متن و ترجمه فروع کتاب نفیس کافی

ghaemiyeh.com

مشخصات کتاب

سرشناسه: کلینی، محمدبن یعقوب، - 329ق.

عنوان قراردادی: الکافی. فروع. فارسی - عربی

عنوان و نام پديدآور: متن و ترجمه کتاب نفیس فروع کافی [کتاب]/تالیف محمدبن یعقوب‌بن اسحاق کلینی‌رازی؛ ترجمه گروه مترجمان ؛ اشراف و ویرایش محمدحسین رحیمیان.

مشخصات نشر: قم: قدس،1391.

مشخصات ظاهری: 10ج.

شابک: 600000ریال: دوره:978-964-2549-79-5 ؛ 800000 ریال ( دوره ده جلدی، چاپ چهارم) ؛ ج.1، چاپ چهارم:978-964-2549-69-6 ؛ ج.2، چاپ چهارم: 978-964-2549-70-2 ؛ ج.3، چاپ چهارم: 978-964-2549-71-9 ؛ ج.4، چاپ چهارم:978-964-2549-72-6 ؛ ج.5، چاپ چهارم: 978-964-2549-73-3 ؛ ج.6، چاپ چهارم: 978-964-2549-74-0 ؛ ج.7، چاپ چهارم: 978-964-2549-75-7 ؛ ج.8، چاپ چهارم: 978-964-2549-76-4 ؛ ج.9، چاپ چهارم: 978-964-2549-77-1 ؛ ج.10، چاپ چهارم: 978-964-2549-78-8

يادداشت: فارسی-عربی.

يادداشت:ج.1( چاپ سوم).

يادداشت:ج.2و3( چاپ سوم:1391).

يادداشت:ج.6-10(چاپ سوم:1391).

يادداشت:ج.1-10 ( چاپ چهارم: 1393).

يادداشت:ج.6-10(چاپ پنجم:1394).

موضوع: احادیث شیعه -- قرن 4ق.

شناسه افزوده: رحیمیان،محمدحسین، 1345 -، ویراستار

رده بندی کنگره: BP129/ک8ک26041 1391

رده بندی دیویی: 297/212

شماره کتابشناسی ملی: 3166368

متن و ترجمه کتاب نفیس

فروع کافی

جلد دوم

تالیف محدّث عالی مقام ثقه الاسلام محمّد یعقوب کلینی رازی رحمة اللهُ

ترجمه: گروه مترجمان

اشراف و ویرایش: محمّد حسین رحیمیان

خیر اندیش دیجیتالی: موسسه مددکاری و خیریه ایتام امام زمان (عجل اللهُ تعالی فرجه و الشریف)

ویراستار دیجیتالی: زینب رمضانی

اشاره

سرشناسه: کلینی، محمدبن یعقوب، - 329ق.

عنوان قراردادی: الکافی. فروع. فارسی - عربی

عنوان و نام پديدآور: متن و ترجمه کتاب نفیس فروع کافی [کتاب]/تالیف محمدبن یعقوب‌بن اسحاق کلینی‌رازی؛ ترجمه گروه مترجمان ؛ اشراف و ویرایش محمدحسین رحیمیان.

مشخصات نشر: قم: قدس،1391.

مشخصات ظاهری: 10ج.

شابک: 600000ریال: دوره:978-964-2549-79-5 ؛ 800000 ریال ( دوره ده جلدی، چاپ چهارم) ؛ ج.1، چاپ چهارم:978-964-2549-69-6 ؛ ج.2، چاپ چهارم: 978-964-2549-70-2 ؛ ج.3، چاپ چهارم: 978-964-2549-71-9 ؛ ج.4، چاپ چهارم:978-964-2549-72-6 ؛ ج.5، چاپ چهارم: 978-964-2549-73-3 ؛ ج.6، چاپ چهارم: 978-964-2549-74-0 ؛ ج.7، چاپ چهارم: 978-964-2549-75-7 ؛ ج.8، چاپ چهارم: 978-964-2549-76-4 ؛ ج.9، چاپ چهارم: 978-964-2549-77-1 ؛ ج.10، چاپ چهارم: 978-964-2549-78-8

يادداشت: فارسی-عربی.

يادداشت:ج.1( چاپ سوم).

يادداشت:ج.2و3( چاپ سوم:1391).

يادداشت:ج.6-10(چاپ سوم:1391).

يادداشت:ج.1-10 ( چاپ چهارم: 1393).

يادداشت:ج.6-10(چاپ پنجم:1394).

موضوع: احادیث شیعه -- قرن 4ق.

شناسه افزوده: رحیمیان،محمدحسین، 1345 -، ویراستار

رده بندی کنگره: BP129/ک8ک26041 1391

رده بندی دیویی: 297/212

شماره کتابشناسی ملی: 3166368

فهرست موضوعات

کتاب نماز (19_ 509)

بخش یکم

فضیلت نماز ... 21

بخش دوم

کسی که از نماز خود مواظبت کند ... 26

بخش سوّم

وجوب نماز ... 35

بخش چهارم

اوقات نماز ... 40

بخش پنجم

وقت نماز ظهر و عصر ... 44

بخش ششم

وقت نماز مغرب و عشا ... 49

بخش هفتم

وقت نماز صبح ... 57

بخش هشتم

تعیین وقت نماز ... 60

بخش نهم

جمع بین دو نماز ... 65

بخش دهم

نمازهایی که می توان در همۀ اوقات خواند ... 67

بخش یازدهم

خواندن نافله ... 69

بخش دوازدهم

کسی که بخوابد و نماز نخواند ... 73

بخش سیزدهم

بنای مسجد پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله ... 83

بخش چهاردهم

وسیله حایل بین نمازگزار و رهگذر ... 86

بخش پانزدهم

زنی که در برابر مرد نماز می گزارد ... 89

بخش شانزدهم

خشوع در نماز و مکروه بودن بازی کردن ... 91

بخش هفدهم

گریع و دعا در نماز ... 96

بخش هیجدهم

آغاز اذان و اقامه ... 98

بخش نوزدهم

کلامی که به هنگام ورود و خرج در مسجد گفت ... 111

بخش بیستم

آغاز نماز، حدّ تکبیر ... 113

بخش بیست و یکم

قرائت قرآن ... 120

بخش بیست و دوم

سوره هایی که دارای سجده واجبند ... 130

بخش بیست و سوّم

قرائت و تسبیح در دو رکعت آخر ... 132

بخش بیست و چهارم

رکوع و تسبیح و دعای رکوع و ذکر پس از آن ... 133

بخش بیست و پنجم

سجده، تسبیح، دعای سجدۀ ... 137

بخش بیست و ششم

کمترین تسبیحی که در رکوع و سجود کفایت می کند ... 155

بخش بیست و هفتم

چیزهایی که می توان بر آن ها سجده کرد ... 158

بخش بیست و هشتم

نهادن پیشانی بر زمین ... 164

بخش بیست و نهم

ایستادن و نشستن در نماز ... 167

بخش سی ام

تشهّد در دو رکعت اوّل و رکعت چهارم و سلام دادن ... 173

بخش سی و یکم

قنوت در نماز واجب و نافله ... 177

بخش سی و دوم

دعا و تعقیب بعد از نماز ... 182

بخش سی و سوم

کسی که پیش از سلام حدثی از و سر زند ... 195

بخش سی و چهارم

سهو در آغاز نماز ... 196

بخش سی و پنجم

سهو در قرائت ... 197

بخش سی و ششم

سهو در رکوع ... 198

بخش سی و هفتم ...

سهو در سجود ... 200

بخش سی و هشتم

سهو در دو رکعت اول ... 201

بخش سی و نهم

سهو در نماز صبح، مغرب و جمعه ... 203

بخش چهلم

سهو در رکعت سوّم و چهارم ... 205

بخش چهل و یکم

کسی که رکعت چهار و پنجم شک کند ... 210

بخش چهل و دوم

کسی که در نماز سخن بگوید ... 212

بخش چهل و سوم

کسی که در همۀ نمازهایش شک می کند ... 218

بخش چهل و چهارم

چه مقدار از نماز سهوکننده پذیرفته می شود ... 231

بخش چهل و پنجم

باطل شدن نماز به وسیلۀ خنده ... 235

بخش چهل و ششم

سلام کردن بر نماز گزار و حکم عطسه در نماز ... 239

بخش چهل و هفتم

کشتن گزندگان در حال نماز ... 241

بخش چهل و هشتم

بنای مساجد و احکام آن ... 243

بخش چهل و نهم

فضیلت و برتری نماز جماعت ... 250

بخش پنجاهم

نماز پشت سر کسی که به او اقتدا نمی شود ... 255

بخش پنجاه و یکم

امام جماعتی که اقتدادی به او مکروه است ... 259

بخش پنجاه و دوم

مردی که به زنان پینمازی کند... 262

بخش پنجاه و سوّم

نماز در پت سر کسی که به او اقتداد می شود ... 263

بخش پنجاه و چهارم

کسی که برای گروهی بدون طهارت امامت نماید ... 265

بخش پنجاه و پنجم

شخصی که به تنهایی نماز می خواند ... 267

بخش پنجاه و ششم

شخضی که قسمی از نماز خود را با امام درک می نماید ... 271

بخش پنجاه و هفتم

شخصی که در اثنای نماز به صف جماعت می پیوندد ... 287

بخش پنجاه و هشتم

نماز در کعبه، بالای آن ... 283

بخش پنجاه و نهم

نماز خواندن در یک لباس ... 295

بخش شصتم

لباسی که نماز در آن مکروه و لباسی که مکروه نیست ... 302

بخش شصت و یک

حکم نماز در لباس نجس دانسته یا ندانسته ... 319

بخش شصت و دوّم

شخصی که در حال دهن بسته، با خضاب کرده نماز می گزارد ... 327

بخش شصت و سوّم

نماز کودکان ... 329

بخش شصت و چهارم

چگونگی نماز پیران و بیماران ... 331

بخش شصت و پنجم

نماز شخص بی هوش و بیمار ... 336

بخش شصت و ششم

فضیلت روز و شب جمعه ... 338

بخش شصت و هفتم

آرایش و آراستن در روز جمعه ... 345

بخش شصت و هشتم

وجوب نماز جمعه ... 349

بخش شصت و نهم

وقت نماز جمعه و وقت نماز عصر در روز جمعه ... 352

بخش هفتادم

مهیّا شدن امام جمعه برای نماز جمعه ... 354

بخش هفتاد و یکم

قرائت در نمازهای روز وشب جمعه ... 363

بخش هفتاد و دوم

قنوت در نماز جمعه و دعای آن... 366

بخش هفتاد و سوم

کسی که نماز جمعۀ به امام از او فوت شود ... 367

بخش هفتاد و چهارم

نافلۀ روز جمعه ... 368

بخش هفتاد و پنجم

احادیثی چند دربارۀ جمعه ... 369

بخش های مربوط به احکم نماز در سفر

بخش هفتاد و ششم

وقت نماز در سفر حکم جمع بین دو نماز ... 374

بخش هفتاد و هفتم

مقداد مسافتی که نماز در آن قصر می شود ... 377

بخش هفتاد و هشتم

کسی که می خواهد سفر کند... 380

بخش هفتاد و نهم

مسافری که به شهری می آید تا چند روز باید نماز را شکسته بخواند؟ ... 383

بخش هشتادم

نماز ناخدایان، چهارپاداران، شکارچیان ... 385

بخش هشتاد و یکم

مسافری که در نماز به شخص غیر مسافر اقتدا می کند ... 390

بخش هشتاد و دوم

نماز نافله در سفر ... 391

بخش هشتاد و سوّم

نماز در کشتی ... 395

بخش هشتاد و چهارم

نمازهای ناقله ... 397

بخش هشتاد و پنجم

تقدیم و تاخیر نمازهای نافله ... 415

بخش هشتاد و ششم

نماز خوف و ترس 424

بخش هشتاد و هفتم

نماز در هنگلم حملۀ دشمن ... 429

بخش هشتاد و هشتم

نماز عید فطر و عید قربان و خطبۀ آن ها ... 431

بخش هشتادو نهم

نماز طلب باران ... 436

بخش نودم

نماز گرفتت خورشید ماه ... 439

بخش نود و یکم

نماز تسبیح ... 444

بخش نود و دوم

نماز حضرت فاطمه علیها السَّلام و نماز ترغیب دیگری ... 449

بخش نود و سوّم

نماز استخاره ... 454

بخش نود و چهارم

نماز برای درخواست روزی ... 462

بخش نود و پنجم

نماز حاجت ... 468

بخش نود و ششم

نماز کسی که از چیزی بترسد ... 477

بخش نود و هفتم

نماز کسی که ارادۀ سفر دارد ... 478

بخش نود و هشتم

نماز شکر و سپاسگزاری ... 479

بخش نود و نهم

نماز کسی که بخواهد زن خود را به خانه آورد ... 480

بخش صدم

چند حدیث بی نظیر ... 482

بخش صد و یکم

مساجد کوفه ... 500

بخش صد و دوّم

فضیلت مسجد بزرگ کوفه ... 502

بخش صد و سوّم

فضیلت مسجد سهله ... 508

کتاب زکات

(511_678)

بخش یکم

وجوب زکات و حقوق واجب ... 513

بخش دوّم

عدم پرداخت زکات ... 529

بخش سوّم

علت وضع زکات ... 539

بخش چهارم

آن چه بر خدا و اهل بیت او به عنوان زکات مقرّر کرده اند ... 542

بخش پنجم

زکات حبوبات و غلّات ... 544

بخش ششم

سبزیجات و گیاهانی که زکات واجب ندارد ... 547

بخش هفتم

کترین نصاب زکات محصولات ... 550

بخش هشتم

زکات در خرما در یک سال یک مرتبه است ... 555

بخش نهم

زکات طلاو نقره ... 556

بخش دهم ...

زیور آلات، سکه های غیر رایج طلا، نقره و جواهرات زکات ندارد ... 561

بخش دوازدهم

زمان پرداخت زکات ... 571

بخش سیزدهم

شرط پرداخت زکات در ضمن معامله ... 576

بخش چهاردهم

حکم مالی که در دست صاحبش یک سال دست نخورده می ماند ... 577

بخش پانزدهم

مالی را انسان پس از پرداخت زکات آن استفاده می کند ... 584

بخش شانزدهم

حکم کسی که کالایی که می خرد و ضرر می کند و حکم مضاربه ... 585

بخش هفدهم

حیواناتی که زکاتشان واجب است و آن چه که واجب نیست ... 590

بخش هیجدهم

زکات شتر ... 595

بخش نوزدهم

زمات گاو ... 597

بخش بیستم

زکات گوسفند ... 598

بخش بیست و یکم

آدابی که مامور دریافت زکات باید مراعات کند ... 600

بخش بیست و دوّم

زکات مال یتیمان ... 602

بخش بیست و سوّم

زکات اموال برده، مکاتب و دیوانه ... 611

بخش بیست و چهارم

جکم آن چه که سلطان به عنوان خراج می گیرد ... 615

بخش بیست و پنجم

حکم کسی که مخارج خانواده بر عهدۀ اوست ... 617

بخش بیست و ششم

حکم شخصی که به گمان خود به تنگدستی زکات می پردازد ... 620

بخش بیست و هفتم

زکات فقط باید به اهل ولایت پرداخت شد ... 621

بخش بیست و هشتم

پرداخت زکات از جانب مرده ... 623

بخش بیست و نهم

کمترین و بیشترین مبلغ پرداختی از زکات ... 627

بخش سی ام

پرداخت هزینه خانواده ... 629

بخش سی و یکم

اولوّیت برخی از کسانی که زکات دریافت می کنند بر دیگران ... 631

بخش سی و دوّم

رجحان خویشاوندان در پرداخت زکات و ... 633

بخش سی و سوّم

چند حدیث نادر ... 636

بخش سی و چهارم

چند حدیث نادر ... 636

بخش سی و چهارم

حکم زکاتی که از شهری به شهر دیگر ارسال می شود ... 640

بخش سی و پنجم

حکم کسی که زکات را مامور می دهد ... 642

بخش سی و ششم

وقتی به کسی زکات پرداخت شد ... 647

بخش سی و هفتم

انسان از زکات حج انجام می دهد یا برده آزاد می کند ... 648

بخش سی و هشتم

قرض، به جای زکات است ... 651

بخش سی و نهم

قصاص زکات با قرض ... 653

بخش چهلم

حکم کسی که از پرداخت زکات فرار می کند ... 654

بخش چهل و یکم

کسی که از قیمت زکاتش می پردازد ... 655

بخش چهل و دوم

کسی که اخذ زکات بر او حلال است و کسی که حلال نیست و مال کمی دارد ... 656

بخش چهل و سوم

کسی که زکات بر او حلال است ... 657

بخش چهل و چهارم

(حصاد و جداد) خوشه چینی و برداشت محصول ... 666

بخش چهل و پنجم

زکات کسانی که باید جزیه دهند ... 668

بخش چهل و ششم

چند حدیث کمیاب ... 672

بخش چهل و هفتم

چند رواست نکته دار ... 676

کتاب نماز (19_509)

اشاره

کِتَابُ الصَّلاةِ

بخش یکم

فضیلت نماز

(1)بَابُ فَضلِ الصَّلاِةِ

قَالَ مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ الْكُلَيْنِيُّ مُصَنِّفُ هَذَا الْكِتَابِ رَحِمَهُ اللَّهُ:

1 _ حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْن وَهْبٍ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنْ أَفْضَلِ مَا يَتَقَرَّبُ بِهِ الْعِبَادُ إِلَى رَبِّهِمْ وَ أَحَبٌ ذَلِكَ إِلَى اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ مَا هُوَ؟

فَقالَ: مَا أَعْلَمُ شَيْئاً بَعْدَ الْمَعْرِفَةِ أَفْضَلَ مِنْ هَذِهِ الصَّلَاةِ. أَلَا تَرَى أَنَّ الْعَبْدَ الصَّالِحَ عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ علیه السَّلام قَالَ : (وَ أَوْصَانِي بِالصَّلَاةِ وَالزَّكَاةِ مَا دُمْتُ حَيًّا).

بخش یکم: فضیلت نماز

محمد بن یعقوب کلینی رحمة اللهُ نگارندۀ این کتاب گوید:

1 _ محمّد بن يحيى از احمد بن محمّد بن عیسی از حسن بن محبوب از معاوية بن وهب به من نقل کرد که معاوية بن وهب :گوید از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم:

برترین چیزی که بندگان بدان وسیله به پروردگارشان تقرّب می جویند و نیز دوست داشتنی ترین آن ها نزد خداوند متعال چیست؟

فرمود: من چیزی را بعد از معرفت به خدا نمیشناسم که بهتر از نماز باشد. مگر نمی بینی که بندۀ صالح خدا، عیسی بن مریم علیه السَّلام گفته است: «و (پروردگارم) مرا تا زنده ام به نماز و زکات سفارش فرمود».

2 _ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ هَارُونَ بْنِ خَارِجَةَ عَنْ زَيْدِ الشَّحَّام عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ:

أَحَبُّ الْأَعْمَالِ إِلَى اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ الصَّلاةُ، وَهِيَ آخِرُ وَصَايَا الْأَنْبِيَاءِ علیه السَّلام فَمَا أَحْسَنَ الرَّجُلَ يَغْتَسِلُ أَوْ يَتَوَضَّأُ فَيُسْبِعُ الْوُضُوءَ، ثُمَّ يَتَنَحَّى حَيْثُ لَا يَرَاهُ أَنيس، فَيُشْرِفُ عَلَيْهِ وَ هُوَ رَاكِعٌ أَوْ سَاجِدٌ إِنَّ الْعَبْدَ إِذَا سَجَدَ فَأَطَالَ السُّجُودَ نَادَى إِبْلِيسُ: يَا وَيْلَاهُ أَطَاعَ وَ عَصَيْتُ وَ سَجَدَ وَ أَبَيْتُ.

3 _ عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْن زِيَادٍ عَنِ الْوَشَّاءِ قَالَ: سَمِعْتُ الرِّضَا يَقُولُ:

أَقْرَبُ مَا يَكُونُ الْعَبْدُ مِنَ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ هُوَ سَاجِدٌ وَ ذَلِكَ قَوْلُهُ عَزَّ وَجَلَّ: (وَ اسْجُدْ وَاقْتَرِبْ).

4 _ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ يَزِيدَ بْن خَلِيفَةً قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام يَقُولُ:

2 _ زيد شحّام گوید: از امام صادق علیه السَّلام یا شنیدم که می فرمود:

محبوبترین اعمال نزد خداوند عزَّوجل نماز است، و آن آخرین سفارش پیامبران علیهم السَّلام است چقدر نیکوست مرد غسل کند، یا به طور تمام و کمال وضو بگیرد، آنگاه به گوشه ای رود؛ چنان که هیچ کسی او را نبینند، پس خداوند بر او نظر افکند، در حالی که او در رکوع و یا در سجود است. همانا بنده چون به سجده رود و آن را طولانی کند، ابلیس فریاد زند: وای بر من که او فرمانبرداری کرد و من نافرمانی کردم، او سجده نمود و من از سجده خودداری کردم.

3 _ وشّاء گوید: از امام رضا علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:

نزدیکترین حالات بنده به خداوند عزَّوجل حالتی است که او در سجده است و دلیل آن، فرمایش خداوند عزَّوجل است که می فرماید: «سجده کن و تقرّب ياب.

4 _ یزید بن خلیفه گوید : از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:

إِذَا قَامَ الْمُصَلِّي إِلَى الصَّلاَةِ نَزَلَتْ عَلَيْهِ الرَّحْمَةُ مِنْ أَعْنَانِ السَّمَاءِ إِلَى أَعْنَانِ الْأَرْضِ ، وَ حَفَّتْ بِهِ الْمَلَائِكَةُ ، وَنَادَاهُ مَلَكَ لَوْ يَعْلَمُ هَذَا الْمُصَلِّي مَا فِي الصَّلاةِ مَا انْفَتَلَ.

5 _ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبي جَعْفَرِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّى الله عليه وآله:

إِذَا قَامَ الْعَبْدُ الْمُؤْمِنُ فِى صَلَاتِهِ نَظَرَ اللهُ إِلَيْهِ _ أَوْ قَالَ أَقْبَلَ اللَّهُ عَلَيْهِ _ حَتَّى يَنْصَرِفَ، وَأَظَلَّتْهُ الرَّحْمَةُ مِنْ فَوْقِ رَأْسِهِ إِلَى أُفُقِ السَّمَاءِ، وَ الْمَلَائِكَةُ تَحُفُهُ مِنْ حَوْلِهِ إِلَى أُفُقِ السَّمَاءِ، وَ وَكَّلَ اللهُ بِهِ مَلَكاً قَائِماً عَلَى رَأْسِهِ يَقُولُ لَهُ: أَيُّهَا الْمُصَلَّى! لَوْ تَعْلَمُ مَنْ يَنْظُرُ إِلَيْكَ وَ مَنْ تُنَاجِي مَا الْتَفَتَّ وَ لَا زِلْتَ مِنْ مَوْضِعِكَ أَبَداً.

6_ أَبُو دَاوُدَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرّضَا علیه السَّلام قَالَ:

الصَّلَاةُ قُرْبَانُ كُلِّ تَقِي.

چون نمازگزار به نماز ایستد، مهر و رحمت بر او از اطراف آسمان به سوی اطراف زمین فرود آید، فرشتگان او را احاطه کنند، و فرشته ای او را ندا کند: اگر این نمازگزار می دانست چه ارزش و مقامی در نماز است، آن را به پایان نمی برد.

5 _ ابو حمزه گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود: رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود:

هرگاه بنده مؤمن برای نمازش بر خیزد، خداوند به او نظر کند _ یا این که فرمود: خداوند به او روی آورد _ تا این که از نماز فارغ شود، و رحمت خداوند از بالای سر او تا کرانه های آسمان بر او سایه افکند، و فرشتگان، پیرامون او را تا کرانه های آسمان فراگیرند، و خداوند فرشته ای را بر بالای سر او بگمارد که ایستاده باشد و به او گوید: ای نمازگزار! اگر می دانستی چه کسی به تو نظر می کند و چه کسی را می خوانی، هرگز نمازت را به پایان نمی بردی و همیشه در جایگاه نماز می ماندی.

6 _ محمّد بن فضیل گوید: امام رضا علیه السَّلام فرمود:

نماز وسیله تقرّب هر پرهیزکار است.

7 _ عَنْهُ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام.

صَلاةٌ فَريضَةٌ خَيْرٌ مِنْ عِشْرِينَ حَجَّةً وَ حَجَّةٌ خَيْرٌ مِنْ بَيْتِ مَمْلُوءٍ ذَهَباً يُتَصَدَّقُ مِنْهُ حَتَّى يَفْنَى.

8 _ جَمَاعَةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام أَنَّهُ قَالَ:

مَرَّ بالنَّبِي صلَّی اللهُ علیه وآله رَجُلٌ وَ هُوَ يُعَالِجُ بَعْضَ حُجُرَاتِهِ.

فَقالَ: يَا رَسُولَ الله! أَلَا أَكْفِيكَ .

فَقالَ: شَأْنَكَ! فَلَمَّا فَرَغَ قَالَ لَهُ رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله: حَاجَتُكَ؟

قَالَ: الْجَنَّةُ.

فَأَطْرَقَ رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله.

ثُمَّ قالَ: نَعَمْ، فَلَمّا وَلَّى قَالَ لَهُ: يَا عَبْدَ اللهِ! أَعِنَّا بِطُولِ السُّجُودِ.

7 _ ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

یک نماز فریضه از انجام بیست حج بهتر است، و یک حج بهتر از خانه ای پر از طلا است که انسان آن را صدقه دهد تا چیزی از آن نماند.

8 _ عبد الله بن سنان گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

مردی از کنار پیامبر صلَّى اللهُ علیه وآله گذر می کرد، حضرتش یکی از اتاقهای خود را تعمیر می کرد.

آن مرد گفت: ای رسول خدا! آیا کمک نمی خواهید؟

فرمود: باشد! هنگامی که مرد از کار فارغ شد، پیامبر خدا صلَّى اللهُ علیه وآله به او فرمود: حاجت تو چیست؟

گفت: بهشت .

رسول خدا صلَّى اللهُ علیه وآله سر به زیر افکند، پس از لحظه ای فرمود: باشد. هنگامی که آن مرد پشت کرد که برود به او فرمود: ای بندۀ خدا! سجده ات را طولانی کن تا مرا در استجابت دعایم _ که بهشت را برای تو از خدا خواسته ام _ یاری کنی.

9 _ أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ حَمْزَةَ بْنِ حُمْرَانَ عَنْ عُبَيْدِ بْنِ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلَّى اللهُ عليه وآله:

مَثَلُ الصَّلاةِ مَثَلُ عَمُودِ الْفُسْطَاطِ إِذَا ثَبَتَ العَمُودُ نَفَعَتِ الْأَطْنَابُ وَالْأَوْتَادُ وَ الْغِشَاءُ ، وَإِذَا انْكَسَرَ العَمُودُ لَمْ يَنْفَعْ طُتُبٌ وَلَا وَيْدٌ وَ لَا غِشَاءٌ.

10_ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عُمَرَ الْيَمَانِي عَمَّنْ حَدَّثَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ: (إِنَّ الْحَسَنَاتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئَاتِ).

قَالَ: صَلاةُ الْمُؤْمِن بِاللَّيْلِ تَذْهَبُ بِمَا عَمِلَ مِنْ ذَنْبِ بِالنَّهَارِ.

11 _ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرِ عَنْ حَفْصِ بْنِ الْبَخْتَرِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

مَنْ قَبلَ اللهُ مِنْهُ صَلاَةً وَاحِدَةً لَمْ يُعَذِّبْهُ، وَ مَنْ قَبِلَ مِنْهُ حَسَنَةٌ لَمْ يُعَذِّبْهُ.

9 _ عبید بن زراره گوید: امام صادق علیه السَّلام می فرماید: رسول خدا صلَّى اللهُ عليه وآله فرمود:

نماز همچون ستون خیمه است که هرگاه ستون پای بر جا و ثابت باشد، طناب ها، میخ ها و پردۀ خیمه فایده دارد، و هرگاه آن ستون بشکند، دیگر نه طناب، نه میخ و نه پردۀ خیمۀ هیچ کدام فایده ای ندارند.

10 _ راوی گوید: امام صادق علیه السَّلام در مورد گفتار خداوند عزَّوجل که می فرماید: «البتّه حسنات و نیکوکاری ها، زشتکاری ها را محو می سازد» فرمود:

مراد از حسنات، نماز شب مؤمن است که گناهان روز را از بین می برد.

11 _ حفص بختری گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

خداوند از هر فردی که یک نماز را بپذیرد، او را عذاب نخواهد فرمود، و خداوند از فردی که یک حسنه قبول فرماید، او را عذاب نخواهد کرد.

12 _ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ سَلَمَةَ بْنِ الْخَطَّابِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَيْفٍ عَنْ أَبِيهِ قَالَ: حَدَّثَنِي مَنْ سَمِعَ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام يَقُولُ:

مَنْ صَلَّى رَكْعَتَيْن يَعْلَمُ مَا يَقُولُ فِيهِمَا انْصَرَفَ وَ لَيْسَ بَيْنَهُ وَبَيْنَ اللهِ ذَنْبٌ.

13 _ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ اللهِ بْن مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلَّى اللهُ عليه وآله:

الصَّلاةُ مِيزَانٌ، مَنْ وَفَّى اسْتَوْفَى.

بخش دوم

کسی که از نماز خود مواظبت کند...

(2) بَابُ مَنْ حَافَظَ عَلَى صَلَاتِهِ أَوْ ضَيَّعَهَا

1 _ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَانِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ الْحَجَّاجِ عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ قَالَ:

كُنْتُ صَلَّيْتُ خَلْفَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام بِالْمُزْدَلِفَةِ. فَلَمَّا انْصَرَفَ الْتَفَتَ إِلَيَّ فَقالَ:

12 _ سیف گوید: کسی که از امام صادق علیه السَّلام شنیده بود به من گفت: آن حضرت می فرمود:

هر کس دو رکعت نماز به جای آورد و بداند که در آن دو رکعت چه می گوید، از نماز فارغ شود در حالی که میان او و خدایش گناهی نباشد.

13 _ سکونی گوی: امام صادق علیه السَّلام فرمود: رسول خدا صلَّى اللهُ عليه وآله فرمود:

نماز همچون ترازوست، پس هر کس آن را تمام و کمال بپردازد و حق آن را به جای آورد ، به تمام و کمال پاداش دریافت خواهد کرد.

بخش دوم: کسی که از نماز خود مواظبت کند، یا این که آن را ضایع و تباه سازد

1 _ ابان بن تغلب گوید: در مزدلفه (مشعر الحرام) پشت سر امام صادق علیه السَّلام نماز به جای آوردم. وقتی حضرتش نماز را به پایان رساند، رو به من کرد و فرمود:

يَا أَبَانُ! الصَّلَوَاتُ الْخَمْسُ الْمَفْرُوضَاتُ مَنْ أَقَامَ حُدُودَهُنَّ وَ حَافَظَ عَلَى مَوَاقِيتِهِنَّ لَقِيَ الله يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ لَهُ عِنْدَهُ عَهْدٌ يُدْخِلُهُ بهِ الجَنَّةَ، وَ مَنْ لَمْ يُقِمْ حُدُودَهُنَّ وَلَمْ يُحَافِظٌ عَلَى مَوَاقِيتِهِنَّ لَقِيَ اللَّهَ وَ لَا عَهْدَ لَهُ، إِنْ شَاءَ عَذَّبَهُ وَإِنْ شَاءَ غَفَرَ لَهُ.

2 _ الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ الأَشْعَرِيُّ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْن عَامِرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ الْحَجَّاجِ عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ قَالَ:

صَلَّيْتُ مَعَ أَبِي عَبْدِ علیه السَّلام الْمَغْرِبَ بِالْمُزْدَلِفَةِ. فَلَمَّا انْصَرَفَ أَقَامَ الصَّلاةَ وَ صَلَّى الْعِشَاءَ الآخِرَةَ لَمْ يَرْكَعْ بَيْنَهُمَا. ثُمَّ صَلَّيْتُ مَعَهُ بَعْدَ ذَلِكَ بِسَنَةٍ، فَصَلَّى الْمَغْرِبَ ثُمَّ قَامَ فَتَنَفَّلَ بِأَرْبَعِ رَكَعَاتٍ ثُمَّ أَقَامَ فَصَلَّى الْعِشَاءَ الآخِرَةَ، ثُمَّ الْتَفَتَ إِلَى فَقالَ:

ای ابان! هر که حدود نمازهای پنجگانۀ واجب را بر پا دارد و مراقب اوقات آن ها باشد، در روز قیامت در حالی خداوند را ملاقات خواهد کرد، که برای او در پیشگاه خدا امان نامه ای خواهد بود که او را وارد بهشت کند، و کسی که حدود آن ها را بر پا ندارد و مراقب اوقات آن ها نباشد، خدای را در حالی ملاقات خواهد کرد که هیچ امان نامه ای نخواهد داشت و خداوند اگر خواهد او را عذاب کند و اگر خواهد بیامرزد.

2 _ ابان گوید: خدمت امام صادق علیه السَّلام نماز مغرب را در مزدلفه خواندم و چون نماز را تمام نمود، اقامه نماز را گفت و نماز عشا را خواند و مابین آن ها نماز دیگری نخواند.

سال دیگری با حضرتش نماز مغرب را خواند، حضرتش برخاست و چهار رکعت نماز مستحبی خواند، آن گاه اقامه نماز را گفت و نماز عشا را خواند، سپس رو به من کرد و فرمود:

يَا أَبَانُ! هَذِهِ الصَّلَوَاتُ الخَمْسُ المَفْرُوضَاتُ مَنْ أَقَامَهُنَّ وَ حَافَظَ عَلَى مَوَاقِيتِهِنَّ لَقِيَ اللَّهَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ لَهُ عِنْدَهُ عَهْدٌ يُدْخِلُهُ بِهِ الْجَنَّةَ، وَ مَنْ لَمْ يُصَلِّهِنَّ لِمَوَاقِيتِهِنَّ وَلَمْ يُحَافِظٌ عَلَيْهِنَّ فَذَاكَ إِلَيْهِ إِنْ شَاءَ غَفَرَ لَهُ وَإِن شَاءَ عَذَّبَهُ.

3 _ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْن عِيسَى عَنْ يُونُسَ بْن عَبْدِ الرَّحْمَانِ عَنْ يُونُسَ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ: قِيلَ لَهُ وَ أَنَا حَاضِرٌ: الرَّجُلُ يَكُونُ فِى صَلاتِهِ خَالِياً فَيَدْخُلُهُ الْعُجْبُ.

فَقالَ: إِذَا كَانَ أَوَّلَ صَلاتِهِ بنِيَّةٍ يُريدُ بهَا رَبَّهُ فَلا يَضُرُّهُ مَا دَخَلَهُ بَعْدَ ذَلِكَ فَلْيَمْضِ فِي صَلَاتِهِ وَ لْيَخْسَا الشَّيْطَانَ.

4 _ جَمَاعَةٌ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ عَنْ حُسَيْنِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السَّلام يَقُولُ:

ای ابان! هر که حدود نمازهای پنجگانۀ واجب را بر پا دارد و مراقب اوقات آن ها باشد، در روز قیامت در حالی خداوند را ملاقات خواهد کرد که برای او در پیشگاه خدا امان نامه ای خواهد بود که او را وارد بهشت کند، و کسی که حدود آن ها را بر پا ندارد و مراقب اوقات آن ها نباشد، خدای را در حالی ملاقات خواهد کرد که هیچ امان نامه ای نخواهد داشت و خداوند اگر خواهد او را عذاب کند و اگر خواهد بیامرزد.

3 _ يونس بن عمّار گوید: من در خدمت امام صادق علیه السَّلام بودم که به حضرتش گفته شد: شخصی در نماز است و ذهن او خالی از هر فکر است، ولی ناگاه عجب و خودپسندی او را فرامی گیرد.

فرمود: اگر از ابتدای نماز قصد تقرّب به پروردگار در نیت او بوده است چنین حالی به او ضرری نمی رساند، نماز خود را ادامه دهد و شیطان را از خود براند.

4 _ ابوبصیر گوید: از امام باقر علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:

كُلُّ سَهْرٍ فِي الصَّلاَةِ يُطْرَحُ مِنْهَا غَيْرَ أَنَّ اللهَ تَعَالَى يُتِمُّ بِالنَّوَافِل، إِنَّ أَوَّلَ مَا يُحَاسَبُ بِهِ الْعَبْدُ الصَّلاةُ فَإِنْ قُبِلَتْ قُبِلَ مَا سِوَاهَا، إِنَّ الصَّلَاةَ إِذَا ارْتَفَعَتْ فِي أَوَّلِ وَقْتِهَا رَجَعَتْ إِلَى صَاحِبِهَا وَ هِيَ بَيْضَاءُ مُشْرِقَةٌ تَقُولُ: حَفِظْتَنِي حَفِظَكَ اللَّهُ.

وَإِذَا ارْتَفَعَتْ فِي غَيْر وَقْتِهَا بِغَيْر حُدُودِهَا رَجَعَتْ إِلَى صَاحِبِهَا وَهِيَ سَوْدَاءُ مُظْلِمَةٌ تَقُولُ: ضَيَّعْتَنِي ضَيْعَكَ اللهُ.

5_ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ قَالَ:

سَأَلْتُ عَبْداً صَالِحاً علیه السَّلام عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ (الَّذِينَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ سَاهُونَ).

قَالَ: هُوَ التَّضْبِيعُ.

هر غفلتی در نماز از ارزش آن می کاهد، ولی خداوند به وسیلۀ نمازهای نافله آن را تکمیل می کند.

همانا نخستین چیزی که بنده را به آن محاسبه می کنند، نماز است که اگر قبول شود، اعمال دیگر نیز قبول می شود.

به راستی که اگر نماز در اوّل وقت بالا رود، چون به صاحبش باز گردد، سفید و نورانی است، و می گوید: مرا حفظ کردی، خدا تو را، حفظ کند و اگر در غیر وقت و بدون رعایت حدودش خوانده شود. به صاحبش در حالی که، سیاه و تاریک است باز گردد و می گوید: مرا ضایع نمودی، خداوند تو را ضایع نماید.

5 _ محمّد بن فضیل گوید: از امام کاظم علیه السَّلام دربارۀ گفتار خدای تعالی که می فرماید: «آنان که نسبت به نماز خود سهو کننده و غفلت ورزند» سؤال کردم.

فرمود: همان ضایع کردن نماز است.

6 _ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَيْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ: بَيْنَا رَسُولُ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله جَالِسٌ فِي الْمَسْجِدِ إِذْ دَخَلَ رَجُلٌ فَقَامَ يُصَلِّي فَلَمْ يُتِمَّ رُكُوعَهُ وَ لَا سُجُودَهُ .

فَقالَ صلَّى اللهُ عليه وآله: نَقَرَ كَنَقْرِ الْغُرَابِ لَئِنْ مَاتَ هَذَا وَ هَكَذَا صَلَاتُهُ لَيمُوتَنَّ عَلَى غَيْرِ ديني.

7 _ عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ:

لَا تَتَهَاوَنْ بِصَلَاتِكَ، فَإِنَّ النَّبِيَّ الله صلَّى اللهُ عليه وآله قَالَ عِنْدَ مَوْتِهِ: لَيْسَ مِنِّي مَنِ بِصَلَاتِهِ ، لَيْسَ مِنِّي مَنْ شَرِبَ مُسْكِراً لَا يَرِدُ عَلَيَّ الْحَوْضَ لَا وَ اللَّهِ.

8 _ عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ النَّوْفَلِيَّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله.

يَزَالُ الشَّيْطَانُ ذَعِراً مِنَ الْمُؤْمِنِ مَا حَافَظَ عَلَى الصَّلَوَاتِ الْخَمْسِ، فَإِذَا ضَيَّعَهُنَّ تَجَرَّأَ عَلَيْهِ فَأَدْخَلَهُ فِي الْعَظَائِم.

6 _ زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:

روزی رسول خدا صلَّى اللهُ عليه وآله در مسجد نشسته بود که مردی وارد شد و مشغول نماز گشت در حالی که رکوع و سجود آن را درست به جای نمی آورد.

آن حضرت فرمود: آن مرد همانند کلاغ منقار زد. اگر او بمیرد و نمازش این گونه باشد، بر غیر دین من مرده است.

7 _ زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:

نماز خود را سبک مشمار، چرا که رسول خدا صلَّى اللهُ عليه وآله به هنگام وفات خویش فرمود: هر کس نماز خود را سبک شمارد، از من نیست و هر کس نوشابۀ مست کننده ای بنوشد، از من نیست و در کنار حوض کوثر بر من وارد نخواهد شد. هرگز! به خدا سوگند!

8 _ سکونی گوید: امام صادق علیه السَّلام می فرماید: رسول خدا صلَّى اللهُ عليه وآله فرمود:

شیطان همیشه از مؤمن خائف و ترسناک است تا زمانی که به نمازهای پنجگانه خود مواظبت نماید. اگر آنها را ضایع کند، شیطان بر او دلیر شود و او را در گناهان کبیره داخل سازد.

9_ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ صَفْوَانَ بْن يَحْيَى عَن الْعِيصِ بْن الْقَاسِم قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ الله الله علیه السَّلام:

وَ اللهِ! إِنَّهُ لَيَأْتِي عَلَى الرَّجُلِ خَمْسُونَ سَنَةً وَ مَا قَبِلَ اللَّهُ مِنْهُ صَلَاةٌ وَاحِدَةً، فَاَّیُّ شَيْءٍ أَشَدُّ مِنْ هَذَا.

وَ اللَّهِ! إِنَّكُمْ لَتَعْرِفُونَ مِنْ جِيرَانِكُمْ وَأَصْحَابِكُمْ مَنْ لَوْ كَانَ يُصَلِّي لِبَعْضِكُمْ مَا قَبِلَهَا مِنْهُ لِاسْتِخْفَافِهِ بِهَا إِنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَا يَقْبَلُ إِلَّا الْحَسَنَ فَكَيْفَ يَقْبَلُ مَا تَسْتَخَفْ بِهِ.

10 _ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

إِذًا قَامَ الْعَبْدُ فِي الصَّلَاةِ فَخَفَّفَ صَلاتَهُ قَالَ اللهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لِمَلَائِكَتِهِ : أَمَا تَرَوْنَ إِلَى عَبْدِي كَأَنَّهُ يَرَى أَنْ قَضَاءَ حَوَائِجِهِ بِيَدِ غَيْرِي أَمَا يَعْلَمُ أَنَّ قَضَاءَ حَوَائِجِهِ بِيَدِي.

9 _ عیص بن قاسم گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

به خدا سوگند! بسا پنجاه سال از عمر کسی می گذرد و خداوند یک نماز از او قبول نمی کند. آیا چه چیزی از این بدتر است؟!

به خدا سوگند! شما از همسایگان و دوستان خود کسانی را می شناسید که اگر برای بعضی از شما نماز می خواند، به خاطر سبک شمردن آن، از او نمی پذیرفت. خداوند (عمل) خوب قبول نمی کند، پس چگونه می پذیرد عملی را که سبک شمرده شده باشد؟!

10 _ هشام بن سالم گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

هرگاه بنده به نماز ایستد و نماز خود را سبک به جای آورد، خداوند تبارک و تعالی به فرشتگان خود می فرماید: آیا به بندۀ من نگاه نمی کنید؟! گویی او گمان می کند که بر آوردن حاجت های او به دست غیر من است، آیا او نمی داند که بر آوردن حاجت های او به دست من است؟!

11 _ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام قَالَ:

إِذَا مَا أَدَّى الرَّجُلُ صَلاَةً وَاحِدَةً تَامَّةٌ قُبِلَتْ جَمِيعُ صَلَاتِهِ، وَإِنْ كُنَّ غَيْرَ تَامَّاتِ وَإِنْ أَفْسَدَهَا كُلَّهَا لَمْ يُقْبَلْ مِنْهُ شَيْءٌ مِنْهَا وَ لَمْ يُحْسَبُ لَهُ نَافِلَةٌ وَ لَا فَرِيضَةٌ، وَإِنَّمَا تُقْبَلُ النَّافِلَةُ بَعْدَ قَبولِ الْفَريضَةِ وَإِذَا لَمْ يُؤَدُّ الرَّجُلُ الْفَريضَةَ لَمْ يُقْبَلْ مِنْهُ النَّافِلَةُ، وَإِنَّمَا جُعِلَتِ النَّافِلَةُ لِيَتِمَّ بِهَا مَا أُفْسِدَ مِنَ الْفَرِيضَةِ.

12 _ وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنْ حَرِيزِ عَنِ الْفُضَيْلِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السَّلام عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ (الَّذِينَ هُمْ عَلَى صَلَوَاتِهِمْ يُحَافِظُونَ).

قَالَ: هِيَ الْفَرِيضَةُ.

قُلْتُ: (الَّذِينَ هُمْ عَلَى صَلَاتِهِمْ دَائِمُونَ).

قَالَ: هي النَّافِلَةُ.

11 _ زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:

هرگاه فردی یک نماز کامل به جای آورد، همۀ نمازهای او قبول می شود، اگر چه کامل نباشند، و اگر همۀ آن ها را تباه کند، چیزی از نمازهایش قبول نمی شود و هیچ نماز نافله و فریضه برای او منظور نمی گردد، و نماز نافله فقط بعد از پذیرفته شدن نماز فریضه پذیرفته می شود و اگر کسی فریضه را ادا نکند، نافله از او پذیرفته نمیشود؛ زیرا نافله فقط برای تکمیل فریضه ای است که تباه شده است.

12 _ فضیل گوید: از امام باقر علیه السَّلام در مورد گفتار خداوند عزَّوجل که می فرماید: «کسانی که بر نمازهای خویش مراقب و مواظبند» پرسیدم.

فرمود: منظور از آن، نماز فریضه است.

گفتم: منظور از کسانی که بر نمازهای خود مداومت کنندگانند» چیست؟

فرمود: منظور نماز نافله است.

13 _ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ ربَ عَنْ دَاوُدَ بْن فَرْقَدٍ قَالَ:

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: قَوْلُهُ تَعَالَى: إِنَّ الصَّلاةَ كَانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ كِتَاباً مَوْقُوتاً.)قَالَ: كِتَاباً ثابتاً، وَ لَيْسَ إِنْ عَجِّلْتَ قَلِيلاً أَوْ أَخَّرْتَ قَلِيلاً بِالَّذِي يَضُرُّكَ مَا لَمْ تُضَيَّعْ تِلْكَ الْإِضَاعَةَ، فَإِنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ لِقَوْمٍ: (أَضَاعُوا الصَّلَاةَ وَ اتَّبَعُوا الشَّهَوَاتِ فَسَوْفَ يَلْقَوْنَ غَيَّا.)14 _ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:أَيُّمَا مُؤْمِنٍ حَافَظَ عَلَى الصَّلَوَاتِ الْمَفْرُوضَةِ فَصَلَّاهَا لِوَقْتِهَا فَلَيْسَ هَذَا مِنَ الَغافِلِینَ.13 _ داوود بن فرقد گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم: منظور از فرمایش خدای تعالی که می فرماید: «همانا نماز بر مؤمنان واجب و دارای اوقات معین است» چیست؟فرمود: یعنی نوشته ای ثابت است و این طور نیست که اگر مقدار اندکی از وقت (فضیلت آن را پیش و پس اندازی به تو ضرری رساند، تا زمانی که آن را ضایع نکرده باشی؛ زیرا خداوند عزَّوجل دربارۀ گروهی می فرماید: «نماز را ضایع کردند و از شهوات پیروی نمودند و به زودی که در وادی گمراهی خواهند افتاد.»)14 _ راوی گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:هر مؤمنی که از نمازهای فریضه خود مراقبت کند و آن ها را در وقت خود به جای آورد، از غافلان نخواهد بود.

15 _ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ إِسْمَاعِيلَ السَّرَّاج عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ:قَالَ أَبُو الْحَسَنِ الْأَوَّلُ علیه السَّلام: إِنَّهُ لَمَّا حَضَرَ أَبِي الْوَفَاةُ قَالَ لِي:يَا بُنَيَّ! إِنَّهُ لَا يَنَالُ شَفَاعَتَنَا مَنِ اسْتَخَفَّ بِالصَّلَاةِ.16 _ مُحَمَّدٌ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ النَّوْفَلِيَّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ جَعْفَرٍ عَنْ اَبِیهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله:لِكُلِّ شَيْءٍ وَجْهُ وَ وَجْهُ دِينِكُمُ الصَّلاةُ فَلا يَشِينَنَّ أَحَدُكُمْ وَجْهَ دِينِهِ، وَلِكُلِّ شَيْءٍ أَنْفُ، وَأَنْفُ الصَّلَاةِ التَّكْبِيرُ.15 _ ابو بصیر گوید: امام کاظم علیه السَّلام فرمود:هنگامی که وقت وفات پدرم فرا رسید. به من فرمود:ای فرزندم! همانا شفاعت ما خاندان به کسی که نماز را سبک شمارد، نخواهد رسید.16 _ سکونی گوید: امام صادق علیه السَّلام از پدر بزرگوارش امام باقر علیه السَّلام نقل می کند که حضرتش می فرماید: رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود:برای هر چیز چهره ای است و چهرۀ دین شما نماز است، و نباید کسی از شما چهرۀ دین خود را زشت نماید، و برای هر چیز بینی است و بینی نماز (یا ابتدای آن تکبیر است.)

### بخش سوم#### وجوب نماز(3 بَابُ فَرْضِ الصَّلَاةِ)1 _ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْل بن شَاذَانَ جَمِيعاً عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَر علیه السَّلام عَمَّا فَرَضَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ مِنَ الصَّلاَةِ .فَقالَ: خَمْسُ صَلَوَاتِ فِي اللَّيْلِ وَ النَّهَارِ.فَقُلْتُ: فَهَلْ سَمَّاهُنَّ وَ بَيْنَهُنَّ فِي كِتَابِهِ.قَالَ: نَعَمْ، قَالَ اللهُ تَعَالَى لِنَبِيِّهِ صلَّی اللهُ علیه وآله (أَقِمِ الصَّلاةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلَى غَسَقِ اللَّيْلِ وَ دُلُوكُهَا زَوَالُهَا فَفِيما بَيْنَ دُلُوكِ الشَّمْسِ إِلَى غَسَقِ اللَّيْلِ أَرْبَعُ صَلَوَاتٍ سَمَّاهُنَّ اللَّهُ وَ بَيْنَهُنَّ وَ وَقَّتَهُنَّ وَغَسَقُ اللَّيْلِ هُوَ انْتِصَافُهُ .)بخش سوم: وجوب نماز1 _ زراره گوید: از امام باقر علیه السَّلام درباۀ نمازهایی که خداوند عزَّوجل واجب فرموده پرسیدم.فرمود: پنج نماز در شبانه روز واجب است.گفتم: آیا در کتاب خود آن ها را نام برده و بیان فرموده است؟فرمود: آری، خداوند تعالی به پیامبر خود صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود: «نماز را از ابتدا دلوک و زوال خورشید تا انتهای تاریکی شب به پادار» و دلوک خورشید زوال آن است. پس فاصلۀ بین دلوکِ خورشید تا منتهای تاریکی شب، وقت چهار نماز است (نمازظهر، عصر، مغرب و عشا که آن ها را نام برده و بیان فرموده و وقتشان را مقرر ساخته است و غسق شب، نیمۀ شب است.)

ثُمَّ قَالَ: تَبَارَكَ وَتَعَالَى: (وَقُرْآنَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ كَانَ مَشْهُوداً فَهَذِهِ الْخَامِسَةُ.)وَ قَالَ اللهُ تَعَالَى فِي ذَلِكَ : (أَقِمِ الصَّلاةَ طَرَفَيِ النَّهَارِ وَ طَرَفَاهُ الْمَغْرِبُ وَ الْغَدَاةُ (وَزُلَفاً مِنَ اللَّيْلِ) وَ هِيَ صَلاةُ الْعِشَاءِ الآخِرَةِ.)وَ قَالَ تَعَالَى: ﴿حَافِظُوا عَلَى الصَّلَوَاتِ وَ الصَّلاةِ الْوُسْطَى وَ هِيَ صَلاَةُ الظُّهْرِ، وَ هِى أَوَّلُ صَلَاةٍ صَلاهَا رَسُولُ اللهِ صلَّى الله عليه وآله وَ هِيَ وَسَطُ النَّهَارِ، وَوَسَطُ الصَّلاتَيْنِ بِالنَّهَارِ صَلَاةِ الْغَدَاةِ وَصَلَاةِ الْعَصْرِ.)وَ فِي بَعْضِ الْقِرَاءةِ: «حَافِظُوا عَلَى الصَّلَوَاتِ وَ الصَّلَاةِ الْوُسْطَى صَلَاةِ الْعَصْرِ وَ قُومُوا لِلَّهِ قَانِتِينَ».سپس و خداوند تبارک و تعالی فرمود: «و نماز صبح را در طلیعهٔ صبحگاه به جای آور که نماز صبح مشهود و در دید فرشتگان شب و روز است» پس این هم پنجمین نماز.و باز دربارۀ نماز و اوقات آن خدای تعالی فرموده است «نماز را در دو طرف روز به جای آور» و آن دو طرف، مغرب و صبح است و «در زمان نزدیکی از شب به روز» و مراد از آن نماز عشا است.و باز فرموده است: «پیوسته بر نمازها و ترتیب، شرایط و آداب نمازهای پنجگانه _ به خصوص نماز میانی را _ مواظبت نمایید» و مراد از نماز میانی، نماز ظهر است و آن نخستین نمازی است که رسول خدای صلَّی اللهُ علیه وآله به جای آورد ، و نیز از آن جهت آن را میانی می نامند که میان دو نماز روز قرار دارد که عبارتند از نماز صبح و نماز عصر.حضرتش فرمود: در بعضی از قرائت ها چنین خوانده شده است: «پیوسته مراقب نمازهای پنجگانه _ به خصوص نماز میانه _ یعنی ظهر و نماز عصر _ باشید و با فروتنی برای خداوند به پای ایستید».

قَالَ: وَ نَزَلَتْ هَذِهِ الآيَةُ يَوْمَ الْجُمُعَةِ وَ رَسُولُ اللهِ صلَّى الله عليه وآله فِي سَفَرِهِ، فَقَنَتَ فِيهَا رَسُولُ اللهِ صلَّى الله عليه وآله وَ تَرَكَهَا عَلَى حَالِهَا فِي السَّفَرِ وَ الْحَضَرِ وَأَضَافَ لِلْمُقِيمِ رَكْعَتَيْنِ وَ إِنَّمَا وُضِعَتِ الرَّكْعَتَانِ اللَّتَانِ أَضَافَهُمَا النَّبِيُّ صلَّى الله عليه وآله يَوْمَ الْجُمُعَةِ لِلْمُقِيمِ، لِمَكَانِ الْخُطْبَتَيْنِ مَعَ الْإِمَامِ. فَمَنْ صَلَّى يَوْمَ الْجُمُعَةِ فِي غَيْرِ جَمَاعَةٍ فَلْيُصَلُّهَا أَرْبَعَ رَكَعَاتِ كَصَلاَةِ الظُّهْرِ فِى سَائِرِ الأَيَّام.2 _ وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزِ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:كَانَ الَّذِي فَرَضَ اللَّهُ عَلَى الْعِبَادِ مِنَ الصَّلَاةِ عَشْرَ رَكَعَاتٍ وَ فِيهِنَّ الْقِرَاءَةُ وَ لَيْسَ فِيهِنَّ وَهُمْ - يَعْنِي سَهْواً - فَزَادَ رَسُولُ اللهِ صلَّى الله عليه وآله سَبْعاً وَ فِيهِنَّ الْوَهْمُ، وَ لَيْسَ فِيهِنَّ قِرَاءَةٌ.فرمود: این آیه در روز جمعه نازل شد و رسول خدا صلَّى الله عليه وآله در سفر بود و در آن نماز، قنوت خواند و آن را در سفر و حضر به همان حال خود گذاشت، ولی برای کسی که مقیم است و در سفر نیست دو رکعت دیگر افزود، و البتّه آن دو رکعت که پیامبر صلَّى الله عليه وآله برای مقیم در روز جمعه اضافه فرمود، به جای آن دو خطبه ای است که همراه با امام خوانده می شود. پس هر کس در روز جمعه بخواهد به تنهایی و در غیر جماعت آن را به جا آورد، باید چهار رکعت بخواند مانند نماز ظهر در سایر روزهای هفته.2 _ زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:نمازی که خداوند عزَّوجل بر بندگان واجب فرموده، ده رکعت است که در آن ها حمد خوانده می شود و و هم _ یعنی سهو _ در آن راه ندارد. پس رسول خدا صلَّى الله عليه وآله هفت رکعت دیگر بر آن ها افزود که در آن ها سهو هست و در آن ها قرائت نیست.

3 _ وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزِ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: قَالَ أَبُو جَعْفَرِ علیه السَّلام:فَرَضَ اللهُ الصَّلاةَ وَ سَنَّ رَسُولُ اللهِ صلَّى الله عليه وآله عَشَرَةَ أَوْجُهِ: صَلَاةَ الْحَضَرِ وَ السَّفَرِ، وَ صَلَاةَ الْخَوْفِ عَلَى ثَلاثَةِ أَوْجُهِ، وَ صَلاةَ كُسُوفِ الشَّمْسِ وَالْقَمَرِ، وَ صَلاةَ الْعِيدَيْن وَصَلاَةَ الِاسْتِسْقَاءِ وَ الصَّلَاةَ عَلَى الْمَيِّتِ.4 _ حَمَّادٌ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ: (إِنَّ الصَّلاةَ كَانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ كِتَاباً مَوْقُوتا أَيْ مَوْجُوباً.)5 _ حَمَّادٌ عَنْ حَرِيزِ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السَّلام عَنِ الْفَرْضِ فِي الصَّلاَةِ. فَقالَ: الْوَقْتُ وَ الطَّهُورُ وَ الْقِبْلَةُ وَ التَّوَجُهُ وَ الرُّكُوعُ وَ السُّجُودُ وَ الدُّعَاءُ.قُلْتُ: مَا سِوَى ذَلِكَ.قَالَ: سُنَّةٌ فِي فَرِيضَةٍ.3 _ زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:خداوند نماز را واجب ساخت، و رسول خدا صلَّى الله عليه وآله ده نوع نماز به سنّت گذارد: نماز حضر و سفر، نماز خوف - که بر سه وجه خوانده می شود - نماز گرفتن خورشید و ماه، نماز عید فطر و عید قربان، نماز در خواست باران، و نماز میّت.4 _ زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام دربارهٔ فرمایش خدای تعالی که می فرماید: «همانا نماز بر مؤمنان نوشته ای است واجب و معیّن و دارای اوقات مشخص» فرمود: یعنی واجب شده است.5 _ زراره گوید: از امام باقر علیه السَّلام در مورد واجبات نماز پرسیدم.فرمود: وقت، طهارت، قبله، توجّه، رکوع، سجود و دعا ( یعنی قنوت.)پرسیدم: اعمال دیگر چه؟فرمود: آن اعمال، مستحباتی هستند که در ضمن واجب آمده اند.

6 _ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:لِلصَّلَاةِ أَرْبَعَةُ آلَافٍ حَدٌ.وَ فِي رِوَايَةٍ أُخْرَى: لِلصَّلَاةِ أَرْبَعَةُ آلَافِ بَابٍ.7 _ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أَذَيْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَر علیه السَّلام قَالَ:عَشْرُ رَكَعَاتٍ رَكْعَتَانِ مِنَ الظَّهْرِ وَ رَكْعَتَانِ مِنَ الْعَصْرِ وَ رَكْعَتَا الصُّبْحِ وَ رَكْعَتَا الْمَغْرِبِ وَ رَكْعَتَا الْعِشَاءِ الآخِرَةِ لَا يَجُوزُ الْوَهْمُ فِيهِنَّ ، وَ مَنْ وَهَمَ فِي شَيْءٍ مِنْهُنَّ اسْتَقْبَلَ الصَّلاَةَ اسْتِقْبَالاً، وَ هِيَ الصَّلاةُ الَّتِي فَرَضَهَا اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ فِي الْقُرْآنِ وَ فَوَّضَ إِلَى مُحَمَّدٍ صلَّى الله عليه وآله فَزَادَ النَّبِيُّ صلَّى الله عليه وآله فِي الصَّلَاةِ سَبْعَ رَكَعَاتٍ، وَ هِيَ سُنَّةٌ لَيْسَ فِيهَا قِرَاءَةٌ، إِنَّمَا هُوَ تَسْبِيحٌ وَ تَهْلِيلٌ وَ تَكْبِيرٌ وَ دُعَاءٌ، فَالْوَهُمُ إِنَّمَا يَكُونُ فِيهِنَّ، فَزَادَ رَسُولُ اللهِ صلَّى الله عليه وآله فِي صَلَاةِ الْمُقِيمِ غَيْرِ الْمُسَافِرِ رَكْعَتَيْنِ فِي الظُّهْرِ وَ الْعَصْرِ وَ الْعِشَاءِ الآخِرَةِ وَ رَكْعَةً فِي الْمَغْرِبِ لِلْمُقِيمِ وَ الْمُسَافِرِ.6 _ حمّاد بن عیسی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:برای نماز چهار هزار حد و مرز است.در روایت دیگری آمده است برای نماز چهار هزار باب (مسأله است.)7 _ زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:ده رکعت نماز _ دو رکعت از ظهر، دو رکعت از عصر ، دو رکعت صبح، دو رکعت مغرب، و دو رکعت از عشا _ است که شکی در آنها روا نیست و هر کس در آن ها شک نمود، باید نماز را از سر گیرد، این رکعات، نمازی هستند که خداوند عزَّوجل در قرآن آن ها را بر مؤمنان واجب فرموده است.آن گاه خداوند حکم آن ها را بر حضرت محمّد صلَّی اللهُ علیه وآله واگذارد، و حضرتش صلَّی اللهُ علیه وآله هفت رکعت بر نماز افزوده که سنّت است و در آن ها قرائت نیست، بلکه تسبیح، تهلیل، تکبیر و دعاست و شک در آن ها راه دارد. پس رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله برای مقیم ( یعنی غیر مسافر دو رکعت در ظهر، عصر و عشا، و یک رکعت در مغرب برای مقیم و مسافر افزود.)

8 _ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:الصَّلاةُ ثَلاثَةُ أَثْلَاثٍ: ثُلُثٌ طَهُورٌ، وَثُلُثٌ رُكُوعٌ، وَثُلُثٌ سُجُودٌ.### بخش چهارم#### اوقات نماز(4 بَابُ الْمَوَاقِيتِ أَوَّلِهَا وَ آخِرِهَا وَ أَفْضَلِهَا)1 _ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَيْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: كُنْتُ قَاعِداً عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام أَنَا وَ حُمْرَانُ بْنُ أَعْيَنَ. فَقَالَ لَهُ حُمْرَانُ: مَا تَقُولُ فيما يَقُولُ زُرَارَةُ وَ قَدْ خَالَفْتُهُ فِيهِ ؟فَقالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ صلَّی اللهُ علیه وآله: مَا هُوَ ؟قَالَ: يَزْعُمُ أَنَّ مَوَاقِيتَ الصَّلاَةِ كَانَتْ مُفَوَّضَةٌ إلَى رَسُولِ اللهِ صلَّى الله عليه وآله هُوَ الَّذِي وَضَعَهَا.8 _ حلبی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:نماز دارای سه ثلت است: یک ثلث آن، طهارت (وضو، غسل یا تیمم، یک ثلث آن رکوع و یک ثلث دیگر، سجود است.)بخش چهارم: اوقات نماز و نخستین و آخرین وقت آن و نیز وقت فضیلت آن1 _ زراره گوید: من و حمران بن اعین خدمت امام صادق علیه السَّلام بودیم که حمران به حضرتش عرض کرد: نظر شما دربارۀ سخن زراره که من با او مخالفت کرده ام، چیست؟فرمود: نظر او چیست؟گفت: گمان می کند که اوقات نماز به پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله واگذار شده و پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله آن ها را وضع کرده است.

فَقالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام: فَمَا تَقُولُ أَنْتَ؟قُلْتُ: إِنَّ جَبْرَئِيلَ علیه السَّلام أَتَاهُ فِي الْيَوْمِ الْأَوَّلِ بِالْوَقْتِ الْأَوَّلِ، وَ فِي الْيَوْمِ بِالْوَقْتِ الْأَخِيرِ. ثُمَّ قَالَ جَبْرَئِيلُ علیه السَّلام: مَا بَيْنَهُمَا وَقْتُ .فَقالَ: أَبُو عَبْدِ علیه السَّلام: يَا حُمْرَانُ! إِنَّ زُرَارَةَ يَقُولُ: إِنَّ جَبْرَئِيلَ علیه السَّلام إِنَّمَا جَاءَ مُشِيراً عَلَى رَسُولِ اللهِ صلَّى الله عليه وآله وَ صَدَقَ زُرَارَةُ، إِنَّمَا جَعَلَ اللهُ ذَلِكَ إِلَى مُحَمَّدٍ صلَّى الله عليه وآله فَوَضَعَهُ وَأَشَارَ جَبْرَئِيلُ علیه السَّلام بِهِ عَلَيْهِ2 _ عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلَّانٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى؛ وَ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ رِبْعِيِّ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ فُضَيْلِ بْنِ يَسَارٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام قَالَ:إِنَّ مِنَ الْأَشْيَاءِ أَشْيَاءَ مُوَسَّعَةٌ وَأَشْيَاءَ مُضَيَّقَةً، فَالصَّلاةُ مِمَّا وُسْعَ فِيهِ تُقَدِّمُ مَرَّةً وَتُؤَخَّرُ أُخْرَى، وَ الْجُمُعَةُ مِمَّا ضُيِّقَ فِيهَا، فَإِنَّ وَقْتَهَا يَوْمَ الْجُمُعَةِ سَاعَةُ تَزُولُ وَ وَقْتَ الْعَصْرِ فِيهَا وَقْتُ الظَّهْرِ فِي غَيْرِهَا.امام صادق علیه السَّلام فرمود: تو چه می گویی؟عرض کردم: جبرئیل علیه السَّلام در روز اوّل، وقت اوّل و در روز آخر، وقت آخر را نزد او آورد، سپس جبرئیل علیه السَّلام گفت: میان آن دو وقت نماز است.امام صادق علیه السَّلام فرمود: ای حمران! زراره راست گفته است؛ زیرا خداوند آن را به پیامبر صلَّى الله عليه وآله واگذارد و او آن را وضع کرد و جبرئیل اوقات مورد خواست خداوند را بر او اشاره کرد (و حضرت طبق خواست خدا آن را تعیین نمود.)2 _ فضیل بن یسار گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:اعمالی هستند که (وقت آنها وسیع و اعمالی هستند که (وقت آنها) تنگ است، و نماز از اعمالی است که (وقت آن) وسیع است. گاهی در وقت خود و گاهی به تأخیر می افتد، و وقت نماز جمعه تنگ است؛ زیرا وقت آن در روز جمعه همان هنگام زوال خورشید، و وقت نماز عصر در روز جمعه، همان وقت نماز ظهر در غیر جمعه است.)

3 _ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَانِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ:لِكُلِّ صَلَاةٍ وَقْتَانِ وَ أَوَّلُ الْوَقْتِ أَفْضَلُهُ وَ لَيْسَ لِأَحَدٍ أَنْ يَجْعَلَ آخِرَ الْوَقْتَيْن وَقْتاً إِلَّا فِي عُذْرِ مِنْ غَيْرِ عِلَّةٍ.4 _ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أيُّوبَ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ _ أَوِ ابْن وَهْبٍ _ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ الله علیه السَّلام:لِكُلِّ صَلَاةٍ وَقْتان، أَوَّلُ الْوَقْتِ أَفْضَلُهما.5 _ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْر عَنْ عُمَرَ بْن أُذَيْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ:قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام: أَصْلَحَكَ اللهُ وَقْتُ كُلَّ صَلَاةٍ أَوَّلُ الْوَقْتِ أَفْضَلُ أَوْ أَوْسَطُهُ أَوْ آخِرُهُ؟فَقالَ: أَوَّلُهُ، إِنَّ رَسُولَ اللهِ صلَّى الله عليه وآله قَالَ: إِنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ يُحِبُّ مِنَ الْخَيْرِ مَا يُعَجِّلُ.3 _ عبدالله بن سنان گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:برای هر نماز دو وقت است و نخستین وقت آن بهتر است، و کسی نباید که آخر وقت را وقت نماز قرار دهد، مگر آن که عذر موجّهی داشته باشد.4 _ معاوية بن عمّار _ يا وهب _ گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:برای هر نماز دو وقت است، نخستین وقت، برترین وقت هاست.5 _ زراره گوید: به امام باقر علیه السَّلام عرض کردم: خداوند کارهای شما را اصلاح فرماید! آیا نخستین وقت نماز بهتر است، یا وسط و یا آخر آن؟فرمود: نخستین آن، همانا رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود: به راستی خدای عزَّوجل عمل نیکی را که زودتر انجام شود، دوست می دارد.

6 _ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ سَلَمَةَ بْنِ الْخَطَّابِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ قُتَيْبَةَ الْأَعْشَى عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:إِنَّ فَضْلَ الْوَقْتِ الْأَوَّلِ عَلَى الآخِر كَفَضْل الآخِرَةِ عَلَى الدُّنْيَا.7 _ الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ بَكْرِ بْنِ مُحَمَّدِ الْأَزْدِيُّ قَالَ: قَالَ أبو عَبْد الله علیه السَّلام.لَفَضْلُ الْوَقْتِ الْأَوَّلِ عَلَى الْأَخِيرٍ خَيْرٌ لِلرَّجُل مِنْ وَلَدِهِ وَ مَالِهِ.8 _ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيرِ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: قَالَ أَبُو جَعْفَر علیه السَّلام:اعْلَمْ أَنَّ أَوَّلُ الْوَقْتِ أَبَداً أَفْضَلُ فَعَجِّلْ بِالْخَيْرِ مَا اسْتَطَعْتَ، وَأَحَبُّ الْأَعْمَالِ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مَا دَاوَمَ الْعَبْدُ عَلَيْهِ وَإِنْ قَلَّ.9 _ أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ وَ غَيْرُهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ حَازِمٍ أَوْ غَيْرِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ علیهما السَّلام:مَنِ اهْتَمَّ بِمَوَاقِيتِ الصَّلاةِ لَمْ يَسْتَكْمِلُ لَذَّةَ الدُّنْيَا.6 _ قتیبه گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:فضیلت اوّل وقت بر آخر آن، به سان فضیلت جهان آخرت بر دنیاست.7 _ بکر بن محمد ازدی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:بی شک برتری و فضیلت اوّل وقت بر آخر وقت (برای ادای نماز برای انسان از فرزندان و مالش بهتر است.)8 _ زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:بدان که اوّل وقت همیشه بهتر است، پس بشتاب برای نیکی به اندازه ای که بتوانی، و دوستدارترین اعمال در نزد خداوند عزَّوجل آن است که بنده بر آن مداومت نماید، ولو اندک باشد.9 _ منصور بن حازم _ یا راوی دیگری _ گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:امام علی بن الحسین علیه السَّلام فرموده است: هر کس بر اوقات نماز اهمیّت قائل شود، لذّت دنیا را به طور کامل درک نخواهد کرد.

### بخش پنجم#### وقت نماز ظهر و عصر(5 بَابُ وَقْتِ الظُّهْر وَ العَصْرِ)1 _ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ يَزِيدَ بْنِ خَلِيفَةً قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام: إِنَّ عُمَرَ بْنَ حَنْظَلَةَ أَتَانَا عَنْكَ بِوَقْتٍ.فَقالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام: إِذا لَا يَكْذِبُ عَلَيْنَا.قُلْتُ: ذَكَرَ أَنَّكَ قُلْتَ: إِنَّ أَوَّلَ صَلاَةِ افْتَرَضَهَا اللهُ عَلَى نَبِيِّهِ صلَّی اللهُ علیه وآله الظُّهْرُ وَ هُوَ قَوْلُ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ: (أَقِمِ الصَّلاةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ فَإِذَا زَالَتِ الشَّمْسُ لَمْ يَمْنَعْكَ إِلَّا سُبْحَتُكَ، ثُمَّ لَا تَزَالُ فِي وَقْتِ إِلَى أَنْ يَصِيرَ الظُّلُّ قَامَةً وَهُوَ آخِرُ الْوَقْتِ، فَإِذَا صَارَ الظُّلُ قَامَةً دَخَلَ وَقْتُ الْعَصْرِ فَلَمْ يَزَلْ فِي وَقْتِ الْعَصْرِ حَتَّى يَصِيرَ الظِّلُّ قَامَتَيْنِ وَذَلِكَ الْمَسَاءُ)فَقالَ: صَدَقَ.بخش پنجم: وقت نماز ظهر و عصر1 _ يزيد بن خلیفه گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: عمر بن حنظله از جانب شما برای ما وقتی را (برای نماز معیّن کرده است.)فرمود: او بر ما دروغ نمی بندد.گفتم: او می گوید که شما فرموده اید: اوّلین نمازی را که خداوند بر پیامبرش صلَّی اللهُ علیه وآله واجب فرمود، نماز ظهر است که این معنای فرمایش خدای تعالی است که می فرماید: «برپا دارید نماز را در هنگام زوال خورشید» (1و چون زوال آفتاب شد، چیزی جز (هشت رکعت) نافله مانع تو نیست، و پس از آن در وقت فضیلت ظهر هستی تا این که سایۀ به اندازۀ قامت (شاخص) برسد و آن، آخر وقت فضیلت ظهر است، و چون سایه قامت (شاخص) به اندازه خود شاخص شد، وقت عصر داخل می شود و پس از آن در وقت فضیلت عصر می باشی تا آن که سایه شاخص دو برابر آن شود و آن، آخر روز است.)امام علیه السَّلام در پاسخ فرمود: او راست گفته است.


1) سوره اسراء، آیۀ 80

2 _ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ سَلَمَةَ بْنِ الْخَطَّابِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عُمَرَ بْنِ حَنْظَلَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:إِذَا زَالَتِ الشَّمْسُ دَخَلَ وَقْتُ الظُّهْرِ إِلَّا أَنَّ بَيْنَ يَدَيْهَا سُبْحَةً، وَ ذَلِكَ إِلَيْكَ إِنْ شِئْتَ طَوَّلْتَ وَإِنْ شِئْتَ قَصَّرْتَ.3 _ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ ذَرِيحَ الْمُحَارِبِيُّ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام: مَتَى أَصَلَّى الظُّهْرَ؟فَقالَ: صَلِّ الزَّوَالَ ثَمَانِيَةً ثُمَّ صَلِّ الظُّهْرَ ثُمَّ صَلِّ سُبْحَتَكَ طَالَتْ أَوْ قَصُرَتْ ثُمَّ صَلِّ الْعَصْرَ.4 _ الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ الأَشْعَرِيٌّ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْن عَامِرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنِ الْحَارِثِ بْنِ الْمُغِيرَةِ وَ عُمَرَ بْنِ حَنْظَلَةَ وَ مَنْصُورِ بْنِ حَازِمٍ قَالُوا: كُنَّا نَقِيسُ الشَّمْسَ بِالْمَدِينَةِ بِالذَّرَاعِ.2 _ عمر بن حنظله گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:هنگامی که زوال آفتاب شود (یعنی آفتاب از خط نصف النهار بگذرد وقت نماز ظهر فرا می رسد، مگر وقت نافله که پیش از آن است، و این به اختیار توست که خواندن نافله را طولانی و یا کوتاه کنی)3 _ ذریح محاربی گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: چه زمانی نماز ظهر را بخوانم؟فرمود: به هنگام زوال، هشت رکعت به جای آور، سپس نماز ظهر را بخوان، و پس آن، نافلۀ خود را بخوان، خواه طولانی و خواه کوتاه، سپس نماز عصر را به جای آور.4_ حارث بن مغیره، عمر بن حنظله و منصور بن حازم گویند: ما در مدینه آفتاب را با ذراع می سنجیدیم.

فَقالَ: أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: أَلَا أُنَبِّئُكُمْ بِأَبْيَنَ مِنْ هَذَا إِذَا زَالَتِ الشَّمْسُ فَقَدْ دَخَلَ وَقْتُ الظهرِ إِلَّا أَنَّ بَيْنَ يَدَيْهَا سُبْحَةً، وَ ذَلِكَ إِلَيْكَ إِنْ شِئْتَ طَوَّلْتَ وَإِنْ شِئْتَ قَصَّرْتَ.وَ رَوَى سَعْدٌ عَنْ مُوسَى بْنِ الْحَسَنِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ الْحُسَيْنِ اللُّؤْلُوِيِّ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنِ الْحَارِثِ بْنِ الْمُغِيرَةِ النَّضْرِيٌّ وَ عُمَرَ بْنِ حَنْظَلَةَ عَنْ مَنْصُورٍ مِثْلَهُ وَ فيه:إِلَيْكَ فَإِنْ كُنْتَ خَفَّفْتَ سُبْحَتَكَ فَحِينَ تَفْرُغُ مِنْ سُبْحَتِكَ، وَإِنْ طَوَّلْتَ فَحِينَ تَفْرُغُ مِنْ سُبْحَتِكَ.5 _ عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ عُرْوَةَ عَنْ عُبَيْدِ بْنِ زُرَارَةَ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:إِذَا زَالَتِ الشَّمْسُ فَقَدْ دَخَلَ وَقْتُ الصَّلاتَيْنِ إِلَّا أَنَّ هَذِهِ قَبْلَ هَذِهِ.امام صادق علیه السَّلام فرمود: آیا شما را به واضح تر از این آگاه نسازم؟ هنگام زوال آفتاب، وقت نماز ظهر فرا می رسد و پیش از آن، وقت نافله است، و این به اختیار توست که اگر بخواهی نافله را طولانی انجام دهی و اگر بخواهی کوتاه.همانند این روایت را منصور نقل کرده و افزوده: به اختیار توست. پس اگر نافلۀ خود را کوتاه انجام دادی، هر زمانی که از نافله فارغ می شوی وقت نماز داخل می شود، و اگر نافله را طولانی انجام دادی باز هم وقت نماز زمانی است که از نافله فارغ می شوی.5 _ عبید بن زراره گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:هنگامی که زوال آفتاب شد، وقت دو نماز (ظهر و عصر فرا می رسد، جز آن که وقت یکی از آن دو، پیش از وقت دیگری است (یعنی نماز ظهر پیش از نماز عصر است).)

وَ رَوَى سَعْدٌ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ وَ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ الْبَرْقِيِّ وَ الْعَبَّاسِ بْنِ مَعْرُوفٍ جَمِيعاً عَنِ الْقَاسِم وَ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْبَرْقِيِّ عَنِ الْقَاسِمِ مِثْلَهُ، وَ فِيهِ:دَخَلَ وَقْتُ الظُّهْرِ وَ الْعَصْرِ جَمِيعاً. وَ زَادَ ثُمَّ أَنْتَ فِي وَقْتٍ مِنْهُمَا جَمِيعاً حَتَّى تَغِيبَ الشَّمْسُ.6 _ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي هَاشِمٍ الْبَجَلِي عَنْ سَالِمٍ أَبِي خَدِيجَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:سَأَلَهُ إِنْسَانٌ وَ أَنَا حَاضِرٌ. فَقَالَ: رُبَّمَا دَخَلْتُ الْمَسْجِدَ وَ بَعْضُ أَصْحَابِنَا يُصَلُّونَ الْعَصْرَ، وَبَعْضُهُمْ يُصَلُّونَ الظُّهْرَ.فَقالَ: أَنَا أَمَرْتُهُمْ بِهَذَا، لَوْ صَلَّوْا عَلَى وَقْتٍ وَاحِدٍ عُرِفُوا فَأُخِذَ بِرِقَابِهِمْ.همانند این روایت را قاسم نقل کرده و در آن آمده است: وقت نماز ظهر و عصر با هم فرا می رسد. و این عبارت را نیز افزوده که: سپس تو در وقت هر دو نماز هستی تا این که خورشید پنهان شود.6 _ سالم گوید: من در خدمت امام صادق علیه السَّلام بودم که کسی از امام علیه السَّلام پرسید: گاهی که وارد مسجد می شوم و می بینم اصحابمان نماز عصر را به جای می آورند و بعضی از آن ها نماز ظهر می خوانند!فرمود: من خود ایشان را به این کار فرمان داده ام، چون اگر در یک وقت نماز بخوانند، تشیع آنان آشکار می شود و آنها را دستگیر می کنند.

7 _ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ صَالِحٍ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ يُونُسَ عَنْ بَعْضِ رِجَالِهِ عَنْ عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:سَأَلْتَهُ عَمَّا جَاءَ فِي الْحَدِيثِ أَنْ صَلِّ الظُّهْرَ إِذَا كَانَتِ الشَّمْسُ قَامَةً وَ قَامَتَيْنِ وَ ذِرَاعاً وَذِرَاعَيْنِ وَ قَدَماً وَ قَدَمَيْنِ مِنْ هَذَا وَ مِنْ هَذَا؟ فَمَتَى هَذَا؟ وَكَيْفَ هَذَا وَ قَدْ يَكُونُ الظُّلَّ فِي بَعْضِ الْأَوْقَاتِ نِصْفَ قَدَم؟قَالَ: إِنَّمَا قَالَ: ظلُّ الْقَامَةِ وَ لَمْ يَقُلْ: قَامَةُ الظُّلّ ، وَ ذَلِكَ أَنَّ ظِلَّ الْقَامَةِ يَخْتَلِفُ مَرَّةً يَكْثُرُ وَ مَرَّةً يَقِلُّ، وَ الْقَامَةُ قَامَةٌ أَبَداً لَا يَخْتَلِفُ .ثُمَّ قَالَ: ذِرَاعٌ وَ ذِرَاعَانِ وَ قَدَمٌ وَ قَدَمَانِ، فَصَارَ ذِرَاعٌ وَ ذِرَاعَانِ تَفْسِيرَ الْقَامَةِ وَ الْقَامَتَيْنِ فِي الزَّمَانِ الَّذِي يَكُونُ فِيهِ ظِلُّ الْقَامَةِ ذِرَاعاً وَ ظِلُّ الْقَامَتَيْنِ ذِرَاعَيْنِ، فَيَكُونُ ظِلُّ الْقَامَةِ وَ الْقَامَتَيْنِ وَ الذَّرَاعِ وَ الذَّرَاعَيْنِ مُتَّفِقَيْنِ فِي كُلِّ زَمَانٍ مَعْرُوفَيْنِ مُفَسَّراً أَحَدُهُمَا بِالآخر مُسَدَّداً به.فَإِذَا كَانَ الزَّمَانُ يَكُونُ فِيهِ ظِلُّ الْقَامَةِ ذِرَاعاً كَانَ الْوَقْتُ ذِرَاعاً مِنْ ظِلِّ الْقَامَةِ، وَ كَانَتِ الْقَامَةُ ذِرَاعاً مِنَ الظَّلِّ فَإِذَا كَانَ ظِلُّ الْقَامَةِ أَقَلَّ أَوْ أَكْثَرَ كَانَ الْوَقْتُ مَحْصُوراً بِالذَّرَاعِ وَالذَّرَاعَيْنِ، فَهَذَا تَفْسِيرُ الْقَامَةِ وَالْقَامَتَيْنِ وَالذَّرَاعِ وَالذَّرَاعَيْنِ.7 _ راوی گوید: از امام صادق علیه السَّلام در مورد آن چیزی که در حدیث آمده پرسیدم که نماز ظهر را هنگامی که سایۀ شاخص یک قامت و دو قامت، یک ذراع و دو ذراع و یک قدم و دو قدم باشد بخوان که این (حکم اول چیست؟ و آن (حکم دوم) چیست؟ چگونه چنین امری ممکن است در حالی که گاهی سایهٔ (شاخص ) نصف قدم می باشد؟)فرمود: در حدیث فقط فرموده سایۀ قامت (یعنی شاخص و نفرموده: قامت (یعنی قد و اندازۀ) سایه؛ زیرا سایۀ قامت در هر فصلی متفاوت است. گاهی زیاد و گاهی کم می شود ،ولی قامت همیشه یک مقدار است و کم و زیاد نمی شود.)سپس فرمود: یک ذراع و دو ذراع و یک قدم و دو قدم. پس یک ذراع و دو ذراع تفسیر یک قامت و دو قامت است، در زمانی که سایۀ یک قامت، یک ذراع و سایۀ دو قامت، دو ذراع باشد، پس سایه یک قامت و دو قامت با سایۀ یک ذراع و دو ذراع در هر زمانی با یکدیگر ذراع باشد،پس متفقند و هر دو معلومند و هر کدام از آن دو به دیگری تعبیر شده و به آن استوار است.پس هرگاه سایۀ شاخص یک ذراع شود، وقت زوال از سایۀ شاخص یک ذراع و شاخص نیز یک ذراع از سایه خواهد شد، و اگر سایۀ شاخص کمتر (از یک ذراع و یا بیشتر باشد، وقت زوال محصور به یک ذراع و دو ذراع است. پس این تفسیر یک قامت و دو قامت و یک ذراع و دو ذراع است.)

8 _ عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَانِ عَنْ مِسْمَعِ بْنِ عَبْدِ الْمَلِكِ قَالَ:إِذَا صَلَّيْتَ الظُّهْرَ فَقَدْ دَخَلَ وَقْتُ الْعَصْرِ إِلَّا أَنَّ بَيْنَ يَدَيْهَا سُبْحَةٌ، فَذَلِكَ إِلَيْكَ إِنْ شِئْتَ طَوَّلْتَ وَ إنْ شِئْتَ قَصَّرْتَ.### بخش ششم#### وقت نماز مغرب و غشاء(6 بَابُ وَقْتِ الْمَغْرِبِ وَالْعِشَاءِ الْآخِرَةِ)1 _ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ أَشْيَمَ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ:وَقْتُ الْمَغْرِبِ إِذَا ذَهَبَتِ الْحُمْرَةُ مِنَ الْمَشْرِقِ، وَ تَدْرِي كَيْفَ ذَاكَ؟قُلْتُ: لَا.8 _ مسمع بن عبدالملک گوید: حضرتش فرمود:هرگاه نماز ظهر را خواندی، وقت نماز عصر داخل شده است، جز این که پیش از آن، وقتی است مخصوص نافله، و آن هم به اختیار توست، اگر خواستی طولانی و اگر خواستی کوتاه بخوان.بخش ششم: وقت نماز مغرب و عشا1 _ یکی از اصحاب ما گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:وقت نماز مغرب هنگامی است که سرخی غروب از مشرق برود و آیا می دانی چگونه چنین می شود؟ و علتش چیست؟گفتم نه.

قَالَ: لِأَنَّ الْمَشْرِقَ مُطِلٌ عَلَى الْمَغْرِبِ هَكَذَا وَ رَفَعَ يَمِينَهُ فَوْقَ يَسَارِهِ، فَإِذَا غَابَتْ هَاهُنَا ذَهَبَتِ الْحُمْرَةُ مِنْ هَاهُنَا.2 _ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ وَ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ عُرْوَةَ عَنْ بُرَيْدِ بْنِ مُعَاوِيَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:لا إِذَا غَابَتِ الْحُمَّرَةُ مِنْ هَذَا الْجَانِبِ - يَعْنِي مِنَ الْمَشْرِقِ - فَقَدْ غَابَتِ الشَّمْسُ مِنْ شَرْقِ الْأَرْضِ وَغَرْبِهَا.3 _ عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ أَبِي وَلَّادٍ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:إِنَّ اللَّهَ خَلَقَ حِجَاباً مِنْ ظُلْمَةٍ مِمَّا يَلِي الْمَشْرِقَ وَ وَكَّلَ بِهِ مَلَكاً، فَإِذَا غَابَتِ الشَّمْسُ اغْتَرَفَ ذَلِكَ الْمَلَكُ غُرْفَةً بِيَدِهِ ثُمَّ اسْتَقْبَلَ بِهَا الْمَغْرِبَ يَتْبَعُ الشَّفَقَ وَ يُخْرِجُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ قَلِيلاً قَلِيلاً وَ يَمْضِي فَيُوَافِي الْمَغْرِبَ عِنْدَ سُقُوطِ الشَّفَقِ، فَيُسَرُّحُ [فِي] الظُّلْمَةِ ، ثُمَّ يَعُودُ إِلَى الْمَشْرِقِ، فَإِذَا طَلَعَ الْفَجْرُ نَشَرَ جَنَاحَيْهِ فَاسْتَاقَ الظُّلْمَةَ مِنَ الْمَشْرِقِ إِلَى الْمَغْرِبِ حَتَّى يُوَافِيَ بِهَا الْمَغْرِبَ عِنْدَ طُلُوعِ الشَّمْسِ.فرمود: برای این که مشرق بر مغرب بدین گونه _ و دست راست خود را بر بالای دست چپ خویش برد _ مشرف است، چون خورشید از اینجا (که دست چپ است غایب شود سرخی از اینجا (که دست راست است) برود.)2 _ برید بن معاویه گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:اگر سرخی از این طرف _ یعنی از مشرق _ برود، پس خورشید از شرق و غرب زمین پنهان شده است.3 _ ابو ولاد گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:خداوند پرده ای از تاریکی در آنجایی که متّصل به مشرق است آفریده و فرشته ای را بر آن گمارده است، پس هرگاه خورشید پنهان شود، آن فرشته یک مشت از آن تاریکی را بر می گیرد و با آن به استقبال مغرب می رود و در حالی که از پیش شفق می رود و شفق کم کم از مقابل او خارج می شود و آن فرشته میرود تا این که هنگام فرو رفتن شفق به مغرب می رسد و در تاریکی سیر می کند، سپس به سوی مشرق باز می گردد، و چون فجر طلوع کرد آن فرشته دو بال خود را پهن می کند و تاریکی را از مشرق به سوی مغرب می راند تا این که به هنگام طلوع خورشید آن را به مغرب می رساند.

4 _ عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:وَقْتُ سُقُوطِ الْقُرْصِ وَ وُجُوبِ الْإِفْطَارِ أَنْ تَقُومَ بِحِذَاءِ الْقِبْلَةِ وَ تَتَفَقَّدَ الْحُمْرَةَ الَّتِي تَرْتَفِعُ مِنَ الْمَشْرِقِ، فَإِذَا جَازَتْ قِمَّةَ الرَّأْسِ إِلَى نَاحِيَةِ الْمَغْرِبِ فَقَدْ وَجَبَ الْإِفْطَارُ وَ سَقَطَ الْقُرْصُ.5 _ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: قَالَ أبو جعفر علیه السَّلام:وَقْتُ الْمَغْرِبِ إِذَا غَابَ الْقُرْضُ، فَإِنْ رَأَيْتَ بَعْدَ ذَلِكَ وَ قَدْ صَلَّيْتَ فَأَعِدِ الصَّلاةَ وَ مَضَى صَوْمُكَ وَ تَكْفُ عَنِ الطَّعَامِ إِن كُنْتَ أَصَبْتَ مِنْهُ شَيْئاً.6 _ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ يَزِيدَ بْنِ خَلِيفَةً قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: إِنَّ عُمَرَ بْنَ حَنْظَلَةَ أَتَانَا عَنْكَ بِوَقْتٍ.4 _ راوی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:وقت غروب آفتاب و واجب شدن افطار (روزه دار هنگامی است که چون مقابل قبله بایستی و سرخی را که از مشرق بلند می شود، جویا شوی، سرخی از بالای سر به سوی مغرب رود. در این هنگام افطار واجب شده و آفتاب فرو رفته است.)5 _ زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:وقت مغرب زمانی است که قرص خورشید ناپدید شود، پس اگر بعد از نماز خواندن دوباره خورشید را دیدی باید دوباره نماز بخوانی، ولی اگر افطار کرده بودی، روزه ات صحیح است و اگر در حال افطار، خورشید را دیدی، باید از خوردن خودداری کنی.6 _ یزید بن خلیفه گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: عمر بن حنظله از جانب شما وقت نماز را برای ما معیّن کرده است.

قَالَ: فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: إِذا لَا يَكْذِبُ عَلَيْنَا؟قُلْتُ: قَالَ: وَقْتُ الْمَغْرِبِ إِذَا غَابَ الْقَرْصُ إِلَّا أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلَّى الله عليه وآله كَانَ إِذَا جَدَّ بِهِ السَّيْرُ أَخَّرَ الْمَغْرِبَ وَ يَجْمَعُ بَيْنَهَا وَ بَيْنَ الْعِشَاءِ . فَقالَ: صَدَقَ وَ قَالَ: وَقْتُ الْعِشَاءِ حِينَ يَغِيبُ الشَّفَقُ إِلَى ثُلُثِ اللَّيْلِ، وَ وَقْتُ الْفَجْرِ حِينَ يَبْدُو حَتَّى يُضِيءَ.7 _ عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْن سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ:وَقْتُ الْمَغْرِبِ إِذَا غَرَبَتِ الشَّمْسُ فَغَابَ قُرْصُهَا.8 _ الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زَيْدِ الشَّحَامِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنْ وَقْتِ الْمَغْرِبِ.امام صادق علیه السَّلام فرمود او بر ما دروغ نمی بندد.گفتم: او می گوید: وقت نماز مغرب، وقتی است که قرص خورشید ناپدید شود، ولی هرگاه رسول خدا صلَّى الله عليه وآله در سفر برای رفتن شتاب داشت، نماز مغرب را به تأخیر می انداخت و آن را با نماز عشا جمع می کرد.امام فرمود: راست گفته است.آن گاه فرمود: وقت نماز عشا زمانی است که سرخی مغرب پنهان شود تا یک سوّم از شب، و وقت نماز صبح، وقتی است که فجر ظاهر شود تا هنگامی که خورشید طلوع کند.7 _ عبدالله بن سنان گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:هنگام نماز مغرب، وقتی است که خورشید غروب کند و قرص آن پنهان شود.8 _ زید شحّام گوید: از امام صادق علیه السَّلام درباره وقت مغرب پرسیدم.

فَقالَ: إِنَّ جَبْرَئِيلَ علیه السَّلام أَتَى النَّبِيَّ صلَّى الله عليه وآله لِكُلِّ صَلَاةٍ بِوَقْتَيْنِ غَيْرَ صَلَاةِ الْمَغْرِبِ، فَإِنَّ وَقْتَهَا وَاحِدٌ وَ وَقْتَهَا وُجُوبُهَا.9 _ وَ رَوَاهُ عَنْ زُرَارَةَ وَ الْفُضَيْل قَالَا قَالَ أَبُو جَعْفَر علیه السَّلام:إِنَّ لِكُلِّ صَلَاةٍ وَقَتَيْنِ غَيْرَ الْمَغْرِبِ، فَإِنَّ وَقْتَهَا وَاحِدٌ وَ وَقْتَهَا وُجُوبُهَا وَ وَقْتَ فَوْتِهَا سُقُوطُ الشَّفَقِ.وَ رُوِيَ أَيْضاً: أَنَّ لَهَا وَقُتَيْن آخِرُ وَقْتِهَا سُقُوطُ الشَّفَقِ.وَلَيْسَ هَذَا مِمَّا يُخَالِفُ الْحَدِيثَ الْأَوَّلَ «إنَّ لَهَا وَقتاً واحداً» لأنَّ الشَّفَقَ هُوَ الْحُمْرَةُ، وَ لَيْسَ بَيْنَ غَيْبُوبَةِ الشَّمْسِ وَبَيْنَ غَيْبُوبَةِ الشَّفَقِ إِلَّا شَيْءٌ يَسِيرٌ، وَ ذَلِكَ أَنَّ عَلَامَةَ غَيْبُوبَةِ الشَّمْسِ بُلُوغُ الْحُمْرَةِ الْقِبْلَةَ، وَلَيْسَ بَيْنَ بُلُوعَ الْحُمْرَةِ الْقِبْلَةَ وَ بَيْنَ غَيْبُوبَتِهَا إِلَّا قَدْرُ مَا يُصَلِّي الْإِنْسَانُ صَلَاةَ الْمَغْرِبِ وَ نَوَافِلَهَا إِذَا صَلَاهَا عَلَى تُؤَدَةٍ وَ سُكُونٍ، وَقَدْ تَفَفَّدْتُ ذَلِكَ غَيْرَ مَرَّةٍ، وَلِذَلِكَ صَارَ وَقْتُ الْمَغْرِبِ ضَيِّقاً.فرمود: جبرئیل علیه السَّلام برای پیامبر صلَّى الله عليه وآله برای هر نمازی دو وقت معیّن کرد، جز نماز مغرب که وقت آن یکی است، و وقت آن هنگام فرو رفتن خورشید است.9 _ زراره و فضیل گویند: امام باقر علیه السَّلام فرمود:برای هر نمازی دو وقت است، جز نماز مغرب که وقت آن یکی است و وقت آن، هنگام فرو رفتن خورشید و وقت فوت آن، هنگام فرو رفتن سرخی است.هم چنین روایت شده که نماز مغرب دارای دو وقت است و وقت آخر آن هنگام فرورفتن سرخی است.[نگارنده گوید:] این حدیث با حدیث پیش _ که می گفت: مغرب یک وقت دارد _ مخالفتی ندارد؛ زیرا شفق، همان سرخی است و میان غایب شدن آفتاب و غایب شدن سرخی، زمان اندکی فاصله ،است چرا که علامت غایب شدن آفتاب این است که سرخی به قبله برسد و میان رسیدن سرخی به قبله و میان غایب شدن آن فاصله ای نیست مگر به اندازه ای که کسی نماز مغرب و نافله های آن را با تأنّی و به آرامی بخواند، و من بارها آن را ملاحظه کرده ام و به همین دلیل وقت نماز مغرب تنگ است.

10 _ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ فَضَّالِ قَالَ: سَأَلَ عَلِيُّ بْنُ أَسْبَاطِ أَبَا الْحَسَنِ علیه السَّلام وَ نَحْنُ نَسْمَعُ الشَّفَقُ الحُمْرَةُ أَوِ الْبَيَاضُ .فَقالَ: الْحُمْرَةُ لَوْ كَانَ الْبَيَاضُ كَانَ إِلَى ثُلُثِ اللَّيْلِ.11 _ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْحَجَّالِ عَنْ تَعْلَبَةَ بْنِ مَيْمُونٍ عَنْ عِمْرَانَ بْنِ عَلِي الْحَلَبِيِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام مَتَى تَجِبُ الْعَتَمَةُ ؟قَالَ: إِذَا غَابَ الشَّفَقُ وَ الشَّفَقُ الْحُمْرَةُ.فَقالَ عُبَيْدُ اللهِ: أَصْلَحَكَ اللهُ إِنَّهُ يَبْقَى بَعْدَ ذَهَابِ الحُمْرَةِ ضَوْءٌ شَدِيدٌ مُعْتَرِضٌ.فَقالَ: أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: إِنَّ الشَّفَقَ إِنَّمَا هُوَ الحُمْرَةُ وَلَيْسَ الضَّوْءُ مِنَ الشَّفَقِ.10 _ ابن فضّال گوید: ما در حضور امام رضا علیه السَّلام بودیم که علی بن اسباط پرسید: آیا شفق آن، سرخی است یا سفیدی؟فرمود: سرخی است. اگر سفیدی بود تا یک سوم از شب به طول می کشید.11_ عمران بن علی حلبی گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: نماز عشا چه وقت واجب می شود؟فرمود: هرگاه شفق پنهان شد و شفق عبارت از سرخی است.عبیدالله گفت: خداوند کار شما را اصلاح کند! پس از فرو رفتن سرخی در عرض افق روشنایی شدیدی می ماند.فرمود: شفق همان سرخی است و آن روشنایی، از شفق نیست.

12 _ عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ عُرْوَةَ عَنْ عُبَيْدِ بْنِ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:إِذَا غَرَبَتِ الشَّمْسُ دَخَلَ وَقْتُ الصَّلاتَيْنِ إِلَّا أَنَّ هَذِهِ قَبْلَ هَذِهِ.13 _ الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ أَبَانٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلَّى الله عليه وآله:لَوْ لَا أَنْ أَشُقَّ عَلَى أُمَّتِي لَأَخَّرْتُ الْعِشَاءَ إِلَى ثُلُثِ اللَّيْلِ.وَ رُوِيَ أَيْضاً: إِلَى نِصْفِ اللَّيْلِ.14 _ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ سَلَمَةَ بْنِ الْخَطَّابِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْوَلِيدِ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عُمَرَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ:وَقْتُ الْمَغْرِبِ فِي السَّفَرِ إِلَى رُبع اللَّيْلِ.12 _ زراره گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:چون آفتاب غروب کند، وقت دو نماز داخل شده است، جز این که یکی از آن دو، پیش از دیگری است (یعنی نماز مغرب قبل از عشا است.)13 _ ابو بصیر گوید: امام باقر علیه السَّلام می فرماید: رسول خدا صلَّى الله عليه وآله فرمود:اگر بر اُمّتم سخت نمی شد، نماز عشا را تا یک سوم از شب به تأخیر می انداختم.هم چنین روایت شده: تا نصف شب (به تأخیر می انداختم.)14 _ عمر بن یزید گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:وقت نماز مغرب در سفر تا یک چهارم از شب ادامه دارد.

15 _ عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الرَّيَّانِ قَالَ:كَتَبْتُ إِلَيْهِ الرَّجُلُ يَكُونُ فِي الدَّارِ تَمْنَعُهُ حِيطَانُهَا النَّظَرَ إِلَى حُمْرَةِ الْمَغْرِبِ وَ مَعْرِفَةَ مَغِيبِ الشَّفَقِ وَ وَقْتِ صَلاَةِ الْعِشَاءِ الآخِرَةِ مَتَى يُصَلِّيهَا؟ وَ كَيْفَ يَصْنَعُ ؟فَوَقَّعَ علیه السَّلام: يُصَلِّيهَا إِذَا كَانَ عَلَى هَذِهِ الصَّفَةِ عِنْدَ قَصْرَةِ النُّجُومِ وَ الْمَغْرِبَ عِنْدَ اشْتِبَاكِهَا وَ بَيَاضُ مَغِيبِ الشَّمْسِ قَصْرَةُ النُّجُومِ إِلَى بَيَانِهَا.16 _ عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مِهْرَانَ قَالَ:كَتَبْتُ إِلَى الرَّضَا علیه السَّلام ذَكَرَ أَصْحَابُنَا أَنَّهُ إِذَا زَالَتِ الشَّمْسُ فَقَدْ دَخَلَ وَقْتُ الظُّهْرِ وَ الْعَصْرِ وَ إِذَا غَرَبَتْ دَخَلَ وَقْتُ الْمَغْرِبِ وَالْعِشَاءِ الْآخِرَةِ إِلَّا أَنَّ هَذِهِ قَبْلَ هَذِهِ فِي السَّفَرِ وَ الْحَضَرِ وَ أَنَّ وَقْتَ الْمَغْرِبِ إِلَى رُبع اللَّيْلِ.فَكَتَبَ: كَذَلِكَ الْوَقْتُ، غَيْرَ أَنَّ وَقْتَ الْمَغْرِبِ ضَيَّقٌ وَ آخِرُ وَقْتِهَا ذَهَابُ الْحُمْرَةِ وَ مَصِيرُهَا إِلَى الْبَيَاضِ فِي أُفُقِ الْمَغْرِبِ.15 _ علی بن ریّان گوید: به امام علیه السَّلام نوشتم: مردی در خانه ای است که دیوارهای خانه مانع از دیدن سرخی مغرب هستند و او نمیتواند غایب شدن شفق و وقت نماز عشا را در یابد. او کی باید نماز بخواند؟ و چه باید بکند؟امام علیه السَّلام نوشت: چون چنین حالتی دارد، هنگامی که ستارگان، آسمان را فرا گرفتند، نماز عشا را بخواند و نماز مغرب را به هنگام نمودار شدن بعضی از ستارگان بخواند، و نشانه سفیدی مغرب، نمودار شدن ستارگان تا آشکار شدن آن هاست.16 _ اسماعیل بن مهران گوید: به امام رضا علیه السَّلام نوشتم: دوستان ما (در روایات خود از ائمه علیهم السَّلام ذکر کرده اند: هرگاه زوال آفتاب شد، وقت نماز ظهر و عصر است، و هرگاه آفتاب غروب کند، وقت نماز مغرب و عشا فرا رسیده است، جز آن که یکی از آن دو پیش از دیگری است، چه در سفر باشد و چه در حضر، و به راستی که وقت مغرب تا یک چهارم از شب ادامه دارد.)امام علیه السَّلام نوشت: درست است، مگر مغرب که وقت آن تنگ است و وقت آخر آن، فرو رفتن سرخی و بازگشت آن به سفیدی، در اُفق مغرب است.

### بخش هفتم#### وقت نماز صبح(7 بَابُ وَقْتِ الْفَجْرِ)1 _ عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ قَالَ:كَتَبَ أَبُو الْحَسَنِ بْنُ الْحُصَيْنِ إِلَى أَبِي جَعْفَرِ الثَّانِي علیه السَّلام مَعِي: جُعِلْتُ فِدَاكَ! قَدِ اخْتَلَفَتْ مُوَالُوكَ فِي صَلَاةِ الْفَجْرِ، فَمِنْهُمْ مَنْ يُصَلِّي إِذَا طَلَعَ الْفَجْرُ الْأَوَّلُ الْمُسْتَطِيلُ فِى السَّمَاءِ، وَ مِنْهُمْ مَنْ يُصَلِّى إِذَا اعْتَرَضَ فِي أَسْفَلِ الْأُفُقِ وَ اسْتَبَانَ وَ لَسْتُ أَعْرِفُ أَفْضَلَ الْوَقْتَيْنِ فَأَصَلِّي فِيهِ، فَإِنْ رَأَيْتَ أَنْ تُعَلِّمَنِي أَفْضَلَ الْوَقْتَيْنِ وَ تَحَدَّهُ لِى وَ كَيْفَ أَصْنَعُ مَعَ الْقَمَرِ وَ الْفَجْرُ لَا يَتَبَيَّنُ مَعَهُ حَتَّى يَحْمَرُ وَ يُصْبحَ؟ وَ كَيْفَ أَصْنَعُ مَعَ الْغَيْمِ؟ وَ مَا حَدُّ ذَلِكَ فِي السَّفَرِ وَ الْحَضَرِ فَعَلْتُ إِنْ شَاءَ اللهُ؟بخش هفتم: وقت نماز صبح1 _ علی بن مهزیار گوید: ابوالحسن بن حصین نامه ای به امام جواد علیه السَّلام نوشت و آن را توسط من ارسال کرد، در آن نامه نوشت.قربانت گردم! دوستان شما در وقت نماز صبح با یکدیگر اختلاف دارند. بعضی از آنان به هنگام طلوع فجر اول که در آسمان مانند عمود باریک و بلند است، نماز می خواند، و بعضی از آن ها وقتی که فجر در پایین افق پهن می شود و نمایان می گردد، نماز می خوانند و من نمی دانم کدام یک از این دو وقت بهتر است تا در آن نمازگزارم، اگر صلاح می دانید لطف بفرمایید و مرا از بهترین این دو وقت آگاه سازید و آن را برای من روشن کنید و بفرمایید هنگامی که شب مهتابی است، چگونه فجر را تشخیص دهم؟ زیرا با وجود ماه تشخيص فجر برایم امکان ندارد، مگر زمانی که افق سرخ شود و صبح گردد، و به هنگام ابری بودن هوا چه کنم؟ و در سفر و حضر تشخیص وقت فجر اوّل و دوّم چگونه است؟ ان شاء الله راهنمایی خواهید فرمود.

فَكَتَبَ علیه السَّلام بِخَطَّهِ وَ قَرَأْتُهُ: الْفَجْرُ _ يَرْحَمُكَ اللهُ _ هُوَ الْخَيْطُ الْأَبْيَضُ الْمُعْتَرِضُ لَيْسَ هُوَ الْأَبْيَضَ صُعَدَاءَ، فَلَا تُصَلِّ فِي سَفَرٍ وَ لَا حَضَرٍ حَتَّى تَتَبَيَّنَهُ، فَإِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لَمْ يَجْعَلْ خَلْقَهُ فِى شُبْهَةٍ مِنْ هَذَا، فَقالَ: (كُلُوا وَاشْرَبُوا حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الْأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الْأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ، فَالْخَيْطُ الْأَبْيَضُ هُوَ الْمُعْتَرِضُ الذِي يَحْرُمُ بِهِ الأَكْلُ وَالشُّرْبُ فِي الصَّوْم ، وَكَذَلِكَ هُوَ الَّذِي تُوجَبُ بِهِ الصَّلاةُ.)2 _ عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ سَالِمِ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام: أَخْبِرْنِي بِأَفْضَلِ الْمَوَاقِيتِ فِي صَلاةِ الْفَجْرِ.فَقالَ: مَعَ طُلُوعِ الْفَجْرِ، إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ: ﴿وَ قُرْآنَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ كَانَ مَشْهُوداً.)يَعْنِي: صَلاَةَ الْفَجْرِ تَشْهَدُهُ مَلاَئِكَةُ اللَّيْلِ وَ مَلاَئِكَةُ النَّهَارِ، فَإِذَا صَلَّى العَبْدُ الصُّبْحَ مَعَ طُلُوعِ الْفَجْرِ أُثْبِتَتْ لَهُ مَرَّتَيْنِ أَثْبَتَهَا مَلَائِكَةُ اللَّيْل وَ مَلائِكَةُ النَّهَارِ.امام علیه السَّلام به خط مبارک خویش _ که خود خوانده ام _ نوشت:خداوند به تو رحمت کند! فجر همان رشتهٔ سفید پهن است نه رشته عمود بالا رونده. پس در سفر و حضر نماز مخوان تا زمانی که آن فجر صادق برای تو آشکار شود؛ زیرا خداوند تبارک و تعالی مخلوق خود را در چنین موضوعی در شک قرار نداده و فرموده است: «بخورید و بیاشامید، تا روشنی سپیده به مانند رشته ای سپید در سراسر افق پدید آید، و از رشتۀ سیاه تاریکی باقیماندۀ شب جدا گردد» رشتۀ سفید، آن رشتۀ پهنی است که با پدیدار شدن آن، خوردن و آشامیدن در حال روزه حرام می شود و نیز با آن، نماز صبح واجب می شود.2 _ اسحاق بن عمّار گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: مرا از بهترین اوقات نماز آگاه سازید.فرمود: با طلوع فجر، خداوند عزَّوجل می فرماید: «نماز صبح را به جای آور که آن مشهود است» یعنی نماز صبح مشهود فرشتگان شب و روز است و هر دو در آن وقت حاضرند، و چون بنده نماز صبح خود را با طلوع فجر (یعنی در اوّل وقت آن به جای آورد، پاداش آن را برایش دو بار می نویسند: یک بار فرشتگان شب، بار دیگر فرشتگان روز.)

3 _ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ عَطِيَّةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ الله علیه السَّلام قَالَ:الصُّبْحُ هُوَ الَّذِي إِذَا رَأَيْتَهُ مُعْتَرِضاً كَأَنَّهُ بَيَاضُ سُورَى.4 _ عَلِيٌّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ يَزِيدَ بْنِ خَلِيفَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلامقَالَ: وَقْتُ الْفَجْرِ حِينَ يَبْدُو حَتَّى يُضِيءَ.5 _ عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:وَقْتُ الْفَجْرِ حِينَ يَنْشَقُ الْفَجْرُ إِلَى أَنْ يَتَجَلَّلَ الصُّبْحُ السَّمَاءَ، وَ لَا يَنْبَغِي تَأْخِيرُ ذَلِكَ عَمْداً، لَكِنَّهُ وَقْتُ لِمَنْ شُغِلَ أَوْ نَسِيَ أَوْ نَامَ.6 _ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ الْقَاسَانِي عَنْ سُلَيْمَانَ بْن حَفْصٍ الْمَرْوَزِيِّ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الْعَسْكَرِيٌّ علیه السَّلام قَالَ:3 _ علی بن عطیه گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:صبح صادق آن است که وقتی نگاه می کنی، عرض اُفق روشن شده باشد و روشنی آن همچون سفیدی رودخانه سورا (1است.)4 _ یزید بن خلیفه گوید امام صادق علیه السَّلام فرمود:وقت نماز صبح، وقتی است که فجر ظاهر شود تا هنگامی که خورشید طلوع کند.5 _ حلبی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:وقت نماز صبح از زمانی است که فجر شکافته شود تا هنگامی که روشنایی آسمان را فرا گیرد و شایسته نیست که کسی از روی عمد نماز صبح را به تأخیر اندازد، ولی تأخیر، برای کسی است که (به کاری ضروری مشغول باشد، یا فراموش کند و یا بخوابد.)6 _ سلیمان بن حفص مروزی گوید: امام علی هادی علیه السَّلام فرمود:


1) سورا، رودخانه ای در کشور عراق است

إِذَا انْتَصَفَ اللَّيْلُ ظَهَرَ بَيَاضُ فِي وَسَطِ السَّمَاءِ شِبْهُ عَمُودٍ مِنْ حَدِيدٍ تُضِيءُ لَهُ الدُّنْيَا فَيَكُونُ سَاعَةً ثُمَّ يَذْهَبُ وَيُظْلِمُ فَإِذَا بَقِيَ ثُلُثُ اللَّيْلِ ظَهَرَ بَيَاضٌ مِنْ قِبَلِ المَشْرِقِ فَأَضَاءَتْ لَهُ الدُّنْيَا فَيَكُونُ سَاعَةً ثُمَّ يَذْهَبُ وَ هُوَ وَقْتُ صَلاةِ اللَّيْلِ، ثُمَّ يُظْلِمُ قَبْلَ الْفَجْرِ ثُمَّ يَطْلُعُ الْفَجْرُ الصَّادِقُ مِنْ قِبَلِ الْمَشْرِقِ.قَالَ: وَ مَنْ أَرَادَ أَنْ يُصَلِّيَ صَلاَةَ اللَّيْلِ فِي نِصْفِ اللَّيْلِ فَذَلِكَ لَهُ.### بخش هشتم#### تعیین وقت نماز(8 بَابُ وَقْتِ الصَّلاَةِ فِي يَوْمِ الْغَيْمِ وَ الرِّيحِ وَ مَنْ صَلَّى لِغَيْرِ الْقِبْلَةِ)1 _ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الصَّلاَةِ بِاللَّيْلِ وَالنَّهَارِ إِذَا لَمْ تُرَ الشَّمْسُ وَلَا الْقَمَرُ وَ لا النجوم.قَالَ: اجْتَهِد رَأْيَكَ وَتَعَمَّدِ الْقِبْلَةَ جُهْدَكَ.آن گاه که نیمه شب فرا رسد، در میان آسمان رشته سفیدی همانند ستون آهنی آشکار می شود که دنیا را روشن می کند و آن روشنایی یک ساعت دوام دارد، سپس می رود و دنیا تاریک می شود، و چون یک سوم از شب می ماند، از ناحیهٔ مشرق سفیدی آشکار می شود که زمین را روشن می کند و مدت آن یک ساعت است، سپس می رود و آن وقت هنگام نماز شب است. سپس پیش از طلوع فجر هوا تاریک می شود و آنگاه از طرف مشرق فجر صادق طلوع می کند.حضرتش فرمود: هر که بخواهد نماز شب را در نیمۀ شب بخواند، جایز است.بخش هشتم: تعیین وقت نماز در روز ابری و وزش باد و حکم کسی که به غیر قبله نماز خوانده است1 _ سماعه گوید: از امام علیه السَّلام دربارۀ اوقات نماز در شب و روزی که نه خورشید دیده می شود، نه ماه و نه ستارگان، سؤال کردم.فرمود: کوشش خود را به کار ببند و برای یافتن قبله نیز کوشش کن.

2 _ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْفَرَّاءِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ لَهُ رَجُلٌ مِنْ أَصْحَابِنَا : رُبَّمَا اشْتَبَهَ الْوَقْتُ عَلَيْنَا فِي يَوْمِ الْغَيْم .فَقالَ: تَعْرِفُ هَذِهِ الطُّيُورَ الَّتِي عِنْدَ كُمْ بِالْعِرَاقِ يُقَالُ لَهَا: الدِّيَكَةُ؟قُلْتُ: نَعَمْ.قَالَ: إِذَا ارْتَفَعَتْ أَصْوَاتُهَا وَ تَجَاوَبَتْ فَقَدْ زَالَتِ الشَّمْسُ أَوْ قَالَ: فَصَلَّهْ.3 _ الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ عَامِرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:إِذَا صَلَّيْتَ وَأَنْتَ عَلَى غَيْرِ الْقِبْلَةِ فَاسْتَبَانَ لَكَ أَنَّكَ صَلَّيْتَ عَلَى غَيْرِ الْقِبْلَةِ وَأَنْتَ فِي وَقْتٍ فَأَعِدْ، فَإِنْ فَاتَكَ الْوَقْتُ فَلَا تُعِدْ.4 _ وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنْ فَضَالَةَ عَنْ أَبَانِ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام فِي رَجُلٍ صَلَّى الْغَدَاةَ بِلَيْلِ غَرَّهُ مِنْ ذَلِكَ الْقَمَرُ وَنَامَ حَتَّى طَلَعَتِ الشَّمْسُ فَأُخْبِرَ أَنَّهُ صَلَّى بِلَيْلِ.قَالَ: يُعِيدُ صَلَاتَهُ.2 _ ابو عبدالله فرا گوید: مردی از شیعیان به امام صادق علیه السَّلام عرض کرد: چه بسا اتّفاق می افتد که در روزهای ابری، وقت نماز برای ما مشتبه می شود.فرمود: آیا پرندگانی را که خودتان در عراق دارید و به آن خروس می گویند، می شناسی؟گفتم: آری.فرمود: هرگاه آواز آن ها بلند شد و همگی به آواز در آمدند و به یکدیگر جواب دادند، زوال آفتاب شده است. یا این که فرمود: در آن وقت نماز بخوان.3 _ عبد الرحمان بن ابی عبدالله گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:هرگاه بر غیر قبله نماز گزاردی و بعد برای تو روشن شد که بر غیر قبله نماز گزارده ای، اگر در وقت نماز بودی، نماز را اعاده کن، ولی اگر وقت گذشته بود، اعاده لازم نیست.4 _ زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام دربارۀ مردی که در شب مهتابی به گمان این که صبح شده نماز می خواند، سپس می خوابد و آفتاب طلوع می کند و به او خبر می دهند که نماز خود را در شب خوانده است، فرمود:باید نماز خود را اعاده کند.

5 _ عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ النَّوْ فَلِيَّ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ الْمُخْتَارِ عَنْ رَجُلٍ قَالَ:قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام: إِنِّي رَجُلٌ مُؤَذِّنٌ، فَإِذَا كَانَ يَوْمُ الْغَيْمِ لَمْ أَعْرِفِ الْوَقْتَ .فَقالَ: إِذَا صَاحَ الدِّيكُ ثَلاثَةَ أَصْوَاتٍ وَلَاءً فَقَدْ زَالَتِ الشَّمْسَ وَ قَدْ دَخَلَ وَقْتُ الصَّلاة.6 _ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ سَلَمَةَ بْنِ الْخَطَّابِ عَنْ يَحْيَى بْنِ إِبْرَاهِيمَ بْنِ أَبِي الْبِلَادِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي بَصِيرِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:مَنْ صَلَّى فِى غَيْر وَقْتِ فَلاَ صَلاةَ لَهُ.7 _ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ:قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السَّلام:يُجْزِئُ التَّحَرِّي أَبَداً إِذَا لَمْ يُعْلَمْ أَيْنَ وَجْهُ الْقِبْلَةِ.5 _ حسین بن مختار گوید: مردی به امام صادق علیه السَّلام عرضه داشت: من اذانگو هستم. هر وقت هوا ابری می شود، وقت را تشخیص نمی دهم، وظیفۀ من چیست؟فرمود: هرگاه خروس سه مرتبه پی در پی بانگ برداشت، آفتاب از خط نصف النهار گذشته و وقت نماز ظهر شده است.6 _ ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:هر کس در خارج از وقت نماز گزارد، نمازش باطل است.7 _ زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:هرگاه کسی نمی داند که قبله کدام طرف است، کوشش در تحصیل جهت آن، برای او کافی است.

8 _ أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيّ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ عَمَّارِ السَّابَاطِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ فِي رَجُلٍ صَلَّى عَلَى غَيْرِ الْقِبْلَةِ فَيَعْلَمُ وَ هُوَ فِي الصَّلَاةِ قَبْلَ أَنْ يَفْرُغَ مِنْ صَلَاتِهِ. قَالَ:إِنْ كَانَ مُتَوَجِّهاً فِيمَا بَيْنَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ فَلْيُحَوِّلْ وَجْهَهُ إِلَى الْقِبْلَةِ سَاعَةَ يَعْلَمُ وَ إِنْ كَانَ مُتَوَجِّهاً إِلَى دُبُرِ الْقِبْلَةِ فَلْيَقْطَع الصَّلاةَ، ثُمَّ يُحَوِّلُ وَجْهَهُ إِلَى الْقِبْلَةِ ثُمَّ يَفْتَتِحُ الصَّلاةَ.9 _ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ خَالِدٍ قَالَ:قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ الرَّجُلُ يَكُونُ فِي قَفْرٍ مِنَ الْأَرْضِ فِي يَوْمِ غَيْمٍ فَيُصَلِّي لِغَيْرِ الْقِبْلَةِ ثُمَّ يُصْحِي فَيَعْلَمُ أَنَّهُ صَلَّى لِغَيْرِ الْقِبْلَةِ كَيْفَ يَصْنَعُ ؟قَالَ: إِنْ كَانَ فِي وَقْتِ فَلْيعِدْ صَلَاتَهُ وَ إِنْ كَانَ مَضَى الْوَقْتُ فَحَسْبُهُ اجْتِهَادُهُ.8 _ عمار ساباطی :گوید امام صادق علیه السَّلام دربارۀ کسی که بر غیر قبله نماز گزارده و در حال نماز پیش از آن که فارغ شود، می فهمد که بر غیر قبله نماز گزارده است، فرمود:اگر روی او متوجّه ما بین مشرق و مغرب باشد، بایستی صورت خود را در همان لحظه ای که متوجّه می شود، به سوی قبله بگرداند، ولی اگر پشت به قبله بود، باید نماز را رها کند و صورت خود را به سوی قبله بگرداند و نماز را از سر گیرد.9 _ سليمان بن خالد گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم: مردی در بیابان بی آب و علف در روزی که هوا ابری است بر غیر قبله نماز می گزارد، سپس ابر برطرف می شود و می داند که بر غیر قبله نماز گزارده است، وظیفۀ او چیست؟فرمود: اگر در وقت نماز است، آن را اعاده می کند، و اگر وقت گذشته است، کوشش او برای وی کفایت می کند.

10 _ عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرِ علیه السَّلام عَنْ قِبْلَةِ الْمُتَحَيِّرِ.فَقالَ: يُصَلِّى حَيْثُ يَشَاءُ.وَ رُوِيَ أَيْضاً: أَنَّهُ يُصَلِّي إِلَى أَرْبَعَ جَوَانِبَ.11 _ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدٍ عَن الحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ ابْنِأَبِي عُمَيْرٍ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ رَبَاحٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:إِذَا صَلَّيْتَ وَ أَنْتَ تَرَى أَنَّكَ فِي وَقْتٍ وَ لَمْ يَدْخُلِ الْوَقْتُ فَدَخَلَ الْوَقْتُ وَأَنْتَ في الصَّلاةِ فَقَدْ أَجْرَأَتْ عَنْكَ.12 _ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرِ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: سَأَلْتُهُ هَلْ كَانَ رَسُولُ اللهِ صلَّى الله عليه وآله يُصَلِّي إِلَى بَيْتِ الْمَقْدِسِ؟قَالَ: نَعَمْ.فَقُلْتُ: أَكَانَ يَجْعَلُ الْكَعْبَةَ خَلْفَ ظَهْرِهِ؟10 _ زراره گوید: از امام باقر علیه السَّلام دربارۀ کسی که نمیداند قبله کدام سمت است، پرسیدم.فرمود: به هر طرف که بخواهد می تواند، نماز بخواند.هم چنین روایت شده است: به هر چهار جانب نماز بخواند.11 _ اسماعیل بن رباح گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:هرگاه به گمان رسیدن وقت به نماز ایستادی، ولی وقت داخل نشده بود و در اثنای نماز، وقت داخل گشت، آن نماز از تو کفایت می کند.12 _ حلبی گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: آیا رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله به سوی بیت المقدس نماز می گزارد؟فرمود: آری.عرض کردم: آیا آن حضرت کعبه را پشت سر خود قرار میداد؟

فَقالَ: أَمَّا إِذَا كَانَ بِمَكَّةَ فَلَا، وَأَمَّا إِذَا هَاجَرَ إِلَى الْمَدِينَةِ فَنَعَمْ حَتَّى حُوِّلَ إِلَى الْكَعْبَةِ.### بخش نهم#### جمع بین دو نماز(9 بَابُ الْجَمْعِ بَيْنَ الصَّلَاتَيْنِ)1 _ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ بُكَيْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:صَلَّى رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله بِالنَّاسِ الظُّهْرَ وَالْعَصْرَ حِينَ زَالَتِ الشَّمْسُ فِي جَمَاعَةٍ مِنْ غَيْرِ عِلَّةٍ وَ صَلَّى بِهِمُ الْمَغْرِبَ وَ الْعِشَاءَ الآخِرَةَ قَبْلَ سُقُوطِ الشَّفَقِ مِنْ غَيْرِ عِلَّةٍ فِي جَمَاعَةٍ، وَ إِنَّمَا فَعَلَ رَسُولُ اللَّهِ صلَّى الله عليه وآله لِيَتَّسِعَ الْوَقْتُ عَلَى أُمَّتِهِ.فرمود: تا زمانی که حضرتش در مکّه بود، چنین نمی کرد، ولی چون به مدینه هجرت فرمود، چنین کرد تا زمانی که روی آن حضرت به جانب کعبه گردانیده شد (یعنی قبله از بيت المقدس به سوی کعبه تغییر یافت.)بخش نهم: جمع بین دو نماز1 _ زراره گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:رسول خدا صلَّى الله عليه وآله نماز ظهر و عصر را هنگام زوال آفتاب، بدون علّت با مردم به جماعت خواند و نماز مغرب و عشا را نیز پیش از ناپدید شدن سرخی، بدون علّت با ایشان به جماعت به جای آورد، و این کار را رسول خدا صلَّى الله عليه وآله انجام داد تا اُمّت را در وسعت قرار دهد.

2 _ عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانِ قَالَ:شَهِدْتُ المَغْربَ لَيْلَةً مَطِيرَةٌ فِي مَسْجِدِ رَسُولِ اللهِ صلَّى الله عليه وآله فَحِينَ كَانَ قَريباً مِنَ الشَّفَقِ نَادَوْا وَأَقَامُوا الصَّلاةَ، فَصَلُّوا المَغْرِبَ ثُمَّ أَمْهَلُوا بِالنَّاسِ حَتَّى صَلَّوْا رَكْعَتَيْنِ، ثُمَّ قَامَ الْمُنَادِي فِي مَكَانِهِ فِى الْمَسْجِدِ فَأَقَامَ الصَّلاةَ فَصَلُّوا العِشَاءَ ثُمَّ انْصَرَفَ النَّاسُ إِلَى مَنَازِلِهِمْ، فَسَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنْ ذَلِكَ.فَقالَ: نَعَمْ، قَدْ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ صلَّى الله عليه وآله عَمِلَ بِهَذَا.3_ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ سَلَمَةَ بْنِ الْخَطَّابِ عَن الْحُسَيْنِ بْنِ سَيْفِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حَكِيمٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ علیه السَّلام قَالَ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ:إِذَا جَمَعْتَ بَيْنَ الصَّلاتَيْنِ فَلا تَطوَّعَ بَيْنَهُمَا.4 _ عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُوسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ فَضَّالِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ قَالَ: حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ حَكِيمٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السَّلام يَقُولُ: الْجَمْعُ بَيْنَ الصَّلاتَيْنِ إِذَا لَمْ يَكُنْ بَيْنَهُمَا تَطَوُّعٌ فَإِذَا كَانَ بَيْنَهُمَا تَطَوُّعٌ فَلَا جَمْعَ.2 _ عبدالله بن سنان گوید: در یک شب بارانی برای نماز مغرب در مسجد رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله حاضر شدم. نزدیک به شفق بود که اذان گفتند و نماز برپا شد. نماز مغرب را خواندند، آن گاه به مردم مهلت دادند تا دو رکعت نافله را نیز خواندند، سپس مؤذّن برخاست و در همانجا قد «قامت الصلاة» گفت و مردم نماز عشا را به جای آوردند، سپس به خانه های خود باز گشتند.از امام صادق علیه السَّلام دربارۀ این ماجرا پرسیدم.فرمود: آری، رسول خدا نیز چنین می کرد.3 _ محمّد بن حکیم گوید: از امام کاظم علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:هرگاه بین دو نماز را جمع کردی (مثلاً نماز مغرب و عشا را با هم به جای آوردی نافله ای در میان آن دو نخواهد بود.)4 _ محمد بن حکیم گوید: از امام کاظم علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:جمع بین دو نماز آن وقتی است که نافله ای در بین آن دو نباشد و هرگاه بین آن دو نافله ای باشد، جمع نخواهد شد.

5 _ عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ يَحْيَى بْنِ أَبِي زَكَرِيَّا عَنْ أَبَانِ عَنْ صَفْوَانَ الْجَمَّالِ قَالَ: صَلَّى بنَا أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام الظُّهْرَ وَ الْعَصْرَ عِنْدَ مَا زَالَتِ الشَّمْسُ بِأَذَانِ وَإِقَامَتَيْنِ وَ قَالَ: إِنِّى عَلَى حَاجَةٍ فَتَنَفَّلُوا.6 _ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ عَبَّاسِ النَّاقِدِ قَالَ: تَفَرَّقَ مَا كَانَ فِي يَدِي وَ تَفَرَّقَ عَنِّي حُرَفَائِي، فَشَكَوْتُ ذَلِكَ إِلَى أَبِي مُحَمَّدٍ علیه السَّلام.فَقالَ لِي: اجْمَعْ بَيْنَ الصَّلاتَيْنِ الظُّهْرِ وَالْعَصْرِ تَرَى مَا تُحِبُّ.### بخش دهم#### نمازهایی که می توان در همۀ اوقات خواند(10 بَابُ الصَّلَاةِ الَّتِي تُصَلَّى فِي كُلِّ وَقْتٍ)1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ هَاشِمٍ أَبِي سَعِيدٍ الْمُكَارِي عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:5 _ صفوان جمال گوید: امام صادق علیه السَّلام به هنگام زوال آفتاب، نماز ظهر و عصر را با ما به یک اذان و دو اقامه به جای آورد و فرمود:من کاری فوری دارم، نافلهٔ خود را به جا آورید.6 _ عبّاس ناقد گوید: تمام اموال و دارایی من از دستم رفت و شریکانم نیز از من جدا شدند. از حال خود به امام حسن عسکری علیه السَّلام شکوه کردم.حضرتش به من فرمود: بین دو نماز ظهر و عصر را جمع کن، آنچه را دوست داری خواهی دید.بخش دهم: نمازهایی که میتوان در همه اوقات خواند1 _ ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

خَمْسُ صَلَوَاتٍ تُصَلِّيهِنَّ فِي كُلِّ وَقْتِ صَلاةُ الْكُسُوفِ، وَ الصَّلَاةُ عَلَى الْمَيِّتِ وَصَلاةُ الْإِحْرَامِ، وَ الصَّلاةُ الَّتِي تَفُوتُ، وَ صَلاةُ الطَّوَافِ مِنَ الْفَجْرِ إِلَى طُلُوعِ الشَّمْسِ، وَ بَعْدَ الْعَصْرِ إِلَى اللَّيْلِ.2 _ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ وَ أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ جَمِيعاً عَنْ صَفْوَانَ بْن يَحْيَى عَنْ مُعَاوِيَةَ بْن عَمَّارٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام يَقُولُ:خَمْسُ صَلَوَاتِ لَا تُتْرَكُ عَلَى كُلِّ حَالٍ: إِذَا طَفْتَ بِالْبَيْتِ، وَإِذَا أَرَدْتَ أَنْ تُحْرِمَ، وَصَلاةُ الكُسُوفِ، وَإِذَا نَسِيتَ فَصَلَّ إذَا ذَكَرْتَ، وَصَلاةُ الْجِنَازَةِ.3 _ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:أَرْبَعُ صَلَوَاتِ يُصَلِّيهِنَّ الرَّجُلُ فِي كُلِّ سَاعَةِ: صَلاةٌ فَاتَتْكَ فَمَتَى مَا ذَكَرْتَهَا أَدَّيْتَهَا، وَ صَلاةٌ رَكْعَتَى الطَّوَافِ الْفَرِيضَةِ، وَصَلاَةُ الْكُسُوفِ، وَ الصَّلَاةُ عَلَى الْمَيِّتِ. هَؤُلَاءِ تُصَلِّيهِنَّ فِي السَّاعَاتِ كُلِّهَا.پنج نماز است که در هر ساعتی، یا هر موقع از شب و روز می توانی آن ها را بخوانی: نماز خورشید گرفتگی، نماز میّت، نماز احرام، نمازی که قضا شده است و نماز طواف که نماز طواف را از طلوع فجر تا دمیدن آفتاب و بعد از عصر تا شب می توان خواند.2 _ معاوية بن عمّار گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:پنج نماز است که در هیچ حال ترک نمی شود: نماز طواف خانۀ خدا، نماز احرام، نماز كسوف، نمازی که فراموش کردی، و نماز میّت.3 _ زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:چهار نماز است که شخص در هر ساعتی می تواند آن ها را بخواند: نمازی که از دست داده ای، پس هرگاه به خاطرت رسید آن را به جا می آوری؛ دو رکعت نماز طواف واجب؛ نماز خورشید گرفتگی و نماز میّت، این نمازها را در هر ساعتی می توان خواند.

### بخش یازدهم#### خواندن نافله(11 بَابُ التَّطَوُّعِ فِي وَقْتِ الْفَرِيضَةِ وَ السَّاعَاتِ الَّتِي لَا يُصَلَّى فِيهَا)1 _ الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِيٌّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: قَالَ لِي: أَتَدْرِي لِمَ جُعِلَ الذُّرَاعُ وَ الذَّرَاعَانِ؟قَالَ: قُلْتُ: لِمَ؟قَالَ: لِمَكَانِ الْفَرِيضَةِ لَكَ أَنْ تَتَنَفَّلَ مِنْ زَوَالِ الشَّمْسِ إِلَى أَنْ يَبْلُغَ ذِرَاعًا فَإِذَا بَلَغَ ذِرَاعاً بَدَأْتَ بالفَريضَةِ وَتَرَكْتَ النَّافِلَةَ.2 _ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدٍ عَن ابْن فَضَّالٍ عَنْ يُونُسَ بْن يَعْقُوبَ عَنْ مِنْهَالٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنِ الْوَقْتِ الَّذِي لَا يَنْبَغِي لِي [أَنْ يَتَنَفَّلَ] إِذَا جَاءَ الزَّوَالُ؟قَالَ: ذِرَاعٌ إِلَى مِثْلِهِ.بخش یازدهم: خواندن نماز نافله در وقت نماز فریضه و ساعاتی که در آن نماز نافله خوانده نمی شود1 _ زراره گوید: امام صادق علیه السَّلام به من فرمود:آیا می دانی برای چه از اوّل (از اوّل برای نافله یک ذراع (و از اوّل وقت عصر برای نافله) دو زراع قرار داده شده است؟)گفتم: برای چه؟فرمود: برای اهمیت دادن به نماز فریضه که تو می توانی نماز نافله را از زوال خورشید تا وقتی که به یک ذراع برسد، بخوانی و چون به یک ذراع رسید، نماز واجب را شروع و نماز نافله را رها کنی.2 _ منهال گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: وقتی که به هنگام زوال شایسته نیست نماز نافله به جای آورم کدام وقت است؟فرمود: از وقتی که سایۀ شاخص به یک ذراع برسد تا وقتی که سایه به اندازۀ خودش شود.

3 _ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ يَأْتِي الْمَسْجِدَ وَ قَدْ صَلَّى أَهْلُهُ أَيَبْتَدِئُ بِالْمَكْتُوبَةِ أَوْ يَتَطَوَّعُ؟فَقالَ: إِنْ كَانَ فِي وَقْتٍ حَسَنِ فَلاَ بَأْسَ بِالتَّطَوُّع قَبْلَ الْفَرِيضَةِ، وَإِنْ كَانَ خَافَ الْفَوْتَ مِنْ أَجْلِ مَا مَضَى مِنَ الْوَقْتِ فَلْيَبْدَأْ بِالْفَرِيضَةِ، وَ هُوَ حَقُّ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ، ثُمَّ لْيَتَطَوَّعْ بِمَا شَاءَ أَلَا هُوَ مُوَسَّعٌ أَنْ يُصَلِّيَ الْإِنْسَانُ فِي أَوَّلِ دُخُولِ وَقْتِ الْفَرِيضَةِ النَّوَافِلَ إِلَّا أَن يَخَافَ فَوْتَ الْفَرِيضَةِ، وَ الْفَضْلُ إِذَا صَلَّى الْإِنْسَانُ وَحْدَهُ أَنْ يَبْدَأَ بِالْفَرِيضَةِ إِذَا دَخَلَ وَقْتُهَا لِيَكُونَ فَضْلُ أَوَّلِ الْوَقْتِ لِلْفَرِيضَةِ وَ لَيْسَ بِمَحْظُورٍ عَلَيْهِ أَن يُصَلِّيَ النَّوَافِلَ مِنْ أَوَّلِ الْوَقْتِ إِلَى قَرِيبٍ مِنْ آخِرِ الْوَقْتِ.4 _ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: قُلْتُ: أُصَلِّي فِي وَقْتِ فَرِيضَةٍ نَافِلَةٌ؟قَالَ : نَعَمْ فِي أَوَّلِ الْوَقْتِ إِذَا كُنْتَ مَعَ إِمَامٍ تَفْتَدِي بِهِ فَإِذَا كُنْتَ وَحْدَكَ فَابْدَأ بِالْمَكْتُوبَةِ.3 _ سماعه گوید: از حضرتش پرسیدم: مردی وارد مسجد می شود و اهل مسجد نماز خوانده اند، آیا می تواند شروع به نماز فریضه کند، یا باید نافله را به جای آورد؟فرمود: اگر وقت خوب و وسعت داشته باشد. پس عیب ندارد که پیش از نماز واجب به نماز نافله مشغول شود و اگر بیم دارد که وقت از دست برود، در این صورت باید نافله را به تأخیر اندازد و نماز فریضه را آغاز نماید که آن حق خداوند عزَّوجل است. آن گاه نافله را هرچه خواست به جای آورد، و انسان می تواند در اوّل داخل شدن وقت نماز فریضه، نماز نافله را بخواند، مگر آن که بیم دارد نماز واجب از او فوت شود و هنگامی که انسان به تنهایی نماز می خواند، بهتر است که اگر وقت فریضه داخل شده، با نماز فریضه آغاز کند تا این که فضیلت اوّل وقت برای نماز فریضه باشد، و بر او ممنوع نیست که از اوّل وقت تا نزدیک به آخر وقت، نماز نافله بخواند.4 _ اسحاق بن عمّار گوید: به امام علیه السَّلام عرض کردم آیا در وقت نماز فریضه می توانم، نماز نافله بخوانم؟فرمود: آری، در اول وقت، در صورتی که بخواهی نماز خود را با جماعت بخوانی، ولی اگر خواستی خود به تنهایی نماز بخوانی، ابتدا به نماز واجب کن.

5 _ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ:قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: إِذَا دَخَلَ وَقْتُ الْفَرِيضَةِ أَتَنَفَّلُ أَوْ أَبْدَأُ بِالْفَرِيضَةِ؟فَقالَ: إِنَّ الْفَضْلَ أَنْ تَبْدَأَ بِالْفَرِيضَةِ وَ إِنَّمَا أُخَرَتِ الظُّهْرُ ذِرَاعاً مِنْ عِنْدِ الزَّوَالِ مِنْ أَجْلٍ صَلَاةِ الْأَوَّابِينَ.6 _ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: إِذَا دَخَلَ وَقْتُ الْفَرِيضَةِ أَتَنَفَّلُ أَوْ أَبْدَأَ بِالْفَرِيضَةِ؟قَالَ: إِنَّ الْفَضْلَ أَنْ تَبْدَأَ بِالْفَرِيضَةِ.7 _ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَيْنَةَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا أَنَّهُمْ سَمِعُوا أَبَا جَعْفَرِ علیه السَّلام يَقُولُ.كَانَ امير الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام لَا يُصَلِّى مِنَ النَّهَارِ حَتَّى تَزُولَ الشَّمْسُ، وَ لَا مِنَ اللَّيْل بَعْدَ مَا يُصَلِّي الْعِشَاءَ الآخِرَةَ حَتَّى يَنْتَصِفَ اللَّيْلُ.5 _ محمّد بن مسلم گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: هرگاه وقت نماز فریضه فرارسید آیا می توانم نماز نافله بخوانم، یا ابتدا به نماز فریضه نمایم؟فرمود: بهتر این است که ابتدا نماز فریضه را انجام دهی، و این که نماز ظهر (در غیر روز جمعه یک ذراع از زوال تأخیر انداخته شده به خاطر نماز اوّابین (توبه کنندگان) است.)6 _ محمّد بن مسلم گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم هرگاه وقت نماز فریضه فرارسید، آیا می توانم نماز نافله بخوانم، یا نماز واجب را آغاز کنم؟فرمود : بهتر آن است که نماز واجب را آغاز کنی.7 _ عمر بن آذینه گوید: عدّه ای از یاران ما از امام باقر علیه السَّلام شنیدند که حضرتش فرمود:امیر مؤمنان على صلوات الله عليه همواره در روز تا هنگام زوال آفتاب نماز نمی گزارد و شب را نیز بعد از نماز عشا تا نیمه شب نمازی به جای نمی آورد.

مَعْنَى هَذَا أَنَّهُ لَيْسَ وَقْتَ صَلاةِ فَرِيضَةٍ وَ لَا سُنَّةِ، لِأَنَّ الْأَوْقَاتَ كُلَّهَا قَدْ بَيَّنَها رَسُولُ اللهِ صلّى الله عليه وآله فَأَمَّا الْقَضَاءُ قَضَاءُ الْفَرِيضَةِ وَ تَقْدِيمُ النَّوَافِل وَتَأْخِيرُهَا فَلا بَأْسَ.8 _ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ رَفَعَهُ قَالَ : قَالَ رَجُلٌ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: الْحَدِيثُ الَّذِي رُوِيَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام : «أَنَّ الشَّمْسَ تَطْلُعُ بَيْنَ قَرْنَي الشَّيْطَانِ»قَالَ: نَعَمْ، إِنَّ إِبْلِيسَ أَتَّخَذَ عَرْشاً بَيْنَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ، فَإِذَا طَلَعَتِ الشَّمْسُ وَ سَجَدَ فِي ذَلِكَ الْوَقْتِ النَّاسُ قَالَ إِبْلِيسُ لِشَيَاطِينِهِ: إِنَّ بَنِي آدَمَ يُصَلُّونَ لِي.9 _ عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ رَاشِدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ أَسْلَمَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي الْحَسَنِ الثَّانِي علیه السَّلام: أَكُونُ فِي السُّوقِ فَأَعْرِفُ الْوَقْتَ وَ يَضِيقُ عَلَيَّ أَنْ أَدْخُلَ فَأُصَلِّي.قَالَ: إِنَّ الشَّيْطَانَ يُقَارِبُ الشَّمْسَ فِى ثَلاثَةِ أَحْوَالٍ: إِذَا ذَرَّتْ وَإِذَا كَبَّدَتْ، وَإِذَا غَرَبَتْ فَصَلِّ بَعْدَ الزَّوَالِ، فَإِنَّ الشَّيْطَانَ يُرِيدُ أَنْ يُوقِعَكَ عَلَى حَدٍ يُقْطَعُ بِكَ دُونَهُ.[نگارنده گوید:] معنای حدیث شریف این است که این دو وقت، نه وقت نماز فریضه است و نه وقت نماز مستحبی؛ زیرا رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله اوقات همۀ نمازها را بیان فرموده است و امّا نماز قضا _ قضای نماز فریضه _ و پیش انداختن نافله ها و به تأخیر انداختن آن ها اشکالی ندارد.8 _ پدر علی بن ابراهیم در روایت مرفوعه ای گوید: مردی به امام صادق علیه السَّلام عرض کرد حدیثی از امام باقر علیه السَّلام روایت شده که «خورشید میان دو شاخ شیطان طلوع می کند» (آيا صحيح است؟)فرمود: آری، به راستی که ابلیس میان آسمان و زمین برای خود تختی دارد و چون آفتاب طلوع کند و در آن هنگام مردم سجده کنند، ابلیس به شیاطین خود گوید: فرزندان آدم برای من نماز می گزارند.9 _ حسین بن اسلم گوید: به امام رضا علیه السَّلام عرضه داشتم: در بازار مشغول تجارتم و وقت نماز فرا می رسد، ولی بر من دشوار است که به اندرون (یا به جای نماز خود روم و نماز بخوانم.)فرمود: همانا شیطان در سه وقت با آفتاب همراه می شود: به هنگام بر آمدن و بلند شدن آفتاب به هنگام رسیدن به نصف النهار، و هنگام غروب آن. پس تو نماز خود را پس از زوال آفتاب بخوان؛ زیرا شیطان می خواهد تو را به راهی وارد کند که از راه حق خارج شوی.

### بخش دوازدهم#### کسی که بخوابد و نماز نخواند(12 بَابُ مَنْ نَامَ عَنِ الصَّلَاةِ أَوْ سَهَا عَنْهَا)1 _ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَر علیه السَّلام قَالَ:إِذَا نَسِيتَ صَلاةٌ أَوْ صَلَّيْتَهَا بِغَيْرِ وُضُوءٍ وَ كَانَ عَلَيْكَ قَضَاءُ صَلَوَاتٍ فَابدَابِأَوْلِهِنَّ فَأَذَّنْ لَهَا وَأَقِمْ ثُمَّ صَلِّهَا ثُمَّ صَلِّ مَا بَعْدَهَا بِإِقَامَةٍ إِقَامَةٍ لِكُلِّ صَلَاةٍ.وَ قَالَ: قَالَ أَبُو جَعْفَرِ علیه السَّلام: وَإِن كُنتَ قَدْ صَلَّيْتَ الظُّهْرَ، وَقَدْ فَاتَتْكَ الغَدَاة فَذَكَرْتَهَا فَصَلِّ الْغَدَاةَ أَيَّ سَاعَةٍ ذَكَرْتَهَا وَ لَوْ بَعْدَ العَصْرِ وَ مَتَى مَا ذَكَرْتَ صَلاةٌ فَاتَتْكَ صَلَّيْتَهَا.بخش دوازدهم: حکم کسی که بخوابد و نماز نخواند یا این که آن را فراموش نماید1 _ زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:هرگاه نمازی را فراموش کردی، یا بدون وضو به جای آوردی و چند نماز قضا نیز بر گردن تو بود، پس اوّلین آن ها را شروع کن، و برایش اذان و اقامه بگو و آن را بخوان، و نمازهای بعدی را با اقامه بخوان، یعنی برای هر نماز یک اقامه.زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:و اگر نماز ظهر را خوانده باشی و نماز صبح از تو فوت شده باشد و به یادت آمد که نماز صبح را نخوانده ای، هر وقت به یادت آمد، اگرچه بعد از نماز عصر باشد، آن را به جای آور، و هر زمانی که به خاطرت رسید، نمازی از تو فوت شده است، همان وقت آن را به جای آور.

وَقَالَ: إِنْ نَسِيتَ الظُّهْرَ حَتَّى صَلَّيْتَ العَصْرَ فَذَكَرْتَهَا وَأَنْتَ فِي الصَّلاةِ أَوْ بَعْدَ فَرَاغِكَ فَانْوِهَا الْأُولَى ثُمَّ صَلَّ الْعَصْرَ، فَإِنَّمَا هِيَ أَرْبَعٌ مَكَانَ أَرْبَعٍ، فَإِنْ ذَكَرْتَ أَنَّكَ لَمْ تُصَلِّ الأُولَى وَأَنْتَ فِي صَلاةِ الْعَصْرِ وَ قَدْ صَلَّيْتَ مِنْهَا رَكْعَتَيْنِ فَالْوِهَا الأُولَى ثُمَّ صَلَّ الرَّكْعَتَيْنِ الْبَاقِيَتَيْنِ وَ قُمْ فَصَلِّ الْعَصْرَ وَ إِنْ كُنْتَ قَدْ ذَكَرْتَ أَنَّكَ لَمْ تُصَلُّ الْعَصْرَ حَتَّى دَخَلَ وَقْتُ الْمَغْرِبِ وَ لَمْ تَخَفْ فَوْتَهَا فَصَلِّ الْعَصْرَ، ثُمَّ صَلِّ الْمَغْرِبَ.وَإِنْ كُنْتَ قَدْ صَلَّيْتَ الْمَغْرِبَ، فَقُمْ فَصَلِّ العَصْرَ وَ إِنْ كُنْتَ قَدْ صَلَّيْتَ مِنَ الْمَغْرِبِ رَكْعَتَيْنِ ثُمَّ ذَكَرْتَ الْعَصْرَ فَانْوِهَا الْعَصْرَ، ثُمَّ قُمْ فَأُتِمَّهَا رَكْعَتَيْنِ ثُمَّ سَلِّمْ ثُمَّ تُصَلِّي الْمَغْرِبَ.فَإِنْ كُنْتَ قَدْ صَلَّيْتَ الْعِشَاءَ الآخِرَةَ وَ نَسِيتَ الْمَغْرِبَ فَقُمْ فَصَلِّ الْمَغْرِبَ وَإِنْ كُنْتَ ذَكَرْتَهَا وَ قَدْ صَلَّيْتَ مِنَ الْعِشَاءِ الآخِرَةِ رَكْعَتَيْنِ أَوْ قُمْتَ فِي الثَّالِثَةِ فَانُوهَا المَغْرِبَ، ثُمَّ سَلَّمْ ثُمَّ قُمْ فَصَلِّ الْعِشَاءَ الآخِرَةَ.هم چنین فرمود: هرگاه نماز ظهر را فراموش کردی و نماز عصر را خوانده ای یا در حین نماز عصر به خاطرت رسید، نیّت خود را به ظهر برگردان و پس از آن نماز عصر را بخوان، زیرا این چهار رکعت به جای آن چهار رکعت محسوب می شود، و اگر به خاطرت رسید که نماز ظهر را به جای نیاورده ای در حالی که به نماز عصر مشغول هستی و دو رکعت از آن را خوانده ای نیت نماز ظهر کن، سپس دو رکعت مانده را بخوان و آن گاه برخیز و نماز عصر را به جای آور.و اگر به یادت آمد که نماز عصر را نخوانده ای در حالی که وقت مغرب نیز فرا رسیده _ البته برای نماز مغرب وقت کافی باشد و از فوت آن بیم نداشتی _ نماز عصر را بخوان و پس از آن نماز مغرب را به جای آور.و اگر مغرب را خوانده بودی، بر خیز و نماز عصر را به جای آور، و اگر از مغرب دو رکعت خوانده ای و نماز عصر به یاد تو آمد، پس به نماز عصر نیّت کن و برخیزد و رکعت دیگر نیز بخوان، سپس سلام بده، آنگاه نماز مغرب را به جای آور.و اگر نماز عشا را خوانده ای، ولی مغرب را فراموش کرده ای، برخیز و نماز مغرب را بخوان، امّا اگر زمانی نماز مغرب به یاد تو بیاید که از نماز عشا دو رکعت خوانده ای ،یا برای رکعت سوم بر خاسته ای، نیت را به نماز مغرب برگردان و سلام بده، آن گاه برخیز و نماز عشا را به جای آور

وَإِن كُنْتَ قَدْ نَسِيتَ الْعِشَاءَ الآخِرَةَ حَتَّى صَلَّيْتَ الْفَجْرَ فَصَلِّ الْعِشَاءَ الآخِرَةَ وَ إِنْ كُنْتَ ذَكَرْتَهَا وَأَنْتَ فِي رَكْعَةِ الْأُولَى أَوْ فِي الثَّانِيَةِ مِنَ الْغَدَاةِ فَانْوِهَا الْعِشَاءَ ثُمَّ قُمْ فَصَلَّ الْغَدَاةَ وَأَذَّنْ وَأَقِمْ وَ إِنْ كَانَتِ الْمَغْرِبُ وَ الْعِشَاءُ الْآخِرَةُ قَدْ فَاتَنَاكَ جَمِيعاً فَابْدَأْ بِهِمَا قَبْلَ أَنْ تُصَلِّيَ الْغَدَاةَ ابْدَأْ بِالْمَغْرِبِ، ثُمَّ الْعِشَاءِ الْآخِرَةِ.فَإِنْ خَشِيتَ أَنْ تَفُوتَكَ الْغَدَاةُ إِنْ بَدَأْتَ بِهِمَا فَابْدَأْ بِالْمَغْرِبِ ثُمَّ بِالْغَدَاةِ ثُمَّ صَلَّ الْعِشَاءَ، فَإِنْ خَشِيتَ أَنْ تَفُوتَكَ الْغَدَاةُ إِنْ بَدَأْتَ بِالْمَغْرِبِ فَصَلِّ الْغَدَاةَ ثُمَّ صَلَّ الْمَغْرَبَ وَالْعِشَاءَ ابْدَأْ بِأَوْلِهِمَا، لِأَنَّهُمَا جَمِيعاً فَضَاءٌ أَيُّهُمَا ذَكَرْتَ فَلَا تُصَلِّهِمَا إِلَّا بَعْدَ شُعَاعِ الشَّمْسِ.قَالَ: قُلْتُ: لِمَ ذَاكَ؟قَالَ: لِأَنَّكَ لَسْتَ تَخَافُ فَوْتَهَا.و هرگاه نماز عشا را فراموش کردی و نماز صبح را خوانده ای، چون از نماز صبح فارغ شدی، نماز عشا را بخوان، اما اگر در رکعت اوّل یا در رکعت دوم نماز صبح، نماز عشا به یاد تو آمد، از همانجا نیّت عشا کن، سپس بر خیز و نماز صبح را به جای آور و اذان و اقامه نیز بگو.و اگر نماز مغرب و عشا هر دو از تو فوت شد، پیش از آن که نماز صبح را بخوانی دو نماز را شروع کن، ابتدا نماز مغرب سپس نماز عشا و اگر بیم داشتی که نماز صبح از تو فوت می شود و نماز مغرب و عشا را شروع کرده بودی، ابتدا نماز مغرب را بخوان، سپس نماز صبح و پس از آن نماز عشا را.داشتی که اگر نماز مغرب را شروع کنی نماز صبح از تو فوت شود، نماز صبح را بخوان، نماز مغرب و عشا را به جای آور، و نخستین آن دو را شروع کن، چون هر دو نماز قضا هستند، و هر کدام از نماز مغرب و عشا که به یاد تو آمد، آن ها را مخوان مگر بعد از شعاع آفتاب.راوی گوید :پرسیدم: این تأخیر برای چیست؟فرمود: برای این که از فوت آن ها بیمی نداری.

2 _ عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ أبِي بَصِيرٍ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُل نَسِيَ الظُّهْرَ حَتَّى دَخَلَ وَقْتُ الْعَصْر.قَالَ: يَبْدَأُ بِالظُّهْرِ وَ كَذَلِكَ الصَّلَوَاتُ تَبْدَأُ بِالَّتِي نَسِيتَ إِلَّا أَنْ تَخَافَ أَنْ يَخْرُجَ وَقْتُ الصَّلاَةِ فَتَبْدَأُ بِالَّتِي أَنْتَ فِي وَقْتِهَا ثُمَّ تُصَلِّي الَّتِي نَسِيتَ.3 _ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ ابْنِ أُذَيْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام أَنَّهُ سُئِلَ عَنْ رَجُلٍ صَلَّى بِغَيْرِ طَهُورٍ أَوْ نَسِيَ صَلَوَاتٍ لَمْ يُصَلِّهَا أَوْ نَامَ عَنْهَا .فَقالَ: يَقْضِيهَا إِذَا ذَكَرَهَا فِي أَيْ سَاعَةٍ ذَكَرَهَا مِنْ لَيْل أَوْ نَهَارِ، فَإِذَا دَخَلَ وَقْتُ الصَّلاَةِ وَ لَمْ يُتِمَّ مَا قَدْ فَاتَهُ فَلْيَقْضِ مَا لَمْ يَتَخَوَّفْ أَنْ يَذْهَبَ وَقْتُ هَذِهِ الصَّلَاةِ الَّتِي قَدْ حَضَرَتْ وَ هَذِهِ أَحَقُّ بِوَقْتِهَا فَلْيُصَلِّهَا فَإِذَا قَضَاهَا فَلْيُصَلِّ مَا فَاتَهُ مِمَّا قَدْ مَضَى وَ لَا يَتَطَوَّعْ بِرَكْعَةٍ حَتَّى يَقْضِيَ الْفَرِيضَةَ كُلَّهَا.2 _ ابوبصیر گوید: از حضرتش سؤال کردم: کسی که نماز ظهر را فراموش کرده تا این که وقت نماز عصر فرا رسیده است (چه وظیفه ای دارد؟.)فرمود: باید ابتدا نماز ظهر را بخواند، هم چنین است نمازهای دیگر، که باید ابتدا آن نمازی را که فراموش کرده ای به جای آوری، مگر آن که بترسی که وقت نمازی که در وقت آن هستی تمام شود و در این حالت، ابتدا باید نمازی را که در وقت آن هستی بخوانی و از آن، نمازی را که فراموش کرده ای بخوانی.3 _ زراره گوید: از امام باقر علیه السّلام پرسیدند: کسی که بدون طهارت نماز می خواند، یا چند نماز را فراموش می کند و آن ها را به جای نمی آورد و یا خوابش می برد و آنها را نمی خواند (چه حکمی دارد؟.)فرمود: هر زمانی که به خاطرش برسد، باید در همان وقت _ از شب یا روز _ قضای آن را به جای آورد، امّا اگر وقت نماز همان روز فرا رسید و هنوز نماز قضای خود را تمام نکرده، تا زمانی که نمی ترسد وقت این نماز تمام شود، باید نماز قضا را به جای آورد. زیرا این نمازی که اکنون وقت آن فرا رسیده به وقت خود سزاوارتر است که ابتدا آن را به جای آورد، سپس بقیّه نمازهای قضای خود را بخواند، و تا زمانی که نماز قضا دارد، نباید حتی یک رکعت نماز نافله بخواند تا تمام نمازهای قضای خود را به جای آورد.

4 _ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ وَ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ جَمِيعاً عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ عُرْوَةَ عَنْ عُبَيْدِ بْنِ زُرَارَةَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:إِذَا فَاتَتْكَ صَلاةٌ فَذَكَرْتَهَا فِي وَقْتِ أُخْرَى فَإِنْ كُنْتَ تَعْلَمُ أَنَّكَ إِذَا صَلَّيْتَ الَّتِي فَاتَتْكَ كُنْتَ مِنَ الْأُخْرَى فِي وَقْتٍ فَابْدَأْ بِالَّتِي فَاتَتْكَ، فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ: (أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْرِي.)وَ إِنْ كُنْتَ تَعْلَمُ أَنَّكَ إِذَا صَلَّيْتَ الَّتِي فَاتَتْكَ فَاتَتْكَ الَّتِي بَعْدَهَا فَابْدَأْ بِالَّتِي أَنْتَ فِي وَقْتِهَا فَصَلِّهَا، ثُمَّ أَقِمِ الْأُخْرَى.5 _ الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنْ رَجُلٍ نَسِيَ صَلاَةً حَتَّى دَخَلَ وَقْتُ صَلَاةٍ أُخْرَى .4 _ زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:هرگاه نمازی از تو فوت شد و در وقت نمازی دیگر به خاطرت رسید که آن نماز را نخوانده ای، پس اگر می دانی که هرگاه قضای نماز فوت شده را به جای آوری هنوز برای این نماز که در وقت آن هستی وقتی می ماند، ابتدا نماز قضای خود را به جای آور، زیرا که خداوند عزَّوجل می فرماید: «نماز را برای یاد من برپای دار» (1.)و هرگاه دانستی که اگر نماز قضا را به جای آوری، این نمازی را که در وقت آن هستی، از تو فوت می شود، ابتدا نمازی را که در وقت آن هستی، به جای آور، سپس نماز دیگر را به جای آور.5 _ عبدالرحمان بن ابی عبدالله گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: فردی که نماز را فراموش می کند، وقت نمازی دیگر فرا می رسد (چه وظیفه ای دارد؟.)


1) سورۀ طه، آیۀ 14

فَقالَ: إِذَا نَسِيَ الصَّلاَةَ أَوْ نَامَ عَنْهَا صَلَّى حِينَ يَذْكُرُهَا فَإِذَا ذَكَرَهَا وَ هُوَ فِي صَلَاةٍ بَدَأَ بِالَّتِي نَسِيَ وَ إِنْ ذَكَرَهَا مَعَ إِمَامٍ فِي صَلَاةِ الْمَغْرِبِ أَتَمَّهَا بِرَكْعَةٍ ثُمَّ صَلَّى الْمَغْرِبَ ثُمَّ صَلَّى الْعَتَمَةَ بَعْدَهَا، وَإِنْ كَانَ صَلَّى الْعَتَمَةَ وَحْدَهُ فَصَلَّى مِنْهَا رَكْعَتَيْنِ ثُمَّ ذَكَرَ أَنَّهُ نَسِيَ الْمَغْرِبَ أَتَمَّهَا بِرَكْعَةٍ فَيَكُونُ صَلاةُ الْمَغْرِبِ ثَلَاثَ رَكَعَاتٍ ثُمَّ يُصَلَّى العَتَمَةَ بَعْدَ ذَلِكَ.6 _ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ أَبِي الْحَسَنِ علیه السَّلام قَالَ:سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ نَسِيَ الظُّهْرَ حَتَّى غَرَبَتِ الشَّمْسُ وَقَدْ كَانَ صَلَّى الْعَصْرَ.فَقالَ: كَانَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السَّلام _ أَوْ كَانَ أَبِي علیه السَّلام _ يَقُولُ: إِنْ أَمْكَنَهُ أَنْ يُصَلِّيَهَا قَبْلَ أَنْ لا يَفُوتَهُ الْمَغْرِبُ بَدَأَ بِهَا وَإِلَّا صَلَّى الْمَغْرِبَ ثُمَّ صَلاهَا.فرمود: هرگاه نماز را فراموش کرد، یا خوابش برد و آن را به جای نیاورد، هر وقت به یادش آمد، آن را به جای آورد. اگر هنگامی که مشغول نماز دیگری بود، به یادش آمد که نمازی از او فوت شده است، آن نماز فوت شده را شروع کند، و اگر در نماز جماعت بود و نماز مغرب می خواند و به یادش آمد (که نماز عصر را نخوانده یک رکعت دیگر بخواند تا چهار رکعت شود)، سپس نماز مغرب و پس از آن نماز عشا را بخواند، و اگر به تنهایی مشغول به نماز عشا بود و دو رکعت از آن را خوانده بود و به خاطرش رسید که مغرب را نخوانده است یک رکعت دیگر بخواند تا سه رکعت نماز مغرب محسوب شود و پس از آن نماز عشا را به جای آورد.)6 _ صفوان بن یحیی گوید: از امام کاظم علیه السَّلام در مورد کسی پرسیدم که نماز ظهر را فراموش کرده و آفتاب نیز غروب نموده، ولی نماز عصر خویش را خوانده است.فرمود: همواره امام باقر علیه السَّلام _ یا پدرم علیه السَّلام (1_ فرموده است: اگر برای چنین کسی امکان دارد قضای نماز ظهر را پیش از آن که نماز مغرب فوت شود بخواند، وگرنه اوّل نماز مغرب را بخواند و بعد باید آن نماز را بخواند.)


1) به نظر می رسد تردید از راوی باشد

7 _ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيِّ قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنْ رَجُلٍ أَمَّ قَوْماً فِي الْعَصْرِ فَذَكَرَ وَ هُوَ يُصَلِّي أَنَّهُ لَمْ يَكُنْ صَلَّى الْأُولَى.قَالَ: فَلْيَجْعَلْهَا الْأُولَى الَّتِى فَاتَتْهُ وَلْيَسْتَأْنِفٌ بَعْدُ صَلَاةَ الْعَصْرِ وَ قَدْ مَضَى الْقَوْمُ بصَلاتِهِمْ.8 _ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ بْنِ مِهْرَانَ قَالَ:سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ نَسِيَ أَنْ يُصَلِّيَ الصُّبْحَ حَتَّى طَلَعَتِ الشَّمْسُ.7 _ حلبی گوید: از امام صادق علیه السَّلام دربارۀ مردی که در نماز عصر، امام جماعت است و در حال نماز به خاطرش می رسد که نماز ظهر را نخوانده است، پرسیدم.فرمود: باید آن را نماز ظهر خویش قرار دهد که از او فوت شده و پس از آن، نماز عصر را بخواند و مردم نیز نماز خود را خوانده اند. (ضرری به آنان وارد نیست.)8 _ سماعة بن مهران گوید: از امام (صادق علیه السَّلام یا امام کاظم علیه السَّلام پرسیدم دربارۀ مردی که فراموش می کند نماز صبح را بخواند و آفتاب طلوع کند.)

قَالَ: يُصَلِّيهَا حِينَ يَذْكُرُهَا فَإِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلَّى الله عليه وآله رَقَدَ عَنْ صَلَاةِ الْفَجْرِ حَتَّى طَلَعَتِ الشَّمْسُ ثُمَّ صَلاهَا حِينَ اسْتَيْقَظَ، وَ لَكِنَّهُ تَنَحَّى عَنْ مَكَانِهِ ذَلِكَ ثُمَّ صَلَّى.فرمود: هر وقت به خاطرش رسید، آن را بخواند؛ زیرا رسول خدا صلَّى الله عليه وآله از نماز صبح خوابش برد و آفتاب طلوع کرد و پس از آن که بیدار شد، قضای آن را به جای آورد، ولی از آن مکان به مکان دیگر رفت، سپس آن را به جای آورد. (1


1) علّامۀ مجلسى در توضیح این روایت می نویسد: قضیۀ این گونه خوابیدن پیامبر صلَّى اللهُ عليه وآله را که منجر به فوت نماز صبح شده خاصه و عامه نقل کرده اند و این از قبیل سهو نیست... این که از رسول خدا صلَّى اللهُ عليه وآله نمازی قضا شده باشد، مخالف عقل و نقل است؛ زیرا مقام آن حضرت که همواره در حال حضور بوده و حتی در خواب نیز خویش را در پیشگاه الهی حاضر می دیده است، بالاتر از آن است که نمازی به علت غلبۀ خواب از حضرتش قضا شود.)با توجه به سخنی که آن بزرگوار فرموده استک «چشمانم می خوابد، ولی قلبم همواره بیدار است.» چنین روایاتی قابل تأمل است که چنین نسبتی به پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله که معصوم على الاطلاق بوده و حتی نماز شب نیز برایشان واجب است وارد می کند؟ البته در روایت بعدی خواب ماندن پیامبر صلَّى اللهُ عليه وآله توجیه شده و علت و سببی عقلایی برایش ذکر شده است ولی در هر صورت چنین روایاتی قابل تأمّل و تأویل است

9 _ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ النُّعْمَانِ عَنْ سَعِيدٍ الْأَعْرَجِ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام يَقُولُ:نَامَ رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله عَنِ الصُّبْحِ، وَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَنَامَهُ حَتَّى طَلَعَتِ الشَّمْسُ عَلَيْهِ، وَ كَانَ ذَلِكَ رَحْمَةً مِنْ رَبُّكَ لِلنَّاسِ. أَلَا تَرَى لَوْ أَنَّ رَجُلاً نَامَ حَتَّى تَطْلُعَ الشَّمْسُ لَعَيَّرَهُ النَّاسُ وَ قَالُوا: لَا تَتَوَرَّعُ لِصَلَوَاتِكَ فَصَارَتْ أُسْوَةً وَ سُنَّةٌ.فَإِن قَالَ رَجُلٌ لِرَجُل نِمْتَ عَن الصَّلاَةِ.قَالَ: قَدْ نَامَ رَسُولُ اللهِ صلَّى الله عليه وآله فَصَارَتْ أُسْوَةً وَ رَحْمَةٌ رَحِمَ اللهُ سُبْحَانَهُ بِهَا هَذِهِ الْأُمَّةَ.10 _ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ وَ الْفُضَيْلِ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام فِي قَوْلِ اللهِ تَبَارَكَ اسْمُهُ: (إِنَّ الصَّلاةَ كَانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ كِتَاباً موقوتاً.)9 _ سعيد اعرج گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:روزی رسول خدا صلَّى الله عليه وآله خوابش برد و نماز صبح را نخواند و خداوند عزَّوجل رسول خود را به خواب برد تا آفتاب بر او طلوع کرد، این از رحمت او برای مردم بود. آیا نمی بینی که اگر مردی بخوابد و آفتاب طلوع کند، مردم او را سرزنش نموده می گویند: نسبت به نمازهای خود پرهیزکار نیستی؟ این قضا شدن نماز پیامبر صلَّى الله عليه وآله الگو و سنّتی شد که اگر کسی به دیگری بگوید: خوابت برد و نماز نخواندی، در پاسخ او گوید: رسول خدا صلَّى الله عليه وآله نیز خوابش برد. پس این مهر و رحمتی از سوی خداوند سبحان برای این اُمّت است.10 _ زراره و فضیل گویند: امام باقر علیه السَّلام درباره فرمایش خدای والا نام که می فرماید: «همانا نماز بر مؤمنان نوشتهای معیّن و لازم است: فرمود:

قَالَ: يَعْنِي مَفْرُوضاً، وَ لَيْسَ يَعْنِي وَقْتَ فَوْتِهَا إِذَا جَازَ ذَلِكَ الْوَقْتُ ثُمَّ صَلَاهَا لَمْ تَكُنْ صَلاتُهُ هَذِهِ مُؤَدَّاةٌ ، وَ لَوْ كَانَ ذَلِكَ لَهَلَكَ سُلَيْمَانُ بْنُ دَاوُدَ علیه السَّلام حِينَ صَلَاهَا لغَيْر وَقْتِهَا، وَلَكِنَّهُ مَتَى مَا ذَكَرَهَا صَلاهَا.قَالَ: ثُمَّ قَالَ: وَ مَتَى اسْتَيْقَنتَ أَوْ شَكَكْتَ فِي وَقْتِهَا أَنَّكَ لَمْ تُصَلِّهَا أَوْ فِي وَقْتِ فَوْتِهَا أَنَّكَ لَمْ تُصَلِّهَا صَلَّيْتَهَا، فَإِنْ شَكَكْتَ بَعْدَ مَا خَرَجَ وَقْتُ الْقَوْتِ فَقَدْ دَخَلَ حَائِلٌ، فَلاَ إِعَادَةَ عَلَيْكَ مِنْ شَكٍ حَتَّى تَسْتَيْقِنَ، فَإِنِ اسْتَيْقَنتَ فَعَلَيْكَ أَن تُصَلِّيَهَا فِي أَيِّ حَالٍ كُنْتَ.11 _ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَمَّنْ حَدَّثَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام فِي رَجُلٍ نَامَ عَنِ الْعَتَمَةِ فَلَمْ يَقُمْ إِلَّا بَعْدَ انْتِصَافِ اللَّيْلِ.قَالَ: يُصَلِّيهَا وَيُصْبحُ صَائِماً .یعنی واجب شد. و منظور از موقوت، این نیست که اگر از آن وقت مقرّر بگذرد و فوت شود، دیگر نتوان آن را تدارک کرد و اگر پس از آن وقت آن را به جا آورند، دیگر قبول نباشد که اگر چنین بود به طور حتم می بایست سلیمان بن داوود علیه السَّلام هلاک می شد، چون او در غیر وقت، نماز را به جای آورد، ولی او چون به یادش آمد، آن را به جای آورد.سپس فرمود: و هرگاه در وقت نماز یقین کردی، یا شک کردی که آن را به جا نیاورده ای و یا بعد از فوت وقت آن، یقین کردی که آن را نخوانده ای، باید آن را به جای آوری، ولی اگر پس از فوت وقت، شک کردی که آیا آن را به جا آورده ای یا نه، چون مانع (که همان خارج شدن از وقت نماز است ایجاد شده اعاده بر تو لازم نیست، مگر آن که یقین کنی، و هرگاه یقین کردی در هر حال که باشی، بر تو لازم است آن را به جای آوری.)11 _ راوی گوید: امام صادق علیه السّلام دربارۀ کسی که بخوابد و نماز عشا را نخواند و از خواب برنخیزد مگر بعد از نیمه شب، فرمود:باید آن نماز را قضا کند و آن روز را روزه بگیرد.

### بخش سیزدهم#### بنای مسجد پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله(13 بَابُ بِنَاءِ مَسْجِدِ النَّبِيِّ صلَّی اللهُ علیه وآله)1 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ ؛ وَ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بن أَبِي نَصْرِ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْن الْمُغِيرَةِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْن سِنَانِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السّلام قَالَ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ:إِنَّ رَسُولَ اللهِ صلَّى الله عليه وآله بَنَى مَسْجِدَهُ بِالسَّمِيطِ ، ثُمَّ إِنَّ الْمُسْلِمِينَ كَثُرُوا فَقَالُوا: يَا رَسُولَ اللهِ! لَوْ أَمَرْتَ بِالْمَسْجِدِ فَزِيدَ فِيهِ .فَقالَ: نَعَمْ.فَأَمَرَ بِهِ فَزِيدَ فِيهِ وَ بَنَاهُ بِالسَّعِيدَةِ، ثُمَّ إِنَّ الْمُسْلِمِينَ كَثُرُوا فَقَالُوا: يَا رَسُولَ اللهِ! لَوْ أَمَرْتَ بِالْمَسْجِدِ فَزِيدَ فِيهِ ؟فَقالَ: نَعَمْ.بخش سیزدهم: بنای مسجد پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله1 _ عبدالله بن سنان گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله مسجد خود را با خشت پخته بنا کرد و چون مسلمانان زیاد شدند، گفتند: ای رسول خدا! آیا ممکن است دستور فرمایی مسجد را بزرگتر کنند؟فرمود: آری.آن گاه امر فرمود تا بنای آن را اضافه کردند و دیوار آن را با یک خشت و نیم بالا آورد، و چون باز هم مسلمانان زیاد شدند، آن ها خواستار توسعه مسجد شدند، و گفتند: ای رسول خدا! آیا ممکن است دستور فرمایی مسجد را توسعه دهند؟فرمود: آری.

فَأَمَرَ بِهِ فَزِيدَ فِيهِ وَ بَنَى جِدَارَهُ بِالْأُنْثَى وَ الذَّكَرِ، ثُمَّ اشْتَدَّ عَلَيْهِمُ الْحَرُّ ، فَقَالُوا: يَا رَسُولَ اللَّهِ! لَوْ أَمَرْتَ بِالْمَسْجِدِ فَظُلَّلَ.فَقالَ: نَعَمْ.فَأَمَرَ بِهِ فَأُقِيمَتْ فِيهِ سَوَارٍ مِنْ جُذُوعِ النَّخْلِ ثُمَّ طُرِحَتْ عَلَيْهِ الْعَوَارِضُ وَ الْخَصَفُ وَ الْإِذْخِرُ، فَعَاشُوا فِيهِ حَتَّى أَصَابَتْهُمُ الْأَمْطَارُ فَجَعَلَ الْمَسْجِدُ يَكِفُ عَلَيْهِمْ، فَقَالُوا: يَا رَسُولَ اللهِ! لَوْ أَمَرْتَ بالمَسْجِدِ فَطِّيِّنَ .فَقالَ: لَهُمْ رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله: لَا ، عَرِيضٌ كَعَرِيشِ مُوسَى علیه السَّلام.امر کرد تا مسجد را بزرگتر کنند و دیوار آن را با دو خشت به صورت نر و ماده بنا کرد، و چون گرما بر مردم شدت گرفت، گفتند: ای رسول خدا! آیا می شود دستور فرمایی برای مسجد سایه بانی درست کنند؟فرمود: آری!سپس امر فرمود تا در مسجد ستون هایی از تنه های درخت خرما بر پای داشتند و سقف آن را با بافته هایی از برگ درخت خرما و گیاه اذخر (1پوشانیدند، و در آن به سر می بردند تا این که هنگام بارندگی شد و از سقف مسجد آب می چکید گفتند: ای رسول خدا! آیا می شود دستور دهی پشت بام مسجد راگل اندود کنند؟)رسول خدالله صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود: نه، این خانه چوبی است مانند خانۀ چوبی موسی علیه السَّلام (که محل عبادت او بود.)


1) گیاهی است خوشبو

فَلَمْ يَزَلْ كَذَلِكَ حَتَّى قُبِضَ رَسُولُ اللهِ صلَّى الله عليه وآله وَ كَانَ جدَارُهُ قَبْلَ أَنْ يُظَلَّلَ قَامَةً، فَكَانَ إِذَا كَانَ الْفَيْءُ ذِرَاعاً وَ هُوَ قَدْرُ مَرْبِضِ عَنْزِ صَلَّى الظُّهْرَ وَإِذَا كَانَ ضِعْفَ ذَلِكَ صَلَّى الْعَصْرَ.وَ قَالَ: السَّمِيطُ لَبِنَةٌ لَبِنَةٌ وَ السَّعِيدَةُ لَبِنَةٌ وَ نِصْفُ وَالذَّكَرُ وَ الْأُنْثَى لَبِنَتَانِ مُخَالِفَتَان.2 _ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحَلَبِيَّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْمَسْجِدِ الَّذِي أُسْسَ عَلَى التَّقْوَى.قَالَ: مَسْجِدُ قُبا.3 _ أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ وَ غَيْرُهُ عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ قَالَ: حَدَّثَنِي مُوسَى بْنُ أَكَيْلِ عَنْ عَبْدِ الْأَعْلَى مَوْلَى آلِ سَام :قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: كَمْ كَانَ مَسْجِدُ رَسُولِ اللهِ صلَّى الله عليه وآله؟قَالَ: كَانَ ثَلاثَةِ آلَافٍ وَسِيَّمائَةِ ذِرَاعٍ تَكْسِيراً.مسجد به همان صورت بود تا این که رسول خدا صلَّى الله عليه وآله رحلت فرمود، و پیش از آن که برای آن سایه بان بسازند، دیوار آن یک قامت بود، و عادت آن حضرت این بود که هرگاه سایۀ دیوار به قدر یک ذراع _ که به اندازه خوابگاه بُز ماده است _ می شد نماز ظهر را می خواند، و چون به قدر دو ذراع می شد، نماز عصر را به جا می آورد.سپس امام صادق علیه السَّلام ادامه داد: سمیط یک خشت یک خشت قرار دادن است، و سعیده یک خشت و نیم، و نر و ماده، دو خشت مخالف یکدیگر قرار دادن است.2 _ حلبی گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم مقصود از مسجدی که بر اساس تقوا و پرهیزکاری بنا نهاده شده، کدام مسجد است؟فرمود: مسجد قُباست.3 _ عبدالاعلی گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم مساحت مسجد رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله چقدر بوده است؟فرمود: سه هزار و ششصد ذراع مربع

### بخش چهاردهم#### وسله حایل بین نمازگزار و رهگذر(14 بَابُ مَا يَسْتَتِرُ بِهِ الْمُصَلِّي مِمَّنْ يَمُرُّ بَيْنَ يَدَيْهِ)1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْن مَحْبُوبِ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ وَهْبٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:كَانَ رَسُولُ اللهِ صلَّى الله عليه وآله يَجْعَلُ الْعَنَزَةَ بَيْنَ يَدَيْهِ إِذَا صَلَّى.2 _عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ ابْنِ سِنَانٍ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:كَانَ طُولُ رَحْل رَسُولِ اللهِ صلَّى الله عليه وآله ذِرَاعاً، وَكَانَ إِذَا صَلَّى وَضَعَهُ بَيْنَ يَدَيْهِ يَسْتَتِرُ بِهِ مِمَّنْ يَمُرُّ بَيْنَ يَدَيْهِ.3 _ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنِ ابْنِ أَبِي يَعْفُورٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنِ الرَّجُلِ هَلْ يَقْطَعُ صَلَاتَهُ شَيْءٌ مِمَّا يَمُرُّ بَيْنَ يَدَيْهِ .بخش چهاردهم: وسیله حایل بین نمازگزار و رهگذر1 _ معاوية بن وهب گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:همواره رسول خدا صلَّى الله عليه وآله آن گاه که نماز می گزارد، نیزه ای کوچک در برابر خود قرار می داد.2 _ ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:بلندی پالان شتر رسول خدا صلى الله عليه وسلم ایک ذراع بود و هرگاه به نماز می ایستاد، آن را در برابر خود قرار میداد و میان خود و کسی که از برابرش می گذشت حایل می نمود.3 _ ابن أبي يعفور گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: آیا موجودی که از برابر نمازگزار می گذرد، آیا نماز او را قطع می کند؟

فَقالَ: لَا يَقْطَعُ صَلاَةَ الْمُؤْمِنِ شَيْءٌ، وَلَكِنِ ادْرَءُوا مَا اسْتَطَعْتُمْ.وَ فِي رِوَايَةِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ أَبِى بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:لَا يَقْطَعُ الصَّلاةَ شَيْءٌ لَا كَلْبٌ وَ لَا حِمَارٌ وَ لَا امْرَأَةٌ، وَ لَكِنِ اسْتَتِرُوا بِشَيْءٍ، فَإِنْ كَانَ بَيْنَ يَدَيْكَ قَدْرُ ذِرَاعَ رَافِعاً مِنَ الْأَرْضِ فَقَدِ اسْتَتَرْتَ.قَالَ الْكُلَيْنِيُّ رحمة اللهُ: وَ الْفَضْلُ فِي هَذَا أَنْ تَسْتَتِرَ بِشَيْءٍ وَ تَضَعَ بَيْنَ يَدَيْكَ مَا تَتَّقِي بِهِ مِنَ الْمَارٌ، فَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَلَيْسَ بِهِ بَأْسٌ لِأَنَّ الَّذِي يُصَلِّي لَهُ الْمُصَلِّي أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِمَّنْ يَمُرُّ بَيْنَ يَدَيْهِ، وَلَكِنْ ذَلِكَ أَدَبُ الصَّلاَةِ وَ تَوْقِيرُهَا.4 _ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ رَفَعَهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ:دَخَلَ أَبُو حَنِيفَةَ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام فَقَالَ لَهُ: رَأَيْتُ ابْنَكَ مُوسَى علیه السَّلام يُصَلِّي وَ النَّاسُ يَمُرُّونَ بَيْنَ يَدَيْهِ فَلاَ يَنْهَاهُمْ وَ فِيهِ مَا فِيهِ .فرمود: هیچ چیز نماز مؤمن را قطع نمی کند، ولی تا میتوانید پیش روی خود را با فاصله انداختن چیزی حایل کنید.در روایت ابن سکان آمده است: ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:اگر سگ یا الاغی در پیش نمازگزار باشد، نمازش باطل نمی شود و نیز اگر زنی از پیش نمازگزار مرد بگذرد، نمازش صحیح است و قطع نمی شود، ولی اگر در پیش وی زمین به قدر یک ذراع بلند باشد، میانشان فاصله افتاده (و این بهتر است.)کلینی رحمة اللهُ می گوید:در این موارد خوب است که به هنگام نماز چیزی را در برابر خویش قرار دهی که تو را بپوشاند و از کسی که می گذرد، مخفی نماید، و اگر این کار را هم انجام ندهی، اشکالی ندارد؛ زیرا کسی که نمازگزار برای او نماز می خواند از کسی که در برابر او می گذرد، به او نزدیکتر است، ولی البتّه این استتار و پوشش، ادب نماز و تعظیم و بزرگداشت آن است.4 _ محمّد بن مسلم گوید: ابوحنیفه خدمت امام صادق علیه السَّلام رسید و به آن حضرت گفت: فرزندت موسی علیه السَّلام را دیدم که نماز می گزارد و مردم از برابر او می گذشتند و او آن ها را از این کار باز نمی داشت و این کار از جانب او قصور و کوتاهی است.

فَقالَ: أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: ادْعُوا لِى مُوسَى.فَدْعِيَ. فَقالَ لَهُ: يَا بُنَيَّ! إِنَّ أَبَا حَنِيفَةَ يَذْكُرُ أَنَّكَ كُنْتَ تُصَلِّي وَ النَّاسُ يَمُرُّونَ بَيْنَ يَدَيْكَ فَلَمْ تَنْههُمْ .فَقَالَ: نَعَمْ يَا أَبَةٍ! إِنَّ الَّذِي كُنْتُ أُصَلِّي لَهُ كَانَ أَقْرَبَ إِلَيَّ مِنْهُمْ، يَقُولُ اللهُ عَزَّ وَجَلَّ: (وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ.)قَالَ: فَضَمَّهُ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام إِلَى نَفْسِهِ ثُمَّ قَالَ: يَا بُنَيَّ! بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي! يَا مُوَدَّعَ الأشرار!وَهَذَا تَأْدِيبٌ مِنْهُ علیه السَّلام لَا أَنَّهُ تَرَكَ الْفَضْلَ.امام صادق علیه السَّلام فرمود: موسی را نزد من فراخوانید.وقتی آمد به او فرمود: ای فرزندم! ابو حنیفه می گوید: تو نماز می گزاردی و مردم از برابرت می گذشتند و تو آن ها را باز نمی داشتی.عرضه داشت: آری، ای پدر! زیرا کسی که من برای او نماز می گزاردم، از مردم به من نزدیکتر بود؛ همچنان که خداوند عزَّوجل می فرماید: «و ما از رگ گردن به او نزدیکتریم».راوی گوید: امام صادق علیه السَّلام او را به آغوش کشید سپس فرمود: ای فرزندم! پدر و مادرم به فدای تو باد! ای جایگاه امانت ها و رازهای الهی.[نگارنده گوید]: این عمل امام کاظم علیه السَّلام برای تأدیب ابوحنیفه بود، نه این که آن حضرت به واقع استتار را که بهتر بود، ترک کرده است (1.)


1) صاحب «وافی» رحمة اللهُ می نویسد: حدیث بیانگر عدم نهی و بازداری عبور مردم است نه ترک استتار...

### بخش پانزدهم#### زنی که در برابر مرد نماز می گزارد...(15 بَابُ الْمَرْأَةِ تُصَلِّي بِحِيَالِ الرَّجُلِ وَ الرَّجُلِ يُصَلِّي وَ الْمَرْأَةُ بِحِيَالِهِ)1 _ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام فِي الْمَرْأَةِ تُصَلِّي إِلَى جَنْبِ الرَّجُلِ قَرِيباً مِنْهُ .فَقالَ: إِذَا كَانَ بَيْنَهُمَا مَوْضِعُ رَحْل فَلا بَأْسَ.2 _ الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم عَنِ الرَّجُلِ يُصَلِّي وَ الْمَرْأَةُ بحِذَاهُ يَمْنَةً أَوْ يَسْرَةً.قَالَ: لَا بَأْسَ بِهِ إِذَا كَانَتْ لَا تُصَلِّي.3 _ عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ سِنَانٍ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام فِي الرَّجُلَ وَ الْمَرْأَةِ يُصَلِّيَانِ فِي وَقْتٍ وَاحِدِ الْمَرْأَةُ عَنْ يَمِينِ الرَّجُل بحِذَاهُ.بخش پانزدهم: زنی که برابر مرد نماز می گزارد و مردی که نماز می گزارد و زن در برابر اوست1 _ حریز گوید: امام صادق علیه السَّلام درباره زنی که در کنار مرد و نزدیک او نماز می گزارد، فرمود:اگر فاصلۀ میان آن ها به اندازۀ جای پالان شتر باشد، اشکالی ندارد.2 _ عبدالرحمان بن ابی عبدالله گوید: از امام صادق علیه السَّلام درباره مردی که نماز می خواند و زنی در برابر و در سمت راست و یا چپ اوست پرسیدم.فرمود: اگر آن زن، در حال نماز خواندن نباشد، اشکالی ندارد.3 _ ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السَّلام در این که آیا مرد و زن در یک زمان می توانند با هم نماز بخوانند به گونه ای که زن در سمت راست مرد و موازی او باشد؟

قَالَ: لَا ، إِلَّا أَنْ يَكُونَ بَيْنَهُمَا شِبْرٌ أَوْ ذِرَاعٌ.4 _ عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْن مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السَّلام قَالَ:سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ يُصَلِّي فِي زَاوِيَةِ الْحُجْرَةِ وَ امْرَأَتُهُ أَوِ ابْنَتُهُ تُصَلِّي بِحِذَاهُ فِي الزَّاوِيَةِ الْأُخْرَىفَقالَ: لَا يَنْبَغِي لَهُ ذَلِكَ، فَإِنْ كَانَ بَيْنَهُمَا شِبْرٌ أَجْزَأَهُ.قَالَ : وَ سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ وَ الْمَرْأَةِ يَتَزَامَلاَنِ فِي الْمَحْمِل يُصَلِّيَانِ جَمِيعاً. :فَقالَ: لَا، وَلَكِنْ يُصَلَّى الرَّجُلُ، فَإِذَا صَلَّى صَلَّتِ الْمَرْأَةُ.5 _ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ بَشِيرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمانَ عَنْ إِدْرِيسَ بْن عَبْدِ اللهِ الْقَمَى قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنِ الرَّجُل يُصَلِّى وَبِحِيَالِهِ امْرَأَةٌ قَائِمَةٌ عَلَى فِرَاشِهَا جَنْبَتِهِ .فَقالَ: إِنْ كَانَتْ قَاعِدَةً فَلا يَضُرُّهُ، وَ إِنْ كَانَتْ تُصَلِّي فَلَا.فرمود: نه، مگر آن که میان آن ها به اندازۀ یک وجب، یا یک ذراع فاصله باشد.4 _ محمد بن مسلم گوید: از امام (باقر یا امام صادق علیهما السَّلام پرسیدم: مردی که در گوشهٔ اتاق نماز می خواند و همسر یا دختر او نیز در گوشۀ دیگر،اتاق، موازی او نماز می خواند (چگونه است).)فرمود: این کار برای او شایسته نیست. پس اگر میان آن ها به اندازۀ یک وجب فاصله باشد، او را کفایت می کند.محمّد بن مسلم گوید: از حضرتش پرسیدم: مرد و زنی که در یک کجاوه می باشند، آیا می توانند با هم نماز بخوانند؟فرمود: نه، ولی ابتدا مرد نماز خود را بخواند و چون تمام کرد، آن گاه، زن نماز خود را به جای آورد.5 _ ادریس بن عبدلله قمی گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: مردی نماز می گزارد، در حالی که زنی در کنار او ایستاده است، (چه حکمی دارد؟)فرمود: اگر زن نشسته است ضرری به نماز نمی رساند، ولی اگر مشغول به نماز است، مرد نباید در چنین حالی نماز بخواند.

6 _ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ رِبَاطٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:كَانَ رَسُولُ اللهِ صلَّى الله عليه وآله يُصَلِّي وَ عَائِشَةُ نَائِمَةٌ مُعْتَرِضَةٌ بَيْنَ يَدَيْهِ وَ هِيَ لَا تُصَلِّي.7 _ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرِ عَمَّنْ رَوَاهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام فِي الرَّجُلِ يُصَلِّي وَ الْمَرْأَةُ تُصَلِّي بِحِذَاهُ أَوْ إِلَى جَانِبِهِ.فَقالَ: إِذَا كَانَ سُجُودُهَا مَعَ رُكُوعِهِ فَلَا بَأْسَ.### بخش شانزدهم#### خشوع در نماز و مکروه بودن بازی کردن(16 بَابُ الْخُشُوعِ فِي الصَّلَاةِ وَ كَرَاهِيَةِ الْعَبَثِ)1 _ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ:6 _ یکی از اصحاب ما گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:رسول خدا صلَّى الله عليه وآله نماز می خواند در حالی که عایشه نماز نمی خواند و در برابر حضرتش به خواب رفته و بر روی زمین دراز کشیده بود7 _ راوی گوید: امام صادق علیه السَّلام دربارۀ مردی که نماز می خواند و زنی در برابر او _ یا در کنار او _ نماز می گزارد، فرمود:در صورتی که سجدهٔ زن با رکوع مرد همراه باشد، اشکالی ندارد.بخش شانزدهم: خشوع در نماز و مکروه بودن بازی کردن1 _ زراره گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

قَالَ أَبُو جَعْفَرِ علیه السَّلام: إِذَا قُمْتَ فِي الصَّلاةِ فَعَلَيْكَ بِالْإِقْبَالِ عَلَى صَلَاتِكَ ، فَإِنَّمَا يُحْسَبُ لَكَ مِنْهَا مَا أَقْبَلْتَ عَلَيْهِ وَ لَا تَعْبَثْ فِيهَا بِيَدِكَ وَ لَا بِرَأْسِكَ وَلَا بِلحْيَتِكَ، وَ لَا تُحَدِّثْ نَفْسَكَ وَ لَا تَتَثَاءَبْ وَ لَا تَتَمَطَّ وَ لَا تُكَفِّرْ، فَإِنَّمَا يَفْعَلُ ذَلِكَ الْمَجُوسُ، وَ لَا تَلَثَّمْ وَ لَا تَحْتَفِرْ وَ لَا تَفَرَّجْ كَمَا يَتَفَرَّجُ الْبَعِيرُ وَ لَا تُقْع عَلَى قَدَمَيْكَ، وَ لَا تَفْتَرِشْ ذِرَاعَيْكَ وَ لَا تُفَرْقِعْ أَصَابِعَكَ، فَإِنَّ ذَلِكَ كُلَّهُ نُقْصَانٌ مِنَ الصَّلَاةِ.وَ لَا تَقُمْ إِلَى الصَّلاَةِ مُتَكَاسِلاً وَ لَا مُتَنَاعِساً وَ لَا مُتَشَاقِلاً، فَإِنَّهَا مِنْ خِلَالِ النِّفَاقِ، فَإِنَّ اللهَ سُبْحَانَهُ نَهَى الْمُؤْمِنِينَ أَنْ يَقُومُوا إِلَى الصَّلاَةِ وَ هُمْ سُكَارَى، يَعْنِي سُكْرَ النَّوْم وَقَالَ لِلْمُنَافِقِينَ: (وَإِذَا قَامُوا إِلَى الصَّلاةِ قَامُوا كُسَالَى يُرَاؤُنَ النَّاسَ وَ لا يَذْكُرُونَ الله إِلَّا قَلِيلاً)2 _ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ أَبِي الْحَسَنِ الْفَارِسِيُّ عَمَّنْ حَدَّثَهُ عَنْ عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:هرگاه به نماز می ایستی، بر تو باد که با حضور قلب بدان متوجّه باشی؛ زیرا همان مقدار که بدان متوجّه باشی، برای تو منظور می گردد، و در هنگام نماز با دست، سر و محاسن خود بازی مکن، و با خود گفت و گو مکن، خمیازه مکش و دست بسته، یا دست به سینه نماز مگزار که این کار را مجوس انجام می دهند، و دهان بند مزن و بر سر دو پا منشین، و فراخ مشو، همچنان که شتر فراخ می شود، و سرین را بر دو قدم خویش مگذار، و دو بازوی خود را بر زمین مگستران، و انگشتانت را مشکن، زیرا همه اینها موجب کاستی نماز است.و از روی کسالت، تنبلی، خواب آلودگی و سنگینی برای نماز بر مخیز؛ زیرا این امور از خصلت های نفاق است و خداوند سبحان مؤمنان را نهی فرموده از این که در حال مستی _ یعنی مستی خواب _ به نماز ایستند و دربارهٔ منافقان می فرماید«و هرگاه به نماز بر خیزند از روی کسالت و تنبلی بر می خیزند و عمل خود را به مردم می نمایانند و خدا را یاد نمی کنند مگر اندکی»2 - راوی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

قَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله: إِنَّ اللهَ كَرِهَ لَكُمْ أَيَّتُهَا الْأُمَّهُ أَرْبَعاً وَ عِشْرِينَ خَصْلَةٌ، وَ نَهَاكُمْ عَنْهَا كَرِهَ لَكُمُ الْعَبَثَ فِي الصَّلاةِ.3 _ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:إِذَا كُنْتَ دَخَلْتَ فِي صَلَاتِكَ فَعَلَيْكَ بِالتَّخَشُّع وَ الْإِقْبَالِ عَلَى صَلَاتِكَ، فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ: (الَّذِينَ هُمْ فِي صَلاتِهِمْ خَاشِعُونَ.)4 _ عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ ؛ وَ أَبُو دَاوُدَ جَمِيعاً عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي جَهْمَةَ عَنْ جَهُم بْنِ حُمَيْدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:كَانَ أَبِيعلیه السَّلام يَقُولُ: كَانَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ علیه السَّلام إِذَا قَامَ فِي الصَّلَاةِ كَأَنَّهُ سَاقُ شَجَرَةٍ لَا يَتَحَرَّكُ مِنْهُ شَيْءٌ إِلَّا مَا حَرَّكَهُ الرِّيحُ مِنْهُ.5 _ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ رِبْعِيِّ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنِ الْفُضَيْلِ بْنِ يَسَارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود: خداوند بیست و چهار خصلت را برای شما _ ای اُمت - ناخوش داشته و شما را از آن بازداشته که در نماز به خود مشغول باشید و با خود بازی کنید.3 _ حلبی گوید: امام صادقعلیه السَّلام فرمود:هرگاه شروع به نماز کردی، بر تو باد که با خشوع بوده و به آن متوجّه باشی، زیرا که خداوند عزَّوَجل می فرماید: «به تحقیق آن مؤمنانی رستگارند که در نماز خویش خاشع و فروتنند».4 _ جهم بن حمید گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: پدر بزرگوارم می فرمود:علی بن الحسين علیه السَّلام چنان بود که هرگاه به نماز می ایستاد، همانند تنۀ درختی بود که عضوی از او حرکت نمی کند، مگر آن چه باد به حرکت وا می دارد.5 _ فضیل بن یسار :گوید امام صادق علیه السَّلام فرمود:

كَانَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ علیه السَّلام إِذَا قَامَ فِي الصَّلَاةِ تَغَيَّرَ لَوْنُهُ، فَإِذَا سَجَدَ لَمْ يَرْفَعْ رَأْسَهُ حَتَّى يَرْفَضٌ عَرَقاً.6 _ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزِ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلامق َالَ:إذَا اسْتَقْبَلْتَ الْقِبْلَةَ بِوَجْهِكَ فَلا تُقَلِّبْ وَجْهَكَ عَن الْقِبْلَةِ فَتَفْسُدَ صَلَاتُكَ، فَإِنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ قَالَ لِنَبيِّهِ صلَّی اللهُ علیه وآله فِى الْفَرِيضَةِ: (فَوَلٌ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَام وَ حَيْثُ مَا كُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ وَاخْشَعْ بِبَصَرِكَ وَ لَا تَرْفَعُهُ إِلَى السَّمَاءِ، وَ ليَكُنْ حِذَاءَ وَجْهِكَ فِي مَوْضِع سُجُودِكَ.)7 _ الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْن مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْن عَلِيَّ الْوَشَّاءِ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْفُضَيْلِ بْنِ يَسَارٍ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السَّلام أَنَّهُ قَالَ فِي الرُّجُلِ يَتَثَاءَبُ وَ يَتَمَطَى فِي الصَّلَاةِ.قَالَ: هُوَ مِنَ الشَّيْطَانِ وَ لَا يَمْلِكُهُ.هرگاه علی بن الحسین علیه السَّلام به نماز می ایستاد رنگش تغییر می کرد و چون به سجده می رفت، سر خود را بر نمی داشت تا این که عرق از آن جاری می شد.6 _ زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:هرگاه روی خود را به سوی قبله کردی، از آن روی مگردان که این کار، نمازت را تباه می سازد، همانا خداوند عزَّوجل دربارۀ نماز واجب به پیامبر خود صلَّی اللهُ علیه وآله و فرمود: «ای پیامبر! به هنگام نماز روی خود را به جانب مسجد الحرام بگردان و شما _ ای امت محمّد! _ هر جا که هستید روی خویش را بدان جانب کنید» و چشم خود را فروانداز و آن را به جانب آسمان بلند مکن و باید نظرت به پیش و به جایگاه سجود باشد.7 _ فضيل بن یسار گوید: امام (باقر علیه السَّلام یا امام صادق علیه السَّلام دربارۀ کسی که در حال نماز خمیازه می کشد، فرمود:)این کار از شیطان است و شیطان مالک مقدّمات آن نمی شود.

8 _ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرِ عَنْ أَبِي الْوَلِيدِ قَالَ:كُنْتُ جَالِساً عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام فَسَأَلَهُ نَاجِيَةٌ أَبُو حَبِيبٍ، فَقَالَ لَهُ: جَعَلَنِي اللَّهُ فِدَاكَ ! إِنَّ لِي رَحْى أَطْحَنُ فِيهَا، فَرُبَّمَا قُمْتُ فِي سَاعَةٍ مِنَ اللَّيْلِ فَأَعْرِفُ مِنَ الرَّحَى أَنَّ الْغُلاَمَ قَدْ نَامَ فَأَضْرِبُ الْحَائِطَ لِأُوقِظَهُ.قَالَ: نَعَمْ أَنْتَ فِي طَاعَةِ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ تَطْلُبُ رِزْقَهُ.9 _ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى رَفَعَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:إِذَا قُمْتَ فِي الصَّلاَةِ فَلاَ تَعْبَتْ بِلِحْيَتِكَ وَ لَا بِرَأْسِكَ وَ لَا تَعْبَثْ بِالْحَصَى وَأَنْتَ تُصَلِّي إِلَّا أَنْ تُسَوَّيَ حَيْثُ تَسْجُدُ، فَإِنَّهُ لَا بَأْسَ.8 _ ابو ولید گوید: خدمت امام صادق علیه السَّلام نشسته بودم که ناجیه ابو جبیب به حضرتش عرض کرد: خداوند مرا قربانت گرداند! من آسیایی دارم که در آن گندم آرد می کنم. گاهی در بعضی از ساعات شب (برای نماز بر می خیزم و (در حال نماز) از صدای آسیا متوجّه می شوم که غلام خوابیده است. به دیوار می زنم تا او را بیدار کنم، آیا می توانم چنین کنم؟)فرمود: آری، تو در طاعت خدای عزَّوَجل در پی طلب روزی او هستی.9 _ احمد بن محمّد در روایت مرفوعه ای گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:هنگامی که برای نماز بر خاستی با محاسن و سر خود بازی مکن و چون در نماز هستی با سنگ ریزه بازی مکن (چون در گذشته زمین برخی از مساجد سنگریزه بود مگر آن که بخواهی جای سجدۀ خود را هموار کنی که در این صورت اشکالی ندارد.)

### بخش هفدهم#### گریه و دعا در نماز(17 بَابُ الْبُكَاءِ وَ الدُّعَاءِ فِي الصَّلَاةِ)1 _ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:يَنْبَغِي لِمَنْ يَقْرَأُ الْقُرْآنَ إِذَا مَرَّ بِآيَةٍ مِنَ الْقُرْآنِ فِيهَا مَسْأَلَةٌ أَوْ تَخْوِيفٌ أَنْ يَسْأَلَ اللَّهَ عِنْدَ ذَلِكَ خَيْرَ مَا يَرْجُو وَ يَسْأَلَهُ الْعَافِيَةَ مِنَ النَّارِ وَ مِنَ الْعَذَابِ.2 _ الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْن مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ سَعِيدٍ بَيَّاعِ السَّابِرِيٌّ قَالَ:قُلْتُ لأَبي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: أَ يَتَبَاكَى الرَّجُلُ فِي الصَّلَاةِ؟فَقالَ: بَخْ بَخْ وَ لَوْ مِثْلَ رَأسِ الذِّبَابِ.بخش هفدهم: گریه و دعا در نماز1 _ سماعه گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:شایسته است کسی که قرآن می خواند، هرگاه به آیه ای می رسد که در آن آیه، سخن از درخواست یا و عیدی باشد از خداوند بهترین چیزی را که امید دارد بخواهد و از حضرتش درخواست عافیت از آتش و عذاب نماید.2 _ سعید گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم آیا کسی می تواند در نماز حال گریه داشته باشد؟فرمود به! به! اگر چه به اندازۀ سر مگسی اشک بریزد.

3 _ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ يَكُونُ مَعَ الْإِمَامِ فَيَمُرُّ بِالْمَسْأَلَةِ أَوْ بِآيَةٍ فِيهَا ذِكْرُ جَنَّةٍ أَوْ نَارٍقَالَ: لَا بَأْسَ بِأَنْ يَسْأَلَ عِنْدَ ذَلِكَ وَيَتَعَوَّذَ فِي الصَّلَاةِ مِنَ النَّارِ وَ يَسْأَلَ اللَّهَ الْجَنَّةَ.4 _ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَن ابْنِ فَضَّالِ عَنِ ابْنِ بُكَيْرِ عَنْ عُبَيْدِ بْنِ زُرَارَةَ قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنْ ذِكْرِ السُّورَةِ مِنَ الْكِتَابِ يَدْعُو بِهَا فِي الصَّلَاةِ مِثْلَ: (قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ.)فَقالَ: إِذَا كُنْتَ تَدْعُو بِهَا فَلَا بَأْسَ.5 _ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي عَبدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:كُلُّ مَا كَلَّمْتَ اللَّهَ بِهِ فِي صَلَاةِ الْفَرِيضَةِ فَلَا بَأْسَ.3 _ حلبی گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: کسی که با امام جماعت نماز می خواند و امام جماعت، آیه ای می خواند که در آن از خداوند چیزی خواسته شده، یا ذکری از بهشت و دوزخ آمده است (آیا می تواند از خدا درخواست کند یا به او پناه ببرد؟.)فرمود: اشکالی ندارد که در آنجا از خداوند مسألت کند و از آتش دوزخ به خداوند پناه جوید و از خداوند بهشت را در خواست نماید.4 _ زراره گوید: از امام صادق علیه السَّلام دربارۀ سوره ای از قرآن مانند (قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ که به عنوان دعا خوانده می شود، پرسیدم.)فرمود: اگر به عنوان دعا آن را بخوانی، اشکالی ندارد.5 _ راوی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:در نماز واجب، به هر کلامی که به واسطه آن با خداوند سخن گویی، ایرادی ندارد.

### بخش هیجدهم#### آغاز اذان و اقامه...(18 بَابُ بَدْءِ الْأَذَانِ وَالْإِقَامَةِ وَفَضْلِهِمَا وَ ثَوَابِهِمَا)1 _ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أَذَيْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ وَالْفَضْلِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:لَمَّا أَسْرِيَ بِرَسُولِ اللهِ صلَّى الله عليه وآله إِلَى السَّمَاءِ فَبَلَغَ الْبَيْتَ المَعْمُورَ وَ حَضَرَتِ الصَّلاةُ فَأَذَّنَ جَبْرَئِيلُ وَأَقَامَ فَتَقَدَّمَ رَسُولُ اللهِ صلَّى الله عليه وسلم وَصَفَّ الْمَلَائِكَةُ وَ النَّبِيُّونَ خَلْفَ مُحَمَّدٍ صلَّی اللهُ علیه وآله2 _ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ حَازِمٍ عَنْ عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:لَمَّا هَبَطَ جَبْرَئِيلُ علیه السَّلام بِالْأَذَانِ عَلَى رَسُولِ اللهِ صلَّى الله عليه وآله كَانَ رَأْسُهُ فِي حِجْرِ عَلِي علیه السَّلام فَأَذَن جَبْرَئِيلُ علیه السَّلام وَأَقَامَ فَلَمَّا انْتَبَهَ رَسُولُ اللهِ صلَّى الله عليه وآله قَالَ: يَا عَلِيُّ ! سَمِعْتَ؟بخش هیجدهم: آغاز اذان و اقامه و فضیلت و پاداش آن دو1 _ زراره و فضل گویند: امام باقر علیه السَّلام فرمود:صلى الله هنگامی که رسول خدا صلَّى الله عليه وآله به سوی آسمان به معراج رفت، چون به بیت المعمور رسید و وقت نماز فرارسید، جبرئیل اذان و اقامه گفت. پس رسول خدا صلَّى الله عليه وآله جلو ایستاد و فرشتگان و پیامبران در پشت سرش صف کشیدند.2 _ منصور بن حازم گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:هنگامی که جبرئیل علیه السَّلام از آسمان با اذان بر رسول خدا صلَّى الله عليه وآله فرود آمد، سر مبارک آن حضرت بر دامان علی علیه السَّلام بود. جبرئیل اذان و اقامه گفت، هنگامی که رسول خدا صلَّى الله عليه وآله از خواب بیدار شد، فرمود: ای علی! آیا آن چه جبرئیل گفت، شنیدی؟

قَالَ: نَعَمْقَالَ: حَفِظْتَ؟قَالَ: نَعَمْ.قَالَ ادْعُ بِلاَلاً فَعَلَّمْهُ.فَدَعَا عَلِيٌّ علیه السَّلام بلالاً فَعَلَّمَهُ.3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى بْنِ عُبَيْدٍ عَنْ يُونُسَ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ إِسْمَاعِيلَ الْجُعْفِى قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرِ علیه السَّلام يَقُولُ:الْأَذَانُ وَالْإِقَامَةُ خَمْسَةٌ وَ ثَلاثُونَ حَرْفاً فَعَدَّ ذَلِكَ بِيَدِهِ وَاحِداً، وَاحِداً الْأَذَانَ ثَمَانِيَةَ عَشَرَ حَرْفاً، وَ الْإِقَامَةَ سَبْعَةَ عَشَرَ حَرْفاً.4 _ أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ صَفْوَانَ الْجَمَّالِ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام يَقُولُ:الْأَذَانُ مَثْنَى مَثْنَى وَ الْإِقَامَةُ مَثْنَى مَثْنَى.علی علیه السَّلام پاسخ داد: آری.فرمود: آیا حفظ کردی؟عرضه داشت: آری.فرمود: بلال را فرا خوان و اذان را به او بیاموز.علی علیه السَّلام بلال را خواند و اذان را به او آموخت.3 - اسماعيل جعفی گوید: از امام باقر علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:اذان و اقامه، سی و پنج حرف است، حضرتش آن را با دست مبارک خود یک به یک بر شمرد، اذان هجده و اقامه هفده حرف است.4 - صفوان جمّال گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:اذان دو جمله، دو جمله است و اقامه نیز دو جمله دو جمله است.

5 - مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَر علیه السَّلام قَالَ: قَالَ:يَا زُرَارَةُ! تَفْتَتِحُ الْأَذَانَ بِأَرْبَعَ تَكْبِيرَاتٍ وَ تَخْتِمُهُ بِتَكْبِيرَتَيْنِ وَ تَهْلِيلَتَيْنِ.6 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ وَهْبٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ الله علیه السَّلام عن التنويبِ فِي الأَذَانِ وَ الْإِقَامَةِ .فَقَالَ: مَا نَعْرِفُهُ.7 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ : قَالَ أَبُو جَعْفَرِ علیه السَّلام:إِذَا أَذَّنْتَ فَأَفْصِحُ بِالْأَلِفِ وَ الْهَاءِ وَصَلِّ عَلَى النَّبِيِّ صلَّى الله عليه وآله كُلَّمَا ذَكَرْتَهُ أَوْ ذَكَرَهُ ذَاكِرٌ فِي أَذَانٍ وَ غَيْرِهِ.5 - زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:ای زراره! اذان را با چهار تکبیر شروع می کنی و آن را با دو تكبير و دو تهليل (لا اله الا الله به پایان می بری.)6 - معاوية بن وهب گوید: از امام صادق علیه السَّلام درباره تثویب (1در اذان و اقامه پرسیدم فرمود: آن را (از اذان و اقامه) نمی دانیم.)7 - زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:هرگاه مؤذّن شدی، الف و های آن را نیکو بیان کن و بر پیامبر صلوات فرست هرگاه که از آن حضرت نام می بری، یا گوینده ای از نام آن بزرگوار در اذان یا غیر اذان یاد می کند.


