؟

کسی صدقه را تقسیم می کند با صاحب صدقه شریک است

1- صالح بن و زین گوید: شهاب بن عبد ربه چند درهم از زکات به من داد که تقسیم کنم، روزی نزد او رفتم، گفت: آیا درهم ها را تقسیم کردی؟

گفتم: نه.

او سخنان تندی به من گفت، من درهم هایی را که پیش من بود برگرداندم و با خشم بر خاستم .

او گفت: برگرد تا سخنی را که از امام صادق (علیه السلام) شنیده ام، به تو بازگویم.

من برگشتم، شهاب گفت: به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: اگر زکات مال خود را جدا کردم آیا می توانم قسمتی از آن را به فرد مورد اطمینان بدهم که تقسیم کند؟

قَالَ: نَعَمْ، للَا بَأْسَ بِذَلِكَ أَمَا إِنَّهُ أَحَدُ الْمُعْطِينَ.

قَالَ صَالِحٌ: فَأَخَذْتُ الدَّرَاهِمَ حَيْثُ سَمِعْتُ الْحَدِيثَ فَقَسَمْتُهَا.

2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي نَهْشَلٍ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:

لَوْ جَرَى الْمَعْرُوفُ عَلَى ثَمَانِينَ كَفَاً لَأُجِرُوا كُلُّهُمْ فِيهِ مِنْ غَيْرِ أَنْ يُنْقَصَ صَاحِبُهُ مِنْ أَجْرِهِ شَيْئاً.

3- مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاج عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه اسلام) فِي الرَّجُلِ يُعْطَى الدَّرَاهِمَ يَقْسِمُهَا. قَالَ:

يَجْرِي لَهُ مَا يَجْرِي لِلْمُعْطِي وَ لا يُنْقَصُ الْمُعْطِي، مِنْ أَجْرِهِ شَيْئاً.

فرمود: آری، این کار اشکال ندارد، و آن کسی که زکاة را تقسیم می کند او هم از زکاة دهندگان شمرده می شود.

صالح می گوید: من وقتی این حدیث را شنیدم، درهم ها را پس گرفتم و تقسیم کردم.

2- راوی گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

اگر کار خوب به دست هشتاد نفر انجام بگیرد، همه آن ها پاداش دارند بدون این که از پاداش صاحب مال کاسته شود.

جميل بن دراج گوید: امام صادق (علیه السلام) او در مورد کسی واسطه شود تا زکات دیگران را بین فقرا و مستمندان تقسیم کند، فرمود:

واسطۀ تقسیم، به پاداشی می رسد که صاحب زکات خواهد رسید، بدون این که اجر و پاداش صاحب مال نقصان یابد.

بخش پانزدهم

اشاره

بَابُ الْإِيثَارِ

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) عَنِ الرَّجُلِ لَيْسَ عِنْدَهُ إِلَّا قُوتُ يَوْمِهِ أَيَعْطِفُ مَنْ عِنْدَهُ قُوتُ يَوْمِهِ عَلَى مَنْ لَيْسَ عِنْدَهُ شَيْءٌ وَ يَعْطِفُ مَنْ عِنْدَهُ قُوتُ شَهْرٍ عَلَى مَنْ دُونَهُ وَ السَّنَةُ عَلَى نَحْوِ ذَلِكَ أَمْ ذَلِكَ كُلُّهُ الْكَفَافُ الَّذِي لا يُلَامُ عَلَيْهِ.

فَقَالَ: هُوَ أَمْرٌ إِنَّ أَفْضَلَكُمْ فِيهِ أَحْرَصُكُمْ عَلَى الرَّغْبَةِ وَ الْأَثَرَةِ عَلَى نَفْسِهِ، فَإِنَّ اللَّهَ (عزوجل) يَقُولُ: «وَ يُؤْثِرُونَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ» وَ الْأَمْرُ الْآخَرُ لَا يُلَامُ عَلَى الْكَفَافِ، وَ الْيَدُ الْعُلْيَا خَيْرٌ مِنَ الْيَدِ السُّفْلَى، وَ ابْدَأْ بِمَنْ تَعُولُ.

ایثار و از خودگذشتگی

1- سماعه گوید: به امام صادق (علیه السلام) گفتم: کسی که قوت روزانه دارد، باید با کسی که قوت لایموت ندارد، مواسات کند؟ کسی که مخارج یک ماه خود را دارد، باید با فقیرتر از خود مواسات کند؟ کسی که هزینۀ یک سال خود را در حد کفاف دارد، باید با کسی که هزینۀ یک سال خود را ندارد، مواسات کند؟ یا نه اگر مواسات نكند، ملامتی بر او نیست، زیرا از سر حد کفاف خود افزون نداشته است؟

فرمود: هر دو راه بهتر است. البته برترین فرد کسی است که در کار نیک راغب و کوشا باشد و دیگران را بر خود برگزیند، چرا که خداوند می فرماید: «دیگران را بر خود مقدم می دارند، با آن که خود محتاج و بی نوایند» کسی که از حد کفاف خود افزون ندارد، مورد ملامت نخواهد بود، دست دهنده والاتر از دست گیرنده است. اما از خاندانت، آغاز کن.

2- قَالَ: وَ حَدَّثَنَا بَكْرُ بْنُ صَالِحٍ عَنْ بُنْدَارَ بْنِ مُحَمَّدٍ الطَّبَرِيِّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ سُوَيْدٍ السَّائِيِّ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ (علیه السلام) قَالَ:

قُلْتُ لَهُ: أَوْ صِنِي.

فَقَالَ: آمُرُكَ بِتَقْوَى اللَّهِ. ثُمَّ سَكَتَ، فَشَكَوْتُ إِلَيْهِ قِلَّةَ ذَاتِ يَدِي وَ قُلْتُ: وَ اللَّهِ، لَقَدْ عَرِيتُ حَتَّى بَلَغَ مِنْ عُرْيَتِي أَنَّ أَبَا فُلَانٍ نَزَعَ ثَوْبَيْنِ كَانَا عَلَيْهِ وَ كَسَانِيهِمَا.

فَقَالَ: صُمْ وَ تَصَدَّقُ!

قُلْتُ: أَتَصَدَّقُ مِمَّا وَ صَلَنِي بِهِ إِخْوَانِي، وَ إِنْ كَانَ قَلِيلاً؟

قَالَ: تَصَدَّقْ بِمَا رَزَقَكَ اللَّهُ، وَ لَوْ أَثَرْتَ عَلَى نَفْسِكَ.

3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَحَدِهِمَا (علیهما السلام) قَالَ:

قُلْتُ لَهُ: أَيُّ الصَّدَقَةِ أَفْضَلُ؟

قَالَ: جُهْدُ الْمُقِلُ، أَمَا سَمِعْتَ قَوْلَ اللَّهِ (عزوجل): «وَ يُؤْثِرُونَ عَلَىٰ أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ» تَرَى هَاهُنَا فَضْلاً.

2- علی بن سوید سائی گوید: به امام کاظم (علیه السلام) عرض کردم: به من سفارشی بفرمایید.

فرمود: تو را به تقوای خدا سفارش می کنم.

آن گاه امام سکوت کرد. من به حضرتش از ناداری و تنگ دستی شکایت کردم و عرض کردم: به خدا سوگند! آن چنان برهنه شدم که جریان به ابا فلان رسید و او دو دست لباس که پوشیده بود از تنش بیرون کرد و به من پوشانید.

فرمود: روزه بگیر و صدقه بده!

عرض کردم: از آن مالی که برادرانم به من داده اند، صدقه بدهم، گرچه اندک باشد؟

فرمود: از آن چه خداوند به تو روزی کرده است، صدقه بده، اگر چه دیگران را بر خودت مقدم بداری.

3- ابو بصیر گوید: به امام (باقر (علیه السلام) یا امام صادق (علیه السلام)) عرض کردم: کدامین صدقه با فضیلت تر است.

فرمود: صدقه و کوشش کسی که مال اندکی دارد، مگر نشنیده ای که خداوند می فرماید: «و آنها را بر خود مقدم می دارند، هر چند خودشان بسیار نیازمندند» آیا این جا فضیلتی می بینی؟

بخش شانزدهم

اشاره

بَابُ مَنْ سَأَلَ مِنْ غَيْرِ حَاجَةٍ

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنْ مَالِكِ بْنِ عَطِيَّةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: قَالَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ (علیهما السلام):

ضَمِنْتُ عَلَى رَبِّي أَنَّهُ لا يَسْأَلُ أَحَدٌ مِنْ غَيْرِ حَاجَةٍ إِلَّا اضْطَرَّتْهُ الْمَسْأَلَةُ يَوْماً إِلَى أَنْ يَسْأَلَ مِنْ حَاجَةٍ.

2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ يَحْيَى عَنْ جَدِّهِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ):

اتَّبِعُوا قَوْلَ رَسُولِ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله) فَإِنَّهُ قَالَ: مَنْ فَتَحَ عَلَى نَفْسِهِ بَابَ مَسْأَلَةٍ، فَتَحَ اللَّهُ عَلَيْهِ بَابَ فَقْرِ.

کسی که بدون نیاز سوال کند

1- مالک بن عطیه گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: امام سجاد (علیه السلام) فرمود:

از جانب پروردگارم ضمانت کند که فردی که بدون نیاز سؤال کند خداوند او را ناچار نماید که روزی از روی نیاز گدایی کند.

2- محمد بن مسلم گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: حضرت امیر مؤمنان على (علیه السلام) فرمود:

از سخن پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) پیروی کنید؛ زیرا که آن حضرت فرمود:

هر که بر خود دری از سؤال را باز کند، خداوند بر او دری از فقر و نیاز را باز خواهد کرد.

3 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ مَالِكِ بْنِ حُصَيْنِ السَّكُونِي قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام):

مَا مِنْ عَبْدٍ يَسْأَلُ مِنْ غَيْرِ حَاجَةٍ فَيَمُوتُ حَتَّى يُحْوِجَهُ اللَّهُ إِلَيْهَا وَ يُثَبِّتَ اللَّهُ لَهُ بِهَا النَّارَ.

بخش هفدهم

اشاره

بَابُ كَرَاهِيَةِ الْمَسْأَلَة

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ حَمَّادٍ عَمَّنْ سَمِعَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (عیه السلام) يَقُولُ:

إِيَّاكُمْ وَ سُؤَالَ النَّاسِ، فَإِنَّهُ ذُلُّ فِي الدُّنْيَا، وَ فَقْرٌ تُعَجِّلُونَهُ، وَ حِسَابٌ طَوِيلٌ يَوْمَ الْقِيَامَةِ.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ (علیه السلام):

3- سکونی گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: هر بنده ای که بدون نیاز سؤال کند، نمی میرد مگر این که خداوند او را نیازمند کند و آتش بر او نوشته می شود.

کراهت درخواست

1- راوی گوید امام صادق (علیه السلام) فرمود:

از سؤال کردن از مردم دوری کنید؛ زیرا که آن، موجب خواری در دنیا، ناداری با شتاب و صاحب حساب طولانی در روز قیامت است.

2- محمد بن مسلم گوید: امام باقر (علیه السلام) فرمود:

يَا مُحَمَّدُ! لَوْ يَعْلَمُ السَّائِلُ مَا فِي الْمَسْأَلَةِ مَا سَأَلَ أَحَدٌ أَحَداً وَ لَوْ يَعْلَمُ الْمُعْطِي مَا فِي الْعَطِيَّةِ مَا رَدَّ أَحَدٌ أَحَداً.

3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ النَّضْرِ رَفَعَهُ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله):

الْأَيْدِي ثَلَاثٌ: يَدُ اللَّهِ الْعُلْيَا وَ يَدُ الْمُعْطِي الَّتِي تَلِيهَا وَ يَدُ الْمُعْطَى أَسْفَلُ الْأَيْدِي. فَاسْتَعِفُوا عَنِ السُّؤَالِ مَا اسْتَطَعْتُمْ إِنَّ الْأَرْزَاقَ دُونَهَا حُجُبٌ. فَمَنْ شَاءَ قَنَى حَيَاءَهُ وَ أَخَذَ رِزْقَهُ وَ مَنْ شَاءَ هَتَكَ الْحِجَابَ وَأَخَذَ رِزْقَهُ.

وَ الَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ! لَأَنْ يَأْخُذَ أَحَدُكُمْ حَبْلاً ثُمَّ يَدْخُلَ عَرْضَ هَذَا الْوَادِي فَيَحْتَطِبَ حَتَّى لا يَلْتَقِيَ طَرَفَاهُ ثُمَّ يَدْخُلَ بِهِ السُّوقَ فَيَبِيعَهُ بِمُدٌ مِنْ تَمْرِ وَ يَأْخُذَ ثُلُثَهُ وَ يَتَصَدَّقَ بِثْلُتَيْهِ خَيْرٌ لَهُ مِنْ أَنْ يَسْأَلَ النَّاسَ أَعْطَوْهُ أَوْ حَرَمُوهُ.

4- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ دَاوُدَ بْنِ النِّعْمَانِ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله):

ای محمد! اگر گدای دریوزه بداند چه نکبتی در گدایی نهفته است، دست خود را پیش کسی دراز نمی کند. اگر بخشندۀ باعطا بداند چه سعادتی در عطا و بخشش نهفته است، هیچ گاه کسی را محروم نخواهد ساخت.

3- احمد بن نضر در حدیث مرفوعه ای گوید: پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود:

دست ها سه گونه اند: دست خدا که بالا قرار دارد و فروتر از آن دست کسی است که صدقه می دهد و بعد از آن دست کسی که صدقه می گیرد.

پس تا می توانید از در خواست امتناع ورزید، زیرا که بر روزی ها پرده ای است و هر که خواست حيا کند روزی خود را می گیرد و هر که حیا نداشت پرده را پاره می کند و روزی خود را می گیرد.

به آن خدایی که جانم در دست قدرت اوست سوگند! اگر یکی از شما طنابی به دست گیرد و در این بیابان بپیماید و هیزم جمع کند تا آن که این طرف طناب را به آن طرفش نرسد و آن گاه وارد بازار شود و آن را در مقابل یک مد از خرما بفروشد و یک سوم آن را برای خود بردارد و دو سوم آن را صدقه بدهد، بهتر است از آن مردم سؤال کند. معلوم نیست که چیزی به او بدهند یا محرومش سازند.

4- ابراهیم بن عثمان گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود:

إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَحَبَّ شَيْئاً لِنَفْسِهِ وَ أَبْغَضَهُ لِخَلْقِهِ، أَبْغَضَ لِخَلْقِهِ الْمَسْأَلَةَ وَ أَحَبَّ لِنَفْسِهِ أَنْ يُسْأَلَ وَ لَيْسَ شَيْءٌ أَحَبَّ إِلَى اللَّهِ (عزوجل) مِنْ أَنْ يُسْأَلَ، فَلَا يَسْتَحْيِي أَحَدُكُمْ أَنْ يَسْأَلَ اللَّهَ مِنْ فَضْلِهِ وَ لَوْ بِشِسْعِ نَعْلٍ.

5- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:

جَاءَتْ فَخِذْ مِنَ الْأَنْصَارِ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله) فَسَلَّمُوا عَلَيْهِ فَرَدَّ (علیهم السلام).

فَقَالُوا: يَا رَسُولَ اللَّهِ! لَنَا إِلَيْكَ حَاجَةٌ.

فَقَالَ: هَاتُوا حَاجَتَكُمْ.

قَالُوا: إِنَّهَا حَاجَةٌ عَظِيمَةٌ.

فَقَالَ: هَاتُوهَا مَا هِيَ؟

قَالُوا : تَضْمَنُ لَنَا عَلَى رَبِّكَ الْجَنَّةَ؟

خداوند تبارک و تعالی، صفتی را بر خود محبوب و بر آفریدگانش مبغوض داشته است؛ گدایی و دریوزگی را در برابر خود، محبوب می شمارد و در برابر دیگران مبغوض می دارد.

هیچ عبادتی به درگاه خدا بالاتر از این نیست که دست طلب بردارند و از پیشگاه او مسألت نمایند. مبادا کسی از گدایی درگاه خدا شرم کند، گرچه به خاطر یک بند کفش باشد.

5- ابی بصیر گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: گروهی از انصار خدمت پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) رسیدند، سلام عرض کردند و پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) جواب فرمود.

عرض کردند: ای رسول خدا! ما به شما حاجتی داریم.

پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: بگویید حاجت شما چیست؟

عرض کردند: حاجت بزرگی است.

فرمود: بگویید چیست؟

عرض کردند: حاجت ما این است که از جانب خدا بهشت را بر ما ضمانت کنید.

قَالَ: فَنَكَسَ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله) رَأْسَهُ، ثُمَّ نَكَتَ فِي الْأَرْضِ، ثُمَّ رَفَعَ رَأْسَهُ، فَقَالَ:

أَفْعَلُ ذَلِكَ بِكُمْ عَلَى أَنْ لَا تَسْأَلُوا أَحَداً شَيْئاً؟

قَالَ: فَكَانَ الرَّجُلُ مِنْهُمْ يَكُونُ فِي السَّفَرِ فَيَسْقُطُ سَوْطُهُ فَيَكْرَهُ أَنْ يَقُولَ لِإِنْسَانٍ: نَاوِلْنِيهِ، فِرَاراً مِنَ الْمَسْأَلَةِ، فَيَنْزِلُ فَيَأْخُذُهُ، وَ يَكُونُ عَلَى الْمَائِدَةِ، فَيَكُونُ بَعْضُ الْجُلَسَاءِ أَقْرَبَ إِلَى الْمَاءِ مِنْهُ فَلَا يَقُولُ: نَاوِلْنِي حَتَّى يَقُومُ فَيَشْرَبُ.

6- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي الْعَلَاءِ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام):

رَحِمَ اللهُ عَبْداً عَفَّ وَ تَعَفَّفَ، وَ كَفَّ عَنِ الْمَسْأَلَةِ، فَإِنَّهُ يَتَعَجَّلُ الدَّنِيَّةَ فِي الدُّنْيَا، وَ لَا يُغْنِي النَّاسُ عَنْهُ شَيْئاً.

قَالَ: ثُمَّ تَمَثَّلَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) بِبَيْتِ حَاتِم:

إِذَا مَا عَرَفْتُ الْيَأْسَ أَلْفَيْتُهُ الْغِنَى إِذَا عَرَفَتْهُ النَّفْسُ وَ الطَّمَعُ الْفَقْرُ

پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) سر مبارک را به زیر انداخت و بعد از آن با تازیانه ای که در دست داشت، زمین را خط کشی نمود (که این نشانه غم و فکر است) بعد از آن سر مبارک را بلند کرد و فرمود: من این کار را برای شما انجام می دهم به شرط این که شما نیز از هیچ کس سؤال نکنید.

راوی می گوید: این گروه از انصار طوری زندگی می کردند که اگر در مسافرت تازیانه یکی از آنها از دستش بر زمین می افتاد، دوست نداشت کسی که کنار او بود به او بگوید: تازیانه را به من بده، چرا که از سؤال کردن می ترسید و خودش پیاده شده و تازیانه را می گرفت و اگر یکی از آنها بر سفرۀ غذا می نشست و بعضی از همنشینان او نزدیک آب بودند، به او نمی گفت: به من آب بده و خودش بلند می شد و آب می خورد.

6- حسین ابن ابی العلا گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

خداوند رحمت کند بنده ای را که عفت داشته باشد و خود را به صورت آدم های با عفت درآورد و از سؤال کردن خود را نگهدارد، زیرا که سؤال کردن پستی در دنیا را نزدیک می کند، مردم او را از هیچ چیزی بی نیاز نمی کنند.

آن گاه امام (علیه السلام) به شعر حاتم مثال زد و فرمود: اگر انسان حقیقت ناامیدی از مردم را درک کند ناامیدی را ثروت می یابد و اگر انسان آن را درک کند و طمع داشته باشد؛ همان ناداری است.

7- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ وَ أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَسَنِ عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ الصَّيْرَفِيِّ عَنْ مُفَضَّلِ بْنِ قَيْسِ بْنِ رُمَّانَةَ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) فَذَ كَرْتُ لَهُ بَعْضَ حَالِي.

فَقَالَ: يَا جَارِيَةُ! هَاتِ ذَلِكَ الْكِيسَ هَذِهِ أَرْبَعُمِائَةِ دِينَارٍ وَصَلَنِي بِهَا أَبُو جَعْفَرٍ فَخُذْهَا وَ تَفَرَّجُ بِهَا.

قَالَ: فَقُلْتُ: لَا وَ اللَّهِ، جُعِلْتُ فِدَاكَ! مَا هَذَا دَهْرِي، وَلَكِنْ أَحْبَبْتُ أَنْ تَدْعُوَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لِي.

قَالَ: فَقَالَ: إِنِّي سَأَفْعَلُ، وَلَكِنْ إِيَّاكَ أَنْ تُخْبِرَ النَّاسَ بِكُلِّ حَالِكَ فَتَهُونَ عَلَيْهِمْ.

8- وَ رُوِيَ عَنْ لُقْمَانَ أَنَّهُ قَالَ لِابْنِهِ:

يَا بُنَيَّ! ذُقْتُ الصَّبْرَ وَأَكَلْتُ لِحَاءَ الشَّجَرِ فَلَمْ أَجِدْ شَيْئًا هُوَ أَمَرُّ مِنَ الْفَقْرِ، فَإِنْ بُلِيتَ بِهِ يَوْماً وَ لا تُظهِرِ النَّاسَ عَلَيْهِ فَيَسْتَهِينُوكَ، وَ لا يَنْفَعُوكَ بِشَيْءٍ، ارْجِعْ إِلَى الَّذِي ابْتَلَاكَ بِهِ فَهُوَ أَقْدَرُ عَلَى فَرَجِكَ وَ سَلْهُ مَنْ ذَا الَّذِي سَأَلَهُ، فَلَمْ يُعْطِهِ أَوْ وَثِقَ بِهِ فَلَمْ يُنْجِهِ.

7- مفضل بن قیس گوید: خدمت امام صادق (علیه السلام) شرفیاب شدم و از پریشانی روزگارم نالیدم.

حضرتش به خادم خود فریاد زد که آن کیسه را بیاور. و آن کیسه را به من داد و فرمود: در این کیسه چهارصد دینار طلا است که ابو جعفر خلیفۀ عباسی به من داده است. با این پول ها به زندگی خود سرو سامان بده.

گفتم: نه به خدا سوگند! قربانت شوم! من برای جلب کمک، حال و روز خود را برملا نکردم. دوست داشتم که برای من دعا کنید.

فرمود: به زودی برایت دعا خواهم کرد، ولی مبادا مردم را از پریشان حالی خود باخبر سازی که در چشم آنان خوار و بی مقدار می شوی.

8- راوی گوید: لقمان به فرزندش گفت: ای پسرم! صبر را چشیدم و پوست درخت را خوردم چیزی تلخ تر از ناداری نیافتم و اگر روزی به ناداری آزمایش شدی، مردم را از آن آگاه نکن که تو را سبک می شمارند و هیچ منفعتی به تو نمی رسانند. به سوی کسی برگرد که او برگشایش کار تو قدرت دارد و از کسی سئوال کن هر که از او سئوال نمود رد نکرد و هر که به او اطمینان پیدا کرد، نجات داد.

بخش هجدهم

اشاره

بَابُ الْمَنِّ

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُوسَى عَنْ غِيَاثٍ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله):

إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى كَرِهَ لِي سِتَّ خِصَالٍ وَ كَرِهْتُهَا لِلْأَوْصِيَاءِ مِنْ وُلْدِي وَ أَتْبَاعِهِمْ مِنْ بَعْدِي مِنْهَا الْمَنُّ بَعْدَ الصَّدَقَةِ.

2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ رَفَعَهُ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام): الْمَنُ يَهْدِمُ الصَّنِيعَةَ.

منت نهادن

1- اسحاق بن عمار گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: پیامبر خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود:

خداوند تبارک و تعالی برای من شش صفت را کراهت داشتند و من نیز آنها را برای جانشینان از فرزندانم و پیروان آنها مکروه می دارم که یکی از آنها منت نهادن بعد از صدقه است.

2- احمد بن ابی عبدالله در روایت مرفوعه ای گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

منت نهادن پاداش صدقه و نیکی را نابود می سازد.

بخش نوزدهم

اشاره

بَابُ مَنْ أَعْطَى بَعْدَ الْمَسْأَلَة

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِالله (علیه السلام):

أَنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ (صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ) بَعَثَ إِلَى رَجُلٍ بِخَمْسَةِ أَوْسَاقٍ مِنْ تَمْرِ الْبَغَيْبِغَةِ، وَ كَانَ الرَّجُلُ مِمَّنْ يَرْجُو نَوَافِلَهُ وَ يُؤَمِّلُ نَائِلَهُ وَرِفْدَهُ، وَ كَانَ لَا يَسْأَلُ عَلِيّاً (علیه السلام) وَ لَا غَيْرَهُ شَيْئاً.

فَقَالَ رَجُلٌ لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ (علیه السلام): وَ اللَّهِ، مَا سَأَلَكَ فُلَانٌ وَ لَقَدْ كَانَ يُجْزِنُهُ مِنَ الْخَمْسَةِ الْأَوْسَاقِ وَسْقٌ وَاحِدٌ.

فَقَالَ لَهُ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (علیه السلام): لا كَثَّرَ اللَّهُ فِي الْمُؤْمِنِينَ ضَرْبَكَ أُعْطِي أَنَا وَ تَبْخَلُ أَنْتَ لِلَّهِ، أَنْتَ إِذَا أَنَا لَمْ أَعْطِ الَّذِي يَرْجُونِي إِلَّا مِنْ بَعْدِ الْمَسْأَلَةِ ثُمَّ أُعْطِيهِ بَعْدَ الْمَسْأَلَةِ.

پرداخت پس از درخواست

1- مسعدة بن صدقه گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

امیرمؤمنان علی (علیه السلام) به مردی پنج وسق خرمای منطقه «بغيبغه» را فرستاد و آن مرد کسی بود که امیدش به فضل و تفضلات خداوند بود و به او امید داشت که او را ناامید نمی کرد و میهمان های خود را پذیرایی می کرد، نه از حضرت علی (علیه السلام) و نه از غیر آن حضرت چیزی را سؤال نمی کرد.

مردی که خدمت امیر مؤمنان علی (علیه السلام) نشسته بود. گفت: این مرد چیزی از شما سؤال نمی کند که یک وسق خرما برای او کافی بود، چرا پنج وسق خرما برای او فرستادی؟

امير مؤمنان على (علیه السلام) فرمود: خداوند امثال تو را میان مؤمنان زیاد نکند! من می بخشم تو بخل می ورزی! انصاف بده! اگر من چیزی ندهم به کسی که به من امید دارد مگر بعد از سؤال کردن آن، که بعد از سؤال کردن به او می دهم.

فَلَمْ أُعْطِهِ ثَمَنَ مَا أَخَذْتُ مِنْهُ، وَ ذَلِكَ لِأَنِّي عَرَّضْتُهُ أَنْ يَبْذُلَ لِي وَجْهَهُ الَّذِي يُعَفِّرُهُ فِي التُّرَابِ لِرَبِّي وَ رَبِّهِ عِنْدَ تَعَبدِهِ لَهُ وَ طَلَبِ حَوَائِجِهِ إِلَيْهِ، فَمَنْ فَعَلَ هَذَا بِأَخِيهِ الْمُسْلِم وَ قَدْ عَرَفَ أَنَّهُ مَوْضِعٌ لِصِلَتِهِ وَ مَعْرُوفِهِ فَلَمْ يُصَدِّقِ اللَّهَ (عزوجل) فِي دُعَائِهِ لَهُ حَيْثُ يَتَمَنَّى لَهُ الْجَنَّةَ بِلِسَانِهِ وَ يَبْخَلُ عَلَيْهِ بِالْحُطَامِ مِنْ مَالِهِ، وَ ذَلِكَ أَنَّ الْعَبْدَ قَدْ يَقُولُ فِى دُعَائِهِ: اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ، فَإِذَا دَعَا لَهُمْ بِالْمَغْفِرَةِ فَقَدْ طَلَبَ لَهُمُ الْجَنَّةَ فَمَا أَنْصَفَ مَنْ فَعَلَ هَذَا بِالْقَوْلِ وَ لَمْ يُحَقِّقْهُ بِالْفِعْلِ.

2- أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ وَ غَيْرُهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ نُوحٍ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنِ الدُّهْلِي رَفَعَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:

در واقع قیمت آن چیزی است که ما از او گرفته ایم و آن آبروی اوست که او بخشش کرده است، صورتی که برای خدای من و خود بر خاک قرار می دهد و زمانی که خدا را عبادت می کند و از او طلب حاجت نماید و هر که با برادر مؤمن این گونه رفتار کند در حالی که می داند که او مورد احسان و خوبی است؛ پس او خدای متعال گوارا در دعایش تصدیق نکرده است زیرا که از خدا برای برادر مسلمان به زبان خودش آرزوی بهشت می کند و اما به او به چیزی که ارزش ندارد از مال خودش، بخل می ورزد، زیرا که این بنده در دعایش این گونه می گوید: خداوندا! مردان مؤمن و زن های مؤمن را بیامرز.

وقتی که برای آنها دعا می کند در واقع برای آنها به آمرزش طلب کرده است و برای آنها بهشت را درخواست کرده است. پس انصاف نکرده است کسی که این کار را با زبان خود انجام می دهد و با عمل خود این کار را به وجود نمی آورد.

2- احمد بن نوح در روایت مرفوعه ای گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

المَعْرُوفُ ابْتِدَاء وَ أَمَّا مَنْ أَعْطَيْتَهُ بَعْدَ الْمَسْأَلَةِ، فَإِنَّمَا كَافَيْتَهُ بِمَا بَذَلَ لَكَ مِنْ وَجْهِهِ يَبِيتُ لَيْلَتَهُ أَرِقاً مُتَمَلْمِلاً يَمْثْلُ بَيْنَ الرَّجَاءِ وَ الْيَأْسِ لا يَدْرِي أَيْنَ يَتَوَجَّهُ لِحَاجَتِهِ ثُمَّ يَعْزِمُ بِالْقَصْدِ لَهَا، فَيَأْتِيكَ وَ قَلْبُهُ يَرْجُفُ وَ فَرَائِصُهُ تَرْعُدُ قَدْ تَرَى دَمَهُ فِي وَجْهِهِ لَا يَدْرِي أَ يَرْجِعُ بِكَأْبَةٍ أَمْ بِفَرَح.

3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ صَنْدَلٍ عَنْ يَاسِرٍ عَنِ الْيَسَعِ بْنِ حَمْزَةَ قَالَ: كُنتُ فِي مَجْلِسِ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا (علیه السلام) أحَدِّتُهُ، وَ قَدِ اجْتَمَعَ إِلَيْهِ خَلْقٌ كَثِيرٌ يَسْأَلُونَهُ عَنِ الْحَلَالِ وَ الْحَرَامِ، إِذْ دَخَلَ عَلَيْهِ رَجُلٌ طُوَالٌ آدَمُ فَقَالَ: السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ! رَجُلٌ مِنْ مُحِبِّيكَ وَ مُحِبِّي آبَائِكَ وَ أَجْدَادِكَ (علیهما السلام) مَصْدَرِي مِنَ الْحَجِّ وَ قَدِ افْتَقَدْتُ نَفَقَتِي وَ مَا مَعِي مَا أَبْلُغُ مَرْحَلَةً فَإِنْ رَأَيْتَ أَنْ تُنْهِضَنِي إِلَى بَلَدِي وَ لِلَّهِ عَلَيَّ نِعْمَةٌ فَإِذَا بَلَغْتُ بَلَدِي تَصَدَّقْتُ بِالَّذِي تُوَلِّينِي عَنْكَ فَلَسْتُ مَوْضِعَ صَدَقَةٍ.

فَقَالَ لَهُ: اجْلِسْ رَحِمَكَ اللَّهُ!

معروف آن است که اوّل پرداخت نمایی و اگر چیزی را بعد از سؤال کردن بدهی، همان عوض آبروی اوست او که شب بیدار بوده و از این پهلو به آن پهلو به خود می پیچیده و بین امید و ترس بوده و نمی دانسته که کجا دنبال حاجتش برود تا این که تصمیم گرفت و اراده کرد که پیش تو بیاید در حالی که قلب او می تپید و از ترس پوست بدن او می لرزید، و خون او را در صورت او می دیدی و او نمی دانست که آیا ناامید و محزون یا خوش حال بر می گردد.

3- يسع بن حمزة گوید: در حضور امام رضا (علیه السلام) بودم و با حضرتش گفت و گو می کردم و اطراف امام، جمعیت زیادی از مردم بودند که از حلال و حرام سؤال می کردند. ناگاه شخص گندمگون قد بلندی خدمت امام شرفیاب شد و گفت: درود بر تو ای فرزند رسول خدا! مردی از دوستان تو، پدر تو و اجداد تو هستم که از حج بر می گردم و دارایی خودم را گم کرده ام، چیزی ندارم که مرا به وطنم برسانم. اگر خواستید به من کمک کنید که به وطنم برگردم. زندگی من خوب است، وقتی که آنجا رسیدم مال شما را صدقه می دهم، زیرا که من مستحق صدقه نیستم.

حضرتش فرمود: بنشین! خدا تو را رحمت کند

وَ أَقْبَلَ عَلَى النَّاسِ يُحَدِّثُهُمْ حَتَّى تَفَرَّقُوا وَ بَقِيَ هُوَ وَ سُلَيْمَانُ الْجَعْفَرِيُّ وَ خَيْثَمَةً وَ أَنَا، فَقَالَ: أَتَأْذَنُونَ لِي فِي الدُّخُولِ؟

فَقَالَ لَهُ سُلَيْمَانُ: قَدَّمَ اللَّهُ أَمْرَكَ.

فَقَامَ فَدَخَلَ الْحُجْرَةَ وَ بَقِيَ سَاعَةٌ ثُمَّ خَرَجَ وَ رَدَّ الْبَابَ وَأَخْرَجَ يَدَهُ مِنْ أَعْلَى الْبَابِ، وَ قَالَ: أَيْنَ الْخُرَاسَانِيُّ؟

فَقَالَ: هَا أَنَا ذَا.

فَقَالَ: خُذْ هَذِهِ الْمِائَتَيْ دِينَارٍ، وَ اسْتَعِنْ بِهَا فِي مَثُونَتِكَ وَ نَفَقَتِكَ وَ تَبَرَّكْ بِهَا وَ لَا تَصَدَّقُ بِهَا عَنِّي، وَ اخْرُجْ فَلَا أَرَاكَ وَ لَا تَرَانِي.

ثُمَّ خَرَجَ فَقَالَ لَهُ سُلَيْمَانُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! لَقَدْ أَجْزَلْتَ وَ رَحِمْتَ فَلِمَا ذَا سَتَرْتَ وَجْهَكَ عَنْهُ؟

آن گاه حضرتش توجهی به مردم کرده و با آنان حرف می زد، تا این که همه مردم رفتند.

من با سلیمان جعفری و خیثمه ماندیم و امام (علیه السلام) فرمود: اجازه می دهید که من به اندرون بروم؟

سلیمان عرض کرد: بفرمایید.

امام (علیه السلام) داخل حجره شد و ساعتی در حجره بود و بعد از آن خارج شد و در را بست و دست خود را از بالای در بیرون کرد و فرمود: خراسانی کجاست؟

آن مرد عرض کرد: من اینجا هستم.

فرمود: این دویست دینار را بگیر در هزینه و زندگی خود خرج کن و تبرک بجوی و از جانب من صدقه نده و برو که من تو را نبینم و تو مرا نبینی.

آن مرد رفت. سلیمان عرض کرد: جانم به قربان شما! بخشش کردی به آن مرد و او را مورد رحمت قرار دادی، چرا صورت خود را از او پوشانیدی؟

فَقَالَ: مَخَافَةَ أَنْ أَرَى ذُلَّ السُّؤَالِ فِي وَجْهِهِ، لِقَضَائِي حَاجَتَهُ. أَمَا سَمِعْتَ حَدِيثَ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله): الْمُسْتَتِرُ بِالْحَسَنَةِ يَعْدِلُ سَبْعِينَ حَجَّةٌ، وَ الْمُذِيعُ بِالسَّيِّئَةِ مَخْذُولٌ، وَ الْمُسْتَتِرُ بِهَا مَغْفُورٌ لَهُ؟ أَ مَا سَمِعْتَ قَوْلَ الْأُوَلِ: مَتَى آتِهِ يَوْماً لِأَطْلُبَ حَاجَةً رَجَعْتُ إِلَى أَهْلِي وَ وَجْهِي بِمَائِهِ.

4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بِإِسْنَادٍ ذَكَرَهُ عَنِ الْحَارِثِ الْهَمْدَانِي قَالَ: سَامَرْتُ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ (صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ) فَقُلْتُ: يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ! عَرَضَتْ لِي حَاجَةٌ.

قَالَ: فَرَأَيْتَنِي لَهَا أَهْلاً.

قُلْتُ: نَعَمْ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ!

قَالَ: جَزَاكَ اللَّهُ عَنِّي خَيْراً.

امام فرمود: از ترس این که خواری سؤال را به جهت برآوردن نیاز او در صورتش نبینم.

آیا حدیث پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) را نشنیده ای که فرمود: انجام کار خوبی در پنهانی مساوی است با هفتاد حج و کسی که گناه را آشکار کند، پیش خدا ذلیل است.

و کسی که حسنه را پنهانی بدهد مورد مغفرت خدا قرار می گیرد. آیا قول پیشینیان را نشنیده ای که گفت: زمانی که به خاطر نیازی از نزد آن شخص کریم نزد خانواده ام برگشتم در حالی که آبرویم محفوظ بود.

4- حارث همدانی گوید: آهسته خدمت امیر مؤمنان علی (علیه السلام) عرض کردم: ای امیر مؤمنان! برای من گرفتاری پیش آمده است.

امام فرمود: مرا اهل آن دانستی که حاجت تو را برآورده کنم؟

عرض کردم: آری ای امیرمؤمنان!

حضرت فرمود: خداوند تو را از جانب من پاداش خیر بدهد.

ثُمَّ قَامَ إِلَى السِّرَاجِ فَأَغْشَاهَا وَ جَلَسَ، ثُمَّ قَالَ: إِنَّمَا أَغْشَيْتُ السِّرَاجَ لِئَلَّا أَرَى ذُلَّ حَاجَتِكَ فِي وَجْهَكِ فَتَكَلَّمْ، فَإِنِّي سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله) يَقُولُ: الْحَوَائِجُ أَمَانَةٌ مِنَ اللَّهِ فِي صُدُورِ الْعِبَادِ، فَمَنْ كَتَمَهَا كُتِبَتْ لَهُ عِبَادَةٌ، وَ مَنْ أَفْشَاهَا كَانَ حَقًّا عَلَى مَنْ سَمِعَهَا أَنْ يَعْنِيَهُ.

5- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي الْأَصْبَعَ عَنْ بُنْدَارَ بْنِ عَاصِمٍ رَفَعَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام)قَالَ: قَالَ:

مَا تُوَسَّلَ إِلَيَّ أَحَدٌ بِوَسِيلَةٍ وَ لا تَذَرِّعَ بِذَرِيعَةٍ أَقْرَبَ لَهُ إِلَى مَا يُرِيدُهُ مِنِّي مِنْ رَجُلٍ سَلَفَ إِلَيْهِ مِنِّي يَدٌ أَتْبَعْتُهَا أُخْتَهَا وَ أَحْسَنْتُ رَبَّهَا، فَإِنِّي رَأَيْتُ مَنْعَ الْأَوَاخِرِ يَقْطَعُ لِسَانَ شُكْرِ الْأَوَائِلِ، وَ لا سَخَتْ نَفْسِي بِرَدِّ بِكْرِ الْحَوَائِجِ وَ قَدْ قَالَ الشَّاعِرُ:

وَ إِذَا بُلِيتَ بِبَذْلِ وَ جْهَكَ سَائِلاً *** فَابْذُلْهُ لِلْمُتَكَرِّم الْمِفْضَالِ

إِنَّ الْجَوَادَ إِذَا حَبَاكَ بِمَوْعِدٍ *** أَعْطَاكَهُ سَلِساً بِغَيْرِ مِطَالٍ

وَ إِذَا السُّؤَالُ مَعَ النَّوَالِ قَرَنْتَهُ *** رَجَحَ السُّؤَالُ وَ خَفَّ كُلُّ نَوَالٍ

آن گاه حضرتش به سمت چراغ رفت و نور آن را کم کرد و نشست فرمود: نور چراغ را کم کردم مبادا این که خواری نیاز تو را در صورتت ببینم، حرف بزن، زیرا که من از پیامبر (صلی الله علیه و آله) شنیدم که فرمود: «حاجت ها امانت است از جانب خدا در سینه های بنده های خدا و هر که پنهان نگه دارد آن امانت را برای او عبادت نوشته شود و هر که آشکار کند آن امانت را بر خدا سزاوار است که هر که آن امانت را بشنود او را کفایت کند».

5- بندار بن عاصم در روایت مرفوعه ای گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

هیچ کس به من به وسیله ای متوسل نشد و به اسبابی که نزدیک باشد به آن به من چنگ نزد که از من می خواست از مردی که سبقت بگیرد از من، دستی که پیروی کند دست اوّل را و نمو و رشد آن را نیکو کند (یعنی هیچ دستی بر دست من در بخشش و هدايا مقدم نیست) زیرا که من دیدم محروم کردن دیگران سبب قطع سپاس آن ها می شود و هرگز بخشش من حاجت های تازه را، رد نکرده است و شاعر می گوید:

زمانی که نیاز پیدا کردی آبروی خود را بخشش کنی در سؤال کردن پس آبروی خود را بخشش کن نزد اهل کرم و کسی که بسیار بخشش کننده است، زیرا که بخشش کننده اگر شب ها وعدۀ بخشش دهد آسان و بدون تلف کردن وقت عطا می نماید و زمانی که سؤال با بخشش اهل آن همراه شود، سؤال برتری دارد و بخشش سبک می شود.

بخش بیستم

اشاره

بَابُ الْمَعْرُوفِ

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ عَبْدِ الْخَالِقِ الْجُعْفِی قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام):

إِنَّ مِنْ بَقَاءِ الْمُسْلِمِينَ وَ بَقَاءِ الْإِسْلَام أَنْ تَصِيرَ الْأَمْوَالُ عِنْدَ مَنْ يَعْرِفُ فِيهَا الْحَقَّ وَ يَصْنَعُ فِيهَا الْمَعْرُوفَ، فَإِنَّ مِنْ فَنَاءِ الْإِسْلَامِ وَ فَنَاءِ الْمُسْلِمِينَ أَنْ تَصِيرَ الْأَمْوَالُ فِي أَيْدِي مَنْ لا يَعْرِفُ فِيهَا الْحَقَّ وَ لَا يَصْنَعُ فِيهَا الْمَعْرُوفَ.

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنْ دَاوُدَ الرَّفِّيِّ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ الثَّمَالِيُّ قَالَ: قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ (علیه السلام):

إِنَّ اللَّهَ (عزوجل) جَعَلَ لِلْمَعْرُوفِ أَهْلاً مِنْ خَلْقِهِ حَبَّبَ إِلَيْهِمْ فَعَالَهُ وَ وَجَّهَ لِطُلَّابِ الْمَعْرُوفِ الطَّلَبَ إِلَيْهِمْ، وَ يَسَّرَ لَهُمْ قَضَاءَهُ كَمَا يَسَّرَ الْغَيْثَ لِلْأَرْضِ الْمُجْدِبَةِ لِيُحْيِيَهَا وَ يُحْيِيَ بِهِ أَهْلَهَا.

احسان و نیکوکاری

1- اسماعیل بن جعفی گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

اگر ثروت و دولت در کف حق شناسان افتد و آنان که حق نعمت الهی را بدانند و در کار نیک و احسان به خلق کوشا باشند، مایهٔ بقای اسلام و مسلمانان خواهد بود. و اگر ثروت و دولت در کف حق ناشناسان افتد، آنان که حق نعمت الهی را در نیابند و در احسان و نیکوکاری به خلق کوشا نباشند موجب فنای اسلام و مسلمانان خواهد گشت.

2- ابو حمزه ثمالی گوید: امام باقر (علیه السلام) فرمود:

خداوند برای معروف از بندگان خود افرادی را شایسته این کار قرار داده است و کار خیر را دوست آنها قرار داده است و کسانی را که طالب خیر هستند، متوجه آنها گردانیده است و بر آنها برآوردن کارهای آنها را آسان کرده آن سان که باران را برای زمین خشک آسان کرده است که به وسیله باران آن زمین خشک و ساکنان آن زمین زنده می شوند.

وَ إِنَّ اللَّهَ جَعَلَ لِلْمَعْرُوفِ أَعْدَاءً مِنْ خَلْقِهِ بَغَضَ إِلَيْهِمُ الْمَعْرُوفَ، وَ بَغْضَ إِلَيْهِمْ فَعَالَهُ وَ حَظَرَ عَلَى طُلَّابِ الْمَعْرُوفِ الطَّلَبَ إِلَيْهِمْ، وَ حَظَرَ عَلَيْهِمْ قَضَاءَهُ كَمَا يُحَرِّمُ الْغَيْثَ عَلَى الْأَرْضِ الْمُجْدِبَةِ لِيَهْلِكَهَا وَ يُهْلِكَ أَهْلَهَا وَ مَا يَعْفُو اللَّهُ أَكْثَرُ.

3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ يَقْطِينِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ دَاوُدَ الرَّقِّيِّ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ الثَّمَالِيِّ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرِ (علیه السلام) يَقُولُ:

إِنَّ مِنْ أَحَبِّ عِبَادِ اللَّهِ إِلَى اللَّهِ لَمَنْ حَبَّبَ إِلَيْهِ الْمَعْرُوفَ وَ حَبَّبَ إِلَيْهِ فَعَالَهُ.

مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ دَاوُدَ الرَّفِّيِّ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (علیه السلام) مِثْلَهُ.

و به راستی که خداوند برای معروف، دشمنانی از بندگان خود قرار داده و معروف را مبغوض آنها ساخته و همچنین کار معروف را بر آنها مبغوض کرده و بر کسانی که طالب معروف اند منع کرده که از آن ها طلب معروف کنند و آن بندگانی که معروف را دشمن دارند از برآوردن نیاز نیازمندان محروم کرده است، همان طوری که زمین خشک را از بارش باران، محروم ساخته است تا این که زمین و ساکنان آن در اثر خشکی و هلاک شوند و آن چه که خداوند مورد گذشت خویش قرار می دهد بیش از آن است (که مورد غضب خدا قرار می گیرد).

3- ابوحمزه ثمالی گوید: از امام باقر (علیه السلام) شنیدم که می فرمود:

به راستی که محبوبترین بنده از بندگان خدا کسی است که کار معروف در نزد او محبوب او باشد و هم چنین انجام دادن معروف برای او محبوب باشد.

بخش بیست و یکم

اشاره

بَابُ فَضْلِ الْمَعْرُوفِ

1- أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيٌّ عَنْ مُحَمَّدِ بْن عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ الْأَعْلَى عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله):

كُلُّ مَعْرُوفٍ صَدَقَةٌ، وَ أَفْضَلُ الصَّدَقَةِ صَدَقَةٌ عَنْ ظَهْرِ غِنِّى وَ ابْدَأْ بِمَنْ تَعُولُ وَ اليدُ الْعُلْيَا خَيْرٌ مِنَ الْيَدِ السُّفْلَى، وَ لا يَلُومُ اللَّهُ عَلَى الْكَفَافِ.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ وَهْبٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ (علیه السلام) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله):

كُلُّ مَعْرُوفٍ صَدَقَةٌ.

3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى وَ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ جَمِيعاً عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ سَعْدَانَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي يَقْضَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:

فضیلت نیکی کردن

1- عبد الأ على گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود:

احسان و نیکوکاری در شمار صدقه است. برترین صدقه و احسان، صدقه به هنگام ثروتمندی است. اما از خانواده ات آغاز کن. دست دهنده والاتر از دست گیرنده است.

خداوند تو را ملامت نمی کند که چرا از حد کفاف خود ایثار و انفاق نکردی.

2- معاوية بن وهب گوید: امام صادق (علیه السلام) می فرماید: رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود:

هرگونه احسان و نیکوکاری در شمار صدقه است.

3- ابو یقظان گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

رَأَيْتُ الْمَعْرُوفَ كَاسْمِهِ وَ لَيْسَ شَيْءٌ أَفْضَلَ مِنَ الْمَعْرُوفِ إِلَّا ثَوَابُهُ وَ ذَلِكَ يُرَادُ مِنْهُ، وَ لَيْسَ كُلُّ مَنْ يُحِبُّ أَنْ يَصْنَعَ الْمَعْرُوفَ إِلَى النَّاسِ يَصْنَعُهُ وَ لَيْسَ كُلُّ مَنْ يَرْغَبُ فِيهِ يَقْدِرُ عَلَيْهِ وَ لا كُلُّ مَنْ يَقْدِرُ عَلَيْهِ يُؤْذَنُ لَهُ فِيهِ، فَإِذَا اجْتَمَعَتِ الرَّغْبَةُ وَ الْقُدْرَةُ وَ الْإِذْنُ فَهُنَالِكَ تَمَّتِ السَّعَادَةُ لِلطَّالِبِ وَ الْمَطْلُوبِ إِلَيْهِ.

وَ رَوَاهُ أَحْمَدُ بْنُ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ أَبِي جَمِيلَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مَرْوَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) مِثْلَهُ.

4- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِيِّ عَنِ ابْنِ الْقَدَّاحِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) عَنْ آبَائِهِ (علیهم السلام) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله):

كُلَّ مَعْرُوفٍ صَدَقَةٌ، وَ الدَّالُ عَلَى الْخَيْرِ كَفَاعِلِهِ، وَ اللَّهُ (عزوجل) يُحِبُّ إِغَاثَةَ اللَّهْفَانِ.

5- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ جَمِيعاً عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عُمَرَ بْنِ يَزِيدَ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام):

احسان و نیکوکاری را همانند نامش نیکو دیدم و نیکوتر از احسان، پاداشی است که خدا برای احسان منظور کرده است. چه بسیارند که احسان به خلق را دوست دارند، اما در عمل قاصر و ناتوانند. چه بسیارند که مشتاق احسانند اما توان مالی ندارند. چه بسیارند که توان مالی دارند، اما رخصت و فرصت نمی یابند. موقعی که اشتیاق و توان و رخصت همه جمع گردند سعادت برای خواهان و خواهنده کامل می شود.

4- ابن قداح گوید: امام صادق (علیه السلام) از پدران بزرگوار خود (علیهم السلام) نقل می فرماید که پیامبر خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود:

هر معروفی صدقه است، راهنمایی کننده بر خیر به سان کسی است آن خیر را انجام داده است و خداوند فریاد رسی مظلومان را دوست دارد.

5- عمر بن یزید گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

الْمَعْرُوفُ شَيْءٌ سِوَى الزَّكَاةِ فَتَقَرَّبُوا إِلَى اللَّهِ (عزوجل) بِالْبِرِّ وَ صِلَةِ الرَّحِمِ.

6- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ الله (علیه السلام) قَالَ:

اصْنَعِ الْمَعْرُوفَ إِلَى مَنْ هُوَ أَهْلُهُ وَ إِلَى مَنْ لَيْسَ مِنْ أَهْلِهِ، فَإِنْ لَمْ يَكُنْ هُوَ مِنْ أَهْلِهِ فَكُنْ أَنْتَ مِنْ أَهْلِهِ.

7- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ بُنْدَارَ وَ غَيْرُهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْقَاسِمِ عَنْ رَجُلٍ مِنْ أَهْلِ سَابَاطَ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) لِعَمَّارٍ:

يَا عَمَّارُ! أَنْتَ رَبُّ مَالٍ كَثِيرٍ.

قَالَ: نَعَمْ جُعِلْتُ فِدَاكَ!

قَالَ: فَتُؤَدِّي مَا افْتَرَضَ اللَّهُ عَلَيْكَ مِنَ الزَّكَاةِ؟

قَالَ: نَعَمْ.

قَالَ: فَتُخْرِجُ الْمَعْلُومَ مِنْ مَالِكَ.

احسان و نیکی، از محدودۀ زکات فریضه خارج است. با احسان و صلۀ رحم به خداوند (عزوجل) تقرب بجویید.

6- جمیل بن دراج گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

کار معروف را برای همه - اهل معروف باشد یا نباشد - انجام بده، زیرا اگر او اهل معروف نیست، تو اهل معروف باش.

راوی گوید: امام صادق (علیه السلام) به عمّار فرمود: ای عمار! تو مال فراوان داری؟

عرض کرد: آری جانم به قربانت!

فرمود: آن چه که خدا بر تو از زکات واجب کرده است، می پردازی؟

عرض کرد: آری.

فرمود: مالی که معلوم است می پردازی؟

قَالَ: نَعَمْ.

قَالَ: فَتَصِلُ قَرَابَتَكَ؟

قَالَ: نَعَمْ.

قَالَ: فَتَصِلُ إِخْوَانَكَ؟

قَالَ: نَعَمْ.

فَقَالَ: يَا عَمَّارُ! إِنَّ الْمَالَ يَفْنَى وَ الْبَدَنَ يَبْلَى وَ الْعَمَلَ يَبْقَى وَ الدَّيَّانُ حَيٌّ لا يَمُوتُ.

يَا عَمَّارُ! إِنَّهُ مَا قَدَّمْتَ فَلَنْ يَسْبقَكَ وَ مَا أَخَّرْتَ فَلَنْ يَلْحَقَكَ.

8- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ حَدِيدِ بْنِ حَكِيمٍ أَوْ مُرَازِمٍ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام):

أَيُّمَا مُؤْمِنٍ أَوْصَلَ إِلَى أَخِيهِ الْمُؤْمِنِ مَعْرُوفاً، فَقَدْ أَوْصَلَ ذَلِكَ إِلَى رَسُولِ الله (صلى الله عليه و آله).

عرض کرد: آری.

فرمود: صلۀ رحم انجام می دهی؟

عرض کرد: آری.

فرمود: به دوستانت هم کمک می کنی؟

عرض کرد: آری.

فرمود: ای عمار! به راستی که مال از بین می رود، بدن فرسوده می شود و کار می ماند و خدایی که پاداش می دهد زنده است، نمی میرد. ای عمار! هر چه از مال بر خودت مقدم داشته ای هرگز از تو سبقت نمی گیرد و آنچه که از مالت به تأخیر انداختی، هرگز به تو نمی پیوندد.

مرازم گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

هر کس به برادر ایمانی خود احسان کند در واقع به رسول خدا صلى الله عليه وسلم احسان کرده است.

9- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ الله (علیه السلام):

اصْنَعُوا الْمَعْرُوفَ إِلَى كُلِّ أَحَدٍ فَإِنْ كَانَ أَهْلَهُ وَ إِلَّا فَأَنْتَ أَهْلُهُ.

10- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ:

إِنَّ أَعْرَابِيَّاً مِنْ بَنِي تَمِيمٍ أَتَى النَّبِيَّ (صلى الله عليه و آله) فَقَالَ: أَوْ صِنِي.

فَكَانَ فِيمَا أَوْصَاهُ بِهِ أَنْ قَالَ: يَا فُلَانُ! لا تَزْهَدَنَّ فِي الْمَعْرُوفِ عِنْدَ أَهْلِهِ.

11- أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْن عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْوَلِيدِ عَنْ أَبِي جَعْفَر (علیه السلام)ِ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله):

أَوَّلُ مَنْ يَدْخُلُ الْجَنَّةَ المَعْرُوفُ وَ أَهْلُهُ، وَ أَوَّلُ مَنْ يَرِدُ عَلَيَّ الْحَوْضَ.

12- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:

9- معاوية بن عمار گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

با هر کسی که باشد راه احسان بپویید، اگر او شایستۀ احسان نباشد، تو شایستگی خود را برای فیض و احسان به خلق نمایان و آشکار کن.

10- ابوبصیر گوید: امام باقر (علیه السلام) فرمود:

مردی از اعراب بنی تمیم خدمت پیامبر (صلى الله عليه و آله) شرفیاب شد و گفت: به من سفارشی بفرمایید!

پیامبر خدا (صلى الله عليه و آله) در جمله سفارشات خود فرمود: فلانی! مبادا دربارۀ شایستگان و نجیب زادگان از نیکی و احسان دریغ ورزی.

11- عبیدالله بن ولید گوید: امام باقر (علیه السلام) فرمود: رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود:

اهل احسان پیشاپیش دیگران وارد بهشت می شوند، و همان ها پیش از دیگران بر کنار حوض کوثر به من ملحق می شوند.

12- سيف بن عميرة گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

أَجِيرُوا لِأَهْلِ المَعْرُوفِ عَثَرَاتِهِمْ وَ اغْفِرُوهَا لَهُمْ، فَإِنَّ كَفَّ اللَّهِ تَعَالَى عَلَيْهِمْ هَكَذَا - وَ أَوْ مَا بِيَدِهِ كَأَنَّهُ يُظِلُّ بِهَا شَيْئاً _.

بخش بیست و دوم

اشاره

بَابُ مِنْهُ

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الدِّهْقَانِ عَنْ دُرُسْتَ بْنِ مَنْصُورٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أَذَيْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:

كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (صَلَوَاتُ اللهِ عَلَيْهِ) يَقُولُ:

مَنْ صَنَعَ بِمِثْلِ مَا صُنِعَ إِلَيْهِ فَإِنَّمَا كَافَأَهُ وَ مَنْ أَضْعَفَهُ كَانَ شَكُوراً، وَ مَنْ شَكَرَ كَانَ كَرِيماً، وَ مَنْ عَلِمَ أَنَّ مَا صَنَعَ إِنَّمَا صَنَعَ إِلَى نَفْسِهِ لَمْ يَسْتَبْطِ النَّاسَ فِي شُكْرِهِمْ وَ لَمْ يَسْتَزِدْهُمْ فِي مَوَدَّتِهِمْ، فَلَا تَلْتَمِسُ مِنْ غَيْرِكَ شُكْرَ مَا أَتَيْتَ إِلَى نَفْسِكَ وَ وَ قَيْتَ بِهِ عِرْضَكَ.

لغزش های اهل معروف را ببخشید، زیرا که دست خدا بالای آنهاست.

و امام (علیه السلام) به دست خود اشاره فرمود گویا که دست خود را سایبان چیزی قرار داده بود.

از فضیلت نیکی

1- زراره گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: امیرمؤمنان علی (علیه السلام) می فرمود:

هر که کاری را در مقابل کاری انجام دهد، در واقع عوض آن کار را انجام داده است و هر که دو برابر آن کار را انجام دهد، او سپاسگزار است و هر که سپاسگزار باشد کریم و بزرگوار است و هر که بداند که اگر کاری را برای مردم انجام می دهد در واقع برای خود انجام می دهد، دیگر از مردم توقع سپاس، آرزوی دوستی خود و سپاسگزاری ندارد که با آن کار آبروی خودت را نگه داشته ای.

وَ اعْلَمْ أَنَّ الطَّالِبَ إِلَيْكَ الْحَاجَةَ لَمْ يُكْرِمْ وَ جْهَهُ عَنْ وَ جْهِكَ، فَأَكْرِمْ وَ جْهَكَ عَنْ رَدِّهِ.

بخش بیست و سوم

اشاره

بَابُ أَنَّ صَنَائِعَ الْمَعْرُوفِ تَدْفَعُ مَصَارِعَ السُّوءِ

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِيٌّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مَيْمُونِ الْقَدَّاحِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) عَنْ آبَائِهِ (علیهم السلام) قَالَ:

صَنَائِعُ الْمَعْرُوفِ تَقِي مَصَارِعَ السُّوءِ.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله):

إِنَّ الْبَرَكَةَ أَسْرَعُ إِلَى الْبَيْتِ الَّذِي يُمْتَارُ مِنْهُ المَعْرُوفُ مِنَ الشَّفْرَةِ فِي سَنَامِ الْبَعِيرِ، أَوْ مِنَ السَّيْلِ إِلَى مُنْتَهَاهُ.

و بدان! کسی که به تو نیاز دارد آبروی او از آبروی تو کمتر نیست. پس آبروی خود را حفظ کن و او را ناامید نگردان.

انجام کارهای نیک بلاها و گرفتاری های بد را برطرف می کند

1- عبدالله بن میمون قداح گوید: امام صادق (علیه السلام) از پدران بزرگوارش (علیهم السلام) نقل می کند که حضرتش فرمود:

کارهای نیک، انسان را از مرگ بد نگه می دارند.

2- سکونی گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود:

به راستی که برکت در خانه ای که معروف از آن خانه جاری است از علف به دندان شتر - یا از سیل به انتهای آن - نزدیکتر است.

3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ أَبِي الْمَغْرَاءِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سُلَيْمَانَ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرِ (علیه السلام) يَقُولُ:

إِنَّ صَنَائِعَ الْمَعْرُوفِ تَدْفَعُ مَصَارِعَ السُّوءِ.

بخش بیست و چهارم

اشاره

بَابُ أَنَّ أَهْلَ الْمَعْرُوفِ فِي الدُّنْيَا هُمْ أَهْلُ الْمَعْرُوفِ فِي الْآخِرَةِ

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْن أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ زَكَرِيَّا الْمُؤْمِنِ عَنْ دَاوُدَ بْنِ فَرْقَدٍ أَوْ قُتَيْبَةَ الْأَعْشَى عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:

قَالَ أَصْحَابُ رَسُولِ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله): يَا رَسُولَ اللَّهِ! فِدَاكَ آبَاؤُنَا وَ أُمَّهَاتُنَا! إِنَّ أَصْحَابَ الْمَعْرُوفِ فِي الدُّنْيَا عُرِفُوا بِمَعْرُوفِهِمْ فَبِمَ يُعْرَفُونَ فِي الْآخِرَةِ؟

فَقَالَ: إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى إِذَا أَدْخَلَ أَهْلَ الْجَنَّةِ الْجَنَّةَ أَمَرَ رِيحاً عَبِقَةٌ طَيِّبَةٌ فَلَزِقَتْ بِأَهْلِ الْمَعْرُوفِ، فَلَا يَمُرُّ أَحَدٌ مِنْهُمْ بِمَلَإٍ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ إِلَّا وَ جَدُوا رِيحَهُ فَقَالُوا: هَذَا مِنْ أَهْلِ الْمَعْرُوفِ.

3- عبدالله بن سلیمان گوید: از امام باقر (علیه السلام) شنیدم که می فرمود:

کارهای نیک پرتگاه های بدفرجام را دفع می کنند.

نیکوکاران در دنیا همان نیکوکاران در جهان آخرتند

1- قتيبة الاعشی گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

یاران پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) عرض کردند: ای رسول خدا! پدران و مادران ما به فدای شما باد! مردمان معروف در دنیا به سبب کارهای خوبی که انجام می دهند شناخته شده اند، آنها در جهان آخرت به چه شناخته می شوند؟

پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: به راستی که خداوند متعال هنگامی که بهشتیان را وارد بهشت کند دستور می دهد که نسیم خوش بویی از نیکوکاران می وزد و بهشتیان که این نسیم خوش بو را می فهمند می گویند: این نسیم خوش بو از نیکوکاران است.

2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْبَرْقِيِّ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا رَفَعَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:

أَهْلُ الْمَعْرُوفِ فِي الدُّنْيَا هُمْ أَهْلُ الْمَعْرُوفِ فِي الْآخِرَةِ. يُقَالُ لَهُمْ: إِنَّ ذُنُوبَكُمْ قَدْ غُفِرَتْ لَكُمْ فَهَبُوا حَسَنَاتِكُمْ لِمَنْ شِئْتُمْ.

3- أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْوَلِيدِ الْوَصَّافِيٌّ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله):

أَهْلَ الْمَعْرُوفِ فِي الدُّنْيَا هُمْ أَهْلُ الْمَعْرُوفِ فِي الْآخِرَةِ، وَ أَهْلُ الْمُنْكَرِ فِي الدُّنْيَا هُمْ أَهْلُ الْمُنْكَرِ فِي الْآخِرَةِ.

4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ يُونُسَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:

إِنَّ لِلْجَنَّةِ بَاباً يُقَالُ لَهُ: الْمَعْرُوفُ، لا يَدْخُلُهُ إِلَّا أَهْلُ الْمَعْرُوفِ. وَ أَهْلُ الْمَعْرُوفِ في الدُّنْيَا هُمْ أَهْلُ الْمَعْرُوفِ فِي الْآخِرَةِ.

2- راوی گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

کسانی که در دنیا نیکوکارند، همان نیکوکاران در عالم آخرت هستند. برای آنها گفته می شود: گناهان شما بخشیده شد. پس شما کارهای خوبتان را به هر که می خواهید ببخشید.

3- عبدالله بن ولید و صافی گوید: امام باقر (علیه السلام) فرمود: پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: کسانی که در دنیا نیکوکار هستند همان نیکوکاران در عالم آخرت هستند و کسانی که در دنیا بدکارند همان افراد بدکار در عالم آخرت هستند.

4- اسحاق بن عمار گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

برای بهشت، دری است که احسان نامیده می شود. از این در فقط کسانی وارد بهشت می شوند که اهل احسان و نیکی بوده اند، آنان که در دنیا اهل احسان هستند در جهان آخرت نیز با همین نام و نشان معروف خواهند بود.

بخش بیست و پنجم

اشاره

بَابُ تَمَامِ الْمَعْرُوفِ

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ سَعْدَانَ عَنْ حَاتِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:

رَأَيْتُ المَعْرُوفُ لا يَصْلُحُ إِلَّا بِثَلَاثِ خِصَالٍ: تَصْغِيرِهِ وَ تَسْتِيرِهِ وَ تَعْجِيلِهِ، فَإِنَّكَ إِذَا صَغَرْتَهُ عَظَّمْتَهُ عِنْدَ مَنْ تَصْنَعُهُ إِلَيْهِ، وَ إِذَا سَتَرْتَهُ تَمَّمْتَهُ، وَ إِذَا عَجَّلْتَهُ هَنَّأْتَهُ، وَ إِنْ كَانَ غَيْرُ ذَلِكَ سَخَّفْتَهُ وَ نَكَدْتَهُ.

2- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ خَلَفِ بْنِ حَمَّادٍ عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ حُمْرَانَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ:

لِكُلِّ شَيْءٍ ثَمَرَةٌ، وَ ثَمَرَةُ الْمَعْرُوفِ تَعْجِيلُ السَّرَاحِ.

کار نیک کامل

1- حاتم گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

معروف فقط با سه چیز اصلاح می شود:

1- کوچک شمردن آن 2- پنهان نمودن آن 3- با شتاب انجام دادن آن

اگر معروف را کوچک شمردی پس کسی را که معروف را درباره اش انجام می دهی بزرگ شمرده ای و اگر معروف را پنهان انجام دادی آن را به اتمام رسانده ای و اگر آن را با شتاب انجام دادی آن را گوارا کرده ای و اگر این کار را انجام ندادی پس معروف را پست کردی.

2- حمران گوید: امام باقر (علیه السلام) فرمود:

برای هر چیز میوه ای است و میوۀ معروف با شتاب و آسان انجام دادن آن است.

بخش بیست و ششم

اشاره

بَابُ وَضْعَ الْمَعْرُوفِ مَوْضِعَهُ

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) لِمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ:

يَا مُفَضَّلُ! إِذَا أَرَدْتَ أَنْ تَعْلَمَ أَ شَقِيٌّ الرَّجُلُ أَمْ سَعِيدٌ فَانْظُرْ سَيْبَهُ وَ مَعْرُوفَهُ إِلَى مَنْ يَصْنَعُهُ، فَإِنْ كَانَ يَصْنَعُهُ إِلَى مَنْ هُوَ أَهْلُهُ فَاعْلَمْ أَنَّهُ إِلَى خَيْرٍ، وَ إِنْ كَانَ يَصْنَعُهُ إِلَى غَيْرِ أَهْلِهِ، فَاعْلَمْ أَنَّهُ لَيْسَ لَهُ عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ.

2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ مُفَضَّل بْن عُمَرَ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام):

يَا مُفَضَّلُ! إِذَا أَرَدْتَ أَنْ تَعْلَمَ إِلَى خَيْرٍ يَصِيرُ الرَّجُلُ أَمْ إِلَى شَرِّ انْظُرْ أَيْنَ يَضَعُ مَعْرُوفَهُ، فَإِنْ كَانَ يَضَعُ مَعْرُوفَهُ عِنْدَ أَهْلِهِ. فَاعْلَمْ أَنَّهُ يَصِيرُ إِلَى خَيْرٍ، وَ إِنْ كَانَ يَضَعُ مَعْرُوفَهُ عِنْدَ غَيْرِ أَهْلِهِ، فَاعْلَمْ أَنَّهُ لَيْسَ لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِنْ خَلَاقٍ.

انجام کار نیک در جایگاه خود

1- سيف بن عمیره گوید: امام صادق (علیه السلام) برای مفضّل بن عمر فرمود: ای مفضّل! اگر می خواهی بدانی بدبخت یا نیک بخت کیست به کارهای خوبی که انجام می دهد بنگر، اگر هدايا و معروفش را به اهل آن می دهد بدان که در او خیر هست و اگر آن را به غیر اهل آن می دهد بدان که او پیش خدا خیر و خوبی ندارد.

2- نظیر این روایت را محمّد بن سنان از مفضّل بن عمر از امام صادق (علیه السلام) نقل می کند که حضرتش در پایان آن فرمود:

پس بدان که در جهان آخرت برای چنین فردی بهره ای نیست.

3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِي عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عَمْرِو بْنِ سُلَيْمَانَ الْبَجَلِي عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ بْنِ شُعَيْبِ بْنِ مِيثَم التَّمَّارِ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ إِسْحَاقَ الْمَدَائِنِي عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي مِخْنَفِ الْأَزْدِيُّ قَالَ: أَتَى أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ (صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ) رَهْطُ مِنَ الشَّيعَةِ، فَقَالُوا: يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ! لَوْ أَخْرَجْتَ هَذِهِ الْأَمْوَالَ فَفَرَّقْتَهَا فِى هَؤُلاءِ الرُّؤَسَاءِ وَ الْأَشْرَافِ وَ فَضَّلْتَهُمْ عَلَيْنَا حَتَّى إِذَا اسْتَوْسَقَتِ الْأُمُورُ عُدْتَ إِلَى أَفْضَلِ مَا عَوَّدَكَ اللَّهُ مِنَ الْقَسْمِ بِالسَّوِيَّةِ، وَ الْعَدْلِ فِي الرَّعِيَّةِ.

فَقَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (علیه السلام): أَ تَأْمُرُونِّي وَ يْحَكُمْ! أَنْ أَطْلُبَ النَّصْرَ بِالظُّلْمِ وَ الْجَوْرِ فِيمَنْ وُلِّيتُ عَلَيْهِ مِنْ أَهْلِ الْإِسْلَامِ. لا وَ اللَّهِ، لَا يَكُونُ ذَلِكَ مَا سَمَرَ السَّمِيرُ وَ مَا رَأَيْتُ فِي السَّمَاءِ نَجْماً.

وَ اللَّهِ، لَوْ كَانَتْ أَمْوَالُهُمْ مَالِي لَسَاوَيْتُ بَيْنَهُمْ فَكَيْفَ وَ إِنَّمَا هِيَ أَمْوَالُهُمْ.

3- راوی گوید: گروهی از شیعیان خدمت امیرمؤمنان علی (علیه السلام) شرفیاب شدند و عرض کردند: ای امیرمؤمنان! اگر این اموال در میان بزرگان و اشراف تقسیم می کردی و آن ها را بر ما برتری می دادی تا کارهای حکومت شما محکم می شد و وضع شما بهتر می شد از تقسیم این اموال به مساوات و عدالت در میان همۀ مردم بهتر بود.

امام (علیه السلام) فرمود: وای بر شما! دستور می دهید حکومتی را که از طرف مسلمانان به من سپرده شده است با ستم و تجاوز یاری کنم؟ نه، سوگند به خدا این کار را نخواهم کرد اگر چه زمان بسیار طول بکشد و در آسمان ستاره ای نبینم.

به خدا سوگند! اگر اموال مسلمانان، مال خودم بود به مساوات بين آنها قسمت می کردم. چگونه بین آنان به مساوات قسمت نکنم در حالی که مال خود آنهاست؟

قَالَ: ثُمَّ أَزَمَ سَاكِنَا طَوِيلاً ثُمَّ رَفَعَ رَأْسَهُ فَقَالَ: مَنْ كَانَ فِيكُمْ لَهُ مَالٌ فَإِيَّاهُ وَ الْفَسَادَ، فَإِنَّ إِعْطَاءَهُ فِي غَيْرِ حَقِّهِ تَبْذِيرٌ وَ إِسْرَافٌ وَ هُوَ يَرْفَعُ ذِكْرَ صَاحِبِهِ فِي النَّاسِ وَ يَضَعُهُ عِنْدَ اللَّهِ وَ لَمْ يَضَعَ امْرُؤٌ مَالَهُ فِي غَيْرِ حَقَّهِ وَ عِنْدَ غَيْرِ أَهْلِهِ إِلَّا حَرَمَهُ اللَّهُ شُكْرَهُمْ، وَ كَانَ لِغَيْرِهِ وَ دُّهُمْ، فَإِنْ بَقِيَ مَعَهُ مِنْهُمْ بَقِيَّةٌ مِمَّنْ يُظْهِرُ الشُّكْرَ لَهُ وَ يُرِيهِ النُّصْحَ، فَإِنَّمَا ذَلِكَ مَلَقٌ مِنْهُ وَ كَذِبٌ فَإِنْ زَلَّتْ بِصَاحِبِهِمُ النَّعْلُ ثُمَّ احْتَاجَ إِلَى مَعُونَتِهِمْ وَ مُكَافَاتِهِمْ فَأَلْأَمُ خَلِيلٍ وَ شَرٌّ خَدِينٍ وَ لَمْ يَضَعِ امْرُؤٌ مَالَهُ فِي غَيْرِ حَقِّهِ وَ عِنْدَ غَيْرِ أَهْلِهِ إِلَّا لَمْ يَكُنْ لَهُ مِنَ الْحَقِّ فِيمَا أُتِيَ إِلَّا مَحْمَدَةُ اللُّنَامِ وَ تَنَاءُ الْأَشْرَارِ مَا دَامَ عَلَيْهِ مُنْعِماً مُفْضِلاً وَ مَقَالَةُ الْجَاهِلِ مَا أَجْوَدَهُ وَ هُوَ عِنْدَ اللَّهِ بَخِيلٌ.

فَأَيُّ حَظٍّ أَبْوَرُ وَ أَخْسَرُ مِنْ هَذَا الْحَقِّ وَ أَيُّ فَائِدَةِ مَعْرُوفٍ أَقَلُّ مِنْ هَذَا المَعْرُوفِ ؟

فَمَنْ كَانَ مِنْكُمْ لَهُ مَالٌ فَلْيَصِلْ بِهِ الْقَرَابَةَ وَ لْيُحْسِنْ مِنْهُ الضَّيَافَةَ وَ لْيَفكَ بِهِ الْعَانِيَ وَ الْأَسِيرَ وَ ابْنَ السَّبِيلِ، فَإِنَّ الْفَوْزَ بِهَذِهِ الْخِصَالِ مَكَارِمُ الدُّنْيَا وَ شَرَفُ الْآخِرَةِ.

آن گاه امام (علیه السلام) مدت طولانی سکوت کرد و بعد از آن سر را بلند کرده و فرمود: هر که از هر که از شما مال دارد از فساد دوری کند و اگر آن را در غیر جایش مصرف کند تبذیر و اسراف کرده است و اسراف و تبذیر اسم صاحب مال را در بین مردم بالا می برد، ولی پیش خداوند کوچک می کند و هر مردی که مال خود را در غیر حق آن و در نزد غیر اهل آن قرار دهد خداوند او را از سپاس مردم محروم می کند و دوستی مردم را برای غیر صاحب مال قرار می دهد و اگر عده ای برای او اظهار سپاس می کنند او را نصیحت می نمایند فقط برای چاپلوسی و دروغی است که آنان انجام می دهند و اگر روزگاری او را فقیر و نیازمند کرد و نیاز به کمک آنان داشت، آنها بدترین دوستان او خواهند بود، و هر مردی که مال خود را در غیر جایش و در غیر اهلش قرار دهد هیچ بهره ای از آن مال نخواهد برد مگر این انسان های پست و شرور تا زمانی که آنان در نعمت زیاد از جانب این شخص هستند او را مدح و ثنا گویند. این شخص در نزد جاهلان اهل جود و بخشش و در نزد خدا از بخیلان است.

پس چه بهره ای نابود کننده تر و زیان بار از این مال است؟ و چه فایده ای کمتری از این بخشش خود برده است؟

هر که از شما ثروت و مال دارد به خویشاوندان خود صلۀ رحم کند مهمان نوازی نماید، اسیران را آزاد کند و به راه ماندگان کمک کند؛ زیرا که سعادت و خوشبختی و بزرگواری دنیا و شرافت آخرت به این صفات پسندیده است.

4- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ جَابِرٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) يَقُولُ:

لَوْ أَنَّ النَّاسَ أَخَذُوا مَا أَمَرَهُمُ اللَّهُ (عزوجل) بِهِ فَأَنْفَقُوهُ فِيمَا نَهَاهُمُ اللَّهُ عَنْهُ مَا قَبِلَهُ مِنْهُمْ، وَ لَوْ أَخَذُوا مَا نَهَاهُمُ اللَّهُ عَنْهُ فَأَنْفَقُوهُ فِيمَا أَمَرَهُمُ اللَّهُ بِهِ مَا قَبِلَهُ مِنْهُمْ حَتَّى يَأْخُذُوهُ مِنْ حَقِّ وَ يُنْفِقُوهُ فِي حَقٍ.

5- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُوسَى بْنِ الْقَاسِمِ عَنْ أَبِي جَمِيلَةَ عَنْ ضُرَيْسٍ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام):

إِنَّمَا أَعْطَاكُمُ اللَّهُ هَذِهِ الْفُضُولَ مِنَ الْأَمْوَالِ لِتُوَجِّهُوهَا حَيْثُ وَ جَّهَهَا اللَّهُ وَ لَمْ يُعْطِكُمُوهَا لِتَكْنِزُوهَا.

4- اسماعیل بن جابر گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

اگر مردم از فرمان خداوند اطاعت می کردند کسی که مال خود را در جایی که خدا از آن نهی کرده است بخشش می کرد نمی پذیرفتند و اگر مردم از آنچه خداوند از آن نهی کرده است خودداری می کردند، در آن جایی که خدا امر کرده است انفاق می کردند و آن انفاق را که از حق نبود قبول نمی کردند و در حق انفاق می کردند.

5- ضریس گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

به راستی که خداوند ثروت بسیاری به شما داده است که آن را در آن جایی که خدا دستور داده است مصرف کنید و این ثروت را نداده است که شما ذخیره اش کنید.

بخش بیست و هفتم

اشاره

بَابٌ فِي آدَابِ الْمَعْرُوفِ

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدِ بْن عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ حُذَيْفَةَ بْن مَنْصُورٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:

لا تَدْخُلْ لِأَخِيكَ فِي أَمْرٍ مَضَرَّتُهُ عَلَيْكَ أَعْظَمُ مِنْ مَنْفَعَتِهِ لَهُ.

قَالَ ابْنُ سِنَانٍ: يَكُونُ عَلَى الرَّجُل دَيْنٌ كَثِيرٌ وَ لَكَ مَالٌ فَتُؤَدِّي عَنْهُ فَيَذْهَبُ مَالُكَ وَ لا تَكُونُ قَضَيْتَ عَنْهُ.

2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِيِّ عَمَّنْ سَمِعَ أَبَا الْحَسَنِ مُوسَى (علیه السلام) يَقُولُ:

لا تَبْذُلْ لِإِخْوَانِكَ مِنْ نَفْسِكَ مَا ضَرُّهُ عَلَيْكَ أَكْثَرُ مِنْ مَنْفَعَتِهِ لَهُمْ.

آداب نیکوکاری

1- ابن منصور گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

برادر دینی خود را وادار به کاری نکن که برای تو ضرر آن بیشتر تو از نفع آن باشد.

ابن سنان گوید: معنای حدیث چنین است:

مردی که قرض زیاد دارد و تو ثروتمند هستی و از جانب او پرداخت نمایی و مال تو از بین رفته با این که قرض او را نداده ای.

2- راوی گوید: امام کاظم (علیه السلام) فرمود:

از جانب خود برای برادر دینیت مالی را که ضرر آن مال بر تو بیش از نفع آن برای برادرت باشد، بخشش نکن.

3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ الْجُرْجَانِيِّ عَمَّنْ حَدَّثَهُ عَنْ أَحَدِهِمَا (علیهما السلام) نَهُ قَالَ:

لا تُوجِبْ عَلَى نَفْسِكَ الْحُقُوقَ، وَ اصْبِرْ عَلَى النَّوَائِبِ، وَ لا تَدْخُلْ فِي شَيْءٍ مَضَرَّتُهُ عَلَيْكَ أَعْظَمُ مِنْ مَنْفَعَتِهِ لِأَخِيكَ.

بخش بیست و هشتم

اشاره

بَابُ مَنْ كَفَرَ الْمَعْرُوفَ

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ الْبَغْدَادِيِّ عَمَّنْ رَوَاهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:

قَالَ: لَعَنَ اللَّهُ قَاطِعِي سُبُلِ الْمَعْرُوفِ.

قِيلَ: وَ مَا قَاطِعُو سُبُل الْمَعْرُوفِ؟

قَالَ: الرَّجُلُ يُصْنَعُ إِلَيْهِ الْمَعْرُوفُ فَيَكْفُرُهُ فَيَمْتَنِعُ صَاحِبُهُ مِنْ أَنْ يَصْنَعَ ذَلِكَ إِلَى

3- راوی گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

بر ضرر خودت حقوقی را لازم نکن، در مصیبت ها صبر کن و کاری که ضرر آن بر تو بزرگتر از منفعت آن به برادر توست انجام نده.

کفران احسان و نیکوکاری

1- راوی گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

خداوند کسی را که راه معروف را قطع می کند از رحمت خود دور کرده است.

گفته شد: چه کسی راه معروف را قطع می کند؟

فرمود: مردی که دربارۀ او معروف انجام داده می شود و او کفران می کند و این کار او سبب می شود که صاحب معروف دیگر آن معروف را درباره غیر آن مرد انجام ندهد.

2- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنْ سَيْفِ بْن عَمِيرَةَ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام):

مَا أَقَلَّ مَنْ شَكَرَ الْمَعْرُوفَ!

3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله):

مَنْ أُتِيَ إِلَيْهِ مَعْرُوفٌ فَلْيُكَافِى بِهِ، فَإِنْ عَجَزَ فَلْيُثْنِ عَلَيْهِ فَإِنْ لَمْ يَفْعَلْ فَقَدْ كَفَرَ النِّعْمَةَ.

بخش بیست و نهم

اشاره

بَابُ الْقَرْضِ

عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ يُونُسَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:

2- سيف بن عمیره گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: سپاسگزاران معروف چقدر اندک هستند!

3- سکونی گویدک امام صادق (علیه السلام) فرمود: پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود:

هر که دربارۀ او کار معروفی انجام گرفت، باید آن را جبران کند و اگر قدرت ندارد، ستایش کند و اگر ستایش نکرد، کفران نعمت کرده است.

قرض دادن

1- اسحاق بن عمّار گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

مَكْتُوبٌ عَلَى بَابِ الْجَنَّةِ الصَّدَقَةُ بِعَشَرَةٍ وَ الْقَرْضُ بِثَمَانِيَةَ عَشَرَ.

وَ فِي رِوَايَةٍ أُخْرَى: بِخَمْسَةَ عَشَرَ.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ رِبْعِيِّ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ فُضَيْلِ بْنِ يَسَارٍ قَالَ: قَالَ أَبُو عبد الله (علیه السلام):

مَا مِنْ مُؤْمِنٍ أَقْرَضَ مُؤْمِناً يَلْتَمِسُ بِهِ وَجْهَ اللَّهِ إِلَّا حَسَبَ اللَّهُ لَهُ أَجْرَهُ بِحِسَابٍ الصَّدَقَةِ حَتَّى يَرْجِعَ إِلَيْهِ مَالُهُ.

3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عَبْدِ الْحَمِيدِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) فِي قَوْلِهِ تَعَالَى «لا خَيْرَ فِي كَثِيرٍ مِنْ نَجْوَاهُمْ إِلَّا مَنْ أَمَرَ بِصَدَقَةٍ أَوْ مَعْرُوفٍ».

قَالَ: يَعْنِي بِالْمَعْرُوفِ الْقَرْضَ.

4- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيَّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عُقْبَةَ بْن خَالِدٍ قَالَ:

بر در بهشت نوشته شده است پاداش صدقه ده برابر و پاداش قرض هیجده برابر است.

و در روایت دیگری آمده است: پانزده برابر.

2- فضیل بن یسار گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

هر مؤمنی که به قصد کسب خشنودی خدا به مؤمنی وام بدهد، خداوند پاداش آن وام را به حساب صدقه برای او محسوب میکند تا وقتی که مالش به او باز گردد.

3- ابراهيم بن عبدالحمید گوید: امام صادق (علیه السلام) درباره گفتار خدای تعالی که می فرماید:

«خیری در بیشتر نجواهای آنان نیست مگر کسی که به صدقه یا کار نیکی بین مردم امر کند» فرمود:

معروف و کار نیک همان وام دادن است.

4- عقبة بن خالد گوید:

دَخَلْتُ أَنَا وَ الْمُعَلَّى وَ عُثْمَانُ بْنُ عِمْرَانَ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام).

فَلَمَّا رَآنَا قَالَ: مَرْحَباً مَرْحَباً بِكُمْ وُجُوهٌ تُحِبُّنَا وَ نُحِبُّهَا جَعَلَكُمُ اللَّهُ مَعَنَا فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ.

فَقَالَ لَهُ عُثْمَانُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ!

فَقَالَ لَهُ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام): نَعَمْ، مَهْ!

قَالَ: إِنِّي رَجُلٌ مُوسِرٌ.

فَقَالَ لَهُ: بَارَكَ اللَّهُ لَكَ فِي يَسَارِكَ.

قَالَ: وَ يَجِيءُ الرَّجُلُ فَيَسْأَلُنِي الشَّيْءَ وَ لَيْسَ هُوَ إِيَّانُ زَكَاتِي.

فَقَالَ لَهُ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام): الْقَرْضُ عِنْدَنَا بِثَمَانِيَةَ عَشَرَ، وَ الصَّدَقَةُ بِعَشَرَةٍ، وَ مَا ذَا عَلَيْكَ إِذَا كُنْتَ كَمَا تَقُولُ مُوسِراً أَعْطَيْتَهُ، فَإِذَا كَانَ إِيَّانُ زَكَاتِكَ احْتَسَبْتَ بِهَا مِنَ الزَّكَاةِ.

يَا عُثْمَانُ! لا تَرُدَّهُ، فَإِنَّ رَدَّهُ عِنْدَ اللَّهِ عَظِيمٌ.

من، معلی و عثمان بن عمران به خدمت امام صادق (علیه السام) شرفیاب شدیم، وقتی حضرتش ما را دید فرمود:

آفرین بر شما! آفرین بر شما! چهره هایی که ما را دوست می دارد. ما هم آنها را دوست می داریم، خدا شما را در دنیا و جهان آخرت با ما قرار دهد.

عثمان گفت: قربانت گردم!

امام صادق (علیه السلام) به او فرمود: آری، چه می خواهی؟

گفت: من مرد متمکن هستم.

حضرت به او فرمود: خدا تمکن تو را مبارک گرداند.

گفت: گاهی مردی می آید و چیزی از من می خواهد و هنوز موقع پرداخت زکاتم نشده است.

امام صادق (علیه السلام) به او فرمود: پاداش قرض نزد ما هیجده برابر و صدقه ده برابر است، چه ایرادی دارد که همین که گفتی متمکن هستی با او عطا کنی پس چون موقع زکاتت رسید آن را از زکات محسوب کنی. ای عثمان! او را رد نکن، زیرا رد کردن سائل نزد خدا گناه بزرگی است.

يَا عُثْمَانُ! إِنَّكَ لَوْ عَلِمْتَ مَا مَنْزِلَةُ الْمُؤْمِنِ مِنْ رَبِّهِ مَا تَوَانَيْتَ فِي حَاجَتِهِ. وَ مَنْ أَدْخَلَ عَلَى مُؤْمِن سُرُوراً فَقَدْ أَدْخَلَ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله) وَ قَضَاءُ حَاجَةِ الْمُؤْمِنِ يَدْفَعُ الْجُنُونَ وَ الْجُذَامَ وَ الْبَرَصَ.

5- سَهْلُ بْنُ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْحَمِيدِ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ السَّنْدِي عَنْ عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ: قَرْضُ الْمُؤْمِنِ غَنِيمَةٌ، وَ تَعْجِيلُ خَيْرٍ إِنْ أَيْسَرَ أَدَّاهُ، وَ إِنْ مَاتَ احْتُسِبَ مِنَ الزَّكَاةِ.

بخش سی ام

مهلت دادن بر تنگدست

1- معاوية بن عمار گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: هر که بخواهد که خدا در روزی که هیچ سایه ای جز سایه او نیست، بر او سایه افکند - حضرتش این جمله را سه بار تکرار کرد و هیبت حضرت مانع از آن شد که بپرسند - پس فرمود:

بایستی تنگدستی را مهلت دهد یا چیزی از حق خود را به او واگذارد.

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:

إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله) قَالَ - فِي يَوْمٍ حَارٌ وَ حَتَّى كَفَّهُ -:

مَنْ أَحَبَّ أَنْ يَسْتَظِلَّ مِنْ فَوْرِ جَهَنَّمَ - قَالَهَا ثَلَاثَ مَرَّاتٍ -.

فَقَالَ النَّاسُ فِي كُلِّ مَرَّةٍ: نَحْنُ يَا رَسُولَ اللَّهِ!

فَقَالَ: مَنْ أَنْظَرَ غَرِيماً أَوْ تَرَكَ الْمُعْسِرَ.

ثُمَّ قَالَ لِي أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام): قَالَ لِي عَبْدُ اللَّهِ بْنُ كَعْبِ بْنِ مَالِكِ: إِنَّ أَبِي أَخْبَرَنِي أَنَّهُ غَرِيماً لَهُ فِي الْمَسْجِدِ، فَأَقْبَلَ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله) فَدَخَلَ بَيْتَهُ وَ نَحْنُ جَالِسَانِ، ثُمَّ خَرَجَ فِي الْهَاجِرَةِ فَكَشَفَ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله) سِتْرَهُ وَ قَالَ: يَا كَعْبُ! مَا زِلْتُمَا جَالِسَيْنِ.

قَالَ: نَعَمْ بِأَبِي وَ أُمِّي.

قَالَ: فَأَشَارَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) بِكَفِّهِ خُذِ النَّصْفَ.

قَالَ: فَقُلْتُ: بِأَبِي وَأُمِّي!

2- عبدالرحمان بن ابی عبدالله گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در روز گرمی که به دست خود حنا زده بود سه مرتبه فرمود: هر که دوست دارد از حرارت دوزخ پناه گیرد.

مردم هر بار گفتند: ما رسول خدا؟

پس فرمود: هر که به بدهکار مهلت دهد، یا تنگ دست را رها کند.

بعد از آن امام صادق (علیه السلام) به من فرمود: عبدالله بن کعب بن مالک به من گفت: پدرم به من خبر داد: کسی که به او بدهکار بود در مسجد او را گرفته بود. پس رسول خدا (صلی الله علیه و آله) آمده وارد خانه خود شد و ما نشسته بودیم، بعد در شدت گرما بیرون آمد. رسول خدا (صلی الله علیه و آله) خانه را کنار زد و فرمود: ای کعب همین طور نشسته اید؟

گفت: آری، پدر و مادرم فدایت!

گوید: پس رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به دست خود اشاره کرد و فرمود: نصف را بگیری.

گوید: گفتم: پدر و مادرم قربانت!

ثُمَّ قَالَ: أَتْبَعْهُ بِبَقِيَّةِ حَقَّكَ.

قَالَ: فَأَخَذْتُ النَّصْفَ وَ وَضَعْتُ لَهُ النَّصْفَ.

3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطِ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:

خَلُوا سَبِيلَ الْمُعْسِرِ كَمَا خَلَّاهُ اللَّهُ (عزوجل).

4- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنْ يَحْيَى بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:

صَعِدَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی اللهُ علیه و آله) الْمِنْبَرَ ذَاتَ يَوْم فَحَمِدَ اللَّهَ وَ أَثْنَى عَلَيْهِ وَ صَلَّى عَلَى أَنْبِيَائِهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِمْ).

ثُمَّ قَالَ: أَيُّهَا النَّاسُ! لِيُبَلِّغ الشَّاهِدُ مِنْكُمُ الْغَائِبَ. أَلَا وَ مَنْ أَنْظَرَ مُعْسِراً كَانَ لَهُ عَلَى اللَّهِ (عزوجل) فِي كُلِّ يَوْمٍ صَدَقَةٌ بِمِثْلِ مَالِهِ حَتَّى يَسْتَوْفِيَهُ.

ثُمَّ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام): وَ إِنْ كَانَ ذُو عُسْرَةٍ فَنَظِرَةٌ إِلَى مَيْسَرَةٍ، وَ أَنْ تَصَدَّقُوا خَيْرٌ لَكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ أَنَّهُ مُعْسِرٌ، فَتَصَدَّقُوا عَلَيْهِ بِمَالِكُمْ فَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ.

بعد فرمود: بدنبال او برای بقیه حقت برو.

گوید: نصف را دریافت کردم و بقیه را رها نمودم بخشیدم.

3- يعقوب بن سالم گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: تنگدست را رها کنید آن سان که خداوند (عزوجل) رهایش کرده است.

4- یحیی بن عبدالله گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

روزی رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بر فراز منبر قرار گرفت پس خدا را حمد و ثنا گفت، و بر پیامبرانش (صلی الله علیه و آله) درود فرستاد آن گاه فرمود:

ای مردم! حاضران به غایبان ابلاغ کنند که:

هان که هر کس تنگدستی را مهلت دهد در هر روز برای او صدقه ای برابر با اصل مالش بر عهده خداوند (عزوجل) است تا مال خود را دریافت کند.

بعد امام صادق (علیه السلام) فرمود:

اگر تنگدست باشد پس مهلت دادن تا روز رفاه است و اگر ببخشید بر شما بهتر است، اگر بدانید که او تنگدست است. پس مال خود را ببخشید بر شما بهتر است.

بخش سی ویکم

اشاره

بَابُ تَحْلِيل الْمَيِّتِ

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عَبْدِ الْحَمِيدِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ حُنَيْسٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عبد الله (علیه السلام):

إِنَّ لِعَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ سَيَابَةَ دَيْناً عَلَى رَجُلٍ قَدْ مَاتَ وَ قَدْ كَلَّمْنَاهُ أَنْ يُحَلَّلَهُ.

فَأَبَى فَقَالَ: وَ يْحَهُ أَ مَا يَعْلَمُ أَنَّ لَهُ بِكُلِّ دِرْهَم عَشَرَةً إِذَا حَلَّلَهُ، فَإِذَا لَمْ يُحَلَّلْهُ فَإِنَّمَا لَهُ دِرْهَمْ بَدَلَ دِرْهَم.

2- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنِ الْوَلِيدِ بْنِ أَبِي الْعَلَاءِ عَنْ مُعَتِّبٍ قَالَ:

حلال کردن میت

1- حسن بن خنیس گوید: به امام صادق (علیه السلام) گفتم: عبدالله بن سیابه از مردی طلبکار است که او وفات یافته است و ما با او گفت و گو کردیم که او را حلال کند، ولی نپذیرفت.

امام (علیه السلام) فرمود: وای بر او! آیا نمی داند که چون او را حلال کند در برابر درهمی، پاداش ده درهم به او داده می شود، و اگر او را حلال نکند در همی به جای درهمی است که نصیب او خواهد شد؟!

2- معتب گوید:

دَخَلَ مُحَمَّدُ بْنُ بِشْرِ الْوَشَاءُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) يَسْأَلُهُ أَنْ يُكَلِّمَ شِهَاباً أَنْ يُخَفِّفَ عَنْهُ حَتَّى يَنْقَضِيَ الْمَوْسِمُ، وَ كَانَ لَهُ عَلَيْهِ أَلْفُ دِينَارِ، فَأَرْسَلَ إِلَيْهِ فَأَتَاهُ. فَقَالَ لَهُ: قَدْ عَرَفْتَ حَالَ مُحَمَّدٍ وَ انْقِطَاعَهُ إِلَيْنَا وَ قَدْ ذَكَرَ أَنَّ لَكَ عَلَيْهِ أَلْفَ دِينَارٍ لَمْ تَذْهَبْ فِي بَطْنٍ وَ لا فَرْجِ وَ إِنَّمَا ذَهَبَتْ دَيْناً عَلَى الرِّجَالِ وَ وَضَائِعَ وَ ضَعَهَا، وَ أَنَا أُحِبُّ أَنْ تَجْعَلَهُ فِي حِلٍ.

فَقَالَ: لَعَلَّكَ مِمَّنْ يَزْعُمُ أَنَّهُ يُقْبَضُ مِنْ حَسَنَاتِهِ فَتُعْطَاهَا.

فَقَالَ: كَذَلِكَ فِي أَيْدِينَا.

فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام): اللَّهُ أَكْرَمُ وَ أَعْدَلُ مِنْ أَنْ يَتَقَرَّبَ إِلَيْهِ عَبْدُهُ فَيَقُومَ فِي اللَّيْلَةِ الْقَرَّةِ، أَوْ يَصُومَ فِي الْيَوْمِ الْحَارِّ، أَوْ يَطُوفَ بِهَذَا الْبَيْتِ ثُمَّ يَسْلُبُهُ ذَلِكَ فَيُعْطَاهُ، وَ لَكِنْ لِلَّهِ فَضْلُ كَثِيرٌ يُكَافِي الْمُؤْمِنَ.

فَقَالَ: فَهُوَ فِي حِلٍ.

محمد بن بشر و شاء به خدمت امام صادق (علیه السلام) شرفیاب شد که حضرتش با شهاب صحبت فرماید که به او مهلت دهد تا موسم حج را تمام نماید و بر او هزار دینار بدهکار بود.

حضرت کسی را نزد او فرستاد و شهاب آمد، به او فرمود: از حال محمد و از ما بودنش را می دانی، گفته شده: تو از او هزار دینار طلبکار هستی که آن را نخورده و نکاح نکرده است جز این که طلبی بود که برای مردم قرض داده و یا ضرر کرده است. من دوست دارم که او را حلال کنی.

گفت: شاید شما از کسانی هستی که گمان می کند از حسنات او گرفته و به او می دهند.

فرمود: آری، ما چنین می دانیم.

پس امام صادق (علیه السلام) فرمود: خداوند کریم تر و عادل تر از آن است که بنده ای به او تقرب بجوید و در شب سرد برای عبادت بر خیزد، یا در روز گرم روزه بدارد، یا طواف این خانه کند، سپس این اعمال را از او گرفته به او بدهد، ولی برای خدا فضل زیادی است که عمل مؤمن را جبران می کند.

شهاب گفت: پس بر او حلال است.

بخش سی و دوم

اشاره

بَابُ مَنُّونَةِ النِّعَمِ

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ سُلَيْمَانَ الْفَرَّاءِ مَوْلَى طِرْبَالٍ عَنْ حَدِيدِ بْنِ حَكِيمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: مَنْ عَظُمَتْ نِعْمَةُ اللَّهِ عَلَيْهِ اشْتَدَّتْ مَنُونَةُ النَّاسِ عَلَيْهِ. فَاسْتَدِيمُوا النِّعْمَةَ بِاحْتِمَالِ الْمَثُونَةِ، وَ لا تُعَرِّضُوهَا لِلزَّوَالِ، فَقَلَّ مَنْ زَالَتْ عَنْهُ النِّعْمَةُ فَكَادَتْ أَنْ تَعُودَ إِلَيْهِ.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ الْقَاسَانِي عَنْ أَبِي أَيُّوبَ الْمَدَنِيَّ مَوْلَى هَاشِمٍ عَنْ دَاوُدَ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْجَعْفَرِيِّ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ مُحَمَّدٍ قَالَ:

قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام):

تحمل هزینه نعمت

1- حدید بن حکیم گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

به هر که نعمت خدا بزرگ شود تکالیف معاش مردم بر او سخت تر می شود. پس نعمت را به وسیله تحمل تكاليف معاش مردم دوام ببخشید و آن را در معرض زوال قرار ندهید، زیرا کمتر کسی است که چون نعمت از او زایل شود امید بازگشت آن به او باشد.

2- ابراهیم بن محمد: گوید امام صادق (علیه السلام) فرمود:

مَا مِنْ عَبْدٍ تَظَاهَرَتْ عَلَيْهِ مِنَ اللَّهِ نِعْمَةً إِلَّا اشْتَدَّتْ مَنُونَةُ النَّاسِ عَلَيْهِ، فَمَنْ لَمْ يَقُمْ لِلنَّاسِ بِحَوَائِجِهِمْ فَقَدْ عَرَّضَ النِّعْمَةَ لِلزَّوَالِ.

قَالَ: فَقُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! وَ مَنْ يَقْدِرُ أَنْ يَقُومَ لِهَذَا الْخَلْقِ بِحَوَائِجِهِمْ؟

فَقَالَ: إِنَّمَا النَّاسُ فِي هَذَا الْمَوْضِع - وَ اللَّهِ - الْمُؤْمِنُونَ.

3- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنَ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ سَعْدَانَ بْن مُسْلِمٍ عَنْ أَبَانِ بْن تَغْلِبَ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) لِحُسَيْنِ الصَّحَافِ:

يَا حُسَيْنُ! مَا ظَاهَرَ اللهُ عَلَى عَبْدِ النّعَمَ حَتَّى ظَاهَرَ عَلَيْهِ مَثُونَةَ النَّاسِ. فَمَنْ صَبَرَ لَهُمْ وَ قَامَ بِشَأْنِهِمْ زَادَهُ اللَّهُ فِي نِعَمِهِ عَلَيْهِ عِنْدَهُمْ، وَ مَنْ لَمْ يَصْبِرْ لَهُمْ وَ لَمْ يَقُمْ شأْنِهِمْ أَزَالَ اللَّهُ (علیه السلام) عَنْهُ تِلْكَ النِّعْمَةَ.

4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ الله (علیه السلام) قَالَ: مَنْ عَظُمَتْ عَلَيْهِ النَّعْمَةُ اشْتَدَّتْ مَتُونَةُ النَّاسِ عَلَيْهِ، فَإِنْ هُوَ قَامَ بِمَثُونَتِهِمْ اجْتَلَبَ زِيَادَةَ النِّعْمَةِ عَلَيْهِ مِنَ اللَّهِ، وَ إِنْ لَمْ يَفْعَلْ فَقَدْ عَرَّضَ النِّعْمَةَ لِزَوَالِهَا.

هیچ بنده ای نیست که از جانب خدا نعمت بر او پیاپی شود مگر این که تکالیف معاش مردم بر او سخت تر می شود، هر که به احتیاجات مردم اقدام نکرد. پس نعمت را رو به زوال نموده است.

راوی گوید: گفتم: قربانت گردم! چه کسی می تواند به این همه احتياجات مردم رسیدگی کند؟

فرمود: به خدا سوگند! مراد از مردم در اینجا فقط مؤمنان هستند.

3- ابان بن تغلب گوید: امام صادق (علیه السلام) به حسین صحاف فرمود:

ای حسین! خداوند بر بنده ای نعمت را آشکار نکرد تا احتیاجات مردم را به او اظهار فرمود. پس هر که بر آنها شکیبایی نمود و به انجام کار آنها اقدام کرد، خداوند نعمت هایش را در نزد آنها زیاد نماید، و هر که شکیبایی نکرد و به انجام کار آنها اقدام نکرد، خداوند (عزوجل) آن نعمت را از او بگیرد.

4- نظیر این روایت را مسعدة بن صدقه نیز از امام صادق (علیه السلام) نقل کرده است.

بخش سی و سوم

اشاره

بَابُ حُسْنِ جِوَارِ النِّعَمِ

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى بْنِ عُبَيْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَرَفَةَ قَالَ: قَالَ أَبُو الْحَسَنِ الرِّضَا (علیه السلام):

يَا ابْنَ عَرَفَةَ! إِنَّ النِّعَمَ كَالْإِبِلِ المُعْتَقَلَةِ فِي عَطَيْهَا عَلَى الْقَوْمِ مَا أَحْسَنُوا جوَارَهَا، فَإِذَا أَسَاءُ وا مُعَامَلَتَهَا وَ إِنَالَتَهَا نَفَرَتْ عَنْهُمْ.

2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَجْلَانَ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) يَقُولُ:

أَحْسِنُوا جِوَارَ النَّعَمِ.

قُلْتُ: وَ مَا حُسْنُ جِوَارِ النِّعَم؟

قَالَ: الشُّكْرُ لِمَنْ أَنْعَمَ بِهَا وَ أَدَاءُ حُقُوقِهَا.

نکوداشت نعمت ها

1- محمد بن عرفه گوید: امام رضا (علیه السلام) فرمود:

ای فرزند عرفه! نعمت ها بر مردم همانند شترهای نگاهداری شده در خوابگاهشان هستند، مادامی که با آنها نیکو رفتار کنند. اگر با آنها بدرفتاری کنند از آنها رم خواهند کرد.

2- محمد بن عجلان گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که می فرمود:

با نعمت ها نیکو رفتار کنید.

گفتم: نیکو داشت نعمت ها چیست؟

فرمود: سپاسگزاری از کسی که نعمت داده است و ادای حقوق آنها.

3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنْ زَيْدِ الشَّحَامِ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) يَقُولُ:

أَحْسِنُوا جِوَارَ نِعَمَ اللَّهِ وَ احْذَرُوا أَنْ تَنْتَقِلَ عَنْكُمْ إِلَى غَيْرِكُمْ. أَمَا إِنَّهَا لَمْ تَنْتَقِلْ عَنْ أَحَدٍ قَطُّ فَكَادَتْ أَنْ تَرْجِعَ إِلَيْهِ.

قَالَ: وَ كَانَ عَلِيٌّ (علیه السلام) يَقُولُ: قُلْ مَا أَدْبَرَ شَيْءٌ فَأَقْبَلَ.

بخش سی و چهارم

اشاره

بَابُ مَعْرِفَةِ الْجُودِ وَ السَّخَاءِ

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي الْجَهْمِ عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرٍ عَنْ أَحْمَدَ بْن سُلَيْمَانَ قَالَ:

سَأَلَ رَجُلٌ أَبَا الْحَسَنِ الْأَوَّلَ وَ هُوَ فِي الطَّوَافِ، فَقَالَ لَهُ: أَخْبِرْنِي عَنِ الْجَوَادِ.

فَقَالَ: إِنَّ لِكَلَامِكَ وَجْهَيْنِ!

3- زید شحام گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که می فرمود:

با نعمت ها نیکو رفتار کنید، و از انتقال آن از شما به سوی دیگران حذر کنید. آگاه باشید که هرگز نعمت از کسی انتقال نمی یابد که امید بازگشت آن به سوی او باشد.

حضرتش فرمود: على (علیه السلام) همواره می فرمود: کم اتفاق افتاده است چون چیزی رفت، برگردد.

شناخت جود و سخا

1- احمد بن سلیمان گوید: امام کاظم (علیه السلام) در حال طواف بود. مردی پرسید: مرا از معنای جواد آگاه کن؟

فرمود: سخن تو دو گونه است:

فَإِنْ كُنْتَ تَسْأَلُ عَنِ الْمَخْلُوقِ، فَإِنَّ الْجَوَادَ الَّذِي يُؤَدِّي مَا افْتَرَضَ اللَّهُ عَلَيْهِ.

وَ إِنْ كُنْتَ تَسْأَلُ عَنِ الْخَالِقِ فَهُوَ الْجَوَادُ، إِنْ أَعْطَى وَ هُوَ الْجَوَادُ إِنْ مَنَعَ، لِأَنَّهُ إِنْ أَعْطَاكَ أَعْطَاكَ مَا لَيْسَ لَكَ، وَ إِنْ مَنَعَكَ مَنْعَكَ مَا لَيْسَ لَكَ.

2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: قُلْتُ لَهُ: مَا حَدُّ السَّخَاءِ؟

فَقَالَ: تُخْرِجُ مِنْ مَالِكَ الْحَقَّ الَّذِي أَوْجَبَهُ اللَّهُ عَلَيْكَ فَتَضَعُهُ فِي مَوْضِعِهِ.

3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ صَدَقَةً عَنْ جَعْفَرٍ عَنْ آبَائِهِ (علیهم السلام): أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله) قَالَ:

السَّخِيُّ مُحَبَّبٌ فِي السَّمَاوَاتِ مُحَبَّ فِي الْأَرْضِ، خُلِقَ مِنْ طِينَةٍ عَذْبَةٍ، وَ خُلِقَ مَاءُ عَيْنَيْهِ مِنْ مَاءِ الْكَوْثَرِ.

وَ الْبَخِيلُ مُبَغَضٌ فِي السَّمَاوَاتِ، مُبَغَضٌ فِي الْأَرْضِ، خُلِقَ مِنْ طِيئَةٍ سَبِخَةٍ، وَ خُلِقَ مَاءُ عَيْنَيْهِ مِنْ مَاءِ الْعَوْسَجِ.

اگر از مخلوق می پرسی که جواد آن است که آن چه خدا واجب فرموده به جا آورد و اگر از خالق می پرسی که او جواد است اگر عطا نماید و اگر مانع شود باز او جواد است، زیرا اگر بر تو عطا نمود چیزی را عطا کرده که مال تو نیست و اگر از تو چیزی را منع نمود، چیزی را مانع شده که مال تو نبوده است.

2- یکی از اصحاب ما گوید: از امام صادق علیه السلام) پرسیدم: اندازه سخاوتمندی چیست؟ فرمود: حقی را که خداوند در مال تو واجب نموده است بیرون کرده و در جایگاه خود مصرف کنی.

3- مسعدة بن صدقه گوید: امام صادق (عیه السلام) از نیاکان خود (علیهم السلام) نقل کرده که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود:

سخاوتمند محبوب آسمان ها و زمین است. سرشت او از گل شیرین و گوارا آفریده شده و آب چشمان او از آب کوثر است و بخیل مبغوض آسمان ها و زمین است، سرشت او از گِل شوره و آب چشمان او از آب خار است.

4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ فَضَّالِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ عُقْبَةَ عَنْ مَهْدِي عَنْ أَبِي الْحَسَنِ مُوسَى (علیه السلام) قَالَ:

السَّخِيُّ الْحَسَنُ الْخُلُقِ فِي كَنَفِ اللَّهِ لا يَسْتَخْلِي اللَّهُ مِنْهُ حَتَّى يُدْخِلَهُ الْجَنَّةَ، وَ مَا بَعَثَ اللَّهُ (عزوجل) نَبِيّاً وَ لا وَصِيّاً إِلَّا سَخِيّاً، وَ مَا كَانَ أَحَدٌ مِنَ الصَّالِحِينَ إِلَّا سَخِيّا، وَ مَا زَالَ أَبِي يُوصِينِي بِالسَّخَاءِ حَتَّى مَضَى.

وَ قَالَ: مَنْ أَخْرَجَ مِنْ مَالِهِ الزَّكَاةَ تَامَّةٌ فَوَضَعَهَا فِي مَوْضِعِهَا لَمْ يُسْأَلْ مِنْ أَيْنَ اكْتَسَبْتَ مَالَكَ.

5- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي سَعِيدٍ الْمُكَارِي عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:

أَتَى رَسُولَ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله) وَ فْدٌ مِنَ الْيَمَنِ وَ فِيهِمْ رَجُلٌ كَانَ أَعْظَمَهُمْ كَلَاماً وَ أَشَدَّهُمْ اسْتِقْصَاءً فِي مُحَاجَّةِ النَّبِيِّ الله (صلی الله علیه و آله).

4- مهدی گوید: امام کاظم (علیه السلام) فرمود:

سخی خوش اخلاق در پناه خداست، خدا او را رها نمی کند تا او را وارد بهشت نماید و خداوند هیچ پیامبر و وصیی را برنینگیخت مگر سخی و هیچ یک از صالحین نبودند مگر سخی. پدرم همیشه مرا به سخاوت سفارش می فرمود تا درگذشت.

حضرتش فرمود: هر که زکات مال خود را به طور کامل پرداخت کند و در جایگاه خود قرار دهد پرسید نمی شود که از کجا مال خود را به دست آورده ای.

5- راوی گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

گروهی از مردم یمن پیش رسول خدا (صلی الله علیه و آله) آمدند، در میان آنها مرد سخنوری بود که بیشتر از آنها با پیامبر بحث می نمود.

فَغَضِبَ النَّبِيُّ (صلى الله عليه و آله) حَتَّى الْتَوَى عِرْقُ الْغَضَبِ بَيْنَ عَيْنَيْهِ وَ تَرَبَّدَ وَجْهُهُ وَ أَطْرَقَ إِلَى الْأَرْضِ، فَأَتَاهُ جَبْرَئِيلُ (علیه السلام) فَقَالَ: رَبُّكَ يُقْرِئُكَ السَّلَامَ وَ يَقُولُ لَكَ: هَذَا رَجُلٌ سَخِيٌّ يُطْعِمُ الطَّعَامَ.

فَسَكَنَ عَنِ النَّبِيِّ (صلى الله عليه و آله) الْغَضَبُ وَ رَفَعَ رَأْسَهُ وَ قَالَ لَهُ: لَوْ لَا أَنَّ جَبْرَئِيلَ أَخْبَرَنِي عَنِ اللَّهِ (عزوجل) وَ أَنَّكَ سَخِيٌّ تُطْعِمُ الطَّعَامَ لَشَرَدْتُ بِكَ وَ جَعَلْتُكَ حَدِيثًا لِمَنْ خَلْفَكَ.

فَقَالَ لَهُ الرَّجُلُ: وَ إِنَّ رَبَّكَ لَيُحِبُّ السَّحَاءَ؟

فَقَالَ: نَعَمْ، فَقَالَ: إِنِّي أَشْهَدُ أَنْ لا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ، وَ أَنَّكَ رَسُولُ اللَّهِ. وَ الَّذِي بَعَثَكَ بِالْحَقِّ! لَا رَدَدْتُ مِنْ مَالِي أَحَداً.

6- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبَانٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ زَيْدِ الشَّحَامِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:

پیامبر (صلی الله علیه و آله) خشمگین شد به گونه ای که از غضب از رگ میان دو چشم حضرتش هویدا شد. رویش متغیّر گشت و سربه زیر افکند.

پس جبرئیل آمد و گفت: پروردگارت سلام می رساند و به تو می گوید: این مرد سخی است و به مردم غذا می دهد.

خشم پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرو نشست و سر بلند کرد و به او فرمود: اگر نبود که جبرئیل از جانب خداوند (عزوجل) خبر می داد که تو سخی هستی و اطعام می کنی تو را طرد می کردم و تو را عبرت بر مردم قرار می دادم.

آن مرد گفت: پروردگارت سخاوت را دوست می دارد؟

فرمود: آری.

گفت: گواهی می دهم که معبودی جز خدا نیست و تو فرستاده او هستی و سوگند به آن که تو را به حق بر انگیخت! کسی را از مال خود محروم نکردم.

6- زید شحام گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

إِنَّ إِبْرَاهِيمَ (علیه السلام) كَانَ أَبَا أَضْيَافٍ فَكَانَ إِذَا لَمْ يَكُونُوا عِنْدَهُ خَرَجَ يَطْلُبُهُمْ وَ أَغْلَقَ بَابَهُ وَ أَخَذَ الْمَفَاتِيحَ يَطْلُبُ الْأَضْيَافَ وَ إِنَّهُ رَجَعَ إِلَى دَارِهِ فَإِذَا هُوَ بِرَجُلٍ أَوْ شِبْهِ رَجُلٍ فِي الدَّارِ.

فَقَالَ: يَا عَبْدَ اللَّهِ! بِإِذْنِ مَنْ دَخَلْتَ هَذِهِ الدَّارَ؟

قَالَ: دَخَلْتُهَا بِإِذْنِ رَبِّهَا - يُرَدِّدُ ذَلِكَ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ -.

فَعَرَفَ إِبْرَاهِيمُ (علیه السلام) أَنَّهُ جَبْرَئِيلُ، فَحَمِدَ اللَّهَ، ثُمَّ قَالَ: أَرْسَلَنِي رَبُّكَ إِلَى عَبْدٍ مِنْ عَبِيدِهِ يَتَّخِذُهُ خَلِيلاً.

قَالَ إِبْرَاهِيمُ (علیه السلام): فَأَعْلِمْنِي مَنْ هُوَ أَخْدُمْهُ حَتَّى أَمُوتَ؟

قَالَ: فَأَنْتَ هُوَ.

قَالَ: وَ مِمَّ ذَلِكَ؟

قَالَ: لِأَنَّكَ لَمْ تَسْأَلْ أَحَداً شَيْئاً قَطُّ وَ لَمْ تُسْأَلْ شَيْئًا قَطُّ فَقُلْتَ: لا.

ابراهیم (علیه السلام) میهمان دوست بود و عادت او چنین بود که اگر میهمان نداشت بیرون می رفت و در جست و جوی میهمان می گشت. روزی درب را بست و کلید را برداشت و در جست و جوی میهمان می گشت. چون به خانه اش برگشت، ناگاه در خانه مردی - یا شبه مردی - را دید. فرمود: ای بندۀ خدا! با اجازه چه کسی وارد این خانه شدی؟

او سه مرتبه گفت: با اجازه صاحب آن.

ابراهیم (علیه السلام) دانست که او جبرئیل است. پس خدا را شکر نمود.

او گفت: پروردگارت مرا به سوی بنده ای فرستاده که او را به عنوان دوست برگزیند.

ابراهیم (علیه السلام) فرمود: او را بر من بشناسان، او کیست تا موقع مرگم به او خدمت کنم؟

گفت: آن تویی.

فرمود: چرا؟

گفت: زیرا تو هرگز از کسی چیزی نخواستی و هرگز چیزی از تو خواسته نشد که بگویی: نه.

7- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ الرَّحْمَانِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:

أَتَى رَجُلٌ النَّبِيَّ (صلى الله عليه و آله) فَقَالَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ! أَيُّ النَّاسِ أَفْضَلُهُمْ إِيمَاناً؟

قَالَ: أَبْسَطُهُمْ كَفَّاً.

8- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى بْنِ عُبَيْدٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ عَلِيِّ بْنِ يَحْيَى عَنْ أَيُّوبَ بْنِ أَعْيَنَ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَر (علیه السلام)ٍ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله):

يُؤْتَى يَوْمَ الْقِيَامَةِ بِرَجُلٍ فَيُقَالُ: احْتَجَّ .

فَيَقُولُ: يَا رَبِّ! خَلَقْتَنِي وَ هَدَيْتَنِي فَأَوْسَعْتَ عَلَيَّ فَلَمْ أَزَلْ أُوسِعُ عَلَى خَلْقِكَ وَ أُيَسِّرُ عَلَيْهِمْ لِكَيْ تَنْشُرَ عَلَيَّ هَذَا الْيَوْمَ رَحْمَتَكَ وَ تُيَسِّرَهُ.

فَيَقُولُ: الرَّبُّ جَلَّ ثَنَاؤُهُ وَ تَعَالَى ذِكْرُهُ: صَدَقَ عَبْدِي، أَدْخِلُوهُ الْجَنَّةَ.

9- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ الْوَشَّاءِ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ (علیه السلام) يَقُولُ:

7- ابو عبدالرحمان گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

مردی نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله) آمد و گفت: ای رسول خدا! کدام مردم از جهت ایمان بهتر هستند؟

فرمود: دست و دل بازترین آنها.

8- ابو حمزه گوید: امام باقر (علیه السلام) فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود:

روز قیامت مردی آورده می شود و گفته می شود: دلیل بیاور.

می گوید: ای پروردگار من! مرا آفریدی و هدایتم نمودی و به من تمكن دادی و من هم همیشه بر آفریدگانت تمکن دادم و مشکلاتشان را بر طرف نمودم تا رحمت خود را در این روز بر من بگسترانی و آسانش نمایی.

پس پروردگار - که بلند است ثنای او و عالی است یاد او - می فرماید: بنده ام راست گفت، او را وارد بهشت نمایید.

9- حسن بن و شاء گوید: از امام رضا (علیه السلام) شنیدم که می فرمود:

السَّخِيُّ قَرِيبٌ مِنَ اللَّهِ، قَرِيبٌ مِنَ الْجَنَّةِ، قَرِيبٌ مِنَ النَّاسِ.

وَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ: السَّحَاءُ شَجَرَةٌ فِي الْجَنَّةِ مَنْ تَعَلَّقَ بِغُصْنٍ مِنْ أَغْصَانِهَا دَخَلَ الْجَنَّةَ.

10- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ يَاسِرِ الْخَادِم عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا (علیه السلام) قَالَ:

السَّخِيُّ يَأْكُلُ طَعَامَ النَّاسِ لِيَأْكُلُوا مِنْ طَعَامِهِ، وَ الْبَخِيلُ لَا يَأْكُلُ مِنْ طَعَامٍ النَّاسِ لِئَلَّا يَأْكُلُوا مِنْ طَعَامِهِ.

11- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ رَفَعَهُ قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (علیه السلام) الِابْنِهِ الْحَسَنِ (علیه السلام):

يَا بُنَيَّ! مَا السَّمَاحَةُ؟

قَالَ: الْبَذْلُ فِي الْيُسْرِ وَ الْعُسْرِ.

12- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ مَسْعَدَةَ بْن صَدَقَةَ قَالَ: قَالَ أَبو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) لِبَعْضِ جُلَسَائِهِ: أَلا أُخْبِرُكَ بِشَيْءٍ يُقَرِّبُ مِنَ اللَّهِ وَ يُقَرِّبُ مِنَ الْجَنَّةَ وَ يُبَاعِدُ مِنَ النَّارِ؟

سخی نزدیک به خدا، نزدیک به بهشت و نزدیک به مردم است.

و شنیدم که حضرتش می فرمود: سخاوت درختی در بهشت است. هر که به شاخه ای از شاخه های آن آویزان شد، وارد بهشت می شود.

10- یاسر خادم گوید: امام رضا (علیه السلام) فرمود: سخی از غذای مردم می خورد تا از غذای او بخورند و بخیل از غذای مردم نمی خورد تا از غذای او نخورند.

11- احمد بن ابی عبدالله در روایت مرفوعه ای گوید: امیر مؤمنان علی (علیه السلام) به فرزندش امام حسن (علیه السلام) فرمود:

ای پسرم! جوان مردی چیست؟

عرض کرد: بخشش در هنگام رفاه و تنگدستی است.

12- مسعدة بن صدقه گوید: امام صادق (علیه السلام) به برخی از همنشینان خود فرمود: آیا تو را از چیزی که به خدا و بهشت نزدیک کند و از آتش دور سازد، آگاه کنم؟

فَقَالَ: بَلَى.

فَقَالَ: عَلَيْكَ بِالسَّخَاءِ، فَإِنَّ اللهَ خَلَقَ خَلْقاً بِرَحْمَتِهِ لِرَحْمَتِهِ فَجَعَلَهُمْ لِلمَعْرُوفِ أَهْلاً وَ لِلْخَيْرِ مَوْضِعاً وَ لِلنَّاسِ وَ جْهاً يُسْعَى إِلَيْهِمْ لِكَيْ يُحْيُوهُمْ كَمَا يُحْيِي الْمَطَرُ الْأَرْضَ الْمُجْدِبَةَ. أُولَئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ الْآمِنُونَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ.

13- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ رَفَعَهُ قَالَ:

أَوْحَى اللَّهُ (عزوجل) وَ إِلَى مُوسَى (علیه اللام) أَنْ لَا تَقْتُلِ السَّامِرِيَّ، فَإِنَّهُ سَخِيٌّ.

14- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ عُثْمَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ شُعَيْبٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ الْمَدَائِنِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:

شَابٌ سَخِيٌّ مُرَهَّقٌ فِي الذُّنُوبِ أَحَبُّ إِلَى اللَّهِ مِنْ شَيْخِ عَابِدٍ بَخِيلٍ.

15- سَهْلُ بْنُ زِيَادٍ عَمَّنْ حَدَّثَهُ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجِ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (عليه سلام) يَقُولُ:

گفت: آری.

فرمود: بر تو باد سخاوتمندی. پس همانا خدا خلقی را به رحمت خود آفرید و آنها را شایسته کارهای نیک و جایگاهی در خیر و وجهه ای در میان مردم قرار داد که برای مردم کوشش نماید، تا آنان را زنده نمایند هم چنانچه باران زمین مرده را زنده می کند. آنان همان مؤمنانی هستند که در روز قیامت در ایمنند.

13- علی بن ابراهیم در روایت مرفوعه ای گوید:

خداوند (عزوجل) به موسی (علیه السلام) وحی نمود که سامری گوساله پرست را نکش، زیرا او سخی است.

14- ابو جعفر مدائنی گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

جوان سخاوتمند مفرط در گناهان، نزد خدا از پیر عابد بخیل محبوب تر است.

15- جميل بن دراج گویدک از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که می فرمود:

خِيَارُكُمْ سُمَحَاؤُ كُمْ، وَ شِرَارُكُمْ بُخَلَاؤُ كُمْ، وَ مِنْ خَالِصِ الْإِيمَانِ الْبِرُّ بِالْإِخْوَانِ وَ السَّعْيُ فِي حَوَائِجِهِمْ، وَ إِنَّ الْبَارَّ بِالْإِخْوَانِ لَيُحِبُّهُ الرَّحْمَانُ وَ فِي ذَلِكَ مَرْغَمَةٌ لِلشَّيْطَانِ، وَ تَزَحْزُحَ عَنِ النِّيرَانِ، وَ دُخُولُ الْجِنَانِ.

يَا جَمِيلُ! أَخْبِرْ بِهَذَا غُرَرَ أَصْحَابِكَ!

قُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! مَنْ غُرَرُ أَصْحَابِي؟

قَالَ: هُمُ الْبَارُّونَ بِالْإِخْوَانِ فِي الْعُسْرِ وَ الْيُسْرِ.

ثُمَّ قَالَ: يَا جَمِيلُ! أَمَا إِنَّ صَاحِبَ الْكَثِيرِ يَهُونُ عَلَيْهِ ذَلِكَ وَ قَدْ مَدَحَ اللَّهُ (عزوجل) فِي ذَلِكَ صَاحِبَ الْقَلِيلِ فَقَالَ فِي كِتَابِهِ «يُؤْثِرُونَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ كَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ وَ مَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ».

بهترین شما سخاوتمندانتان و بدترین شما بخیلانتان هستند و از خالص بودن ایمان نیکی به برادران و کوشش در احتیاجات ایشان است و خدای رحمان شخص نیکوکار به برادران را دوست می دارد و این عمل موجب به خاک ساییدن بینی شیطان و دور شدن در آتش و وارد شدن در بهشت است.

ای جمیل! اینها را به بهترین اصحاب خود خبر ده!

گفتم: قربانت گردم! بهترین اصحابم کیانند؟

فرمود: همان نیکوکاران به برادران در سختی و رفاه.

آن گاه فرمود: ای جمیل! آگاه باش که این برای صاحب اموال بسیار آسان است و خداوند (عزوجل) صاحب مال اندک را ستوده، و در کتاب خود فرموده است: «دیگران را به خود ترجیح می دهند اگر چه خود گرفتار باشند کسانی که از بخل نفس خود خودداری نمایند همان رستگارانند».

بخش سی و پنجم

اشاره

بَابُ الْإِنْفَاقِ

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى وَ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ جَمِيعاً عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ مِهْزَمٍ عَنْ رَجُلٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ (علیه السلام) قَالَ: إِنَّ الشَّمْسَ لَتَطْلُعُ وَ مَعَهَا أَرْبَعَةُ أَمْلَاكُ:

مَلَكٌ يُنَادِي: يَا صَاحِبَ الْخَيْر! أَتِمَّ وَ أَبْشِرْ.

و مَلَكَ يُنَادِي: يَا صَاحِبَ الشَّرًا! انْزِعُ وَ أَقْصِرْ.

وَ مَلَكَ يُنَادِي: أعْطِ مُنْفِقاً خَلَفاً، وَ آتِ مُمْسِكاً تَلَفاً.

وَ مَلَكَ يَنْضَحُهَا بِالْمَاءِ، وَ لَوْ لَا ذَلِكَ اشْتَعَلَتِ الْأَرْضُ.

2- أَحْمَدُ بْنُ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَمَّنْ حَدَّثَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) فِي قَوْلِ اللَّهِ (عزوجل): «كَذَلِكَ يُرِيهِمُ اللَّهُ أَعْمَاهُمْ حَسَرَاتٍ عَلَيْهِم».

انفاق نمودن

1- جابر گوید: امام باقر (علیه السلام) فرمود: آن گاه که خورشید طلوع می کند با آن چهار فرشته است:

فرشته ای ندا می کند: ای صاحب خیر! احسانت را کامل نما و بر تو مژده باد.

و فرشته ای دیگر ندا می کند: ای صاحب شر! دست بردار و کوته بیا.

و فرشته ای دیگر ندا می کندک خدایا! به انفاق کننده جاگزین کن و به باز دارنده از بین رفتن مالش را قرار ده.

و فرشته ای به آفتاب آب می پاشد و اگر این گونه نبود زمین شعله ور می شد.

2- راوی گوید: امام صادق (علیه السلام) درباره فرمایش خداوند (عزوجل) که می فرماید: «هم چنین خدا کردارهای حسرت انگیزشان را به آنان نشان می دهد».

قَالَ: هُوَ الرَّجُلُ يَدَعُ مَالَهُ لا يُنْفِقُهُ فِي طَاعَةِ اللَّهِ بُخْلاً ثُمَّ يَمُوتُ فَيَدَعُهُ لِمَنْ يَعْمَلُ فِيهِ بِطَاعَةِ اللَّهِ، أَوْ فِي مَعْصِيَةِ اللَّهِ، فَإِنْ عَمِلَ بِهِ فِي طَاعَةِ اللَّهِ رَآهُ فِي مِيزَانِ غَيْرِهِ فَرَآهُ حَسْرَةً وَ قَدْ كَانَ الْمَالُ لَهُ، وَ إِنْ كَانَ عَمِلَ بِهِ فِي مَعْصِيَةِ اللَّهِ قَوَّاهُ بِذَلِكَ الْمَالِ حَتَّى عَمِلَ بِهِ فِي مَعْصِيَةِ اللَّهِ (عزوجل).

3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ مُوسَى بْنِ رَاشِدٍ عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ (عليه السلام) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله):

مَنْ أَيْقَنَ بِالْخَلَفِ سَخَتْ نَفْسُهُ بِالنَّفَقَةِ.

4- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ بَعْضِ مَنْ حَدَّثَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ) فِي كَلَامٍ لَهُ:

وَ مَنْ يَبْسُطُ يَدَهُ بِالْمَعْرُوفِ إِذَا وَ جَدَهُ يُخْلِفِ اللَّهُ لَهُ مَا أَنْفَقَ فِي دُنْيَاهُ وَ يُضَاعِفُ لَهُ فِي آخِرَتِهِ.

فرمود: او مردی است که مال خود را واگذاشته و در اطاعت خدا از جهت بخل انفاق نمی کند. سپس می میرد و آن را برای کسی که آن را در طاعت خدا یا در معصیت خدا انجام می دهد وامی گذارد. پس اگر آن را در طاعت خدا انجام داد، مال خود را در میزان عمل دیگری می بیند و با حسرت به آن می نگرد که مال اوست و اگر آن را در معصیت خدا انجام داد که با آن مال تقویت شده تا در معصیت خدا (عزوجل) انجام داده است.

3- سماعه گوید: امام کاظم (علیه السلام) فرمود:

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود:

کسی که به جایگزین شدن مال یقین داشته باشد، دلش در انفاق سخاوتمند می شود.

4- راوی گوید: امام صادق (علیه السیلام) فرمود:

امیرمؤمنان علی (صلوات الله علیه) در ضمن سخنانش فرمود:

هر که به کارهای خیر راه یافت و در آن دستش را باز نمود، خداوند آن چه در دنیا انفاق نمود جایگزین کند و در جهان آخرت به آن می افزاید.

5- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ وَ مُحَمَّدُ بْنِ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى جَمِيعاً عَنِ ابْنِ أَبِي نَصْرٍ قَالَ: قَرَأْتُ فِي كِتَابٍ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا (علیه السلام) إِلَى أَبِي جَعْفَرٍ (علیه السلام):

يَا أَبَا جَعْفَرٍ! بَلَغَنِي أَنَّ الْمَوَالِيَ إِذَا رَكِبْتَ أَخْرَجُوكَ مِنَ الْبَابِ الصَّغِيرِ، فَإِنَّمَا ذَلِكَ مِنْ بُخْلِ مِنْهُمْ لِئَلَّا يَنَالَ مِنْكَ أَحَدٌ خَيْراً، وَ أَسْأَلُكَ بِحَقِّي عَلَيْكَ لَا يَكُنْ مَدْخَلُكَ وَ مَخْرَجُكَ إِلَّا مِنَ الْبَابِ الْكَبِيرِ، فَإِذَا رَكِبْتَ فَلْيَكُنْ مَعَكَ ذَهَبٌ وَ فِضَّةٌ ثُمَّ لا يَسْأَلُكَ أَحَدٌ شَيْئاً إِلَّا أَعْطَيْتَهُ، وَ مَنْ سَأَلَكَ مِنْ عُمُومَتِكَ أَنْ تَبَرَّهُ فَلَا تُعْطِهِ أَقَلَّ مِنْ خَمْسِينَ دِينَاراً وَ الْكَثِيرُ إِلَيْكَ.

وَ مَنْ سَأَلَكَ مِنْ عَمَّاتِكَ فَلَا تُعْطِهَا أَقَلَّ مِنْ خَمْسَةٍ وَ عِشْرِينَ دِينَاراً، وَ الْكَثِيرُ إِلَيْكَ، إِنِّي إِنَّمَا أُرِيدُ بِذَلِكَ أَنْ يَرْفَعَكَ اللَّهُ. فَأَنْفِقْ وَ لَا تَخْشَ مِنْ ذِي الْعَرْشِ إِفْتَارًا.

6- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ جَهْمِ بْنِ الْحَكَمِ الْمَدَائِنِيُّ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ أَبِي زِيَادٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:

5- ابو نصر گوید: در نامه امام رضا (علیه السلام) به امام جواد (علیه السلام) خواندم که حضرتش نوشته بود:

ای ابوجعفر به من رسیده که چون سواره می شوی غلامان تو را از درب کوچک بیرون می برند به جهت بخل که دارند که کسی از تو چیزی دریافت نکند. از تو می خواهم به حقی که نسبت به تو دارم که ورود و خروج تو جز از درب بزرگ نباشد. چون سوار مرکب می شوی طلا و نقره همراه داشته باش که کسی از تو چیزی نخواهد مگر به او عطا نمایی و اگر از عموهایت چیزی از تو خواستند کمتر از پنجاه دینار ندهی و خواستی بیشتر بده و هر که از عمه هایت از تو خواست کمتر از بیست و پنج دینار ندهی و خواستی بیشتر بده که من می خواهم با این رفتار خدا تو را بلند نماید.

پس انفاق کن و از صاحب عرش - یعنی خدا - نترس که تو را تنگدست نماید.

6- اسماعیل بن ابی زیاد گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله): الْأَيْدِي ثَلَاثَةٌ: سَائِلَةٌ وَ مُنْفِقَةٌ وَ مُمْسِكَةٌ، وَ خَيْرُ الْأَيْدِي الْمُنْفِقَةُ.

7- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ سَعْدَانَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ أَيْمَنَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ: قَالَ:

يَا حُسَيْنُ! أَنْفِقْ وَ أَيْقِنْ بِالْخَلَفِ مِنَ اللَّهِ، فَإِنَّهُ لَمْ يَبْخَلْ عَبْدٌ وَ لَا أُمَةٌ بِنَفَقَةٍ فِيمَا يُرْضِي اللَّهَ (عزوجل) وَ إِلَّا أَنْفَقَ أَضْعَافَهَا فِيمَا يُسْخِطُ اللَّهَ (عزوجل).

عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ عُمَرَ بْنِ أَذَيْنَةَ رَفَعَهُ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) - أَوْ أَبِي جَعْفَر (علیه السلام) - قَالَ:

يُنْزِلُ اللهُ الْمَعُونَةَ مِنَ السَّمَاءِ إِلَى الْعَبْدِ بِقَدْرِ الْمَنُونَةِ، فَمَنْ أَيْقَنَ بِالْخَلَفِ سَخَتْ نَفْسُهُ بِالنَّفَقَةِ.

9- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرَّضَا (علیه السلام) قَالَ:

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: دست ها سه گونه اند: سؤال کننده، انفاق کننده و بازدارنده و بهترین دست ها انفاق کننده است.

7- حسین بن ایمن گوید: امام باقر (علیه السلام) فرمود: ای حسین! انفاق کن و به جای گزینی از جانب خدا یقین داشته باش، زیرا هر بنده و کنیزی که در راه رضایت خداوند (عزوجل) از انفاق کردن بخل ورزد پیش از آن در راه خشم خدا (عزوجل) اتفاق خواهد کرد.

8- عمر بن اذینه در روایت مرفوعه ای گوید: امام صادق (علیه السلام) یا امام باقر (علیه السلام) فرمود:

خداوند هزینه را بر بنده به اندازه مخارج او از آسمان فرود می آورد. پس کسی که به جایگزینی یقین پیدا کند، دلش در انفاق سخاوتمند می شود.

9- صفوان بن یحیی گوید:

دَخَلَ عَلَيْهِ مَوْلًى لَهُ فَقَالَ لَهُ: هَلْ أَنْفَقْتَ الْيَوْمَ شَيْئاً؟

قَالَ: لا وَ اللَّهِ.

فَقَالَ أَبُو الْحَسَنِ (علیه السلام): فَمِنْ أَيْنَ يُخْلِفُ اللَّهُ عَلَيْنَا؟ أَنْفِقْ وَ لَوْ دِرْهَماً وَ احِداً.

10- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ وَهْبٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: مَنْ يَضْمَنُ أَرْبَعَةً بِأَرْبَعَةِ أَبْيَاتٍ فِى الْجَنَّةِ، أَنْفِقْ، وَ لَا تَخَفْ فَقْراً وَأَنْصِفِ النَّاسَ مِنْ نَفْسِكَ، وَ أَفْشِ السَّلَامَ فِي الْعَالَمِ، وَ اتْرُكِ الْمِرَاءَ وَ إِنْ كُنْتَ مُحِقِّاً.

بخش سی و ششم

اشاره

بَابُ الْبُخْلِ وَالشُّح

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ صَدَقَةً عَنْ جَعْفَرٍ عَنْ آبائه (علیهم السلام):

غلام امام رضا (علیه السلام) خدمت حضرتش شرف یاب شد، حضرت به او فرمود: آیا امروز چیزی انفاق نموده ای؟

گفت: نه، خدا سوگند!

امام رضا (علیه السلام) فرمود: پس از کجا خدا جایگزین بر ما کند؟ انفاق کن گر چه یک درهم باشد.

10- معاوية بن وهب گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

کیست که چهار چیز را به چهار خانه در بهشت ضمانت کند؟ و آن چهار چیز چنین است: انفاق کن و از فقر مترس، دربارۀ مردم از خود انصاف نما، در جهان سلام دادن را آشکار کن و مجادله را اگر چه بر حق باشی واگذار.

بخل ورزی و تنگ نظری

1- مسعده بن صدقه گوید: امام صادق (علیه السلام) از پدران بزرگوارش (علیهم السلام) نقل می کند که حضرتش فرمود:

أَنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ (صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ) سَمِعَ رَجُلاً يَقُولُ: إِنَّ الشَّحِيحَ أَغْدَرُ مِنَ الظَّالِمِ.

فَقَالَ لَهُ: كَذَبْتَ، إِنَّ الظَّالِمَ قَدْ يَتُوبُ وَ يَسْتَغْفِرُ وَ يَرُدُّ الظُّلَامَةَ عَلَى أَهْلِهَا، وَ الشَّحِيحُ إِذَا شَحَّ مَنَعَ الزَّكَاةَ، وَ الصَّدَقَةَ وَ صِلَةَ الرَّحِمِ وَ قِرَى الضَّيْفِ وَ النَّفَقَةَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ أَبْوَابَ الْبِرِّ وَ حَرَامٌ عَلَى الْجَنَّةِ أَنْ يَدْخُلَهَا شَحِيحٌ.

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (علیه السلام):

إِذَا لَمْ يَكُنْ لِلَّهِ فِي عَبْدٍ حَاجَةٌ ابْتَلَاهُ بِالْبُخْلِ.

3- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي عَمَيْرٍ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله) لِبَنِي سَلِمَةَ: يَا بَنِي سَلِمَةَ! مَنْ سَيِّدُ كُمْ؟

قَالُوا: يَا رَسُولَ اللَّهِ! سَيِّدُنَا رَجُلٌ فِيهِ بُخْلٌ.

امیرمؤمنان علی (علیه السلام) شنید که مردی می گوید: بخیل عذر پذیرتر از ستمگر است.

حضرت به او فرمود: دروغ گفتی، همانا بسا ستمگری توبه و طلب مغفرت میکند و مظلمه بر صاحبش بر می گرداند، ولی تنگ نظر آن گاه که بخل می ورزد از زکات و صدقه و صله رحم و مهمان نوازی و انفاق در راه خدا و کارهای خیر باز می دارد و حرام است که بخيل وارد بهشت شود.

2- راوی گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: امیرمؤمنان على (علیه السلام) فرمود:

هرگاه خداوند نسبت به بنده ای نظری نداشته باشد او را مبتلا به بخل می فرماید.

3- اسحاق بن عمار گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: رسول خدا (صلى الله عليه و آله) به بنی سلمه فرمود:

ای بنی سلمه! بزرگ شما کیست؟

گفتند: ای رسول خدا! بزرگ ما مرد بخیل است.

فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله): وَ أَيُّ دَاءٍ أَدْوَى مِنَ الْبُخْلِ؟!

ثُمَّ قَالَ: بَلْ سَيِّدُكُمْ الْأَبْيَضُ الْجَسَدِ الْبَرَاءُ بْنُ مَعْرُورٍ.

4- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي الْجَهُم عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ سُلَيْمَانَ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ مُوسَى (علیه السلام) قَالَ:

الْبَخِيلُ مَنْ بَخِلَ بِمَا افْتَرَضَ اللَّهُ عَلَيْهِ.

5- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ جَعْفَرٍ عَنْ أبيه (علیهما السلام) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله):

مَا مَحَقَ الْإِسْلَامَ مَحْقَ الشَّرِّ شَيْء.

ثُمَّ قَالَ: إِنَّ لِهَذَا الشُّحُ دَبِيباً كَدَبِيبِ النَّمْلِ وَ شُعَباً كَشُعَبِ الشِّرَكِ.

وَ فِي نُسْخَةٍ: أُخْرَى الشَّوْكِ.

6- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِقٍ عَنْ أَبِي جَمِيلَةَ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله):

رسول خدا (صلی الله علیه و آله): فرمود: کدام بیماری بدتر از بخل است؟!

سپس فرمود: بلکه بزرگ شما فرد رو سفید براء بن معرور است.

4- احمد بن سلیمان گوید: امام کاظم (علیه السلام) فرمود:

بخیل کسی است که از آن چه خدا واجب فرموده است، بخل ورزد.

5- مسعدة بن صدقه گوید: امام صادق (علیه السلام) از پدر بزرگوارش (علیه السلام) نقل می کند که فرمود:

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود:

هیچ چیز مانند تنگ نظری، اسلام شخص را تباه نمی سازد.

سپس فرمود: همانا این تنگ نظری حرکت ضعیف و نامحسوسی مانند حرکت مورچه و شاخه ای مانند شاخه های دام صیاد دارد.

6- جابر گوید: امام باقر (علیه السلام) فرمود رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود:

لَيْسَ بِالْبَخِيلِ الَّذِي يُؤَدِّي الزَّكَاةَ الْمَفْرُوضَةَ فِي مَالِهِ وَ يُعْطِي الْبَائِنَةَ فِي قَوْمِهِ.

7- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ شَرِيفِ بْنِ سَابِقٍ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ أَبِي قُرَّةَ قَالَ: قَالَ أَبو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام): تَدْرِي مَا الشَّحِيحُ؟

قُلْتُ: هُوَ الْبَخِيلُ.

قَالَ: السُّحُ أَشَدُّ مِنَ الْبُخْلِ. إِنَّ الْبَخِيلَ يَبْخَلُ بِمَا فِي يَدِهِ، وَ الشَّحِيحُ يَشُحُ عَلَى مَا فِي أَيْدِي النَّاسِ وَ عَلَى مَا فِي يَدَيْهِ حَتَّى لا يَرَى مِمَّا فِي أَيْدِي النَّاسِ شَيْئًا إِلَّا تَمَنَّى أَنْ يَكُونَ لَهُ بِالْحِلِّ وَ الْحَرَامِ وَ لَا يَقْنَعُ بِمَا رَزَقَهُ اللَّهُ.

8- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ الْمُغِيرَةِ عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أبي جَعْفَر (علیه السلام) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله):

لَيْسَ الْبَخِيلُ مَنْ أَدَّى الزَّكَاةَ الْمَفْرُوضَةً مِنْ مَالِهِ وَ أَعْطَى الْبَائِنَةَ فِي قَوْمِهِ. إِنَّمَا الْبَخِيلُ حَقُّ الْبَخِيل مَنْ لَمْ يُؤَدِّ الزَّكَاةَ الْمَفْرُوضَةَ مِنْ مَالِهِ، وَ لَمْ يُعْطِ الْبَائِنَةَ فِي قَوْمِهِ وَ هُوَ يُبَدِّرُ فِيمَا سِوَى ذَلِكَ.

کسی که زکات فریضه مال خود را بپردازد و دست عطایش در خویشان خود بگشاید، بخیل نیست.

7- فضل بن ابی قرّة گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: آیا می دانی شحیح کیست؟

گفتم: او بخیل است.

فرمود: شح شدیدتر از بخل است، زیرا بخیل نسبت به چیزی که در دست خود دارد بخل می ورزد، و شحیح هم بر آن چه در دست مردم است و هم به آن چه در دست خود او است، بخل می کند، به گونه ای که چیزی را در دست مردم نمی بیند مگر آن که آرزو می کند که آن چیز - چه از حلال و چه از حرام - متعلق به او باشد و به آن چه خدا به او داده است قانع نمی شود.

8- جابر گوید: امام باقر (علیه السلام) فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود:

کسی که زکات واجب را از مال خود بپردازد، و دست عطایش را در خویشان خود بگشاید بخیل نیست، بلکه بخیل واقعی کسی است که زکات واجب را از مال خود نپردازد، و دست عطا در خویشان خود نداشته باشد در حالی که در موارد دیگر ول خرجی کند.

بخش سی و هفتم

اشاره

بَابُ النَّوَادِرِ

1- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ سُفْيَانَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:

يَأْتِي عَلَى النَّاسِ زَمَانٌ مَنْ سَأَلَ النَّاسَ عَاشَ وَ مَنْ سَكَتَ مَاتَ.

قُلْتُ: فَمَا أَصْنَعُ إِنْ أَدْرَكْتُ ذَلِكَ الزَّمَانَ؟

قَالَ: تُعِينُهُمْ بِمَا عِنْدَكَ فَإِنْ لَمْ تَجِدْ فَتُجَاهِدُ.

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ وَهْبٍ عَنْ عَبْدِ الْأَعْلَى عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله):

أَفْضَلُ الصَّدَقَةِ صَدَقَةٌ عَنْ ظَهْرِ غِنِّى.

3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله):

چند حدیث نکته دار

1- اسحاق بن عمار گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

زمانی بر مردم فرا خواهد رسید هر که از مردم سؤال کرد زنده میماماند و هر که ساکت ماند، می میرد.

گفتم: اگر آن زمان را یافتم چه کنم؟

فرمود: آنها را با آن چه داری، یاری کن و اگر نیافتی در رفع نیازهای آنها تلاش کن.

2- عبدالاعلی گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود:

بهترین صدقه، صدقه از روی بی نیازی است.

3 - سکوی گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) می فرمود:

أَفْضَلُ الصَّدَقَةِ صَدَقَةٌ تَكُونُ عَنْ فَضْلِ الْكَفَّ.

4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْ فَلِي عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ فِي قَوْلِ الله (عزوجل): «وَ أَطْعِمُوا الْبَائِسَ الْفَقِيرَ».

قَالَ: هُوَ الزَّمِنُ الَّذِي لَا يَسْتَطِيعُ أَنْ يَخْرُجَ لِزَمَانَتِهِ.

5- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مِهْرَانَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ سَعْدِ بْنِ طَرِيفٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (علیه السلام) فِي قَوْلِ اللَّهِ (عزوجل): «فَأَمَّا مَنْ أَعْطَى وَ اتَّقَ وَ صَدَّقَ بِالْحُسْنَى».

بِأَنَّ اللَّهَ تَعَالَى يُعْطِى بِالْوَاحِدَةِ عَشَرَةٌ إِلَى مِائَةِ أَلْفِ فَمَا زَادَ «فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْيُسْرَى».

قَالَ: لا يُرِيدُ شَيْئاً مِنَ الْخَيْرِ إِلَّا يَسَّرَهُ اللَّهُ لَهُ.

«وَ أَمَّا مَنْ بَخِلَ وَ اسْتَغْنى».

قَالَ: بَخِلَ بِمَا آتَاهُ اللَّهُ (عزوجل) «وَ كَذَّبَ بِالْحُسْنى» بِأَنَّ اللَّهَ يُعْطِي بِالْوَاحِدَةِ عَشَرَةً إِلَى مِائَةِ أَلْفٍ، فَمَا زَادَ.

برترین صدقه، صدقه از فزونی مال است.

4- سکونی گوید: امام صادق (علیه السلام) در مورد گفتار خداوند (عزوجل) که می فرماید: «فقیر شدید را اطعام کنید» فرمود:

منظور فرد زمین گیری است که به خاطر آن نتواند بیرون رود.

5- سعد بن طریف گوید: امام باقر (علیه السلام) در مورد گفتار خداوند (عزوجل) که می فرماید: «آن که صدقه داد و پرهیزکاری کرد به پاداش نیکو و تصدیق کرد، به این که خدای تعالی در برابر یکی، ده برابر تا صدهزار برابر و پیش از آن می دهد. پس او را متمکن می کنیم» فرمود:

آن شخصی هر کار خیری را اراده کند، خداوند آن را بر او آسان می کند.

«و اما آن که بخل ورزید و خود را بی نیاز دانست» فرمود: بخل ورزید به آن چه خداوند (عزوجل) به او داده «و پاداش نیکو را تکذیب نمود» به این که خدا در برابر یکی، ده برابر تا صدهزار برابر و بیشتر به او می دهد.

«فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْعُسْرَى».

قَالَ: لا يُرِيدُ شَيْئاً مِنَ الشَّرِّ إِلَّا يَسَّرَهُ لَهُ.

«وَ مَا يُغْنِي عَنْهُ مَالُهُ إِذَا تَرَدُّى».

قَالَ: أَمَا وَ اللَّهِ، مَا هُوَ تَرَدَّى فِي بِشْرٍ وَ لا مِنْ جَبَلٍ وَ لَا مِنْ حَائِطٍ، وَ لَكِنْ تَرَدَّى فِي نَارِ جَهَنَّمَ.

6- وَ عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ زُرَارَةً عَنْ سَالِمِ بْنِ أَبِي حَفْصَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:

إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى يَقُولُ: مَا مِنْ شَيْءٍ إِلَّا وَ قَدْ وَ كَّلْتُ بِهِ مَنْ يَقْبِضَهُ غَيْرِي إِلَّا الصَّدَقَةَ، فَإِنِّي أَتَلَقَّفُهَا بِيَدِي تَلَقُفاً حَتَّى إِنَّ الرَّجُلَ لَيَتَصَدَّقُ بِالتَّمْرَةِ أَوْ بِشِقٌ تَمْرَةٍ فَأُرَبِّيهَا لَهُ كَمَا يُرَبِّي الرَّجُلُ فَلُوَّهُ وَ فَصِيلَهُ، فَيَأْتِي يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ هُوَ مِثْلُ أُحُدٍ وَ أَعْظَمُ مِنْ أَحَدٍ.

«پس او را در سختی قرار می دهیم» فرمود:

آن شخص چیزی از بدی را اراده نمی کند مگر آن را به او آسان می کند.

«و کفایت نمی کند از آن مال او چون فرو افتد» فرمود: آگاه باش! به خدا سوگند! این گونه نیست که او در چاه، یا از کوه و یا از دیوار سقوط کند، بلکه در آتش دوزخ فرو خواهد افتاد.

6- سالم بن ابی حفصه گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

خدای تبارک و تعالی می فرماید: هیچ چیزی نیست مگر کسی را گماشته ام که آن را دریافت کند مگر صدقه که آن را خود به دست خودم به سرعت می گیرم تا جایی که مردی یک خرما و یا قسمتی از آن را صدقه می دهد، من آن را پرورش می دهم آن سان که مرد بچه شتر از شیر جدا شده خود را پرورش می دهد وقتی در روز قیامت می آید آن دانه خرما و پاره ای از آن همانند کوه احد یا بزرگتر از آن شده است.

7- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِيهِ عَمَّنْ حَدَّثَهُ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ الْعَزْرَمِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:

جَاءَ رَجُلٌ إِلَى الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ (علیهما السلام) وَ هُمَا جَالِسَانِ عَلَى الصَّفَا، فَسَأَلَهُمَا.

فَقَالَا: إِنَّ الصَّدَقَةَ لَا تَحِلُّ إِلَّا فِي دَيْنٍ مُوجِعٍ، أَوْ غُرْمٍ مُفْظِعٍ، أَوْ فَقْرٍ مُدْقِعِ فَفِيكَ شَيْءٌ مِنْ هَذَا؟

قَالَ: نَعَمْ.

فَأَعْطَيَاهُ وَ قَدْ كَانَ الرَّجُلُ سَأَلَ عَبْدَ اللَّهِ بْنَ عُمَرَ وَ عَبْدَ الرَّحْمَانِ بْنَ أَبِي بَكْرٍ فَأَعْطَيَاهُ وَ لَمْ يَسْأَلَاهُ عَنْ شَيْءٍ، فَرَجَعَ إِلَيْهِمَا فَقَالَ لَهُمَا: مَا لَكُمَا لَمْ تَسْأَلانِي عَمَّا سَأَلَنِي عَنْهُ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ (علیهما السلام) وَ أَخْبَرَهُمَا بِمَا قَالا.

فَقَالَا: إِنَّهُمَا غُذْيَا بِالْعِلْمِ غِذَاءٌ.

8- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَمَّنْ حَدَّثَهُ عَنْ مِسْمَع عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله):

7- عبدالرحمان عزر می گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: امام حسن و امام حسین (علیهما السلام) در صفا نشسته بودند، مردی آمد و از آنها سؤال کرد. فرمودند: صدقه حلال نمی شود، مگر در بدهی دردآور، یا خسارتی که انسان را در سختی اندازد، یا فقری که به خاک اندازد، در تو چیزی از اینها هست؟

گفت: آری.

پس به او عطا کردند. آن مرد پیشتر از عبدالله بن عمر و عبد الرحمان ابی بکر نیز سؤال کرده بود که به او عطا نموده بودند، ولی چیزی از او نپرسیده بودند. آن مرد نزد آن دو برگشت و به آنها گفت: چرا شما از من در مورد آن چه امام حسن و امام حسين (علیهما السلام) پرسیدند، نپرسیدید؟ و سخن آن بزرگوران به آنها باز گفت. پاسخ دادند: آنان با علم و دانش پرورش یافته و تغذیه شده اند.

8- مسمع گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود:

لا تَسْأَلُوا أُمَّتِي فِي مَجَالِسِهَا فَتُبَخُلُوهَا.

9- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ الْوَشَّاءِ عَنْ أَبَانٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) فِي قَوْلِ اللَّهِ (عزوجل): «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِنْ طَيِّبَاتِ مَا كَسَبْتُمْ وَ مِمَّا أَخْرَجْنَا لَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَ لا تَيَمَّمُوا الْخَبِيثَ مِنْهُ تُنْفِقُونَ ».

قَالَ: كَانَ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله) إِذَا أَمَرَ بِالنَّخْلِ أَنْ يُزَكَّى يَجِيءُ قَوْمٌ بِأَلْوَانِ مِنْ تَمْرٍ وَ هُوَ مِنْ أَرْدَى التَّمْرِ يُؤَدُّونَهُ مِنْ زَكَاتِهِمْ تَمْراً يُقَالُ لَهُ: الْجُعْرُورُ وَ الْمِعَافَارَةُ قَلِيلَةَ الحَاءِ عَظِيمَةَ النَّوَى، وَ كَانَ بَعْضُهُمْ يَجِيءُ بِهَا عَنِ التَّمْرِ الْجَيَّدِ.

فَقَالَ رَسُولُ اللهِ (صلى الله عليه و آله): لا تَخْرُصُوا هَاتَيْنِ التَّمْرَتَيْنِ وَ لَا تَجِينُوا مِنْهَا بِشَيْءٍ، وَ فِي ذَلِكَ نَزَلَ: «وَ لَا تَيَمَّمُوا الْخَبِيثَ مِنْهُ تُنْفِقُونَ وَ لَسْتُمْ بِآخِذِيهِ إِلَّا أَنْ تُغْمِضُوا فِيهِ » وَ الْإِغْمَاضُ أَنْ تَأْخُذَ هَاتَيْنِ التَّمْرَتَيْنِ.

10- وَ فِي رِوَايَةٍ أُخْرَى عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) فِي قَوْلِ اللَّهِ (عزوجل): «أَنْفِقُوا مِنْ طَيِّبَاتِ مَا كَسَبْتُمْ».

در مجالس از امت من چیزی درخواست نکنید که آنها را به بخل نسبت دهید.

9- ابو بصیر گوید: امام صادق (علیه السلام) در مورد گفتار خداوند (عزوجل) که می فرماید: «ای کسانی که ایمان آوردند! از بخش های پاکیزۀ اموالی که به دست آورده اید و از آن چه برای شما از زمین بیرون آوردیم، انفاق کنید و برای انفاق به سراغ بخش های ناپاک نروید».

فرمود: هنگامی که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) امر می فرمود: که مسلمانان زکات خرما را بدهند عده ای خرماهای نامرغوب می آوردند و به عنوان زکات می دادند که نام آنها جعرور و معافارة بود. آنها خرمای کم گوشت و هسته درشت بودند و عده ای از آنها خرمای مرغوب می آوردند.

رسول خد (صلی الله علیه و آله) فرمودک این دو نوع خرما را تخمین نزنید و چیزی از آن را نیاورید. در این هنگام این آیه نازل شد «و برای انفاق به سراغ بخش های ناپاک نروید که خودتان حاضر به پذیرش آنها نیستید، مگر از روی اغماض و کراهت». اغماض این است که این دو رقم خرما را بگیرید.

10- ابوبصیر گوید: امام صادق (علیه السلام) در مورد گفتار خداوند (عزوجل) که می فرماید «از بخش های پاکیزه اموالتان انفاق کنید» فرمود:

فَقَالَ: كَانَ الْقَوْمُ قَدْ كَسَبُوا مَكَاسِبَ سَوْءٍ فِي الْجَاهِلِيَّةِ. فَلَمَّا أَسْلَمُوا أَرَادُوا أَنْ يُخْرِجُوهَا مِنْ أَمْوَالِهِمْ لِيَتَصَدَّ قُوا بِهَا، فَأَبَى اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى إِلَّا أَنْ يُخْرِجُوا مِنْ أَطْيَبِ مَا كَسَبُوا.

11- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ رَجُل عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:

جَاءَ رَجُلٌ إِلَى النَّبِيِّ الله (صلى الله عليه و آله) فَقَالَ: إِنِّي شَيْخٌ كَثِيرُ الْعِيَالِ ضَعِيفُ الرُّكْنِ قَلِيلُ الشَّيْءِ، فَهَلْ مِنْ مَعُونَةٍ عَلَى زَمَانِي؟

فَنَظَرَ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله) إِلَى أَصْحَابِهِ وَ نَظَرَ إِلَيْهِ أَصْحَابُهُ وَ قَالَ: قَدْ أَسْمَعَنَا الْقَوْلَ وَ أَسْمَعَكُمْ.

فَقَامَ إِلَيْهِ رَجُلٌ فَقَالَ: كُنْتُ مِثْلَكَ بِالْأَمْسِ، فَذَهَبَ بِهِ إِلَى مَنْزِلِهِ فَأَعْطَاهُ مِرْوَداً مِنْ تِبْرٍ وَكَانُوا يَتَبَايَعُونَ بِالتَّبْرِ وَ هُوَ الذَّهَبُ وَ الْفِضَّةُ.

فَقَالَ الشَّيْخُ: هَذَا كُلُّهُ.

عده ای در زمان جاهلیت کسب و کار بدی داشتند، چون اسلام آوردند و خواستند آنها را از اموال خود بیرون آوردند صدقه دادند. پس خدای تبارک و تعالی آنها را از این کار باز داشت مگر که از پاکیزه ترین اموال خود صدقه دهند.

11- راوی گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: مردی خدمت پیامبر (صلی الله علیه و آله) شرفیاب شد و گفت: من پیر مرد بسیار عیالمند، کم درآمد و کم دارایی هستم، آیا می توانید مدتی به من کمکی کنید؟

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به اصحاب خود و آنها هم به حضرتش نگاه کردند. آن گاه فرمودک او سخن خود را بر ما و شما شنوایند.

مردی برخاست و گفت: من هم دیروز همانند تو بودم. او را به خانه اش برد و به او مشتی طلا و نقره بی سکه داد، آنان همین طور مشغول خرید و فروش بودند.

پیر مرد گفت: همه این ها مال من است؟

قَالَ: نَعَمْ.

فَقَالَ الشَّيْخُ: أَقْبِلْ تِبْرَكَ، فَإِنِّي لَسْتُ بِجِنِّي وَ لَا إِنْسِي، وَ لَكِنِّي رَسُولٌ مِنَ اللَّهِ لأَبْلُوَكَ فَوَجَدْتُكَ شَاكِراً فَجَزَاكَ اللَّهُ خَيْراً.

12- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ مِسْمَعِ بْنِ عَبْدِ الْمَلِكِ قَالَ: كُنَّا عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) بِمِنِّى وَ بَيْنَ أَيْدِينَا عِنَبٌ نَأْكُلُهُ فَجَاءَ سَائِلٌ فَسَأَلَهُ فَأَمَرَ بِعُنْقُودٍ فَأَعْطَاهُ.

فَقَالَ السَّائِلُ: لا حَاجَةَ لِي فِي هَذَا، إِنْ كَانَ دِرْهَمْ.

قَالَ: يَسَعُ اللَّهُ عَلَيْكَ.

فَذَهَبَ ثُمَّ رَجَعَ فَقَالَ: رُدُّوا الْعُنْقُودَ.

فَقَالَ: يَسَعُ اللَّهُ لَكَ وَ لَمْ يُعْطِهِ شَيْئًا.

ثُمَّ جَاءَ سَائِلٌ آخَرُ، فَأَخَذَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) ثَلَاثَ حَبَّاتٍ عِنَبٍ فَنَاوَلَهَا إِيَّاهُ.

فَأَخَذَ السَّائِلُ مِنْ يَدِهِ ثُمَّ قَالَ: الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ الَّذِي رَزَقَنِي.

گفت: آری.

پیرمرد گفت: طلا و نقره خود را بگیر که من از جن و انس نیستم، ولی فرستاده ای از جانب خدا هستم تا تو را بیازمایم. پس تو را شکرگزار یافتم، خداوند به تو جزای خیر دهد.

12- مسمع بن عبدالملك گوید: در منا خدمت امام صادق (علیه السلام) بودیم. پیش روی ما انگور بود که می خوردیم، سائلی آمد و از حضرتش سؤال کرد.

آن حضرت امر فرمود که یک خوشه انگور به او دادم.

سائل گفتک احتیاج به این ندارم، اگر درهم باشد بدهید.

حضرت فرمودک خدا به تو وسعت دهد.

او رفت دوباره برگشت و گفت: انگور را بدهید.

حضرت فرمود: خدا به تو وسعت دهد.

و چیزی به او نداد، سپس سائل دیگری آمد، امام صادق (علیه السلام) سه دانه انگور گرفت و به او داد. سائل از دست حضرتش گرفت و گفت: الحمد لله رب العالمین که مرا روزی داد.

فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام): مَكَانَكَ! فَحَشَا مِلْءَ كَفَّيْهِ عِنَبَاً، فَنَاوَلَهَا إِيَّاهُ.

فَأَخَذَهَا السَّائِلُ مِنْ يَدِهِ، ثُمَّ قَالَ: الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ.

فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام): مَكَانَكَ يَا غُلَامُ! أَيُّ شَيْءٍ مَعَكَ مِنَ الدَّرَاهِم.

فَإِذَا مَعَهُ نَحْو مِنْ عِشْرِينَ دِرْهَماً فِيمَا حَزَرْنَاهُ أَوْ نَحْوِهَا، فَنَاوَلَهَا إِيَّاهُ.

فَأَخَذَهَا ثُمَّ قَالَ: الْحَمْدُ لِلَّهِ هَذَا مِنْكَ وَحْدَكَ لا شَرِيكَ لَكَ.

فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام): مَكَانَكَ! فَخَلَعَ قَمِيصاً كَانَ عَلَيْهِ، فَقَالَ: الْبَسْ هَذَا.

فَلَبِسَهُ ثُمَّ قَالَ: الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي كَسَانِي وَ سَتَرَنِي يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ! أَوْ قَالَ: جَزَاكَ اللَّهُ خَيْراً. لَمْ يَدْعُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) إِلَّا بِذَا، ثُمَّ انْصَرَفَ فَذَهَبَ.

قَالَ: فَظَنَنَّا أَنَّهُ لَوْ لَمْ يَدْعُ لَهُ لَمْ يَزَلْ يُعْطِيهِ، لِأَنَّهُ كُلَّمَا كَانَ يُعْطِيهِ حَمِدَ اللَّهَ أَعْطَاهُ.

13- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:

إِذَا ضَاقَ أَحَدُكُمْ فَلْيُعْلِمْ أَخَاهُ وَ لَا يُعِينُ عَلَى نَفْسِهِ.

امام صادق (علیه السلام) فرمود: بایست! آن گاه دو کف خود را پر از انگور کرد و به او داد، باز سائل از دست حضرتش گرفت و گفت: الحمد لله رب العالمين.

امام صادق (علیه السلام) فرمود: بایست! ( آن گاه رو به غلامش کرد و فرمود:) ای غلام! چند درهم نزد توست؟

او در حدود بیست درهم به او داد و او گرفت. باز گفت: الحمد لله هذا منك وحدك لاشريك لك.

امام صادق (علیه السلام) فرمود: بایست! آن گاه پیراهن خود را که در تن داشت درآورد و فرمود: این را بپوش.

او پیراهن را پوشید، سپس گفت: الحمد لله آن که مرا پوشانید و مرا مستور فرمود. ای اباعبدالله! خدا به تو جزای خیر دهد.

همین دعا را در حق امام صادق (علیه السلام) کرد، سپس برگشت و رفت.

راوی گوید: ما گمان کردیم اگر او حضرت را دعا نمی کرد، حضرتش پیوسته به او عطا می فرمود، زیرا هر چه به او عطا می فرمود حمد خدا را می نمود باز به او عطا می فرمود.

13- حریز گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

هرگاه یکی از شما در تنگنا قرار گرفت برادر دینی خود را آگاه کند و بر خود سخت نگیرد.

14- مُحَمَّدُ بْنُ عَلِي عَنْ مَعْمَرٍ رَفَعَهُ قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ) فِي بَعْضِ خُطَبِهِ:

إِنَّ أَفْضَلَ الْفِعَالِ صِيَانَةُ الْعِرْضِ بِالْمَالِ.

15- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجِ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) يَقُولُ:

ثَلَاثَةٌ إِنْ يَعْلَمُهُنَّ الْمُؤْمِنُ كَانَتْ زِيَادَةٌ فِي عُمُرِهِ وَ بَقَاءَ النِّعْمَةِ عَلَيْهِ.

فَقُلْتُ: وَ مَا هُنَّ؟

قَالَ: تَطْوِيلُهُ فِي رُكُوعِهِ وَ سُجُودِهِ فِي صَلَاتِهِ، وَ تَطْوِيلُهُ لِجُلُوسِهِ عَلَى طَعَامِهِ إِذَا أَطْعَمَ عَلَى مَائِدَتِهِ، وَ اصْطِنَاعُهُ الْمَعْرُوفَ إِلَى أَهْلِهِ.

16- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ:

14- معمر در روایت مرفوعه ای گوید: امیرمؤمنان علی (علیه السلام) در بعضی از خطبه هایش فرمود:

بهترین کارها نگهداشتن آبرو با مال است.

15- زراره گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که می فرمود:

سه چیز است که اگر مؤمن بداند باعث زیادی عمر و بقای نعمت بر او می شود.

گفتم: آنها کدامند؟

فرمود: طول دادن رکوع و سجود در نماز، طول دادن نشستن در کنار سفره غذا و نیکو کاری بر اهل آن.

16- سماعه گوید:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قُلْتُ: قَوْمٌ عِنْدَهُمْ فَضُولٌ وَ بِإِخْوَانِهِمْ حَاجَةٌ شَدِيدَةٌ وَ لَيْسَ تَسَعُهُمُ الزَّكَاةُ أَ يَسَعُهُمْ أَنْ يَشْبَعُوا وَ يَجُوعَ إِخْوَانُهُمْ، فَإِنَّ الزَّمَانَ شَدِيدٌ؟ فَقَالَ: الْمُسْلِمُ أَخُو الْمُسْلِم، لا يَظْلِمُهُ وَ لا يَخْذُلُهُ وَ لَا يَحْرِمُهُ، فَيَحِقُ عَلَى الْمُسْلِمِينَ الاجْتِهَادُ فِيهِ وَ التَّوَاصُلُ وَ التَّعَاوُنُ عَلَيْهِ وَ الْمُوَاسَاةُ لِأَهْلِ الْحَاجَةِ، وَ الْعَطْفُ مِنْكُمْ يَكُونُونَ عَلَى مَا أَمَرَ اللَّهُ فِيهِمْ «رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ» مُتَرَاحِمِينَ.

بخش سی و هشتم

اشاره

بَابُ فَضْلِ إِطْعَامِ الطَّعَامِ

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى بْنِ عُبَيْدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ وَ غَيْرِهِ عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ (علیه السلام) قَالَ:

مِنْ مُوجِبَاتِ مَغْفِرَةِ اللَّهِ تَبَارَكَ وَتَعَالَى إِطْعَامُ الطَّعَامِ.

از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم: عده ای مال اضافی دارند و برادران دینی آنها در احتیاج شدید زندگی می کنند و زکات هم شامل آنها نمی شود، آیا جایز است که آنها سیر و برادرانشان گرسنه باشند؟ زیرا زندگی در این زمانه سخت شده است؟

فرمود: مسلمان برادر مسلمان است، او را ستم نمی کند و او را رها و محروم نمی سازد، مسلمانان باید برای رفع مشکل او تلاش کنند، به او کمک نمایند و با اهل حاجت مواسات نمایند و مهربانی از شما باشد که بر آن چه خدا امر فرموده که «ما بین خود مهربانند» به همدیگر رحم کنند.

فضیلت اطعام غذا

1- موسی بن بکر گوید: امام کاظم (علیه السلام) فرمود:

از سبب های آمرزش خدای تبارک و تعالی غذا دادن است.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام): مِنَ الْإِيمَانِ حُسْنُ الْخُلُقِ وَ إِطْعَامُ الطَّعَام.

3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ الْقَاسَانِيِّ عَمَّنْ حَدَّثَهُ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْن الْقَاسِمِ الْجَعْفَرِي عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله):

خَيْرُكُمْ مَنْ أَطْعَمَ الطَّعَامَ، وَ أَفْشَى السَّلَامَ، وَ صَلَّى وَ النَّاسُ نِيَامٌ.

4- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِي عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيَّ عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنْ عُمَرَ بْنِ شِمْرٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ: كَانَ عَلِيٌّ (علیه السلام) يَقُولُ:

إِنَّا أَهْلُ بَيْتٍ أُمِرْنَا أَنْ نُطْعِمَ الطَّعَامَ، وَ نُؤَدِّيَ فِي النَّاسِ الْبَائِنَةَ، وَ نُصَلِّيَ إِذَا نَامَ النَّاسُ.

5- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِي عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ يُوسُفَ عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنْ فَيْضِ بْنِ الْمُخْتَارِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:

الْمُنْجِيَاتُ إِطْعَامُ الطَّعَامِ، وَ إِفْشَاءُ السَّلَامِ، وَ الصَّلَاةُ بِاللَّيْلِ وَ النَّاسُ نِيَامٌ.

2- حمّاد بن عثمان گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

اخلاق نيكو و اطعام غذا از ایمان است.

3- عبدالله جعفری گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود:

بهترین شما کسی است که به مردم غذا دهد، آشکارا سلام نماید و نماز خواند در حالی که مردم در خوابند.

4- جابر گوید: امام باقر (علیه السلام) فرمود: علی (علیه السلام) همواره می فرمود:

ما اهل بیت مأمور شدیم که به مردم غذا بخورانیم، به آنان عطیه ای عطا کنیم و نماز بخوانیم در حالی که مردم در خوابند.

5- فیض بن مختار گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

نجات دهندگان انسان عبارتند از: خورانیدن طعام، افشای سلام و نماز خواندن در شب هنگام در حالی که مردم در خوابند.

6- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ:

إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى يُحِبُّ إِهْرَاقَ الدِّمَاءِ، وَ إِطْعَامَ الطَّعَامِ.

7- مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ الْحَكَم عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:

مِنْ أَحَبَّ الْأَعْمَالِ إِلَى اللَّهِ (عزوجل) إِشْبَاعُ جَوْعَةِ الْمُؤْمِنِ، أَوْ تَنْفِيسُ كُرْبَتِهِ، أَوْ قَضَاءُ دَيْنِهِ.

8- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى بْنِ عُبَيْدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ ثَعْلَبَةَ بْنِ مَيْمُونٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ:

إِنَّ اللَّهَ (عزوجل) يُحِبُّ إِطْعَامَ الطَّعَامِ وَ إِرَاقَةَ الدِّمَاءِ.

9- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:

6- ابوبصیر گوید: امام باقر (علیه السلام) فرمود:

خدای تبارک و تعالی ریختن خون قربانی، و طعام دادن را دوست می دارد.

7- هشام بن حکم گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

محبوب ترین اعمال نزد خداوند (عزوجل) سیر نمودن مؤمن گرسنه، یا زدودن غم و اندوه او یا پرداخت بدهی اوست.

8- زراره نیز نظیر این روایت را از امام باقر (علیه السلام) نقل می کند.

9- راوی گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

أُتِيَ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله) بِأَسَارَى فَقُدِّمَ رَجُلٌ مِنْهُمْ لِيُضْرَبَ عُنْقُهُ.

فَقَالَ لَهُ جَبْرَئِيلُ: أَخَّرْ هَذَا الْيَوْمَ يَا مُحَمَّدُ!

فَرَدَّهُ وَ أَخْرَجَ غَيْرَهُ حَتَّى كَانَ هُوَ آخِرَهُمْ، فَدَعَا بِهِ لِيُضْرَبَ عُنْقُهُ.

فَقَالَ لَهُ جَبْرَئِيلُ: يَا مُحَمَّدُ! رَبُّكَ يُقْرِئُكَ السَّلَامَ وَ يَقُولُ لَكَ: إِنَّ أَسِيرَكَ هَذَا يُطْعِمُ الطَّعَامَ، وَ يُقْرِي الضَّيْفَ، وَ يَصْبِرُ عَلَى النَّائِبَةِ، وَ يَحْمِلُ الْحَمَالَاتِ.

فَقَالَ لَهُ النَّبِيُّ (صلی الله علیه و آله): إِنَّ جَبْرَئِيلَ أَخْبَرَنِي فِيكَ مِنَ اللَّهِ (عزوجل) بِكَذَا وَ كَذَا وَ قَدْ أَعْتَقْتُكَ.

فَقَالَ لَهُ: إِنَّ رَبَّكَ لَيُحِبُّ هَذَا؟

فَقَالَ: نَعَمْ

فَقَالَ: أَشْهَدُ أَنْ لا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ أَنَّكَ رَسُولُ اللهِ. وَ الَّذِي بَعَثَكَ بِالْحَقِّ نَبِيّاً! لا رَدَدْتُ عَنْ مَالِي أَحَداً أَبَداً.

اسیرانی را نزد رسول خدا (صلی الله علیه و آله) آوردند، یکی از آنها را پیش آوردند که گردنش زده شود ناگاه جبرئیل گفت: ای محمد! حکم را امروز به تأخیر انداز. حضرتش حکم او را اجرا نکرد. پس دیگران را پیش آوردند تا او آخرین نفر شد. وقتی خواست گردنش زده شود.

جبرئیل به او گفت: ای محمد! پروردگارت به تو سلام رسانید و به تو امر می فرماید که این اسیر تو اطعام طعام می کند، به مهمان اکرام می نماید، و بر ناملایمات صبر می کند، بارهای مردم را بردوش می کشد.

پیامبر (صلی الله علیه و آله) به او فرمود: جبرئیل درباره تو از خداوند (عزوجل) چنین و چنان خبر می دهد و من تو را آزاد نمودم.

او به پیامبر (صلی الله علیه و آله): گفت به راستی پروردگار تو این کارها را دوست می دارد؟

فرمود: آری.

گفت: أشهد أن لا إله إلا الله و أنّك رسول الله. سوگند به آن که تو را به حق به پیامبری بر انگیخت! هرگز از مال خود کسی را رد ننموده ام.

10- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مَيْمُونٍ عَنْ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِيهِ (علیهما السلام) أَنَّ النَّبِيَّ (صلى الله عليه و آله) قَالَ:

الرِّزْقُ أَسْرَعُ إِلَى مَنْ يُطْعِمُ الطَّعَامَ مِنَ السِّكِّينِ فِي السَّنَامِ.

11- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ الْمُغِيرَةِ عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ (علیه السلام) قَالَ:

كَانَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) يَقُولُ: مِنْ مُوجِبَاتِ مَغْفِرَةِ الرَّبِّ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى إِطْعَامُ الطَّعَام.

12- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُعَمَّرِ بْنِ خَلَّادٍ قَالَ:

كَانَ أَبُو الْحَسَنِ الرِّضَاء (علیه السلام) إِذَا أَكَلَ أُتِيَ بِصَحْفَةٍ فَتُوضَعُ بِقُرْبِ مَائِدَتِهِ فَيَعْمِدُ إِلَى لَا أَطْيَبِ الطَّعَامِ مِمَّا يُؤْتَى بِهِ، فَيَأْخُذُ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ شَيْئًا، فَيَضَعُ فِي تِلْكَ الصَّحْفَةِ. ثُمَّ بِهَا لِلْمَسَاكِينِ، ثُمَّ يَتْلُو هَذِهِ الْآيَةَ «فَلَا اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ».

ثُمَّ يَقُولُ: عَلِمَ اللَّهُ (عزوجل) أَنَّهُ لَيْسَ كُلُّ إِنْسَانٍ يَقْدِرُ عَلَى عِتْقِ رَقَبَةٍ، فَجَعَلَ لَهُمُ السَّبِيلَ إِلَى الْجَنَّةِ.

10- عبدالله بن میمون گوید: امام صادق (علیه السلام) از پدر بزرگوار خود (علیهما السلام) روایت نمود که پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود:

کسی که اطعام طعام می کند، روزی او از فرو رفتن چاقو در کوهان شتر با نفوذتر است.

11- موسى بن بکر گوید: امام کاظم (علیه السلام) فرمود: پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) همواره می فرمود: از سبب های آمرزش پروردگار متعال غذا دادن است. 12- معمر بن خلاد گوید: روش امام رضا (علیه السلام) این گونه بود آن گاه که غذا میل می فرمود کاسه بزرگی می آوردند و آن کنار سفره گذاشته می شد و از بهترین غذاها که به او آورده می شد، از هر کدام مقداری بر می داشت و در آن کاسۀ بزرگ می گذاشت، سپس می فرمود: آن را به بینوایان بدهید، سپس این آیه را تلاوت می فرمود: «پس او از آن گردنه مهم نگذشت».

آن گاه می فرمود: خداوند (عزوجل) دانست که هر کسی نمی تواند بنده آزاد کند. پس بر آنها راهی به سوی بهشت قرار داد (و به اطعام طعام دستور داد).

بخش سی و نهم

اشاره

بَابُ فَضْلِ الْقَصْدِ

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ بُرَيْدِ بْنِ مُعَاوِيَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ:

قَالَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ (علیهما السلام):

لِيُنْفِقِ الرَّجُلُ بِالْقَصْدِ وَ بُلْغَةِ الْكَفَافِ وَ يُقَدِّمُ مِنْهُ فَضْلاً لِآخِرَتِهِ، فَإِنَّ ذَلِكَ أَبْقَى لِلنِّعْمَةِ وَ أَقْرَبُ إِلَى الْمَزِيدِ مِنَ اللَّهِ (عزوجل) وَ أَنْفَعُ فِي الْعَافِيَةِ.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ صَالِحٍ بْنِ السَّنْدِيٌّ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ بَشِيرٍ عَنْ دَاوُدَ الرَّفِّيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:

إِنَّ الْقَصْدَ أَمْرٌ يُحِبُّهُ اللَّهُ (عزوجل). وَ إِنَّ السَّرَفَ أَمْرٌ يُبْغِضُهُ اللَّهُ حَتَّى طَرْحَكَ النَّوَاةَ، فَإِنَّهَا تَصْلُحُ لِلشَّيْءِ وَ حَتَّى صَبَّكَ فَضْلَ شَرَابِكَ.

فضیلت میانه روی

1- یزیدبن معاویه گوید: امام باقر (علیه السلام) فرمود: امام سجاد (صلوات الله عليه) فرمود:

انسان باید به اندازه کفاف هزینه کند و فزونی آن را به جهان آخرت پیش فرستد، زیرا همان باقی دارندۀ نعمت است و به فزونی از جانب خداوند (عزوجل) نزدیکتر است و برای عافیت سودمند است.

2- داوود رقّی گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

میانه روی، کاری است که خداوند (عزوجل) آن را دوست دارد و اسراف، کاری است که خداوند آن را دشمن دارد، به گونه ای که به دور افکندن هستۀ خرما بینجامد، زیرا آن نیز مورد مصرف قرار می گیرد، همین طور است دور ریختن فزونی آب.

3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) فِي قَوْلِ اللَّهِ (عزوجل): «وَ يَسْتَلُونَكَ مَا ذَا يُنْفِقُونَ قُلِ الْعَفْوَ».

قَالَ: الْعَفْوُ الْوَسَطُ.

4- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ رَفَعَهُ قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ):

الْقَصْدُ مَتْرَاةٌ وَالسَّرَفُ مَتْوَاةٌ.

5- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ يُونُسَ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ (علیهما السلام) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله):

ثَلَاتٌ مُنْجِيَاتٌ: فَذَكَرَ الثَّالِثُ الْقَصْدُ فِي الْغِنَى وَ الْفَقْرِ.

6- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عُمَرَ بْنِ أَبَانِ عَنْ مُدْرِكِ بْنِ أَبِي الْهَرْهَازِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ:

ضَمِنْتُ لِمَنِ اقْتَصَدَ أَنْ لَا يَفْتَقِرَ.

3- راوی گوید: امام صادق (علیه السلام) در تفسیر گفتار خداوند (عزوجل) که می فرماید «از تو می پرسند که چه چیزی انفاق کنند؟ بگو: عفو را» می فرمود منظور از عفو، میانه است.

4- علی بن محمد در روایت مرفوعه ای گوید: امیر مؤمنان على (صلوات الله عليه) فرمود:

میانه روی ثروت آور و اسراف، از بین بردن آن است.

5- ابوحمزه گوید: امام سجاد (علیه السلام) فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود:

سه چیز نجات دهنده هستند؛ سومین آنها میانه روی در توانگری و فقر است.

6- مدرک بن ابی هزهاز گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که می فرمود:

ضمانت می کنم برای کسی که میانه روی کند فقیر نشود.

7- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ يُونُسَ بْنِ يَعْقُوبَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ وَ اقِدِ اللَّحَامِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:

لَوْ أَنَّ رَجُلاً أَنْفَقَ مَا فِي يَدَيْهِ فِي سَبِيلٍ مِنْ سَبِيلِ اللَّهِ مَا كَانَ أَحْسَنَ وَ لَا وُفِّقَ.

أَلَيْسَ يَقُولُ اللَّهُ تَعَالَى: «وَلا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ»، «وَ أَحْسِنُوا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ» يَعْنِي الْمُقْتَصِدِينَ.

8- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مَرْوَكِ بْنِ عُبَيْدٍ عَنْ أَبِيهِ عُبَيْدٍ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام):

يَا عُبَيْدُ! إِنَّ السَّرَفَ يُورِثُ الْفَقْرَ، وَ إِنَّ الْقَصْدَ يُورِثُ الْغِنَى.

9- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِي عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرٍ قَالَ: قَالَ أَبُو الْحَسَنِ (علیه السلام):

مَا عَالَ امْرُؤٌ فِي اقْتِصَادٍ.

7- حماد بن واقد گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

اگر انسان تمام دارایی خود را در راهی از راه های خدا انفاق کند، کار نیکویی نکرده است و موفق نیست، آیا خدای تعالی نمی فرماید: «با دستانتان خود را به هلاکت نیندازید»، و نیکی کنید که خدا نیکوکاران را دوست دارد» یعنی: میانه روان را دوست می دارد.

8- عبید گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

ای عبید! همانا اسراف، فقر و ناداری و میانه روی، توانگری می آورد.

9- موسی بن بکر گوید: امام کاظم (علیه السلام) فرمود:

هیچ انسانی در میانه روی و اقتصاد فقیر و نادار نشد.

10- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ جَمِيعاً عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَبْدِ الْعَزِيزِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) أَنَّهُ قَالَ لَهُ:

إِنَّا نَكُونُ فِي طَرِيقِ مَكَّةَ فَنُرِيدُ الْإِحْرَامَ فَنَطَّلِي وَ لَا تَكُونُ مَعَنَا نُخَالَةٌ نَتَدَلَّكُ بِهَا مِنَ النُّورَةِ فَنَتَدَلَّكَ بِالدَّقِيقِ وَ قَدْ دَخَلَنِي مِنْ ذَلِكَ مَا اللَّهُ أَعْلَمُ بِهِ.

فَقَالَ: أَمَخَافَةَ الْإِسْرَافِ؟

قُلْتُ: نَعَمْ.

فَقَالَ: لَيْسَ فِيمَا أَصْلَحَ الْبَدَنَ إِسْرَافٌ، إِنِّي رُبَّمَا أَمَرْتُ بِالنَّقِيِّ فَيُلَتُ بِالزَّيْتِ فَأَتَدَلَّكَ بِهِ. إِنَّمَا الْإِسْرَافُ فِيمَا أَفْسَدَ الْمَالَ وَ أَضَرَّ بِالْبَدَنِ.

قُلْتُ: فَمَا الْاِقْتَارُ؟

قَالَ: أَكْلُ الْخَبْزِ وَ الْمِلْحِ، وَ أَنْتَ تَقْدِرُ عَلَى غَيْرِهِ.

قُلْتُ: فَمَا الْقَصْدُ؟

قَالَ: الْخُبْرُ وَ اللَّحْمُ وَ اللَّبَنُ وَ الْخَلُّ وَ السَّمْنُ مَرَّةً هَذَا وَ مَرَّةً هَذَا.

10- عده ای از اصحاب اسحاق بن عبدالعزیز گویند: به امام صادق (علیه السلام) گفتیم: ما در راه مکه آن گاه که می خواستیم محرم شویم بر خود نوره کشیدیم، سبوسی نداشتیم که بعد از نوره بر بدن خود بمالیم. از این رو آرد بر تن خود مالیدیم، آن گاه خدای داند چقدر ناراحت شدیم.

حضرت فرمود: از ترس اسراف؟

گفتیم: آری.

فرمود: چیزی که موجب تندرستی بدن است، اسراف نیست. من گاهی می گویم که آرد پوست کنده را با روغن زیتون مخلوط نموده و آن را به تن خود می مالم، همانا اسراف در چیزی است که مال را از بین برده و بر بدن ضرر برساند.

گفتم: پس اقتار (و خسیسی) چیست؟

فرمود: خوردن نان با نمک در حالی که می توانی غیر آن را میل کنی؟

گفتم: پس میانه روی چیست؟

فرمود: استفاده از گوشت، شیر، سرکه و روغن، گاهی از آن و گاهی از این.

11- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مَرْوَكِ بْنِ عُبَيْدٍ عَنْ رِفَاعَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:

إِذَا جَادَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى عَلَيْكُمْ فَجُودُوا، وَ إِذَا أَمْسَكَ عَنْكُمْ فَأَمْسِكُوا، وَ لَا تُجَاوِدُوا اللَّهَ فَهُوَ الْأَجْوَدُ.

12- أَحْمَدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ الصَّيْرَفِيِّ عَنِ ابْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله):

مَنِ اقْتَصَدَ فِي مَعِيشَتِهِ رَزَقَهُ اللَّهُ، وَ مَنْ بَذَّرَ حَرَمَهُ اللَّهُ.

13- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ حَسَّانَ عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ مُوسَى (علیه السلام) يَقُولُ:

الرِّفْقُ نِصْفُ الْعَيْشِ، وَ مَا عَالَ امْرُؤٌ فِي اقْتِصَادِهِ.

11- رفاعه گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

هرگاه خدای تبارک و تعالی بر شما بخشید، شما نیز ببخشید و آن گاه که از شما باز داشت شما نیز باز دارید و از خداوند بخشنده تر نباشید که همو بخشنده است.

12- ابن سنان گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود:

هر که در زندگی خود میانه روی پیش گیرد، خدا به او روزی می دهد و هر که اسراف کند، خدا او را محروم می کند.

13- موسی بن بکر گوید: از امام کاظم (علیه السلام) شنیدم که می فرمود:

سازش و نرمی (با اطرافیان) نیمی از زندگی است و انسان با به کار بردن میانه روی فقیر و نادار نخواهد نشد.

بخش چهلم

اشاره

بَابُ كَرَاهِيَةِ الشَّرَفِ وَالتَّقْتِير

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْن أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْجَوْهَرِيِّ عَنْ جَمِيلِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ عَبْدِ الْمَلِكِ بْن عَمْرُو الْأَحْوَلِ قَالَ: تَلَا أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) هَذِهِ الْآيَةَ: «وَ الَّذِينَ إِذَا أَنْفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَ لَمْ يَقْتُرُوا وَ كَانَ بَيْنَ ذَلِكَ قَوْاما».

قَالَ: فَأَخَذَ قَبْضَةً مِنْ حَصًى وَ قَبَضَهَا بِيَدِهِ، فَقَالَ: هَذَا الْإِقْتَارُ الَّذِي ذَكَرَهُ اللَّهُ كِتابه.

ثُمَّ قَبَضَ قَبْضَةً أُخْرَى فَأَرْخَى كَفَّهُ كُلَّهَا، ثُمَّ قَالَ: هَذَا الْإِسْرَافُ.

ثُمَّ أَخَذَ قَبْضَةً أُخْرَى فَأَرْخَى بَعْضَهَا وَ أَمْسَكَ بَعْضَهَا وَ قَالَ: هَذَا الْقَوَامُ.

2- وَ عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَمْرٍو عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَبَانِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ الْأَوَّلَ (علیه السلام) عَنِ النَّفَقَةِ عَلَى الْعِيَالِ.

فَقَالَ: مَا بَيْنَ الْمَكْرُوهَيْنِ: الْإِسْرَافِ وَ الْإِفْتَارِ.

نکوهش اسراف و سخت گیری

1- احول گوید: امام صادق (علیه السلام) این آیه را خواند که «مؤمنان به هنگام انفاق اسراف نمی کنند و سختگیری هم نمی نمایند و ما بین این دو، حد اعتدالی دارند».

راوی گوید: حضرتش یک مشت سنگ ریزه برداشت و دست مبارک خود را مشت کرد و فرمود: این همان سختگیری است که خدا در کتاب خود فرموده است.

آن گاه یک مشت دیگر به دست گرفت، سپس دست خود را باز نمود و فرمود: این اسراف است.

سپس مشت دیگری سنگ ریزه برداشت و دست مبارک خود را باز نمود و یک مقدار نگه داشت و فرمود: این قوام و میانه روی است.

2- عبدالله بن ابان گوید: از امام کاظم (علیه السلام) در مورد هزینه خانواده پرسیدم.

فرمود: میان دو مکروه: اسراف و سختگیری است.

3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ رِئَابٍ عَنِ ابْنِ أَبِي يَعْفُورٍ وَ يُوسُفَ بْنِ عُمَارَةَ قَالا: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام):

إِنَّ مَعَ الْإِسْرَافِ قِلَّةَ الْبَرَكَةِ.

4- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ سَمَاعَةَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:

رُبَّ فَقِيرٍ هُوَ أَسْرَفُ مِنَ الْغَنِي، إِنَّ الْغَنِي يُنْفِقُ مِمَّا أُوتِيَ، وَ الْفَقِيرَ يُنْفِقُ مِنْ غَيْرِ مَا أُوتِيَ.

5- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ الْمُثَنَّى قَالَ: سَأَلَ رَجُلٌ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) عَنْ قَوْلِ اللَّهِ (عزوجل): «وَ آتُوا حَقَّهُ يَوْمَ حَصَادِهِ وَلَا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لَا يُحِبُّ المُسْرِفِينَ».

فَقَالَ: كَانَ فُلَانُ بْنُ فُلَانِ الْأَنْصَارِيُّ سَمَّاهُ، وَ كَانَ لَهُ حَرْثٌ وَ كَانَ إِذَا أَخَذَ يَتَصَدَّقُ بِهِ وَ يَبْقَى هُوَ وَ عِيَالُهُ بِغَيْرِ شَيْءٍ فَجَعَلَ اللَّهُ (عزوجل) ذَلِكَ سَرَفاً.

3- ابن ابی یعفور و یوسف بن عماره گویند: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

به راستی که با اسراف، کم برکتی است.

4- ابوبصیر گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

ای بسا فقیری که او اسراف کننده تر از ثروتمند است، زیرا ثروتمند از آن چه دارد انفاق می کند، و فقیر از آن چه ندارد می دهد.

5- هشام بن مثنی گوید: مردی از امام صادق (علیه السلام) در مورد گفتار خداوند (عزوجل) که می فرماید: «حق آن را در روز درو بدهید و اسراف نکنید که خدا اسراف کنندگان را دوست نمی دارد» پرسید.

فرمود: فلان پسر فلانی انصاری - که حضرتش نام برده بود - زراعتی داشت و چون محصول خود را به دست می آورد آن را صدقه می داد و خود و خانواده اش بی چیز می ماندند. پس خداوند آن عمل را اسراف قرار داد.

6 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) فِي قَوْلِ اللَّهِ (عزوجل): «وَ لَا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلى عُنُقِكَ وَ لَا تَبْسُطْهَا كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُوماً مَحْسُوراً».

قَالَ: الْإِحْسَارُ: الْفَاقَةُ.

7- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ مُوسَى بْن بَكْرٍ عَنْ عَجْلَانَ قَالَ:

كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) فَجَاءَ سَائِلٌ فَقَامَ إِلَى مِكْتَلٍ فِيهِ تَمْرٌ فَمَلَأَ يَدَهُ فَنَاوَلَهُ.

ثُمَّ جَاءَ آخَرُ فَسَأَلَهُ فَقَامَ فَأَخَذَ بِيَدِهِ فَنَاوَلَهُ، ثُمَّ جَاءَ أَخَّرُ فَسَأَلَهُ فَقَامَ فَأَخَذَ بِيَدِهِ، فَنَاوَلَهُ، ثُمَّ جَاءَ آخَرُ فَسَأَلَهُ فَقَامَ فَأَخَذَ بِيَدِهِ فَنَاوَلَهُ، ثُمَّ جَاءَ آخَرُ فَقَالَ: اللَّهُ رَازِقُنَا وَ إِيَّاكَ.

ثُمَّ قَالَ: إِنَّ رَسُولَ اللهِ (صلى الله عليه و آله) كَانَ لا يَسْأَلُهُ أَحَدٌ مِنَ الدُّنْيَا شَيْئًا إِلَّا أَعْطَاهُ فَأَرْسَلَتْ إِلَيْهِ امْرَأَةٌ ابْنَا لَهَا، فَقَالَتِ: انْطَلِقْ إِلَيْهِ فَاسْأَلْهُ، فَإِنْ قَالَ لَكَ: لَيْسَ عِنْدَنَا شَيْءٌ. فَقُلْ: أعْطِنِي قَمِيصَكَ.

6- عمر بن یزید گوید: امام صادق (علیه السلام) دربارۀ گفتار خداوند (عزوجل) که می فرماید: «و دست های خود را بسته در گردنت قرار نده و آن را به طور کامل هم باز ندارد که ملامت شده و بی چیز بنشینی».

فرمود: احسار همان حاجتمندی است.

7- عجلان گوید: خدمت امام صادق (علیه السلام) بودم که سائلی آمد. حضرت برخاست و در زنبیلی که در آن خرما بود، دست خود را پر کرد و به او داد. سپس سائل دیگری آمد و از او سؤال کرد. حضرتش برخاست و با دست مبارک خود خرما برداشت و به او داد. بعد از آن سائل دیگری آمد و از او سؤال کرد. باز حضرتش برخاست و با دست مبارک خود خرما برداشت و به او داد. باز سائل دیگری آمد و از او درخواست نمود. باز حضرتش برخاست و با دست خود خرما برداشت و به او داد.

آن گاه سائل دیگری آمد و درخواست کرد حضرت فرمود: خدا به ما و تو روزی ارزانی کند. آن گاه فرمود: شخصی هر چه از رسول خدا (صلی الله علیه و آله)سئوال می کرد، حضرتش به او عطا می فرمود. روزی زنی پسر خود را فرستاد و گفت: خدمت پیامبر برو و از او درخواست کن.

اگر به تو بگوید: نزد ما چیزی نیست، بگو: پیراهنت را عطا کن.

قَالَ: فَأَخَذَ قَمِيصَهُ فَرَمَى بِهِ إِلَيْهِ.

وَ فِي نُسْخَةٍ أُخْرَى: فَأَعْطَاهُ فَأَدَبَهُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى عَلَى الْقَصْدِ فَقَالَ: «وَ لَا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلى عُنُقِكَ وَ لا تَبْسُطْهَا كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُوماً مَحْسُوراً».

8- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِقٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ (علیه السلام) قَوْلِ اللَّهِ (عزوجل): «وَ كَانَ بَيْنَ ذَلِكَ قَوَاماً».

قَالَ: الْقَوَامُ هُوَ الْمَعْرُوفُ عَلَى الْمُوسِعِ قَدَرُهُ، وَ عَلَى الْمُقْتِرِ قَدَرُهُ مَتَاعاً بالْمَعْرُوفِ حَقًّا عَلَى الْمُحْسِنِينَ عَلَى قَدْرِ عِيَالِهِ وَ مَنُونَتِهِمُ الَّتِي صَلَاحٌ لَهُ وَ لَهُمْ وَلا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا مَا آتَاهَا.

9 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْن زِيَادٍ وَ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ فِي قَوْلِهِ تَعَالَى: «وَ الَّذِينَ إِذَا أَنْفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَ لَمْ يَقْتُرُوا وَ كَانَ بَيْنَ ذَلِكَ قَوَاماً».

فَبَسَطَ كَفَّهُ وَ فَرَّقَ أَصَابِعَهُ وَ حَنَاهَا شَيْئاً.

فرمود: حضرتش پیراهن خود را از تنش درآورد و به طرف او انداخت.

در نسخه دیگری آمده است: پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) پیراهن خود را به او عطا نمود. پس خدای تبارک و تعالی او را به میانه روی تأدیب نمود و فرمود: « دست های خود را بسته برگردن خود قرار نده و همۀ آن را هم باز نکن که ملامت شده و بی چیز بنشینی».

8- محمد بن سنان گوید: امام کاظم (علیه السلام) در مورد گفتار خداوند (عزوجل) که می فرماید: «انفاق آنان حد اعتدال و میانه روی است» فرمود: منظور از میانه روی همان که معروف است.

و منظور از «میانه روی همان نیکی است که توانمند به اندازه تواناییش و تنگدست به اندازه خودش هدیه ای است شایسته، که برای نیکوکاران الزامی است» که به اندازه خانواده و مخارج آنها که صلاح او و آنها می باشد و خداوند کسی را مکلف نکرده مگر به اندازه ای که به او بخشیده است.

9- عبدالله بن سنان در کتاب خود از ائمه (علیهم السلام) نقل می نماید که حضرتش در توضیح گفتار خدای تعالی که می فرماید: «آنان که به هنگام هزینه اسراف نمی کنند و سختگیری هم نمی نمایند و انفاق آنان میانه روی است» دست مبارک خود را باز نمود و میان انگشتان خود را جدا و مقداری آنها را کج نمود (کنایه از این که این گونه انفاق نمایند).

وَ عَنْ قَوْلِهِ تَعَالَى: «وَ لا تَبْسُطْهَا كُلَّ الْبَسْطِ» فَبَسَطَ رَ احَتَهُ وَ قَالَ: هَكَذَا.

وَ قَالَ: الْقَوَامُ مَا يَخْرُجُ مِنْ بَيْنِ الْأَصَابع، وَ يَبْقَى فِي الرَّاحَةِ مِنْهُ شَيْءٌ.

10- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ بْنِ بَزِيعِ عَنْ صَالِحٍ بْنِ عُقْبَةَ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ صَالِحٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام): أَدْنَى مَا يَجِيءُ مِنْ حَدٌ الْإِسْرَافِ؟

فَقَالَ: ابْذَالُكَ ثَوْبَ صَوْنِكَ، وَ إِهْرَاقُكَ فَضْلَ إِنَائِكَ، وَ أَكْلُكَ التَّمْرَ وَ رَمْيَكَ النَّوَى هَاهُنَا وَ هَاهُنَا.

11- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ عَمَّارٍ أَبِي عَاصِمٍ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام):

أَرْبَعَةٌ لا يُسْتَجَابُ لَهُمْ.

أَحَدُهُمْ كَانَ لَهُ مَالٌ فَأَفْسَدَهُ فَيَقُولُ: يَا رَبِّ! ارْزُقْنِي. فَيَقُولُ اللَّهُ (عزوجل): أَ لَمْ آمُرُكَ بِالِاقْتِصَادِ؟

آن حضرت در مورد گفتار خدای تعالی «که همۀ دست خود را نگشا» دست خود را به طور کامل گشود و فرمود: این چنین است.

و فرمود: قوام و میانه روی همان است که از میان انگشتان بریزد و در کف دست چیزی بماند.

10- سلیمان بن صالح گوید: به امام صادق (علیه السلام) گفتم: کمترین اندازه اسراف چیست؟ فرمود: از بین بردن لباسی که تو را می پوشاند، ریختن فزونی آب و پس از میل خرما هستۀ آن را به دور افکندن.

11- عمار ابی عاصم گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

چهار فردند که دعای آنها مستجاب نمی شود، یکی از آنها کسی است که مالی داشته باشد و آن را از بین ببرد. پس بگوید: ای پروردگار من! روزیم بده. خداوند (عزوجل) فرماید: آیا تو را به میانه روی فرمان ندادم.

بخش چهل و یکم

اشاره

بَابُ سَقْيِ الْمَاءِ

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدِ بْن عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ طَلْحَةَ بْنِ زَيْدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ):

أَوَّلُ مَا يُبْدَأُ بِهِ فِي الْآخِرَةِ صَدَقَةُ الْمَاءِ يَعْنِي فِي الْأَجْرِ.

2- مُحَمَّدٌ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ مِسْمَع عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:

أَفْضَلُ الصَّدَقَةِ إِبْرَادُ كَبِدٍ حَرَّى.

3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:

نوشاندن آب

1- طلحة بن زید گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: امیرمؤمنان علی (علیه السلام) فرمود:

نخستین عملی که در جهان آخرت به پاداش آغاز می کنند، صدقه آب است.

2- مسمع گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: بهترین صدقه، خنک نمودن جگر داغ تشنه است.

3- معاوية بن عمار گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

مَنْ سَقَى الْمَاءَ فِي مَوْضِع يُوجَدُ فِيهِ الْمَاءُ كَانَ كَمَنْ أَعْتَقَ رَقَبَةٌ، وَ مَنْ سَقَى الْمَاءَ فِي مَوْضِع لا يُوجَدُ فِيهِ الْمَاءُ كَانَ كَمَنْ أَحْيَا نَفْساً، وَ مَنْ أَحْيَا نَفْساً فَكَأَنَّمَا أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعاً.

4- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ حَدِيدٍ عَنْ مُرَازِمٍ عَنْ مُصَادِفٍ قَالَ:

كُنْتُ مَعَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) بَيْنَ مَكَّةَ وَ الْمَدِينَةِ فَمَرَرْنَا عَلَى رَجُلٍ فِي أَصْلٍ شَجَرَةٍ وَ قَدْ أَلْقَى بِنَفْسِهِ فَقَالَ: مِلْ بِنَا إِلَى هَذَا الرَّجُلِ، فَإِنِّي أَخَافُ أَنْ يَكُونَ قَدْ أَصَابَهُ عَطَش.

فَمِلْنَا فَإِذَا رَجُلٌ مِنَ الْفَرَاسِينَ طَوِيلُ الشَّعْرِ. فَسَأَلَهُ أَ عَطْشَانُ أَنْتَ؟

فَقَالَ: نَعَمْ.

فَقَالَ لِي: انْزِلْ يَا مُصَادِفُ! فَاسْقِهِ.

فَنَزَلْتُ وَ سَقَيْتُهُ ثُمَّ رَكِبْتُ وَ سِرْنَا، فَقُلْتُ: هَذَا نَصْرَانِيُّ، فَتَتَصَدَّقُ عَلَى نَصْرَانِي؟

فَقَالَ: نَعَمْ، إِذَا كَانُوا فِي مِثْلِ هَذَا الْحَالِ.

هر که در جایی که آب در آنجا یافت شود کسی را آب بنوشاند، به سان کسی است که بنده ای را آزاد کرده است، و کسی که آب بنوشاند در جایی که آب نباشد، به سان کسی است که شخصی را زنده کرده است و هر که جانی را احیا کند، به سان کسی است که همهٔ مردم را زنده کرده است.

4- مصادف گوید: همراه امام صادق (علیه السلام) در مسیر بین مکه و مدینه بودم. ما از کنار مردی گذشتیم که کنار درختی افتاده بود، حضرتش فرمود: بیا نزد این مرد برویم، زیرا می ترسم تشنگی به او چیره شود.

به همراه حضرتش حرکت کردم، دیدم مرد ریش درازی از قبیله فرسان است. حضرتش از او پرسید: آیا تشنه ای؟

گفت: آری.

به من فرمود: ای مصادف! پایین بیا و او را سیراب کن.

من از مرکب فرود آمدم و او را سیراب نمودم، سپس سوار بر مرکب شدم و رفتیم. به حضرتش گفتم: این مرد نصرانی بود. آیا به همچو فردی صدقه می دهی؟

فرمود: آری، اگر آنها در چنین حال باشند، اشکالی ندارد.

5- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ يَحْيَى بْنِ إِبْرَاهِيمَ بْنِ أَبِي الْبِلَادِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ: جَاءَ أَعْرَابِيُّ إِلَى النَّبِيِّ (صلى الله عليه و آله) فَقَالَ: عَلَّمْنِي عَمَلاً أَدْخُلُ بِهِ الْجَنَّةَ.

فَقَالَ: أَطْعِم الطَّعَامَ، وَ أَفْشِ السَّلَامَ.

قَالَ: فَقَالَ: لَا أُطِيقُ ذَلِكَ.

قَالَ: فَهَلْ لَكَ إِبِلٌ؟

قَالَ: نَعَمْ

قَالَ: فَانْظُرْ بَعِيراً وَ اسْقِ عَلَيْهِ أَهْلَ بَيْتٍ لا يَشْرَبُونَ الْمَاءَ إِلَّا غِبّا، فَلَعَلَّهُ لَا يَنْفُقُ بَعِيرُكَ وَ لا يَنْخَرِقُ سِقَاؤُكَ حَتَّى تَجِبَ لَكَ الْجَنَّةُ.

6- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ ضُرَيْسِ بْنِ عَبْدِ الْمَلِكِ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ (علیه السلام) قَالَ:

ان اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى يُحِبُّ إِبْرَادَ الْكَبِدِ الْحَرَّى، وَ مَنْ سَقَى كَبِداً حَرَّى مِنْ بَهِيمَةٍ أَوْ غَيْرِهَا أَظَلَّهُ اللَّهُ يَوْمَ لا ظِلَّ إِلَّا ظِلُّهُ.

5- ابی البلاد گوید:

اعرابی صحرا نشین به نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله) آمد و گفت: علمی را به من بیاموز که به وسیله آن به بهشت وارد شوم.

فرمود: به مردم غذا بده و به طور آشکار سلام کن.

راوی گوید: آن مرد گفت: توان چنین عملی را ندارم.

فرمود: آیا شترداری؟

گفت: آری.

فرمود: با شتر خود به خانواده ای آب ده که یک روز در میان آب می نوشند، شاید هنوز شتر تو از پا نیفتاده و مشکت سوراخ نشده بهشت بر تو واجب شود.

6- ضریس بن عبدالملک گوید: امام باقر (علیه السلام) فرمود:

خدای تبارک و تعالی خنک ساختن جگر تشنه را دوست می دارد و هر که جگر تشنه ای را آب دهد، چه چهارپا باشد و غیر آن - در آن روزی که سایه ای - جز سایه لطف او - وجود ندارد، او را در سایه عرش خود قرار خواهد داد.

بخش چهل و دوم

اشاره

بَابُ الصَّدَقَةِ لِبَنِي هَاشِمٍ وَ مَوَالِيهِمْ وَ صِلَتِهِمْ

1- أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ عِيصِ بْنِ الْقَاسِمِ عَنْ أَبِي اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:

إِنَّ أُناساً مِنْ بَنِي هَاشِمٍ أَتَوْا رَسُولَ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله) فَسَأَلُوهُ أَنْ يَسْتَعْمِلَهُمْ عَلَى صَدَقَاتِ الْمَوَاشِي وَ قَالُوا: يَكُونُ لَنَا هَذَا السَّهْمُ الَّذِي جَعَلَهُ اللَّهُ لِلْعَامِلِينَ عَلَيْهَا فَنَحْنُ أَوْلَى بِهِ.

فَقَالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه و آله): يَا بَنِي عَبْدِ الْمُطَّلِبِ! إِنَّ الصَّدَقَةَ لا تَحِلُّ لِي وَ لا لَكُمْ، وَ لَكِنِّي قَدْ وُ عِدْتُ الشَّفَاعَةَ.

ثُمَّ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام): وَ اللَّهِ، لَقَدْ وُعِدَهَا (صلی الله علیه و آله) فَمَا ظَنُّكُمْ يَا بَنِي عَبْدِ الْمُطَّلِبِ!

إِذَا أَخَذْتُ بِحَلْقَةِ بَابِ الْجَنَّةِ أَ تَرَوْنِي مُؤْثِراً عَلَيْكُمْ غَيْرَكُمْ؟

صدقه وصله برای بنی هاشم و خدمتکاران آنان

1- عیص بن قاسم گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

عده ای از بنی هاشم خدمت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) آمدند و از حضرتش خواستند که آنها را از عاملین زکات گاو، گوسفند و شتر قرار دهد و گفتند: این سهمی که خدا برای عاملین قرار داده، ما به آن سزاوارتریم.

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: ای فرزندان عبدالمطلب! همانا صدقه (زکات واجب) بر من و شما حلال نیست، ولی من به شفاعت وعده شده ام - امام صادق (علیه السلام) فرمود: به خدا سوگند! رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به شفاعت وعده شده است - ای فرزندان عبدالمطلب! چه می پندارید آن گاه که از حلقه درب بهشت بگیرم، آیا به نظر شما دیگری را بر شما ترجیح می دهم؟

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ وَ أَبِي بَصِيرٍ وَ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ وَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیهما السلام) قَالا: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله):

إِنَّ الصَّدَقَةَ أَوْ سَاخُ أَيْدِي النَّاسِ، وَ إِنَّ اللَّهَ قَدْ حَرَّمَ عَلَيَّ مِنْهَا وَ مِنْ غَيْرِهَا مَا قَدْ حَرَّمَهُ. وَ إِنَّ الصَّدَقَةَ لَا تَحِلُّ لِبَنِي عَبْدِ الْمُطَّلِبِ.

ثُمَّ قَالَ: أَمَا وَ اللَّهِ! لَوْ قَدْ قُمْتُ عَلَى بَابِ الْجَنَّةِ ثُمَّ أَخَذْتُ بِحَلْقَتِهِ لَقَدْ عَلِمْتُمْ أَنِّي لَا أُوثِرُ عَلَيْكُمْ. فَارْضَوْا لِأَنْفُسِكُمْ بِمَا رَضِيَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ لَكُمْ.

قَالُوا: قَدْ رَضِينَا.

3- مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ الْحَجَّاجِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ الْهَاشِمِيٌّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: قُلْتُ لَهُ: أَ تَحِلُّ الصَّدَقَةُ لِبَنِي هَاشِم؟

فَقَالَ: إِنَّمَا تِلْكَ الصَّدَقَةُ الْوَاجِبَةُ عَلَى النَّاسِ لا تَحِلُّ لَنَا. فَأَمَّا غَيْرُ ذَلِكَ فَلَيْسَ بِهِ بَأْسٌ، وَ لَوْ كَانَ كَذَلِكَ مَا اسْتَطَاعُوا أَنْ يَخْرُجُوا إِلَى مَكَّةَ، هَذِهِ الْمِيَاهُ عَامَّتُهَا صَدَقَةٌ.

2- محمد بن مسلم، ابو بصیر و زراره گویند: امام باقر و امام صادق (علیهما السلام) فرمودند: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود:

همانا صدقه چرک های دست مردم است و به راستی خداوند آن و مواردی غیر آن را بر من حرام کرد. و به راستی صدقه بر فرزندان عبدالمطلب حلال نمی شود.

سپس فرمود: آگاه باشید! به خدا سوگند! آن گاه که در کنار درب بهشت ایستاده و حلقه آن را بگیرم به طور قطع خواهید دانست که من کسی را به شما ترجیح نمی دهم. پس آن چه خدا و رسول او بر شما راضی شده اند شما نیز راضی و خشنود باشید.

گفتند: ما راضی شدیم.

3- جعفر بن ابراهیم هاشمی گوید: به امام صادق (علیه السلام) گفتم: آیا صدقه بر بنی هاشم حلال است؟

فرمود: زکات واجب بر مردم بر ما حلال نمی شود. ولی موارد دیگر ایرادی ندارد. و اگر چنین بود آنان نمی توانستند به مکه بروند؛ زیرا همۀ این آب های بین راه صدقه هستند.

4- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ النُّعْمَانِ عَنِ سَعِيدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْأَعْرَجِ قَالَ:

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام): أَ تَحِلُّ الصَّدَقَةُ لِمَوَالِي بَنِي هَاشِمٍ؟

قَالَ: نَعَمْ.

5- حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنْ غَيْرِ وَ احِدٍ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ الْفَضْلِ الْهَاشِمِي قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) عَنِ الصَّدَقَةِ الَّتِي حُرِّمَتْ عَلَى بَنِي هَاشِمِ مَا هِيَ؟

قَالَ: هِيَ الزَّكَاةُ.

قُلْتُ: فَتَحِلُّ صَدَقَةُ بَعْضِهِمْ عَلَى بَعْضٍ؟

قَالَ: نَعَمْ.

6- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْن مُحَمَّدٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدٍ جَمِيعاً عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِي الْوَشَاءِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عَائِذٍ عَنْ أَبِي خَدِيجَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:

4- سعید بن عبدالله اعرج گوید: به امام صادق (علیه السلام) گفتم: آیا صدقه به خدمتکاران بنی هاشم حلال است؟

فرمود: آری.

5- اسماعیل بن فضل هاشمی گوید: از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم: کدام صدقه بر بنی هاشم حرام شده است؟

فرمود: زکات.

گفتم: آیا صدقه آنها به همدیگر حلال می شود؟

فرمود: آری.

6- ابو خدیجه گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

أَعْطُوا الزَّكَاةَ مَنْ أَرَادَهَا مِنْ بَنِي هَاشِمٍ، فَإِنَّهَا تَحِلُّ لَهُمْ وَ إِنَّمَا تَحْرُمُ عَلَى النَّبِيُّ (صلی الله علیه و آله)، وَ الْإِمَامِ الَّذِي مِنْ بَعْدِهِ وَ الْأَئِمَّةِ (صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِمْ أَجْمَعِينَ).

7- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَزِيدَ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ (علیه السلام) الْأَوَّلِهِ قَالَ:

مَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ أَنْ يَصِلَنَا فَلْيَصِلْ فُقَرَاءَ شِيعَتِنَا، وَ مَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ أَنْ يَزُورَ قُبُورَنَا فَلْيَزُرْ قُبُورَ صُلَحَاءِ إِخْوَانِنَا.

8- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنِ النَّوْفَلِيَّ عَنْ عِيسَى بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله):

مَنْ صَنَعَ إِلَى أَحَدٍ مِنْ أَهْلِ بَيْتِي يَداً كَافَيْتُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ.

9- وَ عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: قَالَ رَسُولُ الله (صلی الله علیه و آله):

هر که از بنی هاشم زکات خواست به او بپردازید، زیرا زکات بر آنان حلال است. زکات فقط بر پیامبر (صلی الله علیه و آله) و امام بعد از او بر ائمه (صلوات الله عليهم اجمعين) حرام است.

7- محمد بن یزید گوید: امام کاظم (علیه السلام) فرمود:

هر که نتواند به ما صله کند، پس فقرای شیعیان ما را صله نماید و هر که نتواند قبور ما را زیارت کند، پس قبور برادران صالح ما را زیارت کند.

8- عیسی بن عبدالله گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود:

هر که یکی از اهل بیت مرا یاری نماید، در روز رستاخیز برای او دست کار سازی خواهم بود.

9- یکی از اصحاب ما گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود:

إِنِّي شَافِعٌ يَوْمَ الْقِيَامَةِ لِأَرْبَعَةِ أَصْنَافٍ وَ لَوْ جَاءُوا بِذُنُوبِ أَهْلِ الدُّنْيَا: رَجُلٌ نَصَرَ ذُرِّيَّتِي، وَ رَجُلٌ بَذَلَ مَالَهُ لِذُرِّيَّتِي عِنْدَ الْمَضِيقِ، وَ رَجُلٌ أَحَبَّ ذُرِّيَّتِي بِاللِّسَانِ وَ بِالْقَلْبِ، وَ رَجُلٌ يَسْعَى فِي حَوَائِجِ ذُرِّيَّتِي إِذَا طُرِدُوا أَوْ شُرِّدُوا.

10- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ ثَعْلَبَةَ بْنِ مَيْمُونٍ قَالَ:

كَانَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) يَسْأَلُ شِهَاباً مِنْ زَكَاتِهِ لِمَوَالِيهِ وَ إِنَّمَا حُرِّمَتِ الزَّكَاةُ عَلَيْهِمْ دُونَ مَوَالِيهِمْ.

بخش چهل و سوم

اشاره

بَابُ النَّوَادِر

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ (علیه السلام) فِي قَوْلِهِ (عزوجل): «إِنْ تُبْدُوا الصَّدَقَاتِ فَنِعِمَّا هِيَ».

قَالَ: يَعْنِي الزَّكَاةَ الْمَفْرُوضَةَ.

من در روز رستاخیز بر چهار گروه شفاعتگر هستم، اگر چه با گناهان اهل دنیا آمده باشند: کسی که ذریه مرا یاری کند.

کسی که در تنگنای مال خود، بر ذریه من بخشش نماید.

فردی که با زبان و دل ذریه مرا دوست داشته باشد.

و فردی که در احتیاجات ذریه من تلاش کند، آن گاه که آنها کنار زده شوند، یا گریزان باشند.

10- ثعلبة بن میمون گوید: امام صادق (علیه السلام) همواره از شهاب بن عبد ربه در مورد پرداخت زکات برای خدمتگزاران خود می پرسید. (چرا که) زکات فقط برای خود آنان حرام است نه به خدمتگزاران آنها.

چند روایت نکته دار

1- راوی گوید: امام باقر (علیه السلام) در مورد گفتار خداوند (عزوجل) که می فرماید: «اگر صدقات را آشکار کنید پس چه نیکوست» فرمود: منظور زکات واجب است.

قَالَ: قُلْتُ: «وَ إِنْ تُخْفُوهَا وَتُؤْتُوهَا الْفُقَرَاءَ».

قَالَ: يَعْنِي النَّافِلَةَ، إِنَّهُمْ كَانُوا يَسْتَحِبُّونَ إِظْهَارَ الْفَرَائِضِ وَ كِتْمَانَ النَّوَافِلِ.

2- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَمَّنْ حَدَّثَهُ عَنْ مُعَلَّى بْنِ عُبَيْدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ:

سَأَلْتُهُ عَنِ الزَّكَاةِ تَجِبُ عَلَيَّ فِي مَوْضِع لا يُمْكِنُنِي أَنْ أُؤَدِّيَهَا.

قَالَ: اعْزِلْهَا فَإِنِ اتَّجَرْتَ بِهَا فَأَنْتَ ضَامِنٌ لَهَا وَ لَهَا الرِّبْحُ، وَ إِنْ تَوِيَتْ فِي حَالِ مَا عَزَلْتَهَا مِنْ غَيْرِ أَنْ تَشْغَلَهَا فِي تِجَارَةٍ فَلَيْسَ عَلَيْكَ، وَ إِنْ لَمْ تَعْزِلْهَا وَ اتَّجَرْتَ بِهَا فِي جُمْلَةِ مَالِكَ فَلَهَا بِقِسْطِهَا مِنَ الرِّبْحِ وَ لَا وَ ضِيعَةَ عَلَيْهَا.

3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ شُعَيْبٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ عَاصِمٍ عَنْ يُونُسَ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) أَنَّهُ كَانَ يَتَصَدَّقُ بِالسُّكْرِ.

فَقِيلَ لَهُ: أَ تَتَصَدَّقُ بِالسُّكَّرِ؟

راوی گوید: گفتم: (منظور از این فراز آیه چیست؟) که واگر آن را پنهان کنید و به فقرا دهید.

فرمود: منظور صدقه مستحبی است، همانا مؤمنان آشکار کردن واجبات و پنهان نمودن مستحبات را دوست می داشتند.

2- ابو حمزه گوید: از امام باقر (علیه السلام) درباره زکاتی که بر من واجب است در محلی که امکان پرداخت ندارم، پرسیدم.

فرمود: آن را کنار بگذار و اگر با آن تجارت نمودی، ضامن هستی و سود هم مال صاحب زکات است. و اگر در حال کنار گذاشتن بدون این که در تجارتی به کار ببندی از بین برود، چیزی بر عهدۀ تو نیست و اگر کنار نگذاشتی و در میان اموال خود با آن تجارت نمودی به اندازه خود سود مربوط به صاحب زکات است و ضرر هم بر آن نیست.

3- راوی گوید: امام صادق (علیه السلام) شکر صدقه می داد. به حضرتش گفته شد: آیا شکر صدقه می دهید؟

فَقَالَ: نَعَمْ، إِنَّهُ لَيْسَ شَيْءٌ أَحَبَّ إِلَيَّ مِنْهُ، فَأَنَا أُحِبُّ أَنْ أَتَصَدَّقَ بِأَحَبِّ الْأَشْيَاءِ إِلَيَّ.

4- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ مُعَاذِ بْنِ كَثِيرٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) يَقُولُ:

مُوَسَّعٌ عَلَى شِيعَتِنَا أَنْ يُنْفِقُوا مِمَّا فِى أَيْدِيهِمْ بِالْمَعْرُوفِ، فَإِذَا قَامَ قَائِمُنَا حَرَّمَ عَلَى كُلِّ ذِي كَنْزِ كَنْزَهُ حَتَّى يَأْتِيَهُ بِهِ فَيَسْتَعِينَ بِهِ عَلَى عَدُوِّهِ. وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ (عزوجل): «وَ الَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ وَ لا يُنْفِقُونَها فِي سَبِيلِ اللهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذَا».

5- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ حَسَّانَ عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ مُوسَى (علیه السلام) قَالَ: حَصِّنُوا أَمْوَالَكُمْ بِالزَّكَاةِ.

هَذَا آخِرُ كِتَابِ الزَّكَاةِ وَ الصَّدَقَةِ مِنْ كِتَابِ «الْكَافِي» لِلشَّيْخِ الْأَجَلَّ أَبِي جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْن يَعْقُوبَ الْكُلَيْنِي (رحمت الله)، وَ يَتْلُوهُ كِتَابُ الصِّيَامِ.

وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ، وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى سَيِّدِنَا مُحَمَّدٍ النَّبِيِّ وَ آلِهِ الْأَئِمَّةِ الطَّاهِرِينَ الْمَعْصُومِينَ.

فرمود: آری، چون چیزی نزد من از آن محبوبتر نیست، من دوست دارم که آن چه نزد من دوست داشتنی تر است صدقه دهم.

4- معاذ بن کثیر گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که می فرمود:

شیعیان ما آن چه دارند در کارهای نیک انفاق کنند، آن گاه که قائم ما قیام کند گنج هر صاحب گنجی حرام خواهد شد تا در اختیار او قرار دهد و او را بر دشمنش یاری کند. و معنای گفتار خداوند (عزوجل) همین است که می فرماید: «آنان که طلا و نقره را می اندوزند و در راه خدای انفاق نمی کنند پس به عذاب دردناک به آنها مژده ده».

5- موسی بن بکر گوید: امام کاظم (علیه السلام) فرمود:

اموال خود را با زکات حصار کنید.

پایان کتاب زکات و صدقه از کتاب «الکافی» تألیف شیخ بزرگوار ابوجعفر محمد بن يعقوب کلینی (رحمت الله) است و پس از آن، کتاب صیام آغاز می شود. و سپاس بی حد از آنِ پروردگار جهانیان و درود بر سرور ما حضرت محمد پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) و خاندان او؛ پیشوایان پاک و معصوم باد.

کتاب روزه

اشاره

كتاب

الصِّيَامِ

کتاب

روزه

بخش یکم

اشاره

بَابُ مَا جَاءَ فِي فَضْلِ الصَّوْمِ وَ الصَّائِمِ

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ:

بُنِي الْإِسْلَامُ عَلَى خَمْسَةِ أَشْيَاءَ عَلَى الصَّلَاةِ وَ الزَّكَاةِ وَ الْحَجِّ وَ الصَّوْمِ وَ الْوَلايَة.

وَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله): الصَّوْمُ جُنَّةٌ مِنَ النَّارِ.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ أَبِي زِيَادٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ آبَائِهِ (علیهم السلام):

أَنَّ النَّبِيَّ (صلى الله عليه و آله) قَالَ لِأَصْحَابِهِ: أَلا أُخْبِرُكُمْ بِشَيْءٍ إِنْ أَنْتُمْ فَعَلْتُمُوهُ تَبَاعَدَ الشَّيْطَانُ مِنْكُمْ كَمَا تَبَاعَدَ الْمَشْرِقُ مِنَ الْمَغْرِبِ؟

روایاتی در فضیلت روزه و روزه دار

1- زراره گوید: امام باقر (علیه السلام) فرمود:

اسلام بر پنج پایه، پایه گذاری شده است نماز، زکات، حج، روزه و ولایت.

و رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: روزه سپر از آتش دوزخ است.

2- اسماعيل بن ابی زیاد گوید: امام صادق (علیه السلام) از پدران بزرگوارش (علیهم السلام) روایت فرمود که روزی پیامبر (صلی الله علیه و آله) به اصحاب خود فرمود:

آیا شما را از عملی آگاه سازم که اگر آن را به جا آورید شیطان به مسافت مشرق از مغرب از شما دور خواهد شد؟

قَالُوا: بَلَى.

قَالَ: الصَّوْمُ يُسَوِّدُ وَ جْهَهُ، وَ الصَّدَقَةُ تَكْسِرُ ظَهْرَهُ، وَ الْحُبُّ فِي اللَّهِ وَ الْمُوَازَرَةُ عَلَى الْعَمَلِ الصَّالِح يَقْطَعُ دَابِرَهُ، وَ الِاسْتِغْفَارُ يَقْطَعُ وَ تِينَهُ، وَ لِكُلِّ شَيْءٍ زَكَاةٌ وَ زَكَاةُ الْأَبْدَانِ الصِّيَامُ.

3- مُحَمَّدُ بْنِ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ ثَعْلَبَةَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ عَبْدِ الْعَزِيزِ قَالَ:

قَالَ لِي أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام): أَلا أُخْبِرُكَ بِأَصْلِ الْإِسْلَامِ وَ فَرْعِهِ وَ ذِرْوَتِهِ وَ سَنَامِهِ؟

قُلْتُ: بَلَى.

قَالَ: أَصْلُهُ الصَّلَاةُ، وَ فَرْعُهُ الزَّكَاةَ، وَ ذِرْوَتُهُ وَ سَنَامُهُ الْجِهَادُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ. أَلا أُخْبِرُكَ بِأَبْوَابِ الْخَيْرِ؟ إِنَّ الصَّوْمَ جُنَّةٌ.

4- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيَّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرٍ قَالَ: لِكُلِّ شَيْءٍ زَكَاةً وَ زَكَاةُ الْأَجْسَادِ الصَّوْمُ.

گفتند: آری.

فرمود: روزه روی شیطان را سیاه می کند، صدقه پشتش را می شکند، و دوستی در راه خدا و تعاون بر انجام عمل صالح او را ریشه کن سازد و استغفار رگ قلبش را قطع می کند و برای هر چیزی زکاتی است و زکات بدن ها روزه است.

3- علی بن عبدالعزیز گوید: امام صادق (علیه السلام) به من فرمود: آیا تو را از اساس اسلام و فرع آن و و قله و مرتفع ترین نقطه آن آگاه سازم؟

گفتم: آری.

فرمود: اصل و اساس آن نماز، شاخۀ آن زکات و قله و مرتفع ترین نقطه آن جهاد در راه خدا است.

آیا تو را از درب های خیر آگاه سازم؟ همانا روزه سپر از آتش دوزخ است.

4- موسی بن بکر گوید: حضرت فرمود:

برای هر چیزی زکاتی است و زکات بدن ها روزه است.

5- مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ يَسَارٍ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام): قَالَ أَبِي:

إِنَّ الرَّجُلَ لَيَصُومُ يَوْماً تَطَوُّعاً يُريدُ مَا عِنْدَ اللَّهِ (عزوجل) فَيُدْخِلُهُ اللَّهُ بِهِ الْجَنَّةَ.

6- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرِ عَنْ سَلَمَةَ صَاحِبِ السَّابِرِيٌّ عَنْ أَبِي الصَّبَّاح عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:

إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى يَقُولُ: الصَّوْمُ لِي وَأَنَا أَجْزِي عَلَيْهِ.

7- عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ سُلَيْمَانَ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) فِي قَوْلِ اللهِ (عزوجل): «وَ اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ».

قَالَ: الصَّبْرُ الصِّيَامُ.

وَ قَالَ: إِذَا نَزَلَتْ بِالرَّجُلِ النَّازِلَةُ وَ الشَّدِيدَةُ فَلْيَصُمْ، فَإِنَّ اللَّهَ (عزوجل) يَقُولُ: «وَ اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ» يَعْنِي الصَّيَامَ.

5- اسماعیل بن یسار گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: پدر بزرگوارم (علیه السلام) به من فرمود:

هر انسانی که به خاطر خدا یک روز روزه بدارد، خدا به سبب آن او را به بهشت وارد می کند.

6- ابی صباح گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: خدای تبارک و تعالی می فرماید: روزه برای من است و من پاداش آن را می دهم.

7- راوی می گوید: امام صادق (علیه السلام) در مورد گفتار خداوند (عزوجل) که می فرماید: «از صبر یاری بجویید» فرمود:

منظور از صبر روزه است.

و فرمود: آن گاه که بر کسی گرفتاری سختی پیش آید، روزه بدارد، زیرا که خداوند (عزوجل) می فرماید: با صبر یعنی روزه یاری بجویید.

8- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ مُنْذِرِ بْنِ يَزِيدَ يُونُسَ بْن ظَبْيَانَ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام):

مَنْ صَامَ لِلَّهِ (عزوجل) يَوْماً فِي شِدَّةِ الحَرِّ فَأَصَابَهُ ظَمَةٌ وَ كُلَ اللَّهُ بِهِ أَلْفَ مَلَكٍ يَمْسَحُونَ وَ جْهَهُ وَ يُبَشِّرُونَهُ حَتَّى إِذَا أَفْطَرَ.

قَالَ اللَّهُ (عزوجل) لَهُ: مَا أَطْيَبَ رِيحَكَ وَ رَوْحَكَ؟! مَلَائِكَتِي! اشْهَدُوا أَنِّي قَدْ غَفَرْتُ لَهُ.

9- أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حَسَّانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيَّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ النَّعْمَانِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ طَلْحَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله):

الصَّائِمُ فِي عِبَادَةٍ وَ إِنْ كَانَ عَلَى فِرَاشِهِ مَا لَمْ يَغْتَبْ مُسْلِماً.

10- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: مَنْ كَتَمَ صَوْمَهُ قَالَ اللَّهُ (عزوجل) لِمَلَائِكَتِهِ: عَبْدِي اسْتَجَارَ مِنْ عَذَابِي فَأَجِيرُوهُ.

8- يونس بن ظبیان گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

کسی که یک روز در شدت گرما برای خداوند (عزوجل) روزه بدارد آن گاه که تشنگی بر او چیره شود، خداوند هزار فرشته را بر او می گمارد که دست مهر بر صورتش بسایند و او را بشارت دهند تا چون افطار کند خداوند (عزوجل) می فرماید: چه خوش است بوی تو و روح تو؟! ای فرشتگان من! گواه باشید که من او را آمرزیدم.

9- عبدالله بن طلحه گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود:

روزه دار در حال عبادت است، گر چه در بستر خود باشد؛ مادامی که از مسلمانی غیبت نکند.

10- سکونی گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

هر که روزه خود را پنهان دارد، خداوند (عزوجل) به فرشتگان خود می فرماید: بنده ام از عذابم به من پناه آورده است. پس او را پناه دهید.

وَ وَ كَّلَ اللَّهُ تَعَالَى مَلَائِكَتَهُ بِالدُّعَاءِ لِلصَّائِمِينَ، وَ لَمْ يَأْمُرْهُمْ بِالدُّعَاءِ لِأَحَدٍ إِلَّا اسْتَجَابَ لَهُمْ فِيهِ.

11- عَلِيٌّ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ مَسْعَدَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ آبَائِهِ (علیهم السلام).

أَنَّ النَّبِيَّ (صلى الله عليه و آله) قَالَ: إِنَّ اللَّهَ (عزوجل) وَ كُلُّ مَلَائِكَتَهُ بِالدُّعَاءِ لِلصَّائِمِينَ.

وَ قَالَ: أَخْبَرَنِي جَبْرَئِيلُ (علیه السلام)، عَنْ رَبِّهِ أَنَّهُ قَالَ: مَا أَمَرْتُ مَلَائِكَتِي بِالدُّعَاءِ لِأَحَدٍ مِنْ خَلْقِي إِلَّا اسْتَجَبْتُ لَهُمْ فِيهِ.

12- وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:

نَوْمُ الصَّائِمِ عِبَادَةٌ وَ نَفَسُهُ تَسْبِيحٌ.

13- عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ عُمَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:

أَوْحَى اللَّهُ (عزوجل) إِلَى مُوسَى (علیه السلام): مَا يَمْنَعُكَ مِنْ مُنَاجَاتِي؟

فَقَالَ: يَا رَبِّ! أُجِلُّكَ عَنِ الْمُنَاجَاةِ لِخُلُوفِ فَمِ الصَّائِمِ.

و فرشتگان را برای دعای روزه داران می گمارد و آنها را برای هر که دعا کنند دعایشان را درباره او قبول می کند.

11- مسعده گوید: امام صادق (علیه السلام) از پدران بزرگوارش (علیهم السلام) نقل می کند که پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود:

به راستی که خداوند (عزوجل) فرشتگان خود را برای دعا به روزه داران گماشت.

آن گاه فرمود: جبرئیل از جانب پروردگارش به من خبر داد که او فرموده است: من فرشتگانم را برای کسی از خلقم مأمور نساخته ام مگر آن که دعای آنها را درباره او به اجابت رسانیده ام.

12- با همین سند امام صادق (علیه السلام) فرمود:

خواب روزه دار عبادت و تنفس او تسبیح است.

13- یکی از اصحاب ما گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

خداوند (عزوجل) به موسی (علیه السلام) وحی فرمود: چه چیزی تو را از مناجات من باز می دارد؟

گفت: ای پروردگار من! تو را بزرگ می شمارم که با بوی دهان روزه دار با تو مناجات کنم.

فَأَوْحَى اللَّهُ (عزوجل) إِلَيْهِ: يَا مُوسَى! لَخُلُوفُ فَمِ الصَّائِمِ أَطْيَبُ عِنْدِي مِنْ رِيحِ المشك.

14- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْن زِيَادٍ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ الْعَبَّاسِ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ صَدَقَةَ قَالَ: قَالَ أَبُو الْحَسَن (علیه السلام):

قِيلُوا، فَإِنَّ اللَّهَ يُطْعِمُ الصَّائِمَ وَ يَسْقِيهِ فِي منامه.

15- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ سَلَمَةَ صَاحِبِ السَّابِرِيِّ عَنْ الصَّبَّاحِ الْكِنَانِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) أَنَّهُ قَالَ:

لِلصَّائِمَ فَرْحَتَانِ: فَرْحَةٌ عِنْدَ إِفْطَارِهِ، وَ فَرْحَةٌ عِنْدَ لِقَاءِ رَبِّهِ.

16- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ السَّمَّانِ الْأَرْمَنِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:

إِذَا رَأَى الصَّائِمُ قَوْماً يَأْكُلُونَ أَوْ رَجُلاً يَأْكُلُ سَجَّتْ كُلَّ شَعْرَةٍ مِنْهُ.

17- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ بَكْرِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ مُنْذِرِ بْنِ يَزِيدَ عَنْ يُونُسَ بْنِ ظَبْيَانَ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام):

خداوند (عزوجل) به او وحی نمود: ای موسی! بوی دهان روزه دار نزد من از مشک خوشبو تر است.

14- حسن بن صدقه گوید: امام کاظم (علیه السلام) فرمود:

خواب قیلوله پیش از ظهر ،کنید زیرا خدا به روزه دار در هنگام خوابش غذا و آب می خوراند.

15- ابو صباح کنانی گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

برای روزه دار دو خوشحالی است: یک خوشحالی به هنگام افطار و خوشحالی دیگر به هنگام ملاقات پروردگارش.

16- سمان ارمنی گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

هر گاه روزه دار گروهی را ببیند که غذا می خورند، یا مردی مشغول خوردن است، هر مویی از تن او ضجه و فریاد کشند.

17- یونس بن ظبیان گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

مَنْ صَامَ لِلَّهِ يَوْماً فِي شِدَّةِ الحَرِّ فَأَصَابَهُ ظَمَةٌ وَ كُلَ اللَّهُ (عزوجل) بِهِ أَلْفَ مَلَكٍ يَمْسَحُونَ وَ جْهَهُ وَ يُبَشِّرُونَهُ حَتَّى إِذَا أَفْطَرَ قَالَ اللَّهُ (عزوجل): مَا أَطْيَبَ رِيحَكَ وَ رَوْحَكَ ؟! مَلَائِكَتِي! اشْهَدُوا أَنِّي قَدْ غَفَرْتُ لَهُ.

بخش دوم

اشاره

بَابُ فَضْلِ شَهْرٍ رَمَضَانَ

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ عَمْرٍو الشَّامِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:

«إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللهِ اثْنَا عَشَرَ شَهْراً فِي كِتَابِ اللَّهِ يَوْمَ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ».

فَغُرَّةُ الشُّهُور شَهْرُ اللَّهِ عَزَّ ذِكْرُهُ وَ هُوَ شَهْرُ رَمَضَانَ، وَ قَلْبُ شَهْرٍ رَمَضَانَ لَيْلَةُ الْقَدْرِ، وَ نُزِّلَ الْقُرْآنُ فِي أَوَّلِ لَيْلَةٍ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ. فَاسْتَقْبِلِ الشَّهْرَ بِالْقُرْآنِ.

2- أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنِ الْمِسْمَعِي أَنَّهُ سَمِعَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) يُوصِي ولدَهُ:

کسی که یک روز در شدت گرما برای خداوند (عزوجل) روزه بدارد آن گاه که تشنگی بر او چیره شود، خداوند هزار فرشته را بر او می گمارد که دست مهر بر صورتش بسایند و او را بشارت دهند تا چون افطار کند خداوند (عزوجل) می فرماید: چه خوش است بوی تو و روح تو ؟! ای فرشتگان من! گواه باشید که من او را آمرزیدم.

فضیلت ماه رمضان

1- عمرو شامی گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

به راستی که شماره ماها در پیشگاه خداوند در کتاب خدا آن روز که آسمان ها و زمین را آفرید، دوازده ماه است. نخستین آن ماه ها، ماه خداوند - که یاد او بزرگ است - می باشد و آن ماه رمضان است و قلب آن ماه، شب قدر است، و قرآن در نخستین شب از ماه رمضان نازل شده است. پس با قرآن به استقبال آن ماه برو.

2- اسحاق بن عمار گوید: مسمعی از امام صادق (علیه السلام) شنیده که حضرتش در وصیت به فرزندانش فرمود:

إِذَا دَخَلَ شَهْرُ رَمَضَانَ فَاجْهَدُوا أَنْفُسَكُمْ، فَإِنَّ فِيهِ تُقَسَّمُ الْأَرْزَاقُ، وَ تُكْتَبُ الْاَجَالُ، وَ فِيهِ يُكْتَبُ وَ فْدُ اللَّهِ الَّذِينَ يَفِدُونَ إِلَيْهِ، وَ فِيهِ لَيْلَةٌ الْعَمَلُ فِيهَا خَيْرٌ مِنَ الْعَمَلِ فِي أَلْفِ شَهْرٍ.

3- مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ الْحَكَم عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:

مَنْ لَمْ يُغْفَرْ لَهُ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ لَمْ يُغْفَرْ لَهُ إِلَى قَابِلٍ إِلَّا أَنْ يَشْهَدَ عَرَفَةَ.

4- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى وَ غَيْرُهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ عَنْ أَبِي الْوَرْدِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ:

خَطَبَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) النَّاسَ فِي آخِرِ جُمُعَةٍ مِنْ شَعْبَانَ، فَحَمِدَ اللَّهَ وَ أَثْنَى عَلَيْهِ. ثُمَّ قَالَ:

آن گاه که ماه رمضان فرا رسد خود را به کوشش وادارید، زیرا که در آن ماه ارزاق تقسیم می گردد و سر رسید اجل ها نوشته می شود، در آن ماه تمام حج کنندگان که به میهمانی خدا مشرف می شوند نوشته می شود و در آن ماه شبی است که عمل در آن از عمل در هزار ماه بهتر است.

3- هشام بن حکم گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

هر که در ماه رمضان آمرزیده نشود تا ماه رمضان آینده آمرزیده نخواهد شد مگر آن که در عرفه حاضر گردد.

4- ابو ورد گوید: امام باقر (علیه السلام) فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در آخرین جمعه ماه شعبان برای مردم خطبه خواند. آن حضرت خدا را حمد و ستایش گفت، آن گاه فرمود:

أَيُّهَا النَّاسُ! إِنَّهُ قَدْ أَظَلَّكُمْ شَهْرٌ فِيهِ لَيْلَةٌ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ وَ هُوَ شَهْرُ رَمَضَانَ فَرَضَ اللَّهُ صِيَامَهُ وَ جَعَلَ قِيَامَ لَيْلَةٍ فِيهِ بِتَطَوُّع صَلَاةٍ كَتَطَوُّعَ صَلَاةِ سَبْعِينَ لَيْلَةً فِيمَا سِوَاهُ مِنَ الشُّهُورِ، وَ جَعَلَ لِمَنْ تَطَوَّعَ فِيهِ بِخَصْلَةٍ مِنْ خِصَالِ الْخَيْرِ وَ الْبِرِّ كَأَجْرٍ مَنْ أَدَّى فَرِيضَةً مِنْ فَرَائِضِ اللَّهِ (عزوجل)، وَ مَنْ أَدَّى فِيهِ فَرِيضَةً مِنْ فَرَائِضِ اللَّهِ كَانَ كَمَنْ أَدَّى سَبْعِينَ فَرِيضَةً مِنْ فَرَائِضِ اللَّهِ فِيمَا سِوَاهُ مِنَ الشُّهُورِ.

وَ هُوَ شَهْرُ الصَّبْرِ وَ إِنَّ الصَّبْرَ ثَوَابُهُ الْجَنَّةُ، وَ شَهْرُ الْمُوَاسَاةِ وَ هُوَ شَهْرٌ يَزِيدُ اللَّهُ فِي رِزْقِ الْمُؤْمِنِ فِيهِ، وَ مَنْ فَطَّرَ فِيهِ مُؤْمِناً صَائِماً كَانَ لَهُ بِذَلِكَ عِنْدَ اللَّهِ عِتْقُ رَقَبَةٍ وَ مَغْفِرَةٌ لِذُنُوبِهِ فِيمَا مَضَى.

قِيلَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ! لَيْسَ كُلُّنَا يَقْدِرُ عَلَى أَنْ يُفَطِّرَ صَائِماً.

فَقَالَ: إِنَّ اللَّهَ كَرِيمٌ يُعْطِي هَذَا الثَّوَابَ لِمَنْ لَمْ يَقْدِرْ إِلَّا عَلَى مَذْقَةٍ مِنْ لَبَنٍ يُفَطِّرُ بِهَا صَائِماً، أَوْ شَرْبَةٍ مِنْ مَاءٍ عَذْبٍ، أَوْ تَمَرَاتٍ لا يَقْدِرُ عَلَى أَكْثَرَ مِنْ ذَلِكَ. وَ مَنْ خَفَّفَ فِيهِ عَنْ مَمْلُوكِهِ خَفَّفَ اللَّهُ عَنْهُ حِسَابَهُ.

ای مردم! همانا ماهی شما سایه افکنده (و روی آورده) که شبی در آن، از هزار شب بر بهتر است و آن ماه رمضان است. خداوند روزه آن را واجب نمود و شبی را در آن ماه برای انجام نماز مستحبی همانند انجام نماز مستحبی هفتاد شب در ماه های دیگر قرار داده است و برای کسی که در این ماه عملی از اعمال خیر و نیکی انجام دهد، اجری برابر کسی که فریضه ای از فریضه های خداوند (عزوجل) انجام دهد، قرار داده است و کسی که فریضه ای از فریضه های خدا را ادا كند، مانند کسی است که هفتاد فریضه را در ماه های دیگر به جا آورده است.

آن ماه صبر است که پاداش صبر، بهشت است. ماه مواسات است و آن ماهی است که خداوند روزی مؤمنان را در آن می افزاید. کسی که در این ماه به مؤمن روزه داری افطاری دهد، پاداش آزاد کردن یک بنده و آمرزش گناهان گذشته اش را به پاداش این عمل دریافت می کند.

گفتند: ای رسول! خدا همه ما توان افطاری روزه داری را نداریم.

فرمود: خداوند کریم است و به کسی از شما که قادر نباشد جز با جرعۀ شیری آمیخته با آب، یا شربتی از آب گوارا، یا دانه ای چند از خرما، روزه داری را به افطار فرا خواند و امکان بیش از این نداشته باشد، همین پاداش را عطا میکند و کسی که در این ماه از بار تکلیف بردۀ خود بکاهد، خدا حساب او را سبک می سازد.

وَ هُوَ شَهْرٌ أَوَّلُهُ رَحْمَةٌ وَ أَوْسَطُهُ مَغْفِرَةٌ، وَ آخِرُهُ الْإِجَابَةُ، وَ الْعِتْقُ مِنَ النَّارِ.

وَ لَا غِنَى بِكُمْ عَنْ أَرْبَعِ خِصَالٍ: خَصْلَتَيْنِ تُرْضُونَ اللَّهَ بِهِمَا، وَ خَصْلَتَيْنِ لَا غِنَى بِكُمْ عَنْهُمَا.

فَأَمَّا اللَّتَانِ تُرْضُونَ اللَّهَ (عزوجل9 بِهِمَا فَشَهَادَةُ أَنْ لا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ، وَ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ الله.

وَ أَمَّا اللَّتَانِ لا غِنَى بِكُمْ عَنْهُمَا، فَتَسْأَلُونَ اللَّهَ فِيهِ حَوَائِجَكُمْ وَ الْجَنَّةَ وَ تَسْأَلُونَ الْعَافِيَةَ وَ تَعُوذُونَ بِهِ مِنَ النَّارِ.

5- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله) لَمَّا حَضَرَ شَهْرُ رَمَضَانَ وَ ذَلِكَ فِي ثَلَاثٍ بَقِينَ مِنْ شَعْبَانَ قَالَ لِبِلَالٍ: نَادِ فِي النَّاسِ.

آن ماهی است که آغاز آن رحمت، وسطش آمرزش و پایانش اجابت دعا و آزادی از آتش دوزخ است.

شما در این ماه از چهار فضیلت بی نیازی نیستید: دو خصلت که به وسیله آن خدا را خشنود می سازید و دو خصلت که خود از آن بی نیاز نیستید.

آن دو فضلتی که خداوند (عزوجل) را با آن خوشنود می سازید: گواهی دادن به این که معبودی جز خدا نیست و این که محمد پیامبر خداوند است.

آن دو فضلیتی که شما از آن بی نیاز نیستید، این که در آن ماه، از خدا حاجت هایتان را می خواهید و بهشت را درخواست می کنید و عافیت می خواهید و از آتش دوزخ به او پناه می برید.

5- راوی گوید: امام باقر (علیه السلام) فرمود:

آن گاه که ماه رمضان فرا رسید و آن به هنگامی بود که سه روز از ماه شعبان مانده بود، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به بلال فرمود: در جمع مردمان ندا ده!

فَجَمَعَ النَّاسَ، ثُمَّ صَعِدَ الْمِنْبَرَ فَحَمِدَ اللَّهَ وَ أَثْنَى عَلَيْهِ، ثُمَّ قَالَ:

أَيُّهَا النَّاسُ: إِنَّ هَذَا الشَّهْرَ قَدْ خَصَّكُمُ اللَّهُ بِهِ وَ حَضَرَكُمْ وَ هُوَ سَيْدُ الشُّهُورِ لَيْلَةٌ فِيهِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ تُغْلَقُ فِيهِ أَبْوَابُ النَّارِ وَ تُفَتَّحُ فِيهِ أَبْوَابُ الْجِنَانِ.

فَمَنْ أَدْرَكَهُ وَ لَمْ يُغْفَرْ لَهُ فَأَبْعَدَهُ اللَّهُ! وَ مَنْ أَدْرَكَ وَ الِدَيْهِ وَ لَمْ يُغْفَرْ لَهُ فَأَبْعَدَهُ اللَّهُ وَ مَنْ ذُكِرْتُ عِنْدَهُ فَلَمْ يُصَلِّ عَلَيَّ فَلَمْ يَغْفِرِ اللَّهُ لَهُ فَأَبْعَدَهُ اللَّهُ.

6- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عُلْوَانَ عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ:

كَانَ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله) يُقْبِلُ بِوَجْهِهِ إِلَى النَّاسِ فَيَقُولُ: يَا مَعْشَرَ النَّاسِ! إِذَا طَلَعَ هِلَالُ شَهْرِ رَمَضَانَ غُلَّتْ مَرَدَةُ الشَّيَاطِينِ، وَ فُتِحَتْ أَبْوَابُ السَّمَاءِ وَ أَبْوَابُ الْجِنَانِ وَ أَبْوَابُ الرَّحْمَةِ، وَ غُلْقَتْ أَبْوَابُ النَّارِ وَ اسْتُجِيبَ الدُّعَاءُ، وَ كَانَ لِلَّهِ فِيهِ عِنْدَ كُلِّ فِطْرِ عُتَقَاءُ يُعْتِقُهُمُ اللَّهُ مِنَ النَّارِ، وَ يُنَادِي مُنَادٍ كُلَّ لَيْلَةٍ: هَلْ مِنْ سَائِلٍ؟ هَلْ مِنْ مُسْتَغْفِرِ؟ اللَّهُمَّ أَعْطِ كُلَّ مُنْفِقٍ خَلَفاً، وَ أَعْطِ كُلَّ مُمْسِكَ تَلَفاً حَتَّى إِذَا طَلَعَ هِلَالُ شَوَّالٍ نُودِيَ الْمُؤْمِنُونَ أَنِ اغْدُوا إِلَى جَوَائِزِكُمْ فَهُوَ يَوْمُ الْجَائِزَةِ.

پس مردم گرد آمدند. آن گاه پیامبر (صلی الله علیه و آله) بر فراز منبر قرار گرفت، و خدای را حمد و ستایش گفت، سپس فرمود:

ای مردم! همانا خداوند این ماه را به شما مخصوص کرده و بر شما حاضر شده و آن سرور ماه ها است. در آن ماه شبی است که از هزار ماه بهتر است؛ درهای دوزخ در آن ماه بسته می شود و درهای بهشت در آن گشوده می گردد. پس هر که آن ماه را درک کند و آمرزیده نشود، خدا او را از رحمت خود دور کند و کسی که در زنده بودن پدر و مادر خود آمرزیده نشود، خدا او را از رحمت خود دور کند و کسی که نام من نزد او برده شود و بر من صلوات نفرستد خداوند او را نیامرزد و از رحمتش دور کند!

6- حابر گوید: امام باقر (علیه السلام) فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) همواره رو به مردم می کرد و می فرمود:

ای گروه مردمان! آن گاه که هلال ماه رمضان طلوع کند شیاطین سرکش به زنجیر کشیده می شوند، درهای آسمان، بهشت ها و رحمت گشوده می شود، درب های دوزخ بسته می گردد، دعا به اجابت می رسد و خدای را در هر افطاری آزادشدگانی است که آنها را از آتش آزاد می سازد. در هر شب منادی ندا می دهد: آیا سائلی هست؟ آیا آمرزش خواهی هست؟

خدایا! انفاق کنندگان را جایگزین ده و اموال خودداری کنندگان از انفاق را تلف و نابود ساز تا آن گاه که هلال ماه شوال طلوع کند، به مؤمنان ندا شود: بامدادان به سراغ جایزه هایتان بروید، که امروز روز جایزه است

ثُمَّ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ (علیه السلام): أَمَا وَ الَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ! مَا هِيَ بِجَائِزَةِ الدَّنَانِيرِ وَ لَا الدَّرَاهِم.

7- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مَرْوَانَ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) يَقُولُ :

إِنَّ لِلَّهِ (عزوجل) فِي كُلِّ لَيْلَةٍ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ عُتَقَاءَ وَ طُلَقَاءَ مِنَ النَّارِ إِلَّا مَنْ أَفْطَرَ عَلَى مُسْكِرٍ، فَإِذَا كَانَ فِي آخِرِ لَيْلَةٍ مِنْهُ أَعْتَقَ فِيهَا مِثْلَ مَا أَعْتَقَ فِي جَمِيعِهِ.

بخش سوم

اشاره

بَابُ مَنْ فَطَّرَ صَائِماً

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ سَلَمَةَ صَاحِبِ السَّابِرِيٌّ عَنْ أبِي الصَّبَّاحَ الْكِنَانِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:

مَنْ فَطَّرَ صَائِماً فَلَهُ مِثْلُ أَجْرِهِ.

سپس امام باقر (علیه السلام) فرمود: سوگند به آن که جان من در قبضۀ قدرت اوست! این جایزه از دینارها و درهم ها نیست.

7- محمد بن مروان گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که می فرمود:

خداوند (عزوجل) در هر شب از ماه رمضان آزاد شدگان و رها شدگان از آتش دوزخ دارد، مگر کسی که با مست کننده ای افطار کند. پس آن گاه که آخرین شب آن ماه فرا رسد در آن شب به اندازۀ همۀ شب ها انسان ها را از آتش آزاد می نماید.

پاداش کسی که به روزه داری افطاری دهد

1- ابو صباح کنانی گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

هر که به روزه داری افطاری بدهد، برای او پاداشی برابر روزه دار خواهد بود.

2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ سَعْدَانَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ مُوسَى (علیه السلام) قَالَ:

فِطْرُكَ أَخَاكَ الصَّائِمَ أَفْضَلُ مِنْ صِيَامِكَ.

3- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِي عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطِ عَنْ سَيَابَةَ عَنْ ضُرَيْسٍ عَنْ حَمْزَةَ بن حُمْرَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:

كَانَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ (علیهما السلام) إِذَا كَانَ الْيَوْمُ الَّذِي يَصُومُ فِيهِ أَمَرَ بِشَاةٍ فَتُذْبَحُ وَ تُقْطَعُ أَعْضَاء وَ تُطْبَخُ فَإِذَا كَانَ عِنْدَ الْمَسَاءِ أَكَبَّ عَلَى الْقُدُورِ حَتَّى يَجِدَ رِيحَ الْمَرَقِ وَ هُوَ صَائِمٌ.

ثُمَّ يَقُولُ: هَاتُوا الْقِصَاعَ اغْرِفُوا لَآلِ فُلَانٍ وَ اغْرِفُوا لَآلِ فَلَانٍ.

ثُمَّ يُؤْتَى بِخُبْزِ وَ تَمْرٍ فَيَكُونُ ذَلِكَ عَشَاءَهُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ عَلَى آبَائِهِ.

4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ مَسْعَدَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) عَنْ أَبِيهِ (علیه السلام) قَالَ:

2- موسی بن بکر گوید: امام کاظم (علیه السلام) فرمود:

افطاری دادن تو به برادر روزه دارت از روزه داشتنت بهتر است.

3- حمزة بن حمران گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: هر گاه ما روزه فرا می رسید، امام سجاد (علیه السلام) امر می فرمود که گوسفندی را ذبح می کردند و اعضایش را خُرد می نمودند و آن را می پختند. شامگاهان آن ها را بر دیگ ها می پختند تا در حال روزه بوی آن را بیابد و آن گاه می فرمود: کاسه ها را بیاورید! برای خانواده فلان و خانواده فلان غذا بکشید.

سپس نانی و خرمایی می آوردند و همان شام آن حضرت بود. درود خدا بر او و بر پدران بزرگوارش باد.

4- مسعده گوید: امام صادق (علیهالسلام) فرمود:

دَخَلَ سَدِيرٌ عَلَى أَبِي (علیه السلام) فِي شَهْرِ رَمَضَانَ فَقَالَ: يَا سَدِيرًا! هَلْ تَدْرِي أَيُّ اللَّيَالِي هَذِهِ؟

فَقَالَ: نَعَمْ، فِدَاكَ أَبِي! هَذِهِ لَيَالِي شَهْرٍ رَمَضَانَ، فَمَا ذَاكَ؟

فَقَالَ لَهُ: أَ تَقْدِرُ عَلَى أَنْ تُعْتِقَ فِى كُلِّ لَيْلَةٍ مِنْ هَذِهِ اللَّيَالِي عَشْرَ رَقَبَاتٍ مِنْ وُلْدِ إِسْمَاعِيلَ؟

فَقَالَ لَهُ سَدِيرٌ: بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي! لا يَبْلُغُ مَالِي ذاك.

فَمَا زَالَ يَنْقُصُ حَتَّى بَلَغَ بِهِ رَقَبَةٌ وَ احِدَةً فِي كُلِّ ذَلِكَ يَقُولُ: لا أَقْدِرُ عَلَيْهِ.

فَقَالَ لَهُ: فَمَا تَقْدِرُ أَنْ تُفَطَّرَ فِي كُلِّ لَيْلَةٍ رَجُلاً مُسْلِماً؟

فَقَالَ لَهُ: بَلَى وَ عَشَرَةً.

فَقَالَ لَهُ أَبِي (علیه السلام): فَذَاكَ الَّذِي أَرَدْتُ يَا سَدِيرًا! إِنَّ إِفْطَارَكَ أَخَاكَ الْمُسْلِمَ يَعْدِلُ رَقَبَةٌ مِنْ وُلْدِ إِسْمَاعِيلَ (علیه السلام).

سدیر در ماه رمضان حضور پدرم (علیه السلام) شرفیاب شد، پدرم فرمود: ای سدیر! آیا می دانی این شب ها چه شب هایی هستند؟

گفت: آری، فدایت شوم! شب های ماه رمضان است، نظر شما چیست؟

فرمود: آیا می توانی در هر شبی از این شب ها ده بنده از فرزندان اسماعیل (علیه السلام) را آزاد کنی؟

سدیر گفت: پدر و مادرم به فدایت! من این قدر توان ندارم.

پدرم پیوسته از شمار آن بندگان می کاست تا به یک بنده رسید، سدیر در هر نوبت می گفت: توانایی آن را ندارم.

فرمود: می توانی در هر شب یک مرد مسلمان را افطاری بدهی؟

گفت: چرا، ده نفر می توانم افطاری دهم.

آن گاه پدرم (علیه السلام) به او فرمود: منظور من همین بود ای سدیر! زیرا افطاری دادن تو به برادر مسلمانت با آزاد کردن بنده ای از فرزندان اسماعیل (علیه السلام) برابر است.

بخش چهارم

اشاره

بَابٌ فِي النَّهْيِ عَنْ قَوْلِ رَمَضَانَ بِلَا شَهْرٍ

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى الْخَثْعَمِيُّ عَنْ غِيَاتِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ (علیهما السلام) قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (علیه السلام):

لا تَقُولُوا: رَمَضَانَ، وَ لَكِنْ قُولُوا: شَهْرُ رَمَضَانَ، فَإِنَّكُمْ لا تَدْرُونَ مَا رَمَضَانُ.

2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ سَعْدِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ:

كُنَّا عِنْدَهُ ثَمَانِيَةَ رِجَالٍ فَذَكَرْنَا رَمَضَانَ.

فَقَالَ: لا تَقُولُوا: هَذَا رَمَضَانُ، وَ لا ذَهَبَ رَمَضَانُ وَ لا جَاءَ رَمَضَانُ، فَإِنَّ رَمَضَانَ اسْمٌ مِنْ أَسْمَاءِ اللَّهِ (عزوجل) وَ لا يَجِيءُ وَ لا يَذْهَبُ وَ إِنَّمَا يَجِيءُ وَ يَذْهَبُ الزَّائِلُ، وَ لَكِنْ قُولُوا: شَهْرُ رَمَضَانَ، فَإِنَّ الشَّهْرَ مُضَافٌ إِلَى الاسْم وَ الِاسْمُ اسْمُ اللَّهِ عَزَّ ذِكْرُهُ وَ هُوَ الشَّهْرُ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ جَعَلَهُ مَثَلاً وَ عِيداً.

نهی از گفتن رمضان بدون کلمۀ ماه

1- غياث بن ابراهیم گوید: امام صادق (علیه السلام) از پدرش (علیه السلام) نقل کرد که حضرتش فرمود:

امیر مؤمنان على (علیه السلام) فرمود: نگویید رمضان، ولی بگویید: ماه رمضان، زیرا شما نمی دانید رمضان چیست.

2- سعد گوید: با هشت تن خدمت امام باقر (علیه السلام) شرف حضور داشتم، سخن از رمضان بود. حضرتش فرمود: نگویید: این رمضان است، رمضان رفت و رمضان آمد، زیرا رمضان، نامی از نام های خداوند (عزوجل) است، نه می آید و نه می رود، فقط آن چه از بین رونده است می آید و می رود، ولی بگویید: ماه رمضان، چرا که ماه بر آن افزوده شده و آن نام، نام خدای عزّ ذکره است و آن ماهی است که در آن قرآن فرود آمد که خدا آن را حجّت و بشارت قرار داد.

بخش پنجم

اشاره

بَابُ مَا يُقَالُ فِي مُسْتَقْبَلِ شَهْرٍ رَمَضَانَ

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عُمَرَ الْيَمَانِيِّ عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ:

كَانَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) إِذَا أَهَلَّ هِلَالَ شَهْرِ رَمَضَانَ اسْتَقْبَلَ الْقِبْلَةَ وَ رَفَعَ يَدَيْهِ فَقَالَ:

اللَّهُمَّ أَهِلَّهُ عَلَيْنَا بِالْأَمْنِ وَ الْإِيمَانِ وَ السَّلَامَةِ وَ الْإِسْلَامِ وَ الْعَافِيَةِ المُجَلِّلَةِ وَ الرِّزْقِ الْوَاسِع وَ دَفْعِ الْأَسْقَامِ.

اللَّهُمَّ ارْزُقْنَا صِيَامَهُ وَ قِيَامَهُ وَ تِلَاوَةَ الْقُرْآنِ فِيهِ.

اللَّهُمَّ سَلَّمْهُ لَنَا وَ تَسَلَّمْهُ مِنَّا وَ سَلِّمْنَا فِيهِ.

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِي عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ عَمَّارِ بْنِ مُوسَى السَّابَاطِيِّ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام):

آن چه به هنگام استقبال از ماه رمضان گفته می شود

1- جابر گوید: امام باقر (علیه السلام) فرمود:

هنگامی که هلال ماه رمضان پدیدار می شد پیامبر خدا (صلى الله علیه و آله) رو به جانب قبله می کرد و دست های خود را بلند مینمود و عرضه می داشت: خدایا! این هلال را برای ما با امن و ایمان و سلامت و تسلیم، عافیت فراگیر، روزی گسترده و برطرف شدن دردها ظاهر ساز.

خدایا! در این ماه روزه داری و قیام به عبادتش را و تلاوت قرآن را برای ما روزی کن.

خدایا! این ماه را بر ما و از ما سالم بدار و ما را در آن ماه سلامت بدار.

2- عمّار ساباطی گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

إِذَا كَانَ أَوَّلُ لَيْلَةٍ مِنْ شَهْرٍ رَمَضَانَ فَقُلِ:

اللَّهُمَّ رَبَّ شَهْرٍ رَمَضَانَ وَ مُنْزِلَ الْقُرْآنِ هَذَا شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِي أَنْزَلْتَ فِيهِ الْقُرْآنَ وَ أَنْزَلْتَ فِيهِ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ مِنَ الْهُدَى وَ الْفُرْقَانِ.

اللَّهُمَّ ارْزُقْنَا صِيَامَهُ وَ أَعِنَّا عَلَى قِيَامِهِ.

اللَّهُمَّ سَلَّمْهُ لَنَا وَ سَلَّمْنَا فِيهِ وَ تَسَلَّمْهُ مِنَّا فِي يُسْرٍ مِنْكَ وَ مُعَافَاةٍ وَ اجْعَلْ فِيمَا تَقْضِي وَ تُقَدِّرُ مِنَ الْأَمْرِ الْمَحْتُوم فِيمَا يُفْرَقُ مِنَ الْأَمْرِ الْحَكِيمِ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ مِنَ الْقَضَاءِ الَّذِي لا يُرَدُّ وَلا يُبَدَّلُ أَنْ تَكْتُبَنِي مِنْ حُجَّاجِ بَيْتِكَ الْحَرَامِ الْمَبْرُورِ حَجُهُمْ الْمَشْكُورِ سَعْيُهُمْ الْمَغْفُورِ ذَنْبُهُمْ الْمُكَفِّرِ عَنْهُمْ سَيِّئَاتُهُمْ وَ اجْعَلَ فِيمَا تَقْضِي وَ تُقَدِّرُ أَنْ تُطِيلَ لِي فِي عُمُرِي وَ تُوَسِّعَ عَلَيَّ مِنَ الرِّزْقِ الْحَلَالِ.

3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ رِئَابٍ عَنِ الْعَبْدِ الصَّالِحِ (علیه السلام) قَالَ:

هنگامی که شب اول ماه رمضان فرا رسید بگو:

خدایا! این ماه رمضان است که در آن قرآن نازل فرمودی و در آن آیه های روشن هدایت و فرقان نازل فرمودی.

خدایا! بر ما روزه داری در آن را روزی بفرما و ما را برای قیام در شب یاری بفرما.

خدایا! آن را از ما و بر ما سلامت بدار و ما را در آن ماه در آسانی و عافیت سلامت بدار و در آن قضا و قدری که قرار می دهی از امر حتمی در کار محکم در شب قدر از تقدیری که رد و بدل ندارد این که مرا از حاجیان خانه محترم خود که حجّشان نیکو و سعیشان مشکور و گناهانشان آمرزیده و خطاهایشان در گذشته شده است بنویسی و مرا در قضا و قدرت چنان قرار بده که عمرم را طولانی نمایی و از روزی حلال برای من توسعه دهی.

3- علی بن رئاب گوید: امام کاظم (علیه السلام) فرمود:

ادْعُ بِهَذَا الدُّعَاءِ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ مُسْتَقْبِلَ دُخُولِ السَّنَةِ وَ ذَكَرَ أَنَّهُ مَنْ دَعَا بِهِ مُحْتَسِباً مُخْلِصاً لَمْ تُصِبْهُ فِي تِلْكَ السَّنَةِ فِتْنَةٌ وَ لا آفَةٌ يُضَرُّ بِهَا دِينُهُ وَ بَدَنُهُ وَ وَ قَاهُ اللَّهُ عَزَّ ذِكْرُهُ شَرَّ مَا يَأْتِي بِهِ تِلْكَ السَّنَةَ:

«اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ الَّذِي دَانَ لَهُ كُلُّ شَيْءٍ، وَ بِرَحْمَتِكَ الَّتِي وَ سِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ، وَ بِعِزَّتِكَ الَّتِي قَهَرْتَ بِهَا كُلَّ شَيْءٍ، وَ بِعَظَمَتِكَ الَّتِي تَوَاضَعَ لَهَا كُلُّ شَيْءٍ، وَ بِقُوَّتِكَ الَّتِي خَضَعَ لَهَا كُلُّ شَيْءٍ، وَ بِجَبَرُوتِكَ الَّتِي غَلَبَتْ كُلَّ شَيْءٍ، وَ بِعِلْمِكَ الَّذِي أَحَاطَ بِكُلِّ شَيْءٍ، يَا نُورُ يَا قُدُّوسُ يَا أَوَّلُ قَبْلَ كُلِّ شَيْءٍ، وَ يَا بَاقِي بَعْدَ كُلِّ شَيْءٍ، يَا اللَّهُ يَا رَحْمَانُ يَا اللَّهُ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تُغَيِّرُ النِّعَمَ، وَ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تُنْزِلُ النِّقَمَ، وَ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تَقْطَعُ الرَّجَاءَ، وَ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تُدِيلُ الْأَعْدَاءَ، وَ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تَرُدُّ الدُّعَاءَ وَ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي يُسْتَحَقُّ بِهَا نُزُولُ الْبَلَاءِ، وَ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تَحْبِسُ غَيْثَ السَّمَاءِ، وَ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تَكْشِفُ الْغِطَاءَ، وَ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تُعَجِّلُ الْفَنَاءَ،

این دعا را در ماه رمضان به هنگام استقبال از آن بخوان. هر کسی این دعا را برای خدا و از روی اخلاص بخواند در آن سال فتنه هیچ و آفتی بر دین، دنیا و بدنش ضرر نرساند و خداوند (عزوجل) او را از شر حوادثی که در آن سال آید مصونش می دارد:

«اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ الَّذِي دَانَ لَهُ كُلُّ شَيْءٍ وَ بِرَحْمَتِكَ الَّتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ، وَ بِعِزَّتِكَ الَّتِي قَهَرْتَ بِهَا كُلَّ شَيْءٍ، وَ بِعَظَمَتِكَ الَّتِي تَوَاضَعَ لَهَا كُلُّ شَيْءٍ، وَ بِقُوَّتِكَ الَّتِي خَضَعَ لَهَا كُلُّ شَيْءٍ، وَ بِجَبَرُوتِكَ الَّتِي غَلَبَتْ كُلَّ شَيْءٍ، وَ بِعِلْمِكَ الَّذِي أَحَاطَ بِكُلِّ شَيْءٍ، يَا نُورُ يَا قُدُّوسُ يَا أَوَّلُ قَبْلَ كُلِّ شَيْءٍ، وَ يَا بَاقِي بَعْدَ كُلِّ شَيْءٍ، يَا اللَّهُ يَا رَحْمَانُ يَا اللَّهُ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تُغَيِّرُ النِّعَمَ، وَ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تُنْزِلُ النِّقَمَ، وَ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تَقْطَعُ الرَّجَاءَ، وَ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تُدِيلُ الْأَعْدَاءَ، وَ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تَرُدُّ الدُّعَاءَ، وَ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي يُسْتَحَقُّ بِهَا نُزُولُ الْبَلَاءِ، وَ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تَحْبِسُ غَيْثَ السَّمَاءِ، وَ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تَكْشِفُ الْغِطَاءَ، وَ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تُعَجِّلُ الْفَنَاءَ،

وَ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تُورِثُ النَّدَمَ، وَ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تَهْتِكُ الْعِصَمَ وَ أَلْبِسْنِي دِرْعَكَ الْحَصِينَةَ الَّتِي لا تُرَامُ وَ عَافِنِي مِنْ شَرِّ مَا أُحَاذِرُ بِاللَّيْلِ وَ النَّهَارِ فِي مُسْتَقْبِلِ سَنَتِي هَذِهِ.

اللَّهُمَّ رَبَّ السَّمَاوَاتِ السَّبْعِ وَالْأَرَضِينَ السَّبْعِ وَ مَا فِيهِنَّ وَ مَا بَيْنَهُنَّ وَ رَبَّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ وَ رَبَّ السَّبْعِ الْمَثَانِي وَ الْقُرْآنِ الْعَظِيمِ وَ رَبَّ إِسْرَافِيلَ وَ مِيكَائِيلَ وَ جَبْرَئِيلَ وَ رَبَّ مُحَمَّدٍا وَ أَهْلِ بَيْتِهِ سَيِّدِ الْمُرْسَلِينَ وَ خَاتَمِ النَّبِيِّينَ أَسْأَلُكَ بِكَ وَ بِمَا سَمَّيْتَ.

يَا عَظِيمُ أَنْتَ الَّذِي تَمُنُّ بِالْعَظِيمِ وَ تَدْفَعُ كُلَّ مَحْذُورٍ وَ تُعْطِي كُلَّ جَزِيلٍ وَ تُضَاعِفُ مِنَ الْحَسَنَاتِ بِالْقَلِيلِ وَ الْكَثِيرِ وَ تَفْعَلُ مَا تَشَاءُ يَا قَدِيرُ يَا اللَّهُ يَا رَحْمَانُ يَا رَحِيمُ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَيْتِهِ وَ أَلْبِسْنِي فِي مُسْتَقْبِلِ هَذِهِ السَّنَةِ سِتْرَكَ وَ نَضَّرْ وَجْهِي بِنُورِكَ وَ أَحِبَّنِي بِمَحَبَّتِكَ وَ بَلِّغْنِي رِضْوَانَكَ وَ شَرِيفَ كَرَامَتِكَ وَ جَزِيلَ عَطَائِكَ مِنْ خَيْرٍ مَا عِنْدَكَ وَ مِنْ خَيْرٍ مَا أَنْتَ مُعْطٍ أَحَداً مِنْ خَلْقِكَ، وَ أَلْبِسْنِي مَعَ ذَلِكَ عَافِيَتَكَ.

يَا مَوْضِعَ كُلِّ شَكْوَى، وَ يَا شَاهِدَ كُلِّ نَجْوَى، وَ يَا عَالِمَ كُلِّ خَفِيَّة، وَ يَا دَافِعَ كُلِّ مَا تَشَاءُ مِنْ بَلِيَّةٍ، يَا كَرِيمَ الْعَفْوِ، يَا حَسَنَ التَّجَاوُزِ تَوَفَّنِي عَلَى مِلَّةِ إِبْرَاهِيمَ وَ فِطْرَتِهِ وَ عَلَى دِينِ مُحَمَّدٍ وَ سُنَّتِهِ، وَ عَلَى خَيْرٍ وَ فَاةٍ فَتَوَفَّنِي مُوَالِياً لِأَوْلِيَائِكَ مُعَادِياً لِأَعْدَائِكَ.

وَ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تُورِثُ النَّدَمَ، وَ اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تَهْتِكُ الْعِصَمَ وَ أَلْبِسْنِي دِرْعَكَ الْحَصِينَةَ الَّتِي لا تُرَامُ وَ عَافِنِي مِنْ شَرِّ مَا أَحَاذِرُ بِاللَّيْلِ وَالنَّهَارِ فِي مُسْتَقْبِلِ سَنَتِي هَذِهِ.

اللَّهُمَّ رَبَّ السَّمَاوَاتِ السَّبْعِ وَالْأَرَضِينَ السَّبْعِ وَ مَا فِيهِنَّ وَ مَا بَيْنَهُنَّ وَ رَبَّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ وَ رَبَّ السَّبْعِ الْمَثَانِي وَ الْقُرْآنِ الْعَظِيمِ وَ رَبَّ إِسْرَائِيلَ وَ مِيكَائِيلَ وَ جَبْرَئِيلَ وَ رَبَّ مُحَمَّدٍا وَ أَهْلِ بَيْتِهِ سَيِّدِ الْمُرْسَلِينَ وَ خَاتَمِ النَّبِيِّينَ أَسْأَلُكَ بِكَ وَ بِمَا سَمَّيْتَ.

يَا عَظِيمُ أَنْتَ الَّذِي تَمُنُّ بِالْعَظِيمِ وَ تَدْفَعُ كُلَّ مَحْذُورٍ وَ تُعْطِي كُلَّ جَزِيلٍ وَ تُضَاعِفُ مِنَ الْحَسَنَاتِ بِالْقَلِيلِ وَ الْكَثِيرِ وَ تَفْعَلُ مَا تَشَاءُ يَا قَدِيرُ يَا اللَّهُ يَا رَحْمَانُ يَا رَحِيمُ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَيْتِهِ وَ أَلْبِسْنِي فِي مُسْتَقْبِلِ هَذِهِ السَّنَةِ سِتْرَكَ وَ نَضّرْ وَ جْهِي بِنُورِكَ وَ أحِبَّنِي بِمَحَبَّتِكَ وَ بَلِّغْنِي رِضْوَانَكَ وَ شَرِيفَ كَرَامَتِكَ وَ جَزِيلَ عَطَائِكَ مِنْ خَيْرِ مَا عِنْدَكَ وَ مِنْ خَيْرِ مَا أَنْتَ مُعْطٍ أَحَداً مِنْ خَلْقِكَ، وَ الْبِسْنِي مَعَ ذَلِكَ عَافِيَتَكَ.

يَا مَوْضِعَ كُلِّ شَكْوَى، وَ يَا شَاهِدَ كُلِّ نَجْوَى، وَ يَا عَالِمَ كُلِّ خَفِيَّةٍ، وَ يَا دَافِعَ كُلِّ مَا تَشَاءُ مِنْ بَلِيَّةٍ، يَا كَرِيمَ الْعَفْوِ، يَا حَسَنَ التَّجَاوُزِ تَوَفَّنِي عَلَى مِلَّةِ إِبْرَاهِيمَ وَ فِطْرَتِهِ وَ عَلَى دِينِ مُحَمَّدٍ وَ سُنَّتِهِ، وَ عَلَى خَيْرِ وَ فَاةٍ فَتَوَفَّنِي مُوَالِياً لِأَوْلِيَائِكَ مُعَادِياً لِأَعْدَائِكَ.

اللَّهُمَّ وَ جَنِّبْنِي فِي هَذِهِ السَّنَةِ كُلَّ عَمَلٍ أَوْ قَوْلٍ أَوْ فِعْلٍ يُبَاعِدُنِي مِنْكَ، وَ اجْلِبْنِي إِلَى كُلِّ عَمَلٍ أَوْ قَوْلٍ أَوْ فِعْلٍ يُقَرِّبُنِي مِنْكَ فِي هَذِهِ السَّنَةِ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ.

وَ امْنَعْنِي مِنْ كُلِّ عَمَلٍ أَوْ فِعْلٍ أَوْ قَوْلٍ يَكُونُ مِنِّي أَخَافُ ضَرَرَ عَاقِبَتِهِ وَ أَخَافُ مَقْتَكَ إِيَّايَ عَلَيْهِ حَذَراً أَنْ تَصْرِفَ وَجْهَكَ الْكَرِيمَ عَنِّي فَأَسْتَوْجِبَ بِهِ نَقْصاً مِنْ حَظِّ لِي عِنْدَكَ يَا رَءُوفُ يَا رَحِيمٌ.

اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي فِي مُسْتَقْبِلِ هَذِهِ السَّنَةِ فِي حِفْظِكَ وَ جِوَارِكَ وَ كَنَفِكَ وَ جَلِّلْنِي سِتْرَ عَافِيَتِكَ وَ هَبْ لِي كَرَامَتَكَ عَزَّ جَارُكَ وَ جَلَّ ثَنَاءُ وَجْهِكَ وَ لَا إِلَهَ غَيْرُكَ.

اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي تَابِعاً لِصَالِحِ مَنْ مَضَى مِنْ أَوْلِيَائِكَ وَ أَلْحِقْنِي بِهِمْ وَ اجْعَلْنِي مُسْلِماً لِمَنْ قَالَ بِالصِّدْقِ عَلَيْكَ مِنْهُمْ.

وَ أَعُوذُ بِكَ يَا إلهي أنْ تُحِيطَ بِهِ خَطِيئَتِي وَ ظُلْمِي وَ إِسْرَافِي عَلَى نَفْسِي وَ اتَّبَاعِي لِهَوَايَ وَ اشْتِغَالِي بِشَهَوَاتِي فَيَحُولَ ذَلِكَ بَيْنِي وَ بَيْنَ رَحْمَتِكَ وَ رِضْوَانِكَ فَأَكُونَ مَنْسِيّاً عِنْدَكَ مُتَعَرِّضاً لِسَخَطِكَ وَ نَقِمَتِكَ.

اللَّهُمَّ وَ فِّقْنِي لِكُلِّ عَمَلٍ صَالِحٍ تَرْضَى بِهِ عَنِّي وَ قَرِّبْنِي بِهِ إِلَيْكَ زُلْفَى.

اللَّهُمَّ وَ جَنِّبْنِي فِي هَذِهِ السَّنَةِ كُلَّ عَمَلٍ أَوْ قَوْلٍ أَوْ فِعْلٍ يُبَاعِدُنِي مِنْكَ، وَ اجْلِبْنِي إِلَى كُلِّ عَمَلٍ أَوْ قَوْلٍ أَوْ فِعْلِ يُقَرِّبُنِي مِنْكَ فِي هَذِهِ السَّنَةِ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ.

وَ امْنَعْنِي مِنْ كُلِّ عَمَلٍ أَوْ فِعْلِ أَوْ قَوْلِ يَكُونُ مِنّي أَخَافُ ضَرَرَ عَاقِبَتِهِ وَ أَخَافُ مَقْتَكَ إِيَّايَ عَلَيْهِ حَذَراً أَنْ تَصْرِفَ وَ جْهَكَ الْكَرِيمَ عَنِّي فَأَسْتَوْجِبَ بِهِ نَقْصاً مِنْ حَظِلِي عِنْدَكَ يَا رَءُوفُ يَا رَحِيمُ.

اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي فِي مُسْتَقْبِلِ هَذِهِ السَّنَةِ فِي حِفْظِكَ وَ جِوَارِكَ وَ كَنَفِكَ وَ جَلِّلْنِي سِتْرَ عَافِيَتِكَ وَ هَبْ لِي كَرَامَتَكَ عَزَّ جَارُكَ وَ جَلَّ ثَنَاءُ وَ جْهِكَ وَ لَا إِلَهَ غَيْرُكَ.

اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي تَابِعاً لِصَالِحٍ مَنْ مَضَى مِنْ أَوْلِيَائِكَ وَ أَلْحِقْنِي بِهِمْ وَ اجْعَلْنِي مُسْلِماً لِمَنْ قَالَ بِالصِّدْقِ عَلَيْكَ مِنْهُمْ.

وَ أَعُوذُ بِكَ يَا إِلَهِي أَنْ تُحِيطَ بِهِ خَطِيئَتِي وَ ظُلْمِي وَ إِسْرَافِي عَلَى نَفْسِي وَ اتَّبَاعِي لِهَوَايَ وَ اشْتِغَالِي بِشَهَوَاتِي فَيَحُولَ ذَلِكَ بَيْنِي وَ بَيْنَ رَحْمَتِكَ وَ رِضْوَانِكَ فَأَكُونَ مَنْسِيّاً عِنْدَكَ مُتَعَرِّضاً لِسَخَطِكَ وَ نَقِمَتِكَ.

اللَّهُمَّ وَ فِّقْنِي لِكُلِّ عَمَلٍ صَالِحٍ تَرْضَى بِهِ عَنِّي وَ قَرِّبْنِي بِهِ إِلَيْكَ زُلْفَى.

اللَّهُمَّ كَمَا كَفَيْتَ نَبِيَّكَ مُحَمَّداً (صلى الله عليه و آله) هَوْلَ عَدُوِّهِ وَ فَرَّجْتَ هَمَّهُ وَ كَشَفْتَ غَمَّهُ وَ صَدَقْتَهُ وَ عْدَكَ وَ أَنْجَزْتَ لَهُ مَوْعِدَكَ بِعَهْدِكَ.

اللَّهُمَّ بِذَلِكَ فَاكْفِنِي هَوْلَ هَذِهِ السَّنَةِ وَ آفَاتِهَا وَ أَسْقَامَهَا وَ فِتْنَتَهَا وَ شُرُورَهَا وَ أَحْزَانَهَا وَ ضِيقَ الْمَعَاشِ فِيهَا وَ بَلِّغْنِي بِرَحْمَتِكَ كَمَالَ الْعَافِيَةِ بِتَمَامِ دَوَامِ الْعَافِيَةِ وَ النِّعْمَةِ عِنْدِي إِلَى مُنْتَهَى أَجَلِي أَسْأَلُكَ سُؤَالَ مَنْ أَسَاءَ وَ ظَلَمَ وَ اعْتَرَفَ وَ أَسْأَلُكَ أَنْ تَغْفِرَ لِي مَا مَضَى مِنَ الذُّنُوبِ الَّتِي حَصَرَتْهَا حَفَظَتْكَ وَ أَحْصَتْهَا كِرَامُ مَلَائِكَتِكَ عَلَيَّ وَ أَنْ تَعْصِمَنِي إِلَهِي مِنَ الذُّنُوبِ فِيمَا بَقِيَ مِنْ عُمُرِي إِلَى مُنْتَهَى أَجَلِي.

يَا اللَّهُ يَا رَحْمَانُ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ عَلَى أَهْلِ بَيْتِ مُحَمَّدٍ وَ آتِنِي كُلَّ مَا سَأَلْتُكَ وَ رَغِبْتُ إِلَيْكَ فِيهِ، فَإِنَّكَ أَمَرْتَنِي بِالدُّعَاءِ وَ تَكَفَّلْتَ لِي بِالْإِجَابَةِ».

4- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطِ عَنِ الْحَكَمِ بْنِ مِسْكِينٍ قَالَ: حَدَّثَنَا عَمْرُو بْنُ شِمْرٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) يَقُولُ:

اللَّهُمَّ كَمَا كَفَيْتَ نَبِيَّكَ مُحَمَّداً لله صلى الله عليه وسلم هَوْلَ عَدُوِّهِ وَ فَرَّجْتَ هَمَّهُ وَ كَشَفْتَ غَمَّهُ وَ صَدَقْتَهُ وَعْدَكَ وَ أَنْجَزْتَ لَهُ مَوْعِدَكَ بِعَهْدِكَ.

اللَّهُمَّ بِذَلِكَ فَاكْفِنِي هَوْلَ هَذِهِ السَّنَةِ وَ آفَاتِهَا وَ أَسْقَامَهَا وَ فِتْنَتَهَا وَ شُرُورَهَا وَأَحْزَانَهَا وَ ضِيقَ الْمَعَاشِ فِيهَا وَ بَلِّغْنِي بِرَحْمَتِكَ كَمَالَ الْعَافِيَةِ بِتَمَامِ دَوَامِ الْعَافِيَةِ وَ النِّعْمَةِ عِنْدِي إِلَى مُنْتَهَى أَجَلِي أَسْأَلُكَ سُوَّالَ مَنْ أَسَاءَ وَ ظَلَمَ وَ اعْتَرَفَ وَ أَسْأَلُكَ أَنْ تَغْفِرَ لِي مَا مَضَى مِنَ الذُّنُوبِ الَّتِي حَصَرَتْهَا حَفَظَتْكَ أَحْصَتْهَا كِرَامُ مَلَائِكَتِكَ عَلَيَّ وَ أَنْ تَعْصِمَنِي إِلَهِي مِنَ الذُّنُوبِ فِيمَا بَقِيَ مِنْ عُمُرِي إِلَى مُنْتَهَى أَجَلِي.

يَا اللَّهُ يَا رَحْمَانُ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ عَلَى أَهْل بَيْتِ مُحَمَّدٍ وَ آتِنِي كُلَّ مَا سَأَلْتُكَ وَ رَغِبْتُ إِلَيْكَ فِيهِ، فَإِنَّكَ أَمَرْتَنِي بِالدُّعَاءِ وَ تَكَفَّلْتَ لِي بِالْإِجَابَةِ».

4- عمرو بن شمر گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که می فرمود:

كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ) إِذَا أَهَلَّ هِلَالَ شَهْرٍ رَمَضَانَ أَقْبَلَ إِلَى الْقِبْلَةِ. ثُمَّ قَالَ:

«اللَّهُمَّ أَهِلَّهُ عَلَيْنَا بِالْأَمْنِ وَ الْإِيمَانِ وَ السَّلَامَةِ وَ الْإِسْلَامِ وَ الْعَافِيَةِ الْمُجَلِّلَةِ.

اللَّهُمَّ ارْزُقْنَا صِيَامَهُ وَ قِيَامَهُ وَ تِلَاوَةَ الْقُرْآنِ فِيهِ.

اللَّهُمَّ سَلَّمْهُ لَنَا وَ تَسَلَّمْهُ مِنَّا وَ سَلِّمْنَا فِيهِ».

5- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مَرَّارٍ عَنْ يُونُسَ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) أَنَّهُ كَانَ إِذَا أَهَلَّ هِلَالَ شَهْرٍ رَمَضَانَ قَالَ:

«اللَّهُمَّ أَدْخِلْهُ عَلَيْنَا بِالسَّلَامَةِ وَ الْإِسْلَامِ وَ الْيَقِينِ وَ الْإِيمَانِ وَ الْبِرِّ وَ التَّوْفِيقِ لِمَا تُحِبُّ وَ تَرْضَى».

6- يُونُسُ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: إِذَا حَضَرَ شَهْرُ رَمَضَانَ فَقُل:

«اللَّهُمَّ قَدْ حَضَرَ شَهْرُ رَمَضَانَ وَ قَدِ افْتَرَضْتَ عَلَيْنَا صِيَامَهُ وَ أَنْزَلْتَ فِيهِ الْقُرْآنَ هُدًى لِلنَّاسِ وَ بَيِّنَاتٍ مِنَ الْهُدَى وَ الْفُرْقَانِ».

اميرمؤمنان على (علیه السلام) همواره آن گاه که هلال ماه رمضان پدیدار می شد رو به قبله می نمود سپس می فرمود:

خدایا! این هلال را برای ما با ایمنی و ایمان، سلامت و اسلام و عافیت فراگیر قرار ده.

خدایا! روزه داشتن روزهایش، قیام شب هایش و تلاوت قرآن در آن را روزی ما بفرما.

خدایا! آن را بر ما و از ما سالم بدار و ما را در آن ماه سلامت بدار.

5- معاوية بن عمار گوید: هرگاه هلال ماه رمضان پدیدار می شد امام صادق (علیه السلام) این گونه دعا می فرمود:

خدایا! آن را بر ما با سلامت و اسلام و اطمینان خاطر و یقین و ایمان و نیکی کردن و توفیق بر آن چه دوست میداری و راضی می شوی وارد کن.

6- ابو بصیر گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: چون ماه رمضان فرا رسید بگو:

«اللَّهُمَّ قَدْ حَضَرَ شَهْرُ رَمَضَانَ وَ قَدِ افْتَرَضْتَ عَلَيْنَا صِيَامَهُ وَ أَنْزَلْتَ فِيهِ الْقُرْآنَ هُدًى لِلنَّاسِ وَ بَيِّنَاتٍ مِنَ الْهُدَى وَ الْفُرْقَانِ».

اللَّهُمَّ أَعِنَّا عَلَى صِيَامِهِ اللَّهُمَّ تَقَبَّلْهُ مِنَّا وَ سَلّمْنَا فِيهِ وَ تَسَلَّمْهُ مِنَّا فِي يُسْرٍ مِنْكَ وَ عَافِيَةٍ إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ».

7- عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مَرَّارٍ عَنْ يُونُسَ عَنْ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمِ وَ الْحُسَيْنِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ سَعْدَانَ عَنْ أَبِي بصير قالَ:

كَانَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) يَدْعُو بِهَذَا الدُّعَاءِ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ:

«اللَّهُمَّ إِنِّي بِلَ أَتَوَسَّلُ وَ مِنْكَ أَطْلُبُ حَاجَتِي مَنْ طَلَبَ حَاجَةً إِلَى النَّاسِ، فَإِنِّي لَا أَطْلُبُ حَاجَتِي إِلَّا مِنْكَ وَحْدَكَ لا شَرِيكَ لَكَ، وَ أَسْأَلُكَ بِفَضْلِكَ وَ رِضْوَانِكَ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ عَلَى أَهْلِ بَيْتِهِ، وَ أَنْ تَجْعَلَ لِي فِي عَامِي هَذَا إِلَى بَيْتِكَ الْحَرَامِ سَبِيلاً حَجَّةً مَبْرُورَةً مُتَقَبَّلَةً زَاكِيَةً خَالِصَةً لَكَ تُقِرُّ بِهَا عَيْنِي وَ تَرْفَعُ بِهَا دَرَجَتِي، وَ تَرْزُقُنِي أَنْ أَغْضَّ بَصَرِي، وَ أَنْ أَحْفَظَ فَرْجِي، وَ أَنْ أَكُفَّ بِهَا عَنْ جَمِيعِ مَحَارِمِكَ حَتَّى لا يَكُونَ شَيْءٍ آثَرَ عِنْدِي مِنْ طَاعَتِكَ وَ خَشْيَتِكَ وَ الْعَمَلِ بِمَا أَحْبَبْتَ وَ التَّرْكِ لِمَا كَرِهْتَ وَ نَهَيْتَ عَنْهُ.

اللَّهُمَّ أَعِنَّا عَلَى صِيَامِهِ اللَّهُمَّ تَقَبَّلْهُ مِنَّا وَ سَلَّمْنَا فِيهِ وَ تَسَلَّمْهُ مِنَّا فِي يُسْرٍ مِنْكَ وَ عَافِيَةٍ إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ».

7- ابو بصیر گوید: امام صادق (علیه السلام) همواره در ماه رمضان این دعا را می خواند:

«اللَّهُمَّ إِنِّي بِكَ أتَوَسَّلُ وَ مِنْكَ أَطْلُبُ حَاجَتِي مَنْ طَلَبَ حَاجَةً إِلَى النَّاسِ، فَإِنِّي لَا أَطْلُبُ حَاجَتِي إِلَّا مِنْكَ وَحْدَكَ لا شَرِيكَ لَكَ، وَ أَسْأَلُكَ بِفَضْلِكَ وَ رِضْوَانِكَ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ عَلَى أَهْلِ بَيْتِهِ، وَ أَنْ تَجْعَلَ لِي فِي عَامِي هَذَا إِلَى بَيْتِكَ الْحَرَامِ سَبِيلاً حَجَّةً مَبْرُورَةً مُتَقَبَّلَةً زَاكِيَةً خَالِصَةً لَكَ تُقِرُّ بِهَا عَيْنِي وَ تَرْفَعُ بِهَا دَرَجَتِي، وَ تَرْزُقُنِي أَنْ أَغْضَ بَصَرِي، وَ أَنْ أَحْفَظَ فَرْجِي، وَ أَنْ أَكُفَّ بِهَا عَنْ جَمِيعِ مَحَارِمِكَ حَتَّى لَا يَكُونَ شَيْءٌ آثَرَ عِنْدِي مِنْ طَاعَتِكَ وَ خَشْيَتِكَ وَ الْعَمَلِ بِمَا أَحْبَبْتَ وَ التَّرْنِ لِمَا كَرِهْتَ وَ نَهَيْتَ عَنْهُ.

وَ اجْعَلْ ذَلِكَ فِي يُسْرٍ وَ يَسَارٍ وَ عَافِيَةٍ وَ أَوْزِعْنِي شُكْرَ مَا أَنْعَمْتَ بِهِ عَلَيَّ، وَ أَسْأَلُكَ أَنْ تَجْعَلَ وَفَاتِي قَتْلاً فِي سَبِيلِكَ تَحْتَ رَايَةِ نَبِيِّكَ مَعَ أَوْلِيَائِكَ، وَ أَسْأَلُكَ أَنْ تَقْتُلَ أَعْدَاءَكَ وَ أَعْدَاءَ رَسُولِكَ، وَ أَسْأَلُكَ أَنْ تُكْرِمَنِي بِهَوَانِ مَنْ شِئْتَ مِنْ خَلْقِكَ وَ لا تُهنِّي بِكَرَامَةِ أَحَدٍ مِنْ أَوْلِيَائِكَ.

اللَّهُمَّ اجْعَلْ لِي مَعَ الرَّسُولِ سَبِيلاً حَسْبِيَ اللَّهُ مَاشَاءَاللَّهُ».

8- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ بَشِيرٍ عَنْ بَعْضِ رِجَالِهِ:

أَنَّ عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ (علیهما السلام) كَانَ يَدْعُو بِهَذَا الدُّعَاءِ فِي كُلِّ يَوْمٍ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ:

اللَّهُمَّ إِنَّ هَذَا شَهْرُ رَمَضَانَ وَ هَذَا شَهْرُ الصِّيَام وَ هَذَا شَهْرُ الْإِنَابَةِ، وَ هَذَا شَهْرُ التَّوْبَةِ، وَ هَذَا شَهْرُ الْمَغْفِرَةِ وَ الرَّحْمَةِ، وَ هَذَا شَهْرُ الْعِتْقِ مِنَ النَّارِ وَ الْفَوْز بالْجَنَّةِ.

اللَّهُمَّ فَسَلّمْهُ لِي وَ تَسَلَّمْهُ مِنِّي وَ أَعِنِّي عَلَيْهِ بِأَفْضَلِ عَوْنِكَ وَ وَفِّقْنِي فِيهِ لِطَاعَتِكَ وَ فَرِّغْنِي فِيهِ لِعِبَادَتِكَ وَ دُعَائِكَ وَ تِلَاوَةِ كِتَابِكَ، وَ أَعْظِمْ لِي فِيهِ الْبَرَكَةَ وَ أَحْسِنْ لِي فِيهِ الْعَاقِبَةَ وَ أَصِحَ لِي فِيهِ بَدَنِي وَ أَوْسِعْ فِيهِ رِزْقِي وَ اكْفِنِي فِيهِ مَا أَهَمَّنِي وَ اسْتَجِبْ لِي فِيهِ دُعَائِي وَ بَلِّغْنِي فِيهِ رَجَائِي.

وَ اجْعَلْ ذَلِكَ فِي يُسْرِ وَ يَسَارٍ وَ عَافِيَةٍ وَ أَوْزِعْنِي شُكْرَ مَا أَنْعَمْتَ بِهِ عَلَيَّ، وَ أَسْأَلُكَ أَنْ تَجْعَلَ وَفَاتِي قَتْلاً فِي سَبِيلِكَ تَحْتَ رَايَةِ نَبِيِّكَ مَعَ أَوْلِيَائِكَ، وَ أَسْأَلُكَ أَنْ تَقْتُلَ بِي أَعْدَاءَكَ وَ أَعْدَاءَ رَسُولِكَ، وَ أَسْأَلُكَ أَنْ تُكْرِمَنِي بِهَوَانِ مَنْ شِئْتَ مِنْ خَلْقِكَ وَ لا تُهِنِّي بِكَرَامَةِ أَحَدٍ مِنْ أَوْلِيَائِكَ.

اللَّهُمَّ اجْعَلْ لِي مَعَ الرَّسُولِ سَبِيلاً حَسْبِيَ اللَّهُ مَا شَاءَ اللَّهُ».

8- راوی گوید: امام سجاد (علیه السلام) همواره در هر روز ماه رمضان این دعا را می خواند:

«اللَّهُمَّ إِنَّ هَذَا شَهْرُ رَمَضَانَ وَ هَذَا شَهْرُ الصِّيَام وَ هَذَا شَهْرُ الْإِنَابَةِ، وَ هَذَا شَهْرُ التَّوْبَةِ، وَ هَذَا شَهْرُ الْمَغْفِرَةِ وَ الرَّحْمَةِ، وَ هَذَا شَهْرُ الْعِتْقِ مِنَ النَّارِ وَ الْفَوْرُ بِالْجَنَّةِ.

اللَّهُمَّ فَسَلّمْهُ لِي وَ تَسَلَّمْهُ مِنِّي وَ أَعِنِّي عَلَيْهِ بِأَفْضَلِ عَوْنِكَ وَ وَفِّقْنِي فِيهِ لِطَاعَتِكَ وَ فَرِّغْنِي فِيهِ لِعِبَادَتِكَ وَ دُعَائِكَ وَ تِلَاوَةِ كِتَابِكَ، وَ أَعْظِمْ لِي فِيهِ الْبَرَكَةَ وَ أَحْسِنْ لِي فِيهِ الْعَاقِبَةَ وَ أَصِحَ لِي فِيهِ بَدَنِي وَ أَوْسِعْ فِيهِ رِزْقِي وَ اكْفِنِي فِيهِ مَا أَهَمَّنِي وَ اسْتَجِبْ لِي فِيهِ دُعَائِي وَ بَلِّغْنِي فِيهِ رَجَائِي.

اللَّهُمَّ أَذْهِبْ عَنِّي فِيهِ النُّعَاسَ وَ الْكَسَلَ وَ السَّامَةَ وَ الْفَتْرَةَ وَ الْقَسْوَةَ وَ الْغَفْلَةَ وَ الْغِرَّةَ.

اللَّهُمَّ جَنِّبْنِي فِيهِ الْعِلَلَ وَ الْأَسْقَامَ وَ الْهُمُومَ وَ الْأَحْزَانَ وَ الْأَعْرَاضَ وَ الْأَمْرَاضَ وَ الْخَطَايَا وَ الذُّنُوبَ وَ اصْرِفْ عَنِّي فِيهِ السُّوءَ وَ الْفَحْشَاءَ وَ الْجَهْدَ َو الْبَلَاءَ وَ التَّعَبَ وَ الْعَنَاءَ إِنَّكَ سَمِيعُ الدُّعَاء.

اللَّهُمَّ أَعِذْنِي فِيهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ وَ هَمْزِهِ وَ لَمْزِهِ وَ نَفْثِهِ وَ نَفْخِهِ وَ وَسْوَاسِهِ وَ كَيْدِهِ وَ مَكْرِهِ وَ حِيَلِهِ وَ أَمَانِيِّهِ وَ خَدَعِهِ وَ غُرُورِهِ وَ فِتْنَتِهِ وَ رَجْلِهِ وَ شَرَكِهِ وَ أَعْوَانِهِ وَ أَتْبَاعِهِ وَ أَخْدَانِهِ وَ أَشْيَاعِهِ وَ أَوْلِيَائِهِ وَ شُرَكَائِهِ وَ جَمِيعِ كَيْدِهِمْ.

اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي فِيهِ تَمَامَ صِيَامِهِ وَ بُلُوغَ الْأَمَلِ فِي قِيَامِهِ، وَ اسْتِكْمَالَ مَا يُرْضِيكَ فِيهِ صَبْراً وَ إِيمَاناً وَ يَقِيناً وَ احْتِسَاباً ثُمَّ تَقَبَّلْ ذَلِكَ مِنَّا بِالْأَضْعَافِ الْكَثِيرَةِ وَالْأَجْرِ الْعَظِيمِ.

اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي فِيهِ الْجِدَّ وَ الِاجْتِهَادَ وَ الْقُوَّةَ وَ النَّشَاطَ وَ الْإِنَابَةَ وَ التَّوْبَةَ وَ الرَّغْبَةَ وَ الرَّهْبَةَ وَ الْجَزَعَ وَ الرِّقَةَ وَ صِدْقَ النِّسَانِ وَ الْوَجَلَ مِنْكَ وَ الرَّجَاءَ لَكَ وَ التَّوَكَّلَ عَلَيْكَ وَ الثَّقَةَ بِكَ، وَ الْوَرَعَ عَنْ مَحَارِمِكَ بِصَالِحِ الْقَوْلِ وَ مَقْبُولِ السَّعْيِ وَ مَرْفُوعِ الْعَمَلِ وَ مُسْتَجَابِ الدُّعَاءِ وَ لَا تَحُلْ بَيْنِي وَ بَيْنَ شَيْءٍ مِنْ ذَلِكَ بِعَرَضِ وَ لا مَرَضِ وَ لا هَمَ وَ لا غَمَ بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ».

اللَّهُمَّ أَذْهِبْ عَنِّي فِيهِ النُّعَاسَ وَ الْكَسَلَ وَ السَّامَةَ وَ الْفَتْرَةَ وَ الْقَسْوَةَ وَ الْغَفْلَةَ وَ الْغِرَّةَ.

اللَّهُمَّ جَنِّبْنِي فِيهِ الْعِلَلَ وَ الْأَسْقَامَ وَ الْهُمُومَ وَ الْأَحْزَانَ وَ الْأَعْرَاضَ وَ الْأَمْرَاضَ وَ الْخَطَايَا وَ الذُّنُوبَ وَ اصْرِفْ عَنِّي فِيهِ السُّوءَ وَ الْفَحْشَاءَ وَ الْجَهْدَ وَ الْبَلَاءَ وَ التَّعَبَ وَ الْعَنَاءَ إِنَّكَ سَمِيعُ الدُّعَاءِ.

اللَّهُمَّ أَعِذْنِي فِيهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ وَ هَمْزِهِ وَ لَمْزِهِ وَ نَفْتِهِ وَ نَفْخِهِ وَ وَسْوَاسِهِ وَ كَيْدِهِ وَ مَكْرِهِ وَ حِيَلِهِ وَ أَمَانِيِّهِ وَ خُدَعِهِ وَ غُرُورِهِ وَ فِتْنَتِهِ وَ رَجْلِهِ وَ شَرَكِهِ وَ أَعْوَانِهِ وَ أَتْبَاعِهِ وَ أَخْدَانِهِ وَ أَشْيَاعِهِ وَ أَوْلِيَائِهِ وَ شُرَكَائِهِ وَ جَمِيعِ كَيْدِهِمْ.

اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي فِيهِ تَمَامَ صِيَامِهِ وَ بُلُوغَ الْأَمَلِ فِي قِيَامِهِ، وَ اسْتِكْمَالَ مَا يُرْضِيكَ فِيهِ صَبْراً وَ إِيمَاناً وَ يَقِيناً وَ احْتِسَاباً ثُمَّ تَقَبَّلْ ذَلِكَ مِنَّا بِالْأَضْعَافِ الْكَثِيرَةِ وَ الْأَجْرِ الْعَظِيمِ.

اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي فِيهِ الْجِدَّ وَ الِاجْتِهَادَ وَ الْقُوَّةَ وَ النَّشَاطَ وَ الْإِنَابَةَ وَ التَّوْبَةَ وَ الرَّغْبَةَ وَ الرَّهْبَةَ وَ الْجَزَعَ وَ الرِّقَّةَ وَ صِدْقَ النِّسَانِ وَ الْوَجَلَ مِنْكَ وَ الرَّجَاءَ لَكَ وَ التَّوَكُّلَ عَلَيْكَ وَ الثَّقَةَ بِكَ، وَ الْوَرَعَ عَنْ مَحَارِمِكَ بِصَالِحِ الْقَوْلِ وَ مَقْبُولِ السَّعْيِ وَ مَرْفُوعِ الْعَمَلِ وَ مُسْتَجَابِ الدُّعَاءِ وَ لا تَحُلْ بَيْنِي وَ بَيْنَ شَيْءٍ مِنْ ذَلِكَ بِعَرَضٍ وَ لَا مَرَضِ وَ لَا هَمْ وَ لَا غَمَ بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ».

9- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ النَّوْفَلِيُّ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ الْمُخْتَارِ رَفَعَهُ قَالَ:

قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (علیه السلام): إِذَا رَأَيْتَ الْهِلَالَ فَلَا تَبْرَحْ وَ قُلِ:

«اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ خَيْرَ هَذَا الشَّهْرِ وَ فَتْحَهُ وَ نُورَهُ وَ نَصْرَهُ وَ بَرَكَتَهُ وَ طَهُورَهُ وَ رِزْقَهُ وَ أَسْأَلُكَ خَيْرَ مَا فِيهِ وَ خَيْرَ مَا بَعْدَهُ وَ أَعُوذُ بِكَ مِنْ شَرِّ مَا فِيهِ وَ شَرِّ مَا بَعْدَهُ.

اللَّهُمَّ أَدْخِلْهُ عَلَيْنَا بِالْأَمْنِ وَ الْإِيمَانِ وَ السَّلَامَةِ وَ الْإِسْلَام وَ الْبَرَكَةِ وَ التَّوْفِيقِ لِمَا تُحِبُّ وَ تَرْضَى».

بخش ششم

اشاره

بَابُ الْأَهِلَّةِ وَالشَّهَادَةِ عَلَيْهَا

عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ جَمِيعاً عَنِ عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: إِنَّهُ سُئِلَ عَنِ الأهلة.

9- حسین بن مختار در روایت مرفوعه ای گوید: امیر مؤمنان علی (علیه السلام) فرمود: هرگاه هلال ماه رمضان را دیدی، حرکت نکن و بگو:

«اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ خَيْرَ هَذَا الشَّهْرِ وَ فَتْحَهُ وَ نُورَهُ وَ نَصْرَهُ وَ بَرَكَتَهُ وَ طَهُورَهُ وَ رِزْقَهُ وَ أَسْأَلُكَ خَيْرَ مَا فِيهِ وَ خَيْرَ مَا بَعْدَهُ وَ أَعُوذُ بِكَ مِنْ شَرِّ مَا فِيهِ وَ شَرِّ مَا بَعْدَهُ.

اللَّهُمَّ أَدْخِلْهُ عَلَيْنَا بِالْأَمْنِ وَ الْإِيمَانِ وَ السَّلَامَةِ وَ الْإِسْلَامِ وَ الْبَرَكَةِ وَ التَّوْفِيقِ لِمَا تُحِبُّ وَ تَرْضَى».

ماه ها و گواهی دادن بر آنها

1- حلبی گوید: از امام صادق (علیه السلام) در مورد هلال ماه ها سؤال شد.

فَقَالَ: هِيَ أَهِلَّةُ الشُّهُورِ، فَإِذَا رَأَيْتَ الْهِلَالِ فَصُمْ وَ إِذَا رَأَيْتَهُ فَأَفْطِرْ

2- حَمَّادٌ عَنِ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:

كَانَ عَلِيٌّ (عليه اسلام) يَقُولُ: لا أُجِيزُ فِي الْهِلَالِ إِلَّا شَهَادَةَ رَجُلَيْنِ عَدْلَيْنِ.

3- مُحَمَّدُ بْنِ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ:

لا تَجُوزُ شَهَادَةُ النِّسَاءِ فِي الْهِلَالِ.

4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ):

لا تَجُوزُ شَهَادَةُ النِّسَاءِ فِي الْهِلَالِ، وَ لا تَجُوزُ إِلَّا شَهَادَةُ رَجُلَيْنِ عَدْلَيْنِ.

5- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنِ الْفَضْل بن عُثْمَانَ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام):

لَيْسَ عَلَى أَهْلِ الْقِبْلَةِ إِلَّا الرُّؤْيَةُ لَيْسَ عَلَى الْمُسْلِمِينَ إِلَّا الرُّؤْيَةُ.

فرمود: منظور، هلال ماه هاست. هر گاه هلال (ماه رمضان) را دیدی، روزه بدار و آن گاه که هلال (ماه شوال) را دیدی، افطار نما.

2- حلبی گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: امیرمؤمنان علی (علیه السلام) همواره می فرمود: برای رؤیت هلال جز شهادت دو مرد عادل را تنفیذ نمی کنم.

3- محمد بن مسلم (که از راویان امام باقر و امام صادق (علیه السلام) است) گوید: گواهی زنان در رویت هلال جایز نیست.

4- حماد بن عثمان گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

امیرمؤمنان علی (علیه السلام) فرمود: گواهی زنان در رؤیت هلال جایز نیست و فقط گواهی دو مرد عادل جایز است.

5- فضل بن عثمان گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

بر اهل قبله تکلیفی جز رؤیت نیست و بر مسلمان تکلیفی جز رؤیت نیست.

6- أَحْمَدُ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ أَبِي أَيُّوبَ الْخَزَّازِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ:

إِذَا رَأَيْتُمُ الْهِلَالَ فَصُومُوا، وَ إِذَا رَأَيْتُمُوهُ فَأَفْطِرُوا وَ لَيْسَ بِالرَّأْيِ وَ لا بِالتَّظَنِّي، وَ لَيْسَ الرُّؤْيَةَ أَنْ يَقُومَ عَشَرَةُ نَفَرٍ فَيَقُولَ وَاحِدٌ: هُوَ ذَا، وَ يَنْظُرُ تِسْعَةٌ فَلَا يَرَوْنَهُ لَكِنْ إِذَا رَآهُ وَاحِدٌ رَآهُ أَلْفٌ.

7- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ سَعْدِ بْنِ سَعْدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنِ الصَّلْتِ الْخَزَّازِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:

إِذَا غَابَ الْهِلَالُ قَبْلَ الشَّفَقِ فَهُوَ لِلَيْلَتِهِ، وَ إِذَا غَابَ بَعْدَ الشَّفَقِ فَهُوَ لِكَيْلَتَيْنِ.

8- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَمْزَةَ أَبِي يَعْلَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ أَبِي خَالِدٍ رَفَعَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام):

إِذَا صَح هِلَالُ شَهْرِ رَجَبٍ فَعُدَّ تِسْعَةً وَ خَمْسِينَ يَوْماً وَ صُمْ يَوْمَ السِّتِّينَ.

6- محمد بن مسلم گوید: امام باقر (علیه السلام) فرمود:

هنگامی که هلال (ماه رمضان) را رؤیت کردید روزه بدارید و چون هلال (ماه شوال) را رویت نمایید، افطار کنید و ماه به رأی و گمان ثابت نمی شود و رؤیت این نیست که ده نفر به ( نظاره) بایستند پس یکی از ایشان می گوید: هلال این است و نه نفر نگاه کنند، ولی آن را نبینند، بلکه وقتی یک نفر آن را دید در واقع هزار نفر آنرا دیده است.

صلت خزاز گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

هر گاه هلال پیش از شفق ناپدید شود، ماه یک شبه است و وقتی بعد از شفق ناپدید گردد ماه دو شبه است.

8- محمد بن حسن بن ابی خالد در روایت مرفوعه ای گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

هرگاه هلال ماه رجب به صورت صحیح رؤیت شد، پس پنجاه و نه روز بشمار و روز شصتم را روزه بدار.

9- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ بَكْرٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ أَبِي صُهْبَانَ عَنْ حَفْصٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَالِمٍ وَ مُحَمَّدِ بْنِ زِيَادِ بْنِ عِيسَى عَنْ هَارُونَ بْن خَارِجَةَ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام):

عُدَّ شَعْبَانَ تِسْعَةً وَ عِشْرِينَ يَوْماً، فَإِنْ كَانَتْ مُتَغَيِّمَةٌ فَأَصْبحْ صَائِماً، فَإِنْ كَانَتْ صَاحِيَةً وَ تَبَصَّرْتَهُ وَ لَمْ تَرَ شَيْئاً فَأَصْبحْ مُفْطِراً.

10- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:

إِذَا رَأَوُا الْهِلَالَ قَبْلَ الزَّوَالِ فَهُوَ لِلَيْلَتِهِ الْمَاضِيَةِ، وَ إِذَا رَأَوْهُ بَعْدَ الزَّوَالِ فَهُوَ لِكَيْلَتِهِ الْمُسْتَقْبَلَة.

11- أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُرَازِمٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:

إِذَا تَطَوَّقَ الْهِلَالُ فَهُوَ لِلَيْلَتَيْنِ، وَ إِذَا رَأَيْتَ ظِلَّ رَأْسِكَ فِيهِ فَهُوَ لِثَلَاثِ لَيَالٍ.

12- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ الْحُرِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:

إِذَا غَابَ الْهِلَالُ قَبْلَ الشَّفَقِ فَهُوَ لِلَيْلَتِهِ، وَ إِذَا غَابَ بَعْدَ الشَّفَقِ فَهُوَ لِكَيْلَتَيْنِ.

9- هارون بن خارجه گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: شعبان را بیست و نه روز بشمار پس اگر هوا ابری بود (و امکان رؤیت نبود) پس صبح را روزه بدار و اگر هوا صاف بود و نگاه کردی چیزی را ندیدی پس صبح را افطار نما.

10- حماد گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

هر گاه هلال پیش از زوال ظهر دیده شود پس آن مربوط به شب گذشته است و چون بعد از زوال ظهر دیده شود پس آن مربوط به شب آینده است.

11- مرازم گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

هر گاه هلال طوق داشت آن دو شبه است و هرگاه سایه سرت را در آن دیدی آن سه شبه است.

12- اسماعیل بن حرّ گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

هر گاه هلال پیش از شفق ناپدید شود ماه یک شبه است و آن گاه که بعد از شفق ناپدید گردد ماه دو شبه است.

بخش هفتم

اشاره

بَابٌ نَادِرٌ

1- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ صَالِحٍ بْنِ أَبِي حَمَّادٍ عَنِ ابْنِ سِنَانٍ عَنْ حُذَيْفَةَ بْنِ مَنْصُورٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:

شَهْرُ رَمَضَانَ ثَلَاثُونَ يَوْماً لا يَنْقُصُ أَبَداً.

وَ عَنْهُ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنِ ابْنِ سِنَانٍ عَنْ حُذَيْفَةَ مِثْلَهُ.

2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:

إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى خَلَقَ الدُّنْيَا فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ، ثُمَّ اِخْتَزَلَهَا عَنْ أَيَّامِ السَّنَةِ، وَ السَّنَةُ ثَلَاتُمِائَةٍ وَ أَرْبَعٌ وَ خَمْسُونَ يَوْماً، شَعْبَانُ لا يَتِمُّ أَبَداً، رَمَضَانُ لا يَنْقُصُ - وَ اللَّهِ - أَبَداً، وَ لا تَكُونُ فَرِيضَةٌ نَاقِصَةٌ إِنَّ اللَّهَ (عزوجل) وَ يَقُولُ: «وَ لِتُكْمِلُوا الْعِدَّةَ».

چند روایت نکته دار

1- حذيفة بن منصور گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

ماه رمضان سی روز است و هرگز کم نمی شود.

2- راوی گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

خدای تبارک و تعالی دنیا را در شش روز آفرید، سپس آنها را از روزهای سال جدا کرد و سال سیصد و پنجاه و چهار روز است و شعبان هرگز کامل نمی شود و به خدا سوگند! هرگز رمضان ناقص نمی شود و فریضه ناقص نمی شود، همانا خداوند (عزوجل) می فرماید: «تا این روزها را تکمیل کنید».

وَ شَوَّالٌ تِسْعَةٌ وَ عِشْرُونَ يَوْماً وَ ذُو الْقَعْدَةِ ثَلَاثُونَ يَوْماً لِقَوْلِ اللَّهِ (عزوجل) وَ «وَاعَدْنَا مُوسَىٰ ثَلَاثِينَ لَيْلَةً وَ أَثْقَمْنَاهَا بِعَشْرِ فَتَمَّ مِيقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً» وَ ذُو الْحِجَّةِ تِسْعَةٌ وَ عِشْرُونَ يَوْماً، وَ الْمُحَرَّمُ ثَلَاثُونَ يَوْماً، ثُمَّ الشُّهُورُ بَعْدَ ذَلِكَ شَهْرٌ تَامٌ وَ شَهْرٌ نَاقِصٌ.

3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنِ ابْنِ سِنَانٍ عَنْ حُذَيْفَةَ بْنِ مَنْصُورٍ عَنْ مُعَاذِ بْنِ كَثِيرِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:

شَهْرُ رَمَضَانَ ثَلَاثُونَ يَوْماً لا يَنْقُصُ وَ اللَّهِ أَبَداً.

بخش هشتم

اشاره

بَابٌ

1- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى بْنِ عُبَيْدٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ مُحَمَّدٍ الْمَدَنِي عَنْ عِمْرَانَ الزَّعْفَرَانِيَّ قَالَ:

و ماه شوّال بیست و نه روز است و ماه ذی القعده سی روز است به جهت قول خداوند (عزوجل) آنجا که می فرماید: «و ما با موسی سی شب وعده گذاشتیم و آن را با ده شب تکمیل نمودیم. پس میعاد پروردگارش به چهل شب به پایان رسيد». ماه ذى الحجه بیست و نه روز است و ماه محرم سی روز است. سپس ماه ها بعد از آن یک ماه تمام و یک ماه ناقص می باشد.

3- معاذ بن کثیر گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

ماه رمضان سی روز است و به خدا سوگند! هرگز ناقص نمی شود.

[چند روایت نکته دار]

1- عمران زعفرانی گوید:

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام): إِنَّ السَّمَاءَ تُطْبِقُ عَلَيْنَا بِالْعِرَاقِ الْيَوْمَ وَ الْيَوْمَيْنِ وَ الثَّلَاثَةَ فَأَيَّ يَوْمٍ نَصُومُ؟

قَالَ: أَنْظُرِ الْيَوْمَ الَّذِي صُمْتَ مِنَ السَّنَةِ الْمَاضِيَةِ وَ صُمْ يَوْمَ الْخَامِسِ.

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ مَعْرُوفٍ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عُثْمَانَ الْخُدْرِيِّ عَنْ بَعْضِ مَشَايِخِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام): قَالَ: صُمْ فِي الْعَامِ الْمُسْتَقْبَلِ يَوْمَ الْخَامِسِ مِنْ يَوْمٍ صُمْتَ فِيهِ عَامَ أَوَّلَ.

3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدٍ عَنِ السَّيَّارِيِّ قَالَ:

كَتَبَ مُحَمَّدُ بْنُ الْفَرَج إِلَى الْعَسْكَرِيِّ (علیه السلام) يَسْأَلُهُ عَمَّا رُوِيَ مِنَ الْحِسَابِ فِي لا الصَّوْمِ عَنْ آبَائِكَ فِي عَدَّ خَمْسَةِ أَيَّامٍ بَيْنَ أَوَّلِ السَّنَةِ الْمَاضِيَةِ وَ السَّنَةِ الثَّانِيَةِ الَّتِي تَأْتِي.

فَكَتَبَ: صَحِيحٌ، وَ لَكِنْ عُدَّ فِي كُلِّ أَرْبَعِ سِنِينَ خَمْساً، وَ فِي السَّنَةِ الْخَامِسَةِ سِتّاً فِيمَا بَيْنَ الْأُولَى وَ الْحَادِثِ، وَ مَا سِوَى ذَلِكَ فَإِنَّمَا هُوَ خَمْسَةٌ خَمْسَةٌ.

به امام صادق (علیه السلام) گفتم: در کشور عراق آسمان یک، دو و سه روز ابری می شود. کدام روز را روزه بداریم؟

فرمود: به روزی که در سال گذشته روزه گرفتی نگاه کن، روز پنجم را روزه بگیر.

2- راوی گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

در سال جاری پنجمین روز از روزی که سال گذشته روزه گرفته ای، روزه بدار.

3- سیاری گوید: محمد بن فرج نامه ای به امام حسن عسکری (علیه السلام) نوشت و از حسابی که در روزه از پدران بزرگوارت در شمارش پنج روز از بین سال گذشته و سال دوم که می آید پرسید.

حضرتش در پاسخ نوشت: صحیح است، ولی در هر چهار سال، پنج روز و در سال پنجم، شش روز میان سال گذشته با سال جدید را محاسبه کن و ماسوای آن پنج روز، پنج روز است.

قَالَ السَّيَّارِيُّ: وَ هَذِهِ مِنْ جِهَةِ الْكَبِيسَةِ.

قَالَ: وَ قَدْ حَسَبَهُ أَصْحَابُنَا فَوَجَدُوهُ صَحِيحاً.

قَالَ: وَ كَتَبَ إِلَيْهِ مُحَمَّدُ بْنُ الْفَرَجِ فِي سَنَةِ ثَمَانٍ وَ ثَلَاثِينَ وَ مِائَتَيْنِ: هَذَا الْحِسَابُ لا يَتَهَيَّأُ لِكُلِّ إِنْسَانٍ أَنْ يَعْمَلَ عَلَيْهِ، إِنَّمَا هَذَا لِمَنْ يَعْرِفُ السِّنِينَ، وَ مَنْ يَعْلَمُ مَتَى كَانَتِ السَّنَةُ الْكَبِيسَةُ، ثُمَّ يَصِحُ لَهُ هِلَالُ شَهْرِ رَمَضَانَ أَوَّلَ لَيْلَةٍ، فَإِذَا صَحَ الْهِلَالُ لِلَيْلَتِهِ وَ عَرَفَ السِّنِينَ صَحَ لَهُ ذَلِكَ إِنْ شَاءَ اللَّهُ.

4- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ الْعَبَّاسِ عَنْ إِبْرَاهِيمَ الْأَحْوَلِ عَنْ عِمْرَانَ الزَّعْفَرَانِي قَالَ:

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام): إِنَّا نَمْكُثُ فِي الشَّتَاءِ الْيَوْمَ وَ الْيَوْمَيْنِ لَا تُرَى شَمْسٌ وَ لَا نَجْمٌ فَأَيَّ يَوْمٍ نَصُومُ؟

قَالَ: انْظُرِ الْيَوْمَ الَّذِي صُمْتَ مِنَ السَّنَةِ الْمَاضِيَةِ وَ عُدَّ خَمْسَةَ أَيَّامٍ وَ صُمِ الْيَوْمَ الْخَامِسَ.

سیاری گوید: این به جهت سال کبیسه است.

وی گوید: اصحاب ما آن را حساب کردند و درست یافتند.

گوید: دوباره محمد بن فرج در سال دویست و هشتاد و هشت طی نامه ای به امام نوشت: این گونه حساب برای هر فرد امکان ندارد که به آن عمل کند، فقط کسی می تواند که سال ها را بشناسد و از سال کبیسه آگاهی داشته باشد. بعد از آن هلال ماه و شب اوّل رمضان بر او صحیح می شود. پس چون از هلال شب اول آن درست شد سال ها را می شناسد و بر او درست می شود، ان شاء الله.

4- عمران زعفرانی گوید: به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: ما در فصل زمستان یک و دو روز صبر می کنیم و آفتاب و ستاره ای نمی بینیم چه روزی روزه بگیریم؟

فرمود: روزی را که سال گذشته روزه گرفته ای حساب کن و پنج روز بشمار و روز پنجم را روزه بگیر.

بخش نهم

اشاره

بَابُ الْيَوْمِ الَّذِي يُسَلُّ فِيهِ مِنْ شَهْرٍ رَمَضَانَ هُوَ أَوْ مِنْ شَعْبَانَ

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ حَمْزَةَ بْنِ يَعْلَى عَنْ زَكَرِيَّا بْنِ آدَمَ عَنِ الْكَاهِلِيُّ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) عَنِ الْيَوْمِ الَّذِي يُشَكُ فِيهِ مِنْ شَعْبَانَ.

قَالَ: لَأَنْ أَصُومَ يَوْماً مِنْ شَعْبَانَ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ أَنْ أُفْطِرَ يَوْماً مِنْ شَهْرٍ رَمَضَانَ.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ:

سَأَلْتُهُ عَنِ الْيَوْمِ الَّذِي يُشَكُ فِيهِ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ لَا يَدْرِي أَهُوَ مِنْ شَعْبَانَ أَوْ مِنْ رَمَضَانَ فَصَامَهُ فَكَانَ مِنْ شَهْرٍ رَمَضَانَ.

قَالَ: هُوَ يَوْمٌ وُفِّقَ لَهُ وَ لَا قَضَاءَ عَلَيْهِ.

3- عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ وَهْبٍ قَالَ:

حکم روزی که مورد شک قرار می گیرد که آن از ماه رمضان است یا شعبان

1- کاهلی گوید: از امام صادق (علیه السلام) در مورد روزی که مورد شک قرار می گیرد که از شعبان است، پرسیدم.

فرمود: اگر روزی از ماه شعبان را روزه بدارم در نزد من بهتر است از این که روزی از ماه رمضان را افطار نمایم.

2- سماعه گوید: از امام (علیه السلام) در مورد روزی که مورد شک قرار می گیرد که از ماه شعبان است یا از ماه رمضان، پس فردی آن روز را روزه گرفت بعد معلوم شد که از ماه رمضان بود پرسیدم ؟

فرمود: آن روزی است که به آن موفق شده است و قضا ندارد.

3- معاوية بن وهب گوید:

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام): الرَّجُلُ يَصُومُ الْيَوْمَ الَّذِي يَشُلُّ فِيهِ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ فَيَكُونُ كَذَلِكَ.

فَقَالَ: هُوَ شَيْءٌ وُفِّقَ لَهُ.

4- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي الصُّهْبَانِ عَنْ عَلِيٍّ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ رِبَاطٍ عَنْ سَعِيدٍ الْأَعْرَجِ قَالَ:

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام): إِنِّي صُمْتُ الْيَوْمَ الَّذِي يُشَكُ فِيهِ فَكَانَ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ أَ فَأَقْضيهِ؟

قَالَ: لا، هُوَ يَوْمٌ وُفِّقْتَ لَهُ.

5- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي الصُّهْبَانِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ بَكْرِ بْنِ جَنَاحٍ عَنْ عَلِيٍّ بْنِ شَجَرَةَ عَنْ بَشِيرِ النَّبَّالِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:

سَأَلْتُهُ عَنْ صَوْمِ يَوْمِ الشَّكَ.

فَقَالَ: صُمْهُ، فَإِن يَكَ مِنْ شَعْبَانَ كَانَ تَطَوُّعاً، وَ إِنْ يَكُ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ فَيَوْمٌ وُفِّقْتَ لَهُ.

به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم انسان در روزی که شک دارد که از ماه رمضان است روزه می گیرد و همین طور می شود؟

فرمود: روزی که موفق به انجام روزه شده است.

4- سعيد اعرج گوید: من در روزی که شک داشتم که از ماه رمضان است روزه گرفتم، آیا قضای آن را به جا آورم؟

فرمود: نه، به روزۀ آن روز موفق شده ای.

5- بشیر نبال گوید: از امام صادق (علیه السلام) از روزۀ روز شک پرسیدم؟

فرمود: آن روز را روزه بدار اگر از شعبان باشد روزه مستحبی محسوب می شود و اگر از ماه رمضان باشد پس روزی است که به آن موفق شده ای.

6- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام): رَجُلٌ صَامَ يَوْماً وَ لا يَدْرِي أَ مِنْ شَهْرٍ رَمَضَانَ هُوَ أَوْ مِنْ غَيْرِهِ، فَجَاءَ قَوْمٌ فَشَهِدُوا أَنَّهُ كَانَ مِنْ شَهْرٍ رَمَضَانَ. فَقَالَ بَعْضُ النَّاسِ: عِنْدَنَا لَا يُعْتَدُ بِهِ.

فَقَالَ: بَلَى.

فَقُلْتُ: إِنَّهُمْ قَالُوا: صُمْتَ وَأَنْتَ لا تَدْرِي أَ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ هَذَا أَمْ مِنْ غَيْرِهِ؟

فَقَالَ: بَلَى، فَاعْتَدَّ بِهِ فَإِنَّمَا هُوَ شَيْءٌ وَ فَقَكَ اللَّهُ لَهُ، إِنَّمَا يُصَامُ يَوْمُ الشَّكَ مِنْ شَعْبَانَ وَ لا يَصُومُهُ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ، لِأَنَّهُ قَدْ نُهِيَ أَنْ يَنْفَرِدَ الْإِنْسَانُ بِالصِّيَامِ فِي يَوْمِ الشَّكُ وَ إِنَّمَا يَنْوِي مِنَ اللَّيْلَةِ أَنَّهُ يَصُومُ مِنْ شَعْبَانَ، فَإِنْ كَانَ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ أَجْزَأَ عَنْهُ بِتَفَضُّلِ اللَّهِ تَعَالَى وَ بِمَا قَدْ وَسَّعَ عَلَى عِبَادِهِ وَ لَوْ لَا ذَلِكَ لَهَلَكَ النَّاسُ.

7- سَهْلُ بْنُ زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ رِفَاعَةَ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:

6- سماعه گوید: به امام صادق (علیه السلام) گفتم: مردی روزی را روزه گرفت و ندانست که آن از ماه رمضان است یا غیر آن، پس عده ای آمدند و گواهی دادند که آن روزه از ماه رمضان است.

بعضی از مردم گفتند: به نظر ما آن روز از ماه رمضان حساب نمی شود.

امام (علیه السلام) فرمود: آری، آن را از ماه رمضان حساب بکن!

گفتم: آنها می گویند: روزه داشتی در حالی که نمی دانستی که این روز از ماه رمضان است و یا غیر آن.

فرمود: آری، آن را از ماه رمضان حساب کن، زیرا آن روزی است که خدا تو را به آن موفق کرده است فقط روز شک را از ماه شعبان می گیری و از ماه رمضان روزه می گیری، زیرا که باز داشته شده است که انسان جداگانه روز شک را روزه بگیرد، بلکه از شب نیت می کند که از شعبان روزه می دارد. پس اگر از ماه رمضان بود. به فضل خدای تعالی از او کفایت می کند و به آن چه خدا بر بندگانش رفاه داده است و اگر چنین نبود مردم هلاک می شوند.

7- راوی گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

دَخَلْتُ عَلَى أَبِي الْعَبَّاسِ بِالْحِيرَةِ فَقَالَ: يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ! مَا تَقُولُ فِي الصِّيَامِ الْيَوْمَ؟

فَقُلْتُ: ذَاكَ إِلَى الْإِمَامِ إِنْ صُمْتَ صُمْنَا وَ إِنْ أَفْطَرْتَ أَفْطَرْنَا.

فَقَالَ: يَا غُلَامُ! عَلَيَّ بِالْمَائِدَةِ.

فَأَكَلْتُ مَعَهُ وَ أَنَا أَعْلَمُ - وَ اللَّهِ - أَنَّهُ يَوْمٌ مِنْ شَهْرٍ رَمَضَانَ، فَكَانَ إِفْطَارِي يَوْماً وَ قَضَاؤُهُ أَيْسَرَ عَلَيَّ مِنْ أَنْ يُضْرَبَ عُنُقِي وَ لا يُعْبَدَ اللَّهُ.

8- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ عُبَيْسِ بْنِ هِشَامٍ عَنِ الْخَضِرِ بْنِ عَبْدِ الْمَلِكِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حَكِيمٍ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ (علیه السلام) عَنِ الْيَوْمِ الَّذِي يُشَلُّ فِيهِ، فَإِنَّ النَّاسَ يَزْعُمُونَ أَنَّ مَنْ صَامَهُ بِمَنْزِلَةِ مَنْ أَفْطَرَ يَوْماً فِي شَهْرٍ رَمَضَانَ.

فَقَالَ: كَذَّبُوا إِنْ كَانَ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ فَهُوَ يَوْمٌ وُفِّقَ لَهُ، وَ إِنْ كَانَ مِنْ غَيْرِهِ فَهُوَ بِمَنْزِلَةِ مَا مَضَى مِنَ الْأَيَّامِ.

در حیره نزد ابو عباس سفاح رفتم به من گفت: ای ابو عبدالله! در مورد روزۀ امروز چه می گویی؟

گفتم: آن مربوط به امام است، اگر روزه بداری روزه می داریم و اگر افطار نمایی افطار می کنیم.

گفت: ای پسر! سفره را بیاور.

سفرۀ غذا گسترده شده من نیز با او غذا خوردم با آن که - به خدا سوگند! - می دانستم که آن روز از ماه رمضان است. از این رو یک روز افطار روزه و قضای آن بر من آسانتر است از این که گردنم زده نشود و (در اثر کشته شدن من حجّت خدا) خداوند عبادت نشود.

8- محمد بن حکیم گوید: از امام کاظم (علیه السلام) در مورد روز شک پرسیدم که مردم (اهل تسنن) گمان می کنند که هر کس آن روز را روزه بدارد همانند کسی است که یک روز از ماه رمضان را افطار نموده است.

فرمود: دروغ می گویند. اگر از ماه رمضان باشد پس روزی است که به آن توفیق یافته است و اگر جز آن باشد، همانند روزهای گذشته است.

9- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ أَيُّوبَ بْنِ نُوحٍ عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ دَاوُدَ بْنِ الْحُصَيْنِ عَنْ رَجُلٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) أَنَّهُ قَالَ - وَ هُوَ بِالْحِيرَةِ فِي زَمَانِ أَبِي الْعَبَّاسِ -:

إِنِّي دَخَلْتُ عَلَيْهِ وَ قَدْ شَكٌّ النَّاسُ فِي الصَّوْمِ، وَ هُوَ وَ اللَّهِ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ، فَسَلَّمْتُ عَلَيْهِ، فَقَالَ: يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ! أَصُمْتَ الْيَوْمَ؟

فَقُلْتُ: لا.

وَ الْمَائِدَةُ بَيْنَ يَدَيْهِ قَالَ: فَادْنُ فَكُلْ.

قَالَ: فَدَنَوْتُ، فَأَكَلْتُ.

قَالَ: وَ قُلْتُ: الصَّوْمُ مَعَكَ وَ الْفِطْرُ مَعَكَ.

فَقَالَ الرَّجُلُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام): تُفْطِرُ يَوْماً مِنْ شَهْرٍ رَمَضَانَ؟

فَقَالَ: إِي وَ اللَّهِ، أَنْ أُفْطِرَ يَوْماً مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ أَنْ يُضْرَبَ عُنُقِي.

9- یکی از اصحاب می گوید: امام صادق (علیه السلام) می فرماید: در زمان حکومت ابوعباس سفاح که او در حیره بود، نزدش رفتم. مردم در مورد آن روز به شک افتاده بودند، به خدا سوگند! آن روز، از ماه رمضان بود. به او سلام کردم. سفاح به من گفت: ای ابا عبدالله! آیا امروز روزه گرفته ای؟

گفتم: نه.

سفرۀ غذا گسترده بود، به من گفت: نزدیک شو غذا بخور.

من نزدیک شدم و غذا خوردم و گفتم: روزه و افطار با توست.

مردی به امام صادق (علیه السلام) عرضه داشت: یک روز از ماه رمضان را افطار کردی؟

فرمود: آری. به خدا سوگند! اگر یک روز از ماه رمضان را افطار کنم برای من بهتر از این است که گردنم زده شود.

بخش دهم

اشاره

بَابُ وُجُوهِ الصَّوْمِ

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْجَوْهَرِيِّ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ دَاوُدَ عَنْ سُفْيَانَ بْنِ عُيَيْنَةَ عَنِ الزُّهْرِيِّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ (علیهما السلام) قَالَ: قَالَ لِي يَوْماً:

يَا زُهْرِيُّ! مِنْ أَيْنَ جِئْتَ؟

فَقُلْتُ: مِنَ الْمَسْجِدِ.

قَالَ: فِيمَ كُنتُمْ؟

قُلْتُ: تَذَاكَرْنَا أَمْرَ الصَّوْمِ، فَاجْتَمَعَ رَأْيِي وَ رَأْيُ أَصْحَابِي عَلَى أَنَّهُ لَيْسَ مِنَ الصَّوْمِ شَيْءٌ وَ اجِبٌ إِلَّا صَوْمُ شَهْرِ رَمَضَانَ.

فَقَالَ: يَا زُهْرِيُّ! لَيْسَ كَمَا قُلْتُمْ، الصَّوْمُ عَلَى أَرْبَعِينَ وَ جْهَا:

اقسام روزه

1- زهری گوید: روزی امام سجاد (علیه السلام) به من فرمود: ای زهری از کجا می آیی؟

عرض کردم: از مسجد.

فرمود: مشغول چه کاری بودید؟

گفتم: درباره روزه گفت و گو می کردیم. پس نظر من و اصحابم بر این شد که روزۀ واجب جز روزه ماه رمضان نیست.

فرمود: ای زهری! چنین نیست که شما گفتید، زیرا روزه بر چهل قسم است:

فَعَشَرَةُ أَوْجُهِ مِنْهَا وَ اجِبَةٌ كَوُجُوبِ شَهْرِ رَمَضَانَ، وَ عَشَرَةُ أَوْجُهِ مِنْهَا صِيَامُهُنَّ حَرَامٌ، وَ أَرْبَعَةَ عَشَرَ مِنْهَا صَاحِبُهَا بِالْخِيَارِ إِنْ شَاءَ صَامَ وَ إِنْ شَاءَ أَفْطَرَ، وَ صَوْمُ الْإِذْنِ عَلَى ثَلَاثَةِ أَوْجُهِ، وَ صَوْمُ التَّأْدِيبِ وَ صَوْمُ الْإِبَاحَةِ وَ صَوْمُ السَّفَرِ وَ الْمَرَضِ.

قُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! فَسِّرْهُنَّ لِي.

قَالَ: أَمَّا الْوَاحِبَةُ، فَصِيَامُ شَهْرِ رَمَضَانَ، وَ صِيَامُ شَهْرَيْنِ مُتَتَابِعَيْنِ فِي كَفَّارَةِ الظَّهَارِ لِقَوْلِ اللَّهِ تَعَالَى: «الَّذِينَ يُظَاهِرُونَ مِنْ نِسَائِهِمْ ثُمَّ يَعُودُونَ لِمَا قَالُوا فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَتَاسا» ... إِلَى قَوْلِهِ: «فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيَامُ شَهْرَيْنِ مُتَتَابِعَيْنِ».

وَ صِيَامُ شَهْرَيْنِ مُتَتَابِعَيْنِ فِيمَنْ أَفْطَرَ يَوْماً مِنْ شَهْرٍ رَمَضَانَ.

وَ صِيَامُ شَهْرَيْنِ مُتَتَابِعَيْنِ فِي قَتْلِ الْخَطَا لِمَنْ لَمْ يَجِدِ الْعِتْقَ وَ اجِبٌ لِقَوْلِ اللَّهِ (عزوجل): «وَ مَنْ قَتَلَ مُؤْمِناً خَطَأَ فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ وَ دِيَةٌ مُسَلَّمَةٌ إِلَىٰ أَهْلِهِ» ... إِلَى قَوْلِهِ (عزوجل):

«فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيَامُ شَهْرَيْنِ مُتَتَابِعَيْنِ تَوْبَةً مِنَ اللهِ وَ كَانَ اللهُ عَلِيماً حَكِياً».

ده قسم آن واجب است مانند واجب بودن روزۀ ماه رمضان. و ده قسم آن روزهاش حرام است و در چهارده قسم دیگر انسان اختیار دارد اگر بخواهد روزه می دارد و اگر بخواهد افطار می کند و روزه اذن بر سه قسم است، و روزه تأدیب و روزۀ اباحه و روزه سفر و بیماری.

گفتم: قربانت گردم! آنها را برای من تفسیر کن.

فرمود: روزۀ واجب عبارت است از: روزه ماه رمضان، روزۀ دو ماه پشت سر هم در کفاره (ظهار) که خدای تعالی می فرماید: «کسانی که دربارۀ زنان خود ظهار (1)می کنند سپس از گفتۀ خود باز می گردند بایستی پیش از آمیزش بندهای آزاد کنند» ... «پس کسی که نتواند بایستی دو ماه پیاپی روزه بگیرد». روزۀ دو ماه پیاپی برای کسی که یک روز از ماه رمضان را افطار کند. روزۀ دو ماه پیاپی در قتل خطا برای کسی که نتواند بنده ای را آزاد کند، به مقتضای گفتار خداوند (عزوجل) که می فرماید: «و کسی که مؤمنی را از روی خطا بکشد بایستی بندۀ مؤمنی را آزاد کند و دیه ای به خانواده او بپردازد» ... «پس کسی که نتواند بایستی دو ماه پیاپی روزه بگیرد که توبه ای به سوی خداست و خداوند دانا و حکیم است».


1) ظهار این است که مرد به زنش گوید: تو نسبت به من به منزلۀ مادرم هستی.

وَ صَوْمُ ثَلَاثَةِ أَيَّامٍ فِي كَفَّارَةِ الْيَمِينِ وَ اجِبٌ، قَالَ اللَّهُ (عزوجل): «فَصِيَامُ ثَلَاثَةِ أَيَّامٍ ذَلِكَ كَفَّارَةً أَيْمَانِكُمْ إِذَا حَلَفْتُمْ».

هَذَا لِمَنْ لا يَجِدُ الْإِطْعَامَ كُلُّ ذَلِكَ مُتَتَابِعٌ، وَ لَيْسَ بِمُتَفَرِّقٍ.

وَ صِيَامُ أَذَى حَلْقِ الرَّأْسِ وَ اجِبٌ، قَالَ اللَّهُ (عزوجل): «فَمَنْ كَانَ مِنْكُمْ مَرِيضًا أَوْ بِهِ أَذَىً مِنْ رَأْسِهِ فَفِدْيَةٌ مِنْ صِيَامٍ أَوْ صَدَقَةٍ أَوْ نُسُكٍ» فَصَاحِبُهَا فِيهَا بِالْخِيَارِ، فَإِنْ صَامَ، صَامَ ثَلَاثَةَ ایام.

وَ صَوْمُ الْمُتْعَةِ وَ اجِبٌ لِمَنْ لَمْ يَجِدِ الْهَدْيَ، قَالَ اللَّهُ (عزوجل): «فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيَامُ ثَلَاثَةِ أَيَّامٍ فِي الْحَجِّ وَ سَبْعَةٍ إِذَا رَجَعْتُمْ تِلْكَ عَشَرَةٌ كَامِلَةٌ».

وَ صَوْمُ جَزَاءِ الصَّيْدِ وَ اجِبٌ، قَالَ اللَّهُ (عزوجل): وَ مَنْ قَتَلَهُ مِنْكُمْ مُتَعَمِّداً فَجَزَاءٌ مِثْلُ مَا قَتَلَ مِنَ النَّعَمِ يَحْكُمُ بِهِ ذَوَا عَدْلٍ مِنْكُمْ هَدْياً بَالِغَ الْكَعْبَةِ أَوْ كَفَّارَةٌ طَعَامُ مَسَاكِينَ أَوْ عَدْلُ ذلِكَ صِيَاماً».

روزه سه روز در کفاره سوگند واجب است که خداوند (عزوجل) می فرماید: «سه روز روزه می گیرد این کفاره سوگن دهای شما است آن گاه که سوگند یاد کنید».

این برای کسی است که دسترسی به اطعام نداشته باشد و همۀ این روزه ها بایستی پشت سر هم باشد.

روزۀ کسی که برای عمل سر تراشیدن در حج سردرد داشته باشد که خداوند (عزوجل) می فرماید: «و کسی که بیمار باشد یا ناراحتی در سر دارد پس او اختیار دارد (که سرش را بتراشد) در این صورت بایستی به رسم فدیه سه روز روزه بگیرد یا صدقه دهد یا قربانی کند. او اختیار دارد اگر روزه گرفت سه روز روزه می گیرد.

روزه عوض قربانی واجب در حج تمتع برای کسی که نتواند قربانی تهیه کند، چنان که خدای تعالی می فرماید: «پس کسی که عمره تمتع را به جا آورد تا موسم حج آن فرا رسد بایستی یک قربانی - در صورت امکان - ذبح کند، کسی که دسترسی بر این کار ندارد بایستی سه روز در مکه و هفت روز به هنگام بازگشت به خانه و خانواده اش روزه بگیرد و این یک دهه کامل گردد».

روزه كفارۀ صید. خداوند (عزوجل) در این باره می فرماید: «و کسی که از روی عمد صیدی را بکشد، بایستی همانند آن چه کشته است از چهارپایان قربانی کند، و دو مرد عادل از شما معادل بودن آن را حکم کنند و (گوشت آن میان فقرای) حاضر در کنار کعبه تقسیم شود، یا مساکینی را به رسم کفاره اطعام نماید، یا برابر آن صید روزه بگیرد.

أَوَ تَدْرِي كَيْفَ يَكُونُ عَدْلُ ذَلِكَ صِيَاماً يَا زُهْرِيُّ؟

قَالَ: قُلْتُ: لَا أَدْرِي.

قَالَ: يُقَوَّمُ الصَّيْدُ قِيمَةً قِيمَةَ عَدْلٍ، ثُمَّ تُفَضُّ تِلْكَ الْقِيمَةُ عَلَى الْبُرِّ، ثُمَّ يُكَالُ ذَلِكَ الْبُرُّ أَصْوَاعاً فَيَصُومُ لِكُلِّ نِصْفِ صَاعٍ يَوْماً.

وَ صَوْمُ النَّذْرِ وَ اجِبٌ.

وَ صَوْمُ الِاعْتِكَافِ وَ اجِبٌ.

وَ أَمَّا الصَّوْمُ الْحَرَامُ، فَصَوْمِ يَوْمِ الْفِطْرِ وَ يَوْمِ الْأَضْحَى وَ ثَلَاثَةِ أَيَّامٍ مِنْ أَيَّامٍ التَّشْرِيقِ، وَ صَوْمُ يَوْمِ الشَّكْ أُمِرْنَا بِهِ وَ نُهِينَا عَنْهُ أُمِرْنَا بِهِ أَنْ نَصُومَهُ مَعَ صِيَامٍ شَعْبَانَ، وَ نُهِينَا عَنْهُ أَنْ يَنْفَرِدَ الرَّجُلُ بِصِيَامِهِ فِي الْيَوْمِ الَّذِي يَشُكُ فِيهِ النَّاسُ.

فَقُلْتُ لَهُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! فَإِنْ لَمْ يَكُنْ صَامَ مِنْ شَعْبَانَ شَيْئاً كَيْفَ يَصْنَعُ؟

قَالَ: يَنْوِي لَيْلَةَ الشَّكَ أَنَّهُ صَائِمٌ مِنْ شَعْبَانَ، فَإِنْ كَانَ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ أَجْزَأَ عَنْهُ، وَ إِنْ كَانَ مِنْ شَعْبَانَ لَمْ يَضُرَّهُ.

{آن گاه امام (علیه السلام) به زهری فرمود:} ای زهری! آیا می دانی که چگونه روزه معادل صید می شود؟ زهری گوید: گفتم: نمی دانم.

فرمود: قیمت صید محاسبه می شود، سپس قیمت به دست آمده را با گندم می سنجند، آن گاه آن گندم را به وزن صاع توزین می نمایند، سپس کسی که صید را کشته ست در برابر هر نیم صاع، یک روز روزه می گیرد.

روزۀ نذر واجب است و روزۀ اعتکاف واجب است.

اما روزه های حرام عبارتند از: روزۀ عید فطر، روزۀ عید قربان، روزه ایام تشریق (کسی که در منا در حال مناسک حج باشد)، روزۀ یوم الشک که هم به انجام آن امر شده ایم و هم از روزه داشتنش نهی شده ایم؛ مأمور شده ایم که آن را با ماه شعبان روزه بداریم و از روزه داشتن آن نهی گشته ایم، زیرا روزه گرفتن آن روزه بدین معنا است که شخص در روزی که مردم در شک به سر می برند با این عمل خود از جمع جدا شود.

گفتم: فدایت شوم! اگر هیچ روزی از ماه شعبان را روزه نداشته باید چه کند؟

فرمود: در ليلة الشك نیت می کند که او از ماه شعبان روزه می گیرد. پس اگر آن روز از ماه رمضان بوده، از او کفایت کند و اگر معلوم شد که از ماه شعبان است به او ضرری نداشته است.

فَقُلْتُ: وَ كَيْفَ يُجْزِئُ صَوْمُ تَطَوُّعَ عَنْ فَرِيضَةٍ؟

فَقَالَ: لَوْ أَنَّ رَجُلاً صَامَ يَوْماً مِنْ شُهْرِ رَمَضَانَ تَطَوُّعاً وَ هُوَ لَا يَعْلَمُ أَنَّهُ مِنْ شَهْرٍ رَمَضَانَ ثُمَّ عَلِمَ بَعْدُ بِذَلِكَ لَأَجْزَأَ عَنْهُ، لِأَنَّ الْفَرْضَ إِنَّمَا وَ قَعَ عَلَى الْيَوْمِ بِعَيْنِهِ.

وَ صَوْمُ الْوِصَالِ حَرَامٌ، وَ صَوْمُ الصَّمْتِ حَرَامٌ، وَ صَوْمُ نَذْرِ الْمَعْصِيَةِ حَرَامٌ، وَ صَوْمُ الدَّهْرِ حَرَامٌ.

وَ أَمَّا الصَّوْمُ الَّذِي صَاحِبُهُ فِيهِ بِالْخِيَارِ، فَصَوْمُ يَوْمِ الْجُمُعَةِ وَ الْخَمِيسِ، وَ صَوْمُ الْبِيضِ، وَ صَوْمُ سِتَّةِ أَيَّامٍ مِنْ شَوَّالٍ بَعْدَ شَهْرِ رَمَضَانَ، وَ صَوْمُ يَوْمِ عَرَفَةَ، وَ صَوْمُ يَوْمٍ عَاشُورَاءَ. فَكُلُّ ذَلِكَ صَاحِبُهُ فِيهِ بِالْخِيَارِ إِنْ شَاءَ صَامَ، وَ إِنْ شَاءَ أَفْطَرَ.

وَ أَمَّا صَوْمُ الْإِذْنِ، فَالْمَرْأَةُ لا تَصُومُ تَطَوُّعاً إِلَّا بِإِذْنِ زَوْجِهَا، وَ الْعَبْدُ لَا يَصُومُ تَطَوُّعاً إِلَّا بِإِذْنِ مَوْلاهُ، وَ الضَّيْفُ لا يَصُومُ تَطَوُّعاً إِلَّا بِإِذْنِ صَاحِبِهِ.

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله): مَنْ نَزَلَ عَلَى قَوْمٍ فَلَا يَصُومُ تَطَوُّعاً إِلَّا بِإِذْنِهِمْ.

گفتم: چگونه یک روزۀ مستحب از روزۀ واجب کفایت می کند؟

فرمود: اگر کسی روزی از ماه رمضان را به عنوان مستحب روزه گرفت با آن که نمی دانست که آن روز از ماه رمضان است، بعد فهمید از ماه رمضان است، برای او کافی است، زیرا روزه گرفتن آن روز واجب بوده و به جا واقع شده است.

و روزه وصال حرام است. روزۀ صمت (سکوت) حرام است. روزۀ نذر معصیت حرام است و روزه دهر (مادام العمر) حرام است.

و اما روزه ای که انسان دربارۀ آن اختیار دارد (عبارت است از: روزه روز جمعه، پنجشنبه و روزه روزهای بیض (سیزدهم، چهاردهم و پانزدهم ماه) و شش روز از ماه شوّال بعد از ماه رمضان، روزه روز عرفه و روزه روز عاشورا که در تمامی آنها انسان مختار است که روزه بگیرد و یا افطار کند.

اما روزۀ اذن روزه ای است که زن فقط با اجازۀ شوهرش، غلام فقط با اجازه مولایش و میهمان فقط با اجازۀ میزبانش می تواند روزه مستحبی بگیرد. رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: کسی که بر قومی وارد شد می باید جز با اجازۀ آنان روزه مستحبی نگیرد.

وَ أَمَّا صَوْمُ التَّأْدِيبِ فَأَنْ يُؤْخَذَ الصَّبِيُّ إِذَا رَاهَقَ بِالصُّوْمِ تَأْدِيبَاً وَ لَيْسَ بِفَرْضِ، وَ كَذَلِكَ الْمُسَافِرُ إِذَا أَكَلَ مِنْ أَوَّلِ النَّهَارِ ثُمَّ قَدِمَ أَهْلَهُ أُمِرَ بِالْإِمْسَاكِ بَقِيَّةَ يَوْمِهِ وَ لَيْسَ بِفَرْضٍ.

وَ أَمَّا صَوْمُ الْإِبَاحَةِ لِمَنْ أَكَلَ أَوْ شَرِبَ نَاسِياً أَوْ قَاءَ مِنْ غَيْرِ تَعَمُّدٍ فَقَدْ أَبَاحَ اللَّهُ لَهُ ذَلِكَ وَ أَجْزَأَ عَنْهُ صَوْمُهُ.

وَ أَمَّا صَوْمُ السَّفَرِ وَ الْمَرَضِ، فَإِنَّ الْعَامَّةَ قَدِ اخْتَلَفَتْ فِي ذَلِكَ فَقَالَ: قَوْمٌ يَصُومُ وَ قَالَ: آخَرُونَ لا يَصُومُ. وَ قَالَ قَوْمٌ: إِنْ شَاءَ صَامَ وَ إِنْ شَاءَ أَفْطَرَ.

وَ أَمَّا نَحْنُ فَتَقُولُ: يُفْطِرُ فِي الْحَالَيْنِ جَمِيعاً، فَإِنْ صَامَ فِي السَّفَرِ أَوْ فِي حَالِ الْمَرَضِ فَعَلَيْهِ الْقَضَاءُ، فَإِنَّ اللَّهَ (عزوجل) يَقُولُ: «فَمَنْ كَانَ مِنْكُمْ مَرِيضًا أَوْ عَلَىٰ سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَيَّامٍ أُخَرَ» فَهَذَا تَفْسِيرُ الصِّيَامِ.

اما روزۀ تأدیب این گونه است:

هنگامی که کودک نزدیک به سن بلوغ رسید، برای تأدیب او را به روزه گرفتن وا می دارند و این روزه، واجب نیست.

هم چنین مسافر آن گاه که از اوّل روز چیزی بخورد و پس از آن به خانه و خانواده اش باز گردد مأمور است که بقیه روز را امساک کند و این واجب نیست.

و اما روزۀ مباح، کسی که از روز فراموشی چیزی بخورد، یا بیاشامد و یا بدون عمد استفراغ کند، خدا آن را بر او مباح ساخته و روزه اش درست است.

و اما در مورد روزۀ سفر و بیمار، اهل تسنن اختلاف کرده اند. گروهی گویند: روزه می گیرد. گروهی دیگری گویند: روزه نمی گیرد و گروه سومی گویند: اگر بخواهد روزه می گیرد و اگر بخواهد افطار می کند.

ولی ما می گوییم: در هر دو حال نباید روزه بگیرد، اگر در سفر یا در حال بیماری روزه بگیرد باید قضای آن را به جا آورد، زیرا خداوند (عزوجل) می فرماید: «پس هر که بیمار شود، یا در سفر باشد بایستی چند روز از روزهای دیگر روزه بگیرد» این تفسیر انواع روزه هاست.

بخش یازدهم

اشاره

بَابُ أَدَبِ الصَّائِمِ

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِم قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام):

إِذَا صُمْتَ فَلْيَصُمْ سَمْعُكَ وَ بَصَرُكَ وَ شَعْرُكَ وَ جِلْدُكَ وَ عَدَّدَ أَشْيَاءَ غَيْرَ هَذَا.

وَ قَالَ: لا يَكُونُ يَوْمُ صَوْمِكَ كَيَوْمٍ فِطْرِكَ.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ النَّضْرِ الْخَزَّازِ عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ:

قَالَ رَسُولُ اللهِ (صلى الله عليه و آله) لِجَابِرِ بْن عَبْدِ اللَّهِ: يَا جَابِرًا! هَذَا شَهْرُ رَمَضَانَ مَنْ صَامَ نَهَارَهُ وَ قَامَ وِرْداً مِنْ لَيْلِهِ وَ عَفَّ بَطْنُهُ وَ فَرْجُهُ وَ كَفَّ لِسَانَهُ خَرَجَ مِنْ ذُنُوبِهِ كَخُرُوجِهِ مِنَ الشَّهْرِ.

آداب روزه دار

1- محمد بن مسلم گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

آن گاه که روزه گرفتی بایستی گوش، چشم، مو و پوستت نیز روزه بدارد.

حضرتش موارد دیگری را شمرد و فرمود:

روز روزه داری تو نباید همانند روز افطار کردن تو باشد.

2- جابر گوید: امام باقر (علیه السلام) فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به جابر بن عبدالله فرمود:

ای جابر! این ماه رمضان است، هر که روزش را روزه بدارد و پاسی از شبش را برای عبادت بر خیزد، عفت شکم و عورت داشته باشد و زبانش را کنترل کند به سان پایان دادن ماه و بیرون آمدن از آن، بیرون می آید.

فَقَالَ جَابِرٌ: يَا رَسُولَ اللَّهِ! مَا أَحْسَنَ هَذَا الْحَدِيثَ ؟!

فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله): يَا جَابِرًا! وَ مَا أَشَدَّ هَذِهِ الشُّرُوطَ ؟!

3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ سُلَيْمَانَ عَنْ جَرَّاحِ الْمَدَائِنِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:

إِنَّ الصِّيَامَ لَيْسَ مِنَ الطَّعَامِ وَ الشَّرَابِ وَ حْدَهُ.

ثُمَّ قَالَ: «قَالَتْ مَرْيَمُ إِنِّي نَذَرْتُ لِلرَّحْمٰنِ صَوْماً» أَيْ: صَوْماً صَمْتاً.

وَ فِي نُسْخَةٍ أُخْرَى: أَيْ صَمْتاً، فَإِذَا صُمْتُمْ فَاحْفَظُوا أَلْسِنَتَكُمْ وَ غُضُّوا أَبْصَارَكُمْ وَ لَا تَنَازَعُوا وَ لَا تَحَاسَدُوا.

قَالَ: وَ سَمِعَ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله) امْرَأَةٌ تَسُبُّ جَارِيَةً لَهَا وَ هِيَ صَائِمَةٌ.

فَدَعَا رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله) بِطَعَامٍ فَقَالَ لَهَا: كُلِي.

فَقَالَتْ: إِنِّي صَائِمَةٌ.

جابر عرض نمود: ای رسول خدا! این حدیث چه حدیث نیکویی است؟!

رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود: ای جابر! و انجام این شروط چه سخت هستند؟!

3- جراح مداینی گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

روزه داری تنها خودداری از غذا و آشامیدن نیست.

سپس فرمود: مریم (علیها السلام) گفت: «من برای خدای رحمان روزه نذر کرده ام».

یعنی روزۀ سکوت گرفته ام.

در نسخۀ دیگری آمده است: یعنی روزه سکوت، پس هنگامی که روزه دارید، زبان هایتان را کنترل کنید، چشم هایتان را فرو پوشید، با یکدیگر به ستیز و نزاع نپردازید و به یکدیگر حسد نورزید.

فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) شنید که زن روزه داری به کنیزش دشنام می داد حضرتش (صلی الله علیه و آله) غذا خواست، و به آن زن فرمود: بخور.

گفت: من روزه دارم.

فَقَالَ: كَيْفَ تَكُونِينَ صَائِمَةً وَ قَدْ سَبَبْتِ جَارِيَتَكِ ؟! إِنَّ الصَّوْمَ لَيْسَ مِنَ الطَّعَامِ وَ الشَّرَابِ.

قَالَ: وَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام): إِذَا صُمْتَ فَلْيَصُمْ سَمْعُكَ وَ بَصَرُكَ مِنَ الْحَرَامِ وَ الْقَبيحِ، وَ دَعِ الْمِرَاءَ وَ أَذَى الْخَادِمِ، وَ لْيَكُنْ عَلَيْكَ وَقَارُ الصِّيَامِ وَ لَا تَجْعَلْ يَوْمَ صَوْمِكَ كَيَوْمٍ فِطْرِكَ.

4- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ عَنِ الْفُضَيْلِ بْنِ يَسَارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:

إِذَا صَامَ أَحَدُكُمُ الثَّلَاثَةَ الْأَيَّامِ مِنَ الشَّهْرِ فَلَا يُجَادِلَنَّ أَحَداً وَ لَا يَجْهَلْ وَ لَا يُسْرِعْ إِلَى الْحَلْفِ وَ الْأَيْمَانِ بِاللَّهِ، فَإِنْ جَهِلَ عَلَيْهِ أَحَدٌ فَلْيَتَحَمَّلْ.

5- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ صَدَقَةً عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ آبَائِهِ (علیهم السلام) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه و آله):

فرمود: چگونه روزه دار هستی که کنیزت را دشنام دادی ؟! روزه تنها خودداری از خوردن و نوشیدن نیست.

امام صادق (علیه السلام) فرمود:

آن گاه که روزه گرفتی باید گوش و چشم تو از حرام و زشتی روزه بدارد و از کشمکش و ناسزاگویی و آزار خدمتکار بپرهیز و همواره سنگین و با وقار روزه بدار و روز روزه داشنت را همانند روز افطارت قرار نده.

4- فضیل بن یسار گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

هنگامی که یکی از شما سه روز از ماه (پنجشنبه اول ماه، چهارشنبه وسط ماه و پنجشنبه آخر ماه) را روزه بگیرد، نبایستی با کسی ستیزه و نادانی نماید و به سوگند و عهد و پیمان شتاب ننماید و اگر کسی به او نادانی نمود، بایستی تحمل و بردباری کند.

5- مسعدة بن صدقه گویدک از امام صادق (علیه السلام) از پدران بزرگوارش (علیهم السلام) نقل می کند که حضرتش فرمود: رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود:

مَا مِنْ عَبْدٍ صَالِحٍ يُشْتَمُ فَيَقُولُ: إِنِّي صَائِمٌ، سَلَامٌ عَلَيْكَ لا أَشْتِمُكَ كَمَا شَتَمْتَنِي إِلَّا قَالَ الرَّبِّ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى: اسْتَجَارَ عَبْدِي بِالصَّوْمِ مِنْ شَرِّ عَبْدِي، فَقَدْ أَجَرْتُهُ مِنَ النَّارِ.

6- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ وَ غَيْرِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ الله (علیه السلام) قَالَ:

لا يُنْشَدُ الشَّعْرُ بِلَيْلِ وَ لا يُنْشَدُ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ بِلَيْلِ وَ لَا نَهَارٍ.

فَقَالَ لَهُ إِسْمَاعِيلُ: يَا أَبَتَاهُ! فَإِنَّهُ فِينَا.

قَالَ: وَ إِنْ كَانَ فِينَا.

7- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عُبَيْدٍ عَنْ عُبَيْدِ بْنِ هَارُونَ قَالَ: حَدَّثَنَا أَبُو يَزِيدَ عَنْ حُصَيْنٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (علیه السلام):

عَلَيْكُمْ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ بِكَثْرَةِ الِاسْتِغْفَارِ وَ الدُّعَاءِ. فَأَمَّا الدُّعَاءُ، فَيُدْفَعُ بِهِ عَنْكُمْ الْبَلاءُ، وَ أَمَّا الِاسْتِغْفَارُ فَيَمْحَى ذُنُوبَكُمْ.

هر بندۀ صالحی که مورد دشنام قرار گیرد و در پاسخ بگوید: من روزه دارم، سلام بر تو. من همانند تو دشنام نمی دهم، پروردگار تبارک و تعالی می فرماید: بندۀ من از شر بنده ام به روزه پناه برد. من او را از دوزخ پناه دادم.

6- حماد بن عثمان و روای دیگری گویند: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

هنگام شب نباید شعر خوانده شود و در ماه رمضان نه در شب و نه در روز نباید شعر خوانده شود.

اسماعیل (فرزند امام (علیه السلام)) عرضه داشت: ای پدر! اگر چه شعر دربارۀ ما باشد؟

فرمود: اگر چه دربارۀ ما باشد.

7- حصین گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: امیرمؤمنان على (صلوات الله عليه) فرمود:

بر شما باد در ماه رمضان به کثرت استغفار و دعا. دعا بلا را از شما برطرف می کند و استغفار گناهانتان را محو می نماید.

8- وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ قَالَ:

كَانَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ (علیهما السلام) إِذَا كَانَ شَهْرُ رَمَضَانَ لَمْ يَتَكَلَّمْ إِلَّا بِالدُّعَاءِ وَ التَّسْبِيحَ وَ الاسْتِغْفَارِ وَ التَّكْبِيرِ. فَإِذَا أَفْطَرَ قَالَ: اللَّهُمَّ إِنْ شِئْتَ أَنْ تَفْعَلَ فَعَلْتَ.

9 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) يَقُولُ:

إِنَّ الصِّيَامَ لَيْسَ مِنَ الطَّعَامِ وَ الشَّرَابِ وَ حْدَهُ إِنَّ مَرْيَمَ (علیها السلام) قَالَتْ: «إِنِّي نَذَرْتُ لِلرَّحْمَنِ صَوْماً» أَيْ: صَمْتاً.

فَاحْفَظُوا أَلْسِنَتَكُمْ، وَ غُضُّوا أَبْصَارَكُمْ، وَ لا تَحَاسَدُوا وَ لَا تَنَازَعُوا، فَإِنَّ الْحَسَدَ يَأْكُلُ الْإِيمَانَ كَمَا تَأْكُلُ النَّارُ الْحَطَبَ.

10- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ يُونُسَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) يَقُولُ:

الْكَذِبَةُ تَنْقُضُ الْوُضُوءَ وَ تُفَطِّرُ الصَّائِمَ.

8- با همین اسناد آمده است: امام سجاد (علیه السلام) همواره آن گاه که ماه رمضان فرا می رسید سخنی جز دعا، تسبیح، استغفار و تکبیر نمی گفت. حضرتش به هنگام افطار عرضه می داشت: «خدایا! اگر می خواستی انجام گیرد، انجام می دادی».

9- ابو بصیر گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که می فرمود:

روزه داری تنها خودداری از خوردنی و آشامیدنی نیست، زیرا مریم (علیها السلام) گفت: «من برای خدای رحمان روزه ای نذر کردم» یعنی روزۀ سکوتی. پس زبان هایتان را نگاه دارید، دیدگانتان را فرو پوشانید، به یکدیگر حسد نورزید و با هم نزاع مکنید، چرا که حسد ایمان را می خورد، آن سان که آتش هیزم را می خورد.

10- ابوبصیر گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که می فرمود:

دروغ وضو و روزه را باطل می کند.

قَالَ: قُلْتُ: هَلَكْنَا.

قَالَ: لَيْسَ حَيْثُ تَذْهَبُ، إِنَّمَا ذَلِكَ الْكَذِبُ عَلَى اللَّهِ (عزوجل) وَ عَلَى رَسُولِهِ وَ عَلَى الأئمة (علیهم السلام).

11- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُوسَى عَنْ غِيَاثٍ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله):

إِنَّ اللَّهَ كَرِهَ لِي سِتَّ خِصَالٍ، ثُمَّ كَرِهْتُهُنَّ لِلْأَوْصِيَاءِ مِنْ وُلْدِي وَ أَتْبَاعِهِمْ مِنْ بَعْدِي: الرَّفَثَ فِي الصَّوْمِ.

بخش دوازدهم

اشاره

بَابُ صَوْمِ رَسُولِ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله)

1- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ:

گوید: گفتم: پس ما هلاک شدیم.

فرمود: چنین که تو گمان می کنی، نیست. آن فقط دروغ بستن به خداوند (عزوجل)، رسول او وائمه (علیهم السلام) است.

11- اسحاق بن عمّار گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود: خداوند شش خصلت را برای من ناپسند داشت و من آنها را بر اوصیای از فرزندانم و پیروان آنان بعد از خودم ناپسند داشته ام: ... فحش در حال روزه است.