1) این عمل از بدعتهای عمر است. و منظور از تثویب، همان جملۀ متعارف میان اهل سنّت است که در اذان صبح به جاى «حيّ على خير العمل» می گویند: «الصلاة خيْرٌ من النوم»؛ یعنی نماز خواندن بهتر از خفتن است

8 - عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرِ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيَّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: إِذَا أَذَنَّتَ وَ أَقَمْتَ صَلَّى خَلْفَكَ صَفَّانِ مِنَ الْمَلَائِكَةِ وَ إِذَا أَقَمْتَ صَلَّى خَلْفَكَ صَفِّ مِنَ الْمَلَائِكَةِ.9 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السَّلام قَالَ: سَأَلْتُهُ أَيُجْرَى أَذَانٌ وَاحِدٌ؟قَالَ: إِنْ صَلَّيْتَ جَمَاعَةً لَمْ يُجْزِئُ إِلَّا أَذَانٌ وَإِقَامَةٌ، وَإِنْ كُنْتَ وَحْدَكَ تُبَادِرُ أَمْراً تَخَافُ أَنْ يَفُوتَكَ يُجْزِتُكَ إِقَامَةً إِلَّا الْفَجْرَ وَ الْمَغْرِبَ، فَإِنَّهُ يَنْبَغِي أَنْ تُؤَذِّنَ فِيهِمَا وَ تُقِيمَ مِنْ أَجْلِ أَنَّهُ لَا يَقْصُرُ فِيهِمَا كَمَا يَقْصُرُ فِى سَائِرِ الصَّلَوَاتِ.10 - أَبُو دَاوُدَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْن سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عَمْرِو بْنِ أَبِي نَصْرٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: أَيَتَكَلَّمُ الرَّجُلُ فِي الْأَذَانِ؟8 - حلبی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:چون اذان و اقامه می گویی، دو صف از فرشتگان پشت سر تو به نماز می ایستند، و اگر فقط اقامه بگویی یک صف از فرشتگان پشت سر تو نماز می گزارند.9 - ابو بصیر گوید از امام (باقر یا امام صادق علیهما السَّلام پرسیدم: آیا یک اذان کفایت می کند؟)فرمود: اگر نماز را با جماعت بخوانی، فقط یک اذان و یک اقامه، کفایت می کند، ولی اگر به صورت فرادی و تنهایی نماز می گزاری و کاری داری که می ترسی فوت شود، اقامه کفایت می کند، مگر در نماز صبح و مغرب که شایسته است در آن اذان و اقامه بگویی؛ چون این دو نماز مانند نمازهای دیگر قصر نمی شوند.10 - عمرو بن ابی نصر گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: آیا انسان می تواند به هنگام اذان گفتن با دیگری سخن بگوید؟

قَالَ: لَا بَأْسَ.قُلْتُ: فِي الْإِقَامَةِ.قَالَ: لَا.11 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيْ قَالَ: لَا بَأْسَ أَنْ يُؤَذِّنَ الرَّجُلُ مِنْ غَيْرِ وُضُوءٍ وَ لَا يُقِيمُ إِلَّا وَ هُوَ عَلَى وُضُوءٍ.12 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ صَالِحٍ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ يُونُسَ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُل يَنْتَهِي إِلَى الْإِمَام حِينَ يُسَلِّمُ.قَالَ: لَيْسَ عَلَيْهِ أَنْ يُعِيدَ الْأَذَانَ فَلْيَدْخُلْ مَعَهُمْ فِي أَذَانِهِمْ، فَإِنْ وَجَدَهُمْ قَدْ تَفَرَّقُوا أَعَادَ الْأَذَانَ.13 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِي عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ عَمَّارِ السَّابَاطِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: سُئِلَ عَن الْأَذَانِ هَلْ يَجُوزُ أَن يَكُونَ مِنْ غَيْرِ عَارِف؟فرمود: اشکالی ندارد.گفتم: در اقامه چطور؟فرمود: نه.11 - حلبی (که از راویان امام صادق علیه السَّلام است گوید:)اشکالی ندارد که کسی بدون وضو اذان بگوید، ولی اقامه را جز با وضو نگوید.12 - ابوبصیر گوید: از امام علیه السَّلام پرسیدم: کسی که در نماز جماعت به هنگام سلام دادن امام می رسد چه حکمی دارد؟فرمود: بر او لازم نیست که اذان را اعاده کند، بلکه همان اذان آنان برای او نیز محسوب است ولی اگر دید که آن ها متفرق شده اند، باید اذان را اعاده کند.13 - عمّار ساباطی گوید: از امام صادق علیه السَّلام در مورد اذان سؤال شد که آیا از غیر شیعه صحيح است؟

قَالَ: لَا يَسْتَقِيمُ الْأَذَانُ وَ لَا يَجُوزُ أَنْ يُؤَذِّنَ بِهِ إِلَّا رَجُلٌ مُسْلِمٌ عَارِفٌ، فَإِنْ عَلِمَ الأَذَانَ فَأَذْنَ بِهِ وَ إِنْ لَمْ يَكُنْ عَارِفاً لَمْ يُجْزِ أَذَانُهُ وَ لَا إِقَامَتُهُ وَ لَا يُقْتَدَى بِهِ.وَ سُئِلَ عَنِ الرَّجُلِ يُؤَذِّنُ وَ يُقِيمُ لِيُصَلِّيَ وَحْدَهُ فَيَجِيءُ رَجُلٌ آخَرُ فَيَقُولُ لَهُ: نُصَلِّي جَمَاعَةً فَهَلْ يَجُوزُ أَنْ يُصَلِّيَا بِذَلِكَ الْأَذَانِ وَ الْإِقَامَةِ؟قَالَ: لَا ، وَلَكِنْ يُؤَذِّنُ وَ يُقِيمُ.14 - مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ صَفْوَانَ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام أَنَّهُ قَالَ فِى الرَّجُل يَنْسَى الْأَذَانَ وَالْإِقَامَةُ حَتَّى يَدْخُلَ فِي الصَّلاةِ.قَالَ: إِنْ كَانَ ذَكَرَ قَبْلَ أَنْ يَقْرَأَ فَلْيُصَلِّ عَلَى النَّبِيِّ صلَّى الله عليه وآله وَلْيُقِمْ وَإِنْ كَانَ قَدْ قَرَأَ فَلْيُتم صلاته.15 _ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزِ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:فرمود: اذان جایز نمی باشد، مگر از کسی که مسلمان و عارف به امام علیه السَّلام باشد. پس اگر کسی اذان را بداند و بگوید، ولی عارف و شیعه نباشد، اذان و اقامۀ او درست نیست و به او نمی توان اقتدا کرد.و از آن حضرت سؤال شد دربارۀ شخصی که اذان و اقامه می گوید تا به تنهایی نماز بخواند، سپس مرد دیگری می آید و به او می گوید: نمازمان را به جماعت بخوانیم آیا جایز است که آن دو با همان اذان و اقامه نماز بخوانند؟فرمود: نه، بلکه اذان و اقامه دیگری باید بگوید.14 - محمد بن مسلم گوید: امام صادق علیه السَّلام در مورد کسی که اذان و اقامه را فراموش کرده و شروع به نماز می کند، فرمود:اگر پیش از قرائت به یاد آورد، پس باید بر پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله صلوات فرستد و اقامه گوید، ولی اگر شروع به قرائت کرده، باید نمازش را تمام کند.15 - زراره گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

مَنْ سَهَا فِي الْأَذَانِ فَقَدَّمَ أَوْ أَخَّرَ عَادَ عَلَى الْأَوَّلِ الَّذِي أَخْرَهُ حَتَّى يَمْضِيَ عَلَى آخِرِه.16 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ علیه السَّلام قَالَ.يُؤَذِّنُ الرَّجُلُ وَ هُوَ جَالِسٌ وَ لَا يُقِمْ إِلَّا وَهُوَ قَائِمٌ وَ تُؤَذِّنُ وَأَنْتَ رَاكِبٌ وَلَا تُقِمْ إِلَّا وَأَنْتَ عَلَى الْأَرْضِ.17 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ: قُلْتُ لَهُ: يُؤَذِّنُ الرَّجُلُ وَ هُوَ عَلَى غَيْر الْقِبْلَةِ.قَالَ: إِذَا كَانَ التَّشَهدُ مُسْتَقْبِلَ الْقِبْلَةِ فَلا بَأْسَ.18 - مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاج قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنِ الْمَرْأَةِ عَلَيْهَا أَذَانٌ وَإِقَامَةٌ؟قَالَ: لَا.هر کس در اذان شک کند، یا بخش های آن را پس و پیش بگوید، باید به همان بخش اوّل که آن را به تأخیر انداخته، باز گردد و اذان را تا آخر ادامه دهد.16 - احمد بن محمّد بن ابی نصر گوید: امام رضا علیه السَّلام فرمود:انسان می تواند در حال نشسته اذان بگوید، ولی نباید اقامه بگوید، مگر به حالت ایستاده، انسان می تواند در حالی که سواره است، اذان گوید، ولی اقامه را نگو، مگر در حالی که روی زمین هستی.17 - حلبی گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم آیا کسی می تواند به غیر جهت قبله اذان بگوید؟فرمود: اگر شهادتین آن رو به قبله باشد، اشکالی ندارد.18 - جمیل بن دراج گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: آیا گفتن اذان و اقامه برای زن لازم است؟فرمود: نه.

19 - أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِي مَرْيَمَ الْأَنْصَارِيِّ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام يَقُولُ: إِقَامَةُ الْمَرْأَةِ أَنْ تُكَبِّرَ وَ تَشْهَدَ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ، وَأَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ.20 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ صَالِحٍ بْنِ عُقْبَةَ عَنْ أَبِي هَارُونَ الْمَكْفُوفِ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:يَا أَبَا هَارُونَ! الْإِقَامَةُ مِنَ الصَّلَاةِ فَإِذَا أَقَمْتَهُ فَلَا تَتَكَلَّمْ وَ لَا تُومِ بِيَدِكَ.21 - وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنْ صَالِحِ بْنِ عُقْبَةَ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ صَالِحٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:لَا يُقِمْ أَحَدُكُمُ الصَّلاَةَ وَهُوَ مَاشٍ وَ لَا رَاكِبٌ وَ لَا مُضْطَجِعْ إِلَّا أَنْ يَكُونَ مَرِيضاً، وَ لْيَتَمَكَّنْ فِي الْإِقَامَةِ كَمَا يَتَمَكَّنُ فِي الصَّلَاةِ، فَإِنَّهُ إِذَا أَخَذَ فِي الْإِقَامَةِ فَهُوَ فِي الصَّلاةِ.19 - ابو مریم انصاری گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:اقامۀ زن این است که تکبیر بگوید و بگوید: اشهد ان لا اله الا الله و أن محمّداً عبده و رسوله.20 - ابو هارون مکفوف گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:ای ابا هارون! اقامه از نماز است و هرگاه اقامه گفتی _ یا این که قد قامت الصلاة گفتی _ دیگر سخن مگو و با دست به چیزی اشاره مکن.21 - سلیمان بن صالح گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:هیچ یک از شما در حال راه رفتن، سواره و خوابیده نباید اقامه بگوید، مگر آن که مریض باشد و باید بدن در حال گفتن اقامه آرام باشد؛ همچنان که در حال نماز آرام است؛ زیرا هرگاه اقامه شروع می شود گویی انسان در حال نماز است.

22 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ عَنْ مُعَاذِ بْنِ كَثِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:إِذَا دَخَلَ الرَّجُلُ الْمَسْجِدَ وَ هُوَ لَا يَأْتَمُ بِصَاحِبِهِ وَ قَدْ بَقِيَ عَلَى الْإِمَامِ آيَةٌ، أَوْ آيَتَانِ فَخَشِيَ إِنْ هُوَ أَذَّنَ وَ أَقَامَ أَنْ يَرْكَعَ فَلْيَقُلْ: «قَدْ قَامَتِ الصَّلَاةُ، قَدْ قَامَتِ الصَّلاةُ، اللهُ أَكْبَرُ، اللهُ أَكْبَرُ، لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ» وَلْيَدْخُلْ فِي الصَّلَاةِ.23 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْن عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ يَحْيَى بْنِ عِمْرَانَ بْنِ عَلِيَّ الْحَلَبِيِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنِ الأذان قَبْلَ الْفَجْر .فَقالَ: إِذَا كَانَ فِي جَمَاعَةٍ فَلَا، وَإِذَا كَانَ وَحْدَهُ فَلَا بَأْسَ.24 - مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ أبِي الْحَسَنِ علیه السَّلام قَالَ:الْقُعُودُ بَيْنَ الْأَذَانِ وَ الْإِقَامَةِ فِي الصَّلاَةِ كُلُّهَا إِذَا لَمْ يَكُنْ قَبْلَ الْإِقَامَةِ صَلَاةٌ يُصَلِّيهَا.22 - معاذ بن کثیر گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:هرگاه کسی وارد مسجد شود و هنوز به امام جماعت اقتدا نکرده، و از قرائت امام یک - یا دو - آیه مانده باشد و بترسد که اگر اذان و اقامه بگوید، امام به رکوع می رود، بایستی فقط بگوید: «قد قامت الصلاة، قد قامت الصلاة، الله اكبر، الله اكبر، لا إله إلا الله» و شروع به نماز کند.23 - حلبی گوید: از امام صادق علیه السَّلام دربارۀ اذان پیش از طلوع فجر پرسیدم.فرمود: چنین اذانی در نماز جماعت جایز نیست، ولی در نماز فرادی اشکالی ندارد.24 - احمد بن محمّد بن ابی نصر گوید: امام رضا علیه السَّلام فرمود:نشستن میان اذان و اقامه در همۀ نمازهاست، در صورتی که پیش از اقامه، نمازی به جا نیاورده باشد.

25 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ جَابِرٍ: أَنَّ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام كَانَ يُؤَذِّنُ وَ يُقِيمُ غَيْرُهُ.وَ قَالَ: كَانَ يُقِيمُ وَ قَدْ أَذَّنَ غَيْرُهُ.26 - جَمَاعَةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ السَّرِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:الْأَذَانُ تَرْتِيلُ وَ الْإِقَامَةُ حَدْرٌ.27 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي نَجْرَانَ رَفَعَهُ قَالَ: قَالَ: ثَلاثَةٌ يَوْمَ الْقِيَامَةِ عَلَى كُنْبَانِ الْمِسْكِ؛ أَحَدُهُمْ مُؤَذِّلٌ أَذْنَ احْتِسَاباً.28 - مُحَمَّدٌ عَنْ أَحْمَدَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ يَحْيَى بْنِ عِمْرَانَ الْحَلَبِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مَرْوَانَ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام يَقُولُ:الْمُؤَذِّنُ يُغْفَرُ لَهُ مَدَى صَوْتِهِ وَ يَشْهَدُ لَهُ كُلَّ شَيْءٍ سَمِعَهُ.25 - اسماعیل بن جابر گوید:امام صادق علیه السَّلام اذان می گفت و کسی دیگر اقامه را می گفت.وی ادامه داد و گفت: گاهی آن حضرت اقامه می گفت و کسی دیگر پیش از آن، اذان می گفت.26 - حسن بن سری گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:اذان باید به آرامی و تأنی باشد ولی اقامه، با شتاب.27 - ابن ابی نجران در روایت مرفوعه ای گوید: امام علیه السَّلام فرمود:سه نفرند که در روز قیامت بر بالای توده های مشکند: یکی از آن ها مؤذّنی است که برای پاداش جهان آخرت اذان گفته باشد.28 - محمّد بن مروان گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:مؤذّن آمرزیده می شود، به همان مقداری که صدایش به اطراف می رود، و هر چیزی که صدای او را می شنود به نفع او گواهی می دهد.

29 - مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ رِبْعِيِّ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:كَانَ رَسُولُ اللهِ صلّى الله عليه وآله إِذَا سَمِعَ الْمُؤَذِّنَ يُؤَذِّنُ قَالَ مِثْلَ مَا يَقُولُهُ فِي كُلِّ شَيْءٍ.30 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ صَالِحٍ عَنِ الْحَارِثِ بْنِ الْمُغِيرَةِ النَّضْرِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:مَنْ سَمِعَ الْمُؤَذِّنَ يَقُولُ: «أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ».فَقالَ: مُصَدِّقاً مُحْتَسِباً «وَ أَنَا أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ صلّى الله عليه وآله، وَ أَكْتَفِي بِهِمَا عَمَّنْ أَبَى وَ جَحَدَ وَ أُعِينُ بِهِمَا مَنْ أَقَرَّ، وَ شَهِدَ» كَانَ لَهُ مِنَ الْأَجْرِ عَدَدُ مَنْ أَنْكَرَ وَ جَحَدَ وَ مِثْلُ عَدَدِ مَنْ أَفَرَّ وَ عَرَفَ.31 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:29 - محمّد بن مسلم گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:هرگاه رسول خدا صلّى الله عليه وآله صدای اذان را می شنید، هر جمله ای را که مؤذّن می گفت بازگو می فرمود.30 - حارث نضری گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:هر کس بشنود که مؤذّن می گوید «أشهد أن لا إله إلا الله و أشهد أنّ محمداً رسول الله» و او نيز از روی تصدیق و ثواب بگويد: «وأنا أشهد أن لا إله إلا الله وأشهد أن محمّداً رسول الله صلى الله عليه وآله و اكتفى بهما، عمّن أبى و جحد وأعين بهما من أقرّ و شهد» بهرۀ او از پاداش به تعداد همهٔ کسانی است که آن را انکار و رد کنند، و به شمار آنان که به این کلام اقرار می کنند و آن را می شناسند و شهادت می دهند.31 - عبد الله بن سنان گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

كَانَ طُولُ حَائِطِ مَسْجِدِ رَسُولِ اللهِ صلَّى الله عليه وآله قَامَةً ، فَكَانَ يَقُولُ صلَّى الله عليه وآله لِبِلَالٍ: إِذَا دَخَلَ الْوَقْتُ يَا بِلاَلُ! اعْلُ فَوْقَ الْجِدَارِ وَ ارْفَعْ صَوْتَكَ بِالْأَذَانِ، فَإِنَّ اللَّهَ قَدْ وَكَّلَ بِالْأَذَانِ رِيحاً تَرْفَعُهُ إِلَى السَّمَاءِ، وَإِنَّ الْمَلَائِكَةَ إِذَا سَمِعُوا الْأَذَانَ مِنْ أَهْلِ الْأَرْضِ قَالُوا: هَذِهِ أَصْوَاتُ أُمَّةٍ مُحَمَّدِ صلَّى الله عليه وآله بتَوْحِيدِ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ يَسْتَغْفِرُونَ لِأُمَّةِ مُحَمَّد صلَّى الله عليه وآل حَتَّى يَفْرُغُوا مِنْ تِلْكَ الصَّلاةِ.32 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ أَسَدٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ يَقْطَانَ رَفَعَهُ إِلَيْهِمْ علیهم السَّلام قَالَ:يَقُولُ الرَّجُلُ إِذَا فَرَغَ مِنَ الْأَذَانِ وَ جَلَسَ: «اللَّهُمَّ اجْعَلْ قَلْبِي بَارَاً، وَ عَيْشِي قَارَاً، وَ رِزْقِي دَارَاً، وَ اجْعَلْ لِي عِنْدَ قَبْرِ نَبِيِّكَ صلَّى الله عليه وآله قَرَاراً وَ مُسْتَقَرّاً».بلندی دیوار مسجد رسول خدا صلَّى الله عليه وآله به اندازه یک قامت انسان بود. هنگامی که وقت نماز فرا می رسید، آن حضرت به بلال می فرمود:ای بلال! بر بالای دیوار رو و صدای خود را به اذان بلند کن؛ که خداوند بر اذان بادی گمارده است که آن را به سوی آسمان بالا برد.و آن گاه که فرشتگان صدای اذان را از اهل زمین می شنوند، می گویند: این آواز اُمّت محمد صلَّى الله عليه وآله است که به توحید و یگانگی خداوند عزَّوجل دست برداشته اند. پس برای اُمّت محمد صلَّى الله عليه وآله طلب آمرزش می کنند تا از آن نماز فارغ شوند.32 - جعفر بن محمّد بن يقظان در روایت مرفوعه ای از ائمّه معصومین علیهم السَّلام نقل می کن که حضرتش فرمود:هرگاه کسی پس از اذان بنشیند و بگوید:«بار خدایا! دل مرا فرمانبردار، زندگی مرا همیشگی قرار ده، به روزی من توسعه بده و برای من در نزد قبر پیامبرت صلى الله عليه وآله قراری همیشگی و دایم مقرّر فرما».

33 - عَلِيُّ بْنُ مَهْزِيَارَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ رَاشِدٍ قَالَ: حَدَّثَنِي هِشَامُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ أَنَّهُ شَكَا إلى أبى الْحَسَن الرّضَا علیه السَّلام سُقْمَهُ، وَ أَنَّهُ لَا يُولَدُ لَهُ وَلَدٌ.فَأَمَرَهُ أَنْ يَرْفَعَ صَوْتَهُ بِالْأَذَانِ فِي مَنْزِلِهِ.قَالَ: فَفَعَلْتُ، فَأَذْهَبَ اللَّهُ عَنِّي سُقْمِي وَ كَثُرَ وَلَدِي.قَالَ مُحَمَّدُ بْنُ رَاشِدِ: وَ كُنْتُ دَائِمَ الْعِلَّةِ مَا أَنْفَكُ مِنْهَا فِي نَفْسِي وَ جَمَاعَةِ خَدَمي وَ عِيَالِي، فَلَمَّا سَمِعْتُ ذَلِكَ مِنْ هِشَامٍ عَمِلْتُ بِهِ، فَأَذْهَبَ اللَّهُ عَنِّي وَ عَنْ عِيَالِي الْعِلَلَ.34 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:لَوْ أَنْ مُؤَذِّناً أَعَادَ فِي الشَّهَادَةِ وَ فِي «حَيَّ عَلَى الصَّلَاةِ» أَوْ «حَيَّ عَلَى الْفَلَاحِ» الْمَرَّتَيْنِ وَ الثَّلاثَ، وَأَكْثَرَ مِنْ ذَلِكَ إِذَا كَانَ إِنَّمَا يُرِيدُ بِهِ جَمَاعَةَ الْقَوْمِ لِيَجْمَعَهُمْ لَمْ يَكُنْ بِهِ بَأْسٌ.33 - محمد بن راشد گوید: هشام بن ابراهیم برای من نقل کرد که به امام رضا علیه السَّلام از بیماری خود و از این که دارای فرزند نمی شود، شکوه کرد.حضرتش به او امر فرمود که در خانۀ خود صدایش را به اذان بلند نماید.گوید: این کار را انجام دادم و خداوند بیماری را از بدنم بیرون برد و فرزندان بسیاری به من عنایت فرمود.محمد بن راشد گوید: من نیز همیشه بیمار بودم، و هیچ گاه بیماری از من جدا نمی شد. همین طور عدّه ای از خدمتکارانم و خانواده ام پیوسته بیمار بودند.وقتی این خبر را از هشام شنیدم، خود بدان عمل کردم و خداوند بیماری را از من و خانواده ام برطرف ساخت.34 - ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:اگر مؤذّنی شهادتين و «حي على الصلاة » و يا « حي على الفلاح» را بازگوید و دو سه بار و بیشتر از آن تکرار کند. در صورتی که قصدش این باشد که مردم را جمع کند، اشکالی ندارد.

35 - جَمَاعَةٌ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ، عَنْ سُلَيْمَانَ الجَعْفَري قَالَ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ:أَذَّنْ فِي بَيْتِكَ، فَإِنَّهُ يَطْرُدُ الشَّيْطَانَ وَيُسْتَحَبُّ مِنْ أَجْلِ الصِّبْيَانِ .### بخش نوزدهم#### کلامی که باید به هنگام ورود و خروج در مسجد گفت...(19 بَابُ الْقَوْلِ عِنْدَ دُخُولِ الْمَسْجِدِ وَ الْخُرُوج مِنْهُ)1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ صَالِحٍ بْنِ سَعِيدٍ الرَّاشِدِيْ عَنْ يُونُسَ عَنْهُمْ علیهم السَّلام قَالَ: قَالَ:الْفَضْلُ فِي دُخُولِ الْمَسْجِدِ أَنْ تَبْدَأَ بِرِجْلِكَ الْيُمْنَى إِذَا دَخَلْتَ وَبِالْيُسْرَى إِذَا خَرَجْتَ.2 - عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:إذَا دَخَلْتَ الْمَسْجِدَ فَصَلِّ عَلَى النَّبئ صلَّی اللهُ علیه وآله وَإِذَا خَرَجْتَ فَافْعَلْ ذَلِكَ.35 - سلیمان جعفری (که از راویان امام کاظم و امام رضا علیهما السَّلام است گوید: از امام علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:در خانۀ خود اذان بگو؛ زیرا که اذان شیطان را می راند و به خاطر این که شیطان به کودکان ضرری نرساند، گفتن اذان در خانه مستحب و پسندیده است.بخش نوزدهم: کلامی که باید به هنگام ورود و خروج در مسجد گفت1 - يونس بن عبدالرحمان از ائمه علیهم السَّلام نقل کرده که حضرتش فرمود:بهتر است به هنگام ورود به مسجد با پای راست وارد شوی و برای خارج شدن با پای چپ شروع کنی.2 - عبد الله بن سنان گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:هرگاه وارد مسجد شدی، بر پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله صلوات بفرست و به هنگام خروج نیز چنین کن.

3 - وَ عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ عَنْ أَبَانٍ وَ مُعَاوِيَةَ بْنِ وَهْبٍ قَالَا: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام:إذَا قُمْتَ إِلَى الصَّلاةِ فَقُلِ: «اللَّهُمَّ إِنِّي أُقَدِّمُ إِلَيْكَ مُحَمَّداً صلَّی اللهُ علیه وآله بَيْنَ يَدَيْ حَاجَتِي وَ أَتَوَجَّهُ بِهِ إِلَيْكَ فَاجْعَلْنِي بِهِ وَجِيهاً عِنْدَكَ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَ مِنَ الْمُقَرَّبِينَ اجْعَلْ صَلَاتِي بِهِ مَقْبُولَةً وَ ذَنْبِي بِهِ مَغْفُوراً وَ دُعَائِي بِهِ مُسْتَجَابَا إِنَّكَ أَنْتَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ».4 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْهَاشِمِي عَنْ أَبِي حَفْصِ الْعَطَّارِ شَيْخ مِنْ أَهْلِ الْمَدِينَةِ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام يَقُولُ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله:إِذَا صَلَّى أَحَدُكُمُ الْمَكْتُوبَةَ وَ خَرَجَ مِنَ الْمَسْجِدِ فَلْيَقِفْ بِبَابِ المَسْجِدِ ثُمَّ لْيَقُلِ: «اللَّهُمَّ دَعَوْتَنِي فَأَجَبْتُ دَعْوَتَكَ وَ صَلَّيْتُ مَكْتُوبَتَكَ وَ انْتَشَرْتُ فِي أَرْضِكَ كَمَا أَمَرْتَنِي، فَأَسْأَلُكَ مِنْ فَضْلِكَ الْعَمَلَ بِطَاعَتِكَ، وَ اجْتِنَابَ سَخَطِكَ، وَ الْكَفَافَ مِنَ الرِّزْقِ بِرَحْمَتِكَ».3 - آبان و معاوية بن وهب گویند: امام صادق علیه السَّلام فرمود:هنگامی که به نماز برخاستی بگو: «اللَّهُمَّ إِنِّي أُقَدِّمُ إِلَيْكَ مُحَمَّداً صلَّی اللهُ علیه وآله لَّهُ بَيْنَ يَدَيْ حَاجَتِي وَ أَتَوَجَّهُ بِهِ إِلَيْكَ فَاجْعَلْنِي بِهِ وَجِيهاً عِنْدَكَ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَ مِنَ الْمُقَرَّبِينَ اجْعَلْ صَلَاتِي بِهِ مَقْبُولَةً وَ ذَنْبِي بِهِ مَغْفُوراً وَ دُعَائِي بِهِ مُسْتَجَابِاً، إِنَّكَ أَنْتَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ».4 - ابو حفص عطّار - پیرمردی از اهل مدینه - گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله: فرمود هرگاه یکی از شما نماز واجب می خواند و از مسجد خارج می شود، خوب است بر در مسجد بایستد و بگوید: «اللَّهُمَّ دَعَوْتَنِي فَأَجَبْتُ دَعْوَتَكَ وَ صَلَّيْتُ مَكْتُوبَتَكَ وَ انْتَشَرْتُ فِي أَرْضِكَ كَمَا أَمَرْتَنِي، فَأَسْأَلُكَ مِنْ فَضْلِكَ الْعَمَلَ بِطَاعَتِكَ، وَ اجْتِنَابَ سَخَطِكَ، وَ الْكَفَافَ مِنَ الرِّزْقِ بِرَحْمَتِكَ».

### بخش بیستم#### آغاز نماز، حدّ تکبیر....(20 بَابُ افْتِتَاحِ الصَّلَاةِ وَالْحَدِّ فِي التَّكْبِيرِ وَ مَا يُقَالُ عِنْدَ ذَلِكَ)1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلٍ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السَّلام قَالَ:تَرْفَعُ يَدَيْكَ فِي افْتِتَاحَ الصَّلَاةِ قُبَالَةَ وَجْهِكَ وَ لَا تَرْفَعْهُمَا كُلَّ ذَلِكَ.2 - وَ عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزِ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:إِذَا قُمْتَ فِي الصَّلاةِ فَكَبِّرْتَ، فَارْفَعْ يَدَيْكَ وَ لَا تُجَاوِزْ بِكَفَّيْكَ أُذُنَيْكَ، أَيْ: حِيَالَ خَدِّيْكَ.3 - عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ:أَدْنَى مَا يُجْزِئُ مِنَ التَّكْبِيرِ فِي التَّوَجُهِ تَكْبِيرَةٌ وَاحِدَةٌ، وَ ثَلَاثُ تَكْبِيرَاتٍ أَحْسَنُ وَسَبْعٌ أَفْضَلُ.بخش بیستم: آغاز نماز، حدّ تکبیر و آن چه که به هنگام تکبیر گفته می شود1 - زراره گوید: امام (باقر یا امام صادق علیهما السَّلام فرمود:)هنگام شروع نماز، دست های خود را تا رو به روی چهرۀ خود بالا ببر و آن ها را از برابر رویت بالاتر مبر.2 - زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:هرگاه به نماز ایستادی و تکبیر گفتی، دست هایت را بالا ببر و دو کف دست خود را از گوش هایت - یعنی از گونه هایت - بالاتر مبر.3 - زراره گوید: حضرتش فرمود یک تکبیر برای شروع نماز کافی است و سه تکبیر نیکوتر و هفت تکبیر بهتر است.

4 - مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:إِذَا كُنْتَ إِمَاماً أَجْزَأَتْكَ تَكْبِيرَةٌ وَاحِدَةٌ ، لأَنَّ مَعَكَ ذَا الْحَاجَةِ وَ الضَّعِيفَ وَالْكَبِيرَ.5 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:التَّكْبِيرُ فِي صَلاَةِ الْفَرْضِ الْخَمْسِ الصَّلَوَاتِ خَمْسٌ وَتِسْعُونَ تَكْبِيرَةً مِنْهَا تَكْبِيرَاتُ الْقُنُوتِ خَمْسَةٌ.6 - وَ رَوَاهُ أَيْضاً عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ:وَ فَسَّرَهُنَّ فِي الظُّهْرِ إِحْدَى وَعِشْرِينَ تَكْبِيرَةً، وَ فِي الْعَصْرِ إِحْدَى وَ عِشْرِينَ تَكْبِيرَةً، وَ فِي الْمَغْرِبِ سِتَّ عَشْرَةَ تَكْبِيرَةً، وَ فِي الْعِشَاءِ الْآخِرَةِ إِحْدَى وَعِشْرِينَ تَكْبِيرَةً، وَ فِي الْفَجْرِ إِحْدَى عَشْرَةَ تَكْبِيرَةً ، وَ خَمْسَ تَكْبِيرَاتِ الْقُنُوتِ فِي خَمْسِ صَلَوَاتٍ.4 - معاوية بن عمّار گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:رگاه امام جماعت بودی یک تکبیر برای نمازت کافی است؛ زیرا کسانی با تو نماز می خوانند کار دارند، و ضعیف و ناتوان و پیر هستند.5 - معاوية به عمّار گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:تکبیر در نماز واجب _ نمازهای پنج گانۀ روزانه _ نود و پنج تکبیر است که پنج تکبیر از آن ها تکبیرهای قنوت های پنج گانه است.6 - در روایت دیگری از عبدالله بن مغیره این گونه نقل شده است که حضرتش تکبیرها را چنین تفسیر کرده است:در نماز ظهر بیست و یک تکبیر، در نماز عصر بیست و یک تکبیر، در نماز مغرب شانزده تکبیر، در نماز عشا بیست و یک تکبیر، و در نماز صبح یازده تکبیر، و پنج تکبیر در قنوت نمازهای پنج گانه.

7 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:إِذَا افْتَتَحْتَ الصَّلاةَ فَارْفَعْ كَفَّيْكَ، ثُمَّ ابْسُطْهُمَا بَسْطاً، ثُمَّ كَبِّرْ ثَلَاثَ تَكْبِيرَاتٍ ثُمَّ قُل: «اللَّهُمَّ أَنْتَ الْمَلِكُ الْحَقُّ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي، فَاغْفِرْ لِي ذَنْبِي إِنَّهُ لَا يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا أَنْتَ».ثُمَّ تُكَبِّرُ تَكْبِيرَتَيْنِ، ثُمَّ قُلْ: «لَبَّيْكَ وَ سَعْدَيْكَ وَ الْخَيْرُ فِي يَدَيْكَ وَ الشَّرُّ لَيْسَ إِلَيْكَ وَ الْمَهْدِيُّ مَنْ هَدَيْتَ لَا مَلْجَأَ مِنْكَ إِلَّا إِلَيْكَ سُبْحَانَكَ وَحَنَانَيْكَ تَبَارَكْتَ وَ تَعَالَيْتَ سُبْحَانَكَ رَبَّ الْبَيْتِ».ثُمَّ تُكَبِّرُ تَكْبِيرَتَيْنِ، ثُمَّ تَقُولُ: «وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ عَالِمِ الْغَيْبِ وَ الشَّهَادَةِ حَنِيفاً مُسْلِماً وَ مَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ إِنَّ صَلَاتِي وَنُسُكِي وَ مَحْيَايَ وَ مَمَاتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ لَا شَرِيكَ لَهُ وَ بِذَلِكَ أُمِرْتُ وَ أَنَا مِنَ الْمُسْلِمِينَ».ثُمَّ تَعَوَّذْ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّحِيمِ، ثُمَّ اقْرَأْ فَاتِحَةَ الْكِتَابِ.7 - حلبی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:چون نماز را شروع کردی، دستان خود را بالا ببر، سپس کف دستان خود را به طور کامل بازکن و سه بار تکبیر بگو و بعد این دعا را بخوان: «اللَّهُمَّ أَنْتَ الْمَلِكُ الْحَقُّ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي فَاغْفِرْ لِي ذَنْبِي إِنَّهُ لَا يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا أَنْتَ».آن گاه دو تکبیر بگو، سپس بخوان «لَبَّيْكَ وَ سَعْدَيْكَ وَ الْخَيْرُ فِي يَدَيْكَ وَ الشَّرُّ لَيْسَ إِلَيْكَ وَ الْمَهْدِيُّ مَنْ هَدَيْتَ لَا مَلْجَأَ مِنْكَ إِلَّا إِلَيْكَ سُبْحَانَكَ وَ حَنَانَيْكَ تَبَارَكْتَ وَ تَعَالَيْتَ سُبْحَانَكَ رَبَّ الْبَيْتِ».سپس دو بار تکبیر بگو، آن گاه بگو: «وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ عَالِمِ الْغَيْبِ وَ الشَّهَادَةِ حَنِيفاً مُسْلِماً وَ مَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ إِنَّ صَلَاتِي وَنُسُكِي وَمَحْيَايَ وَمَمَاتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ لَا شَرِيكَ لَهُ وَ بِذَلِكَ أُمِرْتُ وَ أَنَا مِنَ الْمُسْلِمِينَ».سپس از شیطان رانده شده پناه ببر و سورۀ فاتحه را بخوان

8 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى قَالَ: قَالَ لِي أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام يَوْماً يَا حَمَّادُ! تُحْسِنُ أَنْ تُصَلِّيَ؟قَالَ: فَقُلْتُ: يَا سَيِّدِي أَنَا أَحْفَظُ كِتَابَ حَرِيزِ فِي الصَّلَاةِ.فَقالَ : لَا عَلَيْكَ يَا حَمَّادُ! قَمْ فَصَلَ.قَالَ: فَقُمْتُ بَيْنَ يَدَيْهِ مُتَوَجِّهاً إِلَى الْقِبْلَةِ فَاسْتَفْتَحْتُ الصَّلاةَ فَرَكَعْتُ وَ سَجَدْتُ.فَقالَ: يَا حَمَّادُ! لَا تُحْسِنُ أَنْ تُصَلِّيَ مَا أَقْبَحَ بِالرَّجُلِ مِنْكُمْ يَأْتِي عَلَيْهِ سِتُّونَ سَنَةٌ، أَوْ سَبْعُونَ سَنَةٌ فَلا يُقِيمُ صَلاةٌ وَاحِدَةً بِحُدُودِهَا تَامَّةً.قَالَ حَمَّادٌ: فَأَصَابَنِي فِي نَفْسِي الذُّلُّ ، فَقُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! فَعَلْمْنِي الصَّلَاةَ.8 - حمّاد بن عیسی گوید: روزی امام صادق علیه السَّلام به من فرمود: ای حمّاد! نماز را خوب بلدی؟گفتم: ای سرورم! من کتاب حریز را که در بارۀ نماز است، حفظ نموده ام.امام علیه السَّلام فرمود: اشکالی ندارد، ای حمّاد! برخیز و نماز بخوان.حمّاد گوید: من در برابر آن حضرت برخاستم و رو به قبله نمودم و آغاز به نماز کردم و رکوع و سجود به جای آوردم.پس از این که آن حضرت نماز مرا ملاحظه کرد، فرمود اى حمّاد! تو نماز خوب نخواندی، چقدر زشت است برای شیعه ای شصت _ یا هفتاد_ سال از عمر او بگذرد و یک نماز را با رعایت همۀ حدود آن به جا نیاورده باشد.حمّاد گوید: از این سخن امام، احساس شرمندگی کردم و گفتم: فدایت گردم! نماز را به من بیاموز.

فَقَامَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام مُسْتَقْبِلَ الْقِبْلَةِ مُنتَصِباً، فَأَرْسَلَ يَدَيْهِ جَمِيعاً عَلَى فَخِذَيْهِ قَدْ ضَمَّ أَصَابِعَهُ وَ قَرَّبَ بَيْنَ قَدَمَيْهِ حَتَّى كَانَ بَيْنَهُمَا قَدْرُ ثَلَاثِ أَصَابِعَ مُنْفَرِجَاتٍ وَ اسْتَقْبَلَ بِأَصَابِعِ رِجْلَيْهِ جَمِيعًا الْقِبْلَةَ لَمْ يُحَرِّفْهُمَا عَنِ الْقِبْلَةِ وَ قَالَ بِخُشُوعِ: «اللَّهُ أَكْبَرُ» ثُمَّ قَرَأَ الْحَمْدَ بِتَرْتِيلِ وَ (قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ .)ثُمَّ صَبَرَ هُنَيَّةً بِقَدْرِ مَا يَتَنَفَّسُ، وَ هُوَ قَائِمٌ ثُمَّ رَفَعَ يَدَيْهِ حِيَالَ وَجْهِهِ وَ قَالَ: «اللَّهُ أَكْبَرُ» وَ هُوَ قَائِمٌ ثُمَّ رَكَعَ وَ مَلَأَ كَفَّيْهِ مِنْ رُكْبَتَيْهِ مُنْفَرجَاتٍ وَ رَدَّ رُكْبَتَيْهِ إِلَى خَلْفِهِ حَتَّى اسْتَوَى ظَهْرُهُ حَتَّى لَوْ صُبَّ عَلَيْهِ قَطْرَةٌ مِنْ مَاءٍ أَوْ دُهْنِ لَمْ تَزُلْ لِاسْتِوَاءِ ظَهْرِهِ وَ مَدَّ عُنْقَهُ وَ غَمَّضَ عَيْنَيْهِ، ثُمَّ سَبَّحَ ثَلاثاً بِتَرْتِيلٍ فَقالَ: «سُبْحَانَ رَبِّيَ الْعَظِيمِ وَ بِحَمْدِهِ».امام صادق علیه السَّلام برخاست و رو به قبله ایستاد و قامت خود را راست گرفت و دست های خود را به طور کامل بینداخت تا بر ران هایش قرار گرفت، و بعد انگشتان دست را به هم چسبانید، و دو پای خود را نزدیک به هم گذاشت، تا به اندازۀ سه انگشت باز میان دو پا فاصله ماند. آن گاه انگشتان پای را به طور کامل متوجّه قبله ساخت و پای را از قبله به چپ و راست منحرف نکرد و با حال خشوع گفت: «الله اکبر» سپس سورۀ حمد را به ترتیل قرائت فرمود، و به همین ترتیب سورۀ (قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ را خواند.)سپس به اندازۀ یک نفس کشیدن صبر کرد و در حالی که ایستاده بود، دست های خود را رو به روی صورت بلند کرد و گفت: «الله اکبر» و همچنان ایستاده بود. سپس به رکوع رفت و دست ها را چنان بر زانوان گذاشت که گودی دو کف دست را برجستگی زانوها پر کرد، و انگشتانش گشوده بود، و زانوان را با فشاری به عقب زد تا پشت مبارکش صاف و مسطح شد، چنان که اگر قطره ای آب، یا روغنی بر پشت آن حضرت می ریختند، از جای خود حرکت نمی کرد.حضرتش گردنش را کشید و چشمانش را بست. سپس سه بار با ترتیل و آرامی و شمرده تسبیح فرمود و گفت: «سبحان ربی العظيم و بحمده».

ثُمَّ اسْتَوَى قَائِماً فَلَمَّا اسْتَمْكَنَ مِنَ الْقِيَامِ قَالَ: «سَمِعَ اللَّهُ لِمَنْ حَمِدَهُ» . ثُمَّ كَبَّرَ وَ هُوَ قَائِمٌ وَ رَفَعَ يَدَيْهِ حِيَالَ وَجْهِهِ ثُمَّ سَجَدَ وَبَسَطَ كَفَّيْهِ مَضْمُومَتَيِ الْأَصَابِعِ بَيْنَ يَدَيْ رُكْبَتَيْهِ حِيَالَ وَجْهِهِ. فَقالَ: «سُبْحَانَ رَبِّيَ الْأَعْلَى وَ بِحَمْدِهِ» ثَلَاثَ مَرَّاتٍ .وَ لَمْ يَضَعْ شَيْئاً مِنْ جَسَدِهِ عَلَى شَيْءٍ مِنْهُ وَ سَجَدَ عَلَى ثَمَانِيَةِ أَعْظُم الْكَفَّيْنِ وَ الرُّكْبَتَيْنِ وَأَنَامِلِ إِبْهَامَى الرَّجُلَيْنِ وَ الْجَبْهَةِ وَ الْأَنْفِ وَ قَالَ: سَبْعَةٌ مِنْهَا فَرْضٌ يُسْجَدُ عَلَيْهَا وَهِيَ الَّتِي ذَكَرَهَا اللَّهُ فِي كِتَابِهِ.فَقالَ: (وَ أَنَّ الْمَسَاجِدَ لِلَّهِ فَلَا تَدْعُوا مَعَ اللهِ أَحَداً وَ هِيَ الْجَبْهَةُ وَ الْكَفَّانِ وَ الرُّكْبَتَانِ وَ الْإِبْهَامَانِ وَوَضْعُ الْأَنْفِ عَلَى الْأَرْضِ سُنَّةٌ.)و بعد حضرتش راست ایستاد، و چون به طور کامل به حالت ایستاده و مستقیم قرار گرفت، فرمود: «سمع الله لمن حمده».آن گاه در حالی که ایستاده بود دست های خود را تا نزدیک صورت خویش بلند کرد و همزمان با این حرکت، فرمود: «الله اکبر».و بعد به سجده رفت و دو کف دست خود را در حالی که انگشتانش به هم چسبیده بود، مقابل زانوان، نزدیک صورت خویش بلند کرد و سه بار فرمود: «سبحان ربي الأعلى وبحمده» و سجده را چنان به جا آورد که هیچ عضوی از اعضای خود را بر عضو دیگری تکیه نداد و هنگام سجده هشت موضع را بر زمین نهاده بود: دو کف دست، دو زانو، دو شست پا، پیشانی و بینی، و فرمود: هفت موضع از این اعضا، واجب است که با آن ها سجده شود و این اعضا همان است که خدا در کتاب خود ذکر کرده و فرموده: «و به راستی سجده گاه از آن خداوند است. پس هرگز با وجود خدا کسی را فرا نخوانید». سجده گاه ها عبارتند از: پیشانی، دو کف دست دو، زانو، دو شست پا. و بینی بر خاک نهادن سنّت است.

ثُمَّ رَفَعَ رَأْسَهُ مِنَ السُّجُودِ، فَلَمَّا اسْتَوَى جَالِسًا قَالَ: «اللَّهُ أَكْبَرُ» ثُمَّ قَعَدَ عَلَى فَخِذِهِ الْأَيْسَرِ وَ قَدْ وَضَعَ ظَاهِرَ قَدَمِهِ الْأَيْمَنِ عَلَى بَطْنِ قَدَمِهِ الْأَيْسَر وَ قَالَ: «أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ رَبِّي وَ أَتُوبُ إِلَيْهِ».ثُمَّ كَبَّرَ وَ هُوَ جَالِسٌ وَ سَجَدَ السَّجْدَةَ الثَّانِيَةَ وَ قَالَ كَمَا قَالَ فِي فِي الْأُولَى، وَ لَمْ يَضَعْ شَيْئاً مِنْ بَدَنِهِ عَلَى شَيْءٍ مِنْهُ فِي رُكُوعِ وَ لَا سُجُودٍ وَ كَانَ مُجَنِّحاً وَ لَمْ يَضَعْ ذِرَاعَيْهِ عَلَى الْأَرْضِ.فَصَلَّى رَكْعَتَيْنِ عَلَى هَذَا وَ يَدَاهُ مَضْمُومنَا الْأَصَابِع وَ هُوَ جَالِسٌ فِي التَشَهدِ، فَلَمَّا فَرَغَ مِنَ التَّشَهُدِ سَلَّمَ. فَقَالَ: يَا حَمَّادُ! هَكَذَا صَلَّ.سپس سر از سجده بر داشت و وقتی نشست فرمود: «الله اکبر».آن گاه بر ران چپ خود نشست بدین شکل که پشت پای راستش را درون پای چپ _ یا کف پای چپ _ قرار داد، و در این حال فرمود: «استغفر الله ربی و أتوب إليه» و در همان حال که نشسته بود، فرمود: «الله اکبر» و به سجدۀ دوم رفت، و همان افعال و اقوالی را که در سجده های اول انجام داده بود به جای آورد و در رکوع و سجود هر عضوی از بدنش را بر عضوی دیگر نگذارد، بلکه به صورت بالوار بود بازوان خود را از دو طرف شانه گشوده و بالاتر از زمین نگه داشته و بر زمین نگذاشته بود.به این ترتیب آن حضرت دو رکعت نماز خواند و انگشتان دو دستش به هم چسبیده بود و در حال تشهد نیز نشسته بود، و چون از تشهّد فارغ شد، سلام داد و بعد فرمود: ای حمّاد! این چنین نماز بخوان.

### بخش بیست و یکم#### قرائت قرآن...(21 بَابُ قِرَاءَةِ الْقُرْآنِ)1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْن عَمَّارٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: إِذَا قُمْتُ لِلصَّلاةِ أَقْرَأُ (بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ فِي فَاتِحَةِ الْقُرْآنِ؟ قَالَ: نَعَمْ

قُلْتُ: فَإِذَا قَرَأْتُ فَاتِحَةَ الْقُرْآنِ أَقْرَأُ بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ مَعَ السُّورَةِ؟

قَالَ: نَعَمْ.

2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ يَحْيَى بْنِ أَبِي عِمْرَانَ الْهَمْدَانِيُّ قَالَ:

كَتَبْتُ إِلَى أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام: جُعِلْتُ فِدَاكَ! مَا تَقُولُ فِي رَجُلٍ ابْتَدَأَ بِـ «بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ» فِي صَلَاتِهِ وَحْدَهُ فِي أُمَّ الْكِتَابِ، فَلَمَّا صَارَ إِلَى غَيْرِ أُمِّ الْكِتَابِ مِنَ السُّورَةِ تَرَكَهَا. فَقالَ الْعَبَّاسِيُّ: لَيْسَ بِذَلِكَ بَأْسٌ.

فَكَتَبَ بِخَطْهِ: يُعِيدُهَا مَرَّتَيْن عَلَى رَغْمَ أَنْفِهِ، يَعْنِي الْعَبَّاسِي.

بخش بیست و یکم: قرائت قرآن

1 - معاوية بن عمّار گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: هرگاه برای نماز بر خاستم، (بِسمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ) را در سورۀ حمد بخوانم؟

فرمود: آری.

عرض کردم: چون حمد را خواندم، آیا با سوره نیز (بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ) را بخوانم؟

فرمود: آری.

2 - یحیی بن ابی عمران همدانی گوید: طی نامه ای به امام جواد علیه السَّلام نوشتم: فدایت شوم! چه می فرمایید دربارۀ کسی که در نماز خود، فقط در سوره حمد بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم می گوید و چون به سوره می رسد، آن را ترک می کند که عباسی (1)در این باره گفته است که اشکالی ندارد.)حضرت با خط مبارک خویش نوشت: بر خلاف سخن او، «بسم الله» در هر دو مورد خوانده شود.


1) عباسی، همان هشام بن ابراهیم عبّاسی است که با امام رضا و امام جواد علیهما السَّلام مخالف بوده است

3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيّ عَنْ عَبَّادِ بْنِ يَعْقُوبَ عَنْ عَمْرِو بْنِ مُصْعَبِ عَنْ فُرَاتِ بْنِ أَحْنَفَ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام قَالَ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ:أَوَّلُ كُلِّ كِتَابٍ نَزَلَ مِنَ السَّمَاءِ بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِ رَّحِيمٍ فَإِذَا قَرَأْتَ قَرَأْتَ (بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ فَلَا تُبَالِي أَلَّا تَسْتَعِيدَ ، وَإِذَا قَرَأْتَ (بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ) سَتَرَتْكَ فِيمَا بَيْنَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ.)4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ الْخَزَّازِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام: الْقِرَاءَةُ فِي الصَّلَاةِ فِيهَا شَيْءٌ مُوَقِّتُ؟قَالَ: لَا ، إِلَّا الْجُمُعَةَ تَقْرَأُ فِيهَا الْجُمُعَةَ وَ الْمُنَافِقِينَ.5 - عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ جَمِيلٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:إِذَا كُنْتَ خَلْفَ إِمَام فَقَرَأَ الْحَمْدَ وَ فَرَغَ مِنْ قِرَاءَتِهَا فَقُلْ أَنْتَ: «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ»، وَ لَا تَقُلْ: آمِينَ.3 - فرات بن احنف گوید: از امام باقر علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:آغاز هر کتابی که از آسمان نازل شده (بِسْمِ اللهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيمِ( است و چون «بسم الرحمان الرحیم» را خواندی، اگر استعاذه نکنی اشکالی ندارد، و هرگاه ﴿بِسْمِ اللهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِیم را خواندی، از آن چه در میان آسمانها و زمین است تو را حفظ می کند.)4 - محمّد بن مسلم گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: آیا در قرائت نمازهای یومیه سوره های معینی باید خوانده شود؟فرمود: نه، مگر در نماز جمعه که در این نماز، باید سورۀ جمعه و منافقین خوانده شود.5 - جمیل گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:هرگاه پشت سر امام جماعت نماز می خوانی و امام، سورۀ حمد را می خواند و از قرائت آن فارغ می شود بگو: «الحمد لله ربّ العالمین» و «آمین» نگو.

6 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أَذَيْنَةَ وَ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَر علیه السَّلام قَالَ:لَا يُكْتَبُ مِنَ الْقِرَاءَةِ وَ الدُّعَاءِ إِلَّا مَا أَسْمَعَ نَفْسَهُ.7 - أَبُو دَاوُدَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ حَسَنٍ الصَّيْقَلِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام: أَيُجْزِئُ عَنِّي أَنْ أَقْرَأُ فِي الفَرِيضَةِ فَاتِحَةً الْكِتَابِ وَحْدَهَا إذَا كُنْتُ مُسْتَعْجِلاً، أَوْ أَعْجَلَنِى شَيْءٌ .فَقالَ: لَا بَأْسَ.8 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنِ ابْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ صَفْوَانَ الْجَمَّال قَالَ:صَلَّى بِنَا أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام الْمَغْرِبَ، فَقَرَأَ بِالْمُعَوَّذَتَيْنِ فِي الرَّكْعَتَيْنِ.9 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:6 - زراره گوید: امام باقر ععلیه السَّلام فرمود:از قرائت و دعا هیچ چیز به حساب شخص نگاشته نمی شود مگر آنچه که خود آن را بشنود.7 - حسن صیقل گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم آیا کافی است که در نماز واجب در صورتی که عجله دارم یا کاری فوری برایم پیش آمده، فقط سورۀ حمد را بخوانم؟فرمود: اشکالی ندارد.8 - صفوان جمّال گوید: امام صادق علیه السَّلام نماز مغرب را با جماعت بر ما اقامه نمود و در دو رکعت (اوّل و دوم معوذتین (یعنی سورۀ فلق و ناس) را خواند.)9 - عبد الله بن سنان گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

يَجُوزُ لِلْمَرِيضِ أَنْ يَقْرَأُ فِي الْفَرِيضَةِ فَاتِحَةَ الْكِتَابِ وَحْدَهَا، وَ يَجُوزُ لِلصَّحِيحِ فِي قَضَاءِ صَلَاةِ التَّطَوُّعِ بِاللَّيْلِ وَالنَّهَارِ.10 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ صَفْوَانَ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:إِنَّمَا يُكْرَهُ أَنْ يُجْمَعَ بَيْنَ السُّورَتَيْنِ فِى الْفَرِيضَةِ، فَأَمَّا النَّافِلَةُ فَلَا بَأْسَ.11 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى بِإِسْنَادِ لَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:يُكْرَهُ أَنْ يُقْرَأَ قُلْ (هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ فِي نَفَسٍ وَاحِدٍ.)12 - أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْن أَحْمَدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْن عَبْدِ الْحَمِيدِ عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ حَازِمٍ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام.لَا تَقْرَأْ فِي الْمَكْتُوبَةِ بِأَقَلَّ مِنْ سُورَةٍ وَ لَا بِأَكْثَرَ.13 - أَبُو دَاوُدَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ صَفْوَانَ الْجَمَّالِ قَالَ : سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام يَقُولُ:بیمار می تواند در نماز واجب، فقط سورۀ حمد را بخواند و برای غیر بیمار نیز جایز است که در قضای نمازهای نافلهٔ شبانه روز خود فقط سورۀ حمد را بخواند.10 - زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:مکروه است که در نماز واجب، دو سوره با هم خوانده شود، اما در نماز نافله اشکالی ندارد.11 - محمّد بن یحیی با اسناد خود گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:مکروه است که (قل هو الله احد به یک نفس در نماز خوانده شود.)12 - منصور بن حازم گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:در نماز واجب از یک سوره کمتر و یا بیشتر مخوان.13 - صفوان جمّال گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:

صَلاةُ الْأَوَّابِينَ الْخَمْسُونَ كُلُّهَا بـ (قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ.)14 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ صَالِحٍ بْنِ عُقْبَةَ عَنْ أَبِي هَارُونَ الْمَكْفُوفِ قَالَ: سَأَلَ رَجُلٌ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام - وَأَنَا حَاضِرٌ - كَمْ يُقْرَأُ فِي الزَّوَالِ؟فَقَالَ: ثَمَانِينَ آيَةً.فَخَرَجَ الرَّجُلُ فَقالَ: يَا أَبَا هَارُونَ هَلْ رَأَيْتَ شَيْخاً أَعْجَبَ مِنْ هَذَا الَّذِي سَأَلَنِي عَنْ شَيْءٍ فَأَخْبَرْتُهُ وَ لَمْ يَسْأَلْنِي عَنْ تَفْسِيرِهِ؛ هَذَا الَّذِي يَزْعُمُ أَهْلُ العِرَاقِ أَنَّهُ عَاقِلُهُمْ يَا أَبَا هَارُونَ إِنَّ الْحَمْدَ سَبْعُ آيَاتٍ وَ (قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ ثَلَاتُ آيَاتٍ، فَهَذِهِ عَشْرُ آيَاتِ وَ الزَّوَالَ ثَمَانُ رَكَعَاتِ، فَهَذِهِ ثَمَانُونَ آيَةً.)15 - عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنِ ابْنِ رِئَابِ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ: سَأَلْتُهُ هَلْ يَقْرَأُ الرَّجُلُ فِي صَلَاتِهِ وَ ثَوْبُهُ عَلَى فِيهِ؟قَالَ: لَا بَأْسَ بِذَلِكَ إِذَا أَسْمَعَ أُذُنَيْهِ الْهَمْهَمَةً.نماز توّابین (توبه کنندگان پنجاه رکعت است که همۀ آن ها با (قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ) خوانده می شود.)14 - ابوهارون مکفوف گوید: در خدمت امام صادق علیه السَّلام حضور داشتم که شخصی از حضرتش پرسید: در نافلۀ ظهر چند آیه باید خواند؟فرمود: هشتاد آیه.مرد بیرون رفت. امام علیه السّلام فرمود: ای ابا هارون آیا پیر مردی عجیبتر از این شخص دیده ای؟ چیزی از من پرسید و به او پاسخ دادم، امّا تفسیر آن را از من نپرسید! مردم عراق گمان می کنند که او عاقلترین آن هاست.ای ابا هارون به راستی که سورهٔ حمد هفت آیه و (قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ سه آیه است که در مجموع ده آیه می شوند، و نافلهٔ ظهر هشت رکعت است. پس این هشتاد آیه شد.)15 - حلبی گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: آیا کسی می تواند در حالی که لباسش روی دهانش را گرفته، نماز گزارد؟فرمود: اشکالی ندارد، در صورتی که گوش هایش، صدایش را بشنوند.

16 - أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ ابِي حَمْزَةَ عَمَّنْ ذَكَرَهُ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:يُجْزِئُكَ مِنَ الْقِرَاءَةِ مَعَهُمْ مِثْلُ حَدِيثِ النَّفْسِ.17 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْ فَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:تَلْبيَةُ الأَخْرَس وَ تَشَهدُهُ وَ قِرَاءَتُهُ لِلْقُرْآنِ فِى الصَّلاةِ تَحْرِيكُ لِسَانِهِ وَ إِشَارَتُهُ بإصْبَعِهِ.18 - وَ عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ الْمَدَائِنِي عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ عَمَّارِ بْنِ مُوسَى عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام أَنَّهُ قَالَ فِي الرَّجُلِ يَنْسَى حَرْفاً مِنَ الْقُرْآنِ فَيَذْكُرُ وَ هُوَ رَاكِعٌ هَلْ يَجُوزُ لَهُ أَنْ يَقْرَأُ فِي الرُّكُوع؟قَالَ: لَا، وَ لَكِنْ إِذَا سَجَدَ فَلْيَقْرَأْ.16 - راوی گوید: امام صادق فرمود:هنگام نماز خواندن با آنها (سنّی ها صدایت برای قرائت، به همان اندازه ای که خودت می شنوی، کافی است.)17 - سکونی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:لبّیک گفتن شخص گنگ و لال، تشهد و قرآن خواندن او در نماز، حرکت دادن زبان و اشارۀ با انگشتان اوست.18 - عمّار بن موسی گوید: امام صادق علیه السَّلام دربارۀ کسی که حرفی از قرآن را (در قرائت نماز فراموش می کند و در حال رکوع به یادش می آید، در این که آیا برای او جایز است که در رکوع آن را بخواند یا نه؟ فرمود:)نه ولی چون سجده رفت، آن را بخواند.

19 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عُبْدُوسٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ زَاوِيَةَ عَنْ أَبِي عَلِيِّ بْنِ رَاشِدٍ قَالَ:قُلْتُ لِأَبِي الْحَسَنِ علیه السَّلام: جُعِلْتُ فِدَاكَ! إِنَّكَ كَتَبْتَ إِلَى مُحَمَّدِ بْنِ الْفَرَج تُعَلِّمُهُ أَنَّ أَفْضَلَ مَا تَقْرَأْ فِى الْفَرَائِضِ بـ(إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ وَ (قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ) وَإِنَّ صَدْرِي لَيَضِيقُ بِقِرَاءَتِهِمَا فِي الْفَجْرِ .)فقال علیه السَّلام: لا يَضِيقَنَّ صَدْرُكَ بهمَا، فَإِنَّ الْفَضْلَ _ وَ اللهِ _ فِيهِمَا.20 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ صَفْوَانَ الْجَمَّالِ قَالَ:صَلَّيْتُ خَلْفَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام أَيَّاماً فَكَانَ إِذَا كَانَتْ صَلَاةٌ لَا يُجْهَرُ فِيهَا جَهَرَ بِـ (بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ وَ كَانَ يَجْهَرُ فِي السُّورَتَيْنِ جَمِيعاً.)21 - وَ عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْن عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللهِ عَزَّ وَجَلَّ: (وَلَا تَجْهَرْ بِصَلَاتِكَ وَلَا تُخَافِتْ بها.)قَالَ: الْمُخَافَتَةُ مَا دُونَ سَمْعِكَ ، وَ الْجَهْرُ أَنْ تَرْفَعَ صَوْتَكَ شَدِيداً.19 - أبو على بن راشد گوید: به امام علی النقی علیه السَّلام عرض کردم: فدایت شوم! شما به محمّد بن فرج نوشته اید و به او تعلیم داده اید که بهترین سوره ای که در نمازهای واجب خوانده می شود، ﴿إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ و قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ است و سینۀ من به هنگام خواندن این دو سوره در نماز صبح تنگ می شود.)فرمود: سینۀ تو برای خواندن این دو سوره تنگ نشود؛ زیرا به خدا سوگند که فضیلت در این دو سوره است.20 - صفوان جمّال گوید: مدّتی به امامت امام صادق علیه السَّلام نماز گزاردم حضرتش در نمازهایی که قرائت در آن ها آهسته است، در هر دو سوره بـ(ِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ را بلند می خواند.)21 - سماعه گوید: از امام علیه السَّلام دربارهٔ فرمایش خدای تعالی که می فرماید: «صدای خود را به نماز بلند نکن و آهسته هم نخوان» پرسیدم.فرمود: آهسته آن است که خود نیز نشنوی، و بلند خواندن آن است که آواز خود را سخت بلند کنی.

22 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام بْنِ الْمُغِيرَةِ قَالَ: حَدَّثَنِي مُعَاذُ بْنُ مُسْلِم عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام أَنَّهُ قَالَ:لَا تَدَعْ أَنْ تَقْرَأَ بِهِ (قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ وَ (قُلْ يَا أَيُّهَا الْكَافِرُونَ) فِي سَبْعِ مَوَاطِنَ: فِي الرَّكْعَتَيْنِ قَبْلَ الْفَجْرِ، وَ رَكْعَتَي الزَّوَالِ، وَ رَكْعَتَيْنِ بَعْدَ الْمَغْرِبِ، وَ رَكْعَتَيْنِ مِنْ أَوَّلِ صَلاَةِ اللَّيْلِ، وَ رَكْعَتَي الْإِحْرَام وَ الْفَجْرِ إِذَا أَصْبَحْتَ بِهَا، وَ رَكْعَتَي الطَّوَافِ.)وَ فِي رِوَايَةٍ أُخْرَى: أَنَّهُ يُبْدَأُ فِي هَذَا كُلِّهِ بـ (قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ وَ فِي الرَّكْعَةِ الثَّانِيَةِ بِـ (قُلْ يَا أَيُّهَا الْكَافِرُونَ) إِلَّا فِى الرَّكْعَتَيْنِ قَبْلَ الْفَجْرِ، فَإِنَّهُ يُبْدَأُ بـِ (قُلْ يَا أَيُّهَا الْكَافِرُونَ) ثُمَّ يُقْرَأُ فِي الرَّكْعَةِ الثَّانِيَةِ بِ- (قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ).)23 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِم قَالَ: سُئِلَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَن الرَّجُل يَؤُمُ الْقَوْمَ فَيَغْلَطُ.قَالَ: يَفْتَحُ عَلَيْهِ مَنْ خَلْفَهُ.22 - معاذ بن مسلم گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:در هفت موضع، خواندن قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ و قُلْ يَا أَيُّهَا الْكَافِرُونَ را ترک مکن: در دو رکعت نافلۀ صبح دو رکعت نافلۀ ظهر، دو رکعت نافلۀ مغرب، دو رکعت اوّل نماز شب، دو رکعت احرام، دو رکعت نافلۀ نماز صبح - اگر فجر را با آن دو آغاز کنی - و دو رکعت طواف.)و در روایت دیگری آمده: تمام نمازهای مذکور با (قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ آغاز شود و در ركعت دوم (قُلْ يَا أَيُّهَا الْكَافِرُونَ) خوانده شود، مگر در دو رکعت نافلۀ صبح که با ﴿قُلْ يَا أَيُّهَا الْكَافِرُونَ) آغاز گردد، سپس در رکعت دوم، ﴿قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ) خواند شود.)23 - محمّد بن مسلم گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدند: کسی که بر گروهی امامت می کند و راه قرائت بر او بسته می شود (یعنی فراموش می کند یا به غلط می افتد چه وظیفه ای دارد؟.)فرمود: کسی که پشت سر اوست، باید راه را بر او بگشاید (یعنی به یاد او بیاورد و یا غلط او را اصلاح کند.)

24 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِي عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام أَنَّهُ قَالَ فِي الرَّجُلِ يُصَلِّي فِي مَوْضِع ثُمَّ يُرِيدُ أَنْ يَتَقَدَّمَ.قَالَ: يَكُفُ عَنِ الْقِرَاءَةِ فِي مَشْيِهِ حَتَّى يَتَقَدَّمَ إِلَى الْمَوْضِعِ الَّذِي يُرِيدُ ثُمَّ يَقْرَأُ25 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَن الْحُسَيْن بْن عُثمانَ عَنْ عَمْرُو بْن أَبِى نَصْرِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: الرَّجُلُ يَقُومُ فِي الصَّلاةِ فَيُرِيدُ أَنْ يَقْرَأَ سُورَةً فَيَقْرَأُ (قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ وَ (قُلْ يَا أَيُّهَا الْكَافِرُونَ.)فَقالَ: يُرْجَعُ مِنْ كُلِّ سُورَةٍ إِلَّا مِنْ قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ وَ مِنْ (قُلْ يَا أَيُّهَا الْكَافِرُونَ.)26 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنْ دَاوُدَ بْنِ فَرْقَدٍ عَنْ صَابِرٍ مَوْلَى بَسَّامِ قَالَ:أَمَّنَا أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام فِى الصَّلاةِ الْمَغْرِبِ. فَقَرَأَ الْمُعَوَّذَتَيْن. ثُمَّ قَالَ: هُمَا مِنَ الْقُرْآنِ.24 - سکونی گوید: امام صادق علیه السَّلام در مورد کسی که در مکانی نماز می خواند و می خواهد در همان حال نماز، اندکی به جلو حرکت کند، فرمود:باید در هنگام راه رفتن از قرائت دست بکشد تا آنجا که می خواهد پیش برود، سپس قرائت را ادامه دهد.25 - عمرو بن ابی نصر گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم شخصی به نماز می ایستد و می خواهد سوره ای بخواند، ولی (از روی اشتباه سورۀ (قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ) وقُلْ يَا الْكَافِرُونَ را می خواند.)فرمود: از هر سوره ای که از روی اشتباه آن را شروع کرده، باید باز گردد، مگر سورۀ ﴿قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ وَ (قُلْ يَا أَيُّهَا الْكَافِرُونَ).)26 - صابر گوید: نماز مغرب را به امامت امام صادق علیه السَّلام خواندیم، حضرتش دو سورۀ معوذتین (سورۀ فلق و ناس را خواند،سپس فرمود:)این دو سوره ار سوره های قرآنند (1.)


1) این سخن در ابطال گفتار جماعتی از عامّه است که این دو سوره را از قرآن نمی دانند

27 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْن سِنَانٍ قَالَ:قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: عَلَى الْإِمَامِ أَنْ يُسْمِعَ مَنْ خَلْفَهُ وَ إِنْ كَثُرُوا؟فَقالَ: لِيَقْرَأْ قِرَاءَةً وَسَطاً ، يَقُولُ اللهُ تَبَارَكَ وَتَعَالَى: ﴿وَ لَا تَجْهَرْ بِصَلَاتِكَ وَلَا تُخَافِتْ بِها.)28 - عَلِيٌّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَن الَّذِي لَا يَقْرَأُ فَاتِحَةَ الْكِتَابِ فِي صَلاتِهِ.قَالَ لَا صَلاةَ لَهُ إِلَّا أَنْ يَبْدَأَ بِهَا فِى جَهْرٍ أَوْ إِخْفَاتٍ.قُلْتُ: أَيُّهُمَا أَحَبُّ إِلَيْكَ إِذَا كَانَ خَائِفًا أَوْ مُسْتَعْجِلاً يَقْرَأُ بِسُورَةٍ أَوْ فَاتِحَةِ الْكِتَابِ ؟قَالَ: فَاتِحَةَ الْكِتَابِ.27 - عبدالله بن سنان گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: آیا بر امام جماعت لازم است که صدای قرائت خود را به گوش کسانی که پشت سر او هستند برساند، گرچه بسیار باشند؟فرمود: باید قرائت را با صدای متوسّط بخواند، زیرا خداوند تبارک و تعالی می فرماید: «نمازت را بلند مخوان، و بسیار آهسته نیز خوان».28 - محمّد بن مسلم گوید: از آن حضرت (امام باقر یا امام صادق علیهما السّلام پرسیدم: کسی که در نماز خود سوره حمد را نمی خواند (چه حکمی دارد؟))فرمود: نمازی برای او نیست، مگر این که در نمازهای جهری و یا اخفاتی نماز را با سورۀ حمد شروع کند.عرض کردم: به نظر شما اگر از چیزی بترسد، یا عجله داشته باشد، بهتر است کدام یک را بخواند حمد یا سورهای دیگر را؟فرمود: سورۀ حمد را بخواند

### بخش بیست و دوم#### سوره هایی که دارای سجده واجبند...(22 بَابُ عَزَائِمِ السُّجُودِ)1 - جَمَاعَةٌ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:لا إذَا قَرَأْتَ شَيْئاً مِنَ الْعَزَائِمِ الَّتِي يُسْجَدُ فِيهَا فَلاَ تُكَبِّرْ قَبْلَ سُجُودِكَ، وَلَكِنْ تُكَبِّرُ حِينَ تَرْفَعُ رَأْسَكَ وَ الْعَزَائِمُ أَرْبَع حم السَّجْدَةُ، وَ تَنْزِيلٌ، وَ النَّجْمُ، وَ اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ.)2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: قَالَ:إِذَا قُرِئَ شَيْءٌ مِنَ الْعَزَائِمِ الْأَرْبَع فَسَمِعْتَهَا فَاسْجُدْ، وَإِنْ كُنْتَ عَلَى غَيْرِ وُضُوءٍ، وَإِنْ كُنْتَ جُنُباً، وَ إِنْ كَانَتِ الْمَرْأَةُ لَا تُصَلِّي، وَ سَائِرُ الْقُرْآنِ أَنْتَ فِيهِ بِالْخِيَارِ، إِنْ شِئْتَ سَجَدْتَ، وَإِنْ شِئْتَ لَمْ تَسْجُدْ.بخش بیست و دوم: سوره هایی که دارای سجده واجب هستند1 - عبد الله بن سنان گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:هرگاه آیه ای را که سجده دارد، خواندی پیش از سجده تکبیر نگو، ولی هنگامی از سجده بر داشتی، تکبیر بگو، و سوره هایی که آیۀ سجده دارند، چهار سوره هستند: حم سجده، تنزيل (الم سجده، نجم و «اقرأ باسم ربّك».)2 - ابو بصیر گوید: امام علیه السَّلام فرمود:هرگاه آیه سجده داری از سوره های چهارگانه خوانده شود و آن را بشنوی، سجده کن گرچه وضو نداشته باشی، اگر چه جنب باشی و هم چنین است اگر زنی (به علت حیض یا نفاس نماز نمی خواند، ولی آن آیه را بشنود، و در سوره های دیگر قرآن اختیار داری، اگر خواستی سجده کن و اگر نخواستی سجده نکن.)

3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى بْنِ عُبَيْدٍ عَنْ يُونُسَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَانِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنْ رَجُلٍ سَمِعَ السَّجْدَةَ تُقْرَأُ.قَالَ: لَا يَسْجُدُ إِلَّا أَنْ يَكُونَ مُنْصِتاً لِقِرَاءَتِهِ مُسْتَمِعاً لَهَا، أَوْ يُصَلِّيَ بِصَلَاتِهِ، فَأَمَّا أَنْ يَكُونَ يُصَلِّي فِي نَاحِيَةٍ وَأَنْتَ تُصَلِّي فِي نَاحِيَةٍ أُخْرَى فَلاَ تَسْجُدْ لِمَا سَمِعْتَ.4 - أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:إِنْ صَلَّيْتَ مَعَ قَوْمٍ فَقَرَأَ الْإِمَامُ اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ أَوْ شَيْئاً مِنَ الْعَزَائِم وَ فَرَغَ مِنْ قِرَاءَتِهِ وَ لَمْ يَسْجُدْ فَأَوْم إيمَاءٌ، وَ الْحَائِضُ تَسْجُدُ إِذَا سَمِعَتِ السَّجْدَةَ.5- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرِ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام أَنَّهُ سُئِلَ عَن الرَّجُل يَقْرَأُ بِالسَّجْدَةِ فِي آخِرِ السُّورَةِ.لا قَالَ: يَسْجُدُ ثُمَّ يَقُومُ فَيَقْرَأُ فَاتِحَةَ الْكِتَابِ ثُمَّ يَرْكَعُ وَ يَسْجُدُ.3 - عبدالله بن سنان گوید: از امام صادق علیه السَّلام در مورد کسی که آیۀ سجده را می شنود، پرسیدم.فرمود: سجده لازم نیست، مگر این که در حال سکوت قرائت قاری را بشنود، یا این که با او (به جماعت نماز می گزارد اما اگر قاری در گوشه ای نماز می خواند و تو در گوشه ای دیگر برای آن چه که شنیده ای، سجده لازم نیست.)4 - ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:اگر با گروهی نماز گزاردی و امام جماعت (اقْرَأْ بِاسْم رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ یا آیه ای از سوره های سجده دار را خواند و از قرائت خود فارغ شد و سجده نکرد، پس تو با اشاره سجده کن، و زن حائض نیز هرگاه آيۀ سجده را بشنود ،باید سجده کند.)5 - حلبی گوید: از امام صادق علیه السَّلام در مورد کسی که آیۀ سجده را در آخر سوره می خواند، سؤال شد.فرمود: به سجده می رود، سپس بر می خیزد و حمد را می خواند و پس از آن به رکوع می رود و سجده می کند.

6 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ سَعِيدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ عُرْوَةَ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السَّلام قَالَ:لَا تَقْرَأْ فِي الْمَكْتُوبَةِ بِشَيْءٍ مِنَ الْعَزَائِمِ، فَإِنَّ السُّجُودَ زِيَادَةٌ فِي الْمَكْتُوبَةِ .### بخش بیست و سوّم#### قرائت و تسبیح در دو رکعت آخر...(23 بَابُ الْقِرَاءَةِ فِي الرَّكْعَتَيْنِ الْأَخِيرَتَيْنِ وَ التَّسْبِيحَ فِيهِمَا)1 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْن عَمَّارٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَن الْقِرَاءَةِ خَلْفَ الْإِمَام فِي الرَّكْعَتَيْنِ الأَخِيرَتَيْنِ .فَقالَ: الْإِمَامُ يَقْرَأُ فَاتِحَةَ الْكِتَابِ وَ مَنْ خَلْفَهُ يُسَبِّحُ، فَإِذَا كُنْتَ وَحْدَكَ فَاقْرَأْ فِيهِمَا، وَإِنْ شِئْتَ فَسَبِّحْ.6 - زراره از امام (باقر یا امام صادق علیهما السَّلام روایت کرده که حضرتش فرمود:)در نمازهای واجب، هیچ یک از سوره هایی را که سجده دارند، مخوان؛ زیرا که سجده در نمازهای واجب باعث زیاد شدن (ارکان نماز می شود.)بخش بیست و سوم: قرائت و تسبیح در دو رکعت آخر1 - معاوية بن عمّار گوید: از امام صادق علیه السَّلام در مورد قرائت پشت سر امام جماعت در دو رکعت آخر پرسیدم.فرمود: باید امام جماعت سورۀ حمد را بخواند و کسی که پشت سر اوست، تسبیح بگوید، امّا اگر تنها و فرادا نماز بخوانی، در آن دو رکعت حمد را بخوان و اگر خواستی تسبیح بگو.

2 - مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام: مَا يُجْزِئُ مِنَ الْقَوْلِ فِي الرَّكْعَتَيْنِ الْأَخِيرَتَيْنِ.قَالَ: أَنْ تَقُولَ: «سُبْحَانَ اللهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ وَ اللهُ أَكْبَرُ» وَ تُكَبِّرُ وَ تَرْكَعُ.### بخش بیست و چهارم#### رکوع و تسبیح و دعای رکوع و ذکر پس از آن...(24 بَابُ الرُّكُوعِ وَ مَا يُقَالُ فِيهِ مِنَ التَّسْبِيحِ وَالدُّعَاءِ فِيهِ وَإِذَا رَفَعَ الرَّأْسَ مِنْهُ)1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَر علیه السَّلام قَالَ:إِذَا أَرَدْتَ أَنْ تَرْكَعَ فَقُلْ وَأَنْتَ مُنْتَصِبٌ: «اللَّهُ أَكْبَرُ».2 - زراره گوید: به امام باقر علیه السَّلام عرض کردم: در دو رکعت آخر چه ذکری کفایت می کند؟فرمود: این که بگویی: «سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله والله اكبر»، سپس تکبیر می گویی و به رکوع می روی.بخش بیست و چهارم: رکوع و تسبیح و دعای رکوع و ذکر پس از آن1 - زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:چون خواستی به رکوع بروی، در حالی که راست ایستاده ای بگو: «الله اکبر».

ثُمَّ ارْكَعْ وَ قُلْ: «اللَّهُمَّ لَكَ رَكَعْتُ وَ لَكَ أَسْلَمْتُ وَ بِكَ آمَنْتُ وَ عَلَيْكَ تَوَكَّلْتُ وَ أَنْتَ رَبِّي خَشَعَ لَكَ قَلْبِي وَ سَمْعِي وَ بَصَرِي وَ شَعْرِي وَ بَشَرِي وَ لَحْمِي وَ دَمِي وَ مُنِّي وَ عِظَامِي وَ عَصَبِي وَ مَا أَقَلَّتْهُ قَدَمَايَ غَيْرَ مُسْتَنْكِفٍ وَ لَا مُسْتَكْبِرٍ وَ لَا مُسْتَحْسِ» سُبْحَانَ رَبِّيَ الْعَظِيمِ وَبِحَمْدِهِ». ثَلَاثَ مَرَّاتٍ فِي تَرْتِيل.وَ تَصُفُ فِي رُكُوعِكَ بَيْنَ قَدَمَيْكَ تَجْعَلُ بَيْنَهُمَا قَدْرَ شِبْرٍ وَ تُمَكِّنُ رَاحَتَيْكَ مِنْ رُكْبَتَيْكَ وَتَضَعُ يَدَكَ الْيُمْنَى عَلَى رُكْبَتِكَ اليُمْنَى قَبْلَ اليُسْرَى وَ بَلع بأَطْرَافِ أَصَابِعِكَ عَيْنَ الرُّكْبَةِ وَ فَرِّجْ أَصَابِعَكَ إِذَا وَضَعْتَهَا عَلَى رُكْبَتَيْكَ وَأَقِمْ صُلْبَكَ وَ مُدَّ عُنقَكَ، وَ ليَكُنْ نَظَرُكَ بَيْنَ قَدَمَيْكَ.ثُمَّ قُلْ: «سَمِعَ اللهُ لِمَنْ حَمِدَهُ». وَأَنْتَ مُنْتَصِبٌ قَائِمُ: «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ أَهْلَ الْجَبَرُوتِ وَ الْكِبْرِيَاءِ وَ الْعَظَمَةُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ» تَجْهَرُ بِهَا صَوْتَكَ، ثُمَّ تَرْفَعُ يَدَيْكَ بِالتَّكْبِيرِ وَ تَخِرُّ سَاجِداً.سپس به رکوع برو و بگو: «اللَّهُمَّ لَكَ رَكَعْتُ وَ لَكَ أَسْلَمْتُ وَ بِكَ آمَنْتُ وَ عَلَيْكَ تَوَكَّلْتُ وَ أَنْتَ رَبِّي خَشَعَ لَكَ قَلْبِي وَ سَمْعِي وَ بَصَرِي وَ شَعْرِي وَ بَشَرِي وَ لَحْمِي وَ دَمِي وَ مُنِّي وَ عِظَامِي وَ عَصَبِي وَ مَا أَقَلَّتْهُ قَدَمَايَ غَيْرَ مُسْتَنْكِفٍ وَ لَا مُسْتَكْبِرٍ وَ لَا مُسْتَحْسِرٍ سُبْحَانَ رَبِّيَ الْعَظِيمِ وَ بِحَمْدِهِ»سپس سه مرتبه شمرده و با تأمّل می گویی «سبحان ربي العظيم و بحمده».و میان دو قدم خود را در رکوع برابر کن و فاصلۀ میان آن ها را به اندازۀ یک وجب قرار ده و دو کف خود را بر زانوان خویش بگذار و دست راست پیش از دست چپ بر آن بگذار و اطراف انگشتان خود را به اطراف زانو برسان، و چون انگشتان خود را بر زانوان خود گذاری، آن ها را بازکن و پشت خود را راست گردان و گردن خویش را بِکش و باید نگاه و نظر تو در میان دو قدم تو باشد. سپس (در حالی که از رکوع بر می خیزی بگو: «سمع الله لمن حمده» در حالی که راست ایستاده ای (می گویی: «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ أَهْلَ الْجَبَرُوتِ وَ الْكِبْرِيَاءِ وَ الْعَظَمَةُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ» که صدای خود را به هنگام گفتن آن، بلند می کنی، سپس دست های خود را به تکبیر بلند می نمایی و به سجده می افتی.)

2 - مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاج قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام فَقُلْتُ: مَا يَقُولُ الرَّجُلُ خَلْفَ الْإِمَامِ إِذَا قَالَ: «سَمِعَ اللَّهُ لِمَنْ حَمِدَهُ» ؟قَالَ: يَقُولُ: «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ»، وَ يَخْفِضُ مِنْ صَوْتِهِ.3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: قَالَ أبُو جَعْفَر علیه السَّلام:إِذَا أَرَدْتَ أَنْ تَرْكَعَ وَ تَسْجُدَ فَارْفَعْ يَدَيْكَ وَ كَبِّرْ ثُمَّ ارْكَعْ وَ اسْجُدْ.4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْن سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنْ أَبِي الْمَغْرَاءِ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام مَنْ لَمْ يُقِمْ صُلْبَهُ فِي الصَّلَاةِ فَلَا صَلاةَ لَهُ.2 - جميل بن درّاج گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم وقتی امام جماعت می گوید: «سمع الله لمن حمده» مأمون باید چه بگوید؟فرمود آهسته می گوید: «الحمد لله ربّ العالمين».3 - زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:هرگاه خواستی به رکوع بروی و سجده کنی، دست های خود را بلند کن و تکبیر بگو سپس رکوع و سجده کن.4 - ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:امیرمؤمنان على صلوات الله عليه فرمود: هر کس در نماز پشت خود را راست نکند، او را نماز کاملی نیست.

5 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ بْنِ بَزِيعٍ قَالَ :رَأَيْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السَّلام يَرْكَعُ رُكُوعاً أَخْفَضَ مِنْ رُكُوعِ كُلِّ مَنْ رَأَيْتُهُ يَرْكَعُ، وَكَانَ إِذَا رَكَعَ جَنَّحَ بِيَدَيْهِ.6 - أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:إِذَا رَفَعْتَ رَأْسَكَ مِنَ الرُّكُوعِ فَأَقِمْ صُلْبَكَ فَإِنَّهُ لَا صَلَاةَ لِمَنْ لَا يُقِيمُ صُلْبَهُ.7 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدٍ عَن السَّنْدِي بْنِ الرَّبيع عَنْ سَعِيدِ بْنِ جَنَاحَ قَالَ: كُنْتُ عِنْدَ أَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام فِي مَنْزِلِهِ بِالْمَدِينَةِ. فَقَالَ مُبْتَدِئاً:مَنْ أَتَمَّ رُكُوعَهُ لَمْ تَدْخُلُهُ وَحْشَةً فِى الْقَبْر.8 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ بَشِيرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ هِشَامٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام يُجْزِى عَنِّي أَنْ أَقُولَ مَكَانَ التَّسْبِيحَ فِي الرُّكُوعِ و السُّجُودِ: «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ اللَّهُ أَكْبَرُ» ؟قَالَ: نَعَمْ.5 - اسماعیل بن بزیع گوید:ابا الحسن علیه السَّلام را دیدم که در رکوع از همه بیشتر خم می شد و عادت آن حضرت بود که هرگاه به رکوع می رفت، بر دو کف دست خود تکیه می کرد.6 - ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:چون سر را از رکوع برداشتی، پشت خود را راست گردان؛ زیرا کسی که در این حال پشت خود را راست نكند، او را نمازی نیست.7 - سعید بن جناح گوید: در مدینه در خانه امام باقر علیه السَّلام در خدمت آن حضرت بودم که ابتداء فرمود:کسی که رکوع خود را کامل کند، در قبر وحشت و ترس بر او وارد نشود.8 - هشام گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: آیا کفایت می کند که در رکوع و سجود به جای تسبیح «لا اله الا الله و الله اکبر» بگویم؟فرمود: آری.

9- أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ يَزِيدَ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَلِيّ بْن عُقْبَةَ قَالَ:رَآنِي أَبُو الْحَسَنِ علیه السَّلام بِالْمَدِينَةِ، وَ أَنَا أَصَلِّي وَأَنْكُسُ بِرَأْسِي وَأَتَمَدَّدُ فِي رُكُوعِي.فَأَرْسَلَ إِلَيَّ : لَا تَفْعَلْ.### بخش بیست و پنجم#### سجده، تسبیح، دعای سجدۀ ...(25 بَابُ السُّجُودِ وَ التَّسْبِيحِ وَالدُّعَاءِ فِيهِ فِي الْفَرَائِضِ وَ النَّوَافِلِ وَ مَا يُقَالُ بَيْنَ السَّجْدَتَيْنِ)1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:إِذَا سَجَدْتَ فَكَبِّرْ وَ قُلِ: «اللَّهُمَّ لَكَ سَجَدْتُ وَ بِكَ آمَنْتُ وَ لَكَ أَسْلَمْتُ وَ عَلَيْكَ تَوَكَّلْتُ وَأَنْتَ رَبِّي سَجَدَ وَجْهِي لِلَّذِي خَلَقَهُ وَ شَقَّ سَمْعَهُ وَ بَصَرَهُ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ تَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ».9 - على بن عقبه گوید: امام کاظم علیه السَّلام مرا در مدینه دید که نماز می گزارم و سر خود را زیر می افکندم و در رکوع خود را می کشیدم.آن حضرت برای من پیغام فرستاد که چنین مکن.بخش بیست و پنجم: سجده، تسبیح، دعای سجدۀ نمازهای واجب و مستحب و آن چه میان دو سجده گفته می شود1 - حلبی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:هرگاه سجده کردی تکبیر بگو و این دعا را بخوان: «اللَّهُمَّ لَكَ سَجَدْتُ وَ بِكَ آمَنْتُ وَ لَكَ أَسْلَمْتُ وَ عَلَيْكَ تَوَكَّلْتُ وَ أَنْتَ رَبِّي سَجَدَ وَجْهِي لِلَّذِي خَلَقَهُ وَ شَقَّ سَمْعَهُ وَ بَصَرَهُ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ تَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ».

ثُمَّ قُلْ: «سُبْحَانَ رَبِّيَ الْأَعْلَى وَ بِحَمْدِهِ»، ثَلَاثَ مَرَّاتٍ.فَإِذَا رَفَعْتَ رَأْسَكَ فَقُلْ بَيْنَ السَّجْدَتَيْن: «اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِي وَ ارْحَمْنِي وَ أَجِرْنِي وَ ادْفَعْ عَنِّي إِنِّي لِمَا أَنْزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ تَبَارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ».2 - جَمَاعَةٌ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ حَفْصِ الْأَعْوَرِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:كَانَ عَلِيٌّ علیه السَّلام إِذَا سَجَدَ يَتَخَوَّى كَمَا يَتَخَوَّى الْبَعِيرُ الضَّامِرُ. يَعْنِي بُرُوكَهُ.3 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ قَالَ:رَأَيْتُ أَبَا الْحَسَن علیه السَّلامِ إِذَا سَجَدَ يُحَرِّكُ ثَلَاثَ أَصَابِعَ مِنْ أَصَابِعِهِ وَاحِدَةً بَعْدَ وَاحِدَةٍ تَحْرِيكاً خَفِيفاً كَأَنَّهُ يَعُدُّ التَّسْبِيحَ، ثُمَّ رَفَعَ رَأْسَهُ.سپس سه بار بگو: «سبحان ربی الاعلی و بحمده» و چون سر را از سجده برداشتی بگو:«اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِي وَ ارْحَمْنِي وَ أَجِرْنِي وَ ادْفَعْ عَنِّي إِنِّي لِمَا أَنْزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ تَبَارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ».2 - حفص اعور گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:حضرت علی صلوات الله علیه را رسم چنان بود که چون سجده می کرد، اعضای خود را از یکدیگر دور می داشت، همچنان که شتر لاغر به هنگام خوابیدن چنین می کند.3 - محمد بن اسماعیل گوید: امام رضا علیه السَّلام را دیدم که هرگاه به سجده می رفت، سه انگشت از انگشتان خویش را یکی پس از دیگری، آهسته تکان می داد، گویی تسبیح را می شمرد، سپس سر از سجده بر می داشت.

4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَر الأَحْوَلِ عَنْ أَبِي عُبَيْدَةَ الْحَذَّاءِ قَالَ:سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ يَقُولُ وَ هُوَ سَاجِدٌ: «أَسْأَلُكَ بِحَقِّ حَبِيبِكَ مُحَمَّدٍ إِلَّا بَدَّلْتَ سَيِّئَاتِي حَسَنَاتٍ، وَ حَاسَبْتَنِي حِسَاباً يَسِيراً».ثُمَّ قَالَ فِي الثَّانِيَةِ: «أَسْأَلُكَ بِحَقِّ حَبِيبِكَ مُحَمَّدٍ إِلَّا كَفَيْتَنِي مَؤونَةَ الدُّنْيَا وَ كُلَّ هَوْلٍ دُونَ الْجَنَّةِ».وَ قَالَ فِي الثَّالِثَةِ: «أَسْأَلُكَ بِحَقِّ حَبِيبِكَ مُحَمَّدٍ لَمَّا غَفَرْتَ لِيَ الْكَثِيرَ مِنَ الذُّنُوبِ وَ الْقَلِيلَ وَ قَبِلْتَ مِنِّي عَمَلِيَ الْيَسِيرَ».ثُمَّ قَالَ فِي الرَّابِعَةِ: «أَسْأَلُكَ بِحَقِّ حَبِيبِكَ مُحَمَّدٍ لَمَّا أَدْخَلْتَنِي الْجَنَّةَ وَ جَعَلْتَنِي مِنْ سُكَّانِهَا وَ لَمَّا نَجَّيْتَنِي مِنْ سَفَعَاتِ النَّارِ بِرَحْمَتِكَ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ».4 - ابو عبیده حذّاء گوید: از امام باقر علیه السَّلام شنیدم که در سجده (نخست می فرمود:)«أَسْأَلُكَ بِحَقِّ حَبِيبِكَ مُحَمَّدٍ إِلَّا بَدَّلْتَ سَيِّئَاتِي حَسَنَاتٍ، وَ حَاسَبْتَنِي حِسَاباً يَسِيراً».سپس در سجدۀ دوم می فرمود: «أَسْأَلُكَ بِحَقِّ حَبِيبِكَ مُحَمَّدٍ إِلَّا كَفَيْتَنِي مَؤونَةَ الدُّنْيَا وَ كُلَّ هَوْلِ دُونَ الْجَنَّةِ».آن گاه در سجد سۀوم می فرمود: «أَسْأَلُكَ بِحَقِّ حَبِيبِكَ مُحَمَّدٍ لَمَّا غَفَرْتَ لِيَ الْكَثِيرَ مِنَ الذُّنُوبِ وَ الْقَلِيلَ وَ قَبِلْتَ مِنِّي عَمَلِيَ الْيَسِيرَ».سپس در سجده چهارم می فرمود: «أَسْأَلُكَ بِحَقِّ حَبِيبِكَ مُحَمَّدٍ لَمَّا أَدْخَلْتَنِي الْجَنَّةَ وَجَعَلْتَنِي مِنْ سُكَانِهَا وَ لَمَّا نَجَّيْتَنِي مِنْ سَفَعَاتِ النَّارِ بِرَحْمَتِكَ وَ صَلَّى اللهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ».

5 - جَمَاعَةٌ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْن سُلَيْمَانَ قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنِ الرَّجُلِ يَذْكُرُ النَّبِيَّ صلّی اللهُ علیه وآله وَ هُوَ فِي الصَّلاةِ الْمَكْتُوبَةِ إِمَّا رَاكِعاً وَ إِمَّا سَاجِداً ، فَيُصَلِّى عَلَيْهِ وَ هُوَ عَلَى تِلْكَ الْحَالِ ؟فَقالَ: نَعَمْ، إِنَّ الصَّلاَةَ عَلَى نَبِيُّ اللَّهِ صلّى الله عليه وآله كَهَيْئَةِ التَّكْبِيرِ وَ التَّسْبِيحَ وَ هِيَ عَشْرُ حَسَنَاتٍ يَبْتَدِرُهَا ثَمَانِيَةَ عَشَرَ مَلَكًا أَيُّهُمْ يُبَلِّغُهَا إِيَّاهُ.6 - أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ عَنْ أَبَانِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ سَيَابَةَ قَالَ : قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام: أَدْعُو وَ أَنَا سَاجِدٌ؟فَقالَ: نَعَمْ، فَادْعُ لِلدُّنْيَا وَالآخِرَةِ فَإِنَّهُ رَبُّ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ.7 - مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَادَانَ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:5 - عبدالله بن سلیمان گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: کسی که در نماز واجب، پیامبر صلّی اللهُ علیه وآله را یاد می کند و در حالی که در رکوع و یا سجده است، بر آن حضرت صلوات می فرستد که آیا چنین کاری جایز است؟فرمود: آری، همانا صلوات بر پیامبر خدا صلّی اللهُ علیه وآله همانند تکبیر تسبیح است و آن ده حسنه دارد و هجده فرشته بر یکدیگر پیشی می گیرند تا آن صلوات را نزد پیامبر صلّی اللهُ علیه وآله برسانند.6 - عبدالرحمان بن سیابه گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: آیا می توانم در حال سجده دعا بخوانم؟فرمود: آری، برای دنیا و جهان آخرت دعا کن؛ زیرا که خداوند، پروردگار دنیا و جهان آخرت است.7 - جمیل بن دراج گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

أَقْرَبُ مَا يَكُونُ الْعَبْدُ مِنْ رَبِّهِ إِذَا دَعَا رَبَّهُ وَ هُوَ سَاجِدٌ، فَأَيُّ شَيْءٍ تَقُولُ إِذَا سَجَدْتَ؟قُلْتُ: عَلمْنِي جُعِلْتُ فِدَاكَ مَا أَقُولُ.قَالَ: قُلْ: «يَا رَبَّ الْأَرْبَابِ وَ يَا مَلِكَ الْمُلُوكِ وَ يَا سَيِّدَ السَّادَاتِ وَ يَا جَبَّارَ الْجَبَابِرَةِ وَ يَا إِلَهَ الْآلِهَةِ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ» وَ افْعَلْ بِي كَذَا وَ كَذَا.ثُمَّ قُلْ: «فَإِنِّي عَبْدُكَ نَاصِيَتِي فِي قَبْضَتِكَ».ثُمَّ ادْعُ بمَا شِئْتَ وَاسْأَلْهُ، فَإِنَّهُ جَوَادٌ وَ لَا يَتَعَاظَمُهُ شَيْءٌ.8 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ:صَلَّى بِنَا أَبُو بَصِيرٍ فِي طَرِيقِ مَكَّةَ. فَقالَ وَ هُوَ سَاجِدٌ وَ قَدْ كَانَتْ ضَلَّتْ نَاقَةٌ لِجَمَّالِهِمْ: اللَّهُمَّ رُدَّ عَلَى فُلانٍ نَاقَتَهُ.نزدیکترین حالات بنده به پروردگار هنگامی است که در سجده باشد و پروردگار خویش را بخواند تو در سجده چه می گویی؟عرض کردم: فدایت شوم، مرا یاد دهید که چه بگویم.فرمود: بگو: «يَا رَبَّ الْأَرْبَابِ وَ يَا مَلِكَ الْمُلُوكِ وَ يَا سَيِّدَ السَّادَاتِ وَ يَا جَبَّارَ الْجَبَابِرَةِ وَ يَا إِلَهَ الْآلِهَةِ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ» و حاجت مرا روا کن.سپس بگو: «فإني عبدك ناصيتي في قبضتك».پس از آن برای هر چه می خواهی دعا کن و آن را از خداوند بخواه، زیرا که او بخشنده است و هیچ حاجتی را بزرگ نشمارد.8 - محمد بن مسلم گوید: در راه مکّه ابو بصیر در نماز بر ما امامت کرد. شتری از ساربان گم شده بود. ابو بصیر در سجدۀ نماز گفت: «بار خدایا! شتر فلانی را به او باز گردان».

قَالَ مُحَمَّدٌ: فَدَخَلْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام فَأَخْبَرْتُهُ.قَالَ: وَ فَعَلَ ؟قلْتُ: نَعَمْقَالَ: وَ فَعَلَ؟قُلْتُ: نَعَمْقَالَ: فَسَكَتَ.قُلْتُ: فَأُعِيدُ الصَّلاةَ؟قَالَ: لَا.9 - أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: قَالَ لِي أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:من خدمت امام صادق علیه السَّلام شرفیاب شدم و جریان را باز گفتم.فرمود: ابو بصیر چنین کرد؟!گفتم: آری.باز پرسید و چنین کرد؟!گفتم: آری.آن حضرت ساکت شد عرض کردم: آیا باید نماز را اعاده کنم؟فرمود: نه.9 - اسحاق بن عمّار گوید: امام صادق علیه السَّلام به من فرمود:

إِنِّي كُنْتُ أُمَهَّدُ لِأَبِي فِرَاشَهُ فَأَنْتَظِرُهُ حَتَّى يَأْتِيَ، فَإِذَا أَوَى إِلَى فِرَاشِهِ وَ نَامَ قُمْتُ إِلَى فِرَاشِي، وَ إِنَّهُ أَبْطَأَ عَلَيَّ ذَاتَ لَيْلَةٍ فَأَتَيْتُ الْمَسْجِدَ فِي طَلَبِهِ، وَ ذَلِكَ بَعْدَ مَا هَدَأَ النَّاسُ، فَإِذَا هُوَ فِي الْمَسْجِدِ سَاجِدٌ وَ لَيْسَ فِي الْمَسْجِدِ غَيْرُهُ، فَسَمِعْتُ حَنِينَهُ وَهُوَ يَقُولُ:«سُبْحَانَكَ اللَّهُمَّ أَنْتَ رَبِّي حَقَّاً حَقّاً سَجَدْتُ لَكَ يَا رَبِّ تَعَبُّداً وَ رِقّاًاللَّهُمَّ إِنَّ عَمَلِي ضَعِيفٌ فَضَاعِفْهُ لِي اللَّهُمَّ قِنِي عَذَابَكَ يَوْمَ تَبْعَثُ عِبَادَكَ وَ تُبْ عَلَيَّ إِنَّكَ أَنْتَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ».10 - أَحْمَدُ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ أَبِي جَرِيرٍ الرَّوَّاسِي قَالَ : سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ مُوسَى علیه السَّلام وَ هُوَ يَقُولُ:«اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ الرَّاحَةَ عِنْدَ الْمَوْتِ وَ الْعَفْوَ عِنْدَ الْحِسَابِ» يُرَدِّدُهَا ».بستر پدر بزرگوارم را می گسترانیدم و منتظر می شدم تا باز گردد، و چون آن حضرت باز گشت و در بستر خود می آرمید، من نیز به بستر خویش می رفتم تا این که شبی آمدنش شد دیر شد. به دنبالش به سوی مسجد شتافتم و این در زمانی بود که همه مردم در منزل خود استراحت می کردند آن حضرت را دیدم که در مسجد به سجده افتاده و جز او کسی در مسجد نبود و ناله اش را شنیدم در حالی که می گفت:«سُبْحَانَكَ اللَّهُمَّ أَنْتَ رَبِّي حَقًّا حَقًّا سَجَدْتُ لَكَ يَا رَبِّ تَعَبُّداً وَ رِقّاً، اللَّهُمَّ إِنَّ عَمَلِي ضَعِيفٌ فَضَاعِفْهُ لِي اللَّهُمَّ قِنِي عَذَابَكَ يَوْمَ تَبْعَثُ عِبَادَكَ وَ تُبْ عَلَيَّ إِنَّكَ أَنْتَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ».10 - ابوجرير رواسی گوید: از امام کاظم علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:«اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ الرَّاحَةَ عِنْدَ الْمَوْتِ وَ الْعَفْوَ عِنْدَ الْحِسَابِ» و این دعا را تکرار می فرمود:

11 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَجَّالِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ ثَعْلَبَةَ بْنِ مَيْمُونِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ هِلَالٍ قَالَ:شَكَوْتُ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلامتَفَرُّقَ أَمْوَالِنَا وَ مَا دَخَلَ عَلَيْنَا .فَقالَ: عَلَيْكَ بالدُّعَاءِ وَ أَنْتَ سَاجِدٌ، فَإِنَّ أَقْرَبَ مَا يَكُونُ الْعَبْدُ إِلَى اللهِ وَ هُوَ سَاجِدٌ.قَالَ: قُلْتُ: فَأَدْعُو فِي الْفَرِيضَةِ وَ أُسَمِّي حَاجَتِي؟فَقَالَ: نَعَمْ، قَدْ فَعَلَ ذَلِكَ رَسُولُ اللَّهِ صلَّى الله عليه وآله فَدَعَا عَلَى قَوْمٍ بِأَسْمَائِهِمْ وَأَسْمَاءِ آبَائِهِمْ وَ فَعَلَهُ عَلِيٌّ علیه السَّلام بَعْدَهُ.12 - جَمَاعَةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:11 - عبدالله بن هلال گوید: به امام صادق علیه السَّلام از پراکنده شدن و از بین رفتن اموالمان و سختی و شدّتی که بر ما وارد شده بود، شکایت کردم.فرمود: بر تو باد به دعا کردن در حالی که در سجده ای، زیرا نزدیکترین حالات بنده به خداوند، سجده است.عرض کردم: آیا در نماز واجب هم می توانم دعا کنم و حاجت خود را نام ببرم؟فرمود: آری، رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله چنین کرد و گروهی را نفرین نمود و آن ها و پدرانشان را نام برد و علی علیه السَّلام نیز پس از آن حضرت چنین کرد.12 - ابو بصیر گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:

كَانَ رَسُولُ اللهِ صلَّى الله عليه وآله عِنْدَ عَائِشَةَ ذَاتَ لَيْلَةٍ فَقَامَ يَتَنَفَّلُ، فَاسْتَيْقَظَتْ عَائِشَةُ فَضَرَبَتْ بِيَدِهَا فَلَمْ تَجِدْهُ ، فَظَنَّتْ أَنَّهُ قَدْ قَامَ إِلَى جَارِيَتِهَا، فَقَامَتْ تَطُوفُ عَلَيْهِ، فَوَطِئَتْ عُنقَهُ صلَّى الله عليه وآله وَهُوَ سَاجِدٌ بَاكِ يَقُولُ:«سَجَدَ لَكَ سَوَادِي وَ خَيَالِي وَ آمَنَ بِكَ فُؤَادِي أَبُوءُ إِلَيْكَ بِالنِّعَمِ وَأَعْتَرِفُ لَكَ بِالذَّنْبِ الْعَظِيمِ عَمِلْتُ سُوءاً وَ ظَلَمْتُ نَفْسِي فَاغْفِرْ لِي إِنَّهُ لَا يَغْفِرُ الذُّنْبَ الْعَظِيمَ إِلَّا أَنْتَ أَعُوذُ بِعَفْوِكَ مِنْ عُقُوبَتِكَ وَأَعُوذُ بِرِضَاكَ مِنْ سَخَطِكَ وَ أَعُوذُ بِرَحْمَتِكَ مِنْ نَقِمَتِكَ وَ أَعُوذُ بِكَ مِنْكَ لَا أَبْلُغُ مَدْحَكَ وَ الثَّنَاءَ عَلَيْكَ أَنْتَ كَمَا أَثْنَيْتَ عَلَى نَفْسِكَ أَسْتَغْفِرُكَ وَأَتُوبُ إِلَيْكَ».فَلَمَّا انْصَرَفَ قَالَ: يَا عَائِشَةُ! لَقَدْ أَوْ جَعْتِ عُنُقِي، أَيَّ شَيْءٍ خَشِيتِ أَنْ أَقُومَ إِلَى جَارِيَتِكِ؟13 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حَمْزَةَ عَنْ أَبِيهِ قَالَ: قَالَ أَبُو جَعْفَر علیه السَّلام:شبی رسول خدا صلَّى الله عليه وآله نزد عایشه بود. حضرتش برای نافله خاست و عایشه از خواب بیدار شد به جای رسول خدا صلَّى الله عليه وآله دست زد و آن حضرت را نیافت. گمان کرد که آن حضرت نزد کنیز او رفته است. پس برخاست و به دنبالش گشت که پایش به گردن آن حضرت اصابت کرد. حضرتش در سجده گریان بود و می فرمود:«سَجَدَ لَكَ سَوَادِي وَ خَيَالِي وَ آمَنَ بِكَ فُؤَادِي أَبُوءُ إِلَيْكَ بِالنِّعَمِ وَ أَعْتَرِفُ لَكَ بِالذَّنْبِ الْعَظِيمِ عَمِلْتُ سُوءاً وَ ظَلَمْتُ نَفْسِي فَاغْفِرْ لِي إِنَّهُ لَا يَغْفِرُ الذَّنْبَ العَظِيمَ إِلَّا أَنْتَ أَعُوذُ بِعَفْوِكَ مِنْ عُقُوبَتِكَ وَ أَعُوذُ بِرِضَاكَ مِنْ سَخَطِكَ وَ أَعُوذُ بِرَحْمَتِكَ مِنْ نَقِمَتِكَ وَ أَعُوذُ بِكَ مِنْكَ لَا أَبْلُغُ مَدْحَكَ وَالثَّنَاءَ عَلَيْكَ أَنْتَ كَمَا أَثْنَيْتَ عَلَى نَفْسِكَ أَسْتَغْفِرُكَ وَأَتُوبُ إِلَيْكَ».و چون فارغ شد، فرمود: ای عایشه! گردن مرا به درد آوردی! از چه چیزی ترسیدی؟ آیا از این که نزد کنیز تو بروم؟!13 - ابو حمزه گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:

مَنْ قَالَ فِي رُكُوعِهِ وَ سُجُودِهِ وَ قِيَامِهِ: «صَلَّى اللهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ» كَتَبَ اللَّهُ لَهُ بِمِثْلِ الرُّكُوعِ وَالسُّجُودِ وَ الْقِيَامِ.14 - عَلِيَّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ عَلِيَّ قَالَ:رَأَيْتُ أَبَا الْحَسَنِ وَ قَدْ سَجَدَ بَعْدَ الصَّلاَةِ، فَبَسَطَ ذِرَاعَيْهِ عَلَى الْأَرْضِ وَأَلْصَقَ جُوجُوهُ بِالْأَرْضِ فِي دُعَائِهِ.15 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ يَحْيَى بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْن خَاقَانَ قَالَ:رَأَيْتُ أَبَا الْحَسَنِ الثَّالِثَ علیه السَّلام سَجَدَ سَجْدَةَ الشُّكْرِ فَافْتَرَشَ ذِرَاعَيْهِ فَأَلْصَقَ جُوجُوهُ وَ بَطْنَهُ بالأَرْضِ، فَسَأَلْتُهُ عَنْ ذَلِكَ .فَقالَ: كَذَا نُحِبُّ.16 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عَبْدِ الْعَزِيزِ قَالَ: حَدَّثَنِي بَعْضُ أَصْحَابِنَا قَالَ: كَانَ أَبُو الْحَسَنِ الْأَوَّلُ علیه السَّلام إِذَا رَفَعَ رَأْسَهُ مِنْ آخِرِ رَكْعَةِ الْوَتْرِ قَالَ:هر کس در رکوع سجود و قیامش بگوید: «صلی الله على محمّد و آل محمّد» خداوند پاداشی مانند پاداش همان رکوع، سجود و قیام برای او بنویسد.14 - جعفر بن علی گوید: امام کاظم را دیدم که بعد از نماز، سجده نمود و بازوان و سینۀ خویش را بر زمین پهن کرد و دعا نمود.15 - عبدالرحمان بن خاقان گوید: امام هادی علیه السَّلام را دیدم که سجدۀ شکر به جای آورد و بازوان خود را گسترد و سینه و شکم خویش را بر زمین چسبانید. من از حضرتش دربارۀ آن حالت پرسیدم.فرمود: ما چنین (سجده ای را دوست می داریم.)16 - یکی از اصحاب ما گوید: رسم امام کاظم علیه السَّلام چنین بود که هرگاه سر از رکوع آخر نماز وتر بر می داشت، می گفت:

«هَذَا مَقَامُ مَنْ حَسَنَاتُهُ نِعْمَةٌ مِنْكَ وَ شُكْرُهُ ضَعِيفٌ وَ ذَنْبُهُ عَظِيمٌ وَ لَيْسَ لَهُ إِلَّا دَفْعُكَ وَ رَحْمَتُكَ، فَإِنَّكَ قُلْتَ فِي كِتَابِكَ الْمُنْزَلِ عَلَى نَبِيِّكَ الْمُرْسَلِ صلَّى الله عليه وآله: (كَانُوا قَلِيلاً مِنَ اللَّيْلِ مَا يَهْجَعُونَ وَبِالْأَسْحَارِ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ طَالَ هُجُوعِي وَ قَلَّ قِيَامِي وَ هَذَا السَّحَرُ وَ أَنَا أَسْتَغْفِرُكَ لِذَنْبِي)اسْتِغْفَارَ مَنْ لَمْ يَجِدْ لِنَفْسِهِ ضَرّاً وَ لَا نَفْعاً وَ لَا مَوْتاً وَ لَا حَيَاةً وَ لَا نُشُوراً».ثُمَّ يَخرُّ ساجداً علیه السَّلام.17 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جُنْدَبٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ الْمَاضِي علیه السَّلام عَمَّا أَقُولُ فِي سَجْدَةِ الشُّكْرِ، فَقَدِ اخْتَلَفَ أَصْحَابُنَا فِيهِ.فَقالَ: قُلْ وَأَنْتَ سَاجِدٌ: «اللَّهُمَّ إِنِّي أُشْهِدُكَ وَ أَشْهِدُ مَلائِكَتَكَ وَأَنْبِيَاءَكَ وَ رُسُلَكَ وَ جَمِيعَ خَلْقِكَ أَنَّكَ اللَّهُ رَبِّي وَ الْإِسْلَامَ دِينِي وَ مُحَمَّداً نَبِيِّي وَ عَلِيّاً..» و سه مرتبه بگو: وَ فُلاناً وَ فُلاناً إِلَى آخِرِهِمْ أَئِمَّتِي بِهِمْ أَتَوَلَّى وَ مِنْ عَدُوِّهِمْ أَتَبَرَّةُ». «اللَّهُمَّ إِنِّي أَنْشُدُكَ دَمَ الْمَظْلُومِ» - ثَلَاثَاً -«هَذَا مَقَامُ مَنْ حَسَنَاتُهُ نِعْمَةٌ مِنْكَ وَ شُكْرُهُ ضَعِيفٌ وَ ذَنْبُهُ عَظِيمٌ وَ لَيْسَ لَهُ إِلَّا دَفْعُكَ وَ رَحْمَتُكَ، فَإِنَّكَ قُلْتَ فِي كِتَابِكَ الْمُنْزَلِ عَلَى نَبِيِّكَ الْمُرْسَلِ صلَّى الله عليه وآله: (كَانُوا قَلِيلاً مِنَ اللَّيْلِ مَا يَهْجَعُونَ وَبِالْأَسْحَارِ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ طَالَ هُجُوعِي وَ قَلَّ قِيَامِي وَ هَذَا السَّحَرُ وَ أَنَا أَسْتَغْفِرُكَ لِذَنْبِي اسْتِغْفَارَ مَنْ لَمْ يَجِدْ لِنَفْسِهِ ضَرّاً وَ لَا نَفْعاً وَ لَا مَوْتاً وَ لَا حَيَاةً وَ لَا نُشُوراً».)سپس حضرتش به سجده می افتاد، درود خدا بر او باد.17 -عبدالله بن جندب گوید: از امام کاظم علیه السَّلام پرسیدم: در سجدۀ شکر چه بگویم؛ زیرا یاران ما در آن اختلاف نظر دارند؟فرمود: در حالی که در سجده ای سه مرتبه بگو: «اللَّهُمَّ إِنِّي أُشْهِدُكَ وَ أُشْهِدُ مَلَائِكَتَكَ وَ أَنْبِيَاءَكَ وَ رُسُلَكَ وَ جَمِيعَ خَلْقِكَ أَنَّكَ اللهُ رَبِّي وَ الْإِسْلامَ دِينِي وَ مُحَمَّداً نَبِيِّي وَ عَلِيّاً... وائمه علیهم السَّلام را تا آخرین فرد نام ببر و بگو «أَئِمَّتِي بِهِمْ أَتَوَلَّى وَ مِنْ عَدُوِّهِمْ أَتَبَرَّأُ».وسه مرتبه بگو: «اللَّهُمَّ إِنِّي أَنْشُدُكَ دَمَ الْمَظْلُومِ».

«اللَّهُمَّ إِنِّي أَنْشُدُكَ بِإِيوَائِكَ عَلَى نَفْسِكَ لِأَوْلِيَائِكَ لِتُطْفِرَنَّهُمْ بِعَدُوِّكَ وَ عَدُوِّهِمْ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ عَلَى الْمُسْتَحْفَظِينَ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ. اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ الْيُسْرَ بَعْدَ الْعُسْرِ» - ثَلَاثَاً - ثُمَّ ضَعْ خَدَّكَ الْأَيْمَنَ عَلَى الْأَرْضِ وَ تَقُولُ: «يَا كَهْفِي حِينَ تُعْيِينِي الْمَذَاهِبُ وَ تَضِيقُ عَلَيَّ الْأَرْضُ بِمَا رَحْبَتْ وَ يَا بَارِيُّ خَلْقِي رَحْمَةً بِي وَ قَدْ كَانَ عَنْ خَلْقِي غَنِيّاً صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ عَلَى الْمُسْتَحْفَظِينَ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ».ثُمَّ ضَعْ خَدَّكَ الْأَيْسَرَ وَ تَقُولُ: «يَا مُذِلُّ كُلِّ جَبَّارٍ وَ يَا مُعِزُّ كُلِّ نَلِيلٍ قَدْ وَ عِزَّتِكَ بَلَغَ بِي مَجْهُودِي» - ثَلاثاً ..ثُمَّ تَقُولُ: «يَا حَنَّانُ يَا مَنَّانُ يَا َكاشِفَ الْكُرَبِ الْعِظَامِ» - ثَلاثاً - ثُمَّ تَعُودُ لِلسُّجُودِ فَتَقُولُ مِائَةَ مَرَّةٍ: «شكراً شُكراً»، ثُمَّ تَسْأَلُ حَاجَتَكَ إِنْ شَاءَ اللهُ تَعَالَى.18 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ الْقَاسَانِي عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ حَفْصٍ الْمَرْوَزِيِّ قَالَ: كَتَبْتُ إِلَى أَبِي الْحَسَنِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرِ علیه السَّلام فِي سَجْدَةِ الشُّكْرِ.فَكَتَبَ إِلَى مِائَةَ مَرَّةٍ: «شكراً شكراً»، وَ إِنْ شِئْتَ: «عَفْواً عَفْواً».«اللَّهُمَّ إِنِّي أَنْشُدُكَ بِإِيوَائِكَ عَلَى نَفْسِكَ لِأَوْلِيَائِكَ لِتُظْفِرَنَّهُمْ بِعَدُوّكَ وَ عَدُوِّهِمْ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ عَلَى الْمُسْتَحْفَظِينَ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ». اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ الْيُسْرَ بَعْدَ الْعُسْرِ - سه مرتبه - سپس گونۀ راست خویش بر زمین گذار و بگو: «يَا كَهْفِي حِينَ تُعْيِينِي الْمَذَاهِبُ وَ تَضِيقُ عَلَيَّ الْأَرْضُ بِمَا رَحْبَتْ وَ يَا بَارِيَّ خَلْقِي رَحْمَةً بِي وَ قَدْ كَانَ عَنْ خَلْقِي غَنِيّاً صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ عَلَى الْمُسْتَحْفَظِينَ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ».سپس گونۀ چپ خود را بر خاک می گذاری و سه مرتبه می گویی: «يَا مُذِلَّ كُلِّ جَبَّارٍ وَ يَا مُعِزَّ كُلٌّ ذَلِيلٍ قَدْ وَ عِزَّتِكَ بَلَغَ بِي مَجْهُودِي» سپس سه مرتبه می گویی: «يَا حَنَّانُ يَا مَنَّانُ يَا كَاشِفَ الْكُرَبِ الْعِظَامِ» .آن گاه به سجده بازگشته و صد بار می گویی: «شكراً شكراً»، سپس حاجت خویش را می طلبی، ان شاء الله تعالى.18 - سلیمان بن حفص مروزی گوید: به امام کاظم علیه السَّلام دربارۀ سجده شکر نامه ای نوشتم.حضرتش در پاسخ نوشت: صد بار «شكراً شكراً» و اگر خواستی «عفواً عفواً» بگو.

19 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سُلَيْمَانَ عَنْ أَبِيهِ قَالَ:خَرَجْتُ مَعَ أَبِي الْحَسَنِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرِ علیه السَّلام إِلَى بَعْضِ أَمْوَالِهِ، فَقَامَ إِلَى صَلَاةِ الظُّهْرِ، فَلَمَّا فَرَغَ خَرَّ لِلَّهِ سَاجِداً فَسَمِعْتُهُ يَقُولُ بِصَوْتٍ حَزِينِ وَ تَغَرْغَرُ دُمُوعُهُ: «رَبِّ عَصَيْتُكَ بِلِسَانِي وَ لَوْ شِئْتَ وَ عِزَّتِكَ لَأَخْرَسْتَنِي وَ عَصَيْتُكَ بِبَصَرِي وَ لَوْ شِئْتَ وَ عِزَّتِكَ لَأَكْمَهْتَنِي وَ عَصَيْتُكَ بِسَمْعِي وَ لَوْ شِئْتَ وَ عِزَّتِكَ لَأَصْمَمْتَنِي وَ عَصَيْتُكَ بِيَدِي وَ لَوْ شِئْتَ وَ عِزَّتِكَ لَكَنَّعْتَنِي وَ عَصَيْتُكَ بِرِجْلِي وَ لَوْ شِئْتَ وَ عِزَّتِكَ لَجَذَمْتَنِي وَ عَصَيْتُكَ بِفَرْجِي وَ لَوْ شِئْتَ وَ عِزَّتِكَ لَعَقَمْتَنِي وَ عَصَيْتُكَ بِجَمِيعِ جَوَارِحِي الَّتِي أَنْعَمْتَ بِهَا عَلَيَّ وَ لَيْسَ هَذَا جَزَاءَكَ مِنِّي».قَالَ: ثُمَّ أَحْصَيْتُ لَهُ أَلْفَ مَرَّةٍ وَ هُوَ يَقُولُ: «الْعَفْوَ الْعَفْوَ».قَالَ: ثُمَّ أَلْصَقَ خَدَّهُ الْأَيْمَنَ بِالْأَرْضِ فَسَمِعْتُهُ وَ هُوَ يَقُولُ بِصَوْتٍ حَزِينٍ: «بُؤْتُ إِلَيْكَ بِذَنْبِي عَمِلْتُ سُوءاً وَ ظَلَمْتُ نَفْسِي فَاغْفِرْ لِي، فَإِنَّهُ لَا يَغْفِرُ الذُّنُوبَ غَيْرُكَ يَا مَوْلَايَ» - ثَلاثَ مَرَّاتٍ -19 - محمّد بن سلیمان از پدرش روایت کرده که گوید: با امام کاظم علیه السَّلام به یکی از باغ هایش رفتیم، هنگام ظهر برای نماز ظهر برخاست و چون فارغ شد در پیشگاه خداوند به سجده افتاد. شنیدم که با ناله ای اندوهگین و با اشکی که همراه با گرفتگی گلویش بود، عرضه می داشت: «رَبِّ عَصَيْتُكَ بِلِسَانِي وَ لَوْ شِئْتَ وَ عِزَّتِكَ لَأَخْرَسْتَنِي وَ عَصَيْتُكَ بِبَصَرِي وَ لَوْ شِئْتَ وَ عِزَّتِكَ لَأَكْمَهْتَنِي وَ عَصَيْتُكَ بِسَمْعِي وَ لَوْ شِئْتَ وَ عِزَّتِكَ لَأَصْمَمْتَنِي وَ عَصَيْتُكَ بِيَدِي وَ لَوْ شِئْتَ وَ عِزَّتِكَ لَكَنَّعْتَنِي وَ عَصَيْتُكَ بِرِجْلِي وَ لَوْ شِئْتَ وَ عِزَّتِكَ لَجَذَمْتَنِي وَ عَصَيْتُكَ بِفَرْجِي وَ لَوْ شِئْتَ وَ عِزَّتِكَ لَعَقَمْتَنِي وَ عَصَيْتُكَ بِجَمِيعِ جَوَارِحِي الَّتِي أَنْعَمْتَ بِهَا عَلَيَّ وَ لَيْسَ هَذَا جَزَاءَكَ مِنِّي».شمردم، حضرتش هزار مرتبه فرمود: «العفو العفو».سپس گونۀ راست خود را بر زمین نهاد و شنیدم که با ناله ای اندوهگین سه مرتبه گفت «بُؤْتُ إِلَيْكَ بِذَنْبِي عَمِلْتُ سُوءاً وَ ظَلَمْتُ نَفْسِي فَاغْفِرْ لِي، فَإِنَّهُ لَا يَغْفِرُ الذُّنُوبَ غَيْرُكَ يَا مَوْلَايَ».

ثُمَّ أَلْصَقَ خَدَّهُ الأَيْسَرَ بالأَرْضِ فَسَمِعْتُهُ يَقُولُ: «ارْحَمْ مَنْ أَسَاءَ وَ اقْتَرَفَ وَ اسْتَكَانَ وَاعْتَرَفَ» - ثَلاثَ مَرَّاتٍ - ثُمَّ رَفَعَ رَأْسَهُ.20 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ مَالِكِ بْنِ عَطِيَّةَ عَنْ يُونُسَ بْن عَمَّارٍ قَالَ:قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ : جُعِلْتُ فِدَاكَ هَذَا الَّذِي ظَهَرَ بِوَجْهِي يَزْعُمُ النَّاسُ أَنَّ اللهَ لَمْ يَبْتَل بِهِ عَبْداً لَهُ فِيهِ حَاجَةٌ.فَقالَ: لَا ، قَدْ كَانَ مُؤْمِنُ آلِ فِرْعَوْنَ مُكَنَّعَ الْأَصَابِعِ، فَكَانَ يَقُولُ هَكَذَا وَ يَمُدُّ يَدَهُ وَ يَقُولُ: (يَا قَوْمِ اتَّبِعُوا المُرْسَلِينَ.)قَالَ: ثُمَّ قَالَ لِي: إِذَا كَانَ التَّلْتُ الْأَخِيرُ مِنَ اللَّيْلِ فِي أَوَّلِهِ فَتَوَضَّأُ ثُمَّ قُمْ إِلَى صَلاتِكَ الَّتِي تُصَلِّيهَا، فَإِذَا كُنْتَ فِي السَّجْدَةِ الْأَخِيرَةِ مِنَ الرَّكْعَتَيْنِ الْأَوَّلَتَيْنِ فَقُلْ وَ أَنْتَ سَاجِدٌ: «يَا عَلِيُّ يَا عَظِيمُ يَا رَحْمَانُ يَا رَحِيمُ يَا سَامِعَ الدَّعَوَاتِ يَا مُعْطِيَ الْخَيْرَاتِ صَلَّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَيْتِ مُحَمَّدٍ وَ أَعْطِنِي مِنْ خَيْرِ الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ مَا أَنْتَ أَهْلُهُ وَ اصْرِفْ عَنِّي مِنْسپس گونۀ چپ خود را بر زمین گذارد و شنیدم که سه مرتبه که سه مرتبه گفت: «ارْحَمْ مَنْ أَسَاءَ وَ اقْتَرَفَ وَ اسْتَكَانَ وَ اعْتَرَفَ»، سپس سر مبارکش را از زمین برداشت.20 - يونس بن عمّار گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم فدایت شوم! این بیماری که در صورت من پیدا شده، مردم میپندارند که خدای هر که از بندگانش را که دوست دارد، بدان گرفتار نمی کند.فرمود: نه، چنین نیست. مؤمن آل فرعون (1، سرانگشتانش ریخته بود و چنین می کرد - و دستش را دراز می کرد - و می گفت: «ای قوم! از پیامبران پیروی کنید».)یونس گوید: سپس به من فرمود: چون یک سوم پایانی شب فرا رسید، در ساعت اوّل آن برخیز و وضو بساز و به نمازی که می خوانی بپرداز (مقصود نماز شب است. وقتی به سجده آخر از دو رکعت اول (از هشت رکعت نماز شب) رسیدی، در حال سجده بگو:)«يَا عَلِيُّ يَا عَظِيمُ يَا رَحْمَانُ يَا رَحِيمُ يَا سَامِعَ الدَّعَوَاتِ يَا مُعْطِيَ الْخَيْرَاتِ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَيْتِ مُحَمَّدٍ وَ أَعْطِنِي مِنْ خَيْرِ الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ مَا أَنْتَ أَهْلُهُ وَ اصْرِفْ عَنِّي مِنْ


1) با توجّه به روایتی که در جلد دوم اصول کافی: ص 254 ح 12 گذشت او صاحب ياسين بود، نه مؤمن آل فرعون و طبق روایتی، مؤمن آل فرعون از پیشی گیرندگان به ایمان بوده است...

شَرِّ الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ مَا أَنَا أَهْلُهُ وَ أَذْهِبْ عَنِّي هَذَا الْوَجَعَ وَ تُسَمِّيهِ، فَإِنَّهُ قَدْ غَاظَنِي وَ أَحْزَنَنِي». وَ أَلِحُ فِي الدُّعَاءِ.قَالَ: فَفَعَلْتُ فَمَا وَصَلْتُ إِلَى الْكُوفَةِ حَتَّى أَذْهَبَ اللهُ عَنِّي كُلَّهُ.21 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ الْبَرْقِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِقٍ عَنْ سَعْدَانَ عَنْ رَجُل عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:كَانَ يَقُولُ فِي سُجُودِهِ: «سَجَدَ وَجْهِيَ الْبَالِي لِوَجْهِكَ الْبَاقِي الدَّائِمِ الْعَظِيمِ سَجَدَ وَجْهِيَ الذُّلِيلُ لِوَجْهِكَ الْعَزِيزِ سَجَدَ وَجْهِيَ الْفَقِيرُ لِوَجْهِ رَبِّيَ الْغَنِيِّ الْكَرِيمِ الْعَلِيِّ الْعَظِيمِ، رَبِّ أَسْتَغْفِرُكَ مِمَّا كَانَ وَ أَسْتَغْفِرُكَ مِمَّا يَكُونُ رَبِّ لَا تُجْهِدْ بَلَائِي، رَبِّ لَا تُشْمِتْ بِي أَعْدَائِي، رَبِّ لَا تُسِيٌّ قَضَائِي، رَبِّ إِنَّهُ لَا دَافِعَ وَ لَا مَانِعَ إِلَّا أَنْتَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ بِأَفْضَلِ صَلَوَاتِكَ وَ بَارِكْ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ بِأَفْضَلِ بَرَكَاتِكَ. اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنْ سَطَوَاتِكَ وَ أَعُوذُ بِكَ مِنْ جَمِيعِ غَضَبِكَ وَ سَخَطِكَ سُبْحَانَكَ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ رَبُّ الْعَالَمِينَ».شَرِّ الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ مَا أَنَا أَهْلُهُ وَأَذْهِبْ عَنِّي هَذَا الْوَجَعَ وَ تُسَمِّيهِ، فَإِنَّهُ قَدْ غَاظَنِي وَ أَحْزَنَنِي»، و در دعا پافشاری کن.یونس گوید: من طبق فرمایش مولایم انجام دادم، هنوز به کوفه نرسیده بودم که خداوند تمام آن بیماری را از من بر طرف فرمود.21 - راوی گوید: امام صادق علیه السَّلام این در سجدۀ خود می گفت:«سَجَدَ وَجْهِيَ الْبَالِي لِوَجْهِكَ الْبَاقِي الدَّائِمِ الْعَظِيمِ سَجَدَ وَجْهِيَ الذُّلِيلُ لِوَجْهِكَ الْعَزِيزِ سَجَدَ وَجْهِيَ الْفَقِيرُ لِوَجْهِ رَبِّيَ الْغَنِيِّ الْكَرِيمِ الْعَلِيُّ الْعَظِيمِ، رَبِّ أَسْتَغْفِرُكَ مِمَّا كَانَ وَ أَسْتَغْفِرُكَ مِمَّا يَكُونُ رَبِّ لَا تُجْهِدْ بَلَائِي، رَبِّ لَا تُشْمِتْ بِي أَعْدَائِي، رَبِّ لَا تُسِيُّ قَضَائِي، رَبِّ إِنَّهُ لَا دَافِعَ وَ لَا مَانِعَ إِلَّا أَنْتَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ بِأَفْضَلِ صَلَوَاتِكَ وَبَارِكْ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ بِأَفْضَلِ بَرَكَاتِكَ. اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنْ سَطَوَاتِكَ وَ أَعُوذُ بِكَ مِنْ جَمِيعِ غَضَبِكَ وَ سَخَطِكَ سُبْحَانَكَ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ رَبُّ الْعَالَمِينَ».

وَكَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام يَقُولُ وَ هُوَ سَاجِدٌ:ارْحَمْ ذُلِّي بَيْنَ يَدَيْكَ وَ تَضَرُّعِي إِلَيْكَ وَ وَحْشَتِي مِنَ النَّاسِ وَ آنِسْنِي بِكَ يَا كَرِيمُ وَ كَانَ يَقُولُ أَيْضاً وَعَظْتَنِي فَلَمْ أَتَّعِظْ وَ زَجَرْتَنِي عَنْ مَحَارِمِكَ فَلَمْ أَنْزَجِرْ وَ عَمَّرْتَنِي أَيَادِيَكَ فَمَا شَكَرْتُ عَفْوَكَ عَفْوَكَ يَا كَرِيمُ أَسْأَلُكَ الرَّاحَةَ عِنْدَ الْمَوْتِ وَ أَسْأَلُكَ الْعَفْوَ عِنْدَ الْحِسَابِ».وَ كَانَ أَبُو جَعْفَر علیه السَّلام يَقُولُ وَ هُوَ سَاجِدٌ:«لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ حَقًّا حَقَّا سَجَدْتُ لَكَ يَا رَبِّ تَعَبُّداً وَ رِقَا يَا عَظِيمُ إِنَّ عَمَلِي ضَعِيفٌ فَضَاعِفْهُ لِي يَا كَرِيمُ يَا حَنَّانُ اغْفِرْ لِي ذُنُوبِي وَ جُرْمِي وَ تَقَبَّلْ عَمَلِي يَا كَرِيمُ يَا جَبَّارُ أَعُوذُ بِكَ مِنْ أَنْ أَخِيبَ أَوْ أَحْمِلَ ظُلْماً اللَّهُمَّ مِنْكَ النِّعْمَةُ وَ أَنْتَ تَرْزُقُ شُكْرَهَا وَ عَلَيْكَ يَكُونُ ثَوَابُ مَا تَفَضَّلْتَ بِهِ مِنْ ثَوَابِهَا بِفَضْلِ طَوْلِكَ وَ بِكَرِيمٍ عَائِدَتِكَ».22 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ زِيَادِ بْنِ مَرْوَانَ قَالَ: كَانَ أَبُو الْحَسَنِ علیه السَّلام يَقُولُ فِي سُجُودِهِ:امیر مؤمنان علی علیه السَّلام همواره در سجده می فرمود: «ارْحَمْ ذُلِّي بَيْنَ يَدَيْكَ وَ تَضَرُّعِي إِلَيْكَ وَ وَحْشَتِي مِنَ النَّاسِ وَ آنِسْنِي بِكَ يَا كَرِيمُ وَكَانَ يَقُولُ أَيْضاً وَعَظْتَنِي فَلَمْ أَتَّعِظْ وَ زَجَرْتَنِي عَنْ مَحَارِمِكَ فَلَمْ أَنْزَجِرْ وَ عَمَّرْتَنِي أَيَادِيَكَ فَمَا شَكَرْتُ عَفْوَكَ عَفْوَكَ يَا كَرِيمُ أَسْأَلُكَ الرَّاحَةَ عِنْدَ الْمَوْتِ وَ أَسْأَلُكَ الْعَفْوَ عِنْدَ الْحِسَابِ».و امام باقر علیه السَّلام در سجده می گفت: «لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ حَقًّا حَقًّا سَجَدْتُ لَكَ يَا رَبِّ تَعَبُّداً وَ رِقّاً يَا عَظِيمٌ إِنَّ عَمَلِي ضَعِيفٌ فَضَاعِفَهُ لِي يَا كَرِيمُ يَا حَنَّانُ اغْفِرْ لِي ذُنُوبِي وَ جُرْمِي وَ تَقَبَّلْ عَمَلِي يَا كَرِيمُ يَا جَبَّارُ أَعُوذُ بِكَ مِنْ أَنْ أَخِيبَ أَوْ أَحْمِلَ ظُلْماً اللَّهُمَّ مِنْكَ النِّعْمَةُ وَ أَنْتَ تَرْزُقُ شُكْرَهَا وَ عَلَيْكَ يَكُونُ ثَوَابُ مَا تَفَضَّلْتَ بِهِ مِنْ ثَوَابِهَا بِفَضْلِ طَوْلِكَ وَ بِكَرِيمٍ عَائِدَتِكَ».22 - زیاد بن مروان گوید: امام کاظم علیه السَّلام همواره در سجدۀ خود می گفت:

«أَعُوذُ بِكَ مِنْ نَارٍ حَرُّهَا لَا يُطْفَأُ وَأَعُوذُ بِكَ مِنْ نَارٍ جَدِيدُهَا لَا يَبْلَى وَ أَعُوذُ بِكَ مِنْ نَارٍ عَطْشَانُهَا لَا يَرْوَى وَ أَعُوذُ بِكَ مِنْ نَارٍ مَسْلُوبُهَا لَا يُكْسَى».23 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنِ ابْنِ رِنَابٍ عَنْ أَبِي عُبَيْدَةَ الْحَذَّاءِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:إِذَا قَرَأَ أَحَدُكُمُ السَّجْدَةَ مِنَ الْعَزَائِم فَلْيَقُلْ فِي سُجُودِهِ: «سَجَدْتُ لَكَ تَعَبُّداً وَ رِقَاً لَا مُسْتَكْبِراً عَنْ عِبَادَتِكَ وَ لَا مُسْتَنْكِفاً وَ لَا مُتَعَظِّماً بَلْ أَنَا عَبْدٌ ذَلِيلٌ خَائِفٌ مُسْتَجِيرٌ».24 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَلِيٍّ بن الرَّيَّانِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: شَكَوْتُ إِلَيْهِ عِلَّةَ أَمِّ وَلَدٍ لِي أَخَذْتُهَا .فَقالَ: قُلْ لَهَا: تَقُولُ فِي السُّجُودِ فِي دُبُرِ كُلِّ صَلَاةٍ مَكْتُوبَةٍ: «يَا رَبِّي يَا سَيِّدِي صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ عَلَى آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَافِنِي مِنْ كَذَا وَ كَذَا فَبِهَا نَجَا جَعْفَرُ بْنُ سُلَيْمَانَ مِنَ النَّارِ».قَالَ: فَعَرَضْتُ هَذَا الْحَدِيثَ عَلَى بَعْضٍ أَصْحَابِنَا.فَقالَ: أَعْرِفُ فِيهِ: «يَا رَءُوفُ يَا رَحِيمُ يَا رَبِّي يَا سَيِّدِي افْعَلْ بِي...» كَذَا وَ كَذَا.«أعُوذُ بِكَ مِنْ نَارٍ حَرُّهَا لَا يُطْفَأُ وَ أَعُوذُ بِكَ مِنْ نَارٍ جَدِيدُهَا لَا يَبْلَى وَ أَعُوذُ بِكَ مِنْ نَارٍ عَطْشَانُهَا لَا يَرْوَى وَ أَعُوذُ بِكَ مِنْ نَارٍ مَسْلُوبُهَا لَا يُكْسَى».23 - ابو عبیده حذّا گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:هرگاه یکی از شما از آیات سجده را تلاوت کرد، باید در سجدهٔ خود بگوید: «سَجَدْتُ لَكَ تَعَبُّداً وَ رِقّاً لَا مُسْتَكْبِراً عَنْ عِبَادَتِكَ وَ لَا مُسْتَنْكِفاً وَ لَا مُتَعَظَّماً بَلْ أَنَا عَبْدُ ذَلِيلٌ خَائِفٌ مُسْتَجِيرٌ».24 - علی بن ریان گوید: یکی از یاران ما گوید: خدمت امام صادق علیه السَّلام از بیماری کنیز خود شکایت کردم.فرمود: به او بگو که بعد از هر نماز واجب در سجده بگوید: «يَا رَبِّي يَا سَيِّدِي صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ عَلَى آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَافِنِي مِنْ كَذَا وَ كَذَا فَبِهَا نَجَا جَعْفَرُ بْنُ سُلَيْمَانَ مِنَ النَّارِ».و با همین دعا جعفر بن سلیمان از آتش نجات یافت.راوی گوید: این حدیث را به یکی از یاران عرضه کردم.او گفت: این را شنیده ام که در آن، این دعا نیز آمده است: «يَا رَءُوفُ يَا رَحِيمُ يَا رَبِّي سَيِّدِي افْعَلْ بِي...» و حاجت خود را بیان کند.

25 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرِ عَنْ زِيَادِ الْقَنْدِيِّ قَالَ: كَتَبْتُ إِلَى أَبِي الْحَسَنِ الْأَوَّلِ علیه السَّلام: عَلَّمْنِي دُعَاءٌ ، فَإِنِّي قَدْ بُلِيتُ بِشَيْءٍ، وَكَانَ قَدْ حُبِسَ بِبَغْدَادَ حَيْثُ أَنهم بِأَمْوَالِهِمْ.فَكَتَبَ إِلَيْهِ: إِذَا صَلَّيْتَ فَاطِلِ السُّجُودَ ثُمَّ قُلْ: «يَا أَحَدَ مَنْ لَا أَحَدَ لَهُ، حَتَّى تَنْقَطِعَ النَّفَسُ.ثُمَّ قُلْ: «يَا مَنْ لَا يَزِيدُهُ كَثْرَةُ الدُّعَاءِ إِلَّا جُوداً وَ كَرَماً» حَتَّى تَنْقَطِعَ نَفَسُكَ.ثُمَّ قُلْ: «يَا رَبَّ الْأَرْبَابِ أَنْتَ أَنْتَ أَنْتَ الَّذِي انْقَطَعَ الرَّجَاءُ إِلَّا مِنْكَ يَا عَلِيُّ يَا عَظِيمُ».قَالَ زِيَادٌ: فَدَعَوْتُ بِهِ، فَفَرَّجَ اللَّهُ عَنِّي وَ خَلَّى سَبِيلِي.25 - زیاد قندی گوید: طی نامه ای به امام کاظم علیه السَّلام نوشتم که دعایی به من بیاموزید، زیرا به بلایی گرفتار شده ام.البته او به اتّهام برداشت از بیت المال در زندان بود.آن حضرت برای او نوشت: چون نماز خواندی، سجدهٔ خود را طولانی کن سپس بگو: «يَا أَحَدَ مَنْ لَا أَحَدَلَهُ» تا این که نفس تو تمام شود. پس از آن بگو: «يَا مَنْ لَا يَزِيدُهُ كَثْرَةُ الدُّعَاءِ إِلَّا جُوداً وَ كَرَماً».سپس بگو: «يَا رَبَّ الْأَرْبَابِ أَنْتَ أَنْتَ أَنْتَ الَّذِي انْقَطَعَ الرَّجَاءُ إِلَّا مِنْكَ يَا عَلِيُّ يَا عَظِيمٌ».زیاد گوید: من آن دعا را خواندم، خداوند گره کار مرا گشود و از زندان رها شدم.

### بخش بیست و ششم#### کمترین تسبیحی که در رکوع و سجود کفایت می کند...(26 بَابُ أَدْنَى مَا يُجْزِئُ مِنَ التَّسْبِيحَ فِي الرُّكُوعِ وَالسُّجُودِ وَ أَكْثَرِهِ)1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عَبْدِ الْمَلِكِ عَنْ أَبِي بَكْرِ الْحَضْرَمِيُّ قَالَ:قَالَ أَبُو جَعْفَرِ علیه السَّلام: تَدْرِي أَيُّ شَيْءٍ حَدُ الرُّكُوعِ وَ السُّجُودِ؟قُلْتُ: لَا.قَالَ: تُسَبِّحُ فِي الرُّكُوعِ ثَلاَثَ مَرَّاتٍ: «سُبْحَانَ رَبِّيَ الْعَظِيمِ وَ بِحَمْدِهِ»، وَ فِي السُّجُودِ : «سُبْحَانَ رَبِّيَ الْأَعْلَى وَ بِحَمْدِهِ» ثَلَاثَ مَرَّاتٍ .فَمَنْ نَقَصَ وَاحِدَةً نَقَصَ ثُلُثَ صَلاتِهِ ، وَ مَنْ نَقَصَ ثِنْتَيْنِ نَقَصَ ثُلُثَيْ صَلَاتِهِ ، وَ مَنْ لَمْ يُسَبِّحْ فَلَا صَلَاةَ لَهُ.بخش بیست و ششم: کمترین تسبیحی که در رکوع و سجود کفایت می کند1 - ابوبکر حضر می گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود: آیا می دانی حد و اندازۀ رکوع و سجود چه قدر است؟عرض کردم: نه.فرمود: در رکوع سه مرتبه می گویی: «سُبْحَانَ رَبِّيَ الْعَظِيمِ وَ بِحَمْدِهِ» و در سجده سه مرتبه می گویی: «سُبْحَانَ رَبِّيَ الْأَعْلَى وَ بِحَمْدِهِ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ».پس هر کس یک تسبیح کم کند، یک سوم از ثواب نمازش را کم کرده و هر کس دو تسبیح کم کند، دو سوم از ثواب نماز را کم کرده است و هر کس تسبیح نگوید، نماز (کاملی برای او نیست.)

2 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عُمَرَ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ قَالَ:دَخَلْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام وَهُوَ يُصَلِّي، فَعَدَدْتُ لَهُ فِي الرُّكُوعِ وَ السُّجُودِ سِتِّينَ تَسْبيحَةً.3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَن ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرِ عَنْ حَمْزَةَ بْنِ حُمْرَانَ وَ الْحَسَنِ بْنِ زِيَادٍ قَالَا:دَخَلْنَا عَلَى أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام وَ عِنْدَهُ قَوْمٌ فَصَلَّى بِهِمُ الْعَصْرَ وَقَدْ كُنَّا صَلَّيْنَا فَعَدَدْنَا لَهُ فِي رُكُوعِهِ «سُبْحَانَ رَبِّيَ الْعَظِيم» أَرْبَعاً وَ ثَلَاثِينَ أَوْ ثَلاثاً وَ ثَلاثِينَ مَرَّةً.وَ قَالَ أَحَدُهُمَا فِي حَدِيثِهِ: «وَ بِحَمْدِهِ» فِي الرُّكُوعِ وَ السُّجُودِ سَوَاءٌ هَذَا، لِأَنَّهُ عَلِمَ علیه السَّلام احْتِمَالَ الْقَوْمِ لِطُولِ رُكُوعِهِ وَ سُجُودِهِ، وَ ذَلِكَ أَنَّهُ رُوِيَ: «أَنَّ الْفَضْلَ لِلْإِمَامِ أَنْ يُخَفِّفَ وَيُصَلِّيَ بِأَضْعَفِ الْقَوْمِ».2 - ابان بن تغلب گوید: خدمت امام صادق علیه السَّلام شرف یاب شدم، حضرتش نماز می گزارد. در رکوع و سجودش شمردم، شصت تسبیح گفت.3 - حمزة بن حمران و حسن بن زیاد گویند: خدمت امام صادق علیه السَّلام شرف یاب شدیم و گروهی در نزد آن حضرت بودند.حضرت با ایشان نماز عصر را به جای آورد، و ما نماز عصر خود را خوانده بودیم. شمردیم، حضرتش در رکوع خود سی و چهار، - یا سی و سه - مرتبه گفت: «سبحان ربی العظيم».یکی از آن دو راوی در حدیث خود گوید: حضرتش »و بحمده» (یعنی «سبحان ربی العظيم و بحمده» و «سبحان ربی الاعلی و بحمده» را در رکوع و سجود به یک تعداد گفت؛ زیرا آن حضرت می دانست که این گروه توانایی طول رکوع و سجود را دارند، وگرنه روایت شده است که امام جماعت باید نماز خود را سبک کند و حال افراد ضعیف و ناتوان را مراعات نماید.)

4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَانِ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:قُلْتُ لَهُ: أَدْنَى مَا يُجْزِئُ الْمَرِيضَ مِنَ التَّسْبِيحَ فِي الرُّكُوعِ وَ السُّجُودِ.قَالَ: تَسْبِيحَةٌ وَاحِدَةٌ.5 - عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ هِشَامِ بْنِ الْحَكَم قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: مَا مِنْ كَلِمَةٍ أَخَفَّ عَلَى اللَّسَانِ مِنْهَا وَ لَا أَبْلَغَ مِنْ «سُبْحَانَ اللَّهِ».قَالَ: قُلْتُ: يُجْزِتُنِي فِي الرُّكُوعِ وَ السُّجُودِ أنْ أقُولَ مَكَانَ التَّسْبِيحِ: «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ اللهُ أَكْبَرُ» ؟قَالَ: نَعَمْ، كُلُّ ذَا ذِكْرُ اللهِ.قَالَ: قُلْتُ: «الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ» قَدْ عَرَفْنَاهُمَا، فَمَا تَفْسِيرُ «سُبْحَانَ اللَّهِ»؟قَالَ: أَنفَةٌ لِلَّهِ، أَ مَا تَرَى الرَّجُلَ إِذَا عَجِبَ مِنَ الشَّيْءِ قَالَ: سُبْحَانَ اللَّهِ ؟!4 - معاوية بن عمار گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: کمترین تعداد تسبیح در رکوع و سجود که برای شخص بیمار کفایت می کند، چه تعداد است؟فرمود: یک تسبیح.5 - هشام بن حکم گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:هیچ کلمه ای بر زبان انسان، سبکتر و رساتر از «سبحان الله» نیست.عرض کردم: آیا کفایت می کند که در رکوع و سجود به جای «سبحان الله» بگویم: «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ اللَّهُ أَكْبَرُ»؟فرمود: آری، همۀ آنها ذکر خداوند است.گفتم: معنای «الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لَا إِلَهَ إِلَّا الله را دانستیم، تفسیر «سُبْحَانَ اللهِ» چیست؟فرمود: به معنای کمال تنزیه و پاک دانستن خداوند متعال از هر نقص و عیب است، نمی بینی هنگامی که شخصی از چیزی به شگفت می آید، می گوید: «سبحان الله»؟!

6 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ مَرْوَكِ بْنِ عُبَيْدٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ جَعْفَر علیه السَّلام قَالَ:قُلْتُ لَهُ: إِنِّي إِمَامٌ مَسْجِدِ الْحَيَّ فَأَرْكَعُ بِهِمْ فَأَسْمَعُ خَفَقَانَ نِعَالِهِمْ وَ أَنَا رَاكِعٌ. فَقالَ: اصْبِرْ رُكُوعَكَ وَ مِثْلَ رُكُوعِكَ ، فَإِنِ انْقَطَعَ وَإِلَّا فَانْتَصِبْ قَائِماً.### بخش بیست و هفتم#### چیزهایی که می توان بر آن ها سجده کرد...(27 بَابُ مَا يُسْجَدُ عَلَيْهِ وَ مَا يُكْرَهُ)1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ وَ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ عُرْوَةَ عَنْ أَبِي الْعَبَّاسِ الْفَضْلِ بْنِ عَبْدِ الْمَلِكِ :قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:لَا تَسْجُدْ إِلَّا عَلَى الْأَرْضِ ، أَوْ مَا أَنْبَتَتِ الْأَرْضُ إِلَّا الْقُطْنَ وَ الْكَتَّانَ.6 - یکی از یاران عبید گوید: به امام باقر علیه السَّلام عرض کردم: من امام مسجد قبیله ام هستم. هنگام نماز در حال رکوع، صدای پای اهل قبیله را می شنوم (که به نماز می آیند در این حال باید چه کنم (صبر نمایم)؟)فرمود: به اندازۀ ذکر رکوع همیشگی صبر کن، اگر به نماز رسید، چه بهتر وگر نه بلند شو.بخش بیست و هفتم: چیزهایی که می توان بر آن ها سجده کرد و چیزهایی که سجده بر آن ها مکروه است1 - فضل بن عبدالملک گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:فقط بر زمین یا بر چیزی که از زمین روییده است - جز پنبه و کتان - سجده بکن.

2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام قَالَ: قُلْتُ لَهُ: أَسْجُدُ عَلَى الرِّفْتِ - يَعْنِي الْقِيرَ - ؟فَقالَ: لَا ، وَ لَا عَلَى الثَّوْبِ الْكُرْسُفِ، وَ لَا عَلَى الصُّوفِ، وَ لَا عَلَى شَيْءٍ مِنَ الْحَيَوَانِ، وَ لَا عَلَى طَعَامٍ، وَ لَا عَلَى شَيْءٍ مِنْ ثِمَارِ الْأَرْضِ، وَ لَا عَلَى شَيْءٍ مِنَ الرِّيَاشِ.3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السَّلام عَنِ الْجِرِّ يُوقَدُ عَلَيْهِ بِالْعَذِرَةِ وَعِظَامِ الْمَوْتَى ثُمَّ يُجَصِّصُ بِهِ الْمَسْجِدُ أَ يُسْجَدُ عَلَيْهِ؟فَكَتَب علیه السَّلام إِلَى بِخَطَّهِ: إِنَّ الْمَاءَ وَ النَّارَ قَدْ طَهَّرَاهُ.2 - زراره گوید: به امام باقر علیه السَّلام عرض کردم آیا می توانم به قیر سجده کنم؟فرمود: نه و بر لباس پنبه ای و پشمی، بر چیزی از حیوان، بر خوراکی، بر چیزی از میوه های زمین و بر لباس های فاخر و زینتی نمی توان سجده کرد.3 - حسن بن محبوب گوید: از امام رضا علیه السَّلام پرسیدم: گچی که با نجاست آدمی استخوان مردگان پخته می شود و به آنها آلوده می گردد، آن گاه مسجد را با آن گچ کاری می کنند آیا بر آن می توان سجده کرد؟آن حضرت علیه السَّلام با خط خویش در پاسخم نوشت: همانا آتش و آب آن را پاک کرده اند.

4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنِ الْحَلَبِيِّ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام دَعَا أَبِي بِالْحُمْرَةِ.فَأُبْطأَتْ عَلَيْهِ ، فَأَخَذَ كَفَاً مِنْ حَصًى، فَجَعَلَهُ عَلَى الْبِسَاطِ ثُمَّ سَجَدَ.5 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أَذَيْنَةَ عَنِ الْفُضَيْلِ بْنِ يَسَارٍ وَ بُرَيْدِ بْنِ مُعَاوِيَةَ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السَّلام قَالَ:لَا بَأْسَ بِالْقِيَامِ عَلَى الْمُصَلَّى مِنَ الشَّعْرِ وَ الصُّوفِ إِذَا كَانَ يَسْجُدُ عَلَى الْأَرْضِ، فَإِنْ كَانَ مِنْ نَبَاتِ الْأَرْضِ فَلَا بَأْسَ بِالْقِيَام عَلَيْهِ وَ السُّجُودِ عَلَيْهِ.6 - أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ وَ غَيْرُهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السَّلام قَالَ:لا تَسْجُدُ عَلَى الْقِيرِ، وَ لا عَلَى الصَّارُوج.4 - حلبی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:پدرم سجّادۀ حصیری خواست. ولی دیر برایش آوردند، آن حضرت مشتی سنگریزه برگرفت و آن را بر فرش گذارد، سپس سجده کرد.5 - فضیل بن یسار و برید بن معاویه از (امام باقر یا امام صادق علیهما السَّلام روایت می کنند که حضرتش فرمود:)ایستادن بر سجّاده ای که از مو و از پشم باشد، اشکالی ندارد، در صورتی که بر زمین سجده کند، و اگر سجّاده از گیاهان زمین باشد، ایستادن و سجده کردن بر آن ایرادی ندارد.6 - عمرو بن سعید گوید: امام رضا علیه السَّلام فرمود:بر قیر و نوره سجده نکن.

7 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ وَ غَيْرُهُ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الرَّيَّانِ قَالَ:كَتَبَ بَعْضُ أَصْحَابِنَا إِلَيْهِ بِيَدِ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عُقْبَةَ يَسْأَلُهُ - يَعْنِي أَبَا جَعْفَرٍ علیه السَّلام- عَنِ الصَّلاَةِ عَلَى الْحُمْرَةِ الْمَدَنِيَّة.فَكَتَب: صَلِّ فِيهَا مَا كَانَ مَعْمُولاً بخُيُوطَةٍ، وَ لَا تُصَلِّ عَلَى مَا كَانَ مَعْمُولاً بسُيُورَةٍ.قَالَ: فَتَوَفَّفَ أَصْحَابُنَا، فَأَنْشَدْتُهُمْ بَيْتَ شِعْرِ لِتَأَبَّطَ شَرًا الْعَدْوَانِيِّ: كَأَنَّهَا خُيُوطَةُ مَارِي تُغَارُ وَ تُفْتَلُ.وَمَارِيٌّ: كَانَ رَجُلاً حَبَّالاً، كَانَ يَعْمَلُ الْخُيُوط.8 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى بِإِسْنَادِهِ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام :السُّجُودُ عَلَى الْأَرْضِ فَرِيضَةٌ وَ عَلَى الْحُمْرَةِ سُنَّةٌ.9 _ عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْن زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْوَلِيدِ عَنْ يُونُسَ بْن يَعْقُوبَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:لَا تَسْجُدُ عَلَى الذَّهَبِ وَ لَا عَلَى الْفِضَّةِ.7 - على بن ریّان گوید: یکی از دوستان ما نامه ای به امام باقر علیه السَّلام نوشت و آن را به دست ابراهيم بن عقبه برای آن حضرت فرستاد. در آن نامه از نماز بر سجّادۀ مدنی پرسیده بود.حضرت در پاسخ نوشت: در صورتی که با نخ بافته شده باشد، بر آن نماز بخوان، ولی اگر از پوست، بافته شده باشد بر آن نماز نخوانگوید: بیشتر یاران ما در به کار بردن سجاده توقّف کردند، به سبب این که استعمال «خيوط و سیور» بدون حرف «تاء» می باشد من برای ایشان شعر تأبّط شرّاً عدوانی را خواندم که واژهٔ «خيوط» با «تاء» به کار رفته است. مضمون آن این است: «گویا آن ها ریسمان های ماری اند که سخت و محکم بافته می شود» و ماری مردی ریسمان فروش بود که کار او تافتن ریسمان ها بود.8- محمّد بن يحيى با سند خود نقل کند و گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: سجده کردن بر زمین واجب است و بر سجّاده مستحب است.9 - يونس بن یعقوب گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: بر طلا و نقره سجده نکن.

10 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ غِيَاتِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ جَعْفَر عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِى علیه السَّلام قَالَ:لَا يَسْجُدُ الرَّجُلُ عَلَّى شَيْءٍ لَيْسَ عَلَيْهِ سَائِرُ جَسَدِهِ.11 - أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ عَنْ أَبَانٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنْ حُمْرَانَ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السَّلام قَالَ:كَانَ أَبِي علیه السَّلام يُصَلِّي عَلَى الْحُمْرَةِ يَجْعَلُهَا عَلَى الطَّنْفِسَةِ، وَ يَسْجُدُ عَلَيْهَا، فَإِذَا لَمْ تَكُنْ خُمْرَةٌ جُعِلَ حَصًى عَلَى الطَّنْفِسَةِ حَيْثُ يَسْجُدُ.12 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام أَنَّهُ كَرِهَ أَنْ يُسْجَدَ عَلَى قِرْطَاسٍ عَلَيْهِ كِتَابَةٌ.13 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنِ الْعَمْرَكِي النَّيْسَابُورِيٌّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَخِيهِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرِ علیه السَّلام قَالَ : سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ يُصَلِّي عَلَى الرَّطْبَةِ النَّابِتَةِ.10 - غياث بن ابراهیم گوید: امام صادق علیه السَّلام از پدر بزرگوارش علیه السَّلام از امیرمؤمنان علی علیه السَّلام نقل می کند که حضرتش فرمود:انسان نباید بر چیزی سجده کند که باقی بدنش بر آن نباشد (1.)11 - حمران از (امام باقر یا امام صادق علیهما السَّلام روایت کرده که فرمود:)پدر بزرگوارم بر روی سجّاده نماز می گزارد. سجاده را بر روی فرش پهن می کرد و بر آن سجده می کرد، و اگر سجاده نبود، در محل سجده، سنگریزه می نهاد.12 - جمیل بن درّاج گوید:امام صادق علیه السَّلام سجده کردن بر کاغذی را که بر آن چیزی نوشته باشد، مکروه می دانست.13 - علی بن جعفر گوید: از برادر خود، امام کاظم علیه السَّلام: پرسیدم می توان بر گیاهی که تازه روییده، نماز گزارد؟


1) طبق نقل شیخ طوسی رَحمة اللهُ در «تهذیب الأحکام »این روایت از روی تقیه صادر شده است

قَالَ: فَقَالَ: إِذَا أَلْصَقَ جَبْهَتَهُ بِالْأَرْضِ فَلَا بَأْسَ.وَ عَنِ الْحَشِيشِ النَّابِتِ الثَّيْل وَهُوَ يُصِيبُ أَرْضاً جَدَداً.قَالَ: لَا بَأْسَ.14 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ أَنَّ بَعْضَ أَصْحَابِنَا كَتَبَ إِلَى الْحَسَنِ الْمَاضِي علیه السَّلام يَسْأَلُهُ عَنِ الصَّلَاةِ عَلَى الزُّجَاجِ.قَالَ: فَلَمَّا نَفَذَ كِتَابِي إِلَيْهِ تَفَكَّرْتُ وَ قُلْتُ: هُوَ مِمَّا أَنْبَتَتِ الْأَرْضُ وَ مَا كَانَ لِي أَنْ أَسْأَلَهُ عَنْهُ.قَالَ : فَكَتَبَ إِلَيَّ : لَا تُصَلِّ عَلَى الزُّجَاجِ ، وَ إِنْ حَدَّثَتْكَ نَفْسُكَ أَنَّهُ مِمَّا أَنْبَتَتِ الْأَرْضُ، وَ لَكِنَّهُ مِنَ الْمِلْحِ وَ الرَّمْلِ وَ هُمَا مَمْسُوخَانِ.فرمود: چنانچه پیشانی به زمین بچسبد، اشکالی ندارد.پرسیدم: آیا می توان بر علف و گیاه تازه یا چمن مرغزار نماز گزارد با وجود این که به زمین بدون آن نیز دسترسی داشت؟فرمود: اشکالی ندارد.14 - محمد بن حسین گوید: یکی از دوستان ما نامه ای به امام کاظم علیه السَّلام نوشت و از آن حضرت در مورد نماز بر شیشه پرسید. گوید: چون نامه ام به سوی آن حضرت فرستاده شد، با خود فکر کردم و گفتم: شیشه از چیزهایی است که از زمین است و حکم سنگ را دارد و سجده بر آن جایز است و لازم نبود از آن حضرت بپرسم.حضرتش در پاسخ نامۀ من نوشت: بر شیشه نماز مگزار، گرچه پیش خود فکر کرده ای که از اجزای زمین است، چنین نیست، بلکه شیشه مانند نمک و ریگ است که مسخ شده و صورت اصلی خود را از دست داده اند.

### بخش بیست و هشتم#### نهادن پیشانی بر زمین(28 بَابُ وَضْعِ الْجَبْهَةِ عَلَى الْأَرْضِ)1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:الْجَبْهَةُ كُلُّهَا مِنْ قُصَاصِ شَعْرِ الرَّأْسِ إِلَى الْحَاجِبَيْنِ مَوْضِعُ السُّجُودِ، فَأَيُّمَا سَقَطَ مِنْ ذَلِكَ إِلَى الْأَرْضِ أَجْزَاكَ مِقْدَارُ الدِّرْهَم وَ مِقْدَارُ طَرَفِ الْأَنْمُلَةِ. 2 - عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ قَالَ: أَخْبَرَنِي مَنْ سَمِعَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام يَقُولُ:لا صَلاةَ لِمَنْ لَمْ يُصِبْ أَنْفُهُ مَا يُصِيبُ جَبِينُهُ.3 - مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ مُعَاوِيَةَ بْن عَمَّارٍ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:بخش بیست و هشتم: نهادن پیشانی بر زمین1 - زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:تمام پیشانی از رستنگاه موی سر تا دو ابرو، جای سجده است. پس هر قسمت از آن که با زمین برخورد کند، اگر به اندازۀ یک درهم یا به اندازه یک بند انگشت باشد، کافی است.2 - عبدالله بن مغیره گوید: یکی از راویانی که از امام صادق علیه السَّلام شنیده بود به من گفت: آن حضرت فرموده است:نماز (کامل ندارد کسی که (به هنگام سجده) بینی اش به آنجا که پیشانی اش می رسد، نرسد.)3 - معاوية بن عمار گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

إذَا وَضَعْتَ جَبْهَتَكَ عَلَى نَبَكَةٍ فَلا تَرْفَعْهَا، وَلَكِنْ جُرَّهَا عَلَى الْأَرْضِ.4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ مَوْضِع جَبْهَةِ السَّاجِدِ يَكُونُ أَرْفَعَ مِنْ قِيَامَةٍ.لا قَالَ: لَا وَلَكِنْ يَكُونُ مُسْتَوِياً.وَ فِي حَدِيثٍ أَخَرَ فِي السُّجُودِ عَلَى الْأَرْضِ الْمُرْتَفِعَةِ.قَالَ: قَالَ: إِذَا كَانَ مَوْضِعُ جَبْهَتِكَ مُرْتَفِعاً عَنْ رِجْلَيْكَ قَدْرَ لَبِنَةٍ فَلَا بَأْسَ.5 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ مُصَادِفٍ قَالَ: خَرَجَ بِي دُمَّلٌ فَكُنْتُ أَسْجُدُ عَلَى جَانِبِ.فَرَأَى أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام أَثَرَهُ. فَقَالَ: مَا هَذَا؟فَقُلْتُ: لَا أَسْتَطِيعُ أَنْ أَسْجُدَ مِنْ أَجْلِ الدُّمَّلِ، فَإِنَّمَا أَسْجُدُ مُنْحَرِفاً.هرگاه پیشانی خود را بر زمینی که بلند و مرتفع باشد نهادی، پیشانی را بلند مکن، بلکه آن را بر زمین بکش (تا به جایی که هموار باشد برسد.)4 - عبدالله بن سنان گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: آیا می شود جای پیشانی سجده کننده از جای ایستادن او بلندتر باشد؟فرمود: نه، باید برابر باشد.و در روایت دیگر آمده است: از حضرتش در مورد سجده بر زمین بلند پرسیدند.فرمود: هرگاه جای پیشانی تو به اندازۀ یک خشت از جای دو پای تو بلندتر باشد، اشکالی ندارد.5 - مصادف گوید: بر پیشانی من دملی پدید آمد، از این رو بر یک سمتِ پیشانی سجده می کردم.امام صادق علیه السَّلام مرا دید و فرمود: این چیست؟گفتم: به خاطر دمل نمی توانم سجده کنم، ناچار چنین سجده می کنم.

فَقالَ لِي: لَا تَفْعَلْ وَ لَكِنِ احْفِرْ حُفَيْرَةً فَاجْعَلِ الدُّمَّلَ فِي الْحُفْرَةِ حَتَّى تَقَعَ جَبْهَتُكَ عَلَى الْأَرْضِ.6 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ بِإِسْنَادِ لَهُ قَالَ: سُئِلَ أَبُو عَبْدِ اللهِ لا عَمَّنْ بِجَبْهَتِهِ عِلَّةٌ لَا يَقْدِرُ عَلَى السُّجُودِ عَلَيْهَا.قَالَ: يَضَعُ ذَقَنَهُ عَلَى الْأَرْضِ إِنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ : (يَخِرُّونَ لِلأَذْقَانِ سُجَّداً.)7 - مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ عَبْدِ الْمَلِكِ بْنِ عَمْرٍو قَالَ:رَأَيْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام سَوَّى الْحَصَى حِينَ أَرَادَ السُّجُودَ.8 - مُحَمَّدٌ عَنِ الْفَضْلِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: قُلْتُ لَهُ: الرَّجُلُ يَنْفُخُ فِي الصَّلاَةِ مَوْضِعَ جَبْهَتِهِ.فَقالَ: لَا.فرمود: چنین نکن، بلکه گودال کوچکی حفرکن و دمل را در آن قرار ده تا پیشانی ات به زمین برسد.6 ۔ علی بن محمّد با سند خود گوید: از امام صادق علیه السَّلام در مورد کسی که در پیشانی او عارضه ای است که نمی تواند بر آن آن سجده کند، پرسیدند.فرمود: چانه خود را بر زمین بگذارد؛ زیرا خداوند عزَّوجل می فرماید: ﴿يَخِرُّونَ لِلْأَذْقَانِ سُجَّداً.)7 - عبدالملک بن عمرو گوید: امام صادق علیه السَّلام را دیدم که به هنگام سجده، سنگریزه های سجده گاه را هموار می کرد.8 - محمد بن مسلم گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم آیا کسی می تواند در نماز، جای پیشانی خود را فوت کند؟فرمود: نه.

9 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ عَنْ أَبَانِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللهِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ لا عَنِ الرَّجُلِ يَسْجُدُ وَعَلَيْهِ الْعِمَامَةُ لَا يُصِيبُ وَجْهُهُ الْأَرْضَ.علیه السَّلام قَالَ: لَا يُجْزِتُهُ ذَلِكَ حَتَّى تَصِلَ جَبْهَتُهُ إِلَى الْأَرْضِ.### بخش بیست و نهم#### ایستادن و نشستن در نماز(29 بَابُ الْقِيَامِ وَالْقُعُودِ فِي الصَّلَاةِ)1 - عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام قَالَ:إِذَا قُمْتَ فِي الصَّلَاةِ فَلَا تُلْصِقُ قَدَمَكَ بِالْأُخْرَى دَعْ بَيْنَهُمَا فَضْلاً إِصْبَعاً أَقَلُّ ذَلِكَ إِلَى شِبْرٍ أَكْثَرُهُ وَ اسْدِلْ مَنْكِبَيْكَ وَأَرْسِلْ يَدَيْكَ وَ لَا تُشَبِّكَ أَصَابِعَكَ9 - عبدالرحمان بن ابی عبدالله گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: مردی که سجده می کند و عمّامه به سر دارد و بدین سبب پیشانی او به زمین نمی رسد (چه حکمی دارد؟.)فرمود: تا پیشانی او به زمین نرسیده، سجدۀ او درست نیست.بخش بیست و نهم: ایستادن و نشستن در نماز1 - زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:چون به نماز ایستادی پای خود را به پای دیگر نچسبان و کمترین فاصلۀ میان دو پا به اندازۀ یک انگشت و بیشترین آن به اندازۀ یک وجب است و کتف های خود را پایین بینداز و دست های خود را بیاویز و انگشتان خود را درهم مکن

وَلْتَكُونَا عَلَى فَخِذَيْكَ قُبَالَةَ رُكْبَتَيْكَ ، وَ ليَكُنْ نَظَرُكَ إِلَى مَوْضِع سُجُودِكَ.فَإِذَا رَكَعْتَ فَصُفَّ فِي رُكُوعِكَ بَيْنَ قَدَمَيْكَ تَجْعَلُ بَيْنَهُمَا قَدْرَ شِبْرٍ وَ تُمَكِّنُ رَاحَتَيْكَ مِنْ رُكْبَتَيْكَ وَ تَضَعُ يَدَكَ الْيُمْنَى عَلَى رُكْبَتِكَ الْيُمْنَى قَبْلَ الْيُسْرَى وَ بَلِّغْ أَطْرَافَ أَصَابِعِكَ عَيْنَ الرُّكْبَةِ وَ فَرِّجْ أَصَابِعَكَ إِذَا وَضَعْتَهَا عَلَى رُكْبَتَيْكَ، فَإِذَا وَصَلَتْ أَطْرَافُ أَصَابِعِكَ فِى رُكُوعِكَ إِلَى رُكْبَتَيْكَ أَجْزَاكَ ذَلِكَ.وَ أَحَبُّ إِلَيَّ أَنْ تُمَكِّنَ كَفَّيْكَ مِنْ رُكْبَتَيْكَ فَتَجْعَلَ أَصَابِعَكَ فِي عَيْنِ الرُّكْبَةِ وَ تُفَرِّجَ بَيْنَهُمَا وَأَقِمْ صُلْبَكَ وَ مُدَّ عُنُقَكَ وَ لْيَكُنْ نَظَرُكَ إِلَى مَا بَيْنَ قَدَمَيْكَ. فَإِذَا أَرَدْتَ أَنْ تَسْجُدَ فَارْفَعْ يَدَيْكَ بِالتَّكْبِيرِ وَ خِرَّ سَاجِداً وَ ابْدَأْ بِيَدَيْكَ فَضَعْهُمَا عَلَى الْأَرْضِ قَبْلَ رُكْبَتَيْكَ تَضَعُهُمَا مَعاً وَ لَا تَفْتَرِشُ ذِرَاعَيْكَ افْتِرَاشَ السَّبُعُ ذِرَاعَيْهِ وَ لَا تَضَعَنَّ ذِرَاعَيْكَ عَلَى رُكْبَتَيْكَ.و دستان خود را بر روی ران از جلو و امتداد زانوان قرار ده، و بایستی نگاهت سجده گاهت باشد.آن گاه که رکوع کردی، میان دو قدم خود را برابر کن و فاصلهٔ میان آن ها را به اندازۀ یک وجب قرار ده، و دو کف دست خود را به زانوان متّصل نما، و دست خود را بر - پیش از زانوی چپ - زانوی راست گذار، و اطراف انگشتان خود را به اطراف زانوان برسان، و چون انگشتان خود را بر زانوان نهادی آن ها را باز کن، و چون اطراف انگشتان خود را در رکوع به زانوان خویش برسانی، برای تو کافی است.نزد من بهتر این است که دو کف دست را بر دو زانوی خود بگذاری و انگشتان خود را به اطراف زانو برسانی و میان دو زانو را باز کنی، و پشت خود را راست گردانی و گردن خود را بکشی و نگاهت در میان دو قدمت باشد.چون خواستی سجده کنیف دست های خود را به تکبیر بلندکن و سجده کنان بر زمین رو، و به دو دست خود شروع کن و آن ها را با هم پیش از زانو بر زمین گذار، و بازوان خود را مانند درندگان بر زمین نگستران، و دو بازوی خود را بر زانوان و ران خود مگذار.

وَ فَخِذَيْكَ، وَلَكِنْ تَجَنَّحْ بِمِرْفَقَيْكَ وَ لَا تُلْصِقُ كَفَّيْكَ بِرُكْبَتَيْكَ وَ لَا تُدْنِهِمَا مِنْ وَجْهِكَ بَيْنَ ذَلِكَ حِيَالَ مَنْكِبَيْكَ وَ لَا تَجْعَلْهُمَا بَيْنَ يَدَيْ رُكْبَتَيْكَ، وَلَكِنْ تُحَرِّفُهُمَا عَنْ ذَلِكَ شَيْئاً وَ ابْسُطْهُمَا عَلَى الْأَرْضِ بَسْطاً وَ اقْبِضْهُمَا إِلَيْكَ قَبْضاً .وَإِنْ كَانَ تَحْتَهُمَا ثَوْبٌ فَلَا يَضُرُّكَ وَ إِنْ أَفْضَيْتَ بِهِمَا إِلَى الْأَرْضِ فَهُوَ أَفْضَلُ وَ لَا تُفَرِّجَنَّ بَيْنَ أَصَابِعِكَ فِي سُجُودِكَ وَ لَكِنْ ضُمَّهُنَّ جَمِيعاً.قَالَ: وَإِذَا قَعَدْتَ فِي تَشَهُدِكَ فَأَلْصِقُ رُكْبَتَيْكَ بِالْأَرْضِ وَفَرِّجْ بَيْنَهُمَا شَيْئاً وَلْيَكُنْ ظَاهِرُ قَدَمِكَ الْيُسْرَى عَلَى الْأَرْضِ وَ ظَاهِرُ قَدَمِكَ الْيُمْنَى عَلَى بَاطِنِ قَدَمِكَ الْيُسْرَى وَأَلْيَنَاكَ عَلَى الْأَرْضِ وَ طَرَفُ إِبْهَامِكَ الْيُمْنَى عَلَى الْأَرْضِ.وَإِيَّاكَ وَ الْقُعُودَ عَلَى قَدَمَيْكَ فَتَتَأَذًى بِذَلِكَ وَ لَا تَكُنْ قَاعِداً عَلَى الْأَرْضِ فتَكُونَ إِنَّمَا فَعَدَ بَعْضُكَ عَلَى بَعْضٍ فَلا تَصْبرَ لِلتَّشَهدِ وَ الدُّعَاءِ.و لكن دو آرنج خود را گشاده دار و دو کف دست خود را به دو زانو نچسبان و آن ها را نزدیک صورت مگذار (بلکه در جنب شانه هایت بگذار و آنها را در جلوی زانو مگذار، ولی آن ها را اندکی از این، عقب تر بیاور و کف دستان را بر زمین پهن کن و در حال سجده آنها را اندکی به خود نزدیک گردان.)و اگر در زیر دستان، جامه ای باشد، ضرری نمی رساند. ولی اگر دو دست را بر زمین رسانی بهتر است. در هنگام سجده انگشتان خود را باز مکن و آن ها را به یکدیگر بچسبان.حضرتش فرمود: و چون برای تشهّد می نشینی، دو زانو را بر زمین بچسبان و میان آن ها را اندکی باز کن، ولی پشت پای چپت بر زمین باشد و پشت پای راستت بر درون پای چپت قرار بگیرد، و دو سرین تو و کنار انگشت شست پای راستت نیز بر زمین باشد.بپرهیز از نشستن بر روی دو پای؛ زیرا اذیّت می شوی، و بر زمین نیز منشین و باید که بخشی از اعضای تو بر بخش دیگری باشد (یعنی دو سرین تو بر دو قدم تو باشد که در غیر این صورت نمی توانی برای تشهّد و دعا صبر کنی.)

2 - وَ بِهَذِهِ الْأَسَانِيدِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ:2 - إِذَا قَامَتِ الْمَرْأَةُ فِي الصَّلاَةِ جَمَعَتْ بَيْنَ قَدَمَيْهَا وَ لَا تُفَرِّجُ بَيْنَهُمَا، وَتَضُمُّ يَدَيْهَا إِلَى صَدْرِهَا لِمَكَانِ ثَدْيَيْهَا، فَإِذَا رَكَعَتْ وَضَعَتْ يَدَيْهَا فَوْقَ رُكْبَتَيْهَا عَلَى فَخِذَيْهَا، لِئَلَّا تُطَأْطِئَ كَثِيراً فَتَرْتَفِعَ عَجِيزَتُهَا، فَإِذَا جَلَسَتْ فَعَلَى أَلْيَتَيْهَا لَيْسَ كَمَا يَقْعُدُ الرَّجُلُ.وَإِذَا سَقَطَتْ لِلسُّجُودِ بَدَأَتْ بِالْقُعُودِ بِالرُّكْبَتَيْنِ قَبْلَ الْيَدَيْنِ، ثُمَّ تَسْجُدُ لَا طِئَةٌ بِالْأَرْضِ ، فَإِذَا كَانَتْ فِي جُلُوسِهَا ضَمَّتْ فَخِذَيْهَا وَ رَفَعَتْ رُكْبَتَيْهَا مِنَ الْأَرْضِ، وَ إِذَا نَهَضَتْ انْسَلَّتْ انْسِلَالاً لَا تَرْفَعُ عَجِيزَتَهَا أَوَّلاً.3 - جَمَاعَةٌ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:لَا تُفْعِ بَيْنَ السَّجْدَتَيْنِ إِفْعَاءً.2 - زراره گوید: حضرتش فرمود: هنگامی که زن به نماز می ایستد، پایش را نزدیک یکدیگر گذارد و میان آن ها فاصله نیندازد و دستانش را بر سینۀ خود بر روی پستان هایش بچسباند، و چون به رکوع می رود، دست هایش را بالای زانوان، بر روی ران های خود گذارد تا زیاد خم نشود که نشیمنگاه او بالا بیاید، و چون خواست بنشیند، باید بر نشیمنگاه نشیند، ولی نه چنان که مردان می نشینند.و چون به سجده می رود، باید در نشستن به دو زانو پیش از دو دست شروع کند، آن گاه به سجده رود به گونه ای که خود را به زمین بچسباند و به هنگام نشستن، رانهایش را به یکدیگر بچسباند و دو زانوی خود را از زمین بلند کند، و چون می خواهد بر خیزد، بدون آن که خم شود سرین خود را بلند کند و بر خیزد.3 - ابو بصیر گوید :امام صادق علیه السَّلام فرمود : میان دو سجده، بر روی دو پنجۀ پا منشین.

4 - أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنِ ابْنِ أَبِي يَعْفُورٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:إِذَا سَجَدَتِ الْمَرْأَةُ بَسَطَتْ ذِرَاعَيْهَا.5 - أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنْ مُعَلَّى أَبِي عُثمانَ عَنْ مُعَلَّى بْنِ حُنَيْسٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ:كَانَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ علیه السَّلام إِذَا هَوَى سَاجِداً انْكَبَّ وَ هُوَ يُكَبِّرُ.6 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْحَلَبِيَّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:إِذَا سَجَدَ الرَّجُلُ ثُمَّ أَرَادَ أَنْ يَنْهَضَ فَلا يَعْجِنُ بِيَدَيْهِ فِي الْأَرْضِ، وَ لَكِنْ يَبْسُطُ كَفَّيْهِ مِنْ غَيْرِ أَنْ يَضَعَ مَقْعَدَتَهُ عَلَى الْأَرْضِ.7 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ عَنْ أَبَانٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللهِ قَالَ: سَأَلْتَهُ عَنْ جُلُوسِ الْمَرْأَةِ فِي الصَّلاَةِ.قَالَ: تَضُمُّ فَخِذَيْهَا.4 - ابن ابی یعفور گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:هنگامی که زن سجده می کند، باید دو بازوی خود را بر زمین پهن کند.5 - معلّی بن خنیس گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که آن حضرت می فرمود:علی بن الحسين علیه السَّلام همواره آن گاه که به سجده می رفت، تکبیر می گفت.6 - حلبی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:هرگاه کسی به سجده می رود، چون بر می خیزد نباید به دستان خویش تکیه کند، ولی دو کف دست خود را بر زمین بگستراند، بدون آن که نشیمنگاه را بر زمین گذارد.7 - عبدالرحمان بن ابی عبدالله گوید: از آن حضرت (امام صادق علیه السَّلام در مورد چگونگی نشستن زن در نماز پرسیدم.)فرمود: باید دوران خود را به یکدیگر بچسباند.

8 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا قَالَ:الْمَرْأَةُ إِذَا سَجَدَتْ تَضَمَّمَتْ ، وَ الرَّجُلُ إِذَا سَجَدَ تَفَتَّحَ.9 - عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ: قُلْتُ لَهُ: (فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ.)قَالَ: «النَّحْرُ»: الاعْتِدَالُ فِي الْقِيَامِ أَنْ يُقِيمَ صُلْبَهُ وَ نَحْرَهُ.وَ قَالَ: لَا تُكَفِّرْ، فَإِنَّمَا يَصْنَعُ ذَلِكَ الْمَجُوسُ، وَ لَا تَلَكُمْ وَ لَا تَحْتَفِرْ، وَ لَا تُفْعِ عَلَى قَدَمَيْكَ، وَ لَا تَفْتَرِشُ ذِرَاعَيْكَ.8 - یکی از اصحاب ما گوید: حضرتش فرمود :هنگامی که زن سجده می کند، باید اعضای خود را به یکدیگر بچسباند و مرد به هنگام سجده باید اعضای خود را از یکدیگر باز نگاه دارد.9 - راوی گوید: از امام باقر علیه السَّلام پرسیدم: منظور از گفتار خدا که می فرماید: «پس به پروردگارت نماز خوان و نحر کن» چیست؟فرمود: منظور از «نحر»، اعتدال و راست شدن در هنگام ایستادن است که باید پشت خود را راست و مستقیم گیرد.حضرتش فرمود: (در نماز دست بر دست (یا دست بر سینه) مگذار؛ زیرا این، عملی است که مجوس انجام می دهند. دهان بند بر دهان خود مگذار، اعضای خود را به یکدیگر متّصل مکن، بر دو پاشنۀ پا منشین و بازوان خویش را بر زمین نگستران.)

### بخش سی ام#### تشهد در دو رکعت اول و رکعت چهارم و سلام دادن ...(30 بَابُ التَّشَهُدِ فِى الرَّكْعَتَيْنِ الْأَوَّلَتَيْنِ وَالرَّابِعَةِ وَالتَّسْلِيم)1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ عُثمانَ بْنِ عِيسَى عَنْ مَنْصُورِ بْنِ حَازِمٍ عَنْ بَكْرِ بْنِ حَبِيبٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السَّلامعَن التَّشَهد.فَقَالَ: لَوْ كَانَ كَمَا يَقُولُونَ وَاجِباً عَلَى النَّاسِ هَلَكُوا، إِنَّمَا كَانَ الْقَوْمُ يَقُولُونَ أَيْسَرَ مَا يَعْلَمُونَ إِذَا حَمِدْتَ اللهَ أَجْزَاً عَنْكَ.2 - وَ فِي رِوَايَةٍ أُخْرَى عَنْ صَفْوَانَ عَنْ مَنْصُورٍ عَنْ بَكْرِ بْن حَبِيبٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام: أَيَّ شَيْءٍ أَقُولُ فِي التَّشَهُدِ وَ الْقُنُوتِ؟قَالَ: قُلْ بِأَحْسَنِ مَا عَلِمْتَ، فَإِنَّهُ لَوْ كَانَ مُوَقِّتاً لَهَلَكَ النَّاسُ.بخش سی ام: تشهد در دو رکعت اوّل و رکعت چهارم و سلام دادن1 - بكر بن حبیب گوید: از امام باقر علیه السَّلام در مورد تشهّد پرسیدم.فرمود: اگر آن چنان که مردم می گویند، بر مردم واجب بود، همه به هلاکت می افتادند، بلکه مردم باید آسان ترین آن چه را که می دانند بگویند و همین اندازه که خداوند را حمد و ثناگویی کفایت می کند.2 - و در روایت دیگر، بکر بن حبیب گوید: به امام باقر علیه السَّلام عرض کردم: در تشهّد و قنوت چه بگویم؟فرمود: بهترین چیزی را که می دانی بگو؛ زیرا اگر دعایی معیّن داشت مردم هلاک می شدند.

3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَجَّالِ عَنْ ثَعْلَبَةَ بْنِ مَيْمُونٍ عَنْ يَحْيَى بْنِ طَلْحَةَ عَنْ سَوْرَةَ بْنِ كُلَيْبِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السَّلام عَنْ أَدْنَى مَا يُجْزِئُ مِنَ التَّشَهُّدِ.فَقالَ: الشَّهَادَتَانِ.4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ النُّعْمَانِ عَنْ دَاوُدَ بْنِ فَرْقَدٍ عَنْ يَعْقُوبَ بْن شُعَيْب قَالَ:قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: أَقْرَأُ فِي التَشَهُدِ مَا طَابَ فَلِلَّهِ وَ مَا خَبُثَ فَلِغَيْرِهِ.فَقالَ: هَكَذَا كَانَ يَقُولُ عَلِيٌّ علیه السَّلام.5 _ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَفْصِ بْنِ الْبَخْتَرِيٌّ عَنْ اَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:يَنْبَغِي لِلْإِمَام أَنْ يُسْمِعَ مَنْ خَلْفَهُ التَّشَهدَ وَ لَا يُسْمِعُونَهُ هُمْ شَيْئاً.3 - سورة بن کلیب گوید: از امام باقر علیه السَّلام پرسیدم کمترین چیزی که در تشهّد باید گفت، چیست؟فرمود: شهادتین.4 - يعقوب بن شعیب گوید: به امام باقر علیه السَّلام عرض کردم: آیا در تشهّد بخوانم: «ما طاب فَللّه وما خبث فلغيره»؟فرمود: علی علیه السَّلام نیز چنین می فرمود.5 - حفص بن بختری گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:برای امام جماعت شایسته است که تشهد را به گوش مأمومین برساند، و مأمومین نباید چیزی را به گوش او برسانند.

6 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنِ الْحَلَبِيُّ قَالَ: قَالَ لِي أَبُو عَبْدِ الله علیه السَّلام:كُلُّ مَا ذَكَرْتَ اللهَ بِهِ َو النَّبِي صلَّی اللهُ علیه وآله فَهُوَ مِنَ الصَّلاةِ وَإِنْ قُلْتَ: «السَّلَامُ عَلَيْنَا وَ عَلَى عِبَادِ اللَّهِ الصَّالِحِينَ» فَقَدِ انْصَرَفْتَ.7 - وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:إِذَا كُنْتَ فِي صَفْ فَسَلَّمْ تَسْلِيمَةً عَنْ يَمِينِكَ وَ تَسْلِيمَةٌ عَنْ يَسَارِكَ، لِأَنَّ عَنْ يَسَارِكَ مَنْ يُسَلَّمُ عَلَيْكَ، وَإِذَا كُنْتَ إِمَاماً فَسَلَّمْ تَسْلِيمَةً وَأَنْتَ مُسْتَقْبِلُ الْقِبْلَةِ.8- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ قَالَ:إِذَا انْصَرَفْتَ مِنَ الصَّلَاةِ فَانْصَرِفْ عَنْ يَمِينِكَ.6 - حلبی گوید: امام صادق علیه السَّلام به من فرمود:هرچه (پس از تشهّد خداوند و پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله را یاد کنی جزو نماز محسوب می شود، و چون گفتی: «السَّلَامُ عَلَيْنَا وَعَلَى عِبَادِ اللهِ الصَّالِحِينَ» از نماز خارج می شوی.)7 - ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:چون در میان صف نماز جماعت هستی، به سمت راست خود یک سلام گوی و یک سلام نیز به سمت چپ خود؛ زیرا که سمت چپت، کسی است که به تو سلام می کند، و اگر امام جماعت بودی در حالی که رو به قبله هستی، فقط یک سلام کافی است.8 - سماعه گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: چون نماز را به پایان رساندی، از سمت راست خود به پایان ببر.

9 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ عَنْبَسَةَ بْنِ مُصْعَبٍ قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنِ الرَّجُلِ يَقُومُ فِي الصَّفِّ خَلْفَ الْإِمَامِ وَ لَيْسَ عَلَى يَسَارِهِ أَحَدٌ كَيْفَ يُسَلِّمُ.قَالَ: يُسَلِّمُ وَاحِدَةً عَنْ يَمِينِهِ.10 - وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنْ أَبِي بَكْرٍ الْحَضْرَمِي قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:إِذَا قُمْتَ مِنَ الرَّكْعَةِ فَاعْتَمِدْ عَلَى كَفَّيْكَ وَ قُلْ : «بِحَوْلِ اللَّهِ وَ قُوتِهِ أَقُومُ وَ أَقْعُدُ» ، فَإِنَّ عَلِيّاً علیه السَّلام كَانَ يَفْعَلُ ذَلِكَ.11 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام:إِذَا جَلَسْتَ فِي الرَّكْعَتَيْنِ الْأَوَّلَتَيْنِ فَتَشَهَّدْتَ ثُمَّ قُمْتَ فَقُلْ: «بِحَوْلِ اللَّهِ وَ قُوتِهِ أَقُومُ وَاقْعُدُ».9 - عنبسة بن مصعب گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم کسی که در صف نماز جماعت پشت سر امام ایستاده و در سمت چپ او کسی نیست، چگونه باید سلام گوید؟فرمود: یک سلام به سمت راست خود بگوید.10 - ابو بکر حضرمی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:هرگاه از رکعتی که تمام شده بر خاستی به دو کف دست خود تکیه کن و برخیز و بگو: «بِحَوْلِ اللهِ وَ قُوتِهِ أَقُومُ وَ أَقْعُدُ»، زيرا علی علیه السَّلام این چنین می کرد.11 - محمد بن مسلم گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: هرگاه در دو رکعت آغازین نماز نشستی و تشهّد گفتی، سپس برخاستی بگو «بحَوْلِ اللهِ وَ قُوتِهِ أَقُومُ وَ أَقْعُدُ».

### بخش سی و یکم#### قنوت در نماز واب و نافله...(31 بَابُ الْقُنُوتِ فِى الْفَرِيضَةِ وَ النَّافِلَةِ وَ مَتَى هُوَ؟ وَ مَا يُجْزِي فِيهِ؟)1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى وَ غَيْرُهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ وَ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَر علیه السَّلام عَن الْقُنُوتِ فِى الصَّلَوَاتِ الخَمْسِ .فَقالَ: اقْنُتْ فِيهِنَّ جَمِيعاً.قَالَ: وَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام بَعْدَ ذَلِكَ عَن الْقُنوتِ .فَقالَ لى: أمَّا مَا جَهَرْتَ فَلاَ تَشُك.2 - أَحْمَدُ عَنِ الْحُسَيْنِ عَنِ ابْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ صَفْوَانَ الْجَمَّالِ قَالَ:صَلَّيْتُ خَلْفَ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام أَيَّاماً ، فَكَانَ يَقْنُتُ فِي كُلِّ صَلَاةٍ يَجْهَرُ فِيهَا وَ لَا يَجْهَرُ فِيهَا.بخش سی و یکم: قنوت در نماز واجب و نافله ،قنوت در کجا لازم است؟ و در آن چه باید گفت؟1 - محمد بن مسلم گوید: از امام باقر علیه السَّلام در مورد قنوت نمازهای پنجگانه پرسیدم.فرمود: در تمام آن ها قنوت لازم است.محمّد بن مسلم گوید: بعد از این، باز از امام صادق علیه السَّلام در مورد قنوت پرسیدم.فرمود: در نمازهای جهری، تردیدی در لازم بودن آن نیست.2 - صفوان جمال گوید: چند روزی پشت سر امام صادق علیه السَّلام نماز می خواندم، آن حضرت در هر نمازی قنوت می خواند، هم در نمازهایی که بلند می خواند و هم در نمازهایی آهسته می خواند.

3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ فَضَّالِ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ لا عَنِ الْقُنُوتِ .فَقالَ: فِيَمَا يُجْهَرُ فِيهِ بِالْقِرَاءَةِ.قَالَ: فَقُلْتُ لَهُ: إِنِّي سَأَلْتُ أَبَاكَ عَنْ ذَلِكَ، فَقالَ: فِي الْخَمْسِ كُلِّهَا .فَقالَ: رَحِمَ اللهُ أَبِي! إِنَّ أَصْحَابَ أَبِي أَتَوْهُ فَسَأَلُوهُ فَأَخْبَرَهُمْ بِالْحَقِّ ثُمَّ أَتَوْنِي شكاكاً فَأَفْتَيْتُهُمْ بِالتَّقِيَّة.4 - عَلِيٌّ عَنْ مُحَمَّدِ بْن عِيسَى عَنْ يُونُسَ بْن عَبْدِ الرَّحْمَانِ عَنْ مُحَمَّدِ بْن الْفُضَيْل عَنِ الْحَارِثِ بْنِ الْمُغِيرَةِ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:اقْنُتْ فِي كُلِّ رَكْعَتَيْنِ فَرِيضَةٍ أَوْ نَافِلَةٍ قَبْلَ الرُّكُوعِ.5 - مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ الْحَجَّاجِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَن الْقُنوتِ .فَقالَ: فِي كُلِّ صَلَاةٍ فَرِيضَةٍ وَ نَافِلَةٍ.3 - ابوبصیر گوید: از امام صادق علیه السَّلام در مورد قنوت پرسیدم.فرمود: قنوت را باید در نماز جهری خواند.به آن حضرت عرض کردم: روزی از پدر شما (امام باقر علیه السَّلام دربارۀ آن پرسیدم.)ایشان چنین فرمود: در تمام نمازهای پنجگانه باید قنوت خواند.فرمود: خداوند پدرم را رحمت کند! اصحاب پدرم نزد حضرتش آمدند و در این مورد پرسیدند، آن حضرت آن چه را که حق و واقع بود، به آنان پاسخ داد، ولی من سؤال کنندگان را مشکوک یافتم و از روی تقیّه به آنان فتوی دادم.4 - حارث بن مغیره گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:در هر نماز دو رکعتی - چه در نماز واجب و چه در نماز نافله - پیش از رکوع قنوت بخوان.5 - عبدالرحمان بن حجّاج گوید: از امام صادق علیه السَّلام این در مورد قنوت پرسیدم.فرمود: در هر نماز چه واجب و چه نافله - لازم است.

6 - وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنْ يُونُسَ عَنْ وَهْبِ بْنِ عَبْدِ رَبِّهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:مَنْ تَرَكَ الْقُنُوتَ رَغْبَةً عَنْهُ فَلاَ صَلاةَ لَهُ.7 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:الْقُنُوتُ فِي كُلِّ صَلَاةٍ فِي الرَّكْعَةِ الثَّانِيَةِ قَبْلَ الرُّكُوع.8 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْن بْن سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ بْن أَيُّوبَ عَنْ أَبَانِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ الْفَضْلِ قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنِ الْقُنوتِ وَ مَا يُقَالُ فِيهِ.فَقالَ: مَا قَضَى اللهُ عَلَى لِسَانِكَ، وَ لَا أَعْلَمُ لَهُ شَيْئاً موقتاً .9 - بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنْ فَضَالَةَ عَنْ أَبَانِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:الْقُنُوتُ فِي الْفَرِيضَةِ الدُّعَاءُ وَ فِي الْوَتْرِ الِاسْتِغْفَارُ.6 - وهب بن عبدربه گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:هر که قنوت را به خاطر بی رغبتی ترک کند، نمازی ندارد.7 - زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:قنوت در هر نماز در رکعت دوم و پیش از رکوع است.8- اسماعیل بن فضل گوید: از امام صادق در مورد قنوت و آنچه بایستی در آن خواند، پرسیدمفرمود: هر چه که خداوند بر زبانت جاری کرد، بگو و برای آن چیز معیّنی را سراغ ندارم.9 - عبدالرحمان بن ابی عبد الله گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:قنوت در نماز واجب دعاست و در نماز وتر استغفار.

10 - مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ:قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام: رَجُلٌ نَسِيَ الْقُنُوتَ فَذَكَرَهُ وَ هُوَ فِي بَعْضِ الطَّرِيقِ.فَقالَ: يَسْتَقْبلُ الْقِبْلَةَ ثُمَّ لْيَقُلْهُ.ثُمَّ قَالَ: إِنِّي لَأَكْرَهُ لِلرَّجُلِ أَنْ يَرْغَبَ عَنْ سُنَّةِ رَسُولِ اللَّهِ صلّى الله عليه وآله أَوْ يَدَعَهَا.14 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْن سَعِيدٍ عَنِ الْقَاسِم بن مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنْ أَدْنَى الْقُنوتِ.فَقالَ خَمْسُ تَسْبِيحَاتٍ.12 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ سَعْدِ بْنِ أَبِي خَلَفٍ عَنْ عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:يُجْزِئُكَ فِي الْقُنُوتِ: «اللَّهُمَّ اغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا وَ عَافِنَا وَ اعْفُ عَنَّا فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ».10 - زراره گوید: به امام باقر علیه السَّلام عرض کردم: شخصی قنوت را فراموش می کند و در بین راه به یادش می افتد (وظیفۀ او چیست؟.)فرمود: رو به قبله کند و آن را به جای آورد.سپس فرمود: دوست ندارم کسی نسبت به سنّت رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله بی میل شود، یا آن را ترک کند.11 - ابوبصیر گوید: از امام صادق علیه السَّلام دربارۀ کمترین مقدار قنوت پرسیدم.فرمود: پنج تسبیح است.12 - سعد بن ابی خلف گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:در قنوت کافی است که بخوانی:«اللَّهُمَّ اغْفِرْ لَنَا وَ ارْحَمْنَا وَ عَافِنَا وَ اعْفُ عَنَّا فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ»؛«بار خدایا! ما را بیامرز، بر ما رحمت فرما، ما را سلامت دار و از ما، در دنیا و جهان آخرت در گذر؛ زیرا تو بر هر چیز توانایی».

13 - مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: مَا أَعْرِفُ قُنوتاً إِلَّا قَبْلَ الرُّكُوع.14 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ قَالَ: حَدَّثَنِي يَعْقُوبُ بْنُ يَقْطِين قَالَ:سَأَلْتُ عَبْداً صَالِحاً لا عَن الْقُنُوتِ فِي الْوَتْرِ وَ الْفَجْرِ وَ مَا يُجْهَرُ فِيهِ قَبْلَ الرُّكُوعِ أَوْ بَعْدَهُ .فَقالَ: قَبْلَ الرُّكُوعِ حِينَ تَفْرُغُ مِنْ قِرَاءَتِكَ.15 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ زِيَادٍ الْقَنْدِيٌّ عَنْ دُرُسْتَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: قَالَ:الْقُنُوتُ فِي كُلِّ صَلَاةٍ فِي الْفَرِيضَةِ وَ التَّطَوُّع.13 - معاوية بن عمّار گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:من قنوتی را سراغ ندارم، مگر آن که پیش از رکوع باشد.14 - يعقوب بن یقطین گوید: از عبد صالح علیه السَّلام در مورد قنوت در نماز وتر، نماز صبح و هر نماز جهری پرسیدم که آیا پیش از رکوع است، یا بعد از آن؟فرمود: پیش از رکوع است، هنگامی که از قرائت فارغ می شوی.15 - محمد بن مسلم گوید: امام علیه السَّلام فرمود:قنوت در همۀ نمازهای واجب و نمازهای نافله وارد است.

### بخش سی و دوم#### دعا و تعقیب بعد از نماز...(32 بَابُ التَّعْقِيبِ بَعْدَ الصَّلَاةِ وَالدُّعَاءِ)1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:لَا يَنْبَغِي لِلْإِمَامِ أَنْ يَنْتَقِلَ إِذَا سَلَّمَ حَتَّى يُتِمَّ مَنْ خَلْفَهُ الصَّلاةَ.قَالَ: وَ سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ يَؤُمُّ فِي الصَّلاةِ هَلْ يَنْبَغِي لَهُ أَنْ يُعَقِّبَ بِأَصْحَابِهِ بَعْدَ التَّسلِيمِ ؟فَقالَ: يُسَبِّحُ وَ يَذْهَبُ مَنْ شَاءَ لِحَاجَتِهِ وَ لَا يُعَقِّبُ رَجُلٌ لِتَعْقِيبِ الْإِمَام.2 - عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:بخش سی و دوم: دعا و تعقیب بعد از نماز1 - حلبی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:برای امام جماعت شایسته نیست که چون سلام دهد از جای خود حرکت کند تا آن کسی که پشت سر اوست، نماز را تمام نماید.حلبی گوید: از آن حضرت پرسید:م آیا برای پیشنماز شایسته است که یاران خود را امر به تعقیب نماز کند؟فرمود: تسبیح بگوید و هر که خواست برود و لازم نیست مأموم، همانند امام تعقیبات را انجام دهد.2 - ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

أَيُّمَا رَجُلٍ أَمْ قَوْماً فَعَلَيْهِ أَنْ يَقْعُدَ بَعْدَ التَّسْلِيم وَ لَا يَخْرُجَ مِنْ ذَلِكَ الْمَوْضِع حَتَّى يُتِمَّ الَّذِينَ خَلْفَهُ الَّذِينَ سُقُوا صَلاتَهُمْ ذَلِكَ عَلَى كُلِّ إِمَامٍ وَاجِبٌ إِذَا عَلِمَ أَنَّ فِيهِمْ مَسْبُوقاً، وَإِنْ عَلِمَ أَنْ لَيْسَ فِيهِمْ مَسْبُوقٌ بالصَّلاةِ فَلْيَذْهَب حَيْثُ شَاءَ.3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيٍّ بن حَدِيدٍ عَنْ مَنْصُورٍ بن يُونُسَ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:مَنْ صَلَّى صَلاةٌ فَرِيضَةً وَعَقَّبَ إِلَى أُخْرَى فَهُوَ ضَيْفُ اللَّهِ، وَ حَقٌّ عَلَى اللَّهِ أَنْ يُكْرِمَ ضَيْفَهُ.4 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ الْمُغِيرَةِ أَنَّهُ سَمِعَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام يَقُولُ:إِنَّ فَضْلَ الدُّعَاءِ بَعْدَ الْفَرِيضَةِ عَلَى الدُّعَاءِ بَعْدَ النَّافِلَةِ كَفَضْلِ الْفَرِيضَةِ عَلَى النافلة.هر که بر گروهی در نماز، امامت می کند، بر او لازم است که پس از سلام بنشیند و از جای خود بر نخیزد تا کسانی که بعداً رسیده اند نماز خود را تمام نمایند، این کار برای هر پیشنمازی واجب است در صورتی که بداند کسانی هستند که پس از او رسیده اند، ولی اگر بداند که چنین کسانی در میان نمازگزاران نیستند، می تواند برخیزد و هر جا خواست برود.3 - راوی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:هر کس نماز واجبی بخواند و تا وقت نماز بعدی تعقیب بخواند، مهمان خداست، و بر خداوند لازم است که مهمان خود را گرامی بدارد.4 - حسن بن مغیره گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:فضیلت دعای پس از نماز واجب، بر دعای پس از نماز نافله، مانند فضیلت نماز واجب بر نافله است.

قَالَ: ثُمَّ قَالَ: ادْعُهُ وَ لَا تَقُلْ قَدْ فُرغَ مِنَ الْأَمْرِ، فَإِنَّ الدُّعَاءَ هُوَ الْعِبَادَةُ إِنَّ اللهَ عَزَّوَجَلٌ يَقُولُ: (إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ.)وَ قَالَ: (ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ.)وَ قَالَ: إِذَا أَرَدْتَ أَنْ تَدْعُوَ اللَّهَ فَمَجِدْهُ وَ احْمَدْهُ وَ سَبِّحْهُ وَ هَلَّلْهُ وَأَثْنِ عَلَيْهِ وَصَلِّ عَلَى النَّبِيِّ صلَّى الله عليه وآله ثُمَّ سَلْ تُعْطَ.قَالَ:5 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قالَ:الدُّعَاءُ بَعْدَ الْفَرِيضَةِ أَفْضَلُ مِنَ الصَّلَاةِ تَنَفُلاً.6 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ فَضَالَةَ بْن أَيُّوبَ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْن سِنَانِ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام.مَنْ سَبَّحَ تَسْبِيحَ فَاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ علیه السَّلام قَبْلَ أَنْ يَثْنِيَ رِجْلَيْهِ مِنْ صَلَاةِ الْفَرِيضَةِ غَفَرَ اللهُ لَهُ وَلْيَبْدَأَ بِالتَّكْبِيرِ.راوی گوید: سپس حضرتش فرمود: دعا بخوان و نگو نماز پایان یافت، چرا که دعا، همان عبادت است، به راستی خداوند عزَّوجل می فرماید: «کسانی که از عبادت من استکبار می ورزند، به زودی با خواری وارد دوزخ خواهند شد».و فرمود: «مرا بخوانید تا شما را استجابت نمایم».و فرمود: هرگاه خواستی دعا کنی خدا را با عظمت یادکن و ستایش نما و او را تسبیح کن و تهلیل بگو و بر او ثناگو و بر پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله درود فرست، آنگاه حاجت خود را بخواه تا روا شود.5 - زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:دعای پس از نماز واجب، بهتر از نماز نافله است.6 - عبد الله بن سنان گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:هر کس خدا را با تسبیحات حضرت فاطمه زهرا علیها السَّلام تسبیح گوید، پیش از آن که از نماز واجب برخیزد، خداوند او را بیامرزد، و بایستی با تکبیر شروع کند.

7 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ يَحْيَى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ النَّعْمَانِ عَنِ ابْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:مَنْ سَبَّحَ اللَّهَ فِي دُبُرِ الْفَرِيضَةِ تَسْبِيحَ فَاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ علیه السَّلام الْمِائَةَ مَرَّةٍ وَأَتْبَعَهَا بِـ «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ» غَفَرَ اللَّهُ لَهُ.8 ۔ عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ عُثْمَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عُذَافِرٍ قَالَ: دَخَلْتُ مَعَ أَبِي عَلَى أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام فَسَأَلَهُ أَبِي عَنْ تَسْبِيحِ فَاطِمَةَ علیها السَّلام.فَقالَ: «اللَّهُ أَكْبَرُ» حَتَّى أَحْصَاهَا أَرْبَعاً وَ ثَلَاثِينَ مَرَّةً .ثُمَّ قَالَ: «الْحَمْدُ لِلَّهِ» حَتَّى بَلَغَ سَبْعاً وَ سِتِّينَ .ثُمَّ قالَ: «سُبْحَانَ اللهِ» حَتَّى بَلَغَ مِائَةٌ يُحْصِيهَا بِيَدِهِ جُمْلَةٌ وَاحِدَةٌ.9 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْحَمِيدِ عَنْ صَفْوَانَ عَن ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ أَبِي بَصِيرِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:7 - راوی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:هر کس در پی هر نماز واجب خدا را با تسبیحات حضرت فاطمه زهرا علیها السَّلام _ که صد مرتبه است _ تسبیح گوید، سپس «لا اله الا الله» بگوید، خداوند او را بیامرزد.8 - محمد بن عذافر گوید: همراه پدرم خدمت امام صادق علیه السَّلام شرفیاب شدم. پدرم از آن حضرت در مورد تسبیحات حضرت فاطمه علیها السَّلام پرسید.فرمود: «الله اکبر» و سی و چهار مرتبه شمرد.سپس فرمود: «الحمد لله» تا این که به شصت و هفت رسید (یعنی سی و سه مرتبه الحمد لله گفت پس از آن فرمود: «سبحان الله» تا به صد رسید (یعنی آن را نیز سی و سه مرتبه گفت) و همۀ آن ها را به دست خود می شمرد.)9 - ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

فِي تَسْبِيح فَاطِمَةَ علیها السَّلام يُبْدَأُ بِالتَّكْبِيرِ أَرْبَعاً وَ ثَلَاثِينَ، ثُمَّ التَّحْمِيدِ ثَلاثاً وَ ثَلَاثِينَ، ثُمَّ التَّسْبِيحَ ثَلاثاً وَثَلاثِينَ.10 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ بْنِ بَزِيعٍ عَنِ الْخَيْبَرِيِّ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ تُوَيْرٍ وَ أَبِي سَلَمَةَ السَّرَّاج قَالَا: سَمِعْنَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام وَ هُوَ يَلْعَنُ فِي دُبُرِ كُلِّ مَكْتُوبَةٍ أَرْبَعَةٌ مِنَ الرِّجَالِ، وَ أَرْبَعاً مِنَ النِّسَاءِ فُلانٌ وَ فُلانٌ وَ فُلالٌ وَ مُعَاوِيَةُ، وَ يُسَمِّيهِمْ وَ فُلانه وفلانه و هند و أُمُّ الْحَكَم أُخْتُ مُعَاوِيَةَ.11 - أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ رَفَعَهُ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام.إِذَا شَكَكْتَ فِي تَسْبيح فَاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ علیه السَّلام فَأَعِدْ.12 - عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ يَعْقُوبَ بْن يَزِيدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ جَعْفَرٍ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام أَنَّهُ كَانَ يُسَبِّحُ تَسْبِيحَ فَاطِمَةَ هَا فَيَصِلُهُ وَ لَا يَقْطَعُهُ.تسبیحات حضرت فاطمه علیها السَّلام با سی و چهار تکبیر شروع می شود، سپس سی و سه بار «الحمد الله»، و پس سی و سه بار «سبحان الله».10 - حسين بن ثویر و ابوسلمه سراج گویند: از امام صادق علیه السَّلام شنیدیم که پس از هر نماز واجب، چهار نفر از مردان و چهار نفر از زنان را لعن می فرمود: فلان، فلان، فلان و معاویة و آن ها را نام می برد، و فلانه، فلانه، هند و امّ حکم خواهر معاويه.11 - محمّد بن احمد در روایت مرفوعه ای می گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:هرگاه در تسبیحات حضرت فاطمه علیها السَّلام شک کردی آن را اعاده کن.12 - راوی گوید: امام صادق علیه السَّلام به تسبیحات حضرت فاطمه علیها السَّلام تسبیح می گفت آن ها را به یکدیگر متّصل می خواند و در میانشان فاصله نمی انداخت.