روزۀ رسول خدا (صلی الله علیه و آله)

1- حمّاد بن عثمان گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که می فرمود:

صَامَ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله) حَتَّى قِيلَ: مَا يُفْطِرُ: ثُمَّ أَفْطَرَ حَتَّى قِيلَ: مَا يَصُومُ، ثُمَّ صَامَ صَوْمَ دَاوُدَ (علیه السلام) يَوْماً وَ يَوْماً لا ثُمَّ قُبِضَ عَلَى صِيَامٍ ثَلَاثَةِ أَيَّامٍ فِي الشَّهْرِ.

قَالَ: إِنَّهُنَّ يَعْدِلْنَ صَوْمَ الشَّهْرِ وَ يَذْهَبْنَ بِوَحَرِ الصَّدْرِ وَ الْوَحَرُ الْوَسْوَسَةُ.

قَالَ حَمَّادٌ: فَقُلْتُ: وَ أَيُّ الْأَيَّامِ هِيَ؟

قَالَ: أَوَّلُ خَمِيسِ فِي الشَّهْرِ وَ أَوَّلُ أَرْبِعَاءَ بَعْدَ الْعَشْرِ مِنْهُ وَ آخِرُ خَمِيسِ فِيهِ.

فَقُلْتُ: كَيْفَ صَارَتْ هَذِهِ الْأَيَّامُ الَّتِي تُصَامُ.

فَقَالَ: إِنَّ مَنْ قَبْلَنَا مِنَ الْأُمَمِ كَانَ إِذَا نَزَلَ عَلَى أَحَدِهِمُ الْعَذَابُ نَزَلَ فِي هَذِهِ الْأَيَّامِ. فَصَامَ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله) هَذِهِ الْأَيَّامَ الْمَخُوفَةَ.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) آن قدر روزه گرفت که گفتند: افطار نمی کند. سپس حضرتش چندان افطار کرد که گفتند: روزه نمی گیرد.

آن گاه روزه داوود (علیه السلام) را یک روز در میان می گرفت و پس از آن حضرتش در حالی که در هر ماه سه روز روزه می داشت از دنیا رفت.

امام صادق (علیه السلام) در ادامه فرمود: روزهٔ سه روز در ماه معادل روزۀ یک ماه است و همان وسوسه سینه را از بین می برد.

حماد گوید: گفتم: آن سه روز کدام روزها هستند؟

فرمود: نخستین پنجشنبه در ماه و نخستین چهارشنبه بعد از ده روز از آن و آخرین پنجشنبه آن.

گفتم: چگونه این ایام برای روزه اختصاص یافته است؟

فرمود: در امت های پیشین هر گاه بر یکی از ایشان عذابی فرود می آمد در همین ایام نازل می گشت، از این رو رسول خدا (صلی الله علیه و آله) این ایام سهمناک را روزه گرفت.

2- محمد بن مسلم گوید: امام صادق (عليه السلام) می فرماید:

والله

كَانَ رَسُولُ اللهِ (صلى الله عليه و آله) أَوَّلَ مَا بُعِثَ يَصُومُ حَتَّى يُقَالَ: مَا يُفْطِرُ، وَ يُفْطِرُ حَتَّى يُقَالَ: مَا يَصُومُ. ثُمَّ تَرَكَ ذَلِكَ وَ صَامَ يَوْماً وَ أَفْطَرَ يَوْماً وَ هُوَ صَوْمُ دَاوُدَ (علیه السلام) ثُمَّ تَرَكَ ذَلِكَ وَ صَامَ الثَّلَاثَةَ الْأَيَّامِ الْغُرِّ ثُمَّ تَرَكَ ذَلِكَ وَ فَرَّقَهَا فِي كُلِّ عَشَرَةِ أَيَّامٍ يَوْمَا خَمِيسَيْنِ بَيْنَهُمَا أَرْبِعَاءُ، فَقُبِضَ (صلى الله عليه و آله) وَ هُوَ يَعْمَلُ ذَلِكَ.

3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنْ جَمِيلِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مَرْوَانَ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) يَقُولُ:

كَانَ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله) يَصُومُ حَتَّى يُقَالَ: لا يُفْطِرُ ثُمَّ صَامَ يَوْماً وَ أَفْطَرَ يَوْماً ثُمَّ صَامَ الْإِثْنَيْنَ وَ الْخَمِيسَ، ثُمَّ آلَ مِنْ ذَلِكَ إِلَى صِيَامِ ثَلَاثَةِ أَيَّامٍ فِي الشَّهْرِ الْخَمِيسِ فِي أَوَّلِ الشَّهْرِ وَ أَرْبِعَاءَ فِي وَسَطِ الشَّهْرِ وَ خَمِيسِ فِي آخِرِ الشَّهْرِ.

وَ كَانَ يَقُولُ: ذَلِكَ صَوْمُ الدَّهْرِ.

قَدْ كَانَ أَبِي (علیه السلام) يَقُولُ: مَا مِنْ أَحَدٍ أَبْغَضَ إِلَيَّ مِنْ رَجُلٍ يُقَالُ لَهُ: كَانَ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله9 يَفْعَلُ كَذَا وَ كَذَا، فَيَقُولُ: لا يُعَذِّبُنِي اللَّهُ عَلَى أَنْ أَجْتَهِدَ فِي الصَّلَاةِ كَأَنَّهُ يَرَى أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله) تَرَكَ شَيْئاً مِنَ الْفَضْلِ عَجْزَاً عَنْهُ.

پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) در نخستین روزهای بعثت آن قدر روزه گرفت که گفته شد: افطار نمی کند و آن قدر افطار کرد که گفته شد: دیگر روزه نمی گیرد. سپس حضرتش این روش را ترک کرد و یک روز در میان روزه گرفت و این همان روزۀ حضرت داوود (علیه السلام) است. آن گاه این روش را ترک کرد ایام بیض را روزه گرفت. سپس این روش را نیز ترک کرد و روزه را به ایام ماه پراکنده کرد که در هر ده روز یک روز که بین دو پنجشنبه که بین آن دو یک چهارشنبه بود، روزه می گرفت و بدین روش بود تا این که رحلت کرد.

3- محمد بن مروان گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که می فرمود:

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) آنقدر روزه می گرفت که می گفتند: افطار نمی کند، سپس یک روز روزه می گرفت و یک روز افطار می کرد. آن گاه دوشنبه و پنجشنبه را روزه گرفت و پس از آن به روزه سه روز در ماه: پنجشنبه اوّل ماه، چهارشنبه وسط ماه و پنجشنبه آخر ماه باز گشت و می فرمود: این، روزۀ دهر است.

و پدرم (عليه السلام) همواره می فرمود: هیچ کس نزد من مبغوض تر از آن نیست که به او بگویند: رسول خدا (صلی الله عليه و آله) چنین و چنان می کرد و او بگوید: خدا مرا به علت کوشش در نماز عذاب نمی کند! گویی او چنین می پندارد که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) چیزی از فضیلت را به علت ناتوانیش ترک نموده است.

4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَفْصِ بْنِ الْبَخْتَرِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:

كُنَّ نِسَاءُ النَّبِيِّ (صلی الله علیه و آله) إِذَا كَانَ عَلَيْهِنَّ صِيَامٌ أَخَرْنَ ذَلِكَ إِلَى شَعْبَانَ كَرَاهَةً أَنْ يَمْنَعْنَ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله)، فَإِذَا كَانَ شَعْبَانُ صُمْنَ وَ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله) يَقُولُ: شَعْبَانُ شَهْرِي.

5- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام): هَلْ صَامَ أَحَدٌ مِنْ آبَائِكَ شَعْبَانَ ؟

قَالَ: خَيْرُ آبَائِي رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله) صَامَهُ.

6- أَبُو عَلِيّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنْ صَفْوَانَ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنِ الْحَلَبِيِّ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) هَلْ صَامَ أَحَدٌ مِنْ آبَائِكَ شَعْبَانَ قَطُّ ؟

قَالَ: صَامَهُ خَيْرُ آبَائِي رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله).

4- حفص بن بختری گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

هر گاه زنان پیامبر (صلى الله عليه و آله) روزه به عهده داشتند آن را تا ماه شعبان به تأخیر می انداختند که نکند رسول خدا (صلى الله عليه و آله) مانع آنها شود. پس هر گاه ماه شعبان فرا می رسید روزه می داشتند و رسول خدا (صلى الله عليه و آله) می فرمود: شعبان، ماه من است.

5- سماعه گوید: به امام صادق (علیه السلام) گفتم: آیا یکی از پدران بزرگوارت در ماه شعبان روزه گرفت؟

فرمود: بهترین پدرانم رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بود که آن ماه را روزه گرفت

6- حلبی گوید: همین پرسش را از امام صادق (علیه السلام) کردم و حضرتش همین پاسخ را داد.

عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى بْنِ عُبَيْدٍ عَنْ يُونُسَ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَن الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) مِثْلَهُ.

فَأَمَّا الَّذِي جَاءَ فِي صَوْمٍ شَعْبَانَ أَنَّهُ سُئِلَ (علیه السلام) عَنْهُ فَقَالَ: مَا صَامَهُ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله) وَ لا أَحَدٌ مِنْ آبَائِي (علیهم السلام).

قَالَ ذَلِكَ، لِأَنَّ قَوْماً قَالُوا: إِنَّ صِيَامَهُ فَرْضٌ مِثْلُ صِيَامٍ شَهْرِ رَمَضَانَ وَ وُجُوبَهُ مِثْلُ وُجُوبِ شَهْرٍ رَمَضَانَ، وَ إِنَّ مَنْ أَفْطَرَ يَوْماً مِنْهُ فَعَلَيْهِ مِنَ الْكَفَّارَةِ مِثْلُ مَا عَلَى مَنْ أَفْطَرَ يَوْماً مِنْ شَهْرٍ رَمَضَانَ.

وَ إِنَّمَا قَوْلُ الْعَالِم (علیه السلام): «مَا صَامَهُ رَسُولُ اللهِ (صلى الله عليه و آله) وَ لَا أَحَدٌ مِنْ آبَائِي (علیهم السلام)» أَيْ: مَا صَامُوهُ فَرْضاً وَاجِباً، تَكْذِيباً لِقَوْلِ مَنْ زَعَمَ أَنَّهُ فَرْضٌ، وَ إِنَّمَا كَانُوا يَصُومُونَهُ سُنَّةً فِيهَا فَضْلٌ، وَ لَيْسَ عَلَى مَنْ لَمْ يَصُمْهُ شَيْءٌ.

7- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ صَبِيحٍ عَنْ عَنْبَسَةَ الْعَابِدِ قَالَ:

[ نگارنده گوید: ]

اما آن روایتی که وارد شده که از حضرتش دربارۀ روزه ماه شعبان پرسیدند و فرمود: آن ماه را نه رسول خدا (صلى الله عليه و آله) و نه یکی از پدرانم روزه داشته اند.

این پاسخ را بدان جهت فرموده است که عده ای گفتند: روزه آن ماه همانند ماه رمضان واجب است و وجوب آن مانند وجوب ماه رمضان است و هر که یک روز از آن ماه را افطار کند، کفارهٔ ماه رمضان بر عهدۀ اوست.

و این که امام كاظم (علیه السلام) فرمود: «رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و نه یکی از پدرانم آن را روزه نگرفت». یعنی آنها به صورت فرض و واجب روزه نگرفتند تا گفتار کسی که می پندارد روزه آن ماه واجب است، تکذیب شود همانا آنها به صورت مستحبی روزه می گرفتند و در آن فضیلتی است و هر کس آن ماه را روزه نگرفت گناهی بر او نیست.

7- عنبسه گوید:

قُبِضَ النَّبِيُّ (صلى الله عليه و آله) عَلَى صَوْمِ شَعْبَانَ وَ رَمَضَانَ وَ ثَلَاثَةِ أَيَّامٍ فِي كُلِّ شَهْرٍ أَوَّلِ خَمِيسِ وَ أَوْسَطِ أَرْبِعَاءَ وَ آخِرِ خَمِيسٍ.

وَ كَانَ أَبُو جَعْفَرٍ وَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیهما السلام) يَصُومَانِ ذَلِكَ.

بخش سیزدهم

اشاره

بَابُ فَضْلِ صَوْمِ شَعْبَانَ وَ صِلَتِهِ بِرَمَضَانَ وَ صِيَامٍ ثَلَاثَةِ أَيَّامٍ فِي كُلِّ شَهْرٍ

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ سَلَمَةَ صَاحِبِ السَّابِرِيٌّ عَنْ أَبِي الصَّبَّاحِ الْكِنَانِيِّ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) يَقُولُ:

صَوْمُ شَعْبَانَ وَ شَهْرِ رَمَضَانَ مُتَتَابِعَيْنِ تَوْبَةٌ مِنَ اللَّهِ وَ اللَّهِ.

پیامبر (صلی الله علیه و آله) در حالی از دنیا رحلت فرمود که ماه شعبان، ماه رمضان و سه روز در هر ماه؛ نخستین پنجشنبه، چهارشنبه میانی و آخرین پنجشنبه هر ماه را روزه می گرفت و امام باقر و امام صادق (علیهما السلام) همواره این گونه روزه می گرفتند.

فضیلت روزۀ ماه شعبان و پیوند آن به ماه رمضان و روزۀ سه روز در هرماه

1- ابو صباح کنانی گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که می فرمود:

به خدا سوگند! روزۀ ماه شعبان و ماه رمضان به صورت پی در پی توبه ای از جانب خداست.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى بْنِ عُبَيْدٍ عَنْ يُونُسَ عَنْ عُمَرَ بْنِ أَبَانٍ عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) يَقُولُ:

صَوْمُ شَعْبَانَ وَ شَهْرِ رَمَضَانَ مُتَتَابِعَيْنِ تَوْبَةٌ مِنَ اللَّهِ.

3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الصَّلْتِ عَنْ زُرْعَةَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ سَمَاعَةَ وَ عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ عَنْ أَبِي عَبْدِ الله (علیه السلام) قَالَ:

كَانَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ (علیهما السلام) يَصِلُ مَا بَيْنَ شَعْبَانَ وَ رَمَضَانَ وَ يَقُولُ: صَوْمُ شَهْرَيْنِ مُتَتَابِعَيْن تَوْبَةٌ مِنَ اللَّهِ.

4- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عُلْوَانَ عَنْ عَمْرِو بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ:

كَانَ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله) يَصُومُ شَعْبَانَ وَ رَمَضَانَ يَصِلُهُمَا، وَ يَنْهَى النَّاسَ أَنْ يَصِلُوهُمَا.

وَ كَانَ يَقُولُ: هُمَا شَهْرَا اللَّهِ وَ هُمَا كَفَّارَةٌ لِمَا قَبْلَهُمَا وَ لِمَا بَعْدَهُمَا مِنَ الذُّنُوبِ.

2- مفضل بن عمر نیز نظیر این روایت را از امام صادق (علیه السلام) شنیده است.

3- سماعه و مفضّل گویند: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

امام سجاد (علیه السلام) همواره روزۀ ماه شعبان را به ماه رمضان پیوند می داد و می فرمود: روزۀ دو ماه پشت سر هم توبه ای از جانب خداوند است.

4- عمرو بن خالد گوید: امام باقر (علیه السلام) فرمود:

پیامبر خدا (صلی اله علیه و آله) همواره روزه ماه شعبان را به ماه رمضان پیوند می داد. و مردم (اهل تسنن) از این کار باز می دارند ؟! آن حضرت همواره می فرمود: این دو ماه، ماه خدا هستند، همان ها کفارۀ گناهان پیشین و پسین هستند.

5- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سُلَيْمَانَ عَنْ أَبِيهِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام): مَا تَقُولُ فِي الرَّجُل يَصُومُ شَعْبَانَ وَ شَهْرَ رَمَضَانَ؟

فَقَالَ: هُمَا الشَّهْرَانِ اللَّذَانِ قَالَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى: «شَهْرَيْنِ مُتَتَابِعَيْنِ تَوْبَةٌ مِنَ اللَّهِ».

قُلْتُ: فَلَا يَفْصِلُ بَيْنَهُمَا ؟

قَالَ: إِذَا أَفْطَرَ مِنَ اللَّيْلِ فَهُوَ فَصْلٌ وَ إِنَّمَا قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله): لَا وِصَالَ فِي صِيَامٍ، يَعْنِي لا يَصُومُ الرَّجُلُ يَوْمَيْنِ مُتَوَالِيَيْنِ مِنْ غَيْرِ إِفْطَارٍ، وَ قَدْ يُسْتَحَبُّ لِلْعَبْدِ أَنْ لا يَدَعَ السَّحُورَ.

6- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ (علیه السلام) أَنَّهُ سُئِلَ عَنِ الصَّوْمِ فِي الْحَضَرِ.

فَقَالَ: ثَلَاثَةُ أَيَّامٍ فِي كُلِّ شَهْرٍ الْخَمِيسُ مِنْ جُمْعَةٍ وَ الْأَرْبِعَاءُ مِنْ جُمْعَةٍ وَ الْخَمِيسُ مِنْ جُمْعَةٍ أُخْرَى.

5- محمد بن سلیمان گوید: به امام صادق (علیه السلام) گفتم: نظر شما دربارۀ مردی که ماه شعبان و ماه رمضان را روزه می دارد چیست؟

فرمود: آنها ماه هایی هستند که خدای تبارک و تعالی می فرماید: «دو ماه پی در پی توبه از جانب خداست».

گفتم: میان آنها فاصله داده نمی شود؟

فرمود: چون شب افطار نماید، همان فاصله است و همانا رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: «پیوست میان روزه نیست». یعنی انسان نمی تواند پی در پی بدون افطار روزه بگیرد و مستحب است که بنده سحری را ترک نکند.

6- حلبی گوید: از امام صادق (علیه السلام) دربارۀ روزه در وطن سؤال شد.

فرمود: سه روز در هر ماه: پنجشنبه از هفته، چهارشنبه از هفته و پنجشنبه از هفته آخر است.

وَ قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (علیه السلام): صِيَامُ شَهْرِ الصَّبْرِ وَ ثَلَاثَةِ أَيَّامٍ مِنْ كُلِّ شَهْرٍ يَذْهَبْنَ بِبَلَابِلِ الصُّدُورِ وَ صِيَامُ ثَلَاثَةِ أَيَّامٍ مِنْ كُلِّ شَهْرٍ صِيَامُ الدَّهْرِ. إِنَّ اللَّهَ (عزوجل) يَقُولُ: «مَنْ جَاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا».

7- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَن (علیه السلام) عَنِ الصِّيَامِ فِي الشَّهْرِ كَيْفَ هُوَ؟

قَالَ: ثَلَاثُ فِي الشَّهْرِ فِي كُلِّ عَشْرٍ يَوْمٌ، إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى يَقُولُ: «مَنْ جَاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا» ثَلَاثَةُ أَيَّامٍ فِي الشَّهْرِ صَوْمُ الدَّهْرِ.

8- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيَّ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ مُخَارِقٍ أَبِي جُنَادَةَ السَّلُولِي عَنْ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَنْ أَبِيهِ (علیه السلام) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله)

مَنْ صَامَ شَعْبَانَ كَانَ لَهُ طُهْراً مِنْ كُلِّ زَلَّةٍ وَ وَصْمَةٍ وَ بَادِرَةٍ.

قَالَ أَبُو حَمْزَةَ: قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ (علیه السلام): مَا الْوَصْمَةُ؟

حضرتش فرمود: امیرمؤمنان علی (علیه السلام) فرمود: روزه ماه صبر (یعنی ماه رمضان) و سه روز از هر ماه، وسوسه های دل را برطرف می سازد و روزه سه روز در هر ماه، روزه دهر است. زیرا خداوند (عزوجل) می فرماید: «کسی که کار نیکی به جا آرد، پس ده برابر آن برای او منظور خواهد شد».

7- محمد بن ابی نصر گوید: از امام رضا (علیه السلام) در مورد روزه در ماه پرسیدم که چگونه است؟ فرمود: سه روز در ماه در هر ده روزی یک روز، زیرا خدای تبارک و تعالی می فرماید: «کسی که کار نیکی به جا آورد پس ده برابر آن برای او منظور خواهد شد» روزۀ سه روز در ماه، روزۀ دهر است.

8- ابو حمزه گوید: امام باقر (علیه السلام) از پدر بزرگوارش (علیهما السلام) نقل می کند که حضرتش فرمود: رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود:

هر که ماه شعبان را روزه بگیرد کفاره و پاکیزگی او از هر گونه لغزشی، ننگ و شدّت خشم می گردد.

ابو حمزه گوید: به امام باقر (علیه السلام) گفتم: منظور از عار و ننگ چیست؟

قَالَ: الْيَمِينُ فِي الْمَعْصِيَةِ، وَ النَّذْرُ فِي الْمَعْصِيَةِ.

قُلْتُ: فَمَا الْبَادِرَةُ؟

قَالَ: الْيَمِينُ عِنْدَ الْغَضَبِ، وَ التَّوْبَةُ مِنْهَا النَّدَمُ.

9- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) عَنْ أَفْضَلِ مَا جَرَتْ بِهِ السُّنَّةُ فِي التَّطَوُّعِ مِنَ الصَّوْمِ.

فَقَالَ: ثَلَاثَةُ أَيَّامٍ فِي كُلِّ شَهْرٍ الْخَمِيسُ فِي أَوَّلِ الشَّهْرِ وَ الْأَرْبِعَاءُ فِي وَسَطِ الشَّهْرِ وَ الْخَمِيسُ فِي آخِرِ الشَّهْرِ.

قَالَ: قُلْتُ لَهُ: هَذَا جَمِيعُ مَا جَرَتْ بِهِ السُّنَّةُ فِي الصَّوْمِ؟

فَقَالَ: نَعَمْ.

10- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزِ قَالَ: قِيلَ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام): مَا جَاءَ فِي الصَّوْمِ فِي يَوْمِ الْأَرْبِعَاءِ؟

فرمود: سوگند در معصیت و نذر در معصیت است.

گفتم: شدت خشم چیست؟

فرمود: سوگند به هنگام خشم است و توبۀ آن پشیمانی از آن است.

9- زراره گوید: از امام صادق (علیه السلام) سؤال کردم: بهترین سنت در روزه مستحبی به چه جریان یافته است؟

فرمود: سه روز در هر ماه: پنجشنبه اوّل ماه، چهارشنبه وسط ماه و پنجشنبه آخر ماه.

گوید: از امام (علیه السلام) سؤال کردم: آیا همۀ سنت هاست که در روزه جاری شده است؟

فرمود: آری.

10 - حریز گوید: به امام صادق (علیه السلام) گفته شد: در مورد روزه روز چهارشنبه چه وارد شده است؟

فَقَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (علیه السلام): إِنَّ اللَّهَ (عزوجل) خَلَقَ النَّارَ يَوْمَ الْأَرْبِعَاءِ فَأَوْجَبَ صَوْمَهُ لِيَتَعَوَّذَ بِهِ مِنَ النَّارِ.

11- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنِ الْأَحْوَلِ عَنِ ابْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام):

أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله) سُئِلَ عَنْ صَوْمٍ خَمِيسَيْنِ بَيْنَهُمَا أَرْبِعَاءُ.

فَقَالَ: أَمَّا الْخَمِيسُ فَيَوْمٌ تُعْرَضُ فِيهِ الْأَعْمَالُ، وَ أَمَّا الْأَرْبِعَاءُ فَيَوْمٌ خُلِقَتْ فِيهِ النَّارُ، وَ أَمَّا الصَّوْمُ فَجُنَّةٌ مِنَ النَّارِ.

12- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى بْنِ عُبَيْدٍ عَنْ يُونُسَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ: قَالَ:

إِنَّمَا يُصَامُ يَوْمُ الْأَرْبِعَاءِ لِأَنَّهُ لَمْ تُعَذِّبْ أُمَّةٌ فِيمَا مَضَى إِلَّا فِي يَوْمِ الْأَرْبِعَاءِ وَسَطِ الشَّهْرِ، فَيُسْتَحَبُّ أَنْ يُصَامَ ذَلِكَ الْيَوْمُ.

فرمود: امیرمؤمنان علی (علیه السلام) فرمود: خداوند (عزوجل) آتش را روز چهارشنبه آفرید. پس روزه آن روز را لازم کرد تا از آتش به او پناه برده شود.

11- ابن سنان گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در مورد روزه روز پنجشنبه که میان آنها چهارشنبه ای باشد، سؤال شد.

فرمود: پنجشنبه روزی است که در آن اعمال عرض می شود و چهارشنبه روزی است که آتش آفریده شده است و روزه هم سپر از آتش است.

12- اسحاق بن عمار گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

این که روز چهارشنبه روزه گرفته می شود بدان جهت است که امت های پیشین فقط در روز چهارشنبه وسط ماه به عذاب گرفتار شدند. پس مستحب است که در آن روز روزه گرفته شود.

13- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِمْرَانَ عَنْ زِيَادٍ الْقَنْدِيِّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ: قَالَ لِي أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام):

إِذَا كَانَ فِي أَوَّلِ الشَّهْرِ خَمِيسَانِ فَصُمْ أَوَّلَهُمَا، فَإِنَّهُ أَفْضَلُ، وَ إِذَا كَانَ فِي آخِرِ الشَّهْرِ خَمِيسَانِ فَصُمْ آخِرَهُمَا فَإِنَّهُ أَفْضَلُ.

بخش چهاردهم

اشاره

بَابُ أَنَّهُ يُسْتَحَبُّ السَّحُورُ

عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ شُعَيْبٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:

سَأَلْتُهُ عَنِ السَّحُورِ لِمَنْ أَرَادَ الصَّوْمَ أَ وَاجِبٌ هُوَ عَلَيْهِ؟

فَقَالَ: لا بَأْسَ بِأَنْ لا يَتَسَحْرَ إِنْ شَاءَ، وَ أَمَّا فِي شَهْرِ رَمَضَانَ فَإِنَّهُ أَفْضَلُ أَنْ يَتَسَحْرَ. نُحِبُّ أَنْ لَا يُتْرَكَ فِي شَهْرٍ رَمَضَانَ.

13- عبدالله بن سنان گوید: امام صادق (علیه السلام) به من فرمود:

هر گاه در دههٔ اوّل ماه دو پنجشنبه واقع شد، پس نخستین پنجشنبه را روزه بگیر، زیرا آن بهتر است و چون در دهۀ آخر ماه دو پنجشنبه قرار گرفت، پس آخر آنها را روزه بگیر، زیرا آن بهتر است.

استحباب سحری خوردن

1- ابوبصیر گوید: از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم: آیا سحری برای کسی که می خواهد روزه بگیرد واجب است؟

فرمود: اشکالی ندارد که بدون سحری روزه بگیرد، ولی در ماه رمضان بهتر آن است که سحری بخورد. من دوست دارم که سحری خوردن در ماه رمضان ترک نشود.

2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ أَخِيهِ الْحَسَن عَنْ زُرْعَةَ عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ:

سَأَلْتُهُ عَنِ السَّحُورِ لِمَنْ أَرَادَ الصَّوْمَ.

فَقَالَ: أَمَّا فِي شَهْرِ رَمَضَانَ، فَإِنَّ الْفَضْلَ فِي السَّحُورِ وَ لَوْ بِشَرْبَةٍ مِنْ مَاءٍ، وَ أَمَّا فِي التَّطَوُّع فَمَنْ أَحَبَّ أَنْ يَتَسَحْرَ فَلْيَفْعَلْ وَ مَنْ لَمْ يَفْعَلْ فَلَا بَأْسَ.

3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِيِّ عَنْ جَعْفَرٍ عَنْ آبَائِهِ (علیهم السلام) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله):

السَّحُورُ بَرَكَةٌ.

قَالَ: وَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله): لا تَدَعُ أُمَّتِيَ السَّحُورَ وَ لَوْ عَلَى حَشَفَةٍ.

2- سماعه گوید: از امام صادق (علیه السلام) دربارۀ سحری برای کسی که بخواهد روزه بگیرد، سؤال کردم.

فرمود: در ماه رمضان بهتر است که سحری خورده شود، گرچه به خوردن جرعه آبی باشد. ولی در روزۀ مستحبى (غير واجب) هر کسی دوست دارد سحری بخورد و هر که سحری نخورد، اشکالی ندارد.

3- سکونی گوید: امام صادق (علیه السلام) از پدرانش (علیهم السلام) نقل می کند که حضرتش فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود:

سحری برکت است.

حضرتش فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: امت من نباید سحری را ترک کنند، گرچه با خرمای خشکیده و پلاسیده ای باشد.

بخش پانزدهم

اشاره

بَابُ مَا يَقُولُ الصَّائِمُ إِذَا أَفْطَرَ

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِيِّ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (علیه السلام) عَنْ آبائه (علیهم السلام):

أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله) كَانَ إِذَا أَفْطَرَ قَالَ:

«اللَّهُمَّ لَكَ صُمْنَا وَ عَلَى رِزْقِكَ أَفْطَرْنَا فَتَقَبَّلْهُ مِنَّا» ذَهَبَ الظَّمَأُ وَ ابْتَلَتِ الْعُرُوقُ وَ بَقِيَ الْأَجْرُ.

2- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ سَعْدَانَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:

تَقُولُ فِي كُلِّ لَيْلَةٍ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ عِنْدَ الْإِفْطَارِ إِلَى آخِرِهِ:

«الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَعَانَنَا فَصُمْنَا وَ رَزَقَنَا فَأَفْطَرْنَا.

دعای روزه دار به هنگام افطار

1- سکونی گوید: امام باقر از پدرانش (علیهم السلام) این گونه نقل کرده است:

هنگامی که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) افطار می نمود می فرمود:

خدایا! برای تو روزه گرفتم و بر رزق تو افطار نمودیم پس آن را از ما بپذیر. تشنگی رفت و رگ ها خیس شد و پاداش ماند.

2- ابوبصیر گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

در هر شب ماه رمضان از موقع افطار تا آخر آن می گویی: سپاس خدایی را است که ما را یاری نمود، پس روزه گرفتیم و روزی داد پس افطار نمودیم.

اللَّهُمَّ تَقَبَّلْ مِنَّا وَ أَعِنَّا عَلَيْهِ وَ سَلّمْنَا فِيهِ وَ تَسَلَّمْهُ مِنَّا فِي يُسْرِ مِنْكَ وَ عَافِيَةٍ. الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي قَضَى عَنَّا يَوْماً مِنْ شَهْرٍ رَمَضَانَ».

بخش شانزدهم

اشاره

بَابُ صَوْمِ الْوِصَالِ وَ صَوْمِ الدَّهْرِ

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنْ حَسَّانَ بْنِ مُخْتَارٍ قَالَ:

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) مَا الْوِصَالُ فِي الصِّيَامِ؟

قَالَ: فَقَالَ: إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله) قَالَ: لا وِصَالَ فِي صِيَامٍ، وَ لَا صَمْتَ يَوْمٍ إِلَى اللَّيْلِ، وَ لا عِتْقَ قَبْلَ مِلْكِ.

2- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:

خدایا! از ما بپذیر، ما را به آن یاری کن و ما را در آن سلامت بدار و آن را نیز از جانب ما سالم بدار، در آسانی و سلامتی سپاس خدا را که ما را به یک روز از ماه رمضان را موفق داشت.

روزه وصال و روزه دهر

1- حسّان بن مختار گوید: به امام صادق (علیه السلام) گفتم: وصال در روزه چیست؟

فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: وصال در روزه صحیح نیست و روزه سکوت از آغاز روز تا شب صحیح نیست و آزاد کردن بنده پیش از تملک صحیح نیست.

2- حلبی گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

الْوِصَالُ فِي الصِّيَامِ أَنْ يَجْعَلَ عَشَاءَهُ سَحُورَهُ.

3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَفْصِ بْنِ الْبَخْتَرِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:

الْمُوَاصِلُ فِي الصِّيَامِ يَصُومُ يَوْماً وَ لَيْلَةً وَ يُفْطِرُ فِي السَّحَرِ.

4- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ أَبَانِ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) عَنْ صَوْمِ الدَّهْرِ.

فَقَالَ: لَمْ نَزَلْ نَكْرَهُهُ.

5- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ صَوْمِ الدَّهْرِ.

فَكَرِهَهُ وَ قَالَ: لا بَأْسَ أَنْ يَصُومَ يَوْماً وَ يُفْطِرَ يَوْماً.

وصال در روزه آن است که روزه دار شام را سحری خود قرار دهد.

حفص بن بختری گوید: امام صادق فرمود:

وصال در روزه آن است که روزه دار یک روز و شب را روزه می دارد و هنگام سحر افطار می نماید.

4- زراره گوید: از امام صادق (علیه السلام) دربارۀ روزه دهر پرسیدم.

فرمود: من همواره آن را ناپسند می دانم.

5- سماعه گوید: از امام (علیه السلام) در مورد روزه دهر پرسیدم.

حضرتش آن را ناپسند دانست و فرمود: اشکالی ندارد که انسان یک روز را روزه بدارد و روز دیگر افطار نماید.

بخش هفدهم

اشاره

بَابُ مَنْ أَكَلَ أَوْ شَرِبَ وَ هُوَ شَاتٌ فِي الْفَجْرِ أَوْ بَعْدَ طُلُوعِهِ

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) أَنَّهُ سُئِلَ عَنْ رَجُلٍ تَسَحْرَ ثُمَّ خَرَجَ مِنْ بَيْتِهِ وَ قَدْ طَلَعَ الْفَجْرُ وَ تَبَيَّنَ. قَالَ: يُتِمُّ صَوْمَهُ ذَلِكَ ثُمَّ لْيَقْضِهِ، فَإِنْ تَسَخَّرَ فِي غَيْرِ شَهْرِ رَمَضَانَ بَعْدَ الْفَجْرِ أَفْطَرَ.

ثُمَّ قَالَ: إِنَّ أَبِي (علیه السلام) كَانَ لَيْلَةً يُصَلِّي وَ أَنَا أَكُلُ فَانْصَرَفَ.

فَقَالَ: أَمَّا جَعْفَرٌ فَقَدْ أَكَلَ وَ شَرِبَ بَعْدَ الْفَجْرِ، فَأَمَرَنِي فَأَفْطَرْتُ ذَلِكَ الْيَوْمَ فِي غَيْرِ شَهْرٍ رَمَضَانَ.

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ بْنِ مِهْرَانَ قَالَ:

حکم کسی که با شک در طلوع فجر و یا بعد از طلوع آن بخورد یا بنوشد

1- حلبی گوید: از امام صادق (علیه السلام) در مورد فردی که سحری خورد و از منزل خود بیرون شد در حالی که فجر طلوع کرده و روشن شده بود سؤال شد.

فرمود: او بایستی روزه خود را به پایان رسانیده سپس قضای آن را به جا آورد و اگر در غیر ماه رمضان بعد از فجر سحری خورد باید افطار نماید.

سپس حضرتش فرمود: شبی پدر بزرگوارم نماز می خواند، من مشغول خوردن غذا بودم. پس از پایان نماز فرمود: جعفر بعد از فجر غذا خورد و نوشید.

آن گاه به من دستور داد که آن روز را افطار نمودم، در حالی که غیر ماه رمضان بود.

2- سماعة بن مهران گوید:

سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ أَكَلَ وَ شَرِبَ بَعْدَ مَا طَلَعَ الْفَجْرُ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ.

فَقَالَ: إِنْ كَانَ قَامَ فَنَظَرَ فَلَمْ يَرَ الْفَجْرَ فَأَكَلَ ثُمَّ عَادَ فَرَأَى الْفَجْرَ فَلْيُتِمَّ صَوْمَهُ وَ لَا إِعَادَةَ عَلَيْهِ، وَ إِنْ كَانَ قَامَ فَأَكَلَ وَ شَرِبَ ثُمَّ نَظَرَ إِلَى الْفَجْرِ فَرَأَى أَنَّهُ قَدْ طَلَعَ الْفَجْرُ فَلْيُتِمَّ صَوْمَهُ وَ يَقْضِي يَوْماً آخَرَ، لِأَنَّهُ بَدَأَ بِالْأَكْلِ قَبْلَ النَّظَرِ فَعَلَيْهِ الْإِعَادَةُ.

3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام): آمُرُ الْجَارِيَةَ أَنْ تَنْظُرَ طَلَعَ الْفَجْرُ أَمْ لا؟ فَتَقُولُ: لَمْ يَطْلُعْ فَآكُلُ، ثُمَّ أَنْظُرُهُ فَأَجِدُهُ قَدْ طَلَعَ حِينَ نَظَرَتْ.

قَالَ: تُتِمُ يَوْمَكَ ثُمَّ تَقْضِيهِ، أَمَا إِنَّكَ لَوْ كُنْتَ أَنْتَ الَّذِي نَظَرْتَ مَا كَانَ عَلَيْكَ قَضَاؤُهُ؟

4- مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ عِيصِ بْنِ الْقَاسِمِ قَالَ:

از امام (علیه السلام) پرسیدم: فردی در ماه رمضان پس از طلوع فجر خورد و آشامید؟

فرمود: اگر برخیزد و نگاه کند و فجر را نبیند و بخورد پس از آن بار دیگر نگاه کند و فجر را ببیند بایستی روزه اش را کامل نماید و اعادۀ آن بر او لازم نیست، ولی اگر (از خواب) برخیزد و بخورد و بیاشامد و بعد از آن به فجر بنگرد و ببیند که طلوع کرده است بایستی روزه اش را به پایان برساند و روزی دیگر قضای آن به جا آورد؛ زیرا او پیش از نگریستن خورده است. پس بر اوست که روزه را اعاده کند.

3- معاوية بن عمّار گوید: به امام صادق (علیه السلام) گفتم: به کنیز خود دستور می دهم که به فجر بنگرد آیا طلوع کرده است یا نه، می گوید: طلوع نکرده است. پس من مشغول خوردن غذا می شوم، سپس نگاه می کنم می بینم که هنگام نگریستن او فجر طلوع کرده بود (چه وظیفه ای دارم)؟

فرمود: آن روز را به پایان می رسانی، سپس قضای آن را به جا می آوری؛ ولی در صورتی که خودت نگاه کرده بودی، قضای آن روز بر عهدۀ تو نبود.

4- عیص بن قاسم گوید:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) عَنْ رَجُلٍ خَرَجَ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ وَ أَصْحَابُهُ يَتَسَخَّرُونَ فِي بَيْتٍ فَنَظَرَ إِلَى الْفَجْرِ وَ نَادَاهُمْ، فَكَفَّ بَعْضُهُمْ وَ ظَنَّ بَعْضُهُمْ أَنَّهُ يَسْخَرُ فَأَكَلَ.

فَقَالَ: يُتِمُّ صَوْمَهُ وَ يَقْضِي.

5- صَفْوَانُ بْنُ يَحْيَى عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ:

قُلْتُ لِأَبِي إِبْرَاهِيمَ (علیه السلام): يَكُونُ عَلَيَّ الْيَوْمُ وَ الْيَوْمَانِ مِنْ شَهْرٍ رَمَضَانَ فَأَتَسَخَّرُ مُصْبِحاً أُفْطِرُ ذَلِكَ الْيَوْمَ وَ أَقْضِي مَكَانَ ذَلِكَ الْيَوْمِ يَوْمَا آخَرَ أَوْ أُتِمُ عَلَى صَوْمِ ذَلِكَ الْيَوْمِ وَ أَقْضِي يَوْماً آخَرَ؟

فَقَالَ: لَا، بَلْ تُفْطِرُ ذَلِكَ الْيَوْمَ، لِأَنَّكَ أَكَلْتَ مُصْبِحاً وَ تَقْضِي يَوْماً آخَرَ.

6- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي إِبْرَاهِيمَ (علیه السلام) قَالَ:

سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ شَرِبَ بَعْدَ مَا طَلَعَ الْفَجْرُ وَ هُوَ لَا يَعْلَمُ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ.

قَالَ: يَصُومُ يَوْمَهُ ذَلِكَ وَ يَقْضِي يَوْماً آخَرَ، وَ إِنْ كَانَ قَضَاءً لِرَمَضَانَ فِي شَوَّالٍ أَوْ فِي غَيْرِهِ فَشَرِبَ بَعْدَ الْفَجْرِ فَلْيُفْطِرْ يَوْمَهُ ذَلِكَ وَ يَقْضِي.

از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم: شخصی در ماه رمضان از خانه بیرون می رود، دوستانش مشغول خوردن سحری هستند، چشمش به فجر افتاد فریاد زد که فجر طلوع کرده است. عده ای دست از غذا کشیدند و عده ای گمان کردند که شوخی می کند و مشغول شدند چه حکمی دارد؟

فرمود: کسی که غذا بخورد، باید روزه خود را به پایان برساند و قضای آن را به جا آورد.

5- اسحاق بن ابراهیم گوید: به امام کاظم (علیه السلام) گفتم: یک روز روزه ماه رمضان قضا دارم. از این رو سحری خوردم با آن که صبح شده بود، آن روز را افطار کنم و روز دیگری را به جا آورم؟ فرمود: نه. بلکه آن روز را افطار می کنی، چون تو به هنگام صبح غذا خورده ای و روز دیگری قضای آن را به جا آور.

6- علی بن ابی حمزه گوید: از امام کاظم (علیه السلام) پرسیدم: کسی که ندانسته بعد از طلوع فجر در ماه رمضان آشامید، چه حکمی دارد؟

فرمود: آن روز را روزه می دارد و روز دیگری قضای آن را به جا می آورد و اگر قضای ماه رمضان در ماه شوال یا ماه دیگر است و بعد از طلوع فجر بیاشامد، بایستی آن روز را افطار نماید و قضای آن را به جا آورد.

7- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ بْنِ مِهْرَانَ قَالَ:

سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلَيْنِ قَامَا فَنَظَرَا إِلَى الْفَجْرِ، فَقَالَ أَحَدُهُمَا: هُوَ ذَا وَ قَالَ الْآخَرُ: مَا أَرَى شَيْئاً.

قَالَ: فَلْيَأْكُلِ الَّذِي لَمْ يَسْتَبِنْ لَهُ الْفَجْرُ وَ قَدْ حَرَّمَ عَلَى الَّذِي زَعَمَ أَنَّهُ رَأَى الْفَجْرَ. إِنَّ اللَّهَ (عزوجل) يَقُولُ: «كُلُوا وَ اشْرَبُوا حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الْأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الْأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ».

بخش هجدهم

اشاره

بَابُ الْفَجْرِ مَا هُوَ؟ وَ مَتَى يَحِلُّ؟ وَ مَتَى يَحْرُمُ الْأَكْلُ؟

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:

7- سماعة بن مهران گوید: از امام (علیه السلام) پرسیدم: دو نفر به پا خواستند و به فجر نگاه کردند، یکی از آنها گفت: فجر شده و دیگری گفت: چیزی نمی بینم، چه حکمی دارد؟ فرمود: آن که فجر بر او روشن نشده است می خورد، و آن که گمان کرده بود که فجر را دیده است، حرام است چیزی بخورد، زیرا خداوند (عزوجل) می فرماید: «بخورید و بیاشامید تا خط سفید از خط سیاه از فجر بر شما روشن گردد».

فجر چیست؟ چگونه فجر باز می شود؟ و کی خوردن غذا حرام می گردد؟

1- زراره گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

أَذَّنَ ابْنُ أُمِّ مَكْتُومٍ لِصَلَاةِ الْغَدَاةِ وَ مَرَّ رَجُلٌ بِرَسُولِ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله) وَ هُوَ يَتَسَحَّرُ، فَدَعَاهُ أَنْ يَأْكُلَ مَعَهُ، فَقَالَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ! قَدْ أَذَّنَ الْمُؤَذِّنُ لِلْفَجْرِ ؟!

فَقَالَ: إِنَّ هَذَا ابْنُ أُمِّ مَكْتُومٍ وَ هُوَ يُؤَذِّنُ بِلَيْلِ، فَإِذَا أَذْنَ بِلَالٌ فَعِنْدَ ذَلِكَ فَأَمْسِكُ.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ عَطِيَّةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: الْفَجْرُ هُوَ الَّذِي إِذَا رَأَيْتَهُ مُعْتَرِضاً كَأَنَّهُ بَيَاضُ سُورَى.

ابن

3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ جَمِيعاً عَنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيِّ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) عَنِ الْخَيْطِ الْأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الْأَسْوَدِ.

فَقَالَ: بَيَاضُ النَّهَارِ مِنْ سَوَادِ اللَّيْلِ.

قَالَ: وَ كَانَ بِلَالٌ يُؤَذِّنُ لِلنَّبِيِّ (صلى الله عليه و آله) وَ ابْنُ أُمِّ مَكْتُومٍ وَ كَانَ أَعْمَى يُؤَذِّنُ بِلَيْلٍ، وَ يُؤَذِّنُ بِلَالٌ حِينَ يَطْلُعُ الْفَجْرُ.

فَقَالَ النَّبِيُّ (صلی الله علیه و آله): إِذَا سَمِعْتُمْ صَوْتَ بِلَالٍ فَدَعُوا الطَّعَامَ وَ الشَّرَابَ فَقَدْ أَصْبَحْتُمْ.

شبی ابن ام مکتوم برای نماز صبح اذان گفت و مردی از نزد رسول خدا (صلى الله عليه و اله) می گذشت حضرتش سحری می خورد، او را دعوت کرد که با حضرتش غذا بخورد.

آن شخص گفت: ای رسول خدا مؤذن اذان فجر را گفته است.

حضرتش فرمود: این مؤذن ابن أم مكتوم است که شب هنگام اذان می گوید. هر گاه بلال اذان گفت در آن موقع امساک کن.

2- علی بن عطیه گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

فجر هنگامی است که فجر صادق را ببینی که پهناور و به سان سفیدی منطقه (نهر) سورا است.

3- حلبی گوید: از امام صادق (علیه السلام) دربارۀ آشکاری خط سفید از خط سیاه پرسیدم.

فرمود: منظور آشکار شدن سفیدی روز از سیاهی شب است.

حضرتش فرمود: مؤذن پیامبر (صلی الله علیه و آله) بلال و أم مكتوم نابینا بود. ام مکتوم شب هنگام و بلال هنگام طلوع فجر اذان می گفتند. پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: هر گاه صدای اذان بلال را شنیدید، دست از غذا و نوشیدن بردارید که صبح شده است.

4- مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ وَ أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ جَمِيعاً عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَحَدِهِمَا (علیهما السلام) فِي قَوْلِ اللَّهِ تَعَالَى: «أُحِلَّ لَكُمْ لَيْلَةَ الصَّيَامِ الرَّفَثُ إِلَى نِسَائِكُمْ» ... الْآيَةَ.

فَقَالَ: نَزَلَتْ فِي خَوَّاتِ بْنِ جُبَيْرِ الْأَنْصَارِيِّ، وَ كَانَ مَعَ النَّبِيِّ (صلى الله عليه و آله) فِي الْخَنْدَقِ وَ هُوَ صَائِمٌ فَأَمْسَى وَ هُوَ عَلَى تِلْكَ الْحَالِ، وَ كَانُوا قَبْلَ أَنْ تَنْزِلَ هَذِهِ الْآيَةُ إِذَا نَامَ أَحَدُهُمْ حُرِّمَ عَلَيْهِ الطَّعَامُ وَ الشَّرَابُ، فَجَاءَ خَوَّاتٌ إِلَى أَهْلِهِ حِينَ أَمْسَى.

فَقَالَ: هَلْ عِنْدَكُمْ طَعَامٌ؟

فَقَالُوا: لا، لا تَنَمْ حَتَّى نُصْلِحَ لَكَ طَعَاماً.

فَاتَّكَأَ فَنَامَ، فَقَالُوا لَهُ: قَدْ فَعَلْتَ؟

قَالَ: نَعَمْ.

فَبَاتَ عَلَى تِلْكَ الْحَالِ فَأَصْبَحَ ثُمَّ غَدَا إِلَى الْخَنْدَقِ، فَجَعَلَ يُغْشَى عَلَيْهِ فَمَرَّ بِهِ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله) فَلَمَّا رَأَى الَّذِي بِهِ أَخْبَرَهُ كَيْفَ كَانَ أَمْرُهُ، فَأَنْزَلَ اللَّهُ (عزوجل) فِيهِ الْآيَةَ:

«وَ كُلُوا وَ اشْرَبُوا حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الْأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الْأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ».

4- ابوبصیر گوید: امام (باقر یا امام صادق (علیهما السلام)) دربارۀ تفسیر گفتار خدای تعالی که می فرماید: «آمیزش جنسی با همسرانتان در شب روزهایی که روزه می گیرید، حلال است» فرمود: این آیه در شأن خوّات بن جیبر انصاری نازل شد. او در آن هنگام روزه بود و با پیامبر (صلی الله علیه و آله) در خندق فعالیت داشت، او تا شامگاه بر آن حال سپری کرد، پیش از نزول این آیه اگر یکی از مسلمانان به هنگام شب می خوابید طعام بر او حرام می شد.

خوات شب هنگام نزد خانوادۀ خود رفت و گفت: آیا غذایی دارید؟

گفتند: نه، نخواب تا غذایی برای تو آماده نماییم.

او به بالشتی تکیه کرد و خواب او را ربود. به او گفتند: خوابیده بودی؟

گفت: آری، او شب را با آن حال سپری کرد و بامدادان به سمت خندق روان شد (از فرط ناتوانی) بیهوش شد. رسول خدا (صلی الله علیه و آله) از کنار او می گذشت و چون از حال او پرسید، ماجرا را به آن حضرت باز گفت. پس خداوند (عزوجل) این آیه را فرو فرستاد که: «بخورید و بیاشامید تا آن گاه که برای شما روشنی سپیده بمانند رشتۀ سپید در سراسر اُفق پدید آید و از رشته سیاه تاریکی جدا گردد».

5- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَيْدٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) فَقُلْتُ: مَتَى يَحْرُمُ الطَّعَامُ وَ الشَّرَابُ عَلَى الصَّائِمِ وَ تَحِلُّ الصَّلَاةُ صَلَاةُ الْفَجْرِ؟

فَقَالَ: إِذَا اعْتَرَضَ الْفَجْرُ وَ كَانَ كَالْقُبْطِيَّةِ الْبَيْضَاءِ فَثَمَّ يَحْرُمُ الطَّعَامُ وَ يَحِلُّ الصِّيَامُ وَ تَحِلُّ الصَّلَاةُ صَلَاةُ الْفَجْرِ.

قُلْتُ: فَلَسْنَا فِي وَقْتِ إِلَى أَنْ يَطْلُعَ شُعَاعُ الشَّمْسِ.

فَقَالَ: هَيْهَاتَ أَيْنَ تَذْهَبُ ؟ تِلْكَ صَلَاةُ الصِّبْيَانِ.

بخش نوزدهم

اشاره

بَابُ مَنْ ظَنَّ أَنَّهُ لَيْلٌ فَأَفْطَرَ قَبْلَ اللَّيْلِ

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ:

5- ابوبصیر گوید: از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم: کی به روزه دار خوردن و نوشیدن حرام می شود و نماز صبح جایز می گردد؟

فرمود: آن گاه که سفیدی صبح گسترش یابد و به صورت کتانی سفید در آید که آن موقع غذا بر روزه دار حرام میشود و نماز صبح جایز می گردد.

گفتم: تا طلوع خورشید فرصت نداریم؟

فرمود: هیهات! کجا می روی؟ آن هنگام، هنگام نماز کودکان است.

حکم کسی که پنداشت شب فرا رسیده است پس هنوز شب نشده افطار نمود

1- سماعه گوید:

229

سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْمٍ صَامُوا شَهْرَ رَمَضَانَ فَغَشِيَهُمْ سَحَابٌ أَسْوَدُ عِنْدَ غُرُوبٍ الشَّمْسِ فَظَنُّوا أَنَّهُ لَيْلٌ فَأَفْطَرُوا ثُمَّ إِنَّ السَّحَابَ انْجَلَى فَإِذَا الشَّمْسُ.

فَقَالَ: عَلَى الَّذِي أَفْطَرَ صِيَامُ ذَلِكَ الْيَوْمِ. إِنَّ اللَّهَ (عزوجل) وَ يَقُولُ: «أَتِمُّوا الصِّيَامَ إِلَى اللَّيْلِ» فَمَنْ أَكَلَ قَبْلَ أَنْ يَدْخُلَ اللَّيْلُ فَعَلَيْهِ قَضَاؤُهُ، لأَنَّهُ أَكَلَ مُتَعَمِّداً.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى بْنِ عُبَيْدٍ عَنْ يُونُسَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ وَ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام).

فِي قَوْمِ صَامُوا شَهْرَ رَمَضَانَ فَغَشِيَهُمْ سَحَابٌ أَسْوَدُ عِنْدَ غُرُوبِ الشَّمْسِ، فَرَأَوْا أَنَّهُ اللَّيْلُ فَأَفْطَرَ بَعْضُهُمْ، ثُمَّ إِنَّ السَّحَابَ انْجَلَى فَإِذَا الشَّمْسُ.

قَالَ: عَلَى الَّذِي أَفْطَرَ صِيَامُ ذَلِكَ الْيَوْم، إِنَّ اللَّهَ (عزوجل) يَقُولُ: «أَتِمُّوا الصِّيَامَ إِلَى اللَّيْلِ» فَمَنْ أَكَلَ قَبْلَ أَنْ يَدْخُلَ اللَّيْلُ فَعَلَيْهِ قَضَاؤُهُ، لِأَنَّهُ أَكَلَ مُتَعَمِّداً.

از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم: عده ای در ماه رمضان روزه گرفته بودند، نزدیک غروب آفتاب ابر سیاهی آسمان را فرا گرفت. آنها چنین پنداشتند که شب فرا رسیده است. از این رو افطار نمودند. سپس ابرها برطرف شدند. ناگاه آفتاب پدیدار شد.

فرمود: کسی که افطار نموده است قضای روزه آن روز را باید بگیرد، زیرا خداوند (عزوجل) می فرماید: «روزه را تا شب به پایان برسانید» پس هر که پیش از فرا رسیدن شب بخورد باید قضای آن روز را بگیرد، زیرا که او از روی عمد خورده است.

2- نظیر این روایت را ابو بصیر و سماعه از امام صادق (علیه السلام) نقل کرده اند.

بخش بیستم

اشاره

بَابُ وَقْتِ الْإِفْطَارِ

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى بْنِ عُبَيْدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:

وَقْتُ سُقُوطِ الْقُرْصِ وَ وُجُوبِ الْإِفْطَارِ مِنَ الصِّيَامِ أَنْ يَقُومَ بِحِذَاءِ الْقِبْلَةِ وَ يَتَفَقَّدَ الْحُمْرَةَ الَّتِي تَرْتَفِعُ مِنَ الْمَشْرِقِ، فَإِذَا جَازَتْ قِمَّةَ الرَّأْسِ إِلَى نَاحِيَةِ الْمَغْرِبِ فَقَدْ وَجَبَ الْإِفْطَارُ وَ سَقَطَ الْقُرْصُ.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ الْقَاسِمِ ابْنِ عُرْوَةَ عَنْ بُرَيْدِ بْنِ مُعَاوِيَةَ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرِ (علیه السلام) يَقُولُ: إِذَا غَابَتِ الْحُمْرَةُ مِنْ هَذَا الْجَانِبِ يَعْنِي نَاحِيَةَ الْمَشْرِقِ فَقَدْ غَابَتِ الشَّمْسُ فِي شَرْقِ الْأَرْضِ وَ غَرْبِهَا.

هنگام افطار

1- راوی گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

روزه دار به هنگام سقوط قرص آفتاب و وجوب افطار روزه مقابل قبله می ایستد و در جست وجوی سرخی که از طرف مشرق بالا می آید می گردد. پس هر گاه این سرخی از بالای سر به جانب مغرب گذشت افطار واجب شده و قرص آفتاب افتاده و غروب پس کرده است.

2- برید بن معاویه گوید: از امام باقر (علیه السلام) شنیدم که می فرمود:

هنگامی که سرخی از این جانب - یعنی از ناحیه مشرق - غروب نمود، در واقع آفتاب از شرق و غرب زمین غروب کرده است.

3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيَّ عَنْ أَبِي عَبْدِ الله (علیه السلام) قَالَ: سُئِلَ عَنِ الْإِفْطَارِ قَبْلَ الصَّلَاةِ أَوْ بَعْدَهَا؟

قَالَ: إِنْ كَانَ مَعَهُ قَوْمٌ يَخْشَى أَنْ يَحْبِسَهُمْ عَنْ عَشَائِهِمْ فَلْيُفْطِرْ مَعَهُمْ، وَ إِنْ كَانَ غَيْرُ ذَلِكَ فَلْيُصَلِّ وَ لْيُفْطِرْ.

بخش بیست و یکم

اشاره

بَابُ مَنْ أَكَلَ أَوْ شَرِبَ نَاسِياً فِي شَهْرٍ رَمَضَانَ

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ جَمِيعاً عَنِ أبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام): أَنَّهُ سُئِلَ عَنْ رَجُلٍ نَسِيَ فَأَكَلَ وَ شَرِبَ ثُمَّ ذَكَرَ.

قَالَ: لا يُفْطِرْ، إِنَّمَا هُوَ شَيْءٌ رَزَقَهُ اللَّهُ (عزوجل) وَ فَلْيُتِمَّ صَوْمَهُ.

3- حلبی گوید: از امام صادق (علیه السلام) سؤال شد که افطار پیش از نماز مغرب است و یا بعد از آن؟

فرمود: اگر عده ای منتظر روزه دار باشند و بترسد که آنها از غذای شامشان بمانند پس بایستی با آنها افطار نماید و در غیر این صورت، اوّل نماز بخواند افطار نماید.

حکم کسی که در ماه رمضان از روی فراموشی غذا بخورد و بیاشامد

1- حلبی گوید: از امام صادق (علیه السلام) پرسیدند: فردی که در ماه رمضان از روی فراموشی غذا خورده و آب آشامیده بعد متوجه شده است چه حکمی دارد؟ فرمود: روزه اش را نخورد، آن چیزی بود که خداوند به او روزی نموده است پس روزه اش را به پایان برساند.

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ صَامَ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ فَأَكَلَ وَ شَرِبَ نَاسِياً.

قَالَ: يُتِمُّ صَوْمَهُ وَ لَيْسَ عَلَيْهِ قَضَاؤُهُ.

3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ دَاوُدَ بْن سِرْحَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام):

فِي الرَّجُلِ يَنْسَى فَيَأْكُلُ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ.

قَالَ: يُتِمُّ صَوْمَهُ، فَإِنَّمَا هُوَ شَيْءٌ أَطْعَمَهُ اللَّهُ إِيَّاهُ.

بخش بیست و دوم

اشاره

بَابُ مَنْ أَفْطَرَ مُتَعَمِّداً مِنْ غَيْرِ عُذْرٍ أَوْ جَامَعَ مُتَعَمِّداً فِي شَهْرٍ رَمَضَانَ

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام):

2- سماعه گوید: مضمون همین پرسش را از حضرتش پرسیدم.

فرمود: روزه را به پایان می رساند و قضای روزه ای برعهدۀ او نیست.

3- داوود بن سرحان گوید: در پاسخ همین پرسش امام صادق (علیه السلام) فرمود: روزه را به پایان برساند که آن، روزی بوده که خداوند به او ارزانی داشته است.

حکم کسی که در ماه رمضان از روی عمد بدون عذر افطار یا جماع نماید

1- عبدالله بن سنان گوید:

فِي رَجُلٍ أَفْطَرَ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ مُتَعَمِّداً يَوْماً وَاحِداً مِنْ غَيْرِ عُذْرٍ.

قَالَ: يُعْتِقُ نَسَمَةً أَوْ يَصُومُ شَهْرَيْنِ مُتَتَابِعَيْنِ أَوْ يُطْعِمُ سِتِّينَ مِسْكِينَا فَإِنْ لَمْ يَقْدِرُ تَصَدَّقَ بِمَا يُطِيقُ.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاج عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام): أَنَّهُ سُئِلَ عَنْ رَجُلٍ أَفْطَرَ يَوْماً مِنْ شَّهْرِ رَمَضَانَ مُتَعَمِّداً.

فَقَالَ: إِنَّ رَجُلاً أَتَى النَّبِيَّ (صلى الله عليه و آله) فَقَالَ: هَلَكْتُ يَا رَسُولَ اللَّهِ؟

فَقَالَ: مَا لَكَ؟

فَقَالَ: النَّارَ يَا رَسُولَ اللَّهِ؟

قَالَ: وَ مَا لَكَ؟

قَالَ: وَقَعْتُ عَلَى أَهْلِي.

قَالَ: تَصَدِّقُ وَ اسْتَغْفِرْ.

امام صادق (علیه السلام) دربارۀ مردی که یک روز از ماه رمضان از روی عمد و بدون عذر روزه اش را افطار نماید. فرمود:

بنده ای آزاد کند، یا دو ماه پشت سر هم روزه بدارد، یا شصت مسکین را اطعام نماید و اگر نتوانست آن قدر که می تواند صدقه بدهد.

2- جميل بن دراج گوید: از امام صادق (علیه السلام) دربارۀ مردی که یک روز از ماه رمضان را از روی عمد افطار نموده سؤال شد.

فرمود: در دوران پیامبر (صلی الله علیه و آله) شخصی نزد حضرتش آمد و گفت: هلاک شدم ای رسول خدا!

فرمود: به تو چه شده است؟

گفت: آتش است ای رسول خدا!

فرمود: به تو چه شده است؟

گفت: با همسرم نزدیکی کردم.

فرمود: صدقه بده و استغفار کن.

فَقَالَ الرَّجُلُ: فَوَ الَّذِي عَظَّمَ حَقَّكَ! مَا تَرَكْتُ فِي الْبَيْتِ شَيْئاً لا قَلِيلاً وَ لَا كَثِيراً.

قَالَ: فَدَخَلَ رَجُلٌ مِنَ النَّاسِ بِمِكْتَلٍ مِنْ تَمْرٍ فِيهِ عِشْرُونَ صَاعاً يَكُونُ عَشَرَةَ أَصْوُعِ بِصَاعِنَا. فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله): خُذْ هَذَا التَّمْرَ فَتَصَدَّقْ بِهِ.

فَقَالَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ! عَلَى مَنْ أَتَصَدَّقُ بِهِ؟ وَ قَدْ أَخْبَرْتُكَ أَنَّهُ لَيْسَ فِي بَيْتِي قَلِيلٌ وَ لا كَثِيرٌ.

قَالَ: فَخُذْهُ وَ أَطْعِمْهُ عِيَالَكَ وَ اسْتَغْفِرِ اللَّهَ.

قَالَ: فَلَمَّا خَرَجْنَا قَالَ أَصْحَابُنَا: إِنَّهُ بَدَأَ بِالْعِتْقِ فَقَالَ: أَعْتِقْ أَوْ صُمْ أَوْ تَصَدَّقْ.

3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ الله (علیه السلام):

فِي رَجُلٍ وَقَعَ عَلَى أَهْلِهِ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ فَلَمْ يَجِدْ مَا يَتَصَدَّقُ بِهِ عَلَى سِتِّينَ مِسْكِيناً.

قَالَ: يَتَصَدَّقُ بِقَدْرِ مَا يُطِيقُ.

آن مرد گفت: به آن که حق تو را بزرگ داشت سوگند! در خانه چیزی - نه کم و نه زیاد - ندارم. حضرت فرمود: در این هنگام مردی با زنبیلی که بیست صاع خرما - که به صاع ما ده صاع می باشد - داشت وارد شد. رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به او فرمود: این خرما را بگیر و آن را صدقه بده.

گفت: ای رسول خدا! به که صدقه بدهم در حالی که به شما گفتم که در خانه ام - نه کم و نه زیاد - چیزی نیست؟

فرمود: آن را بگیر و به خانواده خود بخوران و از خدا طلب آمرزش نما.

جمیل گوید: چون بیرون شدیم، یاران ما گفتند که او با آزاد کردن بنده آغاز کرد.

پس فرمود: بنده آزاد کن، یا روزه بگیر یا صدقه بده.

3- عبدالله بن سنان گوید: امام صادق (علیه السلام) دربارۀ مردی که در ماه رمضان با همسر خود نزدیکی کند و چیزی ندارد که بر شصت مسکین صدقه دهد، فرمود: به اندازه توانش صدقه دهد.

4- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ الْحَجَّاجِ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) عَنِ الرَّجُلِ يَعْبَتُ بِأَهْلِهِ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ حَتَّى يُمْنِي.

قَالَ: عَلَيْهِ مِنَ الْكَفَّارَةِ مِثْلُ مَا عَلَى الَّذِي يُجَامِعُ.

5- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ بُرَيْدِ الْعِجْلِيُّ قَالَ:

سُئِلَ أَبُو جَعْفَرٍ (علیه السلام) عَنْ رَجُلٍ شَهِدَ عَلَيْهِ شُهُودٌ أَنَّهُ أَفْطَرَ مِنْ شَهْرٍ رَمَضَانَ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ. قَالَ: يُسْأَلُ هَلْ عَلَيْكَ فِي إِفْطَارِكَ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ إِثْمٌ، فَإِنْ قَالَ: لَا، فَإِنَّ عَلَى الْإِمَامِ أَنْ يَقْتُلَهُ، وَ إِنْ قَالَ: نَعَمْ، فَإِنَّ عَلَى الْإِمَامِ أَنْ يَنْهَكَهُ ضَرْباً.

6- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ وُجِدَ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ وَ قَدْ أَفْطَرَ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ وَ قَدْ رُفِعَ إِلَى الْإِمَامِ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ.

4- عبدالرحمان بن حجّاج گوید: از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم: مردی در ماه رمضان با همسر خود ملاعبه می کند به حدی که منی بیرون می آید، چه حکمی دارد؟

فرمود: کفاره همانند کفاره فردی است که با همسرش آمیزش می کند.

5- برید عجلی گوید: از امام باقر (علیه السلام) پرسیدند: گواهانی علیه مردی گواهی داده اند که سه روز در ماه رمضان روزه خود را خورده است.

فرمود: از او می پرسند آیا بر روزه خواری تو در ماه رمضان گناهی است؟ اگر بگوید: گناهی نیست، امام بایستی او را به قتل برساند و اگر بگوید: آری گناه دارد امام بایستی او را سخت مورد ضرب قرار دهد.

6- سماعه گوید: از امام (علیه السلام) پرسیدم: مردی در ماه رمضان سه بار روزه خواری کرده است و سه مرتبه هم نزد امام برده شده است (وظیفه چیست؟).

قَالَ: يُقْتَلُ فِي الثَّالِثَةِ.

7- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَفْصِ بْنِ سُوقَةً عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام):

فِي الرَّجُلِ يُلاعِبُ أَهْلَهُ أَوْ جَارِيَتَهُ وَ هُوَ فِي قَضَاءِ شَهْرِ رَمَضَانَ فَيَسْبِقُهُ الْمَاءُفَيُنْزِلُ.

قَالَ: عَلَيْهِ مِنَ الْكَفَّارَةِ مِثْلُ مَا عَلَى الَّذِي يُجَامِعُ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ.

8- حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:

سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ أَفْطَرَ يَوْمَا مِنْ شَهْرٍ رَمَضَانَ مُتَعَمِّداً.

قَالَ: يَتَصَدَّقُ بِعِشْرِينَ صَاعاً وَ يَقْضِي مَكَانَهُ.

9- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ بُنْدَارَ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ إِسْحَاقَ الْأَحْمَرِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ حَمَّادٍ عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام):

فرمود: در مرتبه سوم کشته می شود.

7- راوی گوید: مردی به قضای روزه ماه رمضان گرفته است. او با زن یا کنیزش ملاعبه می کند و منی خارج می شود ( چه حکمی دارد؟).

فرمود: او به سان کسی که در ماه رمضان با همسرش نزدیکی می کند، بایستی کفاره دهد.

8- عبدالرحمان بن ابی عبدالله گوید: از امام (علیه السلام) پرسیدم: کسی که در ماه رمضان یک روز از روی عمد روزه خواری کرده است (چه حکمی دارد؟). فرمود: بیست صاع صدقه می دهد و قضای آن روز را به جا می آورد.

9- مفضّل بن عمر گوید:

فِي رَجُلٍ أَتَى امْرَأَتَهُ وَ هُوَ صَائِمٌ وَ هِيَ صَائِمَةٌ.

فَقَالَ: إِنْ كَانَ اسْتَكْرَهَهَا فَعَلَيْهِ كَفَّارَتَانِ، وَ إِنْ كَانَتْ طَاوَعَتْهُ فَعَلَيْهِ كَفَّارَةٌ وَ عَلَيْهَا كَفَّارَةٌ، وَ إِنْ كَانَ أَكْرَهَهَا فَعَلَيْهِ ضَرْبُ خَمْسِينَ سَوْطاً نِصْفِ الْحَدِّ، وَ إِنْ كَانَتْ طَاوَعَتْهُ ضُرِبَ خَمْسَةٌ وَ عِشْرِينَ سَوْطاً وَ ضُرِبَتْ خَمْسَةٌ وَ عِشْرِينَ سَوْطاً.

بخش بیست و سوم

اشاره

بَابُ الصَّائِمِ يُقَبِّلُ أَوْ يُبَاشِرُ

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ جَمِيعاً عَن ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام):

أَنَّهُ سُئِلَ عَنْ رَجُلٍ يَمَسُّ مِنَ الْمَرْأَةِ شَيْئاً أَ يُفْسِدُ ذَلِكَ صَوْمَهُ أَوْ يَنْقُضُهُ؟ فَقَالَ: إِنَّ ذَلِكَ يُكْرَهُ لِلرَّجُلِ الشَّابُ مَخَافَةَ أَنْ يَسْبِقَهُ الْمَنِيُّ.

امام صادق (علیه السلام) در مورد مردی که با زن خود نزدیکی نموده با این که هر دو روزه بودند، فرمود:

اگر مرد همسرش را مجبور ساخته دو کفاره بر عهدۀ مرد است و اگر زن مایل بوده یک کفاره بر عهدۀ مرد و کفارۀ دیگر بر عهدهٔ زن است و اگر زن، مرد را مجبور نموده است بر مرد پنجاه تازیانه به اندازۀ نصف حدّ زده می شود و اگر زن مایل بوده است، بیست و پنج تازیانه به مرد و بیست و پنج تازیانه به زن زده می شود.

حکم روزه داری که همسرش را می بوسد یا به او دست می زند

1- حلبی گوید: از امام صادق (علیه السلام) سؤال شد: مردی که به همسرش دست میزند آیا روزه اش را باطل یا نقض می کند؟

فرمود: این کار بر جوان ناپسند است، چرا که بیم آن می رود که از او منی بیرون آید.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ قَالَ (علیه السلام):

لا تَنْقُضُ الْقُبْلَةُ الصَّوْمَ.

3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيَّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ دَاوُدَ بْنِ النِّعْمَانِ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ حَازِمٍ قَالَ:

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام): مَا تَقُولُ فِي الصَّائِمِ يُقَبِّلُ الْجَارِيَةَ وَ الْمَرْأَةَ؟

فَقَالَ: أَمَّا الشَّيْخُ الْكَبِيرُ مِثْلِي وَ مِثْلُكَ فَلَا بَأْسَ، وَ أَمَّا الشَّابُ الشَّبِقُ فَلَا، لِأَنَّهُ لا يُؤْمَنُ وَالْقُبْلَةُ إِحْدَى الشَّهْوَتَيْنِ.

قُلْتُ: فَمَا تَرَى فِي مِثْلِي تَكُونُ لَهُ الْجَارِيَةُ فَيُلَاعِبُهَا.

فَقَالَ لِي: إِنَّكَ لَشَبِقٌ يَا أَبَا حَازِمٍ! كَيْفَ طُعْمُكَ؟

قُلْتُ: إِنْ شَبِعْتُ أَضَرَّنِي، وَ إِنْ جُعْتُ أَضْعَفَنِي.

قَالَ: كَذَلِكَ أَنَا فَكَيْفَ أَنْتَ وَ النِّسَاءَ؟

2- زراره گوید: امام باقر (علیه السلام) فرمود:

بوسه، ناقض و باطل کننده روزه نیست.

3- منصور بن حازم گوید: به امام صادق (علیه السلام) گفتم: نظر شما در مورد روزه داری که کنیز و زن خود را می بوسد، چیست؟

فرمود: این کار برای پیرمردی که مانند من و توست اشکالی ندارد، ولی برای جوان با شهوت جایز نیست، چرا که به او اطمینان نیست و بوسه یکی از دو شهوت است. گفتم: نظر شما در مورد فردی همانند من اگر کنیزی داشته باشد و با او ملاعبه کند چیست؟ حضرتش به من فرمود: ای ابا حازم! تو هم شهوت زیاد داری؟ غذای تو چگونه است؟ گفتم: آن گاه که سیر می شوم، غذا بر من ضرر می رساند و اگر گرسنه بمانم ناتوان و ضعیف می گردم.

فرمود: من نیز چنین هستم، تو با زنان چگونه ای؟

قُلْتُ: وَ لا شَيْءَ.

قَالَ: وَ لَكِنِّي يَا أَبَا حَازِمٍ! مَا أَشَاءُ شَيْئًا أَنْ يَكُونَ ذَلِكَ مِنِّي إِلَّا فَعَلْتُ.

بخش بیست و چهارم

اشاره

بَابٌ فِيمَنْ أَجْنَبَ بِاللَّيْلِ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ وَ غَيْرِهِ فَتَرَكَ الْغُسْلَ إِلَى أَنْ يُصْبِحَ أَوِ اخْتَلَمَ بِاللَّيْلِ أَوِ النَّهَارِ

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام): أَنَّهُ قَالَ فِي رَجُلٍ احْتَلَمَ أَوَّلَ اللَّيْلِ أَوْ أَصَابَ مِنْ أَهْلِهِ ثُمَّ نَامَ مُتَعَمِّداً في شَهْرٍ رَمَضَانَ حَتَّى أَصْبَحَ.

قَالَ: يُتِمُّ صَوْمَهُ ذَلِكَ ثُمَّ يَقْضِيهِ إِذَا أَفْطَرَ مِنْ شَهْرٍ رَمَضَانَ وَ يَسْتَغْفِرُ رَبَّهُ.

گفتم: تمایلی به آنان ندارم.

حضرتش فرمود: ای ابا حازم! ولی من هر چیزی را که خواستم، انجام می دهم.

حکم کسی که در ماه رمضان یا غیر آن جنب شود و غسل نکند تا صبح فرا رسد یا حکم کسی که شب یا روز محتلم گردد

1- حلبی گوید: امام صادق (علیه السلام) دربارۀ مردی که در ماه رمضان در آغاز شب محتلم شود یا با همسرش همبستر گردد، سپس از روی عمد بخوابد تا صبح فرا رسد، فرمود: آن روز را با روزه به پایان می رساند. سپس هر گاه ماه رمضان تمام شد، قضای آن را به جا می آورد و از پروردگار خود طلب آمرزش می کند.

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا (علیها السلام) قَالَ:

سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ يُصِيبُ الْجَارِيَةَ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ ثُمَّ يَنَامُ قَبْلَ أَنْ يَغْتَسِلَ.

قَالَ: يُتِمُّ صَوْمَهُ وَ يَقْضِي ذَلِكَ الْيَوْمَ إِلَّا أَنْ يَسْتَيْقِظَ قَبْلَ أَنْ يَطْلُعَ الْفَجْرُ، فَإِنِ انْتَظَرَ مَاءً يُسَخَّنُ أَوْ يَسْتَقِي فَطَلَعَ الْفَجْرُ فَلَا يَقْضِي يَوْمَهُ.

3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) عَنِ الرَّجُلِ يُجْنِبُ ثُمَّ يَنَامُ حَتَّى يُصْبِحَ أَ يَصُومُ ذَلِكَ الْيَوْمَ تَطَوُّعاً؟

فَقَالَ: أَلَيْسَ هُوَ بِالْخِيَارِ مَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ نِصْفِ النَّهَارِ.

قَالَ: وَ سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ يَحْتَلِمُ بِالنَّهَارِ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ يُتِمُّ صَوْمَهُ كَمَا هُوَ؟

فَقَالَ: لا بَأْسَ.

4- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَجَّالِ عَنِ ابْنِ سِنَانٍ قَالَ:

2- محمد بن مسلم گوید: از (امام باقر، یا امام صادق (علیها السلام)) پرسیدم: مردی در ماه رمضان با کنیز خود همبستر می شود، آن گاه پیش از غسل می خوابد؟

فرمود: قضای آن را به جا می آورد، مگر پیش از طلوع فجر بیدار شود، در این صورت اگر در انتظار گرم شدن آب و یا در حال کشیدن آب از چاه باشد و فجر طلوع گردد و قضای آن روز لازم نیست.

3- ابن بکیر گوید: از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم: مردی جنب می شود، سپس می خوابد تا صبح می شود، آیا آن روز را به عنوان مستحبی روزه بگیرد؟

فرمود: آیا او از وقت اذان تا هنگام ظهر در روزه مستحبی اختیار ندارد؟

گوید: از حضرتش پرسیدم: مردی در ماه رمضان در روز محتلم می شود و همچنان روزه خود را ادامه می دهد؟

فرمود: ایرادی ندارد.

4- ابن سنان گوید:

كَتَبَ أَبِي إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) وَ كَانَ يَقْضِي شَهْرَ رَمَضَانَ وَ قَالَ: إِنِّي أَصْبَحْتُ بِالْغُسْلِ وَ أَصَابَتْنِي جَنَابَةٌ فَلَمْ أَغْتَسِلُ حَتَّى طَلَعَ الْفَجْرُ.

فَأَجَابَهُ (علیه السلام): لا تَصُمْ هَذَا الْيَوْمَ، وَ صُمْ غَداً.

5- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ رِئَابٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْن مَيْمُونٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) عَن الرَّجُل يُجْنِبُ بِاللَّيْلِ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ فَنَسِيَ أَنْ يَغْتَسِلَ حَتَّى يَمْضِيَ بِذَلِكَ جُمْعَةٌ أَوْ يَخْرُجَ شَهْرُ رَمَضَانَ.

قَالَ: عَلَيْهِ قَضَاءُ الصَّلَاةِ وَ الصَّوْمِ.

بخش بیست و پنجم

اشاره

بَابُ كَرَاهِيَةِ الِارْتِمَاسِ فِي الْمَاءِ لِلصَّائِمِ

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ الله (علیه السلام) قَالَ:

پدرم که مشغول قضای ماه رمضان بود طی نامه ای به امام صادق (علیه السلام) نوشت: من در حال غسل صبح نمودم و جنب بودم و غسل نکرده بودم که فجر طلوع کرد.

حضرتش در پاسخ نوشت: آن روز را روزه نگیر و فردا را روزه بگیر.

5- ابراهیم بن میمون گوید: از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم: مردی در ماه رمضان شب هنگام جنب می شود و فراموش می کند که غسل نماید و یک هفته بدین سان می گذرد یا ماه رمضان پایان می پذیرد (چه حکمی دارد؟).

فرمود: او بایستی نماز و روزه را قضا نماید.

کراهیت فرو رفتن روزه دار در آب

1- حلبی گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

الصَّائِمُ يَسْتَنْقِعُ فِي الْمَاءِ وَ لَا يَرْتَمِسُ رَأْسُهُ.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:

لا يَرْتَمِسُ الصَّائِمُ وَ لا الْمُحْرِمُ رَأْسُهُ فِي الْمَاءِ.

3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ عَلِيَّ بْنِ الْحَكَمِ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ: الصَّائِمُ يَسْتَنْقِعُ فِي الْمَاءِ وَ يَصُبُّ عَلَى رَأْسِهِ وَ يَتَبَرَّدُ بِالثَّوْبِ وَ يَنْضَحُ بِالْمِرْوَحَةِ، وَ يَنْضَحُ الْبُورِيَاءَ تَحْتَهُ، وَ لَا يَغْمِسُ رَأْسَهُ فِي الْمَاءِ.

4- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ مُوسَى بْنِ سَعْدَانَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْهَيْتَم عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) يَقُولُ:

لا تُلْزَقُ ثَوْبَكَ إِلَى جَسَدِكَ وَ هُوَ رَطْبٌ وَ أَنْتَ صَائِمٌ حَتَّى تَعْصِرَهُ.

5- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى وَ غَيْرُهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنِ السَّيَّارِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيَّ الْهَمَدَانِيَّ عَنْ حَنَانِ بْنِ سَدِيرٍ قَالَ:

روزه دار می تواند در آب فرو رود، ولی نمی تواند سرش را در آب فرو برد.

2- حریز گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

روزه دار و محرم نباید سر خود را در آب فرو برند.

3- محمّد بن مسلم گوید: امام باقر (علیه السلام) فرمود:

روزه دار می تواند در آب فرو می رود، بر سر خود آب می ریزد، با لباس (تر) خنک می شود، به وسیله بادبزن آب پاشی می شود، برای زیرانداز او حصیر آب پاشی می شود، ولی نباید سرش را در آب فرو برد.

4- عبدالله بن سنان گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که می فرمود: در حال روزه لباس خیس خود را بر بدنت نچسبان تا آن را فشار دهی.

5- حنان بن سدیر گوید:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) عَنِ الصَّائِمِ يَسْتَنْقِعُ فِي الْمَاءِ؟

قَالَ: لا بَأْسَ، وَلَكِنْ لا يَنْغَمِسُ فِيهِ وَ الْمَرْأَةُ لَا تَسْتَنْقِعُ فِي الْمَاءِ، لِأَنَّهَا تَحْمِلُ الْمَاءَ بِفَرْجِهَا.

6- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ مُثَنِّى الْحَنَّاطِ وَ الْحَسَنِ الصَّيْقَلِ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) عَنِ الصَّائِمِ يَرْتَمِسُ فِي الْمَاءِ. قَالَ: لا، وَ لا الْمُحْرِمُ.

قَالَ: وَ سَأَلْتُهُ عَنِ الصَّائِمِ يَلْبَسُ التَّوْبَ الْمَبْلُولَ؟

قَالَ: لا.

از امام صادق (علیه السلام) دربارۀ روزه داری که در آب فرو می رود پرسیدم؟

فرمود: اشکالی ندارد، ولی (سرش را) در آب فرو نبرد و زن روزه دار نباید در آب فرو رود، زیرا که آب را با فرج خود بر می دارد.

6- حسن صیقل گوید: از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم: روزه داری که در آب فرو می رود (چه حکمی دارد؟).

فرمود: نه، چنین نکند، محرم نیز چنین نکند.

گوید: از حضرتش پرسیدم روزه داری که لباس خیس را می پوشد (چه حکمی دارد؟ ).

فرمود: نه (چنین نکند).

بخش بیست و ششم

اشاره

بَابُ الْمَضْمَضَةِ وَ الِاسْتِنْشَاقِ لِلصَّائِمِ

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام): فِي الصَّائِم يَتَوَضَّأْ لِلصَّلَاةِ فَيَدْخُلُ الْمَاء حَلْقَهُ.

فَقَالَ: إِنْ كَانَ وُضُوؤُهُ لِصَلَاةِ فَرِيضَةٍ فَلَيْسَ عَلَيْهِ شَيْءٌ، وَ إِنْ كَانَ وُضُوؤُهُ لِصَلَاةِ نَافِلَةِ فَعَلَيْهِ الْقَضَاءُ.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مَرَّارٍ عَنْ يُونُسَ عَنْ أَبِي جَمِيلَةَ عَنْ زَيْدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام):

فِي الصَّائِمِ يَتَمَضْمَضُ ؟

قَالَ: لا يَبْلَغَ رِيقَهُ حَتَّى يَبْزُقَ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ.

3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرِ عَنْ حَمَّادٍ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام): فِي الصَّائِم يَتَمَضْمَضُ وَ يَسْتَنْشِقُ.

حکم مضمضه و استنشاق برای روزه دار

حماد گوید: امام صادق (علیه السلام) در مورد روزه داری که برای نماز وضو می گیرد آن گاه آب به گلوی او وارد می شود. فرمود:

اگر وضوی او برای نماز واجب باشد، چیزی بر او نیست و اگر برای وضوی نماز مستحبی باشد باید روزه اش را قضا نماید.

2- زید گوید: امام صادق (علیه السلام) دربارۀ روزه داری که مضمضه می کند فرمود: روزه دار بایستی آب دهان خود را فرو نبرد تا سه بار آن را بیرون اندازد.

3- راوی گوید: امام صادق (علیه السلام) دربارۀ روزه داری که مضمضه و استنشاق می کند فرمود:

قَالَ: نَعَمْ وَ لَكِنْ لا يُبَالِغُ.

4- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ الرَّيَّانِ بْنِ الصَّلْتِ عَنْ يُونُسَ قَالَ:

الصَّائِمُ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ يَسْتَاكُ مَتَى شَاءَ وَ إِنْ تَمَضْمَضَ فِي وَقْتِ فَرِيضَتِهِ فَدَخَلَ الْمَاءُ حَلْقَهُ فَلَيْسَ عَلَيْهِ شَيْءٌ وَ قَدْ تَمَّ صَوْمُهُ، وَ إِنْ تَمَضْمَضَ فِي غَيْرِ وَقْتِ فَرِيضَةٍ فَدَخَلَ الْمَاءُ حَلْقَهُ فَعَلَيْهِ الْإِعَادَةُ، وَ الْأَفْضَلُ لِلصَّائِمِ أَنْ لَا يَتَمَضْمَضَ.

بخش بیست و هفتم

اشاره

بَابُ الصَّائِمِ يَتَقَيَّأُ أَوْ يَذْرَعُهُ الْقَيْءُ أَوْ يَقْلِسُ

1- مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ وَ أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ جَمِيعاً عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنِ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:

آری (اشکالی ندارد) ولی زیاده روی نکند.

4- یونس گوید: امام (علیه السلام) فرمود:

روزه دار در ماه رمضان هر وقت که خواست می تواند مسواک زند و اگر در وقت نماز واجب مضمضه بکند و آب وارد گلوی او بشود، چیزی بر او نیست و روزه اش تمام است و اگر در غیر وقت واجب مضمضه کند و آب وارد گلویش شود باید روزه را دوباره بگیرد و بهتر است روزه دار مضمضه نکند.

حکم روزه داری که از روی عمد یا بی اختیار استفراغ کند و یا چیزی از معده او بیرون می اید

1- حلبی گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

إِذَا تَقَيَّةَ الصَّائِمُ فَعَلَيْهِ قَضَاءُ ذَلِكَ الْيَوْمِ، وَ إِنْ ذَرَعَهُ مِنْ غَيْرِ أَنْ يَتَقَيَّأَ فَلْيُتِمَّ صَوْمَهُ.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:

إذَا تَقَيَّةَ الصَّائِمُ فَقَدْ أَفْطَرَ وَ إِن ذَرَعَهُ مِنْ غَيْرِ أَنْ يَتَقَيَّأَ فَلْيُتِمَّ صَوْمَهُ.

3- مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام):

فِي الَّذِي يَذْرَعُهُ الْقَيْءُ وَ هُوَ صَائِمٌ.

قَالَ: يُتِمُّ صَوْمَهُ وَ لا يَقْضِي.

4- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةٌ عَنْ عَمَّارِ بْنِ مُوسَى عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ يَخْرُجُ مِنْ جَوْفِهِ الْقَلْسُ حَتَّى يَبْلُغَ الْحَلْقَ ثُمَّ يَرْجِعُ إِلَى جَوْفِهِ وَ هُوَ صَائِمٌ.

قَالَ: لَيْسَ بِشَيْءٍ.

هرگاه روزه دار استفراغ کند باید قضای آن روز را بگیرد و اگر بدون استفراغ چیزی از معدۀ او بیرون آید باید روزهاش را به پایان برساند.

2- نظیر همین روایت را حلبی از امام صادق (علیه السلام) نقل می کند:

3- معاویه گوید: امام صادق (علیه السلام) دربارۀ کسی بی اختیار استفراغ کند، فرمود:

روزه اش را به پایان می رساند و قضا نمی کند.

4- عمار بن موسی گوید: از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم: روزه داری که از معده اش چیزی بیرون می آید تا به گلو می رسد، سپس به داخل بر می گردد (چه حکمی دارد؟).

فرمود: ایرادی ندارد.

5- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ:

سُئِلَ أَبُو جَعْفَرٍ (علیه السلام) عَنِ الْقَلْسِ يُفَطِّرُ الصَّائِمَ؟

قَالَ: لا.

6- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ:

سَأَلْتُهُ عَنِ الْقَلْسِ وَ هِيَ الْحُشْأَةُ يَرْتَفِعُ يَرْتَفِعُ الطَّعَامُ مِنْ جَوْفِ الرَّجُلِ مِنْ غَيْرِ أَنْ يَكُونَ تَقَيَّأَ وَهُوَ قَائِمٌ فِي الصَّلَاةِ.

قَالَ: لا يَنْقُضُ ذَلِكَ وُضُوءَهُ، وَ لا يَقْطَعُ صَلَاتَهُ وَ لا يُفَطَّرُ صِيَامَهُ.

بخش بیست و هشتم

اشاره

بَابٌ فِي الصَّائِمِ يَحْتَجِمُ وَ يَدْخُلُ الْحَمَّامَ

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ جَمِيعاً عَنِ عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:

5- محمد بن مسلم گوید: از امام باقر (علیه السلام) سؤال شد: چیزی که از معده بالا آید روزه را باطل می کند؟

فرمود: نه.

6- سماعه گوید، از امام (علیه السلام) پرسیدم: فردی در حال نماز است، در این حال به هنگام آروغ زدن از معده بالا می آید بی آن که او قی کند چه حکمی دارد؟

فرمود: این عمل نه وضوی او را باطل می کند، نه نمازش را و نه روزه اش را.

حکم روزه داری که حجامت کرده و وارد حمام می شود

1- حلبی گوید:

سَأَلْتُهُ عَنِ الصَّائِمِ أَ يَحْتَجِمُ؟

فَقَالَ: إِنِّي أَتَخَوَّفُ عَلَيْهِ أَ مَا يَتَخَوَّفُ عَلَى نَفْسِهِ؟

قُلْتُ: مَا ذَا يَتَخَوَّفُ عَلَيْهِ؟

قَالَ: الْغَشَيَانَ أَوْ تَثُورَ بِهِ مِرَّةٌ.

قُلْتُ: أَ رَأَيْتَ إِنْ قَوِيَ عَلَى ذَلِكَ وَ لَمْ يَخْشَ شَيْئًا؟

قَالَ: نَعَمْ إِنْ شَاءَ.

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنِ الحُسَ بْنِ أَبِي الْعَلَاءِ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) عَنِ الْحِجَامَةِ لِلصَّائِمِ؟

قَالَ: نَعَمْ إِذَا لَمْ يَخَفْ ضَعْفاً.

3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (علیه السلام).

از امام صادق (علیه السلام) سؤال کردم: آیا روزه دار می تواند حجامت کند؟

فرمود: من بر او بیمناکم. آیا او بر خود بیمناک نیست؟

گفتم: برای چه بیمناک شود؟

فرمود: این که بی هوش شود و یا صفرا بر او غلبه کند.

گفتم: اگر توان مقاومت بر آن داشته باشد و بیمی نداشته باشد، چه؟

فرمود: آری (در این صورت) اگر خواست (می تواند حجامت کند و وارد حمام شود).

2- حسين بن ابی العلاء گوید: از امام صادق (علیه السلام) دربارۀ حجامت نمودن روزه دار پرسیدم ؟

فرمود: آری، هرگاه از ضعف و ناتوانی نترسد می تواند حجامت کند.

3- محمد بن مسلم گوید:

أَنَّهُ سُئِلَ عَنِ الرَّجُلِ يَدْخُلُ الْحَمَّامَ وَ هُوَ صَائِمٌ؟

فَقَالَ: لَا بَأْسَ مَا لَمْ يَخْشَ ضَعْفاً.

4- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) عَنِ الرَّجُلِ يَدْخُلُ الْحَمَّامَ وَ هُوَ صَائِمٌ.

قَالَ: لا بَأْسَ.

بخش بیست و نهم

اشاره

بَابٌ فِي الصَّائِمِ يَسْعُطُوَ يَصُبُّ فِي أُذُنِهِ الدُّهْنَ أَوْ يَحْتَقِنُ

1- أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ حَمَّادِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الصَّائِم يَشْتَكِي أُذُنَهُ يَصُبُّ فِيهَا الدَّوَاءَ؟

قَالَ: لَا بَأْسَ بِهِ.

از امام باقر (علیه السلام) سؤال شد که انسان می تواند در حال روزه وارد حمام شود؟

فرمود: ایرادی ندارد مادامی که از ضعف و ناتوانی بیم نداشته باشد.

4- ابوبصیر گوید: از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم انسان روزه دار می تواند وارد حمام شود؟

فرمود: آری.

حکم روزه داری که بر بینی و گوش او دارو ریخته می شود یا تنقیه می کند

1- حماد بن عثمان گوید: از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم: گوش روزه داری درد می کند و در آن دارو ریخته می شود (چه حکمی دارد؟).

فرمود: ایرادی ندارد.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) عَنِ الصَّائِمِ يَصُبُّ فِي أُذُنِهِ الدُّهْنَ؟

قَالَ: لَا بَأْسَ بِهِ.

3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ أَنَّهُ سَأَلَهُ عَنِ الرَّجُلِ يَحْتَقِنُ تَكُونُ بِهِ الْعِلَّةُ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ.

فَقَالَ: الصَّائِمُ لا يَجُوزُ لَهُ أَنْ يَحْتَقِنَ.

4- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيٍّ بْنِ رِبَاطٍ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ لَيْثِ الْمُرَادِيِّ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) عَنِ الصَّائِمِ يَحْتَجِمُ وَ يَصُبُّ فِي أُذُنِهِ الدُّهْنَ؟

قَالَ: لَا بَأْسَ إِلَّا السُّعُوطَ فَإِنَّهُ يُكْرَهُ.

5- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنِ الْعَمْرَ كِيَّ بْنِ عَلِيَّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَخِيهِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ (علیهما السلام) قَالَ:

2- حماد گوید: از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم: روزه داری که در گوش او روغن ریخته می شود (چه حکمی دارد؟).

فرمود: ایرادی ندارد.

3- احمد بن محمّد از حضرتش پرسید: مردی مبتلا به بیماری است و در ماه رمضان تنقیه کند (چه حکمی دارد؟).

فرمود: برای روزه دار تنقیه جایز نیست.

4- لیث مرادی گوید: از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم: روزه داری که حجامت می کند و در گوش او روغن ریخته می شود (چه حکمی دارد؟)

فرمود: ایرادی ندارد، مگر این دارو به بینی او ریخته شود که این عمل مکروه است.

5- علی بن جعفر گوید:

سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ وَ الْمَرْأَةِ هَلْ يَصْلُحُ لَهُمَا أَنْ يَسْتَدْخِلَا الدَّوَاءَ وَ هُمَا صَائِمَان؟

قَالَ: لَا بَأْسَ.

6- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ أَبِيهِ قَالَ: كَتَبْتُ إِلَى أَبِي الْحَسَنِ (علیه السلام) مَا تَقُولُ فِي التَّلَطَّفِ يَسْتَدْخِلُهُ الْإِنْسَانُ وَ هُوَ صَائِمٌ؟ فَكَتَبَ: لَا بَأْسَ بِالْجَامِدِ.

بخش سی ام

اشاره

بَابُ الْكُحْلِ وَالذُّرُورِ لِلصَّائِمِ

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ سُلَيْمَانَ الْفَرَّاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (علیه السلام) فِي الصَّائِمِ يَكْتَحِلُ.

قَالَ: لَا بَأْسَ بِهِ لَيْسَ بِطَعَامٍ وَ لَا شَرَابٍ.

از برادرم امام کاظم (علیه السلام) پرسیدم: آیا مرد و زن روزه دار می توانند دارو شیاف کنند؟

فرمود: ایرادی ندارد.

6- حسین گوید: طی نامه ای به امام ابی الحسن (علیه السلام) نوشتم. نظر شما در مورد روزه داری که دارو شیاف می کند چیست؟

حضرتش در پاسخ نوشت: اگر شیاف جامد باشد، اشکالی ندارد.

حکم روزه داری که سرمه می کشد و برای چشمش دارو می ریزد

محمد بن مسلم گوید: امام باقر (علیه السلام) درباره روزه داری که بر خود سرمه می کشد فرمود: ایرادی ندارد، چرا که سرمه خوردنی و آشامیدنی نیست.

عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ سُلَيْمَانَ الْفَرَّاءِ عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (علیه السلام) مِثْلَهُ.

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ سَعْدِ بْنِ سَعْدٍ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا (علیه السلام) قَالَ:

سَأَلْتُهُ عَمَّنْ يُصِيبُهُ الرَّمَدُ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ هَلْ يَدُرُّ عَيْنَهُ بِالنَّهَارِ وَ هُوَ صَائِمٌ؟ قَالَ: يَدُرُّهَا إِذَا أَفْطَرَ وَ لَا يَذُرُّهَا وَ هُوَ صَائِمٌ.

3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ بْنِ مِهْرَانَ قَالَ:

سَأَلْتُهُ عَنِ الْكُحْلِ لِلصَّائِمِ.

فَقَالَ: إِذَا كَانَ كُحْلاً لَيْسَ فِيهِ مِسْكَ، وَ لَيْسَ لَهُ طَعْمٌ فِي الْحَلْقِ فَلَا بَأْسَ بِهِ.

2- سعد بن سعد اشعری گوید: از امام رضا (علیه السلام) پرسیدم: کسی که چشم درد دارد آیا در ماه رمضان می تواند در حال روزه به چشم خود دارو بریزد.

فرمود: آن گاه که افطار کند، دارو استعمال کند و در حال روزه دارو استعمال نکند.

3- سماعة بن مهران گوید: از امام (علیه السلام) دربارۀ سرمه برای روزه دار پرسیدم؟

فرمود: هر گاه سرمه ای باشد که در آن مشک نباشد و مزه ای نداشته باشد که در گلو احساس شود، ایرادی ندارد.

بخش سی و یکم

اشاره

بَابُ السِّوَاكِ لِلصَّائِمِ

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي الْعَلَاءِ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) عَنِ السِّوَاكِ لِلصَّائِمِ.

فَقَالَ: نَعَمْ يَسْتَاكُ أَيَّ النَّهَارِ شَاءَ.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيَّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الصَّائِمِ يَسْتَاكُ بِالْمَاءِ.

قَالَ: لَا بَأْسَ بِهِ.

وَ قَالَ: لَا يَسْتَاكُ بِسِوَاكٍ رَطْبٍ.

حکم مسواک زدن برای روزه دار

1- حسين بن ابی العلاء گوید: از امام صادق (علیه السلام) دربارۀ مسواک زدن روزه دار پرسیدم.

فرمود: آری، هر موقع از روز خواست می تواند مسواک زند.

2- حلبی گوید: از امام صادق (علیه السلام) دربارۀ روزه داری که با آب مسواک می زند، پرسیدم ؟

فرمود: ایرادی ندارد.

حضرتش فرمود: با مسواک تر مسواک نزند.

3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) أَنَّهُ كَرِهَ لِلصَّائِم أَنْ يَسْتَاكَ بِسِوَاكٍ رَطْبٍ وَ قَالَ: لا يَضُرُّ أَنْ يَبُلُّ سِوَاكَهُ بِالْمَاءِ ثُمَّ يَنْفُضَهُ حَتَّى لا يَبْقَى فِيهِ شَيْءٌ.

4- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ عَمَّارِ بْنِ مُوسَى عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) فِي الصَّائِمِ يَنْزِعُ ضِرْسَهُ؟

قَالَ: لا، وَ لا يُدْمِي فَاهُ وَ لَا يَسْتَاكُ بِعُودٍ رَطْبٍ.

بخش سی و دوم

اشاره

بَابُ الطَّيبِ وَ الرَّيْحَانِ لِلصَّائِمِ

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ غِيَاثِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِيهِ السلام (علیهما السلام):

أَنَّ عَلِيّاً (علی السلام) لا كَرَةَ الْمِسْكَ أَنْ يَتَطَيَّبَ بِهِ الصَّائِمُ.

3- عبدالله بن سنان گوید: امام صادق (علیه السلام) و مکروه می داشت که روزه دار با مسواک تر مسواک کند و فرمود: ضرر ندارد که مسواک خود را با آب تر نماید، سپس آن را بفشاند تا چیزی در آن نماند.

4- عمار بن موسی گوید: از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم: آیا روزه دار می تواند دندان خود را بکشد؟

فرمود: نه، هم چنین نباید دهان خود را خون آلود کند و با مسواک تر مسواک ننماید.

حکم عطر زدن و بوییدن گل برای روزه دار

1- غياث بن ابراهیم گوید: امام صادق (علیه السلام) از پدر بزرگوارش (علیه السلام) نقل می کند که حضرتش فرمود: علی (علیه السلام) مکروه می داشت که روزه دار با مشک خود را معطر سازد.

2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ دَاوُدَ بْنِ إِسْحَاقَ الْحَذَّاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفَيْضِ قَالَ:

سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) يَنْهَى عَنِ النَّرْجِسِ.

فَقُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! لِمَ ذَلِكَ؟

فَقَالَ: لِأَنَّهُ رَيْحَانُ الْأَعَاجِمِ.

وَ أَخْبَرَنِي بَعْضُ أَصْحَابِنَا: أَنَّ الْأَعَاجِمَ كَانَتْ تَشَمُّهُ إِذَا صَامُوا وَ قَالُوا: إِنَّهُ يُمْسِكُ الْجُوعَ.

3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْفَضْلِ النَّوْفَلِيِّ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدٍ قَالَ:

كَانَ أَبُو عَبْدِ اللهِ (علیه السلام) إِذَا صَامَ تَطَيَّبَ بِالطَّيبِ وَ يَقُولُ: الطَّيِّبُ تُحْفَةُ الصَّائِم.

4- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ عَلِيَّ بْنِ الْحَكَمِ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ:

2- محمد بن فیض گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که از بوییدن گل نرجس نهی می کرد.

گفتم: فدایت گردم! چرا نهی می نمایید؟

فرمود: چون گل نرجس گل عجم ها (مجوس ها) است (آنها روزی را روزه می گرفتند و در آن حال، گل نرجس را می بوییدند).

یکی از اصحابمان گفت: عجم ها چون روزه می گرفتند آن را می بوییدند و می گفتند: این سد جوع می کند.

3- حسن بن راشد گوید: امام صادق (علیه السلام) همواره به هنگام روزه داری خود را عطرآگین می نمود و می فرمود:

عطر تحفۀ روزه دار است.

4- محمد بن مسلم گوید:

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام): الصَّائِمُ يَشَمُ الرَّيْحَانَ وَ الطَّيِّبَ؟

قَالَ: لَا بَأْسَ بِهِ.

وَ رُوِيَ: أَنَّهُ لَا يَشَمُ الرَّيْحَانَ، لِأَنَّهُ يُكْرَهُ لَهُ أَنْ يَتَلَذَّذَ بِهِ.

5- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام): الْحَائِضُ تَقْضِي الصَّلَاةَ؟

عالية

قَالَ: لا.

قُلْتُ: تَقْضِي الصَّوْمَ؟

قَالَ: نَعَمْ.

قُلْتُ: مِنْ أَيْنَ جَاءَ ذَا؟

قَالَ: إِنَّ أَوَّلَ مَنْ قَاسَ إِبْلِيسُ.

قُلْتُ: وَ الصَّائِمُ يَسْتَنْقِعُ فِي الْمَاءِ؟

قَالَ: نَعَمْ.

به امام صادق (علیه السلام) گفتم: روزه دار می تواند گل و عطر ببوید؟

فرمود: ایرادی ندارد.

روایت شده است: نباید روزه دار گل ببوید؛ چرا که مکروه است که با آن لذت جوید.

5- حسن بن راشد گوید: به امام صادق (علیه السلام) گفتم: زن حائض باید نمازش را قضا کند؟

فرمود: نه.

گفتم: روزه قضا می کند؟

فرمود: آری.

گفتم: این حکم از کجا آمده است؟

فرمود: به راستی نخستین کسی که قیاس نمود، ابلیس بود.

گفتم: روزه دار می تواند به آب فرو رود؟

فرمود: آری.

قُلْتُ: فَيَبُلُ ثَوْبَاً عَلَى جَسَدِهِ؟

قَالَ: لا.

قُلْتُ: مِنْ أَيْنَ جَاءَ ذَا؟

قَالَ: مِنْ ذَاكَ.

قُلْتُ: الصَّائِمُ يَشَمُّ الرَّيْحَانَ؟

قَالَ: لا، لِأَنَّهُ لَذَّةٌ وَ يُكْرَهُ لَهُ أَنْ يَتَلَذَّذَ.

بخش سی و سوم

اشاره

بَابُ مَضْغِ الْعِلْكِ لِلصَّائِمِ

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:

قُلْتُ: الصَّائِمُ يَمْضَعُ الْعِلْكَ؟

قَالَ: لا.

گفتم: می تواند لباس تنش را خیس کند؟

فرمود: نه.

گفتم: این حکم از کجا آمده است؟

فرمود: از همان (که گفتم قیاس نیست).

گفتم: روزه دار می تواند گل ببوید؟

فرمود: نه، زیرا این کار لذت است و مکروه است که روزه دار لذت بجوید.

حکم جویدن هر نوع جویدنی برای روزه دار

1- حلبی گوید: به امام صادق (علیه السلام) گفتم: روزه دار می تواند نوعی جویدنی بجود؟

فرمود: نه.

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ (علیه السلام):

يَا مُحَمَّدُ! إِيَّاكَ أَنْ تَمْضَغَ عِلْكاً، فَإِنِّي مَضَغْتُ الْيَوْمَ عِلْكًا وَ أَنَا صَائِمٌ، فَوَجَدْتُ فِي نَفْسِي مِنْهُ شَيْئاً.

بخش سی و چهارم

اشاره

بَابٌ فِي الصَّائِمِ يَذُوقُ الْقِدْرَ وَ يَزُقُ الْفَرْخَ

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام): أَنَّهُ سُئِلَ عَنِ الْمَرْأَةِ الصَّائِمَةِ تَطْبُخُ الْقِدْرَ فَتَذُوقُ الْمَرَقَةَ تَنْظُرُ إِلَيْهِ.

فَقَالَ: لَا بَاسَ.

قَالَ: وَ سُئِلَ عَنِ الْمَرْأَةِ يَكُونُ لَهَا الصَّبِيُّ وَ هِيَ صَائِمَةٌ فَتَمْضَعُ الْخُبْزَ وَ تُطْعِمُهُ.

فَقَالَ: لا بَأْسَ، وَ الطَّيْرَ إِنْ كَانَ لَهَا.

2- محمد بن مسلم گوید: امام باقر (علیه السلام) فرمود:

ای محمد! بپرهیز از این که سقز بجوی، زیرا که من روزی در حال روزه سقز جویدم و در وجود خود از آن چیزی (تغییر ذائقه و آب دهان) یافتم.

حکم روزه داری که غذای دیگ را می چشد و غذای جوجه را می جود

1- حلبی گوید: از امام صادق (علیه السلام) سؤال شد: زن روزه داری که غذا می پزد و آبگوشت را می چشد (چه حکمی دارد؟).

فرمود: ایرادی ندارد.

و گوید: از حضرتش پرسیده شد: زن روزه داری که بچه دارد و نان را میجود و به او می خوراند؟

فرمود: ایرادی ندارد و اگر پرنده ای هم داشته باشد (و غذای آن را بجود) اشکال ندارد.

بْنِ

2- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيَ الْوَشَّاءِ عَنْ أَبَانِ عُثْمَانَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:

لا بَأْسَ لِلطَّبَّاحَ وَ الطَّبَّاخَةِ أَنْ يَذُوقَ الْمَرَقَ وَ هُوَ صَائِمٌ.

3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:

إِنَّ فَاطِمَةَ (علیها السلام) كَانَتْ تَمْضَعُ لِلْحَسَنِ ثُمَّ لِلْحُسَيْنِ (علیهما السلام) وَ هِيَ صَائِمَةٌ فِي شَهْرٍ رَمَضَانَ.

4- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ النُّعْمَانِ عَنْ سَعِيدٍ الْأَعْرَجِ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) عَنِ الصَّائِمِ يَذُوقُ الشَّيْءَ وَ لَا يَبْلَعُهُ.

قَالَ: لا.

2- حسین بن زیاد گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

بر مرد و زن آشپز روزه دار ایرادی ندارد که مزه آبگوشت را بچشد.

3- مسعدة بن صدقه گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

فاطمه (علیها السلام) در ماه رمضان در حال روزه غذای حسن و حسین (علیهما السلام) را می جوید.

4- سعید اعرج گوید: از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم: آیا روزه دار می تواند چیزی را بچشدو آن را فرو نبرد؟

فرمود: نه.

بخش سی و پنجم

اشاره

بَابٌ فِي الصَّائِمِ يَزْدَرِدُ نُخَامَتَهُ وَ يَدْخُلُ حَلْقَهُ الذُّبَابُ

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ غِيَاثِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:

لا بَأْسَ بِأَنْ يَزْدَرِدَ الصَّائِمُ نُخَامَتَهُ.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ صَدَقَةً عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ آبَائِهِ (علیهم السلام):

أَنَّ عَلِيّاً (علیه السلام) سُئِلَ عَنِ الذُّبَابِ يَدْخُلُ حَلْقَ الصَّائِمِ؟

قَالَ: لَيْسَ عَلَيْهِ قَضَاءٌ، لِأَنَّهُ لَيْسَ بِطَعَامٍ.

حکم روزه داری که خلط را فرو می برد و کسی که مگس وارد گلویش می شود

غیاث بن ابراهیم گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

ایراد ندارد که روزه دار خلط خود را فرو ببرد.

2- مسعدة بن صدقه گوید: از امام صادق از پدران بزرگوارش (علیهم السلام) نقل می کند که حضرتش فرمود: از علی (صلوات الله علیه) دربارهٔ مگسی که وارد گلوی روزه دار می شود پرسیده شد.

فرمود: روزه او قضا ندارد، زیرا آن غذا نیست.

بخش سی و ششم

اشاره

بَابٌ فِي الرَّجُلِ يَمُصُّ الْخَاتَمَ وَ الْحَصَاةَ وَ النَّوَاةَ

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام):

فِي الرَّجُلِ يَعْطَشُ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ.

قَالَ: لَا بَأْسَ بِأَنْ يَمُصَّ الْخَاتَمَ.

2- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ مُحَسِّنِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ يُونُسَ بْنِ يَعْقُوبَ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) يَقُولُ:

القائم في فم الصائم لَيْسَ بِهِ بَأْسٌ، فَأَمَّا النَّوَاةُ فَلَا.

حکم کسی که انگشتر، سنگ ریزه و هستۀ خرما می مکد

عبدالله بن سنان گوید: امام صادق (علیه السلام) دربارۀ مردی که در ماه رمضان تشنه می شود. فرمود:

ایرادی ندارد که انگشتر را بمکد.

2- يونس بن يعقوب گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که می فرمود:

بودن انگشتر در دهان برای روزه دار ایرادی ندارد، ولی نباید روزه دار هسته خرما به دهان نهد.

بخش سی و هفتم

اشاره

بَابُ الشَّيْخ وَ الْعَجُوزِ يَضْعُفَانِ عَنِ الصَّوْمِ

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (علیه السلام):

فِي قَوْلِ اللَّهِ (عزوجل): «وَ عَلَى الَّذِينَ يُطِيقُونَهُ فِدْيَةٌ طَعَامُ مِسْكِينٍ». قَالَ: الشَّيْخُ الْكَبِيرُ وَالَّذِي يَأْخُذُهُ الْعُطَاشُ.

وَ عَنْ قَوْلِهِ (عزوجل): «فَمَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ فَإِطْعَامُ سِتِّينَ مِسْكِيناً». قَالَ: مِنْ مَرَضِ أَوْ عُطَاشِ.

2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ عَبْدِ الْمَلِكِ بْنِ عُتْبَةَ الْهَاشِمِيٌّ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ (علیه السلام) عَنِ الشَّيْخِ الْكَبِيرِ وَ الْعَجُوزِ الْكَبِيرَةِ الَّتِي تَضْعُفُ عَنِ الصَّوْمِ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ.

پیرمرد و پیرزنی که توان روزه ندارند

1- محمد بن مسلم گوید: امام باقر (علیه السلام) در مورد گفتار خداوند (عزوجل) که می فرماید: «و کسانی که از روزه ناتوانند باید کفّاره دهند؛ مسکینی را اطعام کنند» پرسیدم.

فرمود: منظور پیرمرد و کسی است که تشنه می شود.

و از حضرتش دربارۀ گفتار خداوند (عزوجل) که می فرماید: «هر که نتوانست پس شصت مسکین را طعام دهد».

فرمود: منظور کسی است که بیمار شود یا تشنگی بر او چیره گردد.

2- عبدالملک بن عتبه هاشمی گوید: از امام کاظم (علیه السلام) پرسیدم: پیرمرد و پیرزنی نمی توانند در ماه رمضان روزه بگیرند چه وظیفه ای دارند؟

قَالَ: تَصَدَّقُ فِي كُلِّ يَوْمٍ بِمُدَّ حِنْطَةٍ.

3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ:

سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ كَبِيرٍ ضَعُفَ عَنْ صَوْمٍ شَهْرِ رَمَضَانَ.

قَالَ: يَتَصَدَّقُ كُلُّ يَوْمٍ بِمَا يُجْزِ يَوْمِ بِمَا يُجْزِئُ مِنْ طَعَامٍ مِسْكِينٍ.

4- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ (علیه السلام) يَقُولُ:

الشَّيْخُ الْكَبِيرُ وَ الَّذِي بِهِ الْعُطَاشُ لا حَرَجَ عَلَيْهِمَا أَنْ يُفْطِرَا فِي شَهْرٍ رَمَضَانَ وَ يَتَصَدَّقُ كُلُّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا فِي كُلِّ يَوْمٍ بِمُةٍ مِنْ طَعَامِ، وَ لَا قَضَاءَ عَلَيْهِمَا، فَإِنْ لَمْ يَقْدِرَا فَلَا شَيْءَ عَلَيْهِمَا.

5- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالِ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) فِي قَوْلِ اللَّهِ (عزوجل): «وَ عَلَى الَّذِينَ يُطِيقُونَهُ فِدْيَةٌ طَعَامُ مِسْكِينٍ».

قَالَ: الَّذِينَ كَانُوا يُطِيقُونَ الصَّوْمَ فَأَصَابَهُمْ كِبَرٌ أَوْ عُطَاشُ أَوْ شِبْهُ ذَلِكَ فَعَلَيْهِمْ لِكُلِّ يَوْمٍ مُد.

فرمود: در ازای هر روز یک مد گندم صدقه می دهد.

3- عبد الله بن سنان گوید: از امام کاظم (علیه السلام) پرسیدم: پیر مردی که توان روزۀ ماه رمضان را ندارد (چه وظیفه ای دارد؟).

فرمود: در ازای هر روز به اندازه ای که برای غذای مسکین کافی است، صدقه می دهد.

4- محمد بن مسلم گوید: از امام باقر (علیه السلام) شنیدم که می فرمود:

پیرمرد بزرگسال و کسی که مبتلا به تشنگی است، اشکالی ندارد که در ماه رمضان روزه خود را بخورند و هر در ازای هر روز یک مد طعام صدقه بدهند و قضای روزه ای بر عهدهٔ آنان نیست و اگر توان پرداختن آن را نداشته باشند، چیزی بر عهدۀ آنان نیست.

5- یکی از اصحاب ما گوید: امام صادق (علیه السلام) دربارۀ گفتار خداوند (عزوجل) که می فرماید:

«کسانی که از روزه گرفتن ناتوانند بایستی کفاره دهند؛ مسکینی را اطعام کنند».

فرمود: منظور کسانی بودند که توان روزه گرفتن را داشتند. آن گاه پیری یا بیماری تشنگی یا مانند آن به آنها غلبه کرد در ازای هر روز یک مد طعام بر عهدۀ آنهاست.

6- أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ وَ غَيْرُهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام):

فِي الرَّجُلِ يُصِيبُهُ الْعُطَاشُ حَتَّى يَخَافَ عَلَى نَفْسِهِ.

قَالَ: يَشْرَبُ بِقَدْرِ مَا يُمْسِكُ بِهِ رَمَقَهُ وَ لَا يَشْرَبُ حَتَّى يَرْوَى.

7- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مَرَّارٍ عَنْ يُونُسَ عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ قَالَ:

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام): إِنَّ لَنَا فَتَيَاتٍ وَ شُبَّانَاً لا يَقْدِرُونَ عَلَى الصِّيَامِ مِنْ شِدَّةِ مَا يُصِيبُهُمْ مِنَ الْعَطَشِ.

قَالَ: فَلْيَشْرَبُوا بِقَدْرِ مَا تَرْوَى بِهِ نُفُوسُهُمْ وَ مَا يَحْذَرُونَ.

6- عمار گوید: امام صادق (علیه السلام) دربارۀ کسی که تشنگی بر او غلبه کند، به گونه ای بر جان خود بترسد. فرمود:

به اندازه ای که رمق خود را حفظ کند، می تواند آب بنوشد، نه به اندازه ای که سیراب شود.

7- مفضل بن عمر گوید:

به امام صادق (علیه السلام) گفتم: دختران و پسران جوان ما که از شدت تشنگی توانایی روزه گرفتن را ندارند (چه وظیفه ای دارند؟).

فرمود: به اندازه ای که به جان خود می ترسند، بیاشامند.

بخش سی و هشتم

اشاره

بَابُ الْحَامِلِ وَ الْمُرْضِعِ يَضْعُفَانِ عَنِ الصَّوْمِ

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ (علیه السلام) يَقُولُ:

الْحَامِلُ الْمُقْرِبُ وَ الْمُرْضِعُ الْقَلِيلَةُ اللَّبَنِ لا حَرَجَ عَلَيْهِمَا أَنْ يُفْطِرَا فِي شَهْرٍ رَمَضَانَ، لِأَنَّهُمَا لا تُطِيقَانِ الصَّوْمَ، وَ عَلَيْهِمَا أَنْ يَتَصَدَّقَ كُلُّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا فِي كُلِّ يَوْمٍ يُفْطِرُ فِيهِ بِمُةٍ مِنْ طَعَامِ وَ عَلَيْهِمَا قَضَاءُ كُلَّ يَوْمٍ أَفْطَرَنَا فِيهِ تَقْضِيَانِهِ بَعْدُ.

مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ هِلَالٍ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (علیه السلام) مِثْلَهُ.

حکم زن باردار و شیردهی که از روزه گرفتن ناتوان می شوند

1- محمّد بن مسلم گوید: از امام باقر (علیه السلام) شنیدم که می فرمود:

اشکال ندارد که زن باردار در شُرف وضع حمل و زن شیردهی که کم شیر است در ماه رمضان روزۀ خود را بخورند، زیرا که آنها طاقت روزه را ندارند و بر ذمه آنها است که برای هر روزی که خورده اند یک مد طعام صدقه بدهند، هم چنین بایستی قضای هر روزی را به جا آورند.

بخش سی و نهم

اشاره

بَابُ حَدِّ الْمَرَضِ الَّذِي يَجُوزُ لِلرَّجُلِ أَنْ يُفْطِرَ فِيهِ

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنِ الْوَلِيدِ بْنِ صبيح قَالَ: حُمِمْتُ بِالْمَدِينَةِ يَوْماً فِي شَهْرِ رَمَضَانَ.

فَبَعَثَ إِلَيَّ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) بِقَصْعَةٍ فِيهَا خَلٌّ وَ زَيْتٌ وَ قَالَ: أَفْطِرْ وَ صَلِّ وَ أَنْتَ قاعد.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أَذَيْنَةَ قَالَ: كَتَبْتُ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) أَسْأَلُهُ مَا حَدُّ الْمَرَضِ الَّذِي يُفْطِرُ فِيهِ صَاحِبُهُ وَ الْمَرَضِ الَّذِي يَدَعُ صَاحِبُهُ الصَّلَاةَ قَائِماً؟

قَالَ: بَل الْإِنْسَانُ عَلَى نَفْسِهِ بَصِيرَةٌ.

وَ قَالَ: ذَاكَ إِلَيْهِ هُوَ أَعْلَمُ بِنَفْسِهِ.

انسان در چه بیماری می تواند روزۀ خود را بخورد

1- وليد بن صبیح گوید: روزی در ماه رمضان در مدینه تب گرفتم، امام صادق (علیه السلام) برای من کاسۀ سرکه و روغن فرستاد و فرمود: افطار کن و نمازت را در حال نشسته بخوان.

2- عمر بن اذینه گوید: به امام صادق (علیه السلام) طی نامه ای نوشتم: اندازۀ بیماری که انسان می تواند روزه خود را افطار نماید و نماز ایستاده را واگذارد چیست؟

فرمود: بلکه انسان بر خود بینش دارد.

و فرمود: این امر به خود انسان موکول شده است او از خود آگاهتر است.

3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى بْن عُبَيْدٍ عَنْ يُونُسَ عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ: سَأَلْتُهُ مَا حَدُّ الْمَرَضِ الَّذِي يَجِبُ عَلَى صَاحِبِهِ فِيهِ الْإِفْطَارُ كَمَا يَجِبُ عَلَيْهِ فِي السَّفَرِ مَنْ كَانَ مَرِيضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ.

قَالَ: هُوَ مُؤْتَمَنٌ عَلَيْهِ مُفَوَّضٌ إِلَيْهِ، فَإِنْ وَجَدَ ضَعْفاً فَلْيُفْطِرْ، وَ إِنْ وَجَدَ قُوَّةً فَلْيَصُمْهُ كَانَ الْمَرَضُ مَا كَانَ.

4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ: الصَّائِمُ إِذَا خَافَ عَلَى عَيْنَيْهِ مِنَ الرَّمَدِ أَفْطَرَ.

5- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى وَ غَيْرُهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ عَمَّارِ بْنِ مُوسَى عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام):

فِي الرَّجُلِ يَجِدُ فِي رَأْسِهِ وَجَعاً مِنْ صُدَاعٍ شَدِيدٍ هَلْ يَجُوزُ لَهُ الْإِفْطَارُ؟

قَالَ: إِذَا صُدِّعَ صُدَاعاً شَدِيداً وَ إِذَا حُمَّ حُمَّى شَدِيدَةٌ، وَ إِذَا رَمِدَتْ عَيْنَاهُ رَمَداً شَدِيداً فَقَدْ حَلَّ لَهُ الْإِفْطَارُ.

3- سماعه گوید: از امام (علیه السلام) پرسیدم: حد بیماری که بر بیمار واجب می شود افطار کند، آن سان برای مسافر در سفر واجب می شود که افطار کند، چیست؟

فرمود: انسان مورد اعتماد است و این امر به خود واگذار شده است. پس اگر احساس ناتوانی کرد، افطار می کند و اگر احساس توانمندی و نیرو کرد، روزه می گیرد، بیماری او هرگونه باشد (مهم نیست).

4- سماعه گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

هرگاه روزه دار بیم آن داشته باشد که در اثر روزه چشمانش درد کند، باید افطار نماید.

5- عمار بن گوید: از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم: کسی که سردرد شدیدی دارد آیا می تواند روزه خود را افطار نماید؟

فرمود: هر گاه انسان گرفتار سردرد سختی شد، تب شدیدی گرفت و گرفتار چشم درد سختی شد، افطار کردن بر او حلال می شود.

6- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنْ بَكْرِ بْنِ أَبِي بَكْرِ الْحَضْرَمِيَّ قَالَ:

سَأَلَهُ أَبِي - يَعْنِي أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) وَ أَنَا أَسْمَعُ - مَا حَدُّ الْمَرَضِ الَّذِي يُتْرَكُ مِنْهُ الصَّوْمُ؟

قَالَ: إِذَا لَمْ يَسْتَطِعْ أَنْ يَتَسَخَّرَ.

7- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ عَمْرٍو عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:

اشْتَكَتْ أُمُّ سَلَمَةَ - (رحمها الله) - عَيْنَهَا فِي شَهْرِ رَمَضَانَ، فَأَمَرَهَا رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله) أَنْ تُفْطِرَ، وَ قَالَ: عَشَاءُ اللَّيْلِ لِعَيْنِكِ رَدِيٌّ.

8- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ شُعَيْبٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِم قَالَ:

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام): مَا حَدُّ الْمَرِيضِ إِذَا نَقَهَ فِي الصِّيَامِ؟

قَالَ: ذَلِكَ إِلَيْهِ هُوَ أَعْلَمُ بِنَفْسِهِ إِذَا قَوِيَ فَلْيَصُمْ.

6- بكر بن ابی بکر حضرمی گوید: در حضور امام صادق (علیه السلام) بودیم که پدرم از حضرتش دربارهٔ اندازۀ بیماری که موجب ترک روزه می شود پرسید؟

فرمود: هرگاه انسان نتواند سحری بخورد.

7- سلیمان بن عمرو گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

چشمان اُم سلمه (رحمها الله) در ماه رمضان درد می کرد، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به او دستور داد که افطار نماید و فرمود: غذای شب برای چشمانت ضرر دارد.

8- محمد بن مسلم گوید: به امام صادق (علیه السلام) گفتم: دورۀ نقاهت در روزه چقدر است؟

فرمود: آن امر به خود بیمار واگذار شده است. او بر خود داناتر است، هر گاه نیرو گرفت بایستی روزه بگیرد.

بخش چهلم

اشاره

بَابُ مَنْ تَوَالَى عَلَيْهِ رَمَضَانَانِ

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ وَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليهما السلام) قَالَ:

سَأَلْتُهُمَا عَنْ رَجُل مَرضَ فَلَمْ يَصُمْ حَتَّى أَدْرَكَهُ رَمَضَانُ آخَرُ.

فَقَالا: إِنْ كَانَ بَرَأَ ثُمَّ تَوَانَى قَبْلَ أَنْ يُدْرِكَهُ رَمَضَانُ الْآخَرِ صَامَ الَّذِي أَدْرَكَهُ وَ تَصَدَّقَ عَنْ كُلِّ يَوْمٍ بِمُةٍ مِنْ طَعَامٍ عَلَى مِسْكِينٍ وَ عَلَيْهِ قَضَاؤُهُ، وَ إِنْ كَانَ لَمْ يَزَلْ مَرِيضاً حَتَّى أَدْرَكَةً رَمَضَاتٌ آخَرُ صَامَ الَّذِي أَدْرَكَهُ وَ تَصَدَّقَ عَنِ الْأَوَّلِ لِكُلِّ يَوْمٍ مُدّاً عَلَى مِسْكِينِ وَ لَيْسَ عَلَيْهِ قَضَاؤُهُ.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (علیه السلام):

حکم کسی که دو ماه رمضان پشت سر هم بر او بگذرد

1- محمد بن مسلم گوید: از امام باقر و امام صادق (علیهما السلام) پرسیدم: کسی در ماه رمضان بیمار شد و بعد از آن (قضای) روزه را نگرفت تا ماه رمضان دیگر فرا رسید (چه وظیفه ای دارد؟).

فرمودند: اگر بهبود یافت و پیش از فرا رسیدن ماه رمضان از گرفتن قضای آن سستی نمود، بایستی روزۀ رمضانی را که رسیده است بگیرد و در ازای هر روز، یک مد طعام به مسکین بدهد و قضای آن هم بر ذمۀ او می باشد و اگر بیماری او تا رمضان دیگر ادامه داشت، آن ماه رمضان را روزه بگیرد و در ازای ماه رمضان اول برای هر روز یک مد طعام به مسکین بدهد و قضایی بر عهدۀ او نیست.

2- زراره گوید:

فِي الرَّجُلِ يَمْرَضُ فَيُدْرِكُهُ شَهْرُ رَمَضَانَ وَ يَخْرُجُ عَنْهُ وَ هُوَ مَرِيضٌ وَ لَا يَصِحُ حَتَّى يُدْرِكَهُ شَهْرُ رَمَضَانٍ آخَرُ.

قَالَ: يَتَصَدَّقُ عَنِ الْأَوَّلِ وَ يَصُومُ الثَّانِي، فَإِنْ كَانَ صَحٌ فِيمَا بَيْنَهُمَا وَ لَمْ يَصُمْ حَتَّى أَدْرَكَهُ شَهْرُ رَمَضَانٍ آخَرُ صَامَهُمَا جَمِيعاً وَ يَتَصَدَّقُ عَنِ الْأَوَّلِ.

3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ فُضَيْلِ عَنْ أَبِي الصَّبَّاحِ الْكِنَانِيِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) عَنْ رَجُلٍ عَلَيْهِ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ طَائِفَةٌ ثُمَّ أَدْرَكَهُ شَهْرُ رَمَضَانِ قَابِلٌ.

قَالَ: عَلَيْهِ أَنْ يَصُومَ وَ أَنْ يُطْعِمَ كُلَّ يَوْمٍ مِسْكِينَا، فَإِنْ كَانَ مَرِيضاً فِيمَا بَيْنَ ذَلِكَ حَتَّى أَدْرَكَهُ شَهْرُ رَمَضَانٍ قَابِلٌ فَلَيْسَ عَلَيْهِ إِلَّا الصِّيَامُ إِنْ صَحَ وَ إِنْ تَتَابَعَ الْمَرَضُ عَلَيْهِ فَلَمْ يَصِحَ فَعَلَيْهِ أَنْ يُطْعِمَ لِكُلِّ يَوْمٍ مِسْكِيناً.

امام باقر (علیه السلام) دربارۀ کسی که بیمار می شود و ماه رمضان فرا می رسد و تمام می شود و او همچنان بیمار است و تا ماه رمضان دیگر بهبود نمی یابد، فرمود:

جهت روزه های رمضان اوّل صدقه می دهد و ماه رمضان دوم را روزه می گیرد و اگر مابین آن دو بهبود یابد و روزه نگیرد تا ماه رمضان دیگر فرا رسد، هر دو ماه را روزه بدارد و جهت ماه رمضان اوّل صدقه بدهد.

3- ابو صباح کنانی گوید: از امام صادق (علیه السلام) سؤال کردم: کسی که چند روز از ماه رمضان را روزه نگرفته اینک ماه رمضان دیگر فرا می رسد (چه حکمی دارد؟).

فرمود: بر ذمۀ اوست که روزه بگیرد و از جهت هر روز به مسکینی طعام دهد و اگر در فاصلۀ میان رمضان پیشین و آینده بیمار بود بر ذمه او فقط روزه است. اگر بهبود یابد و اگر بیماری او ادامه داشت و بهبود نیافت پس بر ذمۀ اوست که در ازای هر روزی، مسکینی را اطعام نماید.

بخش چهل و یکم

اشاره

بَابُ قَضَاءِ شَهْرٍ رَمَضَانَ

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ أَشْيَمَ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ جَعْفَرِ الْجَعْفَرِيِّ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ (علیه السلام) عَنِ الرَّجُلِ يَكُونُ عَلَيْهِ أَيَّامٌ مِنْ شَهْرٍ رَمَضَانَ أَ يَقْضِيهَا مُتَفَرِّقَةً؟

قَالَ: لا بَأْسَ بِتَفْرِيقِ قَضَاءِ شَهْرِ رَمَضَانَ إِنَّمَا الصِّيَامُ الَّذِي لَا يُفَرَّقُ كَفَّارَةُ الظُّهَارِ وَ كَفَّارَةُ الدَّمِ وَكَفَّارَةُ الْيَمِينِ.

2- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْن عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ:

سَأَلْتُهُ عَمَّنْ يَقْضِي شَهْرَ رَمَضَانَ مُنْقَطِعاً.

قَالَ: إِذَا حَفِظَ أَيَّامَهُ فَلَا بَأْسَ.

قضای ماه رمضان

1- سلیمان بن جعفر جعفری گوید: از امام ابوالحسن (علیه السلام) پرسیدم: کسی که چند روز قضای ماه رمضان بر عهده دارد آیا می تواند جدا جدا آنها را قضا کند؟

فرمود: اشکالی ندارد که انسان قضای ماه رمضان به صورت پراکنده انجام دهد، فقط کفارۀ ظهار، کفاره خون و کفاره سوگند را نمی توان پراکنده انجام داد.

2- سماعه گوید: از امام (علیه السلام) پرسیدم: کسی که قضای ماه رمضان را به صورت پراکنده انجام می دهد (چه حکمی دارد؟).

فرمود: هر گاه روزهای آن را به یاد داشته باشد، ایرادی ندارد.

3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيِّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ: مَنْ أَفْطَرَ شَيْئاً مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ فِي عُذْرٍ فَإِنْ قَضَاهُ مُتَتَابِعاً أَفْضَلُ، وَ إِنْ قَضَاهُ مُتَفَرِّقاً فَحَسَنْ لا بَأْسَ.

4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:

إِذَا كَانَ عَلَى الرَّجُلِ شَيْءٌ مِنْ صَوْمِ شَهْرِ رَمَضَانَ فَلْيَقْضِهِ فِي أَيِّ شَهْرٍ شَاءَ أَيَّاماً مُتَتَابِعَةٌ، فَإِنْ لَمْ يَسْتَطِعْ فَلْيَقْضِهِ كَيْفَ شَاءَ وَ لْيُمَحِّصِ الْأَيَّامَ، فَإِنْ فَرَّقَ فَحَسَنٌ وَ إِنْ تَابَعَ فَحَسَنُ.

5- حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنْ غَيْرِ وَ احِدٍ عَنْ أَبَانِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) عَنْ قَضَاءِ شَهْرِ رَمَضَانَ فِي ذِي الْحِجَّةِ أَوَ أَقْطَعُهُ.

قَالَ: اقْضِهِ فِي ذِي الْحِجَّةِ، وَ اقْطَعْهُ إِنْ شِئْتَ.

3- عبدالله بن سنان گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

هر که بخشی از ماه رمضان را با عذر افطار کند، اگر آن روزه ها را پیاپی قضا نماید، بهتر است و اگر به صورت پراکنده قضا نماید نیکوست، ایرادی ندارد.

4- حلبی گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

هرگاه انسان قضای روزهای از ماه رمضان داشته باشد، آن را در هر ماه که بخواهد طی چند روز پیاپی به جا آورد، پس اگر نتواند به هر نحو که بخواهد آن را قضا کند او بایستی روزها را بشمارد پس اگر به صورت پراکنده انجام دهد نیکو است و اگر پیاپی انجام دهد، باز نیکوست.

5- عبدالرحمان بن ابی عبدالله گوید: از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم: قضای روزۀ ماه رمضان می توانم در ماه ذی الحجه انجام دهم یا انجام ندهم؟

فرمود: آن را در ماه ذی الحجه به جا آور و اگر خواستی انجام نده.

6- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ هِلَالٍ عَنْ عُقْبَةَ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام):

فِي رَجُلٍ مَرِضَ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ، فَلَمَّا بَرَأَ أَرَادَ الْحَجَّ كَيْفَ يَصْنَعُ بِقَضَاءِ الصَّوْمِ ؟

قَالَ: إِذَا رَجَعَ فَلْيَصُمْهُ.

بخش چهل و دوم

اشاره

بَابُ الرَّجُلِ يُصْبِحُ وَ هُوَ يُرِيدُ الصِّيَامَ فَيُفْطِرُ وَ يُصْبِحُ وَ هُوَ لا يُرِيدُ الصَّوْمَ فَيَصُومُ فِي قَضَاءِ شَهْرِ رَمَضَانَ وَ غَيْرِهِ

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:

6- عقبة بن خالد گوید: از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم: کسی که در ماه رمضان بیمار شده و چون بهبود یافت خواست در مراسم حج شرکت کند، تکلیف او در مورد قضای روزه چیست؟

فرمود: هر گاه از حج بازگشت آن را به جا آورد.

حکم کسی که با اراده روزه صبح می کند پس افطار می نماید و حکم کسی که با عدم اراده روز، صبح می کند پس روزه قضای ماه رمضان و غیر آن را می گیرد

حلبی گوید:

سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ يُصْبِحُ وَ هُوَ يُرِيدُ الصِّيَامَ ثُمَّ يَبْدُو لَهُ فَيُفْطِرُ.

قَالَ: هُوَ بِالْخِيَارِ مَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ نِصْفِ النَّهَارِ.

قُلْتُ: هَلْ يَقْضِيهِ إِذَا أَفْطَرَ؟

قَالَ: نَعَمْ، لِأَنَّهَا حَسَنَةٌ أَرَادَ أَنْ يَعْمَلَهَا فَلْيُتِمَّهَا.

قُلْتُ: فَإِنَّ رَجُلاً أَرَادَ أَنْ يَصُومَ ارْتِفَاعَ النَّهَارِ أَيَصُومُ؟

قَالَ: نَعَمْ.

2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنْ حُسَيْنِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ سَمَاعَةَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) عَنِ الصَّائِمِ الْمُتَطَوَّعَ تَعْرِضُ لَهُ الْحَاجَةُ.

قَالَ: هُوَ بِالْخِيَارِ مَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ الْعَصْرِ، وَ إِنَّ مَكَثَ حَتَّى الْعَصْرِ ثُمَّ بَدَا لَهُ أَنْ يَصُومَ، فَإِنْ لَمْ يَكُنْ نَوَى ذَلِكَ فَلَهُ أَنْ يَصُومَ ذَلِكَ الْيَوْمَ إِنْ شَاءَ.

3- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ مَعْرُوفٍ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنِ ابْنِ سِنَانٍ عَنْ عَمَّارِ بْنِ مَرْوَانَ عَنْ سَمَاعَةَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام).

از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم: کسی که با اراده روزه صبح می کند، سپس نظرش بر می گردد و افطار می نماید؟

فرمود: او از آن زمان تا ظهر اختیار دارد که (روزه بگیرد یا نه.)

گفتم: هرگاه افطار نمود قضای آن را به جا بیاورد؟

فرمود: آری، زیرا آن حسنه ای بود که خواست به آن عمل نماید. پس بایستی آن را تمام کند.

گفتم: اگر انسان بخواهد در وسط روز، نیت روزه کند، آیا می تواند روزه بگیرد؟

فرمود: آری.

2- ابوبصیر گوید: از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم: کسی که می خواهد روزه مستحبی بگیرد کاری بر او پیش می آید؟

فرمود: تا عصر اختیار دارد و اگر تا عصر نیت نکرد، سپس تصمیم روزه گرفت اگر خواست آن روز را روزه می گیرد.

3- سماعة بن مهران گوید:

فِي قَوْلِهِ: «الصَّائِمُ بِالْخِيَارِ إِلَى زَوَالِ الشَّمْسِ».

قَالَ: ذَلِكَ فِي الْفَرِيضَةِ، فَأَمَّا النَّافِلَةُ فَلَهُ أَنْ يُفْطِرَ أَيَّ سَاعَةٍ شَاءَ إِلَى غُرُوبِ الشَّمْسِ.

4- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ الْحَجَّاجِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ (علیه السلام):

فِي الرَّجُلِ يَبْدُو لَهُ بَعْدَ مَا يُصْبِحُ وَ يَرْتَفِعُ النَّهَارُ فِي صَوْمِ ذَلِكَ الْيَوْمِ لِيَقْضِيَهُ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ وَ لَمْ يَكُنْ نَوَى ذَلِكَ مِنَ اللَّيْلِ.

قَالَ: نَعَمْ، لِيَصُمْهُ وَ لْيَعْتَدَّ بِهِ إِذَا لَمْ يَكُنْ أَحْدَثَ شَيْئاً.

5- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنِ الْحَارِثِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ بُرَيْدِ الْعِجْلِيِّ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (علیه السلام): فِي رَجُلٍ أَتَى أَهْلَهُ فِي يَوْمٍ يَقْضِيهِ مِنْ شَهْرٍ رَمَضَانَ.

امام صادق (علیه السلام) دربارۀ گفتار خود او که «روزه دار تا زوال خورشید (ظهر) اختیار دارد» فرمود: این حکم در روزه واجب است، ولی اگر روزۀ مستحبی باشد در هر ساعتی که بخواهد تا غروب خورشید می تواند افطار کند.

4- عبدالرحمان بن حجّاج گوید: امام کاظم (علیه السلام) و دربارۀ کسی که بعد از صبح و بالا آمدن خورشید می خواهد روزه قضای ماه رمضان را انجام دهد با آن که از شب تصمیم نگرفته بود. فرمود:

آری، آن روز را روزه بدارد و قضای ماه رمضان به شمار آورد، مادامی که از مبطلات روزه را انجام نداده است.

5- برید عجلی گوید: امام باقر (علیه السلام) دربارۀ مردی که به هنگام روزه قضای ماه رمضان با همسر خود نزدیکی کند، فرمود:

قَالَ: إِنْ كَانَ أَتَى أَهْلَهُ قَبْلَ زَوَالِ الشَّمْسِ فَلَا شَيْءَ عَلَيْهِ إِلَّا يَوْمٌ مَكَانَ يَوْمِ وَ إِنْ كَانَ أَتَى أَهْلَهُ بَعْدَ زَوَالِ الشَّمْسِ، فَإِنَّ عَلَيْهِ أَنْ يَتَصَدَّقَ عَلَى عَشَرَةِ مَسَاكِينَ، فَإِنْ لَمْ يَقْدِرْ صَامَ يَوْماً مَكَانَ يَوْمٍ وَ صَامَ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ كَفَّارَةً لِمَا صَنَعَ.

6- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) عَن الْمَرْأَةِ تَقْضِي شَهْرَ رَمَضَانَ فَيُكْرِهُهَا زَوْجُهَا عَلَى الْإِفْطَارِ.

فَقَالَ: لا يَنْبَغِي لَهُ أَنْ يُكْرِهَهَا بَعْدَ الزَّوَالِ.

7- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ صَالِحٍ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْخَثْعَمِيِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) عَنِ الرَّجُلِ يَنْوِي الصَّوْمَ فَيَلْقَاهُ أَخُوهُ الَّذِي هُوَ عَلَى أَمْرِهِ أَيُفْطِرُ؟

قَالَ: إِنْ كَانَ تَطَوُّعاً أَجْزَأَهُ وَ حُسِبَ لَهُ وَ إِنْ كَانَ قَضَاءَ فَرِيضَةٍ قَضَاهُ.

اگر پیش از زوال با همسر خود نزدیکی کند، چیزی بر ذمۀ او نیست، فقط قضای روزی به جای روزی انجام دهد، و اگر بعد از زوال خورشید با همسرش نزدیکی کند بایستی به ده مسکین صدقه دهد و اگر نتواند، یک روز به جای آن روز روزه می گیرد و سه روز به عنوان کفارۀ آن کار، روزه می گیرد.

6- ابوبصیر گوید: از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم: زنی قضای ماه رمضان را انجام می داد که همسرش او را به افطار مجبور نمود، چه وظیفه ای دارد؟

فرمود: نمی تواند او را بعد از زوال به افطار مجبور نماید.

7- عبدالله خثعمی گوید: از امام صادق (علیه السلام) سؤال کردم: کسی که نیت روزه می کند، برادر ایمانی با او دیدار می نماید، آیا م یتواند افطار کند؟

فرمود: اگر روزه اش مستحبی است به او کفایت کرده و برای او محسوب می شود و اگر قضای روزۀ واجب است، باید قضای آن را به جا آورد.

بخش چهل و سوم

اشاره

بَابُ الرَّجُلِ يَتَطَوَّعُ بِالصِّيَامِ وَ عَلَيْهِ مِنْ قَضَاءِ شَهْرٍ رَمَضَانَ

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ عَنْ أَبِي الصَّبَّاحِ الْكِنَانِيِّ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) عَنْ رَجُلٍ عَلَيْهِ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ أَيَّامٌ أَ يَتَطَوَّعُ؟

فَقَالَ: لا، حَتَّى يَقْضِيَ مَا عَلَيْهِ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيِّ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) عَنِ الرَّجُلِ عَلَيْهِ مِنْ شَهْرٍ رَمَضَانَ طَائِفَةٌ أَ يَتَطَوَّعُ؟

فَقَالَ: لا، حَتَّى يَقْضِيَ مَا عَلَيْهِ مِنْ شَهْرٍ رَمَضَانَ.

حکم کسی که روزه مستحبی می گیرد با آنکه قضای ماه رمضان دارد

1- ابو صباح کنانی گوید: از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم: کسی که قضای روزه ماه رمضان به عهده دارد آیا می تواند روزه مستحبی به جا آورد؟

فرمود: نه، تا آن که قضای ماه رمضان به جا آورد.

2- نظیر این روایت را حلبی نیز از امام صادق (علیه السلام) نقل می کند.

بخش چهل و چهارم

اشاره

بَابُ الرَّجُلِ يَمُوتُ وَ عَلَيْهِ مِنْ صِيَامٍ شَهْرٍ رَمَضَانَ أَوْ غَيْرِهِ

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَفْصِ بْنِ الْبَخْتَرِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام): فِي الرَّجُلِ يَمُوتُ وَ عَلَيْهِ صَلَاةٌ أَوْ صِيَامٌ.

قَالَ: يَقْضِي عَنْهُ أَوْلَى النَّاسِ بِمِيرَاثِهِ.

قُلْتُ: فَإِنْ كَانَ أَوْلَى النَّاسِ بِهِ امْرَأَةٌ؟

فَقَالَ: لا، إِلَّا الرَّجَالُ.

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا (علیهما السلام) قَالَ:

سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ أَدْرَكَهُ شَهْرُ رَمَضَانَ وَ هُوَ مَرِيضٌ فَتُوُفِّيَ قَبْلَ أَنْ يَبْرَأَ.

قَالَ: لَيْسَ عَلَيْهِ شَيْءٌ، وَ لَكِنْ يَقْضِي عَنِ الَّذِي يَبْرَأُ ثُمَّ يَمُوتُ قَبْلَ أَنْ يَقْضِي.

حکم کسی که می میرد و بر ذمه او روزه ماه رمضان و غیر آن وجود دارد

1- حفص بن بختری گوید: امام صادق (علیه السلام) دربارۀ مردی که می میرد و بر ذمه او نماز یا روزه وجود دارد.

فرمود: از جانب او نزدیکترین فرد از نظر میراث قضا می کند.

گفتم: اگر نزدیکترین فرد، زن باشد چطور؟

فرمود: نه، فقط مرد.

2- محمد بن مسلم گوید: از (امام باقر و یا امام صادق (علیهما السلام)) سؤال کردم: کسی که ماه رمضان را در حال بیماری درک کرد و پیش از بهبودی وفات نمود (چه باید کرد؟).

فرمود: بر ذمه او چیزی نیست، ولی کسی که پیش از وفات، بهبودی یافته است و قضای آن را به جا نیاورده است و از دنیا رفته بایستی قضای روزه ها به جا آورده شود.

3- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ الْوَشَّاءِ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِي مَرْيَمَ الْأَنْصَارِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:

إِذَا صَامَ الرَّجُلُ شَيْئاً مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ ثُمَّ لَمْ يَزَلْ مَرِيضًا حَتَّى مَاتَ فَلَيْسَ عَلَيْهِ شَيْءٌ، وَ إِنْ صَحٌ ثُمَّ مَرِضَ ثُمَّ مَاتَ وَ كَانَ لَهُ مَالٌ تُصُدِّقَ عَنْهُ مَكَانَ كُلِّ يَوْمٍ بِمُدِّ، وَ إِنْ لَمْ يَكُنْ لَهُ مَالٌ صَامَ عَنْهُ وَلِيُّهُ.

4- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيَّ الْوَشَّاءِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:

سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ يَمُوتُ وَ عَلَيْهِ دَيْنٌ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ مَنْ يَقْضِي عَنْهُ؟

قَالَ: أَوْلَى النَّاسِ بِهِ.

قُلْتُ: وَ إِنْ كَانَ أَوْلَى النَّاسِ بِهِ امْرَأَةٌ؟

قَالَ: لا، إِلَّا الرِّجَالُ.

3- ابو مریم انصاری گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

هرگاه کسی بخشی از ماه رمضان را روزه گرفت، سپس پیوسته بیمار شد تا وفات یافت بر ذمه او چیزی نیست و چنانچه بهبودی یافت، سپس بیمار شد بعد وفات نمود و مالی داشت از جانب او به جای هر روز، یک مد طعام صدقه داده می شود، و اگر مالی نداشت، ولی او از جانبش روزه می گیرد.

4- راوی گوید: امام صادق (علیه السلام) دربارۀ مردی که می میرد و بر ذمه او نماز یا روزه وجود دارد.

فرمود: از جانب او نزدیکترین فرد از نظر میراث قضا می کند.

گفتم: اگر نزدیکترین فرد، زن باشد چطور؟

فرمود: نه، فقط باید مرد باشد.

5- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدٍ قَالَ:

كَتَبْتُ إِلَى الْأَخِيرِ (علیه السلام): رَجُلٌ مَاتَ وَ عَلَيْهِ قَضَاءٌ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ عَشَرَةً أَيَّامٍ وَ لَهُ وَلِيَّانِ، هَلْ يَجُوزُ لَهُمَا أَنْ يَقْضِيَا عَنْهُ جَمِيعاً خَمْسَةَ أَيَّامٍ أَحَدُ الْوَلِيِّيْنِ وَ خَمْسَةَ أَيَّامِ الْآخَرُ؟

فَوَقَعَ (علیه السلام): يَقْضِي عَنْهُ أَكْبَرُ وَلِيِّهِ عَشَرَةَ أَيَّامٍ وِلاءٌ إِنْ شَاءَ اللَّهُ.

6- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيَّ الْوَشَّاءِ عَنْ أَبِي الْحَسَن الرَّضَا (علیه السلام) قَالَ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ:

إِذَا مَاتَ رَجُلٌ وَ عَلَيْهِ صِيَامُ شَهْرَيْنِ مُتَتَابِعَيْنِ مِنْ عِلَّةٍ فَعَلَيْهِ أَنْ يَتَصَدَّقَ عَنِ الشَّهْرِ الْأَوَّلِ، وَ يَقْضِيَ الشَّهْرَ الثَّانِيَ.

بخش چهل و پنجم

اشاره

بَابُ صَوْمِ الصِّبْيَانِ وَ مَتَى يُؤْخَذُونَ بِهِ

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيَّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:

5- محمد {بن صفار} گوید: به امام حسن عسکری (علیه السلام) - طی نامه ای - نوشتم: مردی از دنیا رفته است، قضای ده روز از ماه رمضان را بر ذمه دارد و او دو ولی دارد، آیا جایز است که هر یک از آنها قضای پنج روز او را به جا آورد؟

امام (علیه السلام) در پاسخ نوشت: از جانب او ولی بزرگتر ده روز از لحاظ ولایت روزه می گیرد، ان شاء الله .

6- حسن بن علی و شا گوید: از امام رضا (علیه السلام) شنیدم که می فرمود:

هرگاه مردی بمیرد و بر ذمه او به سبب بیماری، روزه دو ماه پیاپی باشد، پس بر اوست که در ازای ماه اوّل صدقه دهد و قضای ماه دوم را به جا آورد.

حکم روزۀ کودکان و کی آنها به سبب روزه مواخذه می شوند؟

1- حلبی گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

إِنَّا نَأْمُرُ صِبْيَانَنَا بِالصِّيَامِ إِذَا كَانُوا بَنِي سَبْعِ سِنِينَ بِمَا أَطَاقُوا مِنْ صِيَامِ الْيَوْمِ، فَإِنْ كَانَ إِلَى نِصْفِ النَّهَارِ وَ أَكْثَرَ مِنْ ذَلِكَ أَوْ أَقَلَّ، فَإِذَا غَلَبَهُمُ الْعَطَشُ وَ الْغَرَتْ أَفْطَرُوا حَتَّى يَتَعَوَّدُوا الصَّوْمَ وَ يُطِيقُوهُ.

فَمُرُوا صِبْيَانَكُمْ إِذَا كَانُوا أَبْنَاءَ تِسْعِ سِنِينَ بِمَا أَطَاقُوا مِنْ صِيَامٍ، فَإِذَا غَلَبَهُمُ الْعَطَشُ أَفْطَرُوا.

2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ وَهْبٍ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) فِي كَمْ يُؤْخَذُ الصَّبِيُّ بِالصِّيَامِ؟

قَالَ: مَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ خَمْسَ عَشْرَةَ سَنَةٌ، وَ أَرْبَعَ عَشْرَةً سَنَةٌ فَإِنْ هُوَ صَامَ قَبْلَ ذَلِكَ فَدَعْهُ، وَ لَقَدْ صَامَ ابْنِي صَامَ ابْنِي فُلَانٌ قَبْلَ ذَلِكَ فَتَرَكْتُهُ.

3- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الصَّبِيِّ مَتَى يَصُومُ؟ قَالَ: إِذَا قَوِيَ عَلَى الصِّيَامِ.

ما در هفت سالگی کودکانمان را به بخشی از روز در حد توانشان - تا نیمی از روز، بیشتر یا کمتر - به روزه وادار می کنیم، پس هر گاه تشنگی و گرسنگی بر آنها چیره شود، افطار می نمایند تا عادت به روزه نمایند و توانایی آن را داشته باشند.

از این رو شما نیز کودکان نه ساله خود را وادار کنید به اندازه طاقتشان روزه بگیرند، پس هر گاه تشنگی بر آنها چیره شد، افطار نمایند.

2- معاوية بن وهب گوید: از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم: بچه در چند سالگی بایستی به روزه گرفتن گمارده شود؟

فرمود: زمانی که به سن پانزده و چهارده سالگی برسد و اگر پیش از این، روزه گرفت او را به حال خود واگذار. فلان پسر من پیش از این، روزه می گرفت، من او را به حال خود وا می گذاشتم.

سماعة گوید: از امام (علیه السلام) پرسیدم: بچه چه وقت باید روزه بگیرد؟

فرمود: زمانی که نیروی روزه گرفتن را پیدا کند.

4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:

إِذَا أَطَاقَ الْغُلَامُ صِيَامَ ثَلَاثَةِ أَيَّامٍ مُتَتَابِعَةٍ فَقَدْ وَجَبَ عَلَيْهِ صِيَامُ شَهْرِ رَمَضَانَ.

بخش چهل و ششم

اشاره

بَابُ مَنْ أَسْلَمَ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ

عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام):

أَنَّهُ سئِلَ عَنْ رَجُلٍ أَسْلَمَ فِي النَّصْفِ مِنْ شَهْرٍ رَمَضَانَ مَا عَلَيْهِ مِنْ صِيَامِهِ؟

قَالَ: لَيْسَ عَلَيْهِ إِلَّا مَا أَسْلَمَ فِيهِ.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ آبَائِهِ (علیهم السلام):

أَنَّ عَلِيّاً (علیه السلام) كَانَ يَقُولُ فِي رَجُلٍ أَسْلَمَ فِي نِصْفِ شَهْرِ رَمَضَانَ: إِنَّهُ لَيْسَ عَلَيْهِ إِلَّا مَا يَسْتَقْبلُ.

4- امام صادق (علیه السلام) فرمود:

هنگامی که پسر بچه طاقت روزه گرفتن سه روز پشت سر هم را داشته باشد، روزۀ ماه رمضان بر او واجب است.

حکم کسی که در ماه رمضان مسلمان شود

1- حلبی گوید: از امام صادق (علیه السلام) سؤال شد: مردی که در نیمۀ ماه رمضان مسلمان شود، وظیفه او در مورد روزه چیست؟

فرمود: فقط در روزهایی که مسلمان شده، مکلّف به روزه است.

2- مسعدة بن صدقه گوید: امام صادق (علیه السلام) از پدران بزرگوارش (علیهم السلام) نقل می کند که حضرت علی (صلوات الله علیه) دربارۀ مردی که در نیمه ماه رمضان اسلام آورده بود می فرمود:

فقط در روزهای آینده روزه بر ذمه اوست.

3- أَبُو عَلِيَّ الْأَشْعَرِيٌّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ عِيصِ بْنِ الْقَاسِمِ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) عَنْ قَوْمٍ أَسْلَمُوا فِي شَهْرِ رَمَضَانَ وَ قَدْ مَضَى مِنْهُ أَيَّامٌ هَلْ عَلَيْهِمْ أَنْ يَصُومُوا مَا مَضَى مِنْهُ أَوْ يَوْمَهُمُ الَّذِي أَسْلَمُوا فِيهِ؟

فَقَالَ: لَيْسَ عَلَيْهِمْ قَضَاءٌ وَ لا يَوْمُهُمُ الَّذِي أَسْلَمُوا فِيهِ إِلَّا أَنْ يَكُونُوا أَسْلَمُوا قبل طلوع الفجر.

3- عيص بن قاسم گوید: از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم: گروهی که در ماه رمضان پس از گذشت چند روز از آن، اسلام آورده اند، آیا بر آنهاست که قضای روزه های گذشته را به جا آورند و یا روزه روزی را که مسلمان شده اند، به جا آورند؟

فرمود: قضایی بر ذمه آنها نیست و نه آن روز ورودشان به اسلام، مگر آن که پیش از طلوع فجر اسلام آورده باشند.

بخش های مربوط به سفر

اشاره

أَبْوَابُ السَّفَرِ

بخش های مربوط به سفر

بخش چهل و هفتم

اشاره

بَابُ كَرَاهِيَةِ السَّفَرِ فِي شَهْرٍ رَمَضَانَ

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) عَنِ الْخُرُوجِ إِذَا دَخَلَ شَهْرُ رَمَضَانَ.

قَالَ: لا، إِلَّا فِيمَا أُخْبِرُكَ بِهِ خُرُوجٌ إِلَى مَكَّةَ أَوْ غَزْرٌ فِي سَبِيلِ اللَّهِ، أَوْ مَالٌ تَخَافُ هَلَاكَهُ أَوْ أَخٌ تُرِيدُ وَ دَاعَهَ وَ إِنَّهُ لَيْسَ أَحَاً مِنَ الْأَبِ وَ الْأُمِّ.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:

سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ يَدْخُلُ شَهْرُ رَمَضَانَ وَ هُوَ مُقِيمٌ لا يُرِيدُ بَرَاحَاً، ثُمَّ يَبْدُو لَهُ بَعْدَ مَا يَدْخُلُ شَهْرُ رَمَضَانَ أَنْ يُسَافِرَ.

کراهت سفر در ماه رمضان

1- ابوبصیر گوید: از امام صادق (علیه السلام) سؤال کردم: آیا با فرا رسیدن ماه رمضان مسافرت جایز است؟

فرمود: نه، مگر در مواردی که باز می گویم: سفر برای مکه، یا برای جنگ در راه خدا، یا برای حفظ مالی که بیم از بین رفتن آن را داشته باشی، یا برای بدرقه برادری که از پدر و مادر نیست (بلکه برادر ایمانی است).

2- حلبی گوید: از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم: مردی که به هنگام فرا رسیدن ماه رمضان مقیم بوده و قصد سفر نداشته آن گاه با فرا رسیدن آن به فکر مسافرت افتاد (چگونه است؟).

فَسَكَتَ، فَسَأَلْتُهُ غَيْرَ مَرَّةٍ.

فَقَالَ: يُقِيمُ أَفْضَلُ إِلَّا أَنْ يَكُونَ لَهُ حَاجَةٌ لا بُدَّ مِنَ الْخُرُوجِ فِيهَا، أَوْ يَتَخَوَّفَ عَلَى ماله.

بخش چهل و هشتم

اشاره

بَابُ كَرَاهِيَةِ الصَّوْمِ فِي السَّفَرِ

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَبْدِ الْعَزِيزِ الْعَبْدِي عَنْ عُبَيْدِ بْن زُرَارَةَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَوْلُ اللَّهِ (عزوجل): «فَمَنْ شَهِدَ مِنْكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ».

قَالَ: مَا أَبْيَنَهَا مَنْ شَهِدَ فَلْيَصُمْهُ، وَ مَنْ سَافَرَ فَلَا يَصُمْهُ.

2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ:

پس حضرت سکوت فرمود، تا من چند بار مسأله را پرسیدم.

فرمود: اقامتش بهتر است، مگر آن که کاری داشته باشد که ناگزیر از سفر باشد، یا از تلف شدن مالش بترسد.

کراهت روزه در سفر

عبيد بن زراره گوید: از امام صادق (علیه السلام) در مورد گفتار خداوند (عزوجل) پرسیدم که می فرماید: «هر که از شما ماه رمضان را دریافت پس باید روزه بگیرد.»فرمود: چه واضح فرموده است؟! به این معنا که هر کس در وطن حضور داشته باشد بایستی آن ماه را روزه بگیرد و هر که سفر کند، روزه نخواهد گرفت.

2- راوی گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که می فرمود:

قَالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه و آله): إِنَّ اللَّهَ (عزوجل) تَصَدَّقَ عَلَى مَرْضَى أُمَّتِي وَ مُسَافِرِيهَا بِالتَّقْصِيرِ وَ الْإِفْطَارِ، أَ يَسُرُّ أَحَدَكُمْ إِذَا تَصَدَّقَ بِصَدَقَةٍ أَنْ تُرَدَّ عَلَيْهِ؟

3- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ عَبْدِ الْمَلِكِ بْنِ عُتْبَةَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ يَحْيَى بْن أَبِي الْعَلَاءِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:

الصَّائِمُ فِي السَّفَرِ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ كَالْمُفْطِرِ فِيهِ فِي الْحَضَرِ.

ثُمَّ قَالَ: إِنَّ رَجُلاً أَتَى النَّبِيَّ (صلى الله عليه و آله) فَقَالَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ! أَصُومُ شَهْرَ رَمَضَانَ فِي السَّفَرِ؟

فَقَالَ: لا فَقَالَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ! إِنَّهُ عَلَيَّ يَسِيرٌ؟

فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله): إِنَّ اللَّهَ (عزوجل) تَصَدَّقَ عَلَى مَرْضَى أُمَّتِي وَ مُسَافِرِيهَا بِالْإِفْطَارِ شَهْرِ رَمَضَانَ، أَ يُعْجِبُ أَحَدَكُمْ لَوْ تَصَدَّقَ بِصَدَقَةٍ أَنْ تُرَدَّ عَلَيْهِ ؟!

4- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ صَالِحِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ عَنْ أَبِي جَعْفَر (علیه السلام) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله):

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: خداوند (عزوجل) افطار در ماه رمضان و تقصیر در نماز را به بیماران و مسافران امّت من صدقه کرده است. آیا کسی از شما خوشحال می شود آن گاه که صدقه ای را داد آن را به او رد کنند؟!

3- يحيى بن ابی البلاد گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

روزه دار در ماه رمضان در سفر به سان افطار کننده در وطن است.

آن گاه حضرتش فرمود: مردی به نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله) شرفیاب شد و گفت: ای رسول خدا! آیا می توانم در سفر روزه بگیرم؟

فرمود: نه.

گفت: ای رسول خدا! این کار برای من آسان است.

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: خداوند (عزوجل) افطار در ماه رمضان را به بیماران و مسافران امت من صدقه کرده است، آیا کسی از شما خوشش می آید که چون صدقه ای را داد آن را به او رد کنند؟!

4- ابان بن تغلب گوید: امام باقر (علیه السلام) فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود:

خِيَارُ أُمَّتِي الَّذِينَ إِذَا سَافَرُوا أَفْطَرُوا وَ قَصَّرُوا، وَ إِذَا أَحْسَنُوا اسْتَبْشَرُوا، وَ إِذَا أَسَاءُوا اسْتَغْفَرُوا.

وَ شِرَارُ أُمَّتِي الَّذِينَ وُلِدُوا فِي النَّعَمِ، وَ غُذُوا بِهِ يَأْكُلُونَ طَيِّبَ الطَّعَامِ، وَ يَلْبَسُونَ لَيْنَ الشَّيَابِ، وَ إِذَا تَكَلَّمُوا لَمْ يَصْدُقُوا.

5- أبو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ عِيصِ بْنِ الْقَاسِمِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:

إِذَا خَرَجَ الرَّجُلُ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ مُسَافِراً أَفْطَرَ.

وَ قَالَ: إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) خَرَجَ مِنَ الْمَدِينَةِ إِلَى مَكَّةَ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ وَ مَعَهُ النَّاسُ وَ فِيهِمُ الْمُشَاةُ، فَلَمَّا انْتَهَى إِلَى كُرَاعَ الْغَمِيمِ دَعَا بِقَدَحِ مِنْ مَاءٍ فِيمَا بَيْنَ الظُّهْرِ وَ الْعَصْرِ فَشَرِبَ وَ أَفْطَرَ، ثُمَّ أَفْطَرَ النَّاسُ مَعَهُ وَ ثَمَّ أُنَاسٌ عَلَى صَوْمِهِمْ، فَسَمَّاهُمُ الْعُصَاةَ، وَ إِنَّمَا يُؤْخَذُ بِآخِرِ أَمْرِ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله).

نیکان امت من کسانی هستند که به هنگام سفر، روزه را افطار و نماز را شکسته می خوانند، آن گاه که مورد احسان و نیکی قرار می گیرند شاد می شوند و آن گاه که بدی کنند آمرزش می طلبند.

و بدهای اُمّت من کسانی هستند که در ناز و نعمت متولد گشته اند و با آن تغذیه شده اند؛ غذاهای خوب می خورند و لباس های نرم می پوشند و به هنگام سخن گفتن راست نمی گویند.

5- عیص بن قاسم گویدک امام صادق (علیه السلام) فرمود:

هرگاه انسان در ماه رمضان به سفر رود، باید افطار کند.

حضرتش فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در ماه رمضان از مدینه به سوی مکه روان شد و گروهی از مردم با حضرتش همسفر بودند، در میان آنان پیادگانی نیز بودند، هنگامی که حضرتش در بین ظهر و عصر به سرزمین «کراع غمیم» رسید کاسه آبی خواست و آن را نوشید و افطار کرد. مردم نیز با آن حضرت افطار کردند. گروهی از همراهان، روزه خود را به پایان رساندند. از این رو حضرتش آنان را عصیانکاران نامید. آنها بایستی آخرین امر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را (که همان خوردن روزه در سفر است) به کار ببندند.

6- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ:

سَمَّى رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله) قَوْماً صَامُوا حِينَ أَفْطَرَ وَ قَصَّرَ عُصَاةٌ وَ قَالَ: هُمُ الْعُصَاةُ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ، وَ إِنَّا لَنَعْرِفُ أَبْنَاءَهُمْ وَ أَبْنَاءَ أَبْنَائِهِمْ إِلَى يَوْمِنَا هَذَا.

7- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ سَلَمَةَ بْنِ الْخَطَّابِ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حَكِيمٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) يَقُولُ:

لَوْ أَنَّ رَجُلاً مَاتَ صَائِماً فِي السَّفَرِ مَا صَلَّيْتُ عَلَيْهِ

بخش چهل و نهم

اشاره

بَابُ مَنْ صَامَ فِي السَّفَرِ بِجَهَالَةٍ

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:

6- زراره گوید: امام باقر (علیه السلام) فرمود:

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) عده ای را که هنگام افطار و تقصیر روزه داشتند، عصیانکار نامید.

حضرتش فرمود: اینان تا روز رستاخیز عصیانکارند و ما، فرزندان و فرزند زادگانشان را (به سبب پیروی از پدرانشان) تا به امروز می شناسیم.

7- حکیم گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که می فرمود: اگر کسی در سفر در حال روزه بمیرد بر او نماز نخواهم خواند.

حکم کسی که ندانسته در سفر روزه بگیرد

1- حلبی گوید: به امام صادق (علیه السلام) گفتم:

قُلْتُ لَهُ: رَجُلٌ صَامَ فِي السَّفَرِ.

فَقَالَ: إِنْ كَانَ بَلَغَهُ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله) نَهَى عَنْ ذَلِكَ فَعَلَيْهِ الْقَضَاءُ، وَ إِنْ لَمْ يَكُنْ بَلَغَهُ فَلَا شَيْءَ عَلَيْهِ.

2- أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ عِيصِ بْنِ الْقَاسِمِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:

مَنْ صَامَ فِي السَّفَرِ بِجَهَالَةٍ لَمْ يَقْضِهِ.

3- صَفْوَانُ بْنُ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْن مُسْكَانَ عَنْ لَيْثِ الْمُرَادِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:

إِذَا سَافَرَ الرَّجُلُ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ أَفْطَرَ، وَ إِنْ صَامَهُ بِجَهَالَةٍ لَمْ يَقْضِهِ.

کسی که در سفر روزه گرفته است چه حکمی دارد؟

فرمود: اگر به او رسیده که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) از آن نهی فرموده، بایستی قضای آن روز را بگیرد و اگر نمی دانسته چیزی بر او نیست.

2- عیص بن قاسم گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

هر که ندانسته در سفر روزه بگیرد آن روز را قضا نمی کند.

3- لیث مرادی گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

هر گاه انسان در ماه رمضان مسافرت کند، بایستی افطار نماید و اگر ندانسته روزه گرفت، آن را قضا نمی کند.

بخش پنجاهم

اشاره

بَابُ مَنْ لا يَجِبُ لَهُ الْإِفْطَارُ وَالتَّقْصِيرُ فِي السَّفَرِ وَ مَنْ يَجِبُ لَهُ ذَلِكَ

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْن شَاذَانَ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:

الْمُكَارِي وَ الْجَمَّالُ الَّذِي يَخْتَلِفُ وَ لَيْسَ لَهُ مُقَامٌ يُتِمُّ الصَّلَاةَ وَ يَصُومُ شَهْرَ رَمَضَانَ.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ قَالَ:

لا يُفْطِرُ الرَّجُلُ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ إِلَّا فِي سَبِيلِ حَقِّ.

3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مَرْوَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ:

کسی که افطار و تقصیر در سفر بر او واجب نیست و کسی که این حکم بر او واجب است

1- هشام بن حکم گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

چهار پادار و شتربانی که در حال رفت و آمد هستند، و در یک جا اقامت ندارند، بایستی نماز را تمام خوانده و روزه ماه رمضان را بگیرند.

2- ابن ابی عمیر (که از اصحاب ائمه (علیهم السلام) است) از یکی از اصحاب خود این گونه نقل می کند:

انسان در ماه رمضان جز به هنگام سفر در راه حق، نباید روزه اش را افطار کند.

3- محمد بن مروان گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که می فرمود:

مَنْ سَافَرَ قَصَّرَ وَ أَفْطَرَ إِلَّا أَنْ يَكُونَ رَجُلاً سَفَرُهُ إِلَى صَيْدٍ أَوْ فِي مَعْصِيَةِ اللَّهِ أَوْ رَسُولاً لِمَنْ يَعْصِي اللَّهَ أَوْ فِي طَلَبِ شَحْنَاءَ أَوْ سِعَايَةِ ضَرَرٍ عَلَى قَوْمٍ مُسْلِمِينَ.

4- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ عُمَرَ بْنِ حَفْصٍ عَنْ سَعِيدِ بْن يَسَارٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) عَنِ الرَّجُلِ يُشَيِّعُ أَخَاهُ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ فَيَبْلُغُ مَسِيرَةَ يَوْمٍ أَوْ مَعَ رَجُلٍ مِنْ إِخْوَانِهِ أَ يُفْطِرُ أَوْ يَصُومُ؟

قَالَ: يُفْطِرُ.

5- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا (علیهما السلام):

فِي الرَّجُلِ يُشَيِّعُ أَخَاهُ مُسِيرَةَ يَوْمٍ أَوْ يَوْمَيْنِ أَوْ ثَلَاثَةٍ.

قَالَ: إِنْ كَانَ فِي شَهْرٍ رَمَضَانَ فَلْيُفْطِرْ.

قُلْتُ: أَيُّمَا أَفْضَلُ يَصُومُ أَوْ يُشَيِّعُهُ؟

کسی که به سفر می رود بایستی افطار کند و نماز را شکسته بخواند مگر کسی که سفرش برای شکار یا در معصیت خدا باشد و یا فرستاده معصیت کاری باشد که معصیت خدا می کند یا در جست و جوی دشمنی یا ضرر رسانیدن بر گروهی از مسلمانان باشد.

4- سعید بن یسار گوید: از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم: کسی که در ماه رمضان از برادر دینی خود مشایعت می کند به اندازۀ یک روز راه می پیماید، یا به همراه مردی از برادران ایمانی می رود، آیا روزه را افطار کند یا روزه بگیرد؟

فرمود: افطار کند.

5- محمد بن مسلم گوید: (امام باقر یا امام صادق (علیهما السلام)) دربارۀ کسی که برای طی مسیر یک یا دو یا سه روز به مشایعت برادر دینی خود راه می پیماید، فرمود:

اگر در ماه رمضان باشد، بایستی افطار کند.

گفتم: کدام یک بهتر است (اقامت کند) روزه بگیرد، یا او را مشایعت نماید؟

قَالَ: يُشَيِّعُهُ، إِنَّ اللَّهَ (عزوجل) قَدْ وَضَعَهُ عَنْهُ.

6- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ الْوَشَّاءِ عَنْ حَمَّادِ بْن عُثْمَانَ قَالَ:

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام): رَجُلٌ مِنْ أَصْحَابِي قَدْ جَاءَنِي خَبَرُهُ مِنَ الْأَعْوَصِ وَ ذَلِكَ فِي شَهْرٍ رَمَضَانَ أَتَلَقَّاهُ وَ أُفْطِرُ؟

قَالَ: نَعَمْ.

قُلْتُ: أَتَلَقَّاهُ وَ أُفْطِرُ أَوْ أُقِيمُ وَ أَصُومُ؟

قَالَ: تَلَقَّاهُ وَ أَفْطِرْ

7- حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنْ عِدَّةٍ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ (علیه السلام) قَالَ:

قُلْتُ: الرَّجُلُ يُشَيِّعُ أَخَاهُ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ الْيَوْمَ وَ الْيَوْمَيْنِ.

فرمود: او را مشایعت کند، زیرا خداوند (عزوجل) روزه را از او برداشته است.

6- حماد بن عثمان گوید: به امام صادق (علیه السلام) گفتم: در ماه رمضان برای من خبری در مورد یکی از اصحابمان از منطقهٔ «اعوص» رسید، آیا به ملاقات او بروم و روزه ام را افطار نمایم؟

فرمود: آری.

گفتم: آیا او را ملاقات کنم و روزه ام را افطار نمایم و یا در وطن بمانم و روزه بگیرم؟

فرمود: او را ملاقات كن و افطار نما.

7- زراره گوید: به امام باقر (علیه السلام) گفتم: کسی است که در ماه رمضان به مسافت یک و دو روز برای مشایعت برادر (دینی) خود می رود (چه حکمی دارد؟).

قَالَ: يُفْطِرُ وَ يَقْضِي.

قِيلَ لَهُ: فَذَلِكَ أَفْضَلُ أَوْ يُقِيمُ وَ لَا يُشَيِّعُهُ؟

قَالَ: يُشَيِّعُهُ وَ يُفْطِرُ، فَإِنَّ ذَلِكَ حَقٌّ عَلَيْهِ.

بخش پنجاه و یکم

اشاره

بَابُ صَوْمِ التَّطَوُّعِ فِي السَّفَرِ وَ تَقْدِيمِهِ وَ قَضَائِهِ

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ الْعَبَّاسِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ وَاسِعٍ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ سَهْلٍ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ: خَرَجَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) مِنَ الْمَدِينَةِ فِي أَيَّامٍ بَقِينَ مِنْ شَعْبَانَ فَكَانَ يَصُومُ ثُمَّ دَخَلَ عَلَيْهِ شَهْرُ رَمَضَانَ وَ هُوَ فِي السَّفَرِ فَأَفْطَرَ.

فَقِيلَ لَهُ: تَصُومُ شَعْبَانَ وَ تُفْطِرُ شَهْرَ رَمَضَانَ؟

فرمود: روزه را افطار کند و قضای آن را به جا آورد.

به حضرتش گفته شد: آن بهتر است یا بماند و او را مشایعت نکند؟

فرمود:و را مشایعت کند و روزه را افطار نماید، زیرا این امر شایستۀ اوست.

انجام روزه مستحبی در سفر و انجام آن پیش از سفر و قضای آن

1- راوی گوید: امام صادق (علیه السلام) چند روز از ماه شعبان مانده بود که از مدینه حرکت کرد، حضرتش روزه می گرفت. وقتی ماه رمضان فرا رسید آن حضرت در سفر بود روزه اش را افطار نمود.

به آن بزرگوار گفته شد: ماه شعبان را روزه می گیری و ماه رمضان را افطار می کنی؟

فَقَالَ: نَعَمْ، شَعْبَانُ إِلَيَّ إِنْ شِئْتُ صُمْتُ، وَ إِنْ شِئْتُ لَا وَ شَهْرُ رَمَضَانَ عَزْمٌ مِنَ اللَّهِ (عزوجل) عَلَيَّ الْإِفْطَارُ.

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ هِلَالٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عُذَافِرٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام): أَصُومُ هَذِهِ الثَّلَاثَةَ الْأَيَّامِ فِي الشَّهْرِ فَرُبَّمَا سَافَرْتُ وَ رُبَّمَا أَصَابَتْنِي عِلَّةٌ فَيَجِبُ عَلَيَّ قَضَاؤُهَا؟

قَالَ: فَقَالَ لِي: إِنَّمَا يَجِبُ الْفَرْضُ، فَأَمَّا غَيْرُ الْفَرْضِ فَأَنْتَ فِيهِ بِالْخِيَارِ.

قُلْتُ: بِالْخِيَارِ فِي السَّفَرِ وَ الْمَرَضِ؟

قَالَ: فَقَالَ: الْمَرَضُ قَدْ وَضَعَهُ اللَّهُ (عزوجل) عَنْكَ وَ السَّفَرُ إِنْ شِئْتَ فَاقْضِهِ وَ إِنْ تَقْضِهِ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكَ.

3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ سَعْدِ بْنِ سَعْدٍ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرَّضَا (عليه السلام) قَالَ:

فرمود: آری، شعبان در اختیار من است اگر خواستم روزه می گیرم و اگر نخواستم روزه نمی گیرم، ولی افطار کردن در ماه رمضان از جانب خداوند (عزوجل) بر من حتمی است.

2- عذافر گوید: به امام صادق (علیه السلام) گفتم: من سه روز در ماه را روزه می گیرم. گاهی مسافرت می نمایم یا بیمار می شوم. آیا قضای آن بر من واجب است؟ گوید: حضرتش به من فرمود: فقط روزه واجب، واجب است؛ ولی تو در روزه غیر واجب اختیار داری.

گفتم: آیا در سفر و بیماری اختیار دارم؟

فرمود: خداوند (عزوجل) روزه را در دوران بیماری از تو برداشته است، ولی در سفر اگر خواستی آن را قضا کن و اگر قضا ننمودی، گناهی بر تو نیس.

3- محمد بن سعد اشعری گوید:

سَأَلْتُهُ عَنْ صَوْمِ ثَلَاثَةِ أَيَّامٍ فِي الشَّهْرِ هَلْ فِيهِ قَضَاءٌ عَلَى الْمُسَافِرِ؟

قَالَ: لا.

4- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْمَرْزُبَانِ بْنِ عِمْرَانَ قَالَ:

قُلْتُ لِلرِّضَا (علیه السلام): أُرِيدُ السَّفَرَ فَأَصُومُ لِشَهْرِيَ الَّذِي أُسَافِرُ فِيهِ؟

قَالَ: لا.

قُلْتُ: فَإِذَا قَدِمْتُ أَقْضِيهِ؟

قَالَ: لا، كَمَا لا تَصُومُ كَذَلِكَ لا تَقْضِي.

5- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ بِلَالٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ بَسَّامٍ الْجَمَّالِ عَنْ رَجُلٍ قَالَ:

كُنْتُ مَعَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) فِيمَا بَيْنَ مَكَّةَ وَ الْمَدِينَةِ فِي شَعْبَانَ وَ هُوَ صَائِمٌ ثُمَّ رَأَيْنَا هِلَالَ شَهْرٍ رَمَضَانَ فَأَفْطَرَ.

آیا روزه سه روز در ماه بر مسافر قضا دارد؟

فرمود: نه.

4- مرزبان بن عمران گوید: به امام رضا (علیه السلام) گفتم: می خواهم سفر کنم آیا روزۀ ماهی که در آن سفر می کنم، بگیرم؟

فرمود: نه.

گفتم: چون برگشتم آن را قضا نمایم؟

فرمود: نه، چنانچه روزه نمی گیری همچنان قضا نمی کنی.

5- راوی گوید: در ماه شعبان بین مکه و مدینه همراه امام صادق (علیه السلام) بودم و حضرتش روزه بود آن گاه که هلال ماه رمضان را دیدیم حضرتش افطار نمود.

فَقُلْتُ لَهُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! أَمْسِ كَانَ عَنْ شَعْبَانَ وَ أَنْتَ صَائِمٌ وَ الْيَوْمُ مِنْ شَهْرٍ رَمَضَانَ وَ أَنْتَ مُفْطِرٌ؟

فَقَالَ: إِنَّ ذَاكَ تَطَوُّعٌ وَ لَنَا أَنْ نَفْعَلَ مَا شِئْنَا، وَ هَذَا فَرْضٌ فَلَيْسَ لَنَا أَنْ نَفْعَلَ إِلَّا مَا أُمِرْنَا.

بخش پنجاه و دوم

اشاره

بَابُ الرَّجُلِ يُرِيدُ السَّفَرَ أَوْ يَقْدَمُ مِنْ سَفَرِ فِي شَهْرٍ رَمَضَانَ

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام):

أَنَّهُ سُئِلَ عَنِ الرَّجُلِ يَخْرُجُ مِنْ بَيْتِهِ يُرِيدُ السَّفَرَ وَ هُوَ صَائِمٌ.

قَالَ: فَقَالَ: إِنْ خَرَجَ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَنْتَصِفَ النَّهَارُ فَلْيُفْطِرْ وَ لْيَقْضِ ذَلِكَ الْيَوْمَ وَ إِنَّ خَرَجَ بَعْدَ الزَّوَالِ فَلْيُتِمَّ يَوْمَهُ.

به او گفتم: فدایت شوم! دیروز از ماه شعبان بود، شما روزه بودید، امروز که از ماه رمضان است شما افطار نموده اید؟

پس فرمود: روزۀ ماه شعبان مستحبّی بود و ما می توانستیم در مورد آن هر گونه خواستیم انجام دهیم، ولی روزۀ ماه رمضان واجب است، برای ما جایز نیست کاری بکنیم، مگر آن چه مأمور شده ایم.

حکم کسی که در ماه رمضان قصد سفر دارد، یا از سفر بر می گردد

1- حلبی گوید: از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم: کسی که (در ماه رمضان) از خانۀ خود به قصد سفر بیرون می رود و روزه است (چه وظیفه ای دارد)؟

فرمود: اگر پیش از ظهر خارج شود، بایستی افطار نماید و آن روز را قضا کند و اگر بعد از ظهر حرکت کند، باید روزۀ آن روز را به پایان برساند.

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ عُبَيْدِ بْنِ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:

إِذَا خَرَجَ الرَّجُلُ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ بَعْدَ الزَّوَالِ أَتَمَّ الصِّيَامَ فَإِذَا خَرَجَ قَبْلَ الزَّوَالِ أَفْطَرَ.

3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ عُبَيْدِ بْنِ زُرَارَةَ عَنْ عَبْدِ اللهِ (علیه السلام):

فِي الرَّجُلِ يُسَافِرُ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ يَصُومُ أَوْ يُفْطِرُ.

قَالَ: إِنْ خَرَجَ قَبْلَ الزَّوَالِ فَلْيُفْطِرْ، وَ إِنْ خَرَجَ بَعْدَ الزَّوَالِ فَلْيَصُمْ.

وَ قَالَ: يُعْرَفُ ذَلِكَ بِقَوْلِ عَلِي (علیه السلام): أَصُومُ وَ أَفْطِرُ حَتَّى إِذَا زَالَتِ الشَّمْسُ عُزِمَ عَلَيَّ يَعْنِي الصِّيَامَ.

4- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:

2- عبید بن زراره گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

هر گاه انسان در ماه رمضان بعد از ظهر از وطنش بیرون رود، بایستی روزه را به پایان برساند، ولی اگر پیش از ظهر از وطنش بیرون رفت، افطار می کند.

3- عبید بن زراره گوید: امام صادق (علیه السلام) دربارۀ کسی که در ماه رمضان مسافرت می کند، آیا روزه بگیرد و یا افطار کند؟

فرمود: اگر پیش از ظهر حرکت کند باید افطار کند و اگر بعد از ظهر حرکت کند باید روزه بگیرد.

حضرتش فرمود: این حکم از سخن علی (علیه السلام) دانسته می شود که فرمود: «به هنگام سفر می توانم روزه بگیرم و افطار کنم تا آن گاه که ظهر فرا رسد روزه بر من حتمی می شود».

4- محمد بن مسلم گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

إِذَا سَافَرَ الرَّجُلُ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ فَخَرَجَ بَعْدَ نِصْفِ النَّهَارِ فَعَلَيْهِ صِيَامُ ذَلِكَ الْيَوْمِ وَ يَعْتَدُّ بِهِ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ، فَإِذَا دَخَلَ أَرْضاً قَبْلَ طُلُوعِ الْفَجْرِ وَ هُوَ يُرِيدُ الْإِقَامَةَ بِهَا فَعَلَيْهِ صَوْمُ ذَلِكَ الْيَوْمِ، فَإِنْ دَخَلَ بَعْدَ طُلُوعِ الْفَجْرِ فَلَا صِيَامَ عَلَيْهِ وَ إِنْ شَاءَ صَامَ.

5- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرِ عَنْ رِفَاعَةَ بْنِ مُوسَى قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) عَنِ الرَّجُلِ يَقْدَمُ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ مِنْ سَفَرٍ حَتَّى يَرَى أَنَّهُ سَيَدْخُلُ أَهْلَهُ ضَحْوَةً أَوِ ارْتِفَاعَ النَّهَارِ.

فَقَالَ: إِذَا طَلَعَ الْفَجْرُ وَ هُوَ خَارِجٌ وَ لَمْ يَدْخُلْ أَهْلَهُ فَهُوَ بِالْخِيَارِ إِنْ شَاءَ صَامَ وَ إِنْ شَاءَ أَفْطَرَ.

6- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَيْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ:

هرگاه کسی در ماه رمضان مسافرت نماید و بعد از نیمی از روز از وطنش خارج شود، بایستی روزه آن روز را به پایان برساند و روزۀ آن روز از ماه رمضان حساب می شود. هرگاه پیش از طلوع فجر به سرزمینی وارد شود که می خواهد در آنجا قصد اقامت کند، بایستی آن روز را روزه بدارد و اگر بعد از طلوع فجر وارد شود، روزه ای بر عهده ندارد و اگر بخواهد، می تواند روزه بگیرد.

5- رفاعة بن موسی گوید: از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم: کسی که در ماه رمضان از سفر باز می گردد به نظرش می رسد که پس از طلوع آفتاب، یا بالا آمدن آن به خانه اش می رسد (چه وظیفه ای دارد؟).

امام (علیه السلام) فرمود: هرگاه فجر بدمد و او بیرون شهرش باشد و هنوز وارد خانه نشده باشد اختیار دارد که روزه بگیرد، یا افطار کند.

6- نظیر این روایت را محمّد بن مسلم از امام باقر (علیه السلام) نقل می کند.

سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرِ عَنِ الرَّجُلِ يَقْدَمُ مِنْ سَفَرٍ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ فَيَدْخُلُ أَهْلَهُ حِينَ يُصْبِحُ أَوِ ارْتِفَاعَ النَّهَارِ.

قَالَ إِذَا طَلَعَ الْفَجْرُ وَ هُوَ خَارِجٌ وَ لَمْ يَدْخُلْ أَهْلَهُ فَهُوَ بِالْخِيَارِ إِنْ شَاءَ صَامَ وَ إِنْ شَاءَ أَفْطَرَ.

7- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ (علیه السلام) عَنْ رَجُلٍ قَدِمَ مِنْ سَفَرٍ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ وَ لَمْ يَطْعَمْ شَيْئاً قَبْلَ الزَّوَالِ.

قَالَ: يَصُومُ.

8- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْن عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ:

سَأَلْتُهُ عَنْ مُسَافِر دَخَلَ أَهْلَهُ قَبْلَ زَوَالِ الشَّمْسِ وَ قَدْ أَكَلَ.

قَالَ : لا يَنْبَغِي لَهُ أَنْ يَأْكُلَ يَوْمَهُ ذَلِكَ شَيْئاً، وَ لا يُوَاقِعُ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ إِنْ كَانَ لَهُ أَهْلُ.

7- احمد بن محمد گوید: از امام ابوالحسن (علیه السلام) پرسیدم: کسی که پیش از ظهر از سفر بر می گردد و هنوز چیزی نخورده است (چه وظیفه ای دارد؟).

فرمود: روزه می گیرد.

8- سماعه گوید: از امام (علیه السلام) پرسیدم: مسافری پیش از ظهر به خانه اش وارد می شود، در حالی که در راه غذا خورده است (چه وظیفه ای دارد؟)

فرمود: شایسته نیست در آن روز چیزی بخورد و اگر همسر دارد با او نزدیکی نکند.

9- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى بْنِ عُبَيْدٍ عَنْ يُونُسَ قَالَ:

قَالَ: فِي الْمُسَافِرِ الَّذِي يَدْخُلُ أَهْلَهُ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ وَ قَدْ أَكَلَ قَبْلَ دُخُولِهِ.

قَالَ: يَكْفُ عَنِ الْأَكْلِ بَقِيَّةَ يَوْمِهِ وَ عَلَيْهِ الْقَضَاءُ.

وَ قَالَ فِي الْمُسَافِرِ يَدْخُلُ أَهْلَهُ وَ هُوَ جُنُبْ قَبْلَ الزَّوَالِ وَ لَمْ يَكُنْ أَكَلَ: فَعَلَيْهِ أَنْ يُتِمَّ صَوْمَهُ وَ لَا قَضَاءَ عَلَيْهِ. يَعْنِي إِذَا كَانَتْ جَنَابَتُهُ مِنِ احْتِلَامٍ.

بخش پنجاه و سوم

اشاره

بَابُ مَنْ دَخَلَ بَلْدَةً فَأَرَادَ الْمُقَامَ بِهَا أَوْ لَمْ يُرِدْ

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ:

9- يونس بن عبدالرحمان گوید: حضرتش دربارۀ مسافری که در ماه رمضان به خانه اش وارد می شود و پیش از ورودش غذایی خورده است، فرمود:

در باقی مانده از روز از خوردن دست بر می دارد و بر اوست که آن روز را قضا کند.

و فرمود: مسافری که پیش از ظهر با حالت جنب وارد خانه اش می شود و هنوز هم چیزی نخورده است بر اوست که روزه اش را به پایان برساند و قضایی در ذمه ندارد.

{یونس گوید:} منظور این است که هر گاه جنابت او از احتلام باشد.

حکم کسی که وارد شهری شد و تصمیم دارد در آن بماند یا چنین تصمیمی ندارد

1- ابوبصیر (که از راویان امام باقر و امام صادق (علیه السلام) است) گوید:

إِذَا قَدِمْتَ أَرْضاً وَ أَنْتَ تُرِيدُ أَنْ تُقِيمَ بِهَا عَشَرَةَ أَيَّامٍ فَصُمْ وَ أَتِمَّ وَ إِنْ كُنْتَ تُرِيدُ أَنْ تُقِيمَ أَقَلَّ مِنْ عَشَرَةِ أَيَّامٍ فَأَفْطِرْ مَا بَيْنَكَ وَ بَيْنَ شَهْرٍ، فَإِذَا بَلَغَ الشَّهْرُ فَأَتِمَّ الصَّلَاةَ وَ الصِّيَامَ وَ إِنْ قُلْتَ: أَرْتَحِلُ غُدْوَةً.

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنِ الْعَمْرَكِيَّ بْنِ عَلِي عَنْ عَلِيِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَخِيهِ أَبِي الْحَسَنِ (علیع السلام) قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ يُدْرِكُهُ شَهْرُ رَمَضَانَ فِي السَّفَرِ فَيُقِيمُ الْأَيَّامَ فِي الْمَكَانِ عَلَيْهِ صَوْمٌ.

قَالَ: لَا حَتَّى يُجْمِعَ عَلَى مُقَامِ عَشَرَةِ أَيَّامٍ وَ إِذَا أَجْمَعَ عَلَى مُقَامِ عَشَرَةِ أَيَّامٍ صَامَ وَ أَتَمَّ الصَّلَاةَ.

قَالَ: وَ سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ يَكُونُ عَلَيْهِ أَيَّامٌ مِنْ شَهْرٍ رَمَضَانَ وَ هُوَ مُسَافِرٌ يَقْضِي إِذَا أَقَامَ فِي الْمَكَانِ.

قَالَ: لا، حَتَّى يُجْمِعَ عَلَى مُقَامِ عَشَرَةِ أَيَّامٍ.

هر گاه وارد سرزمینی شدی و خواستی ده روز در آن بمانی، روزه بگیر و نماز را تمام بخوان و اگر خواستی کمتر از ده روز اقامت کنی تا یک ماه افطار کن، وقتی اقامت تو یک ماه شد، نماز و روزه را تمام به جا آور، گرچه بگویی: فردا کوچ می کنم.

2- علی بن جعفر گوید: از برادرم امام کاظم (علیه السلام) پرسیدم: کسی که ماه رمضان را در سفر درک میکند و چند روز در مکانی می ماند آیا می تواند روزه بگیرد؟

فرمود: نه تا در آن مکان ده روز بماند و هر گاه ده روز اقامت کرد، روزه می گیرد و نماز را تمام می خواند.

گوید: از حضرتش پرسیدم: کسی چند روز قضای ماه رمضان بر عهده دارد، آیا می تواند در مسافرت آن گاه که در یک جا اقامت نمود، قضا نماید؟

فرمود: نه، مگر ده روز در یک جا اقامت کند.

بخش پنجاه و چهارم

اشاره

بَابُ الرَّجُلِ يُجَامِعُ أَهْلَهُ فِي السَّفَرِ أَوْ يَقْدَمُ مِنْ سَفَرٍ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عُمَرَ بْنِ يَزِيدَ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) عَنِ الرَّجُلِ يُسَافِرُ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ أَ لَهُ أَنْ يُصِيبَ مِنَ النِّسَاء؟

قَالَ: نَعَمْ.

2- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سَهْلِ عَنْ أَبِيهِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ (علیه السلام) عَنْ رَجُلٍ أَتَى أَهْلَهُ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ وَ هُوَ مُسَافِرٌ.

قَالَ: لَا بَأْسَ.

4- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ عَبْدِ الْمَلِكِ بْنِ عُتْبَةَ الْهَاشِمِيٌّ قَالَ:

حکم مردی که در سفر با همسر خود نزدیکی کند، یا در ماه رمضان از سفر برگردد

1- عمر بن یزید گوید: از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم: مردی که در ماه رمضان مسافرت می کند آیا می تواند با همسرش نزدیکی کند؟

فرمود: آری.

2- نظیر این روایت را سهل نیز از امام کاظم (علیه السلام) نقل می کند.

3- عبدالملک بن عتبه هاشمی نیز همین پرسش را از امام کاظم (علیه السلام) می نماید.

سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ - يَعْنِي مُوسَى (علیه السلام) - عَنِ الرَّجُلِ يُجَامِعُ أَهْلَهُ فِي السَّفَرِ وَ هُوَ فِي شَهْرٍ رَمَضَانَ.

قَالَ: لا بَأْسَ به.

4- حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ غَيْرِ وَ احِدٍ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِي الْعَبَّاسِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام):

فِي الرَّجُلِ يُسَافِرُ وَ مَعَهُ جَارِيَةٌ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ هَلْ يَقَعُ عَلَيْهَا؟

قَالَ: نَعَمْ.

5- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنِ ابْنِ سِنَانٍ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) عَنِ الرَّجُلِ يُسَافِرُ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ وَ مَعَهُ جَارِيَةٌ لَهُ فَلَهُ أَنْ يُصِيبَ مِنْهَا بِالنَّهَارِ؟

فَقَالَ: سُبْحَانَ اللَّهِ! أَ مَا تَعْرِفُ حُرْمَةَ شَهْرِ رَمَضَانَ ؟! إِنَّ لَهُ فِي اللَّيْلِ سَبْحاً طَوِيلاً.

4- ابو العباس گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

کسی که در ماه رمضان به همراه کنیزی مسافرت می کند، می تواند با او نزدیکی کند؟

فرمود: آری.

5- عبدالله بن سنان گوید: از امام صادق (علیه السلام) سؤال کردم: مردی که در ماه رمضان با کنیز خود به مسافرت می رود آیا می تواند در روز با او نزدیکی کند؟

فرمود: سبحان الله! آیا احترام ماه رمضان را نمی دانی؟! به راستی که برای او شب هنگام فرصت بسیاری است.

قُلْتُ: أَ لَيْسَ لَهُ أَنْ يَأْكُلَ وَ يَشْرَبَ وَ يُقَصِّرَ؟

فَقَالَ: إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى قَدْ رَخَّصَ لِلْمُسَافِرِ فِي الْإِفْطَارِ وَ التَّقْصِيرِ رَحْمَةً وَ تَخْفِيفاً لِمَوْضِع التَّعَبِ وَ النَّصَبِ وَ وَعْثِ السَّفَرِ وَ لَمْ يُرَخُضْ لَهُ فِي مُجَامَعَةِ النِّسَاءِ فِي السَّفَرِ بِالنَّهَارِ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ، وَ أَوْجَبَ عَلَيْهِ قَضَاءَ الصِّيَامِ وَ لَمْ يُوجِبْ عَلَيْهِ قَضَاءَ تَمَامِ الصَّلَاةِ إِذَا آبَ مِنْ سَفَرِهِ.

ثُمَّ قَالَ: وَ السُّنَّةُ لا تُقَاسُ، وَ إِنِّي إِذَا سَافَرْتُ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ مَا آكُلُ إِلَّا الْقُوتَ وَ مَا أَشْرَبُ كُلَّ الرَّيِّ.

6- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ إِسْحَاقَ الْأَحْمَرِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ حَمَّادٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْن سِنَانِ قَالَ:

سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ يَأْتِي جَارِيَتَهُ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ بِالنَّهَارِ فِي السَّفَرِ.

فَقَالَ: مَا عَرَفَ هَذَا حَقٌّ شَهْرِ رَمَضَانَ، إِنَّ لَهُ فِي اللَّيْلِ سَبْحاً طَوِيلاً.

گفتم: آیا برای او روا نیست که بخورد، بیاشامد و نمازش را شکسته بخواند؟

فرمود: خدای تبارک و تعالی به آیین رحمت و به منظور فرو کاستن از خستگی و رنج و مشقت سفر، به مسافر رخصت افطار و تقصیر داده است. ولی رخصت مجامعت با زنان را در سفر به هنگام روز در ماه رمضان به او نداده است و قضای روزه را بر او واجب ساخته، ولی قضای اتمام نماز را پس از رخصت از سفر بر او واجب نکرده است.

آن گاه فرمود: و سنت قیاس نمی شود و من هرگاه در ماه رمضان سفر کنم، غذای کامل نمی خورم و تا حد سیراب نمی آشامم.

6- عبد الله بن سنان گوید: از حضرتش پرسیدم: آیا مرد می تواند در ماه رمضان در سفر به هنگام روز با کنیز خود نزدیکی کند؟

فرمود: چنین فردی حق و حرمت ماه رمضان را نشناخته است، برای او شب هنگام فرصت بسیاری است.

قَالَ الْكُلَيْنِيُّ: الْفَضْلُ عِنْدِي أَنْ يُوَقِّرَ الرَّجُلُ شَهْرَ رَمَضَانَ وَ يُمْسِكَ عَنِ النِّسَاءِ السَّفَرِ بِالنَّهَارِ، إِلَّا أَن يَكُونَ تَغْلِبُهُ الشَّهْوَةُ وَ يَخَافُ عَلَى نَفْسِهِ فَقَدْ رُخْضَ لَهُ أَنْ يَأْتِيَ الْحَلَالَ كَمَا رُخِّصَ لِلْمُسَافِرِ الَّذِي لا يَجِدُ الْمَاءَ إِذَا غَلَبَهُ الشَّبَقُ أَنْ يَأْتِيَ الْحَلَالَ.

قَالَ: وَ يُؤْجَرُ فِي ذَلِكَ كَمَا أَنَّهُ إِذَا أَتَى الْحَرَامَ أَثِمَ.

بخش پنجاه و پنجم

اشاره

بَابُ صَوْمِ الْحَائِضِ وَ الْمُسْتَحَاضَةِ

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدِ قَالَ:

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام): الْحَائِضُ تَقْضِي الصَّوْمَ؟

قَالَ: نَعَمْ.

قُلْتُ: تَقْضِي الصَّلَاةَ؟

کلینی (رحمه الله) گوید: به نظر من بهتر است که انسان ماه رمضان را بزرگ شمارد و در سفر در روز از نزدیکی با زنان خودداری نماید، مگر این که شهوت بر او چیره گردد و بر خود بترسد که آن گاه به حلال رخصت داده شده است، همچنانچه برای مسافری که آب نیابد و شهوت زیاد بر او غلبه کند می تواند با همسر خود نزدیکی کند. وی گفت: اگر حرمت آن ماه را نگه دارد، پاداش دارد، آن سان که وقتی مرتکب حرام شود، گناه دارد.

روزه حایض و مستحاضه

1- حسن بن راشد گوید: به امام صادق (علیه السلام) گفتم: زن حائض روزه را قضا می کند؟

فرمود: آری.

گفتم: نماز را قضا می کند؟

قَالَ: لا.

قُلْتُ: مِنْ أَيْنَ جَاءَ هَذَا؟

قَالَ: أَوَّلُ مَنْ قَاسَ إِبْلِيسُ.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيِّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:

سَأَلْتُهُ عَنِ امْرَأَةٍ أَصْبَحَتْ صَائِمَةٌ فَلَمَّا ارْتَفَعَ النَّهَارُ أَوْ كَانَ الْعَشِيُّ حَاضَتْ أَتُفْطِرُ؟

قَالَ: نَعَمْ، وَ إِنْ كَانَ وَقْتُ الْمَغْرِبِ فَلْتُفْطِرْ.

قَالَ: وَ سَأَلْتُهُ عَنِ امْرَأَةٍ رَأَتِ الطَّهْرَ فِي أَوَّلِ النَّهَارِ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ فَتَغْتَسِلُ وَ لَمْ تَطْعَمْ فَمَا تَصْنَعُ فِي ذَلِكَ الْيَوْمِ؟

قَالَ: تُفْطِرُ ذَلِكَ الْيَوْمَ فَإِنَّمَا فِطْرُهَا مِنَ الدَّمِ.

فرمود: نه.

گفتم: این حکم از کجا آمده؟

فرمود: نخستین کسی که قیاس نمود، ابلیس بود.

2- حلبی گوید: از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم: زنی روزه بود چون روز بالا آمد، یا نزدیک غروب شد حائض گشت آیا افطار کند؟

فرمود: آری و اگر (نزدیک) مغرب باشد، باید افطار کند.

راوی گوید: پرسیدم: زنی در ماه رمضان در آغاز روز پاک شد، آن گاه غسل نمود و چیزی هم نخورد وظیفه او در آن روز چیست؟

فرمود: آن روز را افطار کند، زیرا آن روز با خون حیض شکسته شده است.

3- أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ عِيصِ بْنِ الْقَاسِم قَال: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) عَنِ امْرَأَةٍ تَطْمَتُ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ قَبْلَ أَنْ تَغِيبَ الشَّمْسُ.

قَالَ: تُفْطِرُ حِينَ تَطْمَتُ.

4- صَفْوَانُ بْنُ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ الْحَجَّاجِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ (علیه السلام) عَنِ الْمَرْأَةِ تَلِدُ بَعْدَ الْعَصْرِ أَ تُتِمُّ ذَلِكَ الْيَوْمَ أَمْ تُفْطِرُ؟

قَالَ: تُفْطِرُ وَ تَقْضِي ذَلِكَ الْيَوْمَ.

5- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ رِئَابٍ عَنْ سَمَاعَةَ بْنِ مِهْرَانَ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) عَن الْمُسْتَحَاضَةِ.

قَالَ: فَقَالَ تَصُومُ شَهْرَ رَمَضَانَ إِلَّا الْأَيَّامَ الَّتِي كَانَتْ تَحِيضُ فِيهِنَّ ثُمَّ تَقْضِيهَا بَعْدَهُ.

3- عيص بن قیص گوید: از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم: زنی که در ماه رمضان پیش از غروب آفتاب حائض می شود (چه وظیفه ای دارد؟).

فرمود: آن گاه که حیض شد، افطار می کند.

4- عبدالرحمان بن حجّاج گوید: از امام ابوالحسن (امام کاظم (علیه السلام)) پرسیدم: زنی که بعد از عصر وضع حمل می کند، آیا روزۀ آن روز را به پایان برساند، یا افطار کند؟

فرمود: آن روز را افطار نماید و قضای آن را به جا آورد.

5- سماعة بن مهران گوید: از امام صادق (علیه السلام) دربارۀ زن مستحاضه پرسیدم؟

فرمود: ماه رمضان را - جز روزهایی که در آن حیض می شد - روزه می گیرد، قضای آنها را به جا می آورد.

6- أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ قَالَ: كَتَبْتُ إِلَيْهِ (علیه السلام): امْرَأَةٌ طَهُرَتْ مِنْ حَيْضِهَا أَوْ مِنْ دَمِ نِفَاسِهَا فِي أَوَّلِ يَوْمٍ مِنْ شَهْرٍ رَمَضَانَ ثُمَّ اسْتَحَاضَتْ فَصَلَّتْ وَ صَامَتْ شَهْرَ رَمَضَانَ كُلَّهُ مِنْ غَيْرِ أَنْ تَعْمَلَ مَا تَعْمَلُ الْمُسْتَحَاضَةُ مِنَ الْغُسْلِ لِكُلِّ صَلَاتَيْنِ فَهَلْ يَجُوزُ صَوْمُهَا وَ صَلَاتُهَا أَمْ لَا؟

فَكَتَبَ (علیه السلام): تَقْضِي صَوْمَهَا وَ لا تَقْضِي صَلَاتَهَا، إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله) كَانَ يَأْمُرُ فَاطِمَةَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ مِنْ نِسَائِهِ بِذَلِكَ.

7- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ عَنْ أَبِي الصَّبَّاحِ الْكِنَانِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام):

فِي امْرَأَةٍ أَصْبَحَتْ صَائِمَةٌ فَلَمَّا ارْتَفَعَ النَّهَارُ أَوْ كَانَ الْعَشِيُّ حَاضَتْ أَتُفْطِرُ؟ قَالَ: نَعَمْ وَ إِنْ كَانَ قَبْلَ الْمَغْرِبِ فَلْتُفْطِرْ.

6- علی بن مهزیار (که از راویان امام رضا، امام جواد و امام هادی (علیهم السلام) است) گوید:

طی نامه ای خدمت امام (علیه السلام) نوشتم: زنی در اوّل روزه از ماه رمضان از خون حیض یا از خون نفاس پاک شده سپس مستحاضه شده است و نماز خوانده و تمام ماه رمضان را روزه گرفته است بی آن که به دستورات مستحاضه از غسل در هر نماز عمل کند، آیا روزه و نماز او جایز است یا نه؟

حضرتش در پاسخ نوشت: روزه اش را قضا می کند، ولی نمازش را قضا نمی کند، زیرا رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فاطمه {بنت ابی حبیش} و همسران مؤمن خود را به همین عمل امر می نمود.

7- ابو صباح کنانی گوید: از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم: زنی روزه گرفته است، وقتی روز بالا آمده یا آخر روز فرا رسیده، حائض شده است، آیا روزه خود را افطار می کند؟

فرمود: آری و اگر پیش از مغرب باشد، باید افطار کند.

وَ عَنِ امْرَأَةٍ تَرَى الطُّهْرَ مِنْ أَوَّلِ النَّهَارِ فِي شَهْرٍ رَمَضَانَ لَمْ تَغْتَسِلْ وَ لَمْ تَطْعَمْ كَيْفَ تَصْنَعُ بِذَلِكَ الْيَوْمِ؟

قَالَ: إِنَّمَا فِطْرُهَا مِنَ الدَّمِ.

8- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:

سَأَلْتُهُ عَنِ امْرَأَةٍ مَرِضَتْ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ وَ مَاتَتْ فِي شَوَّالٍ فَأَوْصَتْنِي أَنْ أَقْضِيَ عَنْهَا.

قَالَ: هَلْ بَرَأَتْ مِنْ مَرَضِهَا؟

قُلْتُ: لَا مَاتَتْ فِيهِ.

فَقَالَ: لا تَقْضِ عَنْهَا، فَإِنَّ اللَّهَ (علیه السلام) لَمْ يَجْعَلْهُ عَلَيْهَا.

قُلْتُ: فَإِنِّي أَشْتَهِي أَنْ أَقْضِيَ عَنْهَا وَ قَدْ أَوْ صَتْنِي بِذَلِكَ.

و هم چنین پرسیدم: زنی در اوّل روز در ماه رمضان پاک شد و هنوز غسل نکرده و چیزی نخورده است در آن روز چه وظیفه ای دارد؟

فرمود: روزه را افطار می کند، چرا که روزهاش از خون حیض شکسته شده است.

8- ابوبصیر گوید: از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم: زنی در ماه رمضان بیمار شد و در ماه شوّال از دنیا رفت. او به من وصیت کرد که از جانب وی قضای (روزه هایش را) به جا آورم؟

فرمود: آیا از بیماریش بهبودی یافت؟

گفتم: در اثر آن بیماری فوت کرد.

فرمود: از جانب او قضا به جا نیاور، زیرا خداوند (عزوجل) قضا را بر او قرار نداده است.

گفتم: من دوست دارم که از جانب او قضا به جا آورم، چون او بر من وصیت کرده است.

قَالَ: كَيْفَ تَقْضِي عَنْهَا شَيْئاً لَمْ يَجْعَلْهُ اللَّهُ عَلَيْهَا، فَإِنِ اشْتَهَيْتَ أَنْ تَصُومَ لِنَفْسِكَ فَصُمْ.

9- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ امْرَأَةٍ مَرِضَتْ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ أَوْ طَمِثَتْ أَوْ سَافَرَتْ فَمَاتَتْ قَبْلَ خُرُوج شَهْرِ رَمَضَانَ هَلْ يُقْضَى عَنْهَا؟

قَالَ: أَمَّا الطَّمْتُ وَالْمَرَضُ فَلَا، وَ أَمَّا السَّفَرُ فَنَعَمْ.

10- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيَّ عَنْ مُوسَى قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام):

عَنِ الْمَرْأَةِ تَنْذِرُ عَلَيْهَا صَوْمَ شَهْرَيْنِ مُتَتَابِعَيْنِ.

قَالَ: تَصُومُ وَ تَسْتَأْنِفُ أَيَّامَهَا الَّتِي قَعَدَتْ حَتَّى تُتِمَّ شَهْرَيْنِ.

قُلْتُ: أَرَأَيْتَ إِنْ هِيَ يَئِسَتْ مِنَ الْمَحِيضِ أَتَقْضِيهِ؟

قَالَ: لَا تَقْضِي يُجْزِنُهَا الْأَوَّلُ.

فرمود: چگونه از جانب او قضا به جا می آوری، در حالی که خدا برای او قضا قرار نداده است. پس اگر خواستی از جانب خودت روزه بگیری، پس روزه بگیر.

9- ابو حمزه گوید: از امام باقر (علیه السلام) پرسیدم: زنی در ماه رمضان بیمار شد، یا حائض گشت یا مسافرت نمود و پیش از پایان ماه رمضان وفات یافت، آیا از جانب او می توان قضا به جا آورد؟

فرمود: در مورد حیض و بیماری نه (قضا نیست)، ولی در مورد سفر آری.

10- رفاعة بن موسى گوید: از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم: زنی روزه دو ماه پی در پی را نذر کرده است (چگونه انجام دهد؟).

فرمود: روزه می گیرد و در دوران حیض که روزه نگرفته، روزه را از سر می گیرد تا آن دو ماه را کامل کند.

گفتم: به نظر شما اگر آن زن یائسه باشد آیا قضای آن را انجام دهد؟

فرمود: قضا نکند، همان روزه اوّلی از او کفایت می کند.

11- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ جَعْفَرٍ قَالَ:

قُلْتُ لِأَبِي الْحَسَنِ (علیه السلام): إِنَّ امْرَأَتِي جَعَلَتْ عَلَى نَفْسِهَا صَوْمَ شَهْرَيْنِ فَوَضَعَتْ وَلَدَهَا وَ أَدْرَكَهَا الْحَبَلُ فَلَمْ تَقْوَ عَلَى الصَّوْمِ.

قَالَ: فَلْتَتَصَدَّقْ مَكَانَ كُلِّ يَوْمٍ بِمُدٍ عَلَى مِسْكِينٍ.

بخش پنجاه و ششم

اشاره

بَابُ مَنْ وَجَبَ عَلَيْهِ صَوْمُ شَهْرَيْنِ مُتَتَابِعَيْنِ فَعَرَضَ لَهُ أَمْرُ يَمْنَعُهُ عَنْ إِثْمَامِهِ

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلٍ وَ مُحَمَّدِ بْنِ حُمْرَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام):

11- محمد بن جعفر گوید: به امام کاظم (علیه السلام) گفتم: همسرم دو ماه روزه نذر کرده است، ولی زایمان کرد و بار دیگر باردار شد و توان روزه گرفتن را نداشت؟ فرمود: در ازای هر روز از آن دو ماه، یک مد طعام به مسکین صدقه دهد.

حکم کسی که روزه دوماه پشت سرهم بر او واجب شود، پس کاری پیش آمد کند که از اتمام آن بازدارد

1- جميل و محمّد بن حمران گویند: امام صادق (علیه السلام):

فِي الرَّجُلِ الْحُرِّ يَلْزَمُهُ صَوْمُ شَهْرَيْنِ مُتَتَابِعَيْنِ فِي ظِهَارٍ فَيَصُومُ شَهْراً ثُمَّ يَمْرَضُ.

قَالَ: يَسْتَقْبِلُ وَإِنْ زَادَ عَلَى الشَّهْرِ الْآخَرِ يَوْمًا أَوْ يَوْمَيْنِ بَنَى عَلَى مَا بَقِيَ.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ: صِيَامُ كَفَّارَةِ الْيَمِينِ فِي الظُّهَارِ شَهْرَيْنِ مُتَتَابِعَيْنِ وَ التَّتَابَعُ أَنْ يَصُومَ شَهْراً وَ يَصُومَ مِنَ الشَّهْرِ الْآخَرِ أَيَّاماً أَوْ شَيْئاً مِنْهُ، فَإِنْ عَرَضَ لَهُ شَيْءٌ يُفْطَرُ فِيهِ أَفْطَرَ ثُمَّ قَضَى مَا بَقِيَ عَلَيْهِ، وَ إِنْ صَامَ شَهْراً ثُمَّ عَرَضَ لَهُ شَيْءٌ فَأَفْطَرَ قَبْلَ أَنْ يَصُومَ مِنَ الْآخَرِ شَيْئاً فَلَمْ يُتَابِعْ أَعَادَ الصِّيَامَ كُلَّهُ.

3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ بْنِ مِهْرَانَ قَالَ:

سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ يَكُونُ عَلَيْهِ صَوْمُ شَهْرَيْنِ مُتَتَابِعَيْنِ أَ يُفَرِّقُ بَيْنَ الْأَيَّامِ؟

دربارۀ انسان آزادی که روزه دو ماه پیاپی جهت کفّارۀ ظهار بر عهده دارد، پس یک ماه روزه می گیرد، آن گاه مریض می شود. فرمود: روزه را از سر می گیرد و اگر از ماه دوم یک یا دو روز روزه گرفته باشد بنا را بر همان مانده می گذارد.

2- حلبی گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

روزۀ کفاره سوگند در ظهار دو ماه پیاپی است، منظور از پیاپی این است که یک ماه روزه بگیرد و از ماه بعدی هر چند روز یا چیزی از آن روزه بگیرد. پس اگر به آن شخص کاری پیش آمد که باید افطار کند، افطار می نماید، سپس قضای مابقی را به جا می آورد و اگر یک ماه روزه بگیرد، سپس کاری برای او پیش آمد که پیش از این که چیزی از ماه دیگر روزه بگیرد، افطار نمود. پس روزه را پیاپی انجام نداده است و همه روزه ها را بایستی دوباره بگیرد.

3- سماعة بن مهران گوید: از امام (علیه السلام) پرسیدم: مردی دو ماه پیاپی روزه به عهده دارد، آیا می تواند میان آن روزها فاصله دهد؟

فَقَالَ: إِذَا صَامَ أَكْثَرَ مِنْ شَهْرٍ فَوَصَلَهُ ثُمَّ عَرَضَ لَهُ أَمْرٌ فَأَفْطَرَ فَلَا بَأْسَ، فَإِنْ كَانَ أَقَلَّ مِنْ شَهْرٍ أَوْ شَهْراً فَعَلَيْهِ أَنْ يُعِيدَ الصِّيَامَ.

4- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام):

فِي رَجُلٍ كَانَ عَلَيْهِ صَوْمُ شَهْرَيْنِ مُتَتَابِعَيْنِ فِي ظِهَارٍ فَصَامَ ذَا الْقَعْدَةِ ثُمَّ دَخَلَ عَلَيْهِ ذُو الْحِجَّة.

قَالَ: يَصُومُ ذَا الْحِجَّةِ كُلَّهُ إِلَّا أَيَّامَ التَّشْرِيقِ يَقْضِيهَا فِي أَوَّلِ يَوْمٍ مِنَ الْمُحَرَّمِ حَتَّى يُتِمَّ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ فَيَكُونُ قَدْ صَامَ شَهْرَيْنِ مُتَتَابِعَيْنِ.

قَالَ: وَ لا يَنْبَغِي لَهُ أَنْ يَقْرَبَ أَهْلَهُ حَتَّى يَقْضِيَ ثَلَاثَةَ أَيَّامِ التَّشْرِيقِ الَّتِي لَمْ يَصُمْهَا، وَ لا بَأْسَ إِنْ صَامَ شَهْراً ثُمَّ صَامَ مِنَ الشَّهْرِ الْآخَرِ الَّذِي يَلِيهِ أَيَّامَاً ثُمَّ عَرَضَ لَهُ عِلَّةٌ أَنْ يَقْطَعَهَا ثُمَّ يَقْضِيَ مِنْ بَعْدِ تَمَامِ الشَّهْرَيْنِ.

فرمود: هر گاه بیش از یک ماه روزه بگیرد و آن را به ماه دیگر وصل نماید، سپس بر او کاری پیش آید که افطار کند، ایرادی ندارد و اگر کمتر از یک ماه یا فقط یک ماه روزه بگیرد بر اوست که روزه ها را از سر گیرد.

4- ابو ایوب گوید: از امام صادق (علیه السلام) (پرسیدم:) مردی دو ماه روزه پیاپی جهت کفاره ظهار به عهده داشت. او ماه ذی القعده را روزه گرفت و ماه ذی الحجه فرا رسید (چه وظیفه ای دارد؟).

فرمود: همه ماه ذی الحجه - به استثنای ایام تشریق - را روزه می گیرد که آن سه روز را از نخستین روز محرم قضا می کند تا سه روز پایان می پذیرد. در این صورت دو ماه پیاپی روزه گرفته است.

حضرتش فرمود: و بر او شایسته نیست که پیش از قضای ایام تشریق - که روزه نگرفته بود - با همسرش نزدیکی کند، و در صورتی که یک ماه روزه بگیرد و از ماه بعد چند روزی روزه بگیرد آن گاه عارضه ای برای او رخ دهد، ایرادی ندارد که آن را قطع نموده و در فرصت دیگر روزۀ دو ماه را کامل سازد.

5- مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ مَنْصُورِ بْنِ حَازِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام):

أَنَّهُ قَالَ فِي رَجُلٍ صَامَ فِي ظِهَارٍ شَعْبَانَ ثُمَّ أَدْرَكَهُ شَهْرُ رَمَضَانَ.

قَالَ: يَصُومُ رَمَضَانَ وَ يَسْتَأْنِفُ الصَّوْمَ، فَإِنْ هُوَ صَامَ فِي الظُّهَارِ فَزَادَ فِي النِّصْفِ يَوْما قَضَى بَقِيَّتَهُ.

6 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرٍ عَنْ الْفُضَيْلِ عَن أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام):

قَالَ فِي رَجُلٍ جَعَلَ عَلَيْهِ صَوْمَ شَهْرٍ فَصَامَ مِنْهُ خَمْسَةَ عَشَرَ يَوْماً ثُمَّ عَرَضَ لَهُ أَمْرٌ فَقَالَ:

إِنْ كَانَ صَامَ خَمْسَةَ عَشَرَ يَوْماً فَلَهُ أَنْ يَقْضِيَ مَا بَقِيَ، وَ إِنْ كَانَ أَقَلَّ مِنْ خَمْسَةَ عَشَرَ يَوْماً لَمْ يُجْزَتْهُ حَتَّى يَصُومَ شَهْراً تَامّاً.

5- منصور بن حازم گوید: امام صادق (علیه السلام) دربارۀ مردی که در کفاره ظهار، ماه شعبان را روزه گرفته آن گاه ماه رمضان بر او فرا رسیده فرمود:

ماه رمضان را روزه می گیرد آن گاه روزه را از سر می گیرد و اگر در کفاره ظهار روزه گرفت و یک روز بر نصف آن افزود، بقیه آن را انجام می دهد.

6- فضیل گوید: امام صادق (علیه السلام) دربارۀ مردی که یک ماه روزه بر ذمه داشت، پانزده روز، روزه گرفت و آن گاه عارضه ای بر او رخ داد فرمود:

اگر پانزده روز، روزه گرفته باشد می تواند که روزه های مانده را به جا آورد و اگر کمتر از پانزده روز روزه گرفته باشد برای او کفایت نمی کند تا این که یک ماه تمام روزه بگیرد.

7- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) عَنْ قَطع صَوْمِ كَفَّارَةِ الْيَمِينِ وَ كَفَّارَةِ الظُّهَارِ وَ كَفَّارَةِ الْقَتْلِ.

فَقَالَ: إِنْ كَانَ عَلَى رَجُلٍ صِيَامُ شَهْرَيْنِ مُتَتَابِعَيْنِ فَأَفْطَرَ أَوْ مَرِضَ فِي الشَّهْرِ الْأَوَّلِ، فَإِنَّ عَلَيْهِ أَنْ يُعِيدَ الصِّيَامَ وَ إِنْ صَامَ الشَّهْرَ الْأَوَّلَ وَ صَامَ مِنَ الشَّهْرِ الثَّانِي شَيْئاً ثُمَّ عَرَضَ لَهُ مَا لَهُ فِيهِ عُذْرٌ فَإِنَّ عَلَيْهِ أَنْ يَقْضِيَ.

8- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ رِئَابٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ:

سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ قَتَلَ رَجُلاً خَطَأُ فِي الشَّهْرِ الْحَرَامِ.

قَالَ: تُغَلَّظُ عَلَيْهِ الدِّيَةُ وَ عَلَيْهِ عِتْقُ رَقَبَةٍ أَوْ صِيَامُ شَهْرَيْنِ مُتَتَابِعَيْنِ مِنْ أَشْهُرٍ الحرم.

قُلْتُ: فَإِنَّهُ يَدْخُلُ فِي هَذَا شَيْءٌ.

7- ابوبصیر گوید: از امام صادق (علیه السلام) در مورد قطع روزۀ کفّاره سوگند، ظهار و قتل پرسیدم.

فرمود: اگر بر ذمۀ مردی روزه دو ماه پیاپی باشد و افطار کند، یا در ماه اول بیمار گردد بر اوست که روزه را از سر گیرد. و اگر ماه اول را روزه گرفت و از ماه دوّم هم چند روزی روزه گرفت آن گاه بر او عارضه ای رخ داد بر اوست که آن روزها را قضا کند.

8- زراره گوید: از امام باقر (علیه السلام) پرسیدم: مردی از روی خطا در ماه حرام مردی را کشت (چه حکمی دارد؟)

فرمود: دیه بر او سخت گرفته می شود، او بایستی یک بنده آزاد کند، یا دو ماه پیاپی از ماه های حرام روزه بگیرد.

گفتم: در این دو ماه روزهای ممنوعی وجود دارد.

فَقَالَ: مَا هُوَ؟

قُلْتُ: يَوْمُ الْعِيدِ وَ أَيَّامُ التَّشْرِيقِ.

قَالَ: يَصُومُهُ، فَإِنَّهُ حَقٌّ يَلْزَمُهُ.

9- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ (علیه السلام): رَجُلٌ قَتَلَ رَجُلاً فِي الْحَرَمِ.

قَالَ: عَلَيْهِ دِيَةٌ وَ ثُلُثٌ وَ يَصُومُ شَهْرَيْنِ مُتَتَابِعَيْنِ مِنْ أَشْهُرِ الْحُرُمِ، وَ يُعْتِقُ رَقَبَةً وَ يُطْعِمُ سِتِّينَ مِسْكِيناً.

قَالَ: قُلْتُ: يَدْخُلُ فِي هَذَا شَيْءٌ.

قَالَ: وَ مَا يَدْخُلُ؟

قُلْتُ: الْعِيدَانِ وَ أَيَّامُ التَّشْرِيقِ.

قَالَ: يَصُومُهُ، فَإِنَّهُ حَقٌّ لَزِمَهُ.

فرمود: چه روزی است؟

گفتم: روز عید و ایام تشریق.

فرمود: آن روزها را روزه می گیرد، زیرا حقی است که انجام آن بر او لازم است.

9- زراره گوید: به امام باقر (علیه السلام) گفتم: مردی، در حرم مرتکب قتل شد و مردی را کشت (چه حکمی دارد؟).

فرمود: بر اوست که دیه و یک سوم آن را بپردازد، دو ماه پیاپی از ماه های حرام را روزه بگیرد، بنده ای را آزاد کند و به شصت مسکین اطعام نماید.

گوید: گفتم: در این دو ماه روزهای ممنوعی است.

فرمود: چه روزهایی؟

گفتم: عيدها و ايام تشريق.

فرمود: آن روزها را روزه می گیرد، زیرا حقی است که انجام آن بر او لازم است.

بخش پنجاه و هفتم

اشاره

بَابُ صَوْمِ كَفَّارَةِ الْيَمِينِ

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:

كُلُّ صَوْمِ يُفَرَّقُ إِلَّا ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ فِي كَفَّارَةِ الْيَمِينِ.

2- وَ عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:

صِيَامُ ثَلَاثَةِ أَيَّامٍ فِي كَفَّارَةِ الْيَمِينِ مُتَتَابِعَاتٍ لَا يُفْصَلُ بَيْنَهُنَّ.

3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ الْوَشَّاءِ عَنْ أَبَانِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ زَيْدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:

السَّبْعَةُ الْأَيَّامِ وَ الثَّلَاثَةُ الْأَيَّامِ فِي الْحَجِّ لا يُفَرَّقُ، إِنَّمَا هِيَ بِمَنْزِلَةِ الثَّلَاثَةِ الْأَيَّامِ في الْيَمِينِ.

روزه کفاره سوگند

عبدالله بن سنان گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

بین هر نوع روزه ای می توان فاصله داد، مگر سه روز در روزه کفاره سوگند.

2- حلبی گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

روزۀ سه روز در کفاره سوگند پیاپی است، میان آن ها فاصله داده نمی شود.

3- حسین بن زید گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

در مورد هفت روز و سه روز روزه در حج فاصله داده نمی شود، همانا این روزه ها همانند سه روز روزه کفاره سوگند است.

بخش پنجاه و هشتم

اشاره

بَابُ مَنْ جَعَلَ عَلَى نَفْسِهِ صَوْماً مَعْلُوماً وَ مَنْ نَذَرَ أَنْ يَصُومَ فِي شُكْرٍ

1- عَلِيُّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ كَرَّامٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام): إِنِّي جَعَلْتُ عَلَى نَفْسِي أَنْ أَصُومَ حَتَّى يَقُومَ الْقَائِمُ (علیه السلام). فَقَالَ: صُمْ وَ لا تَصُمْ فِي السَّفَرِ وَ لا الْعِيدَيْنِ وَ لَا أَيَّامَ التَّشْرِيقِ، وَ لَا الْيَوْمَ الَّذِي يُشَلُّ فِيهِ مِنْ شَهْرٍ رَمَضَانَ.

2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ أَشْيَمَ قَالَ: كَتَبَ الْحُسَيْنُ إِلَى الرّضَا (علیه السلام): جُعِلْتُ فِدَاكَ! رَجُلٌ نَذَرَ أَنْ يَصُومَ أَيَّامًا مَعْلُومَةً فَصَامَ بَعْضَهَا ثُمَّ اعْتَلَّ فَأَفْطَرَ أَ يَبْتَدِئُ فِي صَوْمِهِ أَمْ يَحْتَسِبُ بِمَا مَضَى؟

فَكَتَبَ إِلَيْهِ: يَحْتَسِبُ مَا مَضَى.

حکم کسی که بر خود روزۀ معینی را واجب نماید و کسی که نذر کرده به هنگام شکر روزه بدارد

1- کرام گوید: به امام صادق (علیه السلام) گفتم: من بر خود لازم کرده ام تا قائم (علیه السلام) قیام کند، روزه بگیرم؟

فرمود: روزه بگیر، ولی در سفر، عید ها، ایام تشریق و یوم الشک از ماه رمضان روزه مگیر.

2- احمد بن اشیم گوید: حسین طی نامه ای به امام رضا (علیه السلام) نوشت: فدایت گردم! مردی نذر کرده که روزهای معینی را روزه بگیرد. پس بخشی از آن را روزه گرفت. آن گاه بیمار شد و افطار نمود، آیا روزه اش را از سر گیرد، یا گذشته را به حساب آورد؟

حضرت در پاسخ او نوشت: گذشته را به حساب آورد.

3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ صَالِحٍ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ (علیه السلام) قَالَ: قُلْتُ لَهُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! عَلَيَّ صِيَامُ شَهْرٍ إِنْ خَرَجَ عَمِّي مِنَ الْحَبْسِ فَخَرَجَ فَأُصْبحُ وَ أَنَا أُرِيدُ الصِّيَامَ فَيَجِيثْنِي بَعْضُ أَصْحَابِنَا فَأَدْعُو بِالْغَدَاءِ وَ أَتَغَدَّى مَعَهُ.

قَالَ: لَا بَأْسَ.

4- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي إِبْرَاهِيمَ (علیه السلام) قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ جَعَلَ عَلَى نَفْسِهِ صَوْمَ شَهْرٍ بِالْكُوفَةِ وَ شَهْرٍ بِالْمَدِينَةِ وَ شَهْرٍ بِمَكَّةَ مِنْ بَلَاءِ ابْتُلِيَ بِهِ فَقُضِيَ أَنَّهُ صَامَ بِالْكُوفَةِ شَهْراً وَ دَخَلَ الْمَدِينَةَ فَصَامَ بِهَا ثَمَانِيَةَ عَشَرَ يَوْماً وَ لَمْ يُقِمْ عَلَيْهِ الْجَمَّالُ.

قَالَ: يَصُومُ مَا بَقِيَ عَلَيْهِ إِذَا انْتَهَى إِلَى بَلَدِهِ.

5- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِيَّ عَنْ جَعْفَرٍ عَنْ آبَائِهِ (علیهم السلام):

أَنَّ عَلِيّاً (علیه السلام) قَالَ فِي رَجُلٍ نَذَرَ أَنْ يَصُومَ زَمَاناً.

3- صالح بن عبدالله گوید: به امام کاظم (علیه السلام) گفتم: فدایت گردم! بر ذمه من یک ماه روزه بود که اگر عمویم از زندان آزاد شود انجام دهم. عمویم از زندان آزاد شد و با قصد روزه صبح را آغاز نمودم. یکی از یارانمان نزدم آمد و مرا به صبحانه دعوت کرد و با آنها غذا خوردم؟

فرمود: ایرادی ندارد.

4- علی بن ابی حمزه گوید: از امام کاظم (علیه السلام) پرسیدم: مردی از گرفتاری که بر او رخ داده است به عهده گرفته که یک ماه در کوفه، یک ماه در مدینه و یک ماه در مکه روزه بگیرد. اینک گرفتاری او برطرف شده است. او یک ماه در کوفه روزه گرفت و وارد مدینه شد و هیجده روز روزه گرفت ولی شتربان در آنجا نماند( چه وظیفه ای دارد؟).

فرمود: باقی مانده روزه را آن گاه که به شهر خود برگشت می گیرد.

5- سکونی گوید: امام صادق (علیه السلام) از پدران بزرگوارش (علیهم السلام) نقل می کند که علی (علیه السلام) دربارۀ مردی که نذر نموده مدت زمانی روزه بگیرد، فرمود:

قَالَ: الزَّمَانُ خَمْسَةُ أَشْهُرٍ وَ الْحِينُ سِتَّةُ أَشْهُرٍ، لِأَنَّ اللَّهَ (عزوجل) يَقُولُ: «تُؤْتِي أُكُلَهَا كُلَّ حِينٍ بِإِذْنِ رَبِّها».

6- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنْ خَالِدِ بْنِ جَرِيرٍ عَنْ أَبِي الرَّبِيعِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام):

أَنَّهُ سُئِلَ عَنْ رَجُلٍ قَالَ: لِلَّهِ عَلَيَّ أَنْ أَصُومَ حِيناً وَ ذَلِكَ فِي شُكْرٍ.

فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام): قَدْ أُتِيَ عَلِيٌّ (عليه السلام) فِي مِثْلِ هَذَا.

فَقَالَ: صُمْ سِتَّةَ أَشْهُرٍ، فَإِنَّ اللَّهَ (عزوجل) يَقُولُ: «تُؤْتِي أُكُلَهَا كُلَّ حِينٍ بِإِذْنِ رَبِّهَا» يَعْنِي سِتَّةَ أَشْهُرٍ.

7- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ آبَائِهِ (علیهم السلام):

فِي الرَّجُلِ يَجْعَلُ عَلَى نَفْسِهِ أَيَّامَاً مَعْدُودَةً مُسَمَّاةٌ فِي كُلِّ شَهْرٍ ثُمَّ يُسَافِرُ فَتَمُرُّ بِهِ الشُّهُورُ أَنَّهُ لا يَصُومُ فِي السَّفَرِ وَ لَا يَقْضِيهَا إِذَا شَهِدَ.

زمان، پنج ماه و حین شش ماه است، زیرا خداوند (عزوجل) می فرماید: «هر زمان میوۀ خود را به اذن پروردگارش می دهد».

6- ابوربیع گوید: از امام صادق (علیه السلام) و در مورد مردی پرسیدند که گفت: برای انجام شکر از جانب خدا بر ذمه من است که حینی را روزه بگیرم.

امام صادق (علیه السلام) فرمود: همانند این مسأله را از علی (علیه السلام) پرسیدند. فرمود: شش ماه روزه بگیرد، زیرا خداوند (عزوجل) می فرماید: «هر زمان - شش ماه - میوۀ خود را به اذن پروردگارش می دهد».

7- مسعدة بن صدقه گوید: امام صادق (علیه السلام) از پدران بزرگوارش (علیهم السلام) نقل می کند که حضرتش دربارۀ مردی که انجام روزه روزهای معین شمارش شده در هر ماه برای خود قرار می دهد، آن گاه چند ماهی به سفر می رود (فرمود:)

در سفر روزه نمی گیرد و هر گاه در وطن حاضر شد، آنها را قضا نمی کند.

8- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) عَنِ الرَّجُلِ يَصُومُ صَوْماً قَدْ وَفَّتَهُ عَلَى نَفْسِهِ أَوْ يَصُومُ مِنْ أَشْهُرِ الْحُرُم فَيَمُرُّ بِهِ الشَّهْرُ وَ الشَّهْرَانِ لا يَقْضِيهِ.

فَقَالَ: لا يَصُومُ فِي السَّفَرِ وَ لا يَقْضِي شَيْئاً مِنْ صَوْمِ التَّطَوُّعِ إِلَّا الثَّلَاثَةَ الْأَيَّامِ الَّتِي كَانَ يَصُومُهَا مِنْ كُلِّ شَهْرٍ وَ لا يَجْعَلُهَا بِمَنْزِلَةِ الْوَاجِبِ إِلَّا أَنِّي أُحِبُّ لَكَ أَنَّ تَدُومَ عَلَى الْعَمَلِ الصَّالِح.

قَالَ: وَ صَاحِبَ الْحُرُمَ الَّذِي كَانَ يَصُومُهَا وَ يُجْزِتُهُ أَنْ يَصُومَ مَكَانَ كُلِّ شَهْرٍ مِنْ أَشْهُرِ الْحُرُمِ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ.

9- مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عَبْدِ الْحَمِيدِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا (علیه السلام) قَالَ:

سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ يَجْعَلُ لِلَّهِ (عليه السلام) عَلَيْهِ صَوْمَ يَوْمٍ مُسَمًّى.

8- عبدالله بن سنان گوید: از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم: مردی انجام روزه ای را در وقت معین یا در ماه های حرام بر عهده گرفته است. پس یک ماه و دو ماه می گذرد که قضای آن را به جا نمی آورد (چه وظیفه ای دارد؟)

فرمود: او در سفر روزه نمی گیرد و چیزی از روزه های مستحبی را قضا نمی کند، مگر سه روز را که در هر ماه آنها را روزه می گرفته و آن را به منزله واجب قرار نمی دهد، مگر از باب آن که دوست دارم تو عمل صالح را ادامه دهی.

فرمود: و کسی که انجام روزه را در ماه های حرام بر عهده گرفته، در آن ماه ها روزه می گیرد و بر او کفایت می کند که به جای هر ماه از ماه های حرام، سه روز روزه بگیرد.

9- ابراهيم بن عبدالحمید گوید: از امام رضا (علیه السلام) پرسیدم: مردی از جانب خداوند (عزوجل) به عهده گرفته که روز معینی روزه بگیرد.

قَالَ: يَصُومُهُ أَبَداً فِي السَّفَرِ وَ الْحَضَرِ.

10- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ:

إِنَّ أُمِّي كَانَتْ جَعَلَتْ عَلَى نَفْسِهَا لِلَّهِ عَلَيْهَا نَذْراً إِنْ كَانَ اللَّهُ رَدَّ عَلَيْهَا بَعْضَ وُلْدِهَا مِنْ شَيْءٍ كَانَتْ تَخَافُ عَلَيْهِ أَنْ تَصُومَ ذَلِكَ الْيَوْمَ الَّذِي يَقْدَمُ فِيهِ مَا بَقِيَتْ فَخَرَجَتْ مَعَنَا مُسَافِرَةً إِلَى مَكَّةَ فَأَشْكَلَ عَلَيْنَا لَمْ نَدْرِ أَ تَصُومُ أَمْ تُفْطِرُ ؟

فَسَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) عَنْ ذَلِكَ وَ أَخْبَرْتُهُ بِمَا جَعَلَتْ عَلَى نَفْسِهَا.

فَقَالَ: لا تَصُومُ فِي السَّفَرِ قَدْ وَضَعَ اللَّهُ عَنْهَا حَقَّهُ وَ تَصُومُ هِيَ مَا جَعَلَتْ عَلَى نَفْسِهَا.

قَالَ: قُلْتُ: مَا تَرَى إِذَا هِيَ قَدِمَتْ وَ تَرَكَتْ ذَلِكَ؟

فَقَالَ: إِنِّي أَخَافُ أَنْ تَرَى فِي الَّذِي نَذَرَتْ مَا تَكْرَهُ.

فرمود: همواره می تواند آن روز را - در سفر و حضر - روزه بگیرد.

10- زراره گوید: مادرم برای خدا نذر کرد که خداوند یکی از فرزندانش را - که بر او بیم داشت - برگرداند مادامی که زنده است آن روز را روزه بگیرد. او به همراه ما در مراسم حج شرکت کرد، انجام نذر او مشکل شد، نفهمیدیم که آیا روزه بگیرد یا افطار کند ؟ این موضوع را از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم.

فرمود: در سفر روزه نگیرد، چرا که خداوند حق خود را برداشته است و طبق آن نذر (در حضر) روزه بگیرد.

گوید: گفتم: به نظر شما هرگاه به وطن بازگردد می تواند آن نذر را رها سازد؟

فرمود: من می ترسم در مورد کسی که نذر نموده، ناراحتی ببیند.

بخش پنجاه و نهم

اشاره

بَابُ كَفَّارَةِ الصَّوْمِ وَ فِدْيَتِهِ

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سَهْلٍ عَنْ إِدْرِيسَ بْنِ زَيْدٍ وَ عَلِيِّ بْنِ إِدْرِيسَ قَالَا:

سَأَلْنَا الرَّضَا (علیه السلام) عَنْ رَجُلٍ نَذَرَ نَذْراً إِنْ هُوَ تَخَلَّصَ مِنَ الْحَبْسِ أَنْ يَصُومَ ذَلِكَ الْيَوْمَ الَّذِي تَخَلَّصَ فِيهِ فَيَعْجِرُ عَنِ الصَّوْمِ لِعِلَّةٍ أَصَابَتْهُ أَوْ غَيْرِ ذَلِكَ فَمُدَّ لِلرَّجُلِ فِي عُمُرِهِ وَ قَدِ اجْتَمَعَ عَلَيْهِ صَوْمٌ كَثِيرٌ مَا كَفَّارَةُ ذَلِكَ الصَّوْمِ؟

قَالَ: يُكَفِّرُ عَنْ كُلَّ يَوْمٍ بِمُدٌ حِنْطَةٍ أَوْ شَعِيرٍ.

2- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مَنْصُورٍ قَالَ:

سَأَلْتُ الرِّضَا (علیه السلام) عَنْ رَجُلٍ نَذَرَ نَدْراً فِي صِيَامٍ فَعَجَزَ.

کفاره روزه (واجب) و فدیۀ آن

1- ادریس بن زید و علی بن ادریس گویند: از امام رضا (علیه السلام) پرسیدیم: کسی نذر کرده که اگر از زندان آزاد شد، روز آزادی خود را روزه بگیرد پس در آن روز به جهت بیماری یا غیر آن نتوانست روزه بگیرد، از طرفی عمر او هم طولانی شد و روزه های بسیار بر ذمه او جمع شد، کفاره آن روزه چیست؟

فرمود: در ازای هر روز یک مد گندم، یا جو کفاره می دهد.

2- محمد بن منصور گوید: از امام رضا (علیه السلام) پرسیدم: مردی نذر کرده که روزه بگیرد، ولی از انجام آن ناتوان شد؟

فَقَالَ: كَانَ أَبِي (علیه السلام) يَقُولُ : عَلَيْهِ مَكَانَ كُلِّ يَوْمٍ مد.

3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا (علیه السلام):

فِي رَجُلٍ نَذَرَ عَلَى نَفْسِهِ إِنْ هُوَ سَلِمَ مِنْ مَرَضِ أَوْ تَخَلَّصَ مِنْ حَبْسٍ أَنْ يَصُومَ كُلَّ يَوْمٍ أَرْبِعَاءَ وَ هُوَ الْيَوْمُ الَّذِي تَخَلَّصَ فِيهِ فَعَجَزَ عَنِ الصَّوْمِ لِعِلَّةٍ أَصَابَتْهُ أَوْ غَيْرِ ذَلِكَ فَمُدَّ لِلرَّجُلِ فِي عُمُرِهِ وَ اجْتَمَعَ عَلَيْهِ صَوْمٌ كَثِيرٌ مَا كَفَّارَةُ ذَلِكَ؟

قَالَ: تَصَدَّقَ لِكُلِّ يَوْمٍ بِمُةٍ مِنْ حِنْطَةٍ أَوْ ثَمَنِ مُد.

4- أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيٌّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ عِيصِ بْنِ الْقَاسِمِ قَالَ:

سَأَلْتُهُ عَمَّنْ لَمْ يَصُمِ الثَّلَاثَةَ الْأَيَّامِ مِنْ كُلِّ شَهْرٍ وَ هُوَ يَشُدُّ عَلَيْهِ الصِّيَامُ هَلْ فِيهِ فداء؟

قَالَ: مَدُّ مِنْ طَعَامٍ فِي كُلِّ يَوْمٍ

فرمود: پدرم (علیه السلام) می فرمود: او در ازای هر روز یک مد طعام صدقه بدهد.

3- ادریس بن زید و علی بن ادریس گویند: از امام رضا (علیه السلام) پرسیدیم: مردی نذر کرده که اگر بیماری بهبود یافت یا اگر از زندان آزاد شد، هر روز چهارشنبه را که روز آزادی اوست روزه بگیرد. در آن روز به جهت بیماری یا غیر آن نتوانست روزه بگیرد و عمر او هم طولانی شد و روزه های بسیار بر ذمه او جمع شد، کفاره آن روزه چیست؟

فرمود: در ازای هر روز یک مد گندم، یا قیمت آن را می پردازد.

4- عيص بن قاسم گوید: از امام (علیه السلام) پرسیدم: کسی که در هر ماه سه روز، روزه نگرفته با این که روزه گرفتن در این روزها بر او مشکل است آیا باید فدیه بپردازد؟

فرمود: در ازای هر روز یک مد طعام بدهد.

5- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ الْوَشَّاءِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عُمَرَ بْنِ يَزِيدَ قَالَ:

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام): إِنَّ الصَّوْمَ يَشُدُّ عَلَيَّ.

فَقَالَ لِي: لَدِرْهَمْ تَصَدَّقُ بِهِ أَفْضَلُ مِنْ صِيَامٍ يَوْمٍ.

ثُمَّ قَالَ: وَ مَا أُحِبُّ أَنْ تَدَعَهُ.

6- أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ يَزِيدَ بْنِ خَلِيفَةً قَالَ:

شَكَوْتُ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) فَقُلْتُ: إِنِّي أُصَدَّعُ إِذَا صُمْتُ هَذِهِ الثَّلَاثَةَ الْأَيَّامِ وَ يَشُقُ عَلَيَّ.

قَالَ: فَاصْنَعْ كَمَا أَصْنَعُ إِذَا سَافَرْتُ، فَإِنِّي إِذَا سَافَرْتُ تَصَدَّقْتُ عَنْ كُلِّ يَوْمٍ بِمُدٍ مِنْ قُوتِ أَهْلِي الذِي أَقوتُهُمْ بِهِ.

5- عمر بن یزید گوید: به امام صادق (علیه السلام) گفتم: گرفتن یک روز روزه بر من سخت است.

فرمود: یک در هم صدقه بهتر از یک روز روزه است.

سپس فرمود: و دوست ندارم آن را رها کنی.

6- يزيد بن خلیفه گوید: به امام صادق (علیه السلام) شکوه کردم و گفتم: هر گاه سه روز روزه می گیرم سر درد می شوم و بر من سخت می گذرد.

فرمود: انجام بده آن سان که من در مسافرت انجام می دهم. هر گاه به مسافرت می روم در ازای هر روز یک مد از آذوقه ای که به خانواده ام می دهم، صدقه می دهم.

7- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ بْنِ بَزِيعٍ عَنْ صَالِحِ بْنِ عُقْبَةَ عَنْ عُقْبَةَ قَالَ:

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام): جُعِلْتُ فِدَاكَ! إِنِّي قَدْ كَبِرْتُ وَ ضَعُفْتُ عَنِ الصِّيَامِ فكيف أَصْنَعُ بِهَذِهِ الثلاثَةِ الأَيَّامِ فِي كُلِّ شَهرٍ؟

فَقَالَ: يَا عُقْبَةً! تَصَدِّقُ بِدِرْهَم عَنْ كُلِّ يَوْمٍ.

قَالَ: قُلْتُ: دِرْهَمْ وَاحِدٌ.

قَالَ: لَعَلَّهَا كَبُرَتْ عِنْدَكَ وَ أَنْتَ تَسْتَقِلُ الدِّرْهَمَ؟

قَالَ: قُلْتُ: إِنَّ نِعَمَ اللَّهِ (عليه السلام) عَلَيَّ لَسَابِغَةٌ.

فَقَالَ: يَا عُقْبَةُ! لَإِطْعَامُ مُسْلِمٍ خَيْرٌ مِنْ صِيَامٍ شَهْرٍ.

7- عقبه گوید: به امام صادق (علیه السلام) گفتم: فدایت گردم! من پیر و کهن سال شده ام و در گرفتن روزه ناتوانم. نسبت به این سه روز روزه هر ماه چه وظیفه ای دارم؟

فرمود: ای عقبه! در ازای هر روز یک درهم صدقه بده.

گوید: گفتم: فقط یک درهم؟

فرمود: شاید این حکم نزد تو گران آمد، تو یک درهم را کم می شماری؟

گوید: گفتم: به راستی که نعمت های خدا بر من تمام و کامل است.

فرمود: ای عقبه! اطعام یک مسلمان از روزه یک ماه بهتر است.

بخش شصتم

اشاره

بَابُ تَأْخِيرِ صِيَامِ الثَّلَاثَةِ الْأَيَّامِ مِنَ الشَّهْرِ إِلَى الشَّتَاءِ

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) - أَوْ لِأَبِي الْحَسَنِ (علیه السلام) -: الرَّجُلُ يَتَعَمَّدُ الشَّهْرَ فِي الْأَيَّامِ الْقِصَارِ يَصُومُهُ لِسَنَةٍ.

قَالَ: لا بَأْسَ.

2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ مِهْزَم عَنْ حُسَيْنِ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ (علیه السلام): صَوْمُ ثَلَاثَةِ أَيَّامٍ مِنْ كُلِّ شَهْرٍ أَوْ خُرُهُ إِلَى الشَّتَاءِ ثُمَّ أَ صُومُهَا؟

قَالَ: لَا بَأْسَ بِذَلِكَ.

حکم تاخیر انداختن روزه سه روز در ماه به فصل زمستان

1- حسن بن راشد گوید: به امام صادق (علیه السلام)- یا امام کاظم (علیه السلام)- گفتم: کسی که از روی عمد روزه های مستحبی را در روزهای کوتاه انتخاب می کند (چگونه است؟).

فرمود: ایرادی ندارد.

2- ابو حمزه گوید: به امام باقر (علیه السلام) گفتم: روزه سه روز از هر ماه را به فصل زمستان به تأخیر می اندازم سپس روزه می گیرم (چگونه است؟)

فرمود: ایرادی ندارد.

3- أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ عَمَّارِ بْنِ مُوسَى عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ يَكُونُ عَلَيْهِ مِنَ الثَّلَاثَةِ أَيَّامِ الشَّهْرِ هَلْ يَصْلُحُ لَهُ أَنْ يُؤَخِّرَهَا أَوْ يَصُومُهَا فِي آخِرِ الشَّهْرِ؟

قَالَ: لَا بَأْسَ.

قُلْتُ: يَصُومُهَا مُتَوَالِيَةٌ أَوْ يُفَرِّقُ بَيْنَهَا؟

قَالَ: مَا أَحَبَّ إِنْ شَاءَ مُتَوَالِيَةٌ، وَ إِنْ شَاءَ فَرَّقَ بَيْنَهُمَا.

بخش شصت و یکم

اشاره

بَابُ صَوْمِ عَرَفَةَ وَ عَاشُورَاءَ

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى وَ عَلِيَّ بْنِ الْحَكَم عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا (علیهما السلام) أَنَّهُ سُئِلَ عَنْ صَوْمِ يَوْمٍ عَرَفَةَ.

3- عمار بن موسی گوید: از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم: کسی که بر ذمه او سه روز از روزه ماه است، آیا صلاح است که آنها را به تأخیر اندازد و یا آن را در ماه دیگر انجام دهد؟

فرمود: ایرادی ندارد.

گفتم: پیاپی روزه بگیرد یا جداگانه؟

فرمود: آن چه دوست دارد، اگر خواست پیاپی و اگر خواست پراکنده انجام دهد.

روزۀ عرفه و عاشورا

1- محمد بن مسلم گوید: از (امام باقر یا امام صادق (علیهما السلام)) در مورد روزه روز عرفه پرسیدند؟

فَقَالَ: أَ مَا أَصُومُهُ الْيَوْمَ ؟ وَ هُوَ يَوْمُ دُعَاءٍ وَ مَسْأَلَةٍ.

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ ثَعْلَبَةَ بْنِ مَيْمُونٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ (علیه السلام) يَقُولُ:

إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله) لَمْ يَصُمْ يَوْمَ عَرَفَةَ مُنْذُ نَزَلَ صِيَامُ شَهْرِ رَمَضَانَ.

3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ نُوحٍ بْنِ شُعَيْبِ النَّيْسَابُورِيُّ عَنْ يَاسِينَ الضَّرِيرِ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (علیه السلام) وَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَا:

لا تَصُمْ فِي يَوْمِ عَاشُورَاءَ وَ لا عَرَفَةَ بِمَكَّةَ، وَ لا فِي الْمَدِينَةِ وَ لَا فِي وَطَنِكَ وَ لَا فِي مِصْرٍ مِنَ الْأَمْصَارِ.

4- الْحَسَنُ بْنُ عَلِيَّ الْهَاشِمِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُوسَى عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ يَزِيدَ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيَ الْوَشَّاءِ قَالَ: حَدَّثَنِي نَجَبَةُ بْنُ الْحَارِثِ الْعَطَّارُ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ (علیه السلام) عَنْ صَوْمِ يَوْمِ عَاشُورَاءَ.

فرمود: هان که آن روز را روزه بگیرم ؟! آن روز، روز دعا و مسألت است.

2- محمد بن مسلم گوید: از امام باقر (علیه السلام) شنیدم: که می فرمود:

از زمانی که آیۀ روزۀ ماه رمضان فرود آمد، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) روز عرفه را روزه نگرفته است.

3- زراره گوید: امام باقر و امام صادق (علیهما السلام) فرمودند:

روز عاشورا و روز عرفه را نه در مکه، نه در مدینه، نه در وطن خود و نه در شهری از شهرها روزه مگیر.

4- حسن بن علی وشاء گوید: نجبة بن حارث عطار به من گفت: از امام باقر (علیه السلام) درمورد روزۀ عاشورا سؤال کردم.

فَقَالَ: صَوْمٌ مَتْرُوكٌ بِنُزُولِ شَهْرٍ رَمَضَانَ، وَ الْمَتْرُولُ بِدْعَةٌ.

قَالَ نَجَبَةً: فَسَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) مِنْ بَعْدِ أَبِيهِ (علیه السلام) عَنْ ذَلِكَ فَأَجَابَنِي بِمِثْلِ جَوَابٍ أَبِيهِ.

ثُمَّ قَالَ: أَمَا إِنَّهُ صَوْمُ يَوْمٍ مَا نَزَلَ بِهِ كِتَابٌ وَ لَا جَرَتْ بِهِ سُنَّةٌ إِلَّا سُنَّةُ آلِ زِيَادٍ بِقَتْلِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِي (علیهما السلام).

5- عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى بْنِ عُبَيْدٍ قَالَ حَدَّثَنِي جَعْفَرُ بْنُ عِيسَى أَخُوهُ قَالَ: سَأَلْتُ الرّضَا (علیه السلام) عَنْ صَوْم عَاشُورَاءَ وَ مَا يَقُولُ النَّاسُ فِيهِ.

فَقَالَ: عَنْ صَوْمِ ابْنِ مَرْجَانَةَ تَسْأَلُنِي ؟ ذَلِكَ يَوْمٌ صَامَهُ الْأَدْعِيَاءُ مِنْ آلِ زِيَادٍ لِقَتْلِ الْحُسَيْنِ 0علیه السلام) وَ هُوَ يَوْمٌ يَتَشَأَمُ بِهِ آلَ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) وَ يَتَشَأَمُ بِهِ أَهْلُ الْإِسْلَامِ وَ الْيَوْمُ الَّذِي يَتَشَأَمُ بِهِ أَهْلُ الْإِسْلَامِ، لا يُصَامُ وَ لا يُتَبَرَّكُ بِهِ. وَ يَوْمُ الْإِثْنَيْنِ يَوْمُ نَحْسٌ قَبَضَ اللَّهُ (عزوجل) فِيهِ نَبِيَّهُ وَ مَا أُصِيبَ آل مُحَمَّدٍ (علیهم السلام) إِلَّا فِي يَوْم الْإِثْنَيْنِ.

فرمود: با فرود آمدن روزۀ ماه رمضان، روزه روز عاشورا متروک است و روزۀ متروک بدعت است.

نجبه گوید: پس از امام باقر (علیه السلام) از امام صادق (علیه السلام) در این مورد پرسیدم. آن حضرت نیز همین پاسخ را داد. آن گاه فرمود: آن روزه ای است که نه در کتاب در مورد آن نازل شده و نه سنت بر آن جاری گشته است، مگر سنت آل زیاد که به کشتن حسین بن علی (علیهما السلام) جاری شده است.

5- جعفر بن عیسی گوید: از امام رضا (علیه السلام) در مورد روزه روز عاشورا و آنچه مردم (اهل تسنن) دربارۀ آن می گویند، پرسیدم.

فرمود: از روزۀ فرزند مرجانه می پرسی ؟ آن روزی است که زنازادگان آل زیاد برای کشتن حسین (علیه السلام) روزه گرفتند و آن روزی است که آل محمد (علیهم السلام) آن را شوم می شمارند، مسلمانان آن را شوم می شمارند و روزی را که مسلمانان شوم بشمارند، نباید روزه گرفت و به آن تبرک جست.

و روز دوشنبه، روز نحس است که در آن روز خداوند (عزوجل) جان پیامبر خود را قبض کرد، مصایبی که بر آل محمد (علیهم السلام) رسید در روز دوشنبه بود.

فَتَشَأْمْنَا بِهِ وَ تَبَرَّكَ بِهِ عَدُونَا.

وَ يَوْمُ عَاشُورَاءَ قُتِلَ الْحُسَيْنُ (علیه السلام) وَ تَبَرَّكَ بِهِ ابْنُ مَرْجَانَةَ وَ تَشَأْمَ بِهِ آلُ مُحَمَّدٍ (علیهم السلام). فَمَنْ صَامَهُمَا أَوْ تَبَرَّكَ بِهِمَا لَقِيَ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى مَمْسُوخَ الْقَلْبِ، وَ كَانَ حَشْرُهُ مَعَ الَّذِينَ سَنُّوا صَوْمَهُمَا وَ التَّبَرُّكَ بِهِمَا.

6- وَ عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ أَبِي قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ زَيْدٍ النَّرْسِيِّ قَالَ:

سَمِعْتُ عُبَيْدَ بْنَ زُرَارَةَ يَسْأَلُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) عَنْ صَوْمِ يَوْمِ عَاشُورَاءَ.

فَقَالَ: مَنْ صَامَهُ كَانَ حَظِّهُ مِنْ صِيَام ذَلِكَ الْيَوْمِ حَظَّ ابْنِ مَرْجَانَةَ وَ آلِ زِيَادٍ.

قَالَ: قُلْتُ: وَ مَا كَانَ حَظِّهُمْ مِنْ ذَلِكَ الْيَوْمِ؟

قَالَ: النَّارُ أَعَاذَنَا اللَّهُ مِنَ النَّارِ، وَ مِنْ عَمَلٍ يُقَرِّبُ مِنَ النَّارِ.

7- وَ عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْن سِنَانٍ عَنْ أَبَانِ عَنْ عَبْدِ الْمَلِكِ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) عَنْ صَوْمِ تَاسُوعَاءَ وَ عَاشُورَاءَ مِنْ شَهْرِ الْمُحَرَّمِ.

ما آن روز را شوم می دانیم و دشمن ما به آن روز تبرک می جوید.

و در روز عاشورا امام حسین (صلوات الله علیه) کشته شد و فرزند مرجانه آن را متبرک شمرد و آل محمد (صلى الله علیهم) آن را شوم شمردند.

از این رو کسی که آن دو روز را (دوشنبه و عاشورا) روزه بگیرد، یا آنها را متبرک شمارد، خداوند تبارک و تعالی را با قلب مسخ شده ملاقات خواهد نمود و حشر او با کسانی خواهد بود که روزه آن دو روز را سنت شمرده و به آنها تبرک جسته اند.

6- زید نرسی گوید: از عبید بن زراره شنیدم که از امام صادق (علیه السلام) در مورد روزه روز عاشورا پرسید.

فرمود: کسی که آن روز را روزه بگیرد، بهره او از روزه آن، بهرۀ ابن مرجانه و آل زیاد خواهد شد.

گوید: گفتم: بهرۀ آنها از آن روز چیست؟

فرمود: آتش است - به خدا از آتش پناه می بریم - و هر که چنین کند، نزدیک آتش می شود.

7- عبدالملک گوید: از امام صادق (علیه السلام) در مورد روزۀ تاسوعا و عاشورا ماه محرم پرسیدم.

فَقَالَ: تَاسُوعَاءُ يَوْمٌ حُوصِرَ فِيهِ الْحُسَيْنُ (علیه السلام) وَ أَصْحَابُهُ (رضی عنه لله) بِكَرْبَلَاءَ، وَ اجْتَمَعَ عَلَيْهِ خَيْلُ أَهْلِ الشَّامِ وَ أَنَاخُوا عَلَيْهِ وَ فَرِحَ ابْنُ مَرْجَانَةَ وَ عُمَرُ بْنُ سَعْدٍ بِتَوَافُرِ الْخَيْلِ وَ كَثْرَتِهَا، وَ اسْتَضْعَفُوا فِيهِ الْحُسَيْنَ (علیه السلام) وَ أَصْحَابَهُ (رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ) وَأَيْقَنُوا أَنْ لَا يَأْتِيَ الْحُسَيْنَ (علیه السلام) نَاصِرٌ وَ لا يُمِدَّهُ أَهْلُ الْعِرَاقِ، بِأَبِي الْمُسْتَضْعَفُ الْغَرِيبُ!

ثُمَّ قَالَ: وَ أَمَّا يَوْمُ عَاشُورَاءَ فَيَوْمٌ أُصِيبَ فِيهِ الْحُسَيْنُ (علیه السلام) صَرِيعا بَيْنَ أَصْحَابِهِ وَ أَصْحَابُهُ صَرْعَى حَوْلَهُ عُرَاةً، أَ فَصَوْمٌ يَكُونُ فِي ذَلِكَ الْيَوْمِ ؟

كَلَّا وَ رَبِّ الْبَيْتِ الْحَرَامِ مَا هُوَ يَوْمَ صَوْمِ وَ مَا هُوَ إِلَّا يَوْمُ حُزْنٍ وَ مُصِيبَةٍ دَخَلَتْ عَلَى أَهْلِ السَّمَاءِ وَ أَهْلِ الْأَرْضِ وَ جَمِيعِ الْمُؤْمِنِينَ، وَ يَوْمُ فَرَحٍ وَ سُرُورٍ لِابْنِ مَرْجَانَةَ وَ آلِ زِيَادٍ وَ أَهْلِ الشَّامِ غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَ عَلَى ذُرِّيَّاتِهِمْ وَ ذَلِكَ يَوْمٌ بَكَتْ عَلَيْهِ جَمِيعُ بِقَاعِ الْأَرْضِ خَلَا بُقْعَةِ الشَّامِ،

فرمود: تاسوعا روزی است که امام حسین (علیه السلام) و یارانش - رضي الله عنهم - در کربلا محاصره شدند و آن روز لشکریان شام گرد هم آمدند و عرصه را به آن حضرت سخت گرفتند. ابن مرجانه و عمر بن سعد به انبوه لشکر خود خوشحال شدند. در آن روز امام حسین (علیه السلام) و یارانش - رضی الله عنهم - را ناتوان نمودند و یقین کردند که هیچ یار و یاوری بر امام (علیه السلام) نخواهد آمد و مردم عراق آن بزرگوار را یاری نخواهند کرد، پدرم فدای آن ناتوان غریب!

سپس فرمود: روز عاشورا! روزی است که امام حسین (علیه السلام) کشته شد و در میان یاران خود بر زمین افتاد و یاران حضرتش پیرامون او با تنهای برهنه بر زمین افتاده بودند. آیا می توان در چنین روزی روزه گرفت؟

هرگز، به پروردگار بیت الحرام سوگند! عاشورا، روز روزه نیست. آن روز، روز اندوه و مصیبت آسمانیان، زمینیان و همۀ مؤمنان است و روز خوشحالی و سرور ابن مرجانه و آل زیاد و شامیان است که خداوند بر آنها و فرزندان آنها خشم خواهد نمود. آن روزی است که همۀ سرزمین ها - جز سرزمین شام - گریه کردند.

فَمَنْ صَامَهُ أَوْ تَبَرَّكَ بِهِ حَشَرَهُ اللَّهُ مَعَ آلِ زِيَادٍ مَمْسُوخُ الْقَلْبِ مَسْخُوطٌ عَلَيْهِ، وَ مَنِ ادَّخَرَ إِلَى مَنْزِلِهِ ذَخِيرَةً أَعْقَبَهُ اللَّهُ تَعَالَى نِفَاقاً فِي قَلْبِهِ إِلَى يَوْمِ يَلْقَاهُ وَ انْتَزَعَ الْبَرَكَةَ عَنْهُ وَ عَنْ أَهْلِ بَيْتِهِ وَ وُلْدِهِ وَ شَارَكَهُ الشَّيْطَانُ فِي جَمِيعِ ذَلِكَ.

بخش شصت و دوم

اشاره

بَابُ صَوْمِ الْعِيدَيْنِ وَ أَيَّامِ التَّشْرِيقِ

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ:

سَأَلْتُهُ عَنْ صِيَامِ يَوْمِ الْفِطْرِ.

فَقَالَ: لا يَنْبَغِي صِيَامُهُ وَ لا صِيَامُ أَيَّامِ التَّشْرِيقِ.

2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِي سَعِيدٍ الْمُكَارِي عَنْ زِيَادِ بْنِ أَبِي الْحَلالِ قَالَ: قَالَ لَنَا أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام):

لا صِيَامَ بَعْدَ الْأَضْحَى ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ وَ لَا بَعْدَ الْفِطْرِ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ إِنَّهَا أَيَّامُ أَكْلٍ وَ شُرْبٍ.

از این رو، کسی که آن روز را مبارک شمارد، خداوند با آل زیاد با قلب مسخ شده و غضب شده محشور خواهد کرد و کسی که در آن روز توشه ای به خانواده اش ذخیره نماید خداوند تا روز ملاقات خود، قلب او را به نفاق مبتلا خواهد ساخت و برکت را از او و خانواده و فرزندانش برخواهد داشت و شیطان را در همۀ آنها شریک خواهد ساخت.

روزۀ عید فطر، قربان و ایام تشریق

1- سماعه گوید: از امام (علیه السلام) در مورد روزۀ روز فطر پرسیدم.

فرمود: روزه آن روز و روزه ایام تشریق روا نیست.

2- زیاد بن ابی الحلال گوید: امام صادق (علیه السلام) به ما فرمود:

روزه سه روز بعد از قربان و سه روز بعد از فطر جایز نیست، زیرا آنها روزهای خوردن و آشامیدن است.

3- مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى وَ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ الْحَجَّاجِ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ (علیه السلام) عَنِ الْيَوْمَيْنَ اللَّذَيْنِ بَعْدَ الْفِطْرِ أَ يُصَامَانِ أَمْ لَا؟

فَقَالَ: أَكْرَهُ لَكَ أَنْ تَصُومَهُمَا.

بخش شصت و سوم

اشاره

بَابُ صِيَامِ التَّرْغِيبِ

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ يَحْيَى عَنْ جَدِّهِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:

قُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! لِلْمُسْلِمِينَ عِيدٌ غَيْرَ الْعِيدَيْنِ ؟

قَالَ: نَعَمْ يَا حَسَنُ! أَعْظَمُهُمَا وَ أَشْرَفُهُمَا.

قُلْتُ: وَ أَيُّ يَوْمٍ هُوَ؟

3- عبدالرحمان بن حجّاج گوید: از امام کاظم (علیه السلام) دربارۀ روزۀ دو روز بعد از عید فطر سؤال کردم که آیا می توان در آن دو روز، روزه گرفت یا نه؟

فرمود: من دوست ندارم که آن دو روز را روزه بگیری.

روزۀ ترغیب

1- حسن بن راشد گوید: به امام صادق (علیه السلام) گفتم: قربانت گردم! برای مسلمانان جز دو عيد فطر و قربان، عید دیگری است؟

فرمود: آری، ای حسن! بزرگتر و باشرافت تر از آن دو عید.

گفتم: کدام روز است؟

قَالَ: هُوَ يَوْمٌ نُصِبَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (علیه السلام) فِيهِ عَلَماً لِلنَّاسِ.

قُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! وَ مَا يَنْبَغِي لَنَا أَنْ نَصْنَعَ فِيهِ؟

قَالَ: تَصُومُهُ يَا حَسَنُ! وَ تُكْثِرُ الصَّلَاةَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ تَبَرَّأُ إِلَى اللَّهِ مِمَّنْ ظَلَمَهُمْ، فَإِنَّ الْأَنْبِيَاءَ (صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِمْ) كَانَتْ تَأْمُرُ الْأَوْصِيَاءَ بِالْيَوْمِ الَّذِي كَانَ يُقَامُ فِيهِ الْوَصِيُّ أَنْ يُتَّخَذَ عِيداً.

قَالَ: قُلْتُ: فَمَا لِمَنْ صَامَهُ؟

قَالَ: صِيَامُ سِتِّينَ شَهْراً وَ لا تَدَعْ صِيَامَ يَوْمِ سَبْعِ وَ عِشْرِينَ مِنْ رَجَبٍ، فَإِنَّهُ هُوَ الْيَوْمُ الَّذِي نَزَلَتْ فِيهِ النُّبُوَّةُ عَلَى مُحَمَّدٍ (صلى الله عليه و آله) وَ ثَوَابُهُ مِثْلُ سِتِّينَ شَهْراً لَكُمْ.

2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الْأَوَّلِ (علیه السلام) قَالَ:

فرمود: روزی است که امیرمؤمنان (علیه السلام) در آن برای مردم به عنوان راهنما تعیین گردید.

گفتم: فدایت شوم! در آن روز سزاوار است چه عملی را انجام دهیم ؟

فرمود: ای حسن! در آن روز، روزه می گیری و بر محمّد و آل او صلوات بسیار می فرستی و از کسانی که در حق ایشان ستم کرده اند به سوی خداوند بیزاری می جویی، زیرا که همۀ پیامبران (صلوات الله علیهم) به اوصیای خود دستور دادند که روز نصب وصی را عید بگیرند.

گوید: گفتم: پاداش کسی که آن روز را روزه بگیرد، چیست؟

فرمود: پاداش شصت ماه روزه. روزۀ روز بیست و هفتم رجب را رها نکن، زیرا که آن روز، همان روزی است که نبوّت بر محمد (صلی الله علیه و آله) نازل شد، و پاداش آن برای شما با شصت ماه برابر است.

2- یکی از اصحاب ما گوید: امام کاظم (علیه السلام) فرمود:

بَعَثَ اللَّهُ (عزوجل) مُحَمَّداً (صلی الله علیه و آله) رَحْمَةً لِلْعَالَمِينَ فِي سَبْعِ وَ عِشْرِينَ مِنْ رَجَبٍ فَمَنْ وَ صَامَ ذَلِكَ الْيَوْمَ كَتَبَ اللهُ لَهُ صِيَامَ سِتِّينَ شَهْراً وَ فِي خَمْسَةٍ وَ عِشْرِينَ مِنْ ذِي الْقَعْدَةِ وُضِعَ الْبَيْتُ وَ هُوَ أَوَّلُ رَحْمَةٍ وُضِعَتْ عَلَى وَجْهِ الْأَرْضِ فَجَعَلَهُ اللَّهُ (عزوجل) وَ مَثَابَةً لِلنَّاسِ وَ أَمْناً، فَمَنْ صَامَ ذَلِكَ الْيَوْمَ كَتَبَ اللَّهُ لَهُ صِيَامَ سِتِّينَ شَهْراً.

وَ فِي أَوَّلِ يَوْمٍ مِنْ ذِي الْحِجَّةِ وُلِدَ إِبْرَاهِيمُ خَلِيلُ الرَّحْمَانِ (علیه السلام)، فَمَنْ صَامَ ذَلِكَ الْيَوْمَ كَتَبَ اللَّهُ لَهُ صِيَامَ سِتِّينَ شَهْراً.

3- سَهْلُ بْنُ زِيَادٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِيهِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) هَلْ لِلْمُسْلِمِينَ عِيدٌ غَيْرَ يَوْمِ الْجُمُعَةِ وَ الْأَضْحَى وَ الْفِطْرِ؟

قَالَ: نَعَمْ أَعْظَمُهَا حُرْمَةً.

قُلْتُ: وَ أَيُّ عِيدٍ هُوَ جُعِلْتُ فِدَاكَ؟

خداوند (عزوجل) در روز بیست و هفتم رجب حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) برای جهانیان به عنوان رحمت و مهر بر انگیخت. پس هر که آن روز را روزه بگیرد، خداوند روزۀ شصت ماه برای او می نویسد.

و در روز بیست و پنجم ذی القعده کعبه بنا نهاده شد و آن نخستین رحمتی است که در روی زمین نهاده شد و خداوند (عزوجل) آن را جایگاه پاداش و مجتمع و ایمنی برای مردم قرار داد. پس کسی که آن روز را روزه بگیرد خدا برای او پاداش شصت ماه روزه را می نویسد.

و در نخستین روز از ماه ذی الحجّه ابراهیم خلیل الرحمان (علیه السلام) متولد شد. پس هر که آن روز را روزه بگیرد، خدا برای او پاداش شصت ماه روزه را می نویسد. 3- سالم گوید: از امام صادق (علیه السلام) سؤال کردم: آیا مسلمانان جز روز جمعه، عید قربان و عيد فطر، عید دیگری دارند؟

فرمود: آری، عیدی که حرمت آن از آنها بزرگتر است.

گفتم: فدایت گردم! آن کدام عید است ؟!

قَالَ: الْيَوْمُ الَّذِي نَصَبَ فِيهِ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله) أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ (علیه السلام) وَ قَالَ: «مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلاهُ».

قُلْتُ: وَ أَيُّ يَوْمٍ هُوَ؟

قَالَ: وَ مَا تَصْنَعُ بِالْيَوْمِ إِنَّ السَّنَةَ تَدُورُ، وَ لَكِنَّهُ يَوْمُ ثَمَانِيَةَ عَشَرَ مِنْ ذِي الْحِجَّةِ. فَقُلْتُ: وَ مَا يَنْبَغِي لَنَا أَنْ نَفْعَلَ فِي ذَلِكَ الْيَوْمِ.

قَالَ: تَذْكُرُونَ اللَّهَ عَزَّ ذِكْرُهُ فِيهِ بِالصِّيَامِ وَ الْعِبَادَةِ وَ الذِّكْرِ لِمُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، فَإِنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله) أَوْصَى أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ (علیه السلام) أَنْ يَتَّخِذَ ذَلِكَ الْيَوْمَ عِيداً، وَ كَذَلِكَ كَانَتِ الْأَنْبِيَاءُ (علیهم السلام) تَفْعَلُ كَانُوا يُوصُونَ أَوْ صِيَاءَهُمْ بِذَلِكَ فَيَتَّخِذُونَهُ عِيداً.

4- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ يُوسُفَ بْنِ السُّخْتِ عَنْ حَمْدَانَ بْنِ النَّضْرِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الصَّيْقَلَ قَالَ: خَرَجَ عَلَيْنَا أَبُو الْحَسَنِ - يَعْنِي الرِّضَا (علیه السلام) - فِي يَوْمٍ خَمْسَةٍ وَ عِشْرِينَ مِنْ ذِي الْقَعْدَةِ فَقَالَ:

فرمود: روزی است که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و امیرمؤمنان علی (علیه السلام) را (به عنوان جانشین) نصب کرد و فرمود: «هر که من مولای او هستم علی مولای اوست».

گفتم: آن کدام روز است؟

فرمود: با روز آن چه کار داری؟ همانا سال در گردش است، ولی آن روز هیجدهم ذى الحجه است.

گفتم: در آن روز شایسته است چه عملی انجام دهیم؟

فرمود: با روزه و عبادت و یاد محمد (صلی الله علیه و آله) و آل محمد (علیهم السلام) باشید. زیرا رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به امیرمؤمنان علی (علیه السلام) وصیت نمود که آن روز را عید بگیرد، هم چنین همۀ پیامبران (علیهم السلام) به اوصیای خود سفارش نمودند که آن روز عید قرار دهند.

4- محمد بن عبدالله صیقل گوید: روز بیست و پنجم ذی القعده امام رضا (علیه السلام) نزد ما آمد و فرمود:

صُومُوا، فَإِنِّي أَصْبَحْتُ صَائِماً.

قُلْنَا: جُعِلْنَا فِدَاكَ! أَيُّ يَوْمٍ هُوَ؟

فَقَالَ: يَوْمٌ نُشِرَتْ فِيهِ الرَّحْمَةُ، وَ دُحِيَتْ فِيهِ الْأَرْضُ، وَ نُصِبَتْ فِيهِ الْكَعْبَةُ، وَ هَبَطَ فِيهِ آدَمُ (علیه السلام).

بخش شصت و چهارم

اشاره

بَابُ فَضْلِ إِفْطَارِ الرَّجُلِ عِنْدَ أَخِيهِ إِذَا سَأَلَهُ

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:

إِفْطَارُكَ لِأَخِيكَ الْمُؤْمِن أَفْضَلُ مِنْ صِيَامِكَ تَطَوُّعاً.

2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْبَرْقِيِّ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْعِيصِ عَنْ نَجْمِ بْنِ حُطَيْمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ:

در این روز روزه بگیرید که من روزه هستم.

گفتیم: فدایت گردیم! امروز چه روزی است؟

فرمود: روزی است که در آن رحمت الهی پخش گردید، زمین گسترده شد، کعبه نصب شد و آدم (علیه السلام) به زمین هبوط نمود.

فضیلت افطار نمودن در نزد برادر دینی به هنگام درخواست او

1- اسحاق بن عمار گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

افطار کردن تو در نزد برادر مؤمنت بهتر از گرفتن روزه مستحبی است.

2- نجم بن حطیم گوید: امام باقر (علیه السلام) فرمود:

مَنْ نَوَى الصَّوْمَ ثُمَّ دَخَلَ عَلَى أَخِيهِ فَسَأَلَهُ أَنْ يُفْطِرَ عِنْدَهُ فَلْيُفْطِرْ وَ لْيُدْخِلْ عَلَيْهِ السُّرُورَ، فَإِنَّهُ يُحْتَسَبُ لَهُ بِذَلِكَ الْيَوْمِ عَشَرَةُ أَيَّامٍ وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ (عزوجل): «مَنْ جَاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا».

3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ صَالِحٍ بْنِ عُقْبَةَ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاج قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام): مَنْ دَخَلَ عَلَى أَخِيهِ وَ هُوَ صَائِمٌ فَأَفْطَرَ عِنْدَهُ وَ لَمْ يُعْلِمْهُ بِصَوْمِهِ فَيَمُنَّ عَلَيْهِ كَتَبَ اللَّهُ لَهُ صَوْمَ سَنَةٍ.

4- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِي الدِّينَوَرِيٌّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ صَالِحِ بْنِ عُقْبَةَ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجِ وَ بَيْنَ يَدَيْهِ خِوَانٌ عَلَيْهِ غَسَّانِيَّةٌ يَأْكُلُ مِنْهَا، فَقَالَ:

ادْنُ فَكُلْ.

کسی که قصد روزه نمود، آن گاه نزد برادر (دینی) خود رسید، وقتی برادر دینی از او درخواست نمود که در نزدش افطار نماید، باید افطار کند و او را خوشحال سازد که به جای آن، ده روز روزه به حساب او نوشته می شود و معنای گفتار خداوند (عزوجل) همین است که می فرماید: «هر که حسنه ای را به جا آورد ده برابر آن پاداش دارد».

3- جمیل بن دراج گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

روزه داری که نزد برادر دینی خود برود و کنار سفره او روزه اش را افطار کند و او را از روزه خود آگاه نسازد که منتی بر او نهد، خداوند برای او روزهٔ یک سال را می نویسد. 4- صالح بن عقبه گوید: خدمت جمیل بن درّاج رفتم، پیش رویش سفرۀ غذایی گسترده بود که از آن میل می کرد. به من گفت: نزدیک بیا و غذا بخور.

فَقُلْتُ: إِنِّي صَائِمٌ، فَتَرَكَنِي حَتَّى إِذَا أَكَلَهَا فَلَمْ يَبْقَ مِنْهَا إِلَّا الْيَسِيرُ عَزَمَ عَلَيَّ أَلَّا أَفْطَرْتَ؟

فَقُلْتُ لَهُ: أَلَّا كَانَ هَذَا قَبْلَ السَّاعَةِ؟

فَقَالَ: أَرَدْتُ بِذَلِكَ أَدَبَكَ.

ثُمَّ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) يَقُولُ: أَيُّمَا رَجُلٍ مُؤْمِنٍ دَخَلَ عَلَى أَخِيهِ وَ هُوَ صَائِمٌ فَسَأَلَهُ الْأَكْلَ فَلَمْ يُخْبِرْهُ بِصِيَامِهِ لِيَمُنَّ عَلَيْهِ بِإِفْطَارِهِ كَتَبَ اللَّهُ جَلَّ ثَنَاؤُهُ لَهُ بِذَلِكَ الْيَوْمِ صِيَامَ سَنَةٍ.

5- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ جُمْهُورٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ حَدِيدٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي الْحَسَنِ الْمَاضِي (علیه السلام): أَدْخُلُ عَلَى الْقَوْمِ وَ هُمْ يَأْكُلُونَ وَ قَدْ صَلَّيْتُ الْعَصْرَ وَ أَنَا صَائِمٌ فَيَقُولُونَ: أَفْطِرْ.

فَقَالَ: أَفْطِرْ، فَإِنَّهُ أَفْضَلُ.

گفتم: من روزه گرفته ام. او کاری به من نداشت و مشغول خوردن غذا شد، وقتی غذایش را خورد و اندکی از آن ماند رو به من نمود و گفت: آیا افطار نکردی ؟

گفتم: چرا پیش از این نگفتی؟

گفت: تا تو را ادب نمایم.

آن گاه گفت: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که می فرمود: هر مرد مؤمن روزه داری که نزد برادر دینی خود رود، برادر دینی از او درخواست افطار کند و او روزه خود معلوم نسازد که با افطار خود بر او منت بگذارد، خداوند جل ثناؤه در ازای آن روز برای او یک سال روزه بنویسد.

5- علی بن حدید گوید: به امام رضا (علیه السلام) گفتم: گاهی پس از نماز عصر با نیت روزۀ مستحبی نزد گروهی می روم که آنها مشغول خوردن غذا هستند، به من می گویند: (بیا و) افطار کن؟

فرمود: افطار کن که همان بهتر است.

6- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ بْنِ سُفْيَانَ عَنْ دَاوُدَ الرَّقِّى قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) يَقُولُ : لَإِفْطَارُكَ فِي مَنْزِلِ أَخِيكَ الْمُسْلِم أَفْضَلُ مِنْ صِيَامِكَ سَبْعِينَ ضِعْفَاً، أَوْ تِسْعِينَ ضعفا.

بخش شصت و پنجم

اشاره

بَابُ مَنْ لا يَجُوزُ لَهُ صِيَامُ التَّطَوُّعِ إِلَّا بِإِذْنِ غَيْرِهِ

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ عُرْوَةَ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ: قَالَ:

لا يَصْلُحُ لِلْمَرْأَةِ أَنْ تَصُومَ تَطَوُّعاً إِلَّا بِإِذْنِ زَوْجِهَا.

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْن أَحْمَدَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ هِلَالٍ عَنْ مَرْوَكِ بْنِ عُبَيْدٍ عَنْ نَشِيطِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ الْحَكَم عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله):

6- داوود رقی گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که می فرمود:

افطار نمودن تو در خانۀ برادر مسلمانت هفتاد - یا نود - برابر بهتر از روزه گرفتن توست.

جواز روزۀ مستحبی فقط به اذن دیگری

1- راوی گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

جایز نیست که زن بدون اجازه همسرش روزه مستحبی بگیرد.

2- هشام بن حکم گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود:

مِنْ فِقْهِ الضَّيْفِ أَنْ لا يَصُومَ تَطَوُّعاً إِلَّا بِإِذْنِ صَاحِبِهِ، وَ مِنْ طَاعَةِ الْمَرْأَةِ لِزَوْجِهَا أَنْ لَا تَصُومَ تَطَوُّعاً إِلَّا بِإِذْنِهِ وَ أَمْرِهِ، وَ مِنْ صَلَاحِ الْعَبْدِ وَ طَاعَتِهِ وَ نُصْحِهِ لِمَوْلَاهُ أَنْ لا يَصُومَ تَطَوُّعاً إِلَّا بِإِذْنِ مَوْلاهُ وَ أَمْرِهِ، وَ مِنْ بِرِّ الْوَلَدِ أَنْ لَا يَصُومَ تَطَوُّعاً إِلَّا بِإِذْنِ أَبَوَيْهِ وَ أَمْرِهِمَا، وَ إِلَّا كَانَ الضَّيْفُ جَاهِلاً، وَ كَانَتِ الْمَرْأَةُ عَاصِيَةٌ، وَ كَانَ الْعَبْدُ فَاسِقاً عَاصِياً، وَ كَانَ الْوَلَدُ عَاقاً.

3- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ بُنْدَارَ وَ غَيْرُهُ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ إِسْحَاقَ بِإِسْنَادٍ ذَكَرَهُ عَنِ الْفُضَيْلِ بْنِ يَسَارٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ (علیه السلام) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله)»:إِذَا دَخَلَ رَجُلٌ بَلْدَةً فَهُوَ ضَيْفٌ عَلَى مَنْ بِهَا مِنْ أَهْلِ دِينِهِ حَتَّى يَرْحَلَ عَنْهُمْ وَ لا يَنْبَغِي لِلضَّيْفِ أَنْ يَصُومَ إِلَّا بِإِذْنِهِمْ لِئَلَّا يَعْمَلُوا الشَّيْءَ فَيَفْسُدَ عَلَيْهِمْ، وَ لا يَنْبَغِي لَهُمْ أَنْ يَصُومُوا إِلَّا بِإِذْنِ الضَّيْفِ لِئَلَّا يَحْتَشِمَهُمْ فَيَشْتَهِيَ الطَّعَامَ فَيَتْرُكَهُ لَهُمْ.

از فهم و دانش میهمان این است که جز با اجازۀ میزبانش روزه مستحبی نگیرد و از اطاعت زن از همسرش این است که جز با اجازه و دستور او روزه مستحبی نگیرد و از شایستگی بنده و فرمانبرداری او و خیرخواهی او بر مولایش این است که جز با اجازه مولایش روزه مستحبی نگیرد و از نیکی فرزند این است که جز با اجازۀ پدر و مادر و دستور آنها روزۀ مستحبی نگیرد، وگرنه میهمان نادان خواهد بود، زن نافرمان به شمار خواهد آمد، بنده فاسق و عاصی و فرزند عاق قلمداد خواهند شد.

3- فضیل بن یسار گوید: امام باقر (علیه السلام) فرمود: رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود:

هنگامی که شخصی وارد شهری شود تا آن گاه که از آن شهر خارج گردد، میهمان دینداران آن شهر خواهد بود و سزاوار نیست که میهمان جز با اجازۀ آنها روزه بگیرد تا غذایی که پخته اند فاسد شود. هم چنین سزاوار نیست که آنها جز با اجازۀ میهمان روزه بگیرند تا میهمان از آنان خجالت نکشد و دلش غذا بخواهد و به خاطر آنها نتواند اظهار کند.

4- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنْ مَالِكِ بْنِ عَطِيَّةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ: قَالَ النَّبِيُّ (صلی الله علیه و آله):

لَيْسَ لِلْمَرْأَةِ أَنْ تَصُومَ تَطَوُّعاً إِلَّا بِإِذْنِ زَوْجِهَا.

5- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ بُنْدَارَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنِ الْجَامُورَانِي عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ عَمْرِو بْنِ جُبَيْرِ الْعَزْرَمِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ: جَاءَتِ امْرَأَةٌ إِلَى النَّبِيِّ (صلى الله عليه و آله) فَقَالَتْ: يَا رَسُولَ اللَّهِ! مَا حَقُّ الزَّوْجِ عَلَى الْمَرْأَةِ ؟

فَقَالَ: هُوَ أَكْثَرُ مِنْ ذَلِكَ.

فَقَالَتْ: أَخْبِرْنِي بِشَيْءٍ مِنْ ذَلِكَ.

فَقَالَ: لَيْسَ لَهَا أَنْ تَصُومَ إِلَّا بِإِذْنِهِ.

4- محمد بن مسلم گوید: امام باقر (علیه السلام) فرمود: پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود:

جایز نیست که زن بدون اجازۀ همسرش روزۀ مستحبی بگیرد.

5- عمرو بن جبیر عزرمی گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

زنی خدمت پیامبر (صلی الله علیه و آله) شرفیاب شد و گفت: ای رسول خدا! حق شوهر نسبت به همسرش چیست؟

فرمود: بیش از آن است که بیان گردد.

گفت: چیزی از آن را به من باز گو.

فرمود: این که فقط با اجازۀ شوهرش روزه بگیرد.

بخش شصت و ششم

اشاره

بَابُ مَا يُسْتَحَبُّ أَنْ يُفْطَرَ عَلَيْهِ

عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْ فَلِي عَنِ السَّكُونِي عَنْ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِيهِ (عليه السلام) قَالَ:

كَانَ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله) إِذَا صَامَ فَلَمْ يَجِدِ الْحَلْوَاءَ أَفْطَرَ عَلَى الْمَاءِ.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: إِذَا أَفْطَرَ الرَّجُلُ عَلَى الْمَاءِ الْفَاتِرِ نَقَى كَبِدَهُ وَ غَسَلَ الذُّنُوبَ مِنَ الْقَلْبِ وَ قَوَّى الْبَصَرَ وَ الْحَدَقَ.

3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ صَالِحٍ بْنِ سِنْدِي عَنِ ابْنِ سِنَانٍ عَنْ رَجُل عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:

الْإِفْطَارُ عَلَى الْمَاءِ يَغْسِلُ الذُّنُوبَ مِنَ الْقَلْب.

4- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ الْعَبَّاسِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُسْكَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:

با آن چه افطار نمودن مستحب است

1- سکونی گوید: امام صادق (علیه السلام) از پدر بزرگوارش (علیه السلام) نقل می کند که حضرتش فرمود:

هرگاه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) روزه می گرفت و به هنگام افطاری حلوا نمی یافت، با آب افطار می نمود.

2- راوی گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

هرگاه انسان با آب ولرم افطار نماید، کبدش را پاک می کند، گناه را از دلش می زداید و چشم و حدقه او را نیرومند می سازد.

3- روای گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

افطاری با آب، گناهان را از دل می شوید.

4- عبدالله بن مسکان گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

كَانَ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله) إِذَا أَفْطَرَ بَدَأَ بِحَلْوَاءَ يُفْطِرُ عَلَيْهَا فَإِنْ لَمْ يَجِدْ فَسُكْرَةٍ أَوْ تَمَرَاتٍ فَإِذَا أَعْوَزَ ذَلِكَ كُلُّهُ فَمَاءٍ فَاتِرِ، وَ كَانَ يَقُولُ:

يُنَقَّى الْمَعِدَةَ وَ الْكَبِدَ، وَ يُطَيِّبُ النَّكْهَةَ وَ الْفَمَ، وَ يُقَوِي الْأَضْرَاسَ وَ يُقَوِّي الْحَدَقَ، وَ يَجْلُو النَّاظِرَ، وَ يَغْسِلُ الذُّنُوبَ غَسْلاً، وَ يُسَكِّنُ الْعُرُوقَ الْهَائِجَةَ وَ الْمِرَّةَ الْغَالِبَةَ، وَ يَقْطَعُ الْبَلْغَمَ، وَ يُطْفِئُ الْحَرَارَةَ عَنِ الْمَعِدَةِ، وَ يَذْهَبُ بِالصُّداع.

5- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ مِهْزَمٍ عَنْ طَلْحَةَ بْنِ زَيْدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:

كَانَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) يُفْطِرُ عَلَى التَّمْرِ فِي زَمَنِ التَّمْرِ وَ عَلَى الرُّطَبِ فِي زَمَنِ الرُّطَبِ.

6- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْأَشْعَرِيِّ عَنِ ابْنِ الْقَدَّاحِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:

كَانَ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله) أَوَّلُ مَا يُفْطِرُ عَلَيْهِ فِي زَمَنِ الرُّطَبِ الرُّطَبُ وَ فِي زَمَنِ التَمْرِ التَمْرُ.

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) همواره به هنگام افطار با حلوا آغاز می نمود و اگر حلوا نمی یافت با شکر یا خرما. پس هر گاه هیچ کدام از آنها را نمی یافت با آب ولرم افطار می نمود و می فرمود: آب ولرم معده و کبد را پاکیزه، بوی دهان را خوشبو، دندان ها را محکم، حدقه چشم را نیرومند می نماید به دیده جلوه می بخشد، گناهان را به طور کامل می شوید، به رگ های هیحانی صفرا و یا سودا آرامی بخشد، بلغم را قطع می کند، حرارت معده را فرو می نشاند و سر درد را از بین می برد.

5- طلحة بن زید گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در فصل خرما با خرما و در فصل رطب با رطب افطار می نمود.

6- ابن قداح گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) با نخستین غذایی که افطار می نمود، در فصل رطب، رطب و در فصل خرما، خرما بود.

بخش شصت و هفتم

اشاره

بَابُ الْغُسْلِ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ وَ فُضَيْلٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ:

الْغُسْلُ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ عِنْدَ وُجُوبِ الشَّمْسِ قُبَيْلَهُ ثُمَّ يُصَلِّي ثُمَّ يُفْطِرُ.

2- مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ مَنْصُورِ بْنِ حَازِمٍ عَنْ سُلَيْمَانَ بْن خَالِدٍ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) كَمْ أَغْتَسِلُ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ لَيْلَةً ؟

قَالَ: لَيْلَةَ تِسْعَ عَشْرَةَ وَ لَيْلَةَ إِحْدَى وَ عِشْرِينَ وَ ثَلَاثٍ وَ عِشْرِينَ.

قَالَ: قُلْتُ: فَإِنْ شَقَّ عَلَيَّ ؟

قَالَ: فِي إِحْدَى وَ عِشْرِينَ وَ ثَلَاثٍ وَ عِشْرِينَ.

انجام غسل در ماه رمضان

1- زراره و فضیل گویند: امام باقر (علیه السلام) فرمود:

انجام غسل در ماه رمضان اندکی پیش از فرو رفتن آفتاب است، سپس روزه دار نماز خوانده آن گاه افطار می نماید.

2- سليمان بن خالد گوید: از امام صادق (علیه السلام)پرسیدم: در شب های ماه رمضان کدام شب ها غسل انجام دهم؟

فرمود: شب نوزدهم، شب بیست و یکم و شب بیست و سوم.

گوید: گفتم: اگر انجام آن برای من مشکل شد چه کنم؟

فرمود: شب بیست و یکم و بیست و سوم انجام بده.

قُلْتُ: فَإِنْ شَقَّ عَلَيَّ ؟

قَالَ: حَسْبُكَ الْآنَ.

3- صَفْوَانُ بْنُ يَحْيَى عَنْ عِيصِ بْنِ الْقَاسِمِ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) عَن اللَّيْلَةِ الَّتِى يُطْلَبُ فِيهَا مَا يُطْلَبُ مَتَى الْغُسْلُ.

فَقَالَ: مِنْ أَوَّلِ اللَّيْلِ، وَ إِنْ شِئْتَ حَيْثُ تَقُومُ مِنْ آخِرِهِ.

وَ سَأَلْتُهُ عَنِ الْقِيَامِ.

فَقَالَ: تَقُومُ فِي أَوَّلِهِ وَ آخِرِهِ.

4- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى وَ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا (علیهما السلام) قَالَ:

الْغُسْلُ فِي لَيَالٍ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ فِي تِسْعَ عَشْرَةَ وَ إِحْدَى وَ عِشْرِينَ وَ ثَلَاثٍ وَ عِشْرِينَ، وَ أُصِيبَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (علیه السلام) فِي لَيْلَةِ تِسْعَ عَشْرَةَ، وَ قُبِضَ فِي لَيْلَةِ إِحْدَى وَ عِشْرِينَ (علیه السلام).

گفتم: باز اگر مشکل شد؟

فرمود: اکنون برای تو کافی است.

3- عيص بن قاسم گوید: از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم: شبی که حاجت درخواست می شود، کی غسل انجام می شود؟

فرمود: در آغاز شب و اگر خواستی در پایان هر شب آن گاه که (از خواب) بر خواستی، انجام ده.

و از حضرتش در مورد قیام به عبادت در آن شب ها پرسیدم.

فرمود: در آغاز و پایان شب به عبادت بر می خیزی.

4- محمد بن مسلم گوید: (امام باقر یا امام صادق (علیه السلام) ) فرمود: غسل در شب های ماه رمضان؛ در شب نوزدهم، بیست و یکم و بیست و سوم است. امیرمؤمنان (صلوات الله علیه) در شب نوزدهم ضربت خورد و در شب بیست و یکم به شهادت رسید (صلوات خدا بر او باد).

قَالَ: وَ الْغُسْلُ فِي أَوَّلِ لَيْلَةٍ وَ هُوَ يُجْزِئُ إِلَى آخِرِهِ.

بخش شصت و هشتم

اشاره

بَابُ مَا يُزَادُ مِنَ الصَّلَاةِ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: دَخَلْنَا عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) فَقَالَ لَهُ أَبُو بَصِيرٍ: مَا تَقُولُ فِي الصَّلَاةِ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ ؟

فَقَالَ: لِشَهْرِ رَمَضَانَ حُرْمَةٌ، وَ حَقٌّ لا يَشْبَهُهُ شَيْءٌ مِنَ الشُّهُورِ صَلِّ مَا اسْتَطَعْتَ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ تَطَوُّعاً بِاللَّيْلِ وَ النَّهَارِ، فَإِنِ اسْتَطَعْتَ أَنْ تُصَلِّيَ فِي كُلِّ يَوْمٍ وَ لَيْلَةٍ أَلْفَ رَكَعَةٍ فَافْعَلْ، إِنَّ عَلِيّا (علیه السلام) فِي آخِرِ عُمُرِهِ كَانَ يُصَلِّي فِي كُلِّ يَوْمٍ وَ لَيْلَةٍ أَلْفَ لنا رَكْعَةٍ. فَصَلِّ يَا أَبَا مُحَمَّدٍ! زِيَادَةٌ فِي رَمَضَانَ.

فَقُلْتُ: كَمْ جُعِلْتُ فِدَاكَ؟

حضرتش فرمود: غسل در آغاز شب است و تا پایان شب نیز همان کفایت می کند.

انجام نماز هایی افزون بر ماه های دیگر در ماه رمضان

1- على بن حمزه گوید: با ابوبصیر حضور امام جعفر صادق (علیه السلام) شرفیاب شديم ابوبصیر به آن حضرت گفت: در مورد نماز در ماه رمضان چه می فرمایید؟ فرمود: برای ماه رمضان حرمت و حقی است که به ماه های دیگر شبیه نیست، هر چه توانستی در شب و روز ماه رمضان نمازهای مستحبی بخوان. پس اگر توانستی که در هر روز و شب هزار رکعت نماز بخوانی، بخوان؛ زیرا علی (علیه السلام) در پایان عمرش در هر روز و شب هزار رکعت نماز به جا می آورد.

ای ابا محمد! در ماه رمضان نماز بسیار بخوان.

گفتم: چقدر قربانت گردم؟

فَقَالَ: فِي عِشْرِينَ لَيْلَةٌ تُصَلِّي فِي كُلِّ لَيْلَةٍ عِشْرِينَ رَكْعَةٌ ثَمَانِيَ رَكَعَاتٍ قَبْلَ الْعَتَمَةِ وَ اثْنَتَا عَشْرَةَ رَكْعَةً بَعْدَهَا سِوَى مَا كُنْتَ تُصَلِّي قَبْلَ ذَلِكَ، فَإِذَا دَخَلَ الْعَشْرُ الْأَوَاخِرُ فَصَلِّ ثَلَاثِينَ رَكْعَةً فِي كُلِّ لَيْلَةٍ ثَمَانِيَ رَكَعَاتٍ قَبْلَ الْعَتَمَةِ وَ اثْنَيْنِ وَ عِشْرِينَ رَكْعَةً بَعْدَهَا سِوَى مَا كُنْتَ تَفْعَلُ قَبْلَ ذَلِكَ.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى بْنِ عُبَيْدٍ عَنْ يُونُسَ عَنْ أَبِي الْعَبَّاسِ الْبَقْبَاقِ وَ عُبَيْدِ بْنِ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:

كَانَ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله) يَزِيدُ فِي صَلَاتِهِ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ إِذَا صَلَّى العَتَمَةَ صَلَّى بَعْدَهَا فَيَقُومُ النَّاسُ خَلْفَهُ، فَيَدْخُلُ وَ يَدَعُهُمْ، ثُمَّ يَخْرُجُ أَيْضاً فَيَجِيئُونَ وَ يَقُومُونَ خَلْفَهُ فَيَدَعُهُمْ وَ يَدْخُلُ مِرَاراً.

قَالَ: وَ قَالَ: لا تُصَلِّ بَعْدَ الْعَتَمَةِ فِي غَيْرِ شَهْرِ رَمَضَانَ.

فرمود: در بیست شب در هر شب بیست رکعت نماز بخوان: هشت رکعت پیش از نماز شب و دوازده رکعت پس از آن، به استثنای نمازهایی که پیش از آن می خواندی. پس آن گاه که دهۀ پایانی ماه فرا رسید در هر شب، سی رکعت نماز بگزار. هشت رکعت پیش از نماز عشا و بیست و دو رکعت پس از آن، به استثنای نمازهایی که پیش از آن می خواندی.

2- ابوعباس بقباق و عبید بن زراره گویند: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) همواره به نمازش در ماه رمضان می افزود. حضرتش آن گاه که نماز عشا را می خواند به نماز می ایستاد مردم هم پشت سر آن حضرت می ایستادند. سپس حضرتش وارد خانه می شد، و آنها را به حال خود می گذاشت، سپس دوباره به مسجد می آمد، مردم هم می آمدند و پشت سر آن حضرت می ایستادند، باز آنها را به حال خود وا می گذاشت و بارها وارد خانه می شد.

راوی گوید: حضرتش فرمود: در غیر ماه رمضان بعد از نماز عشا نماز نگزار.

3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ بَصِيرٍ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام):

كَانَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) إِذَا دَخَلَ الْعَشْرُ الْأَوَاخِرُ شَدَّ الْمِنْزَرَ، وَ اجْتَنَبَ النِّسَاءَ وَ أَحْيَا اللَّيْلَ وَ تَفَرَّغَ لِلْعِبَادَةِ.

4- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ الْحَسَنِ عَنْ سُلَيْمَانَ الْجَعْفَرِيِّ قَالَ: قَالَ أَبُو الْحَسَنِ (علیه السلام): صَلِّ لَيْلَةَ إِحْدَى وَ عِشْرِينَ وَ لَيْلَةَ ثَلَاثٍ وَ عِشْرِينَ مِائَةَ رَكْعَةٍ تَقْرَأُ فِي كُلِّ رَكْعَةٍ «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ» عَشْرَ مَرَّاتٍ.

5- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ صَالِحٍ بْنِ أَبِي حَمَّادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيَّ عَنِ ابْنِ سِنَانٍ عَنْ أبِي شُعَيْبِ الْمَحَامِلِي عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْفُضَيْلِ بْنِ يَسَارٍ قَالَ:

كَانَ أَبُو جَعْفَرِ (علیه السلام) إِذَا كَانَتْ لَيْلَةُ إِحْدَى وَ عِشْرِينَ وَ لَيْلَةُ ثَلَاثٍ وَ عِشْرِينَ أَخَذَ الدُّعَاءِ حَتَّى يَزُولَ اللَّيْلُ، فَإِذَا زَالَ اللَّيْلُ صَلَّى.

3- ابوبصیر گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

آن گاه که دهۀ پایانی ماه رمضان فرا می رسید، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) کمر خود را برای عبادت سخت می بست، از زن ها دوری می کرد، شب را احیا می داشت و به عبادت می پرداخت.

4- سلیمان جعفری گوید: امام کاظم (علیه السلام) فرمود:

در شب بیست و یکم و شب بیست و سوم صد رکعت نماز بگزار که در هر رکعت ده مرتبه سوره توحید را بخوان.

5- فضيل بن يسار گوید: امام باقر (علیه السلام) همواره در شب بیست و یکم و شب بیست و سوم ماه رمضان تا نیمی از شب به دعا مشغول می گشت و پس از آن، نماز می خواند.

6- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ مُطَهَّرٍ أَنَّهُ كَتَبَ إِلَى أَبِي مُحَمَّدٍ (علیه السلام) يُخْبِرُهُ بِمَا جَاءَتْ بِهِ الرِّوَايَةُ:

أنَّ النَّبِيَّ (صلى الله عليه و آله) كَانَ يُصَلِّي فِي شَهْرِ رَمَضَانَ وَ غَيْرِهِ مِنَ اللَّيْلِ ثَلَاثَ عَشْرَةَ رَكْعَةً مِنْهَا الْوَتْرُ وَ رَكْعَتَا الْفَجْرِ.

فَكَتَبَ (علیه السلام): فَضَّ اللَّهُ فَاهُ! صَلَّى مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ فِي عِشْرِينَ لَيْلَةٌ كُلَّ لَيْلَةٍ عِشْرِينَ رَكْعَةً ثَمَانِيَ بَعْدَ الْمَغْرِبِ وَ اثْنَتَيْ عَشْرَةَ بَعْدَ الْعِشَاءَ الْآخِرَةِ، وَ اغْتَسَلَ لَيْلَةَ تِسْعَ عَشْرَةَ وَ لَيْلَةَ إِحْدَى وَ عِشْرِينَ وَ لَيْلَةَ ثَلَاثٍ وَ عِشْرِينَ وَ صَلَّى فِيهِمَا ثَلَاثِينَ رَكْعَةٌ اثْنَتَيْ عَشْرَةَ بَعْدَ الْمَغْرِبِ وَ ثَمَانِيَ عَشْرَةَ بَعْدَ عِشَاءِ الْآخِرَةِ وَ صَلَّى فِيهِمَا مِائَةَ رَكْعَةٍ يَقْرَأُ فِي كُلِّ رَكْعَةٍ فَاتِحَةَ الْكِتَابِ وَ «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ» عَشْرَ مَرَّاتٍ وَ صَلَّى إِلَى آخِرِ الشَّهْرِ كُلَّ لَيْلَةٍ ثَلَاثِينَ رَكْعَةً كَمَا فَسَّرْتُ لَكَ.

6- علی بن محمد گوید: محمد بن احمد بن مطهر طی نامه ای به امام حسن عسکری (علیه السلام) نوشت: روایتی از پیامبر (صلی الله علیه و آله) نقل شده که حضرتش در ماه رمضان و ماه های دیگر شب هنگام، سیزده رکعت نماز می گزارد: یک رکعت نماز وتر و دو رکعت نافله نماز شب.

امام (علیه السلام) در پاسخ نوشت: خدا دهانش را بشکند! آن حضرت در بیست شب ماه رمضان بیست رکعت نماز می خواند: هشت رکعت بعد از نماز مغرب و دوازده رکعت بعد از نماز عشا و در شب نوزدهم، بیست و یکم و بیست و سوم غسل می نمود و در آن دو شب سی رکعت نماز می گزارد؛ دوازده رکعت بعد از نماز مغرب و هیجده رکعت بعد از نماز عشا و صد رکعت دیگر در آن دو شب نماز می خواند، در هر رکعت سورۀ حمد و ده مرتبه توحید را می خواند و تا پایان ماه هر شب، سی رکعت - آن سان که به تو توضیح دادم - نماز می گزارد.

بخش شصت و نهم

اشاره

بَابٌ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنْ حَسَّانَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:

سَأَلْتُهُ عَنْ لَيْلَةِ الْقَدْرِ.

فَقَالَ: الْتَمِسْهَا فِي لَيْلَةِ إِحْدَى وَ عِشْرِينَ أَوْ لَيْلَةِ ثَلَاثٍ وَ عِشْرِينَ.

2- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْجَوْهَرِيِّ عَنْ عَلِيَّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ التُّمَالِيُّ قَالَ:

كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) فَقَالَ لَهُ أَبُو بَصِيرٍ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! اللَّيْلَةُ الَّتِي يُرْجَى فِيهَا مَا يُرْجَى؟

فَقَالَ: فِي إِحْدَى وَ عِشْرِينَ أَوْ ثَلَاثٍ وَ عِشْرِينَ.

شب قدر

1- حسّان بن مهران گوید: از امام صادق (علیه السلام) در مورد شب قدر پرسیدم.

فرمود: شب قدر را در شب بیست و یکم یا شب بیست و سوم بجوی.

2- ابو حمزه ثمالی گوید: خدمت امام صادق (علیه السلام) بودم که ابو بصیر به حضرتش گفت:

فدایت گردم! شب قدری که در آن، امید رحمت الهی می رود، کدام شب است؟

فرمود: شب بیست و یکم یا شب بیست و سوم.

قَالَ: فَإِنْ لَمْ أَقْوَ عَلَى كِلْتَيْهِمَا.

فَقَالَ: مَا أَيْسَرَ لَيْلَتَيْن فِيمَا تَطْلُبُ.

قُلْتُ: فَرُبَّمَا رَأَيْنَا الْهِلَالَ عِنْدَنَا وَ جَاءَنَا مَنْ يُخْبِرُنَا بِخِلَافِ ذَلِكَ مِنْ أَرْضِ أُخْرَى.

فَقَالَ: مَا أَيْسَرَ أَرْبَعَ لَيَالٍ تَطْلُبُهَا فِيهَا.

قُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! لَيْلَةُ ثَلَاثٍ وَ عِشْرِينَ لَيْلَةُ الْجُهَنِيِّ؟

فَقَالَ: إِنَّ ذَلِكَ لَيُقَالُ.

قُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! إِنَّ سُلَيْمَانَ بْنَ خَالِدٍ رَوَى فِي تِسْعَ عَشْرَةَ يُكْتَبُ وَ فْدُ الْحَاجِّ.

فَقَالَ لِي: يَا أَبَا مُحَمَّدٍ! وَ فْدُ الْحَاجِّ يُكْتَبُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ وَ الْمَنَايَا وَ الْبَلَايَا وَ الْأَرْزَاقُ وَ مَا يَكُونُ إِلَى مِثْلِهَا فِي قَابِلِ، فَاطْلُبُهَا فِي لَيْلَةِ إِحْدَى وَ عِشْرِينَ وَ ثَلَاثٍ وَ عِشْرِينَ، وَ صَلِّ فِي كُلِّ وَاحِدَةٍ مِنْهُمَا مِائَةَ رَكْعَةٍ وَ أَحْيِهِمَا إِنِ اسْتَطَعْتَ إِلَى النُّورِ وَ اغْتَسِلْ فِيهِمَا.

گفت: اگر توان عبادت در آن دو شب را نداشته باشم چه کنم؟

فرمود: چه آسان است دو شب در آن چه تو می طلبی!

گفتم: گاهی هلال ماه در نزد ما ثابت می شود، ولی کسی را می یابیم که بر خلاف آن از سرزمین دیگر خبر می دهد.

فرمود: چه آسان است آن چهار شب در آن چه تو می طلبی!

گفتم: قربانت گردم! شب بیست و سوم شب جهنی است؟

فرمود: چنین گفته می شود.

گفتم: سلیمان بن خالد روایت کرده است که در شب نوزدهم نام کسانی که حج خواهند رفت، نوشته می شود.

حضرتش به من فرمود: ای ابا محمد! در شب قدر نام واردین حج، بلاها، مرگ ها، روزی ها و همۀ حوادثی که تا شب قدر سال آینده اتفاق می افتد، نوشته می شود. پس آنها را در شب بیست و یکم و بیست و سوم طلب کن و در هر یک از آن دو شب، صد رکعت نماز بگزار و اگر بتوانی آن دو شب را تا روشن شدن هوا احیا بدار و در آن دو شب غسل انجام بده.

قَالَ: قُلْتُ: فَإِنْ لَمْ أَقْدِرْ عَلَى ذَلِكَ وَ أَنَا قَائِمٌ.

قَالَ: فَصَلِّ وَ أَنْتَ جَالِسٌ.

قُلْتُ: فَإِنْ لَمْ أَسْتَطِعْ.

قَالَ: فَعَلَى فِرَاشِكَ، لا عَلَيْكَ أَنْ تَكْتَحِلَ أَوَّلَ اللَّيْلِ بِشَيْءٍ مِنَ النَّوْمِ، إِنَّ أَبْوَابَ السَّمَاءِ تُفَتَّحُ فِي رَمَضَانَ وَ تُصَفَّدُ الشَّيَاطِينُ وَ تُقْبَلُ أَعْمَالُ الْمُؤْمِنِينَ، نِعْمَ الشَّهْرُ رَمَضَانُ كَانَ يُسَمَّى عَلَى عَهْدِ رَسُولِ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله) الْمَرْزُوقَ.

3- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا (علیهما السلام) قَالَ:

سَأَلْتُهُ عَنْ عَلَامَةِ لَيْلَةِ الْقَدْرِ.

فَقَالَ: عَلَامَتُهَا أَنْ تَطِيبَ رِيحُهَا، وَ إِنْ كَانَتْ فِي بَرْدٍ دَفِئَتْ وَ إِنْ كَانَتْ فِي حَرٍ بَرَدَتْ فَطَابَتْ.

قَالَ: وَ سُئِلَ عَنْ لَيْلَةِ الْقَدْرِ.

گوید: گفتم: اگر به حال ایستاده نتوانم بخوانم چه؟

فرمود: در حال نشسته به جا آور.

گفتم: اگر توان آن را نیز نداشته باشم.

فرمود: در بسترت بخوان، ایرادی ندارد که در آغاز شب اندکی خواب را سرمۀ چشم خود کنی، زیرا در ماه رمضان درهای آسمان گشوده شود، شیاطین به بند کشیده شده و اعمال مؤمنان پذیرفته می شود. ماه رمضان، چه ماه خوبی است! این ماه در زمان رسول خدا (صلی الله علیه و آله) مرزوق نامیده می شد.

3- محمد بن مسلم گوید: از یکی از دو امام (باقر و امام صادق (علیهما السلام)) علامت شب قدر سؤال کردم.

فرمود: با این علامت که نسیم آن خوشبو است و اگر آن شب در فصل سرما باشد، از سرمایش کاسته می شود و اگر در فصل گرما باشد، از گرمایش کاسته می شود و خنک می گردد.

راوی گوید: از امام (علیه السلام) دربارۀ شب قدر سؤال شد.

فَقَالَ: تَنْزِلُ فِيهَا الْمَلَائِكَةُ وَ الْكَتَبَةُ إِلَى السَّمَاءِ الدُّنْيَا فَيَكْتُبُونَ مَا يَكُونُ فِي أَمْرِ السَّنَةِ وَ مَا يُصِيبُ الْعِبَادَ وَ أَمْرُهُ عِنْدَهُ مَوْقُوفٌ لَهُ وَ فِيهِ الْمَشِيئَةُ فَيُقَدِّمُ مِنْهُ مَا يَشَاءُ وَ يُؤَخِّرُ مِنْهُ مَا يَشَاءُ وَ يَمْحُو وَ يُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتَابِ.

4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالُوا: قَالَ لَهُ بَعْضُ أَصْحَابِنَا - قَالَ: وَ لا أَعْلَمُهُ إِلَّا سَعِيداً السَّمَانَ - كَيْفَ يَكُونُ لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْراً مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ؟

قَالَ: الْعَمَلُ فِيهَا خَيْرٌ مِنَ الْعَمَل فِى أَلْفِ شَهْرٍ لَيْسَ فِيهَا لَيْلَةُ الْقَدْرِ.

5- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ حُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ: نَزَلَتِ التَّوْرَاةُ فِي سِتّ مَضَتْ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ وَ نَزَلَ الْإِنْجِيلُ فِي اثْنَتَيْ عَشْرَةَ لَيْلَةً مَضَتْ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ وَ نَزَلَ الزَّبُورُ فِي لَيْلَةِ ثَمَانِيَ عَشَرَةَ مَضَتْ مِنْ شَهْرٍ رَمَضَانَ وَ نَزَلَ الْقُرْآنُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ.

فرمود: در آن شب فرشتگان و نویسندگان اعمال به آسمان فرود می آیند و همۀ وقایعی را که در آن سال واقع خواهد شد و هر رویدادی را که به بندگان خواهد رسید و هر امری را که مشیت الهی به آن تعلق گرفته است، می نویسند. پس خدای متعال هر چه را بخواهد مقدم می دارد و هر چه را بخواهد به تأخیر می اندازد، محو می کند و ثابت می دارد و امّ الكتاب در پیشگاه اوست.

4- ابن ابی عمیر از چند نفر از راویان امام صادق (علیه السلام) نقل می کند که گویند: یکی از اصحابمان - به نظرم سعید سمان - به امام صادق (علیه السلام) گفت: چگونه شب قدر بهتر از هزار ماه است؟

فرمود: عمل در آن شب، بهتر از عمل در هزار ماه است که در آن ها شب قدر نباشد.

5- ابوبصیر گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: کتاب آسمانی تورات در ششم ماه رمضان فرود آمد، کتاب آسمانی انجیل در شب دوازدهم ماه رمضان فرود آمد، کتاب آسمانی زبور در شب هیجدهم ماه رمضان فرود آمد و قرآن (این کتاب آسمانی) در شب قدر فرود آمد.

6- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَيْنَةَ عَنِ الْفُضَيْلِ وَ زُرَارَةَ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ حُمْرَانَ أَنَّهُ سَأَلَ أَبَا جَعْفَرٍ (علیه السلام) عَنْ قَوْلِ اللَّهِ (عزوجل): «إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةٍ مُبَارَكَةٍ».

قَالَ: نَعَمْ، لَيْلَةُ الْقَدْرِ وَ هِيَ فِي كُلِّ سَنَةٍ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ فِي الْعَشْرِ الْأَوَاخِرِ، فَلَمْ يُنْزَلِ الْقُرْآنُ إِلَّا فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ، قَالَ اللَّهُ (عزوجل): «فِيهَا يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ».

قَالَ: يُقَدِّرُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ كُلُّ شَيْءٍ يَكُونُ فِي تِلْكَ السَّنَةِ إِلَى مِثْلِهَا مِنْ قَابِلٍ خَيْرٍ وَ شَرٍ وَ طَاعَةٍ وَ مَعْصِيَةٍ وَ مَوْلُودٍ وَ أَجَلٍ أَوْ رِزْقٍ فَمَا قُدِّرَ فِي تلْكَ السَّنَةِ وَ قَضِيَ فَهُوَ الْمَحْتُومُ وَ لِلَّهِ (عزوجل) فِيهِ الْمَشِيئَةُ.

قَالَ: قُلْتُ: «لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ» أَيُّ شَيْءٍ عُنِيَ بِذَلِكَ ؟

فَقَالَ: الْعَمَلُ الصَّالِحُ فِيهَا مِنَ الصَّلَاةِ وَ الزَّكَاةِ وَ أَنْوَاعِ الْخَيْرِ خَيْرٌ مِنَ الْعَمَلِ فِي أَلْفِ شَهْرٍ لَيْسَ فِيهَا لَيْلَةُ الْقَدْرِ. وَ لَوْ لا مَا يُضَاعِفُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لِلْمُؤْمِنِينَ مَا بَلَغُوا، وَ لَكِنَّ اللَّهَ يُضَاعِفُ لَهُمُ الْحَسَنَاتِ بِحُبِّنَا.

6- فضیل، زراره و محمد بن مسلم گویند: حمران از امام باقر (علیه السلام) دربارۀ گفتار خداوند (عزوجل) که می فرماید: «ما آن (قرآن) را در شب مبارک فرو فرستادیم» پرسید.

حضرتش فرمود: آری، آن شب قدر است. آن شب در هر سال در دهۀ پایانی ماه رمضان است و قرآن جز در شب قدر نازل نشده است. خداوند (عزوجل) می فرماید: «در آن شب هر امر حکیمانه ای تدبیر و جدا می شود».

فرمود: در شب قدر همه امور خیر، شر، طاعت، معصیت، مولود، اجل، رزق در آن سال تا سال آینده تدبیر می گردد. آن چه در آن سال مقدّر و حکم می شود، همان حتمی است و مشیت خداوند (عزوجل) در آن تعلق گرفته است.

راوی گوید: گفتم: «شب قدر از هزار شب بهتر است» منظور خداوند چیست؟

فرمود: انجام اعمال شایسته در شب قدر، خواندن نماز، پرداخت زکات و انواع کارهای خیر، بهتر از انجام عمل در هزار ماه است که در آن ها شب قدر نباشد و اگر جز این بود که خدای تبارک و تعالی حسنات را برای مؤمنان دو چندان می نماید، آنان به کمال فضیلت و ثواب نمی رسیدند، ولی خداوند حسنات را برای آنان به جهت محبّت ما دو چندان می سازد.

7- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنِ السَّيَّارِيِّ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ دَاوُدَ بْنِ فَرْقَدٍ قَالَ حَدَّثَنِي يَعْقُوبُ قَالَ:

سَمِعْتُ رَجُلاً يَسْأَلُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) عَنْ لَيْلَةِ الْقَدْرِ.

فَقَالَ: أَخْبِرْنِي عَنْ لَيْلَةِ الْقَدْرِ كَانَتْ أَوْ تَكُونُ فِي كُلِّ عَامٍ.

فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام): لَوْ رُفِعَتْ لَيْلَةُ الْقَدْرِ لَرُفِعَ الْقُرْآنُ.

8- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْمُؤْمِنِ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ.

سَمِعْتُهُ يَقُولُ: وَ نَاسٌ يَسْأَلُونَهُ يَقُولُونَ: الْأَرْزَاقُ تُقَسَّمُ لَيْلَةَ النِّصْفِ مِنْ شَعْبَانَ؟ قَالَ: فَقَالَ: لا وَ اللَّهِ، مَا ذَاكَ إِلَّا فِي لَيْلَةِ تِسْعَ عَشْرَةَ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ وَ إِحْدَى وَ عِشْرِينَ وَ ثَلَاثٍ وَ عِشْرِينَ فَإِنَّ فِي لَيْلَةِ تِسْعَ عَشْرَةَ يَلْتَقِي الجَمْعَانِ وَ فِي لَيْلَةِ إِحْدَى وَ عِشْرِينَ، يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ وَ فِي لَيْلَةِ ثَلَاثٍ وَ عِشْرِينَ يُمْضَى مَا أَرَادَ اللَّهُ (عزوجل) مِنْ ذَلِكَ، وَ هِيَ لَيْلَةُ الْقَدْرِ الَّتِي قَالَ اللَّهُ (عزوجل): «خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ».

7- داوود بن فرقد گوید: یعقوب به من گفت: از مردی شنیدم که از امام صادق (علیه السلام) دربارۀ شب قدر سؤال کرد و گفت: در مورد شب قدر به من بگویید. آیا شبی بوده که (در زمان رسول خدا (صلی الله علیه و آله)) گذشته یا در هر سال می باشد؟

امام صادق (علیه السلام) فرمود: اگر شب قدر برداشته می شد، البته قرآن نیز برداشته می شد.

8- اسحاق بن عمار گوید: از امام (علیه السلام) شنیدم که به مردم پاسخ می فرمود، آنان از حضرتش سؤال کرده و می گفتند: آیا روزی ها در شب نیمۀ شعبان تقسیم می شود؟

گوید: حضرتش فرمود: نه، به خدا سوگند! تقسیم روزی ها فقط در شب نوزدهم ماه رمضان، بیست و یکم و بیست و سوم است، زیرا در شب نوزدهم گروه ( نویسندگان نامه اعمال) ملاقات می کنند، شب بیست و یکم هر کار محکم مشخص می گردد و در شب بیست و سوم آنچه خداوند (عزوجل) بخواهد، امضا می شود و آن شب قدر است که خداوند (عزوجل) فرمود: «بهتر از هزار ماه است».

قَالَ: قُلْتُ: مَا مَعْنَى قَوْلِهِ: «يَلْتَقِ الْجَمْعَانِ»؟

قَالَ: يَجْمَعُ اللَّهُ فِيهَا مَا أَرَادَ مِنْ تَقْدِيمِهِ وَ تَأْخِيرِهِ وَ إِرَادَتِهِ وَ قَضَائِهِ.

قَالَ: قُلْتُ: فَمَا مَعْنَى يُمْضِيهِ فِي ثَلَاثٍ وَ عِشْرِينَ؟

قَالَ: إِنَّهُ يَفْرُقُهُ فِي لَيْلَةِ إِحْدَى وَ عِشْرِينَ وَ يَكُونُ لَهُ فِيهِ الْبَدَاءُ، فَإِذَا كَانَتْ لَيْلَةً ثَلَاثٍ وَ عِشْرِينَ أَمْضَاهُ فَيَكُونُ مِنَ الْمَحْتُوم الَّذِي لَا يَبْدُو لَهُ فِيهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى.

9- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام):

التَّقْدِيرُ فِي لَيْلَةِ تِسْعَ عَشْرَةَ، وَ الْإِبْرَامُ فِي لَيْلَةِ إِحْدَى وَ عِشْرِينَ، وَ الْإِمْضَاءُ فِي لَيْلَةِ ثَلَاثٍ وَ عِشْرِينَ.

10- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيَّ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْوَلِيدِ وَ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ يُونُسَ بْنِ يَعْقُوبَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ عِيسَى الْقَمَّاطِ عَنْ عَمِّهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:

راوی گوید: گفتم: معنای گفتار حضرتش که «گروه نویسندگان نامه اعمال ملاقات می کنند» چیست؟

فرمود: خداوند هرچه بخواهد که تقدیم بدارد، تأخیر بیندازد، اراده کند و حکم نماید، در آن شب گردهم می آورد.

راوی گوید: گفتم: پس معنای امضا در شب بیست و سوم چیست؟

فرمود: در شب بیست و یکم امضای آن را جدا می کند و در آن بداء (خواست) حاصل می شود. پس چون شب بیست و سوم شد، آن را امضاء می کند و حکم حتمی می شود که دیگر بدایی در آن برای خدای تبارک و تعالی نمی شود.

9- زراره گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

تقدیر در شب نوزدهم، ابرام (محکم و استوار نمودن) در شب بیست و یکم و امضا در شب بیست و سوم صورت می گیرد.

10- عموی علی بن عیسی گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

رَأَى رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله) فِي مَنَامِهِ بَنِي أُمَيَّةَ يَصْعَدُونَ عَلَى مِنْبَرِهِ مِنْ بَعْدِهِ وَ يُضِلُّونَ النَّاسَ عَنِ الصِّرَاطِ الْقَهْقَرَى، فَأَصْبَحَ كَثِيباً حَزِينَاً.

قَالَ: فَهَبَطَ عَلَيْهِ جَبْرَئِيلُ (علیه السلام) فَقَالَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ! مَا لِي أَرَاكَ كَثِيباً حَزِيناً؟

قَالَ: يَا جَبْرَئِيلُ! إِنِّي رَأَيْتُ بَنِي أُمَيَّةَ فِي لَيْلَتِي هَذِهِ يَصْعَدُونَ مِنْبَرِي مِنْ بَعْدِي وَ يُضِلُّونَ النَّاسَ عَنِ الصِّرَاطِ الْقَهْقَرَى.

فَقَالَ: وَ الَّذِي بَعَثَكَ بِالْحَقِّ نَبِيَّا! إِنَّ هَذَا شَيْءٌ مَا اطَّلَعْتُ عَلَيْهِ.

فَعَرَجَ إِلَى السَّمَاءِ فَلَمْ يَلْبَثْ أَنْ نَزَلَ عَلَيْهِ بِأَي مِنَ الْقُرْآنِ يُؤْنِسُهُ بِهَا قَالَ: «أَفَرَأَيْتَ إِنْ مَتَّعْنَاهُمْ سِنِينَ * ثُمَّ جَاءَهُمْ مَا كَانُوا يُوعَدُونَ * مَا أَغْنى عَنْهُمْ مَا كَانُوا يُتَّعُونَ» وَ أَنْزَلَ عَلَيْهِ: «إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ * وَ مَا أَدْرَاكَ مَا لَيْلَةُ الْقَدْرِ * لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ» جَعَلَ اللَّهُ (عزوجل) لَيْلَةَ الْقَدْرِ لِنَبِيِّهِ (صلی الله علیه و آله) خَيْراً مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ مُلْكِ بَنِي أُمَيَّةَ.

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در عالم خواب دید که بنی امیه بعد از او بر فراز منبرش بالا می روند و مردم را از راه راست به گمراهی عقب می رانند. حضرتش اندوهگین و محزون صبح را آغاز کرد.

حضرتش می فرماید: جبرئیل (علیه السلام) بر آن بزرگوار فرود آمد و گفت: ای رسول خدا! چرا اندوهگین و محزون هستی؟

فرمود: ای جبرئیل! من دیشب بنی امیه را در عالم خواب دیدم که پس از من بر فراز منبرم بالا می روند و مردم را از راه راست به گمراهی عقب می رانند.

جبرئیل گفت: به خدایی که تو را به حق به پیامبری مبعوث کرده است! این چیزی است که من از آن آگاهی نداشتم سپس به آسمان عروج کرد و دیری نگذشت که با آیه هایی از قرآن که پیامبر (صلی الله علیه و آله) را با آنها انس می گرفت، فرود آمد و گفت: «آیا در این باره اندیشیده ای که اگر ما سالیانی آنها را از لذات زندگی بهره مند سازیم. سپس از آن عذاب موعود بر آنان فرود آید، آن بهره گیری از لذت دنیا برای آنها سودی نخواهد داشت» و جبرئیل این سوره را برای پیامبر فرود آورد که: «ما قرآن را در شب قدر فرو فرستادیم. و تو چه می دانی شب قدر چیست؟ شب قدر بهتر از هزار ماه است».

خداوند (عزوجل) شب قدر را برای پیامبرش (صلى الله علیه و آله) بهتر از هزار ماه سلطنت بنی امیه قرار داد.

11- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ أَبِي جَمِيلَةَ عَنْ رِفَاعَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:

لَيْلَةُ الْقَدْرِ هِيَ أَوَّلُ السَّنَةِ وَ هِيَ آخِرُهَا.

12- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ رَبِيعِ الْمُسْلِيِّ وَ زِيَادِ بْنِ أَبِي الْحَلَّالِ ذَكَرَاهُ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:

فِي لَيْلَةِ تِسْعَ عَشْرَةَ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ التَّقْدِيرُ، وَ فِي لَيْلَةِ إِحْدَى وَ عِشْرِينَ الْقَضَاءُ، وَ فِي لَيْلَةِ ثَلَاثٍ وَ عِشْرِينَ إِبْرَامُ مَا يَكُونُ فِي السَّنَةِ إِلَى مِثْلِهَا، لِلَّهِ جَلَّ ثَنَاؤُهُ يَفْعَلُ مَا يَشَاءُ فِي خَلْقِهِ.

بخش هفتادم

اشاره

بَابُ الدُّعَاءِ فِي الْعَشْرِ الْأَوَاخِرِ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ: تَقُولُ فِي الْعَشْرِ الْأَوَاخِرِ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ فِي كُلِّ لَيْلَةٍ:

11- رفاعه گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

شب قدر آغاز و پایان سال است (که امور در آن تدبیر و مقدر می گردد).

12- راوی گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

در شب نوزدهم ماه رمضان تقدیر، در شب بیست و یکم قضا و در شب بیست و سوم ابرام و حتمی بودن حوادث و وقایعی است که تا چنین شبی از سال آینده رخ خواهد داد. و خدای بزرگوار هر چه بخواهد دربارۀ آفریدگانش انجام دهد.

دعاهای وارده در دهۀ پایانی ماه رمضان

1- یکی از اصحاب ما گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

در دهۀ پایانی ماه رمضان هر شب این دعا را بخوان:

«أَعُوذُ بِجَلَالِ وَجْهِكَ الْكَرِيمِ أَنْ يَنْقَضِيَ عَنِّي شَهْرُ رَمَضَانَ أَوْ يَطْلُعَ الْفَجْرُ مِنْ لَيْلَتِي هَذِهِ وَ لَكَ قِبَلِي ذَنْبٌ أَوْ تَبِعَةٌ تُعَذِّبُنِي عَلَيْهِ».

2- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ أَيُّوبَ بْنِ يَقْطِينٍ أَوْ غَيْرِهِ عَنْهُمْ (علیهم السلام) دُعَاءُ الْعَشْرِ الْأَوَاخِرِ تَقُولُ فِي اللَّيْلَةِ الْأُولَى:

«يَا مُولِجَ اللَّيْلِ فِي النَّهَارِ وَ مُولِجَ النَّهَارِ فِي اللَّيْلِ وَ مُخْرِجَ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَ مُخْرِجَ الْمَيِّتِ مِنَ الْحَيِّ يَا رَازِقَ مَنْ يَشَاءُ بِغَيْرِ حِسَابٍ يَا اللَّهُ يَا رَحْمَانُ يَا اللَّهُ يَا رَحِيمُ يَا اللَّهُ يَا اللَّهُ يَا اللَّهُ لَكَ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى وَ الْأَمْثَالُ الْعُلْيَا وَ الْكِبْرِيَاءُ وَ الْآلَاء أَسْأَلُكَ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ عَلَى أَهْلِ بَيْتِهِ وَ أَنْ تَجْعَلَ اسْمِي فِي هَذِهِ اللَّيْلَةِ فِي السُّعَدَاءِ وَ رُوحِي مَعَ الشُّهَدَاءِ وَ إِحْسَانِي فِي عِلِّيِّينَ وَ إِسَاءَتِي مَغْفُورَةً.

وَ أَنْ تَهَبَ لِي يَقِيناً تُبَاشِرُ بِهِ قَلْبِي وَ إِيمَاناً يَذْهَبُ بِالشَّلِّ عَنِّي وَ تُرْضِيَنِي بِمَا قَسَمْتَ لِي وَ آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَ فِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَ قِنَا عَذَابَ الْحَرِيقِ.

«أعُوذُ بِجَلَالِ وَجْهِكَ الْكَرِيمِ أَنْ يَنْقَضِيَ عَنِّي شَهْرُ رَمَضَانَ أَوْ يَطْلُعَ الْفَجْرُ مِنْ لَيْلَتِي هَذِهِ وَ لَكَ قِبَلِي ذَنْبٌ أَوْ تَبِعَةٌ تُعَذِّبُنِي عَلَيْهِ».

2- ایوب بن يقطين يا فرد دیگری گوید: این دعاهای دهۀ پایانی از ائمۀ معصومين (علیهم السلام) نقل شده است که در شب اوّل می گویی:

«يَا مُولِجَ اللَّيْلِ فِي النَّهَارِ وَ مُولِجَ النَّهَارِ فِي اللَّيْلِ وَ مُخْرِجَ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَ مُخْرِجَ الْمَيِّتِ مِنَ الْحَيِّ يَا رَازِقَ مَنْ يَشَاءُ بِغَيْرِ حِسَابٍ يَا اللَّهُ يَا رَحْمَانُ يَا اللَّهُ يَا رَحِيمُ يَا اللَّهُ يَا اللَّهُ يَا اللَّهُ لَكَ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى وَ الأَمْثَالُ الْعُلْيَا وَ الْكِبْرِيَاءُ وَ الآلاءُ أَسْأَلُكَ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ عَلَى أَهْلِ بَيْتِهِ وَ أَنْ تَجْعَلَ اسْمِي فِي هَذِهِ اللَّيْلَةِ فِي السُّعَدَاءِ وَ رُوحِي مَعَ الشُّهَدَاءِ وَ إِحْسَانِي فِي عِلِّيِّينَ وَ إِسَاءَتِي مَغْفُورَةً.

وَ أَنْ تَهَبَ لِي يَقِيناً تُبَاشِرُ بِهِ قَلْبِي وَ إِيمَاناً يَذْهَبُ بِالشَّكْ عَنِّي وَ تُرْضِيَنِي بِمَا قَسَمْتَ لِي وَ آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَ فِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَ قِنَا عَذَابَ الْحَرِيقِ.

وَ ارْزُقْنَا فِيهَا ذِكْرَكَ وَ شُكْرَكَ وَ الرَّغْبَةَ إِلَيْكَ وَ الْإِنَابَةَ وَ التَّوْفِيقَ لِمَا وَفَّقْتَ لَهُ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدِ (علیهم السلام).

وَ تَقُولُ فِي اللَّيْلَةِ الثَّانِيَةِ:

«يَا سَالِخَ النَّهَارِ مِنَ اللَّيْلِ فَإِذَا نَحْنُ مُظْلِمُونَ وَ مُجْرِيَ الشَّمْسِ لِمُسْتَقَرِّهَا بِتَقْدِيرِكَ، يَا عَزِيزُ يَا عَلِيمُ وَ مُقَدِّرَ الْقَمَرِ مَنَازِلَ حَتَّى عَادَ كَالْعُرْجُونِ الْقَدِيمِ يَا نُورَ كُلِّ نُورٍ وَ مُنْتَهَى كُلِّ رَغْبَةٍ وَ وَلِيَّ كُلِّ نِعْمَةٍ.

يَا اللَّهُ يَا رَحْمَانُ يَا اللَّهُ يَا قُدُّوسُ يَا أَحَدُ يَا وَاحِدُ يَا فَرْدُ يَا اللَّهُ يَا اللَّهُ يَا اللَّهُ لَكَ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى وَالْأَمْثَالُ الْعُلْيَا».

ثُمَّ تَعُودُ إِلَى الدُّعَاءِ الْأَوَّلِ إِلَى قَوْلِهِ: «أَسْأَلُكَ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَيْتِهِ» ... إِلَى آخِرِ الدُّعَاءِ.

وَ تَقُولُ فِي اللَّيْلَةِ الثَّالِثَةِ:

وَ ارْزُقْنَا فِيهَا ذِكْرَكَ وَ شُكْرَكَ وَ الرَّغْبَةَ إِلَيْكَ وَ الْإِنَابَةَ وَ التَّوْفِيقَ لِمَا وَفَّقْتَ لَهُ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّد (علیهم السلام).

و در شب دوم می گویی:

«يَا سَالِخَ النَّهَارِ مِنَ اللَّيْلِ فَإِذَا نَحْنُ مُظْلِمُونَ وَ مُجْرِيَ الشَّمْسِ لِمُسْتَقَرِّهَا بِتَقْدِيرِكَ، يَا عَزِيزُ يَا عَلِيمٌ وَ مُقَدِّرَ الْقَمَرِ مَنَازِلَ حَتَّى عَادَ كَالْعُرْجُونِ الْقَدِيمِ يَا نُورَ كُلِّ نُّورِ وَ مُنْتَهَى كُلِّ رَغْبَةٍ وَ وَلِيَّ كُلِّ نِعْمَةٍ.

يَا اللَّهُ يَا رَحْمَانُ يَا اللَّهُ يَا قُدُّوسُ يَا أَحَدُ يَا وَاحِدُ يَا فَرْدُ يَا اللهُ يَا اللَّهُ يَا اللَّهُ لَكَ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى وَ الْأَمْثَالُ الْعُلْيَا».

سپس دعای نخست را تا این فراز می خوانی که: «أَسْأَلُكَ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَيْتِهِ» تا پایان دعا.

و در شب سوم می گویی:

«يَا رَبَّ لَيْلَةِ الْقَدْرِ وَ جَاعِلَهَا خَيْراً مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ وَ رَبَّ اللَّيْلِ وَ النَّهَارِ وَ الْجِبَالِ وَ الْبِحَارِ وَ الظُّلَمِ وَ الْأَنْوَارِ وَ الْأَرْضِ وَ السَّمَاءِ يَا بَارِئُ يَا مُصَوِّرُ يَا حَنَّانُ يَا مَنَّانُ يَا اللَّهُ يَا رَحْمَانُ يَا اللَّهُ يَا قَيُّومُ يَا اللَّهُ يَا بَدِيعُ يَا اللَّهُ يَا اللَّهُ يَا اللَّهُ لَكَ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى وَ الْأَمْثَالُ الْعُلْيَا وَ الْكِبْرِيَاءُ وَ الْآلَاء.

أسْأَلُكَ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَجْعَلَ اسْمِي فِي هَذِهِ اللَّيْلَةِ فِي السُّعَدَاءِ وَ رُوحِي مَعَ الشُّهَدَاءِ وَ إِحْسَانِي فِي عِلِّيِّينَ وَ إِسَاءَتِي مَغْفُورَةً وَ أَنْ تَهَبَ لِي يَقِينَا تُبَاشِرُ بِهِ قَلْبِي وَ إِيمَاناً يُذْهِبُ الشَّلَّ عَنِّي وَ تُرْضِيَنِي بِمَا قَسَمْتَ لِي وَ آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَ فِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَ قِنَا عَذَابَ الْحَرِيقِ وَ ارْزُقْنِي فِيهَا ذِكْرَكَ وَ شُكْرَكَ وَ الرَّغْبَةَ إِلَيْكَ وَ الْإِنَابَةَ وَ التَّوْبَةَ وَ التَّوْفِيقَ لِمَا وَفَّقْتَ لَهُ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدٍ (علیهم السلام)».

3- ابْنُ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَطِيَّةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) فِي الدُّعَاءِ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ فِي كُلِّ لَيْلَةٍ تَقُولُ:

«اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ فِيمَا تَقْضِي وَ تُقَدِّرُ مِنَ الْأَمْرِ الْمَحْتُومِ فِي الْأَمْرِ الْحَكِيمِ مِنَ الْقَضَاءِ الَّذِي لَا يُرَدُّ وَ لا يُبَدَّلُ أَنْ تَكْتُبَنِي مِنْ حُجَّاجِ بَيْتِكَ الْحَرَامِ الْمَبْرُورِ حَبُّهُمْ الْمُكَفِّرِ عَنْهُمْ سَيِّئَاتُهُمْ الْمَغْفُورِ ذُنُوبُهُمْ الْمَشْكُور سَعْيُهُمْ.

«يَا رَبَّ لَيْلَةِ الْقَدْرِ وَ جَاعِلَهَا خَيْراً مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ وَ رَبَّ اللَّيْلِ وَ النَّهَارِ وَ الْجِبَالِ وَ الْبِحَارِ وَ الظُّلَمِ وَ الْأَنْوَارِ وَ الْأَرْضِ وَ السَّمَاءِ يَا بَارِئُ يَا مُصَوِّرُ يَا حَنَّانُ يَا مَنَّانُ يَا اللَّهُ يَا رَحْمَانُ يَا اللَّهُ يَا قَيُّومُ يَا اللَّهُ يَا بَدِيعُ يَا اللَّهُ يَا اللَّهُ يَا اللَّهُ لَكَ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى وَ الْأَمْثَالُ الْعُلْيَا وَ الْكِبْرِيَاءُ وَ الْآلَاء.

أَسْأَلُكَ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَجْعَلَ اسْمِي فِي هَذِهِ اللَّيْلَةِ فِي الشُّعَدَاءِ وَ رُوحِي مَعَ الشُّهَدَاءِ وَ إِحْسَانِي فِي عِلِّيِّينَ وَ إِسَاءَتِي مَغْفُورَةً وَ أَنْ تَهَبَ لِي يَقِيناً تُبَاشِرُ بِهِ قَلْبِي وَ إِيمَاناً يُذْهِبُ الشَّلَّ عَنِّي وَ تُرْضِيَنِي بِمَا قَسَمْتَ لِي وَ آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَ فِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَ قِنَا عَذَابَ الْحَرِيقِ وَ ارْزُقْنِي فِيهَا ذِكْرَكَ وَ شُكْرَكَ وَ الرَّغْبَةَ إِلَيْكَ وَ الْإِنَابَةَ وَ التَّوْبَةَ وَ التَّوْفِيقَ لِمَا وَفَّقْتَ لَهُ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدٍ (علیهم السلام)».

3- محمد بن عطیه گوید: از امام صادق (علیه السلام) نقل شده که حضرتش فرمود: در دعاهای هر شب ماه رمضان می گویی:

«اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ فِيمَا تَقْضِي وَ تُقَدِّرُ مِنَ الْأَمْرِ الْمَحْتُومِ فِي الْأَمْرِ الْحَكِيمِ مِنَ الْقَضَاءِ الَّذِي لَا يُرَدُّ وَ لَا يُبَدَّلُ أَنْ تَكْتُبَنِي مِنْ حُجَّاجِ بَيْتِكَ الْحَرَامِ الْمَبْرُورِ حَبُّهُمْ الْمُكَفَّرِ عَنْهُمْ سَيِّئَاتُهُمُ الْمَغْفُورِ ذُنُوبُهُمْ الْمَشْكُورِ سَعْيُهُمْ.

وَ أَنْ تَجْعَلَ فِي مَا تَقْضِي وَ تُقَدِّرُ مِنَ الْأَمْرِ الْمَحْتُومِ فِي الْأَمْرِ الْحَكِيمِ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ مِنَ الْقَضَاءِ الَّذِي لا يُرَدُّ وَ لا يُبَدَّلُ أَنْ تُطِيلَ عُمُرِي وَ أَنْ تُوَسِّعَ عَلَيَّ فِي رِزْقِي، وَ أَنْ تَجْعَلَنِي مِمَّنْ تَنْتَصِرُ بِهِ لِدِينِكَ وَ لَا تَسْتَبْدِلْ بِي غَيْرِي».

4- مُحَمَّدُ بْنُ عِيسَى بِإِسْنَادِهِ عَنِ الصَّالِحِينَ (علیهم السلام) قَالَ: تُكَرِّرُ فِي لَيْلَةِ ثَلَاثٍ وَ عِشْرِينَ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ هَذَا الدُّعَاءَ سَاجِداً وَ قَائِمَاً وَ قَاعِداً وَ عَلَى كُلِّ حَالٍ وَ فِي الشَّهْرِ كُلِّهِ وَ كَيْفَ أَمْكَنَكَ وَ مَتَى حَضَرَكَ مِنْ دَهْرِكَ تَقُولُ بَعْدَ تَحْمِيدِ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى وَ الصَّلَاةِ عَلَى النَّبِيِّ (صلى الله عليه و آله):

«اللَّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ فُلَانِ بْنِ فُلَانٍ فِي هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِي كُلِّ سَاعَةٍ وَلِيّاً وَ حَافِظاً وَ نَاصِراً وَ دَلِيلاً وَ قَاعِداً وَ عَوْناً وَ عَيْناً حَتَّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فِيهَا طَوِيلاً».

وَ تَقُولُ فِي اللَّيْلَةِ الرَّابِعَةِ:

«يَا فَالِقَ الْإِصْبَاحٍ وَ جَاعِلَ اللَّيْلِ سَكَناً وَ الشَّمْسِ وَ الْقَمَر حُسْبَاناً يَا عَزِيزُ يَا عَلِيمُ يَا ذَا الْمَنِّ وَ الطَّوْلِ وَ الْقُوَّةِ وَ الْحَوْلِ وَ الْفَضْلِ وَ الْإِنْعَامِ وَ الْمُلْكِ وَ الْإِكْرَامِ يَا ذَا الْجَلَالِ وَ الْإِكْرَامِ.

وَ أَنْ تَجْعَلَ فِي مَا تَقْضِي وَ تُقَدِّرُ مِنَ الْأَمْرِ الْمَحْتُومِ فِي الْأَمْرِ الْحَكِيمِ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ مِنَ الْقَضَاءِ الَّذِي لَا يُرَدُّ وَ لا يُبَدَّلُ أَنْ تُطِيلَ عُمُرِي وَ أَنْ تُوَسِّعَ عَلَيَّ فِي رِزْقِي، وَ أَنْ تَجْعَلَنِي مِمَّنْ تَنْتَصِرُ بِهِ لِدِينِكَ وَ لَا تَسْتَبْدِلْ بِي غَيْرِي».

4- محمد بن عیسی با سند خود از ائمه (علیهم السلام) این گونه روایت می کند: حضرتش فرمود:

در شب بیست و سوم ماه رمضان این دعا را در حال سجده، ایستاده، نشسته و در هر حال و در همه اوقات ماه، هرگونه که امکانت شود و هر زمان که از دوران زندگیت باشد، بعد از حمد خدای تبارک و تعالی و درود بر پیامبر (صلی الله علیه و آله) این گونه تکرار می کنی:

«اللَّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ فُلَانِ بْنِ فُلَانٍ فِي هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِي كُلِّ سَاعَةٍ وَلِيّاً وَ حَافِظاً وَ نَاصِراً وَ دَلِيلاً وَ قَاعِداً وَ عَوْناً وَ عَيْناً حَتَّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فِيهَا طَويلاً».

و در شب چهارم می گویی:

«يَا فَالِقَ الْإِصْبَاحِ وَ جَاعِلَ اللَّيْلِ سَكَناً وَ الشَّمْسِ وَ الْقَمَرِ حُسْبَاناً يَا عَزِيزُ يَا عَلِيمُ يَا ذَا الْمَنِّ وَ الطَّوْلِ وَ الْقُوَّةِ وَ الْحَوْلِ وَ الْفَضْلِ وَالْإِنْعَامِ وَ الْمُلْكِ وَ الْإِكْرَامِ يَا ذَا الْجَلَالِ وَ الْإِكْرَامِ.

يَا اللَّهُ يَا رَحْمَانُ يَا اللَّهُ يَا فَرْدُ يَا وَتْرُ يَا اللَّهُ يَا ظَاهِرُ يَا بَاطِنُ يَا حَيُّ يَا لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ لَكَ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى وَالْأَمْثَالُ الْعُلْيَا وَ الْكِبْرِيَاءُ.

أَسْأَلُكَ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ عَلَى أَهْلِ بَيْتِهِ وَ أَنْ تَجْعَلَ اسْمِي فِي هَذِهِ اللَّيْلَةِ فِي الشُّعَدَاءِ وَ رُوحِي مَعَ الشُّهَدَاءِ وَ إِحْسَانِي فِي عِلِّيِّينَ وَ إِسَاءَتِي مَغْفُورَةً.

وَ أَنْ تَهَبَ لِي يَقِينَا تُبَاشِرُ بِهِ قَلْبِي وَ إِيمَاناً يَذْهَبُ بِالشَّلِّ عَنِّي وَ رِضًا بِمَا قَسَمْتَ لِي وَ آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَ فِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَ قِنَا عَذَابَ الْحَرِيقِ وَ ارْزُقْنِي فِيهَا ذِكْرَكَ وَ شُكْرَكَ وَ الرَّغْبَةَ إِلَيْكَ وَ الْإِنَابَةَ وَ التَّوْبَةَ وَ التَّوْفِيقَ لِمَا وَفَّقْتَ لَهُ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدٍ (علیهم السلام)».

وَ تَقُولُ فِي اللَّيْلَةِ الْخَامِسَةِ:

«يَا جَاعِلَ اللَّيْلِ لِبَاساً وَ النَّهَارِ مَعَاشاً وَ الْأَرْضِ مِهَاداً وَ الْجِبَالِ أَوْتَاداً يَا اللَّهُ يَا قَاهِرُ يَا اللَّهُ يَا جَبَّارُ يَا اللَّهُ يَا سَمِيعُ يَا اللَّهُ يَا قَرِيبُ يَا اللَّهُ يَا مُجِيبُ يَا اللَّهُ يَا اللَّهُ يَا اللَّهُ لَكَ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى وَ الْأَمْثَالُ الْعُلْيَا وَ الْكِبْرِيَاء وَ الْآلاء.

يَا اللَّهُ يَا رَحْمَانُ يَا اللَّهُ يَا فَرْدُ يَا وَتْرُ يَا اللَّهُ يَا ظَاهِرُ يَا بَاطِنُ يَا حَيُّ يَا لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ لَكَ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى وَ الْأَمْثَالُ الْعُلْيَا وَ الْكِبْرِيَاءُ أَسْأَلُكَ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ عَلَى أَهْلِ بَيْتِهِ وَ أَنْ تَجْعَلَ اسْمِي فِي هَذِهِ اللَّيْلَةِ فِي السُّعَدَاءِ وَ رُوحِي مَعَ الشُّهَدَاءِ وَ إِحْسَانِي فِي عِلِّيِّينَ وَ إِسَاءَتِي مَغْفُورَةً.

وَ أَنْ تَهَبَ لِي يَقِيناً تُبَاشِرُ بِهِ قَلْبِي وَ إِيمَاناً يَذْهَبُ بِالشَّكْ عَنِّي وَ رِضًا بِمَا قَسَمْتَ لِي وَ آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَ فِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَ قِنَا عَذَابَ الْحَرِيقِ وَ ارْزُقْنِي فِيهَا ذِكْرَكَ وَ شُكْرَكَ وَ الرَّغْبَةَ إِلَيْكَ وَ الْإِنَابَةَ وَ التَّوْبَةَ وَ التَّوْفِيقَ لِمَا وَفَّقْتَ لَهُ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدٍ (علیهم السلام)».

و در شب پنجم می گویی:

«يَا جَاعِلَ اللَّيْلِ لِبَاساً وَ النَّهَارِ مَعَاشاً وَ الْأَرْضِ مِهَاداً وَ الْجِبَالِ أَوْتَاداً يَا اللَّهُ يَا قَاهِرُ يَا اللَّهُ يَا جَبَّارُ يَا اللَّهُ يَا سَمِيعُ يَا اللَّهُ يَا قَرِيبُ يَا اللَّهُ يَا مُجِيبُ يَا اللَّهُ يَا اللَّهُ يَا اللَّهُ لَكَ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى وَالْأَمْثَالُ الْعُلْيَا وَ الْكِبْرِيَاءُ وَ الْآلَاء.

أَسْأَلُكَ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ عَلَى أَهْلِ بَيْتِهِ وَ أَنْ تَجْعَلَ اسْمِي فِي هَذِهِ اللَّيْلَةِ فِي السُّعَدَاءِ وَ رُوحِي مَعَ الشُّهَدَاءِ وَ إِحْسَانِي فِي عِلِّيِّينَ وَ إِسَاءَتِي مَغْفُورَةً.

وَ أَنْ تَهَبَ لِي يَقِيناً تُبَاشِرُ بِهِ قَلْبِي وَ إِيمَاناً يُذْهِبُ الشَّنَّ عَنِّي وَ رِضًا بِمَا قَسَمْتَ لِي وَ آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَ فِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَ قِنَا عَذَابَ الْحَرِيقِ، وَ ارْزُقْنِي فِيهَا ذِكْرَكَ وَ شُكْرَكَ وَ الرَّغْبَةَ إِلَيْكَ وَ الْإِنَابَةَ وَ التَّوْبَةَ وَ التَّوْفِيقَ لِمَا وَ فَّقْتَ لَهُ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّد (علیهم السلام)».

وَ تَقُولُ فِي اللَّيْلَةِ السَّادِسَةِ:

«يَا جَاعِلَ اللَّيْلِ وَ النَّهَارِ آيَتَيْنِ يَا مَنْ مَحَا آيَةَ اللَّيْلِ وَ جَعَلَ آيَةَ النَّهَارِ مُبْصِرَةً لِتَبْتَغُوا فَضْلاً مِنْهُ وَ رِضْوَاناً يَا مُفَصَّلَ كُلِّ شَيْءٍ تَفْصِيلاً يَا مَاجِدُ يَا وَهَّابُ يَا اللَّهُ يَا جَوَادُ يَا اللَّهُ يَا اللَّهُ يَا اللَّهُ لَكَ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى وَ الْأَمْثَالُ الْعُلْيَا وَ الْكِبْرِيَاءُ وَ الآلاء.

أسْأَلُكَ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ عَلَى أَهْلِ بَيْتِهِ وَ أَنْ تَجْعَلَ اسْمِي فِي هَذِهِ اللَّيْلَةِ فِي السُّعَدَاءِ وَ رُوحِي مَعَ الشُّهَدَاءِ وَ إِحْسَانِي فِي عِلِّيِّينَ وَ إِسَاءَتِي مَغْفُورَةً وَ أَنْ تَهَبَ لِي يَقِينَا تُبَاشِرُ بِهِ قَلْبِي وَ إِيمَاناً يُذْهِبُ الشَّلَّ عَنِّي وَ تُرْضِيَنِي بِمَا قَسَمْتَ لِي وَ آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَ فِي الْآخِرَةِ حَسَنَةٌ

أَسْأَلُكَ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ عَلَى أَهْلِ بَيْتِهِ وَ أَنْ تَجْعَلَ اسْمِي فِي هَذِهِ اللَّيْلَةِ فِي السُّعَدَاءِ وَ رُوحِي مَعَ الشُّهَدَاءِ وَ إِحْسَانِي فِي عِلِّيِّينَ وَ إِسَاءَتِي مَغْفُورَةً.

وَ أَنْ تَهَبَ لِي يَقِيناً تُبَاشِرُ بِهِ قَلْبِي وَ إِيمَاناً يُذْهِبُ الشَّلَّ عَنِّي وَ رِضًا بِمَا قَسَمْتَ لِي وَ آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَ فِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَ قِنَا عَذَابَ الْحَرِيقِ، وَ ارْزُقْنِي فِيهَا ذِكْرَكَ وَ شُكْرَكَ وَ الرَّغْبَةَ إِلَيْكَ وَ الْإِنَابَةَ وَ التَّوْبَةَ وَ التَّوْفِيقَ لِمَا وَ فَقْتَ لَهُ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدٍ (علیهم السلام)».

و در شب ششم می گویی:

«يَا جَاعِلَ اللَّيْلِ وَ النَّهَارِ آيَتَيْنِ يَا مَنْ مَمَا آيَةَ اللَّيْلِ وَ جَعَلَ آيَةَ النَّهَارِ مُبْصِرَةً لِتَبْتَغُوا فَضْلاً مِنْهُ وَ رِضْوَاناً يَا مُفَضِّلَ كُلِّ شَيْءٍ تَفْصِيلاً يَا مَاجِدُ يَا وَهَّابُ يَا اللَّهُ يَا جَوَادُ يَا اللَّهُ يَا اللَّهُ يَا اللَّهُ لَكَ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى وَ الْأَمْثَالُ الْعُلْيَا وَ الْكِبْرِيَاء و الآلاء.

أَسْأَلُكَ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ عَلَى أَهْلِ بَيْتِهِ وَ أَنْ تَجْعَلَ اسْمِي فِي هَذِهِ اللَّيْلَةِ فِي السُّعَدَاءِ وَ رُوحِي مَعَ الشُّهَدَاءِ وَ إِحْسَانِي فِي عِلِّيِّينَ وَ إِسَاءَتِي مَغْفُورَةً وَ أَنْ تَهَبَ لِي يَقِينَا تُبَاشِرُ بِهِ قَلْبِي وَ إِيمَاناً يُذْهِبُ الشَّلَّ عَنِّي وَ تُرْضِيَنِي بِمَا قَسَمْتَ لِي وَ آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَ فِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً

وَ قِنَا عَذَابَ الْحَرِيقِ وَ ارْزُقْنِي فِيهَا ذِكْرَكَ وَ شُكْرَكَ وَ الرَّغْبَةَ إِلَيْكَ وَ الْإِنَابَةَ وَ التَّوْبَةَ وَ التَّوْفِيقَ لِمَا وَ فَّقْتَ لَهُ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدٍ (علیهم السلام)».

وَ تَقُولُ فِي اللَّيْلَةِ السَّابِعَةِ:

«يَا مَادَّ الظَّلَّ وَ لَوْ شِئْتَ لَجَعَلْتَهُ سَاكِناً وَ جَعَلْتَ الشَّمْسَ عَلَيْهِ دَلِيلاً ثُمَّ قَبَضْتَهُ إِلَيْكَ قَبْضاً يَسِيراً يَا ذَا الْجُودِ وَ الطَّوْلِ وَ الْكِبْرِيَاءِ وَ الْآلاءِ لا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ عَالِمُ الْغَيْبِ وَ الشَّهَادَةِ الرَّحْمَنُ الرَّحِيمُ لا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ يَا قُدُّوسُ يَا سَلَامُ يَا مُؤْمِنُ يَا مُهَيْمِنُ يَا عَزِيزُ يَا جَبَّارُ يَا مُتَكَبِّرُ يَا اللَّهُ يَا خَالِقُ يَا بَارِئُ يَا مُصَوِّرُ يَا اللَّهُ يَا اللَّهُ يَا اللَّهُ لَكَ الْأَسْمَاء الْحُسْنَى وَ الْأَمْثَالُ الْعُلْيَا وَ الْكِبْرِيَاءُ وَ الآلاء.

أسْأَلُكَ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ عَلَى أَهْلِ بَيْتِهِ وَ أَنْ تَجْعَلَ اسْمِي فِي هَذِهِ اللَّيْلَةِ فِي السُّعَدَاءِ وَ رُوحِي مَعَ الشُّهَدَاءِ وَ إِحْسَانِي فِي عِلِّيِّينَ وَ إِسَاءَتِي مَغْفُورَةً.

وَ أَنْ تَهَبَ لِي يَقِيناً تُبَاشِرُ بِهِ قَلْبِي وَ إِيمَاناً يُذْهِبُ الشَّكَ عَنِّي وَ تُرْضِيَنِي بِمَا قَسَمْتَ لِي وَ آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَ فِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَ قِنَا عَذَابَ الْحَرِيقِ وَ ارْزُقْنِي فِيهَا ذِكْرَكَ وَ شُكْرَكَ وَ الرَّغْبَةَ إِلَيْكَ وَ الْإِنَابَةَ وَ التَّوْبَةَ وَ التَّوْفِيقَ لِمَا وَ فَّقْتَ لَهُ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدٍ (علیهم السلام)».

وَ قِنَا عَذَابَ الْحَرِيقِ وَ ارْزُقْنِي فِيهَا ذِكْرَكَ وَ شُكْرَكَ وَ الرَّغْبَةَ إِلَيْكَ وَ الْإِنَابَةَ وَ التَّوْبَةَ وَ التَّوْفِيقَ لِمَا وَ فَّقْتَ لَهُ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدٍ (علیهم السلام)».

و در شب هفتم می گویی:

«يَا مَادَّ الظُّلِّ وَ لَوْ شِئْتَ لَجَعَلْتَهُ سَاكِناً وَ جَعَلْتَ الشَّمْسَ عَلَيْهِ دَلِيلاً ثُمَّ قَبَضْتَهُ إِلَيْكَ قَبْضاً يَسِيراً يَا ذَا الْجُودِ وَ الطَّوْلِ وَ الْكِبْرِيَاءِ وَ الْآلَاءِ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ عَالِمُ الْغَيْبِ وَ الشَّهَادَةِ الرَّحْمَنُ الرَّحِيمُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ يَا قُدُّوسُ يَا سَلَامُ يَا مُؤْمِنُ يَا مُهَيْمِنُ يَا عَزِيزُ يَا جَبَّارُ يَا مُتَكَبِّرُ يَا اللَّهُ يَا خَالِقُ يَا بَارِئُ يَا مُصَوِّرُ يَا اللَّهُ يَا اللَّهُ يَا اللَّهُ لَكَ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى وَ الْأَمْثَالُ الْعُلْيَا وَ الْكِبْرِيَاءُ وَالْآلاء.

أَسْأَلُكَ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ عَلَى أَهْلِ بَيْتِهِ وَ أَنْ تَجْعَلَ اسْمِي فِي هَذِهِ اللَّيْلَةِ فِي السُّعَدَاءِ وَ رُوحِي مَعَ الشُّهَدَاءِ وَ إِحْسَانِي فِي عِلِّيِّينَ وَ إِسَاءَتِي مَغْفُورَةً.

وَ أَنْ تَهَبَ لِي يَقِيناً تُبَاشِرُ بِهِ قَلْبِي وَ إِيمَاناً يُذْهِبُ الشَّكٌّ عَنِّي وَ تُرْضِيَنِي بِمَا قَسَمْتَ لِي وَ آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَ فِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَ قِنَا عَذَابَ الْحَرِيقِ وَ ارْزُقْنِي فِيهَا ذِكْرَكَ وَ شُكْرَكَ وَ الرَّغْبَةَ إِلَيْكَ وَ الْإِنَابَةَ وَ التَّوْبَةَ وَ التَّوْفِيقَ لِمَا وَ فَّقْتَ لَهُ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدٍ (علیهم السلام)».

وَ تَقُولُ فِي اللَّيْلَةِ الثَّامِنَةِ:

«يَا خَازِنَ اللَّيْلِ فِي الْهَوَاءِ وَ خَازِنَ النُّورِ فِي السَّمَاءِ وَ مَانِعَ السَّمَاءِ أَنْ تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ إِلَّا بِإِذْنِهِ وَ حَابِسَهُمَا أَنْ تَزُولا يَا عَلِيمُ يَا غَفُورُ يَا دَائِمُ يَا اللَّهُ يَا وَارِثُ يَا بَاعِثَ مَنْ فِي الْقُبُورِ يَا اللَّهُ يَا اللَّهُ يَا اللَّهُ لَكَ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى وَ الْأَمْثَالُ الْعُلْيَا وَ الْكِبْرِيَاءُ وَ الْآلَاءُ.

أَسْأَلُكَ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ عَلَى أَهْلِ بَيْتِهِ وَ أَنْ تَجْعَلَ اسْمِي فِي هَذِهِ اللَّيْلَةِ فِي السُّعَدَاءِ وَ رُوحِي مَعَ الشُّهَدَاءِ وَ إِحْسَانِي فِي عِلِّيِّينَ وَ إِسَاءَتِي مَغْفُورَةً.

وَ أَنْ تَهَبَ لِي يَقِينَا تُبَاشِرُ بِهِ قَلْبِي وَ إِيمَاناً يُذْهِبُ الشَّلَّ عَنِّي وَ تُرْضِيَنِي بِمَا قَسَمْتَ لِي وَ آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَ فِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَ قِنَا عَذَابَ الْحَرِيقِ وَ ارْزُقْنِي فِيهَا ذِكْرَكَ وَ شُكْرَكَ وَ الرَّغْبَةَ إِلَيْكَ وَ الْإِنَابَةَ وَ التَّوْبَةَ وَ التَّوْفِيقَ لِمَا وَ فَّقْتَ لَهُ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدٍ (علیهم السلام)».

وَ تَقُولُ فِي اللَّيْلَةِ التَّاسِعَةِ:

و در شب هشتم می گویی:

«يَا خَازِنَ اللَّيْلِ فِي الْهَوَاءِ وَ خَارْنَ النُّورِ فِى السَّمَاءِ وَ مَانِعَ السَّمَاءِ أَنْ تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ إِلَّا بِإِذْنِهِ وَ حَابِسَهُمَا أَنْ تَزُولا يَا عَلِيمٌ يَا غَفُورُ يَا دَائِمُ يَا اللَّهُ يَا وَارِثُ يَا بَاعِثَ مَنْ فِي الْقُبُورِ يَا اللَّهُ يَا اللَّهُ يَا اللَّهُ لَكَ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى وَ الْأَمْثَالُ الْعُلْيَا وَ الْكِبْرِيَاءُ وَ الْآلَاء.

أَسْأَلُكَ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ عَلَى أَهْلِ بَيْتِهِ وَ أَنْ تَجْعَلَ اسْمِي فِي هَذِهِ اللَّيْلَةِ فِي السُّعَدَاءِ وَ رُوحِي مَعَ الشُّهَدَاءِ وَ إِحْسَانِي فِي عِلِّيِّينَ وَ إِسَاءَتِي مَغْفُورَةً.

وَ أَنْ تَهَبَ لِي يَقِيناً تُبَاشِرُ بِهِ قَلْبِي وَ إِيمَاناً يُذْهِبُ الشَّلَّ عَنِّي وَ تُرْضِيَنِي بِمَا قَسَمْتَ لِي وَ آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَ فِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَ قِنَا عَذَابَ الْحَرِيقِ وَ ارْزُقْنِي فِيهَا ذِكْرَكَ وَ شُكْرَكَ وَ الرَّغْبَةَ إِلَيْكَ وَ الْإِنَابَةَ وَ التَّوْبَةَ وَ التَّوْفِيقَ لِمَا وَ فَّقْتَ لَهُ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدٍ (علیهم السلام)».

و در شب نهم می گویی:

«يَا مُكَوِّرَ اللَّيْلِ عَلَى النَّهَارِ وَ مُكَوِّرَ النَّهَارِ عَلَى اللَّيْلِ يَا عَلِيمُ يَا حَكِيمُ يَا اللَّهُ يَا رَبَّ الْأَرْبَابِ وَ سَيِّدَ السَّادَاتِ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ يَا أَقْرَبَ إِلَيَّ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ يَا اللَّهُ يَا اللَّهُ يَا اللَّهُ لَكَ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى وَ الْأَمْثَالُ الْعُلْيَا وَ الْكِبْرِيَاءُ وَ الْآلَاء.

أسْأَلُكَ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ عَلَى أَهْلِ بَيْتِهِ وَ أَنْ تَجْعَلَ اسْمِي فِي هَذِهِ اللَّيْلَةِ فِي السُّعَدَاءِ وَ رُوحِي مَعَ الشُّهَدَاءِ وَ إِحْسَانِي فِي عِلِّيِّينَ وَ إِسَاءَتِي مَغْفُورَةً.

وَ أَنْ تَهَبَ لِي يَقِيناً تُبَاشِرُ بِهِ قَلْبِي وَ إِيمَاناً يُذْهِبُ الشَّلَّ عَنِّي وَ تُرْضِيَنِي بِمَا قَسَمْتَ لِي وَ آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَ فِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَ قِنَا عَذَابَ الْحَرِيقِ وَ ارْزُقْنِي فِيهَا ذِكْرَكَ وَ شُكْرَكَ وَ الرَّغْبَةَ إِلَيْكَ وَ الْإِنَابَةَ وَ التَّوْبَةَ وَ التَّوْفِيقَ لِمَا وَ فَّقْتَ لَهُ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدٍ (علیهم السلام)».

وَ تَقُولُ فِي اللَّيْلَةِ الْعَاشِرَةِ:

«الْحَمْدُ لِلَّهِ لا شَرِيكَ لَهُ الْحَمْدُ لِلَّهِ كَمَا يَنْبَغِي لِكَرَمِ وَجْهِهِ وَ عِلٍّ جَلَالِهِ وَ كَمَا هُوَ أَهْلُهُ يَا قُدُّوسُ يَا نُورَ الْقُدْسِ يَا سُبُّوحُ يَا مُنْتَهَى التَّسْبِيح يَا رَحْمَانُ يَا فَاعِلَ الرَّحْمَةِ يَا عَلِيمُ يَا كَبِيرُ يَا اللَّهُ يَا لَطِيفُ يَا جَلِيلُ يَا اللَّهُ يَا سَمِيعُ يَا بَصِيرُ يَا اللَّهُ يَا اللَّهُ يَا اللَّهُ لَكَ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى وَ الْأَمْثَالُ الْعُلْيَا وَ الْكِبْرِيَاءُ وَ الْآلَاءُ.

«يَا مُكَوِّرَ اللَّيْلِ عَلَى النَّهَارِ وَ مُكَوِّرَ النَّهَارِ عَلَى اللَّيْلِ يَا عَلِيمُ يَا حَكِيمُ يَا اللَّهُ يَا رَبَّ الْأَرْبَابِ وَ سَيِّدَ السَّادَاتِ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ يَا أَقْرَبَ إِلَيَّ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ يَا اللَّهُ يَا اللَّهُ يَا اللَّهُ لَكَ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى وَ الْأَمْثَالُ الْعُلْيَا وَ الْكِبْرِيَاءُ وَ الْآلاء.

أَسْأَلُكَ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ عَلَى أَهْلِ بَيْتِهِ وَ أَنْ تَجْعَلَ اسْمِي فِي هَذِهِ اللَّيْلَةِ فِي السُّعَدَاءِ وَ رُوحِي مَعَ الشُّهَدَاءِ وَ إِحْسَانِي فِي عِلِّيِّينَ وَ إِسَاءَتِي مَغْفُورَةً.

وَ أَنْ تَهَبَ لِي يَقِيناً تُبَاشِرُ بِهِ قَلْبِي وَ إِيمَاناً يُذْهِبُ الشَّكَ عَنِّي وَ تُرْضِيَنِي بِمَا قَسَمْتَ لِي وَ آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَ فِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَ قِنَا عَذَابَ الْحَرِيقِ وَ ارْزُقْنِي فِيهَا ذِكْرَكَ وَ شُكْرَكَ وَ الرَّغْبَةَ إِلَيْكَ وَ الْإِنَابَةَ وَ التَّوْبَةَ وَ التَّوْفِيقَ لِمَا وَ فَّقْتَ لَهُ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدٍ (علیهم السلام)».

و در شب دهم می گویی:

«الْحَمْدُ لِلَّهِ لا شَرِيكَ لَهُ الْحَمْدُ لِلَّهِ كَمَا يَنْبَغِي لِكَرَم وَجْهِهِ وَ عِلٍّ جَلَالِهِ وَ كَمَا هُوَ أَهْلُهُ يَا قُدُّوسُ يَا نُورَ الْقُدْسِ يَا سُبُّوحُ يَا مُنْتَهَى التَّسْبِيحَ يَا رَحْمَانُ يَا فَاعِلَ الرَّحْمَةِ يَا عَلِيمُ يَا كَبِيرُ يَا اللَّهُ يَا لَطِيفُ يَا جَلِيلُ يَا اللَّهُ يَا سَمِيعٌ يَا بَصِيرُ يَا اللَّهُ يَا اللَّهُ يَا اللَّهُ لَكَ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى وَ الْأَمْثَالُ الْعُلْيَا وَ الْكِبْرِيَاءُ وَ الْآلَاء.