13 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ بْنِ بَزِيعِ عَنْ صَالِحٍ بْنِ عُقْبَةَ عَنْ أَبِي هَارُونَ الْمَكْفُوفِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:يَا أَبَا هَارُونَ! إِنَّا نَأْمُرُ صِبْيَانَنَا بِتَسْبِيحَ فَاطِمَةَ علیها السَّلام كَمَا نَأْمُرُهُمْ بِالصَّلَاةِ فَأَلْزِمْهُ، فَإِنَّهُ لَمْ يُلْزِمْهُ عَبْدٌ فَشَقِيَ.14 - وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنْ صَالِحِ بْنِ عُقْبَةَ عَنْ عُقْبَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:مَا عُبِدَ اللهُ بِشَيْءٍ مِنَ التَحْمِيدِ أَفْضَلَ مِنْ تَسْبِيحَ فَاطِمَةَ وَ لَوْ كَانَ شَيْءٌ أَفْضَلَ مِنْهُ لَنَحَلَهُ رَسُولُ اللهِ صلَّى الله عليه وآله فَاطِمَةَ علیها السَّلام.15 - وَ عَنْهُ عَنْ أَبِي خَالِدٍ الْقَمَّاطِ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام يَقُولُ:تَسْبِيحُ فَاطِمَةَ علیها السَّلام فِي كُلِّ يَوْمٍ فِي دُبُرِ كُلِّ صَلَاةٍ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ صَلَاةِ أَلْفِ رَكْعَةٍ فِي كُلِّ يَوْمٍ.16 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:13 - ابو هارون مکفوف گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:ای ابا هارون! ما فرزندان خود را به تسبیح حضرت فاطمه علیها السَّلام فرمان می دهیم؛ همان گونه که آنان را به نماز فرمان می دهیم، و تو بر آن مداومت کن؛ زیرا بنده ای که به آن مداومت کند، شقی و بدبخت نخواهد شد.14 - عقبه گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:خداوند متعال با هیچ تسبیحی از حمد و ستایش عبادت نشده که از تسبیح حضرت فاطمه علیها السَّلام بهتر باشد؛ زیرا اگر چیزی بهتر از آن ،بود رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله آن را به حضرت فاطمه علیها السَّلام اعطا می کرد.15 - ابوخالد قمّاط گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:تسبیح حضرت فاطمه علیها السَّلام در هر روز پس از هر نماز، نزد من بهتر از هزار رکعت نماز در هر روز است.16 - زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:

أَقَلُّ مَا يُجْزِئُكَ مِنَ الدُّعَاءِ بَعْدَ الْفَرِيضَةِ أَنْ تَقُولَ:«اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ كُلِّ خَيْرٍ أَحَاطَ بِهِ عِلْمُكَ وَ أَعُوذُ بِكَ مِنْ كُلِّ شَرٍ أَحَاطَ بِهِ عِلْمُكَ. اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ عَافِيَتَكَ فِي أُمُورِي كُلِّهَا وَ أَعُوذُ بِكَ مِنْ خِزْيِ الدُّنْيَا وَ عَذَابِ الْآخِرَةِ».17 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ عُرْوَةَ عَنْ أَبِي الْعَبَّاسِ الْفَضْلِ بْنِ عَبْدِ الْمَلِكِ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام.يُسْتَجَابُ الدُّعَاءُ فِي أَرْبَعَةِ مَوَاطِنَ فِي الْوَتْرِ وَ بَعْدَ الْفَجْرِ وَ بَعْدَ الظَّهْرِ وَ بَعْدَ الْمَغْرِبِ.18 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ أَبَانِ عَنْ مُحَمَّدٍ الْوَاسِطِي قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام يَقُولُ:لَا تَدَعْ فِي دُبُرِ كُلِّ صَلَاةٍ: «أُعِيذُ نَفْسِي وَ مَا رَزَقَنِي رَبِّي بِاللَّهِ الْوَاحِدِ الصَّمَدِ حَتَّى تَخْتِمَهَا وَ أُعِيذُ نَفْسِي وَ مَا رَزَقَنِي رَبِّي بِرَبِّ الْفَلَقِ حَتَّى تَخْتِمَهَا وَ أُعِيذُ نَفْسِي وَ مَا رَزَقَنِي رَبِّي بِرَبِّ النَّاسِ حَتَّى تَخْتِمَهَا».کمترین و کوتاهترین دعایی که کافی است پس از نماز واجب بخوانی این که بگویی:«اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مِنْ كُلِّ خَيْرٍ أَحَاطَ بِهِ عِلْمُكَ وَ أَعُوذُ بِكَ مِنْ كُلِّ شَرٌ أَحَاطَ بِهِ عِلْمُكَ. اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ عَافِيَتَكَ فِي أُمُورِي كُلَّهَا وَ أَعُوذُ بِكَ مِنْ خِزْيِ الدُّنْيَا وَعَذَابِ الْآخِرَةِ».17 - فضل بن عبدالملك گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:دعا در چهار موضع به اجابت می رسد: نماز وتر، بعد از سپیده دم، بعد از ظهر و بعد از مغرب.18 - محمّد واسطی گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:هیچ گاه پس از نماز این دعا را ترک مکن: «أُعِيذُ نَفْسِي وَ مَا رَزَقَنِي رَبِّي بِاللَّهِ الْوَاحِدِ الصَّمَدِ» تا به پایان برسانی. «وَ أُعِيذُ نَفْسِي وَ مَا رَزَقَنِي رَبِّي بِرَبِّ الْفَلَقِ» تا به پایان برسانی. «وَ أُعِيذُ نَفْسِي وَ مَا رَزَقَنِي رَبِّي بِرَبِّ النَّاسِ» تا به پایان برسانی.

19 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: قَالَ أبو جعفر علیه السَّلام:لَا تَنْسَوُا الْمُوجِبَتَيْنِ _ أَوْ قَالَ: عَلَيْكُمْ بِالْمُوجِبَتَيْنِ _ فِي دُبُرِ كُلِّ صَلَاةٍ.قُلْتُ: وَ مَا الْمُوجِبَتَانِ؟قَالَ: تَسْأَلُ اللهَ الْجَنَّةَ وَتَعُوذُ باللهِ مِنَ النَّارِ.20 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى وَأَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ عَلِيٍّ بن بْنِ مُحَمَّدٍ الْقَاسَانِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ حَفْصِ الْمَرْوَزِي قَالَ:كَتَبَ إِلَى الرَّجُلُ صلَّى الله عليه وآله فِى سَجْدَةِ الشُّكْرِ مِائَةَ مَرَّةٍ «شَكْراً شُكراً، وَ إِنْ شِئْتَ «عَفْواً عَفْواً».21 - مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَن عَنْ سَهْلِ بْن زِيَادٍ بِإِسْنَادِهِ عَنْ سَمَاعَةَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:مَنْ سَبَقَتْ أَصَابعُهُ لِسَانَهُ حُسِبَ لَهُ.19 - زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:فراموش نکنید _ یا این که فرمود: بر شما باد _ پس از هر نماز آن دو چیزی را که موجب می شوند.عرض کردم: آن دو چیز چیستند؟فرمود: از خداوند بهشت را درخواست کنید و از آتش دوزخ به او پناه ببرید.20 - سليمان بن حفص مروزی گوید: به امام کاظم علیه السَّلام درباره سجدۀ شکر نامه ای نوشتم.حضرتش در پاسخ نوشت صد بار «شُكْراً شُكْراً» و اگر خواستی «عَفْواً عَفْواً» بگو.21 - سماعة بن مهران گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:انگشتان هر فردی بر زبانش پیشی گیرد (یعنی آن تسبیح را به اشتباه بشمارد آن تسبیح برای او حساب می شود.)

22 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ دَاوُدَ الْعِجْلِى مَوْلَى أَبِي الْمَغْرَاءِ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام يَقُولُ:ثَلَاثٌ أُعْطِينَ سَمْعَ الْخَلَائِقِ الْجَنَّةُ وَالنَّارُ وَ الْحُورُ الْعِينُ .فَإِذَا صَلَّى الْعَبْدُ وَقَالَ: اللَّهُمَّ أَعْتِقْنِي مِنَ النَّارِ وَ أَدْخِلْنِي الْجَنَّةَ وَ زَوَّجْنِي مِنَ الْحُورِ الْعِينِ.قَالَتِ النَّارُ: يَا رَبِّ إِنَّ عَبْدَكَ قَدْ سَأَلَكَ أَن تُعْتِقَهُ مِنّى فَأَعْتِقَهُ.وَ قَالَتِ الْجَنَّةُ: يَا رَبِّ! إِنَّ عَبْدَكَ قَدْ سَأَلَكَ إِيَّايَ فَأَسْكِنْهُ فِي.وَ قَالَتِ الحُورُ الْعِينُ: يَا رَبِّ! إِنَّ عَبْدَكَ قَدْ خَطَبَنَا إِلَيْكَ فَزَوِّجْهُ مِنَّا.فَإِنْ هُوَ انْصَرَفَ مِنْ صَلَاتِهِ وَ لَمْ يَسْأَلِ اللَّهَ شَيْئاً مِنْ هَذِهِ.قُلْنَ الْحُورُ الْعِينُ: إِنَّ هَذَا الْعَبْدَ فِينَا لَزَاهِدٌ.وَقَالَتِ الْجَنَّةُ : إِنَّ هَذَا الْعَبْدَ فِي لَزَاهِدٌ.وَ قَالَتِ النَّارُ: إِنَّ هَذَا الْعَبْدَ فِي لَجَاهِلٌ.22 - داوود عجلی گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:سه چیز است که شنوایی آفریدگان به آنان عطا شده است (و آنان سخن آفریدگان را می شنوند: بهشت، آتش و حوریان بهشتی. هنگامی که بندۀ نمازگزار بگوید: «خدایا! مرا از آتش آزاد کن، وارد بهشت کن و حوریان بهشتی را به ازدواج من بیاور»؛)آتش گوید: پروردگارا! به راستی که بنده ات از تو خواست که او را از من آزاد کنی، پس او را آزاد فرما.بهشت گوید: پروردگارا! به راستی که بنده ات از تو مرا در خواست نمود، پس او را در من ساکن گردان.و حوریان بهشتی گویند: پروردگارا! بنده ات ما را از تو خواستگاری کرد، پس ما را به عقد او در آور.ولی اگر از نماز خود فارغ شود و آن ها را در خواست نکند، حوریان بهشتی گویند: این بنده به ما رغبتی ندارد، بهشت گوید: این بنده به من میلی ندارد و آتش گوید: این بنده از من بی خبر است.

23 - أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ رَفَعَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:دُعَاءً يُدْعَى بِهِ فِي دُبُرِ كُلِّ صَلَاةٍ تُصَلِّيهَا ، فَإِنْ كَانَ بِكَ دَاءٌ مِنْ سَقَم وَ وَجَع ، فَإِذَا قَضَيْتَ صَلَاتَكَ فَامْسَحْ بِيَدِكَ عَلَى مَوْضِع سُجُودِكَ مِنَ الْأَرْضِ، وَ ادْعُ بِهَذَا الدُّعَاءِ، وَأَمِرُ بِيَدِكَ عَلَى مَوْضِع وَجَعِكَ سَبْعَ مَرَّاتٍ تَقُولُ:«يَا مَنْ كَبَسَ الْأَرْضَ عَلَى الْمَاءِ وَ سَدَّ الْهَوَاءَ بِالسَّمَاءِ وَ اخْتَارَ لِنَفْسِهِ أَحْسَنَ الْأَسْمَاءِ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ افْعَلْ بِي كَذَا وَكَذَا وَارْزُقْنِي كَذَا وَكَذَا وَ عَافِنِي مِنْ كَذَا وَكَذَا».24 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ أَبِي إِسْمَاعِيلَ السَّرَّاجِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ شَجَرَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مَرْوَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ لا أَنَّهُ قَالَ:تَمْسَحُ بِيَدِكَ الْيُمْنَى عَلَى جَبْهَتِكَ وَوَجْهِكَ فِي دُبُرِ الْمَغْرِبِ وَ الصَّلَوَاتِ وَ تَقُولُ:23 - احمد بن محمّد در روایت مرفوعه ای گوید: از امام صادق علیه السَّلام ادعایی روایت شده که پس از هر نماز خوانده می شود. هرگاه از بیماری و دردی شکوه ای داری، چون نماز خود را تمام کردی، دست خود را بر سجده گاهت بکش و این دعا را هفت بار بخوان:«يَا مَنْ كَبَسَ الْأَرْضَ عَلَى الْمَاءِ وَ سَدَّ الْهَوَاءَ بِالسَّمَاءِ وَ اخْتَارَ لِنَفْسِهِ أَحْسَنَ الْأَسْمَاءِ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ افْعَلْ بِي كَذَا وَكَذَا وَ ارْزُقْنِي كَذَا وَكَذَا وَ عَافِنِي مِنْ كَذَا وَ كَذَا».24 - محمّد بن مروان گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:پس از نماز مغرب و همۀ نمازها دست راست خود را به پیشانی و روی خود می کشی و می گویی:

«بِسْمِ اللَّهِ الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَالِمِ الْغَيْبِ وَ الشَّهَادَةِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ. اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنَ الْهَمِّ وَ الْحَزَنِ وَ السُّقْمِ وَالْعُدْمِ وَ الصَّغَارِ وَ الذُّلِّ وَ الْفَوَاحِشِ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَ مَا بَطَنَ».25 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرِ الله علیه السَّلام عَنِ التَّسْبِيح.فَقالَ: مَا عَلِمْتُ شَيْئاً مَوْقُوفاً غَيْرَ تَسْبِيحَ فَاطِمَةَ وَ عَشْرَ مَرَّاتٍ بَعْدَ الْغَدَاةِ تَقُولُ:«لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ لَهُ الْمُلْكُ وَ لَهُ الْحَمْدُ يُحْيِي وَيُمِيتُ وَ يُمِيتُ وَ يُحْيِي بِيَدِهِ الْخَيْرُ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ».وَلَكِنَّ الْإِنْسَانَ يُسَبِّحُ مَا شَاءَ تَطَوُّعاً.26 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْن سِنَانٍ عَنْ عَبْدِ الْمَلِكِ الْقُمِّيِّ عَنْ إِدْرِيسَ أَخِيهِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام يَقُولُ:«بِسْمِ اللهِ الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَالِمِ الْغَيْبِ وَ الشَّهَادَةِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنَ الْهَمْ وَ الْحَزَنِ وَالسُّقْمِ وَالْعُدْمِ وَ الصَّغَارِ وَ الذُّلِّ وَالْفَوَاحِشِ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَ مَا بَطَنَ».25 - محمّد بن مسلم گوید: از امام باقر علیه السَّلام در مورد تسبیح پرسیدم.فرمود: من از تسبیح چیز مقرری جز تسبیح حضرت فاطمه صلوات الله عليها سراغ ندارم و این که ده بار پس از طلوع فجر بگویی: «لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ لَهُ الْمُلْكُ وَ لَهُ الْحَمْدُ يُحْيِي وَ يُمِيتُ وَ يُمِيتُ وَ يُحْيِي بِيَدِهِ الْخَيْرُ وَ هُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ».ولی انسان هر چه خواست می تواند تسبیح گوید.26 - ادریس گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:

إِذَا فَرَغْتَ مِنْ صَلاتِكَ فَقُلِ: «اللَّهُمَّ إِنِّي أَدِينُكَ بِطَاعَتِكَ وَ وَلَايَتِكَ وَ وَلَايَةِ رَسُولِكَ وَ وَلَايَةِ الأَئِمَّةِ علیهم السَّلام مِنْ أَوْلِهِمْ إِلَى آخِرِهِمْ» وَ تُسَمِّيهِمْ.ثُمَّ قُل: «اللَّهُمَّ إِنِّي أَدِينُكَ بِطَاعَتِكَ وَ وَلَايَتِهِمْ وَ الرِّضَا بِمَا فَضَّلْتَهُمْ بِهِ غَيْرَ مُتَكَبِّرٍ وَ لَا مُسْتَكْبِرٍ عَلَى مَعْنَى مَا أَنْزَلْتَ فِي كِتَابِكَ عَلَى حُدُودِ مَا أَتَانَا فِيهِ وَ مَا لَمْ يَأْتِنَا مُؤْمِنٌ مُقِرٌّ مُسَلِّمُ بِذَلِكَ رَاضٍ بِمَا رَضِيتَ بِهِ يَا رَبِّ أُرِيدُ بِهِ وَجْهَكَ وَ الدَّارَ الآخِرَةَ مَرْهُوباً وَ مَرْغُوباً إِلَيْكَ فِيهِ فَأَحْيِنِي مَا أَحْيَيْتَنِي عَلَى ذَلِكَ وَ أَمِثْنِي إِذَا أَمَتَّنِي عَلَى ذَلِكَ وَ ابْعَثْنِي إِذَا بَعَثْتَنِي عَلَى ذَلِكَ وَإِنْ كَانَ مِنِّي تَقْصِيرٌ فِيَمَا مَضَى فَإِنِّي أَتُوبُ إِلَيْكَ مِنْهُ وَ أَرْغَبُ إِلَيْكَ فِيمَا عِنْدَكَ، وَأَسْأَلُكَ أَنْ تَعْصِمَنِي مِنْ مَعَاصِيكَ وَ لَا تَكِلَنِي إِلَى نَفْسِي طَرْفَةَ عَيْنٍ أَبَداً مَا أَحْيَيْتَنِي لَا أَقَلَّ مِنْ ذَلِكَ وَ لَا أَكْثَرَ إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةُ بِالسُّوءِ إِلَّا مَا رَحِمْتَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ وَ أَسْأَلُكَ أَنْ تَعْصِمَنِي بِطَاعَتِكَ حَتَّى تَتَوَفَّانِي عَلَيْهَا وَ أَنْتَ عَنِّي رَاضٍ وَ أَنْ تَخْتِمَ لِي بِالسَّعَادَةِ وَ لَا تُحَوِّلَنِي عَنْهَا أَبَداً وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِكَ».هرگاه از نماز خود فارغ شدی، بگو: «اللَّهُمَّ إِنِّي أَدِينُكَ بِطَاعَتِكَ وَ وَلَايَتِكَ وَ وَلَايَةِ رَسُولِكَ وَ وَلَايَةِ الْأَئِمَّةِ علیهم السَّلام مِنْ أَوَّلِهِمْ إِلَى آخِرِهِمْ» و آنها را نام می بری.بگو: «اللَّهُمَّ إِنِّي أَدِينُكَ بِطَاعَتِكَ وَ وَلَايَتِهِمْ وَ الرِّضَا بِمَا فَضَّلْتَهُمْ بِهِ غَيْرَ مُتَكَبِّرٍ وَ لَا مُسْتَكْبِرٍ عَلَى مَعْنَى مَا أَنْزَلْتَ فِي كِتَابِكَ عَلَى حُدُودِ مَا أَتَانَا فِيهِ وَ مَا لَمْ يَأْتِنَا مُؤْمِنٌ مُقِرٌّ مُسَلِّمٌ بِذَلِكَ رَاضٍ بِمَا رَضِيتَ بِهِ يَا رَبِّ أُرِيدُ بِهِ وَجْهَكَ وَ الدَّارَ الآخِرَةَ مَرْهُوباً وَ مَرْغُوباً إِلَيْكَ فِيهِ فَأَحْيِنِي مَا أَحْيَيْتَنِي عَلَى ذَلِكَ وَ أَمِثْنِي إِذَا أَمَتَّنِي عَلَى ذَلِكَ وَ ابْعَثْنِي إِذَا بَعَثْتَنِي عَلَى ذَلِكَ وَ إِنْ كَانَ مِنِّي تَقْصِيرٌ فِيَمَا مَضَى فَإِنِّي أَتُوبُ إِلَيْكَ مِنْهُ وَ أَرْغَبُ إِلَيْكَ فِيمَا عِنْدَكَ، وَ أَسْأَلُكَ أَنْ تَعْصِمَنِي مِنْ مَعَاصِيكَ وَ لَا تَكِلَنِي إِلَى نَفْسِي طَرْفَةَ عَيْنٍ أَبَداً مَا أَحْيَيْتَنِي لَا أَقَلَّ مِنْ ذَلِكَ وَ لَا أَكْثَرَ إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلَّا مَا رَحِمْتَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ وَأَسْأَلُكَ أَنْ تَعْصِمَنِي بِطَاعَتِكَ حَتَّى تَتَوَفَّانِي عَلَيْهَا وَ أَنْتَ عَنِّي رَاضٍ وَ أَنْ تَخْتِمَ لِي بِالسَّعَادَةِ وَ لَا تُحَوِّلَنِي عَنْهَا أَبَداً وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِكَ».

27 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ أَبَانٍ عَنْ مُحَمَّدٍ الْوَاسِطِيٌّ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام يَقُولُ:لَا تَدَعْ فِي دُبُرِ كُلِّ صَلَاةٍ:«أُعِيذُ نَفْسِي وَ مَا رَزَقَنِي رَبِّي بِاللَّهِ الْوَاحِدِ الصَّمَدِ حَتَّى تَخْتِمَهَا وَ أُعِيذُ نَفْسِي وَ مَا رَزَقَنِي رَبِّي بِرَبِّ الْفَلَقِ حَتَّى تَخْتِمَهَا وَ أُعِيذُ نَفْسِي وَ مَا رَزَقَنِي رَبِّي بِرَبِّ النَّاسِ حَتَّى تَخْتِمَهَا».28 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ قَالَ: كَتَبَ مُحَمَّدُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ إِلَى أَبِي الْحَسَنِ إِنْ رَأَيْتَ يَا سَيِّدِي أَنْ تُعَلِّمَنِي دُعَاءً أَدْعُو بِهِ فِي دُبُرِ لا صَلَوَاتِي يَجْمَعُ اللهُ لِي بِهِ خَيْرَ الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ.فَكَتَبَ علیه السَّلام تَقُولُ:«أَعُوذُ بِوَجْهِكَ الْكَرِيمِ وَ عِزَّتِكَ الَّتِي لَا تُرَامُ وَ قُدْرَتِكَ الَّتِي لَا يَمْتَنِعُ مِنْهَا شَيْءٌ مِنْ شَرِّ الدُّنْيَا وَ الآخِرَةِ وَ مِنْ شَرِّ الْأَوْجَاعِ كُلِّهَا»27 - محمّد واسطی گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:هیچ گاه پس از نماز این دعا را ترک مکن «أُعِيذُ نَفْسِي وَ مَا رَزَقَنِي رَبِّي بِاللَّهِ الْوَاحِدِ الصَّمَدِ حَتَّى تَخْتِمَهَا وَ أُعِيذُ نَفْسِي وَ مَا رَزَقَنِي رَبِّي بِرَبِّ الْفَلَقِ حَتَّى تَخْتِمَهَا وَ أُعِيذُ نَفْسِي وَ مَا رَزَقَنِي رَبِّي بِرَبِّ النَّاسِ حَتَّى تَخْتِمَهَا».28 - علی بن مهزیار گوید: محمّد بن ابراهیم در نامه ای به امام کاظم علیه السَّلام نوشت:ای سرور من! دعایی به من تعلیم فرما که پس از همه نمازهایم بخوانم تا خداوند خیر دنیا و جهان آخرت را برای من جمع فرماید.آن حضرت علیه السَّلام نوشت: بگو:أعُوذُ بِوَجْهِكَ الْكَرِيمِ وَ عِزَّتِكَ الَّتِي لا تُرَامُ وَ قُدْرَتِكَ الَّتِي لَا يَمْتَنِعُ مِنْهَا شَيْءٌ مِنْ شَرِّ الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ وَ مِنْ شَرِّ الْأَوْجَاعِ كُلِّهَا».

### بخش سی و سوّم#### کسی که پیش از سلام حدثی از او سر زند...(33 بَابُ مَنْ أَحْدَثَ قَبْلَ التَّسْلِيم)1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ عُبَيْدِ بْنِ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ صَلَّى الْفَرِيضَةَ، فَلَمَّا فَرَغَ وَرَفَعَ رَأْسَهُ مِنَ السَّجْدَةِ الثَّانِيَةِ مِنَ الرَّكْعَةِ الرَّابِعَةِ أَحْدَثَ.فَقالَ: أَمَّا صَلَاتُهُ فَقَدْ مَضَتْ وَ بَقِيَ التَّشَهدُ، وَإِنَّمَا التَشَهدُ سُنَّةٌ فِي الصَّلاَةِ فَلْيَتَوَضَّأُ وَلْيَعُدْ إِلَى مَجْلِسِهِ أَوْ مَكَانٍ نَظِيفٍ فَيَتَشَهد.2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أَذَيْنَةَ عَنْ زُرَارَةً عَنْ أبِي جَعْفَرِ فِي الرَّجُلِ يُحْدِثُ بَعْدَ مَا يَرْفَعُ رَأْسَهُ مِنَ السَّجْدَةِ الْأَخِيرَةِ قَبْلَ أَنْ يَتَشَهدَ قال:بخش سی و سوم: کسی که پیش از سلام حدثی از او سر زند1 - عبيد بن زراره گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: شخصی که نماز واجبی می خواند و هنگامی که سر خود را از سجدۀ دوم رکعت چهارم بر می دارد، حدثی از او سر می زند (چه وظیفه ای دارد؟)فرمود: نماز چنین کسی تمام شده است، و تشهد باقی مانده سنّت است. پس بایستی وضو بگیرد و به جای خود یا مکانی دیگر _ که پاکیزه باشد _ بازگردد و تشهّد خود را بخواند.2 - زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام دربارۀ شخصی که پس از آن که سر خود را از سجده آخر بر می دارد، پیش از خواندن تشهّد حدثی از او سر می زند، فرمود:

يَنْصَرِفُ فَيَتَوَضَّأُ فَإِنْ شَاءَ رَجَعَ إِلَى الْمَسْجِدِ وَإِنْ شَاءَ فَفِي بَيْتِهِ وَإِنْ شَاءَ حَيْثُ شَاءَ يَقْعُدُ فَيَتَشَهدُ ثُمَّ يُسَلِّمُ، وَإِنْ كَانَ الْحَدَثُ بَعْدَ التَّشَهدِ فَقَدْ مَضَتْ صَلاتُهُ.### بخش سی و چهارم#### سهو در آغاز نماز(34 بَابُ السَّهْوِ فِي افْتِتَاحِ الصَّلَاةِ)1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلَ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجِ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السَّلام عَنِ الرَّجُلِ يَنْسَى تَكْبِيرَةَ الِافْتِتَاحِ.قَالَ: يُعِيدُ2 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ فَضَالَةَ عَنْ أَبَانِ عَنِ الْفَضْلِ بْن عَبْدِ الْمَلِكِ أَوِ ابْن أَبِي يَعْفُورٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام أَنَّهُ قَالَ: فِي الرَّجُلِ يُصَلِّي فَلَمْ يَفْتَتِحْ بِالتَّكْبِيرِ هَلْ تُجْزِئُهُ تَكْبِيرَةُ الرُّكُوعِ ؟باید بر خیزد و وضو سازد. پس اگر خواست به مسجد بازگردد، یا در خانه و یا جایی دیگر بنشیند و تشهّد بخواند و سلام دهد، و اگر حدث بعد از تشهّد باشد، نمازش تمام شده و اشکالی بدان وارد نمی کند.سی و چهارم: سهو در آغاز نماز1 - زراره گوید: از امام باقر علیه السَّلام در مورد شخصی که تکبیرة الاحرام را فراموش کرده پرسیدم :فرمود باید نماز را اعاده کند.2 - فضل یا ابن ابی یعفور گوید: از امام صادق علیه السَّلام او دربارۀ کسی که نماز می خواند و بعد متوجّه می شود که تکبیرة الاحرام را نگفته است، پرسیدند که آیا آن تکبیری که با آن به رکوع می رود، او را کفایت می کند؟

قَالَ: لَا بَلْ يُعِيدُ صَلَاتَهُ إِذَا حَفِظَ أَنَّهُ لَمْ يُكَبَرْ.3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى رَفَعَهُ عَن الرَّضَا علیه السَّلام قَالَ:لا الْإِمَامُ يَحْمِلُ أَوْهَامَ مَنْ خَلْفَهُ إِلَّا تَكْبِيرَةَ الاِفْتِتَاح.### بخش سی و پنجم#### سهو در قرائت(35 بَابُ السَّهْوِ فِي الْقِرَاءَةِ)1 - مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَن الْفَضْلِ بْن شَاذَانَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ رِبْعِيِّ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا علیه السَّلام قَالَ:إِنَّ اللَّهَ فَرَضَ الرُّكُوعَ وَ السُّجُودَ وَ الْقِرَاءَةُ سُنَّةٌ، فَمَنْ تَرَكَ الْقِرَاءَةَ مُتَعَمِّداً أَعَادَ الصَّلاَةَ، وَ مَنْ نَسِيَ الْقِرَاءَةَ فَقَدْ تَمَّتْ صَلَاتُهُ وَ لَا شَيْءَ عَلَيْهِ.2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنْ رَجُلٍ نَسِيَ أَمَّ الْقُرْآنِ.فرمود: نه. بلکه در صورتی که بداند تكبيرة الاحرام را نگفته است، باید نماز خود را اعاده کند.3 - محمّد بن یحیی در روایت مرفوعه ای گوید: امام رضا علیه السَّلام فرمود:امام جماعت، همهٔ سهوهای مأمومین را بر طرف می کند مگر سهو در تکبیرة الاحرام را.بخش سی و پنجم: سهو در قرائت1 - محمّد بن مسلم گوید: امام (باقر یا امام صادق علیهما السَّلام فرمود:)به راستی که خداوند، رکوع و سجود را واجب فرموده، ولی قرائت سنّت است. پس هر کس قرائت را از روی عمد ترک نماید، باید نمازش را اعاده کند و هر که قرائت را فراموش کند، نمازش تمام است و چیزی بر او واجب نیست.2 - ابوبصیر گوید: از امام صادق علیه السَّلام در مورد کسی که سورۀ حمد را فراموش می کند، پرسیدم.

قَالَ: إِنْ كَانَ لَمْ يَرْكَعْ فَلْيعِدْ أُمَّ الْقُرْآنِ.3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ يُونُسَ بْنِ يَعْقُوبَ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ حَازِمٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: إِنِّي صَلَّيْتُ الْمَكْتُوبَةَ فَنَسِيتُ أَن أَقْرَأَ فِي صَلاتِي كُلِّهَا.فَقالَ: أَلَيْسَ قَدْ أَتْمَمْتَ الرُّكُوعَ وَ السُّجُودَ؟قُلْتُ: بَلَى.قَالَ: قَدْ تَمَّتْ صَلاتُكَ إِذَا كَانَ نِسْيَاناً.### بحش سی و ششم#### سهو در رکوع(36 بَابُ السَّهْوِ فِي الرُّكُوعِ)1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنِ الرَّجُلِ يَشْكُ وَ هُوَ قَائِمٌ لَا يَدْرِي رَكَعَ أَمْ لَمْ يَرْكَعْ؟فرمود: اگر به رکوع نرفته، باید آن را بخواند.3 - منصور بن حازم گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم من نماز واجبی خواندم و در تمام آن قرائت را فراموش کردم.فرمود: آیا رکوع و سجود آن را درست به جای نیاوردی؟گفتم: آری، درست به جای آوردم.فرمود: هرگاه قرائت را فراموش کنی و به جای نیاوری، نمازت درست است.بخش سی و ششم: سهو در رکوع1 - ابوبصیر :گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم کسی که در حال قیام است، شک می کند که آیا رکوع را به جا آورده یا نه؟ (حکمش چیست؟)

قَالَ: يَرْكَعُ وَ يَسْجُدُ.2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ رِفَاعَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ نَسِيَ أَنْ يَرْكَعَ حَتَّى يَسْجُدَ وَ يَقُومَ.قَالَ: يَسْتَقْبلُ.3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَيْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:إِذَا اسْتَيْقَنَ أَنَّهُ قَدْ زَادَ فِي الصَّلَاةِ الْمَكْتُوبَةِ رَكْعَةً لَمْ يَعْتَدَّ بِهَا وَ اسْتَقْبَلَ الصَّلاةَ اسْتِقْبَالاً إِذَا كَانَ قَدِ اسْتَيْقَنَ يَقِيناً.فرمود: باید به رکوع برود، سپس سجده کند.2 - رفاعه گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم کسی که رکوع را فراموش می کند و به سجده می رود و بر می خیزد (چه حکمی دارد؟)فرمود: باید نماز از سر گیرد.3 - زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:هرگاه کسی یقین کند که در نماز واجب یک رکوع زیاد انجام داده است، نباید بدان اعتنا کند، ولی در صورتی که یقین کامل کند، باید نماز را از سر گیرد.

### بخش سی و هفتم#### سهو در سجود...(37 بَابُ السَّهْوِ فِي السُّجُودِ)1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرِ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ قَالَ: سُئِلَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنْ رَجُلٍ سَهَا فَلَمْ يَدْرِ سَجْدَةً سَجَدَ أَمْ ثِنْتَيْن.لا قَالَ: يَسْجُدُ أُخْرَى وَ لَيْسَ عَلَيْهِ بَعْدَ انْقِضَاءِ الصَّلَاةِ سَجْدَنَا السَّهْوِ.2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنْ رَجُلٍ شَكٍّ فَلَمْ يَدْر سَجْدَةٌ سَجَدَ أَمْ سَجْدَتَيْن؟قَالَ: يَسْجُدُ حَتَّى يَسْتَيْقِنَ أَنَّهُمَا سَجْدَتَان.3 - عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ وَ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ علیه السَّلام قَالَ: سَأَلْتُهُبخش سی و هفتم: سهو در سجود1 - حلبی گوید: از امام صادق علیه السَّلام دربارۀ کسی که سجده را فراموش می کند و نمی داند که آیا یک سجده به جا آورده یا دو سجده پرسیدند.فرمود: باید سجدۀ دیگری به جا آورد و پس از تمام شدن نماز، سجدۀ سهو نیز بر او لازم نیست.2 - ابوبصیر گوید: از امام صادق علیه السَّلام در مورد کسی که شک کند و نداند که آیا یک سجده به جا آورده یا دو سجده پرسیدم.فرمود: باید به سجده رود، تا یقین نماید که دو سجده به جا آورده است.3 - احمد بن محمّد بن ابی نصر گوید: از امام رضا علیه السَّلام پرسیدم

عَنْ رَجُلٍ صَلَّى رَكْعَةً ثُمَّ ذَكَرَ وَ هُوَ فِي الثَّانِيَةِ وَ هُوَ رَاكِعٌ أَنَّهُ تَرَكَ سَجْدَةً مِنَ الأولَى، فَقالَ: كَانَ أَبُو الْحَسَن صلّی اللهُ علیه وآله يَقُولُ :إِذَا تَرَكْتَ السَّجْدَةَ فِي الرَّكْعَةِ الأُولَى وَ لَمْ تَدْرِ وَاحِدَةً أَمْ ثِنْتَيْنِ اسْتَقْبَلْتَ الصَّلاَةَ حَتَّى يَصِحَ لَكَ أَنَّهُمَا اثْنَتَانِ.4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَمْرِو بْنِ عُثْمَانَ الْخَزَّازِ عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ صَالِحٍ زَيْدِ الشَّحَّامِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام فِي رَجُلٍ شُبِّهَ عَلَيْهِ وَ لَمْ يَدْرِ وَاحِدَةً سَجَدَ أَمْ ثِنْتَيْنِ.قَالَ: فَلْيَسْجُدُ أُخْرَى.### بخش سی و هشتم#### سهو در دو رکعت اول(38 بَابُ السَّهْو فِي الرَّكْعَتَيْنِ الأَوَّلَتَيْنِ)1 - مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ وَ غَيْرُهُ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ عَنْبَسَةَ بْنِ مُصْعَبٍ قَالَ: قَالَ لِي أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:شخصی یک رکعت از نماز را خوانده و در رکعت دوم در حال رکوع به خاطرش می رسد که یک سجده از رکعت اوّل را فراموش کرده است.فرمود: امام کاظم علیه السَّلام می فرمود: هرگاه یک سجده از رکعت اول را ترک کردی و ندانستی که یک سجده به جای آورده ای یا دو سجده، نماز خود را از سرگیر تا برای تو یقین حاصل شود که دو سجده به جا آورده ای.4 - زید شحّام گوید: امام صادق علیه السَّلام در مورد شخصی که بر او مشتبه می شود و نمی داند که آیا یک سجده به جا آورده یا دو سجده، فرمود:بایستی یک سجدهٔ دیگر نیز به جا آورد.بخش سی و هشتم: سهو در دو رکعت اول1 - عنبسة بن مصعب گوید: امام صادق علیه السَّلام به من فرمود:

إِذَا شَكَكْتَ فِي الرَّكْعَتَيْنِ الْأَوَّلَتَيْنِ فَأَعِدْ.2 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ زُرْعَةَ بْن مُحَمَّدٍ عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ: قَالَ :إِذَا سَهَا الرَّجُلُ فِي الرَّكْعَتَيْنِ الْأَوَّلَتَيْنِ مِنَ الظُّهْرِ وَ الْعَصْرِ وَ الْعَتَمَةِ وَ لَمْ يَدْراً وَاحِدَةً صَلَّى أَمْ ثِنْتَيْنِ فَعَلَيْهِ أَنْ يُعِيدَ الصَّلَاةَ.3 - مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السَّلام قَالَ: قُلْتُ لَهُ: رَجُلٌ لَا يَدْري وَاحِدَةً صَلَّى أمْ ثِنْتَيْن.قَالَ: يُعِيدُ.قَالَ: قُلْتُ لَهُ: رَجُلٌ لَمْ يَدْرِ أَ ينتيْن صَلَّى أَمْ ثَلاثاً .فَقالَ: إِنْ دَخَلَهُ الشَّكُ بَعْدَ دُخُولِهِ فِي الثَّالِثَةِ مَضَى فِي الثَّالِثَةِ ثُمَّ صَلَّى الْأُخْرَى وَ لَا شَيْءَ عَلَيْهِ وَ يُسَلِّمُ.هرگاه در دو رکعت اوّل شک نمودی، نماز را اعاده کن.2 - سماعه (که از راویان امام صادق و امام کاظم علیهما السَّلام است گوید: امام علیه السَّلام فرمود:)هرگاه کسی در دو رکعت اوّل نماز ظهر، عصر و عشا شک کند و نداند که یک رکعت خوانده یا دو رکعت، بر او واجب است که نماز را اعاده نماید.3 - زراره گوید: به امام (باقر یا امام صادق علیهما السَّلام عرض کردم: کسی که نمی داند آیا یک رکعت نماز خوانده است یا دو رکعت (چه حکمی دارد؟))فرمود: باید نماز را اعاده کن.گفتم: شخصی است که نمی داند دو رکعت به جا آورده یا سه رکعت (چه کند؟)فرمود: اگر پس از آن که وارد رکعت سوم می شود شک بر او عارض شود، باید سه رکعت را تمام کند، سپس یک رکعت دیگر بخواند و چیز دیگر بر او لازم نیست و سلام دهد.

قُلْتُ: فَإِنَّهُ لَمْ يَدْرِ فِي ثِنْتَيْنِ هُوَ أَمْ فِي أَرْبَع.قَالَ: يُسَلِّمُ وَ يَقُومُ فَيُصَلِّي رَكْعَتَيْنِ، ثُمَّ يُسَلِّمْ وَ لَا شَيْءَ عَلَيْهِ.4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيَّ الْوَشَّاءِ وَ الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِي الْوَشَّاءِ قَالَ: قَالَ لِي أَبُو الْحَسَنِ الرضا علیه السَّلام:الْإِعَادَةُ فِي الرَّكْعَتَيْنِ الأَوَّلَتَيْنِ وَ السَّهْوَ فِي الرَّكْعَتَيْنِ الْأَخِيرَتَيْنِ.### بخش سی و نهم#### سهو در نمازهای صبح، مغرب و جمعه...(39 بَابُ السَّهْوِ فِي الْفَجْرِ وَالْمَغْرِبِ وَ الْجُمُعَةِ)1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَفْصِ بْنِ الْبَخْتَرِي وَ غَيْرِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:إِذَا شَكَكْتَ فِي الْمَغْرِبِ فَأَعِدْ، وَإِذَا شَكَكْتَ فِي الْفَجْرِ فَأَعِدْ.گفتم: نمی داند در رکعت دوم است یا در رکعت چهارم.فرمود: باید سلام دهد و بر خیزد، سپس دو رکعت نماز بخواند و سلام دهد و دیگر چیزی بر او لازم نیست.4 - حسن بن علی و شّا گوید: امام رضا علیه السَّلام فرمود:اعادۀ نماز، در دو رکعت اوّل است، و شک در دو رکعت پایانی.بخش سی و نهم: سهو در نمازهای صبح، مغرب و جمعه1 - حفص بن بختری و راوی دیگر گویند: امام صادق علیه السَّلام فرمود:هرگاه در نماز مغرب شک کردی، آن را اعاده کن، و هرگاه در نماز صبح شک کردی، آن را اعاده کن.

2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ لا عَنِ الرَّجُلِ يُصَلِّي وَلَا يَدْرِي وَاحِدَةً صَلَّى أَمْ ثِنْتَيْنِ.قَالَ: يَسْتَقْبِلُ حَتَّى يَسْتَيْقِنَ أَنَّهُ قَدْ أَتَمْ، وَ فِي الجُمُعَةِ وَ فِي الْمَغْرِبِ وَ فِي الصَّلاَةِ فِي السَّفَرِ.3 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدِ الْأَشْعَرِيٌّ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ فَضَالَةَ بْن أَيُّوبَ عَنْ سَيْفِ بْن عَمِيرَةَ عَنْ أَبِي بَكْرِ الْحَضْرَمِي قَالَ: صَلَّيْتُ بِأَصْحَابِي الْمَغْرِبَ، فَلَمَّا أَنْ صَلَّيْتُ رَكْعَتَيْنِ سَلَّمْتُ. فَقَالَ بَعْضُهُمْ: إِنَّمَا صَلَّيْتَ رَكْعَتَيْن.فَأَعَدْتُ فَأَخَبَرْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام.فَقَالَ: لَعَلَّكَ أَعَدْتَ.قُلْتُ: نَعَمْ.قَالَ: فَضَحِكَ. ثُمَّ قَالَ: إِنَّمَا يُجْزِئُكَ أَنْ تَقُومَ فَتَرْكَعَ رَكْعَةً.2 - محمد بن مسلم گوید: از امام صادق علیه السَّلام در مورد شخصی که نماز می خواند و نمی داند که یک رکعت خوانده یا دو رکعت پرسیدم.فرمود: باید نماز خود را از سر گیرد تا یقین کند که آن را کامل خوانده است، و در نماز جمعه، نماز مغرب و نماز در سفر نیز در چنین حالتی نماز را از سر گیرد.3 - ابوبكر حضر می گوید: با دوستان خود نماز مغرب را (به جماعت به جای آوردم و چون دو رکعت خواندم سلام دادم.)یکی از آنان گفت: نماز را دو رکعت خواندی. من نمازم را اعاده کردم. سپس جریان را برای امام صادق علیه السَّلام باز گفتم.حضرتش فرمود: مگر نماز را اعاده کردی؟عرض کردم: آری.حضرتش خندید، سپس فرمود: برای تو کفایت می کرد که یک رکعت دیگر به جا می آوردی.

4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:لَيْسَ فِي الْمَغْرِبِ وَ الْفَجْرِ سَهْرٌ.### بخش چهلم#### سهو در رکعت سوم و رکعت(40 بَابُ السَّهْوِ فِي الثَّلَاثِ وَالْأَرْبَع)1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى وَ غَيْرُهُ عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْن سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ:سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ صَلَّى فَلَمْ يَدْرِأُ فِي الثَّالِثَةِ هُوَ أَمْ فِي الرَّابِعَةِ.قَالَ: فَمَا ذَهَبَ وَهْمُهُ إِلَيْهِ إِنْ رَأَى أَنَّهُ فِي الثَّالِثَةِ، وَ فِي قَلْبِهِ مِنَ الرَّابِعَةِ شَيْءٌ سَلَّمَ بَيْنَهُ وَبَيْنَ نَفْسِهِ ثُمَّ يُصَلِّي رَكْعَتَيْنِ يَقْرَأُ فِيهِمَا بِفَاتِحَةِ الْكِتَابِ.4 - راوی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:در نماز مغرب و صبح، سهو (شک وجود ندارد.)بخش چهلم: سهو در رکعت سوم و چهارم1 - ابوبصیر (که از راویان امام باقر و امام صادق علیهما السَّلام است گوید: از امام علیه السَّلام در مورد شخصی که نماز می خواند، ولی نمی داند که آیا در رکعت سوم است در رکعت چهارم پرسیدم.)فرمود: بنا را بر طرفی که احتمال می دهد بگذارد، اگر احتمال می دهد که در رکعت سوم است و در دلش به چهار رکعت شک دارد، سلام دهد، سپس دو رکعت نماز (نشسته به جا آورد که در آن دو رکعت سورۀ حمد می خواند.)

2 - وَ عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ عَنِ الْحُسَيْنِ عَنْ فَضَالَةَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي الْعَلَاءِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ:إِنِ اسْتَوَى وَهْمُهُ فِي الثَّلَاثِ وَ الْأَرْبَعَ سَلَّمَ وَ صَلَّى رَكْعَتَيْنِ وَ أَرْبَعَ سَجَدَاتٍ بفَاتِحَةِ الْكِتَابِ وَ هُوَ جَالِسٌ يَقْصِدُ فِي الْتَشَهدِ.3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السَّلام قَالَ: قُلْتُ لَهُ: مَنْ لَمْ يَدْرِ فِي أَرْبَع هُوَ أَمْ فِي ثِنْتَيْنِ وَقَدْ أَحْرَزَ الثُّنْتَيْنِ.قَالَ: يَرْكَعُ، رَكْعَتَيْنِ وَ أَرْبَعَ سَجَدَاتٍ وَ هُوَ قَائِمٌ بِفَاتِحَةِ الْكِتَابِ وَيَتَشَهدُ وَلَا شَيْءٍ عَلَيْهِ، وَ إِذَا لَمْ يَدْرِ فِي ثَلَاثٍ هُوَ أَوْ فِي أَرْبَعِ وَ قَدْ أَحْرَزَ الثَّلَاثَ قَامَ فَأَضَافَ إلَيْهَا أُخْرَى وَلَا شَيْءَ عَلَيْهِ.وَ لَا يَنْقُضُ الْيَقِينَ بِالشَّكُ وَ لَا يُدْخِلُ الشَّكَ فِى الْيَقِين، وَ لَا يَخْلِطُ أَحَدَهُمَا بِالآخَرِ ، وَ لَكِنَّهُ يَنْقُضُ الشَّكَ بِالْيَقِينِ، وَ يُتِمُّ عَلَى الْيَقِينِ فَيَبْنِي عَلَيْهِ، وَ لَا يَعْتَدُ بالشَّكُ فِى حَالٍ مِنَ الْحَالَاتِ.2 - حسین بن ابی العلاء گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:هرگاه احتمال نمازگزار در میان رکعت سه و چهار مساوی باشد، باید سلام دهد و دو رکعت نماز با چهار سجده و سورۀ حمد در حال نشسته بخواند و در تشهّد میانه روی کند (یعنی آن را نه طولانی و نه مختصر بخواند.)3 - زراره گوید: به امام (باقر یا امام صادق علیهما السَّلام عرض کردم: کسی که نمی داند در رکعت چهارم است یا دوم، اما گمان او به رکعت دوم است، حکمش چیست؟)فرمود: دو رکعت نماز ایستاده با سورۀ حمد تنها با دو رکوع و چهار سجده به جا آورد، سپس تشهّد میخواند و دیگر چیزی بر او نیست.و اگر نمی داند که آیا در رکعت سوم است یا چهارم، ولی گمان به سه رکعت دارد، بر می خیزد و یک رکعت دیگر بر آن می افزاید و دیگر چیزی بر او نیست و نباید این یقین خود را با شک باطل کند و شک را در یقین داخل کند و هیچ کدام را به یکدیگر نیامیزد؛ ولی با یقین، شک را باطل کند و نماز را با یقین تمام کند و بنا را بر آن گذارد و در هیچ حالی از حالات نباید به شک اعتنا نماید.

4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنِ ابْنِ يَعْفُورٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنِ الرَّجُلِ لَا يَدْرِي رَكْعَتَيْنِ صَلَّى أَمْ أَرْبَعاً؟قَالَ: يَتَشَهدُ وَيُسَلِّمُ ثُمَّ يَقُومُ فَيُصَلِّى رَكْعَتَيْنِ وَ أَرْبَعَ سَجَدَاتٍ يَقْرَأُ فِيهِمَا بِفَاتِحَةِ الْكِتَابِ ثُمَّ يَتَشَهدُ وَيُسَلِّمُ، وَإِنْ كَانَ صَلَّى أَرْبَعاً كَانَتْ هَاتَانِ نَافِلَةٌ وَإِنْ كَانَ صَلَّى رَكْعَتَيْنِ كَانَتْ هَاتَانِ تَمَامَ الْأَرْبَعِ وَإِنْ تَكَلَّمَ فَلْيَسْجُدْ سَجْدَتَي السَّهْوِ .5 - حَمَّادٌ عَنْ حَرِيزِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ:إِنَّمَا السَّهْوَ مَا بَيْنَ الثَّلَاثِ وَالْأَرْبَعَ وَ فِي الاثْنَتَيْنِ وَ فِي الْأَرْبَعِ بِتِلْكَ الْمَنْزِلَةِ وَ مَنْ سَهَا وَ لَمْ يَدْرِ ثَلاثاً صَلَّى أَمْ أَرْبَعاً وَ اعْتَدَلَ شَكُهُ، يَقُومُ فَيْنِمُ ثُمَّ يَجْلِسُ فَيَتَشَهدُ وَ يُسَلِّمُ وَ يُصَلِّي رَكْعَتَيْنِ وَ أَرْبَعَ سَجَدَاتٍ وَ هُوَ جَالِسٌ، فَإِنْ كَانَ أَكْثَرُ وَهْمِهِ إِلَى الْأَرْبَع تَشَهَّدَ وَ سَلَّمَ ثُمَّ قَرَأَ فَاتِحَةَ الْكِتَابِ وَ رَكَعَ وَ سَجَدَ ثُمَّ قَرَأَ وَ سَجَدَ سَجْدَتَيْنِ وَ تَشَهدَ وَ سَلَّمَ، وَإِنْ كَانَ أَكْثَرُ وَهْمِهِ إِلَى الثَّنْتَيْن نَهَضَ فَصَلَّى رَكْعَتَيْنِ وَ تَشَهَّدَ وَ سلّم.4 - ابن ابی یعفور گوید: از امام صادق علیه السَّلام در مورد کسی که نمی داند آیا دو رکعت به جای آورده یا چهار رکعت پرسیدم.فرمود: باید تشهّد را بخواند و سلام دهد، سپس بر خیزد و دو رکعت نماز با حمد و چهار سجده به جا آورد و تشهّد را بخواند و سلام دهد.حال اگر در واقع، نماز خود را چهار رکعت خوانده باشد آن دو رکعت برای او به عنوان نافله منظور می گردد و اگر در واقع، دو رکعت خوانده باشد، با این دو رکعت چهار رکعت می شود، و اگر در نماز سخنی گفته باشد، باید دو سجدۀ سهو به جا آورد.5 - محمّد بن مسلم (که از راویان امام باقر و امام صادق علیهما السَّلام است گوید:)شک بین رکعت سوم و چهارم همانند شک بین رکعت دوم و چهارم است، و هرکه شک نداند که آیا سه رکعت خوانده یا چهار رکعت و شک او نسبت به هر طرف مساوی باشد، باید برخیزد نماز خود را تمام کند، سپس بنشیند و تشهّد را بخواند و سلام دهد و دو رکعت نماز نشسته با چهار سجده به جا آورد. اما اگر گمان او بیشتر به چهار رکعت مایل باشد، باید تشهّد را بخواند و سلام دهد، سپس سورۀ حمد را بخواند و به رکوع رود و دو سجده کند و پس از آن (حمد را قرائت کند و دو سجده به جا آورد و تشهّد را بخواند و سلام دهد و اگر گمانش بیشتر به دو رکعت مایل باشد، باید بر خیزد و دو رکعت نماز به جا آورد و تشهّد را بخواند و سلام دهد.)

6 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام فِي رَجُل صَلَّى فَلَمْ يَدْراً ثنتين صَلَّى أمْ ثَلاثاً أَمْ أَرْبَعاً.قَالَ: يَقُومُ فَيُصَلِّي رَكْعَتَيْنِ مِنْ قِيَام وَ يُسَلَّمَ ثُمَّ يُصَلِّي رَكْعَتَيْنِ مِنْ جُلُوسٍ وَيُسَلَّمْ، فَإِنْ كَانَتْ أَرْبَعَ رَكَعَاتٍ كَانَتِ الرَّكْعَتَانِ نَافِلَةٌ وَإِلَّا تَمَّتِ الْأَرْبَعُ.7 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنْ أَبَانِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ سَيَابَةَ وَ أَبِي الْعَبَّاسِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:إذَا لَمْ تَدْرِ ثَلاثاً صَلَّيْتَ أَوْ أَرْبَعاً وَ وَقَعَ رَأَيْكَ عَلَى الثَّلَاثِ فَابْن عَلَى الثَّلَاثِ، وَإِن وَقَعَ رَأْيْكَ عَلَى الْأَرْبَعِ فَسَلَّمْ وَ انْصَرِفْ وَ إِنِ اعْتَدَلَ وَهْمُكَ فَانْصَرِفْ وَ صَلَّ رَكْعَتَيْن وَأَنْتَ جَالِسٌ.8 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:6 - راوی گوید: امام صادق علیه السَّلام درباره شخصی که نماز می خواند و نمی داند که دو رکعت نماز خوانده است، یا سه و یا چهار رکعت، فرمود:باید خیزد و دو رکعت نماز ایستاده به جا آورد و سلام دهد، سپس دو رکعت در حال نشسته بخواند. پس در این صورت اگر در واقع نماز خود را چهار رکعت خوانده باشد، این دو رکعت به عنوان نافله محسوب می شود، و گرنه چهار رکعت تمام می شود.7 - عبد الرحمان بن سیابه و ابوالعباس گویند: امام صادق علیه السَّلام فرمود:هرگاه ندانستی که سه رکعت نماز خوانده ای یا چهار رکعت، ولی نظر به سه رکعت داشتی، بنا را بر سه بگذار، و اگر به چهار رکعت مایل بودی، سلام را بگو و از نماز فارغ شو، و اگر نظرت نسبت به هر دو طرف مساوی باشد، از نماز فارغ شو و دو رکعت نماز در حال نشسته بخوان.8 - حلبی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

إِذَا لَمْ تَدْرِ ثِنْتَيْنِ صَلَّيْتَ أَمْ أَرْبَعاً وَ لَمْ يَذْهَبْ وَهْمُكَ إِلَى شَيْءٍ فَتَشَهَّدْ وَ سَلَّمْ ثُمَّ صَلِّ رَكْعَتَيْنِ وَ أَرْبَعَ سَجَدَاتٍ تَقْرَأُ فِيهِمَا بِأُمِّ الْقُرْآنِ ثُمَّ تَشَهدُ وَ سَلَّمْ، فَإِنْ كُنْتَ إِنَّمَا صَلَّيْتَ رَكْعَتَيْنِ كَانَتَا هَاتَانِ تَمَامَ الْأَرْبَعِ، وَإِنْ كُنْتَ صَلَّيْتَ أَرْبَعاً كَانَتَا هَاتَانِ نَافِلَةٌ .وَإِنْ كُنْتَ لَا تَدْرِي ثَلاثاً صَلَّيْتَ أَمْ أَرْبَعاً وَ لَمْ يَذْهَبْ وَهْمُكَ إِلَى شَيْءٍ فَسَلَّمْ ثُمَّ صَل رَكْعَتَيْن وَأَنْتَ جَالِسٌ تَقْرَأُ فِيهِمَا بِأُمِّ الْكِتَابِ، وَإِنْ ذَهَبَ وَهْمُكَ إِلَى الثَّلَاثِ فَقُمْ فَصَلِّ الرَّكْعَةَ الرَّابِعَةَ وَ لَا تَسْجُدْ سَجْدَتَي السَّهو، فَإِنْ ذَهَبَ وَهُمُكَ إِلَى الْأَرْبَعِ فَتَشَهدُ وَ سَلَّمْ ثُمَّ اسْجُدْ سَجْدَتَي السَّهْوِ.9 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ حَدِيدٍ عَنْ جَمِيلٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ فِي مَنْ لَا يَدْرِي أَثَلاثاً صَلَّى أَمْ أَرْبَعاً وَوَهْمُهُ فِي ذَلِكَ سَوَاءٌ.قَالَ: فَقَالَ: إِذَا اعْتَدَلَ الْوَهْمُ فِي الثَّلاثِ وَ الْأَرْبَعِ فَهُوَ بِالْخِيَارِ إِنْ شَاءَ صَلَّى رَكْعَةً وَهُوَ قَائِمٌ، وَ إِنْ شَاءَ صَلَّى رَكْعَتَيْنِ وَ أَرْبَعَ سَجَدَاتٍ وَهُوَ جَالِسٌ.هرگاه شک کردی که دو رکعت نماز خوانده ای یا چهار رکعت و گمان به هیچ طرف ندادی، پس تشهدّ بگو و سلام بده و بر خیز دو رکعت دیگر با دو رکوع و چهار سجود به جای آور و در آن ها سورۀ حمد را بخوان. سپس تشهد بگو و سلام بده. اگر در واقع دو رکعت نماز خوانده ای، با این دو رکعت چهار رکعت می شود، و اگر چهار رکعت خوانده ای، این دو رکعت، نافله محسوب خواهد شد.و هرگاه شک کردی که سه رکعت نماز خوانده ای یا چهار رکعت و گمانت به جایی نرفت، سلام بده، سپس دو رکعت نماز در حال نشسته به جای آور و در آن ها سورۀ حمد را بخوان، و اگر گمانت به سه رکعت مایل بود، برخیز و رکعت چهارم را به جای آور و دیگر سجده سهو لازم نیست، ولی اگر گمان به چهار رکعت دادی، تشهّد بگو و سلام بده، سپس دو سجدۀ سهو به جای آور.9 - یکی از اصحاب ما گوید: امام صادق علیه السَّلام دربارۀ شخصی که نمی داند سه رکعت نماز خوانده است یا چهار رکعت و نظرش به هر دو طرف مساوی است، فرمود:اگر نظرش نسبت به سه و چهار رکعت مساوی باشد، به اختیار اوست اگر بخواهد می تواند یک رکعت ایستاده بخواند و اگر بخواهد می تواند دو رکعت به چهار سجده در حال نشسته به جا می آورد.

وَ قَالَ فِي رَجُلٍ لَمْ يَدْرِ أَ ثِنْتَيْنِ صَلَّى أَمْ أَرْبَعاً وَ وَهْمُهُ يَذْهَبُ إِلَى الْأَرْبَعِ أَوْ إِلَى الرَّكْعَتَيْنِ .فَقالَ: يُصَلِّي رَكْعَتَيْنِ وَ أَرْبَعَ سَجَدَاتٍ.وَ قَالَ: إِنْ ذَهَبَ وَهْمُكَ إِلَى رَكْعَتَيْنِ وَ أَرْبَعٍ فَهُوَ سَوَاءٌ وَ لَيْسَ الْوَهْمُ فِي هَذَا الْمَوْضِعِ مِثْلَهُ فِي الثَّلَاثِ وَ الْأَرْبَعِ.### بخش چهل و یکم#### کسی که در رکعت چهار و پنج شک کند...(41 بَابُ مَنْ سَهَا فِي الْأَرْبَعِ وَالْخَمْسِ وَ لَمْ يَدْر زَادَ أَوْ نَقَصَ أَو اسْتَيْقَنَ أَنَّهُ زَادَ)1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرِ عَنِ ابْنِ أُذَيْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرِ علیه السَّلام يَقُولُ:قَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله: إِذَا شَكٌّ أَحَدُكُمْ فِي صَلاتِهِ فَلَمْ يَدْرِ زَادَ أَمْ نَقَصَ فَلْيَسْجُدْ سَجْدَتَيْنِ وَ هُوَ جَالِسٌ. وَ سَمَّاهُمَا رَسُولُ اللَّهِ صلَّى الله عليه وآله الْمُرْغِمَتَيْنِ.حضرتش دربارۀ کسی که دو رکعت خوانده یا چهار رکعت و نظرش به چهار رکعت یا به دو رکعت مایل باشد، فرمود:باید دو رکعت نماز به چهار سجده به جا آورد.و فرمود: اگر نظرت نسبت به دو و چهار رکعت مساوی باشد، حکمش یکی است و شک در اینجا مانند شک در رکعت سوم و چهارم نیست.بخش چهل و یکم: کسی که در رکعت چهار و پنجم شک کند و نداند که بیشتر خوانده یا کمتر، یا یقین کند که بیشتر خوانده است1 - زراره گوید: از امام باقر علیه السَّلام شنیدم که فرمود:رسول خدا صلَّى الله عليه وآله فرمود: هرگاه یکی از شما در نماز خود شک کرد و ندانست که بیشتر خوانده یا کمتر، باید دو سجدۀ سهو در حال نشسته به جا آورد. رسول خدا صلَّى الله عليه وآله این دو سجده را خوار کنندۀ شیطان نامیده است.

2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ ابْنِ أُذَيْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ وَ بُكَيْرِ ابْنَيْ أَعْيَنَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:لا إِذَا اسْتَيْقَنَ أَنَّهُ زَادَ فِي صَلَاتِهِ الْمَكْتُوبَةِ لَمْ يَعْتَدَّ بِهَا وَ اسْتَقْبَلَ صَلَاتَهُ اسْتِقْبَالاً إِذَا كَانَ قَدِ اسْتَيْقَنَ يَقِيناً.3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:لا إِذَا كُنْتَ لَا تَدْرِي أَرْبَعاً صَلَّيْتَ أَوْ خَمْساً فَاسْجُدْ سَجْدَتَي السَّهْوِ بَعْدَ تَسْلِيمِكَ ثُمَّ سَلّمْ بَعْدَهُمَا.4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ: قَالَ:مَنْ حَفِظَ سَهْوَهُ وَ أَتَمَّهُ فَلَيْسَ عَلَيْهِ سَجْدَنَا السَّهْوِ، إِنَّمَا السَّهْوُ عَلَى مَنْ لَمْ يَدْرِ زَادَ أَمْ نَقَصَ مِنْهَا.2 - زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:هرگاه کسی یقین کند که در نماز واجب یک رکوع زیاد انجام داده است، نباید بدان اعتنا کند ولی در صورتی که یقین کامل کند، باید نماز را از سر گیرد.3 - عبدالله بن سنان گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:هرگاه ندانستی که چهار رکعت خوانده ای یا پنج رکعت بعد از سلام دو سجده سهو به جای آور و پس از آن سلام گوی4 - سماعه (ک از راویان امام صادق علیه السَّلام است گوید: حضرتش فرمود:)هر کس متوجّه شود که در نماز، اشتباه می کرده و آن را تدارک و تصحیح کند، سجدۀ سهو بر او لازم نیست. سجده سهو بر کسی لازم است که نمی داند رکعتی زیاد انجام داده یا كم.

5 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:مَنْ زَادَ فِي صَلَاتِهِ فَعَلَيْهِ الْإِعَادَةُ.6 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ شُعَيْبٍ عَنْ أَبِي بَصِيرِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:إِذَا لَمْ تَدْرِ خَمْساً صَلَّيْتَ أَمْ أَرْبَعاً فَاسْجُدْ سَجْدَتَي السَّهْوِ بَعْدَ تَسْلِيمِكَ وَ أَنْتَ جَالِسٌ ثُمَّ سَلّمْ بَعْدَهُمَا.### بخش چهل و دوم#### کسی که در نماز سخن بگوید...(42 بَابُ مَنْ تَكَلَّمَ فِي صَلاتِهِ، أو انْصَرَفَ قَبْلَ أَنْ يُتِمَّهَا، أَوْ يَقُومُ فِي مَوْضِعِ الْجُلُوسِ)1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ بْنِ مِهْرَانَ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:5 - ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:هر کس در نماز خود رکعتی را زیاد انجام دهد، اعادۀ نماز بر او لازم است.6 - ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:هرگاه ندانستی که چهار رکعت خوانده ای یا پنج رکعت بعد از سلام، دو سجده سهو به جای آور و پس از آن سلام گوی.بخش چهل و دوم: کسی که در نماز سخن بگوید، یا پیش از پایان آن ، سلام بدهد و یا بایستد در آنجا که باید بنشیند1 - سماعة بن مهران گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

مَنْ حَفِظَ سَهْوَهُ فَأَتَمَّهُ فَلَيْسَ عَلَيْهِ سَجْدَنَا السَّهْو، فَإِنَّ رَسُولَ اللهِ صلَّى الله عليه وآله صَلَّى بِالنَّاسِ الظَّهْرَ رَكْعَتَيْنِ ثُمَّ سَهَا فَسَلَّمَ.فَقالَ لَهُ ذُو الشِّمَالَيْنِ: يَا رَسُولَ اللَّهِ! أَنَزَلَ فِي الصَّلَاةِ شَيْءٌ؟فَقالَ: وَ مَا ذَاكَ؟قَالَ: إِنَّمَا صَلَّيْتَ رَكْعَتَيْن .فَقالَ رَسُولُ اللهِ صلَّى الله عليه وآله: أَتَقُولُونَ مِثْلَ قَوْلِهِ؟قَالُوا: نَعَمْفَقَامَ فَأَتَمَّ بِهِمُ الصَّلاةَ وَ سَجَدَ بِهِمْ سَجْدَتَي السَّهْرِ.قَالَ: قُلْتُ: أَرَأَيْتَ مَنْ صَلَّى رَكْعَتَيْنِ وَ ظَنَّ أَنَّهُمَا أَرْبَعٌ فَسَلَّمَ وَانْصَرَفَ ثُمَّ ذَكَرَ بَعْدَ مَا ذَهَبَ أَنَّهُ إِنَّمَا صَلَّى رَكْعَتَيْن.قَالَ: يَسْتَقْبِلُ الصَّلَاةَ مِنْ أَوَّلِهَا.هر کس متوجّه اشتباهش شود و آن را تدارک کند، سجدۀ سهو بر او لازم نیست. رسول خدا صلَّى الله عليه وآله نماز ظهر را با مردم دو رکعت به جا آورد و فراموش کرد و سلام داد. ذوالشمالین به آن حضرت گفت: ای رسول خدا! آیا در نماز حکم تازه ای نازل شده است؟فرمود: چرا این سخن را می گویی؟گفت: نماز را دو رکعت به جا آوردید.رسول خدا صلَّى الله عليه وآله (رو به یگران کرد و فرمود آیا شما هم، چون او می گویید؟)گفتند: آری.آن گاه رسول خدا صلَّى الله عليه وآله برخاست و نماز را با ایشان تمام کرد و دو سجدۀ سهو با آن ها به جا آورد.راوی گوید: عرض کردم: چه می فرمایید دربارۀ شخصی که دو رکعت نماز می خواند و گمان می کند که چهار رکعت به جا آورده است و سلام می دهد و از نماز فارغ می شود و پس از آن که بلند می شود و می رود، به یادش می آید که دو رکعت خوانده است؟فرمود: باید نماز را از سر گیرد.

قَالَ: قُلْتُ: فَمَا بَالُ رَسُولِ اللهِ صلَّى الله عليه وآله لَمْ يَسْتَقْبِلِ الصَّلاةَ وَإِنَّمَا أَتَمَّ بِهِمْ مَا بَقِيَ مِنْ صلاته ؟فَقالَ: إِنَّ رَسُولَ اللهِ صلَّى الله عليه وآله لَمْ يَبْرَحْ مِنْ مَجْلِسِهِ ، فَإِنْ كَانَ لَمْ يَبْرَحْ مِنْ مَجْلِسِهِ فَلْيُتِمَّ مَا نَقَصَ مِنْ صَلاتِهِ إِذَا كَانَ قَدْ حَفِظَ الرَّكْعَتَيْنِ. الْأَوَّلَتَيْن.2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَيْنَةَ عَنِ الْفُضَيْلِ بْنِ يَسَارٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام قَالَ فِي الرَّجُل يُصَلِّى رَكْعَتَيْنِ مِنَ الْمَكْتُوبَةِ ثُمَّ يَنْسَى فَيَقُومُ قَبْلَ أَنْ يَجْلِسَ بَيْنَهُمَا.قَالَ: فَلْيَجْلِسْ مَا لَمْ يَرْكَعْ وَ قَدْ تَمَّتْ صَلَاتُهُ فَإِنْ لَمْ يَذْكُرْ حَتَّى يَرْكَعَ فَلْيَمْضِ فِي صَلَاتِهِ، فَإِذَا سَلَّمَ سَجَدَ سَجْدَتَيْنِ وَ هُوَ جَالِسٌ.3 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ الْبَرْقِي عَنْ مَنْصُورِ بْنِ الْعَبَّاسِ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ صَدَقَةَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي الْحَسَنِ الْأَوَّلِ علیه السَّلام: أَسَلَّمَ رَسُولُ اللهِ صلَّى الله عليه وآله فِي الرَّكْعَتَيْنِ الْأَوَّلَتَيْن؟عرض کردم: پس چرا رسول خدا صلَّى الله عليه وآله نماز را از سر نگرفت و بلکه ماندۀ آن را با آنان تمام کرد؟فرمود: برای این که رسول خدا صلَّى الله عليه وآله از مکان خود دور نشده بود، و اگر آن شخص هم از مکان خود دور نشده باشد، آن چه را که از نمازش کم کرده باید همان را تمام کند، در صورتی که دو رکعت اوّل را حفظ کرده باشد (1.)2 - فضيل بن يسار گوید: امام باقر علیه السَّلام دربارۀ شخصی که دو رکعت از نماز واجب را خوانده سپس فراموش می کند پیش از آن که (برای تشهّد بنشیند بر می خیزد، فرمود:)تا زمانی که به رکوع نرفته، باید بنشیند (و تشهد را بخواند و نماز او درست است، و اگر متوجّه نشد و به رکوع رفت، باید نماز را ادامه دهد و چون سلام داد، در حال نشسته دو سجدۀ سهو به جا آورد.)3 - حسن بن صدقه گوید: به امام کاظم علیه السَّلام عرض کردم: آیا اتّفاق افتاده که رسول خدا صلَّى الله عليه وآله در دو رکعت نخست (به اشتباه سلام دهد؟)


1) شارحان کتاب شریف «کافی» و علمای اعلام پیرامون این حدیث اختلاف نظر دارند و بیشتر آن ها صدور این روایت را تقیه ای دانسته اند

فَقالَ: نَعَمْ.قُلْتُ: وَ حَالُهُ حَالُهُ؟قَالَ: إِنَّمَا أَرَادَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ يُفَقِّهَهُمْ.4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْحَجَّاجِ قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَن الرَّجُلِ يَتَكَلَّمُ نَاسِياً فِي الصَّلاةِ يَقُولُ: أَقِيمُوا صُفُوفَكُمْ.فَقالَ: يُتِمُّ صَلاتَهُ ثُمَّ يَسْجُدُ سَجْدَتَيْن.فَقُلْتُ: سَجْدَنَا السَّهْوِ قَبْلَ التَّسْلِيمَ هُمَا أَوْ بَعْدُ؟قَالَ: بَعْدُ.5 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:تَقُولُ فِي سَجْدَتَى السَّهْوِ: «بِسْمِ اللهِ وَ بِاللَّهِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ».فرمود: آری.عرض کردم: آیا به اشتباه سلام داده در حالی که مرتبۀ نبوّت و عصمت را دارا بود؟فرمود: خداوند عزَّوجل اراده فرمود که با این عمل مردم را در دینشان دانا کند.4 - عبدالرحمان بن حجّاج گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: کسی که از روی فراموشی در نماز سخن می گوید؛ (مثلاً می گوید: صف های خود را مرتب کنید (چه حکمی دارد؟).)حضرت فرمود: نماز خود را تمام کند، سپس دو سجده سهو به جا آورد.عرض کردم: آیا دو سجده پیش از سلام است یا پس از آن؟فرمود: پس از سلام.5 - حلبی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:در دو سجدۀ سهو می گویی «بِسْمِ اللهِ وَ بِاللهِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ» .

قَالَ الْحَلَبِيُّ: وَ سَمِعْتُهُ مَرَّةً أُخْرَى يَقُولُ: «بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ السَّلَامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا النَّبِيُّ وَ رَحْمَةُ اللهِ وَبَرَكَاتُهُ».6 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ النِّعْمَانِ عَنْ سَعِيدٍ الْأَعْرَجِ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام يَقُولُ:رَسُولُ اللَّهِ صلَّى الله عليه وآله ثُمَّ سَلَّمَ فِي رَكْعَتَيْنِ.فَسَأَلَهُ مَنْ خَلْفَهُ: يَا رَسُولَ اللهِ! أَحَدَثَ فِي الصَّلَاةِ شَيْء؟قَالَ: وَ مَا ذَلِكَ؟قَالُوا: إِنَّمَا صَلَّيْتَ رَكْعَتَيْن.فَقالَ: أَكَذَلِكَ يَا ذَا الْيَدَيْنِ؟ وَ كَانَ يُدْعَى ذَا الشِّمَالَيْنِ .فَقالَ: نَعَمْ.حلبی گوید: یک بار دیگر شنیدم که حضرتش می فرمود: «بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ السَّلَامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا النَّبِيُّ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ».6 - سعید اعرج گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله نماز گزارد و در انتهای دو رکعت سلام داد. کسی که پشت سر آن حضرت بود، پرسید: ای رسول خدا! آیا در نماز حکم تازه ای نازل شده است؟فرمود: مقصودت چیست؟عرض کرد: نماز را دو رکعت به جا آوردید!فرمود: ای ذوالیدین! آیا چنین است؟ و آن شخص که ذوالشمالین (1خوانده می شد.)گفت: آری.


1) ابو محمّد عمير بن عبد، عمرو مشهور به ذوالیدین و ذوالشمالین است

فَبَنَى عَلَى صَلَاتِهِ فَأَتَمَّ الصَّلاةَ أَرْبَعاً وَ قَالَ: إِنَّ اللهَ هُوَ الَّذِي أَنْسَاهُ رَحْمَةً لِلأُمة. أَلَا تَرَى لَوْ أَنَّ رَجُلاً صَنَعَ هَذَا لَعُيْرَ وَ قِيلَ: مَا تُقْبَلُ صَلَاتُكَ فَمَنْ دَخَلَ عَلَيْهِ الْيَوْمَ ذَاكَ قَالَ: قَدْ سَنَّ رَسُولُ اللهِ صلّى الله عليه وآله وَ صَارَتْ أُسْوَةٌ وَ سَجَدَ سَجْدَتَيْنِ لِمَكَانِ الْكَلَام.7 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيَّ بْن أَبِي حَمْزَةَ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:إِذَا قُمْتَ فِي الرَّكْعَتَيْنِ الْأَوَّلَتَيْنِ وَ لَمْ تَتَشَهَّدْ فَذَكَرْتَ قَبْلَ أَنْ تَرْكَعَ فَاقْعُدْ فَتَشَهَّدْ، وَ إِنْ لَمْ تَذْكُرْ حَتَّى تَرْكَعَ فَامْضِ فِي صَلَاتِكَ كَمَا أَنْتَ، فَإِذَا انْصَرَفْتَ سَجَدْتَ سَجْدَتَيْنِ لَا رُكُوعَ فِيهِمَا ثُمَّ تَشَهَّدِ التَّشَهدَ الَّذِي فَاتَكَ.8 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:پس رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله نماز خود را ادامه داد و چهار رکعت را تمام کرد.امام صادق علیه السَّلام فرمود: خداوند آن حضرت را از روی رحمت برای اُمّت دچار فراموشی ساخت (1، مگر نمی بینی اگر کسی چنین کاری می کرد سرزنش می شد و به او می گفتند: نماز تو قبول نیست. امّا اگر امروز کسی دچار فراموشی گردد، گوید: رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله این را سنّت قرار داد و او الگو و اسوۀ ماست و آن حضرت به خاطر سخن گفتن، دو سجدۀ سهو به جا آورد.)7 - علی بن حمزه گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:هرگاه در دو رکعت نخست نماز بر خاستی و تشهد را نخواندی و پیش از رکوع به یادت پس بنشین و تشهّد را بخوان، و اگر به یادت نیامد، تا این که به رکوع رفتی، همان طوری که هستی، نمازت را ادامه بده، و چون فارغ شدی، دو سجدۀ سهو به جا آور که رکوع در میان آن ها نباشد، سپس تشهّدی را که از تو فوت شده است بخوان.8 - حلبی نیز نظیر این روایت را از امام صادق علیه السَّلام نقل کرده است.


1) گفتنی است که چنین روایاتی به اندیشه و تأمّل بسیاری نیاز دارند و بایستی از عارفان و آگاهان از فقهای شیعه پرسید، چرا که دو مقوله فراموش کردن و دچار فراموشی شدن در منظر آنان متفاوت است...

إِذَا قُمْتَ فِي الرَّكْعَتَيْنِ مِنَ الظَّهْرِ أَوْ غَيْرِهِمَا وَ لَمْ تَتَشَهَّدْ فِيهِمَا فَذَكَرْتَ ذَلِكَ فِي الرَّكْعَةِ الثَّالِثَةِ قَبْلَ أَنْ تَرْكَعَ فَاجْلِسْ فَتَشَهدُ وَ قُمْ فَاتِمَّ صَلَاتَكَ، فَإِنْ أَنْتَ لَمْ تَذْكُرْ حَتَّى تَرْكَعَ فَامْضِ فِي صَلَاتِكَ حَتَّى تَفْرُغَ فَإِذَا فَرَغْتَ فَاسْجُدْ سَجْدَتَي السَّهْوِ بَعْدَ التَسْلِيم قَبْلَ أَن تَتَكَلَّم.9 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْن عَمَّارٍ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ يَسْهُو فَيَقُومُ فِي حَالٍ قُعُودٍ أَوْ يَقْعُدُ فِي حَالِ قِيَام.قَالَ: يَسْجُدُ سَجْدَتَيْنِ بَعْدَ التَّسْلِيم وَ هُمَا الْمُرْغِمَتَانِ تُرْغِمَانِ الشَّيْطَانَ.### بخش چهل و سوم#### کسی که در همۀ نمازش شک می کند...(43 بَابُ مَنْ شَكَّ فِي صَلَاتِهِ كُلَّهَا وَ لَمْ يَدْرِ زَادَ أَوْ نَقَصَ وَ مَنْ كَثُرَ عَلَيْهِ السَّهْوُ وَ السَّهْوِ فِي النَّافِلَةِ وَ سَهْوِ الْإِمَامِ وَ مَنْ خَلْفَهُ)1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدِ بْن عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ سَعْدِ بْنِ سَعْدٍ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ علیه السَّلام قَالَ:9 - معاوية بن عمّار گوید: از امام علیه السَّلام دربارۀ شخصی که فراموش می کند و در حالی که باید بنشیند، می ایستد و در جایی که باید بایستد، می نشیند پرسیدم.فرمود: پس از سلام، دو سجدۀ سهو به جا آورد که آن دو سجده، بینی شیطان را به خاک می مالد و او را ذلیل می کند.بخش چهل و سوم: کسی که در همه نمازهایش شک می کند و نمی داند که زیاد انجام داده ياكم، و کسی که سهو و فراموشی بر او زیاد می شود، و حکم شک در نماز نافله، و شک امام و مأموم1 - صفوان :گوید امام ابو الحسن علیه السَّلام فرمود:

إِنْ كُنْتَ لَا تَدْرِي كَمْ صَلَّيْتَ وَ لَمْ يَقَعْ وَهْمُكَ عَلَى شَيْءٍ فَأَعِدِ الصَّلَاةَ.2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ عَنْ زُرَارَةَ وَ أَبِي بَصِيرٍ قَالَا:قُلْنَا لَهُ: الرَّجُلُ يَشُلُّ كَثِيراً فِي صَلَاتِهِ حَتَّى لَا يَدْرِيَ كَمْ صَلَّى وَ لَا مَا بَقِيَ عَلَيْهِ.قَالَ: يُعِيدُ.قُلْنَا لَهُ: فَإِنَّهُ يَكْتُرُ عَلَيْهِ ذَلِكَ كُلَّمَا عَادَ شَكٍّ.قَالَ: يَمْضِي فِي شَكٍّهِ.ثُمَّ قَالَ: لَا تُعَوِّدُوا الْخَبِيثَ مِنْ أَنْفُسِكُمْ بِنَقْضِ الصَّلَاةِ فَتَطْمِعُوهُ، فَإِنَّ الشَّيْطَانَ خَبِيثُ يَعْتَادُ لِمَا عُوَّدَ فَلْيَمْضِ أَحَدُكُمْ فِي الْوَهُم، وَ لَا يُكْثِرَنَّ نَقْضَ الصَّلاةِ، فَإِنَّهُ إِذَا فَعَلَ ذَلِكَ مَرَّاتٍ لَمْ يَعُدْ إلَيْهِ الشَّكُ.قَالَ زُرَارَةُ: ثُمَّ قَالَ: إِنَّمَا يُرِيدُ الْخَبِيثُ أَنْ يُطَاعَ، فَإِذَا عُصِيَ لَمْ يَعُدْ إِلَى أَحَدِكُمْ.هرگاه ندانستی که چند رکعت نماز خوانده ای و ذهن تو نیز بر هیچ طرفی مایل نشد، نماز خود را اعاده کن.2 - زراره و ابوبصیر (که از راویان امام باقر و امام صادق علیهما السَّلام هستند گویند: به امام علیه السَّلام عرض کردیم: شخصی در نماز خود بسیار شک می کند تا جایی که نمی داند چند رکعت نماز خوانده و چند رکعت مانده است.)فرمود: باید نماز خود را اعاده کند.عرض کردیم: شک او بسیار زیاد است و هرگاه اعاده کند باز هم شک می کند!فرمود: نباید به شک خود اعتنا کند.سپس فرمود: نگذارید پلید با شکستن نماز با شما خو گیرد تا در شما طمع کند، زیرا شیطان، پلید است و به این کار عادت می کند، هر کدام از شما به آن طرفی که ذهنش مایل شد، نماز را ادامه دهد و چون بارها چنین نماید (یعنی به شک اعتنا نکند شک به او باز نخواهد گشت.)زراره گوید: سپس حضرتش فرمود: شیطان پلید فقط می خواهد که از او اطاعت شود و هرگاه مخالفت شد، دیگر به سوی شما باز نخواهد گشت.

3 - حَمَّادٌ عَنِ ابْنِ أَبِي يَعْفُورٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ:إِذَا شَكَكْتَ فَلَمْ تَدْرِأُ فِي ثَلَاثٍ أَنْتَ أَمْ فِي اثْنَتَيْنِ أَمْ فِي وَاحِدَةٍ أَمْ فِي أَرْبَعٍ، فَأَعِدْ وَ لَا تَمْض عَلَى الشَّكُ.4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: أَتَى رَجُلٌ النَّبِيَّ صلَّی اللهُ علیه وآله، فَقالَ: يَا رَسُولَ اللهِ! أَشْكُو إِلَيْكَ مَا أَلْقَى مِنَ الْوَسْوَسَةِ فِي صَلاتِي حَتَّى لَا أَدْرِي مَا صَلَّيْتُ مِنْ زِيَادَةٍ أَوْ نُقْصَانِ .فَقالَ: إِذَا دَخَلْتَ فِي صَلَاتِكَ فَاطْعُنْ فَخِذَكَ الْأَيْسَرَ بِإِصْبَعِكَ الْيُمْنَى الْمُسَبِّحَةِ، ثُمَّ قُلْ: «بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ أَعُوذُ بِاللَّهِ السَّمِيعِ الْعَلِيمِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ» فَإِنَّكَ تَنْحَرُهُ وَ تَطْرُدُهُ.3 - ابن ابی یعفور گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:هرگاه شک کردی و ندانستی که آیا در رکعت سوم هستی یا در رکعت دوم و یا در رکعت اوّل و یا در رکعت چهارم، نماز را اعاده کن و با شک، نماز را ادامه نده.4 - سکونی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:مردی خدمت پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله شرفیاب شد و عرض کرد: ای رسول خدا! از وسوسه ای که در نماز بدان گرفتار گشته ام به شما شکوه و شکایت می کنم. وسوسه تا آنجاست که بیشتر اوقات نمی دانم چند رکعت خوانده ام، زیاد خوانده ام یا کم؟فرمود: هرگاه خواستی نماز بخوانی، نخست انگشت سبابۀ دست راست خود را بر ران چپ خود بگذار و فشار ده و بگو:«بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ أَعُوذُ بِاللهِ السَّمِيعِ الْعَلِيمِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ» «به نام خدا و از خداوند و از نام او یاری می جویم، و به خداوند توکّل می کنم و به خدایی که شنوا است از شرّ شیطان رانده شده پناه می برم».پس (چون این کلمات را بگویی شیطان را رد می کنی و او را می رانی.)

5 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:سَأَلْتُهُ عَنِ الْإِمَامِ يُصَلِّي بِأَرْبَعَةِ أَنْفُسٍ أَوْ خَمْسَةِ أَنْفُسٍ وَ يُسَبِّحُ اثْنَانِ عَلَى أَنَّهُمْ صَلَّوْا ثَلاثاً وَ يُسَبِّحُ ثَلاثَةٌ عَلَى أَنَّهُمْ صَلَّوْا أَرْبَعاً وَ يَقُولُ هَؤُلَاءِ قُومُوا وَ يَقُولُ هَؤُلَاءِ اقْعُدُوا وَ الْإِمَامُ مَائِلٌ مَعَ أَحَدِهِمَا، أَوْ مُعْتَدِلُ الْوَهُم فَمَا يَجِبُ عَلَيْهِ.قَالَ: لَيْسَ عَلَى الْإِمَام سَهْوٌ إِذَا حَفِظَ عَلَيْهِ مَنْ خَلْفَهُ سَهْوَهُ بِإِيقَانِ مِنْهُمْ وَ لَيْسَ عَلَى مَنْ خَلْفَ الْإِمَام سَهْوَ إِذَا لَمْ يَسْهُ الْإِمَامُ وَ لَا سَهْوَ فِي سَهْرٍ وَ لَيْسَ فِي الْمَغْرِبِ وَ الْفَجْرِ سَهْوٌ وَ لَا فِي الرَّكْعَتَيْنِ الْأَوَّلَتَيْنِ مِنْ كُلِّ صَلَاةٍ وَلَا فِي نَافِلَةٍ، فَإِذَا اخْتَلَفَ عَلَى الْإِمَامِ مَنْ خَلْفَهُ فَعَلَيْهِ وَ عَلَيْهِمْ فِي الِاحْتِيَاطِ الْإِعَادَةُ وَ الْأَخْذُ بِالْجَزْمِ.6 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السَّلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ السَّهْو فِي النَّافِلَةِ.5 - راوی گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم:امامی که بر چهار یا پنج نفر نماز می خواند آن گاه شکی بروز می کند و دو تن از مأمومین به عنوان اشاره سه مرتبه «سبحان الله» می گویند، بدین معنا که امام سه رکعت نماز خوانده است، و سه نفر دیگر چهار بار «سبحان الله» می گویند، یعنی امام چهار رکعت خوانده است، دو نفر اوّل با ذکر تسبیح و اشاره می گویند: برخیزید (چون سه رکعت خوانده اید و دستۀ دیگر به اشاره می گویند: بنشینید (که چهار رکعت تمام شده است)، و پیشنماز نظرش با یکی از این دو دسته موافق است، یا احتمال هر دو طرف نزد او مساوی است، در این صورت چه وظیفه ای دارند؟)فرمود: اگر همهٔ مأمومین یقین داشته باشند، یا گمان آنان بر یک طرف باشد، سهو امام اعتبار ندارد، و اگر امام خود یقین داشته باشد، سهو مأمومین بی اعتبار است و باید به اعتقاد امام عمل کنند، و سهو در سهو وجود ندارد و حکمی هم ندارد، و در نماز مغرب و نماز صبح شک یا سهو وجود ندارد و هم چنین در دو رکعت اوّل از هر نماز، شکی وجود ندارد. و هرگاه نظر امام و مأمومين مختلف باشد، بر ایشان است که رعایت احتیاط کرده و نماز را اعاده کنند و به مورد یقین عمل نمایند.6 - محمد بن مسلم از (امام باقر یا امام صادق علیهما السَّلام روایت کرده و گوید: از آن حضرت در مورد شک در نافله پرسیدم.)

فَقَالَ: لَيْسَ عَلَيْهِ شَيْءٌ.7 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْن شَاذَانَ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَفْصِ بْنِ الْبَخْتَرِيٌّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:لَيْسَ عَلَى الْإِمَامِ سَهْوٌ وَ لَا عَلَى مَنْ خَلْفَ الْإِمَامِ سَهْوٌ، وَ لَا عَلَى السَّهْوِ سَهْوٌ وَلَا عَلَى الْإِعَادَةِ إِعَادَةٌ.8 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ صَفْوَانَ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِم عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:إِذَا كَثُرَ عَلَيْكَ السَّهْمُ فَامْضِ فِي صَلَاتِكَ، فَإِنَّهُ يُوشِكُ أَنْ يَدَعَكَ إِنَّمَا هُوَ مِنَ الشَّيْطَان.9 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ عُبَيْدِ اللهِ الْحَلَبِيُّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنِ السَّهْوِ، فَإِنَّهُ يَكْثُرُ عَلَيَّ .فرمود: چیزی بر نمازگزار لازم نیست. (یعنی بنا را به هر چه خواست می گذارد.)7 - حفص بن بختری گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:بر امام جماعت سهو وجود ندارد (1، و کسی که پشت سر امام جماعت نماز می گزارد، سهوی بر او نیست (2)، و سهو بر سهو وجود ندارد، و بر اعاده نماز نیز اعاده ای نیست.)8 - محمّد بن مسلم گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:هرگاه در نماز بسیار شک می کنی، نمازت را تمام کن که به زودی آن را نیز (شیطان از دست تو برباید؛ زیرا که شک از شیطان است.)9 - عبیدالله حلبی گوید: از امام صادق علیه السَّلام دربارۀ علاج شک پرسیدم، چون بسیار شک می کردم.


1) یعنی اگر همه مأمومین یقین داشته باشند یا گمان آنان بر یک طرف باشد سهو امام اعتبار ندارد

2) یعنی اگر امام جماعت خود یقین داشته باشد، سهو مأمومین بی اعتبار است و باید به اعتقاد امام عمل کنند

فَقالَ: أَدْرِجْ صَلاتَكَ إِدْرَاجاً.قُلْتُ: فَأَيُّ شَيْءٍ الْإِدْرَاجُ؟قَالَ: ثَلَاثُ تَسْبِيحَاتٍ فِي الرُّكُوعِ وَ السُّجُودِ.وَ رَوَى أَنَّهُ إِذَا سَهَا فِي النَّافِلَةِ بَنَى عَلَى الْأَقل.فَجَمِيعُ مَوَاضِع السَّهْوِ الَّتِي قَدْ ذَكَرْنَا فِيهَا الْأَثَرَ سَبْعَةَ عَشَرَ مَوْضِعاً سَبْعَةٌ مِنْهَا يَجِبُ عَلَى السَّاهِي فِيهَا إِعَادَةُ الصَّلاةِ :الَّذِي يَنْسَى تَكْبِيرَةَ الِافْتِتَاحَ وَ لَا يَذْكُرُهَا حَتَّى يَرْكَعَ.وَ الَّذِي يَنْسَى رُكُوعَهُ وَ سُجُودَهُ .وَ الَّذِي لَا يَدْرِي رَكْعَةً صَلَّى أَمْ رَكْعَتَيْنِ.وَ الَّذِي يَسْهُو فِي الْمَغْرِبِ وَ الْفَجْرِ.الَّذِي يَزِيدُ فِي صَلَاتِهِ.وَ الَّذِي لَا يَدْرِي زَادَ أَوْ نَقَصَ وَ لَا يَقَعُ وَهْمُهُ عَلَى شَيْءٍ .فرمود: نماز خود را چند پایه کن.عرض کردم: چند پایه کردن نماز چیست؟فرمود: سه تسبیح در رکوع و سه تسبیح در سجود بگو.و روایت شده: هرگاه نمازگزار در نماز نافله شک کرد، باید بنا را بر کمتر بگذارد. [نگارنده گوید:]بنا بر بر آن چه که ذکر شد، تمام موارد سهو هفده مورد می شود که در هفت مورد آن بر شخص فراموش کننده، اعادۀ نماز واجب است:1 - کسی که تکبیرة الاحرام را فراموش می کند و بعد از رکوع به یادش می آید.2 - کسی که رکوع و سجود خود را فراموش می کند.3- کسی که نمی داند یک رکعت خوانده است یا دو رکعت.4 - کسی که در نماز مغرب و یا نماز صبح شک می کند.5- کسی که (رکعتی را در نماز خود زیاد می کند.)6- کسی که نمید اند رکعتی زیاد انجام داده است یا کم و ذهن او به هیچ طرفی نمی رود.

وَ الَّذِي يَنْصَرِفُ عَنِ الصَّلاَةِ بِكُلِّيَّتِهِ قَبْلَ أَن يُتمها.وَ مِنْهَا مَوَاضِعُ لَا يَجِبُ فِيهَا إِعَادَةُ الصَّلاةِ وَ يَجِبُ فِيهَا سَجْدَنَا السَّهْو :الَّذِي يَسْهُو فَيُسَلَّمْ فِي الرَّكْعَتَيْنِ ثُمَّ يَتَكَلَّمُ مِنْ غَيْرِ أَنْ يُحَوِّلَ وَجْهَهُ وَ يَنْصَرِفَ الْقِبْلَةِ فَعَلَيْهِ أَنْ يُتِمَّ صَلاتَهُ ثُمَّ يَسْجُدَ سَجْدَتَي السَّهْوِ.وَ الَّذِي يَنْسَى تَشَهدَهُ وَ لَا يَجْلِسُ فِى الرَّكْعَتَيْن وَفَاتَهُ ذَلِكَ حَتَّى يَرْكَعَ فِي الثَّالِثَةِ فَعَلَيْهِ سَجْدَنَا السَّهْوِ وَ قَضَاءُ تَشَهُدِهِ إِذَا فَرَغَ مِنْ صَلَاتِهِ.وَ الَّذِي لَا يَدْرِي أَرْبَعاً صَلَّى أَوْ خَمْساً عَلَيْهِ سَجْدَنَا السَّهْوِ.وَ الَّذِي يَسْهُو فِي بَعْضِ صَلَاتِهِ فَيَتَكَلَّمُ بِكَلَامٍ لَا يَنْبَغِي لَهُ مِثْلِ أَمْرٍ وَ نَهْيِ مِنْ غَيْر تَعَمُّدٍ فَعَلَيْهِ سَجْدَنَا السَّهو.فَهَذِهِ أَرْبَعَةُ مَوَاضِعَ يَجِبُ فِيهَا سَجْدَنَا السَّهْوِ .7 - کسی که پیش از تمام کردن نماز، تمام بدن خود را از قبله بر گرداند.و مواردی است که در آن ها اعادۀ نماز واجب نمی شود، بلکه دو سجدۀ سهو واجب است:1 - کسی که فراموش می کند و انتهای دو رکعت سلام می دهد، سپس سخن می گوید، ولی روی خود را از قبله بر نمی گرداند، بر او لازم است که نماز خود را تمام کند، سپس دو سجدۀ سهو به جا آورد.2 - کسی که تشهّد را فراموش می کند و در رکعت دوم نمی نشیند تا این که به رکوع رکعت سوم می رود، چون از نماز خود فارغ می شود، قضای تشهّد و دو سجدۀ سهو بر او واجب می شود.3- کسی که نمی داند چهار رکعت خوانده است یا پنج رکعت. دو سجدۀ سهو بر او لازم می شود.4 - کسی که در بخشی از نماز خود سهو می کند و بدون عمد به سخنی که شایستۀ او نیست - مانند امر و نهی نمودن - سخن می گوید؛ بر او دو سجدۀ سهو لازم می شود.پس این، موارد چهارگانه ای بود که در آن ها سجدۀ سهو واجب می شود.

وَ مِنْهَا مَوَاضِعُ لَا يَجِبُ فِيهَا إِعَادَةُ الصَّلَاةِ وَ لَا سَجْدَنَا السَّهْوِ:الَّذِي يُدْرِكُ سَهْوَهُ قَبْلَ أَنْ يَفُوتَهُ مِثْلُ الَّذِي يَحْتَاجُ أَنْ يَقُومَ فَيَجْلِسُ، أَوْ يَحْتَاجُ أَنْ يَجْلِسَ فَيَقُومُ ثُمَّ يَذْكُرُ ذَلِكَ قَبْلَ أَنْ يَدْخُلَ فِي حَالَةٍ أُخْرَى فَيَقْضِيهِ لَا سَهْوَ عَلَيْهِ.وَ الَّذِي يُسَلِّمُ فِي الرَّكْعَتَيْنِ الْأَوَّلَتَيْنِ ثُمَّ يَذْكُرُ فَيُتِمُّ قَبْلَ أَنْ يَتَكَلَّمَ فَلَا سَهْوَ عَلَيْهِ .وَلَا سَهْوَ عَلَى الْإِمَامِ إِذَا حَفِظَ عَلَيْهِ مَنْ خَلْفَهُ .وَلَا سَهْوَ عَلَى مَنْ خَلْفَ الْإِمَامِ .وَ لَا سَهْوَ فِي سَهْرٍ .وَ لَا سَهْوَ فِي نَافِلَةٍ، وَ لَا إِعَادَةَ فِي نَافِلة.فَهَذِهِ سِتَّةُ مَوَاضِعَ لَا يَجِبُ فِيهَا إِعَادَةُ الصَّلَاةِ، وَ لَا سَجْدَنَا السَّهْوِ.وَ أَمَّا الَّذِي يَشُلُّ فِي تَكْبِيرَةِ الِافْتِتَاحَ وَ لَا يَدْرِي كَبَّرَ أَمْ لَمْ يُكَبِّرْ، فَعَلَيْهِ أَنْ يُكَبَّرَ مَتَى مَا ذَكَرَ قَبْلَ أَنْ يَرْكَعَ ثُمَّ يَقْرَأُ ثُمَّ يَرْكَعَ.و مواردی است که در آن ها نه اعادۀ نماز واجب است و نه سجدۀ سهو:1۔ کسی که پیش از آن که فرصت را از دست بدهد، آن را تدارک می کند؛ مانند کسی که بر خیزد، می نشیند و یا می خواهد بنشیند و بر می خیزد و پیش از آن که وارد حالتی دیگر شود، به یادش می آید و آن را تلافی می کند و سهوی بر او نیست.2 - کسی که در دو رکعت اوّل سلام می دهد، آن گاه به یادش می آید و پیش از سخن گفتن نماز را تمام می کند.3 - بر امام جماعت سهوی نیست در صورتی که مأمومین یقین داشته باشند.4 - بر کسی که پشت سر امام جماعت است، سهوی نیست.5 - سهو در سهو نیست .6 - در نماز نافله سهو و اعاده نیست.پس این شش مورد از مواردی است که در آن ها اعادۀ نماز و دو سجدۀ سهو واجب نیست.و امّا کسی که در تکبیرة الاحرام شک می کند و نمی داند که آن را گفته است یا نه، بر او واجب است که هرگاه تا پیش از رکوع به یادش بیاید، تكبيرة الاحرام را بگوید و حمد و سوره را بخواند و به رکوع رود.

وَإِنْ شَكٍّ وَ هُوَ رَاكِعٌ فَلَمْ يَدْرِ كَبَّرَ أَوْ لَمْ يُكَبِّرْ تَكْبِيرَةَ الِافْتِتَاحِ مَضَى فِي صَلَاتِهِ وَ لَا شَيْءَ عَلَيْهِ.فَإِنِ اسْتَيْقَنَ أَنَّهُ لَمْ يُكَبِّرْ أَعَادَ الصَّلاةَ حِينَئِذٍ.فَإِنْ شَكٌّ وَ هُوَ قَائِمٌ فَلَمْ يَدْرِ أَ رَكَعَ أَمْ لَمْ يَرْكَعْ فَلْيَرْكَعْ حَتَّى يَكُونَ عَلَى يَقِينِ مِنْ رُكُوعِهِ، فَإِنْ رَكَعَ ثُمَّ ذَكَرَ أَنَّهُ قَدْ كَانَ رَكَعَ فَلْيُرْسِلْ نَفْسَهُ إِلَى السُّجُودِ مِنْ غَيْرِ أَنْ يَرْفَعَ رَأْسَهُ مِنَ الرُّكُوعِ فِي الرُّكُوعِ، فَإِنْ مَضَى وَ رَفَعَ رَأْسَهُ مِنَ الرُّكُوعِ ثُمَّ ذَكَرَ أَنَّهُ قَدْ كَانَ رَكَعَ فَعَلَيْهِ أَنْ يُعِيدَ الصَّلاَةَ، لِأَنَّهُ قَدْ زَادَ فِي صَلَاتِهِ رَكْعَةً.فَإِن سَجَدَ ثُمَّ شَكٌّ فَلَمْ يَدْرِأُ رَكَعَ أَمْ لَمْ يَرْكَعْ فَعَلَيْهِ أَنْ يَمْضِيَ فِي صَلَاتِهِ وَلَا شَيْءَ عَلَيْهِ فِي شَكٍّهِ إِلَّا أَنْ يَسْتَيْقِنَ أَنَّهُ لَمْ يَكُنْ رَكَعَ فَإِنِ اسْتَيْقَنَ ذَلِكَ فَعَلَيْهِ أَنْ يَسْتَقْبِلَ الصَّلاةَ، فَإِنْ سَجَدَ وَ لَمْ يَدْرِأُ سَجَدَ سَجْدَتَيْنِ أَمْ سَجْدَةً فَعَلَيْهِ أَنْ يَسْجُدَ أُخْرَى حَتَّى يَكُونَ عَلَى يَقِينِ مِنَ السَّجْدَتَيْنِ.امّا اگر در حالت رکوع شک کند که تکبیرة الاحرام را گفته است یا نه، باید نماز خود را ادامه دهد و چیزی بر او واجب نیست.و اگر یقین کند که تکبیرة الاحرام را نگفته است، باید نماز خود را اعاده کند، و اگر در حالی که ایستاده، شک کند که آیا به رکوع رفته است، یا نه؟ باید به رکوع برود تا یقین کند.امّا اگر در رکوع به یادش بیاید که پیشتر رکوع را انجام داده است بدون آن که سر از رکوع بر دارد، باید به سجده رود، ولی اگر پس از سر بر داشتن از رکوع متوجّه شود که قبلاً رکوع را انجام داده است، باید نماز خود را اعاده کند، زیرا یک رکعت زیاد انجام داده است.هرگاه به سجده رود و شک کند و نداند که به رکوع رفته است یا نه، باید نماز خود را ادامه دهد و چیزی بر او واجب نیست، مگر آن که یقین کند که به رکوع نرفته است. پس اگر یقین کند، بر اوست که نماز را از سر گیرد، و اگر سجده کند و نداند که آیا دو سجده انجام داده است یا یک سجده، بر او لازم است که یک سجدۀ دیگر انجام دهد تا به دو سجده یقین کند.

فَإِنْ سَجَدَ ثُمَّ ذَكَرَ أَنَّهُ قَدْ كَانَ سَجَدَ سَجْدَتَيْنِ فَعَلَيْهِ أَنْ يُعِيدَ الصَّلاةَ، لِأَنَّهُ قَدْ زَادَ فِي صَلَاتِهِ سَجْدَةً، فَإِنْ شَكٍّ بَعْدَ مَا قَامَ فَلَمْ يَدْرِ أَ كَانَ سَجَدَ سَجْدَةً أَوْ سَجْدَتَيْن فَعَلَيْهِ أَنْ يَمْضِيَ فِي صَلَاتِهِ، وَ لَا شَيْءَ عَلَيْهِ.وَ إِنِ اسْتَيْقَنَ أَنَّهُ لَمْ يَسْجُدْ إِلَّا وَاحِدَةً، فَعَلَيْهِ أَنْ يَنْحَطَّ فَيَسْجُدَ أُخْرَى، وَ لَا شَيْءَ عَلَيْهِ، وَإِنْ كَانَ قَدْ قَرَأَتُمْ ذَكَرَ أَنَّهُ لَمْ يَكُنْ سَجَدَ إِلَّا وَاحِدَةٌ، فَعَلَيْهِ أَنْ يَسْجُدَ أُخْرَى، ثُمَّ يَقُومَ فَيَقْرَأْ وَ يَرْكَعَ وَ لَا شَيْءَ عَلَيْهِ، وَإِنْ رَكَعَ فَاسْتَيْقَنَ أَنَّهُ لَمْ يَكُنْ سَجَدَ إِلَّا سَجْدَةً أَوْ لَمْ يَسْجُدْ شَيْئاً فَعَلَيْهِ إِعَادَةُ الصَّلَاةِ.امّا اگر سجده کند و پس از آن متوجّه شود که پیشتر دو سجده را انجام داده است، بر او لازم است که نماز را اعاده کند؛ زیرا در نماز، سجده ای را زیاد کرده است.ولی اگر پس از برخاستن، شک کند و نداند که آیا یک سجده انجام داده است، یا دو سجده، بر او لازم است که نماز خود را ادامه دهد و دیگر چیزی بر او لازم نیست.امّا اگر یقین کند که فقط یک سجده کرده است، باید فرود آید و سجدۀ دیگری انجام دهد و دیگر چیزی بر او لازم نیست، و اگر پس از قرائت متوجّه شود که فقط یک سجده انجام داده است، بر اوست که یک سجدۀ دیگر انجام دهد، سپس باید بر خیزد و حمد را قرائت کند و به رکوع برود و دیگر چیزی بر او واجب نیست.امّا اگر به رکوع رود و یقین کند که فقط یک سجده، یا هر دو سجده را انجام نداده است، بر اوست که نماز خود را اعاده کند.

السَّهْوُ فِي التَّشَهدِ:وَ إِنْ سَهَا فَقَامَ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَتَشَهدَ فِي الرَّكْعَتَيْنِ فَعَلَيْهِ أَنْ يَجْلِسَ وَيَتَشَهدَ مَا لَمْ يَرْكَعْ ثُمَّ يَقُومَ فَيَمْضِيَ فِي صَلَاتِهِ، وَ لَا شَيْءَ عَلَيْهِ، وَإِنْ كَانَ قَدْ رَكَعَ وَ عَلِمَ أَنَّهُ لَمْ يَكُنْ تَشَهَّدَ مَضَى فِي صَلَاتِهِ، فَإِذَا فَرَغَ مِنْهَا سَجَدَ سَجْدَتَي السَّهْوِ وَ لَيْسَ عَلَيْهِ فِي حَالِ الشَّكُ شَيْءٌ مَا لَمْ يَسْتَيْقِنُ.السَّهْوُ فِي اثْنَتَيْنِ وَأَرْبَعِ:إِنْ شَكٌّ فَلَمْ يَدْرِ اثْنَتَيْنِ صَلَّى أَوْ أَرْبَعاً، فَإِنْ ذَهَبَ وَهْمُهُ إِلَى الْأَرْبَعِ سَلَّمَ وَ لَا شَيْءَ عَلَيْهِ، وَ إِنْ ذَهَبَ وَهُمُهُ إِلَى أَنَّهُ قَدْ صَلَّى رَكْعَتَيْنِ صَلَّى أُخْرَيَيْنِ وَ لَا شَيْءَ عَلَيْهِشک در تشهّد:و اگر فراموش کند و پیش از آن که در انتهای دو رکعت، تشهد را بخواند بر خیزد، بر اوست که تا زمانی که به رکوع نرفته، بنشیند و تشهّد را بخواند، سپس برخیزد و نماز خود را ادامه دهد و دیگر چیزی بر او واجب نیست.امّا اگر به رکوع رفته و بداند که تشهّد را نخوانده است، باید نمازش را ادامه دهد و چون از نماز فارغ شد، دو سجدۀ سهو به جا آورد و تا زمانی که یقین نکرده است، در حال شک چیزی بر او لازم نیست.شک در میان رکعت دو و چهار:اگر شک کند و نداند که دو رکعت خوانده است یا چهار رکعت، چنانچه ذهن او به طرف چهار رکعت مایل شود، باید سلام دهد و دیگر چیزی بر او واجب نیست، و اگر ذهنش به طرف دو رکعت مایل شود، باید دو رکعت دیگر بخواند و دیگر چیزی بر او واجب نیست.

فَإِنِ اسْتَوَى وَهْمُهُ سَلَّمَ ثُمَّ صَلَّى رَكْعَتَيْنِ قَائِمَا بِفَاتِحَةِ الْكِتَابِ فَإِنْ كَانَ صَلَّى رَكْعَتَيْنِ كَانَتَا هَاتَانِ الرَّكْعَتَانِ تَمَامَ الْأَرْبَعَةِ وَ إِنْ كَانَ صَلَّى أَرْبَعاً كَانَتَا هَاتَانِ نَافِلَةٌ .السَّهْوُ فِي اثْنَتَيْنِ وَ ثَلَاثِ:فَإِنْ شَكَ فَلَمْ يَدْرِ أَ رَكْعَتَيْنِ صَلَّى أَمْ ثَلاثاً فَذَهَبَ وَهْمُهُ إِلَى الرَّكْعَتَيْنِ فَعَلَيْهِ أَنْ يُصَلِّيَ أُخْرَيَيْنِ وَ لَا شَيْءَ عَلَيْهِ وَإِنْ ذَهَبَ وَهُمُهُ إِلَى الثَّلَاثِ فَعَلَيْهِ أَنْ يُصَلِّيَ رَكْعَةً وَاحِدَةً وَلَا شَيْءَ عَلَيْهِ.وَإِنِ اسْتَوَى وَهْمُهُ وَ هُوَ مُسْتَيْقِنٌ فِي الرَّكْعَتَيْنِ فَعَلَيْهِ أَنْ يُصَلِّيَ رَكْعَةً وَهُوَ قَائِمٌ ثُمَّ يُسَلَّمَ وَيُصَلِّيَ رَكْعَتَيْنِ وَ هُوَ قَاعِدٌ بِفَاتِحَةِ الْكِتَابِ وَإِنْ كَانَ صَلَّى رَكْعَتَيْنِ فَالَّتِي قَامَ فِيهَا قَبْلَ تَسْلِيمِهِ تَمَامُ الْأَرْبَعَةِ وَ الرَّكْعَتَانِ اللَّتَانِ صَلَاهُمَا وَهُوَ قَاعِدٌ مَكَانَ رَكْعَةٍ وَ قَدْ تَمَّتْ صَلَاتُهُ.امّا اگر هر دو طرف در نظر او مساوی باشد، باید سلام دهد، سپس دو رکعت نماز با حمد ایستاده بخواند.پس چنانچه در واقع دو رکعت نماز خوانده باشد، با این دو رکعت چهار رکعت می شود، و اگر در واقع چهار رکعت خوانده باشد، این دو رکعت نافله محسوب خواهد شد.شک میان رکعت دو و سه:اگر شک کند و نداند که آیا دو رکعت نماز خوانده است یا سه رکعت و ذهن او به طرف دو رکعت مایل باشد، بر او لازم است که دو رکعت دیگر بخواند و دیگر چیزی بر او واجب نیست، و اگر ذهنش به سوی سه رکعت مایل شود، بر او لازم است که یک رکعت دیگر بخواند و دیگر چیزی بر او واجب نیست.امّا اگر هر دو طرف در نظر او مساوی باشد و او به دو رکعت یقین دارد، بر اوست که در حالی که ایستاده است، یک رکعت به جا آورد و سلام دهد، سپس دو رکعت در حال نشسته به حمد تنها بخواند.چنانچه در واقع دو رکعت نماز خوانده باشد، با این دو رکعت که در حال نشسته به جا آورده و به قدر یک رکعت ایستاده محسوب می شود چهار رکعت تمام می شود، و دو رکعتی که نشسته به جای یک رکعت خوانده به جای یک رکعت و نمازش تمام می شود.

وَ إِنْ كَانَ قَدْ صَلَّى ثَلاثاً فَالَّتِي قَامَ فِيهَا تَمَامُ الْأَرْبَعِ وَكَانَتِ الرَّكْعَتَانِ اللُّتَانِ صَلَّاهُمَا وَ هُوَ جَالِسٌ نَافِلَةً.السَّهْوَ فِي ثَلَاثٍ وَأَرْبَعِ:فَإِنْ شَكٍّ فَلَمْ يَدْرِ أَ ثَلاثاً صَلَّى أَمْ أَرْبَعاً، فَإِنْ ذَهَبَ وَهُمُهُ إِلَى الثَّلَاثِ، فَعَلَيْهِ أَنْ يُصَلِّيَ أُخْرَى ثُمَّ يُسَلَّمَ وَ لَا شَيْءَ عَلَيْهِ، وَإِنْ ذَهَبَ وَهْمُهُ إِلَى الْأَرْبَعِ سَلَّمَ وَ لَا شَيْءَ عَلَيْهِ.وَ إِنِ اسْتَوَى وَهُمُهُ فِي الثَّلاثِ وَ الْأَرْبَعِ سَلَّمَ عَلَى حَالِ شَكْهِ وَ صَلَّى رَكْعَتَيْنِ مِنْ جُلُوسٍ بِفَاتِحَةِ الْكِتَابِ، فَإِنْ كَانَ صَلَّى ثَلاثاً كَانَتْ هَاتَانِ الرَّكْعَتَانِ بِرَكْعَةٍ تَمَامَ الْأَرْبَعِ، وَإِنْ كَانَ صَلَّى أَرْبَعاً كَانَتْ هَاتَانِ الرَّكْعَتَانِ نَافِلَةٌ لَهُ.اگر سه رکعت خوانده باشد، آن ایستاده به جا آورده، چهار رکعت تمام می شود و دو رکعت نشسته محسوب می شوند.شک میان رکعت سه و چهار:اگر نمازگزار شک کند و نداند که سه رکعت خوانده است یا چهار رکعت، چنانچه ذهن او به سه رکعت مایل شود، بر او لازم است که یک رکعت دیگر بخواند، سپس سلام دهد و دیگر چیزی بر او واجب نیست، و اگر ذهن او به چهار رکعت مایل شود، باید سلام دهد و دیگر چیزی بر او واجب نیست، و اگر ذهنش به هر دو طرف مساوی باشد، باید بر همان شک خود سلام دهد و دو رکعت نماز در حال نشسته به حمد بخواند. چنانچه در واقع سه رکعت خوانده باشد با این دو رکعت نشسته که یک رکعت به حساب می آید، چهار رکعت تمام می شود، و اگر چهار رکعت خوانده باشد، این دو رکعت، نافله محسوب خواهد شد.

السَّهْوُ فِي أَرْبَعِ وَ خَمْسٍ:فَإِن شَكٍّ فَلَمْ يَدْرِ أَرْبَعاً صَلَّى أَوْ خَمْساً، فَإِنْ ذَهَبَ وَهْمُهُ إِلَى الْأَرْبَعِ سَلَّمَ وَلَا شَيْءَ عَلَيْهِ ، وَ إِنْ ذَهَبَ وَهْمُهُ إِلَى الْخَمْسِ أَعَادَ الصَّلاةَ، وَإِنِ اسْتَوَى وَهْمُهُ سَلَّمَ وَسَجَدَ سَجْدَتَي السَّهْوِ وَهُمَا الْمُرْغِمَتَانِ.### بخش چهل و چهارم#### شک میان رکعت چهار و پنج(44 بَابُ مَا يُقْبَلُ مِنْ صَلَاةِ السَّاهِي)1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ:قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: إِنَّ عَمَّاراً السَّابَاطِيَّ رَوَى عَنْكَ رِوَايَةٌ.شک میان رکعت چهار و پنج:اگر شک کند و نداند که چهار رکعت خوانده است یا پنج رکعت، حال چنانچه ذهن او به چهار رکعت مایل است، باید سلام دهد و دیگر چیزی بر او واجب نیست، و اگر ذهنش به پنج رکعت مایل شود، باید نماز را اعاده کند.امّا اگر ذهن او به هر دو طرف مساوی باشد، باید سلام دهد و دو سجدۀ سهو به جا آورد؛ زیرا سجدۀ سهو، بینی شیطان را به خاک می مالد.بخش چهل و چهارم: آن چه از نماز سهوکننده پذیرفته می شود:1 - محمّد بن مسلم گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: عمّار ساباطی حدیثی از شما روایت کرده است.

قَالَ: وَ مَا هِيَ؟قُلْتُ: رَوَى: أَنَّ السُّنَّةَ فَرِيضَةٌ.فَقالَ: أَيْنَ يَذْهَبُ؟ أَيْنَ يَذْهَبُ ؟ لَيْسَ هَكَذَا حَدَّثْتُهُ، إِنَّمَا قُلْتُ لَهُ: مَنْ صَلَّى فَأَقْبَلَ عَلَى صَلَاتِهِ لَمْ يُحَدِّثْ نَفْسَهُ فِيهَا أَوْ لَمْ يَسْهُ فِيهَا أَقْبَلَ اللَّهُ عَلَيْهِ مَا أَقْبَلَ عَلَيْهَا، فَرُبَّمَا رُفِعَ نِصْفُهَا أَوْ رُبُعُهَا أَوْ تُلْتُهَا أَوْ خُمُسُهَا، وَإِنَّمَا أَمَرْنَا بِالسُّنَّةِ لِيَكْمُلَ بِهَا مَا ذَهَبَ مِنَ الْمَكْتُوبَةِ.2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:إِنَّ الْعَبْدَ لَيُرْفَعُ لَهُ مِنْ صَلَاتِهِ نِصْفُهَا أَوْ تُلْتُهَا أَوْ رُبُعُهَا أَوْ خُمْسُهَا فَمَا يُرْفَعُ لَهُ إِلَّا مَا أَقْبَلَ عَلَيْهِ بِقَلْبِهِ ، وَ إِنَّمَا أَمَرْنَا بِالنَّافِلَةِ لِيَتِمَّ لَهُمْ بِهَا مَا نَقَصُوا مِنَ الْفَرِيضَةِ.فرمود: آن چیست؟عرض کردم: روایت کرده که نماز نافله، واجب است.فرمود: (عمّار به کجا می رود؟ به کجا می رود؟ من چنین نگفته ام، بلکه گفته ام هر که نماز بخواند و در نماز خود متوجّه باشد و در دل خود سخن نگوید، یا در آن اشتباهی نکند به آن اندازه که به نماز روی آورده و ملازم آن شده، خداوند به او روی می آورد. پس چه بسا که نصف نمازش یا یک چهارم آن، یا یک سوم آن و یا یک پنجم آن قبول شود و به راستی که ما به نماز نافله مأمور شده ایم تا آن چه که از نماز واجب از دست می رود، با آن کامل شود.)2 - محمّد بن مسلم گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:از نماز بنده، نصف آن، یا یک سوم، یا یک چهارم و یا یک پنجم آن، قبول می شود. پس چیزی از آن قبول نمی شود مگر به اندازه ای که دل او به آن روی آورده، و ما به نماز نافله مأمور شده ایم تا نواقص نماز به واسطهٔ آن، کامل گردد.

3 - وَ عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: قَالَ رَجُلٌ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام- وَ أَنَا أَسْمَعُ -: جُعِلْتُ فِدَاكَ! إِنِّي كَثِيرُ السَّهْوِ فِي الصَّلَاةِ .فَقالَ : وَهَلْ يَسْلَمُ مِنْهُ أَحَدٌ ؟فَقُلْتُ: مَا أَظُنُّ أَحَداً أَكْثَرَ سَهْواً مِنِّي .فَقالَ: لَهُ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: يَا أَبَا مُحَمَّدٍ! إِنَّ الْعَبْدَ يُرْفَعُ لَهُ قُلْتُ صَلَاتِهِ وَنِصْفُهَا وَثَلاثَةُ أَرْبَاعِهَا وَأَقَلُّ وَأَكْثَرُ عَلَى قَدْرِ سَهْوِهِ فِيهَا، لَكِنَّهُ يَتِمُّ لَهُ مِنَ النَّوَافِلِ.قَالَ: فَقَالَ لَهُ أَبُو بَصِيرٍ: مَا أَرَى النَّوَافِلَ يَنبَغِي أَنْ تُتْرَكَ عَلَى حَالٍ .فَقالَ: أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام: أَجَلْ لَا.4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ عَنِ الْفُضَيْلِ بْنِ يَسَارٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام وَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام أَنَّهُمَا قَالَا:3 - ابو بصیر گوید: من در خدمت امام صادق علیه السَّلام حضور داشتم که مردی گفت: فدایت شوم من در نماز بسیار اشتباه می کنم.فرمود: آیا کسی هست که اشتباه نکند؟!من عرض کردم: گمان نمی کنم کسی از من بیشتر اشتباه کند.امام صادق علیه السَّلام فرمود: ای ابا محمّد! همانا برای بنده یک سوم از نمازش، یا نصف آن، یا سه چهارم آن و کمتر و بیشتر، به میزان غفلتش، مورد قبول واقع می گردد، ولی به وسیلهٔ نافله نماز او کامل می شود.راوی گوید: ابوبصیر به حضرت عرض کرد: به نظر من ترک نمازهای نافله نباید در هیچ حال سزاوار باشد.فرمود: آری، ترک نوافل سزاوار نیست.4 - فضيل بن یسار گوید: امام باقر و امام صادق علیهما السَّلام فرمودند:

إِنَّمَا لَكَ مِنْ صَلاتِكَ مَا أَقْبَلْتَ عَلَيْهِ مِنْهَا فَإِنْ أَوْهَمَهَا كُلَّهَا أَوْ غَفَلَ عَنْ أَدَائِهَا لُقَّتْ فَضُربَ بهَا وَجْهُ صَاحِبِهَا.5 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ قَالَ فِي كِتَابِ حَرِيزِ أَنَّهُ قَالَ: إِنِّي نَسِيتُ أَنِّي فِي صَلَاةٍ فَرِيضَةٍ حَتَّى رَكَعْتُ وَأَنَا أَنْوِيهَا تَطَوُّعاً.قَالَ: فَقَالَ: هِيَ الَّتِي قُمْتَ فِيهَا إِنْ كُنْتَ قُمْتَ وَ أَنْتَ تَنْوِي فَرِيضَةً ثُمَّ دَخَلَكَ الشَّكُ فَأَنْتَ فِي الْفَرِيضَةِ وَإِنْ كُنْتَ دَخَلْتَ فِي نَافِلَةٍ فَنَوَيْتَهَا فَرِيضَةً فَأَنْتَ في النَّافِلَةِ، وَإِنْ كُنْتَ دَخَلْتَ فِى فَرِيضَةٍ ثُمَّ ذَكَرْتَ نَافِلَةٌ كَانَتْ عَلَيْكَ فَامْضِ فِي الْفَرِيضَةِ.به همان قدری که در نماز بدان روی آوری و دلت متوجّه باشد، برای تو منظور می گردد.پس اگر در تمام نماز، دل متوجّه نباشد و از به جا آوردن آن غافل باشد، آن نماز پیچیده شده و به صورت صاحبش زده می شود.5 - عبدالله بن مغیره گوید: حریز در کتاب خود گفته است: من فراموش کردم که در نماز واجب هستم، تا این که به رکوع رفتم و همان طور به نیّت نافله بودم، تکلیف چیست؟امام علیه السَّلام فرمود: آن نماز همان نماز واجب است؛ زیرا از اوّل نیّت تو بر فریضه بوده و پس از آن شک بر تو عارض شده است. پس تو در نماز فریضه بوده ای و هرگاه در نماز نافله باشی و در اثنای آن، نیّت نماز واجب کنی، تو در همان نافله ای، و همین طور اگر مشغول نماز واجب باشی و در اثنای آن، نیّت نافله نمایی، این همان نماز واجب است و به عنوان همان نماز واجب آن را تمام کن.

### بخش چهل و پنجم#### باطل شدن نماز به وسیلۀ خنده...(45 بَابُ مَا يَقْطَعُ الصَّلَاةَ مِنَ الصَّحِكِ وَ الْحَدَثِ وَالْإِشَارَةِ وَالنِّسْيَانِ وَ غَيْرِ ذَلِكَ)1 - جَمَاعَةٌ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ أَخِيهِ الْحَسَنِ عَنْ زُرْعَةَ عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الضَّحِكِ هَلْ يَقْطَعُ الصَّلاةَ؟قَالَ أَمَّا التَّبَسُّمُ فَلاَ يَقْطَعُ الصَّلاةَ، وَأَمَّا الْقَهْقَهَةُ فَهِيَ تَقْطَعُ الصَّلاَةَ.وَ رَوَاهُ أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْن عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ.2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ سَأَلْتُهُ عَن الرَّجُل يُصِيبُهُ الرُّعَافُ وَهُوَ فِي الصَّلَاةِ .فَقالَ: إِنْ قَدَرَ عَلَى مَاءٍ عِنْدَهُ يَمِيناً أَوْ شِمَالاً أَوْ بَيْنَ يَدَيْهِ وَ هُوَ مُسْتَقْبِلُ الْقِبْلَةِ فَلْيَغْسِلْهُ عَنْهُ ثُمَّ ليُصَلِّ مَا بَقِيَ مِنْ صَلاتِهِ، وَ إِنْ لَمْ يَقْدِرُ عَلَى مَاءٍ حَتَّى يَنْصَرِفَ بِوَجْهِهِ أَوْ يَتَكَلَّمَ فَقَدْ قَطَعَ صَلاتَهُ.بخش چهل و پنجم: باطل شدن نماز به وسیلهٔ خنده، حدث، اشاره، فراموشی و موارد دیگر1 - سماعه گوید: از امام علیه السَّلام پرسیدم: آیا خنده نماز را باطل می کند؟فرمود: تبسّم (لبخند زدن نماز را باطل نمی کند، ولی قهقهه، آری.)این روایت را احمد بن محمّد نیز از عثمان بن عیسی از سماعه نقل کرده است.2 - حلبی گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: شخصی که مشغول نماز است و خون دماغ می شود (چه حکمی دارد؟.)فرمود: اگر از سمت راست یا چپ یا در مقابلش که روی او به قبله باشد می تواند آب تهیّه دارد، باید آن را بشوید و بقیّه نمازش را بخواند، امّا اگر نمی تواند آب تهیّۀ کند مگر آن که روی از قبله برگرداند، یا سخن بگوید، نمازش باطل شده است.

3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ الْحَجَّاجِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السَّلام عَنِ الرَّجُلِ يُصِيبُهُ الْغَمْرُ فِي بَطْنِهِ وَهُوَ يَسْتَطِيعُ أَنْ يَصْبِرَ عَلَيْهِ أَ يُصَلِّي عَلَى تِلْكَ الْحَالِ أَوْ لَا يُصَلِّي؟قَالَ: فَقَالَ: إِنِ احْتَمَلَ الصَّبْرَ وَ لَمْ يَخَفْ إِعْجَالاً عَنِ الصَّلَاةِ فَلْيُصَلِّ وَ لْيَصْبِرْ.4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ بْنِ بَزِيعٍ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ يُونُسَ عَنْ أَبِي بَكْرِ الْحَضْرَمِي عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ وَأَبِي عَبْدِ اللهِ علیهما السَّلام أَنَّهُما كَانَا يَقُولان:لَا يَقْطَعُ الصَّلاَةَ إِلَّا أَرْبَعَةُ: الخَلاء والبول والرِّيحُ والصَّوْتُ.5 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السَّلام فِي الرَّجُلِ يَمَسُّ أَنْفَهُ فِي الصَّلَاةِ، فَيَرَى دَماً كَيْفَ يَصْنَعُ ؟ أَ يَنْصَرِفُ ؟فَقالَ: إِنْ كَانَ يَابِسَاً فَلْيَرْمِ بِهِ وَ لَا بَأْسَ.3 - عبدالرحمان بن حجّاج گوید: از امام کاظم علیه السَّلام پرسیدم: هرگاه فردی احساس کند که دل پیچه دارد، ولی می تواند تحمّل کند، آیا میتواند با همان حال نماز بخواند؟فرمود: اگر می تواند خویشتن داری کند و بیم آن نداشته باشد که موجب شتاب و تعجیل در نماز شود باید نماز بخواند و خودداری کند.4 - ابوبکر حضر می گوید: امام باقر و امام صادق علیهما السَّلام فرمودند:نماز را قطع نمی کند مگر چهار چیز: به مستراح برای قضای حاجت رفتن، ادرار کردن، خروج باد و صدا.5 - محمد بن مسلم گوید: امام (باقر یا امام صادق علیهما السَّلام درباره شخصی که در نماز، بینی خود را می مالد و خونی می بیند، در این که چه باید کند؟ آیا نماز را رها کند؟)فرمود: اگر خون خشک باشد، آن را بیندازد و نمازش ایرادی ندارد.

6 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجِ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:الْقَهْقَهَةُ لَا تَنْقُصُ الْوُضُوءَ وَتَنْقُضُ الصَّلاَةَ.7 - عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ لَا : أَنَّهُ سُئِلَ عَنِ الرَّجُل يُرِيدُ الْحَاجَةَ وَهُوَ فِى الصَّلاَةِ .فَقالَ: يُومِنُ بِرَأْسِهِ وَ يُشِيرُ بِيَدِهِ وَ يُسَبِّحُ، وَ الْمَرْأَةُ إِذَا أَرَادَتِ الْحَاجَةَ وَهِيَ تُصَلِّي تُصَفِّقُ بِيَدِهَا.8- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ شَمُونِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَانِ الْأَصَمَّ عَنْ مِسْمَع أَبِي سَيَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:أنَّ النَّبِيَّ صلَّى الله عليه وآله سَمِعَ خَلْفَهُ فَرْقَعَةً فَرْفَعَ رَجُلٌ أَصَابِعَهُ فِي صَلَاتِهِ.فَلَمَّا انْصَرَفَ قَالَ النَّبِيُّ صلَّى الله عليه وآله: أَمَا إِنَّهُ حَقٌّهُ مِنْ صَلَاتِهِ.6 - زراره گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:قهقهه (خندۀ صدا دار وضو را باطل نمی کند، ولی نماز را باطل می کند.)7 - حلبی گوید: امام صادق علیه السَّلام دربارۀ کسی که مشغول نماز باشد و کاری برایش پیش آید و بخواهد دیگری را آگاه کند فرمود:با سر و دست اشاره کند و تسبیح گوید، و اگر زن در نماز کاری دارد، باید دست هایش را به هم زند.8 - مسمع ابوسیّار گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:پیامبر صلَّى الله عليه وآله در نماز بود که پشت سر خود صدای شکستن انگشتان کسی را شنید که مردی در نماز خود انگشتان خویش را می شکاند، وقتی آن مرد رفت، پیامبر صلَّى الله عليه وآله فرمود: بهرۀ او از نمازش همان بود.

9 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ فَضَالَةَ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرِ عَنِ الرَّجُلِ يَأْخُذُهُ الرُّعَافُ وَ الْقَيْءُ فِي الصَّلَاةِ كَيْفَ يَصْنَعُ؟قَالَ: يَنْفَتِلُ فَيَغْسِلُ أَنْفَهُ وَ يَعُودُ فِي صَلَاتِهِ، فَإِنْ تَكَلَّمَ فَلْيُعِدْ صَلَاتَهُ وَ لَيْسَ عَلَيْهِ وُضُوء.10 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ أَ يَقْطَعُ صَلَاتَهُ شَيْءٌ مِمَّا يَمُرُّ بَيْنَ يَدَيْهِ؟فَقالَ: لَا يَقْطَعُ صَلاَةَ الْمُسْلِم شَيْءٌ وَلَكِن أَدْرَأْ مَا اسْتَطَعْتَ.قَالَ: وَ سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ رَعَفَ فَلَمْ يَرْقَ رُعَافُهُ حَتَّى دَخَلَ وَقْتُ الصَّلَاةِ.قَالَ: يَحْشُو أَنْفَهُ بِشَيْءٍ ثُمَّ يُصَلِّى وَ لَا يُطِيلُ إِنْ خَشِيَ أَن يَسْبِقَهُ الدَّمُ.قَالَ: وَ قَالَ: إِذَا الْتَفَتْ فِي صَلَاةٍ مَكْتُوبَةٍ مِنْ غَيْرِ فَرَاغِ فَأَعِدِ الصَّلَاةَ إِذَا كَانَ الِالْتِفَاتُ فَاحِشَاً ، وَإِنْ كُنْتَ قَدْ تَشَهَّدْتَ فَلَا تُعِدْ.9 - محمّد بن مسلم گوید: از امام باقر علیه السَّلام پرسیدم: کسی که در میان نماز از بینی او خون جاری می شود و یا استفراغ می کند، چه باید کند؟فرمود: باید به مکانی رود و بینی خود را بشوید و به نماز باز گردد. پس اگر سخن بگوید، باید نماز خود را اعاده کند، ولی وضو بر او لازم نیست.10 - حلبی گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: آیا اگر کسی از پیش روی نمازگزار عبور کند، نمازش باطل می شود؟فرمود: هیچ چیز نماز مسلمان را باطل نمی کند، ولی به اندازه ای که میتوانی پیش روی خویش حایلی قرار ده.حلبی گوید: از حضرتش در مورد شخصی که از بینی او خون جاری می شود و جریان آن قطع نمی شود تا این که وقت نماز فرا می رسد، سؤال کردم.فرمود: بینی خود را با چیزی پر می کند، سپس نماز می خواند و در صورتی که بترسد خون جاری شود، نماز را طولانی نکند.راوی گوید: هم چنین فرمود: اگر پیش از تمام شدن نماز روی خود را بر گرداندی، در صورتی که زیاده از حد باشد، باید نماز را اعاده کنی، امّا اگر تشهّد را خوانده بودی، نماز را اعاده مکن.

11 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ فَضَالَةَ عَنْ أَبَانِ عَنْ سَلَمَةَ بْنِ أَبِي حَفْصٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام.أَنَّ عَلِيّاً علیه السَّلام كَانَ يَقُولُ: لَا يَقْطَعُ الصَّلاَةَ الرُّعَافُ وَ لَا الْقَيْءُ وَ لَا الدَّمُ، فَمَنْ وَجَدَ أراً فَلْيَأْخُذْ بِيَدِ رَجُلٍ مِنَ الْقَوْمِ مِنَ الصَّفُ فَلْيُقَدِّمْهُ. يَعْنِي إِذَا كَانَ إِمَاماً.12 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ صَفْوَانَ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُل يَلْتَفِتُ فِي الصَّلاَةِ.قَالَ: لا ، وَ لَا يَنْقُضُ أَصَابِعَهُ.### بخش چهل و ششم#### سلام کردن بر نمازگزار و حکم عطسه در نماز...(46 بَابُ التَّسْلِيمِ عَلَى الْمُصَلِّي وَ الْعُطَاسِ فِي الصَّلَاةِ)1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ يُسَلَّمُ عَلَيْهِ وَ هُوَ فِي الصَّلاَةِ.11 - سلمه گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: امیر مؤمنان على صلوات الله عليه فرمود:خون بینی، استفراغ و خون دیگر نماز را باطل نمی کند. پس هر کس احساس ناراحتی و درد کند - در صورتی که خود او امام جماعت باشد - دست یکی از مأمومین را بگیرد و او را پیش بدارد.12 - محمّد بن مسلم گوید: از امام باقر علیه السَّلام پرسیدم: آیا کسی در نماز می تواند روی خود را به سوی دیگر برگرداند؟فرمود: نه و نباید انگشتان خود را بشکند.بخش چهل و ششم: سلام کردن بر نمازگزار و حکم عطسه در نماز1 - سماعه گوید: از امام صادق علیه السَّلام در مورد شخصی که در حال نماز است و بر او سلام می کنند، سؤال کردم.

قَالَ: يَرُدُّ سَلاَمٌ عَلَيْكُمْ وَ لَا يَقُولُ: وَ عَلَيْكُمُ السَّلامُ، فَإِنَّ رَسُولَ اللهِ صلَّى الله عليه وآله كَانَ قَائِماً يُصَلِّي، فَمَرَّ بِهِ عَمَّارُ بْنُ يَاسِرٍ، فَسَلَّمَ عَلَيْهِ عَمَّارٌ، فَرَدَّ عَلَيْهِ النَّبِيُّ صلَّى الله عليه وآله هَكَذَا.2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:إِذَا عَطَسَ الرَّجُلُ فِي صَلَاتِهِ، فَلْيَحْمَدِ الله.3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ مُعَلَّى أَبِي عُثْمَانَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:قُلْتُ لَهُ: أَسْمَعُ العَطْسَةَ وَأَنَا فِي الصَّلاَةِ، فَأَحْمَدُ اللهَ وَأُصَلِّي عَلَى النَّبِيِّ صلَّی اللهُ علیه وآله؟قَالَ: نَعَمْ، وَإِذَا عَطَسَ أَخُوكَ وَأَنْتَ فِي الصَّلاَةِ فَقُل: «الْحَمْدُ لِلَّهِ» وَ صَلِّ عَلَى النَّبِيِّ ، وَإِنْ كَانَ بَيْنَكَ وَبَيْنَ صَاحِبِكَ الْيَمُ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ.فرمود: باید در پاسخ آنان بگوید: سلام علیکم، نباید بگوید: وعلیکم السلام؛ زیرا رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله در حال نماز بود که عمّار یاسر از کنار آن حضرت می گذشت و سلام کرد و رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله این گونه پاسخ داد.2 - حلبی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:هرگاه کسی در نماز خود عطسه می کند، بایستی خداوند را حمد و سپاس گوید.3 - ابو بصیر گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: گاهی در حال نماز می شنوم که کسی عطسه می کند و من خداوند را حمد و سپاس می گویم و بر پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله صلوات می فرستم.آن حضرت فرمود: آری، خوب است و هرگاه برادر (دینی تو عطسه کرد و تو در حال نماز بودی بگو: «الحمدالله، و بر پیامبر درود فرست و اگر میان تو و عطسه کننده دریایی فاصله بود، باز هم بر محمّد و خاندان او درود فرست.)

### بخش چهل و هفتم#### کشتن گزندگان در حال نماز...(47 بَابُ الْمُصَلِّي يَعْرِضُ لَهُ شَيْءٌ مِنَ الْهَوَامِّ فَيَقْتُلُهُ)1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيرِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَن الرَّجُل يَكُونُ فِي الصَّلاةِ فَيَرَى الحَيَّةَ أو الْعَقْرَبَ يَقْتُلُهُمَا إِنْ أَذَيَاهُ؟قَالَ: نَعَمْ.2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام فِي الرَّجُل يَقْتُلُ الْبَقَةَ و البرغوث و القَمْلَةَ وَالذُّباتِ السلام الصَّلاَةِ أَيَنْقُضُ صَلَاتَهُ وَ وُضُوءَهُ؟قَالَ: لَا.بخش چهل و هفتم: کشتن گزندگان در حال نماز1 - محمّد بن مسلم گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: اگر شخصی مشغول نماز باشد و مار، یا عقربی ببیند، اگر او را اذیّت کنند، می تواند آن ها را بکشد؟فرمود: آری.2 - حلبی گوید: امام صادق علیه السَّلام درباره شخصی که مشغول نماز است و پشه، کک، شپش و مگس را در آن حال می کشد، آیا نماز یا وضویش را باطل می سازد؟فرمود: نه.

3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَن الرَّجُل يَكُونُ قَائِماً فِي الصَّلَاةِ الْفَرِيضَةِ فَيَنْسَى كِيسَهُ أَوْ مَتَاعاً يَتَخَوَّفُ ضَيْعَتَهُ، أَوْ هَلَاَكَهُ.قَالَ: يَقْطَعُ صَلاتَهُ وَ يُحْرِزُ مَتَاعَهُ، ثُمَّ يَسْتَقْبِلُ الصَّلاةَ.قُلْتُ: فَيَكُونُ فِى الْفَريضَةِ، فَتَفَلَّتُ عَلَيْهِ دَابَّةٌ أَوْ تَفَلَّتُ دَابَّتُهُ فَيَخَافُ أَنْ تَذْهَبَ أَوْ يُصِيبَ مِنْهَا عَنَتاً.فَقَالَ: لَا بَأْسَ بِأَنْ يَقْطَعَ صَلَاتَهُ.4 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنْ أَبَانِ عَنْ مُحَمَّدٍ قَالَ:كَانَ أَبُو جَعْفَرِ علیه السَّلام إِذَا وَجَدَ قَمْلَةٌ فِى الْمَسْجِدِ دَفَنَهَا فِي الْحَصَى.5 - مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَمَّنْ أَخْبَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:3 - سماعه گوید: از آن حضرت (یعنی امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: هرگاه شخصی که به نماز واجب ایستاده، به خاطرش برسد که کیسۀ خود را جایی گذاشته، یا کالایش را فراموش کرده است و می ترسد از بین برود، چه باید بکند؟)فرمود: نمازش را قطع کرده و کالای خود را بر دارد، سپس نماز خود را از سر گیرد.راوی گوید: عرض کردم: انسان در حال خواندن نماز واجب است که چهار پای او را رم می کنند - یا خود چهار پارم می کند - و می ترسد که حیوان برود و نتواند پس از نماز به آن برسد، یا در گرفتنش دچار زحمت بسیار شود، باید چه کند؟فرمود: اشکالی ندارد که نمازش را قطع کند.4 - محمّد گوید: امام باقر علیه السَّلام را رسم چنان بود که چون در مسجد شیشی می دید، آن را در میان سنگریزه های مسجد پنهان می کرد.5 - راوی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

إِذَا كُنْتَ فِي صَلَاةِ الْفَرِيضَةِ فَرَأَيْتَ غُلاماً لَكَ قَدْ أَبَقَ أَوْ غَرِيماً لَكَ عَلَيْهِ مَالٌ أَوْ حَيَّةً تَخَافُهَا عَلَى نَفْسِكَ، فَاقْطَع الصَّلاةَ وَ اتَّبَع الْغُلاَمَ أَوْ غَرِيماً لَكَ وَاقْتُلِ الْحَيَّةَ .6 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:إِنْ وَجَدْتَ قَمْلَةً وَ أَنْتَ تُصَلِّي فَادْفِتْهَا فِي الْحَصَى.### بخش چهل و هشتم#### بنای مساجد و احکام آن...(48 بَابُ بِنَاءِ الْمَسَاجِدِ وَ مَا يُؤْخَذُ مِنْهَا وَ الْحَدَثِ فِيهَا مِنَ النَّوْمِ وَغَيْرِهِ)1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرِ عَنْ هِشَامِ بْنِ الْحَكَم عَنْ أَبِي عُبَيْدَةَ الْحَذَاء قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام يَقُولُ:مَنْ بَنَى مَسْجِداً بَنَى اللَّهُ لَهُ بَيْتاً فِي الْجَنَّةِ.هرگاه در نماز واجب هستی و می بینی که غلامت گریخت، یا بدهکاری را می بینی که مالی از او طلب داری و یا ماری را می بینی که می ترسی به تو آسیب رساند، در این صورت، نماز را قطع کن و به دنبال غلامت، یا از پی بدهکارت برو و مار را بکش.6 - عبدالله بن سنان گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:هرگاه در حال نماز شیشی یافتی، آن را در میان سنگریزه ها پنهان کن.بخش چهل و هشتم: بنای مساجد و احکام آن1 - ابو عبیده حذّاء گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:هر که مسجدی بسازد، خداوند برای او در بهشت خانه ای خواهد ساخت.

قَالَ أَبُو عُبَيْدَةَ فَمَرَّ بِي أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلا فِي طَرِيقِ مَكَّةَ وَ قَدْ سَوَّيْتُ بِأَحْجَارٍ مَسْجِداً فَقُلْتُ لَهُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ نَرْجُمو أَنْ يَكُونَ هَذَا مِنْ ذَلِكَ؟فَقالَ: نَعَمْ.2 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمانَ عَنْ أَبِي الْجَارُودِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرِ علیه السَّلام عَنِ الْمَسْجِدِ يَكُونُ فِي فَيُرِيدُ أَهْلُ الْبَيْتِ أَنْ يَتَوَسَّعُوا بِطَائِفَةٍ مِنْهُ ، أَوْ يُحَوِّلُوهُ إِلَى غَيْرِ مَكَانِهِ؟قَالَ: لَا بَأْسَ بِذَلِكَ.قَالَ: وَ سَأَلْتُهُ عَن الْمَكَانِ يَكُونُ خَبيثَاً ثُمَّ يُنَظَّفُ وَ يُجْعَلُ مَسْجِداً.قَالَ: يُطْرَحُ عَلَيْهِ مِنَ التُّرَابِ حَتَّى يُوَارِيَهُ فَهُوَ أَطْهَرُ.3 - مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَن الْفَضْل بن شَاذَانَ عَنْ صَفْوَانَ عَن الْعِيصِ قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنِ الْبِيَعِ وَ الْكَنَائِسِ هَلْ يَصْلُحُ نَقْضُهُمَا لِبِنَاءِ الْمَسَاجِدِ؟فَقالَ: نَعَمْ.و هم چنین ابو عبیده گوید: در راه مکّه به نیّت مسجد، مکانی سنگ چینی کرده بودم. امام صادق علیه السَّلام بر من گذشت. عرض کردم: فدایت شوم! امیدی هست که این مکان، مسجدی محسوب شود؟فرمود: آری.2 - ابو الجارود گوید: از امام باقر علیه السَّلام سؤال کردم: مسجدی در خانه واقع است. اهل خانه می خواهند با اضافۀ بخشی از خانه به مسجد، آن را توسعه دهند یا محل آن مسجد را از آنجا تغییر داده، به جای دیگر ببرند، آیا می توانند؟فرمود: اشکال ندارد.گفتم: آیا مکانی که مدّتی آبریزگاه بوده است، می توانند تمیز کنند و مسجد بسازند؟فرمود: مقداری خاک بر آن بریزند که همه جای آن را فرا گیرد در این صورت، آن مکان پاکیزه تر است.3 - عیص گوید: از امام صادق علیه السَّلام دربارۀ عبادتخانه های یهودیان و مسیحیان (کنیسه ها و کلیساها پرسیدم که می توان آن ها را خراب کرد و در جایشان مسجد ساخت؟)فرمود: آری.

4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْحَلَبِيِّ قَالَ: سُئِلَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَن الْمَسَاجِدِ الْمُظَلَّلَةِ أَ يُكْرَهُ الصَّلَاةُ فِيهَا؟قَالَ: نَعَمْ، وَ لَكِنْ لَا يَضُرُّكُمُ الْيَوْمَ وَ لَوْ قَدْ كَانَ الْعَدْلُ لَرَأَيْتُمْ كَيْفَ يُصْنَعُ فِي ذَلِكَ.قَالَ: وَسَأَلْتُهُ أَ يُعَلِّقُ الرَّجُلُ السَّلاَحَ فِي الْمَسْجِدِ؟قَالَ: نَعَمْ، وَ أَمَّا فِي الْمَسْجِدِ الْأَكْبَرِ فَلَا، فَإِنَّ جَدِّي نَهَى رَجُلاً يَبْرِي مِشْقَصاً فِي الْمَسْجِدِ.5 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْحَجَّاجِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ عَلِيَّ بْنِ الْحُسَيْنِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلَّى الله عليه وآله:مَنْ سَمِعْتُمُوهُ يُنْشِدُ الشِّعْرَ فِي الْمَسَاجِدِ فَقُولُوا: فَضَّ اللَّهُ فَاكَ، إِنَّمَا نُصِبَتِ الْمَسَاجِدُ لِلْقُرْآنِ.4 - حلبی گوید: از امام صادق علیه السَّلام سؤال شد: آیا نماز خواندن در مساجدی که سقف دارند مکروه است؟فرمود: آری، ولی امروز ضرری به حال شما ندارد، و اگر عدالتی برپا بود، (یعنی دوران شکوهمند ظهور حضرت قائم عَجَّلَ اللهُ تَعالی فَرَجَهُ الشَّریف می دیدید که دربارۀ آن چگونه رفتار می شد.راوی گوید: هم چنین از آن حضرت پرسیدیم: آیا می توان سلاح جنگی را در مسجد آویخت؟فرمود: آری، امّا در مسجد بزرگ، این کار را نکنید، زیرا جدّم (امام سجاد علیه السَّلام مردی را که در مسجد تیر می تراشید، نهی فرمود.)5 - جعفر بن ابراهیم گوید: امام سجّاد علیه السَّلام فرمود: رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود:هرگاه شنیدید که کسی در مسجد شعر می خواند بگویید: خداوند دهانت را بشکند!مساجد تنها برای خواندن قرآن، ساخته شده اند.

6 - الْحَسَنُ بْنُ عَلِيِّ الْعَلَوِيُّ عَنْ سَهْلِ بْنِ جُمْهُورٍ عَنْ عَبْدِ الْعَظِيمِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْعَلَوِيِّ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ الْحُسَيْنِ الْعُرَنِي عَنْ عَمْرِو بْنِ جُمَيْعِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرِ علیه السَّلام عَنِ الصَّلَاةِ فِي الْمَسَاجِدِ الْمُصَوَّرَةِ .فَقَالَ: أَكْرَهُ ذَلِكَ، وَلَكِنْ لَا يَضُرُّكُمْ ذَلِكَ الْيَوْمَ ، وَلَوْ قَدْ قَامَ الْعَدْلُ رَأَيْتُمْ كَيْفَ يُصْنَعُ فِي ذَلِكَ.7 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ شَمُّونٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَانِ عَنْ مِسْمَعِ أَبِي سَيَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:نَهَى رَسُولُ اللَّهِ صلَّى الله عليه وآله عَن رَطَانَّةِ الْأَعَاجِمِ فِي الْمَسَاجِدِ.8 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السَّلام قَالَ:نَهَى رَسُولُ اللهِ صلَّى الله عليه وآله عَنْ سَلِّ السَّيْفِ فِي الْمَسْجِدِ وَ عَنْ بَرْيِ النَّبْلِ فِي الْمَسْجِدِ.قَالَ: إِنَّمَا بُنِي لِغَيْرِ ذَلِكَ.6 - عمرو بن جمیع گوید: از امام باقر علیه السَّلام در مورد نماز خواندن در مساجدی که عکس و تصویر دارند، سؤال کردم:فرمود: من آن را مکروه می دانم، ولی امروز ضرری به حال شما ندارد، ولی آن روز که عدالت برپا شود، خواهید دید که با آن ها چه خواهد شد.7 - مسمع گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله نهی فرموده است که در مساجد به زبانی سخن گفته شود که دیگران متوجّه نشوند.8 - محمّد بن مسلم گوید: امام (باقر یا امام صادق علیهما السَّلام فرمود:)رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله از کشیدن شمشیر و از تراشیدن تیر در مسجد نهی کرد و فرمود: مسجد برای کاری جز این ساخته شده است.

9 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنْ رِفَاعَةَ بْنِ مُوسَى قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنِ الْوُضُوءِ فِي الْمَسْجِدِ.فَكَرِهَهُ مِنَ الْغَائِطِ وَ الْبَوْلِ.10 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ وَهْبٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَن النَّوْمِ فِي الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَمَسْجِدِ النَّبِيِّ صلَّی اللهُ علیه وآله.قَالَ: نَعَمْ، فَأَيْنَ يَنَامُ النَّاسُ؟11 - عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزِ عَنْ زُرَارَةَ بْنِ أَعْيَنَ قَالَ: قُلْتُ لأَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام: مَا تَقُولُ فِي النَّوْمِ فِي الْمَسَاجِدِ؟فَقالَ: لَا بَأْسَ بِهِ إِلَّا فِي الْمَسْجِدَيْنِ: مَسْجِدِ النَّبِيِّ صلَّی اللهُ علیه وآله وَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ.قَالَ: وَكَانَ يَأْخُذُ بِيَدِي فِي بَعْضِ اللَّيْلِ فَيَنْتَحِي نَاحِيَةٌ ثُمَّ يَجْلِسُ فَيَتَحَدَّثُ فِي الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ فَرُبَّمَا نَامَ وَنِمْتُ، فَقُلْتُ لَهُ فِى ذَلِكَ .فَقالَ: إِنَّمَا يُكْرَهُ أَنْ يَنَامَ فِي الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ الَّذِي كَانَ عَلَى عَهْدِ رَسُولِ اللَّهِ صلَّى الله عليه وآلهفَأَمَّا النَّوْمُ فِى هَذَا الْمَوْضِع فَلَيْسَ بِهِ بَأْسٌ.9 - رفاعة بن موسی گوید: از امام صادق علیه السَّلام در مورد شست و شو در مسجد سؤال کردم.آن حضرت شست و شویی را که به سبب مدفوع و ادرار باشد، مکروه داشت.10 - معاوية بن وهب گوید: از امام صادق علیه السَّلام در مورد خوابیدن در مسجد الحرام و مسجد پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله سؤال کردم، آیا جایز است؟فرمود: آری، پس مردم در کجا بخوابند؟!11 - زرارة بن اعین گوید: به امام باقر علیه السَّلام عرض کردم: خوابیدن در مساجد چه حکمی دارد؟فرمود: اشکالی ندارد، مگر در دو مسجد: مسجد النبي صلَّی اللهُ علیه وآله و مسجد الحرام.زراره گوید: آن حضرت در بعضی از شب ها دست مرا می گرفت و به گوشه ای از مسجد می برد و می نشست و در مسجد الحرام سخن می گفت و گاهی حضرتش در آنجا می خوابید، من نیز می خوابیدم. من در مورد خوابیدن در آنجا از حضرتش پرسیدم.فرمود: تا آن حدّی که در زمان رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله مسجد بوده، خوابیدن کراهت دارد و اما در اینجا (چون بعداً توسعه داده شده است اشکال ندارد.)

12 - جَمَاعَةٌ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مِهْرَانَ الْكَرْخِيِّ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ: قُلْتُ لَهُ: الرَّجُلُ يَكُونُ فِي الْمَسْجِدِ فِي الصَّلَاةِ فَيُرِيدُ أَنْ يَبْزُقَ .فَقَالَ: عَنْ يَسَارِهِ وَ إِنْ كَانَ فِي غَيْرِ صَلَاةٍ فَلاَ يَبْرُقُ حِذَاءَ الْقِبْلَةِ وَ يَبْرُقُ عَنْ يَمِينِهِ وَ يَسَارِهِ.13 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ قَالَ:رَأَيْتُ أَبَا جَعْفَرِ الثَّانِيَ لا يَنْقُلُ فِي الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ فِيمَا بَيْنَ الرُّكْنِ الْيَمَانِيِّ وَ الْحَجَرِ الْأَسْوَدِ وَ لَمْ يَدْفِنَّهُ.14 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ رَفَعَهُ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: إِنِّي لَأَكْرَهُ الصَّلاةَ فِي مَسَاجِدِهِمْ.12 - عبدالله بن سنان گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: کسی در مسجد مشغول نماز است و می خواهد در آن جا آب دهان بیندازد (چه حکمی دارد؟)فرمود: باید در سمت چپ خود بیندازد، ولی اگر مشغول نماز نیست به جهت قبله نیندازد، بلکه به سمت راست و یا چپ خویش بیندازد.13 - علی بن مهزیار گوید: امام جواد علیه السَّلام را دیدم که در مسجد الحرام، در بین رکن یمانی جر الاسود آب دهان مبارک خویش را بینداخت و آن را پنهان نکرد (1.)14 - راوی گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: من نماز خواندن در مساجد آنان (اهل سنت را دوست ندارم.)


1) به نظر می رسد در مکانی بوده که مشکلی برای کسی نداشته است

فَقالَ: لَا تَكْرَهُ فَمَا مِنْ مَسْجِدٍ بُنِيَ إِلَّا عَلَى قَبْرِ نَبِيَّ أَوْ وَصِيَّ نَبِيِّ قُتِلَ فَأَصَابَ تِلْكَ الْبُقْعَةَ رَشَّةٌ مِنْ دَمِهِ، فَأَحَبُ اللهُ أَن يُذْكَرَ فِيهَا، فَأَدْ فِيهَا الْفَرِيضَةَ وَالنَّوَافِلَ وَ اقْضِ فِيهَا مَا فَاتَكَ.15 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ الْمُخْتَارِ عَنْ أَبِي أُسَامَةَ زَيْدِ الشَّحَّامِ قَالَ:قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ: (لَا تَقْرَبُوا الصَّلَاةَ وَ أَنْتُمْ سُكَارى.)فَقالَ: سُكْرُ النوم.16 - جَمَاعَةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنِ ابْنِ سِنَانٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:لَيْسَ يُرَخْصُ فِي النَّوْمِ فِي شَيْءٍ مِنَ الصَّلاةِ.فرمود: چنین مباش؛ زیرا هیچ مسجدی نیست مگر آن که بر قبر پیامبر، یا وصی پیامبری ساخته شده است که او در آنجا شهید شده و از خون او بر آن بقعه پاشیده شده است. خداوند دوست دارد که در آنجا یاد شود، پس نمازهای فریضه و نافلۀ خود را در آنجا به جای آور و آن چه از تو قضا شده در آنجا بخوان.15. زید شحّام گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: خداوند عزّوجل می فرماید: «در حال مستی به نماز نزدیک نشوید»، مقصود از مستی چیست؟فرمود: منظور مستی خواب است.16 - عمر بن یزید گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:این گونه نیست به کسی که خوابیده، در نمازش رخصتی داده شود.

### بخش چهل و نهم#### فضیلت و برتری نماز جماعت...(49 بَابُ فَضْلِ الصَّلَاةِ فِي الْجَمَاعَةِ)1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَيْنَةَ عَنْ زُرَارَةً قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: مَا يَرْوِي النَّاسُ أَنَّ الصَّلَاةَ فِي جَمَاعَةٍ أَفْضَلُ مِنْ صَلَاةِ الرَّجُلِ وَحْدَهُ بِخَمْسٍ وَ عِشْرِينَ صَلَاةٌ.فَقالَ: صَدَقُوا.فَقُلْتُ : الرَّجُلاَن يَكُونَان جَمَاعَةٌ .فَقالَ: نَعَمْ، وَ يَقُومُ الرَّجُلُ عَنْ يَمِينِ الْإِمَامِ.2 - جَمَاعَةٌ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يُوسُفَ عَنْ أَبِيهِ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرِ علیه السَّلام يَقُولُ:بخش چهل و نهم: فضیلت و برتری نماز جماعت1 - زراره گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: آیا آن چه را که مردم روایت می کنند که نماز انسان در حال جماعت، از بیست و پنج نمازی که به تنهایی بخواند، بهتر است، درست است؟فرمود: راست گفته اند.عرض کردم: آیا دو مرد که با هم نماز بخوانند، نماز جماعت خواهد بود؟فرمود: آری، و یکی از آن دو، باید در طرف راست امام بایستد.2 - يوسف گوید: از امام باقر علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:

إِنَّ الْجُهَنِيَّ أَتَى النَّبِيَّ صلَّى الله عليه وآله فَقَالَ: يَا رَسُولَ اللهِ! إِنِّي أَكُونُ فِي الْبَادِيَةِ وَ مَعِي أَهْلِي وَ وُلْدِي وَ عِلْمَتِي، فَأَوَذْهُ وَ أُقِيمُ وَ أُصَلِّي بِهِمْ أَفَجَمَاعَةٌ نَحْنُ؟فَقالَ: نَعَمْ .فَقالَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ! إِنَّ الْعِلْمَةَ يَتْبَعُونَ قَطْرَ السَّحَابِ وَ أَبْقَى أَنَا وَأَهْلِي وَ وُلْدِي فَأُؤَذِّهُ وَأُقِيمُ وَأُصَلَّى بِهِمْ فَجَمَاعَةٌ نَحْنُ؟فَقالَ: نَعَمْ.فَقالَ: يَا رَسُولَ اللهِ فَإِنَّ وُلْدِي يَتَفَرَّقُونَ فِي الْمَاشِيَةِ، وَأَبْقَى أَنَا وَأَهْلِي فَأُؤَذِّنُ وَأُقِيمُ وَ أُصَلِّي بِهِمْ أَفَجَمَاعَةً أَنَا؟فَقالَ: نَعَمْ .فَقالَ: يَا رَسُولَ الله!ِ إِنَّ الْمَرْأَةَ تَذْهَبُ فِي مَصْلَحَتِهَا فَأَبْقَى أَنَا وَحْدِي فَأُؤَذِّرٌ وَأُقِيمُ فَأُصَلِّي أَفَجَمَاعَةٌ أَنَا؟فَقالَ: نَعَمْ، الْمُؤْمِنُ وَحْدَهُ جَمَاعَةٌ.جهنی خدمت پیامبر صلَّى الله عليه وآله شرف یاب شد و عرض کرد: ای رسول خدا! من صحرانشینم و با همسر، فرزندان و غلامان خود به سر می برم. اذان و اقامه می گویم و با ایشان نماز می گزارم، آیا ما جماعت محسوب می شویم؟فرمود: آری.عرض کرد: ای رسول خدا! غلامان از پی آب باران می روند و من با زن و فرزندانم می مانم. اذان و اقامه می گویم و با آنان نماز می خوانم، آیا ما جماعت هستیم؟فرمود: آری.عرض کرد: ای رسول خدا! فرزندانم برای چرانیدن گوسفندان می روند و من با زنم می مانم. اذان و اقامه می گویم و با او نماز می گزارم، آیا ما هم جماعت محسوب می شویم؟فرمود: آری.عرض کرد: ای رسول خدا! گاهی همسرم در پی کاری می رود و من تنها می مانم. اذان و اقامه می گویم و نماز می خوانم، آیا من هم جماعت هستم؟فرمود: آری. مؤمن خود به تنهایی جماعت است.

3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ علیهما السَّلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّى الله عليه وآله:مَنْ صَلَّى الْخَمْسَ فِي جَمَاعَةٍ فَظُنُّوا بِهِ خَيْراً.4 - جَمَاعَةٌ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام:أَمَا يَسْتَحْيِي الرَّجُلُ مِنْكُمْ أَنْ تَكُونَ لَهُ الْجَارِيَةُ فَيِبيعَهَا فَتَقُولَ: لَمْ يَكُنْ يَحْضُرُ الصَّلاةَ.5 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ:كُنْتُ جَالِساً عِنْدَ أَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام ذَاتَ يَوْمٍ إِذْ جَاءَهُ رَجُلٌ فَدَخَلَ عَلَيْهِ فَقالَ لَهُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! إِنِّى رَجُلٌ جَارٌ مَسْجِدٍ لِقَوْمِي، فَإِذَا أَنَا لَمْ أُصَلِّ مَعَهُمْ وَقَعُوا فِيَّ وَ قَالُوا: هُوَ هَكَذَا وَ هَكَذَا.3 - سکونی گوید: امام صادقعلیه السَّلام از پدر بزرگوارش علیه السَّلام نقل می کند که حضرتش فرمود: رسول خدا صلَّى الله عليه وآله فرمود:هر کس نمازهای پنج گانه اش را با جماعت به جا آورد، به او گمان خوب داشته باشید.4 - اسحاق بن عمّار گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:آیا یکی از شما (شیعیان شرم نمی کند که کنیزی داشته باشد و آن را بفروشد و بعدها آن کنیز بگوید: صاحب من به نماز جماعت حاضر نمی شد؟!)5 - زراره گوید: روزی در خدمت امام باقر علیه السَّلام نشسته بودم که ناگاه مردی وارد شد و به آن حضرت عرض کرد: قربانت گردم! من در همسایگی مسجد قبیله ام خانه دارم. اگر با آنان نماز نگزارم پشت سر من حرف می زنند و می گویند: او چنین و چنان است.

فَقالَ : أَمَا لَئِنْ قُلْتَ ذَاكَ لَقَدْ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام: مَنْ سَمِعَ النِّدَاءَ فَلَمْ يُجِبْهُ مِنْ غَيْرِ عِلَّةٍ فَلا صَلاةَ لَهُ.فَخَرَجَ الرَّجُلُ. فَقالَ لَهُ: لَا تَدَعَ الصَّلَاةَ مَعَهُمْ وَ خَلْفَ كُلِّ إِمَامٍ.فَلَمَّا خَرَجَ قُلْتُ لَهُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ كَبُرَ عَلَيَّ قَوْلُكَ لِهَذَا الرَّجُلِ حِينَ اسْتَفْتَاكَ، فَإِنْ لَمْ يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ.قَالَ: فَضَحِكَ علیه السَّلام ثُمَّ قَالَ: مَا أَرَاكَ بَعْدُ إِلَّا هَاهُنَا يَا زُرَارَةً فَأَيَّةَ عِلَّةٍ تُرِيدُ أَعْظَمَ مِنْ أَنَّهُ لَا يَأْتَمُ بِهِ ؟ثُمَّ قَالَ: يَا زُرَارَةُ! أَمَا تَرَانِي قُلْتُ: صَلُّوا فِي مَسَاجِدِكُمْ وَ صَلُّوا مَعَ أَئِمَّتِكُمْ؟!6 - حَمَّادٌ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ وَ الْفُضَيْلِ قَالَا: قُلْنَا لَهُ: الصَّلَوَاتُ فِي جَمَاعَةٍ فَرِيضَةٌ هِيَ؟فرمود: تو چنین می گویی در حالی که امیر مؤمنان على صلوات الله علیه فرموده است: هر کس صدای اذان را بشنود و بدون علّت به نماز حاضر نشود، نماز (کاملی برای او نیست.)مرد خارج شد، و آن حضرت به او فرمود: نماز گزاردن با آنان در پشت سر هر امام جماعتی را رها مکن.چون مرد خارج شد، من عرض کردم قربانت گردم! فرمایش شما به این مرد بر من گران آمد! حال اگر آنان مؤمن (شیعه نبودند چطور؟)راوی گوید: آن حضرت خندید و فرمود: ای زراره! دیگر جز این مورد این گونه نبینم، كدام علّت را می خواهی که بزرگتر از این باشد که به چنین امام جماعتی اقتدا نشود؟سپس فرمود: ای زراره! آیا نمی بینی که در حدیث دیگری گفته ام: در مسجدهای خودتان نمازگزارید و با ائمّهۀجماعت خود نماز بخوانید.6 - زراره و فضیل گویند: به امام علیه السَّلام عرض کردیم آیا نمازها را به جماعت خواندن واجب است؟

فَقالَ: الصَّلَوَاتُ فَرِيضَةٌ، وَ لَيْسَ الِاجْتِمَاعُ بِمَفْرُوضٍ فِي الصَّلَاةِ كُلِّهَا، وَ لَكِنَّهَا سُنَّةٌ، وَ مَنْ تَرَكَهَا رَغْبَةً عَنْهَا وَ عَنْ جَمَاعَةِ الْمُؤْمِنِينَ مِنْ غَيْرِ عِلَّةٍ فَلَا صَلاةَ لَهُ.7 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ:لا لِيَكُنِ الَّذِينَ يَلُونَ الْإِمَامَ أُولِي الْأَحْلَام مِنْكُمْ وَ النَّهَى، فَإِنْ نَسِيَ الْإِمَامُ أَوْ تَعَايَا قَوَّمُوهُ وَ أَفْضَلُ الصُّفُوفِ أَوَّلُهَا وَأَفْضَلُ أَوَّلِهَا مَا دَنَا مِنَ الْإِمَامِ، وَفَضْلُ صَلَاةِ الْجَمَاعَةِ عَلَى صَلاَةِ الرَّجُلِ فَذَّاً خَمْسٌ وَ عِشْرُونَ دَرَجَةً فِي الْجَنَّةِ.8 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ بِإِسْنَادِهِ قَالَ: قَالَ:فَضْلُ مَيَامِنِ الصُّفُوفِ عَلَى مَيَاسِرِهَا كَفَضْل الْجَمَاعَةِ عَلَى صَلاةِ الْفَرْدِ.9 - مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَفْصِ بْنِ الْبَخْتَرِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:فرمود: نمازها واجب هستند، ولی اجتماع در همۀ آن ها واجب نيست، لكن سنّت است و هر کس آن را به سبب روی گرداندن از آن، یا از روی بی علاقگی به جماعت مؤمنان بدون علّت ترک کند، نماز (کامل یا پذیرفته شده ای برای او نیست.)7 - جابر گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:کسانی که در نماز جماعت نزدیک به امام می ایستند، باید عاقل و خردمند باشند. تا اگر امام دچار سهوی شد، یا در موردی درماند، یا نتوانست آن چه را فراموش کرده به خاطر آورد، او را یاری کنند و با فضیلت ترین صف ها، صف اول است و با فضیلت ترین مکان ها در صف اوّل، جای کسی است که به امام نزدیکتر است، و فضیلت و برتری نماز جماعت از نماز فردی به میزان بیست و پنج درجه در بهشت است.8 - سهل بن زیاد با سلسله سند خود گوید: امام علیه السَّلام فرمود:فضیلت و برتری صف های راست جماعت، بر صفهای چپ، مانند فضیلت و برتری نماز جماعت بر نماز فردی است.9 - حفص بن بختری گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

يُحسَبُ لَكَ إِذَا دَخَلْتَ مَعَهُمْ وَ إِنْ لَمْ تَقْتَدِ بِهِمْ مِثْلُ مَا يُحْسَبُ لَكَ إِذَا كُنْتَ مَعَ مَنْ تَفْتَدِي بِهِ.### بخش پنجاهم#### نماز پشت سر کسی که به او اقتدا نمی شود...(50 بَابُ الصَّلاَةِ خَلْفَ مَنْ لَا يُقْتَدَى بِهِ)1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى الْعَطَّارُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ فَضَّال عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: أَكُونُ مَعَ الْإِمَامِ فَأَفْرُغُ مِنَ الْقِرَاءَةِ قَبْلَ أَنْ يَفْرُغَ.قَالَ: أَبْق آيَةً وَ مَجدِ اللَّهَ وَ أَثْن عَلَيْهِ، فَإِذَا فَرَغَ فَاقْرَأ الآيَةَ وَ ارْكَعْ.2 - عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْحَجَّالِ عَنْ ثَعْلَبَةَ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرِ علیه السَّلام عَنِ الصَّلَاةِ خَلْفَ الْمُخَالِفِينَ.هرگاه در نماز جماعت اهل سنّت داخل می شوی، اگرچه به ایشان اقتدا نمی کنی، برای تو پاداش کسی است که در جماعت، اقتدا کرده است.بخش پنجاهم: نماز پشت سر کسی که به او اقتدا نمی شود1 - زراره گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم با امام جماعتی در حال نماز هستم، پیش از آن که او از قرائت فارغ شود، من فارغ می شوم.فرمود: یک آیه باقی گذار و خدا را تمجید کن و ثناگوی و چون امام جماعت از قرائت فارغ شد، آن یک آیه را بخوان و به رکوع برو.2 - زراره گوید: از امام باقر علیه السَّلام در مورد نماز در پشت مخالفان (مخالفان شیعیان پرسیدم.)

فَقالَ: مَا هُمْ عِنْدِي إِلَّا بِمَنْزِلَةِ الْجُدُرِ.3 - مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَمَّنْ سَأَلَ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:أُصَلَّى خَلْفَ مَنْ لَا أَقْتَدِي بِهِ، فَإِذَا فَرَغْتُ مِنْ قِرَاءَتِي وَ لَمْ يَفْرُغْ هُوَ.قَالَ: فَسَبِّحْ حَتَّى يَفْرُغَ.4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:إِذَا صَلَّيْتَ خَلْفَ إِمَامٍ لَا تَفْتَدِي بِهِ فَاقْرَأْ خَلْفَهُ سَمِعْتَ قِرَاءَتَهُ أَوْ لَمْ تَسْمَعْ.5 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ أَبِي عَلِيَّ بْنِ رَاشِدٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام : إِنَّ مَوَالِيَكَ قَدِ اخْتَلَفُوا فَأَصَلِّي خَلْفَهُمْ جَمِيعاً؟فرمود: آنان در نظر من، همانند دیوار هستند (یعنی به نماز و قرائت آنان اعتنا نمی شود.)3 - اسحاق بن عمّار گوید: فردی از امام صادق علیه السَّلام پرسید: در پشت سر کسی که به او اقتدا نمی کنم، نماز می گزارم، از قرائت خود فارغ می شوم در حالی که او هنوز فارغ نشده است (باید چه کنم؟)فرمود: تسبیح بگو تا این که از قرائت فارغ شود.4 - حلبی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:هرگاه پشت سر کسی که به او اقتدا نمی کنی، نمازگزاردی، خود برای نمازت قرائت کن، خواه قرائت او را بشنوی و خواه نشنوی.5 - ابو علی بن راشد گوید: به امام جواد علیه السَّلام عرض کردم به راستی که دوستان شما با یکدیگر اختلاف نظر دارند، آیا در پشت همۀ آن ها می توانم نماز بگزارم؟

فَقالَ: لَا تُصَلُّ إِلَّا خَلْفَ مَنْ تَثِقُ بِدِينِهِ .ثُمَّ قالَ: وَلِي مَوَالٍ.فَقُلْتُ: أَصْحَابٌفَقالَ مُبَادِراً قَبْلَ أَنْ أَسْتَتِمَّ ذِكْرَهُمْ: لَا يَأْمُرُكَ عَلِيُّ بْنُ حَدِيدٍ بِهَذَا، أَوْ هَذَا مِمَّا يَأْمُرُكَ بِهِ عَلِيُّ بْنُ حَدِيدٍ ؟فَقُلْتُ: نَعَمْ.6 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزِ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ : قُلْتُ لأَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام: إِنَّ أُناساً رَوَوْا عَنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ لا أَنَّهُ صَلَّى أَرْبَعَ رَكَعَاتٍ بَعْدَ الجُمُعَةِ لَمْ يَفْصِل بَيْنَهُنَّ بِتَسْلِيم.فَقالَ: يَا زُرَارَهُ إِنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام صَلَّى خَلْفَ فَاسِقِ، فَلَمَّا سَلَّمَ وَانْصَرَفَ قَامَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام فَصَلَّى أَرْبَعَ رَكَعَاتٍ لَمْ يَفْصِلْ بَيْنَهُنَّ بِتَسْلِيمٍ .فرمود: نماز مخوان مگر در پشت سر کسی که به دین او اعتماد داشته باشی.سپس فرمود: آیا برای من دوستانی است؟عرض کردم شما را اصحابی است.حضرتش پیش از آن که نام آن ها را بگویم، فرمود: نه، آیا علی بن حدید تو را به این فرمان داده است؟ یا این حکمی است که علی بن حدید تو را به آن فرمان داده است؟عرض کردم: آری.6 - زراره گوید: به امام باقر علیه السَّلام عرض کردم: به راستی که مردم از امیر مؤمنان علی صلوات الله علیه روایت کرده اند که آن حضرت بعد از نماز جمعه چهار رکعت نماز خواند که با سلام میان چهار رکعت فاصله قرار نداد؟فرمود: ای زراره! امیر مؤمنان علی علیه السَّلام در پشت سر فاسقی نماز گزارد و چون سلام داد و تمام کرد، امیر مؤمنان علی صلوات الله علیه برخاست و چهار رکعت نماز گزارد و با سلام میان آن ها فاصله قرار نداد.

فَقالَ: لَهُ رَجُلٌ إِلَى جَنْبِهِ يَا أَبَا الْحَسَنِ صَلَّيْتَ أَرْبَعَ رَكَعَاتٍ لَمْ تَفْصِلْ بَيْنَهُنَّ.فَقالَ: إِنَّهَا أَرْبَعُ رَكَعَاتٍ مُشَبُهَاتٍ.وَ سَكَتَ فَوَ اللهِ! مَا عَقَلَ مَا قَالَ لَهُ.7 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ حَدِيدِ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاج عَنْ حُمْرَانَ بْنِ أَعْيَنَ قَالَ:قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام: جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنَّا نُصَلِّي مَعَ هَؤُلَاءِ يَوْمَ الجُمُعَةِ وَ هُمْ يُصَلُّونَ فِي الْوَقْتِ فَكَيْفَ نَصْنَعُ؟فَقالَ: صَلُّوا مَعَهُمْ.فَخَرَجَ حُمْرَانُ إِلَى زُرَارَةً فَقالَ: لَهُ قَدْ أُمِرْنَا أَنْ تُصَلِّيَ مَعَهُمْ بِصَلَاتِهِمْ .فَقالَ زُرَارَةُ: مَا يَكُونُ هَذَا إِلَّا بِتَأْوِيلِ .فَقالَ لَهُ حُمْرَانُ: قُمْ حَتَّى تَسْمَعَ مِنْهُ.شخصی که در کنارش بود به آن حضرت عرض کرد: ای اباالحسن! چهار رکعت نماز گزاردی و میان آن فاصله قرار ندادی؟فرمود: همانا این چهار رکعت مشبّهاتند (1.)آن مرد ساکت شد. به خدا سوگند! ندانست که آن حضرت چه فرمود.7 - حمران بن اعین گوید: به امام باقر علیه السَّلام عرض کردم: قربانت گردم! با این جماعت در روز جمعه نماز می گزاریم و آن ها در وقت (فضیلت ظهر روز جمعه که اوّل زوال است نماز می گزارند، وظیفۀ ما چیست؟)فرمود: با آنان نماز بگزارید.حمران نزد زراره رفت و به او گفت: به ما دستور داده شده است که با آنان نماز بگزاریم.زراره گفت: به طور حتم این سخن تأویل دارد.حمران به او گفت: بر خیز تا از خود آن حضرت بشنویم.


1) علامه مجلسی رَحمة اللهُ می گوید: یعنی نمازی است که مردم را در عدالت امام جماعت به شبهه می اندازد

قَالَ: فَدَخَلْنَا عَلَيْهِ. فَقالَ لَهُ زُرَارَةُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! إِنَّ حُمْرَانَ زَعَمَ أَنَّكَ أَمَرْتَنَا أَنْ نُصَلِّيَ مَعَهُمْ، فَأَنْكَرْتُ ذَلِكَ .فَقَالَ لَنَا: كَانَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ علیه السَّلام يُصَلِّي مَعَهُمُ الرَّكْعَتَيْنِ، فَإِذَا فَرَعُوا قَامَ فَأَضَافَ إِلَيْهِمَا رَكْعَتَيْنِ.### بخش پنجاه و یکم#### امام جماعتی که اقتدای به او مکروه است...(50 بَابُ مَنْ تُكْرَهُ الصَّلَاةُ خَلْفَهُ وَ الْعَبْدِ يَؤُمُ الْقَوْمَ وَ مَنْ أَحَقُّ أَنْ يُؤم)1 - جَمَاعَةٌ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ أَبِي بَصِيرِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:خَمْسَةٌ لَا يَؤُمُونَ النَّاسَ عَلَى كُلِّ حَالٍ : الْمَجْذُومُ وَالْأَبْرَصُ وَ الْمَجْنُونُ وَ وَلَدُ الزِّنَا وَ الْأَعْرَابِيُّ.گوید: خدمت حضرتش شرف یاب شدیم، زراره به آن حضرت عرض کرد: قربانت گردم! حمران گمان می کند که شما امر فرموده اید که ما با آنان نماز بگزاریم. پس من آن را انکار کردم.حضرتش به ما فرمود: امام سجّاد علیه السَّلام همواره با آنان (ائمّه جور دو رکعت نماز می گزارد و چون آن ها فارغ می شدند، بر می خاست و دو رکعت به آن می افزود.)بخش پنجاه و یکم: امام جماعتی که اقتدای به او مکروه است، حکم بنده ای که امام جماعت گروهی شود و حکم کسی برای امامت جماعت شایسته تر است1 - ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:پنج تن هستند که در هر حالی نمی توانند امامت مردم را به عهده بگیرند: کسی که بیماری جذام داشته باشد، کسی که بیماری پیسی دارد، دیوانه، آن که از زنا متولّد شده و فرد بیابانی و بادیه نشین (بیسواد و بی فرهنگ.)

2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِي عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام:يَؤُمُ الْمُقَيَّدُ الْمُطْلَقِينَ وَ لَا يَؤُمُّ صَاحِبُ الْفَالِج الْأَصِحَاءَ، وَ لَا صَاحِبُ التَّيَمُّم وَلَا الْمُتَوَفِّينَ، وَ لَا يَؤُمُ الْأَعْمَى فِى الصَّحْرَاءِ إِلَّا أَنْ يُوَجَّهَ إِلَى الْقِبْلَةِ.3 - وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ فِي رَجُلَيْنِ اخْتَلَفَا، فَقَالَ أَحَدُهُمَا: كُنْتُ إِمَامَكَ.وَ قَالَ الآخَرُ: أَنَا كُنْتُ إِمَامَكَ .فَقالَ: صَلاتُهُمَا تَامَّةٌ.قُلْتُ: فَإِنْ قَالَ كُلُّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا كُنْتُ أَنْتَمَّ بِكَ.قَالَ: صَلاتُهُمَا فَاسِدَةً وَلْيَسْتَأْنفا.4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلامقَالَ: قُلْتُ لَهُ: الصَّلاَةُ خَلْفَ الْعَبْدِ .2 - سکونی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:امیر مؤمنان علی صلوات الله علیه فرمود: کسی که گرفتار بند و زنجیر است نمی تواند برای آنان که آزادند پیش نمازی کند.کسی که مبتلا به رعشه و سکتۀ ناقص است، نمی تواند برای افراد تندرست امامت نماید.کسی که تیمّم گرفته بر کسانی که وضو دارند، نمی تواند امامت کند.و شخصی که کور است نمی تواند در صحرا و بیابان پیشنمازی کند، مگر آن که روی او به سوی قبله برگردانده شود.3- با همین سند نقل شده است: دو نفر با هم در نماز جماعت اختلاف کردند، یکی از آن دو به دیگری گفت: من امامت کردم، و دیگری نیز گفت: من امام تو بودم.فرمود: نماز آن دو نفر صحیح است.راوی گوید: عرض کردم: حال اگر یکی از آن دو به دیگری بگوید: من به تو اقتدا کرده ام، و دیگری نیز بگوید: من به تو اقتدا کرده ام (حکم نماز آن ها چگونه است؟)فرمود: نماز هر دو باطل است و هر دو نفر باید نماز را دوباره بخوانند.4 - زراره گوید: به امام باقر علیه السَّلام عرض کردم: نماز خواندن در پشت سر بنده (چگونه است؟)

فَقالَ: لَا بَأْسَ بِهِ إِذَا كَانَ فَقِيهَا وَ لَمْ يَكُنْ هُنَاكَ أَفْقَهُ مِنْهُ.قَالَ: قُلْتُ: أَصَلَّى خَلْفَ الْأَعْمَى؟قَالَ: نَعَمْ ، إِذَا كَانَ لَهُ مَنْ يُسَدِّدُهُ وَ كَانَ أَفْضَلَهُمْ.قَالَ: وَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام: لَا يُصَلِّيَنَّ أَحَدُكُمْ خَلْفَ الْمَجْذُومِ وَ الْأَبْرَصِ وَالْمَجْنُونِ وَ الْمَحْدُودِ وَ وَلَدِ الزَّنَا وَ الْأَعْرَابِيُّ لَا يَؤُمُّ الْمُهَاجِرِينَ.5 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ وَ غَيْرُهُ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنِ ابْنِ رِتَابٍ عَنْ أَبِي عُبَيْدَةَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنِ الْقَوْمِ مِنْ أَصْحَابِنَا يَجْتَمِعُونَ فَتَحْضُرُ الصَّلاةُ فَيَقُولُ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ : تَقَدَّمْ يَا فَلَانُ!فَقالَ: إِنَّ رَسُولَ اللهِ صلَّى الله عليه وآله قَالَ: يَتَقَدَّمُ الْقَوْمَ أَقْرَؤُهُمْ لِلْقُرْآنِ، فَإِنْ كَانُوا فِي الْقِرَاءَةِ سَوَاءٌ فَأَقْدَمُهُمْ هِجْرَةً، فَإِنْ كَانُوا فِى الْهَجْرَةِ سَوَاءٌ فَأَكْبَرُهُمْ سِنَا، فَإِنْ كَانُوا فِي السِّنِّ سَوَاءٌ فَلْيَؤُ مَّهُمْ أَعْلَمُهُمْ بِالسُّنَّةِ وَ أَفْقَهُهُمْ فِى الدِّينِ، وَ لَا يَتَقَدَّمَنَّ أَحَدُكُمْ الرَّجُلَ فِي مَنْزِلِهِ، وَلَا صَاحِبَ السُّلْطَانِ فِي سُلْطَانِهِ.فرمود: در صورتی که به دین آگاه باشد و در آنجا کسی از او آگاهتر نباشد، اشکالی ندارد.عرض کردم: آیا در پشت سر شخص کور می توانم نماز بگزارم؟فرمود: آری، اگر کسی باشد که روی او را به سمت قبله نماید و او از آنان در دین آگاه تر باشد.امام باقر علیه السَّلام فرمود: امیر مؤمنان على علیه السَّلام فرمود:نباید کسی از شما در پشت سر بیمار جذام، بیمار پیسی، دیوانه، کسی که حد بر جاری شده است و آن که از زنا متولّد شده، نماز گزارد و هم چنین کسی که بیابانی و بادیه نشین است نمی تواند بر مهاجران امامت نماید.5 - ابوعبیده گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: گروهی از دوستان ما وقتی جمع می شوند به هنگام نماز یکی از آن ها می گوید: فلانی! جلو بایست(تا نماز جماعت بخوانیم.)فرمود: همانا رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود: کسی بر مردم نماز می خواند که قرآن را بهتر بتواند قرائت کند. و اگر چند تن همه در قرائت مساوی باشند، هر کدام که زودتر هجرت کرده، امام شود، و اگر از حيث هجرت همه برابر بودند، پس سالمندترین آنان، و اگر در سن همه مساوی هستند، آن که داناترین آنان به سنّت و آگاه ترین آنان به مسایل دین است، امامت کند، نباید کسی از شما در منزل دیگری بر او امامت نماید و نباید بر صاحب سلطنت در دوران سلطنتش امامت کرد.

6 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ غِيَاتِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:لَا بَأْسَ بِالْغُلامِ الَّذِي لَمْ يَبْلُغَ الْحُلُمَ أَنْ يَؤُمَّ الْقَوْمَ وَأَنْ يُؤَذِّنَ.### بخش پنجاه و دوم#### مردی که به زنان پیشنمازی می کند...(52 بَابُ الرَّجُلِ يَؤُمُّ النِّسَاءَ وَ الْمَرْأَةِ تَومُ النِّسَاءَ)1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ أَبِي الْعَبَّاسِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنِ الرَّجُلِ يَؤُمُ الْمَرْأَةَ فِي بَيْتِهِ.فَقالَ: نَعَمْ، تَقُومُ وَرَاءَهُ.2 - جَمَاعَةٌ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ عَنِ ابْنِ سِنَانٍ عَنْ سُلَيْمانَ بْنِ خَالِدٍ: قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنِ المَرْأَةِ تَؤُمُ النِّسَاءَ.6 - غیاث بن ابراهیم گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:اشکالی ندارد نوجوانی که هنوز به حدّ بلوغ نرسیده، به گروهی پیشنمازی کند و اذان بگوید.بخش پنجاه و دوم: مردی که به زنان پیشنمازی کند و زنی که برای زنان پیشنمازی نماید1 - ابوالعبّاس گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: آیا مرد می تواند در خانه اش برای زن امامت نماید؟فرمود: آری می تواند، ولی زن باید در پشت سر او بایستد.2 - سليمان بن خالد گوید: از امام صادق علیه السَّلام در مورد زنی که برای زنان امامت می کند، پرسیدم.

فَقالَ: إِذَا كُنَّ جَمِيعاً أَمَّتْهُنَّ فِي النَّافِلَةِ، فَأَمَّا الْمَكْتُوبَةُ فَلاَ وَ لَا تَقَدَّمُهُنَّ، وَلَكِنْ تَقُومُ وَسَطاً مِنْهُنَّ.3- أَحْمَدُ عَن الْحُسَيْنِ عَنْ فَضَالَةَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ مَيْمُونٍ عَنْ أبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام فِي الرَّجُلِ يَؤُمُ النِّسَاءَ لَيْسَ مَعَهُنَّ رَجُلٌ فِي الْفَرِيضَةِ.قَالَ: نَعَمْ، وَإِنْ كَانَ مَعَهُ صَبِيٌّ فَلْيَقُمْ إِلَى جَانِبِهِ.### بخش پنجاه و سوم#### نماز در پشت سر کسی که به او اقتدا می شود...(53)بَابُ الصَّلَاةِ خَلْفَ مَنْ يُقْتَدَى بِهِ وَ الْقِرَاءَةِ خَلْفَهُ وَ صَمَانِهِ الصَّلَاةَ1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْل بن شَاذَانَ جَمِيعاً عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ الْحَجَّاجِ قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنِ الصَّلَاةِ خَلْفَ الْإِمَامِ أَقْرَأُ خَلْفَهُ؟فرمود: هرگاه همه زن باشند، در نمازهای نافله (1می تواند برای آنان امامت نماید، ولی در نماز واجب نمی تواند، و نباید پیشتر از زنان بایستد، بلکه باید در میان آنان بایستد.)3 - ابراهیم بن میمون گوید: امام صادق علیه السَّلام در مورد مردی که برای زنان پیشنمازی کند، در حالی که مرد دیگری در نماز فریضه با آنان همراه نباشد، فرمود:آری، چنین نمازی جایز است، اگر همراه آن ،مرد پسر بچه ای باشد، باید در کنار امام بایستد.بخش پنجاه و سوم: نماز در پشت سر کسی که به او اقتدا می شود، حکم قرائت در پشت سر او و ضامن بودن امام نماز مأمومین را1 - عبدالرحمان بن حجّاج گوید: از امام صادق علیه السَّلام در مورد نماز در پشت سر امام جماعت پرسیدم که آیا در آن قرائت کنم یا نه؟


1) به نظر می رسد، منظور حضرت نمازهای نافله ای است که خواندن آن ها به جماعت مستحب است، مانند نماز استسقاء و نماز عید فطر و عید قربان در صورتی که در زمان غیبت امام علیه السَّلام مستحب باشند

فَقالَ: أَمَّا الصَّلاةُ الَّتِي لَا يُجْهَرُ فِيهَا بِالْقِرَاءَةِ، فَإِنَّ ذَلِكَ جُعِلَ إِلَيْهِ فَلَا تَقْرَأْ خَلْفَهُ. وَأَمَّا الصَّلاةُ الَّتِي يُجْهَرُ فِيهَا، فَإِنَّمَا أُمِرَ بِالْجَهْرِ لِيُنْصِتَ مَنْ خَلْفَهُ، فَإِنْ سَمِعْتَ فَأَنْصِتْ وَإِنْ لَمْ تَسْمَعْ فَاقْرَأْ.2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْحَلَبِيَّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:إذَا صَلَّيْتَ خَلْفَ إِمَامٍ تَأْتَمُ بِهِ فَلَا تَقْرَأْ خَلْفَهُ سَمِعْتَ قِرَاءَتَهُ أَوْ لَمْ تَسْمَعْ إِلَّا أَنْ تَكُونَ صَلاةً يُجْهَرُ فِيهَا وَ لَمْ تَسْمَعْ فَاقْرَأْ.3 -عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزِ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَحَدِهِمَا علیها السَّلام قَالَ:إذَا كُنْتَ خَلْفَ إِمَام تَأْتَمُ بِهِ فَأَنْصِتْ وَ سَبِّحْ فِي نَفْسِكَ.4 - وَ عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ قُتَيْبَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:إِذَا كُنْتَ خَلْفَ إِمَامٍ تَرْتَضِي بِهِ فِي صَلَاةٍ يُجْهَرُ فِيهَا بِالْقِرَاءَةِ فَلَمْ تَسْمَعْ قِرَاءَتَهُ فَاقْرَأْ أَنْتَ لِنَفْسِكَ، وَإِن كُنْتَ تَسْمَعُ الْهَمْهَمَةَ فَلَا تَقْرَأُ.فرمود: در نمازها، چون قرائت به عهده امام است، قرائت مکن، و امّا در نمازهایی که بلند خوانده نمی شود باید امام جماعت، بلند قرائت کند تا کسانی که پشت سر او هستند، ساکت باشند و قرائت را بشنوند. پس اگر قرائت را شنیدی ساکت باش و اگر نشنیدی، قرائت کن.2 - حلبی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:هرگاه پشت سر امامی که به او اقتدا کردهای نماز می خوانی، خود قرائت مکن، خواه قرائت امام را بشنوی یا نشنوی، مگر آن که نمازی باشد که باید بلند خوانده شود و صدای امام را نشنوی، در این صورت قرائت کن.3 - زراره گوید: امام (باقر یا امام صادق علیهما السَّلام فرمود:)هرگاه پشت سر امامی بودی که به او اقتدا کرده ای، ساکت باش و در دلت تسبیح بگو.4 - قتیبه گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:هرگاه پشت سر امامی بودی که به امامت او راضی هستی و در نمازی است که باید بلند خوانده شود، اگر قرائت او را نمی شنوی، تو برای خودت قرائت کن، امّا اگر همهمۀ امام را می شنوی، قرائت مکن.

5 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ حَدِيدٍ عَنْ جَمِيلٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: سَأَلْتُ أَحَدَهُمَا علیه السَّلام عَنِ الْإِمَامِ يَضْمَنُ صَلَاةَ الْقَوْمِ؟قَالَ: لَا.6 - مُحَمَّدٌ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ وَمُحَمَّدِ بْن مُسْلِم قَالا: قَالَ أَبُو جَعْفَر علیه السَّلام:كَانَ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام يَقُولُ: مَنْ قَرَأَ خَلْفَ إِمَامٍ يَأْتَمَّ بِهِ فَمَاتَ بُعِثَ عَلَى غَيْرِ الْفِطْرَةِ.### بخش پنجاه و چهارم#### کسی که برای گروهی بدون طهارت امامت نماید...(54 بَابُ الرَّجُلِ يُصَلِّي بِالْقَوْمِ وَ هُوَ عَلَى غَيْرِ طُهْرٍ أَوْ لِغَيْرِ الْقِبْلَةِ)1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جمِيعاً عَنْ حَمَّادِ بْن عِيسَى عَنْ حَرِيرُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنِ الرَّجُلِ أَمَّ قَوْماً وَهُوَ عَلَى غَيْرِ طُهْرٍ فَأَعْلَمَهُمْ بَعْدَ مَا صَلَّوْا.فَقالَ: يُعِيدُ هُوَ وَ لَا يُعِيدُونَ.5 - زراره گوید: از امام باقر یا امام صادق علیهما السَّلام پرسیدم: آیا امام جماعت نماز مأمومین را ضامن است؟فرمود: نه.6 - زراره و محمّد بن مسلم گویند: امام باقر علیه السَّلام فرمود:امیر مؤمنان على صلوات الله علیه همواره می فرمود: هر کس پشت سر امامی که به او اقتدا می کند، قرائت را خود بخواند، چون بمیرد، بر غیر فطرت اسلام مرده است (1.)بخش پنجاه و چهارم: کسی که برای گروهی بدون طهارت امامت نماید و یا به غیر قبله نماز بخواند1 - محمّد بن مسلم گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: شخصی که برای گروهی بدون طهارت امامت نماید و بعد از نماز به آنان باز گوید (چه حکمی دارد؟.)فرمود: امام جماعت باید نمازش را اعاده کند، ولی مأمومین لازم نیست اعاده کنند.


1) علامۀ مجلسی رحمة اللهُ در ذیل این روایت احتمالاتی بیان کرده از جمله این که احتمال دارد فردی پشت سر صف ها به فرادی به نماز ایستاده و از روی تکبّر یا روی گردانی از نماز جماعت خود قرائتش را بخواند

2 - عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام بخواند فِي الْأَعْمَى يَؤُمُ الْقَوْمَ وَهُوَ عَلَى غَيْر الْقِبْلَةِ.قَالَ: يُعِيدُ وَ لَا يُعِيدُونَ، فَإِنَّهُمْ قَدْ تَحَرَّوا.3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ حَدِيدِ عَنْ جَمِيلٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ:سَأَلْتُ أَحَدَهُمَا علیهما السَّلام عَنْ رَجُلٍ صَلَّى بِقَوْمٍ رَكْعَتَيْنِ فَأَخْبَرَهُمْ أَنَّهُ لَمْ يَكُنْ عَلَى وُضُوء.قَالَ: يُتِمُّ الْقَوْمُ صَلاتَهُمْ، فَإِنَّهُ لَيْسَ عَلَى الإِمَام ضَمَانٌ.4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام فِي قَوْمِ خَرَجُوا مِنْ خُرَاسَانَ أَوْ بَعْضِ الْجِبَالِ وَكَانَ يَؤُمُّهُمْ رَجُلٌ، فَلَمَّا صَارُوا إِلَى الْكُوفَةِ عَلِمُوا أَنَّهُ يَهُودِيٌّ.قَالَ: لَا يُعِيدُونَ.2 - حلبی گوید: امام صادق علیه السَّلام دربارۀ شخص کوری که بر گروهی پیشنمازی نماید، در حالی که به غیر قبله باشد، فرمود:خود آن شخص باید نماز را اعاده کند، امّا مأمومین اعاده نمی کنند؛ زیرا آنان وظیفه خود را (در شناسایی قبله انجام داده اند.)3- زراره گوید: از امام (باقر یا امام صادق علیهما السَّلام پرسیدم: مردی که (به قصد نماز چهار رکعتی) دو رکعت نماز با مردم بخواند( و بعد از دو رکعت) به مردم اطّلاع دهد که وضو نداشته است (چه حکمی دارد؟).)فرمود: آن گروه باید نمازشان را تکمیل کنند که همانا ضمانتی بر عهدۀ امام نیست.4 - راوی گوید: امام صادق علیه السَّلام درباره گروهی که از خراسان یا از برخی از مناطق کوهستانی خارج شده بودند و مردی بر آنان امامت می کرد، وقتی به کوفه رسیدند، متوجّه شدند که آن شخص یهودی است، فرمود:لازم نیست نماز را اعاده کنند.

### بخش پنجاه و پنجم#### شخصی که به تنهایی نماز می خواند...(55 بَابُ الرَّجُلِ يُصَلِّي وَحْدَهُ ثُمَّ يُعِيدُ فِي الْجَمَاعَةِ أَوْ يُصَلِّي بِقَوْمٍ وَ قَدْ كَانَ صَلَّى قَبْلَ ذَلِكَ)1 - مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَفْصِ بْنِ الْبَخْتَرِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام فِي الرَّجُلِ يُصَلِّي الصَّلاَةَ وَحْدَهُ ثُمَّ يَجِدُ جَمَاعَةً.قَالَ: يُصَلِّي مَعَهُمْ وَ يَجْعَلُهَا الْفَرِيضَةَ.2 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْوَلِيدِ عَنْ يُونُسَ بْنِ يَعْقُوبَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام: أَصَلِّي ثُمَّ أَدْخُلُ الْمَسْجِدَ فَتَقَامُ الصَّلَاةُ وَ قَدْ صَلَّيْتُ.فَقالَ: صَلِّ مَعَهُمْ يَخْتَارُ اللَّهُ أَحَبَّهُمَا إِلَيْهِ.بخش پنجاه و پنجمشخصی که به تنهایی نماز می خواند، سپس در نماز جماعت آن را اعاده می کند، یا برای گروهی نماز می خواند، با آن که پیشتر، نمازش را خوانده است1 - حفص بن بختری گوید: امام صادق علیه السَّلام دربارۀ شخصی که خود به تنهایی نماز می خواند، سپس به نماز جماعتی برمی خورد، فرمود:می تواند با آنان نیز نماز بخواند و آن را نماز واجبش قرار دهد.2 - ابو بصیر گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: گاهی نماز می گزارم، سپس به مسجد می روم و در آن جا نماز جماعت برقرار است، در حالی که من نماز خود را خوانده ام.فرمود: با آنان نماز بگزار، خداوند بهترین آن دو را بر می گزیند.

3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ سُلَيْمَانَ بْن خَالِدٍ قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنْ رَجُلٍ دَخَلَ الْمَسْجِدَ وَ افْتَتَحَ الصَّلاةَ فَبَيْنَا هُوَ قَائِمٌ يُصَلِّي إِذَا أَذَّنَ الْمُؤَذِّنُ وَأَقَامَ الصَّلاةَ.قَالَ: فَلْيُصَلِّ رَكْعَتَيْنِ ثُمَّ لْيَسْتَأْنِفِ الصَّلاَةَ مَعَ الْإِمَامِ، وَلْتَكُنِ الرَّكْعَتَانِ تَطَوُّعاً.4 - جَمَاعَةٌ عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ يَقْطِينِ قَالَ:قُلْتُ لِأَبِي الْحَسَنِ علیه السَّلام: جُعِلْتُ فِدَاكَ! تَحْضُرُ صَلاةُ الظُّهْرِ فَلَا تَقْدِرُ أَنْ تَنْزِلُ فِي الْوَقْتِ حَتَّى يَنْزِلُوا وَ نَنْزِلَ مَعَهُمْ فَنُصَلِّيَ ثُمَّ يَقُومُونَ فَيُسْرِعُونَ فَتَقُومُ فَتُصَلِّي الْعَصْرَ وَنُرِيهِمْ كَأَنَّا نَرْكَعُ ثُمَّ يَنْزِلُونَ لِلْعَصْرِ فَيُقَدِّمُونًا فَنُصَلِّي بِهِمْ ؟فَقالَ: صَل بهمْ، لَا صَلَّى اللهُ عَلَيْهِمْ.5 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ قَالَ: كَتَبْتُ إِلَى أَبِي الْحَسَنِ علیه السَّلام:3 - سليمان بن خالد گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: شخصی که وارد مسجد می شود و نماز را شروع می کند. در این هنگام اذان می گویند و نماز جماعت برپا می شود (چه وظیفه ای دارد؟)فرمود: می تواند دو رکعت نماز بخواند. آن گاه دوباره نمازش را به جماعت از سر گیرد، و آن دو رکعت پیشین نافله محسوب می شود.4 - يعقوب بن یقطین گوید: به امام ابو الحسن علیه السَّلام عرض کردم: قربانت گردم! (در سفر با مخالفان وقت نماز ظهر فرا می رسد و در وقت فضیلت آن نمی توانیم فرود آییم، تا زمانی که آنان فرود آیند و ما با آنان فرود می آییم، و نماز را می خوانیم، سپس آنان با شتاب بر می خیزند و ما نیز برمی خیزیم و نماز عصر را به جا میآوریم و به ایشان وانمود می کنیم که نافله را انجام می دهیم. آن گاه، آنان برای نماز عصر فرود می آیند و ما را پیش می دارند. آیا برای آن ها امامت کنیم؟)فرمود: برای آن ها امامت کن. خداوند بر آنان درود نفرستد!5 - محمّد بن اسماعیل گوید: طی نامه ای به امام کاظم علیه السَّلام نوشتم:

أَنِّي أَحْضُرُ الْمَسَاجِدَ مَعَ جِيرَتِي وَ غَيْرِهِمْ فَيَأْمُرُونِّي بِالصَّلَاةِ بِهِمْ وَ قَدْ صَلَّيْتُ قَبْلَ أَنْ آتِيَهُمْ، وَ رُبَّمَا صَلَّى خَلْفِي مَنْ يَقْتَدِي بِصَلَاتِي وَ الْمُسْتَضْعَفُ وَ الْجَاهِلُ وَأَكْرَهُ أَنْ أَتَقَدَّمَ وَ قَدْ صَلَّيْتُ بِحَالِ مَنْ يُصَلِّي بِصَلَاتِي مِمَّنْ سَمَّيْتُ لَكَ فَمُرْنِي فِي ذَلِكَ بِأَمْرِكَ أَنْتَهِي إِلَيْهِ وَأَعْمَلُ بِهِ إِنْ شَاءَ اللهُ.فَكَتَبَ علیه السَّلام: صَلَ بِهِمْ.6 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:مَنْ صَلَّى مَعَهُمْ فِي الصَّفِّ الْأَوَّلِ كَانَ كَمَنْ صَلَّى خَلْفَ رَسُولِ اللهِ صلَّى الله عليه وآله.7 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ:سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ كَانَ يُصَلِّي فَخَرَجَ الْإِمَامُ وَ قَدْ صَلَّى الرَّجُلُ رَكْعَةً مِنْ صَلَاةٍ فَرِيضَةٍ .گاهی با همسایگانم و افراد دیگری به مسجد می روم و از من می خواهند که برای آن ها امامت کنم، در حالی که پیشتر، نمازم را خوانده ام و گاهی در پشت سر من کسی (مؤمنی است که نماز گزارده و مستضعف و جاهل است و من دوست ندارم که پیشنماز باشم در حالی که نمازم را خوانده ام، به خاطر کسانی که برایت نام بردم (یعنی مؤمنان) پس مرا به امر خویش راهنمایی کنید و - ان شاء الله - به آن عمل نمایم.)امام علیه السَّلام در پاسخ نوشت: با ایشان نماز بگزار.6 - حلبی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:هر کس با ایشان (یعنی عامه و از روی تقیّه در صف اوّل نمازگزارد، همانند کسی است که پشت سر رسول خدا صلّی اللهُ علیه وآله نماز گزارده است.)7 - سماعه گوید: از امام علیه السَّلام پرسیدم: شخصی نماز می گزارد، سپس امام جماعت حاضر می شود، در حالی که او یک رکعت از نماز واجب خود را خوانده است (چه وظیفه ای دارد؟)

فَقالَ: إِنْ كَانَ إِمَاماً عَدْلاً فَلْيُصَلِّ أُخْرَى وَيَنْصَرِفُ وَ يَجْعَلُهُمَا تَطَوُّعاً وَ لْيَدْخُلْ مَعَ الْإِمَامِ فِي صَلاتِهِ كَمَا هُوَ، وَإِنْ لَمْ يَكُنْ إِمَامٌ عَدْلٌ فَلْيَبْنِ عَلَى صَلَاتِهِ كَمَا هُوَ وَ يُصَلِّي رَكْعَةً أُخْرَى مَعَهُ يَجْلِسُ قَدْرَ مَا يَقُولُ: «أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ صلّی اللهُ علیه وآله». ثُمَّ لْيْتِمَّ صَلاتَهُ مَعَهُ عَلَى مَا اسْتَطَاعَ، فَإِنَّ التَّقِيَّةَ وَاسِعَةٌ وَ لَيْسَ شَيْءٌ مِنَ التَّقِيَّةِ إِلَّا وَصَاحِبُهَا مَأْجُورٌ عَلَيْهَا إِن شَاءَ اللهُ.8 - جَمَاعَةٌ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ الْهَيْثَمِ بْنِ وَاقِدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْأَرْجَانِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:مَنْ صَلَّى فِي مَنْزِلِهِ ثُمَّ أَتَى مَسْجِداً مِنْ مَسَاجِدِهِمْ فَصَلَّى مَعَهُمْ خَرَجَ بحَسَنَاتِهِمْ.فرمود: اگر امام عادل باشد، یک رکعت دیگر بخواند و سلام دهد و آن را نافله قرار دهد و با آن پیشنماز به جماعت وارد شود، و اگر امام عادل نبود، نماز خود را ادامه دهد و یک رکعت دیگر با او به جا آورد و به اندازه ای که بگوید: «أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ صلّی اللهُ علیه وآله» بنشیند، آن گاه به اندازه ای که می تواند، نماز خود را با او تمام کند؛ زیرا باب تقیّه گسترده است و انسان هر مقدار از تقیّه انجام دهد، به همان مقدار - ان شاء الله - پاداش خواهد برد.8 - حسین ارجانی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:هر کس در خانه خود نمازگزارده سپس به مسجدی از مساجد ایشان (اهل عامّه در آید و با آن ها (از روی تقیّه) نماز گزارد، وقتی از مسجد بیرون آید، همۀ حسنات آن ها به او نوشته شود.)

### بخش پنجاه و ششم#### شخصی که قسمت از نماز خود را با امام درک می نماید...(56 بَابُ الرَّجُلِ يُدْرِكُ مَعَ الْإِمَامِ بَعْضَ صَلَاتِهِ وَ يُحْدِثُ الْإِمَامُ فَيُقَدِّمُهُ)1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ الْحَجَّاج قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَن الرَّجُل يُدْرِكُ الرَّكْعَةَ الثَّانِيَةَ مِنَ الصَّلاةِ مَعَ الْإِمَامِ، وَ هِيَ لَهُ الْأُولَى كَيْفَ يَصْنَعُ إِذَا جَلَسَ الْإِمَامُ.قَالَ: يَتَجَافَى وَ لَا يَتَمَكَّنُ مِنَ الْقُعُودِ، فَإِذَا كَانَتِ الثَّالِثَةُ لِلْإِمَامِ وَ هِيَ لَهُ الثَّانِيَةُ فَلْيَلْبَتْ قَلِيلاً إِذَا قَامَ الْإِمَامُ بِقَدْرِ مَا يَتَشَهدُ ثُمَّ يَلْحَقُ بِالْإِمَامِ.قَالَ: وَ سَأَلْتُهُ عَنِ الَّذِي يُدْرِكُ الرَّكْعَتَيْنِ الْأَخِيرَتَيْنِ مِنَ الصَّلَاةِ كَيْفَ يَصْنَعُ بِالْقِرَاءَةِ ؟فَقالَ: اقْرَأْ فِيهِمَا، فَإِنَّهُمَا لَكَ الْأُولَيَانِ وَ لَا تَجْعَلْ أَوَّلَ صَلَاتِكَ آخِرَهَا.بخش پنجاه و ششم: شخصی که قسمتی از نماز خود را با امام درک می نماید و برای امام عارضه ای رخ می دهد و او را به پیش می دارد1 - عبد الرحمان بن حجّاج گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: شخصی به رکعت دوم امام جماعت می رسد، در حالی که برای او رکعت اوّل است، وقتی امام می نشیند، وظیفۀ او چیست؟فرمود: با فاصله ای از زمین بنشیند (1و سنگینی خود را بر دو پاشنه کم می کند، چون سوم امام جماعت شود، رکعت دوم اوست. چون امام بر می خیزد به اندازه تشّهد اندکی درنگ می کند و تشهد را می خواند، سپس به امام ملحق می شود.)راوی گوید: هم چنین از آن حضرت پرسیدم: شخصی دو رکعت آخر را درک می کند، او با قرائت باید چه کند؟فرمود: در آن دو رکعت قرائت کن؛ زیرا آن دو برای تو، دو رکعت اوّل محسوب می شوند و اوّل نماز خود را آخر آن قرار مده.


1) تجافی نوعی نشستن است به این گونه که سر دو پنجه پا و سر دو کنده زانو را بر زمین می گذارد تا ساق های او بر زمین نباشد

2 - مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاج عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِم قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام.إِذًا لَمْ تُدْرِكْ تَكْبِيرَةَ الرُّكُوعِ فَلَا تَدْخُلْ فِي تِلْكَ الرَّكْعَةِ.3 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنِ الْمِيثَمِي عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ يَزِيدَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام: جُعِلْتُ فِدَاكَا يَسْبِقُنِي الْإِمَامُ بِالرَّكْعَةِ فَتَكُونُ لِى وَاحِدَةٌ وَ لَهُ ثِنْتَانِ فَأَتَشَهدُ كُلِّمَا فَعَدْتُ؟فَقالَ: نَعَمْ، فَإِنَّمَا التَّشَهُدُ بَرَكَةٌ.4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:إِذَا سَبَقَكَ الْإِمَامُ بِرَكْعَةٍ فَأَدْرَكْتَ الْقِرَاءَةَ الْأَخِيرَةَ قَرَأْتَ فِي الثَّالِثَةِ مِنْ صَلَاتِهِ وَهِيَ ثِنْتَانِ لَكَ ، وَ إِنْ لَمْ تُدْرِكْ مَعَهُ إِلَّا رَكْعَةً وَاحِدَةً قَرَأْتَ فِيهَا وَ فِي الَّتِي تَلِيهَا وَ إِن سَبَقَكَ برَكْعَةٍ جَلَسْتَ فِى الثَّانِيَةِ لَكَ وَ الثَّالِثَةِ لَهُ حَتَّى تَعْتَدِلَ الصُّفُوفُ قِيَاماً.2 - محمّد بن مسلم گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:هرگاه به تکبیر رکوع نرسیدی، در آن رکعت داخل مشو.3 - اسحاق بن یزید گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: قربانت گردم! امام یک رکعت از من پیش است و برای من رکعت اوّل و برای او رکعت دوم است، آیا اگر بنشینم باید تشهّد را بخوانم؟فرمود: آری، زیرا تشهّد سبب برکت است.4 - عبدالرحمان بن ابی عبدالله گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:هرگاه امام، یک رکعت از تو جلوتر باشد و قرائت رکعت دوم را در می یابی، در رکعت سوم او _ که رکعت دوم توست _ قرائت کن (و حمد و سوره را بخوان و اگر جماعت را، جز یک رکعت را درک نکردی در آن رکعت و در رکعت بعد از آن، قرائت کن، و اگر امام یک رکعت از تو جلوتر بود، در رکعت دوم خود - که رکعت سوم اوست - بنشین تا صفها راست شوند. (و تو تشهّد بخوان و زود ملحق شو).)

قَالَ: وَ قَالَ: إِذَا وَجَدْتَ الْإِمَامَ سَاجِداً فَاثْبُتْ مَكَانَكَ حَتَّى يَرْفَعَ رَأْسَهُ، وَإِنْ كَانَ قَاعِداً فَعَدْتَ وَإِنْ كَانَ قَائِماً قُمْتَ.5 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:لا إِذَا أَدْرَكْتَ الْإِمَامَ قَدْ رَكَعَ فَكَبِّرْتَ وَ رَكَعْتَ قَبْلَ أَنْ يَرْفَعَ رَأْسَهُ فَقَدْ أَدْرَكْتَ الرَّكْعَةَ، فَإِنْ رَفَعَ الْإِمَامُ رَأْسَهُ قَبْلَ أَنْ تَرْكَعَ فَقَدْ فَاتَتْكَ الرَّكْعَةُ.6 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ النُّعْمَانِ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ سُلَيْمَانَ بْن خَالِدٍ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:فِي الرَّجُلِ إِذَا أَدْرَكَ الْإِمَامَ وَ هُوَ رَاكِعٌ فَكَبَّرَ وَ هُوَ مُقِيمٌ صُلْبَهُ ثُمَّ رَكَعَ قَبْلَ أَنْ يَرْفَعَ الْإِمَامُ رَأْسَهُ، فَقَدْ أَدْرَكَ.7 - مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنِ الرَّجُلِ يَأْتِي الْمَسْجِدَ وَ هُمْ فِي الصَّلَاةِ وَ قَدْ سَبَقَهُ الْإِمَامُ بِرَكْعَةٍ أَوْ أَكْثَرَ فَيَعْتَلُ الْإِمَامُ فَيَأْخُذُ بِيَدِهِ فَيَكُونُ أَدْنَى الْقَوْمِ إِلَيْهِ فَيُقَدِّمُهُ.راوی گوید: هم چنین فرمود: هرگاه نماز امام جماعت را در سجده درک کردی، اندکی در جای خود درنگ کن تا امام سر از سجده بردارد، و اگر نشسته بود، می نشینی و اگر ایستاده بود، می ایستی.5 - حلبی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:چون به نماز جماعت برسی و امام در رکوع باشد، اگر پیش از آن که امام سر از رکوع بردارد، تکبیر بگویی و به رکوع بروی، آن رکعت را درک کرده ای، ولی اگر پیش از آن که به رکوع روی و امام سر از رکوع بردارد آن رکعت از تو فوت شده است.6 - سلیمان بن خالد گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:شخصی که به نماز جماعت می رسد و امام در رکوع است، پس تکبیرة الاحرام را بگوید در حالی که ایستاده است، آن گاه پیش از آن که امام سر از رکوع بر دارد به رکوع برود به آن رکعت از نماز رسیده است.7 - معاوية بن عمّار گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: هرگاه فردی وارد مسجد شود که مردم در نماز جماعت باشند و امام یک رکعت، یا بیشتر از نماز را خوانده و از او جلو باشد، آن گاه امام را مشکلی پدید آید که نتواند نماز را ادامه دهد و چون او نزدیکتر از دیگران به امام است، امام دست او را بگیرد و او را برای امامت به جای خود پیش بدارد (چه حکمی دارد؟)

فَقالَ: يُتِمُّ صَلاَةَ الْقَوْمِ ثُمَّ يَجْلِسُ حَتَّى إِذَا فَرَغُوا مِنَ النَّشَهدِ، أَوْمَا إِلَيْهِمْ بِيَدِهِ عَنِ الْيَمِينِ وَ الشِّمَالِ، فَكَانَ الَّذِي أَوْ مَا إِلَيْهِمْ بِيَدِهِ التَّسْلِيمَ وَ انْقِضَاءَ صَلَاتِهِمْ وَأَتَمَّ هُوَ مَا كَانَ فَاتَهُ أَوْ بَقِيَ عَلَيْهِ.8 - عَنْهُ عَنِ الْفَضْلِ وَ عَلِيَّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيرٌ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ:.قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام: رَجُلٌ دَخَلَ مَعَ قَوْمٍ فِي صَلَاتِهِمْ وَ هُوَ لَا يَنْوِيهَا صَلَاةٌ فَأَحْدَثَ إِمَامُهُمْ، فَأَخَذَ بِيَدِ ذَلِكَ الرَّجُلِ فَقَدَّمَهُ فَصَلَّى بِهِمْ أَيُجْزِتُهُمْ صَلَاتُهُمْ بصَلاتِهِ وَ هُوَ لَا يَنْويهَا صَلاةً؟فَقالَ: لَا يَنْبَغِي لِلرَّجُلِ أنْ يَدْخُلَ مَعَ قَوْمٍ فِي صَلاتِهِمْ وَ هُوَ لَا يَنْوِيهَا صَلَاةٌ، بَلْ يَنْبَغِي لَهُ أَنْ يَنْوِيَهَا صَلَاةٌ، فَإِنْ كَانَ قَدْ صَلَّى فَإِنَّ لَهُ صَلاةً أُخْرَى وَإِلَّا فَلاَ يَدْخُلْ مَعَهُمْ قَدْ يُجْزِئُ عَنِ الْقَوْمِ صَلَاتُهُمْ وَإِنْ لَمْ يَنْوِهَا.9 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنْ رَجُل أَمَّ قَوْماً فَصَلَّى بهمْ رَكْعَةً ثُمَّ مَاتَ.فرمود" باید نماز را با مأمومین تمام کند، آن گاه بنشیند تا وقتی که آنان تشهّد گفته و از نماز فارغ شوند و با دست راست و چپ به مأمومین اشاره کند که نماز را سلام دهید، یا نماز شما تمام شده است (تا ایشان سلام را بگویند. آن گاه خود برخیزد و آن یک رکعت را که از او فوت شده، یا مانده است به جا آورد.)8 - زراره گوید: به امام باقر و عرض کردم: شخصی داخل در نماز گروهی شد و قصد نماز نداشت و امام آن قوم را مشکلی پیش آمد. از این رو، آن مرد را پیش انداخت و او با مردم نماز خواند، آیا نمازی که با او به جماعت خوانده اند، صحیح است در حالی که او قصد نماز نداشته است؟فرمود: شایسته نیست کسی که قصد نماز ندارد، داخل در نماز جماعت شود، بلکه شایسته آن است که قصد نماز کند، اگرچه بیشتر نماز گزارده، که البتّه نماز دیگری برای او منظور می شود. در غیر این صورت، هرگز با ایشان داخل نماز نشود، ولی نماز آن جماعت درست است، هر چند امام قصد نماز نکرده باشد.9 - حلبی گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: شخصی که گروهی را امامت می کند و یک رکعت نیز با ایشان خوانده، آن گاه می میرد (نماز آن ها چه حکمی دارد؟)

قَالَ: يُقَدِّمُونَ رَجُلاً آخَرَ وَ يَعْتَدُونَ بالرَّكْعَةِ وَ يَطْرَحُونَ الْمَيِّتَ خَلْفَهُمْ وَيَغْتَسِلُ مَنْ مَسَّهُ.10 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مَرْوَكِ بْنِ عُبَيْدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ النَّضْرِ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام قَالَ:قَالَ: أَيَّ شَيْءٍ يَقُولُ هَؤُلَاءِ فِي الرَّجُلِ الَّذِي يَفُوتُهُ مَعَ الْإِمَامِ رَكْعَتَانِ؟قُلْتُ: يَقُولُونَ: يَقْرَأُ فِيهِمَا بِالْحَمْدِ وَ سُورَةٍ.فَقالَ: هَذَا يُقَلِّبُ صَلاتَهُ يَجْعَلُ أَوْلَهَا آخِرَهَا.قُلْتُ: كَيْفَ يَصْنَعُ ؟قَالَ: يَقْرَأُ فَاتِحَةَ الْكِتَابِ فِي كُلِّ رَكْعَةٍ.فرمود: باید شخص دیگری از مأمومین را پیش اندازند و بنا را بر آن رکعت خوانده شده، می گذارند و جنازۀ امام متوفّی را پشت سرشان قرار دهند، و هر که به جسد (هنگامی که سرد شده دست بزند، باید غسل میت کند.)10 - راوی گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:اینان (عامّه در مورد کسی که در نماز جماعت به امام ملحق می شود در حالی که دو رکعت اوّل نماز او فوت شده باشد، چه می گویند؟)گفتم: آنان می گویند: در دو رکعتی که به امام رسیده، باید حمد و سوره را بخواند.آن حضرت فرمود: چنین شخصی نمازش را وارونه ساخته و اوّل نماز را آخر آن قرار داده است.گفتم: پس وظیفۀ او چیست؟فرمود: در هر رکعت فقط سوره حمد را می خواند.

11 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ النُّعْمَانِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ الْعَلَاءِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:قُلْتُ: أَجِيءُ إِلَى الْإِمَامِ وَ قَدْ سَبَقَنِي بِرَكْعَةٍ فِي الْفَجْرِ فَلَمَّا سَلَّمَ وَقَعَ فِي قَلْبِي أَنِّي أَتْمَمْتُ فَلَمْ أَزَلْ ذَاكِراً لِلَّهِ حَتَّى طَلَعَتِ الشَّمْسُ فَلَمَّا طَلَعَتْ نَهَضْتُ، فَذَكَرْتُ أَنَّ الْإِمَامَ كَانَ سَبَقَنِي بِرَكْعَةٍ .فَقَالَ: إِنْ كُنْتَ فِي مَقَامِكَ فَأَتِمَّ بِرَكْعَةٍ، وَإِنْ كُنْتَ قَدِ انْصَرَفْتَ فَعَلَيْكَ الْإِعَادَةُ.12 - جَمَاعَةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْن سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ بْن أَيُّوبَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ:سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُل صَلَّى مَعَ قَوْم وَ هُوَ يَرَى أَنَّهَا الْأُولَى وَكَانَتِ الْعَصْرَ.قَالَ: فَلْيَجْعَلْهَا الْأُولَى وَلْيُصَلِّ الْعَصْرَ.وَ فِي حَدِيثٍ آخَرَ: فَإِنْ عَلِمَ أَنَّهُمْ فِي صَلاَةِ الْعَصْرِ وَ لَمْ يَكُنْ صَلَّى الْأُولَى فَلاَ يَدْخُلْ مَعَهُمْ.11 - حسین بن ابی العلاء گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم: به سوی امام جماعت می آیم، در حالی که امام در نماز صبح، یک رکعت از من پیش است و چون سلام می دهد، به دلم می افتد که نماز را تمام کرده ام و مشغول به ذکر میشوم تا این که آفتاب طلوع می کند و پس از طلوع، بر می خیزم به یادم می آید که امام یک رکعت پیش از من خوانده بود (حکمش چیست؟)فرمود: اگر در جایگاه نماز بودی، با یک رکعت دیگر آن را تمام کن، و اگر در جای دیگری بودی (یعنی از حال نمازگزار خارج شده ای بر تو لازم است آن را اعاده کنی.)12 - ابو بصیر گوید: از امام علیه السَّلام پرسیدم کسی با گروهی نماز می خواند و گمان می کند که نماز ظهر است (ونیّت نماز ظهر می کند، در حالی که نماز عصر بوده است (وظیفۀ او چیست؟))فرمود: آن را ظهر قرار می دهد، سپس نماز عصر را به جا می آورد.در حدیث دیگر فرمود: اگر بداند که آن ها در نماز عصرند و او نماز ظهر را نخوانده باشد، نباید با آنان به نماز جماعت وارد شود.

13 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ حَدِيدٍ عَنْ جَمِيلٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ:سَأَلْتُ أَحَدَهُمَا علیه السَّلام عَنْ إِمَامٍ أَمْ قَوْماً فَذَكَرَ أَنَّهُ لَمْ يَكُنْ عَلَى وُضُوءٍ فَانْصَرَفَ وَأَخَذَ بِيَدِ رَجُلٍ وَأَدْخَلَهُ فَقَدَّمَهُ وَ لَمْ يَعْلَم الَّذِي قُدَّمَ مَا صَلَّى الْقَوْمُ.قَالَ: يُصَلِّي بِهِمْ ، فَإِنْ أَخْطَأَ سَبَّحَ الْقَوْمُ بِهِ وَ بَنَى عَلَى صَلَاةِ الَّذِي كَانَ قَبْلَهُ.14 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ غِيَاثِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ قَالَ:سُئِلَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنِ الَّذِي يَرْفَعُ رَأْسَهُ قَبْلَ الْإِمَامِ أَيَعُودُ فَيَرْكَعُ إِذَا أَبْطَاً الْإِمَامُ أَنْ يَرْفَعَ رَأْسَهُ؟قَالَ: لَا.13 - زراره گوید: از امام (باقر - یا امام صادق علیهما السَّلام پرسیدم: پیشنمازی که به گروهی امامت کند، به یادش می آید که وضو ندارد و از نماز خارج می شود و دست مرد دیگری را می گیرد و او را به جای خود پیش می اندازد در حالی که این شخص نمی داند چقدر از نماز را خوانده اند ( تکلیف او چیست؟))فرمود: با آنان نماز می گزارد و اگر اشتباه کند، آن گروه تسبیح بگویند تا او را متوجّه سازند و بنا را بر همان نماز قبلی می گذارد.14 - غياث بن ابراهیم گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیده شد: شخصی پیش از امام، سر از رکوع بر می دارد، آیا اگر امام دیرتر سر از رکوع بردارد، باید به رکوع باز گردد؟فرمود: نه.فروع کافی ج / 2

### بخش پنجاه و هفتم#### شخصی که در اثنای نماز به صف جماعت می پیوندند...(57 بَابُ الرَّجُلِ يَخْطُو إلَى الصَّفَ أَوْ يَقُومُ خَلْفَ الصَّفُ وَحْدَهُ أَوْ يَكُونُ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ الْإِمَامِ مَا لَا يَتَخَطَّى)1 - جَمَاعَةٌ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُعَاوِيَةَ بْن وَهْبٍ قَالَ:رَأَيْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام وَ دَخَلَ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ فِي صَلَاةِ الْعَصْرِ فَلَمَّا كَانَ دُونَ الصُّفُوفِ رَكَعُوا فَرَكَعَ وَحْدَهُ وَ سَجَدَ سَجْدَتَيْنِ، ثُمَّ قَامَ فَمَضَى حَتَّى لَحِقَ الصُّفُوفَ.2 - مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ رِبْعِي عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: قُلْتُ لَهُ: الرَّجُلُ يَتَأَخَّرُ وَ هُوَ فِي الصَّلاةِ؟قَالَ: لَا.بخش پنجاه و هفتم: شخصی که در اثنای نماز به صف جماعت می پیوندد، یا به تنهایی در پشت صف می ایستد، یا فاصلۀ میان او و امام چندان باشد که یک گام را پر نکند1 - معاوية بن وهب علیه السَّلام گوید: امام صادق علیه السَّلام را دیدم که به هنگام نماز عصر وارد مسجد الحرام شد. وقتی نزدیک صفوف قرار گرفت، به رکوع رفتند و آن حضرت نیز به تنهایی به رکوع رفت و دو سجده را به جا آورد، سپس برخاست و به پیش رفت تا به صف ها رسید.2 - محمّد بن مسلم (که از راویان امام باقر و امام صادق علیهما السَّلام است گوید: به امام علیه السَّلام عرض کردم: آیا شخص در حال نماز می تواند به عقب برگردد؟)فرمود: نه.

قُلْتُ: فَيَتَقَدِّمُ ؟قَالَ: نَعَمْ مَا شَاءَ إِلَى الْقِبْلَةِ.3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَعِيدٍ الْأَعْرَجِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنْ الرَّجُلِ يَأْتِي الصَّلَاةَ فَلَا يَجِدُ فِي الصَّفُ مَقَاماً أَيَقُومُ وَحْدَهُ حَتَّى يَفْرُغَ مِنْ صَلَاتِهِ؟قَالَ: نَعَمْ، لَا بَأْسَ أَنْ يَقُومَ بِحِذَاءِ الإمام.4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:لا إِنْ صَلَّى قَوْمٌ وَبَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ الْإِمَام مَا لَا يُتَخَطَّى فَلَيْسَ ذَلِكَ الْإِمَامُ لَهُمْ بِإِمَام وَأَيُّ صَفْ كَانَ أَهْلُهُ يُصَلُّونَ بِصَلَاةِ إِمَام وَ بَيْنَهُمْ وَبَيْنَ الصَّف الَّذِي يَتَقَدَّمُهُمْ قَدْرَ مَا لَا يَتَخَطَّى، فَلَيْسَ تِلْكَ لَهُمْ فَإِنْ كَانَ بَيْنَهُمْ سُتْرَةٌ أَوْ جِدَارٌ فَلَيْسَتْ تِلْكَ لَهُمْ بِصَلاةٍ إِلَّا مَنْ كَانَ مِنْ حِيَالِ الْبَابِ.عرض کردم: آیا می تواند به پیش برود؟فرمود: آری، تا آنجا که بخواهد به سوی قبله (می تواند به پیش رود.)3 - سعيد اعرج گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: شخصی که به نماز جماعت حاضر می شود، امّا در صف، جایی نمی یابد که بایستد، آیا میتواند به تنهایی بایستد تا از نماز خود فارغ شود؟فرمود: آری، اشکالی ندارد که با امام برابر بایستد.4 - زرارة گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:هرگاه گروهی نماز بخوانند و میان آنان و امام بیش از یک گام فاصله باشد، آن امام برای آنان امام جماعت نیست، و هر صف گروهی که با پیشنمازی نماز می خوانند و فاصلۀ میان آنان با نمازگزاران صف جلو بیش از یک گام باشد، آن نماز بر آن ها حساب نمی شود و اگر در میان آن ها، پرده - یا دیواری - باشد آن نماز برای آنان به حساب نمی آید مگر نماز کسی که محاذی در باشد.

قَالَ: وَ قَالَ: هَذِهِ الْمَقَاصِيرُ لَمْ يَكُنْ فِي زَمَانِ أَحَدٍ مِنَ النَّاسِ وَإِنَّمَا أَحْدَثَهَا الْجَبَّارُونَ ، لَيْسَتْ لِمَنْ صَلَّى خَلْفَهَا مُقْتَدِياً بِصَلَاةٍ مَنْ فِيهَا صَلاةٌ.قَالَ: وَ قَالَ: أَبُو جَعْفَرِ علیه السَّلام: يَنْبَغِي أَنْ يَكُونَ الصُّفُوفُ تَامَّةٌ مُتَوَاصِلَةٌ بَعْضُهَا إِلَى بَعْضٍ لَا يَكُونُ بَيْنَ صَفَّيْنِ مَا لَا يُتَخَطَّى يَكُونُ قَدْرُ ذَلِكَ مَسْقَطَ جَسَدِ الْإِنْسَانِ.5 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ أَبَانِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:إِذَا دَخَلْتَ الْمَسْجِدَ وَ الْإِمَامُ رَاكِعٌ فَظَنَنْتَ أَنَّكَ إِنْ مَشَيْتَ إِلَيْهِ يَرْفَعُ رَأْسَهُ مِنْ قَبْلِ أَنْ تُدْرِكَهُ فَكَبِّرْ وَ ارْكَعْ وَإِذَا رَفَعَ رَأْسَهُ فَاسْجُدْ مَكَانَكَ، فَإِنْ قَامَ فَالْحَقِّ بِالصَّفِّ، وَإِنْ جَلَسَ فَاجْلِسْ مَكَانَكَ فَإِذَا قَامَ فَالْحَقِّ بِالصَّفِّ.راوی گوید: آن حضرت افزود: این محراب های موجود( که امام در آن قرار گرفته و از نظر مأمومین دور و غیر قابل رؤیت می شود در هیچ زمانی نبوده است و آن را ستمکاران احداث نموده اند و هر کسی به امامی اقتدا کند که در چنین محراب هایی باشد نمازش صحيح نیست.)راوی می گوید: هم چنین امام باقر علیه السَّلام فرمود:شایسته است که صف ها جماعت کامل و بدون کاستی و متّصل به یکدیگر باشند، و در میان دو صف، چندان فاصله نباشد که بیش از یک گام شود و اندازۀ آن فاصله، مقداری است که جسد انسان را اشتغال می نماید.5 - عبد الرحمان بن ابی عبدالله گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:هرگاه داخل مسجد شدی و امام جماعت در رکوع بود و به نظرت رسید که اگر بخواهی به طرف او بر وی و اقتدا کنی، امام سر از رکوع برخواهد داشت، پس همانجا که هستی تكبيرة الاحرام را بگو و به رکوع برو و چون امام سر برداشت، همان جا سجده را به جا آور، و وقتی امام برخاست، آنگاه پیش برو و به صف ملحق شو، و اگر امام نشست، تو نیز همان جا بنشین و وقتی برخاست تو نیز بر خیز و به صف نمازگزاران ملحق شو.

6 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:لَا أَرَى بِالصُّفُوفِ بَيْنَ الْأَسَاطِينِ بَأْساً.7 - أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ وَ غَيْرُهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِي عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةً عَنْ عَمَّارٍ السَّابَاطِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:سَأَلْتُهُ عَن الرَّجُل يُدْرِكُ الْإِمَامَ وَ هُوَ قَاعِدٌ يَتَشَهدُ وَ لَيْسَ خَلْفَهُ إِلَّا رَجُلٌ وَاحِدٌ عَنْ يَمِينِهِ.قَالَ: لَا يَتَقَدَّمُ الْإِمَامَ وَ لَا يَتَأَخَّرُ الرَّجُلَ ، وَلَكِنْ يَقْعُدُ الَّذِي يَدْخُلُ مَعَهُ خَلْفَ الإمام، فَإِذَا سَلَّمَ الْإِمَامُ قَامَ الرَّجُلُ فَأَتَمَّ الصَّلاَةَ.8 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ الْهَاشِمِيٌّ رَفَعَهُ قَالَ:رَأَيْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام يُصَلِّى بِقَوْمٍ وَهُوَ إِلَى زَاوِيَةٍ فِي بَيْتِهِ يَقْرَبُ الْحَائِةَ، وَ كُلُّهُمْ عَنْ يَمِينِهِ وَ لَيْسَ عَلَى يَسَارِهِ أحَدٌ.6 - حلبی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:در مورد صف هایی که میان ستون ها قرار دارند، اشکالی نمی بینم.7 - عمّار ساباطی گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: شخصی امام جماعت را به هنگام تشهّد درک می کند، ولی در سمت راست او فقط یک نفر نماز می خواند (چه وظیفه ای دارد؟)حضرتش فرمود: او نباید از امام جماعت جلو بیفتد، و از آن مرد عقب نیفتد، بلکه با آن یک نفر بنشیند، وقتی امام سلام نماز را داد برخیزد و نماز را تمام کند.8 - على بن ابراهیم هاشمی در روایت مرفوعه ای گوید:امام صادق علیه السَّلام او را دیدم که با گروهی نماز می خواند، حضرتش در خانۀ خود نزدیک دیوار ایستاده بود و مأمومین همگی در سمت راست حضرتش بودند و کسی سمت چپش نبود.

9 - أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ وَ غَيْرُهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِي عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ عَمَّارِ السَّابَاطِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلامقَالَ:سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ يُصَلِّي بِقَوْمٍ وَ هُمْ فِي مَوْضِعِ أَسْفَلَ مِنْ مَوْضِعِهِ الَّذِي يُصَلِّي فِیهِ.فَقالَ: إِن كَانَ الْإِمَامُ عَلَى شِبْهِ الدُّكَّانِ ، أَوْ عَلَى مَوْضِع أَرْفَعَ مِنْ مَوْضِعِهِمْ لَمْ يَجُزْ صَلَاتُهُمْ، وَإِنْ كَانَ أَرْفَعَ مِنْهُمْ بِقَدْرِ إِصْبَعِ أَوْ أَكْثَرَ أَوْ أَقَلَّ إِذَا كَانَ الِارْتِفَاعُ بِبَطْنِ مَسِيل .فَإِن كَانَ أَرْضاً مَبْسُوطَةً، أَوْ كَانَ فِي مَوْضِع مِنْهَا ارْتِفَاعٌ فَقَامَ الْإِمَامُ فِي الْمَوْضِعِ الْمُرْتَفِعِ وَ قَامَ مَنْ خَلْفَهُ أَسْفَلَ مِنْهُ وَ الْأَرْضُ مَبْسُوطَةٌ إِلَّا أَنَّهُمْ فِي مَوْضِعِ مُنْحَدِرٍ.قَالَ: لَا بَأْسَ.قَالَ: وَ سُئِلَ فَإِنْ قَامَ الْإِمَامُ أَسْفَلَ مِنْ مَوْضِعِ مَنْ يُصَلِّي خَلْفَهُ؟9 - عمّار ساباطی گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: شخصی با گروهی نماز جماعت می خواند جایگاه مأمومین پایین تر از جایگاه امام است (آیا نماز آن ها صحیح است؟)فرمود: اگر امام جماعت در جایگاهی همانند دکّان یا جایی بلندتر باشد، نماز مأمومین کفایت نمی کند و هر گاه به اندازه یک انگشت - یا بیشتر یا کمتر - بلندتر باشد، اگر ارتفاع در داخل سیل گاه باشد [ اشکال ندارد].[پرسید:] و اگر در زمین هموار یا در جای بلندی و امام جماعت در جای بلندی بایستد و مأمومین در سطح پایین تر بایستند (چه حکمی دارد؟)فرمود: اشکالی ندارد.راوی گوید: پرسیدم: اگر امام در جایگاه پایین تر از مأمومین بایستد (چه حکمی دارد؟)

قَالَ: لَا بَأْسَ وَ قَالَ: إِنْ كَانَ رَجُلٌ فَوْقَ بَيْتِ أَوْ غَيْرِ ذَلِكَ دُكَّانَاً كَانَ أَوْ غَيْرَهُ وَكَانَ الْإِمَامُ يُصَلِّي عَلَى الْأَرْضِ أَسْفَلَ مِنْهُ جَازَ لِلرَّجُلَ أَنْ يُصَلِّيَ خَلْفَهُ وَ يَفْتَدِيَ بِصَلَاتِهِ، وَ إِنْ كَانَ أَرْفَعَ مِنْهُ بِشَيْءٍ كَثِيرٍ.10 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ قَالَ: ذَكَرَ الْحُسَيْنُ أَنَّهُ أَمَرَ مَنْ يَسْأَلُهُ عَنْ رَجُلٍ صَلَّى إِلَى جَانِبِ رَجُلٍ فَقَامَ عَنْ يَسَارِهِ وَ هُوَ لَا يَعْلَمُ ثُمَّ عَلِمَ وَ هُوَ فِي صَلَاتِهِ كَيْفَ يَصْنَعُ ؟قَالَ: يُحَوِّلُهُ عَنْ يَمِينِهِ.### بخش پنجاه و هشتم#### نماز در کعبه، بالای آن...(58 بَابُ الصَّلَاةِ فِي الْكَعْبَةِ وَ فَوْقَهَا وَ فِي الْبِيَعِ وَ الْكَنَائِسِ وَالْمَوَاضِعِ الَّتِي تُكْرَهُ الصَّلَاةُ فِيهَا)1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنِ الصَّلَاةِ فِي الْبِيَعِ وَ الْكَنَائِسِ.فرمود: اشکالی ندارد. و فرمود: اگر انسان بالای خانه یا جای دیگری _ دکان باشد یا غیر آن باشد _ و امام در جایگاه پایین تر از او نماز بخواند، جایز است انسان پشت سر او نماز بخواند و به او اقتدا کند، گرچه در جایگاه بلندتر از امام باشد.10 - احمد بن محمّد گوید: حسین [بن یسار] به فردی دستور داد تا از حضرتش بپرسد: شخصی کنار فردی نماز می خواند و سمت چپ او می ایستد و بی آن که او بداند (به او اقتدا می کند سپس او مطّلع می شود. او در حال نماز چه وظیفه ای دارد؟)سپس فرمود: باید او را به جانب راست خود هدایت کند.بخش پنجاه و هشتم: نماز در کعبه بالای آن در کلیساها و کنیسه ها و مکان هایی که نماز در آنها کراهت دارد1 - عبد الله بن سنان گوید: از امام صادق علیه السَّلام در مورد نماز در کلیساها و کنیسه ها پرسیدم؟

فَقَالَ: رُشَّ وَ صَلِّ.قَالَ: وَ سَأَلْتُهُ عَنْ بُيُوتِ الْمَجُوسِ.فَقالَ: رُشَّهَا وَصَلِّ.2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنِ الصَّلاَةِ فِي أَعْطَانِ الْإِبِل.فَقالَ: إِنْ تَخَوَّفْتَ الضَّيْعَةَ عَلَى مَتَاعِكَ فَاكْتُسْهُ وَ انْضِحْهُ، وَ لَا بَأْسَ بِالصَّلَاةِ فِي مَرَابِضِ الْغَنَم.3 - عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ:لَا تُصَلِّ فِي مَرَابِطِ الْخَيْلِ وَ الْبِغَالِ وَ الْحَمِيرِ.4 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَمَّنْ سَأَلَ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَن الْمَسْجِدِ يَنزُّ حَائِطُ قِبْلَتِهِ مِنْ بَالُوعَةٍ يُبَالُ فِيهَا .فرمود: آب بپاش و نماز بخوان.راوی گوید: هم چنین از آن حضرت دربارۀ نماز در خانه های مجوس (زرتشتیان پرسیدم؟)فرمود: در آنجا آب بپاش و نماز بخوان.2 - محمّد بن مسلم گوید: از امام صادق علیه السَّلام دربارۀ نماز در آغل شتران پرسیدم؟فرمود: اگر ترسیدی (که اگر از کنار شتران دور شوی کالایت از بین می رود، در این صورت آنجا را بروب و آبی بر آنجا بپاش و نماز بخوان، و نماز خواندن در آغل گوسفندان اشکال ندارد)3 - سماعه گوید: امام علیه السَّلام فرمود:در جای بستن اسب، قاطر و الاغ نماز مگذار.4 - محمّد بن ابی نصر از کسی که از امام صادق علیه السَّلام پرسیده، نقل می کند که حضرتش دربارۀ نماز خواندن در مسجدی که دیوار قبله آن از چاهی که در آن بول می کنند، مرطوب و خیس شده است، پرسید:

فَقالَ: إِنْ كَانَ نَزُّهُ مِنَ الْبَالُوعَةِ فَلَا تُصَلُّ فِيهِ، وَإِنْ كَانَ نَزُّهُ مِنْ غَيْرِ ذَلِكَ فَلَا بَأْسَ بِهِ.5 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الصَّلَاةِ فِي مَرَابِضِ الْغَنَمِ .فَقَالَ: صَلِّ فِيهَا وَ لَا تُصَلِّ فِي أَعْطَانِ الإبل إِلَّا أَن تَخَافَ عَلَى مَتَاعِكَ الضَّيْعَةَ فَاكْتُسْهُ وَ رُلَّهُ بِالْمَاء وَصَل فيه.وَرُ وَ سَأَلْتُهُ عَنِ الصَّلاةِ فِي ظَهْرِ الطَّرِيقِ .فَقالَ: لَا بَأْسَ أَنْ تُصَلِّيَ فِي الظُّوَاهِرِ الَّتِي بَيْنَ الْجَوَادٌ فَأَمَّا عَلَى الْجَوَادٌ فَلَا تُصَلُّ فِيهَا.قَالَ: وَكُرِهَ الصَّلاةُ فِي السَّبَخَةِ إِلَّا أَنْ يَكُونَ مَكَانًا لَيْنَا تَفَعُ عَلَيْهِ الْجَبْهَةُ مُسْتَوِيَةٌ.قَالَ: وَ سَأَلْتُهُ عَن الصَّلاَةِ فِي البِيعَةِ .فَقالَ: إذَا اسْتَقْبَلْتَ الْقِبْلَةَ فَلاَ بَأْسَ بِهِ.فرمود: اگر خیسی آن، از چاه مستراح است، در آن مکان نماز نگزار، ولی اگر از چیز دیگری است، اشکال ندارد.5 - حلبی گوید: از امام صادق علیه السَّلام دربارۀ نماز خواندن در آغل گوسفندان پرسیدم؟فرمود: در آنجا نماز بگزار، ولی در آغل شتران نماز مگزار، مگر آن که بترسی که کالایت از بین برود، که در این صورت، آنجا را بروب و آبی بر آن جا بریز و نماز بگزار.و از آن حضرت درباره نماز خواندن بر روی بلندی هایی که در راه هاست پرسیدم؟فرمود: ایرادی ندارد که بر روی بلندی های راه های اصلی نماز بخوانی، ولی در خود راه اصلی، نمی توان نماز گزارد.سپس فرمود: هم چنین از حضرتش نماز در زمین شوره زار کراهت دارد، مگر در جای نرمی که جایگاه پیشانی هموار باشد.راوی گوید: هم چنین از حضرتش دربارۀ نماز در معابد یهود و نصارا پرسیدم؟فرمود: اگر رو به قبله باشی، اشکالی ندارد.

قَالَ وَ رَأَيْتُهُ فِي الْمَنَازِلِ الَّتِي فِي طَرِيقِ مَكَّةَ يَرْشُ أَحْيَانًا مَوْضِعَ جَبْهَتِهِ ثُمَّ يَسْجُدُ عَلَيْهِ رَطْباً كَمَا هُوَ وَ رُبَّمَا لَمْ يَرْشُ الذِي يَرَى أَنَّهُ طَيِّبٌ.قَالَ: وَ سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُل يَخُوضُ الْمَاءَ فَتُدْرِكُهُ الصَّلاَةُ .فَقالَ: إِنْ كَانَ فِي حَرْبٍ، فَإِنَّهُ يُجْزِتُهُ الْإِيمَاءُ وَ إِنْ كَانَ تَاجِراً فَلْيَقُمْ وَ لَا يَدْخُلُهُ حَتَّى يُصَلِّيَ.6 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْن عَبْدِ الْحَمِيدِ عَنْ جَمِيلَةً عَنْ أَبِي أُسَامَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:لَا تُصَلِّ فِي بَيْتٍ فِيهِ مَجُوسِيٌّ ، وَ لَا بَأْسَ بِأَنْ تُصَلِّيَ وَ فِيهِ يَهُودِيٌّ أَوْ نَصْرَانِيٌّ.7 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ قَالَ:قُلْتُ لِأَبِي الْحَسَنِ علیه السَّلام: إِنَّا كُنَّا فِي الْبَيْدَاءِ فِي آخِرِ اللَّيْلِ فَتَوَضَّاتُ وَاسْتَكْتُ وَأَنَا أَهُمُ بِالصَّلاةِ ثُمَّ كَأَنَّهُ دَخَلَ قَلْبِي شَيْءٌ فَهَلْ يُصَلَّى فِي الْبَيْدَاءِ فِي الْمَحْمِلِ؟راوی می گوید: گاهی دیدم که امام صادق علیه السَّلام را در راه مکّه جایگاه سجده خود را آب می پاشید، و بعد بر موضع که هنوز رطوبت داشت، سجده می فرمود، و گاه نیز آب نمی پاشید، چون مشاهده می فرمود که آن موضع پاکیزه است.راوی گوید: هم چنین از آن حضرت پرسیدم شخصی که در آب فرو می رود در حالی که وقت نماز او فرا می رسد (چه وظیفه ای دارد؟)فرمود: اگر در حال جهاد باشد، نمازش به اشاره کفایت می کند، امّا اگر در حال تجارت باشد، بایستی در کنار ساحل بایستد و تا نماز خود را نخوانده است، وارد آب نشود.6 - ابی اسامه گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:در خانه ای که در آن مجوسی باشد، نماز نخوان؛ ولی نماز خواندن در خانه ای که در آن یهودی، یا نصرانی است، اشکالی ندارد .7 - احمد بن محمّد بن ابی نصر گوید: به امام کاظم علیه السَّلام گفتم: در پایان شب در صحرای بیداء (1بودیم، وضو ساختم و مسواک زدم، قصد نماز نمودم، گویا در دلم خطور کرد که آیا می شود در بیداء و آن هم در کجاوه نماز گزارد؟)


1) صحرایی است میان مکّه و مدینه

فَقالَ: لَا تُصَلِّ فِي الْبَيْدَاءِ.قُلْتُ وَأَيْنَ حَدُّ الْبَيْدَاءِ؟فَقالَ: كَانَ أَبُو جَعْفَرِ علیه السَّلام إِذَا بَلَغَ ذَاتَ الْجَيْشِ جَدْ فِي السَّيْرِ ثُمَّ لَا يُصَلِّي حَتَّى يَأْتِيَ مُعَرَّسَ النَّبِيِّ .قُلْتُ: وَأَيْنَ ذَاتُ الْجَيْشِ؟فَقَالَ: دُونَ الْحَفِيرَةِ بِثَلَاثَةِ أَمْيَالٍ.8 - عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفَضْل قَالَ: قَالَ الرِّضَا علیه السَّلام:كُلُّ طَرِيقِ يُوطَأُ وَ يُتَطَرَّقُ كَانَتْ فِيهِ جَادَّةٌ أَوْ لَمْ تَكُنْ لَا يَنْبَغِي الصَّلَاةُ فِيهِ.قُلْتُ: فَأَيْنَ أُصَلِّي ؟قَالَ: يَمْنَةً وَ يَسْرَةً.فرمود: در بیداء نماز مگزار.عرض کردم: حدود بیداء تا کجاست؟فرمود: امام باقر علیه السَّلام را همیشه که آن گاه به ذات الجيش (1می رسید، در رفتن شتاب می کرد، و نماز نمی خواند تا به معرّس النبی صلَّی اللهُ علیه وآله می رسید.)عرض کردم: ذات الجيش كجاست؟فرمود: سه میل پایین تر از حفیره (2.)8 - محمد بن فضل گوید: امام رضا علیه السَّلام فرمود:هر راهی که مردم در آن رفت و آمد می کنند، خواه جاده اصلی باشد، یا نباشد، نماز خواندن در آن شایسته نیست.راوی گوید: عرض کردم: پس کجا نماز بخوانم؟فرمود: در سمت راست و چپ آن.


1) ذات الجيش: سرزمینی است که خداوند سفیانی و لشکر او را در آن فرو خواهد برد

2) ذات الجيش: سرزمینی است که خداوند سفیانی و لشکر او را در آن فرو خواهد برد

9 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى وَ غَيْرُهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ أَيُّوبَ بْنِ نُوحٍ عَنْ أَبِي الْحَسَن علیه السَّلام قَالَ: قُلْتُ لَهُ: تَحْضُرُ الصَّلاةُ وَالرَّجُلُ بِالْبَيْدَاءِ .فَقالَ: يَتَنَحَّى عَنِ الْجَوَادٌ يَمْنَةً وَ يَسْرَةً وَ يُصَلِّى.10 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام أَنَّهُ قَالَ:الصَّلَاةُ تُكْرَهُ فِي ثَلاثَةِ مَوَاطِنَ مِنَ الطَّرِيقِ: الْبَيْدَاءِ وَ هِيَ ذَاتُ الْجَيْشِ وَ ذَاتِ الصَّلاصِلِ وَضَجْنَانَ.قَالَ: وَقَالَ: لَا بَأْسَ أَنْ يُصَلَّى بَيْنَ الظَّوَاهِرِ، وَهِيَ الْجَوَادُ جَوَادُ الطَّرِيقِ وَ يُكْرَهُ أَنْ يُصَلَّى فِي الْجَوَادُ.11 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَن ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ عَبْدِ اللهِ لا قَالَ:لَا يُصَلَّى فِي وَادِي الشَّفْرَةِ.9 - ایّوب بن نوح گوید: به امام هادی علیه السَّلام عرض کردم: وقت نماز فرا می رسد و شخص در بیداء است (چه کند؟)فرمود: از میان جادّه به کناری می رود و در سمت راست و یا چپ آن، نماز می خواند.10 - معاوية بن عمّار گوید: امام صادقعلیه السَّلام فرمود:در سه جا از راه نماز ، کراهت دارد: بیداء که ذات الجيش است، ذات الصلاصل و ضجنان (که کوهی است در مکّه.)راوی گوید: هم چنین فرمود: در بلندیهایی که در میان بزرگراه ها یا راه های اصلی است؛ اشکالی ندارد که نماز خوانده شود، ولی نمازگزاردن در میان راه های اصلی مکروه است.11 - یکی از اصحاب ما گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:نمیتوان در وادی شقره نماز خواند.

12 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنِ ابْنِ الْبَرْقِيِّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْفَضْلِ عَمَّنْ حَدَّثَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:عَشَرَةُ مَوَاضِعَ لَا يُصَلَّى فِيهَا الطِّينُ وَ الْمَاءُ وَ الْحَمَّامُ وَ الْقُبُورُ وَ مَسَانُ الطَّرِيقِ وَقُرَى النمْلِ وَ مَعَاطِنُ الْإِبِلِ ، وَ مَجْرَى الْمَاءِ وَ السَّبَحُ وَ التَّلْجُ.13 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِي عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ عَمَّارِ السَّابَاطِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ حَدّ الطِّين الَّذِي لَا يُسْجَدُ فِيهِ مَا هُوَ؟قَالَ: إِذَا غَرقَ الْجَبْهَةُ وَ لَمْ تَثْبُتْ عَلَى الْأَرْضِ.وَ عَن الرَّجُل يُصَلِّي بَيْنَ القَبُورِ.قَالَ: لَا يَجُوزُ ذَلِكَ ، إِلَّا أَنْ يَجْعَلَ بَيْنَهُ وَبَيْنَ الْقُبُورِ إِذَا صَلَّى عَشَرَةَ أَذْرُعٍ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ عَشَرَةَ أَذْرُعٍ مِنْ خَلْفِهِ وَ عَشَرَةَ أَذْرُعٍ عَنْ يَمِينِهِ وَ عَشَرَةَ أَذْرُعٍ عَنْ يَسَارِهِ ثُمَّ يُصَلِّي إِنْ شَاءَ.12 - راوی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:ده موضع است که نمی توان در آن نماز خواند: زمین گل آلود، جایی که آب وجود دارد، حمّام، گورستان، میان شاه راه، بر روی لانۀ مورچگان، خوابگاه شتران، محل جریان آب، شوره زار، و بر روی برف و یخ.13 - عمّار ساباطی گوید: از امام صادق علیه السَّلام دربارۀ مقدار و چگونگی گلی که سجده بر آن نمی توان کرد، پرسیدم:فرمود: هرگاه پیشانی در آن فرو رود و روی زمین بند نشود (نمی توان بر آن سجده کرد.)پرسیدم: آیا انسان می تواند در قبرستان نماز بخواند؟فرمود: جایز نیست، مگر این که به هنگام نماز میان خود و قبرها از پیش رو، پشت سر، سمت راست و چپ، ده ذراع فاصله قرار دهد، سپس اگر خواست نماز بخواند.

14 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ دَاوُدَ الصَّرْمِي قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السَّلام قُلْتُ: إِنِّي أَخْرُجُ فِي هَذَا الْوَجْهِ وَ رُبَّمَا لَمْ يَكُنْ مَوْضِعٌ أُصَلِّي فِيهِ مِنَ التَّلْجِ.فَقالَ: إِنْ أَمْكَنَكَ أَنْ لَا تَسْجُدَ عَلَى الثَّلْجِ فَلاَ تَسْجُدْ، وَ إِنْ لَمْ يُمْكِنْكَ فَسَوِّهِ وَاسْجُدْ عَلَيْهِ.وَ فِي حَدِيثٍ أَخَرَ: اسْجُدْ عَلَى ثَوْبِكَ.15 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ عِمْرَانَ بْنِ مُوسَى وَ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيّ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ عَمَّارِ السَّابَاطِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ فِي الرَّجُلِ يُصَلِّي وَ بَيْنَ يَدَيْهِ مُصْحَفٌ مَفْتُوحٌ فِي قِبْلَتِهِ؟قَالَ: لَا.قُلْتُ: فَإِنْ كَانَ فِي غِلَافٍ.قَالَ: نَعَمْ.14 - داوود صر می گوید: از امام هادی علیه السَّلام پرسیدم: گاهی من از کوفه بدین سوی بیرون می روم و چه بسا اتّفاق می افتد که جایی بدون برف پیدا نمی شود که در آن نماز بخوانم، در این حال چه باید بکنم؟فرمود: اگر برایت امکان دارد که بر برف سجده نكنى حتّى المقدور سجده نکن، ولی اگر برایت امکان دیگری نیست و ناگزیر هستی، در این صورت همان زمین برفی را هموار ساز و روی آن سجده کن.و در حدیث دیگری آمده است: بر لباست سجده کن.15 - عمّار ساباطی گوید: امام صادق علیه السَّلام درباره شخصی که نماز می گزارد و در جهت قبله و رو به روی او قرآنی گشوده شده است.فرمود: جایز نیست.عرض کردم: اگر چه قرآن در جلد باشد می تواند؟فرمود: آری.

وَ قَالَ: لَا يُصَلِّي الرَّجُلُ وَ فِي قِبْلَتِهِ نَارٌ أَوْ حَدِيدٌ.وَ عَنِ الرَّجُلِ يُصَلِّي وَبَيْنَ يَدَيْهِ قِنْدِيلٌ مُعَلَّقٌ وَ فِيهِ نَارٌ إِلَّا أَنَّهُ بِحِيَالِهِ.قَالَ: إِذَا ارْتَفَعَ كَانَ شَرّاً لَا يُصَلِّي بِحِيَالِهِ.16 - مُحَمَّدٌ عَنِ الْعَمْرَكِيَّ عَنْ عَلِيَّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ علیه السَّلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ يُصَلِّي وَ السَّرَاجُ مَوْضُوع بَيْنَ يَدَيْهِ فِى الْقِبْلَةِ .فَقالَ: لَا يَصْلُحُ لَهُ أَنْ يَسْتَقْبِلَ النَّارَ.وَ رُوِيَ أَيْضاً: أَنَّهُ لَا بَأْسَ بِهِ لِأَنَّ الَّذِي يُصَلِّي لَهُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ ذَلِكَ.17 - مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ وَ عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ رِتَابٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ صَالِحٍ عَنِ الْفُضَيْلِ بْنِ يَسَارٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: أَقومُ فِي الصَّلاَةِ فَأَرَى قُدَّامِي فِي الْقِبْلَةِ العَذِرَةَ .فَقالَ: تَنَحٌ عَنْهَا مَا اسْتَطَعْتَ وَلَا تُصَلِّ عَلَى الْجَوَادٌ.هم چنین فرمود: شخص در حالی که در جهت قبله و رو به روی او آتش یا آهن است، نباید نماز بخواند.و نیز سؤال کردم از کسی که نماز می گزارد و در پیش او قندیلی آویخته شده که در آن آتش است و در برابر اوست؟فرمود: اگر آن قندیل بالا باشد، بدتر است و در برابر آن نباید نماز بخواند.16 - علی بن جعفر گوید: از برادر خود امام کاظم علیه السَّلام پرسیدم: شخصی نماز می خواند، در حالی که چراغی در برابر او در جهت قبله روشن است؟فرمود: روا نیست رو به سوی آتش نماز بخواند.هم چنین روایت شده است: چنین نمازی اشکالی ندارد، زیرا آن کسی (خدایی که نماز را به خاطر او به جا می آورد، به او نزدیک تر از آن است.)17 - فضيل بن یسار گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم می خواهم نماز بخوانم، می بینم در سمت قبله پیش رویم، مدفوع انسان است؟فرمود: هر چه میتوانی از آن دور شو، و در شاه راه ها نماز نخوان.

18 - جَمَاعَةٌ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْن مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السَّلام قَالَ:لَا تُصَلَّى الْمَكْتُوبَةُ فِي الْكَعْبَةِ.وَ رُوِيَ فِي حَدِيثٍ آخَرَ يُصَلَّى فِي أَرْبَعَ جَوَانِبِهَا إِذَا اضْطُرَّ إِلَى ذَلِكَ.19 - جَمَاعَةٌ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ خَالِدٍ عَنْ أَبِي إِسْمَاعِيلَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:الرَّجُلُ يُصَلِّى عَلَى أَبِي قُبَيْسٍ مُسْتَقْبِلَ الْقِبْلَةِ.فَقالَ: لَا بَأْسَ.20 - جَمَاعَةٌ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَحَدَهُمَا علیهما السَّلام عَن التمَاثِيلَ فِي الْبَيْتِ .فَقالَ: لَا بَأْسَ إِذَا كَانَتْ عَنْ يَمِينِكَ وَ عَنْ شِمَالِكَ وَ عَنْ خَلْفِكَ أَوْ تَحْتِ رِجْلَيْكَ وَ إِنْ كَانَتْ فِي الْقِبْلَةِ فَأَلْقِ عَلَيْهَا ثَوْباً.18 - محمّد بن مسلم گوید: امام (باقر یا امام صادق علیه السَّلام فرمود:)نماز واجب (شبانه روزی را در داخل کعبه مخوان.)در حدیث دیگری روایت شده است: اگر کسی ناچار به این عمل شود، باید در چهار جانب آن نماز بگزارد.19 - ابو اسماعیل گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: آیا می توان بر بالای کوه ابو قبیس، رو به قبله نماز خواند؟فرمود: اشکالی ندارد.20 - محمد بن مسلم گوید: از امام (باقر علیه السَّلام یا امام صادق علیه السَّلام دربارۀ عکس ها و تمثال هایی که در خانه است، پرسیدم؟)فرمود: در صورتی که در سمت راست، یا سمت چپ، یا پشت سر و یا زیر پایت باشد اشکالی ندارد، امّا اگر در سمت قبله باشد، پارچه ای روی آن بینداز.

21 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ السَّلَامِ بْنِ صَالِحٍ عَنِ الرّضَا علیه السَّلام فِي الَّذِي تُدْرِكُهُ الصَّلاةُ وَهُوَ فَوْقَ الْكَعْبَة.قَالَ: إِنْ قَامَ لَمْ يَكُنْ لَهُ قِبْلَةٌ وَ لَكِنَّهُ يَسْتَلْقِي عَلَى قَفَاهُ، وَ يَفْتَحُ عَيْنَيْهِ إِلَى السَّمَاءِ وَ يَعْقِدُ بِقَلْبِهِ الْقِبْلَةَ الَّتِي فِي السَّمَاءِ الْبَيْتَ الْمَعْمُورَ وَ يَقْرَأُ فَإِذَا أَرَادَ أَنْ يَرْكَعَ غَمَّضَ عَيْنَيْهِ فَإِذَا أَرَادَ أَنْ يَرْفَعَ رَأْسَهُ مِنَ الرُّكُوعِ فَتَحَ عَيْنَيْهِ وَ السُّجُودُ عَلَى نَحْوِ ذلك.22 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام فِي التَّمْثَالِ يَكُونُ فِي الْبِسَاطِ فَتَقَعُ عَيْنُكَ عَلَيْهِ وَ أَنْتَ تُصَلِّي.قَالَ: إِنْ كَانَ بِعَيْن وَاحِدَةٍ فَلا بَأسَ ، وَإِنْ كَانَ لَهُ عَيْنَانِ فَلاَ.23 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيرٍ عَنْ زُرَارَةَ وَحَدِيدٍ قَالَا: قُلْنَا لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: السَّطْحُ يُصِيبُهُ الْبَوْلُ أَوْ يُبَالُ عَلَيْهِ أَيُصَلِّي فِي ذَلِكَ الْمَكَانِ؟21 - عبد السلام بن صالح گوید: امام رضا علیه السَّلام درباره شخصی که به هنگام نماز بر بالای کعبه است، فرمود:اگر بایستد، برای او قبله ای نخواهد بود، ولی او بر پشت می افتد و چشمان خود را به آسمان باز می کند و در دل خود، آن قبله ای را که در آسمان است و بیت المعمور نام دارد، نیت می نماید و قرائت می کند و چون بخواهد به رکوع برود، دو چشم خود را می بندد و هنگامی که می خواهد از رکوع سر بردارد، دو چشم خود را باز می کند و در سجده نیز همین عمل را انجام می دهد.22 - راوی گوید: امام صادق علیه السَّلام درباره تصویر روی فرش که در هنگام نماز چشم به آن می افتد، فرمود:اگر تصویر دارای یک چشم (نیم رخ باشد اشکالی ندارد، ولی اگر دارای دو چشم (صورتی کامل) باشد، جایز نیست.)23 - زراره و حدید گویند: به امام صادق علیه السَّلام گفتیم: پشت بامی که در مسیر ادرار است یا بر بالای آن بول می کنند، آیا می توان روی آن نماز خواند؟

فَقالَ: إِنْ كَانَ تُصِيبُهُ الشَّمْسُ وَ الرِّيحُ وَكَانَ جَافًا فَلَا بَأْسَ بِهِ إِلَّا أَنْ يَكُونَ يُتَّخَذُ مَبَالاً.24 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيَّ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ عَمَّارٍ السَّابَاطِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:لَا يُصَلَّى فِي بَيْتٍ فِيهِ خَمْرٌ أَوْ مُسْكِرٌ.25 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ عَامِرِ بْنِ نُعيْم قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنْ هَذِهِ الْمَنَازِلِ الَّتِى يَنْزِلُهَا النَّاسُ فِيهَا أَبْوَالُ الدَّوَابٌ وَ السِّرْجِينُ وَيَدْخُلُهَا الْيَهُودُ وَالنَّصَارَى كَيْفَ يُصَلَّى فِيهَا؟قَالَ: صَلِّ عَلَى ثَوْبِكَ.26 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ الْوَشَّاءِ عَنْ أَبَانٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:فرمود: اگر آفتاب بر آن بتابد، یا باد بوزد و خشک باشد، اشکال ندارد، مگر آن که آن جا را مبال نمایند.24 - عمّار ساباطی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:در خانه ای که در آن شراب یا مواد مست کننده باشد، نمیتوان نماز خواند.25 - عامر بن نعیم گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم در مکان ها (و مهمان خانه ها ی بین راه که مردم در آنجا منزل می کنند و در آن مکان ها بول و سرگین چهار پایان به چشم می خورد، و یهود و نصاری وارد آنها می شوند، چگونه می توان نماز خواند؟)فرمود: بر روی لباس خود نماز بخوان.26 - عمرو بن خالد گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:

قَالَ جَبْرَئِيلُ علیه السَّلام: يَا رَسُولَ اللهِ! إِنَّا لَا نَدْخُلُ بَيْتاً فِيهِ صُورَةُ إِنْسَانِ وَ لَا بَيْتاً يُبَالُ فِيهِ وَ لَا بَيْتاً فيه كَلْبٌ.27 - أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مَرْوَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلَّى الله عليه وآله.إِنَّ جَبْرَئِيلَ علیه السَّلام أَتَانِي، فَقالَ: إِنَّا مَعْشَرَ الْمَلَائِكَةِ لَا نَدْخُلُ بَيْتاً فِيهِ كَلْبٌ، وَ لَا تِمْثَالُ جَسَدِ، وَ لَا إِنَاء يُبَالُ فِيهِ.### بخش پنجاه و نهم#### نماز خواندن در یک لباس...(59 بَابُ الصَّلاةِ فِي ثَوْبِ وَاحِدٍ وَ الْمَرْأَةِ فِي كَمْ تُصَلِّي وَصَلَاةِ الْعُرَاةِ وَالتَّوَشُح)1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْن شَاذَانَ جَمِيعاً عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السَّلام قَالَ: سَأَلْتُهُجبرئيل علیه السَّلام عرض کرد: ای رسول خدا! ما فرشتگان در خانه ای که تصویر انسانی باشد، مکانی که در آن ادرار می کنند و خانه ای که در آن سگی باشد، داخل نمی شویم.27 - محمد بن مروان گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرموده است: جبرئیل نزد من آمد و گفت:ما گروه فرشتگان، در خانه ای که در آن سگی باشد، یا در آن عکس انسان وظرف بول می باشد، وارد نمی شویم.بخش پنجاه و نهم: نماز خواندن در یک لباس، تعداد لباس های زنان در نماز، نماز برهنگان و آویختن لباس برگردن1 - محمّد بن مسلم گوید: (از امام باقر علیه السَّلام یا امام صادق علیه السَّلام پرسیدم:)

عَنِ الرَّجُلِ يُصَلِّي فِي قَمِيصٍ وَاحِدٍ أَوْ فِي قَبَاءٍ طَاقٍ أَوْ فِي قَبَاءٍ مَحْشُوَ وَ لَيْسَ عَلَيْهِ إِزَارٌ .فَقالَ: إِذَا كَانَ عَلَيْهِ قَمِيصُ سَفِيقٌ أَوْ قَبَاءٌ لَيْسَ بِطَوِيلِ الْفُرَجِ فَلَا بَأْسَ بِهِ وَالثَّوْبُ الْوَاحِدُ يُتَوَضَّحُ بِهِ وَ سَرَاوِيلُ كُلُّ ذَلِكَ لَا بَأْسَ بِهِ.وَ قَالَ: إِذَا لَبِسَ السَّرَاوِيلَ فَلْيَجْعَلْ عَلَى عَاتِقِهِ شَيْئاً وَ لَوْ حَبْلاً.2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ:رَأَيْتُ أَبَا جَعْفَرِ علیه السَّلام صَلَّى فِي إِزَارٍ وَاحِدٍ لَيْسَ بِوَاسِعِ قَدْ عَقَدَهُ عَلَى عُنُقِهِ، فَقُلْتُ لَهُ: مَا تَرَى لِلرَّجُلِ يُصَلِّي فِي قَمِيصِ وَاحِدٍ .فَقالَ: إِذَا كَانَ كَثِيفاً فَلَا بَأْسَ بِهِ ، وَ الْمَرْأَةُ تُصَلِّي فِي الدَّرْعِ وَ المِقْنَعَةِ إِذَا كَانَ الدَّرْعُ كَثِيفاً. يَعْنِي إِذَا كَانَ سَتِيراً.مردی در یک پیراهن، یا در قبای بدون آستر، یا در قبای پنبه ای در حالی که لنگ نبسته نماز می خواند (چه حکمی دارد؟)فرمود: اگر پیراهنش ضخیم باشد، یا قبایش زیاد پاره نباشد، اشکالی ندارد، و کسی که به هنگام نماز یک طرف لباسش را به گردن می آویزد و شلوار می پوشد، تمام آن ها اشکالی ندارد.و فرمود هم چنین است کسی که به هنگام نماز هرگاه شلوار بپوشد، چیزی بر گردن خود بیندازد، اگر چه ریسمانی باشد.2 - محمد بن مسلم گوید: امام باقر علیه السَّلام را دیدیم که در یک لنگ نماز می گزارد، در حالی که آن لنگ فراخ نبود و آن را به گردن خود گره زده بود، به آن حضرت عرض کردم: نظر شما دربارۀ مردی که در یک پیراهن نماز می خواند، چیست؟فرمود: اگر ضخیم باشد، اشکالی ندارد، امّا زن باید در پیراهن و مقنعه نماز بخواند، در صورتی که پیراهن ضخیم باشد و او را بپوشاند.کتاب نماز

قُلْتُ: رَحِمَكَ اللهُ الأمةُ تُغَطِّي رَأْسَهَا إِذَا صَلَّتْ .فَقَالَ: لَيْسَ عَلَى الْأَمَةِ قِنَاعٌ.- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ سُلَيْمانَ بْنِ خَالِدٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنْ رَجُل أَمَّ قَوْماً فِي قَمِيصِ لَيْسَ عَلَيْهِ رِدَاءٌ .فَقالَ: لَا يَنْبَغِي إِلَّا أَنْ يَكُونَ عَلَيْهِ رِدَاءٌ أَوْ عِمَامَةٌ يَرْتَدِي بِهَا.4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَر علیه السَّلام أَنَّهُ قَالَ:إِيَّاكَ وَالْتِحَافَ الصَّمَّاءِ؟قُلْتُ: وَ مَا الْتِحَافُ الصَّمَّاء؟قَالَ: أَن تُدْخِلَ التَّوْبَ مِنْ تَحْتِ جَنَاحِكَ فَتَجْعَلَهُ عَلَى مَنْكِبٍ وَاحِدٍ.عرض کردم: خداوند به شما رحمت کند! آیا کنیز باید به هنگام نماز سر خود را بپوشاند؟فرمود: برای کنیز پوشش سر لازم نیست.3 - سليمان بن خالد گوید: از امام صادق علیه السَّلام دربارۀ مردی که با یک پیراهن، بر گروهی امامت می کند، بی آن که ردایی داشته باشد، سؤال کردم؟فرمود: شایسته نیست، مگر آن که بر او ردایی باشد، یا عمامه ای که آن را ردای خود قرار دهد.4 - زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:مبادا رداء را بر خویشتن به گونه ای صمّاء بپیچی.راوی گوید: عرض کردم: پیچیدن صمّاء چگونه است؟فرمود: آن که رداء را از زیر بغل خود درآوری و بر یک دوش بیندازی.

5 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ رَفَعَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام فِي رَجُل يُصَلِّي فِي سَرَاوِيلَ لَيْسَ مَعَهُ غَيْرُهُ.قَالَ: يَجْعَلُ التَّكْةَ عَلَى عَاتِقِهِ.6 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيّ بْن حَدِيدٍ عَنْ جَمِيلَ قَالَ: سَأَلَ مُرَازِمٌ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام وَ أَنَا مَعَهُ حَاضِرٌ عَنِ الرَّجُلِ الْحَاضِرِ يُصَلِّي فِي إِزَارٍ مُرْتَدِياً بِهِ.قَالَ: يَجْعَلُ عَلَى رَقَبَتِهِ مِنْدِيلاً، أَوْ عِمَامَةً يَتَرَدَّى بِهِ.7 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:لَا يَنْبَغِي أَنْ تَتَوَشَّحَ بِإِزَارٍ فَوْقَ الْقَمِيصِ وَ أَنْتَ تُصَلِّي، وَ لَا تَتَّزِرْ بِإِزَارٍ فَوْقَ الْقَمِيصِ إِذَا أَنْتَ صَلَّيْتَ، فَإِنَّهُ مِنْ زِيِّ الْجَاهِلِيَّةِ.5 - علی بن محمّد در روایت مرفوعه ای گوید: امام صادق علیه السَّلام دربارۀ مردی که در شلواری نماز می گزارد و جز آن چیز دیگری به همراه ندارد، فرمود:بند آن را بر دوش خود قرار دهد.6 - جمیل گوید: من در خدمت امام صادق علیه السَّلام حضور داشتم که مرازم پرسید: آیا مرد در حضر می تواند لنگ به کمر بسته و نماز بخواند؟فرمود: باید دستمالی بر گردن خود گذارد، یا عمامه ای داشته باشد که آن را ردای خویش قرار دهد.7 - ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:شایسته نیست که در حال نماز از روی پیراهن، لنگی به خود بپیچی، یا در حال نماز،لنگی روی پیراهن ببندی، زیرا این کار از عادت دوران جاهلیّت است.

8 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنِ ابْنِ رِئَابٍ عَنْ زِيَادِ بْنِ سُوقَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:لَا بَأْسَ أَن يُصَلِّيَ أَحَدُكُمْ فِي التَّوْبِ الْوَاحِدِ وَإِزَارَهُ مُحَلَّلَةٌ ، إِنَّ دِينَ مُحَمَّدٍ حَنِيفٌ.9 - أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ رِفَاعَةَ قَالَ : حَدَّثَنِي مَنْ سَمِعَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ اللهِ عَنِ الرَّجُلِ يُصَلِّي فِي ثَوْبٍ وَاحِدٍ مُتَّزِراً بِهِ.قَالَ: لَا بَأْسَ بِهِ إِذَا رَفَعَهُ إِلَى النُّنْدُوَتَيْنِ.10 - وَ عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِي عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ عَمَّارِ السَّابَاطِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام فِي الرَّجُلِ يُصَلَّى فَيُدْخِلُ يَدَيْهِ تَحْتَ ثَوْبِهِ.قَالَ: إِذَا كَانَ عَلَيْهِ ثَوْبٌ أَخَرُ إِزَارٌ أَوْ سَرَاوِيلُ فَلا بَأْسَ ، وَإِنْ لَمْ يَكُنْ فَلَا يَجُوزُ لَهُ ذَلِكَ، وَإِنْ أَدْخَلَ يَداً وَاحِدَةً وَ لَمْ يُدْخِلَ الْأُخْرَى فَلَا بَأْسَ.8 - زیاد بن سوقه گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:اشکال ندارد که کسی از شما در یک لباس نمازگزارد که دکمه های آن باز است، همانا دین محمّد صلَّی اللهُ علیه وآله دین حنیف (کامل و آسان است.)9 - رفاعه گوید: یکی از افرادی که از امام صادق علیه السَّلام شنیده بود به من گفت: آن حضرت دربارۀ مردی که لباسی را به صورت لنگ بر خود بسته و نماز می گزارد، فرمود:اگر لباس سینه هایش را بپوشاند، اشکالی ندارد که آن را برای خود لنگ کرده است.10 - عمّار ساباطی گوید: امام صادق علیه السَّلام دربارۀ مردی که نماز می گزارد و دو دست خود را زیر لباس خود قرار می دهد، فرمود:اگر لباسِ دیگر _ خواه لنگ و خواه شلوار _ برتن او باشد، اشکالی ندارد، امّا اگر لباسِ دیگر نداشته باشد، این کار برای او جایز نیست، ولی اگر فقط یک دست خود را به زیر پیراهن نموده، ایرادی ندارد؟

11 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنِ ابْنِ أَبِي يَعْفُورٍ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام.تُصَلِّي الْمَرْأَةُ فِي ثَلَاثَةِ أَثْوَابِ إِزَارٍ وَ دِرْعِ وَ خِمَارٍ وَ لَا يَضُرُّهَا بِأَنْ تُقَنِّعَ بِالْخِمَارِ، فَإِنْ لَمْ تَجِدْ فَتَوْبَيْنِ تَتْزِرُ بِأَحَدِهِمَا وَ تُقَنَّعُ بِالآخَرِ.قُلْتُ: فَإِنْ كَانَ دِرْعٌ وَ مِلْحَفَةٌ لَيْسَ عَلَيْهَا مِقْنَعَةٌ .فَقَالَ: لَا بَأْسَ إِذَا تَقَنَّعَتْ بِالْمِلْحَفَةِ، فَإِنْ لَمْ تَكْفِهَا فَلْتَلْبَسْهَا طُولاً.12 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ شُعَيْبٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:لا لَا بَأْسَ بِأَنْ يُصَلِّيَ الرَّجُلُ وَ ثُوْبُهُ عَلَى ظَهْرِهِ وَ مَنْكِبَيْهِ فَيُسْبِلُهُ إِلَى الْأَرْضِ وَ لَا يَلْتَحِفُ بِهِ، وَ أَخْبَرَنِي مَنْ رَآهُ يَفْعَلُ ذلِكَ.13 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَن الرَّجُلِ يَشْتَمِلُ فِي صَلَاةٍ بِثَوْبِ وَاحِدٍ.11 - ابن ابی یعفور گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:زن باید در سه لباس نمازگزارد، لنگ، مقنعه و چادر، و ضرری ندارد که خود را با چادر بپوشاند، و اگر چادر نداشته باشد پس دو لباس تهیّه می کند، یکی را لنگ قرار داده و با دیگری خود را می پوشاند.راوی گوید: عرض کردم: اگر پیراهن و چادر داشته باشد، ولی مقنعه نداشته باشد چه؟فرمود: اشکالی ندارد، در صورتی که با همان چادر برای خویش مقنعه ای درست کند و خود را بپوشاند و اگر اندازه تن او نباشد، آن را از درازا بپوشد.12 - ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:اشکالی ندارد که مرد نماز بخواند در حالی که لباسش بر پشت و دو شانه اوست و آن را به پایین بیاویزد و سینه خود را به آن نپوشاند.(راوی گوید: و شخصی برایم حکایت کرد که آن حضرت را به همین گونه در حال نماز دیده است.)13 - سماعه گوید: از امام علیه السَّلام پرسیدم: مردی در حال نماز خود را با یک لباس می پوشاند.

قَالَ: لَا يَشْتَمِلُ بِثَوْبِ وَاحِدٍ، فَأَمَّا أَنْ يَتَوَشَّحَ فَيُغَطِّيَ مَنْكِبَيْهِ فَلَا بَأْسَ.14 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:لَا يَصْلُحُ لِلْمَرْأَةِ الْمُسْلِمَةِ أَنْ تَلْبَسَ مِنَ الْخُمُرِ وَ الدُّرُوعِ مَا لَا يُوَارِي شَيْئاً.15 - جَمَاعَةٌ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ أَخِيهِ الْحَسَنِ عَنْ زُرْعَةَ عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ:سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ يَكُونُ فِي فَلَاةٍ مِنَ الْأَرْضِ لَيْسَ عَلَيْهِ إِلَّا ثَوْبٌ وَاحِدٌ وَ أَجْنَبَ فِيهِ وَ لَيْسَ عِنْدَهُ مَاءٌ كَيْفَ يَصْنَعُ ؟قَالَ: يَتَيَمَّمُ وَ يُصَلِّي عُرْيَاناً قَاعِداً يُومِنُ إِيمَاءً.16 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزِ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: قُلْتُ أبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام: رَجُلٌ خَرَجَ مِنْ سَفِينَةٍ عُرْيَاناً، أَوْ سُلِبَ ثِيَابُهُ وَ لَمْ يَجِدْ شَيْئاً يُصَلِّي فِیهِ.فرمود: نمی تواند با یک لباس خود را بپوشاند، امّا اگر لنگ، یا میان بند بزرگ را به خود بپیچد که دو شانه اش را بپوشاند، اشکال ندارد.14 - حلبی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:برای زن مسلمان خوب نیست که چادر یا پیراهنی بپوشد که بدنش را نپوشاند.15 - سماعه گوید: از امام علیه السَّلام پرسیدم: شخصی که در صحرای وسیعی است و فقط یک لباس دارد که در آن جنب شده است و آب هم نیست، او باید چه کند؟فرمود: تیمّم کند و برهنه و به صورت نشسته، نماز بخواند و (برای رکوع و سجود اشاره کند.)16 - زراره گوید: به امام باقر علیه السَّلام عرض کردم: مردی برهنه از کشتی خارج می شود، یا دزدان لباس او را می دزدند و چیزی نمی یابد که در آن نماز بخواند (چگونه نماز گزارد؟*)

فَقالَ: يُصَلِّي إِيمَاءً فَإِنْ كَانَتِ امْرَأَةٌ جَعَلَتْ يَدَهَا عَلَى فَرْجِهَا، وَإِنْ كَانَ رَجُلاً وَضَعَ يَدَهُ عَلَى سَوْأَتِهِ ثُمَّ يَجْلِسَانِ فَيُومِنَانِ إِيمَاءً، وَ لَا يَسْجُدَانِ وَ لَا يَرْكَعَانِ فَيَبْدُو مَا خَلْفَهُمَا، تَكُونُ صَلاتُهُمَا إِيمَاءً بِرُءُ وسِهِمَا.قَالَ: وَ إِنْ كَانَا فِي مَاءٍ أَوْ بَحْرٍ لُجِّيَ لَمْ يَسْجُدَا عَلَيْهِ وَ مَوْضُوعٌ عَنْهُمَا التَّوَجُهُ فِيهِ يُومِنَانِ فِي ذَلِكَ إِيمَاءً رَفْعُهُمَا تَوَهُ وَوَضْعُهُمَا.### بخش شصتم#### لباسی که نماز در آن مکروه و لباسی که مکروه نیست...(60 بَابُ اللَّبَاسِ الَّذِي تُكْرَهُ الصَّلَاةُ فِيهِ وَ مَا لَا تُكْرَهُ)1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرِ قَالَ: سَأَلَ زُرَارَةُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَن الصَّلاَةِ فِي التَّعَالِبِ وَ الْفَنَكِ وَ السَّنْجَابِ وَغَيْرِهِ مِنَ الْوَبَرِ.فرمود: باید با اشاره نماز گزارد و اگر زن باشد، دستش را بر شرمگاه خود بگذارد و اگر مرد است، دست خود را بر شرمگاهش بگذارد، چنین افرادی باید بنشینند و با اشاره نماز گزارند و نباید به رکوع و سجود بروند، که مبادا عورتشان از پشت نمایان گردد، بلکه نماز آنها اشاره با سر می باشد.حضرتش فرمود: اگر آن ها داخل برکه، یا دریایی باشند که نمی توانند بر آب سجده کنند، توجه (یعنی اعتدال و برابر یکدیگر گذاردن اعضای بدن در حالت قیام از آنان ساقط است (زیرا نشسته اند) و دست گذاردن آن ها و دست برداشتن آن ها از آن برای آنان توجّه محسوب می شود.)بخش شصتم: لباسی که نماز در آن مکروه و لباسی که مکروه نیست1 - ابن بکیر گوید: زراره از امام صادق علیه السَّلام در مورد نماز در پوست روباه، دَلَه (1،سنجاب و غیر آن که پوست پشمی دارند، سؤال کرد؟)


1) دَلَه: حیوانی است کوچکتر از روباه که پوستی قیمتی دارد

فَأَخْرَجَ كِتَاباً زَعَمَ أَنَّهُ إِمْلَاء رَسُولِ اللهِ صلَّى الله عليه وآله: أَنَّ الصَّلَاةَ فِي وَبَرِ كُلِّ شَيْءٍ حَرَامٍ أَكْلُهُ، فَالصَّلاةُ فِي وَبَرِهِ وَ شَعْرِهِ وَ جِلْدِهِ وَ بَوْلِهِ وَ رَوْثِهِ وَ أَلْبَانِهِ وَ كُلِّ شَيْءٍ مِنْهُ فَاسِدَةٌ لَا تُقْبَلُ تِلْكَ الصَّلاةُ حَتَّى تُصَلِّيَ فِي غَيْرِهِ مِمَّا أَحَلَّ اللهُ أَكْلَهُ.ثُمَّ قَالَ: يَا زُرَارَةُ! هَذَا عَنْ رَسُولِ اللهِ صلَّى الله عليه وآله فَاحْفَظْ ذَلِكَ يَا زُرَارَةُ! فَإِنْ كَانَ مِمَّا يُؤْكَلُ لَحْمُهُ فَالصَّلاةُ فِي وَبَرِهِ وَ بَوْلِهِ، وَ شَعْرِهِ وَ رَوْثِهِ وَ أَلْبَانِهِ وَ كُلِّ شَيْءٍ مِنْهُ جَائِزَةٌ إِذَا عَلِمْتَ أَنَّهُ ذَكِيٌّ قَدْ ذَكَاهُ الذِّبْحُ ، فَإِنْ كَانَ غَيْرَ ذَلِكَ مِمَّا قَدْ نُهِيتَ عَنْ أَكْلِهِ وَ حَرُمَ عَلَيْكَ أَكْلُهُ فَالصَّلاةُ فِي كُلِّ شَيْءٍ مِنْهُ فَاسِدَةٌ ذَكَّاهُ الذَّبْحُ أَوْ لَمْ يُذَكِّهِ.2 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ إِسْحَاقَ الْعَلَوِيُّ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيَّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سُلَيْمَانَ الدَّيْلَمِيِّ عَنْ عَيْثَمِ بْنِ أَسْلَمَ النَّجَاشِيِّ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام: عَنِ الصَّلَاةِ فِي الْفِرَاءِ.آن حضرت نوشته ای بیرون آورد که زراره فهمید که به املای رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله است. در آن نوشته شده بود:همانا نماز در پشم، مو، پوست حیوان حرام گوشت و در لباسی که به ادرار و سرگین و شیر آن حیوان آلوده است، و هر چیز دیگر از حیوان حرام گوشت، باطل است و چنین نمازی قبول نمی شود، تا زمانی که در غیر آن از حیوان حلال گوشت، نماز بخواند.سپس فرمود: ای زراره! این سخن از رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله است. آن را حفظ کن!ای زراره! اگر لباس نمازگزار از حیوان حلال گوشت باشد، پس نماز در پشم و موی آن و لباسی که به ادرار و سرگین و شیر آن حیوان آلوده است و هر چیزی از آن، جایز است، در صورتی که ذبح شرعی شده باشد، اما اگر لباس نمازگزار از حیوان حرام گوشت باشد، نماز در هر چیزی از آن باطل است، خواه ذبح شرعی شده باشد و خواه نشده باشد.2 - ابو بصیر گوید: از امام صادق علیه السَّلام دربارۀ نماز در پوستین ها پرسیدم؟

قَالَ: كَانَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْن علیه السَّلام رَجُلاً صَرِداً لَا تُدْفِتُهُ فِرَاءُ الْحِجَاز، لأنَّ دِبَاغَتَهَا بالْقَرَةِ، فَكَانَ يَبْعَثُ إِلَى الْعِرَاقِ فَيُؤْتَى مِمَّا قِبَلَهُمْ بِالْفَرْوِ فَيَلْبَسُهُ، فَإِذَا حَضَرَتِ الصَّلاةُ أَلْقَاهُ وَأَلْقَى الْقَمِيصَ الَّذِي تَحْتَهُ الَّذِي يَلِيهِ، فَكَانَ يُسْأَلُ عَنْ ذَلِكَ.فَقالَ: إِنَّ أَهْلَ الْعِرَاقِ يَسْتَحِلُّونَ لِبَاسَ الْجُلُودِ الْمَيْتَةِ وَ يَزْعُمُونَ أَنَّ دِبَاغَهُ ذَكَاتُهُ.3 - وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سُلَيْمَانَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ لا علیه السَّلام وَ أَبَا الْحَسَنِ علیه السَّلام عَنْ لِبَاسِ الْفِرَاءِ وَالصَّلاَةِ فِيهَا .فَقالَ: لَا تُصَلِّ فِيهَا إِلَّا فِيما كَانَ مِنْهُ ذَكِيّاً.قَالَ: قُلْتُ: أَوَ لَيْسَ الذَّكِيُّ مِمَّا ذُكِّيَ بِالْحَدِيدِ؟فَقالَ: بَلَى إِذَا كَانَ مِمَّا يُؤْكَلُ لَحْمُهُ.قُلْتُ: وَ مَا يُؤْكَلُ لَحْمُهُ مِنْ غَيْرِ الْغَنَم؟فرمود: علی بن الحسين صلوات الله عليهما همواره در برابر سرما ناتوان و ضعیف بود و پوستین های حجاز به علّت این که با برگ گیاه سَلَم آن را دبّاغی می کنند، آن حضرت را گرم نمی کرد. از این رو، سفارش می داد تا از عراق، برایش پوستین می آوردند و چون هنگام نماز می شد، آن لباس و لباس زیرین آن را از تن در می آورد، از سبب آن سؤال کردند؟فرمود: چون اهل عراق، لباس پوست مردار را حلال می شمارند، زیرا گمان می کنند پوست مردار با دبّاغی پاک می شود.3 - علی بن ابی حمزه گوید: از امام صادق و امام کاظم علیهما السَّلام درباره نماز خواندن در پوستین ها پرسیدم؟فرمود: در پوستین نماز مگزار، مگر آن که ذبح شرعی شده باشد.عرض کردم: مگر ذبح شرعی، آن نیست که با آهن (چاقو یا کارد ذبح شده باشد؟)فرمو: آری، در صورتی که حیوان حلال گوشت باشد.عرض کردم: اگر حیوان حلال گوشت غیر از گوسفند باشد چه؟

قَالَ: لَا بَأْسَ بِالسِّنْجَاب فَإِنَّهُ دَابَّةٌ لَا تَأْكُلُ اللَّحْمَ وَ لَيْسَ هُوَ مِمَّا نَهَى عَنْهُ رَسُولُ اللهِ صلَّى الله عليه وآله إِذْ نَهَى عَنْ كُلِّ ذِي نَابٍ وَ مِخْلَبٍ.4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرِ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيِّ عَنْ عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:تُكْرَهُ الصَّلاةُ فِي الْفِرَاءِ إِلَّا مَا صُنِعَ فِي أَرْضِ الْحِجَازِ، أَوْ مِمَّا عُلِمَتْ مِنْهُ ذَكَاةٌ.5 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ إِسْحَاقَ الْعَلَوِيِّ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيَّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللهِ بْنِ هِلَالٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْحَجّاج قَالَ : قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: إِنِّي أَدْخُلُ سُوقَ الْمُسْلِمِينَ - أُعْنِي هَذَا الْخَلْقَ الَّذِينَ يَدَّعُونَ الْإِسْلاَمَ - فَأَشْتَرِي مِنْهُمُ الْفِرَاءَ لِلتَّجَارَةِ، فَأَقُولُ لِصَاحِبِهَا: أَلَيْسَ هِيَ ذَكِيَّةٌ؟فَيَقُولُ: بَلَىفَهَلْ يَصْلُحُ لِي أَنْ أَبِيعَهَا عَلَى أَنَّهَا ذَكِيَّةٌ؟فرمود: سنجاب، ایرادی ندارد؛ زیرا گوشت خوار نیست، و آن جا که رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله از خوردن گوشت هر حیوان صاحب نیش و چنگال نهی فرموده، سنجاب از آن ها نیست.4 - حلبی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:نماز در هر پوستینی مکروه است، مگر پوستینی که در سرزمین حجاز درست شده باشد، و یا در سرزمینی که بدانی حیوان را به صورت شرعی ذبح می نمایند.5 - عبد الرحمان بن حجّاج گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: من وارد بازار مسلمان ها می شوم - منظورم همین مردمی هستند که مدّعی اسلام هستند - از آن ها برای تجارت، پوستین می خرم و به فروشنده می گویم: مگر این پوستین ها تذکیه شده نیستند؟می گوید: آری. آیا برای من درست است که آن ها را به این شرط که تذکیه شده اند، بفروشم؟

فَقالَ: لَا، وَلَكِنْ لَا بَأْسَ أَنْ تَبِيعَهَا وَ تَقُولَ: قَدْ شَرَطَ لِيَ الَّذِي اشْتَرَيْتُهَا مِنْهُ أَنَّهَا ذَكَبَّةٌ.قُلْتُ: وَ مَا أَفْسَدَ ذَلِكَ؟قَالَ: اسْتِحْلالُ أَهْلِ الْعِرَاقِ لِلْمَيْتَةِ، وَ زَعَمُوا أَنَّ دِبَاغَ جِلْدِ الْمَيْتَةِ ذَكَاتُهُ، ثُمَّ لَمْ يَرْضَوْا أَنْ يَكْذِبُوا فِي ذَلِكَ إِلَّا عَلَى رَسُولِ اللهِ صلَّى الله عليه وآله.6 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى وَ غَيْرُهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَيْدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْمُغِيرَةِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: جُعِلْتُ فِدَاكَ! الْمَيْتَةُ يُنْتَفَعُ بِشَيْءٍ مِنْهَا؟قَالَ: لَا.قُلْتُ: بَلَغَنَا أَنَّ رَسُولَ اللهِ صلَّى الله عليه وآله مَرَّ بِشَاةٍ مَيْتَةٍفَقالَ: مَا كَانَ عَلَى أَهْلِ هَذِهِ الشَّاةِ إِذْ لَمْ يَنْتَفِعُوا بِلَحْمِهَا أَنْ يَنْتَفِعُوا بِإِهَا بِهَا؟!حضرت فرمود: نه! ولی اشکالی ندارد که آن ها را بفروشی و بگویی: آن کسی که من از او خریده ام، به من گفته است که تذکیه شده اند.عرض کردم: چه چیزی آن را فاسد می کند؟فرمود: حلال شمردن اهل عراق مردار را؛ زیرا آنان گمان می کنند که دبّاغی کردن پوست مردارد، همان تذکیه آن است، آنان راضی نشدند که در این امر، بر کسی - جز بر رسول خدا صلَّى الله عليه وآله دروغ ببندند.6 - علی بن مغیره گوید: به امام صادق صلَّى الله عليه وآله عرض کردم: قربانت گردم! آیا می توان از عضوی از مردار، استفاده کرد؟فرمود: نه.عرض کردم: به ما روایت شده است که رسول خدا صلَّى الله عليه وآله از کنار گوسفند مرده ای گذشت و فرمود: صاحبان این گوسفند را چه شده است آن گاه که از گوشت آن استفاده نکرده اند، ولی از پوست آن می توانسته اند، استفاده کنند؟!

قَالَ: تِلْكَ شَاةٌ لِسَوْدَةَ بِنْتِ زَمْعَةَ زَوْجِ النَّبِيِّ صلَّى الله عليه وآله وَ كَانَتْ شَاةً مَهْزُولَةٌ لَا يُنْتَفَعُ بلَحْمِهَا فَتَرَكُوهَا حَتَّى مَاتَتْ .فَقالَ: رَسُولُ اللهِ صلَّى الله علیه وآله مَا كَانَ عَلَى أَهْلِهَا إِذْ لَمْ يَنْتَفِعُوا بِلَحْمِهَا أَنْ يَنْتَفِعُوا بِإِهَابِهَا أَنْ تُذَكَّى.7 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ الْأَشْعَرِيٌّ قَالَ:كَتَبَ بَعْضُ أَصْحَابِنَا إِلَى أَبِي جَعْفَرِ الثَّانِي علیه السّلام مَا تَقُولُ فِي الْفَرْوِ يُشْتَرَى مِنَ السُّوق؟فَقالَ: إِذَا كَانَ مَضْمُونَا فَلَا بَأْسَ.8 - أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ رَجُلٍ سَأَلَ الْمَاضِي علیه السَّلام عَن الصَّلاةِ فِي التَّعَالِبِ فَنَهَى عَنِ الصَّلَاةِ فِيهَا وَ فِي النَّوْبِ الَّذِي لا يَلِيهَا فَلَمْ أَدْرِ أَيُّ التَّوْبَيْنِ الَّذِي يَلْصَقُ بِالْوَبَرِ، أَوِ الَّذِي يَلْصَقُ بِالْجِلْدِ؟امام صادق علیه السَّلام فرمود: آن گوسفند متعلّق به سوده، دختر زمعه، همسر پیامبر صلَّى الله عليه وآله بود که به علّت لاغری ،گوشت آن مورد استفاده نبود و آن را رها کردند، تا این که مرد.از این رو رسول خدا صلَّى الله عليه وآله فرمود: چه می شد که صاحبش در صورتی که از گوشتش استفاده نکرده، آن را سر می برید و از پوستش بهره میبرد؟!7 - اشعری گوید: یکی از دوستان ما طی نامهای خدمت امام جواد علیه السَّلام نوشت: نظر شما در مورد پوستی که از بازار خریده می شود چیست؟فرمود: اگر (تذکیه آن تضمین شده باشد، اشکال ندارد.)8 - على بن مهزیار طی نامه ای به امام علیه السَّلام نوشت: شخصی که از امام کاظم علیه السَّلام دربارۀ نماز در پوستین های روباه سؤال کرد و حضرت از نماز در آن ها نهی فرمود و در لباسی که زیر آن است، و من ندانستم مراد کدام یک از دو لباس است، آیا لباسی که به پشم متّصل است، یا آن که به پوست متّصل است؟

فَوَقَعَ علیه السَّلام بِخَطَّهِ: الَّذِي يَلْصَقُ بِالْجِلْدِ.قَالَ: وَ ذَكَرَ أَبُو الْحَسَن علیه السَّلام أَنَّهُ سَأَلَهُ عَنْ هَذِهِ الْمَسْأَلَةِ.فَقالَ: لَا تُصَلِّ فِى الثَّوْبِ الَّذِي فَوْقَهُ، وَ لَا فِي الَّذِي تَحْتَهُ.9 - عَلِيُّ بْنُ مَهْزِيَارَ قَالَ: كَتَبَ إِلَيْهِ إِبْرَاهِيمُ بْنُ عُقْبَةَ:عِنْدَنَا جَوَارِبُ وَ تِكَكَ تُعْمَلُ مِنْ وَبَرِ الْأَرَانِبِ فَهَلْ تَجُورُ الصَّلاةُ فِي وَبَرِ الْأَرَانِبِ مِنْ غَيْرِ ضَرُورَةٍ وَ لَا تَقِيَّةٍ.فَكَتَبَ علیه السَّلام: لَا تَجُوزُ الصَّلَاةُ فِيهَا.10 - أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ قَالَ: كَتَبْتُ إِلَى أَبِي مُحَمَّدٍ علیه السَّلام أَسْأَلُهُ هَلْ يُصَلَّى فِي فَلَنْسُوَةِ حَرِيرٍ مَحْضٍ أَوْ فَلَنْسُوَةِ دِيبَاجٍ.فَكَتَبَ علیه السَّلام: لَا تَحِلُّ الصَّلَاةُ فِي حَرِيرِ مَحْضِ.آن حضرت علیه السَّلام با خط مبارکش نوشت: آن لباسی که به پوست متّصل است.راوی گوید: امام رضا علیه السَّلام نقل فرمود که این مسأله را از آن حضرت پرسید.در پاسخ فرمود: در لباسی که روی پوستین است و لباسی که در زیر آن است نماز مگزار.9 - على بن مهزیار گوید: ابراهیم بن عقبه طی نامه ای به امام جواد علیه السَّلام نوشت: نزد ما، جوراب ها وبندهای شلواری است که که از پشم خرگوش بافته می شود. آیا نماز در پشم خرگوش بدون ضرورت و بدون تقیّه جایز است؟حضرتش در پاسخ نوشت: نماز در آن جایز نیست.10 - محمّد بن عبد الجبّار گوید: به امام حسن عسکری علیه السَّلام طی نامه ای نوشتم و پرسیدم: آیا با کلاهی که از ابریشم خالص، یا از دیبا است، می توان نماز خواند؟آن حضرت علیه السَّلام در پاسخ نوشت: نماز در ابریشم خالص جایز نیست.

11 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ إِسْحَاقَ الْعَلَوِيٌّ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سُلَيْمَانَ الدَّيْلَمِي عَنْ قُرَيْتٍ عَنِ ابْنِ أَبِي يَعْفُورٍ قَالَ: كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام إِذْ دَخَلَ عَلَيْهِ رَجُلٌ مِنَ الْخَزَّازِينَ.فَقالَ لَهُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! مَا تَقُولُ فِى الصَّلاَةِ فِي الْخَزْ .فَقالَ: لَا بَأْسَ بِالصَّلاَةِ فِيهِ .فَقالَ لَهُ الرَّجُلُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنَّهُ مَيْتٌ وَهُوَ عِلاجِي وَأَنَا أَعْرِفُهُ.فَقالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: أَنَا أَعْرَفُ بِهِ مِنْكَ .فَقالَ لَهُ الرَّجُلُ: إِنَّهُ عِلاجِي وَ لَيْسَ أَحَدٌ أَعْرَفَ بِهِ مِنِّي.فَتَبَسَّمَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام ثُمَّ قَالَ لَهُ: أَتَقُولُ: إِنَّهُ دَابَّةٌ تَخْرُجُ مِنَ الْمَاءِ، أَوْ تُصَادُ مِنَ الْمَاءِ فَتُخْرَجُ فَإِذَا فُقِدَ الْمَاءُ مَاتَ.فَقالَ الرَّجُلُ: صَدَقْتَ جُعِلْتُ فِدَاكَ! هَكَذَا هُوَ .11 - ابن أبي يعفور گوید:خدمت امام صادق علیه السَّلام بودم که یکی از خز فروشان وارد شد و عرض کرد: قربانت گردم! نظر شما درباره نماز در پوست خز چیست؟فرمود: نماز در آن اشکالی ندارد.آن مرد عرض کرد: قربانت گردم! این پوست، مردار است و این حرفۀ من است که من به نیکی با آن آشناهستم.امام صادق علیه السَّلام فرمود: من دربارۀ آن از تو آگاه ترم.خز فروش گفت: این حرفهٔ من است و کسی در این مورد از من آگاه تر نیست.امام صادق علیه السَّلام تبسّم نمود، سپس فرمود: مگر این حیوان، همان حیوانی نیست که از آب می گیرند، یا از آب شکارش می کنند و چون به بیرون آب آورده می شود، می میرد؟عرض کرد: راست فرمودید، قربانت گردم! همان حیوان است.

فَقَالَ لَهُ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام: فَإِنَّكَ تَقُولُ: إِنَّهُ دَابَّةٌ تَمْشِي عَلَى أَرْبَعٍ، وَ لَيْسَ هُوَ عَلَى حَدٌ الْحِيتَانِ، فَيَكُونَ ذَكَاتُهُ خُرُوجَهُ مِنَ الْمَاءِ .فَقالَ الرَّجُلُ: إِي وَ اللَّهِ، هَكَذَا أَقُولُ .فَقالَ لَهُ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: فَإِنَّ اللهَ تَبَارَكَ وَتَعَالَى أَحَلَّهُ وَ جَعَلَ ذَكَاتَهُ مَوْتَهُ، كَمَا أَحَلَّ الْحِيتَانَ وَ جَعَلَ ذَكَاتَهَا مَوْتَهَا.12 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ سَعْدِ الْأَحْوَصِ قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَن الرّضَا علیه السَّلام عَن الصَّلاةِ فِي جُلُودِ السباع.فَقالَ: لَا تُصَلِّ فِيهَا.قَالَ: وَ سَأَلْتُهُ هَلْ يُصَلِّي الرَّجُلُ فِي ثَوْبِ إِبْرِيسَم؟فَقالَ: لَا.امام صادق علیه السَّلام فرمود: مگر منظور تو آن حیوانی نیست که بر چهار دست و پا راه می رود و مانند ماهی ها نیست که خارج شدنش از آب، تذکیه آن باشد؟گفت: آری به خدا سوگند که منظورم همان حیوان است.امام صادق علیه السَّلام فرمود: همانا خداوند تبارک و تعالی آن را حلال کرده و تذکیۀ آن را مردنش قرار داده است، همان طوری که ماهی ها را حلال فرموده و تذکیۀ آن ها را مردنشان قرار داده است.12 - اسماعیل بن سعد احوص گوید: از امام رضا علیه السَّلام در مورد نماز در پوست درندگان پرسیدم.فرمود: در آن ها نماز مگزار.راوی گوید: هم چنین از آن حضرت پرسیدم: آیا مرد می تواند در لباس ابریشم نماز بخواند؟فرمود: نه.

13 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ عَلِيَّ بْنِ عُقْبَةَ عَنْ مُوسَى بْنِ أُكَيْلٍ الْمَيْرِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ يَكُونُ فِي السَّفَرِ وَ مَعَهُ السِّكِّينُ فِي خُفْهِ لَا يَسْتَغْنِي عَنْهَا أَوْ فِي سَرَاوِيلِهِ مَشْدُوداً وَ الْمِفْتَاحُ يَخَافُ عَلَيْهِ الضَّيْعَةَ، أَوْ فِي وَسَطِهِ الْمِنْطَقَةُ فِيهَا حَدِيدٌ.قَالَ: لَا بَأْسَ بِالسِّكِّينِ وَ الْمِنْطَقَةِ لِلْمُسَافِرِ فِي وَقْتِ ضَرُورَةٍ، وَ كَذَلِكَ الْمِفْتَاحُ يَخَافُ عَلَيْهِ، أَوْ فِي النِّسْيَانِ، وَ لَا بَأْسَ بِالسَّيْفِ وَكَذَلِكَ آلَةُ السَّلاحَ فِي الْحَرْبِ، وَ فِي غَيْرِ ذَلِكَ لَا تَجُوزُ الصَّلاةُ فِي شَيْءٍ مِنَ الْحَدِيدِ، فَإِنَّهُ نَجَسٌ مَمْسُوحٌ.14 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ أَبِي عَلِيِّ بْنِ رَاشِدِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام: مَا تَقُولُ فِي الْفِرَاءِ أَيُّ شَيْءٍ يُصَلَّى فِيهِ؟فَقَالَ: أَيُّ الْفِرَاءِ؟قُلْتُ: الْفَنَكَ وَ السِّنْجَابَ وَ السَّمُورَ.13 - موسى بن اکیل نمیری گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: شخصی در سفر و (در حال نماز کاردی به همراه دارد که در کفش اوست و بدان نیاز دارد، یا آن را به شلوار خود بسته است، کلیدی همراه اوست که می ترسد، گم شود، یا کمربندی دارد که آهن در آن به کار رفته است (حکمش چیست؟))فرمود: به همراه داشتن کارد و کمربند برای مسافر از روی ضرورت، یا کلیدی که از گم شدنش می ترسد، یا از روی فراموشی چنین چیزهایی همراه اوست، اشکال ندارد. هم چنین به همراه داشتن شمشیر و هر سلاح جنگی ایرادی ندارد، امّا در غیر این موارد، نماز خواندن با هر چیز آهنی (که به همراه نمازگزار باشد جایز نیست؛ زیرا آهن نجس است که مسخ شده و از صورت اصلی خود بیرون آمده است.)14 - ابو على بن راشد گوید: به امام باقر علیه السَّلام عرض کردم: در مورد پوستین ها چه می فرمایید؟ در کدام یک از آن ها می توان نماز خواند؟فرمود: مراد تو کدام یک از آن هاست؟عرض کردم: پوست دله، سنجاب و سمور.

قَالَ: فَصَلِّ فِي الْفَنَكِ وَ السِّنْجَابِ فَأَمَّا السَّمُورُ فَلَا تُصَلِّ فِيهِ.قُلْتُ: فَالتَّعَالِبُ نُصَلِّي فِيهَا؟قَالَ: لَا ، وَلَكِنْ تَلْبَسُ بَعْدَ الصَّلاَةِ.قُلْتُ: أَصَلِّي فِي الثَّوْبِ الَّذِي يَلِيهِ؟قَالَ: لَا.15 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عِبْدِيلِ عَنِ ابْنِ سِنَانٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جُنْدَبٍ عَنْ سُفْيَانَ بْنِ السِّمْطِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:الرَّجُلُ إِذَا اتَّزَرَ بِثَوْبِ وَاحِدٍ إِلَى تُنْدُوَتِهِ صَلَّى فِيهِ.قَالَ: وَ قَرَأْتُ فِي كِتَابٍ مُحَمَّدِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ إِلَى أَبِي الْحَسَنِ علیه السَّلام يَسْأَلُهُ عَنِ الْفَتَكِ يُصَلَّى فِيهِ.فَكَتَبَ: لَا بَأْسَ بِهِ.وَكَتَبَ يَسْأَلُهُ عَنْ جُلُودِ الْأَرَانِبِ.فرمود: در پوستین دله و سنجاب نماز بگزار؛ ولی در پوستین سمور نماز نخوان.گفتم: آیا در پوستین روباه می توانم نماز بگزارم؟فرمود: نه، ولی بعد از نماز می توانی آن را بپوشی.عرض کردم: آیا در لباسی که موقع پوشیدن با آن در تماس بوده می توانم، نماز بخوانم؟فرمود: نه.15 - سفیان بن سمط گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:هرگاه مردی با یک پوشش، تا سینه خود را بپوشاند، می تواند در آن نماز بگزارد.راوی گوید: من نامه محمّد بن ابراهیم به امام کاظم علیه السَّلام را خواندم در آن نامه از حضرتش پرسیده بود: آیا در پوستین دله می توان نماز خواند؟امام علیه السَّلام در پاسخ نوشته بود: اشکالی ندارد.هم چنین از آن حضرت طی نامه ای از پوستین خرگوش پرسید.

فَكَتَبَ علیه السَّلام: مَكْرُوهُ.وَ كَتَبَ يَسْأَلُهُ عَنْ ثَوْبِ حَشْوُهُ قَرٌّ يُصَلَّى فِيهِ.فَكَتَبَ: لَا بَأْسَ بِهِ.16 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ إِسْحَاقَ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ مُقَاتِلِ بْنِ مُقَاتِلِ قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَن علیه السَّلام عَنِ الصَّلاةِ فِي السَّمُورِ وَ السِّنْجَابِ وَالثَّعْلَبِفَقالَ: لَا خَيْرَ فِي ذَلِكَ كُلِّهِ مَا خَلاَ السِّنْجَابَ، فَإِنَّهُ دَابَّةٌ لَا تَأْكُلُ اللَّحْمَ.17 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْن عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْن سِنَانِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام أَنَّهُ كَرِهَ أَنْ يُصَلِّيَ وَ عَلَيْهِ ثَوْبٌ فِيهِ تَمَاثِيلُ.18 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ: قُلْتُ لَهُ: الطَّيْلَسَانُ يَعْمَلُهُ الْمَجُوسُ أَصَلَّى فِيهِ ؟قَالَ: أَلَيْسَ يُغْسَلُ بِالْمَاءِ؟حضرت علیه السَّلام در پاسخ نوشت: نماز در آن مکروه است.هم چنین از آن حضرت پرسید: آیا در لباسی که درون آن از ابریشم است می توان نماز خواند؟امام علیه السَّلام نوشت: ایرادی ندارد.16 - مقاتل بن مقاتل گوید: از امام رضا علیه السَّلام دربارۀ نماز در پوست سمور، سنجاب و روباه پرسیدم.فرمود: در آن ها خیری نیست، مگر سنجاب که حیوان گوشتخواری نیست.17 - عبدالله بن سنان گوید: امام صادق علیه السَّلام از خوش نداشت در لباسی نماز بخواند که در آن تصویری نقش بسته است.18 - ابو بصیر گوید: به امام باقر علیه السَّلام گفتم: آیا در طیلسانی (1که مجوسان می دوزند می توانم نماز بخوانم؟)فرمود: آیا این لباس با آب شسته نمی شود؟


1) طیلستان نوعی لباس گشاد و بلندی است که خطیبان، قاضیان و کشیشان مسیحی بر دوش اندازند

قُلْتُ: بَلَى.قَالَ: لَا بَأسَ.قُلْتُ : الثَّوْبُ الْجَدِيدُ يَعْمَلُهُ الْحَائِكَ أُصَلِّي فِيهِ؟قَالَ: نَعَمْ.19 - مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنِ الْعِيصِ بن الْقَاسِم قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنِ الرَّجُل يُصَلِّي فِي ثَوْبِ الْمَرْأَةِ وَفِي إِزَارِهَا وَيَعْتَمُ بِخِمَارِهَا.قَالَ: نَعَمْ إِذَا كَانَتْ مَأْمُونَةٌ.20 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ اَیُّوبَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمانَ قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنِ الدَّرَاهِم السُّودِ الَّتِي فِيهَا التمَاثِيلُ أَ يُصَلِّي الرَّجُلُ وَ هِيَ مَعَهُ؟فَقالَ: لَا بَأْسَ إِذَا كَانَتْ مُوَارَاةٌ.عرض کردم: آری.فرمود: اشکالی ندارد.پرسیدم: آیا با لباس نوی که بافنده می بافد، می توانم نماز بخوانم؟فرمود: آری.19 - عيص بن قاسم گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: آیا مرد می تواند در لباس زن و یا لنگ او نماز بخواند، یا مقنعه او را عمّامۀ خود سازد؟فرمود: آری، اگر آن زن امین باشد (و از نجاسات اجتناب ورزد.)20 - حمّاد بن عثمان گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: آیا انسان می تواند با همراه داشتن در هم هایی که در آن ها عکس اشکالی نقش بسته نماز گزارد؟فرمود: اگر پوشیده باشند، اشکالی ندارد.

21 - وَ فِي رِوَايَةِ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ الْحَجَّاجِ عَنْهُ قَالَ: قَالَ:لَا بُدَّ لِلنَّاسِ مِنْ حِفْظِ بَضَائِعِهِمْ، فَإِنْ صَلَّى وَهِيَ مَعَهُ فَلْتَكُنْ مِنْ خَلْفِهِ، وَ لَا يَجْعَلْ شَيْئاً مِنْهَا بَيْنَهُ وَبَيْنَ الْقِبْلَةِ.22 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:تُكْرَهُ الصَّلاةُ فِي التَّوْبِ الْمَصْبُوعَ الْمُشْبَعِ الْمُقْدَمِ.23 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى رَفَعَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:صَلِّ فِي مِنْدِيلِكَ الَّذِي تَتَمَنْدَلُ بِهِ، وَ لَا تُصَلِّ فِي مِنْدِيلٍ يَتَمَنْدَلُ بِهِ غَيْرُكَ.24 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى رَفَعَهُ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:لا تُصَلِّ فِيما شَفَّ أَوْ سُفْ يَعْنِي التَّوْبَ الْمُصَيْقَلَ.وَ رُوِيَ لَا تُصَلِّ فِي ثَوْبٍ أَسْوَدَ ، فَأَمَّا الْخُفُّ أَوِ الْكِسَاءُ أَوِ الْعِمَامَةُ فَلَا بَأْسَ.21 - و در روایت عبدالرّحمان بن حجّاج آمده است: امام صادق علیه السَّلام فرمود:مردم از حفظ و نگهداری سرمایه های خود ناگزیرند. پس آن گاه که می خواهند نماز بخوانند و آن را به همراه دارند، باید کاری کنند که در پشت ایشان قرار گیرد (یا به پشت خود ببندند و نباید آن وسایل میان نمازگزار و قبله حایل شود.)22 - حمّاد بن عثمان گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:خواندن نماز در لباسی که به رنگ سرخ سیر است، مکروه است.23 - محمّد بن یحیی در روایت مرفوعه ای گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:در حوله ای که بدن خود را با آن پاک می کنی، می توانی نماز بخوانی؛ ولی در حوله ای که دیگری بدن خود را با آن پاک می کند، نماز مخوان.24 - محمّد بن یحیی در روایت مرفوعه ای گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:در لباس نازک یا رنگارنگ و برّاق نماز مگزار.وروایت شده است: در لباس سیاه نماز مگزار، امّا خواندن نماز با کفش (مخصوص عربی که انگشتان پا بیرون است یا کساء یا عمّامه سیاه، اشکالی ندارد.)

25 - أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنِ السَّيَّارِيِّ عَنْ أَبِي يَزِيدَ الْقَسْمِيَّ - وَ قَسْمٌ حَيٌّ مِنَ الْيَمَنِ - بِالْبَصْرَةِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرّضَا علیه السَّلام أَنَّهُ سَأَلَهُ عَنْ جُلُودِ الدَّارِشِ الَّتِي يُتَّخَذُ مِنْهَا الْخِفَافُ.قَالَ: فَقالَ: لَا تُصَلِّ فِيهَا ، فَإِنَّهَا تُدْبَغُ بِخُرْءِ الْكِلاَبِ.26 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ رَفَعَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام فِي الْخَنِّ الْخَالِصِ أَنَّهُ لَا بَأْسَ بِهِ، فَأَمَّا الَّذِي يُخْلَطُ فِيهِ وَبَرُ الْأَرَانِبِ، أَوْ غَيْرُ ذَلِكَ مِمَّا يُشْبِهُ هَذَا فَلَا تُصَلِّ فِيهِ.27 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ الْبَرْقِيِّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ سُلَيْمَانَ عَنْ جَرَّاحِ الْمَدَائِنِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام أَنَّهُ كَانَ يَكْرَهُ أَنْ يَلْبَسَ الْقَمِيصَ الْمَكْفُوفَ بِالدِّيبَاجُ وَ يَكْرَهُ لِبَاسَ الْحَرِيرِ وَلِبَاسَ الْوَشْي وَ يَكْرَهُ الْمِيثَرَةَ الْحَمْرَاءَ، فَإِنَّهَا مِيثَرَةُ إِبْلِيسَ.25 - ابو یزید قسمی (قسم قبیله ای از مردم یمن است که در شهر بصره ساکن هستند گوید: از امام رضا علیه السَّلام دربارۀ پوستین های دارش (1)که از آن کفش سازند پرسیدم.)فرمود: در آن پوستین ها نماز مگزار، چرا که با فضلهٔ سگ ها دبّاغی می شوند.26 - احمد بن محمّد در روایت مرفوعه ای گوید: امام صادق علیه السَّلام اما درباره نماز در پارچۀ ابریشم خالص فرمود:اشکالی ندارد ولی در ابریشمی که مخلوط با پشم خرگوش یا چیزی مانند آن باشد، نمی توان نماز گزارد.27 - جراح مدائنی گوید:امام صادق علیه السَّلام داشت پیراهنی را که حاشیه دیبا داشت بپوشد، و لباس حریر و لباس نگارین را (نیز مکروه می داشت، هم چنین زین سرخ رنگ را نیز مکروه می داشت؛ زیرا این نمد، زین ابلیس است.)


1) پوست سیاه معروفی است

28 - مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنِ الْحَلَبِيُّ قَالَ:قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: الْخِفَافُ عِنْدَنَا فِي السُّوقِ نَشْتَرِيهَا فَمَا تَرَى فِي الصَّلَاةِ فِيهَا ؟فَقالَ: صَلِّ فِيهَا حَتَّى يُقَالَ لَكَ: إِنَّهَا مَيْتَةٌ بعَيْنها.29 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ رَفَعَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:يُكْرَهُ الصَّلاةُ إِلَّا فِي ثَلاثَةِ الْخُفِّ والعِمَامَةِ وَالْكِسَاء.30 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَسِّن بْن أَحْمَدَ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: قُلْتُ لَهُ: أَصَلَّى فِي الْقَلَنْسُوَةِ السَّوْدَاءِ؟فَقالَ: لَا تُصَلِّ فِيهَا، فَإِنَّهَا لِبَاسُ أَهْلِ النَّارِ.31 - عَلِيٌّ عَنْ سَهْلِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنِ الْحَسَنِ بْن الْجَهُم قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي الْحَسَنِ علیه السَّلام: أَعْتَرِضُ السُّوقَ فَأَشْتَرِي خُفَا لَا أَدْرِي أَ ذَكِيٌّ هُوَ أَمْ لَا؟قَالَ: صَلَّ فِيهِ.28 - حلبی گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم در منطقۀ ما نوعی کفش در بازار است که ما آن ها را می خریم، نماز در آن ها را چگونه می بینید؟فرمود: می توانی در آنها نماز بگزاری که تا وقتی که به تو گفته شود: آنها از پوست مردار است.29 - احمد بن محمّد در روایت مرفوعه ای گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:نماز در لباس سیاه مکروه است، مگر در سه چیز کفش، عمامه و عباء.30 - راوی گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم: آیا میتوانم با کلاه سیاه نماز بخوانم؟فرمود: با کلاه سیاه نماز مگزار که پوشش دوزخیان است.31 - حسن بن جهم گوید: به امام رضا علیه السَّلام گفتم: وارد بازار می شوم و کفشی می خرم، نمی دانم که پوست آن تذکیه شده است یا نه؟فرمود: با آن نماز بگزار.

قُلْتُ: فَالنَّعْلُ؟قَالَ: مِثْلُ ذَلِكَ.قُلْتُ: إِنِّي أَضِيقُ مِنْ هَذَا.قَالَ: أَتَرْغَبُ عَمَّا كَانَ أَبُو الْحَسَن علیه السَّلام يَفْعَلُهُ.32 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ مَهْزِيَارَ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الصَّلاَةِ فِى جُرْمُوقٍ، وَأَتَيْتُهُ بِجُرْمُوقٍ فَبَعَثْتُ بِهِ إِلَيْهِ.فَقالَ: يُصَلَّى فِيهِ.33 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنِ الْعَمْرَكِيَّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَخِيهِ أَبِي الْحَسَنِ علیه السَّلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ صَلَّى وَ فِي كُمِّهِ طَيْرٌ.قَالَ: إِنْ خَافَ الذَّهَابَ عَلَيْهِ فَلا بَأْسَ.قَالَ: وَ سَأَلْتُهُ عَنِ الْخَلاَخِلِ هَلْ يَصْلُحُ لِلنِّسَاءِ وَ الصِّبْيَانِ لُبْسُهَا؟فَقالَ: إِذَا كَانَتْ صَمَّاءَ فَلَا بَأْسَ، وَإِنْ كَانَتْ لَهَا صَوْتٌ فَلَا.عرض کردم: نعلین چطور؟فرمود: حکمش مانند آن است.گفتم: نسبت به این حکم سینه ام تنگ می شود.فرمود: آیا از آن چه که امام کاظم علیه السَّلام انجام می داد، دوری میکنی؟!32 - ابراهيم بن مهزیار گوید: از امام علیه السَّلام درباره خواندن نماز در جرموق (که نوعی از موزه است پرسیدم و پرسیدم و آن را برای آن حضرت فرستادم.)فرمود: می توان در آن نماز خواند.33 - علّی بن جعفر گوید: از برادرم امام کاظم علیه السَّلام پرسیدم: کسی نماز می خواند پرنده ای در آستین یا جیب لباس خود دارد، حکمش چیست؟فرمود: اگر می ترسد که رها شود و پرواز نماید، همراه داشتن آن اشکالی ندارد.گوید: هم چنین از آن حضرت دربارۀ خلخال پرسیدم که آیا برای زنان و اطفال پوشیدن آن (در حال نماز درست است؟)فرمود: اگر خلخال بی صدا باشد، اشکالی ندارد. امّا اگر صدا دار است، نمی تواند با آن نماز بخواند.

34 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي الْفَضْلِ الْمَدَائِنِي عَمَّنْ حَدَّثَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:لَا يُصَلِّ الرَّجُلُ وَ فِي تِكْتِهِ مِفْتَاحُ حَدِيدٍ.35 - عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِي عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:قَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله: لَا يُصَلِّ الرَّجُلُ وَ فِي يَدِهِ خَاتَمُ حَدِيدٍ.وَ رُوِيَ: إِذَا كَانَ الْمِفْتَاحُ فِي غِلَافٍ فَلَا بَأْسَ.### بخش شصت و یکم#### حکم نماز در لباس نجس _ دانسته یا ندانسته _....(61 بَابُ الرَّجُلِ يُصَلِّي فِي الثَّوْبِ وَ هُوَ غَيْرُ طَاهِرٍ عَالِماً أَوْ جَاهِلاً)1 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ صَفْوَانَ عَنِ الْعِيصِ بْنِ الْقَاسِم قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنْ رَجُلٍ صَلَّى فِي ثَوْبِ رَجُلٍ أَيَّامًا ثُمَّ إِنَّ صَاحِبَ الثَّوْبِ أَخْبَرَهُ أَنَّهُ لَا يُصَلَّى فِيهِ.قَالَ: لَا يُعِيدُ شَيْئاً مِنْ صَلاتِهِ.34 - راوی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: شخص نباید در حالی که کلید آهنی در بند شلوار دارد، نماز بخواند.35 - سکونی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود: انسان نباید در حالی که انگشتر آهنی به انگشت دارد، نماز بخواند.و روایت شده است که اگر کلید در غلاف و پوششی باشد، اشکال ندارد.### بخش شصت و یکم#### حکم کسی که در لباس نجس _ دانسته یا ندانسته _ نماز می خواند1 - عيص بن قاسم گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم شخصی در لباس دیگری چند روز نماز می خواند، سپس صاحب لباس به او خبر می دهد که در این لباس (به جهت نجس بودن نمی توان نماز خواند.)فرمود: لازم نیست هیچ یک از نمازهای خود را اعاده کند.

قَالَ:2 - وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍسَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنِ الرَّجُلِ يُصَلِّي وَ فِي ثَوْبِهِ عَذِرَةٌ مِنْ إِنْسَانٍ أَوْ سِنَّوْرٍ أَوْ كَلْبِ أَ يُعِيدُ صَلَاتَهُ ؟فَقالَ: إِنْ كَانَ لَمْ يَعْلَمْ فَلَا يُعِيدُ.3 - أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْن أَحْمَدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ أَبِي سَعِيدٍ الْمُكَارِي عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام أَوْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:لَا تُعَادُ الصَّلاةُ مِنْ دَمٍ لَمْ تُبْصِرْهُ غَيْرَ دَمِ الْحَيْضِ، فَإِنَّ قَلِيلَهُ وَ كَثِيرَهُ فِي الثَّوْبِ إِنْ رَآهُ أَوْ لَمْ يَرَهُ سَوَاءٌ.4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْن عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ بَعْضٍ مَنْ رَوَاهُ عَنْ عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:2 - عبدالله بن سنان گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: شخصی نماز می خواند و لباس او آلوده به نجاست آدمی، گربه یا سگ بود، آیا باید نماز خود را اعاده کند؟فرمود: اگر نمی دانسته، لازم نیست اعاده کند.3 - ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السَّلام، یا امام باقر علیه السَّلام فرمود:اعاده نماز برای خونی که به چشم نمی آید، لازم نیست، مگر خون حیض که کم و زیاد آن در لباس چه آن را ببیند یا نبیند یکسان است.4 - راوی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

إِذَا أَصَابَ ثَوْبَكَ خَمْرٌ أَوْ نَبِيدٌ مُسْكِرٌ فَاغْسِلُهُ إِنْ عَرَفْتَ مَوْضِعَهُ فَإِنْ لَمْ تَعْرِفْ مَوْضِعَهُ فَاغْسِلُهُ كُلَّهُ، وَ إِنْ صَلَّيْتَ فِيهِ فَأَعِدْ صَلاتَكَ.5 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ خَيْرَانَ الْخَادِمِ قَالَ:كَتَبْتُ إِلَى الرَّجُلِ علیه السَّلام أَسْأَلُهُ عَنِ التَّوْبِ يُصِيبُهُ الْخَمْرُ وَ لَحْمُ الْخِنْزِيرِ أَ يُصَلَّى فِيهِ أَمْ لَا؟ فَإِنَّ أَصْحَابَنَا قَدِ اخْتَلَفُوا فِيهِ .فَقالَ بَعْضُهُمْ: صَلِّ فِيهِ، فَإِنَّ اللهَ إِنَّمَا حَرَّمَ شُرْبَهَا.وَ قَالَ بَعْضُهُمْ: لَا تُصَلِّ فِيهِ.فَكَتَب علیه السَّلام: تُصَلِّ فِيهِ فَإِنَّهُ رِجْسٌ.قَالَ: وَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَن الَّذِي يُعِيرُ ثَوْبَهُ لِمَنْ يَعْلَمُ أَنَّهُ يَأْكُلُ الْجِرِّيَّ، أَوْ يَشْرَبُ الخَمْرَ فَيَرُدُّهُ أَ يُصَلِّى فِيهِ قَبْلَ أَنْ يَغْسِلَهُ.قَالَ: لَا يُصَلِّ فِيهِ حَتَّى يَغْسِلَهُ؟هرگاه خمر یا شراب مست کننده به لباس تو برسد، اگر جای آن را می دانی همان جا را بشوی، و در صورتی که جای آن را نمی دانی، تمام آن را بشوی، و اگر در آن نماز خوانده ای، نمازت را اعاده کن.5 - خیران خادم (از اصحاب امام هادی علیه السَّلام می گوید: به امام صلوات الله علیه طی نامه ای نوشتم و از آن حضرت سؤال کردم: آیا در لباسی که شراب یا گوشت خوک با آن برخورد می کند، می توان نماز خواند؟ زیرا یاران ما در این مسأله اختلاف نظر دارند. بعضی از آن ها گویند: می توان در این لباس نماز خواند، زیرا خداوند نوشیدن آن را احرام کرده است، و بعضی دیگر گویند: در آن نماز مگزار.)امام علیه السَّلام نوشت: در آن لباس نماز مگزار؛ زیرا آن لباس، نجس است.راوی گوید: هم چنین از امام صادق علیه السَّلام سؤال کردم: شخصی که لباس خود را به کسی عاریه می دهد و می داند که او ماهی جری (1می خورد و شراب می نوشد، سپس لباس را به او بر می گرداند، آیا می تواند پیش از شستن، در آن لباس نماز بخواند؟)فرمود: نه، در آن لباس نماز نخواند، تا این که آن را بشوید.


1) نوعی ماهی که پولک ندارد و خوردن آن حرام است

6 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَانِ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَهِ علیه السَّلام فِي رَجُلٍ صَلَّى فِي ثَوْبٍ فِيهِ جَنَابَةٌ لا رَكْعَتَيْنِ، ثُمَّ عَلِمَ بِهِ.قَالَ: عَلَيْهِ أَنْ يَبْتَدِئَ الصَّلَاةَ.قَالَ: وَ سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ صَلَّى وَ فِي ثَوْبِهِ جَنَابَةٌ أَوْ دَمٌ حَتَّى فَرَغَ مِنْ صَلَاتِهِ ثُمَّ عَلِمَ.قَالَ: قَدْ مَضَتْ صَلاتُهُ وَ لَا شَيْءٍ عَلَيْهِ.7 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيَّ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَبَلَةَ عَنْ سَيْفٍ عَنْ مَنْصُورِ الصَّيْقَلِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:قُلْتُ لَهُ رَجُلٌ أَصَابَتْهُ جَنَابَةٌ بِاللَّيْلِ فَاغْتَسَلَ فَلَمَّا أَصْبَحَ نَظَرَ فَإِذَا فِي ثَوْبِهِ جَنَابَةٌ.فَقالَ: الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَمْ يَدَعْ شَيْئاً إِلَّا وَ لَهُ حَدٌ إِنْ كَانَ حِينَ قَامَ نَظَرَ فَلَمْ يَرَ شَيْئاً فَلَا إِعَادَةَ عَلَيْهِ، وَ إِنْ كَانَ حِينَ قَامَ لَمْ يَنْظُرْ فَعَلَيْهِ الْإِعَادَةُ.6 - ابو بصیر گوید: از امام صادق علیه السَّلام دربارۀ شخصی که دو رکعت نماز در لباسی می خواند که در آن جنب شده است، سپس متوجّه می شود، فرمود: باید نماز را از سر بگیرد.راوی گوید: هم چنین از آن حضرت پرسیدم شخصی در لباس خود نماز می گزارد، در حالی که لباسش به منی یا خون آلوده بود و بعد از نماز متوجّه می شود (چه حکمی دارد؟)فرمود: نماز او درست است و چیزی بر او لازم نیست.7 - منصور صیقل گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: مردی شب جنب می شود و غسل می کند، چون صبح می شود نگاه می کند و در لباس خود منی می بیند (وظیفه او چیست؟)فرمود: حمد و سپاس خداوندی را سزاست که برای هر چیزی حدّی قرار داده است. اگر هنگامی که از خواب برخاسته به لباسش نگاه کرده و چیزی را ندیده است، اعادۀ نماز بر او لازم نیست. ولی اگر وقتی که از خواب برخاسته، به لباس خود نگاه نکرده باشد، اعاده نماز بر او لازم است.

8 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السَّلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ يَرَى فِي ثَوْبِ أَخِيهِ دَماً وَهُوَ يُصَلَّى.قَالَ: لَا يُؤْذِنُهُ حَتَّى يَنْصَرِفَ.9 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْن سِنَانِ قَالَ : سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنْ رَجُلٍ أَصَابَ ثَوْبَهُ جَنَابَةٌ أَوْ دَمٌ.قَالَ: إِنْ كَانَ عَلِمَ أَنَّهُ أَصَابَ ثَوْبَهُ جَنَابَةٌ قَبْلَ أَنْ يُصَلِّيَ ثُمَّ صَلَّى فِيهِ وَ لَمْ يَغْسِلْهُ فَعَلَيْهِ أَنْ يُعِيدَ مَا صَلَّى وَ إِنْ كَانَ لَمْ يَعْلَمْ بِهِ فَلَيْسَ عَلَيْهِ إِعَادَةٌ، وَإِنْ كَانَ يَرَى أَنَّهُ أَصَابَهُ شَيْءٌ فَنَظَرَ فَلَمْ يَرَ شَيْئاً أَجْزَأَهُ أَنْ يَنْضَحَهُ بِالْمَاءِ.10 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْن سِنَانِ عَن ابْن مُسْكَانَ قَالَ: بَعَثْتُ بِمَسْأَلَةٍ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام مَعَ إِبْرَاهِيمَ بْنِ مَيْمُونٍ قُلْتُ: سَلْهُ عَنِ الرَّجُلِ يَبُولُ فَيُصِيبُ فَخِذَهُ قَدْرُ نُكْتَةٍ مِنْ بَوْلِهِ، فَيُصَلِّي وَ يَذْكُرُ بَعْدَ ذَلِكَ أَنَّهُ لَمْ يَغْسِلْهَا.8 - محمّد بن مسلم گوید: از امام (باقر یا امام صادق علیهما السَّلام پرسیدم: شخصی در لباس برادر (دینی) خود که در حال نماز است، خونی می بیند (وظیفه او چیست؟))فرمود: نباید به او خبر دهد تا این که نمازش را تمام نماید.9 - عبد الله بن سنان گوید: از امام صادقعلیه السَّلام در مورد شخصی که لباسش به منی یا خون آلوده است، پرسیدم.فرمود: اگر پیش از نماز بداند که لباسش آلوده به منی است و آن را نشوید و در همان لباس نماز بخواند، بر او لازم است که نماز خود را اعاده کند، ولی اگر از آن خبر نداشته، اعاده نماز بر او لازم نیست.هم چنین اگر گمان کند که لباسش به نجاستی آلوده است و چون نگاه کند، چیزی نبیند، همین که مقداری آب بر آن بریزد، او را کفایت می کند.10 - ابن مسکان گوید: توسّط ابراهیم بن میمون مسأله ای را حضور امام صادق علیه السَّلام فرستادم و گفتم که از آن حضرت بپرس: شخصی به هنگام بول به اندازۀ نقطه ای رانش آلوده می شود و با آن حال نماز می خواند و بعد از نماز متوجّه می شود که آنجا را نشسته است (چه وظیفه ای دارد؟)

قَالَ: يَغْسِلُهَا وَ يُعِيدُ صَلاتَهُ.11 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ فَضَالَةَ عَنْ أَبَانِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنِ الرَّجُلِ يُصَلِّي وَ فِي ثَوْبِهِ عَذِرَةٌ مِنْ إِنْسَانٍ أَوْ سِنَّوْرٍ أَوْ كَلْبٍ أَ يُعِيدُ صَلَاتَهُ ؟فَقالَ: إِنْ كَانَ لَمْ يَعْلَمْ فَلا يُعِيدُ.12 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْن سِنَانِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:اغْسِلْ ثَوْبَكَ مِنْ بَوْلِ كُلِّ مَا لَا يُؤْكَلُ لَحْمُهُ.13 - أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِي عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ عَمَّارٍ قَالَ :سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنِ الرَّجُلِ يَتَقَيَّةُ فِي ثَوْبِهِ يَجُوزُ أَنْ يُصَلِّيَ فِيهِ وَ لَا يَغْسِلَهُ.قَالَ: لَا بَأْسَ بِهِ.فرمود: باید آنجا را بشوید و نماز خود را اعاده کند.11 - عبدالرحمان بن ابی عبدالله گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: شخصی با لباس آلوده به نجاست آدمی، گربه یا سگ نماز می خواند، آیا باید نمازش را اعاده کند؟فرمود: اگر نمی دانسته، لازم نیست اعاده کند.12 - عبدالله بن سنان گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: لباس خود را (برای نماز از آلودگی بول هر حیوان حرام گوشت بشوی.)13 - عمّار گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: شخصی در لباس خود قی می کند، آیا می تواند نشسته با آن نماز بخواند؟فرمود: اشکالی ندارد.

14 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَلِيَّ بْنِ مَهْزِيَارَ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِي وَ عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَلِيَّ بْنِ مَهْزِيَارَ قَالَ:قَرَأْتُ فِي كِتَابِ عَبْدِ اللهِ بْنِ مُحَمَّدٍ إِلَى أَبِي الْحَسَنِ علیه السَّلام: جُعِلْتُ فِدَاكَ! رَوَى زُرَارَةً عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ وَ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام فِي الْخَمْرِ يُصِيبُ ثَوْبَ الرَّجُل أَنَّهُمَا قَالَا: لَا بَأْسَ بِأَنْ يُصَلَّى فِيهِ إِنَّمَا حُرِّمَ شُرْبُهَا.وَ رَوَى غَيْرُ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام أَنَّهُ قَالَ:إِذَا أَصَابَ ثَوْبَكَ خَمْرٌ أَوْ نَبِيدٌ يَعْنِي الْمُسْكِرَ فَاغْسِلْهُ إِنْ عَرَفْتَ مَوْضِعَهُ، وَإِنْ لَمْ تَعْرِفُ مَوْضِعَهُ فَاغْسِلُهُ كُلَّهُ، وَ إِنْ صَلَّيْتَ فِيهِ فَأَعِدْ صَلَاتَكَ فَأَعْلِمْنِي مَا أَخُذُ بِهِ.فَوَقَعَ بِخَطَّهِعلیه السَّلام : خُذْ بِقَوْلِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام.15 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي جَمِيلِ الْبَصْرِيُّ قَالَ:14 - علی بن مهزیار گوید: در نامه ای که عبدالله بن محمد به امام ابی الحسن علیه السَّلام نوشته بود، این گونه خواندم: قربانت گردم! زراره از امام باقر و امام صادق علیهما السَّلام روایت کرده که حضرتش فرمود: شخصی که لباسش آلوده به شراب است، می تواند در آن نماز بخواند؛ زیرا خداوند تنها نوشیدن آن را حرام فرموده است.و فرد دیگری، غیر زراره از امام صادق علیه السَّلام روایت کرده که آن حضرت فرمود: هرگاه لباست آلوده به شراب یا نبیذ - یعنی مست کننده - باشد، در صورتی که جای آن را می دانی، آن را بشوی، و اگر جای آن را نمی دانی، تمام آن را بشوی، و چنانچه در آن لباس نماز گزارده ای، نماز خود را اعاده کن. حال، من به کدام دستور عمل کنم؟آن حضرت به خطّ مبارک خود نوشت: طبق فرمایش امام صادق علیه السَّلام را انجام بده.15 - ابو جمیل بصری گوید:

كُنْتُ مَعَ يُونُسَ بِبَغْدَادَ وَ أَنَا أَمْشِي مَعَهُ فِي السُّوقِ، فَفَتَحَ صَاحِبُ الْفَقَّاعِ فَقَاعَهُ فَقَفَرَ فَأَصَابَ ثَوْبَ يُونُسَ، فَرَأَيْتُهُ قَدِ اغْتَمَّ بِذَلِكَ حَتَّى زَالَتِ الشَّمْسُ.فَقُلْتُ لَهُ: يَا أَبَا مُحَمَّدٍ ! أَ لَا تُصَلِّي؟قَالَ: فَقَالَ: لَيْسَ أُرِيدُ أَنْ أُصَلِّيَ حَتَّى أَرْجِعَ إِلَى الْبَيْتِ وَأَغْسِلَ هَذَا الْخَمْرَ مِنْ تَوْبِي.فَقُلْتُ لَهُ: هَذَا رَأْيِّ رَأَيْتَهُ، أَوْ شَيْءٌ تَرْوِيهِ؟فَقالَ : أَخْبَرَنِى هِشَامُ بْنُ الْحَكَم أَنَّهُ سَأَلَ أَبَا عَبْدِ اللهِ لا عَن الْفَفَّاع .فَقالَ: لَا تَشْرَبُهُ ، فَإِنَّهُ خَمْرٌ مَجْهولٌ، فَإِذَا أَصَابَ ثَوْبَكَ فَاغْسِلُهُ.16 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْوَاسِطِي عَنْ قَاسِمِ الصَّيْقَل قَالَ:كَتَبْتُ إِلَى الرِّضَا علیه السَّلام أَنِّي أَعْمَلُ أَعْمَادَ السُّيُوفِ مِنْ جُلُودِ الحُمُرِ الْمَيْتَةِ، فَيُصِيبُ ثِيَابِي فَأُصَلِّي فِيهَا؟فكتب علیه السَّلام إِلَيَّ : أَتَّخِذْ ثَوْباً لِصَلَاتِكَ.با یونس (بن عبدالرحمان در بازار بغداد راه می رفتم، آبجو فروشی در ظرف آبجو خود را گشود و مقداری از آن به لباس یونس رسید. یونس از این حادثه ناراحت و غمگین شد، تا این که ظهر فرا رسید.)به او گفتم: ای ابا محمّد! آیا نماز نمی خوانی؟گفت: نمی خواهم نماز بخوانم تا به خانه برگردم و این آلودگی را از لباس خود شست وشو دهم.به او گفتم: آیا این نظر خود توست، یا روایتی را نقل می کنی؟گفت: هشام بن حکم به من خبر داده است که او از امام صادق علیه السَّلام دربارۀ آبجو پرسیده است.حضرتش فرمود: آن را نیاشام؛ زیرا آن شرابی است که مردم از شراب بودنش ناآگاه هستند. و هرگاه لباست آلوده به آن شد، آن را بشوی. 16 - قاسم صیقل گوید: طی نامه ای به امام رضا علیه السَّلام نوشتم: من از پوست الاغ های مرده غلاف شمشیر می سازم و لباسم آلوده می شود، آیا می توانم در آن لباس نماز بخوانم؟آن حضرت علیه السَّلام برایم نوشت: برای نمازت لباس دیگری برگزین.

فَكَتَبْتُ إِلَى أَبِي جَعْفَرِ الثَّانِي علیه السَّلام: كُنْتُ كَتَبْتُ إِلَى أَبِيكَ علیه السَّلام بِكَذَا وَ كَذَا فَصَعَّبَ عَلَى ذَلِكَ فَصِرْتُ أَعْمَلُهَا مِنْ جُلُودِ الحُمُر الوَحْشِيَّةِ الذَّكِيَّةِ.فَكَتَبَ علیه السَّلام إِلَيَّ : كُلُّ أَعْمَالِ الْبِرِّ بِالصَّبْرِ _ يَرْحَمُكَ اللهُ !_ فَإِنْ كَانَ مَا تَعْمَلُ وَحْشِيّاً ذَكِيّاً فَلا بَأْسَ.### بخش شصت و دوّم#### شخصی که در حال دهان بسته،یا خضاب کرده نماز می گزارد(62 بَابُ الرَّجُلِ يُصَلِّي وَ هُوَ مُتَلَثَّمَ أوْ مُخْتَضِبٌ أَوْ لَا يُخْرِجُ يَدَيْهِ مِنْ تَحْتِ النُّوْبِ فِي صَلَاتِهِ)1 - مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ رِبْعِي عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام قَالَ: قُلْتُ لَهُ: أَ يُصَلَّى الرَّجُلُ وَ هُوَ مُتَلَدِّم؟فَقالَ: أَمَّا عَلَى الْأَرْضِ فَلَا، وَأَمَّا عَلَى الدَّابَّةِ فَلَا بَأْسَ.سپس خدمت امام جواد علیه السَّلام نوشتم: خدمت پدرت چنین و چنان نوشتم و کار بر من مشکل شد. اکنون آن را از پوست الاغ های وحشی _ که تذکیه شده اند _ می سازم.آن حضرت علیه السَّلام برایم نوشت: خداوند تو را رحمت کند! اعمال نیک را به صبر واگذار ( یعنی اگر از پوست مردار است زحمت عوض کردن لباس را بر خود هموار نموده و شکیبا باش امّا اگر آن چه را که می سازی از پوست تذکیه شده الاغ وحشی باشد، اشکالی ندارد.)بخش شصت و دوم: حكم شخصی که با دهان بند، یا خضاب کرده نماز می گزارد، یا در حال نماز دست خود را از زیر لباسش بیرون نمی آورد1 - محمّد بن مسلم گوید: به امام باقر علیه السَّلام عرض کردم: آیا جایز است انسان در حالی که روی دهان خود را بسته است، نماز گزارد؟ فرمود: اگر روی زمین باشد، جایز نیست، ولی اگر سوار بر مرکب باشد، اشکالی ندارد.

2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ أَبِي بَكْرِ الْحَضْرَمِي قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنِ الرَّجُلِ يُصَلِّي وَ عَلَيْهِ خِضَابُهُ.قَالَ: لَا يُصَلِّي وَهُوَ عَلَيْهِ، وَ لَكِنْ يَنْزِعُهُ إِذَا أَرَادَ أَنْ يُصَلِّيَ.قُلْتُ: إِنَّ حِنَّاهُ وَ خِرْقَتَهُ نَظِيفَةٌ .فَقالَ: لَا يُصَلِّى وَ هُوَ عَلَيْهِ، وَ الْمَرْأَةُ أَيْضاً لَا تُصَلِّي وَ عَلَيْهَا خِضَابُهَا.3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْحَجَّاجِ قَالَ: كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام فَدَخَلَ عَلَيْهِ عَبْدُ الْمَلِكِ الْقَمِّى .فَقالَ: أَصْلَحَكَ اللهُ أَسْجُدُ وَ يَدِي فِي ثَوْبِي .فَقالَ: إِنْ شِئْتَ.:قَالَ ثُمَّ قَالَ: إِنِّي وَ اللهِ! مَا مِنْ هَذَا وَ شِبْهِهِ أَخَافُ عَلَيْكُمْ.2 - ابوبكر حضر می گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: مردی خضاب کرده و هنوز به خضاب آلوده است، آیا می تواند نماز بخواند؟ فرمود: نمی تواند با حالت خضاب نماز بخواند. ولی هرگاه بخواهد نماز بخواند، باید آن را از خود برطرف کند.عرض کردم: اگر به حنا خضاب کرده باشد و پارچۀ آن پاک باشد چه وظیفه ای دارد؟فرمود: در حالی که خضاب بر ،اوست، نمی تواند نماز بخواند. هم چنین است زن در حالی که خضاب بر اوست، نباید نماز بخواند.3 - عبدالرّحمان بن حجّاج گوید: خدمت امام صادق علیه السَّلام بودم که عبدالملک قمی حضور آن حضرت شرف یاب شد و عرض کرد: خداوند کارهای شما را اصلاح فرماید! آیا میتوانم در حالی که دستم در جامه ام است، سجده کنم؟فرمود: اگر بخواهی ایرادی ندارد.راوی گوید: سپس آن حضرت فرمود: به خدا سوگند! من از این مسایل و مانند این بر شما نمی ترسم!

4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ النِّعْمَانِ عَمَّنْ رَوَاهُ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ لا فِي الرَّجُلِ يُصَلِّي وَ هُوَ يُومِيُّ عَلَى دَابَّتِهِ.قَالَ: يَكْشِفُ مَوْضِعَ السُّجُودِ.5 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدٍ عَن ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ مُصَادِفٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام فِي رَجُلٍ صَلَّى فَرِيضَةٌ وَهُوَ مُعَفَّصُ الشَّعْرِ.قَالَ: يُعِيدُ صَلَاتَهُ.### بخش شصت و سوّم#### نماز کودکان(63 بَابُ صَلَاةِ الصِّبْيَانِ وَ مَتَى يُؤْخَذُونَ بِهَا)1 - عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنْ أبيهِ علیه السَّلام قَالَ:4 - راوی گوید: از امام صادق علیه السَّلام درباره شخصی که با اشاره روی چهارپا نماز می خواند، پرسیدم.فرمود: باید جایی برای سجدۀ خود (در همان بالا فراهم کند.)5 - مصادف گوید: امام صادق علیه السَّلام دربارۀ شخصی که با موهای بافته و جمع کردۀ خود نماز واجب را می خواند. فرمود:باید نماز خود را اعاده کند.بخش شصت و سوم: حکم نماز کودکان و آنان چه وقتی باید شروع به نماز خواندن کنند؟1 - حلبی گوید: امام صادق از پدر بزرگوارش امام باقر علیه السَّلام روایت کرده که حضرتش فرمود:

إِنَّا نَأْمُرُ صِبْيَانَنَا بِالصَّلاَةِ إِذَا كَانُوا بَنِي خَمْسِ سِنِينَ، فَمُرُوا صِبْيَانَكُمْ بِالصَّلاةِ إِذَا كَانُوا بَنِي سَبْعَ سِنِينَ، وَ نَحْنُ نَأْمُرُ صِبْيَانَنَا بِالصَّوْمِ إِذَا كَانُوا بَنِي سَبْعِ سِنِينَ بِمَا أَطَاقُوا مِنْ صِيَامِ الْيَوْمِ إِنْ كَانَ إِلَى نِصْفِ النَّهَارِ أَوْ أَكْثَرَ مِنْ ذَلِكَ أَوْ أَقَلَ، فَإِذَا غَلَبَهُمْ الْعَطَشُ وَ الْغَرَثَ أَفْطَرُوا حَتَّى يَتَعَوَّدُوا الصَّوْمَ وَ يُطِيقُوهُ، فَمُرُوا صِبْيَانَكُمْ إِذَا كَانُوا بَنِي تِسْعَ سِنِينَ بِالصَّوْم مَا اسْتَطَاعُوا مِنْ صِيَامِ الْيَوْم ، فَإِذَا غَلَبَهُمُ الْعَطَشُ أَفْطَرُوا.2 - مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَن الْفَضْلِ بْن شَاذَانَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ رِبْعِيِّ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنِ الْفُضَيْلِ بْن يَسَارٍ قَالَ:كَانَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ علیه السَّلام يَأْمُرُ الصِّبْيَانَ يَجْمَعُونَ بَيْنَ الْمَغْرِبِ وَ الْعِشَاءِ وَيَقُولُ: هُوَ خَيْرٌ مِنْ أَنْ يَنَامُوا عَنْهَا.3 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَن الصَّبْيَانِ إِذَا صَفُوا فِي الصَّلاةِ الْمَكْتُوبَةِ.قَالَ: لَا تُؤَخِّرُوهُمْ عَنِ الصَّلَاةِ الْمَكْتُوبَةِ وَ فَرَّقُوا بَيْنَهُمْ.ما کودکان خود را در سن پنج سالگی به نماز فرا می خوانیم و شما کودکان خود را در هفت سالگی به نماز دستور دهید.هم چنین ما کودکان خود را در هفت سالگی به گرفتن روزه امر می کنیم، همان مقداری که از یک روز می توانند روزه بگیرند، هر چند تا نصف روز یا بیشتر از آن و یا کمتر از آن باشد، و وقتی تشنگی بر آنان غلبه کرد، افطار کنند، تا به گرفتن روزه عادت کنند و توان گرفتن آن را بیابند. شما نیز فرزندان خود را هنگامی که نُه ساله شدند به گرفتن روزه و ادارید هر قدر از روزه را که می توانند، روزه بگیرند، و وقتی تشنگی بر آنان غلبه کرد، روزۀ خود را افطار نمایند.2 - فضیل بن یسار گوید: علی بن الحسين صلوات الله عليهما به کودکان امر می کرد تا بین نماز مغرب و عشا را جمع کنند و می فرمود: این جمع، بهتر از آن است که بخوابند و نماز خود را نخوانند.3 - جابر گوید: از امام باقر علیه السَّلام دربارۀ کودکان آنگاه که در صف نماز جماعت می ایستند، سؤال کردم.فرمود: آن ها را از نماز جماعت به صورت فریضه بازندارید، امّا در میان آنان فاصله قراردهید.

### بخش شصت و چهارم#### چگونگی نماز پیران و بیماران(64 بَابُ صَلَاةِ الشَّيْخ الْكَبِيرِ وَالْمَرِيضِ)1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَنَانِ بْنِ سَدِيرٍ عَنْ أَبِيهِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام: أَ تُصَلَّى النَّوَافِلَ وَأَنْتَ قَاعِدٌ؟فَقالَ: مَا أُصَلِّيهَا إِلَّا وَأَنَا قَاعِدٌ مُنْذُ حَمَلْتُ هَذَا اللحْمَ وَبَلَغْتُ هَذَا السِّنَّ.2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرِ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام قَالَ:قُلْتُ لَهُ: إِنَّا نَتَحَدَّثُ نَقُولُ مَنْ صَلَّى وَهُوَ جَالِسٌ مِنْ غَيْرِ عِلَّةٍ كَانَتْ صَلَاتُهُ رَكْعَتَيْنِ بِرَكْعَةٍ وَ سَجْدَتَيْنِ بِسَجْدَةٍ.فَقالَ: لَيْسَ هُوَ هَكَذَا، هِيَ تَامَّةٌ لَكُمْ.بخش شصت و چهارم: چگونگی نماز پیران و بیماران1 - سدیر گوید: به امام باقر علیه السَّلام عرض کردم: آیا نمازهای نافله را در حال نشسته می توان خواند:فرمود: از زمانی که فربه شده و به این سنّ رسیده ام، نمازهای نافله ها نشسته می خوانم.2 - ابو بصیر گوید: به امام باقر علیه السَّلام عرض کردم: ما با یکدیگر گفت و گوی می کنیم و می گوییم: هر که بدون علّت، نشسته نماز خواند، هر دو رکعت نماز او یک رکعت و هر دو سجده او یک سجده به شمار می آید.فرمود: چنین نیست، بلکه برای شما به صورت کامل محسوب می شود.

3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجٍ أَنَّهُ سَأَلَ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام مَا حَدُّ الْمَرِيضِ الَّذِي يُصَلِّى قَاعِداً؟فَقالَ: إِنَّ الرَّجُلَ لَيُوعَكَ وَ يَحْرَجُ ، وَ لَكِنَّهُ هُوَ أَعْلَمُ بِنَفْسِهِ، وَ لَكِنْ إِذَا قَوِيَ فَلْيَقُمْ.4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْن مُسْلِمٍ قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَن الرَّجُل وَ الْمَرْأَةِ يَذْهَبُ بَصَرُهُ فَيَأْتِيهِ الْأَطِبَّاءُ فَيَقُولُونَ: نُدَاوِيكَ شَهْراً أَوْ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً مُسْتَلْقِياً كَذَلِكَ يُصَلِّي.فَرَخَّصَ فِي ذَلِكَ وَ قَالَ: (فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ باغ وَ لا عَادٍ فَلَا إِثْمَ عَلَيْهِ.)5 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْمَرِيضِ إِذَا لَمْ يَسْتَطِعِ الْقِيَامَ وَ السُّجُودَ.قَالَ: يُومِنُ بِرَأْسِهِ إِيمَاءً، وَأَنْ يَضَعَ جَبْهَتُهُ عَلَى الْأَرْضِ أَحَبُّ إِلَيَّ.3 - جميل بن درّاج گوید: از امام صادق سؤال کردند: بیمار چند وقت می تواند نمازش را نشسته بخواند؟فرمود: گاهی انسان اندک تبی می کند و احساس ناراحتی می نماید، ولی بیمار به حال خود داناتر است و اگر در اثنای نماز، نیرویی پیدا کرد، باید بر خیزد.4 - محمّد بن مسلم گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: مرد و زنی که بینایی چشم هایشان دچار مشکل شده و پزشکان می گویند: ما تو را درمان می کنیم، ولی باید یک ماه یا چهل شبانه روز بر پشت بخوابی. آیا این شخص می تواند همان طور که بر پشت خوابیده، نماز بخواند؟امام علیه السَّلام رخصت داد و این آیه را تلاوت فرمود: «هر که ناگزیر شود، در حالی که ستمگر و تجاوز کننده نباشد، گناهی بر او نیست.»5 - حلبی گوید: از امام صادق علیه السَّلام این در مورد بیماری که توانایی ایستادن و سجده کردن را ندارد، سؤال کردم.فرمود: باید با سر خود اشاره کند و اگر پیشانی خود را بر زمین بگذارد، نزد من بهتر است.

6 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَامِرٍ رَفَعَهُ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاج عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ: الْمَرِيضُ يُومِنُ إِيمَاءً.7 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِم قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَر علیه السَّلام عَن الْمَبْطُونفَقَالَ: يَبْنِي عَلَى صَلَاتِهِ.8 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ فَضَالَةَ عَنْ أَبَانٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:قُلْتُ الرَّجُلُ يُصَلِّي وَ هُوَ قَاعِدٌ فَيَقْرَأُ السُّورَةَ فَإِذَا أَرَادَ أَنْ يَخْتِمَهَا قَامَ فَرَكَعَ بِآخِرِهَا.قَالَ: صَلَاتُهُ صَلاةُ الْقَائِم.9 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْن الْمُغِيرَةِ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْن مَيْسَرَةَ : أَنَّ سِنَاناً سَأَلَ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنِ الرَّجُلِ يَمُدُّ فِي الصَّلاَةِ إِحْدَى رِجْلَيْهِ بَيْنَ يَدَيْهِ وَ هُوَ جَالِسٌ.6 - زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:بیمار باید به اشاره سجده (یا رکوع کند.)7 - محمّد مسلم گوید: از امام باقر علیه السَّلام در مورد شخصی که مبتلا به اسهال است، سؤال کردم.فرمود: باید نماز خود را ادامه دهد (یعنی در صورتی که در اثنای نماز این علّت بر او غالب شود، وضو می سازد و باز می گردد و نماز را از همان جا که قطع شده ادامه می دهد.)8 - زراره گوید: به امام باقر علیه السَّلام عرض کردم: انسان در حال نشسته نماز می گزارد و سوره ای را می خواند، وقتی می خواهد سوره را تمام کند بر می خیزد و پس از تمام کردن سوره، به رکوع می رود.فرمود: نماز او، نماز ایستاده است.9 - معاوية بن ميسره گوید: سنان از امام صادق علیه السَّلام پرسید: شخصی در حال نشسته یکی از دو پایش را در حال نماز در پیش روی خود دراز می کند (آیا ایرادی دارد؟)

قَالَ: لَا بَأْسَ، وَلَا أَرَاهُ إِلَّا قَالَ فِي الْمُعْتَلُ وَ الْمَرِيضِ.وَ فِي حَدِيثٍ آخَرَ: يُصَلِّي مُتَرَبِّعاً وَ مَادًا رِجْلَيْهِ كُلٌّ ذَلِكَ وَاسِعٌ.10 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ: سُئِلَ عَن الْأَسِيرِ يَأْسِرُهُ الْمُشْرِكُونَ فَتَحْضُرُ الصَّلَاةُ وَ يَمْنَعُهُ الَّذِي أَسَرَهُ مِنْهَا.قَالَ: يُومِنُ إِيمَاء.11 - عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ: (الَّذِينَ يَذْكُرُونَ الله قياماً وَقُعُوداً وَ عَلى جُنُوبهم.)قَالَ: الصَّحِيحُ يُصَلِّي قَائِماً وَ قُعُوداً، الْمَرِيضُ يُصَلِّي جَالِسًا، (وَ عَلَىٰ جُنُوبِهِمْ الَّذِي يَكُونُ أَضْعَفَ مِنَ الْمَرِيضِ الَّذِي يُصَلِّي جَالِساً.)12 - عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَمَّنْ حَدَّثَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:فرمود: اشکالی ندارد. به نظرم این حکم را برای فرد معلول و بیمار فرموده است.و در حدیث دیگری فرمود: می تواند نماز بخواند در حالی که چهار زانو است و یا دو پای خود را در از کرده است که همۀ این امور جایز است. 10 - سماعه گوید: از امام علیه السَّلام پرسیده شد: فردی در دست مشرکان اسیر است و وقت نماز فرا می رسد و مشرکان از خواندن نماز جلوگیری می کنند (چه وظیفه ای دارد؟)فرمود: با اشاره نماز بگزارد.11 - ابو حمزه گوید: امام باقر علیه السَّلام دربارۀ گفتار خدای عزَّوجل که می فرماید: «کسانی که خدا را در حال ایستاده، نشسته و بر پهلوهایشان یاد می کنند» فرمود:شخص سالم باید ایستاده و نشسته نماز بخواند، و شخص بیمار، باید نشسته نماز بخواند و کسانی که خداوند دربارۀ آنان فرموده «و بر پهلوهایشان» کسی است که از بیماری که نشسته نماز می گزارد، ناتوان تر است (و بر پهلو نماز می خواند.)12 - راوی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

يُصَلِّي المَرِيضُ قَاعِداً فَإِنْ لَمْ يَقْدِرُ صَلَّى مُسْتَلْقِياً يُكَبِّرُ ثُمَّ يَقْرَأُ فَإِذَا أَرَادَ الرُّكُوعَ غَمَّضَ عَيْنَيْهِ ثُمَّ سَبْحَ ثُمَّ يَفْتَحُ عَيْنَيْهِ فَيَكُونُ فَتْحُ عَيْنَيْهِ رَفْعَ رَأْسِهِ مِنَ الرُّكُوعِ، فَإِذَا أَرَادَ أَنْ يَسْجُدَ غَمَّضَ عَيْنَيْهِ ثُمَّ سَبَّحَ، فَإِذَا سَبَّحَ فَتَحَ عَيْنَيْهِ فَيَكُونُ فَتْحُ عَيْنَيْهِ رَفْعَ رَأْسِهِ مِنَ السُّجُودِ ثُمَّ يَتَشَهَدُ وَ يَنْصَرِفُ.13 - أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:سَأَلْتُهُ عَن الْمَرِيضِ أَ يَحِلُّ لَهُ أَنْ يَقُومَ عَلَى فِرَاشِهِ وَ يَسْجُدَ عَلَى الْأَرْضِ؟قَالَ: فَقَالَ: إِذَا كَانَ الْفِرَاشُ غَلِيظاً قَدْرَ آجُرَّةٍ أَوْ أَقَلَّ اسْتَقَامَ لَهُ أَنْ يَقُومَ عَلَيْهِ وَ يَسْجُدَ عَلَى الْأَرْضِ ، وَ إِنْ كَانَ أَكْثَرَ مِنْ ذَلِكَ فَلَا.بیمار باید نشسته نماز بخواند، و اگر نتواند، دراز کشیده، نماز بخواند. به این شکل که تكبير الاحرام را بگوید، آن گاه به قرائت بپردازد، و هنگام رکوع چشمانش را بر هم گذاشته، آن گاه تسبیح رکوع را بگوید، و چون تسبیح گفت، چشم هایش را بگشاید. در این حال، گشودن چشمان به منزلۀ سر برداشتن از رکوع است، و چون می خواهد سجده کند، چشمانش را بر هم نهد و بعد تسبیح سجده را بگوید، و وقتی تسبیح گفت، چشم ها را بگشاید. در این صورت باز کردن چشمانش، به منزلۀ سر برداشتن از سجود است. آن گاه تشهّد می گوید و نمازش را تمام می کند.13 - مصدّق بن صدقه گوید: از امام صادق علیه السَّلام سؤال کردم: آیا بیمار می تواند در رختخواب خود برخیزد و بر زمین سجده نماید؟ فرمود: چنانچه ضخامت رختخواب به اندازۀ یک آجر یا کمتر باشد، ایرادی ندارد که بر آن برخیزد و بر زمین سجده کند، ولی اگر بیشتر از آن باشد، جایز نیست.

### بخش شصت و پنجم#### نماز شخص بی هوش و بیمار(65 بَابُ صَلَاةِ الْمُغْمَى عَلَيْهِ وَ الْمَرِيضِ الَّذِي تَفُوتُهُ الصَّلَاةُ)1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ حَدِيدٍ عَنْ مُرَازِمٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَن الْمَرِيض لَا يَقْدِرُ عَلَى الصَّلاَةِ.قَالَ: فَقَالَ: كُلُّ مَا غَلَبَ اللَّهُ عَلَيْهِ فَاللَّهُ أَوْلَى بِالْعُذْرِ.2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدٍ عَن الْحَجَّالِ عَنْ ثَعْلَبَةَ بْنِ مَيْمُونِ عَنْ مَعْمَرِ بْنِ عُمَرَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السَّلام عَنِ الْمَرِيضِ يَقْضِي الصَّلاةَ إِذَا أُغْمِيَ عَلَيْهِ.فَقالَ: لَا.3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ إِبْرَاهِيمَ الْخَزَّازِ أَبِي أَيُّوبَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ أُغْمِيَ عَلَيْهِ أَيَّاماً لَمْ يُصَلِّ ثُمَّ أَفَاقَ أَيُصَلِّى مَا فَاتَهُ؟قَالَ: لَا شَيْءٌ عَلَيْهِ.بخش شصت و پنجم: حکم نماز شخص بی هوش و بیماری که نماز او فوت می شود1 - مرازم گوید: از امام صادق علیه السَّلام در مورد بیماری که توانایی نماز خواندن را ندارد سؤال کردم.فرمود: هر فردی که خداوند حال او را به گونه ای می کند که دیگر نمی تواند نماز بخواند، خود از هر کس بهتر می داند که او معذور بوده و گناهی نداشته است.2 - معمر بن عمر گوید: از امام باقر علیه السَّلام پرسیدم: آیا بیمار بی هوش باید نمازهایش را قضا کند؟فرمود: نه.3 - ابراهيم خزّاز گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: کسی که چند روز است بی هوش شده، اینک به هوش آمده است، آیا باید نمازهایش را قضا کند؟فرمود: نه، چیزی بر عهدۀ او نیست.

4 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنِ ابْنِ رِنَابٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السَّلام قَالَ:سَأَلْتُهُ عَن الْمَرِيضِ يُغْمَى عَلَيْهِ ثُمَّ يُفِيقُ كَيْفَ يَقْضِي صَلَاتَهُ؟قَالَ: يَقْضِى الصَّلاَةَ الَّتِى أَدْرَكَ وَقْتَهَا.5 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: قُلْتُ لَهُ: رَجُلٌ مَرِضَ فَتَرَكَ النَّافِلَةَ.فَقالَ: يَا مُحَمَّدً! لَيْسَتْ بِفَرِيضَةٍ إِنْ قَضَاهَا فَهُوَ خَيْرٌ يَفْعَلُهُ، وَإِنْ لَمْ يَفْعَلْ فَلاَ شَيْءٍ عَلَيْهِ.6 - جَمَاعَةٌ عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ صَفْوَانَ عَنِ الْعِيصِ بْنِ الْقَاسِمِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنْ رَجُلٍ اجْتَمَعَ عَلَيْهِ صَلَاةُ السَّنَةِ مِنْ مَرَضٌ.قَالَ: لَا يَقْضِي.4 - ابو بصیر گوید: از امام (باقر یا امام صادق علیهما السَّلام سؤال کردم: بیماری که بی هوش می شود، سپس به هوش می آید، نماز خود را باید چگونه قضا کند؟)فرمود: باید نمازی را که وقتش را درک کرده است (یعنی در وقت آن به هوش آمده است قضا کند.)5 - محمّد بن مسلم گوید: به آن حضرت علیه السَّلام عرض کردم: شخصی بیمار شده و نافله اش را ترک کرده، حکمش چیست؟فرمود: ای محمّد! نافله، واجب نیست. اگر آن را قضا کند، کار نیکی است که انجام داده، و اگر قضا نکند بر او چیزی نیست.6 - عیص بن قاسم گوید: از امام صادق علیه السَّلام سؤال کردم: شخصی که نماز سال بسیاری به خاطر بیماری از او فوت شده است (چه وظیفه ای دارد؟)فرمود: قضای آن ها لازم نیست.

7 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَفْصِ بْنِ الْبَخْتَرِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ فِي الْمُغْمَى عَلَيْهِ قَالَ:مَا غَلَبَ اللَّهُ عَلَيْهِ فَاللَّهُ أَوْلَى بِالْعُذْرِ.### بخش شصت و ششم#### فضیلت روز و شب جمعه(66 بَابُ فَضْلِ يَوْمِ الْجُمُعَةِ وَ لَيْلَتِهِ)1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ الْمُخْتَارِ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَر علیه السَّلام يَقُولُ:مَا طَلَعَتِ الشَّمْسُ بِيَوْمِ أَفْضَلَ مِنْ يَوْمِ الْجُمُعَةِ.2 - عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْن سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ حَفْصِ بْنِ الْبَخْتَرِي عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:7 - حفص بن بختری گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که حضرتش دربارۀ شخصی که در حالت بیهوشی به سر برده فرمود:هر فردی که خداوند حال او را به گونه ای می کند که دیگر نمی تواند نماز بخواند، خداوند بهتر می داند که او معذور بوده و گناهی نداشته است.بخش شصت و ششم: فضیلت روز و شب جمعه1 - ابو بصیر گوید: از امام باقر علیه السَّلام شنیدم که می فرمود: آفتاب در هیچ روزی طلوع نکرده است که بهتر از روز جمعه باشد.2 - محمّد بن مسلم گوید: امام باقر فرمود:

إِذَا كَانَ يَوْمُ الْجُمُعَةِ نَزَلَ الْمَلاَئِكَةُ الْمُقَرَّبُونَ مَعَهُمْ قَرَاطِيسُ مِنْ فِضَّةٍ وَأَقْلَامٌ مِنْ ذَهَبٍ فَيَجْلِسُونَ عَلَى أَبْوَابِ الْمَسْجِدِ عَلَى كَرَاسِيَّ مِنْ نُورٍ فَيَكْتُبُونَ النَّاسَ عَلَى مَنَازِلِهِمُ الْأَوَّلَ وَالثَّانِيَ حَتَّى يَخْرُجَ الْإِمَامُ، فَإِذَا خَرَجَ الْإِمَامُ طَوَوْا صُحُفَهُمْ وَ لَا يَهْبِطُونَ فِي شَيْءٍ مِنَ الْأَيَّامِ إِلَّا فِي يَوْمِ الْجُمُعَةِ يَعْنِي الْمَلائِكَةَ الْمُقَرَّبِينَ.3 - أَحْمَدُ عَنِ الْحُسَيْنِ عَنِ الْحُسَيْنِ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:كَانَ رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله يَسْتَحِبُّ إِذَا دَخَلَ وَإِذَا خَرَجَ فِي الشَّتَاءِ أَنْ يَكُونَ ذَلِكَ فِي لَيْلَة الجُمُعَة.وَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: إِنَّ اللَّهَ اخْتَارَ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ شَيْئًا، فَاخْتَارَ مِنَ الْأَيَّامِ يَوْمَ الجُمُعَة.4 - وَ عَنْهُ عَنِ النَّضْرِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:چون روز جمعه فرا رسد، فرشتگان مقرّب الهی به زمین فرود می آیند و همراه خود صحیفه های سیمین و زرّین می آورند و کنار در مسجد بر روی تخت هایی از نور می نشینند و نام مردم را بر اساس رتبه های آنان از اوّل، دوم و... به ترتیب می نویسند تا زمانی که امام جمعه نماز را به پایان رسانده و از مسجد خارج شود، و چون امام خارج شود، صحیفه های خود را می پیچند. اینان در هیچ روزی دیگر در ایّام هفته فرود نمی آیند مگر در روز جمعه .3 - عبدالله بن سنان گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله چون اوایل زمستان هنگام شروع سرما داخل خانه می شد و در زمستان هنگام شروع گرما از خانه بیرون می آمد، دوست می داشت که این نقل مکان در شب جمعه باشد.و امام صادق علیه السَّلام فرمود: همانا خداوند از هر چیز، چیزی را برگزید و از روزها، روز جمعه را برگزید.4 - عبدالله بن سنان گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

السَّاعَةُ الَّتِي يُسْتَجَابُ فِيهَا الدُّعَاءُ يَوْمَ الْجُمُعَةِ : مَا بَيْنَ فَرَاغِ الْإِمَامِ مِنَ الْخُطْبَةِ إِلَى أَنْ يَسْتَوِيَ النَّاسُ فِي الصُّفُوفِ، وَ سَاعَةً أُخْرَى مِنْ آخِرِ النَّهَارِ إِلَى غُرُوبِ الشَّمْسِ.5 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السَّلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلَّی اللهُ علیه وآله.إِنَّ يَوْمَ الْجُمُعَةِ سَيْدُ الأَيَّامِ يُضَاعِفُ اللهَ فِيهِ الْحَسَنَاتِ وَ يَمْحُو فِيهِ السَّيِّئَاتِ وَ يَرْفَعُ فِيهِ الدَّرَجَاتِ، وَ يَسْتَجِيبُ فِيهِ الدَّعَوَاتِ، وَيَكْشِفُ فِيهِ الْكُرْبَاتِ، وَ يَقْضِى فِيهِ الْحَوَائِجَ الْعِظَامَ، وَهُوَ يَوْمُ الْمَزِيدِ لِلَّهِ فِيهِ عُتَقَاءُ وَ طُلَقَاءُ مِنَ النَّارِ مَا دَعَا بِهِ أَحَدٌ مِنَ النَّاسِ، وَ قَدْ عَرَفَ حَقَّهُ وَ حُرْمَتَهُ إِلَّا كَانَ حَقًّا عَلَى اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ يَجْعَلَهُ مِنْ عُتَقَائِهِ وَ طُلَقَائِهِ مِنَ النَّارِ، فَإِنْ مَاتَ فِي يَوْمِهِ وَ لَيْلَتِهِ مَاتَ شَهِيداً وَبُعِثَ آمِناً، وَ مَا اسْتَخَفْ أَحَدٌ بِحُرْمَتِهِ وَضَيَّعَ حَقَّهُ إِلَّا كَانَ حَقًّا عَلَى اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ يُصْلِيَهُ نَارَ جَهَنَّمَ إِلَّا أَنْ يَتُوبَ.ساعتی که در روز جمعه دعا در آن مستجاب می شود (دو ساعت است: یکی زمان پایان خطبه توسط امام جمعه تا وقتی که مردم در صفهای نماز بایستند و ساعت دیگر از آخر روز تا هنگام غروب آفتاب است.)5 - ابن ابی نصر گوید: امام رضا علیه السَّلام فرمود: رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرموده است:همانا روز جمعه، سَروَر روزهاست که خداوند در این روز، به پاداش اعمال بندگان می افزاید، گناهان را محو می کند، درجات را بالا می برد، دعاها را مستجاب می کند، اندوه ها را برطرف می سازد و حاجت های بزرگ را بر می آورد. این روز، روزی است که خداوند بر آزادگان و رهاشدگان از آتش دوزخ می افزاید. و هر فردی که در این روز با شناخت حقّ و حرمت دعا خدا، را فراخواند بر خداوند لازم است که او را از آزادگان و رها شدگان از آتش دوزخ قرار دهد، و اگر در روز و شب جمعه بمیرد، شهید مرده است و در روز رستاخیز از عذاب دوزخ ایمن محشور خواهد شد ، و هر که حرمت آن را سبک شمارد و حقوق آن را ضایع کند بر خداوند عَزَّوَجَل لازم است که او را در آتش اندازد، مگر آن که توبه کند.

6 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيَّ بْنِ الْحَكَم عَنْ أَبَانِ عَنْ عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:إنَّ الجُمُعَةِ حَقّاً وَ حُرْمَةً فَإِيَّاكَ أَنْ تُضَيْعَ أَوْ تُقَصَّرَ فِي شَيْءٍ مِنْ عِبَادَةِ اللهِ، وَالتَّقَرُّبِ إِلَيْهِ بِالْعَمَلِ الصَّالِحِ وَ تَرْكِ الْمَحَارِمِ كُلِّهَا، فَإِنَّ اللَّهَ يُضَاعِفُ فِيهِ الْحَسَنَاتِ وَ يَمْحُو فِيهِ السَّيِّئَاتِ وَ يَرْفَعُ فِيهِ الدَّرَجَاتِ.قَالَ: وَ ذَكَرَ أَنَّ يَوْمَهُ مِثْلُ لَيْلَتِهِ، فَإِنِ اسْتَطَعْتَ أَنْ تُحْيها بالصَّلاَةِ وَالدُّعَاءِ فَافْعَلْ، فَإِنَّ رَبَّكَ يَنْزِلُ فِى أَوَّلِ لَيْلَةِ الجُمُعَةِ إلَى سَمَاءِ الدُّنْيَا فَيُضَاعِفُ فِيهِ الْحَسَنَات، وَيَمْحُو فيه السَّيِّئَاتِ، وَ إِنَّ اللهَ وَاسِعٌ كَريمٌ.- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُوسَى عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ مَعْرُوفٍ عَنِ ابْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنِ ابْنِ أَبِي يَعْفُورٍ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ لَهُ رَجُلٌ : كَيْفَ سُمِّيَتِ الجُمُعَةُ؟6 - ابان گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:همانا برای جمعه، حق و حرمتی است. پس، بر حذر باش از این که آن را ضایع کنی، یا در چیزی از عبادت خداوند و تقرّب و نزدیکی به او با عمل صالح و ترک همۀ گناهان کوتاهی کنی؛ زیرا خداوند در این روز، به پاداش اعمال می افزاید، گناهان را محو و نابود می کند و درجات را بالا می برد.راوی گوید: هم چنین حضرتش یادآوری فرمود: فضیلت روز جمعه، به سان شب آن است و اگر بتوانی شب آن را با نماز و دعا زنده داری، چنین کن؛ زیرا که مشیت خداوندی در اوّل شب جمعه به آسمان دنیا فرود می آید و به پاداش اعمال را می افزاید، گناهان را در آن محو و نابود می سازد و به راستی خداوند عطا کنندۀ فراگیر کریم است.7- ابو حمزه گوید: شخصی به امام باقر علیه السَّلام عرض کرد: چگونه این روز، جمعه نامیده شد؟

قَالَ: إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ جَمَعَ فِيهَا خَلْقَهُ لِوَلَايَةِ مُحَمَّدٍ وَ وَصِيَّهِ فِي الْمِيثَاقِ، فَسَمَّاهُ يَوْمَ الجُمُعَةِ، لِجَمْعِهِ فِيهِ خَلْقَهُ.8 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ النُّعْمَانِ عَنْ عُمَرَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ: سُئِلَ عَنْ يَوْمِ الْجُمُعَةِ وَ لَيْلَتِهَا.فَقالَ: لَيْلَتُهَا غَرَّاءُ، وَ يَوْمُهَا يَوْمٌ زَاهِرٌ ، وَ لَيْسَ عَلَى الْأَرْضِ يَوْمٌ تَغْرُبُ فِيهِ الشَّمْسُ أَكْثَرَ مُعَافًى مِنَ النَّارِ مِنْهُ، مَنْ مَاتَ يَوْمَ الْجُمُعَةِ عَارفاً بحَقِّ أَهْل هَذَا الْبَيْتِ كَتَبَ اللهُ لَهُ بَرَاءَةٌ مِنَ النَّارِ، وَ بَرَاءَةً مِنَ الْعَذَابِ، وَ مَنْ مَاتَ لَيْلَةَ الجُمُعَةِ أُعْتَقَ مِنَ النَّارِ.9 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْن سِنَانٍ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:فَضَّلَ اللهُ الْجُمُعَةَ عَلَى غَيْرِهَا مِنَ الْأَيَّامِ ، وَ إِنَّ الْجِنَانَ لَتُرَخْرَفُ وَ تُزَيَّنُ يَوْمَ الجُمُعَةِ لِمَنْ أَتَاهَا، وَإِنَّكُمْ تَتَسَابَقُونَ إِلَى الْجَنَّةِ عَلَى قَدْرِ سَبْقِكُمْ إِلَى الْجُمُعَةِ، وَإِنَّ أَبْوَابَ السَّمَاءِ لَتُفَتَّحُ لِصُعُودِ أَعْمَالِ الْعِبَادِ.فرمود: همانا خداوند عزَّوَجَل در روز پیمان همۀ مخلوقات را برای تصدیق ولایت حضرت محمد صلَّی اللهُ علیه وآله و وصی بزرگوارش صلوات الله علیه جمع کرد، و به خاطر همین جمع کردن مخلوقات در آن روز، آن را جمعه نامید.8 - جابر گوید: از امام باقر علیه السَّلام دربارۀ روز جمعه و شب آن سؤال کردند؟فرمود: شب جمعه، شبی است نورانی و روز جمعه، روزی درخشان است و بر روی زمین، روزی نیست که آفتاب در آن غروب کند و بیش از جمعه انسان ها از آتش بخشوده شوند، و هر کس در روز جمعه وفات یابد در حالی که حقّ این اهل بیت اسلام علیهم السَّلام را بشناسد، خداوند برایش برائت از دوزخ خواهد نوشت، و هر کس در شب جمعه بمیرد، از آتش دوزخ آزاد خواهد شد.9 - عبدالله بن سنان گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:خداوند روز جمعه را بر روزهای دیگر فضیلت و برتری بخشید، همانا بهشت در روز جمعه برای کسی که به نماز جمعه می آید، زینت و آراسته می شود، و شما به هر اندازه ای که برای نماز جمعه از یکدیگر پیشی می گیرید، همان اندازه در رسیدن به بهشت پیشی خواهید گرفت، و (در آن روز درهای آسمان برای بالا رفتن اعمال بندگان گشوده می شود.)

10 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ جَابِرِ بْنِ يَزِيدَ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام قَالَ: قُلْتُ لَهُ: قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ: (فَاسْعَوْا إِلَى ذِكْرِ اللهِ.)قَالَ: اعْمَلُوا وَ عَجِّلُوا، فَإِنَّهُ يَوْمٌ مُضَيَّقٌ عَلَى الْمُسْلِمِينَ فِيهِ، وَ ثَوَابُ أَعْمَالِ الْمُسْلِمِينَ فِيهِ عَلَى قَدْرِ مَا ضُيِّقَ عَلَيْهِمْ وَ الْحَسَنَةُ وَالسَّيِّئَةُ تُضَاعَفُ فِيهِ.قَالَ: وَ قَالَ أَبُو جَعْفَر علیه السَّلام: و اللهِ! لَقَدْ بَلَغَنِى أَنَّ أَصْحَابَ النَّبِيِّ صلَّى الله عليه وآله كَانُوا يَتَجَهَّرُونَ لِلْجُمُعَةِ يَوْمَ الْخَمِيسِ ، لأَنَّهُ يَوْمٌ مُضَيَّقٌ عَلَى الْمُسْلِمِينَ.11 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ أَبِي الْبِلَادِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام- أَوْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام - قَالَ:اللا مَا طَلَعَتِ الشَّمْسُ بِيَوْمِ أَفْضَلَ مِنْ يَوْمِ الْجُمُعَةِ، وَإِنَّ كَلَامَ الطَّيْرِ فِيهِ إِذَا الْتَقَى بَعْضُهَا بَعْضاً: سَلاَمٌ سَلامٌ، يَوْمٌ صَالِحٌ.10 - جابر بن یزید گوید: از امام باقر علیه السَّلام دربارۀ گفتار خداوند که می فرماید: «بشتابید به سوی ذکر خدا» پرسیدم. فرمود:عمل کنید و شتاب نمایید؛ زیرا جمعه، روزی است که مسلمانان تنگ گرفته شده است، و پاداش اعمال مسلمانان در روز جمعه به اندازه ای که برایشان تنگ گرفته شده است، و پاداش کار خوب و بد در این روز چند برابر محسوب می شود.راوی گوید: هم چنین حضرتش فرمود: به خدا سوگند! به من خبر رسیده که اصحاب پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله از روز پنجشنبه برای جمعه مهیّا می شدند؛ زیرا جمعه، روزی است که بر مسلمانان تنگ گرفته می شود.11 - راوی گوید: امام باقر یا امام صادق علیهما السَّلام فرمود:آفتاب در هیچ روزی طلوع نکرده است که بهتر از روز جمعه باشد.همانا سخن پرندگان در این روز به هنگام دیدار با یکدیگر «سلام بر شما باد، سلام بر شما باد» است که روزی نیک است.

12 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: السَّاعَةُ الَّتِي فِي يَوْمِ الْجُمُعَةِ الَّتِي لَا يَدْعُو فِيهَا مُؤْمِنٌ إِلَّا اسْتُجِيبَ لَهُ.قَالَ: نَعَمْ، إِذَا خَرَجَ الْإِمَامُ.قُلْتُ: إِنَّ الْإِمَامَ يُعَجِّلُ وَ يُؤَخِّرُ.قَالَ: إذَا زَاغَتِ الشَّمْسُ.13 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ عُثْمَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عُذَافِرٍ عَنْ عُمَرَ بْن يَزِيدَ قَالَ: قَالَ لِي أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام:يَا عُمَرُ! إِنَّهُ إِذَا كَانَ لَيْلَةُ الْجُمُعَةِ نَزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَلَائِكَةٌ بِعَدَدِ الذَّرِّ فِي أَيْدِيهِمْ أَقْلَامُ الذَّهَبِ وَ قَرَاطِيسُ الْفِضَّةِ لَا تَكْتُبُونَ إِلَى لَيْلَةِ السَّبْتِ إِلَّا الصَّلاةَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ علیهم السَّلام فَأَكْثِرْ مِنْهَا.وَ قَالَ: يَا عُمَرً! إِنَّ مِنَ السُّنَّةِ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ عَلَى أَهْلِ بَيْتِهِ فِي كُلِّ يَوْم جُمُعَةٍ أَلْفَ مَرَّةٍ وَ فِي سَائِرِ الْأَيَّامِ مِائَةَ مَرَّةٍ.12 - معاوية بن عمّار گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم: آیا ساعتی در روز جمعه هست که مؤمن دعا نکند مگر آن که دعای او مستجاب شود؟فرمود: آری، آن گاه که امام جمعه (از خانۀ خود به سوی مسجد خارج می شود.)عرض کردم: امام جمعه گاهی زود و گاهی دیر خارج می شود.فرمود: وقتی که ظهر شود.13 - عمر بن یزید گوید: امام صادق علیه السَّلام به من فرمود:ای عمر! آن گاه که روز جمعه فرا رسد ، فرشتگان به شمار مورچگان از آسمان فرود می آیند و در دست های آنان قلمهای زرّین و کاغذهای سیمین است و تا شب شنبه چیزی جز صلوات بر محمّد و آل محمد - صلى الله علیه و علیهم - نمی نویسند. پس بسیار صلوات بفرست.هم چنین فرمودا ی عمر! سنّت است که در روز جمعه بر محمّد و خاندان او هزار بار و در روزهای دیگر صد بار صلوات بفرستی

14 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَخِيهِ إِسْحَاقَ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ بْنِ بَزِيعٍ عَنِ الرِّضَا علیه السَّلام قَالَ: قُلْتُ لَهُ: بَلَغَنِي أَنَّ يَوْمَ الْجُمُعَةِ أَقْصَرُ الْأَيَّام.قَالَ: كَذَلِكَ هُوَ.قُلْتُ : جُعِلْتُ فِدَاكَ! كَيْفَ ذَاكَ؟قَالَ: إِنَّ اللهَ تَبَارَكَ وَتَعَالَى يَجْمَعُ أَرْوَاحَ الْمُشْرِكِينَ تَحْتَ عَيْنِ الشَّمْسِ، فَإِذَا رَكَدَتِ الشَّمْسُ عَذَّبَ اللهُ أَرْوَاحَ الْمُشْرِكِينَ بِرُكُودِ الشَّمْسِ سَاعَةً، فَإِذَا كَانَ يَوْمُ الجُمُعَةِ لَا يَكُونُ لِلشَّمْسِ رُكُودٌ رَفَعَ اللهُ عَنْهُمُ الْعَذَابَ لِفَضْلِ يَوْمٍ الْجُمُعَةِ، فَلاَ يَكُونُ لِلشَّمْسِ رُكُودُ.### بخش شصت و هفتم#### آراستن در روز جمعه(67 بَابُ التَّزَيُّن يَوْمَ الْجُمُعَةِ)عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَانِ عَنْ هِشَامٍ ابْنِ الْحَكَم قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام:14 - محمّد بن اسماعیل بن بزيع گوید: به امام رضا علیه السَّلام عرض کردم: به من رسیده است که روز جمعه، کوتاهترین روزهاست.فرمود: همین طور است.عرض کردم: قربانت گردم! چگونه؟فرمود: خداوند تبارک و تعالی تمام ارواح شرک ورزان را در زیر چشمهٔ آفتاب می کند، هنگامی که آفتاب به نصف النهار برسد، به درنگ کردن آفتاب یک ساعت آن ارواح را عذاب می نماید، و چون روز جمعه شود، برای آفتاب درنگی نخواهد بود و به سبب فضیلت روز جمعه، عذاب را از آنان بر طرف می سازد، پس در این روز، برای آفتاب درنگی نخواهد بود.بخش شصت و هفتم: آراستن در روز جمعه1 - هشام بن حکم گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

لِيَتَزَيَّنْ أَحَدُكُمْ يَوْمَ الْجُمُعَةِ يَغْتَسِلُ وَيَتَطَيَّبُ وَ يُسَرِّحُ لِحْيَتَهُ وَ يَلْبَسُ أَنْظَفَ ثِيَابِهِ وَلْيَتَهَيَّأ للجُمُعَةِ، وَ لْيَكُنْ عَلَيْهِ فِي ذَلِكَ الْيَوْمِ السَّكِينَةُ وَ الْوَقَارُ، وَ لْيُحْسِنُ عِبَادَةَ رَبِّهِ، وَ لْيَفْعَلِ الْخَيْرَ مَا اسْتَطَاعَ فَإِنَّ اللهَ يَطَّلِعُ عَلَى أَهْلِ الْأَرْضِ لِيُضَاعِفَ الْحَسَنَاتِ.2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُصَيْنِ عَنْ عُمَرَ الْجُرْجَانِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْعَلَاءِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ:مَنْ أَخَذَ مِنْ شَارِبِهِ وَ قَلَّمَ مِنْ أَظْفَارِهِ يَوْمَ الْجُمُعَةِ. ثُمَّ قَالَ: «بِسْمِ اللهِ عَلَى سُنَّةِ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ» كَتَبَ اللهُ لَهُ بِكُلِّ شَعْرَةٍ وَ كُلِّ فَلامَةٍ عِتْقَ رَقَبَةٍ، وَ لَمْ يَمْرَضٌ مَرَضاً يُصِيبُهُ إِلَّا مَرَضَ الْمَوْتِ.3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ مَنْصُورِ بْنِ حَازِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:هر کدام از شما بایستی در روز جمعه خود را بیاراید، غسل جمعه کند، بوی خوش استعمال نماید و محاسن را شانه زند، پاکیزه ترین لباس های خود را بر تن نماید و با چنین آراستگی خود را برای برگزاری نماز جمعه آماده سازد. باید در آن روز آرامش و متانت بر حرکات او، و اطمینان خاطر سکون بر اندیشه و روانش حکم فرما باشد و عبادت پرورودگارش را نیکو به جای آورد و تا آن جا که در توان دارد، اعمال خیر انجام دهد، چرا که خداوند نظر (لطف خویش را بر زمینیان می افکند تا حسنات را دو چندان سازد.)2 - محمد بن علاء گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:هر که در هر جمعه سبیل خویش را کوتاه کند و ناخن های خود را برگیرد، سپس بگوید: «بسم الله على سنّة محمّد و آل محمّد» خداوند به تعداد موها و ریزه های ناخن، برای او پاداش رهایی بنده را بنویسد و به هیچ بیماری، جز آن بیماری در آن از دنیا برود، مبتلا نمی شود.3 - منصور بن حازم گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

الْغُسْلُ يَوْمَ الْجُمُعَةِ عَلَى الرِّجَالِ وَ النِّسَاءِ فِي الْحَضَرِ، وَ عَلَى الرِّجَالِ فِي السَّفَرِ.4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْن عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السَّلام:لَا تَدَعَ الْغُسْلَ يَوْمَ الْجُمُعَةِ، فَإِنَّهُ سُنَّةٌ وَ شَمَّ الطَّيبَ، وَ الْبَسْ صَالِحَ ثِيَابِكَ، وَلْيَكُنْ فَرَاغُكَ مِنَ الْغُسْلِ قَبْلَ الزَّوَالِ، فَإِذَا زَالَتْ فَقُمْ وَ عَلَيْكَ السَّكِينَةَ وَ الْوَقَارَ.وَ قَالَ: الْغُسْلُ وَاجِبٌ يَوْمَ الْجُمُعَةِ.5 - عَلِيٌّ عَنْ أَخِيهِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ عَبْدِ الْخَالِقِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ طَلْحَةَ عَنْ عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:أَخْذُ الشَّارِبِ وَ الْأَطْفَارِ وَ غَسْلُ الرَّأْسِ بِالْخَطْمِي يَوْمَ الجُمُعَةِ يَنْفِي الْفَقْرَ وَيَزِيدُ فِي الرِّزْقِ.غسل روز جمعه بر مردان و زنان در حضر و در سفر فقط بر مردان واجب است.4 - زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:غسل روز جمعه را ترک مکن؛ زیرا سنّت رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله است. در آن روز بوی خوش استشمام کن و بهترین لباس هایت را بپوش. بایستی پیش از ظهر غسل را به پایان برسانی، و چون ظهر فرا رسید (برای رفتن به نماز جمعه برخیز و با آرامش، وقار و بردباری حرکت کن.)هم چنین فرمود: غسل روز جمعه واجب است.5 - محمّد بن طلحه گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:کوتاه کردن شارب و ناخن ها و شستن سر با (برگ یا گل خطمی در روز جمعه، فقر و ناداری را برطرف و روزی را زیادی می نماید.)

6 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ مُوسَى بْنِ سَعْدَانَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:مَنْ أَخَذَ مِنْ شَارِبِهِ وَ قَلَّمَ مِنْ أَظْفَارِهِ وَ غَسَلَ رَأْسَهُ بِالْخِطْمِي يَوْمَ الْجُمُعَةِ كَانَ كَمَنْ أَعْتَقَ نَسَمَةٌ.7 - مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَفْصِ بْنِ الْبَخْتَرِيٌّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:أَخْذُ الشَّارِبِ وَالْأَطْفَارِ مِنَ الْجُمُعَةِ إِلَى الْجُمُعَةِ أَمَانٌ مِنَ الْجُذَامِ.8 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْل بن شَاذَانَ جَمِيعاً عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ وَ الْفُضَيْلِ قَالَا: قُلْنَا لَهُ: أَ يُجْزِئُ إِذَا اغْتَسَلْتُ بَعْدَ الْفَجْرِ الجُمُعَةِ؟قَالَ: نَعَمْ.9 - حَمَّادٌ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:6 - عبدالله بن سنان گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:هر کس در روز جمعه شارب خود را کوتاه کند و ناخن های خود را برگیرد و سر خود را با خطمی شست و شو دهد، همانند کسی است که بنده آزاد کند.7 - حفص بن بختری گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:کوتاه کردن شارب و ناخن ها از جمعه تا جمعه دیگر موجب ایمنی از بیماری جذام می شود.8 - زراره و فضیل گویند به امام علیه السَّلام عرض کردیم: هر گاه بعد از طلوع فجر غسل کنم، آیا برای جمعه کفایت می کند؟فرمود: آری.9 - یکی از اصحاب ما گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:

لَا بُدَّ مِنْ غُسْل يَوْم الْجُمُعَةِ فِي الْحَضَرِ وَ السَّفَرِ، فَمَنْ نَسِيَ فَلْيُعِدْ مِنَ الْغَدِ.وَ رُوِيَ: فِيهِ رُخْصَةٌ لِلْعَلِيل.10 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالِ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ اَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:غَسْلُ الرَّأْسِ بِالْخَطْمِي فِي كُلِّ جُمُعَةٍ أَمَانٌ مِنَ الْبَرَصِ وَ الْجُنُونِ.### بخش شصت و هشتم#### وجوب نماز جمعه(68 بَابُ وُجُوبِ الْجُمُعَةِ وَ عَلَى كَمْ تَجِبُ)1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَيْدٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:غسل روز جمعه در سفر و حضر ضروری است، هر که فراموش کرد باید فردایش اعاده کند.روایت شده است: برای بیمار از این غسل رخصتی داده شده است.10 - ابن بکیر گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:شستن سر با (برگ یا گل خطمی موجب ایمنی از پیسی و دیوانگی است.)بخش شصت و هشتم: وجوب نماز جمعه و این که با چند نفر نماز جمعه واجب می شود؟1 - ابو بصیر و محمّد بن مسلم گویند: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

إِنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ فَرَضَ فِى كُلِّ سَبْعَةِ أَيَّامٍ خَمْساً وَثَلاثِينَ صَلَاةٌ مِنْهَا صَلَاةٌ وَاجِبَةٌ عَلَى كُلُّ مُسْلِمٍ أَنْ يَشْهَدَهَا إِلَّا خَمْسَةُ: المَرِيضَ وَ الْمَمْلُوكَ وَ الْمُسَافِرَ وَالْمَرْأَةَ وَالصَّبِيَّ.2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِم وَ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَر علیه السَّلام قَالَ:تَجِّبُ الْجُمُعَةُ عَلَى مَنْ كَانَ مِنْهَا عَلَى فَرْسَخَيْنِ.3 - عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ عَنِ ابْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنِ الْجُمُعَةِ .فَقالَ: تَجِبُ عَلَى مَنْ كَانَ مِنْهَا عَلَى رَأْسِ فَرْسَخَيْنِ، فَإِذَا زَادَ عَلَى ذَلِكَ فَلَيْسَ عَلَيْهِ شَيْءٌ.4 - عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ ابْنِ أُذَيْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: كَانَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السَّلام يَقُولُ:همانا خداوند عزَّوجل در هر هفت شبانه روز، سی و پنج نماز، واجب کرده است. از میان آن ها یک نماز است (جمعه که بر هر مسلمانی واجب است که در هنگام برگزاری آن حضور داشته باشد، مگر پنج نفر (که از آنان ساقط شده است) بیمار، بنده، مسافر، زن و کودک.)2 - ابو بصیر و محمد بن مسلم گویند: امام باقر علیه السَّلام فرمود:نماز جمعه بر هر کسی که تا دو فرسخی از محلّ اقامۀ نماز سکونت داشته باشد، واجب است.3 - محمّد بن مسلم گوید: از امام صادق علیه السَّلام دربارۀ وجوب نماز جمعه سؤال کردم.فرمود: بر هر کسی که در دو فرسخی از محلّ اقامۀ نماز سکونت داشته باشد، واجب است، و اگر بیشتر از آن باشد، چیزی بر عهدۀ او نیست.4 - زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:

لَا تَكُونُ الْخُطْبَةُ وَالْجُمُعَةُ وَصَلاةُ رَكْعَتَيْنِ عَلَى أَقَلَّ مِنْ خَمْسَةِ رَهْطِ الْإِمَامِ وَ أَرْبَعَةٍ.5 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ فَضَالَةَ عَنْ أَبَانِ بْن عُثمانَ عَنْ أَبِي الْعَبَّاسِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:أدْنَى مَا يُجْزِئُ فِي الْجُمُعَةِ سَبْعَةٌ، أَوْ خَمْسَةٌ أَدْنَاهُ.6 - مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام قَالَ:فَرَضَ اللهُ عَلَى النَّاسِ مِنَ الْجُمُعَةِ إِلَى الْجُمُعَةِ خَمْساً وَثَلاثِينَ صَلاةٌ مِنْهَا صَلاةٌ وَاحِدَةٌ فَرَضَهَا اللهُ فِي جَمَاعَةٍ وَهِيَ الجُمُعَةُ وَ وَضَعَهَا عَنْ تِسْعَةٍ عَنِ الصَّغِيرِ وَ الْكَبِيرِ وَ الْمَجْنُونِ وَ الْمُسَافِرِ وَ الْعَبْدِ وَ الْمَرْأَةِ وَ الْمَرِيضِ وَ الْأَعْمَى وَ مَنْ كَانَ عَلَى رَأْسِ فَرْسَخَيْنِ.7 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ جَمِيلٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:خطبه نماز جمعه و دو رکعت نماز بر کمتر از پنج نفر صحیح نیست که یکی از آن ها امام و چهار نفر دیگر مأموم باشند.5 - ابو العباس گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:کمترین تعدادی که در نماز جمعه کفایت می کند، هفت - یا پنج - نفر است که این، کمترین آن است.6 - زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:خداوند از هر جمعه تا جمعۀ دیگر، سی و پنج نماز بر مردم واجب فرموده است و از میان نمازها، تنها یک نماز است که خداوند واجب گردانیده که به جماعت برگزار می شود و آن، نماز جمعه است و آن را از نُه گروه ساقط فرموده که عبارتند از: کودک، سالخورده، ،دیوانه، مسافر ،بنده ،زن ،بیمار، نابینا و کسی که در دو فرسخی محل اقامۀ آن باشد.7 - محمّد بن مسلم گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:

يَكُونُ بَيْنَ الْجَمَاعَتَيْنِ ثَلَاثَةُ أَمْيَالٍ يَعْنِي لَا يَكُونُ جُمُعَةٌ إِلَّا فِيمَا بَيْنَهُ وَبَيْنَ ثَلَاثَةِ أَمْيَالٍ وَلَيْسَ تَكُونُ جُمُعَةً إِلَّا بِخُطْبَةٍ .قَالَ : فَإِذَا كَانَ بَيْنَ الْجَمَاعَتَيْنِ فِي الْجُمُعَةِ ثَلَاثَةُ أَمْيَالٍ، فَلَا بَأْسَ بِأَنْ يُجَمِّعَ هَؤُلَاءِ وَ يُجَمِّعَ هَؤُلَاءِ.### بخش شصت و نهم#### وثت نماز جمعه و وقت نماز عصر در روز جمعه...(69 بَابُ وَقْتِ صَلَاةِ الْجُمُعَةِ وَ وَقْتِ صَلَاةِ الْعَصْرِ يَوْمَ الْجُمُعَةِ)1 - مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ رِبْعِيَّ وَمُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةً جَمِيعاً عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:وَقْتُ الظَّهْرِ يَوْمَ الجُمُعَةِ حِينَ تَزُولُ الشَّمْسُ.2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَانِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْن سِنَانِ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:میان دو نماز جمعه باید سه میل یک (فرسخ فاصله باشد، یعنی نماز درست نیست مگر در مسافتی که میان دو نماز، سه میل فاصله باشد، و نماز جمعه جز با خطبه برگزار نمی شود.)حضرتش فرمود: پس بنابر این، اگر در میان دو جماعت در جمعه، سه ميل فاصله باشد، اشکالی ندارد که آن جماعت در نماز جمعۀ خود حضور یابند و جماعت دیگر نیز در نماز جمعۀ خود حاضر شوند.بخش شصت و نهم: وقت نماز جمعه و وقت نماز عصر در روز جمعه1 - سماعه گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: وقت ظهر در روز جمعه، هنگام زوال آفتاب است.2 - عبدالله بن سنان گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

إِذَا زَالَتِ الشَّمْسُ يَوْمَ الْجُمُعَةِ فَابْدَأْ بِالْمَكْتُوبَةِ.3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْن سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ سُفْيَانَ بْنِ السَّمْطِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنْ وَقْتِ صَلاَةِ العَصْر يَوْمَ الْجُمُعَةِ.فَقالَ: فِي مِثْلِ وَقْتِ الظُّهْرِ فِي غَيْرِ يَوْمِ فِي غَيْرِ يَوْمِ الْجُمُعَةِ.4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ عُرْوَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي عُمَيْرٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنِ الصَّلاةِ يَوْمَ الْجُمُعَةِ .فَقالَ: نَزَلَ بهَا جَبْرَئِيلُ مُضَيَّقَةً إِذَا زَالَتِ الشَّمْسُ فَصَلِّهَا.قَالَ: قُلْتُ: إِذَا زَالَتِ الشَّمْسُ صَلَّيْتُ رَكْعَتَيْنِ ثُمَّ صَلَّيْتُهَا.فَقالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: أَمَّا أَنَا إِذَا زَالَتِ الشَّمْسُ لَمْ أَبْدَأُ بِشَيْءٍ قَبْلَ الْمَكْتُوبَةِ.قَالَ الْقَاسِمُ: وَكَانَ ابْنُ بُكَيْرِ يُصَلِّي الرَّكْعَتَيْنِ وَ هُوَ شَاكٌ فِي الزَّوَالِ، فَإِذَا اسْتَيْقَنَ الزَّوَالَ بَدَأَ بِالْمَكْتُوبَةِ فِي يَوْمِ الْجُمُعَةِ.هرگاه در روز جمعه، زوال آفتاب شد، نماز واجب را آغاز کن.3 - سفیان بن سمط گوید: از امام صادق علیه السَّلام دربارۀ وقت نماز عصر در روز جمعه سؤال کردم.فرمود: همانند وقت نماز ظهر در روزهای دیگر است.4 - محمّد بن ابی عمیر گوید: از امام صادق علیه السَّلام دربارۀ نماز روز جمعه پرسیدم.فرمود : جبرئیل علیه السَّلام آن را فرود آورده است در حالی که وقت آن تنگ است، و چون زوال آفتاب شود، آن را به جا آور.راوی گوید: عرض کردم: چون زوال آفتاب شود، دو رکعت نافله می خوانم، سپس آن را به جا می آورم.امام صادق علیه السَّلام فرمود: ولی من به هنگام زوال آفتاب، پیش از نماز واجب چیزی شروع نمی کنم.قاسم گوید: ابن بکیر چون در زوال آفتاب شکّ داشت، دو رکعت نافله می گزارد و وقتی که در روز جمعه به زوال یقین می کرد، شروع به انجام فریضه می نمود.

### بخش هفتادم#### مهیّا شدن امام جمعه برای نماز جمعه...(70 بَابُ تَهْيِئَةِ الإِمَام لِلْجُمُعَةِ وَ خُطْبَتِهِ وَالْإِنْصَاتِ)1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ وَأَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ جَمِيعاً عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام.يَنْبَغِي لِلإِمَام الَّذِي يَخْطُبُ النَّاسَ يَوْمَ الْجُمُعَةِ أَنْ يَلْبَسَ عِمَامَةٌ فِي الشَّتَاءِ وَالصَّيْفِ وَ يَتَرَدَّى بِبُرْدِ يَمَنِي أَوْ عَدَنِي وَ يَخْطُبَ وَهُوَ قَائِمٌ يَحْمَدُ اللهَ وَ يُثْنِي عَلَيْهِ، ثُمَّ يُوصى بتَقْوَى اللهِ وَ يَقْرَأُ سُورَةٌ مِنَ الْقُرْآن صَغِيرَةً ثُمَّ يَجْلِسُ ، ثُمَّ يَقُومُ فَيَحْمَدُ اللَّهَ وَ يُثْنِي عَلَيْهِ وَ يُصَلِّي عَلَى مُحَمَّدٍ صلَّی اللهُ علیه وآله وَ عَلَى أَئِمَّةِ المُسْلِمِينَ وَيَسْتَغْفِرُ لِلْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَات.فَإِذَا فَرَغَ مِنْ هَذَا أَقَامَ الْمُؤَذِّنُ فَصَلَّى بِالنَّاسِ رَكْعَتَيْن يَقْرَأُ فِي الْأُولَى بِسُورَةِ الْجُمُعَةِ، وَ فِي الثَّانِيَةِ بِسُورَةِ الْمُنَافِقِينَ.بخش هفتادم: مهیا شدن امام جمعه برای نماز جمعه، خطبۀ جمعه و سکوت مردم برای شنیدن آن1 - سماعه گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:شایسته است امام جمعه به هنگام ایراد خطبه در زمستان و تابستان عمامه بر سر نهد و برد یمنی یا عدنی را ردای خود سازد، و ایستاده خطبه بخواند، خدا را حمد و سپاس گوید و بر او ثنا گوید، سپس مردم را به تقوا و پرهیزگاری سفارش نماید و سورۀ کوچکی از قرآن کریم بخواند، آن گاه بنشیند، سپس بر خیزد و حمد خدا و ثنای او گوید و بر محمّد صلَّی اللهُ علیه وآله و بر پیشوایان مسلمانان درود فرستد و بر زن و مرد مؤمن طلب بخشش و آمرزش کند.وقتی خطبه به پایان رسید، موذّن اقامه گوید، و امام جمعه با مردم دو رکعت نماز به جا می آورد که در رکعت نخست سورهۀ جمعه و در رکعت دوم سورۀ منافقین را بخواند.

2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَهِ علیه السَّلام قَالَ:إِذَا خَطَبَ الْإِمَامُ يَوْمَ الْجُمُعَةِ فَلاَ يَنْبَغِي لِأَحَدٍ أَنْ يَتَكَلَّمَ حَتَّى يَفْرُغَ الْإِمَامُ مِنْ خُطْبَتِهِ، وَإِذَا فَرَغَ الْإِمَامُ مِنَ الْخُطْبَتَيْنِ تَكَلَّمَ مَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ أَنْ تُقَامَ الصَّلاةُ، فَإِنْ سَمِعَ الْقِرَاءَةَ أَوْ لَمْ يَسْمَعْ أَجْزَأَهُ.3 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ أَبِي مَرْيَمَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:سَأَلْتُهُ عَنْ خُطْبَةِ رَسُولِ اللهِ صلَّى الله عليه وآله قَبْلَ الصَّلَاةِ أَوْ بَعْدُ؟فَقالَ: قَبْلَ الصَّلاةِ، يَخْطُبُ ثُمَّ يُصَلِّي.4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَقَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنِ الصَّلاَةِ يَوْمَ الْجُمُعَةِ .2 - محمد بن مسلم گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:آن گاه که امام جمعه در روز جمعه خطبه می خواند، برای هیچ کس شایسته نیست که سخن بگوید، تا این که خطبۀ امام پایان پذیرد، وقتی دو خطبه پایان یافت، تا زمانی که اقامۀ نماز می شود، می توان سخن گفت و اگر مأموم در حال نماز، قرائت را بشنود یا نشنود، برای نمازگزار کفایت می کند.3 - ابو مریم گوید: از امام باقر علیه السَّلام در مورد خطبه رسول خدا صلَّی البهُ علیه وآله (در نماز جمعه پرسیدم که آیا پیش از نماز بوده یا بعد آن؟)فرمود: حضرتش پیش از نماز خطبه می خواند، سپس نماز می گزارد.4 - سماعه گوید: از امام صادق علیه السَّلام دربارۀ نماز روز جمعه سؤال کردم.

فَقالَ: أَمَّا مَعَ الْإِمَامِ فَرَكْعَتَانِ، وَ أَمَّا مَنْ يُصَلِّي وَحْدَهُ فَهِيَ أَرْبَعُ رَكَعَاتٍ بِمَنْزِلَةِ الظُّهْرِ يَعْنِي إِذَا كَانَ إِمَامٌ يَخْطُبُ، فَأَمَّا إِذَا لَمْ يَكُنْ إِمَامٌ يَخْطُبُ فَهِيَ أَرْبَعُ رَكَعَاتٍ وَإِن صَلَّوْا جَمَاعَةٌ.ه - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى الْخَزَّازِ عَنْ حَفْصِ بْن غِيَاثٍ عَنْ جَعْفَر عَنْ أَبِيهِ علیه السَّلام قَالَ:الأَذَارُ الثَّالِثُ يَوْمَ الجُمُعَةِ بدعَةٌ.6 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ يَحْيَى الْحَلَبِيُّ عَنْ بُرَيْدِ بْنِ مُعَاوِيَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام فِي خُطْبَةِ يَوْمِ الْجُمُعَةِ:الْخُطْبَةُ الأُولَى: الْحَمْدُ لِلَّهِ نَحْمَدُهُ وَ نَسْتَعِينُهُ وَنَسْتَغْفِرُهُ وَنَسْتَهْدِيهِ وَ نَعُوذُ بِاللهِ مِنْ شُرُورِ أَنْفُسِنَا وَ مِنْ سَيِّئَاتِ أَعْمَالِنَا مَنْ يَهْدِي اللهُ فَلا مُضِلَّ لَهُ وَ مَنْ يُضْلِلْ فَلَا هَادِيَ لَهُ.فرمود: اگر نماز جمعه با امام جمعه اقامه شود، دو رکعت است؛ ولی اگر کسی به تنهایی نماز بخواند، همان نیز چهار رکعت به منزلۀ نماز ظهر است؛ یعنی اگر امامی باشد که خطبه بخواند (دو رکعت است، ولی اگر امامی نباشد که خطبه بخواند، چهار رکعت است، هر چند که نماز را با جماعت به جا آورد.)5 - حفص بن غیاث گوید: امام صادق علیه السَّلام از پدر بزرگوارش امام باقر علیه السَّلام نقل کرد که فرمود: اذان سوم در روز جمعه، بدعت است.6 - محمّد بن مسلم گوید: امام باقر علیه السَّلام خطبۀ روز جمعه خطبۀ؛ نخست چنین بیان فرمود:تمام ستایش ها از آن خداست که او را حمد و ثنا می گوییم و از او کمک خواسته و آمرزش می طلبیم و هدایت می خواهیم و از بدی های نفس و خطاهای اعمال به خداوند پناه می بریم. هر کسی را که خداوند هدایت فرماید گمراه کننده ای برایش نخواهد بود، و هر کسی را که گمراه فرماید، او را هدایت کننده ای نخواهد بود.

وَ أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ، وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ الْتَجَبَهُ لِوَلَايَتِهِ وَ اخْتَصَّهُ بِرِسَالَتِهِ وَ أَكْرَمَهُ بِالنُّبُوَّةِ أَمِيناً عَلَى غَيْبِهِ وَ رَحْمَةً لِلْعَالَمِينَ وَصَلَّى اللهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ عَلَيْهِمُ السَّلام.أُوصِيكُمْ عِبَادَ اللهِ بِتَقْوَى اللهِ وَأَخَوِّفُكُمْ مِنْ عِقَابِهِ، فَإِنَّ اللهَ يُنْجِي مَنِ اتَّقَاهُ بمَفَازَتِهِمْ لَا يَمَسُّهُمُ السُّوءُ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ ويُكْرَمُ مَنْ خَافَهُ يَقِيهِمْ شَرَّ مَا خَافُوا وَ يُلَفِّيهِمْ نَضْرَةً وَ سُرُوراً وَ أُرَغْبُكُمْ فِي كَرَامَةِ اللَّهِ الدَّائِمَةِ، وَأُخَوَّفُكُمْ عِقَابَهُ الَّذِي لَا انْقِطَاعَ لَهُ وَ لَا نَجَاةَ لِمَنِ اسْتَوْجَبَهُ، فَلاَ تَغُرَّنَّكُمُ الدُّنْيَا وَ لَا تَرْكَنُوا إِلَيْهَا، فَإِنَّهَا دَارُ غُرُورٍ كَتَبَ اللهُ عَلَيْهَا وَعَلَى أَهْلِهَا الْفَناء.فَتَزَوَّدُوا مِنْهَا الَّذِي أَكْرَمَكُمُ اللهُ بِهِ مِنَ التَّقْوَى وَ الْعَمَلِ الصَّالِحِ، فَإِنَّهُ لَا يَصِلُ إلَى اللهِ مِنْ أَعْمَالِ الْعِبَادِ إِلَّا مَا خَلَصَ مِنْهَا وَ لَا يَتَقَبَّلُ اللهُ إِلَّا مِنَ الْمُتَّقِينَ، وَقَدْ أَخْبَرَكُمُ اللهُ عَنْ مَنَازِلِ مَنْ آمَنَ وَ عَمِلَ صَالِحاً وَ عَنْ مَنَازِلِ مَنْ كَفَرَ وَ عَمِلَ فِي غَيْرِ سَبيلِهِ. وَ قَالَ:شهادت می دهم که معبودی جز خدای یکتا نیست، بی شریک است، و گواهی می دهم که محمد صلّی اللهُ علیه وآله بنده و فرستادۀ اوست که او را برای ولایت خود برگزید، بر رسالت خود مخصوص ساخت (و سرفراز کرد و با نبوّت گرامی داشت، در حالی که امین بر غیب او و رحمتی برای جهانیان بود و خداوند بر محمّد و خاندان او درود فرستد و برایشان سلام باد.)ای بندگان خدا! شما را به تقوای الهی سفارش می کنم و از عذاب او می ترسانم، زیرا خداوند نجات دهندۀ کسانی است که از او می ترسند، و هیچ چیز بدی به آنان نمی رسد و محزون نخواهند بود و کسی که از او می ترسد، او را گرامی می دارد، و از شرّ آن چه که می ترسند نگه می دارد و با گشاده رویی و خوشحالی، آنان را ملاقات می کند.و شما را به گرامی بودن همیشگی نزد خدا فرا می خوانم و از آن عذابی که قطع نشدنی است؛ می ترسانم و کسی که مستحقّ آن شود، نجاتی نخواهد داشت.پس مبادا دنیا شما را فریب دهد، خداوند بر دنیا و اهل او فنا و نابودی نوشته است. پس، از دنیا توشه بگیرید به آن چیزی که خداوند شما را به آن گرامی داشته که همان پرهیزگاری و عمل صالح است؛ زیرا چیزی از اعمال بندگان مقبول خداوند نمی شود مگر عملی که خالص و بی غش باشد. خداوند به جز از پرهیزکاران نمی پذیرد و به راستی که خداوند شما را از مقام و مرتبۀ کسانی که ایمان آورده و عمل نیک انجام داده اند و کسانی که کافر شده اند و به راه غیر خدا رفته اند، خبر داده. و فرموده است:

(ذلِكَ يَوْمٌ يَجمُوعٌ لَهُ النَّاسُ وَ ذَلِكَ يَوْمٌ مَشْهُودٌ وَ ما نُؤَخِّرُهُ إِلَّا لِأَجَلِ مَعْدُودٍ * يَوْمَ يَأْتِ لا تَكَلَّمُ نَفْسٌ إِلَّا بِإِذْنِهِ فَمِنْهُمْ شَيٍّ وَسَعِيدٌ * فَأَمَّا الَّذِينَ شَقُوا فَفِي النَّارِ هُمْ فِيهَا زَفِيرٌ وَ شَهِيقٌ * خَالِدِينَ فِيهَا مَا دَامَتِ السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ إِلَّا مَا شَاءَ رَبُّكَ إِنَّ رَبَّكَ فَعَالُ لِمَا يُرِيدُ * وَأَمَّا الَّذِينَ سُعِدُوا فَي الْجَنَّةِ خَالِدِينَ فِيهَا مَا دَامَتِ السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ إِلَّا مَا شَاءَ رَبُّكَ عَطَاءً غَيْرَ يَجْذُودٍ.)نَسْأَلُ اللهَ الَّذِي جَمَعَنَا لِهَذَا الْجَمْع أَنْ يُبَارِكَ لَنَا فِي يَوْمِنَا هَذَا وَ أَنْ يَرْحَمَنَا جمِيعاً إِنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ.إِنَّ كِتَابَ اللهِ أَصْدَقُ الْحَدِيثِ وَأَحْسَنُ الْقِصَصِ، وَ قَالَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ : (وَإِذَا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَأَنْصِتُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ.)فَاسْمَعُوا طَاعَةَ اللَّهِ وَ أَنْصِتُوا ابْتِغَاءَ رَحْمَتِهِ.ثُمَّ اقْرَأْ سُورَةً مِنَ الْقُرْآنِ وَ ادْعُ رَبَّكَ وَ صَلِّ عَلَى النَّبِيَّ صلّى الله عليه وآله وَادْعُ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ، ثُمَّ تَجْلِسُ قَدْرَ مَا تَمَكِّنُ هُنَيْهَةً ثُمَّ تَقُومُ فَتَقُولُ:(ذلِكَ يَوْمٌ مَجْمُوعٌ لَهُ النَّاسُ وَ ذَلِكَ يَوْمٌ مَشْهُودٌ وَ ما نُؤَخِّرُهُ إِلَّا لِأَجَلِ مَعْدُودٍ * يَوْمَ يَأْتِ لا تَكَلَّمُ نَفَسٌ إِلَّا بِإِذْنِهِ فَمِنْهُمْ شَيٌّ وَسَعِيدٌ فَأَمَّا الَّذِينَ شَقُوا فَفِي النَّارِ لَّهُمْ فِيهَا زَفِيرٌ وَ شَهِيقٌ * خَالِدِينَ فِيهَا مَا دَامَتِ السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ إِلَّا مَا شَاءَ رَبُّكَ إِنَّ رَبَّكَ فَعَالَ لِمَا يُرِيدُ * وَأَمَّا الَّذِينَ سُعِدُوا فَفِي الْجَنَّةِ خَالِدِينَ فِيهَا مَا دَامَتِ السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ إِلَّا مَا شَاءَ رَبُّكَ عَطَاءً غَيْرَ مَجْذُودٍ.)از آن خداوندی که ما را در این جهان گرد آورده است، می خواهم که این روزمان را بر ما مبارک گرداند و همۀ ما را ببخشد، زیرا او بر هر چیزی قادر و تواناست.به راستی که کتاب خداوند (قرآن کریم راست ترین سخن و بهترین نقل است و خداوند عزَّوَجَل فرموده است: «و چون قرآن خوانده شود (برای شنیدن آن) گوش باز دارید و خاموش باشید شاید که شما مورد رحمت قرار گیرید».)پس به فرمان خداگوش فرا دهید و ساکت باشید تا رحمت او را به دست آورید.سپس سوره ای از قرآن قرائت کن و پروردگار خود را بخوان و بر پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله درود فرست و برای مؤمنان و مؤمنات دعا کن. آن گاه کمی می نشینی سپس برمی خیزی و می گویی:

الْحَمْدُ لِلَّهِ نَحْمَدُهُ وَنَسْتَعِينُهُ وَ تَسْتَغْفِرُهُ وَنَسْتَهْدِيهِ وَ نُؤْمِنُ بِهِ وَ نَتَوَكَّلْ عَلَيْهِ وَنَعُوذُ باللهِ مِنْ شُرُورٍ أَنْفُسِنَا وَ مِنْ سَيِّئَاتِ أَعْمَالِنَا مَنْ يَهْدِي اللَّهُ فَلَا مُضِلَّ لَهُ، وَ مَنْ يُضْلِلْ فَلَا هَادِيَ لَهُ.وَ أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ وَأَشْهَدُ أَنْ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ أَرْسَلَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ، وَ جَعَلَهُ رَحْمَةً لِلْعَالَمِينَ بَشِيرًاً وَ نَذِيراً وَ دَاعِياً إِلَى اللَّهِ بِإِذْنِهِ وَ سِرَاجاً مُنِيراً، مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ رَشَدَ وَ مَنْ يَعْصِهِمَا فَقَدْ غَوَى.أُوصِيكُمْ عِبَادَ اللَّهِ! بِتَقْوَى اللَّهِ الَّذِي يَنْفَعُ بِطَاعَتِهِ مَنْ أَطَاعَهُ، وَ الَّذِي يَضُرُّ بِمَعْصِيَتِهِ، مَنْ عَصَاهُ الَّذِي إِلَيْهِ مَعَادُكُمْ وَ عَلَيْهِ حِسَابَكُمْ، فَإِنَّ التَّقْوَى وَصِيَّةُ اللهِ فِيكُمْ وَ فِي الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ، قَالَ اللهُ عَزَّ وَجَلَّ:تمام سپاس ها خدایی را سزاست که او را حمد و ثنا می گوییم، از او کمک خواسته و آمرزش می طلبیم، و هدایت می خواهیم و به او ایمان آورده، بر او توکّل می کنیم، و از بدی های نفس و خطاهای اعمالمان به خداوند پناه می بریم، و کسی را که خداوند هدایت فرماید گمراه کننده ای نباشد، کسی را که گمراه می کند، هدایت کننده ای نخواهد بود.و شهادت می دهم که معبودی جز خداوند نیست، یکتا و بی شریک است، و شهادت می دهم که محمد صلَّی اللهُ علیه وآله بنده و فرستادۀ اوست که او را با هدایت و دینی حقّ فرستاده است تا بر همۀ ادیان چیره گرداند، هر چند که شرک ورزان خوش ندارند، و او را رحمت بر جهانیان قرار داد، در حالی که مژده دهنده به ثواب و ترساننده از عذاب بود، و مردم را به اجازه و رخصت خداوند به سوی او دعوت می کرد و چراغی تابان بود. هر کس از فرمان خدا و پیامبرش اطاعت کند ، راه یافته و هر که از فرمان ایشان سرپیچی کند، به راستی که گمراه شده است.ای بندگان خدا! شما را به تقوای الهی سفارش می کنم؛ آن خداوندی که هر کس از او پیروی کند، به پیروی اش سود می برد، و هر کس نافرمانی کند، به نافرمانی اش زیان می بیند؛ آن خداوندی که بازگشت شما به سوی او و حسابرسی از شما به دست اوست؛ زیرا تقوا وصیّت و سفارش خداوند بر شما و بر کسانی است که پیش از شما بوده اند، و خداوند عزَّوَجل فرموده است:

(وَ لَقَدْ وَصَّيْنَا الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَ إِيَّاكُمْ أَنِ اتَّقُوا اللَّهَ وَ إِنْ تَكْفُرُوا فَإِنَّ لِلَّهِ مَا فِي السَّاوَاتِ وَ مَا فِي الْأَرْضِ وَكَانَ اللَّهُ غَنِيًّا حَمِيداً.)انْتَفِعُوا بِمَوْعِظَةِ اللَّهِ وَ الْزَمُوا كِتَابَهُ، فَإِنَّهُ أَبْلَغُ الْمَوْعِظَةِ وَ خَيْرُ الْأُمُورِ فِي الْمَعَادِ عَاقِبَةً وَلَقَدِ اتَّخَذَ اللهُ الْحُجَّةَ فَلَا يَهْلِكُ مَنْ هَلَكَ إِلَّا عَنْ بَيِّنَةٍ، وَلَا يَحْيَى مَنْ حَيَّ إِلَّا عَنْ بَيِّنَةٍ وَ قَدْ بَلغَ رَسُولُ اللهِ صلَّى الله عليه وآله الَّذِي أُرْسِلَ بِهِ.فَالْزَمُوا وَصِيَّتَهُ وَ مَا تَرَكَ فِيكُمْ مِنْ بَعْدِهِ مِنَ الثَّقَلَيْنِ كِتَابِ اللهِ وَ أَهْلِ بَيْتِهِ اللَّذَيْنِ لَا يَضِلُّ مَنْ تَمَسَّكَ بِهِمَا وَ لَا يَهْتَدِي مَنْ تَرَكَهُمَا.اللَّهُمَّ صَلَّ عَلَى مُحَمَّدٍ عَبْدِكَ وَ رَسُولِكَ سَيِّدِ الْمُرْسَلِينَ وَ إِمَامٍ وَرَسُولِ رَبِّ الْعَالَمِينَ.ثُمَّ تَقُولُ: اللَّهُمَّ صَلَّ عَلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ وَصِيَّ رَسُولِ رَبِّ الْعَالَمِينَ.(وَ لَقَدْ وَصَّيْنَا الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَإِيَّاكُمْ أَنِ اتَّقُوا الله وإنْ تَكْفُرُوا فَإِنَّ لِله ما في السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَكَانَ اللَّهُ غَنِيًّا حَمِيدَاً.)از موعظۀ خداوند بهره برید و ملازم و همراه کتاب او باشید، زیرا دارای رساترین عظه و بهترین اُمور برای فرجام نیک در روز رستاخیز است، به طور حتم خداوند حجّتی گرفته است (یعنی راه حقّ و وجوب پیروی از امام معصوم علیه السَّلام را در هر زمانی برای مردم روشن ساخته است پس کسی گمراه و هلاک نمی شود و در دوزخ قرار نمی گیرد مگر به برهانی آشکار، و کسی زنده نمی شود مگر آن که به برهان آشکار زنده شود، و به تحقیق آن چه که فرستاده شد، رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله آن را برای مردم رسانید.)از این رو، وصیّت و سفارش او لازم دارید و از آن چه بعد از خود در میان شما گذارد، جدا نشوید. آن چیز بزرگ و گران بها که عبارتند از: کتاب خدا و اهل بیت او؛ کسانی که هر کس به آنان تمسّک جوید، گمراه نشود و هر که آن ها را ترک کند، هدایت نیابد.بار خدایا! بر محمّد درود فرست که بنده و رسول تو و سرور رسولان و پیشوای پرهیزکاران و فرستادۀ پروردگار جهانیان است.سپس می گویی: خداوندا! بر امیر مؤمنان که وصیّ و جانشین رسول پروردگار جهانیان است. درود فرست

ثُمَّ تُسَمِّي الْأَئِمَّةَ علیهم السَّلام حَتَّى تَنْتَهِيَ إِلَى صَاحِبِكَ.ثُمَّ تَقُولُ: افْتَحْ لَهُ فَتْحاً يَسِيراً وَ انْصُرْهُ نَصْراً عَزِيزاً ، اللَّهُمَّ أَظْهَرْ بِهِ دِينَكَ وَ سُنَّةَ نَبِيِّكَ حَتَّى لَا يَسْتَخْفِيَ بِشَيْءٍ مِنَ الْحَقِّ مَخَافَةَ أَحَدٍ مِنَ الْخَلْقِ. اللَّهُمَّ إِنَّا نَرْغَبُ إِلَيْكَ فِي دَوْلَةٍ كَرِيمَةٍ تُعِزُّبِهَا الْإِسْلَامَ وَأَهْلَهُ وَ تُذِلُّ بِهَا النِّفَاقَ وَ أَهْلَهُ وَ تَجْعَلُنَا فِيهَا مِنَ الدُّعَاةِ إِلَى طَاعَتِكَ وَ الْفَادَةِ فِي سَبِيلِكَ وَ تَرْزُقُنَا بِهَا كَرَامَةَ الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ.اللَّهُم مَا حَمَّلْتَنَا مِنَ الْحَقِّ فَعَرَّفْنَاهُ وَ مَا قَصُرْنَا عَنْهُ فَعَلْمْنَاهُ.ثُمَّ يَدْعُو اللهَ عَلَى عَدُوِّهِ وَ يَسْأَلُ لِنَفْسِهِ وَ أَصْحَابِهِ، ثُمَّ يَرْفَعُونَ أَيْدِيَهُمْ فَيَسْأَلُونَ اللهَ حَوَائِجَهُمْ كُلَّهَا حَتَّى إِذَا فَرَغَ مِنْ ذَلِكَ قَالَ:اللَّهُمَّ اسْتَجِبْ لَنَا وَ يَكُونُ آخِرَ كَلامِهِ أَنْ يَقُولَ: (إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ وَ إِيتَاءِ ذِي الْقُرْبَى وَيَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ وَالْبَغْيِ يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ.)آن گاه ائمّه علیهم السَّلام را يکي از پس از دیگری نام می بری، تا به امام زمانت برسی.سپس می گویی: و به آسانی جهان را به دست او فتح کن و او را نصرت کامل با عزّت و اقتدار بخش.بار خدایا! به دست او دینت را و سنّت پیامبرت را آشکار ساز تا دیگر چیزی از حقّ و حقیقت از ترس احدی از خلق مخفی نماند.خداوندا! ما به تو امید و اشتیاق داریم که دولت با کرامت آن امام زمان را به ظهور آوری و اسلام و اهلش را به او عزّت بخشی و نفاق و اهل نفاق را ذلیل و خوار گردانی، و ما را در آن دولت حقّه اهل دعوت به طاعت و از پیشوایان راه هدایت قرار دهی، و به واسطه آن بزرگوار به ما عزّت و کرامت دنیا و آخرت عطا فرمایی.بار خدایا! حق را _ که ما را به عمل به آن فراخوانده ای _ به ما بشناسان، و آن چه را که نشناخته ایم، به مقام و معرفتش ما را دانا کن. سپس بر دشمن امام زمان نفرین کند و برای خود و یاران آن حضرت طلب حاجت نماید. آن گاه مردم دست های خود را بالا می برند و تمامی حوایج خود را از خداوند در خواست می کنند، و چون امام جمعه از آن فارغ شد می گوید:بار خدایا! دعاهای ما را مستجاب کن _ و آخرین سخن او این باشد که بگوید که این آیه را بخواند: «همانا خداوند به عدالت و نیکوکاری و دادن حقّ خویشان فرمان می دهد و از فحشا و منکرات و ظلم و ستم شما را باز می دارد و شما را پند و موعظه می دهد؛ شاید که پند گیرید».)

ثُمَّ يَقُولُ: اللَّهُمَّ اجْعَلْنَا مِمَّنْ تَذَكَّرَ فَتَنْفَعُهُ الذِّكْرَى. ثُمَّ يَنْزِلُ.7 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِم قَالَ: سَأَلْتُهُ عَن الجُمُعَة.فَقالَ: بِأَذَانِ وَإِقَامَةٍ يَخْرُجُ الْإِمَامُ بَعْدَ الْأَذَانِ فَيَصْعَدُ الْمِنْبَرَ وَ يَخْطُبُ لَا يُصَلِّى النَّاسُ مَا دَامَ الْإِمَامُ عَلَى الْمِنْبَرِ، ثُمَّ يَقْعُدُ الْإِمَامُ عَلَى الْمِنْبَرِ قَدْرَ مَا يَقْرَأُ قُلْ (هُوَ الله أَحَدٌ ثُمَّ يَقُومُ فَيَفْتَتِحُ خُطْبَتَهُ ثُمَّ يَنزِلُ فَيُصَلِّي بِالنَّاسِ ثُمَّ يَقْرَأُ بِهِمْ فِي الرَّكْعَةِ الأولى بالجُمُعَةِ وَ فِى الثَّانِيَةِ بِالْمُنَافِقِينَ.)8 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنِ ابْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ (خُذُوا زِينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ.)قَالَ: فِي الْعِيدَيْنِ وَ الْجُمُعَةِ.سپس می گوید: خداوندا! ما را از کسانی قرار ده که تذکّر و یادآوری حقّ می کنند. و از آن بهره برده و سودمند می شوند. آن گاه از (منبر فرود می آید.)7 - محمد بن مسلم گوید: از امام علیه السَّلام در مورد نماز جمعه پرسیدم.فرمود: نماز جمعه با یک اذان و یک اقامه بر پا می شود که امام بعد از اذان خارج شده و بر فراز منبر می رود و خطبه می خواند، و تا زمانی که امام بر فراز منبر است، مردم نماز نمی خوانند. سپس امام به اندازه ای که سورۀ (قل هو الله أحد را بخواند بر فراز منبر می نشیند. پس از آن بر می خیزد و خطبۀ (دوم) را آغاز می کند، آن گاه فرود می آید و با مردم نماز می گزارد و در رکعت نخست، سورۀ جمعه و در رکعت دوّم سوره منافقین را می خواند.)8 - ابن سنان گوید: امام صادق علیه السَّلام دربارۀ گفتار خدا که می فرماید: «زینت خود را در هر مسجد برگیرید» فرمود: زینت در نماز عید فطر و قربان و نماز جمعه است.

9 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله.كُلُّ وَاعِظٍ قِبْلَةٌ يَعْنِي إِذَا خَطَبَ الْإِمَامُ النَّاسَ يَوْمَ الْجُمُعَةِ يَنْبَغِي لِلنَّاسِ أَنْ يَسْتَقْبِلُوهُ.### بخش هفتاد و یکم#### قرائت در نمازهای روز و شب جمعه(71 بَابُ الْقِرَاءَةِ يَوْمَ الْجُمُعَةِ وَ لَيْلَتَهَا فِي الصَّلَوَاتِ)1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ مَنْصُورِ بْنِ حَازِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ صعلیه السَّلام قَالَ:لَيْسَ فِي الْقِرَاءَةِ شَيْءٌ مُوَفَّتْ إِلَّا الْجُمُعَةِ تُقْرَأُ بِالْجُمُعَةِ وَ الْمُنَافِقِينَ.2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام.9 - سکونی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرموده است: هر خطیبی برای مستمعین و شنوندگان قبله است؛ یعنی هنگامی که در روز جمعه، امام خطبه می خواند، شایسته است که مردم رو به سوی او کنند.بخش هفتاد و یکم: قرائت در نمازهای روز و شب جمعه1 - منصور بن حازم گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:در قرائت نماز، سورۀ ویژه ای نیست مگر در (ظهر جمعه که سورۀ جمعه و منافقین خوانده می شود.)2 - ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

اقْرَأْ فِي لَيْلَةِ الْجُمُعَةِ بِالْجُمُعَةِ وَ سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الْأَعْلَى وَ فِي الْفَجْرِ بِسُورَةِ الجُمُعَةِ وَ (قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ وَ فِى الْجُمُعَةِ بِالْجُمُعَةِ وَ الْمُنَافِقِينَ.)3 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام: بِمَا أَقْرَأُ فِي صَلَاةِ الْفَجْرِ فِي يَوْمِ الْجُمُعَةِ؟فَقَالَ: اقْرَأْ فِي الْأُولَى بِسُورَةِ الْجُمُعَةِ وَ فِي الثَّانِيَةِ بِ- ﴿قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ثُمَّ اقْنُتْ حَتَّى تَكُونَا سَوَاءٌ. 4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ جَمِيلٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِم عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:

إِنَّ اللهَ أَكْرَمَ بِالْجُمُعَةِ الْمُؤْمِنِينَ، فَسَنَّهَا رَسُولُ اللهِ صلَّى الله عليه وآله بِشَارَةٌ لَهُمْ وَ الْمُنَافِقِينَ، تَوْبِيخاً لِلْمُنَافِقِينَ وَ لَا يَنْبَغِى تَرْكُهَا فَمَنْ تَرَكَهَا مُتَعَمِّداً فَلا صَلاةَ لَهُ.

در شب جمعه، سورۀ (جمعه) و (سبّح اسم ربّك الأعلى)، و در نماز صبح سورۀ (جمعه) و (قل هو الله أحد)، و در ظهر جمعه، سورۀ (جمعه) و (منافقین) را بخوان.

3 - حسين بن ابی حمزه گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: در نماز صبح روز جمعه، چه سوره ای بخوانم؟

فرمود: در رکعت نخست، سورۀ (جمعه) و در رکعت دوم (قل هو الله أحد) را بخوان، سپس (به اندازۀ تفاوت دو سوره) قنوت بخوان تا دو رکعت برابر شوند.

4 - محمّد بن مسلم گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:

خداوند مؤمنان را با سورۀ (جمعه) گرامی داشت و رسول خدا صلّی اللهُ علیه وآله برای مژده دادن به مؤمنان قرائتش را سنّت قرار داد، و هم چنین سورۀ (منافقین) را سرزنشی برای منافقان قرار داد و ترک آن سزاوار نیست و هر کس از روی عمد آن را ترک نماید، او را نماز (کاملی) نخواهد بود.

5 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَن الْقِرَاءَةِ فِى الجُمُعَةِ إِذَا صَلَّيْتُ وَحْدِي أَرْبَعاً أَجْهَرُ بِالْقِرَاءَةِ .

فَقالَ: نَعَمْ، وَقَالَ اقْرَأْ بِسُورَةِ الْجُمُعَةِ وَ الْمُنَافِقِينَ فِي يَوْمِ الْجُمُعَةِ.

6 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السَّلام فِي الرَّجُل يُرِيدُ أَن يَقْرَأَ بِسُورَةِ الْجُمُعَةِ الجُمُعَةِ فَيَقْرَأُ (قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ).

قَالَ : يَرْجِعُ إِلَى سُورَةِ الْجُمُعَةِ.

وَ رُوِيَ أَيْضاً: يُتِمُّهَا رَكْعَتَيْن ثُمَّ يَسْتَأْنِفُ.

7 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ يَزِيدَ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام.

مَنْ صَلَّى الْجُمُعَةَ بِغَيْرِ الْجُمُعَةِ وَ الْمُنَافِقِينَ أَعَادَ الصَّلَاةَ فِي سَفَرٍ أَوْ حَضَرِ.

وَ رُوِيَ: لَا بَأْسَ فِي السَّفَر أَن يَقْرَأَ بِ- (قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ).

5 - حلبی گوید: از امام صادق علیه السَّلام درباره قرائت در روز جمعه پرسیدم که هرگاه خود به تنهایی چهار رکعت نماز را می گزارم، آیا قرائت را بلند بخوانم؟

فرمود: آری.

هم چنین فرمود: در روز جمعه، سورۀ «جمعه» و «منافقین» را بخوان.

6 - محمّد بن مسلم :گوید از امام (صادق یا امام باقر علیهما السَّلام) پرسیدم: شخصی می خواهد در روز جمعه سورۀ «جمعه» بخواند، ولی از روی فراموشی و اشتباه سورۀ (قل هو الله أحد) را می خواند (چه وظیفه ای دارد؟)

فرمود: باید به سورۀ «جمعه» باز گردد.

و هم چنین روایت شده است: آن دو رکعت را به نیّت نماز نافله به شمار آورد و تمام نماید، سپس نماز را از سر گیرد.

7 - عمر بن یزید گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

که نماز ظهر روز جمعه را به غیر سورۀ «جمعه» و «منافقین» بخواند، باید نماز خود را اعاده کند؛ خواه در سفر باشد یا در حضر.

و روایت شده است: در سفر اشکالی ندارد که انسان سورۀ (قل هو الله أحد) را بخواند.

بخش هفتاد و دوّم

قنوت در نماز جمعه و دعای آن

(72) بَابُ الْقُنُوتِ فِي صَلَاةِ الْجُمُعَةِ وَالدُّعَاءِ فِيهِ

1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

الْقُنُوتُ قُنُوتُ يَوْمِ الْجُمُعَةِ فِي الرَّكْعَةِ الْأُولَى بَعْدَ الْقِرَاءَةِ تَقُولُ فِي الْقُنُوتِ:

«لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ الْحَلِيمُ الْكَرِيمُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ رَبُّ السَّمَاوَاتِ السَّبْعِ وَ رَبُّ الْأَرَضِينَ السَّبْعِ وَ مَا فِيهِنَّ وَ مَا بَيْنَهُنَّ وَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ، اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ كَمَا هَدَيْتَنَا بِهِ، اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ كَمَا أَكْرَمْتَنَا بِهِ اللَّهُمَّ اجْعَلْنَا مِمَّنِ اخْتَرْتَهُ لِدِينِكَ وَ خَلَقْتَهُ لِجَنَّتِكَ اللَّهُمَّ لَا تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنَا وَ هَبْ لَنَا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ».

بخش هفتاد و دوم: قنوت در نماز جمعه و دعای آن

1 - ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

جای قنوت _ در نماز جمعه _ در رکعت اوّلی بعد از قرائت است که در آن می گویی:

«لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ الْحَلِيمُ الْكَرِيمُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ رَبُّ السَّمَاوَاتِ السَّبْعِ وَ رَد الْأَرَضِينَ السَّبْعِ وَ مَا فِيهِنَّ وَ مَا بَيْنَهُنَّ وَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ كَمَا هَدَيْتَنَا بِهِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ كَمَا أَكْرَمْتَنَا بِهِ اللَّهُمَّ اجْعَلْنَا مِمَّنِ اخْتَرْتَهُ لِدِينِكَ وَخَلَقْتَهُ لِجَنَّتِكَ اللَّهُمَّ لَا تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنَا وَ هَبْ لَنَا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ».

2 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أيُّوبَ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ يَقُولُ فِي قُنُوتِ الْجُمُعَةِ:

إِذَا كَانَ إِمَاماً قَنَتَ فِي الرَّكْعَةِ الْأُولَى وَ إِنْ كَانَ يُصَلِّي أَرْبَعاً فَفِي الرَّكْعَةِ الثَّانِيَةِ قَبْلَ الرُّكُوع.

3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ أَبَانِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ الْجُعْفِى عَنْ عُمَرَ بْن حَنْظَلَةَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام: الْقُنُوتُ يَوْمَ الْجُمُعَةِ.

فَقالَ: أَنْتَ رَسُولِي إِلَيْهِمْ فِي هَذَا إِذَا صَلَّيْتُمْ فِي جَمَاعَةٍ فَفِي الرَّكْعَةِ الْأُولَى وَإِذَا صَلَّيْتُمْ وَحْدَانَا فَفِي الرَّكْعَةِ الثَّانِيَةِ قَبْلَ الرُّكُوعِ.

بخش هفتاد و سوم

کسی که نماز جمعه به صورت جماعت از او فوت شود...

(73) بَابُ مَنْ فَاتَتْهُ الْجُمُعَةُ مَعَ الْإِمَامِ

1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْحَلَبِيُّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَمَّنْ لَمْ يُدْرِكِ الْخُطْبَةَ يَوْمَ الْجُمُعَةِ.

2 - معاوية بن عمّار گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:

در قنوت نماز جمعه اگر به امامت برگزار می شود، باید در رکعت اوّل قنوت بخواند، و اگر به صورت فرادی نماز را چهار رکعتی به جا می آورد، قنوت در رکعت دوّم، پیش از رکوع است.

3 - عمر بن حنظله گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: قنوت در روز جمعه چگونه است؟

فرمود: تو فرستادۀ من در بین شیعیان در این خصوص هستی. هر گاه نماز را (در روز جمعه) به جماعت گزاردید، قنوت در رکعت اوّل است، و اگر به تنهایی خواندید، در رکعت دوم پیش از رکوع است.

بخش هفتاد و سوم: کسی که نماز جمعه به صورت جماعت از او فوت شود

1 - حلبی گوید: از امام صادق علیه السَّلام در مورد کسی که در روز جمعه به خطبۀ نماز نمی رسد، پرسیدم.

قَالَ : يُصَلِّي رَكْعَتَيْنِ، فَإِنْ فَاتَتْهُ الصَّلاةُ فَلَمْ يُدْرِكْهَا فَلْيُصَلِّ أَرْبَعاً.

وَ قَالَ: إِذَا أَدْرَكْتَ الْإِمَامَ قَبْلَ أَنْ يَرْكَعَ الرَّكْعَةَ الْأَخِيرَةَ فَقَدْ أَدْرَكْتَ الصَّلَاةَ، وَإِنْ كُنْتَ أَدْرَكْتَهُ بَعْدَ مَا رَكَعَ فَهِيَ الظُّهْرُ أَرْبَع.

بخش هفتاد و چهارم

نافلۀ روز جمعه

(74) بَابُ التَّطَوُّعِ يَوْمَ الْجُمُعَةِ

1 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ وَ غَيْرُهُ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ قَالَ: قَالَ أَبُو الْحَسَن علیه السَّلام:

الصَّلاَةُ النَّافِلَةُ يَوْمَ الْجُمُعَةِ سِتُّ رَكَعَاتِ بُكْرَةً وَ سِتُّ رَكَعَاتٍ صَدْرَ النَّهَارِ وَ رَكْعَتَانِ إِذَا زَالَتِ الشَّمْسُ ، ثُمَّ صَلَّ الْفَرِيضَةَ وَ صَلِّ بَعْدَهَا سِتٌ رَكَعَاتٍ.

2 - جَمَاعَةٌ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ الْمُخْتَارِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ عَبْدِ الْعَزِيزِ عَنْ مُرَادِ بْنِ خَارِجَةَ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:

فرمود: دو رکعت نماز بخواند، و اگر به نماز جمعه هم نرسید، پس چهار رکعت نماز به جا آورد.

هم چنین فرمود: هرگاه پیش از رکوع رکعت آخر به امام رسیدی، نمازت درست است، و اگر پس از رکوع رسیدی، این نماز، باید نماز ظهر محسوب شود که چهار رکعت است.

بخش هفتاد و چهارم: نافلۀ روز جمعه

1 - احمد بن محمّد بن ابی نصر گوید: امام رضا علیه السَّلام فرمود:

نماز نافله در روز جمعه، شش رکعت در بامداد، شش رکعت در اوّل روز، دو رکعت هنگام ظهر می باشد. سپس نماز واجب را بخوان و بعد از آن، شش رکعت دیگر به جا آور.

2 - مراد بن خارجه گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

أَمَّا أَنَا فَإِذَا كَانَ يَوْمُ الْجُمُعَةِ وَكَانَتِ الشَّمْسُ مِنَ الْمَشْرِقِ بِمِقْدَارِهَا مِنَ الْمَغْرِبِ فِي وَقْتِ صَلاَةِ الْعَصْرِ صَلَّيْتُ سِتَّ رَكَعَاتٍ، فَإِذَا انْتَفَخَ النَّهَارُ صَلَّيْتُ سِتّا، فَإِذَا زَاغَتِ الشَّمْسُ أَوْ زَالَتْ صَلَّيْتُ رَكْعَتَيْنِ ثُمَّ صَلَّيْتُ الظُّهْرَ ثُمَّ صَلَّيْتُ بَعْدَهَا سِتّاً.

3 - جَمَاعَةٌ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْن سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ أَوْ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ عَجْلانَ قَالَ: قَالَ أَبُو جَعْفَر علیه السَّلام:

إِذَا كُنْتَ شَاكَاً فِي الزَّوَالِ فَصَلِّ رَكْعَتَيْنِ فَإِذَا اسْتَيْقَنتَ فَابْدَأَ بِالْفَرِيضَةِ.

بخش هفتاد و پنجم

احادیثی نکته دار در دربارۀ جمعه

(75) بَابُ نَوَادِرِ الْجُمُعَةِ

1 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

تَقُولُ فِي آخِرِ سَجْدَةٍ مِنَ النَّوَافِلِ بَعْدَ الْمَغْرِبِ لَيْلَةَ الْجُمُعَةِ:

هرگاه روز جمعه فرا رسد من به هنگام ارتفاع آفتاب در سمت مشرق به اندازۀ ارتفاعش در سمت مغرب در وقت نماز عصر، شش رکعت نماز می خوانم و چون روز بلند شود، شش رکعت دیگر به جا می آورم، و هنگامی که آفتاب به سمت مغرب رود، یا از جانب مشرق زایل شود دو رکعت نماز می گزارم، سپس نماز ظهر را می خوانم و پس از انجام فریضه ظهر، شش رکعت دیگر به جا می آورم.

3- عبدالله بن عجلان گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:

چون در زوال آفتاب شک کردی، دو رکعت نماز (نافله) بخوان و چون یقین به زوال کردی، نماز فریضه را آغاز کن

بخش هفتاد و پنجم: احادیثی نکته دار دربارۀ جمعه

1 - عبدالله بن سنان گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:

«اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِوَجْهِكَ الْكَرِيمِ وَ اسْمِكَ الْعَظِيمِ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَغْفِرَ لِي ذَنْبِيَ الْعَظِيمَ» سَبْعاً.

2 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الأَشْعَرِيٌّ عَنِ الْقَدَّاحِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلَّى الله عليه وآله:

أَكْثِرُوا مِنَ الصَّلاَةِ عَلَيَّ فِي اللَّيْلَةِ الْغَرَّاءِ وَ الْيَوْمِ الْأَزْهَرِ لَيْلَةِ الجُمُعَةِ وَ يَوْم الجُمُعَةِ.

فَسُئِلَ إِلَى كَم الْكَثِيرُ؟

قَالَ: إِلَى مِائَةٍ وَ مَا زَادَتْ فَهُوَ أَفْضَلُ.

3 - مُحَمَّدُ بْنُ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حَسَّانَ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ عَلِيٍّ ابْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ يَزِيدَ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ هَارُونَ بْنِ خَارِجَةَ عَنِ الْمُفَضَّلِ عَنْ أبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:

مَا مِنْ شَيْءٍ يُعْبَدُ اللهُ بِهِ يَوْمَ الْجُمُعَةِ أَحَبَّ إِلَى مِنَ الصَّلاَةِ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ.

در سجدۀ آخر نافله های بعد از نماز مغرب شب جمعه، هفت بار این دعا را بخوان:

«اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِوَجْهِكَ الْكَرِيمِ وَ اسْمِكَ الْعَظِيمِ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَغْفِرَ لِي ذَنْبِيَ الْعَظِيمَ».

2 - قدّاح گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرموده است: در شب نورانی و روز درخشان که همان شب و روز جمعه است، بر من صلوات بسیار بفرستید.

از آن حضرت پرسیدند: چقدر صلوات بفرستیم؟

فرمود : تا صد بار و هر چه بیشتر، بهتر

3 - مفضّل گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

در روز جمعه چیزی نیست که خداوند با آن پرستش شود که از صلوات بر محمّد و آل محمد در نزد من محبوب تر باشد.

4 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ رَفَعَهُ قَالَ: قَالَ: إِذَا صَلَّيْتَ يَوْمَ الْجُمُعَةِ فَقُلِ:

«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ الْأَوْصِيَاءِ الْمَرْضِيِّينَ بِأَفْضَلِ صَلَوَاتِكَ وَ بَارِكْ عَلَيْهِمْ بِأَفْضَلِ بَرَكَاتِكَ وَ السَّلاَمُ عَلَيْهِ وَ عَلَيْهِمْ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ».

فَإِنَّهُ مَنْ قَالَهَا فِي دُبُرِ الْعَصْرِ كَتَبَ اللهُ لَهُ مِائَةَ أَلْفِ حَسَنَةٍ، وَ مَحَا عَنْهُ مِائَةَ أَلْفِ سَيِّئَةٍ، وَ قَضَى لَهُ بِهَا مِائَةَ أَلْفِ حَاجَةٍ، وَ رَفَعَ لَهُ بهَا مِائَةَ أَلْفِ دَرَجَة.

5 - وَ رُوِيَ: أَنَّ مَنْ قَالَهَا سَبْعَ مَرَّاتٍ رَدَّ اللهُ عَلَيْهِ مِنْ كُلِّ عَبْدِ حَسَنَةٌ وَكَانَ عَمَلُهُ فِي ذَلِكَ الْيَوْمِ مَقْبُولاً وَ جَاءَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ بَيْنَ عَيْنَيْهِ نُورٌ.

6 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ حَمَّادِ بْن عُثمانَ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام يَقُولُ:

يُسْتَحَبُّ أَنْ تَقْرَأْ فِي دُبُرِ الْغَدَاةِ يَوْمَ الْجُمُعَةِ الرَّحْمَنَ كُلَّهَا ثُمَّ تَقُولَ كُلَّمَا قُلْتَ: (فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ) : «لَا بِشَيْءٍ مِنْ آلَائِكَ رَبِّ أُكَذِّبُ».

4 - سهل بن زیاد در روایت مرفوعهای گوید: حضرتش فرمود:

چون روز جمعه، نماز گزاردی بگو: «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ الْأَوْصِيَاءِ الْمَرْضِيِّينَ بِأَفْضَلِ صَلَوَاتِكَ وَ بَارِكْ عَلَيْهِمْ بِأَفْضَلِ بَرَكَاتِكَ وَ السَّلَامُ عَلَيْهِ وَ عَلَيْهِمْ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ».

چرا که هر کس بعد از نماز عصر این دعا را بخواند، خداوند برای او صد هزار حسنه می نویسد، صد هزار گناه از نامۀ اعمال او پاک می نماید، صد هزار حاجت او را روا سازد وصد هزار درجه او را بالا می برد.

5 - روایت شده است هر کس این صلوات را هفت بار بخواند، خداوند از هر بنده ای حسنه ای به او باز می گرداند، و عمل او در آن روز مقبول و پذیرفته می شود و روز رستاخیز در حالی می آید که از میان دو چشم او نور می تابد.

6 - حمّاد بن عثمان گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:

مستحب است که در روز جمعه پس از نماز صبح سوره «الرّحمان» را به طور کامل بخوانی و هر گاه این آیه را خواندی که (فبایّ آلاء ربّکما تکذّبان» می گویی: «لا بشيءٍ من آلائك ربّ أكذِّب».

7 - وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ أَيُّوبَ بْنِ نُوحٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام:

مَنْ قَرَأَ الْكَهُفَ فِي كُلِّ لَيْلَةِ جُمُعَةٍ كَانَتْ كَفَّارَةَ مَا بَيْنَ الْجُمُعَةِ إِلَى الْجُمُعَةِ.

قَالَ: وَ رَوَى غَيْرُهُ أَيْضاً فِيمَنْ قَرَأَهَا يَوْمَ الْجُمُعَةِ بَعْدَ الظُّهْر وَ الْعَصْرِ مِثْلَ ذَلِكَ.

8 - أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ النَّضْرِ عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ عَنْ جَابِرٍ قَالَ:

كَانَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السَّلام يُبَكَّرُ إِلَى الْمَسْجِدِ يَوْمَ الْجُمُعَةِ حِينَ تَكُونُ الشَّمْسُ قَدْرَ رُمْحٍ، فَإِذَا كَانَ شَهْرُ رَمَضَانَ يَكُونُ قَبْلَ ذَلِكَ وَكَانَ يَقُولُ :

إِنَّ لِجُمَع شَهْرِ رَمَضَانَ عَلَى جُمَع سَائِرِ الشُّهُورِ فَضْلاً كَفَضْلِ شَهْرٍ رَمَضَانَ عَلَى سَائِرِ الشُّهُورِ.

7 - محمّد بن ابی حمزه گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

هر کس در هر شب جمعه سورۀ «کهف» را بخواند، کفّارۀ گناهان او تا جمعۀ دیگر خواهد بود.

راوی گوید: هم چنین دیگری روایت کرده است:

هر کس در روز جمعه، بعد از نماز ظهر و عصر، سورۀ «کهف» را بخواند، همان ثواب را خواهد داشت.

8 - جابر گوید: امام باقر علیه السَّلام همواره بامداد روز جمعه، آن گاه که شاخص آفتاب به اندازۀ نیزه ای می رسید، زود به مسجد می رفت و چون ماه رمضان می شد، پیش از آن وقت می آمد و می فرمود:

همانا جمعه های ماه رمضان بر جمعه های ماههای دیگر همانند ماه رمضان بر ماه های دیگر فضیلت و برتری دارد.

9 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدِ الْقَاسَانِي عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ دَاوُدَ الْمِنْقَرِيٌّ عَنْ حَفْصِ بْنِ غِيَاثٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام يَقُولُ فِي رَجُلٍ أَدْرَكَ الْجُمُعَةَ وَ قَدِ ازْدَحَمَ النَّاسُ فَكَبَّرَ مَعَ الْإِمَامِ وَ رَكَعَ وَ لَمْ يَقْدِرْ عَلَى السُّجُودِ وَقَامَ الْإِمَامُ وَ النَّاسُ فِي الرَّكْعَةِ الثَّانِيَةِ وَ قَامَ هَذَا مَعَهُمْ فَرَكَعَ الْإِمَامُ وَ لَمْ يَقْدِرْ هَذَا عَلَى الرُّكُوعِ فِي الرَّكْعَةِ الثَّانِيَةِ مِنَ الزِّحَامِ وَ قَدَرَ عَلَى السُّجُودِ كَيْفَ

يَصْنَعُ .

فَقالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: أَمَّا الرَّكْعَةُ الْأُولَى فَهِيَ إِلَى عِنْدِ الرُّكُوعِ تَامَّةٌ، فَلَمَّا لَمْ يَسْجُدْ لَهَا حَتَّى دَخَلَ فِى الثَّانِيَةِ لَمْ يَكُنْ لَهُ ذَلِكَ فَلَمَّا سَجَدَ فِي الثَّانِيَةِ إِنْ كَانَ نَوَى هَذِهِ السَّجْدَةَ الَّتِي هِيَ الرَّكْعَةُ الأُولَى فَقَدْ تَمَّتْ لَهُ الأُولَى، وَإِذَا سَلَّمَ الإِمَامُ قَامَ فَصَلَّى رَكْعَةً ثُمَّ يَسْجُدُ فِيهَا ثُمَّ يَتَشَهدُ وَ يُسَلِّمُ وَ إِنْ كَانَ لَمْ يَنْو أَن تَكُونَ تِلْكَ السَّجْدَةُ لِلرَّكْعَةِ الْأُولَى لَمْ تُجْزِ عَنْهُ الْأُولَى وَ لَا الثَّانِيَةُ.

9 - حفص بن غیاث گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که دربارۀ شخصی که نماز جمعه را با مردم بسیار انبوه درک می کند و او با امام تکبیر می گوید و به رکوع می رود، ولی به جهت ازدحام نتواند به سجده رود، و امام و مأمومین برخیزند و مشغول رکعت دوم نماز شوند و او نیز با آنان بایستد، سپس امام به رکوع رکعت دوم رود و این شخص به سبب ازدحام و انبوهی نمازگزاران نتواند به رکوع رود، ولی بتواند به سجده رود که در این صورت باید چه کند؟

فرمود: رکعت اوّل این شخص تا رکوع تمام بوده است و چون در رکعت اوّل به سجده نرفته، آن رکعت از نمازش ناقص مانده و تمام نشده است و هنگامی که به رکوع دوم امام رسیده و آن را به جا نیاورده، آن رکعت نیز تمام نیست. حال وقتی در رکعت دوم، سجده را به جا می آورد، اگر این سجده را برای رکعت اوّل قصد کند، یک رکعت از نمازش تمام می شود. در این صورت هنگامی که امام، نماز را سلام می دهد، او بر می خیزد و یک رکعت نماز می گزارد و سجده و تشهّد را به جا می آورد و سلام میدهد، و اگر آن سجده را قصد کند و نیت رکعت اوّل نکند، نه رکعت اوّل او درست و تمام است و نه رکعت دوم او.

10 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ رَفَعَهُ قَالَ: قِيلَ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام: يَزْعُمُ بَعْضُ النَّاسِ أن النُّورَةَ يَوْمَ الْجُمُعَةِ مَكْرُوهَةٌ .

فَقالَ : لَيْسَ حَيْثُ ذَهَبَ ، أَيُّ طَهُورٍ أَطْهَرُ مِنَ النُّورَةِ يَوْمَ الْجُمُعَةِ؟

أَبْوَابُ السَّفَر

بخش های مربوط به احکام نماز در سفر

بخش هفتاد و ششم

وقت نماز در سفر و حکم جمع بین دو نماز

(76) بَابُ وَقْتِ الصَّلَاةِ فِي السَّفَرِ وَالْجَمْعِ بَيْنَ الصَّلاتَيْنِ

1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي نَصْرِ عَنْ صَفْوَانَ الْجَمَّالِ قَالَ: صَلَّيْتُ خَلْفَ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عِنْدَ الزَّوَالِ فَقُلْتُ: بِأَبِي وَأَمِّي! وَقْتُ الْعَصْرِ ؟

فَقالَ: وَقْتُ مَا تَسْتَقِيلُ إِبلَكَ.

فَقُلْتُ: إِذَا كُنْتُ فِي غَيْرِ سَفَرٍ ؟

فَقالَ: عَلَى أَقَلَّ مِنْ قَدَمٍ ثُلُثَيْ قَدَمٍ وَقْتُ الْعَصْرِ.

10 - احمد بن محمّد در روایت مرفوعه ای گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتند: بعضی از مردم گمان می کنند که استفاده از نوره در روز جمعه مکروه است.

فرمود: چنین نیست، کدام پاک کننده ای در روز جمعه پاک کننده تر از نوره است؟!

بخش های مربوط به احکام نماز در سفر

بخش هفتاد و ششم

وقت نماز در سفر و حکم جمع بین دو نماز

1 - صفوان جمّال گوید: هنگام زوال، پشت سر امام صادق علیه السَّلام نماز خواندم و عرض کردم: پدر و مادرم به فدایت! وقت نماز عصر چه وقتی است؟

فرمود: وقتی که شترهای خود را از چراگاه به منزل می آوری.

عرض کردم: اگر در غیر سفر باشم چه؟

فرمود: یک قدم کمتر از دو سوم قدم وقت نماز عصر.

2 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ شَمُونٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْقَاسِمِ عَنْ مِسْمَع أَبِي سَيَّارٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنْ وَقْتِ الظُّهْرِ فِي يَوْم الْجُمُعَةِ فِي السَّفَرِ.

فَقالَ: عِنْدَ زَوَالِ الشَّمْسِ، وَ ذَلِكَ وَقْتُهَا يَوْمَ الْجُمُعَةِ فِي غَيْرِ السَّفَرِ.

3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيَّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:

كَانَ رَسُولُ اللهِ صلَّى الله عليه وآله إِذَا كَانَ فِي سَفَرٍ أَوْ عَجَّلَتْ بِهِ حَاجَةٌ يَجْمَعُ بَيْنَ الظُّهْرِ وَالْعَصْرِ وَ بَيْنَ المَغْرب وَ الْعِشَاء.

قَالَ: وَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: لَا بَأْسَ بِأَنْ تُعَجِّلَ عِشَاءَ الآخِرَةِ فِي السَّفَرِ قَبْلَ أَنْ يَغِيبَ الشَّفَقُ.

4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ عُبَيْدِ بْنِ زُرَارَةَ قَالَ: كُنْتُ أَنَا وَ نَفَرٌ مِنْ أَصْحَابِنَا مُتَرَافِقِينَ فِيهِمْ مُيَسِّرٌ فِيمَا بَيْنَ مَكَّةَ وَ الْمَدِينَةِ فَارْتَحَلْنَا وَنَحْنُ نَشُكُ فِى الزَّوَالِ .

2 - مسمع ابو سیّار گوید: از امام صادق علیه السَّلام دربارۀ وقت نماز ظهر روز جمعه در سفر سؤال کردم.

فرمود: هنگام زوال آفتاب و همان، وقت نماز ظهر روز جمعه، در غیر سفر است.

3 - حلبی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: همواره رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله آن گاه که در سفر بود، یا کاری ضروری داشت، نماز ظهر و عصر و نماز مغرب و عشا را یکجا می خواند.

هم چنین فرمود: اشکالی ندارد که در سفر، نماز عشا را پیش از فرو رفتن سرخی مغرب به جا آوری.

4 - عبید بن زراره گوید: با چند تن از دوستان هم سفر بودم _ که از جمله آنان میسّر بود _ بین مکّه و مدینه بودیم که در زوال آفتاب شکّ کردیم.

فَقالَ بَعْضُنَا لِبَعْضٍ : فَامْشُوا بِنَا قَلِيلاً حَتَّى نَتَيَقَّنَ الزَّوَالَ ثُمَّ نُصَلِّي.

فَفَعَلْنَا فَمَا مَشَيْئًا إِلَّا قَلِيلاً حَتَّى عَرَضَ لَنَا قِطَارُ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام فَقُلْتُ: أَتَى الْقِطَارُ.

فَرَأَيْتُ مُحَمَّدَ بْنَ إِسْمَاعِيلَ ، فَقُلْتُ لَهُ: صَلَّيْتُمْ؟

فَقالَ لِي: أَمَرَنَا جَدِّي فَصَلَّيْنَا الظُّهْرَ وَ الْعَصْرَ جَمِيعاً، ثُمَّ ارْتَحَلْنَا فَذَهَبْتُ إِلَى أَصْحَابِي فَأَعْلَمْتُهُمْ ذَلِكَ.

5 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنْ أَبَانِ عَنْ عُمَرَ بْن يَزِيدَ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام.

وَقْتُ الْمَغْرِبِ فِي السَّفَرِ إِلَى ثُلُثِ اللَّيْلِ.

وَ رُوِيَ أَيْضاً: إِلَى نِصْفِ اللَّيْلِ.

بعضی گفتند: اندکی راه برویم تا به زوال یقین کنیم، سپس نماز خود را بخوانیم.

همین کار را کردیم، مقدار کمی راه رفتیم و به قافلهٔ امام صادق علیه السَّلام رسیدیم. با خود گفتم: نزد آن حضرت بروم که ناگاه محمّد بن اسماعیل را دیدم. به او گفتم: آیا شما نماز خوانده اید؟

گفت: جدّم (امام صادق علیه السَّلام) به ما امر فرموده که نماز ظهر و عصر را با هم به جا آوریم.

ما سپس کوچ کردیم. من نزد یاران خویش رفتم و آن سخن را به آنان باز گفتم.

5 - عمر بن یزید گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

وقت نماز مغرب در سفر تا یک سوم از شب است.

روایت شده است تا نصف شب نیز می توان خواند.

بخش هفتاد و هفتم

مقدار مسافتی که نماز در آن قصر می شود...

(77) بَابُ حَدٌ الْمَسِيرِ الَّذِي تُقْصَرُ فِيهِ الصَّلَاةُ

1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:

التَّقْصِيرُ فِي بَرِيدٍ وَ الْبَرِيدُ أَرْبَعَةُ فَرَاسِخَ.

2 - وَ عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام: أَدْنَى مَا يَقْصُرُ فِيهِ الْمُسَافِرُ؟

فَقالَ: بَرِيدٌ.

3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى الْخَزَّازِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: بَيْنَا نَحْنُ جُلُوسٌ وَأَبِي عِنْدَ وَالٍ لِبَنِي عَلَى الْمَدِينَةِ إِذْ جَاءَ أَبِي فَجَلَسَ ، فَقَالَ:

بخش هفتاد و هفتم: مقدار مسافتی که نماز در آن قصر می شود

1 - زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود: نماز در مسافت یک برید قصر است و برید چهار فرسخ است.

2 - ابو ایّوب گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم: کمترین مسافتی که مسافر نماز را در آن قصر می خواند، چه مقدار است؟

فرمود: یک برید.

3 - یکی از اصحاب ما گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

(با جمعی) نشسته بودیم و پدرم (امام باقر علیه السَّلام) نزد حاکم اُموی مدینه بود، ناگاه پدرم آمد و نشست. آن گاه فرمود:

كُنْتُ عِنْدَ هَذَا قُبَيْلُ فَسَأَلَهُمْ عَن التَّقْصِيرِ .

فَقالَ: قَائِلٌ مِنْهُمْ فِي ثَلَاثٍ وَ قَالَ قَائِلٌ مِنْهُمْ : يَوْمٍ وَلَيْلَةٍ، وَقَالَ قَائِلٌ مِنْهُمْ: رَوْحَةٍ .

فَسَأَلَنِي فَقُلْتُ لَهُ: إِنَّ رَسُولَ اللهِ صلّى الله عليه وآله لَمَّا نَزَلَ عَلَيْهِ جَبْرَئِيلُ علیه السَّلام بِالتَّقْصِيرِ.

قَالَ لَهُ النَّبِيُّ صلّی اللهُ علیه وآله: فِي كَمْ ذَاكَ؟

فَقالَ: فِي بَرِيدٍ.

قَالَ: وَ أَيُّ شَيْءٍ الْبَرِيدُ؟

قَالَ: مَا بَيْنَ ظِلْ عَيْر إِلَى فَيْءِ وَعَيْر.

قَالَ: ثُمَّ عَبَرْنَا زَمَانَا ثُمَّ رُوِيَ بَنُو أُمَيَّةٌ يَعْمَلُونَ أَعْلَاَماً عَلَى الطَّرِيقِ وَأَنَّهُمْ ذَكَرُوا مَا تَكَلَّمَ بِهِ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السَّلام فَذَرَعُوا مَا بَيْنَ ظِلَّ عَيْرِ إِلَى فَيْءِ وَعَيْرٍ ثُمَّ جَزَّوهُ إِلَى اثْنَيْ لَا عَشَرَ مِيلاً، فَكَانَ ثَلاثَةَ آلَافٍ وَ خَمْسَمِائَةِ ذِرَاعَ كُلُّ مِيل، فَوَضَعُوا الْأَعْلامَ فَلَمَّا ظَهَرَ بَنُو هَاشِمٍ غَيْرُوا أَمْرَ بَنِي أُمَيَّةَ غَيْرَةً لِأَنَّ الْحَدِيثَ هَاشِمِيٌّ فَوَضَعُوا إِلَى جَنْبِ كُلِّ عَلَم عَلَماً.

لحظاتی پیش نزد این حاکم بودم و (او از فقها) دربارهٔ حدّ قصر نماز سؤال کرد.

یکی از آن ها گفت: سه شب (سیر کردن) موجب قصر نماز است.

دیگری گفت: یک شبانه روز.

دیگری گفت: بعد از زوال تا هنگام شب.

وقتی حاکم از من پرسید، به او گفتم: هنگامی که جبرئیل علیه السَّلام بر رسول خدا صلّى الله عليه وآله نازل شد و حكم قصر نماز را آورد، پیامبر صلّى الله عليه وآله به او فرمود: در چه مسافتی باید نماز را قصر خواند؟

عرض کرد: فاصلۀ میان سایهٔ کوه عَيْر تا سایهٔ کوه وَعَيْر.

امام صادق علیه السَّلام فرمود: سپس زمانی گذشت تا این که بنی امیّه مصلحت دیدند که بر سر راه مکّه علم هایی نصب کنند و آن چه را که امام باقر علیه السَّلام فرموده بود، به یاد آورند و و این فاصلۀ میان سایهٔ کوه عَيْر تا سایهٔ کوه وَ عَيْر را اندازه گیری کردند و آن را به دوازده میل بخش علامت گذاری نمودند که هر میل معادل سه هزار و پانصد ذراع بود، و نشانه هایی گذاردند، و هنگامی که بنی هاشم (بنی عباس) غالب شدند، کارهای بنی امیه را به جهت رشک تغییر دادند ، چرا که این حدیث (مقدار مسافت در قصر شدن نماز) هاشمی است. پس در کنار هر علم و نشانه ای از آن ها، علم و نشانه ای گذاردند.

4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ: سُئِلَ عَنْ حَدٌ الْأَمْيَالِ الَّتِي يَجِبُ فِيهَا التَّقْصِيرُ .

لا فَقالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: إِنَّ رَسُولَ اللهِ صلّى الله عليه وآله جَعَلَ حَدَّ الْأَمْيَالِ مِنْ ظِلٍّ عَيْرِ إِلَى ظِلِّ وُعَيْرِ وَ هُمَا جَبَلانِ بِالْمَدِينَةِ، فَإِذَا طَلَعَتِ الشَّمْسُ وَقَعَ ظِلُّ عَيْرِ إِلَى ظِلِّ وَعَيْرٍ وَهُوَ الْمِيلُ الَّذِي وَضَعَ رَسُولُ اللهِ صلّى الله عليه وآله عَلَيْهِ التَّقْصِيرَ.

5 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ الْبَرْقِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَسْلَمَ الْجَبَلِيِّ عَنْ صَبَّاحٍ الْحَذَّاءِ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السَّلام عَنْ قَوْمٍ خَرَجُوا فِي سَفَرٍ فَلَمَّا انْتَهَوْا إِلَى الْمَوْضِعِ الَّذِي يَجبُ عَلَيْهِمْ فِيهِ التَّفْصِيرُ قَصَّرُوا مِنَ الصَّلاةِ ، فَلَمَّا صَارُوا عَلَى فَرْسَخَيْنِ أَوْ عَلَى ثَلَاثَةِ فَرَاسِخَ أَوْ أَرْبَعَةٍ تَخَلَّفَ عَنْهُمْ رَجُلٌ لَا يَسْتَقِيمُ لَهُمْ سَفَرُهُمْ إِلَّا بِهِ فَأَقَامُوا يَنْتَظِرُونَ مَجِيئَهُ إِلَيْهِمْ وَهُمْ لَا يَسْتَقِيمُ لَهُمُ السَّفَرُ إِلَّا بِمَجِيثِهِ إِلَيْهِمْ، فَأَقَامُوا عَلَى ذَلِكَ أَيَّاماً لَا يَدْرُونَ هَلْ يَمْضُونَ فِي سَفَرِهِمْ أَوْ يَنْصَرِفُونَ هَلْ يَنْبَغِي لَهُمْ أَنْ يُتِمُّوا الصَّلاَةَ أَوْ يُقِيمُوا عَلَى تَقْصِيرِهِمْ؟

4 - راوی گوید: از امام صادق علیه السَّلام از حدّ و اندازۀ میل هایی که در آن قصر شدن نماز واجب می شود، سؤال کردند:

فرمود: رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله حدّ میل ها را از سایهٔ کوه عَيْر تا سایهٔ کوه وَعَيْر - که دو کوه در مدینه اند- قرار داد و چون خورشید طلوع کند، سایه عَيْر بر زمین می افتد تا آن وقتی سایۀ وعیر بر زمین می افتد و این همان میلی است که رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله قصر شدن نماز را بر آن بنا گذاشت، (که چهار فرسخ می شود).

5 - اسحاق بن عمّار گوید: از امام کاظم علیه السَّلام پرسیدم: گروهی عازم مسافرت شدند و چون به جایی رسیدند که نماز قصر بر آنان واجب می شود، نماز را شکسته خواندند و چون به دو - یا سه و یا چهار - فرسخی رسیدند، یکی از آنان از رفتن منصرف شد و بازگشت و سفر آن ها نیز جز با آمدن او صورت نمی پذیرد. مدّتی ماندند و انتظار آمدن او را کشیدند؛ زیرا سفرشان بدون آمدن او ممکن نبود. چند روزی ماندند و نمی دانستند که آیا سفر خود را ادامه می دهند، یا باز می گردند. آیا برای آنان سزاوار است که نماز خود را تمام بخوانند، یا این که باید همچنان نمازشان را قصر بخوانند؟

قَالَ: إِنْ كَانُوا بَلَغُوا مَسِيرَةَ أَرْبَعَةٍ فَرَاسِخَ فَلْيُقِيمُوا عَلَى تَفْصِيرِهِمْ أَقَامُوا أَمِ انْصَرَفُوا، وَإِنْ كَانُوا سَارُوا أَقَلَّ مِنْ أَرْبَعَةِ فَرَاسِخَ فَلْيُتِمُّوا الصَّلاةَ أَقَامُوا أَوِ انْصَرَفُوا، فَإِذَا مَضَوْا فَلْيُقَصِّرُوا.

بخش هفتاد و هشتم

کسی که می خواهد سفر کند...

(78) بَابُ مَنْ يُرِيدُ السَّفَرَ أَوْ يَقْدَمُ مِنْ سَفَرٍ مَتَى يَجِبُ عَلَيْهِ التَّقْصِيرُ أو التمَام؟

1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: الرَّجُلُ يُرِيدُ السَّفَرَ مَتَى یُقَصِرُ؟

قَالَ: إِذَا تَوَارَى مِنَ الْبُيُوتِ.

قَالَ: قُلْتُ : الرَّجُلُ يُريدُ السَّفَرَ فَيَخْرُجُ حِينَ تَزُولُ الشَّمْسُ.

قَالَ: إِذَا خَرَجْتَ فَصَلَّ رَكْعَتَيْنِ.

وَ رَوَى الْحُسَيْنُ بْنُ سَعِيدٍ عَنْ صَفْوَانَ وَ فَضَالَةَ عَنِ الْعَلَاءِ مِثْلَهُ.

فرمود: نمازشان را همچنان قصر بخوانند چه منتظر بمانند و چه باز گردند، و اگر به کمتر از چهار فرسخ رسیده اند، نماز را تمام بخوانند، خواه منتظر بمانند و خواه باز گردند. ولی اگر بخواهند سفر خود را ادامه دهند، باید نماز را قصر بخوانند.

بخش هفتاد و هشتم: کسی که می خواهد سفر کند، یا از سفر باز می گردد چه هنگامی باید نماز را شکسته یا تمام بخواند؟

1 - محمد بن مسلم گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم کسی که می خواهد مسافرت کند از چه زمانی باید نماز را قصر بخواند؟

فرمود: آن گاه که خانه ها پنهان شوند.

راوی گوید: به آن حضرت عرض کردم: هرگاه کسی ارادۀ سفر کند و بعد از زوال خورشید، از خانه بیرون رود وظیفۀ او چیست؟

فرمود: هر گاه به قصد سفر بیرون رفتی، نماز را دو رکعت بخوان.

2 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْن مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيَّ الْوَشَّاءِ قَالَ: سَمِعْتُ الرَّضَا علیه السَّلام يَقُولُ:

إِذَا زَالَتِ الشَّمْسُ وَأَنْتَ فِي الْمِصْرِ وَأَنْتَ تُرِيدُ السَّفَرَ فَأَتِمْ، فَإِذَا خَرَجْتَ بَعْدَ الزَّوَالِ قَصِّرِ الْعَصْرَ.

3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ دَاوُدَ بْنِ فَرْقَدٍ عَنْ بَشِيرِ النَّبَّالِ قَالَ: خَرَجْتُ مَعَ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام حَتَّى أَتَيْنَا الشَّجَرَةَ .

فَقالَ: لي أبو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: يَا نَبالُ!

قُلْتُ: لَبَّيْكَ.

قَالَ: إِنَّهُ لَمْ يَجِبْ عَلَى أَحَدٍ مِنْ أَهْلِ هَذَا الْعَسْكَرِ أَنْ يُصَلِّيَ أَرْبَعاً غَيْرِي وَ غَيْرُكَ، وَذَلِكَ أَنَّهُ دَخَلَ وَقْتُ الصَّلاَةِ قَبْلَ أَن نَخْرُجَ.

4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: سَأَلْتُ عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنْ رَجُل يَدْخُلُ مِنْ سَفَرِهِ وَ قَدْ دَخَلَ وَقْتُ الصَّلَاةِ.

قَالَ: يُصَلِّي رَكْعَتَيْنِ فَإِذَا خَرَجَ إِلَى سَفَرٍ وَ قَدْ دَخَلَ وَقْتُ الصَّلاةِ فَلْيُصَلِّ أَرْبَعاً.

2 - حسن بن علی و شاء گوید: از امام رضا علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:

هر گاه زوال آفتاب شود و تو در شهر خود هستی و ارادۀ سفر داری نماز خود را تمام بخوان، و هرگاه بعد از زوال آفتاب خارج شدی، نماز عصر را شکسته بخوان.

3 - بشير نبّال گوید: با امام صادق علیه السَّلام حرکت کردیم تا این که تا به مسجد شجره رسیدیم. آن حضرت به من فرمود: ای نبّال!

عرض كردم: لبّيك.

:فرمود بر هیچ کدام از اهل این قافله نماز چهار رکعتی و تمام واجب نیست، مگر بر من و تو و این بدین خاطر است که پیش از آن که ما خارج شویم، وقت نماز داخل شده بود.

4 - محمّد بن مسلم گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: شخصی که از سفر باز می گردد و وقت نماز فرا رسیده است، چه وظیفه ای دارد؟

فرمود: باید نماز را دو رکعت بخواند: و اگر اراده سفر دارد و وقت نماز نیز فرارسیده، باید نماز را چهار رکعت بخواند.

5 - أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْل بن شَاذَانَ جَمِيعاً عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُل يَكُونُ مُسَافِراً ثُمَّ يَقْدَمُ فَيَدْخُلُ بُيُوتَ الْكُوفَةِ أَيْتِمُ الصَّلاَةَ أَمْ يَكُونُ مُقَصْراً حَتَّى يَدْخُلَ أَهْلَهُ؟

قَالَ: بَلْ يَكُونُ مُقَصِّراً حَتَّى يَدْخُلَ أَهْلَهُ.

6 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ صَفْوَانَ عَنِ الْعِيصِ بْنِ الْقَاسِمِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنْ رَجُلٍ صَلَّى وَ هُوَ مُسَافِرٌ فَأَتَمَّ الصَّلاةَ؟

قَالَ: إِنْ كَانَ فِي وَقْتِ فَلْيُعِدْ، وَإِنْ كَانَ الْوَقْتُ قَدْ مَضَى فَلَا.

7 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزِ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ:

قُلْتُ لَهُ: رَجُلٌ فَاتَتْهُ صَلاةٌ مِنْ صَلاَةِ السَّفَرِ فَذَكَرَهَا فِي الْحَضَرِ.

قَالَ: يَقْضِي مَا فَاتَهُ كَمَا فَاتَهُ إِنْ كَانَتْ صَلَاةَ السَّفَرِ أَدَّاهَا فِي الْحَضَرِ مِثْلَهَا، وَإِنْ كَانَتْ صَلاَةَ الْحَضَرِ فَلْيَقْضِ فِي السَّفَرِ صَلاَةَ الْحَضَرِ كَمَا فَاتَتْهُ.

5 - اسحاق بن عمّار گوید: از امام کاظم علیه السَّلام پرسیدم: هر گاه مسافری از سفر بیاید و داخل در محدودۀ خانه های کوفه شود، آیا باید نماز را تمام بخواند، یا هم چنان شکسته بخواند تا داخل خانه یا محلّۀ خویش شود؟

فرمود: البتّه باید نماز را شکسته بخواند تا زمانی که به خانۀ خود وارد شود.

6 - عيص بن قاسم گوید: از امام صادق علیه السّلام پرسیدم: کسی که در سفر، نماز را چهار رکعت خوانده است (اینک چه وظیفه ای دارد؟)

فرمود: اگر وقت داشته باشد، باید آن را اعاده کند، امّا اگر وقت گذشته باشد، اعاده لازم نیست.

7 زراره گوید: به امام علیه السَّلام گفتم: شخصی در سفر، نماز دو رکعتی از او فوت می شود و در حَضَر یادش می آید (وظیفۀ او چیست) فرمود: باید آن چه از او فوت شده، همان طوری که فوت شده، قضا کند، یعنی در حَضَر نماز فوت شدۀ در سفر را شکسته ادا کند و در سفر نماز فوت شدۀ در حَضَر را تمام به جا آورد.

8 _ عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ يَقْطِينِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ علیه السَّلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ خَرَجَ فِي سَفَرٍ ثُمَّ تَبْدُو لَهُ الإِقَامَةُ وَهُوَ فِي صَلاتِهِ.

قَالَ: يُتِمُّ إِذَا بَدَتْ لَهُ الْإِقَامَةُ.

بخش هفتاد و نهم

مسافری که به شهر می آید تا چند روز باید نماز را شکسته بخواند...

(79) بَابُ الْمُسَافِرِ يَقْدَمُ الْبَلْدَةَ كَمْ يُقَصِّرُ الصَّلاةَ

1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ: قُلْتُ لَهُ: أَ رَأَيْتَ مَنْ قَدِمَ بَلْدَةً إِلَى مَتَى يَنبَغِى لَهُ أَنْ يَكُونَ مُقَصْراً وَ مَتَى يَنْبَغِي لَهُ أَنْ يُتِمَّ؟

قَالَ: إِذَا دَخَلْتَ أَرْضاً فَأَيْقَنَتَ أَنَّ لَكَ بِهَا مُقَاماً عَشَرَةَ أَيَّامٍ فَأَتِمُ الصَّلاةَ، وَإِنْ لَمْ تَدْرِ مَا مُقَامُكَ بِهَا تَقُولُ: غَداً أَخْرُجُ ، أَوْ بَعْدَ غَدٍ، فَقَصْرْ مَا بَيْنَكَ وَبَيْنَ أَنْ يَمْضِيَ شَهْرٌ، فَإِذَا تَمَّ لَكَ شَهْرٌ فَاتِمَ الصَّلاةَ، وَإِنْ أَرَدْتَ أَنْ تَخْرُجَ مِنْ سَاعَتِكَ.

8 - على بن یقطین گوید: از امام کاظم علیه السَّلام پرسیدم کسی که به سفر رفته در اثنای نماز پیشامد می کند که توقّف و اقامت نماید؟

فرمود: نماز را تمام می خواند.

بخش هفتاد و نهم: مسافری که به شهری می آید تا چند روز باید نماز را شکسته بخواند؟

1 - زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام عرض کردم: بفرمایید کسی که به شهری وارد می شود تا چه زمانی شایسته است که نماز خود را قصر و تا چه زمانی تمام بخواند؟

فرمود: هر گاه وارد سرزمینی شدی و یقین داشتی که ده روز می مانی، نماز خود را تمام به جای آور. امّا اگر نمی دانی که چند روز می مانی و می گویی که فردا می روم یا پس فردا، در چنین حالی تا یک ماه که چنین وضعی داری، نماز خود را شکسته بخوان، و چون یک ماه سپری شد، اگر چه یک ساعت دیگر خارج شوی، باید نماز را تمام بخوانی.

2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ بُكَيْر قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنِ الرَّجُلِ يَكُونُ بِالْبَصْرَةِ وَ هُوَ مِنْ أَهْلِ الْكُوفَةِ لَهُ بِهَا دَارٌ وَ مَنْزِلٌ فَيَمُرُّ بِالْكُوفَةِ وَ إِنَّمَا هُوَ مُجْتَازُ لَا يُرِيدُ الْمُقَامَ إِلَّا بِقَدْرِ مَا يَتَجَهَّرُ يَوْماً أَوْ يَوْمَيْن.

قَالَ: يُقِيمُ فِي جَانِبِ الْمِصْرِ وَ يُقَصِّرُ.

قُلْتُ: فَإِن دَخَلَ أَهْلَهُ.

قَالَ: عَلَيْهِ التمَامُ.

3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ قَالَ: سَأَلَ مُحَمَّدُ بْنُ مُسْلِمٍ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام وَ أَنَا أَسْمَعُ عَنِ الْمُسَافِرِ إِذْ حَدَّثَ نَفْسَهُ بِإِقَامَةِ عَشَرَةِ أَيَّامٍ.

قَال: فَلْيُتِمَّ الصَّلاةَ وَإِنْ لَمْ يَدْرِ مَا يُقِيمُ يَوْماً أَوْ أَكْثَرَ فَلْيَعُد ثَلاثِينَ يَوْماً، ثُمَّ ليتم وَإِنْ كَانَ أَقَامَ يَوْماً أَوْ صَلاَةً وَاحِدَةً .

2 - عبدالله بن بکیر گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: یکی از مردم کوفه در بصره ساکن است وی در آن جا خانه و منزلی دارد، او از کوفه می گذرد و رهگذر است و نمی خواهد که در کوفه بماند و فقط برای تهیّۀ لوازم، یک - یا دو - روز می ماند، نماز خود را چگونه باید

بخواند؟

فرمود: در گوشه ای از شهر می ماند و نماز را شکسته میخواند.

عرض کردم اگر داخل خانه خویش گردد چه؟

فرمود: نماز را تمام بخواند.

3 - ابو ایّوب گوید: من در خدمت امام صادق علیه السَّلام بودم که محمّد بن مسلم از حضرتش دربارۀ مسافری که در قصد خود ارادۀ ماندن ده روز را داشته باشد، پرسید.

حضرت فرمود: باید نماز را تمام بخواند، امّا اگر نمی داند که چند روز می ماند، یک روز یا بیشتر تا سی روز بشمارد (و نماز خود را شکسته بخواند) و پس از آن، اگر چه یک روز و یا به اندازۀ یک نماز بماند، باید نماز را تمام به جا آورد.

فَقالَ لَهُ مُحَمَّدُ بْنُ مُسْلِمٍ: بَلَغَنِي أَنَّكَ قُلْتَ: خَمْساً .

فَقالَ: قَدْ قُلْتُ ذَاكَ.

قَالَ أَبُو أَيُّوبَ: فَقُلْتُ أَنَا جُعِلْتُ فِدَاكَ! يَكُونُ أَقَلَّ مِنْ خَمْسٍ .

فَقالَ: لَا.

بخش هشتادم

نماز ناخدایان، چهار پاداران، شکارچیان ...

(80) بَابُ صَلَاةِ الْمَلَاحِينَ وَالْمُكَارِينَ وَأَصْحَابِ الصَّيْدِ وَ الرَّجُلِ يَخْرُجُ إِلَى ضَيْعَتِهِ

1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْل بن شَاذَانَ جَمِيعاً عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السَّلام:

أَرْبَعَةٌ قَدْ يَجِبُ عَلَيْهِمُ التمَامُ فِي السَّفَرِ كَانُوا أَوِ الْحَضَرِ الْمُكَارِي وَ الْكَرِيُّ وَالرَّاعِي وَ الِاشْتِقَالُ، لأنَّهُ عَمَلُهُمْ.

محمّد بن مسلم عرض کرد : به من خبر رسیده که شما فرموده اید: پنج روز؟

فرمود: آن را نیز گفته ام.

ابو ایّوب گوید: عرض کردم: قربانت گردم آیا در کمتر از پنج روز هم قصد اقامه محقّق می شود؟

فرمود: نه.

بخش هشتادم نماز ناخدایان، چهار پاداران، شکارچیان و کسی که برای سرکشی املاک و مزرعه های خود می رود

1 - زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:

چهار گروه هستند که بر آنان واجب است در سفر و حَضَر نماز را تمام بخوانند که عبارتند از: کسی که چارپایان خود را کرایه می دهد، کسی که خود را اجیر دیگری می سازد که پیامی به جایی ببرد، چوپان و پیک؛ زیرا سفر، کار و حرفۀ آنان است.

2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السَّلام قَالَ:

لَيْسَ عَلَى الْمَلاحِينَ فِي سَفِينَتِهِمْ تَقْصِيرُ وَ لَا عَلَى الْمُكَارِي وَ الْجَمَّالِ.

وَ فِي رِوَايَةٍ أُخْرَى الْمُكَارِي إِذَا جَدَّ بِهِ السَّيْرُ فَلْيُقَصِّرْ.

قَالَ: وَ مَعْنَى: «جَدَّ بِهِ السَّيْرُ» يَجْعَلُ مَنْزِلَيْنِ مَنْزِلاً.

3 - مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ وَ غَيْرُهُ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ قَالَ: سَأَلْتُ الرّضَا علیه السَّلام عَن الرَّجُلِ يَخْرُجُ إِلَى ضَيْعَتِهِ وَيُقِيمُ الْيَوْمَ وَ الْيَوْمَيْنِ وَ لا الثلاثَةَ أَيُقَصِّرُ أمْ يُتم؟

قَالَ: يُتِمُ الصَّلاَةَ كُلَّمَا أَتَى ضَيْعَةً مِنْ ضِيَاعِهِ.

4 - مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطِ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنِ الرَّجُلِ يَتَصَيَّدُ الْيَوْمَ وَ الْيَوْمَيْنِ وَ الثَّلاثَةَ أَيَقْصُرُ الصَّلاةَ؟

2 - محمّد بن مسلم گوید: امام (باقر یا امام صادق علیهما السَّلام) فرمود:

ناخدا و خدمۀ کشتی که در کشتی خود در حال حرکت هستند، نباید نماز را قصر بخوانند، هم چنین است حکم چارپادار و شتربان.

در روایت دیگری آمده است: اگر چارپادار در رفتن شتاب کند، باید نماز را شکسته بخواند.

فرمود: معنای «با شتاب رفتن» این است که دو منزل را به مسافت یک منزل حرکت کند.

3 - احمد بن محمّد بن ابی نصر گوید: از امام رضا علیه السَّلام پرسیدم: کسی که برای سرکشی املاک و مزرعه های خود می رود و یک- یا دو و یا سه - روز در آن جا می ماند، آیا نماز خود را باید شکسته بخواند؟

فرمود: هر گاه به ملکی از املاک و یا به مزرعه ای از مزرعه های خود برود، باید نماز را تمام به جا آورد.

4 - ابن بکیر گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: شخصی که یک _ یا دو و یا سه _ روز برای شکار می رود، آیا نمازش را شکسته بخواند؟

قَالَ: لَا، إِلَّا أَنْ يُشَيِّعَ الرَّجُلُ أَخَاهُ فِي الدِّينِ وَ إِنَّ التَّصَيُّدَ مَسِيرٌ بَاطِلٌ لَا تُقْصَرُ الصَّلاةُ فِيهِ.

وَ قَالَ: يَقْصُرُ إِذَا شَيَّعَ أَخَاهُ.

عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ الْبَرْقِيِّ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ عَلِيَّ بْنِ أَسْبَاطِ مِثْلَهُ.

5 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ جَعْفَرٍ الْجَعْفَرِي عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

الأَعْرَابُ لَا يُقَصِّرُونَ، وَ ذَلِكَ أَنَّ مَنَازِلَهُمْ مَعَهُمْ.

6 - مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَن الْفَضْل بن شَاذَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي عُمَيْرِ عَنْ عَبْدِ بْنِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْحَجَّاجِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: الرَّجُلُ يَكُونُ لَهُ الصِّيَاعُ بَعْضُهَا قَرِيبٌ مِنْ بَعْضٍ يَخْرُجُ فَيُقِيمُ فِيهَا يُتِمُ أَوْ يُقَصِّرُ؟

قَالَ: يُتِمُّ.

فرمود: نه، مگر آن که برادر دینی خود را مشایعت و بدرقه کند؛ زیرا رفتن به شکار مسیر باطلی است که نماز در آن قصر نمی شود.

آورد.

هم چنین فرمود: هرگاه انسان برادر دینی خود را مشایعت کند، باید نماز را قصر به جا آورد.

5 - راوی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

بادیه نشینان نباید نماز را شکسته بخوانند؛ برای این که خانه هایشان با آنان است.

6 - عبد الرحمان بن حجّاج گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم : شخصی دارای املاک مزرعه هایی است که نزدیک یکدیگر هستند و بدان جا می رود و می ماند. آیا باید نماز را تمام بخواند؟

فرمود: باید تمام بخواند.

7 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْن مُحَمَّدٍ عَن الْوَشَّاءِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام فِى قَوْلِ اللهِ عَزَّ وَجَلَّ: (فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغ وَ لا عَادٍ).

قَالَ: الْبَاغِي؛ بَاغِي الصَّيْدِ وَ الْعَادِي السَّارِقُ لَيْسَ لَهُمَا أَنْ يَأْكُلاَ الْمَيْتَةَ إِذَا اضْطُرًا إِلَيْهَا، هِيَ حَرَامٌ عَلَيْهِمَا لَيْسَ هِيَ عَلَيْهِمَا كَمَا هِيَ عَلَى الْمُسْلِمِينَ، وَلَيْسَ لَهُمَا أَنْ يُقَصِّرَا فِي الصَّلاةِ.

8- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَن ابْن فَضَّالِ عَن ابْنِ بُكَيْر عَنْ عُبَيْدِ بْنِ زُرَارَةَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنِ الرَّجُلِ يَخْرُجُ إِلَى الصَّيْدِ أَيْقَصِّرُ أَمْ يُتِمُ؟

قَالَ: يُتِمُّ ، لِأَنَّهُ لَيْسَ بِمَسِيرِ حَقٍ.

9 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَن الْمَلاحِينَ وَالأَعْرَابِ هَلْ عَلَيْهِمْ تَقْصِيرٌ؟

قَالَ: لَا ، بُيُوتُهُمْ مَعَهُمْ.

7 - حمّاد بن عثمان گوید: امام صادق علیه السَّلام دربارۀ گفتار خداوند که می فرماید: «هر که ناگزیر شد بی آن ستمگر و تجاوزگر باشد» فرمود:

مراد از ستمگر، کسی است که برای تفریح _ نه برای کسب معاش _ به شکار می رود، و مراد از تجاوزگر، دزد است، که این دو اگر چه مضطرّ و ناچار شوند، خوردن گوشت میته برای آن ها حرام است، و حلیّت گوشت میته همچون دیگر مسلمانان، شامل این دو نمی شود، و هم چنین نمی توانند نماز خود را شکسته بخوانند.

8 - عبيد بن زراره گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: کسی که به شکار می رود آیا نماز خود را شکسته یا تمام بخواند؟

فرمود: تمام بخواند. بدین دلیل که رفتن به شکار مسیر حق نیست.

9 - اسحاق بن عمار گوید: از امام علیه السَّلام در مورد ناخدایان و بادیه نشینان پرسیدم که آیا نمازشان باید شکسته باشد؟

فرمود: نه برای این که خانه هایشان، همراه آن ها است.

10 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدٍ عَنْ عِمْرَانَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عِمْرَانَ الْقُمِّيِّ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: قُلْتُ لَهُ: الرَّجُلُ يَخْرُجُ إِلَى الصَّيْدِ مَسِيرَةَ يَوْمٍ أَوْ يَوْمَيْنِ يُقَصِّرُ أَوْ يُتِمُّ؟

فَقالَ: إِنْ خَرَجَ لِقُوتِهِ وَ قُوتِ عِبَالِهِ فَلْيُفْطِرْ وَلْيُقَصِّرْ، وَإِنْ خَرَجَ لِطَلَبِ الْفُضُولِ فَلَا وَ لَا كَرَامَةَ.

11 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ اللهِ بْن جَعْفَرِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ جَزَّكِ قَالَ: كَتَبْتُ إِلَيْهِ: جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنَّ لِى جِمَالاً وَ لِي قُوَّامٌ عَلَيْهَا وَ قَدْ أَخْرُجُ فِيهَا إِلَى طَرِيقِ مَكَّةَ لِرَغْبَةٍ فِي الْحَجِّ، أَوْ فِي النَّدْرَةِ إِلَى بَعْضِ الْمَوَاضِعِ، فَهَلْ يَجِبُ عَلَيَّ التَّقْصِيرُ فِي الصَّلاَةِ وَالصِّيَام؟

فَوَقَّعَ علیه السَّلام: إِنْ كُنْتَ لَا تَلْزَمُهَا وَ لَا تَخْرُجُ مَعَهَا فِي كُلِّ سَفَرٍ إِلَّا إِلَى مَكَّةَ، فَعَلَيْكَ تَفْصِيرُ وَ فُطُورٌ.

10 - یکی از اصحاب ما گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: کسی که یک یا دو روز راه به شکار می رود، آیا نمازش را باید شکسته بخواند؟

فرمود: اگر برای به دست آوردن غذای خود و خانواده اش به شکار رفته، باید نماز را شکسته بخواند و روزه را افطار کند؛ اما اگر برای چیزی افزون بر این به شکار رفته، نمازش تمام است و خیری در آن نیست.

11 - محمد بن جزک گوید: به آن حضرت (امام هادی ) طی نامه ای نوشتم: قربانت گردم! مرا شترانی است و شتردارانی دارم که همراه شترانند و گاهی با شتران به سفر مکّه می روم به خاطر رغبت و میل فراوانی که به حجّ دارم و گاهی نیز به مکان های دیگر می روم. آیا نماز را باید قصر بخوانم و روزه را باید افطار نمایم؟

امام علیه السَّلام نوشت: اگر تو در همۀ سفرها همراه آن ها نیستی و با آن ها بیرون نمی روی مگر در سفر مکه؛ باید نماز را شکسته بخوانی و روزه را نیز افطار کنی.

بخش هشتاد و یکم

مسافری که در نماز به شخص غیر مسافر اقتادا می کند...

(81) بَابُ الْمُسَافِرِ يَدْخُلُ فِي صَلَاةِ الْمُقِيمِ

1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام فِي الْمُسَافِرِ يُصَلِّي خَلْفَ الْمُقِيمِ.

قَالَ: يُصَلِّي رَكْعَتَيْنِ وَ يَمْضِي حَيْثُ شَاءَ.

2 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عُمَرَ بْنِ يَزِيدَ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنِ الْمُسَافِرِ يُصَلِّي مَعَ الْإِمَامِ فَيُدْرِكُ مِنَ الصَّلَاةِ رَكْعَتَيْنِ أَ يُجْزِئُ ذَلِكَ عَنْهُ ؟

فَقالَ: نَعَمْ.

بخش هشتاد و یکم: مسافری که در نماز به شخص غیر مسافر اقتدا می کند

1 - حلبی گوید: امام صادق علیه السَّلام درباره مسافری که پشت سر شخص مقیم نماز می خواند، فرمود:

دو رکعت نماز می خواند، سپس می تواند هر جا که خواست برود.

2 - عمر بن يزيد گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: مسافری در نماز جماعت شرکت کند، آیا وقتی امام جماعتی به دو رکعت از نماز می رسد، برای او کفایت می کند؟

فرمود: آری.

بخش هشتاد و دوم

نماز نافله در سفر

(82) بَابُ التَّطَوُّع فِي السَّفَرِ

1 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ زُرْعَةَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الصَّلَاةِ فِي السَّفَرِ.

قَالَ: رَكْعَتَيْنِ لَيْسَ قَبْلَهُمَا وَ لَا بَعْدَهُمَا شَيْءٌ إِلَّا أَنَّهُ يَنْبَغِي لِلْمُسَافِرِ أَنْ يُصَلِّيَ بَعْدَ الْمَغْرِبِ أَرْبَعَ رَكَعَاتٍ وَ لْيَتَطَوَّعْ بِاللَّيْلِ مَا شَاءَ إِنْ كَانَ نَازِلاً، وَ إِنْ كَانَ رَاكِباً فَلْيُصَلِّ عَلَى دَابَّتِهِ وَ هُوَ رَاكِبٌ وَلْتَكُنْ صَلَاتُهُ إِيمَاءً وَ لْيَكُنْ رَأْسُهُ حَيْثُ يُرِيدُ السُّجُودَ أَخْفَضَ مِنْ رُكُوعِهِ.

2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْن سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ يَحْيَى الْحَلَبِيُّ عَنِ الْحَارِثِ بْنِ الْمُغِيرَةِ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:

أَرْبَعُ رَكَعَاتٍ بَعْدَ الْمَغْرِبِ لَا تَدَعْهُنَّ فِي حَضَرٍ وَ لَا سَفَرٍ.

بخش هشتاد و دوم: نماز نافله در سفر

1 - سماعه گوید: از امام علیه السَّلام در مورد نماز در سفر پرسیدم.

فرمود: دو رکعت است و پیش از آن دو رکعت و بعد از آن چیزی (از نافله) نیست، ولی برای مسافر شایسته است که پس از نماز مغرب چهار رکعت نماز به جا آورد و چون در منزلی (در میان راه) فرود آمد، هر قدر که بخواهد در شب می تواند نافله بخواند، و اگر سوار بر مرکب باشد، در حالت سواره نماز بخواند و نماز او باید به صورت اشاره باشد و هنگامی که به سجده می رود، سر او پایین تر از هنگام رکوع باشد.

2 - حارث بن مغیره گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

چهار رکعت نماز پس از مغرب است که در هیچ حال - چه در حضر و چه در سفر - نباید ترک شوند.

3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى بْنِ عُبَيْدِ عَنْ يُونُسَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَانِ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

الصَّلاةُ فِي السَّفَرِ رَكْعَتَانِ لَيْسَ قَبْلَهُمَا وَ لَا بَعْدَهُمَا شَيْءٌ إِلَّا الْمَغْرِبَ، فَإِنَّ بَعْدَهَا أَرْبَعَ رَكَعَاتٍ لَا تَدَعْهُنَّ فِي حَضَرٍ وَ لَا سَفَرٍ، وَ لَيْسَ عَلَيْكَ قَضَاءُ صَلَاةِ النَّهَارِ، وَصَلِّ صَلاَةَ اللَّيْلِ وَ اقْضِهِ.

4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ ذَرِيحٍ قَالَ:

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: فَاتَتْنِي صَلاةَ اللَّيْلِ فِي السَّفَرِ فَأَقْضِيهَا فِي النَّهَارِ؟

فَقالَ: نَعَمْ، إِنْ أَطَقْتَ ذَلِكَ.

5 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنِ الْحَلَبِي أَنَّهُ سَأَلَ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنْ صَلَاةِ النَّافِلَةِ عَلَى الْبَعِيرِ وَ الدَّابَّةِ.

فَقالَ: نَعَمْ، حَيْتُما كُنْتَ مُتَوَجِّهاً.

قَالَ: فَقُلْتُ: عَلَى الْبَعِير وَ الدَّابَّةِ؟

3 - ابوبصیر گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

نماز در سفر دو رکعت است که پیش از آن ها و بعد از آن ها چیزی نیست، مگر نماز مغرب که بعد از آن چهار رکعت است و آن را چه در حضر و چه در سفر ترک مکن، و قضای نافله روز بر تو لازم نیست. امّا نماز نافلۀ شب را (در سفر) بخوان و قضای آن را به جا آور.

4 - ذریح گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: در سفری، نماز شب از من فوت شد آیا در روز قضای آن را به جا آورم؟

فرمود: آری، اگر توانایی آن را داشته باشی می توانی چنین کنی.

5 - ابن مسکان گوید: حلبی از امام صادق علیه السَّلام دربارۀ نماز نافله بر شتر و چارپا پرسید (که می توانم بخوانم؟)

حضرتش فرمود: آری، در هر جانب که رو کنی.

راوی گوید: عرض کردم: در حالی که بر شتر و چارپا باشم؟

قَالَ: نَعَمْ حَيْثَما كُنْتَ مُتَوَجِّهاً .

قُلْتُ: أَسْتَقْبِلُ الْقِبْلَةَ إِذَا أَرَدْتُ التَّكْبِيرَ.

قَالَ: لَا ، وَلَكِنْ تُكَبِّرُ حَيْتُما كُنْتَ مُتَوَجّهاً ، وَ كَذَلِكَ فَعَلَ رَسُولُ اللَّهِ صلَّی اللهُ علیه وآله.

6 - مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ مَنْصُورِ بْنِ حَازِمٍ عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ قَالَ:

خَرَجْتُ مَعَ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام فِيمَا بَيْنَ مَكَّةَ وَ الْمَدِينَةِ، فَكَانَ يَقُولُ: أَمَّا أَنْتُمْ فَشَبَابٌ تُؤَخِّرُونَ، وَ أَمَّا أَنَا فَشَيْخٌ أُعَجِّلُ فَكَانَ يُصَلِّي صَلاةَ اللَّيْلِ أَوَّلَ اللَّيْلِ.

7 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ شُعَيْبِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنِ الرَّجُلِ يُصَلِّي عَلَى رَاحِلَتِهِ.

قَالَ: يُومِنُ إِيمَاءً يَجْعَلُ السُّجُودَ أَخْفَضَ مِنَ الرُّكُوع.

قُلْتُ: يُصَلِّى وَ هُوَ يَمْشِي.

قَالَ: نَعَمْ يُومِيُّ إِيمَاءً وَ لْيَجْعَلِ السُّجُودَ أخْفَضَ مِنَ الرُّكُوع.

فرمود: آری، هر سمتی که باشی متوجّه به آن سمت باش.

عرض کردم: آیا هرگاه بخواهم باید تکبیر بگویم، روی خود را به قبله بگردانم؟

فرمود: نه، به هر جانبی که هستی تکبیر بگو و رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله نیز چنین می کرد.

6 - ابان بن تغلب گوید: در مسیر میان مکّه و مدینه با امام صادق علیه السَّلام همسفر بودم که حضرتش فرمود:

شما جوانید می توانید نماز شب را به تأخیر بیندازید و چون من سالمندم در انجام آن شتاب می کنم. به همین دلیل آن حضرت نماز شب را در اوّل شب به جا می آورد.

7 - يعقوب بن شعیب گوید: از امام صادق علیه السَّلام در مورد کسی که بخواهد بر مرکب سواری خود نماز بخواند، پرسیدم.

فرمود: باید به اشاره نماز بخواند و برای سجود سرش را بایستی پایین تر از رکوع قرار دهد.

عرض کردم: آیا می تواند در حالی که راه می رود، نماز بخواند؟

فرمود: آری، باید ایماء و اشاره کند و سجود خود را پایین تر از رکوع قرار دهد.

8 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْحَجَّاجِ عَنْ عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام فِي الرَّجُل يُصَلِّى التَّوَافِلَ فِي الْأَمْصَارِ وَ هُوَ عَلَى دَابَّتِهِ حَيْتُ تَوَجَّهَتْ بِهِ؟

فَقالَ: نَعَمْ، لَا بَأْسَ.

9 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام أَنَّهُ لَمْ يَكُنْ يَرَى بَأْساً أَنْ يُصَلِّيَ الْمَاشِي وَهُوَ يَمْشِي، وَ لَكِنْ لَا يَسُوقُ الْإِبِلَ.

10 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنِ الْحَلَبِيُّ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنِ صَلَاةِ اللَّيْلِ وَ الْوَتْرِ فِي أَوَّلِ اللَّيْلِ فِي السَّفَرِ إِذَا تَخَوَّفْتُ الْبَرْدَ وَكَانَتْ عِلَّةٌ.

فَقالَ: لَا بَأْسَ أَنَا أَفْعَلُ ذَلِكَ.

8 - عبد الرحمان بن حجّاج گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: آیا انسان می تواند نمازهای نافله را بر روی چارپا در حین سفر و حرکت میان شهرهای مختلف بخواند و به هر جانب که چارپا رو می کند، روی او نیز به همان سمت باشد؟

فرمود: آری، اشکالی ندارد.

9 - راوی گوید: امام باقر علیه السَّلام در این که شخص پیاده در حال راه رفتن نماز بخواند، اشکالی نمی دید، ولی نباید شتر براند.

10 - حلبی گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: آیا می توانم در سفر نماز شب و نماز وتر را در صورتی که از سرما بترسم و یا عذری داشته باشم، در اوّل شب به جا آورم؟

فرمود: آری، من نیز چنین می کنم.

11 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ سُلَيْمَانَ عَنْ سَعْدِ بْنِ سَعْدٍ عَنْ مُقَاتِلِ بْنِ مُقَاتِلٍ عَنْ أَبِي الْحَارِثِ قَالَ : سَأَلْتُهُ - يَعْنِي الرَّضَا علیه السَّلام - عَنِ الْأَرْبَعِ رَكَعَاتٍ بَعْدَ الْمَغْرِبِ فِي السَّفَرِ يُعْجِلُنِي الْجَمَّالُ ، وَلَا يُمَكِّنِّي الصَّلَاةَ عَلَى الْأَرْضِ هَلْ أُصَلِّيهَا فِي الْمَحْمِلِ؟

فَقالَ: نَعَمْ، صَلِّهَا فِي الْمَحْمِلِ.

12 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدٍ عَن ابْن أبي نَجْرَانَ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السَّلام قَالَ:

صَلِّ رَكَعَتَيِ الْفَجْرِ فِي الْمَحْمِلِ.

بخش هشتاد و سوم

نماز در کشتی

(83) بَابُ الصَّلَاةِ فِي السَّفِينَةِ

1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى قَالَ : سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام يُسْأَلُ عَنِ الصَّلَاةِ فِي السَّفِينَةِ فَيَقُولُ:

11 - ابو الحارث گوید: از امام رضا علیه السَّلام پرسیدم: آیا چهار رکعت بعد از نماز مغرب را _ در صورتی که شتردار شتاب دارد و نتوانم بر زمین نماز بگزارم _ می توانم در کجاوه به جا آورم؟

فرمود: آری، آن را در کجاوه به جا آور.

12 - صفوان گوید: امام رضا علیه السَّلام فرمود:

دو رکعت (نافلۀ) نماز صبح را در کجاوه به جا آور.

بخش هشتاد و سوم: نماز در کشتی

1 - حمّاد بن عیسی گوید: از امام صادق علیه السَّلام را شنیدم آنگاه که از چگونگی نماز در کشتی از آن حضرت پرسیدند، فرمود:

إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَنْ تَخْرُجُوا إِلَى الْجَدَدِ فَاخْرُجُوا فَإِنْ لَمْ تَقْدِرُوا فَصَلُّوا قِيَاماً، فَإِنْ لَمْ تَسْتَطِيعُوا فَصَلُّوا قعوداً وَ تَحَرَّوُا الْقِبْلَةَ.

2 - عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام أَنَّهُ سُئِلَ عَنِ الصَّلَاةِ فِي السَّفِينَةِ.

فَقالَ: يَسْتَقْبِلُ الْقِبْلَةَ، فَإِذَا دَارَتْ وَ اسْتَطَاعَ أَنْ يَتَوَجَّهَ إِلَى الْقِبْلَةِ فَلْيَفْعَلْ وَإِلَّا فَلْيُصَلِّ حَيْثُ تَوَجَّهَتْ بِهِ.

قَالَ: فَإِنْ أَمْكَنَهُ الْقِيَامُ فَلْيُصَلِّ قَائِماً وَ إِلَّا فَلْيَقْعُدْ ثُمَّ لْيُصَلِّ.

3 - عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلامفِي الرَّجُلِ يَكُونُ فِي السَّفِينَةِ فَلَا يَدْرِي أَيْنَ الْقِبْلَةُ.

قَالَ: يَتَحَرَّى، فَإِنْ لَمْ يَدْرِ صَلَّى نَحْوَ رَأْسِهَا.

4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ يَزِيدَ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ هَارُونَ بْنِ حَمْزَةَ الْغَنَوِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ سَأَلْتُهُ عَنِ الصَّلَاةِ فِي السَّفِينَةِ .

اگر بتوانید به ساحل بروید، چنین کنید، ولی اگر نتوانستید، در حالی که ایستاده اید، نماز بخوانید، و اگر در حال ایستاده هم نتوانستید، نشسته نماز را به جا آورید، و در به دست آوردن قبله کوشش نمایید.

2 - حمّاد بن عثمان گوید: از امام صادق اعلیه السَّلام از چگونگی نماز در کشتی پرسیدند. فرمود:

نماز گزار باید رو به قبله کند و هر گاه کشتی از جهت خود بگردد و روی او از قبله منحرف شود، چنان چه توانست جهت خود را رو به قبله کند، وگرنه به هر سمتی که کشتی می رود او نیز رو کند. و اگر می تواند نماز را ایستاده به جا آورد و گرنه باید بنشیند، سپس نماز بخواند.

فرمود:

3 - راوی گوید: امام صادق علیه السَّلام دربارۀ کسی که در کشتی است و جهت قبله را نمی داند، فرمود:

برای پیدا کردن قبله تلاش می کند و اگر نتوانست به طرف دماغه و سر کشتی نماز بگزارد.

4 - هارون بن حمزه غنوی گوید: از امام صادق علیه السَّلام دربارۀ نماز در کشتی پرسیدم.

فَقالَ: إِذَا كَانَتْ مُحَمَّلَةً ثَقِيلَةً إِذَا قُمْتَ فِيهَا لَمْ تَحَرَّكْ فَصَلِّ قَائِماً، وَإِنْ كَانَتْ خَفِيفَةً تَكَفَّأُ فَصَل قَاعِداً.

5 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَبِي هَاشِمِ الْجَعْفَرِيٌّ قَالَ: كُنْتُ مَعَ أبِي الْحَسَنِ علیه السَّلام فِي السَّفِينَةِ فِي دِجْلَةَ فَحَضَرَتِ الصَّلاَةُ، فَقُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ ! نُصَلِّي فِي جَمَاعَةٍ؟

قَالَ: فَقالَ: لَا تُصَلِّ فِي بَطْنِ وَادٍ جَمَاعَةٌ.

بخش هشتاد و چهارم

نمازهای نافله

(84) بَابُ صَلَاةِ النَّوَافِلِ

1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام وَأَنَا شَابٌ فَوَصَفَ لِيَ التَّطَوُّعَ وَ الصَّوْمَ فَرَأَى ثِقْلَ ذَلِكَ فِي وَجْهِي فَقَالَ لِي:

فرمود: اگر کشتی پربار و سنگین باشد، به گونه ای که وقتی در آن به نماز می ایستی، حرکت نکند و تو را تکان ندهد، ایستاده نماز بخوان و اگر سبک باشد و احتمال تکان دارد، نماز را نشسته به جا آور.

5 - ابو هاشم جعفری گوید: با امام هادی علیه السَّلام ما در کشتی در رود دجله همراه بودم، وقت نماز فرا رسید، عرض کردم: قربانت گردم! می شود نماز را به جماعت به جای آوریم؟

فرمود: در میان رودخانه نماز را به جماعت به جا نیاور

بخش هشتاد و چهارم: نمازهای نافله

1 - زراره گوید: در دوران جوانی خدمت امام باقر علیه السَّلام شرفیاب شدم. آن حضرت برای من نمازهای نافله و روزههای مستحب را بیان فرمود. سپس سنگینی انجام آن را در چهرۀ من مشاهده کرد، به من فرمود:

إِنَّ هَذَا لَيْسَ كَالْفَرِيضَةِ مَنْ تَرَكَهَا هَلَكَ ، إِنَّمَا هُوَ التَّطَوُّعُ إِنْ شُغِلْتَ عَنْهُ أَوْ تَرَكْتَهُ قَضَيْتَهُ، إِنَّهُمْ كَانُوا يَكْرَهُونَ أَنْ تُرْفَعَ أَعْمَالُهُمْ يَوْماً تاماً وَ يَوْماً ناقصاً، إِنَّ اللهَ عَزَّ وَجَلَّ يَقُولُ: (الَّذِينَ هُمْ عَلَى صَلَاتِهِمْ دَائِمُونَ) وَ كَانُوا يَكْرَهُونَ أَنْ يُصَلُّوا حَتَّى يَزُولَ النَّهَارُ إِنَّ أَبْوَابَ السَّمَاءِ تُفَتَّحُ إِذَا زَالَ النَّهَارُ.

2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ ابْنِ أُدَيْنَةَ عَنْ فُضَيْلِ بْنِ يَسَارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

الْفَرِيضَةُ وَ النَّافِلَهُ أَحَدٌ وَ خَمْسُونَ رَكْعَةً مِنْهَا رَكْعَتَانِ بَعْدَ الْعَتَمَةِ جَالِساً تُعَدَّانِ بِرَكْعَةٍ وَ هُوَ قَائِمُ الْفَرِيضَةُ مِنْهَا سَبْعَةَ عَشَرَ رَكْعَةً وَ النَّافِلَةُ أَرْبَعٌ وَ ثَلَاثُونَ رَكْعَةً.

3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ ابْنِ أُذَيْنَةَ عَنِ الْفُضَيْلِ بْنِ يَسَارٍ وَالْفَضْلِ بْنِ عَبْدِ الْمَلِكِ وَ بُكَيْرِ قَالُوا: سَمِعْنَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام يَقُولُ:

كَانَ رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله يُصَلِّي مِنَ التَّطَوُّع مِثْلَي الْفَرِيضَةِ وَ يَصُومُ مِنَ التَّطَوُّعِ مِثْلَي الْفَرِيضَةِ.

این نماز مانند نماز فریضه نیست که اگر کسی آن را ترک کند، هلاک شود؛ زیرا که اینريال نماز نافله است و هرگاه کاری داشتی و نتوانستی آن را به جا آوری یا آن را ترک کردی، آن را قضا می کنی؛ زیرا مؤمنان همواره کراهت داشته اند که یک روز اعمالشان کامل بالا رود و روزی دیگر ناقص، چرا که خداوند عزَّوجل می فرماید: «کسانی که همواره در نماز هستند» و هم چنین خوش نمی داشتند که پیش از زوال، نماز نافله بخوانند؛ زیرا درهای آسمان به هنگام زوال آفتاب گشوده می شود.

2 - فضیل بن یسار گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

نمازهای فریضه و نافله پنجاه و یک رکعت است. از این نوافل، دو رکعت نماز نشسته بعد از نماز عشا می باشد که یک رکعت ایستاده به حساب می آید. نمازهای فریضه، هفده رکعت و نافله سی و چهار رکعت است.

3 - فضيل بن يسار، فضل بن عبد الملك و بكير گویند: از امام صادق علیه السَّلام شنیدیم که می فرمود:

رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله را همواره نمازهای نافله را دو برابر فریضه می گزارد و روزۀ نافله را نیز دو برابر روزۀ فریضه می گرفت.

4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي عُمَيْرٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنْ أَفْضَلِ مَا جَرَتْ بِهِ السُّنَّةُ مِنَ الصلاة؟

فَقَالَ: تَمَامُ الْخَمْسِينَ.

وَ رَوَى الْحُسَيْنُ بْنُ سَعِيدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ مِثْلَهُ.

5 - مُحَمَّدٌ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ بْنِ بَزِيعٍ عَنْ حَنَانٍ قَالَ: سَأَلَ عَمْرُو بْنُ حُرَيْثٍ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام وَ أَنَا جَالِسٌ

فَقالَ لَهُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! أَخْبِرْنِي عَنْ صَلاةِ رَسُولِ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله.

فَقالَ: كَانَ النَّبِيُّ صلَّی اللهُ علیه وآله يُصَلِّي ثَمَانِيَ رَكَعَاتٍ الزَّوَالَ وَ أَرْبَعاً الْأُولَى وَ ثَمَانِيَ بَعْدَهَا وَأَرْبَعاً الْعَصْرَ وَثَلاثاً َالْمَغْرِبَ وَ أَرْبَعاً بَعْدَ المَغْرِبِ وَ الْعِشَاءَ الآخِرَةَ أَرْبَعاً وَ ثَمَانِيَ صَلاَةَ اللَّيْلِ وَثَلاثاً الْوَتْرَ وَ رَكْعَتَيِ الْفَجْرِ وَ صَلَاةَ الْغَدَاةِ رَكْعَتَيْنِ.

4 - محمّد بن ابی عمید گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: بهترین نمازهایی که در سنّت آمده است کدام نماز است؟

فرمود: پنجاه رکعت نماز است.

5 - حنّان گوید: روزی در خدمت امام صادق علیه السَّلام حضور داشتم، عمرو بن حریث از حضرتش پرسید: قربانت گردم! مرا از چگونگی نماز رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله خبر دهید.

فرمود: پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله همواره هشت رکعت نافلۀ (نماز ظهر) زوال آفتاب، چهار رکعت فریضهٔ آن و پس از آن هشت رکعت نافلۀ (نماز عصر) بعد از فریضهٔ ظهر و چهار رکعت فریضۀ عصر، و سه رکعت نماز مغرب و چهار رکعت نافلۀ از آن، و چهار رکعت نماز عشا و هشت رکعت نافلۀ شب و سه رکعت نماز وتر، و دو رکعت نافلۀ صبح و دو رکعت فريضه صبح به جا می آورد.

قُلْتُ : جُعِلْتُ فِدَاكَ وَ إِنْ كُنْتُ أَقْوَى عَلَى أَكْثَرَ مِنْ هَذَا يُعَذِّبُنِي اللهُ عَلَى كَثْرَةِ الصَّلاةِ.

فَقالَ: لَا ، وَلَكِنْ يُعَذِّبُ عَلَى تَرْكِ السُّنَّةِ.

6 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ قَالَ : سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ الله علیه السَّلام هَلْ قَبْلَ الْعِشَاءِ الْآخِرَةِ وَ بَعْدَهَا شَيْءٌ؟

قَالَ: لَا، غَيْرَ أَنِّى أَصَلَّى بَعْدَهَا رَكْعَتَيْنِ، وَ لَسْتُ أَحْسُبُهُمَا مِنْ صَلاَةِ اللَّيْلِ.

7 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ سَلَمَةَ بْنِ الْخَطَّابِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَيْفٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ حَجَّاجِ الْخَشَّابِ عَنْ أَبِي الْفَوَارِسِ قَالَ:

نَهَانِي أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام أَنْ أَتَكَلَّمَ بَيْنَ الْأَرْبَعَ رَكَعَاتِ الَّتِي بَعْدَ الْمَغْرِبِ.

8 - مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ عَنْ سَهْلِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي الْحَسَنِ علیه السَّلام : إِنَّ أَصْحَابَنَا يَخْتَلِفُونَ فِي صَلَاةِ التَّطَوُّع ، بَعْضُهُمْ يُصَلِّي أَرْبَعاً وَ أَرْبَعِينَ، وَبَعْضُهُمْ يُصَلِّي خَمْسِينَ فَأَخْبِرْنِي بِالَّذِي تَعْمَل بِهِ أَنْتَ كَيْفَ هُوَ حَتَّى أَعْمَلَ بِمِثْلِهِ .

عرض کردم: قربانت گردم! در صورتی که توانایی انجام بیش از این (پنجاه رکعت) را داشته باشم، آیا اگر بیشتر بخوانم، خداوند برای این جهت مرا عذاب خواهد کرد؟

فرمود: نه، ولی به خاطر ترک سنّت عذاب می کند.

6 - حلبی گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: آیا پیش از نماز عشا و بعد از آن، نافله ای هست؟

فرمود: نه، ولی من بعد از فریضهٔ عشا، دو رکعت نماز می خوانم و آن دو رکعت را جزو نماز شب حساب نمی کنم.

7 - ابو الفوارس گوید: امام صادق علیه السَّلام مرا از این که در میان چهار رکعت نافلۀ پس از مغرب سخن بگویم، نهی فرمود.

8 - احمد بن محمّد بن ابی نصر گوید: به امام رضا علیه السَّلام گفتم: دوستان ما، در نماز نافله خلاف یکدیگر عمل می کنند. بعضی چهل و چهار رکعت و برخی دیگر پنجاه رکعت نماز می خواند. مرا از آن چه که خود به آن عمل می کنید، آگاه سازید تا من نیز همان گونه عمل کنم.

فَقالَ: أَصَلَّى وَاحِدَةً وَ خَمْسِينَ.

ثُمَّ قَالَ: أَمْسِكْ ، وَ عَقَدَ بِيَدِهِ الزَّوَالَ ثَمَانِيَةً وَ أَرْبَعاً بَعْدَ الظُّهْرِ وَ أَرْبَعاً قَبْلَ الْعَصْرِ وَ رَكْعَتَيْنِ بَعْدَ الْمَغْرِبِ وَ رَكْعَتَيْنِ قَبْلَ عِشَاءِ الآخِرَةِ وَ رَكْعَتَيْنِ بَعْدَ الْعِشَاءِ مِنْ قُعُودٍ تُعَدَّانِ بِرَكْعَةٍ مِنْ قِيَامِ وَ ثَمَانِيَ صَلاةَ اللَّيْلِ وَ الْوَتْرَ ثَلَاثًا وَ رَكْعَتَيِ الْفَجْرِ وَالْفَرَائِضَ سَبْعَ عَشْرَةَ فَذَلِكَ أَحَدٌ وَ خَمْسُونَ.

9 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ الأَشْعَرِيٌّ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ التَّطَوُّع بِالنَّهَارِ.

فَذَكَرَ أَنَّهُ يُصَلِّى ثَمَانَ رَكَعَاتٍ قَبْلَ الظُّهْرِ وَ ثَمَانٍ بَعْدَهَا.

10 - عَنْهُ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيَّ الْوَشَّاءِ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ يَحْيَى بْنِ أَبِي الْعَلَاءِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:

قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام: صَلاةُ الزَّوَالِ، صَلاةُ الْأَوَّابِينَ.

فرمود: من پنجاه و یک رکعت نماز می خوانم.

سپس فرمود: حفظ کن _ و با دست مبارک شمرد _ نافلۀ ظهر هشت رکعت و چهار رکعت بعد از ظهر، چهار رکعت پیش از عصر، دو رکعت بعد از مغرب، دو رکعت پیش از عشا، دو رکعت پس از عشا به صورت نشسته _ که یک رکعت ایستاده محسوب می شود _ هشت ركعت نافلۀ شب، سه رکعت وتر، دو رکعت نافلۀ صبح و هفده رکعت فریضه که تمام آن ها پنجاه و یک رکعت است.

9 - حمّاد بن عثمان گوید: از امام علیه السَّلام درباره نماز نافلۀ روز پرسیدم.

حضرتش فرمود که هشت رکعت پیش از ظهر و هشت رکعت بعد از آن به جا می آورد.

10 - یحیی بن ابو علا گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

امیر مؤمنان على صلوات الله علیه فرمود: نماز نافلۀ زوال، نماز توبه کنندگان است.

11 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام قَالَ: قُلْتُ لَهُ: (آنَاءَ اللَّيْلِ سَاجِداً وَ قَائِماً يَحْذَرُ الْآخِرَةَ وَيَرْجُوا رَحْمَةَ رَبِّهِ).

قَالَ: يَعْنِي صَلاةَ اللَّيْل.

قَالَ:قُلْتُ لَهُ: وَ أَطْرَافَ النَّهَارِ لَعَلَّكَ تَرْضَى).

قَالَ: يَعْنِي تَطَوّع بِالنَّهَارِ.

قَالَ: قُلْتُ لَهُ: وَإِدْبَارَ النُّجُومِ .

قَالَ: رَكْعَتَانِ قَبْلَ الصُّبْح.

قُلْتُ: (وَأَدْبَارَ السُّجُودِ).

قَالَ: رَكْعَتَانِ بَعْدَ الْمَغْرِبِ.

12 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام قَالَ:

11 - زراره گوید: به امام باقر علیه السَّلام عرض کردم: مقصود خداوند از این آیه که می فرماید: «لحظه های شب را سجده کنان و ایستاده از جهان آخرت می هراسد و به رحمت پروردگارش امید دارد» چیست؟

فرمود: مقصود نماز شب است.

گوید: به آن حضرت عرض کردم: مقصود از «وطرف های روز، شاید خشنودگردی» چیست؟

فرمود: منظور نافلۀ روز است.

گوید: عرض کردم: مقصود از «رفتن ستارگان» چیست؟

فرمود: منظور، دو رکعت نافلۀ پیش از فریضهٔ صبح است.

عرض کردم: مقصود از «بعد از سجده ها» چیست؟

فرمود: منظور دو رکعت نافلهٔ بعد از فریضهٔ مغرب است.

12 - زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:

اِذَا قُمْتَ باللَّيْلِ مِنْ مَنَامِكَ فَقُل: «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي رَدَّ عَلَيَّ رُوحِي لِأَحْمَدَهُ وَ أَعْبُدَهُ».

فَإِذَا سَمِعْتَ صَوْتَ الدُّيُوكِ فَقُلْ: «سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلَائِكَةِ وَ الرُّوحِ سَبَقَتْ رَحْمَتُكَ غَضَبَكَ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ وَحْدَكَ لا شَرِيكَ لَكَ عَمِلْتُ سُوءاً وَ ظَلَمْتُ نَفْسِي فَاغْفِرْ لِي وَ ارْحَمْنِي إِنَّهُ لَا يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا أَنْتَ».

فَإِذَا قُمْتَ فَانْظُرْ فِي آفَاقِ السَّمَاءِ وَ قُلِ: «اللَّهُمَّ إِنَّهُ لَا يُوَارِي عَنْكَ لَيْلٌ سَاجٍ وَ لَا سَمَاءُ ذَاتُ أَبْرَاجِ وَ لَا أَرْضٌ ذَاتُ مِهَادٍ وَ لَا ظُلُمَاتٌ بَعْضُهَا فَوْقَ بَعْضٍ وَ لَا بَحْرٌ لُجِّيٌّ تُدْلِجُ بَيْنَ يَدَيِ الْمُدْلِجِ مِنْ خَلْقِكَ، تَعْلَمُ خَائِنَةَ الْأَعْيُنِ وَ مَا تُخْفِي الصُّدُورُ، غَارَتِ النُّجُومُ وَ نَامَتِ الْعُيُونُ وَ أَنْتَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ لَا تَأْخُذْكَ سِنَةٌ وَ لَا نَوْمٌ سُبْحَانَ رَبِّ الْعَالَمِينَ وَ إِلَهِ الْمُرْسَلِينَ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ».

ثُمَّ اقْرَأ الْخَمْسَ الآيَاتِ مِنْ آخِر آلِ عِمْرَانَ: (إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ... إِلَى قَوْلِهِ: إِنَّكَ لا تُخْلِفُ الميعاد).

ثُمَّ اسْتَكْ وَ تَوَضَّأْ، فَإِذَا وَضَعْتَ يَدَكَ فِي الْمَاءِ فَقُلْ: «بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي مِنَ التَّوَّابِينَ وَ اجْعَلْنِي مِنَ الْمُتَطَهِّرِينَ».

هر گاه شب از خواب بر خاستی، بگو: «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي رَدَّ عَلَيَّ رُوحِي لِأَحْمَدَهُ وَ أَعْبُدَهُ».

آن گاه که بانگ خروس را شنیدی بگو: «سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلَائِكَةِ وَ الرُّوحِ سَبَقَتْ رَحْمَتُكَ غَضَبَكَ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ وَحْدَكَ لَا شَرِيكَ لَكَ عَمِلْتُ سُوءاً وَ ظَلَمْتُ نَفْسِي فَاغْفِرْ لِي وَ ارْحَمْنِي إِنَّهُ لَا يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا أَنْتَ».

و چون برخاستی به اطراف آسمان نگاه کن و بگو: «اللَّهُمَّ إِنَّهُ لَا يُوَارِي عَنْكَ لَيْلٌ سَاجٍ وَ لَا سَمَاءً ذَاتُ أَبْرَاجِ وَ لَا أَرْضٌ ذَاتُ مِهَادٍ وَ لَا ظُلُمَاتٌ بَعْضُهَا فَوْقَ بَعْضٍ وَ لَا بَحْرٌ لُجَّيُّ تُدْلِجُ بَيْنَ يَدَيِ الْمُدْلِحِ مِنْ خَلْقِكَ، تَعْلَمُ خَائِنَةَ الْأَعْيُنِ وَ مَا تُخْفِي الصُّدُورُ، غَارَتِ النُّجُومُ وَ نَامَتِ الْعُيُونُ وَأَنْتَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ لَا تَأْخُذُكَ سِنَةٌ وَلَا نَوْمٌ سُبْحَانَ رَبِّ الْعَالَمِينَ وَ إِلَهِ الْمُرْسَلِينَ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ».

آن گاه پنج آیه آخر سورۀ آل عمران را از (إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ... تا: إِنَّكَ لَا تُخْلِفُ الْمِيعَادَ) بخوان. سپس مسواک بزن و وضو ساز، و چون دست خود را در آب نهادی بگو: «بِسْمِ اللهِ وَ بِاللهِ اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي مِنَ التَّوَّابِينَ وَاجْعَلْنِي مِنَ الْمُتَطَهِّرِينَ».

فَإِذَا فَرَغْتَ فَقُلِ: «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ».

فَإِذَا قُمْتَ إِلَى صَلَاتِكَ فَقُلْ: «بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ إِلَى اللَّهِ وَ مِنَ اللَّهِ وَ مَا شَاءَ اللَّهُ وَ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللهِ اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي مِنْ زُوَّارِ بَيْتِكَ وَ عُمَّارِ مَسَاجِدِكَ وَ افْتَحْ لِي بَابَ تَوْبَتِكَ وَأَغْلِقْ عَنِّي بَابَ مَعْصِيَتِكَ وَ كُلِّ مَعْصِيَةٍ: الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي جَعَلَنِي مِمَّنْ يُنَاجِيهِ اللَّهُمَّ أَقْبِلْ عَلَيَّ بِوَجْهِكَ جَلَّ ثَنَاؤُكَ».

ثُمَّ افْتَتِح الصَّلاَةَ بِالتَّكْبِير.

13 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:

إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلَّی اللهُ علیه وآله وَ كَانَ إِذَا صَلَّى الْعِشَاءَ الآخِرَةَ أَمَرَ بِوَضُوئِهِ وَ سِوَاكِهِ يُوضَعُ عِنْدَ رَأْسِهِ مُخَمَّراً فَيَرْقُدُ مَا شَاءَ اللهُ، ثُمَّ يَقُومُ فَيَسْتَاكُ وَيَتَوَضَّأُ وَ يُصَلِّي أَرْبَعَ رَكَعَاتٍ، ثُمَّ يَرْقُدُ ثُمَّ يَقُومُ فَيَسْتَاكُ وَيَتَوَضَّأُ وَ يُصَلِّي أَرْبَعَ رَكَعَاتٍ، ثُمَّ يَرْقُدُ حَتَّى إِذَا كَانَ فِي وَجْهِ الصُّبْحِ قَامَ فَأَوْتَرَ، ثُمَّ صَلَّى الرَّكْعَتَيْن .

و چون از وضو فارغ شدی بگو: «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ».

و چون برای نماز بر خاستی بگو: «بِسْمِ اللهِ وَ بِاللهِ وَ إِلَى اللهِ وَ مِنَ اللَّهِ وَ مَا شَاءَ اللَّهُ وَ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللهِ اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي مِنْ زُوَّارِ بَيْتِكَ وَ عُمَّارٍ مَسَاجِدِكَ وَ افْتَحْ لِي بَابَ تَوْبَتِكَ وَ أَغْلِقْ عَنِّي بَابَ مَعْصِيَتِكَ وَ كُلِّ مَعْصِيَةٍ: الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي جَعَلَنِي مِمَّنْ يُنَاجِيهِ اللَّهُمَّ أَقْبِلْ عَلَيَّ بِوَجْهِكَ جَلَّ ثَنَاؤُكَ».

آن گاه نماز را با تکبیر آغاز کن.

13 - حلبی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله همواره آن گاه که نماز عشا را می خواند، امر می فرمود تا آب وضو و مسواک او را سرپوشیده بر بالین سرش بگذارند پس آن چه که خداوند می خواست می خوابید، آن گاه بر می خاست، مسواک می کرد، وضو می ساخت و چهار رکعت نماز می خواند، سپس می خوابید، آن گاه بر می خاست، مسواک می کرد، وضو میساخت و چهار رکعت نماز می خواند پس از آن می خوابید تا نزدیک صبح می شد و آن گاه بر می خاست و نماز وتر را به جای می آورد، سپس دو رکعت نافلۀ صبح را میخواند.

ثُمَّ قَالَ: لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ .

قُلْتُ: مَتَى كَانَ يَقُومُ ؟

قَالَ: بَعْدَ ثُلُثِ اللَّيْل.

وَ قَالَ فِي حَدِيثٍ آخَرَ: بَعْدَ نِصْفِ اللَّيْلِ.

وَ فِي رِوَايَةٍ أُخْرَى: يَكُونُ قِيَامُهُ وَ رُكُوعُهُ وَ سُجُودُهُ سَوَاءٌ، وَ يَسْتَالُ فِي كُلِّ مَرَّةٍ قَامَ مِنْ نَوْمِهِ وَ يَقْرَأُ الآيَاتِ مِنْ آلِ عِمْرَانَ: (إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ) ... إِلَى قَوْلِهِ (إِنَّكَ لا تُخْلِفُ الْمِيعَادَ).

14 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ فَضَّالِ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَر علیه السَّلام قَالَ:

كَانَ رَسُولُ اللهِ صلَّى الله عليه وآله يُصَلِّي مِنَ اللَّيْلِ ثَلاَثَ عَشْرَةَ رَكْعَةً مِنْهَا الْوَتْرُ وَ رَكْعَتَا الْفَجْرِ فِي السَّفَرِ وَ الْحَضَرِ.

آن گاه فرمود: «به حقیقت برای شما در رفتار پیامبر خدا صلّی اللهُ علیه وآله الگوی نیکویی است».

عرض کردم: آن حضرت در چه وقت از شب برای عبادت برمی خاست؟

فرمود: بعد از سپری شدن یک سوم از شب.

در حدیث دیگری آمده است: حضرتش بعد از نیمه شب برای عبادت برمی خاست.

در روایت دیگری آمده است: زمان قیام و رکوع و سجودش با یکدیگر برابر بود، و در هر باری که بر می خاست، مسواک می زد و آیات سورۀ آل عمران را از (إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ) ... تا (إِنَّكَ لَا تُخْلِفُ الْمِيعَادَ) می خواند.

14 - زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:

رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآلع همواره در سفر و در حضر سیزده رکعت نماز در شب به جا آورد که از جملۀ آن ها سه رکعت نماز وتر و دو رکعت نافلۀ صبح بود.

15 - عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ حَدِيدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ النِّعْمَانِ عَنِ الْحَارِثِ بْنِ الْمُغِيرَةِ النَّصْرِيٌّ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام يَقُولُ:

صَلاةُ النَّهَارِ سِتْ عَشْرَةَ رَكْعَةً ثَمَانٌ إِذَا زَالَتِ الشَّمْسُ وَ ثَمَانٌ بَعْدَ الظُّهْرِ وَأَرْبَعُ رَكَعَاتٍ بَعْدَ الْمَغْرِبِ.

يَا حَارِثُ! لَا تَدَعْهُنَّ فِي سَفَرٍ وَ لَا حَضَرٍ وَ رَكْعَتَانِ بَعْدَ الْعِشَاءِ الْآخِرَةِ كَانَ أَبِي يُصَلِّيهِمَا وَهُوَ قَاعِدٌ وَأَنَا أَصَلِّيهِمَا وَأَنَا قَائِمٌ، وَكَانَ رَسُولُ اللَّهِ صلَّى الله عليه وآله يُصَلِّي ثَلَاثَ عَشْرَةَ رَكْعَةً مِنَ اللَّيْلِ.

16 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ قَالَ: حَدَّثَنِي إِسْمَاعِيلُ بْنُ سَعْدِ الْأَحْوَصُ قَالَ: قُلْتُ لِلرّضَاء علیه السَّلام: كَم الصَّلاةُ مِنْ رَكْعَةٍ؟

فَقالَ: إِحْدَى وَخَمْسُونَ رَكْعَةً.

مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ بْن يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْن عِيسَى مِثْلَهُ.

15 - حارث بن مغیره نصری گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:

نافلۀ روز شانزده رکعت است: هشت رکعت هنگام زوال آفتاب، هشت رکعت بعد از فریضهٔ ظهر و چهار رکعت بعد از مغرب.

ای حارث! هیچ گاه _چه در سفر و چه در حضر _ این چهار رکعت نماز را ترک مکن! و دو رکعت بعد از فریضهٔ عشا را ترک مکن! پدرم آن دو رکعت را در حال نشسته به جا می آورد و من ایستاده می خوانم، و رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله را همواره در شب، سیزده رکعت نماز می گزارد.

16 - اسماعیل بن سعد احوص گوید: به امام رضا علیه السَّلام عرض کردم: نماز چند رکعت است؟

فرمود: پنجاه و یک رکعت.

17 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام فِى قَوْلِ اللهِ عَزَّ وَجَلَّ: (إِنَّ نَاشِئَةَ اللَّيْلِ هِيَ أَشَدُّ وَطناً وَ أَقْوَمُ قِيلاً).

لا قَالَ: يَعْنِي بِقَوْلِهِ: «وَ أَقْوَمُ قِيلاً» قِيَامَ الرَّجُلِ عَنْ فِرَاشِهِ يُرِيدُ بِهِ اللَّهَ لَا يُرِيدُ بِهِ غَيْرَهُ.

18 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ الْخَزَّازِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِم قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام يَقُولُ:

إِنَّ الْعَبْدَ يُوقَظُ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ مِنَ اللَّيْلِ، فَإِنْ لَمْ يَقُمْ أَتَاهُ الشَّيْطَانُ فَبَالَ فِي أُذُنِهِ.

قَالَ: وَ سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللهِ عَزَّ وَجَلَّ: (كَانُوا قَلِيلاً مِنَ اللَّيْلِ مَا يَهْجَعُونَ).

قَالَ: كَانُوا أَقَلَّ اللَّيَالِي تَفُوتُهُمْ لَا يَقُومُونَ فِيهَا.

19 - عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أَذَيْنَةَ عَنْ عُمَرَ بْنِ يَزِيدَ أَنَّهُ سَمِعَ أبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام يَقُولُ:

17 - هشام بن سالم گوید: امام صادق علیه السَّلام دربارۀ این آیه که خداوند عزَّوَجل می فرماید: (إنّ ناشئة الليل هي أشد وطئاً و أقوم قيلاً) فرمود:

مراد از «و أقوم قيلا» که به جز خدا دیگری را اراده ننماید. برخاستن انسان از بستر خواب است.

18 - محمّد بن مسلم گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:

همانا بنده در شب، سه بار بیدار می شود و اگر برنخیزد، شیطان نزد او می آید و درگوش او ادرار می کند.

راوی گوید: هم چنین از آن حضرت در مورد گفتار خداوند عزَّوجل که می فرماید: (کانوا قليلاً من الليل ما يهجعون) سؤال کردم.

فرمود: شب های بسیار کمی بود که نماز شب از آنان فوت می شد و برنمی خاستند.

19 - عمر بن اُذینه گوید: عمر بن یزید از امام صادق علیه السَّلام شنیده است که حضرتش فرمود:

إِنَّ فِي اللَّيْلِ لَسَاعَةً مَا يُوَافِقُهَا عَبْدٌ مُسْلِمٌ يُصَلِّي وَ يَدْعُو اللهَ فِيهَا إِلَّا اسْتُجِيبَ لَهُ فِي كُلِّ لَيْلَةٍ.

قُلْتُ: أَصْلَحَكَ اللَّهُ! فَأَيُّ سَاعَةٍ هِيَ مِنَ اللَّيْلِ؟

قَالَ: إِذَا مَضَى نِصْفُ اللَّيْلِ فِي السُّدُسِ الْأَوَّلِ مِنَ النِّصْفِ الْبَاقِي.

20 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْن سَعِيدٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ وَهْبٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

قُلْتُ لَهُ: إن رَجُلاً مِنْ مَوَالِيكَ مِنْ صُلَحَائِهِمْ شَكَا إِلَى مَا يَلْقَى مِنَ النَّوْم وَ قَالَ: إِنَّ إِنِّي أُرِيدُ الْقِيَامَ إِلَى الصَّلاَةِ بِاللَّيْلِ، فَيَغْلِبُنِي النَّوْمُ حَتَّى أَصْبِحَ، وَ رُبَّمَا قَضَيْتُ صَلاتِي الشَّهْرَ مُتَتَابِعاً وَ الشَّهْرَيْنِ أَصْبِرُ عَلَى ثِقَلِهِ.

فَقالَ: قُرَّةٌ عَيْنٍ لَهُ، وَ اللَّهِ!

قَالَ: وَ لَمْ يُرَخُضْ لَهُ فِي الصَّلاَةِ فِي أَوَّلِ اللَّيْلِ. وَ قَالَ: الْقَضَاءُ بِالنَّهَارِ أَفْضَلُ ؟

شب هنگام ساعتی است که هر بندهٔ مسلمانی که آن را درک کند و در آن ساعت نماز گزارد و خدا را فرا خواند و به درگاهش دعا کند، در تمام شب ها اجابت شود و دعایش مستجاب گردد.

عرض کردم: خدایت خیر دهد! بفرمایید آن، چه ساعتی از شب است؟

فرمود: هنگامی که شب از نیمه بگذرد، در یک ششم آغازین نیمۀ دوم شب.

20 - معاوية بن وهب گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: یکی از شیعیان شما _ که از صالحان است _ به من از خواب سنگینی که دارد، شکایت کرده می گوید: من قصد می کنم که برای نماز شب برخیزم، ولی خواب بر من غلبه می کند تا صبح می شود و چه بسیار اتّفاق می افتد که نماز یک ماه پی در پی، یا دو ماه را قضا می کنم که به سختی آن را تحمّل می کنم.

فرمود: به خدا سوگند! برای او چشم روشنی است.

راوی گوید: حضرت رخصت خواندن نماز شب در اوّل شب را به او نداد و فرمود: قضا کردن آن در روز بهتر است.

قُلْتُ: فَإِنَّ مِنْ نِسَائِنَا أَبْكَاراً الْجَارِيَةَ تُحِبُّ الْخَيْرَ وَأَهْلَهُ وَ تَحْرِصُ عَلَى الصَّلاةِ، فَيَغْلِبُهَا النَّوْمُ حَتَّى رُبَّمَا قَضَتْ وَ رُبَّمَا ضَعُفَتْ عَنْ قَضَائِهِ وَ هِيَ تَقْوَى عَلَيْهِ أَوَّلَ اللَّيْلِ، فَرَخَّصَ لَهُنَّ فِى الصَّلاَةِ أَوَّلَ اللَّيْلِ إِذَا ضَعُفْنَ وَ ضَيَّعْنَ الْقَضَاءَ.

21 - أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام:

مَا كَانَ يُحْمَدُ الرَّجُلُ أَنْ يَقُومَ مِنْ آخِرِ اللَّيْلِ فَيُصَلِّيَ صَلاتَهُ ضَرْبَةً وَاحِدَةً ثُمَّ يَنَامَ وَ يَذْهَبَ.

22 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنِ الْحَسَنِ الصَّيْقَلِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:

قُلْتُ لَهُ: الرَّجُلُ يُصَلِّي الرَّكْعَتَيْنِ مِنَ الْوَتْرِ ثُمَّ يَقُومُ فَيَنْسَى النَّشَهدَ حَتَّى يَرْكَعَ وَ يَذْكُرُ وَ هُوَ رَاكِعٌ.

قَالَ: يَجْلِسُ مِنْ رُكُوعِهِ فَيَتَشَهدُ ثُمَّ يَقُومُ فَيُتِمُّ.

عرض کردم: یکی از دختران و دوشیزگان جوان ما که خیر و اهل آن را دوست دارد، برای خواندن نماز شب حریص است، ولی خواب بر او چیره می شود و چه بسا که نماز شب او قضا می شود و توانایی قضای آن را نیز ندارد، امّا توانایی این را دارد که در اوّل شب آن را به جا آورد.

امام علیه السَّلام آن دخترها به خاطر این که توانایی قضای آن را ندارند، رخصت داد و اجازه فرمود که در اوّل شب، نماز شب را بخوانند.

21 - ابن بکیر گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

همواره شخصی که در آخر شب بر می خاست و نماز شب خود را یک باره می خواند، سپس می رفت و می خوابید مورد ستایش قرار نمی گرفت.

22 - حسن صیقل گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: شخصی دو رکعت نماز وتر اند، سپس بر می خیزد و تشهّد را فراموش می کند تا به رکوع می رود و در رکوع به یادش می آید (چه وظیفه ای دارد؟)

فرمود: باید بنشیند و تشهّد را بخواند، پس از آن برخیزد و ماندۀ رکوع و نماز خود را به جا آورد و نماز را به پایان برساند.

قَالَ: قُلْتُ: أَلَيْسَ قُلْتَ فِي الْفَرِيضَةِ إِذَا ذَكَرَهُ بَعْدَ مَا رَكَعَ مَضَى ثُمَّ سَجَدَ سَجْدَتَي السَّهْوِ بَعْدَ مَا يَنْصَرِفُ وَ يَتَشَهدُ فِيهِمَا؟

قَالَ: لَيْسَ النَّافِلَةُ مِثْلَ الْفَريضَةِ.

23 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ فَضَالَةَ بْن أَيُّوبَ وَ حَمَّادِ بْن عِيسَى عَنْ مُعَاوِيَةَ بْن وَهْبٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلامعَنْ أَفْضَل سَاعَاتِ الْوَتْرِ.

فَقالَ: الْفَجْرُ أَوَّلُ ذَلِكَ.

24 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ أَبِي سَارَةَ قَالَ : أَخْبَرَنِي أَبَانُ بْنُ تَغْلِبَ قَالَ:

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام: أَيَّةَ سَاعَةٍ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ صلَّى الله عليه وآله يُوتِرُ ؟

فَقالَ: عَلَى مِثْلِ مَغِيبِ الشَّمْسِ إِلَى صَلَاةِ الْمَغْرِبِ.

راوی گوید: عرض کردم: مگر در نماز فریضۀ نفرمودید که هر گاه بعد از رکوع به یاد آورد، باید نماز را ادامه دهد، سپس بعد از تمام شدن نماز دو سجدۀ سهو به جا آورد و تشهّد را بخواند؟

فرمود: نماز نافله همانند نماز فریضه نیست.

23 - معاوية بن وهب گوید: از امام صادق علیه السَّلام از بهترین ساعات خواندن نماز وتر سؤال کردم.

فرمود: طلوع فجر ( فجر كاذب) آغازین وقت فضیلت آن است.

24 - اسماعیل بن ابی ساره گوید: ابان بن تغلب به من :گفت به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: در چه ساعتی رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله سه رکعت نماز وتر را به جا می آورد؟

فرمود: (پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله وقت نماز وتر را) به اندازه فرو رفتن آفتاب تا پایان سه رکعت فریضۀ مغرب انتظار می کشید.

25 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْر عَنِ ابْنِ أُذَيْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: قُلْتُ لأَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام: الرَّكْعَتَانِ اللَّتَانِ قَبْلَ الْغَدَاةِ أَيْنَ مَوْضِعُهُمَا ؟

فَقالَ: قَبْلَ طُلُوعِ الْفَجْرِ، فَإِذَا طَلَعَ الْفَجْرُ فَقَدْ دَخَلَ وَقْتُ الْغَدَاةِ.

26 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ أَسْبَاطِ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ أَبِي الْبِلادِ قَالَ:

صَلَّيْتُ خَلْفَ الرِّضَا علیه السَّلام فِي الْمَسْجِدِ الْحَرَام صَلاةَ اللَّيْلِ، فَلَمَّا فَرَغَ جَعَلَ مَكَانَ الشَّبْعَة سَجْدَةً.

27 - وَ عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنِ الْحَجَّالِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْوَلِيدِ الْكِنْدِيِّ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ جَابِرٍ - أَوْ عَبْدِ اللهِ بْن سِنَانِ - قَالَ:

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: إِنِّي أَقُومُ آخِرَ اللَّيْلِ وَأَخَافُ الصُّبْحَ.

السلام قَالَ: اقْرَأ الْحَمْدَ وَ اعْجَلْ ! وَ اعْجَلْ !.

25 - زراره گوید: به امام باقر علیه السَّلام عرض کردم: دو رکعت (نافلۀ) پیش از صبح را در چه وقت باید خواند؟

فرمود: وقت آن، پیش از طلوع فجر است، و چون فجر طلوع کند، وقت نماز صبح داخل شده است.

26 - ابراهیم بن ابی البلاد گوید: نماز شب را در پشت سر امام صادق علیه السَّلام (البته نه به جماعت) در مسجد الحرام به جا آوردم و چون حضرتش از نماز فارغ شد به جای آن که بر پهلو بخوابد، سجده کرد (زیرا مستحب است میان دو رکعت نافلۀ صبح و فریضه صبح با دراز کشیدن، یا به پهلو خوابیدن فاصله انداخت و می توان به جای آن سجده کرد، چنان که آن حضرت سجده کرده است).

27 - اسماعيل بن جابر _ یا عبدالله بن سنان _ گوید به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: آخر شب بر می خیزم و می ترسم (پیش از پایان یافتن نماز شب و وتر) صبح شود.

فرمود: فقط سورۀ حمد را بخوان و شتاب کن! شتاب کن!

28 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ يَزِيدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:

سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ يَقُومُ مِنْ آخِرِ اللَّيْلِ وَ هُوَ يَخْشَىٰ أَنْ يَفْجَأَهُ الصُّبْحُ أَ يَبْدَأُ بِالْوَتْرِ أَوْ يُصَلِّي الصَّلاَةَ عَلَى وَجْهِهَا حَتَّى يَكُونَ الْوَتْرُ آخِرَ ذَلِكَ؟

قَالَ: بَلْ يَبْدَأُ بِالْوَتْرِ.

وَ قَالَ: أَنَا كُنْتُ فَاعِلاً ذَلِكَ.

29 - أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَبِي وَلَّادٍ حَفْصِ بْن سَالِم قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَن التسليم فِي رَكْعَتَي الْوَتْرِ.

فَقالَ: نَعَمْ، وَإِنْ كَانَتْ لَكَ حَاجَةٌ فَاخْرُجْ وَ اقْضِهَا ثُمَّ عُدْ وَ ارْكَعْ رَكْعَةً.

30 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنِ ابْنِ سِنَانٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنِ الْوَتْرِ مَا يُقْرَأُ فِيهِنَّ جَمِيعاً.

28 - محمّد بن مسلم گوید: از امام باقر علیه السَّلام پرسیدم: کسی که آخر شب برمی خیزد و می ترسد که ناگاه صبح فرا رسد، آیا ابتدا سه رکعت نماز وتر را بخواند یا به ترتیب، اوّل نماز شب را به جا آورد یا به همان ترتیب نماز شب را بخواند تا آن که سه رکعت نماز وتر در آخر آن خوانده شود؟

فرمود: بلکه باید ابتدا، نماز وتر را بخواند.

سپس فرمود: من نیز چنین می نمایم.

29 - حفص بن سالم گوید: از امام صادق می ترسد که ناگاه در مورد سلام در دو رکعت نماز وتر پرسیدم (که آیا خوب است یا نه؟)

فرمود: آری، در صورتی که کاری داشته باشی، بیرون رو و کار خود را انجام ده، سپس باز گرد و یک رکعت دیگر را به جا آور.

30 - ابن سنان گوید: از امام صادق می ترسد که ناگاه از سه رکعت نماز وتر پرسیدم که چه سوره ای را باید در آن خواند؟

قَالَ: بِ- (قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ).

قُلْتُ: فِي ثَلاَثِهِنَّ.

قَالَ: نَعَمْ.

31 - عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ صلّى الله عليه وآله أَنَّهُ سُئِلَ عَنِ الْقُنُوتِ فِي الْوَتْرِ هَلْ فِيهِ شَيْءٌ مُوَفَّتٌ يُتَّبَعُ وَ يُقَالُ ؟

فَقالَ: لَا أَثْن عَلَى اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ صَلِّ عَلَى النَّبِيِّ صلَّى الله عليه وآله وَاسْتَغْفِرْ لِذَنْبكَ الْعَظِيمِ.

ثُمَّ قَالَ: كُلِّ ذَنْبٍ عَظِيمٌ.

32 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْن مُحَمَّدٍ عَنْ أَبَانِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّه علیه السَّلام:

الْقُنُوتُ فِى الْوَثر الِاسْتِغْفَارُ وَ فِى الْفَريضَةِ الدُّعَاءُ.

33 - مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ مَنْصُورٍ بْنِ حَازِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

اسْتَغْفِرِ اللَّهَ فِي الْوَتْرِ سَبْعِينَ مَرَّةٌ.

فرمود: سورۀ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ را.)عرض کردم: در تمام سه رکعت؟فرمود: آری.31 - حلبی گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدند: آیا در قنوت نماز وتر دعایی معیّن هست که خوانده شود؟فرمود: نه، خدای عزَّوَجل را ستایش کن، بر پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله درود فرست و از گناه بزرگ خود طلب آمرزش نما.سپس فرمود و هر گناهی بزرگ است.32 - عبدالرحمان بن ابی عبدالله گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:قنوت در نماز وتر استغفار، و در نماز فریضه، دعاست.33 - منصور بن حازم گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:در نماز وتر، هفتاد بار استغفار کن.

34 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ عِمْرَانَ بْنِ مُوسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ النُّعْمَانِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ بَعْضِ رِجَالِهِ قَالَ:جَاءَ رَجُلٌ إِلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبِ علیهما السَّلام فَقَالَ: يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ! إِنِّي قَدْ حُرِمْتُ الصَّلاةَ بِاللَّيْل .فَقالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام: أَنْتَ رَجُلٌ قَدْ قَيَّدَتْكَ ذُنُوبُكَ.35 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ قَالَ:فَرَأُتُ فِي كِتَابِ رَجُلٍ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: الرَّكْعَتَانِ اللَّتَانِ قَبْلَ صَلَاةِ الْفَجْرِ مِنْ صَلاَةِ اللَّيْلِ هِيَ أَمْ مِنْ صَلاَةِ النَّهَارِ وَ فِي أَيِّ وَقْتِ أُصَلِّيهَا؟فَكَتَبَ بِخَطَّهِ: احْشُهَا فِي صَلَاةِ اللَّيْلِ حَشْواً.34 - راوی گوید: شخصی خدمت امیر مؤمنان علی بن ابی طالب صلوات الله عليهما آمد و عرض کرد: ای امیر مؤمنان! من از نماز شب محروم شده ام.امیر مؤمنان علی علیه السَّلام فرمود: تو شخصی هستی که گناهانت تو را به بند کشیده اند.35 - علی بن مهزیار گوید: در نامۀ شخصی که به امام صادق علیه السَّلام (1نوشته بود، این گونه خواندم:)آیا دو رکعت نافلهٔ پیش از نماز صبح، جزو نماز شب است یا جزو نماز روز و در چه وقتی باید آن ها را بخوانم؟آن حضرت به خط مبارک خود نوشته بود: آن دو رکعت نماز را در نماز شب داخل نموده و از آن قرار ده.


1) برخی از نسخه ها آمده است: امام باقر علیه السَّلام

#### بخش هشتاد و پنجم##### تقدیم و تاخیر نمازهای نافله...(85 بَابُ تَقْدِيمِ النَّوَافِلِ وَتَأْخِيرِهَا وَ قَضَائِهَا وَصَلَاةِ الضُّحَى)1 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْن عَامِرٍ عَنْ عَلِيَّ بْن مَهْزِيَارَ عَنِ الْحُسَيْنِ : سَعِيدٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ بُرَيْدِ بْنِ ضَمْرَةَ اللَّيْثِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَر علیه السَّلام عَن الرَّجُل يَشْتَغِلُ عَن الزَّوَالِ أَ يُعَجِّلُ مِنْ أَوَّلِ النَّهَارِ .فَقالَ: نَعَمْ إِذَا عَلِمَ أَنَّهُ يَشْتَغِلُ فَيُعَجِّلُهَا فِي صَدْرِ النَّهَارِ كُلَّهَا.2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْتقدیم مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَانِ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ وَهْبٍ قَالَ:لَمَّا كَانَ يَوْمُ فَتْح مَكَّةَ ضُرِبَتْ عَلَى رَسُولِ اللهِ صلَّى الله عليه وآله خَيْمَةٌ سَوْدَاءُ مِنْ شَعْرِ بِالْأَبْطَح ثُمَّ أَفَاضَ عَلَيْهِ الْمَاءَ مِنْ جَفْنَةٍ يُرَى فِيهَا أَثَرُ الْعَجِينِ ثُمَّ تَحَرَّى الْقِبْلَةُ ضُحًى فَرَكَعَ ثَمَانِيَ رَكَعَاتٍ لَمْ يَرْكَعْهَا رَسُولُ اللهِ صلَّى الله عليه وآله قَبْلَ ذَلِكَ وَ لَا بَعْدُ.بخش هشتاد و پنجم: تقدیم و تأخیر نمازهای نافله و قضای آن ها و حکم نماز چاشتگاه1 - محمّد بن مسلم گوید: از امام باقر علیه السَّلام سؤال کردم: شخصی که گرفتار کاری شود (و نتواند نافلۀ ظهر را در وقتش بخواند آیا می تواند در آغاز روز زودتر آن را به جا آورد؟)فرمود: آری، اگر بداند که برای او کاری پیش خواهد آمد، می تواند زودتر تمام نافله ها را در آغاز روز بخواند.2 - معاوية بن وهب گوید: امام علیه السَّلام فرمود:در روز فتح مکّه برای رسول خدا صلَّى الله عليه وآله خیمه مویین سیاهی در ابطح برپا شد. آن حضرت با کاسه ای چوبین _ که اثر خمیر در آن دیده می که اثر خمیر در آن دیده می شد _ بر خود آب ریخت (و غسل کرد آن گاه به هنگام چاشت، روی به جانب قبله کرد و هشت رکعت نماز به جای آورد که آن بزرگوار نه پیش از آن چنین نمازی را به جا آورده بود و نه پس از آن به جا آورد.)

3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرِ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْن عَمَّارٍ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام: اقْضِ مَا فَاتَكَ مِنْ صَلَاةِ النَّهَارِ بِالنَّهَارِ وَ مَا فَاتَكَ مِنْ صَلَاةِ اللَّيْلِ بِاللَّيْلِ.قُلْتُ: أَقْضِي وَتْرَيْنِ فِي لَيْلَةٍ ؟فَقالَ: نَعَمْ، اقْضِ وَتْراً أَبَداً.4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُرَازِمٍ قَالَ:سَأَلَ إِسْمَاعِيلُ بْنُ جَابِرٍ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام فَقَالَ: أَصْلَحَكَ اللَّهُ! إِنَّ عَلَيَّ نَوَافِلَ كَثِيرَةٌ فَكَيْفَ أَصْنَعُ ؟فَقالَ: اقْضِهَافَقالَ لَهُ : إِنَّهَا أَكْثَرُ مِنْ ذَلِكَ.قَالَ: اقْضِهَا.قُلْتُ: لَا أُحْصِيهَا.قَالَ: تَوَخَّ3 - معاوية بن عمّار گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:آن چه از نافلۀ روز از تو فوت شده، در روز قضا کن، و آن چه از نافلۀ شب از تو فوت شده، قضای آن را در شب به جا آور.عرض کردم: آیا می توانم قضای دو نماز وتر را در یک شب به جا آورم؟فرمود: آری، قضاکن آن را در حالی که همیشه و تر باشد.4 - مرازم گوید: اسماعیل بن جابر به امام صادق علیه السَّلام عرض کرد: خداوند شما را حفظ کند! بر ذمّۀ من نافله های بسیاری است، چه کنم؟فرمود: قضای آن ها را به جا آور.عرض کردم: بیش از شمارش است.فرمود: قضای آن ها را به جا آور.عرض کردم: شمارۀ آن ها را نمی دانم.فرمود: سعی کن و عددی را در نظر بیاور

قَالَ مُرَازِمٌ: وَكُنْتُ مَرِضْتُ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ لَمْ أَتَنفَّلْ فِيهَا.قُلْتُ: أَصْلَحَكَ اللهُ! وَ جُعِلْتُ فِدَاكَ! مَرِضْتُ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ لَمْ أُصَلَّ نَافِلَةٌ .فَقالَ: لَيْسَ عَلَيْكَ قَضَاءُ، إِنَّ الْمَرِيضَ لَيْسَ كَالصَّحِيح، كُلُّ مَا غَلَبَ اللهُ عَلَيْهِ فَاللَّهُ أَوْلَى بِالْعُذْرِ فِيهِ.5 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ إِسْمَاعِيلَ الْجُعْفِي قَالَ: قَالَ أَبُو جَعْفَرِ علیه السَّلام:أَفْضَلُ قَضَاءِ النَّوَافِل قَضَاءُ صَلاةِ اللَّيْلِ بِاللَّيْلِ، وَصَلاَةِ النَّهَارِ بِالنَّهَارِ.قُلْتُ: فَيَكُونُ وَتُرَانِ فِي لَيْلَةٍ؟قَالَ: لَا.قُلْتُ: وَ لِمَ تَأْمُرُنِي أَنْ أُوتِرَ وَتْرَيْنِ فِي لَيْلَةٍ؟فَقالَ علیه السَّلام: أَحَدُهُمَا قَضَاءُ.مرازم گفت: من مدّت چهار ماه بیمار بودم و در این مدّت نماز نافله نخوانده بودم. عرض کردم: خداوند شما را نگهدارد! فدایت شوم! من چهار ماه بیمار شدم و نماز نافله نخواندم.فرمود: قضا، بر تو لازم نیست؛ زیرا بیمار مانند شخص تندرست نیست، خداوند هر چه را که بر بنده چیره کرده و اختیار بنده را از آن سلب نموده، خود خداوند در آن سزاوارتر است که عذر او را بپذیرد.5 - اسماعیل جعفی گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:بهترین قضای نافله ها، قضای نافلۀ شب در شب و قضای نافلۀ روز در روز است.عرض کردم: آیا دو نماز وتر را میتوان در یک شب خواند؟فرمود: نه.عرض کردم: پس چرا به من امر می کنید که دو نماز وتر را در یک شب به جا آورم؟حضرتش فرمود: یکی از آن دو، قضاست.

6 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيِّ قَالَ: سُئِلَ أبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنْ رَجُلٍ فَاتَتْهُ صَلَاةُ النَّهَارِ مَتَى يَقْضِيهَا؟قَالَ: مَتَى مَا شَاءَ إِنْ شَاءَ بَعْدَ الْمَغْرِبِ وَإِنْ شَاءَ بَعْدَ الْعِشَاءِ.7 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ صَفْوَانَ بْن يَحْيَى عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُل تَفُوتُهُ صَلاةُ النَّهَارِ ؟قَالَ: يُصَلِّيهَا إِنْ شَاءَ بَعْدَ الْمَغْرِبِ وَإِنْ شَاءَ بَعْدَ الْعِشَاءِ8 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ الْقَمِّيِّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ سَيْفِ بْن عَمِيرَةَ رَفَعَهُ قَالَ:مَرَّ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام بِرَجُل يُصَلِّي الضُّحَى فِي مَسْجِدِ الْكُوفَةِ فَغَمَزَ جَنْبَهُ بِالدِّرَّةِ وَ قَالَ: نَحَرْتَ صَلَاةَ الْأَوَّابِينَ نَحَرَكَ اللَّهُ.قَالَ: فَأَتْرُكُهَا؟قَالَ: فَقَالَ: (أَرَأَيْتَ الَّذِي يَنْهَى * عَبْداً إِذَا صَلَّى.)فَقالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام: وَ كَفَى بِإِنْكَارِ عَلِي علیه السَّلام نَهْياً.6 - حلبی گوید: از امام صادق علیه السَّلام سؤال شد: شخصی که نماز روز از او فوت شده، وقت باید آن را قضا نماید؟فرمود: هر وقت که بخواهد. اگر خواست بعد از مغرب و اگر خواست بعد از عشا.7 - نظیر همین روایت را محمّد بن مسلم نیز به صورت مرسل نقل می نماید.8 - سيف بن عمیره در روایت مرفوعه ای گوید:امیر مؤمنان علی صلوات الله علیه از کنار مردی گذشت که در مسجد کوفه نماز چاشتگاه را می گزارد. حضرت با تازیانه به پهلوی او اشاره کرد و فرمود: نماز توبه کنندگان ( یعنی نافلۀ روز را ضایع کردی، خداوند تو را ضایع کند.)آن مرد عرض کرد: آیا از این پس آن را رها کنم (و دیگر نماز چاشتگاه را نخوانم؟)حضرت علی علیه السَّلام این آیه را قرائت فرمود: «آیا بنده ای را دیده ای که به هنگام نماز نهی می کند؟»امام صادق علیه السَّلام فرمود: همین انکار امیر مؤمنان علی علیه السَّلام در نهی از نماز چاشتگاه، کافی است.

9 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ عَنْ زُرَارَةَ وَ الْفُضَيْلِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ وَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیهما السَّلام:أَنَّ رَسُولَ اللهِ صلَّى الله عليه وآله قَالَ: صَلاةُ الضُّحَى بِدْعَةٌ.10 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ الْوَشَّاءِ عَنْ أَبَانٍ عَنْ سُلَيْمانَ بْن خَالِدٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنْ قَضَاءِ الْوَتْرِ بَعْدَ الظُّهْرِ.فَقالَ: اقْضِهِ وَتْراً أَبَداً، كَمَا فَاتَكَ.قُلْتُ: وَتُرَانِ فِي لَيْلَةٍ؟قَالَ: نَعَمْ، أَ لَيْسَ إِنَّمَا أَحَدُهُمَا قَضَاءُ؟11 - عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ أَبِي جَرِيرِ الْقَمِّي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ: كَانَ أَبُو جَعْفَرِ علیه السَّلام يَقْضِي عِشْرِينَ وَتْراً فِي لَيْلَةٍ.12 - عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:9 - فضیل گوید: از امام باقر و امام صادق علیهما السَّلام روایت شده است که رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود:نماز ضحی (چاشت - هنگامی است آفتاب در سطح زمین فراگیر شود بدعت است.)10 - سلیمان بن خالد گوید: از امام صادق علیه السَّلام سؤال کردم: آیا قضای نماز وتر را می توان بعد از ظهر انجام داد؟فرمود: نماز وتر را همیشه قضا کن، آن سان که از تو فوت شده است.عرض کردم: آیا دو نماز وتر را میتوان در یک شب خواند؟فرمود: آری، مگر نه این که یکی از آن دو قضاست؟!11 - ابو جریر قمی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:گاهی پدرم امام باقر علیه السَّلام تا بیست نماز وتر را در یک شب قضا می کرد.12 - زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:

إِذَا اجْتَمَعَ عَلَيْكَ وَتَرَانِ أَوْ ثَلاثَةٌ أَوْ أَكْثَرُ مِنْ ذَلِكَ، فَاقْضِ ذَلِكَ كَمَا فَاتَكَ تَفْصِلُ بَيْنَ كُلِّ وَتْرَيْن بِصَلاةٍ، لِأَنَّ الْوَتْرَ الآخِرُ لَا تُقَدِّمَنْ شَيْئاً قَبْلَ أَوَّلِهِ الْأَوَّلَ فَالْأَوَّلَ تَبْدَأُ إِذَا أَنْتَ قَضَيْتَ صَلَاةَ لَيْلَتِكَ ثُمَّ الْوَتْرَ.قَالَ: وَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السَّلام: لَا يَكُونُ وَتُرَانِ فِي لَيْلَةٍ إِلَّا وَأَحَدُهُمَا قَضَاءً.وَ قَالَ: إِنْ أَوْ تَرْتَ مِنْ أَوَّلِ اللَّيْلِ وَ قُمْتَ فِي آخِرِ اللَّيْلِ فَوَتْرُكَ الْأَوَّلُ قَضَاءُ، وَمَا صَلَّيْتَ مِنْ صَلَاةٍ فِي لَيْلَتِكَ كُلِّهَا فَلْيَكُنْ قَضَاء إِلَى آخِرِ صَلَاتِكَ، فَإِنَّهَا لِلَيْلَتِكَ، وَلْيَكُنْ آخِرُ صَلاتِكَ الْوَتْرَ وَتْرَ لَيْلَتِكَ.13 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَمْرِو بْنِ عُثمانَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانِ قَالَ:قُلْتُ لأبي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: رَجُلٌ عَلَيْهِ مِنْ صَلاَةِ النَّوَافِلِ مَا لَا يَدْرِي مَا هُوَ مِنْ كَثْرَتِهِ كَيْفَ يَصْنَعُ ؟هرگاه دو، یا سه نماز وتر - و یا بیشتر - بر عهدۀ تو جمع شد، همان طوری که از تو فوت شده، آن ها را قضا کن و میان هر نماز وتری به یک نماز شب، فاصله بینداز؛ زیرا نماز وتر بعد از نماز شب را و مؤخّر از آن است، و چیزی را مقدّم مکن بر چیزی که بر حسب شروع مقدّم بر آن است.نماز پیشین را قضا کن و پس از آن، نماز بعد از آن را، و هرگاه خواستی قضا کنی، ابتدا قضای نماز شب سپس قضای نماز وتر را به جا آور.راوی گوید: هم چنین امام باقر علیه السَّلام فرمود:دو نماز وتر در یک شب نمی شود، مگر آن که یکی از آن دو قضاست.هم چنین حضرتش فرمود:اگر در اوّل شب نماز وتر را خواندی و در پایان شب نیز بر خاستی، آن وتر اوّل، به جای قضا به شمار می آید و هر چه در آن شب (از اوّل شب تا پایان آن نماز بگزاری، همۀ آن ها باید به عنوان قضا باشد و آخرین نمازی که به جا می آوری، نماز آن شب و آخرین نماز وتر تو نیز، نماز وتر آن شب خواهد بود.)13 - عبدالله بن سنان گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: شخصی نماز نافله های بسیاری از او قضا شده است، به گونه ای که شمار آن ها را نمی داند، چه باید بکند؟

قَالَ: فَلْيُصَلِّ حَتَّى لَا يَدْرِيَ كَمْ صَلَّى مِنْ كَثْرَتِهِ فَيَكُونَ قَدْ قَضَى بِقَدْرِ عِلْمِهِ.قُلْتُ: فَإِنَّهُ لَا يَقْدِرُ عَلَى الْقَضَاءِ مِنْ كَثْرَةِ شُغْلِهِ .فَقالَ: إِنْ كَانَ شُغُلُهُ فِي طَلَبِ مَعِيشَةٍ لَا بُدَّ مِنْهَا أَوْ حَاجَةٍ لِأَحَ مُؤْمِنٍ فَلَا شَيْءَ عَلَيْهِ ، وَ إِنْ كَانَ شُغُلُهُ لِدُنْيَا تَشَاغَلَ بِهَا عَن الصَّلاةِ، فَعَلَيْهِ الْقَضَاءُ، وَإِلَّا لَقِيَ اللَّهَ مُسْتَخِفّاً مُتَهَاوناً مُضَيْعاً لِسُنَّةِ رَسُولِ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله.قُلْتُ: فَإِنَّهُ لَا يَقْدِرُ عَلَى الْقَضَاءِ فَهَلْ يَصْلُحُ لَهُ أَنْ يَتَصَدَّقَ ؟فَسَكَتَ مَلِيّاً، ثُمَّ قالَ: نَعَمْ، فَلْيَتَصَدَّقُ بِصَدَقَةٍ.قُلْتُ: وَ مَا يَتَصَدَّقُ ؟فَقالَ: بِقَدْرِ طَوْلِهِ وَأَدْنَى ذَلِكَ مُدٌّ لِكُلِّ مِسْكِينِ مَكَانَ كُلِّ صَلَاةٍ.قُلْتُ: وَ كَمِ الصَّلاةُ الَّتِي تَجِبُ عَلَيْهِ فِيهَا مُدُّ لِكُلِّ مِسْكِينٍ؟فرمود: باید چندان نماز بگزارد که از بسیاری آن ها نداند چقدر نماز خوانده است، تا مقداری که قضا کرده با آن چه در علم پیشینش بوده، برابر شود.عرض کردم: او به خاطر زیادی اشتغال، نمی تواند همه را قضا نماید.فرمود: اگر اشتغال او برای کسب روزی بوده که ناگزیر از انجام آن است، یا در جهت برآوردن حاجت برادر مؤمنی است، در این صورت قضای آن ها بر عهده او نیست، و اگر شغل او برای دنیاست و او را از ادای نافله باز داشته است، قضا بر عهدۀ اوست و گرنه روز قیامت در پیشگاه خداوند در حالی ظاهر می شود که نماز را کوچک شمرده، در انجام آن سستی ورزیده و سنّت رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله را زیر پا نهاده و تباه ساخته است.عرض کردم: به راستی او توانایی قضای آن ها را ندارد، آیا می تواند به جای آن صدقه دهد؟حضرتش مدّتی طولانی خاموش ماند. آن گاه فرمود: آری، باید چیزی صدقه دهد.عرض کردم: چقدر صدقه دهد؟فرمود: به اندازۀ توانایی کمترین مقدار این است که به هر مسکینی یک مدّ طعام در ازای هر نمازی بدهد.عرض کردم: یک مدّ در ازای چند نماز باشد؟

فَقالَ: لِكُلِّ رَكْعَتَيْنِ مِنْ صَلاَةِ اللَّيْلِ، وَ كُلِّ رَكْعَتَيْنِ مِنْ صَلَاةِ النَّهَارِ.فَقُلْتُ: لَا يَقْدِرُ.:فَقالَ: مُدُّ لِكُلِّ أَرْبَع رَكَعَاتٍ.فَقُلْتُ: لَا يَقْدِرُ.فَقالَ: مُدُّ لِكُلِّ صَلَاةِ اللَّيْلِ وَ مُدٌّ لِصَلاَةِ النَّهَارِ وَ الصَّلاةُ أَفْضَلُ وَالصَّلاةُ أَفْضَلُ.14 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ عُثْمَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عُذَافِرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ:اعْلَمْ أَنَّ النَّافِلَةَ بِمَنْزِلَةِ الْهَدِيَّةِ مَتَى مَا أُتِيَ بِهَا قُبِلَتْ.15 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطِ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا أَنَّ أَبَا الْحَسَنِ الْأَوَّلَ علیه السَّلامكَانَ إِذَا اهْتَمَّ تَرَكَ النَّافِلَةَ.16 - وَ عَنْهُ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَعْبَدٍ أَوْ غَيْرِهِ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السَّلام قَالَ: قَالَ النَّبِيُّ صلَّی اللهُ علیه وآله:إِنَّ لِلْقُلُوبِ إِقْبَالاً وَ إِدْبَاراً، فَإِذَا أَقْبَلَتْ فَتَنفَّلُوا، وَإِذَا أَدْبَرَتْ فَعَلَيْكُمْ بِالْفَرِيضَةِ.فرمود: در ازای هر دو رکعت از نماز شب یک مدّ، و برای هر دو رکعت از نماز روز هم یک مدّ.گفتم: توان چنین صدقه ای را ندارد.فرمود: در این صورت برای هر چهار رکعت یک مدّ (غذا بدهد.)عرض کردم: باز هم نمی تواند.فرمود: یک مد برای همۀ نمازهای شب یک مدّ برای تمام نوافل روز بدهد، امّا با این همه، نماز بهتر است، نماز بهتر است.14 - عمر بن یزید گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:هان بدان که نماز نافله، مانند هدیه است. هر وقت که انجام شود، مقبول است.15 - عدّه ای از یاران ما می گویند: امام کاظم علیه السَّلام یا هر گاه کاری ضروری پیش می آمد، نماز نافله را ترک می کرد.16 - علی بن معبد و راوی دیگری گویند: امام (باقر یا امام صادق علیهما السَّلام فرمود: پیامبر اکرم صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود:)همانا برای دل ها روی آوردنی و روی گردانیدنی است. پس هر گاه دلتان روی آورد، نماز نافله را به جا آوردید، و هر گاه روی گردانید، بر شما باد به انجام نماز فریضه.

17 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى بْنِ حَبِيبٍ قَالَ: كَتَبْتُ إِلَى أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السَّلام يَكُونُ عَلَيَّ الصَّلَاةُ النَّافِلَةُ مَتَى أَقْضِيهَا؟لا فكتب علیه السَّلام: أَيَّةَ سَاعَةٍ شِئْتَ مِنْ لَيْلٍ أَوْ نَهَارٍ.18 - وَبِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنِ الْحَكَمِ بْنِ مِسْكِينِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ السَّرَّادِ قَالَ: سَأَلَ أَبُو كَهْمَسٍ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام.فَقالَ: يُصَلِّي الرَّجُلُ نَوَافِلَهُ فِي مَوْضِع أَوْ يُفَرِّقُهَا .:فَقالَ: لَا، بَلْ يُفَرِّقُهَا هَاهُنَا وَ هَاهُنَا، فَإِنَّهَا تَشْهَدُ لَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ.19 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْن زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْن الرَّيَّانِ قَالَ:كَتَبْتُ إِلَى أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام: رَجُلٌ يَقْضِي شَيْئاً مِنْ صَلَاتِهِ الْخَمْسِينَ فِي الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ، أَوْ فِي مَسْجِدِ الرَّسُولِ صلَّی اللهُ علیه وآله، أَوْ فِي مَسْجِدِ الْكُوفَةِ أَتُحْسَبُ لَهُ الرَّكْعَةُ عَلَى تَضَاعُفِ مَا جَاءَ عَنْ آبَائِكَ علیهم السَّلام فِي هَذِهِ الْمَسَاجِدِ حَتَّى يُجْزِئَهُ إِذَا كَانَتْ عَلَيْهِ عَشَرَةُ آلَافِ رَكْعَةٍ أَنْ يُصَلِّيَ مِائَةَ رَكْعَةٍ أَوْ أَقَلَّ أَوْ أَكْثَرَ وَكَيْفَ يَكُونُ حَالُهُ؟17 - محمّد بن یحیی بن حبیب گوید: طی نامهای خدمت امام رضا علیه السَّلام نوشتم: نماز نافله ای بر عهدۀ من می باشد، چه وقت قضای آن را به جا آورم؟حضرتش علیه السَّلام نوشت: هر ساعتی از شب و روز که خواستی (به جای آور.)18 - عبدالله بن علی سرّاد گوید: ابو کهمس از امام صادق علیه السَّلام پرسید و به حضرتش عرض کرد: آیا انسان می تواند نافله های خود را در یک مکان، یا در مکان های مختلف بخواند؟فرمود: نه، بلکه در مکان های مختلف (بخواند، در این جا و آن جا بخواند؛ زیرا هر مکانی برای او در روز رستاخیز گواهی خواهد داد.)19 - محمّد بن ریان گوید: طی نامه ای به امام جواد علیه السَّلام نوشتم: شخصی صلى الله نمازهای (نافله از پنجاه رکعت خود را در مسجد الحرام یا در مسجد پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله و مسجد کوفه به جا می آورد، آیا بر حسب آن چه از پدران گرامی شما علیهم السَّلام رسیده از فضیلت نماز در این مساجد _ که یک رکعت آن از نظر پاداش چند برابر می شود _ او را از قضای بقیّه نمازها بی نیاز می کند، که اگر ده هزار رکعت بر عهدۀ او باشد و او صد رکعت _ یا کمتر و یا بیشتر _ بخواند، به جای آن ده هزار رکعت حساب می شود و دیگر بر عهدۀ او چیزی نیست؟ آیا حال او چگونه خواهد بود؟)

فَوَقَّعَ علیه السَّلام: يُحْسَبُ لَهُ بِالضّعْفِ، فَأَمَّا أَنْ يَكُونَ تَقْصِيراً مِنَ الصَّلاةِ بِحَالِهَا فَلاَ يَفْعَلُ هُوَ إِلَى الزِّيَادَةِ أَقْرَبُ مِنْهُ إِلَى النُّقْصَانِ.2 - أَحْمَدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْفَضْلِ النَّوْفَلِيٌّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ قَالَ:سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السَّلام عَنِ الرَّجُلِ المُسْتَعْجِل مَا الَّذِي يُجْزِتُهُ فِي النَّافِلَةِ؟قَالَ: ثَلاَتُ تَسْبِيحَاتٍ فِي الْقِرَاءَةِ وَ تَسْبِيحَةٌ فِي الرُّكُوعِ وَ تَسْبِيحَةٌ فِي السُّجُودِ.#### بخش هشتاد و ششم##### نماز خوف و ترس(86 بَابُ صَلَاةِ الْخَوْفِ)1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنْ صَلَاةِ الْخَوْفِ.حضرتش علیه السَّلام نوشت: فزونی پاداش بر او نوشته می شود، ولی اگر آن گونه حساب کردن به سبب فضیلت آن مساجد، باعث کوتاه کردن و انداختن چیزی از نماز شود این کار را نکند، چون آن گونه مکان ها برای زیادی نماز نزدیک تر است تا به کمی آن.20 - ابو حمزه گوید: از امام کاظم علیه السَّلام پرسیدم: شخصی که (برای انجام کاری شتاب دارد، در نماز نافله چه چیزی او را کفایت می کند؟)فرمود: سه تسبیح (سبحان الله در قرائت، یک تسبیح در رکوع و یک تسبیح در سجده.)بخش هشتاد و ششم: نماز خوف و ترس1 - حلبی گوید: از امام صادق علیه السَّلام درباره کیفیّت نماز خوف پرسیدم.

قَالَ: يَقُومُ الْإِمَامُ وَ تَجِيءُ طَائِفَةٌ مِنْ أَصْحَابِهِ فَيَقُومُونَ خَلْفَهُ وَ طَائِفَةٌ بِإِزَاءِ الْعَدُوِّ فَيُصَلِّى بهِمُ الْإِمَامُ رَكْعَةً ثُمَّ يَقُومُ وَ يَقُومُونَ مَعَهُ فَيَمْثلُ قَائِماً و يُصَلُّونَ هُمُ الرَّكْعَةَ الثَّانِيَةَ. ثُمَّ يُسَلِّمُ بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ ثُمَّ يَنْصَرِفُونَ فَيَقُومُونَ فِي مَقَام أَصْحَابِهِمْ وَ يَجِيءُ الآخَرُونَ فَيَقُومُونَ خَلْفَ الْإِمَامِ فَيُصَلِّي بِهِمُ الرَّكْعَةَ الثَّانِيَةَ ثُمَّ يَجْلِسُ الْإِمَامُ فَيَقُومُونَ هُمْ فَيُصَلُّونَ رَكْعَةً أُخْرَى ثُمَّ يُسَلَّمْ عَلَيْهِمْ فَيَنْصَرِفُونَ بتَسْلِيمِهِ.قَالَ: وَ فِي الْمَغْرِبِ مِثْلُ ذَلِكَ يَقُومُ الْإِمَامُ وَ تَجِيءُ طَائِفَةٌ فَيَقُومُونَ خَلْفَهُ ثُمَّ يُصَلِّى بهِمْ رَكْعَةً ثُمَّ يَقُومُ وَ يَقُومُونَ فَيَمْثلُ الْإِمَامُ قَائِماً وَ يُصَلُّونَ الرَّكْعَتَيْنِ فَيَتَشَهدُونَ وَ يُسَلِّمُ بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ ثُمَّ يَنْصَرِفُونَ فَيَقُومُونَ فِي مَوْقِفِ أَصْحَابِهِمْ وَ يَجِيءُ الْآخَرُونَ وَ يَقُومُونَ خَلْفَ الْإِمَامِ فَيُصَلِّي بِهِمْ رَكْعَةً يَقْرَأُ فِيهَا ثُمَّ يَجْلِسُ فَيَتَشَهدُ، ثُمَّ يَقُومُ وَ يَقُومُونَ مَعَهُ وَ يُصَلِّي بِهِمْ رَكْعَةً أُخْرَى ثُمَّ يَجْلِسُ وَ يَقُومُونَ هُمْ فَيُتِمُّونَ رَكْعَةً أُخْرَى ثُمَّ يُسَلِّمُ عَلَيْهِمْ.فرمود: امام جماعت می ایستد و دسته ای از لشکر پشت سر او می ایستند و دسته ای دیگر در برابر دشمن می ایستند. امام، با ایشان یک رکعت می خواند، سپس بر می خیزد و آن ها نیز با او بر می خیزند و امام، هم چنان می ایستد و آن ها رکعت دوم خود را می خوانند و آن گاه عدّه ای از ایشان بر جمعی دیگر سلام می دهند و بعد از نماز، برای جایگزینی به سوی یاران خود می روند و به جای آنان، در مقابل دشمن قرار می گیرند و دستۀ دیگر می آیند و پشت سر امام جماعت می ایستند و رکعت دوم را با ایشان به جا می آورد، امام می نشیند و آن ها بر می خیزند و یک رکعت دیگر می خوانند، سپس امام جماعت سلام می دهد و با سلام دادن او آن ها به جای خود باز می گردند.امام علیه السَّلام فرمود: نماز مغرب نیز همین طور است؛ امام جماعت می ایستد و دسته ای می آیند و پشت سر او می ایستند و یک رکعت با ایشان می گزارد و بر می خیزد و ایشان نیز بر می خیزند و او هم چنان می ایستد، آن ها دو رکعت دیگر می خوانند و تشهّد می گویند و از آن ها سلام می دهند و بعد از نماز برای جایگزینی به سوی یاران خود می روند، و دستۀ دیگری می آیند و پشت سر امام می ایستند و با ایشان نیز یک رکعت می خواند که در آن قرائت می کند و می نشیند و تشهّد می گوید، سپس بر می خیزد و آن ها نیز با او بر می خیزند و یک رکعت دیگر با آنان می گزارد و پس از آن می نشیند، و آن ها برمی خیزند و رکعت دیگر را تمام می کنند و آن گاه امام بر ایشان سلام می دهد.

2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ أَبَانِ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:صَلَّى رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله بِأَصْحَابِهِ فِي غَزْوَةِ ذَاتِ الرِّقَاعِ صَلَاةَ الْخَوْفِ، فَفَرَّقَ أَصْحَابَهُ فِرْقَتَيْنِ أَقَامَ فِرْقَةً بِإِزَاءِ الْعَدُوِّ وَ فِرْقَةً خَلْفَهُ فَكَبَّرَ وَكَبِّرُوا فَقَرَأَ وَأَنْصَتُوا وَ رَكَعَ فَرَكَعُوا وَ سَجَدَ فَسَجَدُوا، ثُمَّ اسْتَتَمَّ رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله قَائِماً وَصَلَّوْا لأَنفُسِهِمْ رَكْعَةً ثُمَّ سَلَّمَ بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ ثُمَّ خَرَجُوا إِلَى أَصْحَابِهِمْ، فَقَامُوا بِإِزَاءِ الْعَدُوِّ وَ جَاءَ أَصْحَابَهُمْ.فَقَامُوا خَلْفَ رَسُولِ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله فَصَلَّى بِهِمْ رَكْعَةً ثُمَّ تَشَهدَ وَ سَلَّمَ عَلَيْهِمْ فَقَامُوا فَصَلَّوْا لأَنفُسِهِمْ رَكْعَةً ثُمَّ سَلَّمَ بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ.3 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيَّ الْوَشَّاءِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ صلَّی اللهُ علیه وآله يَقُولُ:2 - عبد الرحمان بن ابی عبدالله گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله در جنگ (غزوه ذات الرّقاع (1)با اصحاب خود نماز خوف به جا آورد. آن نماز به این ترتیب بود که رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله اصحابش را به دو دسته تقسیم فرمود. یک دسته را برای رویارویی با دشمن قرار داد، و دسته دیگر را به نماز در پشت سر خود نگه داشت.)آن گاه حضرتش تکبیر گفت و آن ها نیز تکبیر گفتند، و به قرائت پرداخت و آنان ساکت ماندند. پس به رکوع رفت و آنان نیز به رکوع رفتند، به سجده رفت و آنان نیز به سجده رفتند، آن گاه رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله برخاست، و مأمومین برای خود یک رکعت نماز گزاردند.آن گاه عدّه ای از آنان سلام دادند و بعد از نماز، جهت جایگزینی به سوی یاران خود رفته و به جای آنان در مقابل دشمن قرار گرفتند. یاران دیگر آمدند و پشت سر رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله به نماز ایستادند، و آن حضرت با آنان یک رکعت نماز گزارد، سپس تشهّد را خواند و سلام داد. بعد آنان برخاسته و (جداگانه یک رکعت نماز به جا آوردند و سلام دادند.)3 - ابو بصیر گوید: از امام صادق صلَّی اللهُ علیه وآله شنیدم که می فرمود.


1) یکی از غزوههای معروف است که در سال چهارم - یا پنجم - هجری در غطفان از سر زمين نجد به وقوع پیوست

إِنْ كُنْتَ فِي أَرْضِ مَخَافَةٍ فَخَشِيتَ لِصاً أَوْ سَبْعاً فَصَلِّ عَلَى دَابَّتِكَ.4 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ زُرْعَةَ عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْأَسِيرِ يَأْسِرُهُ الْمُشْرِكُونَ فَتَحْضُرُهُ الصَّلَاةُ فَيَمْنَعُهُ الَّذِي أَسَرَهُ مِنْهَا.قَالَ: يُومِنُ إِيمَاءً.5 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ قَالَ:سَأَلْتُهُ قُلْتُ: أَكُونُ فِي طَرِيقِ مَكَّةَ فَتَنْزِلُ لِلصَّلاةِ فِي مَوَاضِعَ فِيهَا الْأَعْرَابُ أَنْصَلِّي الْمَكْتُوبَةَ عَلَى الْأَرْضِ ، فَنَقْرَأُ أُمَّ الْكِتَابِ وَحْدَهَا أَمْ نُصَلِّي عَلَى الرَّاحِلَةِ فَنَقْرَأْ فَاتِحَةَ الْكِتَابِ وَ السُّورَةَ ؟فَقالَ: إِذَا خِفْتَ فَصَلَّ عَلَى الرَّاحِلَةِ الْمَكْتُوبَةَ وَ غَيْرَهَا وَإِذَا قَرَأْتَ الحَمْدَ وَسُورَةٌ أَحَبُّ إِلَيَّ وَ لَا أَرَى بِالَّذِي فَعَلْتَ بَأْساً.اگر در سرزمینی قرار گرفتی که خوفناک بود و از دزد یا درندگان ترس داشتی بر روی چهار پایت نماز بخوان.4 - سماعه گوید: از امام علیه السَّلام پرسیدم: اسیری است که مشرکان و او را به اسارت گرفته اند و وقت نماز فرا می رسد و مشرکان از خواندن نماز جلوگیری می کنند (چه وظیفه ای دارد؟)فرمود: با اشاره نماز بگزارد.5 - محمّد بن اسماعیل گوید: از امام علیه السَّلام پرسیدم: در مسیر راه مکّه، در برخی مکانهایی که عربهای بادیه نشین هستند، فرود می آییم (و می ترسیم که ما را غارت کنند آیا نماز فریضه را بر روی زمین به یک حمد تنها بخوانیم، یا این که بر بالای مرکب سواری آن را با حمد و سوره به جای آوریم (کدام بهتر است)؟)فرمود: هرگاه ترسیدی، نماز فریضه و غیر فریضه را بر بالای مرکب سواری بگزار، و اگر حمد و سوره را بخوانی نزد من بهتر است و در آن چه که تو انجام داده ای، اشکالی نمی بینم.

6 - أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ أَبَانِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللهِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنْ قَوْلِ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ : فَإِنْ خِفْتُمْ فَرِجَالاً أَوْ رُكْبَاناً كَيْفَ يُصَلِّي؟وَ مَا يَقُولُ إِذَا خَافَ مِنْ سَبْعِ ، أَوْلِضٌ كَيْفَ يُصَلِّي؟قَالَ: يُكَبِّرُ وَ يُومِيُّ إِيمَاءً بِرَأْسِهِ.#### بخش هشتاد و هفتم##### نماز در هنگام حملۀ دشمن...(87 بَابُ صَلَاةِ الْمُطَارَدَةِ وَ الْمُوَاقَفَةِ وَ الْمُسَايَفَةِ)1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ هَاشِمِ الْقَمِّيُّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَمْرِو بْنِ عُثْمَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عُذَافِر عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:إِذَا جَالَتِ الْخَيْلُ تَضْطَرَبُ السُّيُوفُ أَجْزَاهُ تَكْبِيرَتَانِ، فَهَذَا تَفْصِيرُ آخَرُ.2 - عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ ابْنِ أَذَيْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ وَ فُضَيْلِ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ فِي صَلَاةِ الْخَوْفِ عِنْدَ الْمُطَارَدَةِ وَ الْمُنَاوَشَةِ:6 - عبدالرحمان بن ابی عبدالله گوید: از امام صادق علیه السَّلام دربارۀ آیۀ کریمه ای که خداوند عزّوجل می فرماید: (فَإِنْ خِفْتُمْ فَرِجَالاً أَوْ رُكْباناً سؤال کردم که چگونه شخص باید نماز بخواند، در صورتی که از درّنده یا دزد بترسد؟)فرمود: تکبیر گوید و با سر خود اشاره نماید.بخش هشتاد و هفتم: نماز در هنگام حملۀ دشمن، مقابلۀ با او و جنگ تن به تن1 - محمّد بن عذافر گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:هر گاه سواران بر یکدیگر حمله کنند و شمشیرها به حرکت در آیند، برای نمازگزار، دو تکبیر کافی است و این، تقصیر (کوتاه شدن نماز دیگری است.)2 - محمد بن مسلم گوید: امام باقر علیه السَّلام در مورد نماز خوف به هنگام حملۀ دشمن و هنگامی که رزمندگان در کارزار به جنگ تن به تن بپردازند فرمود:

يُصَلِّي كُلُّ إِنْسَانِ مِنْهُمْ بِالْإِيمَاءِ حَيْثُ كَانَ وَجْهُهُ، وَإِنْ كَانَتِ الْمُسَايَفَةُ وَ الْمُعَانَقَةُ وَ تَلاَحُمُ الْقِتَالِ، فَإِنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام صَلَّى لَيْلَةَ صِفِّينَ وَهِيَ لَيْلَةُ الْهَرِيرِ لَمْ تَكُنْ صَلاتُهُمُ الظُّهْرُ وَ الْعَصْرُ وَ الْمَغْرِبُ وَالْعِشَاءُ عِنْدَ وَقْتِ كُلُّ صَلَاةٍ إِلَّا التكْبِيرَ وَ التَّهْلِيلَ وَ التَّسْبِيحَ وَ التَّحْمِيدَ وَالدُّعَاءَ فَكَانَتْ تِلْكَ صَلاتَهُمْ لَمْ يَأْمُرْهُمْ بإعَادَةِ الصَّلاةِ.3 - عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ قَالَ: سَمِعْتُ بَعْضَ أَصْحَابِنَا يَذْكُرُ: أَنَّ أَقَلَّ مَا يُجْزِئُ فِي حَدَّ الْمُسَايَفَةِ مِنَ التَّكْبِيرِ تَكْبِيرَتَانِ لِكُلِّ صَلَاةٍ إِلَّا الْمَغْرِبَ، فَإِنَّ لَهَا ثَلاثاً.4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ جَمِيعاً عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ: (فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَنْ تَقْصُرُوا مِنَ الصَّلاةِ إِنْ خِفْتُمْ أَنْ يَفْتِنَكُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا.)قَالَ: فِي الرَّكْعَتَيْنِ تُنْقَصُ مِنْهُمَا وَاحِدَةٌ.در نماز خوف به هنگام حملۀ دشمن و هنگامی که هر کدام از رزمندگان باید با اشاره به هر طرف که روی او باشد نماز بخواند، و اگر جنگ تن به تن باشد و دست به گریبان یکدیگر باشند و جنگ شدّت گیرد (به جای هر رکعت، ذکر یا تکبیری است، زیرا امیر مؤمنان على علیه السَّلام در جنگ صفّین _ که شب هریر بود _ نماز ظهر، عصر، مغرب و عشای آنان تکبیر، تهليل، تسبیح، حمد و دعا بود و همین، نماز آنان بود و آن حضرت به سپاهیانش امر نفرمود که بعد از پایان جنگ، نماز خود را اعاده کنند.)3 - عبدالله بن مغیره گوید: از بعضی یاران شنیدم که (از امام علیه السَّلام نقل می کرد:)کمترین مقدار تکبیر در هنگام شمشیر کشیدن و در آویختن در کار زار برای هر نماز دو تکبیر است، مگر نماز مغرب که آن سه تکبیر است.4 - حریز گوید: امام صادق علیه السَّلام دربارهۀ گفتار خداوند که می فرماید: ﴿فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَنْ تَقْصُرُوا مِنَ الصَّلاةِ إِنْ خِفْتُمْ أَنْ يَفْتِنَكُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا فرمود:)دو رکعت را (که خود کوتاه شدۀ چهار رکعت است به یک رکعت کوتاه کنید.)

5 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ صَلَاةِ الْقِتَالِ.فَقالَ: إِذَا الْتَقَوْا فَاقْتَتَلُوا، فَإِنَّ الصَّلاةَ حِينَئِذٍ التَّكْبِيرُ وَ إِنْ كَانُوا وُقُوفاً لَا يَقْدِرُونَ عَلَى الْجَمَاعَةِ فَالصَّلاةُ إِيمَاء.6 - مُحَمَّدٌ عَنْ أَحْمَدَ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزِ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:قُلْتُ لَهُ: أَرَأَيْتَ إِنْ لَمْ يَكُنِ الْمُوَاقِفُ عَلَى وُضُوءٍ كَيْفَ يَصْنَعُ وَ لَا يَقْدِرُ عَلَى النزول ؟قَالَ: يَتَيَمَّمُ مِنْ لِبْدِهِ أَوْ سَرْجِهِ أَوْ مَعْرَفَةِ دَابَّتِهِ، فَإِنَّ فِيهَا غُبَارًا وَ يُصَلِّي وَ يَجْعَلُ السُّجُودَ أَخْفَضَ مِنَ الرُّكُوعِ وَ لَا يَدُورُ إِلَى الْقِبْلَةِ، وَلَكِنْ أَيْنَمَا دَارَتْ دَابَّتُهُ غَيْرَ أَنَّهُ يَسْتَقْبِلُ الْقِبْلَةَ بِأَوَّلِ تَكْبِيرَةٍ حِينَ يَتَوَجَّهُ.5 - سماعه گوید: از آن حضرت (امام صادق علیه السَّلام دربارهۀ چگونگی نماز به هنگام کارزار پرسیدم.)فرمود: وقتی دو سپاه در برابر هم قرار گیرند و به پیکار بپردازند، در چنین حالی نماز فقط تکبیر است، و چون با دشمن رو در رو بایستند و نتوانند نماز را به جماعت به جای آورند در این صورت نماز با اشاره انجام می شود.6 - زراره گوید : به امام باقر علیه السَّلام گفتم: اگر کسی وضو نداشته و از بیم دشمن نتواند از چهار پایش فرود آید، باید چه کند؟فرمود: بر نمد چهارپای خود، یا نمد زین، یا یال اسبش _ که همواره در آن غباری است تیمّم کرده و نماز میخواند، به گونه ای که سجده را فروتر از رکوع به جا آورده، و رو به قبله نمی گردد و به هر طرف که چهارپا می گردد، او بر می گردد و فقط هنگامی که متوجّه نماز می شود و شروع به نماز می کند رو به قبله تکبیره الاحرام می گوید.

7 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنِ الْعَمْرَكِيَّ بْنِ عَلِيَّ عَنْ عَلِيَّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَخِيهِ أَبِي الْحَسَن علیه السَّلام قَالَ:سَأَلْتَهُ عَنِ الرَّجُلِ يَلْقَى السَّبْعَ وَ قَدْ حَضَرَتِ الصَّلاةُ وَ لَا يَسْتَطِيعُ الْمَشْيَ مَخَافَةَ السَّبُعِ، فَإِنْ قَامَ يُصَلِّي خَافَ فِي رُكُوعِهِ وَ سُجُودِهِ السَّبُعَ وَ السَّبُعُ أَمَامَهُ عَلَى غَيْرِ الْقِبْلَةِ، فَإِنْ تَوَجَّهَ إِلَى الْقِبْلَةِ خَافَ أَنْ يَتِبَ عَلَيْهِ الْأَسَدُ كَيْفَ يَصْنَعُ؟قَالَ: فَقالَ: يَسْتَقْبِلُ الْأَسَدَ وَ يُصَلِّي وَ يُومِنُ بِرَأْسِهِ إِيمَاءً وَ هُوَ قَائِمٌ، وَ إِنْ كَانَ الأَسَدُ عَلَى غَيْر الْقِبْلَةِ.#### بخش هشتاد و هشتم##### نماز عید فطر و عید قربان و خطبۀ آن ها...(88 بَابُ صَلَاةِ الْعِيدَيْنِ وَ الْخُطْبَةِ فِيهِمَا)1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أَذَيْنَةَ عَنْ زُرَارَةً قَالَ: قَالَ أَبُو جَعْفَر علیه السَّلام:- على بن جعفر گوید: از برادرم امام کاظم علیه السَّلام سؤال کردم: کسی که با درنده ای رو به رو شود و وقت نماز فرارسد و او از ترس درنده نتواند حرکت کند و اگر برخیزد و نماز بخواند در رکوع و سجود خود از آن درنده می ترسد و آن درنده در مقابل او در جهتی غیر از قبله قرار گرفته است و اگر بخواهد روی خود را به جانب قبله کند، می ترسد که شیر حمله کند و بر او بجهد که او چه باید بکند؟گوید: آن حضرت فرمودک رو به شیر درنده کرده و هم چنان ایستاده با اشارۀ سر خود، نماز گزارد، هر چند شیر درنده در جهتی غیر از قبله قرار گرفته باشد.بخش هشتاد و هشتم: نماز عید فطر و عید قربان و خطبۀ آن ها1 - زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:

لَيْسَ فِي يَوْمِ الْفِطْرِ وَ الْأَضْحَى أَذَانٌ وَ لَا إِقَامَةٌ ، أَذَانَهُمَا طُلُوعُ الشَّمْسِ إِذَا طَلَعَتْ خَرَجُوا وَ لَيْسَ قَبْلَهُمَا وَ لَا بَعْدَهُمَا صَلاةٌ وَ مَنْ لَمْ يُصَلِّ مَعَ إِمَامٍ فِي جَمَاعَةٍ ، فَلاَ صَلَاةَ لَهُ وَ لَا قَضَاءَ عَلَيْهِ.2 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ مَعْمَرِ بْنِ يَحْيَى عَنْ أَبِي جَعْفَر علیه السَّلام قَالَ:لَا صَلاَةَ يَوْمَ الْفِطْرِ وَ الْأَضْحَى إِلَّا مَعَ إِمَامٍ.3 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْن عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ مُعَاوِيَةَ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ صَلاةِ العِيدَيْن.فَقالَ: رَكْعَتَانِ لَيْسَ قَبْلَهُمَا وَ لَا بَعْدَهُمَا شَيْءٌ، وَ لَيْسَ فِيهِمَا أَذَانٌ وَ لَا إِقَامَةٌ يُكَبِّرُ فِيهِمَا اثْنَتَيْ عَشَرَ تَكْبِيرَةً يَبْدَأُ فَيُكَبِّرُ وَ يَفْتَتِحُ الصَّلاةَ ثُمَّ يَقْرَأُ فَاتِحَةَ الْكِتَابِ ثُمَّ يَقْرَأُ وَ الشَّمْسِ وَضُحَيهَا ثُمَّ يُكَبِّرُ خَمْسَ تَكْبِيرَاتٍ ثُمَّ يُكَبِّرُ وَ يَرْكَعُ فَيَكُونُ يَرْكَعُ بِالسَّابِعَةِ ثُمَّ يَسْجُدُ سَجْدَتَيْنِ، ثُمَّ يَقُومُ فَيَقْرَأُ فَاتِحَةَ الْكِتَابِ وَ هَلْ أَتَيكَ حَدِيثُ الْغَاشِيَةِ ثُمَّ يُكَبِّرُ أَرْبَعَ تَكْبِيرَاتٍ وَيَسْجُدُ سَجْدَتَيْنِ وَ يَتَشَهَدُ وَ يُسَلِّمْ.)نماز عيد فطر و عید قربان اذان و اقامه ندارند. اذان آن ها طلوع خورشید است که هرگاه خورشید طلوع کند ، مردم خارج می شوند و پیش از آن دو و بعد از آن دو نمازی نیست و هر کس آن نمازها را با جماعت به جا نیاورد ، نماز (کاملی بر عهدۀ او نیست و آن دو نماز قضا ندارند.)2 - معمر بن یحیی گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:نماز روز عید فطر و عید قربان فقط با امام جماعت است.3 - معاوية (بن عمّار گوید: از امام علیه السَّلام دربارۀ نماز عید فطر و قربان پرسیدم.)فرمود: دو رکعت است. پیش از آن دو رکعت و بعد از آن دو چیزی (نافله ای نیست. این دو نماز اذان و اقامه ندارند و نمازگزار، در آن دو رکعت دوازده تکبیر می گوید، با تکبیر نماز را شروع می کند، سپس سورۀ حمد و پس از آن سورۀ (والشمس و ضحيها) را می خواند، سپس پنج تکبیر می گوید. آن گاه تکبیر هفتم را گفته و به رکوع می رود، و پس از آن، دو سجده به جا می آورد. آن گاه بر می خیزد و سورۀ حمد و (هَلْ أَتَيكَ حَدِيثُ الْغَاشِيَةِ ) را می خواند، سپس چهار تکبیر می گوید و دو سجده انجام می دهد و تشهّد را می گوید و سلام می دهد.)

قَالَ: وَ كَذَلِكَ صَنَعَ رَسُولُ اللهِ صلَّى الله عليه وآله وَ الْخُطْبَةُ بَعْدَ الصَّلاةِ، إِنَّمَا أَحْدَثَ الخُطْبَةَ قَبْلَ الصَّلاةِ عُثمانُ، وَإِذَا خَطَبَ الْإِمَامُ فَلْيَقْعُدْ بَيْنَ الْخُطْبَتَيْنِ قَلِيلاً وَ يَنبَغِي لِلإِمَام أَنْ يَلْبَسَ يَوْمَ الْعِيدَيْن بُرْداً وَ يَعْتَمَّ شَاتِياً كَانَ أَوْ قَائِظاً وَ يَخْرُجُ إِلَى الْبَرِّ حَيْثُ يَنْظُرُ إِلَى آفَاقِ السَّمَاءِ، وَ لَا يُصَلِّي عَلَى حَصِيرٍ وَ لَا يَسْجُدُ عَلَيْهِ، وَ قَدْ كَانَ رَسُولُ اللهِ صلَّى الله عليه وآله يَخْرُجُ إِلَى الْبَقِيعِ فَيُصَلِّي بِالنَّاسِ.4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ لَيْثِ الْمُرَادِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ قَالَ:قِيلَ لِرَسُولِ اللهِ صلَّى الله عليه وآله يَوْمَ فِطْرٍ أَوْ يَوْمَ أَضْحَى : لَوْ صَلَّيْتَ فِي مَسْجِدِكَ؟فَقالَ: إِنِّي لَأُحِبُّ أَنْ أَبْرُزَ إِلَى آفَاقِ السَّمَاءِ.5 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام فِي صَلَاةِ الْعِيدَيْنِ.فرمود: رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله نیز چنین انجام می داد. خطبه این نماز بعد از نماز است و خطبه پیش از نماز را عثمان بدعت نهاد. هنگامی که امام خطبۀ (اوّل را خواند، باید میان دو خطبه اندکی بنشیند. شایسته است امام در روز عید فطر و قربان ردا بپوشد، عمامه بر سر نهد _ چه زمستان باشد و چه تابستان_ و برای خواندن نماز به صحرا برود و کران تا کران آسمان را بنگرد و بر روی حصیر نماز نخواند و به آن سجده نکند. سنّت رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله چنین بود که به سوی بقیع می رفت و در آن جا با مردم نماز می گزارد.)4 - لیث مرادی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:به رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله گفتند: ای کاش! در روز فطر، یا قربان در مسجد خود نماز می گزاردید؟فرمود: من دوست می دارم که کران تا کران آسمان نمایان باشد.5 - علی بن ابی حمزه گوید: امام صادق علیه السَّلام دربارۀ نماز عید فطر و عید قربان فرمود:

قَالَ: يُكَبِّرُ ثُمَّ يَقْرَأُ ثُمَّ يُكَبِّرُ خَمْساً وَ يَقْنُتُ بَيْنَ كُلِّ تَكْبِيرَتَيْنِ ثُمَّ يُكَبِّرُ السَّابِعَةَ وَيَرْكَعُ بِهَا ثُمَّ يَسْجُدُ ثُمَّ يَقُومُ فِي الثَّانِيَةِ فَيَقْرَأُ ثُمَّ يُكَبِّرُ أَرْبَعاً فَيَقْتُتُ بَيْنَ كُلِّ تَكْبِيرَتَيْن ثُمَّ يُكَبِّرُ وَ يَرْكَعُ بِهَا.6 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ النَّوْفَلِيّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِيهِ علیه السَّلام قَالَ: نَهَى رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله أَن يُخْرَجَ السَّلاَحُ فِي الْعِيدَيْنِ إِلَّا أَنْ يَكُونَ عَدُوٌّ حَاضِرٌ.-7 - مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَن الْفَضْلِ بْن شَاذَانَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ رِبْعِيِّ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ يَسَارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:أُتِيَ أَبِي بِالْحُمْرَةِ يَوْمَ الْفِطْرِ فَأَمَرَ بِرَدُّهَا.ثُمَّ قَالَ: هَذَا يَوْمٌ كَانَ رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله يُحِبُّ أَنْ يَنْظُرَ إِلَى آفَاقِ السَّمَاءِ وَيَضَعَ وَجْهَهُ عَلَى الْأَرْضِ.الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْن مُحَمَّدٍ عَن الْوَشَّاءِ عَنْ أَبَانِ بْن عُثْمَانَ عَنْ سَلَمَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:نمازگزار، تکبیر می گوید، قرائت می کند ، سپس پنج تکبیر می گوید و میان هر دو تکبیر قنوت می خواند و آن گاه تکبیر هفتم را می گوید و به رکوع می رود و پس از آن سجده می کند، سپس برای رکعت دوم بر می خیزد، قرائت می کند و چهار تکبیر می گوید و در میان هر دو تکبیر قنوت می خواند و آن گاه تکبیر گفته و به رکوع می رود.6 - سکونی گوید: امام صادق علیه السَّلام از پدر بزرگوارش علیه السَّلام روایت کرده که آن حضرت فرمود:رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله نهی فرمود که در نماز عید فطر و عید قربان سلاح حمل شود، مگر آن که دشمن حضور داشته باشد.7 - فضل بن یسار گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:در روز عید فطر برای پدر بزرگوارم سجادهۀ حصیری آورده شد، ولی حضرتش، دستور داد آن را برگردانند، سپس فرمود این روزی است که رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله دوست می داشت به کران تاکران آسمان نگاه کند و پیشانی خود را بر زمین گذارد.8 - سلمه گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

اجْتَمَعَ عِيدَانِ عَلَى عَهْدِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام فَخَطَبَ النَّاسَ.ثُمَّ قالَ: هَذَا يَوْمُ اجْتَمَعَ فِيهِ عِيدَانِ فَمَنْ أَحَبَّ أَنْ يَجْمَعَ مَعَنَا فَلْيَفْعَلْ وَ مَنْ لَمْ يَفْعَلْ فَإِنَّ لَهُ رُحْصَةً يَعْنِي مَنْ كَانَ مُتَنَجِّياً.9 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ فَاتَتْهُ رَكْعَةٌ مَعَ الْإِمَامِ مِنَ الصَّلاَةِ أَيَّامَ التَّشْرِيقِ.قَالَ: يُتِمُّ الصَّلاةَ وَ يُكَبِّرُ.10 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى رَفَعَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:السُّنَّةُ عَلَى أَهْلِ الْأَمْصَارِ أَنْ يَبْرُزُوا مِنْ أَمْصَارِهِمْ فِي الْعِيدَيْنِ إِلَّا أَهْلَ مَكَّةَ، فَإِنَّهُمْ يُصَلُّونَ فِي الْمَسْجِدِ الْحَرَام.11 - مُحَمَّدٌ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ أَبَانِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفَضْلِ الْهَاشِمِيٌّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:در زمان امیر مؤمنان على صلوات الله علیه دو عید (روز جمعه و عید فطر یا قربان در یک روز اتفاق افتاد، آن حضرت برای مردم خطبه خواند، سپس فرمود: امروز، روزی است که دو عید در آن شده است، هر کس دوست دارد که با ما در نماز جمعه نیز شرکت کند، چنین نماید و هر کس که نمی تواند برای او رخصت و اجازه هست. یعنی کسانی که خانه هایشان دور بود.)9 - محمّد بن مسلم گوید: از امام علیه السَّلام پرسیدم: شخصی در ایّام تشریق (سه روز از ایّام حج که بعد از عید قربان است. یک رکعت از نماز او با امام فوت می شود (وظیفۀ او چیست؟))فرمود: نماز را تمام می کند و تکبیر می گوید.10 - محمّد بن یحیی در روایت مرفوعه ای گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:بر ساکنان و اهالی شهرها سنّت است که در روزهای عید قربان و عید فطر برای اقامۀ نماز عید از شهرها بیرون روند جز مردم مکّه، که نماز را در مسجدالحرام به جا می آورند.11 - محمّد بن فضل هاشمی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

رَكْعَتَانِ مِنَ السُّنَّةِ لَيْسَ تُصَلِّيَانِ فِي مَوْضِع إِلَّا بِالْمَدِينَةِ.قَالَ: يُصَلِّي فِي مَسْجِدِ رَسُولِ اللهِ صلَّى الله عليه وآله فِي الْعِيدِ قَبْلَ أَنْ يَخْرُجَ إِلَى الْمُصَلَّى لَيْسَ ذَلِكَ إِلَّا بِالْمَدِينَةِ، لأن رَسُولَ اللهِ صلَّى اللهُ علیه وآله فَعَلَهُ.#### بخش هشتاد و نهم##### نماز طلب باران(89 بَابُ صَلَاةِ الِاسْتِسْقَاءِ)1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ وَ الْحُسَيْنِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَلِيَّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ سُلَيْمَانَ جَمِيعاً عَنْ مُرَّةَ مَوْلَى مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ قَالَ: صَاحَ أَهْلُ الْمَدِينَةِ إِلَى مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ فِي الاسْتِسْقَاءِ. فَقالَ لِي: انْطَلِقُ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام فَسَلْهُ مَا رَأَيْكَ، فَإِنَّ هَؤُلَاءِ قَدْ صَاحُوا إِلَيَّ فَأَتَمْتُهُ فَقُلْتُ لَهُ.دو رکعت نماز سنّت است که در هیچ جا خوانده نمی شود مگر در مدینه.فرمود: آن دو رکعت را در روز عید فطر و عید قربان در مسجد رسول خدا صلَّى الله عليه وآله پیش از رفتن به مصلّا می خوانند و مخصوص شهر مدینه است؛ زیرا رسول خدا صلَّى الله عليه وآله این دو رکعت را پیش از رفتن به مصلّا در مدینه به جا می آورد.بخش هشتاد و نهم: نماز طلب باران1 - مرّه - خدمتکار محمّد بن خالد، والی مدینه - گوید: مردم مدینه فریادکنان برای طلب باران نزد محمد بن خالد آمدند.والی به من گفت: حضور امام صادق علیه السَّلام برو و از آن حضرت سؤال کن که نظر شما در این باره چیست؛ زیرا مردم فریادکنان به سوی من آمده اند.من به خدمت آن حضرت رفتم و ماجرا را به عرض حضرتش رسانیدم.

فَقالَ لِي: قُلْ لَهُ: فَلْيَخْرُجُ.قُلْتُ لَهُ: مَتَى يَخْرُجُ جُعِلْتُ فِدَاكَ؟قَالَ: يَوْمَ الِاثْنَيْنِ؟قُلْتُ: كَيْفَ يَصْنَعُ ؟قَالَ: يُخْرِجُ الْمِنْبَرَ ثُمَّ يَخْرُجُ يَمْشِي كَمَا يَمْشِي يَوْمَ الْعِيدَيْنِ وَ بَيْنَ يَدَيْهِ الْمُؤَذِّنُونَ فِي أَيْدِيهِمْ عَنَزُهُمْ حَتَّى إِذَا انْتَهَى إِلَى الْمُصَلَّى يُصَلِّى بِالنَّاسِ رَكْعَتَيْنِ بغَيْر أَذَانِ وَ لَا إقَامَةٍ ثُمَّ يَصْعَدُ الْمِنْبَرَ فَيَقْلِبُ رِدَاءَهُ فَيَجْعَلُ الَّذِي عَلَى يَمِينِهِ عَلَى يَسَارِهِ وَ الَّذِي عَلَى يَسَارِهِ، عَلَى يَمِينِهِ ثُمَّ يَسْتَقْبِلُ الْقِبْلَةَ فَيُكَبِّرُ اللهَ مِائَةَ تَكْبِيرَةٍ رَافِعاً بِهَا صَوْتَهُ ثُمَّ يَلْتَفِتُ إِلَى النَّاسِ عَنْ يَمِينِهِ فَيُسَبِّحُ اللَّهَ مِائَةَ تَسْبِيحَةٍ رَافِعاً بِهَا صَوْتَهُ ثُمَّ يَلْتَفِتُ إِلَى النَّاسِ عَنْ يَسَارِهِ فَيُهَلِّلُ اللهَ مِائَةَ تَهْلِيلَةٍ رَافِعَا بِهَا صَوْتَهُ ثُمَّ يَسْتَقْبِلُ النَّاسَ فَيَحْمَدُ اللهَ مِائَةَ تَحْمِيدَةٍ ثُمَّ يَرْفَعُ يَدَيْهِ فَيَدْعُو ثُمَّ يَدْعُونَ، فَإِنِّي لأَرْجُو أَنْ لَا يَخِيبُوا.فرمود: به او بگو: از شهر خارج شود.به آن حضرت عرض کردم: قربانت گردم! کی خارج شود؟فرمود: روز دوشنبه.عرض کردم: چه باید بکند؟فرمود: منبر را به بیرون می فرستد، سپس خارج میشود آن سان که در نماز عیدین بیرون می رفت، مؤذّنان نیزه ها در دست پیشاپیش او حرکت کنند تا به مصلّا برسد. آن گاه دو رکعت نماز بدون اذان و اقامه با مردم به جا می آورد. بعد بر فراز منبر قرار گیرد و ردای خود را برگرداند به گونه ای که شانۀ راست ردا به شانۀ چپش قرار گیرد و شانهۀ چپش بر شانۀ راستش قرار گیرد. آن گاه رو به قبله نموده و با صدای بلند صدبار تکبیر بگوید. سپس از طرف راست خود رو به مردم نماید و با صدای بلند صد مرتبه «سبحان الله» بگوید، و آن گاه از سمت چپ خود رو به مردم کند و با صدای بلند صد مرتبه «لا إله إلا الله» بگوید، آنگاه رو به مردم کرده و صد مرتبه «الحمدالله» بگوید، سپس دست هایش را به طرف بالا برداشته دعا کند و مردم نیز دعا کنند. من امیدوارم که بی بهره و بی نصیب نخواهند شد.

قَالَ: فَفَعَلَ فَلَمَّا رَجَعْنَا جَاءَ المَطَرُ.قَالُوا: هَذَا مِنْ تَعْلِيم جَعْفَر علیه السَّلام.وَ فِي رِوَايَةِ يُونُسَ : فَمَا رَجَعْنَا حَتَّى أَهَمَّتْنَا أَنْفُسُنَا.2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ صَلَاةِ الِاسْتِسْقَاءِ . فَقالَ: مِثْلُ صَلاَةِ الْعِيدَيْن يَقْرَأُ فِيهَا وَ يُكَبِّرُ فِيهَا كَمَا يَقْرَأُ وَ يُكَبِّرُ فِيهَا يَخْرُجُالْإِمَامُ وَ يَبْرُزُ إِلَى مَكَانٍ نَظِيفٍ فِي سَكِينَةٍ وَ وَقَارٍ وَ خُشُوع و مَسْكَنَةٍ وَ يَبْرُزُ مَعَهُ النَّاسُ، فَيَحْمَدُ اللهَ وَيُمَجِّدُهُ وَ يُثْنِي عَلَيْهِ وَ يَجْتَهِدُ فِي الدُّعَاءِ وَ يُكْثِرُ مِنَ التَّسْبِيح و التهليل و التكبير و يُصَلِّى مِثْلَ صَلاةِ العِيدَيْن رَكْعَتَيْن فِي دُعَاءِ وَمَسْأَلَةٍ وَ اجْتِهَادٍ، فَإِذَا سَلَّمَ الْإِمَامُ قَلَبَ ثَوْبَهُ وَ جَعَلَ الْجَانِبَ الَّذِي عَلَى الْمَنْكِبِ الْأَيْمَنِ عَلَى الأَبْسَر وَ الَّذِي عَلَى الْأَيْسَرِ عَلَى الْأَيْمَنِ، فَإِنَّ النَّبِي صلَّی اللهُ علیه وآله كَذَلِكَ صَنَعَ .مردم راوی گوید: والی دستور حضرتش را انجام داد، و چون از بیرون شهر بازگشتیم باران آمد.مردم گفتند: این از آموزۀ امام صادق علیه السَّلام بوده است.و در (پایان روایت یونس چنین آمده است: هنوز به شهر باز نگشته بودیم که (از زیادی باران) بر جان خود ترسیدیم.)هشام بن حکم گوید: از امام صادق علیه السَّلام دربارۀ طلب نماز باران و کیفیّت آن پرسیدم.فرمود: نماز طلب باران همانند نماز عید فطر و عید قربان است که نماز گزار در آن قرائت می کند و تکبیر می گوید؛ آن سان که در نماز عید قرائت می کند و تکبیر می گوید.در این نماز امام جماعت، از خانه خارج می شود و در بیرون شهر در مکان پاکیزه ای با آرامش و وقار و فروتنی و شکستگی ظاهر می شود و مردم نیز با او بیرون می روند. آن گاه خداوند را حمد و سپاس گوید، تعظیم و ستایش نماید و در دعا می کوشد و بسیار تسبیح، تهلیل، تکبیر می گوید، و دو رکعت نماز مانند نماز عید با دعا و طلب حاجت و کوشش می گزارد، و چون امام سلام می دهد، لباس خود را بر می گرداند؛ به گونه ای که شانۀ راست ردای او به شانۀ چپش افتد و شانۀ چپ ردایش بر شانهٔ راستش قرار گیرد؛ زیرا پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله نیز این گونه عمل می نمود.

3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى رَفَعَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ تَحْوِيلِ النَّبِيِّ صلَّى الله عليه وآله رِدَاءَهُ إِذَا اسْتَسْقَى.فَقالَ: عَلامَةٌ بَيْنَهُ وَبَيْنَ أَصْحَابِهِ يُحَوَّلُ الْجَدْبُ خِصْباً.4 - وَ فِي رِوَايَةِ ابْنِ الْمُغِيرَةِ قَالَ: يُكَبِّرُ فِي صَلاةِ الِاسْتِسْقَاءِ كَمَا يُكَبِّرُ فِي الْعِيدَيْنِ فِي الْأُولَى سَبْعاً وَ فِي الثَّانِيَةِ خَمْساً وَ يُصَلِّي قَبْلَ الْخُطْبَةِ وَ يَجْهَرُ بالْقِرَاءَةِ وَ يَسْتَسْقِي وَهُوَ قَاعِدُ.#### بخش نودم##### نماز خورشید گرفتگی و ماه گرفتگی(90 بَابُ صَلَاةِ الْكُسُوفِ)1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَمْرِو بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ مُوسَى علیه السَّلام يَقُولُ:إِنَّهُ لَمَّا قُبِضَ إِبْرَاهِيمُ بْنُ رَسُولِ اللهِ صلَّى الله عليه وآله جَرَتْ فِيهِ ثَلَاثُ سُنَنِ أَمَّا وَاحِدَةٌ، فَإِنَّهُ لَمَّا مَاتَ انْكَسَفَتِ الشَّمْسُ .فَقالَ النَّاسُ : انْكَسَفَتِ الشَّمْسُ لِفَقْدِ ابْن رَسُولِ اللهِ صلَّى الله عليه وآله.3 - محمّد بن یحیی در روایت مرفوعه ای گوید: از امام صادق علیه السَّلام از علّت برگردانیدن رسول خدا صلَّى الله عليه وآله عبای خود را در هنگام نماز استسقاء پرسیدند.فرمود: از این جهت که علامتی میان او و اصحابش باشد، که خشکسالی به فراخی و سرسبزی دگرگون شد.4 - و در روایت ابن مغیره آمده است (امام علیه السَّلام فرمود: امام جماعت، در نماز استسقاء مانند نماز دو عید در رکعت اوّل هفت مرتبه و در رکعت دوم پنج مرتبه تکبیر می گوید و نماز را پیش از خطبه به جا می آورد و قرائت را بلند می خواند و در حالی که نشسته است، طلب باران می کند.)بخش نودم: نماز خورشید و ماه گرفتگی1 - علی بن عبدالله گوید: از امام کاظم علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:هنگامی که ابراهیم، فرزند رسول خدا صلَّى الله عليه وآله وفات یافت، سه سنّت در او جاری شد.نخست آن که وقتی او وفات یافت، آفتاب گرفت.مردم گفتند: آفتاب برای وفات فرزند رسول خدا صلَّى الله عليه وآله گرفته است!

فَصَعِدَ رَسُولُ اللهِ صلَّى الله عليه وآله الْمِنْبَرَ فَحَمِدَ اللهَ وَأَثْنَى عَلَيْهِ.ئثُمَّ قَالَ: يَا أَيُّهَا النَّاسُ! إِنَّ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ آيَتَانِ مِنْ آيَاتِ اللهِ تَجْرِيَانِ بِأَمْرِهِ مُطِيعَانِ لَهُ لَا تَنْكَسِفَانِ لِمَوْتِ أَحَدٍ وَ لَا لِحَيَاتِهِ ، فَإِذَا انْكَسَفَتَا أَوْ وَاحِدَةٌ مِنْهُمَا فَصَلُّوا ثُمَّ نَزَلَ فَصَلَّى بِالنَّاسِ صَلاَةَ الْكُسُوف.2 - عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ عَنْ زُرَارَةَ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَا: سَأَلْنَا أَبَا جَعْفَرِ علیه السَّلام عَنْ صَلَاةِ الْكُسُوفِ كَمْ هِيَ رَكْعَةً وَ كَيْفَ نُصَلِّيهَا؟فَقالَ: عَشْرُ رَكَعَاتٍ وَ أَرْبَعُ سَجَدَاتٍ تَفْتَتِحُ الصَّلاةَ بِتَكْبِيرَةٍ وَتَرْكَعُ بِتَكْبِيرَةٍ وَ تَرْفَعُ رَأْسَكَ بِتَكْبِيرَةِ إِلَّا فِي الْخَامِسَةِ الَّتِي تَسْجُدُ فِيهَا وَ تَقُولُ: «سَمِعَ اللَّهُ لِمَنْ حَمِدَهُ» وَ تَقْنُتُ فِي كُلِّ رَكْعَتَيْنِ قَبْلَ الرُّكُوعِ وَتُطِيلُ الْقُنُوتَ وَ الرُّكُوعَ عَلَى قَدْرِ الْقِرَاءَةِ وَ الرُّكُوعِ وَ السُّجُودِ، فَإِنْ فَرَغْتَ قَبْلَ أَنْ يَنْجَلِيَ فَاقْعُدْ وَ ادْعُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ حَتَّى يَنْجَلِيَ وَإِنِ انْجَلَى قَبْلَ أَنْ تَفْرُغَ مِنْ صَلاتِكَ فَأَتِمَّ مَا بَقِيَ وَ تَجْهَرُ بِالْقِرَاءَةِ.رسول خدا صلَّى الله عليه وآله بالای منبر رفت و خدا را حمد و ثنا گفت، سپس فرمود: ای مردم! خورشید و ماه دو نشانه از نشانه های خدا هستند که به فرمان او در رفت و آمدند فرمان بردار او هستند که به مرگ و زندگی کسی گرفته نمی شوند و هرگاه هر دو، یا یکی از آن ها گرفته شود، نماز (آیات بخوانید، سپس از منبر فرود آمد و با مردم نماز کسوف خواند.)2 - زراره و محمّد بن مسلم گویند: از امام باقر علیه السَّلام دربارۀ نماز کسوف پرسیدم که چند رکعت است؟ و چگونه آن را بخوانیم؟فرمود: این نماز ده رکوع و چهار سجده دارد. نماز را با یک تکبیر شروع می کنی، با یک تکبیر به رکوع می روی و با یک تکبیر سر از رکوع بر می داری؛ مگر در رکوع پنجم که پس از به سجده می روی و می گویی: «سمع الله لمن حمده» و در هر دو رکوع پیش از رکوع قنوت می خوانی و قنوت (1را به اندازۀ قرائت، رکوع و سجود طولانی کن، و اگر پیش از آن که خورشید _ یا ماه _ به طور کامل آشکار شود، نمازت به پایان رسید، بنشین و خدا را فراخوان تا آشکار شود و اگر پیش از پایان یافتن نماز آشکار شود، ماندۀ نمازت را تمام کن و قرائت را بلند بخوان.)


1) در متن آمده است: و قنوت و رکوع را، به نظر می رسد. واژهٔ رکوع را ناسخ از روی اشتباه افزوده است

قَالَ: قُلْتُ: كَيْفَ الْقِرَاءَةُ فِيهَا؟فَقالَ: إِنْ قَرَأْتَ سُورَةً فِي كُلِّ رَكْعَةٍ فَاقْرَأْ فَاتِحَةَ الْكِتَابِ، وَإِنْ نَقَصْتَ مِنَ السُّورَةِ شَيْئاً فَاقْرَأْ مِنْ حَيْثُ نَقَصْتَ وَلَا تَقْرَأْ فَاتِحَةَ الْكِتَاب.قَالَ: وَكَانَ يَسْتَحِبُّ أَنْ يَقْرَأُ فِيهَا بِالْكَهْفِ وَ الْحِجْرِ إِلَّا أَنْ يَكُونَ إِمَاماً يَشُقُّ عَلَى مَنْ خَلْفَهُ، وَ إِن اسْتَطَعْتَ أَنْ تَكُونَ صَلاتُكَ بَارزاً لَا يَجُنُّكَ بَيْتٌ فَافْعَلْ وَ صَلاةُ كُسُوفِ وَإِنِ الشَّمْسِ أَطْوَلُ مِنْ صَلاةِ كُسُوفِ الْقَمَرِ، وَ هُمَا سَوَاءٌ فِي الْقِرَاءَةِ وَ الرُّكُوعِ وَ السُّجُودِ.3 - حَمَّادٌ عَنْ حَرِيزِ عَنْ زُرَارَةَ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَا: قُلْنَا لِأَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام: هَذِهِ - الرِّيَاحُ وَ الظُّلَمُ الَّتِي تَكُونُ هَلْ يُصَلَّى لَهَا .فَقالَ: كُلُّ أَخَاوِيفِ السَّمَاءِ مِنْ ظُلْمَةٍ، أَوْ رِيحٍ أَوْ فَرَعِ فَصَلَّ لَهُ صَلَاةَ الْكُسُوفِ حَتَّى يَسْكُنَ.4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ:راوی گوید: عرض کردم قرائت در این نماز چگونه است؟ :فرمود: اگر در هر رکعت یک سورۀ کامل بخوانی، سورۀ حمد را نیز بخوان، و اگر سوره را (تقسیم نمودی و کم کردی از آن جا که کم کرده ای بخوان و سوره حمد را مخوان.)فرمود: مستحب است که در نماز کسوف سورۀ کهف و سورۀ حجر خوانده شود، مگر آن که نمازگزار امام جماعت باشد که قرائت آن دو سوره برای مأمومین سخت باشد، و چنان چه بتوانی نمازت را به صورت علنی بخوانی که خانه ای تو را نپوشاند، چنین بخوان و نماز خورشید گرفتگی از نماز ماه گرفتگی طولانی تر است؛ ولی هر دو نماز در قرائت، رکوع و سجود برابرند.3 - زراره و محمّد بن مسلم گویند: به امام باقر علیه السَّلام گفتیم: آیا برای این تندبادهایی که می وزند و تاریکی هایی که پیش می آیند باید نماز خواند؟فرمود: هر واقعه ترسناک آسمانی که از تاریکی یا از تندبادها باشد، برای آن باید نماز کسوف (آیات خواند تا آرام گیرد.)4 - جمیل بن درّاج گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

وَقْتُ صَلَاةِ الْكُسُوفِ فِي السَّاعَةِ الَّتِي تَنْكَسِفُ عِنْدَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَ عِنْدَ غُرُوبِهَا.قَالَ: وَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام: هِيَ فَرِيضَةٌ.5 - عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْن مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السَّلام قَالَ:سَأَلْتُهُ عَنْ صَلاةِ الْكُسُوفِ فِي وَقْتِ الْفَرِيضَةِ.فَقالَ: ابْدَأُ بِالْفَرِيضَةِ.فَقِيلَ لَهُ: فِي وَقْتِ صَلاَةِ اللَّيْل .فَقالَ: صَلِّ صَلاَةَ الْكُسُوفِ قَبْلَ صَلاَةِ اللَّيْلِ.6 - عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:وقت نماز کسوف از ساعتی است که خورشید گرفته می شود، خواه هنگام طلوع آفتاب باشد یا هنگام غروب آن.راوی گوید: هم چنین حضرتش فرمود: نماز کسوف، واجب است.5 - محمّد بن مسلم گوید: از امام (باقر علیه السَّلام یا امام صادق علیه السَّلام در مورد نماز کسوف در وقت نماز فریضه پرسیدم.)فرمود: ابتدا! فریضه را به جا آور.به آن حضرت گفته شد: اگر در وقت نماز شب باشد چه؟فرمود: نماز کسوف را پیش از نماز شب بخوان.6 - زراره و محمد بن مسلم گویند: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

إِذَا الْكَسَفَتِ الشَّمْسُ كُلُّهَا وَ احْتَرَقَتْ وَ لَمْ تَعْلَمْ ثُمَّ عَلِمْتَ بَعْدَ ذَلِكَ فَعَلَيْكَ الْقَضَاءُ، وَإِنْ لَمْ تَحْتَرِقْ كُلُّهَا فَلَيْسَ عَلَيْكَ قَضَاءُ.وَ فِي رِوَايَةٍ أُخْرَى إِذَا عَلِمَ بِالْكُسُوفِ وَ نَسِيَ أَنْ يُصَلِّيَ فَعَلَيْهِ الْقَضَاءُ، وَإِنْ لَمْ يَعْلَمْ بِهِ فَلَا قَضَاءَ عَلَيْهِ هَذَا إِذَا لَمْ يَحْتَرِقْ كُلُّهُ.7 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ عِمْرَانَ بْنِ مُوسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْن عَبْدِ الْحَمِيدِ عَنْ عَلِيٍّ بْنِ الْفَضْلِ الْوَاسِطِي قَالَ:كَتَبْتُ إِلَيْهِ : إِذَا الكَسَفَتِ الشَّمْسُ أَوِ الْقَمَرُ وَأَنَا رَاكِبٌ لَا أَقْدِرُ عَلَى النُّزُولِ.قَالَ: فَكَتَبَ إِلَيَّ : صَلِّ عَلَى مَرْكَبِكَ الَّذِي أَنْتَ عَلَيْهِ.اگر تمام قرص خورشید گرفته باشد و از این موضوع خبر نداشته باشی و پس از آن باخبر شوی، قضای نماز آیات بر عهدۀ توست و اگر تمام قرص نگرفته باشد (و آگاه شدی قضای آن نماز لازم نیست.)در روایت دیگری آمده است: اگر کسی از کسوف آگاه باشد، ولی نماز را فراموش نماید، باید قضای نماز را بخواند، ولی اگر از کسوف آگاهی نداشته باشد، قضای آن لازم نیست، در صورتی که تمام قرص خورشید نگرفته باشد.7 - على بن فضل واسطی گوید: طی نامه ای به آن حضرت (امام رضا علیه السَّلام نوشتم و سؤال کردم: هر گاه خورشید، یا ماه بگیرد و من بر مرکب سواره باشم و نتوانم پیاده شوم چه باید بکنم؟)گوید: آن حضرت در پاسخ من نوشت: بر روی همان مرکبی که سوار هستی نماز بگزار.

#### بخش نود و یکم##### نماز تسبیح(91 بَابُ صَلَاةِ التَّسْبِيحِ)1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ يَحْيَى الْحَلَبِيُّ عَنْ هَارُونَ بْنِ خَارِجَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّى الله عليه وآله لِجَعْفَرِ: يَا جَعْفَرًا أَلَا أَمْنَحُكَ ؟ أَلَا أُعْطِيكَ ؟ أَ لَا أَحْبُوكَ ؟فَقالَ لَهُ جَعْفَرٌ: بَلَى يَا رَسُولَ اللَّهِ !قَالَ: فَظَنَّ النَّاسُ أَنَّهُ يُعْطِيهِ ذَهَباً أَوْ فِضَّةٌ فَتَشَرَّفَ النَّاسُ لِذَلِكَ.فَقالَ لَهُ: إِنِّى أُعْطِيكَ شَيْئاً إِنْ أَنْتَ صَنَعْتَهُ فِي كُلِّ يَوْمٍ كَانَ خَيْراً لَكَ مِنَ الدُّنْيَا وَ مَا فِيهَا وَإِنْ صَنَعْتَهُ بَيْنَ يَوْمَيْنِ غُفِرَ لَكَ مَا بَيْنَهُمَا أَوْ كُلِّ جُمْعَةٍ أَوْ كُلَّ شَهْرٍ أَوْ كُلَّ سَنَةٍ غُفِرَ لَكَ مَا بَيْنَهُمَا .بخش نود و یکم: نماز تسبیح (1)1 - ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:رسول خدا صلَّى الله عليه وآله به جعفر بن ابی طالب علیه السَّلام فرمود: ای جعفر! آیا چیزی به تو عطا نکنم؟ آیا عطیه ای به تو ندهم؟ آیا چیزی به تو نبخشم؟جعفر به آن حضرت عرض کرد: بلی، ای رسول خدا!مردم گمان کردند آن حضرت میخواهد طلا، یا نقره به او عطا کند، به همین دلیل برای تماشای آن گرد آمدند.پیامبر صلَّى الله عليه وآله فرمود: من چیزی را به تو می بخشم که اگر هر روز آن را انجام دهی، برای تو از دنیا و آن چه در آن است، بهتر خواهد بود، و اگر آن را هر دو روز یک بار انجام دهی، هر گناهی بین این دو عمل مرتکب شده ای، بخشیده خواهد شد، و اگر در هر جمعه، یا در هر ماه و یا در هر سال یک بار این نماز را بخوانی هر گناهی میان آن ها مرتکب شده ای آمرزیده خواهد شد.


1) نماز تسبیح؛ همان نماز جعفر بن ابی طالب علیه السَّلام _ که مشهور به جعفر طیّار است _ می باشد

تُصَلِّي أَرْبَعَ رَكَعَاتٍ تَبْتَدِئُ فَتَقْرَأُ وَ تَقُولُ إِذَا فَرَغْتَ: «سُبْحَانَ اللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لَا إِلَهَ إِلَّا الله واللهُ أَكْبَرُ» تَقُولُ ذَلِكَ خَمْسَ عَشْرَةَ مَرَّةً بَعْدَ الْقِرَاءَةِ، فَإِذَا رَكَعْتَ قُلْتَهُ عَشْرَ مَرَّاتٍ فَإِذَا رَفَعْتَ رَأْسَكَ مِنَ الرُّكُوعِ قُلْتَهُ عَشْرَ مَرَّاتٍ.فَإِذَا سَجَدْتَ قُلْتَهُ عَشْرَ مَرَّاتٍ فَإِذَا رَفَعْتَ رَأْسَكَ مِنَ السُّجُودِ فَقُلْ بَيْنَ السَّجْدَتَيْنِ عَشْرَ مَرَّاتٍ ، فَإِذَا سَجَدْتَ الثَّانِيَةَ فَقُلْ عَشْرَ مَرَّاتٍ ، فَإِذَا رَفَعْتَ رَأْسَكَ مِنَ السَّجْدَةِ الثَّانِيَةِ قُلْتَ عَشْرَ مَرَّاتٍ، وَأَنْتَ قَاعِدٌ قَبْلَ أَنْ تَقُومَ .فَذَلِكَ خَمْسٌ وَ سَبْعُونَ تَسْبِيحَةً فِي كُلِّ رَكْعَةٍ ثَلَاثَمِانَةِ تَسْبِيحَةٍ فِي أَرْبَعِ رَكَعَاتٍ أَلْفَ وَ مِائَنَا تَسْبِيحَةٍ وَ تَهْلِيلَةٍ وَ تَكْبِيرَةٍ وَتَحْمِيدَةٍ إِنْ شِئْتَ صَلَّيْتَهَا بِالنَّهَارِ وَإِنْ شِئْتَ صَلَّيْتَهَا بِاللَّيْلِ.(نماز بدین گونه است که چهار رکعت نماز می گزاری. پس از پایان قرائت، پانزده مرتبه می گویی: «سُبْحَانَ اللهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ وَ اللهُ أَكْبَرُ» این ذکر را در رکوع ده مرتبه، هنگامی سر از رکوع بر می داری ده مرتبه، به هنگام سجده ده مرتبه، هنگامی که سر از سجده برداشتی در میان دو سجده ده مرتبه، و در سجدۀ دوم ده مرتبه و چون سر از سجده برداشتی در حالی که نشسته ای پیش از آن که برخیزی ده مرتبه بخوان.)پس در هر رکعت هفتاد و پنج تسبیح و در چهار رکعت سیصد تسبیح می شود که مجموع تسبیح، تهلیل تکبیر و تحمید هزار و دویست می شود و چنان چه بخواهی می توانی این چهار رکعت نماز را در روز بخوانی، یا اگر بخواهی می توانی آن را در شب به جا آوری.

وَ فِي رِوَايَةِ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عَبْدِ الحَمِيدِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ علیه السَّلام: تَقْرَأُ فِي الأُولَى (إِذا زُلْزِلَتْ وَ فِي الثَّانِيَةِ (وَ الْعَادِيَاتِ) وَ فِي الثَّالِثَةِ (إِذَا جَاءَ نَصْرُ اللَّهِ) وَ فِي الرَّابِعَةِ بِ- (قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ).)قُلْتُ: فَمَا ثَوَابُهَا؟قَالَ: لَوْ كَانَ عَلَيْهِ مِثْلُ رَمْلِ عَالِجٍ ذُنُوباً غَفَرَ اللَّهُ لَهُ ثُمَّ نَظَرَ إِلَيَّ.فَقالَ: إِنَّمَا ذَلِكَ لَكَ وَلِأَصْحَابِكَ.2 - وَ رُوِيَ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ يَحْيَى بْنِ عِمْرَانَ الْحَلَبِيِّ عَنْ ذَرِيحٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:تُصَلِّيهَا بِاللَّيْلِ وَ تُصَلِّيهَا فِي السَّفَرِ بِاللَّيْلِ وَالنَّهَارِ وَ إِنْ شِئْتَ فَاجْعَلْهَا مِنْ نَوَافِلِكَ.3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَسِّنِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ أَبَانِ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام يَقُولُ:در روایت ابراهیم بن عبد الحمید آمده که گوید: امام کاظم علیه السَّلام فرمود:در رکعت اوّل (بعد از حمد سورۀ (اذا زلزلت) و در رکعت دوّم ( والعادیات)، و در ركعت سوم (إذا جاء نصر الله)، و در رکعت چهارم (قل هو الله أحد) را می خوانی.)عرض کردم: پاداش آن چیست؟فرمود: اگر گناه او به اندازۀ ریگ های انباشته و متراکم باشد، خداوند همه را می آمرزد.آنگاه حضرتش به من نگاه کرد و فرمود: آن پاداش فقط برای تو و دوستان تو (یعنی خاص شیعیان است.)2 - ذریح گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:نماز جعفر را می توانی در شب بخوانی، و در سفر هم در شب و هم در روز می توانی آن را به جا آوری، و اگر بخواهی آن را از نافله های خود قرار ده.3 - ابان گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:

مَنْ كَانَ مُسْتَعْجِلاً يُصَلِّي صَلاةَ جَعْفَرٍ مُجَرَّدَةً ثُمَّ يَقْضِي التَّسْبِيحَ وَ هُوَ ذَاهِبٌ فِي حَوَائِجِهِ.4 - أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ سُلَيْمَانَ قَالَ:كَتَبْتُ إِلَى الرَّجُلِ علیه السَّلام: مَا تَقُولُ فِي صَلَاةِ التَّسْبِيحَ فِي الْمَحْمِلِ؟فَكَتَبَ علیه السَّلام: إِذَا كُنْتَ مُسَافِراً فَصَلَّ.5 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ رَفَعَهُ قَالَ: قَالَ: تَقُولُ فِي آخِرِ رَكْعَةٍ مِنْ صَلَاةِ جَعْفَرٍ علیه السَّلام:«يَا مَنْ لَبِسَ الْعِزَّ وَ الْوَقَارَ يَا مَنْ تَعَطَّفَ بِالْمَجْدِ وَ تَكَرَّمَ بِهِ، يَا مَنْ لَا يَنْبَغِي التَّسْبِيحُ إِلَّا لَهُ، يَا مَنْ أَحْصَى كُلَّ شَيْءٍ عِلْمُهُ يَا ذَا النِّعْمَةِ وَالطَّوْلِ، يَا ذَا الْمَنِّ وَالْفَضْلِ يَا ذَا الْقُدْرَةِ وَالْكَرَمِ أَسْأَلُكَ بِمَعَاقِدِ الْعِزَّ مِنْ عَرْشِكَ وَ بِمُنْتَهَى الرَّحْمَةِ مِنْ كِتَابِكَ وَ بِاسْمِكَ الْأَعْظَمِ الْأَعْلَى وَ كَلِمَاتِكَ التَّامَّةِ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَفْعَلَ بِي...» كَذَا وَكَذَا.هر گاه کسی عجله داشته باشد، می تواند نماز جعفر را بدون تسبیح بخواند، سپس تسبیحات را در حالی که کارهای خود را انجام می دهد، قضا کند.4 - علی بن سلیمان گوید: طی نامه ای خدمت امام (کاظم علیه السَّلامنوشتم: نظر شما دربارهٔ انجام نماز تسبیح (جعفر ) در داخل کجاوه چیست؟)آن حضرت علیه السَّلام نوشت: هرگاه مسافر باشی، می توانی این نماز را داخل کجاوه به جا آوری .5 - حسن بن محبوب گوید: امام علیه السَّلام فرمود: در سجدۀ آخر نماز جعفر علیه السَّلام این دعا را بخوان:«يَا مَنْ لَبِسَ الْعِزَّ وَ الْوَقَارَ يَا مَنْ تَعَطَّفَ بِالْمَجْدِ وَ تَكَرَّمَ بِهِ، يَا مَنْ لَا يَنْبَغِي التَّسْبِيحُ إِلَّا لَهُ، يَا مَنْ أَحْصَى كُلَّ شَيْءٍ عِلْمُهُ يَا ذَا النِّعْمَةِ وَ الطَّوْلِ، يَا ذَا الْمَنِّ وَ الْفَضْلِ يَا ذَا الْقُدْرَةِ وَ الْكَرَمِ أَسْأَلُكَ بِمَعَاقِدِ الْعِنِّ مِنْ عَرْشِكَ وَ بِمُنْتَهَى الرَّحْمَةِ مِنْ كِتَابِكَ وَ بِاسْمِكَ الْأَعْظَمِ الْأَعْلَى وَ كَلِمَاتِكَ التَّامَّةِ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَفْعَلَ بِي... و حاجت خود را بیان کن.

7 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَبِي الْقَاسِمِ ذَكَرَهُ عَمَّنْ حَدَّثَهُ عَنْ أَبِي سَعِيدٍ الْمَدَائِنِي قَالَ:قَالَ لِي أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام: أَلَا أُعَلِّمُكَ شَيْئاً تَقُولُهُ فِي صَلَاةِ جَعْفَرٍ؟فَقُلْتُ: بَلَى.فَقالَ: إِذَا كُنْتَ فِي آخِرِ سَجْدَةٍ مِنَ الْأَرْبَعِ رَكَعَاتٍ، فَقُلْ إِذَا فَرَغْتَ مِنْ تَسْبِيحِكَ:«سُبْحَانَ مَنْ لَبِسَ الْعِزَّ وَ الْوَقَارَ سُبْحَانَ مَنْ تَعَطَّفَ بِالْمَجْدِ وَ تَكَرَّمَ بِهِ سُبْحَانَ مَنْ لَا يَنْبَغِي التَّسْبِيحُ إِلَّا لَهُ سُبْحَانَ مَنْ أَحْصَى كُلَّ شَيْءٍ عِلْمُهُ سُبْحَانَ ذِي الْمَنِّ وَالنِّعَمِ، سُبْحَانَ ذِالْقُدْرَةِ وَ الْكَرَمِ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِمَعَاقِدِ الْعِزَّ مِنْ عَرْشِكَ وَ مُنْتَهَى الرَّحْمَةِ مِنْ كِتَابِكَ وَ اسْمِكَ الْأَعْظَمِ وَ كَلِمَاتِكَ التَّامَّةِ الَّتِي تَمَّتْ صِدْقاً وَ عَدْلاً صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَيْتِهِ وَ افْعَلْ بِي...» كَذَا وَكَذَا.6 - ابو سعید مدائنی گوید: امام صادق علیه السَّلام به من فرمود: آیا می خواهی چیزی یادت دهم که در نماز جعفر بخوانی؟عرض کردم: آری.فرمود: در سجدۀ آخر رکعت چهارم پس از پایان تسبیح بگو:«سُبْحَانَ مَنْ لَبِسَ الْعِزَّ وَ الْوَقَارَ سُبْحَانَ مَنْ تَعَطَّفَ بِالْمَجْدِ وَ تَكَرَّمَ بِهِ سُبْحَانَ مَنْ لَا يَنْبَغِي التَّسْبِيحُ إِلَّا لَهُ سُبْحَانَ مَنْ أَحْصَى كُلَّ شَيْءٍ عِلْمُهُ سُبْحَانَ ذِي الْمَنِّ وَ النِّعَمِ، سُبْحَانَ ذِي الْقُدْرَةِ وَ الْكَرَمِ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِمَعَاقِدِ الْعِزَّ مِنْ عَرْشِكَ وَ مُنْتَهَى الرَّحْمَةِ مِنْ كِتَابِكَ وَ اسْمِكَ الْأَعْظَمِ وَ كَلِمَاتِكَ التَّامَّةِ الَّتِي تَمَّتْ صدْقاً وَ عَدْلاً صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَيْتِهِ وَ افْعَلْ بِي...» و حاجت خود را بیان کن.

7 - مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَلِيَّ بْنِ أَسْبَاطِ عَنِ الْحَكَمِ بْنِ مِسْكِينٍ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: قُلْتُ لأبي عَبْدِ الله علیه السَّلام:مَنْ صَلَّى صَلاةَ جَعْفَرٍ كَتَبَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ مِنِ الْأَجْرِ مِثْلَ مَا قَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّى الله عليه وآله لِلجَعْفَرِ؟قَالَ: إي والله#### بخش نود و دوّم##### نماز حضرت فاطمه سلام الله علیها و نماز ترغیب(92 بَابُ صَلَاةِ فَاطِمَةَ وَ غَيْرِهَا مِنْ صَلَاةِ التَّرْغِيبِ)1 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ وَ غَيْرُهُ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ مُثَنَّى الْحَنَّاطِ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام يَقُولُ: مَنْ صَلَّى أَرْبَعَ رَكَعَاتٍ بِمِانَتَيْ مَرَّةٍ قُلْ (هُوَ اللهُ أَحَدٌ فِي كُلِّ رَكْعَةٍ خَمْسُونَ مَرَّةً لَمْ يَنْفَتِلْ وَ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ اللَّهِ ذَنْبٌ إِلَّا غُفِرَ لَهُ.)7 - اسحاق بن عمار گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم: هر کس نماز جعفر را بخواند، آیا همانند آن پاداشی را که رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآلع به جعفر فرمود، برایش می نویسند؟فرمود: آری، به خدا سوگند!بخش نود و دوم: نماز حضرت فاطمه سلام الله علیها و نماز ترغیب1 - ابو بصیر گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:هر کس چهار رکعت نماز با دویست مرتبه (قل هو الله أحد؛ در هر رکعتی پنجاه مرتبه بخواند، هنوز نماز پایان نیافته، هر گناهی میان او و خداوند باشد، همه آمرزیده شود.)

2 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْبَرْقِيِّ عَنْ سَعْدَانَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:مَنْ صَلَّى أَرْبَعَ رَكَعَاتٍ يَقْرَأُ فِي كُلِّ رَكْعَةٍ (قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ خَمْسِينَ مَرَّةً لَمْ يَنْفَتِلْ وَ بَيْنَهُ وَبَيْنَ اللَّهِ ذَنْبٌ.)3 _ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى بِإِسْنَادِهِ رَفَعَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:مَنْ صَلَّى رَكْعَتَيْنِ : قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ فِي كُلِّ رَكْعَةٍ سِتِّينَ مَرَّةً انْفَتَلَ وَ لَيْسَ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ اللهِ ذَنْبٌ.- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السَّلام قَالَ:مَنْ صَلَّى الْمَغْرِبَ وَ بَعْدَهَا أَرْبَعَ رَكَعَاتٍ وَ لَمْ يَتَكَلَّمْ حَتَّى يُصَلِّيَ عَشْرَ رَكَعَاتٍ يَقْرَأُ فِي كُلِّ رَكْعَةٍ بِالْحَمْدِ وَ (قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ كَانَتْ عِدْلَ عَشْرِ رِقَابٍ. 5 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ كُرْدُوسٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:)2 - عبدالله بن سنان گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:هر کس چهار رکعت نماز گزارد و در هر رکعت آن، پنجاه مرتبه (قل هو بخواند، هنوز نماز پایان نیافته، بین او و خداوند هیچ گناهی نخواهد ماند.3 - محمّد بن یحیی در روایت مرفوعه ای گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:هر کس دو رکعت نماز گزارد و در هر رکعت شصت بار سورۀ (قل هو الله أحد را بخواند، در حالی از نماز فارغ شود که هیچ گناهی میان او و خداوند نماند.)4 - یکی از اصحاب ما گوید: امام رضا علیه السَّلام فرمود:هر کس نماز مغرب را به جا آورد و پس از آن چهار رکعت (نافله گزارد و سخنی نگوید تا این که ده رکعت نماز بخواند، در هر رکعت حمد و سورۀ (قل هو الله أحد) را قرائت کند، پاداش آن برابر با آزاد کردن ده بنده است.)5 - محمّد بن كردوس گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

مَنْ تَطَهَّرَ ثُمَّ أَوَى إِلَى فِرَاشِهِ بَاتَ وَ فِرَاشُهُ كَمَسْجِدِهِ، فَإِنْ قَامَ مِنَ اللَّيْلِ فَذَكَرَ اللَّهَ تَنَاثَرَتْ عَنْهُ خَطَايَاهُ فَإِنْ قَامَ مِنْ آخِرِ اللَّيْلِ فَتَطَهَّرَ وَ صَلَّى رَكْعَتَيْنِ وَ حَمِدَ اللهَ وَأَثْنَى عَلَيْهِ وَ صَلَّى عَلَى النَّبِيِّ صلَّى الله عليه وآله لَمْ يَسْأَلِ اللَّهَ شَيْئًا إِلَّا أَعْطَاهُ إِمَّا أَنْ يُعْطِيَهُ الَّذِي يَسْأَلُهُ بِعَيْنِهِ، وَإِمَّا أَنْ يَدَّ خِرَ لَهُ مَا هُوَ خَيْرٌ لَهُ مِنْهُ. يَدَّخِرَ6 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ بِإِسْنَادِهِ عَنْ بَعْضِهِمْ علیهم السَّلام فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ: (إِنَّ نَاشِئَةَ اللَّيْلِ هِيَ أَشَدُّ وَطناً وَ أَقْوَمُ قِيلاً قَالَ :)کسی که وضو سازد و آن گاه به رختخواب خود رود، رختخواب او به سان سجده گاه اوست، و چون شب برخیزد و خدا را یاد کند، گناهان او بریزد، و هر گاه در آخر شب بر خیزد و وضو سازد و دو رکعت نماز گزارد و خدا را حمد گوید و او را ستایش نماید و بر پیامبر صلَّى الله عليه وآله درود فرستد، هر چه از خداوند درخواست کند به او عطا کند، که یا همان را به او عطا می کند، یا این که برای او آن چه را که برایش از آن بهتر است، ذخیره می کند.6 ۔ علی بن محمّد با سلسله سند خود گوید: امام علیه السَّلام دربارۀ گفتار خداوند عزَّوجل که می فرماید: (إِنَّ نَاشِئَةَ اللَّيْلِ هِيَ أَشَدُّ وَطْئاً وَأَقْوَمُ قِيلاً فرمود:)

هِيَ رَكْعَتَانِ بَعْدَ الْمَغْرِبِ تَقْرَأُ فِي أَوَّلِ رَكْعَةٍ بِفَاتِحَةِ الْكِتَابِ وَ عَشْرٍ مِنْ أَوَّلِ الْبَقَرَةِ وَ آيَةِ السُّحْرَةِ وَ مِنْ قَوْلِهِ (وَإِلهَكُمْ إِلَهُ وَاحِدٌ لا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الرَّحْمَنُ الرَّحِيمُ إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ... إِلَى قَوْلِهِ: (لآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ) وَ خَمْسَ عَشْرَةَ مَرَّةً (قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ) وَ فِي الرَّكْعَةِ الثَّانِيَةِ فَاتِحَةَ الْكِتَابِ وَ آيَةَ الْكُرْسِيُّ وَ آخِرَ الْبَقَرَةِ مِنْ قَوْلِهِ: (وَلِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَ مَا فِي الْأَرْضِ) إِلَى أَنْ تَخْتِمَ السُّورَةَ، وَ خَمْسَ عَشْرَةَ مَرَّةً ﴿قُلْ هُوَ اللَّهُ)أَحَدٌ ثُمَّ ادْعُ بَعْدَ هَذَا بِمَا شِئْتَ.)قَالَ: وَ مَنْ وَاظَبَ عَلَيْهِ كُتِبَ لَهُ بِكُلِّ صَلاَةٍ سمائَةِ أَلْفِ حَجَّة.7 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ رَفَعَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:دو رکعت بعد از مغرب است که در رکعت اوّل سوۀ حمد، ده آیه از اوّل سورۀ بقره و آیۀ سخره (1و آیه های شریفۀ (و إلهكُمْ إِلهُ وَاحِدٌ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الرَّحْمَنُ الرَّحِيمُ إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ) تا آن جا که می فرماید: (لآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ) (2)و پانزده مرتبه (قل هو الله أحد) را می خوانی، و در رکعت دوم سورۀ حمد، آیة الکرسی و آخر سورۀ بقره از فرمایش خداوند متعال (لِلهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ) ... تا آخر سوره و پانزده مرتبه قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ) را می خوانی و پس از آن هر چه خواستی دعاکن.)امام علیه السَّلام فرمود: کسی که بر این نماز مواظبت کند (و همیشه آن را بخواند به هر نمازی برای او پاداش ششصد هزار حجّ نوشته شود.)7 - علی بن محمّد در روایت مرفوعه ای :گوید امام صادق علیه السَّلام فرمود:


1) سورۀ اعراف آیه های 53 - 55

2) سورۀ بقره آیۀ 159

إِذَا كَانَ النِّصْفُ مِنْ شَعْبَانَ فَصَلِّ أَرْبَعَ رَكَعَاتٍ تَقْرَأُ فِي كُلِّ رَكْعَةِ الْحَمْدَ وَ (قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ مِائَةَ مَرَّةٍ، فَإِذَا فَرَغْتَ فَقُل:)«اللَّهُمَّ إِنِّي إِلَيْكَ فَقِيرٌ وَ إِنِّي عَائِذْ بِكَ وَ مِنْكَ خَائِفٌ وَ بِكَ مُسْتَجِيرُ رَبِّ لَا تُبَدِّلِ اسْمِي رَبِّ لَا تُغَيِّرْ جِسْمِي رَبِّ لَا تُجْهِدْ بَلَائِي أَعُوذُ بِعَفْوِكَ مِنْ عِقَابِكَ وَ أَعُوذُ بِرِضَاكَ مِنْ سَخَطِكَ وَ أَعُوذُ بِرَحْمَتِكَ مِنْ عَذَابِكَ وَ أَعُوذُ بِكَ مِنْكَ جَلَّ ثَنَاؤُكَ أَنْتَ كَمَا أَثْنَيْتَ عَلَى نَفْسِكَ وَ فَوْقَ مَا يَقُولُ الْقَائِلُونَ».قَالَ: وَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ :يَوْمُ سَبْعَةٍ وَ عِشْرِينَ مِنْ رَجَبٍ نُبْنَ فِيهِ رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله. مَنْ صَلَّى فِيهِ _ أَيَّ وَقْتِ شَاءَ _ اثْنَتَيْ عَشْرَةَ رَكْعَةً يَقْرَأُ فِي كُلِّ رَكْعَةٍ بِأُمِّ الْقُرْآنِ وَ سُورَةٍ مَا تَيَسَّرَ، فَإِذَا فَرَغَ وَ سَلَّمَ جَلَسَ مَكَانَهُ ثُمَّ قَرَأَ أُمَّ الْقُرْآنِ أَرْبَعَ مَرَّاتٍ وَ الْمُعَوَّذَاتِ الثَّلاثَ كُلَّ وَاحِدَةٍ أَرْبَعَ مَرَّاتٍ، فَإِذَا فَرَغَ وَ هُوَ فِي مَكَانِهِ قَالَ: «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ اللَّهُ أَكْبَرُ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ سُبْحَانَ اللهِ وَ لَا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ إِلا بِاللهِ» أَرْبَعَ مَرَّاتٍ.هنگامی که شب نیمۀ شعبان فرا رسد ، چهار رکعت نماز بگزار و در هر رکعت یک مرتبه حمد و صد مرتبه (قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ را بخوان و چون فارغ شدى بگو: «اللهم إنِّي إليك فقير و إِنِّي عائِذُ بِكَ وَ مِنْكَ خَائِفٌ وبِكَ مُستجِيرٌ، رَبِّ لا تُبدِّل اسْمى رَبِّ لا تُغيّر جِسْمی، رَبِّ لَا تَجْهَدْ بلائي أَعوذُ بِعَفْوِكَ مِنْ عقابِكَ ، وَ َأعوذُ بِرضاكَ مِنْ سخطك، وأعوذُ بِرَحْمَتِكَ مِنْ عَذابِكَ، و أعوذُبِكَ مِنْكَ، جَلَّ ثَنَاؤُكَ أَنْتَ كَمَا أَثْنَيْتَ عَلى نَفْسِكَ وَ فَوْق مَا يَقُول الْقَائلون».)راوی گوید: هم چنین امام صادق علیه السَّلام فرمود:روز بیست و هفتم رجب، روزی است که رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله به پیامبری برگزیده شد. هر که در هر وقتی از آن روز که بخواهد دوازده رکعت نماز گزارد و در هر رکعتی حمد و هر سوره ای را که برای او ممکن باشد، بخواند و چون پایان یافت ،سلام دهد و در همان جا بنشیند و سورۀ حمد و (قل هو الله أحد ، (قل أعوذ بِرَبِّ الفَلق) و ( قل أعوذ بِرَبِّ الناس ، هر کدام را چهار مرتبه بخواند و چون فارغ شد، در همان مکان ، چهار مرتبه بگوید:)«لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ وَ اللَّهُ أَكْبَرُ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ سُبْحَانَ اللهِ وَ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ».

ثُمَّ يَقُولُ: «الله اللهُ رَبِّي لَا أُشْرِكْ بِهِ شَيْئاً» أَرْبَعَ مَرَّاتٍ، ثُمَّ يَدْعُو فَلَا يَدْعُو بِشَيْءٍ إِلَّا اسْتُجِيبَ لَهُ فِي كُلِّ حَاجَةٍ إِلَّا أَنْ يَدْعُوَ فِي جَائِحَةِ قَوْمٍ أَوْ قَطِيعَةِ رَحِمٍ.#### بخش نود و سوّم##### نماز استخاره(93 بَابُ صَلَاةِ الِاسْتِخَارَةِ)1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ يَحْيَى الْحَلَبِي عَنْ عَمْرِو بْنِ حُرَيْثٍ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:صَلِّ رَكْعَتَيْن وَ اسْتَخِرِ الله فَوَ اللهِ! مَا اسْتَخَارَ اللهَ مُسْلِمٌ إِلَّا خَارَ لَهُ الْبَتَّةَ.2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَر علیه السَّلام قَالَ:و پس از آن چهار بار بخواند: «اللهُ اللهُ رَبِّي لَا أُشْرِكْ بِهِ شَيْئاً» آن گاه دعا کند. پس برای هر چیزی دعا کند، دعای او مستجاب شود، مگر این که حاجت او نابودی قومی و گسستن پیوند خویشاوندی باشد.بخش نود و سوم: نماز استخاره1 - عمرو بن حریث گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:دو رکعت نماز بگزار و از خداوند استخاره (طلب خیر کن. به خدا سوگند! هر مسلمانی که خیر خود را از خداوند بخواهد، به طور حتم خداوند به او خیر دهد.)2 - جابر گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:

كَانَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ علیه السَّلام إِذَا هَمَّ بِأَمْرِ حَجَ أَوْ عُمْرَةٍ أَوْ بَيْعِ أَوْ شِرَاءٍ أَوْ عِتْقٍ تَطَهَّرَ ثُمَّ صَلَّى رَكْعَتَي الِاسْتِخَارَةِ فَقَرَأَ فِيهِمَا بِسُورَةِ الْحَشْرِ وَ بِسُورَةِ الرَّحْمَانِ ثُمَّ يَقْرَأُ الْمُعَوَّذَتَيْنِ وَ (قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ إِذَا فَرَغَ وَ هُوَ جَالِسٌ فِي دُبُرِ الرَّكْعَتَيْنِ، ثُمَّ يَقُولُ:)«اللَّهُمَّ إِنْ كَانَ كَذَا وَكَذَا خَيْراً لِي فِي دِينِي وَ دُنْيَايَ وَ عَاجِلِ أَمْرِي وَ آجِلِهِ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ يَسِّرْهُ لِي عَلَى أَحْسَنِ الْوُجُوهِ وَ أَجْمَلِهَا اللَّهُمَّ وَ إِنْ كَانَ كَذَا وَ كَذَا شَرّاً لِي فِي دِينِي وَ دُنْيَايَ وَ آخِرَتِي وَ عَاجِلِ أَمْرِي وَ آجِلِهِ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ اصْرِفْهُ عَنِّي رَبِّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ اعْزِمْ لِي عَلَى رُشْدِي وَ إِنْ كَرِهْتُ ذَلِكَ أَوْ أَبَتْهُ نَفْسِي».3 - غَيْرُ وَاحِدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ الْبَصْرِيٌّ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَانِ الْهَاشِمِيٌّ عَنْ هَارُونَ بْنِ خَارِجَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:على بن الحسین صلوات الله عليهما همواره و هرگاه ارادۀ کاری _ مانند حجّ، عمره، خرید و فروش و آزاد کردن بنده _ داشت، وضو می ساخت و دو رکعت نماز استخاره می گزارد و در آن دو رکعت (در رکعت اوّل سورۀ حشر و (در رکعت دوم) سورۀ الرحمان می خواند، پس از پایان دو رکعت می نشست و سورۀ (قل أعوذ بربّ الفلق) ، (قل أعوذ بربّ الناس) و (قل هو الله أحد) را می خواند، سپس می گفت:)«اللَّهُمَّ إِنْ كَانَ كَذَا وَ كَذَا خَيْراً لِي فِي دِينِي وَ دُنْيَايَ وَ عَاجِلِ أَمْرِي وَ آجِلِهِ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ يَسِّرْهُ لِي عَلَى أَحْسَنِ الْوُجُوهِ وَ أَجْمَلِهَا اللَّهُمَّ وَ إِنْ كَانَ كَذَا وَكَذَا شَرّاً لِي فِي دِينِي وَ دُنْيَايَ وَ آخِرَتِي وَ عَاجِلِ أَمْرِي وَ آجِلِهِ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ اصْرِفْهُ عَنِّي رَبِّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ اعْزِمْ لِي عَلَى رُشْدِي وَ إِنْ كَرِهْتُ ذَلِكَ أَوْ أَبَتْهُ نَفْسِي».3 - هارون بن خارجه گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

إِذَا أَرَدْتَ أَمْراً فَخُذْ سِتَّ رِقَاعِ فَاكْتُبْ فِي ثَلاَثٍ مِنْهَا: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ خِيَرَةً مِنْ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ لِفُلَانِ بْنِ فُلَانَةَ افْعَلْهُ».وَ فِي ثَلَاثٍ مِنْهَا: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ خِيَرَةً مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ لِفُلَانِ بْنِ فُلَانَةَ لَا تَفْعَلْ» ثُمَّ ضَعْهَا تَحْتَ مُصَلاكَ، ثُمَّ صَلِّ رَكْعَتَيْن ، فَإِذَا فَرَغْتَ فَاسْجُدْ سَجْدَةً وَ قُلْ فِيهَا مِائَةَ مَرَّةٍ: «أَسْتَخِيرُ اللَّهَ بِرَحْمَتِهِ خِيَرَةً فِي عَافِيَةٍ».ثُمَّ اسْتَوِ جَالِساً وَ قُل: «اللَّهُمَّ خِرْ لِي وَ اخْتَرْ لِي فِي جَمِيعِ أُمُورِي فِي يُسْرٍ مِنْكَ وَ عَافِيَةٍ» ثُمَّ اضْرِبْ بِيَدِكَ إِلَى الرِّقَاعِ فَشَوِّشْهَا وَ أَخْرِجْ وَاحِدَةً، فَإِنْ خَرَجَ ثَلَاثٌ مُتَوَالِيَاتٌ افْعَلْ فَافْعَلِ الْأَمْرَ الَّذِي تُرِيدُهُ وَ إِنْ خَرَجَ ثَلَاثٌ مُتَوَالِيَاتٌ لَا تَفْعَلْ فَلا تَفْعَلْهُ، وَإِنْ خَرَجَتْ وَاحِدَةٌ افْعَلْ وَ الأُخْرَى لَا تَفْعَلْ فَأَخْرِجْ مِنَ الرِّقَاعِ إِلَى خَمْسٍ فَانْظُرْ أَكْثَرَهَا فَاعْمَلْ بِهِ وَ دَعَ السَّادِسَةَ لَا تَحْتَاجُ إِلَيْهَا.هرگاه تصمیم به کاری گرفتی، شش تکّه کاغذ بردار و در سه کاغذ آن بنویس: «بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ خِيَرَةً مِنْ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ لِفُلَانِ بْنِ فُلَانَةَ افْعَلْهُ» و در سه کاغذ دیگر: «بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ خِيَرَةُ مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ لِفُلَانِ بْنِ فُلَانَةَ لَا تَفْعَلْ».سپس آنها را در زیر مصلای خود قرار ده و دو رکعت نماز بگزار. پس از پایان نماز سر به سجده بگذار و صد مرتبه بگو: «أَسْتَخِيرُ اللَّهَ بِرَحْمَتِهِ خِيَرَةً فِي عَافِيَةٍ».سپس بنشین و بگو: «اللَّهُمَّ خِرْ لِي وَ اخْتَرْ لِي فِي جَمِيعِ أُمُورِي فِي يُسْرٍ مِنْكَ وَ عَافِيَةٍ». آن گاه کاغذها را مخلوط کن و یکی یکی بیرون آور. پس هر گاه سه کاغذ پشت سر هم «افعل» بیرون آمد ، آن کار را انجام بده، و اگر سه کاغذ پشت سر هم «لاتفعل» بیرون آمد، آن کار را رهاکن، و اگر یکی «افعل» و دیگری «لاتفعل» بیرون آمد تا پنج کاغذ را بیرون آور و به بیشترین آن ها عمل کن و کاغذ ششم را واگذار؛ زیرا دیگر مورد نیاز تو نیست.

4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ قَالَ: سَأَلَ الْحَسَنُ بْنُ الْجَهم أبا الحَسَن علیه السَّلام الابن أَسْبَاطِ.فَقالَ: مَا تَرَى لَهُ وَ ابْنُ أَسْبَاطِ حَاضِرٌ وَ نَحْنُ جَمِيعاً يَرْكَبُ الْبَرَّأَوِ الْبَحْرَ إِلَى مِصْرَ فَأَخْبَرَهُ بِخَيْرٍ طَرِيقِ الْبَرِّ؟فَقالَ: الْبَرُّ وَاثْتِ الْمَسْجِدَ فِي غَيْرِ وَقْتِ صَلاَةِ الْفَرِيضَةِ فَصَلِّ رَكْعَتَيْنِ وَ اسْتَخِرِ الله مِائَةَ مَرَّةٍ ثُمَّ انظُرْ أَيُّ شَيْءٍ يَقَعُ فِي قَلْبِكَ فَاعْمَلْ بهِ.وَ قَالَ لَهُ: الْحَسَنُ الْبَرُ أَحَبُّ إِلَيَّ لَهُ.قَالَ: وَ إِلَيَّ.5 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَسْبَاطِ وَ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ مُوسَى بْنِ الْقَاسِمِ الْبَجَلِي عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطِ قَالَ:قُلْتَ لِأَبِي الْحَسَنِ الرِّضَاء علیه السَّلام: جُعِلْتُ فِدَاكَ! مَا تَرَى أَخُذُ بَرًا أَوْ بَحْراً، فَإِنَّ طَرِيقَنَا مَخُوفٌ شَدِيدُ الْخَطَر ؟!4 - ابن فضّال گوید: با علی بن اسباط در حضور امام رضا علیه السَّلام بودیم، حسن بن جهم عرض کرد: نظر شما دربارۀ (مسافرت علی بن اسباط چیست؟ از راه خشکی یا دریایی به سوی مصر حرکت کند و به آن حضرت از بهتر بودن راه خشکی خبر داد.)حضرتش فرمود: راه خشکی بهتر است، ولی تو در غیر وقت نماز فریضه به مسجد برو و دو رکعت نماز بگزار و صد مرتبه از خداوند طلب خیر کن (و بگو: استخير الله. ببین چه چیزی در دل تو می افتد، به همان عمل کن.)حسن به آن حضرت عرض کرد: راه خشکی نزد من بهتر است.امام علیه السَّلام فرمود: نزد من نیز بهتر است.5- علی بن اسباط گوید: به امام رضا علیه السَّلام گفتم: قربانت گردم! نظر شما (دربارۀ مسافرت چیست؟ آیا از راه خشکی یا از راه دریایی روانه سفر شوم؛ زیرا راه ما ترسناک است و خطر بسیار دارد؟)

فَقالَ: اخْرُجْ بَرّاً وَ لَا عَلَيْكَ أَنْ تَأْتِيَ مَسْجِدَ رَسُولِ اللَّهِ صلَّى الله عليه وآله وَ تُصَلِّيَ رَكْعَتَيْنِ فِي غَيْرِ وَقْتِ فَرِيضَةٍ ثُمَّ لَتَسْتَخِيرُ اللهَ مِائَةَ مَرَّةٍ وَ مَرَّةً ثُمَّ تَنْظُرُ، فَإِنْ عَزَمَ اللَّهُ لَكَ عَلَى الْبَحْرِ فَقُلِ الَّذِي قَالَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ: (وَ قَالَ ارْكَبُوا فِيهَا بِسْمِ اللَّهِ بَجْرَاهَا وَ مُرْسَاهَا إِنَّ رَبِّي لَغَفُورٌ رَحِيمٌ.)فَإِنِ اضْطَرَبَ بِكَ الْبَحْرُ فَاتَّكِ عَلَى جَانِبِكَ الْأَيْمَنِ وَ قُلْ:«بِسْمِ اللهِ اسْكُنْ بِسَكِينَةِ اللهِ و قِرْ بِوَقَارِ اللهِ وَ اهْدَأُ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ».قُلْنَا: أَصْلَحَكَ اللهُ! مَا السَّكِينَةُ رِيحُ تَخْرُجُ مِنَ الْجَنَّةِ لَهَا صُورَةٌ كَصُورَةِ الْإِنْسَانِ وَ رَائِحَةٌ طَيِّبَةٌ وَ هِيَ الَّتِي نَزَلَتْ عَلَى إِبْرَاهِيمَ فَأَقْبَلَتْ تَدُورُ حَوْلَ أَرْكَانِ الْبَيْتِ وَهُوَ يَضَعُ الْأَسَاطِينَ.قِيلَ لَهُ: هِيَ مِنَ الَّتِي قَالَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ: (فِيهِ سَكِينَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَبَقِيَّةٌ مِمَّا تَرَكَ آلُ مُوسَىٰ وَآلُ هَارُونَ؟)فرمود: از راه خشکی بیرون رو، و ایرادی ندارد که به مسجد رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله بروی و دو رکعت نماز در غیر وقت نماز فریضه بگزاری، سپس صدو یک مرتبه از خداوند خیر خود را بخواهی (یعنی بگویی: استخير الله پس از آن بیندیش اگر ارادۀ تو به راه دریایی تعلّق گرفت (از آن راه برو) و کلام خداوند عزَّوجل را (که به نوح علیه السَّلام در هنگام سوار شدن بر کشتی فرمود) بخوان: (و قال اركبوا فيها بسم الله مجريها ومرساها إنّ ربّي لغفور رحیم، و اگر تلاطم دریا تو را نگران و پریشان ساخت، بر جانب راست خود تکیه کن و این دعا را بخوان «بِسْمِ اللَّهِ اسْكُنْ بِسَكِينَةِ اللهِ و قِرْ بِوَقَارِ اللَّهِ وَ اهْدَأْ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ».)عرض کردیم: خداوند کارهای شما را اصلاح فرماید! سکینه چیست؟فرمود: نسیمی است که از بهشت می وزد، چهره ای مانند چهرۀ انسان دارد و دارای بوی خوشی است و این همان چیزی است که بر ابراهیم علیه السَّلام نازل شد و بر دور پایه های کعبه می گردید و ابراهیم ستون های آن را می گذاشت.به آن حضرت عرض شد: آیا این سکینه از همان سکینه ای است که خداوند عزَّوَجل فرموده است: (فِيهِ سَكِينَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَ بَقِيَّةٌ مِمَّا تَرَكَ آلُ مُوسَى وَ آلُ هَارُونَ ؟

قَالَ : تِلْكَ السَّكِينَةُ فِي التَّابُوتِ وَكَانَتْ فِيهِ طَشْتُ تُغْسَلُ فِيهَا قُلُوبُ الْأَنْبِيَاءِ وَكَانَ التَّابُوتُ يَدُورُ فِي بَنِي إِسْرَائِيلَ مَعَ الْأَنْبِيَاءِ ثُمَّ أَقْبَلَ عَلَيْنَا .فَقَالَ: مَا تَابُوتُكُمْ؟قُلْنَا: السلاح.قَالَ: صَدَقْتُمْ هُوَ تَابُوتُكُمْ وَ إِنْ خَرَجْتَ بَرّاً فَقُلِ الَّذِي قَالَ اللهُ عَزَّ وَجَلَّ: (سُبْحَانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنَا هَذَا وَمَا كُنَّا لَهُ مُقْرِنِينَ وَ إِنَّا إِلَى رَبِّنَا لَمُنْقَلِبُونَ فَإِنَّهُ لَيْسَ مِنْ عَبْدِ يَقُولُهَا عِنْدَ رُكُوبِهِ فَيَقَعَ مِنْ بَعِيرٍ أَوْ دَابَّةٍ فَيُصِيبَهُ شَيْءٌ بِإِذْنِ اللَّهِ.)ثُمَّ قالَ: فَإِذَا خَرَجْتَ مِنْ مَنْزِلِكَ فَقُلْ:«بِسْمِ اللَّهِ آمَنْتُ بِاللَّهِ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ»، فَإِنَّ الْمَلَائِكَةَ تَضْرِبُ وُجُوهَ الشَّيَاطِينِ وَ يَقُولُونَ، قَدْ سَمَّى اللَّهَ وَ آمَنَ بِاللَّهِ وَ تَوَكَّلَ عَلَى اللَّهِ وَ قَالَ: لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ.فرمود: آن سکینه در تابوت بود و در آن تشتی بود که دل های انبیا (به هنگام برانگیخته شدن در آن شست و شو می شد. آن تابوت به همراه پیامبران می گردید (یعنی هر جا که آن ها بودند، تابوت نیز بود).)سپس حضرتش رو به ما کرد و فرمود: تابوت شما (شیعیان چیست؟)عرض کردیم: سلاح (رسول خدا صلّی اللهُ علیه وآله.)فرمود: راست گفتید، این همان تابوت شماست، و هر گاه به راه خشکی رفتی، کلام خداوند عزّوجل را بخوان: «سُبْحَانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنَا هَذَا وَمَا كُنَّا لَهُ مُقْرِنِينَ وَ إِنَّا إِلَىٰ رَبِّنَا لَمُنْقَلِبُونَ.)به راستی هر بنده ای که به هنگام سوار شدن به مرکب این آیات را بخواند و از شتر یا چهار پا (و هر مرکب سواری بر زمین افتد، هر چه به او برسد به اجازه و رخصت خداوند خواهد بود.)آن گاه فرمود: هرگاه از خانه ات گاه از خانه ات بیرون آمدی، بگو: «بِسْمِ اللهِ آمَنْتُ بِاللَّهِ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللهِ»؛ چرا که فرشتگان به صورت شیاطین می زنند و می گویند: او نام خدا را برد، به او ایمان آورد و بر او توکّل کرد و گفت: هیچ قوّت و نیرویی نیست مگر از جانب خداوند متعال.

6 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ حَدِيدٍ عَنْ مُرَازِمٍ قَالَ قَالَ : لِي أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:إِذَا أَرَادَ أَحَدُكُمْ شَيْئاً فَلْيُصَلِّ رَكْعَتَيْنِ ثُمَّ لْيَحْمَدِ اللَّهَ وَلْيُثْنِ عَلَيْهِ وَلْيُصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَيْتِهِ وَ يَقُولُ: «اللَّهُمَّ إِنْ كَانَ هَذَا الْأَمْرُ خَيْراً لِي فِي دِينِي وَ دُنْيَايَ فَيَسِّرْهُ لِي وَ اقْدِرْهُ وَ إِنْ كَانَ غَيْرَ ذَلِكَ فَاصْرِفْهُ عَنِّي».فَسَأَلْتُهُ أَيَّ شَيْءٍ أَقْرَأُ فِيهِمَا فَقالَ:اقْرَأْ فِيهِمَا مَا شِئْتَ وَ إِنْ شِئْتَ قَرَأْتَ فِيهِمَا (وَقُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ وَ (قُلْ يَا أَيُّهَا الْكَافِرُونَ). 7 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَمْرِو بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ خَلَفِ بْنِ حَمَّادٍ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

لا قُلْتُ لَهُ: رُبَّمَا أَرَدْتُ الْأَمْرَ يَفْرُقُ مِنِّي فَرِيقَانِ أَحَدُهُمَا يَأْمُرُنِي وَالآخَرُ يَنْهَانِي.

6 - مرازم گوید: امام صادق علیه السَّلام به من فرمود:

هر گاه یکی از شما بخواهد کاری انجام دهد، باید دو رکعت نماز بگزارد ، آن گاه حمد و ثنای خداوند را به جا آورد و بر محمّد و اهل بیت او صلوات فرستد. سپس این دعا را بخواند: «اللَّهُمَّ إِنْ كَانَ هَذَا الْأَمْرُ خَيْراً لِي فِي دِينِي وَ دُنْيَايَ فَيَسِّرْهُ لِي وَ اقْدِرْهُ وَ إِنْ كَانَ غَيْرَ ذَلِكَ فَاصْرِفْهُ عَنِّي».

از آن حضرت پرسیدم: در آن دو رکعت کدام سوره را بخوانم؟

فرمود: هر سوره ای که می خواهی ،بخوان و اگر خواستی (قُلْ هُو الله أحد) و (قُلْ يَا أيها الكافرون) را بخوان.

7 - اسحاق بن عمّار گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: گاهی تصمیم به انجام کاری دارم و در درون من دو فکر و دو رأی به وجود می آید که یک رأی مرا به انجام آن وامی دارد و رأى دیگر مرا از آن باز می دارد (چه تصمیم بگیرم؟)

قَالَ: فَقالَ: إِذَا كُنْتَ كَذَلِكَ فَصَلِّ رَكْعَتَيْنِ وَ اسْتَخِرِ اللَّهَ مِائَةَ مَرَّةٍ وَ مَرَّةً ثُمَّ انْظُرْ أَحْزَمَ الْأَمْرَيْنِ لَكَ فَافْعَلْهُ، فَإِنَّ الْخِيَرَةَ فِيهِ إِنْ شَاءَ اللهُ، وَلْتَكُنِ اسْتِخَارَتُكَ فِي عَافِيَةٍ، فَإِنَّهُ رُبَّمَا خِيرَ لِلرَّجُلِ فِي قَطع يَدِهِ وَ مَوْتِ وَلَدِهِ وَ ذَهَابِ مَالِهِ.

8 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ رَفَعَهُ عَنْهُمْ علیهم السَّلام أَنَّهُ قَالَ لِبَعْضِ أَصْحَابِهِ وَ قَدْ سَأَلَهُ عَنِ الْأَمْرِ يَمْضِي فِيهِ وَ لَا يَجِدُ أَحَداً يُشَاوِرُهُ فَكَيْفَ يَصْنَعُ ؟

قَالَ: شَاوِرْ رَبَّكَ.

قَالَ: فَقَالَ لَهُ: كَيْفَ؟

قَالَ لَهُ: انْوِ الْحَاجَةَ فِي نَفْسِكَ، ثُمَّ اكْتُبْ رُقْعَتَيْنِ فِي وَاحِدَةٍ «لا»، وَ فِي وَاحِدَةٍ نْعَمْ وَ اجْعَلْهُمَا فِي بُنْدُ فَتَيْن مِنْ طِين ثُمَّ صَلِّ رَكْعَتَيْن وَاجْعَلْهُمَا تَحْتَ ذَيْلِكَ وَقُل:

«يَا اللَّهُ إِنِّي أُشَاوِرُكَ فِي أَمْرِي هَذَا وَ أَنْتَ خَيْرُ مُسْتَشَارٍ وَ مُشِيرٍ فَأَشِرْ عَلَيَّ بِمَا فِيهِ صَلَاحٌ وَ حُسْنُ عَاقِبَةٍ». ثُمَّ أَدْخِلْ يَدَكَ، فَإِنْ كَانَ فِيهَا «نَعَمْ» فَافْعَلْ، وَإِنْ كَانَ فِيهَا «لَا» لَا تَفْعَلْ ، هَكَذَا شَاوِرْ رَبَّكَ.

حضرت فرمود: هر گاه چنین بودی، دو رکعت نماز بگزار و صد و یک بار از خداوند طلب خير كن (یعنی بگو: استخیر الله) سپس ببین کدام طرف به احتیاط نزدیک تر است، همان را انجام بده؛ زیرا خیر تو _ ان شاء الله _ در آن است، و بایستی خیر تو در عافیت باشد؛ زیرا بسا ممکن است خیر شخصی در بریدن دست، مردن فرزندش و از بین رفتن مالش باشد.

8- علی بن محمّد در روایت مرفوعه ای گوید: یکی از ائمّه علیهم السَّلام به یکی از اصحاب خود که در مورد کار مهمّی کسی را نمی یافت با او مشورت کند، از حضرتش در این زمینه پرسید _ فرمود: با پروردگار خود مشورت کن.

عرض کرد: چگونه؟

فرمود: مطلب خود را در دلت نیّت کن و دو پارۀ کاغذ بردار و در یکی از آن ها بنویس: نه و در دیگری: آری آنها را در دو گلولهٔ گِلی بگذار،سپس دو رکعت نماز به جا آور و آن ها را در زیر دامن (لباس) خود قرار ده و بگو: «يَا اللهُ إِنِّي أُشَاوِرُكَ فِي أَمْرِي هَذَا وَ أَنْتَ خَيْرُ مُسْتَشَارٍ وَ مُشِيرٍ فَأَشِرْ عَلَيَّ بِمَا فِيهِ صَلَاحٌ وَ حُسْنُ عَاقِبَةٍ». آن گاه یکی از آن ها را بیرون آور، اگر در آن «آری» بود، آن کار را انجام بده و اگر «نه» بود آن کار را انجام مده. این گونه با پروردگار خود مشورت کن

بخش نود و چهارم

نماز برای درخواست روزی

(94)بَابُ الصَّلَاةِ فِي طَلَبِ الرِّزْقِ

1 - مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَن الْفَضْلِ بْن شَاذَانَ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ الْحَلَبِيِّ قَالَ:

شَكَا رَجُلٌ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام الْفَاقَةَ وَ الْحُرْفَةَ فِي التِّجَارَةِ بَعْدَ يَسَارٍ قَدْ كَانَ فِيهِ مَا يَتَوَجَّهُ فِي حَاجَةٍ إِلَّا ضَاقَتْ عَلَيْهِ المَعِيشَةُ.

فَأَمَرَهُ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام أَنْ يَأْتِيَ مَقَامَ رَسُولِ اللَّهِ صلّى الله عليه وآله بَيْنَ الْقَبْرِ وَ الْمِنْبَرِ فَيُصَلِّيَ رَكْعَتَيْن وَيَقُولَ مِائَةَ مَرَّةٍ «اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِقُوَّتِكَ وَقُدْرَتِكَ وَ بِعِزَّتِكَ وَ مَا أَحَاطَ بِهِ عِلْمُكَ أَنْ تُيَسِّرَ لِي مِنَ التِّجَارَةِ أَوْ سَعَهَا رِزْقاً وَ أَعَمَّهَا فَضْلاً وَ خَيْرَهَا عَاقِبَةً».

قَالَ الرَّجُلُ: فَفَعَلْتُ مَا أَمَرَنِي بِهِ فَمَا تَوَجَّهْتُ بَعْدَ ذَلِكَ فِي وَجْهِ إِلَّا رَزَقَنِيَ اللَّهُ.

بخش نود و چهارم: نماز برای درخواست روزی

1 - محمّد بن علی حلبی گوید: شخصی به امام صادق علیه السَّلام از نیازمندی و بی برکتی در سود تجارت شکوه کرد که وسعتی که در آن داشته اکنون کساد شده و به هیچ کاری رو نمی کند مگر آن که معاش بر او تنگ می شود.

امام صادق علیه السَّلام به او دستور داد که به حرم رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله شرفیاب شود و بین قبر و منبر دو رکعت نماز بگزارد و صد مرتبه بگوید: «اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِقُوَّتِكَ وَ قُدْرَتِكَ وَ بِعِزَّتِكَ وَ مَا أَحَاطَ بِهِ عِلْمُكَ أَنْ تُيَسِّرَ لِي مِنَ التِّجَارَةِ أَوْسَعَهَا رِزْقاً وَ أَعَمَّهَا فَضْلاً وَ خَيْرَهَا عَاقِبَةً».

آن شخص گوید: طبق دستور امام علیه السَّلام انجام دادم. پس از آن به هیچ راهی روی نیاوردم، مگر آن که خداوند به من رزق و روزی عنایت فرمود.

2 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي دَاوُدَ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:

جَاءَ رَجُلٌ إِلَى النَّبِيِّ صلَّی اللهُ علیه وآله، فَقالَ: يَا رَسُولَ اللهِ! إِنِّي ذُو عِبَالٍ وَ عَلَيَّ دَيْنٌ وَ قَدِ اشْتَدَّتْ حَالِي فَعَلَّمْنِي دُعَاءُ إِذَا دَعَوْتُ بِهِ رَزَقَنِيَ اللَّهُ مَا أَقْضِي بِهِ دَيْنِي وَأَسْتَعِينُ بهِ عَلَى عِيَالِي.

فَقالَ: يَا عَبْدَ اللهِ! تَوَضَّأَ وَ أَسْبِعْ وُضُوءَكَ، ثُمَّ صَلِّ رَكْعَتَيْنِ تُتِمُ الرُّكُوعَ وَ السُّجُودَ فِيهِمَا. ثُمَّ قُلْ: «يَا مَاجِدُ يَا وَاحِدُ يَا كَرِيمُ أَتَوَجَّهُ إِلَيْكَ بِمُحَمَّدٍ نَبِيِّكَ نَبِيِّ الرَّحْمَةِ يَا مُحَمَّدُ يَا رَسُولَ اللَّهِ إِنِّي أَتَوَجَّهُ بِكَ إِلَى اللَّهِ رَبِّكَ وَ رَبِّ كُلِّ شَيْءٍ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ عَلَى أَهْلِ بَيْتِهِ وَ أَسْأَلُكَ نَفْحَةً مِنْ نَفَحَاتِكَ وَ فَتْحاً يَسِيراً وَ رِزْقاً وَاسِعاً أَلمُ بِهِ شَعْنِي وَ أَقْضِي بِهِ دَيْنِي وَ أَسْتَعِينُ بِهِ عَلَى عِيَالِي».

3 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ صَبَّاحِ الْحَذَّاءِ عَنِ ابْنِ الطَّيَّارِ قَالَ:

قُلْتَ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام: إِنَّهُ كَانَ فِي يَدِي شَيْءٌ تَفَرَّقَ وَ ضِقْتُ ضَيْقاً شَدِيداً.

2 - امام باقر علیه السَّلام فرمود:

شخصی خدمت پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله رسید و عرض کرد: ای رسول خدا! من عيالمندم و بدهکارم و زندگی برای من سخت شده است، دعایی به من بیاموز که با آن به درگاه خداوند دعا کنم تا به من روزی دهد به مقداری که با آن بدهکاریم را ادا و مخارج خانواده ام را تأمین کنم.

رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود : ای بندۀ خدا! وضوی خوب و کاملی بساز، سپس دو رکعت نماز بگزار و رکوع و سجودش را کامل به جای آور، پس از آن بگو: «يَا مَاجِدُ يَا وَاحِدُ يَا كَرِيمُ أَتَوَجَّهُ إِلَيْكَ بِمُحَمَّدٍ نَبِيِّكَ نَبِيِّ الرَّحْمَةِ يَا مُحَمَّدُ يَا رَسُولَ اللهِ إِنِّي أَتَوَجَّهُ بِكَ إِلَى اللهِ رَبِّكَ وَ رَبِّ كُلِّ شَيْءٍ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ عَلَى أَهْلِ بَيْتِهِ وَ أَسْأَلُكَ نَفْحَةً مِنْ نَفَحَاتِكَ وَ فَتْحاً يَسِيراً وَ رِزْقاً وَاسِعاً أَلُمَّ بِهِ شَعْنِي وَ أَقْضِي بِهِ دَيْنِي وَ أَسْتَعِينُ بِهِ عَلَى عِيَالِي».

3 - ابن طیّار گوید: به امام صادق صلَّی اللهُ علیه وآله عرض کردم: در دست من اموالی بود که پراکنده شدند. اینک به شدّت تنگدست شده ام.

فَقالَ لِي: أَلَكَ حَانُوتٌ فِي السُّوقِ ؟

قُلْتُ: نَعَمْ وَقَدْ تَرَكْتُهُ .

فَقالَ: إِذَا رَجَعْتَ إِلَى الْكُوفَةِ فَاقْعُدْ فِي حَانُوتِكَ، وَ اكْنُسْهُ، فَإِذَا أَرَدْتَ أَنْ تَخْرُجَ إِلَى سُوقِكَ فَصَلِّ رَكْعَتَيْنِ أَوْ أَرْبَعَ رَكَعَاتٍ ثُمَّ قُلْ فِي دُبُرِ صَلَاتِكَ:

«تَوَجَّهْتُ بِلَا حَوْلٍ مِنِّي وَ لَا قُوَّةٍ وَ لَكِنْ بِحَوْلِكَ وَ قُوَّتِكَ أَبْرَأُ إِلَيْكَ مِنَ الْحَوْلِ وَ الْقُوَّةِ إِلَّا بِكَ فَأَنْتَ حَوْلِي وَ مِنْكَ قُوَّتِي اللَّهُمَّ فَارْزُقْنِي مِنْ فَضْلِكَ الْوَاسِعِ رِزْقاً كَثِيراً طَيِّبَاً وَ أَنَا خَافِضْ فِي عَافِيَتِكَ فَإِنَّهُ لَا يَمْلِكُهَا أَحَدٌ غَيْرُكَ».

قَالَ: فَفَعَلْتُ ذَلِكَ، وَكُنْتُ أَخْرُجُ إِلَى دُكَّانِي حَتَّى خِفْتُ أَنْ يَأْخُذَنِي الْجَابِي بِأُجْرَةِ دُكَّانِي وَ مَا عِنْدِي شَيْءٌ.

قَالَ: فَجَاءَ جَالِبٌ بِمَتَاعٍ ، فَقالَ لِي : تُكْرِينِي نِصْفَ بَيْتِكَ ؟

فَأَكْرَيْتُهُ نِصْفَ بَيْتِي بِكِرَى الْبَيْتِ كُلِّهِ.

قَالَ: وَ عَرَضَ مَتَاعَهُ، فَأُعْطِيَ بِهِ شَيْئاً لَمْ يَبِعْهُ.

فرمود: آیا در بازار دکّان و مغازه ای داری؟

عرض کردم: آری، ولی آن را رها کرده ام.

فرمود: چون به کوفه بازگشتی، در مغازه خود بنشین و آن را جاروب کن، و چون خواستی به بازار بروی دو _ یا چهار _ رکعت نماز بگزار و پس نماز این دعا را بخوان:

«تَوَجَّهْتُ بِلَا حَوْلٍ مِنِّي وَ لَا قُوَّةٍ وَلَكِنْ بِحَوْلِكَ وَقُوَّتِكَ أَبْرَأُ إِلَيْكَ مِنَ الْحَوْلِ وَالْقُوَّةِ إِلَّا بِكَ فَأَنْتَ حَوْلِي وَ مِنْكَ قُوَّتِي اللَّهُمَّ فَارْزُقْنِي مِنْ فَضْلِكَ الْوَاسِعِ رِزْقاً كَثِيراً طَيِّباً وَ أَنَا خَافِضٌ فِي عَافِيَتِكَ فَإِنَّهُ لَا يَمْلِكُهَا أَحَدٌ غَيْرُكَ».

راوی گوید: دستور حضرتش را انجام دادم، گاه به مغازه خویش می رفتم، می ترسیدم مأمور مالیات سر رسد و از من مالیات مغازه را بخواهد و من چیزی نداشتم که به او بدهم.

روزی تاجری آمد که کالایی به همراه داشت، به من گفت: نصف این مغازه را به من اجاره بده.

من نصف مغازه را به اجاره کامل به او اجاره دادم، تاجر، کالای خود را در معرض مردم قرار داد و مقداری از آن را بابت اجارۀ خانه به من داد.

فَقُلْتُ لَهُ: هَلْ لَكَ إِلَيَّ خَيْرٌ تَبِيعُنِي عِدْلاً مِنْ مَتَاعِكَ هَذَا أَبِيعُهُ وَ اَخُذُ فَضْلَهُ وَ أَدْفَعُ إِلَيْكَ ثَمَنَهُ؟ قَالَ: وَ كَيْفَ لِي بِذَلِكَ؟

قَالَ: قُلْتُ: وَ لَكَ اللهُ عَلَيَّ بِذَلِكَ.

قَالَ: فَخُذْ عِدْلاً مِنْهَا فَأَخَذْتُهُ وَ رَقَمْتُهُ وَ جَاءَ بَرْدٌ شَدِيدٌ، فَبِعْتُ الْمَتَاعَ مِنْ يَوْمِي وَ دَفَعْتُ إِلَيْهِ الثَّمَنَ وَأَخَذْتُ الْفَضْلَ، فَمَا زِلْتُ أخُذُ عِدْلاً عِدْلاً فَأَبيعُهُ وَ اَخُذُ فَضْلَهُ وَأَرُدُّ عَلَيْهِ مِنْ رَأْسِ الْمَالِ حَتَّى رَكِبْتُ الدَّوَاب وَ اشْتَرَيْتُ الرَّقِيقَ وَبَنَيْتُ الدور.

4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنِ ابْنِ الْوَلِيدِ بْنِ صَبِيح عَنْ أَبِيهِ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: يَا وَلِيدُ! أَيْنَ حَانُوتُكَ مِنَ الْمَسْجِدِ؟

فَقُلْتُ: عَلَى بَابِهِ.

فَقالَ: إِذَا أَرَدْتَ أَنْ تَأْتِيَ حَانُونَكَ فَابْدَأْ بِالْمَسْجِدِ فَصَلِّ فِيهِ رَكْعَتَيْنِ أَوْ أَرْبَعاً ثُمَّ قُلْ.

به او گفتم: آیا میل داری که به من خیری برسانی و یک لنگه بار از این کالا را به من بفروشی تا آن را بفروشم و زیادی آن را بردارم و قیمت آن را به تو باز گردانم؟

گفت چه کسی کفیل و ضامن تو می شود؟

گفتم: خداوند ضامن و کفیل من است.

گفت: یک لنگه از آن را بردار.

من یک لنگه از بار را برداشتم و یادداشت کردم، سرمای شدیدی آمد، همان روز تمام آن کالا را فروختم و قیمت آن را به او دادم و زیادی آن را برداشتم. همین طور یکی پس از دیگری از آن لنگه بارها را بر می داشتم و می فروختم و سود آن را برداشته و قیمت سرمایهٔ را به او باز می گرداندمريا، تا این که سرمایه ای فراهم کردم و چهارپا خریدم و بر آن سوار شدم ، برده هایی خریداری کردم و خانه ها ساختم.

4 - ولید گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

ای ولید مغازه ات کدام قسمت مسجد (کوفه) است؟

عرض کردم: کنار درب مسجد است.

فرمود: هرگاه خواستی به مغازه ات بروی، ابتدا به مسجد برو و دو _ یا چهار _ رکعت نماز بگزار، سپس بگو:

«غَدَوْتُ بِحَوْلِ اللَّهِ وَ قُوَّتِهِ وَ غَدَوْتُ بِلا حَوْلٍ مِنِّي وَ لَا قُوَّةٍ بَلْ بِحَوْلِكَ وَ قُوَّتِكَ يَا رَبِّ. اللَّهُمَّ إِنِّي عَبْدُكَ أَلْتَمِسُ مِنْ فَضْلِكَ كَمَا أَمَرْتَنِي فَيَسِّرْ لِي ذَلِكَ وَ أَنَا خَافِضُ فِي عَافِيَتِكَ».

5 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَن الْبَرْقِى عَنْ أَبِيهِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ الْعَطَّارِ عَنْ رَجُلٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ لِي: يَا فُلَانُ أَ مَا تَغْدُو فِي الْحَاجَةِ أَ مَا تَمُرُّ بِالْمَسْجِدِ الْأَعْظَمِ عِنْدَكُمْ بِالْكُوفَةِ؟

قلْتُ: بَلَى

قَالَ: فَصَلِّ فِيهِ أَرْبَعَ رَكَعَاتٍ قُلْ فِيهِنَّ:

«غَدَوْتُ بِحَوْلِ اللَّهِ وَ قُوَّتِهِ غَدَوْتُ بِغَيْرِ حَوْلٍ مِنِّي وَ لَا قُوَّةٍ وَ لَكِنْ بِحَوْلِكَ يَا رَبِّ وَقُوَّتِكَ أَسْأَلُكَ بَرَكَةَ هَذَا الْيَوْمِ وَ بَرَكَةَ أَهْلِهِ، وَ أَسْأَلُكَ أَنْ تَرْزُقَنِي مِنْ فَضْلِكَ حَلَالًا طَيِّباً تَسُوقُهُ إِلَيَّ بِحَوْلِكَ وَقُوَّتِكَ وَ أَنَا خَافِضُ فِي عَافِيَتِكَ».

6 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَحْمَدَ عَن الْحَسَنِ بْنِ عُرْوَةَ ابْنِ أُخْتِ شُعَيْبِ العَقَرْ قُوفِي عَنْ خَالِهِ شُعَيْبٍ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام:

«غَدَوْتُ بِحَوْلِ اللهِ وَ قُوَّتِهِ وَ غَدَوْتُ بِلا حَوْلٍ مِنِّي وَ لَا قُوَّةٍ بَلْ بِحَوْلِكَ وَ قُوَّتِكَ يَا رَبِّ. اللَّهُمَّ إِنِّي عَبْدُكَ أَلْتَمِسُ مِنْ فَضْلِكَ كَمَا أَمَرْتَنِي فَيَسِّرْ لِي ذَلِكَ وَ أَنَا خَافِضٌ فِي عَافِيَتِكَ».

5 - راوی گوید: امام صادق علیه السَّلام به من فرمود: ای فلانی آیا بامدادان به دنبال حاجت خود نمی روی؟ آیا از مسجد بزرگ کوفه _ که نزد شماست _ نمی گذری؟

عرض کردم: آری.

فرمود: پس در آن جا چهار رکعت نماز بگزار و بگو:

«غَدَوْتُ بِحَوْلِ اللَّهِ وَ قُوَّتِهِ غَدَوْتُ بِغَيْرِ حَوْلٍ مِنِّي وَ لَا قُوَّةٍ وَلَكِنْ بِحَوْلِكَ يَا رَبِّ وَ قُوَّتِكَ أَسْأَلُكَ بَرَكَةَ هَذَا الْيَوْمِ وَ بَرَكَةَ أَهْلِهِ، وَ أَسْأَلُكَ أَنْ تَرْزُقَنِي مِنْ فَضْلِكَ حَلاَلاً طَيِّباً تَسُوقُهُ إِلَيَّ بِحَوْلِكَ وَقُوَّتِكَ وَ أَنَا خَافِضٌ فِي عَافِيَتِكَ».

6 - شعیب گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

مَنْ جَاعَ فَلْيَتَوَضَّأْ وَلْيُصَلِّ رَكْعَتَيْنِ ثُمَّ يَقُولُ: «يَا رَبِّ إِنِّي جَائِعٌ فَأَطْعِمْنِي»، فَإِنَّهُ يُطْعَمُ مِنْ سَاعَتِهِ.

7 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنِ الْوَلِيدِ بْنِ صَبِيحٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:

إِذَا غَدَوْتَ فِي حَاجَتِكَ بَعْدَ أَنْ تَجِبَ الصَّلاةُ فَصَلِّ رَكْعَتَيْنِ، فَإِذَا فَرَغْتَ مِنَ التَّشَهُدِ قُلْتَ:

«اللَّهُمَّ إِنِّي غَدَوْتُ أَلْتَمِسُ مِنْ فَضْلِكَ كَمَا أَمَرْتَنِي فَارْزُقْنِي رِزْقاً حَلَاَلاً طَيِّبَاً وَ أَعْطِنِي فِيَما رَزَقْتَنِي الْعَافِيَةَ».

تُعِيدُهَا ثَلاثَ مَرَّاتٍ ثُمَّ تُصَلِّي رَكْعَتَيْنِ أُخْرَاوَيْنِ، فَإِذَا فَرَغْتَ مِنَ التَّشَهُدِ قُلْتَ:

«بِحَوْلِ اللَّهِ وَ قُوَّتِهِ غَدَوْتُ بِغَيْرِ حَوْلٍ مِنِّي وَ لَا قُوَّةٍ وَ لَكِنْ بِحَوْلِكَ يَا رَبِّ وَ قُوَّتِكَ وَ أَبْرَأُ إِلَيْكَ مِنَ الْحَوْلِ وَالْقُوَّةِ. اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بَرَكَةَ هَذَا الْيَوْمِ وَ بَرَكَةَ أَهْلِهِ وَ أَسْأَلُكَ أَنْ تَرْزُقَنِي مِنْ فَضْلِكَ رِزْقاً وَاسِعاً طَيِّباً حَلاَلاً تَسُوقُهُ إِلَيَّ بِحَوْلِكَ وَ قُوَّتِكَ، وَ أَنَا خَافِضُ فِي عَافِيَتِكَ». تَقُولُهَا ثَلَاثَاً.

هر که گرسنه شود و وضو بسازد و دو رکعت نماز بگزارد، سپس بگوید: «يَا رَبِّ إِنِّي جَائِعُ فَأَطْعِمْنِي» در همان ساعت به او طعام می رسد.

7 - ولید بن صبیح گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

چون بامدادان بعد از انجام فریضهٔ صبح در پی حاجت خویش می روی، دو رکعت نماز بگزار و چون از تشهّد فارغ شدی، بگو: «اللَّهُمَّ إِنِّي غَدَوْتُ أَلْتَمِسُ مِنْ فَضْلِكَ كَمَا أَمَرْتَنِي فَارْزُقْنِي رِزْقاً حَلالاً طَيِّباً وَ أَعْطِنِي فِيمَا رَزَقْتَنِي الْعَافِيَةَ».

این دعا را سه بار تکرار میک نی و پس از آن دو رکعت دیگر می خوانی و چون از تشهّد فارغ شدی، سه بار می گویی:

«بِحَوْلِ اللهِ وَ قُوَّتِهِ غَدَوْتُ بِغَيْرِ حَوْلٍ مِنِّي وَ لَا قُوَّةٍ وَلَكِنْ بِحَوْلِكَ يَا رَبِّ وَقُوَّتِكَ وَ أَبْرَأُ إِلَيْكَ مِنَ الْحَوْلِ وَ الْقُوَّةِ. اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بَرَكَةَ هَذَا الْيَوْمِ وَ بَرَكَةَ أَهْلِهِ وَ أَسْأَلُكَ أَنْ تَرْزُقَنِي مِنْ فَضْلِكَ رِزْقاً وَاسِعاً طَيِّباً حَلالَا تَسُوقُهُ إِلَيَّ بِحَوْلِكَ وَ قُوَّتِكَ، وَ أَنَا خَافِضُ فِي عَافِيَتِكَ».

بخش نود و پنهم

نماز حاجت

(95) بَابُ صَلَاةِ الْحَوَائِجِ

1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ زِيَادِ الْقَنْدِي عَنْ عَبْدِ الرَّحِيمِ الْقَصِيرِ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام فَقُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! إِنِّي اخْتَرَعْتُ دُعَاء.

قَالَ: دَعْنِي مِنِ اخْتِرَاعِكَ، إِذَا نَزَلَ بِكَ أَمْرٌ فَافْرَعْ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ صلّى الله عليه وآله وَ صَلَّ رَكْعَتَيْنِ تُهْدِيهِمَا إِلَى رَسُولِ اللهِ صلّى الله عليه وآله.

قُلْتُ: كَيْفَ أَصْنَعُ ؟

قَالَ: تَغْتَسِلُ وَ تُصَلِّي رَكْعَتَيْنِ تَسْتَفْتِحُ بِهِمَا افْتِتَاحَ الْفَرِيضَةِ وَ تَشَهَّدُ تَشَهُدَ الْفَرِيضَةِ، فَإِذَا فَرَغْتَ مِنَ التَّشَهُدِ وَ سَلَّمْتَ قُلْتَ:

بخش نود و پنجم: نماز حاجت

1 - عبد الرحیم قصیر گوید: خدمت امام صادق علیه السّلام اشرف یاب شدم و عرض کردم: فدایتان گردم، من دعایی از خود ساخته ام.

فرمود: دعایت را رها کن هر گاه مشکلی برایت پیش آمد به رسول خدا صلّى الله عليه وآله پناه ببر. بدین صورت که دو رکعت نماز بگزار و آن را به پیشگاه رسول خدا صلّى الله عليه وآله هديه كن.

عرض کردم: چگونه این کار را انجام دهم؟

فرمود: نخست غسل می کنی، آن گاه دو رکعت نماز می خوانی، بدین گونه که تکبیرات افتتاح آن را همانند افتتاح نماز واجب می گویی، و همانند تشهّد نماز فریضه می خوانی، و چون از تشهّد فارغ گشتی و سلام نماز را گفتی، چنین دعا می کنی .

«اللَّهُمَّ أَنْتَ السَّلَامُ وَ مِنْكَ السَّلَامُ وَ إِلَيْكَ يَرْجِعُ السَّلَامُ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ بَلَّغْ رُوحَ مُحَمَّدٍ مِنِّي السَّلَامَ وَ أَرْوَاحَ الْأَئِمَّةِ الصَّادِقِينَ سَلَامِي وَ ُارْدُدْ عَلَيَّ مِنْهُمُ السَّلَامَ وَ السَّلَامُ عَلَيْهِمْ وَ رَحْمَةُ اللهِ وَبَرَكَاتُهُ اللَّهُمَّ إِنَّ هَاتَيْنِ الرَّكْعَتَيْنِ هَدِيَّةٌ مِنِّي إِلَى رَسُولِ اللَّهِ صلّى الله عليه وآله فَأَثِبْنِي عَلَيْهِمَا مَا أَمَّلْتُ وَ رَجَوْتُ فِيكَ وَ فِي رَسُولِكَ يَا وَلِيَّ الْمُؤْمِنِينَ».

ثُمَّ تَخِرُّ سَاجِداً وَ تَقُولُ: «يَا حَيُّ يَا قَيُّومُ يَا حَيُّ لَا يَمُوتُ يَا حَيُّ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ يَا ذَا الْجَلَالِ وَ الْإِكْرَامِ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ» أَرْبَعِينَ مَرَّةً، ثُمَّ ضَعْ خَدَّكَ الْأَيْمَنَ فَتَقُولُهَا أَرْبَعِينَ مَرَّةً، ثُمَّ ضَعْ خَدَّكَ الْأَيْسَرَ فَتَقُولُهَا أَرْبَعِينَ مَرَّةً.

ثُمَّ تَرْفَعُ رَأْسَكَ وَ تَمُدُّ يَدَكَ وَ تَقُولُ أَرْبَعِينَ مَرَّةً، ثُمَّ تَرُدُّ يَدَكَ إِلَى رَقَبَتِكَ وَ تَلُوذُ بسَبَّابَتِكَ وَ تَقُولُ ذَلِكَ أَرْبَعِينَ مَرَّةً، ثُمَّ خُذْ لِحْيَتَكَ بَيَدِكَ الْيُسْرَى وَ ابْكِ أَوْ تَبَاكِ وَ قُل:

«يَا مُحَمَّدُ يَا رَسُولَ اللهِ أَشْكُو إِلَى اللَّهِ وَ إِلَيْكَ حَاجَتِي وَ إِلَى أَهْلِ بَيْتِكَ الرَّاشِدِينَ حَاجَتِي وَبِكُمْ أَتَوَجَّهُ إِلَى اللَّهِ فِي حَاجَتِي».

«اللَّهُمَّ أَنْتَ السَّلَامُ وَ مِنْكَ السَّلَامُ وَ إِلَيْكَ يَرْجِعُ السَّلاَمُ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ بَلِّغْ رُوحَ مُحَمَّدٍ مِنِّي السَّلَامَ وَ أَرْوَاحَ الْأَئِمَّةِ الصَّادِقِينَ سَلَامِي وَ ارْدُدْ عَلَيَّ مِنْهُمُ السَّلَامَ وَ السَّلَامُ عَلَيْهِمْ وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَكَاتُهُ. اللَّهُمَّ إِنَّ هَاتَيْنِ الرَّكْعَتَيْنِ هَدِيَّةٌ مِنِّي إِلَى رَسُولِ اللهِ صلّى الله عليه وآله فَأَثِبْنِي عَلَيْهِمَا مَا أَمَّلْتُ وَ رَجَوْتُ فِيكَ وَ فِي رَسُولِكَ يَا وَلِيَّ الْمُؤْمِنِينَ».

آن گاه به سجده می روی و چهل بار این دعا را می خوانی:

«يَا حَيُّ يَا قَيُّومُ يَا حَيُّ لَا يَمُوتُ يَا حَيُّ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ يَا ذَا الْجَلالِ وَالْإِكْرَامِ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ».

آن گاه گونه راستت را بر خاک می گذاری و چهل مرتبه دیگر همان دعا را تکرار می کنی، و بعد گونه چپت را بر خاک نهاده و همان دعا را چهل مرتبه دیگر می خوانی. آن گاه سر خود را بلند می کنی و دست هایت را بر می داری و باز همان دعا را چهل بار می خوانی.

آن گاه دست خود را بر گردنت نهاده و انگشت سبّابۀ خود را حرکت می دهی و چهل مرتبه همان دعا را می خوانی. سپس محاسنت را با دست چپ بگیر و گریه کن و اگر نتوانستی خود را به حال گریه بزن و این دعا را بخوان:

«يَا مُحَمَّدُ يَا رَسُولَ اللهِ أَشْكُو إِلَى اللهِ وَ إِلَيْكَ حَاجَتِي وَ إِلَى أَهْلِ بَيْتِكَ الرَّاشِدِينَ حَاجَتِي وَ بِكُمْ أَتَوَجَّهُ إِلَى اللَّهِ فِي حَاجَتِي».

ثُمَّ تَسْجُدُ وَ تَقُولُ: «يَا اللهُ يَا اللَّهُ» حَتَّى يَنْقَطِعَ نَفَسُكَ «صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ افْعَلْ بِي كَذَا وَ كَذَا».

قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلَامُ: فَأَنَا الضَّامِنُ عَلَى اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ لَا يَبْرَحَ حَتَّى تُقْضَى حَاجَته.

2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا رَفَعَهُ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ السَّلَامُ قَالَ فِي الرَّجُلِ يَحْزُنُهُ الْأَمْرُ أَوْ يُرِيدُ الْحَاجَةَ.

قَالَ: يُصَلِّي رَكْعَتَيْنِ يَقْرَأُ فِي إِحْدَاهُمَا (قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ﴾ أَلْفَ مَرَّةٍ وَ فِي الْأُخْرَى مَرَّةً، ثُمَّ يَسْأَلُ حَاجَتَهُ.

3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ دُوَيْلٍ عَنْ مُقَاتِلِ بْنِ مُقَاتِلٍ قَالَ: قُلْتُ لِلرِّضَا السَّلَامُ : جُعِلْتُ فِدَاكَ عَلَّمْنِي دُعَاءً لِقَضَاءِ الْحَوَائِجِ .

آن گاه سر به سجده می گذاری و می گویی: «يَا اللهُ يَا اللهُ» _ آن قدر تکرار می کنی تا نفست تمام شود _ «صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ افْعَلْ بِي كَذَا وَ كَذَا» (به جای چنین و چنان دعا و حاجتت را می گویی).

امام صادق علیه السَّلَامُ فرمود: من نزد خداوند عزّوجل ضامنم که چنین فردی از جای خود حرکت نکرده باشد مگر آن که حاجتش برآورده شود.

2 - راوی گوید: امام صادق علیه السَّلَامُ دربارۀ شخصی که مشکلی او را اندوهگین ساخته و یا حاجتی می خواهد، فرمود:

دو رکعت نماز میگ زارد؛ به این ترتیب که در رکعت اوّل (پس از حمد هزار بار سوره (قل هو الله أحد) را می خواند، و در رکعت دوم یک مرتبه همان سوره را می خواند، آن گاه حاجت خود را درخواست می نماید.

3 - مقاتل بن مقاتل گوید: به امام رضا علیه السَّلَامُ گفتم: قربانت گردم! دعایی برای برآورده شدن حوايج به من تعلیم فرمایید.

فَقَالَ: إِذَا كَانَتْ لَكَ حَاجَةٌ إِلَى اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ مُهمَّةٌ فَاغْتَسِلُ وَالْبَسْ أَنْظَفَ ثِيَابِكَ وَ شَمَّ شَيْئاً مِنَ الطَّيبِ، ثُمَّ ابْرُزْ تَحْتَ السَّمَاءِ، فَصَلِّ رَكْعَتَيْنِ تَفْتَتِحُ الصَّلَاةَ فَتَقْرَأُ فَاتِحَةَ الْكِتَابِ وَ قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ خَمْسَ عَشْرَةَ مَرَّةً، ثُمَّ تَرْكَعُ فَتَقْرَأْ خَمْسَ عَشْرَةَ مَرَّةً ثُمَّ تُتِمُّهَا عَلَى مِثَالِ صَلاةِ التَّسْبِيح غَيْرَ أَنَّ الْقِرَاءَةَ خَمْسَ عَشْرَةَ مَرَّةً، فَإِذَا سَلَّمْتَ فَاقْرَأْهَا خَمْسَ عَشْرَةَ مَرَّةً ثُمَّ تَسْجُدُ فَتَقُولُ فِي سُجُودِكَ.

«اللَّهُمَّ إِنَّ كُلَّ مَعْبُودٍ مِنْ لَدُنْ عَرْشِكَ إِلَى قَرَارٍ أَرْضِكَ فَهُوَ بَاطِلٌ سِوَاكَ، فَإِنَّكَ أَنْتَ اللهُ الْحَقُّ الْمُبِينُ اقْضِ لِي حَاجَةَ كَذَا وَ كَذَا السَّاعَةَ السَّاعَةَ». وَ تُلِحُ فِيمَا أَرَدْتَ.

4 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ أَبِي عَلِيَّ الْخَرَّازِ قَالَ:

حَضَرْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلَامُ فَأَتَاهُ رَجُلٌ، فَقالَ لَهُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ أَخِي بِهِ بَلِيَّةٌ أَسْتَحْيِي أَنْ أَذْكُرَهَا.

فرمود: هرگاه حاجت مهمّی داشتی، غسل کن و پاکیزه ترین لباس هایت را بپوش و بوی خوش کن، سپس به زیر آسمان برو و دو رکعت نماز بگزار. تکبیرة الاحرام را بگو، سپس حمد و (قل هو الله أحد) را پانزده مرتبه می خوانی. آن گاه به رکوع می روی و پانزده بار (قل هو الله أحد) را می خوانی ، و نماز را مانند نماز جعفر (که پیشتر گذشت) تمام می کنی. (فرقش با نماز جعفر این است که در آن تسبیح ده بار است)،و در این نماز قرائت سوره پانزده مرتبه، و چون نماز را سلام دادی، پانزده بار آن را بخوان. آن گاه به سجده می روی و در سجده می گویی.

«اللَّهُمَّ إِنَّ كُلَّ مَعْبُودٍ مِنْ لَدُنْ عَرْشِكَ إِلَى قَرَارِ أَرْضِكَ فَهُوَ بَاطِلُّ سِوَاكَ، فَإِنَّكَ أَنْتَ اللَّهُ الْحَقُّ الْمُبِينُ اقْضِ لِي حَاجَةَ كَذَا وَ كَذَا السَّاعَةَ السَّاعَةَ».

4 - ابو علی خزّاز گوید: خدمت امام صادق علیه السَّلَامُ شرف یاب شدم، مردی نزد آن حضرت آمد و عرض کرد: قربانت گردم برادرم به بلایی دچار شده که شرم دارم آن را بیان کنم.

فَقالَ لَهُ: اسْتُرْ ذَلِكَ، وَ قُلْ لَهُ يَصُومُ يَوْمَ الْأَرْبِعَاءِ وَ الْخَمِيسِ وَ الْجُمُعَةِ وَ يَخْرُجُ إِذَا زَالَتِ الشَّمْسُ وَ يَلْبَسُ ثَوْبَيْنِ، إِمَّا جَدِيدَيْنِ وَإِمَّا غَسِيلَيْنِ حَيْثُ لَا يَرَاهُ أَحَدٌ، فَيُصَلِّي وَ يَكْشِفُ عَنْ رُكْبَتَيْهِ وَ يَتَمَطَّى بِرَاحَتَيْهِ الْأَرْضَ وَ جَنَبَيْهِ وَ يَقْرَأُ فِي صَلَاتِهِ الْكِتَابِ عَشْرَ مَرَّاتٍ وَ (قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ)عَشْرَ مَرَّاتٍ، فَإِذَا رَكَعَ قَرَأَ خَمْسَ عَشْرَةَ مَرَّةً ﴿قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ) فَإِذَا سَجَدَ قَرَأَهَا عَشْراً، فَإِذَا رَفَعَ رَأْسَهُ قَبْلَ أَنْ يَسْجُدَ قَرَأَهَا عِشْرِينَ مَرَّةٌ يُصَلِّي أَرْبَعَ رَكَعَاتٍ عَلَى مِثْلِ هَذَا فَإِذَا فَرَغَ مِنَ التَّشَهُدِ قَالَ:

«يَا مَعْرُوفاً بِالْمَعْرُوفِ يَا أَوَّلَ الْأَوَّلِينَ يَا آخِرَ الآخِرِينَ يَا ذَا الْقُوَّةِ الْمَتِينِ، يَا رَازِقَ الْمَسَاكِينِ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ إِنِّي اشْتَرَيْتُ نَفْسِي مِنْكَ بِثْلُثِ مَا أَمْلِكُ فَاصْرِفْ عَنِّي شَرَّ مَا ابْتُلِيتُ بِهِ، إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ».

5 - وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ صَالِحٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلَامُ يَقُولُ:

به او فرمود: آن را پنهان دار و بازگو مکن و به او بگو: روزهای چهارشنبه، پنج شنبه و جمعه را روزه بگیرد و به هنگام زوال آفتاب بیرون رود و دو لباس نو یا شسته شده و پاکیزه بپوشد و در جایی که کسی او را نبیند زانوان خود را برهنه کند ،و دو کف دست خود را بر زمین زند و دو پهلوی خود را به زمین برساند، و در نماز خویش ده مرتبه حمد و( قُلْ هُوَ اللهُ أحَدٌ) را بخواند و چون به رکوع می رود، پانزده مرتبه (قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ) را بخواند، و چون به سجده می رود، ده مرتبه، و هنگامی که سر از سجده بر می دارد، پیش از آن که به سجده رود، بیست مرتبه آن را بخواند و چهار رکعت نماز این گونه به جا آورد و چون از تشهّد فارغ می شود، بگوید:

«يَا مَعْرُوفاً بِالْمَعْرُوفِ يَا أَوَّلَ الْأَوَّلِينَ يَا آخِرَ الْآخِرِينَ يَا ذَا الْقُوَّةِ الْمَتِينِ، يَا رَازِقَ الْمَسَاكِينِ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ إِنِّي اشْتَرَيْتُ نَفْسِي مِنْكَ بِثْلُثِ مَا أَمْلِكُ فَاصْرِفْ عَنِّي شَرَّ مَا ابْتُلِيتُ بِهِ، إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ».

5 - حسن بن صالح گوید: از امام صادق علیه السَّلَامُ شنیدم که می فرمود:

مَنْ تَوَضَّأَ فَأَحْسَنَ الْوُضُوءَ وَصَلَّى رَكْعَتَيْنِ فَأَتَمَّ رُكُوعَهُمَا وَ سُجُودَهُمَا ثُمَّ جَلَسَ فَأَثْنَى عَلَى اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ صَلَّى عَلَى رَسُولِ اللهِ صلّی اللهُ علیه وآله، ثُمَّ سَأَلَ الله حَاجَتَهُ، فَقَدْ طَلَبَ الْخَيْرَ فِى مَظَانِّهِ وَ مَنْ طَلَبَ الْخَيْرَ فِى مَظَانٌهِ لَمْ يَخِبْ.

6 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عُثمانَ أَبِي إِسْمَاعِيلَ السَّرَّاج عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ وَضَّاحِ وَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ الْأَرْقَطِ وَ أُمَّهُ أُمُّ سَلَمَةَ أُخْتُ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلَامُ قَالَ:

مَرِضْتُ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ مَرَضاً شَدِيداً حَتَّى ثَقُلْتُ وَ اجْتَمَعَتْ بَنُو هَاشِم لَيْلاً لِلْجَنَازَةِ وَ هُمْ يَرَوْنَ أَنِّي مَيِّتٌ.

فَجَزِعَتْ أُمِّي عَلَيَّ، فَقالَ لَهَا أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلَامُ خَالِي: اصْعَدِي إِلَى فَوْقِ الْبَيْتِ فَابْرُزِي إِلَى السَّمَاءِ وَ صَلِّي رَكْعَتَيْنِ فَإِذَا سَلَّمْتِ فَقُولِي: «اللَّهُمَّ إِنَّكَ وَهَبْتَهُ لِي وَ لَمْ يَكُ شَيْئاً اللَّهُمَّ وَ إِنِّي أَسْتَوْهِبُكَهُ مُبْتَدِئَاً فَأَعِرْنِيهِ».

قَالَ: فَفَعَلَتْ، فَأَفَقْتُ وَ فَعَدْتُ وَ دَعَوْا بِسَحُورٍ لَهُمْ هَرِيسَةٍ، فَتَسَحْرُوا بِهَا وَ تَسَخَّرْتُ مَعَهُمْ.

هر كس وضو سازد و وضوی خود را نیکو انجام دهد و دو رکعت نماز گزارد و رکوع و سجود آن را به درستی انجام دهد، سپس بنشیند و خدا را ستایش کند و بر رسول خدا صلّی اللهُ علیه وآله درود فرستد، و آن گاه حاجت خود را بطلبد، به راستی که خیر خود را از جایی که گمان می رود خواسته و هر که خیر را از چنین جایی بخواهد، ناامید نمی شود.

6 - اسماعيل بن ارقط، خواهرزادۀ امام صادق گوید: در ماه رمضان سخت بیمار تا آن جا که شبی بر اثر شدّت بیماری بنی هاشم برای حمل جنازه ام حاضر شدند و ایشان می پنداشتند که من مُرده ام. مادرم بی تابی میکرد.

دایی ام امام صادق علیه السَّلَامُ به او فرمود: بر بالای بام خانه برو و در زیر آسمان دو رکعت نماز بگزار و چون سلام دادی بگو: «اللَّهُمَّ إِنَّكَ وَهَبْتَهُ لِي وَ لَمْ يَكُ شَيْئاً، اللَّهُمَّ وَ إِنِّي أَسْتَوْهِبُكَهُ مُبْتَدِئاً فَأَعِرْنِيهِ».

اسماعیل گوید: مادرم این کار را انجام داد، من بهبود یافته و برخاستم و نشستم. وقتی خانواده را برای خوردن سحری _ که هریسه (1)بود _فرا خواندند، آن ها سحری خوردند، من نیز با آنان غذا خوردم.


1) غذایی که از گوشت و حبوبات می پزند

7 - وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنْ أَبِي إِسْمَاعِيلَ السَّرَّاجِ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ شُرَحْبِيلَ الْكِنْدِيِّ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلَامُ قَالَ:

إِذَا أَرَدْتَ أَمْراً تَسْأَلُهُ رَبَّكَ فَتَوَضَّأْ وَ أَحْسِنِ الْوُضُوءَ، ثُمَّ صَلِّ رَكْعَتَيْنِ وَ عَظْمِ اللَّهَ وَ صَلِّ عَلَى النَّبِيِّ صلّى الله عليه وآله وَ قُلْ بَعْدَ التَّسْلِيم.

«اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِأَنَّكَ مَلِكٌ وَ أَنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ مُقْتَدِرُ وَ بِأَنَّكَ مَا تَشَاءُ مِنْ أَمْرٍ يَكُونُ اللَّهُمَّ إِنِّي أَتَوَجَّهُ إِلَيْكَ بِنَبِيِّكَ مُحَمَّدٍ نَبِيِّ الرَّحْمَةِ صلّى الله عليه وآله يَا مُحَمَّدُ يَا رَسُولَ اللَّهِ إِنِّي أَتَوَجَّهُ بِكَ إِلَى اللَّهِ رَبِّكَ وَ رَبِّي لِيُنْجِحَ لِي طَلِبَتِي. اللَّهُمَّ بِنَبِيِّكَ أَنْجِحْ لِي طَلِبَتِي بِمُحَمَّدٍ».

ثُمَّ سَلْ حَاجَتَكَ.

8- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ أَبُو دَاوُدَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ وَهْبٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلَامُ قَالَ فِي الْأَمْرِ يَطْلُبُهُ الطَّالِبُ مِنْ رَبِّهِ.

7 - شرحبیل کندی گوید: امام باقر علیه السَّلَامُ فرمود:

هرگاه خواستی چیزی از پروردگار خود بخواهی، وضو ساز و آن را نیکو انجام ده، سپس دو رکعت نماز بگزار و خداوند را به بزرگی یادکن و بر پیامبر صلّى الله عليه وآله درود فرست و پس از سلام نماز بگو:

«اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِأَنَّكَ مَلِكٌ وَ أَنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ مُقْتَدِرُ وَ بِأَنَّكَ مَا تَشَاءُ مِنْ أَمْرٍ يَكُونُ اللَّهُمَّ إِنِّي أَتَوَجَّهُ إِلَيْكَ بِنَبِيِّكَ مُحَمَّدٍ نَبِيَّ الرَّحْمَةِ صلَّى اللهُ عَليهِ وآله يَا مُحَمَّدُ يَا رَسُولَ اللَّهِ إِنِّي أَتَوَجَّهُ بِكَ إِلَى اللَّهِ رَبِّكَ وَ رَبِّي لِيُنْجِحَ لِي طَلِبَتِي. اللَّهُمَّ بِنَبِيِّكَ أَنْجِحْ لِي طَلِبَتِي بِمُحَمَّدٍ».

سپس حاجت خویش را در خواست کن.

8 - زراره گوید: امام صادق علیه السَّلَامُ در مورد حاجتی که طالب حاجت از پروردگار خود طلب می کند، فرمود:

قَالَ: تَصَدَّقُ فِي يَوْمِكَ عَلَى سِتِّينَ مِسْكِيناً عَلَى كُلِّ مِسْكِينِ صَاعٌ بِصَاع النَّبِيِّ صلَّى اللهُ عَليهِ وآله، فَإِذَا كَانَ اللَّيْلُ اغْتَسَلْتَ فِي الثَّلُثِ الْبَاقِي وَلَبِسْتَ أَدْنَى مَا يَلْبَسُ مَنَ تَعُولُ مِنَ التِّيَابِ إِلَّا أَنَّ عَلَيْكَ فِي تِلْكَ الشَّيَابِ إِزَاراً ثُمَّ تُصَلِّي رَكْعَتَيْنِ، فَإِذَا وَضَعْتَ جَبْهَتَكَ فِى الرَّكْعَةِ الأخير للسُّجُودِ هَلَّلْتَ اللهَ وَعَظَمْتَهُ وَ قَدَّسْتَهُ وَ مَجَّدْتَهُ وَ ذَكَرْتَ ذُنُوبَكَ فَأَقْرَرْتَ بِمَا تَعْرِفُ مِنْهَا مُسَمًّى، ثُمَّ رَفَعْتَ رَأْسَكَ ثُمَّ إِذَا وَضَعْتَ رأْسَكَ لِلسَّجْدَةِ الثَّانِيَةِ اسْتَخَرْتَ اللهَ مِائَةَ مَرَّةٍ: «اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْتَخِيرُكَ».

ثُمَّ تَدْعُو اللَّهَ بِمَا شِئْتَ وَ تَسْأَلُهُ إِيَّاهُ وَ كُلَّمَا سَجَدْتَ فَأَفْضِ بِرُكْبَتَيْكَ إِلَى الْأَرْضِ ثُمَّ تَرْفَعُ الْإِزَارَ حَتَّى تَكْشِفَهُمَا وَ اجْعَلِ الْإِزَارَ مِنْ خَلْفِكَ بَيْنَ أَلْيَتَيْكَ وَ بَاطِنِ ساقيك.

9 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ أَبَانِ عَنِ الْحَارِثِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ صلَّى اللهُ عَليهِ وآله قَالَ:

در آن روز به شصت مستمند و بینوا صدقه بده، بدین گونه که به هر بینوایی یک صاع به اندازۀ صاع پیامبر صلَّى اللهُ عَليهِ وآله (1)صدقه بده، و چون شب فرا رسید، در یک سوم پایانی آن شب غسل می کنی و کم ارزش ترین لباسی را که خانواده ات به طور معمول می پوشند، می پوشی با این تفاوت که باید لنگی هم (با آن لباس به میان ببندی). آن گاه دو رکعت نماز می خوانی و چون در رکعت آخر پیشانی بر خاک نهادی، خداوند را به یگانگی یاد می کنی و تعظیم، تقديس، تمجید می نمایی و گناهانت را یادآور می شوی و آن چه را که به یاد داری یکایک نام می بری. سپس سر از سجده بر می داری، وقتی پیشانی بر خاک نهادی، در سجده دوم صد بار از خداوند برای خود طلب خیر می کنی، بدین گونه که می گویی: «اللَّهُمَّ أَسْتَخِيرُكَ» آن گاه خداوند را به آن چه که خواهی فرا می خوانی و از او درخواست می کنی، و هر بار که به سجده می روی زانوهایت را به زمین برسان و لنگ را از روی آن ها بردار تا شوند و آن را از پشت پا بین زانوها و داخل ساق هایت بینداز.

9 - حارث بن مغیره گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:


1) هر صاع پنج مد و هر مد به اندازۀ دو کف دست پر از خرمای خشک یا گندم یا جو است

إِذَا كَانَتْ لَكَ حَاجَةٌ فَتَوَضَّأْ وَصَلِّ رَكْعَتَيْنِ ثُمَّ احْمَدِ اللَّهَ وَأَثْنِ عَلَيْهِ وَ اذْكُرْ مِنَ الآيَةِ ثُمَّ ادْعُ تُجَبْ.

10 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ ثَعْلَبَةَ بْنِ مَيْمُونٍ عَنِ الْحَارِثِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

إِذَا أَرَدْتَ حَاجَةٌ فَصَلِّ رَكْعَتَيْنِ وَ صَلَّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ سَلْ تُعْطَهُ.

11 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ عَبْدِ الْعَزِيزِ عَنْ جَمِيلِ قَالَ: كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام فَدَخَلَتْ عَلَيْهِ امْرَأَةٌ وَ ذَكَرَتْ أَنَّهَا تَرَكَتِ ابْنَهَا وَ قَدْ قَالَتْ ِبالْمِلْحَفَةِ عَلَى وَجهه ميتاً.

فَقالَ لَهَا: لَعَلَّهُ لَمْ يَمُتْ، فَقُومِي فَاذْهَبِى إِلَى بَيْتِكِ فَاغْتَسِلِي وَصَلِّي رَكْعَتَيْنِ وَ ادْعِي وَ قُولِي: «يَا مَنْ وَهَبَهُ لِي وَ لَمْ يَكُ شَيْئاً جَدِّدْ هِبَتَهُ لِي» ثُمَّ حَرِّكِيهِ وَ لَا تُخْبِرِي بِذَلِكِ أَحَداً.

قَالَتْ: فَفَعَلْتُ فَحَرَّكْتُهُ، فَإِذَا هُوَ قَدْ بَكَى.

هرگاه حاجتی داشتی ، وضو ساز و دو رکعت نماز بخوان، سپس خدا را حمدکن و او را ستایش نما و نشانه های او را به یاد آور و آن گاه دعا کن که به اجابت می رسد.

10 - حارث بن مغیره گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

هرگاه حاجتی داشتی، دو رکعت نماز بگزار و بر محمّد و آل او درود فرست و حاجت خود را بخواه که عطا خواهد شد.

11 - جمیل گوید: در حضور امام صادق علیه السَّلام بودم ، زنی خدمت حضرتش شرف یاب شد و گفت که فرزند خود را در حالی ترک کرده که مرده و ملافه ای بر او کشیده است.

حضرتش فرمود: شاید نمرده باشد، برخیز و به خانه ات برو و غسل کن و دو رکعت نماز بخوان و دعا کن و بگو: «يَا مَنْ وَهَبَهُ لِي وَ لَمْ يَكُ شَيْئاً جَدِّدْ هِبَتَهُ لِي».

سپس او را حرکت بده و کسی را از این ماجرا خبردار مکن

آن زن گوید: طبق دستور حضرتش انجام دادم و او را حرکت دادم که ناگاه به گریه در آمد.

بخش نود و ششم

نماز کسی که از پیزی بترسد...

(96) بَابُ صَلَاةِ مَنْ خَافَ مَكْرُوها

1 - مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ شُعَيْبٍ الْعَقَرْقُوفِي عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

كَانَ عَلِيٌّ علیه السَّلام إِذَا هَالَهُ شَيْءٌ فَزِعَ إِلَى الصَّلاةِ، ثُمَّ تَلاَ هَذِهِ الآيَةَ: (وَ اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ).

2 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ أَبَانِ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:

اتَّخِذْ مَسْجِداً فِي بَيْتِكَ، فَإِذَا خِفْتَ شَيْئاً فَالْبَسْ ثَوْبَيْنِ غَلِيطَيْنِ مِنْ أَغْلَظِ ثِيَابِكَ وَ صَلِّ فِيهِمَا، ثُمَّ اجْتُ عَلَى رُكْبَتَيْكَ فَاصْرُ إِلَى اللهِ وَ سَلْهُ الْجَنَّةَ وَ تَعَوَّذْ بِاللَّهِ مِنْ شَرِّ الَّذِي تَخَافُهُ، وَإِيَّاكَ أَنْ يَسْمَعَ اللَّهُ مِنْكَ كَلِمَةَ بَغْيِ، وَإِنْ أَعْجَبَتْكَ نَفْسَكَ وَ عَشِيرَتَكَ.

بخش نود و ششم: نماز کسی که از چیزی بترسد

1 - ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

امير مؤمنان علی علیه السَّلام همواره و هر گاه چیزی او را می ترسانید، به نماز روی می آورد.

سپس این آیه را تلاوت می فرمود: (و استعينوا بالصبر والصّلاة).

2 - حریز گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

در خانۀ خود مسجدی انتخاب کن و هر گاه از چیزی ترسیدی، دو لباس خشن از خشن ترین لباس هایت را بپوش و در آن دو لباس نماز بگزار، سپس به دو زانو بنشین و به سوی خداوند ناله و زاری کن و از او بهشت بخواه و به او از شرّ چیزی که از آن می ترسی پناه جوی و بپرهیز از این که خداوند کلمه ستمگرانه ای از تو بشنود، هر چند که مقام خود و خاندانت، تو را مغرور کرده باشد.

بخش نود و هفتم

نماز کسی که ارادۀ سفر دارد

(97) بَابُ صَلَاةِ مَنْ أَرَادَ سَفَراً

1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّى الله عليه وآله:

مَا اسْتَخْلَفَ عَبْدٌ عَلَى أَهْلِهِ بِخِلَافَةٍ أَفْضَلَ مِنَ رَكْعَتَيْنِ يَرْكَعُهُمَا إِذَا أَرَادَ سَفَراً يَقُولُ:

«اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْتَوْدِعُكَ نَفْسِي وَ أَهْلِي وَ مَالِي وَ دِينِي وَ دُنْيَايَ وَ آخِرَتِي وَ أَمَانَتِي وَ خَوَاتِيمَ عَمَلِي» إِلَّا أَعْطَاهُ اللَّهُ مَا سَأَلَ».

بخش نود و هفتم: نماز کسی که ارادۀ سفر دارد

1 - سکونی گوید: امام صادق علیه السَّلام می فرماید: رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود:

هیچ بنده ای به هنگام مسافرت برای سرپرستی خانوادۀ خود جانشینی بهتر از آن به جای نگذاشته که دو رکعت نماز بگزارد و بگوید:

«اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْتَوْدِعُكَ نَفْسِي وَ أَهْلِي وَ مَالِي وَ دِينِي وَ دُنْيَايَ وَ آخِرَتِي وَ أَمَانَتِي وَ خَوَاتِيمَ عَمَلِي».

(و در این صورت) خداوند خواسته اش را، به او عطا فرماید.

بخش نود و هشتم

نماز شکر

(98) بَابُ صَلَاةِ الشَّكْرِ

1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ أَبِي إِسْمَاعِيلَ السَّرَّاجِ عَنْ هَارُونَ بْنِ خَارِجَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

قَالَ فِي صَلَاةِ الشُّكْرِ: إِذَا أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْكَ بِنِعْمَةٍ فَصَلِّ رَكْعَتَيْنِ تَفْرَأُ فِي الْأُولَى بِفَاتِحَةِ الْكِتَابِ وَ (قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ) وَ تَقْرَأُ فِى الثَّانِيَةِ بِفَاتِحَةِ الْكِتَابِ وَ (قُلْ يَا أَيُّهَا الْكَافِرُونَ) وَ تَقُولُ فِى الرَّكْعَةِ الْأُولَى فِى رُكُوعِكَ وَ سُجُودِكَ : «الْحَمْدُ لِلَّهِ شُكراً شُكْراً وَ حَمْداً» وَ تَقُولُ فِى الرَّكْعَةِ الثَّانِيَةِ فِى رُكُوعِكَ وَ سُجُودِكَ : «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي اسْتَجَابَ دُعَائِي وَ أَعْطَانِي مَسْأَلَتِي».

بخش نود و هشتم: نماز شکر و سپاسگزاری

1 - هارون بن خارجه گوید: امام صادق علیه السَّلام دربارۀ نماز شکر فرمود:

گاه خداوند نعمتی به تو عنایت کرد، دو رکعت نماز بگزار، بدین گونه که در رکعت اوّل حمد و (قل هو الله أحد) و در رکعت دوم حمد و (قل يا أيها الكافرون) را می خوانی.

و در رکعت اوّل در رکوع و سجود خود میگویی: «الْحَمْدُ لِلَّهِ شُكْراً شُكْراً وَ حَمْداً» و در رکعت دوم در رکوع و سجود خویش میگویی: «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي اسْتَجَابَ دُعَائِي وَ أَعْطَانِي مسألتي».

بخش نود و نهم

نماز کسی که بخواهد زن خود را به خانه آورد...

(99) بَابُ صَلَاةِ مَنْ أَرَادَ أَنْ يَدْخُلَ بِأَهْلِهِ وَ مَنْ أَرَادَ أَنْ يَتَزَوَّجَ

1 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ جَمِيلِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ:

سَمِعْتُ رَجُلاً وَ هُوَ يَقُولُ لأَبي جَعْفَرٍ علیه السَّلام: جُعِلْتُ فِدَاكَ! إِنِّي رَجُلٌ قَدْ أَسْنَنْتُ وَ قَدْ تَزَوَّجْتُ امْرَأَةٌ بِكْراً صَغِيرَةً وَ لَمْ أَدْخُلْ بِهَا وَ أَنَا أَخَافُ إِذَا أَدْخُلُ بِهَا عَلَى فِرَاشِي أَنْ تَكْرَهَنِي لِخِضَابِي وَكِبَرِي .

فَقالَ أَبُو جَعْفَرِ علیه السَّلام: إِذَا دَخَلْتَ فَمُرْهُمْ قَبْلَ أَنْ تَصِلَ إِلَيْكَ أَنْ تَكُونَ مُتَوَضّنَةٌ ثُمَّ أَنْتَ لَا تَصِلُ إِلَيْهَا حَتَّى تَتَوَضَّأَ وَ تُصَلِّيَ رَكْعَتَيْنِ، ثُمَّ مَجِّدِ اللَّهَ وَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ ، ثُمَّ ادْعُ اللهَ وَ مُرْ مَنْ مَعَهَا أَنْ يُؤَمِّنُوا عَلَى دُعَائِكَ وَ قُل:

«اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي إِنْفَهَا وَ وُدَّهَا وَ رِضَاهَا وَ رَضّنِي بِهَا ثُمَّ اجْمَعْ بَيْنَنَا بِأَحْسَنِ اجْتِمَاعِ وَ أَسَرٍّ اخْتِلافِ، فَإِنَّكَ تُحِبُّ الْحَلَالَ وَ تَكْرَهُ الْحَرَامَ».

بخش نود و نهم: نماز کسی که بخواهد عروسی کند و کسی که ارادۀ ازدواج دارد

1 - ابو بصیر گوید: (در خدمت) امام باقر علیه السَّلام (بودم که) شنیدم مردی به حضرتش عرض می کرد: قربانت گردم! مردی هستم که سنّی از من گذشته است و به تازگی دختر باکره ای را به عقد خویش در آورده ام و هنوز عروسی نکرده ام و می ترسم به هنگام عروسی به سبب پیری و خضاب کردن ریشم از من خوشش نیاید، چه باید بکنم؟

امام باقر علیه السَّلام فرمود: وقتی خواستی عروسی کنی، پیش از آن که همسرت نزد تو بیاید، به او دستور ده تا وضو سازد، خودت نیز پیش از رسیدن به او وضو می سازی و دو رکعت نماز می خوانی، سپس خداوند را به بزرگی یادکن و بر محمّد و آل او درود فرست، و آن گاه دعاکن و به کسانی که همراه او هستند فرمان ده تا آمین بگویند، و بگو: «اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي إِنْفَهَا وَ وُدَّهَا وَ رِضَاهَا وَ رَضّنِي بِهَا ثُمَّ اجْمَعْ بَيْنَنَا بِأَحْسَنِ اجْتِمَاعِ وَ أَسَرِّ اخْتِلَافٍ، فَإِنَّكَ تُحِبُّ الْحَلَالَ وَ تَكْرَهُ

ثُمَّ قَالَ: وَ اعْلَمْ أَنَّ الْإِلْفَ مِنَ اللهِ وَ الْفِرْكَ مِنَ الشَّيْطَانِ لِيُكَرَّهَ مَا أَحَلَّ اللَّهُ.

2 - وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ يَحْيَى عَنْ جَدِّهِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: قَالَ لِي أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: إِذَا تَزَوَّجَ أَحَدُ كُمْ كَيْفَ يَصْنَعُ ؟

قُلْتُ: لَا أَدْرِي.

قَالَ: إِذَا هَمَّ بِذَلِكَ فَلْيُصَلِّ رَكْعَتَيْنِ وَ يَحْمَدُ اللهَ ثُمَّ يَقُولُ:

اللَّهُمَّ إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أَتَزَوَّجَ فَقَدِّرْ لِي مِنَ النِّسَاءِ أَعَفَهُنَّ فَرْجاً وَأَحْفَظَهُنَّ لِي فِي نَفْسِهَا وَ فِي مَالِي وَ أَوْ سَعَهُنَّ رِزْقاً وَ أَعْظَمَهُنَّ بَرَكَةً، وَقَدْرْ لِي وَلَداً طَيِّباً تَجْعَلُهُ خَلَفاً صَالِحاً فِي حَيَاتِي وَ بَعْدَ مَمَاتِي.

مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ رَجُلٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام قَالَ:

مَنْ أَرَادَ أَنْ يُحْبَلَ لَهُ فَلْيُصَلِّ رَكْعَتَيْنِ بَعْدَ الجُمُعَةِ يُطِيلُ فِيهِمَا الرُّكُوعَ وَ السُّجُودَ ثُمَّ يَقُولُ:

آن گاه امام علیه السَّلام فرمود: بدان که الفت میان مرد و زن از جانب خداست و دشمنی میان آن ها از شیطان است، تا آن چه را که خداوند حلال کرده ناخوش شمارند.

2 - ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السَّلام به من فرمود: هرگاه یکی از شما تزویج کرد، چه می کند؟

گفتم نمی دانم.

فرمود: چون تصمیم به آن گرفت، باید دو رکعت نماز به جای آورد و خداوند را سپاس گوید، سپس بگوید:

اللَّهُمَّ إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أَتَزَوَّجَ فَقَدِّرْ لِي مِنَ النِّسَاءِ أَعَفَهُنَّ فَرْجاً وَ أَحْفَظَهُنَّ لِي فِي نَفْسِهَا وَ فِي مَالِي وَ أَوْسَعَهُنَّ رِزْقاً وَ أَعْظَمَهُنَّ بَرَكَةً، وَ قَدِّرْ لِي وَلَداً طَيِّباً تَجْعَلُهُ خَلَفاً صَالِحاً فِي حَيَاتِي وَ بَعْدَ مَمَاتِي.

3 - محمّد بن مسلم گوید: امام باقر فرمود:

هر که می خواهد بچه دار شود، دو رکعت نماز بعد از (نماز روز) جمعه بخواند و رکوع و سجود آن را طولانی انجام دهد. آن گاه بگوید:

«اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِمَا سَأَلَكَ بِهِ زَكَرِيَّا إِذْ قَالَ رَبِّ لَا تَذَرْنِي فَرْداً وَ أَنْتَ خَيْرُ الْوَارِثِينَ اللَّهُمَّ هَبْ لِي ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً إِنَّكَ سَمِيعُ الدُّعَاءِ اللَّهُمَّ بِاسْمِكَ اسْتَحْلَلْتُهَا وَ فِي أَمَانَتِكَ أَخَذْتُهَا فَإِنْ قَضَيْتَ فِي رَحِمِهَا وَلَداً فَاجْعَلْهُ غُلاماً وَ لَا تَجْعَلْ لِلشَّيْطَانِ فِيهِ نَصِيباً وَ لَا شِرْكاً».

بخش صدم

چند حدیث نکته دار

(100) بَابُ النَّوَادِرِ

1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ ابْنِ أُذَيْنَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ مَا تَرْوِي هَذِهِ النَّاصِبَةُ؟

فَقُلْتُ : جُعِلْتُ فِدَاكَ ! فِيما ذَا؟

فَقالَ: فِي أَذَانِهِمْ وَ رُكُوعِهِمْ وَ سُجُودِهِمْ.

فَقُلْتُ: إِنَّهُمْ يَقُولُونَ: إِنَّ أَبَيَّ بْنَ كَعْبٍ رَآهُ فِي النَّوْمِ .

«اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِمَا سَأَلَكَ بِهِ زَكَرِيَّا إِذْ قَالَ رَبِّ لَا تَذَرْنِي فَرْداً وَ أَنْتَ خَيْرُ الْوَارِثِينَ اللَّهُمَّ هَبْ لِي ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً إِنَّكَ سَمِيعُ الدُّعَاءِ اللَّهُمَّ بِاسْمِكَ اسْتَحْلَلْتُهَا وَ فِي أَمَانَتِكَ أَخَذْتُهَا فَإِنْ قَضَيْتَ فِي رَحِمِهَا وَلَداً فَاجْعَلْهُ غُلاماً وَ لَا تَجْعَلْ لِلشَّيْطَانِ فِيهِ نَصِيباً وَ لَا شِرْكا».

بخش صدم: چند حدیث نکته دار

1 - عمر بن اذينه گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود این ناصبی ها (دشمنان اهل بیت علیهم السَّلام) چه روایت می کنند؟

عرض کردم: قربانت گردم! در مورد چه چیزی؟

فرمود: در مورد اذان، رکوع و سجودشان.

عرض کردم: آن ها می گویند: ابیّ بن کعب آن ها را در خواب دیده است (یعنی پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله که در خواب او به اذان، رکوع و سجود حکم فرمود).

فَقالَ: كَذَبُوا، فَإِنَّ دِينَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَعَزُّ مِنْ أَنْ يُرَى فِي النَّوْمِ.

قَالَ: فَقالَ لَهُ سَدِيرٌ الصَّيْرَفِيُّ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! فَأَحْدِتْ لَنَا مِنْ ذَلِكَ ذِكْراً .

فَقالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَمَّا عَرَجَ بِنَبِيِّهِ صلَّی اللهُ علیه وآله إِلَى سَمَاوَاتِهِ السَّبْع أم أُولَاهُنَّ فَبَارَكَ عَلَيْهِ، وَ الثَّانِيَةَ عَلَّمَهُ فَرْضَهُ فَأَنْزَلَ اللهُ مَحْمِلاً مِنْ نُورٍ فِيهِ أَرْبَعُونَ نَوْعاً مِنْ أَنْوَاعِ النُّورِ، كَانَتْ مُحْدِقَةً بِعَرْشِ اللهِ تَغْشَى أَبْصَارَ النَّاظِرِينَ أَمَّا وَاحِدٌ مِنْهَا فَأَصْفَرُ، فَمِنْ أَجْلٍ ذَلِكَ اصْفَرَّتِ الصُّفْرَةُ، وَ وَاحِدٌ مِنْهَا أَحْمَرُ، فَمِنْ أجل ذَلِكَ احْمَرَّتِ الحُمْرَةُ، وَ وَاحِدٌ مِنْهَا أَبْيَضُ، فَمِنْ أَجل ذَلِكَ ابْيَضُ الْبَيَاضُ، وَالْبَاقِي عَلَى سَائِرِ عَدَدِ الْخَلْقِ مِنَ النُّورِ وَ الْأَلْوَانِ، فِي ذَلِكَ الْمَحْمِلِ حَلَقٌ وَسَلاَسِلُ مِنْ فِضَّةٍ.

ثُمَّ عَرَجَ بِهِ إِلَى السَّمَاءِ فَنَفَرَتِ الْمَلَائِكَةُ إِلَى أَطْرَافِ السَّمَاءِ وَ خَرَّتْ سُجَّداً وَ قَالَتْ: سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ مَا أَشْبَهَ هَذَا النُّورَ بِنُورِ رَبَّنَا .

آن حضرت فرمود: دروغ می گویند؛ زیرا دین خدا گرامی تر از آن است که در خواب دیده شود.

راوی گوید: سدیر صیرفی به آن حضرت عرض کرد: قربانت گردم! دربارهۀ آن برای ما سخنی بفرما.

امام صادق علیه السَّلام فرمود: وقتی که خداوند عزّوجل پیامبر خود را به آسمان های هفتگانه برد، در نخستین معراج بر آن حضرت (به واسطۀ تعیین جانشینان و اوصیای گرامش علیهم السّلام ) برکت داد ، و در معراج دوم واجبات آن را به او تعلیم داد. خداوند، محملی از نور نازل فرمود که در آن چهل نوع از انواع و اقسام نور بود که پیرامون عرش خداوند را احاطه کرده بودند و دیدگان بینندگان با آن نوازش می شد. یکی از آن ها نور زرد بود و به همین دلیل رنگ زرد، زرد شد. دیگری سرخ بود و به همین سبب رنگ سرخ، سرخ شد، سومی سفید بود و به همین جهت رنگ سفید، سفید شد و بقیّه رنگ ها بر طبق انواع دیگر نورها، و آن رنگ ها در آن محمل مانند حلقه ها و زنجیرهای سیمین بودند.

آن حضرت به آسمان اوّل برده شد. فرشتگان در اطراف آسمان پراکنده شده و به سجده افتادند و گفتند: پاک و منزّه است خداوند! چقدر این نور (پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله) شبیه نور پروردگار ماست!

فَقالَ جَبْرَئِيلُ علیه السَّلام: اللَّهُ أَكْبَرُ اللَّهُ أَكْبَرُ.

ثُمَّ فُتِحَتْ أَبْوَابُ السَّمَاءِ وَ اجْتَمَعَتِ الْمَلَائِكَةُ، فَسَلَّمَتْ عَلَى النَّبِيَّ صلَّى الله عليه وآله أَفْوَاجاً وَ قَالَتْ: يَا مُحَمَّد! كَيْفَ أَخُوكَ ؟ إِذَا نَزَلْتَ فَأَقْرِتْهُ السَّلاَمَ.

قَالَ النَّبِيُّ صلَّی اللهُ علیه وآله: أَفَتَعْرِفُونَهُ؟

قَالُوا: وَكَيْفَ لَا نَعْرِفُهُ؟ وَ قَدْ أُخِذَ مِيثَاقُكَ وَ مِيثَاقُهُ مِنَّا وَ مِيثَاقُ شِيعَتِهِ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ عَلَيْنَا، وَإِنَّا لَتَتَصَفَّحُ وُجُوهَ شِيعَتِهِ فِي كُلِّ يَوْمٍ وَ لَيْلَةٍ خَمْساً _ يَعْنُونَ فِي كُلِّ وَقْتِ صَلَاةٍ _ وَ إِنَّا لَنُصَلِّي عَلَيْكَ وَ عَلَيْهِ.

قَالَ: ثُمَّ زَادَنِي رَبِّي أَرْبَعِينَ نَوْعاً مِنْ أَنْوَاعِ النُّورِ لَا يُشْبِهُ النُّورَ الْأَوَّلَ، وَ زَادَنِي حَلَقاً وَ سَلاَسِلَ وَ عَرَجَ بِي إِلَى السَّمَاءِ الثَّانِيَةِ، فَلَمَّا قَرِبْتُ مِنْ بَابِ السَّمَاءِ الثَّانِيَةِ نَفَرَتِ الْمَلَائِكَةُ إِلَى أَطْرَافِ السَّمَاءِ وَ خَرَّتْ سُجَّداً وَ قَالَتْ: سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلَائِكَةِ وَ الرُّوح مَا أَشْبَهَ هَذَا النُّورَ بِنُورِ رَبَّنَا؟!

جبرئيل علیه السَّلام گفت: الله أكبر الله أكبر.

آن گاه درهای آسمان گشوده شد و فرشتگان گرد آمدند و گروه گروه بر پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله سلام می کردند و می گفتند: ای محمّد! برادرت (علی علیه السَّلام) چگونه است؟ چون به زمین بازگشتی سلام ما را به او برسان.

پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود: آیا او را می شناسید؟

گفتند: چگونه او را نمی شناسیم؟ با این که برای تو، او و شیعیان او تا روز رستاخیز از ما پیمان گرفته شده است، ما هر روز پنج مرتبه _ در اوقات نماز _ به چهرۀ شیعیان می نگریم و بر تو و علی علیه السَّلام درود می فرستیم.

حضرتش فرمود: آن گاه خداوند چهل نور دیگر که هیچ نور دیگر، هیچ شباهتی به آن چهل نور نخستین نداشت، به من عطا فرمود و به همان مقدار نیز به حلقه ها و زنجیرها افزود، و مرا به آسمان دوم عروج داد. وقتی نزدیک دروازۀ آسمان شدم، فرشتگان به اطراف آسمان متفرّق شده و به سجده افتادند و گفتند: پاک و منزّه است پروردگار فرشتگان و روح القدس! چقدر این نور شبیه نور پروردگار ماست؟!

فَقالَ جَبْرَئِيلُ علیه السَّلام: أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ.

فَاجْتَمَعَتِ الْمَلَائِكَةُ وَ قَالَتْ: يَا جَبْرَئِيلُ ! مَنْ هَذَا مَعَكَ؟

قَالَ: هَذَا مُحَمَّدٌ صلَّی اللهُ علیه وآله.

قَالُوا: وَ قَدْ بُعِثَ؟

قَالَ نَعَمْ

قَالَ النَّبِيُّ صلَّی اللهُ علیه وآله: فَخَرَجُوا إِلَيَّ شِبْهَ الْمَعَانِيقِ فَسَلَّمُوا عَلَيَّ وَقَالُوا: أَقْرِيٌّ أَخَاكَ السَّلاَمَ قُلْتُ أَ تَعْرِفُونَهُ قَالُوا: وَكَيْفَ لَا نَعْرِفُهُ؟ وَ قَدْ أُخِذَ مِيثَاقُكَ وَ مِيثَاقَهُ وَ مِيثَاقُ شِيعَتِهِ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ عَلَيْنَا، وَ إِنَّا لَنَتَصَفَّحُ وُجُوهَ شِيعَتِهِ فِي كُلِّ يَوْمٍ وَ لَيْلَةٍ خَمْساً _ يَعْنُونَ فِي كُلِّ وَقْتِ صَلاَةِ _.

قَالَ: ثُمَّ زَادَنِي رَبِّي أَرْبَعِينَ نَوْعاً مِنْ أَنْوَاعِ النُّورِ لَا تُشْبِهُ الْأَنْوَارَ الْأُولَى ثُمَّ عَرَجَ بِي إِلَى السَّمَاءِ الثَّالِثَةِ فَنَفَرَتِ الْمَلَائِكَةُ وَ خَرَّتْ سُجَّداً وَ قَالَتْ: «سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلَائِكَةِ وَالرُّوح» مَا هَذَا النُّورُ الَّذِي يُشبهُ نُورَ رَبَّنَا؟

جبرئیل علیه السَّلام گفت: شهادت می دهم که هیچ معبودی جز خدا نیست، شهادت می دهم که هیچ معبودی جز خدا نیست.

شده و گفتند ای جبرئیل این شخص که همراه توست کیست؟

فرشتگان جمع گفت: محمد صلَّی اللهُ علیه وآله است.

گفتند: آیا به پیامبری مبعوث شده است؟

گفت آری.

پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود: فرشتگان همانند کوه های ریگ به سوی من سرازیر شدند و بر من سلام کردند و گفتند: برادر خود را از جانب ما سلام برسان.

گفتم: آیا او را می شناسید؟

گفتند: چگونه او را نمی شناسیم در حالی که در مورد تو او و شیعیانش تا روز قیامت از ما پیمان گرفته شده است و ما، در هر شبانه روز پنج مرتبه _ به هنگام نماز _ به چهرۀ شیعیان او می نگریم.

پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود: سپس خداوند چهل نوع دیگر از انواع نور به من عنایت فرمود که هیچ شباهتی به نورهای پیشین نداشتند. آن گاه مرا به آسمان سوم بردند. فرشتگان متفرّق شده و به سجده افتادند و گفتند: پاک و منزّه است پروردگار فرشتگان و روح القدس! این چه نوری است که مانند نور پروردگار ماست؟

فَقالَ جَبْرَئِيلُ علیه السَّلام: أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللهِ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللهِ.

فَاجْتَمَعَتِ الْمَلائِكَةُ وَ قَالَتْ: مَرْحَباً بِالْأَوَّلِ وَ مَرْحَباً بِالآخِرِ وَ مَرْحَباً بِالْحَاشِرِ وَمَرْحَباً بِالنَّاشِرِ مُحَمَّدٌ خَيْرُ النَّبِيِّينَ وَ عَلِيٌّ خَيْرُ الْوَصِيِّينَ.

قَالَ النَّبِيُّ صلَّی اللهُ علیه وآله: ثُمَّ سَلَّمُوا عَلَى وَ سَأَلُونِي عَنْ أَخِي.

قُلْتُ: هُوَ فِي الْأَرْضِ أَ فَتَعْرِفُونَهُ؟

قَالُوا: وَ كَيْفَ لَا نَعْرِفُهُ؟ وَ قَدْ نَحُجُّ الْبَيْتَ الْمَعْمُورَ كُلَّ سَنَةٍ، وَ عَلَيْهِ رَقٌ أَبْيَضُ فِيهِ اسْمُ مُحَمَّدٍ وَ اسْمُ عَلِي وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ وَ الْأَئِمَّةِ وَ شِيعَتِهِمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ، وَ إِنَّا لَنُبَارِكُ عَلَيْهِمْ كُلَّ يَوْمٍ وَلَيْلَةٍ خَمْساً - يَعْنُونَ فِي وَقْتِ كُلِّ صَلَاةٍ - وَ يَمْسَحُونَ رُهُ وسَهُمْ بِأَيْدِيهِمْ.

جبرئیل علیه السَّلام :گفت گواهی می دهم که محمد صلَّی اللهُ علیه وآله رسول خداست، گواهی می دهم که محمد صلَّی اللهُ علیه وآله رسول خداست.

پس فرشتگان جمع شده و گفتند: خوش آمدی ای اوّلین مخلوق و آخرین پیامبر و خوش آمدی ای جمع کنندۀ کمالات و ای نشر دهندۀ آن (در اوصیا و جانشینان خویش) محمد صلَّی اللهُ علیه وآله بهترین پیامبران و علی علیه السَّلام بهترین اوصیا و جانشینان است.

پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود: آن گاه فرشتگان بر من سلام کرده و از حال برادرم ( علی علیه السَّلام) پرسیدند.

گفتم: او در زمین ،است، آیا او را می شناسید؟

گفتند: چگونه او را نمی شناسیم در حالی که هر سال حجّ بیت المعمور را به جا می آوریم و بر آن صحیفۀ سفیدی است که تا روز قیامت در آن، نام محمد، علی، حسن، حسین و أئمه علیهم السَّلام و شیعیان آن ها است و ما، در هر شبانه روز پنج بار _ به هنگام نماز _ بر آن ها برکت فرود می آوریم، و دست های خود را به سرهایشان می کشند.

قَالَ: ثُمَّ زَادَنِي رَبِّي أَرْبَعِينَ نَوْعاً مِنْ أَنْوَاعِ النُّورِ، لَا تُشْبِهُ تِلْكَ الْأَنْوَارَ الْأُولَى، ثُمَّ عَرَجَ بِي حَتَّى انْتَهَيْتُ إِلَى السَّمَاءِ الرَّابِعَةِ، فَلَمْ تَقُلِ الْمَلَائِكَةُ شَيْئاً وَ سَمِعْتُ دَوِياً كَأَنَّهُ فِي الصُّدُورِ، فَاجْتَمَعَتِ الْمَلائِكَةُ فَفُتِحَتْ أَبْوَابُ السَّمَاءِ وَ خَرَجَتْ إِلَيَّ شِبْهَ الْمَعَانِيقِ .

فَقالَ جَبْرَئِيلُ علیه السَّلام: «حَيَّ عَلَى الصَّلَاةِ، حَيَّ عَلَى الصَّلَاةِ، حَيَّ عَلَى الْفَلَاحِ، حَيَّ عَلَى الْفَلَاحِ».

فَقَالَتِ الْمَلائِكَةُ: صَوْتَانِ مَفْرُونَانِ مَعْرُوفَانِ.

فَقالَ جَبْرَئِيلُ علیه السَّلام: «قَدْ قَامَتِ الصَّلَاةُ، قَدْ قَامَتِ الصَّلَاةُ».

فَقَالَتِ الْمَلَائِكَةُ: هِيَ لِشِيعَتِهِ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ.

ثُمَّ اجْتَمَعَتِ الْمَلائِكَةُ وَ قَالَتْ: كَيْفَ تَرَكْتَ أَخَاكَ؟

فَقُلْتُ لَهُمْ: وَ تَعْرِفُونَهُ؟

پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود: آن گاه پروردگارم چهل نوع دیگر از انواع نور به من عطا فرمود که هیچ شباهتی به نورهای پیشین نداشتند. از آن مرا به آسمان چهارم بردند و فرشتگان سخنی نمی گفتند و فقط صداهایی می شنیدم که گویی در سینه ها بود. فرشتگان گرد آمدند و درهای آسمان گشوده شد و مانند توده های ریگ به سوی من سرازیر شدند.

جبرئیل علیه السَّلام گفت: «حىّ على الصلاة، حیّ على الصلاة، حى على الفلاح، حىّ على الفلاح».

فرشتگان گفتند: دو صدای معروفند که به هم نزدیکند.

جبرئيل علیه السَّلام گفت: «قد قامت الصلاة، قد قامت الصلاة».

فرشتگان گفتند: این تا روز قیامت برای شیعیان اوست.

آن گاه فرشتگان جمع شده و گفتند: برادر خود را در چه حال گذاردی؟

به آن ها گفتم: او را می شناسید؟

قَالُوا نَعْرفُهُ وَ شِيعَتَهُ، وَ هُمْ نُورٌ حَوْلَ عَرْشِ اللهِ ، وَإِنَّ فِي الْبَيْتِ الْمَعْمُورِ لَرَقّاً مِنْ نُورٍ فِيهِ كِتَابٌ مِنْ نُورٍ فِيهِ اسْمُ مُحَمَّدٍ وَ عَلِى وَ الْحَسَن وَالْحُسَيْن والأئمة علیهم السَّلام وَ شِيعَتِهِمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ لَا يَزِيدُ فِيهِمْ رَجُلٌ وَ لَا يَنْقُصُ مِنْهُمْ رَجُلٌ وَإِنَّهُ لمِيثَاقُنَا وَإِنَّهُ لَيُقْرَأُ عَلَيْنَا كُلَّ يَوْم جُمُعَةٍ.

ثُمَّ قِيلَ لِي: ارْفَعْ رَأْسَكَ يَا مُحَمَّدً!

فَرَفَعْتُ رَأْسِي، فَإِذَا أَطْبَاقُ السَّمَاءِ قَدْ خُرِقَتْ وَ الْحُجُبُ قَدْ رُفِعَتْ.

ثُمَّ قَالَ لِي: طَاطِقْ رَأْسَكَ انْظُرْ مَا تَرَى؟

فَطَاطَأْتُ رَأْسِي، فَنَظَرْتُ إِلَى بَيْتٍ مِثْلِ بَيْتِكُمْ هَذَا وَ حَرَمٍ مِثْلِ حَرَمِ هَذَا الْبَيْتِ لَوْ أَلْقَيْتُ شَيْئاً مِنْ يَدِي لَمْ يَقَعْ إِلَّا عَلَيْهِ.

فَقِيلَ لِي: يَا مُحَمَّدُ! إِنَّ هَذَا الْحَرَمُ وَ أَنْتَ الْحَرَامُ وَ لِكُلِّ مِثْلِ مِثَالٌ.

ثُمَّ أَوْحَى اللَّهُ إِلَيَّ: يَا مُحَمَّدً! ادْنُ مِنْ صَادٍ، فَاغْسِلْ مَسَاجِدَكَ وَ طَهَّرْهَا وَصَلِّ لِرَبِّكَ.

گفتند: او و شیعیانش را می شناسیم. آنها نورهایی در گرد عرش خدا هستند، و همانا در بیت المعمور صحیفه ای از نور است که در آن صحیفه، نوشته ای از نور می باشد و تا روز قیامت در آن نام محمّد، علی، حسن، حسین و ائمه علیهم السَّلام و شیعیان ایشان مکتوب است و شخصی از آن کم و زیاد نخواهد شد و آن نوشته پیمان ماست که در هر روز جمعه برای ما خوانده می شود.

آن گاه به من گفتند: ای محمّد! سر خود را بالا کن.

سر خود را بالا بردم، دیدم که همۀ طبقات آسمان ها شکافته شده و تمام حجاب ها برداشته شده است.

سپس به من گفت: سر خود را فرود آور و نگاه کن که چه می بینی؟

سر خود را فرود آوردم خانه ای مانند خانۀ شما و حرمی مانند حرم این خانه دیدم که اگر چیزی را از دست خود می افکندم، نمی افتاد مگر بر آن.

به من گفتند: ای محمد! این، حرم است و تویی محترم و برای هر چیز نمونه ای است.

آن گاه خداوند به سوی من وحی فرمود که ای محمّد! به چشمۀ صاد نزدیک شو و مواضع (هفت گانه) سجدۀ خود را بشوی و پاکیزه کن و برای پروردگار خویش نماز بخوان.

فَدَنَا رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله مِنْ صَادٍ ، وَ هُوَ مَاءٌ يَسِيلُ مِنْ سَاقِ الْعَرْشِ الْأَيْمَنِ، فَتَلَقَّى رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله الْمَاءَ بِيَدِهِ الْيُمْنَى، فَمِنْ أَجْلِ ذَلِكَ صَارَ الْوُضُوءُ بِالْيَمِينِ.

ثُمَّ أَوْحَى اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَيْهِ أَنِ اغْسِلْ وَجْهَكَ، فَإِنَّكَ تَنْظُرُ إِلَى عَظَمَتِي، ثُمَّ اغْسِلْ ذِرَاعَيْكَ الْيُمْنَى وَ الْيُسْرَى، فَإِنَّكَ تَلَقَّى بِيَدِكَ كَلَامِي، ثُمَّ امْسَحْ رَأْسَكَ بِفَضْلِ مَا بَقِيَ فِي يَدَيْكَ مِنَ الْمَاءِ وَ رِجْلَيْكَ إِلَى كَعْبَيْكَ، فَإِنِّي أُبَارِكُ عَلَيْكَ وَ أُوطِئُكَ مَوْطِئاً لَمْ يَطَأَهُ أَحَدٌ غَيْرُكَ، فَهَذَا عِلَّةُ الْأَذَانِ وَ الْوُضُوءِ.

ثُمَّ أَوْحَى اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَيْهِ: يَا مُحَمَّدُ! اسْتَقْبِلِ الْحَجَرَ الْأَسْوَدَ وَ كَبِّرْنِي عَلَى عَدَدِ حُجُبِي. فَمِنْ أَجْلِ ذَلِكَ صَارَ التَّكْبِيرُ سَبْعاً، لِأَنَّ الْحُجُبَ سَبْعٌ، فَافْتَتِحْ عِنْدَ انْقِطَاع الْحُجُبِ فَمِنْ أَجْلٍ ذَلِكَ صَارَ الإِفْتِتَاحُ سُنَّةً وَ الْحُجُبُ مُتَطَابِقَةٌ بَيْنَهُنَّ بِحَارُ النُّورِ،

رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله به چشمۀ صاد که _ آبی است که از پایین عرش جاری می شود _ نزدیک شد و آن حضرت آب را با دست راست بر گرفت و به همین دلیل آب برداشتن برای وضو به دست راست سنّت شد.

پس از آن خدای عزّوجل وحی فرمود که صورت خود را بشوی؛ زیرا تو به بزرگی آثار قدرت نگاه می کنی، سپس دو دست راست و چپ خویش را شست و شو ده؛ زیرا که تو با دست خود کلام مرا بر می گیری، و آن گاه با تری ماندۀ در دو دستت، سر خود و دو پای خویش را تا برآمدگی پا مسح کن، که من برکتی را بر تو فرود می آورم و تو را به مقامی می رسانم که کسی جز تو به آن جا گام ننهاده است.

بنابر این، علّت و سبب اذان و وضو این است (نه آن چه که مخالفان می گویند).

سپس خداوند به آن حضرت وحی فرمود که ای محمّد! رو به حجر الأسودكن و مرا به عدد آسمان هایم به بزرگی یاد کن.

و به همین سبب، هفت تکبیر سنّت شد؛ زیرا که شمار آسمان ها هفت است. و پس از تمام شدن هفت تکبیر، تکبیر افتتاح را گوی، و به همین علّت تکبیر افتتاح سنّت شد، و آسمان ها به یکدیگر متّصلند و در میان آن ها دریاهای نور است،

وَ ذَلِكَ النُّورُ الَّذِي أَنْزَلَهُ اللهُ عَلَى مُحَمَّدٍ صلَّی اللهُ علیه وآله، فَمِنْ أَجْلٍ ذَلِكَ صَارَ الِافْتِتَاحُ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ، لافْتِتَاحِ الْحُجُبِ ثَلاَثَ مَرَّاتٍ، فَصَارَ التَّكْبِيرُ سَبْعاً وَ الِافْتِتَاحُ ثَلاثاً، فَلَمَّا فَرَغَ مِنَ التَّكْبِيرِ وَ الِافْتِتَاحِ أَوْحَى اللَّهُ إِلَيْهِ سَمَّ بِاسْمِي، فَمِنْ أَجْلِ ذَلِكَ جُعِلَ بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ فِي أَوَّلِ السُّورَةِ.

أوحى اللهُ إِلَيْهِ أَنِ احْمَدْنِي، فَلَمَّا قَالَ: (الحَمْدُ لِلهِ رَبِّ الْعالَمينَ).

قَالَ النَّبِيُّ صلَّی اللهُ علیه وآله فِي نَفْسِهِ: «شُكْراً».

فَأَوْحَى اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَيْهِ: قَطَعْتَ حَمْدِي، فَسَمٌ بِاسْمِي.

فَمِنْ أَجْلِ ذَلِكَ جُعِلَ فِي الْحَمْدِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ مَرَّتَيْنِ، فَلَمَّا بَلَغَ (وَ لَا الضَّالِّينَ).

قَالَ النَّبِيُّ صلَّی اللهُ علیه وآله: «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ شُكْراً».

فَأَوْ حَى اللَّهُ إِلَيْهِ: قَطَعْتَ ذِكْرِي فَسَمٌ بِاسْمِي.

فَمِنْ أَجْلٍ ذَلِكَ جُعِلَ بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ فِي أَوَّلِ السُّورَةِ.

ثُمَّ أَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَيْهِ : اقْرَأْ يَا مُحَمَّدُا نِشَبَةَ رَبِّكَ تَبَارَكَ وَتَعَالَى (قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ * اللهُ الصَّمَدُ * لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ * وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ).

و این همان نوری است که خداوند (چهار بار، هم چنان که بیان شد) آن را بر محمد صلَّی اللهُ علیه وآله نازل فرمود، و به همین دلیل افتتاح سه مرتبه شد، برای این که سه بار درهای آسمان برای نازل شدن نور بر آن حضرت گشوده شد، پس تکبیر هفت بار و افتتاح سه بار تشریع شد، و چون از تکبیر و افتتاح فارغ شد، خداوند به آن حضرت وحی فرمود که مرا به نامم بخوان.

به همین سبب (بسم الله الرّحمن الرّحیم) در آغاز سوره قرار داده شد.

سپس وحی فرمود که مرا حمد و سپاس گوی، و چون آن حضرت گفت: (الحمد لله ربّ العالمین)، در دل خود گفت: «شكراً».

خداوند به آن حضرت وحی فرمود که حمد مرا بریدی پس مرا به نامم بخوان، و به همین سبب در سورۀ حمد، دوبار: (الرّحمان الرّحيم) قرار داده شد، و چون به (ولا الضّالین) رسید پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود: «الحمد لله ربّ العالمين شكراً».

خداوند به او وحی فرمود که ذکر و یاد مرا بریدی. پس مرا به نامم بخوان، و به همین سبب (بسم الله الرّحمن الرحيم) در آغاز سوره نیز قرار داده شد.

آن گاه خداوند عزَّوجل وحی فرمود که ای محمّد! نسبت پروردگار تبارک و تعالی خود را (که سورۀ (قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ * اللهُ الصَّمَدُ * لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ * وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ) است) بخوان.

ثُمَّ أَمْسَكَ عَنْهُ الْوَحْيَ فَقالَ: رَسُولُ اللهِ صلَّى الله عليه وآله: «الْوَاحِدُ الْأَحَدُ الصَّمَدُ».

فَأَوْحَى اللَّهُ إِلَيْهِ: (لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ وَلَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ).

أَمْسَكَ عَنْهُ الْوَحْيَ فَقالَ رَسُولُ اللَّهِ صلَّی اللهُ علیه وآله «كَذَلِكَ اللَّهُ، كَذَلِكَ اللَّهُ رَبُّنَا».

فَلَمَّا قَالَ ذَلِكَ، أَوْ حَى اللَّهُ إِلَيْهِ: ارْكَعْ لِرَبِّكَ يَا مُحَمَّدُ!

فَرَكَعَ، فَأَوْحَى اللَّهُ إِلَيْهِ وَ هُوَ رَاكِعٌ قُلْ: «سُبْحَانَ رَبِّيَ الْعَظِيمِ».

فَفَعَلَ ذَلِكَ ثَلاثاً، ثُمَّ أَوْحَى اللَّهُ إِلَيْهِ أَنِ ارْفَعْ رَأْسَكَ يَا مُحَمَّدً!

فَفَعَلَ رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله فَقَامَ مُنتَصِباً، فَأَوْحَى اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَيْهِ أَنِ اسْجُدْ لِرَبِّكَ يَا مُحَمَّدُ !

فَخَرَّ رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله سَاجِداً ، فَأَوْحَى اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَيْهِ قُلْ «سُبْحَانَ رَبِّيَ الْأَعْلَى» فَفَعَلَ ذَلِكَ ثَلاثاً.

ثُمَّ أَوْ حَى اللَّهُ إِلَيْهِ: اسْتَو جَالِساً يَا مُحَمَّدُ!

خداوند وحی را از او باز داشت تا این که آن سوره را تا پایان خواند، پس رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود: «الواحد الأحد الصمد».

خداوند به او وحی فرمود: (لم یلد، و لم یولد، و لم يكن له كفواً أحد).

سپس وحی را از او باز داشت. رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود: «كذلك الله كذلك الله ربّنا».

چون این کلام را گفت، خداوند به سوی او وحی فرمود که ای محمّد! برای پروردگار خویش رکوع کن.

وقتی رکوع کرد، در حال رکوع به او وحی فرمود که بگو: «سبحان ربّی العظيم» ، حضرتش سه بار آن را گفت.

سپس خداوند وحی فرمود که ای محمّد! سر خود را بلند کن!

رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله راست ایستاد و خداوند به او وحی فرمود که ای محمّد! برای پروردگار خویش سجده کن.

رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله به سجده افتاد، و خداوند عزَّوجل به او وحی فرمود که بگو: «سبحان ربّی الأعلى» و آن را نیز سه بار گفت.

پس از آن خداوند به او وحی فرمود که ای محمّد! راست بنشین.

فَفَعَلَ، فَلَمَّا رَفَعَ رَأْسَهُ مِنْ سُجُودِهِ وَ اسْتَوَى جَالِسًا نَظَرَ إِلَى عَظَمَتِهِ تَجَلَّتْ لَهُ، فَخَرَّ سَاجِداً مِنْ تِلْقَاءِ نَفْسِهِ لَا لِأَمْرِ أُمِرَ بِهِ، فَسَبَّحَ أَيْضاً ثَلَاثَاً.

فَأَوْحَى اللَّهُ إِلَيْهِ انْتَصِبْ قَائِماً ، فَفَعَلَ فَلَمْ يَرَ مَا كَانَ رَأَى مِنَ الْعَظَمَةِ. فَمِنْ أَجْلٍ ذَلِكَ صَارَتِ الصَّلَاةُ رَكْعَةً وَ سَجْدَتَيْن.

ثُمَّ أَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَيْهِ: بِالْحَمْدِ لِلَّهِ.

فَقَرَأَهَا مِثْلَ مَا قَرَأَ أَوَّلاً ثُمَّ أَوْ حَى اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَيْهِ اقْرَأْ (إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ) فَإِنَّهَا نِسْبَتُكَ وَنِسْبَةُ أَهْلِ بَيْتِكَ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ.

وَ فَعَلَ فِي الرُّكُوعِ مِثْلُ مَا فَعَلَ فِي الْمَرَّةِ الأُولَى، ثُمَّ سَجَدَ سَجْدَةً وَاحِدَةً فَلَمَّا رَفَعَ رَأْسَهُ تَجَلَّتْ لَهُ الْعَظَمَهُ فَخَرَّ سَاجِداً مِنْ تِلْقَاءِ نَفْسِهِ لَا لِأَمْرِ أُمِرَ بِهِ فَسَبَّحَ أَيْضاً.

ثُمَّ أَوْحَى اللَّهُ إِلَيْهِ ارْفَعْ رَأْسَكَ يَا مُحَمَّدً! ثَبَّتَكَ رَبُّكَ.

فَلَمَّا ذَهَبَ لِيَقُومَ قِيلَ: يَا مُحَمَّدُ! اجْلِسٌ.

او نیز چنین کرد، و چون سر از سجده برداشت و راست نشست، به عظمت پروردگار که_ برای او آشکار شد _ نظر کرد و باز از پیش خود _ نه به امر و فرمانی _ به سجده افتاد و سه بار تسبیح گفت.

پس خداوند به او وحی فرمود که راست بایست. چون چنین کرد، آن عظمت را ندید و به همین سبب در نماز (در هر رکعت) یک رکوع و دو سجده مقرّر شد.

آن گاه خدای عزَّوجل وحی فرمود که سورۀ حمد را بخوان!

حضرتش همان طوری که بار اوّل خوانده بود آن را خواند.

سپس وحی فرمود که سوره (انّا أنزلناه) را بخوان، زیرا این سوره نسبت تو و اهل بیت تو تا روز قیامت است (یعنی تشخیص امام حق از باطل به تصدیق مضمون این سوره می شود).

و در رکوع همان کاری انجام داد که بار اوّل انجام داده بود، و آن گاه یک سجده کرد و چون سر از سجده برداشت، همان عظمت برای او آشکار شد و باز از پیش خود _ نه به امری که به او شده باشد _ به سجده افتاد و تسبیح گفت.

سپس خداوند وحی فرمود که ای محمّد! سر خود را بالا کن، پروردگارت تو را ثابت قدم کرد.

چون خواست بر خیزد، گفته شد: ای محمّدّ! بنشین.

فَجَلَسَ فَأَوْحَى اللَّهُ إِلَيْهِ: يَا مُحَمَّدً! إِذَا مَا أَنْعَمْتُ عَلَيْكَ فَسَمْ بِاسْمِي، فَأَلْهِمَ أَنْ قَالَ: «بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَالْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى كُلُّهَا لِلَّهِ».

ثُمَّ أَوْحَى اللَّهُ إِلَيْهِ: يَا مُحَمَّدُ! صَلِّ عَلَى نَفْسِكَ وَ عَلَى أَهْلِ بَيْتِكَ.

فَقالَ: صَلَّى اللهُ عَلَى وَ عَلَى أَهْلِ بَيْتِي.

وَ قَدْ فَعَلَ ثُمَّ الْتَفَتَ ، فَإِذَا بِصُفُوفِ مِنَ الْمَلَائِكَةِ وَ الْمُرْسَلِينَ وَ النَّبِيِّينَ فَقِيلَ: يَا مُحَمَّدًا سَلّمْ عَلَيْهِمْ.

فَقالَ: «السَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَةُ اللهِ وَبَرَكَاتُهُ».

فَأَوْحَى اللَّهُ إِلَيْهِ أَنَّ السَّلاَمَ وَ التَّحِيَّةَ وَ الرَّحْمَةَ وَالْبَرَكَاتِ أَنْتَ وَ ذُرِّيَّتُكَ.

ثُمَّ أَوْحَى اللهُ إلَيْهِ أَنْ لَا يَلْتَفِتَ يَسَاراً وَ أَوَّلُ آيَةٍ سَمِعَهَا بَعْدَ (قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ) وَ (إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ) آيَةً أَصْحَابِ الْيَمِينِ وَ أَصْحَابِ الشِّمَالِ، فَمِنْ أَجْلِ ذَلِكَ كَانَ السَّلامُ وَاحِدَةً تُجَاهَ الْقِبْلَةِ وَ مِنْ أَجْلِ ذَلِكَ كَانَ التَّكْبِيرُ فِي السُّجُودِ شُكْراً.

حضرتش نشست. خداوند به او وحی فرمود که ای محمّد! هر گاه نعمتی به تو دادم، نام مرا بخوان، و به آن حضرت الهام شد تا این که گفت: «بِسْمِ اللهِ وَ بِاللَّهِ وَ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى كُلُّهَا لِلَّهِ».

آن گاه خداوند وحی فرمود که ای محمّد! بر خود و اهل بیت خود درود فرست.

پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله چنین کرد و گفت خداوند درود فرستد بر من و بر اهل بیت من.

این کار را انجام داد، سپس (به جانب راست خویش) نگاه کرد و صف هایی از فرشتگان ، پیامبران و رسولان را دید. به او گفته شد: ای محمّد! بر ایشان سلام کن.

فرمود: «السَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ» خداوند و حی فرمود که سلام، تحیت، رحمت و برکات، تو و ذریّه تو می باشند.

پس از آن وحی فرمود که به جانب چپ خویش نظر مکن، و نخستین آیه ای که بعد از (قل هو الله أحد) و (إنّا أنزلناه) شنيد، آیۀ اصحاب یمین و اصحاب شمال بود و به همین یک سلام به جانب قبله می باشد و تکبیر (بعد از سلام نماز) در سجده برای شکر آن نعمت است.

وَ قَوْلُهُ: «سَمِعَ اللهُ لِمَنْ حَمِدَهُ»، لأنَّ النَّبِيَّ صلَّى الله عليه وآله سَمِعَ ضَجَّةَ الْمَلَائِكَةِ بِالتَّسْبِيحِ وَ التَّحْمِيدِ وَ التَّهْلِيل . فَمِنْ أَجْلٍ ذَلِكَ قَالَ «سَمِعَ اللَّهُ لِمَنْ حَمِدَهُ» وَ مِنْ أَجْلِ صَارَتِ الرَّكْعَتَانِ الْأُولَيَانِ كُلَّمَا أَحْدَثَ فِيهِمَا حَدَثَا كَانَ عَلَى صَاحِبِهِمَا إِعَادَتُهُمَا.

فَهَذَا الْفَرْضُ الْأَوَّلُ . فِي صَلاَةِ الزَّوَالِ يَعْنِي صَلاَةَ الظَّهْرِ.

2 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ رَبِيعِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْمُسْلِيِّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سُلَيْمَانَ الْعَامِرِيِّ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:

لَمَّا عُرِجَ بِرَسُولِ اللهِ صلَّى الله عليه وآله َزَلَ بِالصَّلاَةِ عَشْرَ رَكَعَاتٍ رَكْعَتَيْنِ رَكْعَتَيْنِ.

فَلَمَّا وُلِدَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ علیها السَّلام زَادَ رَسُولُ اللهِ صلَّى الله عليه وآله سَبْعَ رَكَعَاتٍ شُكراً لِلَّهِ، فَأَجَازَ اللهُ لَهُ ذَلِكَ وَ تَرَكَ الْفَجْرَ لَمْ يَزِدْ فِيهَا لِضِيقِ وَقْتِهَا، لِأَنَّهُ تَحْضُرُهَا مَلَائِكَةُ اللَّيْلِ وَ مَلَائِكَةُ النَّهَارِ، فَلَمَّا أَمَرَهُ اللهُ بِالتَّقْصِيرِ فِي السَّفَرِ وَضَعَ عَنْ أُمَّتِهِ سِتَّ رَكَعَاتٍ وَ تَرَكَ الْمَغْرِبَ لَمْ يَنْقُصْ مِنْهَا شَيْئاً وَ إِنَّمَا يَجِبُ السَّهْوُ فِيمَا زَادَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم فَمَنْ شَكٍّ فِي أَصْلِ الْفَرْضِ فِي الرَّكْعَتَيْنِ الْأَوَّلَتَيْنِ اسْتَقْبَلَ صَلاتَهُ.

و این که پیامبر صلَّى الله عليه وآله فرمود: «سمع الله لمن حمده» چون آن حضرت ناله و فریاد فرشتگان را به گفتن «سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله» شنیده بود، به همین دلیل فرمود: «سمع الله لمن حمده» و به همین جهت اگر در دو رکعت اوّل نماز مشکل (و شکّی) واقع شود، بر نمازگزار لازم است که آن را اعاده کند.

از این رو این نخستین فرض در نماز زوال بوده است. که مقصود آن حضرت نماز ظهر است.

2 - عبد الله بن سلیمان عامری گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:

وقتی که رسول خدا صلَّى الله عليه وآله به معراج برده شد، ده رکعت نماز با خود آورد که هر نمازی دو رکعت بود، و چون حسن و حسین علیها السَّلام متولّد شدند، رسول خدا صلَّى الله عليه وآله به شکرانه و سپاس خداوند، هفت رکعت بر آن ها افزود و خداوند نیز اجازه داد، و فقط نماز صبح را به حال خود گذارد و به علّت تنگی وقت آن، چیزی به آن اضافه نفرمود؛ زیرا فرشتگان شب و فرشتگان روز به هنگام فریضهٔ صبح حاضر می شوند، و هنگامی که خداوند به نماز قصر در سفر امر فرمود، شش رکعت را از امّت ساقط کرد و نماز مغرب را واگذارد و از آن چیزی کم نکرد. شکّ و سهو در آن چیزی است که رسول خدا صلَّى الله عليه وآله افزوده است. پس کسی که در اصل فرض نماز _ که دو رکعت اوّل هر نماز است _ شکّ کند، باید نماز خود را از سر گیرد.

3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ عَائِدٍ الْأَحْمَسِيِّ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام وَأَنا أُرِيدُ أَنْ أَسْأَلَهُ عَنْ صَلاةِ اللَّيْلِ فَقُلْتُ : السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ رَسُولِ اللهِ!

فَقالَ: وَ عَلَيْكَ السَّلاَمُ إِي وَ اللَّهِ! إِنَّا لَوُلْدُهُ وَ مَا نَحْنُ بِذَوِي قَرَابَتِهِ. ثَلَاثَ مَرَّاتٍ قَالَهَا.

ثُمَّ قَالَ مِنْ غَيْر أَنْ أَسْأَلَهُ: إِذَا لَقِيتَ اللهَ بِالصَّلَوَاتِ الْخَمْسِ الْمَفْرُوضَاتِ لَمْ يَسْأَلُكَ عَمَّا سِوَى ذَلِكَ.

4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ أَبِي إِسْمَاعِيلَ السَّرَّاج عَنْ هَارُونَ بْنِ خَارِجَةَ قَالَ: ذَكَرْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام رَجُلاً مِنْ أَصْحَابِنَا فَأَحْسَنْتَ عَلَيْهِ الثَّنَاءَ.

فَقَالَ لِي: كَيْفَ صَلاتُهُ؟

3 - عائذ احمسی گوید: خدمت امام صادق علیه السَّلام شرف یاب شدم می خواستم از آن حضرت دربارهۀ نماز شب بپرسم. عرض کردم سلام بر تو ای فرزند رسول خدا!

فرمود: و سلام بر تو باد، بلی به خدا سوگند! اما فرزندان او هستیم، خویشان او نیستیم.

حضرتش سه بار این سخن را تکرار فرمود. آن گاه پیش از آن که پرسشی کنم، فرمود: هنگامی که خدا را با نمازهای پنج گانه ملاقات کنی، خدای متعال از تو دربارۀ احکام دیگر سؤال نخواهد فرمود.

4 - هارون بن خارجه گوید: خدمت امام صادق علیه السَّلام در مورد یکی از دوستانم یاد کرده و خوبی های او را گفتم.

فرمود: نماز او چطور است؟

5 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنِ السَّيَّارِيِّ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ أَبِي قُرَّةَ رَفَعَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ: سُئِلَ عَن الْخَمْسِينَ وَالْوَاحِدِ رَكْعَةٌ.

لا فَقالَ: إِنَّ سَاعَاتِ النَّهَارِ اثْنَتَا عَشْرَةَ سَاعَةً وَ سَاعَاتِ اللَّيْلِ اثْنَتَا عَشْرَةَ سَاعَةً وَمِنْ طُلُوعِ الْفَجْرِ إِلَى طُلُوعِ الشَّمْسِ سَاعَةٌ ، وَ مِنْ غُرُوبِ الشَّمْسِ إِلَى غُرُوبِ الشَّفَقِ غَسَقٌ، وَلِكُلِّ سَاعَةٍ رَكْعَتَانِ وَ لِلْغَسَقِ رَكْعَةٌ.

6 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ رَفَعَهُ قَالَ قِيلَ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام لِمَ صَارَ الرَّجُلُ يَنْحَرِفُ فِي الصَّلاةِ إِلَى الْيَسَارِ.

فَقالَ: لِأَنَّ لِلكَعْبَةِ سِتَّةَ حُدُودٍ أَرْبَعَةٌ مِنْهَا عَنْ يَسَارِكَ، وَ اثْنَانِ مِنْهَا عَلَى يَمِينِكَ، فَمِنْ أَجْلِ ذَلِكَ وَقَعَ التَّحْرِيفُ إِلَى الْيَسَارِ.

7 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: مَنْ تَنَفَّلَ مَا بَيْنَ الْجُمُعَةِ إِلَى الْجُمُعَةِ خَمْسَمِائَةِ رَكْعَةٍ فَلَهُ عِنْدَ اللَّهِ مَا شَاءَ إِلَّا أَنْ يَتَمَنَّى مُحَرَّماً.

5 - فضل بن ابی قرّه در روایت مرفوعه ای گوید: از امام صادق علیه السَّلام دربارۀ علت پنجاه و یک رکعت شدن نمازها پرسیدند.

فرمود ساعت های روز، دوازده ساعت و ساعت های شب نیز دوازده ساعت است ، و از طلوع فجر صادق تا طلوع آفتاب یک ساعت، و از غروب آفتاب تا غروب سرخی مغرب تاریکی اوّل شب است. پس برای هر ساعتی، دو رکعت نماز است و برای تاریکی اوّل شب نیز یک رکعت نماز است.

6 - علی بن محمّد در روایت مرفوعه ای گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتند: چرا انسان در نماز به جانب چپ منحرف می شود؟

فرمود: برای این که کعبه شش جهت دارد: چهار جهت آن در طرف چپ تو دو جهت آن در طرف راست توست و به همین سبب منحرف شدن به جانب چپ است.

7 - سکونی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

هر که میان دو جمعه پانصد رکعت نماز نافله بخواند، هر چه بخواهد، نزد خداوند برای او مهیّا است، مگر آن که آرزوی چیزی حرام بنماید.

8 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

إِنَّ الْعَبْدَ يَقُومُ فَيَقْضِي النَّافِلَةَ فَيُعَجِّبُ الرَّبُّ مَلائِكَتَهُ مِنْهُ فَيَقُولُ: يَا مَلاَئِكَتِي! عَبْدِي يَقْضِي مَا لَمْ أَفْتَرضْ عَلَيْهِ.

9 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ سَعْدَانَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

شَرَفُ الْمُؤْمِن صَلاتُهُ بِاللَّيْلِ، وَعِزُّ الْمُؤْمِن كَفَّهُ عَنْ أَعْرَاضِ النَّاسِ.

10 - أَبُو عَلى الأَشْعَرِيٌّ عَنْ مُحَمَّدِ بْن عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ هَارُونَ بْنِ خَارِجةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

الصَّلاَةُ وُكُلَ بهَا مَلَكَ لَيْسَ لَهُ عَمَلٌ غَيْرُهَا، فَإِذَا فُرغَ مِنْهَا قَبَضَهَا ثُمَّ صَعِدَ بِهَا، فَإِنْ كَانَتْ مِمَّا تُقْبَلُ قُبِلَتْ وَ إِنْ كَانَتْ مِمَّا لَا تُقْبَلُ قِيلَ لَهُ: رُدَّهَا عَلَى عَبْدِي.

فَيَنْزِلُ بِهَا حَتَّى يَضْربَ بِهَا وَجْهَهُ ثُمَّ يَقُولُ: أَي لَكَ ! مَا يَزَالُ لَكَ عَمَلٌ يَعْنِينِي.

8 - عبدالله بن سنان گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

به راستی که وقتی بنده بر می خیزد و نماز نافلۀ خود را قضا می کند؛ پروردگار، فرشتگان خود را از عمل او به شگفت می آورد و می فرماید: ای فرشتگان من! بنده ام چیزی را قضا می کند که بر او فرض و واجب نکرده ام.

9 - عبدالله بن سنان گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

شرافت مؤمن نماز خواندن او به هنگام شب است و عزّت و شکوه او خودداری از (بین بردن) آبروی مردم است.

10 - هارون بن خارجه گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

فرشته ای بر نماز گماشته شده که کاری جز آن ندارد، و آن گاه که نماز گزار نمازش را به پایان رساند، فرشته نماز را بر می گیرد و به بالا می برد. اگر از اعمالی باشد که قبول می شود، پذیرفته خواهد شد، ولی اگر از اعمالی باشد که قبول نمی شود، به آن فرشته گفته می شود: آن را به بنده ام باز گردان.

فرشته آن را فرود می آورد تا این که آن را به صورت او می زند و می گوید: وای بر تو! همیشه عملی داری که مرا آزار می دهد.

11 - مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِيِّ عَنِ الْقَدَّاحِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

جَاءَ رَجُلٌ إِلَى النَّبِيِّ صلَّى الله عليه وآله فَقَالَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ! أَوْصِنِي .

فَقالَ: لَا تَدَعَ الصَّلاَةَ مُتَعَمِّداً فَإِنَّ مَنْ تَرَكَهَا مُتَعَمِّداً فَقَدْ بَرِئَتْ مِنْهُ مِلَّةُ الْإِسْلَامِ.

12 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيَّ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ علیه السَّلام فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ (رَهْبَانِيَّةً ابْتَدَعُوهَا مَا كتَبْنَاهَا عَلَيْهِمْ إِلَّا ابْتِغَاءَ رِضْوَانِ اللهِ).

قَالَ: صَلاةُ اللَّيْلِ.

13 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ بَعْضِ الطَّالِبِيِّينَ _ يُلَقَّبُ بِرَأْسِ الْمَدَرِي _ قَالَ: سَمِعْتُ الرِّضَا علیه السَّلام يَقُولُ:

أَفْضَلُ مَوْضِعِ الْقَدَمَيْنِ لِلصَّلَاةِ النَّعْلاَنِ.

11 - قدّاح گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

مردی خدمت پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله شرف یاب شد و عرض کرد: ای رسول خدا! مرا سفارشی بفرمایید.

فرمود: هیچ گاه نماز را از روی عمد ترک مکن؛ زیرا هر که نماز را از روی عمد ترک نماید دین اسلام از او دور می شود.

12 - محمّد بن علی بن ابی عبدالله گوید: امام کاظم علیه السَّلام در مورد تفسیر این آیه که خداوند عزَّوَجل می فرماید: (رهبانية ابتدعوها ما كتبناها عليهم الا ابتغاء رضوان الله) فرمود:

منظور از رهبانیّت و رضای خدای، نماز شب است.

13 - رأس المدری گوید: از امام رضا علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:

بهترین جای دو قدم برای نماز، نعلین (عربی) است.

14 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:

قَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّى الله عليه وآله لِجَبْرَئِيلَ علیه السَّلام: يَا جَبْرَئِيلُ ! أَيُّ الْبِقَاعِ أَحَبُّ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ.

قَالَ: الْمَسَاجِدُ، وَ أَحَبُّ أَهْلِهَا إِلَى اللهِ أَوَّلُهُمْ دُخُولاً وَ آخِرُهُمْ خُرُوجاً مِنْهَا.

15 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ شَمُونٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَانِ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

مَا مِنْ يَوْمِ سَحَابٍ يَخْفَى فِيهِ عَلَى النَّاسِ وَقْتُ الزَّوَالِ إِلَّا كَانَ مِنَ الْإِمَامِ لِلشَّمْسِ زَجْرَةٌ حَتَّى تَبْدُوَ فَيُحْتَجَّ عَلَى أَهْلِ كُلِّ قَرْيَةٍ مَنِ اهْتَمَّ بِصَلَاتِهِ وَ مَنْ ضَیَّعَهَا.

14 - جابر گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:

رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله به جبرئیل علیه السَّلام فرمود: ای جبرئیل! کدام مکان ها نزد خدا محبوب تر است؟

عرض کرد: مساجد و محبوب ترین اهل مساجد در پیش گاه خداوند، کسانی هستند که پیش از همه وارد آن می شوند و آخرین افرادی هستند که از آن خارج می شوند.

15 - ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

هیچ روز ابری نیست که وقت زوال بر مردم مخفی می شود، مگر آن که برای امام معرفتی دقیق برای آفتاب است (که حتّی در روز ابری نیز به الهام الهی وقت زوال را می داند) تا آن که آفتاب ظاهر شود. پس امام بر اهل هر قریه ای (که امام در آن جاست) احتجاج می کند، خواه کسی که نماز خود را در وقت انجام داده باشد و خواه کسی که آن را ضایع کرده باشد.

بخش صد و یکم

مساجد کوفه

(101) بَابُ مَسَاجِدِ الْكُوفَةِ

1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَمْرِو بْنِ عُثْمَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عُذَافِرٍ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ أَوْ عَنْ مُحَمَّدِ بْن مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:

إنَّ ِبالْكُوفَةِ مَسَاجِدَ مَلْعُونَةٌ وَمَسَاجِدَ مُبَارَكَةً.

فَأَمَّا الْمُبَارَكَةُ، فَمَسْجِدُ غَنِي، وَ اللَّهِ! إِنَّ قِبْلَتَهُ لَقَاسِطَةٌ وَإِنَّ طِينَتَهُ لَطَيِّبَةٌ، وَ لَقَدْ وَضَعَهُ رَجُلٌ مُؤْمِنٌ، وَ لَا تَذْهَبُ الدُّنْيَا حَتَّى تَفَجَّرَ مِنْهُ عَيْنَانِ وَ تَكُونَ عِنْدَهُ جَنَّتَانِ، وَأَهْلُهُ مَلْعُونُونَ وَ هُوَ مَسْلُوبٌ مِنْهُمْ.

وَ مَسْجِدُ بَنِي ظَفَرٍ وَ هُوَ مَسْجِدُ السَّهْلَةِ وَ مَسْجِدٌ بِالْخَمْرَاءِ، وَمَسْجِدُ جُعْفِي وَ لَيْسَ هُوَ الْيَوْمَ مَسْجِدَهُمْ. قَالَ: دَرَسَ .

بخش صد و یکم: مساجد کوفه

1 - محمّد بن مسلم گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:

در کوفه مساجدی ملعون و مساجدی مبارک است.

مساجد مبارک عبارتند از: مسجد غنی. به خدا سوگند که قبلهٔ آن راست و برابر (کعبه) است و سرشت آن پاکیزه که مردی مؤمن آن را بنا کرده است، و دنیا به پایان نخواهد رسید تا این که دو چشمه از آن بجوشد و در کنار آن، دو باغ به وجود خواهد آمد ، و اهل آن مسجد ( که امروز در آن نماز می گزارند) ملعونند و شرف و مبارکی آن مسجد از آنان گرفته شده است.

مسجد بنی ظفر، که همان مسجد سهله است.

مسجدی که در خمراء (1)است.

مسجد جعفی (که جعفی طائفه ای از اهل یمن هستند که در کوفه ساکنند) و امروز دیگر مسجد آنان نیست. و آثار آن بر طرف شده است.


1) خمراء: محله ای از کوفه می باشد

فَأَمَّا الْمَسَاجِدُ المَلْعُونَةُ، فَمَسْجِدُ ثَقِيفٍ وَ مَسْجِدُ الْأَشْعَثِ، وَمَسْجِدُ جَرِيرٍ وَ مَسْجِدُ سِمَاكٍ، وَمَسْجِدٌ بِالْخَمْرَاءِ بُنِي عَلَى قَبْرِ فِرْعَوْنِ مِنَ الْفَرَاعِنَةِ.

2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ عُبَيْسِ بْنِ هِشَامٍ عَنْ سَالِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:

جُدِّدَتْ أَرْبَعَةُ مَسَاجِدَ بِالْكُوفَةِ فَرَحاً لِقَتْلِ الْحُسَيْنِ علیه السَّلام: مَسْجِدُ الْأَشْعَثِ وَ مَسْجِدُ جَرير و مَسْجِدُ سِمَاكِ وَ مَسْجِدُ شَبَث بن ربعي.

3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ صَفْوَانَ بْن يَحْيَى عَنْ بَعْضِ أَصْحَابَنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

إِنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام نَهَى بِالْكُوفَةِ عَنِ الصَّلاَةِ فِي خَمْسَةِ مَسَاجِدَ : مَسْجِدِ الْأَشْعَثِ بْنِ قَيْسِ وَ مَسْجِدِ جَرِيرِ بْنِ عَبْدِ اللهِ الْبَجَلِي وَ مَسْجِدِ سِمَاكِ بْنِ مَخْرَمَةَ وَ مَسْجِدِ شَبَتِ بْنِ رِبْعِي وَ مَسْجِدِ التَّيْمِ.

وَ فِي رِوَايَةِ أَبِي بَصِيرٍ: مَسْجِدِ بَنِي السَّيدِ وَ مَسْجِدِ بَنِي عَبْدِ اللَّهِ بْنِ دَارِمٍ وَ مَسْجِدِ عَنِي وَ مَسْجِدِ سِمَادٍ وَ مَسْجِدِ ثَقِيفٍ وَ مَسْجِدِ الْأَشْعَثِ .

و امّا مساجدی که ملعون هستند عبارتند از: مسجد ثقيف، مسجد اشعث، مسجد جریر، مسجد سماک، و مسجدی در خمراء، که بر قبر فرعونی بنا شده است.

2 - سالم گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:

به شکرانۀ شهادت و قتل امام حسین علیه السَّلام چهار مسجد در کوفه تجدید بنا شد: مسجد اشعث، مسجد جریر، مسجد سماک و مسجد شبث بن ربعي.

یکی از اصحاب ما گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

امیرمؤمنان علی صلوات الله علیه از نماز خواندن در پنج مسجد کوفه نهی فرمود: مسجد اشعث بن قيس، مسجد جرير بن عبدالله بجلی، مسجد سماک بن مخرمه، مسجد شبث بن ربعی و مسجد تیم.

و در روایت ابوبصیر آمده است: مسجد بنی سید، مسجد بنی عبدالله بن دارم، مسجد غنی، مسجد سماک، مسجد ثقیف و مسجد اشعث.

بخش صد و دوم

فضیلت مسجد بزرگ کوفه

(102) بَابُ فَضْلِ الْمَسْجِدِ الْأَعْظَمِ بِالْكُوفَةِ وَ فَضْلِ الصَّلَاةِ فِيهِ وَ الْمَوَاضِعِ الْمَحْبُوبَةِ فِيهِ

1 - مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ وَ عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ عُثْمَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللهِ الْخَزَّازِ عَنْ هَارُونَ بْن خَارِجَةً عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:

قَالَ لِي: يَا هَارُونَ بْنَ خَارِجَةً كَمْ بَيْنَكَ وَبَيْنَ مَسْجِدِ الْكُوفَةِ ؟ يَكُونُ مِيلاً؟

قُلْتُ: لَا.

قَالَ: فَتُصَلِّي فِيهِ الصَّلَوَاتِ كُلَّهَا؟

قُلْتُ: لَا.

فَقالَ: أَمَا لَوْ كُنْتُ بِحَضْرَتِهِ لَرَجَوْتُ أَلَّا تَفُوتَنِي فِيهِ صَلَاةٌ وَ تَدْرِي مَا فَضْلُ ذَلِكَ الْمَوْضِع مَا مِنْ عَبْدِ صَالِحٍ وَلَا نَبِي إِلَّا وَقَدْ صَلَّى فِي مَسْجِدِ كُوفَانَ حَتَّى إِنَّ رَسُولَ اللهِ صلَّى الله عليه وآله لَمَّا أَسْرَى اللَّهُ بِهِ قَالَ لَهُ: جَبْرَئِيلُ علیه السَّلام: تَدْرِي أَيْنَ أَنْتَ يَا رَسُولَ اللَّهِ السَّاعَةَ؟ أَنْتَ مُقَابِلُ مَسْجِدِ كُوفَانَ.

بخش صد و دوم: فضیلت مسجد بزرگ کوفه، فضیلت نماز در آن و مکان های محبوبی که در آن مسجد است

1 - هارون بن خارجه گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

ای هارون بن خارجه! میان تو و مسجد کوفه چه مقدار مسافت است؟ آیا یک میل می شود؟

عرض کردم: نه.

فرمود: آیا همۀ نمازهای خود را در آن جا می خوانی؟

عرض کردم: نه.

فرمود: اگر من نزدیک آن مسجد بودم، امید داشتم که یک نماز در آن، از من فوت نشود، آیا می دانی فضیلت آن مکان چقدر است؟ هیچ بندۀ صالحی و هیچ پیامبری نبوده است مگر آن که در مسجد کوفه نماز گزارده است، حتی رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله در شبی که او را به معراج بردند، جبرئیل به آن حضرت عرض کرد: ای رسول خدا! آیا می دانی اکنون، در کجایی؟ اکنون مقابل مسجد کوفه هستی.

قَالَ: فَاسْتَأْذِنْ لِي رَبِّي حَتَّى آتِيَهُ فَأُصَلِّي فِيهِ رَكْعَتَيْنِ.

فَاسْتَأْذَنَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ، فَأَذِنَ لَهُ ، وَ إِنَّ مَيْمَنَتَهُ لَرَوْضَةٌ مِنْ رِيَاضِ الْجَنَّةِ، وَ إِنَّ وَسَطَهُ لَرَوْضَةٌ مِنْ رِيَاضِ الْجَنَّةِ، وَإِنَّ مُؤَخَّرَهُ لَرَوْضَةٌ مِنْ رِيَاضِ الْجَنَّةِ، وَإِنَّ الصَّلاَةَ الْمَكْتُوبَةَ فِيهِ لَتَعْدِلُ أَلْفَ صَلاةٍ، وَ إِنَّ النَّافِلَةَ فِيهِ لَتَعْدِلُ خَمْسَمِائَةِ صَلَاةٍ، وَإِنَّ الْجُلُوسَ فِيهِ بِغَيْرِ تِلاوَةٍ وَ لَا ذِكْرِ لَعِبَادَةٌ وَ لَوْ عَلِمَ النَّاسُ مَا فِيهِ لَأَتَوْهُ وَ لَوْ حَبْوا. قَالَ سَهْلٌ: وَ رَوَى لِي غَيْرُ عَمْرٍو أَنَّ الصَّلاةَ فِيهِ لَتَعْدِلُ بِحَجَّةٍ وَ أَنَّ النَّافِلَةَ فِيهِ لَتَعْدِلُ بِعُمْرَةٍ.

2 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِي يُوسُفَ يَعْقُوبَ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ مِنْ وُلْدِ أَبِي فَاطِمَةَ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ زَيْدٍ مَوْلَى عَبْدِ اللَّهِ بْنِ يَحْيَى الْكَاهِلِيَّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

جَاءَ رَجُلٌ إِلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام وَ هُوَ فِي مَسْجِدِ الْكُوفَةِ. فَقَالَ: السَّلَامُ عَلَيْكَ یَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ وَ رَحْمَةُ اللهِ وَبَرَكَاتُهُ!

فرمود: از پروردگارم رخصت و اجازه بخواه تا بروم و در آن دو رکعت نماز بگزارم.

جبرئیل از خداوند عزَّوجل اجازه خواست و به او اجازه داد. به راستی که در جانب راست آن باغی از باغهای بهشت و در وسط و در پشت آن هر کدام گلشنی از گلشن های بهشت است.

و به راستی که نماز واجب در آن، برابر هزار رکعت نماز و نافله در آن برابر با پانصد رکعت نماز است و نشستن در آن مسجد، بدون تلاوت (قرآن) و ذکر عبادت است، و اگر مردم می دانستند که آن مکان دارای چه فضیلتی است به سوی آن به راه می افتادند، گرچه به صورت سینه خیز باشد.

سهل گوید: راوی دیگری غیر از عمر و برای من روایت کرد که نماز واجب در آن، برابر انجام یک حجّ و نماز نافله برابر انجام یک عمره است.

2- اسماعیل بن زید گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

مردی خدمت امیر مؤمنان علی صلوات الله عليه آمد، آن حضرت در مسجد کوفه بود، عرض کرد: السّلام عليك يا امیرالمؤمنین و رحمة الله و بركاته.

فَرَدَّ عَلَيْهِ فَقَالَ: جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنِّى أَرَدْتُ المَسْجِدَ الأَقْصَى، فَأَرَدْتُ أَنْ أُسَلَّمَ عَلَيْكَ وَأَوَدْعَكَ.

فَقَالَ لَهُ: وَ أَيَّ شَيْءٍ أَرَدْتَ بِذَلِكَ؟

فَقالَ: الْفَضْلَ، جُعِلْتُ فِدَاكَ!

قَالَ: فَبِعْ رَاحِلَتَكَ وَ كُلْ زَادَكَ وَ صَلِّ فِي هَذَا الْمَسْجِدِ، فَإِنَّ الصَّلاَةَ الْمَكْتُوبَةَ فِيهِ حَجَّةٌ مَبْرُورَةٌ وَ النَّافِلَةَ عُمْرَةٌ مَبْرُورَةٌ ، وَ الْبَرَكَةَ فِيهِ عَلَى اثْنَيْ عَشَرَ مِيلاً يَمِينُهُ يُمْنٌ وَ يَسَارُهُ مَكْرٌ وَ فِي وَسَطِهِ عَيْنٌ مِنْ دُهْنِ وَ عَيْنٌ مِنْ لَبَنِ وَ عَيْنٌ مِنْ مَاءٍ شَرَابٍ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ عَيْنٌ مِنْ مَاءٍ طُهر لِلْمُؤْمِنِينَ .

مِنْهُ سَارَتْ سَفِينَةُ نُوحٍ، وَكَانَ فِيهِ نَسْرٌ وَ يَغُوتُ وَ يَعُوقُ وَ صَلَّى فِيهِ سَبْعُونَ نَبِيّاً وَ سَبْعُونَ وَصِيَّا أَنَا أَحَدُهُمْ _ وَ قَالَ بِيَدِهِ فِي صَدْرِهِ _ مَا دَعَا فِيهِ مَكْرُوبٌ بِمَسْأَلَةٍ فِي حَاجَةٍ مِنَ الْحَوَائِجِ إِلَّا أَجَابَهُ اللهُ، وَ فَرَّجَ عَنْهُ كُرْبَتَهُ.

حضرتش پاسخ فرمود. مرد عرض کرد: قربانت گردم! می خواستم به مسجد اقصی بروم، آمدم بر شما سلامی کرده و خداحافظی کنم. حضرتش به او فرمود: برای چه به آن جا می روی؟

عرض کرد: فدایت گردم! به خاطر فضیلت آن.

فرمود: مرکب خود را بفروش، توشۀ خود را بخور و در این مسجد کوفه نماز بخوان، زیرا نماز واجب در آن برابر یک حجّ پذیرفته شده و نماز نافله برابر یک عمره قبول شده است، و تا دوازده میل آن، دارای برکت است. سمت راست آن مبارک است و سمت چپ آن مکر (1)، و در وسط آن، چشمه ای از روغن، چشمه ای از شیر و چشمه ای از آب است که نوشیدنی مؤمنان است، و چشمه ای دیگر از آب برای پاکیزگی آنان. کشتی نوح علیه السَّلام از همان مسجد حرکت کرد، و در آن نسر، یغوث و یعوق بودند، و در آن جا هفتاد پیامبر و هفتاد و صی نماز گزارده اند و من یکی از آن ها هستم. _ و با دست مبارک به سینه اش اشاره فرمود _ هیچ اندوهگینی در آن جا حاجتی نطلبد، مگر آن که خداوند حاجت او را اجابت کند و اندوه او را برطرف سازد.


1) در »کتاب وافی» در شرح این فراز آمده است: در سمت چپ مسجد کوفه بازاری بود، که مکر و خدعه در بازار روی می دهد. به حدیث بعدی نیز توجّه نمایید

3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ:

نِعْمَ الْمَسْجِدُ مَسْجِدُ الْكُوفَةِ صَلَّى فِيهِ ألْفُ نَبِي وَأَلْفُ وَصِي وَ مِنْهُ فَارَ التَّنُّورُ وَ فِيهِ تُجرَتِ السَّفِينَةُ، مَيْمَتَتُهُ رِضْوَانُ اللهِ وَوَسَطُهُ رَوْضَةٌ مِنْ رِيَاضِ الْجَنَّةِ وَ مَيْسَرَتُهُ مَكْرٌ.

فَقُلْتُ لِأَبِي بَصِيرٍ: مَا يَعْنِي بِقَوْلِهِ مَكْرٌ؟

قَالَ: يَعْنِي مَنَازِلَ السُّلْطَانِ، وَكَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام يَقُومُ عَلَى بَابِ الْمَسْجِدِ، ثُمَّ يَرْمِي بِسَهْمِهِ فَيَقَعُ فِي مَوْضِع التمَّارِينَ فَيَقُولُ: ذَاكَ مِنَ الْمَسْجِدِ، وَكَانَ يَقُولُ: قَدْ نُقِصَ مِنْ أَسَاسِ الْمَسْجِدِ مِثْلُ مَا نُقِصَ فِي تَرْبِيعِهِ.

4 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ شَجَرَةَ عَنْ بَعْضِ وُلْدِ مِيثَم قَالَ:

3 - ابوبصیر گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:

چه خوب مسجدی است مسجد کوفه! در آن جا هزار پیامبر و هزار وصی نماز خوانده اند، و از آن جا تنور (در زمان نوح علیه السَّلام ابتدای طوفان) فوران کرد و در همین مسجد، کشتی معروف نوح علیه السَّلام ساخته شد، و سمت راست آن رضا و خشنودی الهی است (جای گاه خانه امیر مؤمنان علی و فرزندان آن حضرت علیه السَّلام)، وسط آن روضه ای از روضه های بهشت و سمت چپ آن مکر قرار گرفته است.

راوی گوید: به ابو بصیر گفتم: مقصود آن حضرت از مکر چیست؟

گفت: خانه های سلطان و پادشاه است و امیر مؤمنان علی علیه السَّلام همواره کنار درِ مسجد می ایستاد و تیری رها می کرد که در محلّ خرما فروشان می افتاد.

سپس می فرمود: تا آن جا جزو مسجد است.

چنین می فرمود: از اساس و بنیان مسجد کم شده، آن سان که از چهار گوشه آن کم شده است.

4 - یکی از فرزندان میثم (تمّار) گوید:

كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام يُصَلِّى إِلَى الْأَسْطُوَانَةِ السَّابِعَةِ مِمَّا يَلِي أَبْوَابَ عِنْدَةَ وَبَيْنَهُ وَبَيْنَ السَّابِعَةِ مِقْدَارُ مَمَرٌ عَنْزِ.

5 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ أَسْبَاطِ قَالَ : وَ حَدَّثَنِي غَيْرُهُ:

أَنَّهُ كَانَ يَنْزِلُ فِي كُلِّ لَيْلَةٍ سِتُّونَ أَلْفَ مَلَكٍ يُصَلُّونَ عِنْدَ السَّابِعَةِ، ثُمَّ لَا يَعُودُ مِنْهُمْ مَلَكَ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ.

6 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ وَ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ سُفْيَانَ بْنِ السَّمْطِ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:

إِذَا دَخَلْتَ مِنَ الْبَابِ الثَّانِي فِي مَيْمَنَةِ الْمَسْجِدِ فَعُدَّ خَمْسَ أَسَاطِينَ ثِنْتَيْنِ مِنْهَا الظُّلالِ وَ ثَلاثَةٌ فِي الصَّحْنِ، فَعِنْدَ الثَّالِثَةِ مُصَلَّى إِبْرَاهِيمَ علیه السَّلام وَهِيَ الْخَامِسَةُ مِنَ الْحَائِط.

قَالَ: فَلَمَّا كَانَ أَيَّامُ أَبِي الْعَبَّاسِ دَخَلَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ هِ مِنْ بَابِ الْفِيلِ فَتَيَاسَرَ حِينَ دَخَلَ مِنَ الْبَابِ فَصَلَّى عِنْدَ الْأَسْطُوَانَةِ الرَّابِعَةِ وَهِيَ بِحِذَاءِ الْخَامِسَةِ.

همواره امیر مؤمنان علی علیه السَّلام در نزدیکی ستون هفتم _ که نزدیک درهای کنده است _ نماز می گزارد، در حالی که فاصلهٔ میان آن حضرت و ستون هفتم به اندازه عبور یک بز بود.

5 - ابن اسباط :گوید فردی دیگری این گونه روایت کرد.

هر شب شصت هزار فرشته فرود می آیند و در کنار ستون هفتم نماز می گزارند و تا روز قیامت هیچ کدام از آن فرشتگان باز نمی گردند.

6 - سفیان بن سمط گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

هر گاه از در دوم در سمت راست مسجد وارد شدی، پنج ستون بشمار، دو ستون در سایه و سه ستون در حیاط مسجد، سومین ستون _ که پنجمین ستون از سمت راست مسجد است _ محل نماز ابراهیم علیه السَّلام است.

راوی گوید: در ایّام خلافت ابوالعباس (سفّاح، اوّلین خلیفۀ عباسی) امام صادق علیه السَّلام از باب الفيل وارد مسجد شد و به جانب چپ روانه گشت و در کنار چهارمین ستون_ که در برابر پنجمین ستون است _ نماز گزارد.

فَقُلْتُ: أَفَتِلْكَ أُسْطُوَانَةُ إِبْرَاهِيمَ علیه السَّلام؟

فَقالَ لِي: نَعَمْ.

7 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ عَنِ ابْنِ أَسْبَاطِ رَفَعَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

الْأَسْطُوَانَةُ السَّابِعَةُ مِمَّا يَلِي أَبْوَابَ كِنْدَةَ فِي الصَّحْنِ مَقَامُ إِبْرَاهِيمَ علیه السَّلام وَالْخَامِسَةُ مَقَامُ جَبْرَئِيلَ .

8 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ بْنِ بَزِيعٍ عَنْ أَبِي إِسْمَاعِيلَ السَّرَّاجِ قَالَ: قَالَ مُعَاوِيَةُ بْنُ وَهْبٍ _ وَ أَخَذَ بِيَدِي _ وَ قَالَ: قَالَ لِي أَبُو حَمْزَةَ _ وَ أَخَذَ بِيَدِي _ قَالَ: وَ قَالَ لِي الْأَصْبَعُ بْنُ نُبَاتَةً، وَأَخَذَ بِيَدِي، فَأَرَانِي الأُسْطُوَانَةَ السَّابِعَةَ فَقالَ: هَذَا مَقَامُ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ صلّی اللهُ علیه وآله.

قَالَ: وَ كَانَ الحَسَنُ بْنُ عَلِي علیها السّلام يُصَلِّي عِنْدَ الْخَامِسَةِ، فَإِذَا غَابَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام صَلَّى فِيهَا الْحَسَنُ علیه السَّلام وَهِيَ مِنْ بَابِ عِنْدَةَ.

عرض کردم: آیا آن ستون، ستون ابراهیم علیه السَّلام است؟

فرمود: آری.

7 - ابن اسباط در روایت مرفوعه ای گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

ستون هفتم که در نزدیکی درهای کنده در حیاط مسجد است، مقام ابراهیم علیه السَّلام و پنجمین ستون، مقام جبرئیل علیه السَّلام است.

8 - ابو اسماعیل سراج گوید: معاوية بن وهب دست مرا گرفت و گفت: ابو حمزه دست مرا گرفت و گفت: اصبغ بن نباته دست مرا گرفت و هفتمین ستون را به من نشان داد و گفت: این مقام امیر مؤمنان علی علیه السَّلام است.

راوی گوید: امام حسن مجتبی علیه السَّلام همواره در کنار پنجمین ستون نماز می گزارد، و هر گاه امیر مؤمنان علیه السَّلام حضور نداشت، در کنار هفتمین ستون _ که از در کنده است _ نماز می گزارد (یعنی میان این هفتمین ستون و دری که در کنار کوچه کنده است، شش ستون فاصله است).

9 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ صَالِحٍ بْنِ السَّنْدِي عَنْ جَعْفَرِ بْنِ بَشِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ الرَّحْمَانِ الْحَذَّاءِ عَنْ أَبِي أُسَامَةَ عَنْ أَبِي عُبَيْدَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام قَالَ:

مَسْجِدُ كُوفَانَ رَوْضَةٌ مِنْ رِيَاضِ الْجَنَّةِ، صَلَّى فِيهِ أَلْفُ نَبِيَّ وَ سَبْعُونَ نَبِيّاً وَ مَيْمَنَتُهُ رَحْمَةٌ وَ مَيْسَرَتُهُ مَكْرٌ، فِيهِ عَصَا مُوسَى وَ شَجَرَةُ يَقْطِينِ وَ خَاتَمُ سُلَيْمانَ، وَ مِنْهُ فَارَ التَّنُّورُ وَ نُجِرَتِ السَّفِينَةُ ، وَ هِيَ صُرَّةُ بَابِلَ وَ مَجْمَعُ الْأَنْبِيَاءِ علیهم السَّلام.

بخش صد و سوم

فضیلت مسجد سهله

(103) بَابُ مَسْجِدِ السَّهْلَةِ

1 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي دَاوُدَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَبَانٍ قَالَ: دَخَلْنَا عَلَى أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام فَسَأَلَنَا أَ فِيكُمْ أَحَدٌ عِنْدَهُ عِلْمٌ عَمِّي زَيْدِ بْنِ عَلِيَّ ؟

9 - ابوعبیده گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:

مسجد کوفه، باغی از باغ های بهشت است که در آن جا هزار و هفتاد پیامبر نماز خوانده اند. سمت راست آن رحمت، سمت چپ آن مکر است. عصای موسی علیه السَّلام، گیاه کدو (1)و انگشتر سلیمان علیه السَّلام در آن مسجد است. و از آن جا تنور (در زمان نوح علیه السَّلام یا ابتدای طوفان) فوران کرد و در همین مسجد کشتی معروف نوح علیه السَّلام ساخته شد و همان بلندترین مكان بابل و محلّ اجتماع پیامبران علیهم السَّلام بوده است.

بخش صد و سوم: فضیلت مسجد سهله

1 - عبدالله بن ابان گوید: خدمت امام صادق علیه السَّلام شرف یاب شدیم. حضرتش از ما علیه السَّلام پرسید: آیا در میان شما کسی هست که از عمویم زیدبن علی (که در کوفه کشته شد) خبری دهد؟


1) که در سورۀ صافّات آیه 146 ذکر آن شده است

فَقالَ رَجُلٌ مِنَ الْقَوْمِ: أَنَا عِنْدِي عِلْمٌ مِنْ عِلْمٍ عَمِّكَ، كُنَّا عِنْدَهُ ذَاتَ لَيْلَةٍ فِي دَارِ مُعَاوِيَةَ بْنِ إِسْحَاقَ الْأَنْصَارِيِّ إِذْ قَالَ: انْطَلِقُوا بِنَا نُصَلِّي فِي مَسْجِدِ السَّهْلَةِ .

فَقالَ: أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام وَ فَعَلَ.

فَقالَ: لَا جَاءَهُ أَمْرٌ فَشَغَلَهُ عَنِ الذَّهَابِ .

فَقالَ: أَمَا وَاللهِ! لَوْ أَعَاذَ اللَّهَ بِهِ حَوْلاً لَأَعَاذَهُ، أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّهُ مَوْضِعُ بَيْتِ إِدْرِيسَ النَّبِيِّ علیه السَّلام. وَ الَّذِي كَانَ يَخِيطُ فِيهِ ، وَ مِنْهُ سَارَ إِبْرَاهِيمُ علیه السَّلام إِلَى الْيَمَنِ بِالْعَمَالِقَةِ ، وَ مِنْهُ سَارَ دَاوُدُ علیه السَّلام إِلَى جَالُوتَ وَ إِنَّ فِيهِ لَصَخْرَةً خَضْرَاءَ فِيهَا مِثَالُ كُلِّ نَبِي وَ مِنْ تَحْتِ تِلْكَ الصَّخْرَةِ أُخِذَتْ طِينَةُ كُلِّ نَبِي، وَإِنَّهُ لَمْنَاخُ الرَّاكِبِ.

قِيلَ : وَ مَن الرَّاكِبُ؟

قَالَ: الْخَضِرُ علیه السَّلام.

2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيَّ عَنْ عُثْمَانَ عَنْ صَالِحِ بْنِ الْأَسْوَدِ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام وَ ذَكَرَ مَسْجِدَ السَّهْلَةِ فَقَالَ:

مردی عرض کرد: من خبری از عمویت دارم. شبی در خانه معاوية بن اسحاق انصاری در کنار او بودیم که به ما گفت: بیایید به مسجد سهله برویم و در آن جا نماز بگزاریم.

امام صادق علیه السَّلام فرمود: آیا این کار را انجام داد؟

عرض کرد: نه، چون کاری پیش آمد و از رفتن باز ماند.

فرمود: به خدا سوگند اگر او برای مدّت یک سال به آن مسجد پناه برده بود، خداوند او را در پناه خود می گرفت. آیا نمی دانی که آنجا خانۀ ادریس پیامبر علیه السَّلام بوده است که در آن خیاطی می کرد، و از همان جا که ابراهیم علیه السَّلام به سوی عمالقه (که در یمن می زیستند و کافر بودند) خروج کرد و از آن جا داوود علیه السَّلام بر جالوت قیام کرد. در آن مسجد سنگ سبز رنگی است که صورت هر پیامبری بر آن نقش بسته است، و از زیر آن سنگ سرشت هر پیامبری برداشته شده است. این مسجد جای خوابانیدن شتر آن مرد سوار است.

پرسیدند: آن مرد سوار کیست؟

فرمود: خضر علیه السَّلام است.

2 - صالح بن ابی الأسود گوید: امام صادق علیه السَّلام سخن از مسجد سهله به میان آورد و فرمود:

أَمَا إِنَّهُ مَنْزِلُ صَاحِبِنَا إِذَا قَامَ بِأَهْلِهِ.

3 - عَنْهُ عَنْ عَمْرِو بْنِ عُثْمَانَ عَنْ حُسَيْنِ بْنِ بَكْرِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ سَعِيدٍ الْخَزَّازِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ:

بِالْكُوفَةِ مَسْجِدٌ يُقَالُ لَهُ: مَسْجِدُ السَّهْلَةِ، لَوْ أَنَّ عَمِّي زَيْداً أَتَاهُ فَصَلَّى فِيهِ وَ اسْتَجَارَ اللهَ لَأَجَارَهُ عِشْرِينَ سَنَةٌ فِيهِ مُنَاخُ الرَّاكِبِ وَبَيْتُ إِدْرِيسَ النَّبِيِّ علیه السَّلام ، وَ مَا أَتَاهُ مَكْرُوبٌ قَطُّ، فَصَلَّى فِيهِ بَيْنَ الْعِشَاءَيْنِ وَ دَعَا اللَّهَ إِلَّا فَرَّجَ اللَّهُ كُرْبَتَهُ.

وَ رُوِيَ: أَنَّ مَسْجِدَ السَّهْلَةِ حَدُّهُ إِلَى الرَّوْحَاءِ.

هَذَا آخِرُ كِتَابِ الصَّلاةِ مِنْ كِتَابِ «الْكَافِي» لِلشَّيْخِ أَبِي جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ يَعْقُوبَ الْكُلَيْنِي رَحْمَةُ اللَّهِ عَلَيْهِ، وَ يَتْلُوهُ كِتَابُ الزَّكَاةِ.

آن مسجد، جای فرود آمدن صاحب ما (حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشريف) و خاندان اوست آن گاه که قیام کند.

3 - عبدالرحمان بن سعید خزّاز گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

در کوفه مسجدی است که به آن مسجد سهله گویند. اگر عمویم زید به آن مسجد می آمد و نماز می گزارد و از خداوند پناه و امان می خواست، خداوند او را بیست سال در پناه خود میگرفت و امان می داد.

آن مسجد، جای خوابانیدن شتر آن سوار (خضر علیه السَّلام) و خانۀ ادریس پیامبر علیه السَّلام است.

هیچ اندوهگینی به آن مسجد نیاید که بین نماز مغرب و عشا نماز گزارد و خدا را فراخواند، مگر آن که خداوند اندوه او را بر طرف سازد.

و روایت شده است: حدّ مسجد سهله تا روحاء بوده است (1)

این پایان کتاب نماز از کتاب شریف «کافی » شیخ ابو جعفر محمّد بن يعقوب کلینی قدّس سره می باشد. کتاب بعدی، کتاب زکات است.