أَسْأَلُكَ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ عَلَى أَهْلِ بَيْتِهِ وَ أَنْ تَجْعَلَ اسْمِي فِي هَذِهِ اللَّيْلَةِ فِي السُّعَدَاءِ وَ رُوحِي مَعَ الشُّهَدَاءِ وَ إِحْسَانِي فِي عِلِّيِّينَ وَ إِسَاءَتِي مَغْفُورَةً وَ أَنْ تَهَبَ لِي يَقِيناً تُبَاشِرُ بِهِ قَلْبِي وَ إِيمَاناً يُذْهِبُ الشَّلَّ عَنِّي وَ تُرْضِيَنِي بِمَا قَسَمْتَ لِي وَ آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَ فِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَ قِنَا عَذَابَ الْحَرِيقِ وَ ارْزُقْنِي فِيهَا ذِكْرَكَ وَ شُكْرَكَ وَ الرَّغْبَةَ إِلَيْكَ وَ الْإِنَابَةَ وَ التَّوْبَةَ وَ التَّوْفِيقَ لِمَا وَ فَّقْتَ لَهُ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدٍ (علیهم السلام)».

5- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ عَمَّارِ بْنِ مُوسَى عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ: إِذَا كَانَتْ آخِرُ لَيْلَةٍ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ فَقُلِ:

«اللَّهُمَّ هَذَا شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِي أَنْزَلْتَ فِيهِ الْقُرْآنَ وَ قَدْ تَصَرَّمَ، وَ أَعُوذُ بِوَجْهِكَ الْكَرِيمِ يَا رَبِّ أَنْ يَطْلُعَ الْفَجْرُ مِنْ لَيْلَتِي هَذِهِ أَوْ يَتَصَرَّمَ شَهْرُ رَمَضَانَ وَ لَكَ قِبَلِي تَبِعَةً أَوْ ذَنْبٌ تُرِيدُ أَنْ تُعَذِّبَنِي بِهِ يَوْمَ أَلْقَاک».

أَسْأَلُكَ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ عَلَى أَهْلِ بَيْتِهِ وَ أَنْ تَجْعَلَ اسْمِي فِي هَذِهِ اللَّيْلَةِ فِي السُّعَدَاءِ وَ رُوحِي مَعَ الشُّهَدَاءِ وَ إِحْسَانِي فِي عِلِّيِّينَ وَ إِسَاءَتِي مَغْفُورَةً.

وَ أَنْ تَهَبَ لِي يَقِيناً تُبَاشِرُ بِهِ قَلْبِي وَ إِيمَاناً يُذْهِبُ الشَّلَّ عَنِّي وَ تُرْضِيَنِي بِمَا قَسَمْتَ لِي وَ آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَ فِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَ قِنَا عَذَابَ الْحَرِيقِ وَ ارْزُقْنِي فِيهَا ذِكْرَكَ وَ شُكْرَكَ وَ الرَّغْبَةَ إِلَيْكَ وَ الإنابَةَ وَ التَّوْبَةَ وَ التَّوْفِيقَ لِمَا وَ فَقْتَ لَهُ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدٍ (علیهم السلام)».

5- عمار بن موسى گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: در شب پایانی ماه رمضان بگو:

«اللَّهُمَّ هَذَا شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِي أَنْزَلْتَ فِيهِ الْقُرْآنَ وَ قَدْ تَصَرَّمَ، وَ أَعُوذُ بِوَجْهِكَ الْكَرِيمِ يَا رَبِّ أَنْ يَطْلُعَ الْفَجْرُ مِنْ لَيْلَتِي هَذِهِ أَوْ يَتَصَرَّمَ شَهْرُ رَمَضَانَ وَ لَكَ قِبَلِي تَبِعَةُ أَوْ ذَنْبٌ تُرِيدُ أَنْ تُعَذِّبَنِي بِهِ يَوْمَ أَلْقَاک».

6- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ سَعْدَانَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) فِي وَدَاعِ شَهْرٍ رَمَضَانَ:

«اللَّهُمَّ إِنَّكَ قُلْتَ فِي كِتَابِكَ الْمُنْزَلِ «شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ» وَ هَذَا شَهْرُ رَمَضَانَ وَ قَدْ تَصَرَّمَ فَأَسْأَلُكَ بِوَجْهِكَ الْكَرِيمِ وَ كَلِمَاتِكَ التَّامَّةِ إِنْ كَانَ بَقِيَ عَلَيَّ ذَنْبٌ لَمْ تَغْفِرْهُ لِي أَوْ تُرِيدُ أَنْ تُعَذِّبَنِي عَلَيْهِ أَوْ تُقَابِسَنِي بِهِ أَنْ يَطْلُعَ فَجْرُ هَذِهِ اللَّيْلَةِ أَوْ يَتَصَرَّمَ هَذَا الشَّهْرُ إِلَّا وَ قَدْ غَفَرْتَهُ لِي يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ.

اللَّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ بِمَحَامِدِكَ كُلُّهَا أَوَّلِهَا وَ آخِرِهَا مَا قُلْتَ لِنَفْسِكَ مِنْهَا وَ مَا قَالَ الْخَلَائِقُ الْحَامِدُونَ الْمُجْتَهِدُونَ الْمَعْدُودُونَ الْمُوَقِّرُونَ ذِكْرَكَ وَ الشُّكْرَ لَكَ الَّذِينَ أَعَنْتَهُمْ عَلَى أَدَاءِ حَقِّكَ مِنْ أَصْنَافِ خَلْقِكَ مِنَ الْمَلَائِكَةِ الْمُقَرَّبِينَ وَ النَّبِيِّينَ وَ الْمُرْسَلِينَ وَ أَصْنَافِ النَّاطِقِينَ وَ الْمُسَبِّحِينَ لَكَ مِنْ جَمِيعِ الْعَالَمِينَ عَلَى أَنَّكَ بَلَّغْتَنَا شَهْرَ رَمَضَانَ وَ عَلَيْنَا مِنْ نِعَمِكَ وَ عِنْدَنَا مِنْ قَسْمِكَ وَ إِحْسَانِكَ وَ تَظَاهُرِ امْتِنَانِكَ فَبِذَلِكَ لَكَ مُنْتَهَى الْحَمْدِ الْخَالِدِ الدَّائِمِ الرَّاكِدِ الْمُخَلَّدِ السَّرْمَنِ الَّذِي لَا يَنْفَدُ طُولَ الْأَبَدِ جَلَّ ثَنَاؤُكَ أَعَنْتَنَا عَلَيْهِ حَتَّى قَضَيْنَا صِيَامَهُ وَ قِيَامَهُ مِنْ صَلَاةٍ وَ مَا كَانَ مِنَّا فِيهِ مِنْ بِرٍ أَوْ شُكْرٍ أَوْ ذِكْرٍ.

6- ابو بصیر گوید: امام صادق (علیه السلام) برای وداع ماه رمضان این دعا را فرمود:

«اللَّهُمَّ إِنَّكَ قُلْتَ فِي كِتَابِكَ الْمُنْزَلِ «شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِي أُنزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ» وَ هَذَا شَهْرُ رَمَضَانَ وَ قَدْ تَصَرَّمَ فَأَسْأَلُكَ بِوَجْهِكَ الْكَرِيمِ وَ كَلِمَاتِكَ التَّامَّةِ إِنْ كَانَ بَقِيَ عَلَيَّ ذَئْبُ لَمْ تَغْفِرْهُ لِي أَوْ تُرِيدُ أَنْ تُعَذِّبَنِي عَلَيْهِ أَوْ تُقَايِسَنِي بِهِ أَنْ يَطْلُعَ فَجْرُ هَذِهِ اللَّيْلَةِ أَوْ يَتَصَرَّمَ هَذَا الشَّهْرُ إِلَّا وَ قَدْ غَفَرْتَهُ لِي يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ.

اللَّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ بِمَحَامِدِكَ كُلِّهَا أَوَّلِهَا وَ آخِرِهَا مَا قُلْتَ لِنَفْسِكَ مِنْهَا وَ مَا قَالَ الْخَلَائِقُ الْحَامِدُونَ الْمُجْتَهِدُونَ الْمَعْدُودُونَ الْمُوَقِّرُونَ ذِكْرَكَ وَ الشُّكْرَ لَكَ الَّذِينَ أَعَنْتَهُمْ عَلَى أَدَاءِ حَقِّكَ مِنْ أَصْنَافِ خَلْقِكَ مِنَ الْمَلَائِكَةِ الْمُقَرَّبِينَ وَ النَّبِيِّينَ وَ الْمُرْسَلِينَ وَ أَصْنَافِ النَّاطِقِينَ وَ الْمُسَبِّحِينَ لَكَ مِنْ جَمِيعِ الْعَالَمِينَ عَلَى أَنَّكَ بَلَّغْتَنَا شَهْرَ رَمَضَانَ وَ عَلَيْنَا مِنْ نِعَمِكَ وَ عِنْدَنَا مِنْ قَسْمِكَ وَ إِحْسَانِكَ وَ تَظَاهُرِ امْتِنَانِكَ فَبِذَلِكَ لَكَ مُنْتَهَى الْحَمْدِ الْخَالِدِ الدَّائِمِ الرَّاكِدِ الْمُخَلَّدِ السَّرْمَدِ الَّذِي لا يَنْفَدُ طُولَ الْأَبَدِ جَلَّ ثَنَاؤُكَ أَعَنْتَنَا عَلَيْهِ حَتَّى قَضَيْنَا صِيَامَهُ وَ قِيَامَهُ مِنْ صَلَاةٍ وَ مَا كَانَ مِنَّا فِيهِ مِنْ بِرٍ أَوْ شُكْرٍ أَوْ ذِكْرٍ.

اللَّهُمَّ فَتَقَبَّلْهُ مِنَّا بِأَحْسَنِ قَبُولِكَ وَ تَجَاوُزِكَ وَ عَفْوِكَ وَ صَفْحِكَ وَ غُفْرَانِكَ وَ حَقِيقَةِ رِضْوَانِكَ حَتَّى تُطْفِرَنَا فِيهِ بِكُلِّ خَيْرٍ مَطْلُوبِ وَ جَزِيلِ عَطَاءٍ مَوْهُوبٍ وَ تُوَقِّيَنَا فِيهِ مِنْ كُلِّ مَرْهُوبٍ أَوْ بَلَاءٍ مَجْلُوبٍ أَوْ ذَنْبٍ مَكْسُوبٍ.

اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِعَظِيمٍ مَا سَأَلَكَ بِهِ أَحَدٌ مِنْ خَلْقِكَ مِنْ كَرِيمٍ أَسْمَائِكَ وَ جَمِيلٍ ثَنَائِكَ وَ خَاصَّةِ دُعَائِكَ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَجْعَلَ شَهْرَنَا هَذَا أَعْظَمَ شَهْرٍ رَمَضَانَ مَرَّ عَلَيْنَا مُنْذُ أَنْزَلْتَنَا إِلَى الدُّنْيَا بَرَكَةً فِي عِصْمَةِ دِينِي وَ خَلَاصِ نَفْسِي وَ قَضَاءِ حَوَائِجِي وَ تُشَفْعَنِي فِي مَسَائِلِي وَ تَمَامِ النِّعْمَةِ عَلَيَّ وَ صَرْفِ السُّوءِ عَنِّي وَ لِبَاسِ الْعَافِيَةِ لِي فِيهِ وَ أَنْ تَجْعَلَنِي بِرَحْمَتِكَ مِمَّنْ خِرْتَ لَهُ لَيْلَةَ الْقَدْرِ وَ جَعَلْتَهَا لَهُ خَيْراً مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ فِي أَعْظَمِ الْأَجْرِ وَ كَرَائِمِ النُّخْرِ وَ حُسْنِ الشَّكْرِ وَ طُولِ الْعُمُرِ وَ دَوَامِ الْيُسْرِ. اللَّهُمَّ وَ أَسْأَلُكَ بِرَحْمَتِكَ وَ طَوْلِكَ وَ عَفُوكَ وَ نَعْمَائِكَ وَ جَلَالِكَ وَ قَدِيمِ إِحْسَانِكَ وَ امْتِنَانِكَ أَنْ لَا تَجْعَلَهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنَّا لِشَهْرِ رَمَضَانَ حَتَّى تُبَلِّغَنَاهُ مِنْ قَابِلٍ عَلَى أَحْسَنِ حَالٍ وَ تُعَرِّفَنِي هِلَالَهُ مَعَ النَّاظِرِينَ إِلَيْهِ وَ الْمُعْتَرِفِينَ لَهُ فِي أَعْفَى عَافِيَتِكَ وَ أَنْعَمِ نِعْمَتِكَ وَ أَوْسَعِ رَحْمَتِكَ وَ أَجْزَلِ قَسْمِكَ يَا اللَّهُمَّ فَتَقَبَّلْهُ مِنَّا بِأَحْسَنِ قَبُولِكَ وَ تَجَاوُزكَ وَ عَفْوكَ وَ صَفْحِكَ وَ غُفْرَانِكَ وَ حَقِيقَةِ رِضْوَانِكَ حَتَّى تُطْفِرَنَا فِيهِ بِكُلِّ خَيْرٍ مَطْلُوبٍ وَ جَزِيلِ عَطَاءٍ مَوْهُوبٍ وَ تُوَقِّيَنَا فِيهِ مِنْ كُلِّ مَرْهُوبٍ أَوْ بَلَاءٍ مَجْلُوبٍ أَوْ ذَنْبٍ مَكْسُوبٍ.

اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِعَظِيمٍ مَا سَأَلَكَ بِهِ أَحَدٌ مِنْ خَلْقِكَ مِنْ كَرِيمٍ أَسْمَائِكَ وَ جَمِيلٍ ثَنَائِكَ وَ خَاصَّةِ دُعَائِكَ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَجْعَلَ شَهْرَنَا هَذَا أَعْظَمَ شَهْرٍ رَمَضَانَ مَرَّ عَلَيْنَا مُنْذُ أَنْزَلْتَنَا إِلَى الدُّنْيَا بَرَكَةً فِي عِصْمَةِ دِينِي وَ خَلَاصِ نَفْسِي وَ قَضَاءِ حَوَائِجِي وَ تُشَفِّعَنِي فِي مَسَائِلِي وَ تَمَامِ النِّعْمَةِ عَلَيَّ وَ صَرْفِ السُّوءِ عَنِّي وَ لِبَاسِ الْعَافِيَةِ لِي فِيهِ وَ أَنْ تَجْعَلَنِي بِرَحْمَتِكَ مِمَّنْ خِرْتَ لَهُ لَيْلَةَ الْقَدْرِ وَ جَعَلْتَهَا لَهُ خَيْراً مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ فِي أَعْظَمِ الْأَجْرِ وَ كَرَائِمِ النُّخْرِ وَ حُسْنِ الشَّكْرِ وَ طُولِ الْعُمُرِ وَ دَوَامِ الْيُسْرِ. اللَّهُمَّ وَ أَسْأَلُكَ بِرَحْمَتِكَ وَ طَوْلِكَ وَ عَفْوِكَ وَ نَعْمَائِكَ وَ جَلَالِكَ وَ قَدِيمِ إِحْسَانِكَ وَ امْتِنَانِكَ أَنْ لَا تَجْعَلَهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنَّا لِشَهْرِ رَمَضَانَ حَتَّى تُبَلِّغَنَاهُ مِنْ قَابِلٍ عَلَى أَحْسَنِ حَالٍ وَ تُعَرِّفَنِي هِلَالَهُ مَعَ النَّاظِرِينَ إِلَيْهِ وَ الْمُعْتَرِفِينَ لَهُ فِي أَعْفَى عَافِيَتِكَ وَ أَنْعَمِ نِعْمَتِكَ وَ أَوْسَعِ رَحْمَتِكَ وَ أَجْزَلِ قَسْمِكَ يَا

رَبِّيَ الَّذِي لَيْسَ لِي رَبُّ غَيْرُهُ لا يَكُونُ هَذَا الْوَدَاعُ مِنِّي لَهُ وَدَاعَ فَنَاءِ وَ لَا آخِرَ الْعَهْدِ مِنِّي لِلْقَاءِ حَتَّى تُرِيَنِيهِ مِنْ قَابِلِ فِي أَوْسَعِ النِّعَمِ وَ أَفْضَلِ الرَّجَاءِ وَ أَنَا لَكَ عَلَى أَحْسَنِ الْوَفَاءِ إِنَّكَ سَمِيعُ الدُّعَاءِ.

اللَّهُمَّ اسْمَعْ دُعَائِي وَ ارْحَمْ تَضَرُّعِي وَ تَذَلُّلِي لَكَ وَ اسْتِكَانَتِي وَ تَوَكَّلِي عَلَيْكَ وَ أَنَا لَكَ مُسَلِّمْ لا أَرْجُو نَجَاحاً وَ لا مُعَافَاةً وَ لا تَشْرِيفاً وَ لا تَبْلِيغاً إِلَّا بِكَ وَ مِنْكَ فَامْنُنْ عَلَيَّ جَلَّ ثَنَاؤُكَ وَ تَقَدَّسَتْ أَسْمَاؤُكَ بِتَبْلِيغِي شَهْرَ رَمَضَانَ وَ أَنَا مُعَافَى مِنْ كُلِّ مَكْرُومٍ وَ مَحْذُورٍ وَ مِنْ جَمِيعِ الْبَوَائِقِ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَعَانَنَا عَلَى صِيَامٍ هَذَا الشَّهْرِ وَ قِيَامِهِ حَتَّى بَلَّغَنِي آخِرَ لَيْلَةٍ مِنْهُ».

بخش هفتاد و یکم

اشاره

بَابُ التَّكْبِيرِ لَيْلَةَ الْفِطْرِ وَ يَوْمَهُ

1- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ خَلَفِ بْنِ حَمَّادٍ عَنْ سَعِيدٍ النَّقَّاشِ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) لِي:

رَبِّيَ الَّذِي لَيْسَ لِي رَبِّ غَيْرُهُ لا يَكُونُ هَذَا الْوَدَاعُ مِنِّى لَهُ وَدَاعَ فَنَاءِ وَ لا آخِرَ الْعَهْدِ مِنِّي لِلْقَاءِ حَتَّى تُرِيَنِيهِ مِنْ قَابِل فِي أَوْسَع النَّعَمِ وَ أَفْضَلِ الرَّجَاءِ وَ أَنَا لَكَ عَلَى أَحْسَنِ الْوَفَاءِ إِنَّكَ سَمِيعُ الدُّعَاءِ.

اللَّهُمَّ اسْمَعْ دُعَائِي وَ ارْحَمْ تَضَرُّعِي وَ تَذَلُّلِي لَكَ وَ اسْتِكَانَتِي وَ تَوَكَّلِي عَلَيْكَ وَ أَنَا لَكَ مُسَلِّمُ لا أَرْجُو نَجَاحاً وَ لا مُعَافَاةً وَ لا تَشْرِيفاً وَ لا تَبْلِيغاً إِلَّا بِكَ وَ مِنْكَ فَامْنُنْ عَلَيَّ جَلَّ ثَنَاؤُكَ وَ تَقَدَّسَتْ أَسْمَاؤُكَ بِتَبْلِيغِي شَهْرَ رَمَضَانَ وَ أَنَا مُعَافًى مِنْ كُلِّ مَكْرُوهِ وَ مَحْذُورٍ وَ مِنْ جَمِيعِ الْبَوَائِقِ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَعَانَنَا عَلَى صِيَامٍ هَذَا الشَّهْرِ وَ قِيَامِهِ حَتَّى بَلْغَنِي آخِرَ لَيْلَةٍ مِنْهُ».

تکبیر شب فطر و روز آن

1- سعید نقاش گوید: امام صادق (علیه السلام) به من فرمود:

أَمَا إِنَّ فِي الْفِطْرِ تَكْبِيراً وَ لَكِنَّهُ مَسْتُورٌ.

قَالَ: قُلْتُ: وَ أَيْنَ هُوَ؟

قَالَ: فِي لَيْلَةِ الْفِطْرِ فِي الْمَغْرِبِ وَ الْعِشَاءِ الْآخِرَةِ وَ فِي صَلَاةِ الْفَجْرِ وَ فِي صَلَاةِ الْعِيدِ ثُمَّ يُقْطَعُ. قَالَ: قُلْتُ: كَيْفَ أَقُولُ ؟

قَالَ: تَقُولُ: «اللَّهُ أَكْبَرُ اللَّهُ أَكْبَرُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ اللَّهُ أَكْبَرُ اللَّهُ أَكْبَرُ وَ لِلَّهِ الْحَمْدُ اللَّهُ أَكْبَرُ عَلَى مَا هَدَانَا». وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ (عزوجل): «وَ لِتُكْمِلُوا الْعِدَّةَ» يَعْنِي الصِّيَامَ «وَ لِتُكَبِّرُوا اللَّهَ عَلَى مَا هَدَاكُمْ».

عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطِ عَنْ خَلَفِ بْنِ حَمَّادٍ مِثْلَهُ.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:

تُكَبِّرُ لَيْلَةَ الْفِطْرِ وَ صَبِيحَةَ الْفِطْرِ كَمَا تُكَبِّرُ فِي الْعَشْرِ.

آگاه باش! که (عید) فطر تکبیری دارد، ولی آن پنهان است.

گوید: گفتم: آن در کدام وقت است؟

فرمود: در شب فطر در نماز مغرب و عشاء و در نماز صبح و در نماز عید است و آن گاه قطع می شود.

گفتم: چگونه آن را بگویم؟

فرمود: بگو: «اللَّهُ أَكْبَرُ اللَّهُ أَكْبَرُ لا إلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ اللَّهُ أَكْبَرُ اللَّهُ أَكْبَرُ وَ لِلَّهِ الْحَمْدُ اللَّهُ أَكْبَرُ عَلَى مَا هَدَانَا» و این قول خداوند (عزوجل) است که می فرماید: «این روزه ها» یعنی روزه «را تکمیل کنید و خدا را بر این که شما را هدایت نمود بزرگ شمارید و تکبیر گویید».

2- معاوية بن عمّار گوید» امام صادق (علیه السلام) فرمود:

شب فطر و صبح آن تکبیر بگو، آن سان که در روز دهم (ذی الحجه) می گویی.

3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ يَحْيَى عَنْ جَدِّهِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام):

إِنَّ النَّاسَ يَقُولُونَ: إِنَّ الْمَغْفِرَةَ تَنْزِلُ عَلَى مَنْ صَامَ شَهْرَ رَمَضَانَ لَيْلَةَ الْقَدْرِ.

فَقَالَ: يَا حَسَنُ! إِنَّ الْقَارِيجَارَ إِنَّمَا يُعْطَى أَجْرَتَهُ عِنْدَ فَرَاغِهِ ذَلِكَ لَيْلَةَ الْعِيدِ.

قُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! فَمَا يَنْبَغِي لَنَا أَنْ نَعْمَلَ فِيهَا.

فَقَالَ: إِذَا غَرَبَتِ الشَّمْسُ فَاغْتَسِلْ وَ إِذَا صَلَّيْتَ الثَّلَاثَ الْمَغْرِبِ فَارْفَعْ يَدَيْكَ وَ قُلْ: «يَا ذَا الْمَنِّ يَا ذَا الطَّوْلِ يَا ذَا الْجُودِ يَا مُصْطَفِياً مُحَمَّداً وَ نَاصِرَهُ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ اغْفِرْ لِي كُلَّ ذَنْبٍ أَذْنَبْتُهُ أَحْصَيْتَهُ عَلَيَّ وَ نَسِيتُهُ وَ هُوَ عِنْدَكَ فِي كِتَابِكَ».

وَ تَخِرُّ سَاجِداً وَ تَقُولُ مِائَةَ مَرَّةٍ «أَتُوبُ إِلَى اللَّهِ» وَ أَنْتَ سَاجِدٌ وَ تَسْأَلُ حَوَائِجَكَ.

وَ رُوِيَ: أَنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ (علیه السلام) كَانَ يُصَلِّي فِيهَا رَكْعَتَيْنِ يَقْرَأُ فِي الْأُولَى الْحَمْدَ وَ «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ» أَلْفَ مَرَّةٍ وَ فِي الثَّانِيَةِ الْحَمْدَ وَ «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ» مَرَّةً وَاحِدَةٌ.

3- حسن بن راشد گوید: به امام صادق (علیه السلام) گفتم: مردم (اهل تسنن) می گویند: کسی که ماه رمضان را روزه بگیرد در شب قدر مغفرت بر او نازل می شود.

فرمود: ای حسن! مزد کارگر را پس از پایان کار می پردازند و آن در شب عید می باشد.

گفتم: فدایت شوم! پس برای ما انجام چه عملی در آن شب شایسته است؟

فرمود: آن گاه که خورشید غروب کند، سه رکعت نماز مغرب را به جا آور و دست هایت را بلند کن و بگو: «يَا ذَا الْمَنِّ يَا ذَا الطُّوْلِ يَا ذَا الْجُودِ يَا مُصْطَفِياً مُحَمَّداً وَ نَاصِرَهُ صَلَّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ اغْفِرْ لِي كُلَّ ذَنْبٍ أَذْنَبْتُهُ أَحْصَيْتَهُ عَلَيَّ وَ نَسِيتُهُ وَ هُوَ عِنْدَكَ فِي كِتَابِكَ».

سپس سر به سجده می گذاری و صد بار می گویی: «أتوب إلى الله» و در حال سجده حوائجت را درخواست می نمایی.

در روایتی آمده است: امیرمؤمنان علی (علیه السلام) همواره در شب فطر دو رکعت نماز می خواند؛ در رکعت اول سورۀ حمد و هزار مرتبه سورۀ توحید را می خواند و در رکعت دوم سورۀ حمد و یک مرتبه سورۀ توحید را می خواند.

بخش هفتاد و دوم

اشاره

بَابُ يَوْمِ الْفِطْرِ

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:

اطْعَمْ يَوْمَ الْفِطْرِ قَبْلَ أَنْ تَخْرُجَ إِلَى الْمُصَلَّى.

2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ جَرَّاحِ الْمَدَائِنِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:

لِيَطْعَمْ يَوْمَ الْفِطْرِ قَبْلَ أَنْ يُصَلِّي وَ لا يَطْعَمْ يَوْمَ أَضْحَى حَتَّى يَنْصَرِفَ الْإِمَامُ.

3- مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عُمَرَ عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ: قَالَ النَّبِيُّ (صلی الله علیه و آله):

إِذَا كَانَ أَوَّلُ يَوْمٍ مِنْ شَوَّالٍ نَادَى مُنَادٍ: أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ! اغْدُوا إِلَى جَوَائِزِكُمْ.

روز فطر

1- حلبی گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

روز فطر پیش از رفتن به مصلاً طعام بخور.

2- جرّاح مدائنی گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

روز فطر پیش از نماز طعام بخور و در روز قربان بعد از آن که امام نماز عید را به پایان رساند، غذا می خوری.

3- جابر گوید: امام باقر (علیه السلام) فرمود:

پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود:

هر گاه نخستین روز شوّال فرا رسید منادی ندا کند: ای مؤمنان! بامدادان برای دریافت جایزه هایتان بشتابید.

ثُمَّ قَالَ: يَا جَابِرُ! جَوَائِزُ اللَّهِ لَيْسَتْ بِجَوَائِزِ هَؤُلَاءِ الْمُلُوكِ.

ثُمَّ قَالَ: هُوَ يَوْمُ الْجَوَائِزِ.

4- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ جَمِيلِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:

إِذَا كَانَ صَبِيحَةُ يَوْمِ الْفِطْرِ نَادَى مُنَادٍ: اغْدُوا إِلَى جَوَائِزِكُمْ.

بخش هفتاد و سوم

اشاره

بَابُ مَا يَجِبُ عَلَى النَّاسِ إِذَا صَحَّ عِنْدَهُمُ الرُّؤْيَةُ يَوْمَ الْفِطْرِ بَعْدَ مَا أَصْبَحُوا صَائِمِينَ

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُوسُفَ بْنِ عَقِيلٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ قَيْسٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ:

آن گاه فرمود: ای جابر! جایزه های خدا، (مانند) جایزه های این پادشاهان نیست.

سپس فرمود: آن، روز جایزه هاست.

4- جمیل بن صالح گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

هر گاه صبح روز فطر فرا رسد منادی ندا کند: بامدادان برای دریافت جایزه هایتان بشتابید.

اموری که پس از صحت رویت هلال و ثبوت عید فطر برای کسانی که روزه اند، واجب می شود

1- محمد بن قیس گوید: امام باقر (علیه السلام) فرمود:

إِذَا شَهِدَ عِنْدَ الْإِمَامِ شَاهِدَانِ أَنَّهُمَا رَأْيَا الْهِلَالَ مُنْذُ ثَلَاثِينَ يَوْماً أَمَرَ الْإِمَامُ بِالْإِفْطَارِ، وَ صَلَّى فِي ذَلِكَ الْيَوْمِ إِذَا كَانَا شَهِدَا قَبْلَ زَوَالِ الشَّمْسِ فَإِنْ شَهِدَا بَعْدَ زَوَالِ الشَّمْسِ، أَمَرَ الْإِمَامُ بِإِفْطَارِ ذَلِكَ الْيَوْم وَ أَخَّرَ الصَّلَاةَ إِلَى الْغَدِ فَصَلَّى بِهِمْ.

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْن أَحْمَدَ رَفَعَهُ قَالَ:

إِذَا أَصْبَحَ النَّاسُ صِيَاماً وَ لَمْ يَرَوُا الْهِلَالَ وَ جَاءَ قَوْمٌ عُدُولٌ يَشْهَدُونَ عَلَى الرُّؤْيَةِ فَلْيُفْطِرُوا وَ لْيَخْرُجُوا مِنَ الْغَدِ أَوَّلَ النَّهَارِ إِلَى عِيدِهِمْ.

بخش هفتاد و چهارم

اشاره

بَابُ النَّوَادِر

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنِ السَّيَّارِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ الرَّازِيِّ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ الثَّانِي (علیه السلام) قَالَ: قُلْتُ لَهُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! مَا تَقُولُ فِي الصَّوْمِ فَإِنَّهُ قَدْ رُوِيَ أَنَّهُمْ لَا يُوَفَّقُونَ لِصَوْمِ؟!

هرگاه دو شاهد نزد امام شهادت دهند که از سی روز پیش هلال ماه را دیده اند، امام به افطار آن روز فرمان می دهد و اگر پیش از ظهر باشد آن روز نماز عید می خوانند و اگر بعد از ظهر باشد، امام به افطار آن روز امر می کند و نماز عید را به فردا موکول می کند و با آنها نماز می خواند.

2- محمّد بن احمد در روایت مرفوعه ای گوید: حضرتش فرمود:

هرگاه مردم بامدادان را با روزه آغاز می کنند و هلال ماه رؤیت نشود و گروهی عادل فرا رسند و بر رویت هلال ماه شهادت دهند، بایستی مردم افطار کنند و روز بعد در آغاز روز برای نماز عید (به بیرون شهر) خارج شوند.

چند روایت نکته دار

1- محمد بن اسماعیل رازی گوید: به امام جواد (علیه السلام) گفتم: قربانت گردم! نظر شما در مورد روزه ای که روایت شده است که آنها (اهل تسنن) به آن موفق نمی شوند، چیست؟

فَقَالَ: أَمَا إِنَّهُ قَدْ أُجِيبَتْ دَعْوَةُ الْمَلَكِ فِيهِمْ.

قَالَ: فَقُلْتُ: وَ كَيْفَ ذَلِكَ جُعِلْتُ فِدَاكَ؟

قَالَ: إِنَّ النَّاسَ لَمَّا قَتَلُوا الْحُسَيْنَ (علیه السلام) أَمَرَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى مَلَكاً يُنَادِي: أَيَّتُهَا الْأُمَّةُ الظَّالِمَةُ الْقَاتِلَةُ عِتْرَةَ نَبِيَّهَا! لا وَ فَقَكُمُ اللَّهُ لِصَوْمِ وَ لا لِفِطْرٍ.

2- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ عَمْرِو بْنِ عُثْمَانَ عَنْ حَنَانِ بْنِ سَدِيرٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ دِينَارٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ: قَالَ:

يَا عَبْدَ اللَّهِ! مَا مِنْ عِيدٍ لِلْمُسْلِمِينَ أَضْحَى وَ لَا فِطْرٍ إِلَّا وَ هُوَ يُجَدِّدُ لَآلِ مُحَمَّدِ (علیهم السلام) فِيهِ حُزْناً.

قُلْتُ: وَ لِمَ ذَاكَ؟

قَالَ: لِأَنَّهُمْ يَرَوْنَ حَقَّهُمْ فِي يَدِ غَيْرِهِمْ.

3- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سُلَيْمَانَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ لَطِيفٍ التَّفْلِيسِيُّ عَنْ رَزِينٍ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام):

فرمود: هان که نفرین فرشته دربارهٔ آنها قبول شده است.

گوید: گفتم: قربانت گردم! نفرین فرشته چگونه است؟

فرمود: آن گاه که مردم امام حسین (علیه السلام) را کشتند، خدای تبارک و تعالی به فرشته ای فرمان داد که ندا در دهد: ای اُمت ستمکار و کشنده عترت پیامبرشان! خداوند شما را برای روزه و عید فطر موفق ننماید.

2- عبد الله بن دینار گوید: امام باقر (علیه السلام) فرمود: ای عبدالله! هیچ عیدی از اعیاد مسلمانان - چه قربان و چه فطر - نیست مگر آن که در آن عید اندوه آل محمد (علیهم السلام) تجدید می گردد.

گفتم: چرا؟

فرمود: چون آنان حق خودشان را در دست دیگران می بینند.

3- رزین گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

لَمَّا ضُرِبَ الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِي (علیهما السلام) بِالسَّيْفِ فَسَقَطَ رَأْسُهُ ثُمَّ ابْتُدِرَ لِيُقْطَعَ رَأْسُهُ، نَادَى مُنَادٍ مِنْ يُطْنَانِ الْعَرْشِ: أَلَّا أَيَّتُهَا الْأُمَّةُ الْمُتَحَيَّرَةُ الضَّالَّةُ بَعْدَ نَبِيَّهَا! لا وَ فَقَكُمْ اللَّهُ لِأَضْحَى وَ لا لِفِطْرٍ.

قَالَ: ثُمَّ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام): فَلَا جَرَمَ - وَ اللَّهِ - مَا وُفِّقُوا وَ لَا يُوَفَّقُونَ حَتَّى يَثْأَرَ ثَائِرُ الْحُسَيْن (علیه السلام).

4- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَرَّانِيٌّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ النَّوْفَلِيَّ قَالَ:

قُلْتُ لِأَبِي الْحَسَنِ (علیه السلام): إِنِّي أَفْطَرْتُ يَوْمَ الْفِطْرِ عَلَى تِينٍ وَ تَمْرَةٍ.

فَقَالَ لِي: جَمَعْتَ بَرَكَةً وَ سُنَّةً.

5- سَهْلُ بْنُ زِيَادٍ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ يَحْيَى بْنِ الْمُبَارَكِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَبَلَةَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ أَوْ غَيْرِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:

كَانَ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله) إِذَا أُتِيَ بِطِيبٍ يَوْمَ الْفِطْرِ بَدَأْ بِنِسَائِهِ.

آن گاه که امام حسین بن علی (علیهما السلام) با شمشیر ضربت خورد و تنش بر زمین افتاد و قاتل برای جدا کردن سرش شتاب کرد، منادی از درون عرش ندا داد: هان ای اُمّت سرگردان گمراه بعد از پیامبرشان! خداوند شما را برای عید قربان و فطر توفیق ندهد.

سپس امام صادق (علیه السلام) فرمود: سرانجام آنان توفیق نیافتند و توفیق نخواهند یافت تا آن گاه که منتقم خون حسین (علیه السلام) برای خون خواهی قیام کند.

4- علی بن محمد نوفلی گوید: به امام کاظم (علیه السلام) گفتم: من روز فطر با خاک (قبر امام حسین (علیه السلام)) و با خرما افطار کردم.

فرمود: برکت و سنت را جمع کرده ای.

5- اسحاق بن عمار و یا دیگری گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) همواره اگر روز فطر عطری برایش می آوردند، نخست آن را به همسرانش می داد.

بخش هفتاد و پنجم

اشاره

بَابُ الْفِطْرَةِ

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى بْنِ عُبَيْدٍ عَنْ يُونُسَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْن سِنَانِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:

كُلُّ مَنْ ضَمَمْتَ إِلَى عِبَالِكَ مِنْ حُرِّ أَوْ مَمْلُوكٍ فَعَلَيْكَ أَنْ تُؤَدِّيَ الْفِطْرَةَ عَنْهُ.

قَالَ: وَ إِعْطَاءُ الْفِطْرَةِ قَبْلَ الصَّلَاةِ أَفْضَلُ وَ بَعْدَ الصَّلَاةِ صَدَقَةٌ.

2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي نَجْرَانَ وَ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ صَفْوَانَ الْجَمَّالِ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) عَنِ الْفِطْرَةِ.

فَقَالَ: عَلَى الصَّغِيرِ وَ الْكَبِيرِ وَ الْحُرِّ، وَ الْعَبْدِ عَنْ كُلِّ إِنْسَانٍ صَاعٌ مِنْ حِنْطَةٍ أَوْ صَاعٌ مِنْ تَمْرٍ أَوْ صَاعٌ مِنْ زَبِيبٍ.

زکات فطره

1- عبدالله بن سنان گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

هر که به خانوادۀ خود - از آزاد و یا بنده - ضمیمه کردی بر تو واجب است از جانب او زکات فطره بپردازی.

حضرتش فرمود: دادن زکات فطره پیش از نماز عید بهتر است و بعد از نماز، صدقه است.

2- صفوان جمال گوید: از امام صادق (علیه السلام) دربارۀ زکات فطره پرسیدم

فرمود: بر صغیر و کبیر و آزاد و بنده از هر انسانی یک صاع از گندم، یا از خرما یا از کشمش مویز تعلق می گیرد.

3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:

التَّمْرُ فِي الْفِطْرَةِ أَفْضَلُ مِنْ غَيْرِهِ، لِأَنَّهُ أَسْرَعُ مَنْفَعَةٌ وَ ذَلِكَ أَنَّهُ إِذَا وَقَعَ فِي يَدِ صَاحِبِهِ أَكَلَ مِنْهُ.

قَالَ: وَ قَالَ: نَزَلَتِ الزَّكَاةُ وَ لَيْسَ لِلنَّاسِ أَمْوَالٌ وَ إِنَّمَا كَانَتِ الْفِطْرَةُ.

4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ مَيْمُونِ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام): الْفِطْرَةُ إِنْ أَعْطَيْتَ قَبْلَ أَنْ تَخْرُجَ إِلَى الْعِيدِ فَهِيَ فِطْرَةٌ، وَ إِنْ كَانَتْ بَعْدَ مَا تَخْرُجُ إِلَى الْعِيدِ فَهِيَ صَدَقَةٌ.

5- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ سَعْدِ بْنِ سَعْدٍ الْأَشْعَرِيِّ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرَّضَا (علیه السلام) قَالَ: سَأَلْتَهُ عَنِ الْفِطْرَةِ كَمْ نَدْفَعُ عَنْ كُلِّ رَأْسٍ مِنَ الْحِنْطَةِ وَ الشَّعِيرِ وَ التَّمْرِ وَ الرَّبِيبِ.

3- هشام بن حکم گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

دادن خرما در زکات فطره بهتر از چیز دیگر است، زیرا منفعت آن زودتر فرا می رسد، زیرا به مجرد آن که در دست صاحبش قرار گرفت از آن می خورد.

حضرتش فرمود: آیات متعلّق به زکات از آغاز کار دربارۀ زکات فطره نازل شده است، زیرا مردم اموالی نداشتند، فقط فطره بوده است.

4- ابراهیم بن میمون گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

اگر زکات فطره را پیش از رفتن به نماز عید بپردازی فطره است و اگر بعد از بیرون رفتن به نماز عید بپردازی، صدقه است.

5- سعد بن سعد اشعری گوید: از امام رضا (علیه السلام) دربارۀ زکات فطره سؤال کردم که چقدر از عوض هر نفر گندم، جو، خرما و کشمش بپردازیم؟

قَالَ: صَاعٌ بِصَاعِ النَّبِيِّ (صلی الله علیه و آله).

6- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) عَنْ تَعْجِيلِ الْفِطْرَةِ بِيَوْمٍ.

فَقَالَ: لا بَأْسَ بِهِ.

قُلْتُ: فَمَا تَرَى بِأَنْ نَجْمَعَهَا وَ نَجْعَلَ قِيمَتَهَا وَرِقاً وَ نُعْطِيَهَا رَجُلاً وَ احِداً مسلماً.

قَالَ: لَا بَأْسَ بِهِ.

7- مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاج عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:

لا بَأْسَ بِأَنْ يُعْطِيَ الرَّجُلُ عَنْ عِبَالِهِ وَ هُمْ غُيَّبٌ عَنْهُ وَ يَأْمُرَهُمْ فَيُعْطُونَ عَنْهُ وَ هُوَ غَائِبٌ عَنْهُمْ.

فرمود: یک صاع به وزن صاع پیامبر (صلی الله علیه و آله).

6- اسحاق بن عمار گوید: از امام صادق (علیه السلام) دربارۀ پرداخت یک روز زودتر زکات فطره سؤال کردم.

فرمود: ایرادی ندارد.

گفتم: نظر شما در مورد این که زکات فطره را جمع کنیم و به ارزش آن اسکناس تهیه نماییم و به یک مرد مسلمان بپردازیم چیست؟

فرمود: ایرادی ندارد.

7- جمیل بن دراج گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

ایرادی ندارد که انسان از جانب خانوادۀ غایب خود که نزد او نیستند زکات فطره بدهد و به آنها بگوید که از جانب او نیز زکات فطره بدهند.

8- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ بِلَالٍ قَالَ:

كَتَبْتُ إِلَى الرَّجُل (علیه السلام) أَسْأَلُهُ عَنِ الْفِطْرَةِ وَ كَمْ تُدْفَعُ ؟

قَالَ: فَكَتَبَ: سِتَّةُ أَرْطَالٍ مِنْ تَمْرِ بِالْمَدَنِي، وَ ذَلِكَ تِسْعَةُ أَرْطَالٍ بِالْبَغْدَادِيِّ.

9- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ بْنِ مُحَمَّدٍ الْهَمَذَانِيِّ وَ كَانَ مَعَنَا حَاجًا قَالَ:

كَتَبْتُ إِلَى أَبِي الْحَسَنِ (علیه السلام) عَلَى يَدَيْ أَبِي: جُعِلْتُ فِدَاكَ! إِنَّ أَصْحَابَنَا اخْتَلَفُوا فِي الصَّاعِ، بَعْضُهُمْ يَقُولُ: «الْفِطْرَةُ بِصَاعِ الْمَدَنِيَّ» وَ بَعْضُهُمْ يَقُولُ: «بِصَاعِ الْعِرَاقِي».

فَكَتَبَ إِلَيَّ: الصَّاعُ سِتَّةُ أَرْطَالٍ بِالْمَدَنِيَّ، وَ تِسْعَةُ أَرْطَالٍ بِالْعِرَاقِيُّ.

قَالَ: وَ أَخْبَرَنِي أَنَّهُ يَكُونُ بِالْوَزْنِ أَلْفاً وَ مِائَةً وَ سَبْعِينَ وَزْنَةٌ.

10- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيَّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ دَاوُدَ بْنِ النِّعْمَانِ وَ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ:

8- علی بن بلال گوید: طی نامه ای به امام (علیه السلام) نوشته و از آن حضرت دربارۀ زکات فطره پرسیدم که چقدر داده می شود؟

گوید: حضرتش در جواب پاسخ نوشت: شش رطل از خرمای مدنی که همان نه رطل بغدادی است (که در حدود یک صاع می شود).

9- محمد بن احمد گوید: جعفر بن ابراهيم بن محمد همدانی - که با ما در سفر حج، همسفر بود - گوید: نامه ای به حضور امام هادی (علیه السلام) نوشتم و آن را توسط پدرم فرستادم: فدایت شوم! اصحاب ما دربارۀ وزن صاع اختلاف نظر دارند، بعضی از آنان می گویند: زکات فطره به صاع مدنی است و برخی دیگر می گویند: به صاع عراقی است.

حضرتش در پاسخ نوشت: صاع شش رطل مدنی و نه رطل عراقی است.

گوید: به من خبر داد که صاع به وزن، هزار و دویست و هفتاد وزنه است.

10- اسحاق بن عمار گوید:

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام): الرَّجُلُ لا يَكُونُ عِنْدَهُ شَيْءٌ مِنَ الْفِطْرَةِ إِلَّا مَا يُؤَدِّي عَنْ نَفْسِهِ وَحْدَهَا يُعْطِيهِ غَرِيباً أَوْ يَأْكُلُ هُوَ وَ عِيَالُهُ؟

قَالَ: يُعْطِي بَعْضَ عِيَالِهِ، ثُمَّ يُعْطِي الْآخَرُ عَنْ نَفْسِهِ يُرَدِّدُونَهَا، فَيَكُونُ عَنْهُمْ جَمِيعاً فِطْرَةٌ وَاحِدَةٌ.

11- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَيْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ:

قُلْتُ: الْفَقِيرُ الَّذِي يُتَصَدَّقُ عَلَيْهِ هَلْ عَلَيْهِ صَدَقَةُ الْفِطْرَةِ؟

فَقَالَ: نَعَمْ، يُعْطِي مِمَّا يُتَصَدَّقُ بِهِ عَلَيْهِ.

12- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) عَنْ مَوْلُودٍ وُلِدَ لَيْلَةَ الْفِطْرِ عَلَيْهِ فِطْرَةٌ.

قَالَ: لَا قَدْ خَرَجَ الشَّهْرُ.

به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: کسی که دارایی او فقط به اندازه زکات فطره خود اوست. در این صورت آیا باید آن را به حساب زکات فطره به دیگری بپردازد، یا خود و خانواده اش از آن ارتزاق کنند؟

فرمود: آن را به یکی از خانواده خود می دهد و او از جانب خود به دیگری همگی دستگردان می کنند و یک زکات فطره می شود.

11- زراره گوید: به امام (علیه السلام) گفتم: فقیری که صدقه می گیرد آیا زکات فطره بر او واجب است؟

فرمود: آری، از آنچه به او صدقه داده اند، می پردازد.

12- معاوية بن عمار گوید: از امام صادق (علیه السلام) دربارۀ مولودی که شب فطر متولد شود پرسیدم که آیا فطره بر او واجب است؟

فرمود: نه، چون ماه (رمضان) پایان یافته است (و او متولد شده است).

قَالَ: وَ سَأَلْتُهُ عَنْ يَهُودِيَ أَسْلَمَ لَيْلَةَ الْفِطْرِ عَلَيْهِ فِطْرَةٌ؟

قَالَ: لا.

13- مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَيْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْقَاسِمِ بْنِ الْفُضَيْلِ الْبَصْرِيُّ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ (علیه السلام) قَالَ:

كَتَبْتُ إِلَيْهِ: الْوَصِيُّ يُزَكِّي عَنِ الْيَتَامَى زَكَاةَ الْفِطْرَةِ إِذَا كَانَ لَهُمْ مَالٌ؟

فَكَتَبَ: لَا زَكَاةَ عَلَى يَتِيم.

وَ عَنْ مَمْلُوكٍ يَمُوتُ مَوْلاهُ وَ هُوَ عَنْهُ غَائِبٌ فِي بَلَدٍ آخَرَ وَ فِي يَدِهِ مَالٌ لِمَوْلاهُ يَحْضُرُ الْفِطْرُأَ يُزَكِّي عَنْ نَفْسِهِ مِنْ مَالِ مَوْلاهُ وَ قَدْ صَارَ لِلْيَتَامَى؟

قَالَ: نَعَمْ.

14- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ (عليه السلام) قَالَ: قُلْتُ لَهُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! هَلْ عَلَى أَهْلِ الْبَوَادِي الْفِطْرَةُ؟

قَالَ: فَقَالَ: الْفِطْرَةُ عَلَى كُلِّ مَنِ افْتَاتَ قُوتاً فَعَلَيْهِ أَنْ يُؤَدِّيَ مِنْ ذَلِكَ الْقُوتِ.

از حضرتش پرسیدم: یهودی که شب فطر مسلمان شود، آیا فطره بر او واجب است؟

فرمود: نه.

13- محمد بن قاسم بن فضیل بصری گوید: طی نامه ای به امام ابوالحسن امام رضا (علیه السلام) نوشتم: آیا وصی می تواند از جانب یتیمانی که مال داشته باشند، زکات فطره بپردازد؟

حضرتش در پاسخ نوشت: زکات بر مال یتیم تعلق نمی گیرد.

و از حضرتش پرسیدم: غلامی مولایش در شهر دیگری می میرد و اموالی از مولایش در دست اوست و وقت پرداخت زکات فطره فرا می رسد. آیا غلام می تواند از جانب خود از مال مولایش زکات فطره بپردازد که اینک جزو دارایی یتیمان شده است؟

فرمود: آری.

14- راوی گوید: به امام صادق (علیه السلام) گفتم: قربانت گردم! آیا پرداخت زکات بر بیابان نشینان واجب است؟

فرمود: هر کس در تغذیه خود به نوعی از خوراکی عادت کرده باشد، باید از آن زکات فطره بپردازد.

15- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ رَفَعَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:

سُئِلَ عَنْ رَجُلٍ فِي الْبَادِيَةِ لَا يُمْكِنُهُ الْفِطْرَةُ.

قَالَ: يَتَصَدَّقُ بِأَرْبَعَةِ أَرْطَالٍ مِنْ لَبَنِ.

16- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عُمَرَ بْنِ يَزِيدَ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) عَنِ الرَّجُلِ يَكُونُ عِنْدَهُ الضَّيْفُ مِنْ إِخْوَانِهِ فَيَحْضُرُ يَوْمُ الْفِطْرِ يُؤَدِّي عَنْهُ الْفِطْرَةَ؟

قَالَ: نَعَمْ، الْفِطْرَةُ وَاجِبَةٌ عَلَى كُلِّ مَنْ يَعُولُ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى، صَغِيرٍ أَوْ كَبِيرٍ، حُرٍ أَوْ مَمْلُوكٍ.

17- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:

لا بَأْسَ أَنْ يُعْطِيَ الرَّجُلُ الرَّجُلَ عَنْ رَأْسَيْنِ وَ ثَلَاثَةٍ وَ أَرْبَعَةٍ، يَعْنِي الْفِطْرَةَ.

15- ابراهیم در روایت مرفوعه ای گوید: از امام صادق (علیه السلام) در مورد مرد صحرانشینی که امکان دادن زکات فطره را ندارد سوال شد؟

فرمود: چهار لیتر شیر به عنوان زکات فطره صدقه دهد.

16- عمر بن یزید گوید: از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم: کسی که یکی از برادران دینیش نزد او مهمان است، در این میان روز فطر فرا می رسد، آیا باید زکات فطره او را ادا کند؟

فرمود: آری، زکات فطره کسانی که معاش آنها را از مرد یا زن، کوچک یا بزرگ، آزاد یا بنده بر عهده دارد، واجب است.

17- اسحاق بن عمّار گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

ایراد ندارد که انسان، به فردی، زکات فطره دو، سه و چهار نفر را بپردازد.

18- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ بُرَيْدٍ عَنْ مَالِكِ الْجُهَنِيِّ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرِ (علیه السلام) عَنْ زَكَاةِ الْفِطْرَةِ.

قَالَ: تُعْطِيهَا الْمُسْلِمِينَ، فَإِنْ لَمْ تَجِدْ مُسْلِماً فَمُسْتَضْعَفاً، وَ أَعْطِ ذَا قَرَابَتِكَ مِنْهَا إِنْ شِئْتَ.

19- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي إِبْرَاهِيمَ (علیه السلام) قَالَ:

سَأَلْتُهُ عَنْ صَدَقَةِ الْفِطْرَةِ أُعْطِيهَا غَيْرَ أَهْلِ وَ لَايَتِي مِنْ فُقَرَاءِ جِيرَانِي؟

قَالَ: نَعَمْ الْجِيرَانُ أَحَقُّ بِهَا لِمَكَانِ الشُّهْرَةِ.

20- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ رَفَعَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:

يُؤَدِّي الرَّجُلُ زَكَاةَ الْفِطْرَةِ عَنْ مُكَاتَبِهِ وَ رَقِيقِ امْرَأَتِهِ وَ عَبْدِهِ النَّصْرَانِيُّ وَ الْمَجُوسِيِّ وَ مَا أَغْلَقَ عَلَيْهِ بَابَهُ.

18- مالک جهنی گوید: از امام باقر (علیه السلام) در مورد زکات فطره پرسیدم.

فرمود: آن را به مسلمانان می پردازی. اگر مسلمان نیافتی به مستضعف در عقیده و اگر خواستی به خویشان خود عطا کن.

19- اسحاق بن عمّار گوید: از امام کاظم (علیه السلام) درباره زکات فطره سوال کردم که آیا می توانم به غیر اهل ولایت از فقرای همسایگانم بپردازم؟

فرمود: آری، همسایگان به جهت مشهور بودن به آن شایسته ترند.

20- محمد بن احمد در روایت مرفوعه ای گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

بایستی انسان زکات فطرۀ بنده مکاتب خود، بردۀ همسرش، بنده نصرانی و مجوس خود و هر کسی را که در خانه را برای او می بندد، بپردازد.

21- أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيٌّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ مُعَتِّبٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ: قَالَ:

اذْهَبْ فَأَعْطِ عَنْ عِبَالِنَا الْفِطْرَةَ وَ أَعْطِ عَنِ الرَّقِيقِ وَ أَجْمَعْهُمْ وَ لا تَدَعْ مِنْهُمْ أَحَداً، فَإِنَّكَ إِنْ تَرَكْتَ مِنْهُمْ إِنْسَانَا تَخَوَّفْتُ عَلَيْهِ الْفَوْتَ.

قُلْتُ: وَ مَا الْفَوْتُ؟

قَالَ: الْمَوْتُ.

22 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ بُنَانِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَخِيهِ عَبْدِ الرَّحِمَانَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ قَالَ:

بَعَثْتُ إِلَى أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا (علیه السلام) بِدَرَاهِمَ لِي وَ لِغَيْرِي وَ كَتَبْتُ إِلَيْهِ أُخْبِرُهُ أَنَّهَا مِنْ فِطْرَةِ الْعِيَالِ.

فَكَتَبَ بِخَطِّهِ: قَبَضْتُ وَ قَبِلْتُ.

21- معتب گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

برو و زکات فطره را از جانب خانوادۀ ما و از جانب همۀ بردگان بپرداز و کسی از آنها را وامگذار. اگر یکی از آنها را واگذاری و از جانب او زکات نپردازی بر او بیم فوت دارم.

گفتم: فوت چیست؟

فرمود: مرگ است.

22- محمد بن اسماعیل گوید: چند درهم از جانب خود و دیگری برای امام رضا (علیه السلام) فرستادم، به حضرتش نوشتم که آن از زکات فطره خانواده است.

حضرتش به خط خود نوشت: دریافت نمودم و پذیرفتم.

23- أَبُو الْعَبَّاسِ الْكُوفِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ أَبِي عَلِيِّ بْنِ رَاشِدٍ قَالَ:

سَأَلْتُهُ عَنِ الْفِطْرَةِ لِمَنْ هِيَ؟

قَالَ: لِلْإِمَامِ.

قَالَ: قُلْتُ لَهُ: فَأَخَيرُ أَصْحَابي؟

قَالَ: نَعَمْ، مَنْ أَرَدْتَ أَنْ تُطَهِّرَهُ مِنْهُمْ.

وَ قَالَ: لَا بَأْسَ بِأَنْ تُعْطِيَ وَ تَحْمِلَ ثَمَنَ ذَلِكَ وَرِقاً.

24- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَيُّوبَ بْنِ نُوحٍ قَالَ:

كَتَبْتُ إِلَى أَبِي الْحَسَنِ الثَّالِثِ (علیه السلام): أَنَّ قَوْماً سَأَلُونِي عَنِ الْفِطْرَةِ وَ يَسْأَلُونِّي أَنْ يَحْمِلُوا قِيمَتَهَا إِلَيْكَ، وَ قَدْ بَعَثَ إِلَيْكَ هَذَا الرَّجُلُ عَامَ أَوَّلَ وَ سَأَلَنِي أَنْ أَسْأَلَكَ فَنَسِيتُ ذَلِكَ وَ قَدْ بَعَثْتُ إِلَيْكَ الْعَامَ عَنْ كُلِّ رَأْسٍ مِنْ عِيَالِي بِدِرْهَم عَلَى قِيمَةِ تِسْعَةِ أَرْطَالٍ بِدِرْهَم فَرَأَيْكَ - جَعَلَنِيَ اللَّهُ فِدَاكَ! - فِي ذَلِكَ؟

23- ابو على بن راشد (که وکیل امام هادی (علیه السلام) بود) گوید: از حضرتش دربارۀ زکات پرسیدم که از آن چه کسی است؟

فرمود: برای امام است.

گوید: گفتم: این حکم را به اصحاب خود بازگویم؟

فرمود: آری، هر کسی را که خواستی از زکات پاکیزه نمایی.

فرمود: ایرادی ندارد که آن (جنس) را داده و قیمت آن را به اسکناس بفرستی.

24- ایوب بن نوح گوید:

طی نامه ای به امام هادی (علیه السلام) نوشتم: عده ای از من دربارۀ زکات فطره پرسیده اند که می خواستند قیمت آن را به خدمت شما بفرستند. سال اول شخصی از من خواست که از تو بپرسم. ولی من آن را فراموش نمودم و امسال خدمت شما از جانب هر نفر از خانواده خود یک درهم فرستادم که قیمت نه رطل، یک درهم می باشد. خدا مرا فدایت گرداند!

نظر شما چیست؟

فَكَتَبَ (علیه السلام): الْفِطْرَةُ قَدْ كَثُرَ السُّؤَالُ عَنْهَا، وَ أَنَا أَكْرَهُ كُلَّ مَا أَدَّى إِلَى الشُّهْرَةِ، فَاقْطَعُوا ذِكْرَ ذَلِكَ وَ اقْبِضْ مِمَّنْ دَفَعَ لَهَا وَ أَمْسِكْ عَمَّنْ لَمْ يَدْفَعْ.

بخش هفتاد و ششم

اشاره

بَابُ الْاعْتِكَاف

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:

كَانَ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله) إِذَا كَانَ الْعَشْرُ الْأَوَاخِرُ اعْتَكَفَ فِي الْمَسْجِدِ وَ ضُرِبَتْ لَهُ قُبَّةٌ مِنْ شَعْرِ وَ شَمَّرَ الْمِنْزَرَ وَ طَوَى فِرَاشَهُ.

وَ قَالَ بَعْضُهُمْ: وَ اعْتَزَلَ النِّسَاءَ.

فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام): أَمَّا اعْتِزَالُ النِّسَاءِ، فَلَا.

امام (علیه السام) در پاسخ نوشت: در مورد زکات فطره پرسش بسیاری می شود. من همه مواردی را که به من می رسد به جهت مشهور شدن و تقیه ناپسند می دارم. پس سخن از آن را کم کنید. و هر که آن را می پردازد بستان و کسی که نمی پردازد، (از دریافتش) خودداری کن.

اعتکاف

1- حلبی گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) دهۀ پایانی ماه رمضان را در مسجد به اعتکاف پرداخت. برای حضرتش خیمه ای مویین برپا می شد و آن حضرت کمر را برای عبادت محکم می بست و رختخواب خود را بر می چید.

برخی گفتند: حضرتش از زنان دوری می کرد.

امام صادق (علیه السلام) فرمود: حضرتش از زنان دوری نمی کرد.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:

كَانَتْ بَدْرٌ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ فَلَمْ يَعْتَكِفْ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله) فَلَمَّا أَنْ كَانَ مِنْ قَابِلٍ اعْتَكَفَ عَشْرَيْنَ، عَشْراً لِعَامِهِ وَ عَشْراً قَضَاءً لِمَا فَاتَهُ.

3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ دَاوُدَ بْنِ الْحُصَيْنِ عَنْ أَبِي الْعَبَّاسِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:

اعْتَكَفَ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله) فِي شَهْرِ رَمَضَانَ فِي الْعَشْرِ الْأَوَّلِ، ثُمَّ اعْتَكَفَ فِي الثَّانِيَةِ فِي الْعَشْرِ الْوُسْطَى، ثُمَّ اعْتَكَفَ فِي الثَّالِثَةِ فِي الْعَشْرِ الْأَوَاخِرِ، ثُمَّ لَمْ يَزَلْ يَعْتَكِفُ فِي الْعَشْرِ الْأَوَاخِرِ.

2- حلبی گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

جنگ بدر در ماه رمضان رخ داد، آن سال رسول خدا (صلی الله علیه و آله) اعتکاف ننمود. حضرتش سال آینده بیست روز به اعتکاف پرداخت؛ ده روز از سال جاری و ده روز از سال گذشته قضا به جا آورد.

3- ابوالعباس گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در ماه رمضان در دهۀ اول به اعتکاف پرداخت، سپس دومین بار در دهه دوم به به اعتکاف پرداخت، سپس سومین بار در دهه سوم به اعتکاف پرداخت. سپس همواره در دهه پایانی به اعتکاف مشغول می شد.

بخش هفتاد و هفتم

اشاره

بَابُ أَنَّهُ لَا يَكُونُ الْاعْتِكَافُ إِلَّا بِصَوْمٍ

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ دَاوُدَ بْنِ الْحُصَيْنِ عَنْ أَبِي الْعَبَّاسِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:

لَا اعْتِكَافَ إِلَّا بِصَوْمٍ.

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام):

لَا اعْتِكَافَ إِلَّا بِصَوْمٍ.

3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:

لا اعْتِكَافَ إِلَّا بِصَوْمٍ فِي الْمَسْجِدِ الْجَامِعِ.

اعتکاف فقط با روزه صورت می پذیرد

1- ابوالعباس گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

اعتکاف فقط با روزه صورت می پذیرد.

2- نظیر این روایت را محمّد بن مسلم از امام صادق (علیه السلام) نقل می کند.

3- حلبی گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

اعتكاف فقط با روزه در مسجد جامع صورت می پذیرد.

بخش هفتاد و هشتم

اشاره

بَابُ الْمَسَاجِدِ الَّتِي يَصْلُحُ الِاعْتِكَافُ فِيهَا

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عُمَرَ بْنِ يَزِيدَ قَالَ:

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام): مَا تَقُولُ فِي الاعْتِكَافِ بِبَغْدَادَ فِي بَعْضِ مَسَاجِدِهَا؟

فَقَالَ: لَا اعْتِكَافَ إِلَّا فِي مَسْجِدِ جَمَاعَةٍ قَدْ صَلَّى فِيهِ إِمَامٌ عَدْلٌ بِصَلَاةِ جَمَاعَةٍ، وَ لا بَأْسَ أَنْ يُعْتَكَفَ فِي مَسْجِدِ الْكُوفَةِ وَ الْبَصْرَةِ وَ مَسْجِدِ الْمَدِينَةِ وَ مَسْجِدِ مَكَّة.

2- سَهْلُ بْنُ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ دَاوُدَ بْنِ سِرْحَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:

لا اعْتِكَافَ إِلَّا فِي الْعِشْرِينَ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ.

مساجدی که اعتکاف در آنها انجام می شود

1- عمر بن یزید گوید: به امام صادق (علیه السلام) گفتم: نظر شما در مورد اعتکاف در برخی از مساجد بغداد چیست؟

فرمود: اعتکاف جز در مسجد جامعی که امام عادل در آن نماز جماعت گزارده، جایز نیست. اگر در مسجد کوفه، بصره، مسجد مدینه و مسجد مکه اعتکاف انجام شود،

اشکالی ندارد.

2- داوود بن سرحان گوید: حضرتش فرمود:

اعتکاف فقط در بیست روز پایانی ماه رمضان صورت می پذیرد.

وَ قَالَ: إِنَّ عَلِيّاً (علیه السلام) كَانَ يَقُولُ: لا أَرَى الِاعْتِكَافَ إِلَّا فِي الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ أَوْ مَسْجِدِ الرَّسُولِ أَوْ مَسْجِدٍ جَامِع.

وَ لا يَنْبَغِي لِلْمُعْتَكِفِ أَنْ يَخْرُجَ مِنَ الْمَسْجِدِ إِلَّا لِحَاجَةٍ لَا بُدَّ مِنْهَا ثُمَّ لَا يَجْلِسْ حَتَّى يَرْجِعَ وَ الْمَرْأَةُ مِثْلُ ذَلِكَ.

3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: سُئِلَ عَنِ الِاعْتِكَافِ.

قَالَ: لا يَصْلُحُ الاعْتِكَافُ إِلَّا فِي الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ أَوْ مَسْجِدِ الرَّسُولِ (صلی الله علیه و آله) أَوْ مَسْجِدِ الْكُوفَةِ، أَوْ مَسْجِدِ جَمَاعَةٍ، وَ تَصُومُ مَا دُمْتَ مُعْتَكِفاً.

4- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْن سِنَانٍ قَالَ:

الْمُعْتَكِفُ بِمَكَّةَ يُصَلِّي فِي أَيْ بُيُوتِهَا شَاءَ، سَوَاءٌ عَلَيْهِ فِي الْمَسْجِدِ صَلَّى، أَوْ فِي بُيُوتِهَا.

حضرتش فرمود: حضرت علی (علیه السلام) همواره می فرمود اعتکاف را فقط در مسجد الحرام، يا مسجد الرسول (صلی الله علیه و آله) و یا مسجد جامع جایز می دانم. معتکف نباید از مسجد - جز به کاری که ناچار است - بیرون رود و نباید بیرون از مسجد بنشیند تا به مسجد باز گردد و حکم زن نیز مانند حکم مرد است.

3- حلبی گوید: از امام صادق (علیه السلام) دربارۀ اعتکاف سوال شد.

فرمود: اعتکاف جز در مسجد الحرام يا مسجد الرسول (صلى الله عليه و آله) یا مسجد کوفه و یا مسجد جامع صلاحیت ندارد و انسان مادامی که معتکف است، بایستی روزه بگیرد.

4- عبدالله بن سنان گویند: امام (علیه السلام) فرمود:

معتکف در مکه در هر یک از خانه های آن بخواهد، می تواند نماز بگزارد و برای او مساوی است که در مسجد نماز بخواند، یا در خانه های آن.

5- أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيٌّ عَنْ مُحَمَّدِ بْن عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ مَنْصُورِ بْنِ حَازِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:

المُعْتَكِفُ بِمَكَّةَ يُصَلِّي فِي أَيِّ بُيُوتِهَا شَاءَ، وَ الْمُعْتَكِفُ فِي غَيْرِهِ لَا يُصَلِّي إِلَّا فِي الْمَسْجِدِ الَّذِي سَمَّاهُ.

بخش هفتاد و نهم

اشاره

بَابُ أَقَلُّ مَا يَكُونُ الْاعْتِكَافُ

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ أَبِي وَلَّادٍ الْحَنَّاطِ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ (علیه السلام) عَن امْرَأَةٍ كَانَ زَوْجُهَا غَائِباً فَقَدِمَ وَ هِيَ مُعْتَكِفَةٌ بِإِذْنِ زَوْجِهَا. فَخَرَجَتْ حِينَ بَلَغَهَا قُدُومُهُ مِنَ الْمَسْجِدِ إِلَى بَيْتِهَا، فَتَهَيَّأَتْ لِزَوْجِهَا حَتَّى وَاقَعَهَا.

5- منصور بن حازم گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

معتکف در مکه در هر یک از خانه هایی که خواست می تواند نماز گزارد، ولی معتکف در غیر مکه فقط در مسجدی که معتکف شده است نماز می گزارد.

کمترین زمان اعتکاف

1- ابو ولاد حناط گوید: از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم: زنی در غیاب شوهرش با اجازه او معتكف بوده است. اکنون از آمدن شوهرش باخبر شد و از مسجد خارج شد و به خانه اش رفت و خود را برای شوهرش مهیا نموده، همسرش با او نزدیکی کرد، چه حکمی دارد؟

فَقَالَ: إِنْ كَانَتْ خَرَجَتْ مِنَ الْمَسْجِدِ قَبْلَ أَنْ تَنْقَضِيَ ثَلَاثَةٌ أَيَّامٍ، وَ لَمْ تَكُنِ اشْتَرَطَتْ فِي اعْتِكَافِهَا، فَإِنَّ عَلَيْهَا مَا عَلَى الْمُظَاهِرِ.

2- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:

لا يَكُونُ الاعْتِكَافُ أَقَلَّ مِنْ ثَلَاثَةِ أَيَّامٍ، وَ مَنِ اعْتَكَفَ صَامَ وَ يَنْبَغِي لِلْمُعْتَكِفِ إِذَا اعْتَكَفَ أَنْ يَشْتَرِطَ كَمَا يَشْتَرِطُ الَّذِي يُحْرِمُ.

3- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ:

إِذَا اعْتَكَفَ يَوْماً وَ لَمْ يَكُنِ اشْتَرَطَ فَلَهُ أَنْ يَخْرُجَ وَ يَفْسَخَ الِاعْتِكَافَ، وَ إِنْ أَقَامَ يَوْمَيْنِ وَ لَمْ يَكُنِ اشْتَرَطَ فَلَيْسَ لَهُ أَنْ يَفْسَخَ اعْتِكَافَهُ حَتَّى يَمْضِيَ ثَلَاثَةُ أَيَّامٍ.

4- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ عَنْ أَبِي عُبَيْدَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ:

فرمود: اگر از پیش از تمام شدن سه روز از مسجد بیرون رفته و به هنگام اعتکاف را شرط نکرده بود. آن چه بر عهده ظهار کننده است، بر او عهده او نیز خواهد بود.

2- ابوبصیر گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

اعتکاف کمتر از سه روز نمی شود و هر که معتکف شود بایستی روزه بگیرد و برای معتکف سزاوار است که چون اعتکاف کند شرط نماید آن سان که محرم شرط می نماید.

3- محمد بن مسلم گوید: امام باقر (علیه السلام) فرمود:

هرگاه انسان یک روز اعتکاف کند، بی آن که شرطی هم بنماید، می تواند از مسجد بیرون رود و اعتکاف را فسخ نماید و اگر دو روز اعتکاف نماید و شرط هم نکرده باشد نمی تواند اعتکافش را فسخ نماید تا این که سه روز سپری شود.

4- ابو عبیده گوید: امام باقر (علیه السلام) فرمود:

المُعْتَكِفُ لا يَسمُ الطَّيبَ وَ لا يَتَلَذَّذُ بِالرَّيْحَانِ، وَ لا يُمَارِي وَ لَا يَشْتَرِي وَ لَا يَبِيعُ.

قَالَ: وَ مَنِ اعْتَكَفَ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ فَهُوَ يَوْمَ الرَّابِعِ بِالْخِيَارِ إِنْ شَاءَ زَادَ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ أُخَرَ، وَ إِنْ شَاءَ خَرَجَ مِنَ الْمَسْجِدِ، فَإِنْ أَقَامَ يَوْمَيْنِ بَعْدَ الثَّلَاثَةِ فَلَا يَخْرُجُ مِنَ الْمَسْجِدِ حَتَّى يُتِمَّ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ أُخَرَ.

5- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ دَاوُدَ بْنِ سِرْحَانَ قَالَ: بَدَأَنِي أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) مِنْ غَيْرِ أَنْ أَسْأَلَهُ.

فَقَالَ: الاعْتِكَافُ ثَلَاثَةُ أَيَّامٍ - يَعْنِي السُّنَّةَ - إِنْ شَاءَ اللَّهُ.

بخش هشتادم

اشاره

بَابُ الْمُعْتَكِفِ لَا يَخْرُجُ مِنَ الْمَسْجِدِ إِلَّا لِحَاجَةٍ

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:

معتكف نباید عطر استشمام کند و از بوییدن گل ریحان لذت ببرد، نبایستی مراء و جدال نماید، نباید خرید و فروش کند.

فرمود: هر که سه روز معتکف شد، روز چهارم اختیار دارد، اگر خواست سه روز دیگر می افزاید و اگر خواست از مسجد بیرون می رود و اگر دو روز اعتکاف انجام دهد، نباید از مسجد بیرون رود تا سه روز دیگر را به پایان برساند.

5- داوود بن سرحان گوید: امام صادق (علیه السلام) بی آن که از حضرتش بپرسم فرمود:

اعتکاف سنت سه روز است، ان شاء الله.

معتکف نباید جز به هنگام ناچاری از مسجد بیرون رود

1- عبدالله بن سنان گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

لَيْسَ عَلَى الْمُعْتَكِفِ أَنْ يَخْرُجَ مِنَ الْمَسْجِدِ إِلَّا إِلَى الْجُمُعَةِ أَوْ جَنَازَةٍ أَوْ غَائِطِ.

2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ دَاوُدَ بْنِ سِرْحَانَ قَالَ:

كُنْتُ بِالْمَدِينَةِ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ فَقُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام): إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أَعْتَكِفَ فَمَا ذَا أَقُولُ؟ وَ مَا ذَا أَفْرِضُ عَلَى نَفْسِي؟

فَقَالَ: لَا تَخْرُجْ مِنَ الْمَسْجِدِ إِلَّا لِحَاجَةٍ لا بُدَّ مِنْهَا، وَ لَا تَقْعُدْ تَحْتَ ظِلَالٍ حَتَّى تَعُودَ إِلَى مَجْلِسِكَ.

3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:

لا يَنْبَغِي لِلْمُعْتَكِفِ أَنْ يَخْرُجَ مِنَ الْمَسْجِدِ إِلَّا لِحَاجَةٍ لَا بُدَّ مِنْهَا ثُمَّ لَا يَجْلِسُ حَتَّى يَرْجِعَ، وَ لَا يَخْرُجُ فِي شَيْءٍ إِلَّا لِجَنَازَةٍ، أَوْ يَعُودُ مَرِيضاً، وَ لَا يَجْلِسُ حَتَّى يَرْجِعَ، وَ اعْتِكَافُ الْمَرْأَةِ مِثْلُ ذَلِكَ.

معتکف نباید جز به نماز جمعه و تشییع جنازه یا قضای حاجت از مسجد خارج شود.

2- داوود بن سرحان گوید: در ماه رمضان در مدینه بودم به امام صادق (علیه السلام) گفتم:

می خواهم معتکف شوم چه بگویم؟ و چه چیزی بر خودم فرض نمایم؟

فرمود: از مسجد - جز برای کاری که ناچاری - بیرون نرو و زیر سایه ننشین تا به جای خود بازگردی.

3- حلبی گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

معتکف نباید جز برای کاری که ناچار است از مسجد بیرون رود، آن گاه که رفت نمی نشیند تا به مسجد بازگردد و برای چیزی به جز تشییع جنازه یا عیادت بیمار بیرون نمی رود تا به مسجد بازگردد و حکم زن نیز همین گونه است.

بخش هشتاد و یکم

اشاره

بَابُ الْمُعْتَكِفِ يَمْرَضُ وَ الْمُعْتَكِفَةِ تَطْمَتُ

1- مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ الرَّحمان بنِ الْحَجَّاجِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:

إِذَا مَرِضَ الْمُعْتَكِفُ وَ طَمِئَتِ الْمَرْأَةُ الْمُعْتَكِفَةُ، فَإِنَّهُ يَأْتِي بَيْتَهُ ثُمَّ يُعِيدُ إِذَا بَرَأَ وَ يَصُومُ.

وَ فِي رِوَايَةٍ أُخْرَى عَنْهُ: لَيْسَ عَلَى الْمَرِيضِ ذَلِكَ.

2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) فِي الْمُعْتَكِفَةِ إِذَا طَمِثَتْ.

قَالَ: تَرْجِعُ إِلَى بَيْتِهَا وَ إِذَا طَهُرَتْ رَجَعَتْ فَقَضَتْ مَا عَلَيْهَا.

حکم معتکفی که بیمار می شود و زن معتکفی که حایض می شود

1- عبدالرحمان بن حجّاج گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

هرگاه معتکف بیمار شود و زن معتکف حائض گردد می تواند به خانه خود باز گردد و هر گاه مشکل برطرف شد به مسجد بازگشته و روزه می گیرد.

2- ابوبصیر گوید: امام صادق (علیه السلام) در مورد زن معتکفی که حائض شده فرمود: در این حال به خانه اش برمی گردد، وقتی پاک شد، به مسجد باز می گردد و آن چه از او فوت شده، قضا می نماید.

بخش هشتاد و دوم

اشاره

بَابُ الْمُعْتَكِفِ يُجَامِعُ أَهْلَهُ

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنِ ابْنِ رِئَابٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ (علیه السلام) عَنِ الْمُعْتَكِفِ يُجَامِعُ أَهْلَهُ.

قَالَ: إِذَا فَعَلَ فَعَلَيْهِ مَا عَلَى الْمُظَاهِرِ.

2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ سَمَاعَةَ بْنِ مِهْرَانَ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) عَنْ مُعْتَكِفِ وَاقَعَ أَهْلَهُ.

قَالَ: هُوَ بِمَنْزِلَةِ مَنْ أَفْطَرَ يَوْماً مِنْ شَهْرٍ رَمَضَانَ.

حکم معتکفی که با همسرش نزدیکی کند

1- زراره گوید: از امام باقر (علیه السلام) پرسیدم: معتکفی که با همسرش نزدیکی می کند چه حکمی دارد؟

فرمود: در این صورت بر عهده اوست آن چه بر عهدۀ ظهار کننده است.

2- سماعة بن مهران گوید: از امام صادق (علیه السلام) در مورد معتکفی که با همسرش نزدیکی نموده پرسیدم.

فرمود: او همانند کسی است که یک روز از ماه رمضان را افطار نماید.

3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ الْجَهُم عَنْ أَبِي الْحَسَنِ (علیه السلام) قَالَ:

سَأَلْتُهُ عَنِ الْمُعْتَكِفِ يَأْتِي أَهْلَهُ.

فَقَالَ: لَا يَأْتِي امْرَأَتَهُ لَيْلاً وَ لَا نَهَاراً وَ هُوَ مُعْتَكِفٌ.

بخش هشتاد و سوم

اشاره

بَابُ النَّوَادِر

1- أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ الْكُوفِيِّ عَنْ عُبَيْسِ بْنِ هِشَامٍ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:

قُلْتُ لَهُ: رَجُلٌ أَسَرَتْهُ الرُّومُ وَ لَمْ يَصُمْ شَهْرَ رَمَضَانَ وَ لَمْ يَدْرِ أَيُّ شَهْرٍ هُوَ؟

قَالَ: يَصُومُ شَهْراً وَ يَتَوَخَّاهُ وَ يَحْسُبُ، فَإِنْ كَانَ الشَّهْرُ الَّذِي صَامَهُ قَبْلَ شَهْرٍ رَمَضَانَ لَمْ يُجْزِهِ وَ إِنْ كَانَ بَعْدَ رَمَضَانَ أَجْزَاهُ.

3- حسن بن جهم گوید: از امام کاظم (علیه السلام) در مورد معتکفی که با همسرش نزدیکی می کند، پرسیدم.

فرمود: انسان در حال اعتکاف نباید - نه در شب و نه در روز - با همسرش نزدیکی کند.

چند روایت نکته دار

1- عبدالرحمان گوید: به امام صادق (علیه السلام) گفتم: کسی که در دست رومیان اسیر است و ماه رمضان را به جهت ناآگاهی روزه نگرفته است، چه حکمی دارد؟

فرمود: او یک ماه را جست و جو می کند و آن را انتخاب می کند و روزه می گیرد و آن را حساب می کند. پس اگر ماهی را که روزه گرفته پیش از ماه رمضان باشد، کفایت نمی کند و اگر بعد از ماه رمضان باشد، همان کافی است.

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ يَحْيَى بْنِ عَمْرِو بْنِ خَلِيفَةَ الزَّيَّاتِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ بُكَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحَدِهِمَا (علیهما السلام) قَالَ:

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله):

يَا مَعْشَرَ الشَّبَابِ! عَلَيْكُمْ بِالْبَاهِ! فَإِنْ لَمْ تَسْتَطِيعُوهُ فَعَلَيْكُمْ بِالصِّيَامِ، فَإِنَّهُ و جَاؤُهُ.

3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ يَحْيَى عَنْ جَدِّهِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:

حَدَّثَنِي أَبِي عَنْ جَدِّي عَنْ آبَائِهِ (علیهم السلام) : أَنَّ عَلِيّاً (علیه السلام) قَالَ:

يُسْتَحَبُّ لِلرَّجُلِ أَنْ يَأْتِيَ أَهْلَهُ أَوَّلَ لَيْلَةٍ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ، لِقَوْلِ اللَّهِ (عزوجل): «أُحِلَّ لَكُمْ لَيْلَةَ الصِّيَامِ الرَّفَثُ إِلَى نِسَائِكُمْ» وَ الرَّفَتُ: الْمُجَامَعَةُ.

4- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ الْجَعْفَرِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفَضْلِ عَنِ الرِّضَا (علیه السلام) قَالَ: قَالَ لِبَعْضِ مَوَالِيهِ يَوْمَ الْفِطْرِ وَ هُوَ يَدْعُو لَهُ:

2- یکی از اصحاب ما گوید: امام (باقر یا امام صادق (علیهما السلام)) فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود:

ای گروه جوانان! بر شما باد ازدواج! پس اگر نتوانستید بر شما باد روزه، زیرا که روزه موجب کنترل شهوت می شود.

3- ابوبصیر گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

پدرم از جدم از آبائش (علیهم السلام) نقل فرمود که على (صلوات الله عليه) فرمود:

مستحب است که انسان در شب اول ماه رمضان با همسرش نزدیکی نماید، به جهت گفتار خداوند (عزوجل) که می فرماید: «در شب های ماه رمضان نزدیکی با همسرانتان برای شما حلال است».

4- محمد بن فضل گوید: امام رضا (علیه السلام) در روز فطر به یکی از علاقمندانش دعا کرد و فرمود:

يَا فُلَانُ! تَقَبَّلَ اللَّهُ مِنْكَ وَ مِنَّا.

ثُمَّ أَقَامَ حَتَّى كَانَ يَوْمُ الْأَضْحَى فَقَالَ لَهُ: يَا فُلَانُ! تَقَبَّلَ اللَّهُ مِنَّا وَ مِنْكَ.

قَالَ: فَقُلْتُ لَهُ: يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ! قُلْتَ فِي الْفِطْرِ شَيْئاً وَ تَقُولُ فِي الْأَضْحَى غَيْرَهُ؟

قَالَ: فَقَالَ: نَعَمْ، إِنِّي قُلْتُ لَهُ فِي الْفِطْرِ: تَقَبَّلَ اللَّهُ مِنْكَ وَ مِنَّا، لِأَنَّهُ فَعَلَ مِثْلَ فِعْلِي وَ تَأَسَّيْتُ أَنَا وَ هُوَ فِي الْفِعْلِ. وَ قُلْتُ لَهُ فِي الْأَضْحَى: تَقَبَّلَ اللَّهُ مِنَّا وَ مِنْكَ، لِأَنَّهُ يُمْكِنُنَا أَنْ نُضَحُيَ وَ لا يُمْكِنُهُ أَنْ يُضَجِّيَ، فَقَدْ فَعَلْنَا نَحْنُ غَيْرَ فِعْلِهِ.

5- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِي الصَّخْرِ أَحْمَدَ بْنِ عَبْدِ الرَّحِيمِ رَفَعَهُ إِلَى أَبِي الْحَسَنِ (علیه السلام) قَالَ:

نَظَرَ إِلَى النَّاسِ فِي يَوْمٍ فِطْرِ يَلْعَبُونَ وَ يَضْحَكُونَ، فَقَالَ لِأَصْحَابِهِ - وَ الْتَفَتَ اليهم:

ای فلانی! خداوند از تو و از ما قبول کند.

سپس ایام سپری شد تا این که عید قربان فرا رسید، حضرتش فرمود: فلانی! خداوند از ما و از تو قبول کند.

گوید: به حضرتش عرض نمودم: ای فرزند رسول خدا! در عید فطر چیزی فرمودید و در عید قربان چیز دیگری؟

فرمود: آری، من به او در عید فطر گفتم: خدا از تو و از ما قبول کند، زیرا که او کاری همانند کار من انجام داده بود و من و او در عمل مساوی شدیم و در عید قربان به او گفتم: خدا از ما و از تو قبول کند، زیرا برای ما امکان قربانی شد و برای او امکان قربانی نشد. پس، کاری که ما انجام دادیم غیر از کار او بود.

5- ابو صخر احمد بن عبدالرحیم در روایت مرفوعه ای گوید:

امام کاظم (علیه السلام) در روز فطر به مردم نگاه کرد، متوجه شد که مشغول بازی هستند و می خندند.

حضرتش به اصحاب خود رو کرد و فرمود:

إِنَّ اللَّهَ (عزوجل) خَلَقَ شَهْرَ رَمَضَانَ مِضْمَارًا لِخَلْقِهِ لِيَسْتَبِقُوا فِيهِ بِطَاعَتِهِ إِلَى رِضْوَانِهِ فَسَبَقَ فِيهِ قَوْمٌ فَفَازُوا، وَ تَخَلَّفَ آخَرُونَ فَخَابُوا.

فَالْعَجَبُ كُلُّ الْعَجَبِ مِنَ الصَّاحِكِ اللَّاعِبِ فِي الْيَوْمِ الَّذِي يُثَابُ فِيهِ الْمُحْسِنُونَ، وَ يَخِيبُ فِيهِ الْمُقَصِّرُونَ. وَ ايْمُ اللَّهِ! لَوْ كُشِفَ الْغِطَاءُ لَشُغِلَ مُحْسِنٌ بِإِحْسَانِهِ، وَ مُسِيءٌ بِإِسَاءَتِهِ.

6- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ حَمْزَةَ بْنِ مُحَمَّدٍ قَالَ:

كَتَبْتُ إِلَى أَبِي مُحَمَّدٍ (علیه السلام): لِمَ فَرَضَ اللَّهُ الصَّوْمَ؟

فَوَرَدَ الْجَوَابُ: لِيَجِدَ الْغَنِيُّ مَضَضَ الْجُوعِ فَيَحِنَّ عَلَى الْفَقِيرِ.

7- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ إِسْحَاقَ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ سُلَيْمَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِمْرَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:

خداوند (عزوجل) ماه رمضان را برای مردم میدان مسابقه ای آفریده که با طاعتش به سوی رضوانش پیشی گیرند. عده ای در آن پیشی گرفته و رستگار شدند و دیگران تخلف ورزیده و زیانکار گشتند.

پس شگفتی حقیقی از کسی است که در این روز می خندد و مشغول بازی است؛ روزی که نیکوکاران به پاداش و مقصران به زیان می رسند. به خدا سوگند! اگر پرده برداشته شود، نیکوکار به نیکی خود و بدکار به بدی خود مشغول خواهد شد.

6- حمزة بن محمد گوید: طی نامه ای به امام حسن عسکری (علیه السلام) نوشتم: چرا خداوند روزه را واجب کرد؟

پاسخ آمد: تا این که بی نیاز، سختی گرسنگی را دریافته و به فقیر نادار عطوفت و دل سوزی نماید.

7- محمد بن عمران گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

أُتِيَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (علیه السلام) وَ هُوَ جَالِسٌ فِي المَسْجِدِ بِالْكُوفَةِ بِقَوْمٍ وَ جَدُوهُمْ يَأْكُلُونَ بِالنَّهَارِ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ. فَقَالَ لَهُمْ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (علیه السلام): أَكَلْتُمْ وَ أَنْتُمْ مُفْطِرُونَ؟

قَالُوا: نَعَمْ.

قَالَ: يَهُودُ أَنْتُمْ؟

قَالُوا: لا.

قَالَ: فَنَصَارَى؟

قَالُوا: لا.

قَالَ: فَعَلَى أَيِّ شَيْءٍ مِنْ هَذِهِ الْأَدْيَانِ مُخَالِفِينَ لِلْإِسْلَامِ؟

قَالُوا: بَلْ مُسْلِمُونَ.

قَالَ: فَسَفْرٌ أَنْتُمْ؟

قَالُوا: لا.

امیرمؤمنان على (صلوات الله علیه) در مسجد کوفه نشسته بود، عده ای را نزد حضرتش آوردند، که در حال خوردن روزه ماه رمضان دستگیر شده بودند. امیرمؤمنان علی (علیه السلام) به آنها فرمود: آیا روزه خود را افطار نمودید؟

گفتند: آری.

فرمود: آیا شما یهودی هستید؟

گفتند: نه.

فرمود: مسیحی هستید؟

گفتند: نه.

فرمود: پس کدام یک از دین های مخالف اسلام را قبول دارید؟

گفتند: ما مسلمانیم.

فرمود: شما در سفر بودید؟

گفتند: نه.

قَالَ: فِيكُمْ عِلَّةٍ اسْتَوْجَبْتُمُ الْإِفْطَارَ لا نَشْعُرُ بِهَا، فَإِنَّكُمْ أَبْصَرُ بِأَنْفُسِكُمْ، لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ: «بَلِ الْإِنْسَانُ عَلَى نَفْسِهِ بَصِيرَةٌ».

قَالُوا: بَلْ أَصْبَحْنَا مَا بِنَا عِلَّةٌ.

قَالَ: فَضَحِكَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (علیه السلام) ثُمَّ قَالَ: تَشْهَدُونَ أَنْ لا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ؟

قَالُوا: نَشْهَدُ أَنْ لا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ لا نَعْرِفُ مُحَمَّداً.

قَالَ: فَإِنَّهُ رَسُولُ اللَّهِ.

قَالُوا: لا نَعْرِفُهُ بِذَلِكَ، إِنَّمَا هُوَ أَعْرَابِيٌّ دَعَا إِلَى نَفْسِهِ.

فَقَالَ: إِنْ أَقْرَرْتُمْ وَ إِلَّا لَأَقْتُلَنَّكُمْ.

فرمود: آیا بیماری داشتید که به سبب آن افطار بر شما لازم گردیده که ما از آن آگاهی نداشتیم، زیرا شما نسبت به خود بیناترید، چرا که خدا (عزوجل) می فرماید: «بلکه انسان نسبت به خود آگاه است»

گفتند: بلکه بامدادان را بدون بیماری آغاز نمودیم.

گوید: پس امیر مؤمنان على (صلوات الله علیه) تبسمی کرد و فرمود: گواهی می دهید که معبودی جز خدا نیست و محمّد رسول خدا است؟

گفتند: آری، گواهی می دهیم که معبودی جز خدا نیست، ولی محمد را نمی شناسیم.

فرمود: به راستی که او، رسول خدا است.

گفتند: ما او را این گونه نمی شناسیم، همانا او عربی بود که به سوی خود می خواند.

فرمود: اگر اقرار کردید خوب، وگرنه قطعاً شما را خواهم کشت.

قَالُوا: وَ إِنْ فَعَلْتَ .

فَوَكَّلَ بِهِمْ شُرْطَةَ الخَمِيسِ، وَ خَرَجَ بِهِمْ إِلَى الظَّهْرِ؛ ظَهْرِ الْكُوفَةِ، وَ أَمَرَ أَنْ يَحْفِرَ حُفْرَتَيْنِ؛ وَ حَفَرَ إِحْدَاهُمَا إِلَى جَنْبِ الْأَخْرَى، ثُمَّ خَرَقَ فِيمَا بَيْنَهُمَا كَوَّةً ضَخْمَةٌ شِبْهَ الْخَوْخَةِ فَقَالَ لَهُمْ: إِنِّي وَ اضِعُكُمْ فِي إِحْدَى هَذَيْنِ الْقَلِيبَيْنِ وَ أُوقِدُ الأُخْرَى النَّارَ فَأَقْتُلُكُمْ بِالدُّخَانِ.

قَالُوا: وَ إِنْ فَعَلْتَ. فَإِنَّمَا تَقْضِي هَذِهِ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا.

وَضَعَهُمْ فِي إِحْدَى الْجُبَّيْنِ وَضْعاً رَفِيقاً ثُمَّ أَمَرَ بِالنَّارِ فَأُ وقِدَتْ فِي الْجُبِّ الْآخَرِ ثُمَّ جَعَلَ يُنَادِيهِمْ مَرَّةً بَعْدَ مَرَّةٍ مَا تَقُولُونَ؟

فَيُجِيبُونَهُ اقْضِ مَا أَنْتَ قَاضٍ حَتَّى مَاتُوا.

قَالَ: ثُمَّ انْصَرَفَ فَسَارَ بِفِعْلِهِ الرُّكْبَانُ وَ تَحَدَّثَ بِهِ النَّاسُ. فَبَيْنَمَا هُوَ ذَاتَ يَوْمٍ الْمَسْجِدِ إِذْ قَدِمَ عَلَيْهِ يَهُودِيٌّ مِنْ أَهْلِ يَثْرِبَ قَدْ أَقَرَّ لَهُ مَنْ فِي يَثْرِبَ مِنَ الْيَهُودِ أَنَّهُ أَعْلَمُهُمْ، وَ كَذَلِكَ كَانَتْ آبَاؤُهُ مِنْ قَبْلُ.

گفتند: اگرچه چنین رفتار کنی.

حضرت گارد ویژه لشگر را بر آنها گمارد و آنها را به خارج کوفه بردند و فرمان داد که دو چاه کنار هم بکنند و همانند گذرگاهی به یکدیگر راه دهند.

به آنها فرمود: من شما را در یکی از این دو چاه قرار می دهم و در دیگری آتش افروخته و با دود شما را می کشم.

گفتند: اگر چنین کردی، در زندگی دنیایی حکم نموده ای.

حضرتش آنها را آهسته و با نرمش در یکی از چاه ها قرار داد، سپس فرمان داد که در چاه دیگر آتش افروختند، سپس آنها را صدا می زد: چه می گویید؟

جواب می دادند: حکم کن به آن چه حکم می کنی، تا مردند.

فرمود: آن گاه حضرتش به کوفه برگشت. این رفتار به وسیله سواران دهان به دهان به مردم نقل گردید. روزی حضرتش در مسجد حضور داشت، یهودی از مردم مدینه که یهودیان مدینه به دانایی او اعتراف داشتند، و پدرانش نیز پیشتر همان گونه بودند، وارد کوفه شد.

قَالَ: وَ قَدِمَ عَلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ (علیه السلام) فِي عِدَّةٍ مِنْ أَهْلِ بَيْتِهِ، فَلَمَّا انْتَهَوْا إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَعْظَمِ بِالْكُوفَةِ أَنَاخُوا رَوَاحِلَهُمْ ثُمَّ وَ قَفُوا عَلَى بَابِ الْمَسْجِدِ وَ أَرْسَلُوا إِلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ (علیه السلام) أَنَّا قَوْمٌ مِنَ الْيَهُودِ قَدِمْنَا مِنَ الْحِجَازِ، وَ لَنَا إِلَيْكَ حَاجَةٌ فَهَلْ تَخْرُجُ إِلَيْنَا أَمْ نَدْخُلُ إِلَيْكَ؟

قَالَ: فَخَرَجَ إِلَيْهِمْ وَ هُوَ يَقُولُ: سَيَدْخُلُونَ وَ يَسْتَأْنِفُونَ بِالْيَمِينِ فَمَا حَاجَتُكُمْ؟

فَقَالَ لَهُ عَظِيمُهُمْ: يَا ابْنَ أَبِي طَالِبٍ! مَا هَذِهِ الْبِدْعَةُ الَّتِي أَحْدَثْتَ فِي دِينِ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله)؟

فَقَالَ لَهُ: وَ أَيَّةُ بِدْعَةٍ؟

فَقَالَ لَهُ الْيَهُودِيُّ: زَعَمَ قَوْمٌ مِنْ أَهْلِ الْحِجَازِ أَنَّكَ عَمَدْتَ إِلَى قَوْمٍ شَهِدُوا أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ لَمْ يُقِرُّوا أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُهُ فَقَتَلْتَهُمْ بِالدُّخَانِ.

فرمود: او با گروهی از خاندان خود خدمت امیرمؤمنان علی (علیه السلام) شرفیاب شد، وقتی به مسجد اعظم کوفه رسیدند، شتران سواری خود را خوابانیدند، آن گاه درب مسجد ایستاده و به امیرالمؤمنین (صلوات الله علیه) پیام فرستادند که ما عده ای از یهود هستیم و از مدینه آمده و با تو کاری داریم، آیا تو نزد ما می آیی، یا ما نزد تو بیاییم؟

حضرت نزد آنها آمد که می فرمود: به زودی در دین اسلام وارد می شوید و به سوگند آن را سرمی گیرید. کار شما چیست؟

بزرگ آنها به حضرت گفت: ای فرزند ابوطالب! این چه بدعتی است که در دین محمد (صلی الله علیه و آله) احداث نموده ای؟

حضرت فرمود: کدام بدعت؟

یهودی گفت: عده ای از مردم حجاز گمان می کنند که تو گروهی را که به «لااله الاالله» شهادت داده اند ولی به رسالت محمّد اقرار ننموده اند که با دود به قتل رسانده ای.

فَقَالَ لَهُ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (علیه السلام): فَنَشَدْتُكَ بِالنِّسْعِ الْآيَاتِ الَّتِي أُنْزِلَتْ عَلَى مُوسَى (علیه السلام) بِطُورِ سَيْنَاءَ وَ بِحَقِّ الْكَنَائِسِ الْخَمْسِ الْقُدْسِ وَ بِحَقِّ السَّمْتِ الدَّيَّانِ! هَلْ تَعْلَمُ أَنَّ يُوشَعَ بْنَ نُونٍ أَتِيَ بِقَوْمٍ بَعْدَ وَ فَاةِ مُوسَى شَهِدُوا أَنْ لا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ لَمْ يُقِرُّ يُقِرُّوا أَنَّ مُوسَى رَسُولُ اللَّهِ فَقَتَلَهُمْ بِمِثْل هَذِهِ الْقِتْلَةِ.

فَقَالَ لَهُ الْيَهُودِيُّ: نَعَمْ أَشْهَدُ أَنَّكَ نَامُوسُ مُوسَى.

قَالَ: ثُمَّ أَخْرَجَ مِنْ قَبَائِهِ كِتَاباً، فَدَفَعَهُ إِلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ (علیه السلام) فَفَضَّهُ وَ نَظَرَ فِيهِ وَ بَكَى.

فَقَالَ لَهُ الْيَهُودِيُّ: مَا يُبْكِيكَ يَا ابْنَ أَبِي طَالِبٍ! إِنَّمَا نَظَرْتَ فِي هَذَا الْكِتَابِ وَ هُوَ كِتَابٌ سُرْيَانِيُّ، وَ أَنْتَ رَجُلٌ عَرَبِيٌّ فَهَلْ تَدْرِي مَا هُوَ؟

فَقَالَ لَهُ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (علیه السلام): نَعَمْ هَذَا اسْمِي مُثْبَت.

فَقَالَ لَهُ الْيَهُودِيُّ: فَأَرِنِي اسْمَكَ فِي هَذَا الْكِتَابِ وَ أَخْبِرْنِي مَا اسْمُكَ بِالسُّرْيَانِيَّةِ ؟

امیرمؤمنان (علیه السلام) فرمود: تو را سوگند می دهم به نشانه های هفت گانه ای که در طور سینا به موسی (علیه السلام) نازل شد و به حق کنیسه های پنج گانه مقدس و به حق راه خدای دیان و حاکم! آیا می دانی که بعد از وفات موسی گروهی را نزد یوشع بن نون آوردند که به «لااله الا الله» شهادت دادند ولی به این که موسی پیامبر خدا است، اقرار نکردند، یوشع آنها را همین گونه به قتل رسانید؟

یهودی گفت: آری، گواهی می دهم که تو صاحب سر موسی هستی.

فرمود: آن گاه از زیر قبایش کتابی را بیرون آورد و به امیرمؤمنان علی (علیه السلام) داد.

حضرتش آن را گشوده و نگاهی کرد و گریست.

یهودی گفت: ای فرزند ابو طالب! چه چیزی تو را می گریاند؟ تو فقط به این کتاب سریانی نگاه کردی، در حالی که تو یک مرد عرب هستی، آیا می دانی در آن چه نوشته شده است؟

امیرمؤمنان علی (صلوات الله علیه) فرمود: آری، این نام من است که در آن ثبت شده است.

یهودی گفت: نامت را در این کتاب به من نشان بده و مرا آگاه کن که نام تو به سریانی چیست؟

قَالَ: فَأَرَاهُ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (سَلامُ الله عَلَيْهِ) اسْمَهُ فِي الصَّحِيفَةِ. فَقَالَ: اسْمِي إِلْيَا.

فَقَالَ الْيَهُودِيُّ: أَشْهَدُ أَنْ لا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ، وَ أَشْهَدُ أَنَّكَ وَصِيُّ مُحَمَّدٍ، وَ أَشْهَدُ أَنَّكَ أَوْلَى النَّاسِ بِالنَّاسِ مِنْ بَعْدِ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله).

وَ بَايَعُوا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ (علیه السلام) وَ دَخَلَ الْمَسْجِدَ.

فَقَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (علیه السلام): الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَمْ أَكُنْ عِنْدَهُ مَنْسِيّاً. الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَثْبَتَنِي عِنْدَهُ فِي صَحِيفَةِ الْأَبْرَارِ، وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ ذِي الْجَلَالِ وَ الْإِكْرَامِ.

تَمَّ كِتَابُ الصَّوْمِ وَ يَتْلُوهُ كِتَابُ الْحَجِّ، وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَحْدَهُ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مَنْ لا نَبِيَّ بَعْدَهُ وَ آلِهِ الطَّيِّبِينَ الطَّاهِرِينَ.

حضرتش فرمود: امیرمؤمنان علی (سلام الله علیه) نام خود را در آن کتاب به آن مرد یهودی نشان داد و فرمود: نام من «الیا» است.

یهودی گفت: شهادت می دهم که معبودی جز خدا نیست و این که محمد رسول خدا است و گواهی می دهم به این که تو وصی و جانشین محمد و شایسته ترین مردم بعد از محمد هستی. آن گاه با امیرمؤمنان علی (علیه السلام) بیعت کردند و وارد مسجد شد.

امیر مؤمنان (علیه السلام) فرمود: سپاس خدایی را که در پیشگاه او از فراموش شدگان نبودم. سپاس خدایی را که در پیشگاه خود مرا در صحیفه نیکان ثبت فرمود و سپاس خدایی را که صاحب جلال و اکرام است.

تمام شد کتاب روزه که در پی آن کتاب حج خواهد آمد.

تمام سپاس ها از آن خدای یگانه است. و درود خدا بر کسی که پس از او پیامبری نخواهد بود و بر خاندان پاک و پاکیزه او باد.

کتاب حج

اشاره

كتاب

الْحَج

کتاب

حج

بخش یکم

اشاره

بَابُ بَدْءِ الْحَجَرِ وَ الْعِلَّةِ فِي اسْتِلَامِهِ

1- حَدَّثَنِي عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرِ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ: إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لَمَّا أَخَذَ مَوَاثِيقَ الْعِبَادِ أَمَرَ الْحَجَرَ فَالْتَقَمَهَا وَ لِذَلِكَ يُقَالُ: أَمَانَتِي أَدَّيْتُهَا وَ مِيثَاقِي تَعَاهَدْتُهُ لِتَشْهَدَ لِي بِالْمُوَافَاةِ.

2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ بُكَيْرِ عَنِ الْحَلَبِيِّ قَالَ:

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام): لِمَ جُعِلَ اسْتِلَامُ الْحَجَرِ؟

فَقَالَ: إِنَّ اللَّهَ (عزوجل) حَيْثُ أَخَذَ مِيثَاقَ بَنِي آدَمَ دَعَا الْحَجَرَ مِنَ الْجَنَّةِ، فَأَمَرَهُ فَالْتَقَمَ الْمِيثَاقَ فَهُوَ يَشْهَدُ لِمَنْ وَافَاهُ بِالْمُوَافَاةِ.

آغاز پیدایش حجر الاسود و سبب دست ساییدن به آن

1- معاوية بن عمار گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

به راستی خداوند تبارک و تعالی آن گاه که از بندگان پیمان گرفت به حجر الاسود فرمان داد تا پیمان های آنها را در خود نگه دارد. از این رو کنار حجر الاسود گفته می شود: امانت خود را ادا کردم و پیمان خود را تجدید نمودم که برای من به وفای به پیمان گواهی دهی.

2- حلبی گوید: به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: برای چه به حجر الاسود دست می سایند؟

فرمود: هنگامی که خداوند (عزوجل) از فرزندان آدم پیمان گرفت، حجر الاسود را از بهشت خواست و به او را فرمان داد تا پیمان را در خود نگه دارد. او برای هر کس که به آن پیمان وفا کند، به وفا نمودنش گواهی می دهد.

3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى وَ غَيْرُهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْن أَحْمَدَ عَنْ مُوسَى بْنِ عُمَرَ عَنِ ابْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي سَعِيدٍ الْقَمَّاطِ عَنْ بُكَيْرِ بْنِ أَعْيَنَ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) لِأَيّ عِلَّةٍ وَضَعَ اللَّهُ الْحَجَرَ فِي الرُّكْنِ الَّذِي هُوَ فِيهِ وَ لَمْ يُوضَعْ فِي غَيْرِهِ وَ لِأَيِّ عِلَّةٍ تُقَبَّلُ؟ وَ لِأَيِّ عِلَّةٍ أُخْرِجَ مِنَ الْجَنَّةِ؟ وَ لِأَيِّ عِلَّةٍ وُضِعَ مِيثَاقُ الْعِبَادِ وَ الْعَهْدُ فِيهِ وَ لَمْ يُوضَعْ فِي غَيْرِهِ؟ وَ كَيْفَ السَّبَبُ فِي ذَلِكَ تُخْبِرُنِي جَعَلَنِيَ اللَّهُ فِدَاكَ! فَإِنَّ تَفَكَّرِي فِيهِ لَعَجَبٌ.

قَالَ: فَقَالَ: سَأَلْتَ وَ أَعْضَلْتَ فِي الْمَسْأَلَةِ وَ اسْتَقْصَيْتَ، فَافْهَمِ الْجَوَابَ وَ فَرِّغْ قَلْبَكَ وَ أَصْعَ سَمْعَكَ أُخْبِرْكَ إِنْ شَاءَ اللَّهُ:

إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى وَضَعَ الْحَجَرَ الْأَسْوَدَ وَ هِيَ جَوْهَرَةٌ أُخْرِجَتْ مِنَ الْجَنَّةِ إِلَى آدَمَ (علیه السلام) فَوُضِعَتْ فِي ذَلِكَ الرُّكْنِ لِعِلَّةِ الْمِيثَاقِ، وَ ذَلِكَ أَنَّهُ لَمَّا أُخِذَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ حِينَ أَخَذَ اللَّهُ عَلَيْهِمُ الْمِيثَاقَ فِي ذَلِكَ الْمَكَانِ؛

3- بکیر بن اعین گوید: از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم: برای چه خداوند حجر الاسود را در رکن مخصوص آن قرار داد که اکنون در آنجاست و در رکن دیگری قرار نداد؟ و برای چه آن را بوسند؟ و چرا آن از بهشت بیرون آورده شده است؟ و برای چه پیمان و عهد بندگان در آن - نه در غیر آن - قرار داده شده؟ سبب این کار چیست؟ خداوند مرا فدای شما گرداند! مرا از این امور آگاه سازید؛ چرا که فکرم در این مورد شگفت زده شده است.

راوی گوید: آن حضرتش فرمود: سؤال کردی و مسألۀ مشکلی را مطرح نمودی و خواستار دست یابی به نهایت آن شده ای. اینک پاسخ را بشنو و دل خود را خالی و گوش فرا ده - ان شاء الله - تو را آگاه خواهم ساخت.

همانا خداوند تبارک و تعالی حجر الاسود را - که گوهری بود - از بهشت برای آدم (علیه السلام) بیرون آورد و به خاطر پیمان، در آن رکن گذارده شد. به دلیل این که آن گاه که خداوند از فرزندان آدم از نسل های آنان از فرزندانشان در آن مکان پیمان گرفت،

وَ فِي ذَلِكَ الْمَكَانِ تَرَاءَى لَهُمْ وَ مِنْ ذَلِكَ الْمَكَانِ يَهْبِطُ الطَّيْرُ عَلَى الْقَائِمِ (علیه السلام). فَأَوَّلُ مَنْ يُبَايِعُهُ ذَلِكَ الطَّائِرُ وَ هُوَ وَ اللَّهِ جَبْرَئِيلُ (علیه السلام).

وَ إِلَى ذَلِكَ الْمَقَامِ يُسْنِدُ الْقَائِمُ ظَهْرَهُ وَ هُوَ الْحُجَّةُ وَ الدَّلِيلُ عَلَى الْقَائِمِ وَ هُوَ الشَّاهِدُ لِمَنْ وَافَاهُ فِي ذَلِكَ الْمَكَانِ وَ الشَّاهِدُ عَلَى مَنْ أَدَّى إِلَيْهِ الْمِيثَاقَ وَ الْعَهْدَ الَّذِي أَخَذَ اللَّهُ (عزوجل) وَ عَلَى الْعِبَادِ.

وَ أَمَّا الْقُبْلَةُ وَ الاِسْتِلَامُ فَلِعِلَّةِ الْعَهْدِ تَجْدِيداً لِذَلِكَ الْعَهْدِ وَ الْمِيثَاقِ وَ تَجْدِيداً لِلْبَيْعَةِ لِيُؤَدُّوا إِلَيْهِ الْعَهْدَ الَّذِي أَخَذَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ فِي الْمِيثَاقِ فَيَأْتُوهُ فِي كُلِّ سَنَةٍ وَ يُؤَدُّوا إِلَيْهِ ذَلِكَ الْعَهْدَ وَ الْأَمَانَةَ اللَّذَيْنِ أُخِذَا عَلَيْهِمْ.

أَ لا تَرَى أَنَّكَ تَقُولُ: «أَمَانَتِي أَدَّيْتُهَا وَ مِيثَاقِي تَعَاهَدْتُهُ، لِتَشْهَدَ لِي بِالْمُوَافَاةِ»؟! وَ وَ اللَّهِ، مَا يُؤَدِّي ذَلِكَ أَحَدٌ غَيْرُ شِيعَتِنَا، وَ لا حَفِظَ ذَلِكَ الْعَهْدَ وَ الْمِيثَاقَ أَحَدٌ غَيْرُ شِيعَتِنَا، وَ إِنَّهُمْ لَيَأْتُوهُ فَيَعْرِفُهُمْ وَ يُصَدِّقُهُمْ وَيَأْتِيهِ غَيْرُهُمْ فَيُنْكِرُهُمْ وَ يُكَذِّبُهُمْ.

در همان جا برای آنان ظاهر شد تا او را دیدند، و از همان مکان است که پرنده ای برای قائم (علیه السلام) فرود می آید و نخستین کسی که با او بیعت می کند، همان پرنده است که به خدا سوگند! او جبرئیل (علیه السلام) است.

و حضرت قائم (علیه السلام) همان مکان تکیه می دهد و همو حجّت و دلیل بر آن حضرت است. او شاهد برای افرادی است که در آن مکان او را دیدار کرده اند، و گواه بر کسی است که پیمان و عهدی را که خداوند (عزوجل) بر بندگان گرفته است، ادا کرده است.

و اما علت بوسیدن و دست ساییدن به آن، جهت تجدید همان عهد و پیمان و بیعت است، تا آن عهدی که خداوند در میثاق از آنان گرفته است به او ادا کنند. از این رو مردم هر سال نزد آن می آیند و آن عهد و امانتی را که از آنان گرفته شده، ادا می کنند.

مگر تو نمی گویی: «امانت خود را ادا کردم و میثاق و پیمانم را تجدید نمودم تا این که برای من به وفای به پیمان گواهی دهی»؟! ، به خدا سوگند! جز شیعیان ما کسی آن را ادا نمی کند و جز آنان، آن عهد و میثاق را حفظ نمی نماید، و به راستی که شیعیان ما نزد آن می آیند، همۀ آنها را می شناسد و آنان را تصدیق می کند، و دیگر آن (غیر شیعیان) نزد آن می آیند، آنها ر انکار می کند و تکذیب می نماید.

وَ ذَلِكَ أَنَّهُ لَمْ يَحْفَظْ ذَلِكَ غَيْرُكُمْ فَلَكُمْ وَ اللَّهِ، يَشْهَدُ وَ عَلَيْهِمْ وَ اللَّهِ يَشْهَدُ بِالْخَفْرِ وَ الْجُحُودِ وَ الْكُفْرِ، وَ هُوَ الْحُجَّةُ الْبَالِغَةُ مِنَ اللَّهِ عَلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ يَجِيءُ، وَ لَهُ لِسَانٌ نَاطِقٌ وَ عَيْنَانِ فِي صُورَتِهِ الْأُولَى يَعْرِفُهُ الْخَلْقُ وَلَا يُنْكِرُهُ، يَشْهَدُ لِمَنْ وَافَاهُ وَ جَدَّدَ العَهْدَ وَ الْمِيثَاقَ عِنْدَهُ بِحِفْظِ الْعَهْدِ وَ الْمِيثَاقِ وَ أَدَاءِ الْأَمَانَةِ وَ يَشْهَدُ عَلَى كُلِّ مَنْ أَنْكَرَ وَ جَحَدَ وَ نَسِيَ الْمِيثَاقَ بِالْكُفْرِ وَ الْإِنْكَارِ.

فَأَمَّا عِلَّهُ مَا أَخْرَجَهُ اللَّهُ مِنَ الْجَنَّةِ فَهَلْ تَدْرِي مَا كَانَ الْحَجَرُ؟

قُلْتُ : لا.

قَالَ: كَانَ مَلَكاً مِنْ عُظَمَاءِ الْمَلَائِكَةِ عِنْدَ اللَّهِ. فَلَمَّا أَخَذَ اللَّهُ مِنَ الْمَلَائِكَةِ الْمِيثَاقَ كَانَ أَوَّلَ مَنْ آمَنَ بِهِ وَ أَقَرَّ ذَلِكَ الْمَلَكَ، فَاتَّخَذَهُ اللَّهُ أَمِيناً عَلَى جَمِيع خَلْقِهِ، فَأَلْقَمَهُ الْمِيثَاقَ وَ أَوْدَعَهُ عِنْدَهُ وَ اسْتَعْبَدَ الْخَلْقَ أَنْ يُجَدِّدُوا عِنْدَهُ فِي كُلِّ سَنَةِ الْإِقْرَارَ بِالْمِيثَاقِ وَ الْعَهْدِ الَّذِي أَخَذَ اللَّهُ (علیه السلام) عَلَيْهِمْ، ثُمَّ جَعَلَهُ اللَّهُ مَعَ آدَمَ فِي الْجَنَّةِ يُذَكِّرُهُ الْمِيثَاقَ وَ يُجَدِّدُ عِنْدَهُ الْإِقْرَارَ فِي كُلِّ سَنَةٍ.

چرا که کسی جز شما شیعیان آن را حفظ نمی کند، به خدا سوگند! او برای شما گواهی می دهد و علیه آنان به پیمان شکنی، انکار و کفر گواهی می دهد. او در روز قیامت حجّت بالغۀ خداوند بر آنان است و در آن روز در حالتی می آید که زبانی گویا و دو چشم بینا در صورت دارد. خلق او را می شناسند و او را انکار نمی کنند، به حفظ عهد و پیمان و ادای امانت شهادت می دهد، و بر هر کسی که او را انکار کرده و عهد و پیمان را فراموش کرده به کفر و انکار گواهی می دهد.

در مورد این که خداوند حجر الاسود را از بهشت خارج ساخت، آیا می دانی حجر الاسود چه بود؟

عرض کردم: نه.

فرمود: فرشته ای از فرشتگان بزرگ در پیشگاه خدا بود. و هنگامی که خداوند از فرشتگان پیمان گرفت، اولین فرشته ای بود که به آن ایمان آورد و به آن اقرار کرد. خداوند او را بر همه آفریدگانش امین قرار داد و عهد و پیمان را بر دهان او نهاد و آن را به عنوان ودیعه نزد او گذارد، و بندگان را به بندگی گرفت که هر سال در نزد او به آن میثاق و عهدی که خداوند (عزوجل) از آنان گرفته، تجدید عهد کنند، و بدان اقرار نمایند، آن گاه خداوند او را در بهشت با آدم قرار داد تا عهد و پیمان را به یاد او آورد و هر ساله در نزد آن تجدید اقرار کند.

فَلَمَّا عَصَى آدَمُ وَ أُخْرِجَ مِنَ الْجَنَّةِ أَنْسَاهُ اللَّهُ الْعَهْدَ وَ الْمِيثَاقَ الَّذِي أَخَذَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ عَلَى وُلْدِهِ لِمُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) وَ لِوَصِيَّهِ (علیه السلام) وَ جَعَلَهُ تَائِهَا حَيْرَانَ. فَلَمَّا تَابَ اللَّهُ عَلَى آدَمَ حَوَّلَ ذَلِكَ الْمَلَكَ فِي صُورَةٍ دُرَّةٍ بَيْضَاءَ فَرَمَاهُ مِنَ الْجَنَّةِ إِلَى آدَمَ (علیه السلام) وَ هُوَ بِأَرْضِ الْهِنْدِ. فَلَمَّا نَظَرَ إِلَيْهِ آنَسَ إِلَيْهِ وَ هُوَ لَا يَعْرِفُهُ بِأَكْثَرَ مِنْ أَنَّهُ جَوْهَرَةٌ وَ أَنْطَقَهُ اللَّهُ (عزوجل) فَقَالَ لَهُ: يَا آدَمُ! أَتَعْرِفُنِي؟

قَالَ: لا.

قَالَ: أَجَلْ اسْتَحْوَذَ عَلَيْكَ الشَّيْطَانُ فَأَنْسَاكَ ذِكْرَ رَبِّكَ.

ثُمَّ تَحَوَّلَ إِلَى صُورَتِهِ الَّتِي كَانَ مَعَ آدَمَ فِي الْجَنَّةِ، فَقَالَ لِآدَمَ: أَيْنَ الْعَهْدُ وَ الْمِيثَاقُ ؟

فَوَثَبَ إِلَيْهِ آدَمُ وَ ذَكَرَ الْمِيثَاقَ وَ بَكَى وَ خَضَعَ لَهُ وَ قَبَّلَهُ وَ جَدَّدَ الْإِقْرَارَ بِالْعَهْدِ وَ المِيثَاقِ، ثُمَّ حَوَّلَهُ اللَّهُ (عزوجل) إِلَى جَوْهَرَةِ الحَجَرِ دُرَّةً بَيْضَاءَ صَافِيَةٌ تُضِيءُ،

هنگامی که آدم مخالفت کرد و از بهشت بیرون شد، خداوند آن عهد و میثاقی را که بر او و بر فرزندانش برای حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) و وصی آن حضرت (علیه السلام) گرفته بود، از یادش برد و او را متحیر و سرگردان قرار داد.

هنگامی که خداوند توبۀ آدم را پذیرفت، آن فرشته را به صورت مرواریدی سفید رنگ گردانید و از بهشت به سوی آدم - که در سرزمین هند بود - فرود آورد، وقتی که آدم او را دید با او انس گرفت با آن که او را جز گوهری سفید نمی شناخت.

خداوند (عزوجل) او را به سخن درآورد و به او گفت: ای آدم! آیا مرا می شناسی؟

گفت: نه.

گفت :آری، شیطان بر تو چیره گشت و یاد خدا را از یاد تو برد.

سپس به همان صورتی که در بهشت با آدم بود برگشت و به او گفت: عهد و میثاق کجاست؟ آدم به طرف او بر جست، میثاق را به یاد آورد، گریه نمود، برای او خضوع کرد و او را بوسید و اقرار به عهد و میثاق کرد و آن را تجدید نمود. آن گاه خداوند (عزوجل) آن را به گوهر و مرواریدی سفید و صاف و روشنی بخش برگردانید.

فَحَمَلَهُ آدَمُ (علیه السلام) عَلَى عَاتِقِهِ إِجلالاً لَهُ وَ تَعْظِيماً، فَكَانَ إِذَا أَعْيَا حَمَلَهُ عَنْهُ جَبْرَئِيلُ (علیه السلام) حَتَّى وَافَى بِهِ مَكَّةَ فَمَا زَالَ يَأْنَسُ بِهِ بِمَكَّةَ وَ يُجَدِّدُ الْإِقْرَارَ لَهُ كُلَّ يَوْمٍ وَ لَيْلَة.

ثُمَّ إِنَّ اللَّهَ (علیه السلام) لَمَّا بَنَى الْكَعْبَةَ وَضَعَ الْحَجَرَ فِى ذَلِكَ الْمَكَانِ، لِأَنَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى حِينَ أَخَذَ الْمِيثَاقَ مِنْ وُلْدِ آدَمَ أَخَذَهُ فِي ذَلِكَ الْمَكَانِ وَ فِي ذَلِكَ الْمَكَانِ أَلْقَمَ الْمَلَكَ الْمِيثَاقَ، وَ لِذَلِكَ وَضَعَ فِي ذَلِكَ الرُّكْنِ وَ نَحْى آدَمَ مِنْ مَكَانِ الْبَيْتِ إِلَى الصَّفَا وَ حَوَّاءَ إِلَى الْمَرْوَةِ وَ وَضَعَ الْحَجَرَ فِي ذَلِكَ الرُّكْنِ.

فَلَمَّا نَظَرَ آدَمُ مِنَ الصَّفَا وَ قَدْ وُضِعَ الْحَجَرُ فِي الرُّكْنِ كَبَّرَ اللَّهَ وَ هَلَّلَهُ وَ مَجَّدَهُ فَلِذَلِكَ جَرَتِ السُّنَّةُ بِالتَّكْبِيرِ وَ اسْتِقْبَالِ الرُّكْنِ الَّذِي فِيهِ الْحَجَرُ مِنَ الصَّفَا، فَإِنَّ اللَّهَ أَوْدَعَهُ الْمِيثَاقَ وَ الْعَهْدَ دُونَ غَيْرِهِ مِنَ الْمَلَائِكَةِ، لِأَنَّ اللَّهَ (عزوجل) مَا لَمَّا أَخَذَ الْمِيثَاقَ لَهُ بِالرُّبُوبِيَّةِ وَ لِمُحَمَّد (صلى الله عليه و آله) بِالنُّبُوَّةِ وَ لِعَلِي (علیه السلام) بِالْوَصِيَّةِ اصْطَكَتْ فَرَائِصُ الْمَلَائِكَةِ.

و آدم به خاطر بزرگ داشت و شکوه و عظمتش آن را روی دوش خود حمل می کرد و هرگاه خسته می شد جبرئیل آنان بر می داشت تا این که آن را به مکه آورد و پیوسته به آن انس می گرفت و شب و روز اقرار را برای او تازه می کرد.

هنگامی که خداوند (عزوجل) کعبه را ساخت حجر را در همان مکان گذارد، زیرا خداوند تبارک و تعالی در همان مکان از فرزندان آدم پیمان گرفته بود و در همان مکان میثاق را بر دهان آن فرشته نهاده بود. به همین جهت در آن رکن گذارده شد. آدم را از مکان کعبه به کوه صفا و حوا را به کوه مروه فاصله داد و حجر الاسود را در آن رکن گذارد.

هنگامی که آدم از صفا نگاه کرد و حجر را دید که در رکن نهاده شده، الله اکبر و لا اله الا الله گفت و خدا را به بزرگی یاد کرد. به همین سبب سنت بر این جاری شد که به هنگام آغاز سعی تكبیر بگویند و روی خود را از طرف صفا به رکنی که حجر الاسود در آن نهاده شده متوجه سازند، زیرا خداوند میثاق و عهد را به او سپرد و به دیگر فرشتگان نسپرد. زیرا هنگامی که خداوند (عزوجل) برای ربوبیت خود، نبوّت حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) و وصایت و جانشینی حضرت على (علیه السلام) پیمان گرفت، فرشتگان سخت به هراس افتادند و ارکان وجودشان لرزید.

فَأَوَّلُ مَنْ أَسْرَعَ إِلَى الْإِقْرَارِ ذَلِكَ الْمَلَكُ لَمْ يَكُنْ فِيهِمْ أَشَدُّ حُبّاً لِمُحَمَّدٍ (علیهم السلام) وَ آلِ مُحَمَّدٍ مِنْهُ وَ لِذَلِكَ اخْتَارَهُ اللَّهُ مِنْ بَيْنِهِمْ وَ أَلْقَمَهُ الْمِيثَاقَ وَ هُوَ يَجِيءُ يَوْمَ لا الْقِيَامَةِ وَ لَهُ لِسَانٌ نَاطِقٌ وَ عَيْنٌ نَاظِرَةٌ يَشْهَدُ لِكُلِّ مَنْ وَافَاهُ إِلَى ذَلِكَ الْمَكَانِ وَ حَفِظَ الْمِيثَاقَ.

بخش دوم

اشاره

بَابُ بَدْءِ الْبَيْتِ وَ الطَّوَافِ

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبَّادٍ عِمْرَانَ بْنِ عَطِيَّةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:

بَيْنَا أَبِي (علیه السلام) وَ أَنَا فِي الطَّوَافِ إِذْ أَقْبَلَ رَجُلٌ شَرْجَبٌ مِنَ الرِّجَالِ فَقُلْتُ: وَ مَا الشَّرْجَبُ أَصْلَحَكَ اللَّهُ؟

قَالَ: الطَّوِيلُ. فَقَالَ: السَّلَامُ عَلَيْكُمْ، وَ أَدْخَلَ رَأْسَهُ بَيْنِي وَ بَيْنَ أَبِي.

پس نخستین موجودی که در این باره به اقرار بشتافت همان فرشته حجر الاسود بود، و در میان فرشتگان کسی نبود که از او بیشتر محمد و آل محمد (صلی الله علیه و آله) را دوست بدارد و به همین سبب خداوند (عزوجل) آن را برگزید و میثاق را بر دهان او نهاد و در روز قیامت در حالتی می آید که زبانی گویا و چشمی بینا دارد، و دربارۀ کسی که در آن مکان با او دیدار کرده و میثاق را محفوظ داشته است شهادت می دهد.

آغاز خانۀ کعبه و طواف

1- ابو عباد عمران بن عطیه گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: هنگامی که به همراه پدرم (علیه السلام) مشغول طواف بودیم، ناگاه مردی شرجب نزدیک آمد.

عرض کردم: خداوند به شما خیر دهد! شرجب چیست؟!

فرمود: مرد بلند قامت. آن مرد رو به ما کرد و گفت: السّلام علیکم و با سر خود بین ما فاصله انداخت.

قَالَ: فَالْتَفَتَ إِلَيْهِ أَبِي وَ أَنَا فَرَدَدْنَا عَلَيْهِ السَّلَامَ. ثُمَّ قَالَ: أَسْأَلُكَ رَحِمَكَ اللَّهُ.

فَقَالَ لَهُ أَبِي: نَقْضِي طَوَافَنَا ثُمَّ تَسْأَلُنِي.

فَلَمَّا قَضَى أَبِي الطَّوَافَ دَخَلْنَا الحِجْرَ فَصَلَّيْنَا الرَّكْعَتَيْنِ ثُمَّ الْتَفَتَ، فَقَالَ: أَيْنَ الرَّجُلُ يَا بُنَيَّ؟

فَإِذَا هُوَ وَ رَاءَهُ قَدْ صَلَّى، فَقَالَ: مِمَّنِ الرَّجُلُ؟

قَالَ: مِنْ أَهْلِ الشَّامِ.

فَقَالَ: وَ مِنْ أَيِّ أَهْلِ الشَّامِ؟

فَقَالَ: مِمَّنْ يَسْكُنُ بَيْتَ الْمَقْدِسِ.

فَقَالَ: قَرَأْتَ الْكِتَابَيْنِ.

قَالَ: نَعَمْ.

من و پدرم و به او نگاه کردیم و سلام او را پاسخ گفتیم، آن گاه عرض کرد: خداوند شما را رحمت کند! می خواهم از شما سؤالی کنم.

پدرم به او فرمود: طواف خود را به پایان برسانیم، سپس از من سؤال کن.

وقتی پدرم طواف را به پایان رساند وارد حجر اسماعيل شدیم و دو رکعت نماز گزاردیم، نگاه كرد و فرمود: فرزندم! آن مرد کجاست؟

او در پشت سر پدرم نماز گزارده بود.

پدرم به او فرمود: اهل کجایی؟

عرض کرد: اهل شام.

فرمود: از کدام منطقۀ شام؟

عرض کرد: از کسانی که در بیت المقدس ساکنند.

فرمود: آیا آن دو کتاب را خوانده ای؟ (1)

عرض کرد: آری.


1) دو کتاب، تورات و انجیل، یا قرآن و یکی از آن دو باشد.

قَالَ: سَلْ عَمَّا بَدَا لَكَ.

فَقَالَ: أَسْأَلُكَ عَنْ بَدْءِ هَذَا الْبَيْتِ وَ عَنْ قَوْلِهِ: «ن وَ الْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ».

وَ عَنْ قَوْلِهِ: «وَ الَّذِينَ فِي أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ لِلسَّائِلِ وَ الْحَرُومِ».

فَقَالَ: يَا أَخَا أَهْلِ الشَّامِ! اسْمَعْ حَدِيثَنَا وَ لا تَكْذِبْ عَلَيْنَا، فَإِنَّهُ مَنْ كَذَبَ عَلَيْنَا فِي شَيْءٍ فَقَدْ كَذَبَ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله) وَ مَنْ كَذَبَ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله) فَقَدْ كَذَبَ عَلَى اللَّهِ، وَ مَنْ كَذَبَ عَلَى اللَّهِ عَذَّبَهُ اللَّهُ (عزوجل).

أَمَّا بَدْءُ هَذَا الْبَيْتِ، فَإِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى قَالَ لِلْمَلَائِكَةِ: «إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً».

فَرَدَّتِ الْمَلَائِكَةُ عَلَى اللَّهِ (عزوجل) فَقَالَتْ: «أَتَجْعَلُ فِيها مَنْ يُفْسِدُ فِيهَا وَ يَسْفِكُ الدِّمَاءَ»؟

فرمود: هر چه به نظرت می رسد بپرس.

عرض کرد: از آغاز پیدایش این خانه از شما می پرسم، و از گفتار خدای تعالی که می فرماید: «ن. سوگند به قلم و آن چه می نویسند»، و از گفتار خداوند که می فرماید: «و آن کسانی که در اموال ایشان حقی معلوم برای سائل و محتاج است».

حضرتش فرمود: ای برادر شامی! حدیث ما را بشنو و بر ما دروغ مبند، زیرا کسی که در چیزی بر ما دروغ بندد، بر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) دروغ بسته، و کسی که بر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) دروغ بندد، در واقع بر خدا دروغ بسته است، و کسی بر خدا دروغ بندد خداوند (عزوجل) او را عذاب کند.

در مورد آغاز پیدایش این خانه، همانا خداوند تبارک و تعالی به فرشتگان فرمود: «من در زمین پدید آورنده خلیفه هستم».

فرشتگان در پاسخ خداوند (عزوجل) گفتند: آیا کسی را در زمین می آفرینی که در آن فساد می کند و خونریزی کند؟

فَأَعْرَضَ عَنْهَا فَرَأَتْ أَنَّ ذَلِكَ مِنْ سَخَطِهِ فَلَاذَتْ بِعَرْشِهِ، فَأَمَرَ اللَّهُ مَلَكًا مِنَ الْمَلَائِكَةِ أَنْ يَجْعَلَ لَهُ بَيْتاً فِي السَّمَاءِ السَّادِسَةِ يُسَمَّى «الضُّرَاحَ» بِإِزَاءِ عَرْشِهِ، فَصَيَّرَهُ لِأَهْلِ السَّمَاءِ يَطُوفُ بِهِ سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَكِ فِي كُلِّ يَوْمٍ لَا يَعُودُونَ وَ يَسْتَغْفِرُونَ.

فَلَمَّا أَنْ هَبَطَ آدَمُ إِلَى السَّمَاءِ الدُّنْيَا أَمَرَهُ بِمَرَمَّةِ هَذَا الْبَيْتِ وَ هُوَ بِإِزَاءِ ذَلِكَ، فَصَيَّرَهُ لِآدَمَ وَ ذُرِّيَّتِهِ كَمَا صَيَّرَ ذَلِكَ لِأَهْلِ السَّمَاءِ.

قَالَ: صَدَقْتَ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ!

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ وَ ابْنِ مَحْبُوبِ جَمِيعاً عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مَرْوَانَ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) يَقُولُ:

خداوند از فرشتگان روی گردانید و دانستند که این روی گردانی از خشم و غضب اوست. از این رو آنان به عرش خداوند پناه بردند و خداوند به فرشته ای فرمان داد تا در آسمان ششم برای او خانه ای بسازد و آن خانه «ضراح» (بیت المعمور) نامیده می شود و در برابر عرش خداوند است، و آن خانه را برای آسمانیان قرار داد که هر روز هفتاد هزار فرشته آن را طواف می کنند و باز می گردند و طلب آمرزش می کنند.

هنگامی که آدم به آسمان دنیا فرود آمد، خداوند به او فرمان داد تا این خانه کعبه را آباد کند، و این خانه در برابر آن خانه است. خداوند کعبه را برای آدم و فرزندان او قرار داد، همان طوری که آن خانه (بیت المعمور) را برای آسمانیان قرار داده است.

آن مرد عرض کرد: ای فرزند رسول خدا! راست فرمودید.

2- محمد بن مروان گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که می فرمود:

كُنْتُ مَعَ أَبِي (علیه السلام) فِي الْحِجْرِ فَبَيْنَمَا هُوَ قَائِمٌ يُصَلِّي إِذْ أَتَاهُ رَجُلٌ فَجَلَسَ إِلَيْهِ فَلَمَّا انْصَرَفَ سَلَّمَ عَلَيْهِ، ثُمَّ قَالَ: إِنِّي أَسْأَلُكَ عَنْ ثَلَاثَةِ أَشْيَاءَ لَا يَعْلَمُهَا إِلَّا أَنْتَ وَ رَجُلٌ آخَرُ.

قَالَ: مَا هِيَ؟

قَالَ: أَخْبِرْنِي أَيَّ شَيْءٍ كَانَ سَبَبُ الطَّوَافِ بِهَذَا الْبَيْتِ؟

فَقَالَ: إِنَّ اللَّهَ (عزوجل) لَمَّا أَمَرَ الْمَلَائِكَةَ أَنْ يَسْجُدُوا ِلآدَمَ (علیه السلام) رَدُّوا عَلَيْهِ، فَقَالُوا: «أَ تَجْعَلُ فِيهَا مَنْ يُفْسِدُ فِيهَا وَ يَسْفِكُ الدِّمَاءَ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَ نُقَدِّسُ لَكَ»؟

قَالَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى: «إِنِّي أَعْلَمُ مَا لا تَعْلَمُونَ». فَغَضِبَ عَلَيْهِمْ، ثُمَّ سَأَلُوهُ التَّوْبَةَ فَأَمَرَهُمْ أَنْ يَطُوفُوا بِالضُّرَاحَ وَ هُوَ الْبَيْتُ المَعْمُورُ وَ مَكَثُوا يَطُوفُونَ بِهِ سَبْعَ سِنِينَ وَ يَسْتَغْفِرُونَ اللَّهَ (عزوجل) مِمَّا قَالُوا، ثُمَّ تَابَ عَلَيْهِمْ مِنْ بَعْدِ ذَلِكَ وَ رَضِيَ عَنْهُمْ.

فَهَذَا كَانَ أَصْلُ الطَّوَافِ.

با پدرم (علیه السلام) در حجر اسماعیل بودیم. پدرم نماز می گزارد، ناگاه مردی به نزد آن حضرت آمد و نشست، وقتی از نماز فارغ شد بر حضرتش سلام نمود و عرض کرد: من از شما در مورد سه چیز می پرسم که کسی جز شما و فرد دیگری آنها را نمی داند.

فرمود: پرسش تو چیست؟

عرض کرد: مرا از سبب طواف در گرد این خانه آگاه کنید؟

فرمود: وقتی که خداوند (عزوجل) به فرشتگان فرمان داد تا بر آدم سجده کنند، در پاسخ گفتند: «آیا کسی را در روی زمین قرار می دهی که در آن فساد می کند و خونریزی می کند با این که ما تو را ستایش تسبیح می کنیم و تنزیه می نماییم»؟

خدای تبارک و تعالی فرمود: «من از چیزی آگاهم که شما آگاهی ندارید».

خداوند بر آنان غضب فرمود. آنها از خداوند درخواست توبه نمودند.

خداوند به آنان فرمان داد تا برگرد ضراح - که همان بیت المعمور است - طواف کنند، و هفت سال در آنجا ماندند که همواره طواف می نمودند و از آن چه که گفته بودند از خداوند (عزوجل) طلب بخشش می کردند. خداوند توبۀ آنها را پذیرفت و از آنان راضی شد. پس این اصل طواف بود.

ثُمَّ جَعَلَ اللَّهُ الْبَيْتَ الْحَرَامَ حَذْوَ الضُّرَاحِ تَوْبَةٌ لِمَنْ أَذْنَبَ مِنْ بَنِي آدَمَ وَ طَهُورًا لهم.

فَقَالَ: صَدَقْتَ.

بخش سوم

اشاره

بَابُ أَنَّ أَوَّلَ مَا خَلَقَ اللَّهُ مِنَ الْأَرَضِينَ مَوْضِعُ الْبَيْتِ وَ كَيْفَ كَانَ أَوَّلَ مَا خَلَقَ

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِمْرَانَ الْعِجْلِي قَالَ:

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام): أَيَّ شَيْءٍ كَانَ مَوْضِعُ الْبَيْتِ حَيْثُ كَانَ الْمَاءُ فِي قَوْلِ الله (عزوجل): «وَ كَانَ عَرْشُهُ عَلَى الْمَاءِ».

قَالَ: كَانَ مَهَاةً بَيْضَاءَ يَعْنِي دُرَّةً.

آن گاه خداوند بیت الحرام کعبه را در برابر ضراح (بیت المعمور) قرار داد تا جایگاهی برای توبه و بازگشت فرزندان آدم و باعث پاکی آنان از گناه باشد.

آن مرد عرض کرد: راست فرمودید.

نخستین چیزی را که خداوند از زمین آفرید، مکان کعبه بود، چگونه آن مکان، نخستین آفریده گشت؟

1- محمد بن عمران عجلی گوید: به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: مکان خانه چه چیز بود آن گاه که همه جا را آب فرا گرفته بود که خداوند (عزوجل) می فرماید: «و عرش پروردگار بر آب قرار داشت»؟

فرمود: دری سفید بود که می درخشید (و به نور خود از جاهای دیگر ممتاز بود).

2- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ الْوَشَّاءِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عَائِذٍ عَنْ أَبِي خَدِيجَةَ قَالَ:

إِنَّ اللَّهَ (عزوجل) أَنْزَلَ الْحَجَرَ لَآدَمَ (علیه السلام) مِنَ الْجَنَّةِ وَ كَانَ الْبَيْتُ دُرَّةٌ بَيْضَاءَ فَرَفَعَهُ اللَّهُ (عزوجل) إِلَى السَّمَاءِ وَ بَقِيَ أُسُّهُ وَ هُوَ بِحِيَالِ هَذَا الْبَيْتِ يَدْخُلُهُ كُلَّ يَوْمٍ سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَكٍ لَا يَرْجِعُونَ إِلَيْهِ أَبَداً، فَأَمَرَ اللَّهُ (عزوجل) إِبْرَاهِيمَ وَ إِسْمَاعِيلَ (علیهما السلام) بِبُنْيَانِ الْبَيْتِ عَلَى الْقَوَاعِدِ.

3- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ الْعَبَّاسِ عَنْ صَالِحِ اللَّفَائِفِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام)قَالَ:

إِنَّ اللَّهَ (عزوجل) دَعَا الْأَرْضَ مِنْ تَحْتِ الْكَعْبَةِ إِلَى مِنِّى ثُمَّ دَحَاهَا مِنْ مِنِّي إِلَى عَرَفَاتٍ ثُمَّ دَحَاهَا مِنْ عَرَفَاتٍ إِلَى مِنِّى. فَالْأَرْضُ مِنْ عَرَفَاتٍ، وَ عَرَفَاتٌ مِنْ مِنِّي، وَ مِنِّي مِنَ الْكَعْبَة.

2- ابو خدیجه (1)گوید: حضرتش فرمود:

خداوند (عزوجل) حجر الاسود را از بهشت برای آدم (علیه السلام) فرو فرستاد و خانه کعبه قطعۀ دری سفید بود، خداوند (عزوجل) آن را به آسمان بالا برد و پایۀ آن به جای ماند و آن در مقابل این خانه بود، که هر روز هفتاد هزار فرشته به آن داخل می شوند که هرگز به آن برنمی گردند.

آن گاه خداوند (عزوجل) ابراهیم و اسماعیل (علیهما السلام) را مأمور ساخت تا خانه را روی آن پایه ها بنا کنند.

3- صالح لفائفی گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

همانا خداوند (عزوجل) زمین را از زیر کعبه تا منا بگسترد، سپس آن را از منا تا عرفات گسترش داد، پس از آن، از عرفات تا منا گسترده ساخت. از این رو زمین از عرفات است، و عرفات از منا و منا از کعبه .


1) این روایت در کتاب «من لا يحضره الفقیه» از امام صادق (علیه السلام) روایت نقل شده است.

4- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ هِلَالٍ عَنْ عِيسَى بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْهَاشِمِيُّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:

كَانَ مَوْضِعُ الْكَعْبَةِ رَبْوَةً مِنَ الْأَرْضِ بَيْضَاءَ تُضِيءُ كَضَوْءِ الشَّمْسِ وَ الْقَمَرِ حَتَّى قَتَلَ ابْنَا آدَمَ أَحَدُهُمَا صَاحِبَهُ فَاسْوَدَّتْ.

فَلَمَّا نَزَلَ آدَمُ (علیه السلام) رَفَعَ اللَّهُ لَهُ الْأَرْضَ كُلَّهَا حَتَّى رَآهَا.

ثُمَّ قَالَ: هَذِهِ لَكَ كُلُّهَا.

قَالَ: يَا رَبِّ! مَا هَذِهِ الْأَرْضُ الْبَيْضَاءُ الْمُنِيرَةُ؟

قَالَ : هِيَ فِي أَرْضِي، وَ قَدْ جَعَلْتُ عَلَيْكَ أَنْ تَطُوفَ بِهَا كُلَّ يَوْمٍ سَبْعَمِائَةِ طَوَافٍ.

5- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ مَرْوَانَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي حَمْزَةَ الثَّمَالِيِّ قَالَ:

قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ (علیه السلام) فِي الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ: لِأَيِّ شَيْءٍ سَمَّاهُ اللَّهُ الْعَتِيقَ؟

4- عبدالله هاشمی گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

محل كعبه تپۀ سفیدی از زمین بود، که به سان خورشید و ماه می درخشید، و این وضع همچنان باقی بود تا آن گاه که یکی از دو پسر آدم، برادر خود را کشت و آن تپۀ نورانی سفید، سیاه گشت.

هنگامی که آدم فرود آمد، خداوند همۀ زمین را برای آدم بالا برد تا آن را دید، سپس فرمود: آن چه دیدی همه از آن توست.

آدم گفت: پروردگارا! این سرزمین سفید نورانی چیست؟

فرمود: آن (حرم من است که) در زمین من قرار دارد، و من آن را برای تو مقرر کردم که هر روز هفتصد بار گرد آن طواف کنی.

5- ابو حمزه ثمالی گوید: در مسجد الحرام به امام باقر (علیه السلام) عرض کردم: برای چه خداوند خانۀ کعبه را عتیق (آزاد شده) نامید؟

فَقَالَ: إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ بَيْتٍ وَ ضَعَهُ اللهُ عَلَى وَجْهِ الْأَرْضِ إِلَّا لَهُ رَبِّ وَ سُكَانٌ يَسْكُنُونَهُ غَيْرَ هَذَا الْبَيْتِ، فَإِنَّهُ لَا رَبَّ لَهُ إِلَّا اللَّهُ (عزوجل) وَ هُوَ الْحُرُّ.

ثُمَّ قَالَ: إِنَّ اللَّهَ (عزوجل) خَلَقَهُ قَبْلَ الْأَرْضِ، ثُمَّ خَلَقَ الْأَرْضَ مِنْ بَعْدِهِ فَدَحَاهَا مِنْ تحته.

6- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَمَّنْ أَخْبَرَهُ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ:

قُلْتُ لَهُ: لِمَ سُمِّيَ الْبَيْتُ الْعَتِيقَ؟

قَالَ: هُوَ بَيْتُ حُرِّ عَتِيقٌ مِنَ النَّاسِ لَمْ يَمْلِكُهُ أَحَدٌ.

7- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنْ أَبِي زُرَارَةَ التَّمِيمِيُّ عَنْ أَبِي حَسَّانَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ:

لَمَّا أَرَادَ اللَّهُ (عزوجل) أَنْ يَخْلُقَ الْأَرْضَ أَمَرَ الرِّيَاحَ فَضَرَبْنَ وَجْهَ الْمَاءِ.

فرمود: هر خانه ای را که خداوند بر روی زمین قرار داده است صاحب و ساکن دارد، جز این خانه کعبه که جز خداوند (عزوجل) صاحبی ندارد و آن خانه، آزاد است.

آن گاه فرمود: همانا خداوند (عزوجل) این خانه را پیش از زمین آفرید. آن گاه زمین را آفرید و آن را از زیر این خانه گسترش داد.

6- راوی گوید: به امام باقر (علیه السلام) عرض کردم: برای چه کعبه بيت عتیق نامیده شد؟

فرمود: چون آن خانه، آزاد است و از تسلط مردم و جبّاران آزاد است، و هیچ جهان گشایی مالک آن نشده است.

7- ابو حسان گوید: امام باقر (علیه السلام) فرمود:

هنگامی که خداوند (عزوجل) اراده فرمود تا زمین را بیافریند به باد فرمان دارد تا به شدت بر روی آب بوزد.

حَتَّى صَارَ مَوْجاً، ثُمَّ أَرْبَدَ فَصَارَ زَبَداً وَاحِداً فَجَمَعَهُ فِي مَوْضِعِ الْبَيْتِ ثُمَّ جَعَلَهُ جَبَلاً مِنْ زَبَدٍ ثُمَّ دَحَا الْأَرْضَ مِنْ تَحْتِهِ وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ (عزوجل): «إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِي بِبَكَّةَ مُبَارَكاً».

وَ رَوَاهُ أَيْضاً عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنْ أَبِي بَكْرِ الْحَضْرَمِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) مثْلَهُ.

بخش چهارم

اشاره

بَابٌ فِي حَةٌ آدَمَ (علیه السلام)

1- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ صَالِحٍ بْنِ أَبِي حَمَّادٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ يَزِيدَ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:

به گونه ای که موجی پدیدار گشت، آن موج ها تراکم شدند و به توده ای از کف تبدیل شدند، آن گاه در محل خانه کعبه کفی گرد آورد، و آن را کوهی از کف ساخت، و آن گاه زمین را از زیر آن کوه گسترش داد، و این همان معنای گفتار خداوند (عزوجل) است که می فرماید: «همانا نخستین خانه ای که خداوند آن را برای پرستش خویش برای مردم قرار داد آن خانه پر خیرو بابرکتی در مکه است».

نظیر این روایت را ابوبکر حضرمی از امام صادق (علیه السلام) روایت کرده است.

چگونگی حج آدم (علیه السلام)

1- ابو ابراهیم گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

إِنَّ اللَّهَ (عزوجل) لَمَّا أَصَابَ آدَمُ وَ زَوْجَتُهُ الْحِنْطَةَ أَخْرَجَهُمَا مِنَ الْجَنَّةِ وَ أَهْبَطَهُمَا إِلَى كَ الْأَرْضِ فَأُهْبِطَ آدَمُ عَلَى الصَّفَا وَ أُهْبِطَتْ حَوَّاءُ عَلَى الْمَرْوَةِ وَ إِنَّمَا سُمِّيَ صَفًّا، لِأَنَّهُ شُقَّ لَهُ مِنِ اسْم آدَمَ الْمُصْطَفَى. وَ ذَلِكَ لِقَوْلِ اللَّهِ (عزوجل): «إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَى آدَمَ وَ نُوحاً».

وَ سُمِّيَتِ الْمَرْوَةُ مَرْوَةٌ، لِأَنَّهُ شُقَّ لَهَا مِنِ اسْمِ الْمَرْأَةِ.

فَقَالَ آدَمُ: مَا فُرِّقَ بَيْنِي وَ بَيْنَهَا إِلَّا أَنَّهَا لا تَحِلُّ لِي، وَ لَوْ كَانَتْ تَحِلُّ لِي هَبَطَتْ مَعِي عَلَى الصَّفَا، وَ لَكِنَّهَا حُرِّمَتْ عَلَيَّ مِنْ أَجْلِ ذَلِكَ، وَ فُرِّقَ بَيْنِي وَ بَيْنَهَا.

فَمَكَثَ آدَمُ مُعْتَزِلاً حَوَّاءَ، فَكَانَ يَأْتِيهَا نَهَاراً فَيَتَحَدَّثُ عِنْدَهَا عَلَى الْمَرْوَةِ، فَإِذَا كَانَ اللَّيْلُ وَ خَافَ أَنْ تَغْلِبَهُ نَفْسُهُ يَرْجِعُ إِلَى الصَّفَا، فَيَبِيتُ عَلَيْهِ.

هنگامی که حضرت آدم و همسرش حوّا از گندم خوردند، خداوند (عزوجل) آنها را از بهشت بیرون کرد و به زمین فرستاد، آدم کنار کوه صفا و حوّا کنار کوه مروه فرود آمد، و از آن رو که آدم مصطفی و برگزیده بود آن کوه را صفا نامیدند و این، همان معنای گفتار خداوند (عزوجل) است که می فرماید: «خدا آدم و نوح را برگزید» و از آن رو مروه نامیده شد، زیرا برای آن اسمی از اسم مرأة (زن) انتخاب گشت.

آدم گفت: جدایی میان من و حوّا فقط بدین جهت است که او برای من حلال نیست. اگر برای من حلال بود به همراه من به کوه صفا فرود می آمد و به همین خاطر بر من حرام گشته و بین من و او جدایی افتاده است. دیر زمانی آدم از حوّا کناره گرفت و روزها به نزد او می آمد و کنار کوه مروه با او سخن می گفت و چون شب می شد از ترس این که مبادا نفس وی بر او چیره شود، به کوه صفا باز می گشت و در آنجا می خوابید.

وَ لَمْ يَكُنْ لِآدَمَ أُنْسٌ غَيْرَهَا، وَ لِذَلِكَ سُمِّينَ النِّسَاءَ مِنْ أَجْلٍ أَنَّ حَوَّاءَ كَانَتْ أُنساً لآدَمَ لا يُكَلِّمُهُ اللهُ وَ لا يُرْسِلُ إِلَيْهِ رَسُولاً.

ثُمَّ إِنَّ اللَّهَ (عزوجل) مَنَّ عَلَيْهِ بِالتَّوْبَةِ وَ تَلَقَّاهُ بِكَلِمَاتٍ، فَلَمَّا تَكَلَّمَ بِهَا تَابَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ بَعَثَ إِلَيْهِ جَبْرَئِيلَ (علیه السلام) فَقَالَ: السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا آدَمُ التَّائِبُ مِنْ خَطِيئَتِهِ الصَّابِرُ لِبَلِيَّتِهِ! إِنَّ اللَّهَ (عزوجل) أَرْسَلَنِي إِلَيْكَ لِأُعَلِّمَكَ الْمَنَاسِكَ الَّتِي تَطْهُرُ بِهَا.

فَأَخَذَ بِيَدِهِ فَانْطَلَقَ بِهِ إِلَى مَكَانِ الْبَيْتِ وَ أَنْزَلَ اللَّهُ عَلَيْهِ غَمَامَةٌ فَأَظَلَّتْ مَكَانَ الْبَيْتِ، وَ كَانَتِ الْغَمَامَةُ بِحِيَالِ الْبَيْتِ الْمَعْمُورِ فَقَالَ: يَا آدَمُ! خُطَّ بِرِجْلِكَ حَيْثُ أَظَلَّتْ عَلَيْكَ هَذِهِ الْغَمَامَةُ، فَإِنَّهُ سَيُخْرِجُ لَكَ بَيْتاً مِنْ مَهَاةٍ يَكُونُ قِبْلَتَكَ وَ قِبْلَةَ عَقِبِكَ مِنْ بَعْدِكَ.

برای آدم مونسی جز حوّا نبود و به همین سبب زن ها را نساء نامیده اند، چون که حوا انیسی برای آدم بود، و خداوند با آدم سخن نمی گفت، فرستاده ای را به نزد او نمی فرستاد. هنگامی که خداوند (عزوجل) به توبه و بازگشت برای او منت نهاد و کلماتی (1)را برای وی فرو فرستاد. وقتی آدم آن کلمات را گفت، خداوند توبۀ او را پذیرفت و جبرئیل را نزد او فرستاد و به وی گفت: سلام بر تو ای آدم! ای توبه کنندۀ از خطای خود و شکیبا بر بلای خویش! اینک خداوند (عزوجل) مرا نزد تو فرستاد تا مناسکی را به تو بیاموزم که خود را با انجام آن پاکیزه کنی.

سپس دست او را گرفت و به مکان خانه کعبه برد. خداوند بر او ابری فرستاد و بر محل کعبه سایه افکند و آن ابر در مقابل بیت المعمور بود.

جبرئیل گفت: ای آدم! آن جایی را که ابر بر تو سایه افکنده با پای خود نشانه کن و به زودی برای تو خانه ای از در بیرون خواهد آمد که قبلۀ تو و فرزندانت پس از تو خواهد بود.


1) با توجه به روایات دیگر مراد از کلمات، نام های مبارک پنج تن (علیهم السلام) است که خداوند به وسیله ایشان توبه آدم را پذیرفت.

فَفَعَلَ آدَمُ (علیه السلام) وَ أَخْرَجَ اللَّهُ لَهُ تَحْتَ الْغَمَامَةِ بَيْتاً مِنْ مَهَاةٍ وَ أَنْزَلَ اللَّهُ الحَجَرَ الْأَسْوَدَ، وَ كَانَ أَشَدَّ بَيَاضاً مِنَ اللَّبَن وَ أَضْوَا مِنَ الشَّمْسِ، وَ إِنَّمَا اسْوَدَّ، لِأَنَّ الْمُشْرِكِينَ تَمَسَّحُوا بِهِ فَمِنْ نَجَسِ الْمُشْرِكِينَ اسْوَدَّ الْحَجَرُ. وَ أَمَرَهُ جَبْرَئِيلُ (علیه السلام) أَنْ يَسْتَغْفِرَ اللَّهَ مِنْ ذَنْبِهِ عِنْدَ جَمِيعِ الْمَشَاعِرِ، وَ يُخْبِرُهُ أَنَّ اللَّهَ (عزوجل) قَدْ غَفَرَ لَهُ وَ أَمَرَهُ أَنْ يَحْمِلَ حَصَيَاتِ الْحِمَارِ مِنَ الْمُزْدَلِفَةِ.

فَلَمَّا بَلَغَ مَوْضِعَ الْحِمَارِ تَعَرَّضَ لَهُ إِبْلِيسُ فَقَالَ لَهُ: يَا آدَمُ! أَيْنَ تُرِيدُ؟

فَقَالَ لَهُ جَبْرَئِيلُ (علیه السلام): لَا تُكَلِّمْهُ وَ ارْمِهِ بِسَبْعِ حَصَيَاتٍ وَ كَبِّرْ مَعَ كُلِّ حَصَاةٍ.

فَفَعَلَ آدَمُ (علیه السلام) حَتَّى فَرَغَ مِنْ رَمْيِ الْحِمَارِ، وَ أَمَرَهُ أَنْ يُقَرِّبَ الْقُرْبَانَ وَ هُوَ الْهَدْيُ قَبْلَ رَمْيِ الْحِمَارِ، وَ أَمَرَهُ أَنْ يَحْلِقَ رَأْسَهُ تَوَاضُعاً لِلَّهِ (عزوجل).

آدم چنین کرد و خداوند از زیر ابر برای او خانه ای از در بیرون آورد.

آن گاه خداوند حجر الاسود را فرود آورد و در حالی که از شیر سفیدتر و از خورشید در خشنده تر بود و این که سیاه گشت به جهت آن که مشرکان به آن دست مالیدند و به خاطر پلیدی آنان سیاه شد.

جبرئيل (علیه السلام) به آدم فرمان داد تا در تمام مشاعر (عرفات، مزدلفه و موارد دیگر) از گناه خود توبه کند و به او خبر داد که خداوند (عزوجل) او را بخشیده است، و به او دستور داد تا سنگریزه های جمره های سه گانه در منا را از مزدلفه بردارد، و چون به محل جمره ها رسید، ابلیس با او رو به رو شد و گفت: ای آدم! کجا می روی؟

جبرئیل به آدم گفت: با او سخن مگو و هفت سنگریزه به او بزن و با پرتاب هر سنگریزه تکبیر بگو.

آدم (علیه السلام) این چنین کرد تا این که از رمی سه جمره فارغ گشت، و به او فرمان داد تا قربانی کند و آن قربانی پیش از رمی سه جمره است، و به او و دستور داد تا سر خود را به جهت تواضع و فروتنی برای خداوند (عزوجل) بتراشد.

فَفَعَلَ آدَمُ (عزوجل) ذَلِكَ ثُمَّ أَمَرَهُ بِزِيَارَةِ الْبَيْتِ وَ أَنْ يَطُوفَ بِهِ سَبْعاً وَ يَسْعَى بَيْنَ الصَّفَا وَ الْمَرْوَةِ أُسْبُوعاً يَبْدَأُ بِالصَّفَا وَ يَخْتِمُ بِالْمَرْوَةِ. ثُمَّ يَطُوفَ بَعْدَ ذَلِكَ أُسْبُوعاً بِالْبَيْتِ وَ هُوَ طَوَافُ النِّسَاءِ لا يَحِلُّ لِلْمُحْرِمِ أَنْ يُبَاضِعَ حَتَّى يَطُوفَ طَوَافَ النِّسَاءِ. فَفَعَلَ آدَمُ (علیه السلام). فَقَالَ لَهُ جَبْرَئِيلُ: إِنَّ اللَّهَ (عزوجل) قَدْ غَفَرَ ذَنْبَكَ وَ قَبِلَ تَوْبَتَكَ وَ أَحَلَّ لَكَ زَوْجَتَكَ، فَانْطَلَقَ آدَمُ وَ غُفِرَ لَهُ ذَنْبُهُ وَ قُبِلَتْ مِنْهُ تَوْبَتُهُ، وَ حَلَّتْ لَهُ زَوْجَتُهُ.

2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ الْقَلَانِسِيِّ عَنْ عَلِيٍّ بْنِ حَسَّانَ عَنْ عَمِّهِ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ كَثِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:

إِنَّ آدَمَ (علیه السلام) لَمَّا أُهْبِطَ إِلَى الْأَرْضِ أُهْبِطَ عَلَى الصَّفَا، وَ لِذَلِكَ سُمِّيَ الصَّفَا، لِأَنَّ الْمُصْطَفَى هَبَطَ عَلَيْهِ، فَقُطِعَ لِلْجَبَلِ اسْمٌ مِنِ اسْم آدَمَ يَقُولُ اللَّهُ (عزوجل): «إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَ آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْرَاهِيمَ وَ آلَ عِمْرَانَ عَلَى الْعَالَمِينَ».

آدم (علیه السلام) این دستور را نیز انجام داد، آن گاه به او فرمان داد تا کعبه را زیارت کند و دور آن هفت بار طواف نماید، و هفت بارمیان صفا و مروه که از صفا شروع و به مروه ختم می شود، سعی کند. پس از آن هفت بار خانه کعبه را طواف کند که این طواف، همان طواف نساء است و برای کسی که محرم شده نزدیکی با زن جایز نیست تا این که طواف نساء را انجام دهد.

آدم (علیه السلام) این دستور را نیز انجام داد. جبرئیل به او گفت: همانا خداوند (عزوجل) گناه تو را بخشید، توبۀ تو را پذیرفت و همسرت را برای تو حلال کرد.

آدم (علیه السلام) روانه شد در حالی که گناهش بخشوده، توبه اش پذیرفته و همسرش برای او حلال شده بود.

2- عبد الرحمان بن کثیر گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

آن گاه که آدم (علیه السلام) به زمین هبوط کرد، به کوه صفا هبوط نمود و آن کوه صفا نام گرفت چرا که برگزیده (خدا) به آن هبوط کرد و نام آن کوه از نام آدم گرفته شده که خداوند می فرماید:

«به راستی خداوند آدم، نوح و آل ابراهیم و آل عمران را بر جهانیان برگزید».

وَ أُهْبِطَتْ حَوَّاءُ عَلَى الْمَرْوَةِ، وَ إِنَّمَا سُمِّيَتِ الْمَرْوَةُ مَرْوَةً، لِأَنَّ الْمَرْأَةَ هَبَطَتْ عَلَيْهَا فَقُطِعَ لِلْجَبَلِ اسْمٌ مِنِ اسْمِ الْمَرْأَةِ، وَ هُمَا جَبَلَانِ عَنْ يَمِينِ الْكَعْبَةِ وَ شِمَالِهَا.

فَقَالَ آدَمُ (علیه السلام) حِينَ فُرِّقَ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ حَوَّاءَ: مَا فُرِّقَ بَيْنِي وَ بَيْنَ زَوْجَتِي إِلَّا وَ قَدْ حُرِّمَتْ عَلَى.

فَاعْتَزَلَهَا وَ كَانَ يَأْتِيهَا بِالنَّهَارِ فَيَتَحَدَّثُ إِلَيْهَا فَإِذَا كَانَ اللَّيْلَةُ خَشِيَ أَنْ تَغْلِبَهُ نَفْسُهُ عَلَيْهَا رَجَعَ فَبَاتَ عَلَى الصَّفَا، وَ لِذَلِكَ سُمِّيَتِ النِّسَاءُ، لِأَنَّهُ لَمْ يَكُنْ لِآدَمَ أُنْسٌ غَيْرَهَا.

فَمَكَثَ آدَمُ (علیه السلام) بِذَلِكَ مَا شَاءَ اللَّهُ أَنْ يَمْكُثَ لَا يُكَلِّمُهُ اللَّهُ وَ لا يُرْسِلُ إِلَيْهِ رَسُولاً وَ الرَّبُّ سُبْحَانَهُ يُبَاهِي بِصَبْرِهِ الْمَلَائِكَةَ.

حضرت حوّاء به کوه مروه هبوط کرد، از این رو آن کوه مروه نامیده شد که نامی از اسم زن به آن کوه برگزیده شد. آن دو کوه در سمت چپ و راست کعبه قرار دارند.

آن گاه که بین آدم و حوا (علیهما السلام) جدایی افتاد آدم گفت: به خاطر حرمت، بین من و همسرم جدایی افتاد. از این رو از او کناره گرفت و روز، نزد او می آمد و با او سخن می گفت: شب هنگام از بیم غلبه نفس به صفا باز می گشت. و از این رو، زن به عنوان انیس نامیده شد. چرا که آدم (علیه السلام) با او انس می گرفت.

حضرت آدم (علیه السلام) مدتی که خدا می خواست چنین بود. خداوند با او سخن نمی گفت و فرستاده ای نزد او نمی فرستاد و خدای سبحان به خاطر صبر و شکیبایی آدم (علیه السلام) به فرشتگان افتخار می نمود.

فَلَمَّا بَلَغَ الْوَقْتُ الَّذِي يُرِيدُ اللَّهُ (عزوجل) أَن يَتُوبَ عَلَى آدَمَ فِيهِ أَرْسَلَ إِلَيْهِ جَبْرَئِيلَ (علیه السلام) فَقَالَ: السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا آدَمُ الصَّابِرُ لِبَلِيَّتِهِ التَّائِبُ عَنْ خَطِيئَتِهِ! إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ بَعَثَنِي إِلَيْكَ لِأُعَلَّمَكَ الْمَنَاسِكَ الَّتِي يُرِيدُ اللَّهُ أَنْ يَتُوبَ عَلَيْكَ بِهَا.

فَأَخَذَ جَبْرَئِيلُ (علیه السلام) بِهِ آدَمَ (علیه السلام) حَتَّى أَتَى بِهِ مَكَانَ الْبَيْتِ فَنَزَلَ غَمَامٌ مِنَ السَّمَاءِ فَأَظَلَّ مَكَانَ الْبَيْتِ.

فَقَالَ جَبْرَئِيلُ (علیه السلام): يَا آدَمُ! خُطَّ بِرِجْلِكَ حَيْثُ أَظَلَّ الْغَمَامُ، فَإِنَّهُ قِبْلَةٌ لَكَ وَ لَآخِرِ عَقِبكَ مِنْ وُلْدِكَ.

فَخَطَّ آدَمُ بِرِجْلِهِ حَيْثُ أَظَلَّ الْغَمَامُ، ثُمَّ انْطَلَقَ بِهِ إِلَى مِنِّى فَأَرَاهُ مَسْجِدَ مِنِّى، فَخَطَّ بِرِجْلِهِ وَ مَدَّ خِطَّةَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ بَعْدَ مَا خَطَّ مَكَانَ الْبَيْتِ، ثُمَّ انْطَلَقَ بِهِ مِنْ مِنِّي إِلَى عَرَفَاتٍ فَأَقَامَهُ عَلَى الْمُعَرَّفِ.

آن گاه که موعدی که خداوند می خواست فرا رسید که توبه آدم را بپذیرد، خداوند جبرئیل را نزد او فرستاد و گفت: سلام بر تو ای آدم، شکیبا نسبت به بلا و توبه گر از گناه خود! خداوند متعال مرا نزد تو فرستاد تا مناسک و اعمالی را که خداوند می خواهد به وسیلۀ آنها تو به تو را بپذیرد، به تو بیاموزم.

جبرئیل دست آدم را گرفت و به جای کعبه آورد. پس ابری از آسمان در فراز آن قرار گرفت و جای کعبه را سایه انداخت.

جبرئیل گفت: ای آدم! جای سایه را با پای خود خط بکش که همان جا قبله تو و نسل تو خواهد بود.

پس از آن جبرئیل با آدم به سوی منا روانه شد و مسجد منا را به او نشان داد و او با پای خود خط کشید، پس از آن که جای کعبه را خط کشید مکان مسجدالحرام را نیز رسم کرد.

آن گاه با آدم از منا به سوی عرفات روانه شد و او را بر موقف معرف واداشت.

فَقَالَ: إِذَا غَرَبَتِ الشَّمْسُ فَاعْتَرِفْ بِذَنْبِكَ سَبْعَ مَرَّاتٍ، وَ سَلِ اللَّهَ الْمَغْفِرَةَ وَ التَّوْبَةَ سَبْعَ مَرَّاتٍ.

فَفَعَلَ ذَلِكَ آدَمُ (علیه السلام)، وَ لِذَلِكَ سُمِّيَ الْمُعَرَّفَ، لأنَّ آدَمَ اعْتَرَفَ فِيهِ بِذَنْبِهِ وَ جُعِلَ سُنَّةٌ لِوُلْدِهِ يَعْتَرِفُونَ بِذُنُوبِهِمْ كَمَا اعْتَرَفَ آدَمُ، وَ يَسْأَلُونَ التَّوْبَةَ كَمَا سَأَلَهَا آدَمُ (علیه السلام).

ثُمَّ أَمَرَهُ جَبْرَئِيلُ فَأَفَاضَ مِنْ عَرَفَاتٍ فَمَرَّ عَلَى الْجِبَالِ السَّبْعَةِ، فَأَمَرَهُ أَنْ يُكَبِّرَ عِنْدَ كُلِّ جَبَلٍ أَرْبَعَ تَكْبِيرَاتٍ، فَفَعَلَ ذَلِكَ آدَمُ حَتَّى انْتَهَى إِلَى جَمْعِ فَلَمَّا انْتَهَى إِلَى جَمْعِ ثُلُثَ اللَّيْلِ فَجَمَعَ فِيهَا الْمَغْرِبَ وَ الْعِشَاءَ الْآخِرَةَ تِلْكَ اللَّيْلَةَ ثُلُثَ اللَّيْلِ فِي ذَلِكَ الْمَوْضِع.

ثُمَّ أَمَرَهُ أَنْ يَنْبَطِحَ فِي بَطْحَاءِ جَمْعِ فَانْبَطَحَ فِي بَطْحَاءِ جَمْعِ حَتَّى انْفَجَرَ الصُّبْحُ فَأَمَرَهُ أَنْ يَصْعَدَ عَلَى الْجَبَلِ جَبَلِ جَمْعِ وَ أَمَرَهُ إِذَا طَلَعَتِ الشَّمْسُ أَنْ يَعْتَرِفَ بِذَنْبِهِ سَبْعَ مَرَّاتٍ وَ يَسْأَلَ اللَّهَ التَّوْبَةَ وَ الْمَغْفِرَةَ سَبْعَ مَرَّاتٍ.

و گفت: آن گاه که آفتاب غروب کرد هفت مرتبه به گناه خود اقرار کن و هفت مرتبه از خداوند آمرزش و توبه را درخواست کن.

آدم در آنجا به گناه خود اعتراف کرد و آن را برای فرزندانش سنت قرار داد که به گناه خود اعتراف کنند، همان طوری که آدم اعتراف کرد و از خدا درخواست توبه کنند آن سان که آدم درخواست توبه کرد.

آن گاه جبرئیل به او فرمان داد تا از عرفات روانه شود. او بر کوه های هفتگانه میان عرفات و مزدلفه گذر کرد و به او دستور داد تا در نزد هر کوه چهار تکبیر بگوید. پس آدم آن کار را انجام داد تا این که به مزدلفه رسید هنگامی که به مزدلفه رسید یک سوم از شب سپری شده بود در آن شب در آن مکان بین نماز مغرب و عشا را جمع کرد. آن گاه به او فرمان داد تا در وادی مزدلفه رکوع و سجود خود را طولانی کند. او این کار را کرد تا این که صبح صادق طلوع نمود پس به او دستور داد تا بر کوه مزدلفه بالا رود و به هنگام طلوع آفتاب هفت مرتبه به گناه خود اعتراف نماید و هفت مرتبه از خداوند توبه و آمرزش خواهی کند.

فَفَعَلَ ذَلِكَ آدَمُ (علیه السلام) كَمَا أَمَرَهُ جَبْرَئِيلُ (علیه السلام) وَ إِنَّمَا جَعَلَهُ اعْتِرَافَيْنِ لِيَكُونَ سُنَّةٌ فِي وُلْدِهِ فَمَنْ لَمْ يُدْرِكْ مِنْهُمْ عَرَفَاتٍ وَ أَدْرَكَ جَمْعاً فَقَدْ وَافَى حَجَّهُ إِلَى مِنِّي، ثُمَّ أَفَاضَ مِنْ جَمْعِ إِلَى مِنِّي فَبَلَغَ مِنِّي ضُحًى فَأَمَرَهُ فَصَلَّى رَكْعَتَيْنِ فِي مَسْجِدِ مِنِّى ثُمَّ أَمَرَهُ أَنْ يُقَرِّبَ لِلَّهِ قُرْبَاناً لِيُقْبَلَ مِنْهُ وَ يَعْرِفَ أَنَّ اللَّهَ (عزوجل) قَدْ تَابَ عَلَيْهِ وَ يَكُونَ سُنَّةٌ وُلْدِهِ الْقُرْبَانُ.

فَقَرَّبَ آدَمُ (علیه السلام) قُرْبَانًا فَقَبِلَ اللَّهُ مِنْهُ، فَأَرْسَلَ نَاراً مِنَ السَّمَاءِ فَقُبِلَتْ قُرْبَانُ آدَمَ. فَقَالَ لَهُ جَبْرَئِيلُ: يَا آدَمُ! إِنَّ اللَّهَ قَدْ أَحْسَنَ إِلَيْكَ إِذْ عَلَّمَكَ الْمَنَاسِكَ الَّتِي يَتُوبُ

بِهَا عَلَيْكَ وَ قَبِلَ قُرْبَانَكَ فَاحْلِقْ رَأْسَكَ تَوَاضُعاً لِلَّهِ (عزوجل)، إِذْ قَبِلَ قُرْبَانَكَ.

فَحَلَقَ آدَمُ رَأْسَهُ تَوَاضُعاً لِلَّهِ (عزوجل) ثُمَّ أَخَذَ جَبْرَئِيلُ بِيَدِ آدَمَ (علیه السلام) فَانْطَلَقَ بِهِ إِلَى الْبَيْتِ، فَعَرَضَ لَهُ إِبْلِيسُ عِنْدَ الْجَمْرَةِ، فَقَالَ لَهُ إِبْلِيسُ لَعَنَهُ اللَّهُ: يَا آدَمُ! أَيْنَ تُرِيدُ؟

آدم همان طوری که جبرئیل به او فرمان داده بود، انجام داد، و این که آن را دو اعتراف قرار داد یکی در عرفات و دیگری در مزدلفه برای آن است که سنتی در فرزندان او شود که از آنان عرفات را درک نکند و مزدلفه را درک کند و از آنجا به سوی منا روانه شود و حج خود برسد.

سپس آدم از مزدلفه به سوی منا روانه شد و به هنگام بالا آمدن آفتاب به منا رسید. جبرئیل به او فرمان داد تا در مسجد منا دو رکعت نماز بگزارد و برای خداوند قربانی نماید تا از او قبول شود و بداند که خدا توبۀ او را پذیرفته است، و این قربانی سنتی در فرزندان او باشد. آدم قربانی کرد و خداوند با فرستادن آتشی از آسمان قربانی او را پذیرفت.

جبرئیل به او گفت: ای آدم! خداوند با تو نیکی کرد که مناسک را به تو یاد داد و با آن توبه تو را پذیرفت و قربانی تو را قبول کرد. اینک سر خود را به نشانه تواضع و فروتنی برای خداوند بتراش چون قربانی تو را پذیرفت.

آدم به نشانۀ تواضع و فروتنی برای خداوند (عزوجل) سر خود را تراشید. آن گاه جبرئیل دست آدم را گرفت و با او به طرف کعبه روانه شد و در نزد جمرۀ اول در منا ابلیس بر وی آشکار شد. ابلیس لعنه الله به او گفت: ای آدم! کجا می روی؟

فَقَالَ لَهُ جَبْرَئِيلُ (علیه السلام): يَا آدَمُ! ارْمِهِ بِسَبْعِ حَصَيَاتٍ وَ كَبِّرْ مَعَ كُلِّ حَصَاةٍ تَكْبِيرَةٌ.

فَفَعَلَ ذَلِكَ آدَمُ فَذَهَبَ إِبْلِيسُ.

ثُمَّ عَرَضَ لَهُ عِنْدَ الجَمْرَةِ الثَّانِيَةِ فَقَالَ لَهُ: يَا آدَمُ! أَيْنَ تُرِيدُ؟

فَقَالَ لَهُ جَبْرَئِيلُ (علیه السلام): ارْمِهِ بِسَبْعِ حَصَيَاتٍ وَ كَبِّرْ مَعَ كُلِّ حَصَاةٍ تَكْبِيرَةٌ.

فَفَعَلَ ذَلِكَ آدَمُ فَذَهَبَ إِبْلِيسُ.

ثُمَّ عَرَضَ لَهُ عِنْدَ الجَمْرَةِ الثَّالِثَةِ فَقَالَ لَهُ: يَا آدَمُ! أَيْنَ تُرِيدُ؟

فَقَالَ لَهُ جَبْرَئِيلُ (علیه السلام): ارْمِهِ بِسَبْع حَصَيَاتٍ وَ كَبِّرْ مَعَ كُلِّ حَصَاةٍ تَكْبِيرَةٌ.

فَفَعَلَ ذَلِكَ آدَمُ فَذَهَبَ إِبْلِيسُ، فَقَالَ لَهُ جَبْرَئِيلُ (علیه السلام): إِنَّكَ لَنْ تَرَاهُ بَعْدَ مَقَامِكَ هَذَا أَبَداً ثُمَّ انْطَلَقَ بِهِ إِلَى الْبَيْتِ، فَأَمَرَهُ أَنْ يَطُوفَ بِالْبَيْتِ سَبْعَ مَرَّاتٍ. فَفَعَلَ ذَلِكَ آدَمُ.

فَقَالَ لَهُ جَبْرَئِيلُ (علیه السلام): إِنَّ اللَّهَ قَدْ غَفَرَ لَكَ ذَنْبَكَ وَ قَبِلَ تَوْبَتَكَ وَ أَحَلَّ لَكَ زَوْجَتَكَ.

جبرئیل به آدم گفت: هفت سنگریزه به او بزن و با هر سنگریزه یک تکبیر بگو.

آدم آن کار را انجام داد و ابلیس رفت.

سپس در نزد جمرۀ دوم ظاهر شد و به آدم گفت: کجا می روی؟

جبرئیل به او گفت: با هفت سنگریزه او را بزن و با هر سنگریزه یک تکبیر بگو.

آدم آن کار را کرد و ابلیس رفت.

آن گاه در نزد جمرۀ سوم بر او آشکار شد و گفت: ای آدم! کجا می روی؟

جبرئیل به او گفت هفت سنگریزه به او بزن و با هر سنگریزه یک تکبیر بگو.

آدم آن کار را انجام داد و ابلیس برفت.

جبرئیل به آدم گفت: پس از این مکان، هرگز او را نخواهی دید، آن گاه با او به سوی کعبه روانه شد و به او فرمان داد تا هفت بار خانه کعبه را طواف کند، و آدم آن کار انجام داد.

جبرئیل به او گفت: همانا خداوند گناهت را بخشید، توبه تو را پذیرفت و همسرت را برای تو حلال کرد.

مُحَمَّدُ بْنُ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ عَبْدِ الْكَرِيمِ بْنِ عَمْرٍو وَ إِسْمَاعِيلَ بْنِ حَازِمٍ عَنْ عَبْدِ الْحَمِيدِ بْنِ أَبِي الدَّيْلَمِ عَنْ أَبِي عَبْدِ الله (علیه السلام) لنا مِثْلَهُ.

3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ وَ جَمِيلِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ: لَمَّا طَافَ آدَمُ (علیه السلام) بِالْبَيْتِ وَ انْتَهَى إِلَى الْمُلْتَزَمِ قَالَ لَهُ جَبْرَئِيلُ (علیه السلام): يَا آدَمُ! أَقِرَّ لِرَبِّكَ بِذُنُوبِكَ فِي هَذَا الْمَكَانِ.

قَالَ: فَوَقَفَ آدَمُ (علیه السلام) فَقَالَ: يَا رَبِّ إِنَّ لِكُلِّ عَامِلٍ أَجْراً وَ قَدْ عَمِلْتُ فَمَا أَجْرِي.

فَأَوْحَى اللَّهُ (عزوجل) إِلَيْهِ: يَا آدَمُ! قَدْ غَفَرْتُ ذَنْبَكَ.

قَالَ: يَا رَبِّ! وَ لِوُلْدِي أَوْ لِذُرِّيَّتِي؟

فَأَوْحَى اللَّهُ (عزوجل) إِلَيْهِ: يَا آدَمُ! مَنْ جَاءَ مِنْ ذُرِّيَّتِكَ إِلَى هَذَا الْمَكَانِ، وَ أَقَرَّ بِذُنُوبِهِ، وَ تَابَ كَمَا تُبْتَ ثُمَّ اسْتَغْفَرَ غَفَرْتُ لَهُ.

عبدالحمید بن ابی دیلم نیز مانند این حدیث را از امام صادق (علیه السلام) روایت کرده است.

3- معاوية بن عمار و جمیل بن صالح گویند: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

هنگامی که آدم (علیه السلام) خانه کعبه را طواف کرد و به ملتزم (که در پشت کعبه است) رسید، جبرئیل به او گفت: ای آدم! در این مکان به گناه خود اقرار کن!

امام (علیه السلام) فرمود: آدم (علیه السلام) ایستاد و گفت: ای پروردگار! به راستی برای هر عمل کننده ای اجر و پاداشی است و من دستور تو را اجرا کردم؛ اجر و پاداش من چیست؟

خداوند (عزوجل) به او وحی فرمود: ای آدم! گناه تو را بخشیدم.

عرض کرد: پروردگارا! آیا برای فرزندان و ذریۀ من نیز این اجر و پاداش هست؟

خداوند (عزوجل) به او وحی فرمود: ای آدم! هر کس از فرزندان تو به این مکان بیاید و به گناهان خود اقرار کند و همان طوری که تو، توبه کردی توبه کند و درخواست بخشش و آمرزش نماید او را می آمرزم.

4- عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:

لَمَّا أَفَاضَ آدَمُ مِنْ مِنِّى تَلَقَّتْهُ الْمَلَائِكَةُ فَقَالُوا: يَا آدَمُ! بُرَّ حَجُكَ أَمَا إِنَّهُ قَدْ حَجَجْنَا هَذَا الْبَيْتَ قَبْلَ أَنْ تَحُجَّهُ بِأَلْفَيْ عَامٍ.

5- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى وَ غَيْرُهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ مَعْرُوفٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ أَبِي الْبِلَادِ قَالَ: حَدَّثَنِي أَبُو بِلَالٍ الْمَكِّيُّ قَالَ:

رَأَيْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) طَافَ بِالْبَيْتِ ثُمَّ صَلَّى فِيمَا بَيْنَ الْبَابِ وَ الْحَجَرِ الْأَسْوَدِ رَكْعَتَيْنِ، فَقُلْتُ لَهُ: مَا رَأَيْتُ أَحَداً مِنْكُمْ صَلَّى فِي هَذَا الْمَوْضِع.

فَقَالَ: هَذَا الْمَكَانُ الَّذِي تِيبَ عَلَى آدَمَ (علیه السلام) فِيهِ.

6- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ الْعَلَوِيٌّ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرِ (علیه السلام) عَنْ آدَمَ (علیه السلام) حَيْثُ حَجَّ بِمَا حَلَقَ رَأْسَهُ.

فَقَالَ: نَزَلَ عَلَيْهِ جَبْرَئِيلُ (علیه السلام) بِيَاقُوتَةٍ مِنَ الْجَنَّةِ، فَأَمَرَّهَا عَلَى رَأْسِهِ فَتَنَاثَرَ شَعْرُهُ.

4- معاوية بن عمار گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

هنگامی که آدم از منا کوچ کرد، فرشتگان از او استقبال کردند و گفتند: حجت مقبول باد!

هان! ما دو هزار سال پیش از آن که بر این خانه طواف کنی، آن را طواف کرده ایم.

5- ابو بلال مکی گوید: امام صادق (علیه السلام) را دیدم که خانه کعبه را طواف کرد، سپس در مکانی میان در و حجر الاسود دو رکعت نماز گزارد، به حضرتش عرض کردم: از شما خاندان کسی را ندیده ام که در این مکان نماز گزارد؟!

فرمود: اینجا مکانی است که در آن توبۀ آدم پذیرفته شد.

6- على بن محمد علوی گوید: از امام باقر (علیه السلام) سؤال کردم: وقتی آدم اعمال حج را انجام داد به وسیلهٔ چه چیزی سر خود را تراشید؟

فرمود: جبرئیل (علیه السلام) یاقوتی از بهشت برای او آورد، آن را بر سر خود کشید و موهایش بریخت.

بخش پنجم

اشاره

بَابُ عِلَّةِ الْحَرَمِ وَ كَيْفَ صَارَ هَذَا الْمِقْدَارَ؟

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ الرِّضَا (علیه السلام) عَنِ الْحَرَمِ وَ أَعْلَامِهِ كَيْفَ صَارَ بَعْضُهَا أَقْرَبَ مِنْ بَعْضٍ وَ بَعْضُهَا أَبْعَدَ مِنْ بَعْضٍ؟

فَقَالَ: إِنَّ اللَّهَ (عزوجل) لَمَّا أَهْبَطَ آدَمَ مِنَ الْجَنَّةِ هَبَطَ عَلَى أَبِي قُبَيْسٍ، فَشَكَا إِلَى رَبِّهِ الْوَحْشَةَ، وَ أَنَّهُ لا يَسْمَعُ مَا كَانَ يَسْمَعُهُ فِي الْجَنَّةِ فَأَهْبَطَ اللَّهُ (عزوجل) عَلَيْهِ يَاقُوتَةٌ مَا حَمْرَاءَ، فَوَضَعَهَا فِي مَوْضِع الْبَيْتِ. فَكَانَ يَطُوفُ بِهَا آدَمُ (علیه السلام) فَكَانَ ضَوْؤُهَا يَبْلُغُ مَوْضِعَ الْأَعْلَامِ، فَتَعَلَّمُ الْأَعْلَامُ عَلَى ضَوْئِهَا وَ جَعَلَهُ اللَّهُ حَرَماً.

عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ أَبِي هَمَّامٍ إِسْمَاعِيلَ بْنِ هَمَّامِ الْكِنْدِيٌّ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا (علیه السلام) نَحْوَ هَذَا.

علت حرم شدن مکه، چرا حرم به این مسافت شد؟

1- احمد بن محمد بن ابی نصر گوید: از امام رضا (علیه السلام) در مورد حرم و علامت های آن پرسیدم که چگونه برخی از علامت ها (نسبت به کعبه) نزدیکتر از برخی دیگر و بعضی نیز دورتر از برخی دیگر شد؟

فرمود: هنگامی که خداوند (عزوجل) آدم را از بهشت فرود آورد، بر کوه ابوقبیس فرود آمد. او از وحشت و ترس به پروردگار خود شکوه کرد که دیگر صداهایی را که در بهشت می شنید نمی شنود.

خدای تبارک و تعالی یاقوت سرخ فامی را بر او فرود آورد، و آدم آن را در مکان کعبه قرار داد و همچنان پیرامون آن طواف می کرد و شعاع انوار آن یاقوت، تا محل اعلام (علامت های حرم) گسترش می یافت، پس اعلام به نشانۀ روشنی آن دانسته می شود، و از آن پس خداوند (عزوجل) همۀ آن موضع را حرم ساخت.

نظیر این روایت را ابو همام اسماعیل بن همام کندی نیز از امام رضا (علیه السلام) روایت کرده است.

2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَنْ آبَائِهِ (علیهم السلام):

أَنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَوْ حَى إِلَى جَبْرَئِيلَ (علیه السلام) أَنَا اللَّهُ الرَّحْمَنُ الرَّحِيمُ، وَ أَنِّي قَدْ رَحِمْتُ آدَمَ وَ حَوَّاءَ لَمَّا شَكَيَا إِلَيَّ مَا شَكَيَا.