1) يعنى مسجد سهله در گذشته از حال وسیع تر بوده است

کتاب زکات (511_ 678)

اشاره

كِتَابُ الزَّكَاة

بخش یکم

وجوب زکات و حقوق واجب

(1) بَابُ فَرْضِ الزَّكَاةِ وَ مَا يَجِبُ فِي الْمَالِ مِنَ الْحُقُوقِ

1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ عَنْ زُرَارَةَ؛ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِم أَنَّهُمَا قَالَا لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:

رَأَيْتُ قَوْلَ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ: (إِنَّمَا الصَّدَقَاتُ لِلْفُقَرَاءِ وَالْمَسَاكِينِ وَالْعَامِلِينَ عَلَيْهَا وَالْمُؤلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَ فِي الرِّقَابِ وَالْغَارِمِينَ وَ فِي سَبِيلِ اللهِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ فَرِيضَةً مِنَ اللَّهِ) أَكُلُ هَؤُلاء يُعْطَى وَ إِنْ كَانَ لا يَعْرفُ ؟

فَقالَ: إِنَّ الْإِمَامَ يُعْطِي هَؤُلاءِ جَمِيعاً، لِأَنَّهُمْ يُقِرُّونَ لَهُ بِالطَّاعَةِ .

قالَ: قُلْتُ: فَإِنْ كَانُوا لَا يَعْرِفُونَ.

فَقالَ: يَا زُرَارَةُ! لَوْ كَانَ يُعْطِي مَنْ يَعْرِفُ دُونَ مَنْ لا يَعْرِفُ لَمْ يُوجَدْ لَهَا مَوْضِعٌ، وَإِنَّمَا يُعْطِي مَنْ لا يَعْرِفُ لِيَرْغَبَ فِي الدِّينِ فَيَثْبُتَ عَلَيْهِ، فَأَمَّا الْيَوْمَ فَلَا تُعْطِهَا أَنْتَ وَأَصْحَابُكَ إِلَّا مَنْ يَعْرِفُ، فَمَنْ وَجَدْتَ مِنْ هَؤُلاءِ الْمُسْلِمِينَ عَارِفاً فَأَعْطِهِ دُونَ النَّاسِ.

بخش یکم: وجوب زکات و حقوق واجب اموال

1 - زراره و محمد بن مسلم گویند: به امام صادق علیه السَّلام گفتیم: نظر شما در مورد این آیه شریفه که می فرماید: «زکات فقط از آن تنگدستان، مستمندان و مأموران آن و برای الفت دل ها و آزادی بردگان و مصرف در راه خدا، درماندگان در سفر می باشد، فرمان واجبی از جانب خداوند است» چیست؟ آیا باید به تمام این طبقات نامبرده زکات بپردازند، گرچه مقام شما را نمی شناسند؟

فرمود: ای زراره امام زمان همۀ این طبقات را بهره مند می سازد، زیرا به طاعت او التزام دارند.

گفتم: با آن که مقام او را به رسمیّت نمی شناسند؟

فرمود: اگر به شیعیان مُعترف بپردازد و از منکران امامت دریغ کند، زکات فریضه بی محل می ماند. باید به منکران امامت بدهد تا به اصل امامت دلگرم شوند و ثابت قدم بمانند. امّا امروز، تو و یارانت فقط کسانی را از زکات فریضه بهرهمند بسازید که عارف و آشنا باشند.

ثُمَّ قَالَ: سَهُمُ الْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَ سَهُمُ الرَّقَابِ عَام وَ الْبَاقِي خَايٌّ .

قالَ: قُلْتُ: فَإِنْ لَمْ يُوجَدُوا ؟

قالَ : لا تَكُونُ فَرِيضَةٌ فَرَضَهَا اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَا يُوجَدُ لَهَا أَهْلٌ .

قالَ: قُلْتُ: فَإِنْ لَمْ تَسَعْهُمُ الصَّدَقَاتُ؟

فَقالَ: إِنَّ اللهَ فَرَضَ لِلْفُقَرَاءِ فِى مَالِ الْأَغْنِيَاءِ مَا يَسَعُهُمْ، وَلَوْ عَلِمَ أَنَّ ذَلِكَ لا يَسَعُهُمْ لَزَادَهُمْ إِنَّهُمْ لَمْ يُؤْتَوْا مِنْ قِبَلِ فَرِيضَةِ اللَّهِ، وَ لَكِنْ أُتُوا مِنْ مَنْعِ مَنْ مَنَعَهُمْ حَقَّهُمْ لا مِمَّا فَرَضَ اللهُ لَهُمْ، وَلَوْ أَنَّ النَّاسَ أَدَّوْا حُقُوقَهُمْ لَكَانُوا عَائِشِينَ بِخَيْرٍ.

2 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ سِنَانِ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام:

آن گاه حضرت فرمود: سهمی که برای اُلفت دل ها و آزادی بردگان معیّن گشته، مردم نامسلمان را نیز شامل می شود، اما سایر سهام نامبرده ویژۀ مسلمانان است.

گفتم: اگر سهام مسلمانان بی محل بماند و کسی یافت نشود تکلیف زکات فریضه چه می شود؟

فرمود: خداوند عزّوجل فریضه ای را بدون مورد و بدون مصرف واجب نمی کند.

گفتم: پس اگر سهام مسلمانان نارسا در آید و زکات فریضه جواب گوی مصارف آنان نباشد، تکلیف امام زمان چه خواهد بود؟

فرمود: خداوند عزّوجل زکات فریضه را در اموال دولتمندان به میزان حاجت مستمندان مقرّر کرد. اگر خدا می دانست که میزان فریضه، حاجت مستمندان را کفایت نمی کند، بر ر آن می افزود . این بی نوایی که در طبقات مستمندان می بینی از خیانت دولتمندان است که زکات فریضه را نمی پردازند نه از نارسایی میزان زکات. اگر مردم حق زکات را بپردازند، مستمندان از خیر دنیا بهره مند می شوند.

2 - عبدالله بن سنان گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

لَمَّا أُنْزِلَتْ آيَةُ الزَّكَاةِ: (خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّيهِمْ بِهَا) وَأُنْزِلَتْ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ، فَأَمَرَ رَسُولُ اللهِ صلّى الله عليه وآله مُنَادِيَهُ فَنَادَى فِى النَّاسِ أَنَّ اللَّهَ فَرَضَ عَلَيْكُمُ الزَّكَاةَ، كَمَا فَرَضَ عَلَيْكُمُ الصَّلاةَ.

فَفَرَضَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَيْهِمْ مِنَ الذَّهَبِ وَالْفِضَّةِ، وَ فَرَضَ الصَّدَقَةَ مِنَ الإِبل وَالْبَقَرِ وَ الْغَنَم وَ مِنَ الْحِنْطَةِ وَ الشَّعِيرِ وَ التمْرِ وَ الرَّبِيبِ، فَنَادَى فِيهِمْ بِذَلِكَ فِي شَهْرٍ رَمَضَانَ وَ عَفَا لَهُمْ عَمَّا سِوَى ذَلِك .

قالَ: ثُمَّ لَمْ يَفْرِضُ لِشَيْءٍ مِنْ أَمْوَالِهِمْ حَتَّى حَالَ عَلَيْهِمُ الْحَوْلُ مِنْ قَابِلِ فَصَامُوا وَ أَفْطَرُوا، فَأَمَرَ مُنَادِيَهُ فَنَادَى فِي الْمُسْلِمِينَ: أَيُّهَا الْمُسْلِمُونَ! زَكُوا أَمْوَالَكُمْ تُقْبَلْ صَلاتُكُمْ .

قالَ: ثُمَّ وَجْهَ عُمَّالَ الصَّدَقَةِ وَعُمَّالَ الطَّسُوقِ.

هنگامی این آیه در ماه مبارک رمضان نازل شد و به رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمان داد که: «از اموال مردم زکات فریضه دریافت کن که آنان را پاک و وارسته سازی». رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله ندا دهندۀ خود را فراخواند و فرمود تا در مجامع مردم فریاد زند: «ای مردم! خداوند زکات را مانند نماز، فرض و واجب کرد.

پس خداوند مقرّر کرد که از طلا، نقره، شتر، گاو، گوسفند، گندم، جو، خرما و کشمش، زکات بپردازند.

رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرائض نُه گانه زکات را در ماه مبارک رمضان اعلام کرد و سایر خواسته ها را از پرداخت زکات فریضه معاف دانست.

رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله در آن سال، از اموال مردم چیزی نخواست و چون یک سال گذشت و سال بعد را روزه گرفتند و افطار کردند، رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله منادی خود را فراخواند تا در میان مردم فریاد بزند: ای مسلمانان اموال خود را با پرداخت زکات فریضه پیراسته سازید تا نماز شما مورد پذیرش قرار بگیرد.

حضرتش فرمود: در این هنگام رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله مأمورین زکات را به مراتع و آبادی ها گسیل فرمود.

3 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ رِفَاعَةَ بْنِ مُوسَى أَنَّهُ سَمِعَ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام يَقُولُ:

مَا فَرَضَ اللَّهُ عَلَى هَذِهِ الْأُمَّةِ شَيْئاً أَشَدَّ عَلَيْهِمْ مِنَ الزَّكَاةِ، وَ فِيهَا تَهْلِكُ عَامَّتُهُمْ.

4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ وَ غَيْرِ وَاحِدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

إِنَّ اللهَ جَلَّ وَ عَزَّ جَعَلَ لِلْفُقَرَاءِ فِي أَمْوَالِ الْأَغْنِيَاءِ مَا يَكْفِيهِمْ، وَ لَوْ لَا ذَلِكَ لَزَادَهُمْ، وَإِنَّمَا يُؤْتَوْنَ مِنْ مَنْع مَنْ مَنَعَهُمْ.

5 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ ععلیه السَّلام قَالَا:

فَرَضَ اللَّهُ الزَّكَاةَ مَعَ الصَّلاةِ.

6 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مَرَّارٍ عَنْ مُبَارَكِ الْعَقَرْ قُوفِيَّ قَالَ: قَالَ أَبُو الْحَسَن علیه السَّلام:

3 - رفاعه گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:

خداوند بر این اُمّت فریضه ای را سخت تر از زکات واجب نکرده است، و به خاطر همین حکم عموم آن ها هلاک خواهند شد.

4 - راوی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: خداوند علیه السَّلام برای مستمندان، حقّی در اموال دولتمندان مقرّر کرد که نیاز آنان را برآورده سازد. اگر این حقِّ مقرّر، در حد کفایت نبود، بی تردید بر آن می افزود. تیره روزی مستمندان فقط از عدم پرداخت زکات دولتمندان است.

5 - محمد بن مسلم، ابو بصیر، برید و فضیل گویند: امام باقر علیه السَّلام و امام صادق علیه السَّلام فرمودند:

خداوند، زکات را در کنار نماز، فرض و واجب کرد.

6 - مبارک عقرقوفی گوید: امام کاظم علیه السَّلام فرمود:

إِنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَضَعَ الزَّكَاةَ قُوتاً لِلْفُقَرَاءِ وَ تَوْفِيراً لأَمْوَالِكُمْ.

7 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

إنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَلْ فَرَضَ الزَّكَاةَ كَمَا فَرَضَ الصَّلاةَ، وَ لَوْ أَنَّ رَجُلاً حَمَلَ الزَّكَاةَ فَأَعْطَاهَا عَلانِيَةً لَمْ يَكُنْ عَلَيْهِ فِي ذَلِكَ عَيْبٌ.

وَ ذَلِكَ أَنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ فَرَضَ فِى أَمْوَالِ الْأَغْنِيَاءِ لِلْفُقَرَاءِ مَا يَكْتَفُونَ بِهِ الْفُقَرَاءُ، وَ لَوْ عَلِمَ أَنَّ الَّذِي فَرَضَ لَهُمْ لا يَكْفِيهِمْ لَزَادَهُمْ، وَإِنَّمَا يُؤْتَى الْفُقَرَاءُ فِيما أُتُوا مِنْ مَنْع مَنْ مَنَعَهُمْ حُقُوقَهُمْ لا مِنَ الْفَرِيضَةِ.

8 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

خداوند عزَّوجل زکات فریضه را مقرّر کرد تا زاد و توشه مستمندان و برکت اموال شما باشد.

7 - عبدالله بن سنان گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

خداوند علیه السَّلام زکات را فرض و لازم کرد، همان گونه که نماز را فرض و لازم کرد. اگر کسی زکات فریضه را بر دوش بگیرد تا به صورت آشکار به امام زمان بپردازد، عیب و ملامتی بر او وارد نیست، زیرا خداوند عزَّوجل در اموال دولتمندان نصابی مقرّر کرد که نیازمندان را کفایت کند و اگر می دانست که این نصاب مقرّر، در حد کفایت آنان نیست، بر آن می افزود. از این رو، بی نوایی مستمندان از عدم پرداخت زکات به وسیلۀ دولتمندان است نه از نارسایی میزان زکات.

8 - سماعة بن مهران گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فَرَضَ لِلْفُقَرَاءِ فِي أَمْوَالِ الْأَغْنِيَاءِ فَرِيضَةً لَا يُحْمَدُونَ إِلَّا بِأَدَائِهَا وَ هِيَ الزَّكَاةُ بِهَا حَقَنُوا دِمَاءَهُمْ وَ بِهَا سُمُّوا مُسْلِمِينَ، وَ لَكِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فَرَضَ فِى أَمْوَالِ الْأَغْنِيَاءِ حُقُوقاً غَيْرَ الزَّكَاةِ.

فَقالَ عَزَّ وَ جَلَّ: (وَ الَّذِينَ فِي أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ).

﴿وَ فَالْحَقُّ المَعْلُومُ مِنْ غَيْرِ الزَّكَاةِ وَ هُوَ شَيْءٌ يَفْرِضُهُ الرَّجُلُ عَلَى نَفْسِهِ فِي مَالِهِ يَجِبُ عَلَيْهِ أَنْ يَفْرِضَهُ عَلَى قَدْرِ طَاقَتِهِ وَ سَعَةِ مَالِهِ، فَيُؤَدِّي الَّذِي فَرَضَ عَلَى نَفْسِهِ إِنْ شَاءَ فِي كُلِّ يَوْمٍ، وَإِنْ شَاءَ فِي كُلِّ جُمْعَةٍ وَإِنْ شَاءَ فِي كُلِّ شَهْرٍ.

وَ قَدْ قَالَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَيْضاً: (أَقْرَضُوا اللهَ قَرْضاً حَسَناً) وَ هَذَا غَيْرُ الزَّكَاةِ.

وَ قَدْ قَالَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَيْضاً: (يُنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرًّا وَ عَلَانِيَةً).

وَ الْمَاعُونَ أَيْضاً، وَ هُوَ الْقَرْضُ يُقْرِضُهُ وَ الْمَتَاعُ يُعِيرُهُ، وَ الْمَعْرُوفُ يَصْنَعُهُ، وَمِمَّا فَرَضَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَيْضاً فِي الْمَالِ مِنْ غَيْرِ الزَّكَاةِ، قَوْلُهُ عَزَّ وَ جَلَّ: (الَّذِينَ يَصِلُونَ مَا أَمَرَ اللهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ).

به راستی خداوند متعال برای فقیران در دارایی ثروتمندان حقّ واجبی قرار داده که فقط با پرداخت آن مورد ستایش قرار می گیرند و آن زکات است، که به وسیلۀ آن خونشان محفوظ و مسلمان نامیده می شوند؛ ولی خداوند متعال در دارایی ثروتمندان حقوقی دیگر _ جز زکات_ واجب نموده است، آن جا که می فرماید: «و کسانی که در اموالشان حقّ معّینی برای دریوزگان و محرومان اجتماع است».

بنابر این، حق معیّن غیر از زکات است و آن چیزی است که انسان بر خود لازم می نماید که از دارایی خود به اندازه توان و وسعت مالش به محرومان و فقیران جامعه به دلخواه خود هر روز ، هر هفته و هر ماه بپردازد.

خداوند عزَّوجل در آیه دیگری می فرماید: «به خداوند قرض نیکویی بدهند».

این غیر از زکات است. هم چنین خداوند عزَّوجل می فرماید: «آنان از آنچه خداوند به آنان روزی کرده در نهان و آشکار انفاق می کنند».

هم چنین است «ماعون» و آن پرداخت قرض، امانت دادن کالا و کار نیکی است که انسان در حق کسی انجام می دهد.

هم چنین از آنچه خداوند _ غیر از زکات _ فرض کرده است. در این آیه است که می فرماید: «کسانی پیوند می دهند به آنچه خداوند دستور به پیوند آن داده است».

وَ مَنْ أَدَّى مَا فَرَضَ اللَّهُ عَلَيْهِ فَقَدْ قَضَى مَا عَلَيْهِ، وَأَدَّى شُكْرَ مَا أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِ فِي مَالِهِ إِذَا هُوَ حَمِدَهُ عَلَى مَا أَنْعَمَ اللهُ عَلَيْهِ فِيهِ مِمَّا فَضَّلَهُ بِهِ مِنَ السَّعَةِ عَلَى غَيْرِهِ وَلِمَا وَفَّقَهُ لِأَدَاءِ مَا فَرَضَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَيْهِ وَأَعَانَهُ عَلَيْهِ.

9 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ بْن أَيُّوبَ عَنْ أَبِي الْمَغْرَاءِ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: كُنَّا عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام وَ مَعَنَا بَعْضُ أَصْحَابِ الْأَمْوَالِ فَذَكَرُوا الزَّكَاةَ.

فَقالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: إِنَّ الزَّكَاةَ لَيْسَ يُحْمَدُ بهَا صَاحِبُهَا، وَإِنَّمَا هُوَ شَيْءٌ ظَاهِرٌ، إِنَّمَا حَقَنَ بِهَا دَمَهُ وَ سُمِّيَ بِهَا مُسْلِماً ، وَ لَوْ لَمْ يُؤَدِّهَا لَمْ تُقْبَلْ لَهُ صَلاةٌ، وَإِنَّ عَلَيْكُمْ فِي أَمْوَالِكُمْ غَيْرَ الزَّكَاةِ.

فَقُلْتُ: أَصْلَحَكَ اللهُ! وَ مَا عَلَيْنَا فِي أَمْوَالِنَا غَيْرُ الزَّكَاةِ؟

و هرکه فرض خدا را ادا کند به واقع آنچه بر عهدۀ او بوده انجام داده است و نعمت هایی را که خداوند در اموالش بر او ارزانی داشته شکر و سپاس گزاری کرده است؛ آن گاه که خدا را در نعمت هایی که بر او ارزانی داشته، او را با وسعت روزی بر دیگران برتری داده و به ادای فرض خدا توفیق داده و از او یاری نموده؛ سپاس گفته است.

9 - ابو بصیر گوید: با عدّه ای از ثروتمندان در حضور امام صادق علیه السَّلام اشرف حضور داشتیم، سخن از زکات به میان آمد.

امام صادق علیه السَّلام فرمود: پرداخت کنندۀ زکات مورد ستایش قرار نمی گیرد، چرا که حکم آشکاری است که با پرداخت آن خون او حفظ و مسلمان نامیده می شود و اگر کسی نپردازد، نماز از او پذیرفته نمی شود. همانا در دارایی شما حقوق دیگری غیر از زکات است.

عرض کردم: خداوند کارهای شما را اصلاح فرماید، جز زکات چه حقوقی در دارایی ماست؟

فَقالَ: سُبْحَانَ اللهِ! أَ مَا تَسْمَعُ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ فِي كِتَابِهِ: (وَالَّذِينَ فِي أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ * لِلسَّائِلِ وَ الْحَرُومِ)؟

قالَ: قُلْتُ: مَا ذَا الْحَقُّ الْمَعْلُومُ الَّذِي عَلَيْنَا؟

قالَ: هُوَ الشَّيْءُ يَعْمَلُهُ الرَّجُلُ فِي مَالِهِ يُعْطِيهِ فِي الْيَوْمِ، أَوْ فِي الْجُمْعَةِ، أَوْ فِي الشَّهْرِ، قَلَّ أَوْ كَثُرَ غَيْرَ أَنَّهُ يَدُومُ عَلَيْهِ.

وَ قَوْلَهُ عَزَّ وَجَلَّ: ﴿وَيَمْنَعُونَ الْمَاعُونَ).

قالَ: هُوَ الْقَرْضُ يُقْرِضُهُ، وَ الْمَعْرُوفُ يَصْطَنِعُهُ ، وَ مَتَاعُ الْبَيْتِ يُعِيرُهُ، وَ مِنْهُ الزَّكَاةُ.

فَقُلْتُ لَهُ: إِنَّ لَنَا جِيرَانَا إِذَا أَعَرْنَاهُمْ مَتَاعاً كَسَرُوهُ وَأَفْسَدُوهُ فَعَلَيْنَا جُنَاحٌ إِنْ نَمْنَعْهُمْ؟

فَقالَ: لا، لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ إِنْ تَمْنَعُوهُمْ إِذَا كَانُوا كَذَلِكَ.

حضرتش با شگفتی فرمود: سبحان الله! مگر نشنیده ای که خداوند عزَّوجل در قرآنش می فرماید:

«وکسانی که در دارایی آنان حقّی معیّن برای دریوزگان و محرومان جامعه است».

عرض کردم: این حق معین چیست؟

فرمود: انسان از دارایی خود مقداری را در نظر می گیرد و هر روز یا هر هفته یا هر ماه به محرومان و فقرا می پردازد، کم باشد یا بیشتر، مهم آن است که ادامه داشته باشد.

و خداوند عزَّوجل می فرماید: «و از دادن ماعون خودداری می کنند».

حضرتش فرمود: منظور از «ماعون» همان قرضی است که می پردازند، کار نیکی است که انجام می دهند و وسایل زندگی است که عاریه می دهند و زکات از این است.

عرض کردم: ما همسایه هایی داریم که وقتی وسیله ای به آنان عاریه می دهیم می شکنند و خراب می کنند، در این صورت اگر از عاریه دادن خودداری کنیم، مرتکب گناه شده ایم؟

فرمود: اگر این گونه باشند و شما به آنها عاریه ندهید، گناهی بر شما نیست.

قالَ: قُلْتُ لَهُ: (وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِيناً وَ يَتِيماً وَ أَسِيراً).

قالَ: لَيْسَ مِنَ الزَّكَاةِ.

قُلْتُ: قَوْلُهُ عَزَّ وَجَلَّ: (الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوَاهُمْ بِاللَّيْل وَالنَّهارِ سِرًّا وَ عَلانِيَةً).

قالَ: لَيْسَ مِنَ الزَّكَاةِ .

قالَ: فَقُلْتُ: قَوْلُهُ عَزَّ وَ جَلَّ: (إِنْ تُبْدُوا الصَّدَقَاتِ فَنِعِمَّا هِيَ وَإِنْ تُخْفُوهَا وَتُؤْتُوهَا الْفُقَرَاء فَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ).

قالَ: لَيْسَ مِنَ الزَّكَاةِ، وَصِلَتُكَ قَرَابَتَكَ لَيْسَ مِنَ الزَّكَاةِ.

10 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللهِ عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدِ بْن خَالِدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْن عِيسَى عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ جَابِرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام فِي قَوْلِ اللهِ عَزَّ وَجَلَّ: (وَ الَّذِينَ فِي أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ * لِلسَّائِلِ وَ الْحَرُومِ) أَ هُوَ سِوَى الزَّكَاةِ؟

عرض کردم: این گفتار خدا نیز از موارد زکات است که می فرماید: «و به بی نوا، یتیم و اسیر با دوست داشتن آن غذا می دهند».

فرمود: این شامل زکات نمی شود.

عرض کردم: این آیه چطور که می فرماید: «کسانی که دارایی خود را شب هنگام و روز، در نهان و آشکار انفاق می کنند».

فرمود: شامل زکات نیست.

عرض کردم: این آیه چطور که می فرماید: «اگر صدقه هایتان را آشکارا بپردازید چه بهتر و اگر مخفیانه به فقرا بپردازید، این برای شما بهتر خواهد بود.

فرمود: این نیز شامل زکات نیست. هم چنین صله و پیوند خویشاوندی نیز از زکات به شمار نمی آید.

10 - اسماعیل بن جابر گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم: این حقّی که خداوند عزَّوجل یاد می کند و می فرماید: «... و کسانی که در اموالشان حقّی معیّن برای دریوزگان و محرومان اجتماع است». آیا این حق غیر از حق زکات است؟

فَقالَ: هُوَ الرَّجُلُ يُؤْتِيهِ اللهُ الثَّرْوَةَ مِنَ الْمَالِ فَيُخْرِجُ مِنْهُ الْأَلْفَ وَ الْأَلْفَيْنِ و الثلاثَةَ الآلاف و الأقل وَ الْأَكْثَرَ فَيَصِلُ بِهِ رَحِمَهُ وَ يَحْمِلُ بِهِ الْكَلَّ عَنْ قَوْمِهِ. 11 - عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ الْحَجَّاجِ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَانِ الْأَنْصَارِيِّ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السَّلام يَقُولُ:

إِنَّ رَجُلاً جَاءَ إِلَى أَبِي عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ علیه السَّلام فَقَالَ لَهُ: أَخْبِرْنِي عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ: (وَ الَّذِينَ فِي أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ * لِلسَّائِلِ وَ الْحَرُومِ) مَا هَذَا الْحَقُّ الْمَعْلُومُ؟

فَقالَ لَهُ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ علیه السَّلام: الْحَقُّ الْمَعْلُومُ : الشَّيْءُ يُخْرِجُهُ الرَّجُلُ مِنْ مَالِهِ لَيْسَ مِنَ الزَّكَاةِ، وَ لا مِنَ الصَّدَقَةِ الْمَفْرُوضَتَيْن.

قالَ: فَإِذَا لَمْ يَكُنْ مِنَ الزَّكَاةِ وَ لا مِنَ الصَّدَقَةِ فَمَا هُوَ؟

فَقالَ: هُوَ الشَّيْءُ يُخْرِجُهُ الرَّجُلُ مِنْ مَالِهِ، إِنْ شَاءَ أَكْثَرَ وَ إِنْ شَاءَ أَقَلَّ عَلَى قَدْرِ مَا يَمْلِكُ.

فرمود: آری، این حقّی است که وقتی خداوند عزَّوجل به کسی ثروت و نعمت می بخشد، بر اوست که هزار درهم، دو هزار درهم، سه هزار درهم، کمتر و بیشتر، به حساب دریوزگان و محرومان اجتماع بگذارد و از همین حساب به زندگی خویشاوندان خود کمک کند و تاوان و غرامتی که بر عهدۀ فامیل و عشیرۀ او قرار می گیرد بپردازد.

11 - قاسم بن عبدالرحمان انصاری گوید: از امام باقر علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:

مردی خدمت پدرم علی بن الحسین علیه السَّلام آمد و گفت: این حقی که خداوند عزَّوجل یاد کرده و می فرماید: «مگر نمازگزاران که در اموال آنان حقّی معیّن برای دریوزگان و محرومان است». چه حقّی است؟

پدرم علی بن الحسین علیه السَّلام به او فرمود: این حقِّ معلوم، یک حقّی است که انسان از مال خود جدا می کند. این حق، مربوط به زکات فریضه و صدقۀ فریضه نیست.

آن مرد گفتک پس این چه گونه حقّی است که از زکات و صَدَقات محسوب نمی شود؟

فرمود: این یک کار افتخاری است که انسان از ثروت خود، کم یا زیاد به حدّ توانش متعهد می شود.

فَقالَ لَهُ: الرَّجُلُ فَمَا يَصْنَعُ بِهِ؟

قالَ: يَصِلُ بِهِ رَحِماً، وَ يَقْرِي بِهِ ضَيْفاً، وَ يَحْمِلُ بِهِ كَلَا، أَوْ يَصِلُ بِهِ أَحَاً لَهُ فِي اللهِ، أَوْ لِنَائِبَةٍ تَنُوبُهُ.

فَقالَ الرَّجُلُ: اللهُ يَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسَالَاتِهِ.

12 - وَ عَنْهُ عَنِ ابْنِ فَضَّالِ عَنْ صَفْوَانَ الْجَمَّالِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام فِي قَوْلِهِ عَزَّ وَجَلَّ: (لِلسَّائِلِ وَ الْحَرُومِ).

قالَ: الْمَحْرُومُ الْمُحَارَفُ الَّذِي قَدْ حُرِمَ كَدَّ يَدِهِ فِي الشِّرَاءِ وَ الْبَيْعِ.

وَ فِي رِوَايَةٍ أُخْرَى عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ وَ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام أَنَّهُمَا قَالا:

المَحْرُومُ الرَّجُلُ الَّذِي لَيْسَ بِعَقْلِهِ بَأْسٌ، وَ لَمْ يُبْسَطْ لَهُ فِي الرِّزْقِ وَ هُوَ مُحَارَفٌ.

13 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنِ الْمُفَضَّلِ قالَ: كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام فَسَأَلَهُ رَجُلٌ فِي كَمْ تَجِبُ الزَّكَاةُ مِنَ الْمَالِ؟

فَقالَ لَهُ: الزَّكَاةُ الظَّاهِرَةُ أَمِ الْبَاطِنَةُ تُرِيدُ؟

آن مرد پرسید: مصرف این حق، در چه راهی است؟

فرمود: صِلۀ رحم پذیرایی از مهمان، برداشتن بارتاوان و غرامت از دوش مردم ناتوان، رسیدگی به حال برادران دینی و رفع گرفتاری ها و پیش آمدهای ناگوار.

آن مرد گفت: خدا خوب می داند که مقام رسالات خود را در کدام خانواده قرار دهد.

12 - صفوان جمّال گوید: امام صادق علیه السَّلام در تفسیر «سائل و محروم» فرمود:

محروم: صاحب حرفه است که تلاش او در خرید و فروش بی نتیجه می ماند.

در روایت دیگری آمده است: امام باقر و امام صادق علیهما السَّلام فرمودند:

محروم صاحب حرفه خردمندی است که روزی او وسعت ندارد.

13 - مفضّل گوید: در حضور امام صادق علیه السَّلام بودم که شخصی پرسید: به چه میزان از دارایی زکات تعلّق می گیرد؟

فرمود: منظور تو زکات ظاهری است یا باطنی؟

فَقالَ: أُريدُهُما جميعاً.

فَقالَ: أَمَّا الظَّاهِرَةُ، فَفِي كُلِّ أَلْفِ خَمْسَةٌ وَ عِشْرُونَ، وَ أَمَّا الْبَاطِنَةُ فَلا تَسْتَأْثِرُ عَلَى أَخِيكَ بِمَا هُوَ أَحْوَجُ إِلَيْهِ مِنْكَ.

14 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنْ مَالِكِ بْنِ عَطِيَّةَ عَنْ عَامِرِ بْنِ جُذَاعَةَ قَالَ:

جَاءَ رَجُلٌ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام فَقالَ لَهُ: يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ! قَرْضٌ إِلَى مَيْسَرَةٍ.

فَقالَ لَهُ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام: إِلَى غَلَّةٍ تُدْرَكُ؟

فَقالَ الرَّجُلُ: لا ، وَ اللهِ ؟

قَالَ: فَإِلَى تِجَارَةٍ تُؤَبُّ؟

قالَ: لا ، وَ اللهِ.

قَالَ: فَإِلَى عُقْدَةٍ تُبَاعُ ؟

عرض کرد: هر دو مورد را می خواهم بدانم.

فرمود: زکات ظاهری در هر بیست و پنج هزار تعلّق می گیرد، ولی زکات باطنی آن است که برای برادر دینی خود آن چه را که نیازش از تو بیشتر است دریغ نورزی.

14 - عامر بن جذاعه گوید: مردی خدمت امام صادق علیه السَّلام شرف یاب شد و گفت: ای ابا عبدالله به من قرض بدهید. هرگاه مالی به دست آوردم قرض خود را می پردازم.

حضرت فرمود: یعنی تا محصولت را جمع آوری کنی؟

آن مرد گفت: نه به خدا سوگند! محصولی ندارم.

حضرت فرمود: تا مال التجاره ات برسد؟

آن مرد گفت: نه به خدا سوگند! مال التجاره ندارم

حضرتش فرمود: تا ملک خود را بفروشی؟

فَقال: لا ، وَ اللهِ.

فَقالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: فَأَنْتَ مِمَّنْ جَعَلَ اللهُ لَهُ فِي أَمْوَالِنَا حَقّاً.

ثُمَّ دَعَا بِكيس فِيهِ دَرَاهِمْ، فَأَدْخَلَ يَدَهُ فِيهِ فَنَاوَلَهُ مِنْهُ قَبْضَةً ثُمَّ قَالَ لَهُ: اتَّقِ الله و لا تُسْرِفْ وَ لا تَقْتُرْ، وَلَكِنْ بَيْنَ ذَلِكَ قَوَاماً ، إِنَّ التَّبْذِيرَ مِنَ الْإِسْرَافِ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ: ﴿وَلَا تُبَذِّرْ تَبْذِيراً).

الْحَسَنُ بْنُ مَحْبُوبِ عَنْ سَعْدَانَ بْن مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام مِثْلَ ذَلِكَ.

15 - أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ وَ غَيْرُهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ الْقَاسِم عَنْ رَجُلٍ مِنْ أَهْلِ سَابَاطَ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام لِعَمَّارٍ السَّابَاطِيُّ: يَا عَمَّارًا أَنْتَ رَبُّ مَالٍ كَثِيرٍ ؟

قالَ: نَعَمْ، جُعِلْتُ فِدَاكَ .

قالَ: فَتُؤَدِّي مَا افْتَرَضَ اللَّهُ عَلَيْكَ مِنَ الزَّكَاةِ؟

آن مرد گفت: نه به خدا سوگند! ملکی ندارم.

حضرتش فرمود: پس تو از افرادی هستی که خداوند برای آنان حقّی در اموال ما مقرّر کرده است.

بعد کیسۀ پولی خواست، آوردند، و یک مشت سکّه به آن مرد داد و فرمود: ای مرد! تقوا پیشه کن اسراف مکن و خسّت مورز وحدّ وسط را از دست مده تا کارت قوام بگیرد. ریخت و پاش هم مکن که ریخت و پاش، عین اسراف است. خداوند عزَّوجل می فرماید: «ریخت و پاش مکن»

15 - یکی از اهالی ساباط گوید: امام صادق علیه السَّلام به عمّار ساباطی فرمود:

ای عمّار! آیا دارایی تو بسیار است؟

عرض کرد: آری قربانت گردم.

فرمود: آیا زکاتی را که خداوند بر تو واجب نموده، می پردازی؟

فَقالَ: نَعَمْ.

قالَ: فَتُخْرِجُ الْحَقَّ الْمَعْلُومَ مِنْ مَالِكَ؟

قالَ: نَعَمْ .

قالَ: فَتَصِلُ قَرَابَتَكَ؟

قالَ: نَعَمْ .

قالَ: وَ تَصِلُ إخْوَانَكَ؟

قالَ: نَعَمْ.

فَقالَ: يَا عَمَّارُ! إِنَّ الْمَالَ يَفْنَى وَ الْبَدَنَ يَبْلَى وَ الْعَمَلَ يَبْقَى، وَ الدَّيَّانَ حَيٌّ لا يَمُوتُ. يَا عَمَّارً! إِنَّهُ مَا قَدَّمْتَ فَلَنْ يَسْبقَكَ وَ مَا أَخَّرْتَ فَلَنْ يَلْحَفَكَ.

16 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ اللهِ بْن مُسْكَانَ عَنْ أبِي بَصِير قالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام: قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ: (إِنَّمَا الصَّدَقَاتُ لِلْفُقَرَاءِ وَالْمَسَاكِينِ).

عرض کرد: آری.

فرمود: آیا حق معینی را از دارایی خود خارج می نمایی؟

عرض کرد: آری.

فرمود: آیا صله رحم و پیوند خویشاوندی داری؟

عرض کرد: آری.

:فرمود: آیا به برادران دینی خود نیز صله می دهی؟

عرض کرد: آری.

:فرمود: ای عمّار! به راستی که مال و دار ایی فنا می یابد، بدن می پوسد و عمل و کردار می ماند و خداوند حسابگر زنده ای است که هرگز نمی میرد. ای عمار! آن چه را که پیشتر فرستاده ای هرگز از تو پیشی نخواهد گرفت و آنچه به تأخیر انداختی هرگز به تو نخواهد پیوست.

16 - ابو بصیر گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم: معنای فقیر و مسکین در این آیه چیست که خداوند عزّوجل می فرماید: «زکات فریضه، ویژۀ فقرا و مساکین است.».

قالَ: الْفَقِيرُ الَّذِي لا يَسْأَلُ النَّاسَ وَ الْمِسْكِينُ أَجْهَدُ مِنْهُ وَ الْبَائِسُ أَجْهَدُهُمْ، فَكُلُّ مَا فَرَضَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَيْكَ فَإِعْلاتُهُ أَفْضَلُ مِنْ إِسْرَارِهِ، وَكُلُّ مَا كَانَ تَطَوُّعاً فَإِسْرَارُهُ أَفْضَلُ مِنْ إِعْلانِهِ، وَ لَوْ أَنَّ رَجُلاً يَحْمِلُ زَكَاةَ مَالِهِ عَلَى عَاتِقِهِ، فَقَسَمَهَا عَلانِيَةً كَانَ ذَلِكَ حَسَناً جَمِيلاً.

17 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام فِي قَوْلِ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ: (وَ إِنْ تُخْفُوهَا وَ تُؤْتُوهَا الْفُقَرَاءَ فَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ).

فَقالَ: هِيَ سِوَى الزَّكَاةِ، إِنَّ الزَّكَاةَ عَلانِيَةٌ غَيْرُ سِرٍّ.

18 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السَّلام أَنَّهُ سَأَلَهُ عَنِ الْفَقِيرِ وَ الْمِسْكِين.

فَقالَ: الْفَقِيرُ الَّذِي لا يَسْأَلُ، وَ الْمِسْكِينُ الَّذِي هُوَ أَجْهَدُ مِنْهُ الَّذِي يَسْأَلُ.

فرمود: فقیر، یعنی مستمندی که کار می کند و به دریوزگی نمی رود. مسکین، یعنی بیکار است و فقیر بی نواتر است. و فقیر بائس، از آن ها بی نواتر است که هرچه داشته از دست داده. هر فریضه ای که خداوند واجب می کند، آشکار آن بهتر از پنهان است و هر طاعتی که مردم با اختیار پیش قدم شوند؛ پنهان آن بهتر از آشکار است. اگر کسی زکات خود را بر دوش بگذارد و آشکارا میان حاجتمندان تقسیم کند، کار بسیار شایسته و خوبی کرده است.

17 - اسحاق بن عمار گوید: از امام صادق علیه السَّلام در مورد این آیه پرسیدم که خداوند عزَّوجل می فرماید: «و اگر پنهان کنید و به فقرا و بینوایان برسانید، برای شما بهتر است».

فرمود: این آیه، شامل زکات فریضه نیست. زکات فریضه را باید آشکارا پرداخت شود.

18 - محمّد بن مسلم گوید: از امام (باقر علیه السَّلام یا امام صادق علیه السَّلام) پرسیدم: فرق فقیر و مسکین چیست؟

فرمود: فقیر مستمندی که در حدّ ضرورت برگ و نوایی دارد و اجباری به دریوزگی ندارد. مسکین از بینوایی چاره ای جز دریوزگی ندارد.

19 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أبِي نَصْرِ قَالَ : ذَكَرْتُ لِلرِّضَا علیه السَّلام شَيْئاً.

فَقالَ: اصْبِرْ، فَإِنِّي أَرْجُو أَنْ يَصْنَعَ اللهُ لَكَ إِنْ شَاءَ اللهُ .

ثُمَّ قَالَ: فَوَ اللَّهِ! مَا أَخَّرَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِ مِنْ هَذِهِ الدُّنْيَا خَيْرٌ لَهُ مِمَّا عَجَّلَ لَهُ فِيهَا ثُمَّ صَغَرَ الدُّنْيَا وَ قَالَ: أَيُّ شَيْءٍ هِيَ ؟

ثُمَّ قَالَ: إِنَّ صَاحِبَ النِّعْمَةِ عَلَى خَطَرٍ ، إِنَّهُ يَجِبُ عَلَيْهِ حُقُوقُ اللَّهِ فِيهَا وَ اللَّهِ! إِنَّهُ لَتَكُونُ عَلَيَّ النَّعَمُ مِنَ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَمَا أَزَالُ مِنْهَا عَلَى وَجَلٍ - وَ حَرَّكَ يَدَهُ - حَتَّى أَخْرُجَ مِنَ الْحُقُوقِ الَّتِي تَجِبُ لِلَّهِ عَلَيَّ فِيهَا.

فَقُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ أَنْتَ فِي قَدْرِكَ تَخَافُ هَذَا؟

قَالَ: نَعَمْ، فَأَحْمَدُ رَبِّي عَلَى مَا مَنَّ بِهِ عَلَيَّ.

19 - احمد بن محمّد بن ابی نصر گوید: به امام رضا علیه السَّلام گفتم دیر هنگامی است که از خداوند عزَّوجل حاجتی خواسته ام و هنوز دعایم به اجابت نرسیده است.

فرمود: صبر کن من امیدوارم که خداوند _ ان شاء الله _ حاجت تو را برآورده سازد.

آن گاه حضرتش فرمود: به خدا سوگند! نعمتی که خداوند دریغ می کند و برای آخرت انسان ذخیره می نماید، از نعمتی که در دنیا به او می دهد، بهتر است. مگر دنیا چه ارزشی دارد؟

سپس فرمود: صاحبان نعمت بر لب پرتگاه قرار می گیرند، زیرا در اثر نعمت، حقوقی بر انسان واجب می شود، که بسا در پرداخت آن کوتاهی شود. به خدا سوگند! من نسبت به نعمت های الهی همواره در هول و هراسم _ حضرت دستش را تکان داد _ تا موقعی که فرصت بیابم و حقوق الهی را بپردازم.

گفتم قربانت شوم! تو با این مقام و منزلت، تا حقوق الهی را نپردازی، در هول و هراسی؟

فرمود: آری. من باید خدا را سپاس بگویم که بر من منّت نهاد و نعمت ارزانی داشت.

بخش دوّم

عدم پرداخت زکات

(2) بَابُ مَنْعِ الزَّكَاةِ

1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُسْكَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ عَنْ قَوْلِ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ: (وَسَيُطَوَّقُونَ مَا بَخِلُوا بِهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ).

فَقالَ: يَا مُحَمَّدً! مَا مِنْ أَحَدٍ يَمْنَعُ مِنْ زَكَاةِ مَالِهِ شَيْئاً إِلَّا جَعَلَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ ذَلِكَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ تُعْبَاناً مِنْ نَارٍ مُطَوَّقاً فِي عُنُقِهِ يَنْهَشُ مِنْ لَحْمِهِ حَتَّى يَفْرُغَ مِنَ الْحِسَابِ.

ثُمَّ قَالَ: هُوَ قَوْلُ اللهِ عَزَّ وَجَلَّ: (سَيُطَوْقُونَ مَا يَخِلُوا بِهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ) يَعْنِي مَا بَخِلُوا بِهِ مِنَ الزَّكَاةِ.

2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مَرَّارٍ عَنْ يُونُسَ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ يَرْفَعُهُ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:

بخش دوم: عدم پرداخت زکات

1 - محمّد بن مسلم گوید: از امام صادق علیه السَّلام دربارۀ گفتار خداوند عزَّوجل پرسیدم که می فرماید: «به زودی آن چه را که در پرداخت آن بخل می ورزند در روز رستاخیز به گردن آن ها خواهند پیچید».

فرمود: ای محمّد! هر که چیزی از زکات دارایی خود را نپردازد، خداوند عزَّوجل آن را در روز رستاخیز اژدهایی آتشین قرار خواهد داد که بر گردن او می پیچد و از گوشت او نیش زند، تا از حساب رسی فارغ شود.

آن گاه فرمود: و این معنای گفتار خداوند عزَّوجل است که «به زودی آن چه را که در پرداخت آن بخل می ورزند در روز رستاخیز به گردن آن ها خواهند پیچید». یعنی از پرداخت زکات بخل می ورزیدند.

2 - راوی گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:

بَيْنَا رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله فِي الْمَسْجِدِ، إِذْ قَالَ : قُمْ يَا فُلانُ! قُمْ يَا فُلانُ، قُمْ يَا فُلانُ! حَتَّى أَخْرَجَ خَمْسَةَ نَفَرِ.

فَقالَ: اخْرُجُوا مِنْ مَسْجِدِنَا لا تُصَلُّوا فِيهِ وَأَنْتُمْ لا تُرَكُونَ.

3 - يُونُسُ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

مَنْ مَنَعَ قِيرَاطَاً مِنَ الزَّكَاةِ فَلَيْسَ بِمُؤْمِنٍ وَ لا مُسْلِمِ وَ هُوَ قَوْلُهُ عَزَّ وَ جَلَّ: (رَبِّ ارْجِعُونِ * لَعَلى أَعْمَلُ صَالِحاً فيما تَرَكْتُ).

وَ فِي رِوَايَةٍ أُخْرَى: وَ لا تُقْبَلُ لَهُ صَلاةٌ.

4 - يُونُسُ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله:

مَا مِنْ ذِي زَكَاةِ مَالٍ نَخْلِ أَوْ زَرْعٍ أَوْ كَرْم يَمْنَعُ زَكَاةَ مَالِهِ إِلَّا قَلَّدَهُ اللهُ تُرْبَةَ أَرْضِهِ يُطَوَّقُ بِهَا مِنْ سَبْع أَرَضِينَ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ.

5 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ شَمُونٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَانِ عَنْ مَالِكِ بْنِ عَطِيَّةَ عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ قَالَ: قَالَ لِي أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:

پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله در مسجد حضور داشت، به ناگاه فرمود: فلانی برخیز! فلانی برخیز! فلانی برخیز! حضرتش پنج تن را نام برد و فرمود: از مسجد ما بیرون روید، در آن نماز نگزارید، چرا که شما زکات اموالتان را نمی پردازید

3 - ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

هر که قیراطی از پرداخت زکات خودداری کند، نه مؤمن است نه مسلمان. و معنای گفتار خداوند عزَّوجل همان است که می فرماید: «پروردگارا! مرا باز گردان. شاید عمل شایسته ای انجام دهم چنانچه ترک کرده ام».

در روایت دیگری آمده است: نماز چنین فردی پذیرفته نمی شود.

4 - عبدالله بن سنان گوید: امام صادق علیه السَّلام می فرماید:

پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود: هر صاحب نخلستانی یا کشاورز یا باغبانی که انگور دارد و زکات مال خود را نمی پردازد،خداوند در روز رستاخیز خاک زمینش را از طبقه هفتم آن بر گردنش آویزان خواهد کرد.

5 - ابان بن تغلب گوید: امام صادق علیه السَّلام به من فرمود:

دَمَانِ فِي الْإِسْلامِ حَلالٌ مِنَ اللهِ لا يَقْضِي فِيهِمَا أَحَدٌ حَتَّى يَبْعَثَ اللَّهُ قَائِمَنَا أَهْلَ الْبَيْتِ، فَإِذَا بَعَثَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ قَائِمَنَا أَهْلَ الْبَيْتِ حَكَمَ فِيهِمَا بِحُكْمِ اللهِ لا يُرِيدُ عَلَيْهِمَا بَيْنَةُ الزَّانِي الْمُحْصَنُ يَرْجُمُهُ وَ مَانِعُ الزَّكَاةِ يَضْرِبُ عُنُقَهُ.

عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيَّ عَنْ مُوسَى بْنِ سَعْدَانَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْقَاسِمِ عَنْ مَالِكِ بْنِ عَطِيَّةَ عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام نَحْوَهُ.

6 - حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الْخَشَّابِ عَنِ ابْنِ بَقَاحٍ عَنْ مُعَاذِ بْنِ ثَابِتٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ جُمَيْعِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

مَا مِنْ رَجُلٍ أَدَّى الزَّكَاةَ فَنَقَصَتْ مِنْ مَالِهِ وَ لَا مَنْعَهَا أَحَدٌ فَزَادَتْ فِي مَالِهِ.

7 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ عَنْ عُبَيْدِ بْنِ زُرَارَةَ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام يَقُولُ:

در اسلام دو نوع خون است که از جانب خداوند حلال است. کسی نمی تواند در آن دو مورد حکم کند تا آن خداوند قائم ما اهل بیت را بر انگیزد، آنگ اه که خداوند قائم با اهل بیت بر انگیخت، در آن دو مورد بدون بیّنه به حکم خدا داوری خواهد کرد: (یکی) زناکار همسرداری است که سنگسار خواهد شد. دیگری نپردازندۀ زکات است که گردنش زده خواهد شد.

6 - عمرو بن جمیع گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

هر انسانی که زکات مال و دارایی خود را بپردازد و از پرداخت حق کسی خودداری نکند و از ثروتش کاسته شود؛ به ثروت و دارایی او افزوده خواهد شد.

زراره گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:

مَا مِنْ عَبْدٍ يَمْنَعُ دِرْهَماً فِي حَقًّهِ إِلَّا أَنْفَقَ اثْنَيْنِ فِي غَيْرِ حَقَّهِ، وَ مَا رَجُلٌ يَمْنَعُ حَقَّاً مِنْ مَالِهِ إِلَّا طَوَّقَهُ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ حَيَّةٌ مِنْ نَارٍ يَوْمَ الْقِيَامَةِ.

عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله:

مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَالٌ لا يُزَكَّى.

9 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ عُقْبَةَ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ علیه السَّلام - یَعْنِي الْأَوَّلَ _ قَالَ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ:

مَنْ أَخْرَجَ زَكَاةَ مَالِهِ تَامَّةٌ فَوَضَعَهَا فِي مَوْضِعِهَا لَمْ يُسْأَلُ مِنْ أَيْنَ اكْتَسَبَ مَالَهُ.

10 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ مِهْرَانَ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السَّلام عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ: (سَيْطَوَّقُونَ مَا بَخِلُوا بِهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ).

هر کس یک در هم از حق زکات را نپردازد، دو در هم در راه ناحق تلف خواهد کرد. کسی که زکات فریضه را نپردازد، خداوند عزَّوجل در روز قیامت حلقۀ آتشینی چون مار، بر گردن او می پیچد.

8 - ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السَّلام می فرماید: پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود:

مال و دارایی که زکات آن پرداخت نشود، مورد لعنت است، مورد لعنت است.

9 - علی بن عقبه گوید: از امام کاظم علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:

هر که زکات مال و دارایی خود را به طور کامل بپردازد و در موارد آن مصرف کند، (روز رستاخیز) مورد بازجویی قرار نمی گیرد که از کجا مال و دارایی خود را به دست آورده است.

10 - محمّد بن مسلم گوید: از امام صادق علیه السَّلام دربارۀ گفتار خداوند عزَّوجل پرسیدم که می فرماید: «به زودی آن چه را که در پرداخت آن بخل می ورزند در روز رستاخیز به گردن آن ها خواهد پیچید».

قَالَ: مَا مِنْ عَبْدٍ مَنَعَ مِنْ زَكَاةِ مَالِهِ شَيْئاً إِلَّا جَعَلَ اللهُ لَهُ ذَلِكَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ تُعْبَاناً مِنْ نَارٍ، يُطَوَّقُ فِي عُنُقِهِ يَنْهَشُ مِنْ لَحْمِهِ حَتَّى يَفْرُغَ مِنَ الْحِسَابِ، وَ هُوَ قَوْلُ اللهِ عَزَّ وَجَلَّ: (سَيْطَوَّقُونَ مَا بَخِلُوا بِهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ).

قالَ: مَا بَخِلُوا بِهِ مِنَ الزَّكَاةِ.

11 - أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ وُهَيْبِ بْنِ حَفْصٍ عَنْ أَبِي بصیرٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام يَقُولُ:

مَنْ مَنَعَ الزَّكَاةَ سَأَلَ الرَّجْعَةَ عِنْدَ الْمَوْتِ، وَ هُوَ قَوْلُ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ: (رَبِّ ارْجِعُونِ * لَعَلِّي أَعْمَلُ صَالِحاً فِيمَا تَرَكْتُ).

12 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ حَسَّانَ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

فرمود: هر که چیزی از زکات دارایی خود را نپردازد، خداوند عزَّوجل آن را در روز رستاخیز اژدهایی آتشین قرار خواهد داد که بر گردن او می پیچد و از گوشت او نیش زند، تا از حساب رسی فارغ شود. و این معنای گفتار خداوند عزَّوجل است که «به زودی آن چه را که در پرداخت آن بخل می ورزند در روز رستاخیز به گردن آن ها خواهد پیچید».

فرمود: یعنی از پرداخت زکات بخل ورزیدند.

11 - ابو بصیر گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:

هر کس زکات فریضه را نپردازد، به هنگام مرگ، آرزو می کند که او را باز گردانند تا خود را از عذاب دوزخ برهاند، دلیل آن، کلام خداوند متعال است که می فرماید: «پروردگارا مرا بازگردانید تا عمل صالحی را که ترک کرده ام به جا آورم».

12 - راوی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

صَلاةٌ مَكْتُوبَةٌ خَيْرٌ مِنْ عِشْرِينَ حَجَّةً ، وَ حَجَّةٌ خَيْرٌ مِنْ بَيْتٍ مَمْلُوءٍ ذَهَبَاً يُنْفِقُهُ فِي بِرٌ حَتَّى يَنْفَدَ.

قالَ: ثُمَّ قَالَ: وَلا أَفْلَحَ مَنْ ضَيَّعَ عِشْرِينَ بَيْتاً مِنْ ذَهَبٍ بِخَمْسَةٍ وَ عِشْرِينَ دِرْهَماً.

فَقُلْتُ: وَ مَا مَعْنَى خَمْسَةٍ وَ عِشْرِينَ دِرْهَماً؟

قالَ: مَنْ مَنَعَ الزَّكَاةَ وَقِفَتْ صَلاتُهُ حَتَّى يُزَكَّى.

13 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ:

مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَالٌ لا يُزَكَّى.

14 - أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ حَفْصِ بْنِ عُمَرَ عَنْ سَالِمٍ عَنْ أَبِي بَصِيمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

مَنْ مَنَعَ قِيرَاطَاً مِنَ الزَّكَاةِ فَلْيَمُتْ إِنْ شَاءَ يَهُودِيًا أَوْ نَصْرَانِياً.

انجام نماز واجب بهتر از بیت حج است و انجام یک حج بهتر از خانۀ مملو از طلایی است که در راه نیکوکاری انفاق کنی تا پایان یابد.

آن گاه حضرتش فرمود: کسی که بیست خانه از طلا را به بیست و پنج درهم ساخت، رستگار نگشت.

عرض کردم: منظور از بیست و پنج درهم چیست؟

فرمود: هر که زکات مال خود را نپردازد، نمازش بازداشت می شود (و پذیرفته نمی شود) تا زکات مالش را بپردازد.

13 - مسعدة بن صدقه گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: مال و دارایی که زکاتش پرداخت نشود مورد لعن است، مورد لعن است

14 - ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

هر که قیراطی از زکات مالش را نپردازد ، یهودی یا نصرانی خواهد مرد.

15 - أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ عَلِيَّ بْنِ الْنُّعْمَانِ عَنْ إِسْحَاقَ قَالَ: حَدَّثَنِي مَنْ سَمِعَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام يَقُولُ:

مَا ضَاعَ مَالٌ فِي بَرّ وَ لا بَحْرِ إِلَّا بِتَضْيِيعِ الزَّكَاةِ، وَ لا يُصَادُ مِنَ الطَّيْرِ إِلَّا مَا ضَيَّعَ تَسْبِيحَهُ.

16 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ عُقْبَةَ عَنْ اَيُّوبَ بْنِ رَاشِدٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام يَقُولُ: مَانِعُ الزَّكَاةِ يُطَوَّقُ بِحَيَّةٍ فَرْعَاءَ وَ تَأْكُلُ مِنْ دِمَاغِهِ، وَ ذَلِكَ قَوْلُهُ عَزَّ وَجَلَّ: (سَيُطَوَّقُونَ مَا يَخِلُوا بِهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ).

17 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنْ مَالِكِ بْنِ عَطِيَّةَ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ: وَجَدْنَا فِي كِتَابٍ عَلَيَّ علیه السَّلام قَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله:

إِذَا مُنِعَتِ الزَّكَاةُ مَنَعَتِ الْأَرْضُ بَرَكَاتِهَا.

15 - اسحاق گوید: راوی از امام صادق علیه السَّلام شنید که حضرتش می فرمود:

هیچ مال و دارایی در خشکی و دریا تباه نشد، مگر به تباه ساختن و نپرداختن زکات و هیچ پرنده ای شکار نمی شود، مگر پرنده ای که تسبیح خود را تباه سازد.

16 - ابو حمزه گوید: ایّوب بن راشد گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:

که زکات مالش را نپردازد مار سمّی مهلکی به گردن او خواهد پیچید که از مغز سرش تغذیه کند، و این معنای آیه شریفه است که می فرماید: «به زودی آنچه را که در پرداخت آن بخل می ورزند در روز رستاخیز به گردنشان خواهد پیچید».

17 - ابو حمزه گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:

مادر کتاب حضرت علی علیه السَّلام یافتیم که آمده است: پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود: هر گاه زکات پرداخت نشود زمین برکاتش را باز خواهد داشت.

18 - أَبُو عَبْدِ اللَّهِ الْعَاصِمِيُّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَسَنِ الْمِيثَمِيُّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطِ عَنْ أَبِيهِ أَسْبَاطِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ سَالِمٍ مَوْلَى أَبَانِ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ صلَّی اللهُ علیه وآله يَقُولُ:

مَا مِنْ طَيْرِ يُصَادُ إِلَّا بِتَرْكِهِ التَّسْبِيحَ، وَ مَا مِنْ مَالٍ يُصَابُ إِلَّا بِتَرْكِ الزَّكَاةِ.

19 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ خَلَفِ بْنِ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:

مَا مِنْ ذِي مَالٍ ذَهَبٍ أَوْ فِضَّةٍ يَمْنَعُ زَكَاةَ مَالِهِ إِلَّا حَبَسَهُ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ يَوْمَ الْقِيَامَةِ بِقَاعِ قَرْقَرٍ، وَ سَلَّطَ عَلَيْهِ شُجَاعاً أَقْرَعَ يُرِيدُهُ وَ هُوَ يَحِيدُ عَنْهُ ، فَإِذَا رَأَى أَنَّهُ لا مَخْلَصَ لَهُ مِنْهُ أَمْكَنَهُ مِنْ يَدِهِ فَقَضِمَهَا كَمَا يُقْضَمُ الْفُجْلُ ثُمَّ يَصِيرُ طَوْقاً فِي عُنُقِهِ، وَ ذَلِكَ قَوْلُ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ : (سَيُطَوَّقُونَ مَا بَخِلُوا بِهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ).

18 - سالم گوید: از مام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:

هیچ پرنده ای به دام صیّاد نمی افتد، جز با غفلت کردن از تسبیح خدا و هیچ مالی دچار آفت نمی شود، جز در اثر عدم پرداخت زکات.

19 - حریز گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

هر صاحب طلا و نقره ای که زکات مالش را نپردازد، خداوند متعال در روز رستاخیز او را در زمین هموار باز داشت خواهد کرد و ماری را بر او مسلّط خواهد نمود که از او فرار می کند، چون گریزی از دست او نیابد، او را همانند ترب به دست گرفته و به دندان خواهد گرفت، آن گاه گردنبندی به او خواهد بود و این همان گفتار خداوند عزَّوجل است که «به زودی به جهت بخل ورزی آن ها در روز رستاخیز از گردن های آن ها خواهد پیچید».

وَ مَا مِنْ ذِي مَالٍ إِبِلِ أَوْ غَنَم أَوْ بَقَرِ يَمْنَعُ زَكَاةَ مَالِهِ إِلَّا حَبَسَهُ اللَّهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ بِقَاعِ قَرْقَرٍ يَطَؤُهُ كُلُّ ذَاتِ ظُلْفٍ بِظِلْفِهَا وَ يَنْهَشُهُ كُلُّ ذَاتِ نَابٍ بِنَابِهَا، وَ مَا مِنْ ذِي مَالٍ نَخْلٍ أَوْ كَرْمٍ أَوْ زَرْعٍ يَمْنَعُ زَكَاتَهَا إِلَّا طَوْقَهُ اللَّهُ رَيْعَةَ أَرْضِهِ إِلَى سَبْعِ أَرَضِينَ إِلَى يَوْمٍ الْقِيَامَةِ.

20 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْ فَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنْ أبيها علیه السَّلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله:

مَا حَبَسَ عَبْدٌ زَكَاةً فَزَادَتْ فِي مَالِهِ.

21 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:

مَنْ مَنَعَ حَقًّا لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْفَقَ فِي بَاطِلِ مِثْلَيْهِ.

22 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَيُّوبَ بْنِ نُوحٍ عَنِ ابْنِ سِنَانٍ عَنْ الْجَارُودِ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام قَالَ:

و هر شتردار یا گوسفنددار یا گاوداری که زکات مالش را نپردازد، خداوند در روز رستاخیز او را در زمین هموار بازداشت خواهد کرد که هر حیوان سم داری او را لگدمال نماید و هر خزندۀ نیشداری او را نیش بزند، و هر صاحب نخلستان، تاکستان و کشت زاری که زکاتش را نپردازد خداوند از اصل زمین آن تا زمین هفتم تا روز رستاخیز به گردن او خواهد پیچید

20 - سکونی گوید: امام صادق علیه السَّلام از پدر بزرگوارش علیه السَّلام نقل می کند که حضرتش فرمود: پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود:

هر بنده ای که از پرداخت زکات خودداری کند، در مالش افزوده شود.

21 - هشام بن حکم گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

هر کس از پرداخت حق خدا دریغ کند، دو برابر آن را در راه باطل خرج خواهد کرد.

22 - ابو جارود گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:

إِنَّ اللهَ تَبَارَكَ وَتَعَالَى يَبْعَثُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ نَاساً مِنْ قُبُورِهِمْ مَشْدُودَةً أَيْدِيهِمْ إِلَى أَعْنَاقِهِمْ لا يَسْتَطِيعُونَ أَنْ يَتَنَاوَلُوا بِهَا قِيسَ أَنْمُلَةٍ مَعَهُمْ مَلائِكَةٌ يُغَيِّرُونَهُمْ تَغييراً شَدِيداً يَقُولُونَ: هَؤُلاءِ الَّذِينَ مَنَعُوا خَيْراً قَلِيلاً مِنْ خَيْرٍ كَثِيرٍ، هَؤُلاءِ الَّذِينَ أَعْطَاهُمُ اللهُ فَمَنْعُوا حَقَّ الله فِى أَمْوَالِهِمْ.

23 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ جُمْهُورٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ حَدِيدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ رُشَيْدٍ عَنْ مَعْرُوفِ بْن خَرَّبُوذَ عَنْ أَبِي جَعْفَر علیه السَّلام قَالَ: إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ قَرَنَ الزَّكَاةَ بِالصَّلاةِ. فَقالَ: (أَقِيمُوا الصَّلاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ) فَمَنْ أَقَامَ الصَّلاةَ وَلَمْ يُؤْتِ الزَّكَاةَ لَمْ يُقِمِ الصَّلاةَ.

بخش سوم

علت وضع زکات...

(3) بَابُ الْعِلَّةِ فِي وَضْعِ الزَّكَاةِ عَلَى مَا هِيَ لَمْ تُزَدْ وَ لَمْ تُنْقَصْ

1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِي الْوَشَّاءِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السَّلام قَالَ:

به راستی در روز رستاخیز خداوند متعال گروهی از مردم را در حالی از قبرهایشان محشور می نماید که دستان آنها به گردن هایشان بسته شده است. آنان توان برداشتن به اندازه مورچه را ندارند، فرشتگانی آن ها را همراهی می کنند که به شدّت به آن ها عیب و خرده می گیرند و می گویند: اینان همان مانعان خیر اندک از خیر بسیار بودند، اینان افرادی بودند که خداوند به آن ها عطا فرمود، ولی آن ها از پرداخت حق خود در اموالشان خودداری کردند.

23 - معروف خرّ بود گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:

خداوند متعال (در قرآن) زکات را قرین و همراه نماز قرار داد و فرمود: «نماز را برپا دارید و زکات را بپردازید».

پس هر که نماز را برپا دارد و زکات را نپردازد، به واقع نماز را برپا نکرده است.

بخش سوم: علت وضع زکات بدون کم و زیادی

1 - حسن بن علی و شاء گوید: امام رضا علیه السَّلام فرمود:

قِيلَ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: لِأَيِّ شَيْءٍ جَعَلَ اللهُ الزَّكَاةَ خَمْسَةٌ وَ عِشْرِينَ فِي كُلِّ أَلْفٍ وَ لَمْ يَجْعَلْهَا ثَلاثِينَ؟

فَقالَ: إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ جَعَلَهَا خَمْسَةٌ وَ عِشْرِينَ أَخْرَجَ مِنْ أَمْوَالِ الْأَغْنِيَاءِ بِقَدْرِ مَا يَكْتَفِي بِهِ الْفُقَرَاءُ، وَ لَوْ أَخْرَجَ النَّاسُ زَكَاةَ أَمْوَالِهِمْ مَا احْتَاجَ أَحَدٌ.

2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ سَلَمَةَ بْنِ الْخَطَّابِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِسْمَاعِيلَ الْمِيثَمِي عَنْ حَبِيبِ الْخَثْعَمِيُّ قَالَ:

كَتَبَ أَبُو جَعْفَرِ الْمَنْصُورُ إِلَى مُحَمَّدِ بْن خَالِدٍ وَ كَانَ عَامِلَهُ عَلَى الْمَدِينَةِ أَنْ يَسْأَلَ أَهْلَ الْمَدِينَةِ عَنِ الْخَمْسَةِ فِي الزَّكَاةِ مِنَ الْمِائَتَيْنِ كَيْفَ صَارَتْ وَزْنَ سَبْعَةٍ وَ لَمْ يَكُنْ هَذَا عَلَى عَهْدِ رَسُولِ اللهِ صلّى الله عليه وآله وَ أَمَرَهُ أَنْ يَسْأَلَ فِيمَنْ يَسْأَلُ عَبْدَ اللَّهِ بْنَ الْحَسَنِ وَ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ صلّى الله عليه وآله.

از امام صادق علیه السَّلام پرسیدند: چرا خداوند زکات را در هر هزار بیست و پنج قرار داد نه در سی؟

فرمود: خداوند متعال بیست و پنج قرار داد و از اموال ثروتمندان به اندازهۀ نیاز فقرا بیرون آورد، اگر مردم زکات دارایی خود را بپردازند، حتّی یک نیازمند پیدا نمی شود.

2 - حبیب خثعمی گوید: ابو جعفر منصور توسط والی خود در مدینه محمّد بن خالد خواست که از مردم مدینه دربارهٔ پنج در دویست زکات بپرسد که چگونه بروزن هفت شد در حالی که در زمان پیامبر خدا صلّى الله عليه وآله چنین نبود، او دستور داد این سؤال را از عبدالله بن حسن و امام صادق صلّى الله عليه وآله نیز بپرسد.

قَالَ: فَسَأَلَ أَهْلَ الْمَدِينَةِ، فَقالوا: أَدْرَكْنَا مَنْ كَانَ قَبْلَنَا عَلَى هَذَا.

فَبَعَثَ إِلَى عَبْدِ اللهِ بْنِ الْحَسَنِ وَ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ صلّى الله عليه وآله.

فَسَأَلَ عَبْدَ اللَّهِ بْنَ الْحَسَنِ ، فَقَالَ كَمَا قَالَ الْمُسْتَفْتَوْنَ مِنْ أَهْلِ الْمَدِينَةِ .

قالَ: فَقَالَ : مَا تَقُولُ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ؟

فَقالَ: إِنَّ رَسُولَ اللهِ صلّى الله عليه وآله جَعَلَ فِي كُلِّ أَرْبَعِينَ أُوقِيَّةٌ أُوقِيَّةٌ، فَإِذَا حَسَبْتَ ذَلِكَ كَانَ عَلَى وَزْنِ سَبْعَةٍ وَ قَدْ كَانَتْ وَزْنَ سِتَّةٍ وَكَانَتِ الدَّرَاهِمُ خَمْسَةَ دَوَانِيقَ.

قالَ حَبِيبٌ: فَحَسَبْنَاهُ فَوَجَدْنَاهُ كَمَا قَالَ فَأَقْبَلَ عَلَيْهِ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ الْحَسَنِ.

فَقالَ: مِنْ أَيْنَ أَخَذْتَ هَذَا؟

قالَ: قَرَأْتُ فِي كِتَابٍ أُمِّكَ فَاطِمَةَ علیها السَّلام.

قالَ: ثُمَّ انْصَرَفَ فَبَعَثَ إِلَيْهِ مُحَمَّدُ بْنُ خَالِدٍ : ابْعَثْ إِلَيَّ بِكِتَابٍ فَاطِمَةَ علیها السّلام.

فَأَرْسَلَ إِلَيْهِ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیها السّلام: إِنِّي إِنَّمَا أَخْبَرْتُكَ أَنِّي قَرَأْتُهُ وَ لَمْ أُخْبِرْكَ أَنَّهُ عِنْدِي.

قالَ حَبِيبٌ فَجَعَلَ مُحَمَّدُ بْنُ خَالِدٍ يَقُولُ لِي: مَا رَأَيْتُ مِثْلَ هَذَا قَط.

راوی گوید: حاکم از مردم مدینه پرسید، پاسخ دادند: پیش از ما نیز چنین بود. حاکم شخصی را نزد عبدالله بن حسن و امام صادق علیه السَّلام فرستاد تا از آن ها نیز این سؤال را بپرسد.

عبد الله بن حسن پاسخ داد، حکم همان است که اهل مدینه گفته اند.

مأمور به امام صادق علیه السَّلام عرض کرد: نظر شما چیست؟ ای اباعبدالله!

امام صادق علیه السَّلام فرمود: پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله در هر چهل اوقیه، یک اوقیه زکات قرار داد، وقتی آن را محاسبه کردند به وزن هفت درهم بود، البتّه پیشتر به وزن شش درهم بود و هر درهم پنج دانق بود.

حبیب گوید: ما محاسبه کردیم و همان گونه که حضرتش فرموده بود، یافتیم.

راوی گوید: عبدالله بن حسن نزد امام صادق علیه السَّلام آمد و گفت: این حکم را از کجا می گویی؟

فرمود: در کتاب مادرت حضرت فاطمه علیها السَّلام خواندم.

وقتى مأمور حاکم برگشت، محمّد بن خالد شخصی را فرستاد که کتاب فاطمه علیها السَّلام را به ما بدهید.

امام صادق علیه السَّلام پاسخ داد : من گفتم: این حکم را در کتاب فاطمه علیها السَّلام خوانده ام، نگفتم که آن کتاب نزد من است.

حبیب گوید: محمّد بن خالد همواره به من می گفت: هرگز چنین حکمی ندیده ام.

3 - أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ وَ غَيْرُهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حَفْصٍ عَنْ صَبَّاحٍ الْحَذَّاءِ عَنْ قُثَمَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قالَ:

قُلْتُ لَهُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! أَخْبِرْنِي عَن الزَّكَاةِ كَيْفَ صَارَتْ مِنْ كُلِّ أَلْفِ خَمْسَةً وَ عِشْرِينَ لَمْ تَكُنْ أَقَلَّ أَوْ أَكْثَرَ مَا وَجْهَهَا؟

فَقالَ: إِنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ خَلَقَ الْخَلْقَ كُلَّهُمْ، فَعَلِمَ صَغِيرَهُمْ وَكَبِيرَهُمْ وَ غَنِيَّهُمْ وَفَقِيرَهُمْ، فَجَعَلَ مِنْ كُلِّ أَلْفِ إِنْسَانٍ خَمْسَةٌ وَ عِشْرِينَ مِسْكِيناً، وَ لَوْ عَلِمَ أَنَّ ذَلِكَ لا يَسَعُهُمْ لَزَادَهُمْ، لأَنَّهُ خَالِقُهُمْ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِهِمْ.

4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى بْنِ عُبَيْدِ عَنْ يُونُسَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ جَعْفَرِ الْأَحْوَلِ قَالَ:

سَأَلَنِي رَجُلٌ مِنَ الزَّنَادِقَةِ فَقَالَ: كَيْفَ صَارَتِ الزَّكَاةُ مِنْ كُلِّ أَلْفِ خَمْسَةٌ وَ عِشْرِينَ دِرْهَماً؟

فَقُلْتُ لَهُ: إِنَّمَا ذَلِكَ مِثْلُ الصَّلاةِ ثَلاثٌ وَ ثِنْتَانِ وَ أَرْبَعٌ .

3 - قثم گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: قربانت گردم! چگونه زکات از هر هزار، بیست و پنج مقرّر شد، نه کمتر و نه زیادتر؟ دلیلش چیست؟

فرمود: خداوند عزَّوجل همۀ مردم را آفرید و از کوچک و بزرگ و ثروتمند و فقیر آنان آگاهی داشت. از این رو برای هر هزار انسانی بیست و پنج مسکین قرار داد. اگر می دانست که این اندازه زکات کفایت نمی کند، به آن م، افزود چرا که او آفریدگار آن ها بود و از آنان آگاهی داشت.

4 - ابو جعفر احول گوید: یکی از زنادقه از من پرسید: چگونه زکات از هر هزار درهم، بیست و پنج درهم مقرر شد؟

گفتم: این حکم به سان حکم نماز است که سه، دو و چهار رکعت است.

قالَ: فَقَبِلَ مِنِّي، ثُمَّ لَقِيتُ بَعْدَ ذَلِكَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام فَسَأَلْتُهُ عَنْ ذَلِكَ.

فَقالَ: إِنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ حَسَبَ الْأَمْوَالَ وَ الْمَسَاكِينَ، فَوَجَدَ مَا يَكْفِيهِمْ مِنْ كُلِّ أَلْفِ خَمْسَةٌ وَ عِشْرِينَ، وَ لَوْ لَمْ يَكْفِهِمْ لَزَادَهُمْ.

قالَ: فَرَجَعْتُ إِلَيْهِ فَأَخْبَرْتُهُ.

فَقالَ: جَاءَتْ هَذِهِ الْمَسْأَلَةُ عَلَى الْإِبِل مِنَ الْحِجَازِ.

ثُمَّ قَالَ: لَوْ أَنِّي أَعْطَيْتُ أَحَداً طَاعَةً، لَأَعْطَيْتُ صَاحِبَ هَذَا الْكَلامِ.

بخش چهارم

آن چه بر خدا و اهل بیت او به عنوان زکات مقرّر کرده اند...

(4) بَابُ مَا وَضَعَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ عَلَى أَهْلِ بَيْتِهِ الزَّكَاةَ عَلَيْهِ

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ بَصِيرٍ وَ بُرَيْدِ بْنِ مُعَاوِيَةَ الْعِجْلِيُّ وَ فُضَيْلِ بْنِ يَسَارٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ وَ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالا:

او از من پذیرفت. بعد از آن حضور امام صادق علیه السَّلام شرف یاب شدم و این سؤال را پرسیدم.

حضرتش فرمود: خداوند عزِّوَجل اموال و بی نوایان را محاسبه فرمود، و این گونه یافت که از هر هزار در هم بیست و پنج درهم کافی است و اگر کفایت نمی کرد، می افزود.

من نزد او رفتم و این پاسخ را دادم

گفت: این پاسخ به وسیله شتر از حجاز آمده است.

آن گاه گفت: اگر من از کسی فرمان ببرم، از صاحب این سخن فرمان خواهم برد.

بخش چهارم: آن چه پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله به عنوان زکات مقرّر کرده اند

1 - زراره، محمّد بن مسلم، ابوبصیر، برید عجلی و فضیل بن یسار گویند: امام باقر علیه السَّلام و امام صادق علیه السَّلام فرمودند:

فَرَضَ اللهُ الزَّكَاةَ مَعَ الصَّلاةِ فِي الْأَمْوَالِ، وَ سَنَّهَا رَسُولُ اللَّه صلَّی اللهُ علیه وآله فِي تِسْعَةِ أَشْيَاءَ، وَ عَفَا رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله عَمَّا سِوَاهُنَّ فِي الذَّهَبِ وَالْفِضَّةِ وَ الْإِبِلِ وَ الْبَقَرِ وَ الْغَنَمِ وَ الْحِنْطَةِ وَ الشَّعِيرِ وَ التمْرِ وَ الزَّبِيبِ، وَ عَفَا عَمَّا سِوَى ذَلِكَ.

2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بنِ مَرَّارٍ عَنْ يُونُسَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُسْكَانَ عَنْ أَبِي بَكْرِ الْحَضْرَمِيَّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ صلَّی اللهُ علیه وآله قَالَ:

وَضَعَ رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله الزَّكَاةَ عَلَى تِسْعَةِ أَشْيَاءَ الحِنْطَةِ وَ الشَّعِير والتمر وَ الرَّبِيبِ وَ الذَّهَبِ وَالْفِضَّةِ وَ الْإِيلِ وَ الْبَقَرِ وَ الْغَنَم وَعَفَا عَمَّا سِوَى ذَلِكَ.

قالَ يُونُسُ: مَعْنَى قَوْلِهِ: «إِنَّ الزَّكَاةَ فِي تِسْعَةِ أَشْيَاءَ وَعَفَا عَمَّا سِوَى ذَلِكَ »، إنَّمَا كَانَ ذَلِكَ فِى أَوَّلِ النُّبُوَّةِ كَمَا كَانَتِ الصَّلاةُ رَكْعَتَيْن ثُمَّ زَادَ رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله فِيهَا سَبْعَ رَكَعَاتٍ، وَكَذَلِكَ الزَّكَاةَ وَضَعَهَا وَ سَنَّهَا فِي أَوَّلِ نُبُوتِهِ عَلَى تِسْعَةِ أَشْيَاءَ، ثُمَّ وَضَعَهَا عَلَى جَمِيعِ الْحُبُوبِ.

خداوند زکات اموال را در کنار نماز، فرض و واجب کرد و رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله زکات را در نه ماده سنّت نهاد و از سایر مواد صرف نظر کرد. از این رو، زکات فریضه به طلا و نقره، شتر، گاو و گوسفند، گندم، جو، خرما و کشمش اختصاص یافت و سایر اموال از پرداخت زکات معاف گردید.

2 - ابوبکر حضر می گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله زکات را در نه ماده مقرّر کرد: گندم ،جو ،خرما ،کشمش، طلا، نقره، شتر گاو گوسفند، و سایر مواد را معاف داشت.

یونس گوید: این که در نه چیز زکات مقرّر شده و سایر مواد معاف شده اند؛ این امر در آغاز نبوّت بود، آن سان که نماز دو رکعت بود. سپس پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله هفت رکعت به آن افزود، زکات نیز همین گونه بود که در آغاز نبوّت در نه چیز مقرّر شده بود، آن گاه حضرتش در همۀ حبوبات قرار داد.

بخش پنجم

زکات حبوبات و غلّات

(5) بَابُ مَا يُزَكَّى مِنَ الْحُبُوبِ

1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: سَأَلْتُهُ علیه السَّلام عَنِ الْحُبُوبِ مَا يُزَكَّى مِنْهَا.

لا قالَ: الْبُرُّ وَ الشَّعِيرُ وَ الذَّرَةُ وَالدُّحْنُ وَ الْأَرُزُ وَ السُّلْتُ وَ الْعَدَسُ وَ السَّمْسِمُ ، كُلُّ هَذَا يُزَكَّى وَأَشْبَاهُهُ.

2 - حَرِيرٌ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام مِثْلَهُ، وَ قَالَ: كُلُّ مَا كِيلَ بِالصَّاعِ فَبَلَغَ الْأَوْسَاقَ فَعَلَيْهِ الزَّكَاةُ.

وَ قَالَ: جَعَلَ رَسُولُ اللهِ صلَّى الله عليه وآله الصَّدَقَةَ فِي كُلِّ شَيْءٍ أَنْبَتَتِ الْأَرْضُ إِلَّا مَا كَانَ فِي الْخُضَرِ وَ الْبُقُولِ وَكُلِّ شَيْءٍ يَفْسُدُ مِنْ يَوْمِهِ.

بخش پنجم: زکات حبوبات و غلّات

1 - محمّد بن مسلم گوید: از امام علیه السَّلام دربارۀ زکات حبوبات و غلّات پرسیدم.

فرمود: گندم، جو، ذرّت، ارزن، برنج، سلت (گونه ای از جو)، عدس و کنجد؛ زکات همهٔ این ها و مانند این ها پرداخت می شود.

2 - نظیر این روایت را زراره از امام صادق علیه السَّلام را نقل کرده و می افزاید که حضرتش فرمود:

هر چیزی که با صاع (1)پیمانه شود و به اندازۀ دوهزار و هفتصد رطل عراقی برسد، زکات دارد.

و فرمود: رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله در هر چیزی که از زمین می روید مگر آن که از سبزی جات و تره بار و هر چیزی که در همان روز و به سرعت فاسد می شود، زکات قرار داد.


1) پیمانه ای معادل چهار مد

3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ مَعْرُوفٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ قَالَ:

قَرَأْتُ فِي كِتَابِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ إِلَى أَبِي الْحَسَنِ پیمانه ای معادل چهار مد: جُعِلْتُ فِدَاكَ! رُوِيَ عَنْ أبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام أَنَّهُ قَالَ:

وَضَعَ رَسُولُ الله صلّی اللهُ علیه وآله الزَّكَاةَ عَلَى تِسْعَةِ أَشْيَاءَ الْحِنْطَةِ وَالشَّعِيرِ وَ التمر وَ الرَّبِيبِ وَ الذَّهَبِ وَالْفِضَّةِ وَ الْغَنَم وَ الْبَقَر و الإبل، وَعَفَا رَسُولُ اللهِ صلَّى الله عليه وآله عَمَّا سِوَى ذَلِكَ.

فَقَالَ لَهُ الْقَائِلُ: عِنْدَنَا شَيْءٌ كَثِيرٌ يَكُونُ أَضْعَافَ ذَلِكَ.

فَقالَ: وَ مَا هُوَ ؟

فَقالَ لَهُ: الْأَرُزُ.

فَقالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: أَقُولُ لَكَ : إِنَّ رَسُولَ اللهِ صلَّى الله عليه وآله وَضَعَ الزَّكَاةَ عَلَى تِسْعَةِ أَشْيَاءَ، وَعَفَا عَمَّا سِوَى ذَلِكَ وَتَقُولُ: عِنْدَنَا أَرُةٌ وَعِنْدَنَا ذُرَةٌ وَقَدْ كَانَتِ الدُّرَةُ عَلَى عَهْدِ رَسُولِ ِ صلَّى الله عليه وآله.

3 - علی بن مهزیار گوید: در نوشته عبدالله بن محمّد برای ابوالحسن علیه السَّلام خواندم این گونه آمده بود: فدایت شوم! از امام صادق علیه السَّلام روایت شده که فرمود: پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله بر نه چیز زکات قرار داد: گندم، جو، خرما، کشمش، طلا، نقره، گوسفند، گاو و شتر، و حضرتش دیگر چیزها را مشمول حكم زكات قرار نداد. شخصی به پدر بزرگوارتان امام صادق علیه السَّلام گفت: مواردی نزد ما هست که خیلی بیشتر از چیزهایی است که نام بردید

امام علیه السَّلام فرمود: چه چیزی؟

گفت: برنج.

امام علیه السَّلام فرمود: من به تو میگویم که رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله بر نه چیز زکات قرار داد و چیزها دیگر را بخشید، آن گاه تو می گویی: ما برنج داریم، ما ذرّت داریم، به راستی که در زمان رسول صلَّی اللهُ علیه وآله نیز ذرِت بود (حال آن که پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله بر ذرّت زکات قرار نداد)

فَوَقَّعَ علیه السَّلام: كَذَلِكَ هُوَ وَ الزَّكَاةَ عَلَى كُلِّ مَا كِيلَ بِالصَّاعِ .

وَكَتَبَ عَبْدُ اللَّهِ: وَ رَوَى غَيْرُ هَذَا الرَّجُلِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام أَنَّهُ سَأَلَهُ عَنِ الْحُبُوبِ.

فَقالَ: وَ مَا هِيَ؟

فَقالَ: السَّمْسِمُ وَ الْأَرْزُ وَ الدُّخْنُ، وَكُلُّ هَذَا غَلَّةٌ كَالْحِنْطَةِ وَ الشَّعِيرِ.

فَقالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: فِي الْحُبُوبِ كُلِّهَا زَكَاة.

4 - وَ رَوَى أَيْضاً عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام أَنَّهُ قَالَ:

كُلِّ مَا دَخَلَ الْقَفِيزَ فَهُوَ يَجْرِي مَجْرَى الْحِنْطَةِ وَالشَّعِيرِ وَ التمْرِ وَ الرَّبِيبِ.

قالَ: فَأَخْبِرْنِي جُعِلْتُ فِدَاكَ! هَلْ عَلَى هَذَا الْأَرْزُ وَ مَا أَشْبَهَهُ مِنَ الْحُبُوبِ الْحِمْصِ وَ الْعَدَسِ زَكَاةً؟

فَوَقَّعَ: صَدَقُوا الزَّكَاةُ فِي كُلِّ شَيْءٍ كِيلَ.

5 - وَ عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي الْحَسَن علیه السَّلام: إِنَّ لَنَا رَطْبَةً وَ أَرُزْاً فَمَا الَّذِي عَلَيْنَا فِيهَا؟

پس امام علیه السَّلام سخن پدرشان را تأیید کرده و نوشته را امضاء فرمودند و در ادامه نوشتند:

زکات بر هر چیزی که با صاع، پیمانه شود واجب است.

عبدالله نوشت: شخصی غیر از این مرد روایت کرد که از امام صادق علیه السَّلام درباره حبوبات غلات پرسید.

فرمود: حبوبات غلات چیست؟

گفت: کنجد، برنج، و ارزن، همۀ این ها مانند گندم و جو از غلّات هستند.

امام صادق علیه السَّلام فرمود: در همۀ حبوبات غلّات زکات واجب است.

4 - هم چنین از امام صادق علیه السَّلام روایت شده که حضرتش فرمود:

هر چیزی که با قفیز (نوعی پیمانۀ عراقی است) پیمانه شود، داخل در حکم گندم، جو، خرما و کشمش است.

راوی گفت: فدایت شوم! به من خبر ده که آیا برنج و مانند آن مثل نخود و عدس نیز زکات دارد؟

امام علیه السَّلام مرقوم فرمود راست گفته اند، زکات در هر چیزی که پیمانه میشود واجب است.

5 - محمد بن اسماعیل گوید: به امام ابو الحسن علیه السَّلام گفتم: ما یونجه و برنج داریم. پس چیزی در آن ها برعهدۀ ماست؟

فَقالَ: علیه السَّلام أَمَّا الرَّطْبَةُ، فَلَيْسَ عَلَيْكَ فِيهَا شَيْءٌ، وَ أَمَّا الْأَرْزُ فَمَا سَقَتِ السَّمَاءُ بِالْعُشْرِ وَ مَا سُقِيَ بِالدَّلْوِ فَنِصْفُ الْعُشْرِ مِنْ كُلِّ مَا كِلْتَ بِالصَّاعِ، أَوْ قَالَ: وَ كِيلَ بِالْمِكْيَالِ.

6 - حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ سَمَاعَةَ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبَانٍ عَنْ أَبِي مَرْيَمَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْحَرْثِ مَا يُزَكَّى مِنْهُ؟

فَقالَ: الْبُرُّ وَ الشَّعِيرُ وَ الذَّرَةَ وَ الْأَرز والسُّلْتُ وَ الْعَدَسُ، كُلُّ هَذَا مِمَّا يُزَكَّى.

وَ قَالَ: كُلُّ مَا كِيلَ بِالصَّاعِ، فَبَلَغَ الْأَوْسَاقَ فَعَلَيْهِ الزَّكَاةُ.

بخش ششم

سبزیجات و گیاهانی که زکات واجب ندارد

(6) بَابُ مَا لا يَجبُ فِيهِ الزَّكَاةُ مِمَّا تُنْبِتُ الأَرْضُ مِنَ الْخُضَرِ وَغَيْرِهَا

1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:

امام علیه السَّلام فرمود: امّا در یونجه چیزی بر عهدۀ شما نیست؛ ولی در برنج، آن چه که آسمان آن را آب داده (کشت دیمی) یک دهم هر پیمانه ای، که با صاع پیمانه و آنچه با سطل و به صورت دستی آب خورده، نصف یک دهم، زکات دارد.

یا این که فرمود: و هر چیزی که با پیمانه، پیمانه شود.

6 - ابو مریم گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: چه چیزی از کشت زکات دارد؟

فرمود: گندم، جو، ذرّت، برنج، سلت (نوعی جو) و عدس همه این ها زکاتشان داده می شود. و فرمود: هر چیزی که با صاع پیمانه شود و به او ساق ( 2700 رطل عراقی ) برسد، زکات دارد.

بخش ششم: سبزیجات و گیاهانی که زکات واجب ندارند

1 - سماعه گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

لَيْسَ عَلَى الْبُقُولِ وَ لا عَلَى الْبِرِّيحَ وَأَشْبَاهِهِ زَكَاةٌ إِلَّا مَا اجْتَمَعَ عِنْدَكَ مِنْ غَلَّتِهِ فَبَقِيَ عِنْدَكَ سَنَةٌ.

2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام أَنَّهُ سُئِلَ عَنِ الْخُضَرِ فِيهَا زَكَاةً وَإِنَّ بِيعَتْ بِالْمَالِ الْعَظِيم؟

فَقالَ: لا، حَتَّى يَحُولَ عَلَيْهِ الْحَوْلُ.

3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيِّ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام: مَا فِي الْخُضَرِ؟

قَالَ: وَ مَا هِيَ؟

قُلْتُ: الْقَضْبُ وَالْبِطِّيخُ وَ مِثْلُهُ مِنَ الْخُضَرِ .

قالَ: لَيْسَ عَلَيْهِ شَيْءٌ إِلَّا أَنْ يُبَاعَ مِثْلُهُ بِمَالٍ، وَ يَحُولَ عَلَيْهِ الْحَوْلُ، فَفِيهِ الصَّدَقَةُ. وَ عَنِ الْغَضَاةِ مِنَ الْفِرْسِكِ وَ أَشْبَاهِهِ فِيهِ زَكَاةً ؟

محصول سبزی و خربزه و امثال آن زکات ندارد. اگر سبزیجات و تره بار فروخته شود و درآمد آن (طلا و نقره) یک سال ذخیره شود، در پایان سال، زکات آن واجب می گردد

2 - محمّد بن مسلم گوید: از امام باقر علیه السَّلام پرسیدند: اگر میوۀ تازه فراوان باشد و به مبلغ گزافی فروخته شود، زکات دارد؟

فرمود: نه. (اگر تبدیل به طلا و نقره ای گردد) و و یک سال ذخیره شود، زکات خواهد داشت.

3 - حلبی می گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم: حکم زکات در سبزیجات ( صیفی جات) چیست؟ فرمود: مانند چه؟

گفتم: چیزهایی که بریده می شوند و به صورت تازه و آبدار خورده می شوند (چیدنی ها، مثل سیب) و خربزه و مانند آن از سبزی جات (صیفی جات).

فرمود: اینها زکات ندارند، مگر آن که به مالی فروخته شوند و یک سال از آن بگذرد که در آن صورت زکات دارند.

از حضرتش درباره چیزهای تازه و آبدار مانند هلو و مانند آن پرسیدم که آیا آن ها زکات دارند؟

قال: لا.

قُلْتُ: فَثَمَنُهُ؟

قالَ: مَا حَالَ عَلَيْهِ الْحَوْلُ مِنْ ثَمَنِهِ فَزَكَّهِ.

4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مَرَّارٍ وَ غَيْرِهِ عَنْ يُونُسَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السَّلام عَنِ الْأَشْنَانِ فِيهِ زَكَاةً؟

فَقالَ: لا.

5 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ عَبْدِ الْعَزِيزِ بْنِ الْمُهْتَدِي قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السَّلام عَنِ الْقُطْنِ وَ الزَّعْفَرَانِ عَلَيْهِمَا زَكَاةٌ؟

قَالَ: لا.

6 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ وَ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام فِي الْبُسْتَانِ تَكُونُ فِيهِ مِنَ الْثَمَارِ مَا لَوْ بِيعَ كَانَ مَالاً هَلْ فِيهِ صَدَقَةٌ؟

قال: لا.

فرمود: نه.

گفتم: اگر تبدیل به پول شد چه؟

فرمود: از پولش آن چه که سال به آن گذشته زکات بده.

4 - یونس گوید: از امام رضا علیه السَّلام پرسیدم: محصول چوبک زکات دارد؟

فرمود: نه.

5 - عبد العزیز گوید: از امام رضا علیه السَّلام پرسیدم: محصول پنبه و زعفران زکات دارد؟

فرمود: نه.

6 - محمّد بن مسلم گوید: از امام باقر و امام صادق علیهما السَّلام پرسیدم: محصول میوه اگر به قیمت زیادی فروخته شود، آیا زکات دارد؟

فرمودند: نه، زکات ندارد.

بخش هفتم

کمترین نصاب زکات محصولات

(7) بَابُ أَقَلِّ مَا يَجبُ فِيهِ الزَّكَاةُ مِنَ الْحَرْثِ

1 - أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ - قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ الزَّكَاةِ فِي الرَّبِيبِ وَ الْعَمْرِ.

فَقالَ: فِي كُلِّ خَمْسَةِ أَوْسَاقٍ وَسْقٌ، وَ الْوَسْقُ سِتُّونَ صَاعاً، وَ الزَّكَاةُ فِيهِمَا سَوَاءٌ، فَأَمَّا الطَّعَامُ فَالْعُشْرُ فِيما سَقَتِ السَّمَاءُ، وَ أَمَّا مَا سُقِيَ بِالْغَرْبِ وَ الدَّوالِي، فَإِنَّمَا عَلَيْهِ نِصْفُ الْعُشْرِ.

2 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ أَشْيَمَ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى وَ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرِ قَالا: ذَكَرْنَا لَهُ الْكُوفَةً وَ مَا وُضِعَ عَلَيْهَا مِنَ الْخَرَاجِ وَ مَا سَارَ فِيهَا أَهْلُ بَيْتِهِ.

بخش هفتم: کمترین نصاب زکات محصولات

1 - سماعه گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: زکات کشمش و خرما از چه قرار است؟

فرمود: از پنج بار شتر، یک بار آن حق زکات است _ یک بار شتر را برابر با شصت من می باشد _ زکات کشمش و خرما از یک قرار است؛ اما گندم و جو، اگر با آب آسمان آبیاری شود، ده یک آن، حق زکات است و اگر با گردونه و سطل، آبیاری شود، بیست یک آن حقِّ زکات است.

2 - صفوان بن يحيى و احمد بن محمد بن ابی نصر گویند: به حضرتش در مورد مالیات کوفه و مردم آن سخن گفتیم.

فَقالَ: مَنْ أَسْلَمَ طَوْعاً تُرِكَتْ أَرْضُهُ فِي يَدِهِ، وَ أُخِذَ مِنْهُ الْعُشْرُ مِمَّا سَقَتِ السَّمَاءُ وَ الْأَنْهَارُ وَنِصْفُ العُشْر مِمَّا كَانَ بِالرِّشَاءِ فِيمَا عَمَرُوهُ مِنْهَا، وَ مَا لَمْ يَعْمُرُوهُ مِنْهَا خَذَهُ الْإِمَامُ فَقَبَّلَهُ مِمَّنْ يَعْمُرُهُ وَ كَانَ لِلْمُسْلِمِينَ، وَ عَلَى الْمُتَقَدِّلِينَ فِي حِصَصِهِمُ الْعُشْرُ وَنِصْفُ العُشْرِ، وَلَيْسَ فِي أَقَلَّ مِنْ خَمْسَةِ أَوْ سَاقٍ شَيْءٌ مِنَ الزَّكَاةِ.

وَ مَا أُخِذَ بالسَّيْفِ فَذَلِكَ إلَى الْإِمَام يُقَبِّلُهُ بِالَّذِي يَرَى، كَمَا صَنَعَ رَسُولُ اللهِ صلُّى اللهُ عليه وآله بِخَيْبَرَ، قَبْلَ سَوَادَهَا وَ بَيَاضَهَا _ يَعْنِي أَرْضَهَا وَ نَخْلَهَا _ وَ النَّاسُ يَقُولُونَ: لا يَصْلُحُ قَالَةُ الْأَرْضِ وَ النَّخْل.

وَ قَدْ قَبْلَ رَسُولُ اللهِ صلُّى اللهُ عليه وآله خَيْبَرَ، وَ عَلَى الْمُتَقَدِّلِينَ سِوَى قَبَالَةِ الْأَرْضِ الْعُشْرُ وَ نِصْفُ الْعُشْرِ فِي حِصَصِهِمْ.

وَ قَالَ: إِنَّ أَهْلَ الطَّائِفِ أَسْلَمُوا وَ جَعَلُوا عَلَيْهِمُ الْعُشْرَ وَنِصْفَ الْعُشْرِ، وَإِنَّ أَهْلَ مَكَّةَ دَخَلَهَا رَسُولُ اللهِ صلُّى اللهُ عليه وآله عَنْوَةً، فَكَانُوا أَسَرَاءَ فِي يَدِهِ فَأَعْتَقَهُمْ وَ قَالَ: اذْهَبُوا فَأَنْتُمُ الطَّلَقَاءُ.

فرمود: هر که با میل خود مسلمان شده، زمینش از آنِ خود اوست که اگر به صورت آبیاری می شود، یک دهم به عنوان مالیات گرفته می شود و اگر با سطل آبیاری می شود، نصف یک دهم. و این در صورتی است که زمین آباد باشد و اگر آباد نباشد، زمین از آن امام است و آن را از آبادگران می پذیرد و از آن مسلمانان است و پذیرندگان در سهم، یک دهم و نصف یک دهم خواهد بود. و زمانی که کمتر از پنج اوساق باشد، زکات ندارد.

و زمین هایی که با شمشیر گرفته شده از آنِ امام است. به هر که صلاح دانست می دهد. آن سان که پیامبر خدا صلُّى اللهُ عليه وآله در جنگ خیبر چنین کرد که سرزمین و نخلستان آن ها را پذیرفت و مردم می گفتند: پذیرفتن از زمین نخلستان شایسته نیست.

ولی پیامبر خدا صلُّى اللهُ عليه وآله از خیبر پذیرفت و و بر پذیرندگان علاوه بر پذیرش زمین، یک دهم و نصف یک دهم در اموال آن هاست.

حضرتش فرمود: هنگامی که مردم طائف مسلمان شدند، یک دهم و نصف یک دهم را به عنوان خراج قرار دادند.

و آنگاه که پیامبر خدا صلُّى اللهُ عليه وآله با قدرت وارد مکّه شد، مردم مکّه در دست حضرتش اسیر شدند، پیامبر خدا صلُّى اللهُ عليه وآله آن ها را آزاد کرد و فرمود : بروید که شما آزاد شدگانید.

3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى جَمِيعاً عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام فِي الصَّدَقَةِ فِيمَا سَقَتِ السَّمَاءُ وَ الْأَنْهَارُ:

إِذَا كَانَ سَيْحاً أَوْ كَانَ بَعْلاَ الْعُشْرُ وَ مَا سَقَتِ السَّوَانِي وَ الدَّوَالِي أَوْ سُقِيَ بِالْغَرْبِ فَنِصْفُ العُشْرِ.

4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ وَ مُحَمَّدِ بْن مُسْلِمٍ عَنْ أبى جَعْفَر علیه السَّلام أَنَّهُمَا قَالا لَهُ:

هَذِهِ الْأَرْضُ الَّتِي يُزَارِعُ أَهْلُهَا مَا تَرَى فِيهَا.

فَقالَ: كُلُّ أَرْضِ دَفَعَهَا إِلَيْكَ السُّلْطَانُ فَمَا حَرَّثْتَهُ فِيهَا، فَعَلَيْكَ فِيمَا أَخْرَجَ اللهُ مِنْهَا الَّذِي قَاطَعَكَ عَلَيْهِ، وَ لَيْسَ عَلَى جَمِيعِ مَا أَخْرَجَ اللَّهُ مِنْهَا الْعُشْرُ إِنَّمَا عَلَيْكَ الْعُشْرُ فِيما يَحْصُلُ فِي يَدِكَ بَعْدَ مُقَاسَمَتِهِ لَكَ.

3 - حلبی گوید: امام صادق علیه السَّلام دربارۀ زکات زمین کشاورزی فرمود:

آن چه را که آسمان و نهرهای جاری آبیاری می کند، یا خودش از زمین آب می گیرد و احتیاجی به آبیاری ندارد یک دهم آن زکات دارد؛ و آن چه که با شتر و ظرف آبکشی یا با سطل بزرگ آبیاری می شود، نصف یک بیستم آن زکات دارد.

4 - ابو بصیر و محمّد بن مسلم گویند : به امام باقر علیه السَّلام گفتیم: در زمین های واگذاری، حقّ زکات از چه قرار است؟

فرمود: هر زمینی که از جانب حکومت به تو واگذار شود، بعد از آن که حق حکومت را بدهی، یک دهم آن حقِّ زکات است. این یک دهم پس از تقسیم آن از محصولی خارج می شود که به طور خالص به دست تو می آید.

5 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْبَرْقِيِّ عَنْ سَعْدِ بْنِ سَعْدِ الْأَشْعَرِيِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَن علیه السَّلام عَنْ أَقَلَّ مَا يَجِبُ فِيهِ الزَّكَاةُ مِنَ الْبُرْوَ الشَّعِيرِ وَ التمْرِ وَ الرَّبِيبِ.

فَقَالَ: خَمْسَةُ أَوْسَاقٍ بِوَسْقِ النَّبِيِّ صلَّی اللهُ علیه وآله.

فَقُلْتُ: كَم الْوَسْقُ؟

قَالَ: سِتُّونَ صَاعاً.

قُلْتُ: فَهَلْ عَلَى الْعِنَبِ زَكَاةً، أَوْ إِنَّمَا تَجِبُ عَلَيْهِ إِذَا صَيْرَهُ زَبِيباً؟

قالَ: نَعَمْ، إِذَا خَرَصَهُ أَخْرَجَ زَكَاتَهُ.

6 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ شُرَيْحٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ :

فيما سَقَتِ السَّمَاءُ وَ الْأَنْهَارُ، أَوْ كَانَ بَعْلاً العُشْرُ، وَأَمَّا مَا سَقَتِ السَّوَانِي وَالدَّوَالِي فَنِصْفُ العُشْرِ.

5 - سعد بن سعد اشعری گوید: به امام کاظم علیه السَّلام گفتم: کمترین محصول گندم، جو، کشمش و خرما که زکات دارند، چه مقدار است؟

فرمود: کمترین نصاب آن با معیاری که رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله مقرر کرده بود، پنج بار شتر است.

پرسیدم با معیار رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله یک بار شتر، چقدر می شود؟

فرمود: شصت صاع.

گفتم: وقتی که محصول انگور به دست آید، باید زکات آن را بدهند؟ یا بعد از آن که به صورت کشمش در آید؟

فرمود: آری، موقعی که تخمین بزنند، می توانند زکات آن را بپردازند.

6 - معاوية بن شریح گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

محصولی که با آب باران و رودخانه، یا به صورت دِیم به دست آید، ده یک آن حقِّ زکات است، و محصولی که با شتر، یا گاو آبکش آبیاری شود، بیست یک آن حق زکات است.

فَقُلْتُ لَهُ: فَالْأَرْضُ تَكُونُ عِنْدَنَا تُسْقَى بِالدَّوَالِي، ثُمَّ يَزِيدُ الْمَاءُ فَتُسْقَى سَيْحاً.

فَقالَ: وَإِنَّ ذَا لَيَكُونُ عِنْدَ كُمْ كَذَلِكَ؟

قُلْتُ: نَعَمْ .

قالَ : النِّصْفُ وَ النِّصْفُ نِصْفُ بِنِصْفِ الْعُشْرِ وَنِصْفُ بِالْعُشْرِ.

فَقُلْتُ: الْأَرْضُ تُسْقَى بِالدَّوَالِي، ثُمَّ يَزِيدُ الْمَاءُ فَتُسْقَى السَّفْيَةَ وَ السَّفْيَتَيْنِ سَيْحاً.

قالَ: وَ فِي كَمْ تُسْقَى السَّفْيَةَ وَالسَّفْيَتَيْن سَيْحاً؟

قُلْتُ: فِي ثَلَاثِينَ لَيْلَةً أَوْ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً وَ قَدْ مَضَتْ قَبْلَ ذَلِكَ فِي الْأَرْضِ سِتَّةَ أَشْهُرٍ سَبْعَةَ أَشْهُرٍ.

قالَ: نِصْفُ العُشْر.

7 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِم قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَن التمْرِ وَ الرَّبِيبِ مَا أَقَلُّ مَا تَجِبُ فِيهِ الزَّكَاةُ.

گفتم: زمینی که در اوائل کشت، با گاو آبکش آبیاری می شود و در پایان کشت با آب جاری آبیاری می گردد، حق زکات آن چگونه است؟ فرمود: در بلاد شما چنین اتفاقی رخ می دهد؟

گفتم: آری.

فرمود: حقِ زکات آن نصف و نصف است. از نصف محصول، یک دهم؛ و از نصف دیگر بیست دهم بپردازند.

گفتم: زمینی که با گاوِ آبکش آبیاری می شود، اگر با زیاد شدن آب، فرصتی پیش آید و یک نوبت یا دو نوبت با آب جاری آبیاری شود. حقِّ زکات آن از چه قرار است؟

فرمود: این یک نوبت و دو نوبت در چه فاصله زمانی صورت می گیرد؟

گفتم: با فاصلهٔ سی شب یا چهل شب، در حالی که شش _ یا هفت _ ماه با گاو آبکش آبیاری شده است.

فرمود: زکاتش همان بیست یک می باشد.

7 - محمد بن مسلم گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: کمترین محصول خرما و کشمش که حق زکات به آن تعلّق بگیرد، چه مقدار است؟

فَقَالَ: خَمْسَةُ أَوْ سَاقٍ وَ يُتْرَكُ مِعَى فَأْرَةٍ وَأُمُّ جُعْرُورٍ لَا يُزَكِّيَانِ وَإِنْ كَثُرَا وَ يُتْرَكُ لِلْحَارِسِ الْعَذْقُ وَ الْعَذْقَانِ وَ الْحَارِسُ يَكُونُ فِي النَّخْلِ يَنْظُرُهُ فَيُتْرَكُ ذَلِكَ لِعِيَالِهِ.

بخش هشتم

زکات در خرما در یک سال یک مرتبه است...

(8) بَابُ أَنَّ الصَّدَقَةَ فِي التَمْرِ مَرَّةً وَاحِدَةٌ

1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيرِ عَنْ زُرَارَةً وَ عُبَيْدِ بْنِ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

أَيُّمَا رَجُلٍ كَانَ لَهُ حَرْثٌ أَوْ تَمْرَةٌ فَصَدَّقَهَا فَلَيْسَ عَلَيْهِ فِيهِ شَيْءٌ، وَإِنْ حَالَ عَلَيْهِ الْحَوْلُ عِنْدَهُ إِلَّا أَنْ يُحَوِّلَهُ ،مَالاً ، فَإِنْ فَعَلَ ذَلِكَ فَحَالَ عَلَيْهِ الْحَوْلُ عِنْدَهُ فَعَلَيْهِ أَنْ يُزَكِّيَهُ وَ إِلَّا فَلا شَيْءَ عَلَيْهِ وَ إِنْ ثَبَتَ ذَلِكَ أَلْفَ عَامٍ إِذَا كَانَ بِعَيْنِهِ، فَإِنَّمَا عَلَيْهِ فِيهِ صَدَقَةُ الْعُشْرِ، فَإِذَا أَدَّاهَا مَرَّةً وَاحِدَةً فَلا شَيْءَ عَلَيْهِ فِيهَا حَتَّى يُحَوِّلَهُ مَالاً وَ يَحُولَ عَلَيْهِ الْحَوْلُ وَهُوَ عِنْدَهُ.

فرمود: پنج بار شتر. البتّه خرمای آفت زده (روده موشی) و خرمای پشکلی را به حساب نمی آورند. گرچه فراوان باشد. برای نگهبان باغ هم باید یک شاخه و دو شاخه جدا شود که حق نظاره دارد تا برای عیالش ببرد.

بخش هشتم: زکات خرما در یک سال یک مرتبه است

1 - زراره و عبید گویند: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

هر کس صاحب کِشت و زراعت باشد، یا صاحب خرما باشد و زکات محصول خود را بپردازد، دیگر هیچ گونه حَقَّی بر عهدهٔ او نیست، گرچه محصول او تا یک سال دیگر باقی بماند. فقط در صورتی که گندم و یا خرمای خود را بفروشد و طلا و نقرۀ آن، دست نخورده، یک سال ذخیره بماند، باید زکات آن نقره و طلا را بپردازد، وگرنه زکاتی بر عهدۀ او نیست، گرچه هزار سال بتواند محصول خود را سالم نگهدارد. حقّ زکاتِ محصول، فقط برای یک نوبت است که باید ده یک آن پرداخته شود، و اگر یک نوبت بپردازند، دیگر حقّی به آن محصول تعلّق نخواهد گرفت، مگر آن که محصول را بفروشد و طلا و نقرۀ آن یک سال، دست نخورده، ذخیره بماند.

بخش نهم

زکات طلا و نقره

(9) بَابُ زَكَاةِ الذَّهَبِ وَالْفِضَّةِ

1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: قَالَ:

فِي كُلِّ مِائَتَيْ دِرْهَم خَمْسَةُ دَرَاهِمَ مِنَ الْفِضَّةِ وَ إِنْ نَقَصَ فَلَيْسَ عَلَيْكَ زَكَاةٌ وَ مِنَ الذَّهَب مِنْ كُلِّ عِشْرِينَ دِينَاراً نِصْفُ دِينَارٍ وَ إِنْ نَقَصَ فَلَيْسَ عَلَيْكَ شَيْءٌ.

2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرِ عَنْ رِفَاعَةَ النَّخَّاسِ قَالَ:

سَأَلَ رَجُلٌ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام فَقالَ: إِنِّي رَجُلٌ صَائِعٌ أَعْمَلُ بِيَدِي، وَإِنَّهُ يَجْتَمِعُ عِنْدِيَ الْخَمْسَةُ وَ الْعَشَرَةُ فَفِيهَا زَكَاةٌ؟

فَقالَ: إِذَا اجْتَمَعَ مِانَتَا دِرْهَم فَحَالَ عَلَيْهَا الْحَوْلُ فَإِنَّ عَلَيْهَا الزَّكَاةَ.

بخش نهم: زکات طلا و نقره

1 - سماعه گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

هر دویست درهم نقره، پنج درهم آن حق زکات است. کمتر از دویست درهم زکات ندارد و هر بیست دینار طلا، نیم دینار آن حق زکات است، کمتر از آن زکات ندارد.

2 - رفاعه گوید: شخصی از امام صادق علیه السَّلام پرسید: من زرگر و طلاساز هستم، گاهی موجودی نقره ام به پنج و یا ده درهم می رسد، آیا باید از این مبلغ زکات بپردازم؟

فرمود: هر گاه دویست در هم جمع شود و یک سال، دست نخورده، ذخیره بماند، حق زكات به آن تعلق میگیرد.

3 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ عُقْبَةَ وَ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ وَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیهما السَّلام قَالَا:

لَيْسَ فِيما دُونَ الْعِشْرِينَ مِثْقَالاً مِنَ الذَّهَبِ شَيْءٌ، فَإِذَا كَمَلَتْ عِشْرِينَ مِثْقَالاً فَفِيهَا نِصْفُ مِثْقَالِ إِلَى أَرْبَعَةٍ وَ عِشْرِينَ فَإِذَا كَمَلَتْ أَرْبَعَةً وَ عِشْرِينَ فَفِيهَا ثَلاثَةُ أَخْمَاسِ دِينَارٍ إِلَى ثَمَانِيَةٍ وَ عِشْرِينَ، فَعَلَى هَذَا الْحِسَابِ كُلَّمَا زَادَ أَرْبَعَةٌ.

4 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنِ ابْنِ عُيَيْنَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

إِذَا جَازَتِ الزَّكَاةُ الْعِشْرِينَ دِينَاراً فَفِي كُلِّ أَرْبَعَةِ دَنَانِيرَ عُشْرُ دِينَارٍ.

5 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: سَأَلْتُ عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنِ الذَّهَبِ كَمْ فِيهِ مِنَ الزَّكَاةِ؟

فَقالَ: إِذَا بَلَغَ قِيمَتُهُ مِائَتَيْ دِرْهَم فَعَلَيْهِ الزَّكَاةُ.

3 - عده ای از اصحاب ما گویند: امام باقر و امام صادق علیه السَّلام فرمودند:

کمتر از بیست مثقال طلا زکات ندارد؛ بیست مثقال کامل، نیم مثقال آن حقّ زکات است تا برسد به بیست و چهار مثقال؛ بیست و چهار مثقال کامل سه پنجم آن حق زکات است تا برسد به بیست و هشت مثقال. و بر طبق همین حساب هرگاه چهار دینار اضافه شود، حق زکات آن بر اساس یک چهلم بالا می رود.

4 - ابن عیینه گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

اگر زکات مال از 20 دینار طلا گذشت، پس در هر 4 دینار، یک دهم دینار، زکات است.

5 - محمّد بن مسلم گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: در طلا چقدر زکات است؟

فرمود: اگر قیمت طلا 200 در هم شود، زکات دارد.

6 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ بَشَّارٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السَّلام فِي كَمْ وَضَعَ رَسُولُ اللهِ صلّى الله عليه وآله الزَّكَاةَ؟

فَقالَ: فِي كُلِّ مِائَتَيْ دِرْهَم خَمْسَةَ دَرَاهِمَ، فَإِنْ نَقَصَتْ فَلا زَكَاةَ فِيهَا، وَ فِي الذَّهَبِ فَفِي كُلِّ عِشْرِينَ دِينَاراً نِصْفُ دِينَارٍ، فَإِنْ نَقَصَتْ فَلَا زَكَاةَ فِيهَا.

7 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى جَمِيعاً عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرِ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ قَالَ:

سُئِلَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنِ الذَّهَبِ وَالْفِضَّةِ مَا أَقَلُّ مَا يَكُونُ فِيهِ الزَّكَاةُ؟

قالَ: مِائَنَا دِرْهَم وَ عِدْلُهَا مِنَ الذَّهَبِ

قالَ: وَ سَأَلْتُهُ عَن النَّيْفِ وَالْخَمْسَةِ وَ الْعَشَرَةِ .

قالَ: لَيْسَ عَلَيْهِ شَيْءٌ حَتَّى يَبْلُغَ أَرْبَعِينَ فَيُعْطَى مِنْ كُلِّ أَرْبَعِينَ دِرْهَماً دِرْهَمْ.

6 - حسین بن بشار گوید: از ابوالحسن علیه السَّلام پرسیدم رسول خدا صلّى الله عليه وآله نصاب زکات را بر چه میزانی مقرر نمود؟

فرمود: هر دویست درهم نقره، پنج در هم آن حق زکات است، اگر کمتر باشد از پرداخت زکات معاف است. و در هر بیست دینار طلا، نیم دینار آن حق زکات است، اگر کمتر باشد، از پرداخت زکات معاف است.

7 - حلبی گوید: از امام صادق علیه السَّلام دربارۀ کمترین مقدار از طلا و نقره که زکات آن واجب می شود، سؤال شد؟

فرمود: 200 درهم نقره و معادل آن 20 دینار طلا

گوید: از امام علیه السَّلام پرسیدم: اگر مقدار نقره به پنج و ده درهم و اندی برسد چه؟

فرمود: چیزی از زکات به آن تعلّق نمی گیرد تا این که به چهل درهم برسد که در این صورت از هر چهل در هم، یک درهم می پردازد.

8 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مَرَّارٍ عَنْ يُونُسَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي إِبْرَاهِيمَ علیه السَّلام قَالَ:

قُلْتُ لَهُ: تِسْعُونَ وَ مِائَةُ دِرْهَم وَ تِسْعَةَ عَشَرَ دِينَاراً أَ عَلَيْهَا فِي الزَّكَاةِ شَيْءٌ؟

فَقالَ: إِذَا اجْتَمَعَ الذَّهَبُ وَالْفِضَّةُ فَبَلَغَ ذَلِكَ مِائَتَيْ دِرْهَم، فَفِيهَا الزَّكَاةُ، لِأَنَّ عَيْنَ الْمَالِ الدَّرَاهِمْ وَ كُلُّ مَا خَلا الدَّرَاهِمَ مِنْ ذَهَبٍ أَوْ مَتَاعٍ فَهُوَ عَرْضٌ مَرْدُودٌ ذَلِكَ إلَى الدَّرَاهِم فِي الزَّكَاةِ وَ الدِّيَاتِ.

9 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ هِلَالٍ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ زَيْدٍ الصَّائِعَ قَالَ:

قُلْتُ لأَبي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: إِنِّي كُنْتُ فِي قَرْيَةٍ مِنْ قُرَى خُرَاسَانَ يُقَالُ لَهَا بُخَارَى، فَرَأَيْتُ فِيهَا دَرَاهِمَ تُعْمَلُ ثُلُثٌ فِضَّةٌ وَ ثُلُثٌ مِرٌّ وَ ثُلُثٌ رَصَاصٌ، وَ كَانَتْ تَجُوزُ عِنْدَهُمْ وَ كُنْتُ أَعْمَلُهَا وَ أُنْفِقُهَا.

قَالَ: فَقالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام: لَا بَأْسَ بِذَلِكَ إِذَا كَانَتْ تَجُوزُ عِنْدَهُمْ.

8 - اسحاق بن عمّار گوید: به امام کاظم علیه السَّلام گفتم: آیا 190 درهم نقره و 19 دینار طلا، زکات دارد؟

فرمود: اگر طلا و نقره جمع شدند و به مقدار 200 در هم نقره رسیدند، زکات دارد؛ زیرا مال در هم ها هستند، و هر گاه درهم های نقره از طلا یا کالایی خالی شدند، حکم آن در زکات و دیات به درهم های خالی از طلا و کالا بر می گردد.

9 - زید صائغ گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم: من در روستایی از روستاهای خراسان بودم که به آن «بخارا» می گفتند، در آنجا سکّه های در همی را دیدم که از یک سوم نقره، یک سوم مس و یک سوم سرب می سازند و آن در هم ها نزد آن ها رایج بود و من هم با آن درهم ها داد و ستد می کردم و انفاق هم می نمودم، حکم آن چیست؟

امام صادق علیه السَّلام فرمود: اگر آن سکّه ها نزد آنها رایج بوده، اشکالی ندارد.

فَقُلتُ: أَرَأَيْتَ إِنْ حَالَ عَلَيْهَا الْحَوْلُ وَهِيَ عِنْدِي وَ فِيهَا مَا يَجِبُ عَلَيَّ فِيهِ الزَّكَاةُ أُزَكِّيهَا؟

قالَ: نَعَمْ، إِنَّمَا هُوَ مَالُكَ.

قُلْتُ: فَإِنْ أَخْرَجْتُهَا إِلَى بَلْدَةٍ لا يُنْفَقُ فِيهَا مِثْلُهَا فَبَقِيَتْ عِنْدِي حَتَّى يَحُولَ عَلَيْهَا الْحَوْلُ أُزَكِّيهَا .

قالَ: إِنْ كُنْتَ تَعْرِفُ أَنَّ فِيهَا مِنَ الْفِضَّةِ الْخَالِصَةِ مَا يَجِبُ عَلَيْكَ فِيهَا الزَّكَاةُ فَزَكُ مَا كَانَ لَكَ فِيهَا مِنَ الْفِضَّةِ الْخَالِصَةِ وَ دَعْ مَا سِوَى ذَلِكَ مِنَ الْخَبِيثِ. قُلْتُ: وَإِن كُنتُ لا أَعْلَمُ مَا فِيهَا مِنَ الْفِضَّةِ الْخَالِصَةِ إِلَّا أَنِّي أَعْلَمُ أَنَّ فِيهَا مَا يَجِبُ فِيهِ الزَّكَاة.

قالَ: فَاسْبِكْهَا حَتَّى تَخْلُصَ الْفِضَّةُ وَ يَحْتَرِقَ الْخَبِيتُ، ثُمَّ يُزَكَّى مَا خَلَصَ مِنَ الْفِضَّةِ لِسَنَةٍ وَاحِدَةٍ.

گفتم: اگر از آن دو سکّه ها نزد من باشد و یک سال از آن گذشته باشد و در آن درهم ها درهمی باشد که زکات آن واجب شود، آیا باید زکات آن را بدهم؟

فرمودند: آری، زیرا مال توست.

گفتم: اگر آن در هم ها را به شهری دیگر ببرم که با آن ها در آن شهر داد وستد نمی شود و رایج نیست و نزد من بماند و سال بر آن بگذرد، آیا باید زکاتش را بدهم؟

فرمود: اگر می دانی که در آن ها نقرۀ خالصی است که به حدّ زکات می رسد، زکات نقره خالص آن در هم را بده و ناخالصی های آن را رها کن.

گفتم: اگر من نمی دانم چقدر در آن ها نقره به کار رفته، امّا می دانم که در آن چیزی به کار رفته که زکات در آن واجب است، در این صورت وظیفۀ من چیست؟

فرمود: آن در هم ها را ذوب کن تا نقرۀ آن خالص شود و از ناخالصی ها جدا شود، ونقرۀ خالصی که یک سال بر آن گذشته، زکات بده.

بخش دهم

زیورآلات، سکه های غیر رایج طلا، نقرع و جواهرات زکات ندارد

(10) بَابُ أَنَّهُ لَيْسَ عَلَى الْحُلِيِّ وَ سَبَائِكِ الذَّهَب وَ نُقَرِ الْفِضَّةِ وَالْجَوْهَرِ زَكَاةً

1 - مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ مُحَمَّدٍ الْحَلَبِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْحُلِي فِيهِ زَكَاةً؟

قال: لا.

2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ مُحَمَّدٍ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْحُلِيِّ فِيهِ زَكَاةً؟

قالَ: لا.

3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ شُعَيْبٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ عَنِ الْحُلِيِّ أَ يُزَكَّى؟

فَقَالَ: إِذا لَا يَبْقَى مِنْهُ شَيْءٌ.

بخش دهم: زیور آلات، سکه های غیر رایج طلا، نقره و جواهرات زکات ندارند

1 - محمّد حلبی گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: زیور آلات زکات دارند؟

فرمود: نه.

2 - محمد حلبی نظیر این روایت را دوباره با سند دیگر از امام صادق علیه السَّلام نقل می کند.

یعقوب بن شعیب گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: آیا آلات زینتی زکات دارند؟

فرمود: اگر از وسایل زینتی زکات بدهند، زینتی نمیماند.

4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْر عَنْ رِفَاعَةَ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام وَ سَأَلَهُ بَعْضُهُمْ عَنِ الْحُلِيِّ فِيهِ زَكَاةً؟

فَقَالَ: لا ، وَ لَوْ بَلَغَ مِائَةَ أَلْفٍ.

5 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ يَقْطِينٍ عَنْ أَخِيهِ الْحُسَيْنِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ يَقْطِينِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السَّلام عَنِ الْمَالِ الَّذِي لا يُعْمَلُ به ولا يُقَلبُ.

قالَ: يَلْزَمُهُ الزَّكَاةُ فِي كُلِّ سَنَةٍ إِلَّا أَنْ يُسْبَكَ.

6 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

زَكَاةُ الْحُلِيِّ عَارِيَتُهُ.

7 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ عَنْ هَارُونَ بْنِ خَارِجَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: قُلْتُ لَهُ:

4 - رفاعه گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که فردی از حضرتش پرسید: آیا زیور آلات طلا و نقره زکات دارند؟

فرمود: نه، گرچه معادل صد هزار درهم باشد، زکات ندارد.

5 - علی بن یقطین گوید: به امام کاظم علیه السَّلام گفتم: اگر سکّه طلا و نقره از مبادلۀ بازار خارج شود و دست نخورده بماند، زکات دارد؟

فرمود: هر ساله زکات دارد، مگر این که سکّه را آب کنند و به صورت شمش درآورند.

6 - راوی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

زکات زیور آلات، همان عاریه دادن آن هاست.

7 - هارون بن خارجه گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم:

إِنَّ أَخِي يُوسُفَ وُلّي لِهَؤُلاءِ الْقَوْمِ أَعْمَالاً أَصَابَ فِيهَا أَمْوَالَا كَثِيرَةٌ، وَإِنَّهُ جَعَلَ تِلْكَ الْأَمْوَالَ حُلِيّاً أَرَادَ أَنْ يَفِرَّبهَا مِنَ الزَّكَاةِ أَ عَلَيْهِ الزَّكَاةُ؟

قالَ: لَيْسَ عَلَى الْحُلِى زَكَاةً وَ مَا أَدْخَلَ عَلَى نَفْسِهِ مِنَ النُّقْصَانِ فِي وَضْعِهِ وَ مَنْعِهِ نَفْسَهُ فَضْلُهُ أَكْثَرُ مِمَّا يَخَافُ مِنَ الزَّكَاةِ.

8 - حَمَّادُ بْنُ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ يَقْطِينِ عَنْ أَبِي إِبْرَاهِيمَ علیه السَّلام قَالَ: قُلْتُ لَهُ: إِنَّهُ يَجْتَمِعُ عِنْدِي الشَّيْءُ فَيَبْقَى نَحْواً مِنْ سَنَةٍ أَتُزَكِّيهِ؟

قَالَ: لا، كُلُّ مَا لَمْ يَحُلْ عَلَيْهِ عِنْدَكَ الْحَوْلُ فَلَيْسَ عَلَيْهِ فِيهِ زَكَاةً، وَكُلُّ مَا لَمْ يَكُنْ ركَازاً فَلَيْسَ عَلَيْكَ فِيهِ شَيْءٌ .

قالَ: قُلْتُ: وَ مَا الرِّكَازُ؟

قالَ: الصَّامِتُ الْمَنْقُوشُ .

ثُمَّ قَالَ: إِذَا أَرَدْتَ ذَلِكَ فَاسْبِكْهُ، فَإِنَّهُ لَيْسَ فِي سَبَائِكِ الذَّهَبِ وَنِقَارِ الْفِضَّةِ شَيْءٌ مِنَ الزَّكَاةِ.

برادرم یوسف به سرپرستی کارهای حکومتی این گروه پرداخت و طلا و نقرۀ زیادی به دست آورد و برای فرار از پرداخت زکات سکّه های خود را به صورت آلات زینتی درآورده است. آیا باید زکات آن ها را بپردازد؟

فرمود: آلات زینتی زکات ندارد. ولی برادرت با خارج کردن سکّه ها از بازار تجارت و ماندن از سود کلان آن، به خسارتی دچار شده است که از خسارتی که از بیم زکات فریضه دچار شده به مراتب بیشتر است.

8 - على بن يقطين گوید: به امام کاظم علیه السَّلام گفتم: گاهی مقداری نقدینه نزد من جمع می شود و در حدود یک سال، دست نخورده بر جا می ماند، آیا زکات دارد؟

فرمود: نه. آن نقدینه ای که یک سال نزد تو بر جا نمانده باشد، زکات ندارد. و هر چه رکاز نباشد زکات ندارد.

گفتم: رکاز چیست؟

فرمود: مسکوک رایج.

آن گاه فرمود: اگر خواستی از پرداخت زکات معاف بمانی، نقدینه ات را آب کن، زیرا شمش طلا و نقره زکات ندارد.

9 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ حَدِيدٍ عَنْ جَمِيلٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا أَنَّهُ قَالَ:

لَيْسَ فِي التَّبْرِ زَكَاةً، إِنَّمَا هِيَ عَلَى الدَّنَانِيرِ وَالدَّرَاهِم.

10 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ ابْنِ أُذَيْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ وَ بُكَيْرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:

لَيْسَ فِي الْجَوْهَرِ وَ أَشْبَاهِهِ زَكَاةٌ وَإِنْ كَثُرَ.

بخش یازدهم

زکات مال غایب، قرض و دیعه

(11) بَابُ زَكَاةِ الْمَالِ الْغَائِبِ وَالدَّيْنِ وَالْوَدِيعَةِ

1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْن عِيسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ سَدِيرِ الصَّيْرَفِيَّ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام:

9 - یکی از اصحاب ما گوید: حضرتش فرمود:

گاه زکات ندارد، زکات فقط بر دینار و درهم تعلّق می گیرد.

10 - زراره و بکیر گویند: امام باقر علیه السَّلام فرمود:

جواهر قیمتی و سنگ های گرانبها زکات ندارند، گر چه مقدار آن بسیار باشد.

بخش یازدهم: زکات مال غایب، قرض و ودیعه

1 - سدیر صیرفی می گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم:

مَا تَقُولُ فِي رَجُلٍ كَانَ لَهُ مَالٌ فَانْطَلَقَ بِهِ فَدَفَنَهُ فِي مَوْضِع فَلَمَّا حَالَ عَلَيْهِ الْحَوْلُ ذَهَبَ لِيُخْرِجَهُ مِنْ مَوْضِعِهِ فَاحْتَفَرَ الْمَوْضِعَ الَّذِي ظَنَّ أَنَّ الْمَالَ فِيهِ مَدْفُونٌ، فَلَمْ يُصِبْهُ فَمَكَثَ بَعْدَ ذَلِكَ ثَلاثَ سِنِينَ، ثُمَّ إِنَّهُ احْتَفَرَ الْمَوْضِعَ الَّذِي مِنْ جَوَانِبِهِ كُلِّهِ فَوَقَعَ عَلَى الْمَالِ بِعَيْنِهِ كَيْفَ يُزَكِّيهِ؟

قالَ: يُزَكِّيهِ لِسَنَةٍ وَاحِدَةٍ، لِأَنَّهُ كَانَ غَائِباً عَنْهُ، وَإِنْ كَانَ احْتَبَسَهُ.

2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ رِفَاعَةَ بْنِ مُوسَى قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَن الرَّجُل يَغِيبُ عَنْهُ مَالُهُ خَمْسَ سِنِينَ، ثُمَّ يَأْتِيهِ فَلا رَأْسُ الْمَالِ كَمْ يُزَكِّيهِ؟

قالَ: سَنَةٌ وَاحِدَةً.

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مَرَّارٍ عَنْ يُونُسَ عَنْ دُرُسْتَ عَنْ عُمَرَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

نظر شما در مورد شخصی که نقدینۀ خود را در محلی دفن می کند و بعد از یک سال به سراغ آن می رود، امّا هر چه می جوید، دفینه را پیدا نمی کند و بعد از سه سال که به فکر می افتد و جوانب آن محل را می کاود، دفینه خود می یابد، زکات این دفینه از چه قرار خواهد بود؟

فرمود: فقط زکات سال اول را می پردازد، زیرا دفینه از دسترس او خارج بوده است، گرچه در جایی دفن شده بود.

2 - رفاعة بن موسی گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: مردی پنج سال است که مالش را گم کرده و به آن دسترسی نداشته، سپس به آن دست یافته و از سرمایه سودی نبرده و زیان دیده چقدر باید زکات بدهد؟

فرمود: باید زکات یک سال را بپردازد.

3 _ عمر بن یزید گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

لَيْسَ فِي الدَّيْنِ زَكَاةً إِلَّا أَنْ يَكُونَ صَاحِبُ الدَّيْنِ هُوَ الَّذِي يُؤَخِّرُهُ، فَإِذَا كَانَ لَا يَقْدِرُ عَلَى أَخْذِهِ فَلَيْسَ عَلَيْهِ زَكَاةً حَتَّى يَقْبَضَهُ.

4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ:

سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ يَكُونُ لَهُ الدِّيْنُ عَلَى النَّاسِ يَحْتَبِسُ فِيهِ الزَّكَاةَ؟

قَالَ: لَيْسَ عَلَيْهِ فِيهِ زَكَاةٌ حَتَّى يَقْبِضَهُ، فَإِذَا قَبَضَهُ فَعَلَيْهِ الزَّكَاةُ، وَإِنْ هُوَ طَالَ حَبْسُهُ عَلَى النَّاسِ حَتَّى يَتِمَّ لِذَلِكَ سِنُونَ، فَلَيْسَ عَلَيْهِ زَكَاةٌ حَتَّى يَخْرُجَ، فَإِذَا هُوَ خَرَجَ زَكَّاهُ لِعَامِهِ ذَلِكَ وَ إِنْ هُوَ كَانَ يَأْخُذُ مِنْهُ قَلِيلاً قَلِيلاً فَلْيُرَكَ مَا خَرَجَ مِنْهُ أَوَّلاً فَأَوَّلاً، فَإِنْ كَانَ مَتَاعُهُ وَ دَيْنُهُ وَ مَالُهُ فِي تِجَارَتِهِ الَّتِي يَتَقَلَّبُ فِيهَا يَوْماً بِيَوْمٍ يَأْخُذُ وَ يُعْطِي وَ يَبِيعُ وَ يَشْتَرِي، فَهُوَ يُشْبِهُ الْعَيْنَ فِي يَدِهِ فَعَلَيْهِ الزَّكَاةُ، وَ لَا يَنْبَغِي لَهُ أَنْ يُغَيْرَ ذَلِكَ إِذَا كَانَ حَالُ مَتَاعِهِ وَ مَالِهِ عَلَى مَا وَصَفْتُ لَكَ فَيُؤَخِّرَ الزَّكَاةَ.

در قرض و بدهکاری زکاتی نیست؛ مگر آن که طلبکار خودش باعث تأخیر پرداخت بدهی شود، ولی اگر نتواند بدهی را پس بگیرد، زکاتی بر او نیست تا قرض خود را بستاند.

4 - سماعه گوید: از حضرتش پرسیدم: مردی که به مردم بدهکار است در عین حال از پرداخت زکات آن خودداری میکند چه حکمی دارد؟ فرمود: در آن مال بر عهده او زکاتی نیست تا این که آن مال را به دست آورد، وقتی به دست آورد، بایستی زکات آن را بپردازد. و اگر مدّت طولانی در دست مردم باشد و چند سال بگذرد، زکاتی بر او نیست تا این که به دست آورد، وقتی به دست آورد برای همان سال زکات آن را می پردازد و اگر اندک اندک از مردم بگیرد، بایستی همان اندازه که به دست می آورد، زکاتش را بپردازد و اگر کالا، بدهی و دارایی او سرمایهٔ تجارتی باشد که روز به روز در گردش است که روزانه می گیرد، می فروشد و می خرد، این همانند عین مالی است که در اختیار دارد، بایستی زکات آن را بپردازد و شایسته نیست این کالا و مال را از حالی که ذکر شد، تغییر دهد تا زکاتش را به تأخیر اندازد.

5 - مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ مَنْصُورِ بْنِ حَازِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:

فِى رَجُل اسْتَقْرَضَ مَالاً فَحَالَ عَلَيْهِ الْحَوْلُ وَ هُوَ عِنْدَهُ :

قالَ: إِنْ كَانَ الَّذِي أَقْرَضَهُ يُؤَدِّي زَكَاتَهُ، فَلا زَكَاةَ عَلَيْهِ، وَإِنْ كَانَ لَا يُؤَدِّي أَدَّى الْمُسْتَقْرِضُ.

6 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ الله علیه السَّلام:

رَجُلٌ دَفَعَ إِلَى رَجُلٍ مَالاً قَرْضاً عَلَى مَنْ زَكَاتُهُ عَلَى الْمُقْرِضِ أَوْ عَلَى الْمُقْتَرِضِ؟

قالَ : لا ، بَلْ زَكَاتُهَا إِنْ كَانَتْ مَوْضُوعَةً عِنْدَهُ حَوْلاً عَلَى الْمُقْتَرِضِ.

قالَ: قُلْتُ: فَلَيْسَ عَلَى الْمُقْرِضِ زَكَاتُهَا؟

5 - منصور بن حازم گوید: امام صادق علیه السَّلام دربارۀ مردی که پول و مالی را قرض گرفته و سال بر آن گذشته و آن مال نزد اوست، فرمود:

اگر بدهکار زکات آن مال را ادا می کند، دیگر بر او زکاتی نیست و اگر قرض دهنده ادا نمی کند بر عهدۀ قرض گیرنده است.

6 - زراره گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: فردی به فرد دیگر قرض داده است، زکات مال بر عهدۀ کیست؟ قرض دهنده یا قرض گیرنده؟

فرمود: نه، اگر مال یک سال نزد قرض گیرنده باشد، زکاتش بر عهده اوست.

عرض کردم: بر عهده قرض دهنده، زکات تعلّق نمی گیرد؟

قالَ: لا، يُزَكَّى الْمَالُ مِنْ وَجْهَيْنِ فِي عَامٍ وَاحِدٍ، وَ لَيْسَ عَلَى الدَّافِعِ شَيْءٌ، لِأَنَّهُ لَيْسَ فِي يَدِهِ شَيْءٌ ، إِنَّمَا الْمَالُ فِي يَدِ الْآخِذِ فَمَنْ كَانَ الْمَالُ فِي يَدِهِ زَكَّاهُ .

قالَ: قُلْتُ: أَ فَيُزَكِّي مَالَ غَيْرِهِ مِنْ مَالِهِ؟

فَقالَ: إِنَّهُ مَالُهُ مَا دَامَ فِي يَدِهِ، وَ لَيْسَ ذَلِكَ الْمَالُ لِأَحَدٍ غَيْرِهِ.

ثُمَّ قَالَ: يَا زُرَارَةُ! أَ رَأَيْتَ وَضِيعَةَ ذَلِكَ الْمَالِ وَ رَبَّحَهُ لِمَنْ هُوَ؟ وَ عَلَى مَنْ؟

قُلْتُ: لِلْمُقْتَرضِ.

قالَ: فَلَهُ الْفَضْلُ وَ عَلَيْهِ النُّقْصَانُ، وَ لَهُ أَنْ يَنْكِحَ وَ يَلْبَسَ مِنْهُ وَ يَأْكُلَ مِنْهُ، وَلا يَنْبَغِي لَهُ أَنْ يُزَكِّيَهُ بَلْ يُزَكِّيهِ، فَإِنَّهُ عَلَيْهِ.

-7- حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثمانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْن أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ عَلَيْهِ دَيْنٌ وَ فِي يَدِهِ مَالٌ لِغَيْرِهِ هَلْ عَلَيْهِ زَكَاةً.

فَقالَ: إِذَا كَانَ قَرْضاً فَحَالَ عَلَيْهِ الْحَوْلُ فَزَكَّاهُ.

فرمود: مال از دو جهت در یک سال زکات داده نمی شود و آن که مال را داده چیزی بر عهدۀ او نیست، چون در دست او چیزی نیست، بلکه مال فقط در دست گیرنده است. پس مال دست هر که باشد باید زکات آن را بپردازد.

گفتم: آیا می تواند زکات مال دیگری را از مال خودش بپردازد؟

فرمود: تا آن مال در اختیار اوست، زکات آن فقط بر عهدۀ اوست.

آن گاه فرمود: ای زراره! آیا می دانی که ضرر و زیان این مال از آنِ کیست؟

گفتم: بر عهده قرض گیرنده.

فرمود: فزونی و کاستی از آن اوست، او می تواند با آن ازدواج کند، از آن لباس بپوشد و از آن بخورد، ولی شایسته نیست زکاتش را بدهد بلکه زکاتش را می دهد، چرا که بر عهده اوست.

7 - عبدالرحمان بن ابو عبدالله گوید: به امام صادق گفتم: انسان مقداری قرض دارد، و مقداری هم از دیگران طلب دارد، آیا باید زکات بپردازد؟ فرمود: اگر مال دیگران به صورت قرض در اختیار او باشد و یک سال دست نخورده بماند باید زکات آن بپردازد.

8 - أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ الْحَمِيدِ بْن سَعْدٍ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السَّلام عَنْ رَجُلٍ بَاعَ بَيْعاً إِلَى ثَلاثِ سِنِينَ مِنْ رَجُلٍ مَلِي بِحَقِّهِ وَمَالِهِ فِي ثِقَةٍ يُزَكِّي ذَلِكَ الْمَالَ فِي كُلِّ سَنَةٍ تَمُرُّ بِهِ أَوْ يُزَكِّيهِ إِذَا أَخَذَهُ؟

فَقَالَ: لَا، بَلْ يُزَكِّيهِ إِذَا أَخَذَهُ.

قُلْتُ لَهُ: لِكُمْ يُزَكِّيهِ؟

قالَ: قَالَ: لِثَلاثِ سِنِينَ.

9 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنْ أَبَانِ بْن عُثْمَانَ عَمَّنْ أَخْبَرَهُ قَالَ:

سَأَلْتُ أَحَدَهُمَا علیهما السَّلام عَنْ رَجُلٍ عَلَيْهِ دَيْنٌ وَ فِي يَدِهِ مَالٌ وَفَى بِدَيْنِهِ وَ الْمَالُ لِغَيْرِهِ هَلْ عَلَيْهِ زَكَاةٌ.

فَقالَ: إِذَا اسْتَقْرَضَ فَحَالَ عَلَيْهِ الْحَوْلُ فَزَكَاتُهُ عَلَيْهِ إِذَا كَانَ فِيهِ فَضْلٌ.

8 - عبد الحميد بن سعد می گوید: از امام کاظم دربارۀ مردی که کالایی را سه ساله به مرد مورد اعتماد ثروتمندی که به حق خود قانع است فروخته، آیا هر سالی که به آن مال می گذرد باید زکات آن را بدهد یا این که هر وقت آن را گرفت زکات آن را بدهد؟

فرمود: نه، بلکه هر وقت آن مال را گرفت زکات آن را پرداخت می کند.

گفتم: برای چند سال (به قیمت چند سال) پرداخت کند؟

فرمود: برای سه سال.

9 - راوی گوید: از یکی از آن دو بزرگوار (امام باقر یا امام صادق علیهما السَّلام) پرسیدم: مردی که به عهده اش قرضی است و مالی که برای دیگری است در اختیار دارد و دینش را از آن مال ادا کرده آیا به او زکاتی تعلّق میگیرد؟

فرمود: اگر قرض کرده و یک سال بر آن گذشته، زکاتش بر عهده اوست. اگر در آن زیادی باشد.

10 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

لا إِنْ كَانَ عِنْدَكَ وَدِيعَةٌ تُحَرِّكُهَا فَعَلَيْكَ الزَّكَاةَ ، فَإِنْ لَمْ تُحَرِّكْهَا فَلَيْسَ عَلَيْكَ شَيْءٌ.

11 - غَيْرُ وَاحِدٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْن زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ قَالَ:

كَتَبْتُ إِلَيْهِ أَسْأَلُهُ عَنْ رَجُلٍ عَلَيْهِ مَهْرُ امْرَأتِهِ لا تَطْلُبُهُ مِنْهُ إِمَّا لِرِفْقٍ بِزَوْجِهَا حَيَاءٌ ، فَمَكَثَ بِذَلِكَ عَلَى الرَّجُل عُمُرَهُ وَ عُمُرَهَا يَجِبُ عَلَيْهِ زَكَاةً ذَلِكَ الْمَهْرِ أَمْ لا؟

فَكَتَبَ : لا يَجبُ عَلَيْهِ الزَّكَاةُ إلّا فِى مَالِهِ.

12 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ النِّعْمَانِ عَنْ أَبِي الصَّبَّاحَ الْكِنَانِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:

فِي الرَّجُلِ يَنْسَى أَوْ يُعِينُ فَلا يَزَالُ مَالُهُ دَيْنَا كَيْفَ يَصْنَعُ فِي زَكَاتِهِ؟

قالَ: يُزَكِّيهِ وَ لا يُزَكِّي مَا عَلَيْهِ مِنَ الدَّيْنِ ، إِنَّمَا الزَّكَاةُ عَلَى صَاحِبِ الْمَالِ.

10 - علی بن ابی حمزه گوید امام صادق علیه السَّلام فرمود:

اگر نزد تو ودیعه ای است و آن را به کار زدی، زکات آن با توست و اگر از آن استفاده نکردی چیزی از زکات بر تو نیست.

11 - على بن مهزیار گوید: طی نامه ای به امام علیه السَّلام نوشتم و از مردی که بر عهده او مهر زنش است، پرسیدم که آن زن یا برای مراعات حال شوهرش و یا از شرم و حیایش مهر خود را طلب نکرده است و سال ها این چنین گذشته، آیا به مرد زکات آن مهر واجب است یا نه؟

حضرتش نوشت: به او زکاتی واجب نیست مگر در اموال خودش.

12 - ابو صباح کنانی گوید: امام صادق علیه السَّلام درباره مردی که کالایی را نسیه یا به صورت عينه (نوعی داد و ستد) می فروشد و از این جهت همیشه مالش به صورت دین است، دربارۀ زکات این گونه مال چه کند؟

فرمود: زکات آن مال را می دهد و آن چه را که به صورت قرض بر عهدۀ اوست، زکاتی ندارد. همانا زکات بر عهدهٔ صاحب مال است.

13 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ جَعْفَرٍعلیه السَّلام وَ ضُرَيْسٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام أَنَّهُمَا قَالَا:

أَيُّمَا رَجُل كَانَ لَهُ مَالٌ مَوضَوعٌ حَتَّى يَحُولَ عَلَيْهِ الْحَوْلُ، فَإِنَّهُ يُزَكِّيهِ وَإِنْ كَانَ عَلَيْهِ مِنَ الدَّيْنِ مِثْلُهُ وَأَكْثَرُ مِنْهُ فَلْيُرَكَ مَا فِي يَدِهِ.

بخش دوازدهم

زمان پرداخت زکات

(12) بَابُ أَوْقَاتِ الزَّكَاةِ

1 - أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْن عَبْدِ الْجَبَّارِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَن الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حَكِيمٍ عَنْ خَالِدِ بْنِ الْحَجَّاجِ الْكَرْخِي قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنِ الزَّكَاةِ.

فَقالَ: انْظُرْ شَهْراً مِنَ السَّنَةِ فَانْوِ أَنْ تُؤَدِّيَ زَكَاتَكَ فِيهِ فَإِذَا دَخَلَ ذَلِكَ الشَّهْرُ فَانْظُرْ مَا نَضَّ _ يَعْنِي مَا حَصَلَ _ فِي يَدِكَ مِنْ مَالِكَ فَزَكَّهِ، فَإِذَا حَالَ الْحَوْلُ مِنَ الشَّهْرِ الَّذِي زَكَّيْتَ فِيهِ فَاسْتَقْبِلْ بِمِثْلِ مَا صَنَعْتَ لَيْسَ عَلَيْكَ أَكْثَرُ مِنْهُ.

13 - زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام و ضریس گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

هر کس نقدینه ای داشته باشد و یک سال دست نخورده بماند، باید زکات آن را بپردازد، گر چه به همان مقدار و یا بیشتر از آن، بدهکار باشد. دارد، باید زکاتش را بپردازد.

بخش دوازدهم: زمان پرداخت زکات

1 - خالد بن حجّاج کرخی گوید: از امام صادق علیه السَّلام دربارۀ زکات پرسیدم.

فرمود: یک ماه را در سال در نظر بگیر و نیّت کن که زکاتت را در آن ماه بدهی؛ پس زمانی که آن ماه فرا رسید، ببین چه چیزی از اموال را در دست داری و به دست آورده ای، پس زکات آن را بپرداز. پس هر گاه که یک سال از ماهی که در آن ماه زکات داده ای، گذشت دوباره همان کار را در سال جدید انجام بده و بیش از این چیزی بر عهدۀ تو نیست.

2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ رَفَعَهُ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلامقَالَ: قُلْتُ لَهُ: هَلْ لِلزَّكَاةِ وَقْتُ مَعْلُومٌ تُعْطَى فِيهِ ؟

فَقالَ: إِنَّ ذَلِكَ لَيَخْتَلِفُ فِي إِصَابَةِ الرَّجُلِ الْمَالَ، وَأَمَّا الْفِطْرَةُ فَإِنَّهَا مَعْلُومَةٌ.

3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِي عَنْ يُونُسَ بْنِ يَعْقُوبَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:

زَكَاتِي تَحِلُّ عَلَيَّ فِي شَهْرٍ أَ يَصْلُحُ لِي أَنْ أَحْبِسَ مِنْهَا شَيْئاً مَخَافَةَ أَنْ يَجِيتَنِي مَنْ يَسْأَلُنِي؟

فَقالَ: إِذَا حَالَ الْحَوْلُ فَأَخْرِجْهَا مِنْ مَالِكَ لا تَخْلُطْهَا بِشَيْءٍ، ثُمَّ أَعْطِهَا كَيْفَ شِئتَ .

قالَ: قُلْتُ: فَإِنْ أَنَا كَتَبْتُهَا وَأَثْبَتُهَا يَسْتَقِيمُ لِي ؟

قالَ : لا يَضُرُّكَ.

2 - ابو بصیر گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم: آیا برای پرداخت زکات زمان معینّی وجود دارد که در آن زمان پرداخت می شود؟

فرمود: زمان پرداخت زکات بستگی به زمان به دست آوردن مال دارد؛ ولی زمان پرداخت زکات فطره معلوم است.

3 - يونس بن یعقوب گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم: زکات اموال من، در ماه معیّنی واجب و تسجیل می شود که باید بپردازم. آیا می توانم بخشی را نپردازم و نزد خودم نگهدارم تا اگر بعدها صاحبان حاجت به سراغ من بیایند و مطالبه کنند، دست خالی نباشم؟

فرمود: موقعی که یک سال از مال تو بگذرد و وقت زکات برسد، زکات مالت را جداکن و مجزّا نگهدار، بعد از آن به هر صورت یک جا و یا پراکنده به هر کس بخواهی پرداخت کن.

گفتم: اگر عوض این زکات را محاسبه کنم و در دفتری بنویسم کار درستی کرده ام؟

فرمود: اشکالی ندارد.

4 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ الْبَرْقِيِّ عَنْ سَعْدِ بْنِ سَعْدِ الْأَشْعَرِيِّ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السَّلام قَالَ:

سَأَلْتُ عَنِ الرَّجُلِ تَحِلُّ عَلَيْهِ الزَّكَاةُ فِي السَّنَةِ فِي ثَلَاثِ أَوْقَاتٍ أَ يُؤَخِّرُهَا حَتَّى يَدْفَعَهَا فِي وَقْتٍ وَاحِدٍ؟

فَقالَ: مَتَى حَلَّتْ أَخْرَجَهَا.

وَ عَن الزَّكَاةِ فِى الْحِنْطَةِ وَ الشَّعِير و التمْرِ وَ الرَّبِيبِ مَتَى تَجِبُ عَلَى صَاحِبِهَا؟

قالَ: إِذَا مَا صَرَمَ، وَإِذَا مَا خَرَصَ .

5 - وَ عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حَمْزَةَ عَنِ الْأَصْفَهَانِي قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:

يَكُونُ لِي عَلَى الرَّجُلِ مَالٌ فَأَقْبِضُهُ مِنْهُ مَتَى أَزَكِّيهِ؟

قالَ: إِذَا قَبَضْتَهُ فَزَكَّهِ.

قُلْتُ: فَإِنِّي أَقْبِضُ بَعْضَهُ فِي صَدْرِ السَّنَةِ وَ بَعْضَهُ بَعْدَ ذَلِكَ.

قالَ: فَتَبَسَّمَ ثُمَّ قَالَ: مَا أَحْسَنَ مَا دَخَلْتَ فِيهَا؟

4 - سعد بن سعد اشعری گوید: به امام رضا علیه السَّلام گفتم: کسی که زکات اموالش در سه نوبت واجب و تسجیل می ،شود آیا می تواند پرداخت اول و دوم را تأخیر بیندازد و همه را در نوبت سوم بپردازد؟

فرمود: هر موقعی که حق زکات تسجیل شود، باید بپردازد.

گفتم: زکات گندم، جو، خرما و کشمش در چه وقتی تسجیل می شود؟

فرمود: موقعی که محصول را بچینند و تخمین بزنند.

5 - اصفهانی گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: پولی را از کسی می خواهم، وقتی به دستم رسید چه وقت زکات آن را بدهم؟

فرمود: وقتی به دستت رسید، زکات آن را بده.

گفتم: مقداری از آن را در ابتدای سال و مقداری دیگر را بعد از آن می گیرم؟

حضرتش تبسّمی کرد و فرمود: چه خوب سؤالی کردی؟!

ثُمَّ قَالَ: مَا قَبَضْتَهُ مِنْهُ فِي السَّتَّةِ الأَشْهُرِ الْأُولَى فَرَكِّهِ لِسَنَتِهِ، وَ مَا قَبَضْتَهُ بَعْدُ فِي السَّتَّةِ الأَشْهُرِ الْأَخِيرَةِ فَاسْتَقْبِلْ بِهِ فِى السَّنَةِ الْمُسْتَقْبَلَةِ، وَ كَذَلِكَ إِذَا اسْتَفَدْتَ مَالاً مُنْقَطِعاً فِي السَّنَةِ كُلِّهَا، فَمَا اسْتَفَدْتَ مِنْهُ فِي أَوَّلِ السَّنَةِ إِلَى سِتَّةِ أَشْهُرٍ فَزَكَّهِ فِي عَامِكَ ذَلِكَ كُلِّهِ، وَ مَا اسْتَفَدْتَ بَعْدَ ذَلِكَ فَاسْتَقْبِلْ بِهِ السَّنَةَ الْمُسْتَقْبَلَةَ.

6 - أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ يَكُونُ نِصْفُ مَالِهِ عَيْناً وَنِصْفُهُ دَيْنَا فَتَحِلُّ عَلَيْهِ الزَّكَاةُ؟

قالَ: يُزَكِّي الْعَيْنَ وَ يَدَعُ الدَّيْنَ.

قُلْتُ: فَإِنَّهُ اقْتَضَاهُ بَعْدَ سِتَّةِ أَشْهُرٍ.

قالَ: يُزَكِّيهِ حِينَ اقْتَضَاهُ.

قُلْتُ: فَإِنْ هُوَ حَالَ عَلَيْهِ الْحَوْلُ وَ حَلَّ الشَّهْرُ الَّذِي كَانَ يُزَكِّي فِيهِ وَ قَدْ أَتَى لِنصْفِ مَالِهِ سَنَةٌ وَلِنِصْفِهِ الآخَرِ سِتَّةُ أَشْهُرٍ .

آن گاه فرمود: آن چه را در شش ماه اوّل گرفتی زکات آن را برای سالی که آن شش ماه در آن است بده، و آن چه را در شش ماه آخر گرفتی آن را به سال آینده ملحق کن.

هم چنین اگر مالی را خرده خرده به دست آوردی، آن مقدار را که در شش ماهۀ اوّل سال استفاده برده ای در همان سال تمام زکاتش را پرداخت کن و آن چه را که پس از آن پس از 6 ماه نخست سال به دست آوردی به سال بعد ملحق کن. یعنی کسری سال را با سال بعد جبران کن.

6 - ابوبصیر گوید: از امام صادق علیه السَّلام سؤال کردم: شخصی نیمی از مالش عین نقدی است و نیمی دیگر از آن را قرض داده، آیا زکات به آن تعلّق می گیرد؟

:فرمود: زكات مال عین نقدی را می پردازد و بدهی را وامی گذارد.

گفتم: پس از شش ماه طلب قرض می کند و آن را در اختیار می گیرد، آن وقت چه؟

فرمود: هر گاه بدهیش را دریافت کرد، زکات آن را می دهد.

گفتم: اگر به آن مال یک سال گذشت و ماهی که در آن زکات پرداخت می کند، سر رسید چه؟ به این صورت که بر نیمی از مالش که عین نقدی است یک سال گذشت و بر نیمی دیگر که بدهی است شش ماه؟

قالَ: يُزَكِّي الَّذِي مَرَّتْ عَلَيْهِ سَنَةٌ وَ يَدَعُ الآخَرَ حَتَّى تَمُرَّ عَلَيْهِ سَنَتُهُ.

قُلْتُ: فَإِنِ اشْتَهَى أَنْ يُزَكِّيَ ذَلِكَ .

قالَ: مَا أَحْسَنَ ذَلِكَ.

7 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام أَنَّهُ قَالَ:

فِي الرَّجُلِ يُخْرِجُ زَكَاتَهُ فَيَقْسِمُ بَعْضَهَا وَيُبْقِي بَعْضَهَا يَلْتَمِسُ بِهَا الْمَوْضِعَ، فَيَكُونُ مِنْ أَوَّلِهِ إِلَى آخِرِهِ ثَلاثَةُ أَشْهُرٍ .

قالَ: لا بَأْسَ.

عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ يَزِيدَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: الرَّجُلُ يَكُونُ عِنْدَهُ الْمَالُ أَ يُزَكِّيهِ إِذَا مَضَى نِصْفُ السَّنَةِ؟

قالَ: لا، وَلَكِنْ حَتَّى يَحُولَ عَلَيْهِ الْحَوْلُ، وَ يَحِلَّ عَلَيْهِ إِنَّهُ لَيْسَ لِأَحَدٍ أَنْ يُصَلِّيَ صَلاةَ إِلَّا لِوَقْتِهَا وَكَذَلِكَ الزَّكَاةَ وَ لا يَصُومُ أَحَدٌ شَهْرَ رَمَضَانَ إِلَّا فِي شَهْرِهِ إِلَّا قَضَاءً، وَكُلُّ فَرِيضَةٍ إِنَّمَا تُؤَدَّى إِذَا حَلَّتْ.

فرمود: آن مالی را که یک سال بر آن گذشت، زکاتش را می پردازد و نیمی دیگر را وا می گذارد تا به آن نیز سال بگذرد و زکاتش را می دهد. گفتم: حال اگر دوست داشت زکات آن را هم بدهد چه؟

فرمود: این کار چه کار خوبی است!

7 - عبد الله بن سنان گوید: امام صادق علیه السَّلام در مورد کسی که زکات اموالش را جدا کند. قسمتی را بپردازد و قسمتی را نگه بدارد تا مستحق آن را بجوید و روی هم رفته پرداخت همۀ زکات تا سه ماه به طول انجامد، فرمود: اشکالی ندارد.

8 - عمر بن یزید گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم: اگر کسی صاحب مال باشد، می تواند در نیمۀ سال مالی، زکات آن را بپردازد؟ فرمود: نه بلکه باید صبر کند تا سال مالی بگذرد و حق زکات مسجّل شود، آن گاه زکات را بپردازد. هیچ کس نمی تواند نماز فریضه بخواند مگر موقعی که وقت ادای آن برسد. زکات هم مانند نماز است. هیچ کس نمیتواند روزۀ ماه رمضان را پیش از وقت بگیرد، مگر این که روزۀ قضایی باشد. هر فریضه ای باید بعد از فرا رسیدن وقت آن ادا گردد.

9 - حَمَّادُ بْنُ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام: أَ يُزَكِّي الرَّجُلُ مَالَهُ إِذَا مَضَى ثُلُثُ السَّنَةِ؟

قالَ: لا، أَ يُصَلِّى الْأُولَى قَبْلَ الزَّوَالِ؟

وَ قَدْ رُوِيَ أَيْضاً: أَنَّهُ يَجُوزُ إِذَا أَتَاهُ مَنْ يَصْلُحُ لَهُ الزَّكَاةَ أَنْ يُعَجِّلَ لَهُ قَبْلَ وَقْتِ الزَّكَاةِ إِلَّا أَنَّهُ يَضْمَنُهَا إِذَا جَاءَ وَقْتُ الزَّكَاةِ، وَقَدْ أَيْسَرَ الْمُعْطَى أَوِ ارْتَدَّ أَعَادَ الزَّكَاةَ.

بخش سیزدهم

شرط پرداخت زکات در ضمن معامله

(13) بَابٌ

1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:

بَاعَ أَبِي أَرْضاً مِنْ سُلَيْمَانَ بْنِ عَبْدِ الْمَلِكِ بِمَالٍ فَاشْتَرَطَ فِي بَيْعِهِ أَنْ يُزَكِّيَ هَذَا الْمَالَ مِنْ عِنْدِهِ لِسِتٌ سِنِينَ.

9 - زراره گوید: به امام باقر علیه السَّلام گفتم: بعد از آن که چهار ماه از اوّل سال مالی بگذرد، انسان می تواند زکات مالش را بدهد؟

فرمود: نه آیا انسان می تواند نماز ظهر را پیش از ظهر بخواند؟

هم چنین روایت شده است: هرگاه کسی که شایستگی دریافت زکات را دارد پیش از وقت پرداخت زکات بیاید، جایز است به او زکات داده شود با این شرط که او تا هنگام پرداخت زکات آن را ضمانت کند که اگر ثروتمند شود یا مرتد گردد زکات را باز پس دهد.

بخش سیزدهم: شرط پرداخت زکات در ضمن معامله

1 - حلبی گوید: از امام صادق علیه السَّلام فرمود:

پدرم امام باقر علیه السَّلام زمینی را از سلیمان بن عبدالملک خرید و در ضمن معامله شرط کرد که به مدّت شش سال زکات آن مال را پرداخت کند.

2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام يَقُولُ:

بَاعَ أَبِي مِنْ هِشَامِ بْنِ عَبْدِ الْمَلِكِ أَرْضاً لَهُ بِكَذَا وَ كَذَا أَلْفَ دِينَارٍ وَ اشْتَرَطَ عَلَيْهِ زَكَاةَ ذَلِكَ الْمَالِ عَشْرَ سِنِينَ، وَإِنَّمَا فَعَلَ ذَلِكَ، لأَنَّ هِشَاماً كَانَ هُوَ الْوَالِي.

بخش چهاردهم

حکم مالی که در دست صاحبش یک سال دست نخورده می ماند...

(14) بَابُ الْمَالِ الَّذِي لا يَحُولُ عَلَيْهِ الْحَوْلُ فِي يَدِ صَاحِبِهِ

1 - مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ إِسْحَاقَ ابْنِ عَمَّارٍ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا إِبْرَاهِيمَ علیه السَّلام عَن الرَّجُل يَكُونُ لَهُ الْوُلْدُ فَيَغِيبُ بَعْضُ وُلْدِهِ فَلَا يَدْرِي أَيْنَ هُوَ، وَ مَاتَ الرَّجُلُ فَكَيْفَ يُصْنَعُ بِمِيرَاثِ الْغَائِبِ مِنْ أَبِيهِ؟

قَالَ: يُعْزَلُ حَتَّى يَجِيءَ.

2 - عبدالله بن سنان گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:

پدرم امام باقر علیه السَّلام زمینی را از هشام بن عبدالملک به هزار دینار طلا خرید و شرط کرد که هشام به مدّت 10 سال زکات آن مال را بپردازد و ایشان این کار را به این جهت انجام داد که هشام والی بود.

بخش چهاردهم: حکم مالی که در دست صاحبش یک سال دست نخورده می ماند

1 - اسحاق بن عمّار گوید: به امام کاظم علیه السَّلام گفتم: پدری صاحب چند فرزند است. یکی از فرزندانش ناپدید می شود و از مکان او بی خبر می مانند، بعد پدر فوت می کند. با میراث آن فرزند غایب چه باید کرد؟

فرمود: میراث او را جدا می کنند و به کناری می گذارند تا باز گردد

قُلْتُ: فَعَلَى مَالِهِ زَكَاةٌ؟

فَقَالَ: لا، حَتَّى يَجِيءَ

قُلْتُ: فَإِذَا هُوَ جَاءَ أَ يُزَكِّيهِ؟

فَقَالَ : لا ، حَتَّى يَحُولَ عَلَيْهِ الْحَوْلُ فِى يَدِهِ.

2 - وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُسْكَانَ عَنْ مُحَمَّدٍ الْحَلَبِيُّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنِ الرَّجُلِ يُفِيدُ الْمَالَ؟

قالَ: لا يُزَكِّيهِ حَتَّى يَحُولَ عَلَيْهِ الْحَوْلُ.

3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنْ رَجُلٍ كَانَ لَهُ مَالٌ مَوْضُوعٌ حَتَّى إِذَا كَانَ قَرِيباً مِنْ رَأْسِ الْحَوْلِ أَنْفَقَهُ قَبْلَ أَنْ يَحُولَ عَلَيْهِ أَ عَلَيْهِ صَدَقَةٌ؟

قال: لا.

گفتم: به میراث او حق زکات تعلق می گیرد؟

فرمود: نه، زکاتی به میراث او تعلق نمی گیرد، مگر بعد از مراجعت.

فرمود: بعد از مراجعت باید زکات نقدینه اش را بدهد؟

گفتم: نه بعد از آن که یک سال در اختیار خودش بماند، باید زکات بدهد.

2 - محمّد حلبی گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم: اگر انسان نقدینه ای به دست آورد، باید زکات آن را بدهد؟

فرمود: نه، بعد از آن که یک سال در دست او بماند، باید زکات آن را بپردازد.

3 - عبد الله بن سنان گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم: اگر کسی نقدینۀ خود را کنار بگذارد و چون به آخر سال نزدیک شود، آن را به کار اندازد، باز هم باید زکات آن را بدهد؟

فرمود: نه.

4 - عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: قُلْتُ لأبي جَعْفَرِ علیه السَّلام:

رَجُلٌ كَانَ عِنْدَهُ مِانَتَا دِرْهَم غَيْرَ دِرْهَم أَحَدَ عَشَرَ شَهْراً ثُمَّ أَصَابَ دِرْهَماً بَعْدَ ذَلِكَ فِي الشَّهر الثَّانِي عَشَرَ، فَكَمَلَتْ عِنْدَهُ مِانَتَا دِرْهَم أَعَلَيْهِ زَكَاتُهَا؟

قالَ: لا، حَتَّى يَحُولَ عَلَيْهِ الْحَوْلُ، وَهِيَ مِائَتَا دِرْهَمْ، فَإِنْ كَانَتْ مِائَةً وَ خَمْسِينَ دِرْهَماً فَأَصَابَ خَمْسِينَ بَعْدَ أَنْ يَمْضِيَ شَهْرٌ فَلا زَكَاةً عَلَيْهِ حَتَّى يَحُولَ عَلَى الْمِائَتَيْن الْحَوْلُ.

قُلْتُ: فَإِنْ كَانَتْ عِنْدَهُ مِانَتَا دِرْهَم غَيْرَ دِرْهَم فَمَضَى عَلَيْهَا أَيَّامٌ قَبْلَ أَنْ يَنْقَضِيَ الشَّهْرُ ثُمَّ أَصَابَ دِرْهَماً، فَأَتَى عَلَى الدَّرَاهِم مَعَ الدَّرْهَم حَوْلٌ أَعَلَيْهِ زَكَاةٌ؟

قالَ: نَعَمْ، وَإِنْ لَمْ يَمْضِ عَلَيْهَا جَمِيعاً الْحَوْلُ فَلا شَيْءَ عَلَيْهِ فِيهَا.

قالَ: وَ قال زُرَارَةُ وَ مُحَمَّدُ بْنُ مُسْلِم: قَالَ أَبُو عَبْدِ الله علیه السَّلام:

أَيُّمَا رَجُلٍ كَانَ لَهُ مَالٌ وَ حَالَ عَلَيْهِ الْحَوْلُ، فَإِنَّهُ يُزَكِّيهِ.

4 - زراره گوید: به امام باقر علیه السَّلام گفتم: اگر کسی صد و نود و نه درهم داشته باشد و یازده ماه، در دست او بماند و بعد در ماه دوازدهم، یک درهم به دست آورد و نصاب دویست درهم نقره کامل شود، آیا باید زکات آن را بپردازد؟

فرمود: نه بعد از آن که یک سال بر آن بگذرد و آن دویست درهم بشود، باید زکات آن را بپردازد، چنان که اگر صد و پنجاه در هم داشته باشد و پس از یک ماه پنجاه درهم دیگر به دست آورد، زکاتی به آن تعلق نمی گیرد، مگر بعد از آن که یک سال بر این دویست درهم بگذرد.

گفتم: اگر صد و نود و نه در هم داشته باشد و بعد از چند روز که هنوز ماه اوّل تمام نشده، یک در هم دیگر نیز به دست آورد و بعد، بر مجموع این دویست درهم یک سال بگذرد، آیا باید زکات آن را بپردازد؟

فرمود: آری، اگر بر تمام دویست درهم، یک سال نگذرد، زکات ندارد.

راوی گوید: زراره و محمّد بن مسلم گویند: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

هر کس صاحب نقدینه باشد، و بر نقدینه او یک سال شرعی بگذرد، باید زکات آن را بپردازد.

قُلْتُ لَهُ: فَإِنْ هُوَ وَهَبَهُ قَبْلَ حَلِّهِ بِشَهْرٍ أَوْ بِيَوْمٍ.

قالَ: لَيْسَ عَلَيْهِ شَيْءٌ أَبَداً .

قالَ: وَ قال زُرَارَةُ: عَنْهُ علیه السَّلام أَنَّهُ قَالَ:

إِنَّمَا هَذَا بِمَنْزِلَةِ رَجُلٍ أَفْطَرَ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ يَوْماً فِي إِقَامَتِهِ ثُمَّ خَرَجَ فِي آخِرِ النَّهَارِ فِي سَفَرٍ فَأَرَادَ بِسَفَرِهِ ذَلِكَ إِبْطَالَ الْكَفَّارَةِ الَّتِي وَجَبَتْ عَلَيْهِ.

وَقَالَ: إِنَّهُ حِينَ رَأَى الهلالَ الثَّانِيَ عَشَرَ وَجَبَتْ عَلَيْهِ الزَّكَاةَ وَلَكِنَّهُ لَوْ كَانَ وَهَبَهَا قَبْلَ ذَلِكَ لَجَازَ وَ لَمْ يَكُنْ عَلَيْهِ شَيْءٌ بِمَنْزِلَةِ مَنْ خَرَجَ ثُمَّ أَفْطَرَ ، إِنَّمَا لا يَمْنَعُ مَا حَالَ عَلَيْهِ، فَأَمَّا مَا لَمْ يَحُلْ فَلَهُ مَنْعُهُ وَ لا يَحِلُّ لَهُ مَنْعُ مَالِ غَيْرِهِ فِيمَا قَدْ حَلَّ عَلَيْهِ .

گفتم: اگر نقدینۀ خود را یک ماه پیش از آخر سال، یا یک روز پیش آخر سال به دیگران ببخشد باز هم زکات دارد؟

فرمود: نه. ابداً زکات ندارد.

زراره گوید: حضرتش فرمود.

این مانند کسی است که صبح ماه مبارک رمضان روزۀ خود را افطار کند و در پایان روز به عزم سفر از شهر خارج شود تا کفارۀ روزه خواری خود را ابطال کند.

حضرتش فرمود: موقعی که صاحب نقدینه، هلال ماه دوازدهم را مشاهده کند، حق زکات در نقدینۀ او مسجّل می شود، و اگر پس از هلال ماه دوازدهم نقدینۀ خود را بخشیده باشد، اشکالی ندارد و زکاتی بر عهدۀ او مسجّل نمی گردد، مانند کسی که در ماه مبارک رمضان به قصد سفر از شهر خارج شود و بعد افطار کند. هیچ کس نمی تواند از زکات تسجیل شده فرار کند، امّا از زکات تسجیل نشده می تواند فرار کند.

قالَ زُرَارَةُ: وَ قُلْتُ لَهُ: رَجُلٌ كَانَتْ لَهُ مِانَتَا دِرْهَم فَوَهَبَهَا لِبَعْضٍ إِخْوَانِهِ أَوْ وُلْدِهِ أَوْ فِرَاراً بِهَا مِنَ الزَّكَاةِ فَعَلَ ذَلِكَ قَبْلَ حَلَّهَا بِشَهْر.

فَقالَ: إِذَا دَخَلَ الشَّهْرُ الثَّانِيَ عَشَرَ فَقَدْ حَالَ عَلَيْهَا الْحَوْلُ وَ وَجَبَتْ عَلَيْهِ فِيهَا الزَّكَاةُ.

قُلْتُ لَهُ: فَإِنْ أَحْدَثَ فِيهَا قَبْلَ الْحَوْلِ.

قالَ: جَائِزٌ ذَلِكَ لَهُ.

قُلْتُ: إِنَّهُ فَرَّبهَا مِنَ الزَّكَاةِ.

قالَ: مَا أَدْخَلَ عَلَى نَفْسِهِ أَعْظَمُ مِمَّا مَنَعَ مِنْ زَكَاتِهَا.

فَقُلْتُ لَهُ: إِنَّهُ يَقْدِرُ عَلَيْهَا .

فَقالَ: وَ مَا عِلْمُهُ أَنَّهُ يَقْدِرُ عَلَيْهَا وَ قَدْ خَرَجَتْ مِنْ مِلْكِهِ؟

قُلْتُ: فَإِنَّهُ دَفَعَهَا إِلَيْهِ عَلَى شَرْطٍ.

زراره گوید: به حضرتش گفتم: اگر کسی دویست در هم داشته باشد و یک ماه پیش از پایان سال، این دویست درهم را به یکی از برادران یا فرزندان یا خاندان خود ببخشاید، بدین منظور که از پرداخت زکات فرار کند، آیا از پرداخت زکات معاف می شود؟

فرمود: بعد از آن که ماه دوازدهم فرا رسد، سال زکات به آخر می رسد و حق زکات تسجیل می شود.

گفتم: پس اگر پیش از ماه دوازدهم، نقدینۀ خود را مبادله کند، اشکالی ندارد؟

فرمود: نه، این جایز است.

گفتم: اگر منظور او فرار از زکات باشد، باز هم اشکالی ندارد؟

فرمود: خسارتی که در اثر مبادله و بخشش به او وارد می شود، بیش از خسارتی است که از پرداخت زکات متحمّل می شود. پس منظور او فرار از زکات نخواهد بود.

گفتم: خسارتی به او وارد نمی شود، زیرا می تواند هبۀ خود را پس بگیرد.

حضرتش فرمود: از کجا می تواند چنین اطمینانی داشته باشد با آن که نقدینه را بخشیده است؟

گفتم: موقع هبه و بخشش شرط می کند که هرگاه بخواهد، هبه را فسخ کند و نقدینه اش را پس بگیرد.

فَقَالَ: إِنَّهُ إِذَا سَمَّاهَا هِبَةٌ جَازَتِ الْهَبَةُ وَسَقَطَ الشَّرْطُ وَ ضَمِنَ الزَّكَاةَ.

قُلْتُ لَهُ: وَ كَيْفَ يَسْقُطُ الشَّرْطُ وَ تَمْضِي الْهَبَةُ وَ يَضْمَنُ الزَّكَاةَ.

فَقالَ: هَذَا شَرْطٌ فَاسِدٌ، وَ الْهَبَةُ الْمَضْمُونَةُ مَاضِيَةٌ، وَ الزَّكَاةَ لَهُ لازِمَةٌ عُقُوبَةً لَهُ.

ثُمَّ قَالَ: إِنَّمَا ذَلِكَ لَهُ إِذَا اشْتَرَى بِهَا دَاراً أَوْ أَرْضاً أَوْ مَتَاعاً.

ثُمَّ قَالَ زُرَارَةُ: قُلْتُ لَهُ: إِنَّ أَبَاكَ قَالَ لِي: مَنْ فَرَّبِهَا مِنَ الزَّكَاةِ فَعَلَيْهِ أَنْ يُؤَدِّيَهَا.

قالَ: صَدَقَ أَبِي، عَلَيْهِ أَنْ يُؤَدِّيَ مَا وَجَبَ عَلَيْهِ، وَ مَا لَمْ يَجِبْ عَلَيْهِ فَلا شَيْءَ عَلَيْه فيه.

ثُمَّ قَالَ: أَ رَأَيْتَ لَوْ أَنَّ رَجُلاً أُغْمِيَ عَلَيْهِ يَوْماً ثُمَّ مَاتَ فَذَهَبَتْ صَلاتُهُ أَكَانَ عَلَيْهِ وَ قَدْ مَاتَ أَنْ يُؤَدِّيَهَا؟

قُلْتُ: لا، إِلَّا أَنْ يَكُونَ أَفَاقَ مِنْ يَوْمِهِ .

فرمود: اگر نقدینه را بخشش کرده باشد، فسخ نمی شود، بلکه شرط فسخ فاسد و ساقط می گردد و حق زکات هم تسجیل می شود.

گفتم: چگونه شرط فسخ، ساقط می شود و هبه قطعی می گردد و حق زکات تسجیل می شود؟

فرمود: شرط پس گرفتن هبه، فاسد است، زیرا هبه برگشت ندارد. و پرداخت حق زکات به جهت عقوبت بر او لازم است.

آن گاه فرمود: اگر نقدینه را بدهد و در برابر آن، خانه یا عرصه، یا متاعی بخرد، مبادله جایز و قطعی می شود و از زکات فریضه معاف می گردد. آن گاه زراره گوید: من به حضرتش گفتم: پدر بزرگوارت امام باقر علیه السَّلام به من فرمود: هر کس به منظور فرار از زکات، نقدینۀ خود را مبادله کند، باید زکاتش را بپردازد.

فرمود: پدرم راست گفته است، باید زکاتش را بپردازد، ولی موقعی که تسجیل نشود، زکاتی وجود ندارد.

آن گاه حضرتش فرمود: مگر نمی دانی اگر کسی یک روز تمام بی هوش بیفتد و شبانگاه بمیرد، آیا باید نمازهای آن روزش را که نخوانده، قضا کنند؟

گفتم: نه، موقعی باید قضای نماز مرده را بخوانند که در آخر روز به هوش آمده باشد.

ثُمَّ قَالَ: لَوْ أَنَّ رَجُلاً مَرِضَ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ ثُمَّ مَاتَ فِيهِ أَ كَانَ يُصَامُ عَنْهُ؟

قُلْتُ : لا .

قالَ: فَكَذَلِكَ الرَّجُلُ لا يُؤَدِّي عَنْ مَالِهِ إِلَّا مَا حَالَ عَلَيْهِ الْحَوْلُ.

5 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مَرَّارٍ عَنْ يُونُسَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي إِبْرَاهِيمَ علیه السَّلام قَالَ:

سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ وَرِثَ مَالاً وَ الرَّجُلُ غَائِبٌ هَلْ عَلَيْهِ زَكَاةٌ؟

قالَ: لا، حَتَّى يَقْدَمَ.

قُلْتُ: أَ يُزَكِّيهِ حِينَ يَقْدَمُ؟

قالَ: لا ، حَتَّى يَحُولَ عَلَيْهِ الْحَوْلُ وَ هُوَ عِنْدَهُ.

فرمود: اگر کسی در ماه مبارک رمضان بیمار شود و در آخر همان ماه بمیرد، آیا باید قضای روزه اش را بگیرند؟

گفتم: نه.

فرمود: تکلیف این مرد هم، از این قرار است: زکات آن مالی را می پردازد که سال شرعی آن گذشته باشد و وجوب آن تسجیل شده باشد.

5 - اسحاق بن عمّار گوید: از امام کاظم علیه السَّلام پرسیدم: اگر کسی در سفر باشد و از پدرش میراث ببرد، آیا به نقدینه میراثش حق زکات تعلّق می گیرد؟

فرمود: نه، تا از سفر باز نیاید، نقدينۀ او زکات ندارد.

گفتم: موقع مراجعت زکات آن را بپردازد؟

فرمود: نه. تا نقدینه را تحویل نگیرد و یک سال دست نخورده بر آن نگذرد، زکات ندارد.

بخش پانزدهم

مالی را انسان پس از پرداخت زکات آن استفاده می کند...

(15) بَابُ مَا يَسْتَفِيدُ الرَّجُلُ مِنَ الْمَالِ بَعْدَ أَنْ يُزَكِّيَ مَا عِنْدَهُ مِنَ الْمَالِ

1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ الْحُسَيْنِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ جَمِيعاً عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيَّ الْوَشَّاءِ عَنْ أَبَانِ عَنْ شُعَيْبٍ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ الله علیه السَّلام:

كُلُّ شَيْءٍ جَرَّ عَلَيْكَ الْمَالَ فَزَكَّهِ، وَكُلُّ شَيْءٍ وَرِثْتَهُ أَوْ وُهِبَ لَكَ فَاسْتَقْبِلْ بِهِ.

2 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ جُمْهُورٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ يُونُسَ عَنْ عَبْدِ الحَمِيدِ بْنِ عَوَّاضٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

فِي الرَّجُل يَكُونُ عِنْدَهُ الْمَالُ فَيَحُولُ عَلَيْهِ الْحَوْلُ ثُمَّ يُصِيبُ مَالاً آخَرَ قَبْلَ أَنْ يَحُولَ عَلَى الْمَالِ الْحَوْلُ .

قالَ: إِذَا حَالَ عَلَى الْمَالِ الْأَوَّلِ الْحَوْلُ زَكَّاهُمَا جَمِيعاً .

بخش پانزدهم: مالی را انسان پس از پرداخت زکات آن استفاده می کند

1 - شعیب گوید: از امام صادق علیه السَّلام فرمود:

هر چیزی که مالی را عاید تو کند، زکاتش را بده و هر چیزی را که به تو ارث رسید یا این که به تو بخشیده شد (هبه) مصرف کن (و زکاتی ندارد).

2 - عبدالحمید بن عوّاض گوید: امام صادق علیه السَّلام دربارۀ کسی که مالی دارد و سال به آن می گذرد، پس قبل از این که به آن مال اوّل سال بگذرد، مال دیگری را به دست می آورد؛ فرمود:

اگر به آن مال اوّلی سال گذشت، باید زکات هر دو مال را بدهد.

بخش شانزدهم

حکم کسی که کالایی را می خرد و ضرر می کند و حکم مضاربه...

بَابُ الرَّجُلِ يَشْتَرِي الْمَتَاعَ فَيَكْسُدُ عَلَيْهِ وَ الْمُضَارَبَةِ

1 - مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ مَنْصُورِ بْنِ حَازِمٍ عَنْ أَبِي الرَّبِيعِ الشَّامِيَّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام.

فِي رَجُل اشْتَرَى مَتَاعاً فَكَسَدَ عَلَيْهِ مَتَاعُهُ وَ قَدْ كَانَ زَكَّى مَالَهُ قَبْلَ أَنْ يَشْتَرِيَ بِهِ هَلْ عَلَيْهِ زَكَاةٌ أَوْ حَتَّى يَبِيعَهُ.

فَقَالَ: إِنْ كَانَ أَمْسَكَهُ لِيَلْتَمِسَ الْفَضْلَ عَلَى رَأْسِ الْمَالِ فَعَلَيْهِ الزَّكَاةُ.

2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِم قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنْ رَجُل اشْتَرَى مَتَاعاً وَ كَسَدَ عَلَيْهِ وَ قَدْ كَانَ زَكَّى مَالَهُ قَبْلَ أَنْ يَشْتَرِيَ الْمَتَاعَ مَتَى يُزَكِّيهِ؟

بخش شانزدهم: حکم کسی که کالایی را می خرد و ضرر می کند و حکم مضاربه

1 - ابو ربیع شامی می گوید: امام صادق علیه السَّلام دربارۀ شخصی که کالایی را می خرد، ولی کالایش به فروش نمی رسد، حال آن که قبل از آن که آن کالا بخرد زکات مالش را پرداخت کرده، آیا لازم است زکات کالای کساد شده اش را پرداخت کند، یا این که فروش کالا، زکات آن را بدهد؟

فرمود: اگر آن کالا به خاطر سودش خوب است، بر آن زکات تعلق می گیرد.

2 - محمّد بن مسلم گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: کسی کالایی را می خرد، ولی کالایش به زودی به فروش نمی رسد _ البّته زکات مالی را که با آن کالا خریده، قبلاً پرداخت کرده است _ اکنون زکات چنین کالایی را کی پرداخت کند؟

فَقالَ: إِنْ كَانَ أَمْسَكَ مَتَاعَهُ يَبْتَغِي بِهِ رَأْسَ مَالِهِ فَلَيْسَ عَلَيْهِ زَكَاةً، وَإِنْ كَانَ حَبَسَهُ بَعْدَ مَا يَجِدُ رَأْسَ مَالِهِ فَعَلَيْهِ الزَّكَاةُ بَعْدَ مَا أَمْسَكَهُ بَعْدَ رَأْسِ الْمَالِ .

قالَ: وَ سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ يُوضَعُ عِنْدَهُ الْأَمْوَالُ يَعْمَلُ بِهَا.

فَقالَ: إذَا حَالَ الْحَوْلُ فَلْيزكها.

3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمانَ بْن عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ:

سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُل يَكُونُ عِنْدَهُ الْمَتَاعُ مَوْضُوعاً فَيَمْكُثُ عِنْدَهُ السَّنَةَ وَ السَّنَتَيْنِ أَوْ أَكْثَرَ مِنْ ذَلِكَ.

قالَ: لَيْسَ عَلَيْهِ زَكَاةً حَتَّى يَبيعَهُ إِلَّا أَنْ يَكُونَ أُعْطِيَ بِهِ رَأْسَ مَالِهِ فَيَمْنَعَهُ مِنْ ذَلِكَ الْتمَاسُ الْفَضْلِ ، فَإِذَا هُوَ فَعَلَ ذَلِكَ وَجَبَتْ فِيهِ الزَّكَاةَ، وَإِنْ لَمْ يَكُنْ أُعْطِيَ بِهِ رَأْسَ مَالِهِ فَلَيْسَ عَلَيْهِ زَكَاةً حَتَّى يَبيعَهُ وَ إِنْ حَبَسَهُ بِمَا حَبَسَهُ فَإِذَا هُوَ بَاعَهُ فَإِنَّمَا عَلَيْهِ زَكَاةً سَنَةٍ وَاحِدَةٍ.

فرمود: اگر کالا را خریده که فقط به اندازه سرمایه به او برگردد، زکاتی به آن نیست و اگر چیزی فراتر از سرمایه اش کسب کرد و آن را نگه داشت، آن چیزی را که بیشتر از سرمایه به دست آورده باید زکاتش را پرداخت کند.

محمّد بن مسلم گوید: هم چنین از امام علیه السَّلام پرسیدم: اموالی در اختیار کسی قرار می گیرد تا با آن کار کند، (زکات آن چه می شود)؟

فرمود: اگر سال به آن گذشت، باید زکاتش را بپردازد.

3 - سماعه گوید: از حضرتش سؤال کردم: شخصی کالایی دارد که آن را کنار گذاشته به گونه ای که یک یا دو سال به آن می گذرد.

فرمود: زکاتی به آن تعلّق نمی گیرد تا این که آن را بفروشد، مگر آن که بتواند به وسیلۀ آن سرمایه اوّلیه خود را زنده کند؛ ولی برای این که قیمت آن بیشتر شود از فروش آن خودداری کند که در این صورت زکات به آن واجب می شود و امّا اگر چنین نباشد و سرمایه را برنگرداند، زکاتی به آن نیست و در هر صورت اگر آن را به هر دلیلی نگه داشت، هرگاه آن را فروخت فقط زکات یک سال بر آن خواهد بود.

4 - سَمَاعَةُ قَالَ: وَ سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ يَكُونُ مَعَهُ الْمَالُ مُضَارَبَةً هَلْ عَلَيْهِ فِي ذَلِكَ الْمَالِ زَكَاةٌ إِذَا كَانَ يَتَّجِرُ بِهِ؟

فَقالَ: يَنْبَغِي لَهُ أَنْ يَقُولَ لِأَصْحَابِ الْمَالِ زَكُوهُ، فَإِنْ قَالُوا: إِنَّا نُزَكِّيهِ، فَلَيْسَ عَلَيْهِ غَيْرُ ذَلِكَ، وَإِنْ هُمْ أَمَرُوهُ أَنْ يُزَكِّيَهُ فَلْيَفْعَلْ.

قُلْتُ: أَ رَأَيْتَ لَوْ قَالُوا: إِنَّا نُزَكِّيهِ وَ الرَّجُلُ يَعْلَمُ أَنَّهُمْ لا يُزَكُونَهُ.

فَقالَ: إِذَا هُمْ أَفَرُوا بِأَنَّهُمْ يُرَكُونَهُ فَلَيْسَ عَلَيْهِ غَيْرُ ذَلِكَ، وَإِنْ هُمْ قَالُوا: إِنَّا لا تُزَكِّيهِ فَلا يَنْبَغِى لَهُ أَنْ يَقْبَلَ ذَلِكَ الْمَالَ، وَ لا يَعْمَلَ بِهِ حَتَّى يُزَكُوهُ.

وَ فِي رِوَايَةٍ أُخْرَى عَنْهُ: إِلَّا أَنْ تَطِيبَ نَفْسُكَ أَنْ تُزَكَّيَهُ مِنْ رِبْحِكَ .

قالَ: وَ سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ يَرْبَحُ فِي السَّنَةِ خَمْسَمِائَةِ دِرْهَم وَ سِيَّمَائَةٍ وَ سَبْعَمِائَةٍ هِيَ نَفَقَتُهُ وَ أَصْلُ الْمَالِ مُضَارَبَةٌ .

4 - سماعه می گوید: از حضرتش سؤال کردم: شخصی مال مضاربه ای در اختیار دارد، آیا اگر با آن مال، تجارت کرد، زکاتی به آن مال تعلّق می گیرد؟

فرمود: شایسته است که به صاحبان آن مال بگوید که زکات آن را بدهند.

اگر صاحبان مال گفتند: ما زکات آن را می دهیم، دیگر چیزی بر عهدۀ او نیست، و اگر صاحبان مال به او گفتند: تو خود زکات آن را بده؛ باید بدهد.

سماعة گوید: گفتم: اگر صاحبان مال گفتند: ما زکات آن را می دهیم؛ ولی آن شخص می داند که آن ها زکات را نخواهند داد، چه؟

فرمود: اگر صاحبان مال اقرار کنند که زکاتش را خواهند داد، چیزی دیگر بر عهده او نیست، ولی اگر صاحبان مال گفتند: ما زکاتش را نمی دهیم، شایسته نیست بر او که آن مال را برای مضاربه قبول کند و با آن کار کند، تا این که زکات آن را صاحبان مال بپردازند.

و در روایت دیگر، سماعه گوید: حضرتش فرمود: مگر راضی شوی که خودت از سودی که می بری، زکات پول خود را بدهی.

سماعه گوید: و از حضرتش پرسیدم: مردی در سال پانصد درهم نقره سود می کند و حال این که 600 و 700 درهم نقره هزینۀ زندگی اوست و اصل پولی را هم که با آن سود کرده، مضاربهای بوده است (زکات آن چه می شود؟)

قالَ: لَيْسَ عَلَيْهِ فِي الرِّبْحِ زَكَاةٌ.

5 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مَرَّارٍ عَنْ يُونُسَ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِم أَنَّهُ قَالَ:

كُلِّ مَالٍ عَمِلْتَ بِهِ فَعَلَيْكَ فِيهِ الزَّكَاةُ إذَا حَالَ عَلَيْهِ الْحَوْلُ.

قالَ يُونُسُ : تَفْسِيرُ ذَلِكَ أَنَّهُ كُلُّ مَا عُمِلَ لِلتِّجَارَةِ مِنْ حَيَوَانِ وَ غَيْرِهِ فَعَلَيْهِ فِيهِ الزَّكَاةُ.

6 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ إِسْحَاقَ بْن عَمَّارٍ قَالَ: قُلْتُ لأبي إبْرَاهِيمَ علیه السَّلام:

الرَّجُلُ يَشْتَرِي الْوَصِيفَةَ يُثَبِّتُهَا عِنْدَهُ لِتَزِيدَ وَ هُوَ يُرِيدُ بَيْعَهَا أَ عَلَى ثَمَنِهَا زَكَاةً؟

قالَ: لا، حَتَّى يَبيعَهَا.

قُلْتُ: فَإِذَا بَاعَهَا يُزَكِّي ثَمَنَهَا؟

قالَ: لا، حَتَّى يَحُولَ عَلَيْهِ الْحَوْلُ وَ هُوَ فِي يَدِهِ.

فرمود: در سودی که کرده است زکاتی نیست.

5 - محمّد بن مسلم گوید: حضرتش فرمود:

هر مالی را که به کار زده ای، اگر سال به آن بگذرد، زکات دارد.

یونس گوید: منظور این است که هر گاه کسی با حیوان یا غیر آن تجارت کرد، پس بر عهدۀ او در آن، زکات است.

6 - اسحاق بن عمّار گوید: به امام کاظم علیه السَّلام گفتم: شخصی کنیزی می خرد و آن را نگه می دارد تا رشد کند و بعد او را بفروشد، آیا به پولی که از فروش آن کنیز عایدش می شود زکات است؟

فرمود: نه، تا این که او را بفروشد.

گفتم: همین که او را فروخت باید زکاتش را بدهد؟

فرمود: نه، تا این که یک سال به آن بگذرد و آن پول هنوز در دست او باشد.

7 - أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حَكِيمٍ عَنْ خَالِدِ بْنِ الْحَجَّاجِ الْكَرْخِي قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنِ الزَّكَاةِ.

فَقالَ: مَا كَانَ مِنْ تِجَارَةٍ فِي يَدِكَ فِيهَا فَضْلُ لَيْسَ يَمْنَعُكَ مِنْ بَيْعِهَا إِلَّا لِتَزْدَادَ فَضْلاً عَلَى فَضْلِكَ فَزَكِّهِ، وَ مَا كَانَتْ مِنْ تِجَارَةٍ فِي يَدِكَ فِيهَا نُقْصَانٌ ، فَذَلِكَ شَيْءٌ آخَرُ.

8 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

لا تَأْخُذَتْ مَالاً مُضَارَبَةً إِلَّا مَالاً تُزَكِّيهِ أَوْ يُزَكِّيهِ صَاحِبُهُ.

وَ قَالَ: إِنْ كَانَ عِنْدَكَ مَتَاعٌ فِي الْبَيْتِ مَوْضُوعٌ فَأُعْطِيتَ بِهِ رَأْسَ مَالِكَ فَرَغِبْتَ عَنْهُ، فَعَلَيْكَ زَكَاتُهُ.

7 - خالد بن حجّاج کرخی گوید: از امام صادق علیه السَّلام درباره زکات پرسیدم؟

فرمود: آن چه از تجارت در دست توست و در آن سود است، و چیزی تو را از فروختن آن باز نمی دارد مگر این که گران تر شود و سود بیشتری ببری، زکات آن را بده؛ امّا آن چه که از تجارت در اختیار داری و در آن ضرر و نقصان است، آن چیز دیگر است و حکمش فرق می کند.

8 - ابوبصیر گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

مالی را برای مضاربه قبول مکن مگر این که یا خودت زکاتش را بدهی، یا صاحب آن مال زکاتش را بدهد.

فرمود: اگر در خانه کالایی داری که نگاه داشته ای. پس اگر به وسیلهۀ آن کالا سرمایه ات را دادی و دیگر از آن کالا روی گردان شده ای، پس زکات آن بر عهدۀ توست.

9 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ عَبْدِ الْخَالِقِ قَالَ: سَأَلَهُ سَعِيدٌ الْأَعْرَجُ وَأَنَا أَسْمَعُ فَقَالَ:

إِنَّا نَكْبِسُ الزَّيْتَ وَ السَّمْنَ نَطْلُبُ بِهِ التِّجَارَةَ، فَرُبَّمَا مَكَثَ عِنْدَنَا السَّنَةَ وَ السَّنَتَيْنِ هَلْ عَلَيْهِ زَكَاةٌ؟

قالَ: فَقالَ: إِنْ كُنْتَ تَرْبَحُ فِيهِ شَيْئاً أَوْ تَجِدُ رَأْسَ مَالِكَ فَعَلَيْكَ زَكَاتُهُ، وَإِنْ كُنْتَ إِنَّمَا تَرَبَّصُ بِهِ لأَنَّكَ لا تَجدُ إلّا وَضِيعَةً، فَلَيْسَ عَلَيْكَ زَكَاتُهُ حَتَّى يَصِيرَ ذَهَباً أَوْ فِضَّةٌ، فَإِذَا صَارَ ذَهَبَاً أَوْ فِضَّةٌ فَرَكِّهِ لِلسَّنَةِ الَّتِي اتَّجَرْتَ فِيهَا.

بخش هفدهم

حیواناتی که زکات واجب بر آنها تعلّق می گیرد

(17) بَابُ مَا يَجِبُ عَلَيْهِ الصَّدَقَةُ مِنَ الْحَيَوَانِ وَ مَا لَا يَجِبُ

1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ وَزُرَارَةَ عَنْهُمَا جَمِيعاً علیه السَّلام قَالا:

9 - اسماعيل بن عبدالخالق گوید: من در حضور امام علیه السَّلام بود، شنیدم که عبدالحمید اعرج از حضرتش امام صادق علیه السَّلام پرسید: ما روغن گیاهی و حیوانی را برای تجارت ذخیره می کنیم، و گاهی ممکن است آن روغن یک یا دو سال نزد ما بماند؛ آیا به آن زکاتی تعلّق می گیرد؟

فرمود: اگر از آن سودی می رسد یا این که سرمایه ای به تو بر می گردد، زکات آن بر عهدۀ توست، و امّا اگر تو آن را به این خاطر ذخیره کرده ای که جز خسارت و ضرر در آن نیست از این رو در انتظار هستی که در زمان مناسب آن را بفروشی، زکات آن بر تو واجب نیست تا این که به طلا و نقره تبدیل شود، پس اگر به طلا و نقره تبدیل شد، زکات آن سالی را که در آن سال تجارت کرده ای، پرداخت کن.

بخش هفدهم: حیواناتی که زکات واجب بر آنها تعلّق می گیرد

1 - محمد بن مسلم و زراره گویند: امام صادق و باقر علیهما السَّلام فرمودند:

وَضَعَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام عَلَى الْخَيْلِ الْعِتَاقِ الرَّاعِيَةِ فِي كُلِّ فَرَسٍ فِي كُلِّ عَامٍ دِينَارَيْنِ، وَ جَعَلَ عَلَى الْبَرَاذِينِ دِينَاراً.

2 - حَمَّادُ بْنُ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام: هَلْ فِي الْبِغَالِ شَيْءٌ؟

فَقالَ: لا.

فَقُلْتُ : فَكَيْفَ صَارَ عَلَى الْخَيْلِ وَ لَمْ يَصِرْ عَلَى الْبِغَالِ؟

فَقالَ: لأَنَّ الْبِغَالَ لا تَلْقَحُ، وَالْخَيْلُ الإِناتُ يُنتَجْنَ ، وَ لَيْسَ عَلَى الْخَيْلِ الذُّكُورِ شَيْءٌ .

قالَ: فَقُلْتُ: فَمَا فِي الْحَمِير؟

فَقَالَ: لَيْسَ فِيهَا شَيْءٌ .

قالَ: قُلْتُ: هَلْ عَلَى الْفَرَسِ أَوِ الْبَعِيرِ يَكُونُ لِلرَّجُلِ يَرْكَبُهُمَا شَيْءٌ؟

امیرمؤمنان علی صلوات الله علیه بر گلّه اسب های اصیل و نجیب، بر هر اسبی در هر سال دو دینار طلا و بر غیر اصیل (اسب عجمی یا اسب تاتاری یا گونه ای که از اسب پایین تر که از الاغ قوی تر است) یک دینار طلا زکات قرار داد.

2 - زراره گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم: آیا بر استر زکاتی است؟

فرمود: نه.

گفتم: چگونه برگلۀ اسب ها زکات معیّن شد، ولی بر استر نه؟

فرمود: زیرا استرها آبستن نمی شون، ولی اسب های ماده کرّه به دنیا می آورند و تکثیر می شوند و بر این اساس بر اسب های نر زکاتی نیست.

گفتم: در الاغ چه؟

فرمود: در آن زکاتی نیست.

گفتم: آیا اسب یا شتری که انسان به آن سوار می شود، زکاتی هست؟

فَقالَ: لا، لَيْسَ عَلَى مَا يُعْلَفُ شَيْءٌ، إِنَّمَا الصَّدَقَةُ عَلَى السَّائِمَةِ الْمُرْسَلَةِ فِي مَرْجِهَا عَامَهَا الَّذِي يَقْتَنِيهَا فِيهِ الرَّجُلُ ، فَأَمَّا مَا سِوَى ذَلِكَ فَلَيْسَ فِيهِ شَيْءٌ.

3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أبي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:

لَيْسَ عَلَى الرَّقِيقِ زَكَاةٌ إِلَّا رَقِيقٌ يُبْتَغَى بِهِ التِّجَارَةَ، فَإِنَّهُ مِنَ الْمَالِ الَّذِي يُزَكَّى.

4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ عَنْ زُرَارَةَ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام وَ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام أَنَّهُمَا سُئِلَا عَمَّا فِي الرَّقِيقِ.

فَقَالَ: أَلَيْسَ فِي الرَّأْسِ شَيْءٌ أَكْثَرُ مِنْ صَاعٍ مِنْ تَمْرِ إِذَا حَالَ عَلَيْهِ الْحَوْلُ وَلَيْسَ فِي ثَمَنِهِ شَيْءٌ حَتَّى يَحُولَ عَلَيْهِ الْحَوْلُ.

5 - حَمَّادُ بْنُ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ قَالَ: قُلْتُ بِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: رَجُلٌ لَمْ يُزَكُ إِبلَهُ أَوْ شَاتَهُ عَامَيْنِ فَبَاعَهَا عَلَى مَنِ اشْتَرَاهَا أَنْ يُزَكِّيَهَا لِمَا مَضَى؟

فرمود: نه، بر حیوانی که علف خوار است که صاحبش به او علف می دهد، زکاتی نیست. همانا زکات بر اسب و شتری است که در چراگاهش می چرد، در آغل علف داده نمی شود و انسان آن را به خود ذخیره می کند (تا از آن استفاده کند، نه تجارت نماید) ولی غیر این مواردی که ذکر شد، زکاتی نیست.

3 - سماعه گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

برای برده (غلام یا کنیز) زکاتی نیست، مگر برده ای که برای تجارت باشد که در آن صورت مال به حساب می آید و زکات آن پرداخت می شود.

4 - زراره و محمّد بن مسلم گویند: از امام باقر علیه السَّلام و امام صادق علیه السَّلام پرسیدیم: آیا برده زکات دارد؟

فرمود: برده زکات ندارد، جز زکات فطره، و اگر برده را بفروشند و در برابر آن نقدینۀ طلا و نقره دریافت کنند، این نقدینه هم زکات ندارد، مگر آن که یک سال نزد صاحب آن بماند.

5 - عبد الرحمان ابی عبدالله گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم: اگر کسی دو سال زکات شتران یا گوسفندانش را نپرداخته باشد و بعد از دو سال آنها را بفروشد، آیا زکات عقب عهدۀ خریدار است؟

قالَ: نَعَمْ، تُؤْخَذُ مِنْهُ زَكَاتُهَا وَ يَتْبَعُ بِهَا الْبَائِعَ، أَوْ يُؤَدِّيَ زَكَاتَهَا الْبَائِعُ.

6 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ الله علیه السَّلام:

فِي الرَّجُلِ يَكُونُ لَهُ إِبِلٌ أَوْ بَقَرٌ أَوْ غَنَمْ أَوْ مَتَاعٌ فَيَحُولُ عَلَيْهَا الْحَوْلُ فَيَمُوتُ الْإِبِلُ وَ الْبَقَرُ وَالغَنَم وَيَحْتَرِقُ الْمَتَاعُ .

قَالَ: لَيْسَ عَلَيْهِ شَيْءٌ.

7 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ قَالَ:

كَانَ عَلِيٌّ علیه السَّلام يَأْخُذُ مِنْ صِغَارِ الإِبل شَيْئاً حَتَّى يَحُولَ عَلَيْهِ الْحَوْلُ وَلا يَأْخُذُ مِنْ جِمَالِ الْعَمَلِ صَدَقَةٌ، وَكَأَنَّهُ لَمْ يَجِبْ أَنْ يُؤْخَذَ مِنَ الذُّكُورِ شَيْءٌ، لِأَنَّهُ ظَهْرٌ يُحْمَلُ عَلَيْهَا.

فرمود: آری. زکات رمه را از خریدار می گیرند و خریدار می تواند فروشنده را تعقیب کند و مبلغ پرداختی را مطالبه نماید یا خود خریدار حاضر شود و زکات رمه را بپردازد.

6 - ابن ابی عمیر از برخی از اصحاب ما نقل می کند و گوید: امام صادق علیه السَّلام دربارۀ کسی که شتر، گاو و گوسفند یا کالایی دیگر دارد و یک سال می گذرد. امّا آن شتر یا گاو یا گوسفند می میرند و آن کالا می سوزد و از بین می رود، فرمود.:

به چنین اموالی زکات تعلّق نمی گیرد.

7 - ابن ابی عمیر گوید:

علی علیه السَّلام از بچه شترها زکات نمی گرفت تا این سال به آن ها می گذشت و از شترهای نر کاری صدقه زکات نمی گرفت، و گویا ایشان واجب نمی دیدند که از شترهای نر چیزی گرفته شود، زیرا که آن ها پشتی بودند که به آن ها بار حمل می شد.

بخش هجدهم

زکات شیر

(18) بَابُ صَدَقَةِ الْإِبِلِ

1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ عَنْ زُرَارَةَ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِم وَ أَبِي بَصِيرٍ وَ بُرَيْدِ الْعِجْلِي وَ الْفُضَيْلِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ وَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالا فِي صَدَقَةِ الْإِبِلِ:

فِي كُلِّ خَمْسٍ شَاةٌ إِلَى أَنْ تَبْلُغَ خَمْساً وَ عِشْرِينَ، فَإِذَا بَلَغَتْ ذَلِكَ فَفِيهَا ابْنَةُ مَخَاضِ، ثُمَّ لَيْسَ فِيهَا شَيْءٌ حَتَّى تَبْلُغَ خَمْساً وَ ثَلاثِينَ، فَإِذَا بَلَغَتْ خَمْساً وَ ثَلاثِينَ فَفِيهَا ابْنَةُ لَبُونٍ، ثُمَّ لَيْسَ فِيهَا شَيْءٌ حَتَّى تَبْلُغَ خَمْساً وَ أَرْبَعِينَ، فَإِذَا بَلَغَتْ خَمْساً وَ أَرْبَعِينَ فَفِيهَا حِقَّةٌ طَرُوقَةُ الْفَحْلِ ثُمَّ لَيْسَ فِيهَا شَيْءٌ حَتَّى تَبْلُغَ سِتِّينَ، فَإِذَا بَلَغَتْ سِتِّينَ فَفِيهَا جَذَعَةٌ.

بخش هیجدهم: زکات شتر

1 زراره، محمد بن مسلم، ابوبصیر، برید عجلی و فضیل گویند: امام باقر علیه السَّلام و امام صادق علیه السَّلام در مورد زکات شتر فرمودند:

در هر پنج شتر، باید یک گوسفند به عنوان زکات پرداخت شود تا برسد به بیست و پنج شتر که زکات آن پنج گوسفند است و بعد از بیست و پنج شتر تا سی و پنج شتر، یک ماده شتر دو ساله، و بعد از سی و پنج شتر، تا چهل و پنج شتر، یک ماده شتر دو ساله، و بعد از سی و پنج شتر تا چهل و پنج شتر، یک ماده شتر سه ساله. و بعد از چهل و پنج شتر تا شصت شتر یک ماده شتر چهار ساله؛ و بعد از شصت شتر تا هفتاد و پنج شتر، یک ماده شتر پنج ساله به عنوان زکات پرداخت شود.

ثُمَّ لَيْسَ فِيهَا شَيْءٌ حَتَّى تَبْلُغَ خَمْساً وَ سَبْعِينَ، فَإِذَا بَلَغَتْ خَمْساً وَ سَبْعِينَ، فَفِيهَا ابْنَتَا لَبُونٍ ثُمَّ لَيْسَ فِيهَا شَيْءٌ حَتَّى تَبْلُغَ تِسْعِينَ، فَإِذَا بَلَغَتْ تِسْعِينَ فَفِيهَا حِقَّتَانِ طَرُوقَتَا الْفَحْلِ، ثُمَّ لَيْسَ فِيهَا شَيْءٌ حَتَّى تَبْلُغَ عِشْرِينَ وَ مِائَةٌ فَإِذَا بَلَغَتْ عِشْرِينَ وَ مِائَةً فَفِيهَا حِقَّتَانِ طَرُوقَتَا الْفَحْلِ، فَإِذَا زَادَتْ وَاحِدَةٌ عَلَى عِشْرِينَ وَ مِائَةٍ فَفِي كُلِّ خَمْسِينَ حِقَّةٌ وَ فِي كُلِّ أَرْبَعِينَ ابْنَةُ لَبُونِ.

ثُمَّ تَرْجِعُ الْإِبِلُ عَلَى أَسْنَانِهَا، وَلَيْسَ عَلَى النَّيْفِ شَيْءٌ وَلَا عَلَى الْكُسُورِ شَيْءٌ وَ لَيْسَ عَلَى الْعَوَامِل شَيْءٍ إِنَّمَا ذَلِكَ عَلَى السَّائِمَةِ الرَّاعِيَةِ .

قالَ: قُلْتُ: مَا فِي الْبُخْتِ السَّائِمَةِ شَيْءٌ؟

قالَ: مِثْلُ مَا فِي الْإِبِلِ الْعَرَبِيَّةِ.

2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ الْحَجَّاجِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

و بعد از هفتاد و پنج شتر، دو ماده شتر سه ساله و بعد از نود شتر تا صد و بیست شتر، دو ماده شتر چهار سالۀ آبستن؛ و بعد از صد و بیست شتر، هر چند که نفرات آن ها زیاد شود. بر اساس هر پنجاه شتر، یک ماده، شتر چهار ساله، و هر چهل شتر یک ماده شتر سه ساله بپردازند و در صورت لزوم، سن شترها را به قیاس بگیرند و کم و زیاد آن را باز گردانند، چند نفر بالاتر از نصاب و چند نفر کمتر از نصاب، زکات ندارد. شتر بارکش و شتر آبکش زکات ندارد. فقط شتری زکات دارد که در مرتع به چرا می رود.

گفتم: اگر شتر خراسانی در صحرا بچرد، زکات دارد؟

فرمود: شتر خراسانی هم مانند شتر عربی است.

2 - عبد الرحمان بن حجّاج گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

فِي خَمْسِ قَلائِصَ شَاةٌ وَلَيْسَ فِيما دُونَ الْخَمْسِ شَيْءٌ وَ فِي عَشْرٍ شَاتَانِ وَ فِي خَمْسَ عَشْرَةَ ثَلاثُ شِيَاءٍ، وَ فِي عِشْرِينَ أَرْبَعٌ وَ فِي خَمْسٍ وَ عِشْرِينَ خَمْسٌ وَ فِي سِتَّةٍ وَ عِشْرِينَ بِنْتُ مَخَاضٍ إِلَى خَمْسٍ وَثَلاثِينَ.

وَ قَالَ عَبْدُ الرَّحْمَانِ: هَذَا فَرْقُ بَيْنَنَا وَبَيْنَ النَّاسِ، فَإِذَا زَادَتْ وَاحِدَةٌ فَفِيهَا بِنْتُ لَبُونٍ إِلَى خَمْسٍ وَ أَرْبَعِينَ ، فَإِذَا زَادَتْ وَاحِدَةٌ فَفِيهَا حِقَّةٌ إِلَى سِتِّينَ، فَإِذَا زَادَتْ وَاحِدَةً فَفِيهَا جَذَعَةٌ إِلَى خَمْسٍ وَ سَبْعِينَ ، فَإِذَا زَادَتْ وَاحِدَةً فَفِيهَا بِنْتَا لَبُونِ إِلَى تِسْعِينَ، فَإِذَا كَثُرَتِ الإِبلُ فَفِي كُلِّ خَمْسِينَ حِقَّةٌ.

3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَيْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:

لَيْسَ فِي صِغَارِ الْإِبِلِ شَيْءٍ حَتَّى يَحُولَ عَلَيْهَا الْحَوْلُ مِنْ يَوْمِ تُنْتَجُ.

زکات پنج شتر، یک گوسفند است. کمتر از پنج شتر، زکات ندارد. ده شتر، دو گوسفند، پانزده شتر، سه گوسفند؛ بیست و پنج شتر، پنج گوسفند. از بیست و شش تا سی و پنج شتر، یک ماده شتر دو ساله، از سی و شش تا چهل و پنج شتر، یک ماده شتر سه ساله، از چهل و شش تا شصت شتر، یک ماده شتر چهار ساله.

و از شصت و یک تا هفتاد و پنج شتر، یک ماده شتر پنج ساله شتر، و از هفتاد و شش تا نود شتر، دو ماده شتر سه ساله. و موقعی که شمار شتر افزون شود، بابت هر پنجاه شتر یک ماده شتر چهار ساله به عنوان زکات بپردازند.

زراره گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:

بچۀ شتر زکات ندارد، مگر موقعی که یک سال از ولادت آن بگذرد.

بخش نوزدهم

[نامگذاری شتر از روی دندان هایش]

(19) بَاب [أسنان الإبل ]

أَسْنَانُ الْإِبِلِ مِنْ أَوَّلِ يَوْمٍ تَطْرَحُهُ أُمُّهُ إِلَى تَمَامِ السَّنَةِ حُوَارٌ، فَإِذَا دَخَلَ فِي الثَّانِيَةِ سُمِّيَ ابْنَ مَخَاضِ، لأَنَّ أُمَّهُ قَدْ حَمَلَتْ، فَإِذَا دَخَلَتْ فِي السَّنَةِ الثَّالِثَةِ يُسَمَّى ابْنَ لَبُونٍ، وَ ذَلِكَ أَنَّ أُمَّهُ قَدْ وَضَعَتْ وَ صَارَ لَهَا لَبَنٌ.

فَإِذَا دَخَلَ فِي السَّنَةِ الرَّابِعَةِ يُسَمَّى الذَّكَرُ حِقَّاً وَ الْأُنْثَى حِقَّةً، لأَنَّهُ قَدِ اسْتَحَقَّ أَن يُحْمَلَ عَلَيْهِ، فَإِذَا دَخَلَ فِي السَّنَةِ الْخَامِسَةِ يُسَمَّى جَذَعاً، فَإِذَا دَخَلَ فِي السَّادِسَةِ يُسَمَّى ثَنِياً ، لأَنَّهُ قَدْ أَلْقَى ثَنِيَّتَهُ.

فَإِذَا دَخَلَ فِي السَّابِعَةِ أَلْقَى رَبَاعِيَتَهُ وَ يُسَمَّى رَبَاعِياً.

بخش نوزدهم (1): [نامگذاری شتر از روی دندانهایش ]

شتر را از روزی که مادرش او را به دنیا می آورد تا یک سال تمام «حُوار» گویند. پس زمانی که وارد سال دوم زندگی شد نامش «ابن فحاض» می شود، زیرا مادرش باردار شده است (محاض درد زایمان است)، و زمانی که وارد سال سوم زندگی شد، نامش «ابن لبون» (فرزند ناقه شیرده) می شود، زیرا مادرش وضع حمل کرده و دارای شیر شده است.

و زمانی وارد سال چهارم شد، شتر نر را «حقّ» و ماده را «حقّه» گویند، زیرا استحقاق پیدا کرده که به او بار بنهند. وقتی وارد سال پنجم شد «جذع» نامیده می شود. وقتی وارد سال ششم شود «ثنیّ» نامیده می شود، زیرا دندانهای پیش خود را انداخته است.

زمانی که وارد سال هفتم می شود دندانهای رباعی خود را انداخته لذا «رباعّی» نامیده می شود (هر یک از دندان ها که میان دندان های پیش و نیش است).


1) نام این باب در کتاب ارزشمند «مرآة العقول » أسنان الابل ( یعنی نامگذاری شتر برای هر سن و سال از طریق رشد دندانهایش) آمده است

فَإِذَا دَخَلَ فِى الثَّامِنَةِ أَلْقَى السِّنَّ الَّذِي بَعْدَ الرَّبَاعِيَةِ وَ سُمِّيَ سَدِيساً.

فَإِذَا دَخَلَ فِي التَّاسِعَةِ وَ طَرَحَ نَابَهُ سُمِّيَ بَازِلاً.

فَإِذَا دَخَلَ فِي الْعَاشِرَةِ فَهُوَ مُخْلِفٌ وَ لَيْسَ لَهُ بَعْدَ هَذَا اسْمٌ، وَ الْأَسْنَانُ الَّتِي تُؤْخَذُ مِنْهَا فِي الصَّدَقَةِ مِنْ بِنْتِ مَخَاضٍ إِلَى الْجَذَع.

بخش بیستم

زکات گاو

(20) بَابُ صَدَقَةِ الْبَقَرِ

1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ عَنْ زُرَارَةَ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمِ وَ أَبِي بَصِيرٍ وَ بُرَيْدِ الْعِجْلِي وَ الْفُضَيْلِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ وَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالا فِي الْبَقَرِ:

زمانی که وارد هشت سالگی می شود دندان بعد از رباعی را می اندازد و «سدیس» نامیده می شود. (سدیس، نام دندان هشت سالگی شتر است).

زمانی که وارد نه سالگی می شود و دندان نیش را می اندازد «بازل» نامیده می شود.

پس هر گاه که وارد ده سالگی شد آن را «مخلف» گویند و پس از آن دیگر اسمی ندارد. و سال هایی که در آن سن و سال زکات شتر گرفته می شود از سالی است که «بنت محاض» 2 سالگی تا «جذع» 5 سالگی است.

بخش بیستم: زکات گاو

1 - زراره محمّد بن مسلم، ابوبصیر برید عجلی و فضیل گویند: امام باقر علیه السَّلام و امام صادق علیه السَّلام در مورد زکات گاو فرمودند:

فِي كُلِّ ثَلاثِينَ بَقَرَةً تَبِيعٌ حَوْلِيٌّ وَلَيْسَ فِي أَقَلَّ مِنْ ذَلِكَ شَيْءٌ وَ فِي أَرْبَعِينَ بَقَرَةً بَقَرَةٌ مُسِنَّةٌ، وَ لَيْسَ فِيمَا بَيْنَ الثَّلاثِينَ إِلَى الْأَرْبَعِينَ شَيْءٌ حَتَّى تَبْلُغَ أَرْبَعِينَ، فَإِذَا بَلَغَتْ أَرْبَعِينَ فَفِيهَا مُسِنَّةٌ وَ لَيْسَ فِيمَا بَيْنَ الْأَرْبَعِينَ إِلَى السِّتِّينَ شَيْءٌ، فَإِذَا بَلَغَتِ السِّتِّينَ فَفِيهَا تَبِيعَانِ إِلَى سَبْعِينَ فَإِذَا بَلَغَتْ سَبْعِينَ ، فَفِيهَا تَبِيعٌ وَ مُسِنَّةٌ إِلَى ثَمَانِينَ فَإِذَا بَلَغَتْ ثَمَانِينَ.

فَفِي كُلِّ أَرْبَعِينَ مُسِنَّةٌ إِلَى تِسْعِينَ، فَإِذَا بَلَغَتْ تِسْعِينَ فَفِيهَا ثَلاثُ تَبَائِعَ حَوْلِيَّاتٍ، فَإِذَا بَلَغَتْ عِشْرِينَ وَ مِائَةٌ، فَفِي كُلُّ أَرْبَعِينَ مُسِنَّةٌ.

ثُمَّ تَرْجِعُ الْبَقَرُ عَلَى أَسْنَانِهَا وَ لَيْسَ عَلَى النَّيْفِ شَيْءٌ، وَ لا عَلَى الْكُسُورِ شَيْءٌ وَ لا عَلَى الْعَوَامِلِ شَيْءٌ، إِنَّمَا الصَّدَقَةُ عَلَى السَّائِمَةِ الرَّاعِيَةِ. وَكُلُّ مَا لَمْ يَحُلْ عَلَيْهِ الْحَوْلُ عِنْدَ رَبِّهِ فَلا شَيْءَ عَلَيْهِ حَتَّى يَحُولَ عَلَيْهِ الْحَوْلُ فَإِذَا حَالَ عَلَيْهِ الْحَوْلُ وَجَبَ عَلَيْهِ.

در هر سی رأس گاو، یک گوسالهٔ سیزده ماهه به عنوان زکات پرداخت می شود و کمتر از سی رأس گاو، زکات ندارد. چهل رأس گاو، یک گوسالۀ سه ساله زکات دارد. از سی رأس و نه رأس گاو، همان گوسالهٔ سیزده ماهه و از چهل رأس گاو تا پنجاه و نه رأس گاو، همان یک گوسالۀ سه ساله کافی است.

از رقم شصت تا شصت و نه، دو گوسالۀ سیزده ماهه و از رقم هفتاد تا هفتاد و نه، یک گوسالۀ سیزده ماهه و یک گوسالۀ سه ساله. و از رقم هشتاد تا هشتاد و نه، دو گوسالۀ سه ساله. و از رقم نود تا نود و نه، سه گوسالهٔ سیزده ماهه. و از رقم صد تا صدو نه، دو گوسالۀ سیزده ماهه و یک گوسالۀ سه ساله. و از رقم صدوده تا صد و نوزده، یک گوسالۀ ماهه و دو گوسالۀ سه ساله. و از رقم صدو بیست تا صدو بیست و نه، چهار گوسالۀ سه ساله.

هر چهل رأس گاو، یک گوسالۀ سه ساله و هر سی رأس گاو یک گوسالۀ سیزده ماهه، زکات دارد. و در صورت لزوم، سن گوساله ها را قیاس بگیرند و کم و زیاد آن را باز گردانند، چند رأس بالاتر از نصاب رأس زير نصاب زکات ندارد.

گاو بارکش و گاو آبکش و گاو شخمی زکات ندارد. فقط گاوی زکات دارد که در مراتع به چرا میر ود. هر گاوی که یک سال در ملک صاحبش نماند، زکات ندارد، هرگاوی که یک در ملک صاحبش بماند زکات دارد.

2 - زُرَارَةُ عَنْ أَبِي جَعْفَر لا قَالَ: قُلْتُ لَهُ: فِي الْجَوَامِيسِ شَيْءٌ

قالَ: مِثْلُ مَا فِي الْبَقَرِ.

بخش بیست و یکم

زکات گوسفند

(21) بَابُ صَدَقَةِ الْغَنَمِ

1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ عَنْ زُرَارَةَ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمِ وَ أَبِي بَصِيرٍ وَ بُرَيْدِ وَالْفُضَيْلِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ وَأَبِي عَبْدِ اللهِ علیهما السَّلام فِي الشَّاةِ.

علي الالم فِي كُلِّ أَرْبَعِينَ شَاءَ شَاءٌ، وَ لَيْسَ فِيما دُونَ الْأَرْبَعِينَ شَيْءٌ، ثُمَّ لَيْسَ فِيهَا شَيْءٌ حَتَّى تَبْلُغَ عِشْرِينَ وَ مِائَةً فَإِذَا بَلَغَتْ عِشْرِينَ وَ مِائَةٌ فَفِيهَا مِثْلُ ذَلِكَ شَاةٌ وَاحِدَةٌ، فَإِذَا زَادَتْ عَلَى مِائَةٍ وَ عِشْرِينَ فَفِيهَا شَاتَانِ وَ لَيْسَ فِيهَا أَكْثَرُ مِنْ شَاتَيْنِ حَتَّى تَبْلُغَ مِائَتَيْنِ.

2 - زراره گوید: به امام باقر علیه السَّلام گفتم گاومیش، زکات دارد؟

فرمود: گاومیش همانند گاو زکات دارد.

بخش بیست و یکم: زکات گوسفند

1 - زراره، محمد بن مسلم، ابوبصیر و برید و فضیل گویند: امام باقر علیه السَّلام و امام صادق علیه السَّلام در مورد زکات گوسفند فرمودند:

در هر چهل رأس گوسفند، باید یک گوسفند به عنوان زکات بپردازند. کمتر از چهل رأس گوسفند، زکات ندارد، و بیشتر از چهل رأس گوسفند تا برسد به صدو بیست رأس گوسفند، همان یک گوسفند کافی است. از صد و بیست و یک تا دویست رأس گوسفند، فقط دو رأس گوسفند به عنوان زکات می پردازند.

فَإِذَا بَلَغَتِ الْمِائَتَيْن فَفِيهَا مِثْلُ ذَلِكَ فَإِذَا زَادَتْ عَلَى الْمِائَتَيْنِ شَاةٌ وَاحِدَةً فَفِيهَا ثَلاثُ شِيَاءٍ، ثُمَّ لَيْسَ فِيهَا شَيْءٌ أَكْثَرُ مِنْ ذَلِكَ حَتَّى تَبْلُغَ ثَلاثَمِائَةٍ، فَإِذَا بَلَغَتْ ثَلاثَمِانَةٍ فَفِيهَا مِثْلُ ذَلِكَ ثَلاثُ شِيَاءٍ، فَإِذَا زَادَتْ وَاحِدَةً فَفِيهَا أَرْبَعُ شِيَاءٍ حَتَّى تَبْلُغَ أَرْبَعَمِائَةٍ فَإِذَا تَمَّتْ أَرْبَعُمِائَةٍ كَانَ عَلَى كُلِّ مِائَةٍ شَاةٌ وَ سَقَطَ الْأَمْرُ الْأَوَّلُ.

وَ لَيْسَ عَلَى مَا دُونَ الْمِائَةِ بَعْدَ ذَلِكَ شَيْءٌ، وَ لَيْسَ فِي النَّيِّفِ شَيْءٌ.

وَ قَالا: كُلُّ مَا لَمْ يَحُلْ عَلَيْهِ الْحَوْلُ عِنْدَ رَبِّهِ، فَلا شَيْءَ عَلَيْهِ، فَإِذَا حَالَ عَلَيْهِ الْحَوْلُ وَجَبَ عَلَيْهِ.

2 - مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ الْحَجَّاجِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام أَنَّهُ قَالَ:

لا لَيْسَ فِي الْأَكِيلَةِ وَ لا فِي الرُّبى، وَ الرَّبَّى الَّتِي تُرَبَّى اثْنَيْنِ، وَ لا شَاةِ لَبَنِ، وَ لا فَحْلِ الْغَنَم صَدَقَةٌ.

و از دویست و یک رأس گوسفند تا سیصد رأس گوسفند، فقط سه رأس گوسفند و از سیصد و یک رأس گوسفند تا چهار صد رأس گوسفند فقط چهار رأس گوسفند و بعد به ترتیب، زکات هر صد رأس گوسفند، یک گوسفند است و دیگر به نصاب اوّل باز نمی گردد.

ارقام کمتر از صد و بیشتر از صد، زکات ندارد.

فرمودند: هر گوسفندی که یک سال در ملک صاحبش نماند، زکات ندارد. گوسفندی زکات دارد که یک سال در ملک صاحبش بماند.

2 - عبد الرحمان بن حجّاج گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

حق زکات از نژاد تک و نمونه، مادر برّه، میش شیرده، قوچ تخم کشی پرداخت نمی شود.

3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:

لا تُؤْخَذُ أَكُولَةٌ، وَ الْأَكُولَةُ الْكَبِيرَةُ مِنَ الشَّاةِ تَكُونُ فِي الْغَنَم، وَلا وَالِدُهُ وَلا الْكَبْشُ الْفَحْلُ.

4 - أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام:

السَّخْلُ مَتَى تَجِبُ فِيهِ الصَّدَقَةُ؟

قالَ: إِذَا أَجْذَعَ.

بخش بیست و دوم

آدابی که مأمور دریافت زکات باید مراعات کند

(22) بَابُ أَدَبِ الْمُصَدِّقِ

1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ عَنْ بُرَيْدِ بْنِ مُعَاوِيَةَ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام يَقُولُ:

3 - سماعه گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

گوسفند درشت اندام، گوسفند زائو، قوچ گلّه را به عنوان زکات نمی گیرند.

4 - اسحاق بن عمّار گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم بره گوسفند، زکات دارد؟

فرمود: بعد از آن که یک ساله شود، زکات دارد.

بخش بیست و دوم: آدابی که مأمور دریافت زکات باید مراعات کند

1 - بريد بن معاویه گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:

بَعَثَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام مُصَدِّقاً مِنَ الْكُوفَةِ إِلَى بَادِيَتِهَا.

فَقالَ لَهُ: يَا عَبْدَ اللهِ! انْطَلِقُ ، وَ عَلَيْكَ بِتَقْوَى اللهِ وَحْدَهُ لا شَريكَ لَهُ، وَ لا تُؤْثِرَنَّ دُنْيَاكَ عَلَى آخِرَتِكَ، وَكُنْ حَافِظاً لِمَا انْتَمَنْتُكَ عَلَيْهِ رَاعِياً لِحَقِّ اللَّهِ فِيهِ حَتَّى تَأْتِيَ نَادِيَ بَنِي فُلانٍ، فَإِذَا قَدِمْتَ فَانْزِلْ بِمَائِهِمْ مِنْ غَيْرِ أَنْ تُخَالِطَ أَبْيَاتَهُمْ.

ثُمَّ امْضِ إِلَيْهِمْ بِسَكِينَةٍ وَ وَقَارِ حَتَّى تَقُومَ بَيْنَهُمْ وَ تُسَلَّمَ عَلَيْهِمْ ثُمَّ قُلْ لَهُمْ: يَا عِبَادَ اللَّهِ! أَرْسَلَنِي إِلَيْكُمْ وَلِيُّ اللَّهِ لأَخُذَ مِنْكُمْ حَقٌّ اللَّهِ فِي أَمْوَالِكُمْ، فَهَلْ لِلَّهِ فِي أَمْوَالِكُمْ مِنْ حَقِّ فَتُؤَدُّونَ إِلَى وَلِيْهِ؟

فَإِنْ قَالَ لَكَ قَائِلٌ: لا، فَلا تُرَاجِعْهُ، وَإِنْ أَنْعَمَ لَكَ مِنْهُمْ مُنْعِمْ فَانْطَلِقُ مَعَهُ مِنْ غَيْرِ أَنْ تُخِيفَهُ أَوْ تَعِدَهُ إِلَّا خَيْراً.

امیرمؤمنان علی علیه السَّلام مأمور زکاتی را از کوفه به بادیه ها و روستاهای اطراف کوفه گسیل داشت و به او فرمود:

ای بنده خدا! حرکت کن و بر تو باد به تقوای الهی، خدایی که یکتاست و شریکی برای او نیست، و دنیای خود را به جهان آخرتت ترجیح مده و آن چیزی را که تو را امین به آن قرار دادم، محافظت کن و نگاهبان باش. و حق خداوند را در آن رعایت بنما، تا به قبیلهٔ فلانی برسی، وقتی که به آنها رسیدی در کنار چاه و آبگیری آنها فرود آی بدون این که در میان خانه های آنها گشت بزنی آنگاه با آرامش و وقار به سوی آنها رو، تا در میان آن ها قرار بگیری، به آنها سلام کن.

آن گاه به آن ها بگو: ای بندگان خدا! دوست و ولی خداوند مرا به سوی شما گسیل داشته تا حق خداوند در دارایی هایتان را از شما اخذ کنم، آیا در اموال شما حقّی از خداوند هست تا آن را به ولیّ او بپردازید و ادا کنید؟

اگر کسی از آن ها گفت: نه، دوباره سخن خود را برای او تکرار مکن (و منصرف شو)، و اگر کسی از آن ها پاسخ داد: آری، پس با او برو، بی آن که او را بترسانی یا او را جز به خیر وعده دهی.

فَإِذَا أَتَيْتَ مَالَهُ فَلَا تَدْخُلْهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ، فَإِنَّ أَكْثَرَهُ لَهُ فَقُلْ: يَا عَبْدَ اللَّهِ! أَتَأْذَنُ لِي فِي دُخُولِ مَالِكَ.

فَإِنْ أَذِنَ لَكَ فَلا تَدْخُلْهُ دُخُولَ مُتَسَلَّطٍ عَلَيْهِ فِيهِ، وَ لا عُنْفِ بِهِ فَاصْدَعَ الْمَالَ صَدْعَيْنِ، ثُمَّ خَيْرُهُ، أَيَّ الصَّدْعَيْنِ شَاءَ، فَأَيَّهُمَا اخْتَارَ فَلَا تَعْرِضْ لَهُ، ثُمَّ اصْدَعِ الْبَاقِيَ صَدْعَيْنِ، ثُمَّ خَيْرُهُ فَأَيَّهُمَا اخْتَارَ فَلا تَعْرِضْ لَهُ، وَ لَا تَزَالُ كَذَلِكَ حَتَّى يَبْقَى مَا فِيهِ وَفَاءٌ لِحَقِّ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى مِنْ مَالِهِ.

فَإِذَا بَقِيَ ذَلِكَ فَاقْبِضْ حَقَّ اللهِ مِنْهُ، وَ إِنِ اسْتَقَالَكَ فَأَقِلْهُ. ثُمَّ اخْلِطْهَا وَ اصْنَعْ مِثْلَ الَّذِي صَنَعْتَ أَوَّلاً حَتَّى تَأْخُذَ حَقٌّ اللهِ فِي مَالِهِ.

فَإِذَا قَبَضْتَهُ فَلا تُوَكُلْ بِهِ إِلَّا نَاصِحاً شَفِيقاً أميناً حَفِيظاً غَيْرَ مُعْنِفٍ لِشَيْءٍ مِنْهَا.

هنگامی که به اموال و دارایی او وارد شدی به آن ها دست مزن مگر به اذن و اجازۀ او، زیرا بیشتر آن مال، برای اوست. به او بگو: ای بندۀ خدا! آیا اجازه می دهی که به دارایی تو دست بزنم؟

اگر به تو اجازه داد، مانند انسانی که به او سلطۀ و قدرت دارد، وارد مشو، و با عنف و زور به او وارد مشو، پس مال او را به دو قسمت تقسیم کن، آن گاه به او اختیار بده که هر کدام از دو بخش را که خواست برگزیند و بردارد، و باقی مال را نیز دو قسم کن و دوباره اختیار را به او بده، پس هر بخش را که او برداشت متعرّض او مشو، و همین کار را ادامه بده تا آن جا که از مال او آن چه که در آن وفای به عهد حق الهی است (زکات دارد) بماند.

هنگامی که آن مقدار ماند، حق خداوند را از آن بردار و اگر خواست چیزی را از تو پس بگیرد، به او بازگردان، آن اموال و زکات را که از او گرفتی با هم در آمیز و همان کاری را که دربار اوّل انجام دادی، انجام بده (یعنی دوباره اموالش را به دو قسمت تقسیم کن...) تا حق خداوند را که در مال اوست بگیری.

پس وقتی گرفتی، کسی را بر آن وکیل قرار مده، مگر انسان خیر خواه دلسوز، امین و نگاهبان را که به چیزی از آن دست درازی نکند و آن را از بین نبرد.

ثُمَّ احْدُرْ كُلَّ مَا اجْتَمَعَ عِنْدَكَ مِنْ كُلِّ نَادٍ إِلَيْنَا نُصَيَّرْهُ حَيْثُ أَمَرَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ.

فَإِذَا انْحَدَرَ بِهَا رَسُولُكَ فَأَوْ عِنْ إِلَيْهِ أَنْ لا يَحُولَ بَيْنَ نَاقَةٍ وَبَيْنَ فَصِيلِهَا وَ لَا يُفَرِّقَ بَيْنَهُمَا وَ لا يَمْصُرَنَّ لَبَنَهَا فَيُضِرَّ ذَلِكَ بِفَصِيلِهَا وَ لا يَجْهَدَ بِهَا رُكُوباً وَ لْيَعْدِلْ بَيْنَهُنَّ ذَلِكَ وَ لْيُورِدْهُنَّ كُلَّ مَاءٍ يَمُرُّ بِهِ وَ لا يَعْدِلْ بِهِنَّ عَنْ نَبْتِ الْأَرْضِ إِلَى جَوَادٌ الطَّرِيقِ فِي السَّاعَةِ الَّتِي فِيهَا تُرِيحُ وَ تَعْبُقُ وَلْيَرْفُقُ بِهِنَّ جُهْدَهُ حَتَّى يَأْتِيَنَا بِإِذْنِ اللَّهِ سِحَاحاً سِمَاناً غَيْرَ مُتْعَبَاتٍ وَلا مُجْهَدَاتٍ.

فَيُقْسَمْنَ بِإِذْنِ اللهِ عَلَى كِتَابِ اللهِ وَ سُنَّةِ نَبِيِّهِ عَلَى أَوْلِيَاءِ اللهِ، فَإِنَّ ذَلِكَ أَعْظَمُ لِأَجْرِكَ وَ أَقْرَبُ لِرُشْدِكَ يَنْظُرُ اللهُ إِلَيْهَا وَ إِلَيْكَ وَإِلَى جُهْدِكَ وَ نَصِيحَتِكَ لِمَنْ بَعَثَكَ وَبُعِثْتَ فِي حَاجَتِهِ.

فَإِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلَّی اللهُ علیه وآله قَالَ: مَا يَنْظُرُ اللَّهُ إِلَى وَلِي لَهُ يَجْهَدُ نَفْسَهُ بِالطَّاعَةِ وَ النَّصِيحَةِ لَهُ وَ ِلإِمَامِهِ إِلَّا كَانَ مَعَنَا فِي الرَّفِيقِ الْأَعْلَى.

سپس اموال را از هر مکانی که نزد تو جمع شده است، به سوی ما بفرست تا ما نیز آن را به آن جایی که خداوند عزَّوجل امر فرموده بفرستیم.

و به فرستاده ات سفارش کن که بین بچه شتر و مادرش جدایی نیفکند و شیر ماده شتر را بیش از حد نگیرد که به بچه شتر شیرخوار ضرر برسد. و زیادی به آن ها بار ننهد و در این کار عدالت را بین آن ها رعایت کند و از هر آب گاهی که گذشتند آب را به آن ها عرضه کند (تا آب بیاشامند). و در ساعاتی که در آن استراحت می شود، از چریدن آن ها و استفاده آن ها از گیاهان زمین جلوگیری نشود، به این صورت که آن ها را به میان راه و شاهراه بیاورند که گیاهی ندارد.

و تا آنجا که می تواند با آن حیوان ها به مدارا رفتار کند تا این که چاق و فربه به ما برسند، نه خسته و کوفته. تا این که به اذن پروردگار و به طبق کتاب خداوند و سنت پیامبرش بین اولیای خداوند تقسیم شوند چرا که انجام این سفارشها موجب زیاد شدن اجر و پاداش تو خواهد شد و به هدایت تو نزدیکتر ،است در این صورت خداوند به تو و آن ها و به سعی و تلاش که کردی و خیرخواهی تو نسبت به کسی که تو را فرستاد و کسی که برای رفع حاجت او فرستاده شدی، نظر رحمت خواهد نمود. چرا که پیامبر خدا صلّی اللهُ علیه وآله فرمود:

خداوند به دوستش که با اطاعت و خیرخواهی برای خداوند و امامش تلاش می کند، نگاه رحمت نمی کند مگر آن که در رفیق اعلا با ما خواهد بود.

قالَ: ثُمَّ بَكَى أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام.

ثُمَّ قَالَ: يَا بُرَيْدُا لا وَ اللهِ مَا بَقِيَتْ لِلهِ حُرْمَةً إِلَّا انْتُهِكَتْ، وَ لا عُمِلَ بِكِتَابِ اللهِ وَ لا سُنَّةِ نَبِيِّهِ فِي هَذَا الْعَالَمِ، وَ لا أُقِيمَ فِي هَذَا الْخَلْقِ حَدٌ مُنْذُ قَبَضَ اللَّهُ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ صَلَوَاتُ اللهِ وَ سَلامُهُ عَلَيْهِ، وَ لا عُمِلَ بِشَيْءٍ مِنَ الْحَقِّ إِلَى يَوْمِ النَّاسِ هَذَا.

ثُمَّ قَالَ: أَمَا وَ اللهِ، لا تَذْهَبُ الْأَيَّامُ وَ اللَّيَالِي حَتَّى يُحْيِيَ اللَّهُ الْمَوْتَى، وَ يُمِيتَ الأَحْيَاءَ، وَيَرُدَّ اللهُ الْحَقُّ إِلَى أَهْلِهِ، وَ يُقِيمَ دِينَهُ الَّذِي ارْتَضَاهُ لِنَفْسِهِ وَ نَبِيِّهِ، فَأَبْشِرُوا ثُمَّ أَبْشِرُوا ثُمَّ أَبْشِرُوا فَوَ اللَّهِ، مَا الْحَقُّ إِلَّا فِي أَيْدِيكُمْ.

2 - حَمَّادُ بْنُ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام أَنَّهُ سُئِلَ أَيَجْمَعُ النَّاسَ الْمُصَدِّقُ أَمْ يَأْتِيهِمْ عَلَى مَنَاهِلِهِمْ؟

قالَ: لا، بَلْ يَأْتِيهِمْ عَلَى مَنَاهِلِهِمْ فَيُصَدِّقُهُمْ.

برید بن معاویه گوید: سپس امام صادق علیه السَّلام گریست، آن گاه فرمود:

ای بریدنه به خدا حرمت و حریمی برای خداوند باقی نماند مگر آن که شکسته شد و به کتاب خداوند و سنّت پیامبرش در این عالم عمل نشد و حدّی از حدود الهی به این جاری نشد از زمانی که آن امیرمؤمنان علی صلوات الله علیه به شهادت رسید. و تا مردم امروز به حق عمل نشد.

آن گاه فرمود: به خدا سوگند دنیا به پایان نمی رسد مگر آن که خداوند مردگان را زنده کند و زندگان را بمیراند و خداوند حق را به اهلش باز گرداند و آن آیینی را که مورد رضایت اوست و آن را برای خود و پیامبرش پسندیده، اقامه کند، پس بشارت باد، بشارت باد و بشارت باد شما را، به خدا قسم که حق، همان چیزی است که در دست شماست.

2 - محمّد بن مسلم گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدند: مأمور زکات میتواند صاحبان دام را دعوت کند، یا باید به آبشخور دام ها برود؟

فرمود: نه، بلکه باید به آبشخور دام ها برود و زکات فریضه را دریافت کند.

3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ غِيَاثِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيَّ علیه السَّلام أَنَّهُ قَالَ

لا تُبَاعُ الصَّدَقَةُ حَتَّى تُعْقَلَ.

4 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ غِيَاتِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ جَعْفَرِ عَنْ أَبِيهِ علیه السَّلام قَالَ:

كَانَ عَلِيٌّ علیه السَّلام إِذَا بَعَثَ مُصَدِّقَهُ قَالَ لَهُ: إِذَا أَتَيْتَ عَلَى رَبِّ الْمَالِ فَقُلْ لَهُ: تَصَدَّقْ _ رَحِمَكَ اللهُ _ مِمَّا أَعْطَاكَ اللهُ، فَإِنْ وَلَّى عَنْكَ فَلا تُرَاجِعْهُ.

5 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ الْحَجَّاجِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ أَنَّهُ سَأَلَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنِ الصَّدَقَةِ.

فَقالَ: إِنَّ ذَلِكَ لا يُقْبَلُ مِنْكَ.

فَقالَ: إِنِّي أَحَمِّلُ ذَلِكَ فِي مَالِي.

3 - غياث بن ابراهیم گوید: امام صادق علیه السَّلام از پدر بزرگوارش علیه السَّلام از علی علیه السَّلام نقل کرد که حضرتش فرمود:

مأمور زكات نمی تواند، شتر صدقه را بفروشد، مگر بعد از آن که زانوی شتر را ببندد.

4 - غياث بن ابراهیم گوید: امام صادق علیه السَّلام از پدر بزرگوارش علیه السَّلام نقل کرد که حضرتش فرمود:

على علیه السَّلام همواره به مأمور زکات سفارش می کرد: هر گاه بر صاحب دام وارد شدی، بگو: خدایت رحمت کند! زکات دام هایت را ادا کن. اگر صاحب دام، به راه خود رفت و چیزی نگفت؛ متعرّض مشو.

5 - عبدالر حمان بن حجّاج گوید: محمّد بن خالد از امام صادق علیه السَّلام دربارۀ صدقه زکات پرسید؟

فرمود: آن از تو پذیرفته نمی شود.

محمد بن خالد گفت: من آن را از مال خودم می پردازم؟

فَقالَ لَهُ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: مُرْ مُصَدِّقَكَ أَنْ لا يَحْشُرَ مِنْ مَاءٍ إِلَى مَاءٍ وَ لَا يَجْمَعَ بَيْنَ الْمُتَفَرِّقِ وَ لَا يُفَرِّقَ بَيْنَ الْمُجْتَمِعِ، وَإِذَا دَخَلَ الْمَالَ فَلْيَقْسِمِ الْغَنَمَ نِصْفَيْنِ، ثُمَّ يُخَيَّرُ صَاحِبَهَا أَيَّ الْقِسْمَيْنِ شَاءَ، فَإِذَا اخْتَارَ فَلْيَدْفَعْهُ إِلَيْهِ.

فَإِن تَتَبَّعَتْ نَفْسُ صَاحِبِ الْغَنَمِ مِنَ النَّصْفِ الآخَرِ مِنْهَا شَاةً أَوْ شَاتَيْنِ أَوْ ثَلاثاً فَلْيَدْفَعْهَا إِلَيْهِ ثُمَّ لْيَأْخُذْ صَدَقَتَهُ، فَإِذَا أَخْرَجَهَا فَلْيَقْسِمْهَا فِيمَنْ يُرِيدُ، فَإِذَا قَامَتْ عَلَى ثَمَنٍ فَإِنْ أَرَادَهَا صَاحِبُهَا فَهُوَ أَحَقُّ بِهَا وَإِنْ لَمْ يُرِدْهَا فَلْيَبِعْهَا.

6 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ يَقْطِينِ عَنْ أَخِيهِ الْحُسَيْنِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ يَقْطِينٍ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَن اللهِ علیه السَّلام عَمَّنْ يَلِى صَدَقَةَ الْعُشْرِ عَلَى مَنْ لا بَأْسَ بِهِ.

امام صادق علیه السَّلام: فرمود: به مأمور زکاتت دستور بده که از منزلگاهی به منزلگاه دیگر سرزده نرود و مردم پراکنده را جمع نکند و آن هایی را جمع نکند و آن هایی را که جمع هستند، پراکنده نسازد و از کارو زندگی بازشان ندارد (1) و اگر داخل مالی شد برای دریافت زکات آن دارایی را به دو بخش مساوی تقسیم کند و به صاحب آن مال اختیار دهد تا هر کدام از دو بخش را که خواست بپردازد، اگر قسمتی را انتخاب کرد، آن قسمت را به او بدهد، و اگر صاحب مال، در نصف دیگری که تو می خواهی برداری، چیزی را دید و خواست _ مثلاً یک یا دو سه گوسفند را _ زکات گیرنده آن گوسفندها را به او بدهد آنگاه زکات آن را بگیرد، وقتی که زکات آن مال ها را بیرون آورد، در بین کسانی که می خواهد و مستحق زکات هستند، تقسیم کند.

و اگر مأمور زکات بر کالایی نفیس و گرانبها دست یافت، اگر صاحبش آن را خواست، او به آن کالا سزاوارتر است، و اگر آن را نخواست، مأمور زکات آن را بفروشد و زکاتش را بردارد.

6 - علی بن یقطین گوید: از امام کاظم علیه السَّلام پرسیدم: کسی که در مناطقی مأمور زکات می شود چه تکلیفی دارد؟

1 - در «مرآة العقول» احتمال دیگری نیز داده که مراد این است که بین زکات پراکنده را جمع نکند و آن ها را قاطی ننمایند تا مشخص شود چه مقدار زکات از چه کسی جمع شده است و زکاتی را که جمع شده از هم تمایز نکند؟

فَقالَ: إِنْ كَانَ ثِقَةٌ فَمُرْهُ يَضَعُهَا فِي مَوَاضِعِهَا وَ إِنْ لَمْ يَكُنْ ثِقَةٌ فَخُذْهَا مِنْهُ وَضَعْهَا فِي مَوَاضِعِهَا.

7 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْن عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُقَرْنِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ زَمْعَةَ بْنِ سُبَيْعِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ عَنْ جَدٌ أَبِيهِ:

أَنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام كَتَبَ لَهُ فِي كِتَابِهِ الَّذِي كَتَبَ لَهُ بِخَطَّهِ حِينَ بَعَثَهُ عَلَى الصَّدَقَات:

مَنْ بَلَغَتْ عِنْدَهُ مِنَ الْإِبِلِ صَدَقَةُ الْجَذَعَةِ وَ لَيْسَتْ عِنْدَهُ جَذَعَةٌ وَ عِنْدَهُ حِقَّةٌ، فَإِنَّهُ تُقْبَلُ مِنْهُ الْحِقَّةُ وَيَجْعَلُ مَعَهَا شَاتَيْنِ أَوْ عِشْرِينَ دِرْهَماً، وَ مَنْ بَلَغَتْ عِنْدَهُ صَدَقَةُ الْحِقَّةِ وَ لَيْسَتْ عِنْدَهُ حِقَّةٌ وَ عِنْدَهُ جَذَعَةٌ، فَإِنَّهُ تُقْبَلُ مِنْهُ الْجَذَعَةُ وَيُعْطِيهِ الْمُصَدِّقُ شَاتَيْنِ أَوْ عِشْرِينَ دِرْهَماً، وَ مَنْ بَلَغَتْ صَدَقَتُهُ حِقَّةٌ وَلَيْسَتْ عِنْدَهُ حِقَّةٌ وَ عِنْدَهُ ابْنَةُ لَبُونٍ، فَإِنَّهُ يُقْبَلُ مِنْهُ ابْنَةُ لَبُونٍ وَ يُعْطِي مَعَهَا شَاتَيْنِ أَوْ عِشْرِينَ دِرْهَماً.

فرمود: اگر مورد وثوق و اطمینان است، بگو زکات وصولی را به مستحق آن برساند و اگر مورد وثوق و اطمینان نیست، زکات وصولی را تحویل بگیر و شخصاً به مستحق آن آن برسان.

7 - محمد بن مقرن از اجدادش نقل می کند: امیرمؤمنان علی علیه السَّلام به هنگام فرستادن جد پدری او برای جمع آوری زکات به دست خط خودش نامه ای این گونه مرقوم فرمود:

اگر به صاحب شترانی زکات جذعه (ماده شتری که چهار سالش تمام شده و وارد سال پنجم شده) واجب شد، ولی جذعه نداشت، و حقّة (ماده شتری که وارد سال چهارم زندگی شده) داشت، عامل دریافت زکات، حقّه را قبول می کند و کسی که باید زکات بدهد. ما به التفاوت را 2 گوسفند یا 20 درهم را می دهد. و اگر کسی باید زکات حقّه را بدهد، ولی حقّه ندارد و جذعه دارد، جذعه را می دهد. و عامل زکات نیز به جای آن، دو رأس گوسفند یا 20 درهم به او می دهد. و اگر کسی باید یک حقّه زکات بدهد، ولی حقّه ندارد و «ابنةلبون» (ماده شتری که وارد سال سوم زندگی شده) دارد، آن را می دهد و باید به عامل زکات دو رأس گوسفند یا 20 درهم ما به التفاوت بدهد.

وَ مَنْ بَلَغَتْ صَدَقَتُهُ ابْنَةَ لَبُونٍ وَ لَيْسَتْ عِنْدَهُ ابْنَةُ لَبُونٍ وَ عِنْدَهُ حِقَّةٌ، فَإِنَّهُ تُقْبَلُ مِنْهُ الْحِقَّةُ، وَيُعْطِيهِ الْمُصَدِّقُ شَاتَيْن أَوْ عِشْرِينَ دِرْهَماً، وَ مَنْ بَلَغَتْ صَدَقَتُهُ ابْنَةَ لَبُونٍ وَ لَيْسَتْ عِنْدَهُ ابْنَةُ لَبُونٍ وَ عِنْدَهُ ابْنَةُ مَخَاضِ، فَإِنَّهُ تُقْبَلُ مِنْهُ ابْنَةٌ مَخَاضٍ وَ يُعْطِي مَعَهَا شَاتَيْنِ أَوْ عِشْرِينَ دِرْهَماً، وَ مَنْ بَلَغَتْ صَدَقَتُهُ ابْنَةَ مَخَاضٍ وَ لَيْسَتْ عِنْدَهُ ابْنَةُ مَخَاضٍ وَ عِنْدَهُ ابْنَةُ لَبُونِ، فَإِنَّهُ تُقْبَلُ مِنْهُ ابْنَةُ لَبُونِ وَ يُعْطِيهِ الْمُصَدِّقُ شَاتَيْنِ أَوْ عِشْرِينَ دِرْهَماً، وَ مَنْ لَمْ يَكُنْ عِنْدَهُ ابْنَةُ مَخَاضٍ عَلَى وَجْهِهَا وَ عِنْدَهُ ابْنُ لَبُونٍ ذَكَرٌ، فَإِنَّهُ تُقْبَلُ مِنْهُ ابْنُ لَبُونٍ، وَ لَيْسَ مَعَهُ شَيْءٌ وَ مَنْ لَمْ يَكُنْ مَعَهُ شَيْءٌ إِلَّا أَرْبَعَةٌ مِنَ الْإِبِلِ وَ لَيْسَ لَهُ مَالٌ غَيْرُهَا فَلَيْسَ فِيهَا شَيْءٌ إِلَّا أَنْ يَشَاءَ رَبُّهَا، فَإِذَا بَلَغَ مَالُهُ خَمْساً مِنَ الْإِبِلِ فَفِيهَا شَاةٌ.

8 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مَعْمَرٍ قَالَ: أَخْبَرَنِي أَبُو الْحَسَنِ الْعُرَنِيُّ قَالَ حَدَّثَنِي إِسْمَاعِيلُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُهَاجِرٍ عَنْ رَجُلٍ مِنْ ثَقِيفٍ قَالَ:

و اگر کسی زکات ابنةلبون به عهدۀ اوست، ولی ابنةلبون ندارد و حقّه دارد، حقّه را می دهد و عامل زکات نیز باید 2 رأس گوسفند یا 20 درهم به او ما به التفاوت بدهد. و کسی که زکاتش به حدّ ابنة لبون رسید ولی «ابنة مخاض»؛ (ماده شتری که وارد 2 سالگی شده) دارد، همان از او پذیرفته می شود و باید به عامل زکات 2 رأس گوسفند یا 20 درهم مابه التفاوت بدهد. و کسی که باید ابنة مخاض صدقه دهد، ولی ندارد و ابنةلبون دارد، همان را بدهد و به جای آن عامل زکات به او 2 رأس گوسفند یا 20 درهم نقره می دهد.

و کسی که باید ابنة لبون زکات بدهد، ولی ابنة لبون ندارد و به جای آن ابن لبون (شتر نری که وارد 3 سالگی شده) دارد، همان ابن لبون (نر) از او پذیرفته می شود و دیگر نباید چیزی به عامل زکات بدهد.

و کسی که جز 4 نفر شتر چیز دیگر ندارد و مال دیگری هم ندارد، چیزی از زکات بر عهدۀ او نیست و هرگاه شترانش به 5 نفر برسند، در آن صورت یک رأس گوسفند به عنوان زکات می پردازد.

مردی از تیرۀ ثقیف گوید:

اسْتَعْمَلَنِي عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ علیه السَّلام عَلَى بَانِقْيَا وَ سَوَادٍ مِنْ سَوَادِ الْكُوفَةِ فَقَالَ لِي وَ النَّاسُ حُضُورٌ:

انظُرْ خَرَاجَكَ فَجِدَّ فِيهِ وَ لا تَتْرُكُ مِنْهُ دِرْهَماً، فَإِذَا أَرَدْتَ أَنْ تَتَوَجَّهَ إِلَى عَمَلِكَ فَمُرَّبي.

قَالَ: فَأَتَيْتُهُ فَقالَ لِي: إِنَّ الَّذِي سَمِعْتَ مِنِّي خُدْعَةٌ ، إِيَّاكَ أَنْ تَضْرِبَ مُسْلِماً أَوْ يَهُودِيًا أَوْ نَصْرَانِيَا فِي دِرْهَم خَرَاجٍ ، أَوْ تَبِيعَ دَابَّةَ عَمَلٍ فِي دِرْهَمٍ، فَإِنَّمَا أُمِرْنَا أَنْ تأْخُذَ مِنْهُمُ الْعَفْوَ.

بخش بیست و سوّم

زکات مال یتیمان

(23) بَابُ زَكَاةِ مَالِ الْيَتِيمِ

عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ جَمِيعاً عَن ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام فِي مَالِ الْيَتِيم عَلَيْهِ زَكَاةٌ؟

علی بن ابی طالب علیه السَّلام مرا مأمور دریافت زکات از منطقه «بانقیا» و باغستان های اطراف کوفه نمود و به من در حضور مردم فرمود: خراج (زکات) را خوب زیر نظر بگیر و در دریافت آن جدّیت به خرج بده و درهمی از آن را ترک مکن، و زمانی که خواستی راهی مأموریّت خود شوی به نزد من آی.

راوی گوید: وقتی خدمت حضرتش شرف یاب شدم به من فرمود:

آن چه که از من شنیدی بر سبیل خدعه و تقیه بود (برای این که مردم اهمیّت زکات را بدانند و آن را ادا کنند) پس مبادا برای دریافت در همی از زکات، مسلمان یا یهودی و یا مسیحی را بزنی و یا این که حیوانی را که برای کار در نظر گرفته شده بفروشی (و زکات آن را خارج کنی) ما فقط مأموریم که با گذشت و مهربانی ، حد وسط زکات را از آنان بگیریم.

بخش بیست و سوّم: زكات مال يتيمان

1 - حلبی گوید: از امام صادق علیه السَّلام دربارۀ مال یتیم سؤال شد که آیا بر آن زکاتی تعلّق می گیرد؟

فَقالَ: إِذَا كَانَ مَوْضُوعاً فَلَيْسَ عَلَيْهِ زَكَاةً، وَإِذَا عَمِلْتَ بِهِ فَأَنْتَ لَهُ ضَامِنٌ وَ الرِّيحُ لِلْيَتِيم.

2 - مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ وَأَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ جَمِيعاً عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي الْعُطَارِدِ الْخَيَّاطِ قَالَ:

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام:مَالُ الْيَتِيم يَكُونُ عِنْدِي فَأَتَّجِرُ بِهِ.

فَقالَ: إِذَا حَرَّكْتَهُ فَعَلَيْكَ زَكَاتُهُ.

قالَ: قُلْتُ: فَإِنِّي أُحَرِّكُهُ ثَمَانِيَةَ أَشْهُرٍ وَ أَدَعُهُ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ .

قالَ: عَلَيْكَ زَكَاتُهُ.

3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: هَلْ عَلَى مَالِ الْيَتِيمِ زَكَاةٌ؟

قال: لا، إلا أَن يُتَّجَرَبِهِ أَوْ يُعْمَلَ بِهِ.

فرمود: اگر مال یتیم کنار گذاشته شده و با آن کار نمی شود، زکاتی بر آن نیست؛ ولی اگر با آن کار می کنی تو ضامن زکات آن هستی و سودش نیز از آنِ یتیم است.

2 - ابو العطارد خیاط گوید : به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: اموال کودکی یتیم نزد من است (آیا زکات دارد؟)

:فرمود اگر آن را به کار ببندی زکاتش بر عهدۀ توست.

گفتم: هشت ماه با آن کار می کنم و چهار ماه کار نمی کنم؟

فرمود: زکاتش بر عهدۀ توست.

3 - محمد بن مسلم گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: آیا بر مال یتیم زکاتی تعلّق می گیرد؟

فرمود: نه مگر آن که با آن تجارت یا کار شود.

4 - حَمَّادُ بْنُ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ : سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام يَقُولُ:

لَيْسَ عَلَى مَالِ الْيَتِيمِ زَكَاةٌ ، وَإِنْ بَلَغَ الْيَتِيمُ فَلَيْسَ عَلَيْهِ لِمَا مَضَى زَكَاةٌ، وَ لا عَلَيْهِ فِيمَا بَقِيَ حَتَّى يُدْرِكَ ، فَإِذَا أَدْرَكَ فَإِنَّمَا عَلَيْهِ زَكَاةٌ وَاحِدَةٌ، ثُمَّ كَانَ عَلَيْهِ مِثْلُ مَا عَلَى غَيْرِهِ مِنَ النَّاسِ.

5 - حَمَّادُ بْنُ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ أَنَّهُمَا علیهما السَّلام قَالَا:

لَيْسَ عَلَى مَالِ الْيَتِيم فِي الدِّينِ وَ الْمَالِ الصَّامِتِ شَيْءٌ، فَأَمَّا الْغَلَاتُ فَعَلَيْهَا الصَّدَقَةُ وَاجبَةٌ.

6 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مَرَّارٍ عَنْ يُونُسَ عَنْ سَعِيدٍ السَّمَّانِ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام يَقُولُ:

لَيْسَ فِي مَالِ الْيَتِيمِ زَكَاةً إِلَّا أَنْ يُتَّجَرَ بِهِ ، فَإِنِ اتَّجِرَ بِهِ فَالرِّبْحُ لِلْيَتِيمِ، فَإِنْ وُضِعَ فَعَلَى الَّذِي يَتَّجِرُ بِهِ.

4 - ابو بصیر گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:

بر مال یتیم زکاتی نیست و اگر زمانی یتیم به سن بلوغ رسید و از یتیم بودن خارج شد، نسبت به آن چه که گذشته زکاتی بر عهدۀ او نیست و نسبت به آنچه که باقی مانده نیز چیزی بر او نیست تا این که درک کند ( یعنی صاحب کشاورزی و میوه و کشت شود) پس زمانی که درک کرد، یک زکات بیشتر به او نیست، سپس حکمش (در زکات دادن) مانند افراد دیگر است.

5 - زراره و محمّد بن مسلم گویند: آن دو بزرگوار (امام باقر و امام صادق علیهما السَّلام) فرمودند:

اموال یتیم، خواه به صورت قرض در اختیار کسی باشد و خواه در صندوق ذخیره باشد، زکات ندارد. ولی اگر مال یتیم، غلّات باشد، زکات دارد.

6 - سعید سمّان گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:

در مال یتیم زکاتی نیست مگر آن که با آن تجارت شود، پس اگر با آن تجارت شد و سود داد، سود آن برای یتیم است و اگر ضرر داد بر عهدۀ کسی است که با آن مال تجارت کرده است.

7 - أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ يُونُسَ بْن يَعْقُوبَ قَالَ:

أَرْسَلْتُ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: أَنَّ لِي إِخْوَةً صِغَاراً فَمَتَى تَجِبُ عَلَى أَمْوَالِهِمُ الزَّكَاةُ؟

قَالَ: إِذَا وَجَبَتْ عَلَيْهِمُ الصَّلاةُ وَجَبَتِ الزَّكَاةُ.

قُلْتُ: فَمَا لَمْ تَجِبْ عَلَيْهِمُ الصَّلاةُ؟

قالَ: إِذَا أُتُجِرَبِهِ فَزَكَّهِ

8 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْقَاسِمِ بْنِ الْفُضَيْلِ قَالَ:

كَتَبْتُ إِلَى أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السَّلام أَسْأَلُهُ عَنِ الْوَصِيَّ أَ يُزَكِّي زَكَاةَ الْفِطْرَةِ عَنِ الْيَتَامَى إِذَا كَانَ لَهُمْ مَالٌ؟

قالَ: فَكَتَبَ علیه السَّلام: لا زَكَاةَ عَلَى يَتِيم.

7 - يونس بن یعقوب گوید: برای امام صادق علیه السَّلام نوشتم برادران صغیر دارم، کی بر دارایی آنان زکات واجب می شود؟

فرمود: هر گاه نماز به آنان واجب شد، زکات نیز واجب می شود.

گفتم: تا زمانی که نماز به آن ها واجب نشده چه؟

فرمود: اگر با آن اموال تجارت شده، زکات آن را بده.

8 - محمّد بن قاسم بن فضیل گوید: طی نامه ای به امام رضا علیه السَّلام نوشتم: سرپرست ایتام، باید زکات فطرۀ آنان را بپردازد؟

در پاسخ من نوشت: بر یتیم، زکات واجب نیست.

بخش بیست و چهارم

زکات اموال برده، مکاتب و دیوانه

(24) بَابُ زَكَاةِ مَالِ الْمَمْلُوكِ وَ الْمُكَاتَب وَ الْمَجْنُون

1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:

لَيْسَ فِي مَالِ الْمَمْلُوكِ شَيْءٌ، وَ لَوْ كَانَ لَهُ أَلْفُ أَلْفٍ، وَ لَوِ احْتَاجَ لَمْ يُعْطَ مِنَ الزَّكَاةِ شَيْئاً.

2 - مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ - عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ الْحَجَّاجِ قَالَ:

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: امْرَأَةٌ مِنْ أَهْلِنَا مُخْتَلِطَةٌ أَ عَلَيْهَا زَكَاةً؟

فَقالَ: إِنْ كَانَ عُمِلَ بِهِ فَعَلَيْهَا زَكَاةً، وَإِنْ لَمْ يُعْمَلْ بِهِ فَلَا.

بخش بیست و چهارم: زکات اموال برده، مکاتب (1)و دیوانه

1 - عبدالله بن سنان گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

در اموال برده، زکاتی مقرّر نیست، گرچه یک میلیون داشته باشد، و اگر نیازمند و فقیر گردد، از حق زکات، چیزی به او پرداخت نمی شود.

2 - عبد الرحمان بن حجّاج گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم: زنی از فامیل ما دیوانه شده، آیا بر او زکات است؟

فرمود: اگر با اموال آن زن کار می شود، پس بر عهدۀ آن زن زکات است و گرنه، نه.


1) مکاتب: بنده ای است که با مولای خود شرط می کند که پولی به او بدهد و خودش را آزاد کند و اگر کم آورد از زکات به مولای او می دهند تا او را آزاد کند

3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ مَعْرُوفٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفَضْلِ عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرٍ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَن علیه السَّلام عَن امْرَأَةٍ مُصَابَةٍ وَ لَهَا مَالٌ فِي يَدِ أَخِيهَا هَلْ عَلَيْهِ زَكَاةً؟

فَقالَ: إِنْ كَانَ أَخُوهَا يَتَّجِرُ بِهِ فَعَلَيْهِ زَكَاةٌ.

عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرٍ عَنْ عَبْدِ صَالِحٍ علیه السَّلام مِثْلَهُ.

4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِي الْبَخْتَرِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

لَيْسَ فِي مَالِ الْمُكَاتَبِ زَكَاةٌ.

5 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنِ الْخَشَّابِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ:

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام مَمْلُوكٌ فِي يَدِهِ مَالٌ أَ عَلَيْهِ زَكَاةً؟

3 - موسی بن بکر گوید: از ابا الحسن علیه السَّلام دربارۀ زنی که دیوانه شده و اموالش در دست برادرش است سؤال کردم که آیا به آن زکاتی تعلّق می گیرد؟

فرمود: اگر برادرش با آن مال تجارت می کند، آری.

4 - ابو البختری گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: در مال مکاتب زکاتی نیست.

5 - عبد الله بن سنان گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: بنده ای مالی در دست دارد؛ آیا به آن زکاتی تعلّق می گیرد؟

قالَ: لا .

قُلْتُ: وَ لا عَلَى سَيِّدِهِ؟

قالَ: لا، إِنَّهُ لَمْ يَصِلْ إِلَى سَيْدِهِ، وَ لَيْسَ هُوَ لِلْمَمْلُوكِ.

بخش بیست و پنجم

حکم آن چه که سلطان به عنوان خراج می گیرد

(25) بَابٌ فِيمَا يَأْخُذُ السُّلْطَانُ مِنَ الْخَرَاج

1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ الْحَجَّاجِ عَنْ سُلَيْمانَ بْن خَالِدٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام يَقُولُ:

إِنَّ أَصْحَابَ أَبِي أَتَوْهُ فَسَأَلُوهُ عَمَّا يَأْخُذُ السُّلْطَانُ، فَرَقَّ لَهُمْ وَإِنَّهُ لَيَعْلَمُ أَنَّ الزَّكَاةَ لا تَحِلُّ إِلا لِأَهْلِهَا، فَأَمَرَهُمْ أَنْ يَحْتَسِبُوا بِهِ.

فَجَالَ فِكْرِي _ وَ اللَّهِ _ لَهُمْ فَقُلْتُ لَهُ: يَا أَبَةٍ! إِنَّهُمْ إِنْ سَمِعُوا إِذَا لَمْ يُزَكِّ أَحَدٌ.

فَقالَ: يَا بُنَيَّ! حَقٌّ أَحَبَّ اللَّهُ أَنْ يُظْهِرَهُ.

فرمود: نه.

گفتم: حتّی بر مولای او نیز زکاتی نیست؟

فرمود: نه زیرا آن مال به دست آقای آن بنده نرسیده و از طرفی از آنِ بنده نیز نیست.

بخش بیست و پنجم: حکم آن چه که سلطان به عنوان خراج می گیرد

1 - سلیمان بن خالد گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:

یاران پدرم امام باقر علیه السَّلام خدمت حضرتش شرفیاب شده و دربارۀ آن چه که سلطان از آن ها به عنوان خراج می گیرد سؤال کردند. پدرم با آنان همدردی کرده و دلش به حالشان سوخت، زیرا می دانست که زکات جز برای اهلش حلال نیست. پس به آن ها دستور داد که به همان بسنده کنند (یعنی همان را به عنوان زکات حساب کنند و دیگر زکاتی به اهلش ندهند).

به خدا سوگند! این حکم فکر مرا مشغول کرد، به پدرم گفتم: پدر جان! اگر آن ها (سایر اصحاب) این حکم را بشنوند، دیگر احدی زکات نخواهد داد؟!

فرمود: پسرم! این حقی بود که خداوند دوست داشت که ظاهرش کند.

2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ شُعَيْب قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَن العُشُورِ الَّتِى تُؤْخَذُ مِنَ الرَّجُلِ أَ يَحْتَسِبُ بِهَا مِنْ زَكَاتِهِ؟

قالَ: نَعَمْ، إِنْ شَاءَ.

3 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ رِفَاعَةَ بْن مُوسَى عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ يَرِثُ الْأَرْضَ أَوْ يَشْتَرِيهَا فَيُؤَدِّي خَرَاجَهَا إِلَى السُّلْطَانِ هَلْ عَلَيْهِ عُشْرٌ؟

قال: لا.

4 - مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ عِيصِ بْنِ الْقَاسِمِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام فِي الزَّكَاةِ فَقَالَ:

2 - يعقوب بن شعیب گوید: از امام صادق علیه السَّلام دربارۀ عشور (یک دهم اموال که سلطان به عنوان خراج و مالیات از رعیّت می گیرد و بیشتر از محصولات کشاورزی است) که از شخصی گرفته می شود سؤال کردم که آیا می تواند آن را به عنوان زکات حساب کند؟

فرمود: اگر بخواهد، آری.

3 - رفاعة بن موسی گوید: از امام صادق علیه السَّلام دربارۀ شخصی که زمینی را به ارث می برد یا می خرد و خراج و مالیات آن را به سلطان می دهد، سؤال کردم که آیا یک دهم زکات برگردن اوست؟

فرمود: نه.

4 - عيص بن قاسم گوید: امام صادق علیه السَّلام در مورد زکات فرمود:

مَا أَخَذَ مِنْكُمْ بَنُو أُمَيَّةَ فَاحْتَسِبُوا بِهِ، وَ لا تُعْطُوهُمْ شَيْئاً مَا اسْتَطَعْتُمْ، فَإِنَّ الْمَالَ لا يَبْقَى عَلَى هَذَا أَنْ تُزَكِّيَهُ مَرَّتَيْنِ.

5 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مَالِكِ عَنْ أَبِي قَتَادَةَ عَنْ سَهْلِ بْنِ الْيَسَعِ أَنَّهُ حَيْثُ أَنْشَأَ سَهْلَ آبَادَ وَ سَأَلَ أَبَا الْحَسَنِ مُوسَى علیه السَّلام عَمَّا يُخْرَجُ مِنْهَا مَا عَلَيْهِ.

فَقالَ: إِنْ كَانَ السُّلْطَانُ يَأْخُذُ خَرَاجَهَا فَلَيْسَ عَلَيْكَ شَيْءٌ، وَإِنْ لَمْ يَأْخُذِ السُّلْطَانُ مِنْهَا شَيْئاً فَعَلَيْكَ إِخْرَاجُ عُشْرِ مَا يَكُونُ فِيهَا.

6 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ جَعْفَرٍ عَنْ آبَائِهِ علیهم السَّلام قَالَ:

مَا أَخَذَهُ مِنْكَ الْعَاشِرُ فَطَرَحَهُ فِي كُوزَةٍ فَهُوَ مِنْ زَكَاتِكَ، وَ مَا لَمْ يَطْرَحْ فِي الْكُوزِ فَلا تَحْتَسِبْهُ مِنْ زَكَاتِكَ.

آن چه را که بنوامیّه از شما (به عنوان خراج و مالیات) گرفته اند، به همان بسنده کنید (به عنوان زکات حساب کنید) و دیگر تا آن جا که می توانید چیزی (به عنوان زکات) به آن ها ندهید، چرا که اگر زکات مال دو بار داده شود، چیزی ته آن) باقی نمی ماند.

5 - سهل بن یسع _ زمانی که داشت دهات سهل آباد را بنا می کرد _ از امام کاظم علیه السَّلام درباره خراج آن سؤال کرد که آیا چه چیزی (از زکات) به آن تعلّق می گیرد؟

فرمود: اگر سلطان خراج آن را از تو گرفته، چیزی به عهده تو نیست و اگر (به عنوان مالیات) از تو نگرفته، پس بر توست که ده یک آن را بدهی.

6 - سکونی گوید: امام صادق از پدران بزرگوارش علیهم السَّلام روایت میکند که حضرتش فرمود: آن چه را که خراج گیرنده از تو می گیرد و در کوزه می ریزد، پس همان را زکات حساب کن و اگر در کوزه نمی ریزد آن را از زکات حساب مکن.

بخش بیست و ششم

حکم کسی که مخارج خانواده بر عهدۀ اوست...

(26) بَابُ الرَّجُلِ يُخَلِّفُ عِنْدَ أهْلِهِ مِنَ النَّفَقَةِ مَا يَكُونُ فِي مِثْلِهَا الزَّكَاةُ

1 - أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْن عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الْمَاضِي علیه السَّلام قَالَ:

قُلْتُ لَهُ: رَجُلٌ خَلَّفَ عِنْدَ أَهْلِهِ نَفَقَةً أَلْفَيْنِ لِسَنَتَيْنِ عَلَيْهَا زَكَاةً؟

قالَ: إِنْ كَانَ شَاهِداً فَعَلَيْهِ زَكَاةً، وَإِنْ كَانَ غَائِباً فَلَيْسَ عَلَيْهِ زَكَاةً.

2 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام:

فِي رَجُلٍ وَضَعَ لِعِبَالِهِ أَلْفَ دِرْهَم نَفَقَةٌ فَحَالَ عَلَيْهَا الْحَوْلُ.

قالَ: إِنْ كَانَ مُقِيماً زَكَّاهُ، وَإِنْ كَانَ غَائِباً لَمْ يُزَكِّهِ.

بخش بیست و ششم: حکم کسی که مخارج خانواده بر عهدۀ اوست و همان مقدار نزد او زکات است

1 - اسحاق بن عمّار گوید: به امام کاظم علیه السَّلام گفتم: اگر کسی دو هزار درهم برای هزینۀ دو سال زندگی، به خانواده اش بسپارد،بعد از گذشت یک سال زکات دارد؟

فرمود: اگر او در کنار خانواده اش حاضر باشد، زکات دارد، اگر در سفر باشد، زکات ندارد.

2 - ابن ابی عمیر از یکی از اصحابش نقل می کند که امام صادق علیه السَّلام دربارۀ مردی که 1000 درهم نقره برای نفقه خانواده اش قرار می دهد و سال بر آن می گذرد، فرمود:

اگر آن مرد مقیم است (و با خانواده اش زندگی می کند و به مسافرت نرفته) زکات آن را می دهد و اگر غایب است، زکات آن را نمی دهد.

3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مَرَّارٍ عَنْ يُونُسَ عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

قُلْتُ لَهُ: الرَّجُلُ يُخَلِّفُ لِأَهْلِهِ ثَلاثَةَ آلافِ دِرْهَم نَفَقَةً سَنَتَيْنِ عَلَيْهِ زَكَاةً؟

قالَ : إِنْ كَانَ شَاهِداً فَعَلَيْهَا زَكَاةً، وَإِنْ كَانَ غَائِباً فَلَيْسَ فِيهَا شَيْءٌ.

بخش بیست و هفتم

حکم شخصی که به گمان خود به تنگدستی زکات می پردازد...

(27) بَابُ الرَّجُلِ يُعْطِي مِنْ زَكَاةٍ مَنْ يَظُنُّ أَنَّهُ مُعْسِرُ ثُمَّ يَجِدُهُ مُوسِراً

1 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عُثْمَانَ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام:

فِي رَجُل يُعْطِي زَكَاةَ مَالِهِ رَجُلاً وَ هُوَ يَرَى أَنَّهُ مُعْسِرٌ فَوَجَدَهُ مُوسِراً .

قالَ: لا يُجْزِئُ عَنْهُ.

3 - ابوبصیر :گوید به امام صادق علیه السَّلام گفتم: اگر کسی سه هزار درهم برای هزینۀ دو سال زندگی خانواده اش کنار بگذارد، آیا باید زکات آن را بپردازد؟

فرمود: اگر در وطن بماند و با خانواده اش زندگی کند، زکات دارد، و اگر به سفر برود، زکات ندارد.

بخش بیست و هفتم: حكم شخصی که به گمان خود به تنگدستی زکات می پردازد، آن گاه معلوم می شود که ثروتمند بود

1 - راوی گوید: امام صادق علیه السَّلام دربارۀ شخصی که زکات مالش را به فردی که به پندارش تنگدست است می دهد، ولی بعداً می فهمد که ثروتمند بوده، فرمود:

از زکات کفایت نمی کند (باید زکات آن مال را به مستمند و فقیر مستحقّ زکات بدهد).

2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْل بن شَاذَانَ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرِ عَنِ الْأَحْوَلِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام:

فِي رَجُلٍ عَجَلَ زَكَاةَ مَالِهِ ثُمَّ أَيْسَرَ الْمُعْطَى قَبْلَ رَأْسِ السَّنَةِ.

قالَ: يُعِيدُ الْمُعْطِي الزَّكَاةَ.

3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ أَبِي الْمَغْرَاءِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَشْرَكَ بَيْنَ الْأَغْنِيَاءِ وَ الْفُقَرَاءِ فِي الْأَمْوَالِ، فَلَيْسَ لَهُمْ أَنْ يَصْرِفُوا إِلَى غَيْرِ شُرَكَائِهِمْ.

2 - احول گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: اگر کسی زکات اموالش را پیش از وقت ، به مستحق فقیری بپردازد تا در پایان سال و موعد تسجیل، بابت زكات فريضه محسوب کند، ولی در آخر سال ببیند که آن فقیر، مستغنی و بی نیاز گشته تکلیف او چیست؟

فرمود: باید زکات اموالش را از سر بپردازد.

3 - ابی المغرا گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

خداوند تبارک و تعالی با مقررات زکات، بین ثروتمندان و مستمندان شرکتی مقرر کرده است، از این رو ، ثروتمندان نمیتوانند حق شرکت را به سوی دیگران سوق دهند.

بخش بیست و هشتم

زکات فقط باید به اهل ولایت پرداخت شود...

(28) بَابُ الزَّكَاةِ لَا تُعْطَى غَيْرَ أَهْلِ الْوَلايَةِ

1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَيْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ وَ بُكَيْرِ وَ الْفُضَيْلِ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ وَ بُرَيْدِ الْعِجْلِي عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ وَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام أَنَّهُمَا قَالا: فِي الرَّجُلِ يَكُونُ فِي بَعْضِ هَذِهِ الْأَهْوَاءِ الْحَرُورِيَّةِ وَ الْمُرْجِنَةِ وَ العُثمانِيَّةِ وَ الْقَدَرِيَّةِ، ثُمَّ يَتُوبُ وَ يَعْرِفُ هَذَا الْأَمْرَ وَ يُحْسِنُ رَأْيَهُ أَيُعِيدُ كُلَّ صَلَاةٍ صَلاهَا أَوْ صَوْمِ أَوْ زَكَاةٍ أَوْ حَجَ أَوْ لَيْسَ عَلَيْهِ إِعَادَةُ شَيْءٍ مِنْ ذَلِكَ؟

قالَ: لَيْسَ عَلَيْهِ إِعَادَةُ شَيْءٍ مِنْ ذَلِكَ غَيْرِ الزَّكَاةِ لَا بُدَّ أَنْ يُؤَدِّيَهَا، لِأَنَّهُ وَضَعَ الزَّكَاةَ فِى غَيْر مَوْضِعِهَا وَ إِنَّمَا مَوْضِعُها، أهْلُ الْوَلايَةِ.

2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزِ عَنْ عُبَيْدِ بْنِ زُرَارَةَ قَالَ : سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام يَقُولُ:

بخش بیست و هشتم: زکات را فقط باید به اهل ولایت پرداخت...

1 - زراره، بکیر، فضیل، محمّد بن مسلم و برید عجلی گویند: به امام باقر و امام صادق علیهما السَّلام گفتیم: اگر کسی به مذهب خوارج، مرجئه، عثمانیه، قدریّه ملحق شود و بعد توبه کند و امر امامت را با اعتقاد کامل بشناسد، آیا بعد از پذیرش ولایت، باید نمازها، روزه ها، زکات و حجّی که به جا آورده، همه را تجدید کند؟

فرمودند: هیچ یک از عبادت های گذشته را تجدید نمی کند مگر زکات فریضه که باید مجدداً پرداخت کند، زیرا زکات را به کسی پرداخته که اهلیّت آن را نداشته است. زکات فریضه فقط به اهل ولایت پرداخت می شود.

2 - عبید بن زراره گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:

مَا مِنْ رَجُلٍ يَمْنَعُ دِرْهَماً مِنْ حَقِّ إِلَّا أَنْفَقَ اثْنَيْنِ فِي غَيْرِ حَقَّهِ وَ مَا مِنْ رَجُلٍ مَنَعَ حَقَّاً فِى مَالِهِ إِلَّا طَوَّقَهُ اللَّهُ بِهِ حَيَّةٌ مِنْ نَارِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ.

قَالَ: قُلْتُ لَهُ: رَجُلٌ عَارِفٌ أَدَّى زَكَاتَهُ إِلَى غَيْرِ أَهْلِهَا زَمَاناً هَلْ عَلَيْهِ أَنْ يُؤَدِّيَهَا ثَانِياً إِلَى أَهْلِهَا إِذَا عَلِمَهُمْ؟

قالَ: نَعَمْ .

قالَ: قُلْتُ: فَإِنْ لَمْ يَعْرِفُ لَهَا أَهْلاً فَلَمْ يُؤَدِّهَا أَوْ لَمْ يَعْلَمْ أَنَّهَا عَلَيْهِ فَعَلِمَ بَعْدَ ذَلِكَ.

قالَ: يُؤَدِّيهَا إلَى أَهْلِهَا لِمَا مَضَى .

قالَ: قُلْتُ لَهُ: فَإِنَّهُ لَمْ يَعْلَمْ أَهْلَهَا فَدَفَعَهَا إِلَى مَنْ لَيْسَ هُوَ لَهَا بِأَهْلٍ، وَ قَدْ كَانَ طَلَبَ َو اجْتَهَدَ ثُمَّ عَلِمَ بَعْدَ ذَلِكَ سُوءَ مَا صَنَعَ.

قالَ: لَيْسَ عَلَيْهِ أَنْ يُؤَدِّيَهَا مَرَّةً أُخْرَى.

وَ عَنْ زُرَارَةَ مِثْلَهُ غَيْرَ أَنَّهُ قَالَ: إِن اجْتَهَدَ فَقَدْ بَرِئَ، وَإِنْ قَصَّرَ فِي الإِجْتِهَادِ فِي الطَّلَبِ فَلا.

هر کس یک درهم از حق زکات را نپردازد دو درهم را در راه ناحق تلف خواهد کرد. کسی که زکات فریضه را نپردازد، خداوند در روز رستاخیز حلقه آتشینی چون مار، بر گردن او می پیچد.

گفتم: اگر کسی از شیعیان و عارفان به شما، مدتها زکات اموالش را به سایرین پرداخته باشد، آیا باید زکات پرداخته را تجدید کند و به اهل ولایت بپردازد؟

فرمود: آری.

گفتم: اگر افراد ولایت را نشناخته باشد و در نتیجه زکات اموالش را نگه داشته باشد و یا از تعلّق زکات بی خبر بوده و اینک متوجّه شده باشد، تکلیف او چیست؟

فرمود: هم اینک زکات عقب افتاده را به افراد ولایی بپردازد.

گفتم: اگر به جست و جوی افراد ولایی برخاسته باشد، ولی چون افراد ولایی را نمی شناخته از روی اشتباه زکات خود را به سایرین پرداخته باشد، تکلیف او چیست؟

فرمود: اگر در جست و جوی افراد ولایی تلاش کرده لازم نیست که یک نوبت دیگر زکات بدهد، و اگر تلاش نکرده باید زکات اموالش را مجدداً بپردازد.

زراره نظیر این روایت را نقل می کند و می افزاید: حضرتش فرمود: اگر تلاش کرده، لازم نیست و اگر در تلاش در جست و جو کوتاهی کرده باید زکات را بپردازد.

3 - حَمَّادُ بْنُ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

إِنَّ الصَّدَقَةَ وَ الزَّكَاةَ لا يُحَابَى بِهَا قَرِيبٌ وَ لَمْ يُمْنَعْهَا بَعِيدٌ.

4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاج عَنِ الْوَلِيدِ بْنِ صَبِيح قَالَ:

قَالُ لِي شِهَابُ بْنُ عَبْدِ رَبِّهِ: أَقْرِئُ أَبَا عَبْدِ الله علیه السَّلام عَنِّي السَّلامَ وَأَعْلِمْهُ أَنَّهُ يُصِيبُنِي فَزَعٌ فِي مَنَامِي .

قالَ: فَقُلْتُ لَهُ: إِنَّ شِهَاباً يُقْرِئُكَ السَّلامَ وَ يَقُولُ لَكَ : إِنَّهُ يُصِيبُنِي فَزَعٌ فِي مَنَامِي .

قالَ: قُلْ لَهُ: فَلْيُزَكٌ مَالَهُ

قالَ: فَأَبْلَغْتُ شِهَاباً ذَلِكَ.

فَقالَ لِي: فَتُبْلِغُهُ عَنِّي؟

فَقُلْتُ : نَعَمْ.

3 - محمّد بن مسلم گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

در پرداخت زکات، نباید به انتظار خویشان و نزدیکان نشست و از بیگانگان دریغ کرد.

4 - ولید بن صبیح گوید: شهاب بن عبدربّه به من گفت: سلام مرا به امام صادق علیه السَّلام برسان و به ایشان بگو که من دچار پریشان خوابی و آشفته خوابی شده ام (و در خواب کابوس می بینم).

ولید گوید: به امام علیه السَّلام پیام شهاب را رساندم.

امام علیه السَّلام فرمود: به شهاب بگو که زکات مالش را بدهد.

ولید گوید: پیام امام علیه السَّلام را به شهاب رساندم.

شهاب گفت: آیا جواب مرا به امام علیه السَّلام می رسانی؟

گفتم: آری.

فَقالَ: قُلْ لَهُ: إِنَّ الصَّبْيَانَ - فَضْلاً عَنِ الرِّجَالِ - لَيَعْلَمُونَ أَنِّي أُزَكِّي مَالِي .

قالَ: فَأَبْلَغْتُهُ.

فَقالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: قُلْ لَهُ: إِنَّكَ تُخْرِجُهَا وَ لَا تَضَعُهَا فِي مَوَاضِعِهَا.

5 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ ابْنِ أُذَيْنَةَ قَالَ: كَتَبَ إِلَيَّ أَبُو عَبْدِ الله علیه السَّلام:

أَنَّ كُلِّ عَمَلٍ عَمِلَهُ النَّاصِبُ فِي حَالِ ضَلَالِهِ أَوْ حَالِ نَصْبِهِ ثُمَّ مَنَّ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ عَرَّفَهُ هَذَا الْأَمْرَ، فَإِنَّهُ يُوجَرُ عَلَيْهِ وَيُكْتَبُ لَهُ إِلّا الزَّكَاةَ، فَإِنَّهُ يُعِيدُهَا، لأنَّهُ وَضَعَهَا فِي غَيْر مَوْضِعِهَا، وَإِنَّمَا مَوْضِعُهَا أَهْلُ الْوَلايَةِ، وَأَمَّا الصَّلاةُ وَ الصَّوْمُ فَلَيْسَ عَلَيْهِ قَضَاؤُهُمَا.

6 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ سَعْدِ الْأَشْعَرِيٌّ عَنِ الرَّضَا علیه السَّلام قَالَ:

سَأَلْتُهُ عَنِ الزَّكَاةِ هَلْ تُوضَعُ فِيمَنْ لا يَعْرِفُ؟

قالَ: لا، وَلا زَكَاةُ الْفِطْرَةِ.

گفت: پس به امام علیه السَّلام بگو: بچّه ها _ چه رسد به مردها _ می دانند که من زکات مالم را می دهم.

ولید گوید: من پیام شهاب را به امام علیه السَّلام رساندم.

امام علیه السَّلام فرمود: به شهاب بگو: درست است که تو زکات مالت را می پردازی، ولی آن را به اهلش نمی پردازی.

5 - ابن اذینه گوید: امام صادق علیه السَّلام طی نامه ای به من نوشت:

هر عبادتی را ناصبی در حال ضلالت و گمراهی یا در حال عناد با مکتب حق به جا آورده باشند، بعد از شناخت و معرفت، به اجر و پاداش آن می رسد، جز زکات فریضه که باید مجدداً بپردازد، زیرا زکات فریضه را به نااهلان پرداخته است. اهل زکات، فقط عارفان به مقام ولایت می باشند. ولی نماز و روزه قضا ندارند.

6 - اسماعیل بن سعد اشعری گوید: به امام رضا علیه السَّلام گفتم: از زکات فریضه می توانم به افراد غیر ولایی بپردازم؟

فرمود: نه و نه از زکات فطره.

بخش بیست و نهم

پرداخت زکات از جانب مرده

(29) بَابُ قَضَاءِ الزَّكَاةِ عَنِ الْمَيِّتِ

1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَبَّادِ بْنِ صُهَيْبٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام:

فِي رَجُلٍ فَرَّطَ فِي إِخْرَاجِ زَكَاتِهِ فِي حَيَاتِهِ، فَلَمَّا حَضَرَتْهُ الْوَفَاةُ حَسَبَ جَمِيعَ مَا كَانَ فَرَّطَ فِيهِ مِمَّا لَزِمَهُ مِنَ الزَّكَاةِ، ثُمَّ أَوْصَى بِهِ أَنْ يُخْرَجَ ذَلِكَ فَيُدْفَعَ إِلَى مَنْ يَجبُ لَهُ .

قالَ: جَائِزٌ يُخْرَجُ ذَلِكَ مِنْ جَمِيعِ الْمَالِ ، إِنَّمَا هُوَ بِمَنْزِلَةِ دَيْنٍ لَوْ كَانَ عَلَيْهِ لَيْسَ لِلْوَرَثَةِ شَيْءٌ حَتَّى يُؤَدُّوا مَا أَوْصَى بِهِ مِنَ الزَّكَاةِ.

2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام: رَجُلٌ لَمْ يُزَكٌ مَالَهُ فَأَخْرَجَ زَكَاتَهُ عِنْدَ مَوْتِهِ، فَأَدَّاهَا كَانَ ذَلِكَ يُجْزِئُ عَنْهُ؟

بخش بیست و نهم: پرداخت زکات از جانب مرده

1 - عباد بن صهیب گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم: اگر کسی در پرداخت زکات فریضه کوتاهی کرده باشد، آیا می تواند به هنگام مرگ، زکات عقب افتاده را محاسبه کند و به وصیّ خود دستور بدهد تا بدهی زکات را از ماترک او جدا کنند و به اهل آن برسانند؟

فرمود: آری، جایز است؛ زکاتهای عقب افتاده از مجموع اموال او خارج می گردد. زکات فریضه مانند قرض است که اگر مقروض باشد، باید از مجموع اموال او پرداخته شود. ورثه به اموال او حقّی ندارند، مگر موقعی که حق زکات را از ماترک او پرداخته باشند.

2 - زراره گوید: به امام باقر علیه السَّلام گفتم: کسی که در پرداخت زکات کوتاهی کرده باشد و در هنگام مرگ ، مقدار زکات را محاسبه کند و بپردازد، کفایت خواهد کرد؟

قالَ: نَعَمْ.

قُلْتُ: فَإِنْ أَوْصَى بِوَصِيَّةٍ مِنْ ثُلُثِهِ وَ لَمْ يَكُنْ زَكَّى أَيُجْزِئُ عَنْهُ مِنْ زَكَاتِهِ؟

قالَ: نَعَمْ، يُحْسَبُ لَهُ زَكَاةً وَ لا تَكُونُ لَهُ نَافِلَةٌ وَ عَلَيْهِ فَريضَةٌ.

3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْل بن شَاذَانَ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ شُعَيْبٍ قَالَ:

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: إِنَّ عَلَى أَخِي زَكَاةً كَثِيرَةً فَأَقْضِيهَا أَوْ أُؤَدِّيهَا عَنْهُ.

فَقالَ لِي: وَ كَيْفَ لَكَ بِذَلِكَ؟

قُلْتُ: أَحْتَاطُ .

قالَ: نَعَمْ، إِذا تُفَرِّجَ عَنْهُ.

4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ:

قُلْتُ لَهُ: رَجُلٌ يَمُوتُ وَ عَلَيْهِ خَمْسُ مِائَةِ دِرْهَم مِنَ الزَّكَاةِ وَ عَلَيْهِ حَجَّةُ الْإِسْلامِ وَ تَرَكَ ثَلاثَمِائَةِ دِرْهَم فَأَوْصَى بِحَجَّةِ الْإِسْلامِ وَ أَنْ يُقْضَى عَنْهُ دَيْنُ الزَّكَاةِ.

قالَ: يُحَجِّ عَنْهُ مِنْ أَقْرَبِ مَا يَكُونُ وَ يُخْرَجُ الْبَقِيَّةُ فِي الزَّكَاةِ.

فرمود: آری، کفایت خواهد کرد.

گفتم: اگر وصیّت کند که قسمتی از ثلث اموالش را به فقرا بدهند، آیا در عوض زکات او محسوب خواهد شد؟

فرمود: آری، برای او زکات محسوب می شود و با وجود بدهکاری زکات واجب، پرداختی او را به حساب مستحبی نمی گذارند.

3 - شعیب گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم: مقدار زیادی زکات فریضه بر عهدۀ برادرم باقی است. آیا میتوانم بدهی او را بپردازم؟ فرمود: چه گونه مقدار آن را مشخص می کنی؟

گفتم: احتیاط می کنم.

فرمود: آری این کار را بکن که او را از گرفتاری عذاب رها خواهی ساخت.

4 - معاوية بن عمّار گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم: اگر کسی بمیرد و پانصد درهم زکات فریضه بر گردن او باشد و حج فریضه را هم به جا نیاورده باشد و با این که ماترک او سیصد درهم می شود، وصیّت کرده باشد تا به نیابت او حج بروند و بدهی زکات او را بپردازند. تکلیف چه خواهد بود؟

فرمود: از نزدیکترین میقات، برای او نایب بگیرند و بقیۀ ماترک را بابت زکات به مصرف برسانند.

5 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ يَقْطِينِ قَالَ:

قُلتُ لأبي الْحَسَنِ الْأَوَّلِ علیه السَّلام:

رَجُلٌ مَاتَ وَ عَلَيْهِ زَكَاةً وَ أَوْصَى أَنْ تُقْضَى عَنْهُ الزَّكَاةَ وَ وُلْدُهُ مَحَاوِيجُ إِنْ دَفَعُوهَا أَضَرَّ ذَلِكَ بِهِمْ ضَرَراً شَدِيداً.

فَقالَ: يُخْرِجُونَهَا فَيَعُودُونَ بِهَا عَلَى أَنْفُسِهِمْ وَ يُخْرِجُونَ مِنْهَا شَيْئًا فَيُدْفَعُ إِلَى غَيْرِهِمْ.

بخش سی ام

کمترین و بیشترین مبلغ پرداختی از زکات

(30) بَابُ أَقَلِّ مَا يُعْطَى مِنَ الزَّكَاةِ وَأَكْثَرَ

1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَبِي وَلَادٍ الْحَنَّاطِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ:

5 - على بن يقطين گوید: به امام کاظم علیه السَّلام گفتم: پدر خانواده می میرد و مقداری حق زکات بر گردن او باقی است، وصیّت می کند که حق زکات را از اموال او بپردازند. امّا فرزندان او فقیر و محتاجند و اگر حق زکات را از ماترک پدر بپردازند، از نظر زندگی تحت فشار واقع می شوند، تکلیف آنان چیست؟

فرمود: حق زکات را از مال او خارج می کنند و به عنوان زکات بین خود تقسیم می کنند و قسمتی را به سایر فقرا می دهند.

بخش سی ام: کمترین و بیشترین مبلغ پرداختی از زکات

1 - ابو ولاد حنّاد گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:

لا يُعْطَى أَحَدٌ مِنَ الزَّكَاةِ أَقَلَّ مِنْ خَمْسَةِ دَرَاهِمَ وَ هُوَ أَقَلُ مَا فَرَضَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مِنَ الزَّكَاةِ فِي أَمْوَالِ الْمُسْلِمِينَ، فَلا يُعْطُوا أَحَداً مِنَ الزَّكَاةِ أَقَلَّ مِنْ خَمْسَةِ دَرَاهِمَ فَصَاعِداً.

2 - وَ عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ عَنْ عَبْدِ الْمَلِكِ بْنِ عُتْبَةَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ مُوسَى علیه السَّلام قَالَ:

قُلْتُ لَهُ: أُعْطِي الرَّجُلَ مِنَ الزَّكَاةِ ثَمَانِينَ دِرْهَماً ؟

قالَ: نَعَمْ وَزِدْهُ.

قُلْتُ : أُعْطِيهِ مِائَةً ؟

قالَ: نَعَمْ، وَأَغْنِهِ إنْ قَدَرْتَ أَن تُغْنِيَهُ.

3 - أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ فَضَّالِ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُصَدِّقِ بْن صَدَقَةَ عَنْ عَمَّارِ بْنِ مُوسَى عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام أَنَّهُ سُئِلَ كَمْ يُعْطَى الرَّجُلُ مِنَ الزَّكَاةِ؟

از بابت زکات فریضه به هیچ فقیری نباید کمتر از پنج در هم پرداخت شود. پنج درهم، کمترین مبلغی است که خداوند عزَّوجل به عنوان زکات فریضه مقرّر کرده است. از این رو به هیچ مستمندی کمتر از پنج درهم بابت زکات فریضه ندهید، بیشتر از پنج درهم مانعی ندارد.

2 - اسحاق بن عمّار گوید: به امام کاظم علیه السَّلام گفتم: بابت زکات می توانم، به یک نفر هشتاد درهم بدهم؟

فرمود: آری، و زیادتر بده.

گفتم: صددرهم بدهم؟

فرمود: آری و اگر می توانی چندان بده که او را بی نیاز کنی.

3 - عمّار بن موسی گوید: از امام صادق علیه السَّلام سؤال شد: انسان چقدر زکات بدهد؟

قالَ: قَالَ أَبُو جَعْفَرِ علیه السَّلام: إِذَا أَعْطَيْتَ فَأَغْنِهِ.

4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ سَعِيدِ بْنِ غَزْوَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:

تُعْطِيهِ مِنَ الزَّكَاةِ حَتَّى تُغْنِيَهُ.

بخش سی و یکم

پرداخت هزینه خانواده ضغیر مؤمن...

(31) بَابُ أَنَّهُ يُعْطَى عِيَالُ الْمُؤْمِنِ مِنَ الزَّكَاةِ إِذَا كَانُوا صِغَاراً وَ يُقْضَى عَنِ الْمُؤْمِنِينَ الدُّيُونُ مِنَ الزَّكَاةِ

1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ:

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ علیه السَّلام: الرَّجُلُ يَمُوتُ وَيَتْرُكُ الْعِيَالَ أَ يُعْطَوْنَ مِنَ الزَّكَاةِ؟

قالَ: نَعَمْ، حَتَّى يَنْشَوْا وَ يَبْلُغُوا وَ يَسْأَلُوا مِنْ أَيْنَ كَانُوا يَعِيشُونَ إِذَا قُطِعَ ذَلِكَ عَنْهُمْ.

فَقُلتُ: إِنَّهُمْ لا يَعْرِفُونَ .

امام باقر علیه السَّلام فرمود: زمانی که زکات به فقیر می دهی، آنقدر بده که او را بی نیاز سازی.

4 - سعید بن غزوان گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

از بابت زکات می توانی چندان بدهی که فقیر مستمند را مستغنی و بی نیاز کنی

بخش سی و یکم: پرداخت هزینه خانواده صغیر مؤمن و بدهی مؤمنان از زکات

1 - ابو بصیر گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم: اگر یکی از شیعیان بمیرد و فرزندانی فقیر و مستمند باقی بگذارد، آیا می توان از زکات به آنان چیزی داد؟

فرمود: آری، تا موقعی که فرزندانش رشد کنند و به حدّ بلوغ برسند و بپرسند: تاکنون از چه راهی مخارج آنان تأمین بوده است؟

گفتم: فرزندان او شیعه نیستند که مقام امامت را بشناسند.

قالَ: يُحْفَظُ فِيهِمْ مَيْتُهُمْ وَ يُحَبَّبُ إِلَيْهِمْ دِينُ أَبِيهِمْ فَلَا يَلْبَثُوا أَنْ يَهْتَمُوا بِدِينِ أَبِيهِمْ، فَإِذَا بَلَغُوا وَعَدَلُوا إِلَى غَيْرِكُمْ فَلا تُعْطُوهُمْ.

2 - مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ جَمِيعاً عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ الْحَجَّاجِ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَن علیه السَّلام عَنْ رَجُلٍ عَارِفٍ فَاضِل تُوُفِّيَ وَ تَرَكَ عَلَيْهِ دَيْناً قَدِ ابْتُلِيَ بِهِ لَمْ يَكُنْ بِمُفْسِدِ وَ لا بِمُسْرِفِ وَ لا مَعْرُوفٍ بِالْمَسْأَلَةِ، هَلْ يُقْضَى عَنْهُ مِنَ الزَّكَاةِ الْأَلْفُ وَ الْأَلْفَان؟

قالَ: نَعَمْ

3 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّي بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيَّ الْوَشَّاءِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عَائِذٍ عَنْ أَبِي خَدِيجَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ

ذُرِّيَّةُ الرَّجُلِ الْمُسْلِمِ إِذَا مَاتَ يُعْطَوْنَ مِنَ الزَّكَاةِ وَ الْفِطْرَةِ كَمَا كَانَ يُعْطَى أَبُوهُمْ حَتَّى يَبْلُغُوا، فَإِذَا بَلَغُوا وَ عَرَفُوا مَا كَانَ أَبُوهُمْ يَعْرِفُ أَعْطُوا، وَإِنْ نَصَبُوا لَمْ يُعْطَوْا.

فرمود: با تأمین مخارج آنان، حق پدرشان رعایت می شود و مذهب پدرشان محبوب و متین جلوه گر می شود، و چه بسا دیری نپایند که به مذهب پدر اهتمام ورزند. اگر بعد از بلوغ شرعی به سایر مذاهب گرویدند، دیگر از بابت زکات به آنان چیزی مدهید.

2 - عبد الرحمان بن حجّاج گوید: به ابوالحسن امام کاظم علیه السَّلام گفتم: مردی شیعه و عارف و فاضل به رحمت خدا پیوسته و قرض کلانی به گردن او مانده؛ او اهل فساد و اسراف نبوده و گدایی نمی کرده، آیا می توانیم یک هزار و دو هزار، قرض او را از بابت زکات بپردازیم؟

فرمود: آری .

3 - ابو خدیجه گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

اگر مرد مسلمان (شیعه و موالی اهل بیت علیهم السَّلام) بمیرد، به فرزندانش از زکات و فطره پرداخت می شود؛ همان گونه که به پدرشان پرداخت می شد، تا این که بالغ شوند و بفهمند و بدانند آن چه را که پدرشان می دانست (از ولایت اهل بیت علیهم السَّلام) که باز پرداخت می شود، ولی اگر ناصبی شدند (ولایت اهل بیت علیهم السَّلام) را نپذیرفتند و دشمن اهل بیت و یاران ایشان شدند) دیگر زکات و فطره به آن ها تعلق نمیگ یرد و پرداخت نمی شود.

بخش سی و دوم

اولویِت برخی از زکات دریافت کنندگان بر دیگران

(32) بَابُ تَفْضِيلِ أَهْلِ الزَّكَاةِ بَعْضِهِمْ عَلَى بَعْضٍ

1 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ عُتَيْبَةَ بن عَبْدِ اللهِ بْن عَجْلانَ السَّكُونِي قَالَ:

قُلْتُ لأَبي جَعْفَرِ علیه السَّلام: إِنِّي رُبَّمَا قَسَمْتُ الشَّيْءَ بَيْنَ أَصْحَابِي أَصِلُهُمْ بِهِ فَكَيْفَ أُعْطِيهِم ؟

فَقالَ: أَعْطِهِمْ عَلَى الْهَجْرَةِ فِى الدِّين وَالْعَقْل وَ الْفِقْهِ.

2 - مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَن الْفَضْل بن شَاذَانَ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى وَ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ جَمِيعاً عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ الْحَجَّاجِ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السَّلام عَنِ الزَّكَاةِ أَيُفَضَّلُ بَعْضُ مَنْ يُعْطَى مِمَّنْ لا يَسْأَلُ عَلَى غَيْرِهِ؟ قالَ: نَعَمْ، يُفَضَّلُ الَّذِي لَا يَسْأَلُ عَلَى الَّذِي يَسْأَلُ.

بخش سی و دوم: اولویّت برخی از زکات دریافت کنندگان بر دیگران

1 - عبد الله بن عجلان سکونی گوید: به امام باقر علیه السَّلام گفتم: گاهی من چیزی (پول، جنس ، طعام) را بین دوستان تقسیم می کنم و با این کار به آنها رسیدگی می نمایم، بفرمایید طبق چه ملاکی این را تقسیم بکنم؟

فرمود: به ایشان بر اساس هجرت در راه دین خداوند و نیز بر اساس عقل و فقه (علم حلال و حرام) عطا کن.

2 - عبدالرحمان بن حجّاج گوید: از ابوالحسن امام کاظم علیه السَّلام دربارۀ زکات سؤال کردم که (هنگام تقسیم و پرداخت آن) کسانی که درخواست دریافت زکات نکرده اند بر دیگران مقدم هستند؟

فرمود: آری، کسی که درخواست نکرده بر کسی که درخواست کرده مقدم است.

3 - عَلِيُّ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سُلَيْمَانَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:

إِنَّ صَدَقَةَ الْخُفِّ وَ الظُّلْفِ تُدْفَعُ إِلَى المُتَجَمِّلِينَ مِنَ الْمُسْلِمِينَ، فَأَمَّا صَدَقَةٌ الذَّهَبِ وَالْفِضَّةِ وَ مَا كِيلَ بِالْقَفِيزِ مِمَّا أَخْرَجَتِ الْأَرْضُ فَلِلْفُقَرَاءِ الْمُدْ قَعِينَ.

قالَ ابْنُ سِنَانِ: قُلْتُ: وَ كَيْفَ صَارَ هَذَا كَذَا؟

فَقالَ: لِأَنَّ هَؤُلاءِ مُتَجَمَّلُونَ يَسْتَحْيُونَ مِنَ النَّاسِ فَيُدْفَعُ إِلَيْهِمْ أَجْمَلُ الْأَمْرَيْنِ عِنْدَ النَّاسِ وَكُلُّ صَدَقَةٌ.

4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مَرَّارٍ عَنْ يُونُسَ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي إِبْرَاهِيمَ علیه السَّلام قَالَ: قُلْتُ لَهُ: الرَّجُلُ يُعْطِي الْأَلْفَ الدِّرْهَم مِنَ الزَّكَاةِ فَيَقْسِمُهَا فَيُحَدِّثُ نَفْسَهُ أَنْ يُعْطِيَ الرَّجُلَ مِنْهَا ثُمَّ يَبْدُو لَهُ وَ يَعْزِلُهُ وَيُعْطِي غَيْرَهُ؟

قالَ: لا بَأْسَ بِهِ.

3- عبدالله بن سنان گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

صدقۀ (زکات) شتر و گاو (چهارپایان) به آراستگان از مسلمانان پرداخت می شود و صدقه زکات طلا و نقره و هر آن چه که از زمین می روید و آن چه با قفیز (نوعی پیمانۀ عراقی) پیمانه می شود برای مستمندان و بیچارگان که دچار فقر شدید هستند در نظر گرفته می شود.

عبدالله گوید: گفتم: چگونه و به چه علّت این چنین می شود؟

فرمود: زیرا آراستگان آبرومندان از مردم خجالت و شرم دارند. پس زیباترین آن دو (زکات چهارپایان و زکات طلا و نقره و محصولات کشاورزی) در نزد مردم به آن ها پرداخت می شود، حال آن همه اینها صدقه (زکات) هستند.

4 - علی ابن ابی حمزه گوید: به امام کاظم علیه السَّلام عرض کردم: به شخصی 1000 درهم زکات داده می شود تا آن ها را تقسیم کند، او در دل خود می گوید که مقداری از آن را به فلان شخصی بدهم، پس برای او روشن می شود که او مستحق زکات نیست. از دادن زکات به او منصرف شده و به کسی دیگر می دهد (حکم این مسئله چیست؟)

فرمود: اشکالی در آن نیست.

5 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ عَنْبَسَةَ بْنِ مُصْعَبٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ:

أُتِيَ النَّبِيُّ صلَّی اللهُ علیه وآله بِشَيْءٍ فَقَسَمَهُ فَلَمْ يَسَعْ أَهْلَ الصُّفَةِ جَمِيعاً فَخَصَّ بِهِ أُناساً مِنْهُمْ، فَخَافَ رَسُولُ اللهِ صلَّی اللهُ علیه وآله أَنْ يَكُونَ قَدْ دَخَلَ قُلُوبَ الآخَرِينَ شَيْءٌ فَخَرَجَ إِلَيْهِمْ.

فَقالَ: مَعْذِرَةٌ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ إِلَيْكُمْ _ يَا أَهْلَ الصُّفَةِ! _ إِنَّا أُوتِينَا بِشَيْءٍ فَأَرَدْنَا أَنْ نَقْسِمَهُ بَيْنَكُمْ، فَلَمْ يَسَعُكُمْ فَخَصَصْتُ بِهِ أُناساً مِنْكُمْ خَشِينَا جَزَعَهُمْ وَ هَلَعَهُمْ.

6 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْن عُثْمَانَ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام أَوْ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ علیه السَّلام.

فِي الرَّجُلِ يَأْخُذُ الشَّيْءَ لِلرَّجُلِ ثُمَّ يَبْدُو لَهُ فَيَجْعَلُهُ لِغَيْرِهِ.

قالَ: لا بَأْسَ.

5 - عنبسة بن مصعب گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:

چیزی (مال، طعام، لباس...) برای پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله آورده شد، حضرتش آن ها را تقسیم کرد و به همۀ اهل صفه نرسید، بلکه به برخی از آن ها عنایت فرمود، پس نگران شد که دیگران به دل بگیرند و ناراحت شوند، از این رو به صفه رفت و به آنان فرمود: ای اهل صفّه! از خدا و شما عذر می خواهم، چیزی برای ما آوردند که باید تقسیم می شد، ولی به همه شما نمی رسید، از این رو به برخی از شما از آن دادم، زیرا از جزع، فزع و ناشکیبایی آن ها بیمناک بودیم.

6 - راوی گوید: امام صادق - یا امام کاظم علیه السَّلام - درباره شخصی که چیزی (از زکات) را برای شخصی در نظر می گیرد، ولی پس از آن برای او آشکار می شود (که به جهت فقیر نبودن، عدم ولایت و یا نصب عداوت و...) مستحق زکات نیست و آن چیز را برای شخصی دیگر قرار می دهد، فرمود:

اشکالی ندارد.

بخش سی و سوم

رجحان خویشاوندان در پرداخت زکات

(33) بَابُ تَفْضِيلِ الْقَرَابَةِ فِي الزَّكَاةِ وَ مَنْ لا يَجُوزُ مِنْهُمْ أَنْ يُعْطَوْا مِنَ الزَّكَاةِ

1 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ عَبْدِ الْمَلِكِ بْنِ عُتْبَةَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ مُوسَى علیه السَّلام قَالَ:

قُلْتُ لَهُ: لِى قَرَابَةٌ أُنْفِقُ عَلَى بَعْضِهِمْ وَأَفَضَّلُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ، فَيَأْتِينِي إِيَّانُ الزَّكَاةِ أَفَأَعْطِيهِمْ مِنْهَا؟

قالَ: مُسْتَحِقُونَ لَهَا؟

قُلْتُ: نَعَمْ .

قالَ: هُمْ أَفْضَلُ مِنْ غَيْرِهِمْ أَعْطِهِمْ.

قُلْتُ: فَمَنْ ذَا الَّذِي يَلْزَمُنِي مِنْ ذَوِي قَرَابَتِي حَتَّى لا أَحْسُبَ الزَّكَاةَ عَلَيْهِمْ.

فَقَالَ: أَبُوكَ وَ أُمُّكَ؟

قُلْتُ: أَبِي وَأُمِّي.

قالَ: الْوَالِدَانِ وَالْوُلْدُ.

بخش سی و سوم: رجحان خویشاوندان در پرداخت زکات و ...

1 - اسحاق بن عمّار گوید: به امام کاظم علیه السَّلام گفتم خویشانی دارم که به آنان کمک می کنم و برخی را بیشتر مورد توجّه قرار می دهم؛ اگر وقت زکات برسد، می توانم از بابت زکات به آنان بپردازم؟

فرمود: آیا مستحق زکات هستند؟

گفتم: آری.

فرمود: از بابت زکات به آنان نیز عطا کن. آنان از دیگران اولی ترند.

گفتم: پس کسانی هستند که خرجی آنان بر من واجب است و نمی توانم از بابت زکات چیزی به آنان بدهم؟

فرمود: پدرت و مادرت؟

گفتم: فقط پدرم و مادرم؟

فرمود: پدر و مادر و فرزندان.

2 - أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ مُثَنَّى عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: سَأَلَهُ رَجُلٌ وَأَنَا أَسْمَعُ قَالَ: أُعْطِي قَرَابَتِي زَكَاةَ مَالِي وَهُمْ لَا يَعْرِفُونَ . قالَ: فَقالَ: لا تُعْطِ الزَّكَاةَ إِلَّا مُسْلِماً وَ أَعْطِهِمْ مِنْ غَيْرِ ذَلِكَ.

ثُمَّ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام: أَ تَرَوْنَ أَنَّمَا فِي الْمَالِ الزَّكَاةَ وَحْدَهَا مَا فَرَضَ اللَّهُ فِي الْمَالِ مِنْ غَيْرِ الزَّكَاةِ أَكْثَرُ تُعْطِي مِنْهُ الْقَرَابَةَ وَ الْمُعْتَرِضَ لَكَ مِمَّنْ يَسْأَلُكَ فَتُعْطِيهِ مَا لَمْ تَعْرِفْهُ بِالنَّصْبِ، فَإِذَا عَرَفْتَهُ بِالنَّصْبِ فَلا تُعْطِهِ إِلَّا أَنْ تَخَافَ لِسَانَهُ فَتَشْتَرِيَ دِينَكَ وَ عِرْضَكَ مِنْهُ.

3 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرِ قَالَ:

سَأَلْتُ الرّضَا علیه السَّلام : عَنِ الرَّجُلِ لَهُ قَرَابَةٌ وَ مَوَالِي وَأَتْبَاعٌ يُحِبُّونَ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ علیه السَّلام وَلَيْسَ يَعْرِفُونَ صَاحِبَ هَذَا الْأَمْرِ أَيُعْطَوْنَ مِنَ الزَّكَاةِ؟

قال: لا.

2 - ابوبصیر گوید: شخصی از حضرتش سؤال کرد _ در حالی که من می شنیدم _ و زکات مالم را به بستگانم می دهم، حال آن که آن ها نسبت به ولایت شما معرفت ندارند.

فرمود: زکات مالت را جز به مسلمان (که ولایت ما را پذیرفته) مده و به بستگانت دیگری غیر از زکات بده.

سپس امام صادق علیه السَّلام فرمود: مگر نمی بینید که فرض در مال فقط زکات است، بیشترین مورد را به خویشان و درخواست کنندگان پرداخت می شود پس به او تا زمانی که دشمنی با ما را از او نفهمیدی می دهی، پس اگر دشمنی او با ما را فهمیدی دیگر به او مده، مگر آن که از زبانش بترسی، که در آن صورت با آن (با مال زکات) دین و عرض و آبروی خود را می خری.

3 - احمد بن محمّد بن ابی نصر گوید: به امام رضا علیه السَّلام گفتم: ممکن است که خویشان، وابستگان و خدمتکاران ما از دوستان امیر المؤمنین علیه السَّلام باشند، ولی امام زمان خود را نشناسند آیا زکات فریضه به آنان می رسد؟

فرمود: نه.

4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ زُرْعَةَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:

الرّجُلُ يَكُونُ لَهُ الزَّكَاةَ وَ لَهُ قَرَابَةٌ مُحْتَاجُونَ غَيْرُ عَارِفِينَ أَ يُعْطِيهِمْ مِنَ الزَّكَاةِ؟

فَقالَ: لا، وَ لا كَرَامَةَ، لا يَجْعَلُ الزَّكَاةَ وِقَايَةً لِمَالِهِ يُعْطِيهِمْ مِنْ غَيْرِ الزَّكَاةِ إِنْ أَرَادَ.

5 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ الْحَجَّاجِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:

خَمْسَةٌ لا يُعْطَوْنَ مِنَ الزَّكَاةِ شَيْئاً : الْأَبُ وَ الْأُمُّ وَ الْوَلَدُ والمَمْلُوكُ والمَرْأَةُ، وَ ذَلِكَ أَنَّهُمْ عِيَالُه لازمُونَ لَهُ.

6 - أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ وَ غَيْرُهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْحَمِيدِ عَنْ أَبِي جَمِيلَةَ عَنْ زَيْدِ الشَّحَامِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: فِي الزَّكَاةِ يُعْطَى مِنْهَا الْأَخُ وَ الْأُخْتُ وَ العَمُ وَ العَمَّةُ وَالْخَالُ وَالْخَالَةُ وَلا يُعْطَى الْجَدُّ وَ لَا الْجَدَّةُ.

4 - ابو بصیر گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم: کسی که زکات فریضه برعهده دارد و خویشان فقیری دارد که امام خود را نمی شناسند، آیا می تواند از بابت زکات فریضه چیزی به آنان بدهد؟

فرمود: نه. و هیچ کرامتی ندارند. نمی تواند زکات فریضه را سپر اموال خود قرار دهد. گر دلش میخواهد از بابت دیگری به آنان انفاق کند.

5- عبدالرحمان بن حجّاج گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

پنج طایفه از زکات انسان سهمی نمی برند: پدر، مادر، فرزند، برده، همسر. اینان در زمرهٔ عیال انسانند و واجب النفقه محسوب می شوند.

6 - زید شحّام گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

از زکات به برادر، خواهر، عمو، دایی و خاله داده می شود، ولی به پدر بزرگ و مادر بزرگ داده نمی شود.

7 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى وَ مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ حَمْزَةَ قَالَ:

قُلْتُ لِأَبِي الْحَسَنِ علیه السَّلام : رَجُلٌ مِنْ مَوَالِيكَ لَهُ قَرَابَةٌ كُلُّهُمْ يَقُولُ بِكَ وَ لَهُ زَكَاةً أَ يَجُوزُ لَهُ أَنْ يُعْطِيَهُمْ جَمِيعَ زَكَاتِهِ؟

قالَ: نَعَمْ.

8 - مُحَمَّدُ بْنُ أَبِي عَبْدِ اللهِ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ أبي الْحَسَن علیه السَّلام قَالَ:

سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ يَضَعُ زَكَاتَهُ كُلَّهَا فِي أَهْلِ بَيْتِهِ وَ هُمْ يَتَوَلَّوْنَكَ؟

فَقالَ: نَعَمْ.

9 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عِمْرَانَ بْنِ إِسْمَاعِيلَ بْنِ عِمْرَانَ الْقُمِّيُّ قَالَ:

كَتَبْتُ إِلَى أَبِي الْحَسَنِ الثَّالِثِ علیه السَّلام : أَنَّ لِي وَلْدَاً رِجَالاً وَنِسَاءً أَ فَيَجُوزُ لِي أَنْ أُعْطِيَهُمْ مِنَ الزَّكَاةِ شَيْئاً؟

فَكَتَبَ علیه السَّلام: أَنَّ ذَلِكَ جَائِزٌ لَكُمْ.

7 - احمد بن حمزه گوید: به ابوالحسن الرضا علیه السَّلام گفتم: مردی از وابستگان شما، زکاتی بر عهده دارد: آیا می تواند به خویشان خود _ که همه از شیعیان شما هستند _ بپردازد؟

فرمود: آری.

علی بن مهزیار گوید: از ابوالحسن علیه السَّلام کردم: شخصی زکات دارایی خود را برای خانواده اش که همگی از موالیان شما هستند قرار می دهد (می تواند؟)

فرمود: آری (اشکالی ندارد).

9 - اسماعيل بن عمران قمی گوید: برای امام هادی علیه السَّلام طی نامه ای نوشتم من فرزندان دختر و پسر دارم، آیا جایز است از زکات مقداری به آن ها بدهم؟

مرقوم فرمود: همانا این کار برای شما جایز است.

10 - أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ وَ غَيْرُهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ مُحَمَّدِ بْن جَزَّكِ قَالَ:

سَأَلْتُ الصَّادِقَا علیه السَّلام أَدْفَعُ عُشْرَ مَالِي إِلَى وُلْدِ ابْنَتِي ؟

قالَ: نَعَمْ، لا بَأْسَ.

بخش سی و چهارم

چند حدیث نکته دار

(34) بَابٌ نَادِرٌ

1 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنْ أَبِي مُحَمَّدٍ الْوَابِشِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

سَأَلَهُ بَعْضُ أَصْحَابِنَا عَنْ رَجُلٍ اشْتَرَى أَبَاهُ مِنَ الزَّكَاةِ زَكَاةِ مَالِهِ .

قالَ: اشْتَرَى خَيْرَ رَقَبَةٍ، لا بَأْسَ بذَلِكَ.

2 - أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ:

10 - محمّد بن جزک گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: آیا می توانم یک دهم مالم را (زکات) به فرزندان دخترم پرداخت کنم؟

فرمود: آری، اشکالی ندارد.

بخش سی و چهارم: چند حدیث نکته دار

1 - ابو محمّد وابشی گوید: یکی از اصحاب ما از امام صادق علیه السَّلام پرسید: شخصی از زکات اموال خود، پدرش را خریده است تا از قید بردگی رها شود، آیا این عمل صحیح است؟

فرمود: این مرد بهترین برده ای که ممکن بوده، خریداری کرده است اشکالی ندارد.

2 - اسحاق بن عمّار گوید:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنْ رَجُلٍ عَلَى أَبِيهِ دَيْنٌ وَ لِأَبِيهِ مَتُونَةٌ أَ يُعْطِي أَبَاهُ مِنْ زَكَاتِهِ يَقْضِي دَيْنَهُ؟

قالَ: نَعَمْ، وَ مَنْ أَحَقُّ مِنْ أَبِيهِ ؟!

3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ:

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: رَجُلٌ حَلَّتْ عَلَيْهِ الزَّكَاةَ وَ مَاتَ أَبُوهُ وَ عَلَيْهِ دَيْنٌ أَ يُؤَدِّي زَكَاتَهُ فِي دَيْنِ أبِيهِ وَلِلْابْن مَالٌ كَثِيرٌ؟

فَقالَ: إِنْ كَانَ أَبُوهُ أَوْرَثَهُ مَالاً ثُمَّ ظَهَرَ عَلَيْهِ دَيْنٌ لَمْ يَعْلَمْ بِهِ يَوْمَئِذٍ، فَيَقْضِيَهُ عَنْهُ قَضَاهُ مِنْ جَمِيعِ المِيرَاثِ وَ لَمْ يَقْضِهِ مِنْ زَكَاتِهِ، وَإِنْ لَمْ يَكُنْ الميراث وَلَمْ يَقْضِهِ مِنْ زَكَاتِهِ، وَإِنْ لَمْ يَكُنْ أَوْرَثَهُ مَالاً لَمْ يَكُنْ أَحَدٌ أَحَقُّ بِزَكَاتِهِ مِنْ دَيْنِ أبِيهِ، فَإِذَا أَدَّاهَا فِي دَيْنِ أَبِيهِ عَلَى هَذِهِ الْحَالِ أَجْزَأَتْ عَنْهُ

از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: پدری قرض دارد و هزینۀ زندگی او به حدّی است که نمی تواند قرض خود را بپردازد. آیا پسرش می تواند قرض او را از زکات ادا کند؟

فرمود: آری می تواند، و چه کسی از پدر انسان شایسته تر است؟!

3 - زراره گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم: مردی زکات فریضه بر عهده دارد، و پدرش که شده، قرضدار بوده، آیا می تواند زکات خود را بابت قرض پدر بپردازد با این که ثروت زیادی دارد؟

فرمود: اگر پدرش می راثی به جا نهاده و بعداً قرض او آشکار شده، نمی تواند از بابت زكات فریضه قرض او را بپردازد، بلکه باید قرض او را از مجموعۀ میراث او بپردازند. ولی اگر از پدرش میراثی به جا نمانده باشد، هیچ کس به زکات او شایسته تر از پدر نخواهد بود. اگر از راه زکات، قرض پدر را بپردازد، کفایت خواهد کرد.

بخش سی و پنجم

حکم زکاتی که از شهری به شهر دیگر ارسال می شود...

(35) بَابُ الزَّكَاةِ تُبْعَثُ مِنْ بَلَدٍ إِلَى بَلَدٍ أَوْ تُدْفَعُ إِلَى مَنْ يَقْسِمُهَا فَتَضِيعُ

1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِم قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام:

رَجُلٌ بَعَثَ بِزَكَاةِ مَالِهِ لِتُقْسَمَ فَضَاعَتْ هَلْ عَلَيْهِ ضَمَانُهَا حَتَّى تُقْسَمَ؟

فَقالَ: إِذَا وَجَدَ لَهَا مَوْضِعاً فَلَمْ يَدْفَعْهَا فَهُوَ لَهَا ضَامِنٌ حَتَّى يَدْفَعَهَا، وَإِنْ لَمْ يَجِدْ لَهَا مَنْ يَدْفَعُهَا إِلَيْهِ فَبَعَثَ بِهَا إِلَى أَهْلِهَا فَلَيْسَ عَلَيْهِ ضَمَانٌ، لِأَنَّهَا قَدْ خَرَجَتْ مِنْ يَدِهِ. وَ كَذَلِكَ الْوَصِيُّ الَّذِي يُوصَى إِلَيْهِ يَكُونُ ضَامِناً لِمَا دُفِعَ إِلَيْهِ إِذَا وَجَدَ رَبَّهُ الَّذِي أُمِرَ بِدَفْعِهِ إِلَيْهِ، فَإِنْ لَمْ يَجِدْ فَلَيْسَ عَلَيْهِ ضَمَانٌ.

بخش سی و پنجم: حکم زکاتی که از شهری به شهر دیگر ارسال می شود یا فردی تقسیم میکند و ضایع می گردد

1 - محمّد بن مسلم گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم: اگر کسی زکات اموالش را به محلّ دیگری بفرستد تا به اشخاص معیّنی برسانند. ولی وجه زکات، در نیمۀ راه تلف شود، آیا ضمانت آن بر عهدۀ صاحب مال باقی است که باید مجدداً بپردازد؟

فرمود: اگر در محل خودش مستحقی بوده و زکات را به او نپرداخته، صاحب زکات ضمانت دارد و مجدداً باید بپردازد، ولی اگر مستحقی نبوده و از این جهت به محل دیگری فرستاده، ضمانت ندارد، زیرا صاحب مال، طبق وظیفۀ شرعی زکات خود را به محل دیگری فرستاده است؛ و آن کسی که از طرف صاحب زكات مأمور شده تا زکات را به اهل آن برساند اگر اشخاص مستحق را دیده و در پرداخت آن تأخیر کرده، ضمانت پرداخت زکات به عهدۀ او خواهد بود و اگر آن اشخاص را ندیده و در اثنای جست وجو، وجه زكات تلف شده، ضمانتی نخواهد داشت.

2 - حَمَّادُ بْنُ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:

إِذَا أَخْرَجَ الرَّجُلُ الزَّكَاةَ مِنْ مَالِهِ ثُمَّ سَمَّاهَا لِقَوْمٍ فَضَاعَتْ، أَوْ أَرْسَلَ بِهَا إِلَيْهِمْ فَضَاعَتْ فَلا شَيْءَ عَلَيْهِ.

3 - حَرِيزٌ عَنْ عُبَيْدِ بْنِ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام أَنَّهُ قَالَ:

إِذَا أَخْرَجَهَا مِنْ مَالِهِ فَذَهَبَتْ وَ لَمْ يُسَمَّهَا لِأَحَدٍ فَقَدْ بَرِئَ مِنْهَا.

حَرِيزٌ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنْ رَجُلٍ بَعَثَ إِلَيْهِ أَخٌ لَهُ زَكَاتَهُ لِيَقْسِمَهَا فَضَاعَتْ.

فَقالَ: لَيْسَ عَلَى الرَّسُولِ وَ لا عَلَى الْمُؤَدِّى ضَمَانٌ.

قُلْتُ: فَإِنَّهُ لَمْ يَجِدْ لَهَا أَهْلاً فَفَسَدَتْ وَ تَغَيَّرَتْ أَ يَضْمَنُهَا؟

قالَ:لا، وَ لَكِنْ إِنْ عَرَفَ لَهَا أَهْلاً فَعَطِبَتْ ، أَوْ فَسَدَتْ فَهُوَ لَهَا ضَامِنٌ حَتَّى يُخْرِجَهَا.

2 - ابوبصیر گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:

اگر کسی حق زکات را از اموالش جدا کند و به نام اشخاص معیّنی کنار بگذارد و یا برای آنان ارسال کند، و بعداً تلف شود، ضمانتی بر عهدهٔ صاحب مال نخواهد بود.

3 - عبيد بن زراره گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: بعد از آن که صاحب مال، حق زکات را جدا کند و کنار بگذارد، گرچه اشخاص معیّنی را نامزد نکند، باز هم از عهدۀ پرداخت زكات خارج شده و ضمانتی ندارد.

4 - زراره گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: اگر کسی از جانب صاحب مال، مأمور شود که زکات او را تقسیم کند ولی وجه زکات در دست او تلف ،گردد، تکلیف او چیست؟

فرمود: مأمور و صاحب زکات، هیچ یک ضمانت ندارند.

گفتم اگر مستحقی نیابد و با گذشت زمان، گندم ها فاسد شوند، آیا ضمانت دارد؟

فرمود: نه. ولی اگر مستحق زکات را بشناسد و در پرداخت آن تأخیر کند و بعداً گوسفندان بمیرند و گندم ها فاسد بشوند، ضمانت دارد تا این که از عهدۀ آن برآید.

5 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنْ جَمِيلِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ بُكَيْرِ بْنِ أَعْيَنَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرِ علیه السَّلام عَنِ الرَّجُلِ يَبْعَثُ بِزَكَاتِهِ فَتَسْرَقُ أَوْ تَضِيعُ .

قَالَ: لَيْسَ عَلَيْهِ شَيْءٌ.

6 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَمَّنْ أَخْبَرَهُ عَنْ دُرُسْتَ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام أَنَّهُ قَالَ فِى الزَّكَاةِ يَبْعَثُ بِهَا الرَّجُلُ إِلَى بَلَدٍ غَيْر بَلَدِهِ .

قالَ: لا بَأْسَ أَنْ يَبْعَثَ الثُّلُثَ، أَوِ الرُّبعَ - شَكٌّ أَبُو أَحْمَدَ _.

7 - مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ الْحَكَم عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام:

فِي الرَّجُلِ يُعْطَى الزَّكَاةَ يَقْسِمُهَا أَلَّهُ أَنْ يُخْرِجَ الشَّيْء مِنْهَا مِنَ الْبَلْدَةِ الَّتِي هُوَ فِيهَا إِلَى غَيْرِهَا.

قالَ : لا بَأْسَ.

5 - بکیر گوید: از امام باقر علیه السَّلام پرسیدم: اگر انسان زکات اموالش را برای کسی بفرستد و در نیمۀ راه سرقت شود، یا گم شود، تکلیف او چیست؟

فرمود: چیزی بر عهده اوست.

6 - راوی گوید: امام صادق علیه السَّلام در مورد مردی که زکات را می پردازد که تقسیم شود آیا می تواند بخشی از آن را از شهر خود به شهر دیگری ببرد؟

فرمود: اشکالی ندارد که یک سوم یا یک چهارم آن را _ تردید از ابو احمد است _ ( به شهر دیگری) ببرد.

7 - هشام بن حکم گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: شخصی مأمور می شود که زکات دیگران را تقسیم کند، آیا می تواند قسمتی را به شهر دیگری ارسال کند؟

فرمود: مانعی ندارد.

8 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَيْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ عَبْدِ الْكَرِيمِ بْنِ عُتْبَةَ الْهَاشِمِيٌّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

كَانَ رَسُولُ اللهِ صلَّى الله عليه وآله يَقْسِمُ صَدَقَةَ أَهْلِ الْبَوَادِي فِي أَهْلِ الْبَوَادِي، وَ صَدَقَةَ أَهْلِ الْحَضَرِ فِي أَهْلِ الْحَضَرِ ، وَ لا يَقْسِمُهَا بَيْنَهُمْ بِالسَّوِيَّةِ، إِنَّمَا يَقْسِمُهَا عَلَى قَدْرِ مَا يَحْضُرُهُ مِنْهُمْ، وَ مَا يَرَى لَيْسَ فِي ذَلِكَ شَيْءٌ مُوَفَّتٌ.

9 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيَّ عَنْ وُهَيْبِ بْنِ حَفْصِ قَالَ:

كُنَّا مَعَ أَبِي بَصِيرٍ فَأَتَاهُ عَمْرُو بْنُ إِلْيَاسَ فَقالَ لَهُ: يَا أَبَا مُحَمَّدٍ! إِنَّ أَخِي بِحَلَبَ بَعَثَ إِلَيَّ بِمَالٍ مِنَ الزَّكَاةِ أَقْسِمُهُ بِالْكُوفَةِ، فَقُطِعَ عَلَيْهِ الطَّرِيقُ فَهَلْ عِنْدَكَ فِيهِ روَايَةٌ؟

فَقَالَ: نَعَمْ، سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السَّلام عَنْ هَذِهِ الْمَسْأَلَةِ وَ لَمْ أَظُنَّ أَنَّ أَحَداً يَسْأَلُنِي عَنْهَا أبَداً.

8 - عبدالکریم هاشمی گوید: امام صادق علیه السَّلام می فرماید: رسول خدا صلَّى الله عليه وآله زکات بادیه نشینان را میان فقرای بادیه نشین تقسیم می کرد و زکات شهرنشینان را میان فقرای شهرنشین تقسیم می کرد. رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله زکات را به سهام مساوی تقسیم نمی کرد، آن چه صلاح می دانست به هر طبقه ای که حاضر بودند می پرداخت؛ در تقسیم زکات، سهام ویژه ای برای طبقات مختلف مقرر نشده است.

9 - وهيب بن حفص گوید: در خدمت ابو بصیر بودیم، عمرو بن الیاس آمد و گفت: برادر که در شهر حلب تجارت می کند، مبلغی را از بابت زکات برای من فرستاده تا در شهر کوفه میان شیعیان تقسیم کنم، ولی راهزنان وجه زکات را ربوده اند، آیا نزد تو راجع به این مسأله روایتی هست؟

گفت: آری، من این مسأله را از امام باقر علیه السَّلام پرسیده ام، و گمان نمی کردم کسی مبتلا شود و از این مقوله سؤالی مطرح کند.

فَقُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرِ علیه السَّلام: جُعِلْتُ فِدَاكَ الرَّجُلُ يَبْعَثُ بِزَكَاتِهِ مِنْ أَرْضِ إِلَى أَرْضِ فَيُقْطَعُ عَلَيْهِ الطَّريق

فَقالَ: قَدْ أَجْزَأَتْ عَنْهُ، وَلَوْ كُنْتُ أَنَا لَأَعَدْتُهَا.

10 - أَبُو عَلى الأَشْعَرِي عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُسْكَانَ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

لا تَحِلُّ صَدَقَةُ الْمُهَاجِرِينَ لِلْأَعْرَابِ، وَ لا صَدَقَةُ الْأَعْرَابِ لِلْمُهَاجِرِينَ.

11 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْن سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ يَحْيَى بْنِ عِمْرَانَ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ ضُرَيْسِ قَالَ: سَأَلَ الْمَدَائِنِيُّ أَبَا جَعْفَرِعلیه السَّلام قَالَ: إِنَّ لَنَا زَكَاةً نُخْرِجُهَا مِنْ أَمْوَالِنَا فَفِي مَنْ نَضَعُهَا؟

فَقالَ: فِي أَهْل وَلايَتِكَ.

فَقَالَ: إِنِّي فِي بِلادٍ لَيْسَ فِيهَا أَحَدٌ مِنْ أَوْلِيَائِكَ.

فَقالَ: ابْعَثْ بِهَا إِلَى بَلَدِهِمْ تُدْفَعُ إِلَيْهِمْ، وَ لَا تَدْفَعْهَا إِلَى قَوْمِ إِنْ دَعَوْتَهُمْ غَداً إِلَى أَمْرِكَ لَمْ يُجِيبُوكَ وَكَانَ - وَ اللَّهِ - الذِّبْحُ.

من به امام باقر علیه السَّلام گفتم: قربانت شوم! اگر کسی زکات اموالش را از شهری به شهر دیگری بفرستد و راهزنان راه را بر فرستاده بگیرند و مال زکات را ببرند، تکلیف صاحب زکات چه خواهد بود؟

فرمود: تکلیف زکات از عهدۀ او ساقط است. اگر من باشم، زکات اموالم را مجدداً می پردازم.

10 - حلبی گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

زكات مهاجرین شهر نشین برای مردم بادیه نشین روا نیست و زکات مردم بادیه نشین برای مهاجرین شهرنشین روا نخواهد بود.

11 - ضریس گوید: یک نفر از اهل مدائن به امام باقر علیه السَّلام گفت: مقداری زکات به اموال ما تعلّق می گیرد، موقعی که آن را جدا می کنیم، به چه افرادی تسلیم کنیم؟

فرمود: در میان شیعیانی که مانند خودت به ولایت معتقد باشند تقسیم کن.

آن مرد گفت: من در سرزمینی زندگی می کنم که غیر از ما، یک تن از اولیای شما زندگی نمی کند؟

فرمود: زکات اموالت را به شهر شیعیان ارسال کن تا در آنجا میان مستمندان شیعه تقسیم شود. زکات اموالت را به کسانی مده که اگر فردای آن روز، آنان را به مذهب خود، فراخوانی، اجابت نمی کنند، بلکه _ به خدا سوگند! _ چون از مذهبت باخبر شوند، سرت را نیز از تنت جدا می کنند.

بخش سی و ششم

حکم حکم مامور پخش زکاتی که مستخق است، و برای خود بر می دارد

(36) بَابُ الرَّجُلِ يُدْفَعُ إِلَيْهِ الشَّيْءُ يُفَرِّقُهُ وَ هُوَ مُحْتَاجُ إِلَيْهِ يَأْخُذُ لِنَفْسِهِ

1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ سَعِيدِ بْن يَسَارٍ قَالَ:

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام: الرَّجُلُ يُعْطَى الزَّكَاةَ يَقْسِمُهَا فِي أَصْحَابِهِ أَيَأْخُذُ مِنْهَا شَيْئاً؟

قالَ: نَعَمْ.

2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِي إِبْرَاهِيمَ علیه السَّلام :

فِي رَجُلٍ أُعْطِيَ مَالاً يُفَرِّقُهُ فِيمَنْ يَحِلُّ لَهُ أَلَهُ أَنْ يَأْخُذَ مِنْهُ شَيْئاً لِنَفْسِهِ وَإِنْ لَمْ یُسمَّ لَهُ؟

قالَ : يَأْخُذُ مِنْهُ لِنَفْسِهِ مِثْلَ مَا يُعْطِي غَيْرَهُ.

بخش سی و ششم: حکم مأمور پخش زکاتی که مستحق است، و برای خود بر می دارد

1 - سعید بن یسار گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم: اگر کسی را مأمور کنند تا وجه زکات را در میان یاران فقیرش تقسیم کند، آیا میتواند سهمی برای خودش بردارد؟

فرمود: آری.

2 - حسين بن عثمان گوید: به امام کاظم علیه السَّلام گفتم: اگر وجه زکات را به کسی تسلیم کنند تا به افراد مستحق برساند، آیا می تواند سهمی برای خودش بردارد، با آن که نام خودش در میان نبوده است؟

فرمود: می تواند به اندازۀ سهم یک نفر برای خودش بردارد.

3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ الْحَجَّاجِ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَن علیه السَّلام عَن الرَّجُل يُعْطِي الرَّجُلَ الدَّرَاهِمَ يَقْسِمُهَا وَيَضَعُهَا فِي مَوَاضِعِهَا وَ هُوَ مِمَّنْ يَحِلُّ لَهُ الصَّدَقَةُ .

قالَ: لا بَأْسَ أَنْ يَأْخُذَ لِنَفْسِهِ كَمَا يُعْطِي غَيْرَهُ .

قالَ: وَ لا يَجُوزُ لَهُ أَنْ يَأْخُذَ إِذَا أَمَرَهُ أَنْ يَضَعَهَا فِي مَوَاضِعَ مُسَمَّاةٍ إِلَّا بِإِذْنِهِ.

(37) بَابُ الرَّجُلُ إِذَا وَصَلَتْ إِلَيْهِ الزَّكَاةُ فَهيَ كَسَبِيلِ مَالِهِ يَفْعَلُ بِهَا مَا يَشَاءُ

1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

إِذَا أَخَذَ الرَّجُلُ الزَّكَاةَ فَهِيَ كَمَالِهِ يَصْنَعُ بِهَا مَا يَشَاءُ .

عبدالرحمان بن حجّاج گوید: از امام کاظم علیه السَّلام سؤال کردم: شخصی به شخص دیگری مقداری در هم می دهد تا آن ها را در جای خود تقسیم کند و خود مقسّم، مستحق زکات است (آیا می تواند برای خودش بردارد؟)

فرمود: مانعی ندارد به همان نسبت که به دیگران می دهد برای خودش نیز بردارد.

و نیز فرمود: و جایز نیست مقسّم از آن ها بردارد، اگر صاحب درهم ها به اوامر کرده باشد که آنها را در محل و مورد مخصوصی که با اسم مشخص کرده، تقسیم کند، مگر به اجازه صاحب در هم ها ( که در آن صورت می تواند بردارد).

بخش سی و هفتم: وقتی به کسی زکات پرداخت شد می تواند مثل مال خودش هر طور خواهد مصرف کند

1 - سماعه گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

بعد از آن که فقیر و مستمند، از بابت زکات فریضه، وجهی دریافت کند، آن زکات، ملک و مال او خواهد بود و می تواند مطابق میل و دلخواهش خرج کند.

قالَ: وَ قال: إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فَرَضَ لِلْفُقَرَاءِ فِي أَمْوَالِ الْأَغْنِيَاءِ فَرِيضَةً لا يُحْمَدُونَ إِلَّا بِأَدَائِهَا وَهِيَ الزَّكَاةُ، فَإِذَا هِيَ وَصَلَتْ إِلَى الْفَقِيرِ فَهِيَ بِمَنْزِلَةِ مَالِهِ يَصْنَعُ بِهَا مَا يَشَاءُ.

فَقُلْتُ : يَتَزَوَّجُ بِهَا وَ يَحُجُّ مِنْهَا؟

قالَ: نَعَمْ، هِيَ مَالُهُ.

قُلْتُ: فَهَلْ يُؤْجَرُ الْفَقِيرُ إِذَا حَجَّ مِنَ الزَّكَاةِ كَمَا يُؤْجَرُ الْغَنِيُّ صَاحِبُ الْمَالِ ؟

قالَ: نَعَمْ.

2 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَيْدٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ:

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام : إِنَّ شَيْخاً مِنْ أَصْحَابِنَا يُقَالُ لَهُ: عُمَرُ، سَأَلَ عِيسَى بْنَ أَعْيَنَ وَهُوَ مُحْتَاجٌ.

فَقالَ لَهُ عِيسَى بْنُ أَعْيَنَ أَمَا إِنَّ عِنْدِي مِنَ الزَّكَاةِ، وَلَكِنْ لا أُعْطِيكَ مِنْهَا.

فَقَالَ لَهُ: وَ لِمَ؟

حضرتش فرمود: خداوند عزَّوجل در اموال ثروتمندان برای مستمندان فرض و واجب کرده است. اگر ثروتمندان این حق مالی را که همان زکات است، به مستمندان نپردازند، مورد ستایش واقع نخواهند شد، و موقعی که حق زکات به دست مستمندان برسد، ملک و مال آنان خواهد بود و می توانند مانند ثروتمندان به میل خود خرج کنند.

گفتمک می تواند از راه زکات، زن بگیرد و به مکّه برود؟

فرمود: آری، مال خود اوست.

گفتم: اگر به حج برود، مثل ثروتمندان که به حج می روند، اجر و پاداش اخروی خواهد داشت؟

فرمود: آری.

2 - ابوبصیر گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم: پیرمردی از اصحاب ما که محتاج است به نام از عیسی بن اعین درخواست کمک کرد.

گفت: اتفاقاً وجهی از بابت زکات نزد من حاضر است، اما به تو نخواهم داد.

پیرمرد پرسید: چرا؟

فَقالَ: لِأَنِّى رَأَيْتُكَ اشْتَرَيْتَ لَحْماً وَ تَمْراً.

فَقالَ: إِنَّمَا رَبِحْتُ دِرْهَماً فَاشْتَرَيْتُ بِدَانِقَيْنِ لَحْماً وَ بِدَانِقَيْنِ تَمْراً ثُمَّ وَ رَجَعْتُ بِدَانِقَيْنِ لِحَاجَةٍ .

قالَ: فَوَضَعَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام يَدَهُ عَلَى جَبْهَتِهِ سَاعَةً ثُمَّ رَفَعَ رَأْسَهُ. ثُمَّ قَالَ: إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَتَعَالَى نَظَرَ فِي أَمْوَالِ الْأَغْنِيَاءِ ثُمَّ نَظَرَ فِي الْفُقَرَاءِ، فَجَعَلَ فِي أَمْوَالِ الْأَغْنِيَاءِ مَا يَكْتَفُونَ بِهِ وَلَوْ لَمْ يَكْفِهِمْ لَزَادَهُمْ بَلْ يُعْطِيهِ مَا يَأْكُلُ وَ يَشْرَبُ وَ يَكْتَسِي وَ يَتَزَوَّجُ وَ يَتَصَدَّقُ وَ يَحُجُ.

3 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: سَأَلَ رَجُلٌ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام وَ أَنَا جَالِسٌ فَقالَ: إِنِّي أُعْطَى مِنَ الزَّكَاةِ فَأَجْمَعُهُ حَتَّى أَحُجَّ بِهِ؟

قالَ: نَعَمْ، يَأْجُرُ اللَّهُ مَنْ يُعْطِيكَ.

گفت: زیرا من دیدم که تو هم گوشت خریدی و هم خرما خریدی

پیرمرد گفت: من یک درهم سود برده بودم، با دو دانگ آن گوشت خریدم و با دو دانگ دیگرش خرما خریدم و دو دانگ آن را برای حاجت دیگری به خانه بردم.

موقعی که من این گزارش را خدمت امام صادق علیه السَّلام عرض کردم، حضرتش دست خود را بر پیشانی نهاد و بعد از چند سر خود را بلند کرد و فرمود: خداوند تبارک و تعالی به اموال ثروتمندان نظری افکند، سپس به جمع فقرا و نیازمندان نظر کرد، و به اندازۀ حاجت نیازمندان در مال ثروتمندان حقّی معیّن نمود، این حق مالی، تمام حوائج نیازمندان را کفایت خواهد کرد، اگر در حدّ کفایت نبود، بر میزان زکات می افزود. باید به مستحق زکات، چندان بدهد که بخورد، بیاشامد، پوشاک خود را تهیّه کند، زن بگیرد، صدقه بدهد و حج برود.

3 - محمّد بن مسلم گوید: من در خدمت امام صادق علیه السَّلام نشسته بودم، مردی پرسید که من از بابت زکات، وجوهی دریافت می کنم، می توانم آن را جمع کنم و به حج بروم؟

فرمود: آری. خداوند به کسانی که زکات می دهند و تو را به فریضۀ حج موفق می کنند، اجر و پاداش بدهد.

بخش سی و هشتم

انسان از زکات حج انجام می دهد یا برده آزاد می کند...

(38) بَابُ الرَّجُلِ يَحُجُّ مِنَ الزَّكَاةِ أَوْ يُعْتِقُ

1 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجٍ - عَنْ إِسْمَاعِيلَ الشَّعِيرِي عَنِ الْحَكَم بن عُتَيْبَةَ قَالَ:

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: رَجُلٌ يُعْطِي الرَّجُلَ مِنْ زَكَاةِ مَالِهِ يَحُجُّ بِهَا؟

قالَ: مَالُ الزَّكَاةِ يُحَجُ بِهِ.

فَقُلْتُ لَهُ: إِنَّهُ رَجُلٌ مُسْلِمٌ أَعْطَى رَجُلاً مُسْلِماً.

فَقالَ: إِنْ كَانَ مُحْتَاجاً فَلْيُعْطِهِ لِحَاجَتِهِ وَفَقْرِهِ وَ لا يَقُولُ لَهُ: حُجَّ بِهَا يَصْنَعُ بِهَا بَعْدُ مَا يَشَاءُ.

2 - أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ عَمْرٍو عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ:

سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ يَجْتَمِعُ عِنْدَهُ مِنَ الزَّكَاةِ الْخَمْسُمِائَةِ وَ السِّتُّمَائَةِ يَشْتَرِي بِهَا نَسَمَةً وَ يُعْتِقُهَا.

بخش سی و هشتم: انسان از زکات حج انجام می دهد یا برده آزاد می کند

1 - حكيم بن عتیبه گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم: اگر انسان زکات اموالش را در اختیار کسی بگذارد و بگوید: با این نقدینه به حج برو، اشکالی دارد؟

فرمود: با زکات فریضه می توان به حج رفت؟

گفتم: زکات دهنده و گیرنده هر دو مسلمانند.

فرمود: اگر گیرندۀ وجه، نیازمند باشد، باید از بابت سهم فقرا و نیازمندان به او بپردازد و نگوید: با این نقدینه به حج برو. گیرنده می تواند مال زکات را به دلخواه خود خرج کند.

2 - ابوبصیر گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم: اگر انسان زکات اموالش را جمع کند تا پانصد درهم و یا ششصد در هم فراهم شود و با آن مبلغ یک برده بخرد و آزاد کند، چه صورت دارد؟

فَقالَ: إِذا يَظْلِمَ قَوْماً آخَرينَ حُقُوقَهُمْ.

ثُمَّ مَكَثَ مَلِيّاً. ثُمَّ قالَ: إلَّا أَن يَكُونَ عَبْداً مُسْلِماً فِى ضَرُورَةٍ فَيَشْتَرِيَهُ وَ يُعْتِقَهُ.

3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ مَرْوَانَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ عُبَيْدِ بْن زُرَارَةَ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنْ رَجُلٍ أَخْرَجَ زَكَاةَ مَالِهِ أَلْفَ دِرْهَم فَلَمْ يَجِدْ مَوْضِعاً يَدْفَعُ ذَلِكَ إِلَيْهِ فَنَظَرَ إِلَى مَمْلُوكٍ يُبَاعُ فِيمَنْ يُرِيدُهُ فَاشْتَرَاهُ بِتِلْكَ الْأَلْفِ الدِّرْهَم الَّتِي أَخْرَجَهَا مِنْ زَكَاتِهِ فَأَعْتَقَهُ هَلْ يَجُوزُ لَهُ ذَلِكَ؟

قالَ نَعَمْ لا بَأسَ بذَلِكَ.

قُلْتُ: فَإِنَّهُ لَمَّا أَنْ أُعْتِقَ وَصَارَ حُرِّاً أَنَّجَرَ وَ احْتَرَفَ وَأَصَابَ مَالًا ثُمَّ مَاتَ وَلَيْسَ لَهُ وَارِتٌ فَمَنْ يَرتُهُ إِذَا لَمْ يَكُنْ لَهُ وَارِتٌ؟

قالَ: يَرتُهُ الْفُقَرَاءُ الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ يَسْتَحِقُونَ الزَّكَاةَ، لأَنَّهُ إِنَّمَا اشْتُريَ بِمَالِهِمْ.

فرمود: در این صورت به فقرا و بیکاران ستم کرده است.

حضرتش قدری تأمّل کرد، سپس فرمود: اگر بردۀ مسلمانی در فشار و سختی باشد، مانعی ندارد که از بابت زکات فریضه او را بخرند و آزاد کنند.

3 - عبيد بن زراره گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم: شخصی محاسبه می کند و هزار درهم زکات اموالش را جدا می کند، ولی مستحقی پیدا نمی کند که وجه زکات را در اختیار او بگذارد، بعداً برده ای را می بیند که در بازار مزایده می فروشند. با همان هزار درهم آن را می خرد و آزاد می کند. آیا کار او صحیح است؟

فرمود: آری، مانعی ندارد.

گفتم: آن بردۀ آزاد شده به کار و تجارت می پردازد و ثروتی به دست می آورد، و بعد می میرد، در حالی که وارث رسمی ندارد، چه کسی میتواند ارث او را تصاحب کند؟

فرمود: ارث او به فقرای مؤمن می رسد که مستحق زکات می باشند، زیرا این برده از مال فقرا خریداری شده است.

بخش سی و نهم

قرض، به جای زکات

(39) بَابُ الْقَرْضِ أَنَّهُ حِمَى الزَّكَاةِ

1 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالِ وَ الْحَجَّالِ عَنْ ثَعْلَبَةَ بْنِ مَيْمُونٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ السَّنْدِي عَنْ يُونُسَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام يَقُولُ:

قَرْضُ الْمُؤْمِنِ غَنِيمَةٌ وَ تَعْجِيلُ أَجْرِ، إِنَّ أَيْسَرَ قَضَاكَ، وَإِنْ مَاتَ قَبْلَ ذَلِكَ احْتَسَبْتَ بِهِ مِنَ الزَّكَاةِ.

2 - أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِي عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ فُضَيْلِ عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ علیه السَّلام قَالَ:

كَانَ عَلِيٌّ علیه السَّلام يَقُولُ: قَرْضُ الْمَالِ حِمَى الزَّكَاةِ.

3 - أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ النَّضْرِ عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ:

مَنْ أَقْرَضَ رَجُلاً قَرْضاً إِلَى مَيْسَرَةٍ كَانَ مَالُهُ فِي زَكَاةٍ وَ كَانَ هُوَ فِي الصَّلَاةِ مَعَ الْمَلائِكَةِ حَتَّى يَقْضِيَهُ.

بخش سی و نهم: قرض، به جای زکات

1 - يونس بن عمّار گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:

قرض دادن به افراد مؤمن، غنیمتی است کامل با اجر و پاداش شتابان، اگر گیرندۀ قرض به ثروت برسد، قرض تو را می پردازد، و اگر بمیرد، مبلغ قرض را از بابت زکات فریضه محسوب می کنی.

2 - موسی بن بکر گوید: امام کاظم علیه السَّلام فرمود: علی علیه السَّلام همواره می فرمود:

قرض دادن اموال ، اعث می شود که از پرداخت زکات آن اموال جلوگیری نشود.

3 - جابر گوید: امام باقر علیه السَّلام فرمود:

کسی که به شخص قرض دهد و آسان بگیرد، مالش در زکات است و خودش در حال نمازگزاردن با فرشتگان است تا این که قرض گیرنده قرضش را ادا کند.

بخش چهلم

قصاص زکات با قرض

(40) بَابُ قِصَاصِ الزَّكَاةِ بِالدَّيْنِ

1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ الْحَجَّاجِ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ الْأَوَّلَ علیه السَّلام: عَنْ دَيْنِ لِي عَلَى قَوْمٍ قَدْ طَالَ حَبْسُهُ عِنْدَهُمْ لا يَقْدِرُونَ عَلَى قَضَائِهِ وَ هُمْ مُسْتَوْجِبُونَ لِلزَّكَاةِ هَلْ لِي أَنْ أَدَعَهُ وَ أَحْتَسِبَ بِهِ عَلَيْهِمْ مِنَ الزَّكَاةِ؟

قالَ: نَعَمْ.

2 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ أَخِيهِ الْحَسَنِ عَنْ زُرْعَةَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ يَكُونُ لَهُ الدَّيْنُ عَلَى رَجُلٍ فَقِيرِ يُرِيدُ أَنْ يُعْطِيَهُ مِنَ الزَّكَاةِ؟

بخش چهلم: قصاص زکات با قرض

1 - عبدالرحمان بن حجّاج گوید: به ابوالحسن امام کاظم علیه السَّلام گفتم: بدهکاران من مدّت ها است که از پرداخت دین خود ناتوان مانده اند. در صورتی که مستحق زکات باشند، آیا می توانم بدهی خود را به آنان واگذار کنم و بابت زکات اموالم به حساب آورم؟

فرمود: آری.

2 - سماعه گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم: اگر انسان از مرد فقیری طلبکار باشد و بخواهد از بابت زکات فریضه، مبلغی به او بپردازد، و بدهی خود را وصول کند؟

فَقالَ: إِنْ كَانَ الْفَقِيرُ عِنْدَهُ وَفَاءً بِمَا كَانَ عَلَيْهِ مِنْ دَيْنِ مِنْ عَرْضٍ مِنْ دَارٍ أَوْ مَتَاعِ مِنْ مَتَاعِ الْبَيْتِ، أَوْ يُعَالِجُ عَمَلاً يَتَقَلَّبُ فِيهَا بِوَجْهِهِ فَهُوَ يَرْجُو أَنْ يَأْخُذَ مِنْهُ مَالَهُ عِنْدَهُ مِنْ دَيْنِهِ فَلا بَأْسَ أَنْ يُقَاصَّهُ بِمَا أَرَادَ أَنْ يُعْطِيَهُ مِنَ الزَّكَاةِ أَوْ يَحْتَسِبَ بِهَا، فَإِنْ لَمْ يَكُنْ عِنْدَ الْفَقِيرِ وَفَاءٌ وَ لا يَرْجُو أَنْ يَأْخُذَ مِنْهُ شَيْئاً فَلْيُعْطِهِ مِنْ زَكَاتِهِ وَ لا يُقَاصَّهُ بِشَيْءٍ مِنَ الزَّكَاةِ.

بخش چهل و یکم

حکم کسی که از پرداخت زکات فرار می کند...

(41) بَابُ مَنْ فَرَّ بِمَالِهِ مِنَ الزَّكَاةِ

1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزِ عَنْ عُمَرَ بْنِ يَزِيدَ قَالَ:

قُلْتُ لأَبي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: رَجُلٌ فَرَّ بِمَالِهِ مِنَ الزَّكَاةِ فَاشْتَرَى بِهِ أَرْضاً أَوْ دَاراً أَ عَلَيْهِ فِيهِ شَيْءٌ؟

فَقالَ : لا، وَ لَوْ جَعَلَهُ حُلِيّاً أَوْ نُقَراً فَلا شَيْءَ عَلَيْهِ فِيهِ، وَ مَا مَنَعَ نَفْسَهُ مِنْ فَضْلِهِ أَكْثَرُ مِمَّا مَنَعَ مِنْ حَقٌّ اللهِ بِأَن يَكُونَ فِيهِ.

فرمود: اگر مرد فقیر به اندازۀ بدهی که بر عهده دارد، از مال دنیا بهره مند باشد که اجناسی برای فروش دارد ،خانه و اثاث منزل دارد یا صنعتی دارد که مشغول کار است امید می برد که بتواند طلب خود را وصول کند، در این صورت مانعی ندارد که بدهی خود را از حق زکاتی که همین مرد، در اموال او دارد، قصاص کند، بدهی خود را به او واگذار کند و از بابت زکات اموالش به حساب آورد. اما اگر مرد فقیر، از مال دنیا بی بهره است و امید نمی برد که بتواند بدهی خود را وصول کند، باید از زکات اموالش به او سهمی بدهد و از بابت زکات فریضه به حساب نیاورد.

بخش چهل و یکم: حکم کسی که از پرداخت زکات فرار می کند

1 - عمر بن یزید گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم: شخصی به منظور فرار از زکات، نقدینۀ خود را داده و زمینی یا خانه ای خریداری کرده است. آیا حق زکات بر عهدۀ او می ماند؟

فرمود: نه. حتی اگر نقدینه را به صورت زیور آلات و یا شمش درآورد، باز هم زکات ندارد. امّا خسارتی که این مرد، از بابت تبدیل طلا و نقره متحمّل می شود، بیشتر از حق زکاتی است که به اموال او تعلّق می گیرد.

بخش چهل و دوم

کسی که از قیمت زکاتش می پردازد

(42) بَابُ الرَّجُلِ يُعْطِي عَنْ زَكَاتِهِ الْعِوض

1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ الْبَرْقِيَّ قَالَ:

كَتَبْتُ إِلَى أَبِي جَعْفَرِ الثَّانِي علیه السَّلام: هَلْ يَجُوزُ أَن يُخْرَجَ عَمَّا يَجِبُ فِي الْحَرْثِ مِنَ الْحِنْطَةِ وَ الشَّعِيرِ وَمَا يَجِبُ عَلَى الذَّهَبِ دَرَاهِمُ بِقِيمَةِ مَا يَسْوَى أَمْ لَا يَجُوزُ إِلَّا أَنْ يُخْرَجَ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ مَا فِيهِ؟

فَأَجَابَ علیه السَّلام: أَيُّمَا تَيَسَّرَ يُخْرَجُ.

2 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنِ الْعَمْرَكِيَّ بْنِ عَلِيَّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ جَعْفَرٍ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ مُوسَى علیه السَّلام عَنِ الرَّجُلِ يُعْطِي عَنْ زَكَاتِهِ مِنَ الدَّرَاهِم دَنَانِيرَ وَ عَنِ الدَّنَانِيرِ دَرَاهِمَ بِالْقِيمَةِ أَ يَحِلُّ ذَلِكَ؟

قالَ لا بَأسَ بِهِ.

بخش چهل و دوم: کسی که از قیمت زکاتش می پردازد

1 - محمّد بن خالد برقی گوید: طی نامه ای به امام جواد علیه السَّلام نوشتم: در محصول گندم و جو و یا در نقدینۀ طلا می توانیم حق زکات را قیمت بگذاریم و در برابر آن درهم بپردازیم؟ یا این که باید سهم زکات را از خود آن محصول و عین طلا خارج کنیم؟

حضرتش در پاسخ من نوشت: هر نوع که آسانتر باشد، حق زکات را خارج کنید.

2 - علی بن جعفر گوید: از امام کاظم علیه السَّلام پرسیدم: کسی به جای درهم معادل آن را دینار طلا زکات می دهد و به جای دینار طلا معادل آن و به قیمت آن درهم نقره زکات می دهد آیا این کار حلال است؟

فرمودند: اشکالی در آن نیست.

3 - مُحَمَّدُ بْنُ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ سَعِيدِ بْنِ عَمْرٍو عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

قُلْتُ لَهُ: يَشْتَرِي الرَّجُلُ مِنَ الزَّكَاةِ الثَّيَابَ وَ السَّوِيقَ وَ الدَّقِيقَ وَ الْبِطِّيخَ وَ الْعِنَبَ فَيَقْسِمُهُ .

قالَ: لا يُعْطِيهِمْ إِلَّا الدَّرَاهِمَ، كَمَا أَمَرَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى.

بخش چهل و سوم

کسی که اخد زکات بر او حلال است و کسی که حلال نیست و مال کمی دارد...

(43) بَابُ مَنْ يَحِلُّ لَهُ أَنْ يَأْخُذَ الزَّكَاةَ وَ مَنْ لا يَحِلُّ لَهُ وَ مَنْ لَهُ الْمَالُ الْقَلِيلُ

1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام يَقُولُ:

يَأْخُذُ الزَّكَاةَ صَاحِبُ السَّبْعِمِائَةِ إِذَا لَمْ يَجِدْ غَيْرَهُ.

قُلْتُ: فَإِنَّ صَاحِبَ السَّبْعِمِائَةِ تَجِبُ عَلَيْهِ الزَّكَاةُ؟

3 - سعيد بن عمرو گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم: فردی با پول زکات، لباس و سویق (آرد سفید و الک شده گندم و جو) آرد، خربزه و انگور می خرد و آن را بین مستحقین زکات تقسیم می کند (حکمش چیست؟)

فرمود: آن گونه که خداوند تبارک و تعالی امر کرده، جز درهم به آن ها ندهد.

بخش چهل و سوم: کسی که اخذ زکات بر او حلال است و کسی که اخذ زکات بر او حلال نیست و کسی مال کمی دارد

1 - ابوبصیر گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:

انسان با موجودی هفتصد در هم میتواند زکات بگیرد؛ در صورتی که نتواند مال دیگری بدست آورد.

گفتم: با موجودی هفتصد درهم خودش باید زکات بدهد؟ چه گونه می تواند زکات بگیرد؟

قالَ: زَكَاتُهُ صَدَقَةٌ عَلَى عِبَالِهِ، وَ لا يَأْخُذُهَا إِلَّا أَنْ يَكُونَ إِذَا اعْتَمَدَ عَلَى السَّبْعِمِائَةِ أَنْفَدَهَا فِي أَقَلَّ مِنْ سَنَةٍ، فَهَذَا يَأْخُذُهَا وَ لَا تَحِلُّ الزَّكَاةُ لِمَنْ كَانَ مُحْتَرِفاً وَ عِنْدَهُ مَا يَجِبُ فِيهِ الزَّكَاة.

2 - حَمَّادُ بْنُ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ زُرَارَةَ بْنِ أَعْيَنَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام قَالَ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ:

إِنَّ الصَّدَقَةَ لا تَحِلُّ لِمحْتَرِفٍ وَ لا لِذِي مِرَّةٍ سَوِيَ قَوِي فَتَنَزَّهُوا عَنْهَا.

3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ بَكْرِ بْنِ صَالِحٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيَّ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بن عَبْدِ الْعَزِيزِ عَنْ أبِيهِ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنْ رَجُلٍ مِنْ أَصْحَابِنَا لَهُ ثَمَانُمِائَةِ دِرْهَم وَ هُوَ رَجُلٌ خَفَّافٌ، وَ لَهُ عِبَالٌ كَثِيرَةٌ أَلَهُ أَنْ يَأْخُذَ مِنَ الزَّكَاةِ؟

فَقالَ: يَا أَبَا مُحَمَّدٍ! أَيَرْبَحُ فِي دَرَاهِمِهِ مَا يَقُوتُ بِهِ عِيَالَهُ وَ يَفْضُلُ ؟

قُلْتُ: نَعَمْ.

فرمود: با چنین موجودی ناچیز، اگر قرار باشد که زکات بدهد، باید زکات خود را به أهل و عیال منزل بدهد با هفتصد در هم، موقعی می تواند زکات بگیرد که اگر از پا بنشیند و موجودی خود را به مصرف برساند، پیش از گذشت یک سال، همه را تمام کند. ولی اگر کار و پیشه دارد که مخارج او را تأمین می کند و به اندازۀ نصاب زکات، موجودی دارد، نمی تواند زکات بگیرد.

2 - زراره گوید: از امام باقر علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:

پیشه وران و کارگران قوی بنیه، نمی توانند از بابت زکات فریضه حقّی دریافت کنند با داشتن پیشه و کار، قداست و عفّت خود را حفظ کنید و از گرفتن زکات خودداری نمایید.

3 - ابوبصیر گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: مردی از یاران و دوستان ما 800 درهم (نقره) دارد، در حالی که مردی بی چیز و تنگدست است و عیال زیادی دارد، آیا حق دارد که از زکات چیزی بگیرد؟

فرمودند: ای ابا محمّد! آیا از درهم هایی که دارد سودی می برد که به وسیلۀ آن، قوت عیالش را بدهد و چیزی هم زیاد بیاید؟

گفتم: آری.

قالَ: كَمْ يَفْضُلُ؟

قُلْتُ: لا أَدْري .

قالَ: إِنْ كَانَ يَفْضُلُ عَنِ الْقُوتِ مِقْدَارُ نِصْفِ الْقُوتِ فَلَا يَأْخُذِ الزَّكَاةَ، وَإِنْ كَانَ أَقَلَّ مِنْ نِصْفِ الْقُوتِ أَخَذَ الزَّكَاةَ.

قُلْتُ: فَعَلَيْهِ فِي مَالِهِ زَكَاةٌ تَلْزَمُهُ؟

قالَ: بَلَى.

قُلْتُ: كَيْفَ يَصْنَعُ ؟

قالَ: يُوَسِّعُ بِهَا عَلَى عِيَالِهِ فِي طَعَامِهِمْ وَ شَرَابِهِمْ وَ كِسْوَتِهِمْ، وَ إِنْ بَقِيَ مِنْهَا شَيْءٌ يُنَاوِلُهُ غَيْرَهُمْ، وَ مَا أَخَذَ مِنَ الزَّكَاةِ فَضَّهُ عَلَى عِبَالِهِ حَتَّى يُلْحِقَهُمْ بِالنَّاسِ.

4 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ أَخِيهِ الْحَسَنِ عَنْ زُرْعَةَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنِ الزَّكَاةِ هَلْ تَصْلُحُ لِصَاحِبِ الدَّارِ وَ الْخَادِمِ؟

فرمود: چقدر زیاد می آید؟

گفتم نمی دانم.

فرمود: اگر از مقدار نصف قوت زیادی می آید، زکات نگیرد و اگر از نصف قوت کمتر است می تواند زکات بگیرد.

گفتم: آیا در اموالش زکاتی است که شما او را ملزم به پرداخت آن می کنید؟

فرمود: آری.

گفتم: چگونه زکاتش را پرداخت کند؟

فرمود: این گونه که در غذا و نوشیدنی و لباس زن و بچّه اش توسعه دهد و اگر چیزی زیاد آمد به دیگران بدهد و آن چه را که از زکات می گیرد به عیالش توزیع کند تا آن ها را به مردم ملحق کند.

4 - سماعه گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم کسی که خانه وبردۀ خدمتکار دارد، می تواند زکات بگیرد؟

فَقالَ: نَعَمْ، إِلَّا أَنْ تَكُونَ دَارُهُ دَارَ غَلَّةٍ فَيَخْرُجَ لَهُ مِنْ غَلَّتِهَا دَرَاهِمُ مَا يَكْفِيهِ لِنَفْسِهِ وَ عِيَالِهِ، فَإِنْ لَمْ تَكُنِ الْغَلَّةُ تَكْفِيهِ لِنَفْسِهِ وَ عِبَالِهِ فِي طَعَامِهِمْ وَ كِسْوَتِهِمْ وَ حَاجَتِهِمْ مِنْ غَيْرِ إِسْرَافٍ، فَقَدْ حَلَّتْ لَهُ الزَّكَاةُ، فَإِنْ كَانَتْ غَلَّتْهَا تَكْفِيهِمْ فَلَا.

5 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ الْحَجَّاجِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الْأَوَّلِ علیه السَّلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ يَكُونُ أَبُوهُ أَوْ عَمُهُ أَوْ أَخُوهُ يَكْفِيهِ مَتُونَتَهُ أَيَأْخُذُ مِنَ الزَّكَاةِ فَيَتَوَسَّعَ بِهِ إِنْ كَانُوا لا يُوَسِّعُونَ عَلَيْهِ فِي كُلِّ مَا يَحْتَاجُ إِلَيْهِ؟

فَقالَ: لا بَأْسَ.

6 - صَفْوَانُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ وَهْبٍ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَن الرَّجُل يَكُونُ لَهُ ثَلاتُمِائَةِ دِرْهَم أَوْ أَرْبَعُمِائَةِ دِرْهَم وَ لَهُ عِيَالٌ، وَ هُوَ يَحْتَرِفُ فَلا يُصِيبُ نَفَقَتَهُ فِيهَا أَيْكِبُّ فَيَأْكُلَهَا وَ لا يَأْخُذَ الزَّكَاةَ أَوْ يَأْخُذُ الزَّكَاةَ؟

فرمود: آری، می تواند جز موقعی که خانۀ او در اجاره باشد و بتواند با مال الاجاره، زندگی خود و خانواده اش را تأمین کند. اگر درآمد خانه، نتواند نیاز او و خانواده اش را در حدّ اعتدال و بدون اسراف از حيث غذا و لباس و سایر حوائج زندگی اداره کند، زکات فریضه بر او حلال است و اگر درآمد خانه، بتواند همۀ نیازمندی های آنان را کفایت کند، زکات فریضه بر آنان حلال نیست.

5 - عبد الرحمان بن حجّاج گوید: از ابوالحسن امام کاظم علیه السَّلام پرسیدم: اگر کسی تحت کفایت پدر یا عمو یا برادر خود باشد که حداقل مخارج او را تأمین کنند، آیا می تواند زکات بگیرد و به زندگی خود وسعت بدهد و به همۀ نیازمندی های زندگی برسد؟

فرمود: مانعی ندارد.

6 - معاوية بن وهب گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم: کسی که سیصد و یا چهارصد درهم سرمایه دارد و با آن کار می کند، ولی نمی تواند مخارج خود و خانواده اش را تأمین کند. آیا باید کسری هزینه را از سرمایۀ خود برداشت کند، یا این که زکات بگیرد و کسری هزینه را تکمیل کند؟

قالَ: لا، بَلْ يَنْظُرُ إِلَى فَضْلِهَا فَيَقُوتُ بهَا نَفْسَهُ، وَ مَنْ وَسِعَهُ ذَلِكَ مِنْ عِيَالِهِ وَيَأْخُذُ الْبَقِيَّةَ مِنَ الزَّكَاةِ وَ يَتَصَرَّفُ بِهَذِهِ لا يُنْفِقُهَا.

7 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أَذَيْنَةَ عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ وَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام:

أَنَّهُمَا سُئِلاً عَن الرَّجُل لَهُ دَارٌ وَ خَادِمٌ أَوْ عَبْدٌ أَيَقْبَلُ الزَّكَاةَ؟

قالَ: نَعَمْ ، إِنَّ الدَّارَ وَالْخَادِمَ لَيْسَتَا بِمَالٍ.

8- أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ:

قُلْتُ لأبي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: رَجُلٌ لَهُ ثَمَانُمِائَةِ دِرْهَم وَ لِابْن لَهُ مِائَنَا دِرْهَم وَ لَهُ عَشْرٌ مِنَ الْعِيَالِ وَ هُوَ يَقُوتُهُمْ فِيهَا قُوتاً شَدِيداً وَ لَيْسَ لَهُ حِرْفَةٌ بِيَدِهِ، وَ إِنَّمَا يَسْتَبْضِعُهَا فَتَغِيبُ عَنْهُ الأَشْهُرَ ثُمَّ يَأْكُلُ مِنْ فَضْلِهَا أَتَرَى لَهُ إِذَا حَضَرَتِ الزَّكَاةُ أَنْ يُخْرِجَهَا مِنْ مَالِهِ فَيَعُودَ بِهَا عَلَى عِيَالِهِ يُسْبِعُ عَلَيْهِمْ بِهَا النَّفَقَةَ؟

قالَ: نَعَمْ، وَلَكِنْ يُخْرِجُ مِنْهَا الشَّيْءَ الدِّرْهَم.

فرمود: نه. بلکه مخارج خود و برخی اعضای خانواده اش را از درآمد شخصی خود اداره کند و مخارج بقیّه عائله را از راه زکات تأمین کند؛ و با سرمایۀ خود، هر چه باشد، به کسب و کار خود بپردازد.

7 - راوی گوید: از امام باقر و امام صادق علیهما السَّلام پرسیدند: کسی که خانه، نوکر و برده دارد، آیا می تواند زکات بگیرد؟

فرمودند: آری، خانه و نوکر که سرمایۀ زندگی نمی باشند.

8 - اسحاق بن عمّار گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: مردی 800 درهم نقره دارد و پسری هم دارد که 200 درهم نقره دارد و آن مرد ده نفر عیال دارد و به وسیلۀ آن 800 درهم به سختی خوراک آن ها را می دهد، و کاری هم ندارد که انجام دهد، بلکه آن 800 در هم را سرمایه می کند، به این صورت که چندین ماه آن 800 درهم را در اختیار ندارد و از زیادی سود آن می خورد، آیا درست است که اگر زکاتی به او تعلّق گرفت که بپردازد، از مالش خارج کند و به عیالش برگرداند و این گونه به نفقه و خرج زندگی زن و بچه اش توسعه دهد؟

فرمود: آری، ولی باید چیزی که خارج می کند در هم باشد.

9 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ أَخِيهِ الْحَسَنِ عَنْ زُرْعَةَ عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ: قَدْ تَحِلُّ الزَّكَاةُ لِصَاحِبِ السَّبْعِمِائَةِ وَ تَحْرُمُ عَلَى صَاحِبِ الْخَمْسِينَ دِرْهَماً.

فَقُلْتُ لَهُ: وَ كَيْفَ يَكُونُ هَذَا؟

فَقالَ: إِذَا كَانَ صَاحِبُ السَّبْعِمِائَةِ لَهُ عِبَالٌ كَثِيرٌ، فَلَوْ قَسَمَهَا بَيْنَهُمْ لَمْ تَكْفِهِ فليعفٌ عَنْهَا نَفْسُهُ وَلْيَأْخُذْهَا لِعِبَالِهِ. وَأَمَّا صَاحِبُ الْخَمْسِينَ، فَإِنَّهُ يَحْرُمُ عَلَيْهِ إِذَا كَانَ وَحْدَهُ وَ هُوَ مُحْتَرفُ يَعْمَلُ بهَا وَهُوَ يُصِيبُ مِنْهَا مَا يَكْفِيهِ إِنْ شَاءَ اللهُ.

10 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ عَبْدِ الْعَزِيزِ عَنْ أَبِيهِ قَالَ: دَخَلْتُ أَنَا وَ أَبُو بَصِيرٍ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام فَقَالَ لَهُ أَبُو بَصِيرٍ: إِنَّ لَنَا صَدِيقاً وَ هُوَ رَجُلٌ صَدُوقٌ يَدِينُ اللَّهَ بِمَا نَدِينُ بِهِ.

فَقالَ: مَنْ هَذَا يَا أَبَا مُحَمَّدٍ الَّذِي تُزَكِّيهِ؟

فَقالَ: الْعَبَّاسُ بْنُ الْوَلِيدِ بْنِ صَبِيح.

9 - سماعه گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود: ممکن است با سرمایۀ هفتصد درهم، گرفتن زکات حلال باشد و با سرمایۀ پنجاه در هم گرفتن زکات حرام باشد.

:گفتم چه گونه ممکن است؟

فرمود: در صورتی که صاحب هفتصد درهم عائله زیادی داشته باشد، تا آن حدّ که اگر عایدی خود را بین عائله تقسیم کند، هزینۀ آنان را کفایت نکند. چنین شخصی برای مخارج شخص خودش از وجه زکات مصرف نکند، ولی برای عائله سنگین خود زکات بگیرد. ولی صاحب پنجاه درهم، در صورتی که تنها و بی عائله باشد و با کسب و کاری که دارد، بتواند مخارج خود را تأمین کند، نمی تواند زکات بگیرد.

10 - عبدالعزیز گوید: من و ابوبصیر خدمت امام صادق علیه السَّلام شرف یاب شدیم، ابوبصیر به امام علیه السَّلام عرض کرد: ما را دوستی است راستگو که به آن چه ما به آن متدین هستیم، متدیّن است.

امام علیه السَّلام فرمود: ای ابا محمّد! این کسی که از او تعریف می کنی کیست؟

ابوبصیر گفت: عبّاس بن وليد بن صبيح است.

فَقالَ: رَحِمَ اللهُ الْوَلِيدَ بْنَ صَبِيح ، مَا لَهُ يَا أَبَا مُحَمَّدٍ!

قَالَ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! لَهُ دَارٌ تَسْوَى أَرْبَعَةَ آلافِ دِرْهَم وَ لَهُ جَارِيَةٌ وَ لَهُ غُلامٌ يَسْتَقِي عَلَى الْجَمَلِ كُلَّ يَوْمٍ مَا بَيْنَ الدَّرْهَمَيْنِ إِلَى الْأَرْبَعَةِ سِوَى عَلَفِ الْجَمَلِ، وَلَهُ عِيَالٌ أَلَهُ أَنْ يَأْخُذَ مِنَ الزَّكَاةِ؟

قالَ: نَعَمْ .

قالَ: وَ لَهُ هَذِهِ الْعُرُوضُ ؟

فَقالَ: يَا أَبَا مُحَمَّدٍ! فَتَأْمُرُنِي أَنْ آمُرَهُ أَنْ يَبِيعَ دَارَهُ وَ هِيَ عِزُّهُ وَ مَسْقَطُ رَأْسِهِ، أَوْ يبيعَ جَارِيَتَهُ الَّتِي تَقِيهِ الْحَرَّ وَ الْبَرْدَ وَ تَصُوتُ وَجْهَهُ وَ وَجْهَ عِبَالِهِ، أَوْ آمُرَهُ أَنْ يَبِيعَ غُلامَهُ وَ جَمَلَهُ وَهُوَ مَعِيشَتُهُ وَ قُوتُهُ، بَلْ يَأْخُذُ الزَّكَاةَ وَ هِيَ لَهُ حَلالٌ وَ لا يَبِيعُ دَارَهُ وَ لا غُلامَهُ وَ لا جَمَلَهُ.

امام علیه السَّلام فرمود: ای ابا محمد! خداوند پدر ولید بن صبیح را رحمت کند، چه مطلبی دربارۀ او می خواهی بگویی؟

ابوبصیر گفت: فدایت شوم! او، خانه ای دارد که به 4000 درهم می ارزد، کنیزی نیز دارد ، غلامی هم دارد که روزی بین 2 تا 4 درهم به شترش آب می دهد و این تازه به غیر از علف شتر است، و هم چنین عیال هم دارد، آیا حق دارد که از زکات چیزی بگیرد؟

فرمود: آری.

ابو بصیر گفت: با این که همۀ این چیزها را دارد؟

حضرت فرمود: ای ابا محمد! آیا توقع داری که به او امر کنم که خانه اش را که عزّت و محل تولدش هست بفروشد؟ یا این که کنیزش را که او را از سرما و گرما محافظت می کند و آبروی خودش و زن و بچه اش را نگه می دارد ،بفروشد، یا این که امر کنم که غلامش و شترش را که محل درآمد و قوت اوست بفروشد، (من چنین نمی کنم) بلکه او حق دارد که زکات بگیرد و زکات برای او حلال است، نباید خانه و غلام و شترش را بفروشد.

11 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ أَخِيهِ الْحَسَنِ عَنْ زُرْعَةَ عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُل يَكُونُ لَهُ الدَّرَاهِمُ يَعْمَلُ بِهَا وَ قَدْ وَجَبَ عَلَيْهِ فِيهَا الزَّكَاةُ، وَيَكُونُ فَضْلُهُ الَّذِي يَكْسِبُ بِمَالِهِ كَفَافَ عِيَالِهِ لِطَعَامِهِمْ وَ كِسْوَتِهِمْ لا يَسَعُهُ لأدمِهِمْ، وَإِنَّمَا هُوَ مَا يَقُوتُهُمْ فِي الطَّعَام وَ الْكِسْوَةِ .

قالَ: فَلْيَنْظُرْ إِلَى زَكَاةِ مَالِهِ ذَلِكَ فَلْيُخْرِجُ مِنْهَا شَيْئاً قَلْ أَوْ كَثُرَ، فَيُعْطِيهِ بَعْضَ مَنْ تَحِلُّ لَهُ الزَّكَاةَ وَلْيَعُدْ بِمَا بَقِيَ مِنَ الزَّكَاةِ عَلَى عِبَالِهِ وَلْيَشْتَرِ بِذَلِكَ آدَامَهُمْ وَ مَا يُصْلِحُهُمْ مِنْ طَعَامِهِمْ مِنْ غَيْرِ إِسْرَافٍ، وَلا يَأْكُلْ هُوَ مِنْهُ، فَإِنَّهُ رُبَّ فَقِيرٍ أَسْرَفُ مِنْ غَنِي.

فَقُلْتُ: كَيْفَ يَكُونُ الْفَقِيرُ أَسْرَفَ مِنَ الْغَنِيُّ؟

فَقالَ: إِنَّ الْغَنِيَّ يُنْفِقُ مِمَّا أُوتِيَ، وَ الْفَقِيرَ يُنْفِقُ مِنْ غَيْرِ مَا أُوتِيَ.

11 - سماعه گوید: از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم:

مردی مقداری در هم نقره دارد که با آن ها کار می کند در حالی که در آن درهم ها زکات بر عهده دارد، و درآمدی به وسیله اموالش در می آورد برای غذا و لباس زن و بچه اش کفایت می کند، ولی برای خودش غذای چرب و نرم کفایت نمی کند، بلکه از آن درآمد برای غذا و لباس معمولی آنها خرج می کند (حکم او چیست؟)

فرمود: نظر کنید به زکات مالش و مقداری از آن را _ کم باشد یا زیاد _ خارج کند و به برخی افراد که زکات برای آن ها حلال است بدهد و بقیّه زکات مالش را برای زن و بچه اش خرج کند و با آن برای آن ها خورش و غذای خوب بخرد و در این راه اسراف و زیاده روی نکند و خودش از آن خورش نخورد، زیرا که چه بسا فقیری که اسراف کارتر از غنی است.

گفتم: چگونه می شود که فقیری اسراف کارتر از غنی باشد؟

فرمود: همانا غنی، از آن چه که به او می رسد و مال اوست انفاق می کند و فقیر از آن چه که به او نمی رسد و مال او نیست، انفاق می کند.

12 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ وَهْبٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: يَرْوُونَ عَنِ النَّبِيِّ صلَّی اللهُ علیه وآله أَنَّ الصَّدَقَةَ لَا تَحِلُّ لغَنِى وَلا لِذِي مِرَّةٍ سَوِيّ.

فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام: لا تَصْلُحُ لِغَنِي.

13 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام قَالَ: قُلْتُ لَهُ: مَا يُعْطَى الْمُصَدِّقُ؟

قالَ: مَا يَرَى الْإِمَامُ، وَ لا يُقَدِّرُ لَهُ شَيْءٌ.

14 - مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ الْحَجَّاجِ قَالَ:

قُلْتُ لِأَبِي الْحَسَنِ علیه السَّلام: رَجُلٌ مُسْلِمٌ مَمْلُوكُ وَ مَوْلاهُ رَجُلٌ مُسْلِمٌ وَ لَهُ مَالٌ يُزَكِّيهِ وَ لِلْمَمْلُوكِ وَلَدٌ صَغِيرٌ حُرٌّاً يُجْزِئُ مَوْلاهُ أَنْ يُعْطِيَ ابْنَ عَبْدِهِ مِنَ الزَّكَاةِ؟

فَقالَ: لا بَأْسَ بِهِ.

12 - معاوية بن وهب گوید: به امام صادق علیه السَّلام گفتم روایت می کنند که رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرموده است: «زکات فریضه برای ثروتمندان روا نیست و نه برای نیرومندان سالم» آیا این روایت صحیح است؟

فرمود: پرداخت زکات به ثروتمندان روا نیست.

13 - حلبی گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: به مصدّق (کسی که مأمور دریافت زکات است) چقدر باید پرداخته شود؟

فرمود: آن مقدار که امام برای او در نظر بگیرد و مقدار مشخص معیّنی ندارد.

14 - عبد الرحمان بن حجّاج گوید: به ابوالحسن امام کاظم علیه السَّلام گفتم: مرد ثروتمندی که برده مسلمانی دارد و آن بردۀ مسلمان فرزند خردسالی دارد که آزاد است. آیا این مرد میتواند از بابت زکات به آن کودک خردسال، خرجی بدهد؟

فرمود: مانعی ندارد.

15 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ دَاوُدَ الصَّرْمِيُّ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ شَارِبِ الْخَمْر يُعْطَى مِنَ الزَّكَاةِ شَيْئاً؟

قال: لا.

بخش چهل و چهارم

کسی که زکات بر او حلال است...

(44) بَابُ مَنْ تَحِلُّ لَهُ الزَّكَاةُ فَيَمْتَنِعُ مِنْ أَخْذِهَا

1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْهَيْثَمِ بْنِ أَبِي مَسْرُوقٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيَّ عَنْ مَرْوَانَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ هِلَالِ بْنِ خَاقَانَ قَالَ: سمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام يَقُولُ:

تَارِكُ الزَّكَاةِ وَ قَدْ وَجَبَتْ لَهُ مِثْلُ مَانِعِهَا وَ قَدْ وَجَبَتْ عَلَيْهِ.

2 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ عَبْدِ الْعَظِيمِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ - الْعَلَوِيٌّ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيّ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

تاركُ الزَّكَاةِ وَقَدْ وَجَبَتْ لَهُ كَمَانِعِهَا وَ قَدْ وَجَبَتْ عَلَيْهِ.

15 - داوود صرمی گوید: از امام علیه السَّلام پرسیدم: آیا به شراب خوار چیزی از زکات داده می شود؟

فرمود: نه.

بخش چهل و چهارم: کسی که زکات بر او حلال است، ولی از گرفتن آن خودداری می کند

1 - عبد الله بن هلال بن خاقان گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:

کسی که دریافت زکات برای او واجب (و مستحق دریافت زکات) است و نمی گیرد مانند کسی است که پرداخت زکات بر او واجب است و نمی دهد.

2 - یکی از اصحاب ما گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

کسی که زکات حق اوست و نمی گیرد مانند کسی است که زکات بر او واجب است و نمی دهد (یعنی هر دو گنهکارند).

3 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَيْدٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَر علیه السَّلام:

الرَّجُلُ مِنْ أَصْحَابِنَا يَسْتَحْيِي أَنْ يَأْخُذَ مِنَ الزَّكَاةِ، فَأُعْطِيهِ مِنَ الزَّكَاةِ وَ لا أُسَمِّي لَهُ أَنَّهَا مِنَ الزَّكَاةِ.

فَقالَ: أَعْطِهِ، وَ لا تُسَمَّ لَهُ وَلا تُذِلُّ الْمُؤْمِنَ.

4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيرٌ عَنْ مُحَمَّدِ بْن مُسْلِمٍ قَالَ:

قُلْتُ لأبي جَعْفَرِ علیه السَّلام: الرَّجُلُ يَكُونُ مُحْتَاجاً فَيُبْعَثُ إِلَيْهِ بِالصَّدَقَةِ فَلَا يَقْبَلُهَا عَلَى وَجْهِ الصَّدَقَةِ يَأْخُذُهُ مِنْ ذَلِكَ ذِمَامٌ وَ اسْتِحْيَاءٌ وَ الْقِبَاضُ أَ فَيُعْطِيهَا إِيَّاهُ عَلَى غَيْر ذَلِكَ الْوَجْهِ وَ هِيَ مِنَّا صَدَقَةٌ؟

فَقالَ: لا، إِذَا كَانَتْ زَكَاةً فَلَهُ أَنْ يَقْبَلَهَا فَإِنْ لَمْ يَقْبَلْهَا عَلَى وَجْهِ الزَّكَاةِ، فَلَا تُعْطِهَا إِيَّاهُ وَ مَا يَنْبَغِي لَهُ أَنْ يَسْتَحْيِيَ مِمَّا فَرَضَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ، إِنَّمَا هِيَ فَريضَةُ اللهِ لَهُ فَلا يَسْتَحْيِي مِنْهَا.

3 - ابوبصیر گوید: به امام باقر علیه السَّلام عرض کردم: کسی از یاران ما که ولایت شما را قبول دارد به خاطر تعفّف شرم دارد که زکات بگیرد، من به او زکات می دهم، ولی به او نم گویم که این زکات است (آیا اشکالی دارد؟)

فرمود: به او زکات بده و نگو که زکات است و مؤمن را ذلیل و خوار مکن.

4 - محمّد بن مسلم گوید: به امام باقر علیه السَّلام گفتم: مردی نیازمند و محتاج است، موقعی که از بابت زکات وجهی برای او می فرستند، با حالت استنکاف و شرمزدگی، چهره اش در هم می رود که او را تحقیر کرده اند. آیا صاحب زکات، می تواند با نام و عنوان دیگری وجه زکات را به او برساند؟

فرمود: نه. در صورتی که زکات باشد باید بپذیرد. اگر به عنوان زکات نپذیرد، از بابت زکات چیزی به او مده. شایسته نیست که انسان از فریضهٔ خدای عزَّوجل حیا کند. زکات فریضه، حقّی است که خدا برای او مقرّر کرده است، پس نباید از پذیرفتن حق مقرر الهی خودداری کنند.

بخش چهل و پنج

خوشه چینی و برداشت محصول

(45) بَابُ الْحَصَادِ وَ الْجَدَادِ

1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ شُرَيْحٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام يَقُولُ:

فِي الزَّرْع حَقَّانِ: حَقٌّ تُؤْخَذُ بِهِ، وَ حَقٌّ تُعْطِيهِ.

قُلْتُ: وَمَا الَّذِي أُوخَذُ بِهِ؟ وَمَا الَّذِي أُعْطِيهِ؟

قالَ: أَمَّا الَّذِي تُؤْخَذُ بِهِ؛ فَالْعُشْرُ وَنِصْفُ الْعُشْرِ. وَأَمَّا الَّذِي تُعْطِيهِ فَقَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ: (وَآتُوا حَقَّهُ يَوْمَ حَصَادِهِ) يَعْنِي مِنْ حَصْدِكَ الشَّيْءَ بَعْدَ الشَّيْءِ، وَ لا أَعْلَمُهُ إِلَّا قَالَ: الضَّغْثَ، ثُمَّ الضَّغْثَ حَتَّى يَفْرُغَ.

2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ عَنْ زُرَارَةَ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمِ وَ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ: ﴿وَآتُوا حَقَّهُ يَوْمَ حَصَادِهِ). فقالوا جَمِيعاً: قَالَ أَبُو جَعْفَرِ علیه السَّلام.

بخش چهل و پنجم: خوشه چینی و برداشت محصول

1 - معاوية بن شريح گوید: از امام صادق علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:

در مزرعه و کشتزار، دو حق بر عهدۀ توست: حقّی که از تو می گیرند، حقّی که خود عطا خواهی کرد.

پرسیدم: کدام حق است که باید بگیرند؟ و کدام حقی است که خود باید بدهم؟

فرمود: حقّی که از تو می گیرند، ضریب ده یک و بیست یک محصول است. حقی که تو خواهی پرداخت، گفتار خدای عزَّوجل است که می فرماید: «حق برداشت را در روز چیدن محصول بپردازید» یعنی از خوشه های گندم و جو، یک مشت یک مشت به فقیران حاضر بدهید تا از برداشت محصول فارغ شوید.

2 - زراره، محمّد بن مسلم و ابوبصیر گویند: امام باقر علیه السَّلام در مورد معنای آیه شریفۀ «حق برداشت را در روز چیدن محصول بپردازید» فرمود:

هَذَا مِنَ الصَّدَقَةِ يُعْطِي الْمِسْكِينَ الْقَبْضَةَ بَعْدَ الْقَبْضَةِ، وَ مِنَ الْجَدَادِ الْحَفْنَةَ بَعْدَ الْحَفْنَةِ حَتَّى يَفْرُغَ وَ يُعْطِي الْحَارِسَ أَجْراً مَعْلُوماً، وَ يَتْرُكُ مِنَ النَّخْلِ مِعَى فَأْرَةٍ وَ جُعْرُورٍ وَ يُتْرَكُ لِلْحَارِسِ يَكُونُ فِي الْحَائِطِ الْعَذْقُ وَ الْعَذْقَانِ وَ الثَّلاثَةُ لِحِفْظِهِ إِيَّاهُ.

3 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيَّ الْوَشَّاءِ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ مُسْكَانَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

لا تَصْرِمْ بِاللَّيْلِ وَ لا تَحْصُدْ بِاللَّيْلِ وَ لا تُضَحٌ بِاللَّيْلِ وَ لَا تَبْذُرْ بِاللَّيْلِ، فَإِنَّكَ إِنْ تَفْعَلْ لَمْ يَأْتِكَ الْقَانِعُ وَ الْمُعْتَرُّ.

فَقُلْتُ: مَا الْقَانِعُ وَ الْمُعْتَرُّ؟

این حق مالی نیز، جزو صدقات است که روز برداشت محصول، یک مشت یک مشت از خوشه های گندم و جو به فقرا و مساکین بدهند و از محصول میوه یک مشت یک مشت، تا موقعی که از جمع آوری آن فارغ شوند. برای نگهبان باغ و مزرعه همان حقّی که معیّن شده می پردازند، از میوه های فاسد و آفت زده چیزی نمی دهند برای باغبان، علاوه بر حق مقرر، یک شاخه، دو شاخه و سه شاخه جداکن تا برای خود بچیند، زیرا میوۀ باغ را از گزند آفات نگهبانی کرده است.

3 - ابو بصیر گوید امام صادق علیه السَّلام فرمود:

میوۀ باغت را شبانه مچین. کشت خود را شبانه جمع مکن، قربانیت را نیز شبانه مکش و شبانه بذر افشانی نکن وگرنه قانع و معتّری نخواهی یافت که فرمان خدا را اطاعت کنی.

پرسیدم: قانع و معتّر کدام است؟

قالَ: الْقَانِعُ الَّذِي يَقْنَعُ بمَا أَعْطَيْتَهُ، وَ المُعْتَرُ الَّذِي يَمُرُّ بِكَ فَيَسْأَلُكَ، وَإِنْ حَصَدْتَ باللَّيْل لَمْ يَأْتِكَ السُّؤالُ وَ هُوَ قَوْلُ اللهِ تَعَالَى: (وَآتُوا حَقَّهُ يَوْمَ حَصَادِهِ) عِنْدَ الْحَصَادِ يَعْنِي الْقَبْضَةَ بَعْدَ الْقَبْضَةِ إِذَا حَصَدْتَهُ، وَإِذَا خَرَجَ فَالْحَفْنَةَ بَعْدَ الْحَفْنَةِ، وَ كَذَلِكَ عِنْدَ الصِّرَامِ وَكَذَلِكَ عِنْدَ الْبَذْرِ وَ لا تَبْذُرْ بِاللَّيْلِ، لِأَنَّكَ تُعْطِي مِنَ الْبَذْرِ كَمَا تُعْطِي مِنَ الْحَصَادِ.

4 - الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِي عَنْ أَبَانِ عَنْ أَبِي مَرْيَمَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام فِي قَوْلِ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ: ﴿وَآتُوا حَقَّهُ يَوْمَ حَصَادِهِ).

قالَ: تُعْطِي الْمِسْكِينَ يَوْمَ حَصَادِكَ الضَّغْثَ ، ثُمَّ إِذَا وَقَعَ فِي الْبَيْدَرِ ثُمَّ إِذَا وَقَعَ فِي الصَّاعِ الْعُشْرُ وَنِصْفُ الْعُشْرِ.

5 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ حَدِيدٍ عَنْ مُرَازِمٍ عَنْ مُصَادِفٍ قَالَ: كُنْتُ مَعَ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام فِي أَرْضِ لَهُ، وَ هُمْ يَصْرِمُونَ فَجَاءَ سَائِلٌ يَسْأَلُ، فَقُلتُ: اللهُ يَرْزُقُكَ.

فرمود: قانع کسی است که هر چه دریافت کند، تشکّر می کند. معتّر کسی است که به عنوان رهگذر می آید و با زبان حال، درخواست و مسألت دارد. اگر کشت خود را شبانه کنی، سائلی نخواهی یافت که فرمان خدا را دربارۀ او اطاعت کنی، آنجا که می فرماید: «حقّ برداشت را در روز چیدن محصول بپردازید»

یعنی در روز درو، یک مشت یک مشت از خوشه ها و چون از پوست جدا شود، یک مشت یک مشت از دانه ها به فقیران و مساکین بدهید، و به همین کیفیّت، موقع میوه چینی. تخم افشانی و زراعت را نیز شبانه انجام مده، چرا که باید یک مشت یک مشت از بذر زمین به گدایان و سائلان تقدیم کنی، همان طور که روز برداشت، از حاصل زمین می پردازی.

4 - ابو مریم گوید: امام صادق علیه السَّلام دربارۀ گفتار خدا که می فرماید: «حق برداشت را در روز چیدن محصول بپردازید: فرمود:

در روز چیدن به مسکین یک خوشه می دهی. آن گاه که در خرمنگاه باشد و اگر هنگام پیمانه باشد یک دهم و نصف یک دهم را می دهی.

5 - مصادف گوید: به همراه امام صادق علیه السَّلام در باغ حضرتش بودم که کارگران مشغول چیدن میوه ها بودند، ناگاه سائلی آمد و درخواست کرد. من گفتم: خدا روزیت کند.

فَقالَ علیه السَّلام: مَهُ لَيْسَ ذَلِكَ لَكُمْ حَتَّى تُعْطُوا ثَلاثَةٌ، فَإِذَا أَعْطَيْتُمْ ثَلاثَةٌ فَإِنْ أَعْطَيْتُمْ فَلَكُمْ، وَإِنْ أَمْسَكْتُمْ فَلَكُمْ.

6 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ علیه السَّلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ : (وَآتُوا حَقَّهُ يَوْمَ حَصَادِهِ وَ لَا تُسْرِفُوا).

قالَ: كَانَ أَبِي علیه السَّلام يَقُولُ: مِنَ الْإِسْرَافِ فِي الْحَصَادِ وَ الْجَدَادِ أَنْ يَصَّدَّقَ الرَّجُلُ بِكَفِّيْهِ جَمِيعاً، وَ كَانَ أَبِي إِذَا حَضَرَ شَيْئاً مِنْ هَذَا فَرَأَى أَحَداً مِنْ غِلْمَانِهِ يَتَصَدَّقُ بِكَفَّيْهِ صَاحَ بِهِ: أَعْطِ بِيَدٍ وَاحِدَةٍ الْقَبْضَةَ بَعْدَ الْقَبْضَةِ، وَ الضَّعْثَ بَعْدَ الضَّغْثِ مِنَ السُّنبُلِ.

حضرتش فرمود: آرام باش! این برعهده شما نیست تا این که سه مرتبه به او میوه دهید، اگر چنین کردید، بقیّه از آن شماست و اگر دیگر ندادید باز از آن شماست.

6 - ابن ابی نصر گوید: از امام ابوالحسن علیه السَّلام دربارۀ آیه شریفه «حق برداشت را در روز چیدن محصول بپردازید» پرسیدم.

فرمود: پدر بزرگوارم همواره می فرمود: اسراف در هنگام برداشت آن است که انسان با دو دستش گندم و میوه بدهد. پدر بزرگوارم همواره به هنگام برداشت گندم وقتی می دید یکی از غلامانش با دو دستش گندم می داد، فریاد می زد: با یک دست یک مشت یک مشت بده و خوشه ای بعد از خوشه ای دیگر بده.

بخش چهل و ششم

زکات کسانی که باید جزیه دهند...

(46) بَابُ صَدَقَةِ أَهْلِ الْجِزْيَةِ

1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ:

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: مَا حَدُّ الْجِزْيَةِ عَلَى أَهْلِ الْكِتَابِ؟ وَهَلْ عَلَيْهِمْ فِي ذَلِكَ شَيْءٌ مُوَظَّفٌ لا يَنْبَغِي أَنْ يَجُوزُوا إِلَى غَيْرِهِ؟

فَقالَ: ذَاكَ إلَى الْإِمَام أَنْ يَأْخُذَ مِنْ كُلِّ إِنْسَانِ مِنْهُمْ مَا شَاءَ عَلَى قَدْرِ مَالِهِ بِمَا يُطِيقُ ، إِنَّمَا هُمْ قَوْمٌ فَدَوْا أَنْفُسَهُمْ مِنْ أَنْ يُسْتَعْبَدُوا أَوْ يُقْتَلُوا، فَالْجِزْيَةُ تُؤْخَذُ مِنْهُمْ عَلَى قَدْرِ مَا يُطِيقُونَ لَهُ أَنْ يَأْخُذَهُمْ بِهِ حَتَّى يُسْلِمُوا، فَإِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى قَالَ: (حَتَّى يُعْطُوا الْجِزْيَةَ عَنْ يَدٍ وَ هُمْ صَاغِرُونَ) وَ كَيْفَ يَكُونُ صَاغِراً وَ هُوَ لا يَكْتَرِثُ لِمَا يُؤْخَذُ مِنْهُ حَتَّى يَجدَ ذُلّاً لِمَا أُخِذَ مِنْهُ، فَيَأْلَمَ لِذَلِكَ فَيُسْلِمَ .

بخش چهل و ششم: زکات کسانی که باید جزیه دهند

1 - زراره گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: اهل کتاب چقدر باید جزیه (مالیاتی که اهل کتاب است) بدهند و آیا مقدار معینی مشخص شده که نباید از آن تجاوز بشود؟

فرمود: مقدار آن به نظر امام بستگی دارد، به این صورت که با توجّه به مقدار دارایی و توان آن ها هر چقدر را که صلاح بداند بگیرد، چرا که آن ها جان هایشان را فدا کردند تا به بردگی (غلامی و کنیزی) کشیده نشوند و نیز کشته نگردند، پس جزیه هم به اندازه وسعت و دارایی آن ها (که طاقت فرسا نباشد) از آن ها اخذ می شود تا این که مسلمان شوند (یا به صلح و آشتی با مسلمانان زندگی کنند) همانا که خداوند تبارک و تعالی می فرماید: «تا به دست خود جزیه دهند و کوچک باشند» پس چگونه می تواند کوچک (و در مقابل جامعه مسلمان ذلیل) باشد در حالی که او ابایی ندارد تا آن چه را که از او گرفته می شود، بپردازد و در خود هم به جهت دادن جزیه احساس ذلت هم نمی کند و دردمند نمی شود (یعنی برای او مهم نیست که دارد جزیه می دهد و اصلا احساس کوچکی نمی کند) تا این که مسلمان شود (یعنی بر همان یهودیت و نصرانیتش می ماند و جزیه می دهد ).

قالَ: وَقَالَ ابْنُ مُسْلِمٍ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام: أَ رَأَيْتَ مَا يَأْخُذُ هَؤُلاءِ مِنْ هَذَا الْخُمُسِ مِنْ أَرْضِ الْجِزْيَةِ وَ يَأْخُذُ مِنَ الدَّهَاقِينِ جِزْيَةَ رُؤوسِهِمْ أَمَا عَلَيْهِمْ فِي ذَلِكَ شَيْءٌ مُوَظَّفٌ؟

فَقالَ: كَانَ عَلَيْهِمْ مَا أَجَازُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ، وَ لَيْسَ لِلْإِمَامِ أَكْثَرُ مِنَ الْجِزْيَةِ، إِنْ شَاءَ الْإِمَامُ وَضَعَ ذَلِكَ عَلَى رُؤوسِهِمْ، وَ لَيْسَ عَلَى أَمْوَالِهِمْ شَيْءٌ، وَإِنْ شَاءَ فَعَلَى أَمْوَالِهِمْ وَ لَيْسَ عَلَى رُؤوسِهِمْ شَيْءٌ.

فَقُلْتُ: فَهَذَا الْحُمُسُ ؟

فَقالَ: إِنَّمَا هَذَا شَيْءٌ كَانَ صَالَحَهُمْ عَلَيْهِ رَسُولُ اللَّهِ صلَّی اللهُ عله وآله.

راوی گوید: و (محمّد) بن مسلم گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم: آن چه که این ها (نصارا) از این خمس زمین جزیه می گیرند، و جزیه ای که از مرکب های دهاقین گرفته می شود، آیا برای آن ها چیزی مشخص و مقرّری هست؟

فرمود: آن چه را که برای خود پسندیدند برای آن هاست، و به امام نیست که چیزی بیشتر از جزیه بگیرد، اگر امام بخواهد جزیه را به چهارپایان آن ها میبندد و دیگر بر اموالشان چیزی (جزیه ای) نیست و اگر بخواهد جزیه را به اموالشان می بندد و دیگر بر چهارپایانشان جزیه ای نیست.

گفتم: خمس چه می شود؟

فرمود: این چیزی است که پیامبر خدا صلَّی اللهُ عله وآله با آن ها مصالحه کرده است (آن ها دیگر خمس ندارند و فقط باید جزیه دهند).

2 - حَرِيزٌ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِم قَالَ:

سَأَلْتُهُ عَنْ أَهْلِ الذَّمَّةِ مَا ذَا عَلَيْهِمْ مِمَّا يَحْقُنُونَ بِهِ دِمَاءَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ؟

قالَ: الْخَرَاجُ ، فَإِنْ أُخِذَ مِنْ رُؤوسِهِمُ الْجِزْيَةُ فَلا سَبِيلَ عَلَى أَرْضِهِمْ، وَإِنْ أُخِذَ مِنْ أَرْضِهِمْ فَلَا سَبِيلَ عَلَى رُؤوسِهِمْ.

3 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى جَمِيعاً عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ طَلْحَةَ بْنِ زَيْدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

جَرَتِ السُّنَّةُ أَنْ لا تُؤْخَذَ الْجِزْيَةُ مِنَ الْمَعْتُوهِ، وَ لا مِنَ المَغْلُوبِ عَلَى عَقْلِهِ.

4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِي يَحْيَى الْوَاسِطِي عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا قَالَ: سُئِلَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام عَنِ الْمَجُوسِ أَكَانَ لَهُمْ نَبِيٌّ؟

2 - محمّد بن مسلم گوید: از حضرتش پرسیدم: چه چیزی به اهل ذمّه (از جزیه) است که با آن خود و دارایی خود را حفظ کنند؟

فرمود: بر آن ها خراج (مالیات و جزیه) است که اگر از حیواناتشان گرفته شد، دیگر از زمین هایشان گرفته نمی شود و اگر از زمین هایشان خراج گرفته شد، دیگر از حیواناتشان گرفته نمی شود.

3 - طلحة بن زید گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

سنّت این چنین جاری شده است که از کسی که دچار نقص در عقل (سبک مغز و کودن) شده و کسی که دیوانه شده جزیه گرفته نشود.

4 - یکی از اصحاب ما گوید: از امام صادق علیه السَّلام دربارۀ مجوس ( زرتشتیان) سؤال شد، که آیا آن ها پیامبری داشتند؟

فَقَالَ: نَعَمْ، أَمَا بَلَغَكَ كِتَابُ رَسُولِ اللَّهِ صلَّى اللهُ عليه وآله إِلَى أَهْلِ مَكَّةَ أَنْ أَسْلِمُوا وَ إِلَّا نَابَذْتُكُمْ بِحَرْبٍ، فَكَتَبُوا إِلَى رَسُولِ اللهِ صلَّى اللهُ عليه وآله أَنْ خُذْ مِنَّا الْجِزْيَةَ وَ دَعْنَا عَلَى عِبَادَةِ الْأَوْثَانِ.

فَكَتَبَ إِلَيْهِمُ النَّبِيُّ صلَّى اللهُ عليه وآله: أَنِّي لَسْتُ أَخُذُ الْجِزْيَةَ إِلَّا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ.

فَكَتَبُوا إِلَيْهِ يُرِيدُونَ بِذَلِكَ تَكْذِيبَهُ: زَعَمْتَ أَنَّكَ لَا تَأْخُذُ الجِزْيَةَ إِلَّا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ، ثُمَّ أَخَذْتَ الْجِزْيَةَ مِنْ مَجُوسِ هَجَرَ.

فَكَتَبَ إِلَيْهِمُ النَّبِيُّ صلَّى اللهُ عليه وآله: أَنَّ الْمَجُوسَ كَانَ لَهُمْ نَبِيٌّ فَقَتَلُوهُ وَكِتَابٌ أَحْرَقُوهُ، أَتَاهُمْ نَبِيُّهُمْ بِكِتَابِهِمْ فِي اثْنَيْ عَشَرَ أَلْفَ جِلْدِ ثَوْرٍ.

امام علیه السَّلام فرمود: آری، مگر داستان نامه ای را که پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله برای اهل مکّه نوشت نمی دانی؟ پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله در آن نامه نوشت: ای اهل مکّه! یا مسلمان شوید و یا این که آماده جنگ باشید.

سران مکّه برای پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله نوشتند: از ما (مانند اهل کتاب) جزیه بگیر و ما را با بتهایمان رها کن (که آنه ا را بپرستیم).

پیامبر صلَّى اللهُ عليه وآله به آن ها نوشت: من جز از اهل کتاب جزیه نمی گیرم.

کافران مکّه برای پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله نوشتند _ و می خواستند با این کار پیامبر را دروغگو معرفی کنند _: تو خودت می گویی که جز از اهل کتاب جزیه نمی گیری، آن وقت از مجوس «هجر» (1)جزیه می گیری؟ (مگر آن ها کافر نیستند؟)

پیامبر صلَّى اللهُ عليه وآله برای آن ها نوشت: مجوس (زرتشتیان) را پیامبری بود که او را کشتند و کتابی داشت که آن را سوزاندند، پیامبرشان کتابشان را در دوازده هزار پوست گاو نر برای آن ها آورد.


1) شهری است نزدیک مدینه

5 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السَّلام عَنْ صَدَقَاتِ أَهْلِ الْجِزْيَةِ وَ مَا يُؤْخَذُ مِنْهُمْ مِنْ ثَمَنِ خُمُورِهِمْ وَ لَحْم خَنَازِيرِهِمْ وَ مَيِّتِهِمْ.

قالَ: عَلَيْهِمُ الْجِزْيَةُ فِي أَمْوَالِهِمْ، يُؤْخَذُ مِنْهُمْ مِنْ ثَمَنِ لَحْمِ الْخِنْزِيرِ أَوْ خَمْرٍ وَ كُلُّ مَا أُخِذُوا مِنْهُمْ مِنْ ذَلِكَ فَوزْرُ ذَلِكَ عَلَيْهِمْ وَ ثَمَنُهُ لِلْمُسْلِمِينَ حَلالٌ يَأْخُذُونَهُ فِي جِزْيتهم.

6 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنِ ابْنِ أَبِي يَعْفُورٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

إِنَّ أَرْضَ الجِزْيَةِ لا تَرْفَعُ عَنْهَا الْجِزْيَةُ، وَإِنَّمَا الْجِزْيَةُ عَطَاءُ الْمُهَاجِرِينَ وَالصَّدَقَةُ لِأَهْلِهَا الَّذِينَ سَمَّى اللَّهُ فِي كِتَابِهِ وَ لَيْسَ لَهُمْ مِنَ الْجِزْيَةِ شَيْءٌ .

5 - محمّد بن مسلم گوید: از امام صادق علیه السَّلام دربارۀ آن چه که از اهل جزیه از درآمد خمر و گوشت خوک و مردارهایشان گرفته می شود سؤال کردم (که آیا این ها حلال اند)؟

فرمود: آن ها باید از اموالشان جزیه بدهند و این جزیه از پول گوشت خوک یا خمر و هر آن چه که از آن ها گرفته می شود، دریافت می شود. گناه این کارهایشان بر عهدۀ خودشان است و بهاء و بهره و پول آن برای مسلمانان است که حلال است و به عنوان جزیه گرفته می شود.

6 - ابن ابی یعفور گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

زمینی که باید جزیهٔ آن از طرف اهل کتاب پرداخت شود، جزیه اش هرگز رفع نمی شود (و باید جزیۀ آن را داد) و این بخششی برای مهاجران و صدقه برای اهل آن (اهل آن زمین) همان کسانی که خداوند از آن ها در قرآن کریم یاد کرده و چیزی از جزیه برای آن ها نیست.

ثُمَّ قَالَ مَا أَوْسَعَ اللهُ الْعَدْلَ!

ثُمَّ قالَ: إِنَّ النَّاسَ يَسْتَغْنُونَ إِذَا عُدِلَ بَيْنَهُمْ وَ تُنْزِلُ السَّمَاءُ رِزْقَهَا وَ تُخْرِجُ الْأَرْضُ بَرَكَتَهَا بِإِذْنِ اللهِ تَعَالَى.

7 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السَّلام.

فِي أَهْلِ الْجِزْيَةِ يُؤْخَذُ مِنْ أَمْوَالِهِمْ وَ مَوَاشِيهِمْ شَيْءٌ سِوَى الْجِزْيَةِ؟

قال: لا.

بخش چهل و هفتم

چند روایت نکته دار

(47) بَابٌ نَادِرٌ

1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مَرَّارٍ عَنْ يُونُسَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

آن گاه امام علیه السَّلام فرمود: چقدر عدل الهی گسترده است!

سپس فرمود: اگر عدل و داد در بین مردم رواج یابد، بی نیاز می شوند، به اذن خداوند آسمان روزیش را فرود می آورد و زمین برکاتش را بیرون می ریزد.

7 - محمّد بن مسلم گوید: از امام باقر علیه السَّلام سؤال شد که آیا از اموال و چهارپایان اهل جزیه، چیزی جز به عنوان جزیه گرفته می شود؟

فرمود: نه.

بخش چهل و هفتم: چند روایت نکته دار

1 - عبدالله بن سنان گوید: امام صادق علیه السَّلام فرمود:

لا بَأْسَ بِالرَّجُلِ يَمُرُّ عَلَى الثَّمَرَةِ وَ يَأْكُلُ مِنْهَا وَ لَا يُفْسِدُ قَدْ نَهَى رَسُولُ اللَّهِ صلَّى اللهُ عليه وآله أَنْ تُبْنَى الْحِيطَانُ بِالْمَدِينَةِ لِمَكَانِ الْمَارَّةِ .

قالَ: وَكَانَ إِذَا بَلَغَ نَخْلَةٌ أَمَرَ بِالْحِيطَانِ فَخُرِقَتْ لِمَكَانِ الْمَارَّةِ.

مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنْ خَالِدِ بْنِ جَرِيرٍ عَنْ أَبِي الرَّبِيعِ الشَّامِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام نَحْوَهُ إِلَّا أَنَّهُ قَالَ:

وَ لا يُفْسِدُ وَلا يَحْمِلُ.

2 - أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ وَ غَيْرُهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الرَّيَّانِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ يُونُسَ أَوْ غَيْرِهِ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السَّلام قَالَ:

اشکالی ندارد که شخص، از کنار درختان میوه بگذرد و از آن بخورد و از بین نبرد، زیاده روی نکند و به راستی پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله نهی فرمود که در مدینه دیوارها را در سر راه مردم بسازند.

حضرتش فرمود: پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله اگر هر گاه به یک درخت خرما می رسید امر می فرمود تا دیوارها را برای گذر مردم، سوراخ کنند که بتوانند از میوه ها استفاده کنند.

در روایت دیگری آمده است: از بین نبرند و با خود نبرند.

2 - راوی گوید: به امام صادق علیه السَّلام عرض کردم

قُلْتُ لَهُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! بَلَغَنِي أَنَّكَ كُنْتَ تَفْعَلُ فِي غَلَّةِ عَيْنِ زِيَادٍ شَيْئاً وَ أَنَا أُحِبُّ أَنْ أَسْمَعَهُ مِنْكَ

فَقَالَ لِي: نَعَمْ، كُنْتُ أَمْرُ إِذَا أَدْرَكَتِ الْثَمَرَةُ أَنْ يُثْلَمَ فِي حِيطَانِهَا الظُّلَمُ لِيَدْخُلَ النَّاسُ وَ يَأْكُلُوا، وَ كُنْتُ آمُرُ فِي كُلِّ يَوْمٍ أَنْ يُوضَعَ عَشْرُ بُنَيَّاتٍ يَقْعُدُ عَلَى كُلِّ بُنَيَّةٍ عَشَرَةٌ كُلَّمَا أَكَلَ عَشَرَةٌ جَاءَ عَشَرَةً أُخْرَى يُلْقَى لِكُلِّ نَفْسٍ مِنْهُمْ مُدُّ مِنْ رُطَبٍ .

وَكُنْتُ آمُرُ ِلجِيرَانِ الضَّيْعَةِ كُلِّهِمُ الشَّيْخِ وَ العَجُوزِ وَ الصَّبِيِّ وَ الْمَرِيضِ وَ الْمَرْأَةِ وَ مَنْ لا يَقْدِرُ أَنْ يَجِيءَ فَيَأْكُلَ مِنْهَا لِكُلِّ إِنْسَانٍ مِنْهُمْ مُدِّ.

فدایت شوم! شنیده ام که شما با درآمد و عایدی و محصول زمین کشاورزی خود که در «عین زیاد» قرار داشت کارهایی می کردید و من دوست دارم از خود شما بشنوم.

امام علیه السَّلام به من فرمود: آری، زمانی که میوه ها می رسیدند به غلامانم امر می کردم که نردبان هایی را در دیوار باغ جاسازی کنند تا مردم بتوانند وارد باغ شده و از میوه های آن بخورند. و امر می کردم هر روز تخت هایی (بناهای کوچکی را برای نشستن) را _ که هر تخت ظرفیّت نشستن ده نفر را داشت _ در باغ قرار دهند، مردم ده نفر، ده نفر می آمدند و می نشستند و می خوردند.

و هر کسی که می آمد امر می کردم همسایگان باغستان _ از پیرمرد و پیرزن و کودک و مریض و زن و حتّی کسی که قادر به آمدن نبود _ به جای هر یک از آن ها یک مد خرما توسّط کسانی که آمده بودند، داده شود.

فَإِذَا كَانَ الْجَذَادُ أَوْفَيْتُ الْقُوَّامَ وَ الْوَكَلاءَ وَ الرِّجَالَ أُجْرَتَهُمْ وَ أَحْمِلُ الْبَاقِيَ إِلَى الْمَدِينَةِ فَفَرَّقْتُ فِي أَهْلِ الْبُيُوتَاتِ وَ المُسْتَحِفِّينَ الرَّاحِلَتَيْنِ وَ الثَّلَاثَةَ وَ الْأَقَلَّ وَ الْأَكْثَرَ عَلَى قَدْرِ اسْتِحْقَاقِهِمْ، وَ حَصَلَ لِى بَعْدَ ذَلِكَ أَرْبَعُمِائَةِ دِينَارٍ، وَكَانَ غَلَّتُهَا أَرْبَعَةَ آلافِ دِينَارٍ.

3 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ الْقَاسَانِيِّ عَمَّنْ حَدَّثَهُ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْقَاسِمِ الْجَعْفَرِيِّ عَنْ آبِیهِ قَالَ:

كَانَ النَّبِيُّ صلَّى اللهُ عليه وآله إِذَا بَلَغَتِ الثمَارُ أَمَرَ بِالْحِيطَان فَتُلِمَتْ.

تَمَّ الْمُجَلَّدُ الثَّالِثُ مِنْ هَذَا الطَّبْعِ، وَ يَلِيهِ الْمُجَلَّدُ الرَّابِعُ أَوَّلُهُ: أَبْوَابُ الصَّدَقَةِ.

و وقتی که وقت چیدن خرما می شد، اجرت دست اندرکاران و وکیلان و کارگران باغ را به طور کامل می دادم و آن چه که می ماند به مدینه می بردم و در میان خانواده های مستحق به اندازۀ 2 ،3 کمتر و بیشتر _ به اندازۀ استحقاقشان _ خرما تقسیم می کردم.

و بعد از همۀ اینها چهارصد دینار طلا عاید خودم می شد و این در حالی بود که درآمد کلی آن چهارهزار دینار طلا بود.

قاسم جعفری گوید:

زمانی که میوه ها می رسیدند، همواره پیامبر خدا صلَّی اللهُ علیه وآله امر میکرد تا دیوارهای باغ را سوراخ کنند. (تا مردم بیایند و استفاده کنند.)

پایان جلد سوم (متن عربی) از این چاپ، جلد چهارم متن عربی) با «ابواب صدقه » آغاز می شود.