فَاهْبِطْ عَلَيْهِمَا بِخَيْمَةٍ مِنْ خِيَمِ الْجَنَّةِ وَ عَزِّهِمَا عَنِّي بِفِرَاقِ الْجَنَّةِ، وَ اجْمَعْ بَيْنَهُمَا فِي الْخَيْمَةِ، فَإِنِّي قَدْ رَحِمْتُهُمَا لِبُكَائِهِمَا وَ وَحْشَتِهِمَا فِي وَحْدَتِهِمَا، وَ انْصِب الْخَيْمَةَ عَلَى التُّرْعَةِ الَّتِي بَيْنَ جِبَالِ مكة.

قَالَ: وَ التَّرْعَةُ: مَكَانُ الْبَيْتِ وَ قَوَاعِدِهِ الَّتِي رَفَعَتْهَا الْمَلَائِكَةُ قَبْلَ آدَمَ فَهَبَطَ جَبْرَئِيلُ (علیه السلام) عَلَى آدَمَ (علیه السلام) بِالْخَيْمَةِ عَلَى مِقْدَارِ أَرْكَانِ الْبَيْتِ وَ قَوَاعِدِهِ فَنَصَبَهَا.

قَالَ: وَ أَنْزَلَ جَبْرَئِيلُ آدَمَ (علیه السلام) مِنَ الصَّفَا وَ أَنْزَلَ حَوَّاءَ مِنَ الْمَرْوَةِ وَ جَمَعَ بَيْنَهُمَا الْخَيْمَةِ.

2- محمد بن اسحاق گوید: امام باقر (علیه السلام) از نیاکان گرامیش (علیهم السلام) نقل کند که حضرتش فرمود:

خداوند متعال به جبرئیل (علیه السلام) وحی فرمود: من خداوند بخشندۀ مهربانم، هنگامی آدم و حوّا (از فراق و جدایی بهشت و دوری از یکدیگر) به من شکایت کردند بر آنان رحم کردم. اینک با خیمه ای از خیمه های بهشتی بر آنان فرود آی و آنها را به دوری از بهشت تسلیت بگو و در آن خیمه آنها را جمع کن، زیرا من به خاطر گریه و وحشت و تنهاییشان به آنان رحم کردم، و خیمۀ آنها را در ترعه - که در میان کوه های مگه قرار دارد - بر پای دار.

امام (علیه السلام) فرمود: ترعه همان مکان خانۀ کعبه و ستون های آن است که پیش از فرود آمدن آدم فرشتگان آن را بلند کرده بودند.

پس جبرئیل (علیه السلام) با خیمه ای به اندازۀ پایه ها و ستون های کعبه بر آدم (علیه السلام) فرود آمد و آن را برپا داشت.

امام (علیه السلام) فرمود: جبرئیل آدم (علیه السلام) را از صفا و حوّا را از مروه پایین آورد و در خیمه میان ایشان را جمع کرد.

قَالَ: وَ كَانَ عَمُودُ الْخَيْمَةِ قَضِيبَ يَاقُوتٍ أَحْمَرَ فَأَضَاءَ نُورُهُ وَ ضَوْؤُهُ جِبَالَ مَكَّةَ وَ مَا حَوْلَهَا.

قَالَ: وَ امْتَدَّ ضَوْءُ الْعَمُودِ.

قَالَ: فَهُوَ مَوَاضِعُ الْحَرَمِ الْيَوْمَ مِنْ كُلِّ نَاحِيَةٍ مِنْ حَيْثُ بَلَغَ ضَوْءُ الْعَمُودِ.

قَالَ: فَجَعَلَهُ اللَّهُ حَرَماً لِحُرْمَةِ الْخَيْمَةِ وَ الْعَمُودِ، لِأَنَّهُمَا مِنَ الْجَنَّةِ.

قَالَ: وَ لِذَلِكَ جَعَلَ اللَّهُ َ (عزوجل) الْحَسَنَاتِ فِي الْحَرَم مُضَاعَفَةً وَ السَّيِّئَاتِ مُضَاعَفَةٌ.

قَالَ: وَ مُدَّتْ أَطْنَابُ الْخَيْمَةِ حَوْلَهَا فَمُنْتَهَى أَوْتَادِهَا مَا حَوْلَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ.

قَالَ: وَ كَانَتْ أَوْتَادُهَا مِنْ عِقْيَانِ الْجَنَّةِ وَ أَطْنَابُهَا مِنْ ضَفَائِرِ الْأَرْجُوَانِ.

قَالَ: وَ أَوْحَى اللَّهُ (عزوجل) إِلَى جَبْرَئِيلَ (علیه السلام) اهْبِطُ عَلَى الْخَيْمَةِ بِسَبْعِينَ أَلْفَ مَلَكٍ يَحْرُسُونَهَا مِنْ مَرَدَةِ الشَّيَاطِينِ وَ يُؤْنِسُونَ آدَمَ وَ يَطُوفُونَ حَوْلَ الْخَيْمَةِ تَعْظِيماً لِلْبَيْتِ وَ الْخَيْمَةِ.

فرمود: ستون خیمه شاخۀ درخت یاقوت سرخ بود که از تابش و روشنایی آن کوه های مگه و اطراف آن روشن می شد.

امام (علیه السلام) فرمود: روشنایی ستون خیمه کشیده شد، و امروز تا جایی که نور ستون رسیده،(1)از هر طرف مکان و موضع حرم است.

فرمود: خداوند به جهت حرمت و عزت خیمه و ستون، آن را حرم قرار داد؛ زیرا آن دو از بهشت بودند، و به همین سبب خداوند (عزوجل) پاداش کار خوب و بد را در حرم چند برابر غیر حرم قرار داد.

فرمود: طناب های خیمه به اطراف آن کشیده شد و انتهای میخ های آن کنار مسجد الحرام است، میخ های آن از طلای خالص بهشتی و طناب های آن از بافته های ارغوان بود.

امام (علیه السلام) فرمود: خداوند (عزوجل) به جبرئیل وحی کرد که هفتاد هزار فرشته را بر خیمه فرود آورد تا آن را از شیطان های سرکش حفظ کنند و مونس آدم باشند و به جهت تعظیم و بزرگ داشت خانه و خیمه برگرد آن طواف کنند.


1) این روایت در «من لا يحضره الفقيه» از امام صادق (علیه السلام) نقل شده است.

قَالَ: فَهَبَطَ بِالْمَلَائِكَةِ فَكَانُوا بِحَضْرَةِ الْخَيْمَةِ يَحْرُسُونَهَا مِنْ مَرَدَةِ الشَّيَاطِينِ الْعُتَاةِ وَ يَطُوفُونَ حَوْلَ أَرْكَانِ الْبَيْتِ وَ الْخَيْمَةِ كُلَّ يَوْمٍ وَ لَيْلَةٍ كَمَا كَانُوا يَطُوفُونَ فِي السَّمَاءِ حَوْلَ الْبَيْتِ الْمَعْمُورِ.

قَالَ: وَ أَرْكَانُ الْبَيْتِ الْحَرَامِ فِي الْأَرْضِ حِيَالَ الْبَيْتِ الْمَعْمُورِ الَّذِي فِي السَّمَاءِ.

ثُمَّ قَالَ: إِنَّ اللَّهَ (عزوجل) أَوْحَى إِلَى جَبْرَئِيلَ بَعْدَ ذَلِكَ أَنِ اهْبِطْ إِلَى آدَمَ وَ حَوَّاءَ، فَنَحْهِمَا عَنْ مَوَاضِع قَوَاعِدِ بَيْتِي وَ ارْفَعْ قَوَاعِدَ بَيْتِي لِمَلَائِكَتِي ثُمَّ وُلْدِ آدَمَ.

فَهَبَطَ جَبْرَئِيلُ عَلَى آدَمَ وَ حَوَّاءَ فَأَخْرَجَهُمَا مِنَ الْخَيْمَةِ وَ نَجَّاهُمَا عَنْ تُرْعَةِ الْبَيْتِ، وَ نَحْى الْخَيْمَةَ عَنْ مَوْضِعِ التُّرْعَةِ.

قَالَ: وَ وَضَعَ آدَمَ عَلَى الصَّفَا وَ حَوَّاءَ عَلَى الْمَرْوَةِ.

فَقَالَ آدَمُ: يَا جَبْرَئِيلُ! أَبِسَخَطِ مِنَ اللَّهِ (عزوجل) حَوَّلْتَنَا وَ فَرَّقْتَ بَيْنَنَا أَمْ بِرِضاً وَ تَقْدِيرٍ عَلَيْنَا؟

فرمود: جبرئیل فرشتگان را فرود آورد و آنان در کنار خیمه بودند و آن را از شیطان های سرکش متکبّر حفظ می کردند و در اطراف پایه های خانه و خیمه هر شب و روز طواف می کردند، همچنان که در آسمان در گرد بیت المعمور طواف می نمودند.

فرمود: و پایه های خانۀ کعبه در زمین برابر بیت المعمور می باشد که در آسمان است.

آن گاه امام (علیه السلام) فرمود: پس از آن خداوند (عزوجل) به جبرئیل وحی فرمود که به نزد آدم و حوا فرود آی و آنها را از جاهای اساس خانه ام دور کن و ستون های خانه ام را برای فرشتگان من، سپس برای فرزندان آدم بلند کن.

جبرئیل کنار آدم و حوّا فرود آمد و آنها را از خیمه بیرون کرد و از پایه های خانه کعبه دور ساخت و خیمه را نیز از مکان پایه های خانه دور کرد.

فرمود: آدم را بر صفا و حوا را بر مروه گذارد.

آدم گفت: ای جبرئیل آیا به غضب خداوند جای ما را تغییر دادی و میان ما جدایی افکندی، یا به رضا و خشنودی و تقدیر اوست؟

فَقَالَ لَهُمَا: لَمْ يَكُنْ ذَلِكَ بِسَخَطٍ مِنَ اللَّهِ عَلَيْكُمَا، وَ لَكِنَّ اللَّهَ لا يُسْأَلُ عَمَّا يَفْعَلُ.

يَا آدَمُ! إِنَّ السَّبْعِينَ أَلْفَ مَلَكَ الَّذِينَ أَنْزَلَهُمُ اللَّهُ إِلَى الْأَرْضِ لِيُؤْنِسُوكَ وَ يَطُوفُوا حَوْلَ أَرْكَانِ الْبَيْتِ الْمَعْمُورِ وَ الْخَيْمَةِ سَأَلُوا اللَّهَ أَنْ يَبْنِيَ لَهُمْ مَكَانَ الْخَيْمَةِ بَيْتاً عَلَى مَوْضِعِ التَّرْعَةِ الْمُبَارَكَةِ حِيَالَ الْبَيْتِ المَعْمُورِ فَيَطُوفُونَ حَوْلَهُ كَمَا كَانُوا يَطُوفُونَ فِي السَّمَاءِ حَوْلَ الْبَيْتِ الْمَعْمُورِ.

فَأَوْحَى اللَّهُ (عزوجل) إِلَيَّ أَنْ أُنَجِّيَكَ وَ أَرْفَعَ الْخَيْمَةَ.

فَقَالَ آدَمُ: قَدْ رَضِينَا بِتَقْدِيرِ اللَّهِ وَ نَافِذِ أَمْرِهِ فِينَا.

فَرَفَعَ قَوَاعِدَ الْبَيْتِ الْحَرَامِ بِحَجَرٍ مِنَ الصَّفَا وَ حَجَرٍ مِنَ الْمَرْوَةِ وَ حَجَرٍ مِنْ طُورِ سَيْنَاءَ وَ حَجَرٍ مِنْ جَبَلِ السَّلَامِ وَ هُوَ ظَهْرَ الْكُوفَةِ وَ أَوْحَى اللَّهُ (عزوجل) إِلَى جَبْرَئِيلَ أَنِ ابْنِهِ وَ أَتِمَّهُ. فَاقْتَلَعَ جَبْرَئِيلُ الْأَحْجَارَ الْأَرْبَعَةَ بِأَمْرِ اللَّهِ (عزوجل) مِنْ مَوَاضِعِهِنَّ بِجَنَاحِهِ، فَوَضَعَهَا حَيْثُ أَمَرَ اللَّهُ (عزوجل) فِي أَرْكَانِ الْبَيْتِ عَلَى قَوَاعِدِهِ الَّتِي قَدَّرَهَا الْجَبَّارُ وَ نَصَبَ أَعْلَامَهَا.

گفت: به غضب خدا نیست. خداوند از آن چه انجام می دهد، مورد بازخواست نمی شود. ای آدم! به راستی که هفتاد هزار فرشته ای را که خداوند برای انس تو به زمین فرستاده و در اطراف بیت المعمور طواف می کرده اند از خداوند خواسته اند که در مکان خیمه برای آنان بر جای پایه های مبارک در برابر بیت المعمور خانه ای بسازد تا همان طوری که در آسمان در اطراف بیت المعمور طواف می کردند، در اطراف آن طواف کنند.

پس خداوند به من وحی فرمود تا تو را دور کنم و خیمه را بلند نمایم.

آدم گفت: به تقدیر خداوند راضی شدیم و فرمان او در میان ما جاری شد.

پس جبرئیل بنیادها و اساس های خانۀ کعبه را به سنگی از صفا، سنگی از مروه، سنگی از طور سینا - که در شام است - و سنگی از کوه سلام (که در پشت کوفه است) بلند کرد، و خداوند (عزوجل) به جبرئیل فرمود که خانه را بناکن و آن را به پایان برسان.

جبرئیل به فرمان خداوند (عزوجل) با بال های خود سنگ های چهارگانه را برکند و آن جایی را که خداوند (عزوجل) امر فرموده و تدبیر کرده بوده بود، در پایه های خانه بر بنیادهای آن گذارد و علامت های آن را نصب کرد

ثُمَّ أَوْحَى اللَّهُ (عزوجل) إِلَى جَبْرَئِيلَ (علیه السلام) أَنِ ابْنِهِ وَ أَتِمَّهُ بِحِجَارَةٍ مِنْ أَبِي قُبَيْسٍ وَ اجْعَلْ لَهُ بَابَيْنِ بَابِاً شَرْقِيَّاً وَ بَاباً غَرْبِيَّاً.

قَالَ: فَأَتَمَّهُ جَبْرَئِيلُ (علیه السلام) فَلَمَّا أَنْ فَرَغَ طَافَتْ حَوْلَهُ الْمَلَائِكَةُ. فَلَمَّا نَظَرَ آدَمُ وَ حَوَّاءُ إِلَى الْمَلَائِكَةِ يَطُوفُونَ حَوْلَ الْبَيْتِ انْطَلَقَا فَطَافَا سَبْعَةَ أَشْوَاطٍ ثُمَّ خَرَجًا يَطْلُبَانِ مَا يَأْكُلَان.

بخش ششم

اشاره

بَابُ ابْتِلَاءِ الْخَلْقِ وَ اخْتِبَارِهِمْ بِالْكَعْبَةِ

1- مُحَمَّدُ بْنُ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي يُسْرٍ عَنْ دَاوُدَ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَمْرِو بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عِيسَى بْنِ يُونُسَ قَالَ:

كَانَ ابْنُ أَبِي الْعَوْجَاءِ مِنْ تَلَامِدَةِ الْحَسَنِ الْبَصْرِيُّ فَانْحَرَفَ عَنِ التَّوْحِيدِ.

فَقِيلَ لَهُ: تَرَكْتَ مَذْهَبَ صَاحِبِكَ وَ دَخَلْتَ فِيمَا لا أَصْلَ لَهُ وَ لَا حَقِيقَةً؟

آن گاه خداوند (عزوجل) به جبرئیل وحی فرمود که آن را به سنگی از کوه ابوقبیس بناکن و به پایان برسان و دو در در شرق و غرب آن قرار ده.

امام (علیه السلام) فرماید: جبرئیل (علیه السلام) آن را به پایان رساند، سپس فرشتگان برگرد آن طواف کردند، و چون آدم و حوّا (علیه السلام) به فرشتگان نگاه کردند که در اطراف خانه طواف می کنند روانه شده و هفت دور طواف کردند، سپس خارج شده و در پی چیزی بودند که بیابند و بخورند (یعنی در پی پیدا کردن غذای خویش رفتند، چون تا پیش از این برایشان غذا آورده می شد).

ابتلا و گرفتاری مردم و آزمودن آنان به کعبه

1- عيسى بن یونس گوید: ابن ابی العوجاء از شاگردان حسن بصری بود، پس از آن که از توحید منحرف شد، به او گفتند: مذهب رفیق خود را واگذاشتی و به مذهبی درآمدی که نه اصلی دارد و نه حقیقتی؟

فَقَالَ: إِنَّ صَاحِبِي كَانَ مِخْلَطَاً كَانَ يَقُولُ طَوْراً بِالْقَدَرِ وَ طَوْراً بِالْجَبْرِ وَ وَ مَا أَعْلَمُهُ اعْتَقَدَ مَذْهَباً دَامَ عَلَيْهِ وَ قَدِمَ مَكَّةَ مُتَمَرِّداً وَ إِنْكَارًا عَلَى مَنْ يَحُجُ وَ كَانَ يَكْرَهُ الْعُلَمَاءُ مُجَالَسَتَهُ وَ مُسَاءَلَتَهُ لِحُبْثِ لِسَانِهِ وَ فَسَادِ ضَمِيرِهِ، فَأَتَى أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) فَجَلَسَ إِلَيْهِ فِي جَمَاعَةٍ مِنْ نُظَرَائِهِ.

فَقَالَ: يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ! إِنَّ الْمَجَالِسَ أَمَانَاتٌ وَ لا بُدَّ لِكُلِّ مَنْ بِهِ سُعَالٌ أَنْ يَسْعُلَ، أَفَتَأْذَنُ فِي الْكَلَامِ؟

فَقَالَ: تَكَلَّمْ.

فَقَالَ: إِلَى كَمْ تَدُوسُونَ هَذَا الْبَيْدَرَ وَ تَلُوذُونَ بِهَذَا الْحَجَرِ وَ تَعْبُدُونَ هَذَا الْبَيْتَ المَعْمُور بِالطُّوبِ وَ الْمَدَرِ وَ تُهَرْوِلُونَ حَوْلَهُ هَرْوَلَةَ الْبَعِيرِ إِذَا نَفَرَ؟! إِنَّ مَنْ فَكَّرَ فِي هَذَا وَ قَدَّرَ عَلِمَ أَنَّ هَذَا فِعْلٌ أَسَّسَهُ غَيْرُ حَكِيمٍ وَ لا ذِي نَظَرٍ فَقُلْ فَإِنَّكَ رَأْسُ هَذَا الْأَمْرِ وَ سَنَامُهُ وَ أَبُوكَ أُسُّهُ وَ تَمَامُهُ.

گفت: رفیق و مصاحب من پریشان گوی بود، گاهی به قدر قائل می شد و گاهی به جبر، و من او را چنان نمی شناسم که معتقد مذهبی شده و به آن ثابت مانده باشد، و از سر تمرد و سرکشی و به منظور انکار بر کسی که حج را به جای می آورد به مکه رفت، و دانشمندان علت به بد زبانی و فساد باطن همنشینی و سؤال و جواب او را خوش نمی داشتند.

پس به نزد امام صادق (علیه السلام) آمد، و با عده ای مانند خود در محضر آن حضرت بنشست، و آن گاه گفت: مجالس امانات است و هر که سرفه ای داشته باشد، ناگزیر باید، انجام دهد.

آیا اجازه می دهی سخنی گویم؟

امام (علیه السلام) فرمود: بگوی.

گفت: تاکی این خرمن را می کوبید، به این سنگ پناه می برید، این خانه به آجر و کلوخ آباد شده را پرستش می کنید و همچون شتران رم کرده گرد آن هروله می نمایید؟ کسی که در این باره فکر کند یا حقیقت آن را بررسی نماید، خواهد فهمید که این کاری است که فرد غیر حکیمی و غیر صاحب نظری آن را تأسیس کرده، پس اکنون تو در این باره سخن آغاز کن، چرا که تو در این امر سررشته داری و بزرگ آن هستی، و پدرت پایه و پایان رساننده آن است.

فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام): إِنَّ مَنْ أَضَلَّهُ اللَّهُ وَ أَعْمَى قَلْبَهُ اسْتَوْخَمَ الْحَقَّ وَ لَمْ يَسْتَعِذْ بِهِ وَ صَارَ الشَّيْطَانُ وَلِيَّهُ وَ رَبَّهُ وَ قَرِينَهُ يُورِدُهُ مَنَاهِلَ الْهَلَكَةِ ثُمَّ لَا يُصْدِرُهُ.

وَ هَذَا بَيْتُ اسْتَعْبَدَ اللَّهُ بِهِ خَلْقَهُ لِيَخْتَبِرَ طَاعَتَهُمْ فِي إِثْيَانِهِ فَحَنَّهُمْ عَلَى تَعْظِيمِهِ وَ زِيَارَتِهِ وَ جَعَلَهُ مَحَلَّ أَنْبِيَائِهِ وَ قِبْلَةً لِلْمُصَلِّينَ إِلَيْهِ.

فَهُوَ شُعْبَةٌ مِنْ رِضْوَانِهِ وَ طَرِيقٌ يُؤَدِّي إِلَى غُفْرَانِهِ مَنْصُوبٌ عَلَى اسْتِوَاءِ الْكَمَالِ وَ مَجْمَعِ الْعَظَمَةِ وَ الْجَلَالِ خَلَقَهُ اللَّهُ قَبْلَ دَحْوِ الْأَرْضِ بِأَلْفَيْ عَامٍ.

فَأَحَقُّ مَنْ أُطِيعَ فِيمَا أَمَرَ وَ انْتِهِيَ عَمَّا نَهَى عَنْهُ وَ زَجَرَ اللَّهُ الْمُنْشِئُ لِلْأَرْوَاحِ وَ الصور.

امام صادق (علیه السلام) آغاز به سخن کرد و فرمود: بی گمان کسی که خدا او را گمراه کرده و قلبش را کور ساخته، حق را بر طبع خویش سنگین می یابد. از این رو آن را گوارا نمی داند، شیطان دوست، و سرپرست و همنشین او می شود، و او را به راه های هلاکت می افکند و بیرون نمی آورد؛ این کعبه خانه ای است که خدا به وسیله آن مردم خود را به بندگی خویش در آورده تا با آمدن به سوی آن طاعتشان را بیازماید. از این رو آنان را به بزرگداشت و زیارت آن برانگیخته است، و آن را جایگاه پیامبران خود و قبلۀ نمازگزاران برای خویش قرار داده است. بنابراین، کعبه شعبه ای از رضوان او و راهی به غفران و آمرزش اوست که بر حد رسیدن به کمال و بر محل جمع شدن عظمت و جلال نصب شده است.

خداوند کعبه را دو هزار سال پیش از دحوالارض (1)به وجود آورده است. پس سزاوارترین فرد، کسی است که در برابر فرمان هایش مطیع و فرمانبردار شود و از آنچه نهی کرده باز ایستد، خدای به وجود آوردنده روح ها و صورت ها است.


1) دحوالارض زمانی است که زمین از زیر کعبه گسترش یافت.

2- وَ رُوِيَ: أَنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ (علیه السلام) قَالَ فِي خُطْبَةٍ لَهُ:

وَ لَوْ أَرَادَ اللَّهُ جَلَّ ثَنَاؤُهُ بِأَنْبِيَائِهِ حَيْثُ بَعَثَهُمْ أَنْ يَفْتَحَ لَهُمْ كُنُوزَ الذِّهْبَانِ وَ مَعَادِنَ الْعِقْيَانِ وَ مَغَارِسَ الْجِنَانِ، وَ أَنْ يَحْشُرَ طَيْرَ السَّمَاءِ وَ وَحْشَ الْأَرْضِ مَعَهُمْ لَفَعَلَ.

وَ لَوْ فَعَلَ لَسَقَطَ الْبَلاءُ وَ بَطَلَ الْجَزَاءُ وَ اضْمَحَلَّتِ الْأَنْبَاءُ، وَ لَمَا وَجَبَ لِلْقَائِلِينَ أُجُورُ الْمُبْتَلَيْنَ، وَ لا لَحِقَ الْمُؤْمِنِينَ ثَوَابُ الْمُحْسِنِينَ، وَ لَا لَزِمَتِ الْأَسْمَاءُ أَهَالِيَهَا عَلَى مَعْنَى مُبِينٍ.

وَ لِذَلِكَ لَوْ أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّمَاءِ آيَةٌ فَظَلَّتْ أَعْنَاقُهُمْ لَهَا خَاضِعِينَ، وَ لَوْ فَعَلَ سَقَطَ الْبَلْوَى عَنِ النَّاسِ أَجْمَعِينَ.

2- و روایت شده است: امیرمؤمنان علی (علیه السلام) در خطبه ای از خطبه های خویش فرمود: و اگر آن هنگام که خداوند - که ثنای او بزرگ است - پیامبرانش را برای راهنمایی امت ها بر می انگیخت می خواست برای آنان گنج های زر و معدن های طلاهای ناب را بگشاید، و باغ هایی که در آنها انواع درختان می نشانند، و پرندگان آسمان و چرندگان زمین را با آنان بفرستد به طور هم به جای می آورد.

و اگر چنین کرده بود به طور قطع امتحان برطرف، و اجر و مزد ناپیدا و اخبار غیبی بی مورد بود. چون مردم بندۀ دنیا هستند و اگر پیامبران دارای دنیا بودند، مردم فرمان آنها را از جان و دل گردن می نهادند، آن وقت مؤمن و فاسق تشخیص داده نمی شد و پاداش و کیفری در کار نبود و برای قبول کنندگان تکلیف پاداش های آزمایش شدگان لازم نگردیده و مؤمنان سزاوار پاداش نیکوکاران نمی شدند و نام های خوب مانند مؤمن و متقی و زاهد و عابد اهل های آنها را بر یک معنایی آشکار لازم نمی شد (یعنی نام ها با معانی خود مطابقت نمی کردند).

برای همین جهت است که اگر به طور حتم خداوند آیه و علامت قدرتی را نازل می کرد (مانند آن چه بر قوم یونس نازل کرد) گردن های کافران برای او فروتنی می کرد، و اگر چنین می کرد آزمایش از همه مردم ساقط می شد.

وَ لَكِنَّ اللَّهَ جَلَّ ثَنَاؤُهُ جَعَلَ رُسُلَهُ أُولِي قُوَّةٍ فِي عَزَائِمِ نِيَّاتِهِمْ وَ ضَعَفَةٌ فِيمَا تَرَى الْأَعْيُنُ مِنْ حَالاتِهِمْ مِنْ قَنَاعَةٍ تَمْلَأُ الْقُلُوبَ وَ الْعُيُونَ غَنَاؤُهُ وَ خَصَاصَةِ تَمْلَأُ الْأَسْمَاعَ وَ الْأَبْصَارَ أَذَاؤُهُ.

وَ لَوْ كَانَتِ الْأَنْبِيَاءُ أَهْلَ قُوَّةٍ لا تُرَامُ وَ عِزَّةٍ لا تُضَامُ وَ مُلْكِ يُمَدُّ نَحْوَهُ أَعْنَاقُ الرِّجَالِ وَ يُشَدُّ إِلَيْهِ عُقَدُ الرِّحَالِ لَكَانَ أَهْوَنَ عَلَى الْخَلْقِ فِي الِاخْتِبَارِ وَ أَبْعَدَ لَهُمْ الاسْتِكْبَارِ وَ لَآمَنُوا عَنْ رَهْبَةٍ قَاهِرَةٍ لَهُمْ أَوْ رَغْبَةٍ مَائِلَةٍ بِهِمْ، فَكَانَتِ النِّيَّاتُ مُشْتَرَكَةً وَ الْحَسَنَاتُ مُقْتَسَمَةٌ.

وَ لَكِنَّ اللَّهَ أَرَادَ أَنْ يَكُونَ الاِتِّبَاعُ لِرُسُلِهِ وَ التَّصْدِيقُ بِكُتُبِهِ وَ الْخُشُوعُ لِوَجْهِهِ وَ الِاسْتِكَانَةُ لِأَمْرِهِ وَ الِاسْتِسْلَامُ لِطَاعَتِهِ أُمُوراً لَهُ خَاصَّةٌ لَا تَشُوبُهَا مِنْ غَيْرِهَا شَائِبَةٌ وَ كُلَّمَا كَانَتِ الْبَلْوَى وَ الِاخْتِبَارُ أَعْظَمَ كَانَتِ الْمَثُوبَةُ وَ الْجَزَاءُ أَجْزَلَ .

ولی خداوند - که ثنای او بزرگ است - پیامبرانش را در عزم و اراده هایشان قوی و توانا گرداند، و در آن چه دیده ها به احوالشان نگردانند، ناتوانشان ساخت، دارای قناعتی بودند که دل ها و دیده ها را از بی نیازی پر می کرد، و فقر و تنگدستی داشتند که گوش ها و چشم ها را پر آزار می ساخت.

و اگر پیامبران را توانایی و قوتی بود، کسی به فکر آزار آنان نمی افتاد، و اگر قدرتی داشتند، کسی نمی توانست بر آنان ستم کند، و اگر سلطنتی داشتند گردن های مردان به سوی آن کشیده می شد و گره های تنگ مرکب ها برای گشودن بار به ساحت ملک آنان بسته می گردید. البته برای امتحان مردم آسان تر و از کبر ورزیدنشان دورتر بود، و آن مردم به آن پیامبران ایمان می آوردند از جهت ترسی غلبه کننده، یا خواهشی که میل کننده به آنان بود، آن گاه نیت ها درهم آمیخته و نیکی ها قسمت شده بود نیمی از مردم برای دنیا و نیمی برای آخرت کار می کردند.

ولی خداوند اراده فرمود که پیروی از پیامبرانش، باور داشتن کتاب هایش، فروتنی برای فرمان و امر خودش و گردن نهادن به بندگیش چیزهایی در برداشته باشد که ویژه و مخصوص خود او بوده و از جز آنها عیبی به آن چیزها آمیخته نشود، و به همین خاطر هر چه بلا و امتحان سخت تر، پاداش و مزد فراوانتر است.

أَلا تَرَوْنَ أَنَّ اللَّهَ جَلَّ ثَنَاؤُهُ اخْتَبَرَ الْأَوَّلِينَ مِنْ لَدُنِ آدَمَ إِلَى الْآخِرِينَ مِنْ هَذَا الْعَالَمِ بِأَحْجَارٍ لا تَضُرُّ وَ لَا تَنْفَعُ وَ لَا تُبْصِرُ وَ لا تَسْمَعُ.

فَجَعَلَهَا بَيْتَهُ الْحَرَامَ الَّذِي جَعَلَهُ لِلنَّاسِ قِيَاماً. ثُمَّ وَ ضَعَهُ بِأَوْ عَرِ بِقَاعِ الْأَرْضِ حَجَراً وَ أَقَلَّ نَتَائِقِ الدُّنْيَا مَدَراً وَ أَضْيَق بُطُونِ الْأَوْدِيَةِ مَعَاشَاً وَ أَغْلَظُ مَحَالٌ الْمُسْلِمِينَ مِيَاهَا بَيْنَ جِبَالٍ خَشِنَةٍ وَ رِمَالٍ دَمِثَةٍ وَ عُيُونٍ وَ شِلَةٍ وَ قُرًى مُنْقَطِعَةٍ وَ أَثَرٍ مِنْ مَوَاضِع قَطْرِ السَّمَاءِ دَاثِرِ لَيْسَ يَزْكُو بِهِ خُفٌ وَ لَا ظُلْفٌ وَ لَا حَافِرٌ.

ثُمَّ أَمَرَ آدَمَ وَ وَلْدَهُ أَنْ يَتْنُوا أَعْطَافَهُمْ نَحْوَهُ فَصَارَ مَثَابَةً لِمُنْتَجَعِ أَسْفَارِهِمْ وَ غَايَةً لِمُلْقَى رِحَالِهِمْ.

تَهْوِي إِلَيْهِ ثِمَارُ الْأَفْئِدَةِ مِنْ مَفَاوِزِ قِفَارٍ مُتَّصِلَةٍ وَ جَزَائِرِ بِحَارٍ مُنْقَطِعَةٍ وَ مَهَاوِي فِجَاجٍ عَمِيقَةٍ حَتَّى يَهُرُّوا مَنَاكِبَهُمْ ذُلُلاً يُهَلِّلُونَ لِلَّهِ حَوْلَهُ.

آیا نمی نگرید که خداوند - که ثنای او بزرگ است - از زمان آفرینش آدم، پیشینیان تا آخرین فرد از جهانیان را به سنگ هایی که سود و زیانی نرسانده و بینا و شنوا نیستند آزمود.

آن گاه آن سنگ ها را خانۀ محترم خویش قرار داد، آن چنان خانه ای که آن را برای مردم سرپای ساخته و آن را از جهت سنگستان بودن در سخت ترین جاهای زمین و از جهت خاک و کلوخ داشتن در کمترین جاهای بلند جهان، و از نظر زندگی در تنگ ترین دره ها، و از جهت آب ها - که در چاه ها هستند - غلیظ ترین جایی که مسلمانان فرود می آیند، میان کوه های درشت و زمخت و شن های نرم، و چشمه های کم آب و قریه های دور از هم، و نشانی در بیابان ها که کهنه است یعنی راه های آنجا جاده ندارد و قافله بدون راهنما نمی تواند به آنجا برود و راهنما نیز گاهی راه را گم می کند و باعث سرگردانی قافله می شود و شتر و گاو و گوسفند در آنجا فربه نمی گردد.

آن گاه به آدم و فرزندانش فرمان داد تا به سمت آن روی آورند. خانۀ کعبه جایگاه سود دادن سفرها و مرکز بار انداختنشان گردید که با به جا آوردن اعمال حج، سودی مادی و معنوی نصیب ایشان می گردد.

خرم دلان به آن خانه فرود می آیند، از بیابان های خشک و خالی که پیوسته است و از جزیره های دریاهایی که از زمین دور و از بلندی های دره های ژرف برکنارند، تا این که از جهت خشوع و خواری و شوق، بازوانشان لرزید. گرد آن خانه صدا به لا اله الا الله برکشیده و هروله کنان هستند.

وَ يَرْمُلُونَ عَلَى أَقْدَامِهِمْ شُعْثاً غُبْراً لَهُ قَدْ نَبَذُوا الْقُنُعَ وَ السَّرَابِيلَ وَرَاءَ ظُهُورِهِمْ وَ حَسَرُوا بِالشُّعُورِ حَلْقَاً عَنْ رُءُوسِهِمُ ابْتِلَاءً عَظِيماً وَ اخْتِبَاراً كَبِيراً وَ امْتِحَانَاً شَدِيداً وَ تَمْحِيصاً بليغاً وَ قُنوتاً مُبيناً جَعَلَهُ اللَّهُ سَبَباً لِرَحْمَتِهِ وَ وُصْلَةً وَ وَ سِيلَةً إِلَى جَنَّتِهِ وَ عِلَّةً لِمَغْفِرَتِهِ وَ ابْتِلَاءً لِلْخَلْقِ بِرَحْمَتِهِ.

وَ لَوْ كَانَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى وَ ضَعَ بَيْتَهُ الْحَرَامَ وَ مَشَاعِرَهُ الْعِظَامَ بَيْنَ جَنَّاتٍ وَ أَنْهَارٍ وَ سَهْلِ وَ قَرَارٍ جَمَّ الْأَشْجَارِ دَانِي الثَّمَارِ مُلْتَفَّ النَّبَاتِ مُتَّصِلَ الْقُرَى مِنْ بُرَّةٍ سَمْرَاءَ وَ رَوْضَةٍ خَضْرَاءَ وَ أَرْيَافٍ مُحْدِقَةٍ وَ عِرَاصٍ مُغْدِقَةٍ وَ زُرُوعٍ نَاضِرَةٍ وَ طُرُقٍ عَامِرَةٍ وَ حَدَائِقَ كَثِيرَةٍ لَكَانَ قَدْ صَغُرَ الْجَزَاءُ عَلَى حَسَب ضَعْفِ الْبَلَاءِ.

ثُمَّ لَوْ كَانَتِ الْأَسَاسُ الْمَحْمُولُ عَلَيْهَا وَ الْأَحْجَارُ الْمَرْفُوعُ بِهَا بَيْنَ زُمُرُّدَةٍ خَضْرَاءَ وَ يَاقُوتَةٍ حَمْرَاءَ وَ نُورٍ وَ ضِيَاءٍ لَخَفَّفَ ذَلِكَ مُصَارَعَةَ الشَّكُ فِي الصُّدُورِ، وَ لَوَضَعَ مُجَاهَدَةَ إِبْلِيسَ عَنِ الْقُلُوبِ وَ لَنَفَى مُعْتَلِجَ الرَّيْبِ مِنَ النَّاسِ.

آنان برای خشنودی خدا با موهای ژولیده و روهای غبار آلوده هستند، و سلاح ها و جامه های دوخته خویش را به پشت سر افکنده و احرام پوشیده اند و سرهای خود را به سبب اکتفای به موهای سر، برای تراشیدن آنها برهنه کرده اند. خداوند آنان را به این اعمال در حج آزمایش کرد؛ آزمایشی بزرگ ،کامل، سخت، هویدا، و خضوعی آشکار، و آن را وسیلهٔ رحمتش، و پیوستگی و رسیدن به بهشتش، و سببی برای بخشش، و آزمایشی برای مخلوق به رحمتش گردانید.

و اگر خدای تبارک و تعالی خانۀ محترم خود را میان باغستان ها، نهرها، و زمین نرم و هموار - که با درخت های بسیار و میوه های نزدیک و گیاه های بهم پیوسته، و آبادی های نزدیک بهم، از گندم سرخ و بستان خرم، و زمین های پر گیاه سبز و کشتزارهای تازه و شاداب، و راه های آباد و باغ های فراوان - قرار می داد؛ مزد و پاداش به نسبت سبکی آزمایش اندک می گردانید.

و اگر پایه هایی که آن خانه بر روی آن قرار گرفته و سنگ هایی که آن را با آنها بالا برده اند، از زمرد سبز، یاقوت سرخ و نور و روشنی بود. البته چنین بنایی کشتی گرفتن های شک و تردید را در سینه ها سبک ساخته، و کوشش ابلیس را از دل ها برای حج نگزاردن به یک سو نهاده، و شک و نگرانی را از مردم دور می کرد.

وَ لَكِنَّ اللَّهَ (عزوجل) يَخْتَبِرُ عَبِيدَهُ بِأَنْوَاعِ الشَّدَائِدِ وَ يَتَعَبَّدُهُمْ بِأَلْوَانِ الْمَجَاهِدِ وَ يَبْتَلِيهِمْ بِضُرُوبِ الْمَكَارِهِ إِخْرَاجاً لِلتَّكَبُرِ مِنْ قُلُوبِهِمْ، وَ إِسْكَانَا لِلتَّذَلُّلِ فِي أَنْفُسِهِمْ، وَ لِيَجْعَلَ ذَلِكَ أَبْوَاباً فُتحاً إِلَى فَضْلِهِ وَ أَسْبَاباً ذُلُلاً لِعَفْوِهِ وَ فِتْنَتِهِ كَمَا قَالَ: «الم * أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ * وَ لَقَدْ فَتَنَّا الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِينَ صَدَقُوا وَ لَيَعْلَمَنَّ الْكَاذِبِينَ».

بخش هفتم

اشاره

بَابُ حَةٌ إِبْرَاهِيمَ وَ إِسْمَاعِيلَ وَ بِنَائِهِمَا الْبَيْتَ وَ مَنْ وَلِيَ الْبَيْتَ بَعْدَهُمَا (علیهما السلام)

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدَوَيْهِ بْنِ عَامِرٍ وَ غَيْرِهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ جَمِيعاً عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِي الْعَبَّاسِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:

ولی خواست خداوند (عزوجل) چنین است که بندگانش را به سختی های گوناگون بیازماید، و به انواع کوشش ها، به بندگی وادارشان سازد، و آنان را به چیزهای گوناگونی که خاطر پسند نیست آزمایش کند تا کبر و خودخواهی را از دلشان، و سکونت افتادگی در جانشان را براند. و بدین وسیله این آزمایش را درهای گشاده به سوی احسان، وسایل آسان برای عفو و بخشش و آزمایشش قرار دهد، همچنان که فرموده است: «الم. آیا مردم پنداشتند که واگذاشته می شوند که بگویند: ایمان آوردیم و آنان امتحان نشوند. و به تحقیق آنان را که پیش از ایشان بودند، امتحان کردیم. پس البته خداوند می داند آنان را که راست گفتند و دروغگویان را نیز می داند».

حج ابراهیم و اسماعیل (علیهما السلام) و بنای خانه کعبه، و والی کعبه پس از آنها

1- ابوالعباس گوید: امام صادق (علیه االسلام) فرمود:

لَمَّا وُلِدَ إِسْمَاعِيلُ حَمَلَهُ إِبْرَاهِيمُ وَ أُمَّهُ عَلَى حِمَارٍ وَ أَقْبَلَ مَعَهُ جَبْرَئِيلُ حَتَّى وَضَعَهُ فِي مَوْضِع الْحِجْرِ وَ مَعَهُ شَيْءٌ مِنْ زَادٍ وَ سِقَاءٌ فِيهِ شَيْءٌ مِنْ مَاءٍ وَ الْبَيْتُ يَوْمَئِذٍ رَبْوَةٌ حَمْرَاءُ مِنْ مَدَرٍ.

فَقَالَ إِبْرَاهِيمُ لِجَبْرَئِيلَ (علیه السلام): هَاهُنَا أُمِرْتَ؟

قَالَ: نَعَمْ.

قَالَ: وَ مَكَةُ يَوْمَئِذٍ سَلَمٌ وَ سَمُرٌ وَ حَوْلَ مَكَّةَ يَوْمَئِذٍ نَاسٌ مِنَ الْعَمَالِيقِ.

وَ فِي حَدِيثٍ أَخَرَ عَنْهُ أَيْضاً قَالَ:

فَلَمَّا وَلَّى إِبْرَاهِيمُ قَالَتْ هَاجَرُ: يَا إِبْرَاهِيمُ! إِلَى مَنْ تَدَعُنَا؟

قَالَ: أَدَعُكُمَا إِلَى رَبِّ هَذِهِ الْبَنِيَّةِ.

قَالَ: فَلَمَّا نَفِدَ الْمَاءُ وَ عَطِشَ الْغُلَامُ خَرَجَتْ حَتَّى صَعِدَتْ عَلَى الصَّفَا فَنَادَتْ: هَلْ بِالْبَوَادِي مِنْ أَنِيسٍ؟

وقتی که اسماعیل متولد شد، ابراهیم او و مادرش را بر چهار پایی نشانید و جبرئیل با او آمد تا آن که او را در مکان حجر گذارد و مقداری توشه و مشکی آب به همراه او بود، در آن روز محل کعبه تپه ای سرخ رنگ از کلوخ بود، ابراهیم (علیه السلام) به جبرئیل گفت: آیا مأمور شده ای که اهل مرا در اینجا بگذاری؟

گفت: آری.

امام (علیه السلام) فرمود: در آن روز در مکه درخت سلم و موز بود و در اطراف آن مردمی از عماليق (1)بودند.

در حدیث دیگری از آن حضرت آمده است که حضرتش فرمود: وقتی که ابراهیم رو گرداند تا بازگردد هاجر گفت: ای ابراهیم! ما را به که می سپاری؟

گفت: شما را به پروردگار این خانه می سپارم.

امام (علیه السلام) فرمود: هنگامی که آب تمام شد، اسماعیل تشنه گشت، هاجر بیرون رفت و بر کوه صفا بالا رفت و صدا زد: آیا در این درّه هیچ مونسی نیست؟!


1) عمالیق: گروهی از فرزندان عملیق بن لاوزبن ارم بن سام بن نوح می باشند که در شهرها پراکنده گردیده اند.

ثُمَّ انْحَدَرَتْ حَتَّى أَتَتِ الْمَرْوَةَ، فَنَادَتْ مِثْلَ ذَلِكَ، ثُمَّ أَقْبَلَتْ رَاجِعَةً إِلَى ابْنِهَا، فَإِذَا عَقِبُهُ يَفْحَصُ فِي مَاءٍ فَجَمَعَتْهُ فَسَاخَ وَ لَوْ تَرَكَتْهُ لَسَاحَ.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:

إِنَّ إِبْرَاهِيمَ (علیه السلام) لَمَّا خَلَّفَ إِسْمَاعِيلَ بِمَكَّةَ عَطِشَ الصَّبِيُّ فَكَانَ فِيمَا بَيْنَ الصَّفَا وَ الْمَرْوَةِ شَجَرٌ، فَخَرَجَتْ أُمُّهُ حَتَّى قَامَتْ عَلَى الصَّفَا فَقَالَتْ: هَلْ بِالْبَوَادِي مِنْ أَنِيسٍ؟ فَلَمْ تُجِبْهَا أَحَدٌ، فَمَضَتْ حَتَّى انْتَهَتْ إِلَى الْمَرْوَةِ.

فَقَالَتْ: هَلْ بِالْبَوَادِي مِنْ أَنِيسٍ؟ فَلَمْ تُجَبْ ثُمَّ رَجَعَتْ إِلَى الصَّفَا وَ قَالَتْ: ذَلِكَ حَتَّى صَنَعَتْ ذَلِكَ سَبْعاً.

فَأَجْرَى اللَّهُ ذَلِكَ سُنَّةٌ .

وَ أَتَاهَا جَبْرَئِيلُ فَقَالَ لَهَا: مَنْ أَنْتِ؟

سپس سرازیر شد و به مروه آمد و همان گونه صدا زد، آن گاه به طرف فرزندش بازگشت، ناگاه دید که پاشنۀ پای خود را در آب که از زمین می جوشید، می کاوید. هاجر آن آب را جمع کرد و بر دور آن خاک ریخت تا روان نشود. پس آن آب فرو نشست و اگر آن را به حال خود وا می گذاشت بر روی زمین روان می شد.

2- معاوية بن عمّار گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

هنگامی که ابراهیم (علیه السلام) اسماعیل را در مکه گذارد، کودک تشنه شد و بین صفا و مروه درخت بود، مادرش خارج شد تا این که بر صفا ایستاد و گفت: آیا در این دره مونسی نیست؟ کسی او را پاسخی نداد، گذشت تا این که به مروه رسید گفت: آیا در این دره انیسی نیست؟! جوابی داده نشد، آن گاه به صفا بازگشت و همان سخن را تکرار کرد و تا هفت بار این کار را انجام داد و خداوند آن را سنتی در حج و عمره قرار داد که حاجیان هفت بار میان صفا و مروه سعی نمایند.

جبرئیل به نزد او آمد و گفت: تو کیستی؟

فَقَالَتْ: أَنَا أُمُّ وَلَدِ إِبْرَاهِيمَ.

قَالَ لَهَا: إِلَى مَنْ تَرَكَكُمْ؟

فَقَالَتْ: أَمَا لَئِنْ قُلْتَ ذَاكَ لَقَدْ قُلْتُ لَهُ حَيْثُ أَرَادَ الذَّهَابَ: يَا إِبْرَاهِيمُ! إِلَى مَنْ تَرَكْتَنَا فَقَالَ: إِلَى اللَّهِ (عزوجل).

فَقَالَ جَبْرَئِيلُ (علیه السلام): لَقَدْ وَ كَلَكُمْ إِلَى كَافٍ.

قَالَ: وَ كَانَ النَّاسُ يَجْتَنِبُونَ الْمَمَرَّ إِلَى مَكَّةَ لِمَكَانِ الْمَاءِ، فَفَحَصَ الصَّبِيُّ بِرِجْلِهِ فَنَبَعَتْ زَمْزَمُ.

قَالَ: فَرَجَعَتْ مِنَ الْمَرْوَةِ إِلَى الصَّبِيُّ وَ قَدْ نَبَعَ الْمَاءُ، فَأَقْبَلَتْ تَجْمَعُ التُّرَابَ حَوْلَهُ مَخَافَةَ أَنْ يَسِيحَ الْمَاءُ وَ لَوْ تَرَكَتْهُ لَكَانَ سَيْحاً.

گفت: من کنیز ابراهیم هستم.

به او گفت: شما را به چه کسی واگذارده است؟

گفت: این سخن را که تو گفتی من نیز هنگام رفتن به او گفتم: ای ابراهیم! ما را به که وا می گذاری؟

گفت: به خداوند (عزوجل).

جبرئیل گفت: به کسی واگذارده که شما را کفایت می کند.

امام (علیه السلام) فرمود: مردم به خاطر نبودن آب از عبور از مکه دوری می کردند. پس اسماعیل با پای خود زمین را کاوید و آب زمزم جوشید.

فرمود: هاجر از مروه به سوی کودک بازگشت در حالی که از زمین آب جوشیده بود، پس خاک را در اطراف آن آب جمع می کرد از ترس این که روان شود، و اگر آن را به حال خود وا می گذاشت روان می شد.

قَالَ: فَلَمَّا رَأَتِ الطَّيْرُ الْمَاءَ حَلَّقَتْ عَلَيْهِ فَمَرَّ رَكْبٌ مِنَ الْيَمَنِ يُرِيدُ السَّفَرَ، فَلَمَّا رَأَوُا الطَّيْرَ قَالُوا: مَا حَلَّقَتِ الطَّيْرُ إِلَّا عَلَى مَاءٍ فَأَتَوْهُمْ فَسَقَوْهُمْ مِنَ الْمَاءِ فَأَطْعَمُوهُمُ الرَّكْبُ مِنَ الطَّعَامِ وَ أَجْرَى اللَّهُ (عزوجل) لَهُمْ بِذَلِكَ رِزْقاً، وَ كَانَ النَّاسُ يَمُرُّونَ بِمَكَّةَ فَيُطْعِمُونَهُمْ مِنَ الطَّعَامِ وَ يَسْقُونَهُمْ مِنَ الْمَاءِ.

3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى وَ أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ عِيسَى بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي أَيُّوبَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَنْصُورٍ عَنْ كُلْثُومِ بْنِ عَبْدِ الْمُؤْمِنِ الْحَرَّانِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:

أَمَرَ اللَّهُ (عزوجل) إِبْرَاهِيمَ (علیه السلام) أَنْ يَحُجَّ وَ يُحِجَّ إِسْمَاعِيلَ مَعَهُ وَ يُسْكِنَهُ الْحَرَمَ، فَحَجَّا عَلَى جَمَل أَحْمَرَ وَ مَا مَعَهُمَا إِلَّا جَبْرَئِيلُ (علیه السلام).

فَلَمَّا بَلَغَا الْحَرَمَ قَالَ لَهُ جَبْرَئِيلُ: يَا إِبْرَاهِيمُ! أنْزِلَا فَاغْتَسِلَا قَبْلَ أَنْ تَدْخُلَا الحَرَم.

فرمود: وقتی که پرندگان آب را دیدند در اطراف آن حلقه زدند. سوارانی از یمن که ارادۀ سفر داشتند وقتی پرندگان را دیدند، گفتند: پرندگان حلقه نزده اند مگر بر آب، آنها نیز فرود آمدند. مردم مکه از آنها پذیرایی کردند و به آنها آب و غذا دادند. خداوند به وسیلۀ آن آب، برای آنان روزی جاری ساخت، به این روش که مردم از راه مگه گذر می کردند و به آنها غذا می دادند و آنان نیز از آب به آنان می آشامانیدند.

3- کلثوم حرانی گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

خداوند (عزوجل) به ابراهیم (علیه السلام) فرمان داد مراسم حج را به جای آورد، و اسماعیل نیز با او حج را انجام دهد و او را در حرم ساکن سازد، آنان سوار بر شتری سرخ به همراه جبرئیل (علیه السلام) انجام دادند، وقتی که به حرم رسیدند جبرئیل به او گفت: ای ابراهیم! فرود آیید و پیش از آن که وارد حرم شوید، غسل کنید.

فَنَزَلا فَاغْتَسَلَا وَ أَرَاهُمَا كَيْفَ يَتَهَيَّئَانِ لِلْإِحْرَامِ، فَعَلَا ثُمَّ أَمَرَهُمَا فَأَهَلَّا بِالْحَجِّ وَ أَمَرَهُمَا بِالتَّلْبِيَاتِ الْأَرْبَعِ الَّتِي لَبَّى بِهَا الْمُرْسَلُونَ.

ثُمَّ صَارَ بِهِمَا إِلَى الصَّفَا فَنَزَلا وَ قَامَ جَبْرَئِيلُ بَيْنَهُمَا وَ اسْتَقْبَلَ الْبَيْتَ فَكَبَّرَ اللَّهَ وَ كَبَّرَا وَ هَلَّلَ اللَّهَ وَ هَلَّلَا وَ حَمَّدَ اللَّهَ وَ حَمَّدًا وَ مَجَّدَ اللَّهَ وَ مَجَّدَا وَ أَثْنَى عَلَيْهِ وَ فَعَلَا مِثْلَ ذَلِكَ وَ تَقَدَّمَ جَبْرَئِيلُ وَ تَقَدَّمَا يُثْنِيَانِ عَلَى اللَّهِ (عزوجل) وَ يُمَجِّدَانِهِ حَتَّى انْتَهَى بِهِمَا إِلَى مَوْضِعِ الْحَجَرِ فَاسْتَلَمَ جَبْرَئِيلُ الْحَجَرَ وَ أَمَرَهُمَا أَنْ يَسْتَلِمَا وَ طَافَ بِهِمَا أُسْبُوعاً.

ثُمَّ قَامَ بِهِمَا فِي مَوْضِعِ مَقَامِ إِبْرَاهِيمَ (علیه السلام) فَصَلَّى رَكْعَتَيْنِ وَ صَلَّيَا ثُمَّ أَرَاهُمَا الْمَنَاسِكَ وَ مَا يَعْمَلَانِ بِهِ.

فَلَمَّا قَضَيَا مَنَاسِكَهُمَا أَمَرَ اللَّهُ إِبْرَاهِيمَ (علیه السلام) بِالِانْصِرَافِ وَ أَقَامَ إِسْمَاعِيلُ (علیه السلام) وَحْدَهُ مَا مَعَهُ أَحَدٌ غَيْرُ أُمِّهِ.

آن دو فرود آمدند و غسل کردند و به آنان نشان داد که چگونه برای احرام آماده شوند، و آنها انجام دادند، آن گاه به آنها فرمان داد تا برای حج گفتن صدای تلبیه خود را بلند کردند، و به آنان آن چهار تلبیه ای را که پیامبران لبیک گفتند، فرمان داد، سپس با آنان به سوی صفا روانه شد، در آنجا فرود آمدند و جبرئیل در میان آن دو ایستاد

و رو به خانه کعبه کرد تکبیر گفت و آن دو نیز تکبیر گفتند، جبرئیل «لا اله الا الله» گفت و آنان نیز «لااله الا الله» گفتند، او خداوند را حمد کرد آنها نیز حمد کردند، او خدای را ستود ایشان نیز ستودند، او خدا را ثنا گفت آنها نیز ثنا گفتند.

جبرئیل پیش آمد و آنان نیز پیش آمدند و بر خداوند (عزوجل) ثنا می گفتند و او را می ستودند تا این که آنان را به جایگاه حجر الاسود آورد، پس جبرئیل حجر لاسود را مسح کرد و دست کشید و به آنان فرمان داد تا مسح کنند دست بکشند، و با آنها هفت دور خانه کعبه را طواف کرد.

سپس با آنان در جایگاه مقام ابراهیم (علیه السلام) ایستاد و دو رکعت نماز گزارد و آنها نیز نماز گزاردند. آن گاه مناسک حج و آن چه را که به آن عمل می کنند (مانند وقوف در عرفات و مشعر و مانند آنها) به آنان نشان داد، و هنگامی که مناسک خود را به انجام رسانیدند، خداوند ابراهیم (علیه السلام) را فرمان بازگشت داد و اسماعیل به تنهایی ماند و جز مادرش کسی با او نبود.

فَلَمَّا كَانَ مِنْ قَابِلِ أَذِنَ اللَّهُ لِإِبْرَاهِيمَ (علیه السلام) فِي الْحَجِّ وَ بِنَاءِ الْكَعْبَةِ، وَ كَانَتِ الْعَرَبُ تَحُجُّ إِلَيْهِ وَ إِنَّمَا كَانَ رَدْماً إِلَّا أَنَّ قَوَاعِدَهُ مَعْرُوفَةٌ، فَلَمَّا صَدَرَ النَّاسُ جَمَعَ إِسْمَاعِيلُ الْحِجَارَةَ وَ طَرَحَهَا فِي جَوْفِ الْكَعْبَةِ.

فَلَمَّا أَذِنَ اللَّهُ لَهُ فِي الْبِنَاءِ قَدِمَ إِبْرَاهِيمُ (علیه السلام) فَقَالَ: يَا بُنَيَّ! قَدْ أَمَرَنَا اللَّهُ بِبِنَاءِ الْكَعْبَة.

وَ كَشَفَا عَنْهَا فَإِذَا هُوَ حَجَرٌ وَ احِدٌ أَحْمَرُ.

فَأَوْحَى اللَّهُ (عزوجل) إِلَيْهِ: ضَعْ بِنَاءَهَا عَلَيْهِ.

وَ أَنْزَلَ اللهُ (عزوجل) أَرْبَعَةَ أَمْلاكِ يَجْمَعُونَ إِلَيْهِ الْحِجَارَةَ، فَكَانَ إِبْرَاهِيمُ وَ إِسْمَاعِيلُ (علیهما السلام) يَضَعَانِ الْحِجَارَةَ وَ الْمَلَائِكَةُ تُنَاوِلُهُمَا حَتَّى تَمَّتِ اثْنَا عَشَرَ ذِرَاعاً وَ هَيَّنَا لَهُ بَابَيْنِ: بَاباً يُدْخَلُ مِنْهُ. وَ بَاباً يُخْرَجُ مِنْهُ.

وَ وَضَعَا عَلَيْهِ عَتَبَاً وَ شَرَجاً مِنْ حَدِيدٍ عَلَى أَبْوَابِهِ وَ كَانَتِ الْكَعْبَةُ عُرْيَانَةٌ، فَصَدَرَ إِبْرَاهِيمُ (علیه السلام) وَ قَدْ سَوَّى الْبَيْتَ وَ أَقَامَ إِسْمَاعِيلُ (علیه السلام).

پس چون سال بعد فرا رسید، خداوند به ابراهیم (علیه السلام) به ادای حج و بنای کعبه اذن داد، و پیش از آن که ابراهیم کعبه را باز سازی کند، قبایل عرب به حج می آمدند، و این در حالی بود که خانه، به صورت تلی از آثار خرابه ای جلوه داشت مگر آن که پایه های آن شناخته شده بود، و چون مردم از سفر حج بازگشته و به قبایل خود رفته بودند، اسماعیل سن گها را گرد آورده در جوف کعبه ریخت.

هنگامی که خداوند به ابراهیم (علیه السلام) یا اجازه بنای کعبه را داد، به آن سرزمین وارد شد و فرمود: ای فرزندم! خداوند ما را به بنای کعبه فرمان داده است.

آن دو آوارها را از محل کعبه بر طرف کردند و ناگهان به سنگی سرخ رنگ رسیدند، پس خداوند (عزوجل) به ابراهیم وحی کرد که بنای خانه را بر پایۀ آن بگذار، و چهار فرشته را به نزد او فرستاد که سنگ را برای وی جمع می کردند.

ابراهیم و اسماعیل (علیهما السلام) سنگ ها را در جای خود نصب می کردند، و فرشتگان آن سنگ ها را به دست آنان می دادند تا ساختمان خانه به دوازده ذراع برآمد، و برای آن دو درگاه قرار داد: دری که از آن داخل می شد، و دری که از آن خارج می گشت، و بر درهای آن آستانه ها و دسته هایی از آهن گذاردند، و کعبه هم چنان برهنه و بدون پرده بود تا ابراهیم (علیه السلام) از آن سرزمین عزیمت کرد، و اسماعیل همچنان در آنجا مقیم بماند.

فَلَمَّا وَرَدَ عَلَيْهِ النَّاسُ نَظَرَ إِلَى امْرَأَةٍ مِنْ حِمْيَرٍ أَعْجَبَهُ جَمَالُهَا فَسَأَلَ اللَّهَ (عزوجل) وَ أَنْ يُزَوِّجَهَا إِيَّاهُ، وَ كَانَ لَهَا بَعْلُ.

فَقَضَى اللَّهُ عَلَى بَعْلِهَا بِالْمَوْتِ وَ أَقَامَتْ بِمَكَّةَ حُزْناً عَلَى بَعْلِهَا، فَأَسْلَى اللَّهُ ذَلِكَ عَنْهَا وَ زَوَّجَهَا إِسْمَاعِيلَ (علیه السلام) وَ قَدِمَ إِبْرَاهِيمُ (علیه السلام) الْحَجَّ. وَ كَانَتِ امْرَأَةٌ مُوَفَّقَةً وَ خَرَجَ إِسْمَاعِيلُ إِلَى الطَّائِفِ يَمْتَارُ لِأَهْلِهِ طَعَاماً.

فَنَظَرَتْ إِلَى شَيْخِ شَعِثٍ فَسَأَلَهَا عَنْ حَالِهِمْ فَأَخْبَرَتْهُ بِحُسْنِ حَالٍ فَسَأَلَهَا عَنْهُ خَاصَّةٌ فَأَخْبَرَتْهُ بِحُسْنِ الدِّينِ وَ سَأَلَهَا مِمَّنْ أَنْتِ؟

فَقَالَتْ: امْرَأَةٌ مِنْ حِمْيَرٍ.

فَسَارَ إِبْرَاهِيمُ (علیه السلام) وَ لَمْ يَلْقَ إِسْمَاعِيلَ (علیه السلام) وَ قَدْ كَتَبَ إِبْرَاهِيمُ كِتَابَاً فَقَالَ: ادْفَعِي هَذَا إِلَى بَعْلِكِ إِذَا أَتَى إِنْ شَاءَ اللَّهُ.

فَقَدِمَ عَلَيْهَا إِسْمَاعِيلُ فَدَفَعَتْ إِلَيْهِ الْكِتَابَ فَقَرَأَهُ فَقَالَ: أَتَدْرِينَ مَنْ هَذَا الشَّيْخُ؟

وقتی که مردم در موسم حج بر او وارد شدند، زنی از حمیر (1)را دید و از جمال وی خوشش آمد و از خداوند (عزوجل) خواست تا وی را همسر او قرار دهد، و آن زن شوهر داشت، خداوند مرگ را بر شوهرش مقدر فرمود و او به خاطر اندوه از دست دادن شوهر در مگه ماند و خداوند آن غم را از دلش بزدود و او را با اسماعیل تزویج کرد.

ابراهیم برای انجام مراسم حج وارد آن سرزمین شد، و آن زن عاقل و با کمال بود، و اسماعیل برای تهیه غذا به جهت خانواده اش به طائف رفته بود، آن زن به پیری ژولیده موی نگاه کرد که از وی از حالشان پرسید، او را خبر داد که در بهترین حال به سر می برند، و به خصوص از حال اسماعیل پرسید، به او خبر داد که دارای رفتار و سلوک خوبی است.

هم چنین پرسید: از کدام قبیله ای؟ گفت: زنی از حمیرم.

پس ابراهیم رفت و اسماعیل را ملاقات نکرد ابراهیم نامه ای نوشت و گفت: این نامه را وقتی که - ان شاء الله - شوهرت آمد به او بده. اسماعیل از سفر بازگشت و بر او وارد شد و او نامه را به اسماعیل داد. او نامه را خواند و گفت: آیا می دانی این پیرمرد کیست؟


1) نام قبیله و مکانی در یمن است.

فَقَالَتْ: لَقَدْ رَأَيْتُهُ جَمِيلاً فِيهِ مُشَابَهَةٌ مِنْكَ.

قَالَ: ذَاكَ إِبْرَاهِيمُ (علیه السلام).

فَقَالَتْ: وَا سَوْأَتَاهُ مِنْهُ.

فَقَالَ: وَ لِمَ نَظَرَ إِلَى شَيْءٍ مِنْ مَحَاسِنِكِ؟

فَقَالَتْ: لا، وَ لَكِنْ خِفْتُ أَنْ أَكُونَ قَدْ قَصَّرْتُ.

وَ قَالَتْ لَهُ الْمَرْأَةُ - وَ كَانَتْ عَاقِلَةٌ -: فَهَلًا تُعَلِّقُ عَلَى هَذَيْنِ الْبَابَيْنِ سِتْرَيْنِ: سِتْراً مِنْ هَاهُنَا وَ سِتْراً مِنْ هَاهُنَا؟

فَقَالَ لَهَا: نَعَمْ.

فَعَمِلَا لَهُمَا سِتْرَيْنِ طُولُهُمَا اثْنَا عَشَرَ ذِرَاعاً، فَعَلَّقَاهُمَا عَلَى الْبَابَيْنِ فَأَعْجَبَهُمَا ذَلِكَ فَقَالَتْ: فَهَلًا أَحُوكُ لِلْكَعْبَةِ ثِيَاباً فَتَسْتُرَهَا كُلَّهَا، فَإِنَّ هَذِهِ الْحِجَارَةَ سَمِجَةٌ؟

فَقَالَ لَهَا إِسْمَاعِيلُ: بَلَى.

گفت: او را دیدم که زیبا بود و شباهتی به تو داشت.

گفت: او ابراهیم بود.

آن زن گفت: وای از رسوایی و شرمندگی من، که او را نشناختم.

اسماعیل گفت: به چیزی از خوبی ها و نیکویی های تو نظر نکرد؟

گفت: نه، ولی من ترسیدم از این که در تعظیم و بزرگداشت او کوتاهی کرده باشم.

آن بانوی خردمند به اسماعیل گفت: آیا اجازه هست که پرده ای بر این دو درگاه، پرده ای از اینجا و پرده ای از آنجا، بیاویزم؟

اسماعیل به او گفت: آری.

پس دو پرده برای آن دو درگاه آماده ساختند که طول آنها دوازده ذراع بود و آنها را در جلو و درگاه بیاویختند و این منظره در نظر هر دو جالب و شگفت آمد.

آن بانو گفت: آیا اجازه هست که برای کعبه جامه هایی ببافم که سراپای آن را بپوشاند چرا که این سنگ ها زیبا نیستند؟

اسماعیل به او گفت: آری.

فَأَسْرَعَتْ فِي ذَلِكَ وَ بَعَثَتْ إِلَى قَوْمِهَا بِصُوفٍ كَثِيرٍ تَسْتَغْزِلُهُمْ.

قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام): وَ إِنَّمَا وَ قَعَ اسْتِغْزَالُ النِّسَاءِ مِنْ ذَلِكَ بَعْضِهِنَّ لِبَعْضٍ لِذَلِكَ.

قَالَ: فَأَسْرَعَتْ وَ اسْتَعَانَتْ في ذَلِكَ، فَكُلَّمَا فَرَغَتْ مِنْ شُقَّةٍ عَلَّقَتْهَا فَجَاءَ الْمَوْسِمُ وَ قَدْ بَقِيَ وَجْهُ مِنْ وُجُوهِ الْكَعْبَةِ.

فَقَالَتْ لِإِسْمَاعِيلَ: كَيْفَ نَصْنَعُ بِهَذَا الْوَجْهِ الَّذِي لَمْ تُدْرِكْهُ الْكِسْوَةُ؟

فَكَسَوْهُ خَصَفاً فَجَاءَ الْمَوْسِمُ وَ جَاءَتْهُ الْعَرَبُ عَلَى حَالٍ مَا كَانَتْ تَأْتِيهِ فَنَظَرُوا إِلَى أَمْرٍ أَعْجَبَهُمْ فَقَالُوا: يَنْبَغِي لِعَامِلِ هَذَا الْبَيْتِ أَنْ يُهْدَى إِلَيْهِ.

فَمِنْ ثَمَّ وَ قَعَ الْهَدْيُ فَأَتَى كُلُّ فَخِذِ مِنَ الْعَرَبِ بِشَيْءٍ يَحْمِلُهُ مِنْ وَرِقٍ وَ مِنْ أَشْيَاءَ غَيْرِ ذَلِكَ حَتَّى اجْتَمَعَ شَيْءٌ كَثِيرٌ، فَنَزَعُوا ذَلِكَ الْخَصَفَ وَ أَنمُوا كِسْوَةَ الْبَيْتِ وَ عَلَّقُوا عَلَيْهَا بَابَيْنِ.

او در آن کار شتاب کرد و پشم بسیاری به سوی قبیلۀ خویش فرستاد و آنها را وادار به رشتن کرد.

امام صادق (علیه السلام) فرمود: از آن زمان به خاطر همین عمل درخواست رشتن بعضی از زنان از بعضی دیگر رسم شد.

فرمود: پس آن زن در آن کار شتاب کرد و کمک گرفت و هر تخته از آن قماش را که آماده می ساخت به قسمتی از دیوار می آویخت، ولی موسم حج فرا می رسید و هنوز قسمتی از دیوار کعبه همچنان بدون پوشش مانده بود.

آن بانو به اسماعیل گفت: حال چه کار کنیم که این جامه به پایان نرسیده است؟! پس آن را با قطعه ای حصیر پوشانیدند. موسم حج فرا رسید طایفه های حاجیان و بزرگان عرب همان طوری که در گذشته می آمدند به نزد او آمدند، به منظرۀ پرده نگاه کردند و تعجب آنان برانگیخت و با یکدیگر گفتند: سزاوار است که برای کارگزار این خانه هدیه ای داده شود. از این رو سنّت هدیه تحفه ای که برای کعبه می بردند از همین جا برقرار شد، و هر گروه از قبایل عرب هدیه ای برای کعبه می آورد تا این که نقدینه و کالایی بسیار گرد آمد. در این میان آن قطعۀ حصیر را از جای برکندند و پوشش کعبه را کامل ساختند و دو قطعه نیز به درگاه های آن نصب کردند .

وَ كَانَتِ الْكَعْبَةُ لَيْسَتْ بِمُسَقَفَةٍ، فَوَضَعَ إِسْمَاعِيلُ فِيهَا أَعْمِدَةٌ مِثْلَ هَذِهِ الْأَعْمِدَةِ الَّتِي تَرَوْنَ مِنْ خَشَبٍ وَ سَقَّفَهَا إِسْمَاعِيلُ بِالْجَرَائِدِ وَ سَوَّاهَا بِالطِّينِ فَجَاءَتِ الْعَرَبُ مِنَ الْحَوْلِ فَدَخَلُوا الْكَعْبَةَ وَ رَأَوْا عِمَارَتَهَا فَقَالُوا: يَنْبَغِي لِعَامِلَ هَذَا الْبَيْتِ أَنْ يُزَادَ فَلَمَّا كَانَ مِنْ قَابِل جَاءَهُ الْهَدْيُ فَلَمْ يَدْرِ إِسْمَاعِيلُ كَيْفَ يَصْنَعُ.

فَأَوْحَى اللَّهُ (عزوجل) مَن إِلَيْهِ أَنِ انْحَرْهُ وَ أَطْعِمْهُ الْحَاجَّ.

قَالَ: وَ شَكَا إِسْمَاعِيلُ إِلَى إِبْرَاهِيمَ قِلَّةَ الْمَاءِ.

فَأَوْحَى اللَّهُ (عزوجل) إِلَى إِبْرَاهِيمَ أَنِ احْتَفِرْ بِتْراً يَكُونُ مِنْهَا شَرَابُ الْحَاجِّ.

فَنَزَلَ جَبْرَئِيلُ (علیه السلام) فَاحْتَفَرَ قَلِيبَهُمْ - يَعْنِي زَمْزَمَ - حَتَّى ظَهَرَ مَاؤُهَا.

ثُمَّ قَالَ جَبْرَئِيلُ (علیه السلام): أَنْزِلْ يَا إِبْرَاهِيمُ!

فَنَزَلَ بَعْدَ جَبْرَئِيلَ فَقَالَ: يَا إِبْرَاهِيمُ اضْرِبْ فِي أَرْبَعِ زَوَايَا الْبِثْرِ وَ قُلْ: بِسْمِ اللَّهِ.

قَالَ: فَضَرَبَ إِبْرَاهِيمُ (علیه السلام) فِي الزَّاوِيَةِ الَّتِي تَلِي الْبَيْتَ وَ قَالَ: بِسْمِ اللَّهِ، فَانْفَجَرَتْ عَيْنٌ.

و کعبه سقف نداشت، پس اسماعیل پایه های چوبین همان پایه هایی که می بینید، گذارد و با شاخه های نخل برای آن سقف ساخت و با گل آن را هموار کرد.

وقتی در سال آینده طایفه های حاجیان عرب آمدند و داخل کعبه شدند و ساختمان و عمارت آن را دیدند، گفتند: کارگزار این خانه را سزد که بر هدایای وی افزوده شود. از این رو چون موسم سال بعد فرا رسید قربانی های شتران به سوی او روان شدند، و اسماعیل ندانست که با آنها چه کند.

خداوند (عزوجل) به او وحی نمود که آنها را نحر (ذبح) کن و به حاجیان اطعام نما.

امام (علیه السلام) فرمود: اسماعیل از کمی آب به ابراهیم (علیه السلام) شکایت کرد. خداوند (عزوجل) به ابراهیم وحی کرد که چاهی را حفر کن که آب آشامیدنی حاجیان از آن تأمین شود.

جبرئیل نازل شد و چاه زمزم را حفر کرد تا آب آن ظاهر شد، جبرئیل گفت: ای ابراهیم در چاه فرو رو.

ابراهیم بعد از جبرئیل به درون چاه رفت، جبرئیل گفت: ای ابراهیم! در چهارگوشه چاه با کلنگ ضربتی بزن و بسم الله بگو.

امام (علیه السلام) فرمود: ابراهیم در گوشه ای که نزدیک کعبه است ضربه ای به زمین زد و گفت: بسم الله و چشمه ای جوشید.

ثُمَّ ضَرَبَ فِي الزَّاوِيَةِ الثَّانِيَةِ وَ قَالَ: بِسْمِ اللَّهِ. فَانْفَجَرَتْ عَيْنٌ ثُمَّ ضَرَبَ فِي الثَّالِثَةِ وَ قَالَ: بِسْمِ اللَّهِ فَانْفَجَرَتْ عَيْنٌ. ثُمَّ ضَرَبَ فِي الرَّابِعَةِ وَ قَالَ: بِسْمِ اللَّهِ فَانْفَجَرَتْ عَيْنٌ.

وَ قَالَ لَهُ جَبْرَئِيلُ: اشْرَبْ يَا إِبْرَاهِيمُ! وَ ادْعُ لِوَلَدِكَ فِيهَا بِالْبَرَكَةِ.

وَ خَرَجَ إِبْرَاهِيمُ (علیه السلام) وَ جَبْرَئِيلُ جَمِيعاً مِنَ الْبِثْرِ فَقَالَ لَهُ: أَفِضْ عَلَيْكَ يَا إِبْرَاهِيمُ! وَ طُفْ حَوْلَ الْبَيْتِ، فَهَذِهِ سُقْيَا سَقَاهَا اللَّهُ وَلْدَ إِسْمَاعِيلَ، فَسَارَ إِبْرَاهِيمُ وَ شَيْعَهُ إِسْمَاعِيلُ حَتَّى خَرَجَ مِنَ الْحَرَمِ فَذَهَبَ إِبْرَاهِيمُ وَ رَجَعَ إِسْمَاعِيلُ إِلَى الْحَرَمِ.

4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدَوَيْهِ بْنِ عَامِرٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ جَمِيعاً عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عُقْبَةَ بْنِ بَشِيرٍ عَنْ أَحَدِهِمَا (علیهما السلام) قَالَ:

إِنَّ اللَّهَ (عزوجل) أَمَرَ إِبْرَاهِيمَ بِبِنَاءِ الْكَعْبَةِ وَ أَنْ يَرْفَعَ قَوَاعِدَهَا وَ يُرِيَ النَّاسَ مَنَاسِكَهُمْ.

سپس در گوشۀ دوم ضربه ای زد و گفت: بسم الله، باز چشمه ای جوشید، پس از آن در گوشۀ سوم ضربه ای زد و بسم الله گفت و چشمه ای دیگر جوشید، آن گاه در گوشۀ چهارم ضربه ای زد و گفت: بسم الله، و چشمۀ دیگری جوشید.

جبرئیل به ابراهیم گفت: بنوش ای ابراهیم! و برای فرزندانت در آن آب، طلب برکت کن.

ابراهیم و جبرئیل از چاه خارج شدند. پس جبرئیل به او گفت: از این آب برخود بیفشان، و گرد این خانه طواف کن، زیرا این چشمه ای است که خداوند برای فرزندان اسماعیل روان ساخته است.

پس ابراهیم به جانب شام روانه شد و اسماعیل او را بدرقه کرد تا از حرم خارج شد، ابراهیم رفت و اسماعیل به سوی حرم بازگشت.

4- عقبة بن بشیر گوید: امام (با قر (علیه السلام) یا امام صادق (علیه السلام)) فرمود:

خداوند (عزوجل) به ابراهیم فرمان داد که خانه کعبه را بسازد و پایه های آن را بلند کند و مناسک حج را به مردم تعلیم دهد.

فَبَنَى إِبْرَاهِيمُ وَ إِسْمَاعِيلُ الْبَيْتَ كُلَّ يَوْمٍ سَافَاً حَتَّى انْتَهَى إِلَى مَوْضِعِ الْحَجَرِ الْأَسْوَدِ.

قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ (علیه السلام): فَنَادَى أَبُو قُبَيْسِ إِبْرَاهِيمَ (علیه السلام): إِنَّ لَكَ عِنْدِي وَ دِيعَةً، فَأَعْطَاهُ الْحَجَرَ فَوَضَعَهُ مَوْضِعَهُ.

ثُمَّ إِنَّ إِبْرَاهِيمَ (علیه السلام) أَذَّنَ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ فَقَالَ: أَيُّهَا النَّاسُ! إِنِّي إِبْرَاهِيمُ خَلِيلُ اللَّهِ، إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تَحُجُوا هَذَا الْبَيْتَ فَحُجُوهُ.

فَأَجَابَهُ مَنْ يَحُجُّ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ، وَ كَانَ أَوَّلُ مَنْ أَجَابَهُ مِنْ أَهْلِ الْيَمَنِ.

قَالَ: وَ حَجَّ إِبْرَاهِيمُ (علیه السلام) هُوَ وَ أَهْلُهُ وَ وَلَدُهُ. فَمَنْ زَعَمَ أَنَّ الذَّبِيحَ هُوَ إِسْحَاقُ فَمَنْ هَاهُنَا كَانَ ذَبَحَهُ.

وَ ذُكِرَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ أَنَّهُ سَمِعَ أَبَا جَعْفَرٍ وَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) يَزْعُمَانِ أَنَّهُ إِسْحَاقُ فَأَمَّا زُرَارَةً فَزَعَمَ أَنَّهُ إِسْمَاعِيلُ.

ابراهیم و اسماعیل هر روزی یک چینه از دیوار را می ساختند تا این که به جای حجر الاسود رسید.

امام باقر (علیه السلام) فرمود: کوه ابوقبیس ابراهیم (علیه السلام) را مورد خطاب قرار داد و گفت: تو در نزد من امانتی داری پس حجر الاسود را به او داد و ابراهیم آن را در جای خود نهاد.

آن گاه ابراهیم (علیه السلام) مردم را برای حج این گونه ندا داد و گفت: ای مردم! به راستی که من ابراهیم خلیل الله هستم همانا خداوند به شما فرمان داده که این خانه را حج کنید. پس حج آن را به جای آورید

از این رو تا روز قیامت هر که حج به جای می آورد، دعوت او را پاسخ گفته است، و نخستین کسانی که دعوت او را پاسخ گفتند، از اهل یمن بودند.

امام (علیه السلام) فرمود: ابراهيم (علیه السلام)، خانواده و فرزندانش حج را به جای آوردند.

پس کسی که گمان کرده که ذبیح قربانی اسحاق است از همین جا ذبح اسحاق را ثابت کرده است (در حالی که اسحاق در آنجا نبوده تا قربانی شود، بلکه اسماعیل در آنجا بوده است).

در روایتی دیگر ابو بصیر گوید: از امام باقر (علیه اسلام) و امام صادق (علیه السلام) شنیدم که آن دو امام ذبیح را اسحاق می پنداشتند، اما زراره در روایت خود ذبیح را اسماعیل پنداشته است.

5- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ قَالَ:

قَالَ أَبُو الْحَسَنِ (علیه السلام) - يَعْنِي الرُّضَا - لِلْحَسَنِ بْنِ الْجَهُم: أَيُّ شَيْءٍ السَّكِينَةُ عِنْدَ كُمْ؟

فَقَالَ: لا أَدْرِي جُعِلْتُ فِدَاكَ! وَ أَيُّ شَيْءٍ هِيَ؟

قَالَ: رِيحٌ تَخْرُجُ مِنَ الْجَنَّةِ طَيِّبَةٌ لَهَا صُورَةٌ كَصُورَةِ وَجْهِ الْإِنْسَانِ فَتَكُونُ مَعَ الْأَنْبِيَاءِ، وَ هِيَ الَّتِي نَزَلَتْ عَلَى إِبْرَاهِيمَ (علیه السلام) حَيْثُ بَنَى الْكَعْبَةَ فَجَعَلَتْ تَأْخُذُ كَذَا وَ كَذَا فَبَنَى الْأَسَاسَ عَلَيْهَا.

عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ (علیه السلام) عَنِ السَّكِينَةِ فَذَكَرَ مِثْلَهُ.

6- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:

5- ابن فضال گوید: امام رضا (علیه السلام) به حسن بن جهم فرمود: سكینه نزد شما چه معنایی دارد؟

عرض کرد: نمی دانم قربانت گردم! معنای آن چیست؟

فرمود: سکینه نسیمی خوشبو است که از بهشت می وزد، صورتی مانند صورت انسان دارد و با پیامبران می باشد، و همان است به هنگام بنای کعبه به ابراهیم (علیه السلام) نازل شد، و ابراهیم را بر گردآوری و تنظیم مواد ساختمان و نشان دادن محل اولیۀ آن، یاری می کرد، و ابراهيم اساس کعبه بر روی آن بنهاد.

على بن اسباط نیز مانند این حدیث را از امام رضا (علیه السلام) روایت کرده است.

6- عبدالله بن سنان گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

لَمَّا أُمِرَ إِبْرَاهِيمُ وَ إِسْمَاعِيلُ (علیهما السلام) بِنَاءِ الْبَيْتِ بِنَاءِ الْبَيْتِ وَ تَمَّ بِنَاؤُهُ قَعَدَ إِبْرَاهِيمُ عَلَى رُكْنٍ ثُمَّ نَادَى: هَلُمَّ الْحَجَّ! هَلُمَّ الْحَجَّ!

فَلَوْ نَادَى: هَلُمُوا إِلَى الْحَجِّ، لَمْ يَحُجَّ إِلَّا مَنْ كَانَ يَوْمَئِذٍ إِنْسِيَا مَخْلُوقاً، وَ لَكِنَّهُ نَادَى: هَلُمَّ الْحَجَّ، فَلَبَّى النَّاسُ فِي أَصْلَابِ الرِّجَالِ لَبَّيْكَ دَاعِيَ اللَّهِ لَبَّيْكَ دَاعِيَ الله (عزوجل).

فَمَنْ لَبَّي عَشْراً يَحُجُ عَشْراً وَ مَنْ لَبَّى خَمْساً يَحُجُّ خَمْساً، وَ مَنْ لَبِّي أَكْثَرَ مِنْ ذَلِكَ فَبِعَدَدِ ذَلِكَ، وَ مَنْ لَبَّى وَ احِداً حَجَّ وَ احِداً وَ مَنْ لَمْ يُلَبِّ لَمْ يَحُجَّ.

7- عَنْهُ عَنْ سَعِيدِ بْنِ جَنَاحَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:

كَانَتِ الْكَعْبَةُ عَلَى عَهْدِ إِبْرَاهِيمَ (علیه السلام) تِسْعَةَ أَذْرُع، وَ كَانَ لَهَا بَابَانِ فَبَنَاهَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ الزُّبَيْرِ، فَرَفَعَهَا ثَمَانِيَةَ عَشَرَ ذِرَاعاً فَهَدَمَهَا الْحَجَّاجُ فَبَنَاهَا سَبْعَةٌ وَ عِشْرِينَ ذِرَاعاً.

8- وَ رُوِيَ عَنِ ابْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:

وقتی که ابراهیم و اسماعیل (علیهما السلام) به بنای خانۀ کعبه مأمور شدند و بنای آن به انجام رسید، ابراهیم بر رکنی نشست و ندا کرد: بیا برای حج! بیا برای حج! اگر ندا می کرد: بیایید به سوی حج، حج نمی کرد مگر آن کسانی که در آن روز خلق شده بودند، ولی او ندا کرد که: بیا برای حج!

پس مردمان در صلب های مردان به لبیک زبان گشوده و گفتند: ای خواننده از جانب خداوند! تو را اجابت می کنیم.

پس هر که ده بار لبیک گفت، ده مرتبه حج به جای آورد، و هر که پنج مرتبه لبیک گفت، پنج مرتبه به حج موفق گردد، و هر که بیشتر گفت به همان شماره توفیق حج خواهد یافت، و هر که یک بار لبیک گفت یکبار حج انجام دهد، و هر که آن ندا را لبیک نگفت، حج به جای نیاورد.

7- عده ای از اصحاب گویند: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

کعبه در زمان ابراهیم (علیه السلام) نه ذراع و دارای دو در بود، عبدالله بن زبیر آن را بنا کرد و هیجده ذراع بلند نمود، آن گاه حجاج آن را ویران کرد و بیست و هفت ذراع ساخت.

8- ابان بن عثمان گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

كَانَ طُولُ الْكَعْبَةِ يَوْمَئِذٍ تِسْعَةَ أَذْرُعٍ وَ لَمْ يَكُنْ لَهَا سَقْفٌ فَسَفَّفَهَا قُرَيْضٌ ثَمَانِيَةَ عَشَرَ ذِرَاعاً فَلَمْ تَزَلْ ثُمَّ كَسَرَهَا الْحَجَّاجُ عَلَى ابْنِ الزُّبَيْرِ فَبَنَاهَا وَ جَعَلَهَا سَبْعَةٌ عِشْرِينَ ذِرَاعاً. 9- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدٍ وَ الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدَوَيْهِ بْنِ عَامِرٍ جَمِيعاً عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ أَنَّهُ سَمِعَ أَبَا جَعْفَرٍ وَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیهما السلام) يَذْكُرَانِ أَنَّهُ لَمَّا كَانَ يَوْمُ التَّرْوِيَةِ قَالَ جَبْرَئِيلُ لِإِبْرَاهِيمَ (علیه السلام): تَرَوَّهُ مِنَ مِنَ الْمَاءِ.

فَسُمِّيَتِ التَّرْوِيَةَ، ثُمَّ أَتَى مِنِّى فَأَبَاتَهُ بِهَا ثُمَّ غَدَا بِهِ إِلَى عَرَفَاتٍ فَضَرَبَ خِبَاهُ بِنَمِرَةَ دُونَ عَرَفَةَ فَبَنَى مَسْجِداً بِأَحْجَارٍ بِيضٍ وَ كَانَ يُعْرَفُ أَثَرُ مَسْجِدِ إِبْرَاهِيمَ (علیه السلام) حَتَّى أُدْخِلَ فِي هَذَا الْمَسْجِدِ الَّذِي بِنَمِرَةَ حَيْثُ يُصَلِّي الْإِمَامُ يَوْمَ عَرَفَةَ فَصَلَّى بِهَا الظُّهْرَ وَ الْعَصْرَ ثُمَّ عَمَدَ بِهِ إِلَى عَرَفَاتٍ، فَقَالَ: هَذِهِ عَرَفَاتٌ، فَاعْرِفْ بِهَا مَنَاسِكَكَ وَ اعْتَرِفْ بِذَنْبِكَ فَسُمِّيَ عَرَفَاتٍ.

طول کعبه در آن روز نه ذراع بود و سقف نداشت. قریش آن را به اندازۀ هیجده ذراع پوشانیدند و سقف دار کردند، سپس حجاج آن را بر سر این زبیر شکست و از نو بنا کرد، و آن را بیست و هفت ذراع قرار داد.

9- ابان گوید: ابو بصیر گوید: از امام باقر و امام صادق (علیهما السلام) که شنیدم می فرمودند:

وقتی روز ترویه فرا رسید، جبرئیل به ابراهیم (علیهما السلام) گفت: از آب سیراب شو. به همین سبب ترویه نامیده شد. پس از آن به منا آمد و شب را در آنجا گذرانید، آن گاه بامدادان او را به عرفات برد و خیمه او را در «نمره: پایین تر از عرفه برافراشت، و مسجدی را با سنگ های سفید ساخت، و همیشه اثر مسجد ابراهیم ( علیه السلام) شناخته می شد، تا این که در مسجدی که در نمره بود ادغام شد، همان جایی که پیشنماز در آن جا در روز عرفه نماز می گزارد. پس ابراهیم (علیه السلام) در آن نماز ظهر و عصر را به جای آورد، سپس او را متوجّه به عرفات ساخت و گفت: این عرفات است! مناسک خود را در آن بشناس و به گناه خویش اعتراف کن، پس عرفات نامیده شد.

ثُمَّ أَفَاضَ إِلَى الْمُزْدَلِفَةِ، فَسُمِّيَتِ الْمُزْدَلِفَةَ، لِأَنَّهُ ازْدَلَفَ إِلَيْهَا. ثُمَّ قَامَ عَلَى المَشْعَرِ الْحَرَامِ فَأَمَرَهُ اللَّهُ أَنْ يَذْبَحَ ابْنَهُ وَ قَدْ رَأَى فِيهِ شَمَائِلَهُ وَ خَلَائِقَهُ وَ أَيْسَ مَا كَانَ إِلَيْهِ.

فَلَمَّا أَصْبَحَ أَفَاضَ مِنَ الْمَشْعَرِ إِلَى مِنِّي. فَقَالَ لِأُمِّهِ: زُورِي الْبَيْتَ أَنْتِ.

وَ أَحْتَبِسَ الْغُلَامَ. فَقَالَ: يَا بُنَيَّ! هَاتِ الْحِمَارَ وَ السِّكِّينَ حَتَّى أُقَرِّبَ الْقُرْبَانَ.

فَقَالَ أَبَانٌ: فَقُلْتُ لِأَبِي بَصِيرِ: مَا أَرَادَ بِالْحِمَارِ وَ السِّكِّينِ؟

قَالَ: أَرَادَ أَنْ يَذْبَحَهُ ثُمَّ يَحْمِلَهُ فَيُجَهْزَهُ وَ يَدْفِنَهُ.

قَالَ: فَجَاءَ الْغُلَامُ بِالْحِمَارِ وَ السِّكِّينِ.

فَقَالَ: يَا أَبَتِ! أَيْنَ الْقُرْبَانُ؟

قَالَ: رَبُّكَ يَعْلَمُ أَيْنَ هُوَ يَا بُنَيَّ! أَنْتَ وَ اللَّهِ هُوَ إِنَّ اللَّهَ قَدْ أَمَرَنِي بِذَبْحِكَ فَانْظُرْ مَا ذَا تَرَى.

قَالَ: «يَا أَبَتِ! افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِي إِنْ شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِينَ».

سپس ابراهیم به سوی مزدلفه روانه شد، و مزدلفه نامیده شد، زیرا او به سوی آن گام نهاد و شتاب کرد. آن گاه ابراهیم بر مشعر الحرام ایستاد، خداوند به او فرمان داد تا فرزند خود را قربانی کند و در حالی که ابراهیم عادت ها و خوبی های خود را در آن پسر دیده و به او انس گرفته بود. ابراهیم بامدادان از مشعر به سوی منا روانه شد و به مادرش گفت: خانۀ کعبه را زیارت کن. و خود پسر را نگاهداشت. و گفت: فرزندم! الاغ و کارد را بیاور تا قربانی را قربان کنم.

ابان گوید: به ابوبصیر گفتم: منظورش از الاغ و کارد چه بود؟

گفت: می خواست او را ذبح کند، سپس برداشته و آماده نماید و دفن کند.

امام (علیه السلام) فرمود: پسرش الاغ و کارد را آورد و گفت: ای پدر! قربانی کجاست؟

گفت: پروردگار تو می داند که آن کجاست، ای فرزندم! به خدا سوگند که تو آن قربانی هستی، همانا خداوند به من فرمان داده تا تو را ذبح کنم فکر کن که در خود چه می بینی.

گفت: «ای پدر! آن چه را که بدان مأمور شده ای، انجام ده و ان شاءالله مرا از شکیبایان خواهی یافت».

قَالَ: فَلَمَّا عَزَمَ عَلَى الذَّبْحِ قَالَ: يَا أَبَتِ! خَمِّرْ وَجْهِي وَ شُدَّ وَ ثَاقِي.

قَالَ: يَا بُنَيَّ! الْوَثَاقُ مَعَ الذَّبْحِ، وَ اللَّهِ لَا أَجْمَعُهُمَا عَلَيْكَ الْيَوْمَ.

قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ (علیه السلام): فَطَرَحَ لَهُ قُرْطَانَ الْحِمَارِ ثُمَّ أَضْجَعَهُ عَلَيْهِ وَأَخَذَ الْمُدْيَةَ فَوَضَعَهَا عَلَى حَلْقِهِ.

قَالَ: فَأَقْبَلَ شَيْخٌ، فَقَالَ: مَا تُرِيدُ مِنْ هَذَا الْغُلَامِ؟

قَالَ: أُريد أَن أَذْبَحَهُ.

فَقَالَ: سُبْحَانَ اللَّهِ! غُلَامٌ لَمْ يَعْصِ اللَّهَ طَرْفَةَ عَيْنٍ تَذْبَحُهُ.

فَقَالَ: نَعَمْ، إِنَّ اللَّهَ قَدْ أَمَرَنِي بِذَبْحِهِ.

فَقَالَ: بَلْ رَبُّكَ نَهَاكَ عَنْ ذَبْحِهِ وَ إِنَّمَا أَمَرَكَ بِهَذَا الشَّيْطَانُ فِي مَنَامِكَ.

قَالَ: وَيْلَكَ الْكَلَامُ الَّذِي سَمِعْتُ هُوَ الَّذِي بَلَغَ بِي مَا تَرَى، لا وَ اللَّهِ لا أُكَلِّمُكَ.

فرمود: هنگامی که تصمیم گرفت او را ذبح کند، اسماعیل گفت: ای پدر! صورتم را بپوشان و مرا محکم ببند.

گفت: ای فرزندم! بستن و ذبح کردن! به خدا سوگند که این دو را امروز بر تو جمع نخواهم کرد.

امام باقر (علیه السلام) فرمود: ابراهیم (علیه السلام) روانداز الاغ را پهن کرد و اسماعیل (علیه السلام) را بر آن خوابانید و کارد را گرفت و بر حلق او گذارد. در این هنگام ابلیس به صورت پیرمردی آمد و گفت: از این پسر چه می خواهی؟ گفت: می خواهم او را ذبح کنم.

گفت: سبحان الله! پسری که یک چشم بهم زدن خدا را نافرمانی نکرده، او را ذبح می کنی؟! گفت: آری، همانا خداوند به من فرمان داده که او را ذبح کنم.

ابلیس گفت: بلکه پروردگارت، تو را از ذبح او باز داشته و فقط شیطان در خواب تو را به این کار فرمان داده است.

ابراهیم (علیه السلام) گفت: وای بر تو! آن سخنی که در خواب شنیدم همان است که مرا به این مرتبه و مقام رسانیده است. نه، به خدا سوگند! دیگر با تو سخن نخواهم گفت.

ثُمَّ عَزَمَ عَلَى الذَّبْحِ فَقَالَ الشَّيْخُ: يَا إِبْرَاهِيمُ! إِنَّكَ إِمَامٌ يُقْتَدَى بِكَ، فَإِنْ ذَبَحْتَ وَ لَدَكَ ذَبَحَ النَّاسُ أَوْلادَهُمْ فَمَهْلاً فَأَبَى أَنْ يُكَلِّمَهُ.

قَالَ أَبُو بَصِيرٍ: سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرِ (علیه السلام) يَقُولُ: فَأَضْجَعَهُ عِنْدَ الْجَمْرَةِ الْوُسْطَى ثُمَّ أَخَذَ الْمُدْيَةَ فَوَضَعَهَا عَلَى حَلْقِهِ، ثُمَّ رَفَعَ رَأْسَهُ إِلَى السَّمَاءِ ثُمَّ انْتَحَى عَلَيْهِ، فَقَلَبَهَا جَبْرَئِيلُ (علیه السلام) عَنْ حَلْقِهِ. فَنَظَرَ إِبْرَاهِيمُ (علیه السلام) فَإِذَا هِيَ مَقْلُوبَةٌ.

فَقَلَبَهَا إِبْرَاهِيمُ عَلَى خَدِّهَا، وَ قَلَبَهَا جَبْرَئِيلُ عَلَى قَفَاهَا، فَفَعَلَ ذَلِكَ مِرَاراً ثُمَّ نُودِيَ مِنْ مَيْسَرَةِ مَسْجِدِ الْخَيْفِ: يَا إِبْرَاهِيمُ! قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيَا.

وَ اجْتَرَّ الْغُلَامَ مِنْ تَحْتِهِ وَ تَنَاوَلَ جَبْرَئِيلُ الْكَبْشَ مِنْ قُلَّةِ ثَبِيرٍ فَوَضَعَهُ تَحْتَهُ وَ خَرَجَ الشَّيْخُ الْخَبِيثُ حَتَّى لَحِقَ بِالْعَجُوزِ حِينَ نَظَرَتْ إِلَى الْبَيْتِ، وَ الْبَيْتُ فِي وَسَطِ الْوَادِي، فَقَالَ: مَا شَيْخٌ رَأَيْتُهُ بِمِنِّي؟

آن گاه که ابراهیم تصمیم گرفت اسماعیل را ذبح کند، پیرمرد ابلیس گفت: ای ابراهیم! تو امامی هستی که به تو اقتدا می شود و اگر فرزند خود را ذبح کنی، مردم نیز فرزندان خود را ذبح خواهند کرد. آرام باش و آرامش را پیشه کن. ابراهیم (علیه السلام) از او رو برگرداند و با او سخن نگفت.

ابوبصیر گوید: از امام باقر (علیه السلام) شنیدم که می فرمود: ابراهیم (علیه السلام)، اسماعیل را در نزد جمرۀ وسطی خوابانید، سپس کارد را گرفت و آن را بر گلوی او گذارد و سر خود را به آسمان بلند کرد. آن گاه بر کارد را گرفت تا گلوی او را ببرد. جبرئیل (علیه السلام) کارد را از گلوی او برگردانید.

ابراهیم (علیه السلام) نگاه کرد و کارد را وارونه دید، آن را به جانب تیزی آن برگردانید، بار دیگر جبرئیل آن را به پشت برگردانید.

این کار چندین مرتبه تکرار شد، سپس از گوشۀ چپ مسجد خیف ندایی رسید: ای ابراهیم! به راستی که تو آن خواب را تحقق بخشیدی.

در این هنگام پسر از زیر دست او کشیده شد، و جبرئیل قوچی را از قلۀ کوه ثبیر آورد و به زیر دست ابراهیم (علیه السلام) قرار داد. آن پیر مرد خبیث ابلیس از ابراهیم دور شد و به نزد پیرزن همسر آمد که به خانۀ کعبه نگاه می کرد و خانۀ کعبه در میان دره بود، رو به او کرد و گفت: آن پیرمردی را که در منا دیدم کیست؟

فَنَعَتَ نَعْتَ إِبْرَاهِيمَ.

قَالَتْ: ذَاكَ بَعْلِي.

قَالَ: فَمَا وَصِيفٌ رَأَيْتُهُ مَعَهُ وَ نَعَتَ نَعْتَهُ.

قَالَتْ: ذَاكَ ابْنِي.

قَالَ: فَإِنِّي رَأَيْتُهُ أَضْجَعَهُ وَ أَخَذَ الْمُدْيَةَ لِيَذْبَحَهُ.

قَالَتْ: كَلَّا مَا رَأَيْتُ إِبْرَاهِيمَ إِلَّا أَرْحَمَ النَّاسِ وَ كَيْفَ رَأَيْتَهُ يَذْبَحُ ابْنَهُ؟

قَالَ: وَ رَبِّ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ! وَ رَبِّ هَذِهِ الْبَنِيَّةِ! لَقَدْ رَأَيْتُهُ أَضْجَعَهُ وَ أَخَذَ الْمُدْيَةَ لِيَذْبَحَهُ.

قَالَتْ: لِمَ؟

قَالَ: زَعَمَ أَنَّ رَبَّهُ أَمَرَهُ بِذَبْحِهِ.

قَالَتْ: فَحَقِّ لَهُ أَنْ يُطِيعَ رَبَّهُ.

و نشانۀ ابراهیم را بازگو کرد.

گفت: او همسر من است.

آن گاه ابلیس از فرزندش سخن گفت و نشانه های او را بازگو کرد.

گفت: او پسر من است.

ابلیس گفت: من دیدم که او را خوابانیده و کارد را گرفته می خواهد او را ذبح کند.

پرسید: هرگز من از ابراهیم مهربان تر ندیده ام، چگونه پسرش را ذبح می کرد؟

گفت: به پروردگار آسمان و زمین و این بنای عظیم سوگند! او را در حالی دیدم که پسرش را خوابانیده و کارد را گرفته بود و می خواست او را ذبح کند.

پرسید: برای چه؟

پاسخ داد: گمان می کند که پروردگارش به ذبح او فرمان داده است.

گفت: شایسته است که او از پروردگار خویش اطاعت کند.

قَالَ: فَلَمَّا قَضَتْ مَنَاسِكَهَا فَرِقَتْ أَنْ يَكُونَ قَدْ نَزَلَ فِي ابْنِهَا شَيْءٌ، فَكَأَنِّي أَنْظُرُ إِلَيْهَا مُسْرِعَةً فِي الْوَادِي وَاضِعَةً يَدَهَا عَلَى رَأْسِهَا وَ هِيَ تَقُولُ. رَبِّ لَا تُؤَاخِذْنِي بِمَا عَمِلْتُ بِأُمِّ إِسْمَاعِيلَ.

قَالَ: فَلَمَّا جَاءَتْ سَارَةُ فَأَخْبَرَتِ الْخَبَرَ قَامَتْ إِلَى ابْنِهَا تَنْظُرُ فَإِذَا أَثَرُ السِّكِّينِ خُدُوشاً فِي حَلْقِهِ فَفَزِعَتْ وَ اشْتَكَتْ وَ كَانَ بَدْءَ مَرَضِهَا الَّذِي هَلَكَتْ فِيهِ.

وَ ذَكَرَ أَبَاتٌ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ:

أَرَادَ أَنْ يَذْبَحَهُ فِي الْمَوْضِع الَّذِي حَمَلَتْ أُمُّ رَسُولِ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله) عِنْدَ الجَمْرَةِ الْوُسْطَى فَلَمْ يَزَلْ مَضْرَبَهُمْ يَتَوَارَثُونَ بِهِ كَابِرٌ عَنْ كَابِرٍ حَتَّى كَانَ آخِرَ مَنِ ارْتَحَلَ مِنْهُ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ (علیهما السلام) فِي شَيْءٍ كَانَ بَيْنَ بَنِي هَاشِمٍ وَ بَيْنَ بَنِي أُمَيَّةَ فَارْتَحَلَ فَضَرَبَ بِالْعَرِينِ.

امام (علیه السلام) فرمود: وقتی که مناسک و اعمال خود را تمام کرد، بیم آن داشت که چیزی به سر فرزندش نازل شده باشد. گویا او را می بینم که در آن دره با شتاب می رفت و دست خود را بر سرش گذارده بود و می گفت: پروردگار! را مرا به جهت رفتاری که در حق مادر اسماعیل هاجر انجام دادم مؤاخذه نکن.

فرمود: وقتی ساره آمد و آن خبر به او داده شد، نزد پسرش رفت و به او نگاه می کرد که ناگاه اثر و نشانۀ کارد را در گلوی او دید و مضطرب شد و بیمار گشت و آن بیماری، آغاز همان بیماری بود که در اثر آن وفات یافت.

امام باقر (علیه السلام) فرمود: ابراهیم (علیه السلام) می خواست فرزند خود را در جایی که مادر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) حامله شد؛ در کناره جمره وسطی قربانی کند. از این رو پیوسته خیمه گاه بنی هاشم آنجا بود و بزرگی از بزرگ دیگر آنجا را به ارث می برد و آخرین شخصی که از آنجا کوچ کرد، امام سجاد (علیه السلام) بود و آن هم به خاطر نزاعی بود که بین بنی هاشم و بنی امیه اتفاق افتاد، آن حضرت کوچ نمود و خیمه را در عرین پیرامون خانۀ کعبه بر افراشت.

10- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ (علیه السلام) أَيْنَ أَرَادَ إِبْرَاهِيمُ (علیه السلام) أَنْ يَذْبَحَ ابْنَهُ؟

قَالَ: عَلَى الْجَمْرَةِ الْوُسْطَى.

وَ سَأَلْتُهُ عَنْ كَبْشِ إِبْرَاهِيمَ (علیه السلام) مَا كَانَ لَوْنُهُ؟ وَ أَيْنَ نَزَلَ؟

فَقَالَ: أَمْلَحَ وَ كَانَ أَقْرَنَ وَ نَزَلَ مِنَ السَّمَاءِ عَلَى الْجَبَلِ الْأَيْمَنِ مِنْ مَسْجِدِ مِنِّي، وَ كَانَ يَمْشِي فِي سَوَادٍ وَ يَأْكُلُ فِي سَوَادٍ وَ يَنْظُرُ وَ يَبْعَرُ وَ يَبُولُ فِي سَوَادٍ.

11- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْحَسَنِ بْن نُعْمَانَ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) عَمَّا زَادُوا فِي الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ.

فَقَالَ: إِنَّ إِبْرَاهِيمَ وَ إِسْمَاعِيلَ (علیهما السلام) حَدًّا الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ بَيْنَ الصَّفَا وَ الْمَرْوَةِ.

12- وَ فِي رِوَايَةٍ أُخْرَى عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:

10- محمد بن مسلم گوید: از امام باقر (علیه السلام) پرسیدم: ابراهیم (علیه السلام) در کجا تصمیم گرفت پسرش را ذبح کند؟

فرمود: در جمرۀ میانی.

هم چنین از قوچ ابراهیم (علیه السلام) سؤال کردم که چه رنگی داشت؟ و در کجا فرود آمد؟ فرمود: سفید و سیاه و شاخ دار بود. آن از آسمان بر کوهی که در قسمت راست منا است فرود آمد و در چراگاه راه می رفت و در آنجا می خورد، نگاه می کرد، پشکل می انداخت و بول می کرد.

11- حسن بن نعمان گوید: از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم: چه بخشی از مسجدالحرام را زیاد کرده اند؟

فرمود: ابراهیم و اسماعیل (علیهما السلام) حد مسجد الحرام را در مابین صفا و مروه قرار دادند.

12- در روایت دیگری آمده است: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

خَطَّ إِبْرَاهِيمُ (علیه السلام) بِمَكَّةَ مَا بَيْنَ الْحَزْوَرَةِ إِلَى الْمَسْعَى، فَذَلِكَ الَّذِي خَطَّ إِبْرَاهِيمُ (علیه السلام) يَعْنِي الْمَسْجِدَ.

13- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ النِّعْمَانِ عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنْ أَبِي بَكْرِ الْحَضْرَمِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ: إِنَّ إِسْمَاعِيلَ دَفَنَ أُمَّهُ فِي الْحِجْرِ وَ حَجَّرَ عَلَيْهَا لِئَلَّا يُوطَأَ قَبْرُ أُمِّ إِسْمَاعِيلَ فِي الحِجْرِ.

14- بَعْضُ أَصْحَابِنَا عَنِ ابْنِ جُمْهُورٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:

الْحِجْرُ بَيْتُ إِسْمَاعِيلَ وَ فِيهِ قَبْرُ هَاجَرَ وَ قَبْرُ إِسْمَاعِيلَ (علیه السلام).

15- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) عَنِ الْحِجْرِ أَمِنَ الْبَيْتِ هُوَ أَوْ فِيهِ شَيْءٌ مِنَ الْبَيْتِ؟

ابراهیم (علیه السلام) در مکه میان حزوره (1)تا مسعى (ابتدای محل سعی) را حد مسجد قرار داد و خط کشید، پس مسجد همان جایی است که ابراهیم (علیه السلام) خط کشید.

13- ابوبکر حضرمی گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

اسماعیل، مادر خود را در حجر دفن کرد و سنگچینی بر قبر او ساخت تا قبرش پایمال نگردد.

14- مفضّل بن عمر گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

حجر، خانۀ اسماعیل است و قبر هاجر و اسماعیل در آنجا است.

15- معاوية بن عمار گوید: از امام صادق (علیه السلام) در مورد حجر پرسیدم که آیا جزو کعبه است یا چیزی از کعبه در آن است؟


1) نام مکانی در مکه است.

فَقَالَ: لا، وَ لا قُلَامَةٌ ظُفْرٍ، وَ لَكِنْ إِسْمَاعِيلُ (علیه السلام) دَفَنَ أُمَّهُ فِيهِ فَكَرِهَ أَنْ تُوطَاً فَحَجَّرَ عَلَيْهِ حِجْراً وَ فِيهِ قُبُورُ أَنْبِيَاءَ.

16- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْوَلِيدِ شَبَابِ الصَّيْرَفِيِّ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام):

دُفِنَ فِي الْحِجْرِ مِمَّا يَلِي الرُّكْنَ الثَّالِثَ عَذَارَى بَنَاتِ إِسْمَاعِيلَ.

17- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ جَمِيعاً عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ أَبَانِ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ: لَمْ يَزَلْ بَنُو إِسْمَاعِيلَ وَلاةَ الْبَيْتِ وَ يُقِيمُونَ لِلنَّاسِ حَجَّهُمْ وَ أَمْرَ دِينِهِمْ يَتَوَارَثُونَهُ كَابِرٌ عَنْ كَابِرٍ حَتَّى كَانَ زَمَنُ عَدْنَانَ بْنِ أَدَدَ فَطَالَ عَلَيْهِمُ الْأَمَدُ، فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَ أَفْسَدُوا وَ أَحْدَثُوا فِي دِينِهِمْ وَ أَخْرَجَ بَعْضُهُمْ بَعْضاً فَمِنْهُمْ مَنْ خَرَجَ فِي طَلَبِ الْمَعِيشَةِ وَ مِنْهُمْ مَنْ خَرَجَ كَرَاهِيَةَ الْقِتَالِ وَ فِي أَيْدِيهِمْ أَشْيَاءُ كَثِيرَةٌ مِنَ الحَنِيفِيَّةِ مِنْ تَحْرِيمِ الأُمَّهَاتِ وَ الْبَنَاتِ وَ مَا حَرَّمَ اللَّهُ فِي النِّكَاحِ

فرمود: نه، و نه به اندازۀ ریزۀ ناخنی، ولی اسماعیل، مادر خود را در آنجا دفن کرد و چون دوست نداست که پایمال شود بر آن سنگچین ساخت و در آنجا قبر پیامبران نیز هست.

16- معاوية بن عمار گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

در حجر، همان جا که نزدیک به رکن سوم است، دوشیزگان از دختران اسماعیل دفن شده اند.

17- ابوبصیر گوید: امام باقر (علیه السلام) فرمود:

همواره فرزندان اسماعیل والیان خانۀ کعبه بودند، آنان برنامه حج مردم و اموری دینی آنها را اقامه می کردند و این کار را بزرگی از بزرگ دیگر به ارث می برد تا این که زمان عدنان بن أدد شد و مدتی طولانی زندگی آنان در رفاه بود. دل های ایشان سخت شد و فساد کردند و در دین بدعت ها گذاردند و بعضی از آنها بعضی دیگر را از حرم بیرون نمودند، عده ای از آنها برای طلب معاش و روزی و بعضی نیز به جهت خوش نداشتن جنگ و خون ریزی از مکه خارج شدند، و در حالی که امور بسیاری را از دین ابراهیم در اختیار داشتند که از جملۀ آنها حرمت ازدواج با مادران و دختران بود و آن چه را که خداوند در ازدواج حرام فرموده بود،

إِلَّا أَنَّهُمْ كَانُوا يَسْتَحِلُّونَ امْرَأَةَ الْأَبِ وَ ابْنَةَ الْأُخْتِ وَ الْجَمْعَ بَيْنَ الْأُخْتَيْنِ، وَ كَانَ فِي أَيْدِيهِمُ الْحَجُّ وَ التَّلْبِيَةُ وَ الْغُسْلُ مِنَ الْجَنَابَةِ إِلَّا مَا أَحْدَثُوا فِي تَلْبَيَتِهِمْ وَ فِي حَجَّهِمْ مِنَ الشِّرْكِ، وَ كَانَ فِيمَا بَيْنَ إِسْمَاعِيلَ وَ عَدْنَانَ بْنِ أُدَدَ مُوسَى (علیه السلام).

18- وَ رُوِيَ: أَنَّ مَعَدَّ بْنَ عَدْنَانَ خَافَ أَنْ يَدْرُسَ الْحَرَمُ، فَوَضَعَ أَنْصَابَهُ وَ كَانَ أَوَّلَ مَنْ وَ ضَعَهَا. ثُمَّ غَلَبَتْ جُرْهُمْ عَلَى وِلايَةِ الْبَيْتِ فَكَانَ يَلِي مِنْهُمْ كَابِرٌ عَنْ كَابِرٍ حَتَّى بَغَتْ جُرْهُمْ بِمَكَّةَ، وَ اسْتَحَلُّوا حُرْمَتَهَا وَ أَكَلُوا مَالَ الْكَعْبَةِ وَ ظَلَمُوا مَنْ دَخَلَ مَكَّةَ وَ عَتَوْا وَ بَغَوْا.

وَ كَانَتْ مَكَّةُ فِي الْجَاهِلِيَّةِ لا يَظْلِمُ وَ لا يَبْغِي فِيهَا، وَ لَا يَسْتَحِلُّ حُرْمَتَهَا مَلِكْ إِلَّا هَلَكَ مَكَانَهُ.

وَ كَانَتْ تُسَمَّى «بَكَةَ» لأَنَّهَا تَبُلُّ أَعْنَاقَ الْبَاغِينَ إِذَا بَغَوْا فِيهَا، وَ تُسَمَّى «بَسَّاسَةَ» كَانُوا إِذَا ظَلَمُوا فِيهَا بَسَّتْهُمْ وَ أَهْلَكَتْهُمْ، وَ تُسَمَّى أُمَّ رُحْم كَانُوا إِذَا لَزِمُوهَا رُحِمُوا.

ولی آنان زن پدر، دختر خواهر و جمع میان دو خواهر را حلال می شمردند، در حالی که از دستورات حج، تلبیه و غسل جنابت آگاهی داشتند؛ ولی آنها در تلبیه و حج خویش بدعت گذارده و شرک قرار دادند، در فاصله بین دوران اسماعیل و عدنان بن ادد دوران پیامبری موسی (علیه السلام) بود (که او را نیز تصدیق نکردند).

18- و روایت شده است: معدبن عدنان به سبب فساد فرزندان اسماعیل و خارج شدن عده ای از آنان از حرم ترسید که آثار حرم کهنه شود. از این رو حدود و نشانه هایی را به حرم گذارد. او نخستین کسی بود که این کار را انجام داد. پس از او قبیلهٔ جرهم بر ولایت خانه کعبه دست یافتند و بزرگان آنها یکی پس از دیگری بر آن ولایت می کردند تا این که در مكه ستم روا داشتند، حرمت آن را نادیده گرفتند، دارایی های کعبه را خوردند و کسانی که وارد مکه می شدند ستم روا داشتند و سرکشی و زیاده روی نمودند. در حالی که در دوران جاهلیت، در مکه هیچ پادشاهی ظلم و ستم و زیاده روی نمی کرد و حرمت آن را نادیده نمی گرفت مگر آن که در همان جا نابود می شد.

مکه را از آن رو «مکه» می نامیدند که گردن ستمگران را - هنگامی که در آن جا ستم می کردند - می کوفت. هم چنین از آن رو «بساسه» نامیدند که هرگاه پادشاهان در آن ستم می کردند، آنها را پراکنده و نابود می کرد، و «ام رحم» نامیده شده که هر گاه آنان حرمت آن را نگه می داشتند، مورد رحم قرار می گرفتند.

فَلَمَّا بَغَتْ جُرْهُمْ وَ اسْتَحَلُّوا فِيهَا بَعَثَ اللَّهُ (عزوجل) عَلَيْهِمُ الرُّعَافَ وَ النَّمْلَ وَ أَفْنَاهُمْ فَغَلَبَتْ خُزَاعَةُ، وَ اجْتَمَعَتْ لِيُجْلُوا مَنْ بَقِيَ مِنْ جُرْهُمَ عَنِ الْحَرَمِ وَ رَئِيسُ خُزَاعَةَ عَمْرُو بْنُ رَبِيعَةَ بْنِ حَارِثَةَ بْنِ عَمْرٍو، وَ رَئِيسُ جُرْهُمَ عَمْرُو بْنُ الْحَارِثِ بْنِ مُصَاصٍ الْجُرْهُمِيُّ.

فَهَزَمَتْ خُزَاعَةُ جُرْهُمَ وَ خَرَجَ مَنْ بَقِيَ مِنْ جُرْهُمَ إِلَى أَرْضِ مِنْ أَرْضِ جُهَيْنَةَ، فَجَاءَهُمْ سَيْلٌ أَتِيُّ فَذَهَبَ بِهِمْ وَ وَلِيَتْ خُزَاعَةُ الْبَيْتَ فَلَمْ يَزَلْ فِي أَيْدِيهِمْ حَتَّى جَاءَ قُصَيُّ بْنُ كِلَابِ وَ أَخْرَجَ خُزَاعَةَ مِنَ الْحَرَمِ وَ وَلِيَ الْبَيْتَ وَ غَلَبَ عَلَيْهِ.

19- أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ قَالَ أَخْبَرَنِي مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ النَّعْمَانِ عَنْ سَعِيدٍ الْأَعْرَجِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:

إِنَّ الْعَرَبَ لَمْ يَزَالُوا عَلَى شَيْءٍ مِنَ الْحَنِيفِيَّةِ يَصِلُونَ الرَّحِمَ وَ يَقْرُونَ الضَّيْفَ وَ يَحُجُّونَ الْبَيْتَ وَ يَقُولُونَ: اتَّقُوا مَالَ الْيَتِيم، فَإِنَّ مَالَ الْيَتِيمِ عِقَالٌ، وَ يَكْفُونَ عَنْ أَشْيَاءَ مِنَ الْمَحَارِمِ مَخَافَةَ الْعُقُوبَةِ.

هنگامی که جرهم ستم روا داشتند و حرمت مکه را نادیده گرفتند، خداوند (عزوجل) آنها را مبتلا به بیماری طاعون و آبله کرد و آنها را نابود ساخت. از این رو قبیلۀ خزاعه چیره شده و به اتفاق نظر تصمیم گرفتند همۀ ماندگان قبیلهٔ جرهم را از حرم خارج سازند.

رئيس خزاعه، عمرو بن ربيعة بن حارثة بن عمرو و رئيس جرهم عمرو بن حارث بن مصاص جرهمی بود. در این درگیری قبیلهٔ خزاعه بر قبیله پیروز شده و آنها را فراری دادند و بقیه افراد آنها به سر زمینی جهینه رهسپار شدند، در آن منطقه سیل شگفتی جاری شد و آنان را از بین برد.

آن گاه قبیله خزاعه، والی کعبه شدند، کعبه همواره در دست آنان بود تا آن که قصی بن کلاب آمد و قبیلۀ خزاعه را از حرم بیرون کرد و والی کعبه شد و بر آنها پیروز شد.

19- سعید اعرج گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

به راستی که عرب همواره به بخشی از دین حق پایبند بودند، صله رحم می کردند، مهمان نوازی می نمودند و حج خانه کعبه را انجام می دادند و می گفتند: از خوردن مال یتیم بپرهیزید، چرا که مال یتیم سبب سخت شدن کارها و بسته شدن درهای روزی است. آنان از کارهای حرام به خاطر ترس از کیفر آن، خودداری می کردند.

وَ كَانُوا لَا يُمْلَى لَهُمْ إِذَا انْتَهَكُوا الْمَحَارِمَ وَ كَانُوا يَأْخُذُونَ مِنْ لِحَاءِ شَجَرِ الْحَرَمِ، فَيُعَلِّقُونَهُ فِي أَعْنَاقِ الْإِبِلِ فَلَا يَجْتَرِئُ أَحَدٌ أَنْ يَأْخُذَ مِنْ تِلْكَ الْإِبِلِ حَيْثُمَا ذَهَبَتْ وَ لا يَجْتَرِئُ أَحَدٌ أَنْ يُعَلَّقَ مِنْ غَيْرِ لِحَاءِ شَجَرِ الْحَرَمِ أَيُّهُمْ فَعَلَ ذَلِكَ عُوقِبَ.

وَ أَمَّا الْيَوْمَ فَأُمْلِي لَهُمْ وَ لَقَدْ جَاءَ أَهْلُ الشَّامِ فَنَصَبُوا الْمَنْجَنِيقَ عَلَى أَبِي قُبَيْسٍ، فَبَعَثَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ سَحَابَةً كَجَنَاحِ الطَّيْرِ فَأَمْطَرَتْ عَلَيْهِمْ صَاعِقَةٌ فَأَحْرَقَتْ سَبْعِينَ رَجُلاً حَوْلَ الْمَنْجَنِيقِ.

بخش هشتم

اشاره

بَابُ حَجِّ الْأَنْبِيَاءِ (علیه السلام)

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ قَالَ: قَالَ لِي أَبُو الْحَسَنِ (علیه السلام):

و این طور بود که اگر حرام ها را پرده دری کرده و مرتکب می شدند به آنها مهلت داده نمی شد. در میان آنان رسم بود که از پوست درخت حرم بر می گرفتند و بر گردن شتران می آویختند و دیگر کسی جرئت نمی کرد از آن شترها - هر جا که روند - بگیرد. هم چنین کسی جرئت نمی کرد چیزی غیر از پوست درخت حرم بیاویزد. هر کدام از ایشان چنین کاری می کرد، مجازات می شد.

ولی امروز که پیامبر خدا (صلى الله عليه و آله) مبعوث شده به آنان مهلت داده شده است. اهل شام وارد مکه شدند و برای تخریب کعبه بر کوه ابوقبیس منجنیق نصب کردند. خداوند ابری مانند بال پرنده بر آنان فرستاد و صاعقه ای بر آنها فرستاد و هفتاد مردی که در اطراف منجنیق بودند، سوختند.

چگونگی حج پیامبران (علیهم السلام)

1- علی بن ابی حمزه گوید: امام کاظم (علیه السلام) به من فرمود:

إِنَّ سَفِينَةَ نُوحٍ كَانَتْ مَأْمُورَةٌ طَافَتْ بِالْبَيْتِ حَيْثُ غَرِقَتِ الْأَرْضُ، ثُمَّ أَتَتْ مِنِّي أَيَّامِهَا ثُمَّ رَجَعَتِ السَّفِينَةُ وَ كَانَتْ مَأْمُورَةٌ وَ طَافَتْ بِالْبَيْتِ طَوَافَ النِّسَاءِ.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ (علیه السلام) يُحَدِّثُ عَطَاءً قَالَ:

كَانَ طُولُ سَفِينَةٍ نُوحٍ أَلْفَ ذِرَاعٍ وَ مِائَتَيْ ذِرَاعٍ، وَ عَرْضُهَا ثَمَانَمِائَةِ ذِرَاعٍ، وَ طُولُهَا فِي السَّمَاءِ مِائَتَيْنِ ذِرَاعاً وَ طَافَتْ بِالْبَيْتِ وَ سَعَتْ بَيْنَ الصَّفَا وَ المَرْوَةِ سَبْعَةَ أَشْوَاطٍ، ثُمَّ اسْتَوَتْ عَلَى الْجُودِيِّ.

3- عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ الْمُخْتَارِ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرِ (علیه السلام) يَقُولُ: مَرَّ مُوسَى بْنُ عِمْرَانَ (علیه السلام) فِي سَبْعِينَ نَبِيَّاً عَلَى فِجَاجِ الرَّوْحَاءِ عَلَيْهِمُ الْعَبَاءُ الْقَطَوَانِيَّةُ يَقُولُ: لَبَّيْكَ عَبْدُكَ ابْنُ عَبْدِكَ.

همانا کشتی نوح مأمور بود، وقتی که زمین را آب فرا گرفت، آن کشتی، خانه کعبه را طواف کرد، سپس در ایام منا به منا آمد و آن گاه کشتی بازگشت و در حالی که مأمور بود بردور خانۀ کعبه طواف نساء را انجام داد.

2- حسن بن صالح گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

امام باقر (علیه السلام) با عطاء سخن می گفت، شنیدم که حضرتش فرمود:

طول کشتی نوح (علیه السلام) هزار و دویست ذراع، عرض آن هشتصد ذراع و ارتفاع آن دویست ذراع بود. آن بر گرد کعبه طواف کرد و هفت بار در میان صفا و مروه سعی نمود، آن گاه برفراز کوه جودی استقرار یافت.

3- ابوبصیر گوید: از امام باقر (علیه السلام) شنیدم که می فرمود: موسى بن عمران (علیه السلام) در جمع هفتاد پیامبر از بزرگ راه های روحاء (1)گذشت. آنان همگی عبایی قطوانی (2)برتن داشتند. موسی (علیه السلام) می گفت: لبیک، بندۀ تو و پسر بنده توام.


1) روحاء مکانی است میان مکه و مدینه.

2) قطوان مکانی در کوفه است.

4- عليٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامٍ بن الحكم عن أبي عبد الله (علیه السلام) قال: مَرَّ مُوسَى النَّبِيُّ (علیه السلام) بِصِفَاح الرَّوْحَاءِ عَلَى جَمَلِ أَحْمَرَ خِطَامُهُ مِنْ لِيفٍ عَلَيْهِ عَبَاءَتَانِ قَطَوَانِيَّتَانِ وَ هُوَ يَقُولُ: لَبَّيْكَ يَا كَرِيمُ لَبَّيْكَ.

قَالَ: وَ مَرَّ يُونُسُ بْنُ مَتَّى بِصِفَاحَ الرَّوْحَاءِ وَ هُوَ يَقُولُ: لَبَّيْكَ كَشَّافَ الْكُرَبِ الْعِظَامِ لَبَّيْكَ.

قَالَ: وَ مَرَّ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ (علیه السلام) بِصِفَاحِ الرَّوْحَاءِ وَ هُوَ يَقُولُ: لَبَّيْكَ عَبْدُكَ ابْنُ أَمَتِكَ لَبَّيْكَ.

وَ مَرَّ مُحَمَّدٌ (صلى الله عليه و آله) بِصِفَاح الرَّوْحَاءِ وَ هُوَ يَقُولُ: لَبَّيْكَ ذَا الْمَعَارِجِ لَبَّيْكَ.

5- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمَ عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ:

أَخْرَمَ مُوسَى (علیه السلام) مِنْ رَمْلَةِ مِصْرَ.

4- هشام بن حکم گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: موسی (علیه السلام) بر فراز جهاز شتری سرخ موی - که مهار آن از لیف خرما بود - از سنگستان روحاء گذشت در حالی که دو عبای قطوانی بر تن داشت و می گفت: لبیک ای کریم! لبیک.

حضرتش فرمود: و یونس بن متی نیز بر سنگستان روحاء گذشت در حالی که می گفت: لبیک، برطرف کنندۀ اندوه های بزرگ، لبیک.

حضرتش فرمود: هم چنین عیسی بن مریم از سنگستان روحاء گذشت، در حالی که می گفت: لبیک، بندۀ تو و پسر کنیز توام لبیک.

و حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) در حالی بر سنگستان روحاء گذشت که می گفت: لبیک، صاحب راه ها، لبیک.

5- جابر گوید: امام باقر (علیه السلام) فرمود:

موسی (علیه السلام) از شنزار مصر احرام بست.

قَالَ: وَ مَرَّ بِصِفَاحِ الرَّوْحَاءِ مُحْرِماً يَقُودُ نَاقَتَهُ بِخِطَامٍ مِنْ لِيفٍ عَلَيْهِ عَبَاءَتَانِ قَطَوَانِيَّتَانِ يُلَبِّي وَ تُجِيبُهُ الْجِبَالُ.

6- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ عُقْبَةَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ زُرَارَةً عَنْ أبِي جَعْفَرٍ (علیه السلام):

أَنَّ سُلَيْمَانَ بْنَ دَاوُدَ حَجَّ الْبَيْتَ فِي الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ وَ الطَّيْرِ وَ الرِّيَاحِ وَ كَسَا الْبَيْتَ الْقَبَاطِئ.

7- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنِ الْمُفَضَّلِ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ: صَلَّى فِي مَسْجِدِ الْخَيْف سَبْعُمِائَةِ نَبِي، وَ إِنَّ مَا بَيْنَ الرُّكْنِ وَ الْمَقَامِ لَمَشْحُونٌ مِنْ قُبُورِ الْأَنْبِيَاءِ، وَ إِنَّ آدَمَ لَفِي حَرَمِ اللَّهِ (عزوجل).

8- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ زَيْدٍ الشَّحَّامِ عَمَّنْ رَوَاهُ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ:

حضرتش فرمود: و موسی (علیه السلام) در حالی که احرام بسته بود از سنگستان روحاء گذشت. او ان شتر خود را - که مهار آن از لیف خرما بود - می کشید و عبای قطوانی برتن داشت، تلبیه می گفت و کوه ها با او هم آواز می شدند.

6- زراره گوید: امام باقر (علیه السلام) فرمود:

سلیمان بن داوود (علیه السلام) با موکبی از پریان، انسان ها، پرندگان و بادها مراسم حج بیت را به جای آورد، و جامه ای قباطی بر کعبه پوشانید.

7- جابر گوید: امام باقر (علیه السلام) فرمود:

در مسجد خیف - که در منا است - هفتصد پیامبر نماز گزارده اند. همانا بین رکن و مقام از قبر پیامبران پر شده است، به راستی که قبر آدم در حرم خداوند است. (1)

8- راوی گوید: امام باقر (علیه السلام) فرمود:


1) در «مرآة العقول» آمده است: شاید منظور این است که حضرت آدم (علیه السلام) ابتدا در حرم خدا دفن شده، آن گاه نوح (علیه السلام) استخوان های او را به نجف اشرف منتقل کرده است، آن سان که در روایات بسیاری نقل شده است.

حَجَّ مُوسَى بْنُ عِمْرَانَ (علیه السلام) وَ مَعَهُ سَبْعُونَ نَبِيَّاً مِنْ بَنِي إِسْرَائِيلَ، خُطُمُ إِبِلِهِمْ مِنْ لِيفٍ يُلَبُونَ وَ تُجِيبُهُمُ الْجِبَالُ وَ عَلَى مُوسَى عَبَاءَتَانِ قَطَوَانِيَّتَانِ يَقُولُ: لَبَّيْكَ عَبْدُكَ ابْنُ عَبْدِكَ.

9- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ أَبِي الْبِلَادِ عَنْ أَبِي بِلَالٍ الْمَكِّيَّ قَالَ: رَأَيْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) دَخَلَ الْحِجْرَ مِنْ نَاحِيَةِ الْبَابِ، فَقَامَ يُصَلِّي عَلَى قَدْرِ ذِرَاعَيْنِ مِنَ الْبَيْتِ، فَقُلْتُ لَهُ: مَا رَأَيْتُ أَحَداً مِنْ أَهْلِ بَيْتِكَ يُصَلِّي بِحِيَالِ الْمِيزَابِ.

فَقَالَ: هَذَا مُصَلَّى شَبَّرَ وَ شَبِيرِ ابْنَيْ هَارُونَ.

10- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْوَلِيدِ شَبَابِ الصَّيْرَفِيِّ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ الدُّهْنِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ: دُفِنَ مَا بَيْنَ الرُّكْنِ الْيَمَانِي وَ الْحَجَرِ الْأَسْوَدِ سَبْعُونَ نَبِيّاً أَمَاتَهُمُ اللَّهُ جُوعاً وَ ضُرّاً.

موسى بن عمران (علیه السلام) مراسم حج را در حالی انجام داد که هفتاد پیامبر از بنی اسرائیل با او بودند، مهار شترهای آنها از لیف خرما بود. تلبیه می گفتند و کوه ها با آنها هم صدا می شدند، و برتن موسی (علیه السلام) دو عبای قطوانی بود و می گفت: لبیک بندۀ تو و پسر بندۀ توأم.

9- ابو بلال مکی گوید: امام صادق (علیه السلام) را دیدم که از سمت در وارد حجر شد و به فاصلۀ دو ذراع از خانۀ کعبه ایستاد و نماز گزارد. به آن حضرت عرض کردم: هیچ کدام از اهل بیت پدران شما را ندیدم که در مقابل ناودان نماز بگزارد؟

فرمود: اینجا جایگاه شبر و شبیر پسران هارون است.

10- معاوية بن عمّار گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

در بین رکن یمانی و حجر الاسود هفتاد پیامبر دفن شده اند که خداوند آنان را با گرسنگی و تنگدستی قبض روح کرده است.

11- أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِي الْكُوفِيِّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَمَّنْ رَوَاهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:

إِنَّ دَاوُدَ لَمَّا وَقَفَ الْمَوْقِفَ بِعَرَفَةَ نَظَرَ إِلَى النَّاسِ وَ كَثْرَتِهِمْ فَصَعِدَ الْجَبَلَ فَأَقْبَلَ يَدْعُو.

فَلَمَّا قَضَى نُسُكَهُ أَتَاهُ جَبْرَئِيلُ (علیه السلام) فَقَالَ لَهُ: يَا دَاوُدًا! يَقُولُ لَكَ رَبُّكَ: لِمَ صَعِدْتَ الْجَبَلَ؟ ظَنَنْتَ أَنَّهُ يَخْفَى عَلَيَّ صَوْتُ مَنْ صَوَّتَ؟!

ثُمَّ مَضَى بِهِ إِلَى الْبَحْرِ إِلَى جُدَّةَ فَرَسَبَ بِهِ فِي الْمَاءِ مَسِيرَةَ أَرْبَعِينَ صَبَاحاً فِي الْبَرِّ، فَإِذَا صَخْرَةٌ فَفَلَقَهَا فَإِذَا فِيهَا دُودَةٌ فَقَالَ لَهُ: يَا دَاوُدُ! يَقُولُ لَكَ رَبُّكَ: أَنَا أَسْمَعُ صَوْتَ هَذِهِ فِي بَطْنِ هَذِهِ الصَّخْرَةِ فِي قَعْرِ هَذَا الْبَحْرِ، فَظَنَنْتَ أَنَّهُ يَخْفَى عَلَيَّ صَوْتُ مَنْ صَوَّتَ؟!

11- راوی گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

هنگامی که داوود پیامبر (علیه السلام) در موقف عرفه ایستاد به انبوه مردم نگاه کرد و بر فراز کوه رفت و مشغول دعا شد. هنگامی که مناسک خود را تمام کرد، جبرئیل (علیه السلام) نزد او آمد و گفت: ای داوود! پروردگارت می فرماید: برای چه بر فراز کوه رفتی؟ آیا پنداشتی که صدای ندا کننده ای بر من مخفی می ماند؟

آن گاه او را به کنارۀ دریا برد و با او به اندازۀ مسافت چهل روز راه در خشکی، در آب فرو رفت.

ناگاه به سنگی برخوردند، جبرئیل آن را شکافت و در درون آن کرمی بود. به داوود گفت: ای داوود! پروردگار تو می گوید: من صدای این کرم را از دل این سنگ در ته دریا می شنوم، پس پنداشتی که صدای نداکننده ای بر من مخفی می ماند؟!.

بخش نهم

اشاره

بَابُ وُرُودِ تُبَّعِ وَ أَصْحَابِ الْفِيلِ الْبَيْتَ وَ حَفْرِ عَبْدِ الْمُطَّلِبِ زَمْزَمَ وَ هَدْمِ قُرَيْشِ الْكَعْبَةَ وَ بِنَائِهِمْ إِيَّاهَا وَ هَدْمِ الْحَجَّاجِ لَهَا وَ بِنَائِهِ إِيَّاهَا

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ الْمُخْتَارِ قَالَ: حَدَّثَنِي إِسْمَاعِيلُ بْنُ جَابِرٍ قَالَ: كُنْتُ فِيمَا بَيْنَ مَكَّةَ وَ الْمَدِينَةِ أَنَا وَ صَاحِبٌ لِي فَتَذَاكَرْنَا الْأَنْصَارَ، فَقَالَ أَحَدُنَا: هُمْ نُزَاعٌ مِنْ قَبَائِلَ.

وَ قَالَ أَحَدُنَا: هُمْ مِنْ أَهْلِ الْيَمَنِ.

قَالَ: فَانْتَهَيْنَا إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) وَ هُوَ جَالِسٌ فِي ظِلِّ شَجَرَةٍ فَابْتَدَأَ الْحَدِيثَ وَ لَمْ نَسْأَلْهُ فَقَالَ: إِنَّ تُبَّعاً لَمَّا أَنْ جَاءَ مِنْ قِبَلِ الْعِرَاقِ وَ جَاءَ مَعَهُ الْعُلَمَاءُ وَ أَبْنَاءُ الْأَنْبِيَاءِ.

ورود تبع و اصحاب فیل به مکه، حفر چاه زمزم توسط عبدالمطلب، تخریب خانۀ کعبه توسط قریش، تجدید بنای آن، تخریب خانۀ کعبه توسط حجاج و تجدید بنای او

1- اسماعیل بن جابر گوید: من و رفیقم در مسیر بین مکه و مدینه بودیم، سخن از انصار به میان آمد، یکی از ما گفت: آنان غریب و از قبیله های گوناگونند.

دیگری گفت: آنان از اهل یمن هستند.

اسماعیل در ادامه گوید: ما خدمت امام صادق (علیه السلام) شرفیاب شدیم، حضرتش زیر سایۀ درختی نشسته بود و پیش از آن که از حضرتش چیزی بپرسیم سخن آغاز کرد و فرمود: تبع یکی از پادشاهان یمن بود، وی هنگامی که از جانب عراق به سمت مکه آمد دانشمندان و فرزندان پیامبران نیز با او بودند.

فَلَمَّا انْتَهَى إِلَى هَذَا الْوَادِي لِهَذَيْلِ أَتَاهُ أُنَاسٌ مِنْ بَعْضِ الْقَبَائِلِ فَقَالُوا: إِنَّكَ تَأْتِي أَهْلَ بَلْدَةٍ قَدْ لَعِبُوا بِالنَّاسِ زَمَاناً طَوِيلاً حَتَّى اتَّخَذُوا بِلَادَهُمْ حَرَماً وَ بُنْيَتَهُمْ رَبِّاً - أَوْ رَبَّةٌ -. فَقَالَ: إِنْ كَانَ كَمَا تَقُولُونَ قَتَلْتُ مُقَاتِلِيهِمْ وَ سَبَيْتُ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ هَدَمْتُ بُنْيَتَهُمْ.

قَالَ: فَسَالَتْ عَيْنَاهُ حَتَّى وَ قَعَتَا عَلَى خَدَّيْهِ.

قَالَ: فَدَعَا الْعُلَمَاءَ وَ أَبْنَاءَ الْأَنْبِيَاءِ. فَقَالَ: انْظُرُونِي وَأَخْبِرُونِي لِمَا أَصَابَنِي هَذَا؟

قَالَ: فَأَبَوْا أَنْ يُخْبِرُوهُ حَتَّى عَزَمَ عَلَيْهِمْ.

قَالُوا: حَدِّثْنَا بِأَيِّ شَيْءٍ حَدَّثْتَ نَفْسَكَ؟

قَالَ: حَدَّثْتُ نَفْسِي أَنْ أَقْتُلَ مُقَاتِلِيهِمْ وَ أَسْبِيَ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَهْدِمَ بُنْيَتَهُمْ.

فَقَالُوا: إِنَّا لا نَرَى الَّذِي أَصَابَكَ إِلَّا لِذَلِكَ.

قَالَ: وَ لِمَ هَذَا؟

وقتی که به این وادی - که از قبیلهٔ هذیل بود - رسید، گروهی از برخی از قبیله ها نزد او آمدند و گفتند: تو نزد اهل شهری آمده ای که دیر زمانی است که مردم را به بازی گرفته اند تا این که شهرهای آنان را حرم قرار داده و کعبۀ خود را مستحق تعظیم شمردند.

تبع گفت: اگر آن گونه باشد که می گویید، جنگجویان آنان را می کشم، فرزندان آنها را اسیر و کعبۀ آنان را ویران می کنم.

امام (علیه السلام) فرمود: در این هنگام دو چشم او روان شد تا این که بر دو گونه او افتاد. فرمود: او دانشمندان و فرزندان پیامبران را خواست و گفت: به من بنگرید و بگویید چرا چنین شده ام؟

فرمود: آنان سرباز زدند از این که چیزی بگویند، تا آن که آهنگ جان آنها را کرد.

گفتند: بگو در دل با خود چه گفتی؟

گفت: در دل خود گفتم: جنگجویان آنان را می کشم، فرزندانشان را اسیر و کعبۀ آنان را ویران می کنم.

گفتند: آن چه به تو رسیده فقط به خاطر همان سخن است.

گفت: برای چه این گونه است؟

قَالُوا: لِأَنَّ الْبَلَدَ حَرَمُ اللَّهِ وَ الْبَيْتَ بَيْتُ اللهِ وَ سُكَانَهُ ذُرِّيَّةً إِبْرَاهِيمَ خَلِيلِ الرَّحْمَانِ.

فَقَالَ: صَدَقْتُمْ فَمَا مَخْرَجِي مِمَّا وَ قَعْتُ فِيهِ؟

قَالُوا: تُحَدِّثُ نَفْسَكَ بِغَيْرِ ذَلِكَ فَعَسَى اللَّهُ أَنْ يَرُدَّ عَلَيْكَ.

قَالَ: فَحَدَّثَ نَفْسَهُ بِخَيْرٍ، فَرَجَعَتْ حَدَقَتَاهُ حَتَّى ثَبَتَنَا مَكَانَهُمَا.

قَالَ: فَدَعَا بِالْقَوْمِ الَّذِينَ أَشَارُوا عَلَيْهِ بِهَدْمِهَا فَقَتَلَهُمْ، ثُمَّ أَتَى الْبَيْتَ وَ كَسَاهُ وَ أَطْعَمَ الطَّعَامَ ثَلَاثِينَ يَوْماً كُلَّ يَوْمٍ مِائَةَ جَزُورٍ حَتَّى حُمِلَتِ الْجِفَانُ إِلَى السَّبَاعِ فِي رُءُوسِ الْجِبَالِ وَ نُثِرَتِ الْأَعْلَافُ فِي الْأَوْدِيَةِ لِلْوُحُوشِ ثُمَّ انْصَرَفَ مِنْ مَكَّةَ إِلَى الْمَدِينَةِ فَأَنْزَلَ بِهَا قَوْماً مِنْ أَهْلِ الْيَمَنِ مِنْ غَسَّانَ وَ هُمُ الْأَنْصَارُ.

فِي رِوَايَةٍ أُخْرَى: كَسَاهُ النِّطَاعَ وَ طَيِّبَهُ.

2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حُمْرَانَ وَ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:

گفتند: چون این شهر حرم خدا، خانه، خانۀ او و ساکنان آن، فرزندان ابراهيم خليل الرحمان هستند.

گفت: راست گفتید، اکنون چگونه از این گرفتاری خلاص شوم؟

گفتند: در دل خود سخن غیر از آن سخن بگو و ارادۀ خود را تغییر ده، شاید خداوند نعمت را به تو بازگرداند.

امام (علیه السلام) فرمود: تبع در دل خود سخن خیر و نیک گفت، دو حدقۀ چشمان او بازگشتند و در جای خود قرار گرفتند.

امام (علیه السلام) فرمود: آن گاه تبع آن گروه را - که او را به تخریب کعبه وادار کرده بودند - خواست و همۀ آنها را کشت. کنار خانۀ کعبه آمد، آن را پوشانید و سی روز، هر روز صد شتر اطعام کرد تا آنجا که کاسه های غذا برای درندگان بر سر کوه ها برده می شد و برای جانوران وحشی در دره ها غذا پراکنده می شد، آن گاه از مکه به سوی مدینه حرکت کرد و گروهی از اهل یمن را از قبیلهٔ غسّان - که همان انصار هستند - در آن جا فرود آورد.

در روایت دیگری آمده است: تبع پارچۀ پوستین بر کعبه پوشانید و آن را خوشبو گردانید.

2- محمد بن حمران و هشام بن سالم گویند: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

لَمَّا أَقْبَلَ صَاحِبُ الْحَبَشَةِ بِالْفِيلِ يُرِيدُ هَدْمَ الْكَعْبَةِ مَرُّوا بِإِبِلِ لِعَبْدِ الْمُطَّلِبِ فَاسْتَاقُوهَا، فَتَوَجَّهَ عَبْدُ الْمُطَّلِبِ إِلَى صَاحِبِهِمْ يَسْأَلُهُ رَدَّ إِبِلِهِ عَلَيْهِ.

فَاسْتَأْذَنَ عَلَيْهِ فَأَذِنَ لَهُ وَ قِيلَ لَهُ: إِنَّ هَذَا شَرِيفُ قُرَيْشٍ - أَوْ عَظِيمٌ قُرَيْشٍ - وَ هُوَ رَجُلٌ لَهُ عَقْلُ وَ مُروَّةٌ.

فَأَكْرَمَهُ وَ أَدْنَاهُ، ثُمَّ قَالَ لِتَرْجُمَانِهِ: سَلْهُ مَا حَاجَتُكَ؟

فَقَالَ لَهُ: إِنَّ أَصْحَابَكَ مَرُّوا بِإِبِلِ لِي فَاسْتَافُوهَا فَأَحْبَبْتُ أَنْ تَرُدَّهَا عَلَيَّ.

قَالَ: فَتَعَجَّبَ مِنْ سُؤَالِهِ إِيَّاهُ رَدُّ الْإِبِلِ وَ قَالَ: هَذَا الَّذِي زَعَمْتُمْ أَنَّهُ عَظِيمٌ قُرَيْشٍ وَ ذَكَرْتُمْ عَقْلَهُ، يَدَعُ أَنْ يَسْأَلَنِي أَنْ أَنْصَرِفَ عَنْ بَيْتِهِ الَّذِي يَعْبُدُهُ. أَمَا لَوْ سَأَلَنِي أَنْ أَنْصَرِفَ عَنْ هَدِّهِ لانْصَرَفْتُ لَهُ عَنْهُ.

فَأَخْبَرَهُ التَّرْجُمَانُ بِمَقَالَةِ الْمَلِكِ.

فَقَالَ لَهُ عَبْدُ الْمُطَّلِبِ: إِنَّ لِذَلِكَ الْبَيْتِ رَبِّاً يَمْنَعُهُ، وَ إِنَّمَا سَأَلْتُكَ رَدَّ إِبِلِي لِحَاجَتِي إِلَيْهَا.

هنگامی که فرمانروای حبشه با فیل برای ویران کردن کعبه روی آورد، افراد او به شترهای عبدالمطلب برخوردند و آنها را پیش رانده و گرفتند.

عبدالمطلب به سوی امیر حبشه شتافت و از او بازگردانیدن شترهای خود را در خواست نمود. اجازۀ ورود خواست به او اجازه دادند به فرمانروای حبشه گفته شد: این شخص، نجیب - یا بزرگ - قریش است. و فردی خردمند و با مروّت است.

حاکم او را گرامی داشت و در نزد خود جای داد، آن گاه به مترجم خویش گفت: از او بپرس که خواستۀ تو چیست؟

عبدالمطلب گفت: لشکریان تو شترهای مرا گرفته اند، دوست دارم که آنها را به من بازگردانی.

امام (علیه السلام) فرمود: حاکم از درخواست او در مورد بازگردانیدن شترها تعجب کرد و گفت: این همان کسی است که گمان کردید، بزرگ قریش است و از خرد او گفتید، این خواسته را وا می گذارد که از من بخواهد تا از تخریب خانه ای که آن را پرستش می کند، دست بردارم، و به طور حتم اگر از من میخواست که از آن دست بردارم، برای خاطر او این کار را انجام می دادم.

مترجم، سخن پادشاه را به عبدالمطلب گزارش داد، عبدالمطلب به او گفت: به راستی که این خانه، صاحبی دارد که آن را نگه می دارد. من فقط از شما بازگردانیدن شترهای خود را درخواست کردم، چون به آنها نیاز دارم.

فَأَمَرَ بِرَدِّهَا عَلَيْهِ. وَ مَضَى عَبْدُ الْمُطَّلِبِ حَتَّى لَقِيَ الْفِيلَ عَلَى طَرَفِ الْحَرَمِ، فَقَالَ لَهُ: مَحْمُودًا! فَحَرَّكَ رَأْسَهُ، فَقَالَ لَهُ: أَتَدْرِي لِمَا جِيءَ بِكَ؟

فَقَالَ بِرَأْسِهِ: لا.

فَقَالَ: جَاءُوا بِكَ لِتَهْدِمَ بَيْتَ رَبِّكَ أَفَتَفْعَلُ؟

فَقَالَ بِرَأْسِهِ: لا.

قَالَ: فَانْصَرَفَ عَنْهُ عَبْدُ الْمُطَّلِبِ وَ جَاءُوا بِالْفِيلِ لِيَدْخُلَ الْحَرَمَ، فَلَمَّا انْتَهَى إِلَى طَرَفِ الْحَرَمِ امْتَنَعَ مِنَ الدُّخُولِ فَضَرَبُوهُ فَامْتَنَعَ فَأَدَارُوا بِهِ نَوَاحِيَ الْحَرَمِ كُلَّهَا، كُلُّ ذَلِكَ يَمْتَنِعُ عَلَيْهِمْ فَلَمْ يَدْخُلْ وَ بَعَثَ اللَّهُ عَلَيْهِمُ الطَّيْرَ كَالْخَطَاطِيفِ فِي مَنَاقِيرِهَا حَجَرٌ كَالْعَدَسَةِ أَوْ نَحْوِهَا.

فَكَانَتْ تُحَاذِي بِرَأْسِ الرَّجُل ثُمَّ تُرْسِلُهَا عَلَى رَأْسِهِ فَتَخْرُجُ مِنْ دُبُرِهِ حَتَّى لَمْ يَبْقَ مِنْهُمْ أَحَدٌ إِلَّا رَجُلٌ هَرَبَ، فَجَعَلَ يُحَدِّثُ النَّاسَ بِمَا رَأَى إِذَا طَلَعَ عَلَيْهِ طَائِرٌ مِنْهَا.

پادشاه فرمان داد تا شترهای عبدالمطلب وی را به او بازگردانیدند. او بازگشت و در کنار حرم به فیل برخورد، به او گفت: ای محمود! (1)

فیل سر خود را تکان داد، به او گفت: آیا می دانی تو را برای چه آورده اند؟

با سر اشاره کرد: نه.

عبدالمطلب گفت: تو را آورده اند تا خانۀ پروردگارت را خراب کنی، آیا چنین کاری خواهی کرد؟

با سر اشاره کرد: نه.

امام (علیه السلام) فرمود: عبدالمطلب از فیل جدا گشت و روانه شد، آنها فیل را آوردند تا وارد حرم کنند، همین که به کنار حرم رسید از ورود به حرم خودداری کرد، آن را زدند، باز خودداری کرد، فیل را در اطراف حرم گرداندند، وارد حرم نمی شد.

خداوند پرندگانی چون پرستو بر آنان فرستاد که در منقارهای آنها سنگی به اندازه عدس - یا مانند آن - بود که در برابر سر مرد می آمد و آن را بر سر او می انداخت و از نشیمنگاه او خارج می شد تا این که از آنها کسی نماند مگر یک مرد که فرار کرد و آن چه را که دیده بود، برای مردم گزارش می کرد که ناگاه یکی از آن پرندگان ظاهر شد.


1) به نظر می رسد نام آن فیل بوده است.

فَرَفَعَ رَأْسَهُ فَقَالَ: هَذَا الطَّيْرُ مِنْهَا، وَ جَاءَ الطَّيْرُ حَتَّى حَاذَى بِرَأْسِهِ ثُمَّ أَلْقَاهَا عَلَيْهِ فَخَرَجَتْ مِنْ دُبُرِهِ فَمَاتَ.

3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ النُّعْمَانِ عَنْ سَعِيدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْأَعْرَجِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:

إِنَّ قُرَيْشَاً فِي الْجَاهِلِيَّةِ هَدَمُوا الْبَيْتَ، فَلَمَّا أَرَادُوا بِنَاءَهُ حِيلَ بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَهُ وَ أُلْقِيَ فِي رُوعِهِمُ الرُّعْبُ حَتَّى قَالَ قَائِلٌ مِنْهُمْ: لَيَأْتِي كُلُّ رَجُلٍ مِنْكُمْ بِأَطْيَبِ مَالِهِ وَ لَا تَأْتُوا بِمَالٍ اكْتَسَبْتُمُوهُ مِنْ قَطِيعَةِ رَحِمٍ، أَوْ حَرَام.

فَفَعَلُوا فَخُلِّيَ بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ بِنَائِهِ، فَبَنَوْهُ حَتَّى انْتَهَوْا إِلَى مَوْضِعِ الْحَجَرِ الْأَسْوَدِ فَتَشَاجَرُوا فِيهِ أَيُّهُمْ يَضَعُ الْحَجَرَ الْأَسْوَدَ فِي مَوْضِعِهِ حَتَّى كَادَ أَنْ يَكُونَ بَيْنَهُمْ شَرٌّ.

فَحَكِّمُوا أَوَّلَ مَنْ يَدْخُلُ مِنْ بَابِ الْمَسْجِدِ، فَدَخَلَ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله) فَلَمَّا أَتَاهُمْ أَمَرَ بِثَوْبٍ فَبَسَطَ ثُمَّ وَضَعَ الْحَجَرَ فِي وَسَطِهِ، ثُمَّ أَخَذَتِ الْقَبَائِلُ بِجَوَانِبِ الثَّوْبِ فَرَفَعُوهُ، ثُمَّ تَنَاوَلَهُ (صلى الله عليه و آله) فَوَضَعَهُ فِي مَوْضِعِهِ فَخَصَّهُ اللَّهُ بِهِ.

سر خود را بلند کرد و گفت: این پرنده از آنهاست، و پرنده نیز آمد تا این که در برابر سر او قرار گرفت و آن سنگریزه را بر او انداخت که از نشیمنگاهش خارج شد و مرد.

3- سعيد بن عبدالله اعرج گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

قریش در دوران جاهلیت خانه کعبه را ویران کردند، وقتی خواستند آن را بنا کنند، و بیم و هراس به دلهایشان افتاد، به گونه ای که یکی از آنان گفت: هر کدام از شما بایستی پاکیزه ترین مال خود را بیاورد، و مالی را که از طریق قطع رحم یا راه حرام به دست آورده اید، نیاورید.

وقتی چنین کردند، مانعی که در میان بود و از ساختن کعبه منع می کرد از میان رفت. آن گاه به کار ساختن آن پرداختند، تا به جای نصب حجر الأسود رسیدند. در این هنگام در مورد نصب آن، مشاجره ای بین آنها در گرفت، به گونه ای که نزدیک بود که شری در میان آنها پدید آید.

آنان برای رفع درگیری و نزاع این گونه توافق کردند که نخستین کسی که از در مسجد وارد می شود میان ایشان داوری کند. در این هنگام رسول خدا (صلی الله علیه و آله) از در وارد شد و چون به جمع آنان پیوست و ماجرای آنان را دریافت، امر فرمود تا جامه ای آوردند، و آن گاه سنگ را در میان آن نهاد، پس از آن، سران قبایل اطراف آن جامه را گرفتند و آن را از جای برداشتند، سپس پیامبر (صلی الله علیه و اله) آن را برداشت و به جای خود قرار داد، از این رو خداوند او را به این امر اختصاص داد.

4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ وَ غَيْرُهُ بِأَسَانِيدَ مُخْتَلِفَةٍ رَفَعُوهُ قَالُوا:

إِنَّمَا هَدَمَتْ قُرَيْشُ الْكَعْبَةَ، لِأَنَّ السَّيْلَ كَانَ يَأْتِيهِمْ مِنْ أَعْلَى مَكَّةَ فَيَدْخُلُهَا فَانْصَدَعَتْ وَ سُرِقَ مِنَ الْكَعْبَةِ غَزَالٌ مِنْ ذَهَبٍ رِجْلَاهُ مِنْ جَوْهَرٍ، وَ كَانَ حَائِطُهَا قَصِيراً، وَ كَانَ ذَلِكَ قَبْلَ مَبْعَثِ النَّبِيِّ (صلى الله عليه و آله) بِثَلَاثِينَ سَنَةٌ.

فَأَرَادَتْ قُرَيْضٌ أَنْ يَهْدِمُوا الْكَعْبَةَ وَ يَبْنُوهَا وَ يَزِيدُوا فِي عَرْصَتِهَا ثُمَّ أَشْفَقُوا مِنْ ذَلِكَ، وَ خَافُوا إِنْ وَ ضَعُوا فِيهَا الْمَعَاوِلَ أَنْ تَنْزِلَ عَلَيْهِمْ عُقُوبَةٌ.

فَقَالَ الْوَلِيدُ بْنُ الْمُغِيرَةِ: دَعُونِي أَبْدَأَ، فَإِنْ كَانَ لِلَّهِ رِضًا لَمْ يُصِبْنِي شَيْءٌ، وَ إِنْ كَانَ غَيْرَ ذَلِكَ كَفَفْنَا.

فَصَعِدَ عَلَى الْكَعْبَةِ وَ حَرَّكَ مِنْهُ حَجَراً فَخَرَجَتْ عَلَيْهِ حَيَّةٌ وَ انْكَسَفَتِ الشَّمْسُ، فَلَمَّا رَأَوْا ذَلِكَ بَكَوْا وَ تَضَرَّعُوا وَ قَالُوا: اللَّهُمَّ إِنَّا لَا نُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ.

فَغَابَتْ عَنْهُمُ الْحَيَّةُ فَهَدَمُوهُ وَ نَحَوْا حِجَارَتَهُ حَوْلَهُ حَتَّى بَلَغُوا الْقَوَاعِدَ الَّتِي وَ ضَعَهَا إِبْرَاهِيمُ (علیه السلام).

4- علی بن ابراهیم و دیگران به سندهای گوناگون از معصوم (علیه السلام) نقل کرده اند که حضرتش فرمود: علت آن که قریش کعبه را خراب کردند، این بوده که سیل از فراز کوهستان های مکه به سوی آنان روان می شده و به درون کعبه داخل می گشته به گونه ای که در اثر هجوم سیل، دیوارهای کعبه شکست، و از کعبه آهویی طلایی که دو پایش از گوهر قیمتی بود، دزدیده شد. از طرفی دیوار کعبه کوتاه بود، این واقعه سی سال پیش از بعثت پیامبر (صلى الله علیه و آله) بود.

در این هنگام قریش اراده کردند که کعبه را خراب کرده و آن را تجدید بنا کنند و بر آن ساختمان بیفزایند، ولی از انجام این کار ترسیده و به هراس افتادند که اگر کلنگ در کعبه گذارند، عذابی بر آنان نازل شود.

از این رو ولید بن مغیره گفت: اجازه دهید من این کار را شروع کنم، اگر رضای خداوند در آن باشد چیزی به من نمی رسد، و اگر جز این باشد از آن دست بر می داریم. او بر بالای کعبه قرار گرفت، وقتی سنگی را حرکت داد، ناگاه ماری خارج شد، خورشید گرفت، هنگامی که قریش این صحنه را دیدند، گریه و زاری نمودند و گفتند: خدایا! ما فقط می خواهیم کعبه را تعمیر و تجدید بنا کنیم.

در این هنگام مار پنهان شد، آنها کعبه را خراب کردند و سنگ های آن را برداشتند تا به پایه هایی رسیدند که ابراهیم (علیه السلام) آنها را گذارده بود.

فَلَمَّا أَرَادُوا أَنْ يَزيدُوا فِى عَرْصَتِهِ وَ حَرَّكُوا الْقَوَاعِدَ الَّتِي وَ ضَعَهَا إِبْرَاهِيمُ (علیه السلام) أَصَابَتْهُمْ زَلْزَلَةٌ شَدِيدَةٌ وَ ظُلْمَةٌ، فَكَفُّوا عَنْهُ.

وَ كَانَ بُنْيَانُ إِبْرَاهِيمَ (علیه السلام): الطُّوْلُ ثَلَاثُونَ ذِرَاعاً وَ الْعَرْضُ اثْنَانِ وَ عِشْرُونَ ذِرَاعاً وَ السَّمْكُ تِسْعَةُ أَذْرُعٍ، فَقَالَتْ قُرَيْسش: نَزِيدُ فِي سَمْكِهَا.

فَبَنَوْهَا فَلَمَّا بَلَغَ الْبِنَاءُ إِلَى مَوْضِعِ الْحَجَرِ الْأَسْوَدِ تَشَاجَرَتْ قُرَيْشُ فِي وَضْعِهِ فَقَالَ كُلُّ قَبيلَةٍ: نَحْنُ أَوْلَى بِهِ نَحْنُ نَضَعُهُ.

فَلَمَّا كَثُرَ بَيْنَهُمْ تَرَاضَوْا بِقَضَاءِ مَنْ يَدْخُلُ مِنْ بَابِ بَنِي شَيْبَةَ، فَطَلَعَ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله) فَقَالُوا: هَذَا الْأَمِينُ قَدْ جَاءَ.

فَحَكِّمُوهُ. فَبَسَطَ رِدَاءَهُ - وَ قَالَ بَعْضُهُمْ: كِسَاءٌ طَارُونِيٌّ كَانَ لَهُ - وَ وَ ضَعَ الْحَجَرَ فِيهِ، ثُمَّ قَالَ: يَأْتِي مِنْ كُلِّ رَبْعِ مِنْ قُرَيْشٍ رَجُلٌ فَكَانُوا عُتْبَةَ بْنَ رَبِيعَةَ بْنِ عَبْدِ شَمْسٍ وَ الْأَسْوَدَ بْنَ الْمُطَّلِبِ مِنْ بَنِي أَسَدِ بْنِ عَبْدِ الْعُزَّى وَ أَبُو حُذَيْفَةَ بْنَ الْمُغِيرَةِ مِنْ بَنِي مَحْزُومٍ وَ قَيْسَ بْنَ عَدِي مِنْ بَنِي سَهُم فَرَفَعُوهُ وَ وَ ضَعَهُ النَّبِيُّ (صلى الله عليه و آله) فِي مَوْضِعِهِ.

وقتی خواستند بر مساحت ساختمان آن بیفزایند و آن پایه ها را حرکت دادند، زلزله ای سخت روی داد و هوا تاریک شد. آنها از آن تصمیم دست کشیدند.

بنایی را که ابراهیم (علیه السلام) ساخته بود به طول سی ذراع، به عرض بیست و دو ذراع و به ارتفاع نه ذراع بود، قریش گفتند: به ارتفاع آن می افزاییم، از این رو به ساختن آن پرداختند، وقتی به محلّ نصب حجر الاسود رسیدند دربارۀ نصب آن مشاجره ای در میان آنان درگرفت، هر قبیله ای گفت: ما به نصب آن سزاوارتریم.

وقتی که مشاجره بالا گرفت به قضاوت و حکمیت کسی که از در بنی شیبه وارد می شود راضی شدند. ناگاه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) آشکار شد، گفتند: این شخص امین آمد.

آنها پیامبر خدا (صلی االله علیه و آله) را داور قرار دادند. آن حضرت ردای خود را گسترد - برخی از راویان گفته اند: حضرتش عبای خز طارونی داشت - و حجر الاسود را در آن گذارد، سپس فرمود: از هر محله ای از قریش یک مرد بیاید - که عبارت بودند از: عتبة بن ربيعة بن عبدشمس، اسود بن مطلب از بنی اسد بن عبدالعزی، ابو حذيفة بن مغیره از بنی مخزوم، قیس بن عدی از بنی سهم - آنها حجر الاسود را برداشتند و پیامبر (صلی الله علیه و آله) آن را در جای خود گذارد.

وَ قَدْ كَانَ بَعَثَ مَلِكُ الرُّومِ بِسَفِينَةٍ فِيهَا سُقُوفٌ وَ آلَاتٌ وَ خَشَبٌ وَ قَوْمٌ مِنَ الْفَعَلَةِ إِلَى الْحَبَشَةِ لِيُبْنَى لَهُ هُنَاكَ بِيعَةٌ، فَطَرَحَتْهَا الرِّيحُ إِلَى سَاحِلِ الشَّرِيعَةِ، فَبُطِحَتْ فَبَلَغَ قُرَيْشاً خَبَرُهَا، فَخَرَجُوا إِلَى السَّاحِلِ فَوَجَدُوا مَا يَصْلُحُ لِلْكَعْبَةِ مِنْ خَشَبٍ وَ زِينَةٍ وَ غَيْرِ ذَلِكَ.

فَابْتَاعُوهُ وَ صَارُوا بِهِ إِلَى مَكَّةَ فَوَافَقَ ذَرْعُ ذَلِكَ الْخَشَبِ الْبِنَاءَ مَا خَلَا الْحِجْرَ، فَلَمَّا بَنَوْهَا كَسَوْهَا الْوَصَائِدَ وَ هِيَ الْأَرْدِيَةُ.

5- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ دَاوُدَ بْنِ رْحَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:

إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله) سَاهَمَ قُرَيْشاً فِي بِنَاءِ الْبَيْتِ فَصَارَ لِرَسُولِ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله) مِنْ بَابِ الْكَعْبَةِ إِلَى النِّصْفِ مَا بَيْنَ الرُّكْنِ الْيَمَانِيُّ إِلَى الْحَجَرِ الْأَسْوَدِ.

وَ فِي رِوَايَةٍ أُخْرَى: كَانَ لِبَنِي هَاشِمِ مِنَ الْحَجَرِ الْأَسْوَدِ إِلَى الرُّكْنِ الشَّامِيُّ.

6- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ وَ غَيْرُهُ رَفَعُوهُ قَالَ:

پادشاه روم یک کشتی آلات و چوبذها برای سقف سازی به همراه بنا و کارگر به حبشه فرستاد تا در آنجا برای او کلیسایی بسازند، توفان در نوردید و کشتی را به کنار دریا انداخت و آن را شکست. خبر آن به قریش رسید، آنها به سوی ساحل روانه شدند و آن چه را که برای كعبه مناسب بود - از قبیل چوب، زینت آلات و غیر آن - خریدند و به مکه آوردند، و آن مقدار از چوب ها را که آورده بودند با آن چه که ساخته بودند - جز حجر الاسود - مطابق بود، و چون کار ساخت آن پایان پذیرفت، کعبه را با پردهٔ بافته شده ای که زینت داده شده بود - پوشانیدند.

5- داوود بن سرحان گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در ساخت خانه با قریش سهیم شد، که از در کعبه تا نیمی از دیوار مابین رکن یمانی تا حجر الاسود در سهم آن حضرت قرار گرفت. در روایت دیگری آمده است: از حجر الاسود تا رکن شامی از آن بنی هاشم بود.

6- علی بن ابراهیم و دیگران در روایت مرفوعه ای گویند: امام (علیه السلام) فرمود:

كَانَ فِي الْكَعْبَةِ غَزَالانِ مِنْ ذَهَبٍ وَ خَمْسَةُ أَسْيَافٍ، فَلَمَّا غَلَبَتْ خُزَاعَةُ جُرْهُمَ عَلَى الْحَرَمِ أَلْقَتْ جُرْهُمُ الْأَسْيَافَ وَ الْغَزَالَيْنِ فِي بِثْرِ زَمْزَمَ وَ أَلْقَوْا فِيهَا الْحِجَارَةَ وَ طَمُّوهَا وَ عَمَّوْا أَثَرَهَا.

فَلَمَّا غَلَبَ قُصَيٌّ عَلَى جُزَاعَةَ لَمْ يَعْرِفُوا مَوْضِعَ زَمْزَمَ وَ عَمِيَ عَلَيْهِمْ مَوْضِعُهَا. فَلَمَّا غَلَبَ عَبْدُ الْمُطَّلِبِ وَ كَانَ يُفْرَشُ لَهُ فِي فِنَاءِ الْكَعْبَةِ وَ لَمْ يَكُنْ يُفْرَشُ لِأَحَدٍ هُنَاكَ غَيْرَهُ، فَبَيْنَمَا هُوَ نَائِمٌ فِي ظِلِّ الْكَعْبَةِ. فَرَأَى فِي مَنَامِهِ أَتَاهُ آتٍ فَقَالَ لَهُ: احْفِرْ بَرَّةَ.

قَالَ: وَ مَا بَرَّةُ؟

ثُمَّ أَتَاهُ فِي الْيَوْمِ الثَّانِي فَقَالَ: احْفِرْ طِيبَةَ.

ثُمَّ أَتَاهُ فِي الْيَوْمَ الثَّالِثِ فَقَالَ: احْفِرُ الْمَصُونَةَ.

قَالَ: وَ مَا الْمَصُونَةُ؟

در کعبه دو آهوی طلایی و پنج شمشیر بود، وقتی که قبیلهٔ خزاعه بر قبیلۀ جرهم چیره شدند و به حرم دست یافتند، قبیلهٔ جرهم شمشیرها و دو آهو را در چاه زمزم افکنده و چاه را با سنگ پر کردند و نشانۀ آن را مخفی داشتند.

هنگامی که قصی بر قبیلۀ خزاعه غلبه پیدا کرد، از جای زمزم آگاهی نداشتند. از این رو همچنان جای آن پوشیده ماند. تا آن که عبدالمطلب به حرم دست یافت. همواره جای خواب او در فضای کعبه گسترده می شد و برای کسی جز او در آنجا، جای گسترده نمی شد. در آن میان که در سایۀ کعبه خوابیده بود، در عالم خواب دید که شخصی نزد او آمد و به وی گفت: بره ای را (یعنی چشمه ای که آب بسیار و نفع فراوان دارد) حفر کن.

پرسید: بره چیست؟

سپس در روز دوم به خواب او آمد و گفت: طیبه و پاکیزگی را حفر کن.

و در روز سوم آمد و گفت: مصونه و حفظ شده را حفر کن.

گفت: مصونه چیست؟

ثُمَّ أَتَاهُ فِي الْيَوْمِ الرَّابِع فَقَالَ: احْفِرْ زَمْزَمَ لا تَنْزَحْ وَ لَا تَذُمَّ تَسْقِي الْحَجِيجَ الْأَعْظَمَ عِنْدَ الْغُرَابِ الْأَعْصَمِ عِنْدَ قَرْيَةِ النَّمْلِ.

وَ كَانَ عِنْدَ زَمْزَمَ حَجَرٌ يَخْرُجُ مِنْهُ النَّمْلُ فَيَقَعُ عَلَيْهِ الْغُرَابُ الْأَعْصَمُ فِي كُلِّ يَلْتَقِطُ النَّمْلَ، فَلَمَّا رَأَى عَبْدُ الْمُطَّلِبِ هَذَا عَرَفَ مَوْضِعَ زَمْزَمَ، فَقَالَ لِقُرَيْشٍ: إِنِّي أُمِرْتُ فِي أَرْبَعِ لَيَالٍ فِي حَفْرِ زَمْزَمَ وَ هِيَ مَأْتُرَتُنَا وَ عِزَّنَا فَهَدُمُوا نَحْفِرْهَا.

فَلَمْ يُجيبُوهُ إِلَى ذَلِكَ، فَأَقْبَلَ يَحْفِرُهَا هُوَ بِنَفْسِهِ، وَ كَانَ لَهُ ابْنٌ وَاحِدٌ وَ هُوَ الْحَارِثُ، وَ كَانَ يُعِينُهُ عَلَى الْحَفْرِ، فَلَمَّا صَعُبَ ذَلِكَ عَلَيْهِ تَقَدَّمَ إِلَى بَابِ الْكَعْبَةِ ثُمَّ رَفَعَ يَدَيْهِ وَ دَعَا اللَّهَ (عزوجل) وَ نَذَرَ لَهُ إِنْ رَزَقَهُ عَشْرَ بَنِينَ أَنْ يَنْحَرَ أَحَبَّهُمْ إِلَيْهِ تَقَرُّباً إِلَى الله (عزوجل).

فَلَمَّا حَفَرَ وَ بَلَغَ الطَّوِيَّ طَوِيَّ إِسْمَاعِيلَ (علیه السلام) وَ عَلِمَ أَنَّهُ قَدْ وَ قَعَ عَلَى الْمَاءِ كَبَّرَ وَ كَبَّرَتْ قُرَيْسٌ وَ قَالُوا: يَا أَبَا الْحَارِثِ! هَذِهِ مَأْتُرَتُنَا وَ لَنَا فِيهَا نَصِيبٌ.

آن گاه در روز چهارم به خواب او آمد و گفت: زمزم را حفر کن، که آب آن تمام نمی شود و برای آب دادن به حاجیان بسیاری ناخرسند شمرده نمی شود. جای زمزم در نزد کلاغ یک پای سفید، در کنار سوراخ مورچگان است. کنار چاه زمزم سوراخی بود که مورچگان از آن خارج می شدند و کلاغ یک پای سفید هر روز در کنار آن سوراخ می نشست و مورچگان را بر می چید.

هنگامی عبدالمطلب این خواب را دید، جای زمزم را شناخت. به قریش گفت: چهار شب است که در خواب به من فرمان داده شده تا زمزم را حفر کنم و آن شرف و عزّت ماست، بیایید آن را حفر کنیم.

قریش به دعوت او پاسخ ندادند. به تنهایی با کمک تنها پسرش - که حارث نام داشت - شروع به حفر زمزم کرد. وقتی کار بر او سخت و دشوار شد، به سوی در کعبه شتافت و دست های خود را بلند کرد و خداوند (عزوجل) را فراخواند و نذر کرد که اگر خداوند ده پسر به او روزی کند، عزیزترین و محبوبترین آنها را برای تقرب و نزدیکی به خداوند (عزوجل) قربانی نماید.

هنگامی که چاه زمزم را حفر کرد و به سنگ چین حضرت اسماعیل (علیه السلام) رسید و دانست که به آب رسیده است، تکبیر گفت. قریش نیز زبان به تکبیر باز کردند و گفتند: ای ابو حارث! این شرف از آن ماست، ما نیز در آن بهره داریم.

قَالَ لَهُمْ: لَمْ تُعِينُونِي عَلَى حَفْرِهَا، هِيَ لِي وَ لِوُلْدِي إِلَى آخِرِ الْأَبَدِ.

7- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ يَحْيَى عَنْ جَدِّهِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا إِبْرَاهِيمَ (علیه السلام) يَقُولُ:

لَمَّا احْتَفَرَ عَبْدُ الْمُطَّلِبِ زَمْزَمَ وَ انْتَهَى إِلَى قَعْرِهَا خَرَجَتْ عَلَيْهِ مِنْ إِحْدَى جَوَانِبِ الْبِثْرِ رَائِحَةٌ مُنْتِنَةٌ أَفْضَعَتْهُ فَأَبَى أَنْ يَنْتَنِي، وَ خَرَجَ ابْنُهُ الْحَارِثُ عَنْهُ ثُمَّ حَفَرَ حَتَّى أَمْعَنَ فَوَجَدَ فِي قَعْرِهَا عَيْناً تَخْرُجُ عَلَيْهِ بِرَائِحَةِ الْمِسْكِ.

ثُمَّ احْتَفَرَ فَلَمْ يَحْفِرْ إِلَّا ذِرَاعاً حَتَّى تَجَلَّاهُ النَّوْمُ.

فَرَأَى رَجُلاً طَوِيلَ الْبَاعِ حَسَنَ الشَّعْرِ جَمِيلَ الْوَجْهِ جَيِّدَ الثَّوْبِ طَيِّبَ الرَّائِحَةِ وَ هُوَ يَقُولُ: احْفِرْ تَغْنَمْ وَ جِدَّ تَسْلَمْ وَ لا تَدَّ خِرْهَا لِلْمَقْسَمِ الْأَسْيَافُ لِغَيْرِكَ وَ الْبِثْرُ لَكَ أَنْتَ أَعْظَمُ الْعَرَبِ قَدْراً وَ مِنْكَ يَخْرُجُ نَبيُّهَا وَ وَ لِيُّهَا وَ الْأَسْبَاطُ النَّجَبَاءُ الحُكَمَاء الْعُلَمَاءُ الْبَصَرَاءُ وَ السُّيُوفُ لَهُمْ وَ لَيْسُوا الْيَوْمَ مِنْكَ وَ لا لَكَ، وَ لَكِنْ فِي الْقَرْنِ الثَّانِي مِنْكَ بِهِمْ يُنيرُ اللَّهُ الْأَرْضَ وَ يُخْرِجُ الشَّيَاطِينَ مِنْ أَقْطَارِهَا وَ يُذِلُّهَا فِي عِزَّهَا.

عبدالمطلب گفت: شما در حفر آن مرا کمک نکردید و این شرف برای همیشه از آن من و فرزندانم خواهد بود.

7- حسن بن راشد گوید: از امام کاظم (علیه السلام) شنیدم که می فرمود: وقتی که عبدالمطلب چاه زمزم را حفر کرد و به ته آن رسید از گوشه ای بوی بدی به مشام او رسید که وی را مضطرب نمود، ولی از کارش باز نداشت و بیرون نیامد، اما پسرش حارث از چاه بیرون آمد. او به تنهایی حفر کرد تا این که آب روان شد و در ته آن، چشمه ای یافت که بوی مشک بر مشام او می رسید.

سپس به حفر چاه ادامه داد و هنوز بیش از یک ذراع حفر نکرده بود که خواب او را در ربود. او در خواب مردی را دید که دارای دستانی دراز، مویی زیبا، چهره ای خوشگل، لباسی آراسته و بویی خوش داشت و می گفت: حفر کن تا بهره مند شوی، بخشش کن تا با سلامت شوی و آن را ذخیره مکن تا بعد از تو تقسیم شود، شمشیرها برای غیر تو و چاه از آن توست، تو از نظر قدر و منزلت بزرگ عرب هستی و از صلب تو پیامبر و ولی عرب (حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) و حضرت علی (علیه السلام)) و فرزندزادگانی از نسل آن پیامبر که نجیب، حکیم، دانشمند و صاحب بینشند، خارج خواهند شد، و شمشیرها برای آنها است، و امروز آنها از صلب تو جدا نیستند و این جدا کردن برای تو میسر نیست، ولی آنها در قرن دوم از صلب تو جدا خواهند شد.

خداوند به واسطۀ ایشان زمین را روشن می کند، و شیطان ها را از اطراف آن خارج می سازد و آنها را پس از عزت، ذلیل می کند.

وَ يَهْلِكُها بَعْدَ قُوَّتِهَا وَ يُذِلُّ الْأَوْثَانَ وَ يَقْتُلُ عُبَادَهَا حَيْثُ كَانُوا ثُمَّ يَبْقَى بَعْدَهُ نَسْلُ مِنْ نَسْلِكَ هُوَ أَخُوهُ وَ وَزِيرُهُ وَ دُونَهُ فِي السِّنِّ. وَ قَدْ كَانَ الْقَادِرُ عَلَى الْأَوْثَانِ لَا يَعْصِيهِ حَرْفاً وَ لا يَكْتُمُهُ شَيْئاً وَ يُشَاوِرُهُ فِي كُلِّ أَمْرِ هَجَمَ عَلَيْهِ.

وَ اسْتَعْيَا عَنْهَا عَبْدُ الْمُطَّلِبِ فَوَجَدَ ثَلَاثَةَ عَشَرَ سَيْفاً مُسْنَدَةً إِلَى جَنْبِهِ فَأَخَذَهَا وَأَرَادَ أَنْ يَبُثُّ فَقَالَ: وَ كَيْفَ؟ وَ لَمْ أَبْلُغَ الْمَاءَ؟

ثُمَّ حَفَرَ فَلَمْ يَحْفِرْ شِبْراً حَتَّى بَدَا لَهُ قَرْنُ الْغَزَالِ وَ رَأْسُهُ فَاسْتَخْرَجَهُ وَ فِيهِ طُبعَ «لا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ، مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ، عَلِيٌّ وَلِيُّ اللَّهِ، فُلَانٌ خَلِيفَةُ اللَّهِ».

فَسَأَلْتُهُ فَقُلْتُ: فُلَانٌ مَتَى كَانَ قَبْلَهُ أَوْ بَعْدَهُ؟

قَالَ: لَمْ يَجِئْ بَعْدُ وَ لا جَاءَ شَيْءٌ مِنْ أَشْرَاطِهِ.

فَخَرَجَ عَبْدُ الْمُطَّلِبِ وَ قَدِ اسْتَخْرَجَ الْمَاءَ وَ أَدْرَكَ وَ هُوَ يَصْعَدُ، فَإِذَا أَسْوَدُ لَهُ ذَنَبٌ طَوِيلٌ يَسْبِقُهُ بِدَاراً إِلَى فَوْقُ فَضَرَبَهُ فَقَطَعَ أَكْثَرَ ذَنَبِهِ ثُمَّ طَلَبَهُ فَفَاتَهُ وَ فُلَانٌ قَاتِلُهُ إِنْ شَاءَ اللَّهُ.

و پس از قوت و نیرو، هلاک می نماید و بت ها را خوار می کند و پرستشگران آنها را در هر جایی که باشند می کشد، آن گاه پس از پیامبر نسلی از نسل تو باقی می ماند که برادر و وزیر او و سنش از او کمتر است. وی بر شکستن بت ها تواناست، و در یک حرف از خدا نافرمانی نمی کند و چیزی را از او پنهان نمی دارد و در هر کاری که به او فشار آورد با او مشورت می کند.

عبدالمطلب از تعبیر این خواب ناتوان شد. پس سیزده شمشیر یافت که در کنار آن به دیوار تکیه داده شده بود، شمشیرها را برداشت، وقتی خواست از چاه بیرون آید با خود گفت: چگونه بیرون بروم در حالی که هنوز به آب نرسیده ام.

آن گاه شروع به حفر نمود، هنوز یک وجب حفر نکرده بود که شاخ و سر آهو برای او آشکار شد، آن را خارج کرد و در آن چنین نقش شده بود: «معبودی جز خدا نیست، محمد (صلی الله علیه و آله) رسول خدا و على (علیه السلام) ولى خدا و فلانی (حضرت قائم (عجل الله تعالی فرجه شریف) خلیفۀ خداست».

از امام کاظم (علیه السلام) پرسیدم: زمان فلانی (حضرت حجت (علیه السلام)) چه وقتی است، پیش از او یا پس از او؟ فرمود: هنوز وقت آن نیامده و چیزی از علامت های ظهور او نیز رخ نداده است.

عبدالمطلب از چاه بیرون آمد در حالی که آب سرازیر بود و به بهره برداری رسیده بود، که ناگاه به مار سیاه بزرگی برخورد که دارای دمی دراز بود و پیش از او به بالا می رفت. عبدالمطلب آن را با شمشیر زد و بخش زیادی از دمش را قطع کرد، سپس او را دنبال کرد، ولی نیافت و - ان شاء الله - فلانی (حضرت قائم (عجل الله تعالی فرجه شریف)) کشندۀ او خواهد بود.

وَ مِنْ رَأْي عَبْدِ الْمُطَّلِبِ أَنْ يُبْطِلَ الرُّؤْيَا الَّتِي رَآهَا فِي الْبِثْرِ وَ يَضْرِبَ السُّيُوفَ صَفَائِحَ الْبَيْتِ، فَأَتَاهُ اللَّهُ بِالنَّوْم فَغَشِيَهُ وَ هُوَ فِي حِجْرِ الْكَعْبَةِ فَرَأَى ذَلِكَ الرَّجُلَ بِعَيْنِهِ وَ هُوَ يَقُولُ: يَا شَيْبَةَ الْحَمْدِ! أَحْمَدْ رَبَّكَ، فَإِنَّهُ سَيَجْعَلُكَ لِسَانَ الْأَرْضِ وَ يَتْبَعُكَ قُرَيْشُ خَوْفاً وَ رَهْبَةً وَ طَمَعاً، ضَع السُّيُوفَ فِي مَوَاضِعِهَا.

وَ اسْتَيْقَظَ عَبْدُ الْمُطَّلِبِ فَأَجَابَهُ أَنَّهُ يَأْتِينِي فِي النَّوْمِ، فَإِنْ يَكُنْ مِنْ رَبِّي فَهُوَ أَحَبُّ إِلَيَّ، وَ إِنْ يَكُنْ مِنْ شَيْطَانٍ فَأَظُنُّهُ مَقْطُوعَ الذَّنَبِ.

فَلَمْ يَرَ شَيْئاً وَ لَمْ يَسْمَعْ كَلَاماً، فَلَمَّا أَنْ كَانَ اللَّيْلُ أَتَاهُ فِي مَنَامِهِ بِعِدَّةٍ مِنْ رِجَالٍ وَ صِبْيَانِ فَقَالُوا لَهُ: نَحْنُ أَتْبَاعُ وَ لَدِكَ، وَ نَحْنُ مِنْ سُكَانِ السَّمَاءِ السَّادِسَةِ، السُّيُوفُ لَيْسَتْ لَكَ، تَزَوَّجْ فِي مَخْرُومٍ تَقْوَ وَ اضْرِبْ بَعْدُ فِي بُطُونِ الْعَرَبِ، فَإِنْ لَمْ يَكُنْ مَعَكَ مَالٌ فَلَكَ حَسَبٌ، فَادْفَعْ هَذِهِ الثَّلَاثَةَ عَشَرَ سَيْفاً إِلَى وَ لَدِ الْمَخْزُومِيَّةِ وَ لَا يُبَانُ لَكَ أَكْثَرَ مِنْ هَذَا وَ سَيْفَ لَكَ مِنْهَا وَ احِدٌ سَيَقَعُ مِنْ يَدِكَ فَلَا تَجِدُ لَهُ أَثَراً إِلَّا أَنْ يَسْتَجِنَّهُ جَبَلُ كَذَا وَ كَذَا فَيَكُونُ مِنْ أَشْرَاطِ قَائِمٍ آلِ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و اله).

نظر عبدالمطب این بود که خوابی را که در چاه دیده بود، باطل کند و شمشیر را برای زینت بر سنگ های کعبه بیاویزد. خداوند خواب را بر او چیره کرد و در حالی که در حجر کعبه بود، خواب او را در ربود، همان مرد را دید که می گفت:

اى شيبة الحمد! (1)پروردگارت را حمد و سپاس گوی؛ زیرا که او به زودی تو را زبان زمین قرار می دهد (یعنی مردم مکه و اطراف آن سخن تو را می شنوند) و قریش از بیم و طمع، از تو پیروی خواهند کرد. شمشیرها را در جای خود بگذار (تا به دست صاحبان اصلی آنها برسد).

عبدالمطلب از خواب بیدار شد و در پاسخ او گفت: اگر کسی در خواب نزد من می آید از جانب پروردگارم باشد، برای من محبوبتر است و اگر از جانب شیطان باشد، گمان می کنم همان مار سیاه بزرگ است که پیشتر دم او را قطع کردم.

پس چیزی ندید و سخنی را نشنید. چون شب فرا رسید، آن مرد که پیش از آن، او را در خواب دیده بود، عده ای از مردان و کودکان را نزد او آورد و آنها به او گفتند: ما پیروان فرزندان تو و از ساکنان آسمان ششم هستیم، شمشیرها از آن تو نیست، از قبیلهٔ مخزوم زنی اختیار کن تا صاحب قدرت شوی. و پس از آن از هر قبیله که خواستی زن اختیار کن اگر مال و ثروت نداری، ولی دارای کمال هستی این سیزده شمشیر را به فرزندان آن زن مخزومی بده، و بیش از این، برای تو آشکار نمی شود، یکی از آن شمشیرها که بی نظیر است به زودی از دست تو می افتد و نشانی از آن نخواهی یافت مگر آن که کوهی چنین و چنان آن را در خود نگاه دارد و آن از علامت های ظهور حضرت قائم آل محمد (عجل الله تعالی فرجه الشریف) خواهد بود.


1) شيبة الحمد لقب عبدالمطلب است.

فَانْتَبَهَ عَبْدُ الْمُطَّلِب وَ انْطَلَقَ وَ السُّيُوفُ عَلَى رَقَبَتِهِ فَأَتَى نَاحِيَةٌ مِنْ نَوَاحِي مَكَّةَ فَفَقَدَ مِنْهَا سَيْفاً كَانَ أَرَقَّهَا عِنْدَهُ، فَيَظْهَرُ مِنْ ثَمَّ، ثُمَّ دَخَلَ مُعْتَمِراً وَ طَافَ بِهَا عَلَى رَقَبَتِهِ وَ الْغَزَالَيْنِ أَحَداً وَ عِشْرِينَ طَوَافاً وَ قُرَيْشُ تَنْظُرُ إِلَيْهِ وَ هُوَ يَقُولُ: اللَّهُمَّ صَدِّقْ وَعْدَكَ فَأَثْبِتْ لِي قَوْلِي وَ انْشُرْ ذِكْرِي وَ شُدَّ عَضُدِي.

وَ كَانَ هَذَا تَرْدَادَ كَلَامِهِ وَ مَا طَافَ حَوْلَ الْبَيْتِ بَعْدَ رُؤْيَاهُ فِي الْبِثْرِ بِبَيْتِ شِعْرِ حَتَّى مَاتَ، وَ لَكِنْ قَدِ ارْتَجَزَ عَلَى بَنِيهِ يَوْمَ أَرَادَ نَحْرَ عَبْدِ اللَّهِ، فَدَفَعَ الْأَسْيَافَ جَمِيعَهَا إِلَى بَنِي الْمَحْرُومِيَّةِ إِلَى الزُّبَيْرِ وَ إِلَى أَبِي طَالِبٍ (علیه السلام) وَ إِلَى عَبْدِ اللَّهِ.

فَصَارَ لِأَبِي طَالِبٍ (علیه السلام) مِنْ ذَلِكَ أَرْبَعَةُ أَسْيَافٍ، سَيْفٌ لِأَبِي طَالِبٍ (علیه السلام) وَ سَيْفٌ لِعَلِي (علیه السلام) وَ سَيْفَ لِجَعْفَرٍ وَ سَيْفَ لِطَالِبٍ.

وَ كَانَ لِلزُّبَيْرِ سَيْفَانِ، وَ كَانَ لِعَبْدِ اللَّهِ سَيْفَانِ. ثُمَّ عَادَتْ فَصَارَتْ لِعَلِي (علیه السلام) الْأَرْبَعَةُ الْبَاقِيَةُ اثْنَيْنِ مِنْ فَاطِمَةَ (علیها السلام) وَ اثْنَيْنِ مِنْ أَوْلادِهَا.

عبدالمطلب از خواب بیدار شد و در حالی که شمشیرها را بر گردن خود آویخته بود، به مکانی در اطراف مکه رفت و شمشیری را که در نزد او ظریف تر بود گم کرد، آن شمشیر به هنگام ظهور حضرت قائم (عجل الله) از آنجا ظاهر خواهد شد.

آن گاه برای زیارت خانه کعبه با انجام اعمال عمره وارد مکه شد، خانه کعبه را - که همان شمشیرها و دو آهوی طلایی به همراهش بود - بیست و یک دور طواف کرد و قریش به او نگاه می کردند. او می گفت: بار خدایا! به وعده ات وفا کن. پس گفتار مرا استوار، نام مرا مشهور کن و بازوی مرا محکم گردان.

این کلام را تکرار می کرد، بعد از این خواب حتی با یک بیت شعر که در اثنای طواف بگوید خانۀ کعبه را طواف نکرد تا آن که وفات یافت.

وی روزی که می خواست عبدالله را قربانی کند، بر پسران خود رجز (1)خواند، و همۀ شمشیرها را به فرزندان همسر مخزومی خود زبیر، ابوطالب و عبدالله داد، که از آن شمشیرها، چهار شمشیر سهم ابوطالب شد، یک شمشیر برای خود او، یک شمشیر برای علی (علیه السلام)، یک شمشیر برای جعفر و شمشیری برای طالب و سهم زبیر و عبدالله هر کدام دو شمشیر شد، آن گاه چهار شمشیر مانده سهم علی (علیه السلام) شد، دو شمشیر به وسیلهٔ حضرت فاطمه (علیها السلام) و دو شمشیر به وسیله فرزندان آن حضرت، به علی (علیه السلام) رسید.


1) رجز نوعی از شعر کوتاه است.

فَطَاحَ سَيْفُ جَعْفَرٍ يَوْمَ أُصِيبَ فَلَمْ يُدْرَ فِي يَدِ مَنْ وَ قَعَ حَتَّى السَّاعَةِ وَ نَحْنُ نَقُولُ: لا يَقَعُ سَيْفٌ مِنْ أَسْيَافِنَا فِي يَدِ غَيْرِنَا إِلَّا رَجُلٌ يُعِينُ بِهِ مَعَنَا إِلَّا صَارَ فَحْماً.

قَالَ: وَ إِنَّ مِنْهَا لَوَاحِداً فِي نَاحِيَةٍ يَخْرُجُ كَمَا تَخْرُجُ الْحَيَّةُ فَيَبِينُ مِنْهُ ذِرَاعٌ وَ مَا يُشْبِهُهُ، فَتَبْرُقُ لَهُ الْأَرْضُ مِرَاراً ثُمَّ يَغِيبُ، فَإِذَا كَانَ اللَّيْلُ فَعَلَ مِثْلَ ذَلِكَ.

فَهَذَا دَأْبُهُ حَتَّى يَجِيءَ صَاحِبُهُ، وَ لَوْ شِئْتُ أَنْ أُسَمِّيَ مَكَانَهُ لَسَمَّيْتُهُ، وَ لَكِنْ أَخَافُ عَلَيْكُمْ مِنْ أَنْ أُسَمِّيَهُ فَتَسَمُّوهُ فَيُنْسَبَ إِلَى غَيْرِ مَا هُوَ عَلَيْهِ.

8- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ أَبِي عَلِي صَاحِبِ الْأَنْمَاطِ عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ قَالَ: لَمَّا هَدَمَ الْحَجَّاجُ الْكَعْبَةَ فَرَّقَ النَّاسُ تُرَابَهَا، فَلَمَّا صَارُوا إِلَى بِنَائِهَا فَأَرَادُوا أَنْ يَبْنُوهَا خَرَجَتْ عَلَيْهِمْ حَيَّةٌ فَمَنَعَتِ النَّاسَ الْبِنَاءَ حَتَّى هَرَبُوا، فَأَتَوُا الْحَجَّاجَ فَأَخْبَرُوهُ.

روزی که جعفر در موته به شهادت رسید، شمشیرش گم شد و تا کنون معلوم نشد که به دست چه کسی افتاده است. ما می گوییم: هیچ شمشیری از شمشیر های ما به دست غیر ما نمی افتد، مگر به دست مردی که بخواهد با آن ما را یاری کند و اگر غیر از این باشد، سیاه و باطل خواهد شد.

امام (علیه السلام) در ادامه فرمود: یکی از آن شمشیرها در جایی است که خارج خواهد شد، آن سان که مار از جای خود خارج می شود و به اندازۀ یک ذراع و مانند آن از آن شمشیر ظاهر می شود و به وسیلۀ آن چندین بار زمین روشن می گردد و پس از آن پنهان می شود، و چون شب فرا رسد، همان کار تکرار می شود.

این کار عادت آن شمشیر است تا آن که صاحب آن حضرت قائم (عجل الله) بیاید، و اگر بخواهم جای آن را بگویم می توانم، ولی بر شما بیم دارم که جای آن را بگویم و شما برای بیگانگان بازگو کنید. پس به فرد دیگری، نسبت داده شود (یعنی جای آن تغییر داده شود و یا فرد دیگری صاحب آن گردد).

8- ابان بن تغلب گوید: هنگامی که حجّاج کعبه را ویران کرد، مردم خاک آن را پراکنده ساختند و آن گاه که خواستند کعبه را بازسازی کنند، ماری به طرف آنها بیرون آمد و مردم را از آن کار بازداشت، کارگران فرار کردند و به نزد حجّاج آمدند و به او خبر دادند.

فَخَافَ أَنْ يَكُونَ قَدْ مَنَعَ بِنَاءَهَا، فَصَعِدَ الْمِنْبَرَ ثُمَّ نَشَدَ النَّاسَ وَ قَالَ: أَنْشُدُ اللَّهَ عَبْداً عِنْدَهُ مِمَّا ابْتُلِينَا بِهِ عِلْمٌ لَمَّا أَخْبَرَنَا بِهِ.

قَالَ: فَقَامَ إِلَيْهِ شَيْخٌ فَقَالَ: إِنْ يَكُنْ عِنْدَ أَحَدٍ عِلْمٌ فَعِنْدَ رَجُلٍ رَأَيْتُهُ جَاءَ إِلَى الْكَعْبَةِ. فَأَخَذَ مِقْدَارَهَا ثُمَّ مَضَى.

فَقَالَ الْحَجَّاجُ: مَنْ هُوَ؟

قَالَ: عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ (علیهما السلام).

فَقَالَ: مَعْدِنُ ذَلِكَ.

فَبَعَثَ إِلَى عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ (علیهما السلام)، فَأَتَاهُ فَأَخْبَرَهُ مَا كَانَ مِنْ مَنْعِ اللَّهِ إِيَّاهُ الْبِنَاءَ فَقَالَ لَهُ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ (علیهما السلام): يَا حَجَّاجُ! عَمَدْتَ إِلَى بِنَاءِ إِبْرَاهِيمَ وَ إِسْمَاعِيلَ (علیهما السلام) فَأَلْقَيْتَهُ فِي الطَّرِيقِ وَ انْتَهَبْتَهُ كَأَنَّكَ تَرَى أَنَّهُ تُرَاتٌ لَكَ، اصْعَدِ الْمِنْبَرَ وَ انْشُدِ النَّاسَ أَنْ لا يَبْقَى أَحَدٌ مِنْهُمْ أَخَذَ مِنْهُ شَيْئًا إِلَّا رَدَّهُ.

قَالَ: فَفَعَلَ، فَأَنْشَدَ النَّاسَ أَنْ لا يَبْقَى مِنْهُمْ أَحَدٌ عِنْدَهُ شَيْءٌ إِلَّا رَدَّهُ.

حجاج ترسید که نکند از ساختن کعبه ممنوع شده باشد، از این رو برفراز منبر رفت و مردم را سوگند داد و گفت: به خدا سوگند می دهم آن بنده ای را که در نزد او دانشی است، دربارۀ آن چه که بدان گرفتار شده ایم، چیزی به ما گوید.

در این هنگام پیرمردی برخاست و گفت: اگر در نزد کسی دانشی باشد، در نزد مردی است که دیدم که به جانب کعبه آمد و آن را اندازه کرد، سپس رفت.

حجاج پرسید: او کیست؟

گفت: على بن الحسين (علیهما السلام).

حجاج گفت: او معدن آن است.

آن گاه فردی را از پی آن حضرت فرستاد. امام سجاد (علیه السلام) نزد او آمد و حجاج ماجرای ممنوعیت از تجدید بنای کعبه را به عرض آن حضرت رسانید.

حضرتش فرمود: ای حجّاج! قصد بنای ابراهیم و اسماعیل (علیهما السلام) را نمودی و آن را بر سر راه مردم انداختی و در عرصۀ تاراج در آوردی. گویا فکر می کنی که میراث توست. اینک برفراز منبر برو و مردم را سوگند ده که چیزی را در نزد خود باقی نگذارند و آن را بازگردانند. راوی گوید: حجاج این کار را انجام داد و مردم را سوگند داد که هیچ کدام از آنها چیزی را در نزد خود باقی نگذارند و آن را برگردانند.

قَالَ: فَرَدُّوهُ، فَلَمَّا رَأَى جَمْعَ التُّرَابِ أَتَى عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ (علیهما السلام) فَوَضَعَ الْأَسَاسَ وَ أَمَرَهُمْ أَنْ يَحْفِرُوا.

قَالَ: فَتَغَيَّبَتْ عَنْهُمُ الْحَيَّةُ وَ حَفَرُوا حَتَّى انْتَهَوْا إِلَى مَوْضِعِ الْقَوَاعِدِ قَالَ لَهُمْ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ (علیهما السلام): تَنَجَّوْا.

فَتَنَجَّوْا، فَدَنَا مِنْهَا فَغَطَّاهَا بِثَوْبِهِ، ثُمَّ بَكَى ثُمَّ غَطَّاهَا بِالتُّرَابِ بِيَدِ نَفْسِهِ، ثُمَّ دَعَا الْفَعَلَةَ فَقَالَ: ضَعُوا بِنَاءَكُمْ.

فَوَضَعُوا الْبِنَاءَ فَلَمَّا ارْتَفَعَتْ حِيطَانُهَا أَمَرَ بِالتُّرَابِ فَقُلْبَ فَأُلْقِيَ فِي جَوْفِهِ، فَلِذَلِكَ صَارَ الْبَيْتُ مُرْتَفِعاً يُصْعَدُ إِلَيْهِ بِالدَّرَج.

بخش دهم

اشاره

بَابٌ فِي قَوْلِهِ تَعَالَى: «فِيهِ آيَاتٌ بَيِّنَاتُ»

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنِ ابْنِ سِنَانٍ قَالَ:

گوید: مردم هر چه برده بودند، برگرداندند. هنگامی که خاک ها جمع شد، امام سجاد (علیه السلام) آمد و پایه کعبه را گذارد و به آنها دستور داد تا حفر کنند.

گوید: در این هنگام مار از آنها پنهان شد و آنها همچنان حفر کردند تا به جای ستون ها رسیدند، امام سجاد (علیه السلام) به آنان فرمود: دور شوید!

آنها دور شدند و آن حضرت نزدیک شد و ستون ها را به لباس خود پوشانید و گریه کرد و آن گاه با دست مبارک خویش آنها را به گل پوشانید، سپس کارگران را خواست و فرمود: مشغول ساخت شوید.

آنان مشغول ساخت دیوار شدند، دیوارهای آن بلند شد، سپس امر فرمود تا خاک مانده بنای پیشین کعبه در درون آن ریخته شود، و به همین سبب زمین خانه از زمین محل طواف بلندتر شد که به وسیلهٔ نردبان از آن بالا می روند.

گفتار خدای تعالی که می فرماید: « در آن آیه های روشن است»

1- ابن سنان گوید:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) عَنْ قَوْلِ اللَّهِ (عزوجل): «إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِي بِبَكَّةَ مُبَارَكاً وَ هُدَى لِلْعَالَمِينَ * فِيهِ آيَاتٌ بَيِّنَاتٌ» مَا هَذِهِ الْآيَاتُ الْبَيِّنَاتُ؟

قَالَ: مَقَامُ إِبْرَاهِيمَ (علیه السلام) حَيْثُ قَامَ عَلَى الحَجَر فَأَثَرَتْ فِيهِ قَدَمَاهُ وَ الْحَجَرُ الْأَسْوَدُ وَ مَنْزِلُ إِسْمَاعِيلَ (علیه السلام).

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ:

قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ (علیه السلام): قَدْ أَدْرَكْتَ الْحُسَيْنَ (علیه السلام)؟

قَالَ: نَعَمْ أَذْكُرُ وَ أَنَا مَعَهُ فِي الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ، وَ قَدْ دَخَلَ فِيهِ السَّيْلُ وَ النَّاسُ يَقُومُونَ عَلَى الْمَقَامِ يَخْرُجُ الْخَارِجُ يَقُولُ: قَد ذَهَبَ بِهِ السَّيْلُ وَ يَخْرُجُ مِنْهُ الْخَارِجُ فَيَقُولُ: هُوَ مَكَانَهُ.

قَالَ: فَقَالَ لِي: يَا فُلَانُ! مَا صَنَعَ هَؤُلاءِ؟

فَقُلْتُ: أَصْلَحَكَ اللَّهُ! يَخَافُونَ أَنْ يَكُونَ السَّيْلُ قَدْ ذَهَبَ بِالْمَقَامِ.

از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم: خداوند (عزوجل) که می فرماید: همانا نخستین خانه ای که برای مردمان بنا نهاده شد خانۀ مبارکی است که در مکه بنا نهاده شد که راهنمای جهانیان است. در آن خانه مبارک آیه ها و علامت های روشن است» این آیه های روشن چیستند؟

فرمود: آیه های روشن مقام ابراهیم (علیه السلام) - همان جایی که بر روی سنگ ایستاد و دو قدم او در آن نشانه گذارد - حجر الاسود و جای فرود آمدن اسماعیل (علیه السلام) (که مکان زمزم است).

2- زراره گوید: به امام باقر (علیه السلام) عرض کردم: آیا شما زمان امام حسین (علیه السلام) را درک کرده اید؟ فرمود: آری، زمانی را به یاد دارم که من با آن حضرت در مسجد الحرام بودم، که سیلاب آنجا را فرا گرفته بود و مردم نگران در کنار مقام ایستاده بودند، از شدت نگرانی و پریشانی یکی از مسجد بیرون می آمد و می گفت: سیل آن را ویران کرد و دیگری می گفت: در جای خود قرار دارد.

حضرتش فرمود: امام حسین (علیه السلام) به من فرمود: این مردم چه کردند؟

عرض کردم: خداوند برای شما خوش بخواهد! اینان بیم دارند که سیل مقام ابراهیم را تخریب کند.

فَقَالَ: نَادِ أَنَّ اللَّهَ تَعَالَى قَدْ جَعَلَهُ عَلَماً لَمْ يَكُنْ لِيَذْهَبَ بِهِ فَاسْتَقِرُّوا.

وَ كَانَ مَوْضِعُ الْمَقَامِ الَّذِي وَ ضَعَهُ إِبْرَاهِيمُ (علیه السلام) عِنْدَ جِدَارِ الْبَيْتِ، فَلَمْ يَزَلْ هُنَاكَ حَتَّى حَوَّلَهُ أَهْلُ الْجَاهِلِيَّةِ إِلَى الْمَكَانِ الَّذِي هُوَ فِيهِ الْيَوْمَ.

فَلَمَّا فَتَحَ النَّبِيُّ (صلى الله عليه و آله) مَكَّةَ رَدَّهُ إِلَى الْمَوْضِعِ الَّذِي وَ ضَعَهُ إِبْرَاهِيمُ (عللیه السلام).

فَلَمْ يَزَلْ هُنَاكَ إِلَى أَنْ وَلِيَ عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ، فَسَأَلَ النَّاسَ مَنْ مِنْكُمْ يَعْرِفُ الْمَكَانَ الَّذِي كَانَ فِيهِ الْمَقَامُ؟

فَقَالَ رَجُلٌ: أَنَا قَدْ كُنْتُ أَخَذْتُ مِقْدَارَهُ بِنِسْعٍ فَهُوَ عِنْدِي.

فَقَالَ: اثْتِنِي بِهِ.

فَأَتَاهُ بِهِ فَقَاسَهُ ثُمَّ رَدَّهُ إِلَى ذَلِكَ الْمَكَانِ.

آن حضرت فرمود: با صدای بلند بگو: خداوند (عزوجل) مقام ابراهیم (علیه السلام) را نشانه قرار داده است. از این رو، آن را تخریب نمی شود، پس استوار باشید.

جایگاه اصلی مقام - که ابراهیم (علیه السلام) آن را بنا کرده بود - نزدیک دیوار خانه کعبه بود، همچنان در آن محل بود تا آن که مردم دوران جاهلیت جای آن را به مکانی که امروز در آن قرار داد، تغییر دادند.

هنگامی که پیامبر (صلی الله علیه و آله) مکه را فتح کرد، مقام را به همان جایی که ابراهیم (علیه السلام) وضع کرده بود، بازگرداند و همچنان در آنجا بود تا زمانی که عمر بن خطاب به خلافت رسید، او از مردم پرسید: کدام یک از شما جایی را که مقام در آن بوده، می شناسد؟

مردی گفت: من جای آن را با طنابی اندازه گیری کرده ام و اکنون آن اندازه نزد من است.

عمر گفت: آن را نزد من بیاور.

او آن طناب را آورد، عمر اندازه گرفت و مقام ابراهیم (علیه السلام) و به همان جا که در زمان جاهلیت بود بازگرداند

بخش یازدهم

اشاره

بَابٌ نَادِرٌ

1- مُحَمَّدُ بْنُ عَقِيلٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَزِيدَ الرِّفَاعِيِّ رَفَعَهُ:

أَنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ (علیه السلام) سُئِلَ عَنِ الْوُقُوفِ بِالْجَبَلِ لِمَ لَمْ يَكُنْ فِي الْحَرَمِ؟

فَقَالَ: لِأَنَّ الْكَعْبَةَ بَيْتُهُ وَ الْحَرَمَ بَابُهُ، فَلَمَّا قَصَدُوهُ وَافِدِينَ وَقَفَهُمْ بِالْبَابِ يَتَضَرَّعُونَ.

قِيلَ لَهُ: فَالْمَشْعَرُ الْحَرَامُ لِمَ صَارَ فِي الْحَرَمِ؟

قَالَ: لِأَنَّهُ لَمَّا أَذِنَ لَهُمْ بِالدُّخُولِ وَ قَفَهُمْ بِالْحِجَابِ الثَّانِي، فَلَمَّا طَالَ تَضَرُّعُهُمْ بِهَا أَذِنَ لَهُمْ لِتَقْرِيبِ قُرْبَانِهِمْ، فَلَمَّا قَضَوْا تَفَتَهُمْ تَطَهَّرُوا بِهَا مِنَ الذُّنُوبِ الَّتِي كَانَتْ حِجَاباً بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَهُ أَذِنَ لَهُمْ بِالزِّيَارَةِ عَلَى الطَّهَارَةِ.

چند روایت نکته دار

1- محمد بن يزيد رفاعی در روایت مرفوعه ای گوید: از امیرمؤمنان علی (علیه السلام) در مورد وقوف در جبل عرفات پرسیدند که چرا آن وقوف در حرم نمی باشد؟ فرمود: چون کعبه، خانه او و حرم، در آن است، هنگامی که زائران قصد او کنند کنار در می ایستند و تضرع وزاری می نمایند.

عرض شد: چرا مشعر الحرام داخل در حرم گردید؟

فرمود: زیرا آن گاه که به آنان اجازۀ ورود داده شد آنها در کنار در دوم بایستند. هنگامی که تضرع و زاری آنان به درازا کشید به آنان اجازه قربانی داده شود، و آن گاه که خود را از چرک ها و آلودگی ها پاک کردند (یعنی ناخن گرفتند و سر خود را تراشیدند) به واسطۀ آن، از گناهانی که حجاب بین آنها و خدای تعالی است پاک می شوند به سبب آن طهارت و پاکیزگی اجازه و رخصت زیارت می دهند.

قِيلَ لَهُ: فَلِمَ حُرِّمَ الصِّيَامُ أَيَّامَ التَّشْرِيقِ؟

قَالَ: لِأَنَّ الْقَوْمَ زُوَّارُ اللَّهِ وَ هُمْ فِي ضِيَافَتِهِ وَ لَا يَجْمُلُ بِمُضِيفٍ أَنْ يُصَوِّمَ أَضْيَافَهُ.

قِيلَ لَهُ: فَالتَّعَلُّقُ بِأَسْتَارِ الْكَعْبَةِ لِأَيِّ مَعْنِّى هُوَ؟

قَالَ: مَثَلُ رَجُلٍ لَهُ عِنْدَ آخَرَ جِنَايَةٌ وَ ذَنْبٌ فَهُوَ يَتَعَلَّقُ بِثَوْبِهِ يَتَضَرَّعُ إِلَيْهِ وَ يَخْضَعُ لَهُ أَنْ يَتَجَافَى عَنْ ذَنْبِهِ.

2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ صَفْوَانَ أَوْ رَجُلٍ عَنْ صَفْوَانَ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ: إِنَّ الْمُزْدَلِفَةَ أَكْثَرُ بِلَادِ اللَّهِ هَوَامَاً فَإِذَا كَانَتْ لَيْلَةُ التَّرْوِيَةِ نَادَى مُنَادٍ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ: يَا مَعْشَرَ الْهَوَامِّ! ارْحَلْنَ عَنْ وَفْدِ اللَّهِ.

قَالَ: فَتَخْرُجُ فِي الْجِبَالِ فَتَسَعُهَا حَيْثُ لا تُرَى، فَإِذَا انْصَرَفَ الْحَاجُ عَادَتْ.

عرض شد: چرا روزه ایام تشریق در منا حرام شده است؟

فرمود: چون حاجیان زائرین خدا و مهمانان او هستند و برای میزبان خوشایند نیست که مهمانان او روزه بگیرند.

عرض شد: چسبیدن به پردۀ کعبه چه معنایی دارد؟

فرمود: همانند شخصی است که در نزد دیگری گناهی دارد، به لباس او می چسبد، زاری می کند و برای او فروتنی می نماید تا از گناه او بگذرد.

2- بکیر گوید: امام باقر (علیه السلام) فرمود:

گزندگان مزدلفه نسبت به تمام سرزمین های خداوند آن بیشتر است. هنگامی که شب ترویه (هشتم ذی حجه) فرا رسد منادی از جانب خداوند ندا می کند: ای گروه گزندگان! از جایگاه واردین بر خدا کوچ کنید.

حضرتش فرمود: آنها به کوه ها می روند در جایی که دیده نشوند و چون حاجیان بازگردند، آنها نیز به جایگاه خویش باز می گردند.

بخش دوازدهم

اشاره

بَابُ أَنَّ اللَّهَ (عزوجل) حَرَّمَ مَكَّةَ حِينَ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ النُّعْمَانِ عَنْ سَعِيدٍ الْأَعْرَجِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:

إِنَّ قُرَيْشاً لَمَّا هَدَمُوا الْكَعْبَةَ وَ جَدُوا فِي قَوَاعِدِهِ حَجَراً فِيهِ كِتَابٌ لَمْ يُحْسِنُوا قِرَاءَتَهُ حَتَّى دَعَوْا رَجُلاً فَقَرَأَهُ فَإِذَا فِيهِ: «أَنَا اللَّهُ ذُو بَكَةَ حَرَّمْتُهَا يَوْمَ خَلَقْتُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ وَ وَ ضَعْتُهَا بَيْنَ هَذَيْنِ الْجَبَلَيْنِ وَ حَفَفْتُهَا بِسَبْعَةِ أَمْلَاكٍ حَفَاً».

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرِ (علیه السلام) يَقُولُ: حَرَّمَ اللَّهُ حَرَمَهُ أَنْ يُخْتَلَى خَلَاهُ أَوْ يُعْضَدَ شَجَرُهُ إِلَّا الْإِذْخِرَ أَوْ يُصَادَ طَيْرُهُ.

آن گاه که خداوند آسمان ها و زمین را آفرید، مکه را با حرمت و احترام قرار داد

1- سعید احرج گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

هنگامی که قریش کعبه را خراب کردند، در پایه های آن سنگی یافتند که در آن نوشته ای بود. آنها نتوانستند آن را به درستی بخوانند. از این رو شخصی را خواستند تا آن را بخواند. در آن چنین نوشته شده بود: «من خدایم و صاحب مکه هستم، آن را با حرمت و احترام قرار دادم روزی که آسمان ها و زمین را آفریدم و آن را در میان این دو کوه قرار دادم و آن را به هفت فرشته گرامی داشتم که در اطراف آن می گردند».

2- زراره گوید: از امام باقر (علیه السلام) شنیدم که می فرمود:

خداوند در حرم خود حرام نمود که گیاهان هرزۀ آن چیده شود، یا درخت آن بریده شود، مگر گیاه اذخر (که بریدن و چیدن آن اشکال ندارد) و یا پرندگان آن شکار شود.

3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:

لَمَّا قَدِمَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی لله علیه و آله) مَكَّةَ يَوْمَ افْتَتَحَهَا فَتَحَ بَابَ الْكَعْبَةِ فَأَمَرَ بِصُورٍ فِي الْكَعْبَةِ، فَطُمِسَتْ فَأَخَذَ بِعِضَادَتَي الْبَابِ فَقَالَ:

«لا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ صَدَقَ وَعْدَهُ وَ نَصَرَ عَبْدَهُ وَ هَزَمَ الْأَحْزَابَ وَحْدَهُ» مَا ذَا تَقُولُونَ؟ وَ مَا ذَا تَظُنُّونَ؟

قَالُوا: نَظُنُّ خَيْراً وَ نَقُولُ خَيْراً أَخٌ كَرِيمٌ وَ ابْنُ أَحْ كَرِيمٍ، وَ قَدْ قَدَرْتَ.

قَالَ: فَإِنِّي أَقُولُ كَمَا قَالَ أَخِي يُوسُفُ: لا تَثْرِيبُ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ يَغْفِرُ اللَّهُ لَكُمْ وَ هُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ.

أَلا إِنَّ اللَّهَ قَدْ حَرَّمَ مَكَّةَ يَوْمَ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ فَهِيَ حَرَامٌ بِحَرَامِ اللَّهِ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ لا يُنَفِّرُ صَيْدُهَا وَ لا يُعْضَدُ شَجَرُهَا، وَ لَا يُخْتَلَى خَلَاهَا وَ لَا تَحِلُّ لُقَطَتُهَا إِلَّا لِمُنْشِد.

3- حریز گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

هنگامی که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در روز فتح مکه وارد شهر مکه شد، در کعبه را گشود و امر فرمود تا صورت هایی که بر دیوار کعبه بود، پاک شود، آن گاه دو جانب در را گرفت و فرمود: «معبودی جز خدا نیست که یگانه است و شریکی ندارد، و عدۀ او راست شد و بندۀ خود را یاری کرد و به تنهایی لشکرهای مشرکان را شکست داد» (ای مردم مکه!) چه می گویید؟ و چه گمان دارید؟

گفتند: ما گمان نیکی داریم و خوبی را می گوییم. برادری کریم و فرزند برادری کریم هستی، اینک بر ما دست یافته ای.

فرمود: من همان سخنی را می گویم که برادرم یوسف به هنگام ملاقات برادران خود گفت: امروز سرزنشی برای شما نیست. خداوند شما را می آمرزد و او مهربانترین مهربانان است. آگاه باشید که خداوند از روزی که آسمان ها و زمین را آفرید مکه را با حرمت و احترام قرار داد، پس به حرمت و احترام خداوند تا روز رستاخیز دارای حرمت و احترام است. نباید شکار آن رم داده شود، درخت آن قطع، علف هرز آن چیده شود چیز پیدا شده در آن حلال نمی شود مگر برای کسی که آن را اعلام کند.

فَقَالَ الْعَبَّاسُ: يَا رَسُولَ اللَّهِ! إِلَّا الْإِذْخِرَ، فَإِنَّهُ لِلْقَبْرِ وَ الْبُيُوتِ.

فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله): إِلَّا الْإِذْخِرَ.

4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله) يَوْمَ فَتْح مَكَّةَ: إِنَّ اللَّهَ حَرَّمَ مَكَّةَ يَوْمَ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ وَ هِيَ حَرَامٌ إِلَى أَنْ تَقُومَ السَّاعَةُ لَمْ تَحِلَّ لِأَحَدٍ قَبْلِي وَ لا تَحِلُّ لِأَحَدٍ بَعْدِي وَ لَمْ تَحِلَّ لِي إِلَّا سَاعَةً مِنْ نهارٍ.

بخش سیزدهم

اشاره

بَابٌ فِي قَوْلِهِ تَعَالَى: «وَ مَنْ دَخَلَهُ كَانَ آمِناً»

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:

در این هنگام عباس گفت: ای رسول خدا! مگر گیاه اذخر، که برای پوشانیدن قبر و خانه ها مورد استفاده قرار می گیرد.

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: مگر اذخر که چیدن آن ایراد ندارد.

4- معاوية بن عمار گوید: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در روز فتح مکه فرمود:

روزی که خداوند آسمان ها و زمین را آفرید مکه را مورد احترام قرار داد. از آن رو تا روز قیامت همچنان محترم است و این برای هیچ فردی پیش از من حلال نشده است و پس از من حلال نخواهد شد، جز ساعتی از روز، روز فتح مکه برای من نیز حلال نشده است.

گفتار خدای تعالی که می فرماید: « کسی که وارد حرم شود ایمن خواهد بود»

1- عبدالله بن سنان گوید:

سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ (عزوجل): «وَ مَنْ دَخَلَهُ كَانَ آمِنَا» الْبَيْتَ عَلَى أَمِ الْحَرَمَ؟

قَالَ: مَنْ دَخَلَ الْحَرَمَ مِنَ النَّاسِ مُسْتَجِيراً بِهِ فَهُوَ آمِنْ مِنْ سَخَطِ اللَّهِ، وَ مَنْ دَخَلَهُ مِنَ الْوَحْشِ وَ الطَّيْرِ كَانَ آمِناً مِنْ أَنْ يُهَاجَ، أَوْ يُؤْذَى حَتَّى يَخْرُجَ مِنَ الْحَرَم.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ الله (علیه السلام) قَالَ:

سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ (عزوجل): «وَ مَنْ دَخَلَهُ كَانَ آمِناً».

قَالَ: إِذَا أَحْدَثَ الْعَبْدُ فِي غَيْرِ الْحَرَمِ جِنَايَةً ثُمَّ فَرَّ إِلَى الْحَرَمِ لَمْ يَسَعْ لِأَحَدٍ أَنْ يَأْخُذَهُ فِي الْحَرَم، وَ لَكِنْ يُمْنَعُ مِنَ السُّوقِ وَ لا يُبَايَعُ وَ لَا يُطْعَمُ وَ لَا يُسْقَى وَ لَا يُكَلَّمْ، فَإِنَّهُ إِذَا فُعِلَ ذَلِكَ بِهِ يُوشِكُ أَنْ يَخْرُجَ فَيُؤْخَذَ، وَ إِذَا جَنَى فِي الْحَرَمِ جِنَايَةً أَقِيمَ عَلَيْهِ الْحَدُّ فِي الْحَرَمِ، لِأَنَّهُ لَمْ يَدَعْ لِلْحَرَمِ حُرْمَتَهُ.

3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:

از امام صادق (علیه السلام) دربارۀ گفتار خداوند (عزوجل) که می فرماید: «هر که وارد آن شود ایمن خواهد بود» سؤال کردم که آیا منظور از آن، خانۀ کعبه است یا حرم؟

فرمود: هر انسانی که به رسم پناهندگی وارد حرم شود، از خشم خداوند ایمن خواهد بود، و هر حیوان وحشی و پرنده ای که به حرم داخل شود از بیرون راندن و آزار تا زمانی که از حرم بیرون رود، ایمن خواهد بود.

2- حلبی گوید: از امام صادق (علیه السلام) دربارۀ گفتار خداوند (عزوجل) که می فرماید: «هر که وارد آن شود، ایمن خواهد بود» پرسیدم.

فرمود: هرگاه بنده در غیر حرم جنایتی را مرتکب شود، سپس به طرف حرم فرار کند و به آن پناهنده شود، کسی نمی تواند او را در حرم دستگیر کند، ولی از رفتن به بازار ممنوع است، با او خرید و فروش نمی شود، به او خوراک و آب داده نمی شود و با وی سخن گفته نمی شود. اگر این کارها با او انجام شود، بیرون آمدن او نزدیک می شود و خارج شده و دستگیر می گردد و اگر در حرم مرتکب جنایتی شود، در همان جا بر او حد جاری می شود، زیرا او حرمتی برای حرم نگذارده است.

3- علی بن ابی حمزه گوید:

سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ (عزوجل): «وَ مَنْ دَخَلَهُ كَانَ آمِناً»

قَالَ: إِنْ سَرَقَ سَارِقٌ بِغَيْرِ مَكَّةَ أَوْ جَنَى جِنَايَةً عَلَى نَفْسِهِ فَفَرَّ إِلَى مَكَّةَ لَمْ يُؤْخَذْ مَا دَامَ فِي الْحَرَمِ حَتَّى يَخْرُجَ مِنْهُ، وَ لَكِنْ يُمْنَعُ مِنَ السُّوقِ وَ لَا يُبَايَعُ وَ لَا يُجَالَسُ حَتَّى يَخْرُجَ مِنْهُ فَيُؤْخَذَ، وَ إِنْ أَحْدَثَ فِي الْحَرَمِ ذَلِكَ الْحَدَثَ أُخِذَ فِيهِ.

بخش چهاردهم

اشاره

بَابُ الْإِلْحَادِ بِمَكَّةَ وَ الْجِنَايَاتِ

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ:

أتِيَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) فِي الْمَسْجِدِ فَقِيلَ لَهُ: إِنَّ سَبْعاً مِنَ سِبَاعِ الطَّيْرِ عَلَى الْكَعْبَةِ لَيْسَ يَمُرُّ بِهِ شَيْءٌ مِنْ حَمَامِ الْحَرَمِ إِلَّا ضَرَبَهُ.

فَقَالَ: انْصِبُوا لَهُ وَ اقْتُلُوهُ، فَإِنَّهُ قَدْ أَلْحَدَ.

از امام صادق (علیه السلام) دربارۀ گفتار خداوند (عزوجل) که می فرماید: «هر که وارد آن شود، ایمن خواهد بود» پرسیدم.

فرمود: هرگاه بنده در غیر حرم جنایتی را مرتکب شود، سپس به حرم فرار کند (و به آن پناهنده شود) کسی نمی تواند او را در حرم دستگیر کند، ولی از رفتن به بازار ممنوع است، با او خرید و فروش نمی شود، به او خوراک و آب داده نمی شود و با وی سخن گفته نمی شود. اگر این کارها با او انجام شود، بیرون آمدن او نزدیک می شود و خارج شده و دستگیر می گردد و اگر در حرم مرتکب جنایتی شود، در همان حرم بر او حد جاری می شود (زیرا او حرمتی برای حرم نگذارده است).

الحاد و جنایات در مکه

الحاد (1)و جنایات در مکه

1- معاوية بن عمار گوید: شخصی در مسجد خدمت امام صادق (علیه السلام) شرفیاب شد و گفت: پرنده ای تیز چنگ بر فراز کعبه است که هیچ یک از کبوتران حرم بر او نمی گذرد مگر آن که آن را با منقار و چنگال خود می زند.

آن حضرت فرمود: آن پرنده را به دام افکنید و بکشید، زیرا که آن دستخوش الحاد شده است.


1) الحاد: گذشتن از حد در حرم را گویند.

2- ابْنُ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) عَنْ قَوْلِ اللَّهِ (عزوجل): «وَ مَنْ يُرِدْ فِيهِ بِإِلْحَادٍ بِظُلْمٍ».

قَالَ: كُلَّ ظُلْمِ إِلْحَادٌ وَ ضَرْبُ الْخَادِمِ فِي غَيْرِ ذَنْبٍ مِنْ ذَلِكَ الْإِلْحَادِ.

3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ عَنْ أَبِي الصَّبَّاحَ الْكِنَانِيِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) عَنْ قَوْلِ اللَّهِ (عزوجل): «وَ مَنْ يُرِدْ فِيهِ بِإِلْحَادٍ بِظُلْمٍ نُذِقْهُ مِنْ عَذَابٍ أليم».

فَقَالَ: كُلُّ ظُلْم يَظْلِمُهُ الرَّجُلُ نَفْسُهُ بِمَكَّةَ مِنْ سَرِقَةٍ أَوْ ظُلْمٍ أَحَدٍ، أَوْ شَيْءٍ مِنَ الظُّلْم فَإِنِّي أَرَاهُ إِلْحَاداً، وَ لِذَلِكَ كَانَ يُتَّقَى أَنْ يُسْكَنَ الْحَرَمُ.

4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) عَنْ رَجُلٍ قَتَلَ رَجُلاً فِي الْحِلِّ ثُمَّ دَخَلَ الْحَرَمَ.

2- معاوية بن عمار گوید: از امام صادق (علیه السلام) دربارۀ گفتار قول خداوند (عزوجل) که می فرماید:

«و کسی که در آن از حق منحرف شود و مرتکب ستم شود» پرسیدم.

فرمود: هرگونه ستم، الحاد است، و زدن خادم بیگناه نیز مصداق همین الحاد است.

3- ابو صباح کنانی گوید: از امام صادق (علیه السلام) دربارۀ گفتار خداوند (عزوجل) که می فرماید: «هر که در آن از حق منحرف شود و ستمی روا دارد از عذاب دردناک به او می چشانیم» پرسیدم.

فرمود: من هر ظلمی را که انسان در مکه دربارۀ خود مرتکب شود - از قبیل سرقت، ستم بر کسی یا چیزی - الحاد می دانم، و به همین جهت مردم پیش از این از سکونت در مکه پرهیز می کردند.

4- معاوية بن عمار گوید: از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم: شخصی در بیرون حرم فردی را کشت، سپس وارد حرم شد، چه حکمی دارد؟

فَقَالَ: لا يُقْتَلُ وَ لا يُطْعَمُ وَ لا يُسْقَى وَ لا يُبَايَعُ وَ لَا يُؤْوَى حَتَّى يَخْرُجَ مِنَ الْحَرَمِ فَيُقَامَ عَلَيْهِ الْحَدُّ.

قُلْتُ: فَمَا تَقُولُ فِي رَجُلٍ قَتَلَ فِي الْحَرَمِ أَوْ سَرَقَ؟

قَالَ: يُقَامُ عَلَيْهِ الْحَدُّ فِي الْحَرَمِ صَاغِراً إِنَّهُ لَمْ يَرَ لِلْحَرَمِ حُرْمَةٌ، وَ قَدْ قَالَ اللَّهُ تَعَالَى: «فَمَنِ اعْتَدِى عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَىٰ عَلَيْكُمْ».

فَقَالَ: هَذَا هُوَ فِي الْحَرَمِ، فَقَالَ: «فَلَا عُدْوَانَ إِلَّا عَلَى الظَّالِمِينَ».

بخش پانزدهم

اشاره

بَابُ إِظْهَارِ السِّلَاحِ بِمَكَّةَ

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:

فرمود: او کشته نمی شود؛ بلکه از آب و غذا محروم می گردد، با او خرید و فروش نمی شود، به او پناه داده نمی شود تا از حرم خارج شود، آن گاه که از حرم خارج شد؛ بر او حد جاری می گردد.

عرض کردم: نظر شما در مورد کسی که انسانی را در حرم می کشد یا دزدی می کند، چیست؟ فرمود: با خواری بر او حد جاری می شود؛ زیرا او برای حرم حرمتی قائل نشده است.

خدای تعالی می فرماید: «هر کسی که بر شما ستم کرد، همانند آن چه که بر شما ستم کرده است، ستم روا دارید.»

فرمود: این اجرای حدی است که در حرم جایز است.

آن گاه حضرتش این آیه را قرائت فرمود: «تعدّی و ستم نیست مگر بر ستمکاران».

آشکار ساختن سلاح در مکه

1- حریز گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

لَا يَنْبَغِي أَنْ يَدْخُلَ الْحَرَمَ بِسَلَاحٍ إِلَّا أَنْ يُدْخِلَهُ فِي جُوَالِقَ، أَوْ يُغَيِّبَهُ - يَعْنِي يَلُفُ عَلَى الْحَدِيدِ شَيْئاً -.

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ شُعَيْبِ الْعَقَرْ قُوفِي أبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:

سَأَلْتُهُ عَن الرَّجُل يُريدُ مَكَّةَ أَوِ الْمَدِينَةَ يَكْرَهُ أَنْ يَخْرُجَ مَعَهُ بِالسَّلَاح.

فَقَالَ: لَا بَأْسَ بِأَنْ يَخْرُجَ بِالسَّلَاحِ مِنْ بَلَدِهِ، وَ لَكِنْ إِذَا دَخَلَ مَكَّةَ لَمْ يُظْهِرْهُ.

بخش شانزدهم

اشاره

بَابُ لُبْسِ ثِيَابِ الْكَعْبَةِ

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيَّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَبَلَةَ عَنْ عَبْدِ الْمَلِكِ بْنِ عُتْبَةَ قَالَ:

شایسته نیست انسان با سلاح وارد حرم شود، مگر آن که آن را در کیسه ای قرار دهد، یا آن را پنهان سازد (و چیزی بر آن بپیچد).

2- ابوبصیر گوید: از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم: مردی آهنگ سفر به مکه یا مدینه را دارد آیا خروجش با سلاح مکروه است؟

فرمود: اشکالی ندارد که از شهر خود با سلاح خارج شود، ولی چون به مکه وارد شد باید آن را ظاهر نسازد.

پوشیدن جامه های کعبه

1- عبدالملک بن عتبه گوید:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) عَمَّا يَصِلُ إِلَيْنَا مِنْ ثِيَابِ الْكَعْبَةِ هَلْ يَصْلُحُ لَنَا أَنْ نَلْبَسَ شَيْئاً مِنْهَا؟

قَالَ: يَصْلُحُ لِلصَّبْيَانِ وَ الْمَصَاحِفِ وَ الْمِخَدَّةِ تَبْتَغِي بِذَلِكَ الْبَرَكَةَ إِنْ شَاءَ اللَّهُ.

بخش هفدهم

اشاره

بَابُ كَرَاهَةِ أَنْ يُؤْخَذَ مِنْ تُرَابِ الْبَيْتِ وَ حَصَاهُ

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ دَاوُدَ بْنِ النُّعْمَانِ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ الْخَزَّازِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) يَقُولُ:

لا يَنبَغِي لِأَحَدٍ أَنْ يَأْخُذَ مِنْ تُرْبَةِ مَا حَوْلَ الْكَعْبَةِ، وَ إِنْ أَخَذَ مِنْ ذَلِكَ شَيْئاً رَدَّهُ.

2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ:

از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم: قطعاتی از جامه های کعبه به ما می رسد، آیا برای ما شایسته است که چیزی از آنها را بپوشیم؟

فرمود: برای پوشش کودکان، جلد مصحف ها و دوختن متکا به منظور طلب بركت - إن شاء الله - شایسته است.

کراهت برداشتن خاک و سنگریزۀ خانۀ کعبه

1- محمد بن مسلم گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که می فرمود:

شایسته نیست انسان از خاک اطراف خانۀ کعبه برگیرد، و اگر چیزی از آن را برگرفت، باید به آن بازگرداند.

2- معاوية بن عمار گوید:

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام): أَخَذْتُ سُكّاً مِنْ سُكَ الْمَقَامِ وَ تُرَاباً مِنْ تُرَابِ الْبَيْتِ وَ سَبْعَ حَصَيَاتٍ.

فَقَالَ: بِئْسَ مَا صَنَعْتَ؟! أَمَّا التُّرَابُ وَ الْحَصَى فَرُدَّهُ.

3- أَحْمَدُ بْنُ مِهْرَانَ عَمَّنْ حَدَّثَهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ حُذَيْفَةَ بْنِ مَنْصُورٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام): إِنَّ عَمِّي كَنَسَ الْكَعْبَةَ، وَ أَخَذَ مِنْ تُرَابِهَا فَنَحْنُ نَتَدَاوَى بِهِ.

فَقَالَ: رُدَّهُ إِلَيْهَا.

4- حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنْ غَيْرِ وَ احِدٍ عَنْ أَبَانٍ عَنْ زَيْدِ الشَّحَّامِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام): أَخْرُجُ مِنَ الْمَسْجِدِ وَ فِي ثَوْبِي حَصَاةٌ؟

قَالَ: فَرُدَّهَا أَوِ اطْرَحْهَا فِي مَسْجِدٍ.

به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: مقداری از بوی خوش مقام ابراهیم (علیه السلام)، و مقداری از خاک بیت، و هفت عدد سنگریزه را برداشتم؟

آن حضرت فرمود: چه کار بدی کردی؟ خاک و سنگریزه را به آن جا باز گردان.

3- حذيفة بن منصور گوید: به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: عموی من کعبه را تمیز و جاروب کرده است و چیزی از خاک آن را برگرفته و ما به وسیلۀ آن مداوا می کنیم.

آن حضرت فرمود: آن را به کعبه باز گردان.

4- زید شحام گوید: به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: از مسجد الحرام خارج می شوم و در لباسم سنگریزه ای است؟

فرمود: آن را بازگردان، یا در مسجدی بیفکن.

بخش هجدهم

اشاره

بَابُ كَرَاهِيَةِ الْمُقَامِ بِمَكَّةَ

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ وَ صَفْوَانَ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ:

لا يَنْبَغِي لِلرَّجُلِ أَنْ يُقِيمَ بِمَكَّةَ سَنَةٌ.

قُلْتُ: كَيْفَ يَصْنَعُ؟

قَالَ: يَتَحَوَّلُ عَنْهَا، وَ لا يَنْبَغِي لِأَحَدٍ أَنْ يَرْفَعَ بِنَاءً فَوْقَ الْكَعْبَةِ.

وَ رُوِيَ: أَنَّ الْمُقَامَ بِمَكَّةَ يُقْسِي الْقُلُوبَ.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ ذَرِيحٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:

إِذَا فَرَغْتَ مِنْ نُسُكِكَ فَارْجِعْ، فَإِنَّهُ أَشْوَقُ لَكَ إِلَى الرُّجُوعِ.

کراهت اقامت در کعبه

1- محمّد بن مسلم گوید: امام باقر (علیه السلام) فرمود:

شایسته نیست که انسان یک سال در مکه اقامت کند.

گفتم: پس چه کند؟

فرمود: از آنجا منتقل می شود، و برای هیچ کس سزاوار نیست که ارتفاع بنای خود را بلندتر از کعبه قرار دهد.

و روایت شده است: اقامت در مگه به دل ها قساوت می آورد.

2- ابوبصیر گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

هنگامی که از مناسک و اعمال خود فراغت یافتی به وطن خود بازگرد، زیرا این بازگشت به شوق تو برای مراجعت به مکه می افزاید.

بخش نوزدهم

اشاره

بَابُ شَجَرِ الْحَرَمِ

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ عَبْدِ الْكَرِيم عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:

لا تَنْزِعُ مِنْ شَجَرِ مَكَّةَ إِلَّا النَّخْلَ وَ شَجَرَ الْفَاكِهَةِ.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ: كُلَّ شَيْءٍ يَنْبُتُ فِي الْحَرَم فَهُوَ حَرَامٌ عَلَى النَّاسِ أَجْمَعِينَ.

3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ أَبِي جَمِيلَةَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ يَزِيدَ قَالَ:

قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ (علیه السلام): الرَّجُلُ يَدْخُلُ مَكَّةَ فَيَقْطَعُ مِنْ شَجَرِهَا.

قَالَ: اقْطَعْ مَا كَانَ دَاخِلاً عَلَيْكَ، وَ لا تَقْطَعْ مَا لَمْ يَدْخُلْ مَنْزِلَكَ عَلَيْكَ.

حکم درخت حرم

1- راوی گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

از درختان مکه هیچ چیز بریده و کنده نمی شود، جز نخل و درختان میوه.

2- حریز گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

هر گیاهی که در حرم می روید کندن آن بر مردم حرام است.

3- اسحاق بن یزید گوید: به امام باقر (علیه السلام) عرض کردم: شخصی وارد مکه می شود و از درخت آن می برد (حکم آن چیست؟)

فرمود: هر شاخه ای که از درخت وارد خانۀ تو شده، قطع کن، و هر شاخه ای را که به خانه تو داخل نشده قطع مکن.

4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنِ ابْنِ عُمَيْرٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ:

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام): شَجَرَةٌ أَصْلُهَا فِي الْحِلِّ وَ فَرْعُهَا فِي الْحَرَمِ.

فَقَالَ: حُرِّمَ أَصْلُهَا لِمَكَانِ فَرْعِهَا.

قُلْتُ: فَإِنَّ أَصْلَهَا فِي الْحَرَمِ وَ فَرْعَهَا فِي الْحِلِّ.

فَقَالَ: حُرِّمَ فَرْعُهَا لِمَكَانِ أَصْلِهَا.

5- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ: يُخَلَّى عَنِ الْبَعِيرِ فِي الْحَرَمِ يَأْكُلُ مَا شَاءَ.

6- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ الْوَشَّاءِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِي عُثْمَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام):

فِي الشَّجَرَةِ يَقْلَعُهَا الرَّجُلُ مِنْ مَنْزِلِهِ فِي الْحَرَمِ.

قَالَ: إِنْ بَنَى الْمَنْزِلَ وَ الشَّجَرَةُ فِيهِ، فَلَيْسَ لَهُ أَنْ يَقْلَعَهَا، وَ إِنْ كَانَتْ نَبَتَتْ فِي مَنْزِلِهِ وَ هُوَ لَهُ فَلْيَقْلَعْهَا.

4- معاوية بن عمّار گوید: به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: درختی که ریشه اش در بیرون حرم و شاخه اش در حرم باشد حکمش چیست؟

فرمود: ریشه اش به خاطر شاخه اش حرام شده است.

عرض کردم: پس اگر ریشه اش در حرم و شاخه اش در بیرون حرم باشد چطور؟

فرمود: شاخه اش به جهت موقعیت ریشه اش حرام شده است.

5- حریز گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

شتر در حرم آزاد گذاشته می شود تا هر چه را بخواهد بخورد.

6- حماد بن عثمان گوید: امام صادق (علیه السلام) در مورد درختی که انسان در خانۀ خود در حرم آن را برکند، فرمود: اگر به هنگام ساخت خانه در زمین آن درخت بوده، نمی تواند آن را برکند، ولی اگر پس از ساخت خانه در زمین آن، درخت رویید، می تواند آن را برکند.

بخش بیستم

اشاره

بَابُ مَا يُذْبَحُ فِي الْحَرَمِ وَ مَا يُخْرَجُ بِهِ مِنْهُ

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرِ عَنْ عَبْدِ الْكَرِيم عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:

لا يُذْبَحُ بِمَكَّةَ إِلَّا الْإِبِلُ وَ الْبَقَرُ وَ الْغَنَمُ وَ الدَّجَاجُ.

2- عَلِيَّ بْنَ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ الله (علیه السلام) قَالَ:

مَا كَانَ يَصُفُ مِنَ الطَّيْرِ فَلَيْسَ لَكَ أَنْ تُخْرِجَهُ، وَ مَا كَانَ لَا يَصُفُ فَلَكَ أَنْ تُخْرِجَهُ.

قَالَ: وَ سَأَلْتُهُ عَنْ دَجَاجِ الْحَبَشِ.

قَالَ: لَيْسَ مِنَ الصَّيْدِ، إِنَّمَا الصَّيْدُ مَا طَارَبَيْنَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ.

جواز ذبح در حرم و چیزهایی بیرون بردنشان از حرم جایز است

1- ابوبصیر گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

در مکه فقط می توان شتر، گاو، گوسفند و مرغ خانگی را ذبح کرد.

2- معاوية بن عمّار گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

پرندگانی که دو بال خود را می گسترند، جایز نیست که آنها را از حرم خارج کنی، و پرندگانی که دو بال خود را نمی گسترند، می توانی آنها را از حرم خارج کنی.

راوی گوید: هم چنین از آن حضرت در مورد مرغ خانگی حبشی پرسیدم.

فرمود: مرغ خانگی جزو شکار نیست، چرا که پرندگانی قابل شکارند که بین آسمان و زمین پرواز کند.

3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِم قَالَ:

سُئِلَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) - وَ أَنَا حَاضِرٌ - عَنِ الدَّجَاجِ الْحَبَشِيِّ يُخْرَجُ بِهِ مِنَ الْحَرَمِ.

فَقَالَ: إِنَّهَا لا تَسْتَقِلُ بِالطَّبَرَانِ.

بخش بیست و یکم

اشاره

بَابُ صَيْدِ الْحَرَمِ وَ مَا تَجِبُ فِيهِ الْكَفَّارَةُ

عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:

إِذَا كُنْتَ حَلَالاً فَقَتَلْتَ الصَّيْدَ فِي الْحِلِّ مَا بَيْنَ الْبَرِيدِ إِلَى الْحَرَمِ فَعَلَيْكَ جَزَاؤُهُ، فَإِنْ فَقَأْتَ عَيْنَهُ أَوْ كَسَرْتَ قَرْنَهُ أَوْ جَرَحْتَهُ تَصَدَّقْتَ بِصَدَقَةٍ.

3- محمد بن مسلم گوید: من در خدمت امام صادق (علیه السلام) بودم که از حضرتش در مورد مرغ خانگی حبشی پرسیدند که آیا بیرون بردن آن از حرم جایز است؟

فرمود: آری، زیرا که آن در پرواز استقلال ندارد.

شکار حرم و وجوب کفارۀ آن

3- حلبی گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

هر گاه در حال احرام نبودی و شکاری را در فاصلۀ میان چهار فرسخ تا حرم بکشی کفارۀ آن بر تو واجب است، و اگر چشم آن را کور کردی، یا شاخ آن را شکستی و بال آن را زخمی کردی، باید صدقه بپردازی.

2- عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:

سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ أُهْدِيَ لَهُ حَمَامٌ أَهْلِيٌّ وَ هُوَ فِي الْحَرَمِ.

فَقَالَ: إِنْ هُوَ أَصَابَ مِنْهُ شَيْئاً فَلْيَتَصَدَّقْ بِثَمَنِهِ نَحْواً مِمَّا كَانَ يَسْوَى فِي الْقِيمَةِ.

3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ مُثَنَّى بْنِ عَبْدِ السَّلَامِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي الْحَكَمِ قَالَ:

قُلْتُ لِغُلَامٍ لَنَا: هَيِّئْ لَنَا غَدَاءً.

فَأَخَذَ أَطْيَاراً مِنَ الْحَرَمِ، فَذَبَحَهَا وَ طَبَخَهَا فَأَخْبَرْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام).

فَقَالَ: ادْفِنْهَا وَ افْدِ كُلَّ طَائِرٍ مِنْهَا.

4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام):

2- معاوية بن عمار گوید: از امام صادق (علیه السلام) دربارۀ کسی که در حرم است و به او کبوتر اهلی هدیه می کنند، پرسیدم.

فرمود: اگر چیزی از آن را مصرف کرده، باید به جای آن، در حدود قیمت آن صدقه بدهد.

3- محمد بن ابی الحکم گوید: به یکی از غلامان خود گفتم: غذای ما را آماده ساز. او پس چندی، چند عدد از پرندگان مکه را شکار و ذبح کرد و پخت، ماجرا را به امام صادق (علیه السلام) گزارش دادم.

آن حضرت فرمود: آنها را دفن کن و برای هر پرنده ای از آنها فدیه ای بپرداز.

4- حلبی گوید:

أَنَّهُ سُئِلَ عَنِ الصَّيْدِ يُصَادُ فِي الْحِلِّ ثُمَّ يُجَاءُ بِهِ إِلَى الْحَرَمِ وَ هُوَ حَيٌّ.

فَقَالَ: إِذَا أَدْخَلَهُ إِلَى الْحَرَمِ حَرُمَ عَلَيْهِ أَكْلُهُ وَ إِمْسَاكُهُ فَلَا تَشْتَرِيَنَّ فِي الْحَرَمِ إِلَّا مَذْبُوحاً ذُبِحَ فِي الْحِلِّ ثُمَّ جِيءَ بِهِ إِلَى الْحَرَمِ مَذْبُوحاً فَلَا بَأْسَ لِلْحَلَالِ.

5- عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ: الْحَكَمَ سَأَلَ أَبَا جَعْفَرٍ (علیه السلام) عَنْ رَجُلٍ أُهْدِيَ لَهُ حَمَامَةٌ فِي الْحَرَمِ مَقْصُوصَةٌ. فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ (علیه السلام): انْتِفْهَا وَ أَحْسِنُ إِلَيْهَا وَ اعْلِفْهَا حَتَّى إِذَا اسْتَوَى رِيشُهَا فَخَلَّ سَبيلَهَا.

6- أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ مَنْصُورِ بْنِ حَازِمٍ عَنْ مُثَنَّى بْنِ عَبْدِ السَّلَامِ عَنْ كَرِبِ الصَّيْرَفِيِّ قَالَ: كُنَّا جَمَاعَةً فَاشْتَرَيْنَا طَيْراً فَقَصَصْنَاهُ وَ دَخَلْنَا بِهِ مَكَّةَ فَعَابَ ذَلِكَ عَلَيْنَا أَهْلُ مَكَّةَ.

از امام صادق (علیه السلام) در مورد شکاری که در بیرون حرم شکار می شود و زنده به حرم آورده می شود، سؤال کردند.

فرمود: هر گاه آن را به حرم آوردند، خوردن و نگه داشتن آن برای او حرام است. بنابراین چنین شکاری را در حرم خریداری مکن، مگر آن چیزی که در غیر حرم ذبح شده، سپس ذبح شدۀ آن را به حرم آورده اند که خوردن آن برای شخص غیر محرم جایز است.

5- زراره گوید: حَكَم از امام باقر (علیه السلام) دربارۀ کسی که در حرم کبوتری بریده بال به او هدیه داده شده، سوال کرد؟

آن حضرت فرمود: بال هایش را (تنظیم کن و اضافات آن را) بکن و خوب به آن رسیدگی کن، و آب و دانه بده تا آن گاه که پرو بالش رشد کرد آزاد شود.

6- کرب صیرفی گوید: ما گروهی به مکه می رفتیم، پرنده ای را خریدیم و بال و پرش را چیدیم و آن را به مکه بردیم، مردم مکه به این کار را عیب گرفتند.

فَأَرْسَلَ كَرِبٌ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) فَسَأَلَهُ فَقَالَ: اسْتَوْدِعُوهُ رَجُلاً مِنْ أَهْلِ مَكَّةَ مُسْلِماً أَوِ امْرَأَةً مُسْلِمَةٌ فَإِذَا اسْتَوَى خَلَّوْا سَبِيلَهُ.

7- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا (علیه السلام) قَالَ:

مَنْ أَصَابَ طَيْرًا فِي الْحَرَمِ وَ هُوَ مُحِلٌ فَعَلَيْهِ الْقِيمَةُ وَ الْقِيمَةُ دِرْهَمْ يَشْتَرِي بِهِ عَلَفاً لِحَمَامِ الْحَرَمِ.

8- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ خَلَّادٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ فِي رَجُلٍ ذَبَحَ حَمَامَةٌ مِنْ حَمَامِ الْحَرَمِ.

قَالَ: عَلَيْهِ الْفَدَاءُ.

قُلْتُ: فَيَأْكُلُهُ.

قَالَ: لا.

قُلْتُ: فَيَطْرَحُهُ؟

از این رو، کرب را طی پیامی خدمت امام صادق (علیه السلام) فرستاد تا در این باره سؤال کند. آن حضرت فرمود: پرنده را نزد مرد - یا زن - مسلمانی از مردم مکه بسپارید، وقتی بال هایش رشد کرد، آن را رها کنید.

7- صفوان بن یحیی گوید: امام رضا (علیه السلام) فرمود:

اگر کسی در حال غیر احرام پرنده ای را در حرم شکار کند، قیمت آن بر عهده اوست، و قیمت آن یک درهم است که با آن برای کبوتران حرم دانه می خرد.

8- خلاد گوید: امام صادق (علیه السلام) در مورد کسی که کبوتری از کبوتران حرم را ذبح کند فرمود: فدیه بر ذمۀ او تعلق می گیرد.

عرض کردم: آیا جایز است که گوشت آن کبوتر را بخورد؟

فرمود: نه.

گفتم: پس می باید آن را به دور افکند؟

قَالَ: إِذَا يَكُونُ عَلَيْهِ فِدَاءٌ آخَرُ.

قُلْتُ: فَمَا يَصْنَعُ بِهِ؟

قَالَ: يَدْفِنُهُ.

9- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيَّ عَنْ مُثَنَّى الْحَنَّاطِ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ (علیه السلام) قَالَ:

سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ خَرَجَ بِطَيْرِ مِنْ مَكَّةَ إِلَى الْكُوفَةِ.

قَالَ: يَرُدُّهُ إِلَى مَكَّةَ.

10- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَفْصِ بْنِ الْبَخْتَرِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:

فِي الْحَمَامَةِ دِرْهَم وَ فِي الْفَرْخِ نِصْفُ دِرْهَم وَ فِي الْبَيْضَةِ رُبُعُ دِرْهَم.

11- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنِ ابْنِ رِئَابٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ قَالَ:

فرمود: اگر چنین کند باید فدیه ای دیگر بدهد.

عرض کردم: بنا بر این، نسبت به آن باید چه کند؟

فرمود: باید آن را دفن کند.

9- زراره گوید: از امام باقر (علیه السلام) دربارۀ کسی که پرندۀ مکه را به کوفه برده است، پرسیدم.

فرمود: باید آن را به مکه بازگرداند.

10- حفص بن بختری گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

کفارۀ کبوتر یک درهم، جوجه نیم درهم و تخم آن، یک چهارم درهم است.

11- ابن بکیر گوید:

سَأَلْتُ أَحَدَهُمَا (علیهما السلام) عَنْ رَجُلٍ أَصَابَ طَيْراً فِي الْحِلِّ فَاشْتَرَاهُ فَأَدْخَلَهُ الْحَرَمَ فَمَاتَ.

فَقَالَ: إِنْ كَانَ حِينَ أَدْخَلَهُ الْحَرَمَ خَلَّى سَبِيلَهُ فَمَاتَ فَلَا شَيْءَ عَلَيْهِ، وَ إِنْ كَانَ أَمْسَكَهُ حَتَّى مَاتَ عِنْدَهُ فِي الْحَرَمِ فَعَلَيْهِ الْفِدَاءُ.

12- أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ الْحَجَّاجِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ (علیه السلام) عَنْ رَجُلٍ رَمَى صَيْداً فِي الْحِلِّ فَمَضَى بِرَمْيَتِهِ حَتَّى دَخَلَ الْحَرَمَ فَمَاتَ أَ عَلَيْهِ جَزَاؤُهُ؟

قَالَ: لا لَيْسَ عَلَيْهِ جَزَاؤُهُ، لِأَنَّهُ رَمَى حَيْثُ رَمَى وَ هُوَ لَهُ حَلَالٌ، إِنَّمَا مَثَلُ ذَلِكَ مَثَلُ رَجُلٍ نَصَبَ شَرَكاً فِي الْحِلِّ إِلَى جَانِبِ الْحَرَمِ، فَوَقَعَ فِيهِ صَيْدٌ فَاضْطَرَبَ الصَّيْدُ حَتَّى دَخَلَ الْحَرَمَ فَلَيْسَ عَلَيْهِ جَزَاؤُهُ، لِأَنَّهُ كَانَ بَعْدَ ذَلِكَ شَيْءٌ.

از امام (باقر (علیه السلام) یا امام صادق (علیه السلام)) در مورد شخصی که به پرنده ای در بیرون حرم برخورد و آن را خریده و به حرم آورد و در حرم بمیرد، پرسیدم. فرمود: اگر هنگامی که آن را به حرم آورده، آزاد کرده. آن گاه پرنده مرده است، چیزی به عهدۀ او نیست. ولی اگر آن را نگه داشت و در حرم در کنار او مرد، کفارۀ آن بر او لازم است.

12- عبدالرحمان بن حجاج گوید: از امام کاظم (علیه السلام) پرسیدم: هرگاه کسی در بیرون حرم شکاری را با تیر هدف قرار دهد، و شکار همچنان به راه خود ادامه دهد تا وارد حرم شود آن گاه در اثر تیر او بمیرد، آیا کیفری متوجه او می شود؟

فرمود: نه، کیفری بر او نیست، زیرا او تیر را در جایی رها کرده که برای او حلال بود، و کار او همانند کار کسی است که دامی را در بیرون حرم در کنار حرم بگسترد، پس شکاری در آن بیفتد و همچنان دست و پا بزند تا وارد حرم شود و در آنجا بمیرد، پس برای چنین کسی کیفری نیست، زیرا که چنین چیزی بعداً رخ داده است.

فَقُلْتُ: هَذَا الْقِيَاسُ عِنْدَ النَّاسِ.

فَقَالَ: إِنَّمَا شَبَّهْتُ لَكَ شَيْئاً بِشَيْءٍ.

13- صَفْوَانُ بْنُ يَحْيَى عَنْ زِيَادٍ أَبِي الْحَسَنِ الْوَاسِطِيُّ عَنْ أَبِي إِبْرَاهِيمَ (علیه السلام) قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْمٍ قَفَّلُوا عَلَى طَائِرٍ مِنْ حَمَامِ الْحَرَمِ الْبَابَ فَمَاتَ.

قَالَ: عَلَيْهِمْ بِقِيمَةِ كُلِّ طَيْرِ {نِصْفُ} دِرْهَم يُعْلَفُ بِهِ حَمَامُ الْحَرَمِ.

14- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنْ ابن مَحْبُوبِ عَنِ ابْنِ رِئَابٍ عَنْ مِسْمَعِ بْنِ عَبْدِ الْمَلِكِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام): فِي رَجُلٍ حَلَّ فِي الْحَرَمِ رَمَى صَيْدَاً خَارِجاً مِنَ الْحَرَمِ فَقَتَلَهُ.

قَالَ: عَلَيْهِ الْجَزَاءُ، لِأَنَّ الْآفَةَ جَاءَتْهُ مِنْ قِبَلِ الْحَرَمِ.

قَالَ: وَ سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ رَمَى صَيْداً خَارِجاً مِنَ الْحَرَمِ فِي الْحِلِّ فَتَحَامَلَ الصَّيْدُ حَتَّى دَخَلَ الْحَرَمَ.

فَقَالَ: لَحْمُهُ حَرَامٌ مِثْلُ الْمَيْتَةِ.

عرض کردم: این به نظر مردم قیاس است.

فرمود: من چیزی را به چیزی تشبیه کردم.

13- زياد واسطی گوید: از امام کاظم (علیه السلام) پرسیدم: گروهی کبوتری از کبوتران حرم را زندانی کرده اند تا کبوتر مرده است، چه حکمی دارند؟

فرمود: به بهای هر کبوتری نیم درهم بر عهدۀ آنها است که با آن، به کبوتران حرم دانه داده شود.

14- مسمع بن عبدالملک گوید: امام صادق (علیه السلام) در مورد شخصی که در حرم از احرام خارج شود و برای شکار به بیرون حرم تیراندازی کند و پرنده ای را مورد هدف قرار می دهد. فرمود: بر او کفاره لازم است، زیرا که پرنده از طرف حرم مورد هدف قرار گرفته است.

راوی گوید: هم چنین از حضرتش در مورد شخصی که در بیرون حرم و در حال غیر احرام پرنده ای را مورد هدف قرار داده و آن پرنده با سختی خود را به حرم برساند سؤال کردم.

فرمود: گوشت آن، مانند گوشت میته حرام است.

15- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِقٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: سَمِعْتَهُ يَقُولُ:

فِي حَمَام مَكَّةَ الطَّيْرُ الْأَهْلِيُّ غَيْرُ حَمَامِ الْحَرَمِ مَنْ ذَبَحَ طَيْراً مِنْهُ وَ هُوَ غَيْرُ مُحْرِمٍ فَعَلَيْهِ أَنْ يَتَصَدَّقَ بِصَدَقَةٍ أَفْضَلَ مِنْ ثَمَنِهِ، فَإِنْ كَانَ مُحْرِماً فَشَاةٌ عَنْ كُلِّ طَيْرِ.

16- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَن ابْن فَضَّالٍ عَنْ يُونُسَ بْن يَعْقُوبَ قَالَ: أَرْسَلْتُ إِلَى أَبِي الْحَسَنِ (علیه السلام): أَنَّ أَخاً لِي اشْتَرَى حَمَاماً مِنَ الْمَدِينَةِ فَذَهَبْنَا بِهَا إِلَى مَكَّةَ فَاعْتَمَرْنَا وَ أَقَمْنَا إِلَى الْحَجِّ ثُمَّ أَخْرَجْنَا الْحَمَامَ مَعَنَا مِنْ مَكَّةَ إِلَى الْكُوفَةِ فَعَلَيْنَا فِي ذَلِكَ شَيْءٌ.

قَالَ لِلرَّسُولِ: إِنِّي أَظُنُّهُنَّ كُنَّ فُرْهَةٌ.

قَالَ لَهُ: يَذْبَحُ مَكَانَ كُلِّ طَيْرِ شَاةٌ.

17- أَبُو عَلِيَّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ مَيْمُونٍ قَالَ:

15- عبد الله بن سنان گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که درباره کبوتر مکه می فرمود: پرندۀ اهلی غیر از کبوتر حرم است، هر که پرنده ای از پرندگان مکه را ذبح کند بی آن که محرم باشد، باید صدقه ای بیشتر از قیمت آن بپردازد، در صورتی که اگر محرم باشد، باید در ازای هر پرنده، گوسفندی قربانی کند.

16- یونس بن یعقوب گوید: توسط شخصی پیامی برای امام کاظم (علیه السلام) فرستادم که یکی از برادرانم چند کبوتر از مدینه خرید، ما آنها را به مکه بردیم، مراسم عمره را به جای آوردیم، و تا ادای مناسک حج در مکه ماندیم، به هنگام بازگشت کبوتران را به همراه خود از مکه به کوفه آوردیم، آیا از این جهت تکلیفی متوجه ما می شود؟

حضرتش به فرستادۀ ما فرموده بود: به گمان من آن کبوترها جلد و چالاک بوده اند، به او فرمود: باید در ازای هر پرنده ای گوسفندی قربانی کند.

17- ابراهیم بن میمون گوید:

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام): رَجُلٌ نَتَفَ حَمَامَةً مِنْ حَمَامِ الْحَرَمِ.

قَالَ: يَتَصَدَّقُ بِصَدَقَةٍ عَلَى مِسْكِينٍ وَ يُعْطِي بِالْيَدِ الَّتِي نَتَفَ بِهَا فَإِنَّهُ قَدْ أَوْ جَعَهُ.

18- مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ مَنْصُورِ بْنِ حَازِمٍ قَالَ:

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام): أَهْدِيَ لَنَا طَائِرٌ مَذْبُوحٌ بِمَكَّةَ فَأَكَلَهُ أَهْلُنَا.

فَقَالَ: لَا يَرَى بِهِ أَهْلُ مَكَّةَ بَأْساً.

قُلْتُ: فَأَيُّ شَيْءٍ تَقُولُ أَنْتَ؟

قَالَ: عَلَيْهِمْ ثَمَنُهُ.

19- بَعْضُ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي جَرِيرِ الْقُمِّيِّ قَالَ:

قُلْتُ لِأَبِي الْحَسَنِ (علیه السلام): نَشْتَرِي الصُّقُورَ فَنْدْخِلُهَا الْحَرَمَ فَلَنَا ذَلِكَ؟

فَقَالَ: كُلَّ مَا أُدْخِلَ الْحَرَمَ مِنَ الطَّيْرِ مِمَّا يَصُفُ جَنَاحَهُ فَقَدْ دَخَلَ مَأْمَنَهُ فَخَلَّ سَبِيلَهُ.

به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: کسی که پرهای کبوتر حرم را بکند چه وظیفه ای دارد؟ فرمود: صدقه ای به مسکینی می دهد، و آن را با همان دستی که پرها را کنده، می بخشد، زیرا که او پرنده را آزرده است.

18- منصور بن حازم گوید: به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: در مکه بودیم که پرندۀ ذبح شده ای بما هدیه شد. خانوادۀ ما آن را خوردند.

فرمود: مردم مکه بر این کار اشکالی نمی بینند.

عرض کردم: شما چه می فرمایید؟

فرمود: قیمت آن پرنده بر عهده آنهاست.

19- ابو جریر قمی گوید: به امام کاظم (علیه السلام) (یا امام رضا (علیه السلام)) عرض کردم: ما پرنده های شکاری (مانند باز و شاهین) را می خریم و آنها را به داخل حرم می آوریم. آیا این کار برای ما جایز است؟

فرمود: هر پرنده ای که بال های خود را به هنگام پرواز، بگستراند به حرم آورده شود، به جای امن خود داخل شده است، آن را آزاد کن.

20- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ يَزِيدَ بْن خَلِيفَةً قَالَ:

كَانَ فِي جَانِبِ بَيْتِي مِكْتَلْ فِيهِ بَيْضَتَانِ مِنْ حَمَامِ الْحَرَمِ فَذَهَبَ الْغُلَامُ يَكُبُّ الْمِكْتَلَ وَ هُوَ لا يَعْلَمُ أَنَّ فِيهِ بَيْضَتَيْن فَكَسَرَهُمَا،. فَخَرَجْتُ فَلَقِيتُ عَبْدَ اللَّهِ بْنَ الْحَسَنِ فَذَكَرْتُ ذَلِكَ لَهُ.

فَقَالَ: تَصَدَّقُ بِكَفَّيْنِ مِنْ دَقِيقٍ.

قَالَ: ثُمَّ لَقِيتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) بَعْدُ فَأَخْبَرْتُهُ.

فَقَالَ: ثَمَنُ طَيْرَيْنِ تَعْلِفُ بِهِ حَمَامَ الْحَرَمِ.

فَلَقِيتُ عَبْدَ اللَّهِ بْنَ الْحَسَنِ فَأَخْبَرْتُهُ.

فَقَالَ: صَدَقَكَ حَدِّتْ بِهِ، فَإِنَّمَا أَخَذَهُ عَنْ آبَائِهِ (علیهم السلام).

21- مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ وَ أَبُو عَلِيَ الْأَشْعَرِيٌّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ الْحَجَّاجِ قَالَ:

20- یزید بن خلیفه گوید: کنار خانۀ من زنبیل بزرگی جای داشت که دو تخم از کبوتران حرم در آن بود. غلام رفت و نادانسته زنبیل را واژگون کرد و آن دو تخم کبوتر را شکست. من از خانه بیرون آمدم و عبدالله بن حسن را ملاقات کردم و ماجرا را به او باز گفتم.

وی گفت: دو مشت آرد، صدقه کن.

آن گاه امام صادق (علیه السلام) را دیدار کردم و داستان را به آن حضرت گزارش دادم. حضرت فرمود: با قیمت دو پرنده، به کبوتران حرم دانه بده.

سپس عبدالله بن حسن را ملاقات کردم و جریان را برایش گفتم. گفت: راست گفته است، همان را روایت کن، زیرا او از پدران خود (علیهم السلام) فرا گرفته است.

21- عبدالرحمان بن حجاج گوید:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) عَنْ فَرْخَيْنِ مُسَرْوَلَيْنِ ذَبَحْتُهُمَا وَ أَنَا بِمَكَّةَ.

فَقَالَ لِي: لِمَ ذَبَحْتَهُمَا؟

فَقُلْتُ: جَاءَتْنِي بِهِمَا جَارِيَةٌ مِنْ أَهْلِ مَكَّةَ فَسَأَلَتْنِي أَنْ أَذْبَحَهُمَا، فَظَنَنْتُ أَنِّي بِالْكُوفَةِ وَ لَمْ أَذْكُرِ الْحَرَمَ.

فَقَالَ: عَلَيْكَ قِيمَتُهُمَا.

قُلْتُ: كَمْ قِيمَتُهُمَا؟

قَالَ: دِرْهَمْ وَ هُوَ خَيْرٌ مِنْهُمَا.

22- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ عَنْ دَاوُدَ بْن فَرْقَدٍ قَالَ:

كُنَّا عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) بِمَكَّةَ وَ دَاوُدُ بْنُ عَلِي بِهَا، فَقَالَ لِي أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام): قَالَ لِي دَاوُدُ بْنُ عَلِيّ: مَا تَقُولُ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ! فِي قَمَارِيَّ اصْطَدْنَاهَا وَ قَصَّيْنَاهَا؟

فَقُلْتُ: تُنتَفُ وَ تُعْلَفُ، فَإِذَا اسْتَوَتْ خُلِّيَ سَبِيلُهَا.

از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم در مکه بودم که دو جوجه کبوتری را که پر در آورده بودند سر بریدم. فرمود: چرا آنها را ذبح کردی؟

عرض کردم: کنیزکی از اهل مکه آنها را نزد من آورد و خواهش کرد که آنها را ذبح کنم، من به گمان این که در کوفه هستم، چنین کردم و فراموش کردم که در حرم هستم.

امام (علیه السلام) فرمود: قیمت آنها بر عهده توست.

عرض کردم: قیمت آنها چقدر است؟

فرمود: یک درهم و همان، بهتر از آن پرنده ها است.

22- داوود بن فرقد گوید: در مکه در خدمت امام صادق (علیه السلام) بودیم و داوود بن علی (که از بنی عباس است) نیز در مکه بود، امام صادق (علیه السلام) به من فرمود: داوود بن علی به من گفت: ای ابا عبدالله! نظر شما در مورد چند پرنده قمری که آنها را شکار کرده و پرهایشان را بریده ایم، چیست؟ گفتم: پرهای بریده آنها را کنده (و تنظیم) می شود، آب و دانه داده می شوند و چون بال هایشان رشد کرد، رها می شوند.

23- أَحْمَدُ عَنِ الْحَسَنِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ النَّعْمَانِ عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) عَنْ بَيْضَةِ نَعَامَةٍ أَكَلْتُ فِي الْحَرَمِ.

قَالَ: تَصَدَّقُ بِثَمَنِهَا.

24- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْن مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ مُثَنَّى قَالَ: خَرَجْنَا إِلَى مَكَّةَ فَاصْطَادَتِ النِّسَاءُ قُمْرِيَّةٌ مِنْ قَمَارِيٌّ أَمَجَ حَيْثُ بَلَغْنَا الْبَرِيدَ فَتَتَفَتِ النِّسَاءُ جَنَاحَيْهِ ثُمَّ دَخَلُوا بِهَا مَكَّةَ، فَدَخَلَ أَبُو بَصِيرٍ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) فَأَخْبَرَهُ.

فَقَالَ: تَنْظُرُونَ امْرَأَةً لا بَأْسَ بِهَا، فَتُعْطُونَهَا الطَّيْرَ تَعْلِفُهُ وَ تُمْسِكُهُ حَتَّى إِذَا اسْتَوَى جَنَاحَاهُ خَلَّتْهُ.

25- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ عِمْرَانَ الْحَلَبِيُّ قَالَ:

23- سعد بن عبدالله گوید: از امام صادق (علیه السلام) دربارۀ تخم شتر مرغی که در حرم خورده بودم، سؤال کردم.

فرمود: قیمت آن را صدقه بده.

24- مثنی گوید: به طرف مکه در حرکت بودیم، گروهی از زنان همراه ما پرندۀ قمری از قمریهای آمج (1)را در چهار فرسخی حرم شکار کردند و بال های آن را کندند و به مكه آوردند.

ابوبصير خدمت امام صادق (علیه السلام) شرفیاب شد و جریان را به عرض آن حضرت رسانید.

حضرتش فرمود: پرنده را به زن مؤمن دینداری که انحراف ندارد بسپارید تا به آن آب و دانه بدهد و نگه دارد تا وقتی که دو بالش بهبود یابد، آن را رها کند.

25- عمران حلبی گوید:


1) مکانی است بين مکه و مدینه.

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام): مَا يُكْرَهُ مِنَ الطَّيْرِ؟

فَقَالَ: مَا صَفَّ عَلَى رَأْسِكَ.

26- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْبَرْقِيِّ عَنْ دَاوُدَ بْنِ أَبِي يَزِيدَ الْعَطَّارِ عَنْ أَبِي سَعِيدٍ الْمُكَارِي قَالَ:

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام): رَجُلٌ قَتَلَ أَسَداً فِي الْحَرَمِ.

قَالَ: عَلَيْهِ كَبْشُ يَذْبَحُهُ.

27- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنِ ابْنِ رِئَابٍ عَنْ بُكَيْرِ بْنِ أَعْيَنَ عَنْ أَحَدِهِمَا (علیهما السلام):

فِي رَجُلٍ أَصَابَ ظَبْياً فِي الْحِلِّ فَاشْتَرَاهُ فَأَدْخَلَهُ الْحَرَمَ فَمَاتَ الظَّبْي فِي الْحَرَمِ.

فَقَالَ: إِنْ كَانَ حِينَ أَدْخَلَهُ الْحَرَمَ خَلَّى سَبِيلَهُ فَمَاتَ فَلَا شَيْءَ عَلَيْهِ، وَ إِنْ كَانَ أَمْسَكَهُ حَتَّى مَاتَ عِنْدَهُ فِي الْحَرَمِ فَعَلَيْهِ الْفِدَاءُ.

به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: شکار کدام یک از پرندگان در حرم ممنوع است؟

فرمود: پرنده ای که به هنگام پرواز بال های خود را بی حرکت بر سر تو بگستراند.

26- ابو سعید مکاری گوید: خدمت امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: شخصی در حرم شیری را از پای درآورد، چه وظیفه ای دارد؟

فرمود: بر او لازم است که قوچی را (به عنوان قربانی) ذبح کند.

27- بكير بن اعین گوید: امام (باقر (علیه السلام) یا امام صادق (علیه السلام)) در مورد شخصی که در بیرون حرم آهویی خرید و به حرم آورد و آهو در حرم مرد، فرمود: اگر وقتی که آن را به حرم می آورد، رها کرد و پس از آن مرد، چیزی بر عهدۀ او نیست، ولی اگر نگه داشت تا در حرم در نزد او مرد، کفارۀ آن بر او لازم است.

28- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ أَبِي نَصْرِ قَالَ: أَخْبَرَنِي حَمْزَةُ بْنُ الْيَسَعَ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) عَنِ الْفَهْدِ يُشْتَرَى بِمِنِّى وَ يُخْرَجُ بِهِ مِنَ الْحَرَمِ.

فَقَالَ: كُلُّ مَا أُدْخِلَ الْحَرَمَ مِنَ السَّبْع مَأْسُوراً فَعَلَيْكَ إِخْرَاجُهُ.

29- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيٌّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ جَعْفَرٍ (علیه السلام) عَنْ أَبِيهِ (علیه السلام) عَنْ عَلِي (علیه السلام): أَنَّهُ سُئِلَ عَنْ شَجَرَةٍ أَصْلُهَا فِي الْحَرَمِ وَ أَغْصَانُهَا فِي الْحِلِّ عَلَى غُصْنٍ مِنْهَا طَائِرٌ رَمَاهُ رَجُلٌ فَصَرَعَهُ.

قَالَ: عَلَيْهِ جَزَاؤُهُ إِذَا كَانَ أَصْلُهَا فِي الْحَرَمِ.

30- عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ مَالِكِ بْنِ عَطِيَّةَ عَنْ عَبْدِ الْأَعْلَى بْنِ أَعْيَنَ قَالَ:

28- حمزة بن یسع گوید: از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم: یوزپلنگی که در منا خریداری شده است و از حرم بیرون برده می شود (چه حکمی دارد؟)

فرمود: هر درنده ای که به صورت اسیر به حرم آورده شود، بر تو لازم است که آن را از حرم خارج کنی.

29- سکونی گوید: امام صادق (علیه السلام) از پدر بزرگوارش (علیه السلام) نقل می کند که حضرتش فرمود: از حضرت علی (علیه السلام) سؤال کردند: درختی که ریشهٔ آن در حرم و شاخه های آن بیرون حرم است و بر شاخه ای از آن، پرنده ای است که شخصی با تیر آن را می زند و می افکند (چه حکمی دارد؟)

فرمود: کفارۀ آن بر او لازم است، در صورتی که ریشهٔ آن درخت در حرم باشد.

30- عبد الاعلی بن اعین گوید:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) عَنْ رَجُلٍ أَصَابَ صَيْداً فِي الْحِلِّ فَرَبَطَهُ إِلَى جَانِبِ الْحَرَمِ فَمَشَى الصَّيْدُ بِرِبَاطِهِ حَتَّى دَخَلَ الْحَرَمَ وَ الرِّبَاطُ فِي عُنُقِهِ فَأَجَرَّهُ الرَّجُلُ بِحَبْلِهِ حَتَّى أَخْرَجَهُ مِنَ الْحَرَمِ وَ الرَّجُلُ فِي الْحِلِّ.

فَقَالَ: ثَمَنُهُ وَ لَحْمُهُ حَرَامٌ مِثْلُ الْمَيْتَةِ.

بخش بیست و دوم

اشاره

بَابُ لُقَطَةِ الْحَرَمِ

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عُمَرَ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام): اللُّقَطَةُ لُقَطَتَانِ: لُقَطَةٌ الْحَرَمِ تُعَرِّفُ سَنَةٌ، فَإِنْ وَجَدْتَ صَاحِبَهَا وَ إِلَّا تَصَدَّقْتَ بهَا.

وَ لُقَطَةٌ غَيْرِهَا تُعَرِّفُ سَنَةٌ، فَإِنْ جَاءَ صَاحِبُهَا وَ إِلَّا فَهِيَ كَسَبِيلِ مَالِكَ.

از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم: شخصی که در بیرون حرم، حیوان یا پرنده ای را شکار کند و آن را با طناب به سوی حرم بیاورد، آن شکار با طنابی که در گردنش می باشد وارد حرم شود، و آن شخص در حالی که بیرون حرم است، آن را بکشد تا از حرم خارج سازد.

فرمود: بهای آن و گوشتش مانند میته، حرام است.

حکم آن چه در حرم پیدا می شود

1- ابراهیم بن عمر گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

پیدا شده در حرم بر دو گونه است:

1.

پیدا شده در حرم که بایستی مدت یک سال آن را اعلام و معرفی کنی، پس اگر صاحب آن را یافتی چه بهتر و گرنه آن را صدقه می دهی.

2.

پیدا شده در غیر حرم که بایستی آن را به مدت یک سال اعلام و معرفی کنی، اگر صاحب آن آمد، چه بهتر، وگرنه آن در حکم مال خود توست.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مَرَّارٍ عَنْ يُونُسَ عَنْ فُضَيْلِ بْنِ يَسَارٍ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) عَن الرَّجُل يَجِدُ اللُّقَطَةَ فِي الحَرَمِ.

قَالَ : لا يَمَسَّهَا، وَ أَمَّا أَنْتَ فَلَا بَأْسَ لأَنَّكَ تُعَرِّفُهَا.

3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ فُضَيْلِ بْنِ غَزْوَانَ قَالَ: كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) فَقَالَ لَهُ الطَّيَّارُ: إِنِّي وَجَدْتُ دِينَاراً فِي الطَّوَافِ قَدِ انْسَحَقَ كِتَابَتُهُ.

فَقَالَ: هُوَ لَهُ.

4- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ رَجَاءِ الْأَرْجَانِيِّ قَالَ:

2- فضيل بن يسار گوید: از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم: شخصی چیز گم شده ای را در حرم می یابد، چه وظیفه ای دارد؟

فرمود: به آن دست نمی زند، ولی برای تو ایرادی ندارد که به آن دست بزنی، زیرا که تو اعلام و معرفی می کنی.

3- فضيل بن غزوان گوید: در خدمت امام صادق (علیه السلام) بودم که طیار به حضرتش عرض کرد: من در حال طواف دیناری را یافتم که نقش آن ساییده شده بود.

فرمود: آن برای اوست. (1)

4- محمد بن رجاء ارجانی گوید:


1) یعنی از آنِ کسی است که آن را پیدا کرده است و شاید مراد این باشد که در همانجا باشد، تا صاحبش پیدا شود.

كَتَبْتُ إِلَى الطَّيِّبِ (علیه السلام): أَنِّي كُنْتُ فِي الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ فَرَأَيْتُ دِينَاراً فَأَهْوَيْتُ إِلَيْهِ لأخُذَهُ، فَإِذَا أَنَا بِآخَرَ ثُمَّ بَحَثْتُ الْحَصَى، فَإِذَا أَنَا بِثَالِثٍ فَأَخَذْتُهَا فَعَرَّفْتُهَا فَلَمْ يَعْرِفْهَا أَحَدٌ، فَمَا تَرَى فِي ذَلِكَ؟

فَكَتَبَ: فَهِمْتُ مَا ذَكَرْتَ مِنْ أَمْرِ الدَّنَانِيرِ، فَإِنْ كُنْتَ مُحْتَاجاً فَتَصَدَّقْ بِثْلُثِهَا، وَ إِنْ كُنْتَ غَنِيّاً فَتَصَدَّقَ بِالْكُلِّ.

بخش بیست و سوم

اشاره

بَابُ فَضْلِ النَّظَرِ إِلَى الْكَعْبَةِ

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أَذَيْنَةَ عَنْ زَرَارَةَ قَالَ:

كُنْتُ قَاعِداً إِلَى جَنْبِ أَبِي جَعْفَرٍ (علیه السلام) وَ هُوَ مُحْتَبٍ مُسْتَقْبِلُ الْكَعْبَةِ فَقَالَ: أَمَا إِنَّ النَّظَرَ إِلَيْهَا عِبَادَةٌ.

طی نامه ای به امام هادی (علیه السلام) نوشتم: من در حرم بودم، دیناری را بر روی زمین دیدم، چون خواستم آن را بردارم، چشمم به دینار دیگر افتاد، بعد شن ها را پس زدم دینار سومی را یافتم، هر سه دینار را برداشتم و اعلام کردم و صاحبش را جست جو نمودم، ولی پیدا نشد و کسی صاحب آنها را نمی شناخت، حکم آن چیست؟ مرقوم بفرمایید.

حضرتش در پاسخ نامه نوشت: آن چه در مورد دینارها نوشته بودی آگاه شدم، اکنون اگر تو خود نیاز داری یک سوم آن را صدقه بده و مانده را برای خود بردار و اگر نیاز نداری همه را صدقه بده.

فضیلت نگاه کردن به کعبه

1- زراره گوید: در کنار امام باقر (علیه السلام) نشسته بودم که آن حضرت در مقابل کعبه روی پای مبارکش نشسته و زانوهایش را در بغل گرفته بود، فرمود: هان! نگاه به کعبه عبادت است.

فَجَاءَهُ رَجُلٌ مِنْ بَحِيلَةَ يُقَالُ لَهُ: عَاصِمُ بْنُ عُمَرَ فَقَالَ لِأَبِي جَعْفَرٍ (علیه السلام): إِنَّ كَعْبَ الْأَحْبَارِ كَانَ يَقُولُ: إِنَّ الْكَعْبَةَ تَسْجُدُ لِبَيْتِ الْمَقْدِسِ فِي كُلِّ غَدَاةٍ.

فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ (علیه السلام): فَمَا تَقُولُ فِيمَا قَالَ كَعْبُ؟

فَقَالَ: صَدَقَ، الْقَوْلُ مَا قَالَ كَعْبٌ.

فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ (علیه السلام): كَذَبْتَ وَ كَذَبَ كَعْبُ الْأَحْبَارِ مَعَكَ، وَ غَضِبَ.

قَالَ زُرَارَةُ: مَا رَأَيْتُهُ اسْتَقْبَلَ أَحَداً بِقَوْلِ كَذَبْتَ غَيْرَهُ.

ثُمَّ قَالَ: مَا خَلَقَ اللَّهُ (علیه السلام) بُفْعَةٌ فِي الْأَرْضِ أَحَبَّ إِلَيْهِ مِنْهَا - ثُمَّ أَوْ مَا بِيَدِهِ نَحْوَ الْكَعْبَةِ - وَ لا أَكْرَمَ عَلَى اللَّهِ (عزوجل) مِنْهَا لَهَا، حَرَّمَ اللَّهُ الْأَشْهُرَ الْحُرُمَ فِي كِتَابِهِ يَوْمَ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ ثَلَاثَةٌ مُتَوَالِيَةٌ لِلْحَجِّ شَوَّالٌ وَ ذُو الْقَعْدَةِ وَ ذُو الْحِجَّةِ وَ شَهْرٌ مُفْرَدٌ لِلْعُمْرَةِ وَ هُوَ رَجَبٌ.

ناگاه مرد بجلی - به نام عاصم بن عمر - نزد حضرتش آمد و گفت: کعب الاحبار (1)می گفت: کعبه در هر صبح گاه برای بیت المقدس سجده می کند.

امام باقر (علیه السلام) فرمود: نظر تو دربارۀ سخن کعب چیست؟

گفت: راست گفته، سخن همان است که کعب گفته است.

آن حضرت فرمود: تو دروغ گفتی و کعب الاحبار نیز با تو دروغ گفته است.

آن گاه حضرتش خشمگین شد، زراره گوید: هیچ گاه ندیده بودم آن حضرت در مقابل کسی جز این شخص بگوید: دروغ گفتی.

سپس حضرتش فرمود:

خداوند (عزوجل) هیچ بقعه ای را در روی زمین نیافریده که در پیشگاه او محبوبتر از آن باشد - سپس با دست مبارکش به طرف کعبه اشاره فرمود - و نه گرامی تر از آن نزد خداوند (عزوجل)، و به خاطر آن مکان است که خداوند در کتاب خود قرآن روزی که آسمان ها و زمین را آفرید، سه ماه پی در پی را برای حج حرام گردانید که عبارتند از: شوّال، ذی القعده و ذى الحجه، و ماهی جداگانه برای عمره قرار داد که ماه رجب است.


1) مردی از علمای یهود بود که اظهار اسلام کرده و در نزد مخالفان محترم است.

2- وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:

إِنَّ لِلَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى حَوْلَ الْكَعْبَةِ عِشْرِينَ وَ مِائَةَ رَحْمَةٍ مِنْهَا سِتُّونَ لِلطَّائِفِينَ وَ أَرْبَعُونَ لِلْمُصَلِّينَ وَ عِشْرُونَ لِلنَّاظِرِينَ.

3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْخَزَّازِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:

إِنَّ لِلْكَعْبَةِ لَلَحْظَةٌ فِي كُلِّ يَوْمٍ يُغْفَرُ لِمَنْ طَافَ بِهَا أَوْ حَنَّ قَلْبُهُ إِلَيْهَا أَوْ حَبَسَهُ عَنْهَا عُذْرٌ.

4- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِقٍ عَنِ ابْنِ رِبَاطٍ عَنْ سَيْفِ التَّمَّارِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:

مَنْ نَظَرَ إِلَى الْكَعْبَةِ لَمْ يَزَلْ تُكْتَبُ لَهُ حَسَنَةٌ، وَ تُمْحَى عَنْهُ سَيِّئَةٌ حَتَّى يَنْصَرِفَ بِبَصَرِهِ عَنْهَا.

2- معاوية بن عمار گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

همانا برای خدای تبارک و تعالی پیرامون کعبه یک صد و بیست رحمت است، که شصت رحمت آن برای طواف کنندگان، چهل رحمت برای نمازگزاران و بیست رحمت برای نگاه کنندگان به آن است.

3- ابو عبدالله خزاز گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

همانا برای کعبه در هر روز نظر و التفاتی است که خداوند کسی را که بر گرد آن طواف نماید، یا از روی شوق دلش به خاطر آن بتپد، یا به واسطهٔ عذری نتواند کنار آن حاضر شود، می آمرزد.

4- سیف تمار گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

هر کس به کعبه بنگرد، پیوسته برای او پاداشی نوشته می شود و گناهی از او محو می گردد، تا آن زمان که چشم خود را از کعبه بردارد.

5- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ: النَّظَرُ إِلَى الْكَعْبَةِ عِبَادَةٌ، وَ النَّظَرُ إِلَى الْوَالِدَيْنِ عِبَادَةٌ، وَ النَّظَرُ إِلَى الْإِمَامِ عِبَادَةٌ.

وَ قَالَ: مَنْ نَظَرَ إِلَى الْكَعْبَةِ كُتِبَتْ لَهُ حَسَنَةٌ، وَ مُحِيَتْ عَنْهُ عَشْرُ سَيِّئَاتٍ.

6- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ عَبْدِ الْعَزِيزِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:

مَنْ نَظَرَ إِلَى الْكَعْبَةِ بِمَعْرِفَةٍ فَعَرَفَ مِنْ حَقْنَا وَ حُرْمَتِنَا مِثْلَ الَّذِي عَرَفَ مِنْ حَقًّهَا وَ حُرْمَتِهَا غَفَرَ اللَّهُ لَهُ ذُنُوبَهُ وَكَفَاهُ هَمَّ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ.

5- حریز گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

نگاه به کعبه عبادت است، نگاه به پدر و مادر عبادت است و نگاه به امام عبادت است.

هم چنین حضرتش فرمود:

کسی که به کعبه نگاه نظر کند برای وی پاداش نوشته شود و ده گناه از او محو گردد.

6- علی بن عبدالعزیز گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

کسی که با معرفت به کعبه بنگرد و آن گاه حق ما و حرمت ما را برابر با حق کعبه و حرمت آن بشناسد، خداوند گناهان او را می آمرزد و مهمات دنیا و جهان آخرت او را کفایت می فرماید.

بخش بیست و چهارم

اشاره

بَابٌ فِيمَنْ رَأَى غَرِيمَهُ فِي الْحَرَمِ

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ شَاذَانَ بْنِ الْخَلِيلِ أَبِي الْفَضْلِ عَنْ سَمَاعَةَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:

سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ لِي عَلَيْهِ مَالٌ فَغَابَ عَنِّي زَمَاناً فَرَأَيْتُهُ يَطُوفُ حَوْلَ الْكَعْبَةِ أَفَأَتَقَاضَاهُ مَالِي؟

قَالَ: لا، لا تُسَلِّمْ عَلَيْهِ وَ لَا تُرَوِّعْهُ حَتَّى يَخْرُجَ مِنَ الْحَرَمِ.

حکم کسی که بدهکار خود را در حرم ببیند

1- سماعة بن مهران گوید: از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم:

شخصی است که از او مالی طلبکارم، مدتی از من پنهان میشود تا این که می بینم بر گرد کعبه طواف می کند، آیا می توانم مال خود را از او بستانم؟

فرمود: نه، بر او سلام نیز مکن و او را مضطرب منما تا این که از حرم خارج شود.

بخش بیست و پنجم

اشاره

بَابُ مَا يُهْدَى إِلَى الْكَعْبَةِ

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ قَالَ: أَخْبَرَنِي يَاسِينُ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ (علیه السلام) يَقُولُ:

إِنَّ قَوْماً أَقْبَلُوا مِنْ مِصْرٍ فَمَاتَ مِنْهُمْ رَجُلٌ، فَأَوْصَى بِأَلْفِ دِرْهَم لِلْكَعْبَةِ، فَلَمَّا قَدِمَ الْوَصِيُّ مَكَّةَ سَأَلَ فَدَلُّوهُ عَلَى بَنِي شَيْبَةَ.

فَأَتَاهُمْ فَأَخْبَرَهُمُ الْخَبَرَ فَقَالُوا: قَدْ بَرِئَتْ ذِمَّتُكَ، ادْفَعْهَا إِلَيْنَا.

فَقَامَ الرَّجُلُ. فَسَأَلَ النَّاسَ، فَدَلُّوهُ عَلَى أَبِي جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيَّ (علیهما السلام).

قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ (علیه السلام): فَأَتَانِي فَسَأَلَنِي، فَقُلْتُ لَهُ: إِنَّ الْكَعْبَةَ غَنِيَّةٌ عَنْ هَذَا، انْظُرْ إِلَى مَنْ أَمَّ هَذَا الْبَيْتَ فَقُطِعَ بِهِ أَوْ ذَهَبَتْ نَفَقَتُهُ أَوْ ضَلَّتْ رَاحِلَتُهُ أَوْ عَجَزَ أَنْ يَرْجِعَ إِلَى أَهْلِهِ فَادْفَعْهَا إِلَى هَؤُلاءِ الَّذِينَ سَمَّيْتُ لَكَ.

چیزی که به کعبه هدیه می شود

1- حریز گوید: یاسین به من گفت: از امام باقر (علیه السلام) شنیدم که می فرمود:

گروهی از مصر روانه مکه شدند، مردی از آنها مرد و پیش از مرگ هزار درهم برای کعبه وصیت کرد، وقتی که وصی به مکه آمد از کلیددار کعبه پرسید. او را به بنی شیبه راهنمایی کردند، به نزد آنان آمد و جریان را گفت.

گفتند: ذمۀ تو از آن بری شده آن را به ما بده.

آن مرد برخاست و از مردم وظیفۀ خود را می پرسید، او را به نزد امام باقر (علیه السلام) راهنمایی کردند.

امام باقر (علیه السلام) فرمود: او نزد من آمد و از من سؤال کرد، به او گفتم: کعبه از آن مال بی نیاز است، زائرانی را که از راه دور به زیارت این خانه آمده اند بررسی کن ببین چه کسی در راه مانده، یا مخارج سفرش تمام شده و یا مرکب سواری او گم شده و یا این که ناتوان شد که به سوی خانواده و وطنش بازگردد؟ آن گاه آن مال به چنین اشخاصی که برای تو نام بردم بپرداز.

فَأَتَى الرَّجُلُ بَنِي شَيْبَةَ فَأَخْبَرَهُمْ بِقَوْلِ أَبِي جَعْفَرٍ (علیه السلام).

فَقَالُوا: هَذَا ضَالٌ مُبْتَدِعٌ لَيْسَ يُؤْخَذُ عَنْهُ وَ لا عِلْمَ لَهُ، وَ نَحْنُ نَسْأَلُكَ بِحَقِّ هَذَا وَ بِحَقِّ كَذَا وَ كَذَا لَمَّا أَبْلَغْتَهُ عَنَّا هَذَا الْكَلَامَ.

قَالَ: فَأَتَيْتُ أَبَا جَعْفَرِ (علیه السلام) فَقُلْتُ لَهُ: لَقِيتُ بَنِي شَيْبَةَ فَأَخْبَرْتُهُمْ فَزَعَمُوا أَنَّكَ كَذَا وَ كَذَا، وَ أَنَّكَ لا عِلْمَ لَكَ، ثُمَّ سَأَلُونِي بِالْعَظِيمِ إِلَّا بَلَّغْتُكَ مَا قَالُوا.

قَالَ: وَ أَنَا أَسْأَلُكَ بمَا سَأَلُوكَ لَمَّا أَتَيْتَهُمْ فَقُلْتَ لَهُمْ: إِنَّ مِنْ عِلْمِي أَنْ لَوْ وَلِّيتُ شَيْئاً مِنْ أَمْرِ الْمُسْلِمِينَ لَقَطَعْتُ أَيْدِيَهُمْ، ثُمَّ عَلَّقْتُهَا فِي أَسْتَارِ الْكَعْبَةِ ثُمَّ أَقَمْتُهُمْ عَلَى الْمِصْطَيَّةِ، ثُمَّ أَمَرْتُ مُنَادِياً يُنَادِي: أَلا إِنَّ هَؤُلاءِ سُرَّاقُ اللَّهِ فَاعْرِفُوهُمْ.

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ بُنَانِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُوسَى بْنِ الْقَاسِمِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ جَعْفَرٍ مَنْ أَخِيهِ أَبِي الْحَسَنِ (علیه السلام) قَالَ:

آن مرد به نزد بنی شیبه آمد و فرمایش و دستور العمل امام باقر (علیه السلام) به اطلاع آنها رسانید. گفتند: این شخص گمراه و بدعت گزار است و کسی نیست که بتوان از او فتوا گرفت و علمی ندارد (!!) اکنون ما به حق این خانه و به حق چنین و چنان سوگند یاد می کنیم و از تو می خواهیم که سخن ما را به او برسانی.

راوی گوید: خدمت امام باقر (علیه السلام) آمدم و به آن حضرت عرض کردم: بنی شیبه را ملاقات کردم و سخن شما را به آنها رسانیدم و آنها گمان می کنند که شما چنین و چنانید و دانشی ندارید، سپس به حق بزرگ از من خواستند که آن چه را که گفته اند به شما ابلاغ کنم.

امام (علیه السلام) فرمود: من نیز به حق آن چه آنها از تو درخواست کردند، درخواست می کنم وقتی که به نزد آنان رفتی به آنها بگوی: همانا از دانش من این است که اگر به چیزی از امر مسلمان ها دست یابم، دست های آنها (بنی شیبه) را می برم و به پرده های کعبه می آویزم و آنان را در جایگاه اجرای حد نگاه می دارم و آن گاه به منادی فرمان می دهم تا ندا دهد که آنها دزدان خانه خدا هستند، آنها را بشناسید.

2- علی بن جعفر گوید:

سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ جَعَلَ جَارِيَتَهُ هَدْياً لِلْكَعْبَةِ كَيْفَ يَصْنَعُ؟

قَالَ: إِنَّ أَبِي (علیه السلام) أَتَاهُ رَجُلٌ قَدْ جَعَلَ جَارِيَتَهُ هَدْياً لِلْكَعْبَةِ. فَقَالَ لَهُ: قَوْمِ الْجَارِيَةَ أَوْ بعْهَا. ثُمَّ مُرْ مُنَادِياً يَقُومُ عَلَى الْحِجْرِ فَيُنَادِي:

أَلَا مَنْ قَصُرَتْ بِهِ نَفَقَتُهُ أَوْ قُطِعَ بِهِ طَرِيقُهُ أَوْ نَفِدَ بِهِ طَعَامُهُ فَلْيَأْتِ فُلَانَ بْنَ فُلَانٍ وَ مُرْهُ أَن يُعْطِيَ أَوَّلاً فَأَوْلاً حَتَّى يَنْفَدَ ثَمَنُ الْجَارِيَةِ.

٣- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ صَالِحِ بْنِ السِّنْدِي عَنْ جَعْفَرِ بْنِ بَشِيرٍ عَنْ أَبَانِ عَنْ أَبِي الْحُرِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ: جَاءَ رَجُلٌ إِلَى أَبِي جَعْفَرٍ (علیه السلام) فَقَالَ: إِنِّي أَهْدَيْتُ جَارِيَةً إِلَى الْكَعْبَةِ فَأُعْطِيتُ بِهَا خَمْسَمِائَةِ دِينَارٍ فَمَا تَرَى؟

قَالَ: بِعْهَا ثُمَّ خُذْ ثَمَنَهَا ثُمَّ قُمْ عَلَى حَائِطِ الْحِجْرِ ثُمَّ نَادِ وَ أَعْطِ كُلُّ مُنْقَطَعِ بِهِ وَ كُلَّ مُحْتَاجِ مِنَ الْحَاجِّ.

از برادرم امام کاظم (علیه اسلام) پرسیدم: کسی که کنیزش را به کعبه هدیه کرده، تکلیف او چیست؟ و چه باید انجام دهد؟

فرمود: شخصی که کنیزش را هدیۀ کعبه کرده بود نزد پدرم (علیه السلام) آمد و در این باره سؤال کرد. پدرم به او فرمود: آن کنیز را قیمت کن یا بفروش و بهایش را نگهدار، آن گاه به کسی دستور بده تا بر فراز حجر ندا در دهد: هر کس هزینۀ سفرش از مخارجش کم آمده است یا در راه مورد سرقت قرار گرفته شده، یا غذایش تمام شده نزد فلان فرزند فلان فرد برود. به آن منادی بگو که به ترتیب اوّل به اوّل و به حسب نوبت و به نسبت نیاز از آن وجوه به آنان بپردازد بدهد تا بهای کنیز پایان یابد.

۳ـ ابی حرّ گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: شخصی نزد امام باقر (علیه السلام) آمد و عرض کرد: من کنیزی را به کعبه هدیه کرده ام و پانصد دینار بابت بهای آن پرداخت نموده ام نظر شما چیست؟

فرمود: آن را بفروش و بهای آن را برگیر و کنار دیوار حجر بایست، سپس نداده و به هر که در راه سفر مورد سرقت قرار گرفته و به هر شخص نیازمند از حاجیان از آن وجه بپرداز.

4- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَسَنِ الْمِيثَمِيِّ عَنْ أَخَوَيْهِ مُحَمَّدٍ وَ أَحْمَدَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ يَعْقُوبَ الْهَاشِمِيٌّ عَنْ مَرْوَانَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ سَعِيدِ بْنِ عَمْرٍو الْجُعْفِيَّ عَنْ رَجُلٍ مِنْ أَهْلِ مِصْرَ قَالَ:

أَوْصَى إِلَيَّ اخی بِجَارِيَةٍ كَانَتْ لَهُ مُغَنِّيَةٍ فَارِهَةٍ، وَ جَعَلَهَا هَدْياً لِبَيْتِ اللَّهِ الْحَرَامِ. فَقَدمْتُ مَكَّةَ فَسَأَلْتُ.

فَقِيلَ: ادْفَعْهَا إِلَى بَنِي شَيْبَةَ.

وَ قِيلَ لِي غَيْرُ ذَلِكَ مِنَ الْقَوْلِ. فَاخْتُلِفَ عَلَى فِيهِ.

فَقَالَ لِي رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ الْمَسْجِدِ: أَلا أُرْشِدُكَ إِلَى مَنْ يُرْشِدُكَ فِي هَذَا إِلَى الْحَقِّ؟

قُلْتُ: بَلَى.

قَالَ: فَأَشَارَ إِلَى شَيْخ جَالِس فِي الْمَسْجِدِ، فَقَالَ: هَذَا جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ (علیهما السلام) فَسَلْهُ.

قَالَ: فَأَتَيْتُهُ (علیه السلام) فَسَأَلْتُهُ وَ قَصَصْتُ عَلَيْهِ الْقِصَّةَ.

۴ـ سعيد بن عمرو جعفی گوید شخصی از مردم مصر می گفت: برادرم کنیز خواننده زبردست و نشاط آوری داشت. (و به من وصیت کرد که) آن را برای کعبه هدیه قرار داد، به مکه آمدم و از مردم پرسیدم که چه وظیفه ای دارم؟

به من گفتند: آن را به بنی شیبه بده.

دیگری چیزی گفت، تا این که کار بر من مشکل شد. پس مردی از اهل مسجد به من گفت: آیا تو را به کسی راهنمایی نمایم که در این مسأله تو را به حق برساند؟

گفتم: آری.

راوی گوید: او مرا به نزد بزرگ مردی که در مسجد نشسته بود، راهنمایی کرد و گفت: این جعفر بن محمد (علیهما السلام) است از او سؤال کن.

من نزد آن حضرت آمدم و از او پرسیدم و داستان را برایش باز گفتم.

فَقَالَ: إِنَّ الْكَعْبَةَ لَا تَأْكُلُ وَ لا تَشْرَبُ وَ مَا أُهْدِيَ لَهَا فَهُوَ لِزُوَّارِهَا، بِعِ الْجَارِيَةَ وَ قُمْ عَلَى الْحِجْرِ فَنَادِ: هَلْ مِنْ مُنْقَطَعِ بِهِ؟ وَ هَلْ مِنْ مُحْتَاجِ مِنْ زُوَّارِهَا؟ فَإِذَا أَتَوْكَ فَسَلْ عَنْهُمْ وَ أَعْطِهِمْ وَ اقْسِمْ فِيهِمْ ثُمَنَهَا.

قَالَ: فَقُلْتُ لَهُ: إِنَّ بَعْضَ مَنْ سَأَلْتُهُ أَمَرَنِي بِدَفْعِهَا إِلَى بَنِي شَيْبَةَ.

فَقَالَ: أَمَا إِنَّ قَائِمَنَا لَوْ قَدْ قَامَ لَقَدْ أَخَذَهُمْ وَ قَطَعَ أَيْدِيَهُمْ وَ طَافَ بِهِمْ وَ قَالَ: هَؤُلاءِ سُرَّاقُ اللَّهِ.

5- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْبَرْقِيِّ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا قَالَ: دَفَعَتْ إِلَى امْرَأَةٌ غَزْلاً فَقَالَتِ: ادْفَعْهُ بِمَكَّةَ لِبُخَاطَ بِهِ كِسْوَةُ الْكَعْبَةِ فَكَرِهْتُ أَنْ أَدْفَعَهُ إِلَى الْحَجَبَةِ وَ أَنَا أَعْرِفُهُمْ، فَلَمَّا صِرْتُ بِالْمَدِينَةِ دَخَلْتُ عَلَى أَبِي جَعْفَرٍ (علیه السلام) فَقُلْتُ لَهُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! إِنَّ امْرَأَةً أَعْطَتْنِي غَزْلاً وَ أَمَرَتْنِي أَنْ أَدْفَعَهُ بِمَكَّةَ لِيُخَاطَ بِهِ كِسْوَةُ الْكَعْبَةِ فَكَرِهْتُ أَنْ أَدْفَعَهُ إِلَى الْحَجَبَةِ.

فرمود: کعبه نمی خورد، نمی آشامد و آن چه که برایش هدیه شود برای زیارت کنندگان آن است. کنیز را بفروش و کنار حجر بایست و ندا ده: آیا کسی هست که در راه مانده باشد؟ آیا از زائرین کعبه نیازمندی هست؟

چون به نزد تو آمدند از حال آنها تفحّص و جست و جو کن که آیا نیازمند هستند یا نه. آن گاه به آنان بده و بهای کنیز را در میان آنان قسمت کن.

راوی گوید: به آن حضرت عرض کردم: عده ای به من گفتند که کنیز را به بنی شیبه بدهم؟ فرمود: آگاه باش! وقتی که قائم ما (عجل الله تعالی فرجه) قیام کند بنی شیبه را دستگیر نماید و دست های آنها را ببرد و در شهر بگرداند و بگوید: اینان دزدان خانۀ خدا هستند.

۵- راوی گوید: زنی کلاف و نخی به من داد و گفت: این کلاف را بده تا با آن پرده کعبه دوخته شود.

من دوست نداشتم که آن را به دربانان و کلیدداران کعبه بدهم، چون آنها را می شناختم که مخالف دین حق و خیانت کارند. وقتی به مدینه رسیدم خدمت امام باقر (علیه السلام) شرف یاب شدم و به آن حضرت عرض کردم: قربانت گردم! زنی کلاف و نخی به من داده و از من خواسته است آن را به مکه ببرم تا با آن پرده کعبه دوخته شود و من دوست ندارم آن را به دربانان و کلیدداران کعبه بدهم چه وظیفه ای دارم؟

فَقَالَ: اشْتَرِ بِهِ عَسَلاً وَ زَعْفَرَانًا وَ خُذْ طِينَ قَبْرِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) وَ اعْجِنْهُ بِمَاءِ السَّمَاءِ، وَ اجْعَلْ فِيهِ شَيْئاً مِنَ الْعَسَلِ وَ الزَّعْفَرَانِ وَ فَرَّقْهُ عَلَى الشَّيعَةِ لِيُدَاوُوا بِهِ مَرْضَاهُمْ.

بخش بیست و ششم

اشاره

بَابُ فِي قَوْلِهِ (عزوجل): «سَوَاءٌ الْعَاكِفُ فِيهِ وَ الْبَادِ»

۱- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي الْعَلَاءِ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام):

إِنَّ مُعَاوِيَةَ أَوَّلُ مَنْ عَلَّقَ عَلَى بَابِهِ مِصْرَاعَيْنِ بِمَكَّةَ فَمَنَعَ حَاجَّ بَيْتِ اللَّهِ مَا قَالَ الله (عزوجل): «سَوَاءٌ الْعَاكِفُ فِيهِ وَ الْبَادِ». وَ كَانَ النَّاسُ إِذَا قَدِمُوا مَكَّةَ نَزَلَ الْبَادِي عَلَى الْحَاضِرِ حَتَّى يَقْضِيَ حَجَّهُ.

فرمود: با بهای آن عسل و زعفران بخر و مقداری از تربت امام حسین (علیه السلام) را تهیه کن و آن را با آب باران خمیرکن و در آن مقداری از عسل و زعفران بریز و آن را در میان شیعیان تقسیم کن تا بیماران خود را با آن مداوا کنند.

گفتار خداوند (عزوجل) که می فرماید:« مقیمان در مکه و واردان از خارج یکسانند».

1- حسین بن ابو علاء گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

معاویه، نخستین کسی بود که در مکه بر درگاه خود دو لنگه در قرار داد و حاجیان را از آن چه که خداوند (عزوجل) فرموده است: «مقیمان و واردان یکسانند» منع نمود، در حالی که پیش از آن رسم چنان بود که هر گاه کسی به مکه می آمد میهمان مردم می شد، و در خانه های آنها مسکن می گرفت تا آن که حج خود را به جا می آورد.

وَ كَانَ مُعَاوِيَةُ صَاحِبَ السِّلْسِلَةِ الَّتِي قَالَ اللَّهُ تَعَالَى: «فِي سِلْسِلَةٍ ذَرْعُهَا سَبْعُونَ ذِراعاً فَاسْلُكُوهُ» إِنَّهُ كَانَ لا يُؤْمِنُ بِاللَّهِ الْعَظِيمِ، وَ كَانَ فِرْعَوْنَ هَذِهِ الْأُمَّةِ.

٢- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْن مُحَمَّدٍ عَن الْوَشَّاءِ عَنْ أَبَانِ بْن عُثْمَانَ عَنْ يَحْيَى بْنِ أَبِي الْعَلَاءِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ (علیه السلام) قَالَ: لَمْ يَكُنْ لِدُورِ مَكَّةَ أَبْوَابٌ، وَ كَانَ أَهْلُ الْبُلْدَانِ يَأْتُونَ بِقِطْرَانِهِمْ فَيَدْخُلُونَ فَيَضْرِبُونَ بِهَا، وَ كَانَ أَوَّلَ مَنْ بَوْبَهَا مُعَاوِيَةٌ.

بخش بیست و هفتم

اشاره

بَابُ حَجَّ النَّبِيِّ (صلى الله عليه و آله)

١- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ غِيَاتِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ:

معاويه صاحب آن زنجیری است که خدای تعالی فرموده است: «در زنجیری که اندازۀ آن هفتاد ذراع است، او را درکشید»، زیرا که او به خدای بزرگ ایمان نمی آورد، و معاویه فرعون این امت بود.

۲- يحيى بن ابوالعلاء گوید: امام صادق از پدر بزرگوارش (علیهما السلام) روایت فرمود که آن حضرت فرمود:

خانه های مکه در نداشتند، وقتی مردم شهرهای دیگر با شترهای خود می آمدند وارد خانه های آنان می شدند و خیمه بر می افراشتند و نخستین کسی که برای خانه های مکه در قرار داد، معاویه بود.

حج پیامبر (صلی الله علیه و آله)

1- غیاث بن ابراهیم گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

لَمْ يَحُجَّ النَّبِيُّ (صلى الله عليه و آله) بَعْدَ قُدُومِهِ الْمَدِينَةَ إِلَّا وَاحِدَةً وَ قَدْ حَجَّ بِمَكَّةَ مَعَ قَوْمِهِ حِجَّات.

۲- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِي عَنْ عِيسَى الْفَرَّاءِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَبِي يَعْفُورٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:

حَجَّ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله) عَشْرَ حِجَاتٍ مُسْتَسِرّاً فِي كُلِّهَا يَمُرُّ بِالْمَأْزِمَيْنِ فَيَنْزِلُ وَ يَبُولُ.

۳- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِقٍ عَنْ يُونُسَ بْنِ يَعْقُوبَ عَنْ عُمَرَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:

حَجَّ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله) عِشْرِينَ حَجَّةً.

4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْن شَاذَانَ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:

پیامبر پس از هجرت به مدینه فقط یک بار اعمال حج را به جا آورد، ولی پیش از آن با قوم خود چند حجّ به جا آورده بود.

۲ ـ عبدالله بن ابی یعفور گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

رسول خدا (صلى الله عليه و آله) ده سفر حج پنهانی انجام داد، و در هر سفر که از مأزمین (1)می گذشت، در آنجا پیاده میشد و ادرار می کرد.

3- عمر بن یزید گوید امام صادق (علیه السلام) فرمود:

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بیست سفر حج انجام داد.

۴- معاوية بن عمار گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:


1) مأزمين نخستین محلی بوده که بت ها در آن عبادت می شدند.

إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله) أَقَامَ بِالْمَدِينَةِ عَشْرَ سِنِينَ لَمْ يَحُجَّ، ثُمَّ أَنْزَلَ اللَّهُ (عزوجل) عَلَيْهِ: «وَ أَذَنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجَالاً وَ عَلَى كُلِّ ضَامِرٍ يَأْتِينَ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ».

فَأَمَرَ الْمُؤذِّنِينَ أَنْ يُؤَذِّنُوا بِأَعْلَى أَصْوَاتِهِمْ بِأَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (علیه السلام) يَحُجُ فِي عَامِهِ هَذَا. فَعَلِمَ بِهِ مَنْ حَضَرَ الْمَدِينَةَ وَ أَهْلُ الْعَوَالِي وَ الْأَعْرَابُ وَ اجْتَمَعُوا لِحَجِّ رَسُولِ اللهِ (صلی الله علیه و آله)، وَ إِنَّمَا كَانُوا تَابِعِينَ يَنْظُرُونَ مَا يُؤْمَرُونَ وَ يَتَّبِعُونَهُ أَوْ يَصْنَعُ شَيْئاً فَيَصْنَعُونَهُ.

فَخَرَجَ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله) فِي أَرْبَعِ بَقِينَ مِنْ ذِي الْقَعْدَةِ، فَلَمَّا انْتَهَى إِلَى ذِي الْحُلَيْفَةِ زَالَتِ الشَّمْسُ فَاغْتَسَلَ ثُمَّ خَرَجَ حَتَّى أَتَى الْمَسْجِدَ الَّذِي عِنْدَ الشَّجَرَةِ، فَصَلَّى فِيهِ الظُّهْرَ وَ عَزَمَ بِالْحَجِّ مُفْرِداً، وَ خَرَجَ حَتَّى انْتَهَى إِلَى الْبَيْدَاءِ عِنْدَ الْمِيلِ الْأَوَّلِ.

رسول خدا (صلى الله علیه و آله) ده سال در مدینه ماند و اعمال حج را انجام نداد، آن گاه خداوند (عزوجل) این آیه را بر او نازل فرمود: «و مردمان را به حج نداده تا به سوی تو پیاده و سوار بر هر شتر لاغری بیایند که از هر راه دوری آیند».

پیامبر (صلى الله علیه و آله) دستور داد تا ندا کنندگان با صدای بلند ندا کنند که رسول خدا (صلى الله علیه و آله) در این سال عازم حج است. مردم مدینه و روستاهای پیرامون آن و بادیه نشینان عرب همه از این ندا آگاه شدند و برای همراهی با رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در مدینه گردهم آمدند، و همگی پیرو و منتظر فرمان بودند که آن چه آن حضرت انجام دهد آنها نیز انجام دهند.

چهار روز از ماه ذی قعده مانده بود (یعنی روز بیست و ششم) پیامبر خدا (صلی الله علیه و آه) از مدینه خارج شد. وقتی به منطقه ذي الحليفه (1)رسید ظهر شد، حضرتش غسل نمود و از آن منطقه خارج شد و حرکت کرد تا آن که به مسجد شجره رسید و نماز ظهر و عصر را به جای آورد و تصمیم گرفت که حج را به صورت مفرده بی آن که عمره ای داشته باشد انجام دهد.

حضرتش حرکت کرد تا آن که به بیداء نزد میل اوّل رسید.


1) مکانی است در دو فرسخی مدینه.

فَصُفَّ لَهُ سِمَاطَانِ فَلَبَّى بِالْحَجِّ مُفْرداً وَ سَاقَ الْهَدْيَ سِتّاً وَ سِتِّينَ أَوْ أَرْبَعاً وَ سِتِّينَ حَتَّى انْتَهَى إِلَى مَكَّةَ فِي سَلْخِ أَرْبَعٍ مِنْ ذِي الْحِجَّةِ.

فَطَافَ بِالْبَيْتِ سَبْعَةَ أَشْوَاطٍ ثُمَّ صَلَّى رَكْعَتَيْنِ خَلْفَ مَقَامِ إِبْرَاهِيمَ (علیه السلام) ثُمَّ عَادَ إِلَى الْحَجَر فَاسْتَلَمَهُ. وَ قَدْ كَانَ اسْتَلَمَهُ فِي أَوَّلِ طَوَافِهِ.

ثُمَّ قَالَ: إِنَّ الصَّفَا وَ الْمَرْوَةَ مِنْ شَعَائِرِ اللهِ، فَأَبْدَأُ بِمَا بَدَأَ اللهُ تَعَالَى بِهِ.

وَ إِنَّ الْمُسْلِمِينَ كَانُوا يَظُنُّونَ أَنَّ السَّعْيَ بَيْنَ الصَّفَا وَ الْمَرْوَةِ شَيْءٌ صَنَعَهُ الْمُشْرِكُونَ، فَأَنْزَلَ اللَّهُ (عزوجل): «إِنَّ الصَّفَا وَ الْمَرْوَةَ مِنْ شَعَائِرِ اللَّهِ فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَـلا جُنَاحَ عَلَيْهِ أَنْ يَطَّوَّفَ بِهِمَا».

همراهان آن حضرت در دو طرف راه صف کشیدند تا ببینند آن حضرت چه می کند. آن حضرت با صدای بلند تلبیه گفت، شصت و شش - یا شصت و چهار - شتر با خود روان ساخت تا آن که در آخرین ساعات روز چهارم ماه ذی حجه وارد شهر مکه شد.

آن گاه هفت دور کعبه را طواف کرد، سپس در پشت مقام ابراهیم (علیه السلام) دو رکعت نماز گزارد. سپس به جانب حجر الأسود بازگشت و به آن دست کشید با آن که در آغاز طواف نیز به آن دست کشیده بود.

آن گاه فرمود: همانا صفا و مروه از نشانه های خداست. اینک من آغاز می کنم به آن چه که خداوند به آن آغاز کرده است.

مسلمانان گمان می کردند که سعی میان صفا و مروه از اختراعات مشرکان است. از این رو خداوند (عزوجل) این آیه را نازل فرمود:

«به راستی که صفا و مروه از نشانه های خداست. پس کسی که حج (تمتع) خانۀ کعبه یا عمره را انجام داد، گناهی بر او نیست که به آن دو طواف کند».

ثُمَّ أَتَى الصَّفَا فَصَعِدَ عَلَيْهِ وَ اسْتَقْبَلَ الرُّكْنَ الْيَمَانِيُّ، فَحَمِدَ اللَّهَ وَ أَثْنَى عَلَيْهِ وَ دَعَا مِقْدَارَ مَا يُقْرَأُ سُورَةُ الْبَقَرَةِ مُتَرَسُلاً، ثُمَّ الْحَدَرَ إِلَى الْمَرْوَةِ فَوَقَفَ عَلَيْهَا كَمَا وَ قَفَ عَلَى الصَّفَا ثُمَّ انْحَدَرَ وَ عَادَ إِلَى الصَّفَا فَوَقَفَ عَلَيْهَا ثُمَّ انْحَدَرَ إِلَى الْمَرْوَةِ حَتَّى فَرَغَ مِنْ سَعْيِهِ.

فَلَمَّا فَرَغَ مِنْ سَعْيِهِ وَ هُوَ عَلَى الْمَرْوَةِ أَقْبَلَ عَلَى النَّاسِ بِوَجْهِهِ، فَحَمِدَ اللَّهَ وَ أَثْنَى عَلَيْهِ، ثُمَّ قَالَ: إِنَّ هَذَا جَبْرَئِيلُ - وَ أَوْ مَأَ بِيَدِهِ إِلَى خَلْفِهِ - يَأْمُرُنِي أَنْ آمُرَ مَنْ لَمْ يَسُقُ هَدْياً أَنْ يُحِلَّ وَ لَوِ اسْتَقْبَلْتُ مِنْ أَمْرِي مَا اسْتَدْبَرْتُ لَصَنَعْتُ مِثْلَ مَا أَمَرْتُكُمْ، وَ لَكِنِّي سُفْتُ الْهَدْيَ وَ لا يَنْبَغِي لِسَائِقِ الْهَدْي أَنْ يُحِلَّ حَتَّى يَبْلُغَ الْهَدْي مَحِلَّهُ.

قَالَ: فَقَالَ لَهُ رَجُلٌ مِنَ الْقَوْمِ: لَنَخْرُجَنَّ حُجَّاجاً وَ رُءُوسُنَا وَ شُعُورُنَا تَقْطُرُ.

فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه و آله): أَمَا إِنَّكَ لَنْ تُؤْمِنَ بِهَذَا أَبَداً.

آن گاه حضرتش به طرف کوه صفا آمد و بر آن بالا رفت و رکن یمانی را در پیش رو قرار داد و خدای را حمد و ثنا گفت، و به اندازه ای که سورۀ بقره را با تأنی و آهسته می خواند، دعا کرد. سپس به سوی مروه سرازیر شد و بر آن ایستاد همچنان که بر صفا ایستاده بود، و آن گاه به صفا باز گشت و بر آن ایستاد و پس از آن به مروه بازگشت تا آن که از سعی خود فارغ شد.

هنگامی که از سعی بین صفا و مروه به پایان رسید، حضرتش بر مروه رو به مردم کرد و پس از حمد و ثنای الهی اشاره به پشت سر کرد و فرمود: این جبرئیل است که به من فرمان می دهد تا هر کس که با خود قربانی شتر، گاو یا گوسفند نرانده است من دستور دهم تا تقصیر کرده و از احرام خارج شود.

اگر من نیز قربانی نرانده بودم البته چنان می کردم که به شما فرمان می دهم، ولی من قربانی آورده ام و برای کسی که قربانی آورده است، شایسته نیست که از احرام خارج شود تا آن گاه که قربانی به جایگاه ذبح برسد.

امام (علیه السلام) در ادامه فرمود: یکی از آن گروه به آن حضرت گفت: ما روانهٔ عرفات می شویم در حالی که آب غسل از سر وروی ما می ریزد؟

رسول خدا به او فرمود: تو هرگز به این حکم ایمان نخواهی آورد. (1)


1) به اتفاق شیعه و سنّی این فرد خلیفۀ دوم بود.

فَقَالَ لَهُ سُرَاقَةُ بْنُ مَالِكِ بْن جُعْشُم الْكِنَانِيُّ: يَا رَسُولَ اللَّهِ! عُلِّمْنَا دِينَنَا كَأَنَّا خُلِقْنَا الْيَوْمَ، فَهَذَا الَّذِي أَمَرْتَنَا بِهِ لِعَامِنَا هَذَا أَمْ لِمَا يَسْتَقْبلُ؟

فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه و آله): بَلْ هُوَ لِلْأَبَدِ إِلَى يَوْم الْقِيَامَةِ.

ثُمَّ شَبَّكَ أَصَابِعَهُ وَ قَالَ: دَخَلَتِ الْعُمْرَةُ فِي الْحَجِّ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ.

قَالَ: وَ قَدِمَ عَلِيٌّ (علیه السلام) مِنَ الْيَمَنِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله) وَ هُوَ بِمَكَّةَ فَدَخَلَ عَلَى فَاطِمَةَ (علیها السلام) وَ هِيَ قَدْ أَحَلَّتْ، فَوَجَدَ ريحاً طَيِّبَةً وَ وَجَدَ عَلَيْهَا ثِيَابَاً مَصْبُوغَةً فَقَالَ: مَا هَذَا يَا فَاطِمَةُ؟

فَقَالَتْ: أَمَرَنَا بِهَذَا رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه و آله).

فَخَرَجَ عَلِيٌّ (علیه السلام) إِلَى رَسُولِ اللهِ (صلى الله عليه و آله) مُسْتَفْتِياً، فَقَالَ: يَا رَسُولَ اللهِ! إِنِّي رَأَيْتُ فَاطِمَةَ (علیها السلام) قَدْ أَحَلَّتْ وَ عَلَيْهَا ثِيَابٌ مَصْبُوغَةٌ.

فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله): أَنَا أَمَرْتُ النَّاسَ بِذَلِكَ، فَأَنْتَ يَا عَلِيُّ! بِمَا أَهْلَلْتَ؟

سراقة بن مالک بن جعشم کنانی به آن حضرت عرض کرد: ای رسول خدا! تو دین ما را به ما آموختی. گویی که ما امروز آفریده شده ایم. آیا این حکم که به ما فرمان انجام آن را دادی مخصوص امسال است یا در آینده نیز قابل اجرا است؟

رسول خدا (صلى الله علیه و آله) به او فرمود: بلکه برای همیشه قابل اجرا است.

آن گاه انگشتان مبارک خود را در هم فرو برد و فرمود: تا روز قیامت عمره در حج داخل شد. امام (علیه السلام) فرمود: در این هنگام علی (علیه السلام) از یمن وارد مکه شد و نزد فاطمه (سلام الله عليها) رفت، دید او از احرام خارج شده و بویی خوش به مشامش رسید و بر تن او لباس های رنگارنگ یافت، فرمود: ای فاطمه! این چیست؟

عرض کرد: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) ما را به آن فرمان داده است.

على (علیه السلام) خارج شد و به سوی رسول خدا (صلى الله علیه و آله) شتافت تا در این مورد از آن حضرت بپرسد. عرض کرد: ای رسول خدا! من فاطمه (علیها السلام) را دیدم که از احرام خارج شده و لباس های رنگارنگ پوشیده است؟

پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: من به مردم دستور دادم که چنین نمایند، و تو ای علی! بازگو که به چه نیت محرم شده ای؟

قَالَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ! إِهْلَالاً كَإِهْلَالِ النَّبِيِّ (صلی الله علیه و آله).

فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه و آله): قِرْ عَلَى إِحْرَامِكَ مِثْلِى وَ أَنْتَ شَرِيكي فِي هَدْيِي.

قَالَ: وَ نَزَلَ رَسُولُ اللهِ (صلى الله عليه و آله) بمَكَّةَ بِالْبَطْحَاءِ هُوَ وَ أَصْحَابُهُ وَ لَمْ يَنْزِلِ الدُّورَ، فَلَمَّا كَانَ يَوْمُ التَّرْوِيَةِ عِنْدَ زَوَالِ الشَّمْسِ أَمَرَ النَّاسَ أَنْ يَغْتَسِلُوا وَ يُهِلُّوا بِالْحَجِّ، وَ هُوَ قَوْلُ اللهِ (عزوجل) الَّذِي أَنْزَلَ عَلَى نَبِيِّهِ (صلی الله علیه و آله): «فَاتَّبِعُوا مِلَّةَ أَبِيكُمْ إِبْرَاهِيمَ».

فَخَرَجَ النَّبِيُّ (صلی الله علیه و آله) وَ أَصْحَابُهُ مُهِلِّينَ بِالْحَجِّ حَتَّى أَتَى مِنّى فَصَلَّى الظُّهْرَ وَ الْعَصْرَ وَ الْمَغْرِبَ وَ الْعِشَاءَ الْآخِرَةَ وَ الْفَجْرَ.

ثُمَّ غَدًا وَ النَّاسُ مَعَهُ وَ كَانَتْ قُرَيْسٌ تُفِيضُ مِنَ الْمُزْدَلِفَةِ وَ هِيَ جَمْعٌ وَ يَمْنَعُونَ النَّاسَ أن يُفيضُوا مِنْهَا.

فَأَقْبَلَ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله) وَ قُرَيْضٌ تَرْجُوا أَنْ تَكُونَ إِفَاضَتُهُ مِنْ حَيْثُ كَانُوا يُفِيضُونَ.

علی (علیه السلام) در پاسخ عرضه داشت: به نیت احرامی همچون احرام پیامبر (صلی الله علیه و آله).

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به او فرمود: همانند من احرام ببند که تو در قربانی من شریک هستی.

امام (علیه السلام) فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) با اصحاب خود در مکه در وادی ابطح فرود آمد و به خانه خود در مکه نرفت، وقتی روز ترویه (هشتم ذی حجّه) فرا رسید هنگام ظهر به مردم فرمان داد تا غسل کنند و برای حج محرم شوند و این فرمان همان پیروی از فرمایش خداوند (عزوجل) است که بر پیامبر خود (صلى الله علیه و آله) نازل فرموده است: «از دین پدر خود ابراهیم پیروی کنید».

آن گاه پیامبر (صلی الله علیه و اله) با اصحاب خود لبیک گویان برای انجام مراسم حج خارج شدند و به طرف منا حرکت کردند. حضرتش در آنجا نماز ظهر و عصر، مغرب و عشا و صبح روز بعد را خواند؛ سپس به همراه مردم حرکت کرد.

پیش از این قریش از مزدلفه نماز مغرب و عشا را با یک اذان و دو اقامه به جای می آوردند و بازمی گشتند و به عرفات نمی رفتند و مردمان را منع می کردند که از مزدلفه باز گردند.

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) از منا آمد و قریش امید داشتند که بازگشت آن حضرت از آن جایی خواهد بود که آنان باز می گشتند (یعنی به عرفات نخواهد رفت و از مزدلفه بازخواهد گشت).

فَأَنْزَلَ اللهُ تَعَالَى عَلَيْهِ: «ثُمَّ أَفِيضُوا مِنْ حَيْثُ أَفَاضَ النَّاسُ وَ اسْتَغْفِرُوا اللهَ» يَعْنِي إِبْرَاهِيمَ وَ إِسْمَاعِيلَ وَ إِسْحَاقَ فِي إِفَاضَتِهِمْ مِنْهَا وَ مَنْ كَانَ بَعْدَهُمْ.

فَلَمَّا رَأَتْ قُرَيْضٌ أَنَّ قُبَّةَ رَسُولِ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله) قَدْ مَضَتْ كَأَنَّهُ دَخَلَ فِي أَنْفُسِهِمْ شَيْءٌ لِلَّذِي كَانُوا يَرْجُونَ مِنَ الْإِفَاضَةِ مِنْ مَكَانِهِمْ حَتَّى انْتَهَى إِلَى نَمِرَةَ، وَ هِيَ بَطْنُ عُرَنَةَ بِحِبَالِ الْأَرَاكِ، فَضُرِبَتْ قُبْتُهُ، وَ ضَرَبَ النَّاسُ أَخْبَيَّتَهُمْ عِنْدَهَا.

فَلَمَّا زَالَتِ الشَّمْسُ خَرَجَ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله) وَ مَعَهُ قُرَيْضٌ وَ قَدِ اغْتَسَلَ وَ قَطَعَ التّلْبِيَّةَ حَتَّى وَ قَفَ بِالْمَسْجِدِ، فَوَعَظَ النَّاسَ وَ أَمَرَهُمْ وَ نَهَاهُمْ ثُمَّ صَلَّى الظُّهْرَ وَ الْعَصْرَ بِأَذَانِ وَ إِقَامَتَيْنِ.

ثُمَّ مَضَى إِلَى الْمَوْقِفِ فَوَقَفَ بِهِ فَجَعَلَ النَّاسُ يَبْتَدِرُونَ أَخْفَافَ نَاقَتِهِ يَقِفُونَ إِلَى جَانِبِهَا فَنَجَّاهَا فَفَعَلُوا مِثْلَ ذَلِكَ.

فَقَالَ: أَيُّهَا النَّاسُ! لَيْسَ مَوْضِعُ أَخْفَافِ نَاقَتِي بِالْمَوْقِفِ، وَ لَكِنْ هَذَا كُلُّهُ.

وَ أَوْمَاً بِيَدِهِ إِلَى الْمَوْقِفِ.

پس خدای تعالی این آیه را بر آن حضرت نازل فرمود که «آن گاه از آن جایی که بازگشتند مردم بازگردید و از خداوند آمرزش بطلبید». منظور از مردم (در این آیه) ابراهیم، اسماعیل و اسحاق (علیهم السلام) است. آنان از عرفات باز می گشتند و هر کسی (مؤمنی) که پس از ایشان بوده است.

هنگامی که قریش دیدند که خیمۀ رسول خدا (صلی الله علیه و آله) از مزدلفه به سمت عرفات حرکت داده شد نفاقی در دل آنها جای کرد، چرا که امید آنها محقق نشد، تا این که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به وادی عرنه ـ (در مقابل عرفات) و در برابر اراک (که نام مکانی در داخل حرم است) ـ رسید و خیمۀ آن حضرت در آنجا بر پا شد و خیمه های مردم نیز در کنار آن خیمه نصب شدند.

هنگام ظهر رسول خدا (صلى الله علیه و آله) غسل کرد و تلبیه را ترک کرد و در مسجد ایستاد و مردم را موعظه نمود و ایشان را امرو نهی فرمود. سپس حضرتش نماز ظهر و عصر را با یک اذان و دو اقامه به جای آورد.

آن گاه به عرفات وارد شد و در آنجا توقف کرد. مردم برای رسیدن به کنار شتر آن حضرت از همدیگر پیشی می گرفتند و اطراف آن را گرفته بودند. آن حضرت شتر را به جای دیگری برد باز مردم چنان ازدحام کردند.

فرمود: ای مردم! فقط جای پاهای شتر من موقف نیست (که همه این جا جمع می شوید) و با دست مبارکش به موقف عرفات اشاره کرد و فرمود: تمام این منطقه محل وقوف است.

فَتَفَرَّقَ النَّاسُ وَ فَعَلَ مِثْلَ ذَلِكَ بِالْمُزْدَلِفَةِ، فَوَقَفَ النَّاسُ حَتَّى وَ قَعَ الْقُرْصُ قُرْصُ الشَّمْسِ، ثُمَّ أَفَاضَ وَ أَمَرَ النَّاسَ بِالدَّعَةِ حَتَّى انْتَهَى إِلَى الْمُزْدَلِفَةِ وَ هُوَ الْمَشْعَرُ الْحَرَامُ، فَصَلَّى الْمَغْرِبَ وَ الْعِشَاءَ الْآخِرَةَ بِأَذَانٍ وَ احِدٍ وَ إِقَامَتَيْنِ.

ثُمَّ أَقَامَ حَتَّى صَلَّى فِيهَا الْفَجْرَ وَ عَجِّلَ ضُعَفَاءَ بَنِي هَاشِمٍ بِلَيْلَ وَ أَمَرَهُمْ أَنْ لَا يَرْمُوا الْجَمْرَةَ جَمْرَةَ الْعَقَبَةِ حَتَّى تَطْلُعَ الشَّمْسُ.

فَلَمَّا أَضَاءَ لَهُ النَّهَارُ أَفَاضَ حَتَّى انْتَهَى إِلَى مِنّى فَرَمَى جَمْرَةَ الْعَقَبَةِ.

وَ كَانَ الْهَدْیُ الَّذِى جَاءَ بِهِ رَسُولُ اللهِ (صلى الله عليه و آله) أَرْبَعَةً وَ سِتِّينَ أَوْ سِتَّةٌ وَ سِتِّينَ وَ جَاءَ عَلِيٌّ (علیه السلام) بِأَرْبَعَةٍ وَ ثَلَاثِينَ أَوْ سِتَّةٍ وَ ثَلَاثِينَ.

فَنَحَرَ رَسُولُ اللهِ (صلى الله عليه و آله) سِتَّةَ وَ سِتِّينَ وَ نَحَرَ عَلِيٌّ (علیه السلام) أَرْبَعَةً وَ ثَلَاثِينَ بَدَنَةٌ، وَ أَمَرَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه و آله) أَن يُؤْخَذَ مِنْ كُلِّ بَدَنَةٍ مِنْهَا جَذْوَةٌ مِنْ لَحْم، ثُمَّ تُطْرَحَ فِي بُرْمَةٍ ثُمَّ تُطْبَخَ. فَأَكَلَ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله) وَ عَلِيٌّ (علیه السلام) وَ حَسَوَا مِنْ مَرَقِهَا وَ لَمْ يُعْطِيَا الْجَزَّارِينَ جُلُودَهَا وَ لا جلالَهَا وَ لا فَلَائِدَهَا، وَ تَصَدَّقَ بهِ.

در این هنگام مردم از دور حضرتش پراکنده شدند، مردم در مزدلفه نیز همین گونه رفتار کردند و در آنجا نیز آن حضرت به آنان امر فرمود تا پراکنده شدند.

مردم در آن محل وقوف کردند تا آن که آفتاب غروب کرد، آن گاه حضرتش از عرفات بازگشت و به مردم امر فرمود که با وقار و به آرامی راه بروند تا به مزدلفه ـ که مشعر الحرام است ـ رسید و در آنجا نماز مغرب و عشا را با یک اذان و دو اقامه به جای آورد، سپس ماند تا آن که نماز صبح را در آنجا اقامه کرد. حضرتش ناتوانان و ضعیفان بنی هاشم را شب هنگام روانـه ساخت و به آنان امر فرمود که رمی جمره عقبه را انجام ندهند تا آفتاب طلوع کند.

هنگامی که آفتاب طلوع کرد، حضرتش از مزدلفه بازگشت و حرکت کرد تا به منا رسید و رمی جمرۀ عقبه را انجام داد، و قربانی ها را که حضرتش با خود آورده بود، شصت و چهار ـ یا شصت و شش - شتر بود، علی (علیه السلام) نیز سی و چهار ـ یا سی و شش ـ شتر آورده بود.

در منا رسول خدا (صلی الله عیه و آله) شصت و شش شتر و علی (علیه السلام) سی و چهار شتر قربانی کردند، و رسول خدا (صلی الله علیه و آله) امر فرمود تا از هر شتری قطعه ای برداشته و در دیگی سنگی بپزند و رسول خد (صلی الله علیه و آله) و علی (علیه السلام) از آن گوشت خوردند، جرعه ای از آب آن نوشیدند. از طرفی حضرتش دستور داد که پوست، پالان، جهاز و افسار شترها را به قصاب ها ندهند، بلکه آنها را صدقه بدهند.

وَ حَلَقَ وَ زَارَ الْبَيْتَ وَ رَجَعَ إِلَى مِنِّي وَ أَقَامَ بِهَا حَتَّى كَانَ الْيَوْمُ الثَّالِثُ مِنْ آخِرِ أَيَّام التشريق.

ثُمَّ رَمَى الْجِمَارَ وَ نَفَرَ حَتَّى انْتَهَى إِلَى الأَبْطَح، فَقَالَتْ لَهُ عَائِشَةُ: يَا رَسُولَ اللَّهِ! تَرْجِعُ نِسَاؤُكَ بِحَجَّةٍ وَ عُمْرَةٍ مَعاً وَ أَرْجِعُ بِحَجَّةَ؟!

فَأَقَامَ بِالْأَبْطَحِ وَ بَعَثَ مَعَهَا عَبْدَ الرَّحْمَانِ بْنَ أَبِي بَكْرٍ إِلَى التَّنْعِيمِ فَأَهَلَّتْ بِعُمْرَةٍ ثُمَّ جَاءَتْ وَ طَافَتْ بِالْبَيْتِ وَ صَلَّتْ رَكْعَتَيْنِ عِنْدَ مَقَامِ إِبْرَاهِيمَ (علیه السلام) وَ سَعَتْ بَيْنَ الصَّفَا وَ الْمَرْوَةِ.

ثُمَّ أَتَتِ النَّبِيَّ (صلى الله عليه و آله) فَارْتَحَلَ مِنْ يَوْمِهِ وَ لَمْ يَدْخُلِ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ وَ لَمْ يَطُفْ بِالْبَيْتِ وَ دَخَلَ مِنْ أَعْلَى مَكَّةَ مِنْ عَقَبَةِ الْمَدَنِيِّينَ وَ خَرَجَ مِنْ أَسْفَلِ مَكَّةَ مِنْ ذِي طُوًى.

5- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ هَمَّامٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ (علیه السلام) قَالَ:

آن گاه پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) سر خود را تراشید و خانۀ کعبه را زیارت کرد. سپس به منا بازگشت و آخرین روز از ایام تشریق را (که سه روز بعد از دهم ذی حجه است) در منا ماند و رمی جمره های سه گانه را انجام داد.

آن گاه از منا خارج شد و به وادی ابطح رسید. در این هنگام عایشه به آن حضرت گفت: ای رسول! خدا زنان خود را باز می گردانی در حالی که حج و عمره را انجام داده اند، ولی من در حالی باز می گردم که فقط حج انجام داده ام؟!

به همین جهت حضرتش در ابطح ماند و عایشه را با برادرش عبدالرحمان بن ابی بکر به تنعیم (یک فرسخی مکه) فرستاد تا به احرام عمره محرم شد، سپس کعبه را طواف کرد و دو رکعت نماز در کنار مقام ابراهیم (علیه السلام) به جای آورد و سعی میان صفا و مروه نمود و به نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله) بازگشت.

پیامبر خدا (صلى الله علیه و آله) همان روز از مکه کوچ کرد و دیگر داخل مسجدالحرام نشد و خانۀ کعبه را طواف نکرد، آن حضرت به هنگام ورود به مکه از بالای آن شهر از عقبه ای که راه مردم مدینه است، وارد مکه شده بود، به هنگام خروج از پایین آن شهر از مکانی به نام ذی طوی خارج شد.

۵- اسماعیل بن همام گوید: امام رضا (صلی الله علیه و آله) فرمود:

أَخَذَ رَسُولُ اللهِ (صلى الله عليه و آله) حِينَ غَدَا مِنْ مِنّى فِي طَرِيقِ ضَبٌ وَ رَجَعَ مَا بَيْنَ الْمَأْزِمَيْنِ، وَ كَانَ إِذَا سَلَكَ طَرِيقاً لَمْ يَرْجِعْ فِيهِ.

6- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ جَمِيعاً عن ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ: إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله) حِينَ حَجَّ حَجَّةَ الْإِسْلَامِ خَرَجَ فِي أَرْبَعِ بَقِينَ مِنْ ذِي الْقَعْدَةِ حَتَّى أَتَى الشَّجَرَةَ فَصَلَّى بِهَا.

ثُمَّ قَادَ رَاحِلَتَهُ حَتَّى أَتَى الْبَيْدَاءَ فَأَحْرَمَ مِنْهَا وَ أَهَلَّ بِالْحَجِّ وَ سَاقَ مِائَةَ بَدَنَةٍ وَ أَحْرَمَ النَّاسُ كُلُّهُمْ بِالْحَجِّ لا يَنْوُونَ عُمْرَةً وَ لا يَدْرُونَ مَا الْمُتْعَةُ حَتَّى إِذَا قَدِمَ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله) مَكَّةَ طَافَ بِالْبَيْتِ، وَ طَافَ النَّاسُ مَعَهُ، ثُمَّ صَلَّى رَكْعَتَيْنِ عِنْدَ الْمَقَامِ وَ اسْتَلَمَ الْحَجَرَ.

ثُمَّ قَالَ: أَبْدَأُ بِمَا بَدَأَ اللَّهُ (عزوجل) بِهِ.

هنگامی که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) از منا سوی مکه رهسپار می شد از راه ضب (1)پشت مشعر روانه می شد، و از راه درّه - که میان «مأزمین» مشعر و عرفه بود - به سوی منا باز می گشت. آن حضرت همواره آن گاه که از راهی به سوی مقصدی می رفت از همان راه باز نمی گشت.

۶- حلبی گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

هنگامی که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) خواست مراسم حجّ حَجّة الاسلام (2)را به جای آورد، حضرتش چهار روز از ذی قعده مانده بود از مدینه خارج شد و به مسجد شجره آمد. حضرتش در آنجا نماز گزارد، سپس مرکب خود را راند تا به بیداء آمد. از آنجا محرم شد و برای مناسک حج تلبیه گفت و صد شتر با خود روان ساخت، و مردم نیز برای انجام حج احرام بستند.

تا آن موقع مردم عمره را نیت کردند و از متعۀ حجّ آگاه نبودند تا آن که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) وارد مکه شد، آن گاه کعبه را طواف نمود و مردم نیز با آن حضرت طواف نمودند، سپس در نزد مقام ابراهیم (علیه السلام) دو رکعت نماز گزارد و دست بر حجر الاسود سایید و آن گاه فرمود: با آن چه که خداوند (عزوجل) آغاز کرده است، آغاز می کنم.


1) ضب: کوهی کنار مسجد حیف است.

2) مراد از حجة الاسلام حج پس از شوکت و عظمت اسلام و نازل شدن آیۀ در سورۀ حج است که در حدیث چهارم همین بخش بیان شد.

فَأَتَى الصَّفَا فَبَدَأَ بِهَا ثُمَّ طَافَ بَيْنَ الصَّفَا وَ الْمَرْوَةِ سَبْعاً فَلَمَّا قَضَى طَوَافَهُ عِنْدَ الْمَرْوَةِ قَامَ خَطِيبًا فَأَمَرَهُمْ أَنْ يُحِلُّوا وَ يَجْعَلُوهَا عُمْرَةً، وَ هُوَ شَيْءٌ أَمَرَ اللَّهُ (عزوجل) بِهِ. فَأَحَلَّ النَّاسُ وَ قَالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه و آله): لَوْ كُنْتُ اسْتَقْبَلْتُ مِنْ أَمْرِي مَا اسْتَدْبَرْتُ لَفَعَلْتُ كَمَا أَمَرْتُكُمْ.

وَ لَمْ يَكُنْ يَسْتَطِيعُ أَنْ يُحِلُّ مِنْ أَجْلِ الْهَدْي الَّذِي كَانَ مَعَهُ إِنَّ اللَّهَ (عزوجل) يَقُولُ: «وَ لَا تَحْلِقُوا رُؤُسَكُمْ حَتَّى يَبْلُغَ الهَدَى فَحِلَّهُ».

فَقَالَ سُرَاقَةُ بْنُ مَالِكِ بْن جُعْشُم الْكِنَانِيُّ: يَا رَسُولَ اللَّهِ! عُلَّمْنَا كَأَنَّا خُلِقْنَا الْيَوْمَ أَرَأَيْتَ هَذَا الَّذِي أَمَرْتَنَا بِهِ لِعَامِنَا هَذَا أَوْ لِكُلِّ عَامٍ؟

فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله): لا، بَلْ لِلْأَبَدِ الْأَبَدِ.

وَ إِنَّ رَجُلاً قَامَ فَقَالَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ! نَخْرُجُ حُجَّاجاً وَ رُءُوسُنَا تَقْطَرُ؟

فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله): إِنَّكَ لَنْ تُؤْمِنَ بِهَذَا أَبَداً.

آن گاه حضرتش به صفا آمد و سعی بین صفا و مروه را از آن آغاز کرد و هفت بار میان صفا و مروه را سعی نمود. هنگامی که سعی آن حضرت در کنار مروه تمام شد برخاست و خطبه خواند و به مردم امر فرمود تا از احرام خارج شوند و آن را عمره قرار دهند، چرا که آن چیزی است که خداوند (عزوجل) به آن فرمان داده است.

در این هنگام مردم از احرام خارج شدند رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: اگر من قربانی نیاورده بودم البته همان گونه رفتار می کردم که به شما فرمان دادم. ولی آن حضرت به جهت آن که قربانی با خود آورده بود نمی توانست از احرام خارج شود، زیرا خداوند (عزوجل) می فرماید: «و سرهای خود را نتراشید تا این که قربانی به جایگاه ذبح برسد».

در این هنگام سراقة بن مالک بن جعشم کنانی عرض کرد: ای رسول خدا! تو آن گونه دین را به ما آموخته ای که گویی ما امروز آفریده شده ایم، آیا به نظر شما این دستور که به آن فرمان دادی، مخصوص امسال است، یا هر سال می توان انجام داد؟

رسول خدا (صلى الله علیه و آله) فرمود: نه، بلکه این دستور برای همیشه است.

آن گاه مرد دیگری برخاست و گفت: ای رسول خدا! ما روانۀ عرفات شویم و آب غسل از سر وروی ما بریزد؟

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: تو هرگز به این حکم ایمان نخواهی آورد.

قَالَ: وَ أَقْبَلَ عَلِيٌّ (علیه السلام) مِنَ الْيَمَنِ حَتَّى وَ افَى الْحَجَّ، فَوَجَدَ فَاطِمَةَ (علیها السلام) قَدْ أَحَلَّتْ وَ وَ جَدَ رِيحَ الطَّيبِ، فَانْطَلَقَ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله) مُسْتَفْتِياً.

فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله عليه و آله): يَا عَلِيُّ! بِأَيِّ شَيْءٍ أَهْلَلْتَ؟

فَقَالَ: أَهْلَلْتُ بِمَا أَهَل بِهِ النَّبِيُّ (صلی الله عليه و آله).

فَقَالَ: لا تُحِلُّ أَنْتَ.

فَأَشْرَكَهُ فِي الْهَدْي وَ جَعَلَ لَهُ سَبْعاً وَ ثَلَاثِينَ وَ نَحَرَ رَسُولُ اللهِ (صلى الله عليه و آله) ثَلَاثَاً وَ سِتِّينَ فَنَحَرَهَا بِيَدِهِ، ثُمَّ أَخَذَ مِنْ كُلِّ بَدَنَةٍ بَضْعَةٌ فَجَعَلَهَا فِي قِدْرِ وَ احِدٍ ثُمَّ أَمَرَ بِهِ فَطُبخَ فَأَكَلَ مِنْهُ وَ حَسَا مِنَ الْمَرَقِ وَ قَالَ: قَدْ أَكَلْنَا مِنْهَا الآن جَمِيعاً.

وَ الْمُتْعَةُ خَيْرٌ مِنَ الْقَارِنِ السَّائِقِ وَ خَيْرٌ مِنَ الْحَاجِّ الْمُفْرِدِ.

قَالَ: وَ سَأَلْتُهُ أَ لَيْلاً أَحْرَمَ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله) أَمْ نَهَاراً؟

فَقَالَ: نَهَاراً.

در این هنگام علی (علیه السلام) از یمن وارد مکه شد، و خود را به مراسم حج رساند، ناگاه دید که فاطمه (سلام الله علیها) از احرام خارج گشته است و بوی خوش به کار برده است. آن حضرت خدمت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) شتافت تا در این موضوع از حضرتش بپرسد.

رسول خدا (صلی الله عليه و آله) فرمود: ای علی! به چه نیت محرم شده ای؟

عرض کرد: به نیت احرامی همچون احرام پیامبر (صلی الله عليه و آله).

فرمود: از احرام خارج نمی شوی.

آن گاه پیامبر خدا (صلی الله عليه و آله) علی مرتضی (علیه السلام) را در هدی و قربانی با خود شریک ساخت و سی و هفت شتر برای وی قرار داد و شصت و سه شتر را به دست خود نحر کرد، سپس از هر شتر قطعه ای برگرفت و در دیگی بریخت و فرمان داد تا آن را پختند و از گوشت آن میل فرمود و جرعه ای از آب آن نوشید و فرمود: به راستی که اکنون از همۀ آنها خوردیم.

امام (علیه السلام) در ادامه فرمود: حج تمتع از حج قرآن - که حاجی هدی و قربانی را با خود می راند ـ و از حج افراد، بهتر است.

راوی گوید: از آن حضرت پرسیدم: آیا رسول خدا (صلی الله علیه و آله) شب هنگام محرم شد یا در روز؟

فرمود: در روز.

قُلْتُ: أَيَّةَ سَاعَةِ؟

قَالَ: صَلَاةَ الظهر.

۷- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْن سِنَانِ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام): ذكَرَ رَسُولُ اللهِ (صلى الله عليه و آله) الْحَجَّ فَكَتَبَ إِلَى مَنْ بَلَغَهُ كِتَابُهُ مِمَّنْ دَخَلَ فِي الْإِسْلَامِ: أَنَّ رَسُولَ اللهِ (صلى الله عليه و آله) يُريدُ الْحَجَّ يُؤْذِتُهُمْ بِذَلِكَ لِبَحُجِّ مَنْ أَطَاقَ الْحَجِّ.

فَأَقْبَلَ النَّاسُ فَلَمَّا نَزَلَ الشَّجَرَةَ أَمَرَ النَّاسَ بِتَتْفِ الْإِبْطِ وَ حَلْقِ الْعَانَةِ وَ الْغُسْلِ وَ التَّجَرُّدِ فِي إِزَارٍ وَ رِدَاءٍ أَوْ إِزَارٍ وَ عِمَامَةٍ يَضَعُهَا عَلَى عَاتِقِهِ لِمَنْ لَمْ يَكُنْ لَهُ رِدَاءٌ وَ ذَكَرَ أَنَّهُ حَيْثُ لَبِي، قَالَ: «لَبَّيْكَ اللَّهُمَّ لَبَّيْكَ لَبَّيْكَ لا شَرِيكَ لَكَ لَبَّيْكَ إِنَّ الْحَمْدَ وَ النِّعْمَةَ لَكَ وَ الْمُلْكَ لَا شَرِيكَ لَكَ».

وَ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله) يُكْثِرُ مِنْ ذِي الْمَعَارِجِ.

عرض کردم: در چه ساعتی؟

فرمود: در وقت نماز ظهر.

۷- عبدالله بن سنان گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) انجام مراسم حج را یادآور شد، آن حضرت امر فرمود تا به تمام مسلمان ها نوشتند: همانا رسول خدا (صلی الله علیه و آله) می خواهد مراسم حج را به جا آورد و به مردم اعلان می نماید که هرکس توانایی انجام حجّ را دارد در این مراسم شرکت کند.

مردم روی آوردند و به اتفاق حضرتش حرکت کردند. وقتی به مسجد شجره رسیدند، حضرتش به مردم دستور داد که موی بغل خود را کنده و موی پشت زهار را بتراشند، غسل کنند و با یک لنگ و ردایی، احرام ببندند و کسی که ردا ندارد لنگ بسته و عمامه ای را مانند ردا بر دوش خود بیفکند، این برای کسی بود که ردایی نداشت.

امام (علیه السلام) فرمود: آن حضرت به هنگام تلبیه چنین می فرمود: «لَبَّيْكَ اللَّهُمَّ لَبَّيْكَ لَبَّيْكَ لا شَرِيكَ لَكَ لَبَّيْكَ إِنَّ الْحَمْدَ وَ النِّعْمَةَ لَكَ وَ الْمُلْكَ لا شَرِيكَ لَكَ».

پیامبر خدا (صلى الله علیه و آله) عبارت «لبيك ذى المعارج» را بسیار تکرار می کرد.

وَ كَانَ يُلَبِّي كُلَّمَا لَقِيَ رَاكِباً أَوْ عَلَا أَ كَمَةً أَوْ هَبَطَ وَادِياً وَ مِنْ آخِرِ اللَّيْلِ وَ فِي أَدْبَارِ الصَّلَوَات.

فَلَمَّا دَخَلَ مَكَّةَ دَخَلَ مِنْ أَعْلَاهَا مِنَ الْعَقَبَةِ، وَ خَرَجَ حِينَ خَرَجَ مِنْ ذِي طُوًى. فَلَمَّا انْتَهَى إِلَى بَابِ الْمَسْجِدِ اسْتَقْبَلَ الْكَعْبَةَ - وَ ذَكَرَ ابْنُ سِنَانٍ أَنَّهُ بَابُ بَنِي شَيْبَةَ - فَحَمِدَ اللَّهَ وَ أَثْنَى عَلَيْهِ وَ صَلَّى عَلَى أَبِيهِ إِبْرَاهِيمَ، ثُمَّ أَتَى الْحَجَرَ فَاسْتَلَمَهُ.

فَلَمَّا طَافَ بِالْبَيْتِ صَلَّى رَكْعَتَيْنِ خَلْفَ مَقَام إِبْرَاهِيمَ (علیه السلام) وَ دَخَلَ زَمْزَمَ فَشَرِبَ مِنْهَا ثُمَّ قَالَ: «اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ عِلماً نافعاً و رِزْقاً واسعاً وَ شِفَاءً مِنْ كُلِّ دَاءٍ وَ سُقْمٍ».

فَجَعَلَ يَقُولُ ذَلِكَ وَ هُوَ مُسْتَقْبِلُ الْكَعْبَةِ، ثُمَّ قَالَ لِأَصْحَابِهِ: لِيَكُنْ آخِرُ عَهْدِكُمْ بِالْكَعْبَةِ اسْتِلَامَ الْحَجَرِ. فَاسْتَلَمَهُ، ثُمَّ خَرَجَ إِلَى الصَّفَا ثُمَّ قَالَ: أَبْدَأُ بِمَا بَدَأَ اللَّهُ بِهِ.

ثُمَّ صَعِدَ عَلَى الصَّفَا فَقَامَ عَلَيْهِ مِقْدَارَ مَا يَقْرَأُ الْإِنْسَانُ سُورَةَ الْبَقَرَةِ.

و هر زمان که با یک سواری ملاقات می کرد، یا در تپه ای بالا می رفت، یا به دره ای فرود می آمد، در پایان شب و در تعقیب نمازها لبيك می گفت.

هنگامی که حضرتش وارد مکه شد از بالای آن از راه عقبه وارد شد، و هنگام خروج از ذی طوی ـ که پایین مکه است ـ خارج شد. وقتی حضرتش کنار در مسجد الحرام رسید رو به كعبه کرد ـ ابن سنان گوید: آن درب بنی شیبه بود - پس حمد و ثنای الهی به جای آورد و بر پدر خود ابراهیم (علیه السلام) درود فرستاد، سپس به نزد حجر الاسود آمد و دست بر آن سایید و پس از آن که خانۀ کعبه را طواف نمود در پشت مقام ابراهیم (علیه السلام) دو رکعت نماز به جای آورد و وارد زمزم شد از آن نوشید، سپس این دعا را خواند: «اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ عِلْماً نَافِعاً وَ رِزْقاً وَاسِعاً وَ شِفَاءً مِنْ كُلِّ دَاءٍ وَ سُقْمِ». «خدایا! من از تو علمی که نفع رساننده باشد و روزی که فراخ باشد و شفایی از هر درد و بیماری می خواهم».

آن حضرت در برابر کعبه همواره این دعا را مکرر می خواند. آن گاه به اصحاب خویش فرمود: باید آخرین دیدار شما از کعبه دست ساییدن بر حجر الاسود باشد.

سپس حضرتش بر آن دست سایید، آن گاه به سوی صفا روانه شد و فرمود: با آن چه که خداوند آغاز فرموده است آغاز می کنم. آن گاه بر صفا بالا رفت و به مدت زمانی که انسان سورۀ بقره را می خواند، در آنجا ایستاد.

8- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ:

نَحَرَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) بِيَدِهِ ثَلَاثَاً وَ سِتِّينَ، وَ نَحَرَ عَلِيٌّ (علیه السلام) مَا غبر.

قُلْتُ: سَبْعَةً وَ ثَلَاثِينَ؟

قَالَ: نَعَمْ.

۹- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:

الَّذِي كَانَ عَلَى بُدْنِ رَسُولِ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله) نَاجِيَةُ بْنُ جُنْدَبِ الْخُزَاعِيُّ الْأَسْلَمِيُّ، وَ الَّذِي حَلَقَ رَأْسَ النَّبِيِّ (صلى الله عليه و آله) فِي حَجَّتِهِ مَعْمَرُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ حَرَاثَةَ بْنِ نَصْرِ بْنِ عَوْفِ بْنِ عَوِيجِ بْنِ عَدِيِّ بْنِ كَعْبٍ.

قَالَ: وَ لَمَّا كَانَ فِي حَجَّةِ رَسُولِ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله) وَ هُوَ يَحْلِقُهُ قَالَتْ قُرَيْسش: أَيْ مَعْمَرُ!

أُذُنٌ رَسُولِ اللَّهِ فِي يَدِكَ وَ فِي يَدِكَ الْمُوسَى.

۸- حمّاد بن عثمان گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که می فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) با دست مبارک خود شصت و سه شتر ذبح کرد و علی (علیه السلام) آن چه را که مانده بود، ذبح نمود.

عرض کردم: سی و هفت شتر؟

فرمود: آری.

9- معاوية بن عمار گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

کسی که ساربانی شتران قربانی رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بر عهده داشت، ناجية بن جندب خزاعی اسلمی بود و کسی که سر مبارک حضرتش را تراشید معمر بن عبدالله بن حراثة بن نصر بن عوف بن عويج بن عدی بن کعب بود.

امام (علیه السلام) فرمود: آن گاه که معمر در مراسم حج سر معمر در مراسم حج سر مبارک رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را می تراشید، قریش گفتند: ای معمر! اکنون گوش او (سر او) در دست تو و تیغ نیز به دست توست (بر او مسلطی، او را بکش).

فَقَالَ مَعْمَرٌ: وَ اللَّهِ! إِنِّى لَأَعُدُّهُ مِنَ اللَّهِ فَضْلاً عَظِيماً عَلَى.

قَالَ: وَ كَانَ مَعْمَرٌ هُوَ الَّذِي يَرْحَلُ لِرَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله)، فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله): يَا مَعْمَرُ! إِنَّ الرَّحْلَ اللَّيْلَةَ لَمُسْتَرْخَى.

فَقَالَ مَعْمَرٌ: بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي! لَقَدْ شَدَدْتُهُ كَمَا كُنْتُ أَشُدُّهُ، وَ لَكِنْ بَعْضُ مَنْ حَسَدَنِي مَكَانِي مِنْكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ! أَرَادَ أَنْ تَسْتَبْدِلَ بي.

فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله): مَا كُنْتُ لِأَفْعَلَ.

١٠- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْل بن شَاذَانَ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ: اعْتَمَرَ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله) ثَلَاثَ عُمَرٍ مُفْتَرِقَاتٍ: عُمْرَةً فِي ذِي الْقَعْدَةِ أَهَلَّ مِـنْ عُسْفَانَ وَ هِيَ عُمْرَةُ الْحُدَيْبِيَّةِ؛ وَ عُمْرَةً أَهَلَّ مِنَ الْجُحْفَةِ وَ هِيَ عُمْرَةُ الْقَضَاءِ؛ و عُمْرَةً أَهَلَّ مِنَ الْجِعْرَانَةِ بَعْدَ مَا رَجَعَ مِنَ الطَّائِفِ مِنْ غَزْوَةِ حُنَيْنٍ.

معمر گفت: به خدا سوگند! من این کار را فضیلتی بزرگ از جانب خداوند بر خویشتن می شمارم.

امام فرمود: معمر کسی بود که به هنگام سوار شدن رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بر مرکب، زین بر شتر می گذاشت.

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: ای معمر! امشب زین شتر سست است.

معمر عرض کرد: پدر و مادرم فدای شما باد! من آن را محکم بسته ام، همچنان که پیش از این نیز محکم می بستم، ولی بعضی نسبت به مقام من در نزد شما حسد ورزیده خواسته است که دیگری را به جای من تعیین نمایید.

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: من چنین کاری را نخواهم کرد.

۱0- معاوية بن عمار گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

رسول خدا (صلى الله علیه و آله) سه عمره متفرّق انجام داد:

یک عمره در ماه ذی قعده بود که آن را از سرزمین عُسفان آغاز کرد که همان عمرۀ حدیبیه بود.

عمره ای از جحفه انجام داد که همان عمرۀ قضا است.

و عمره ای که از جعرانه اعلام کرد و در آنجا بانگ تلبیه سر داد و آن پس از بازگشت از طائف و در پایان جنگ حنین بود.

١١- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ يَزِيدَ قَالَ:

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام): أ حَجَّ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله) غَيْرَ حَجَّةِ الْوَدَاعِ؟

قَالَ: نَعَمْ عِشْرِينَ حَجَّةَ.

۱۲- سَهْلٌ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ عِيسَى الْفَرَّاءِ عَنِ ابْنِ أَبِي يَعْفُورٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ (علیه السلام) قَالَ:

حَجَّ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه و آله) عِشْرِينَ حَجَّةً مُسْتَسِرَّةً كُلُّهَا يَمُرُّ بِالْمَأْزِمَيْن فَيَنْزِلُ فَيَبُولُ.

١٣- حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ سَمَاعَةَ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم جَمِيعاً عَنْ أَبَانِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ (علیه السلام) قَالَ:

اعْتَمَرَ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله) عُمْرَةَ الْحُدَيْبِيَّةِ، وَ قَضَى الْحُدَيْبِيَّةَ مِنْ قَابِلٍ، وَ مِنَ الجِعْرَانَةِ حِينَ أَقْبَلَ مِنَ الطَّائِفِ ثَلَاثَ عُمَرٍ؛ كُلُّهُنَّ فِي ذِي الْقَعْدَةِ.

۱1- عمر بن یزید گوید: خدمت امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: آیا رسول خدا (صلى الله عليه و آله) جز حجة الوداع حجّى به جای آورده است؟

فرمود: آری، حضرتش بیست مرتبه حج انجام داد.

۱۲- ابن ابی یعفور گوید: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) ده سفر حج پنهانی انجام داد، و در هر سفر که از مأزمین (1)می گذشت، در آنجا پیاده می شد و ادرار می کرد.

۱۳ - ابان گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) عمرۀ حدیبیه را انجام داد و در سال بعد آن را قضا کرد، و یک عمره نیز از جعرانه وقتی که از طائف می آمد، انجام داد که در مجموع سه عمره به جای آورد که همهٔ آنها در ماه ذی قعده بود.


1) مأزمين نخستین محلی بوده که بت ها در آن عبادت می شدند.

14- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:

ذُكِرَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله) اعْتَمَرَ فِي ذِي الْقَعْدَةِ ثَلَاثَ عُمَرِكُلُّ ذَلِكَ يُوَافِقُ عُمْرَتُهُ ذَا الْقَعْدَةِ.

بخش بیست و هشتم

اشاره

بَابُ فَضْلِ الْحَج وَ الْعُمْرَةِ وَ ثَوَابِهِمَا

١- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَمْرِو بْنِ عُثْمَانَ الْخَزَّازِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْبَجَلِيُّ عَنْ خَالِدٍ الْقَلَانِسِيٌّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ: قَالَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ (علیهما السلام): حُجُوا وَ اعْتَمِرُوا تَصِحٌ أَبْدَانُكُمْ، وَ تَتَّسِعْ أَرْزَاقُكُمْ، وَ تُكْفَوْنَ مَنُونَاتِ عِبَالِكُمْ.

وَ قَالَ: الْحَاجُ مَغْفُورٌ لَهُ، وَ مَوْجُوبٌ لَهُ الْجَنَّةُ، وَ مُسْتَأْئفٌ لَهُ الْعَمَلُ، وَ مَحْفُوظ فِي أَهْلِهِ وَ مَالِهِ.

۱۴- سماعه گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در ماه ذی قعده سه عمره انجام داد، در حالی کـه هـر بـار عـمـرۀ آن حضرت با ماه ذی قعده موافق می شد.

فضیلت حج و عمره و پاداش آنها

1- خالد قلانسی گوید: امام صادق (علیه السلام) می فرماید: امام سجاد (علیه السلام) فرمود:

مناسک حج و عمره را انجام دهید تا بدن های شما سالم و تندرست بماند، روزی شما فراوان شود و نسبت به هزینۀ اهل و عیال خود بی نیاز شوید.

هم چنین حضرتش فرمود: شخصی که حاجی می گردد، آمرزیده می شود، بهشت بر او واجب می گردد، عمل او از سرگرفته می شود (یعنی گناهان گذشتۀ او بخشوده شده و باید عمل خود را از سر گیرد) و خانواده و ثروت و مالش محفوظ می گردد.

٢- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنْ عَبْدِ الْأَعْلَى قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) كَانَ أَبِي (علیه السلام) يَقُولُ: مَنْ أَمْ هَذَا الْبَيْتَ حَاجَاً أَوْ مُعْتَمِراً مُبَرَّاً مِنَ الْكِبْرِ رَجَعَ مِنْ ذُنُوبِهِ كَهَيْئَةِ يَوْمَ وَ لَدَتْهُ أُمُّهُ.

ثُمَّ قَرَأَ «فَمَنْ تَعَجَّلَ فِي يَوْمَيْنِ فَلَا إِثْمَ عَلَيْهِ وَ مَنْ تَأَخَّرَ فَلَا إِثْمَ عَلَيْهِ مَنِ اتَّقَ».

قُلْتُ: مَا الْكِبْرُ؟

قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله): إِنَّ أَعْظَمَ الْكِبْرِ غَمْصُ الْخَلْقِ، وَ سَفَهُ الْحَقِّ.

قُلْتُ: مَا غَمْصُ الْخَلْقِ وَ سَفَهُ الْحَقِّ؟

قَالَ: يَجْهَلُ الْحَقَّ وَ يَطْعُنُ عَلَى أَهْلِهِ، وَ مَنْ فَعَلَ ذَلِكَ نَازَعَ اللَّهَ رِدَاءَهُ.

٣- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) يَقُولُ:

ضَمَانُ الْحَاجِّ وَ الْمُعْتَمِرِ عَلَى اللَّهِ إِنْ أَبْقَاهُ بَلَغَهُ أَهْلَهُ، وَ إِنْ أَمَاتَهُ أَدْخَلَهُ الْجَنَّةَ.

۲- عبد الأعلی گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: پدرم همواره می فرمود: کسی کـه بـا پیراستگی از کبر و خودبینی برای انجام حج یا عمره آهنگ این خانه را کند، از گناهانش مانند روزی که از مادر متولد شده، بیرون آید. سپس این آیه را تلاوت فرمود: «پس کسی که در کوچ از منا در دو روز شتاب کند گناهی بر او نیست و هر کس تأخیر کند گناهی بر او نیست برای کسی که پرهیزکار باشد».

عرض کردم: حقیقت کبر چیست؟

فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: بالاترین کبر، کوچک شمردن مخلوق و نادانی نسبت به حق است.

عرض کردم: کوچک شمردن مخلوق و نادانی نسبت به حق چیست؟

فرمود: حق را نشناسد و به اهل آن طعنه زند و هر که چنین کند با خدا خصومت دشمنی کرده و ردای کبریای الهی را به جانب خود کشیده است.

۳- ابوبصیر گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که می فرمود: حاجی و کسی که عمره را به جا می آورد در ضمانت خداوند است. اگر خدا او را نگاه دارد به خانواده اش رساند و اگر او را بمیراند به بهشت خواهد برد.

4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِي عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) عَنْ آبَائِهِ (علیهم السلام) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله):

الْحَجَّةُ ثَوَابُهَا الْجَنَّةُ، وَ الْعُمْرَةُ كَفَّارَةٌ لِكُلِّ ذَنْبٍ.

5- عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ يَحْيَى بْنِ عَمْرِو بْنِ كُلَيْعِ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ:

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام): إِنِّي قَدْ وَ طَنْتُ نَفْسِي عَلَى لُزُومِ الْحَجِّ كُلَّ عَامٍ بِنَفْسِي أَوْ بِرَجُلٍ مِنْ أَهْلِ بَيْتِي بِمَالِي؟

فَقَالَ: وَ قَدْ عَزَمْتَ عَلَى ذَلِكَ؟

قَالَ: قُلْتُ: نَعَمْ.

قَالَ: إِنْ فَعَلْتَ فَأَبْشِرْ بِكَثْرَةِ الْمَالِ.

۴- سکونی گوید: امام صادق (علیه السلام) از نیاکان بزرگوارش (علیهم السلام) نقل می کند که پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: پاداش حج بهشت و پاداش عمره کفارۀ همۀ گناهان است.

۵- اسحاق بن عمّار گوید: به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: من تصمیم گرفته ام که همه ساله برای حج برنامه ای داشته باشیم که یا خود آن را انجام دهم، یا مردی از خانوادۀ خود را با سرمایه ام به حج بفرستم.

آن حضرت فرمود: آیا تصمیم بر این کار گرفته ای؟

گفتم: آری.

فرمود: اگر چنین تصمیمی داری پس مژده باد به تو فراوانی مال.

6- عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام): الْحُجَّاجُ يَصْدُرُونَ عَلَى ثَلَاثَةِ أَصْنَافٍ: صِنْفٌ يُعْتَقُ مِنَ النَّارِ، وَ صِنْفُ يَخْرُجُ مِنْ ذُنُوبِهِ كَهَيْئَةِ يَوْمَ وَ لَدَتْهُ أُمُّهُ، وَ صِنْفٌ يُحْفَظُ فِي أَهْلِهِ وَ مَالِهِ. فَذَاكَ أَدْنَى مَا يَرْجِعُ بِهِ الْحَاجُّ.

٧- أَبُو عَلِيّ الأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارٍ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ يَحْيَى الْكَاهِلِي قَالَ:

سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ (علیه السلام) يَقُولُ وَ يَذْكُرُ الْحَجَّ فَقَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله): هُوَ أَحَدُ الْجِهَادَيْنِ، هُوَ جِهَادُ الضُّعَفَاءِ، وَ نَحْنُ الضُّعَفَاءُ، أَمَا إِنَّهُ لَيْسَ شَيْءٌ أَفْضَلَ مِنَ الْحَجِّ إِلَّا الصَّلَاةُ، وَ فِي الْحَجِّ لَهَاهُنَا صَلَاةٌ وَ لَيْسَ فِي الصَّلَاةِ قِبَلَكُمْ مج لا تَدَعِ الْحَجَّ وَ أَنْتَ تَقْدِرُ عَلَيْهِ.

۶- معاوية بن عمار گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

بازگشت حاجیان از سفر حج بر سه گونه است: عده ای از آتش آزاد می شوند.

گروهی از گناهان خود همانند روزی که از مادر متولد شده اند، بیرون می آیند.

دسته ای دیگر که فقط خانواده و ثروتشان محفوظ می ماند و آن کمترین پاداشی است که حاجی با خود می آورد.

۷- عبدالله بن یحیی کاهلی گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که ضمن سخن از حج فرمود:

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: حج، یکی از دو جهاد است و آن جهاد ضعیفان است و ما (اهل بیت) ضعیفانيم.

آگاه باشید! چیزی با فضیلت تر از حج نیست. مگر نماز با آن که در مراسم حج، نماز نیز وجود دارد؛ ولی در نماز واجب، اعمال حجی نیست، تا می توانی حج را وامگذار.

أَ مَا تَرَى أَنَّهُ يَشْعَثُ رَأْسُكَ وَ يَفْشَفُ فِيهِ جِلْدُكَ وَ يَمْتَنِعُ فِيهِ مِنَ النَّظَرِ إِلَى النِّسَاءِ، وَ إِنَّا نَحْنُ لَهَاهُنَا وَ نَحْنُ قَرِيبٌ، وَ لَنَا مِيَاءٌ مُتَّصِلَةٌ مَا نَبْلُغُ الْحَجَّ حَتَّى يَشُقَّ عَلَيْنَا فَكَيْفَ أَنْتُمْ فِي بُعْدِ الْبِلادِ وَ مَا مِنْ مَلِكِ وَ لا سُوقَةٍ يَصِلُ إِلَى الْحَجِّ إِلَّا بِمَشَقَّةٍ فِي تَغْيِيرِ مَطْعَم أَوْ مَشْرَبٍ أَوْ رِيحٍ أَوْ شَمْسٍ لا يَسْتَطِيعُ رَدَّهَا، وَ ذَلِكَ قَوْلُهُ (عزوجل): «وَ تَحْمِلُ أَثْقَالَكُمْ إِلَى بَلَدٍ لَمْ تَكُونُوا بَالِغِيهِ إِلَّا بِشِقِّ الْأَنْفُسِ إِنَّ رَبَّكُمْ لَرَؤُفٌ رَحِيمٌ».

8- مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ رِبْعِيِّ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنِ الْفُضَيْلِ بْنِ يَسَارٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَر (علیه السلام) يَقُولُ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) يُحَالِفُ الْفَقْرُ وَ الْحُمَّى مُدْمِنَ الْحَجِّ وَ الْعُمْرَةِ.

٩- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ عَنْ سَعْدِ الْإِسْكَافِ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ (علیه السلام) يَقُولُ:

آیا نمی بینی که در این سفر، سر تو غبار آلود، و پوست بدنت چرکین می شود و خود را از نگاه به زنان باز می داری. همانا ما در اینجا و نزدیک مکه هستیم. در هر منزلی بین راه آب وجود دارد. با این صورت به حج نمی رسیم مگر با زحمت و مشقت، پس چگونه خواهد بود حال شما با توجه به مسافت دوری که بین شما و مکه وجود دارد، و هیچ پادشاه و هیچ رعیتی به حج نمی رسند مگر با تحمل مشقت و رنج سفر که خوراکش دگرگون می گردد، با کمبود آب، یا آزار باد، یا آفتاب - که توان دفع و رد آن را ندارد - رو به رو می شود و همین مضمون گفتار خداوند (عزوجل) است که می فرماید:

«و شتران بارهای سنگین شما را به شهری حمل می کنند که شما جز با مشقت و رنج به آن نمی رسیدید. به راستی که پروردگار شما رؤوف و مهربان است».

8- فضيل بن یسار گوید: از امام باقر (علیه السلام) شنیدم که می فرمود:

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: کسی که بر انجام حج و عمره مداومت نماید، فقر و بیماری و تب با او همراهی نخواهد کرد.

۹- سعد اسکاف گوید: از امام باقر (علیه السلام) شنیدم که می فرمود:

إِنَّ الْحَاجَّ إِذَا أَخَذَ فِي جَهَازِهِ لَمْ يَخْطُ خُطْوَةً فِي شَيْءٍ مِنْ جَهَازِهِ إِلَّا كَتَبَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ عَشْرَ حَسَنَاتٍ، وَ مَحَا عَنْهُ عَشْرَ سَيِّئَاتٍ، وَ رَفَعَ لَهُ عَشْرَ دَرَجَاتٍ حَتَّى يَفْرُغَ مِنْ جَهَازِهِ مَتَى مَا فَرَغَ.

فَإِذَا اسْتَقْبَلَتْ بِهِ رَاحِلَتُهُ لَمْ تَضَعْ خُفَّاً وَ لَمْ تَرْفَعْهُ إِلَّا كَتَبَ اللَّهُ (عزوجل) وَ لَهُ مِثْلَ ذَلِكَ حَتَّى يَقْضِيَ نُسُكَهُ.

فَإِذَا قَضَى نُسُكَهُ غَفَرَ اللَّهُ لَهُ ذُنُوبَهُ وَ كَانَ ذَا الْحِجَّةِ وَ الْمُحَرَّمَ وَ صَفَرَ وَ شَهْرَ رَبِيعٍ الْأَوَّلِ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ تُكْتَبُ لَهُ الْحَسَنَاتُ، وَ لا تُكْتُبُ عَلَيْهِ السَّيِّئَاتُ إِلَّا أَنْ يَأْتِيَ بِمُوجِبَةٍ، فَإِذَا مَضَتِ الْأَرْبَعَةُ الأَشْهُرِ خُلِطَ بِالنَّاسِ.

١٠- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْن خَالِدٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي الْحَسَنِ (علیه السلام): لِأَيِّ شَيْءٍ صَارَ الْحَاجُ لَا يُكْتَبُ عَلَيْهِ الذِّنْبُ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ؟

کسی که قصد سفر حج کند، هر گامی که برای تهیه وسایل سفرش بردارد، خداوند (عزوجل) ده حسنه برای او بنویسد، ده گناه از او محو کند و ده درجه بر مقام او بیفزاید تا این که وسایل خود را تهیه کند و آن گاه که سوار مرکبش شود، هر گامی که آن حیوان بردارد، خداوند بر هر گام آن، مانند آن چه که گفته شد برای او بنویسد تا این که مناسک حج خود را به پایان رساند.

و هر گاه مناسک خود را به پایان رساند،خداوند گناهان او را بیامرزد، و در چهار ماه ذى حجّه، محرّم، صفر و ربیع الاول برای او حسنات نوشته می شود و گناهی بر او نوشته نمی شود، مگر آن که گناه کبیره ای انجام دهد که مستوجب دوزخ شود، و آن گاه که این چهار ماه به پایان رسید، پروندۀ او همانند دیگر مردم خواهد شد.

۱۰- حسین بن خالد گوید: به امام کاظم (علیه السلام) عرض کردم: چرا در نامه اعمال حاجی تا چهار ماه گناهی نوشته نمی شود؟

قَالَ: إِنَّ اللَّهَ (عزوجل) أَبَاحَ الْمُشْرِكِينَ الْحَرَمَ فِي أَرْبَعَةِ أَشْهُرٍ، إِذْ يَقُولُ: «فَسِيحُوا فِي الْأَرْضِ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ» ثُمَّ وَ هَبَ لِمَنْ يَحُجُّ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ الْبَيْتَ الذُّنُوبَ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ.

11- أَحْمَدُ عَنْ أَبِي مُحَمَّدٍ الْحَجَّالِ عَنْ دَاوُدَ بْنِ أَبِي يَزِيدَ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:

الْحَاجُ لا يَزَالُ عَلَيْهِ نُورُ الْحَجِّ مَا لَمْ يُلِمَّ بِذَنْبٍ.

۱۲- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ أَبِي مُحَمَّدٍ الْفَرَّاءِ قَالَ: سَمِعْتُ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ (علیهما السلام) يَقُولُ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله):

تَابِعُوا بَيْنَ الْحَجِّ وَ الْعُمْرَةِ، فَإِنَّهُمَا يَنْفِيَانِ الْفَقْرَ وَ الذُّنُوبَ، كَمَا يَنْفِي الْكِيرُ خَبَثَ الْحَدِيدِ.

13- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ عَلِيَّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ عِمْرَانَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:

فرمود: همانا خداوند (عزوجل) چهار ماه را برای مشرکان مباح ساخته است و در ظرف این چهار ماه آنها را از تعرّض مصون داشته است. آنجا که می فرماید: «مدت چهار ماه در زمین سیر کنید».

خداوند بر همین اساس برای مؤمنی که حج به جای آورد، گناهانش را تا چهار ماه بخشیده است.

۱۱- راوی گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

شخصی که حج به جای آورده تا خود را به گناهی نیالاید، همواره نور حج در چهرۀ او خواهد درخشید.

١٢- ابومحمد فرّاء گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که می فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: حج و عمره را از پی یکدیگر انجام دهید؛ چرا این دو عمل، فقر و ناداری و گناهان را برطرف می کنند آن سان که کوره ها زنگ زدگی آهن را می زدایند.

۱۳- ابوبصیر گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

الْحَج وَ الْعُمْرَةُ سُوقَانِ مِنْ أَسْوَاقِ الْآخِرَةِ اللَّازِمُ لَهُمَا فِي ضَمَانِ اللَّهِ، إِنْ أَبْقَاهُ أَدَّاهُ إِلَى عِبَالِهِ، وَ إِنْ أَمَاتَهُ أَدْخَلَهُ الْجَنَّةَ.

14- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ زَكَرِيَّا الْمُؤْمِنِ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ صَالِحٍ عَنْ رَجُلٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ: الحاج و المُعْتَمِرُ وَقدُ اللَّهِ إِنْ سَأَلُوهُ أَعْطَاهُمْ وَ إِن دَعَوْهُ أَجَابَهُمْ، وَ إِنْ شَفَعُوا شَفَعَهُمْ، وَ إِنْ سَكَتُوا ابْتَدَأَهُمْ، وَ يُعَوَّضُونَ بِالدِّرْهَم أَلْفَ أَلْفِ دِرْهَم.

15- وَ عَنْهُ عَنْ عَبْدِ الْمُؤْمِنِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ: دِرْهَمْ تُنْفِقُهُ فِي الْحَجِّ أَفْضَلُ مِنْ عِشْرِينَ أَلْفَ دِرْهَم تُنْفِقُهَا فِي حَقِّ.

16- وَ عَنْهُ عَنْ عَبْدِ الْمُؤْمِنِ عَنْ دَاوُدَ بْنِ أَبِي سُلَيْمَانَ الْجَصَّاصِ عَنْ عُذَافِرٍ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام): مَا يَمْنَعُكَ مِنَ الْحَجِّ فِي كُلِّ سَنَةٍ؟

قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ! الْعِیالُ.

حج و عمره دو بازار از بازارهای جهان آخرت هستند که ملازم و همراه آن دو، در ضمانت خداوند است. اگر خداوند حاجی را نگاه دارد به خانواده اش بازگرداند، و اگر او را بمیراند به بهشت خواهد برد.

۱۴- یکی از اصحاب ما گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

حاجی و کسی که عمره را انجام می دهد، مهمان خدا هستند. اگر آنها از خدا چیزی بخواهند به آنان عطا کند، اگر او را فراخوانند آنها را اجابت کند، اگر از کسی شفاعت کنند، شفاعت آنها را می پذیرد، اگر ساکت بمانند، خداوند خود بدون درخواست به آنان عطا می نماید و در ازای یک درهم، یک میلیون درهم به آنان می دهد.

۱۵ـ ابو حمزه گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: یک درهم که برای مراسم حج هزینه کنی از بیست هزار درهم که در راه حقی دیگر هزینه کنی، بهتر است.

۱۶- عذافر گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: چه چیزی تو را از انجام همه سالۀ حج باز می دارد؟

عرض کردم: قربانت گردم! زن و فرزندان.

قَالَ: فَقَالَ: إِذَا مِتْ فَمَنْ لِعِبَالِكَ؟! أَطْعِمْ عِبَالَكَ الْخَلَّ وَ الزَّيْتَ وَ حُجَّ بِهِمْ كُلَّ سَنَةٍ.

۱۷- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطٍ عَنْ سُلَيْمَانَ الْجَعْفَرِيِّ عَمَّنْ رَوَاهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:

كَانَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ (علیهما السلام) يَقُولُ:

بَادِرُوا بِالسَّلَامِ عَلَى الْحَاجِّ وَ المُعْتَمِرِ وَ مُصَافَحَتِهِمْ مِنْ قَبْلِ أَن تُخَالِطَهُمُ الذُّنُوبُ.

۱۸- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ زَكَرِيَّا الْمُؤْمِنِ عَنْ شُعَيْبِ الْعَقَرْقُوفِيَّ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ: الْحَاجُ وَ الْمُعْتَمِرُ فِي ضَمَانِ اللَّهِ، فَإِنْ مَاتَ مُتَوَجِّهاً غَفَرَ اللَّهُ لَهُ ذُنُوبَهُ، وَ إِنْ مَاتَ مُحْرِماً بَعَثَهُ اللَّهُ مُلَيِّباً، وَ إِنْ مَاتَ بِأَحَدِ الْحَرَمَيْنِ بَعَثَهُ اللَّهُ مِنَ الْآمِنِينَ، وَ إِنْ مَاتَ مُنْصَرِفاً غَفَرَ اللَّهُ لَهُ جَمِيعَ ذُنُوبِهِ.

فرمود: هرگاه تو بمیری چه کسی هزینه آنها را به عهده می گیرد؟! خوراک آنها را سرکه و زیتون قرار ده (1)و همه ساله به همراه آنها مراسم حج را انجام ده.

۱۷- راوی گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: علی بن الحسین (علیهما السلام) می فرمود: برای سلام بر حاجیان و عمره گزاران و مصافحۀ با آنان بشتابید، پیش از آن که آلودۀ گناه شوند.

۱۸- ابوبصیر گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: حاجی و عمره گزار در ضمانت خدا است، اگر در حالی که رو به کعبه می رود بمیرد، خداوند گناهان او را می آمرزد، اگر در حال احرام بمیرد خداوند او را در روز قیامت لبیک گویان برمی انگیزاند، اگر در یکی از دو حرم مکه و مدینه بمیرد، خداوند او را ایمن شده از عذاب بر می انگیزاند و اگر به هنگام بازگشت بمیرد، خداوند تمام گناهان او را می آمرزد.


1) شاید مراد جلوگیری از اسراف باشد، تا هزینه زندگی کمتر شود، و اندوخته ای برای انجام همه ساله حج گردد.

۱۹- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَن ابْن فَضَّالِ عَن الرّضَا (علیه السلام) قَالَ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ: مَا وَ قَفَ أَحَدٌ فِي تِلْكَ الْجِبَالِ إِلَّا اسْتُجِيبَ لَهُ: فَأَمَّا الْمُؤْمِنُونَ فَيُسْتَجَابُ لَهُمْ فِي آخِرَتِهِمْ. وَ أَمَّا الْكُفَّارُ فَيُسْتَجَابُ لَهُمْ فِي دُنْيَاهُمْ.

٢٠- وَ عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ الله (علیه السلام): إِذَا أَخَذَ النَّاسُ مَنَازِلَهُمْ بِمِنِّى نَادَى مُنَادٍ: يَا مِنِّي قَدْ جَاءَ أَهْلُكِ فَاتَّسِعِي فِي فِجَاكِ وَ اتْرَعِى فِي مَنَابِكِ.

وَ مُنَادٍ يُنَادِي: لَوْ تَدْرُونَ بِمَنْ حَلَلْتُمْ لَأَيْقَتُمْ بِالْخَلَفِ بَعْدَ الْمَغْفِرَةِ.

۲۱- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِـي الْجَارُودِ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ (علیه السلام) قَالَ:

«فَفِرُّوا إِلَى اللهِ إِنِّي لَكُمْ مِنْهُ نَذِيرٌ مُبِينٌ».

قَالَ: حُجُوا إِلَى اللهِ (عزوجل).

۱۹- ابن فضال گوید: از امام رضا (علیه السلام) شنیدم که می فرمود:

هر که در کوه های (مزدلفه، عرفات و منا) وقوف کند، دعایش مستجاب شود که دعای مؤمنان در جهان آخرت و دعای کفّار در دنیا مستجاب خواهد شد.

۲۰- یکی از اصحاب ما گوید: امام صادق (علی السلام) فرمود: هنگامی که مردم وارد سرزمین منا شوند، منادی ندا کند: ای منا! اینک اهل تو آمدند، راه خود را وسعت ده و حوض خود را پر کن.

منادی دیگری ندا می کند: اگر می دانستید که به درگاه چه کسی فرود آمده اید، یقین می کردید که علاوه بر جبران هزینه، آمرزیده شده اید.

۲۱- ابو جارود گوید: امام باقر (علیه السلام) دربارۀ آیه شریفه که می فرماید: «پس به سوی خدا بگریزید به راستی که من از سوی او برای شما بیم دهنده ای آشکارم».

فرمود: به سوی خداوند (عزوجل) حج و آهنگ کنید.

۲۲- عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ عُمَيْرٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:

إِذَا أَخَذَ النَّاسُ مَنَازِلَهُمْ بِمِنِّى نَادَى مُنَادٍ: لَوْ تَعْلَمُونَ بِفِنَاءِ مَنْ حَلَلْتُمْ لَأَيْقَلْتُمْ بِالْخَلَفِ بَعْدَ الْمَغْفِرَةِ.

٢٣- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ يُونُسَ بْنِ يَعْقُوبَ عَنْ خَالِهِ عَبْدِ اللَّهِ بْن عَبْدِ الرَّحْمَانِ عَنْ سَعِيدٍ السَّمَانِ قَالَ:

كُنْتُ أَحُجُّ فِي كُلِّ سَنَةٍ فَلَمَّا كَانَ فِي سَنَةٍ شَدِيدَةٍ أَصَابَ النَّاسَ فِيهَا جَهْدٌ.

فَقَالَ لِي أَصْحَابِي: لَوْ نَظَرْتَ إِلَى مَا تُرِيدُ أَنْ تَحُجَّ الْعَامَ بِهِ فَتَصَدَّقْتَ بِهِ كَانَ أَفْضَلَ.

قَالَ: فَقُلْتُ لَهُمْ: وَ تَرَوْنَ ذَلِكَ؟

قَالُوا: نَعَمْ.

قَالَ: فَتَصَدَّقْتُ تِلْكَ السَّنَةَ بِمَا أُرِيدُ أَنْ أَحُجَّ بِهِ، وَ أَقَمْتُ.

۲۲- معاوية بن عمّار گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

هنگامی که مردم در سرزمین منا فرود آیند، منادی ندا می کند: اگر می دانستید به درگاه چه کسی آمده اید، یقین می کردید که علاوه بر جبران هزینه، آمرزیده شده اید.

۲۳- سعید سمّان گوید: من هر سال توفیق شرکت در مراسم حج را داشتم. سالی (به سبب گرانی و قحطی) بر مردم سخت گذشت. دوستانم به من گفتند: اگر آن وجهی را که با آن به حج می رفتی، صدقه بدهی بهتر است.

گفتم: شما نیز این کار را بهتر می دانید؟

گفتند: آری.

سعید گوید: من آن سال هزینۀ سفر حج را صدقه دادم و در کوفه ماندم.

قَالَ: فَرَأَيْتُ رُؤْيَا لَيْلَةَ عَرَفَةَ وَ قُلْتُ: وَ اللهِ، لا أعُودُ وَ لا أَدَعُ الْحَج.

قَالَ: فَلَمَّا كَانَ مِنْ قَابِل حَجَجْتُ، فَلَمَّا أَتَيْتُ مِنّي رَأَيْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) وَ عِنْدَهُ النَّاسُ مُجْتَمِعُونَ فَأَتَيْتُهُ فَقُلْتُ لَهُ: أَخْبِرْنِي عَنِ الرَّجُل وَ قَصَصْتُ عَلَيْهِ قِصَّتِي وَ قُلْتُ: أَيُّهُمَا أَفْضَلُ الْحَجُّ أَوِ الصَّدَقَةُ؟

فَقَالَ: مَا أَحْسَنَ الصَّدَقَةَ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ.

قَالَ: قُلْتُ: أَجَلْ فَأَيُّهُمَا أَفْضَلُ؟

قَالَ: مَا يَمْنَعُ أَحَدَكُمْ مِنْ أَنْ يَحُجَّ وَ يَتَصَدَّقَ.

قَالَ: قُلْتُ: مَا يَبْلُغُ مَالُهُ ذَلِكَ وَ لَا يَتَّسِعُ.

قَالَ: إِذَا أَرَادَ أَنْ يُنْفِقَ عَشَرَةَ دَرَاهِمَ فِي شَيْءٍ مِنْ سَبَبِ الْحَجِّ أَنْفَقَ خَمْسَةٌ وَ تَصَدَّقَ بِخَمْسَةٍ أَوْ قَصَّرَ فِي شَيْءٍ مِنْ نَفَقَتِهِ فِي الْحَجِّ فَيَجْعَلُ مَـا يَحْبِسُ فِي الصَّدَقَةِ، فَإِنَّ لَهُ فِي ذَلِكَ أَجْراً.

شب عرفه خوابی دیدم که با خود گفتم: به خدا سوگند! دیگر این کار را نمی کنم و از مراسم حج باز نخواهم ماند.

می گوید: سال جدید فرا رسید، برای انجام حج به مکه رفتم، وقـتی بـه مـنا آمدم، امـام صادق (علیه السلام) را دیدم که مردم گرداگرد وجود حضرتش حلقه زده بودند. به خدمت آن حضرت شرف یاب شدم و جریان خود را برایش بازگو کردم و عرض داشتم: کدام بهتر است: حج یا صدقه؟

آن حضرت سه مرتبه فرمود: صدقه، چقدر نیکوست؟!

عرض کردم: آری، ولی کدام بهتر است؟

فرمود: چه مانعی دارد که کسی از شما هم در مراسم حج شرکت کند و هم صدقه بدهد؟! عرض کردم: دارایی او به این اندازه نیست و گنجایش چنین کاری را ندارد. فرمود: به جای آن که در هزینۀ مراسم حج ده درهم مصرف نماید، پنج درهم هزینه کند و پنج درهم دیگر را صدقه بدهد، یا در برخی از هزینه های حجّ ـ که ضروری نیستند ـ کمتر مصرف کند و دیگر پس انداز خود را صدقه بدهد، زیرا این کار دارای پاداشی برای اوست.

قَالَ: قُلْتُ: هَذَا لَوْ فَعَلْنَاهُ اسْتَقَامَ.

قَالَ: ثُمَّ قَالَ: وَ أَنِّى لَهُ مِثْلُ الْحَجِّ - فَقَالَهَا ثَلَاثَ مَرَّاتٍ - إِنَّ الْعَبْدَ لَيَخْرُجُ مِنْ بَيْنِهِ فَيُعْطِي قِسْماً حَتَّى إِذَا أَتَى الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ طَافَ طَوَافَ الْفَرِيضَةِ ثُمَّ عَدَلَ إِلَى مَقَامِ إِبْرَاهِيمَ فَصَلَّى رَكْعَتَيْنِ فَيَأْتِيهِ مَلَكَ فَيَقُومُ عَنْ يَسَارِهِ فَإِذَا انْصَرَفَ ضَرَبَ بِيَدِهِ عَلَى كَتِفَيْهِ فَيَقُولُ: يَا هَذَا! أَمَّا مَا مَضَى فَقَدْ غُفِرَ لَكَ وَ أَمَّا مَا يَسْتَقْبِلُ فَجِدَّ.

24- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ الثَّمَالِيُّ قَالَ:

قَالَ رَجُلٌ لِعَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ (علیهما السلام): تَرَكْتَ الْجِهَادَ وَ خُشُونَتَهُ وَ لَزِمْتَ الْحَجَّ وَ لِينَهُ؟

قَالَ: وَ كَانَ مُتَّكِئاً فَجَلَسَ وَ قَالَ: وَيْحَكَ! أَ مَا بَلَغَكَ مَا قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله) فِي حَجَّةِ الْوَدَاعِ إِنَّهُ لَمَّا وَ قَفَ بِعَرَفَةَ وَ هَمَّتِ الشَّمْسُ أَنْ تَغِيبَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله): يَا بِلَالُ! قُلْ لِلنَّاسِ: فَلْيُنْصِتُوا.

سعید گوید: عرض کردم: اگر این کار را انجام دهیم که هم در مراسم حج شرکت کنیم و هم صدقه بدهیم درست می شود.

حضرتش سه مرتبه فرمود: و کجاست برای او پاداشی همانند حج؟ به راستی آن گاه که بنده ای برای انجام حج از خانۀ خود خارج می شود، بهره هایی از پاداش به او داده می شود. تا هنگامی که وارد مسجد الحرام شود و طواف واجب را انجام دهد و آن گاه در مقام ابراهیم (علیه السلام) دو رکعت نماز گزارد، فرشته ای نزد او می آید و در جانب چپ او می ایستد، وقتی نماز را به پایان رساند دست خود را بر شانۀ او می زند و می گوید: فلانی! خداوند گناهان گذشتۀ تو را آمرزید، نسبت به آینده خود سعی و تلاش بکن.

۲۴- ابو حمزه ثمالی گوید: مردی به امام سجاد (علیه السلام) عرض کرد: جهاد و خشونت و درشتی آن را رها کرده و ملازم و همراه حج و نرمی آن شده ای؟!

راوی گوید: آن حضرت تکیه کرده بود، پس نشست و رو به او کرد فرمود: از تو در شگفتم! آیا سخن رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در حجة الوداع به تو نرسیده است که آن بزرگوار در صحرای عرفه نزدیک غروب آفتاب ایستاد و فرمود: ای بلال! به مردم بگو تا ساکت شوند!

فَلَمَّا نَصَتُوا قَالَ رَسُولُ اللهِ (صلى الله عليه و آله): إِنَّ رَبَّكُمْ تَطَوَّلَ عَلَيْكُمْ فِي هَذَا الْيَوْمِ، فَغَفَرَ لمُحْسِنِكُمْ وَ شَفَعَ مُحْسِنَكُمْ فِي مُسيئكُمْ، فَأَفِيضُوا مَغْفُوراً لَكُمْ.

قَالَ: وَ زَادَ غَيْرُ الثَّمَالِى أَنَّهُ قَالَ: إِلَّا أَهْلَ التَّبعَاتِ، فَإِنَّ اللهَ عَدْلٌ يَأْخُذُ لِلضَّعِيف مِنَ الْقَوِيُّ. فَلَمَّا كَانَتْ لَيْلَةُ جَمْع لَمْ يَزَلْ يُنَاجِي رَبَّهُ وَ يَسْأَلُهُ لِأَهْلِ التَّبِعَاتِ، فَلَمَّا وَ قَفَ بِجَمْع قَالَ لِبِلَالٍ: قُلْ لِلنَّاسِ فَلْيُنْصِتُوا.

فَلَمَّا نَصَتُوا قَالَ: إِنَّ رَبَّكُمْ تَطَوَّلَ عَلَيْكُمْ فِي هَذَا الْيَوْمِ، فَغَفَرَ لِمُحْسِنِكُمْ وَ شَفْعَ مُحْسِنَكُمْ فِي مُسِيئِكُمْ، فَأَفِيضُوا مَغْفُوراً لَكُمْ، وَ ضَمِنَ لِأَهْلِ التَّبِعَاتِ مِنْ عِنْدِهِ الرّضَا.

25- عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ:

هنگامی که مردم ساکت شدند حضرتش فرمود: همانا پروردگارتان در این روز برای شما انعام کرد؛ نیکوکارهایتان را بخشید و شفاعت نیکوکاران را در مورد بدکاران پذیرفت. شما در حالی از عرفه بازمی گردید که بخشیده شده اید.

راوی گوید: راوی دیگری غیر از ثمالی این روایت نقل کرده و افزوده که حضرتش فرمود: مگر کسی که بر عهدهٔ او حق الناس، باشد چرا که خداوند عادل است و حق ضعیف و ناتوان را از قوی و نیرومند می ستاند.

حضرتش به هنگام شب در مزدلفه پیوسته با پروردگار خویش مناجات می کرد و برای کسانی که بر عهده آنان حق الناس بود درخواست بخشش می نمود.

حضرتش هنگامی که در مزدلفه وقوف کرد به بلال فرمود: به مردم بگو تا ساکت شوند، وقتی مردم ساکت شدند فرمود: همانا پروردگارتان در این روز به شما فضیلت و برتری داد، نیکوکاران شما را بخشید و شفاعت نیکوکاران را دربارهٔ بدکارانتان پذیرفت. پس در حالی بازگردید که آمرزیده شده اید و نسبت به حق الناس، رضایت صاحبان حق را از نزد خود ضمانت فرمود.

۲۵- معاوية بن عمار گوید:

لَمَّا أَفَاضَ رَسُولُ اللهِ (صلى الله عليه و آله) تَلَقَّاهُ أَعْرَابِيِّ بِالْأَبْطَحَ فَقَالَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ! إِنِّي خَرَجْتُ أُرِيدُ الْحَجَّ فَعَاقَنِي وَ أَنَا رَجُلٌ مَيْلُ - يَعْنِي كَثِيرَ الْمَالِ - فَمُرْنِي أَصْنَعُ فِي مَالِي مَا أَبْلُغُ بِهِ مَا يَبْلُغُ بِهِ الْحَاجُ. قَالَ: فَالْتَفَتَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم إِلَى أَبِي قُبَيْسٍ، فَقَالَ: لَوْ أَنَّ أَبَا قُبَيْسٍ لَكَ زِنَتَهُ ذَهَبَةٌ حَمْرَاءُ أَنْفَقْتَهُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ مَا بَلَغْتَ مَا بَلَغَ الْحَاجُّ.

٢6- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ أَبِي إِسْمَاعِيلَ السَّرَّاج عَنْ هَارُونَ بْنِ خَارِجَةَ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) يَقُولُ: مَنْ دُفِنَ فِي الْحَرَمِ أَمِنَ مِنَ الْفَزَعِ الْأَكْبَرِ.

فَقُلْتُ لَهُ: مِنْ بَرَّ النَّاسِ وَ فَاجِرِهِمْ؟

قَالَ: مِنْ بَرَّ النَّاسِ وَ فَاجِرِهِمْ.

هنگامی که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) از منا باز می گشت در وادی ابطح عربی بیابان نشین آن حضرت را ملاقات نمود و عرض کرد: ای رسول خدا! من برای انجام حج از خانۀ خود بیرون آمدم، ولی کسی مانع من شد. من مرد ثروتمندی هستم، به من در مورد ثروتم دستوری دهید تا به مرتبه ای که حاجیان می رسند من نیز به به آن برسم.

گوید: رسول خدا (صلى الله عليه و آله) نگاهی به کوه ابوقبیس کرد، آن گاه فرمود: اگر هم وزن این کوه، طلای خالص داشتی و آن را در راه خدا انفاق می کردی به پاداش حاجیان نمی رسیدی.

۲۶- هارون بن خارجه گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که می فرمود:

کسی که در حرم دفن شود از هول و وحشت بزرگ روز محشر ایمن خواهد بود.

هارون گوید: به حضرتش عرض کردم: خواه از نیکان باشد و خواه از تبهکاران؟

فرمود: آری خواه از نیکان باشد و خواه از تبهکاران.

۲۷- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام )قَالَ: إِنَّ أَدْنَى مَا يَرْجِعُ بِهِ الْحَاجُ الَّذِي لا يُقْبَلُ مِنْهُ أَنْ يُحْفَظَ فِي أَهْلِهِ وَ مَالِهِ.

قَالَ: فَقُلْتُ: بِأَيِّ شَيْءٍ يُحْفَظُ فِيهِمْ؟

قَالَ: لا يَحْدُثُ فِيهِمْ إِلَّا مَا كَانَ يَحْدُثُ فِيهِمْ وَهُوَ مُقِيمٌ مَعَهُمْ.

۲۸- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرِ عَنْ جُنْدَبٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله):

الْحَجُ جِهَادُ الضَّعِيف.

ثُمَّ وَ ضَعَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) يَدَهُ فِي صَدْرِ نَفْسِهِ وَ قَالَ: نَحْنُ الضُّعَفَاءُ وَ نَحْنُ الضُّعَفَاءُ.

٢٩- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ مَيْمُونٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ الله (علیه السلام):

۲۷- راوی گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

همانا کمترین چیزی که حاجی که حج او قبول نمی شود با خود می آورد این است که خانواده و ثروتش محفوظ می ماند.

راوی گوید: عرض کردم: به چه چیزی محفوظ می مانند؟

فرمود: بلایی برای آنان فرود نمی آید مگر به همان اندازه ای که خود او با آنان بود.

۲۸- جندب گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: حج جهاد، ضعیف است.

آن گاه حضرتش دست خود را بر سینۀ مبارکش نهاد و فرمود: ما همان ضعيفانيم، ما همان ضعیفانیم.

۲۹- ابراهيم بن میمون گوید: به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم:

إِنِّي أَحُجُّ سَنَةٌ وَ شَرِيكِي سَنَةٌ.

قَالَ: مَا يَمْنَعُكَ مِنَ الْحَجِّ يَا إِبْرَاهِيمُ؟!

قُلْتُ: لا أَتَفَرَّغُ لِذَلِكَ جُعِلْتُ فِدَاكَ! أَتَصَدَّقُ بِخَمْسِمِائَةٍ مَكَانَ ذَلِكَ.

قَالَ: الْحَجُّ أَفْضَلُ.

قُلْتُ: أَلف.

قَالَ: الْحَجُّ أَفْضَلُ.

قُلْتُ: فَأَلْفِ وَ خَمْسِمِائَةٍ.

قَالَ: الْحَج أَفْضَلُ.

قُلْتُ: أَلْفَيْن.

قَالَ: أَ فِي أَلْفَيْكَ طَوَافُ الْبَيْتِ؟

قُلْتُ : لا.

قَالَ: أَ فِي أَلْفَيْكَ سَعَى بَيْنَ الصَّفَا وَ الْمَرْوَةِ؟

یک سال من به حج می روم و یک سال شریکم.

فرمود: ای ابراهیم! چه چیزی تو را از انجام حج باز می دارد؟

عرض کردم: قربانت گردم! به خاطر شغلی که دارم موفق نمی شوم، ولی به جای آن پانصد درهم صدقه می دهم.

فرمود: حج بهتر است.

عرض کردم: هزار درهم؟

فرمود: حج بهتر است.

عرض کردم: هزار و پانصد درهم؟

فرمود: حج بهتر است.

عرض کردم: دو هزار درهم؟

فرمود: آیا در دو هزار درهم تو طواف کعبه هست؟

عرض کردم: نه.

فرمود: آیا در آن، سعی میان صفا و مروه هست؟

قُلْتُ: لا.

قَالَ: أَ فِي أَلْفَيْكَ وُقُوفٌ بِعَرَفَةَ؟

قلت: لا.

قَالَ: أَ فِي أَلْفَيْكَ رَمْيُ الْحِمَارِ؟

قُلْتُ: لا.

قَالَ: أَ فِي أَلْفَيْكَ الْمَنَاسِكَ؟

قُلْتُ : لا.

قَالَ: الْحَجُّ أَفْضَلُ.

٣٠- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:

قَالَ لِي أَبُو عَبْدِ اللَّهِ: قَالَ لِي إِبْرَاهِيمُ بْنُ مَيْمُونٍ: كُنْتُ جَالِساً عِنْدَ أَبِي حَنِيفَةَ فَجَاءَهُ رَجُلٌ فَسَأَلَهُ فَقَالَ: مَا تَرَى فِي رَجُلٍ قَدْ حَجَّ حَجَّةَ الْإِسْلَامِ الْحَجِّ أَفْضَلُ أَمْ يُعْتِقُ رَقَبَةً؟

عرض کردم: نه.

فرمود: آیا در آن، وقوف در عرفه هست؟

عرض کردم: نه.

فرمود: آیا در آن رمی جمره های سه گانه هست؟

گفتم: نه.

فرمود: آیا در دو هزار درهم تو مناسک هست؟

عرض کردم: نه.

فرمود: پس در این صورت همان حج بهتر است.

٣٠- عبدالله بن سنان گوید: امام صادق (علیه السلام) به من فرمود: ابراهیم بن میمون به من گفت: من در نزد ابو حنیفه نشسته بودم که مردی آمد از وی پرسید: نظر تو دربارۀ شخصی که حجة الاسلام را انجام می دهد چیست؟ آیا حج بهتر است یا آزاد کردن یک برده؟

فَقَالَ: لا، بَلْ عِتْقُ رَقَبَةٍ.

فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام): كَذَبَ وَ اللَّهِ، وَ أَيْمَ لَحَجَّةٌ أَفْضَلُ مِنْ عِتْقِ رَقَبَةٍ وَ رَقَبَةٍ وَ رَقَبَةٍ حَتَّى عَدَّ عَشْراً.

ثُمَّ قَالَ: وَيْحَهُ فِي أَيَّ رَقَبَةٍ طَوَافُ بِالْبَيْتِ وَ سَعْيٌّ بَيْنَ الصَّفَا وَ الْمَرْوَةِ وَ الْوُقُوفُ بِعَرَفَةَ وَ حَلْقُ الرَّأْسِ وَ رَمْيُ الْحِمَارِ؟ لَوْ كَانَ كَمَا قَالَ لَعَطَّلَ النَّاسُ الْحَجَّ، وَ لَوْ فَعَلُوا كَانَ يَنْبَغِي لِلْإِمَامِ أَنْ يُجْبِرَهُمْ عَلَى الْحَجِّ إِنْ شَاءُوا وَ إِنْ أَبَوْا، فَإِنَّ هَذَا الْبَيْتَ إِنَّمَا وُضِعَ لِلْحَجِّ.

31- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ عُمَرَ بْنِ يَزِيدَ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) يَقُولُ:

حَجَّةٌ أَفْضَلُ مِنْ عِتْقِ سَبْعِينَ رَقَبَةً.

فَقُلْتُ: مَا يَعْدِلُ الْحَجَّ شَيْءٌ؟

ابوحنیفه گفت: نه، بلکه آزاد کردن یک برده، بهتر است.

امام صادق (علیه السلام) فرمود: به خدا سوگند! دروغ گفته و گناه کرده است، یک حجّ بهتر از آزاد کردن یک برده است.

حضرتش به شمار برده ها افزود تا آن که به ده برده رسید، سپس فرمود: وای بر او! در کدام برده آزاد کردن طواف کعبه، سعی میان صفا و مروه، وقوف در عرفه، تراشیدن سر و رمی جمره های سه گانه وجود دارد؟ اگر البته آن گونه بود که ابوحنیفه گفته است؛ مردم حج را ضایع می کردند، و در این صورت بر امام شایسته بود که آنها را خواسته و نخواسته برای رفتن به حج وادار نماید، زیرا این خانه کعبه، برای حج بنا نهاده شده است.

31- عمر بن یزید گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که می فرمود: انجام یک حج از آزاد کردن هفتاد برده بهتر است.

عرض کردم: آیا چیزی با حج برابری نمی کند؟

قَالَ: مَا يَعْدِلُهُ شَيْءٌ، وَ لَدِرْهَمْ وَ احِدٌ فِي الْحَجِّ أَفْضَلُ مِنْ أَلْفَيْ أَلْفِ دِرْهَم فِيمَا سِوَاهُ مِنْ سَبيل اللَّهِ.

ثُمَّ قَالَ لَهُ: خَرَجْتُ عَلَى نَيْفٍ وَ سَبْعِينَ بَعِيراً وَبِضْعَ عَشْرَةَ دَابَّةٌ وَ لَقَدِ اشْتَرَيْتُ سُوداً أُكَثْرُ بِهَا الْعَدَدَ، وَ لَقَدْ آذَانِي أَكْلُ الْخَلِّ وَ الزَّيْتِ حَتَّى إِنَّ حَمِيدَةَ أَمَرَتْ بِدَجَاجَةٍ فَشُوِيَتْ فَرَجَعَتْ إِلَيَّ نَفْسِي.

۳۲- عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حُسَيْنِ الْأَحْمَسِيَّ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ (علیه السلام): حَجَّةٌ خَيْرٌ مِنْ بَيْتٍ مَمْلُوءٍ ذَهَباً يُتَصَدَّقُ بِهِ حَتَّى يَفْنَى. ٣٣- عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ رِبْعِيِّ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنِ الْفُضَيْلِ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ (علیه السلام) يَقُولُ:

لا، وَ رَبِّ هَذِهِ الْبَنِيَّةِ! لا يُخَالِفُ مُدْمِنَ الْحَجِّ بِهَذَا الْبَيْتِ حُمَّى، وَ لَا فَقْرٌ أَبَداً.

فرمود: چیزی با آن برابری نمی کند. البته یک درهم که در راه حجّ هزینه شود از دو هزار در هم که در غیر حج و در راه خدا خرج شود، بهتر است.

آن گاه حضرتش فرمود: با هفتاد و اندی شتر و ده و اندی چهارپا از مدینه برای انجام حج خارج شدم، چند غلام سیاه نیز خریدم تا بر تعداد حاجیان اضافه کنم، در این سفر به جهت خوردن سرکه و روغن زیتون ناتوان شدم تا این که حمیده (مادر امام کاظم (علیه السلام)) دستور داد مرغی را برای من بریان کردند. وقتی آن را خوردم حالم خوب شد و ناتوانی من برطرف گشت.

۳۲- ابوبصیر گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: انجام یک حجّ، بهتر از خانۀ پر از زری است که آن را صدقه دهند تا پایان پذیرد.

۳۳- فضیل گوید: از امام باقر (علیه السلام) شنیدم که می فرمود:

نه، به صاحب این خانه سوگند! کسی که بر انجام حج و عمره مداومت کند، هرگز فقر و بیماری تب ملازم و همراه او نخواهد شد.

34- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ جَمِيعاً عَنْ أَحْمَدَ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ:

قُلْتُ لِلرّضَا (علیه السلام) جُعِلْتُ فِدَاكَ! إِنَّ أَبِي حَدَّثَنِي عَنْ آبَائِكَ (علیهم السلام) أَنَّهُ قِيلَ لِبَعْضِهِمْ: إِنَّ فِي بِلَادِنَا مَوْضِعَ رِبَاطٍ يُقَالُ لَهُ: قَزْوِينُ وَ عَدُوّاً يُقَالُ لَهُ: الدَّيْلَمُ، فَهَلْ مِنْ جِهَادٍ أَوْ هَلْ مِنْ رِبَاطٍ؟

فَقَالَ: عَلَيْكُمْ بِهَذَا الْبَيْتِ فَحُجُوهُ.

ثُمَّ قَالَ: فَأَعَادَ عَلَيْهِ الْحَدِيثَ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ. كُلَّ ذَلِكَ يَقُولُ: عَلَيْكُمْ بِهَذَا الْبَيْتِ فَحُجُوهُ.

ثُمَّ قَالَ فِي الثَّالِثَةِ: أَمَا يَرْضَى أَحَدُكُمْ أَنْ يَكُونَ فِي بَيْتِهِ يُنْفِقُ عَلَى عِيَالِهِ يَنْتَظِرُ أَمْرَنَا، فَإِنْ أَدْرَكَهُ كَانَ كَمَنْ شَهِدَ مَعَ رَسُولِ اللهِ (صلى الله عليه و آله) بَدْراً، وَ إِنْ لَمْ يُدْرِكْهُ كَانَ كَمَنْ كَانَ مَعَ قَائِمِنَا فِي فُسْطَاطِهِ هَكَذَا وَ هَكَذَا ـ وَ جَمَعَ بَيْنَ سَبَّابَتَيْهِ -.

فَقَالَ أَبُو الْحَسَن (علیه السلام): صَدَقَ هُوَ عَلَى مَا ذَكَرَ.

۳۴- محمد بن عبدالله گوید: به امام رضا (علیه السلام) عرض کردم: قربانت گردم! پدرم از پدرانت (علیهم السلام) به من نقل کرد که به یکی از آن بزرگواران گفتند: در شهرهای ما سر حدی به نام قزوین است. در آنجا دشمنی به نام دیلم است. آیا در این زمان می توانیم با آنها جهاد کنیم، یا اسبی برای جهاد با آنها بفرستیم؟ فرمود: بر شما باد به آمدن کنار این خانه کعبه. پس آهنگ آن کنید.

آن گاه پدرم گفت: سؤال کننده سه مرتبه پرسش خود را تکرار کرد. حضرتش در هـر مورد می فرمود: بر شما باد به آمدن کنار این خانه کعبه پس آهنگ آن کنید. حضرتش در مرتبۀ سوم فرمود: آیا یکی از شما شیعیان راضی و خشنود نمی شود که در خانۀ خود باشد، هزینۀ خانواده اش را بدهد و در انتظار ظهور ما باشد؟

پس اگر ظهور را درک کرد، مانند کسی است که با رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در جنگ بدر شرکت کرده باشد، و اگر بمیرد و ظهور را درک نکند به سان کسی است که با قائم ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ در خیمۀ او چنین و چنان باشد - و میان دو انگشت سبابۀ خود را جمع کرد (یعنی در خیمه او و در کنار آن حضرت باشد).

آن گاه امام رضا (علیه السلام) فرمود: پدرت راست گفته است. سخن همان گونه است که او نقل کرده است.

35- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَجَّالِ عَنْ غَالِبٍ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السللم) قَالَ: الْحَج وَ الْعُمْرَةُ سُوقَانِ مِنْ أَسْوَاقِ الْآخِرَةِ وَ الْعَامِلُ بِهِمَا فِي جِوَارِ اللَّهِ، إِنْ أَدْرَكَ مَا يَأْمُلُ غَفَرَ اللَّهُ لَهُ، وَ إِنْ قَصَرَ بِهِ أَجَلُهُ وَ قَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ.

36- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ زَعْلَانَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْن الْمُغِيرَةِ عَن ابْنِ الطَّيَّارِ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام):

حِجَجٌ تَتْرَى وَ عُمَرٌ تُسْعَى يَدْفَعْنَ عَيْلَةَ الْفَقْرِ وَ مِيتَةَ السَّوْءِ.

٣٧- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنِ ابْنِ عُمَيْرٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:

أَتَى النَّبِيَّ (صلى الله عليه و آله) رَجُلَانِ: رَجُلٌ مِنَ الْأَنْصَارِ وَ رَجُلٌ مِنْ ثَقِيفِ. فَقَالَ التَّقِيفِيُّ: يَا رَسُولَ اللَّهِ! حَاجَتِي.

فَقَالَ: سَبَقَكَ أَخُوكَ الْأَنْصَارِيُّ.

۳۵- راوی گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

حج و عمره دو بازار از بازارهای جهان آخرت اند و کسی که آن دو را انجام دهد، در پناه خداوند خواهد بود. اگر به آنچه امید دارد از حج با عمره برسد، خداوند او را بیامرزد، امّا اگر اجل به او مهلت ندهد و به آن نرسد پاداش او بر عهدۀ خداوند است.

۳۶- ابن طیّار گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

مراسم حج هایی که یکی پس از دیگری و به فاصلۀ یک سال و عمره هایی که به فاصله نه روز انجام پذیرد، فقر و تنگدستی و مرگ بد را بر طرف می کنند.

۳۷- معاوية بن عمّار گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

مردی از انصار و مرد دیگری از ثقیف خدمت پیامبر (صلی الله علیه و آله) شرف یاب شدند، مرد ثقفی عرض کرد: ای رسول خدا! حاجت مرا روا کنید.

فرمود: برادر انصاری تو زودتر آمده است.

فَقَالَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ! إِنِّي عَلَى ظَهْرِ سَفَرٍ وَ إِنِّي عَجْلَانُ.

وَ قَالَ الْأَنْصَارِيُّ: إِنِّي قَدْ أَذِنْتُ لَهُ، فَقَالَ: إِنْ شِئْتَ سَأَلْتَنِي، وَ إِنْ شِئْتَ نَبَّأْتُكَ.

فَقَالَ: نَبْنِي يَا رَسُولَ اللَّهِ؟

فَقَالَ: جِئْتَ تَسْأَلُنِي عَنِ الصَّلَاةِ وَ عَنِ الْوُضُوءِ وَ عَنِ السُّجُودِ.

فَقَالَ الرَّجُلُ: إِي وَ الَّذِي بَعَثَكَ بِالْحَقِّ!

فَقَالَ: أَسْبِعْ الْوُضُوءَ وَ امْلَأُ يَدَيْكَ مِنْ رُكْبَتَيْكَ وَ عَفِّرْ جَبِينَكَ فِي التُّرَابِ وَ صَلِّ صَلَاةَ مُوَدِّع.

وَ قَالَ الْأَنْصَارِيُّ: يَا رَسُولَ اللَّهِ! حَاجَتِي.

فَقَالَ: إِنْ شِئْتَ سَأَلْتَنِي، وَ إِنْ شِئْتَ نَباتُكَ.

فَقَالَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ! نَبِّثْنِي.

قَالَ: جِئْتَ تَسْأَلُنِي عَنِ الْحَجِّ وَ عَنِ الطَّوَافِ بِالْبَيْتِ وَ السَّعْيِ بَيْنَ الصَّفَا وَ الْمَرْوَةِ وَ رَمْيِ الْحِمَارِ وَ حَلْقِ الرَّأْسِ وَ يَوْمٍ عَرَفَةَ.

فَقَالَ الرَّجُلُ: إِي وَ الَّذِي بَعَثَكَ بِالْحَقِّ!

عرض کرد: ای رسول خدا! من در حال سفرم و شتاب دارم.

مرد انصاری گفت: من به او اجازه دادم. فرمود: اگر بخواهی سؤال کن و اگر بخواهی من تو را از حاجتت آگاه سازم؟

عرض کرد: ای رسول خدا! مرا از حاجتم آگاه سازید.

فرمود: تو آمده ای تا دربارۀ نماز، وضو و سجود از من سؤال کنی.

عرض کرد: آری، به آن خدایی که تو را فرستاد! همین طور است.

فرمود: وضوی خود را کامل کن، دو دست خود را از دو زانوی خود پرکن و پیشانی خود را بر خاک بگذار و مانند کسی که نماز آخرش باشد نماز بخوان؛ نماز و داعی که پس از این نماز خواهد مرد (یعنی با خشوع و خضوع انجام ده).

مرد انصاری عرض کرد: ای رسول خدا! حاجت مرا نیز روا کنید.

فرمود: اگر بخواهی سؤال کن و اگر بخواهی تو را از حاجتت آگاه سازم؟

عرض کرد: ای رسول خدا! مرا از حاجتم آگاه سازید.

فرمود: تو آمده ای تا دربارۀ حجّ، طواف خانۀ کعبه، سعی میان صفا و مروه، رمی جمره های سه گانه، تراشیدن سر و روز عرفه از من سؤال کنی.

عرض کرد: آری، به آن خدایی که تو را به حق فرستاد! چنین است.

قَالَ: لا تَرْفَعُ نَاقَتُكَ خُفَاً إِلَّا كَتَبَ اللهُ بِهِ لَكَ حَسَنَةٌ، وَ لا تَضَعُ خُفَّاً إِلَّا حَطَّ بِهِ عَنْكَ سَيِّئَةً، وَ طَوَافُ بِالْبَيْتِ وَ سَعْيٌّ بَيْنَ الصَّفَا وَ الْمَرْوَةِ تَنْقَتِلُ كَمَا وَ لَدَتْكَ أُمُّكَ مِنَ الذُّنُوبِ، وَ رَمْيُ الْحِمَارِ ذُخْرٌ يَوْمَ الْقِيَامَةِ، وَ حَلْقُ الرَّأْسِ لَكَ بِكُلِّ شَعْرَةٍ نُورٌ يَوْمَ الْقِيَامَةِ، وَ يَوْمُ عَرَفَةَ يَوْمٌ يُبَاهِي اللَّهُ (عزوجل) بِهِ الْمَلَائِكَةَ. فَلَوْ حَضَرْتَ ذَلِكَ الْيَوْمَ بِرَمْلِ عَالِجِ وَ قَطْرِ السَّمَاءِ وَ أَيَّامِ الْعَالَم ذُنُوباً، فَإِنَّهُ تَبْتُ ذَلِكَ الْيَوْمَ.

وَ فِي حَدِيثٍ آخَرَ: لَهُ بِكُلِّ خُطْوَةٍ يَخْطُو إِلَيْهَا يُكْتَبُ لَهُ حَسَنَةٌ، وَ يُمْحَى عَنْهُ سَيِّئَةٌ، وَ يُرْفَعُ لَهُ بِهَا دَرَجَةٌ.

۳۸- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيَّ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ الْجَهُم عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا (علیه السلام) قَالَ: قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ (علیه السلام): مَا يَقِفُ أَحَدٌ عَلَى تِلْكَ الْجِبَالِ بَرِّ وَ لا فَاجِرٌ إِلَّا اسْتَجَابَ اللهُ لَهُ. فَأَمَّا الْبَرُّ فَيُسْتَجَابُ لَهُ فِي آخِرَتِهِ وَ دُنْيَاهُ، وَ أَمَّا الْفَاجِرُ فَيُسْتَجَابُ لَهُ فِي دُنْيَاهُ.

فرمود: در این سفر شترسواری تو گامی برنمی دارد مگر آن که خداوند پاداشی برای تو می نگارد، آن حیوان گامی بر زمین نمی نهد مگر آن که گناهی از تو محو می کند، و طواف خانۀ کعبه و سعی میان صفا و مروه موجب پاکی از گناهان پاک می گردد همانند روزی که مادرت تو را زایید و رمی جمره های سه گانه ذخیرۀ روز قیامت است، و تراشیدن سر به هر مویی نوری در روز قیامت است و روز عرفه، روزی است که خداوند به آن روز با فرشتگان خود مباهات می کند. اگر در آن روز، در صحرای عرفه حاضر شدی و گناهان تو به اندازهٔ ریگ های انباشته، قطره های باران و روزهای دنیا باشد تمام گناهان تو بریده و نابود خواهند شد.

حضرتش در روایت دیگری فرمود:

به هر گامی که چهار پا به سوی کعبه بر می دارد، پاداشی برای او نوشته می شود، گناهی از او محو می شود، و درجه ای در بهشت برای او بالا می رود.

۳۸- حسین بن جهم گوید: امام رضا (علیه السلام) فرمود: امام باقر (علیه السلام) فرمود:

هیچ کس ـ چه نیکوکار و چه تبهکار ـ بر فراز کوه های مزدلفه، عـرفـات و مـنـا وقـوف نمی کند، مگر آن که خداوند دعایش را اجابت می فرماید؛ دعای نیکوکار در امور دنیایی و جهان آخرتش مستجاب می شود، ولی دعای تبهکار فقط در امور دنیایش مستجاب می گردد.

٣٩- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنِ الْمُفَضّلِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ (علیه السلام) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله):

الْحَاجُ ثَلَاثَةٌ، فَأَفْضَلُهُمْ نَصِيباً رَجُلٌ غُفِرَ لَهُ ذَنْبُهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْهُ وَ مَا تَأَخَّرَ وَ وَ قَاهُ اللَّهُ عَذَابَ الْقَبْرِ، وَ أَمَّا الَّذِي يَلِيهِ فَرَجُلٌ غُفِرَ لَهُ ذَنْبُهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْهُ وَ يَسْتَأْنِفُ الْعَمَلَ فِيمَا بَقِيَ مِنْ عُمُرِهِ. وَ أَمَّا الَّذِي يَلِيهِ فَرَجُلٌ حُفِظَ فِي أَهْلِهِ وَ مَالِهِ.

40- مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْن شَاذَانَ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ الْحَكَم عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ: الْحَاجُ عَلَى ثَلَاثَةِ أَصْنَافِ صِنْفٌ يُعْتَقُ مِنَ النَّارِ، وَ صِنْفٌ يَخْرُجُ مِنْ ذُنُوبِهِ كَهَيْئَةِ يَوْمَ وَلَدَتْهُ أُمُّهُ، وَ صِنْفٌ يُحْفَظُ فِي أَهْلِهِ وَ مَالِهِ، وَ هُوَ أَدْنَى مَا يَرْجِعُ بِهِ الْحَاجُّ.

41- ابْنُ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:

۳۹- جابر گوید: امام باقر (علیه السلام) فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود:

حاجیان برسه گونه اند، حاجی پربار کسی است که گناهان گذشته و آیندۀ او آمرزیده شود، خدا او را از عذاب قبر حفظ کند، پس از او کسی است که گناهان گذشته اش آمرزیده شود، و در باقی ماندۀ عمر، عمل خود را از سر می گیرد، و کسی که رتبه اش پایین تر از این است شخصی است که فقط خانواده و ثروتش محفوظ می شود و آمرزیده نمی شود.

۴۰- معاوية بن عمّار گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

بازگشت حاجیان از سفر حج بر سه گونه است: عده ای از آتش آزاد می شوند.

گروهی از گناهان خود همانند روزی که از مادر متولد شده اند، بیرون می آیند.

دسته ای دیگر که فقط خانواده و ثروتشان محفوظ میماند و آن کمترین پاداشی است که حاجی با خود می آورد.

۴۱- هشام بن حکم گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

مَا مِنْ سَفَرٍ أَبْلَغَ فِي لَحْمِ وَ لَا دَمِ وَ لَا جِلْدِ وَ لَا شَعْرِ مِنْ سَفَرِ مَكَّةَ، وَ مَا أَحَدٌ يَبْلُغُهُ حَتَّى تَنَالُهُ الْمَشَقَّةُ.

42- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَجَّالِ عَنْ دَاوُدَ بْنِ أَبِي يَزِيدَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ: إِذَا أَخَذَ النَّاسُ مَوَاطِنَهُمْ بِمِنِّى نَادَى مُنَادٍ مِنْ قِبَلِ اللَّهِ (عزوجل): إِنْ أَرَدْتُمْ أَنْ أَرْضَى فَقَدْ رَضِيتُ.

43- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ الله (عليه السلام) قَالَ: قَالَ: إِذَا أَخَذَ النَّاسُ مَنَازِلَهُمْ بِمِنِّى نَادَى مُنَادٍ: لَوْ تَعْلَمُونَ بِفِنَاءِ مَنْ حَلَلْتُمْ لَأَبْقَبْتُمْ بِالْخَلَفِ بَعْدَ الْمَغْفِرَةِ.

44- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ عُمَرَ بْنِ حَفْصٍ عَنْ سَعِيدِ بْنِ يَسَارٍ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ (علیه السلام):

هیچ سفری نیست که تأثیر آن در گوشت، خون، پوست و مو از سفر مکه عمیق تر و رساتر باشد، و هیچ فردی نیست که این آثار به او برسد، مگر آن که مشقت به او برسد.

۴۲- داوود بن ابویزید گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

آن گاه که مردم در مکان های خود در منا استقرار یابند، منادی از جانب خداوند (عزوجل) ندا می دهد: اگر منظور شما از این وقوف رضایت من از شماست به راستی که من از شما راضی شدم.

۴۳- معاوية بن عمار گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

هنگامی که مردم در سرزمین منا فرود آیند، منادی ندا می کند: اگر می دانستید به درگاه چه کسی آمده اید یقین می کردید که علاوه بر جبران هزینه، آمرزیده شده اید.

۴۴- سعید بن یسار گوید:

عَشِيَّةً مِنَ الْعَشِيَّاتِ وَ نَحْنُ بِمِنِّى وَ هُوَ يَحُبُّنِي عَلَى الْحَجِّ وَ يُرَغْبُنِي فِيهِ يَـا سَعِيداً! أَيُّمَا عَبْدٍ رَزَقَهُ اللَّهُ رِزْقاً مِنْ رِزْقِهِ فَأَخَذَ ذَلِكَ الرِّزْقَ فَأَنْفَقَهُ عَلَى نَفْسِهِ وَ عَلَى عِبَالِهِ، ثُمَّ أَخْرَجَهُمْ قَدْ ضَحَاهُمْ بِالشَّمْسِ حَتَّى يَقْدَمَ بِهِمْ عَشِيَّةَ عَرَفَةَ إِلَى الْمَوْقِفِ فَيَقِيلَ، أَلَمْ تَرَ فُرَجاً تَكُونُ هُنَاكَ فِيهَا خَلَلٌ وَ لَيْسَ فِيهَا أَحَدٌ؟

فَقُلْتُ: بَلَى جُعِلْتُ فِدَاكَ!

فَقَالَ: يَجِيءُ بِهِمْ قَدْ ضَحَاهُمْ حَتَّى يَشْعَبَ بهمْ تِلْكَ الْفَرَجَ، فَيَقُولُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى: لا شَرِيكَ لَهُ عَبْدِي رَزَقْتُهُ مِنْ رِزْقِي فَأَخَذَ ذَلِكَ الرِّزْقَ فَأَنْفَقَهُ فَضَحَى بِهِ نَفْسَهُ وَ عِبَالَهُ.

ثُمَّ جَاءَ بِهِمْ حَتَّى شَعَبَ بِهِمْ هَذِهِ الْفُرْجَةَ الْتِمَاسَ مَغْفِرَتِي أَغْفِرُ لَهُ ذَنْبَهُ وَ أَكْفِيهِ بِ مَا أَهَمَّهُ وَ أَرْزُقُهُ.

قَالَ سَعِيدٌ: مَعَ أَشْيَاءَ قَالَهَا نَحُوا مِنْ عَشَرَةٍ.

در پایان یکی از روزهایی که در منا بودیم امام صادق (علیه السلام) در حالی که مرا به حجّ وادار می کرد و به آن ترغیب می نمود فرمود:

ای سعید! خداوند به هر بنده ای که رزق و روزی ارزانی دارد او را به هنگام گرمی آفتاب بیرون برد تا در پایان روز عرفه به موقف آورد و در آنجا به درگاه خداوند روی آورد، آیا در آنجا شکاف هایی را که در آنها رخنه هایی است میبینی و کسی در آنها نیست؟

عرض کردم: آری، قربانت گردم!

فرمود: با خانوادۀ خود که گرمی آفتاب بر آنان تابیده، می آید تا با عبادت خود آن شکاف ها را اصلاح می کند.

در این هنگام خداوند تبارک و تعالی - که شریکی برای او نیست ـ می فرماید: برای بندۀ خود رزق و روزی ارزانی داشتم، او آن را هزینه کرد و خود و خانواده اش را در برابر آفتاب نگاه داشت تا آن که به واسطۀ آنها این شکاف ها را برای طلب آمرزش من اصلاح کرد، من نیز گناه او را می آمرزم، کارهای مهم او را کفایت می کنم و به او روزی می دهم.

سعید گوید: حضرتش غیر از این سه مورد، موارد دیگری در حدود ده مورد بیان فرمود.

45- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ ابْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:

مَنْ مَاتَ فِي طَرِيقِ مَكَّةَ ذَاهِباً أَوْ جَائِياً أَمِنَ مِنَ الْفَزَعِ الْأَكْبَرِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ.

46- أبو عَلِي الْأَشْعَرِيٌّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ أَبِي الْمَغْرَاءِ عَنْ سَلَمَةَ بْن مُحْرِزِ قَالَ: كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) إِذْ جَاءَهُ رَجُلٌ يُقَالُ لَهُ: أَبُو الْوَرْدِ فَقَالَ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ (علیه السلام) رَحِمَكَ اللهُ! إِنَّكَ لَوْ كُنْتَ أَرَحْتَ بَدَنَكَ مِنَ الْمَحْمِل.

فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ (علیه السلام): يَا أَبَا الْوَرْدِ! إِنِّي أُحِبُّ أَنْ أَشْهَدَ الْمَنَافِعَ الَّتِي قَالَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى: «لِيَشْهَدُوا مَنَافِعَ لَهُمْ» إِنَّهُ لا يَشْهَدُهَا أَحَدٌ إِلَّا نَفَعَهُ اللهُ. أَمَّا أَنْتُمْ فَتَرْجِعُونَ مَغْفُوراً لَكُمْ وَ أَمَّا غَيْرُكُمْ فَيُحْفَظُونَ فِى أَمَالِيهِمْ وَ أَمْوَالِهِمْ.

47- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْحَمِيدِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جُنْدَبٍ عَنْ بَعْضِ رِجَالِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:

۴۵- ابن سنان گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: کسی که در راه مکه بمیرد - چه هنگام رفتن و چه هنگام بازگشتن ـ از بزرگترین هول و ترس روز قیامت ایمن خواهد شد.

46- سلمة بن محرز گوید: در خدمت امام صادق (علیه السلام) بودم که ناگاه مردی به نام ابوالورد وارد شد و عرض کرد: خداوند به شما رحمت کند! کاش در کجاوه استراحت می کردید.

حضرتش فرمود: ای ابوالورد! من دوست دارم آن منافعی را که خداوند تبارک و تعالی فرموده است که: «تا آن منافعی را که برای آنهاست مشاهده کنید» ببینم، زیرا هیچ کس آنها را نمی بیند مگر آن که خداوند به او نفع رساند، ولی شما (شیعیان) در حالی بازمی گردید که آمرزیده شده اید. اما دیگران فقط خانواده ها و ثروت هایشان محفوظ می ماند (یعنی بهرۀ آنها از حجّ همین است و آمرزیده نمی شوند).

۴۷- راوی گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

إِذَا كَانَ الرَّجُلُ مِنْ شَأْنِهِ الْحَجُ كُلَّ سَنَةٍ ثُمَّ تَخَلَّفَ سَنَةٌ فَلَمْ يَخْرُجْ قَالَتِ الْمَلَائِكَةُ الَّذِينَ عَلَى الْأَرْضِ لِلَّذِينَ عَلَى الْجِبَالِ: لَقَدْ فَقَدْنَا صَوْتَ فُلَانِ.

فَيَقُولُونَ: اطْلُبُوهُ.

فَيَطْلُبُونَهُ فَلَا يُصِيبُونَهُ. فَيَقُولُونَ: اللَّهُمَّ إِنْ كَانَ حَبَسَهُ دَيْنٌ فَأَدَّ عَنْهُ أَوْ مَرَضٌ فَاشْفِهِ أَوْ فَقْرٌ فَأَغْنِهِ أَوْ حَبْسٌ فَفَرِّجْ عَنْهُ أَوْ فِعْلٌ فَافْعَلْ بِهِ.

وَ النَّاسُ يَدْعُونَ لأنفُسهمْ، وَ هُمْ يَدْعُونَ لِمَنْ تَخَلَّفَ.

48ـ أَحْمَدُ عَنْ عَمْرِو بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عَلِيَّ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ: كَانَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ (علیهما السلام) يَقُولُ:

يَا مَعْشَرَ مَنْ لَمْ يَحُجَّ! اسْتَبْشِرُوا بِالْحَاجِّ وَ صَافِحُوهُمْ وَ عَظْمُوهُمْ، فَإِنَّ ذَلِكَ يَجِبُ عَلَيْكُمْ تُشَارِكُوهُمْ فِي الْأَجْرِ.

هرگاه کسی همه ساله در مراسم حج شرکت کند یک سال نتواند در آن مراسم شرکت کند فرشتگان موکل بر زمین به فرشتگانی که موکل بر کوه ها هستند می گویند: ما صدای فلانی را نمی شنویم.

می گویند: در پی او بروید! در پی او می روند، ولی او را نمی یابند، می گویند: خداوندا! اگر او به علت بدهکاری نتوانسته در مراسم حج شرکت کند، بدهی او را ادا کن، اگر به واسطۀ بیماری، است او را شفا ده، اگر به علت فقر و تنگدستی است، او را بی نیاز گردان، اگر در زندان است او را نجات ده و اگر به خاطر شغل و کاری است برای او کار سازی کن (تا خاطر او آسوده شود.) این در حالی است که مردم برای خود دعا می کنند و فرشتگان برای کسانی دعا می کنند که از سفر حج باز مانده اند.

۴۸- علی بن عبدالله گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: امام سجاد (علیه السلام) همواره می فرمود: ای کسانی که در مراسم حج شرکت نکرده اید، از حاجیان با آغوش باز و چهرۀ خندان استقبال کنید، دستشان را بفشارید و آنان را بزرگ بشمارید، زیرا که این کار برای شما واجب است، و شما با ایشان در اجر شریک خواهید شد.

بخش بیست و نهم

اشاره

بَابُ فَرْضِ الْحَجِّ وَ الْعُمْرَةِ

۱- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَيْنَةَ قَالَ:

كَتَبْتُ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) بِمَسَائِلَ بَعْضُهَا مَعَ ابْنِ بُكَيْرٍ وَ بَعْضُهَا مَعَ أَبِي الْعَبَّاسِ.

فَجَاءَ الْجَوَابُ بِإِمْلَائِهِ: سَأَلْتَ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ (عزوجل): «وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلاً» يَعْنِي بِهِ الْحَجَّ وَ الْعُمْرَةَ جَمِيعاً، لأَنَّهُمَا مَفْرُوضَان.

وَ سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ (عزوجل) وَ أتمُوا الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ لِلهِ».

قَالَ: يَعْنِي بِتَمَامِهِمَا أَدَاءَهُمَا وَ اتَّقَاءَ مَا يَتَّقِي الْمُحْرِمُ فِيهِمَا.

وجوب حج و عمره

1- عمر بن اذينه گوید: نامه ای به خدمت امام صادق (علیه السلام) نوشتم و مسایلی را از حضرتش پرسیدم. برخی از آنها را به واسطۀ ابن بکیر و برخی دیگر را به واسطۀ ابوالعباس خدمت حضرتش فرستادم.

نامه ای که حاوی جواب آنها به املای خود حضرت بود، به دستم رسید که حضرتش مرقوم فرموده بود: در مورد گفتار خدا پرسیده بودی که می فرماید: «و برای خدا بر مردم است که خانه کعبه کنند، کسانی که توانایی رفتن به سوی آن را دارند».

منظور از آن حج، و عمره است؛ زیرا که هر دو واجب شده اند.

هم چنین از آن حضرت در مورد گفتار خداوند (عزوجل) پرسیدم که می فرماید: «و حج و عمره را برای خداوند تمام کنید».

فرمود: منظور از تمام کردن، به جا آوردن آنها و خودداری از چیزهایی است که محرم در حجّ و عمره باید خود را از آنها باز دارد.

وَ سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِهِ تَعَالَى: «الحَجِّ الْأَكْبَرِ» مَا يَعْنِي بِالْحَجِّ الْأَكْبَرِ؟

فَقَالَ: الْحَجُّ الْأَكْبَرُ الْوُقُوفُ بِعَرَفَةَ وَ رَمَى الْحِمَارِ وَ الْحَيُّ الأَصْغَرُ الْعُمْرَةُ.

2- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيَّ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْفَضْلِ أَبِي الْعَبَّاسِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ (علیه السلام): «وَ أَتِموا الحَجَّ وَ الْعُمْرَةَ لِلهِ».

قَالَ: هُمَا مَفْرُوضَانِ.

3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ الْحَجَّاجِ قَالَ:

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام): الْحَجُّ عَلَى الْغَنِيِّ وَ الْفَقِيرِ؟

فَقَالَ: الْحَج عَلَى النَّاسِ جَمِيعاً كِبَارِهِمْ وَ صِغَارِهِمْ، فَمَنْ كَانَ لَهُ عُذْرٌ عَذَرَهُ الله.

4- ابْنُ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:

و نیز از آن حضرت دربارۀ گفتار خدای تعالی پرسیدم که می فرماید: «در روز حج بزرگتر» منظور از آن چیست؟

فرمود: حج بزرگتر، وقوف در عرفه، رمی جمره های سه گانه است و حج اصغر انجام عمره است.

۲- فضل گوید: امام صادق (علیه السلام) در مورد گفتار خدای متعال که می فرماید: «و حج و عمره را برای خداوند به پایان برسانید» فرمود:

حج و عمره واجب هستند.

3- عبدالرحمان بن حجّاج گوید: به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: آیا انجام حج بر هر ثروتمند و فقیر واجب است؟

فرمود: انجام حج بر همۀ مردم از بزرگ و کوچک واجب است، کسی که عذری داشته باشد، خداوند عذر او را می پذیرد.

۴- معاوية بن عمار گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

الْعُمْرَةُ وَ اجِبَةٌ عَلَى الْخَلْقِ بِمَنْزِلَةِ الْحَجِّ عَلَى مَنِ اسْتَطَاعَ، لِأَنَّ اللَّهَ تَعَالَى يَقُولُ: «وَ أَتُوا الْحَجَّ وَ الْعُمْرَةَ لِلَّهِ» وَ إِنَّمَا نَزَلَتِ الْعُمْرَةُ بِالْمَدِينَةِ.

قَالَ: قُلْتُ لَهُ: «فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ» أَ يُجْزِئُ ذَلِكَ عَنْهُ؟

قَالَ: نَعَمْ.

5- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُوسَى بْنِ الْقَاسِمِ الْبَجَلِيِّ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنِ الْعَمْرَكِي بْنِ عَلِيَّ جَمِيعاً عَنْ عَلِيِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَخِيهِ مُوسَى (عليه السلام) قَالَ: إِنَّ اللَّهَ (عزوجل) فَرَضَ الْحَجَّ عَلَى أَهْلِ الْجِدَةِ فِي كُلِّ عَامٍ وَ ذَلِكَ قَوْلُهُ (عزوجل): «وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلاً وَ مَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنِ الْعَالَمِينَ».

قَالَ: قُلْتُ: فَمَنْ لَمْ يَحُجَّ مِنَّا فَقَدْ كَفَرَ؟

قَالَ: لا، وَ لَكِنْ مَنْ قَالَ: لَيْسَ هَذَا هَكَذَا فَقَدْ كَفَرَ.

6- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ حُذَيْفَةَ بْنِ مَنْصُورٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:

انجام عمره همانند حج بر همۀ مردم که استطاعت و توانایی دارند، واجب است، زیرا خدای تعالی می فرماید: «و حج و عمره را برای خدا به پایان برسانید» و به راستی که حکم عمره در مدینه نازل شده است.

راوی گوید: به آن حضرت عرض کردم: پس کسی که عمرۀ تمتع را انجام دهد که متصل به حج است آیا برای او کافی است؟

فرمود: آری.

۵- علی بن جعفر گوید: امام کاظم (علیه السلام) فرمود:

همانا خداوند (عزوجل) انجام اعمال حج را هر ساله بر ثروتمندان واجب فرمود و همان مضمون فرمایش خداوند (عزوجل) است که می فرماید:

«و برای خدا بر مردم است که حج خانه کعبه کنند، کسانی که توانایی رفتن به سوی آن را دارند، پس به راستی خداوند از جهانیان بی نیاز است».

راوی گوید: عرض کردم: هر که از ما به حج نرود کافر است؟

فرمود نه، ولی کسی که بگوید: این طور که می گویند نیست، کافر شده است.

۶- حذيفة بن منصور گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

إِنَّ اللَّهَ (عزوجل) فَرَضَ الْحَجَّ عَلَى أَهْلِ الْجِدَةِ فِي كُلِّ عَامٍ.

٧- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ يُونُسَ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ مُوسَى (علیه السلام) قَالَ:

لَيْسَ عَلَى الْمَمْلُوكِ حَجٌ وَ لَا عُمْرَةٌ حَتَّى يُعْتَقَ.

8- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ يَزِيدَ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ أَبِي جَرِيرِ الْقُمِّيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:

الْحَجُّ فَرْضٌ عَلَى أَهْلِ الْجِدَةِ فِي كُلِّ عَامِ.

۹- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سنَانٍ عَنْ حُذَيْفَةَ بْنِ مَنْصُورٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:

إِنَّ اللَّهَ (عزوجل) فَرَضَ الْحَجَّ عَلَى أَهْلِ الْجِدَةِ فِي كُلِّ عَامِ.

به راستی خداوند (عزوجل) انجام حج را همه ساله بر ثروتمندان واجب فرموده است.

7- فضیل بن یونس گوید: امام کاظم (علیه السلام) فرمود:

انجام حج و عمره برای غلام و کنیز واجب نیست تا آن گاه که آزاد شوند.

۸- ابو جریر قمی گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

انجام حج همه ساله بر ثروتمندان واجب است.

۹- حذيفة بن منصور گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

به راستی خداوند (عزوجل) انجام حج را همه ساله بر ثروتمندان واجب فرموده است.

بخش سی ام

اشاره

بَابُ اسْتِطَاعَةِ الْحَجِّ

١- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) فِي قَوْلِ اللَّهِ (عزوجل): «وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلاً».

قَالَ: مَا السَّبِيلُ؟

قَالَ: أَنْ يَكُونَ لَهُ مَا يَحُجُّ بِهِ.

قَالَ: قُلْتُ: مَنْ عُرِضَ عَلَيْهِ مَا يَحُجُ بِهِ فَاسْتَحْيَا مِنْ ذَلِكَ أَهُوَ مِمَّنْ يَسْتَطِيعُ إِلَيْهِ سبيلاً؟

قَالَ: نَعَمْ مَا شَأْنُهُ أَنْ يَسْتَحْيِيَ، وَ لَوْ يَحُجُّ عَلَى حِمَارٍ أَجْدَعَ أَبْتَرَ، فَإِنْ كَانَ يُطِيقُ أَنْ يَمْشِيَ بَعْضاً وَ يَرْكَبَ بَعْضاً فَلْيَحُجَّ.

استطاعت و توانایی بر انجام حج

1- حلبی گوید: امام صادق (علیه السلام) دربارۀ گفتار خداوند (عزوجل) که می فرماید «و برای خدا بر مردم است که حج خانه کعبه کنند، کسانی که توانایی رفتن به سوی آن را دارند» پرسیدم که آن راه چیست؟

فرمود: چیزی «از مال، مرکب و آذوقه) را دارا باشد که بتواند به وسیلۀ آن به حج برود. گوید: عرض کردم: کسی که چیزی به او داده می شود که می تواند به وسیلۀ آن به حجّ برود؛ ولی از پذیرش آن شرم می کند، آیا او از کسانی است که توانایی انجام حج را یافته است؟ فرمود: آری، برای چه شرم می کند؟ هر چند که بر پشت الاغی دماغ، گوش، لب و دم بریده سوار شود و به حج برود. پس اگر توانایی داشته باشد که بخشی از راه را پیاده و بخش دیگر را سواره باشد، باید به حج برود.

۲- عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى الْخَنْعَمِيُّ قَالَ: سَأَلَ حَفْصُ الْكُنَاسِيُّ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) وَ أَنَا عِنْدَهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ (عزوجل): «وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلاً» مَا يَعْنِي بِذَلِكَ؟

قَالَ: مَنْ كَانَ صَحِيحاً فِي بَدَنِهِ مُخَلَّى سَرْبُهُ لَهُ زَادٌ وَ رَاحِلَةٌ فَهُوَ مِمَّنْ يَسْتَطِيعُ الْحَجَّ.

أَوْ قَالَ: مِمَّنْ كَانَ لَهُ مَالٌ.

فَقَالَ لَهُ حَفْصُ الْكُنَاسِيُّ: فَإِذَا كَانَ صَحِيحاً فِي بَدَنِهِ مُخَلَّى سَرْبُهُ لَهُ زَادٌ وَ رَاحِلَةٌ فَلَمْ يَحُجَّ فَهُوَ مِمَّنْ يَسْتَطِيعُ الْحَجَّ.

قَالَ: نَعَمْ.

٣- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ خَالِدِ بْنِ جَرِيرٍ عَنْ أَبِي الرَّبِيعِ الشَّامِيُّ قَالَ:

سُئِلَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) عَنْ قَوْلِ اللَّهِ (عزوجل): «مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلاً».

۲- محمد بن یحیی خثعمی گوید: من در حضور امام صادق (علیه السلام) بودم که حفص کناسی از آن حضرت در مورد گفتار خداوند (عزوجل) پرسید که می فرماید: «و برای خدا بر مردم است که حج خانه کعبه کنند، کسانی که توانایی رفتن به سوی آن را دارند»، منظور خداوند چیست؟

فرمود: هر که سالم و تندرست باشد، راه امن باشد و دارای توشه و مرکب سواری باشد، از کسانی است که توانایی و استطاعت برای حج را دارد.

یا این که فرمود: از کسانی است که دارای مالی می باشند.

حفص کناسی به آن حضرت عرض کرد: اگر سالم و تندرست باشد، راه امن باشد و دارای توشه و مرکب سواری باشد و به حج نرود آیا او از کسانی است که استطاعت و توانایی برای حج را دارد؟

فرمود: آری.

۳- ابو ربیع شامی گوید: از امام صادق (علیه السلام) دربارۀ معنای گفتار خداوند (عزوجل) که می فرماید: «هر که توانایی رفتن به سوی آن را دارد» سؤال کردند.

فَقَالَ: مَا يَقُولُ النَّاسُ؟

قَالَ: فَقِيلَ لَهُ: الزَّادُ وَ الرَّاحِلَةُ.

قَالَ: فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السلام): قَدْ سُئِلَ أَبُو جَعْفَر (علیه السلام) عَنْ هَذَا. فَقَالَ: هَلَكَ النَّاسُ إِذَا لَئِنْ كَانَ مَنْ كَانَ لَهُ زَادٌ وَ رَاحِلَةٌ قَدْرَ مَا يَقُوتُ عِبَالَهُ وَ يَسْتَغْنِي بِهِ عَنِ النَّاسِ يَنْطَلِقُ إِلَيْهِ فَيَسْلُبُهُمْ إِيَّاهُ لَقَدْ هَلَكُوا.

فَقِيلَ لَهُ: فَمَا السَّبِيلُ؟

قَالَ: فَقَالَ: السَّعَةُ فِى الْمَالِ إِذَا كَانَ يَحُجُ بِبَعْضٍ وَ يُبْقِي بَعْضاً يَقُوتُ بِهِ عِيَالَهُ أَلَيْسَ قَدْ فَرَضَ اللهُ الزَّكَاةَ فَلَمْ يَجْعَلْهَا إِلَّا عَلَى مَنْ يَمْلِكُ مِائَتَيْ دِرْهَم؟

4- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنْ أَبِي بَكْرِ الْحَضْرَمِيُّ قَالَ:

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام): إِنِّي شَيَّعْتُ أَصْحَابِي إِلَى الْقَادِسِيَّةِ فَقَالُوا لِي: انْطَلِقْ مَعَنَا وَ نُقِيمُ عَلَيْكَ ثَلَاثَاً فَرَجَعْتُ وَ لَيْسَ عِنْدِي نَفَقَةٌ فَيَسَّرَ اللَّهُ وَ لَحِقْتُهُمْ.

فرمود: مردم (اهل تسنن) چه می گویند؟

راوی گوید: به آن حضرت گفتند: آنها می گویند: منظور داشتن زاد و توشۀ سفر و مرکب سواری است.

امام صادق (علیه السلام) فرمود: از امام باقر (علیه السلام) در این باره پرسیدند. حضرتش فرمود: اگر معنای استطاعت چنین باشد، در این صورت مردم هلاک خواهند شد، زیرا اگر کسی که توانایی تهیه توشۀ سفر و مرکب را داشته باشد، و این مبلغ را که به اندازۀ تأمین قوتِ عیال و بی نیازی از مردم است، در راه تهیۀ وسایل سفر صرف کند و به سوی حج روانه شود، و آن را از اهل و عیال خود برباید، در این صورت مردم خود را به هلاکت افکنده اند.

گفتند: پس مقصود از سبیل چیست؟

فرمود: مقصود فراخی و فراوانی مال است که شخص با صرف کردن بخشی از آن، حج را به جای آورد، و بخشی را برای قوت خانوادۀ خود نگاه دارد، مگر نه این است که خداوند (عزوجل) زکات را مقرّر فرمود، و با وجود این آن را جز بر کسی که دویست درهم داشته باشد، فرض نکرده است؟

۴- ابوبکر حضرمی گوید: به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: من یاران و دوستان خود را در سفر حج تا قادسیه بدرقه کردم، به من گفتند: تو هم با ما بیا. ما تا سه روز در این جا منتظرت می مانیم. بازگشتم با این که هیچ هزینه ای نداشتم، خداوند گشایشی در دارایی من قرار داد، هزینه سفر رسید و به آنها ملحق شدم.

قَالَ: إِنَّهُ مَنْ كُتِبَ عَلَيْهِ فِي الْوَفْدِ لَمْ يَسْتَطِعْ أَنْ لَا يَحُجَّ، وَ إِنْ كَانَ فَقِيراً وَ مَنْ لَمْ يُكْتَبْ لَمْ يَسْتَطِعْ أَنْ يَحُجَّ وَ إِنْ كَانَ غَنِيّاً صَحِيحاً.

5- مُحَمَّدُ بْنُ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُوسَى بْنِ عِمْرَانَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ يَزِيدَ النَّوْفَلِيَّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:

سَأَلَهُ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ الْقَدَرِ.

فَقَالَ: يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ! أَخْبِرْنِي عَنْ قَوْلِ اللَّهِ (عزوجل): «وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلاً» أَلَيْسَ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لَهُمُ الاسْتِطَاعَةَ؟

فَقَالَ: وَيْحَكَ! إِنَّمَا يَعْنِي بِالاسْتِطَاعَةِ الزَّادَ وَ الرَّاحِلَةَ لَيْسَ اسْتِطَاعَةَ الْبَدَنِ.

فَقَالَ الرَّجُلُ: أَ فَلَيْسَ إِذَا كَانَ الزَّادُ وَ الرَّاحِلَةُ فَهُوَ مُسْتَطِيعٌ لِلْحَجِّ؟

فَقَالَ: وَيْحَكَ لَيْسَ كَمَا تَظُنُّ، قَدْ تَرَى الرَّجُلَ عِنْدَهُ الْمَالُ الْكَثِيرُ أَكْثَرَ مِنَ الزَّادِ وَ الرَّاحِلَةِ فَهُوَ لا يَحُجُ حَتَّى يَأْذَنَ اللهُ تَعَالَى فِى ذَلِكَ.

حضرتش فرمود: کسی که نام او در گروه حاجیان نوشته شده است نمی تواند به حجّ نرود. هر چند که فقیر باشد و کسی که نوشته نشده است نمی تواند به حج برود، هر چند که بی نیاز و تندرست باشد.

۵- سکونی گوید: شخصی از قدری مذهب ها (که منکر قدَرَ خدا هستند) از امام صادق (علیه السلام) پرسید: ای فرزند رسول خدا! مرا از گفتار خداوند (عزوجل) آگاه سازید که می فرماید: «و برای خدا بر مردم است که خانه کعبه کنند، کسانی که توانایی رفتن به سوی حج آن را دارند». آیا این طور نیست که خداوند استطاعت و توانایی را برای آنان قرار داده است؟

آن حضرت فرمود: وای بر تو! منظور از استطاعت و توانایی توشه و مرکب سواری است و توانایی بدنی نیست.

آن مرد عرض کرد: مگر این گونه نیست که اگر توشه و مرکب سواری داشته باشد، پس او استطاعت برای انجام حج را دارد؟

فرمود: وای بر تو! آن گونه نیست که تو می پنداری! گاهی می بینی شخصی مال فراوانی دارد که از زاد و توشه و مرکب سواری نیز بیشتر است؛ ولی موفق به حج نمی شود تا آن که خداوند اجازه دهد او به حج برود.

بخش سی و یکم

اشاره

بَابٌ مَنْ سَوْفَ الْحَجَّ وَ هُوَ مُسْتَطِيعُ

۱- أَبُو عَلِيَّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ ذَرِيحٍ الْمُحَارِبِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:

مَنْ مَاتَ وَ لَمْ يَحُجَّ حَجَّةَ الْإِسْلَام لَمْ يَمْنَعْهُ مِنْ ذَلِكَ حَاجَةٌ تُجْحِفُ بِهِ، أَوْ مَرَضٌ لا يُطِيقُ فِيهِ الْحَجَّ، أَوْ سُلْطَانٌ يَمْنَعُهُ فَلْيَمُتْ يَهُودِيًا أَوْ نَصْرَانِياً.

۲- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) عَنْ قَوْلِ اللَّهِ (عزوجل): «وَ مَنْ كَانَ فِي هَذِهِ أَعْمَىٰ فَهُوَ فِي الْآخِرَةِ أَعْمَىٰ وَ أَضَلُّ سَبِيلاً».

فَقَالَ: ذَلِكَ الَّذِي يُسَوِّفُ نَفْسَهُ الْحَجَّ. يَعْنِي حَجَّةَ الْإِسْلَامِ حَتَّى يَأْتِيَهُ الْمَوْتُ.

حکم کسی که با توانایی انجام حج آن را به تاخیر می اندازد

1- ذريح محاربی گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: کسی که بمیرد در حالی که و بی آن که مانعی ـ مثل احتیاجی شدید، یا مرضی طاقت فرسا و یا سلطانی باز دارنده از حج ـ از انجام حَجّة الاسلام داشته باشد، و آن را انجام نداده باشد. پس باید یهودی یا نصرانی بمیرد.

۲ـ ابوبصیر گوید: از امام صادق (علیه السلام) دربارۀ گفتار خداوند (عزوجل) که می فرماید: «و هر که در این دنیا کور باشد پس او در جهان آخرت کور و گمراه تر است» سؤال کردم.

حضرتش فرمود: منظور کسی است که حج ـ یعنی حَجّة الاسلام ـ را به تأخیر می اندازد تا آن که مرگ او فرا می رسد.

٣- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ أَبِي جَمِيلَةَ عَنْ زَيْدِ الشَّحَامِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام): التَّاجِرُ يُسَوِّفُ نَفْسَهُ الْحَجَّ.

قَالَ: لَيْسَ لَهُ عُذْرٌ وَ إِنْ مَاتَ فَقَدْ تَرَكَ شَرِيعَةً مِنْ شَرَائِعِ الْإِسْلَامِ.

4- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ عَنْ أَبِي الصَّبَّاحِ الْكِنَانِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ: قُلْتُ لَهُ: أَرَأَيْتَ الرَّجُلَ النَّاجِرَ ذَا الْمَالِ حِينَ يُسَوِّفُ الْحَجَّ كُلَّ عَامٍ وَ لَيْسَ يَشْغَلُهُ عَنْهُ إِلَّا التَّجَارَةُ أو الدَّيْنُ.

فَقَالَ: لا عُذْرَ لَهُ يُسَوِّفُ الْحَجَّ إِنْ مَاتَ وَ قَدْ تَرَكَ الْحَجَّ فَقَدْ تَرَكَ شَرِيعَةً مِنْ شَرَائِعِ الْإِسْلَامِ.

عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ الله (علیه السلام) مثله.

۳- زید شحّام گوید: به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: تاجری که از ترس از دست رفتن منافع دنيوى حج واجب را به تأخیر می اندازد (حال او چگونه است؟)

فرمود: عذر و بهانه ای ندارد و اگر بمیرد شریعتی از شرایع اسلام را ترک کرده است.

4- ابو صباح کنانی گوید: به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: نظر شما در مورد تاجری که دارای مال و ثروت است و هر سال حج را به تأخیر می اندازد و چیزی ـ جز تجارت یـا بدهکاری - مانع از رفتن او به حج نیست، چیست؟

فرمود: برای او عذری از تأخیر حج نیست، اگر در حالی که حج را ترک کرده بمیرد به راستی که شریعتی از شرایع اسلام را ترک کرده است.

5- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ النَّهْدِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْوَلِيدِ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ ذَرِيحِ الْمُحَارِبِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:

مَنْ مَاتَ وَ لَمْ يَحُجَّ حَجَّةَ الإِسْلَام لَمْ تَمْنَعْهُ مِنْ ذَلِكَ حَاجَةٌ تُجْحِفُ بِهِ، أَوْ مَرَضٌ لا يُطِيقُ فِيهِ الْحَجَّ أَوْ سُلْطَانٌ يَمْنَعُهُ فَلْيَمُتْ يَهُودِيًا أَوْ نَصْرَانِياً.

6- حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ الْمِيثَمِي عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) يَقُولُ: مَنْ مَاتَ وَ هُوَ صَحِيحٌ مُوسِرٌ لَمْ يَحُجَّ فَهُوَ مِمَّنْ قَالَ اللَّهُ (عزوجل): «وَ نَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَعْمَى».

قَالَ: قُلْتُ: سُبْحَانَ اللَّهِ! أَعْمَى؟

قَالَ: نَعَمْ، إِنَّ اللَّهَ (عزوجل) أَعْمَاهُ عَنْ طَرِيقِ الْحَقِّ.

۵- ذريح محاربی گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: کسی که بمیرد در حالی که و بی آن که مانعی ـ مثل احتیاجی شدید، یا مرضی طاقت فرسا و یا سلطانی باز دارنده از حج ـ از انجام حجة الاسلام داشته باشد، و آن را انجام نداده باشد، پس باید یهودی یا نصرانی بمیرد.

۶- ابوبصیر گوید: امام صادق (علیه السلام) می فرماید: هر که در حال تندرستی و ثروت از انجام حج سر باز زند و بمیرد از کسانی خواهد بود که خداوند دربارۀ آنان فرموده است: «و ما در روز رستاخیز او را کور محشور می نماییم».

راوی گوید: عرض کردمک سبحان الله! کور (محشور می شود؟!)

فرمود: آری، زیرا خداوند (عزوجل) او را از پیمودن راه حق، کور کرده است.

بخش سی و دوم

اشاره

بَابُ مَنْ يَخْرُجُ مِنْ مَكَّةَ لَا يُرِيدُ الْعَوْدَ إِلَيْهَا

١- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حُسَيْنِ الْأَحْمَسِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:

مَنْ خَرَجَ مِنْ مَكَّةَ وَ هُوَ لا يُرِيدُ الْعَوْدَ إِلَيْهَا فَقَدِ اقْتَرَبَ أَجَلُهُ وَ دَنَا عَذَابُهُ.

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ حُسَيْنِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ: مَنْ خَرَجَ مِنْ مَكَّةَ وَ هُوَ لا يُريدُ الْعَوْدَ إِلَيْهَا فَقَدِ اقْتَرَبَ أَجَلُهُ وَ دَنَا عَذَابُهُ.

٣- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَن الْحَجَّالِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ: كَانَ عَلِيٌّ (علیه السلام) يَقُولُ لِوُلْدِهِ:

يَا بَنِيَّ! انْظُرُوا بَيْتَ رَبِّكُمْ فَلَا يَخْلُوَنَّ مِنْكُمْ فَلَا تُنَاظَرُوا.

حکم کسی که از مکه بیرون می شود و ارادۀ بازگشن به آن را ندارد

1- حسین احمسی گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

کسی که از مکه بیرون شود و نیت بازگشت به آن را نداشته باشد، اجلش نزدیک و عذابش زودتر فرا می رسد.

۲- راوی گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: کسی که از مکه بیرون شود و نیت بازگشت به آن را نداشته باشد، اجلش نزدیک و عذابش زودتر فرا می رسد.

3- حماد گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: حضرت علی (علیه السلام) به فرزندان خود می فرمود: ای فرزندان من! خانۀ پروردگار خود کعبه را با دقت بنگرید و به زیارت آن بروید. پس البته آن خانه از وجود شما خالی نماند؛ زیرا شما را از نزول عذاب مهلت نخواهند داد.

بخش سی و سوم

اشاره

بَابُ أَنَّهُ لَيْسَ فِي تَرْكِ الْحَجِّ خِيَرَةً وَ أَنَّ مَنْ حُبِسَ عَنْهُ فَبِذَنْبٍ

۱- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنِ النَّضْرِ بْنِ شُعَيْبٍ عَنْ يُونُسَ بْنِ عِمْرَانَ بْنِ مِيثَم عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:

قَالَ لِي: مَا لَكَ لا تَحُجُّ فِي الْعَامِ؟

فَقُلْتُ: مُعَامَلَةٌ كَانَتْ بَيْنِي وَ بَيْنَ قَوْم وَ أَشْغَالٌ وَ عَسَى أَنْ يَكُونَ ذَلِكَ خِيَرَةٌ.

فَقَالَ: لا والله، مَا فَعَلَ اللهُ لَكَ فِي ذَلِكَ مِنْ خِيَرَةٍ.

ثُمَّ قَالَ: مَا حُبِسَ عَبْدٌ عَنْ هَذَا الْبَيْتِ إِلَّا بِذَنْبٍ وَ مَا يَعْفُو أَكْثَرُ.

۲- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ رَفَعَهُ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام): لَيْسَ فِي تَرْكِ الْحَجِّ خِيَرَةٌ.

خیری در ترک حج نیست و هرکس موفق به انجام حج نشود به خاطر گناه است

1- سماعه گوید: امام صادقان (علیه السلام) به من فرمود: چرا همه ساله به حج نمی روی؟

عرض کردم: به خاطر معامله ای که با عده ای دارم و کارهایی که انجام می دهم که شاید ترک حج خیر من باشد.

فرمود: نه، به خدا سوگند! خداوند در ترک حج برای تو خیری قرار نداده است.

آن گاه فرمود: هیچ بنده ای از زیارت این خانه محروم نمی شود مگر به خاطر گناه، و کسانی را که (خداوند) مورد عفو قرار می دهد بیشترند.

۲- سهل بن زیاد در روایت مرفوعه ای گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: در ترک حج خیری نیست.

بخش سی و چهارم

اشاره

بَابُ أَنَّهُ لَوْ تَرَكَ النَّاسُ الْحَج لَجَاءَهُمُ الْعَذَابُ

۱- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حُسَيْنِ الْأَحْمَسِيَّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: لَوْ تَرَكَ النَّاسُ الْحَجَّ لَمَا نُوظِرُوا الْعَذَابَ.

أَوْ قَالَ: أُنْزِلَ عَلَيْهِمُ الْعَذَابُ.

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ حَنَانِ بْنِ سَدِيرٍ عَنْ أَبِيهِ قَالَ: ذَكَرْتُ لِأَبِي جَعْفَرِ (علیه السلام) الْبَيْتَ.

فَقَالَ: لَوْ عَطَّلُوهُ سَنَةٌ وَ احِدَةً لَمْ يُنَاظَرُوا.

٣- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَجَّالِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ (عليه السلام) قَالَ: كَانَ عَلِيٌّ (علیه السلام) يَقُولُ لِوُلْدِهِ:

اگر مردم حج را ترک کنند، برای آنان عذاب نازل خواهد شد

1- حسین احمسی گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

اگر مردم حج را ترک کنند برای آنان از نزول عذاب مهلت داده نخواهد شد.

یا این که فرمود: برای آنان عذاب نازل خواهد شد.

۲- سدیر گوید: در حضور امام باقر (علیه السلام) سخن از کعبه به میان آوردم.

آن حضرت فرمود: اگر مردم یک سال آن را معطل گذارند برای آنان از نزول عذاب مهلت داده نخواهد شد.

3- حمّاد گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: حضرت علی (صلوات الله علیه) همواره به فرزندان خود می فرمود:

يَا بَنِيَّ! انْظُرُوا بَيْتَ رَبِّكُمْ فَلَا يَخْلُوَنَّ مِنْكُمْ فَلَا تُنَاظَرُوا.

4- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنْ أَبِي الْمَغْرَاءِ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:

لا يَزَالُ الدِّينُ قَائِماً مَا قَامَتِ الْكَعْبَةُ.

بخش سی و پنجم

اشاره

بَابُ نَادِرُ

۱- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ رَجُلٍ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام): إِنَّ رَجُلاً اسْتَشَارَنِي فِي الْحَجِّ وَ كَانَ ضَعِيفَ الْحَالِ، فَأَشَرْتُ إِلَيْهِ أَنْ لَا يَحُجَّ.

فَقَالَ: مَا أَخْلَقَكَ أَنْ تَمْرَضَ سَنَةً.

قَالَ: فَمَرِضْتُ سَنَةٌ.

ای فرزندان من! خانۀ پروردگار خود کعبه را با دقت بنگرید و به زیارت آن بروید. پس البته آن خانه از وجود شما خالی نماند؛ زیرا شما را از نزول عذاب مهلت نخواهند داد.

۴- ابوبصیر گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

تا آن گاه که کعبه پا بر جاست، دین پابرجاست.

چند حدیث نکته دار

1- اسحاق بن عمّار گوید: به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: شخصی دربارۀ حج با من مشورت کرد و او سرمایۀ اندک داشت به او گفتم: تو به حج نرو.

آن حضرت فرمود: به راستی که سزاواری که به کیفر این راهنماییت تا یک سال بیمار شوی.

اسحاق گوید: به همین جهت من یک سال بیمار شدم.

بخش سی و ششم

اشاره

بَابُ الْإِجْبَارِ عَلَى الْحَجِّ

١- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَفْصِ بْنِ الْبَخْتَرِي وَ هِشَامِ بْنِ سَالِم وَ مُعَاوِيَةَ بْن عَمَّارٍ وَ غَيْرِهِمْ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:

لَوْ أَنَّ النَّاسَ تَرَكُوا الْحَجَّ لَكَانَ عَلَى الْوَالِي أَنْ يُجْبِرَهُمْ عَلَى ذَلِكَ. وَ عَلَى الْمُقَامِ عِنْدَهُ.

وَ لَوْ تَرَكُوا زِيَارَةَ النَّبِيِّ (صلى الله عليه و آله) لَكَانَ عَلَى الْوَالِي أَن يُجْبِرَهُمْ عَلَى ذَلِكَ وَ عَلَى الْمُقَام عِنْدَهُ. فَإِنْ لَمْ يَكُنْ لَهُمْ أَمْوَالٌ أَنْفَقَ عَلَيْهِمْ مِنْ بَيْتِ مَالِ الْمُسْلِمِينَ.

2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:

لَوْ عَطَّلَ النَّاسُ الْحَجَّ لَوَجَبَ عَلَى الْإِمَامِ أَنْ يُجْبِرَهُمْ عَلَى الْحَجِّ إِنْ شَاءُوا وَ إِنْ أَبَوْا، فَإِنَّ هَذَا الْبَيْتَ إِنَّمَا وُضِعَ لِلْحَجِّ.

وادار کردن مردم به انجام حج

1- حفص بن بختری، هشام بن سالم، معاوية بن عمّار و راویان دیگری گویند: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

اگر مردم حج را ترک کنند، والی وظیفه دارد که آنها را به انجام آن و اقامت در حرم مجبور سازد، و اگر زیارت پیامبر (صلى الله عليه و آله) را ترک کنند، بر والی واجب است که آنها را به این کار و اقامت در حرم آن حضرت وادار کند، در صورتی که مالی نداشته باشند، باید از بیت المال مسلمانان به آنان انفاق کند تا این کارها صورت پذیرد.

۲- عبدالله بن سنان گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

اگر مردم حج را تعطیل کنند بر امام واجب است که آنها را ـ چه بخواهند و چه نخواهند ـ بر انجام حج وادار سازد، زیرا این خانه برای حج بنا نهاده شده است.

بخش سی و هفتم

اشاره

بَابٌ أَنَّ مَنْ لَمْ يُطِقِ الْحَجَّ بِبَدَنِهِ جَهْزَ غَيْرَهُ

١- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِيِّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مَيْمُونِ الْقَدَّاحِ عَنْ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِيهِ (علیه السلام):

أَنَّ عَلِيّاً (علیه السلام) قَالَ لِرَجُلٍ كَبِيرٍ لَمْ يَحُجَّ قَطُّ: إِنْ شِئْتَ أَنْ تُجَهَّزَ رَجُلاً ثُمَّ ابْعَثْهُ أَنْ يَحُجَّ عَنْكَ.

۲- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:

إِنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ (علیه السلام) أَمَرَ شَيْخاً كَبِيراً لَمْ يَحُجَّ قَطُّ وَ لَمْ يُطِقِ الْحَجَّ لِكِبَرِهِ أَنْ يُجَهرَ رَجُلاً أَنْ يَحُجَّ عَنْهُ.

حکم کسی که توانایی انجام حج را ندارد و فرد دیگری را با پرداخت هزینه روانه حج کند

1- عبدالله بن میمون گوید: امام صادق (علیه السلام) از پدر بزرگوارش (علیهما السلام) نقل می کند که حضرتش فرمود: حضرت علی (علیه السلام) به پیرمرد سالمندی که هیچ گاه حج نکرده بود، فرمود: اگر می توانی مردی را با دادن هزینه سفر به حج روانه کن تا به نیابت از تو حج انجام دهد.

۲- عبدالله بن سنان گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: امیرمؤمنان علی (سلام الله علیه) به پیر سالمندی که هیچ گاه حج نکرده و توان آن را هم نداشت امر فرمود که مردی را با پرداخت هزینه سفر به نیابت از خود رهسپار حج کند.

3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ قَالَ:

سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ مُسْلِمٍ حَالَ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ الْحَجِّ مَرَضٌ أَوْ أَمْرٌ يَعْذِرُهُ اللَّهُ فِيهِ؟

فَقَالَ: عَلَيْهِ أَنْ يُحِجَّ عَنْهُ مِنْ مَالِهِ صَرُورَةً لا مَالَ لَهُ.

4- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنِ الْقَاسِمِ بْن بُرَيْدِ عَنْ مُحَمَّدِ بْن مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ:

كَانَ عَلِيٌّ (علیه السلام) يَقُولُ: لَوْ أَنَّ رَجُلاً أَرَادَ الْحَجَّ فَعَرَضَ لَهُ مَرَضٌ أَوْ خَالَطَهُ سَقَمْ فَلَمْ يَسْتَطِعِ الْخُرُوجَ فَلْيُجَهُزْ رَجُلاً مِنْ مَالِهِ ثُمَّ لْيَبْعَثْهُ مَكَانَهُ.

5- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:

إِنْ كَانَ رَجُلٌ مُوسِرٌ حَالَ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ الْحَجِّ مَرَضٌ أَوْ أَمْرٌ يَعْذِرُهُ اللَّهُ (عزوجل) فِيهِ، فَإِنَّ عَلَيْهِ أَنْ يُحِجَّ عَنْهُ صَرُورَةٌ لَا مَالَ لَهُ.

3- علی بن ابی حمزه گوید: از امام (علیه السلام) پرسیدم: شخص مسلمانی که به جهت بیماری یا کاری نتوانسته به سفر حج برود آیا خداوند او را در کار حج معذور می دارد؟

فرمود: بر عهدۀ اوست که فردی را که به حج نرفته به نیابت خویش با هزینۀ خود به حجّ بفرستد.

۴- محمد بن مسلم گوید: امام باقر (علیه السلام) فرمود: حضرت علی (صلوات الله علیه) همواره می فرمود: هرگاه کسی بخواهد اعمال حج را انجام دهد و به جهت بیماری یا دردی نتواند، در این سفر شرکت کند، باید هزینه سفر شخصی را بپردازد و به جای خود به حج بفرستد.

۵- حلبی گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

اگر شخص ثروتمند به جهت بیماری یا کاری نتواند به حجّ برود، خداوند (عزوجل) عذر او را در انجام حج می پذیرد، زیرا بر عهدۀ اوست که هزینه کسی را که به حج نرفته بپردازد و به نیابت از خویش به حج بفرستد.

بخش سی و هشتم

اشاره

بَابُ مَا يُجْزِئُ مِنْ حَجَّةِ الْإِسْلَامِ وَ مَا لَا يُجْزِئُ

١- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ جَمِيعاً عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ: لَوْ أَنَّ رَجُلاً مُعْسِراً أَحَجَّهُ رَجُلٌ كَانَتْ لَهُ حَجَّةٌ، فَإِنْ أَيْسَرَ بَعْدُ كَانَ عَلَيْهِ الْحَجُّ، وَ كَذَلِكَ النَّاصِبُ إِذَا عَرَفَ فَعَلَيْهِ الْحَج وَ إِنْ كَانَ قَدْ حَجَّ.

٢- حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبَانِ بْن عُثْمَانَ عَن الْفَضْلِ بْنِ عَبْدِ الْمَلِكِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:

سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ لَمْ يَكُنْ لَهُ مَالٌ فَحَجَّ بِهِ أُنَاسٌ مِنْ أَصْحَابِهِ أَ قَضَى حَجَّةَ الْإِسْلَامِ؟

قَالَ: نَعَمْ، فَإِذَا أَيْسَرَ بَعْدَ ذَلِكَ فَعَلَيْهِ أَنْ يَحُجَّ.

انجام حجی که از حجته الاسلام کفایت می کند و حجی که کفایت نمی کند

1- ابوبصیر گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

اگر کسی که حج بر عهده دارد، فردی تنگدستی را به حجّ بفرستد، هر گاه پس از آن، فرد تنگدست توانگر شود، باید حج به جا آورد.

هم چنین شخص ناصبی (که دشمن اهل بیت (علیهم السلام) است) آن گاه که ولایت را بشناسد و به آن بگرود اگر چه حجّ به جا آورده باشد، باید حج را انجام دهد.

۲- فضل بن عبدالملک گوید: از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم: شخصی توان مالی ندارد و گروهی از دوستانش او را با خود به حج می برند آیا حَجّة الاسلام را به جا آورده است؟

فرمود: آری، ولی هر گاه پس از آن، توانگر شد، بر او واجب است که حجّ به جا آورد.

قُلْتُ: وَ هَلْ تَكُونُ حَجَّتُهُ تِلْكَ تَامَّةً أَوْ نَاقِصَةٌ إِذَا لَمْ يَكُنْ حَجَّ مِنْ مَالِهِ؟

قَالَ: نَعَمْ يُقْضَى عَنْهُ حَجَّةُ الْإِسْلَامِ وَ تَكُونُ تَامَّةً وَ لَيْسَتْ بِنَاقِصَةٍ، وَ إِنْ أَيْسَرَ فَلْيَحُجَّ.

قَالَ: وَ سُئِلَ عَن الرَّجُل يَكُونُ لَهُ الْإِبِلُ يُكْرِيهَا فَيُصِيبُ عَلَيْهَا فَيَحُجُ وَ هُوَ كَرِيٌّ تُغْنِي عَنْهُ حَجَّتُهُ؟ أَوْ يَكُونُ يَحْمِلُ التَّجَارَةَ إِلَى مَكَّةَ فَيَحُجُّ فَيُصِيبُ الْمَالَ فِي تِجَارَتِهِ، أَوْ يَضَعُ أَتَكُونُ حَجَّتُهُ تَامَّةً أَوْ نَاقِصَةً أَوْ لَا تَكُونُ حَتَّى يَذْهَبَ بِهِ إِلَى الْحَجِّ وَ لا يَنْوِي غَيْرَهُ أَوْ يَكُونُ يَنْوِبِهِمَا جَمِيعاً أَ يَقْضِي ذَلِكَ حَجَّتَهُ؟

قَالَ: نَعَمْ، حَجَّتُهُ تَامَّةٌ.

3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) عَنْ رَجُلٍ حَجَّ عَنْ غَيْرِهِ أَيُجْزِتُهُ ذَلِكَ مِنْ حَجَّةِ الْإِسْلَامِ؟

قَالَ: نَعَمْ.

قُلْتُ: حَجَّةُ الْجَمَالِ تَامَّةٌ أَوْ نَاقِصَةٌ؟

عرض کردم: اگر هزینه سفر حج او از مال خودش نباشد، آیا آن حج کامل است یا ناقص؟

فرمود: آن حجّی که انجام داده از انجام حَجّة الاسلام کفایت می کند و کامل است و ناقص نیست، ولی اگر بعدها توانگر شود، باید حج به جا آورد.

راوی گوید: هم چنین از آن حضرت سؤال کردند: مردی دارای شترانی است که آنها را به مسافرین مگه کرایه می دهد. او در این هنگام مالی به دست می آورد و در حالی که چاروادار است، حج انجام می دهد، آیا این حج او را از حجة الاسلام بی نیاز می کند؟

یا شخصی که کالای تجارتی به مکه می برد و حج انجام می دهد و در تجارت خود سود یا زیان می برد، آیا حج او کامل است یا ناقص؟

یا این که کالای تجارتی به همراه ندارد و فقط هدف او بردن مسافر برای حج است و جز آن نیتی ندارد، و یا بردن مسافر به حجّ و تجارت هر دو را با هم نیت می کند، آیا او با چنین حجى حَجّة الاسلام را ادا کرده است؟

فرمود: آری، حج او کامل است.

٣- معاوية بن عمار گوید: از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم: کسی که به نیابت از دیگری حجّ انجام می دهد آیا این حج نیابتی او را از حَجّة الاسلام بی نیاز می کند؟

فرمود: آری.

عرض کردم: آیا حج ساربان کامل است یا ناقص؟

قَالَ: تَامَّةٌ.

قُلْتُ: حَجَّةُ الْأَجِيرِ تَامَّةٌ أَمْ نَاقِصَةٌ؟

قَالَ: تَامَّةٌ.

4- عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَيْنَةً قَالَ:

كَتَبْتُ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) أَسْأَلُهُ عَنْ رَجُلٍ حَجَّ وَ لا يَدْرِي وَ لا يَعْرِفُ هَذَا لا الْأَمْرَ ثُمَّ مَنَّ اللَّهُ عَلَيْهِ بِمَعْرِفَتِهِ وَ الدَّيْنُونَةِ بِهِ أَ عَلَيْهِ حَجَّةُ الْإِسْلَامِ أَمْ قَدْ قَضَى؟

قَالَ: قَدْ قَضَى فَرِيضَةَ اللَّهِ وَ الْحَجُّ أَحَبُّ إِلَيَّ.

وَ عَنْ رَجُلٍ هُوَ فِي بَعْضِ هَذِهِ الْأَصْنَافِ مِنْ أَهْلِ الْقِبْلَةِ نَاصِبٍ مُتَدَيِّنِ ثُمَّ مَنَّ اللَّهُ عَلَيْهِ فَعَرَفَ هَذَا الْأَمْرَ أَ يُقْضَى عَنْهُ حَجَّةُ الْإِسْلَامِ أَوْ عَلَيْهِ أَنْ يَحُجَّ مِنْ قَابِلِ؟

قَالَ: الْحَجُّ أَحَبُّ إِلَيَّ.

فرمود: کامل است.

گفتم: آیا حج اجیر (کسی که خود را برای خدمت در کاروان و یا برای نیابت از حج اجاره می دهد) تمام است یا ناقص؟

فرمود: تمام است.

۴- عمر بن اذینه گوید: توسط نامه ای از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم: کسی که حجّ به جای آورده، ولی به این امر (مقام ولایت ائمه (علیهم السلام)) شناخت و معرفتی ندارد. پس از آن خدا بر او منت نهاده و معرفت و اعتقاد به این امر را به او عنایت کرده است، آیا حجة الاسلام بر او واجب است یا آن که همان که انجام داده کافی است؟

فرمود: او با انجام حج، فریضهٔ خداوند (عزوجل) را انجام داده است، ولی به نظر من انجام حج خوشایندتر است.

هم چنین پرسیدم: کسی که در برخی از این گروه های مخالفین از اهل قبله و ناصبی است، اما به مذهب خود پای بند است، خداوند بر او منت نهاده و امر ولایت را بشناسد، آیا با آن حج که (در زمان ناصبی و مخالف بودنش) انجام داده حَجّة الاسلام خود را ادا کرده است یا باید در آینده حج را انجام دهد؟

فرمود: به نظر من انجام حج خوشایندتر است.

5- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ قَالَ: كَتَبَ إِبْرَاهِيمُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عِمْرَانَ الْهَمَدَانِيُّ إِلَى أَبِي جَعْفَرٍ (علیه السلام) أَنِّي حَجَجْتُ وَ أَنَا مُخَالِفٌ وَ كُنْتُ صَرُورَةً فَدَخَلْتُ مُتَمَتِّعاً بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ.

قَالَ: فَكَتَبَ إِلَيْهِ: أَعِدْ حَجَّكَ.

6- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَيْدٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ:

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ (علیه السلام): الرَّجُلُ يَمُرُّ مُجْتَازاً يُريدُ الْيَمَنَ أَوْ غَيْرَهَا مِنَ الْبُلْدَانِ وَ طَرِيقُهُ بِمَكَّةَ فَيُدْرِكُ النَّاسَ وَ هُمْ يَخْرُجُونَ إِلَى الْحَجِّ فَيَخْرُجُ مَعَهُمْ إِلَى الْمَشَاهِدِ يُجْزِئُهُ ذَلِكَ مِنْ حَجَّةِ الْإِسْلَامِ؟

قَالَ: نَعَمْ.

7- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْن عَمَّارٍ قَالَ:

۵- علی بن مهزیار گوید: ابراهیم بن محمد بن عمران همدانی طی نامه ای به خدمت امام جواد (علیه السلام) نوشت: من در دوران تاریک مخالفت با شما به سر می بردم، پیش از آن حجّ انجام نداده بودم، در آن حال حج به جا آورده و به قصد حج تمتع وارد مکه شدم؟

گوید: امام (علیه السلام) برای او نوشت: حج خود را اعاده کن.

۶- معاوية بن عمّار گوید: به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: مردی عازم یمن ـ یا مقصدی دیگر ـ در راه سفر خود از مکه می گذرد، وقتی به مکه می رسد که مردم در حال انجام اعمال حج هستند. او نیز در جمع ایشان به سوی مشاهد (و برای انجام مناسک) حرکت می کند، آیا چنین حجّی او را از حَجّة الاسلام کفایت می کند؟

فرمود: آری.

7- معاوية بن عمار گوید:

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام): الرَّجُلُ يَخْرُجُ فِي تِجَارَةٍ إِلَى مَكَّةَ أَوْ يَكُونُ لَهُ إِبِلٌ فَيُكْرِيهَا حَجَّتُهُ نَاقِصَةٌ أَمْ تَامَّةٌ؟

قَالَ: لا، بَلْ حَجَّتُهُ تَامَّةٌ.

8- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ شِهَابٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ الله (علیه السلام):

فِي رَجُلٍ أَعْتَقَ عَشِيَّةَ عَرَفَةَ عَبْداً لَهُ أَ يُجْزِئُ عَنِ الْعَبْدِ حَجَّةُ الْإِسْلَامِ؟

قَالَ: نَعَمْ.

قُلْتُ: فَأُم وَلَدٍ أَحَجَّهَا مَوْلاهَا أَ يُجْزِئُ عَنْهَا؟

قَالَ: لا.

قُلْتُ: أَلَهُ أَجْرٌ فِي حَجَّتِهَا؟

قَالَ: نَعَمْ.

قَالَ: وَ سَأَلْتُهُ عَن ابْنِ عَشْرِ سِنِينَ يَحُجُ.

به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: مردی برای تجارت به مکه می رود، یا شترانی دارد که آنها را به مسافرین مکه کرایه می دهد، در این صورت آیا حج او ناقص است یا تمام؟

فرمود: نه، بلکه حج او تمام است.

8- شهاب گوید: از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم: کسی که در شامگاه عرفه غلام خود را آزاد کرده است (غلام پس از آزادی موقف عرفه را درک نموده است) آیـا چـنـیـن حـجـی از حجة الاسلام کفایت می کند؟

فرمود: آری.

عرض کردم: کنیز اُمّ ولدی را صاحبش به حج برده است، آیا ایــن حـج، برای او از حجة الاسلام کفایت می کند؟

فرمود: نه.

عرض کردم: آیا در آن حجی که به جای آورده است، اجری برای او هست؟

فرمود: آری.

راوی گوید: هم چنین از آن حضرت دربارۀ نوجوان ده ساله ای که حج به جا می آورد پرسیدم؟

قَالَ: عَلَيْهِ حَجَّةُ الْإِسْلَامِ إِذَا احْتَلَمَ، وَ كَذَلِكَ الْجَارِيَةُ عَلَيْهَا الْحَجُّ إِذَا طَمِثَتْ.

٩- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ جَمِيعاً عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرِ الثَّانِيَ (علیه السلام) عَنِ الصَّبِيِّ مَتَى يُحْرَمُ بِهِ؟

قَالَ: إِذَا اتَّغَرَ.

١٠- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنِ ابْنِ رِئَابٍ عَنْ ضُرَيْسٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ (علیه السلام) قَالَ:

فِي رَجُلٍ خَرَجَ حَاجَاً حَجَّةَ الْإِسْلَامِ فَمَاتَ فِي الطَّرِيقِ.

فَقَالَ: إِنْ مَاتَ فِي الْحَرَمِ فَقَدْ أَجْزَأَثَ عَنْهُ حَجَّةُ الْإِسْلَامِ، وَ إِنْ كَانَ مَاتَ دُونَ الْحَرَمِ فَلْيَقْضِ عَنْهُ وَلِيُّهُ حَجَّةَ الْإِسْلَامِ.

۱۱- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنِ ابْنِ رِئَابٍ عَنْ بُرَيْدِ الْعِجْلِيَّ قَالَ:

فرمود: چون بالغ شود حَجّة الاسلام بر ذمه خواهد داشت.

هم چنین دوشیزه آن گاه که حائض شود، حَجّة الاسلام بر عهده اش خواهد بود.

۹- محمد بن فضیل گوید: از امام جواد (علیه السلام) پرسیدم: چه هنگام کودک را محرم می سازند؟

فرمود: آن گاه که دندان بیندازد.

۱۰- ضُریس گوید: از امام باقر (علیه السلام) پرسیدم: فردی به قصد انجام حَجّة الاسلام از شهر و دیار خود خارج می شود و در میان راه از دنیا می رود حج او چگونه است؟

فرمود: اگر در حرم وفات یافته است، همان رسیدن به حرم برای حجة الاسلام او کافی است، و اگر هنوز به حرم نرسیده بود، در گذشته است، باید ولی او حَجّة الاسلام را به نیابت از او انجام دهد.

۱۱- برید عجلی گوید: از امام باقر (علیه السلام) پرسیدم:

سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ (علیه السلام) عَنْ رَجُلٍ خَرَجَ حَاجَاً وَ مَعَهُ جَمَلٌ لَهُ وَ نَفَقَةٌ وَ زَادٌ فَمَاتَ فِي الطَّرِيقِ.

قَالَ: إِنْ كَانَ صَرُورَةٌ ثُمَّ مَاتَ فِي الْحَرَمِ فَقَدْ أَجْزَأَ عَنْهُ حَجَّةُ الْإِسْلَامِ، وَ إِنْ كَانَ مَاتَ وَ هُوَ صَرُورَةٌ قَبْلَ أَنْ يُحْرِمَ جُعِلَ جَمَلُهُ وَ زَادُهُ وَ نَفَقَتُهُ وَ مَا مَعَهُ فِي حَجَّةِ الْإِسْلَام. فَإِنْ فَضَلَ مِنْ ذَلِكَ شَيْءٌ فَهُوَ لِلْوَرَثَةِ إِنْ لَمْ يَكُنْ عَلَيْهِ دَيْنٌ.

قُلْتُ: أ رَأَيْتَ إِنْ كَانَتِ الْحَجَّةُ تَطَوُّعاً ثُمَّ مَاتَ فِي الطَّرِيقِ قَبْلَ أَنْ يُحْرِمَ لِمَنْ يَكُونُ جَمَلُهُ وَ نَفَقَتُهُ وَ مَا مَعَهُ؟

قَالَ: يَكُونُ جَمِيعُ مَا مَعَهُ وَ مَا تَرَكَ لِلْوَرَثَةِ إِلَّا أَنْ يَكُونَ عَلَيْهِ دَيْنٌ فَيُقْضَى عَنْهُ أَوْ يَكُونَ أَوْصَى بوَصِيَّةٍ فَيُنْفَذَ ذَلِكَ لِمَنْ أَوْصَى لَهُ وَ يُجْعَل ذَلِكَ مِنْ ثُلُثِهِ.

۱۲- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ رِفَاعَةَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) عَنْ رَجُلٍ نَذَرَ أَنْ يَمْشِيَ إِلَى بَيْتِ اللَّهِ الْحَرَامِ أَ يُجْزِتُهُ ذَلِكَ عَنْ حَجَّةِ الْإِسْلَامِ؟

کسی که به قصد انجام حج با مرکب سواری، هزینه سفر و زاد و توشه از شهر و دیار خود خارج شده و در میان راه وفات یافته است حج او چگونه است؟

فرمود: اگر پیش از این حج انجام نداده و در حرم در گذشته است، برای حجة الاسلام او کافی بوده، و اگر پیش از این حج انجام نداده و پیش از آن که محرم شود در گذشته است، باید مرکب سواری، توشه و هزینه سفر و هر چه با او بوده در راه انجام حجة الاسلام صرف شود. پس اگر چیزی افزون از هزینه حَجّة الاسلام به جای ماند، در صورتی که بدهکاری بر ذمه نداشته متعلق به وارثان او خواهد بود.

گفتم: اگر آن حجّ به عنوان استحباب بوده و حاجی پیش از احرام بستن در راه درگذشته است، مرکب سواری هزینه و اشیایی که با او بوده از آن کیست؟

فرمود: همۀ آن چه با او بوده و از خود به جای نهاده، متعلق به وارثان اوست، مگر آن که بدهکاری داشته باشد که بایستی از اموال او پرداخته شود، و یا آن که وصیتی کرده که بایستی دربارۀ کسی که به نفع او وصیت کرده است اجرا شود، و در حساب ثلث اموال او محسوب گردد.

۱۲- رفاعه گوید: از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم: کسی که برای انجام حج نذر کرده که پیاده به خانۀ خدا برود، آیا چنین حجّی از حَجّة الاسلام کفایت می کند؟

قَالَ: نَعَمْ.

قُلْتُ: وَ إِنْ حَجَّ عَنْ غَيْرِهِ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ مَالٌ وَ قَدْ نَذَرَ أَنْ يَحُجَّ مَاشِياً أَ يُجْزِئُ ذَلِكَ عَنْهُ؟

قَالَ: نَعَمْ.

١٣- أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ عَامِرِ بْنِ عَمِيرَةَ قَالَ:

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ (علیه السلام): بَلَغَنِي عَنْكَ أَنَّكَ قُلْتَ: لَوْ أَنَّ رَجُلاً مَاتَ وَ لَمْ يَحُجَّ حَجَّةَ الإِسْلَام فَحَجَّ عَنْهُ بَعْضُ أَهْلِهِ أَجْزَأَ ذَلِكَ عَنْهُ؟

فَقَالَ: نَعَمْ أَشْهَدُ بِهَا عَنْ أَبِي (علیه السلام) أَنَّهُ حَدَّثَنِي: أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله) أَتَاهُ رَجُلٌ فَقَالَ:

يَا رَسُولَ اللَّهِ! إِنَّ أَبِي مَاتَ وَ لَمْ يَحُجَّ.

فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه و آله): حُجّ عَنْهُ، فَإِنَّ ذَلِكَ يُجْزِئُ عَنْهُ.

14- عَنْهُ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ حَكَمِ بْنِ حُكَيْمٍ قَالَ:

فرمود: آری.

عرض کردم: اگر به نیابت دیگری به حج برود و خود او مالی نداشته باشد و نذر کند که پیاده به حج برود، آیا آن حج از او کفایت می کند؟

فرمود: آری.

۱۳- عامر بن عمیره گوید: خدمت امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: از شما به من نقل شده که فرموده اید: اگر شخصی بمیرد و حَجّة الاسلام به جا نیاورده باشد پس برخی از خویشانش از جانب او حجّ به جا آورند از او کفایت می کند؟

فرمود: آری، از جانب پدرم به این حدیث گواهی می دهم که او برای من نقل فرمود که شخصی خدمت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) آمد و عرض کرد: ای رسول خدا! پدرم مرده و حجّ به جا نیاورده است؟

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: از جانب او حج به جای آور، به راستی که آن حج از او کفایت می کند.

۱4- حکم بن حکیم گوید: به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم:

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام): إِنْسَانٌ هَلَكَ وَ لَمْ يَحُجَّ وَ لَمْ يُوصِ بِالْحَجِّ فَأَحَجَّ عَنْهُ بَعْضُ أَهْلِهِ رَجُلاً أَوِ امْرَأَةً هَلْ يُجْزِئُ ذَلِكَ وَ يَكُونُ قَضَاءً عَنْهُ وَ يَكُونُ الْحَجُ لِمَنْ حَجَّ وَ يُؤْجَرُ مَنْ أَحَجَّ عَنْهُ؟

فَقَالَ: إِنْ كَانَ الْحَاجُ غَيْرَ صَرُورَةِ أَجْزَأَ عَنْهُمَا جَمِيعاً وَ أُجِرَ الَّذِي أَحَجَّهُ.

15- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ عَنْ رِفَاعَةَ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) عَنْ رَجُلٍ يَمُوتُ وَ لَمْ يَحُجَّ حَجَّةَ الْإِسْلَامِ وَلَمْ يُوصِ بِهَا أَ يُقْضَى عَنْهُ؟

قَالَ: نَعَمْ.

16- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيَّ عَنْ رِفَاعَةَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) عَنِ الرَّجُلِ وَ الْمَرْأَةِ يَمُوتَانِ وَ لَمْ يَحُجَّاً أَ يُقْضَى عَنْهُمَا حَجَّةُ الإِسْلَامِ؟

شخصی از دنیا رفته و حج انجام نداده است و وصیت برای انجام حج نیز نکرده است. مرد یا زنی از خویشانش به نیابت از او حج انجام می دهد، آیا این حج از جانب میّت کفایت می کند؟ یا این حج برای کسی که حج انجام داده و کسی که دستور انجام آن را داده پاداش دارد؟

فرمود: اگر کسی که از جانب میّت حج انجام می دهد پیش از این حج انجام نداده باشد از جانب هر دو (میّت و انجام دهندۀ آن) کفایت می کند و کسی که دستور انجام آن را داده پاداش دارد.

۱۵- رفاعه گوید: از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم: کسی که وفات یافته و حجة الاسلام را به جا نیاورده و وصیتی نیز در آن باره نکرده است، آیا باید از جانب او حجة الاسلام انجام دهند؟

فرمود: آری.

۱۶- رفاعه گوید: از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم: مرد و زنی که از دنیا رفته اند بی آن که حجّ به جا آورده باشند، آیا باید از جانب آنان حَجّة الاسلام را انجام دهند؟

قَالَ: نَعَمْ.

۱۷- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى رَفَعَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:

سُئِلَ عَنْ رَجُلٍ مَاتَ وَ لَهُ ابْنٌ لَمْ يَدْرِ أَ حَجَّ أَبُوهُ أَمْ لا؟

قَالَ: يَحُجُّ عَنْهُ، فَإِنْ كَانَ أَبُوهُ قَدْ حَجَ كُتِبَ لِأَبِيهِ نَافِلَةٌ وَ لِلْإِبْنِ فَرِيضَةً، وَ إِنْ كَانَ أَبُوهُ لَمْ يَحُجَّ كُتِبَ لِأَبِيهِ فَرِيضَةً وَ لِلإِبْنِ نَافِلَةٌ.

۱۸- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابَنَا عَنْ سَهْلِ بْن زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْن شَمُونٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَانِ الْأَصَمَّ عَنْ مِسْمَعِ بْنِ عَبْدِ الْمَلِكِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ (علیه السلام) قَالَ:

لَوْ أَنَّ عَبْداً حَجَّ عَشْرَ حِجَجٍ كَانَتْ عَلَيْهِ حَجَّةُ الْإِسْلَامِ أَيْضاً إِذَا اسْتَطَاعَ إِلَى ذَلِكَ سَبِيلاً. وَ لَوْ أَنَّ غُلَامًا حَجَّ عَشْرَ حِجَجٍ ثُمَّ احْتَلَمَ كَانَتْ عَلَيْهِ فَرِيضَةُ الْإِسْلَامِ. وَلَوْ أَنَّ مَمْلُوكاً حَجَّ عَشْرَ حِجَجٍ ثُمَّ أُعْتِقَ كَانَتْ عَلَيْهِ فَرِيضَةُ الْإِسْلَامِ إِذَا اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلاً.

فرمود: آری.

۱۷- محمد بن یحیی در روایت مرفوعه ای گوید: از امام صادق (علیه السلام) پرسیدند: مردی در گذشتۀ است. او پسری دارد و آن پسر نمی داند که پدرش حجّ به جای آورده است یا نه وظیفه چیست؟

فرمود: آن پسر از جانب او حجّ به جای می آورد، اگر پدرش حج انجام داده حجي مستحب برای پدر و واجب برای پسر نوشته می شود، و اگر پدرش حج انجام نداده بود، برای پدر حجّی واجب و برای پسر حجی مستحب نوشته می شود.

۱۸- مسمع بن عبدالملک گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: اگر انسانی ده بار حج به جای آورد، آن گاه که مستطیع شود حجةالاسلام را بر عهده دارد، و اگر بچه ای ده بار حج به جای آورد، سپس بالغ شود فریضۀ حج بر عهده اوست و اگر برده ای ده بار حج به جای آورد، سپس آزاد شود، هر گاه که استطاعت یافت بر عهدهٔ اوست که فریضۀ حج را به جا آورد.

بخش سی و نهم

اشاره

بَابُ مَنْ لَمْ يَحْجَّ بَيْنَ خَمْسِ سِنِينَ

١- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ النَّهْدِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْوَلِيدِ عَنْ أَبَانِ عَنْ ذَرِيحٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:

مَنْ مَضَتْ لَهُ خَمْسُ سِنِينَ فَلَمْ يَفِدْ إِلَى رَبِّهِ وَهُوَ مُوسِرٌ إِنَّهُ لَمَحْرُومٌ.

۲- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ بُنْدَارَ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ حَمَّادٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ حُمْرَانَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ:

إِنَّ لِلَّهِ مُنَادِياً يُنَادِي: أَيُّ عَبْدِ أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَيْهِ وَ أَوْسَعَ عَلَيْهِ فِي رِزْقِهِ فَلَمْ يَفِدْ إِلَيْهِ كُلِّ خَمْسَةِ أَعْوَامٍ مَرَّةً لِيَطْلُبَ نَوَافِلَهُ إِنَّ ذَلِكَ لَمَحْرُومٌ.

حکم کسی که در مدت پنج سال حج نیاورد

1- ذریح گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

هر کس پنج سال بر او بگذرد و با توانگری به حج نرود؛ همانا او محروم از پاداش پروردگار است.

۲- حمران گوید: امام باقر (علیه السلام) فرمود:

خداوند ندا کننده ای دارد که ندا می کند: به هر بنده ای که خداوند احسان کرده و رزق و روزی او را توسعه داده است و در هر پنج سال به سوی خانۀ او برای رسیدن به رحمت خدا و عطاهایش نرود، به راستی که آن بنده محروم از ثواب است.

بخش چهلم

اشاره

بَابُ الرَّجُلِ يَسْتَدِينُ وَ يَحُجُّ

١- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي طَالِبٍ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ شُعَيْبٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) عَنْ رَجُلٍ يَحُجُّ بِدَيْنٍ وَ قَدْ حَجَّ حَجَّةَ الْإِسْلَامِ؟

قَالَ: نَعَمْ، إِنَّ اللَّهَ سَيَقْضِي عَنْهُ إِن شَاءَ اللَّهُ.

۲- أَحْمَدُ بْنُ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيَّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الْأَوَّلِ (علیه السلام) قَالَ:

قُلْتُ لَهُ: هَلْ يَسْتَقْرِضُ الرَّجُلُ وَ يَحُجُّ إِذَا كَانَ خَلْفَ ظَهْرِهِ مَا يُؤَدَّى عَنْهُ إِذَا حَدَثَ بِهِ حَدَةٌ؟

قَالَ: نَعَمْ.

حکم کسی که قرض می ستاند و به حج می رود

1- يعقوب بن شعیب گوید: از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم: کسی که با گرفتن قرض حجة الاسلام را به جا می آورد، آیا این عمل جایز است؟

فرمود: آری، زیرا خداوند قرض او را به زودی اداء خواهد كرد، إن شاء الله.

2- موسی بن بکر گوید: به امام کاظم (علیه السلام) عرض کردم: کسی که دارای پس اندازی برای هزینه حادثه ای است، اگر قرض کند می تواند باز پرداخت آن را از محل آن پس انداز بپردازد، آیا می تواند وام بستاند و به حج برود؟

فرمود: آری.

٣- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ عَبْدِ الْمَلِكِ بْن عُتْبَةَ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ (علیه السلام) عَنِ الرَّجُلِ عَلَيْهِ دَيْنٌ يَسْتَقْرِضُ وَ يَحُجُ؟

قَالَ: إِنْ كَانَ لَهُ وَجْةٌ فِي مَالٍ فَلَا بَأْسَ.

4- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ أَبِي هَمَّامٍ قَالَ:

قُلْتُ لِلرّضَاء (علیه السلام): الرَّجُلُ يَكُونُ عَلَيْهِ الدِّينُ وَ يَحْضُرُهُ الشَّيْء أَ يَقْضِي دَيْنَهُ أَوْ يَحُجُّ؟

قَالَ: يَقْضِي بَبَعْضٍ وَ يَحُجُ بِبَعْضٍ.

قُلْتُ: فَإِنَّهُ لا يَكُونُ إِلَّا بِقَدْرِ نَفَقَةِ الْحَج.

فَقَالَ: يَقْضِي سَنَةٌ وَ يَحُجُّ سَنَةً.

فَقُلْتُ: أُعْطِيَ الْمَالَ مِنْ نَاحِيَةِ السُّلْطَانِ.

قَالَ: لَا بَأْسَ عَلَيْكُمْ.

3- عبدالملک بن عتبه گوید: از امام کاظم (علیه السلام) پرسیدم: کسی، بدهکار است آیا باز هم می تواند قرض کند و به حج برود؟

فرمود: در صورتی که زمینه ای در مال او برای پرداختن قرض داشته باشد، اشکالی ندارد.

۴- ابوهمام گوید: به امام رضا (علیه السلام) عرض کردم: شخصی بدهکار است و درآمد سالیانه ای به دست او می رسد، آیا با آن در آمد، وامش را بپردازد یا به حج برود؟

فرمود: با بخشی از آن قرض خود را می پردازد و با بخشی دیگر به حج می رود.

گفتم: آن درآمد فقط به اندازۀ مخارج حج است.

فرمود: یک سال قرض خود را می پردازد و یک سال به حج می رود.

عرض کردم: اگر این مال از طرف سلطان به او داده شود چه حکمی دارد؟

فرمود: ایرادی برای شما نیست.

5- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ وَهْبٍ عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ قَالَ:

قُلْتُ لأَبي عَبْدِ اللهِ (علیه السلام): يَكُونُ عَلَى الدِّينُ فَيَقَعُ فِي يَدِيَ الدَّرَاهِمُ فَإِنْ وَ زَعْتُهَا بَيْنَهُمْ لَمْ يَبْقَ شَيْءٌ أَ فَأَحُجُّ بِهَا أَوْ أَوَزِّعُهَا بَيْنَ الْغُرَّامِ؟

فَقَالَ: تَحُجُّ بِهَا وَ ادْعُ اللَّهَ أَنْ يَقْضِيَ عَنْكَ دَيْنَكَ.

6- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْبَرْقِيِّ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ بَشِيرٍ عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرٍ الْوَاسِطِي قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَن (علیه السلام) عَن الرَّجُل يَسْتَقْرِضُ وَ يَحُجُ؟

فَقَالَ: إِنْ كَانَ خَلْفَ ظَهْرِهِ مَالٌ إِنْ حَدَثَ بِهِ حَدَثٌ أُدِّيَ عَنْهُ فَلَا بَأْسَ.

5- معاوية بن وهب از عده ای نقل می کند که گویند: به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: من بدهکارم با این حال چند درهمی به دستم می رسد، پس اگر آن را در میان طلبکاران خود توزیع کنم چیزی به جا نمی ماند، آیا می توانم آن را هزینه حج کنم یا میان طلبکاران توزیع نمایم؟

فرمود: آن را هزینۀ حج ساز و خدا را بخوان تا قرض تو را از جانب تو بپردازد.

6- موسی بن بکر واسطی گوید: به امام کاظم (علیه السلام) عرض کردم: انسان می تواند قرض کند و به حج برود؟

فرمود: اگر پس اندازی برای هزینه حادثه ای است می تواند باز پرداخت آن را از محل آن پس انداز بپردازد، می تواند به حج برود.

بخش چهل و یکم

اشاره

بَابُ الْفَضْلِ فِي نَفَقَةِ الْحَجِّ

١- أَبُو عَلِيّ الأَشْعَرِيٌّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ إِسْحَاقَ بْن عَمَّارٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) يَقُولُ:

لَوْ أَنَّ أَحَدَكُمْ إِذَا رَبِحَ الرَّبْحَ أَخَذَ مِنْهُ الشَّيْءَ فَعَزَلَهُ فَقَالَ: هَذَا لِلْحَجِّ وَ إِذَا رَبِحَ أَخَذَ مِنْهُ وَ قَالَ: هَذَا لِلْحَجِّ جَاءَ إِيَّانُ الْحَجِّ وَ قَدِ اجْتَمَعَتْ لَهُ نَفَقَةٌ عَزَمَ اللَّهَ فَخَرَجَ، وَ لَكِنْ أَحَدُكُمْ يَرْبَحُ الرِّبْحَ فَيُنْفِقُهُ، فَإِذَا جَاءَ إِيَّانُ الْحَجِّ أَرَادَ أَنْ يُخْرِجَ ذَلِكَ مِنْ رَأْسِ مَالِهِ فَيَشُقُ عَلَيْهِ.

۲- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْبَرْقِيِّ عَنْ شَيْخِ رَفَعَ الْحَدِيثَ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: قَالَ لَهُ:

زیادی از هزینۀ زندگی برای هزینۀ حج است

1- اسحاق بن عمّار گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که می فرمود:

اگر یکی از شما شیعیان هرگاه سودی به دست آورد، بخشی از آن را کنار بگذارد و بگوید: این برای حج است. هرگاه باز سودی به دست آورد، بخشی از آن را کنار بگذارد و بگوید: این برای حج است. هرگاه وقتی که موسم حج فرا می رسد، او هزینه سفر را جمع آوری می کند و عازم سفر می شود.

ولی هر گاه یکی از شما سودی ببرد و آن را به مصرف برساند، وقتی که موسم حج فرا می رسد و بخواهد هزینه سفر را از سرمایه اش جدا کند، برای او دشوار خواهد بود.

۲- راوی گوید: امام صادق (علیه السلام) به من فرمود:

يَا فُلَانُ! أَقْلِلِ النَّفَقَةَ فِي الْحَجِّ تَنْشَط لِلْحَجِّ، وَ لا تُكْثِرِ النَّفَقَةَ فِي الْحَجِّ فَتَمَلَّ الْحَجَّ.

٣- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِي عَنْ رِبْعِيِّ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) يَقُولُ:

كَانَ عَلِيٌّ (علیه السلام) لَيَنْقَطِعُ رِكَابُهُ فِي طَرِيقِ مَكَّةَ فَيَشُدُّهُ بِخُوصَةٍ لِيُهَوِّنَ الْحَجَّ عَلَى نَفْسه.

4- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ رَفَعَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ: الْهَدِيَّةُ مِنْ نَفَقَةِ الْحَجَّ.

5- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ يَحْيَى بْنِ الْمُبَارَكِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَبَلَةَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) أَنَّهُ قَالَ: هَدِيَّةُ الْحَجِّ مِنَ الْحَجِّ.

ای فلانی! هزینۀ سفر حج را کم کن تا برای انجام حج با نشاط باشی، و هزینۀ حج را زیاد مکن که سفر حج برای تو ملال آور باشد چرا که در این صورت انجام هر سالۀ حجّ ممكن نخواهد بود.

۳- ربعی بن عبدالله گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که می فرمود:

هر گاه در سفر مکه بند رکاب حضرت علی (علیه السلام) می برید آن را به برگی از درخت خرما می بست تا انجام حج را بر خود آسان سازد.

۴- سهل بن زیاد در روایت مرفوعه ای گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: هدیه از هزینۀ سفر حج است.

۵- اسحاق بن عمّار گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: هديۀ حجّ جزو هزینه حج است.

بخش چهل و دوم

اشاره

بَابُ أَنَّهُ يُسْتَحَبُّ لِلرَّجُلِ أَنْ يَكُونَ مُتَهَيِّئاً لِلْحَجِّ فِي كُلِّ وَقْتِ

١- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ زَعْلَانَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ طَلْحَةَ عَنْ عِيسَى بْنِ أَبِي مَنْصُورٍ قَالَ: قَالَ لِي جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ (علیهما السلام):

يَا عِيسَى! إِنِّي أُحِبُّ أَنْ يَرَاكَ اللهُ (عزوجل) فِيمَا بَيْنَ الْحَجِّ إِلَى الْحَج وَ أَنتَ تَتَهَيَّةُ لِلْحَج.

۲- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حُسَيْنِ بْن عُثْمَانَ وَ مُحَمَّدِ بْنِ أبِي حَمْزَةَ وَ غَيْرِهِمَا عَنْ إِسْحَاقَ بْن عَمَّارٍ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ (علیه السلام):

مَن اتَّخَذَ مَحْمِلاً لِلْحَجِّ كَانَ كَمَنْ رَبَطَ فَرَساً فِي سَبيل الله (عزوجل).

٣- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْن أَحْمَدَ عَنْ حَمْزَةَ بْن يَعْلَى عَنْ بَعْضِ الْكُوفِيِّينَ عَنْ أَحْمَدَ بْن عَائِدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْن سِنَانٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) يَقُولُ:

استحباب آمادگی برای انجام حج

۱- عيسى بن منصور گوید: امام صادق (علیه السلام) به من فرمود:

ای عیسی! من دوست می دارم که خداوند (عزوجل) تو را در فاصلهٔ میان دو حج در حالی ببیند که برای انجام حج آماده می شوی.

۲- اسحاق بن عمّار گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

کسی که هودجی را به نیت استفاده در سفر حج بگیرد، به سان کسی است که اسبی را (برای محافظت از مرزهای اسلام و جهاد) در راه خداوند (عزوجل) بسته باشد.

۳- عبدالله بن سنان گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که می فرمود:

مَنْ رَجَعَ مِنْ مَكَّةَ وَ هُوَ يَنْوِي الْحَجَّ مِنْ قَابِلِ زِيدَ فِي عُمُرِهِ.

بخش چهل و سوم

اشاره

بَابُ الرَّجُلِ يُسْلِمُ فَيَحْجُ قَبْلَ أَنْ يَخْتَتِنَ

١- أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ مَيْمُونٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:

فِي الرَّجُلِ يُسْلِمُ فَيُرِيدُ أَنْ يَحُجَّ وَ قَدْ حَضَرَ الْحَجِّ أَ يَحُجُ أَوْ يَخْتَتِنُ؟

قَالَ: لَا يَحُجُّ حَتَّى يَخْتَتِنَ.

۲- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:

لا بَأْسَ أَنْ تَطُوفَ الْمَرْأَةُ غَيْرَ الْمَخْفُوضَةِ. فَأَمَّا الرَّجُلُ فَلَا يَطُوفُ إِلَّا وَ هُوَ مُخْتَتِنُ.

هر که به هنگام بازگشت از مکه نیت کند که سال دیگر باز گردد، بر عمرش افزوده می شود.

حکم مردی که مسلمان می شود، پیش از آن که ختنه کند به حج می رزد

1- ابراهيم بن میمون گوید: از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم: مردی که اسلام می آورد و می خواهد به حج برود، در حالی که موسم حج فرا رسیده است، آیا باید حج به جا آورد یا ختنه کند؟

فرمود: تا ختنه نکند نمی تواند اعمال حج را به جا آورد.

2- حریز گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

زنی که ختنه نکرده اشکالی ندارد طواف کند، ولی مرد نمی تواند بدون ختنه طواف نماید.

بخش چهل و چهارم

اشاره

بَابُ الْمَرْأَةِ يَمْنَعُهَا زَوْجُهَا مِنْ حَجَّةِ الْإِسْلَامِ

١- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:

سَأَلْتُهُ عَنِ امْرَأَةٍ لَهَا زَوْجٌ أَبَى أَنْ يَأْذَنَ لَهَا أَنْ تَحُجَّ وَ لَمْ تَحُجَّ حَجَّةَ الْإِسْلَامِ فَغَابَ زَوْجُهَا عَنْهَا وَ قَدْ نَهَاهَا أَنْ تَحُجَّ.

قَالَ: لا طَاعَةَ لَهُ عَلَيْهَا فِي حَجَّةِ الْإِسْلَامِ فَلْتَحُجَّ إِنْ شَاءَتْ.

۲- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:

سَأَلْتُهُ عَنِ الْمَرْأَةِ تَخْرُجُ مَعَ غَيْرِ وَلِيّ.

حکم زنی که همسرش او را از حجته الاسلام باز دارد

1- علی بن ابی حمزه گوید: از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم: همسر زنی اجازه نمی دهد به حج برود با آن که زن حَجّة الاسلام را انجام نداده است، وقتی همسر در غیاب خود نیز از حج نهی می کند وظیفۀ او چیست؟

فرمود: برای انجام حَجّة الاسلام اطاعت همسر بر آن زن لازم نیست، و اگر بخواهـد می تواند به حج برود.

٢- معاوية بن عمار گوید: از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم: حکم زنــی کـه بـدون ولی و سرپرست به سوی مکه روان می شود، چیست؟

قَالَ: لا بَأْسَ، فَإِنْ كَانَ لَهَا زَوْجٌ أَوِ ابْنُ أَحْ قَادِرَيْنِ عَلَى أَنْ يَخْرُجَا مَعَهَا وَ لَيْسَ لَهَا سَعَةٌ فَلَا يَنْبَغِى لَهَا أَنْ تَقْعُدَ وَ لا يَنْبَغِي لَهُمْ أَنْ يَمْنَعُوهَا.

3- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ أَبَانِ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ:

سَأَلْتُهُ عَنِ امْرَأَةٍ لَهَا زَوْجٌ وَ هِيَ صَرُورَةٌ لَا يَأْذَنُ لَهَا فِي الْحَجِّ.

قَالَ: تَحُجُّ وَ إِنْ لَمْ يَأْذَنْ لَهَا.

4- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام):

فِي الْمَرْأَةِ تُرِيدُ الْحَجَّ لَّيْسَ مَعَهَا مَحْرَمٌ هَلْ يَصْلُحُ لَهَا الْحَجُّ؟

فَقَالَ: نَعَمْ، إِذَا كَانَتْ مَأْمُونَةٌ.

5- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُعَاوِيَةَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) عَنِ الْمَرْأَةِ الْحُرَّةِ تَحُجُّ إِلَى مَكَّةَ بِغَيْرِ وَلِيَّ.

فَقَالَ: لا بَأْسَ تَخْرُجُ مَعَ قَوْمٍ ثِقَاتٍ.

فرمود: اشکالی ندارد و اگر شوهر یا فرزند برادری دارد که می توانند با او بروند، ولی او توانایی مالی ندارد که آنها را به همراه ببرد، برای او سزاوار نیست که به حج نرود، و برای آنان شایسته نیست که او را از رفتن به حج جلوگیری کنند.

3 زراره گوید: از امام باقر (علیه السلام) پرسیدم: زنی که شوهری دارد، ولی تاکنون حجّ به جا نیاورده است و شوهرش به او اجازۀ حج نمی دهد.

فرمود: او حج را به جا می آورد، گرچه شوهرش اجازه ندهد.

۴- سلیمان بن خالد گوید: امام صادق (علیه السلام) پرسیدم: آیا زنی که قصد سفر حج دارد و محرمی با او نیست حج برای او شایسته است؟

فرمود: آری، در صورتی که ایمن باشد.

۵- معاوية بن عمّار گوید: از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم: زنی که بدون ولی به سوی مكه روان می شود چه حکمی دارد؟

فرمود: اشکالی ندارد که با گروهی مورد وثوق و اعتماد به حج برود.

بخش چهل و پنجم

اشاره

بَابُ الْقَوْلِ عِنْدَ الْخُرُوجِ مِنْ بَيْتِهِ وَ فَضْلِ الصَّدَقَةِ

١- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِي عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) عَنْ آبَائِهِ (علیهم السلام) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله):

مَا اسْتَخْلَفَ رَجُلٌ عَلَى أَهْلِهِ بِخِلَافَةٍ أَفْضَلَ مِنْ رَكْعَتَيْنِ يَرْكَعُهُمَا إِذَا أَرَادَ الْخُرُوجَ إِلَى سَفَرٍ يَقُولُ:

«اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْتَوْدِعُكَ نَفْسِي وَ أَهْلِي وَ مَالِي وَ ذُرِّيَّتِي وَ دُنْيَايَ وَ آخِرَتِي وَ أَمَانَتِي وَ خَاتِمَةَ عَمَلِي» إِلَّا أَعْطَاهُ اللَّهُ مَا سَأَلَ.

٢- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنِ الْحَارِثِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْأَحْوَلِ عَنْ بُرَيْدِ بْنِ مُعَاوِيَةَ الْعِجْلِيُّ قَالَ:

كَانَ أَبُو جَعْفَرٍ (علیه السلام) إِذَا أَرَادَ سَفَراً جَمَعَ عِيَالَهُ فِي بَيْتٍ. ثُمَّ قَالَ:

دعای هنگام خروج از خانه و فضیلت صدقه

1- سکونی گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود: هیچ بنده ای به هنگام بیرون شدن برای سفر، برای سرپرستی خانوادۀ خود جانشینی بهتر از آن به جای نگذاشته است که دو رکعت نماز بگزارد و بگوید: «اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْتَوْدِعُكَ نَفْسِي وَ أَهْلِي وَ مَالِي وَ ذُرِّيَّتِي وَ دُنْيَايَ وَ آخِرَتِي وَ أَمَانَتِي وَ خَاتِمَةَ عَمَلِي» مگر آن که خداوند هر چه را که خواسته است به او عطا فرماید.

2- بريد بن معاویه عجلی گوید: امام باقر (علیه السلام) همواره آن گاه که می خواست به سفری برود خانواده اش را در خانه جمع می کرد و عرضه می داشت:

«اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْتَوْدِعُكَ الْغَدَاةَ نَفْسِي وَ مَالِي وَ أَهْلِي وَ وُلْدِي الشَّاهِدَ مِنَّا وَ الْغَائِبَ. اللَّهُمَّ احْفَظْنَا وَ احْفَظْ عَلَيْنَا اللَّهُمَّ اجْعَلْنَا فِي جِوَارِكَ. اللَّهُمَّ لا تَسْلُبْنَا نِعْمَتَكَ وَ لا تُغَيِّرُ مَا بِنَا مِنْ عَافِيَتِكَ وَ فَضْلِكَ».

3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام): أَ يُكْرَهُ السَّفَرُ فِي شَيْءٍ مِنَ الْأَيَّامِ الْمَكْرُوهَةِ الْأَرْبِعَاءِ وَ غَيْرِهِ؟

فَقَالَ: افْتَتِحْ سَفَرَكَ بِالصَّدَقَةِ وَ اقْرَأْ آيَةَ الْكُرْسِيِّ إِذَا بَدَا لَكَ.

4- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ الْحَجَّاجِ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام): تَصَدَّقْ وَ اخْرُجْ أَيَّ يَوْمٍ شِئْتَ.

«اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْتَوْدِعُكَ الْغَدَاةَ نَفْسِي وَ مَالِي وَ أَهْلِي وَ وُلْدِي الشَّاهِدَ مِنَّا وَ الْغَائِبَ. اللَّهُمَّ احْفَظْنَا وَ احْفَظْ عَلَيْنَا. اللَّهُمَّ اجْعَلْنَا فِي جِوَارِكَ. اللَّهُمَّ لَا تَسْلُبْنَا نِعْمَتَكَ وَ لا تُغَيِّرُ مَا بِنَا مِنْ عَافِيَتِكَ وَ فَضْلِكَ».

خدایا! در این بامداد خود، مال، خانواده و فرزندان - حاضر آنها و غائبشان ـ را به تو می سپارم. خداوندا! ما و نعمت های خود را بر ما نگاه دار. خدایا! ما را در پناه خود قرار ده. خداوندا! نعمت خود را از ما مگیر و عافیت و فضل خود را - که با ماست ـ تغییر مده.

3- حماد بن عثمان گوید: به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: آیا سفر در روزهای مکروه، چهارشنبه و غیر آن، کراهت دارد؟

فرمود: سفر خود را با صدقه آغاز کن و آیة الکرسی را بخوان و هر وقت که خواستی راهی سفر شو.

۴- عبدالرحمان بن حجاج گوید:

امام صادق (علیه السلام) فرمود: صدقه بده و هر وقت که خواستی راهی سفر شو.

بخش چهل و ششم

اشاره

بَابُ الْقَوْلِ إِذَا خَرَجَ الرَّجُلُ مِنْ بَيْتِهِ

۱- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُوسَى بْنِ الْقَاسِمِ قَالَ: حَدَّثَنَا صَبَّاحٌ الْحَذَّاءُ قَالَ: سَمِعْتُ مُوسَى بْنَ جَعْفَرٍ (علیهما السلام) يَقُولُ:

لَوْ كَانَ الرَّجُلُ مِنْكُمْ إِذَا أَرَادَ السَّفَرَ قَامَ عَلَى بَابِ دَارِهِ تِلْقَاءَ وَجْهِهِ الَّذِي يَتَوَجَّهُ لَهُ فَقَرَأَ فَاتِحَةَ الْكِتَابِ أَمَامَهُ وَ عَنْ يَمِينِهِ وَ عَنْ شِمَالِهِ وَ آيَةَ الْكُرْسِيِّ أَمَامَهُ وَ عَنْ يَمِينِهِ وَ عَنْ شِمَالِهِ. ثُمَّ قَالَ:

«اللَّهُمَّ احْفَظْنِي وَ احْفَظْ مَا مَعِي وَ سَلِّمْنِي وَ سَلَّمْ مَا مَعِي وَ بَلِّغْنِي وَ بَلِّغْ مَا مَعِي بِبَلَاغِكَ الْحَسَنِ» لَحَفِظَهُ اللَّهُ وَ حَفِظَ مَا مَعَهُ وَ سَلَّمَهُ وَ سَلَّمَ مَا مَعَهُ وَ بَلَغَهُ وَ بَلَغَ مَا مَعَهُ.

قَالَ: ثُمَّ قَالَ: يَا صَبَّاحُ! أَ مَا رَأَيْتَ الرَّجُلَ يُحْفَظُ وَ لَا يُحْفَظُ مَا مَعَهُ، وَ يَسْلَمُ وَ لا يَسْلَمُ مَا مَعَهُ، وَ يَبْلُغُ وَ لا يَبْلُغُ مَا مَعَهُ؟

دعای هنگام خروج از خانه

1- صباح حذاء گوید: از امام کاظم (علیه السلام) شنیدم که می فرمود:

هر گاه یکی از شما آهنگ سفر کند، کنار در خانۀ خود بایستد، رو به طرف مقصد خود بنماید و سورۀ حمد را به سمت پیش رو، راست و چپ خود، و آیة الکرسی را به سمت پیش رو و راست و چپ خود می خواند، و آنگاه عرضه می دارد: «اللَّهُمَّ احْفَظْنِي وَ احْفَظْ مَا مَعِي وَ سَلِّمْنِي وَ سَلِّمْ مَا مَعِي وَ بَلِّغْنِي وَ بَلِّغْ مَا مَعِي بِبَلَاغِكَ الْحَسَنِ»

البته خدا او را حفظ می کند و هر چه با او باشد حفظ می کند، و او را به سلامت می دارد، و آن چه را با او باشد به سلامت می دارد، و او را به مقصد می رساند، و آن چه را با او باشد به مقصد می رساند.

راوی گوید: سپس حضرتش فرمود: ای صباح! آیا ندیده ای که شخص مسافر محفوظ می شود، ولی آنچه با اوست محفوظ نمی شود؟ خود سالم می ماند؛ ولی آن چه با اوست سالم نمی ماند؟ و خود به مقصد می رسد، ولی آن چه با اوست به مقصد نمی رسد؟

قُلْتُ: بَلَى جُعِلْتُ فِدَاكَ!

۲- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَن ابْن أَبِي عُمَيْر وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْل بْنِ شَاذَانَ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ وَ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى جَمِيعاً عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ:

إِذَا خَرَجْتَ مِنْ بَيْتِكَ تُرِيدُ الْحَجَّ وَ الْعُمْرَةَ إِنْ شَاءَ اللَّهُ فَادْعُ دُعَاءَ الْفَرَجِ وَ هُوَ: «لا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ الْحَلِيمُ الْكَرِيمُ لا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ، سُبْحَانَ اللَّهِ رَبِّ السَّمَاوَاتِ السَّبْعِ وَ رَبِّ الْأَرَضِينَ السَّبْعِ وَ رَبِّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ».

ثُمَّ قُلْ: «اللَّهُمَّ كُنْ لِي جَاراً مِنْ كُلِّ جَبَّارٍ عَنِيدٍ وَ مِنْ كُلِّ شَيْطَانٍ مَرِيدٍ».

ثُمَّ قُلْ: «بِسْمِ اللَّهِ دَخَلْتُ وَ بِسْمِ اللَّهِ خَرَجْتُ وَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ. اللَّهُمَّ إِنِّي أُقَدِّمُ بَيْنَ يَدَيْ نِسْيَانِي وَ عَجَلَتِي بِسْمِ اللَّهِ وَ مَا شَاءَ اللَّهُ فِي سَفَرِي هَذَا ذَكَرْتُهُ أَوْ نَسِيتُهُ. اللَّهُمَّ أَنْتَ الْمُسْتَعَانُ عَلَى الْأُمُورِ كُلِّهَا وَ أَنْتَ الصَّاحِبُ فِي السَّفَرِ وَ الْخَلِيفَةُ فِي الْأَهْلِ. اللَّهُمَّ هَوِّنْ عَلَيْنَا سَفَرَنَا وَ اطْوِ لَنَا الْأَرْضَ وَ سَيِّرْنَا فِيهَا بِطَاعَتِكَ وَ طَاعَةِ رَسُولِكَ.

گفتم: آری، فدایت شوم!

۲- معاوية بن عمار گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

هرگاه از خانۀ خود خارج شدی ـ و ان شاء الله - ارادۀ حج و عمره داشتی؛ دعای فرج را بخوان و آن دعا چنین است:

«لا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ الْحَلِيمُ الْكَرِيمُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ، سُبْحَانَ اللَّهِ رَبِّ السَّمَاوَاتِ السَّبْعِ وَ رَبِّ الْأَرَضِينَ السَّبْعِ وَ رَبِّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ».

سپس بگو:

«اللَّهُمَّ كُنْ لِي جَاراً مِنْ كُلِّ جَبَّارٍ عَنِيدٍ وَ مِنْ كُلِّ شَيْطَانٍ مَرِيدٍ».

آن گاه بخوان:

«بِسْمِ اللَّهِ دَخَلْتُ وَ بِسْمِ اللَّهِ خَرَجْتُ وَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ. اللَّهُمَّ إِنِّي أُقَدِّمُ بَيْنَ يَدَيْ نِسْيَانِي وَ عَجَلَتِي بِسْمِ اللَّهِ وَ مَا شَاءَ اللَّهُ فِي سَفَرِي هَذَا ذَكَرْتُهُ أَوْ نَسِيتُهُ. اللَّهُمَّ أَنْتَ الْمُسْتَعَانُ عَلَى الْأُمُورِ كُلِّهَا وَ أَنْتَ الصَّاحِبُ فِي السَّفَرِ وَ الْخَلِيفَةُ فِي الْأَهْلِ. اللَّهُمَّ هَوّنْ عَلَيْنَا سَفَرَنَا وَ اطْوِ لَنَا الْأَرْضَ وَ سَيِّرْنَا فِيهَا بِطَاعَتِكَ وَ طَاعَةٍ رَسُولِكَ.

اللَّهُمَّ أَصْلِحْ لَنَا ظَهْرَنَا وَ بَارِكْ لَنَا فِيمَا رَزَقْتَنَا وَ قِنَا عَذَابَ النَّارِ. اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنْ وَعْثَاءِ السَّفَرِ وَ كَآبَةِ الْمُنْقَلَبِ وَ سُوءِ الْمَنْظَرِ فِي الْأَهْلِ وَ الْمَالِ وَ الْوَلَدِ. اللَّهُمَّ أَنْتَ عَضُدِي وَ نَاصِرِي بِكَ أَحُلُّ وَ بِكَ أَسِيرُ.

اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ فِي سَفَرِي هَذَا السُّرُورَ وَ الْعَمَلَ بِمَا يُرْضِيكَ عَنِّي. اللَّهُمَّ اقْطَعْ عَنِّي بُعْدَهُ وَ مَشَقَّتَهُ وَ اصْحَبْنِي فِيهِ وَ اخْلُفْنِي فِي أَهْلِي بِخَيْرٍ وَ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ.

اللَّهُمَّ إِنِّي عَبْدُكَ وَ هَذَا حُمْلَانُكَ وَ الْوَجْهُ وَجْهُكَ وَ السَّفَرُ إِلَيْكَ وَ قَدِ اطَّلَعْتَ عَلَى مَا لَمْ يَطَّلِعْ عَلَيْهِ أَحَدٌ فَاجْعَلْ سَفَرِي هَذَا كَفَّارَةً لِمَا قَبْلَهُ مِنْ ذُنُوبِي وَ كُنْ عَوْناً لِي عَلَيْهِ وَ اكْفِنِي وَعْثَهُ وَ مَشَقَّتَهُ وَ لَقِّنِّي مِنَ الْقَوْلِ وَ الْعَمَلِ رِضَاكَ فَإِنَّمَا أَنَا عَبْدُكَ وَ بِكَ وَ لَكَ».

فَإِذَا جَعَلْتَ رِجْلَكَ فِي الرِّكَابِ فَقُلْ:

«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ بِسْمِ اللَّهِ وَ اللَّهُ أَكْبَرُ».

فَإِذَا اسْتَوَيْتَ عَلَى رَاحِلَتِكَ وَاسْتَوَى بك مَحْمِلُكَ فَقُلْ:

اللَّهُمَّ أَصْلِحْ لَنَا ظَهْرَنَا وَ بَارِكْ لَنَا فِيمَا رَزَقْتَنَا وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ. اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنْ وَعْثَاءِ السَّفَرِ وَ دَآبَةِ الْمُنْقَلَبِ وَ سُوءِ الْمَنْظَرِ فِي الْأَهْلِ وَ الْمَالِ وَ الْوَلَدِ. اللَّهُمَّ أَنْتَ عَضُدِي وَ نَاصِرِي بِكَ أَحْلُّ وَ بِكَ أَسِيرُ. اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ فِي سَفَرِي هَذَا السُّرُورَ وَ الْعَمَلَ بِمَا يُرْضِيكَ عَنِّي. اللَّهُمَّ اقْطَعْ عَنِّي بُعْدَهُ وَ مَشَقَّتَهُ وَ اصْحَبْنِي فِيهِ وَ اخْلُفْنِي فِي أَهْلِي بِخَيْرِ وَ لَا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ.

اللَّهُمَّ إِنِّي عَبْدُكَ وَ هَذَا حُمْلَانُكَ وَ الْوَجْهُ وَجْهُكَ وَ السَّفَرُ إِلَيْكَ وَ قَدِ اطَّلَعْتَ عَلَى مَا لَمْ يَطَّلِعْ عَلَيْهِ أَحَدٌ فَاجْعَلْ سَفَرِي هَذَا كَفَّارَةً لِمَا قَبْلَهُ مِنْ ذُنُوبِي وَ كُنْ عَوْناً لِي عَلَيْهِ وَ اكْفِنِي وَعْثَهُ وَ مَشَقَّتَهُ وَ لَقْنِّي مِنَ الْقَوْلِ وَ الْعَمَلِ رِضَاكَ فَإِنَّمَا أَنَا عَبْدُكَ وَ بِكَ وَ لَكَ».

آن گاه که پای خود را در رکاب نهادی بگو:

«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ بِسْمِ اللَّهِ وَ اللَّهُ أَكْبَرُ».

آن گاه که بر پشت مرکبت سوارشدی و محملت هموار شد بگو:

«الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي هَدَانَا لِلْإِسْلَامِ وَ عَلَّمَنَا الْقُرْآنَ وَ مَنَّ عَلَيْنَا بِمُحَمَّدٍ سُبْحَانَ اللَّهِ سُبْحَانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنَا هَذَا وَ مَا كُنَّا لَهُ مُقْرِنِينَ وَ إِنَّا إِلَى رَبِّنَا لَمُنْقَلِبُونَ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ. اللَّهُمَّ أَنْتَ الْحَامِلُ عَلَى الظَّهْرِ وَ الْمُسْتَعَانُ عَلَى الْأَمْرِ. اللَّهُمَّ بَلَّغْنَا بَلَاغاً يَبْلُغُ إِلَى خَيْرٍ بَلَاغاً يَبْلُغُ إِلَى مَغْفِرَتِكَ وَ رِضْوَانِكَ. اللَّهُمَّ لا طَيْرَ إِلَّا طَيْرُكَ وَ لا خَيْرَ إِلَّا خَيْرُكَ وَ لَا حَافِظَ غَيْرُكَ».

بخش چهل و هفتم

اشاره

بَابُ الْوَصِيَّةِ

۱- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ صَفْوَانَ الْجَمَّالِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: كَانَ أَبِى (علیه السلام) يَقُولُ:

مَا يُعْبَأُ مَنْ يَؤُمُ هَذَا الْبَيْتَ إِذَا لَمْ يَكُنْ فِيهِ ثَلَاثُ خِصَالٍ: خُلُقٌ يُخَالِقُ بِهِ مَنْ صَحِبَهُ أَوْ حِلْمٌ يَمْلِكُ بِهِ مِنْ غَضَبِهِ أَوْ وَرَعٌ يَحْجُرُهُ عَنْ مَحَارِمِ اللهِ.

«الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي هَدَانَا لِلْإِسْلَامِ وَ عَلَّمَنَا الْقُرْآنَ وَ مَنَّ عَلَيْنَا بِمُحَمَّدٍ سُبْحَانَ اللَّهِ سُبْحَانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنَا هَذَا وَ مَا كُنَّا لَهُ مُقْرِنِينَ وَ إِنَّا إِلَى رَبِّنَا لَمُنْقَلِبُونَ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ. اللَّهُمَّ أَنْتَ الْحَامِلُ عَلَى الظَّهْرِ وَ الْمُسْتَعَانُ عَلَى الْأَمْرِ.

اللَّهُمَّ بَلِّغْنَا بَلَاغاً يَبْلُغُ إِلَى خَيْرٍ بَلَاغاً يَبْلُغُ إِلَى مَغْفِرَتِكَ وَ رِضْوَانِكَ. اللَّهُمَّ لَا طَيْرَ إِلَّا طَيْرُكَ وَ لَا خَيْرَ إِلَّا خَيْرُكَ وَ لا حَافِظَ غَيْرُكَ».

توصیه به حاجیان

1- صفوان جمال گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: پدر بزرگوارم (علیه السلام) همواره می فرمود: هر که به زیارت کعبه می رود ارزشی ندارد اگر سه ویژگی نداشته باشد: اخلاقی که با همسفرش مدارا کند، بردباری که خشم خود را فرو نشاند و پارسایی که از حرام های خدا بازش بدارد.

۲- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ الْخَزَّازِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ:

مَا يُعْبَأَ مَنْ يَسْلُك هَذَا الطَّرِيقَ إِذَا لَمْ يَكُنْ فِيهِ ثَلَاثُ خِصَالٍ وَرَعٌ يَحْجُزُهُ عَنْ مَعَاصِی اللهِ وَ حِلْمٌ يَمْلِكُ بِهِ غَضَبَهُ وَ حُسْنُ الصُّحْبَةِ لِمَنْ صَحِبَهُ.

٣- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام):

وَطَّنْ نَفْسَكَ عَلَى حُسْنِ الصَّحَابَةِ لِمَنْ صَحِبْتَ فِي حُسْنِ خُلُقِكَ وَ كُفَّ لِسَانَكَ وَ اكْظِمْ غَيْظَكَ وَ أَقِلَّ لَغْوَكَ وَ تَفْرُشُ عَفْوَكَ وَ تَسْخُو نَفْسُكَ.

4- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْن أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حَفْصٍ عَنْ أَبِي الرَّبيع الشَّامِي قَالَ:

كُنَّا عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) وَ الْبَيْتُ غَاضٌ بِأَهْلِهِ فَقَالَ:

۲- محمد بن مسلم گوید: امام باقر (علیه السلام) فرمود: هر کسی که در راه حج قدم بگذارد، ارزش و اعتباری ندارد، در صورتی که صاحب این سه ویژگی نباشد: پارسایی که او را از معاصی خدا باز بدارد، حلم و بردباری که خشم او در اختیارش بماند، و نیکی و خوشرفتاری با هر کسی که همسفر او گردد.

٣- معاوية بن عمار گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: عزم خود را جزم کن که با هر کس معاشر و همراه شوی معاشری نیک و خوش اخلاق باش، زبانت را نگهدار، خشمت را فرو بخور. کار بیهوده ات را کم کن. عفو و گذشت خود را بر سر راهش بگستر و سخی طبع و گشاده دست باش.

۴- ابو ربیع شامی گوید: در خدمت امام صادق (علیه السلام) بودیم و خانه پر از جمعیت بود.

حضرتش فرمود:

لَيْسَ مِنَّا مَنْ لَمْ يُحْسِنْ صُحْبَةَ مَنْ صَحِبَهُ، وَ مُرَافَقَةً، مَنْ رَافَقَهُ وَ مُمَالَحَةَ مَنْ مَالَحَهُ وَ مُخَالَقَةً مَنْ خَالَقَهُ.

5- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ جَعْفَرِ (علیه السلام) عَنْ آبَائِهِ (علیهم السلام) قَالَ:

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله عليه و آله): الرَّفِيقَ ثُمَّ السَّفَرَ.

وَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ (علیه السلام): لَا تَصْحَبَنَّ فِي سَفَرِكَ مَنْ لا يَرَى لَكَ مِنَ الْفَضْلِ عَلَيْهِ كَمَا تَرَى لَهُ عَلَيْكَ.

6- عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ حَرِيرٍ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ:

إِذَا صَحِبْتَ فَاصْحَبْ نَحْوَكَ وَ لا تَصْحَبَنَّ مَنْ يَكْفِيكَ، فَإِنَّ ذَلِكَ مَذَلَّةٌ لِلْمُؤْمِن.

٧- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ الْحُسَيْنِ اللُّؤْلُوِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ حُذَيْفَةَ بْنِ مَنْصُورٍ عَنْ شِهَابِ بْنِ عَبْدِ رَبِّهِ قَالَ:

کسی که با معاشران خود خوشرفتاری نکند، با رفقای خود رفق و مدارا پیشه نسازد و حق نمک را رعایت نکند و با اخلاق نیک به دیگران احترام نگذارد، با ما اهل بیت (علیهم السلام) پیوندی ندارد.

۵- سکونی گوید: امام صادق (علیه السلام) از نیاکان بزرگوارش (علیهم السلام) نقل می کند: که حضرتش فرمود: نخست همسفر و رفیق برگزین آن گاه رهسپار سفر شو.

امير مؤمنان على (علیه السلام) می فرماید: با کسی که به تو ارزش قائل نیست آن سان که تو به او ارزش قائلی همسفر نشو.

۶- راوی گوید: امام باقر (علیه السلام) فرمود:

به هنگام سفر با همسان خود همسفر شو، با آن که از فرا دست است و هزینه تو را می پردازد، همسفر نشو، چرا که موجب خواری مؤمن خواهد بود.

۷- شهاب بن عبد ربه گوید:

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ (علیه السلام): قَدْ عَرَفْتَ حَالِي وَ سَعَةَ يَدِي وَ تَوَسُعِي عَلَى إِخْوَانِي فَأَصْحَبُ النَّفَرَ مِنْهُمْ فِي طَرِيقِ مَكَّةَ فَأَتَوَسَّعُ عَلَيْهِمْ.

قَالَ: لا تَفْعَلْ يَا شِهَابٌ إِنْ بَسَطْتَ وَ بَسَطُوا أَجْحَفْتَ بِهِمْ وَ إِنْ أَمْسَكُوا أَذْلَلْتَهُمْ فَاصْحَبْ نُظَرَاءَكَ.

۸- أَحْمَدُ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ:

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام): يَخْرُجُ الرَّجُلُ مَعَ قَوْمٍ مَيَاسِيرَ وَ هُوَ أَقَلُّهُمْ شَيْئاً فَيُخْرِجُ الْقَوْمُ النَّفَقَةَ وَ لا يَقْدِرُ هُوَ أَنْ يُخْرِجَ مِثْلَ مَا أَخْرَجُوا.

فَقَالَ: مَا أُحِبُّ أَنْ يُذِلُّ نَفْسَهُ لِيَخْرُجْ مَعَ مَنْ هُوَ مِثْلُهُ.

به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: شما از وضعیت و ثروت و دست و دل بازی من نسبت به برادران دینیم آگاهید. من با گروهی از آنان در راه حج همسفر می شوم و در هزینه آنان را یاری می نمایم.

فرمود: ای شهاب! چنین نکن. اگر تو بیشتر هزینه کنی آنان نیز ناگزیر بیشتر هزینه خواهند کرد و به آنها اجحاف خواهی نمود، و اگر از پرداخت هزینه خودداری کنی آنان را خوار خواهی کرد، پس با همسانان خود همسفر شو.

8- ابو بصیر گوید: به امام صادق (علیه السلام) گفتم: فرد کم درآمدی با گروهی ثروتمند همسفر می شود، آنها بیشتر هزینه می کنند ولی او نمی تواند (چه وظیفه ای دارد؟)

فرمود: دوست ندارم انسان خود را خوار سازد، او باید با همسانان خود همسفر شود.

بخش چهل و هشتم

اشاره

بَابُ الدُّعَاءِ فِي الطَّرِيقِ

۱- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ حُذَيْفَةَ بْن مَنْصُورٍ قَالَ: صَحِبْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) وَ هُوَ مُتَوَجِّهُ إِلَى مَكَّةَ فَلَمَّا صَلَّى قَالَ:

اللَّهُمَّ خَلَّ سَبيلَنَا وَ أَحْسِنُ تَسْبِيرَنَا وَ أَحْسِنْ عَافِيَتَنَا.

وَ كُلَّمَا صَعِدَ أَ كَمَةً قَالَ: اللَّهُمَّ لَكَ الشَّرَفُ عَلَى كُلِّ شَرَفٍ.

۲- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عبد الله (علیه السلام) قَالَ:

كَانَ رَسُولُ اللهِ (صلى الله عليه و آله) فِى سَفَرِهِ إِذَا هَبَطَ سَبْحَ وَ إِذَا صَعِدَ كَبَّرَ.

دعا در راه

1- حذيفه بن منصور گوید: در سفر مکه با امام صادق (علیه السلام) همسفر شدم. هنگامی که آن حضرت نماز می خواند عرضه می داشت: اللَّهُمَّ خَلٌّ سَبِيلَنَا وَ أَحْسِنْ تَسْيِيرَنَا وَ أَحْسِنْ عَافِيَتَنَا.

و هرگاه از تپه یا تلی بالا می رفت عرضه می داشت: اللَّهُمَّ لَكَ الشَّرَفُ عَلَى كُلِّ شَرَفٍ.

٢- معاوية بن عمار گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: سیرۀ رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در سفر این بود که چون از تپه سرازیر می شد، خدا را تسبیح می گفت، و چون بر تپه ای بالا می رفت، خدا را تکبیر می گفت.

3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ قَاسِمِ الصَّيْرَفِيِّ عَنْ حَفْصِ بْنِ القاسم قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْد الله (علیه السلام):

إِنَّ عَلَى ذِرْوَةِ كُلِّ جِسْرٍ شَيْطَانٌ فَإِذَا انْتَهَيْتَ إِلَيْهِ فَقُلْ: «بِسْمِ اللَّهِ» يَرْحَلُ عَنْكَ.

4- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عِيسَى بْن عَبْدِ اللهِ القَمِّى عَنْ أَبي عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: قل: «اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ لِنَفْسِيَ الْيَقِينَ وَ الْعَفْوَ وَ الْعَافِيَةَ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ. اللَّهُمَّ أَنْتَ ثِقَتِي وَ أَنْتَ رَجَائِي وَ أَنْتَ عَضُدِي وَ أَنْتَ نَاصِرِي بِكَ أَحُلُّ وَ بِكَ أَسِيرُ».

قَالَ: وَ مَنْ يَخْرُجْ فِي سَفَرٍ وَحْدَهُ فَلْيَقُلْ: «مَا شَاءَ اللَّهُ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ. اللَّهُمَّ آنِش وَحْشَتِي وَ أَعِنِّي عَلَى وَحْدَتِي وَ أَةٌ غَيْبَتِي».

5- أَحْمَدُ بْنُ أَبِي عَبْدِ اللهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ حَمَّادٍ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أبِي سَعِيدٍ الْمُكَارِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (عليه السلام) قَالَ:

إِذَا خَرَجْتَ فِي سَفَرٍ فَقُلِ:

3- حفص بن قاسم گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

در گوشۀ هر پلی شیطانی است، هرگاه به آن رسیدی بگو: «بسم الله» شیطان از تو دور خواهد شد.

۴- عيسى بن عبدالله قمی گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: بگو:

«اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ لِنَفْسِيَ الْيَقِينَ وَ الْعَفْوَ وَ الْعَافِيَةَ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ. اللَّهُمَّ أَنْتَ ثِقَتِي وَ أَنْتَ رَجَائِي وَ أَنْتَ عَضُدِي وَ أَنْتَ نَاصِرِي بِكَ أَحُلُّ وَ بِكَ أَسِيرُ». و فرمود: و هر كس به تنهایی سفر کند، پس بگوید: «مَا شَاءَ اللَّهُ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ. اللَّهُمَّ آنِش وَحْشَتِي وَ أَعِنِّي عَلَى وَحْدَتِي وَ أَدٌ غَيْبَتِي».

۵- ابو سعید مکاری گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود:

هرگاه خواستی رهسپار سفر شوی بگو:

«اللَّهُمَّ إِنِّي خَرَجْتُ فِي وَجْهِي هَذَا بِلَا ثِقَةٍ مِنِّي بِغَيْرِكَ وَ لا رَجَاءٍ آوِي إِلَيْهِ إِلَّا إِلَيْكَ وَ لَا قُوَّةٍ أَتَّكِلُ عَلَيْهَا وَ لَا حِيلَةٍ أَنْجَأُ إِلَيْهَا إِلَّا طَلَبَ فَضْلِكَ وَ ابْتِغَاءَ رِزْقِكَ وَ تَعَرُّضاً لِرَحْمَتِكَ وَ سُكُونَا إِلَى حُسْنِ عَادَتِكَ وَ أَنْتَ أَعْلَمُ بِمَا سَبَقَ لِي فِي عِلْمِكَ فِي سَفَرِي هَذَا مِمَّا أُحِبُّ أَوْ أَكْرَهُ فَإِنَّمَا أُوقِعْتُ عَلَيْهِ يَا رَبِّ مِنْ قَدَرِكَ فَمَحْمُودٌ فِيهِ بَلَاؤُكَ وَ مُنْتَصِحٌ عِنْدِي فِيهِ قَضَاؤُكَ وَ أَنْتَ تَمْحُو مَا تَشَاءُ وَ تُثْبِتُ وَ عِنْدَكَ أُمُّ الْكِتَابِ.

اللَّهُمَّ فَاصْرِفْ عَنِّي مَقَادِيرَ كُلِّ بَلَاءِ وَ مَقْضِيَّ كُلٌّ لاوَاءِ وَ ابْسُطْ عَلَيَّ كَنَفَا مِنْ رَحْمَتِكَ وَ لُطْفاً مِنْ عَفْوِكَ وَ سَعَةً مِنْ رِزْقِكَ وَ تَمَاماً مِنْ نِعْمَتِكَ وَ جِمَاعاً مِنْ مُعَافَاتِكَ وَ أَوْقِعْ عَلَيَّ فِيهِ جَمِيعَ

«اللَّهُمَّ إِنِّي خَرَجْتُ فِي وَجْهِي هَذَا بِلَا ثِقَةٍ مِنِّي بِغَيْرِكَ وَ لا رَجَاءٍ آوِي إِلَيْهِ إِلَّا إِلَيْكَ وَ لَا قُوَّةٍ أَتَّكِلُ عَلَيْهَا وَ لا حِيلَةٍ أَلْجَأْأُ إِلَيْهَا إِلَّا طَلَبَ فَضْلِكَ وَ ابْتِغَاءَ رِزْقِكَ وَ تَعَرُّضاً لِرَحْمَتِكَ وَ سُكُونَا إِلَى حُسْنٍ عَادَتِكَ وَ أَنْتَ أَعْلَمُ بِمَا سَبَقَ لِي فِي عِلْمِكَ فِي سَفَرِي هَذَا مِمَّا أُحِبُّ أَوْ أَكْرَهُ فَإِنَّمَا أُوقِعْتُ عَلَيْهِ يَا رَبِّ مِنْ قَدَرِكَ فَمَحْمُودٌ فِيهِ بَلَاؤُكَ وَ مُنْتَصِحٌ عِنْدِي فِيهِ قَضَاؤُكَ وَ أَنْتَ تَمْحُو مَا تَشَاءُ وَ تُثْبِتُ وَ عِنْدَكَ أُمُّ الْكِتَابِ. اللَّـهُمَّ فَاصْرِفْ عَنِّي مَقَادِيرَ كُلِّ بَلَاءٍ وَ مَقْضِيَّ كُلٌّ لاوَاءِ وَ ابْسُطْ عَلَيَّ كَنَفَاً مِنْ رَحْمَتِكَ وَ نُطْفَاً مِنْ عَفْوِكَ وَسَعَةً مِنْ رِزْقِكَ وَ تَمَاماً مِنْ نِعْمَتِكَ وَ جِمَاعاً مِنْ مُعَافَاتِكَ وَ أَوْقِعْ عَلَيَّ فِيهِ جَمِيعَ

قَضَائِكَ عَلَى مُوَافَقَةِ جَمِيعِ هَوَايَ فِي حَقِيقَةِ أَحْسَنِ أَمَلِي وَ ادْفَعْ مَا أَحْذَرُ فِيهِ وَ مَا لَا أَحْذَرُ عَلَى نَفْسِي وَ دِينِي وَ مَالِي مِمَّا أَنْتَ أَعْلَمُ بِهِ مِنِّي وَ اجْعَلْ ذَلِكَ خَيْراً لآخِرَتِي وَ دُنْيَايَ مَعَ مَا أَسْأَلُكَ يَا رَبِّ أَنْ تَحْفَظَنِي فِيمَنْ خَلَّفْتُ وَ رَائِي مِنْ وُلْدِي وَ أَهْلِي وَ مَالِي وَ مَعِيشَتِي وَ حُزَانَتِي وَ قَرَابَتِي وَ إِخْوَانِي بِأَحْسَنِ مَا خَلَفْتَ بِهِ غَائِباً مِنَ الْمُؤْمِنِينَ فِي تَحْصِينِ كُلِّ عَوْرَةٍ وَ حِفْظُ مِنْ كُلٌّ مَضِيعَةٍ وَ تَمَامِ كُلِّ نِعْمَةٍ وَ كِفَايَةِ كُلِّ مَكْرُوهِ وَ سَتْرِ كُلِّ سَيِّئَةٍ وَ صَرْفِ كُلِّ مَحْذُورٍ وَ كَمَالِ كُلِّ مَا يَجْمَعُ لِيَ الرَّضَا وَ السُّرُورَ فِي جَمِيعِ أُمُورِي. وَ افْعَلْ ذَلِكَ بِي بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ السَّلَامُ عَلَيْهِ وَ عَلَيْهِمْ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ».

قَضَائِكَ عَلَى مُوَافَقَةٍ جَمِيعِ هَوَايَ فِي حَقِيقَةِ أَحْسَنِ أَمَلِي وَ ادْفَعْ مَا أَحْذَرُ فِيهِ وَ مَا لَا أَحْذَرُ عَلَى نَفْسِي وَ دِينِي وَ مَالِي مِمَّا أَنْتَ أَعْلَمُ بِهِ مِنِّي وَ اجْعَلْ ذَلِكَ خَيْراً لِآخِرَتِي وَ دُنْيَايَ مَعَ مَا أَسْأَلُكَ يَا رَبِّ أَنْ تَحْفَظَنِي فِيمَنْ خَلَّفْتُ وَ رَائِي مِنْ وُلْدِي وَ أَهْلِي وَ مَالِي وَ مَعِيشَتِي وَ حُزَانَتِي وَ قَرَابَتِي وَ إِخْوَانِي بِأَحْسَنِ مَا خَلَفْتَ بِهِ غَائِباً مِنَ الْمُؤْمِنِينَ فِي تَحْصِينِ كُلِّ عَوْرَةٍ وَ حِفْظِ مِنْ كُلِّ مَضِيعَةٍ وَ تَمَامٍ كُلِّ نِعْمَةٍ وَ كِفَايَةِ كُلِّ مَكْرُوهِ وَ سَتْرِ كُلِّ سَيِّئَةٍ وَ صَرْفِ كُلِّ مَحْذُورٍ وَ كَمَالِ كُلِّ مَا يَجْمَعُ لِيَ الرِّضَا وَ السُّرُورَ فِي جَمِيعِ أُمُورِي. وَ افْعَلْ ذَلِكَ بِي بِحَقٍّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ السَّلَامُ عَلَيْهِ وَ عَلَيْهِمْ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ».