متن و ترجمه فروع کتاب نفیس کافی

ghaemiyeh.com

مشخصات کتاب

سرشناسه: کلینی، محمدبن یعقوب، - 329ق.

عنوان قراردادی: الکافی. فروع. فارسی - عربی

عنوان و نام پديدآور: متن و ترجمه کتاب نفیس فروع کافی [کتاب]/تالیف محمدبن یعقوب‌بن اسحاق کلینی‌رازی؛ ترجمه گروه مترجمان ؛ اشراف و ویرایش محمدحسین رحیمیان.

مشخصات نشر: قم: قدس،1391.

مشخصات ظاهری: 10ج.

شابک: 600000ریال: دوره:978-964-2549-79-5 ؛ 800000 ریال ( دوره ده جلدی، چاپ چهارم) ؛ ج.1، چاپ چهارم:978-964-2549-69-6 ؛ ج.2، چاپ چهارم: 978-964-2549-70-2 ؛ ج.3، چاپ چهارم: 978-964-2549-71-9 ؛ ج.4، چاپ چهارم:978-964-2549-72-6 ؛ ج.5، چاپ چهارم: 978-964-2549-73-3 ؛ ج.6، چاپ چهارم: 978-964-2549-74-0 ؛ ج.7، چاپ چهارم: 978-964-2549-75-7 ؛ ج.8، چاپ چهارم: 978-964-2549-76-4 ؛ ج.9، چاپ چهارم: 978-964-2549-77-1 ؛ ج.10، چاپ چهارم: 978-964-2549-78-8

يادداشت: فارسی-عربی.

يادداشت:ج.1( چاپ سوم).

يادداشت:ج.2و3( چاپ سوم:1391).

يادداشت:ج.6-10(چاپ سوم:1391).

يادداشت:ج.1-10 ( چاپ چهارم: 1393).

يادداشت:ج.6-10(چاپ پنجم:1394).

موضوع: احادیث شیعه -- قرن 4ق.

شناسه افزوده: رحیمیان،محمدحسین، 1345 -، ویراستار

رده بندی کنگره: BP129/ک8ک26041 1391

رده بندی دیویی: 297/212

شماره کتابشناسی ملی: 3166368

متن و ترجمه

کتاب نفیس

فروع کافی جلد یکم

تأليف

محدّث عالی مقام ثقة الاسلام محمد یعقوب کلینی رازی رحمه الله.

ترجمه: گروه مترجمان

اشراف و ویرایش: محمد حسین رحیمیان

خیر اندیش دیجیتالی: موسسه مددکاری و خیریه ایتام امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشريف) شهرستان بروجن.

ویراستار دیجیتالی: سمانه جاوید.

اشاره

فهرست موضاعات

سرآغاز ... 21

پیام آور حق ... 22

شاه کلید هدایت ... 24

وصایت و ولایت ... 25

کتاب خدا و عترت پیامبر صلی الله علیه واله وسلم ... 26

ابرهای سیاه ... 27

ارزش حدیث نگاری ... 27

شیخ کلینی رحمه الله حدیث نگار نمونه ... 29

شیخ کلینی رحمه الله و کتاب ارزشمند «الکافی» در گفتار دانشمندان ... 30

انگیزه ی نگارش کتاب الکافی ... 32

پیروان کتاب اهل بیت علیهم السلام در آخرالزمان ... 34

کتاب طهارت و پاکیزگی (191 - 37)

بخش یکم

پاک بودن و پاک کنندگی آب ... 39

بخش دوم

آبی که چیزی نجسش نمی کند ... 40

بخش سوم

آب قلیل آبی که مردار در آن افتاده و آبی که دست نجس به آن خورده است ... 43

بخش چهارم

چاه و آن چه در آن می افتد ... 46

بخش پنجم

چاهی که در کنار چاه فاضلاب است ... 51

بخش ششم

وضو گرفتن از آب دست خورده چهار پایان درندگان و پرندگان ... 54

بخش هفتم

وضو گرفتن از پس خورده زن حائض، -

شخص جنب، یهودی، نصرانی و ناصبی ... 57

بخش هشتم

انسانی که دستش را پیش از شستن در ظرف داخل می کند، میزان شستن دست ها برای جنابت ادرار، مدفوع و خواب ... 59

بخش نهم

مخلوط شدن آب باران با بول و حکم آن چه از آب غسل جنب در ظرف می ریزد و انسانی که لباسش در آب استنجاء می افتد ... 61

بخش دهم

آب حمام و آبی که آفتاب آن را گرم می کند ... 66

بخش یازدهم

مکانی که ادرار و مدفوع کردن در آن ناپسند است ... 67

بخش دوازدهم

آن چه به هنگام ورود و خروج از مستراح و استنجا گفته می شود، حکم کسی که آن را فراموش کند، بسم الله گفتن به هنگام دخول و به هنگام شستن ... 69

بخش سیزدهم

استبراء از ادرار و شستن آن و حکم کسی که آب نیابد ... 57

بخش چهاردهم

مقدار آبی که برای وضو و غسل کفایت می کند و حکم کسی که در وضو زیاد روی می کند ... 79

بخش پانزدهم

مسواک زدن ... 82

بخش شانزدهم

مضمضه و استنشاق ... 84

بخش هفدهم

چگونگی وضو ... 85

بخش هیجدهم

اندازه شستن صورت و دو دست و چگونگی شستن ... 93

بخش نوزدهم

مسح سر و پاها ... 97

بخش بیستم

مسح بر روی کفش رو بسته ... 103

بخش بیست و یکم

جبیره و شکستگی و زخم های ناشی از جراحت ... 104

بخش بیست و دوم

حکم شک در وضو، کسی که آن را فراموش کند یا در تقدم و تأخرش شک نماید ... 106

بخش بیست و سوم

مبطلات وضو ... 111

بخش بیست و چهارم

مردی که پای خود را بر روی مدفوع یا نجاستی دیگر می گذارد ... 117

بخش بیست و پنجم

مذى و ودي ... 120

بخش بیست و ششم

اقسام غسل ... 122

بخش بیست و هفتم

غسلی که از چند غسل کفایت می نماید ... 124

بخش بیست و هشتم

وجوب بودن غسل روز جمعه ... 125

بخش بیست و نهم

چگونگی غسل وضوی پیش از آن و پس -

از آن حکم کسی که در جای ناپاک غسل می کند آن چه به هنگام غسل باید گفت و تکان دادن انگشتر به هنگام غسل ... 128

بخش سی ام

موجبات غسل مرد و زن ... 135

بخش سی و یکم

محتلم شدن مرد و زن ... 138

بخش سی و دوم

مرد و زنی که پس از غسل جنابت از ایشان خارج می شود ... 141

بخش سی و سوم

احکام خوردن، آشامیدن، قرائت قرآن داخل مسجد شدن رنگ بر مو گذاشتن روغن مالیدن و حجامت کردن جنب ... 143

بخش سی و چهارم

حکم عرق جنب که به بدن و لباسش می خورد ... 147

بخش سی و پنجم

و منی و مذیی که لباس و بدن را آلوده می کند ... 150

بخش سی و ششم

لباس یا بدنی که به ادرار آلوده شود ... 152

بخش سی و هفتم

ادرار و سرگین چهار پایان ... 155

بخش سی و هشتم

لباسی که به خون و چرک آلوده می شود ... 159

بخش سی و نهم

سگی که با لباس بدن و چیزهای دیگری که دست زدن به آن ها مکروه است برخورد می کند ... 163

بخش چهلم

چگونگی تیمم ... 165

بخش چهل و یکم

هنگام وجوب تیمم و حکم کسی که پس از تیمم آب می یابد ... 168

بخش چهل و دوم

مردی که در سفر آب کمی همراه دارد و از تشنگی هم می ترسد ... 173

بخش چهل و سوم

مردی که جنب شده و جز برف و یخ چیزی در دسترس ندارد ... 175

بخش چهل و چهارم

تیمم با گل ... 176

بخش چهل و پنجم

کسی که شکستگی آبله و یا جراحتی داشته و جنب شده است ... 177

بخش چهل و ششم

چند روایت نکته دار ... 179

کتاب احکام بانوان

( 260 - 191 )

بخش یکم

حداقل و حداکثر ایام حیض و حداقل ايام پاکی ... 168

بخش دوم

حکم زنی که پیش از ایام حیض یا پس از پاک شدنش خون می بیند .. 197

بخش سوم

زردی دیدن زن پیش و پس از حیض ... 199

بخش چهارم

نخستین باری که زن حائض می شود ... 201

بخش پنجم

استبرای حائض ... 203

بخش ششم

غسل حائض و مقدار آبی که برای این -

غسل کافی است ... 206

بخش هفتم

زنی که در حال جنابت خون می بیند ... 208.

بخش هشتم

احکام در برگیرندهٔ زن حائض و مستحاضه ... 209

بخش نهم

شناسایی خون حیض از خون استحاضه ... 225

بخش دهم

شناسایی خون حیض از خون بکارت و جراحت ... 228

بخش یازدهم

زن بارداری که خون می بیند ... 233

بخش دوازدهم

احکام زن زائو ... 237

بخش سیزدهم

زن زائویی که پس از پاکیزگی یا پیش از زایمان خون می بیند ... 241

بخش چهاردهم

احکامی که در اوقات نماز بر حائض واجب است ... 243

بخش پانزدهم

زنی که بعد از فرارسیدن وقت نماز و پیش از خواندن آن حائض می گردد یا پیش از دخول وقت پاک می شود و در غسل سهل انگاری می کند ... 245

بخش شانزدهم

حکم زنی که در حال نماز، احساس می کند که حائض شده است ... 248

بخش هفدهم

زن حائض روزه را قضا می کند و نماز را قضا نمی کند ... 249

بخش هیجدهم

قرآن خواندن زن حائض و زائو ... 251

بخش نوزدهم

در این که زن حائض می تواند از مسجد چیزی را بردارد، ولی نمی تواند چیزی در آن بگذارد ... 253

بخش بیستم

حکم زنی که یائسه شده ولی دوباره حیض می بیند و نشانه وحد یائسه گی ... 254

بخش بیست و یکم

زنی که به سبب بیماری، حائض نمی شود و برای بازگشت دوران حیض، دارو مصرف می کند ... 255

بخش بیست و دوم

جایز بودن خضاب برای حائض ... 258

بخش بیست و سوم

شستن لباس های حائض ... 258

بخش بیست و چهارم

حکم زن حائضی که سجاده یا آب به دست کسی بدهد ... 260

کتاب احکام مردگان (261- 594)

بخش یکم

علل و اسباب مرگ و این که مؤمن به نوعی از مرگ می میرد ... 263

بخش دوم

پاداش بیماری ... 267

بخش سوم

احادیثی دیگر ... 273

بخش چهارم

حد و اندازه شکایت ... 275

بخش پنجم

بیمار مردم را از بیماری خود با خبر کند ... 275

بخش ششم

حدّ عیادت از بیمار اندازه ای که باید نزد او نشست و عیادت را به فرجام برد .. 277

بخش هفتم

حد مرگ ناگهانی ... 280

بخش هشتم

پاداش عیادت از بیمار ... 281

بخش نهم

تلقین مرده ... 286

بخش دهم

وقتی که مرگ بر میت دشوار و جان کندن بر او سخت شود ... 294

بخش یازدهم

رو به قبله نمودن مرده ... 296

بخش دوازدهم

مؤمن در مرگش اجبار نمی شود ... 297

بخش سیزدهم

آن چه مؤمن و کافر به هنگام مرگ می بینند ... 299

بخش چهاردهم

بیرون آوردن روح مؤمن و کافر ... 317

بخش پانزدهم

تعجیل در دفن میت ... 321

بخش شانزدهم

حدیث نکته دار ... 322

بخش هفدهم

پرستاری حائض از بیماری که در حال مرگ است ... 323

بخش هیجدهم

غسل میت ... 324

بخش نوزدهم

حنوط و کفن میت ... 332

بخش بیستم

چگونگی تکفین زن ... 340

بخش بیست و یکم

کراهت بخور دادن کفن و گرم نمودن آب غسل ... 342

بخش بیست و دوم

پارچه هایی که برای کفن میت مستحب و مکروه است ... 343

بخش بیست و سوم

مقدار آب و کافوری که برای غسل میت لازم است ... 347

بخش بیست و چهارم

شاخه درخت خرمایی که کنار میت نهاده می شود ... 350

بخش بیست و پنجم

کسی که در حال جنابت یا حیض یا نفاس می میرد ... 355

بخش بیست و ششم

زنی که بمیرد و در شکمش کودکی باشد که حرکت می کند ... 357

بخش بیست و هفتم

کراهت کوتاه کردن ناخن یا موی میت ... 358

بخش بیست و هشتم

حکم چیزی که پس از غسل از میت -

بیرون آید ... 360

بخش بیست و نهم

غسل دادن مرد زن را و بالعکس ... 361

بخش سی ام

پسر بچه ای را که زنان میت وانند غسل دهند ... 368

بخش سی و یکم

غسل کسی که میت را غسل می دهد و کسی که بدن میت را تا هنگامی که گرم است و یا سرد است مس می کند ... 369

بخش سی و دوم

علت همانندی غسل میت و غسل جنابت ... 373

بخش سی و سوم

پاداش کسی که مؤمنی را غسل دهد .. 378

بخش سی و چهارم

پاداش کسی که مؤمنی را کفن می کند ... 379

بخش سی و پنجم

پاداش کسی که برای مؤمنی قبری حفر می کند ... 380

بخش سی و ششم

اندازه حفر قبر، لحد و شکافتن قبر و این که برای رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم لحد قرار داده شده ... 380

بخش سی و هفتم

بایستی مردم را از مرگ مؤمن باخبر ساخت ... 382

بخش سی و هشتم

کلماتی که به هنگام دیدن جنازه باید گفت ... 384

بخش سی و نهم

سنت در برداشتن جنازه ... 385

بخش چهلم

راه رفتن با جنازه ... 387

بخش چهل و یکم

کراهت تشییع جنازه به صورت سواره ... 390

بخش چهل و دوم

کسی که از تشییع جنازه باز می گردد ... 391

بخش چهل و سوم

پاداش کسی که جنازه ای را تشییع کند ... 394

بخش چهل و چهارم

پاداش کسی که جنازه را حمل کند ... 398

بخش چهل و پنجم

نماز بر جنازه های مردان، زنان، کودکان آزادها و بردگان ... 399

بخش چهل و ششم

چند روایت کمیاب ... 403

بخش چهل و هفتم

مکانی که امام به هنگام نماز میت می ایستد ... 404

بخش چهل و هشتم

چه کسی برای خواندن نماز میت شایسته است؟ ... 405

بخش چهل و نهم

کسی که بر جنازه ای بدون وضو نماز می گزارد ... 407

بخش پنجاهم

نماز زنان بر میت ... 410

بخش پنجاه و یکم

وقت نماز بر جنازه ها ... 412

بخش پنجاه و دوم

علت پنج تکبیر گفتن بر جنازه ... 413

بخش پنجاه و سوم

حکم نماز میت در مساجد ... 415

بخش پنجاه و چهارم

نماز بر مؤمن و تکبیر و دعا ... 416

بخش پنجاه و پنجم

در نماز میت دعایی معین و سلام نیست ... 422

بخش پنجاه و ششم

حکم کسی که در نماز میت بیش از پنج تکبیر گوید ... 423

بخش پنجاه و هفتم

نماز بر مستضعف (در عقیده) و آن که (از نظر مذهب ) ناشناس است ... 424

بخش پنجاه و هشتم

نماز میت بر دشمن اهل بيت علیهم السلام ...427

بخش پنجاه و نهم

حکم نمازی که بعد از نخستین تکبیر، جنازه دیگری را حاضر سازند ... 433

بخش شصتم

نهادن میت در قبر ... 434

بخش شصت و یکم

چند روایت نکته دار ... 435

بخش شصت و دوم

داخل شدن در قبر و بیرون شدن از آن ... 436

بخش شصت و سوم

کسی که می تواند وارد قبر شود و کسی که نمی تواند ... 439

بخش شصت و چهارم

نهادن میت در قبر و آن چه به هنگام ورود به قبر گفته می شود ... 442

بخش شصت و پنجم

گسترش لحد و طریق چیدن خشت، آجر و چوب ساج ... 451

بخش شصت و ششم

کسی که بر قبر میت خاک می ریزد و چگونگی خاک ریزی ... 452

بخش شصت و هفتم

چهار گوشه نمودن قبر، پاشیدن آب بر آن، دعایی که باید در آن هنگام خواند و مقدار بلندی قبر از زمین ... 455

بخش شصت و هشتم

گل اندود کردن قبر و گچ کاری آن ... 461

بخش شصت و نهم

خاکی که میت در آن دفن می شود ... 462

بخش هفتادم

سوگواری و آن چه که بر صاحب مصیبت واجب است ... 463

بخش هفتادو یکم

پاداش کسی که غم زده ای را تسکین دهد ... 467

بخش هفتادو دوم

زنی که می میرد و در رحم او کودک زنده ای باشد ... 468

بخش هفتادو سوم

غسل دادن اطفال و کودکان و نماز گزاردن بر آنان ... 469

بخش هفتاد و چهارم

حکم کسی که غرق شده و فردی که دچار صاعقه شده است ... 476

بخش هفتادو پنجم

کشته شدگان در جنگ ... 478

بخش هفتادو ششم

کسی که درندگان و پرندگان قرار گیرد، کشته ای که قسمتی از بدنش پیدا شود و کسی که سوخته باشد ... 481

بخش هفتادو هفتم

کسی که در کشتی بمیرد و آوردن او به ساحل ممکن نباشد، یا کسی که بمیرد درحالی که برهنه است ... 484

بخش هفتادو هشتم

نماز بر دار آویخته شده، سنگسار شده و قصاص شده ... 486

بخش هفتاد و نهم

وظیفهٔ همسایگان نسبت به مصیبت دیدگان و برپایی مراسم سوگواری ... 488

بخش هشتادم

مصیبت فرزند ... 490

بخش هشتادو یکم

شکیبایی ورزیدن در مصیبت ... 495

بخش هشتاد و دوم

شکیبایی، بی تابی و جزع و استرجاع ... 500

بخش هشتادو سوم

پاداش دلداری دادن به مصیبت دیده ... 506

بخش هشتادو چهارم

صبر و آرامش و فراموش کردن مصیبت ... 508

بخش هشتادو پنجم

زیارت قبور ... 509

بخش هشتادو ششم

میت خانواده خود را زیارت می نماید ... 514

بخش هشتادو هفتم

مال فرزند و عمل ،مؤمن پیش از مرگش -

برای او تمثل می یابند ...517

بخش هشتادو هشتم

پرسش در قبر، از چه کسی پرسیده می شود و از چه کسی کسی پرسیده نمی شود ... 526

بخش هشتادو نهم

سخن گفتن جای قبر ... 533

بخش نودم

ارواح مؤمنان ... 537

بخش نودو یکم

روایات دیگری درباره ارواح مؤمنان ... 549

بخش نودو دوم

ارواح كفر ورزان ... 553

بخش نودو سوم

بهشت دنیا ... 555

بخش نودو چهارم

سرنوشت کودکان پس از مرگ ... 558

بخش نودو پنجم

روایاتی نکته دار ... 563

سرآغاز

بسم الله الرحمن الرحيم

سپاس و ستایش بیکران خداوندی را سزاست که پروردگار جهانیان، بخشنده و مهربان است و درود بی پایان بر آخرین پیام آور حضرت محمد صلى الله عليه واله وسلم که با رسالت خویش جهان را جلوه مهر و محبت بخشید؛ و بر امیر عالم هستی امیرالمؤمنین علیه السلام، که با ولایت او آیین الهی کامل گشت و یازده فرزند و جانشینان او که کشتی هدایت اند؛ به ویژه بر باقی مانده عترت برگزیده خدا صاحب ،زمان آشکار کننده ایمان، آموزنده و تعلیم گر احکام قرآن و پاک کننده زمین حضرت امام مهدی علیه السلام و لعنت و نفرین همیشگی خدا بر دشمنان خاندان پاک رسالت باد.

... هنوز جهان هستی لباس آفرینش نپوشیده بود که خداوند متعال نخستین آفریده آن را پیامبری از جانب خویش قرار داد تا نسلی را که در کره خاکی زمین می آفریند به کمال و سعادت رهنمون شود؛ چرا که پیشوای ششم حضرت صادق علیه السلام می فرماید:

الحجة قبل الخلق ومع الخلق وبعد الخلق؛ (1)

حجت خدا پیش از آفرینش مخلوق بوده و با خلق است و بعد از خلق خواهد بود.

آن گاه پیامبرانی را برای هدایت بشر برگزید و برنامه و آیینی را به آنان سپرد و جانشینانی را برای آنان انتخاب کرد که یکی پس از دیگری در هر دوره ای نگهبانان و حافظان آیین الهی باشند، تا دین الهی پا برجا و حجتی برای بندگان خدا باشند و تا حق از پایگاه خویش نلغزد و باطل بر حق مداران پیروز نگردد.

در این میان جامعه بشری در فترتی از رسولان و پیامبران قرار گرفت؛ به گونه ای -


1) اصول کافی ج 1 ص 177 ح 4.

که مردم از حقایق الهی دور ماندند و در گمراهی سرگشته و حیران شدند و در فتنه و آشوب قرار گرفتند. بیش تر مردم برنامه های الهی را به فراموشی سپردند و با تکیه بر هوا و هوس خویش، سنت های زشت و قانون های جاهلی را ایجاد کرده و دوران تاریک جاهلی را تشکیل دادند.

در آن دوران آتش جنگ ها ترس و وحشت همه جا را فرا گرفته بود، تخریب و ویرانی شهرها و آبادی ها و کشتار انسان ها امری رایج بود، تبعیض های نژادی و نظام طبقاتی زشتی بر جامعه حاکم بود تاریکی جهل، بت پرستی، خرافه پرستی، همه جا را پوشانده بود.

دورانی که ادیان الهی چون مسیحیت و یهودیت دست خوش تحریفها و پیرایه ها شده و ارزش خود را از دست داده بودند از سویی بی رحمی قساوت و خونریزی شاخصه قشر حاکم جامعه بود و از سوی دیگر انسانیت و شرف مروّت و جوانمردی انصاف و وجدان اخلاقی و دیگر فضیلت ها و ارزش های انسانی از محیط زندگی جامعه رخت بربسته بود.

پیام آور حق

اما خداوند مهربان بر خدا باوران منت نهاد و پیامبر مهرآفرینی را از میان آنان برانگیخت تا آنان را در راه کمال و سعادت رهبری نماید. قرآن کریم در این باره می فرماید:

(لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَ إِنْ كَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُبِينٍ). (1)

به راستی خداوند بر مؤمنان منت نهاد آن گاه که در میان آنها پیامبری از خودشان برانگیخت که آیه های او را بر آن ها بخواند و آن ها را پاک نماید و کتاب و حکمت بیاموزد؛ گرچه پیش از آن در گمراهی آشکاری بودند.


1) سوره آل عمران آیه 164.

أمير سخن امیر مؤمنان علی علیه السلام چه زیبا آن دوران را به تصویر می کشد و در این باره می فرماید:

أرسله على حين فترة من الرسل وطول هجعة من الأمم و اعترام من الفتن وانتشار من الأمور و تلظ من الحروب و الدنيا كاسفة النور، ظاهرة الغرور... . (1)

خداوند پیامبر صلی الله علیه واله وسلم را در روزگاری که در جهان رسولانی نبودند و زمانی دراز اُمّت ها به خواب فرو رفته بودند، فتنه ها سر برداشته و کارها پراکنده و نا بسامان بود، آتش جنگ شعله می کشید و جهان در حال کاستی از روشنایی بود و فریب و نیرنگ آشکار گردیده بود ... .

این پیامبر رحمت رسالت عظیم خویش را با آیه های الهی آغاز کرد و با آغاز رسالت این آخرین سفیر و پیامبر الهی جهان هستی جلوه دیگری یافت و با نور هدایت او روشن گشت و پایه های کفر و شرک لرزید و درخت امید خدا پرستی در دل بندگان بارور شد. امیر مؤمنان علی علیه السلام در این باره می فرماید:

فبعث محمداً صلی الله علیه واله وسلم بالحق ليخرج عباده من عبادة الأوثان إلى عبادته و من طاعة الشيطان إلى طاعته، بقرآن قد بينه و أحكمه ليعلم العباد ربّهم اذ جهلوه، وليقروا به بعد إذ جحدوه، وليثبتوه بعد إذ أنكروه؛ فتجلّى سبحانه لهم في كتابه من غير أن يكونوا رأوه؛ بما أراهم من قدرته وخوفهم من سطوته ... . (2)

خداوند متعال حضرت محمد صلى الله عليه واله وسلم را به حق به پیامبری برانگیخت تا بندگانش را از پرستش بت ها برهاند و به پرستش او وادارد و از فرمان برداری شیطان به فرمان بردن از او ببرد؛ با قرآنی که معانی آن را روشن ساخت و پیمانش را استوار داشت؛ تا بندگان که پروردگارشان را نمی شناختند بشناسند و پس از انکارش به او اقرار نمایند و پس از شناختنش به شناخت او پایداری ورزند پس خداوند سبحان در کتاب -


1) نهج البلاغه خطبه 88.

2) نهج البلاغه خطبه 146.

خویش بی آن که او را ببینند خود را به بندگانش آشکار ساخت و با نشان دادن قدرت خویش آنان را از چیرگی خود، بیم داد.

آری با آغاز رسالت و پیامبری آن حضرت، زمستان مرگ بار جهالت و ضلالت فرا رسید و بهار علم و آگاهی و هدایت از راه رسید دروازه علم و دانش نبوی حضرت علی علیه السلام می فرماید:

جعله الله سبحانه بلاغاً لرسالته وكرامة لامته و ربيعاً لأهل زمانه و رفعة لأعوانه وشرفاً لأنصاره؛ (1)

خداوند سبحان رسالت خویش را به او ابلاغ کرد تا امتش را ارجمند نماید و مردم زمانش را به بهار زندگی برساند و یاورانش را سربلند و یارانش را شریف و بزرگوار گرداند.

شاه کلید هدایت

پیامبر رحمت هم چون آفتاب عالم تاب بر کرانه های تاریک جهان پدیدار شد و از بازار ذى المجاز حجاز سخن زیبایی بر لبانش نقش بست و شاه کلید هدایت و رستگاری را زد و فرمود:

يا أيها الناس قولوا: «لا إله إلا الله» تفلحوا. (2)

ای مردم! بگویید: معبودی جز خدا نیست تا رستگار شوید.

بدین وسیله آخرین پیام آور الهی پیامبر رحمت رسالت خویش را برای مردم بیان کرد و آن ها را به یکتا پرستی فراخواند و همواره پس از رهایی مردم از شرک و بت پرستی نهال خدا پرستی و یکتا پرستی را در دل آنان می کاشت و آن گاه که سخن از بعثت خویش به میان می آورد این اصل مهم اعتقادی را با همتا و هم سنگ آن؛ یعنی وصایت و ولایت امیر مؤمنان علی علیه السلام تکمیل می فرمود.


1) همان خطبه 189.

2) مسند احمد بن حنبل ج 3 ص 492 مجمع البيان: ج 10 ص 476.

وصایت و ولایت

با نزول آیه انذار برای نخستین بار در یک مجمع عمومی، سخن از وصایت خود به میان آورد و در جمع حاضر پسر عموی خویش حضرت علی بن ابی طالب علیه السلام را وصی برادر و جانشین خود خواند آن جا که فرمود:

فأيكم يؤازني على أمري هذا؛ على أن يكون أخي و وصيّي وخليفتي فيكم؟

کدام یک از شما حاضر است در این امر مرا یاری کند و وزیر من باشد؛ تا همو برادر وصی و جانشین من در میان شما گردد؟

همه حاضران از پاسخ خودداری کردند جز امیر مؤمنان علی علیه السلام که از همه آن ها جوان تر بود، آن حضرت برخاست و عرضه داشت:

أنا يا نبي الله أكون وزيرك عليه؛

ای پیامبر خدا! من وزیر شما در این هدایت گری هستم.

پیامبر خدا دست به شانه حضرت علی علیه السلام نهاد و فرمود:

إنّ هذا وصيّي وخليفتي فيكم، فاسمعوا له وأطيعوا؛

همانا این برادر وصی و جانشین من در میان شماست. پس سخن او را بشنوید و از او اطاعت کنید. (1)

پیامبر خدا صلی الله علیه واله وسلم با بیان این مراحل مهم؛ یعنی توحید، نبوت و امامت رسالت خویش را ادامه داد و خداوند متعال و عده پیروزی بر همه ادیان را به آن حضرت داد آن جا که فرمود:

(هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَ ِدينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ). (2)


1) مناقب الإمام أمير المؤمنين علیه السلام (محمدبن سليمان کوفی) ص ،374، الامالی شیخ طوسی ص 583، مناقب ابن شهر آشوب: 306/1، بحار الانوار: 192/18 این حدیث را بیشتر علمای اهل سنت از جمله احمدبن حنبل شیبانی در مسند ص 111 و 159، نسائی در خصائص العلویه ص ،6 حاکم نیشابوری در المستدرک علی الصحيحين: ج 3 ص 132 و متقی هندی در کنزالعمال ج 6 ص 392 نقل کرده اند.

2) سوره صف آیه 9.

او کسی است که رسول خود را با هدایت و دین حق فرستاد تا او را بر همه دین ها پیروز گرداند؛ هر چند شرک ورزان ناخشنود باشند.

پیام آور رحمت صلی الله علیه واله وسلم پس از بیش از دو دهه تلاش و کوشش بی وقفه شریعت خویش را به همگان رساند و در آخرین تبلیغ خویش به فرمان خداوند متعال در میان انبوه امت خویش در کنار غدیر خم در یک سخنرانی شگفت آوری ولایت حضرت على علیه السلام را با ویژگی های دیگری بیان کرد و فرمود:

من كنت مولاه فهذا علي مولاه ... . (1)

هر که من مولا و سرپرست او هستم پس این علی مولا و سرپرست اوست ... .

در این هنگام خداوند متعال این آیه را نازل فرمود:

(الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِيناً)؛ (2)

امروز دین شما را به حد کمال رساندم و نعمتم را بر شما تمام کردم و آیین اسلام را برای شما برگزیدم.

خداوند متعال با نزول این آیه دین اسلام را به عنوان کامل ترین آیین پذیرفت و در اختیار جوامع بشری قرار داد.

کتاب خدا و عترت پیامبر صلی الله علیه واله وسلم

و آن گاه که آخرین لحظات زندگی این پیامبر رحمت صلی الله علیه واله وسلم فرا رسید، باز هم دو چیز گران بها را برای هدایت مردم به یادگار گذاشت و فرمود:

إني تارك فيكم الثقلين كتاب الله و عترتي أهل بيتي ... . (3)


1) اصول کافی ج 1 ص 295 ح 3 این حدیث را بسیاری از علمای اهل سنت با عبارات گوناگون نقل کرده اند: ر.ک: مسند احمد بن حنبل : ج 5 ص 501 فضائل الصحابه: ص 15 ح 45، خصائص اميرالمؤمنين علي علیه السلام ص 96 ح 79.

2) سوره مائده آیه 3.

3) بصائر الدرجات: ص 432 باب 17 اصول کافی ج 1 ص 294، بحار الانوار: ج 23 ص 132. حدیث ثقلین را بسیاری از علمای اهل سنت با متون گوناگونی نقل کردهاند .رک صحیح ترمذی ج 6 ص 125 ح 3788، مسند احمدبن حنبل: ج 3 ص 59 الطبقات الكبرى : ج 2 ص 194 کنز العمال: ج 1 ص 187 ح 951.

به راستی من در میان شما دو چیز گران بها می گذارم کتاب خدا و عترت و خاندان من ... .

ابرهای سیاه

اسفا که با همه این تأکیدها، فرمان پیامبر خدا صلی الله علیه واله وسلم درباره هدایت گران پس از خود امتثال نشد و سقیفه سازان به هنگام انتقال رسالت به امامت خدشه ای در حرکت این کشتی هدایت و نجات ایجاد کردند و بنا به فرموده قرآن با سیر قهقرایی به دوران جاهلی خویش بازگشتند و دروازه شهر علم نبوی را بستند و دیگر بار جهان هستی را با ایجاد ابرهای سیاه در برابر آفتاب امامت به تاریکی کشاندند و هدایت گران پس از پیامبر رحمت را خانه نشین کردند و جوامع بشری را به صورت آشکار از بهره وری از این انوار هدایت محروم ساختند و در نهایت پس از پایان امامت هدایتگرانه یازدهمین پیشوای معصوم، جهان هستی را با آغاز غیبت دوازدهمین آفتاب هدایت حضرت مهدی علیه السلام در مسیر هدایت، در تاریکی فرو بردند اما غافل از این که خداوند متعال نور خود را به پایان خواهد رساند؛ گرچه شرک ورزان نپسندند.

ارزش حدیث نگاری

در این میان دانش آموختگان مکتب اهل بیت علیهم السلام در طول تاریخ امامت با زحمات طاقت فرسا و کسب فیض از این ستارگان هدایت، گنجینه های از نور علم و دانش ذخیره کردند تا در اختیار آیندگان قرار دهند حدیث نگارانی که با تلاش و کوشش به جمع آوری احادیث و سخنان گهربار معصومین علیهم السلام پرداختند تا چراغ روشنگری در اختیار جوامع بشری قرار دهند. آنان در مکتبی بزرگ شده بودند که پیامبر رحمت صلى الله عليه واله وسلم فرموده بود: -

نصر الله عبداً سمع مقالتي فوعاها و حفظها وبلّغها من لم يسمعها؛ (1)

خداوند بنده ای را شادمان سازد که سخن مرا بشنود و آن را بفهمد و حفظ کند و به کسی که آن را نشنیده است برساند.

پیامبر اکرم صلى الله عليه واله وسلم از همان نخست حدیث نگاری را به مسلمانان می آموخت. آن جا که راوی گوید: به پیامبر خدا صلى الله عليه واله وسلم عرض کردم:

یا رسول الله! اقيد العلم؟

ای پیامبر خدا! آیا علم و دانش را به بند بکشم؟

فرمود: آری.

عرض کردم: به بند کشیدن آن چگونه است؟

فرمود: کتابته؛ نوشتن آن است. (2)

پیامبر خدا صلى الله عليه واله وسلم و اهل بیت هدی علیهم السلام بر حدیث نگاری تأکید تمام داشتند تا جایی که ارزش مراتب شیعیان خود را به این امر منوط می دانستند در حدیثی آمده است که امام صادق علیه السلام می فرماید:

اعرفوا منازل شيعتنا على قدر رواياتهم عنا و فهمهم منا؛ (3)

جایگاه و منزلت شیعیان ما را از اندازه روایتی که از ما نقل می کنند و فهمی که از ما دارند بشناسید.

ارزش و اهمیت حدیث نگاری و انس با کتاب های حدیثی در دوران غیبت امام زمان علیه السلام آن گاه روشن می شود که در مکتب امام صادق علیه السلام حضور یابیم و به سخن درر بار آن حضرت به مفضّل بن عمر گوش فرا دهیم مفضّل بن عمر گوید: امام صادق علیه السلام به من فرمود:

اكتب و بُثّ علمك في إخوانك، فإن مِتَّ فأورث كتبك بنيك، فإنّه يأتي على الناس -


1) اصول کافی ج 1 ص 403، بحار الانوار: ج 2 ص 396.

2) عوالی اللآلی: ج 1 ص 68.

3) بحار الانوار: ج 2 ص 148.

زمان هرج لا يأنسون فيه إلا بكتبهم؛ (1)

بنویس و دانش خود را در میان برادران ایمانی خود پخش کن و اگر دیده از جهان فروبستی کتاب هایت را به پسرانت به ارث بگذار؛ چرا که برای مردم، دوران فتنه و آشوب فرا خواهد رسید که در آن زمان جز با کتاب انس نخواهند گرفت.

شیخ کلینی رحمه الله حدیث نگار نمونه

با آغاز دوران غیبت امام زمان علیه السلام و محرومیت مردم عموماً و به ویژه شیعه از هدایت آشکار آن آخرین آفتاب امامت نیاز به احادیث و معارف اهل بیت علیهم السلام بیش تر احساس می شود. در این دوران حدیث نگاران به تلاش و تکاپو می افتند. حدیث نگار نمونه شیخ محمدبن یعقوب کلینی رحمه الله در یک حرکت علمی و اعتقادی به جمع آوری سخنان گهربار معصومین علیهم السلام می پردازد و طی 20 سال تلاش و کوشش نخستین مجموعه معارف شیعه را گرد می آورد.

این شخصیت ارجمند و ستاره درخشان آسمان علم و فضیلت در دوران غیبت صغری در روستای کلین از توابع ری باستان دیده به جهان گشود. مقبره پدر بزرگوارش يعقوب بن اسحاق هم اکنون در بقایای آن روستا در جنوب شهر ری برجاست. او در همان روستا می زیست آن گاه به شهر ری رفت و به عنوان شیخ و پیشوای شیعیان شناخته می شد سپس به شهر بغداد - که شهر نواب خاص حضرت امام مهدی علیه السلام بود - مهاجرت کرد.

تمامی راوی شناسان، حدیث نگاران و فقیهان شیخ کلینی رحمه الله را ستوده و در باره شرف و فضل و تقدم و استواری وی در گرداوری احادیث گهر بار پیامبر خدا و ائمه هدی علیهم السلام سخن گفته اند.

شیخ کلینی رحمه الله مشایخ بسیاری داشته که برخی از پژوهشگران به اسامی 36 تن از -


1) اصول کافی ج 1 ص 52 ح 11.

آنان از جمله علی بن ابراهیم قمی، محمد بن یحیی عطّار قمی، ابو علی اشعری، حسین بن محمدبن عمران محمد بن اسماعیل حمید بن زیاد علان کلینی اشاره کرده اند.

شیخ کلینی رحمه الله و کتاب ارزشمند «الکافی» در گفتار دانشمندان

البته بیان شخصیت شیخ کلینی رحمه الله فراتر از آن است که در این نوشتار بگنجد؛ اما به عنوان تبرک دیدگاه برخی از علما و دانشمندان که مقام والا و ممتاز او را ستوده اند می آوریم.

نجاشی در رجال خود می نویسد:

شيخ أصحابنا في وقته بالري، ووجههم وكان أوثق الناس في الحديث وأثبتهم صنّف الكتاب الكبير المعروف الكافي في عشرين سنة؛ (1)

محمدبن یعقوب کلینی رحمه الله بزرگ اصحاب ما در شهر ری در زمان خود و سرآمد ایشان است. او موثق ترین مردم در نقل حدیث است. کتاب معروف و بزرگ خویش را در مدت 20 سال تألیف نمود.

شیخ طوسی رحمه الله در کتاب فهرست می نویسد:

ثقة، عارف بالأخبار. (2)

کلینی رحمه الله موثق و جلیل القدر و آگاه به اخبار و احادیث است. سیدبن طاووس در باره او می نویسد:

الشيخ المتفق على ثقته وأمانته. (3)

کلینی رحمه الله کسی است که بر وثاقت و امانت وی همه اتفاق نظر دارند. علامه حلی رحمه الله در این باره می نویسد: -


1) رجال نجاشی ص 377.

2) الفهرست ص 326.

3) كشف المحجة ص 159.

کلینی موثق ترین مردم در حدیث و معتمدترین آن هاست. (1)

علامه مجلسی رحمه الله درباره شیخ کلینی رحمه الله می نویسد:

الشيخ الصدوق، ثقة الاسلام مقبول طوائف الأنام ممدوح الخاص والعام ... . (2)

شیخ راستگو، ثقة الاسلام مقبول طوايف مردم؛ بزرگواری که خاص و عام او را ستوده اند؛ یعنی محمد بن یعقوب کلینی که خداوند او را با ائمه کرام محشور فرماید چراکه کتاب کافی مضبوط ترین اصول و جامع ترین آن ها و بهترین کتاب های فرقه ناجیه و بزرگ ترین آن هاست.

سید بحر العلوم رحمه الله در کتاب رجال خود می نویسد:

ثقة الاسلام، شيخ مشایخ اعلام مروّج مذهب در زمان غیبت امام علیه السلام؛ موافق و مخالف او را یاد کرده و بر فضل و بزرگی و منزلت وی اتفاق نظر دارند. (3)

شیخ نوری طبرسی رحمه الله در این باره می نویسد:

فخر شیعه و تاج شریعت، ثقة الإسلام وكهف علمای اعلام ابو جعفر محمدبن یعقوب کلینی که با کتابش کافی، کافل ایتام آل محمد علیهم السلام گردید. (4)

آری، حدیث نگار نمونه و افتخار جهان فضل و دانش پس از به یادگار گذاشتن دریایی از علوم و معارف پیامبر خدا صلی الله علیه واله وسلم و مکتب اهل بیت علیهم السلام در سال 329 هجری در بغداد دیده از جهان فروبست.

دانشمند جليل القدر شيخ يوسف بحرانی رحمه الله در کتاب لؤلؤة البحرین می نویسد: یکی از اساتید ما - شاید سید نعمت الله جزایری - می نویسد:

وقتی یکی از حکام بغداد اشتیاق شیعیان را به زیارت قبر ائمه علیهم السلام را دید، دستور داد بارگاه امام کاظم علیه السلام را نبش کنند و گفت: اگر همان گونه که شیعه می پندارند او در -


1) خلاصة الأقوال: ص 71.

2) ر.ک روضات الجنّات: ج 6 ص 117.

3) ر.ک مستدرک الوسائل: ج 3 ص 256.

4) ر.ک مستدرک الوسائل: ج 3 ص 256.

قبر باشد هیچ، وگرنه مردم را از زیارت قبر ائمه منع خواهم کرد.

وزیرش به او گفت: شیعیان در حق دانشمندان خویش نیز این گونه باور دارند در این شهر قبر یکی از دانشمندان مشهور و بزرگ آن ها به نام محمدبن یعقوب کلینی است. بهتر است قبر او را نبش کنیم.

آن ها دستور دادند تا قبر کلینی رحمه الله را نبش کردند. حاکم دید کلینی رحمه الله گویا ساعتی پیش در آن جا دفن شده است دستور داد قبه و بارگاه بزرگی بر این قبر بسازند و آن را مقبره بزرگ شمارند و از آن به بعد مزار مشهوری گردید. (1)

انگیزه ی نگارش کتاب الکافی

ارزش هر اثری از مؤثر آن روشن می شود همان گونه که دانشمندان و اندیشمندان زبان به ستایش شیخ کلینی رحمه الله گشوده اند در ستایش کتاب ارزشمند الکافی نیز همین راه را پیموده اند.

آوازه و شهرت این کتاب در نزد دانشمندان شیعه از زمان تألیف تاکنون باقی مانده و این کتاب موجب شگفتی دانشمندان گشته است چرا که شیخ کلینی رحمه الله همه امور مهم و آن چه یک مسلمان در امور دینی و دنیایی خود نیاز دارد از سخنان گهر بار پیامبر خدا و خاندان رسالت علیهم السلام گرد آورده است. (2)

نگارنده و پدید آورنده این اثر نفیس آن را «الکافی» نامید که در برگیرنده تمام بخش های علم دین باشد و دانشجو را از کتاب های دیگر بی نیاز می سازد وی در انگیزه تألیف این کتاب در مقدمه این اثر ارزشمند می نویسد:

فقد فهمت يا أخي! ما شكوت من اصطلاح أهل دهرنا على الجهالة و توازرهم و سعيهم في عمارة طرقها و مباينتهم العلم وأهله ... وذكرت أن أموراً قد اشكلت -


1) لؤلؤة البحرين بحراني ص 392.

2) گفتنی است که در تنظیم این مقدمه؛ در زمینه کتاب ارزشمند کافی و نگارنده آن، از مقدمه اصول کافی، کتاب «الکلینی و كتابه الکافی» و کتاب «پژوهشی در زمینه کتاب کافی و مؤلف آن» بهره برده ایم.

عليك لا تعرف حقائقها، لاختلاف الرواية فيها وانك تعلم أن اختلاف الرواية فيها لاختلاف عللها وأسبابها وأنّك لا تجد بحضرتك من تذكره وتفاوضه ممن تثق بعلمه فيها، وقلت: إنك تحب أن يكون عندك كتاب كافٍ يجمع فيه من جميع فنون علم الدين ما يكتفي به المتعلّم ويرجع إليه المستر شد.

وقد يسر الله وله الحمد تأليف ما سألت وأرجو أن يكون بحيث توخيت. فمهما كان فيه من تقصير فلم تقصر نيتنا في إهداء النصيحة، إذ كانت واجبة لإخواننا وأهل ملتنا. (1)

ای برادر! از شکایت تو به مردم زمان ما آگاه شدم؛ مردمی که بر نادانی با هم سازش کرده و در راه جهالت هم دست و کوشا هستند؛ به گونه ای که از علم و دانش و دانشمندان دور می گردند ... .

از طرفی یادآور شدی که مطالبی برای تو مشکل شده که به جهت اختلاف روایت هایی که آمده، حقیقت های آن ها را نمی فهمی و می دانی که اختلاف روایت ها به اختلاف علت ها و سبب های آن ها بستگی دارد.

از سویی به دانشمند مورد اعتمادی که در این زمینه آگاهی داشته باشد دسترسی نداری تا با او گفت و گو کنی و از سوی دیگر گفتی که دوست داری کتاب جامعی داشته باشی که همۀ بخشهای علم و دانش دین در آن گردآوری شود که دانشجو را بی نیاز سازد و مرجع هدایت جویان شود ... .

اینک خدا را سپاس گزارم که نگارش این کتابی را که خواسته بودی فراهم کرد امیدوارم به گونه ای باشد که خواسته بودی. پس هر گاه در آن کاستی باشد در نیت و هدف ما که خیرخواهی است کاستی و کوتاهی نبوده است؛ چرا که خیر خواهی برادران و هم مذهبان ما بر ما واجب و لازم است ... .


1) اصول کافی ج 1 ص 5 - 9.

پیروان کتاب اهل بیت علیهم السلام در آخر الزمان

بدیهی است انسان در دوره آخرالزمان که دوره تاریک و فتنه کور است، برای حرکت در راه کمال و سعادت به معارف و علوم دینی بیش تر نیاز دارد؛ چرا که پیامبر خدا صلی الله علیه واله وسلم در سخن زیبایی، در ضمن وصیتی به امیر مؤمنان على علیه السلام فرمود:

يا علي أعجب الناس إيماناً وأعظمهم يقيناً قوم يكونون في آخر الزمان لم يلحقوا النبي وحجب عنهم الحجة فآمنوا بسواد على بياض؛ (1)

ای علی! شگفت آورترین مردم از نظر ایمان و بزرگ ترین آنان از نظر یقین گروهی هستند که در آخر الزمان خواهند بود؛ آنان پیامبر را درک نکرده اند حجت خدا نیز از آنان پنهان شده است؛ اما از روی سیاهی که روی سفیدی نوشته شده ایمان آورده اند.

در این میان پیروان مکتب اهل بیت علیهم السلام در جست و جوی آخرین سفیر الهی حضرت امام مهدی علیه السلام هستند. از این رو در آغاز به آثار جاودان امامان معصوم علیهم السلام و دستوراتی که برای غم زدگان این دوران به جای مانده می نگرند که در این زمینه کتاب های با ارزشی از عاشقان مکتب اهل بیت علیهم السلام به رشته تحریر درآمده است.

در این کتاب های ارزشمند به معارف و اندیشه های والایی برای کمال و سعادت انسان پرداخته شده که به راستی برای راهیابی به سرچشمه زلال معارف، کافی است.

آن چه حائز اهمیت است شناخت زمان و حرکت در راه مستقیم اهل بیت علیهم السلام است. در این میان پیروان مکتب اهل بیت علیهم السلام همواره در تلاش و تکاپو هستند که آثار والای به جا مانده را در اختیار تشنگان آب زلال معارف اهل بیت علیهم السلام قرار دهند.

در این راستا نیت با صفای یکی از اهل دانش و فضل جناب آقای حاج محمد ابراهيم صحت دام عزّه، گروهی از فضلای جوان و پرتلاش و دل سوز مکتب اهل -


1) من لا يحضره الفقیه: ج 4 ص 365.

بیت را در جوار کریمه اهل بیت علیهم السلام حضرت معصومه علیها السلام در مجموعه ای ارزشمند گرد هم آورد تا به ترجمه و برگردان نخستین اثر مدوّن و ارزشمند شیعی، فروع الکافی بپردازند.

اینان با هر تلاش و کوششی که داشتند کمر همت بسته و آن چه در توان داشتند در این راه علمی فرهنگی و معنوی به کار بستند تا در حد توان این دایرة المعارف فقهی اخلاقی شیعه به گونه ای زیبا در اختیار پیروان مکتب اهل بیت و انسان های آزاد اندیش و منصفی که در جست و جوی حق و حقیقت و برترین اندیشه های جهان هستی هستند، قرار گیرد.

این پروژه ارزشمند که ثمره چندین سال تلاش علمی و اعتقادی است به ثمر نشست که اینک از تمام دانشمندان فضلا و عزیزانی که در مراحل گوناگون این دایرة المعارف ارزشمند ما را یاری نمودند، کمال سپاسگزاری و قدردانی را داریم.

اين دايرة المعارف دریایی از معارف و علوم مکتب اهل بیت علیهم السلام است که در برابر واژه واژهٔ آن اندیشمندان و پیروان مکتب اهل بیت علیهم السلام بایستی بیندیشند و در ژرفای آن سخنان نورانی بنگرند و آن گاه که در مطلبی و حدیث گهرباری، ره به جایی نبردند با توسل به اهل بیت علیهم السلام از حدیث شناسان متخصص و متعهد در مکتب اهل بیت علیهم السلام جویا باشند.

خرسندیم که همانند آثار دیگر ترجمه و برگردان این اثر ارزشمند به متن عربی - که اصل سخنان گهربار معصومین علیهم السلام است - مزین شده که موارد نارسایی ها را جبران خواهد کرد و دانش پژوهان و تشنگان معارف والای معصومین علیهم السلام از لغزش ها و کاستی ها چشم پوشی خواهند کرد.

ان شاء الله با روی کرد و أنس به معارف والای پیامبر رحمت حضرت محمد صلى الله عليه واله وسلم و خاندان عصمت و طهارت بتوانیم با توفیق الهی در دوران تاریک غیبت، آن ها را چراغ راه خود و دیگر علاقمندان قرار دهیم و برای فرارسیدن دوران با شکوه مصلح -

جهانی و وارث علوم پیامبر خدا صلی الله علیه واله وسلم و ائمه هدى علیهم السلام یعنی حضرت امام مهدی علیه السلام در تلاش و تکاپو باشیم.

20 جمادی الثانی 1431

سال روز ولادت محور آفرینش حضرت فاطمه زهرا علیها السلام.

جوار پاک حضرت فاطمه معصوم مه علیها السلام

مؤسسه پژوهشي روضة العباس علیه السلام.

محمد حسین رحیمیان

کتاب طهارت و پاکیزگی (191 - 37)

اشاره

کتابُ الطَهارَت

کتاب طهارت و پاکیزگی

بخش یکم

اشاره

(1)

بَابُ طَهُورِ الْمَاءِ

1- قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ الْكَلَيْنِيُّ رحمه الله: حَدَّثَنِي عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النُّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ الْمَاءُ يُطَهِّرُ وَ لَا يُطَهَّرُ.

2- مُحَمَّدُبْنُ يَحْيَى وَ غَيْرُهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ الْحُسَيْنِ اللُّؤْلُوِيِّ بِإِسْنَادِهِ قَالَ : قَالَ أَبُو عَبْدِاللَّهِ علیه السلام:

الْمَاء كُلُّهُ طَاهِرٌ حَتَّى يُعْلَمَ أَنَّهُ قَذِرٌ.

3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ أَبِي دَاوُدَ الْمُنْشِدِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ يُونُسَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

الْمَاء كُلُّهُ طَاهِرٌ حَتَّى يُعْلَمَ أَنَّهُ قَذِرٌ.

4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَانِ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ مَاءِ الْبَحْرِ أَ طَهُورٌ هُوَ؟

قالَ: نَعَمْ.

پاک بودن و پاک کنندگی آب

ابو جعفر محمّد بن يعقوب کلینی رحمه الله گوید: ...

1 - ... سکونی گوید: امام صادق علیه السلام: فرمود: رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم فرمود: آب پاک می کند، ولی خود پاک نمی شود.

2- حسن بن حسین لؤلؤیی با سلسله سند خود گوید امام صادق علیه السلام فرمود: همۀ آب ها پاکند، مگر ناپاکی آن دانسته شود.

3- حماد بن عثمان نظیر روایت دوم را از امام صادق علیه السلام نقل می کند.

4- عبدالله بن سنان گوید: از امام صادق علیه السلام در مورد آب دریا پرسیدم که آیا پاک کننده است؟

فرمود: آری.

5- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ بَكْرِ الْحَضْرَمِيُّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنْ مَاءِ الْبَحْراً طَهُورٌ هُوَ؟

قالَ: نَعَمْ.

بخش دوم

اشاره

(2)

بَابُ الْمَاءِ الَّذِي لَا يُنَجِّسُهُ شَيْءٌ

1- مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى جَمِيعاً عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام يَقُولُ :

إِذَا كَانَ الْمَاءُ قَدْرَ كُرٌ لَمْ يُنَجِّسْهُ شَيْءٌ.

2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَّا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ أَ أَيُّوبَ الْخَزَّازِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنِ الْمَاءِ الَّذِي تَبُولُ فِيهِ الدَّوَابُّ وَ تَلَعُ فِيهِ الْكِلَابُ وَيَغْتَسِلُ فِيهِ الْجُنُبُ.

قَالَ: إِذَا كَانَ الْمَاء قَدْرَ كُر لَمْ يُنَجِّسْهُ شَيْءٌ.

5- نظیر روایت چهارم را ابوبکر حضرمی از امام صادق علیه السلام نقل می کند.

آبی که چیزی نجسش نمی کند

1- معاوية بن عمار گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود: هرگاه آب به اندازۀ کر باشد، چیزی آن را نجس نمی کند.

2- محمد بن مسلم گوید: از امام صادق علیه السلام در مورد آبی که چهار پایان در آن ادرار کنند، سگ ها از آن آب بخورند و فرد جنب در آن غسل کند پرسیدم؟

فرمود: هرگاه آب به اندازه کر باشد، چیزی آن را نجس نمی کند.

3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنْ حَمَّادِ بْن عِيسَى عَنْ حَريرٌ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ:

إذَا كَانَ الْمَاء أَكْثَرَ مِنْ رَاوِيَةٍ لَمْ يُنَجِّسْهُ شَيْءٌ تَفَسَّخَ فِيهِ أَوْ لَمْ يَتَفَسُّخُ فِيهِ إِلَّا أَنْ يجيء لَهُ رِيحٌ يَغْلِبُ عَلَى ريح الْمَاءِ.

4- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ صَالِحٍ الثوري عن أَبي عَبْدِاللهِ علیه السلام قَالَ: إِذَا كَانَ الْمَاء فِي الرَّكِي كُراً لَمْ يُنَجِّسْهُ شَيْءٌ.

قُلْتُ: وَكَم الْكُرُ؟

قَالَ: ثَلَاثَةٌ أَشْبَارٍ وَ نِصْفُ عُمْقُهَا فِي ثَلَاثَةِ أَشْبَارٍ وَ نِصْفٍ عَرْضِهَا.

5- مُحَمَّدُبْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام عَنِ الْكُرْ مِنَ الْمَاءِ كَمْ يَكُونُ قَدْرُهُ؟ قَالَ: إِذَا كَانَ الْمَاءُ ثَلَاثَةَ أَشْبَارٍ وَ نِصْفِ [نِصْفاً] فِي مِثْلِهِ ثَلَاثَةِ أَشْبَارٍ وَ نِصْفِ فِي عُمْقِهِ فِي الْأَرْضِ فَذَلِكَ الْكُرُّ مِنَ الْمَاءِ.

3- زراره گوید: حضرتش فرمود: هرگاه آب بیش تر از یک مشک باشد، چیزی آن را نجس نمی کند، خواه لاشه ای در آن متلاشی شود یا نشود مگر آن که از آب بویی آید که بر بوی آب چیره شود.

4- صالح ثوری گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: هرگاه آب چاه ها به اندازه کر باشند چیزی آن را نجس نمی کند.

گفتم: کر چه مقدار است؟

فرمود: سه وجب و نیم عمق در سه وجب نیم عرض.

5- ابو بصیر گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم که آب کر چه مقدار است؟

فرمود: هرگاه محیط آبی که مساحت آن سه وجب و نیم، و عمقش نیز سه وجب و نیم باشد، آن آب کر است.

6- أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ يَزِيدَ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

الْكُرُ مِنَ الْمَاءِ أَلْفُ وَ مِائَتَا رِضْلٍ.

7- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْبَرْقِيَّ عَنِ ابْنِ سِنَانٍ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ جَابِرٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام عَنِ الْمَاءِ الَّذِي لَا يُنَجِّسُهُ شَيْءٌ.

قَالَ: كُر قُلْتُ: وَ مَا الْكُرُ؟

قالَ: ثَلَاثَةٌ أَشْبَارٍ فِي ثَلَاثَةِ أَشْبَارٍ.

8- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْن الْمُغِيرَةِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

الْكُرُ مِنَ الْمَاءِ نَحْوَ حُبِّي هَذَا وَ أَشَارَ بِيَدِهِ إِلَى حُبِّ مِنْ تِلْكَ الْحِبَابِ الَّتِي تَكُونُ بِالْمَدِينَةِ.

6- یکی از اصحاب ما گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: آب کر، هزار و دویست رطل است.

7- اسماعیل بن جابر گوید: از امام صادق علیه السلام درباره آبی که چیزی آن را نجس نمی کند پرسیدم؟

فرمود: آبی است که به اندازه کر باشد.

گفتم: کر چه مقدار است؟

فرمود: مساحتی به اندازۀ سه وجب در سه وجب.

8- یکی از اصحاب ما گوید: امام صادق علیه السلام با دست مبارکش به خمی از خم های مدینه اشاره کرد و فرمود:

آب کر به اندازه این یک خم است.

بخش سوم

اشاره

(3)

بَابُ الْمَاءِ الَّذِي تَكُونُ فِيهِ قِلَّةٌ وَ الْمَاءِ الَّذِي فِيهِ الْجِيَفُ وَ الرَّجُلُ يَأْتِي الْمَاءَ وَ يَدُهُ قَذِرَةُ.

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ يَحْيَى الْكَاهِلِى قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام يَقُولُ:

إِذَا أَتَيْتَ مَاءً وَفِيهِ قِلَّةٌ فَانْضَحْ عَنْ يَمِينِكَ وَ عَنْ يَسَارِكَ وَ بَيْنَ يَدَيْكَ وَ تَوَضَّأ.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ قَالَ: حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ الْمُيَسِّرِ قالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنِ الرَّجُلِ الْجُنَّبِ يَنْتَهِي إِلَى الْمَاءِ الْقَلِيل فِي الطَّرِيقِ وَيُريدُ أَنْ يَغْتَسِلَ مِنْهُ وَ لَيْسَ مَعَهُ إِنَاءً يَغْرِفُ بِهِ وَ يَدَاهُ قَذِرَتَانِ.

قالَ: يَضَعُ يَدَهُ وَ يَتَوَضَّأُ ثُمَّ يَغْتَسِلُ هَذَا مِمَّا قَالَ: اللَّهُ: (مَا جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَج).

3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْن شَاذَانَ جَمِيعاً عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ عَمَّنْ أَخْبَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام أَنَّهُ قَالَ:

آب قلیل، آبی که مردار در آن افتاده و آبی که دست نجس به آن خورده است

1- عبدالله کاهلی گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود:

چون به آب قلیلی رسیدی، مقداری از سمت راست سمت چپ و پیش رویت را کنار بزن و با آن وضو بگیر.

2- محمدبن میسر گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: انسان جنبی که در راه به آب قلیل می رسد می خواهد از آن غسل کند؛ ولی دست هایش نجس است و ظرفی نیز همراه ندارد تا از آن بردارد، چه کند؟

فرمود: دست های خود را بشوید سپس غسل کند این از همان مواردی است که خدای بزرگ فرموده است: «خدا در دین برای شما تنگی قرار نداده است».

3 - یکی از راویان گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

كُلَّمَا غَلَبَ الْمَاء رِيحَ الْجِيفَةِ فَتَوَضَّأُ مِنَ الْمَاءِ وَاشْرَبُ وَإِذَا تَغَيَّرَ الْمَاءُ وَ تَغَيْرَ الطَّعْمُ فَلَا تَتَوَضُ وَلَا تَشْرَبْ.

4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى بْنِ عُبَيْدِ عَنْ يُونُسَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَانِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْن سِنَانٍ قَالَ:

سَأَلَ رَجُلٌ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السلام وَ أَنَا جَالِسٌ عَنْ غَدِيرٍ أَتَوْهُ وَ فِيهِ جِيفَةٌ.

فَقالَ: إِذَا كَانَ الْمَاءُ قَاهِراً وَ لَا يُوجَدُ فِيهِ الرِّيحُ فَتَوَضَّأْ.

5- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنِ الْمَاءِ السَّاكِنِ وَ الِاسْتِنْجَاءِ مِنْهُ وَ الْجِيفَةُ فِيهِ.

فَقالَ: تَوَضَّأْ مِنَ الْجَانِبِ الآخَرِ وَ لَا تَوَضَّأُ مِنْ جَانِبِ الْجِيفَةِ.

هر آبی که بر بوی مردار چیره باشد، از آن آب وضو بگیر و بیاشام و آن گاه که آب دگرگون شد و مزه آن تغییر کرد نبایستی از آن وضو بگیری و بیاشامی.

4- عبدالله بن سنان گوید: من در خدمت امام صادق علیه السلام بودم. مردی، از حضرتش در مورد گودالی که در آن مرداری افتاده پرسید؟

فرمود: هرگاه آب بر بوی آن چیره باشد و در آن بویی نباشد از آن وضو بگیر.

5- علی بن ابی حمزه گوید: از امام صادق علیه السلام در مورد آب راکدی که در آن مرداری افتاده پرسیدم آیا برای استنجاء می توان از آن استفاده کرد؟

فرمود: از سوی دیگرش - نه از سویی که مردار در آن است - شست و شو کن.

6 عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِي عَنْ أَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام فِي الْمَاءِ الأَجِنِ:

تتوضاً مِنْهُ إِلَّا أَن تَجدَ مَاءً غَيْرَهُ فَتَنزة مِنْهُ.

7- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ صَفْوَانَ الْجَمَّالِ قالَ:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السلام عَنِ الْحَيَاضِ الَّتِي بَيْنَ مَكَّةَ وَالْمَدِينَةِ تَرِدُهَا السَّبَاعُ وَ تَلَعُ فِيهَا الْكِلابُ وَيَغْتَسِلُ فِيهَا الْجُنُّبُ أَيتَوَضأُ مِنْهَا؟

قالَ: وَكَمْ قَدْرُ الْمَاءِ؟

قلت: إِلَى نِصْفِ السَّاقِ وَ إِلَى الرُّكْبَةِ وَ أَقَلَّ.

قالَ: تَوَضَّأْ.

6- حلبی گوید: امام صادق علیه السلام دربارهٔ آب آلوده و گندیده فرمود:

از آن آب وضو بگیر، مگر هنگامی که آب دیگری بیابی در این صورت از آن آب آلوده استفاده مکن.

7- صفوان جمال گوید: از امام صادق علیه السلام در مورد حوض هایی که بین مکه و مدینه هستند و درندگان داخل آن می شوند سگان از آن می خورند و افراد جنب در آن غسل می کنند پرسیدم که آیا می توان از آن وضو گرفت؟

فرمود: اندازه آب چه مقدار است؟

گفتم: گودی حوض ها تا نصف ران، تا زانوی پا و کم تر از آن است.

فرمود: وضو بگیر.

بخش چهارم

اشاره

(4)

بَابُ الْبِئْرِ وَ مَا يَقَعُ فِيهَا.

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِبْنِ إِسْمَاعِيلَ بْنِ بَزِيعٍ قَالَ: كَتَبْتُ إِلَى رَجُل أَسْأَلُهُ أَنْ يَسْأَلَ أَبَا الْحَسَنِ الرّضَا علیه السلام عَنِ الْبِثْرِ تَكُونُ فِي الْمَنْزِلِ لِلْوُضُوءِ فَتَقْطُرُ فِيهَا قَطَرَاتٌ مِنْ بَوْلٍ أَوْ دَم أَوْ يَسْقُطُ فِيهَا شَيْءٌ مِنْ عَذِرَةٍ كَالْبَعْرَةِ وَ نَحْوِهَا مَا الَّذِي يُطَهِّرُهَا حَتَّى يَحِلَّ الوُضُوءُ مِنْهَا لِلصَّلَاةِ.

فوقع علیه السلام بخطهِ فِي كِتَابِي تَنْزَحُ مِنْهَا دِلَاء.

2- وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ قَالَ:

ماء الْبِئرِ وَاسِعٌ لَا يُفْسِدُهُ شَيْءٌ إِلَّا أَن يَتَغَيَّرَ بِهِ.

چاه و آن چه در آن می افتد

1- محمدبن اسماعيل بن بزيع گوید: به شخصی نوشتم و از او درخواست نمودم که از امام رضا علیه السلام در مورد چاهی که در خانه داریم و قطراتی از ادرار یا خون یا پشکل و مانند آن در آن می افتد بپرسد و این که چه چیزی آن را پاک می کند تا بتوان برای نماز از آن وضو گرفت؟

حضرتش با خط خود در نامه ام نوشت چند سطل از آن آب می کشی (آن گاه می توانی از آن استفاده کنی).

2- با همین سند حضرتش فرمود:

آب چاه بسیار است و چیزی آن را فاسد نمی کند مگر آن که آب به وسیله نجاست تغییر یابد.

3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ أَبِي أَسَامَةَ عَنْ أَبي عَبْدِاللهِ علیه السلام فِي الْقَارَةِ وَ السنور والدَّجَاجَةِ وَالطَّير والكلب.

قالَ: مَا لَمْ يَتَفَسَّخْ أَوْ يَتَغَيَّرُ طَعْمُ الْمَاءِ فَيَكْفِيكَ خَمْسُ دِلَاءٍ، فَإِنْ تَغَيَّرَ الْمَاءُ فَخُذْ مِنْهُ حَتَّى يَذْهَب الريح.

4- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى رَفَعَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

لَا يُفْسِدُ الْمَاءَ إِلَّا مَا كَانَ لَهُ نَفْسٌ سَائِلَةٌ.

5- أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ النَّضْرِ عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السلام فِي السَّامٌ أَبْرَصَ يَقَعُ فِي الْبِثْرِ.

قالَ: لَيْسَ بِشَيْءٍ حَرْكِ الْمَاءَ بِالدَّلو.

3- ابن اسامه گوید: امام صادق علیه السلام دربارۀ موش، گربه، مرغ خانگی، پرنده و سگی که در چاه آب می افتند، فرمود:

مادامی که جسد آن ها متلاشی نشود یا طعم آب تغییر نکند، کافی است پنج سطل آب بکشی پس اگر آب تغییر کند باید آن قدر از آن برداری، تا بوی آن از بین برود.

4- محمد بن یحیی در حدیث مرفوعه ای گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

آب را فقط حیوان مرده ای که دارای خون جهنده است فاسد می کند.

5- جابر گوید: امام باقر علیه السلام در مورد گونه ای از مارمولک که در چاه می افتد، فرمود:

اشکالی ندارد آب را با سطل به حرکت درآور (و استفاده کن).

6- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ ابْنِ سِنَانٍ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام عَمَّا يَقَعُ فِي الْآبَارِ.

فَقَالَ: أَمَّا الْفَأْرَةُ وَ أَشْبَاهُهَا فَيُنْزَحُ مِنْهَا سَبْعُ دِلَاء إِلَّا أَنْ يَتَغَيَّرَ الْمَاءُ فَيُنْزَحَ حَتَّى يطيب، فَإِنْ سَقَطَ فِيهَا كَلْبٌ فَقَدَرْتَ أَن تَنْزَحَ مَاءَهَا فَافْعَلْ وَكُلِّ شَيْءٍ وَقَعَ فِي الْبِشْرِ لَيْسَ لَهُ دَمٌ مِثْلُ الْعَقْرَبِ وَ الْخَنَافِسِ وَأَشْبَاهِ ذَلِكَ فَلَا بَأْسَ.

7- أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

إِذَا سَقَطَ فِي الْبِثْرِ شَيْءٌ صَغِيرُ فَمَاتَ فِيهَا فَانْزَحْ مِنْهَا دِلَاءٌ، وَإِنْ وَقَعَ فِيهَا جُنُبٌ فَانْزَحْ مِنْهَا سَبْعَ دِلَاءٍ، فَإِنْ مَاتَ فِيهَا بَعِيرٌ أَوْ صُبَّ فِيهَا خَمْرٌ فَلْيُنْزَحْ.

8- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنِ الْعَمْرَكِيُّ بْنِ عَلِي عَنْ عَلِيِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَخِيهِ أَبِي الْحَسَنِ علیه السلام قالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ ذَبَحَ شَاةً فَاضْطَرَبَتْ وَ وَقَعَتْ فِي بِثْرِ مَاءٍ وَ أَوْدَاجُهَا تَشْخُبُ دَماً هَلْ يُتَوَضَّأُ مِنْ تِلْكَ الْبِثْرِ.

6- ابو بصیر گوید: از امام صادق علیه السلام در مورد چیزهایی که در چاهای آب می افتند، پرسیدم؟

فرمود: اگر موش و مانند آن بیفتد هفت سطل کشیده شود مگر آن که آب تغییر کرده باشد که در این صورت باید آن قدر کشیده شود تا پاکیزه گردد و اگر سگی در آن بیفتد اگر می توانی آب آن را خالی کن و حشراتی که فاقد خون جهنده هستند، مانند عقرب سوسک و همانند آن اشکالی ندارد.

7- حلبی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هرگاه حیوانی کوچک در چاه افتاد و مرد چند سطل از آن آب بیرون بریز و اگر شخص جنبی خود را در آن بشوید هفت سطل بیرون بریز و اگر شتری در آن بمیرد یا در آن شراب ریخته شود باید آب آن چاه کشیده شود.

8- على بن جعفر گوید: از برادرم امام کاظم علیه السلام پرسیدم مردی گوسفندی را سر می برد، گوسفند دست و پا می زند و در حالی که از رگ های گردنش خون جاری است در چاه افتد آیا می توان از آن چاه وضو گرفت؟

قالَ: يُنْزَحُ مِنْهَا مَا بَيْنَ الثَّلَاثِينَ إِلَى الْأَرْبَعِينَ دَلواً ثم يُتَوَضّاً مِنْها ولا بَأْسَ بِهِ.

قالَ: وَ سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ ذَبَحَ دَجَاجَةً، أَوْ حَمَامَةً فَوَقَعَتْ فِي بِثْرِ هَلْ يَصْلُحُ أَن وَضَّأَ مِنْهَا؟

قالَ: يُنْزَحُ مِنْهَا دِلَاءٌ يَسِيرَةً، ثُمَّ يُتَوَضَّأُ مِنْهَا.

وَ سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ يَسْتَقِي مِنْ بِشْرٍ فَيَرْعُفُ فِيهَا هَل يُتَوَضَّأُ مِنْهَا.

قَالَ: يُنْزَحُ مِنْهَا دِلَاءٌ يَسِيرَةٌ.

9- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَمَّن ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قالَ: قُلْتُ: بِثْرٌ يُخْرَجُ فِي مَائِهَا قِطَعُ جُلُودٍ.

قالَ: لَيْسَ بِشَيْءٍ، إِنَّ الْوَزَغَ رُبَّمَا طَرَحَ جِلْدَهُ.

وَقالَ: يَكْفِيكَ دَلْوَ مِنْ مَاءٍ.

فرمود: از آن چاه سی تا چهل سطل بکشند سپس از آن وضو بگیرند که اشکالی ندارد.

گوید: از حضرتش پرسیدم مردی که مرغ خانگی یا کبوتری سر بریده و در چاه افتاده است آیا می توان از آن وضو گرفت؟

فرمود: تعداد کمی سطل، از آن کشیده شود سپس از آن وضو گیرند.

و از حضرتش پرسیدم مردی که از چاهی آب می کشد و خون دماغش در آن می ریزد آیا می توان از آن وضو گرفت؟

فرمود باید تعداد کمی سطل از آن کشیده شود.

9- راوی گوید به امام صادق علیه السلام گفتم چاهی است که از آبش تکه های پوست بیرون می آید (چه حکمی دارد)؟

فرمود: چیزی نیست چه بسا مارمولک پوستش را در آن می ریزد.

و فرمود یک سطل از آن بکشی کافی است.

10- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنِ ابْنِ رِئَابٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْحَبْلِ يَكُونُ مِنْ شَعْرِ الْخِنْزِيرِ يُسْتَقَى بِهِ الْمَاء مِنَ الْمُشْرِهَلْ يَتَوَضَّأُ مِنْ ذَلِكَ الْمَاءِ؟

قالَ: لَا بَأْسَ.

11- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيَّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السلام عَنِ العَذِرَةِ تَقَعُ في البشر.

قالَ: يُنْزَحُ مِنْهَا عَشَرَةُ دِلَاءِ، فَإِنْ ذَابَتْ فَأَرْبَعُونَ أَوْ خَمْسُونَ دَلُوا.

12- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ عَبْدِ الْكَرِيمِ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: قُلْتُ لأَبي عَبْدِاللهِ علیه السلام: بِثْرٌ يُسْتَقَى مِنْهَا وَ يُتَوَضَّأُ بِهِ وَ يُغْسَلُ مِنْهُ الشَّيَابُ وَ يُعْجَنُ بِهِ ثُمَّ يُعْلَمُ أَنَّهُ كَانَ فِيهَا مَيِّتٌ.

قالَ: فَقالَ: لَا بَأْسَ وَلَا يُغْسَلُ مِنْهُ الثَّوْبُ، وَلَا تُعَادُ مِنْهُ الصَّلَاةُ.

10- زراره گوید: از امام صادق علیه السلام درباره ریسمانی از موی خوک که با آن از چاه آب کشیده می شود پرسیدم که آیا از آن آب می توان وضو گرفت؟

فرمود: اشکالی ندارد.

11- على بن ابی حمزه گوید: از امام صادق علیه السلام در مورد مدفوعی که در چاه می افتد، پرسیدم؟

فرمود: از آن چاه ده سطل آب کشیده شود و اگر مدفوع پخش شده باشد، باید چهل یا پنجاه سطل کشید.

12- ابو بصیر گوید: به امام صادق علیه السلام گفتم: چاهی است که از آن آب کشیده می شود و برای وضو شستن لباس و خمیر کردن آرد مورد استفاده قرار می گیرد و بعد معلوم می شود که در آن مرداری افتاده بود.

حضرتش فرمود: اشکالی ندارد و لازم نیست لباس را دوباره بشویند و نماز را اعاده کنند.

بخش پنجم

اشاره

(5)

بَابُ الْبِئْرِ تَكُونُ إِلَى جَنْبِ الْبَالُوعَةِ

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ رِبَاطٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُ عَنِ الْبَالُوعَةِ تَكُونُ فَوْقَ الْبِنْرِ.

قَالَ: إِذَا كَانَتْ فَوْقَ الْبِتْرِ فَسَبْعَةُ أَذْرُعٍ، وَ إِذَا كَانَتْ أَسْفَلَ مِنَ الْبِثْرِ فَخَمْسَةٌ أَذْرُعٍ مِنْ كُلِّ نَاحِيَةٍ وَ ذَلِكَ كَثِيرٌ.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِم وَ أَبِي بَصِيرٍ قَالُوا: قُلْنَا لَهُ بِرٌ يُتَوَضَّأُ مِنْهَا يَجْرِي الْبَوْلُ قَرِيباً مِنْهَا أَيْنَجِّسُهَا؟

چاهی که در کنار چاه فاضلاب است

1- حسن بن رباط گوید: از امام صادق علیه السلام در مورد چاه فاضلابی که بالاتر از چاه آب قرار دارد، پرسیدم؟

فرمود: اگر فاضلاب بالاتر از چاه آب باشد باید هفت زراع (1)فاصله داشته باشند و اگر پایین تر باشد پنج زراع از هر طرف کافی است و این هم زیاد است.

2- زراره محمد بن مسلم و ابو بصیر گویند: به حضرتش گفتیم چاهی است که از آن وضو می گیرند و در نزدیکی آن فاضلاب مستراح جاری است، آیا این فاضلاب آب آن چاه را نجس می کند؟


1) هر زراع در حدود نیم متر است.

قالَ: فَقالَ: إِنْ كَانَتِ الْبِثْرُ فِي أَعْلَى الْوَادِي وَ الْوَادِي يَجْرِي فِيهِ الْبَوْلُ مِنْ تَحْتِهَا وَ كَانَ بَيْنَهُمَا قَدْرُ ثَلَاثَةِ أَذْرُعٍ، أَوْ أَرْبَعَةِ أَذْرُعٍ لَمْ يُنَجِّسُ ذَلِكَ شَيْءٌ، وَإِنْ كَانَ أَقَلَّ مِنْ ذَلِكَ يُنَجِّسُهَا، وَ إِنْ كَانَتِ الْبِنْرُ فِي أَسْفَلِ الْوَادِي وَ يَمُرُّ الْمَاءُ عَلَيْهَا وَ كَانَ بَيْنَ الْبكْرِ وَبَيْنَهُ تِسْعَةُ أَذْرُعٍ لَمْ يُنَجِّسُهَا وَ مَا كَان أَقل من ذلك فلا يُتَوَضَّأُ مِنْهُ.

قالَ زُرَارَةً: فَقُلْتُ لَهُ: فَإِنْ كَانَ مَجْرَى الْبَوْلِ بِلِزْقِهَا وَ كَانَ لَا يَثْبُتُ عَلَى الْأَرْضِ.

فَقالَ: مَا لَمْ يَكُنْ لَهُ قَرَارٌ فَلَيْسَ بِهِ بَأْسٌ وَ إِنِ اسْتَقَرَّ مِنْهُ قَلِيلٌ، فَإِنَّهُ لَا يَثْقُبُ الْأَرْضَ وَ لَا قَعْرَ لَهُ حَتَّى يَبْلُغَ الْبِئْرَ وَ لَيْسَ عَلَى الْبِثْرِ مِنْهُ بَأْسٌ فَيُتَوَضَّأُ مِنْهُ، إِنَّمَا ذَلِكَ إِذَا اسْتَنْقَعَ كُلُّهُ.

3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ أَبِي إِسْمَاعِيلَ السَّرَّاج عَبْدِاللَّهِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ قَدَامَةَ بْنِ أَبِي يَزِيدَ الْحَمَّارِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ كَمْ أَدْنَى مَا يَكُونُ بَيْنَ البشر بشرِ الْمَاءِ و الْبَالُوعَةِ؟

فرمود: اگر چاه بالاتر از آن قرار دارد که از آن بول و فاضلاب جاری است و فاصله بین آن ها سه یا چهار زراع است، چاه را نجس نمی کند و اگر فاصله کم تر از آن است، آب چاه نجس می شود.

و اگر چاه در پایین تر از آن قرار دارد و آب آن جاری است و فاصله میان آن ها نه زراع است نجس نمی شود ولی آن چه فاصله اش کم تر از این باشد نباید از آن وضو گیرند.

زراره گوید: عرض کردم: اگر محل جریان بول و فاضلاب در کنار و نزدیکی چاه باشد، ولی آب آن راکد نباشد و جاری شود، چه حکمی دارد؟

فرمود: اگر در آن جا راکد نماند اشکالی ندارد، گرچه مقدار کمی از بول بماند چرا که به زمین فرو رود و عمقی نیز ندارد که در نتیجه به چاه نفوذ کند در این صورت نیز اشکالی ندارد و می توان از آن وضو گرفت اشکال هنگامی است که همۀ بول و فاضلاب در آنجا راکد شود و جمع گردد.

3- یکی از اصحاب ما گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم کم ترین فاصله میان چاه آب و چاه فاضلاب باید چه مقدار باشد؟

فَقَالَ: إِنْ كَانَ سَهْلاً فَسَبْعَةُ أَذْرُعٍ، وَإِنْ كَانَ جَبَلاً فَخَمْسَةُ أَذْرُعٍ.

ثُمَّ قَالَ: الْمَاءُ يَجْرِي إِلَى الْقِبْلَةِ إِلَى يَمِينِ وَ يَجْرِي عَنْ يَمِينِ الْقِبْلَةِ إِلَى يَسَارِ الْقِبْلَةِ وَ يَجْرِي عَنْ يَسَارِ الْقِبْلَةِ إِلَى يَمِينِ الْقِبْلَةِ، وَ لَا يَجْرِي مِنَ الْقِبْلَةِ إِلَى دُبُرِ الْقِبْلَة.

4- أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ عَبَّادِ بْنِ سُلَيْمَانَ عَنْ سَعْدِ بْنِ سَعْدِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْقَاسِم عَنْ أَبِي الْحَسَن علیه السلام:

فِي الْبِثْرِ يَكُونُ بَيْنَهَا وَ بَيْنَ الْكَنِيفِ خَمْسَةُ أَذْرُعٍ أَوْ أَقَلُّ أَوْ أَكْثَرُ يُتَوَضَّأُ مِنْهَا؟

قالَ: لَيْسَ يُكْرَهُ مِنْ قُرْبٍ وَلَا بُعْدِ يُتَوَضَّأُ مِنْهَا وَيُغْتَسَلُ مَا لَمْ يَتَغَيْرِ الْمَاءُ.

فرمود: اگر زمین نرم است، هفت زراع و اگر دامنه کوه و سفت است، پنج زراع.

آن گاه فرمود: آب در زیر زمین از طرف قبله به سمت راست و از سوی راست قبله به سمت چپ قبله و از سمت چپ ،قبله به سمت راست قبله جریان دارد ولی هیچ گاه از سمت قبله به پشت قبله جاری نمی گردد.

4- محمدبن قاسم گوید: از امام رضا علیه السلام در مورد چاه آبی که فاصله آن با چاه مستراح، پنج زراع - یا کم تر یا بیش تر - باشد، پرسیدم آیا می توان از آن وضو گرفت؟

فرمود: کراهت به این نزدیکی و دوری حاصل نمی گردد و می توان از آن وضو گرفت و غسل کرد مادامی که آب تغییر نکرده باشد.

بخش ششم

اشاره

(6)

بَابُ الْوُضُوءِ مِنْ سُؤْرِ الدَّوَابِّ وَ السِّبَاعِ وَ الطَّيْرِ

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ ابی عبدالله علیه السلام قالَ:

لا بَأْسَ بأن يتوضاً مِمَّا شَربَ مِنْهُ ما يُؤكل لَحْمُهُ.

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ وَ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

فَضْلُ الْحَمَامَةِ وَالدَّجَاجِ لَا بَأْسَ بِهِ وَ الطَّيْرِ.

3- أَبُو دَاوُدَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ أَخِيهِ الْحَسَنِ عَنْ زُرْعَةَ عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ:

سَأَلْتُهُ هَلْ يُشْرَبُ سُورٌ شَيْءٍ مِنَ الدَّوَابُ وَيُتَوَضَّأُ مِنْهُ؟

قالَ: فَقالَ: أَمَّا الإبل والبقر والغنم فلا بأس.

وضو گرفتن از آب دست خورده چهار پایان، درندگان و پرندگان

1- عبدالله بن سنان گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: وضو گرفتن از آبی که حیوان حلال گوشت از آن آشامیده اشکالی ندارد.

2- ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: استفاده از آب پس خورده کبوتر مرغ خانگی و پرنده اشکالی ندارد.

3- سماعه گوید: (از امام کاظم علیه السلام) پرسیدم آیا می توان از پس خورده چهار پایان آشامید و وضو گرفت؟

فرمود: پس خورده شتر، گاو و گوسفند اشکالی ندارد.

4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أَذَيْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

إِنَّ فِي كِتَابٍ عَلِي علیه السلام: أَنَّ الْهِرْ سَبْع فَلَا بَأْسَ بِسُورِهِ، وَ إِنِّي لَأَسْتَحْيِي مِنَ اللَّهِ أَنْ أَدَعَ طَعَاماً لأَن هِراً أَكُلَ مِنْهُ.

5- أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ عَمَّارِ بْنِ مُوسَى عَنْ أَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام قالَ: سُئِلَ عَمَّا تَشْرَبُ مِنْهُ الْحَمَامَةُ.

لا فَقالَ: كُلُّ ما أُكِلَ لَحْمُهُ فَتَوَضَّأَ مِنْ سُورِهِ وَاشْرَبْ وَ عَمَّا شَرِبَ مِنْهُ بَارٌ أَوْ صَفْرٌ أَوْ عُقَابٌ.

فَقالَ: كُلَّ شَيْءٍ مِنَ الطَّيْرِ تَوَضَّأُ مِمَّا يَشْرَبُ مِنْهُ إِلَّا أَنْ تَرَى فِي مِثْقَارِهِ دَماً، فَإِنْ رَأَيْتَ فِي مِنْقَارِهِ دَماً فَلَا تَوَضَّأْ مِنْهُ وَ لَا تَشْرَبْ.

4- امام صادق علیه السلام فرمود: در کتاب علی علیه السلام آمده: گربه گرچه از حیوانات درنده به شمار می رود؛ ولی پس خوردۀ او اشکالی ندارد و من از خدا شرم دارم که از غذایی که گربه از آن خورده، نخورم.

5- عماربن موسی گوید: از امام صادق علیه السلام درباره آبی که کبوتر از آن خورده، پرسیدند؟

فرمود: از پس خورده همۀ حیوانات حلال گوشت وضو بگیر و بیاشام.

از حضرتش در مورد آبی که از آن باز یا قرقی یا عقاب خورده (پرسیدند).

فرمود: از پس خوردۀ همۀ گونه های پرندگان می توان وضو گرفت، مگر آن که بر منقارش خون دیده شود، پس اگر بر روی منقارش خونی دیدی، از آب پس خورده آن وضو مگیر و میاشام.

6- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام عَنْ جَرَّةٍ وُجِدَ فِيهَا خُنْفَسَاءُ قَدْ مَاتَتْ.

قالَ: أَلْقِهَا وَ تَوَضَّأْ مِنْهُ، وَإِنْ كَانَ عَقْرَباً فَارِقِ الْمَاءَ وَ تَوَضَّأُ مِنْ مَاءٍ غَيْرِهِ.

وَ عَنْ رَجُلٍ مَعَهُ إِناءَانِ فِيهِمَا مَاءً وَقَعَ فِي أَحَدِهِمَا قَذَرٌ، وَلَا يَدْري أَيُّهُمَا هُوَ لَيْسَ يَقْدِرُ عَلَى مَاءٍ غَيْرِهِ.

قالَ: يُهَرِيقُهُمَا جَمِيعاً وَ يَتَيَمَّمُ.

7- أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ أَيُّوبَ بْنِ نُوحٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام أَنَّهُ كَانَ يَكْرَهُ سُؤْرَكُلِّ شَيْءٍ لَا يُؤْكَلُ لَحْمُهُ.

6- سماعه گوید: از امام صادق علیه السلام در مورد کوزه ای که در آن سوسکی بمیرد پرسیدم؟

فرمود: سوسک را بیرون بیفکن و از آن وضو بگیر و اگر در آن آب عقرب بمیرد آب را دور بریز و با آب دیگری وضو بگیر.

و از حضرتش پرسیدم کسی که دو ظرف آب دارد در یکی از آن نجاستی افتاده و نمی داند کدام یک نجس است و آب دیگری هم ندارد، (چه وظیفه ای دارد؟).

فرمود: هر دو آب را به زمین بریزد و به جای وضو تیمم کند.

7- راوی گوید: امام صادق علیه السلام استفاده از آب پس خورده حیوان غیر حلال گوشت را مکروه می دانست.

بخش هفتم

اشاره

(7)

بَابُ الْوُضُوءِ مِنْ سُؤْرِ الْحَائِضِ وَ الْجُنُبِ وَ الْيَهُودِيِّ وَ النَّصْرَانِيِّ وَ النَّاصِبِ.

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ مَنْصُورِ بْنِ حَازِمٍ عَنْ عَنْبَسَةَ عَنْ أَبي عَبْدِاللهِ علیه السلام قال:

اشْرَبْ مِنْ سُور الْحَائِضِ وَلَا تَوَضأُ مِنْهُ.

2- مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنِ الْعِيصِ بْنِ الْقَاسِم قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام هَلْ يَغْتَسِلُ الرَّجُلُ وَ الْمَرْأَةُ مِنْ إِنَاءٍ وَاحِدٍ؟

فَقالَ: نَعَمْ، يُفْرِغَانِ عَلَى أَيْدِيهِمَا قَبْلَ أَنْ يَضَعَا أَيْدِيَهُمَا فِي الْإِناءِ.

قالَ: وَ سَأَلْتُهُ عَنْ سُورِ الْحَائِضِ.

وضو گرفتن از پس خورده زن حائض، شخص جنب، یهودی، نصرانی و ناصبی

1- عنبسه گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: از آب پس خورده زن حائض بیاشام؛ ولی از آن برای وضو استفاده مکن.

2- عيص بن قاسم گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: آیا زن و مرد می توانند از یک ظرف آب غسل کنند؟

فرمود: آری، ولی پیش از دست بردن در آب بر روی دست های خود آب بریزند و بشویند بعد دست هایشان را داخل ظرف نمایند.

گوید: از حضرت درباره آب خورده زن حائض پرسیدم؟

فَقالَ: لَا تَوَضأُ مِنْهُ وَ تَوَضُأَ مِنْ سُورٍ الْجُنُبِ إِذَا كَانَتْ مَأْمُونَةٌ، ثُمَّ تَغْسِلُ يَدَيْهَا قَبْلَ أَنْ تُدْخِلَهُمَا فِي الْإِنَاءِ، وَ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم يَغْتَسِلُ هُوَ وَ عَائِشَةُ فِي إِنَاءٍ وَاحِدٍ وَ يَغْتَسِلَان جَمِيعاً.

3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ الْعَلَاءِ قالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام عَن الْحَائِضِ يُشْرَبُ مِنْ سُؤْرِهَا؟

قال: نعم ولا يتوضاً مِنْهُ

4- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ ابْن أَبِي يَعْفُورٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام يَتَوَضَّأُ الرَّجُلُ مِنْ فَضْلِ الْمَرْأَةِ.

قالَ: إِذَا كَانَتْ تَعْرِفُ الْوُضُوءَ، وَلَا يَتَوَضُ مِنْ سُورِ الْحَائِضِ.

5- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ سَعِيدٍ الْأَعْرَجِ قَالَ:

سَأَلْتُ أَنا عَبْدالله علیه السلام عَنْ سُور الْيَهُودِي وَ النَّصْرَانِي.

فَقالَ: لا.

فرمود: از باقی مانده او وضو نگیر ولی از باقی مانده زن جنب اگر مورد اعتماد باشد می توانی وضو بگیری و باید آن زن دست هایش را پیش از زدن به آب بشوید.

رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم با عایشه از یک ظرف آب بر می داشتند و غسل می کردند.

3- حسین بن ابی العلاء گوید: از امام صادق علیه السلام در مورد زن حائض پرسیدم که آیا می توان از پس خورده او آشامید؟

فرمود: آری، ولی با آن آب وضو نگیرد.

4- ابن ابی یعفور گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم آیا مرد می تواند از باقی مانده آبی که زن از آن استفاده کرده وضو بگیرد؟

فرمود: اگر آن زن به وضو (و مسایل آن) آشنا است می تواند و از باقی مانده آبی که زن حائض از آن خورده وضو ساخته نمی شود.

5- سعید اعرج گوید: از امام صادق علیه السلام درباره استفاده از پس خورده یهودی و مسیحی پرسیدم که آیا جایز است؟

فرمود: نه

6- أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ مُحَمَّدِبْنِ أَحْمَدَ عَنْ أَيُّوبَ بْنِ نُوحٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام أَنَّهُ كَرِهَ سُورَ وَلَدِ الزِّنَا وَ سُورَ الْيَهُودِيِّ وَ النَّصْرَانِي وَ الْمُشْرِكِ وَكُلُّ مَا خَالَفَ الْإِسْلَامَ وَ كَانَ أَشَدَّ ذَلِك عِنْدَهُ سُورُ النَّاصِب.

بخش هشتم

اشاره

(8)

بَابُ الرَّجُلِ يُدْخِلُ يَدَهُ فِي الْإِنَاءِ قَبْلَ أَنْ يَغْسِلَهَا وَ الْحَدِّ فِي غَسْلِ الْيَدَيْنِ مِنَ الْجَنَابَةِ وَ الْبَوْلِ وَ الْغَائِطِ وَ النَّوْمِ.

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْهُمْ علیهم السلام قالَ:

إِذَا دَخَلْتَ يَدَكَ فِي الْإِنَاءِ قَبْلَ أَنْ تَغْسِلَهَا فَلَا بَأْسَ إِلَّا أَنْ يَكُونَ أَصَابَهَا قَذَرُ بَوْلٍ أَوْ جَنَابَةٍ، فَإِنْ دَخَلْتَ يَدَكَ فِي الْإِنَاءِ وَ فِيهَا شَيْءٌ مِنْ ذَلِكَ فَأَهْرِقُ ذَلِكَ الْمَاءَ.

6- راوی گوید: امام صادق علیه السلام استفاده از پس خورده فرد ولد الزنا، يهودي، مسيحى، مشرک و مخالف با اسلام را مکروه می داشت و پس خورده ناصبی را از همه آن ها بدتر می دانست.

انسانی که دستش را پیش از شستن در ظرف داخل می کند، میزان شستن دست ها برای جنابت ادرار، مدفوع و خواب

1- ابو بصیر از ائمه علیهم السلام نقل می کند که حضرتش فرمود:

آن گاه که دست هایت را پیش از شستن در ظرف داخل کنی ایرادی ندارد مگر آن که آلوده به ادرار یا جنابت باشد، در این صورت اگر دستت آلوده باشد، آن آب را بیرون بریز.

2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ عَبْدِ الْكَرِيمِ بْنِ عُتْبَةَ قَالَ: سَأَلْتُ الشَّيْخَ عَنِ الرَّجُلِ يَسْتَيْقِظُ مِنْ نَوْمِهِ وَ لَمْ يَبُلْ أَ يُدْخِلُ يَدَهُ فِي الْإِنَاءِ قَبْلَ أَنْ يَغْسِلَهَا؟

قالَ: لَا ، لِأَنَّهُ لَا يَدْرِي أَيْنَ كَانَتْ يَدُهُ فَلْيَغْسِلْهَا.

3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ شِهَابِ بْنِ عَبْدِ رَبِّهِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام.

فِي الرَّجُلِ الْجُنُبِ يَسْهُو فَيَغْمِسُ يَدَهُ فِي الإِناءِ قَبْلَ أَن يَغْسِلَهَا أَنَّهُ لَا بَأْسَ إذا لَمْ يَكُنْ أَصَابَ يَدَهُ شَيْءٌ.

4- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِ هِمَا علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ يَقُولُ وَ لَمْ يَمَسَّ يَدَهُ شَيْءٌ أَ يَغْمِسُهَا فِي الْمَاءِ؟

قالَ: نَعَمْ، وَإِنْ كَانَ جُنُباً.

2- عبد الكريم بن عتبه گوید: از امام کاظم علیه السلام پرسیدم فردی که از خواب بیدار می شود و ادرار هم نکرده است آیا می تواند دستش را پیش از شستن در ظرفی داخل کند؟

فرمود: نه! زیرا که او نمی داند دستش به کجا اصابت کرده است؛ پس باید آن را بشوید.

3- شهاب گوید: امام صادق علیه السلام درباره فرد جنبی که از روی فراموشی دست خود را پیش از شستن در ظرفی فرو برده فرمود اگر دستش آلوده نباشد ایرادی ندارد.

4- محمدبن مسلم گوید: از یکی از دو (امام باقر و امام صادق علیهما السلام) پرسیدم کسی است که ادرار می کند و دستش آلوده نشده آیا می تواند آن را در ظرف آب فرو برد؟

فرمود: آری، اگر چه جنب هم باشد.

5- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام قالَ: سُئِلَ كَمْ يُفْرِغَ الرَّجُلُ عَلَى يَدِهِ قَبْلَ أَنْ يُدْخِلَهَا فِي الْإِنَاءِ؟

قالَ: وَاحِدَةً مِنْ حَدَثِ الْبَوْلِ، وَ ثِنْتَيْن مِنَ الْغَائِطِ، وَ ثَلَاثَةٌ مِنَ الْجَنَابَةِ؟

6- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ يُونُسَ عَنْ بَكَّارِ بْنِ أَبِي بَكْرٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام: اَلرَّجُلُ يَضَعُ الْكُونَ الَّذِي يَعْرِفُ بِهِ مِنَ الْحُبِّ فِي مَكَانٍ قَذِرٍ ثم يُدْخِلَة الْحُبَّ.

قالَ: يَصُبُّ مِنَ الْمَاءِ ثَلَاثَةَ أَكُفِّ ثُمَّ يَدْلُكَ الْكُوزَ.

بخش نهم

اشاره

(9)

بَابُ اخْتِلَاطِ مَاءِ الْمَطَرِ بِالْبَوْلِ وَ مَا يَرْجِعُ فِي الْإِنَاءِ مِنْ غُسَالَةِ الْجُنُبِ وَ الرَّجْلِ يَقَعُ ثَوْبُهُ عَلَى الْمَاءِ الَّذِي يَسْتَنْجِي بِهِ.

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ الْحَكَم عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام فِي مِيزَابَيْنِ سَالَا أَحَدُهُمَا بَوَل وَالآخَرُ مَاءُ الْمَطَرِ، فَاخْتَلَطَا فَأَصَابَ ثَوْبَ رَجُلٍ لَمْ يَضُرَّهُ ذَلِكَ.

5- حلبی گوید: از امام صادق علیه السلام سؤال شد که انسان چند مرتبه پیش از این که دستش را در آب فرو برد، باید به دستش آب بریزد؟

فرمود: یک مرتبه برای ادرار دو مرتبه برای مدفوع و سه مرتبه برای جنابت.

6- بكار بن ابی بکر گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: کسی کوزه ای را که با آن از خم آب بر می دارد در جای نجس می گذارد آیا می تواند آن را داخل خم کند؟

فرمود: سه کف آب بر کوزه بریزد سپس آن را بمالد، بعد می تواند داخل خم کند.

مخلوط شدن آب باران با بول و حکم آن چه از آب غسل جنب در ظرف می ریزد و انسانی که لباسش در آب استنجاء می افتد

1- هشام بن حکم گوید: امام صادق علیه السلام دربارۀ دو ناودانی که از یکی از آن ها بول و از دیگری آب باران جاری است و این دو با هم مخلوط شده به لباس فردی می خورد

2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدٍ عَنِ الْهَيْثَم بن أَبِي مَسْرُوقٍ عَنِ الْحَكم مِسْكِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مَرْوَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

لَوْ أَنَّ مِيزَابَيْنِ سَالَا أَحَدُهُمَا مِيزَابُ بَوْلٍ وَالآخَرُ مِيزَابُ مَاءٍ، فَاخْتَلَطَا ثُمَّ أَصَابَكَ مَا كَانَ بِهِ بَأْسٌ.

3-أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنِ الْكَاهِلِيَّ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي عَبْدِالله علیه السلام قالَ: قُلْتُ: أَمْرُ فِي الطَّرِيقِ فَيَسِيلَ عَلَى الْمِيزَابُ فِي أَوْقَاتٍ أَعْلَمُ أَنَّ النَّاسَ يَتَوَضَّئُونَ. قالَ: قالَ: لَيْسَ بِهِ بَأْسٌ لَا تَسْأَلْ عَنْهُ.

قُلْتُ: وَ يَسِيلُ عَلَيَّ مِنْ مَاءِ الْمَطَرِ أَرَى فِيهِ التَّغَيُّرَ، وَ أَرَى فِيهِ آثَارَ الْقَذَرِ، فَتَقْطُرُ الْقَطَرَاتُ عَلَيَّ وَيَنْتَضِحُ عَلَيَّ مِنْهُ وَالْبَيْتُ يُتَوَضَّأُ عَلَى سَطْحِهِ فَيَكِفُ عَلَى ثِيَابِنَا.

قالَ: مَا بِذَا بَأْسٌ، لا تَغْسِلْهُ كُلُّ شَيْءٍ يَرَاهُ مَاء الْمَطَرِ فَقَدْ ظَهرَ.

2- محمد بن مروان گوید: امام صادق علیه السلام فرمود اگر دو ناودان باشد و از آن ها ادرار و آب جاری شود و با هم آمیخته شده و به لباس تو برسد، اشکالی ندارد.

3- راوی گوید: به امام صادق علیه السلام گفتم در راهی که می روم آب ناودانی - در آن هنگام که مردم شست و شو می کنند - روی من می ریزد، حکمش چیست؟

فرمود: ایرادی ندارد از آن نپرس.

گفتم: از آب باران بر بدن من می ریزد و در آن تغییر و آثار نجاست می بینم و قطراتی بر من می چکد و از آن بر بدن من می باشد با این که در بام خانه شست و شو می کنند، حکم لباس ما چگونه خواهد بود؟

فرمود: ایرادی ندارد لازم نیست آن را بشویی هر چیزی که آب باران به آن بخورد، پاک می شود.

4- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي الْحَسَنِ علیه السلام فِي طِينِ الْمَطَرِ أَنَّهُ لَا بَأْسَ بِهِ أَنْ يُصِيبَ التَّوْبَ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ إِلَّا أَنْ يُعْلَمَ أَنَّهُ قَدْ نَجَّسَهُ شَيْءٌ بَعْدَ الْمَطَرِ، فَإِنْ أَصَابَهُ بَعْدَ ثَلَاثَةِ أَيَّامٍ فَاغْسِلُهُ، وَ إن كان الطريق نظيفاً لَمْ تَغْسِلْهُ.

5- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ ابْنِ أَذَيْنَةَ عَنِ الْأَحْوَلِ قَالَ: قلتُ لأَبي عَبْدِاللهِ علیه السلام: أَخْرُجُ مِنَ الْخَلَاءِ فَأَسْتَنجِي بِالْمَاءِ، فَيَقَعُ تَوْبِي فِي ذَلِكَ الْمَاءِ الَّذِي اسْتَنْجَيْتُ بِهِ.

فَقَالَ: لَا بَأْسَ بهِ.

6- مُحَمَّدُبْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِبْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ شِهَابِ بْنِ عَبْدِ رَبِّهِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام أَنَّهُ قَالَ:

فِي الْجُنُبِ يَغْتَسِلُ فَيَقْطُرُ الْمَاءُ عَنْ جَسَدِهِ فِي الْإِنَاءِ وَيَنْتَضِحُ الْمَاءُ مِنَ الْأَرْضِ فَيَصِيرُ فِي الْإِنَاءِ إِنَّهُ لَا بَأْسَ بِهَذَا كُلِّهِ.

4- یکی از اصحاب ما گوید: امام کاظم علیه السلام درباره گل باران فرمود:

اشکالی ندارد تا سه روز پس از باران گل باران به لباس آدمی بخورد، مگر آن که دانسته شود که بعد از باران چیزی آن را نجس کرده است پس اگر سه روز بعد از باران گل به لباس انسان برسد آن را بشوی و اگر راه تمیز و پاک باشد، لازم نیست آن را بشویی.

5- احول گوید: به امام صادق علیه السلام گفتم: با آب استنجا کرده و از مستراح بیرون آمدم. بعد لباسم در آن آبی که استنجا کرده بودم می افتاد (چه حکمی دارد؟).

فرمود: اشکالی ندارد.

6- شهاب گوید: امام صادق علیه السلام درباره جنبی که غسل می کند و قطراتی از آب از بدنش در ظرف می ریزد و بر زمین می پاشد و مقداری از آن از زمین به داخل ظرف پاشیده می شود (چه حکمی دارد؟).

فرمود: هیچ کدام از این ها ایرادی ندارد.

7- مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ رِبْعِيِّ بْنِ عَبْدِاللَّهِ عَنِ الْفُضَيْلِ بْنِ يَسَارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: فِي الرَّجُلِ الْجُنُبِ يَغْتَسِلُ فَيَنْتَضِحُ مِنَ الْمَاءِ فِي الْإِنَاءِ.

فَقالَ: لَا بَأْسَ مَا جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ .

8- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عُمَرَ بْنِ يَزِيدَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام: أَغْتَسِلُ فِي مُغْتَسَلٍ يُبَالُ فِيهِ وَ يُغْتَسَلُ مِنَ الْجَنابَةِ فَيَقَعُ فِي الْإِناءِ مَاءً يَنْزُو مِنَ الْأَرْضِ.

فَقالَ: لَا بَأْسَ بِهِ.

بخش دهم

اشاره

(1)

بَاب مَاءِ الْحَمَّامِ وَ الْمَاءِ الَّذِي تُسَخَنُهُ الشَّمْسُ.

1- بَعْضُ أَصْحَابِنَا عَنِ ابْنِ جُمْهُورٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْقَاسِمِ عَنِ ابْنِ أَبِي يَعْفُورٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: قالَ:

7- فضيل بن یسار گوید: امام صادق علیه السلام دربارۀ مرد جنبی که غسل می کند و آب غسل به داخل ظرف می پاشد، فرمود: ایرادی ندارد چرا که خداوند در دین برای شما

سختی قرار نداده است.

8- عمربن یزید گوید: به امام صادق علیه السلام گفتم: در جایی که در آن ادرار می نمایند و غسل جنابت کنند غسل می کنم و آب از زمین در ظرفی که در آن غسل می کنم، می پاشد (چه حکمی دارد؟)

فرمود: اشکالی ندارد.

حکم آب حمام و آبی که آفتاب آن را گرم می کند

1- ابن ابی یعفور گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: -

لَا تَغْتَسِلْ مِنَ الْبِثْرِ الَّتِي تَجْتَمِعُ فِيهَا غُسَالَةُ الْحَمَّامِ فَإِنَّ فِيهَا غُسَالَةَ وَلَدِ الزِّنَا وَ هُوَ لَا يَطْهُرُ إِلَى سَبْعَةِ آبَاءِ وَ فِيهَا غُسَالَةَ النَّاصِبِ وَ هُوَ شَرُّهُمَا، إِنَّ اللَّهَ لَمْ يَخْلُقُ خَلْقاً شَرّاً مِنَ الْكَلْبِ، وَإِنَّ النَّاصِبَ أَهْوَنُ عَلَى اللَّهِ مِنَ الْكَلْبِ.

قُلْتُ: أَخْبِرْنِي عَنْ مَاءِ الْحَمَّامِ يَغْتَسِلُ مِنْهُ الْجُنُبُ وَ الصَّبِيُّ وَ الْيَهُودِيُّ وَ النَّصْرَانِي وَ الْمَجُوسِيُّ.

فَقالَ: إِنَّ مَاءَ الْحَمَّامِ كَمَاءِ النَّهَرِ يُطَهِّرُ بَعْضُهُ بَعْضاً.

2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ مَنْصُورِ بْنِ حَازِمٍ عَنْ بَكْرِ بْنِ حَبِيبٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:

مَاءُ الْحَمَّامِ لَا بَأْسَ بِهِ إِذَا كَانَتْ لَهُ مَادَّةٌ.

3- اَلْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَلِيَّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ حَنَانِ قَالَ: سَمِعْتُ رَجُلاً يَقُولُ لِأَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام: إِنِّي أَدْخُلُ الْحَمَّامَ فِي السَّحَرِ وَ فِيهِ الْجُنُبُ وَ غَيْرُ ذَلِكَ، فَأَقُومُ فَأَغْتَسِلُ فَيَنْتَضِحُ عَلَيَّ بَعْدَ مَا أَفْرُغُ مِنْ مَائِهِمْ.

با آب چاهی که آب شست و شوی حمام در آن جمع می شود، غسل مکن؛ زیرا در آن آب، غساله ولد الزنا - که تا هفت نسل پاک نمی شود - و غساله ناصبی (دشمن اهل بیت علیهم السلام) می ریزد که ناصبی بدتر از ولد الزنا است. خداوند آفریده ای بدتر از سگ نیافریده و ناصبی در پیشگاه خدا از سگ بدتر است.

راوی گوید گفتم: مرا از آب حمّامی که در آن جنب، کودک، یهودی، مسیحی و مجوسی غسل می کنند آگاه کن که حکمش چیست؟

فرمود: آب حمام همانند آب نهر است که بعضی از آن بعضی دیگر را پاک می کند.

2- بکر بن حبیب گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:

اگر آب حمّام منبعی داشته باشد استفاده از آن ایرادی ندارد.

3- حنان گوید: شنیدم که مردی به امام صادق علیه السلام می گفت من در سحرگاهان وارد حمام می شوم و در آن جا آن جا جنب و افراد دیگری غسل می کنند. من نیز در کنند. من نیز در آن جا غسل می کنم و پس از پایان غسل، مقداری آب از آن ها به من می باشد (چگونه است؟).

قالَ: أَلَيْسَ هُوَ جَارٍ؟ قُلْتُ: بَلَى.

قالَ: لَا بَأْسَ.

4- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِي يَحْيَى الْوَاسِطِي عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الْمَاضِي علیه السلام قالَ: سُئِلَ عَنْ مَجْمَعِ الْمَاءِ فِي الْحَمَّامِ مِنْ غُسَالَةِ النَّاسِ يُصِيبُ التَّوْبَ.

قالَ: لَا بَأْسَ.

5- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ أَبِي الْحُسَيْنِ الْفَارِسِيِّ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ أَبِي زِيَادٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم:

الْمَاءُ الَّذِي تَسَخَّتْهُ الشَّمْسُ لَا تَوَضَّنُوا بِهِ وَ لَا تَغْتَسِلُوا بِهِ وَلَا تَعْجِنُوا بِهِ، فَإِنَّهُ يُورِثُ الْبَرَصَ.

فرمود: آیا آن آب جاری نیست؟

گفت: آری.

فرمود: ایرادی ندارد.

4- یکی از اصحاب ما گوید: از امام کاظم علیه السلام از آب حمامی که از غساله مردم جمع می شود و به لباس انسان می خورد، پرسیده شد؟

فرمود: ایرادی ندارد.

5- اسماعیل بن ابی زیاد :گوید امام صادق علیه السلام فرمود: رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم فرمود:

از آبی که آفتاب آن را گرم کرده است برای وضو غسل و خمیر کردن نان استفاده نکنید زیرا موجب بیماری پیسی می شود.

بخش یازدهم

اشاره

(11)

بَابُ الْمَوْضِعِ الَّذِي يُكْرَهُ أَنْ يُتَغَوَّطَ فِيهِ أَوْ يُبَالَ.

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النُّوْفَلِي عَن السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم: مِنْ فِقْهِ الرَّجُلِ أَنْ يَرْتَادَ مَوْضِعاً لِبَوْلِهِ.

2- أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ عَاصِمٍ بْنِ حُمَيْدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قالَ: قَالَ رَجُلٌ لِعَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ علیهما السلام، أَيْنَ يَتَوَضَّأُ

الْغُرَبَاءُ؟

قالَ: يَتَّقِى شُطُوطَ الْأَنْهَارِ، وَالطُّرُقَ النَّافِذَةَ، وَ تَحْتَ الْأَشْجَارِ الْمُثْمِرَةِ، وَمَوَاضِعَ اللَّعْن.

فَقِيلَ لَهُ: وَأَيْنَ مَوَاضِعُ اللَّعْنِ؟

قالَ: أَبْوَابُ الدُّورِ.

مکانی که ادرار و مدفوع کردن در آن ناپسند است

1- سکونی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم فرمود:

از فهم و آگاهی انسان است که برای ادرار خود، مکانی معیّن و مناسبی انتخاب کند.

2- عاصم بن حمید گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: مردی از امام سجاد علیه السلام پرسید: مسافران و غریبان در کجا رفع حاجت کنند؟

فرمود: باید از کنار جوی آب راه عمومی، زیر درختان میوه دار و محل هایی که رفع حاجت در آن ها لعن و نفرین مردم را به همراه دارد بپرهیزند.

گفته شد: محل های لعنت کجا هستند؟

فرمود: کنار در خانه ها.

3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى بِإِسْنَادِهِ رَفَعَهُ قالَ: سُئِلَ أَبُو الْحَسَنِ علیه السلام مَا حَدُّ الْغَائِطِ ؟

قالَ: لَا تَسْتَقْبِلِ الْقِبْلَةَ وَ لَا تَسْتَدْبِرْهَا وَ لَا تَسْتَقْبِلِ الرِّيحَ وَ لَا تَسْتَدْبِرْهَا.

وَ رُوِيَ أَيْضاً فِي حَدِيثٍ آخَرَ: لَا تَسْتَقْبِلِ الشَّمْسَ وَ لَا الْقَمَرَ.

4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِي عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام قالَ:

نَهَى النَّبِيُّ صلى الله عليه واله وسلم أَنْ يُطَمِّحَ الرَّجُلُ بِبَوْلِهِ مِنَ السَّطْحِ، أَوْ مِنَ الشَّيْءِ الْمُرْتَفِعِ فِي الْهَوَاءِ.

5- عَلِيُّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ رَفَعَهُ قالَ: خَرَجَ أَبُو حَنِيفَةَ مِنْ عِنْدِ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام وَ أَبُو الْحَسَنِ مُوسَى علیه السلام قَائِمٌ وَ هُوَ غُلَامٌ فَقالَ لَهُ أَبُو حَنِيفَةَ: يَا غُلَامُ أَيْنَ يَضَعُ الْغَريبُ بِبَلَدِكُمْ؟

فَقالَ: اجْتَنِبْ أَغْنِيَةَ الْمَسَاجِدِ، وَ شُطُوطَ الأَنْهَارِ، وَ مَسَاقِطَ الثَّمَارِ، وَ مَنَازِلَ النزالِ، وَلَا تَسْتَقْبِلِ الْقِبْلَةَ بِغَائِطِ وَ لَا بَوْلٍ، وَ ارْفَعْ ثَوْبَكَ وَضَعْ حَيْثُ شِئْتَ.

3- محمدبن یحیی در روایت مرفوعه می گوید: از امام کاظم علیه السلام از چگونگی رفع حاجت پرسیدند.

فرمود: رو به قبله و پشت به آن رو به روی باد و پشت به آن ننشینید.

در حدیثی دیگر روایت شده است که حضرتش فرمود: رو به روی آفتاب و ماه ننشینید.

4- سکونی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم نهی فرموده که مردی بر روی پشت بام یا مکانی مرتفع ادرار کند و آن را از بالا به سوی پایین در هوا رها کند.

5- علی بن ابراهیم در روایت مرفوعه ای گوید: ابو حنیفه از حضور امام صادق علیه السلام بیرون آمد و امام کاظم علیه السلام- که در آن هنگام نوجوان بود - در آن جا ایستاده بود. ابو حنیفه به او گفت: ای جوان در شهر شما شخص غریب کجا باید قضای حاجت کند؟

فرمود: از صحن مساجد، کنار نهرها، زیر درختان میوه دار جای فرود آمدن مسافران اجتناب کن و رو به قبله بول و غایط نکن، آن گاه لباس خود را بالا بزن و هر جا که خواستی قضای حاجت کن.

6- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ صَالِحِ بْنِ عُقْبَةَ عَنْ إِبْرَاهِيمَ الْكَرْخِي عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم:

ثَلَاثُ خِصَالٍ مَلْعُونٌ مَنْ فَعَلَهُنَّ : الْمُتَغَوِّطُ فِي ظِلَّ النَّزَّالِ، وَ الْمَانِعُ الْمَاءَ الْمُنْتَابَ، وَ سَادُّ الطَّرِيقِ الْمَسْلُوكِ.

بخش دوازدهم

اشاره

(12)

بَابُ الْقَوْلِ عِنْدَ دُخُولِ الْخَلَاءِ وَ عِنْدَ الْخُرُوج وَ الِاسْتِنْجَاءِ وَ مَنْ نَسِيَهُ وَ التَّسْمِيَةِ عِنْدَ الدُّخُولِ وَ عِنْدَ الْوُضُوءِ.

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام يَقُولُ:

6 - ابراهیم کرخی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم فرمود:

به ویژگی است که هرکه آن ها را انجام دهد، ملعون است:

دفع مدفوع در محل فرود مسافران مانع شدن از آب نوبتی و بستن راه رفت و آمد مردم.

آن چه به هنگام ورود و خروج از مستراح و استنجا گفته می شود، حکم کسی که آن را فراموش کند، «بسم الله» گفتن به هنگام دخول و به هنگام شستن

1- معاوية بن عمار :گوید از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود:-

إِذَا دَخَلْتَ الْمَخْرَجَ فَقُلْ: «بِسْمِ اللَّهِ اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنَ الْخَبِيثِ الْمُخْبِثِ الرِّجْسِ النَّجْسِ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ».

فَإِذَا خَرَجْتَ فَقُلْ: «بِسْمِ اللَّهِ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي عَافَانِي مِنَ الْخَبِيثِ الْمُخْبِثِ وَ أَمَاطَ عَنِّي الأذى».

وَإِذَا تَوَضَّأْتَ فَقُلْ: «أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي مِنَ التَّوَّابِينَ وَ اجْعَلْنِي مِنَ الْمُتَطَهِّرِينَ وَالْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ».

2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَبْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: إِذًا سَمَّيْتَ فِي الْوُضُوءِ طَهُرَ جَسَدُكَ كُلُّهُ، وَإِذَا لَمْ تُسَمِّ لَمْ يَطْهُرْ مِنْ جَسَدِكَ إِلَّا مَا مَرَّ عَلَيْهِ الْمَاءُ.

3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ أَبِي مَحْمُودٍ قَالَ: سَمِعْتُ الرَّضَا لا يَقُولُ:

يُسْتَنْجَى وَ يُغْسَلُ مَا ظَهَرَ مِنْهُ عَلَى الشَّرْج، وَ لَا تُدْخَلُ فِيهِ الْأَنْمْلَةُ.

هرگاه به مستراح وارد شدی بگو «بسم الله اني أعوذ بك من الخبيث المخبث الرجس الشيطان الرجیم» پس چون بیرون آیی بگو: «بسم الله الحمد لله الذي عافانى من الخبيث المخبث و أماط عنی الأذى» و به هنگام شست و شو بگو: «اشهد ان لا اله الا الله، اللهم اجعلني من التوابين و اجعلني من المطهرين و الحمد لله ربّ العالمين».

2- یکی از اصحاب ما گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هرگاه به هنگام وضو «بسم الله» بگویی تمامی بدنت پاک می شود و اگر نگویی، تنها آن قسمت از بدنت که آب بر آن رسیده پاک می شود.

3- ابراهيم بن ابی محمود گوید: از امام رضا علیه السلام او شنیدم که می فرمود: به هنگام استنجا باید پیرامون حلقه دبر شسته شود و نباید انگشت داخل آن کرد.

4- أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِي عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةٍ عَنْ عَمَّارٍ السَّابَاطِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتَهُ عَن الرَّجُل إِذا أَرَادَ أَنْ يَسْتَنْجِي بِأَيْمَا يَبْدَأُ بِالْمَقْعَدَةِ، أَوْ بِالْإِحْليل؟

فَقَالَ: بِالْمَقْعَدَةِ ثُمَّ بِالْإِحْلِيلِ.

5- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

نَهَى رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم أَنْ يَسْتَنْجِيَ الرَّجُلُ بِيَمِينِهِ.

6 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَبْدِ رَبِّهِ قَالَ: قُلْتُ لَهُ: مَا تَقُولُ فِي الْغَيِّ يُتَّخَذُ مِنْ حِجَارَةِ زُمُرُّدٍ؟

قالَ: لَا بَأْسَ بِهِ، وَ لَكِنْ إِذَا أَرَادَ الِاسْتِنْجَاءَ نَزَعَهُ.

7- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ التَّوْفَلِي عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام قالَ:

الاسْتِنْجَاءُ بِالْيَمِينِ مِنَ الْجَفَاءِ.

وَ رُوِيَ أَنَّهُ إِذَا كَانَتْ بِالْيَسَارِ عِلَّةٌ.

4- عمار ساباطی گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم مردی که می خواهد طهارت بگیرد و استنجا کند از کجا باید شروع نماید؟ از مقعد یا از آلت؟

فرمود: مقعد سپس آلت.

5- یکی از اصحاب ما گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم نهی فرموده که انسان با دست راست خود، طهارت بگیرد.

6- علی بن حسین بن عبدربه (که از وکلای امام هادی علیه السلام بود) گوید: به حضرتش گفتم: درباره نگینی که از سنگ زمرد ساخته شده است چه می فرمایید؟

فرمود: ایرادی به آن نیست ولی به هنگام طهارت باید از دست بیرون آورده شود.

7- سکونی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

طهارت و استنجا با دست راست از جفا کاری است.

و روایت شده است اگر دست چپ دچار عارضه و بیماری شده باشد می توان با دست راست طهارت گرفت.

8- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

إِذَا انْقَطَعَتْ دِرَّةُ الْبَوْلِ فَصُبَّ الْمَاءَ.

9- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ علیه السلام قَالَ: قُلْتُ لَهُ: لِلاسْتِنْجَاءِ حَدٌ؟

قالَ: لَا يُنَقَّى مَا ثَمَّةَ.

قُلْتُ: فَإِنَّهُ يُنَقَّى مَا ثَمَّةَ وَ يَبْقَى الرِّيحُ.

قَالَ: الرِّيحُ لَا يُنْظَرُ إِلَيْهَا.

10- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ عَبْدِ الْكَرِيمِ بْنِ عَمْرٍو عَنِ الْحَسَنِ بْنِ زِيَادٍ قَالَ: سُئِلَ أَبُو عَبْدِاللَّهِ علیه السلام عَنِ الرَّجُل يَبُولُ فَيُصِيبُ فَخِذَهُ وَ رُكْبَتَهُ قَدْرَ نُكْتَةٍ مِنْ بَوْلٍ، فَيُصَلَّى ثُمَّ يَذْكُرُ بَعْدُ أَنَّهُ لَمْ يَغْسِلُهُ.

قالَ: يَغْسِلُهُ وَ يُعِيدُ صَلَاتَهُ.

8- جمیل گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: هرگاه قطره های ادرار قطع شد، آب بریز.

9- ابن مغیره گوید: از امام کاظم علیه السلام پرسیدم آیا طهارت و استنجا حد و اندازه معینی دارد؟

فرمود: نه فقط آن چه که در آن جاست، باید پاک شود.

گفتم: آن چه که آن جاست پاک می شود، ولی بوی آن می ماند؟

فرمود: به بو اعتنایی نمی شود.

10- حسن بن زیاد گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیده شد فردی که بول می کند و ران و زانوی او به اندازهٔ نقطه ای به ادرار آلوده می شود سپس نماز می خواند و بعد به یادش می آید که آن را نشسته است (چه حکمی دارد؟).

فرمود: باید آن را بشوید و نمازش را دوباره بخواند.

11- مُحَمَّدُبْنُ الْحَسَنِ عَنْ سَهْلِ عَنْ مُوسَى بْنِ الْقَاسِمِ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: قُلْتُ لَهُ: الرَّجُلُ يُرِيدُ أَنْ يَسْتَنْجِيَ كَيْفَ يَقْعُدُ؟

قالَ: كَمَا يَقْعُدُ لِلْغَائِطِ.

وَ قالَ: إِنَّمَا عَلَيْهِ أَنْ يَغْسِلَ مَا ظَهَرَ مِنْهُ وَ لَيْسَ عَلَيْهِ أَنْ يَغْسِلَ بَاطِنَهُ.

12- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمِ عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَبْدِالله علیه السلام: أَنَّ النَّبِيَّ علیه السلام آلَ لِبَعْضِ نِسَائِهِ:

مُرِي نِسَاءَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْ يَسْتَنْجِينَ بِالْمَاءِ وَ يُبَالِغْنَ، فَإِنَّهُ مَطْهَرَةٌ لِلْحَوَاشِي وَ مَذْهَبَةٌ لِلْبَوَاسِير.

13- مُحَمَّدُبْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاج عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: فِي قَوْلِ اللَّهِ: (إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَيُحِبُّ المُتَطَهِّرِينَ).

11- عمّار گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: مردی که می خواهد طهارت بگیرد، چگونه باید بنشیند؟

فرمود: همان طوری که برای دفع مدفوع می نشیند و فرمود: باید بیرون آن را - نه درونش را - بشوید.

12- مسعدة بن زیاد گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

پیامبر گرامی صلی الله علیه واله وسلم به یکی از همسرانش فرمود: به زنان مؤمن امر کن که با آب طهارت کنند و خود را خوب بشویند زیرا که شستن با آب پاک کننده اطرف و از بین برنده بواسیر است.

13- جميل بن دراج گوید: امام صادق علیه السلام درباره کلام خدای که می فرماید: «خداوند توبه کنندگان و پاکیزگان را دوست می دارد» فرمود: -

قالَ: كَانَ النَّاسُ يَسْتَنْجُونَ بِالْكُرْسُفِ وَ الْأَحْجَارِ، ثُمَّ أُحْدِثَ الْوُضُوءُ وَ هُوَ خُلُقُ كَرِيمٌ، فَأَمَرَ بِهِ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم وَ صَنَعَهُ، وَ أَنْزَلَ اللَّهُ فِي كِتَابِهِ: (إِنَّ اللهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَيُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ).

14- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرِ عَنِ ابْنِ أُذَيْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: تَوَضَّأْتُ يَوْماً وَ لَمْ أَغْسِلْ ذَكَرِي، ثُمَّ صَلَّيْتُ فَسَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام.

فَقالَ: اغْسِلْ ذَكَرَكَ وَأَعِدْ صَلَاتَكَ.

15- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ يَقْطِينِ عَنْ أَخِيهِ الْحُسَيْنِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ يَقْطِينِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ علیه السلام فِي الرَّجُلِ يَبُولُ فَيَنْسَى غَسْلَ ذَكَرِهِ ثُمَّ يَتَوَضَّأُ وُضُوءَ الصَّلَاةِ.

قالَ: يَغْسِلُ ذَكَرَهُ يُعِيدُ الصَّلَاةَ، وَ لَا يُعِيدُ الْوُضُوءَ.

16- عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ عَنِ ابْنِ فَضَّالِ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أبي عَبْدِ اللهِ علیه السلام فِي الرَّجُل يَبُولُ ويَنْسَى أَنْ يَغْسِل ذكرَهُ حَتَّى يَتوضأ وَ يُصَلَّى.

قالَ: يَغْسِلُ ذَكَرَهُ وَ يُعِيدُ الصَّلَاةَ وَ لَا يُعِيدُ الْوُضُوءَ.

مردم با پنبه و سنگ ها خود را پاک می نمودند سپس شستن با آب مرسوم شد که این عمل کرداری بزگوارانه است.رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم به آن امر فرمود و به آن عمل کرد و خدا در کتابش نازل کرد که خداوند توبه کنندگان و پاکیزگان را دوست می دارد.

14- زراره گوید: روزی وضو گرفتم ولی آلت خود را نشستم و همان گونه نماز خواندم. پس از امام صادق علیه السلام در این باره پرسیدم؟

فرمود: آلت خود را بشوی و نمازت را اعاده کن.

15- على بن یقطین گوید: امام کاظم علیه السلام در مورد فردی که ادرار کرده و فراموش نموده آلت خود را بشوید، سپس وضو گرفته و نماز خوانده فرمود:

آلت خود را بشوید، نمازش را اعاده کند؛ ولی اعاده وضو لازم نیست.

16- نظیر همین را یکی از اصحاب ما از امام صادق علیه السلام نقل می کند.

17- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ زُرْعَةَ عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ: قالَ: أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام:

إِذَا دَخَلْتَ الْغَائِطَ فَقَضَيْتَ الْحَاجَةَ فَلَمْ تُهَرِقِ الْمَاءَ ثُمَّ تَوَضَّأْتَ وَ نَسِيتَ أَنْ تَسْتَنْجِيَ فَذَكَرْتَ بَعْدَ مَا صَلَّيْتَ فَعَلَيْكَ الْإِعَادَةُ، وَ إِنْ كُنْتَ أَهْرَقْتَ الْمَاءَ فَنَسِيتَ أَنْ تَغْسِلَ ذَكَرَكَ حَتَّى صَلَّيْتَ، فَعَلَيْكَ إِعَادَةُ الْوُضُوءِ وَالصَّلَاةِ وَ غَسْلُ ذَكَرِكَ، لِأَنَّ الْبَوْلَ لَيْسَ مِثْلَ الْبَرَازِ.

بخش سیزدهم

اشاره

(13)

بَابُ الِاسْتِبْرَاءِ مِنَ الْبَوْلِ وَ غَسْلِهِ وَ مَنْ لَمْ يَجِدِ الْمَاءَ.

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: قُلْتُ لأبي جَعْفَرٍ علیه السلام: رَجُلٌ بَالَ وَ لَمْ يَكُنْ مَعَهُ مَاءٌ.

فَقالَ: يَعْصِرُ أَصْلَ ذَكَرِهِ إِلَى طَرَفِهِ ثَلَاثَ عَصَرَاتٍ وَ يَكْتُرُ طَرَفَهُ، فَإِنْ خَرَجَ بَعْدَ ذَلِكَ شَيْءٌ فَلَيْسَ مِنَ الْبَوْلِ، وَ لَكِنَّهُ مِنَ الْحَبَائِل.

17 - سماعه گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

اگر قضای حاجت نمودی ولی بول نکردی سپس وضو گرفتی و فراموش نمودی که طهارت بگیری و بعد از خواندن نماز به یاد آوردی که چنین کرده ای، اعاده نماز بر تو لازم است و اگر بول کردی و فراموش نمودی آلت خود را بشویی و نماز خواندی، بر تو اعاده وضو، نماز و شستن آلت لازم است؛ زیرا بول همانند مدفوع نیست.

استبراء از ادرار و شستن آن و حکم کسی که آب نیابد

1- محمدبن مسلم گوید: از امام باقر علیه السلام پرسیدم مردی بول می کند و آبی ندارد که خود را بشوید، حکمش چیست؟

فرمود: باید بی آلت خود را تا نوک آن سه بار بفشارد و نوک آن را فشار دهد، پس اگر بعد از آن چیزی بیرون آید، بول نیست بلکه رطوبتی است که از رگ ها خارج می شود.

2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ أَبِي دَاوُدَ جَمِيعاً عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنِ الْعَلَاءِ عَنِ ابْنِ أَبِي يَعْفُورٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام عَنْ رَجُلٍ بَالَ ثُمَّ تَوَضَّأَ وَقَامَ إِلَى الصَّلَاةِ فَوَجَدَ بَلَلاً.

قالَ: لَا يَتَوَضَّا، إِنَّمَا ذَلِكَ مِنَ الْحَبَائِلِ.

3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ أَشْيَمَ عَنْ صَفْوَانَ قالَ: سَأَلَ الرَّضَا علیه السلام رَجُلٌ وَ أَنَا حَاضِرٌ. فَقَالَ: إِنَّ بِي جُرْحاً فِي مَقْعَدَتِي فَأَتَوَضَّأُ وَ أَسْتَنْجِي ثُمَّ أَجِدُ بَعْدَ ذَلِكَ النَّدَى وَ الصُّفْرَةَ مِنَ الْمَقْعَدَةِ أَ فَأُعِيدُ الْوُضُوءَ؟

فَقَالَ: وَ قَدْ أَنْقَيْتَ؟

فَقالَ: نَعَمْ.

قالَ: لَا ، وَ لَكِنْ رُشْهُ بِالْمَاءِ وَلَا تُعِدِ الْوُضُوء.

أَحْمَدُ عَنْ أَبِي نَصْرِ قَالَ: سَأَلَ الرَّضَا علیه السلام رَجُلٌ بِنَحْرٍ حَدِيثِ صَفْوَانَ.

2- ابن ابی یعفور گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم مردی بول می کند سپس وضو می گیرد و به نماز می پردازد سپس رطوبتی در خود می یابد فرمود: اعاده وضو لازم نیست؛ زیرا این ،رطوبت از رگ های آلت است.

3- صفوان گوید: من خدمت امام رضا علیه السلام حاضر بودم که مردی از حضرتش پرسید: در نشیمنگاه من زخمی است طهارت می گیرم وضو می سازم پس از آن در بدن خود رطوبت و نمی زرد رنگ می یابم. آیا وضو را اعاده نمایم؟

فرمود: آیا خود را خوب پاک نمودی؟

مرد گفت: آری.

امام علیه السلام فرمود: اعاده وضو لازم نیست ولی آن جا را با آب بشوی.

ابی نصر گوید: نظیر حدیث صفوان را فرد دیگری از امام رضا علیه السلام پرسید.

4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَنَانِ بْن سَدِير قالَ: سَمِعْتُ رَجُلاً سَأَلَ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام فَقالَ: رُبَّمَا بُلْتُ وَ لَمْ أَقْدِرْ عَلَى الْمَاءِ وَ يَشْتَدُّ عَلَيَّ ذَلِكَ.

فَقالَ: إِذَا بُلْتَ وَ تَمَسَّحْتَ فَامْسَحْ ذَكَرَكَ بِرِيقِكَ، فَإِنْ وَجَدْتَ شَيْئاً، فَقُلْ: هَذَا مِنْ ذَاكَ.

5- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ حَازِمٍ قَالَ: قُلْتُ لأَبي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام: الرَّجُلُ يَعْتَرِيهِ الْبَوْلُ وَ لَا يَقْدِرُ عَلَى حَبْسِهِ.

قالَ: فَقالَ: لِي إِذَا لَمْ يَقْدِرْ عَلَى حَبْسِهِ، فَاللَّهُ أَوْلَى بِالْعُذْرِ يَجْعَلُ خَرِيطَةٌ.

6- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ سَعْدَانَ عَبْدِ الرَّحْمَانِ قَالَ: كَتَبْتُ إِلَى أَبِي الْحَسَنِ علیه السلام فِي خَصِي يَبُولُ فَيَلْقَى مِنْ ذَلِكَ شِدَّةً وَ يَرَى الْبَلَلَ بَعْدَ الْبَلَل. قالَ: يَتَوَضَّأُ ثُمَّ يَنْتَضِحُ فِي النَّهَارِ مَرَّةً وَاحِدَةً.

4- حنان بن سدیر گوید: از مردی شنیدم که از امام صادق علیه السلام پرسید: گاهی ادرار می کنم و دست رسی بر آب ندارم و این امر بر من سخت است؟

امام فرمود: هرگاه بول کردی، آلت خود را بفشار سپس از آب دهانت بر آن بمال، پس اگر چیزی دیدی نزد خود چنین بگو که این رطوبت آب دهان است. (1)

5- منصور بن حازم گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: مردی بولش می ریزد و نمی تواند آن را کنترل کند (وظیفه او چیست؟)

فرمود: اگر نمی تواند آن را کنترل کند خداوند بر پذیرش عذر مردم سزاوارتر است پس بایستی کیسه ای با خود داشته باشد.

6- سعدان عبد الرحمان گوید: طی نامه ای به امام کاظم علیه السلام نوشتم مردی است که بیضه او را کشیده اند، و در موقع ادرار به سختی می افتد و پی در پی رطوبتی می بیند.

امام پاسخ فرمود: باید وضو گیرد ولی در روز یک مرتبه بایستی خود را پاک کند.


1) به نظر میرسد که رطوبتی بعد از ادرار از عرق و غیره می دید که موجب وسواس می شد و حضرتش این گونه راهنمایی فرموده تا بر وسوسه غلبه کند.

7- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي الْعَلَاءِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام عَنِ الْبَوْلِ يُصِيبُ الْجَسَدَ.

قالَ: صُبٌ عَلَيْهِ الْمَاءَ مَرَّتَيْن.

وَ رُوِيَ أَنَّهُ يُجْزِئُ أَنْ يَغْسِلَ بِمِثْلِهِ مِنَ الْمَاءِ إِذَا كَانَ عَلَى رَأْسِ الْحَشَفَةِ وَ غَيْرِهِ. وَ رُوِيَ أَنَّهُ مَاءً لَيْسَ بِوَسَخِ فَيَحْتَاجَ أَنْ يُدْلَكَ.

8- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ غَالِبِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ رَوْحِ بْنِ عَبْدِ الرَّحِيمِ قَالَ: بَالَ أَبُو عَبْدِاللهِ علیه السلام وَ أَنَا قَائِمٌ عَلَى رَأْسِهِ، وَ مَعِي إِدَاوَةٌ - أَوْ قَالَ: كُوزٌ - فَلَمَّا انْقَطَعَ شَخْبُ الْبَوْلِ قَالَ بِيَدِهِ هَكَذَا إِلَيَّ.

فَنَاوَلْتُهُ بِالْمَاءِ فَتَوَضَّأَ مَكَانَهُ.

7- حسین بن ابی علاء گوید: از امام صادق علیه السلام دربارهٔ ادراری که بدن را نجس می کندپرسیدم؟

فرمود: دو مرتبه بر آن آب بریز.

در روایت دیگری آمده است این نجاست را می توان با آبی که به مقدار همان نجاست است پاک کرد هر گاه این نجاست در سر آلت و جز آن باشد.

و روایت شده است: این نجاست همانند آب است که نجس نیست که به مالیدن نیاز داشته باشد.

8- روح بن عبد الرحیم گوید: امام صادق علیه السلام به مستراح رفت و ادرار کرد، من آفتابه یا کوزه ای همراه داشتم پس چون تمام شد با دست خود این چنین به سوی من اشاره فرمود و من آب را به ایشان دادم پس حضرتش خود را شست و شو کرد.

بخش چهاردهم

اشاره

(14)

بَابُ مِقْدَارِ الْمَاءِ الَّذِي يُجْزِئُ لِلْوُضُوءِ وَالْغُسْلِ وَ مَنْ تَعَدَّى فِي الْوُضُوءِ.

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:

يَأْخُذُ أَحَدُكُمُ الرَّاحَةَ مِنَ الدُّهْنِ فَيَمْلَأُ بِهَا جَسَدَهُ، وَالْمَاء أَوْسَعُ مِنْ ذَلِكَ.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْن شَاذَانَ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:

إِنَّمَا الْوُضُوءُ حَدٌ مِنْ حُدُودِ اللَّهِ لِيَعْلَمَ اللَّهُ مَنْ يُطِيعُهُ وَ مَنْ يَعْصِيهِ، وَإِنَّ الْمُؤْمِنَ لَا يُنَجِّسُهُ شَيْءٌ إِنَّمَا يَكْفِيهِ مِثْلُ الدَّهْنِ.

3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ أَبُو دَاوُدَ جَمِيعاً عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ عَنْ دَاوُدَ بْن فَرْقَدٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام يَقُولُ:

مقدار آبی که برای وضو و غسل کفایت می کند و حکم کسی که در وضو زیاد روی می کند

1- محمد بن مسلم گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:

یکی شما می تواند با مشتی روغن تمامی بدن خود را آغشته کند و حال آن که آب فراتر از روغن است.

2- زراره و محمدبن مسلم گویند: امام باقر علیه السلام فرمود:

وضو حدّی از حدود خداوند است تا خداوند بداند چه کسی او را اطاعت و چه کسی او را نافرمانی می کند. به راستی که چیزی مؤمن را نجس نمی سازد؛ بلکه آبی که به اندازه

روغن است که به بدن می مالند - برای او کفایت می کند.

3- داوود بن فرقد گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود: -

إنَّ أَبِي كَانَ يَقُولُ: إِنَّ لِلْوُضُوءِ حَداً مَنْ تَعَدَّاهُ لَمْ يُؤْجَرْ، وَكَانَ أَبِي يَقُولُ: إِنَّمَا يَتَلده.

فَقَالَ: لَهُ رَجُلٌ وَ مَا حَدُّهُ؟

قالَ: تَغْسِلُ وَجْهَكَ وَ يَدَيْكَ وَ تَمْسَحُ رَأْسَكَ وَرِجْلَيْكَ.

4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:

ما الْجُنُبُ مَا جَرَى عَلَيْهِ الْمَاءُ مِنْ جَسَدِهِ قَلِيلُهُ وَكَثِيرُهُ فَقَدْ أَجْزَأَهُ.

5- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ صَفْوَانَ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا علیه السلام قالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ غُسْلِ الْجَنَابَةِ كَمْ يُجْزِئُ مِنَ الْمَاء.

فَقالَ: كَانَ رَسُولُ اللَّهِ علیه السلام يَغْتَسِلُ بِخَمْسَةِ أَمْدَادٍ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ صَاحِبَتِهِ وَ يَغْتَسِلَانِ جَمِيعاً مِنْ إِنَاءٍ وَاحِدٍ.

پدرم همواره میفرمود برای وضو حدّی معین .است هر کس از آن بگذرد، پاداشی ندارد.

پدرم همواره می فرمود: اهل سنت در مورد وضو مخاصمه و مجادله می نمایند مردی به حضرتش گفت: اندازه آن چیست؟

فرمود: صورت و دو دست خود را می شویی و بر سر و دو پایت مسح می کنی.

4- زراره گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:

آبی که بر بدن جنب در هنگام غسل کم باشد و زیاد جاری می شود، کافی است.

5- محمد بن مسلم گوید: از یکی دو (امام باقر و امام صادق علیهما السلام) پرسیدم چه مقدار آب برای غسل جنابت کفایت می کند؟

فرمود: رسول خدا علیه السلام خود و همسرش با پنج مد آب از یک ظرف غسل می نمودند.

6- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ يَزِيدَ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ هَارُونَ بْنِ حَمْزَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

يُجْزِتُكَ مِنَ الْغُسْلِ وَ الِاسْتِنْجَاءِ مَا مُلِئَتْ يَمِينُكَ.

7- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنْ جَمِيلِ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ فِي الْوُضُوءِ.

قالَ: إِذَا مَسَّ جِلْدَكَ الْمَاءُ فَحَسْبُكَ.

8- عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم قَالَ: قُلْتُ لَهُ: الرَّجُلُ يُجْنِبُ فَيَرْتَمِسُ فِي الْمَاءِ ارْتِمَاسَةً وَاحِدَةً فَيَخْرُجُ يُجْزِتُهُ ذَلِكَ مِنْ غُسْلِهِ.

قالَ: نَعَمْ.

9- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ وَ غَيْرُهُ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ شَمُونٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

إِنَّ لِلَّهِ مَلَكاً يَكْتُبُ سَرَفَ الْوَضُوءِ كَمَا يَكْتُبُ عُدْوَانَهُ.

6- هارون بن حمزه گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

برای غسل و طهارت به مقداری که دست راست خود را از آب پر کنی، برای تو کفایت می نماید.

7- زراره گوید: امام باقر علیه السلام درباره وضو فرمود هر گاه آب به پوست تو رسید، برای تو کافی است.

8- سکونی گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم مردی جنب می شود و یک باره در آب فرو می رود و بیرون می آید آیا آن از غسل کفایت می نماید؟

فرمود: آری.

9- حریز گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

خداوند را فرشته ای است که اسراف در وضو را می نویسد آن سان که زیاده روی از حدود را می نویسد.

بخش پانزدهم

اشاره

(15)

بَابُ السِّوَاكِ

1- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلٍ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِيٌّ عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ مَيْمُونِ الْقَدَّاحِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

رَكْعَتَانِ بِالسَّوَاكِ أَفْضَلُ مِنْ سَبْعِينَ رَكْعَةً بِغَيْرِ سِوَاكِ.

قالَ: قالَ: رَسُولُ اللهِ صلی الله علیه واله وسلم: لَوْ لَا أَنْ أَشُقَّ عَلَى أُمَّتِي لَأَمَرْتُهُمْ بِالسَّوَاكِ مَعَ كُلِّ صَلَاةٍ.

2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ يُونُسَ بْنِ يَعْقُوبَ عَنْ أَبِي أُسَامَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

مِنْ سُنَنِ الْمُرْسَلِينَ السَّوَاك.

مسواک زدن

1- عبدالله بن میمون گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

دو رکعت نماز با مسواک زدن بهتر از هفتاد رکعت نماز بدون مسواک زدن است.

حضرتش فرمود: رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم فرمود: اگر بر امتم سخت نبود به راستی که مردم را به مسواک زدن برای هر نماز دستور می دادم.

2- ابی اسامه گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

مسواک زدن از روش و سنت های پیامبران است.

3- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ قَالَ: قَالَ النَّبِيُّ صلی الله علیه واله وسلم.

مَا زَالَ جَبْرَئِيلُ علیه السلام يُوصِينِي بِالسَّوَاكِ حَتَّى خِفْتُ أَنْ أُحْفِيَ، أَوْ أَدْرَدَ.

4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السلام فِي السَّوَاكِ قَالَ:

لَا تَدَعْهُ فِي كُلِّ ثَلاث ولو أن ثمره مرةٌ.

5- عَلِيٌّ بِإِسْنَادِهِ قالَ: أَدْنَى السِّوَاكِ أَنْ تَدْلُكَ بِإِصْبَعِكَ.

6- أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ عَنِ الْمُعَلَّى أَبِي عُثْمَانَ عَنْ مُعَلَّى بْنِ خُنَيْسٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام عَنِ السَّوَاكِ بَعْدَ الْوُضُوءِ.

فَقالَ: الاسْتِيَاكُ قَبْلَ أَنْ تَتَوَضَّاً.

قُلْتُ: أَ رَأَيْتَ إِنْ نَسِيَ حَتَّى يَتَوَضَّأَ؟

قالَ: يَسْتَاكُ ثُمَّ يَتَمَضْمَضُ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ. وَ رُوِيَ أَنَّ السُّنَّةَ فِي السَّوَاكِ فِي وَقْتِ السَّحَرِ.

3- محمد بن مسلم گوید: امام باقر علیه السلام فرمود: رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم فرمود:

همواره جبرئیل علیه السلام مرا به مسواک زدن سفارش می نمود به گونه ای که بیم داشتم که در اثر مسواک زیاد دندان هایم از بین برود.

4- یکی از راویان گوید: ابو جعفر علیه السلام در مورد مسواک زدن فرمود:

مسواک زدن را سه روز متوالی ترک نکن گرچه یک بار مسواک را به دندان بمالی.

5- علی با سندش نقل می کند که حضرتش فرمود:

کم ترین مقدار مسواک زدن آن است که انگشت خود را بر دندان هایت بسایی.

6- معلی بن خنیس گوید: از امام صادق علیه السلام درباره مسواک زدن پس از وضو پرسیدم؟

فرمود: مسواک زدن پیش از وضو است.

گفتم: اگر کسی فراموش کرد و پس از وضو به یادش آمد چه کند؟

فرمود: باید مسواک زند و بعد از آن سه مرتبه آب در دهانش بگرداند.

و روایت شده سنت است که به هنگام سحر مسواک زده شود.

7- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ بُنْدَارَ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ إِسْحَاقَ الْأَحْمَرِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ حَمَّادٍ عَنْ أَبِي بَكْرِ بْنِ أَبِي سَمَّاكٍ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِاللَّهِ علیه السلام:

إِذَا قُمْتَ بِاللَّيْلِ فَاسْتَكَ، فَإِنَّ الْمَلَكَ يَأْتِيكَ فَيَضَعُ فَاهُ عَلَى فِيكَ، وَ لَيْسَ مِنْ حَرْفٍ تَتْلُوهُ وَ تَنْطِقُ بهِ إِلَّا صَعِدَ بهِ إِلَى السَّمَاءِ، فَلْيَكُن فُوكَ طَيِّبَ الرّيح.

بخش شانزدهم

اشاره

(16)

بَابُ الْمَضْمَضَةِ وَالِاسْتِنْشَاقِ.

1- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ حَكَمِ بْنِ حُكَيْمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

سألته عن الْمُضْمَضَةِ وَالِاسْتِنْشَاقِ أَمِنَ الْوُضُوءِ هِيَ؟

قال: لا.

7- ابو بکر بن ابی سماک گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هنگامی که شب بر می خیزی مسواک کن؛ زیرا فرشته نزد تو می آید و دهان خود را بر دهان تو می گذارد و هیچ حرفی و سخنی نمی گویی، مگر آن که آن را به سوی آسمان بالا می برد پس باید دهانت خوشبو باشد.

مضمضه و استنشاق

1- حكم بن حکیم گوید: از امام صادق علیه السلام درباره مضمضه و استنشاق پرسیدم که آیا جزو وضو است؟

فرمود: نه.

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ شَاذَانَ بْنِ الْخَلِيلِ عَنْ يُونُسَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَانِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَن الْمَضْمَضَةِ وَالاسْتِنْشَاقِ.

قالَ: لَيْسَ هُمَا مِنَ الْوُضُوءِ، هُمَا مِنَ الْجَوْفِ.

3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَبْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنْ أَبِي بَكْرِ الْحَضْرَمِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

لَيْسَ عَلَيْكَ مَضْمَضَةٌ وَ لَا اسْتِنْشَاقٌ، لِأَنَّهُمَا مِنَ الْجَوْفِ.

بخش هفدهم

اشاره

(17)

بَابُ صِفَةِ الْوُضُوءِ.

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَانِ عَنْ أَبَانِ وَ جَمِيلٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: حَكَى لَنَا أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام وُضُوءَ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم.

2- ابو بصیر گوید: از امام صادق علیه السلام در مورد مضمضه و استنشاق پرسیدم:

فرمود: این دو عمل جزو وضو نیستند، بلکه مربوط به درون بدن هستند.

3- ابو بكر حضر می گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: لازم نیست به هنگام وضو، مضمضه و استنشاق کنی؛ چرا که این دو عمل، مربوط به درون بدن هستند.

چگونگی وضو

1- زراره :گوید امام باقر علیه السلام وضوی رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم را برای ما این گونه بازگو کرد.

فَدَعَا بِقَدَحٍ فَأَخَذَ كَفَّاً مِنْ مَاءٍ فَأَسْدَلَهُ عَلَى وَجْهِهِ، ثُمَّ مَسَحَ وَجْهَهُ مِنَ الْجَانِبَيْنِ جَمِيعاً، ثُمَّ أَعَادَ يَدَهُ الْيُسْرَى فِي الْإِنَاءِ فَأَسْدَلَهَا عَلَى يَدِهِ الْيُمْنَى، ثُمَّ مَسَحَ جَوَانِبَهَا ثُمَّ أَعَادَ الْيُمْنَى فِي الْإِنَاءِ فَصَبَّهَا عَلَى الْيُسْرَى، ثُمَّ صَنَعَ بِهَا كَمَا صَنَعَ باليمنى، ثُمَّ مَسَحَ بِمَا بَقِيَ فِي يَدِهِ رَأْسَهُ وَ رِجْلَيْهِ، وَ لَمْ يُعِدُهُمَا فِي الْإِنَاءِ.

2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ دَاوُدَ بْنِ النُّعْمَانِ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ عَنْ بُكَيْرِ بْنِ أَعْيَنَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: أَ لَا أَحْكِي لَكُمْ وُضُوءَ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم؟

فَأَخَذَ بِكَفِّهِ الْيُمْنَى كَفَاً مِنْ مَاءٍ فَغَسَلَ بِهِ وَجْهَهُ ثُمَّ أَخَذَ بِيَدِهِ الْيُسْرَى كَفَاً مِنْ مَاءٍ فَغَسَلَ بِهِ يَدَهُ الْيُمْنَى ثُمَّ أَخَذَ بِيَدِهِ الْيُمْنَى كَفَّاً مِنْ مَاءٍ فَغَسَلَ بِهِ يَدَهُ الْيُسْرَى، ثُمَّ مَسَحَ بِفَضْلِ يَدَيْهِ رَأْسَهُ وَ رِجْلَيْهِ.

3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:

حضرتش کاسه آبی خواست کفی از آب برداشت، آن را به صورت خود ریخت، سپس دست خود را از هر دو طرف بر صورت خود کشید بعد از آن با دست چپ از ظرف، کفی از آب برداشت و بر دست راستش ریخت و تمامی اطراف آن را دست کشید سپس با دست راست از ظرف کفی آب برداشت و آن را بر دست چپ خود ریخت و همان کاری را که با دست راست انجام داده بود با این دست نیز انجام داد آن گاه با آب مانده سر و پاهای خود را مسح کرد و دیگر دست ها را به ظرف آب نزد.

2- بكير بن اعین گوید: امام باقر علیه السلام فرمود: آیا وضوی پیامبر خدا صلى الله عليه واله وسلم را برای شما بازگو نمایم؟

پس حضرتش با دست راست خود کفی آب برداشت و صورت خود را شست. آن گاه با دست چپ کفی آب برداشت و دست راست خود را شست سپس با دست راست خود کفی آب برداشت و دست چپ خود را شست آن گاه با ماندۀ آب به سر و دو پایش مسح کرد.

3- محمدبن مسلم گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:

يَأْخُذُ أَحَدُكُمُ الرَّاحَةَ مِنَ الدُّهْنِ فَيَمْلَأُ بِهَا جَسَدَهُ، وَ الْمَاءُ أَوْسَعُ مِنْ ذَلِكَ أَلَا أحكي لَكُمْ وُضُوءَ رَسُولِ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم؟

قُلْتُ: بَلَى.

قالَ: فَأَدْخَلَ يَدَهُ فِي الْإِنَاءِ وَ لَمْ يَغْسِلْ يَدَهُ، فَأَخَذَ كَفَّاً مِنْ مَاءٍ فَصَبَّهُ عَلَى وَجْهِهِ ثُمَّ مَسَحَ جَانِبَيْهِ حَتَّى مَسَحَهُ كُلَّهُ، ثُمَّ أَخَذَ كَفَاً آخَرَ بِيَمِينِهِ فَصَبَّهُ عَلَى يَسَارِهِ ثُمَّ غَسَلَ بِهِ ذِرَاعَهُ الْأَيْمَنَ، ثُمَّ أَخَذَ كَفْاً آخَرَ فَغَسَلَ بِهِ ذِرَاعَهُ الْأَيْسَرَ، ثُمَّ مَسَحَ رَأْسَهُ وَ رِجْلَيْهِ بِمَا بَقِيَ فِي يَدِهِ.

4- عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنْ حَمَّادِ عِيسَى عَنْ حَريرٌ عَنْ زُرَارَةَ قالَ:

قالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام: أَلَا أَحْكِي لَكُمْ وُضُوءَ رَسُولِ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم؟

هر کدام از شما با کفی از روغن همه بدنش را روغن مالی می کند با آن که آب از آن گسترده تر و فراتر است آیا می خواهید وضوی پیامبر خدا صلى الله عليه واله وسلم را برای شما باز گویم؟

عرض کردم: آری.

حضرتش دست به داخل ظرف برد، ولی دستش را نشست، بلکه کفی آب برداشت و بر صورتش ریخت آن گاه به دو طرف صورت و همۀ آن مسح کرد. سپس کفی دیگر با دست راست برداشت و بر دست چپش ریخت و بازوی راستش را شست، سپس با کف دیگری بازوی چپش را شست بعد با ماندهٔ آب به سر و پاهایش مسح سح کشید.

4- زراره گوید: امام باقر علیه السلام فرمود: آیا از وضوی رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم برای شما سخن نگویم؟

فَقُلْنَا: بَلَى.

فَدَعَا بِقَعْبِ فِيهِ شَيْءٌ مِنْ مَاءٍ، ثُمَّ وَضَعَهُ بَيْنَ يَدَيْهِ ثُمَّ حَسَرَ عَنْ ذِرَاعَيْهِ ثُمَّ غَمَسَ فِيهِ كَفَّهُ الْيُمْنَى.

ثُمَّ قَالَ: هَكَذَا إِذَا كَانَتِ الْكَفُّ طَاهِرَةً، ثُمَّ غَرَفَ فَمَلَأَهَا مَاءً فَوَضَعَهَا عَلَى حسنه.

ثُمَّ قالَ: «بِسْمِ اللَّهِ» وَ سَدَلَهُ عَلَى أَطْرَافِ لِحْيَتِهِ، ثُمَّ أَمَرَّ يَدَهُ عَلَى وَجْهِهِ وَ ظَاهِرِ جَبِينِهِ مَرَّةً وَاحِدَةً، ثُمَّ غَمَسَ يَدَهُ الْيُسْرَى فَغَرَفَ بِهَا مِلأَهَا ثُمَّ وَضَعَهُ عَلَى مِرْفَقِهِ الْيُمْنَى وَ أَمَرَّ كَفَّهُ عَلَى سَاعِدِهِ حَتَّى جَرَى الْمَاءُ عَلَى أَطْرَافِ أَصَابِعِهِ، ثُمَّ غَرَفَ بِيَمِينِهِ مِلأَهَا فَوَضَعَهُ عَلَى مِرْفَقِهِ الْيُسْرَى وَ أَمَرَّ كَفَّهُ عَلَى سَاعِدِهِ حَتَّى جَرَى الْمَاءُ عَلَى أَطْرَافِ أَصَابِعِهِ، وَ مَسَحَ مُقَدَّمَ رَأْسِهِ وَ ظَهْرَ قَدَمَيْهِ بِبِلَّةِ يَسَارِهِ وَ بَقِيَّةِ بِلَّةِ يُمْنَاهُ.

گفتیم بفرمایید.

امام علیه السلام ظرف بزرگی که در آن مقداری آب بود، خواست و آن را پیش روی خود نهاد، سپس آستین دو دست مبارک خود را بالا زد و دست راست خود را در آب فرو برد و فرمود: این چنین باید کرد هنگامی که دست پاک باشد.

سپس کف خود را پر از آب کرد و آن دست را بر پیشانی مبارکش نهاد و فرمود: «بسم الله» و آب را بر اطراف محاسن خود جاری کرد سپس دست خود را یک بار بر صورت و ظاهر پیشانی کشید و پس از آن دست چپ خود را در آب فرو برد و کف خود را پر از آب کرد، سپس آن را بر روی آرنج دست راست نهاد و کف دست خود را بر روی بازو کشید تا این که آب بر اطراف سر انگشتان جاری شد سپس کف دست راست را از آب پر کرد و آن را بر آرنج دست چپش نهاد و کف دست را بر روی بازو کشید تا این که آب بر سر انگشتان جاری شد و پس از آن رطوبت مانده دست راست و دست چپ را بر جلوی سر و روی پاها را مسح نمود.

قالَ: وَ قالَ أَبُو جَعْفَرِ علیه السلام: إِنَّ اللَّهَ وَتُرٌ يُحِبُّ الْوَتْرَ، فَقَدْ يُجْزِئُكَ مِنَ الْوُضُوءِ ثَلَاتُ غُرَفَاتٍ وَاحِدَةٌ لِلْوَجْهِ، وَ اثْنَتَانِ لِلذِّرَاعَيْنِ وَ تَمْسَحُ بِبِلَّةِ يُمْنَاكَ نَاصِيَتَكَ وَ مَا بَقِيَ مِنْ بِلَّةِ يَمِينِكَ ظَهْرَ قَدَمِكَ الْيُمْنَى وَ تَمْسَحُ بِبِلَّةِ يَسَارِكَ ظَهْرَ قَدَمِكَ الْيُسْرَى.

قالَ زُرَارَةُ: قالَ أَبُو جَعْفَر علیه السلام: سَأَلَ رَجُلٌ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام عَنْ وُضُوءِ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم فَحَكَى لَهُ مِثْلَ ذَلِكَ.

5- علي بن إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أَذَيْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ وَ بُكَيْرٍ عَلِيُّ بْنُ أَنَّهُمَا سَأَلَا أَبَا جَعْفَرٍ علیه السلام عَنْ وُضُوءِ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم.

فَدَعَا بِطَسْتٍ - أَوْ تَوْرٍ - فِيهِ مَاءً فَغَمَسَ يَدَهُ الْيُمْنَى فَغَرَفَ بِهَا غُرْفَةٌ، فَصَبَّهَا عَلَى وَجْهِهِ فَغَسَلَ بِهَا وَجْهَهُ، ثُمَّ غَمَسَ كَفَّهُ الْيُسْرَى فَغَرَفَ بِهَا غُرْفَةٌ، فَأَفْرَغَ عَلَى ذِرَاعِهِ الْيُمْنَى فَغَسَلَ بِهَا ذِرَاعَهُ مِنَ الْمِرْفَقِ، إِلَى الْكَفِّ لَا يَرُدُّهَا إِلَى الْمِرْفَقِ ثُمَّ غَمَسَ كَفَّهُ الْيُمْنَى فَأَفْرَغَ بِهَا عَلَى ذِرَاعِهِ الْيُسْرَى مِنَ الْمِرْفَقِ وَ صَنَعَ بِهَا مِثْلَ مَا صَنَعَ بِالْيُمْنَى، ثُمَّ مَسَحَ رَأْسَهُ وَ قَدَمَيْهِ بِبَلَلِ كَفِّهِ لَمْ يُحْدِثُ لَهُمَا مَاءً جَدِيداً.

زراره گوید: امام باقر علیه السلام فرمود: همانا خدا فرد است و عدد فرد را دوست می دارد. بنابراین، برای وضو سه مشت کافی است یک مشت برای صورت و دو مشت برای دو بازو و با رطوبت دست راست جلوی سر را و با مانده ،آن روی پای راستت و با رطوبت دست چپ روی پای چپ را مسح می نمایی.

زراره گوید: امام باقر علیه السلام فرمود: مردی از امیر مؤمنان على علیه السلام درباره وضوى رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم پرسید.

امام علیه السلام بر همین شکل وضوی پیامبر خدا صلى الله عليه واله وسلم را بازگو فرمود.

5- زراره و بکیر گویند: از امام باقر علیه السلام در مورد وضوی رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم پرسیدیم؟

امام علیه السلام تشت - یا جام - آبی درخواست کرد سپس دست راست خود را در آن فرو برد و کفی آب بر داشته بر صورت مبارک خود ریخته و با آن صورتش را شست پس از آن دست چپ خود را در آن فرو برد و کفی آب برداشت، و بر باروزی دست راست خود ریخت و با آن بازویش را از آرنج تا کف دست شست و شو داد و دستش را به سمت آرنج برنگردانید. سپس دست راست را در آب فرو برده کفی آب برداشت و از آرنج به دست چپ ریخت و مانند دست راست انجام داد. آن گاه با رطوبت دست بر سر و دو پای مبارکش مسح کرد و برای این کار از آب دیگر استفاده نکرد.

ثم قال: وَلَا يُدْخِلُ أَصَابِعَهُ تَحْتَ الشَّرَاكِ.

قالَ: ثُمَّ قَالَ: إِنَّ اللَّهَ يَقُولُ: (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا قُتُمْ إِلَى الصَّلَاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ) فَلَيْسَ لَهُ أَنْ يَدَعَ شَيْئاً مِنْ وَجْهِهِ إِلَّا غَسَلَهُ وَ أَمَرَ بِغَسْلِ الْيَدَيْنِ إِلَى الْمِرْفَقَيْنِ، فَلَيْسَ لَهُ أَنْ يَدَعَ شَيْئاً مِنْ يَدَيْهِ إِلَى الْمِرْفَقَيْنِ إِلَّا غَسَلَهُ، لأَنَّ اللَّهَ يَقُولُ: (فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَ أَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ).

ثُمَّ قَالَ: (وَ امْسَحُوا بِرُوسِكُمْ وَ أَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ)، فَإِذَا مَسَحَ بِشَيْءٍ مِنْ رَأْسِهِ، أَوْ بِشَيْءٍ مِنْ قَدَمَيْهِ مَا بَيْنَ الْكَعْبَيْنِ إِلَى أَطْرَافِ الْأَصَابِع فَقَدْ أَجْزَاهُ.

قالَ: فَقُلْنَا أَيْنَ الْكَعْبَانِ؟

قالَ: هَاهُنَا يَعْنِي الْمَفْصِلَ دُونَ عَظْمِ السَّاقِ.

فَقُلْنَا: هَذَا مَا هُوَ؟

فَقالَ: هَذَا مِنْ عَظْمِ السَّاقِ وَالْكَعْبُ أَسْفَلُ مِنْ ذَلِكَ.

فَقُلْنَا: أَصْلَحَكَ اللَّهُ فَالْغُرْفَةُ الْوَاحِدَةُ تُجْزِئُ لِلْوَجْهِ وَ غُرْفَةٌ لِلذَّرَاعٍ.

قالَ: نَعَمْ، إِذَا بَالَغْتَ فِيهَا وَ الثَّنْتَانِ تَأْتِيَانِ عَلَى ذَلِكَ كُلِّهِ.

سپس فرمود: رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم انگشتان خود را در زیر بند نعلین نمی کرد.

راوی گوید: سپس حضرتش فرمود: خدای می فرماید: «ای کسانی که ایمان آورده اید آن گاه که به نماز می ایستید، صورت و دست های خود را بشویید» پس کسی نباید جایی از صورت خود را نشوید و نمی تواند جایی از دو دست خود را تا آرنج نشسته باقی بگذارد مگر این که آن را بشوید؛ زیرا خداوند می فرماید صورت و دست ها خود را از آرنج بشویید. سپس می فرماید: «سر و پاهای خود را تا قوزک مسح کنید».

بنابراین هرگاه شخصی مقداری از سر خود یا مقداری از دو پای خود، میان قوزک ها تا اطراف انگشتان را مسح کند کافی است.

گفتیم: دو قوزک پا کجا هستند؟

فرمود: این جا یعنی مفصل پایینی استخوان ساق.

پرسیدیم این جایی که می فرمایید چگونه است؟

فرمود: از استخوان ساق است و قوزک پایین تر از آن است.

گفتیم: خداوند کارهای شما را اصلاح نماید آیا یک کف آب برای صورت و یک کف برای بازو کافی است؟

فرمود: آری، اگر آب به حد کافی باشد و برای آن که کفایت کند، دو کف بس است.

6- مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ وَ غَيْرُهُ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنِ ابْنِ رِبَاطٍ عَنْ يُونُسَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام عَنِ الْوُضُوءِ لِلصَّلَاةِ.

فَقالَ: مَرَّةٌ مَرَّةٌ.

7- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ أَبِي دَاوُدَ جَمِيعاً عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ مَيْسَرَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:

الْوُضُوءُ وَاحِدَةٌ وَاحِدَةٌ وَ وَصَفَ الْكَعْبَ فِي ظَهْرِ الْقَدَمِ.

8- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ قَالَ:

كُنْتُ قَاعِداً عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فَدَعَا بِمَاءٍ فَمَلَأَ بِهِ كَفَّهُ فَعَمَّ بِهِ وَجْهَهُ ثُمَّ مَلَاً كَفَهُ فَعَمْ بِهِ يَدَهُ الْيُمْنَى ثُمَّ مَلَأَ كَفَّهُ فَعَمْ بِهِ يَدَهُ الْيُسْرَى ثُمَّ مَسَحَ عَلَى رَأْسِهِ وَرِجْلَيْهِ.

وَ قالَ: هَذَا وُضُوءُ مَنْ لَمْ يُحْدِثُ حَدَثاً، يَعْنِي بِهِ التَّعَدِّيَ فِي الْوُضُوءِ.

6- یونس بن عمار گوید از امام صادق علیه السلام درباره وضوی نماز پرسیدم؟

فرمود: یک مرتبه! یک مرتبه!.

7- میسره گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:

وضو، یک مرتبه یک مرتبه و حضرتش قوزک پا را در روی پا توصیف فرمود.

8- حماد بن عثمان گوید: من خدمت امام صادق علیه السلام بودم که حضرتش، آبی خواست. کف خود را از آن پر کرد و بر تمامی صورت مبارکش ریخت، سپس، کف خود را از آن پر کرده آن را بر تمامی دست راستش ریخت، سپس کف خود را پر کرده بر تمامی دست چپش ریخت آن گاه سر و دو پای خود را مسح نمود و فرمود: این وضوی کسی است که

چیز جدیدی پدید نیاورد؛ مراد حضرت از این جمله آن بود که کسی از حد وضو نگذرد.

9- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ - أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ جَمِيعاً عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ نَصْرٍ عَنْ عَبْدِ الْكَرِيم قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنِ الْوُضُوءِ.

فَقالَ: مَا كَانَ وُضُوءُ عَلِي علیه السلام إِلَّا مَرَّةً مَرَّةً.

هَذَا دَلِيلٌ عَلَى أَنَّ الْوُضُوءَ إِنَّمَا هُوَ مَرَّةٌ مَرَّةٌ، لِأَنَّهُ صلى الله عليه واله وسلم كَانَ إِذَا وَرَدَ عَلَيْهِ أَمْرَانِ كِلَاهُمَا لِلَّهِ طَاعَةٌ أَخَذَ بِأَحْوَطِهِمَا وَأَشَدِّهِمَا عَلَى بَدَنِهِ، وَ إِنَّ الَّذِي جَاءَ عَنْهُمْ علیهم السلام أَنَّهُ قالَ: «الْوُضُوءُ مَرَّتَانِ»، إِنَّهُ هُوَ لِمَنْ لَمْ يُقْنِعْهُ مَرَّةٌ وَ اسْتَزَادَهُ فَقَالَ: «مَرَّتَانِ».

ثُمَّ قَالَ: «وَ مَنْ زَادَ عَلَى مَرَّتَيْن لَمْ يُؤْجَرْ، وَ هَذَا أَقْصَى غَايَةِ الْحَدٌ فِي الْوُضُوءِ الَّذِي مَنْ تَجَاوَزَهُ أَيْمَ، وَ لَمْ يَكُنَّ لَهُ وُضُوءٌ، وَ كَانَ كَمَنْ صَلَّى الظُّهْرَ خَمْسَ رَكَعَاتٍ وَ لَوْ لَمْ يُطْلِقْ علیه السلام فِي الْمَرَّتَيْنِ لَكَانَ سَبِيلُهُمَا سَبِيلَ الثَّلَاثِ.

وَ رُوِيَ فِي رَجُلٍ كَانَ مَعَهُ مِنَ الْمَاءِ مِقْدَارُ كَفْ وَ حَضَرَتِ الصَّلَاةُ.

قالَ: فَقالَ: يَقْسِمُهُ أَثْلَاثَاً: ثُلُثٌ لِلْوَجْهِ، وَ ثُلُثٌ لِلْيَدِ الْيُمْنَى وَثُلُثٌ لِلْيَدِ الْيُسْرَى، وَ يَمْسَحُ بِالْبِلَّةِ رَأْسَهُ وَ رِجْلَيْهِ.

9- عبد الکریم گوید: از امام صادق علیه السلام درباره وضوی حضرت علی علیه السلام پرسیدم؟

فرمود: وضوی علی علیه السلام جز یک بار یک بار نبود.

شیخ کلینی رحمه الله میگوید این روایت دلیلی است بر آن که کف آبی که برای وضو به کار می رود یک بار یک بار است؛ زیرا هرگاه حضرت علی علیه السلام با دو عمل عبادی برخورد می کرد با احتیاط ترین و سخت ترین آن ها را بر جسم خویش تحمیل می فرمود و آن روایتی که از امامان علیهم السلام نقل شده که حضرتش فرمود: وضو دو بار است برای کسی است که یک بار او را قانع نکند و از این رو یک بار دیگر را اضافه کرده و می فرماید: «دو بار». سپس فرمود: «هرکه بر دو بار اضافه نماید اجر نبرده است».

و این نهایت حدّ وضو می باشد که هرکس از آن تجاوز کند گناه کرده است و وضوی او صحیح نخواهد بود و او مانند کسی است که نماز ظهر را پنج رکعت بخواند و اگر امام علیه السلام دوبار را قید نمی کرد روش آن ها به روش سه مرتبه می شد.

در روایتی آمده: مردی به اندازه یک کف آب در اختیار دارد و وقت نماز نیز فرارسیده است (چه وظیفه ای دارد؟).

امام علیه السلام فرمود: آن آب را سه بخش نماید یک سوم برای صورت، یک سوم برای دست راست و یک سوم برای دست چپ و با رطوبت آن سر و پاهایش را مسح کند.

بخش هیجدهم

اشاره

(18)

بَابٌ حَدِّ الْوَجْهِ الَّذِي يُغْسَلُ وَ الذِّرَاعَيْنِ وَ كَيْفَ يُغْسَلُ.

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: قُلْتُ لَهُ: أَخْبِرْنِي عَنْ حَدٌ الْوَجْهِ الَّذِي يَنْبَغِي لَهُ أَنْ يُوَضَّأَ الَّذِي قَالَ: اللَّهُ.

فَقالَ: الْوَجْهُ الَّذِي أَمَرَ اللَّهُ تَعَالَى بِغَسْلِهِ الَّذِي لَا يَنْبَغِي لِأَحَدٍ أَنْ يَزِيدَ عَلَيْهِ وَ لَا يَنْقُصَ مِنْهُ إِنْ زَادَ عَلَيْهِ لَمْ يُؤْجَرْ، وَ إِنْ نَقَصَ مِنْهُ أَثِمَ؛ مَا دَارَتْ عَلَيْهِ السَّبَّابَةُ وَ الْوُسْطَى وَ الْإِبْهَامُ مِنْ قَصَاصِ الرَّأْسِ إِلَى الذَّقَنِ، وَ مَا جَرَتْ عَلَيْهِ الْإِصْبَعَانِ مِنَ الْوَجْهِ، مُسْتَدِيراً فَهُوَ مِنَ الْوَجْهِ وَ مَا سِوَى ذَلِكَ فَلَيْسَ مِنَ الْوَجْهِ.

قُلْتُ: الصُّدْعُ لَيْسَ مِنَ الْوَجْهِ؟

قال: لا.

اندازه شستن صورت و دو دست و چگونگی شستن آن ها در وضو

1- زراره گوید: به امام باقر علیه السلام عرض کردم: مرا از اندازه شستن صورت که سزاوار است شسته شود همان که خدای دستور فرموده است آگاه فرما؟

فرمود: صورتی که خدای تعالی به شستن آن دستور داده و شایسته نیست کسی بر آن بیفزاید و یا از آن کم کند - که اگر بر آن افزود، پاداشی نبرده است و اگر از آن کم کند، گناه کرده است - مقداری است که انگشت میانه و شست آن را فرو گیرد؛ از رستنگاه موی سر تا چانه؛ و آن دایره ای است که دو انگشت از صورت در بر می گیرند همین جزو صورت

است و جز آن از صورت شمرده نمی شود.

گفتم: گیجگاه جزو صورت نیست؟

فرمود: نه!

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ صَفْوَانَ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السلام قالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ يَتَوَضَّأُ أَ يُبَطِّنُ لحْيَتَهُ؟

قالَ: لَا.

3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ الْمُغِيرَةِ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قالَ: رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم:

لَا تَضْرِبُوا وُجُوهَكُمْ بِالْمَاءِ ضَرْباً إِذَا تَوَضَّأْتُمْ، وَلَكِنْ شُنُوا الْمَاءَ شَنَّاً.

4- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مِهْرَانَ قَالَ: كَتَبْتُ إِلَى الرَّضَا علیه السلام أَسْأَلُهُ عَنْ حَدَّ الْوَجْهِ.

فَكَتَبَ مِنْ أَوَّلِ الشَّعْرِ إِلَى آخِرِ الْوَجْهِ، وَكَذَلِكَ الْجَبِيتَيْنِ.

2- محمد بن مسلم گوید: از یکی از دو امام باقر و یا امام صادق علیهما السلام- پرسیدم مردی که وضو می گیرد آیا لازم است به داخل ریش خود آب برساند؟

فرمود: نه.

3- سکونی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم فرمود:

به هنگام وضو مشت آب را بر چهره خود نزنید، بلکه آب را بر آن بریزید.

4- اسماعيل بن مهران گوید: طی نامه ای به امام رضا علیه السلام نوشتم و از حدود چهره پرسیدم؟

در پاسخ نوشت از آغاز رویش موی سر تا آخر چهره و هم چنین دو طرف پیشانی است.

5- مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ وَ غَيْرُهُ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنِ الْهَيْثَمِ بْنِ عُرْوَةَ التمِيمِيُّ قالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنْ قَوْلِ اللَّهِ: (فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَ أَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ) فَقُلْتُ: هَكَذَا، وَ مَسَحْتُ مِنْ ظَهْرِ كَفِّي إِلَى الْمِرْفَقِ.

فَقَالَ: لَيْسَ هَكَذَا تَنْزِيلُهَا، إِنَّمَا هِيَ «فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ مِنَ الْمَرَافِقِ» ثُمَّ أَمَرَّ يَدَهُ مِنْ مِرْفَقِهِ إِلَى أَصَابِعِهِ.

6- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَخِيهِ إِسْحَاقَ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ بْنِ بَزِيعِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرَّضَا علیه السلام قَالَ:

فَرَضَ اللَّهُ عَلَى النِّسَاءِ فِي الْوُضُوءِ لِلصَّلَاةِ أَنْ يَبْتَدِئْنَ بِبَاطِنِ أَذْرُعِهِنَّ، وَ فِي الرَّجَالِ بِظَاهِرِ الذَّرَاعِ.

7- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَيْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الأقطع الْيَدِ وَالرّجل.

قالَ: يَغْسِلُهُمَا.

5- عروه تمیمی گوید: از امام صادق علیه السلام درباره گفتار خدای متعال پرسیدم و گفتم این گونه است و از روی دست خود تا آرنج را دست کشیدم.

فرمود: آیه بدین صورت نازل نشده؛ بلکه چنین است: (فاغسلوا وجوهكم و ايديكم من المرافق) سپس دست خود را از آرنج تا انگشتانش کشید.

6- محمد بن اسماعیل بن بزیع گوید: امام رضا علیه السلام فرمود:

خداوند بر زنان واجب فرموده است که در وضوی نماز از پشت بازوی خود شروع نمایند و مردان از روی بازو.

7- محمد بن مسلم گوید: از امام باقر علیه السلام در مورد وضوی کسی که دست و پای او بریده شده است، پرسیدم.

حضرت فرمود: مانده آن ها را بشوید.

8- وَ عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَن ابْنِ أَبِي عُمَيْر عَنْ رِفَاعَةَ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيّ عَنْ رِفَاعَةَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنِ الْأَقْطَع.

قَالَ: يَغْسِلُ مَا قُطِعَ مِنْهُ.

9- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنِ الْعَمْرَكِي عَنْ عَلِيِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَخِيهِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ قُطِعَتْ يَدُهُ مِنَ الْمِرْفَقِ كَيْفَ يَتَوَضَّأُ؟

قالَ: يَغْسِلُ مَا بَقِيَ مِنْ عَضُدِهِ.

10- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ زُرَارَةَ قالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَر علیه السلام أَن أُناساً يَقُولُونَ: إِنَّ بَطْنَ الأُذُنَيْنِ مِنَ الْوَجْهِ وَ ظَهْرَهُمَا مِنَ الرأس.

فَقالَ: لَيْسَ عَلَيْهِمَا غَسْلٌ وَ لَا مَسْحٌ.

8- رفاعه گوید: از امام صادق علیه السلام دربارۀ کسی که دست او بریده شده است، پرسیدم.

امام علیه السلام فرمود: باید از آن جا که بریده شده است، بشوید.

9- علی بن جعفر گوید از برادرم موسی بن جعفر علیهما السلام درباره مردی که دست او از آرنج بریده شده پرسیدم که چگونه باید وضو بگیرد؟

امام علیه السلام فرمود: باید مانده بازوی خود را بشوید.

10- زراره گوید: از امام باقر علیه السلام پرسیدم برخی می گویند داخل دو گوش جزو صورت و پشت آن ها جزو سر است.

حضرت فرمود: شستن و مسح آن ها لازم نیست.

بخش نوزدهم

اشاره

(19)

بَابُ مَسْحُ الرَّأْسِ وَالْقَدَمَيْنِ.

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ شَاذَانَ بْنِ الْخَلِيلِ النَّيْسَابُورِي عَنْ مَعْمَرِ بْنِ عُمَرَ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السلام قَالَ:

يُجْزِئُ مِنَ الْمَسْحِ عَلَى الرَّأْسِ مَوْضِعُ ثَلَاثِ أَصَابِعَ، وَ كَذَلِكَ الرَّجُلُ.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

الأذنان لَيْسَا مِنَ الْوَجْهِ وَ لَا مِنَ الرَّأْسِ.

قالَ: وَ ذُكِرَ الْمَسْحُ.

فَقَالَ: امْسَحُ عَلَى مُقَدم رَأْسِكَ، وَ امْسَحُ عَلَى الْقَدَمَيْنِ وَ ابْدَأُ بِالشَّقِّ الْأَيْمَنِ.

مسح سر و پاها

معمر بن عمر گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:

مسح سر و هم چنین پا به اندازۀ سه انگشت کفایت می کند.

2- محمد بن مسلم گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

دو گوش جزو صورت و سر نیستند.

راوی گوید: سخن از مسیح به میان آمد.

فرمود: جلوی سر خود و دو پا را مسح کن و از راست شروع کن.

3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ شَادَانَ بْنِ الْخَلِيلِ عَنْ يُونُسَ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحُسَيْنِ قالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام: رَجُلٌ تَوَضَّأَ وَ هُوَ مُعْتَمِّ فَثَقُلَ عَلَيْهِ نَزْعُ الْعِمَامَةِ لِمَكَانِ الْبَرْدِ.

فَقَالَ: لِيُدْخِلْ إِصْبَعَهُ.

4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ : أَلَا تُخْبِرْنِي مِنْ أَيْنَ عَلِمْتَ وَ قُلْتَ: إِنَّ الْمَسْحَ بِبَعْضِ الرَّأْسِ وَبَعْضِ الرُّجْلَيْنِ؟

فَضَحِكَ، ثُمَّ قَالَ: يَا زُرَارَةُ! قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه واله وسلم: وَ نَزَلَ بِهِ الْكِتَابُ مِنَ اللَّهِ، لِأَنَّ اللَّهَ يَقُولُ: (فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ)، فَعَرَفْنَا أَنَّ الْوَجْهَ كُلَّهُ يَنْبَغِي أَنْ يُغْسَلَ.

ثُمَّ قَالَ: (وَ أَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ) ثُمَّ فَصَّلَ بَيْنَ الْكَلَام، فَقالَ: وَ امْسَحُوا بِرُوسِكُمْ فَعَرَفْنَا حِينَ قَالَ: بِرُوسِكُمْ أَنَّ الْمَسْحَ بِبَعْضِ الرَّأْسِ، لِمَكَانِ الْبَاءِ.

3- حسین گوید: به امام صادق علیه السلام گفتم: مردی در حالی که عمامه بر سر دارد، وضو می گیرد و به جهت سرما برداشتن عمامه برای او دشوار است، حکمش چیست؟

فرمود: با انگشت خود از زیر عمامه مسح نماید.

4- زراره گوید: به امام باقر علیه السلام گفتم: آیا به من می گویید که از کجا دانستید و گفتید که مسحباید بر روی قسمتی از سر و قسمتی از دو پا انجام گیرد؟

امام علیه السلام تبسم کرد و فرمود: ای زراره! رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم چنین فرموده و کتاب خداوند بر آن نازل شده است؛ زیرا خداوند می فرماید: (فاغسلوا وجوهکم) (یعنی روی خود را بشویید)، پس ما می فهمیم که تمامی صورت باید شسته شود. سپس فرمود: (و أيديكم إلى المرافق) (یعنی دست هایتان را از آرنج شست و شو دهید) سپس بین کلام فاصله انداخته و فرمود: (و امسحوا برؤسکم) (یعنی قسمتی از سر خود را مسح نماید).

پس هنگامی که فرمود: «به سر خود» به دلیل وجود حرف (باء) می فهمیم که مسح بر روی قسمتی از سر لازم است.

ثُمَّ وَصَلَ الرّجلَيْن بِالرَّأْسِ، كَمَا وَصَلَ الْيَدَيْنِ بِالْوَجْهِ فَقَالَ: (وَ أَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ) فَعَرَفْنَا حِينَ وَصَلَهَا بِالرَّأْسِ أَنَّ الْمَسْحَ عَلَى بَعْضِهَا، ثُمَّ فَسَّرَ ذَلِكَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم لِلنَّاسِ فَضَيَّعُوهُ.

ثُمَّ قَالَ: (فَلَمْ تَجِدُوا مَاءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيداً طَيِّباً فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُمْ وَأَيْدِيكُمْ مِنْهُ) فَلَمَّا وَضَعَ الْوُضُوءَ إِنْ لَمْ تَجِدُوا الْمَاءَ أَثْبَتَ بَعْضَ الْغَسْل مَسْحاً، لِأَنَّهُ قَالَ: (بِوُجُوهِكُمْ) ثُمَّ وَصَلَ بِهَا (وَ أَيْدِيَكُمْ).

ثُمَّ قَالَ: مِنْهُ أَيْ مِنْ ذَلِكَ التَّيَمُّم، لِأَنَّهُ عَلِمَ أَنَّ ذَلِكَ أَجْمَعَ لَمْ يَجْرِ عَلَى الْوَجْهِ، لأَنَّهُ يُعَلَّقُ مِنْ ذَلِكَ الصَّعِيدِ بِبَعْضِ الْكَفِّ وَلَا يَعْلَقُ بِبَعْضِهَا.

ثُمَّ قَالَ: (مَا يُرِيدُ اللهُ لِيَجْعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ) وَ الْحَرَجُ: النِّيقُ.

آن گاه پاها را به سر عطف کرد دو دست را به صورت عطف نمود و فرمود: (و أرجلكم الی الکعبین) (یعنی دو پای خود را تا قوزک پا) پس چون دو پا را به سر عطف کرده می فهمیم که مسح بر روی قسمتی از دو پا باید انجام شود، سپس رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم آن را برای مردم تفسیر نمود ولی مردم آن را به کار نبستند.

سپس در ادامه آیه فرمود: «اگر آبی نیافتید، پس بر زمین یا خاکی پاکیزه تیمم کنید و قسمتی از صورت و دست های خویش را با آن مسح نماید پس چون در صورتی که آب نیابید وضو را از عهده شما برداشت چنین مقرّر نمود که قسمتی از مواضعی که شست و شو داده می شود مسح گردد زیرا فرموده است قسمتی از صورت خویش را».

سپس این عبارت را به آن عطف نموده است که: «و دست های خویش را» سپس فرموده است: «از آن»؛ یعنی از آن تیمم؛ زیرا او می داند که تمامی آن بر صورت جاری نمی شود بلکه امر چنین است که فقط قسمتی از کف دست به اجزای آن زمین با خاک می آلاید نه جای دیگر.

سپس خداوند تعالی فرمود: «خداوند اراده ننموده است که در دین حرجی بر عهده شما قرار دهد» حرج، همان در تنگنا بودن است.

5- عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزِ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: قالَ: أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام:

الْمَرْأَةُ يُجْزِتُهَا مِنْ مَسْحَ الرَّأْسِ أَنْ تَمْسَحَ مُقَدَّمَهُ قَدْرَ ثَلَاثِ أَصَابِعَ وَ لَا تُلْقِيَ عَنْهَا حِمَارَهَا.

6- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السلام قالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْمَسْحَ عَلَى الْقَدَمَيْنِ كَيْفَ هُوَ؟

فَوَضَعَ كَفَّهُ عَلَى الْأَصَابِعِ فَمَسَحَهَا إِلَى الْكَعْبَيْنِ إِلَى ظَاهِرِ الْقَدَمِ.

فَقُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! لَوْ أَنَّ رَجُلاً قالَ: بِإِصْبَعَيْنِ مِنْ أَصَابِعِهِ هَكَذَا.

فَقالَ: لا، إلَّا بِكَفِّهِ.

7- أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ قَالَ: أَخْبَرَنِي مَنْ رَأَى أَبَا الْحَسَن علیه السلام بِمِنِّى يَمْسَحُ ظَهرَ قَدَمَيْهِ مِنْ أَعْلَى الْقَدَم إِلَى الْكَعْبِ وَ مِنَ الْكَعْبِ إِلَى أَعْلَى الْقَدَمِ وَ يَقُولُ:

الْأَمْرُ فِي مَسْحَ الرَّجْلَيْنِ مُوَسَّعُ، مَنْ شَاءَ مَسَحَ مُقْبِلاً، وَ مَنْ شَاءَ مَسَحَ مُدْبِراً، فَإِنَّهُ مِنَ الْأَمْرِ الْمُوَسَّع إِنْ شَاءَ اللَّهُ.

5- زراره گوید: امام باقر علیه السلام فرمود: برای زن در مسح سر، همین مقدار کافی است که جلوی سر خود را - بی آن که روسری خویش را بردارد به اندازه سه انگشت مسح نماید.

6- احمد بن محمد بن ابی نصر گوید: از امام رضا علیه السلام در مورد چگونگی مسح روی دو پا پرسیدم.

حضرتش کف دست خویش را بر روی انگشتان قرار داد با آن ها روی پشت پا تا قوزک مسح نمود.

گفتم: فدایت شوم! اگر کسی بگوید با دو انگشت مسح می نمایم، چه حکمی دارد؟

فرمود: نه، با دو انگشت نمی تواند مگر، با کف دست مسح کند.

7- یونس گوید: کسی به من خبر داد که امام کاظم علیه السلام را در منا دیده بود که حضرتش روی پای خود را از بالای پا تا قوزک و از قوزک تا بالای پا مسح نموده و می فرمود:

امر خداوند در مسح پا وسعت دارد هرکس بخواهد می تواند به طرف جلو و هرکس بخواهد می تواند به طرف عقب مسح نماید، چراکه - ان شاء الله - این از امر موسع خداوند است.

8- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزِ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: قالَ:

لَوْ أَنَّكَ تَوَضَّأْتَ فَجَعَلْتَ مَسْحَ الرَّجْلَيْنِ غَسْلاً ثُمَّ أَضْمَرْتَ أَنَّ ذَلِكَ هُوَ الْمُفْتَرَضُ لَمْ يَكُنْ ذَلِكَ بِوُضُوء.

ثم قال: ابدأ بِالْمَسْحَ عَلَى الرَّجُلَيْنِ، فَإِن بَدَا لَكَ غَسْل فَغَسَلْتَ فَامْسَحْ بَعْدَهُ لِيَكُونَ آخِرَ ذَلِكَ الْمُفْتَرَضِ.

9- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنِ الْحَكَمِ بْنِ مِسْكِينِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مَرْوَانَ قَالَ: قالَ: أَبُو عَبْدِاللَّهِ علیه السلام:

إِنَّهُ يَأْتِي عَلَى الرَّجُلِ سِتّونَ وسَبْعُونَ سَنَةً مَا قَبلَ اللهُ مِنْهُ صَلَاةٌ.

قُلْتُ: وَكَيْفَ ذَاكَ؟

قالَ: لأَنَّهُ يَغْسِلُ ما أمرالله بمَسْجِهِ.

زراره گوید: امام صادق علیه السلام - يا امام باقر علیه السلام- فرمود:

اگر وضو گرفتی و به جای مسح دو پای خود را شست و شو دادی، و پنداشتی که این همان عمل واجب است این وضو شمرده نمی شود.

سپس فرمود: با مسح به روی دو پا آغاز کن (تا وضوی تو کامل گردد) و اگر (در جای تقیّه) ناگزیر بر شستن شدی، شست و شو ده پس از آن مسح کن تا آخرین عمل تو همان

فریضه باشد.

9- محمد بن مروان می گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

چه بسا مردی شصت و هفتاد سال زندگی می کند و خداوند یک نماز را هم از او نمی پذیرد.

گفتم: چگونه؟

فرمود: زیرا عضوی را که خداوند به مسح آن امر فرموده است می شوید.

10- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ النُّعْمَانِ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ - مُحَمَّدٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ سُلَيْمَانَ عَمِّهِ قالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ مُوسَى علیه السلام قُلتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! يَكُونُ خُفُ الرَّجُلِ مُخَرَّقاً فَيُدْخِلُ يَدَهُ فَيَمْسَحُ ظَهْرَ قَدَمِهِ أَ يُجْزِتُهُ ذَلِكَ؟

قالَ: نَعَمْ.

11- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ أَبَانِ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ جعفر علیه السلام قال:

تَوَضَّأَ عَلِيٌّ علیه السلام فَغَسَلَ وَجْهَهُ وَ ذِرَاعَيْهِ ثُمَّ مَسَحَ عَلَى رَأْسِهِ وَ عَلَى نَعْلَيْهِ وَ لَمْ يُدْخِلْ يَدَهُ تَحْتَ الشَّرَاكِ.

12- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى رَفَعَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام فِي الَّذِي يَخْضِبُ رَأْسَهُ بِالْحِنَّاءِ ثُمَّ يَبْدُو لَهُ فِي الْوُضُوءِ.

قَالَ: لَا يَجُوزُ حَتَّى يُصِيبَ بَشَرَةَ رَأْسِهِ بِالْمَاءِ.

10- جعفر بن سلیمان گوید: از امام کاظم علیه السلام سؤال نموده و گفتم فدایت شوم مردی که کفش او پاره شده اگر به هنگام وضو دست خود را داخل نموده، روی پای خود را مسح کند، صحیح است؟

فرمود: آری.

11- زراره گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:

علی علیه السلام وضو می گرفت چهرۀ مبارک و بازوی خود را شست وشو داد، سپس به سر مبارکش مسح کرد و بی آن که دست خویش را در زیر بند نعلین داخل نماید به دو نعلین (عربی خود که مانع وصول آب به پا نیستند) مسح می کرد.

12- محمد بن یحیی در روایت مرفوعه ای گوید: امام صادق علیه السلام درباره کسی که سر خود را حنا بسته و سرش آغشته به حناست و می خواهد وضو بگیرد، فرمود:

تا هنگامی که به پوست سرش آب نرسد، مسح، صحیح نیست.

بخش بیستم

اشاره

(20)

بَابُ مَسْحَ الْخُفُّ.

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنْ أَبَانِ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِالله علیه السلام عَن الْمَرِيضِ هَلْ لَهُ رُحْصَةٌ فِي الْمَسْح؟

قالَ: لَا.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: قُلْتُ لَهُ: فِي الْخُفَّيْنِ تَقِيَّةٌ؟

فَقَالَ: ثَلَاثَةٌ لَا أَتَّقِي فِيهِنَّ أَحَداً: شُرْبُ الْمُسْكِرِ، وَ مَسْحُ الْخُفَّيْنِ، وَ مُتْعَةُ الْحَجِّ.

قالَ زُرَارَةُ: وَ لَمْ يَقُل: الْوَاجِبُ عَلَيْكُمْ أَلَّا تَتَّقُوا فِيهِنَّ أَحَداً.

حکم مسح بر روی کفش رو بسته

1- اسحاق بن عمّار :گوید از امام صادق علیه السلام دربارۀ بیمار پرسیدم که آیا می تواند به هنگام وضو بر روی کفش مسح کند؟

فرمود: نه.

2- زراره گوید: به حضرتش گفتم: آیا می توان در جای تقیّه به هنگام وضو بر روی کفش رو بسته مسح نمود؟

فرمود: من در سه مورد از هیچ کس تقیّه نمیکنم در نوشیدن شراب مست کننده که حتی از روی تقیه هم نمی نوشتم مسح کردن بر روی کفش رو بسته و حج تمتع.

زراره گوید: آن حضرت نفرمود بر شما هم واجب است که در این موارد از هیچ کس تقیه نکنید.

بخش بیست و یکم

اشاره

(21)

بَابُ الْجَبَائِرِ وَالقُرُوح وَالْجِرَاحَاتِ.

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ الْحَجَّاجِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ الرَّضَا علیه السلام عَنِ الْكَسِيرِ تَكُونُ عَلَيْهِ الْجَبَائِرُ أَوْ تَكُونُ بِهِ الْجِرَاحَةُ كَيْفَ يَصْنَعُ بِالْوُضُوءِ وَ عِنْدَ غُسْلِ الْجَنَابَةِ وَ غُسْلِ الْجُمُعَةِ؟

قالَ: يَغْسِلُ مَا وَصَلَ إِلَيْهِ الْغُسْلُ مِمَّا ظَهَرَ مِمَّا لَيْسَ عَلَيْهِ الْجَبَائِرُ وَ يَدَعُ مَا سِوَى ذَلِكَ مِمَّا لَا يَسْتَطِيعُ غَسْلَهُ وَ لَا يَنْزِعُ الْجَبَائِرَ وَ لَا يَعْبَتُ بِجِرَاحَتِهِ.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْن سِنَانِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْجُرْحِ كَيْفَ يَصْنَعُ بِهِ صَاحِبُهُ؟

قالَ: يَغْسِلُ مَا حَوْلَهُ.

جبیره و شکستگی و زخم های ناشی از جراحت

1- عبد الرحمان بن حجّاج :گوید از امام رضا علیه السلام در مورد کسی که استخوانش شکسته و روی آن پارچه و چوب های شکسته بندی گذاشته اند و یا جراحتی در بدن دارد، سؤال نمودم که برای وضو غسل جنابت و غسل جمعه چه وظیفه ای دارد؟

فرمود: قسمت هایی را که آشکار است و پارچه و چوب شکسته بندی بر روی آن نیست و آب به آن می رسد بشوید و قسمت هایی را که توان شستن آن را ندارد، رها کند و لازم نیست پارچه و چوب های شکسته بندی را باز نماید و زخم خود را دست کاری کند.

2- عبدالله بن سنان گوید: از امام صادق علیه السلام در مورد کسی که اعضای وضویش زخمی ها است پرسیدم فرمود: باید اطراف آن را بشوید.

3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام أَنَّهُ سُئِلَ عَنِ الرَّجُلِ يَكُونُ بِهِ الْقَرْحَةُ فِي ذِرَاعِهِ أَوْ نَحْوِ ذَلِكَ فِي مَوْضِعِ الْوُضُوءِ فَيُعَصِّبُهَا بِالْخِرْقَةِ وَيَتَوَضَّأُ وَ يَمْسَحُ عَلَيْهَا إِذَا تَوَضَّأَ.

فَقالَ: إِن كَانَ يُؤذِيهِ الْمَاءُ فَلْيَمْسَحْ عَلَى الْخِرْقَةِ، وَ إِنْ كَانَ لَا يُؤْذِيهِ الْمَاءُ فَلْيَنْزِع الْخِرْقَة ثُمَّ لْيَغْسِلُهَا.

قالَ: وَ سَأَلْتُهُ عَنِ الْجُرْح كَيْفَ أَصْنَعُ بِهِ فِي غَسْلِهِ؟

قَالَ: اغْسِلْ مَا حَوْلَهُ.

4- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ رِبَاطٍ عَنْ عَبْدِ الْأَعْلَى مَوْلَى آلِ سَامِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام: عَشَرْتُ فَانْقَطَعَ ظُفُرِي فَجَعَلْتُ عَلَى إِصْبَعِي مَرَارَةً فَكَيْفَ أَصْنَعُ بِالْوُضُوءِ؟

قالَ: يُعْرَفُ هَذَا وَ أَشْبَاهُهُ مِنْ كِتَابِ اللَّهِ: (مَا جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ) امْسَحْ عَلَيْهِ.

3- حلبی گوید: از امام صادق علیه السلام در مورد کسی که در بازویش و یا یکی از اعضای وضویش زخم چرکینی دارد و آن را با پارچه بسته و به هنگام وضو بر روی آن دست می کشد پرسیدند؟

فرمود: اگر آب به او ضرر دارد بایستی بر روی پارچه دست بکشد، و اگر آب به او ضرر ندارد بایستی پارچه را باز کند سپس آن جا را بشوید.

راوی گوید: از حضرتش درباره جراحتی پرسیدم که در هنگام شستن آن چگونه باید عمل نمایم؟

فرمود: باید اطراف آن را بشویی.

4- عبد الأعلی مولی آل سام گوید: به امام صادق علیه السلام گفتم: پایم لغزید و در نتیجه ناخنم کنده شد. بر روی انگشتم دارو گذاشتم حال برای وضو باید چه کنم؟

فرمود: حکم این مورد و مشابه این را از کتاب خدای می توان دریافت که می فرماید: «بر شما در دین هیچ در دین هیچ تنگنایی قرار داده نشده است» حال برای وضو بر روی آن دست بکش.

بخش بیست و دوم

اشاره

(22)

بَابُ الشَّلِّ فِي الْوُضُوءِ وَ مَنْ نَسِيَهُ أَوْ قَدَّمَ أَوْ أَخَّرَ.

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدٍ عَن الْعَبَّاسِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ بُكَيْرٍ عَنْ أَبِيهِ قَالَ: قالَ: لِي أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام:

إِذَا اسْتَيْقَنْتَ أَنَّكَ قَدْ أَحْدَثْتَ فَتَوَضَّأُ، وَإِيَّاكَ أَنْ تُحْدِثَ وُضُوءاً أَبَداً حَتَّى تَسْتَيْقِنَ أَنَّكَ قَدْ أَحْدَثْتَ.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَن الْفَضْل بن شَاذَانَ جَمِيعاً عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ قَالَ:

إِذَا كُنْتَ قَاعِداً عَلَى وُضُوءٍ وَلَمْ تَدْرِ أَغَسَلْتَ ذِرَاعَكَ أَمْ لَا فَأَعِدْ عَلَيْهَا وَعَلَى جَمِيعِ مَا شَكَكْتَ فِيهِ أَنَّكَ لَمْ تَغْسِلْهُ أَوْ تَمْسَحْهُ مِمَّا سَمَّى اللَّهُ مَا دُمْتَ فِي حَالِ الْوُضُوءِ، فَإِذَا قُمْتَ مِنَ الْوُضُوءِ وَ فَرَغْتَ فَقَدْ صِرْتَ فِي حَالٍ أُخْرَى فِي صَلَاةٍ أَوْ غَيْرِ صَلَاةٍ، -

حکم شک در وضو، کسی که آن را فراموش کند یا در تقدم و تأخرش شک نماید.

1- بکیر گوید: امام صادق علیه السلام به من فرمود:

اگر یقین نمودی که وضوی خود را باطل نموده ای وضو بگیر و هرگز تا یقین بر باطل کردن وضوی خویش نکرده ای وضو مگیر.

2- زراره گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:

اگر در حال وضو گرفتن بودی و نمی دانستی که آیا بازوی خود را شسته ای یا نه آن را بشوی و هم چنین تا زمانی که در حال وضو گرفتن هستی و دربارۀ هریک از اعضای وضو که خداوند (در آیه وضو) از آن ها نام برده که تو در شستن یا مسح آن ها شک کرده ای این حکم جاری است.

ولی اگر وضو پایان یافت و در حالت دیگری چون نماز و جز آن بودی، -

فَشَكَكْتَ فِي بَعْضِ مَا سَمَّى اللَّهُ مِمَّا أَوْجَبَ اللهُ تَعَالَى عَلَيْكَ فِيهِ وُضُوءاً فَلَا شَيْءَ عَلَيْكَ، وَإِنْ شَكَكْتَ فِي مَسْحٍ رَأْسِكَ وَ أَصَبْتَ فِي لِحْيَتِكَ بِلَّةٌ فَامْسَحْ بِهَا عَلَيْهِ، وَ عَلَى ظَهْرِ قَدَمَيْكَ وَ إِنْ لَمْ تُصِبْ بِلَّةً فَلَا تَنْقُضِ الْوُضُوءَ بِالشَّكُ، وَ امْضِ في صَلاتِكَ، وَ إِنْ تَبتَ أَنَّكَ لَمْ تُهِمْ وَضُوءَكَ فَأعِدْ عَلَى مَا تَرَكْتَ يَقِيناً حَتَّى تَأْتِيَ عَلَى الْوُضُوءِ.

قالَ حَمَّادٌ: وَ قالَ حَرِيزٌ: قالَ زُرَارَةُ : قُلْتُ لَهُ: رَجُلٌ تَرَكَ بَعْضَ ذِرَاعِهِ، أَوْ بَعْضَ جَسَدِهِ فِي غُسْلِ الْجَنَابَةِ.

فَقالَ: إِذَا شَكٍّ ثُمَّ كَانَتْ بِهِ بِلَّةٌ وَ هُوَ فِي صَلَاتِهِ مَسَحَ بِهَا عَلَيْهِ، وَ إِنْ كَانَ اسْتَيْقَنَ رَجَعَ وَ أَعَادَ عَلَيْهِ الْمَاءَ مَا لَمْ يُصِبْ بِلَّةٌ، فَإِنْ دَخَلَهُ الشَّكُ وَ قَدْ دَخَلَ فِي حَالٍ أُخْرَى فَلْيَمْضِ فِي صَلَاتِهِ وَ لَا شَيْءَ عَلَيْهِ وَ إِنِ اسْتَبَانَ رَجَعَ وَأَعَادَ الْمَاءَ عَلَيْهِ وَ إِنْ رَآهُ وَ بِهِ بِلَّةٌ مَسَحَ عَلَيْهِ وَ أَعَادَ الصَّلَاةَ بِاسْتِيقَانِ، وَإِنْ كَانَ شَاكَاً فَلَيْسَ عَلَيْهِ فِي شَكِّهِ شَيْءٌ فَلْيَمْضِ فِي صَلَاتِهِ.

سپس در شستن برخی از آن اعضا شک کردی، چیزی بر عهده تو نیست که دوباره انجام دهی و اگر در مورد مسح سر شک نمودی، چنان چه در محاسن خود رطوبتی یافتی آن را بر روی سر و دو پای خود مسح کن ولی اگر رطوبتی نیافتی وضوی خود را با شک باطل مکن و نماز خویش را به جای آور و اگر یقین کردی که وضوی خویش را به پایان نرسانده ای به آن عضوی که از روی یقین، ترک نموده ای باز گرد تا وضو را به پایان برسانی.

زراره گوید: به حضرتش گفتم: اگر کسی شک کند که قسمتی از بازو یا قسمتی از بدن خویش را در غسل جنابت نشسته است، چه حکمی دارد؟

فرمود: اگر اگر شک کند و در حال نماز باشد و رطوبتی از آب غسل در بدنش هست با آن، همان قسمت را هم مسح ،کند ولی اگر یقین کند که آن را نشسته در صورتی که رطوبتی هم نیافت باید آن عضو را بشوید و اگر شک کند و حال آن که در نماز به حالت دیگری داخل شده بایستی نماز خود را به جای آورد و چیزی بر عهده او نیست ولی اگر بر نشستن عضو یقین ،کند باید آن قسمت را بشوید.

و اگر به هنگام مراجعه آن قسمت را دید که مرطوب است همان قسمت را مسح کند و نماز را دو مرتبه با یقین به جا می آورد ولی اگر در این مورد شک کرد، در شک و تردید چیزی بر عهده او نیست و بایستی نماز خود را به جا آورد.

3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

إِنْ ذَكَرْتَ وَ أَنْتَ فِي صَلَاتِكَ أَنَّكَ قَدْ تَرَكْتَ شَيْئاً مِنْ وُضُوئِكَ الْمَفْرُوضِ عَلَيْكَ فَانْصَرِفْ وَ أَتِمُ الَّذِي نَسِيتَهُ مِنْ وُضُوئِكَ وَ أَعِدْ صَلَاتَكَ وَ يَكْفِيكَ مِنْ مَسْحٍ رَأْسِكَ أَنْ تَأْخُذَ مِنْ لِحْيَتِكَ بَلَلَهَا إِذَا نَسِيتَ أَنْ تَمْسَحَ رَأْسَكَ فَتَمْسَحَ بِهِ مُقَدَّمَ رَأْسِكَ.

4 عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

إِذَا نَسِيَ الرَّجُلُ أَنْ يَغْسِلَ يَمِينَهُ فَغَسَلَ شِمَالَهُ وَ مَسَحَ رَأْسَهُ وَ رِجْلَيْهِ وَ ذَكَرَ بَعْدَ ذَلِكَ غَسَلَ يَمِينَهُ وَ شِمَالَهُ وَ مَسَحَ رَأْسَهُ وَ رِجْلَيْهِ، وَ إِنْ كَانَ إِنَّمَا نَسِيَ شِمَالَهُ فَلْيَغْسِل الشِّمَالَ وَ لَا يُعِيدُ عَلَى مَا كَانَ تَوَضَّأَ.

وَ قالَ: أَتْبِعْ وُضُوءَكَ بَعْضَهُ بَعْضَاً.

3- حلبی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

اگر در حال نماز متوجه شدی که چیزی که بر تو واجب بوده، ترک نموده ای نماز را رها کن و آن چه را که از وضوی خود فراموش کرده ای انجام بده و نمازت را دو مرتبه به جای آور، در صورتی که مسح سرت را فراموش کردهای کافی است که با رطوبت محاسن خویش جلوی سر را مسح نمایی.

4- حلبی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هرگاه کسی در وضو شستن دست راست خود را فراموش کرده سپس دست چپش را شست و شو داده و سر و دو پایش را مسح کرده، آن گاه متوجه اشتباه خود شده، باید این ها را انجام دهد ولی اگر شستن دست چپ را فراموش کرده باید دست چپ را شست و شو دهد و اعاده سایر اعمال لازم نیست.

و فرمود: اعمال وضوی خود را پشت سر هم انجام بده.

5- عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْل بْن شَاذَانَ جَمِيعاً عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: قالَ: أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام:

تَابِعْ بَيْنَ الْوُضُوءِ كَمَا قَالَ اللَّهُ، ابْدَأْ بِالْوَجْهِ ثُمَّ بِالْيَدَيْنِ ثُمَّ امْسَحَ الرَّأْسَ وَ الرَّجْلَيْنِ وَلَا تُقَدِّمَنَّ شَيْئًا بَيْنَ يَدَيْ شَيْءٍ تُخَالِفُ مَا أُمِرْتَ بِهِ، وَ إِنْ غَسَلْتَ الذُّرَاعَ قَبْلَ الْوَجْهِ فَابْدَأُ بِالْوَجْهِ وَأَعِدْ عَلَى الذَّرَاعِ، وَ إِنْ مَسَحْتَ الرّجُلَ قَبْلَ الرَّأْسِ فَامْسَحْ عَلَى الرَّأْسِ قَبْلَ الرَّجُلِ ثُمَّ أَعِدْ عَلَى الرَّجْلِ، ابْدَأْ بِمَا بَدَأَ اللَّهُ بِهِ.

6- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ أَبِي دَاوُدَ جَمِيعاً عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قالَ:

إِذَا نَسِيتَ فَغَسَلْتَ ذِرَاعَكَ قَبْلَ وَجْهِكَ فَأَعِدْ غَسْلَ وَجْهِكَ ثُمَّ اغْسِلْ ذِرَاعَيْكَ بَعْدَ الْوَجْهِ، فَإِن بَدَأْتَ بِذِرَاعِكَ الْأَيْسَرِ قَبْلَ الْأَيْمَنِ فَأَعِدْ غَسْلَ الأَيْمَنِ ثُمَّ اغْسِلِ الْيَسَارَ، وَ إِنَّ نَسِيتَ مَسْحَ رَأْسِكَ حَتَّى تَغْسِلَ رِجْلَيْكَ فَامْسَحْ رَأْسَكَ ثُمَّ اغْسِلْ رِجْلَيْكَ.

5- زراره گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:

افعال وضو را به ترتیب به جای آور؛ آن سان که خداوند متعال فرموده است. از صورت آغاز کن سپس دو دست را، سپس سر و دو پا را مسح کن و هرگز عضوی را جلوتر از عضو دیگر انجام مده تا آن چه را که به آن مأمور شده ای مخالفت نکنی.

و اگر دستان را پیش از صورت شستی، دوباره صورت را بشوی سپس دستان را بشوی و اگر پاها را پیش از سر مسح کردی دوباره و سر را مسح کن، سپس مسح پاها را تکرار کن. به آن چه خدا آغاز کرده است آغاز کن.

6- ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هرگاه فراموش کردی بازویت را پیش از صورت خود شستی پس دوباره صورت خود را بشوی، سپس دست هایت را بشوی و اگر دست چپ را پیش از دست راست آغاز کردی پس به دست راست اعاده کن، سپس دست چپ را بشوی و اگر مسح سر را فراموش کردی تا پاهایت را مسح کردی پس سر خود را مسح کن سپس پاهایت را مسح کن.

7- وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ قَالَ: قالَ: أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام:

إِذَا تَوَضَّأْتَ بَعْضَ وُضُوئِكَ فَعَرَضَتْ لَكَ حَاجَةٌ حَتَّى يَنْشَفَ وَضُوؤُكَ فَأَعِدْ وُضُوءَكَ، فَإِنَّ الْوُضُوءَ لَا يَتَبَعْضُ.

8- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ صَالِحٍ بْنِ السَّنْدِي عَنْ جَعْفَرِ بْن بَشِيرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْن أَبِي حَمْزَةَ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام: رُبَّمَا تَوَضَّأْتُ فَنَفِدَ الْمَاء فَدَعَوْتُ الْجَارِيَةَ فَأَبْطَأَتْ عَلَى بِالْمَاءِ فَيَجِفُ وَضُونِي.

فَقالَ: أَعِدْ.

9- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيَّ الْوَشَّاءِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ حَكَمِ بْنِ حُكَيْمٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنْ رَجُلٍ نَسِيَ مِنَ الْوُضُوءِ الذَّرَاعَ وَ الرَّأْسَ.

قالَ: يُعِيدُ الْوُضُوءَ إِنَّ الْوُضُوءَ يُتْبَعُ بَعْضُهُ بَعْضاً.

7- با همین اسناد روایت شده است که امام صادق علیه السلام فرمود:

اگر برخی از افعال وضو را انجام دادی سپس کاری برای تو پیش آمد و مدتی طول کشید، تا آب وضویت خشک شد از نو وضو بگیر زیرا وضو جدا پذیر نیست.

8- معاوية بن عمار گوید: به امام صادق علیه السلام گفتم: گاهی در حال وضو آب تمام می شود، کنیزم را صدا می زنم و او با تأخیر آب را می آورد و آب وضویم خشک می گردد، حکمش چیست؟

فرمود: دو مرتبه وضو بگیر.

9- حكم بن حکیم گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم از مردی که به هنگام وضو شستن دستان و سر خود را فراموش می نماید که باید چه کند؟

فرمود: دو مرتبه وضو بسازد چرا که افعال وضو باید به ترتیب باشد.

بخش بیست و سوم

اشاره

(23)

بَابُ مَا يَنْقُضُ الْوُضُوءَ وَ مَا لَا يَنْقُصُهُ.

1- مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ وَ أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ جَمِيعاً عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ سَالِمٍ أَبِي الْفَضْلِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قال:

لَيْسَ يَنْقُضُ الْوُضُوءَ إِلَّا مَا خَرَجَ مِنْ طَرَفَيْكَ الْأَسْفَلَيْنِ اللَّذِيْنِ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْكَ بِهِمَا.

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سَهْلٍ عَنْ زَكَرِيَّا بْنِ آدَمَ قالَ: سَأَلْتُ الرِّضَا علیه السلام عَنِ النَّاسُورِأَ يَنْقُضُ الْوُضُوءَ؟

قالَ: إِنَّمَا يَنْقُضُ الْوُضُوءَ ثَلَاثُ: الْبَوْلُ وَالْغَائِطُ وَ الرِّيحُ.

مبطلات وضو

1- سالم گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

تنها چیزی که از دو طرف پایین تر تو، (عورتین) که خداوند آن ها را به تو ارزانی داشته است خارج می گردد، وضو را باطل می سازد.

2- زكريا بن آدم گوید: از امام رضا علیه السلام پرسیدم که آیا ناسور (زخمی که پیرامون مقعد پدید آید) وضو را باطل می نماید؟

فرمود: فقط سه چیز وضو را باطل می کند ادرار، مدفوع و باد معده.

3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام:

إِنَّ الشَّيْطَانَ يَنْفُخُ فِي دُبُرِ الْإِنْسَانِ حَتَّى يُخَيَّلَ إِلَيْهِ أَنَّهُ قَدْ خَرَجَ مِنْهُ رِيحٌ فَلَا يَنْقُصُ الْوُضُوءَ إِلَّا رِيحٌ، تَسْمَعُهَا أَوْ تَجِدُ رِيحَهَا.

4- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ ظَرِيفٍ عَنْ ثَعْلَبَةَ بْنِ مَيْمُونٍ عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ يَزِيدَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

لَيْسَ فِي حَبُّ الْقَرْعِ وَ الدِّيدَانَ الصَّغَارِ وُضُوءٌ إِنَّمَا هُوَ بِمَنْزِلَةِ الْقَمْلِ.

5- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ أَخِي فُضَيْلِ عَنْ فُضَيْلِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فِي الرَّجُلِ يَخْرُجُ مِنْهُ مِثْلُ حَبِّ الْقَرْع.

قالَ: لَيْسَ عَلَيْهِ وُضُوءٌ.

وَ رُوِيَ: إِذَا كَانَتْ مُلَطْخَةُ بِالعَذِرَةِ أَعَادَ الْوُضُوء.

3- معاوية بن عمار گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

همانا شیطان در دبر انسان می دمد تا او گمان کند که بادی از او خارج شده است. پس وضو را فقط بادی که صدای آن را بشنوی یا بوی آن را احساس نمایی باطل می کند.

4- عبدالله بن یزید گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

برای بیرون آمدن کرم کدو و کرم های کوچک وضو لازم نیست، آن ها به منزله شپش هستند.

5- فضیل گوید: امام صادق علیه السلام در مورد مردی که چیزی مانند کرم کدو از دبر انسان خارج می شود فرمود: برای آن، گرفتن وضوی مجدد لازم نیست.

و روایت شده است هرگاه آن کرم به نجاست و مدفوع آغشته باشد، باید دو مرتبه وضو گرفت.

6- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزِ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: قُلْتُ لأَبِي جَعْفَرٍ وَ لِأَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام: مَا يَنْقُضُ الْوُضُوءَ؟

فَقالَ: مَا يَخْرُجُ مِنْ طَرَفَيْكَ الْأَسْفَلَيْنِ مِنَ الدُّبُرِ وَ الذَّكَرِ غَائِدٌ أَوْ بَوْلٌ أَوْ مَنِيٌّ أَوْ رِيحٌ وَ النَّوْمُ حَتَّى يُذْهِبَ الْعَقْلَ وَكُلُّ النوم يُكْرَهُ إِلَّا أَن تَكُونَ تَسْمَعُ الصَّوْتَ.

7- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ الْعَمْرَكِيَّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَخِيهِ مُوسَى علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ هَلْ يَصْلُحُ لَهُ أَنْ يَسْتَدْخِلَ الدَّوَاءَ ثُمَّ يُصَلِّيَ وَ هُوَ مَعَهُ أَيَنْقُضُ الْوُضُوءَ؟

قالَ: لَا يَنْقُصُ الْوُضُوءَ، وَلَا يُصَلِّي حَتَّى يَطْرَحَهُ.

8- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي الْعَلَاءِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السلام عَنِ الرَّجُلِ يَتَجَشَأُ فَيَخْرُجُ مِنْهُ شَيْءٌ أَ يُعِيدُ الوُضُوءَ؟

قالَ: لَا.

6- زراره گوید: به امام باقر و امام صادق علیهما السلام گفتم: چه چیزی وضو را باطل می کند؟

فرمودند: آن چیزی که از دو طرف پایین تو - یعنی از دبر و آلت - خارج می گردد، که عبارتند از مدفوع، ادرار، منی، باد و هم چنین خوابی که عقل را برباید و هر خوابی که وضو گرفتن را الزامی می کند مگر آن که صدا را در آن حال بشنود.

7- علی بن جعفر گوید: از برادرم امام کاظم علیه السلام در این مورد سؤال نمودم، که آیا انسان می تواند پس از استعمال دارو و در حالی که هنوز آن دارو با او می باشد، نماز به جا آورد؟ و آیا این عمل وضو را باطل می نماید؟

فرمود: وضو را باطل نمی کند ولی نباید نماز به جا آورد تا این که آن را دور بیندازد.

8- حسین بن ابی العلاء گوید: از امام صادق علیه السلام در مورد فردی که آروغ می زند و چیزی از حلقش بالا می آید سؤال نمودم، که آیا باید دوباره وضو بگیرد؟

فرمود: نه.

9- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرِ عَنِ ابْنِ أُذَيْنَةَ عَنْ أَبِي أَسَامَةَ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنِ الْقَيْءِ هَلْ يَنْقُضُ الْوُضُوءَ؟

قال: لا.

10- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ أَبُو دَاوُدَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ عَنْ أَبَانِ عَنْ عُبَيْدِ بْن زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

إذَا قَاءَ الرَّجُلُ وَهُوَ عَلَى طهر فَلْيَتَمَضْمَضٌ.

11- مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ مُحَمَّدٍ الْحَلَبِيِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام عَنِ الرَّجُلِ يَكُونُ عَلَى طُهْرٍ فَيَأْخُذُ مِنْ أَطْفَارِهِ أَوْ شَعْرِهِ أَيُعِيدُ الْوُضُوءَ؟

فَقالَ: لَا، وَلَكِنْ يَمْسَحُ رَأْسَهُ وَأَظْفَارَهُ بِالْمَاءِ.

قالَ: قُلْتُ: فَإِنَّهُمْ يَزْعُمُونَ أَنَّ فِيهِ الْوُضُوءَ.

فَقالَ: إِنْ خَاصَمُوكُمْ فَلَا تُخَاصِمُوهُمْ، وَقُولُوا: هَكَذَا السُّنَّةُ.

9- ابو اسامه گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: آیا استفراغ وضو را باطل می کند؟

فرمود: نه.

10- عبیدبن زراره گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هرگاه انسان در حال طهارت استفراغ کند، بایستی آب را مضمضه کند.

11- محمد حلبی گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: مردی که در حال طهارت است و در این حال ناخن یا موی خویش را می چیند، آیا باید دو مرتبه وضو بگیرد؟

فرمود: نه، ولی سر و ناخن های خویش را با آب بشوید.

عرض کردم: آن ها (سنی ها) چنین می پندارند که در این مورد باید وضو تکرار شود!

فرمود: اگر آنان با شما در این مورد به ستیز و مخاصمه برخیزند، شما با آنان مخاصمه نکنید و بگویید: سنت این گونه است.

12- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:

لَيْسَ فِي الْقُبْلَةِ وَ لَا مَسُ الْفَرْجِ وَلَا الْمُبَاشَرَةِ وُضُوء.

13- مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الرُّعَافِ وَ الْحِجَامَةِ وَكُلٌّ دَمِ سَائِلٍ.

فَقالَ: لَيْسَ فِي هَذَا وُضُوءٌ، إِنَّمَا الْوُضُوءُ مِنْ طَرَفَيْكَ اللَّذَيْنِ أَنْعَمَ اللَّهُ تَعَالَى بِهِمَا عَلَيْكَ.

14- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَمَّرِ بْنِ خَلَّادٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ عَنْ رَجُلٍ بِهِ عِلَّةٌ لَا يَقْدِرُ عَلَى الاضْطِجَاعِ وَالْوُضُوهُ يَشْتَدُّ عَلَيْهِ وَ هُوَ قَاعِدٌ مُسْتَنِدٌ بِالْوَسَائِدِ، فَرُبَّمَا أَغْفَى وَ هُوَ قَاعِدٌ عَلَى تِلْكَ الْحَالِ.

قالَ: يَتَوَضّاً.

قُلْتُ لَهُ: إِنَّ الْوُضُوءَ يَشْتَدُّ عَلَيْهِ لِحَالِ عِلَّتِهِ.

12- زراره گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:

در بوسیدن، لمس نمودن فرج و تماس بدنی تجدید وضو لازم نیست.

13- ابو بصیر گوید: از امام صادق علیه السلام در مورد خون دماغ حجامت و هر خونی که جاری می گردد، پرسیدم؟

فرمود: در این چیزها تکرار وضو لازم نیست، بلکه اگر چیزی از عورتین که خدا آن ها را به تو روزی کرده خارج شود، وضو لازم می گردد.

14- معمر بن خلاد گوید: از امام رضا علیه السلام پرسیدم کسی که بیمار است و توانایی خوابیدن بر پهلو را ندارد وضو گرفتن برای او دشوار است او نشسته و تکیه بر بالش داده و چه بسا در همان حال خواب سبکی او را فرا می گیرد آیا دوباره باید وضو بگیرد؟

فرمود: باید وضو بگیرد.

عرض کردم به خاطر مرضی که دارد وضو برای او دشوار است.

فَقالَ: إِذَا خَفِيَ عَلَيْهِ الصَّوْتُ فَقَدْ وَجَبَ الْوُضُوءُ عَلَيْهِ.

وَقالَ: يُؤَخِّرُ الظُّهْرَ وَ يُصَلِّيهَا مَعَ الْعَصْرِ يَجْمَعُ بَيْنَهُمَا، وَكَذَلِكَ الْمَغْرِبُ وَ الْعِشَاءُ.

15- مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ الْحَجَّاج قالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام عَن الْخَفْقَةِ وَالْخَفْقَتَيْنِ.

فَقالَ: مَا أَدْرِي مَا الْخَفْقَةُ وَ الْخَفْقَتَانِ إِنَّ اللَّهَ يَقُولُ: (بَلِ الْإِنْسَانُ عَلَى نَفْسِهِ بَصِيرَةٌ) إِنَّ عَلِيّاً علیه السلام كَانَ يَقُولُ: مَنْ وَجَدَ طَعْمَ النَّوْمِ قَائِمَاً أَوْ قَاعِداً فَقَدْ وَجَبَ عَلَيْهِ الوضوء.

16- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ جُمْهُورٍ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ سَعْدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

أُذْنَانِ وَ عَيْنَانِ تَنَامُ الْعَيْنَانِ وَ لَا تَنَامُ الْأَذْنَانِ وَ ذَلِكَ لَا يَنْقُضُ الْوُضُوءَ، فَإِذَا نَامَتِ الْعَيْنَانِ وَالْأَذْنَانِ انْتَقَضَ الْوُضُوء.

فرمود: هرگاه خواب به گونه ای باشد که صدایی را نشنود در واقع وضو بر او واجب می شود.

و فرمود: او باید نماز ظهر را به تأخیر اندازد و آن را با نماز عصر به جا آورد و وظیفه او در مورد نماز مغرب و عشاء نیز همین گونه است.

15- عبد الرحمان بن حجّاج گوید: از امام صادق علیه السلام درباره یک بار یا دوبار چرت زدن پرسیدم که آیا وضو را باطل می کند؟

فرمود: یک یا دوبار چرت زدن چیست؟ همانا خداوند می فرماید: «بلکه انسان خویشتن بینا است».

به راستی که علی علیه السلام همواره می فرمود: هر کس - چه در حال ایستاده و چه در حالت نشسته - مزه خواب را احساس نماید، به طور حتم تجدید وضو بر او واجب می گردد.

16- سعد گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

آدمی را دو گوش است و دو چشم در حالتی که دو چشم می خوابند ولی دو گوش در خواب نیستند وضو باطل نمی شود بلکه هنگامی وضو باطل می گردد که دو چشم و دو گوش هر دو در خواب فرو می روند.

17- أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ عَمَّارِ السَّابَاطِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قالَ: الرَّجُلُ يَقْرِضُ مِنْ شَعْرِهِ بِأَسْنَانِهِ أَ يَمْسَحُهُ بِالْمَاءِ قَبْلَ أَن يُصَلِّي؟

لا قالَ: لَا بَأْسَ، إِنَّمَا ذَلِكَ فِي الْحَدِيدِ.

بخش بیست و چهارم

اشاره

(24)

بَابُ الرَّجُلِ يَطَأُ عَلَى الْعَذِرَةِ أَوْ غَيْرِهَا مِنَ الْقَذَرِ.

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ صَالِحٍ عَنِ الْأَحْوَلِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: فِي الرَّجُل يَطأُ عَلَى الْمَوْضِع الَّذِي لَيْسَ بنظيف ثُمَّ يَطأُ بَعْدَهُ مكاناً نظيفاً.

قالَ: لَا بَأْسَ إِذَا كَانَ خَمْسَةَ عَشَرَ ذِرَاعًا، أَوْ نَحْوَ ذَلِكَ.

17- عمار ساباطی گوید: از امام صادق علیه السلام در مورد مردی که قسمتی از موی خویش را با دندان هایش می کند پرسیدم که آیا لازم است پیش از نماز آن را با آب مسح نماید؟

فرمود: اشکالی ندارد این کار تن ها در مورد ابزار آهنی است.

مردی که پای خود را بر روی مدفوع یا نجاستی دیگر می گذارد

1- احول گوید: امام صادق علیه السلام در مورد مردی که در جای نا پاک پا می گذارد، سپس بر جای پاک پا می نهد فرمود:

در صورتی که از آن مکان پانزده ذراع یا مانند آن باشد، فاصله گیرد اشکالی ندارد.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: كُنْتُ مَعَ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام إِذْ مَرَّ عَلَى عَذِرَةٍ يَابِسَةٍ فَوَطِئَ عَلَيْهَا فَأَصَابَتْ ثَوْبَهُ.

فَقُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! قَدْ وَطِنْتَ عَلَى عَذِرَةٍ فَأَصَابَتْ ثَوْبَكَ.

فَقَالَ: أَلَيْسَ هِيَ يَابِسَةٌ؟

فَقُلْتُ: بَلَى.

فَقالَ: لَا بَأْسَ إِنَّ الْأَرْضَ تُطَهِّرُ بَعْضُهَا بَعْضاً.

3- مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ مُحَمَّدٍ الْحَلَبِيُّ قَالَ: نَزَلْنَا فِي مَكَانٍ بَيْنَنَا وَ بَيْنَ الْمَسْجِدِ زُقَاقٌ قَذَرٌ فَدَخَلْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام فَقَالَ: أَيْنَ نَزَلْتُمْ؟

فَقُلْتُ: نَزَلْنَا فِي دَارِ فُلَانٍ.

فَقالَ: إِنَّ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَ الْمَسْجِدِ زُقَاقاً قَذَراً.

أَوْ قُلْنَا لَهُ: إِنَّ بَيْنَنَا وَ بَيْنَ الْمَسْجِدِ زُقَاقاً قَذَراً .

2- محمد بن مسلم گوید: همراه امام باقر علیه السلام بودم که از کنار مدفوع خشکی عبور نموده پای خود را بر روی آن گذارد و نجاست به لباسش خورد.

گفتم فدایت گردم شما بر روی مدفوعی پاگذاشتید و به لباستان اصابت کرد.

فرمود: مگر آن خشک نبود؟

عرض کردم: آری.

فرمود: اشکالی ندارد؛ زیرا زمین پاک، زمین نجس را پاک می نماید.

3- محمد حلبی گوید: در جایی فرود آمدیم که بین ما و مسجد، کوچه باریکی بود که زمینش آلوده بود خدمت امام صادق علیه السلام شرفیاب شدم. فرمود: کجا فرود آمدید؟

گفتم: در خانه فلانی.

فرمود: میان شما و مسجد کوچه ای است که آلوده است - و محتمل است که ما گفتیم میان ما و مسجد ، کوچه ای آلوده بود -

فَقالَ: لَا بَأْسَ الْأَرْضُ تُطَهِّرُ بَعْضُهَا بَعْضاً.

قُلْتُ: وَ السِّرْقِينُ الرَّطْبُ أطَأَ عَلَيْهِ.

فَقَالَ: لَا يَضُرُّكَ مِثْلُهُ.

4- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنِ الْحَلَبِى عَنْ أَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام فِي الرَّجُل بَطَأُ فِي الْعَذِرَةِ أَوِ الْبَوْلِ أَ يُعِيدُ الْوُضُوءَ؟

قالَ: لَا، وَ لَكِنْ يَغْسِلُ مَا أَصَابَهُ.

وَ فِي رِوَايَةٍ أُخْرَى: إِذَا كَانَ جَافًا فَلَا يَغْسِلُهُ.

5- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنِ الْمُعَلَّى بْنِ خُنَيْس قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام الْخِنْزِيرِ يَخْرُجُ مِنَ الْمَاءِ فَيَمُرُّ عَلَى الطَّرِيقِ فَيَسِيلُ مِنْهُ الْمَاء أَمْرُ عَلَيْهِ حَافِياً.

فَقَالَ: أَلَيْسَ وَرَاءَهُ شَيْءٌ جَافٌ؟ قُلْتُ: بَلَى.

قالَ: فَلَا بَأْسَ، إِنَّ الْأَرْضَ تُطَهِّرُ بَعْضُهَا بَعْضاً.

فرمود: ایرادی ندارد زمین نجس، به واسطه زمین پاک، پاک می شود.

گفتم: من بر روی سرگین مرطوب پا گذاشتم

فرمود: چیزهایی مانند این به تو ضرری نمی رساند.

4- حلبی گوید: از امام صادق علیه السلام درباره مردی که بر روی مدفوع یا ادرار پا می گذارد، پرسیده شد که آیا لازم است او دوباره وضو بگیرد؟

فرمود: نه، ولی نجاستی را که به او رسیده است باید شست و شو دهد.

و در روایت دیگری آمده در صورتی که نجاست خشک باشد، لازم نیست آن را بشوید.

5- معلی بن خنیس می گوید از امام صادق علیه السلام در مورد خوکی که از آب بیرون می آید و در راه عبور می نماید و از او آب می ریزد پرسیدم که آیا می توانم با پای برهنه از آن جا عبور کنم؟

فرمود: آیا بعد از آن جا محل خشکی وجود ندارد؟

گفتم: چرا.

فرمود: ایرادی ندارد زیرا زمین پاک، نجاست زمین نجس را پاک می کند.

بخش بیست و پنجم

اشاره

(25)

بَابُ الْمَذْي وَ الْوَدْي.

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قال:

إِنْ سَالَ مِنْ ذَكَرِكَ شَيْءٌ مِنْ مَدْيِ أَوْ وَدْيِ وَ أَنْتَ فِي الصَّلَاةِ فَلَا تَغْسِلْهُ وَ لَا تَقْطَع الصَّلَاةَ وَ لَا تَنْقُضْ لَهُ الْوُضُوءَ وَ إِنْ بَلَغَ عَقِيبَكَ، فَإِنَّمَا ذَلِكَ بِمَنْزِلَةِ النُّخَامَةِ، وَ كُلِّ شَيْءٍ يَخْرُجُ مِنْكَ بَعْدَ الْوُضُوءِ، فَإِنَّهُ مِنَ الْحَبَائِلِ أَوْ مِنَ الْبَوَاسِيرِ، وَ لَيْسَ بِشَيْءٍ فَلَا تَغْسِلْهُ مِنْ تَوْبِكَ إِلَّا أَنْ تُقْذِرَهُ.

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ حَنْظَلَةَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام عَنِ الْمَشْيِ.

فَقالَ: مَا هُوَ وَ النُّخَامَةُ إِلَّا سَوَاءٌ.

مذى و ودي

1- زراره گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

اگر در حال نماز بودی و چیزی از مذی یا ودی از آلت تو جاری شد حتی اگر به دو پاشنه پایت رسید لازم نیست آن را بشویی و نباید نماز را قطع کنی و به خاطر آن وضوی خود را نشکن؛ زیرا که آن به سان آب بینی و خلط سینه است هرچه پس از وضو از تو خارج می شود از رگ ها یا بواسیر است و نجس نیست و لباس آلوده به آن را نشوی، مگر این که آن را چرک بشماری.

2- عمربن حنظله گوید از امام صادق علیه السلام در مورد مذی پرسیدم؟

فرمود: همانند آب بینی و خلط سینه است.

3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَيْنَةَ عَنْ بُرَيْدِ بْنِ مُعَاوِيَةَ قَالَ: سَأَلْتُ أَحَدَهُمَا علیهما السلام عَنِ الْمَذْي.

فَقَالَ: لَا يَنقُصُ الْوُضُوءَ وَلا يُغْسَلُ مِنْهُ ثَوبٌ وَلَا جَسَدُ، إِنَّمَا هُوَ بِمَنْزِلَةِ الْمُخَاطِ وَ الْبُرَاقِ.

4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قال: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرِ علیه السلام عَنِ الْمَذْي يَسِيلُ حَتَّى يُصِيبَ الْفَخِذَ.

فَقالَ: لَا يَقْطَعُ صَلَاتَهُ وَ لَا يَغْسِلُهُ مِنْ فَخِذِهِ، إِنَّهُ لَمْ يَخْرُجُ مِنْ مَخْرَجَ الْمَنِي إنَّمَا هُوَ بِمَنْزِلَةِ النُّخَامَة.

3- يزيد بن معاویه گوید از یکی از دو امام (باقر یا صادق علیهما السلام) در مورد مذی پرسیدم.

فرمود: مذی وضو را باطل نمی کند و به خاطر آن لازم نیست لباس و بدن شسته شود، مذی فقط به منزلهٔ آب بینی و دهان است.

4- محمد بن مسلم گوید: از امام باقر علیه السلام در مورد فردی که مذی از او خارج می شود به گونه ای که تا به رانش می رسد، پرسیدم؟

فرمود: نمازش را قطع نکند و لازم نیست ران خود بشوید؛ زیرا که آن از محل خروج منی خارج نشده آن فقط به منزله خلط سینه است.

بخش بیست و ششم

اشاره

(26)

بَابُ أَنْوَاعِ الْغُسْلِ.

1- مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى وَ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ:

الْغُسْلُ مِنَ الْجَنَابَةِ، وَ يَوْمَ الْجُمُعَةِ، وَ الْعِيدَيْنِ، وَحِينَ تُحْرِمُ، وَ حِينَ تَدْخُلُ مَكَّةَ وَ الْمَدِينَةَ، وَ يَوْمَ عَرَفَةَ، وَ يَوْمَ تَزُورُ الْبَيْتَ، وَحِينَ تَدْخُلُ الْكَعْبَةَ، وَ فِي لَيْلَةِ تِسْعَ عَشْرَةَ وَ إِحْدَى وَ عِشْرِينَ وَ ثَلَاثٍ وَ عِشْرِينَ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ، وَ مَنْ غَسَّلَ ميتا.

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللهِ علیه السلام عَنْ غُسْلِ الْجُمُعَةِ.

فَقالَ: وَاجِبٌ فِي السَّفَرِ وَ الْحَضَرِ، إِلَّا أَنَّهُ رُخَّصَ لِلنِّسَاءِ فِي السَّفَرِ، لِقِلَّةِ الْمَاءِ.

اقسام غسل

1- معاوية بن عمّار گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود:

غسل ها عبارتند از: جنابت، روز جمعه، دو عید (فطر و قربان) هنگامی که محرم می شوی، هنگامی که وارد مکه و مدینه می گردی، روز عرفه روزی که خانه کعبه را زیارت می کنی، هنگامی که داخل کعبه می شوی، در شب های نوزدهم، بیست و یکم، بیست و سوم ماه رمضان و کسی که مرده ای را غسل می دهد.

2- سماعه گوید: از امام صادق علیه السلام در مورد غسل جمعه پرسیدم؟

فرمود: غسل جمعه هم در حال سفر و هم در وطن واجب است. جز این که در حال سفر به دلیل کمبود آب به زنان اجازه ترک آن داده شده است.

وَ قالَ: غُسْلُ الْجَنَابَةِ وَاجِبٌ، وَ غُسْلُ الْحَائِضِ إِذَا طَهُرَتْ وَاجِبٌ، وَ غُسْلُ الْمُسْتَحَاضَةِ وَاجِبٌ إِذَا احْتَشَتْ بِالْكُرْسُفِ فَجَازَ الدَّمُ الْكُرْسُفَ فَعَلَيْهَا الْغُسْلُ لِكُلِّ صَلَاتَيْنِ وَ لِلْفَجْرِ غُسْلُ، وَ إِنْ لَمْ يَجْزِ الدَّمُ الْكُرْسُفَ فَعَلَيْهَا الْغُسْلُ كُلَّ يَوْمٍ مَرَّةً وَ الْوُضُوءُ لِكُلِّ صَلَاةٍ، وَغُسْلُ النَّفَسَاءِ وَاجِبٌ .

وَ غُسْلُ الْمَوْلُودِ وَاجِبٌ، وَ غُسْلُ الْمَيِّتِ وَاجِبٌ، وَ غُسْلُ الزِّيَارَةِ وَاجِبٌ، وَ غُسْلُ دُخُولِ الْبَيْتِ وَاجِبٌ، وَ غُسْلُ الاسْتِسْقَاءِ وَاجِبٌ.

وَ غُسْلُ أَوَّلِ لَيْلَةٍ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ يُسْتَحَبُّ، وَ غُسْلُ لَيْلَةِ إِحْدَى وَ عِشْرِينَ وَ غُسْلُ لَيْلَةٍ ثَلَاثٍ وَ عِشْرِينَ سُنَّةٌ لَا تَتْرُكْهَا، فَإِنَّهُ يُرْجَى فِي إِحْدَاهُنَّ لَيْلَةُ الْقَدْرِ، وَ غُسْلُ يَوْمِ الْفِطْرِ وَ غُسْلُ يَوْمِ الْأَضْحَى سُنَّةٌ، لَا أُحِبُّ تَرْكَهَا، وَ غُسْلُ الإِسْتِخَارَةِ يُسْتَحَبُّ الْعَمَلُ فِي غُسْلِ الثَّلَاثِ اللَّيَالِي مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ: لَيْلَةَ تِسْعَةَ عَشْرَةَ وَ إِحْدَى وَ عِشْرِينَ وَ ثَلَاثٍ وَ عِشْرِينَ.

و فرمود غسل جنابت واجب است غسل زن حائض هنگامی که پاک می گردد، واجب است غسل استحاضه در صورتی که خون از پنبه بیرون بزند، واجب است و بر او لازم است برای هردو نماز (ظهر و عصر یا مغرب و عشاء) یک غسل و برای نماز صبح یک غسل به جا آورد و اگر خون از پنبه نگذرد بر او لازم است هر روز یک غسل به جا آورد و برای هر نماز یک وضو بگیرد غسل زن زائو واجب است.

غسل دادن نوزاد واجب است، غسل دادن مرده واجب است، غسل زیارت واجب است، غسل داخل شدن به خانه کعبه واجب است، غسل استسقاء طلب باران واجب است.

و غسل شب اوّل ماه رمضان مستحب است غسل بیست و یکم و غسل شب بیست سوم سنت است آن را ترک مکن؛ زیراکه امید می رود یکی از آن دو، شب قدر باشد، و غسل روز عید فطر و غسل روز عید قربان سنتی است که ترک آن را دوست نمی دارم و غسل استخاره مستحب است و هم چنین غسل نمودن در سه شب ماه رمضان شب نوزدهم بیست و یکم و بیست و سوم مستحب است.

بخش بیست و هفتم

اشاره

(27)

بَابُ مَا يُجْزِئُ الْغُسْلُ مِنْهُ إِذَا اجْتَمَعَ.

1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ:

إِذَا اغْتَسَلْتَ بَعْدَ طُلُوعِ الْفَجْرِ أَجْزَاكَ غُسْلُكَ ذَلِكَ لِلْجَنَابَةِ وَ الْجُمُعَةِ وَ عَرَفَةَ وَ النَّحْرِ وَ الْحَلْقِ وَ الذَّبْحِ وَ الزِّيَارَةِ، وَإِذَا اجْتَمَعَتْ عَلَيْكَ حُقُوقُ أَجْزَأَهَا عَنْكَ غُسْل وَاحِدٌ.

قالَ: ثُمَّ قَالَ: وَ كَذَلِكَ الْمَرْأَةُ يُجْزِتُهَا غُسْل وَاحِدٌ لِجَنَابَتِهَا وَ إِحْرَامِهَا وَ جُمُعَتِهَا وَ غُسْلِهَا مِنْ حَيْضِهَا وَعِيدِهَا.

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ حَدِيدٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السلام أَنَّهُ قَالَ:

إِذَا اغْتَسَلَ الْجُنُبُ بَعْدَ طُلُوعِ الْفَجْرِ أَجْزَأَ عَنْهُ ذَلِكَ الْغُسْلُ مِنْ كُلِّ غُسْلٍ يَلْزَمُهُ فِي ذَلِكَ الْيَوْمِ.

غسلی که از چند غسل کفایت می نماید

1- زراره گوید: حضرتش فرمود:

هرگاه پس از طلوع فجر غسل نمایی آن غسل برای تو از غسل های جنابت، جمعه، عرفه، عید قربان، سر تراشیدن، ذبح نمودن و زیارت کفایت می نماید. و هرگاه چند حق (و غسل) بر تو لازم گردد به جا آوردن یک غسل به جای آن ها برای تو کافی است.

سپس فرمود: زن نیز این گونه است و یک غسل تنها از برای جنابت احرام، جمعه، غسل حیض و عید او کافی است.

2- یکی از اصحاب ما گوید: یکی از دو امام (باقر و صادق علیهما السلام) فرمود: در صورتی که جنب پس از طلوع فجر غسل نماید، از هر غسلی که در آن روز بر عهده او بود کفایت می نماید.

بخش بیست و هشتم

اشاره

(28)

بَابُ وُجُوبِ الْغُسْلِ يَوْمَ الْجُمُعَةِ.

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السلامقالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْغُسْل يَوْمَ الْجُمُعَةِ.

فَقالَ: وَاجِبٌ عَلَى كُلِّ ذَكَرٍ وَ أُنْثَى عَبْدِ أَوْ حُرٍ.

2- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِاللَّهِ قَالَ: سَأَلْتُ الرِّضَا علیه السلام عَنْ غُسْلِ يَوْمِ الْجُمُعَةِ.

فَقَالَ: وَاجِبٌ عَلَى كُلِّ ذَكَرٍ وَ أُنْثَى عَبْدٍ أَوْ حُرِّ.

3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ حَازِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

الْغُسْلُ يَوْمَ الْجُمُعَةِ عَلَى الرَّجَالِ وَ النِّسَاءِ فِي الْحَضَرِ، وَ عَلَى الرِّجَالِ فِي السَّفَر وَ لَيْسَ عَلَى النِّسَاءِ فِي السَّفَر.

وَ فِي رِوَايَةٍ أُخْرَى أَنَّهُ رُخْصَ لِلنِّسَاءِ فِي السَّفَرِ لِقِلَّةِ الْمَاءِ.

وجوب بودن غسل روز جمعه

1- عبدالله بن مغیره گوید: از امام رضا علیه السلام در مورد غسل روز جمعه پرسیدم؟

فرمود: غسل جمعه بر هر مرد و زن - چه بنده باشد و چه آزاد - واجب است.

2- نظیر همین روایت را محمد بن عبدالله نیز از امام رضا علیه السلام نقل کرده است.

3- منصور بن حازم گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

غسل روز جمعه در وطن بر عهده مردان و زنان و در سفر بر عهده مردان است، ولی در سفر بر عهده زنان نیست.

در روایتی دیگر آمده است در سفر به دلیل کمبود آب به زنان اجازه ترک غسل جمعه داده شده است.

4- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ سَيْفٍ عَنْ أَبِيهِ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ خَالِدٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ الْأَوَّلَ علیه السلام كَيْفَ صَارَ غُسْلُ يَوْمٍ الْجُمُعَةِ وَاجِباً؟

فَقالَ: إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَتَعَالَى أَتَمَّ صَلَاةَ الْفَرِيضَةِ بِصَلَاةِ النَّافِلَةِ، وَ أَتَمَّ صِيَامَ الْفَرِيضَةِ بِصِيَامِ النَّافِلَةِ، وَ أَتَمَّ وُضُوءَ الْفَرِيضَةِ بِغُسْلِ يَوْمِ الْجُمُعَةِ مَا كَانَ فِي ذَلِكَ مِنْ سَهْوِ أَوْ تَقْصِير أَوْ نِسْيَانٍ أَوْ نُقْصَان.

5- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ إِسْحَاقَ الْأَحْمَرِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ حَمَّادٍ الْأَنْصَارِيُّ عَنْ صَبَّاحِ الْمُزَنِي عَنِ الْحَارِثِ بْنِ حَصِيرَةَ عَنِ الْأَصْبَعِ قَالَ: كَانَ أمير المؤمِنِينَ علیه السلام إِذَا أَرَادَ أَنْ يُوَبَّخَ الرَّجُلَ يَقُولُ: وَ اللَّهِ لَأَنْتَ أَعْجَرُ مِنَ النَّارِكِ الْغُسْلَ يَوْمَ الْجُمُعَةِ، وَ إِنَّهُ لَا يَزَالُ فِي طُهْرٍ إِلَى الْجُمُعَةِ الأُخْرَى.

4 - حسین بن خالد گوید: از امام کاظم علیه السلام پرسیدم که چگونه غسل روز جمعه واجب شد؟

فرمود: خداوند تبارک و تعالی نماز واجب را به وسیله نماز نافله، روزه واجب را به وسیلهٔ روزه مستحب و وضوی واجب را به وسیلۀ غسل جمعه، کامل کرد در این مورد اشتباه کوتاهی فراموشی و کاستی راه ندارد.

5- اصبغ گوید: همواره امیر مؤمنان علی علیه السلام هنگامی که می خواست مردی را سرزنش نماید می فرمود: به خدا سوگند که تو از ترک کننده غسل جمعه ناتوان تری، در حالی که غسل کننده روز جمعه پیوسته تا جمعه دیگر در طهارت و پاکی است.

6- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ مُوسَى عَنْ أُمِّهِ وَأُمْ أَحْمَدَ بِنْتِ مُوسَى علیه السلام قَالَتَا كُنَّا مَعَ أَبِي الْحَسَنِ علیه السلام بِالْبَادِيَةِ وَ نَحْنُ نُرِيدُ بَغْدَادَ.

فَقالَ لَنَا يَوْمَ الْخَمِيسِ اغْتَسِلَا الْيَوْمَ لِغَدٍ يَوْمِ الْجُمُعَةِ، فَإِنَّ الْمَاءَ بِهَا غَداً قَلِيلٌ.

فَاغْتَسَلْنَا يَوْمَ الْخَمِيسِ لِيَوْمِ الْجُمُعَةِ.

7- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السلام قَالَ:

لَا بُدَّ مِنْ غُسْلِ يَوْمِ الْجُمُعَةِ فِي السَّفَرِ وَ الْحَضَرِ، فَمَنْ نَسِيَ فَلْيُعِدْ مِنَ الْغَدِ.

و رُوِيَ فِيهِ رُحْصَةٌ لِلْعَليل.

6- حسین بن موسی علیه السلام از مادر خود و أم احمد دختر امام کاظم علیه السلام نقل می کند که گفتند: در بیابان همراه امام کاظم علیه السلام بودیم و می خواستیم به بغداد برویم، حضرتش در روز پنجشنبه به ما فرمود همین امروز برای فردا - که روز جمعه است - غسل نمایید چون فردا در آن جا آب کم است.

ما در روز پنج شنبه برای روز جمعه غسل نمودیم.

7- یکی از اصحاب ما گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:

غسل روز جمعه در سفر و در وطن لازم است هر کس فراموش نماید، بایستی فردا آن را به جا آورد.

در روایتی آمده است بر بیمار اجازه ترک غسل جمعه داده شده است.

بخش بیست و نهم

اشاره

(29)

بَابُ صِفَةِ الْغُسْلِ وَ الْوُضُوءِ قَبْلَهُ وَ بَعْدَهُ وَ الرَّجُلِ يَغْتَسِلُ فِي مَكَانِ غَيْرِ طَيِّبٍ وَ مَا يُقالُ عِنْدَ الْغُسْلِ وَ تَحْوِيلِ الْخَاتَمِ عِنْدَ الْغُسْلِ.

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ - شَاذَانَ جَمِيعاً عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السلام قالَ : سَأَلْتُهُ عَنْ غُسْلِ الْجَنَابَةِ.

فَقالَ: تَبْدَأُ بِكَفَّيْكَ فَتَغْسِلُهُمَا ثُمَّ تَغْسِلُ فَرْجَكَ ثُمَّ تَصُبُّ الْمَاءَ عَلَى رَأْسِكَ ثَلَاثَاً، ثُمَّ تَصُبُّ الْمَاءَ عَلَى سَائِرِ جَسَدِكَ مَرَّتَيْنِ، فَمَا جَرَى عَلَيْهِ الْمَاءُ فَقَدْ طَهُرَ.

2- مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ رِبْعِيِّ بْنِ عَبْدِاللَّهِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

يُفِيضُ الْجُنُّبُ عَلَى رَأْسِهِ الْمَاءَ ثَلَاثَاً لَا يُجْزِتُهُ أَقَلُّ مِنْ ذَلِكَ.

چگونگی غسل وضوی پیش از آن و پس از آن حکم کسی که در جای نا پاک غسل می کند آن چه به هنگام غسل باید گفت و تکان دادن انگشتر به هنگام غسل

1- محمد بن مسلم گوید: از یکی از دو امام (باقر یا صادق علیهما السلام) در مورد چگونگی غسل جنابت پرسیدم:

فرمود: ابتدا دو دست خویش را می شویی سپس آلت خود را می شویی (تا نجاست رفع شود) آن گاه سه بار بر روی سر خویش، پس از آن دو بار به بدن خویش آب می ریزی، پس هرچه آب بر آن جاری شود پاک می گردد.

2- ربعی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

شخص جنب باید سه مرتبه بر روی سر خویش آب بریزد و کم تر از این مقدار برای او کفایت نمی نماید.

3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: قُلْتُ: كَيْفَ يَغْتَسِلُ الْجُنُبُ؟

فَقالَ: إِنْ لَمْ يَكُنْ أَصَابَ كَفَّهُ شَيْءٌ غَمَسَهَا فِي الْمَاءِ، ثُمَّ بَدَأَ بِفَرْجِهِ فَأَنْقَاهُ بِثَلَاثِ غُرَفٍ ثُمَّ صَبَّ عَلَى رَأْسِهِ ثَلَاثَ أَكُفِّ ثُمَّ صَبَّ عَلَى مَنْكِبِهِ الْأَيْمَنِ مَرَّتَيْنِ وَ عَلَى مَنْكِبِهِ الْأَيْسَرِ مَرَّتَيْنِ، فَمَا جَرَى عَلَيْهِ الْمَاءُ فَقَدْ أَجْزَأَهُ.

4- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا قالَ: قالَ: تَقُولُ فِي غُسْلِ الْجُمُعَةِ.

«اللَّهُمَّ طَهِّرْ قَلْبِي مِنْ كُلِّ آفَةٍ تَمْحَقُ بِهَا دِينِي وَ تُبْطِلُ بِهَا عَمَلِي» وَ تَقُولُ فِي غُسْلِ الْجَنَابَةِ: «اللَّهُمَّ طَهِّرْ قَلْبِي وَ زَكٍ عَمَلِي وَ تَقَبَّلْ سَعْيِي وَ اجْعَلْ مَا عِنْدَكَ خَيْراً لِي».

5- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام يَقُولُ:

إِذَا ارْتَمَسَ الْجُنُبُ فِي الْمَاءِ ارْتِمَاسَةً وَاحِدَةً أَجْزَأَهُ ذَلِكَ مِنْ غُسْلِهِ.

3- زراره گوید: به حضرتش گفتم جنب چگونه غسل می نماید؟

فرمود: اگر دستش نجس نباشد، آن را در آب فرو می برد آن گاه از عورت خویش آغاز نموده و آن را با سه کف آب تمیز می نماید، سپس سه کف بر روی سر خویش و پس از آن دو بار بر روی شانه راست خود و دو بار بر شانه چپ خود آب می ریزد، پس هر جا که آب بر آن جاری شود برای او کفایت می نماید.

4 - یکی از اصحاب گوید: امام علیه السلام فرمود:

به هنگام غسل جمعه می گویی: «اللهم طهر قلبي مِنْ كُلَّ آفةٍ تَمْحَقُ بها دِينِي وَ تُبْطِلُ بها عملي»؛ «خدایا! قلب مرا از هر آفتی که دین مرا محو و عمل مرا باطل می کند پاکیزه گردان» و به هنگام غسل جنابت می گویی: «اللهم طهر قلبي وزلّ عملي و تَقَبَّلْ سعيى واجعل ما عندك خيراً لي»؛ «خدایا! قلب مرا پاکیزه و عمل مرا خالص گردان و کوشش مرا قبول کن و آن چه را که در نزد توست برای من بهتر قرار بده».

5- حلبی گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود:

هرگاه جنب یک بار در آب فرو رود، برای غسل او کافی است.

6- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنِ الْعَمْرَكِيَّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَخِيهِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْمَرْأَةِ عَلَيْهَا السَّوَارُ وَ الدُّمْلُجُ فِي بَعْضِ ذِرَاعِهَا لَا تَدْرِي يَجْرِي الْمَاءُ تَحْتَهُ أَمْ لَا كَيْفَ تَصْنَعُ إِذَا تَوَضَّأَتْ أَوِ اغْتَسَلَتْ؟

قالَ: تُحَرِّكُهُ حَتَّى يَدْخُلَ الْمَاء تَحْتَهُ أَوْ تَنْزِعُهُ.

وَ عَنِ الْخَاتَمِ الضَّيِّقِ لَا يَدْرِي هَلْ يَجْرِي الْمَاءُ تَحْتَهُ إِذَا تَوَضَّأَ أَمْ لَا كَيْفَ يَصْنَعُ؟

قالَ: إِنْ عَلِمَ أَنَّ الْمَاءَ لَا يَدْخُلُهُ فَلْيُخْرِجُهُ إِذَا تَوَضَّأَ.

7- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى وَأَبُو دَاوُدَ جَمِيعاً عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام فِي رَجُلٍ أَصَابَتْهُ جَنَابَةٌ فَقَامَ فِي الْمَطَرِ حَتَّى سَالَ عَلَى جَسَدِهِ أَ يُجْزِتُهُ ذَلِكَ مِنَ الْغُسْلِ.

قالَ: نَعَمْ

6- علی بن جعفر گوید: از برادر خویش موسی بن جعفر علیه السلام درباره زنی که در دست او النگو و دستبند است و نمی داند که آیا آب در زیر آن نفوذ می کند یا نه پرسیدم که هنگام وضو یا غسل چگونه باید عمل نماید؟

فرمود: باید آن را به گونه ای تکان دهد که آب به زیر آن نفوذ کند، یا این که آن ها را درآورد.

هم چنین در مورد انگشتر تنگی که نمی داند آیا هنگام وضو آب زیر آن نفوذ می کند پرسیدم که چگونه باید عمل نماید؟

فرمود: اگر می داند که آب به زیر آن نفوذ نمی کند بایستی هنگامی که وضو می گیرد آن را بیرون آورد.

7- راوی گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدند شخصی که جنب شده است، آن قدر در زیر باران می ایستد که بر بدنش آب جاری می شود این عمل از غسل نمودن کفایت می نماید؟

فرمود: آری.

8- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْن شَاذَانَ جَمِيعاً عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عُمَرَ الْيَمَانِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

إِنَّ عَلِيّاً علیه السلام لَمْ يَرَ بَأْساً أَنْ يَغْسِلَ الْجُنُبُ رَأْسَهُ عُدْوَةٌ، وَ يَغْسِلَ سَائِرَ جَسَدِهِ عِنْدَ الصَّلَاة.

9- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قالَ:

مَنِ اغْتَسَلَ مِنْ جَنَابَةٍ فَلَمْ يَغْسِلْ رَأْسَهُ ثُمَّ بَدَا لَهُ أَنْ يَغْسِلَ رَأْسَهُ لَمْ يَجِدُ بُداً مِنْ إعَادَةِ الْغُسْل؟

10- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ بَكْرِ بْنِ كَرِبٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام عَنِ الرَّجُلِ يَغْتَسِلُ مِنَ الْجَنَابَةِ أَ يَغْسِلُ رِجْلَيْهِ بَعْدَ الْغُسْلِ؟

لا فَقالَ: إِنْ كَانَ يَغْتَسِلُ فِي مَكَانٍ يَسِيلُ الْمَاءُ عَلَى رِجْلَيْهِ بَعْدَ الْغُسْلِ فَلَا عَلَيْهِ أَنْ لَا يَغْسِلَهُمَا، وَإِنْ كَانَ يَغْتَسِلُ فِي مَكَانٍ يَسْتَنْقِعُ رِجْلَاهُ فِي الْمَاءِ فَلْيَغْسِلْهُمَا.

8- ابراهیم بن عمر یمانی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

حضرت علی علیه السلام ایراد نمی گرفت که جنب سر خود را در آغاز روز، و بدنش را هنگام نماز بشوید.

9- زراره گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

کسی که غسل جنابت نموده و سر خود را نشسته است و پس از آن بخواهد سر خود را بشوید، ناگریز است که غسل را دوباره انجام دهد.

10- بكربن کرب گوید: از امام صادق علیه السلام در مورد مردی که غسل جنابت می نماید پرسیدم که آیا بعد از غسل پاهای خود را بشوید؟

امام علیه السلام فرمود: اگر در جایی غسل می نماید که بعد از غسل آب بر روی پاهایش جاری می گردد، نشستن آن ها اشکالی ندارد ولی اگر در جایی غسل می کند که پاهایش در جایی فرو می رود و آب به آن نمی رسد، بایستی آن ها را بشوید.

11- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِي يَحْيَى الْوَاسِطِي عَنْ هِشَامٍ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قالَ: قُلْتُ لَهُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! أَغْتَسِلُ فِي الْكَنِيفِ الَّذِي يُبَالُ فِيهِ وَ عَلَيَّ نَعْلٌ سِنْدِيَّةٌ؟

فَقَالَ: إِنْ كَانَ الْمَاءُ الَّذِي يَسِيلُ مِنْ جَسَدِكَ يُصِيبُ أَسْفَلَ قَدَمَيْكَ فَلَا تَغْسِلْ قَدَمَيْكَ.

12- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ شَاذَانَ بْنِ الْخَلِيلِ عَنْ يُونُسَ عَنْ يَحْيَى بْنِ طَلْحَةَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ سُلَيْمَانَ قالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام يَقُولُ:

الْوُضُوءُ بَعْدَ الْغُسْل بدعَةٌ.

13- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى وَ غَيْرُهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ يَزِيدَ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

كُل غُسْلِ قَبْلَهُ وُضُوءُ إِلَّا غُسْلَ الْجَنَابَةِ.

11- هشام بن سالم گوید: به امام صادق علیه السلام گفتم: فدایت گردم! من در حالی که نعل سندی در پا دارم در مستراحی که در آن ادرار می شود غسل می نمایم حکم آن چیست؟

حضرت فرمود: اگر آبی که از بدنت جاری می شود به زیر دو پایت می رسد پاهای خویش را نشوی.

12- عبدالله بن سلیمان گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود:

وضو گرفتن بعد از غسل بدعت است.

13- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

به استثنای غسل جنابت پیش از تمامی غسل ها وضو وجود دارد.

وَ رُوِيَ أَنَّهُ لَيْسَ شَيْءٌ مِنَ الْغُسْلِ فِيهِ وَضُوءٌ إِلَّا غُسْلُ يَوْمِ الْجُمُعَةِ، فَإِنَّ قَبْلَهُ وضوءاً.

وَ رُوِيَ أَي وَضُوءٍ أَطْهَرُ مِنَ الْغُسْلِ؟

14- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي الْعَلَاءِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام عَنِ الْخَاتَمِ إِذَا اغْتَسَلْتُ.

قالَ: حَوِّلْهُ مِنْ مَكَانِهِ.

وَ قالَ: فِي الْوُضُوءِ تُدِيرُهُ، وَ إِنْ نَسِيتَ حَتَّى تَقُومَ فِي الصَّلَاةِ، فَلَا أَمُرُكَ أَنْ تُعيدَ الصَّلَاةَ.

15- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْن سِنَانِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: اغْتَسَلَ أَبِي مِنَ الْجَنَابَةِ.

و روایت شده است به استثنای غسل جمعه که پیش از آن وضو گرفته می شود، در هیچ غسلی، وضویی نیست.

و روایت شده است چه وضوی از غسل، پاک کننده است.

14- حسین بن ابی العلاء گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: به هنگام غسل انگشترم را چکنم؟

فرمود: آن را از مکانش جابه جا کن.

و حضرتش در مورد وضو فرمود: انگشتر را می چرخانی ولی اگر فراموش کردی تا آن که به نماز ایستادی به تو امر نمی کنم که نماز خود را دوباره به جای آوری.

15- عبدالله بن سنان گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

پدرم غسل جنابت نمود.

فَقِيلَ لَهُ: قَدْ أَبْقَيْتَ لُمْعَةٌ فِي ظَهْرِكَ لَمْ يُصِبْهَا الْمَاءُ.

فَقالَ لَهُ: مَا كَانَ عَلَيْكَ لَوْ سَكَتْ.

ثم مسح تلكَ اللمْعَةَ بِيَدِهِ.

16- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ مُحَمَّدٍ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

لَا تَنْقُصُ الْمَرْأَةُ شَعْرَهَا إِذَا اغْتَسَلَتْ مِنَ الْجَنَابَةِ.

17- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ عَمَّا تَصْنَعُ النِّسَاءُ فِي الشَّعْرِ وَ الْقُرُونِ فَقَالَ:

لَمْ تَكُنْ هَذِهِ الْمِشْطَةُ إِنَّمَا كُن يَجْمَعْنَهُ، ثُمَّ وَصَفَ أَرْبَعَةَ أَمْكِنَةِ.

ثُمَّ قَالَ: يُبَالِغْنَ فِي الْغَسْلِ.

به ایشان گفته شد قسمتی از پشتتان باقی مانده و آب به آن نرسیده است.

حضرتش به او فرمود: اگر سکوت می نمودی چیزی به عهده تو نبود.

آن گاه دست مبارکش را به آن قسمت از بدنش کشید.

16- محمد حلبی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: لازم نیست زن به هنگام غسل جنابت موی خویش را باز کند.

17- جمیل گوید: از امام صادق علیه السلام در مورد درست کردن موی زنان و کاکل گذاشتن آن ها پرسیدم؟

فرمود: در گذشته شانه و زینت نمودن مو این گونه نبود بلکه زنان موهای خود را جمع می نمودند سپس در چهار جای سر جمع می کردند.

آنگاه حضرتش را وصف نمود، سپس فرمود: زن ها بایستی در غسل بکوشند که آب زیر موها نفوذ کند.

بخش سی ام

اشاره

(30)

بَابُ مَا يُوجِبُ الْغُسْلَ عَلَى الرَّجُلِ وَالْمَرْأَةِ.

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السلام قالَ: سَأَلْتُهُ مَتَى يَجِبُ الْغَسْلُ عَلَى الرَّجُل وَ الْمَرْأَةِ؟

فَقَالَ: إِذَا أَدْخَلَهُ فَقَدْ وَجَبَ الْغُسْلُ وَ الْمَهْرُ وَ الرَّجمُ.

2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ قالَ: سَأَلْتُ الرَّضَا علیه السلام عَنِ الرَّجُل يُجَامِعُ الْمَرْأَةَ قَرِيباً مِنَ الْفَرْج فَلا يُنْزِلَانِ مَتَى يَجِبُ الْغُسْلُ؟

فَقالَ: إِذَا الْتَقَى الْخِتَانَانِ فَقَدْ وَجَبَ الْغُسْلُ.

فَقُلْتُ: الْتِقَاءُ الْخِتَانَيْنِ هُوَ غَيْبُوبَةُ الْحَشَفَةِ؟

قالَ: نَعَمْ.

موجبات غسل مرد و زن

1- محمدبن مسلم گوید: از یکی از دو امام (باقر و صادق علیهما السلام) پرسیدم کی بر مرد و زن غسل واجب می شود؟

فرمود: غسل (جنابت)، مهریه و سنگ سار نمودن هنگامی واجب می شود که دخول صورت گرفته باشد.

2- محمد بن اسماعیل گوید: از امام رضا علیه السلام پرسیدم مردی که با زن در نزدیکی فرج جماع می کند و هیچ کدام به انزال (منی) نمی رسند کی غسل بر این دو واجب می گردد؟

فرمود: هنگامی که دو ختنه گاه به یکدیگر برسند غسل واجب می شود.

گفتم: آیا تماس دو ختنه گاه همان پنهان شدن سر آلت است؟

فرمود: آری.

3- وَ بِهَذَا الإِسْنَادِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ يَقْطِينِ عَنْ أَخِيهِ الْحُسَيْنِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ يَقْطِينِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السلام عَنِ الرَّجُلِ يُصِيبُ الْجَارِيَةَ الْبِكْرَ لَا يُقْضِي إِلَيْهَا وَ لَا يُنْزِلُ عَلَيْهَا عَلَيْهَا غُسْل وَ إِنْ كَانَتْ لَيْسَ بِبِكْرِ ثُمَّ أَصَابَهَا وَ لَمْ يُفْضِ إِلَيْهَا أَ عَلَيْهَا غُسْلُ؟

قالَ: إِذَا وَقَعَ الْخِتَانُ عَلَى الْخِتَانِ فَقَدْ وَجَبَ الْغُسْلُ الْبِكْرُ وَ غَيْرُ الْبِكْرِ.

4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عُبَيْدِاللَّهِ الْحَلَبِيُّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام عَنِ الْمُفَخَذِ عَلَيْهِ غُسْلُ؟

قالَ: نَعَمْ، إِذَا أَنْزَلَ.

5- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ سَعْدِ الْأَشْعَرِيِّ قَالَ: سَأَلْتُ الرَّضَا علیه السلام عَنِ الرَّجُلِ يَلْمِسُ فَرْجَ جَارِيَتِهِ حَتَّى تُنْزِلَ الْمَاءَ مِنْ غَيْرِ أَنْ يُبَاشِرَ يَعْبَثُ بِهَا بِيَدِهِ حَتَّى تُنْزِلَ.

قالَ: إِذَا أَنْزَلَتْ مِنْ شَهْوَةٍ فَعَلَيْهَا الْغُسْلُ.

3- علی بن یقطین گوید از امام کاظم علیه السلام پرسیدم: مردی با کنیز باکره ای نزدیکی کند، نه دخول صورت می گیرد نه انزال آیا بر آن کنیز غسل واجب می شود؟ و اگر زن

باکره نباشد و با او نزدیکی نماید ولی دخول نکند، آیا بر آن زن غسل واجب می شود؟

فرمود: هرگاه ختنه گاه مرد بر ختنه گاه زن قرار گیرد غسل بر زن واجب می گردد، خواه زن باکره باشد یا نباشد.

4- عبیدالله حلبی گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: مردی است که ران های زنش را به یکدیگر می چسباند و بدین صورت با او نزدیکی می نماید آیا غسلی بر عهده آن مرد لازم می باشد؟

فرمود: در صورتی که انزال نماید، بر او غسل واجب است.

5- اسماعیل بن سعد اشعری گوید: از امام رضا علیه السلام پرسیدم: مردی است که فرج کنیز خود را لمس می نماید تا این که بدون نزدیکی و به واسطهٔ این که با دستش با او بازی می کند کنیز انزال می نماید؟

فرمود: در صورتی که از روی شهوت انزال نماید، غسل بر او لازم می شود.

6- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ بْنِ بَزِيعِ قالَ: سَأَلْتُ الرّضَا علیه السلام عَنِ الرَّجُلِ يُجَامِعُ الْمَرْأَةَ فِيما دُونَ الْفَرْجِ وَ تُنْزِلُ الْمَرْأَةُ عَلَيْهَا غسل؟

قالَ: نَعَمْ.

7- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ قالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السلام عَنِ الْمَرْأَةِ تُعَانِقُ زَوْجَهَا مِنْ خَلْفِهِ فَتَحَرَّكُ عَلَى ظَهْرِهِ، فَتَأْتِيهَا الشَّهْوَةُ فَتُنْزِلُ الْمَاءَ عَلَيْهَا الْغُسْلُ، أَوْ لَا يَجِبُ عَلَيْهَا الْغُسْلُ؟

قالَ: إِذَا جَاءَتْهَا الشَّهْوَةُ، فَأَنْزَلَتِ الْمَاء وَجَبَ عَلَيْهِ الغُسْلُ.

8- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْبَرْقِيُّ رَفَعَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

إِذَا أَتَى الرَّجُلُ الْمَرْأَةَ فِي دُبُرِهَا فَلَمْ يُنْزِلْ فَلا غُسْلَ عَلَيْهِمَا، وَإِنَّ أَنْزَلَ فَعَلَيْهِ الْغُسْلُ وَلَا غُسْلَ عَلَيْهَا.

6- اسماعیل بن بزیع گوید: از امام رضا علیه السلام پرسیدم: مردی است که با زن خود به طریق غیر از فرج نزدیکی می کند و آن زن انزال می نماید آیا غسلی بر عهده زن می باشد؟

فرمود: آری.

7- محمد بن فضیل گوید: از امام رضا علیه السلام پرسیدم: زنی که شوهر خود را از پشت در آغوش می گیرد و بر پشت او خود را به حرکت در می آورد تا این که شهوت به سراغش می آید و انزال می کند آیا غسل بر آن زن واجب می شود یا نه؟

فرمود: هرگاه شهوت سراغ او بیاید که انزال نماید، غسل بر او واجب است.

8- برقی در روایت مرفوعه ای گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

اگر مرد از پشت با زن نزدیکی کند و انزال نکند بر هیچ کدام غسلی لازم نمی گردد ولی اگر مرد انزال کند، غسل بر او لازم است و بر زن غسل لازم نیست.

بخش سی و یکم

اشاره

(31)

بَابُ احْتِلَامِ الرَّجُلِ وَ الْمَرْأَةِ.

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيَّ بْنِ الْحَكَمِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي الْعَلَاءِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام عَنِ الرَّجُلِ يَرَى فِي الْمَنَامِ حَتَّى يَجِدَ الشَّهْوَةَ فَهُوَ يَرَى أَنَّهُ قَدِ احْتَلَمَ، فَإِذَا اسْتَيْقَظَ لَمْ يَرَ فِي ثَوْبِهِ الْمَاءَ وَ لَا فِي جَسَدِهِ.

قالَ: لَيْسَ عَلَيْهِ الْغُسْلُ.

وَ قالَ: كَانَ عَلِيٌّ علیه السلام يَقُولُ: إِنَّمَا الْغُسْلُ مِنَ الْمَاءِ الْأَكْبَرِ، فَإِذَا رَأَى فِي مَنَامِهِ وَ لَمْ يَرَ الْمَاءَ الْأَكْبَرَ فَلَيْسَ عَلَيْهِ غُسْلٌ.

2- مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ احْتَلَمَ فَلَمَّا انْتَبَهَ وَجَدَ بَلَلاً.

فَقَالَ: لَيْسَ بِشَيْءٍ إِلَّا أَنْ يَكُونَ مَرِيضًا فَعَلَيْهِ الْغُسْلُ.

محتلم شدن مرد و زن

1- حسین بن ابی العلاء گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: مردی است که خواب می بیند و به شهوت می افتد او در خواب می بیند که محتلم شده است ولی هنگامی که بیدار می شود چیزی بر روی لباس و بدن خود نمی بیند چه حکمی دارد؟

فرمود: غسل بر او لازم نیست.

حضرتش فرمود: علی علیه السلام می فرمود: غسل فقط در آب بزرگ تر (منی) است پس هرگاهکسی خوابی دید ولی آن آب را ندید غسل بر عهده او نمی باشد.

2- معاوية بن عمّار گوید: از امام صادق علیه السلام در مورد مردی که در خواب محتلم می شود و چون بیدار می شود فقط رطوبتی در خود می یابد، پرسیدم؟

فرمود: چیزی نیست مگر این که او بیمار باشد که در این صورت غسل بر او لازم است.

3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ:

إِذَا كُنْتَ مَرِيضاً فَأَصَابَتْكَ شَهْوَةٌ، فَإِنَّهُ رُبَّمَا كَانَ هُوَ الدَّافِقَ لَكِنَّهُ يَجِيءُ مَجِيئاً ضَعِيفاً لَيْسَ لَهُ قُوَّةٌ لِمَكَانِ مَرَضِكَ سَاعَةً بَعْدَ سَاعَةٍ قَلِيلاً قَلِيلاً فَاغْتَسِلْ مِنْهُ.

4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ ابْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ حَرِيزٍ عَنِ ابْنِ أَبِي يَعْفُورٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام: اَلرَّجُلُ يَرَى فِي الْمَنَامِ وَ يَجِدُ الشَّهْوَةَ فَيَسْتَيْقِظُ وَيَنظُرُ فَلا يَجدُ شَيْئاً، ثُمَّ يَمْكُثُ بَعْدُ فَيَخْرُجُ.

قالَ: إِنْ كَانَ مَرِيضاً فَلْيَغْتَسِلْ، وَإِنْ لَمْ يَكُنْ مَرِيضاً فَلَا شَيْءٍ عَلَيْهِ.

قالَ: فَقُلْتُ لَهُ: فَمَا فَرْقُ بَيْنَهُمَا؟

فَقالَ: لأَنَّ الرَّجُلَ إِذَا كَانَ صَحِيحاً جَاءَ بِدُفقَةٍ وَ قُوَّةٍ وَإِذَا كَانَ مَرِيضًا لَمْ يَجِى إلَّا بَعْدُ.

3- زراره گوید: چنان چه در حال بیماری، شهوتی به تو دست داد به خاطر آن غسل کن، چون بسا که این شهوت اندک، ناشی از آب جهنده است؛ ولی به خاطر بیماری نیروی نداری و به صورت ضعیف به تدریج و زمانی پس از زمان دیگر می آید.

4- ابن ابی یعفور گوید: به امام صادق علیه السلام گفتم: مردی خواب می بیند و احساس شهوت می نماید پس بیدار شده و نگاه می کند و چیزی نمی یابد، سپس مدتی درنگ می کند و چیزی خارج می شود. حکمش چیست؟

فرمود: اگر بیمار باشد بایستی غسل کند و در صورتی که بیمار نیست، چیزی بر عهده او نیست.

گفتم: فرق میان این دو حالت چیست؟

فرمود: هنگامی که مرد سالم است منی با نیرو و جهش بیرون می آید و هنگامی که بیمار است پس از گذشت زمان می آید.

5- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْمَرْأَةِ تَرَى فِي الْمَنَامِ مَا يَرَى الرَّجُلُ.

قالَ: إِذَا أَنْزَلَتْ فَعَلَيْهَا الْغُسْلُ، وَإِنْ لَمْ تُنْزِلُ فَلَيْسَ عَلَيْهَا الْغُسْلُ.

6- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام عَنِ الْمَرْأَةِ تَرَى أَنَّ الرَّجُلَ يُجَامِعُهَا فِي الْمَنَامِ فِي فَرْجِهَا حَتَّى تُنْزِلَ. قالَ: تَغْتَسِلُ.

وَ فِي رِوَايَةٍ أُخْرَى: قالَ: عَلَيْهَا غُسْلُ، وَ لَكِنْ لَا تُحَدِّثُوهُنَّ بِهَذَا فَيَتَّخِذْنَهُ عِلَّةً.

7- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام عَنِ الرَّجُلِ يَنَامُ وَ لَمْ يَرَ فِي نَوْمِهِ أَنَّهُ احْتَلَمَ فَيَجِدُ فِي ثَوْبِهِ وَ عَلَى فَخِذِهِ الْمَاءَ هَلْ عَلَيْهِ غُسْلُ؟

قالَ: نَعَمْ

5- حلبی گوید: از امام صادق علیه السلام دربارۀ زنی که در خواب می بیند آن چه را که مرد می بیند، پرسیدم؟

فرمود: در صورتی که انزال کرده باشد غسل بر او لازم است و در صورتی که انزال نکرده باشد غسل بر او واجب نمی باشد.

6 - عبدالله بن سنان گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: زنی که در خواب می بیند که مردی با او نزدیکی می نماید و زن انزال می نماید، حکمش چیست؟

فرمود: باید غسل کند.

و در روایت دیگری آمده است حضرتش فرمود:

غسلی بر عهده او لازم می باشد ولی این را به آنان نگویید که آن را عیبی قرار دهند.

7- سماعه گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: مردی که می خوابد و در خواب نمی بیند که محتلم شده باشد ولی چون بیدار می شود در لباس و ران خود آب (منی) می بیند، آیا غسلی بر عهده اوست؟

فرمود: آری.

بخش سی و دوم

اشاره

(32)

بَابُ الرَّجُلِ وَالْمَرْأَةِ يَغْتَسِلَانِ مِنَ الْجَنَابَةِ ثُمَّ يَخْرُجُ مِنْهُمَا شَيْءٌ بَعْدَ الْغُسْلِ.

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ مُسْكَانَ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ أَجْنَبَ فَاغْتَسَلَ قَبْلَ أَن يَبُول فَخَرَجَ مِنْهُ شَيْءٌ.

قالَ: يُعِيدُ الْغُسْلَ.

قُلْتُ: فَالْمَرْأَةُ يَخْرُجُ مِنْهَا بَعْدَ الْغُسْلِ.

قالَ: لَا تُعِيدُ.

قُلْتُ: فَمَا فَرْقٌ بَيْنَهُمَا؟

قالَ: لأَنَّ مَا يَخْرُجُ مِنَ الْمَرْأَةِ إِنَّمَا هُوَ مِنْ مَاءِ الرَّجُلِ.

مرد و زنی که پس از غسل جنابت چیزی از ایشان خارج می شود

1- سليمان بن خالد گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم مردی که جنب است و پیش از ادرار غسل می کند سپس چیزی از او خارج می شود حکمش چیست؟

فرمود: باید دوباره غسل کند.

عرض کردم: اگر از زن پس غسل چیزی خارج شود چه؟

فرمود: لازم نیست دوباره غسل کند.

عرض کردم: فرق میان این دو چیست؟

فرمود: چون آن چه از زن خارج می شود، از آب مرد است.

2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: سُئِلَ عَنِ الرَّجُلِ يَغْتَسِلُ ثُمَّ يَجِدُ بَعْدَ ذَلِكَ بَلَلاً وَ قَدْ كَانَ بَالَ قَبْلَ أَنْ يَغْتَسِلُ.

قالَ: إِنْ كَانَ بَالَ قَبْلَ أَنْ يَغْتَسِلَ فَلَا يُعِيدُ الْغُسْلَ.

3- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْن مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ أَبَانِ بْن عُثْمَانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي عَبْدِاللَّهِ قالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام عَنِ الْمَرْأَةِ تَغْتَسِلُ مِنَ الْجَنَابَةِ، ثُمَّ تَرَى نُطْفَةَ الرَّجُلِ بَعْدَ ذَلِكَ هَلْ عَلَيْهَا غُسْلُ؟

فَقالَ: لَا.

4- أَبُو دَاوُدَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ أَخِيهِ الْحَسَنِ عَنْ زُرْعَةَ عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ يُجْنِبُ ثُمَّ يَغْتَسِلُ قَبْلَ أَنْ يَبُولَ فَيَجِدُ بَلَلاً بَعْدَ مَا يَغْتَسِلُ.

قالَ: يُعِيدُ الْغُسْلَ، وَإِن كَانَ بَالَ قَبْلَ أَن يَغْتَسِلَ فَلا يُعِيدُ غُسْلَهُ، وَلَكِن يَتَوَضَّأُ و يَسْتَنجى.

2- حلبی گوید: از امام صادق علیه السلام درباره مردی که پیش از غسل ادرار نموده، ولی پس از غسل رطوبتی در خود می بیند پرسیدم؟

فرمود: در صورتی که پیش از غسل ادرار کرده لازم نیست دوباره غسل کند.

3- عبد الرحمان ابی عبدالله گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: زنی غسل جنابت کرده و پس از آن می بیند آب مرد از او خارج می شود آیا غسلی بر او واجب است؟

فرمود: نه.

4- سماعه گوید: از حضرتش پرسیدم مردی جنب می شود و پیش از ادرار نمودن غسل می کند و بعد از غسل، رطوبتی در خود می یابد، چه حکمی دارد؟

فرمود: باید دوباره غسل نماید، ولی در صورتی پیش از غسل، ادرار کند لازم نیست که غسل خویش را تکرار کند ولی (برای عملی که در آن وضو لازم است) باید وضو گیرد و تطهیر نماید.

بخش سی و سوم

اشاره

(33)

بَابُ الْجُنُبِ يَأْكُلُ وَ يَشْرَبُ وَيَقْرَأُ وَ يَدْخُلُ الْمَسْجِدَ وَ يَخْتَضِبُ وَ يَدَّهِنُ وَ يَطْلِي وَيَحْتَجِمُ.

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنْ حَمَّادِ بْن عِيسَى عَنْ حَريرٌ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَر علیه السلام قالَ:

الْجُنُبُ إذَا أَرَادَ أَنْ يَأْكُل وَ يَشْرَبَ غَسَلَ يَدَهُ وَ تَمَضْمَضَ وَ غَسَلَ وَجْهَهُ وَأَكَلَ وَ شَرِبَ.

2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللهِ علیه السلام عَنِ الْجُنُبِ يَأْكُل وَ يَشْرَبُ وَيَقْرَأُ.

قالَ: نَعَمْ، يَأْكُلُ وَيَشْرَبُ وَيَقْرَأُ وَ يَذْكُرُ اللَّهَ مَا شَاءَ.

احکام خوردن، آشامیدن، قرائت قرآن داخل مسجد شدن رنگ بر مو گذاشتن روغن مالیدن و حجامت کردن جنب

1- زراره گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:

هرگاه جنب می خواهد بخورد و بیاشامد باید دست خود را بشوید آب در دهان خویش بگرداند و صورت خویش را بشوید آن گاه بخورد یا بیاشامد.

2- ابن ابی بکیر گوید: از امام صادق علیه السلام دربارۀ جنب پرسیدم که آیا می تواند بخورد، بیاشامد و قرآن بخواند؟

فرمود: آری می تواند بخورد، بیاشامد قرآن بخواند و هرچه که بخواهد خدا را یاد نماید.

3- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاج عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

لِلْجُنُبِ أَنْ يَمْشِي فِي الْمَسَاجِدِ كُلِّهَا وَ لَا يَجْلِسُ فِيهَا إِلَّا الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ وَ مَسْجِدَ الرَّسُولِ صلی الله علیه واله وسلم.

4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنِ الْجُنُبِ يَجْلِسُ فِي الْمَسَاجِدِ.

قالَ: لَا ، وَلَكِنْ يَمُرُّ فِيهَا كُلِّهَا إِلَّا الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ وَ مَسْجِدَ الرَّسُولِ صلی الله علیه واله وسلم.

5- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْن سَعِيدٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ الْمُخْتَارِ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام عَمَّنْ قَرَأَ فِي الْمُصْحَفِ وَ هُوَ عَلَى غَيْرِ وُضُوءٍ.

قال: لا بَأْسَ ولا يمس الكتاب.

3- جمیل گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

جنب می تواند در همۀ مسجدها راه برود بدون این که بنشیند مگر مسجد الحرام و مسجد الرسول صلی الله علیه واله وسلم.

4- جمیل گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم آیا جنب می تواند در مسجدها بنشیند؟

فرمود: نه، ولی می تواند از آن ها بگذرد مگر مسجد الحرام و مسجد الرسول صلی الله علیه واله وسلم.

5- ابو بصیر گوید: از امام صادق علیه السلام دربارۀ کسی که بدون وضو قرآن می خواند پرسیدم؟

فرمود: اشکالی ندارد ولی نباید به نوشته آن دست بزند.

6- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ بَحْرِ عَنْ حَرِيرٌ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِالله علیه السلام: الجنب يدهن ثُمَّ يَغْتَسِلُ.

قال: لا.

7- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ أَبِي مَحْمُودٍ قَالَ: قُلْتُ لِلرِّضَا علیه السلام: الرَّجُلُ يُجْنِبُ فَيُصِيبُ جَسَدَهُ وَ رَأْسَهُ الخَلُوقُ والطَّيبُ وَ الشَّيْءُ الليدُ مِثْلُ عِلكِ الروم والطَّرَارِ وَ مَا أَشْبَهَهُ فَيَغْتَسِلُ فَإِذَا فَرَغَ وَجَدَ شَيْئاً قَدْ بَقِيَ فِي جَسَدِهِ مِنْ أَثَرِ الْخَلُوقِ وَالطَّيِّبِ وَ غَيْرِهِ.

قالَ: لَا بَأْسَ.

8- أَبُو دَاوُدَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام عَنِ الْجُنُبِ وَ الْحَائِضِ يَتَنَاوَلَانِ مِنَ الْمَسْجِدِ الْمَتَاعَ يَكُونُ فیه؟

قالَ: نَعَمْ، وَلَكِنْ لَا يَضَعَانِ فِي الْمَسْجِدِ شَيْئاً.

6- حریز گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم آیا جنب می تواند روغن مالیده، سپس غسل کند؟

فرمود: نه.

7- ابراهيم بن ابی محمود :گوید به امام رضا علیه السلام عرض کردم: مردی جنب می شود و به بدن و سر خود خلوق عطر و چیزی چسبناک مانند صمغ رومی و طرار (1)می مالد، سپس غسل می کند پس از اتمام غسل متوجه می شود که چیزی از آن ها بر روی بدن او باقی مانده، حکمش چیست؟

فرمود اشکالی ندارد

8- عبدالله بن سنان گوید: از امام صادق علیه السلام درباره جنب و حائض پرسیدم که آیا می توانند چیزی از مسجد بردارند؟

فرمود: آری، ولی نباید چیزی در مسجد بگذارند.


1) خلوق: نوعی مادۀ معطر است که قسمت اعظم آن را زعفران تشکیل می دهد و طرار نوعی گل چسپنده را گویند.

9- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ أَبِي جَمِيلَةَ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الْأَوَّلِ علیه السلام قَالَ:

لَا بَأْسَ أَنْ يَخْتَضِبَ الْجُنُبُ وَيُجْنِبَ الْمُخْتَضِبُ وَ يَطَّلِيَ بِالنُّورَةِ.

وَ رُوِيَ أَيْضاً: أَنَّ الْمُخْتَضِبَ لَا يُجْنِبُ حَتَّى يَأْخُذَ الْخِضَابُ، وَ أَمَّا فِي أَوَّلِ الْخِضَابِ فَلَا.

10- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ أَخِيهِ الْحَسَنِ عَنْ زُرْعَةَ عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ يُجْنِبُ ثُمَّ يُرِيدُ النَّوْمَ.

قال: إن أحب أن يَتَوَضَّأَ فَلْيَفْعَل وَ الْغُسْل أَحَبُّ إِلَيَّ وَأَفْضَلُ مِنْ ذَلِكَ، فَإِنْ هُوَ نامَ وَلَمْ يَتَوَضَّأُ وَ لَمْ يَغْتَسِلُ فَلَيْسَ عَلَيْهِ شَيْءٌ إِنْ شَاءَ اللَّهُ تَعَالَى.

11- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أبي عَبْدِاللهِ علیه السلام قالَ:

لَا بَأْسَ بِأَنْ يَحْتَجِمَ الرَّجُلُ وَ هُوَ جُنُبٌ.

9- ابو جمیله گوید: امام کاظم علیه السلام فرمود:

اشکالی ندارد که جنب خضاب کند و کسی که خضاب کرده جنب شود و نوره بمالد.

هم چنین روایت شده است کسی که خضاب کرده نباید تا هنگامی که خضاب تأثیر کند، جنب شود ولی در آغاز خضاب اشکالی ندارد.

10- سماعه گوید: از امام علیه السلام درباره مردی که جنب شده می خواهد بخوابد، پرسیدم.

فرمود: اگر بخواهد می تواند وضو بگیرد و غسل در نزد من بهتر از آن است. و اگر بدون وضو و غسل بخوابد - ان شاء الله تعالی - چیزی بر عهده او نیست.

11- حلبی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

اشکالی ندارد که مرد در حال جنابت حجامت کند.

12- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْ فَلِيَّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

لَا بَأْسَ أَنْ يَخْتَضِبَ الرَّجُلُ وَ يُجْنِبَ وَ هُوَ مُخْتَضِبٌ، وَلَا بَأْسَ أَنْ يَتَنَوَّرَ الْجُنُّبُ وَيَحْتَجِمَ وَيَذْبَحَ وَ لَا يَذُوقُ شَيْئاً حَتَّى يَغْسِلَ يَدَيْهِ وَ يَتَمَضْمَضَ، فَإِنَّهُ يُخَافُ مِنْهُ الْوَضَحُ.

بخش سی و چهارم

اشاره

(34)

بَابُ الْجُنُبِ يَعْرَقُ فِي الثَّوْبِ أَوْ يُصِيبُ جَسَدُهُ ثَوْبَهُ وَ هُوَ رَطْبٌ.

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ ابْنِ أُذَيْنَةَ عَنْ أَبِي أُسَامَةَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام عَنِ الْجُنُبِ يَعْرَقُ فِي تَوْبِهِ أَوْ يَغْتَسِلُ فَيُعَانِقُ امْرَأَتَهُ وَ لا يُضَاجِعُهَا وَ هِيَ حَائِفٌ، أَوْ جُنُبٌ فَيُصِيبُ جَسَدُهُ مِنْ عَرَقِهَا.

قَالَ: هَذَا كُلُّهُ لَيْسَ بِشَيْءٍ.

12- سکونی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

اشکالی ندارد که مردی خضاب نموده، جنب شود، هم چنین جنب می تواند داروی نظافت به کار ببرد حجامت کند و حیوانی را ذبح نماید، ولی نباید پیش از شستن دست ها و مضمضه چیزی بخورد؛ زیرا بیم آن می رود که مبتلا به بیماری پیسی شود.

حکم عرق جنب که به بدن و لباسش می خورد

1- ابو اسامه گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم جنبی که در لباسش عرق می نماید، یا پس از غسل همسر خویش را در حالی که جنب - یا حائض است- در آغوش می گیرد و با او می خوابد و از عرق آن زن به بدن او می رسد (چه حکمی دارد؟).

فرمود: در هیچ یک از این موارد اشکالی نیست.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ أَبِي أُسَامَةَ قالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام: يُصِيبُنِي السَّمَاءُ وَ عَلَيَّ ثَوْبٌ فَتَبْلُهُ وَأَنَا جُنُبٌ فَيُصِيبُ بَعْضَ مَا أَصَابَ جَسَدِي مِنَ الْمَنِيُّ أَفَأَصَلِّي فِيهِ؟

قالَ: نَعَمْ.

3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ قَالَ: سُئِلَ أَبُو عَبْدِاللَّهِ علیه السلام وَأَنَا حَاضِرٌ عَنْ رَجُلٍ أَجْنَبَ فِي ثَوْبِهِ فَيَعْرَقُ فِيهِ.

فَقَالَ: مَا أَرَى بِهِ بَأْساً.

فَقِيلَ: إِنَّهُ يَعْرَفُ حَتَّى لَوْ شَاءَ أَنْ يَعْصِرَهُ عَصَرَهُ.

قالَ فَقَطَّبَ أَبُو عَبْدِاللهِ علیه السلام فِي وَجْهِ الرَّجُلِ وَ قَالَ: إِنْ أَبَيْتُمْ فَشَيْءٌ مِنْ مَاءٍ يَنْضَحُهُ بِهِ.

2- ابو اسامه گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: در حال جنابت لباس در تن دارم و باران می بارد و لباسم را خیس می کند آن لباس به قسمتی از بدنم که پیش تر به آن منی رسیده است بر خورد می کند آیا می توانم در آن لباس نماز به جا آورم؟

فرمود: آری.

3- علی بن ابی حمزه گوید من در خدمت امام صادق علیه السلام حضور داشتم که درباره مردی که در لباس خود جنب گردیده سپس در آن عرق کرده است، پرسیدند.

فرمود: در آن ایرادی نمی بینم.

گفتند: او خیلی عرق می کند به طوری که می توان لباس او را فشار داد و عرقش خارج نمود.

راوی می گوید: امام صادق علیه السلام در چهرۀ آن مرد اخمی نمود و فرمود: اگر قبول نمی کنید، پس مقداری آب به آن بریزید.

4- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ حَمْزَةَ بْنِ حُمْرَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

لَا يُجْنِبُ الثَّوْبُ الرَّجُلَ وَ لَا يُجْنِبُ الرَّجُلُ التَّوْبَ.

5- مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالِ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ أَبِي أَسَامَةَ قالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام عَنِ الثَّوْبِ تَكُونُ فِيهِ الْجَنَابَةُ فَتُصِيبُنِي السَّمَاءُ حَتَّى يَبْتَلُ عَلَيَّ.

قالَ: لَا بَأْسَ.

6- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام: الرَّجُلُ يَبُولُ وَ هُوَ جُنُبْ ثُمَّ يَسْتَنْجِي فَيُصِيبُ ثَوْبُهُ جَسَدَهُ وَهُوَ رَطْبٌ.

قالَ: لَا بَأْسَ.

4- حمزة بن حمران گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

لباسی (که در آن عرق کرده)، مرد را جنب نمی کند و مرد نیز لباس را جنب نمی نماید.

5- ابو اسامه گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: لباسی که در آن جنب شده ام و آن قدر باران بر من ببارد تا بر تن من خیس گردد، چه حکمی دارد؟

فرمود: اشکالی ندارد.

6- معاويه بن عمار گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: مردی در حالی که جنب است ادرار می کند سپس خود را تطهیر می نماید، آن گاه لباس او به بدن مرطوبش اصابت می نماید حکمش چیست؟

فرمود: اشکالی ندارد.

بخش سی و پنجم

اشاره

(35)

بَابُ الْمَنِي وَالْمَذْي يُصِيبَانِ التَّوْبَ وَ الْجَسَدَ.

1- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ ابْنِ أَبِي يَعْفُورٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْمَنِيُّ يُصِيبُ الثَّوْبَ.

قالَ: إِنْ عَرَفْتَ مَكَانَهُ فَاغْسِلْهُ، وَ إِنْ خَفِيَ عَلَيْكَ مَكَانُهُ فَاغْسِلْهُ كُلَّهُ.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ مُيَسِّرٍ قَالَ: قُلْتُ لأَبي عَبْدِاللهِ علیه السلام: آمُرُ الْجَارِيَةَ فَتَغْسِلُ نَوبِي مِنَ الْمَنِي فَلَا تُبَالِغُ غَسْلَهُ فَأَصَلَّى فِيهِ فَإِذَا هُوَ يَابِسٌ.

قالَ: أَعِدْ صَلاتَكَ، أَمَّا إِنَّكَ لَوْ كُنتَ فَسَلْتَ أنتَ لَمْ يَكُن عَلَيْكَ شَيْءٌ.

و منی و مذیی که لباس و بدن را آلوده می کند

1- ابن ابی یعفور گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم لباسی که به منی آلوده است آن را چگونه باید شست؟

فرمود: اگر جای آن را می دانی همان جا را بشوی، و در صورتی که جای آن بر تو پنهان است تمامی آن را بشوی.

2- میسر گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم به کنیزم امر می کنم که لباس مرا که آلوده به منی است بشوید، ولی آن را خوب نمی شوید در آن نماز می خوانم ناگاه می بینم که منی خشک شده و باقی مانده است، حکمش چیست؟

فرمود: نماز خود را دوباره به جا بیاور ولی اگر خودت آن را بشویی چیزی بر عهده تو نیست.

3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةً قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْمَنِي يُصِيبُ الثَّوْبَ.

قالَ: اغْسِلِ التَّوْبَ كُلَّهُ إِذَا خَفِيَ عَلَيْكَ مَكَانُهُ قَلِيلًا كَانَ أَوْ كَثِيراً.

4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

إِذَا احْتَلَمَ الرَّجُلُ فَأَصَابَ ثَوْبَهُ شَيْءٌ فَلْيَغْسِلِ الَّذِي أَصَابَهُ وَإِن ظَنْ أَنَّهُ أَصَابَهُ شَيْءٌ وَ لَمْ يَسْتَيْقِنْ وَ لَمْ يَرَ مَكَانَهُ فَلْيَنْضَحْهُ بِالْمَاءِ، وَ إِنْ يَسْتَيْقِنْ أَنَّهُ قَدْ أَصَابَهُ وَ لَمْ يَرَ مَكَانَهُ فَلْيَغْسِلْ ثَوْبَهُ كُلَّهُ فَإِنَّهُ أَحْسَنُ.

5- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنِ الْمَذْي يُصِيبُ الثَّوْبَ.

قالَ: لَيْسَ بِهِ بَأْسٌ.

3- سماعه گوید: از امام علیه السلام دربارۀ لباسی که به منی آلوده است، پرسیدم که باید آن را چگونه شست؟

فرمود: اگر جای آن بر تو پنهان است باید تمامی آن لباس را بشویی. خواه منی کم باشد و خواه زیاد.

4- حلبی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

در صورتی که مرد محتلم شده و به لباس او چیزی از منی برسد، بایستی آن جایی را که آلوده شده بشوید و در صورتی که گمان کند که چیزی به آن رسیده است ولی یقین نمی کند که نجس شده و جای آن را نیز نمی داند بایستی بر روی آن آب بپاشد و در صورتی که یقین نماید که چیزی به آن رسیده است ولی جای آن را نمی داند، بایستی همهٔ لباس را بشوید چرا که این کار بهتر است.

5- ابو بصیر گوید: از امام صادق علیه السلام دربارۀ مذیی که لباس را آلوده می کند، پرسیدم؟

فرمود: چیز مهمی نیست.

6- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ أَبَانِ عَنْ عَنْبَسَةَ بْنِ مُصْعَب، قالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام يَقُولُ:

لا نَرى فِي الْمَذْي وُضُوءاً وَلَا غَسْلاً مَا أَصَابَ التَّوْبَ مِنْهُ إِلَّا فِي الْمَاءِ الْأَكْبَرِ.

بخش سی و ششم

اشاره

(36)

بَابُ الْبَوْلِ يُصِيبُ الثَّوْبَ أَوِ الْجَسَدَ

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي الْعَلَاءِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنِ الْبَوْلِ يُصِيبُ الْجَسَدَ.

قالَ: صُبْ عَلَيْهِ الْمَاءَ مَرَّتَيْنِ، فَإِنَّمَا هُوَ مَاءً.

و سالته عن الثَوب يُصِيبُهُ الْبَوْلُ.

قالَ: اغْسِلْهُ مَرَّتَيْن.

وَسَأَلْتُهُ عَنِ الصَّبِيِّ يَبُولُ عَلَى النَّوْبِ.

قالَ: يَصُبُّ عَلَيْهِ الْمَاءَ قَلِيلاً ثُمَّ يَعْصِرُهُ.

6- عنبسة بن مصعب گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود:

در مورد خروج مذی نه وضو و نه غسل لازم است و لباسی که به آن آلوده شده لازم نیست شسته شود مگر این که به منی آلوده شود.

حکم لباس یا بدنی که به ادرار آلوده شود

1- حسين بن ابی العلاء گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم اگر بدن انسان به ادرار آلوده شود چه حکمی دارد؟

فرمود: دو مرتبه بر آن آب بریز که آن نیز البته آب است.

از حضرتش دربارۀ لباسی که به ادرار آلوده گردد، پرسیدم؟

فرمود: دو مرتبه آن را بشوی.

از حضرتش در مورد کودکی که بر روی لباس ادرار می کندپرسیدم؟

فرمود: مقدار کمی آب بر روی آن بریزید، سپس آن را فشار دهید تا آبش خارج گردد.

2 - أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ أَبِي مَحْمُودٍ قَالَ: قُلْتُ لِلرِّضَا علیه السلام الطَّنْفِسَةُ وَ الْفِرَاشُ يُصِيبُهُمَا الْبَوْلُ كَيْفَ يُصْنَعُ بِهِمَا وَ هُوَ نَخِينٌ كَثِيرُ الْحَشْوِ.

قالَ: يُغْسَلُ مَا ظَهَرَ مِنْهُ فِي وَجْهِهِ.

3- أَحْمَدُ عَنْ مُوسَى بْنِ الْقَاسِمِ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عَبْدِ الْحَمِيدِ قَالَ : سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السلامالتَّوْبِ يُصِيبُهُ الْبَوْلُ فَيَنْفُذُ إِلَى الْجَانِبِ الآخَرِ وَ عَنِ الْفَرْوِ وَ مَا فِيهِ مِنَ الْحَشْوِ.

قالَ: اغْسِلْ مَا أَصَابَ مِنْهُ وَ مَسَّ الْجَانِبَ الآخَرَ، فَإِنْ أَصَبْتَ مَسَّ شَيْءٍ مِنْهُ فَاغْسِلْهُ وَإِلَّا فَانْضَحْهُ بِالْمَاءِ.

4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ حَكَمَ بْنِ حُكَيْمِ الصَّيْرَفِيَّ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام: أَبُولُ فَلَا أُصِيبُ الْمَاءَ وَ قَدْ أَصَابَ يَدِي شَيْءٌ مِنَ الْبَوْلِ فَأَمْسَحُهُ بِالْحَائِطِ أَوِ التَّرَابِ، ثُمَّ تَعْرَقُ بَدِي فَأَمْسَحُ وَجْهِي، أَوْ بَعْضَ جَسَدِي أَوْ يُصِيبُ ثَوْبِي.

قالَ: لَا بَأْسَ بِهِ.

2- ابراهیم بن ابی محمود گوید: به امام رضا علیه السلام عرض کردم: در مورد حصیر و فرش ضخیمی که آلوده به ادرار می شوند چه باید کرد؟

فرمود: سطح بیرونی آن (که به ادرار آلوده شده) شسته شود.

3- ابراهيم بن عبد الحمید گوید: از امام کاظم علیه السلام (یا امام رضا علیه السلام) درباره لباسی که به ادرار آلوده شده و به طرف دیگر نفوذ کرده است و در مورد پوستین و چیزهایی که درون آن ها طوری است که آب به سختی نفوذ می کند، پرسیدم؟

فرمود: آن قسمتی را که به ادرار آلوده شده بشوی و به طرف دیگرش دست بکش. اگر احساس کردی که آلوده شده آن طرف را نیز بشوی در غیر این صورت بر روی آن قسمت آب بپاش.

4- حکم بن حکیم صیرفی گوید: به امام صادق علیه السلام گفتم گاهی ادرار می کنم و به آب دست رسی ندارم و دستم قدری به ادرار آلوده می گردد و من آن را با مالیدن بر دیوار یا خاک خشک می کنم سپس دستم عرق نموده، آن را بر روی صورت یا قسمتی از بدن خود می مالم و یا به لباسم بر می خورد. حکمش چیست؟

فرمود: اشکالی ندارد.

5- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ أَنَّهُ قَالَ: فِي كِتَابِ سَمَاعَةَ رَفَعَهُ إِلَى أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام:

إِنْ أَصَابَ التَّوْبَ شَيْءٌ مِنْ بَوْلِ السُّنَّوْرِ، فَلَا تَصِحُ الصَّلَاةُ فِيهِ حَتَّى تَغْسِلَهُ.

6- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنْ بَوْلِ الصَّبِيِّ.

قالَ: تَصُبُّ عَلَيْهِ الْمَاءَ، وَإِنْ كَانَ قَدْ أَكَلَ فَاغْسِلْهُ غَسْلاً، وَ الْغُلَامُ وَ الْجَارِيَةُ فِي ذَلِكَ شَرَعٌ سَوَاءٌ.

7- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنِ الْفَضْلِ بْنِ غَزْوَانَ عَنِ الْحَكَمِ بْنِ الْحُكَيْمِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام: إِنِّي أَغْدُو إِلَى السُّوقِ فَأَحْتَاجُ إِلَى الْبَوْلِ وَ لَيْسَ عِنْدِي مَاءٌ، ثُمَّ أَتَمَسَّحُ وَ أَتَنَشَّفُ بِيَدِي ثُمَّ أَمْسَحُهَا بِالْحَائِطِ وَ بِالْأَرْضِ، ثُمَّ أَحُكُ جَسَدِي بَعْدَ ذَلِكَ.

قالَ: لَا بَأْسَ.

5- عبدالله بن مغیره گوید: در نامه سماعه که سند آن را به امام صادق علیه السلام رسانیده، آمده است اگر لباس به مقداری از ادرار گربه آلوده گردد، تا هنگامی که آن را نشسته ای نماز در آن صحیح نیست.

6- حلبی گوید: از امام صادق علیه السلام در مورد ادرار کودک پرسیدم؟

فرمود: باید بر روی آن آب بریزی و در صورتی که آن کودک غذا خور باشد بایستی آن را بشویی و پسر و دختر در این مورد باهم یکسان هستند.

7- حکم بن حکیم گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: گاهی هنگام صبح به بازار می روم و ناگزیر به دفع ادرار می گردم ولی آبی در دسترس نیست، پس از ادرار نمودن آن را با دست خویش پاک نموده، خشک می کنم و دستم را به دیوار و زمین می مالم و بعد از آن گاهی با همان دست بدن خود را می خارانم.

فرمود: اشکالی ندارد.

8- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالِ عَنِ الْمُثَنَّى عَنْ أَبِي أَيُّوبَ قالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام: أَدْخَلُ الْخَلَاءَ وَ فِي يَدِي خَاتَمْ فِيهِ اسْمٌ مِنْ أَسْمَاءِ اللَّهِ تَعَالَى.

قالَ: لَا، وَلَا تُجَامِعُ فِيهِ.

وَ رُوِيَ أَيْضاً: أَنَّهُ إِذَا أَرَادَ أَنْ يَسْتَنْجِيَ مِنَ الْخَلَاءِ فَلْيُحَوِّلُهُ مِنَ الْيَدِ الَّتِي یَستَنجی بهَا.

بخش سی و هفتم

اشاره

(37)

بَابُ أَبْوَالِ الدَّوَابِّ وَ أَرْوَاثِهَا.

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيرٌ عَنْ زُرَارَةَ أَنَّهُمَا علیهما السلام قالا:

لَا تَغْسِلُ ثَوْبَكَ مِنْ بَوْلِ شَيْءٍ يُؤْكَلُ لَحْمُهُ.

8- ابو ایوب گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: آیا می توانم با انگشتری که نامی از نام های خداوند تعالی در آن نوشته شده است وارد مستراح شوم؟

فرمود: نه و تا آن انگشتر در دست توست، جماع مکن.

هم چنین روایت شده است هنگامی که شخص می خواهد در مستراح خود را پاک نماید، بایستی انگشتر را از دستی که با آن تطهیر می کند به دست دیگر برگرداند.

ادرار و سرگین چهار پایان

1- زراره گوید: آن دو (امام باقر و امام صادق علیهما السلام) فرمودند:

لازم نیست لباس خود را از ادرار حیوانی که گوشت آن خورده می شود، بشویی.

2- حَمَّادٌ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام عَنْ أَلْبَانِ الْإِبِلِ وَ الْغَنَم وَ الْبَقَرِ وَأَبْوَالِهَا وَ لُحُومِهَا.

فَقالَ: لَا تَوَضَّأُ مِنْهُ إِنْ أَصَابَكَ مِنْهُ شَيْءٌ أَوْ ثَوْباً لَكَ فَلَا تَغْسِلْهُ إِلَّا أَنْ تَتَنَظَّفَ.

قالَ وَ سَأَلْتُهُ عَنْ أَبْوَالِ الدَّوَاب وَالْبِغَالِ وَ الْحَمِير.

فَقالَ: اغْسِلْهُ، فَإِنْ لَمْ تَعْلَمْ مَكَانَهُ فَاغْسِل الثَّوْبَ كُلَّهُ، وَإِنْ شَكَكْتَ فَانْضَحْهُ.

3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ: قالَ أَبُو عَبْدِاللَّهِ علیه السلام:

أغْسِلْ ثَوْبَكَ مِنْ أَبْوَالِ مَا لَا يُؤْكَلُ لَحْمُهُ.

4- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ عُرْوَةَ عَنْ بُكَيْرِ بْنِ أَعْيَنَ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السلام فِي أَبْوَالِ الدَّوَابٌ تُصِيبُ التَّوْبَ فَكَرهَهُ.

فَقُلْتُ لَهُ: أَلَيْسَ لُحُومُهَا حَلَالاً؟

قالَ: بَلَى، وَ لَكِنْ لَيْسَ مِمَّا جَعَلَهُ اللَّهُ لِلْأَكْلِ.

2- محمد بن مسلم گوید: از امام صادق علیه السلام در مورد شیر، ادرار و گوشت شتر، گوسفند و گاو پرسیدم؟

فرمود: جز در صورتی که بخواهی خود را پاکیزه نمایی، اگر چیزی از آن ها به تو و به لباست اصابت کرد لازم نیست اعضا و یا لباس خویش را بشویی.

گوید: از حضرتش دربارۀ ادرار چهار پایان قاطر و الاغ پرسیدم؟

فرمود: آن را بشوی و اگر جای آن را نمی دانی تمام لباس را بشوی، و اگر شک نمودی بر روی آن آب بپاش.

3- عبد الله بن سنان گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

لباس خود را از ادرار هر حیوانی که گوشت آن خورده نمی شود بشوی و پاک کن.

4- زراره گوید: از یکی از دو امام (باقر و صادق علیهما السلام) درباره ادرار چهار پایان که به لباس می خورد پرسیدم و ایشان آن ها را ناپسند دانستند.

عرض کردم: مگر گوشت آن حلال نیست؟

فرمود: آری، ولی از چیزهایی که خداوند آن ها را برای خوردن قرار داده است، نمی باشند.

5- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِي مَرْيَمَ قالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام: مَا تَقُولُ فِي أَبْوَالِ الدَّوَابُ وَ أَرْوَائِهَا؟

قالَ: أَمَّا أَبْوَالُهَا فَاغْسِلْ إِنْ أَصَابَكَ، وَأَمَّا أَرْوَاتُهَا فَهيَ أَكْثَرُ مِنْ ذَلِكَ.

6- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْبَرْقِيِّ عَنْ أَبَانِ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

لا بأس برؤبُ الْحَمِير واغْسِلْ أَبْوَالَهَا.

7- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ مَالِكِ الْجُهَنِي قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام عَمَّا يَخْرُجُ مِنْ مَنْخِرِ الدَّابَّةِ يُصِيبُنِي.

قالَ: لَا بَأْسَ بِهِ.

8- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِي عندالله علیه السلام قالَ:

إن أَصَابَ التّوبَ شَيْءٌ مِنْ بَوْلِ السَّوْرِ فَلا يَصْلُحُ الصَّلَاةُ فِيهِ حَتَّى تَغْسِلَهُ.

5- ابو مریم گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم در مورد ادرار و سرگرین چهار پایان چه می فرمایید؟

فرمود: اگر ادرار آن ها بدن تو را آلوده کرد آن را بشوی ولی سرگین آن ها بیش تر از آن است که بشویی.

6- حلبی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

اگر سرگین الاغ (جایی را آلوده کرد) اشکالی ندارد ولی ادرار آن را باید شست.

7- مالک جهنی گوید: از امام صادق علیه السلام در مورد آن چه که از بینی چهار پا خارج می شود و به من می خورد، پرسیدم؟

فرمود: اشکالی ندارد.

8- سماعه گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: اگر لباس به ادرار گربه آلوده شد، تا آن را نشسته ای نباید در آن نماز بخوانی.

9- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاج عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

كُلِّ شَيْءٍ يَطِيرُ فَلَا بَأْسَ بِيَوْلِهِ وَ خُرْنِهِ.

10- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ أَبِي الْأَعَزُّ النَّخاسِ قَالَ: قُلْتُ لأَبي عَبْدِاللهِ علیه السلام:

إِنِّي أُعَالِجُ الدَّوَابِّ فَرُبَّمَا خَرَجْتُ بِاللَّيْلِ وَ قَدْ بَالَتْ وَ رَاثَتْ فَيَضْرِبُ أَحَدُهَا بِرِجْلِهِ أَوْ يَدِهِ فَيَنْضِحُ عَلَى ثِيَابِي فَأُصْبِحُ فَأَرَى أَثَرَهُ فِيهِ.

فَقَالَ: لَيْسَ عَلَيْكَ شَيْءٌ.

9- ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هر پرنده ای که پرواز می کند اشکالی بر ادرار و فضله آن نیست.

10- ابو الأعزّ نخاس گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کرم:

سر و کار من با چهار پایان است و بسا شب هنگام در حالی که چهار پایان ادرار و سرگین نموده اند خارج می گردم و یکی از آن ها دست یا پای خویش را به حرکت در می آورد و بر لباس من می پاشد و بامدادان اثر آن را در لباس خود می بینم.

فرمود: چیزی بر تو نیست.

بخش سی و هشتم

اشاره

(38)

بَابُ التَّوْب يُصِيبُهُ الدَّمُ وَ الْمِدَّةُ.

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ حُكَيْمٍ عَنِ الْمُعَلَّى أَبِي عُثْمَانَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام وَ هُوَ يُصَلِّي.

فَقالَ لِي قَائِدِي: إِنَّ فِي ثَوْبِهِ دَماً.

فَلَمَّا انْصَرَفَ قُلْتُ لَهُ: إِنَّ قَائِدِي أَخْبَرَنِي أَنَّ بِثَوْبِكَ دَماً.

فَقالَ لِي: إِنَّ بِي دَمَامِيلَ وَ لَسْتُ أَغْسِلُ ثَوْبِي حَتَّى تَبْرَأَ.

2- أَحْمَدُ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ بِهِ الْقَرْحُ أَوِ الْجُرْحُ وَلَا يَسْتَطِيعُ أَنْ يَرْبِطَهُ وَ لَا يَغْسِلَ دَمَهُ.

قالَ: يُصَلِّي وَ لَا يَغْسِلُ ثَوْبَهُ كُلَّ يَوْمٍ إِلَّا مَرَّةً، فَإِنَّهُ لَا يَسْتَطِيعُ أَنْ يَغْسِلَ ثَوْبَهُ كُلُّ سَاعَة.

حکم لباسی که به خون و چرک آلوده می شود

1- ابو بصیر گوید: خدمت امام باقر علیه السلام شرفیاب شدم حضرتش در حال خواندن نماز بود، راهنمایم به من گفت در لباس آن حضرت خونی وجود دارد.

وقتی نماز حضرتش تمام شد به ایشان گفتم راهنمایم به من گفت: در لباس شما خونی وجود دارد.

حضرت به من فرمود: در بدنم دمل هایی است تا بهبود نیابند، لباس خویش را نمی شویم.

2- سماعه گوید: از امام علیه السلام درباره کسی که زخم چرکین یا جراحت دارد، نمی تواند آن را ببندد و خون آن را بشوید، پرسیدم؟

فرمود: نماز خود را به جا می آورد و هر روز فقط یک بار لباس خود را می شوید چون توانایی آن را ندارد که در هر ساعت آن را بشوید.

3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: قُلْتُ لَهُ: الدَّمُ يَكُونُ فِي الثَّوْبِ عَلَيَّ وَأَنَا فِي الصَّلَاةِ.

قالَ: إِنْ رَأَيْتَ وَ عَلَيْكَ ثَوْبُ غَيْرُهُ فَاطْرَحْهُ وَصَلَّ، وَإِنْ لَمْ يَكُنْ عَلَيْكَ غَيْرُهُ فَامْضِ فِي صَلَاتِكَ وَ لَا إِعَادَةَ عَلَيْكَ مَا لَمْ يَزِدْ عَلَى مِقْدَارِ الدَّرْهَمِ وَ مَا كَانَ أَقَلَّ مِنْ ذَلِكَ فَلَيْسَ بِشَيْءٍ رَأَيْتَهُ قَبْلُ أَوْ لَمْ تَرَهُ، وَإِذَا كُنْتَ قَدْ رَأَيْتَهُ وَ هُوَ أَكْثَرُ مِنْ مِقْدَارِ الدِّرْهَم فَضَيَّعْتَ غَسْلَهُ وَصَلَّيْتَ فِيهِ صَلَاةٌ كَثِيرَةٌ فَأَعِدْ مَا صَلَّيْتَ فِيهِ.

4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: إِنَّ عَلِيّاً لا كَانَ لَا يَرَى بَأْساً بِدَمِ مَا لَمْ يُذَلُّ يَكُونُ فِي الثَّوْبِ فَيُصَلِّي فِيهِ الرَّجُلُ، يَعْنِي دَمَ السَّمَكِ.

3- محمد بن مسلم گوید: به امام باقر علیه السلام عرض کردم: گاهی در حال نماز متوجه می شوم که در لباس من لکه خونی است.

فرمود: اگر در حالی آن را دیدی که لباس دیگری نیز در تن داری، آن را درآور و نمازت را به جا بیاور، و اگر غیر از آن لباس دیگری در تن نداری، نماز را ادامه بده و تا هنگامی که آن لکه خون از یک درهم تجاوز ننماید و کم تر از آن باشد بر تو لازم نیست که نماز را دوباره به جا آوری چه پیش تر آن را دیده باشی و چه ندیده باشی، مشکلی نیست.

ولی اگر از مقدار درهم بیش تر باشد و پیش تر آن را دیدی ولی نشستی و نمازهای زیادی در آن خواندی، بایستی نمازهایی را که در آن به جا آورده ای دوباره بخوانی.

4- سکونی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

همانا علی علیه السلام ایرادی نمی دید که خون حیوانی (هم چون ماهی) که قابل تذکیه (با سر بریدن) نیست در لباس باشد و انسان با آن لباس نماز به جا آورد.

5- أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِقٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ عَمَّارِ السَّابَاطِيُّ قَالَ: سُئِلَ أَبُو عَبْدِاللَّهِ علیه السلام عَنْ رَجُلٍ يَسِيلُ مِنْ أَنْفِهِ الدَّمُ هَلْ عَلَيْهِ أَنْ يَغْسِلَ بَاطِنَهُ، يَعْنِي جَوْفَ الْأَنْفِ؟

فَقالَ: إِنَّمَا عَلَيْهِ أَنْ يَغْسِلَ مَا ظَهَرَ مِنْهُ.

6- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنِ الْعَبْدِ الصَّالِحِ علیه السلام قَالَ: سَأَلَتْهُ أُمُّ وَلَدٍ لِأَبِيهِ فَقَالَتْ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أَسْأَلَكَ عَنْ شَيْءٍ وَأَنَا أَسْتَحْيِي مِنْهُ.

قالَ: سَلِي وَ لَا تَسْتَحْيِي. قالَتْ: أَصَابَ ثَوْبِى دَمُ الْحَيْضِ فَغَسَلْتُهُ فَلَمْ يَذْهَبْ أَثره.

فَقالَ: اصْبَغِيهِ بِمِشْقٍ حَتَّى يَخْتَلِطَ وَ يَذْهَبَ.

5- عمار ساباطی گوید: از امام صادق علیه السلام درباره مردی که از بینی او خون جاری می شود پرسیدند که آیا بر او لازم است درون (داخل) آن را بشوید؟

فرمود: فقط ظاهر آن را بشوید.

6- علی بن ابی حمزه گوید: کنیزی که از پدرشان فرزندی داشت، به عبد صالح (امام کاظم علیه السلام) گفت فدایت گردم می خواهم در مورد چیزی از شما بپرسم که از پرسش آن شرم دارم.

فرمود: بپرس و شرم مکن.

عرض کرد: به لباسم خون حیض خورد آن را شستم ولی اثر آن از بین نرفت.

فرمود: آن را با گل سرخ رنگ کن تا با رنگ آن مخلوط شود و از بین برود.

7- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ رَفَعَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قال: قال:

دَمُكَ أَنْطَفُ مِنْ دَمَ غَيْرِكَ، إِذَا كَانَ فِي ثَوْبِكَ شِبْهُ النَّضْحِ مِنْ دَمِكَ فَلَا بَأْسَ، وَإِنْ كَانَ دَمُ غَيْرِكَ قَلِيلاً أَوْ كَثِيراً فَاغْسِلُهُ.

8- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ سِنَانٍ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنِ الْحَلَبِيِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام عَنْ دَمِ الْبَرَاغِيثِ يَكُونُ فِي الثَّوْبِ هَلْ يَمْنَعُهُ ذَلِكَ مِنَ الصَّلَاةِ فِيهِ؟

قالَ: لَا ، وَإِنْ كَثرَ فَلَا بَأْسَ أَيْضاً بِشِبْهِهِ مِنَ الرُّعَافِ يَنْضَحُهُ وَ لَا يَغْسِلُهُ.

وَ رُوِيَ أَيْضاً: أَنَّهُ لَا يُغْسَلُ بِالرِّيقِ شَيْءٌ إِلَّا الدَّمُ.

9- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الرَّيَّانِ قَالَ: كَتَبْتُ إِلَى الرَّجُلِ علیه السلام: هَلْ يَجْرِي دَمُ الْبَقِّ مَجْرَى دَمِ الْبَرَاغِيثِ؟ وَ هَلْ يَجُوزُ لِأَحَدٍ أَنْ يَقِيسَ بِدَمِ الْبَقِّ عَلَى الْبَرَاغِيثِ فَيُصَلِّيَ فِيهِ وَ أَنْ يَقِيسَ عَلَى نَحْوِ هَذَا فَيَعْمَلَ بِهِ؟

فَوَقَعَ علیه السلام: يَجُوزُ الصَّلَاةُ، وَالطُّهَرُ مِنْهُ أَفْضَلُ.

7- ابی عبدالله در روایت مرفوعه ای گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

خون خودت از خون دیگری برای تو تمیزتر است در صورتی که در لباست خونی از بدن خودت پاشیده شده باشد، اشکالی ندارد ولی اگر مقدار کم یا زیاد از خون شخص دیگری بود آن را بشوی.

8- حلبی گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم اگر خون کک در لباس باشد آیا این خون مانع از خواندن نماز در آن لباس می شود؟

فرمود نه اگرچه زیاد باشد هم چنین است همانند آن از خون بینی که اشکالی ندارد. که بر روی آن آب پاشیده شود و لازم نیست آن شسته شود.

هم چنین روایت شده است به استثنای خون نمی توان هیچ نجاستی را در دهان با آب دهان شست.

9- محمد بن ریان گوید: به امام (رضا علیه السلام) طی نامه ای نوشتم: آیا خون پشه همان حکم خون کک را دارد؟ و آیا جایز است که خون پشه را با خون کک قیاس کرد و با لباس آلوده به آن نماز به جای آورد و چیزهایی مانند این را قیاس نموده و به آن عمل کرد؟

ایشان در جواب نوشت نماز در آن جایز ولی همان هم پاک شود بهتر است.

بخش سی و نهم

اشاره

(39)

بَابُ الْكَلْبِ يُصِيبُ الثَّوْبَ وَ الْجَسَدَ وَ غَيْرَهُ مِمَّا يُكْرَهُ أَنْ يُمَسَّ شَيْءٌ مِنْهُ.

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ عَنْ مُحَمَّدٍ عَمَّنْ أَخْبَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

إِذَا مَسَّ ثَوْبَكَ الْكَلْبُ فَإِنْ كَانَ يَابِساً فَانْضَحْهُ، وَإِنْ كَانَ رَطْبَاً فَاغْسِلْهُ.

2- حَمَّادُ بْنُ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلامعَنِ الْكَلْبِ يُصِيبُ شَيْئاً مِنْ جَسَدِ الرَّجُلِ.

قالَ: يَغْسِلُ الْمَكَانَ الَّذِي أَصَابَهُ.

3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنِ الْعَمْرَكَيِّ بْنِ عَلِيَّ النَّيْسَابُورِيِّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَخِيهِ مُوسَى علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَن الْفَارَةِ الرَّطْبَةِ قَدْ وَقَعَتْ فِي الْمَاءِ تَمْشِي عَلَى التياب أ يُصَلَّى فِيهَا.

قالَ: اغْسِلْ مَا رَأَيْتَ مِنْ أَثَرِهَا وَ مَا لَمْ تَرَهُ فَانْضَحْهُ بِالْمَاءِ.

حکم سگی که به لباس، بدن و چیزهای دیگری که دست زدن به آن ها مکروه است برخورد می کند.

1- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

اگر سگی که خشک است با لباست برخورد نمود، بر روی لباس آب بپاش، ولی اگر خیس بود، آن را بشوی.

2- محمد بن مسلم گوید: از امام صادق علیه السلام از برخورد سگ با قسمتی از بدن سؤال نمودم.

فرمود: آن قسمتی را که بر خورد نموده، باید شست.

3۔ علی بن جعفر گوید: از برادر خویش امام کاظم علیه السلام پرسیدم: موشی که در آب افتاده، آن گاه بر روی لباس آدمی راه می رود آیا می توان در آن لباس نماز خواند؟

فرمود: رد پاهایش را که می بینی بشوی و آن چه را که نمی بینی بر روی آن آب بپاش.

4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ هَلْ يَحِلُّ أَنْ يَمَسَّ الثَّعْلَبَ وَ الْأَرْنَبَ، أَوْ شَيْئًا مِنَ السَّباع حياً أو ميتاً.

قالَ: لَا يَضُرُّهُ، وَلَكِنْ يَغْسِلُ يَدَهُ.

5- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنِ ابْنِ رِئَابٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ مَيْمُونٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام عَنْ رَجُلٍ يَقَعُ ثَوْبُهُ عَلَى جَسَدِ الميت.

قالَ: إِنْ كَانَ غُسَّلَ فَلَا تَغْسِلْ مَا أَصَابَ ثَوْبَكَ مِنْهُ، وَإِنْ كَانَ لَمْ يُغَسَّلْ فَاغْسِلْ مَا أَصَابَ ثَوْبَكَ مِنْهُ يَعْنِي إِذَا بَرَدَ الْمَيِّتُ.

4- راوی گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: آیا جایز است انسان روباه، خرگوش، حیوان درنده ای را زنده یا مرده مس کند؟

فرمود: ضرری ندارد ولی باید دست خود را بشوید.

5- ابراهيم بن میمون گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم کسی که لباسش بر روی جسد میت می افتد چه حکمی دارد؟

فرمود: اگر میت غسل داده شده لازم نیست قسمتی از لباسش را که به او برخورد نموده بشوید، ولی اگر غسل داده نشده است یعنی در صورتی که بدن میت سرد شده باشد باید آن را بشوید.

6- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنِ الْعَمْرَكِيَّ بْنِ عَلِقٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ يُصِيبُ ثَوْبَهُ خِنْزِيرٌ فَلَمْ يَغْسِلْهُ فَذَكَرَ ذَلِكَ وَ هُوَ فِي صَلَاتِهِ كَيْفَ يَصْنَعُ؟

قالَ: إِنْ كَانَ دَخَلَ فِي صَلاتِهِ فَلْيَمْضِ، وَ إِنْ لَمْ يَكُنْ دَخَلَ فِي صَلَاتِهِ فَلْيَنْضَحْ مَا أَصَابَ مِنْ ثَوْبِهِ إِلَّا أَن يَكُونَ فِيهِ أَثرٌ فَيَغْسِلُهُ.

بخش چهلم

اشاره

(40)

بَابُ صِفَةِ التَّيَمُّمِ.

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ جَمِيعاً عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرِ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السلام عَنِ التَّيَمُّم.

فَضَرَبَ بِيَدِهِ الْأَرْضَ ، ثُمَّ رَفَعَهَا فَنَفَضَهَا، ثُمَّ مَسَحَ بِهَا جَبِينَيْهِ وَ كَفَّيْهِ مَرَّةً وَاحِدَةٌ.

6- علی بن جعفر گوید: از برادرم امام کاظم علیه السلام پرسیدم: مردی که لباسش به خوک برخورد کرده و آن را نشسته و در حال نماز به خاطرش می آید که آن را نشسته است چگونه باید عمل نماید؟

فرمود: در صورتی که نماز خود را آغاز نموده بایستی ادامه دهد ولی اگر نماز خود را آغاز نکرده بایستی بر روی آن قسمت از لباسش که برخورد نموده، آب بپاشد، مگر در صورتی که در آن اثری از نجاست باشد که در این صورت باید آن را بشوید.

چگونگی تیمم

1- زراره گوید: از امام باقر علیه السلام از چگونگی تیمم پرسیدم.

حضرتش دست خود را بر زمین زده، سپس بالا آورد و آن را تکاند و آن را یک بار به پیشانی و دو دست خویش کشید.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِالله علیه السلام أنه سيل عَن التّيهم.

فَتَلَا هَذِهِ الآيَةَ: (وَ السَّارِقُ وَ السَّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَيْدِيَهُما).

وَقالَ: (فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَ أَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ).

قالَ: فَامْسَحْ عَلَى كَفَّيْكَ مِنْ حَيْثُ مَوْضِع الْقَطْعِ وَ قالَ: (وَ مَا كَانَ رَبُّكَ نَسِيَّا).

3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ صَفْوَانَ عَنِ الْكَاهِلِيِّ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ التَّيَمُّمِ.

قالَ: فَضَرَبَ بِيَدِهِ عَلَى الْبِسَاطِ، فَمَسَحَ بِهَا وَجْهَهُ ثُمَّ مَسَحَ كَفَّيْهِ إِحْدَاهُمَا عَلَى ظهْرِ الْأُخْرَى.

4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ الْخَرَّازِ عَنْ أَبِي عَبْدِالله علیه السلام قال: سَأَلْتُهُ عن التَّيَمُّمِ.

2- یکی از اصحاب ما گوید از امام صادق علیه السلام از تیمم پرسیدند.

حضرتش این آیه را تلاوت فرمود: (السارق و السارقة فاقطعوا ایدیهما)؛ «دستان مرد و زنی را که دزدی کرده اند ببرید» و این آیه را قرائت فرمود: (فاغسلوا وجوهكم و ايديكم الى المرافق)؛ «صورت و دست های خود را تا آرنج بشویید».

و فرمود: بر روی دو دست خویش از آن جایی که محل بریده شدن (در آیه مذکور) است، مسح کن و فرمود: «پروردگار تو فراموش کار نیست» (یعنی آن چه را که در آیه سرقت فرموده در آیه وضو فراموش نکرده است).

3- کاهلی گوید: از امام علیه السلام از چگونگی تیمم پرسیدم؟

حضرت دست خود را بر روی زیرانداز زد، آن گاه آن را به صورت خود کشید، سپس پشت هریک از دو دست را با دست دیگر خود مسح فرمود.

4- ابو ایوب خزاز گوید: از امام صادق علیه السلام از چگونگی تیمم پرسیدم؟

فَقالَ: إِنَّ عَمَّارَ بْنَ يَاسِرِ أَصَابَتْهُ جَنَابَةٌ، فَتَمَعَكَ كَمَا تَتَمَعَلُ الدَّابَّةُ، فَقالَ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم: يَا عَمَّارُ! تَمَعَكْتَ كَمَا تَتَمَعَكُ الدَّابَّةُ؟

فَقُلْتُ لَهُ: كَيْفَ التَّيَمُّمُ؟

فَوَضَعَ يَدَهُ عَلَى الْمِسْحِ، ثُمَّ رَفَعَهَا فَمَسَحَ وَجْهَهُ ثُمَّ مَسَحَ فَوْقَ الْكَفِّ قَلِيلاً.

وَ رَوَاهُ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ.

5- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيَّ الْكُوفِيَّ عَنِ النَّوْفَلِيٌّ عَنْ غِيَاثِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

قالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام: لَا وُضُوءَ مِنْ مُوطَا.

قالَ: النَّوْفَلِيُّ: يَعْنِي مَا تَطَأُ عَلَيْهِ مَا تَطَا عَلَيْهِ برجْلِكَ.

6- الْحَسَنُ بْنُ عَلِيِّ الْعَلَوِيُّ عَنْ سَهْلِ بْنِ جُمْهُورٍ عَنْ عَبْدِ الْعَظِيمِ بْنِ عَبْدِاللَّهِ الْحَسَنِيِّ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ الْحُسَيْنِ الْعَرَنِي عَنْ غِيَاثِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

نَهى أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام أَن يَتَيَمَّمَ الرَّجُلُ بِتُرَابٍ مِنْ أَثَرِ الطَّرِيقِ.

فرمود: عمّار بن یاسر جنب شد، خود را همان گونه که چهارپایان در خاک می غلتند بر زمین زد و در خاک غلتید.

رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم به او فرمود: ای عمار! همان گونه که چهار پایان در خاک می غلتند، در خاک غلتیدی.

به حضرتش عرض کردم تیمم چگونه است؟

آن حضرت دست خود را به روی زیر انداز قرار داده، سپس آن را بالا آورد و به صورت خود کشید، پس از آن مقدار کمی از بالای دستان را مسح فرمود.

این روایت را علی بن ابراهیم از پدرش از ابن ابی عمیر از ابی ایوب نیز نقل کرده است.

5- غیاث بن ابراهیم گوید امام صادق علیه السلام فرمود:

امیر مؤمنان علی صلوات الله علیه فرموده است از خاکی که زیر پا است نمی توان تیمم کرد.

نوفلی (که یکی از راویان این حدیث است) می گوید یعنی جایی از زمین که پای خود را بر روی آن می گذارند، نباید تیمم کرد.

6۔ غیاث بن ابراهیم گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: امیر مؤمنان علی علیه السلام از این که مرد با خاک موجود در جاده تیمم کند نهی فرمود.

بخش چهل و یکم

اشاره

(41)

بَابُ الْوَقْتِ الَّذِي يُوجِبُ التَّيَمُّمَ وَ مَنْ تَيَمَّمَ ثُمَّ وَجَدَ الْمَاءَ.

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ صَفْوَانَ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ:

إِذَا لَمْ تَجِدُ مَاءً وَأَرَدْتَ التَّيَمُّمَ فَأَخْرِ التَّيَمُّمَ إِلَى آخِرَ الْوَقْتِ، فَإِنَّ فَاتَكَ الْمَاءُ لَمْ تَفتِّكَ الْأَرْضُ.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ ابْنِ أَذَيْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السلام قالَ:

إِذَا لَمْ يَجِدِ الْمُسَافِرُ الْمَاءَ فَلْيَطْلُبْ مَا دَامَ فِي الْوَقْتِ، فَإِذَا خَافَ أَنْ يَفُوتَهُ الْوَقْتُ فَلْيَتَيَمَّمْ وَليُصَلِّ فِي آخِرَ الْوَقْتِ، فَإِذَا وَجَدَ الْمَاءَ فَلَا فَضَاءَ عَلَيْهِ وَلْيَتَوَضًا لِمَا يَسْتَقْبِلُ.

هنگام وجوب تیمم و حکم کسی که پس از تیمم آب می یابد

1- محمد بن مسلم گوید: از امام علیه السلام شنیدم که می فرمود هرگاه آبی نیافتی و خواستی تیمم کنی تیمم را تا آخر وقت به تأخیر بینداز؛ زیرا اگر در آن هنگام نتوانستی آب بیابی، زمین که در اختیار توست.

2- زراره گوید: یکی از دو امام (باقر یا صادق علیهما السلام) فرموده است:

هنگامی که مسافر آب نمی یابد بایستی تا زمانی که وقت نماز باقی مانده جست وجو کند و هنگامی که می ترسد که وقت نماز، از او فوت شود بایستی تیمم نموده، در آخر وقت نماز را به جا آورد و در صورتی که پس از آن آب بیابد، قضایی بر عهده او نیست و باید برای نماز بعدی وضو بگیرد.

3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيَّ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام يَقُولُ:

إِذَا لَمْ يَجِدِ الرَّجُلُ طَهُوراً وَ كَانَ جُنُباً فَلْيَمْسَحْ مِنَ الْأَرْضِ وَ يُصَلِّي، فَإِذَا وَجَدَ مَاءً فَلْيَغْتَسِلْ وَ قَدْ أَجْزَاله صَلاتُهُ الَّتِي صَلَّى.

4- مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام: يُصَلِّي الرَّجُلُ بِوُضُوءٍ وَاحِدٍ صَلَاةَ اللَّيْلِ وَ النَّهَارِ كُلَّهَا؟

قالَ: نَعَمْ، مَا لَمْ يُحْدِثُ.

قُلْتُ: فَيُصَلِّي بِتَيَهُم وَاحِدٍ صَلَاةَ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ كُلَّهَا؟

قالَ: نَعَمْ، مَا لَمْ يُحْدِثُ أَوْ يُصِبْ مَاءً.

قُلْتُ: فَإِنْ أَصَابَ الْمَاءَ وَ رَجَا أَنْ يَقْدِرَ عَلَى مَاءٍ آخَرَ وَ ظَنَّ أَنَّهُ يَقْدِرُ عَلَيْهِ كُلَّمَا أَرَادَ فَعَسُرَ ذَلِكَ عَلَيْهِ.

3- حلبی گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود:

در صورتی که کسی جنب باشد و آبی نیابد، بایستی بر زمین تیمم نماید و نماز را به جای آورد و اگر دست رسی به آب یافت بایستی غسل نماید و نمازی را که قبلاً به جای آورده است برای او کفایت می کند.

4- زراره گوید: به امام باقر علیه السلام عرض کردم: آیا مرد می تواند تمامی نمازهای شبانه روز را با یک وضو به جای آورد؟

فرمود: آری، اگر آن را باطل ننماید.

گفتم: آیا با یک تیمم نیز می تواند تمامی نمازهای شبانه روز را به جای آورد؟

فرمود: آری، تا هنگامی که آن را باطل ننموده و آبی نیافته است.

گفتم: اگر به آب برسد و امید دست رسی به آب دیگری را داشته باشد و چنین گمان کند که هرگاه بخواهد می تواند به آن دست رسی یابد، ولی این امر بر او دشوار باشد تکلیف او چیست؟ -

قالَ: يَنْقُضُ ذَلِكَ تَيَمُّمَهُ وَ عَلَيْهِ أَنْ يُعِيدَ التَّيَمُّمَ.

قُلْتُ: فَإِنْ أَصَابَ الْمَاءَ وَقَدْ دَخَلَ فِي الصَّلَاةِ.

قالَ: فَلْيَنْصَرِفْ وَلْيَتَوَضَّأُ مَا لَمْ يَرْكَعْ ، فَإِنْ كَانَ قَدْ رَكَعَ فَلْيَمْضِ فِي صَلَاتِهِ، فَإِنَّ التَّيَمُّمَ أَحَدُ الطَّهُورَيْنِ.

5- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ عَاصِمٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام عَنِ الرَّجُلِ لَا يَجِدُ الْمَاءَ فَيَتَيَمَّمُ وَ يُقِيمُ فِي الصَّلَاةِ، فَجَاءَ الْغُلَامُ فَقَالَ: هُوَ ذَا الْمَاءُ.

فَقالَ: إِنْ كَانَ لَمْ يَرْكَعْ فَلْيَنْصَرِفْ وَلْيَتَوَضَّأُ، وَإِنْ كَانَ قَدْ رَكَعَ فَلْيَمْضِ فِي صلاته.

6- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ دَاوُدَ الرَّقِّيَّ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام: أَكُونُ فِي السَّفَرِ وَ تَحْضُرُ الصَّلَاةُ وَ لَيْسَ مَعِي مَاءٌ وَ يُقالَ: إِنَّ الْمَاءَ قَرِيبٌ مِنَّا أَ فَأَطْلُبُ الْمَاءَ وَ أَنَا فِي وَقْتٍ يَمِيناً وَ شِمَالاً؟

فرمود: این امر تیمم او را باطل میکند و بر عهده اوست که دوباره تیمم نماید.

گفتم: اگر در حال نماز به آب دست یابد چه حکمی دارد؟

فرمود: تا هنگامی که به رکوع نرفته است باید از نماز دست کشد و وضو بگیرد، ولی اگر به رکوع رفته باید نماز خود را ادامه دهد زیرا تیمم یکی از دو پاک کننده است.

5- عبدالله بن عاصم گوید: از امام صادق علیه السلام درباره مردی پرسیدم که آب نمی یابد و تیمم می کند و به نماز می ایستد در آن حال غلامش می آید و می گوید: در آن جا آب است.

فرمود: اگر به رکوع نرفته، باید از نماز دست کشد و وضو بگیرد، ولی اگر به رکوع رفته است باید نمازش را ادامه دهد.

6- داوود رقی گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم گاهی در سفر هستم و وقت نماز است و آبی همراه من نیست و بعضی می گویند آب در نزدیکی ما پیدا می شود آیا با بودن وقت، از سمت راست و چپ به دنبال آب بروم؟

قالَ: لَا تَطْلُبِ الْمَاءَ، وَ لَكِنْ تَيَمَّمْ، فَإِنِّي أَخَافُ عَلَيْكَ النَّخَلَّفَ عَنْ أَصْحَابِكَ فَتَضِلَّ فَيَأْكُلَكَ السَّبْعُ.

7- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي الْعَلَاءِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَن الرَّجُل يَمُرُّ بِالرَّكِيَّةِ وَ لَيْسَ مَعَهُ دَلْو.

قالَ: لَيْسَ عَلَيْهِ أَنْ يَنْزِلَ الرَّكِيَّةَ إِنَّ رَبَّ الْمَاءِ هُوَ رَبُّ الْأَرْضِ، فَلْيَتَيَمَّمْ.

8- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ سَالِم قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنْ رَجُلٍ لَا يَكُونُ مَعَهُ مَاءً وَ الْمَاءُ عَنْ يَمِينِ الطَّرِيقِ وَيَسَارِهِ غَلْوَتَيْنِ أَوْ نَحْوَ ذَلِكَ.

قالَ: لَا أَمْرُهُ أَنْ يُغَرُرَ بنَفْسِهِ فَيَعْرِضَ لَهُ لِيٌّ أَوْ سَبعُ.

9- مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ حَازِمٍ عَنِ ابْنِ أَبِي يَعْفُورٍ وَعَنْبَسَةَ بْنِ مُصْعَب عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

فرمود: در پی آب نباش! بلکه تیمم کن؛ زیرا می ترسم که از همراهان خود عقب بمانی و راه را گم کنی و درندگان تو را بدرند.

7- حسين بن ابی العلاء گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: مردی است که از کنار چاه آبی می گذرد ولی سطلی همراه ندارد که آب بکشد و وضو بگیرد؟

فرمود: بر او واجب نیست که در چاه فرو رود؛ چراکه پروردگار آب، همان پروردگار زمین است پس بایستی تیمم کند.

8- يعقوب بن سالم گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم مردی که آبی همراه ندارد، ولی در فاصلهٔ پرتاب دو تیر یا مانند آن در سمت راست و چپ جاده آب یافت می شود (وظیهٔ او چیست؟)

فرمود: (با واجب کردن جست و جوی آب) به او امر نمی کنم که خود را در هلاکت اندازد و گرفتار دزد یا درنده ای شود.

9- عنبسة بن مصعب گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: -

إذا أتيت البئر وأَنْتَ جُنبٌ وَ لَمْ تَجِدْ دَلُوا وَ لا شَيْئاً تَغْرِفُ بِهِ فَتَيَمَّمُ بِالصَّعِيد فَإِنَّ رَبَّ الْمَاءِ وَ رَبَّ الصَّعِيدِ وَاحِدٌ، وَ لَا تَقَعْ فِي الْبِشْرِ، وَ لَا تُفْسِدْ عَلَى الْقَوْمِ مَاءَهُمْ.

10 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ - عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ كَانَ فِي سَفَرٍ وَكَانَ مَعَهُ مَاءً فَنَسِيَهُ وَ تَيَمَّمَ و صَلَّى، ثُمَّ ذَكَرَ أَنَّ مَعَهُ مَاءً قَبْلَ أَنْ يَخْرُجَ الْوَقْتُ.

قالَ: عَلَيْهِ أَن يَتَوَضُأَ وَ يُعِيدَ الصَّلاةَ.

قالَ: وَ سَأَلْتُهُ عَنْ تَيَمُّم الْحَائِضِ وَالْجُنُبِ سَوَاءٌ إِذَا لَمْ يَجِدًا مَاءً؟

قالَ: نَعَمْ.

هرگاه در حال جنابت به چاه آبی رسیدی، و سطل یا چیزی دیگری نیافتی که به وسیلهٔ آن آب برداری، بر روی زمین تیمّم کن که همانا پروردگار آب و پروردگار زمین یکی است.

داخل چاه مرو و آن را برای مردمی که در آن حوالی هستند خراب مکن.

10- أبو بصیر گوید: از امام علیه السلام پرسیدم مسافری آب همراه دارد، ولی فراموش کرده، تیمم می کند و نماز به جا می آورد سپس قبل از خروج وقت به یادش می آید که آبی همراه داشته است.

فرمود: بر اوست که وضو بگیرد و دوباره نماز بخواند.

و از حضرتش پرسیدم آیا تیمم حائض و جنب در نبود آب یکسان است؟

فرمود: آری.

بخش چهل و دوم

اشاره

(42)

بَابُ الرَّجُلِ يَكُونُ مَعَهُ الْمَاءُ الْقَلِيلُ فِي السَّفَرِ وَ يَخَافُ الْعَطَشَ.

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْن الْمُغِيرَةِ عَن ابْن سِنَانِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فِي رَجُلٍ أَصَابَتْهُ جَنَابَةٌ فِي السَّفَرِ وَ لَيْسَ مَعَهُ مَاءٌ إِلَّا قَلِيلٌ وَ خَافَ إِنْ هُوَ اغْتَسَلَ أَن يَعْطَش.

قالَ: إِنْ خَافَ عَطَشاً فَلَا يُهَرِيقُ مِنْهُ قَطْرَةً وَلْيَتَيَمَّمْ بِالصَّعِيدِ، فَإِنَّ الصَّعِيدَ أَحَبُّ إلَى.

2- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيَّ الْوَشَّاءِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ ابْنِ أَبِي يَعْفُورٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنِ الرَّجُلِ يُجْنِبُ وَ مَعَهُ مِنَ الْمَاءِ قَدْرُ مَا يَكْفِيهِ لِشُرْبِهِ أَ يَتَيَمُمُ أَوْ يَتَوَضًا؟

قال: التَّيَمُّمُ أَفْضَلُ أَلَا تَرَى أَنَّهُ إِنَّمَا جُعِلَ عَلَيْهِ نِصْفُ الطَّهور؟

مردی که در سفر آب کمی همراه دارد و از تشنگی هم می ترسد

1- ابن سنان گوید: امام صادق علیه السلام درباره مردی که در سفر جنب می شود و آب کمی همراه دارد و می ترسد که در صورت غسل با آن آب، تشنه بماند، فرمود:

اگر از تشنگی می ترسد نباید قطره ای از آن آب را برای غسل بریزد. بایستی بر روی زمین تیمم کند که همانا تیمّم بر روی زمین نزد من محبوب تر است.

2- ابن ابی یعفور گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم مردی که جنب می گردد و به اندازه ای که برای آشامیدن کافی است، آب همراه دارد آیا باید تیمم کند یا وضو بگیرد؟

فرمود: تیمم بهتر است آیا نمی بینی که در تیمم فقط نیمی از افعال وضو بر عهده او واجب شده است.

3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حُمْرَانَ وَ جَمِيلٍ قالا: قُلْنَا لِأَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام: إِمَامُ قَوْمٍ أَصَابَتْهُ جَنَابَةٌ فِي السَّفَرِ وَ لَيْسَ مَعَهُ مَاءً يَكْفِيهِ لِلغُسْل أَ يَتَوَضَّأُ بَعْضُهُمْ وَ يُصَلِّي بِهِمْ؟

قالَ: لَا، وَلَكِنْ يَتَيَمَّمُ وَيُصَلِّى بهم، فَإِنَّ اللَّهَ قَدْ جَعَلَ التَّرَابَ طَهُوراً.

4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْن الْمُغِيرَةِ، قَالَ:

إِنْ كَانَتِ الْأَرْضُ مُبْتَلَّةً وَ لَيْسَ فِيهَا تُرَابٌ وَ لَا مَاءٌ فَانْظُرْ أَجَفَّ مَوْضِعٍ تَجِدُهُ فَتَيَمَّمْ مِنْ عِبَارِهِ أَوْ شَيْءٍ مُغْبَرَ، وَ إِنْ كَانَ فِي حَالٍ لَا تَجِدُ إِلَّا العينَ فَلا بَأْسَ أَن تَیممَ به.

3- محمد بن حمران و جمیل گویند: به امام صادق علیه السلام عرض کردیم: پیش نماز گروهی در سفر جنب شده و همراه خود آن مقدار آب نیست که برای غسل او کافی باشد، آیا یکی از آنان می تواند وضو بگیرد و بر آنان نماز بخواند؟

فرمود: نه، بلکه خود او تیمم نموده و با ایشان نماز به جا آورد؛ چرا که خداوند خاک را پاک کننده قرار داده است.

4- عبدالله مغیره گوید: اگر زمین مرطوب باشد و خاک و آبی در آن نباشد، خشک ترین مکانی را که می یابی در نظر بگیر و بر غبار آن و یا بر چیز غبار آلودی تیمّم کن و اگر جز گِل چیزی دیگر نمی یابی اشکالی ندارد که با آن تیمم کنی -

بخش چهل و سوم

اشاره

(43)

بَابُ الرَّجُلِ يُصِيبُهُ الْجَنَابَةُ فَلَا يَجِدُ إِلَّا التَّنْجَ أَوِ الْمَاءَ الْجَامِدَ.

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ جَمِيعاً عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ أَجْنَبَ فِي السَّفَرِ وَ لَمْ يَجِدْ إِلَّا النَّلْجَ أَوْ مَاءً جَامِداً.

فَقالَ: هُوَ بِمَنْزِلَةِ الضَّرُورَةِ يَتَيَمَّمُ، وَ لَا أَرَى أَنْ يَعُودَ إِلَى هَذِهِ الْأَرْضِ الَّتِي تُوبِقُ دِينَهُ.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ رَفَعَهُ قَالَ: قَالَ:

إِنْ أَجْنَبَ فَعَلَيْهِ أَنْ يَغْتَسِلَ عَلَى مَا كَانَ عَلَيْهِ، وَ إِنِ احْتَلَمَ تَيَمَّمَ.

وظیفۀ کسی که جنب شده و جز برف و یخ چیزی در دسترس ندارد

1- محمد بن مسلم گوید: از امام صادق علیه السلام درباره مردی که در سفر جنب شده و جز برف و یخ چیزی نمی یابد، پرسیدم؟

فرمود او در حال اضطرار است، باید تیمّم کند و صلاح نمی بینم که به این سرزمینی که دینش را تباه می کند باز گردد.

2- پدر علی بن ابراهیم در حدیث مرفوعه ای گوید: امام علیه السلام فرمود:

در صورتی که شخصی جنب شود بر اوست که در حد توانش (در پی آب باشد) غسل نماید ولی اگر محتلم شود، می تواند تیمم نماید.

3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ بَشِيرٍ عَمَّنْ رَوَاهُ عَنْ أَبِي عَبْدِاللهِ قالَ علیه السلام: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ أَصَابَتْهُ الْجَنَابَةُ فِي لَيْلَةٍ بَارِدَةٍ يَخَافُ عَلَى نفْسِهِ التَّلَفَ إِنِ اغْتَسَلَ.

قَالَ: يَتَيَمَّمُ وَ يُصَلِّي، فَإِذَا أَمِنَ الْبَرْدَ اغْتَسَلَ وَأَعَادَ الصَّلَاةَ.

بخش چهل و چهارم

اشاره

(44)

بَابُ التَّيَمُّمِ بِالطِّينِ.

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنِ ابْنِ رِتَابٍ عَنْ أبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

إِذَا كُنْتَ فِي حَالٍ لَا تَقْدِرُ إِلَّا عَلَى الطِّينِ فَتَيَمَّمْ بِهِ، فَإِنَّ اللَّهَ أَوْلَى بِالْعُذْرِ إِذَا لَمْ يَكُنْ مَعَكَ ثَوْبٌ جَافٌ أَوْ لِبْدُ تَقْدِرُ أَنْ تَنْفُضَهُ وَ تَتَيَمَّمَ بِهِ.

وَ فِي رِوَايَةٍ أُخْرَى: صَعِيدٌ طَيِّبٌ وَ مَاءً طَهُورٌ.

3- راوی گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم مردی در شب سردی جنب می شود و در صورت غسل نمودن می ترسد که از سرما تلف شود.

فرمود: باید تیمم کند و نماز بخواند و هنگامی که از سرما ایمن شد، غسل کند و نماز را تکرار نماید.

تیمم با گل

1- ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هرگاه در حالی بودی که به غیر از گل به چیزی دیگری برای تیمم دست رسی نداشتی در صورتی که همراه تو لباس خشک، یا نمدی نیست که آن ها تکان داده با غبار آن تیمم کنی به گل تیمّم کن که خداوند بر پذیرش آن عذر سزاوارتر است.

در روایتی دیگر آمده است خاک روی زمین پاک است و آب پاک کننده.

بخش چهل و پنجم

اشاره

(45)

بَابُ الْكَسِيرِ وَ الْمَجْدُورِ وَ مَنْ بِهِ الْجِرَاحَاتُ وَ تُصِيبُهُمُ الْجَنَابَةُ.

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ الْخَزَّازِ عَنْ مُحَمَّدِ بْن مُسْلِم قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرِ علیه السلام عَنِ الرَّجُلِ يَكُونُ بِهِ الْقَرْحُ وَ الجراحة يُجيب. قالَ: لَا بَأْسَ بِأَنْ لَا يَغْتَسِلُ وَ يَتَيَمَّمَ.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قالَ:

يَتَيَمَّمُ المَجدُورُ والكَسِيرُ بِالتُّرَابِ إِذَا أَصَابَتْهُ الْجَنَابَةُ.

3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَحْمَدَ رَفَعَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ مَجْدُورٍ أَصَابَتْهُ جَنَابَةٌ.

قالَ: إِنْ كَانَ أَجْنَبَ هُوَ فَلْيَغْتَسِلْ، وَإِنْ كَانَ احْتَلَمَ فَلْيَتَيَمَّمْ.

حکم کسی که شکستگی، آبله و جراحتی داشته و جنب شده است

1- محمد بن مسلم گوید: از امام باقر علیه السلام درباره مردی که زخم چرکین و جراحت داشته و جنب شده است، پرسیدم؟

فرمود: اشکال ندارد که غسل نکند و به جای آن تیمم نماید.

2- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

شخص آبله دار و کسی که جراحتی دارد در صورتی که جنب شود، باید با خاک تیمم کند.

3- على بن احمد در روایت مرفوعه ای گوید: از امام صادق علیه السلام درباره شخص آبله داری که جنب شده پرسیدم؟

فرمود: در صورتی که جنب شده بایستی غسل کند ولی در صورتی که محتلم شده، بایستی تیمم کند.

4 - أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ بَكْرِ بْنِ صَالِحٍ وَ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ الْغِفَارِيِّ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ الْجَعْفَرِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

إِنَّ النَّبِيِّ صلى الله عليه واله وسلم ذُكِرَ لَهُ أَنَّ رَجُلاً أَصَابَتْهُ جَنَابَةٌ عَلَى جُرْحِ كَانَ بِهِ فَأُمِرَ بِالْغُسْلِ فَاغْتَسَلَ فَكُنَّ فَمَاتَ.

فَقالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم: قَتَلُوهُ قَتَلَهُمُ الله، إنَّمَا كَان دَواء العى السُّؤال.

5- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سُكَيْنٍ وَ غَيْرِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ قالَ علیه السلام: قِيلَ لَهُ: إِنَّ فُلاناً أَصَابَتْهُ جَنَابَةٌ وَ هُوَ مَجْدُورٌ فَغَسَّلُوهُ فَمَاتَ.

فَقالَ: قَتَلُوهُ أَلَّا سَأَلُوا أَلَّا يَمَّمُوهُ، إِنَّ شِفَاءَ الْعِيِّ السُّؤَالُ.

قالَ: وَ رُوِيَ ذَلِكَ فِي الْكَسِيرِ وَ الْمَبْطُونِ: يَتَيَمَّمُ وَ لَا يَغْتَسِلُ.

4- جعفر بن ابراهیم جعفری گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

نزد پیامبر گرامی صلى الله عليه واله وسلم سخن از مردی به میان آمد که جراحتی داشته و دچار جنابت شده بود و مردم به او دستور غسل داده و او هم غسل کرد ولی کزاز گرفت و درگذشت.

رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم، فرمود او را کشتند خدا آن ها را بکشد! همانا درمان جهل و نادانی پرسش است.

5- راوی گوید: به امام صادق علیه السلام عرض شد فلانی در حالی که به بیماری آبله مبتلا بود، دچار جنابتی گردید، او را غسل دادند و درگذشت.

فرمود: او را کشتند چرا نپرسیدند؟ چرا او را تیمّم ندادند؟ همانا درمان جهل و نادانی پرسش است.

راوی گوید: و این حکم در مورد کسی که شکستگی و شکم درد دارد نیز روایت شده است که باید تیمم کند، نه غسل.

بخش چهل و ششم

اشاره

(46)

بَابُ النَّوَادِر.

1- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ إِسْحَاقَ الْأَحْمَرِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِي الْوَشَّاءِ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى الرِّضَا علیه السلام وَ بَيْنَ يَدَيْهِ إِبْرِيقٌ يُرِيدُ أَنْ يَتَهَيَّأَ مِنْهُ لِلصَّلَاةِ، فَدَنَوْتُ مِنْهُ لِأَصْبٌ عَلَيْهِ، فَأَبَى ذَلِكَ وَ قَالَ: مَنْ يَا حَسَنُ!

فَقُلْتُ لَهُ: لِمَ تَنْهَانِي أَنْ أَصُبَّ عَلَى يَدِكَ تَكْرَهُ أَنْ أُوجَرَ؟

قالَ: تُؤْجَرُ أَنْتَ وَأُوزَرُ أَنَا.

فَقُلْتُ لَهُ: وَكَيْفَ ذَلِكَ؟

فَقالَ: أَ مَا سَمِعْتَ اللَّهَ يَقُولُ: (فَمَنْ كَانَ يَرْجُوا لِقَاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلاً صَالِحاً وَ لَا يُشْرِك بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَداً) وهَا أَنَا ذَا أَتَوَضَّأُ لِلصَّلَاةِ وَهِيَ الْعِبَادَةُ، فَأَكْرَهُ أَنْ يَشْرَكَنِي فِيهَا أَحَدٌ.

چند روایت کمیاب

1- حسن بن علی وشاء گوید: خدمت امام رضا علیه السلام شرفیاب شدم که در پیش روی حضرتش آفتابه ای بود می خواست به وسیله آن خود را برای نماز آماده نماید من نزدیک رفتم تا بر دست مبارکش آب بریزم، ولی حضرت از این عمل امتناع نمود و فرمود: دست نگهدار! ای حسن.

گفتم: برای چه مرا از ریختن آب بر روی دستتان نهی می فرمایی؟ آیا نمی خواهی اجری ببرم؟

فرمود: تو اجر ببری و من به گناه افتم؟

گفتم چگونه؟

فرمود: آیا نشنیده ای که خداوند می فرماید: «پس هر کس به لقای پروردگارش امید دارد، پس عمل شایسته نماید و در عبادت پروردگارش کسی را شریک نسازد».

آگاه باش که من برای نماز وضو می گیرم و نماز، عبادت است، کراهت دارم که کسی در آن با من شریک شود.

2- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِيُّ عَنِ الْقَدَّاحِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم:

افْتِتَاحُ الصَّلَاةِ الْوُضُوءُ، وَ تَحْرِيمُهَا التَّكْبِيرُ، وَ تَحْلِيلُهَا التَّسْلِيمُ.

3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ صَالِحٍ بْنِ السِّنْدِيٌّ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ بَشِيرٍ عَنْ صَبَّاحِ الْحَذَّاءِ عَنْ أَبِي أَسَامَةَ قَالَ: كُنتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام فَسَأَلَهُ رَجُلٌ مِنَ الْمُغِيرِيَّةِ عَنْ شَيْءٍ مِنَ السُّنَنِ.

فَقالَ: مَا مِنْ شَيْءٍ يَحْتَاجُ إِلَيْهِ أَحَدٌ مِنْ وُلْدِ آدَمَ إِلَّا وَ قَدْ جَرَتْ فِيهِ مِنَ اللَّهِ وَ مِنْ رَسُولِهِ سُنَّةٌ عَرَفَهَا مَنْ عَرَفَهَا وَأَنْكَرَهَا مَنْ أَنْكَرَهَا.

فَقالَ رَجُلٌ: فَمَا السُّنَّةُ فِي دُخُولِ الْخَلَاءِ.

قالَ: تَذْكُرُ اللَّهَ وَ تَتَعَوَّذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ، وَإِذَا فَرَغْتَ قُلْتَ: «الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَى مَا أَخْرَجَ مِنِّي مِنَ الْأَذَى فِي يُسْرٍ وَ عَافِيَةٍ».

2- قداح گوید: امام جعفر علیه السلام می فرماید: رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم فرمود:

افتتاح نماز به وضو، تحریم آن به تکبیر و تحلیل آن به سلام گفتن است.

3- ابو اسامه گوید: در خدمت امام صادق علیه السلام بودم که یکی از اصحاب مغیره (1)از حضرتش در مورد برخی سنت ها پرسیدند؟

فرمود: هیچ چیزی نیست که کسی از فرزندان آدم به آن محتاج باشد، مگر آن که به طور از جانب خداوند و رسول او در آن سنتی جاری شده است که هرکس آن را شناخت شناخته است و هرکس آن را انکار کرد، منکر آن شد.

آن مرد عرض کرد پس سنّت به هنگام داخل شدن به مستراح چیست؟

فرمود: این که خدا را یاد نمایی، از شیطان رجیم به او پناه ببری و چون فارغ شدی بگویی: «الحمدلله على ما أخرج منّي من الأذى في يُسر وعافية»، «حمدو سپاس از آن خداوندی که در آسانی و سلامت آن چه را که باعث آزار و اذیت من است، از من خارج نمود».


1) اصحاب مغیره: افرادی که معتقد بودند بعد از امام باقر علیه السلام امامت از آن محمدبن عبدالله بن حسن می باشد.

قالَ الرَّجُلُ: فَالإِنسَانُ يَكُونُ عَلَى تِلْكَ الْحَالِ وَ لَا يَصْبِرُ حَتَّى يَنْظُرَ إِلَى مَا يَخْرُجُ مِنْهُ.

قالَ: إِنَّهُ لَيْسَ فِي الْأَرْضِ آدَمِيٌّ إِلَّا وَ مَعَهُ مَلَكَانِ مُوَكَّلَانِ بِهِ، فَإِذَا كَانَ عَلَى تِلْكَ الْحَالِ ثَنْيَا بِرَقَبَتِهِ.

ثُمَّ قَالا: يَا ابْنَ آدَمَ انْظُرْ إِلَى مَا كُنْتَ تَكْدَحُ لَهُ فِي الدُّنْيَا إِلَى مَا هُوَ صَائِرٌ.

4- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ سَلَمَةَ بْنِ الْخَطَّابِ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ مُحَمَّدٍ التَّقَفِيِّ عَنْ عَلِيَّ بْنِ الْمُعَلَّى عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ حُمْرَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

مَنْ تَوَضَّأَ فَتَمَنْدَلَ كَانَتْ لَهُ حَسَنَةٌ، وَ إِنْ تَوَضَّأَ وَ لَمْ يَتَمَنْدَلْ حَتَّى يَجِفَّ وَضُوؤُهُ كَانَتْ لَهُ ثَلَاثُونَ حَسَنَةٌ.

آن مرد گفت چرا باید انسان در آن حال درنگ کند تا به آن چه که از او خارج می شود نگاه نماید؟

فرمود: این گونه است که در روی زمین هیچ آدمی نیست مگر آن که دو فرشته به او گماشته شده اند که هرگاه در آن حالت قرار می گیرد گردن او را خم می نمایند، سپس به او می گویند: ای پسر آدم! به آن چه که در دنیا برای به دست آوردنش تلاش می کنی بنگر که به چه چیزی تبدیل شده است.

4- ابراهیم بن محمد گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هر کس وضو بگیرد و آن را با حوله خشک کند یک حسنه برای او ثبت شود، ولی اگر وضو بگیرد و آن را با حوله خشک نکند سی حسنه بر او می شود.

عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَمْرِو بْنِ عُثْمَانَ عَنْ جَرَّاحِ الْحَذَّاءِ عَنْ سَمَاعَةَ بن مِهْرَانَ قالَ: قالَ: أَبُو الْحَسَنِ مُوسَى علیه السلام:

مَنْ تَوَضَّأَ لِلْمَغْرِبِ كَانَ وُضُوؤُهُ ذَلِكَ كَفَّارَةٌ لِمَا مَضَى مِنْ ذُنُوبِهِ فِي نَهَارِهِ مَا خَلَا الْكَبَائِرَ، وَ مَنْ تَوَضَّأَ لِصَلاةِ الصُّبْح كان وُضُوؤُهُ ذَلِكَ كَفَّارَةٌ لِمَا مَضَى مِنْ ذُنُوبِهِ فِي لَيْلَتِهِ إِلَّا الْكَبَائِرَ.

6- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ قَاسِمِ الْخَزَّازِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ كَثِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

بَيْنَا أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام قَاعِدٌ وَ مَعَهُ ابْنُهُ مُحَمَّدٌ إِذْ قالَ: يَا مُحَمَّدُ! انْتِنِي بِإِنَاءٍ مِنْ ماء.

فَأَتَاهُ بِهِ فَصَبَّهُ بِيَدِهِ الْيُمْنَى عَلَى يَدِهِ الْيُسْرَى.

ثُمَّ قَالَ: الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي جَعَلَ الْمَاءَ طَهُوراً وَ لَمْ يَجْعَلْهُ نَجِساً.

ثُمَّ اسْتَنْجَى فَقالَ: اللَّهُمَّ حَصِّنْ فَرْجِي وَ أَعِفَّهُ وَاسْتُرْ عَوْرَتِي وَ حَرِّمْهَا عَلَى النَّارِ.

5- سماعة بن مهران گوید: امام کاظم علیه السلام فرمود:

هر کس برای نماز مغرب وضو بگیرد آن وضو، کفّاره گناهانی جز گناهان کبیره است که در آن روز از او سر زده و هر کس برای نماز صبح وضو گیرد، کفاره گناهان شب گذشته او - جز گناه کبیره - می شود.

6- عبد الرحمان بن کثیر گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

روزی امیر مؤمنان علی علیه السلام نشسته بود و فرزندش محمد نیز با او بود. حضرت به فرزندش فرمود: ای محمد! ظرفی آب بیاور.

او هم آورد. حضرت با دست راست خویش بر روی دست چپش آب ریخت، سپس فرمود: «الحمدلله الذي جعل الماء طهوراً و لم يجعله نجساً»؛ «حمدو سپاس مخصوص خداوندی است که آب را پاک و پاک کننده قرار داد و آن را نجس قرار نداد».

سپس تطهیر نموده، فرمود: «اللهم حصن فرجي واعفه و استر عورتي وحرمها على النار»؛ «خدایا! عورت مرا از حرام نگاه دار و پاکدامنش گردان و آن را بپوشان و آتش را بر آن حرام

كن».

ثُمَّ اسْتَنْشَقَ فَقالَ: اللَّهُمَّ لَا تُحَرِّمْ عَلَيَّ رِيحَ الْجَنَّةِ وَ اجْعَلْنِي مِمَّنْ يَشَمُ رِيحَهَا وَ طِيبَهَا وَ رَيْحَانَهَا.

ثُمَّ تَمَضْمَضَ فَقَالَ: اللهم أَنْطِقُ لِسَانِي بِذِكْرِكَ وَاجْعَلْنِي مِمَّنْ تَرْضَى عَنْهُ.

ثُمَّ غَسَلَ وَجْهَهُ فَقالَ: اللَّهُم بَيْضٌ وَجْهِي يَوْمَ تَسْوَدُّ فِيهِ الْوُجُوهُ وَ لَا تُسَوَّدْ وَجْهِي يَوْمَ تَبْيَضُ فِيهِ الْوُجُوهُ.

ثُمَّ غَسَلَ يَمِينَهُ فَقَالَ: اللَّهُمَّ أَعْطِنِي كِتَابِي بِيَمِينِي وَ الْخُلْدَ بِيَسَارِي.

ثُمَّ غَسَلَ شِمَالَهُ فَقالَ: اللَّهُمَّ لَا تُعْطِنِي كِتَابِي بِشِمَالِي وَ لَا تَجْعَلْهَا مَغْلُولَةً إِلَى عُنُقِي وَأَعُوذُ بِكَ مِنْ مُقَطَّعَاتِ النيران.

ثُمَّ مَسَحَ رَأْسَهُ فَقَالَ: اللَّهُمَّ غَشْنِي بِرَحْمَتِكَ وَ بَرَكَاتِكَ وَ عَفْوِكَ.

سپس حضرتش استنشاق نمود و فرمود: «اللهم لا تحرّم عليّ ريح الجنة واجعلني ممن يشمّ ريحها و طيبها و ریحانها»؛ «خدایا! بوی بهشت را بر من حرام نگردان و مرا از کسانی قرار ده که بو و عطر آن و گیاهان خوشبوی آن را استشمام می کنند».

سپس آب در دهان گردانید و فرمود: «اللهم انطق لساني بذکرک و اجعلني ممن ترضى عنه»؛ «خدایا! زبانم را به یاد خودت گویا گردان و مرا از کسانی قرارده که از ایشان خوشنود هستی».

سپس صورت خود را شست و فرمود: «اللهم بيض وجهي يوم تسوّد فيه الوجوه و لاتسوّد وجهي يوم تبيض فيه الوجوه»؛ «خداوندا! روزی که صورت ها در آن سیاه می گردد، صورت مرا سفید گردان و روزی که صورت ها در آن سفید می گردد صورت مرا سیاه مگردان».

سپس دست راست خود را شست و فرمود: «اللهم اعطني كتابي بيميني و الخلد بيساري»؛ «خداوندا! نامه عمل مرا به دست راستم و جاودانگی ابدی را به دست چپم ده».

سپس دست چپ خود را شست و فرمود: «اللهم لاتعطني كتابي بشمالي ولاتجعلها مغلولة إلى عنقي و أعوذ بك من مقطعات النيران»؛ «خدایا! نامه عمل مرا به دست چپم مده و آن را بر گردنم مبند و به تو پناه می برم از لباس های آتشین».

پس از آن از آن سر خود را مسح نمود و فرمود: «اللهم غشني برحمتک و برکاتک و عفوک»؛ «خدایا مرا با ،رحمت برکات و عفو خویش فراگیر».

ثُمَّ مَسَحَ عَلَى رِجْلَيْهِ فَقالَ: اللَّهُمَّ ثَبِّتْ قَدَمَيَّ عَلَى الصِّرَاطِ يَوْمَ تَزِلُّ فِيهِ الْأَقْدَامُ وَ اجْعَلْ سَعْيِي فِيمَا يُرْضِيكَ عَنِّي.

ثُمَّ الْتَفَتَ إِلَى مُحَمَّدٍ فَقَالَ: يَا مُحَمَّدًا مَنْ تَوَضَّأَ بِمِثْلِ مَا تَوَضَّأْتُ وَ قَالَ مِثْلَ مَا قُلْتُ خَلَقَ اللَّهُ لَهُ مِنْ كُلِّ قَطْرَةٍ مَلَكاً يُقَدِّسُهُ وَ يُسَبِّحُهُ وَ يُكَبِّرُهُ وَ يُهَلِّلُهُ وَ يَكْتُبُ لَهُ ثَوَابَ ذَلِكَ.

7- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنِ ابْنِ رِئَابٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ قَيْسٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السلام يَقُولُ - وَ هُوَ يُحَدِّثُ النَّاسَ بِمَكَّةَ -:

سپس دو پای خود را مسح نموده فرمود: «اللهم ثبت قدمي على الصراط يوم تزل فيه الأقدام واجعل سعيي فيما يرضيك عنّي»؛ «خداوندا! قدم های مرا بر صراط در آن روزی که قدم ها بر آن می لغزد، ثابت و استوار کن و سعی و کوشش مرا در آن چیزی قرارده که تو را از من خشنود و راضی می سازد».

سپس حضرتش رو به محمّد نمود و فرمود: ای محمّد! هرکس همان طور که من وضو گرفتم، وضو بگیرد و همانند گفتار مرا بگوید خداوند از هر قطره وضوی او فرشته ای خلق می کند که او را تقدیس و تسبیح نموده تکبیر و «لا اله الا الله» گویند و ثواب آن را برای آن شخص می نویسد.

7- محمد بن قیس گوید: هنگامی که امام باقر علیه السلام در مکه برای مردم سخن می گفت شنیدم که می فرمود: -

صَلَّى رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه واله وسلم الْفَجْرَ، ثُمَّ جَلَسَ مَعَ أَصْحَابِهِ حَتَّى طَلَعَتِ الشَّمْسُ فَجَعَلَ يَقُومُ الرَّجُلُ بَعْدَ الرَّجُلِ حَتَّى لَمْ يَبْقَ مَعَهُ إِلَّا رَجُلَانِ أَنْصَارِيٌّ وَ ثَقَفِيٌّ.

فَقالَ: لَهُمَا رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه واله وسلم: قَدْ عَلِمْتُ أَنَّ لَكُمَا حَاجَةً وَ تُرِيدَانِ أَنْ تَسْأَلَا عَنْهَا، فَإِن شِما أَخْبَرْتُكُمَا بِحَاجَتِكُمَا قَبْلَ أَن تَسْأَلَاتِي، وَإِنَّ شِئْتُمَا فَاسْأَلَا عَنْهَا.

قالا: بَلْ تُخْبِرُنَا قَبْلَ أَن تَسْأَلَكَ عَنْهَا، فَإن ذلِكَ أَجْلَى لِلْعَمَى وَأَبْعَدُ مِنَ الارْتِيَابِ وَأُثْبَتُ لِلْإِيمَانِ.

فَقالَ رَسُولُ اللهِ صلی الله علیه واله وسلم: أَمَّا أَنتَ يَا أَخَا لَقِيفٍ فَإِنَّكَ جِئْتَ أَن تَسْأَلَنِي عَنْ وُضُوئِك وَ صَلَاتِكَ مَا لَكَ فِي ذَلِكَ مِنَ الْخَيْرِ أَمَّا وُضُوؤُكَ، فَإِنَّكَ إِذَا وَضَعْتَ يَدَكَ فِي إِنَائِكَ ثُمَّ قُلْتَ: «بِسْمِ اللَّهِ» تَنَاثَرَتْ مِنْهَا مَا اكْتَسَبَتْ مِنَ الذُّنُوبِ، فَإِذَا غَسَلْتَ وَجْهَكَ تَنَاثَرَتِ الذُّنُوبُ الَّتِي اكْتَسَبَتْهَا عَيْنَاكَ بِنَظَرِهِمَا وَ فُوكَ، فَإِذَا غَسَلْتَ ذِرَاعَيْكَ.

رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم نماز صبح را به جا آورد، سپس تا هنگام طلوع خورشید با اصحاب خود نشست. پس حاضران یکی پس از دیگری به پا خاستند تا آن که جز دو مرد که یکی از آن ها انصاری و دیگری ثقفی بود کسی نماند.

رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم به آن ها فرمود: شما باید حاجتی داشته باشید که می خواهید درباره آن بپرسید اگر می خواهید قبل از سؤال شما را از حاجتتان آگاه سازم و اگر می خواهید شما سؤال کنید.

آن ها گفتند: بلکه شما پیش از پرسش ما را از آن آگاه سازید چون آن امر روشنایی برای کور دوری از شک و تردید و برای ایمان استوارتر است.

رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم فرمود: اما تو ای برادر ثقفی! آمده ای تا از من درباره وضو و نماز خود و خیری که برای تو در آن است بپرسی در مورد وضویت این که هرگاه دست خود را داخل ظرف می نمایی، سپس «بسم الله» گویی، گناهانی را که مرتکب شده ای از آن فرو می ریزد هنگامی که صورت خود را می شویی گناهانی که چشمانت با نگریستن مرتکب شده اند و گناهان دهانت فرو می ریزد و آن گاه که دو بازوی خویش را می شویی -

تَنَاثَرَتِ الذُّنُوبُ عَنْ يَمِينِكَ وَ شِمَالِكَ، فَإِذَا مَسَحْتَ رَأْسَكَ وَ قَدَمَيْكَ تَنَاثَرَتِ الذُّنُوبُ الَّتِي مَشَيْتَ إِلَيْهَا عَلَى قَدَمَيْكَ فَهَذَا لَكَ فِي وُضُوئِكَ. (1)

8- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: الْوُضُوءُ شَطْرُ الْإِيمَان.

9- أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ صَبَّاحٍ الْحَذَّاءِ عَنْ سَمَّاعَةَ قَالَ: كُنْتُ عِنْدَ أَبِي الْحَسَنِ علیه السلام فَصَلَّى الظُّهْرَ وَ الْعَصْرَ بَيْنَ يَدَيَّ وَ جَلَسْتُ عِنْدَهُ حَتَّى حَضَرَتِ الْمَغْرِبُ فَدَعَا بِوَضُوءٍ فَتَوَضَّأَ لِلصَّلَاةِ.

ثُمَّ قَالَ لِي: تَوَضُاً.

فَقُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! أَنَا عَلَى وُضُوئِي.

فَقالَ: وَإِنْ كُنْتَ عَلَى وُضُوءِ، إِنَّ مَنْ تَوَضَّأَ لِلْمَغْرِبِ كَانَ وُضُوؤُهُ ذَلِكَ كَفَّارَةٌ لِمَا مَضَى مِنْ ذُنُوبِهِ فِي يَوْمِهِ إِلَّا الْكَبَائِرَ، وَ مَنْ تَوَضَّأَ لِلصُّبْحِ كَانَ وُضُوؤُهُ ذَلِكَ كَفَّارَةً لِمَا مَضَى مِنْ ذُنُوبِهِ فِي لَيْلَتِهِ إِلَّا الْكَبَائِرَ.

گناهان از راست و چپت فرو می ریزند و هنگامی که سر و دو پای خود را مسح می نمایی گناهانی که با دو پایت به سوی آن راه رفته ای فرو می ریزد این چیزی است که برای تو در وضویت موجود است.

8- سکونی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: وضو بخشی از ایمان است.

9- سماعه گوید: در خدمت امام کاظم علیه السلام بودم که حضرتش نماز ظهر و عصر را در پیش روی من به جای آورد و من تا هنگام فرا رسیدن مغرب نزد حضرتش نشستم. آن حضرت آبی برای وضو طلب نمود و برای نماز وضو گرفت سپس به من فرمود: وضو بگیر.

گفتم: قربانت گردم! من وضو دارم.

فرمود: اگرچه وضو داشته باشی به راستی هرکس برای مغرب وضو بگیرد - جز گناهان کبیره - کفّاره گناهان آن روز او، و هرکه برای نماز صبح وضو بگیرد - جز گناهان کبیره - کفاره گناهان آن شب او خواهد بود.


1) این روایت در كتاب «من لا يحضره الفقیه» ادامه دارد.

10- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى وَ أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ سَعْدَانَ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

الطَّهْرُ عَلَى الطَّهْرِ عَشْرُ حَسَنَاتٍ.

11- مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ وَ غَيْرُهُ عَنْ سَهْلِ بْن زِيَادٍ بِإِسْنَادِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: إِذَا فَرَغَ أَحَدُكُمْ مِنْ وَضُوئِهِ فَلْيَأْخُذْ كَفَا مِنْ مَاءٍ فَلْيَمْسَحْ بِهِ قَفَاهُ يَكُونُ ذَلِكَ فَكَاكَ رَقَبَتِهِ مِنَ النَّارِ.

12- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ علیه السلام قَالَ: قُلْتُ لَهُ: الرَّجُلُ يَغْتَسِلُ بِمَاءِ الْوَرْدِ وَ يَتَوَضَّأُ بِهِ لِلصَّلَاةِ.

قالَ: لَا بَأْسَ بِذَلِكَ.

13- أبو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ عَبْدِ الْوَهَّابِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ إِسْمَاعِيلَ الْجُعْفِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَمَّنْ مَسَّ عَظْمَ الْمَيِّتِ.

قالَ: إِذَا كَانَ سَنَةٌ فَلَيْسَ بِهِ بَأْسٌ.

10- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

وضو بر وضو (یا غسل بر غسل) برابر ده حسنه است.

11- سهل بن زیاد با سند خود نقل می کند که امام صادق علیه السلام فرمود:

هرگاه یکی از شما وضوی خود را به پایان رسانید کف آبی بر گیرد و به پشت گردن خود مسح نماید که این امر موجب آزاد شدن او از آتش خواهد بود.

12- یونس گوید: به امام کاظم علیه السلام عرض کردم مردی با گلاب غسل نموده و با آن جهت نماز وضو می گیرد؛ حکمش چیست؟

فرمود: اشکالی ندارد (!!)

13- اسماعیل جعفی گوید: از امام صادق علیه السلام در مورد کسی که استخوان میت را لمس کند، پرسیدم؟

فرمود: در صورتی که یک سال گذشته باشد اشکالی ندارد.

14- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى رَفَعَهُ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ قَالَ: قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام:

إِذَا كَانَ الرَّجُلُ نَائِماً فِى الْمَسْجِدِ الْحَرَام أَوْ مَسْجِدِ الرَّسُولِ صلى الله عليه واله وسلم فَاحْتَلَمَ فَأَصَابَتْهُ جَنَابَةٌ فَلْيَتَيَمَّمْ وَ لَا يَمُرَّ فِي الْمَسْجِدِ إِلَّا مُتَيَمَّماً حَتَّى يَخْرُجَ مِنْهُ، ثُمَّ يَعْتَسِلَ، وَكَذَلِكَ الْحَائِضُ إِذَا أَصَابَهَا الْحَيْضُ تَفْعَلُ كَذَلِكَ، وَ لَا بَأْسَ أَنْ يَمُرًا فِي سَائِرِ الْمَسَاجِدِ وَ لَا يَجْلِسَانِ فِيهَا.

15- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ وُهَيْبِ بْنِ حَفْصٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ حَيَّةٍ دَخَلَتْ حُبّاً فِيهِ مَاءٌ وَ خَرَجَتْ مِنْهُ.

قالَ: إِنْ وَجَدَ مَاءً غَيْرَهُ فَلْيُهَرِقْهُ.

16- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنِ الْعَمْرَكِيَّ بْنِ عَلِيَّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَخِيهِ أَبِي الْحَسَنِ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ رَعَفَ فَامْتَخَطَ فَصَارَ بَعْضُ ذَلِكَ الدَّمِ قِطَعاً صِغَاراً فَأَصَابَ إِناءَهُ هَلْ يَصْلُحُ لَهُ الْوُضُوءُ مِنْهُ؟

14- ابو حمزه گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:

در صورتی که مرد در مسجد حرام یا مسجد الرسول صلی الله علیه واله وسلم بخوابد و محتلم گردد و جنب شود، بایستی تیمّم نماید و با حالت تیمم از مسجد عبور کند و خارج شود، سپس غسل نماید و زن حائض نیز این گونه است هنگامی که حائض شد، همین کار را انجام می دهد، ولی (جنب و حائض) می توانند در مساجد دیگر از آن ها عبور نمایند، ولی نباید در آن ها بنشینند.

15- ابو بصیر گوید: از امام علیه السلام پرسیدم: ماری داخل ظرف آبی می شود و از آن خارج می گردد (این چه حکمی دارد؟).

فرمود: در صورتی که آبی غیر از آن آب باشد، بایستی آن را دور بریزند.

16- علی بن جعفر گوید: از برادرم امام کاظم علیه السلام پرسیدم مردی است که خون دماغ ا شده و مقدار از آن خون به صورت لخته های کوچک درآمده و به ظرفش می رسد آیا او می تواند در آن ظرف وضو بگیرد؟

فَقالَ: إِن لَمْ يَكُنْ شَيْءٌ يَسْتَبِينُ فِي الْمَاءِ فَلَا بَأْسَ وَإِنْ كَانَ شَيْئًا بَيْناً فَلا يَتَوَضَّأُ منْهُ.

قالَ: وَ سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ رَعَفَ وَ هُوَ يَتَوَضَّأُ فَيَقْطُرُ قَطْرَةٌ فِي إِنَاتِهِ هَلْ يَصْلُحُ الوُضُوءُ مِنْهُ؟

قال: لا.

17- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْبَرْقِيِّ عَنْ سَعْدِ بْنِ سَعْدِ عَنْ صَفْوَانَ قالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السلام عَنْ رَجُلٍ احْتَاجَ إِلَى الْوُضُوءِ لِلصَّلَاةِ وَ هُوَ لَا يَقْدِرُ عَلَى الْمَاءِ، فَوَجَدَ بِقَدْرِ مَا يَتَوَضَّأُ بِهِ بِمِائَةِ دِرْهَم أَوْ بِأَلْفِ دِرْهَم وَ هُوَ وَاجِدٌ لَهَا يَشْتَرِي وَ يَتَوَضَّأَ أَوْ يَتَيَمَّمُ؟

قالَ: لَا بَلْ يَشْتَرِي قَدْ أَصَابَنِي مِثْلُ ذَلِكَ فَاشْتَرَيْتُ وَ تَوَفَّاتُ وَ مَا يُشْتَرَى بِذَلِكَ مَالٌ كَثِيرٌ.

هَذَا آخِرُ كِتَابِ الطَّهَارَةِ مِنْ كِتَابِ «الْكَافِي» وَ هُوَ سِتَةٌ وَ أَرْبَعُونَ بَاباً وَ يَتْلُوهُ كِتَابُ الْحَيْضِ إِنْ شَاءَ اللَّهُ تَعَالَى.

فرمود: اگر چیزی در آب آشکار و محسوس نباشد اشکالی ندارد ولی اگر چیزی واضح بود، نباید از آن وضو بگیرد.

و از حضرتش پرسیدم: مردی است که در حال وضو، خون دماغ می شود و قطره ای در ظرفش می چکد آیا می تواند در آن وضو بگیرد؟

فرمود: نه.

17- صفوان گوید: از ابا الحسن علیه السلام پرسیدم: مردی است جهت نماز نیازمند وضو است و به آب دست ندارد و مقداری آب - به اندازه وضو گرفتن - قیمت صد یا هزار درهم می یابد و چنین مبلغی را دارد آیا باید آن را بخرد و وضو بگیرد، یا تیمم کافی است؟

فرمود: نه، بلکه باید بخرد مانند همین امر برای من اتفاق افتاد و من آن را خریدم و وضو گرفتم و آن چه را که با این مبلغ خریداری می نمایند، مال فراوانی است.

پایان کتاب طهارت و پاکیزگی از کتاب «کافی» که 46 بخش بود. اینک کتاب حیض - ان شاء الله - آغاز می گردد.

کتاب احکام بانوان (191- 260)

اشاره

كِتَابُ الْحَيْضِ

کتاب احکام بانوان

أَبْوَابُ الْحَيْضِ.

1- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيَّ الْوَشَّاءِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أُدَيْم بْنِ الْحُرِّ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِاللهِ علیه السلام يَقُولُ:

إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى حَدَّ لِلنِّسَاءِ فِي كُلِّ شَهْرٍ مَرَّةً.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ: (إِنِ ارْتَبْتُمْ)؟.

فَقَالَ: مَا جَازَ الشَّهْرَ فَهُوَ رِيبَةٌ.

بخش های حیض

1- اديم بن حرّ :گوید از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود: به راستی خدای تبارک و تعالی برای زنان در هر ماهی حدو حیضی قرار داده است.

2- حلبی گوید: از امام صادق علیه السلام درباره کلام خداوند متعال که می فرماید: «إن ارتَبْتُمْ»؛ «اگر شک نمودید» پرسیدم.

فرمود: یعنی پاکی که از یک ماه بگذرد، محل شک و تردید است.

بخش یکم

اشاره

(1)

بَابُ أَدْنَى الْحَيْضِ وَ أَقْصَاهُ وَ أَدْنَى الظُّهْرِ.

1 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ أَشْيَمَ - عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السلام عَنْ أَدْنَى مَا يَكُونُ مِنَ الْحَيْض؟

فَقَالَ: ثَلَاثَةٌ وَأَكْثَرُهُ عَشَرَةٌ.

2- مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

أقل ما يَكُونُ الْحَيْضُ ثَلاثَةُ أَيَّامٍ، وَأَكْثَرُ مَا يَكُونُ عَشَرَةُ أَيَّام.

3- مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السلام عَنْ أَدْنَى مَا يَكُونُ مِنَ الْحَيْضِ.

فَقالَ: أَدْنَاهُ ثَلَاثَةٌ وَأَبْعَدُهُ عَشَرَةٌ.

کم ترین و بیش ترین روزهای حیض و کم ترین روزهای پاکی

1- احمد بن محمد بن ابی نصر گوید: از امام رضا علیه السلام درباره کم ترین روزهای حیض پرسیدم؟

فرمود: کم ترین روزهای حیض سه روز و بیش ترین آن ده روز است.

2- معاوية بن عمار گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

کم ترین روزهای حیض سه روز و بیش ترین آن ده روز است.

3- صفوان بن یحیی گوید: از ابا الحسن علیه السلام در مورد کم ترین روزهای حیض پرسیدم.

فرمود: کم ترین روزهای آن سه روز و بیش ترین آن ده روز است.

4- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ صَفْوَانَ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِبْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:

لَا يَكُونُ الْقُرْهُ فِي أَقَلَّ مِنْ عَشَرَةِ أَيَّامٍ، فَمَا زَادَ أَقَلُّ مَا يَكُونُ عَشَرَةٌ مِنْ حِينٍ تَطْهَرُ إلَى أَنْ تَرَى الدم.

5- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مَرَّارٍ عَنْ يُونُسَ عَنْ بَعْضِ رِجَالِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

أَدْنَى الطُّهْرِ عَشَرَةُ أَيَّامٍ، وَ ذَلِكَ أَنَّ الْمَرْأَةَ أَوَّلَ مَا تَحِيضُ رُبَّمَا كَانَتْ كَثِيرَةَ الدَّمِ فَيَكُونُ حَيْضُهَا عَشَرَةَ أَيَّامٍ، فَلا تَزَالُ كُلَّمَا كَبِرَتْ نَقَصَتْ حَتَّى تَرْجِعَ إِلَى ثَلَاثَةِ أَيَّامٍ، فَإِذَا رَجَعَتْ إِلَى ثَلاثَةِ أَيَّامٍ ارْتَفَعَ حَيْضُهَا، وَ لَا يَكُونُ أَقَلَّ مِنْ ثَلَاثَةِ أَيَّامٍ.

فَإِذَا رَأَتِ الْمَرْأَةُ الدَّمَ فِي أَيَّامٍ حَيْضِهَا تَرَكَتِ الصَّلاةَ، فَإِنِ اسْتَمَرَّ بِهَا الدَّمُ ثَلاثَةَ أَيَّامٍ فَهِيَ حَائِضُ، وَ إِنِ انْقَطَعَ الدَّمُ بَعْدَ مَا رَأَتْهُ يَوْماً أَوْ يَوْمَيْنِ اغْتَسَلَتْ وَ صَلَّتْ وَ النظرَتْ مِنْ يَوْمَ رَأْتِ الدَّمَ إِلَى عَشَرَةِ أَيَّام.

4- محمد بن مسلم گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:

ایام پاکی کم تر از ده روز نیست ولی ممکن است بیش تر باشد؛ یعنی از هنگامی که زن پاک می شود تا روزی که خون می بیند دست کم ده روز است.

5- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

کم ترین مقدار پاکی ده روز است؛ زیرا چه بسا زن در اولین باری که حیض می بیند خون او بسیار است و در نتیجه حیض او ده روز می باشد؛ ولی هرچه سن او بالا رود از این مقدار کاسته می شود تا این که به سه روز می رسد و چون به سه روز رسید پس از آن، حیض او از میان می رود و کم تر از سه روز نخواهد شد.

پس هرگاه زن در ایام حیض خود خون ببیند باید نماز را ترک نماید. اگر خون او سه روز ادامه یافت حائض است، ولی اگر بعد از یک یا دو روز خونش قطع گردید، بایستی غسل کند و نماز بخواند و از روزی که خون دیده تا ده روز منتظر بماند.

فَإِنْ رَأَتْ فِي تِلْكَ الْعَشَرَةِ أَيَّامٍ مِنْ يَوْمَ رَأْتِ الدَّمَ يَوْمًا أَوْ يَوْمَيْنِ حَتَّى يَتِمَّ لَهَا ثَلَاثَةُ أَيَّامٍ، فَذَلِكَ الَّذِي رَأَتْهُ فِي أَوَّلِ الْأَمْرِ مَعَ هَذَا الَّذِي رَأَتْهُ بَعْدَ ذَلِكَ فِي الْعَشَرَةِ فَهُوَ مِنَ الْحَيْضِ.

وَ إِنْ مَرَّ بِهَا مِنْ يَوْمَ رَأتِ الدَّمَ عَشَرَةُ أَيَّامٍ وَ لَمْ تَرَ الدَّمَ فَذَلِكَ الْيَوْمُ وَ الْيَوْمَانِ الَّذِي رَأَتْهُ لَمْ يَكُنْ مِنَ الْحَيْضِ إِنَّمَا كَانَ مِنْ عِلَّةٍ، إِمَّا مِنْ قَرْحَةٍ فِي جَوْفِهَا، وَإِمَّا مِنَ الْجَوْفِ، فَعَلَيْهَا أَنْ تُعِيدَ الصَّلاةَ تِلْكَ الْيَوْمَيْنِ الَّتِي تَرَكَتْهَا، لِأَنَّهَا لَمْ تَكُنْ حَائِضِاً، فَيَجِبُ أَنْ تَقْضِيَ مَا تَرَكَتْ مِنَ الصَّلَاةِ فِي الْيَوْمِ وَ الْيَوْمَيْنِ.

وَ إِنْ تَمَّ لَهَا ثَلَاثَةُ أَيَّامٍ فَهُوَ مِنَ الْحَيْضِ وَ هُوَ أَدْنَى الْحَيْضِ وَ لَمْ يَجِبْ عَلَيْهَا الْقَضَاءُ وَلَا يَكُونُ الطَّهر أقل مِنْ عَشَرَةِ أَيَّام.

فَإِذَا حَاضَتِ الْمَرْأَةُ وَكَانَ حَيْضُهَا خَمْسَةَ أَيَّامٍ ثُمَّ انْقَطَعَ الدَّمُ اغْتَسَلَتْ وَصَلَّتْ فَإِنْ رَأَتْ بَعْدَ ذَلِكَ الدَّمَ وَ لَمْ يَتِمَّ لَهَا مِنْ يَوْمَ طَهُرَتْ عَشَرَةُ أَيَّامٍ، فَذَلِكَ مِنَ الْحَيْضِ تَدَعُ الصَّلاةَ.

در صورتی که در این ده روز که از روز خون دیدن او شروع شده است، یک یا دو روز خون ببیند تا این که سه روز تمام شود آن خونی را که در ابتدا و آن چه را که بعد از آن در ده روز دیده خون حیض است.

ولی اگر از روزی که خون دیده است ده روز بگذرد و خون نبیند، آن یکی دو روزی را که خون دیده حیض نبوده است و تنها به واسطۀ عارض شدن بیماری می باشد که یا از زخم چرکینی است که در رحم زن وجود دارد و یا از درون می باشد که در این صورت چون حائض نبوده بر او لازم است نمازی را که در آن دو روز ترک نموده، به جا آورد و بر او واجب است که نمازهایی را که در آن یک یا دو روز ترک نموده، قضا نماید ولی اگر سه روز تمام شود آن خون از حیض بوده است و این کم ترین مقدار حیض است که در این صورت قضا بر او واجب نیست.

پس اگر زن حائض شود و حیض او پنج روز به طول انجامد، سپس خون قطع شود، باید غسل نموده نماز بخواند و اگر پس از آن و پیش از این که از روز پاک شدنش ده روز بگذرد خون ببیند و این خون ادامه پیدا کند (بیش تر از ده روز شود) از ابتدای خون اوّل و دوم که دیده تا ده روز حیض شمرده می شود و نماز را ترک خواهد کرد.

وَ إِنْ رَأَتِ الدَّمَ مِنْ أَوَّلِ مَا رَأَتِ الثَّانِيَ الَّذِي رَأَتْهُ تَمَامَ الْعَشَرَةِ أَيَّامٍ وَ دَامَ عَلَيْهَا عَدَّتْ مِنْ أَوَّلِ مَا رَأْتِ الدَّمَ الْأَوَّلَ وَ الثَّانِيَ عَشَرَةَ أَيَّامٍ، ثُمَّ هِيَ مُسْتَحَاضَةٌ تَعْمَلُ مَا تَعْمَلُهُ الْمُسْتَحَاصَةُ.

وَ قَالَ: كُلُّ مَا رَأْتِ الْمَرْأَةُ فِي أَيَّامٍ حَيْضِهَا مِنْ صُفْرَةٍ أَوْ حُمْرَةٍ فَهُوَ مِنَ الْحَيْضِ، وَكُلُّ مَا رَأَتْهُ بَعْدَ أَيَّامٍ حَيْضِهَا فَلَيْسَ مِنَ الْحَيْضِ.

بخش دوم

اشاره

(2)

بَابُ الْمَرْأَةِ تَرَى الدَّمَ قَبْلَ أَيَّامِهَا أَوْ بَعْدَ طُهْرِهَا.

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ جَعْفَر علیه السلام قَالَ:

إِذَا رَأَتِ الْمَرْأَةُ الدَّمَ قَبْلَ عَشَرَةٍ فَهُوَ مِنَ الْحَيْضَةِ الْأُولَى، وَإِنْ كَانَ بَعْدَ الْعَشَرَةِ فَهُوَ مِنَ الْحَيْضَةِ الْمُسْتَقْبَلَةِ.

و پس از آن هرچه بیش تر از ده روز باشد، مستحاضه است و باید آن چه را که وظیفه مستحاضه است انجام دهد.

حضرتش فرمود: هر زردی یا قرمزی که زن در ایام حیض می بیند از حیض است و هرچه را که پس از ایام حیض می بیند از حیض نیست.

حکم زنی که پیش از ایام حیض یا پس از پاک شدنش، خون می بیند

1- محمد بن مسلم گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:

هر گاه زن پیش از ده روز، خون ببیند، از حیض اوّل و در صورتی که پس از ده روز باشد از حیض آینده است.

2- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَلِيَّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ زُرْعَةَ عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْمَرْأَةِ تَرَى الدَّمَ قَبْلَ وَقْتِ حَيْضِهَا؟

فَقالَ: إِذَا رَأْتِ الدَّمَ قَبْلَ وَقْتِ حَيْضِهَا فَلْتَدَعَ الصَّلاةَ، فَإِنَّهُ رُبَّمَا تَعَجُلَ بِهَا الْوَقْتُ، فَإِذَا كَانَ أَكْثَرَ مِنْ أَيَّامِهَا الَّتِي كَانَتْ تَحِيضُ فِيهِنَّ فَلْتَتَرَبَّضْ ثَلاثَةَ أَيَّامٍ بَعْدَ مَا تَمْضِي أَيَّامُهَا، فَإِذَا تَرَبَّصَتْ ثَلاثَةَ أَيَّامٍ وَ لَمْ يَنْقَطِعْ عَنْهَا الدَّمُ فَلْتَصْنَعْ كَمَا تَصْنَعُ الْمُسْتَحَاضَةُ.

3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَمَّنْ أَخْبَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام قَالَ:

إِذَا كَانَتْ أَيَّامُ الْمَرْأَةِ عَشَرَةَ أَيَّامٍ لَمْ تَسْتَظْهِرْ، وَإِذَا كَانَتْ أَقَلَّ اسْتَظْهَرَتْ.

2- سماعه گوید: از امام علیه السلام درباره زنی که پیش از وقت حیض، خون می بیند، پرسیدم؟

فرمود: در صورتی که پیش از وقت معمول حیض خون ببیند، بایستی نماز را رها کند زیرا چه بسا وقت بر او پیشی می گیرد و در صورتی که خونریزی از تعداد روزهایی که در آن حیض می گشته افزون گردد، بایستی پس از اتمام روزهای حیض تا سه روز انتظار بکشد، اگر تا سه روز انتظار کشید و خون قطع نگردید، بایستی مانند مستحاضه عمل

نماید.

3- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هرگاه ایام حیض زن ده روز باشد نباید استظهار کند که از روی احتیاط عمل را ترک کند ولی در صورتی که کم تر باشد باید استظهار کند و از روی احتیاط عمل را ترک نماید.

بخش سوم

اشاره

(3)

بَابُ الْمَرْأَةِ تَرَى الصُّفْرَةَ قَبْلَ الْحَيْضِ أَوْ بَعْدَهُ.

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام عَنِ الْمَرْأَةِ تَرَى الصُّفْرَةَ فِي أَيَّامِهَا ؟

فَقَالَ: لَا تُصَلَّى حَتَّى تَنْقَضِيَ أَيَّامُهَا، وَإِنْ رَأتِ الصُّفْرَةَ فِي غَيْرِ أَيَّامِهَا تَوَضَّأَتْ وَصَلَّتْ.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام فِي الْمَرْأَةِ تَرَى الصُّفْرَةَ؟

فَقالَ: إِنْ كَانَ قَبْلَ الْحَيْضِ بِيَوْمَيْنِ فَهُوَ مِنَ الْحَيْضِ، وَإِنْ كَانَ بَعْدَ الْحَيْضِ بِيَوْمَيْنِ فَلَيْسَ مِنَ الْحَيْضِ.

حکم لکه زردی که زن پیش و پس از حیض می بیند

1- محمدبن مسلم گوید: از امام صادق علیه السلام دربارۀ زنی که در ایام حیض لکه زردی می بیند، پرسیدم؟

فرمود: تا هنگام سپری شدن ایامش نباید نماز بخواند ولی اگر در غیر از ایام حیض لکه زردی بیند، باید وضو گیرد و نماز به جا آورد.

2- ابو بصیر گوید: از امام صادق علیه السلام دربارۀ زنی پرسیدم که لکه زرد می بیند.

فرمود: اگر دو روز پیش از حیض باشد، از حیض است و اگر دو روز بعد از حیض باشد از حیض نیست.

3- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ أَبَانِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ الْجُعْفِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

إِذَا رَأْتِ الْمَرْأَةُ الصُّفْرَةَ قَبْلَ انْقِضَاءِ أَيَّامِ عِدَّتِهَا لَمْ تُصَلِّ وَإِنْ كَانَتْ صُفْرَةٌ بَعْدَ انْقِضَاءِ أَيَّامٍ قُرْنِهَا صَلَّتْ.

4- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ قَالَ: سُئِلَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام وَأَنَا حَاضِرٌ عَنِ الْمَرْأَةِ تَرَى الصُّفْرَةَ؟ فَقالَ: مَا كَانَ قَبْلَ الْحَيْضِ فَهُوَ مِنَ الْحَيْضِ ، وَ مَا كَانَ بَعْدَ الْحَيْضِ فَلَيْسَ مِنْهُ.

5- مُحَمَّدُ بْنُ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ حُكَيْمٍ قَالَ: قَالَ:

الصُّفْرَةُ قَبْلَ الْحَيْضِ بِيَوْمَيْنِ فَهُوَ مِنَ الْحَيْضِ وَ بَعْدَ أَيَّامِ الْحَيْضِ لَيْسَ مِنَ الْحَيْضِ، وَهِيَ فِي أَيَّامِ الْحَيْضِ حَيْضُ.

3- اسماعیل جعفی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هرگاه زن پیش از اتمام ایام عده حیض، لکه زردی ببیند نباید نماز بخواند، ولی اگر پس از اتمام ایام حیضش باشد باید نماز بخواند.

4- علی بن ابی حمزه گوید: من در خدمت امام صادق علیه السلام حاضر بودم که از حضرتش درباره لکه زردی که زن می بیند، سؤال شد؟

فرمود: آن چه که پیش از حیض باشد، از حیض است و آن چه که بعد از حیض باشد از آن نیست.

5- معاوية بن حکیم گوید: امام علیه السلام فرمود:

لکه زردی که تا دو روز پیش از حیض باشد از حیض است و بعد از ایام حیض از حیض نیست و همان در ایام حیض از خون حیض است.

بخش چهارم

اشاره

(4)

بَابُ أَوَّلِ مَا تَحِيضُ الْمَرْأَةُ.

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ بْنِ مِهْرَانَ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْجَارِيَةِ الْبِكْرِ أَوَّلَ مَا تَحِيضُ فَتَقْعُدُ فِي الشَّهْرِ فِي يَوْمَيْنِ وَ الشَّهْرِ ثَلاثَةَ أَيَّامٍ وَيَخْتَلِفُ عَلَيْهَا لَا يَكُونُ طَمْتُهَا فِي الشَّهْرِ عِدَّةَ أَيَّامٍ سَوَاءٌ.

قَالَ: فَلَهَا أَنْ تَجْلِسَ وَ تَدَعَ الصَّلاةَ مَا دَامَتْ تَرَى الدَّمَ مَا لَمْ تَجُزِ الْعَشَرَةَ، فَإِذَا اتَّفَقَ الشَّهْرَانِ عِدَّةَ أَيَّامٍ سَوَاءٌ فَتِلْكَ أَيَّامُهَا.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ يُونُسَ بْنِ يَعْقُوبَ قَالَ: قُلْتُ لاَبی عَبْدِاللهِ علیه السلام: اَلْمَرْأَةُ تَرَى الدَّمَ ثَلاثَةَ أَيَّامٍ أَوْ أَرْبَعَةً.

قَالَ: تَدَعُ الصَّلاةَ؟

قُلْتُ: فَإِنَّهَا تَرَى الطُّهْرَ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ أَوْ أَرْبَعَةً.

نخستین باری که زن حائض می شود

1- سماعة بن مهران گوید: از امام علیه السلام پرسیدم: دختر باکره ای است که برای نخستین بار حیض می گردد و در ماه دو روز و در ماه دیگر سه روز خون حیض می بیند و ایام بر او مختلف می شود و تعداد روزهای حیضش در یک ماه یکسان نیست، (چه وظیفه ای دارد؟).

فرمود: برای او جایز است از روزی که خون می بیند تا ده روز تجاوز ننماید حیض قرار دهد و نماز را رها نماید و هرگاه تعداد روزهای او در دو ماه یکسان گردید همان روزهای ایام حیض اوست.

2- يونس بن یعقوب گوید: به امام صادق علیه السلام گفتم زنی که سه یا چهار روز خون می بیند باید چه کند؟

فرمود: نماز را رها نماید.

گفتم: اگر پس از آن سه یا چهار روز، پاک شود چه؟

قَالَ: تُصَلِّي؟

قُلْتُ: فَإِنَّهَا تَرَى الدَّمَ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ أَوْ أَرْبَعَةً. قَالَ: تَدَعُ الصَّلاةَ؟

قُلْتُ: فَإِنَّهَا تَرَى الطَّهَرَ ثَلاثَةَ أَيَّامٍ أَوْ أَرْبَعَةً.

قَالَ: تُصَلِّي؟

قُلْتُ: فَإِنَّهَا تَرَى الدِّمَ ثَلاثَةَ أَيَّامٍ أَوْ أَرْبَعَةً.

قَالَ: تَدَعُ الصَّلاةَ تَصْنَعُ مَا بَيْنَهَا وَ بَيْنَ شَهْرٍ فَإِذَا انْقَطَعَ الدَّمُ عَنْهَا وَإِلَّا فَهِيَ بِمَنْزِلَةِ الْمُسْتَحَاضَةِ.

3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدٍ رَفَعَهُ عَنْ زُرْعَةَ عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ : سَأَلْتُهُ عَنْ جَارِيَةٍ حَاضَتْ أَوَّلَ حَيْضِهَا فَدَامَ دَمُهَا ثَلاثَةَ أَشْهُرٍ وَ هِيَ لَا تَعْرِفُ أَيَّامَ أَقْرَائِهَا؟

فَقَالَ: أَقْرَاؤُهَا مِثْلُ أَقْرَاءِ نِسَائِهَا، فَإِنْ كَانَتْ نِسَاؤُهَا مُخْتَلِفَاتٍ فَأَكْثَرُ جُلُوسِهَا عَشَرَةُ أَيَّامٍ وَأَقَلُّهُ ثَلَاثَةُ أَيَّامٍ.

فرمود: باید نماز را به جا آورد.

عرض کردم: اگر پس از سه یا چهار روز خون ببیند، چه؟

فرمود: باید نماز را رها نماید.

عرض کردم: اگر پس از آن سه یا چهار روز پاک شود، چه؟

فرمود: باید نماز را به جا آورد.

گفتم: اگر پس از سه یا چهار روز خون ببیند، چه؟

فرمود: باید نماز را رها نماید و تا یک ماه همین کار را انجام دهد، و در صورتی که تا این هنگام خونریزی او قطع نگردید، به منزله مستحاضه است.

3- سماعه گوید: از امام علیه السلام دربارهٔ دختری که برای اولین بار حیض گردیده و خون او سه ماه ادامه می یابد و روزهای حیض خود را نمی شناسد پرسیدم؟.

فرمود: روزهای حیض او به سان روزهای حیض زنان خویشان اوست. در صورتی که روزهای حیض آنان با یکدیگر متفاوت باشد، بیش ترین روزهای دوران قاعدگی او ده روز و کم ترین آن سه روز است.

بخش پنجم

اشاره

(5)

بَابُ اسْتِبْرَاءِ الْحَائِضِ.

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مَرَّارٍ وَغَيْرِهِ عَنْ يُونُسَ عَمَّنْ حَدَّثَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: سُئِلَ عَنِ امْرَأَةِ انْقَطَعَ عَنْهَا الدَّمُ فَلَا تَدْرِي أَطَهُرَتْ أَمْ لَا؟

قَالَ: تَقُومُ قَائِماً وَ تُلْزِقُ بَطْنَهَا بِحَائِطٍ وَ تَسْتَدْخِلُ قُطْنَةٌ بَيْضَاءَ وَتَرْفَعُ رِجْلَهَا الْيُمْنَى، فَإِنْ خَرَجَ عَلَى رَأْسِ الْقُطْئَةِ مِثْلَ رَأْسِ الذُّبَابِ دَم عَبِيطُ لَمْ تَطْهُرْ وَ إِنْ لَمْ يَخْرُجْ فَقَدْ طَهُرَتْ تَغْتَسِلُ وَ تُصَلِّي.

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:

إذَا أَرَادَتِ الْخَائِضُ أن تَغْتَسِلُ فَلْتَسْتَدْخِلْ قُطْنَةٌ، فَإِنْ خَرَجَ فِيهَا شَيْءٌ مِنَ الدَّم أَنْ فَلا تَغْتَسِلْ، وَإِنْ لَمْ تَرَ شَيْئاً فَلْتَغْتَسِلْ وَإِنْ رَأَتْ بَعْدَ ذَلِكَ صُفْرَةٌ فَلْتَتَوَضَّأْ وَلْتُصَلِّ.

استبرای حائض

1- راوی گوید از امام صادق علیه السلام پرسیده شد زنی است که خونریزی او قطع گردیده نمی داند آیا پاک شده است یا نه؟

فرمود: باید راست بایستد و شکم خود را به دیواری بگذارد و پنبه سفیدی درون رحم خود داخل کند و پای راستش را بلند نماید، اگر بر سر پنبه خونی تازه به قدر سر مگس دیده شود، او پاک نشده است و اگر چنین نبود او پاک شده است و باید غسل کند و نماز بخواند.

2- محمدبن مسلم گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:

زن حائض هنگامی که می خواهد غسل کند، بایستی پنبه ای در درون رحم خود داخل نماید، در صورتی که پنبه از خون آغشته گردید وقت غسل نیست؛ ولی اگر چیزی ندید بایستی غسل نماید و اگر پس از آن لکه زردی دید، بایستی شست و شو داده، وضو بگیرد و نماز را به جا آورد.

3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ سَلَمَةَ بْنِ الْخَطَّابِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَسَنِ الطَّاطَرِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ شُرَحْبِيلَ الْكِنْدِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: قُلْتُ: كَيْفَ تَعْرِفُ الطَّامِتُ طُهْرَهَا؟

قَالَ: تَعْتَمِدُ بِرِجْلِهَا الْيُسْرَى عَلَى الْحَائِطِ وَ تَسْتَدْخِلُ الْكُرْسُفَ بِيَدِهِ الْيُمْنَى فَإِنْ كَانَ ثَمَّ مِثْلُ رَأْسِ الذُّبَابِ خَرَجَ عَلَى الْكُرْسُفِ.

4- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام: أَنَّهُ بَلَغَهُ أَنَّ نِسَاءً كَانَتْ إِحْدَاهُنَّ تَدْعُو بِالْمِصْبَاحِ فِي جَوْفِ اللَّيْلِ تَنْظُرُ إِلَى الظَّهْرِ. فَكَانَ يَعِيبُ ذَلِكَ وَ يَقُولُ: مَتَى كَانَتِ النِّسَاءُ يَصْنَعْنَ هَذَا.

5- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ ثَعْلَبَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام أَنَّهُ كَانَ يَنْهَى النِّسَاءَ أَنْ يَنْظُرْنَ إِلَى أَنْفُسِهِنَّ فِي الْمَحِيضِ بِاللَّيْلِ وَ يَقُولُ: إِنَّهَا قَدْ تَكُونُ الصُّفْرَةَ وَالْعُدْرَةَ.

3- شر حبیل کندی گوید: به امام صادق علیه السلام گفتم حائض چگونه می تواند پاک شدن از خون را بفهمد؟

فرمود: پای چپ خویش به دیوار تکیه می زند و با دست راست خود پنبه ای درون رحم خود می کند اگر لکه ای - حتی به اندازۀ سر مگس - موجود باشد بر پنبه معلوم خواهد شد.

4- ابو حمزه گوید به امام باقر علیه السلام خبر رسید که یکی از زنان در دل شب چراغ طلب نموده تا پاکی خود را از حیض بررسی نماید؛ حضرت بر این عمل خرده گرفت و فرمود:

کی زنان چنین عملی را انجام می داده اند؟

5- ثعلبه گوید: امام صادق علیه السلام زنان را از این که در دوران حیض، در هنگام شب خود را بررسی نمایند نهی نمود و فرمود:

چه بسا ممکن است که خون حیض زرد و کدر (و غیر قابل دیدن در شب باشد).

6- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيَّ الْبَصْرِيُّ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ الْأَخِيرَ علیه السلام وَ قُلْتُ لَهُ: إِنَّ ابْنَةَ شِهَابٍ تَقْعُدُ أَيَّامَ أَقْرَائِهَا، فَإِذَا هِيَ اغْتَسَلَتْ رَأْتِ الْقَطْرَةَ بَعْدَ الْقَطْرَةِ.

قَالَ: فَقالَ: مُرْهَا فَلْتَقُمْ بِأَصْلِ الْحَائِطِ كَمَا يَقُومُ الْكَلْبُ، ثُمَّ تَأْمُرُ امْرَأَةً فَلْتَعْمِزْ بَيْنَ وَرِكَيْهَا غَمْزاً شَدِيداً، فَإِنَّهُ إِنَّمَا هُوَ شَيْءٌ يَبْقَى فِي الرَّحِم يُقَالُ لَهُ: الْإِرَاقَةُ، وَإِنَّهُ سَيَخْرُجُ كُلُّهُ.

ثُمَّ قَالَ: لَا تُخْبِرُوهُنَّ بِهَذَا وَ شِبْهِهِ وَذَرُوهُنَّ وَ عِلَّتَهُنَّ الْقَذِرَةَ.

قَالَ: فَفَعَلْتُ بِالْمَرْأَةِ الَّذِي قَالَ فَانْقَطَعَ عَنْهَا ، فَمَا عَادَ إِلَيْهَا الدَّمُ حَتَّى مَاتَتْ.

6- محمد بن علی بصری گوید: از امام هادی علیه السلام پرسیده و به حضرتش گفتم دختر شهاب ایام حیض خود را سپری می کند و چون غسل می نماید، قطره قطره (خون) می بیند حکمش چیست؟

فرمود: به او دستور ده چون ایستادن سگ در کنار دیوار بایستد سپس از زنی بخواهد که میان بالای دو ران او را سخت فشار دهد؛ زیرا خونی در رحم او می ماند که به آن اراقه گویند با این عمل، تمام آن خون خارج می شود.

آن گاه فرمود: این امر و موارد مشابه آن را به زنان بازگو نکنید و آن ها را با دوران قاعدگیشان واگذارید.

راوی گوید: این عمل را درباره زنی که حکمش را فرموده بود انجام دادم خونریزی او قطع گردید و تا هنگام مرگ به او باز نگشت.

بخش ششم

اشاره

(6)

بَابُ غُسْلِ الْحَائِضِ وَ مَا يُجْزِئُهَا مِنَ الْمَاءِ.

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيَّ بْنِ الْحَكَمِ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ جَمِيعاً عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ يَحْيَى الْكَاهِلِيَّ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام: إِنَّ النِّسَاءَ الْيَوْمَ أَحْدَتْنَ مَشْطاً تَعْمِدُ إِحْدَاهُنَّ إِلَى الْقَرَامِلِ مِنَ الصُّوفِ تَفْعَلُهُ الْمَاشِطَةُ تَصْنَعُهُ مَعَ الشَّعْرِ ثُمَّ تَحْشُوهُ بِالرَّيَاحِينِ، ثُمَّ تَجْعَلُ عَلَيْهِ خِرْقَةٌ رَقِيقَةً ثُمَّ تَخِيطُهُ بِمسَلَّةٍ ثُمَّ تَجْعَلَهُ فِي رَأْسِهَا ثُمَّ تُصِيبُهَا الْجَنَابَةُ.

فَقَالَ: كَانَ النِّسَاءُ الأولُ إِنَّمَا يَعْتَشِطْنَ الْمَقَادِيمَ، فَإِذَا أَصَابَهُنَّ الْغُسْلُ بِقَذَرٍ مُرْهَا أَنْ تُرَوِّيَ رَأْسَهَا مِنَ الْمَاءِ وَ تَعْصِرَهُ حَتَّى يَرْوَى، فَإِذَا رَوِيَ فَلَا بَأْسَ عَلَيْهَا.

قَالَ: قُلْتُ: فَالْحَائِضُ؟

قَالَ: تَنْقُضُ الْمَشْطَ نَقْضَاً.

غسل حائض و مقدار آبی که برای این غسل کافی است

1- عبدالله بن يحيی کاهلی گوید: به امام صادق علیه السلام گفتم: زنان این زمان نوعی آرایش مو اختراع کرده اند بدین صورت که بندی را که زن آرایشگر با پشم بافته است، در موهای زن کرده و آن ها را می بندد سپس با گل ها زینتش می بخشد و بر رویش قرار می دهد و آن را با سوزنی بزرگ می دوزد و بر سر خود می گذارد و در همین حال جنب می شود.

حضرت فرمود: زنان پیشین موهای جلوی سر را طوری زینت می کردند که اگر یکی از آنان نیازمند به غسل می شد، آن را باقی می گذاشت (و به آسانی غسل می کرد). به او دستور بده که موی سر خود را با آب آغشته کند و چنان آن را فشار دهد تا آب به همه جایش برسد پس اگر همۀ موهایش خیس شد ایرادی ندارد.

راوی گوید: عرض کردم پس حائض چه حکمی دارد؟

فرمود: باید موهای بسته خود را باز کند.

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرِ عَنْ مُتَنَى الْحَنَّاطِ عَنْ حَسَنِ الصَّيْقَلِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

الطَّامِتُ تَغْتَسِلُ بِتِسْعَةِ أَرْطَالٍ مِنْ مَاءٍ.

3- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ وَ غَيْرُهُ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنِ ابْنِ رِئَابٍ عَنْ أَبِي عُبَيْدَةَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام عَنِ الْمَرْأَةِ الْحَائِضِ تَرَى الظَّهْرَ وَ هِيَ فِي السَّفَرِ، وَلَيْسَ مَعَهَا مِنَ الْمَاءِ مَا يَكْفِيهَا لِغُسْلِهَا وَ قَدْ حَضَرَتِ الصَّلاةُ.

قَالَ: إِذَا كَانَ مَعَهَا بِقَدْرِ مَا تَغْسِلُ بِهِ فَرْجَهَا فَتَغْسِلُهُ ثُمَّ تَتَيَمَّمُ وَ تُصَلِّي. قُلْتُ: فَيَأْتِيهَا زَوْجُهَا فِي تِلْكَ الْحَالِ؟

قَالَ: نَعَمْ، إِذَا غَسَلَتْ فَرْجَهَا وَ تَيَمَّمَتْ فَلَا بَأْسَ.

4 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ الْخَزَّارِ عَنْ مُحَمَّدِ بْن مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السلام قَالَ:

الْحَائِضُ مَا بَلَغَ بَلَّلُ الْمَاءِ مِنْ شَعْرِهَا أَجْزَأَهَا.

2- حسن صیقل گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

زن حائض باید با نه رطل آب، غسل کند.

3- ابو عبیده گوید از امام صادق علیه السلام پرسیدم زن حائضی که در سفر پاک می شود و آبی ندارد که برای غسلش کافی باشد و وقت نماز نیز فرا رسیده است چه حکمی دارد؟

فرمود: در صورتی که به اندازۀ شست و شوی خون، آب به همراه دارد بایستی آن را بشوید، سپس تیمم نماید و نماز را به جا آورد.

گفتم: آیا شوهرش می تواند در این حال با او نزدیکی کند؟

فرمود: آری، در صورتی که فرج را شست و شو داده و تیمم نموده باشد ایرادی ندارد.

4- محمد بن مسلم گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:

زن حائض به هنگام غسل همین اندازه که رطوبت آب به مویش برسد، برایش کفایت می نماید.

5- أَبُو عَلِيَّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيَّ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ عَمَّارِ بْنِ مُوسَى عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فِي الْحَائِضِ تَغْتَسِلُ وَ عَلَى جَسَدِهَا الزَّعْفَرَانُ لَمْ يَذْهَبْ بِهِ الْمَاءُ.

قَالَ: لَا بَأْسَ.

بخش هفتم

اشاره

(7)

بَابُ الْمَرْأَةِ تَرَى الدَّمَ وَ هِيَ جُئْبٌ.

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ عَبْدِاللَّهِ بن يَحْيَى الْكَاهِلِي عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عن الْمَرْأَةِ يُجَامِعُهَا زَوْجُهَا فَتَحِيضُ وَ هِيَ فِي الْمُغْتَسَل تَغْتَسِلُ أَوْ لَا تَغْتَسِلُ؟

قَالَ: قَدْ جَاءَهَا مَا يُفْسِدُ الصَّلاةَ فَلا تَغْتَسِلُ.

5- عمار بن موسی گوید: امام صادق علیه السلام درباره زن حائضی که غسل می نماید و بدنش آغشته به زعفران است و آب به آن نفوذ نمی کند، فرمود: ایرادی ندارد.

حکم زنی که در حال جنابت، خون می بیند

1- عبدالله بن یحیی کاهلی گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: زنی که شوهرش با او مجامعت نموده و در محل غسل، حائض می گردد، آیا باید غسل کند یا نه؟

فرمود: برای او حالتی پیش آمده که نماز را فاسد می کند. بنابراین غسل نکند.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْن سِنَانِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْمَرْأَةِ تَحِيضُ وَ هِيَ جُنُبٌ هَلْ عَلَيْهَا غُسْلُ الْجَنَابَةِ؟

قَالَ: غُسْلُ الْجَنَابَةِ وَالْحَيْضِ وَاحِدٌ.

3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بنِ مَرَّارٍ عَنْ يُونُسَ عَنْ سَعِيدِ بْنِ يَسَارٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِالله علیه السلام: الْمَرْأَةُ تَرَى الدَّمَ وَهِيَ جُنبٌ أَتَغْتَسِلُ مِنَ الْجَنَابَةِ أَمْ غُسْلُ الْجَنَابَةِ وَ الْحَيْضِ؟

فَقالَ: قَدْ أَتَاهَا مَا هُوَ أَعْظَمُ مِنْ ذَلِكَ.

بخش هشتم

اشاره

(8)

بَابٌ جَامِعُ فِي الْحَائِضِ وَ الْمُسْتَحَاضَةِ.

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ سَأَلُوا أَبَا عَبْدِاللهِ علیه السلام عَنِ الْحَائِضِ وَ السُّنَّةِ فِي وَقْتِهِ.

2- عبدالله بن سنان گوید: از امام صادق علیه السلام در مورد زنی که در حال جنابت حائض می گردد، سؤال نمودم که آیا غسل جنابت بر او واجب است؟

فرمود: غسل جنابت و حیض یکی است.

3- سعيد بن یسار گوید: به امام صادق علیه السلام گفتم: زنی که در حال جنابت خون می بیند آیا باید برای جنابت غسل نماید یا غسل جنابت و حیض را با هم انجام دهد؟

فرمود: چیزی به سراغ او آمده است که از جنابت بزرگ تر است.

احکام در برگیرندهٔ زن حائض و مستحاضه

1- گروهی از امام صادق علیه السلام دربارۀ حائض و سنت در تعیین وقت آن پرسیدند؟ -

فَقالَ: إِنَّ رَسُولَ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم سَنَّ فِي الْحَائِضِ ثَلاثَ سُنَنٍ، بَيَّنَ فِيهَا كُلَّ مُشْكِلٍ لِمَنْ سَمِعَهَا وَ فَهِمَهَا حَتَّى لَا يَدَعَ لِأَحَدٍ مَقَالاً فِيهِ بِالرَّأْيِ، أَمَّا إِحْدَى السُّنَنِ فَالْحَائِضُ الَّتِي لَهَا أَيَّامٌ مَعْلُومَةٌ قَدْ أَحْصَتْهَا بِلا اخْتِلاطِ عَلَيْهَا ثُمَّ اسْتَحَاضَتْ وَ اسْتَمَرَّ بِهَا الدَّمُ، وَهِيَ فِي ذَلِكَ تَعْرِفُ أَيَّامَهَا وَ مَبْلَغَ عَدَدِهَا ، فَإِنَّ امْرَأَةً يُقَالُ لَهَا: فَاطِمَةً بِنْتُ أَبِي حُبَيْشِ اسْتَحَاضَتْ فَاسْتَمَرَّ بِهَا الدَّمُ ، فَأَتَتْ أُمَّ سَلَمَةَ فَسَأَلَتْ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم عَنْ ذَلِكَ.

فَقالَ: تَدَعُ الصَّلاةَ قَدْرَ أَفْرَائِهَا، أَوْ قَدْرَ حَيْضِها.

وَ قَالَ: إِنَّمَا هُوَ عِرْقٌ، وَ أَمَرَهَا أَنْ تَغْتَسِلَ وَ تَسْتَنْفِرَ بِثَوْبٍ وَ تُصَلِّيَ.

حضرتش پاسخ فرمود: رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم برای حائض سه سنّت قرار داده است و در آن ها هر مشکلی را برای کسی که آن را می شنود و می فهمد بیان فرمود. به طوری که دیگر برای هیچ کس مجال اظهار نظر و رأی نمانده است.

یکی از آن سنت ها زن حایضی است که روزهای مشخصی برای حیض دارد و بدون اشتباه آن ها را می تواند بشمارد پس از آن ایام معلوم، استحاضه می شود و خونریزی هم چنان ادامه می یابد. او در این حال وقت روزهای حیض خود و شمار آن ها را می داند.

در روزگار پیامبر برای زنی به نام فاطمه دختر ابی حبیش، حالت استحاضه عارض شد و خونریزی او استمرار پیدا کرد از این رو نزد ام سلمه آمد او در این باره از رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم پرسید.

پیامبر خدا صلى الله عليه واله وسلم فرمود: باید به اندازه روزهای حیض خود نماز را رها کند.

و فرمود این خون از رگ است، حضرتش دستور فرمود که آن زن غسل کند و پارچه ای استفاده کند و نماز بخواند.

قَالَ أَبُو عَبْدِاللهِ علیه السلام: هَذِهِ سُنةُ النَّبِيِّ صلى الله عليه واله وسلم فِي الَّتِي تَعْرِفُ أَيَّامَ أَفْرَائِهَا لَمْ تَخْتَلِط عَلَيْهَا، أَلَا تَرَى أَنَّهُ لَمْ يَسْأَلْهَا كَمْ يَوْمٍ هِيَ؟ وَ لَمْ يَقُلْ: إِذَا زَادَتْ عَلَى كَذَا يَوْماً فَأَلْتِ مُسْتَحَاضَةٌ، وَإِنَّمَا مَنْ لَهَا أَيَّاماً مَعْلُومَةً مَا كَانَتْ مِنْ قَلِيلٍ أَوْ كَثِيرٍ بَعْدَ أَنْ تَعْرِفَهَا؟ وَكَذَلِكَ أَفْتَى أَبِي علیه السلام.

وَ سُئِلَ عَنِ الْمُسْتَحَاضَةِ؟

فَقالَ: إِنَّمَا ذَلِكَ عِرْقُ غَابِرٌ أَوْ رَكْضَةٌ مِنَ الشَّيْطَانِ فَلْتَدَعَ الصَّلاةَ أَيَّامَ أَقْرَائِهَا ثُمَّ تَغْتَسِلُ وَ تَتَوَضَّأُ لِكُلِّ صَلَاةٍ.

قِيلَ: وَإِنْ سَالَ؟

قَالَ: وَإِن سَالَ مِثْل المَنْعَب.

سپس امام صادق علیه السلام فرمود: این سنت پیامبر صلى الله عليه واله وسلم درباره کسی است که ایام حیض خود را می شناسد و بر او مشتبه نشده است آیا نمی بینی که پیامبر صلى الله عليه واله وسلم از او نپرسید که روزهای حیضت چند روز است؟ و نفرمود که اگر خونریزی بر فلان روز اضافه شود، تو مستحاضه هستی، بلکه برای آن زن روزهای معلومی را - چه کم و چه زیاد - قرار داد بعد از آن روزها را بشناسد.

همین گونه پدرم (امام باقر علیه السلام) نیز فتوی داد.

از حضرتش درباره زن مستحاضه پرسیدند.

فرمود: این خون از رگی است که همواره از آن خون می آید یا از وسوسه های شیطان است. بنابراین، باید آن زن در ایام حیض خود نماز را ترک کند، سپس غسل نماید و برای هر نماز وضو را تجدید کند.

پرسیدند اگرچه خون هم چنان ادامه داشته باشد؟!

فرمود: آری، اگرچه مانند آب ناودان جاری شود.

قَالَ أَبُو عَبْدِاللهِ علیه السلام: هَذَا تَفْسِيرُ حَدِيثِ رَسُولِ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم وَ هُوَ مُوَافِقٌ لَهُ، فَهَذِهِ سُنَّةُ الَّتِي تَعْرِفُ أَيَّامَ أَقْرَائِهَا لَا وَقْتَ لَهَا إِلَّا أَيَّامَهَا قَلَّتْ أَوْ كَثُرَتْ، وَ أَمَّا سُنَّةُ الَّتِي قَدْ كَانَتْ لَهَا أَيَّامٌ مُتَقَدِّمَةٌ ثُمَّ اخْتَلَطَ عَلَيْهَا مِنْ طُولِ الدَّمِ فَزَادَتْ وَ نَقَصَتْ حَتَّى أَغْفَلَتْ عَدَدَهَا وَ مَوْضِعَهَا مِنَ الشَّهْرِ، فَإِنَّ سُنتَهَا غَيْرُ ذَلِكَ، وَ ذَلِكَ أَنَّ فَاطِمَةَ بِنْتَ حُبَيْشِ أَتَتِ النَّبِيَّ صلى الله عليه وسلم فَقَالَتْ: إِنِّي أَسْتَحَاضُ فَلَا أَطْهُرُ؟

فَقالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه واله وسلم: لَيْسَ ذَلِكِ بِحَيْضِ، إِنَّمَا هُوَ عِرْقٌ، فَإِذَا أَقْبَلَتِ الْحَيْضَةُ فَدَعِي الصَّلاةَ، وَإِذَا أَدْبَرَتْ فَاغْسِلِي عَنْكِ الدَّمَ وَ صَلَّي، وَ كَانَتْ تَغْتَسِلُ فِي كُلِّ صَلَاةٍ وَ كَانَتْ تَجْلِسُ فِي مِرْكَنِ لِأُخْتِهَا وَكَانَتْ صُفْرَةُ الدَّمِ تَعْلُو الْمَاءَ؟

فَقالَ: أَبُو عَبْدِاللهِ علیه السلام: مَا تَسْمَعُ رَسُولَ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم أَمَرَ هَذِهِ بِغَيْرِ مَا أَمَرَ بِهِ تِلْكَ أَلَا تَرَاهُ لَمْ يَقُلْ لَهَا: دَعِي الصَّلاةَ أَيَّامَ أَقْرَائِكِ؟ وَلَكِنْ قَالَ لَهَا: إِذَا أَقْبَلَتِ الْحَيْضَةُ فَدَعِي الصَّلاةَ، وَإِذَا أُدْبَرَتْ فَاغْتَسِلى وصلى.

امام صادق علیه السلام فرمود: این (فرمایش پدرم) تفسیر حدیث رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم و موافق با آن است. این سنت زنی است که ایام حیض خود را می داند و وقت دیگری - جز این ایام حیض چه کم باشد یا زیاد - خون نمی بیند.

اما سنت زنی که پیش تر روزهای حیضش معلوم بود سپس به خاطر طولانی شدن خونریزی امر بر او مشتبه گشته و روزهای حیضش کم و زیاد شده تاجایی که وقت و عدد آن از دستش در رفته و روز آن را در ماه از یاد برده است، سنت چنین زنی غیر از آن است که گفته شد، زیرا فاطمه دختر ابی حبیش هنگامی که خدمت پیامبر صلى الله عليه واله وسلم آمد و چنین عرض کرد: که من استحاضه می شوم و پاک نمی شوم.

پیامبر گرامی صلى الله عليه واله وسلم به او فرمود: این خون خون حیض نیست، بلکه از رگ است و هرگاه حائض شدی نماز را ترک کن و چون تمام شد خود را بشوی و غسل کن و نماز بخوان.

او برای غسل کردن در تشتی که متعلق به خواهرش بود، می نشست و زردی خون به بالای آب می آمد.

حضرتش در ادامه فرمود: آیا نمی بینی که رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم به این زن، دستوری داد، غیر از دستوری که به زن پیش داده بود؟ آیا نمی بینی که به او نفرمود در ایام حیض نماز را ترک کن، بلکه فرمود: هرگاه حائض شدی، نماز را ترک کن و چون پاک شدی غسل کن و نماز بخوان.

فَهَذَا يُبَيِّنُ أَنَّ هَذِهِ امْرَأَةٌ قَدِ اخْتَلَطَ عَلَيْهَا أَيَّامُهَا لَمْ تَعْرِفُ عَدَدَهَا وَ لَا وَقْتَهَا أَلَا تَسْمَعُها تَقُولُ: إِنِّي أَسْتَحَاضُ فَلا أَطْهَرُ، وَكَانَ أَبِي يَقُولُ: إِنَّهَا اسْتُحِيضَتْ سَبْعَ سِنِينَ. فَفِي أَقَلَّ مِنْ هَذَا تَكُونُ الرِّيبَةُ وَالِاخْتِلاطُ.

فَلِهَذَا احْتَاجَتْ إِلَى أَنْ تَعْرِفَ إِقْبَالَ الدَّمِ مِنْ إِدْبَارِهِ وَ تَغَيَّرَ لَوْنِهِ مِنَ السَّوَادِ إِلَى غَيْرِهِ، وَ ذَلِكَ أَنَّ دَمَ الْحَيْضِ أَسْوَدُ يُعْرَفُ، وَ لَوْ كَانَتْ تَعْرِفُ أَيَّامَهَا مَا احْتَاجَتْ إِلَى مَعْرِفَةِ لَوْنِ الدَّمِ، لِأَنَّ السُّنَّةَ فِي الْحَيْضِ أَنْ تَكُونَ الصُّفْرَةُ وَ الْكُدْرَةُ فَمَا فَوْقَهَا فِي أَيَّامِ الْحَيْضِ إِذَا عُرفَتْ حَيْضاً كُلُّهُ إِنْ كَانَ الدَّمُ أَسْوَدَ أَوْ غَيْرَ ذَلِكَ.

فَهَذَا يُبَيِّنُ لَكَ أَن قَلِيلَ الدَّم وَكَثِيرَهُ أَيَّامَ الْحَيْضِ حَيْضُ كُلَّهُ إِذَا كَانَتِ الْأَيَّامُ مَعْلُومَةٌ.

این روشن می کند که این زن ایام حیضش بر او مشتبه شده و عدد و وقت آن را نمی دانسته است توجه نکردی که آن زن گفت: من استحاضه می شوم و پاک نمی شوم، و پدرم حکایت فرموده که آن زن هفت سال مستحاضه می شده در حالی که در کم تر از این مدت، شک و اشتباه وجود دارد و به همین خاطر نیاز داشت که کمی و زیادی و دگرگونی رنگ آن را از سیاهی و مانند آن بشناسند، زیراکه خون حیض سیاه است و قابل شناسایی است و اگر او ایام حیض خود را می شناخت نیازی به تشخیص رنگ خون نداشت؛ زیرا قانون در خون در ایام حیض این است که زرد و تیره و بالاتر از آن باشد. در صورتی که بدانی تمام آن ایام ایام حیض است. اگر خون سیاه یا غیر از آن باشد.

پس این برای تو روشن می کند که خون - چه کم باشد چه زیاد - در ایام حیض، تمام آن حيض است در صورتی که ایام حیض معلوم باشد.

فَإِذَا جَهِلَتِ الْأَيَّامَ وَ عَدَدَهَا احْتَاجَتْ إِلَى النَّظَرِ حِينَئِذٍ إِلَى إِقْبَالِ الدَّمِ وَ إِدْبَارِهِ وَ تَغَيرِ لَوْنِهِ ثُمَّ تَدَعُ الصَّلاةَ عَلَى قَدْرِ ذَلِكَ، وَ لَا أَرَى النَّبِيَّ صلى الله عليه واله وسلم قَالَ: اجْلِسِي كَذَا وَ كَذَا يَوْماً، فَمَا زَادَتْ فَأَنْتِ مُسْتَحَاضَةٌ كَمَا لَمْ تُؤْمَرِ الْأُولَى بِذَلِكَ، وَكَذَلِكَ اَبی علیه السلام أَفْتَى فِي مِثْلِ هَذَا، وَ ذَاكَ أَنَّ امْرَأَةً مِنْ أَهْلِنَا اسْتَحَاضَتْ فَسَأَلَتْ أَبِي علیه السلام عَنْ ذَلِكَ؟

فَقالَ: إِذَا رَأَيْتِ الدَّمَ الْبَحْرَانِيَّ، فَدَعِي الصَّلاةَ، وَإِذَا رَأَيْتِ الظُّهْرَ وَ لَوْ سَاعَةً مِنْ نهارٍ فَاغْتَسِلِي وَصَلي.

قَالَ أَبُو عَبْدِاللهِ علیه السلام: وَ أَرَى جَوَابَ أَبِي هَاهُنَا غَيْرَ جَوَابِهِ فِي الْمُسْتَحَاضَةِ هِ الأولى. أَلَا تَرَى أَنَّهُ قَالَ: تَدَعُ الصَّلاةَ أَيَّامَ أَقْرَائِهَا، لِأَنَّهُ نَظَرَ إِلَى عَدَدِ الْأَيَّامِ؟

وَ قَالَ هَاهُنَا: إِذَا رَأَتِ الدَّمَ الْبَحْرَانِي فَلْتَدَعَ الصَّلاةَ.

وَأَمَرَ هَاهُنَا أَن تَنْظُرَ إِلَى الدّم إِذا أَقْبَلَ وَأَدْبَرَ وَ تَغَيَّرَ.

ولی اگر زنی ایام وعدد حیض را نداند در این حالت نیز نیاز به این دارد که به کم و زیادی خون و دگرگونی رنگ آن نگاه کند و به اندازۀ آن ایام، نماز را ترک کند و نمی بینم که پیامبر صلى الله عليه واله وسلم فرموده باشد که چند روز را حیض قرار بده و هرچه زیادتر از آن شد تو مستحاضه هستی؛ همان طوری که به زن نخست چنین دستوری نداد.

و پدرم (امام باقر علیه السلام) نیز در چنین موردی همین فتوی را داد.

این واقعه چنین بود که زنی از خاندان ما استحاضه شد و از پدرم در این باره پرسید.

آن حضرت پاسخ فرمود: اگر خون بحرانی (بسیار تیره رنگ دیدی) نماز را ترک کن و هرگاه پاک شدی، گرچه یک ساعت از روز باشد، غسل کن و نماز بخوان.

امام صادق علیه السلام فرمود: می بینم که جواب پدرم در این جا غیر از پاسخ او به زن مستحاضه نخست است، مگر نمی بینی که به او دستور فرمود که در ایام عادتش نماز را ترک کند؛ زیرا به عدد ایام نظر داشت ولی در این جا فرمود: اگر خون بحرانی ببیند، باید نماز را ترک کند و در این جا امر فرمود که به کمی زیادی و تغییر رنگ خون نظر کند.

وَ قَوْلُهُ: الْبَحْرَانِي شِبْهُ مَعْنَى قَوْلِ النَّبِيِّ صلى الله عليه واله وسلم: إِن دَمَ الْحَيْضِ أَسْوَدُ يُعْرَفُ، وَإِنَّمَا سَمَّاهُ أَبِي بَحْرَانِياً، لِكَثْرَتِهِ وَ لَوْنِهِ.

فَهَذَا سُنَّةُ النَّبِي صلى الله عليه واله وسلم فِي الَّتِي اخْتَلَطَ عَلَيْهَا أَيَّامُهَا حَتَّى لَا تَعْرِفَهَا، وَإِنَّمَا تَعْرِفُهَا بالدم مَا كَانَ مِنْ قَلِيل الْأَيَّام وَكَثِيرِه.

قَالَ: وَأَمَّا السُّنَّةُ الثَّالِثَةُ فَهى الَّتِى لَيْسَ لَهَا أَيَّامُ مُتَقَدِّمَةً وَ لَمْ تَرَ الدَّمَ قَطُّ وَ رَأَتْ أَوَّلَ مَا أَدْرَكَتْ وَ اسْتَمَرَّ بِهَا، فَإِنَّ سُنَّةَ هَذِهِ غَيْرُ سُنَّةِ الْأُولَى وَ الثَّانِيَةِ، وَ ذَلِكَ أَنَّ امْرَأَةً يُقَالُ لَهَا: حَمْنَةُ بِنْتُ جَحْشِ أَتَتْ رَسُولَ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم فَقَالَتْ: إِنِّي اسْتُحِضْتُ حَيْضَةً شَدِيدَةً؟

فَقالَ لَهَا: احْتَشِى كُرْسُفاً.

فَقَالَتْ: إِنَّهُ أَشَدُّ مِنْ ذَلِكَ، إِنِّى أَنجُه شَجاً؟

فرمایش او که فرمود بحرانی، مانند تفسیر گفتار پیامبر صلى الله عليه واله وسلم است که فرمود: خون حیض، سیاه و قابل شناسایی است پدرم آن را بحرانی نامید، به سبب زیادی و رنگ آن.

پس این سنت پیامبر صلى الله عليه واله وسلم درباره آن زنی است که ایام عادتش بر او مشتبه شده و آن را نمی شناسد و فقط با کم و زیاد شدن خون، می تواند آن را بشناسد.

حضرتش فرمود: اما سنّت سوم، دربارۀ زنی است که پیش از این ایام حیض نداشته و هیچ گاه خون ندیده است و نخستین باری که خون دیده، استمرار پیدا کرده است و قانون برای این زن غیر از زن اوّل و دوم است و آن چه گفته شد برای زنی بود که او را حمنه دختر جهش می گفتند که خدمت پیامبر خدا صلى الله عليه واله وسلم آمد و عرض کرد: من به استحاضه شدیدی دچار شده ام؟

حضرت به او فرمود: از پنبه استفاده کن.

عرض کرد: خون شدیدتر و روان تر از آن است که بتوانم از پنبه استفاده کنم.

فَقَالَ: تَلَجْمِي وَ تَحَيْضِي فِي كُلِّ شَهْرٍ فِي عِلْمِ اللهِ سِتَّةَ أَيَّامٍ أَوْ سَبْعَةٌ ثُمَّ اغْتَسِلِي غُسْلاً وَ صُومِي ثَلَاثَةٌ وَ عِشْرِينَ يَوْماً أَوْ أَرْبَعَةً وَ عِشْرِينَ وَاغْتَسِلِي لِلْفَجْرِ غُسْلاً وَأَخْرِي الظُّهْرَ وَ عَجِّلِي الْعَصْرَ وَ اغْتَسِلِي غُسْلاً وَ أَخْرِي الْمَغْرِبَ وَ عَجِّلِي الْعِشَاءَ وَاغْتَسِلِي غُسْلاً.

قَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السلام: فَأَرَاهُ قَدْ سَنَّ فِي هَذِهِ غَيْرَ مَا سَنَّ فِي الْأُولَى وَالثَّانِيَةِ، وَذَلِكَ لِأَنَّ أَمْرَهَا مُخَالِفٌ لِأَمْرِ هَاتَيْكَ.

أَلَا تَرَى أَنَّ أَيَّامَهَا لَوْ كَانَتْ أَقَلَّ مِنْ سَبْع وَ كَانَتْ خَمْساً أَوْ أَقَلَّ مِنْ ذَلِكَ مَا قَالَ لَهَا: تَحَيْضِي سَبْعاً، فَيَكُونَ قَدْ أَمَرَهَا بِتَرْكِ الصَّلاةِ أَيَّاماً وَ هِيَ مُسْتَحَاضَةٌ غَيْرُ حَائِضِ، وَ كَذَلِكَ لَوْ كَانَ حَيْضُهَا أَكْثَرَ مِنْ سَبْعِ وَ كَانَتْ أَيَّامُهَا عَشْراً أَوْ أَكْثَرَ لَمْ يَأْمُرْهَا بِالصَّلاةِ وَ هِيَ حَائِضٌ.

ثُمَّ مِمَّا يَزِيدُ هَذَا بَيَانًا قَوْلُهُ علیه السلام لَهَا: تَحَيَّضِي.

آن حضرت فرمود: پارچه ای محکم بر خود ببند خود را حائض بدان بدین مقدار که در علم خدا، تو شش یا هفت روز حیض می شوی و پس از آن غسل کن غسلی که برای حیض است و بیست و سه یا بیست و چهار روز روزه بگیر و برای نماز صبح، یک غسل بکن و نماز ظهر را به تأخیر بینداز و در نماز عصر شتاب کن و یک غسل برای آن دو انجام ده

و نماز مغرب را به تأخیر بینداز و در نماز عشاء عجله نما و برای آن دو، یک غسل انجام ده.

امام صادق علیه السلام فرمود: می بینم که رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم برای این زن، قانون و سنّتی غیر از آن چه که برای اوّلی و دومی قرار داد مقرر فرمود و این به آن سبب است که حکم این زن بر خلاف حکم آن دو زن است مگر نمی بینی اگر ایام عادت او کمتر از هفت روز پنج روز یا کم تر از آن بود به او نمی فرمود هفت روز را حیض قرار ده پس او را از نماز خواندن در آن چند روز منع می کرد؛ او در آن حال که مستحاضه بود نه حائض. هم چنین اگر حیض او بیش از هفت روز بود و ایام عادت او ده روز، یا بیش تر بود او را درحالی که حیض بود، به نماز امر نمی کرد و آن چه که سبب فزونی بیان و آشکاری این امر می شود این است که حضرتش به آن زن فرمود: خود را حائض بدان.

وَلَيْسَ يَكُونُ التَّحَيُّ إِلَّا لِلْمَرْأَةِ الَّتِي تُرِيدُ أن تكلف مَا تَعْمَلُ الْحَائِضُ أَلَا تَرَاهُ لَمْ يَقُلْ لَهَا: أَيَّاماً مَعْلُومَةً تَحَيَّضِي أَيَّامَ حَيْضِكِ؟

وَ مِمَّا يُبَيِّنُ هَذَا قَوْلُهُ لَهَا: فِي عِلْمِ اللهِ، لِأَنَّهُ قَدْ كَانَ لَهَا وَ إِنْ كَانَتِ الْأَشْيَاءُ كُلُّهَا في عِلْمِ اللهِ تَعَالَى.

وَ هَذَا بَيَّنْ وَاضِحُ أَنَّ هَذِهِ لَمْ تَكُنْ لَهَا أَيَّامٌ قَبْلَ ذَلِكَ قَطُّ وَ هَذِهِ سُنَّةُ الَّتِي اسْتَمَرَّ بِهَا الدَّمُ أَوَّلَ مَا تَرَاهُ أَقْصَى وَقْتِهَا سَبْعٌ وَ أَقْصَى طُهْرِهَا ثَلاتٌ وَ عِشْرُونَ حَتَّى يَصِيرَ لَهَا أَيَّامًا مَعْلُومَةً، فَتَنْتَقِلَ إِلَيْهَا.

فَجَمِيعُ حَالَاتِ الْمُسْتَحَاضَةِ تَدُورُ عَلَى هَذِهِ السُّنَنِ الثَّلاثَةِ لَا تَكَادُ أَبَداً تَخْلُو مِنْ وَاحِدَةٍ مِنْهُنَّ إِنْ كَانَتْ لَهَا أَيَّامٌ مَعْلُومَةٌ مِنْ قَلِيلٍ أَوْ كَثِيرٍ، فَهِيَ عَلَى أَيَّامِهَا وَ خَلْقِهَا الَّذِي جَرَتْ عَلَيْهِ لَيْسَ فِيهِ عَدَدٌ مَعْلُومٌ مُوَفَّتْ غَيْرُ أَيَّامِهَا، فَإِنِ اخْتَلَطَتِ الْأَيَّامُ عَلَيْهَا وَ تَقَدَّمَتْ وَ تَأَخَّرَتْ وَ تَغَيَّرَ عَلَيْهَا الدَّمُ أَلْوَاناً فَسُنَّتُهَا إِقْبَالُ الدَّم و إِدْبَارَهُ وَ تَغَيَّرُ حَالَاتِهِ، وَ إِنْ لَمْ تَكُنْ لَهَا أَيَّامٌ قَبْلَ ذَلِكَ وَ اسْتَحَاضَتْ أَوَّلَ مَا رَأَتْ، -

چنین چیزی برای زنی است که می خواهد به دستور حائض عمل کند آیا نمی بینی که به او نفرمود که روزهای معلومی را ایام حیض خود قرار ده؟ و آن چه که این موضوع را روشن می سازد این فرمایش آن حضرت است که فرمود در علم خدا برای او ایام معلومی مقدر بود. اگر چه همۀ چیزها در علم خدا هست.

و این آشکار و هویدا است که این زن پیش از این هرگز ایام حیض نداشته است، و این سنت زنی است که برای نخستین بار خون دیده و آن خون، استمرار پیدا کرده است و بیش ترین وقت حیض او، هفت روز و بیش ترین وقت پاکی او، بیست و سه روز است تا زمانی که ایام معلوم برای او پیدا شود و به آن عادت منتقل گردد.

پس همۀ حالات مستحاضه بر همین سنت های سه گانه است که زن از یکی از آن ها خالی نخواهد بود اگر برای او روزهای معلومی چه کم و چه زیاد باشد باید آن ایام را حیض بداند و همان خلقت و طبعش که برای او مقدّر شده که در آن وقت و عدد معلومی جز ایام خود او نیست اگر ایام بر او مشتبه شود و پس و پیش گردد و رنگ خون بر او مشتبه شود، سنّت او، کمی و زیادی و دگرگونی حالات خون است و اگر پیش از این ایام عادتی نداشته و برای نخستین بار است که خون می بیند مستحاضه خواهد بود، -

فَوَقتُهَا سَبْعٌ وَطَهَرُهَا ثَلاثَ وَ عِشْرُونَ.

فَإِنِ اسْتَمَرَّ بِهَا الدَّمُ أَشْهُراً فَعَلَتْ فِي كُلِّ شَهْرٍ كَمَا قَالَ لَهَا: فَإِنِ انْقَطَعَ الدَّمُ فِي أَقَلَّ مِنْ سَبْعِ أَوْ أَكْثَرَ مِنْ سَبْعِ فَإِنَّهَا تَغْتَسِلُ سَاعَةٌ تَرَى الطُّهْرَ وَ تُصَلِّي، فَلَا تَزَالُ كَذَلِكَ حَتَّى تَنْظُرَ مَا يَكُونُ فِي الشَّهْرِ الثَّانِي.

فَإِنِ انْقَطَعَ الدَّمُ لِوَقْتِهِ فِي الشَّهْرِ الْأَوَّلِ سَوَاءٌ حَتَّى تَوَالَى عَلَيْهَا حَيْضَتَانِ أَوْ ثَلاتٌ فَقَدْ عُلِمَ الآنَ أَنَّ ذَلِكَ قَدْ صَارَ لَهَا وَقْتاً وَ خَلْقاً مَعْرُوفاً تَعْمَلُ عَلَيْهِ وَ تَدَعُ مَا سِوَاهُ وَ تَكُونُ سُنتَهَا فِيما تَسْتَقْبِلُ إِنِ اسْتَحَاضَتْ قَدْ صَارَتْ سُنَّةٌ إِلَى أَنْ تُحْبَسَ أَقْرَاؤُهَا.

وَإِنَّمَا جُعِلَ الْوَقْتُ أَنْ تَوَالَى عَلَيْهَا حَيْضَتَانِ أَوْ ثَلَاتٌ، لِقَوْلِ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم لِلَّتِي تَعْرِفُ أَيَّامَهَا: دَعِي الصَّلَاةَ أَيَّامَ أَقْرَائِكِ.

پس وقت حیض او هفت و پاکی او، بیست و سه روز است.

اگر خون دیدن او چند ماه استمرار پیدا کند باید در هر ماه همان طور که به او فرمود عمل کند. اگر در کم تر از هفت روز یا بیش تر از هفت روز خونریزی قطع شود، آن ساعتی که پاک می شود باید غسل کند و نماز بخواند.

او باید به همین صورت عمل کند و انتظار بکشد تا ببیند که در ماه دوم چه می شود. اگر خون در همان زمان ماه اوّل قطع شود و تا دو یا سه ماه حیض پشت سرهم به همین صورت شده خواهد دانست که این برای او وقتی معیّن و عادتی شناخته شده است که باید بر طبق آن عمل کند و غیر آن را رها کند، و قاعده و سنت او در آینده نیز همین است که اگر استحاضه شد بر طبق همین سنت بنا را گذارد تا این که در ایام حیض خود بنشیند و نماز را ترک کند.

این که تعیین وقت را زمانی قرار دهد که دو یا سه حیض پشت سر هم واقع شود به خاطر سخن رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم به آن زنی است که ایام حیض خود را می شناخت و حضرت فرمود در ایام حیض خود نماز را ترک کن.

فَعَلِمْنَا أَنَّهُ لَمْ يَجْعَلِ الْقُرْءَ الْوَاحِدَ سُنَّةٌ لَهَا فَيَقُولَ: دَعِي الصَّلاةَ أَيَّامَ قُرْبُكِ، وَ لَكِنْ سَنَّ لَهَا الْأَفْرَاءَ وَ أَدْنَاهُ حَيْضَتَانِ فَصَاعِداً، وَ إِذَا اخْتَلَطَ عَلَيْهَا أَيَّامُهَا وَ زَادَتْ وَ نَقَصَتْ حَتَّى لَا تَقِفَ مِنْهَا عَلَى حَدٍ وَ لَا مِنَ الدَّمِ عَلَى لَوْنٍ عَمِلَتْ بِإِقْبَالِ الدَّمِ وَ إِدْبَارِهِ وَ لَيْسَ لَهَا سُنَّةٌ غَيْرُ هَذَا لِقَوْلِ رَسُولِ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم: إِذَا أَقْبَلَتِ الْحَيْضَةُ فَدَعِي الصَّلاةَ وَإِذَا أَدْبَرَتْ فَاغْتَسِلِي، وَ لِقَوْلِهِ: إِنَّ دَمَ الْحَيْضِ أَسْوَدُ يُعْرَفُ كَقَوْلِ أَبِي علیه السلام: إِذَا رَأَيْتِ الدَّمَ الْبَحْرَانِيَّ.

فَإِنْ لَمْ يَكُنِ الْأَمْرُ كَذَلِكَ وَ لَكِنَّ الدَّمَ أَطْبَقَ عَلَيْهَا فَلَمْ تَزَلِ الِاسْتِحَاضَةُ دَارَّةً وَ كَانَ الدَّمُ عَلَى لَوْنٍ وَاحِدٍ وَ حَالَةٍ وَاحِدَةٍ فَسُنّتهَا السَّبْعُ وَالثَّلَاثُ وَالْعِشْرُونَ، لِأَنَّهَا قِصَّتُهَا كَقِصَّةِ حَمْنَةَ حِينَ قَالَتْ: إِنِّي أَتُجُهُ شَجَاً.

پس دانستیم که یک حیض را برای او قرار نداد که بفرماید در ایام پاکی نماز را ترک کن بلکه برای او حیض ها را سنت قرار داد و کم ترین آن دو حیض و بیش ترست و اگر ایام بر او مشتبه شود و کم و زیاد شود و خون او در یک حد و اندازه و در یک رنگ ثابت قرار نگیرد باید به کمی و زیادی خون عمل کند و جز این سنتی ندارد؛ زیرا رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم فرمود: اگر خون زیاد شد نماز را ترک کن و اگر کم شد غسل کن و به دلیل فرمایش آن حضرت که فرمود: «خون حیض سیاه است و شناخته می شود»؛ مانند سخن پدرم علیه السلام که فرمود: «هر گاه خون بحرانی شد».

پس اگر امر چنین نشد و خون بر آن زن پوشیده ماند و همیشه استحاضه روان و خون بر یک رنگ و یک حال باشد، سنت او هفت روز (حیض) و بیست و سه روز (پاکی) است؛

زیرا ماجرای او مانند ماجرای حمنه است هنگامی که گفت خون به شدت از من روان است.

2- مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى وَ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

الْمُسْتَحَاضَةُ تَنْظُرُ أَيَّامَهَا، فَلا تُصَلِّ فِيهَا وَ لَا يَقْرَبْهَا بَعْلُهَا، فَإِذَا جَازَتْ أَيَّامُهَا وَ رَأْتِ الدَّمَ يَنْقُبُ الْكُرْسُفَ اغْتَسَلَتْ لِلظُّهْرِ وَالْعَصْرِ تُؤَخِّرُ هَذِهِ وَ تُعَجِّلُ هَذِهِ وَ لِلْمَغْرِبِ وَالْعِشَاءِ غُسْلاً تُؤَخِّرُ هَذِهِ وَ تُعَجِّلُ هَذِهِ وَ تَغْتَسِلُ لِلصُّبْحِ وَ تَحْتَشِي وَ تَسْتَكْفِرُ وَ لا تُحيي.

وَ تَضُمُّ فَخِذَيْهَا فِي الْمَسْجِدِ وَ سَائِرُ جَسَدِهَا خَارِجٌ وَ لَا يَأْتِيهَا بَعْلُهَا فِي أَيَّامٍ قُرْيْهَا، وَ إِنْ كَانَ الدَّمُ لَا يَنْقُبُ الْكُرْسُفَ تَوَضَّأَتْ وَ دَخَلَتِ الْمَسْجِدَ وَ صَلَّتْ كُلَّ صَلاةٍ بِوُضُوءٍ وَ هَذِهِ يَأْتِيهَا بَعْلُهَا إِلَّا فِي أَيَّامٍ حَيْضِهَا.

2- معاوية بن عمار گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

زن مستحاضه باید ایام (حيض) خویش را بنگرد در آن حال نماز به جا نیاورد و نباید شوهرش با او نزدیکی کند هنگامی که ایامش سپری شد و ملاحظه نمود که خون از پنبه گذرد باید برای نماز ظهر و عصر غسل کند به طوری که نماز ظهر را به تأخیر اندازد و در نماز عصر تجعیل نماید و برای نماز مغرب و عشا نیز یک غسل به جا آورد و نماز مغرب را تأخیر اندازد و در نماز عشا تعجیل نماید و برای نماز صبح تعجیل نماید، و از پنبه استفاده کند و لباس، یا با پارچه بلندی میان ران هایش را ببندد و نماز تحیت مسجد نخواند و در مسجد ران هایش را به هم بچسباند و بقیه بدنش از این حکم بیرون است و در ایام حیضش نباید شوهرش با او نزدیکی کند، ولی اگر خون از پنبه عبور نکند باید خود را شست و شو داده، وضو گیرد و می تواند داخل مسجد شود و باید هر نماز را با یک وضو به جا آورد با چنین زنی - به استثنای ایام حیضش - شوهرش می تواند نزدیکی کند.

3- مُحَمَّدٌ عَنِ الْفَضْلِ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ مُحَمَّدٍ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْمَرْأَةِ تُسْتَحَاضُ؟

فَقالَ: قَالَ أَبُو جَعْفَرِ علیه السلام: سُئِلَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم عَنِ الْمَرْأَةِ تُسْتَحَاضُ.

فَأَمَرَهَا أَنْ تَمْكُثَ أَيَّامَ حَيْضِهَا لَا تُصَلِّ فِيهَا ثُمَّ تَغْتَسِلَ وَ تَسْتَدْخِلَ قُطْنَةٌ وَ تَسْتَنْفِرَ بِثَوْبٍ ثُمَّ تُصَلِّي حَتَّى يَخْرُجَ الدَّمُ مِنْ وَرَاءِ الثَوْبِ.

قَالَ: تَغْتَسِلُ الْمَرْأَةُ الدَّمِيَّةُ بَيْنَ كُلَّ صَلاتَيْنِ، وَ الِاسْتِذْفَارُ أَنْ تَطَيَّبَ وَ تَسْتَجْمِرَ بِالدُّحْنَةِ وَغَيْرِ ذَلِكَ، وَ الِاسْتِنْفَارُ أَنْ تَجْعَلَ مِثْلَ تَفْرِ الدَّابَّةِ.

4- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ: قَالَ:

الْمُسْتَحَاضَةُ إِذَا ثَقَبَ الدَّمُ الْكُرْسُفَ اغْتَسَلَتْ لِكُلِّ صَلاتَيْنِ وَ لِلْفَجْرِ غُسْلاً وَ -

3- محمد حلبی گوید: از امام صادق علیه السلام دربارۀ زنی که مستحاضه می شود سؤال نمودم؟

فرمود: امام باقر علیه السلام فرمود: از رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم درباره زن مستحاضه سؤال شد.

حضرتش به او امر کرد که ایام حیض خود را درنگ نموده و نماز به جا نیاورد، سپس غسل نماید، پنبه ای در خود داخل کند و با دامن لباس و یا پارچه بلندی میان ران هایش را محکم ببندد تا هنگامی که خون از پشت آن پارچه خارج می گردد با همان وضعیت نماز به جا آورد.

فرمود: آن زنی که خونریزی دارد باید بین هردو نماز یک غسل نماید در این مورد به تفسیر ذکر شده در حدیث قبل و بعد رجوع شود.

(شیخ کلینی رحمه الله می گوید:) استذفار آن است که زن با دخنه (نوعی داروی خوشبو، یا چیز دیگری را بر روی عود سوز بخور نمایند) خود را خوشبو نماید و استثفار آن است که مانند چهارپا پاها را کنار هم قرار دهد.

4- سماعه گوید: امام علیه السلام فرمود:

در مستحاضه اگر خون او از پنبه ای بگذرد، برای هردو نماز و نماز صبح هرکدام یک غسل کند، -

إِنْ لَمْ يَجْزِ الدَّمَ الْكُرْسُفَ، فَعَلَيْهَا الْغُسْلُ كُلَّ يَوْمٍ مَرَّةً وَ الْوُضُوءُ لِكُلِّ صَلَاةٍ، وَإِنْ أَرَادَ زَوْجُهَا أَنْ يَأْتِيَهَا فَحِينَ تَغْتَسِلُ. هَذَا إِنْ كَانَ دَمُهَا عَبِيطاً، وَإِنْ كَانَتْ صُفْرَةً فَعَلَيْهَا الْوُضُوء.

5- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

الْمُسْتَحَاضَةُ تَغْتَسِلُ عِنْدَ صَلاةِ الظُّهْر فَتَصَلَّى الظَّهْرَ وَالْعَصْرَ ثُمَّ تَغْتَسِلُ عِنْدَ الْمَغْرِبِ فَتُصَلِّي الْمَغْرِبَ وَالْعِشَاءَ ثُمَّ تَغْتَسِلُ عِنْدَ الصُّبْحَ فَتُصَلِّي الْفَجْرَ، وَلَا بَأْسَ أَنْ يَأْتِيَهَا بَعْلُهَا إِذَا شَاءَ إِلَّا أَيَّامَ حَيْضِهَا فَيَعْتَزِلُهَا بَعْلُهَا.

قَالَ: وَ قَالَ: لَمْ تَفْعَلْهُ امْرَأَةٌ قَطُّ احْتِسَاباً إِلَّا عُوفِيَتْ مِنْ ذَلِكَ.

و اگر خون از پنبه نگذرد در هر روز یک غسل و برای هر نماز وضویی برعهده اوست و اگر شوهرش بخواهد با او نزدیکی کند بایستی هنگامی که غسل می کند به نزد او آید، و این در صورتی است که خون او تازه باشد و اگر خون زردی بود بر عهدهٔ اوست که وضو بگیرد.

5- عبدالله بن سنان گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

زن مستحاضه باید هنگام نماز ظهر غسل کند و نماز ظهر و عصر را به جا آورد، سپس هنگام مغرب غسل کند و نماز مغرب و عشا را به جا آورد. پس از آن هنگام صبح غسل کند و نماز صبح را به جا آورد و اگر شوهرش بخواهد می تواند با او نزدیکی کند، مگر در ایام حیضش که باید از او دوری کند.

راوی گوید: هم چنین فرمود هر زنی که عمل مستحاضه را برای رسیدن به اجر و ثواب خداوندی انجام دهد از آن آفت بهبود خواهد یافت.

6- مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَن الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ أَبِي الْحَسَنِ علیه السلام قَالَ: قُلْتُ لَهُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! إِذَا مَكَتَتِ الْمَرْأَةُ عَشَرَةَ أَيَّامٍ تَرَى الدَّمَ ثُمَّ طَهُرَتْ فَمَكَثَتْ ثَلاثَةَ أَيَّامٍ طَاهِرَةً، ثُمَّ رَأَتِ الدَّمَ بَعْدَ ذَلِكَ أَ تُمْسِكَ عَنِ الصَّلَاةِ؟

قَالَ: لَا، هَذِهِ مُسْتَحَاضَةٌ تَغْتَسِلُ وَ تَسْتَدْخِلُ قُطْنَةٌ بَعْدَ قُطْنَةٍ، وَ تَجْمَعُ بَيْنَ الصَّلاتَيْن بِغُسْل، وَيَأْتِيهَا زَوْجُهَا إِنْ أَرَادَ.

7- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ دَاوُدَ مَوْلَى أَبِي الْمَغْرَاءِ الْعِجْلِيُّ عَمَّنْ أَخْبَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْمَرْأَةِ تَحِيضُ ثُمَّ يَمْضِي وَقْتُ طُهْرِهَا وَ هِيَ تَرَى الدَّمَ.

قَالَ: فَقَالَ: تَسْتَظْهِرُ بِيَوْمٍ إِنْ كَانَ حَيْضُهَا دُونَ عَشَرَةِ أَيَّامٍ، وَإِنِ اسْتَمَرَّ الدَّمُ فَهِيَ مُسْتَحَاضَةٌ، وَ إِنِ انْقَطَعَ الدَّمُ اغْتَسَلَتْ وَصَلَّتْ.

6- صفوان بن یحیی گوید: به ابا الحسن علیه السلام گفتم: قربانت گردم هرگاه زن درنگ کند ده روز خون ببیند، سپس پاک شود و سه روز در پاکی درنگ نماید و پس از آن خون ببیند آیا باید نماز نخواند؟

فرمود: نه، این زن مستحاضه است و باید غسل کند و از پنبه های متعدد استفاده کند بین دو نماز را با یک غسل جمع کند و اگر شوهرش بخواهد می تواند با او نزدیکی کند.

7- راوی گوید: از امام صادق علیه السلام درباره زنی که حیض می شود، سپس از وقت پاکی او می گذرد ولی هنوز خون می بیند پرسیدم؟

حضرت فرمود: اگر حیض او کم تر از ده روز باشد باید یک روز استظهار کند (یعنی نماز را ترک کند) اگر خون استمرار یافت مستحاضه است و اگر خونریزی قطع شد. باید غسل

نماید و نماز بخواند.

قَالَ: قُلْتُ لَهُ: فَالْمَرْأَةُ يَكُونُ حَيْضُهَا سَبْعَةَ أَيَّامٍ أَوْ ثَمَانِيَةَ أَيَّامٍ حَيْضُهَا دَائِمٌ مُسْتَقِيمَ، ثُمَّ تَحِيضُ ثَلاثَةَ أَيَّامٍ ثُمَّ يَنْقَطِعُ عَنْهَا الدَّمُ فَتَرَى الْبَيَاضَ لَا صُفْرَةٌ وَ لَا دَما.

قَالَ: تَغْتَسِلُ وَ تُصَلِّي.

قلْتُ: تَغْتَسِلُ وَ تُصَلِّي وَ تَصُومُ ثُمَّ يَعُودُ الدَّم.

قَالَ: إِذا رَأتِ الدَّمَ أَمْسَكَتْ عَنِ الصَّلاةِ وَ الصَّيَامِ.

قُلْتُ: فَإِنَّهَا تَرَى الدَّمَ يَوْماً وَ تَطْهُرُ يَوْماً؟

قالَ: فَقالَ: إِذَا رَأَتِ الدَّمَ أَمْسَكَتْ وَإِذَا رَأَتِ الظُّهْرَ صَلَّتْ، فَإِذَا مَضَتْ أَيَّامُ حَيْضِهَا وَ اسْتَمَرَّ بِهَا الطُّهْرُ صَلَّتْ، فَإِذَا رَأتِ الدَّمَ فَهِيَ مُسْتَحَاضَةٌ قَدِ انْتَظَمَتْ لَكَ أَمْرُهَا كُلُّهُ.

راوی گوید: به حضرتش گفتم زنی که حیض او هفت یا هشت روز است و همیشه بر یک حالت است و بعد از آن (در یک ماه) سه روز خون می بیند پس از آن، خونریزی قطع می شود و سفیدی (پنبه استبرا) را می بیند نه زردی و خون را حکمش چیست؟

فرمود: باید غسل کند و نماز بخواند.

گفتم: او غسل می کند نماز می خواند و روزه می گیرد ولی بعد از آن، خونریزی بر می گردد؟

فرمود: در این صورت باید از نماز و روزه خودداری کند.

گفتم: یک روز خون می بیند و یک روز پاک می شود.

آن حضرت فرمود: هرگاه خون ،دید باید از نماز و روزه خودداری کند و هرگاه پاک شد، باید نماز بخواند پس هرگاه ایام حیضش گذشت و پاکی ادامه داشت، نماز بخواند، و اگر خون دید مستحاضه است به راستی که همه وظایف مستحاضه را برای تو به طور منظم بیان کردم.

بخش نهم

اشاره

(9)

بَابُ مَعْرِفَةِ دَمِ الْحَيْضِ مِنْ دَمِ الِاسْتِحَاضَةِ.

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرِ عَنْ حَفْصِ بْنِ الْبَخْتَرِي قَالَ: دَخَلَتْ عَلَى أَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام إِمْرَأَةٌ فَسَأَلَتْهُ عَنِ الْمَرْأَةِ يَسْتَمِرُّ بِهَا الدَّمُ فَلا تَدْرِي حَيْضٌ هُوَ أَوْ غَيْرُهُ؟

قالَ: فَقالَ لَهَا إِنَّ دَمَ الْحَيْضِ حَارٌ عَبِيطٌ أَسْوَدُ لَهُ دَفْعٌ وَ حَرَارَةٌ، وَ دَمَ الاِسْتِحَاضَةِ أَصْفَرُ بَارِدٌ، فَإِذَا كَانَ لِلدَّم حَرَارَةً وَ دَفْعٌ وَ سَوَادٌ فَلْتَدَع الصَّلاةَ.

قَالَ: فَخَرَجَتْ وَ هِيَ تَقُولُ: وَ اللَّهِ! أَنْ لَوْ كَانَ امْرَأَةٌ مَا زَادَ عَلَى هَذَا.

2- مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى؛ وَ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ جَمِيعاً عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِاللَّهِ علیه السلام:

إِنَّ دَمَ الِاسْتِحَاضَةِ وَ الْحَيْضِ لَيْسَ يَخْرُجَانِ مِنْ مَكَانٍ وَاحِدٍ، إِنَّ دَمَ الاسْتِحَاضَةِ بَارِدٌ وَ دَمَ الْحَيْضِ حَارٌّ.

شناسایی خون حیض از خون استحاضه

1- حفص بن بختری گوید: زنی خدمت امام صادق علیه السلام شرفیاب شد و از حضرتش پرسید خونریزی زنی استمرار پیدا کرده و نمی داند که آیا خون حیض است یا غیر آن؟

حضرت فرمود: خون حیض، گرم، تازه و سیاه است و هنگام خروج دارای شدّت، سرعت و گرمی است و در این هنگام باید نماز را ترک کند ولی خون استحاضه، زرد و سرد است. راوی گوید: زن خارج شد در حالی که می گفت به خدا سوگند! حتی اگر خودش هم زن می بود بیش از این نمی گفت.

2- معاوية بن عمار گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

خون استحاضه و حیض از یک جا بیرون نمی آیند؛ زیرا خون استحاضه، سرد و خون حیض، گرم است.

3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ جَرِيرٍ قَالَ: سَأَلَتْنِي امْرَأَةٌ مِنَّا أَنْ أُدْخِلَهَا عَلَى أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام، فَاسْتَأْذَنْتُ لَهَا فَأَذِنَ لَهَا.

فَدَخَلَتْ وَ مَعَهَا مَوْلَاةٌ فَقَالَتْ لَهُ: يَا أَبَا عَبْدِاللهِ قَوْلُهُ تَعَالَى: (زَيْتُونَةٍ لَا شَرْقِيَّةٍ وَلَا غَرْبِيَّةٍ) مَا عَنَى بِهَذَا؟

فَقالَ لَهَا: أَيَّتُهَا الْمَرْأَةُ إِنَّ اللهَ تَعَالَى لَمْ يَضْرِبِ الْأَمْثَالَ لِلشَّجَرَةِ، إِنَّمَا ضَرَبَ الأَمْثَالَ لِبَنِي آدَمَ، سَلِي عَمَّا تُرِيدِينَ.

قَالَتْ: أَخْبِرْنِي عَنِ النَّوَاتِي بِاللَّوَاتِي مَا حَدُهُنَّ فِيهِ؟

قَالَ: حَدُّ الزَّنَا، إِنَّهُ إِذَا كَانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ أُتِيَ بِهِنَّ، وَأُلْبِسْنَ مُقَطَّعَاتٍ مِنْ نَارٍ، وَ قُمِعْنَ بِمَقَامِعَ مِنْ نَارٍ وَ سُرْبِلْنَ مِنَ النَّارِ وَأُدْخِلَ فِي أَجْوَافِهِنَّ إِلَى رُءُوسِهِنَّ أَعْمِدَةٌ مِنْ نَارٍ وَ قُذِفَ بِهِنَّ فِي النَّارِ.

3- اسحاق بن جریر گوید زنی از خویشان ما درخواست کرد که او را نزد امام صادق علیه السلام ببرم، برایش اجازه خواستم و حضرت اجازه داد همراه کنیزش خدمت آن حضرت رسید و گفت: ای ابا عبدالله مقصود از گفتار خدای تعالی که می فرماید: (زیتونة لا شرقية ولا غربية) چیست؟

حضرت به او فرمود: ای زن! همانا خدای تعالی مَثَل ها را برای درخت نزده، بلکه مثل ها را برای فرزندان آدم زده است از آن چه می خواهی بپرس؟

گفت: مرا آگاه کن از زنانی که هم جنس بازی می کنند، حد آنان چیست؟

فرمود: حدّ زناست، آن گاه که روز قیامت فرا رسد آنان را می آورند که لباس های آتشین بر آن ها پوشانیده شده و با گرزهای آتشین آن ها را می زنند شلوارهای آتشین بر آنان می پوشانند و عمودهای آتشین را از زیر تا سرشان فرو می کنند و در آتش انداخته می شوند.

أَيْتُهَا الْمَرْأَةُ! إن أوَّلَ مَنْ عَمِلَ هَذَا الْعَمَلَ قَوْمُ لُوطٍ، وَ اسْتَغْنَى الرِّجَالُ بِالرِّجَالِ، فَبَقِينَ النِّسَاءُ بِغَيْرِ رِجَالٍ فَفَعَلْنَ كَمَا فَعَلَ رِجَالُهُنَّ لِيَسْتَغْنِيَ بَعْضُهُنَّ بِبَعْضٍ.

فَقَالَتْ لَهُ: أَصْلَحَكَ اللهُ مَا تَقُولُ فِي الْمَرْأَةِ تَحِيضُ فَتَجُوزُ أَيَّامُ حَيْضِهَا؟

قَالَ: إِنْ كَانَ حَيْضُهَا دُونَ عَشَرَةِ أَيَّامٍ اسْتَظْهَرَتْ بِيَوْمٍ وَاحِدٍ، ثُمَّ هِيَ مُسْتَحَاضَةٌ.

قَالَتْ: فَإِنَّ الدَّمَ يَسْتَمِرُّ بِهَا الشَّهْرَ وَ الشَّهْرَيْنِ وَالثَّلَاثَةَ كَيْفَ تَصْنَعُ بِالصَّلَاةِ؟

قَالَ: تَجْلِسُ أَيَّامَ حَيْضِهَا ثُمَّ تَغْتَسِلُ لِكُلِّ صَلَاتَيْنِ.

فَقَالَتْ لَهُ: إِنَّ أَيَّامَ حَيْضِهَا تَخْتَلِفُ عَلَيْهَا وَكَانَ يَتَقَدَّمُ الْحَيْضُ الْيَوْمَ وَ الْيَوْمَيْنِ وَ الثَّلاثَةَ وَيَتَأَخَّرُ مِثْلَ ذَلِكَ فَمَا عِلْمُهَا بِهِ؟

قَالَ: دَمُ الْحَيْضِ لَيْسَ بِهِ خَفَاءٌ، هُوَ دَمٌ حَارٌ تَجِدُ لَهُ حُرْقَةٌ، وَ دَمُ الِاسْتِحَاضَةِ دَم فَاسِدٌ بَارِدٌ.

قَالَ: فَالْتَفَتَتْ إِلَى مَوْلَاتِهَا فَقَالَتْ: أَ تَرَاهُ كَانَ امْرَأَةً مَرَّةً؟!

ای زن! نخستین کسی که این عمل را انجام داد قوم لوط بودند که مردان آن ها به مردان اکتفا نمودند و زن ها بدون مرد ماندند پس آن ها نیز همان کار را کردند و به یکدیگر اکتفا نمودند.

زن گفت: خداوند شما را نگهدارد! دربارهٔ زنی که حیض می شود و ایام حیض او بیش از مقدار معمول می شود چه می فرمایید؟

فرمود: اگر حیض او کم تر از ده روز است باید یک روز استظهار کند و پس از آن، او مستحاضه است.

زن گفت: اگر خونریزی هم چنان یک ماه دو ماه و سه ماه ادامه یابد با نماز چه کند؟

فرمود: ایام معمول حیض خود را باید نماز نخواند و در روزهای بعد برای هر دو نماز یک بار غسل کند.

عرض کرد: ایام حیضش مختلف می شود گاهی حیض او یک روز، یا دو روز و سه روز پیش و گاهی نیز پس می افتد. بنابراین، نمی داند که ایام معمول حیضش چه وقت است.

فرمود: خون حیض نامعلوم نیست، بلکه آن، خونی گرم است که با سوزش همراه است ولی خون استحاضه فاسد و سرد است.

زن به کنیز خود رو کرد و گفت: می بینی؟! گویی یک زمانی زن بوده (که بدین شیوایی این احکام را بیان می فرماید).

بخش دهم

اشاره

(10)

بَابُ مَعْرِفَةِ دَمِ الْحَيْضِ وَالْعُذْرَةِ وَ الْقَرْحَةِ.

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ جَمِيعاً عَنْ مُحَمَّدِ بْن خَالِدٍ عَنْ خَلَفِ بْن حَمَّادٍ ؛ وَ رَوَاهُ أَحْمَدُ أَيْضاً عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَسْلَمَ عَنْ خَلَفِ بْنِ حَمَّادٍ الْكُوفِيُّ قَالَ: تَزَوَّجَ بَعْضُ أَصْحَابِنَا جَارِيَةً مُعْصِراً لَمْ تَطْمَتْ، فَلَمَّا اقْتَضَهَا سَالَ الدَّمُ، فَمَكَثَ سَائِلاً لَا يَنْقَطِعُ نَحْواً مِنْ عَشَرَةِ أَيَّامٍ.

قَالَ فَأَرَوْهَا الْقَوَابِلَ وَ مَنْ ظَنُّوا أَنَّهُ يُبْصِرُ ذَلِكَ مِنَ النِّسَاءِ فَاخْتَلَفْنَ.

فَقالَ: بَعْضٌ هَذَا مِنْ دَمِ الْحَيْضِ.

وَ قَالَ بَعْضُ: هُوَ مِنْ دَمِ الْعُذْرَةِ.

فَسَأَلُوا عَنْ ذَلِكَ فُقَهَاءَهُمْ كَأَبِي حَنِيفَةَ وَغَيْرِهِ مِنْ فُقَهَائِهِمْ.

شناسایی خون حیض از خون بکارت و جراحت

1- خلف بن حماد کوفی گوید: یکی از دوستان ما با دختری که تازه به حد بلوغ رسیده و هنوز حائض نشده بود ازدواج کرد وقتی شوهرش با او نزدیکی کرد، خونریزی کرد و تا ده روز قطع نشد، او را به زن های قابله و هرکس را که گمان می کردند به مسایل زنان آگاه است نشان دادند؛ ولی هرکس چیزی می گفت یکی می گفت خون حیض است. دیگری می گفت خون بکارت است.

در این باره از فقهای خود - مانند ابو حنیفه و دیگران - پرسیدند.

فَقَالُوا: هَذَا شَيْءٌ قَدْ أَشْكَلَ، وَ الصَّلاةُ فَرِيضَةٌ وَاجِبَةٌ، فَلْتَتوضأ و لتصل وَلْتُصَلِّ وَلْيُمْسِكْ عَنْهَا زَوْجُهَا حَتَّى تَرَى الْبَيَاضَ، فَإِنْ كَانَ دَمَ الْحَيْضِ لَمْ يَضُرَّهَا الصَّلاةُ، وَإِنْ كَانَ دَمَ الْمُدْرَةِ كَانَتْ قَدْ أَدتِ الفَرْضَ.

فَفَعَلَتِ الْجَارِيَةُ ذَلِكَ وَ حَجَجْتُ فِي تِلْكَ السَّنَةِ، فَلَمَّا صِرْنَا بِمِنِّي بَعَثْتُ إِلَى أَبِي الْحَسَنِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ علیه السلام فَقُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! إِنَّ لَنَا مَسْأَلَةٌ قَدْ ضِقْنَا بِهَا ذَرْعاً، فَإِنْ رَأَيْتَ أَنْ تَأْذَنَ لِي فَآتِيكَ وَأَسْأَلُكَ عَنْهَا.

فَبَعَثَ إِلَيَّ: إِذَا هَدَأَتِ الرّجُلُ وَ انْقَطَعَ الطَّرِيقُ فَأَقْبِلْ إِنْ شَاءَ اللَّهُ.

قَالَ خَلَفٌ: فَرَأَيْتُ اللَّيْلَ حَتَّى إِذَا رَأَيْتُ النَّاسَ قَدْ قَلَّ اخْتِلافُهُمْ بِمِنِّى تَوَجَّهْتُ إِلَى مِضْرَبِهِ، فَلَمَّا كُنْتُ قَرِيباً إِذَا أَنَا بِأَسْوَدَ قَاعِدٌ عَلَى الطَّرِيقِ، فَقَالَ: مَنِ الرَّجُلُ؟

فَقُلْتُ: رَجُلٌ مِنَ الْحَاجِّ؟

آن ها گفتند: این چیزی است که مشکل شده، نماز هم فریضهٔ واجب است. پس باید وضو بگیرد نماز بخواند و نباید شوهرش با او نزدیکی کند تا پاک شود در نتیجه اگر خون حیض بود، نمازش بر او ضرری نمی رساند و اگر خون بکارت بود، فریضه را به جا آورده است.

زن جوان طبق این دستور عمل کرد.

من در همان سال به حج رفتم وقتی به منا رسیدم، برای امام کاظم علیه السلام پیغام فرستادم و گفتم: فدایت گردم! مسأله ای برای ما پیش آمده که در حل آن ناتوان گشته ایم اگر صلاح می دانید خدمت برسم و دربارۀ آن از شما بپرسم.

حضرت پیغام فرستاد هرگاه که رفت و آمد به پایان رسید و راه مناسب گشت - ان شاء الله - به سوی ما بیایید.

خلف گوید شب درنگ کردم تا هنگامی که رفت و آمد مردم در منا کم شد، به سوی خیمه بزرگ حضرتش رفتم وقتی نزدیک شدم فرد سیاهی را دیدم که بر سر راه نشسته بود گفت: ای مرد کیستی؟

گفتم: مردی از حاجیانم.

فَقَالَ: مَا اسْمُكَ؟

قُلْتُ: خَلَفُ بْنُ حَمَّادٍ.

قَالَ: ادْخُلْ بِغَيْرِ إِذْنِ، فَقَدْ أَمَرَنِي أَنْ أَقْعُدَ هَاهُنَا، فَإِذَا أَتَيْتَ أَذِنْتُ لَكَ.

فَدَخَلْتُ وَ سَلَّمْتُ ، فَرَدَّ السَّلامَ وَ هُوَ جَالِسٌ عَلَى فِرَاشِهِ وَحْدَهُ مَا فِي الْفُسْطَاطِ غَيْرُهُ.

فَلَمَّا صِرْتُ بَيْنَ يَدَيْهِ سَأَلَنِي وَ سَأَلْتُهُ عَنْ حَالِهِ، فَقُلْتُ لَهُ: إِنَّ رَجُلاً مِنْ مَوَالِيكَ تَزَوَّجَ جَارِيَةٌ مُعْصِراً لَمْ تَطْمَثْ فَلَمَّا اقْتَضَّهَا سَالَ الدَّمُ، فَمَكَثَ سَائِلاً لَا يَنْقَطِعُ نَحْواً مِنْ عَشَرَةِ أَيَّامٍ وَ إِنَّ الْقَوَابِلَ اخْتَلَفْنَ فِي ذَلِكَ، فَقالَ: بَعْضُهُنَّ دَمُ الْحَيْضِ. وَ قَالَ بَعْضُهُنَّ : دَمُ الْعُذْرَةِ، فَمَا يَنْبَغِي لَهَا أَنْ تَصْنَعَ؟

قَالَ: فَلْتَتَّقِ اللهَ فَإِنْ كَانَ مِنْ دَمِ الْحَيْضِ فَلْتُمْسِكَ عَنِ الصَّلاةِ حَتَّى تَرَى الطُّهْرَ وَلْيُمْسِك عَنْهَا بَعْلُهَا، وَإِن كَانَ مِنَ الْعُذْرَةِ فَلْتَتْقِ الله ولنتوضأ و لتصل وَيَأْتِيها بَعْلُهَا إِنْ أَحَبَّ ذَلِكَ.

گفت: نام تو چیست؟

گفتم: خلف بن حماد.

گفت: بدون اجازه وارد شو که حضرتش به من امر فرمود که این جا بنشینم و هرگاه تو آمدی اجازه ات دهم.

من وارد شدم سلام کردم حضرت جواب داد درحالی که به تنهایی روی فرشی نشسته بود و کسی در خیمه نبود، همین که پیش رویش نشستم از حال من پرسید و من نیز از حال حضرتش جویا شدم و گفتم: مردی از دوستداران شما با دختری که تازه به حد بلوغ رسیده و هنوز حیض نشده بود ازدواج کرده است، چون بکارت او را زایل کرد، خونریزی کرد و تا ده روز خون قطع نگردید و زن های قابله نظریه های مختلفی دادند. بعضی از آن ها گفتند: خون حیض است، و بعضی گفتند خون بکارت است. او چه باید بکند؟

حضرت فرمود: باید تقوای خدا پیشه کند، اگر خون حیض بود، باید نماز را ترک نماید تا پاک شود، شوهرش از نزدیکی با او خودداری نماید و اگر خون بکارت بود، تقوای خدا پیشه کند وضو بگیرد نماز بخواند و اگر شوهرش دوست داشت می تواند به او نزدیکی کند.

فَقُلْتُ لَهُ: وَكَيْفَ لَهُمْ أَنْ يَعْلَمُوا مِمَّا هُوَ حَتَّى يَفْعَلُوا مَا يَنْبَغِي؟

قَالَ: فَالْتَفَتَ يَمِيناً وَ شِمَالاً فِي الْفُسْطَاطِ مَخَافَةَ أَنْ يَسْمَعَ كَلَامَهُ أَحَدٌ.

قَالَ: ثُمَّ نَهَدَ إِلَيَّ، فَقالَ يَا خَلَفُ سِرَّ اللَّهِ، سِرَّ اللَّهِ فَلا تُذِيعُوهُ وَلَا تُعَلِّمُوا هَذَا الْخَلْقَ أُصُولَ دِينِ اللهِ، بَلِ ارْضَوْا لَهُمْ مَا رَضِيَ اللَّهُ لَهُمْ مِنْ ضَلالٍ.

قَالَ: ثُمَّ عَقَدَ بِيَدِهِ الْيُسْرَى تِسْعِينَ، ثُمَّ قَالَ: تَسْتَدْخِلُ الْقُطْنَةَ ثُمَّ تَدَعُهَا مَلِيّاً ثُمَّ تُخْرِجُهَا إِخْرَاجاً رَفِيقاً، فَإِنْ كَانَ الدَّمُ مُطَوَّقاً فِي الْقُطْنَةِ فَهُوَ مِنَ الْعُذْرَةِ، وَإِنْ كَانَ مُسْتَنْقِعاً فِي الْقُطْنَةِ فَهُوَ مِنَ الْحَيْضِ.

قَالَ خَلَفٌ : فَاسْتَحَفَّنِي الْفَرَحُ، فَبَكَيْتُ، فَلَمَّا سَكَنَ بُكَائِي.

قَالَ: مَا أَبْكَاكَ؟

قُلْتُ : جُعِلْتُ فِدَاكَ! مَنْ كَانَ يُحْسِنُ هَذَا غَيْرُكَ.

قَالَ: فَرَفَعَ يَدَهُ إِلَى السَّمَاءِ وَ قَالَ: وَاللهِ! إِنِّى مَا أَخْبِرُكَ إِلَّا عَنْ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم عَنْ جَبْرَئِيلَ عَنِ اللَّهِ.

گفتم: چگونه بدانند که از کدام است تا آن چه سزاوار است، انجام دهند؟

حضرت در خیمه به راست و چپ نگاه کرد از ترس این که کسی سخن او را بشنود.

آن گاه روی به من کرد و فرمود: ای خلف! این سرّ خداست! سرّ خداست آن را فاش مکنید و اصول دین خدا را به این مردم (مخالفان) نیاموزید، بلکه به همین اندازه که خداوند گمراهی را بر آنان خواسته شما نیز به همان خوشنود باشید.

گوید: سپس حضرتش با دست چپ خود مشت کرده و آن را به شکلی نود گونه در آورد آن گاه فرمود: پنبه را درون فرج می کند و مدت زیادی درنگ می کند، بعد آن را به آرامی خارج می نماید اگر خون در پنبه به صورت حلقه ای شکل بود، از بکارت است و اگر همه پنبه آغشته به خون بود از حیض است.

خلف گوید: سرور و خوشحالی وجود مرا گرفت و به گریه افتادم. وقتی گریه ام تمام شد فرمود: چه چیزی تو را به گریه و اداشت؟

گفتم: قربانت گردم! چه کسی این مسأله را غیر از شما به این خوبی می دانست؟

حضرت دست خود را به آسمان بالا برد و فرمود: به خدا سوگند! من به تو خبر نمی دهم مگر از رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم، از جبرئیل، از خدای متعال.

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنِ ابْنِ رِئَابٍ عَنْ زِيَادِ بْنِ سُوقَةَ قَالَ: سُئِلَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام عَنْ رَجُلٍ اقْتَضَ امْرَأَتَهُ أَوْ أَمَتَهُ، عَلا فَرَأَتْ دَماً كَثِيراً لَا يَنْقَطِعُ عَنْهَا يَوْماً كَيْفَ تَصْنَعُ بِالصَّلاةِ؟

قَالَ: تُمْسِكُ الْكَرْسُفَ، فَإِنْ خَرَجَتِ الْقُطْنَةُ مُطَوَّقَةٌ بِالدَّمِ، فَإِنَّهُ مِنَ الْعُذْرَةِ تَغْتَسِلُ وَ تُمْسِكُ مَعَهَا قُطْنَةٌ وَ تُصَلِّي، فَإِنْ خَرَجَ الْكُرْسُفُ مُنْغَمِساً بِالدَّمِ، فَهُوَ مِنَ الطَّمْثِ تَقْعُدُ عَنِ الصَّلاةِ أَيَّامَ الْحَيْضِ.

3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى رَفَعَهُ عَنْ أَبَانِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام: فَتَاةٌ مِنَّا بِهَا قَرْحَةٌ فَرْجِهَا وَالدَّمُ سَائِلٌ لَا تَدْرِي مِنْ دَمِ الْحَيْضِ أَوْ مِنْ دَمِ الْقَرْحَةِ؟

فَقالَ: مُرْهَا فَلْتَسْتَلْقِ عَلَى ظَهْرِهَا ثُمَّ تَرْفَعُ رِجْلَيْهَا ثُمَّ تَسْتَدْخِلُ إِصْبَعَهَا الْوُسْطَى، فَإِنْ خَرَجَ الدَّمُ مِنَ الْجَانِبِ الْأَيْمَنِ، فَهُوَ مِنَ الْحَيْضِ، وَإِنْ خَرَجَ مِنَ الْجَانِبِ الْأَبْسَرِ فَهُوَ مِنَ الْقَرْحَةِ.

2- زیادبن سوقه گوید: از امام باقر علیه السلام درباره مردی که زن یا کنیز خود را ازاله بکارت کند و او خونریزی زیادی نماید که یک روز هم از او قطع نشود پرسیدند که با نماز چه کند؟

فرمود: پنبه استعمال می کند و چون پنبه را خارج می کند اگر خون پنبه به صورت حلقه به خون آغشته بود از خون بکارت است و باید غسل کند و پنبه استعمال کند و نماز بخواند، ولی اگر پنبه خارج شد و همه اش آغشته به خون بود، از حیض است و باید در ایام معلوم حیض نماز را ترک کند.

3- ابان گوید: به امام صادق علیه السلام گفتم: زن جوانی از بستگان ما در فرج خود جراحتی دارد که خون از آن جاری است، نمی داند که آیا این خون خون حیض است و یا خون جراحت؟

فرمود به او دستور ده تا برپشت بخوابد، سپس دو پای خود را بلند کند بعد از آن انگشت میانه را داخل فرج کند اگر خون از طرف راست بیرون آید، حیض است، و اگر از طرف چپ خارج شود از جراحت است.

بخش یازدهم

اشاره

(11)

بَابُ الْحُبْلَى تَرَى الدَّمَ.

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ نُعَيْمِ الصَّحَافِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام: إِنَّ أُمَّ وَلَدِي تَرَى الدَّمَ وَ هِيَ حَامِلٌ كَيْفَ تَصْنَعُ بِالصَّلاةِ؟

قالَ: فَقالَ لِي: إِذَا رَأَتِ الْحَامِلُ الدَّمَ بَعْدَ مَا تَمْضِي عِشْرُونَ يَوْماً مِنَ الْوَقْتِ الَّذِي كَانَتْ تَرَى فِيهِ الدَّمَ مِنَ الشَّهْرِ الَّذِي كَانَتْ تَقْعُدُ فِيهِ، فَإِنَّ ذَلِكَ لَيْسَ مِنَ الرَّحِمِ وَ لَا مِنَ الطَّمْثِ، فَلْتَتَوَضَّأْ وَ تَحْتَشِي بِكُرْسُفٍ وَ تُصَلَّ، وَإِذَا رَأَتِ الْحَامِلُ الدَّمَ قَبْلَ الْوَقْتِ الَّذِي كَانَتْ تَرَى فِيهِ الدَّمَ بِقَليلٍ، أَوْ فِي الْوَقْتِ مِنْ ذَلِكَ الشَّهْرِ، فَإِنَّهُ مِنَ الْحَيْضَةِ فَلْتُمْسِكْ عَنِ الصَّلاةِ عَدَدَ أَيَّامِهَا الَّتِي كَانَتْ تَقْعُدُ فِي حَيْضِهَا.

حکم زن بارداری که خون می بیند

1- حسین بن نعیم صحاف گوید: به امام صادق علیه السلام گفتم: کنیز من درحالی که باردار است خون می بیند باید با نماز چه کند؟

فرمود: هرگاه زن باردار پس از گذشت بیست روز از ابتدای روزی که در آن خون می دیده از آن ماهی که نماز را ترک نموده، خون ببیند، آن خون، نه خون نفاس است و نه حیض. بنابراین باید وضو بگیرد و پنبه ای استعمال کند و نماز بخواند. ولی اگر زن باردار اندکی پیش از وقت معمول خود یا در همان وقت از آن ماه خون ببیند آن خون حیض است و به اندازه روزهای عادت خود باید نماز را ترک نماید.

فَإِنِ انْقَطَعَ الدَّمُ عَنْهَا قَبْلَ ذَلِكَ فَلْتَعْتَسِل و لتصل ، وإِن لَم ينقطع الدم عَنْهَا إِلَّا بَعْدَ مَا تَمْضِي الْأَيَّامُ الَّتِي كَانَتْ تَرَى فِيهَا الدَّمَ بِيَوْمِ أَوْ يَوْمَيْنِ، فَلْتَغْتَسِلُ ثُمَّ تَحْتَشِي وَ تَسْتَذْفِرُ وَ تُصَلُّ الظُّهْرَ وَالْعَصْرَ، ثُمَّ لتَنْظُرْ، فَإِنْ كَانَ الدَّمُ فِيمَا بَيْنَهُمَا وَ بَيْنَ الْمَغْرِبِ لَا يَسِيلُ مِنْ خَلْفِ الْكَرْسُفِ فَلْتَتَوَضَّأُ وَ لْتُصَلِّ عِنْدَ وَقْتِ كُلِّ صَلَاةٍ مَا لَمْ تَطْرَحَ الْكُرْسُفَ، فَإِنْ طَرَحَتِ الْكُرْسُفَ عَنْهَا فَسَالَ الدَّمُ وَجَبَ عَلَيْهَا الْغُسْلُ، وَإِنْ طَرَحَتِ الْكُرْسُفَ وَ لَمْ يَسِلِ الدَّمُ فَلْتَتَوَضَّأُ وَلْتُصَلِّ وَلَا غُسْلَ عَلَيْهَا.

قَالَ: وَ إِنْ كَانَ الدَّمُ إِذَا أَمْسَكَتِ الْكُرْسُفَ يَسِيلُ مِنْ خَلْفِ الْكُرْسُفِ صَبِيباً لَا يَرْقَةُ، فَإِنَّ عَلَيْهَا أَنْ تَغْتَسِلَ فِي كُلِّ يَوْمٍ وَلَيْلَةٍ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ وَ تَحْتَشِيَ وَ تُصَلِّيَ وَ تَغْتَسِلَ لِلْفَجْرِ وَ تَغْتَسِلَ لِلظُّهْرِ وَ الْعَصْرِ وَ تَغْتَسِلَ لِلْمَغْرِبِ وَ الْعِشَاءِ.

قَالَ: وَكَذَلِكَ تَفْعَلُ الْمُسْتَحَاضَةُ، فَإِنَّهَا إِذَا فَعَلَتْ ذَلِكَ أَذْهَبَ اللَّهُ بِالدَّمِ عَنْهَا.

پس اگر پیش از آن خونریزی قطع شد باید غسل نماید نماز بخواند، ولی اگر خونریزی قطع نشد، مگر پس از گذشت یک - یا دو روز - ایامی که در آن خون می دیده، باید غسل نماید، پنبه ای استعمال کند و پارچه ای بلند بر خود بندد و نماز ظهر و عصر خود را بخواند، سپس منتظر بماند که اگر در بین نماز ظهر و عصر و بین مغرب، خون از پشت پنبه عبور نکرد و جاری نشد باید در وقت هر نماز وضو بگیرد و نماز بخواند تا زمانی که پنبه را برنداشته باشد، پس اگر پنبه را بردارد و خون جاری شود غسل بر او واجب است و اگر پنبه را برداشت ولی خون جاری نشد باید وضو بگیرد نماز بخواند و غسل بر او واجب نیست.

حضرتش فرمود: و اگر خون طوری است که هرگاه پنبه را نگه دارد، باز از پشت آن خون جاری است و قطع نمی شود بر او واجب است که در هر شبانه روز سه بار غسل کند، از پنبه استفاده کند نماز بخواند و برای نماز صبح یک غسل برای نماز ظهر و عصر یک غسل و برای نماز مغرب و عشا یک غسل نماید.

سپس فرمود: زن مستحاضه نیز چنین کند و اگر چنین کرد، خداوند خونریزی را از او برطرف می کند.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ بَعْضِ رِجَالِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَ-نْ أَحَدِهِمَا قَالَ: سَأَلْتُهُ عَن الْمَرْأَةِ الْحُبْلَى قَدِ اسْتَبَانَ حَبَلُهَا تَرَى مَا تَرَى الْحَائِضُ مِنَ الدَّم.

قَالَ: تِلْكَ الْهِرَاقَةُ مِنَ الدَّمِ، إِنْ كَانَ دَماً كَثِيراً أَحْمَرَ فَلَا تُصَلُّ، وَإِنْ كَانَ قَلِيلاً أَصْفَرَ فَلَيْسَ عَلَيْهَا إِلَّا الْوُضُوء.

3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْحُبْلَى تَرَى الدَّمَ كَمَا كَانَتْ تَرَى أَيَّامَ حَيْضِهَا مُسْتَقِيماً فِي كُلِّ شَهْرٍ.

فَقالَ: تُمْسِكُ عَنِ الصَّلاةِ كَمَا كَانَتْ تَصْنَعُ فِي حَيْضِهَا، فَإِذَا طَهُرَتْ صَلَّتْ.

2- محمدبن مسلم از یکی از از دو امام (باقر یا صادق علیهما السلام) روایت کرده و گوید از آن حضرت پرسیدم زن بارداری است که آثار حمل در او آشکار است و مانند حائض خون

می بیند.

فرمود: آن خون، باقی مانده خون است اگر خون زیاد و سرخ باشد، نباید نماز بخواند ولی اگر کم و زرد رنگ باشد چیزی - جز وضو - بر او واجب نیست.

3- محمدبن مسلم از یکی از دو امام (باقر یا صادق علیهما السلام) روایت کرده و گوید: از حضرتش پرسیدم زن بارداری است که خون می بیند آن سان که در هر ماه در ایام حیض

خود بدون اختلاف خون می دیده است.

فرمود: باید نماز را ترک کند همان گونه که در ایام حیضش ترک می نمود، پس هرگاه پاک شد، باید نماز بخواند.

4- مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ جَمِيعاً عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ الْحَجَّاجِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السلام عَنِ الْحُبْلَى تَرَى الدَّمَ وَ هِيَ حَامِلٌ كَمَا كَانَتْ تَرَى قَبْلَ ذَلِكَ فِي كُلُّ شَهْرٍ هَلْ تَتْرُكُ الصَّلاةَ؟

قَالَ: تَتْرُكُ إِذَا دَامَ.

5- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ أَبُو دَاوُدَ جَمِيعاً عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ، وَ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام. أَنَّهُ سُئِلَ عَنِ الْحُبْلَى تَرَى الدَّمَ أَ تَتْرُكُ الصَّلاةَ؟

فَقَالَ: نَعَمْ، إِنَّ الْحُبْلَى رُبَّمَا قَذَفَتْ بالدم.

6- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرِ عَنْ سُلَيْمَانَ بْن خَالِدٍ قَالَ: قُلْتُ عَبْدِاللهِ علیه السلام: جُعِلْتُ فِدَاكَ الْحُبْلَى رُبَّمَا طَمِثَتْ؟

4- عبد الرحمان بن الحجاج گوید: از امام کاظم علیه السلام پرسیدم: زن بارداری خون می بیند همان طوری که پیش از این در هر ماه خون می دیده، آیا باید نماز را ترک کند؟

فرمود: اگر خونریزی ادامه یابد نماز را ترک کند.

5- عبدالله بن سنان گوید: از امام صادق علیه السلام درباره زن بارداری که خون می بیند سؤال شد که آیا نماز را ترک کند؟

فرمود: آری، چه بسا زن باردار نیز ممکن است خون حیض ببیند.

6- سلیمان بن خالد گوید: به امام صادق علیه السلام گفتم: قربانت گردم! آیا زن باردار ممکن است، حیض شود؟

فَقَالَ: نَعَمْ، وَ ذَلِكَ أَنَّ الْوَلَد فِي بَطْن أُمِّهِ غِذَاؤُهُ الدَّمُ فَرُبَّمَا كَثرَ فَفَضَلَ عَنْهُ، فَإِذَا فَضَلَ دَفَعَتْهُ فَإِذَا دَفَعَتْهُ حَرُمَتْ عَلَيْهَا الصَّلاةُ.

وَ فِي رِوَايَةٍ أُخْرَى: إِذَا كَانَ كَذَلِكَ تَأَخَّرَ الْوِلَادَةُ.

بخش دوازدهم

اشاره

(12)

بَابُ النُّفْسَاء.

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَيْنَةَ عَنِ الْفُضَيْلِ بْنِ يَسَارٍ وَ زُرَارَةَ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السلام قَالَ:

النُّفَسَاءُ تَكْفُ عَنِ الصَّلاةِ أَيَّامَ أَقْرَائِهَا الَّتِي كَانَتْ تَمْكُثُ فِيهَا ثُمَّ تَغْتَسِلُ، وَ تَعْمَلُ كَمَا تَعْمَلُ الْمُسْتَحَاضَةُ.

فرمود: آری و آن به خاطر این است که غذای کودک در رحم مادر خون است و چه بسا که خون از غذای او زیادتر شود و چون زیادتر شد آن را دفع می نماید و هروقت آن را دفع کرد، نماز بر او حرام می شود.

در روایت دیگری آمده است: هرگاه زن باردار خون ببیند، زایمان او به تأخیر می افتد.

احکام زن زائو

1- زراره گوید: امام (باقر - یا صادق علیهما السلام) فرمود:

زن زائو باید به اندازۀ ایام حیض خود که درنگ می کرده نماز را ترک کند، سپس غسل نموده، همانند زن مستحاضه عمل نماید.

2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ بُكَيْرٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَعْيَنَ قَالَ: قُلْتُ لَهُ: إِنَّ امْرَأَةَ عَبْدِ الْمَلِكِ وَلَدَتْ فَعَدَّ لَهَا أَيَّامَ حَيْضِهَا ثُمَّ أَمَرَهَا فَاغْتَسَلَتْ وَاحْتَشَتْ وَأَمَرَهَا أَنْ تَلْبَسَ ثَوْبَيْنَ نَظِيفَيْن وَ أَمَرَهَا بِالصَّلاةِ.

فَقَالَتْ لَهُ: لَا تَطيبُ نَفْسِي أَن أَدْخُلَ الْمَسْجِدَ، فَدَعْنِي أَقُومُ خَارِجَا عَنْهُ وَأَسْجُدُ فِيهِ.

فَقالَ: قَدْ أَمَرَ بِهِ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم وَ قَالَ، فَانْقَطَعَ الدَّمُ عَنِ الْمَرْأَةِ وَ رَأْتِ الظُّهْرَ. وَ أَمَرَ عَلِيٌّ علیه السلام بِهَذَا قَبْلَكُمْ، فَانْقَطَعَ الدَّمُ عَنِ الْمَرْأَةِ، وَ رَأْتِ الظُّهْرَ فَمَا فَعَلَتْ صَاحِبَتُكُمْ؟ قُلْتُ: مَا أَدْرِي.

2- عبد الرحمان بن اعین گوید: خدمت حضرتشان عرض کردم: همسر عبد الملک زایمان کرده است و عبد الملک ایام حیض او را تعیین کرده که آن مقدار را دوران قاعدگی قرار دهد، سپس به او دستور داده که غسل نماید، پنبه بر خود گذارد و دو لباس پاکیزه بپوشد و نماز بخواند.

ولی زنش به او گفته است دلم روا نمی دهد که با این حال به مسجد داخل شوم مرا واگذار که خارج از مسجد نماز بخوانم.

امام علیه السلام فرمود: رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم نیز همین طور دستور داده و فرمود. پس چون چنین دستور داد، خونریزی زن قطع شد و او پاک گشت و علی علیه السلام نیز پیش از شما به همین صورت امر فرموده سپس خونریزی زن قطع شد و پاک گشت حال بگو زن عبد الملک چه کرد؟

گفتم: نمی دانم.

3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ رَفَعَهُ قَالَ: سَأَلَتِ امْرَأَةٌ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام فَقَالَتْ: إِنِّي كُنْتُ أَقْعُدُ مِنْ نِفَاسِي عِشْرِينَ يَوْماً حَتَّى أَفْتَوْنِي بِثَمَانِيَةَ عَشَرَ يَوْمأ.

فَقالَ أَبُو عَبْدِاللَّهِ علیه السلام: وَ لِمَ أَفْتَوْكِ بِثَمَانِيَةَ عَشَرَ يَوْماً؟

فَقالَ رَجُلٌ: لِلْحَدِيثِ الَّذِي رُوِيَ عَنْ رَسُولِ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم قَالَ لِأَسْمَاءَ بِنْتِ عُمَيْسٍ حِينَ نَفِسَتْ بِمُحَمَّدِ بْنِ أَبِي بَكْرٍ.

فَقالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلامِ: إِنَّ أَسْمَاءَ سَأَلَتْ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم وَ قَدْ أُتِيَ بِهَا ثَمَانِيَةَ عَشَرَ يَوْماً، وَ لَوْ سَأَلَتْهُ قَبْلَ ذَلِكَ لَأَمَرَهَا أَنْ تَغْتَسِلَ وَ تَفْعَلَ مَا تَفْعَلُهُ الْمُسْتَحَاضَةُ.

4- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: قُلْتُ لَهُ: التَّفَسَاءُ مَتَى تُصَلِّي؟

3- على بن ابراهیم از پدرش در روایت مرفوعه ای نقل می کند: زنی از امام صادق علیه السلام پرسید: در دوران زایمان بیست روز نماز را ترک می نمودم ولی مرا به هیجده روز فتوا دادند که نماز را ترک گویم.

امام صادق علیه السلام فرمود: آیا می دانی برای چه به هیجده روز فتوا دادند؟!

مردی (از حاضران در مجلس) گفت: به دلیل حدیثی که از رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم روایت شده که به اسماء بنت عمیس هنگامی که محمّد بن ابی بکر را زاییده بود، چنین حکم فرمود.

امام صادق علیه السلام فرمود: اسماء وقتی از رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم پرسید که هیجده روز از زایمانش گذشته بود ولی اگر پیش از آن سؤال کرده بود پیامبر صلى الله عليه واله وسلم به او دستور می فرمود که غسل کند و عمل مستحاضه را انجام دهد.

4- زراره گوید: به امام علیه السلام گفتم: زنی زائو کی باید نماز بخواند؟ -

قَالَ: تَقْعُدُ بِقَدْرِ حَيْضِهَا وَ تَسْتَظْهِرُ بِيَوْمَيْنِ ، فَإِنِ انْقَطَعَ الدَّمُ وَ إِلَّا اغْتَسَلَتْ وَاحْتَشَتْ وَ اسْتَنْفَرَتْ وَصَلَّتْ ، وَإِنْ جَازَ الدَّمُ الْكُرْسُفَ تَعَصَّبَتْ وَاغْتَسَلَتْ، ثُمَّ صَلَّتِ الْغَدَاةَ بِغُسْلِ وَ الظهرَ وَالْعَصْرَ بِغُسْلِ وَالْمَغْرِبَ وَ الْعِشَاءَ بِغُسْلِ، وَإِنْ لَمْ يجز الدَّمُ الْكُرْسُفَ صَلَّتْ بِغُسْل وَاحِدٍ.

قُلْتُ: وَ الْحَائِضُ؟

قَالَ: مِثْلُ ذَلِكَ سَوَاءٌ، فَإِنِ انْقَطَعَ عَنْهَا الدَّمُ وَ إِلَّا فَهِيَ مُسْتَحَاضَةٌ تَصْنَعُ مِثْلَ النُّفَسَاءِ سَوَاءً ثُمَّ تُصَلِّي وَ لَا تَدَعُ الصَّلاةَ عَلَى حَالٍ، فَإِنَّ النَّبِيَّ صلى الله عليه واله وسلم قَالَ: «الصَّلاةُ عِمَادُ دِينِكُمْ».

5- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ أَبُو دَاوُدَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ يُونُسَ بْنِ يَعْقُوبَ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام يَقُولُ:

فرمود: باید به اندازه دوران حیض خود دوران قاعدگی قرار دهد و نماز را ترک کند و دو روز استظهار کند اگر خونریزی قطع شد که خوب و اگر قطع نشد، باید غسل کند، پنبه ای استفاده کند و پارچه ای بر آن ببندد و نماز بخواند و اگر خون از پنبه بگذرد، دستمالی بر آن بسته و غسل نماید، سپس نماز صبح را به یک غسل نماز ظهر و عصر را به یک غسل و نماز مغرب و عشا را به غسل دیگری بخواند؛ ولی اگر خون از پنبه نگذرد، همه را به یک غسل بخواند.

گفتم: حکم زن حائض چیست؟

فرمود: مانند همین زن است. پس اگر خونریزی قطع شود که خوب ولی اگر قطع نشد او مستحاضه است و همانند زن زائو عمل نماید، سپس نماز بخواند و به هرحال نباید

نماز را ترک کند؛ زیرا پیامبر صلى الله عليه واله وسلم فرموده است: «نماز ستون دین شماست».

5- يونس بن يعقوب گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود: -

تَجْلِسُ النَّفَسَاءُ أَيَّامَ حَيْضِهَا الَّتِي كَانَتْ تَحِيضُ ، ثُمَّ تَسْتَظْهِرُ وَ تَغْتَسِلُ وَتُصَلِّي.

6- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

تَقْعُدُ النَّفَسَاءُ أَيَّامَهَا الَّتِي كَانَتْ تَقْعُدُ فِي الْحَيْضِ وَ تَسْتَظْهِرُ بِيَوْمَيْنِ.

بخش سیزدهم

اشاره

(13)

بَابُ النُّفَسَاءِ تَطْهُرُ ثُمَّ تَرَى الدَّمَ أَوْ رَأْتِ الدَّمَ قَبْلَ أَنْ تَلِدَ.

1- مُحَمَّدُ بْنُ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ حُكَيْم عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الْأَوَّلِ علیه السلام فِي امْرَأَةٍ نَفِسَتْ فَتَرَكَتِ الصَّلاةَ ثُلاثِينَ يَوْمًا ثُمَّ تَطَهَّرَتْ ثُمَّ رَأْتِ الدَّمَ بَعْدَ ذَلِكَ.

قَالَ: تَدَعُ الصَّلاةَ، لأَن أَيَّامَهَا أَيَّامُ الطَّهرِ وَ قَدْ جَازَتْ أَيَّامُ النَّفَاسِ.

زن زائو باید به اندازه دوران حیض خود، دوران قاعدگی قرار دهد، سپس استظهار کرده، غسل نماید و نماز بخواند.

6- زراره گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: زن زائو باید به قدر ایام حیض، دوران قاعدگی قرار دهد و دو روز استظهار کند

حکم زن زائویی که پس از پاکیزگی یا پیش از زایمان خون می بیند

1- عبدالله بن مغیره گوید: امام کاظم علیه السلام درباره زن زائویی که سی روز نماز را ترک نموده بود، سپس پاک شده و پس از آن باز خون دیده بود، فرمود:

باید نماز را ترک کند؛ زیرا در ایام پاکی است و ایام نفاس او گذشته است.

2- مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَن الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ جَمِيعاً عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ الْحَجَّاجِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا إِبْرَاهِيمَ علیه السلام عَنِ امْرَأَةِ نَفِسَتْ فَمَكَتَتْ ثَلاثِينَ يَوْماً أَوْ أَكْثَرَ ثُمَّ طَهُرَتْ وَصَلَّتْ ثُمَّ رَأَتْ دَماً أَوْ صَفْرَةً.

قَالَ: إِنْ كَانَتْ صُفْرَةً فَلْتَغْتَسِلْ وَلْتُصَلِّ وَلَا تُمْسِكْ عَنِ الصَّلاةِ.

3- أَبُو عَلِيَّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِقٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ عَمَّارِ بْنِ مُوسَى عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام فِي الْمَرْأَةِ يُصِيبُهَا الطَّلِّقُ أَيَّاماً أَوْ يَوْمَيْنِ فَتَرَى الصُّفْرَةَ أَوْ دَماً؟

فَقالَ: تُصَلِّي مَا لَمْ تَلِدْ، فَإِنْ غَلَبَهَا الْوَجَعُ فَفَاتَهَا صَلَاةٌ لَمْ تَقْدِرْ أَنْ تُصَلِّيَهَا مِنَ الْوَجَع فَعَلَيْهَا قَضَاءُ تِلْكَ الصَّلَاةِ بَعْدَ مَا تَطْهُرُ.

2- عبد الرحمان بن حجّاج گوید: از امام کاظم علیه السلام پرسیدم: زنی که زایمان کرده و سی روز یا بیش تر درنگ نموده، سپس پاک شده و نماز خوانده است و پس از آن خون یا لکه زردی دیده است چه حکمی دارد؟

فرمود: اگر لکه زردی ببیند باید غسل نماید، نماز بخواند و نباید نماز را ترک کند.

3- عماربن موسی گوید: امام صادق علیه السلام درباره زنی که دو روز یا بیش تر دچار درد زایمان می شود و لکه زردی، یا خون می بیند، فرمود:

تا زمانی که نزاییده، باید نماز بخواند، اگر درد بر او غلبه نمود و نمازی از او فوت شد و به جهت درد، نتوانست نماز بخواند باید بعد از آن که پاک شد قضای آن را به جا آورد.

بخش جهاردهم

اشاره

(14)

بَابُ مَا يَجِبُ عَلَى الْحَائِضِ فِي أَوْقَاتِ الصَّلَاةِ.

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِم قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللهِ علیه السلام عَنِ الْحَائِضِ تَطَهَّرُ يَوْمَ الْجُمُعَةِ وَ تَذْكُرُ اللَّهَ.

قَالَ: أَمَّا الطُّهْرُ فَلا وَ لَكِنَّهَا تَتَوَضَّأُ فِي وَقْتِ الصَّلَاةِ ثُمَّ تَسْتَقْبِلُ الْقِبْلَةَ وَ تَذْكُرُ الله.

2- مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ وَ حَمَّادٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

تَتَوَضَّأُ الْمَرْأَةُ الْحَائِضُ إِذَا أَرَادَتْ أَنْ تَأْكُلَ، وَإِذَا كَانَ وَقْتُ الصَّلاةِ تَوَضَّأَتْ وَاسْتَقْبَلَتِ الْقِبْلَةَ وَ هَلَّلَتْ وَ كَبَّرَتْ وَ تَلَتِ الْقُرْآنَ وَ ذَكَرَتِ اللهَ.

احکامی که در اوقات نماز بر حائض واجب است

1- محمد بن مسلم گوید: از امام صادق علیه السلام درباره حائض پرسیدم که آیا روز جمعه می تواند غسل کند و به ذکر خدا مشغول شود؟

فرمود: غسل نه ولی در وقت نماز، وضو بگیرد رو به قبله بنشیند و مشغول ذکر خداوند شود.

2- معاوية بن عمار گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

اگر زن حائض خواست چیزی بخورد وضو بگیرد و هرگاه وقت نماز فرارسید، وضو بگیرد رو به قبله شود، تهلیل و تکبیر گوید، قرآن بخواند و خدای را یاد نماید.

3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَمَّارِ بْنِ مَرْوَانَ عَنْ زَيْدٍ الشَّحَامِ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِاللهِ علیه السلام يَقُولُ:

يَنبَغِي لِلْحَائِضِ أَن تَتَوَضَّأَ عِنْدَ وَقْتِ كُلِّ صَلاةٍ ثُمَّ تَسْتَقْبِلَ الْقِبْلَةَ وَ تَذْكُرَ الله مِقْدَارَ مَا كَانَتْ تُصَلِّي.

4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السلام قَالَ:

إِذَا كَانَتِ الْمَرْأَةُ طَامِناً فَلا تَحِلُّ لَهَا الصَّلاةُ وَ عَلَيْهَا أَنْ تَتَوَضَّأَ وُضُوءَ الصَّلاةِ عِنْدَ وَقْتِ كُلّ صَلاةٍ، ثُمَّ تَقْعُدَ فِي مَوْضِعِ طَاهِرٍ وَ تَذْكُرَ اللَّهَ وَ تُسَبِّحَهُ وَ تُحَمدَهُ وَ تُهَللَهُ كَمِقْدَارٍ صَلاتِهَا ثُمَّ تَفْرُغُ لِحَاجَتِهَا.

3- زید شحّام گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود:

سزاوار است که حائض به هنگام هر نمازی وضو بگیرد سپس رو به قبله نماید و به اندازه ای که در حال پاکی نماز می خواند خدا را یاد نماید.

4 - زراره گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:

هرگاه زن حائض شود، جایز نیست که نماز بخواند و بر اوست که در وقت هر نماز وضو بگیرد در جای پاکی بنشیند و به اندازه وقت نمازش، خداوند عزیز و جلیل را یاد نموده، تهلیل و تسبیح گوید، سپس در پی کار خود رود.

بخش پانزدهم

اشاره

(15)

بَابُ الْمَرْأَةِ تَحِيضُ بَعْدَ دُخُولِ وَقْتِ الصَّلَاةِ قَبْلَ أَنْ تُصَلِّيَهَا أَوْ تَطْهُرُ قَبْلَ دُخُولِ وَقْتِهَا فَتَتَوَانَى فِي الْغُسْلِ.

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ يُونُسَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ الْأَوَّلَ علیه السلام قُلْتُ: الْمَرْأَةُ تَرَى الطُّهْرَ قَبْلَ غُرُوبِ الشَّمْسِ كَيْفَ تَصْنَعُ بِالصَّلاةِ؟

قَالَ: إِذَا رَأَتِ الظُّهْرَ بَعْدَ مَا يَمْضِي مِنْ زَوَالِ الشَّمْسِ أَرْبَعَةُ أَقْدَامٍ فَلا تُصَلِّي إِلَّا الْعَصْرَ، لِأَنَّ وَقْتَ الظُّهْرِ دَخَلَ عَلَيْهَا وَ هِيَ فِي الدَّمِ وَ خَرَجَ عَنْهَا الْوَقْتُ وَ هِيَ فِي الدم فَلَمْ يَجِبْ عَلَيْهَا أَنْ تُصَلَّى الظهرَ وَمَا طَرَحَ اللهُ عَنْهَا مِنَ الصَّلاةِ وَهِيَ فِي الدَّم أكثر.

زنی که بعد از فرارسیدن وقت نماز و پیش از خواندن آن، حائض می گردد یا پیش از دخول وقت پاک می شود و در غسل سهل انگاری می کند

1- فضل بن یونس گوید: از امام کاظم علیه السلام پرسیدم زنی که پیش از غروب آفتاب پاک می شود باید با نماز چه کند؟

فرمود: اگر پاکی را پس از گذشت چهار گام از سایه آفتاب ببیند، فقط نماز عصر را می خواند زیرا او در وقت نماز ظهر در حال حیض بود و وقت آن خارج شده که هنوز او درحال حیض بوده است پس بر او واجب نیست که نماز ظهر را بخواند و نمازهایی را که خداوند در حال حیض از او برداشته، بیش از این هاست.

قَالَ: وَإِذَا رَأَتِ الْمَرْأَةُ الدَّمَ بَعْدَ مَا يَمْضِي مِنْ زَوَالِ الشَّمْسِ أَرْبَعَةُ أَقْدَامِ فَلْتُمْسِكْ عَنِ الصَّلاةِ فَإِذَا طَهُرَتْ مِنَ الدَّمِ فَلْتَقْضِ صَلاةَ الظُّهْرِ، لِأَنَّ وَقْتَ الظُّهْرِ دَخَلَ عَلَيْهَا وَ هِيَ طَاهِرٌ وَ خَرَجَ عَنْهَا وَقْتُ الظُّهْرِ وَ هِيَ طَاهِرٌ، فَضَيَّعَتْ صَلاةَ الظُّهْرِ، فَوَجَبَ عَلَيْهَا قَضَاؤُهَا.

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَجَّالِ عَنْ ثَعْلَبَةَ عَنْ مَعْمَرِ بْنِ يَحْيَى قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَر علیه السلام عَن الْحَائِضِ تَطْهَرُ عِنْدَ الْعَصْرِ تُصَلَّى الْأُولَى؟

قَالَ: لَا، إِنَّمَا تُصَلِّي الصَّلاةَ الَّتِي تَظْهرُ عِنْدَهَا.

3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ رِئَابٍ عَنْ أَبِي عُبَيْدَةَ قَالَ: -

سپس فرمود و اگر زن بعد از گذشت چهار گام از سایه خورشید، خون ببیند، نباید نماز بخواند و وقتی که از خون پاک شد باید نماز ظهر را قضا نماید؛ زیرا وقت ظهر بر او داخل شده و او پاک بوده و در حالی که پاک بوده وقت خارج شده است. پس نماز ظهر را ضایع نموده و قضای آن بر او واجب می شود.

2- معمر بن یحیی گوید: از امام باقر علیه السلام درباره زن حائض که هنگام نماز عصر، پاک می شود پرسیدم که آیا نماز ظهر را باید به جا آورد؟

فرمود: نه، نمازی را باید بخواند که در وقت آن پاک بوده است.

3- ابی عبیده گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: -

إذَا رَأتِ الْمَرْأَةُ الطَّهرَ وَقَدْ دَخَلَ عَلَيْهَا وَقْتُ الصَّلاةِ ثُمَّ أُخْرَتِ الْغُسْل حَتَّى تَدْخُلَ وَقْتُ صَلاةٍ أُخْرَى كَانَ عَلَيْهَا قَضَاهُ تِلْكَ الصَّلاةِ الَّتِي فَرَّطَتْ فِيهَا، فَإِذَا طَهُرَتْ فِي وَقْتِ وُجُوبِ الصَّلاةِ فَأَخَّرَتِ الصَّلاةَ حَتَّى يَدْخُلَ وَقْتُ صَلَاةٍ أُخْرَى، ثُمَّ رَأَتْ دَماً كَانَ عَلَيْهَا قَضَاء تِلْكَ الصَّلاةِ الَّتِي فَرْطَتْ فِيهَا.

4- ابْنُ مَحْبُوبِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ رِئَابٍ عَنْ عُبَيْدِ بْنِ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ:

أَيُّمَا امْرَأَةٌ رَأَتِ الطَّهْرَ وَ هِيَ قَادِرَةٌ عَلَى أَنْ تَغْتَسِلَ فِي وَقْتِ صَلَاةٍ فَفَرَّطَتْ فِيهَا حَتَّى يَدْخُلَ وَقْتُ صَلاةٍ أُخْرَى كَانَ عَلَيْهَا قَضَاءُ تِلْكَ الصَّلَاةِ الَّتِي فَرَّطَتْ فِيهَا، وَإِنْ رَأَتِ الطُّهْرَ فِي وَقْتِ صَلَاةٍ فَقَامَتْ فِي تَهْيِئَةِ ذَلِكَ فَجَازَ وَقْتُ صَلَاةٍ وَ دَخَلَ وَقْتُ صَلَاةٍ أُخْرَى، فَلَيْسَ عَلَيْهَا قَضَاءٌ وَ تُصَلِّي الصَّلاةَ الَّتِي دَخَلَ وَقْتُهَا.

هرگاه زنی پاک شود در حالی که وقت نماز فرارسیده و کوتاهی کند و غسل را به تأخیر اندازد تا وقت نمازی دیگر فرارسد، قضای نمازی را که در انجام آن کوتاهی کرده بر او واجب می شود و هرگاه به هنگام وجوب نماز پاک شود، نماز را به تأخیر اندازد تا وقت نماز دیگری فرارسد سپس خونریزی کند، قضای نمازی که در انجام آن کوتاهی کرده بر او واجب می شود.

4- عبید بن زراره گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هر زنی که پاک شود و بتواند وقت نماز، غسل ،نماید ولی کوتاهی کند تا وقت نماز دیگری فرا رسد، قضای آن نمازی که در انجام آن کوتاهی نموده، بر او واجب است.

و اگر در وقت نماز پاک شود و برای تهیه مقدمات آن برخیزد و وقت آن نماز بگذرد و وقت نماز دیگری فرارسد قضای آن نماز بر او واجب نیست و باید آن نمازی را که وقت آن داخل شده بخواند.

5- ابْنُ مَحْبُوبِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ رِئَابٍ عَنْ أَبِي الْوَرْدِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السلام عَنِ الْمَرْأَةِ تَكُونُ فِي صَلاةِ الظُّهْرِ وَ قَدْ صَلَّتْ رَكْعَتَيْنِ ثُمَّ تَرَى الدَّمَ.

قَالَ: تَقُومُ مِنْ مَسْجِدِهَا وَ لَا تَقْضِي الرَّكْعَتَيْنِ، وَإِنْ كَانَتْ رَأْتِ الدَّمَ وَ هِيَ فِي صَلاةِ الْمَغْرِبِ وَ قَدْ صَلَّتْ رَكْعَتَيْنِ فَلْتَقُمْ مِنْ مَسْجِدٍ، فَإِذَا طَهُرَتْ فَلْتَقْضِ الرَّكْعَةَ الَّتِي فَاتَتْهَا مِنَ الْمَغْرِبِ.

بخش شانزدهم

اشاره

(16)

بَابُ الْمَرْأَةِ تَكُونُ فِي الصَّلَاةِ فَتَحُسُّ بِالْحَيْضِ.

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ عَمَّارِ بْنِ مُوسَى عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام الْمَرْأَةِ تَكُونُ فِي الصَّلاةِ فَتَظُنُّ أَنَّهَا قَدْ حَاضَتْ.

قَالَ: تُدْخِلُ يَدَهَا فَتَمَسُ الْمَوْضِعَ، فَإِنْ رَأتْ شَيْئاً الصَرَفَتْ، وَإِنْ لَمْ تَرَ شَيْئاً أَتَمَّتْ صَلاتَهَا.

5- ابو ورد گوید: از امام باقر علیه السلام پرسیدم: زنی مشغول نماز ظهر است، دو رکعت آن را خوانده ولی در همان حال خون می بیند.

فرمود: باید نماز را از همان جا رها کند و قضای دو رکعت مانده لازم نیست ولی اگر در حال خواندن نماز مغرب باشد و خون ببیند و درحالی که دو رکعت آن را خوانده، باید نماز را رها کند و هنگامی که پاک شد آن یک رکعت از نماز مغرب را که از او فوت شده قضا کند.

حکم زنی که در حال نماز، احساس می کند که حائض شده است

1- عمار بن موسی گوید: امام صادق علیه السلام دربارۀ زنی که در حال نماز احساس می کند که حائض شده است فرمود:

باید با دست خود به آن محل دست بکشد، اگر خونی مشاهده شد، نماز را رها کند و اگر چیزی ندید نمازش را به پایان برساند.

بخش هفدهم

اشاره

(17)

بَابُ الْحَائِضِ تَقْضِي الصَّوْمَ وَ لَا تَقْضِي الصَّلاةَ.

1- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ أَبَانٍ عَمَّنْ أَخْبَرَهُ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ وَ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیهما السلام قَالَا:

الْحَائِصُ تَقْضِي الصِّيَامَ وَلَا تَقْضِي الصَّلاةَ.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدٍ قَالَ: قُلْتُ لاَبی عَبْدِاللهِ علیه السلام: اَلْحَائِضُ تَقْضِي الصَّلاةَ؟

قال: لا.

قُلْتُ: تَقْضِي الصَّوْمَ؟

قَالَ: نَعَمْ.

قُلْتُ: مِنْ أَيْنَ جَاءَ هَذَا؟

قَالَ: إِن أَوَّلَ مَنْ قَاسَ إِبْلِيسُ.

زن حائض روزه را قضا می کند ولی نماز را قضا نمی کند

1- راوی گوید: امام باقر و امام صادق علیهما السلام فرمودند:

حائض، باید روزهٔ فوت شده را قضا کند، ولی نباید نماز را قضا کند.

2- حسین بن راشد گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: آیا حائض باید نماز را قضا کند؟

فرمود: نه.

گفتم: روزه را چه طور؟ آیا باید قضا کند؟

فرمود: آری.

گفتم: این تفاوت میان این دو فریضه، از کجا ناشی شده است؟

فرمود: نخستین کسی که در دین قیاس کرد، ابلیس بود.

3- عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَن ابن أُذَيْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السلام عَنْ قَضَاءِ الْحَائِضِ الصَّلَاةَ ثُمَّ تَقْضِي الصَّوْمَ.

قَالَ: لَيْسَ عَلَيْهَا أَنْ تَقْضِيَ الصَّلاةَ، وَ عَلَيْهَا أَنْ تَقْضِيَ صَوْمَ شَهْرٍ رَمَضَانَ.

ثُمَّ أَقْبَلَ عَلَيَّ وَ قَالَ: إِنَّ رَسُولَ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم كَانَ يَأْمُرُ بِذَلِكَ فَاطِمَةَ وَكَانَتْ تَأْمُرُ بِذَلِكَ الْمُؤْمِنَاتِ.

4- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ إِسْمَاعِيلَ الْجُعْفِيَّ قَالَ: قُلْتُ لأبي جَعْفَر علیه السلام: إِنَّ الْمُغِيرَةَ بْنَ سَعِيدٍ رَوَى عَنْكَ أَنَّكَ قُلْتَ لَهُ إِنَّ الْحَائِضَ تَقْضِي الصَّلاةَ؟

فَقالَ: مَا لَهُ؟ لَا وَفَقَهُ اللهُ إِنَّ امْرَأَةَ عِمْرَانَ نَذَرَتْ مَا فِي بَطْنِهَا مُحَرَّراً، وَ الْمُحَرَّرُ لِلْمَسْجِدِ يَدْخُلُهُ ثُمَّ لَا يَخْرُجُ مِنْهُ أَبَداً، فَلَمَّا وَضَعَتْهَا قَالَتْ:

3- زراره گوید: از امام باقر علیه السلام درباره قضای نماز و روزه حائض پرسیدم:

فرمود: بر او واجب نیست که نماز را قضا کند ولی روزۀ ماه رمضان را باید قضا نماید.

سپس رو به من کرد و فرمود: رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم فاطمه (بنت ابی جحش) را به این حکم دستور فرمود و او نیز به زنان مؤمنه چنین امر می کرد.

4- اسماعیل جعفی گوید: به امام باقر علیه السلام عرض کردم: مغيرة بن سعيد از شما روایت کرده که شما فرموده اید: حائض باید نماز را قضا کند!؟

فرمود: او را چه شده است خداوند او را موفق نگرداند! زن عمران (مادر مریم) نذر کرد که آن چه در شکم دارد برای عبادت خدا در مسجد باشد و چنین فردی هرگز نباید از مسجد خارج شود هنگامی که زایمان کرد گفت: -

(رَبِّ إِنِّي وَضَعْتُها أُنى... وَلَيْسَ الذَّكَرُ كَالْأُنثى فَلَمَّا) وَضَعَتْهَا أَدْخَلَتْهَا الْمَسْجِدَ فَسَاهَمَتْ عَلَيْهَا الْأَنْبِيَاءُ، فَأَصَابَتِ الْقُرْعَةُ زَكَرِيَّا علیه السلام، وَ كَفَّلَهَا زَكَرِيَّا علیه السلام فَلَمْ تَخْرُجْ مِنَ الْمَسْجِدِ حَتَّى بَلَغَتْ فَلَمَّا بَلَغَتْ مَا تَبْلُغُ النِّسَاءُ خَرَجَتْ فَهَلْ كَانَتْ تَقْدِرُ عَلَى أَنْ تَقْضِيَ تِلْكَ الأَيَّامَ الَّتِي خَرَجَتْ وَ هِيَ عَلَيْهَا أَنْ تَكُونَ الدَّهْرَ فِي الْمَسْجِدِ؟!

بخش هجدهم

اشاره

(18)

بَابُ الْحَائِضِ وَ النُّفَسَاءِ تَقْرَءَانِ الْقُرْآنَ.

1- مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ وَ حَمَّادٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

الْحَائِضُ تَقْرَأُ الْقُرْآنَ وَ تَحْمَدُاللهَ.

2 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ زَيْدِ الشَّحَامِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

تَقْرَأُ الْحَائِضُ الْقُرْآنَ وَ النُّفَسَاءُ وَالْجُنُبُ أَيْضاً.

«پروردگارا! من او را دختر زاییدم در حالی که پسر مانند دختر نیست». پس از زایمان او را به مسجد برد پیامبران هرکدام برای نگهداری او قرعه زدند، تا این که قرعه به نام زكريا علیه السلام افتاد و زکریا علیه السلام کفالت او را به عهده گرفت ولی مریم از مسجد بیرون نیامد تا این که به حد بلوغ رسید. وقتی به سن بلوغ و حدّی که زنان به آن می رسند، رسید از مسجد بیرون آمد آیا او می توانست نمازهای آن ایامی را که بیرون از مسجد بود، قضا نماید، حال آن که بر او واجب بود که تمام زندگی خود را در مسجد سپری کند؟!

حکم قرآن خواندن زن حائض و زائو

1- معاوية بن عمار گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: حائض می تواند قرآن بخواند و حمد خدا بگوید.

2- زید شحّام گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

حائض زن زائو و جنب می توانند قرآن قرائت کنند.

3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ رِئَابٍ عَنْ أَبِي عُبَيْدَةَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السلام عَنِ الصَّامِتِ تَسْمَعُ السَّجْدَةَ.

قَالَ: إِنْ كَانَتْ مِنَ الْعَزَائِمِ فَلْتَسْجُدْ إِذَا سَمِعَتْهَا.

4- مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ مَنْصُورِ بْنِ حَازِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ التَّعْوِيذِ يُعَلَّقُ عَلَى الْحَائِضِ؟

فَقَالَ: نَعَمْ، إِذَا كَانَ فِي جِلْدِ أَوْ فِضَّةٍ أَوْ قَصَبَةِ حَدِيدٍ.

5- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ دَاوُدَ بْنِ فَرْقَدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَن التَّعْوِيذِ يُعَلَّقُ عَلَى الْحَائِضِ.

قَالَ: نَعَمْ لَا بَأْسَ.

قَالَ: وَ قَالَ: تَقْرَؤُهُ وَ تَكْتُبُهُ وَ لَا تُصِيبُهُ يَدُهَا.

وَ رُوي: أَنَّهَا لَا تَكتُبُ الْقُرْآنَ.

3- ابو عبیده گوید: از امام باقر علیه السلام درباره زن حائضی که آیه سجده را می شنود، سؤال کردم.

فرمود: اگر آیه ای از سوره های عزائم را بشنود، باید سجده کند.

4- منصور بن حازم گوید: از امام جعفر صادق علیه السلام درباره تعویذ (آیاتی از قرآن که به دلایلی می نویسند و با خود حمل می کنند) پرسیدم که آیا می توان بر زن حائض آویخت؟

فرمود: آری اگر در پوست یا نقره و یا لوله آهنی محفوظ باشد، اشکالی ندارد.

5- داوود بن فرقد گوید: از امام صادق علیه السلام درباره تعویذ پرسیدم که آیا می توان بر زن حائض آویخت؟

فرمود: آری ایرادی ندارد.

و فرمود می تواند آن را بخواند و بنویسد ولی نباید بدان دست زند.

و روایت شده است که زن حائض نباید قرآن را بنویسد.

بخش نوزدهم

اشاره

(19)

بَابُ الْحَائِضِ تَأْخُذُ مِنَ الْمَسْجِدِ وَ لَا تَضَعُ فِيهِ شَيْئاً.

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ كَيْفَ صَارَتِ الْحَائِضُ تَأْخُذُ مَا فِي الْمَسْجِدِ وَ لَا تَضَعُ فِيهِ؟

فَقالَ: لِأَنَّ الْحَائِضَ تَسْتَطِيعُ أَنْ تَضَعَ مَا فِي يَدِهَا فِي غَيْرِهِ، وَ لَا تَسْتَطِيعُ أَنْ تَأْخُذَ مَا فِيهِ إِلَّا مِنْهُ.

زن حائض می تواند چیزی را از مسجد بردارد، ولی نمی تواند چیزی را در آن بگذارد

1- زراره گوید: از امام باقر علیه السلام پرسیدم: چراحائض می تواند چیزی را از مسجد بردارد، ولی نمی تواند چیزی را در آن بگذارد؟

فرمود: برای این که حائض می تواند آن چه را در دست اوست، در غیر مسجد بگذارد، ولی نمی تواند آن چه را که در مسجد است بردارد مگر از خود مسجد.

بخش بیستم

اشاره

(20)

بَابُ الْمَرْأَةِ يَرْتَفِعُ طَمْتُهَا ثُمَّ يَعُودُ وَ حَدِّ الْيَأْسِ مِنَ الْمَحِيضِ.

1- أَبُو عَلِيَّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنِ الْعِيصِ بْنِ الْقَاسِمِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللهِ علیه السلام عَنِ امْرَأَةٍ ذَهَبَ طَمْتُهَا سِنِينَ، ثُمَّ عَادَ إِلَيْهَا شَيْءٌ.

قَالَ: تَتْرُكُ الصَّلاةَ حَتَّى تَطْهُرَ.

2- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِاللَّهِ علیه السلام:

الْمَرْأَةُ الَّتِي قَدْ يَبْسَتْ مِنَ الْمَحِيضِ حَدُّهَا خَمْسُونَ سَنَةً.

وَ رُوِيَ: سِتُونَ سَنَةً أَيْضاً.

حکم زنی که یائسه شده، ولی دوباره حیض می بیند، و نشانه و حد یائسگی

1- عيص بن قاسم گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم زنی که چندین سال است حیض او بر طرف شده سپس حائض می شود.

فرمود: باید نماز را ترک نماید تا پاک شود.

2- یکی از اصحاب ما گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: میزان سن یائسگی برای زن پنجاه سال است.

هم چنین روایت شده است سن یائسگی شصت سال است.

3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ طَرِيفٍ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

إِذَا بَلَغَتِ الْمَرْأَةُ خَمْسِينَ سَنَةٌ لَمْ تَرَ حُمْرَةً إِلَّا أَنْ تَكُونَ امْرَأَةٌ مِنْ قُرَيْشٍ.

4- مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ الْحَجاج عَنْ أَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام قَالَ:

حَدٌ الَّتِي قَدْ يَئِسَتَ مِنَ الْمَحِيضِ خَمْسُونَ سَنَةً.

بخش بیست و یکم

اشاره

(21)

بَابُ الْمَرْأَةِ يَرْتَفِعُ طَمْتُهَا مِنْ عِلَّةٍ فَتُسْقَى الدَّوَاءَ لِيَعُودَ طَمْثُهَا.

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ رِفَاعَةَ بْنِ مُوسَى النَّخَّاسِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ مُوسَى بْنَ جَعْفَرِ علیهما السلام قُلْتُ: أَشْتَرِي الْجَارِيَةَ فَتَمْكُثُ عِنْدِي الْأَشْهُرَ لَا تَطْمَتُ، وَ لَيْسَ ذَلِكَ مِنْ كِبَرِ وَ أُرِيهَا النِّسَاءَ، فَيَقُلْنَ لِي: لَيْسَ بِهَا حَبَلُ، فَلِي أَنْ أَنْكِحَهَا فِي فَرْجِهَا؟

3- یکی از اصحاب ما گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هرگاه زن به پنجاه سالگی برسد خونی نمی بیند، مگر زنی که از قریش باشد.

4- عبد الرحمان حجّاج گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: میزان سن یائسگی از حیض، پنجاه سال است.

زنی که به سبب بیماری حائض نمی شود و برای بازگشت دوران حیض، دارو مصرف می کند

1- رفاعة بن موسی نخاس گوید: از امام کاظم علیه السلام پرسیدم: کنیزی خریده ام، چند ماه است که نزد من است؛ ولی حیض نمی شود و این ناشی از سن زیاد هم نیست او را به قابله ها نشان دادم آن ها گفتند او باردار هم نیست آیا می توانم با او نزدیکی کنم؟

فَقالَ: إِنَّ العَمْتَ قَدْ تَحْبِسُهُ الرِّيحُ مِنْ غَيْرِ حَبْلٍ، فَلَا بَأْسَ أَنْ تَمَسَّهَا فِي الْفَرْجِ؟

قُلْتُ: فَإِنْ كَانَ بِهَا حَبَلْ فَمَا لِي مِنْهَا؟

قَالَ: إِنْ أَرَدْتَ فِيَما دُونَ الْفَرْجِ.

2- ابْنُ مَحْبُوبِ عَنْ رِفَاعَةَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام: أَشْتَرِي الْجَارِيَةَ، فَرُبَّمَا احْتَبَسَ طَمْتُهَا مِنْ فَسَادِ دَمٍ أَوْ رِيحٍ فِي الرَّحِمِ، فَتُسْقَى الدَّوَاءَ لِذَلِكَ فَتَطْمَتُ مِنْ يَوْمِهَا، أَ فَيَجُوزُ لِي ذَلِكَ وَ أَنَا لَا أَدْرِي ذَلِكَ مِنْ حَبْلٍ هُوَ أَوْ مِنْ غَيْرِهِ؟

فَقَالَ لِي: لَا تَفْعَلْ، ذَلِكَ!

فَقُلْتُ لَهُ: إِنَّهُ إِنَّمَا ارْتَفَعَ طَمْتُهَا مِنْهَا شَهْراً وَ لَوْ كَانَ ذَلِكَ مِنْ حَبَلِ إِنَّمَا كَانَ نُطْفَةً كَنُطْفَةِ الرَّجُلِ الَّذِي يَعْزِلُ.

فرمود: گاهی بدون آن که باردار باشد هوا مانع از حیض او می شود بنابراین اشکالی ندارد که با او نزدیکی کنی.

گفتم: اگر باردار بود، چگونه می توانم از او کام بگیرم؟

فرمود: اگر بخواهی از جایی دیگر، جز فرج می توانی از او کام بگیری.

2- رفاعه گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: کنیزی را می خرم و گاهی به جهت فساد خون، یا از هوای رحم حیض نمی شود به همین جهت دارویی می نوشد، سپس در همان روز حائض می شود. آیا برای من نوشانیدن دارو به او جایز است، درحالی که نمی دانم این مشکل، از بارداری است یا از چیز دیگر؟

فرمود: چنین مکن!

گفتم: او پس از یک ماه که حیض نمی شود دارو خورده و به حیض می افتد، و اگر نطفه ای در رحم او منعقد شده باشد و با خوردن دارو ساقط شود این مانند نطفه ای است که مرد هنگام نزدیکی به رحم زن خوداری می کند (و این اشکالی ندارد).

فَقالَ لِي: إِنَّ النُّطْفَةَ إِذَا وَقَعَتْ فِي الرَّحِمِ تَصِيرُ إِلَى عَلَقَةٍ ثُمَّ إِلَى مُضْغَةٍ ثُمَّ إِلَى مَا شَاءَ اللهُ، وَإِنَّ النُّطْفَةَ إِذَا وَقَعَتْ فِي غَيْرِ الرَّحِمِ لَمْ يُخْلَقْ مِنْهَا شَيْءٌ فَلَا تَسْقِهَا دَوَاءٌ إِذَا ارْتَفَعَ طَمْتُهَا شَهْراً وَ جَازَ وَقْتُهَا الَّذِي كَانَتْ تَطْمَتُ فِيهِ.

3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ مَالِكِ بْنِ عَطِيَّةَ عَنْ دَاوُدَ بْنِ فَرْقَدٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللهِ علیه السلام عَنْ رَجُلِ اشْتَرَى جَارِيَةً مُدْرِكَةً وَلَمْ تَحِضْ عِنْدَهُ حَتَّى مَضَى لِذَلِكَ سِتَّةُ أَشْهُرٍ وَ لَيْسَ بِهَا حَبَلٌ.

قَالَ: إِنْ كَانَ مِثْلُهَا تَحِيضُ وَ لَمْ يَكُنْ ذَلِكَ مِنْ كِبَرٍ فَهَذَا عَيْبٌ تُرَدُّ مِنْهُ.

حضرت فرمود: هرگاه نطفه در رحم قرار گیرد به صورت علقه در می آید، بعد به صورت مضغه، سپس به صورتی که خدا خواهد و هنگامی که نطفه در غیر رحم جای می گیرد چیزی از آن به وجود نمی آید (و میان این دو، فرق است). پس هرگاه یک ماه حيض نشد نباید به او دارو دهی، بلکه می توانی در همان وقتی که باید حیض شود به او دارو دهی.

3- داوود بن فرقد گوید: از امام صادق علیه السلام درباره مردی که کنیز بالغی را خریده و تا شش ماه حائض نمی شود و باردار هم نیست پرسیدم.

فرمود: اگر در سنّی است که زنان هم سال او حائض می شوند این مشکل به سبب زیادی سن او نیست او معیوب است می توانی آن را به صاحبش پس بدهی.

بخش بیست و دوم

(22)

بَابُ الْحَائِضِ تَخْتَضِبُ.

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سَهْلِ بْنِ الْيَسَعِ عَنْ أَبِيهِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنَ علیه السلام عَن الْمَرْأَةِ تَخْتَضِبُ وَ هِيَ حَائِضُ.

قَالَ: لَا يَأْسَ بِهِ

2- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي إِبْرَاهِيمَ علیه السلام: تَخْتَضِبُ الْمَرْأَةُ وَ هِيَ طَامِتٌ؟

قَالَ: نَعَمْ.

بخش بیست و سوم

اشاره

(23)

بَابُ غَسْلِ ثِيَابِ الْحَائِضِ

1 - مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ سَوْرَةَ بْنِ كُلَيْبٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السلام عَنِ الْمَرْأَةِ الْحَائِضِ أَتَغْسِلُ ثِيَابَهَا الَّتِي لَبِسَتْهَا فِي طَمْثِهَا؟

بخش بیست و دوم جایز بودن خضاب برای حائض

1- سهل بن یسع گوید: از امام کاظم علیه السلام پرسیدم: آیا زن حائض می تواند خضاب کند؟

فرمود: ایرادی ندارد.

2- محمدبن ابی حمزه گوید:

از امام کاظم علیه السلام پرسیدم: زن حائض آیا می تواند خضاب کند؟

فرمود: آری.

بخش بیست و سوم شستن لباس های حائض

1- سورة بن کلیب گوید: از امام صادق علیه السلام درباره زن حائض پرسیدم که آیا باید لباس های خود را که در حال حیض پوشیده بشوید؟

:قَالَ: تَغْسِلُ مَا أَصَابَ ثِيَابَهَا مِنَ الدَّم، وَ تَدَعُ مَا سِوَى ذَلِكَ.

قُلْتُ لَهُ: وَقَدْ عَرقَتْ فِيهَا.

قَالَ: إِنَّ الْعَرَقَ لَيْسَ مِنَ الْحَيْضِ.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُقْبَةَ بْنِ مُحْرِزٍ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

الْحَائِضُ تُصَلَّى فِي ثَوْبِهَا مَا لَمْ يُصِبْهُ دَمٌ.

3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنِ الْعَبْدِ الصَّالِحِ علیه السلام قَالَ: سَأَلَتْهُ أُمُّ وَلَدٍ لِأَبِيهِ فَقَالَتْ: جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنِّي أُرِيدُ أَن أَسْأَلَكَ عَنْ شَيْءٍ وَأَنَا أَسْتَحْيِي مِنْهُ؟

فَقالَ: سَلِي وَ وَ لَا تَسْتَحْيِي.

فرمود: باید لباسی را که به خون آلوده شده بشوید لباس های دیگر را.

گفتم: در این لباس عرق کرده است.

فرمود: عرق از حیض نیست.

2- اسحاق بن عمّار گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

حائض می تواند با لباس خود، نماز بخواند در صورتی که به خون آلوده نشده باشد.

3- علی بن ابی حمزه گوید: کنیزی که از پدرشان فرزندی داشت، به عبد صالح (امام کاظم علیه السلام) گفت فدایت گردم می خواهم در مورد چیزی از شما بپرسم که از پرسش آن شرم دارم.

فرمود: بپرس و شرم مکن.

قَالَتْ: أَصَابَ ثَوْبِي دَمُ الْحَيْضِ، فَغَسَلْتُهُ فَلَمْ يَذْهَبْ أَثَرُهُ.

فَقالَ: اصْبَغِيهِ بِمِشْقٍ حَتَّى يَخْتَلِطَ وَ يَذْهَبَ.

بخش بیست و چهارم

اشاره

(24)

بَابُ الْحَائِضِ تُنَاوِلُ الْخُمْرَةَ أَو الْمَاءَ.

1- مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَن الْحَائِضِ تُنَاوِلُ الرَّجُلَ الْمَاءَ؟

فَقَالَ: قَدْ كَانَ بَعْضُ نِسَاءِ النَّبِيِّ صلى الله عليه واله وسلم تَسْكُبُ عَلَيْهِ الْمَاءَ وَ هِيَ حَائِضٌ وَ تُنَاوِلُهُ الْخُمْرَةَ.

تَمَّ كِتَابُ الْحَيْضِ مِنْ كِتَابِ «الْكَافِي» وَ الْحَمْدُلِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ.

عرض کرد: لباسم به خون حیض آلوده شده بود آن را شستم ولی اثر آن از بین نرفت.

فرمود: آن را با گل سرخ رنگ کن تا با رنگ آن مخلوط شود و از بین برود.

حکم زن حائضی که سجاده یا آب به دست کسی بدهد

1- معاوية بن عمار گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: آیا زن حائض می تواند به کسی آب بدهد؟

فرمود: برخی از زنان پیامبر صلی الله علیه واله وسلم درحالی که حیض بودند به دست آن حضرت آب می ریختند و برای حضرتش سجاده پهن می کردند.

پایان کتاب احکام بانوان از کتاب «کافی»، و تمام حمدو سپاس از آن پروردگار جهانیان است و درود خدا بر محمّد و خاندان او باد.

کتاب احکام مردگان (261- 594)

اشاره

كِتَابُ الْجَنائز

کتاب احکام مردگان

بخش یکم

اشاره

(1)

بَابُ عِلَلِ الْمَوْتِ وَ أَنَّ الْمُؤْمِنَ يَمُوتُ بِكُلِّ مِيتَةٍ.

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَمَّنْ حَدَّثَهُ عَنْ سَعْدِ بْنِ طَرِيفٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:

كَانَ النَّاسُ يَعْتَبِطُونَ اعْتِبَاطاً ، فَلَمَّا كَانَ زَمَانُ إِبْرَاهِيمَ علیه السلام قالَ: يَا رَبِّ اجْعَلْ لِلْمَوْتِ عِلَّةٌ يُوجَرُ بِهَا الْمَيِّتُ وَ يُسَلَّى بِهَا عَنِ الْمُصَابِ.

قَالَ: فَأَنْزَلَ اللهُ الْمُومَ وَ هُوَ الْبِرْسَامَ، ثُمَّ أَنْزَلَ بَعْدَهُ الدَّاءَ.

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَيْدٍ عَنْ سَعْدِ بْنِ طَرِيفٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السلام قال: كان الناس يَعْتَبِطُونَ اعْتِباطاً.

فَقالَ إِبْراهِيمُ علیه السلام: يا رَبِّ لَوْ جَعَلْتَ لِلْمَوْتِ عِلَّةً يُعْرَفُ بِها وَيُسَلَّى عَن المَصائِبِ. فَأَنْزَلَ اللهُ عزوجل الْمُومَ وَهُوَ البِرْسامُ ، ثُمَّ أَنْزَلَ الداءَ بَعْدَهُ.

علل و اسباب مرگ و این که مؤمن به هر نوعی از مرگ می میرد

1- سعدبن طریف گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:

در زمان های پیشین مردم بدون علت می مردند چون زمان ابراهیم علیه السلام فرا رسید به خداوند عرضه داشت پروردگارا برای مرگ علّتی قرار ده که به واسطه آن مرده پاداش ببرد و برای مصیبت زده تسلای خاطر باشد پس خدای سبحان بیماری سینه، سپس انواع دردها را نازل کرد.

2- سعيدبن طریف در سند دیگری نظیر همین سخن را از امام باقر علیه السلام نقل می کند.

3- مُحَمَّدٌ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ سَعْدَانَ عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ:

الْحُمَّى رَائِدُ الْمَوْتِ وَ هُوَ سِجْنُ اللهِ فِي الْأَرْضِ، وَهُوَ حَظِّ الْمُؤْمِن مِنَ النَّارِ.

4- عَلَى بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَن ابْن فَضَّالٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُصَيْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ يَزِيدَ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ:

رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم مَاتَ دَاوُدُ النَّبِيُّ علیه السلام يَوْمَ السَّبْتِ مَفْجُوءاً، فَأَظَلَّتْهُ الطَّيْرُ وَ مَاتَ مُوسَى كَلِيمُ الله علیه السلام فِي التِّيهِ، فَصَاحَ صَائِحُ مِنَ السَّمَاءِ: مَاتَ مُوسَى علیه السلام وَ أَي نَفْسِ لا تَمُوتُ؟

3- عبدالله بن سنان گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود:

تب، قاصد مرگ است و همان زندان خدا در روی زمین و نصیب و بهره مؤمن از آتش دوزخ است.

4- عبد الرحمان بن یزید گوید: امام جعفر صادق علیه السلام فرمود: رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم فرمود:

داوود پیامبر علیه السلام در روز شنبه ای به صورت ناگهانی رحلت کرد پرندگان با بال های خود بر او سایه افکندند. موسی کلیم الله علیه السلام در تیه (بیابانی که بنی اسرائیل در آن باز مانده بودند) وفات کرد، ندا کننده ای از آسمان ندا سر داد که موسی علیه السلام مرد و کدام زنده ای است که نمی میرد؟

5- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ وَالْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنْ أَبِي جَمِيلَةَ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: قَالَ:

الا رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم إِنَّ مَوْتَ الْفَجْأَةِ تَخْفِيفٌ عَنِ الْمُؤْمِنِ، وَأَخْذَةُ أَسَفٍ عَنِ الْكَافِرِ.

6- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ أَوْ غَيْرِهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ حَدِيدٍ عَنِ الرّضَا علیه السلام قالَ:

أَكْثَرُ مَنْ يَمُوتُ مِنْ مَوَالِينَا بِالْبَطَنِ الذَّرِيع.

7- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُوسَى بْنِ الْحَسَنِ عَنِ الْهَيْثَمِ بْنِ أَبِي مَسْرُوقٍ عَنْ شَيْخ مِنْ أَصْحَابِنَا يُكَنَّى بِأَبِي عَبْدِاللهِ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم:

الْحُمَّى رَائِدُ الْمَوْتِ وَ سِجْنُ اللهِ تَعَالَى فِي أَرْضِهِ، وَ فَوْرُهَا مِنْ جَهَنَّمَ، وَ هِيَ حَضُّ كُلٌ مُؤْمِن مِنَ النَّارِ.

8- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ نَاجِيَةَ قَالَ: قَالَ أَبُو جَعْفَرِ علیه السلام:

5- جابر گوید امام باقر علیه السلام فرماید: رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم فرمود:

به راستی که مرگ ناگهانی برای مؤمن، تخفیف در عذاب و برای کافر، گرفتاری به خشم الهی است.

6- علی بن محمد گوید: امام رضاء علیه السلام فرمود: بیش تر دوستان ما به سبب اسهالی شدید می میرند.

7- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم فرمود:

تب قاصد مرگ و زندان خدای متعال در روی زمین است و سرچشمه جوشش آن از دوزخ است و همان بهره هر مؤمنی از آتش است.

8- ناجیه گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:

إنَّ الْمُؤْمِنَ يُبْتَلَى بِكُلِّ بَلِيَّةٍ وَ يَمُوتُ بكل مينة إلا أنه يقتل نَفْسَهُ.

9- حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ وَهَيْبِ بْنِ حَفْصٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام عَنْ مِيتَةِ الْمُؤْمِنِ.

فَقالَ: يَمُوتُ الْمُؤْمِنُ بِكُلِّ مِينَةٍ يَمُوتُ غَرَقاً و يَمُوتُ بِالْهَدِّم، و يُبْتَلَى بِالسَّبع و يَمُوتُ بِالصَّاعِقَةِ، وَ لَا تُصِيبُ ذَاكِرَ اللَّهِ تَعَالَى.

10- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ عُثْمَانَ النَّوَّاءِ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

إِنَّ اللَّهَ يَبْتَلِي الْمُؤْمِنَ بِكُلِّ بَلِيَّةٍ، وَ يُمِيتُهُ بِكُلِّ مِيتَةٍ، وَلَا يَبْتَلِيهِ بِذَهَابٍ عَفْلِهِ.

أَ مَا تَرَى أَيُّوبَ علیه السلام كَيْفَ سَلَّطَ إِبْلِيسَ عَلَى مَالِهِ وَ وُلْدِهِ وَ عَلَى أَهْلِهِ وَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ مِنْهُ وَ لَمْ يُسَلِّطْهُ عَلَى عَقْلِهِ؟! تَرَكَ لَهُ مَا يُوَحْدُ اللَّهَ بِهِ.

به راستی مؤمن به هر بلایی دچار می شود و به هر نوع مرگی می میرد جز این که خودکشی نمی کند.

9- ابو بصیر گوید: از امام صادق علیه السلام درباره چگونگی مرگ مؤمن پرسیدم؟

فرمود: مؤمن به هر مرگی می میرد، غرق می شود، زیر آوار می ماند، گرفتار حملهٔ درندگان می گردد، رعد و برق او را فرو می گیرد، ولی رعد و برق فردی را که به یاد خدای متعال است فرو نمی گیرد.

10- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

به راستی خدای متعال مؤمن را به هر بلایی دچار می سازد و او را به هر مرگی می میراند، ولی او را گرفتار بی عقلی نمی کند آیا نمی بینی که چگونه خداوند ابلیس را بر مال ایوب علیه السلام، فرزندان، خانواده و بر هر چیزی که داشت مسلط کرد، ولی بر عقل او مسلط نکرد؟ آن را برایش واگذاشت تا خدای متعال را به یگانگی بستاید.

بخش دوم

اشاره

(2)

بَابُ ثَوَابِ الْمَرَضِ.

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

إِنَّ رَسُولَ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم رَفَعَ رَأْسَهُ إِلَى السَّمَاءِ، فَتَبَسَّمَ.

فَقِيلَ لَهُ: يَا رَسُولَ اللَّهِ! رَأَيْنَاكَ رَفَعْتَ رَأْسَكَ إِلَى السَّمَاءِ فَتَبَسَّمْتَ؟

قالَ: نَعَمْ، عَجِبْتُ لِمَلَكَيْن هَبَطَا مِنَ السَّمَاءِ إِلَى الْأَرْضِ يَلْتَمِسَانِ عَبْداً مُؤْمِناً صَالِحاً فِي مُصَلَّى كَانَ يُصَلَّى فِيهِ لِيَكْتُبَا لَهُ عَمَلَهُ فِي يَوْمِهِ وَ لَيْلَتِهِ، فَلَمْ يَجِدَاهُ فِي مُصَلاهُ، فَعَرَجًا إِلَى السَّمَاءِ، فَقَالَا: رَبَّنَا عَبْدُكَ الْمُؤْمِنُ فُلَانٌ الْتَمَسْنَاهُ فِي مُصَلَّاهُ لِنَكْتُبَ لَهُ عَمَلَهُ لِيَوْمِهِ وَ لَيْلَتِهِ فَلَمْ نُصِبْهُ، فَوَجَدْنَاهُ فِي حِبَالِكَ.

پاداش بیماری

1- عبدالله بن سنان گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

روزی رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم سر مبارکش را به سوی آسمان بلند کرد و تبسمی فرمود:

به ایشان گفتند: ای رسول خدا! شما را دیدیم که سر را به آسمان بلند کردی و تبسم نمودی (این برای چه بود)!؟

فرمود: آری، به شگفت آمدم از آن دو فرشته ای که از آسمان به زمین آمدند و در طلب بندۂ مؤمن صالحی بودند، که در مصلای خود نماز می خواند تا این که عمل روز و شب او را بنویسند ولی او را در مصلایش نیافتند.

آن ها به سوی آسمان بازگشته گفتند: پروردگارا! فلان بندۀ مؤمن را در مصلایش طلب کردیم که عمل روز و شب او را بنویسیم، ولی او را نیافتیم، بلکه در بندهای تو بیمار یافتیم.

فَقالَ اللهُ: اكْتُبَا لِعَبْدِي مِثْلَ مَا كَانَ يَعْمَلُهُ فِي صِحَتِهِ مِنَ الْخَيْرِ فِي يَوْمِهِ وَ لَيْلَتِهِ مَا دَامَ فِي حِبَالِي، فَإِنَّ عَلَيَّ أَنْ أَكْتُبَ لَهُ أَجْرَ مَا كَانَ يَعْمَلُهُ فِي صِحَّتِهِ إِذَا حبسته عنه.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَمْرِو بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: قَالَ النَّبِيُّ صلی الله علیه واله وسلم:

إِنَّ الْمُسْلِمَ إِذَا غَلَبَهُ ضَعْفُ الْكِبَرِ أَمَرَ اللهُ الْمَلَكَ أَنْ يَكْتُبَ لَهُ فِي حَالِهِ تِلْكَ مِثْلَ مَا كَانَ يَعْمَلُ وَ هُوَ شَابٌ نَشِيطٌ صَحِيحٌ، وَ مِثْلَ ذَلِكَ إِذَا مَرِضَ وَكَّلَ اللَّهُ بِهِ مَلَكاً يَكْتُبُ لَهُ فِي سُقْمِهِ مَا كَانَ يَعْمَلُ مِنَ الْخَيْر فِى صِحَّتِهِ حَتَّى يَرْفَعَهُ اللَّهُ وَ يَقْبِضَهُ.

وَكَذَلِكَ الْكَافِرُ إِذَا اشْتَغَلَ بِسُقْم فِي جَسَدِهِ كَتَبَ اللهُ لَهُ مَا كَانَ يَعْمَلُ مِنَ الشَّرَّ صحته.

خدای متعال فرمود: برای بنده من همانند اعمالی را که در حال تندرستی انجام می داد بنویسید تا زمانی که در بند من است؛ زیرا بر من لازم است که پاداش آن چه را که درحال تندرستی انجام می داد در آن هنگام نیز که من او را از انجام آن ها باز داشته ام برایش بنویسم.

2- جابر گوید: امام باقر علیه السلام می فرماید: رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم فرمود:

هرگاه ناتوانی، پیری بر مسلمان چیره شود، خدای متعال به فرشته فرمان می دهد که آن چه را در دوران نشاط جوانی و تندرستی انجام می داده است برایش بنویسد.

هم چنین هرگاه مسلمان بیمار شود، خداوند فرشته ای را بر او می گمارد تا کارهای خوبی را که در حال تندرستی انجام می داده برای او بنویسد تا زمانی که خداوند او را بالا برده قبض روح نماید.

هم چنین است کافر، هرگاه بیمار شود خداوند کارهای بدی را که در حال تندرستی انجام می داده است، بر وی می نویسد.

3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ عَبْدِاللهِ بْنِ سِنَانِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم:

يَقُولُ اللهُ لِلْمَلَكِ الْمُوَكَّلِ بِالْمُؤْمِنِ إِذَا مَرِضَ: اكْتُبْ لَهُ مَا كُنْتَ تَكْتُبُ لَهُ فِي صحتِهِ، فَإِنِّي أَنَا الَّذِي صَيَّرْتُهُ فِي جِبَالِي.

4- عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ أَبِي الصَّبَاحِ قَالَ: قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام:

سَهَرُ لَيْلَةٍ مِنْ مَرَضِ أَفْضَلُ مِنْ عِبَادَةِ سَنَةٍ.

5- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَبْدِ الْحَمِيدِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام قَالَ:

إِذَا صَعِدَ مَلَكًا الْعَبْدِ الْمَرِيضِ إِلَى السَّمَاءِ عِنْدَ كُلِّ مَسَاءٍ يَقُولُ الرَّبُّ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى: مَا ذَا كَتَبْتُما لِعَبْدِي فِي مَرَضِهِ؟

فَيَقُولَان: الشَّكَايَةَ.

3- عبدالله بن سنان گوید: امام صادق علیه السلام می فرماید: رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم فرمود:

هرگاه مؤمن بیمار شود، خدای متعال به فرشته ای که نگهبان اوست، می فرماید: آن چه که در حال تندرستی برایش می نوشتی بر او بنویس؛ زیرا من همان کسی هستم که او را دربند خود گرفتار ساختم.

4- ابو صباح گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:

یک شب به سبب بیماری بیدار ماندن، از عبادت یک سال برتر است.

5- عبد الحمید گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هرگاه دو فرشته ای که بر بنده بیمار موکلند شب هنگام به سوی آسمان بالا روند، پروردگار متعال می فرماید برای بنده من در حال بیماریش چه نوشته اید؟

می گویند: شکایت از بیماری.

فَيَقُولُ: مَا أَنْصَفْتُ عَبْدِي إِنْ حَبَسْتُهُ فِي حَبْسٍ مِنْ حَبْسِي ثُمَّ أَمْنَعُهُ الشَّكَايَةَ، فَيَقُولُ: اكْتُبَا لِعَبْدِي مِثْلَ مَا كُنْتَما تَكتُبَانِ لَهُ مِنَ الْخَيْرِ فِي صِحَتِهِ، وَلَا تَكْتُبَا عَلَيْهِ سَيِّئَةً حَتَّى أُطْلِقَهُ مِنْ حَبْسِي، فَإِنَّهُ فِي حَبْسٍ مِنْ حَبْسِي.

6- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْن سُوَيْدٍ عَنْ دُرُسْتَ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السلام قَالَ:

سَهَرُ لَيْلَةٍ مِنْ مَرَضِ أَوْ وَجَع أَفْضَلُ وَأَعْظَمُ أَجْراً مِنْ عِبَادَةِ سَنَةٍ.

7- عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ دُرُسْتَ قَالَ سَمِعْتُ أنا إِبْرَاهِيمَ علیه السلام يَقُولُ:

إِذَا مَرِضَ الْمُؤْمِنُ أَوْحَى اللَّهُ إِلَى صَاحِبِ الشِّمَالِ: لا تَكْتُبْ عَلَى عَبْدِي مَا دَامَ فِي حَبْسِي وَ وَثَاقِي ذَنْباً.

وَ يُوحِي إِلَى صَاحِبِ الْيَمِينِ: أَنِ اكْتُبْ لِعَبْدِي مَا كُنْتَ تَكْتُبُهُ فِي صِحَّتِهِ مِنَ الْحَسَنَاتِ.

می فرماید: بر بنده خود انصاف نکرده ام اگر وی را در زندانی از زندان های خود گرفتار نمایم، سپس او را از شکایت منع کنم.

می فرماید: همان کارهای خوبی را که بنده ام در حال تندرستی انجام می داده برای او بنویسید و برای او گناهی ننویسید تا وقتی که او را از زندان خود رها کنم؛ زیرا او در زندانی از زندان های من گرفتار است.

6- زراره گوید: امام (باقر علیه السلام یا امام صادق علیه السلام) فرمود:

بیداری یک شب به سبب بیماری، یا درد از پاداش عبادت یک سال برتر و بزرگ تر است.

7- درست گوید: از امام کاظم علیه السلام شنیدم که می فرمود:

آن گاه که مؤمن بیمار شود، خدای متعال به فرشته سمت چپ وی وحی کند تا زمانی که بنده ام در زندان و بند من است، گناهی بر او ننویس.

و به فرشته سمت راست وحی کند: حسناتی را که در حال تندرستی بر بنده ام می نوشتی، در این حال نیز بنویس.

8- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ حَفْصِ بْنِ غِيَاثٍ عَنْ حَجَّاجِ عَنْ أَبِي جَعْفَر علیه السلام قَالَ:

الْجَسَدُ إِذَا لَمْ يَمْرَضٌ أَشِرَ وَ لَا خَيْرَ فِي جَسَدٍ يَمْرَضُ بِأَشَرٍ.

9- أَبُو عَلِيَّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حَسَّانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِمٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السلام قَالَ:

حُمَّى لَيْلَةٍ تَعْدِلُ عِبَادَةَ سَنَةٍ، وَ حُمَّى لَيْلَتَيْنِ تَعْدِلُ عِبَادَةَ سَنَتَيْنِ، وَ حُمَّى ثَلَاثِ تَعْدِلُ عِبَادَةَ سَبْعِينَ سَنَةٌ.

قَالَ: قُلْتُ: فَإِنْ لَمْ يَبْلُغْ سَبْعِينَ سَنَةً. قَالَ: فَلِأُمِّهِ وَ أَبيه.

قَالَ: قُلْتُ: فَإِنْ لَمْ يَبْلُغَا.

قَالَ: فَلِقَرَابَتِهِ.

8- حجّاج گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:

هرگاه بدن آدمی بیمار نشود تکبر ورزد و بدنی که به جهت عدم بیماری متکبر شود در آن خیری نیست.

9- ابو حمزه گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:

تب یک شب برابر با عبادت یک سال تب دو شب برابر با عبادت دو سال، وتب سه شب برابر با عبادت هفتاد سال است.

گفتم: اگر زندگی او به هفتاد سال نرسید چه؟

فرمود: اجرش به مادر و پدرش خواهد رسید.

گفتم: اگر زندگی آن ها هم نرسید چه؟

فرمود: به خویشان او خواهد رسید.

قَالَ: قُلْتُ: فَإِن لَمْ يَبْلُغْ قَرَابَتُهُ.

قَالَ: فَلِجِيرَانِهِ.

10- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنِ الْحَكَمِ بْنِ مِسْكِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مَرْوَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

حُمَّى لَيْلَةٍ كَفَّارَةٌ لِمَا قَبْلَهَا وَ لِمَا بَعْدَهَا.

بخش سوم

اشاره

(3)

بَابٌ آخَرُ مِنْهُ

1- أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ النَّضْرِ عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم:

قَالَ اللهُ: مَنْ مَرِضَ ثَلاثاً فَلَمْ يَشْكُ إِلَى أَحَدٍ مِنْ عُوَّادِهِ أَبْدَلْتُهُ لَحْماً خَيْراً مِنْ لَحْمِهِ وَ دَماً خَيْراً مِنْ دَمِهِ، فَإِنْ عَافَيْتُهُ عَافَيْتُهُ وَ لا ذَنْبَ لَهُ، وَ إِنْ قَبَضْتُهُ قَبَضْتُهُ إِلَى رَحْمَتِي.

گفتم: اگر عمر آن ها هم نرسید چه؟

فرمود: به همسایگان او خواهد رسید.

10- محمدبن مروان گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: تب یک شب، کفاره گناهان پیشین و بعد از آن است.

احادیثی دیگر

1- جابر گوید امام باقر علیه السلام می:فرماید: رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم فرمود:

خدای متعال می فرماید: کسی که سه شبانه روز بیمار شود و به هیچ یک از عیادت کنندگانش از بیماری شکایت نکند گوشت او را به بهترین گوشت، خون او را به بهترین خون تبدیل فرمایم پس اگر او را شفا دادم درحالی شفا دهم که گناهی برایش نباشد و اگر او را بمیرانم به سوی رحمتم قبض روحش فرمایم.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قال:

قَالَ اللهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى: مَا مِنْ عَبْدِ ابْتَلَيْتُهُ بِبَلاء فَلَمْ يَشْكُ إِلَى عُوَّادِهِ إِلَّا أَبْدَلْتُهُ لَحْماً خَيْراً مِنْ لَحْمِهِ، وَ دَماً خَيْراً مِنْ دَمِهِ، فَإِنْ قَبَضْتُهُ قَبَضْتُهُ إِلَى رَحْمَتِي، وَ إِنْ عَاشَ عَاشَ وَ لَيْسَ لَهُ ذَنْبٌ.

3- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ الْفَضْلِ عَنْ غَالِبِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ بَشِيرٍ الدَّهَانِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

قَالَ اللهُ: أَيُّمَا عَبْدِ ابْتَلَيْتُهُ بِبَلِيَّةٍ فَكَتَمَ ذَلِكَ مِنْ عُوَّادِهِ ثَلَاثَاً أَبْدَلْتُهُ لَحْماً خَيْراً مِنْ لَحْمِهِ، وَ دَماً خَيْراً مِنْ دَمِهِ، وَ بَشَراً خَيْراً مِنْ بَشَرِهِ، فَإِنْ أَبْقَيْتُهُ أَبْقَيْتُهُ وَ لَا ذَنْبَ لَهُ، وَ إِنْ مَاتَ مَاتَ إِلَى رَحْمَتِي.

4- حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ الْكِنْدِيِّ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ الْمِيثَمِيِّ عَنْ رَجُل عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

2- ابو حمزه گوید: امام باقر علیه السلام می فرماید:

خداوند متعال فرمود: هر بنده ای را که گرفتار بیماری کردم و او به عیادت کنندگانش شکوه نکند گوشت او را به بهترین گوشت و خونش را به بهترین خون دگرگون سازم اگر

قبض روحش کردم به سوی رحمتم قبض روح کنم و اگر زندگی کند بی گناه زندگی خواهد کرد.

3- نظیر این روایت را بشیر دهان از امام صادق علیه السلام نقل می کند.

4- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

مَنْ مَرضَ لَيْلَةً فَقَبلَهَا بِقَبُولِهَا كَتَبَ الله لَهُ عِبَادَةَ سِتِّينَ سَنَةٌ.

قُلْتُ: مَا مَعْنَى قَبُولِهَا؟

قَالَ: لا يَشْكُو مَا أَصَابَهُ فِيهَا إِلَى أَحَدٍ.

5- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْن أَبي عَبْدِ اللهِ عَنِ الْعَزْرَمِي عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام قالَ:

مَنِ اشْتَكَى لَيْلَةٌ فَقَبِلَهَا بِقَبُولِهَا وَ أَدَّى إِلَى اللهِ شُكْرَهَا كَانَتْ كَعِبَادَةِ سِتِّينَ سَنَةٌ. قَالَ أَبِي فَقُلْتُ لَهُ: مَا قَبُولُهَا؟

قَالَ: يَصْبِرُ عَلَيْهَا وَلا يُخْبِرُ بِمَا كَانَ فِيهَا ، فَإِذَا أَصْبَحَ حَمِدَ اللَّهَ عَلَى مَا كَانَ.

6- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ قَالَ: قالَ أَبُو عَبْدِاللَّهِ علیه السلام:

کسی که یک شب بیمار شود و آن را به شایستگی بپذیرید، خداوند برای او عبادت شصت سال بنویسد.

گفتم: معنای پذیرش آن چیست؟

فرمود: از آن چه به او رسیده به کسی شکایت نکند.

5- پدر عزرمی می گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

کسی که یک شب بیمار شود و آن را به شایستگی بپذیرد و شکر آن را به جا آورد عملش همانند عبادت شصت سال باشد.

عرض کردم: معنای پذیرش آن چیست؟

فرمود: بر آن شکیبا باشد درد خود را گزارش نکند و چون صبح نماید خدا را بر آن چه که بوده ثنا گوید.

6- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

مَنْ مَرِضَ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ فَكَتَمَهُ وَ لَمْ يُخْبِرْ بِهِ أَحَداً أَبْدَلَ اللَّهُ لَهُ لَحْماً خَيْراً مِنْ لَحْمِهِ، وَ دَماً خَيْراً مِنْ دَمِهِ، وَ بَشَرَةً خَيْراً مِنْ بَشَرَتِهِ، وَ شَعْراً خَيْراً مِنْ شَعْرِهِ.

قَالَ: قُلْتُ لَهُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! وَكَيْفَ يُبْدِلُهُ؟

قَالَ: يُبْدِلُهُ لَحْماً وَ دَماً وَ شَعْراً وَ بَشَرَةً لَمْ يُذْنِبُ فِيهَا.

بخش چهارم

اشاره

(4)

بَابُ حَدِّ الشَّكَايَة.

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام قَالَ: سُئِلَ عَنْ حَدِّ الشَّكَايَةِ لِلْمَرِيضِ.

فَقالَ: إِنَّ الرَّجُلَ يَقُولُ: حُمِمْتُ الْيَوْمَ وَ سَهِرْتُ الْبَارِحَةَ، وَ قَدْ صَدَقَ وَ لَيْسَ هَذَا شِكَايَةً، وَ إِنَّمَا الشَّكْوَى أَنْ يَقُولَ: قَدِ ابْتُلِيتُ بِمَا لَمْ يُبْتَلَ بِهِ أَحَدٌ، وَيَقُولَ: لَقَدْ أَصَابَنِي مَا لَمْ يُصِبْ أَحَداً، وَ لَيْسَ الشَّكْوَى أَنْ يَقُولَ: سَهِرْتُ الْبَارِحَةَ وَ حُمِمْتُ الْيَوْمَ وَنَحْوَ هَذَا.

کسی که سه روز بیمار شود و آن را پنهان دارد و به کسی خبر ندهد خدای متعال گوشت او را به بهترین گوشت خونش را به بهترین ،خون پوست او را به بهترین پوست و موی او را به بهترین مو تبدیل فرماید.

به حضرتش گفتم: قربانت گردم چگونه آن را تبدیل فرماید؟

فرمود: به گوشت خون مو و پوستی تبدیل فرماید که در آن ها گناهی انجام نداده باشد.

حد و اندازه شکایت

1- جمیل بن صالح گوید: از امام صادق علیه السلام در مورد حد و اندازه شکایت بیمار پرسیدند؟

فرمود: وقتی شخصی میگوید امروز تب داشتم و دیشب نخوابیدم، راست گفته است و این شکایت نیست شکایت آن است که بگوید به بلایی دچار شده ام که کسی به آن دچار نشده است و بگوید مصیبتی به من رسیده که به کسی نرسیده است. شکایت آن نیست که بگوید: دیشب بیداری کشیدم و امروز تب داشتم و مانند آن.

بخش پنجم

اشاره

(5)

بَابُ الْمَرِيضِ يُؤْذِنُ بِهِ النَّاسَ.

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ أَبِي وَلَادِ الْحَنَّاطِ عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام يَقُولُ:

يَنْبَغِي لِلْمَرِيضِ مِنْكُمْ أَنْ يُؤْذِنَ إِخْوَانَهُ بِمَرَضِهِ فَيَعُودُونَهُ فَيُؤْجَرُ فِيهِمْ وَ يُؤْجَرُونَ فِيهِ.

قَالَ: فَقِيلَ لَهُ: نَعَمْ، هُمْ يُؤْجَرُونَ بِمَمْشَاهُمْ إِلَيْهِ فَكَيْفَ يُؤْجَرُ هُوَ فِيهِمْ؟

قَالَ: فَقَالَ: بِاكْتِسَابِهِ لَهُمُ الْحَسَنَاتِ، فَيُؤْجَرُ فِيهِمْ فَيُكْتَبُ لَهُ بِذَلِكَ عَشْرُ حَسَنَاتٍ، وَ يُرْفَعُ لَهُ عَشْرُ دَرَجَاتٍ وَ يُمْحَى بِهَا عَنْهُ عَشْرُ سَيِّئَاتٍ.

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَبْدِ الْعَزِيزِ بْنِ الْمُهْتَدِي عَنْ يُونُسَ قَالَ: قَالَ: أَبُو الْحَسَنِ علیه السلام:

بیمار مردم را از بیماری خود با خبر کند

1- عبدالله بن سنان گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود:

سزاوار است بیماری که از شما شیعیان است، برادران خویش را با خبر کند تا از او عیادت کنند و عیادت کنندگانش به سبب او و او به سبب آن ها از سوی خدا پاداشی گیرند.

به آن حضرت گفته شد این درست که به سبب عیادت از او اجری می برند ولی بیمار چگونه به سبب عیادت ایشان اجر می برد؟

آن حضرت فرمود: او به سبب کسب حسنات برای آن ها اجر می برد و از این رو برای او ده حسنه نوشته می شود ده درجه بالا می رود و ده گناه از او پاک می شود.

2- یونس گوید: امام کاظم علیه السلام فرمود:

إِذَا مَرِضَ أَحَدُكُمْ فَلْيَأْذَنْ لِلنَّاسِ يَدْخُلُونَ عَلَيْهِ، فَإِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَحَدٍ إِلَّا وَ لَهُ دَعْوَةٌ مُسْتَجَابَةٌ.

3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِاللَّهِ علیه السلام:

إِذَا دَخَلَ أَحَدُكُمْ عَلَى أَخِيهِ عَائِداً لَهُ فَلْيَسْأَلْهُ يَدْعُو لَهُ، فَإِنَّ دُعَاءَهُ مِثْلُ دُعَاءِ الْمَلَائِكَةِ.

بخش ششم

اشاره

(6)

بَابٌ فِي كَمْ يُعَادُ الْمَرِيضُ وَقَدْرِ مَا يَجْلِسُ عِنْدَهُ وَ تَمَامِ الْعِيَادَةِ.

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قالَ:

چون یکی از شما بیمار شود، باید به مردم اطلاع دهد تا نزد او آیند؛ چراکه هر فردی دعای مستجابی دارد.

3- سیف بن عمیره گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

چون یکی از شما از برادر بیمار خود عیادت می کند خوب است از او دعای خیر طلب نماید؛ زیرا دعای بیمار، همانند دعای فرشتگان است.

حد عیادت از بیمار لحظاتی که باید نزد او نشست و عیادت را به فرجام برد

1- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: -

لا عِيَادَةَ فِي وَجَعِ الْعَيْنِ، وَ لا تَكُونُ عِيَادَةٌ فِي أَقَلَّ مِنْ ثَلَاثَةِ أَيَّامٍ، فَإِذَا وَجَبَتْ فَيَوْمٌ وَ يَوْمٌ لَا، فَإِذَا طَالَتِ الْعِلَّةُ تُرِكَ الْمَرِيضُ وَ عِيَالَهُ.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

الْعِيَادَةُ قَدْرَ فُوَاقٍ نَاقَةٍ، أَوْ حَلْبٍ نَاقَةٍ.

3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُوسَى بْنِ الْحَسَنِ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ عَامِرٍ أَبِي الْعَبَّاسِ عَنْ مُوسَى بْنِ الْقَاسِمِ قَالَ: حَدَّثَنِي أَبُو زَيْدٍ قَالَ: أَخْبَرَنِي مَوْلًى لِجَعْفَرِبْنِ مُحَمَّدٍ علیه السلام قَالَ: مَرِضَ بَعْضُ مَوَالِيهِ فَخَرَجْنَا إِلَيْهِ نَعُودُهُ وَ نَحْنُ عِدَّةٌ مِنْ مَوَالِي جَعْفَرٍ علیه السلام فَاسْتَقْبَلَنَا جَعْفَرٌ علیه السلام فِي بَعْضِ الطَّرِيقِ. فَقَالَ: لَنَا أَيْنَ تُرِيدُونَ؟

فَقُلْنَا: تريد فلاناً لعودة.

فَقالَ لَنَا: قِفُوا فَوَقَفْنَا.

بیماری چشم عیادتی نیست و نباید بیمار را بیش از هر سه روز یک بار عیادت کرد ولی اگر لازم شد که چنین کنند باید حداکثر یک روز در میان عیادت نمود و اگر بیماری شخصی به طول انجامید او و خانواده اش را به حال خود واگذارید.

2- عبدالله بن سنان گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

عیادت باید به اندازه دوشیدن شیر یک شتر یا زمان دوشیدن شیر یک شتر باشد.

3- موسی بن قاسم گوید: ابو زید به من گفت یکی از غلامان امام صادق علیه السلام به من گفت: یکی از خدمتکاران حضرت بیمار شد از این رو با جمعی از دوستداران آن

حضرت برای عیادت شخص مذکور روانه شدیم در بین راه با امام صادق علیه السلام روبه رو شدیم. حضرت فرمود کجا می روید؟

گفتیم: می خواهیم از فلانی عیادت کنیم.

امام فرمود: بایستید ما ایستادیم.

فَقالَ: مَعَ أَحَدِكُمْ تُفَّاحَةً أَوْ سَفَرْجَلَةٌ أَوْ أَخْرَجَةً أَوْ لَعْقَةٌ مِنْ طِيبٍ أَوْ قِطْعَةٌ مِنْ عُودِ بَخُور؟

فَقُلْنَا: مَا مَعَنَا شَيْءٌ مِنْ هَذَا.

فَقالَ: أَمَا تَعْلَمُونَ أَن المَريضَ يَسْتَرِيحُ إِلَى كُلِّ مَا أُدْخِلَ بِهِ عَلَيْهِ؟

4- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سُلَيْمَانَ عَنْ مُوسَى بْنِ قَادِم عَنْ رَجُل عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

تَمَامُ الْعِيَادَةِ لِلْمَرِيضِ أَنْ تَضَعَ يَدَكَ عَلَى ذِرَاعِهِ، وَ تُعَجِّلَ الْقِيَامَ مِنْ عِنْدِهِ، فَإِنَّ عِيَادَةَ النَّوْكَى أَشَدُّ عَلَى الْمَرِيضِ مِنْ وَجَعِهِ.

5- حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ عَنْ أَبَانٍ عَنْ أَبِي يَحْيَى قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِاللَّهِ علیه السلام:

تَمَامُ الْعِيَادَةِ أَنْ تَضَعَ يَدَكَ عَلَى الْمَرِيضِ إِذَا دَخَلْتَ عَلَيْهِ.

فرمود: آیا کسی از شما سیب، به، ترنج، اندکی عطر یا تکه چوب بخور به همراه دارد؟

گفتیم: نه چنین چیزهایی به همراه نیاورده ایم.

فرمود: نمی دانید که بیمار به هر چیزی که برایش می برند، احساس آرامش می کند؟!

4- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

کمال عیادت بیمار آن است که دست خود را بر بازوی او بگذاری و زود از پیش او برخیزی؛ چرا که عیادت احمق برای بیمار، از دردش سخت تر است.

5- ابو یحیی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

کمال عیادت در این است که هرگاه نزد بیماری رفتی، دست خود را بر او بگذاری.

6- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام قَالَ: إِنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام قَالَ:

إِنَّ مِنْ أَعْظَمِ الْعُوَّادِ أَجْراً عِنْدَاللَّهِ لَمَنْ إِذَا عَادَ أَخَاهُ خَفَّفَ الْجُلُوسَ إِلَّا أَنْ يَكُونَ الْمَرِيضُ يُحِبُّ ذَلِكَ وَ يُرِيدُهُ وَ يَسْأَلُهُ ذَلِكَ.

وَقالَ: مِنْ تَمَامِ الْعِيَادَةِ أَنْ يَضَعَ الْعَائِدُ إِحْدَى يَدَيْهِ عَلَى الْأُخْرَى، أَوْ عَلَى جَبهَته.

بخش هفتم

اشاره

(7)

بَابُ حَدٌ مَوْتِ الْفَجْأَةِ.

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُوسَى بْنِ الْحَسَنِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ النَّهْدِي رَفَعَ الْحَدِيثَ قَالَ: كَانَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام يَقُولُ:

6- مسعدة بن صدقه گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

أمير مؤمنان علی صلوات الله عليه - فرمود: بیش ترین پاداش نزد خداوند از آن عیادت کننده ای است که هرگاه از برادر دینی خود عیادت می کند کم تر بنشیند مگر آن که بیمار

دوست بدارد که او بیش تر بنشیند.

و هم چنین فرمود: از کمال عیادت آن است که عیادت کننده به جهت اظهار تأسف از بیماری او دست خود را روی دست دیگرش یا بر پیشانی خود بگذارد.

حد مرگ ناگهانی

1- ابو الحسن نهدی در روایت مرفوعه ای گوید: امام باقر علیه السلام فرمود: -

مَنْ مَاتَ دُونَ الْأَرْبَعِينَ فَقَدِ اخْتُرِمَ، وَ مَنْ مَاتَ دُونَ أَرْبَعَةَ عَشَرَ يَوْماً فَمَوْتُهُ مَوْتُ فَجْأَةٍ.

2- عَنْهُ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ يَحْيَى بْنِ الْمُبَارَكِ عَنْ بُهْلُولِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ حَفْصٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

مَنْ مَاتَ فِي أَقل مِنْ أَرْبَعَةَ عَشَرَ يَوْماً كَانَ مَوْتُهُ مَوْتَ فَجْأَةٍ.

بخش هشتم

اشاره

(8)

بَابُ ثَوَابِ عِيَادَةِ الْمَرِيضِ.

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ عُقْبَةَ عَنْ مُيَسِّرٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السلام يَقُولُ:

مَنْ عَادَ امْرَأَ مُسْلِماً فِى مَرَضِهِ صَلَّى عَلَيْهِ يَوْمَئِذٍ سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَكٍ إِنْ كَانَ صَبَاحاً حَتَّى يُمْسُوا وَإِنْ كَانَ مَسَاءً حَتَّى يُصْبِحُوا، مَعَ أَنَّ لَهُ خَرِيفًا فِي الْجَنَّةِ.

کسی که در سن زیر چهل سالگی بمیرد در واقع مرگ او را فراگرفته است و کسی که از چهارده روز بیماری بمیرد دچار مرگ ناگهانی شده است.

2- حفص گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: هرکه پس از چهارده روز بیماری بمیرد، گرفتار مرگ ناگهانی شده است.

پاداش عیادت از بیمار

1- میسر گوید: از امام باقر علیه السلام شنیدم که می فرمود:

هرکه از مسلمان بیماری عیادت کند، اگر صبح باشد، تا شب و اگر شب باشد، تاصبح، هفتاد هزار فرشته بر او درود می فرستند و افزون بر آن منزلی نیز در بهشت خواهد داشت.

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ بُكَيْرٍ عَنْ فُضَيْلِ بْنِ يَسَارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

مَنْ عَادَ مَرِيضًا شَيْعَهُ سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَكٍ يَسْتَغْفِرُونَ لَهُ حَتَّى يَرْجِعَ إِلَى مَنْزِلِهِ.

3- عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:

أَيُّمَا مُؤْمِنٍ عَادَ مُؤْمِناً خَاضَ فِي الرَّحْمَةِ خَوْضا، فَإِذَا جَلَسَ غَمَرَتْهُ الرَّحْمَةُ، فَإِذَا انْصَرَفَ وَكَّلَ اللهُ بِهِ سَبْعِينَ أَلْفَ مَلَكٍ يَسْتَغْفِرُونَ لَهُ وَ يَسْتَرْحِمُونَ عَلَيْهِ وَيَقُولُونَ: طِبْتَ وَ طَابَتْ لَكَ الْجَنَّةُ إِلَى تِلْكَ السَّاعَةِ مِنْ غَدٍ وَ كَانَ لَهُ يَا أَبَا حَمْزَةَ! خَرِيفٌ فِي الْجَنَّةِ.

قُلْتُ: وَ مَا الْخَرِيفُ جُعِلْتُ فِدَاكَ؟

قالَ: زَاوِيَةٌ فِي الْجَنَّةِ يَسِيرُ الرَّاكِبُ فِيهَا أَرْبَعِينَ عَاماً.

2- فضیل بن یسار گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هرکه از بیماری عیادت کند، هفتاد هزار فرشته او را بدرقه کنند و برای او طلب آمرزش می نمایند تا این که به خانه اش بازگردد.

3- ابو حمزه گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:

هر مؤمنی، که از مؤمن دیگری عیادت کند، در رحمت الهی فرو رود، چون بنشیند رحمت او را فراگیرد و چون برخیزد خداوند هفتاد هزار فرشته را بر او بگمارد که تا فردای آن روز و تا همان ساعت برایش استغفار کنند و طلب رحمت نمایند و می گویند پاکیزه شدی و بهشت برای تو تا این ساعت از فردا پاکیزه شد. ای ابا حمزه! برای او خریفی در بهشت خواهد بود.

گفتم: فدایت گردم! خریف چیست؟

فرمود: گوشه ای در بهشت است که شخص سواره می تواند در مدت چهل سال آن را بپیماید.

4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ دَاوُدَ الرَّقِّيُّ عَنْ رَجُلٍ مِنْ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

أَيُّمَا مُؤْمِنٍ عَادَ مُؤْمِناً فِي اللَّهِ فِي مَرَضِهِ وَكَّلَ اللهُ بِهِ مَلَكاً مِنَ الْعُوَّادِ يَعُودُهُ فِي قَبْرِهِ وَ يَسْتَغْفِرُ لَهُ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ.

5- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ صَفْوَانَ الْجَمَّالِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

مَنْ عَادَ مَرِيضاً مِنَ الْمُسْلِمِينَ وَكَّلَ اللهُ بِهِ أَبَداً سَبْعِينَ أَلْفَاً مِنَ الْمَلَائِكَةِ يَغْشَوْنَ رَحْلَهُ وَ يُسَبِّحُونَ فِيهِ وَ يُقَدِّسُونَ وَ يُهَلِّلُونَ وَ يُكَبِّرُونَ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ نِصْفُ صَلَاتِهِمْ لِعَائِدِ الْمَرِيضِ.

6- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ وَهْبِ بْنِ عَبْدِ رَبِّهِ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام يَقُولُ:

4 - راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هر مؤمنی برای خشنودی خدای متعال از مؤمن بیماری عیادت کند، خداوند فرشته عیادت کننده ای بر او بگمارد که وی را در قبرش عیادت کند و تا روز قیامت برای او استغفار نماید.

5- صفوان جمّال گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هرکه بیمار مسلمانی را عیادت کند، خداوند برای همیشه هفتاد هزار فرشته را بر او بگمارد که به منزل او درآیند و تا روز قیامت به تسبیح، تقدیس، تهلیل و تکبیر مشغول شوند و پاداش نیمی از دعای خود را برای عیادت کننده بیمار قرار دهند.

6- وهب بن عبد ربه گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود:

أَيُّمَا مُؤْمِنٍ عَادَ مُؤْمِناً مَرِيضاً فِي مَرَضِهِ حِينَ يُصْبِحُ شَيَّعَهُ سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَكٍ، فَإِذَا قَعَدَ غَمَرَتْهُ الرَّحْمَةُ وَاسْتَغْفَرُوا اللهَ لَهُ حَتَّى يُمْسِيَ، وَإِنْ عَادَهُ مَسَاءً كَانَ لَهُ مِثْلُ ذَلِكَ حَتَّى يُصْبِحَ.

7- أبو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِي عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ عُبَيْسِ بْنِ هِشَامٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ مِهْزَم عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

مَنْ عَادَ مَرِيضاً وكل الله بِهِ مَلَكاً يَعُودُهُ فِي قَبْرِهِ.

8- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ وَهْبٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

أَيُّمَا مُؤْمِنٍ عَادَ مُؤْمِناً حِينَ يُصْبِحُ شَيَّعَهُ سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَكٍ، فَإِذَا قَعَدَ غَمَرَتْهُ الرَّحْمَةُ وَ اسْتَغْفَرُوا لَهُ حَتَّى يُمْسِي، وَإِنْ عَادَهُ مَسَاءٌ كَانَ لَهُ مِثْلُ ذَلِكَ حَتَّى يُصْبح.

هر مؤمنی که از مؤمن بیماری عیادت کند، هفتاد هزار فرشته او را بدرقه کنند چون بنشیند رحمت او را فرا گیرد و تا شب برای وی از خدای متعال طلب آمرزش کنند و اگر شب عیادت کند، تا صبح برای او چنین خواهد بود.

7- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هرکس از بیماری عیادت کند خداوند فرشته ای را بر وی بگمارد تا او را در قبرش عیادت کند.

8- معاوية بن وهب گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هر مؤمنی که از مؤمن بیماری عیادت کند، هفتاد هزار فرشته او را بدرقه کنند چون بنشیند رحمت او را فرا گیرد و تا شب برای وی از خدای متعال طلب آمرزش کنند و اگر شب عیادت کند، تا صبح برای او چنین خواهد بود.

9- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي الْجَارُودِ عَنْ أبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:

كَانَ فِيمَا نَاجَى بِهِ مُوسَى رَبَّهُ أَنْ قالَ: يَا رَبِّ! مَا بَلَغَ مِنْ عِيَادَةِ الْمَرِيضِ مِنَ الأجر؟

فَقالَ الله: أَوَكَّلُ بِهِ مَلَكاً يَعُودُهُ فِي قَبْرِهِ إِلَى مَحْشَرِهِ.

10- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم:

مَنْ عَادَ مَرِيضاً نَادَاهُ مُنَادٍ مِنَ السَّمَاءِ بِاسْمِهِ: يَا فَلَانُ! طِبْتَ وَ طَابَ لَكَ مَمْشَاكَ بِتَوَابٍ مِنَ الْجَنَّةِ.

9- ابو الجارود گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:

هنگامی که موسی علیه السلام با پروردگارش مناجات می کرد عرضه داشت: پروردگارا! پاداش عیادت کننده بیمار چقدر است؟

خدای متعال فرمود: فرشته ای را بر وی بگمارم که او را از قبرش تا روز حشر عیادت کند.

10- مسعدة بن صدقه گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم فرموده:

هرکس از بیماری عیادت کند، منادی از آسمان نامش را می خواند و ندا سر می دهد:

ای فلانی! خود و گام هایت به سوی بیمار، با پاداشی از بهشت پاکیزه شد.

بخش نهم

اشاره

(9)

بَابُ تَلْقِينِ الْمَيِّتِ.

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِي عَنْ أَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام قَالَ:

إذَا حَضَرْتَ الْمَيْتَ قَبْلَ أَن يَمُوتَ فَلَقَّتْهُ شَهَادَةَ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ.

2- عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرِوَ حَفْصِ بْنِ الْبَخْتَرِي عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

إِنَّكُمْ تُلْقُنُونَ مَوْتَاكُمْ عِنْدَ الْمَوْتِ «لا إِلَهَ إِلَّا اللهُ»، وَ نَحْنُ نُلَقُنُ مَوْتَانَا «مُحَمَّدٌ رَسُولُ الله صلی الله علیه واله وسلم».

تلقین مرده

1- حلبی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هنگامی که مرده در حال احتضار است، پیش از آن که بمیرد این شهادت را به او تلقین کن که: «معبودی جز خدا نیست، یگانه ای که شریک ندارد و محمد صلی الله علیه واله وسلم بنده فرستاده اوست».

2- حفص بن بختری گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

شما مردگان خود را به هنگام مرگ به «لا اله الا الله» تلقین می دهید و ما به مردگان خود «محمّد رسول الله صلی الله علیه واله وسلم» را تلقین می نماییم.

3- عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:

إِذَا أَدْرَكْتَ الرَّجُلَ عِنْدَ النَّزْعِ فَلَقَّنْهُ كَلِمَاتِ الْفَرَج: «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ الْحَلِيمُ الْكَرِيمُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ سُبْحَانَ اللهِ رَبِّ السَّمَاوَاتِ السَّبْعِ وَ رَبِّ الْأَرَضِينَ السَّبْعِ وَ مَا فِيهِنَّ وَ مَا بَيْنَهُنَّ وَ مَا تَحْتَهُنَّ وَ رَبِّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ».

قَالَ: فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام: لَوْ أَدْرَكْتُ عِكْرِمَةَ عِنْدَ الْمَوْتِ لَنَفَعْتُهُ.

فَقِيلَ لِأَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام: بِمَا ذَا كَانَ يَنْفَعُهُ؟

قالَ: يُلَقُنُهُ مَا أَنْتُمْ عَلَيْهِ.

4- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ دَاوُدَ بْنِ سُلَيْمَانَ الْكُوفِيُّ عَنْ أَبِي بَكْرِ الْحَضْرَمِي قَالَ: مَرِضَ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ بَيْتِي، فَأَتَيْتُهُ عَائِداً فَقُلْتُ لَهُ: يَا ابْنَ أَخِي! إِنَّ لَكَ عِنْدِي نَصِيحَةً أَتَقْبَلُهَا؟

فَقالَ: نَعَمْ.

فَقُلْتُ: قُلْ: «أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ».

3- زراره گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:

هرگاه مردی را به هنگام جان کندن دریافتی کلمات فرج را به او تلقین کن: «لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ الحليم الكريم، لا إله إلا الله العلى العظيم، سُبْحَانَ اللهِ رَبِّ السَّمَاواتِ السَّبْع وَ رَبِّ الْأَرَضِينَ السَبْع وَ مَا فِيهَن وَ مَا بَيْنَهُنَّ وَ رَبِّ الْعَرْشِ الْعَظيم وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ العَالَمِينَ».

سپس امام باقر علیه السلام فرمود: اگر من فردی هم چو عکرمه (1)را به هنگام مرگش در می یافتم به طور حتم به او سود می رساندم.

عرض کردم: چگونه به او نفع می رساندید؟!

فرمود: آن چه به آن اعتقاد دارید (که همان اقرار به ائمه علیهم السلام است) به او تلقین می کردم.

4- ابوبکر حضر می گوید: مردی از خاندان من بیمار شد به عیادتش رفتم و به وی گفتم: ای پسر برادر! برای تو پندی دارم آیا آن را می پذیری؟

گفت: آری.

گفتم: بگو: «اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شريك له».


1) غلام ابن عباس که به او دروغ می بست.

فَشَهِدَ بِذَلِكَ، فَقُلْتُ: إِنَّ هَذَا لا تنتفع به إلا أن يكون مِنْكَ عَلَى يَقِين.

فَذَكَرَ أَنَّهُ مِنْهُ عَلَى يَقِينٍ.

فَقُلْتُ: قُلْ: «أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ».

فَشَهِدَ بِذَلِكَ، فَقُلْتُ: إِنَّ هَذَا لَا تَنْتَفِعُ بِهِ حَتَّى يَكُونَ مِنْكَ عَلَى يَقِينِ.

فَذَكَرَ أَنَّهُ مِنْهُ عَلَى يَقِينِ. فَقُلْتُ: قُلْ: «أَشْهَدُ أَنَّ عَلِيّاً وَصِيُّهُ وَ هُوَ الْخَلِيفَةُ مِنْ بَعْدِهِ وَ الْإِمَامُ الْمُفْتَرَضُ الطَّاعَةِ مِنْ بَعْدِهِ».

فَشَهِدَ بِذَلِكَ فَقُلْتُ لَهُ: إِنَّكَ لَنْ تَنْتَفِعَ بِذَلِكَ حَتَّى يَكُونَ مِنْكَ عَلَى يَقِينِ.

فَذَكَرَ أَنَّهُ مِنْهُ عَلَى يَقِينِ، ثُمَّ سَمَّيْتُ الْأَئِمَّةَ رَجُلاً رَجُلاً فَأَقَرَّ بِذَلِكَ، وَذَكَرَ أَنَّهُ عَلَى يَقِين، فَلَمْ يَلْبَتِ الرَّجُلُ أَن تُوفَّى فَجَرعَ أَهْلُهُ عَلَيْهِ جَزَعاً شَدِيداً.

قَالَ: فَغِبْتُ عَنْهُمْ ثُمَّ أَتَيْتُهُمْ بَعْدَ ذَلِكَ، فَرَأَيْتُ عَرَاءٌ حَسَناً، فَقُلْتُ: كَيْفَ تَجِدُونَكُمْ؟ كَيْفَ عَزَاؤُكَ أَيَّتُهَا الْمَرْأَةُ؟

پس او به آن گواهی داد، گفتم: این گواهی سود نمی بخشد مگر این که از روی یقین باشد.

گفت که بر این کلام یقین دارم

به او گفتم بگو: «اشهد أن محمداً عبده ورسوله».

او چنین کرد، گفتم: از آن سودی نخواهی برد مگر آن که از روی یقین باشد.

و او گفت که بر یقین است.

گفتم: بگو: «أَشْهَدُ أَنَّ عليّاً وَصيّهُ وَ هُوَ الخَلِيفَةُ مِنْ بَعْدِهِ و الإمامُ المُعْتَرَضَ الطَّاعَةِ مِنْ بَعْدِهِ».

به آن نیز شهادت داد.

گفتم: از آن سودی نخواهی برد مگر آن که از روی یقین باشد.

گفت: بر یقین هستم. سپس یک یک ائمه علیهم السلام را نام بردم و به آن ها اقرار کرد و گفت که گواهی من از روی یقین است.

طولی نکشید که وفات یافت. خانواده اش بر او زاری بسیار نمودند. چند روزی آنان را ترک کردم. سپس به سوی ایشان بازگشتم آن ها را در صبری نیکو دیدم، گفتم شما را چگونه می بینم، تو ای زن! صبرت چگونه است؟

فَقَالَتْ: وَ اللهِ لَقَدْ أَصِبْنَا بِمُصِيبَةٍ عَظِيمَةٍ بِوَفَاةِ فَلَانٍ رَحِمَهُ اللهُ، وَكَانَ مِمَّا سَخَا بِنَفْسِي لِرُؤْيَا رَأَيْتُهَا اللَّيْلَةَ.

فَقُلْتُ: وَمَا تِلْكَ الرُّؤْيَا؟

قَالَتْ: رَأَيْتُ فُلاناً - تَعْنِي الْمَيِّتَ - حَيّاً سَلِيماً، فَقُلْتُ: فُلَانٌ؟

قالَ: نَعَمْ.

فَقُلْتُ لَهُ: أَ مَا كُنْتَ مِتَ؟

فَقالَ: بَلَى، وَ لَكِنْ نَجَوْتُ بِكَلِمَاتٍ لَقَنيهَا أَبُو بَكْرِ، وَ لَوْ لَا ذَلِكَ لَكِدْتُ أَهْلِك.

5- عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:

كُنَّا عِنْدَهُ وَ عِنْدَهُ حُمْرَانُ إِذْ دَخَلَ عَلَيْهِ مَوْلًى لَهُ. فَقالَ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! هَذَا عِكْرِمَةٌ فِي الْمَوْتِ، وَكَانَ يَرَى رَأْيَ الْخَوَارِجِ وَ كَانَ مُنْقَطِعاً إِلَى أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام.

فَقَالَ لَنَا أَبُو جَعْفَرِ علیه السلام: أَنْظِرُونِي حَتَّى أَرْجِعَ إِلَيْكُمْ.

گفت: به خدا سوگند به علت فوت فلانی - که خدا او را رحمت کند - به اندوهی بزرگ دچار شده ایم. من دیشب خوابی دیدم که مصیبت او آسان شد.

گفتم: آن خواب چه بود؟

گفت: فلانی (یعنی میت) را زنده و سالم دیدم به او گفتم: فلانی! تویی؟!

گفت: آری.

گفتم: مگر تو نمرده ای؟!

گفت: آری، ولی به سبب کلماتی که ابوبکر حضرمی مرا به آن ها تلقین داد، نجات یافتم و اگر چنین نبود، نزدیک بود که هلاک شوم.

5- ابو بصیر گوید: نزد امام باقر علیه السلام بودیم و حمران نیز آن جا بود که ناگاه غلام آن حضرت داخل شد و گفت: فدای تو گردم! عکرمه در حال مرگ است - او با خوارج هم عقیده بود ولی نسبت به امام باقر علیه السلام میل و علاقه ای داشت.

امام باقر علیه السلام فرمود: منتظر باشید تا باز گردم.

فَقُلْنَا: نَعَمْ.

فَمَا لَبِثَ أَنْ رَجَعَ فَقالَ: أَمَا إِنِّي لَوْ أَدْرَكْتُ عِكْرِمَةَ قَبْلَ أَنْ تَقَعَ النَّفْسُ مَوْقِعَهَا لَعَلَّمْتُهُ كَلِمَاتٍ يَنْتَفِعُ بِهَا، وَلَكِنِّي أَدْرَكْتُهُ وَ قَدْ وَقَعَتِ النَّفْسُ مَوْقِعَهَا.

قُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! وَ مَا ذَاكَ الْكَلَامُ؟

قَالَ: هُوَ وَ اللهِ! مَا أَنْتُمْ عَلَيْهِ، فَلَقْنُوا مَوْتَاكُمْ عِنْدَ الْمَوْتِ شَهَادَةَ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ الوَلاَية.

6- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ بُنْدَارَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِبْنِ عَلِيَّ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي هَاشِمٍ عَنْ أَبِي خَدِيجَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

مَا مِنْ أَحَدٍ يَحْضُرُهُ الْمَوْتُ إِلَّا وَكَلَ بِهِ إِبْلِيسُ مِنْ شَيْطَانِهِ أَنْ يَأْمُرَهُ بِالْكُفْرِ وَ يُشَكِّكَهُ فِي دِينِهِ حَتَّى تَخْرُجَ نَفْسُهُ، فَمَنْ كَانَ مُؤْمِناً لَمْ يَقْدِرْ عَلَيْهِ فَإِذَا حَضَرْتُمْ مَوْتَاكُمْ فَلَقْنُوهُمْ شَهَادَةَ أَنْ لا إِلَهَ إِلَّا اللهُ وَأَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُهُ صلی الله علیه واله وسلم حَتَّى يَمُونَ.

گفتیم: باشد.

چیزی نگذشت که امام بازگشت و فرمود: اگر عکرمه را پیش از مرگش می یافتم کلماتی به او می آموختم که سودش رساند ولی زمانی بر بالینش رسیدم، که جان خویش را تسلیم کرده بود.

گفتم: فدایت شوم! این کلمات چیست؟

فرمود: به خدا سوگند آن کلمات، همان است که شما شیعیان به آن معتقدید پس بر شما باد که مردگان را پیش از مردن به «لا اله الا الله» و ولایت تلقین کنید.

6- ابو خدیجه گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هیچ کس نیست که مرگش فرا رسد مگر این که ابلیس یکی از افراد خود را بر او بگمارد تا او را به کفر ورزی امر نماید و در دینش به شک و تردید وادارد، تا جانش در آید. پس هر كس مؤمن (شیعه) باشد نمی تواند بر او نفوذ کند. از این رو هرگاه بر بالین شخصی از اقوام خود - که مرگش فرا رسیده - حاضر باشید به او شهادت «لا اله الا الله و محمد رسول الله صلی الله علیه واله وسلم»را تلقین کنید، تا هنگامی که از دنیا برود.

وَ فِي رِوَايَةٍ أُخْرَى قَالَ:

فَلَقَّتْهُ كَلِمَاتِ الْفَرَج وَ الشَّهَادَتَيْنِ، وَ تُسَمِّي لَهُ الْإِقْرَارَ بِالْأَئِمَّةِ وَاحِداً بَعْدَ وَاحِدٍ حَتَّى يَنْقَطِعَ عَنْهُ الْكَلَام.

7- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِيٌّ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ مَيْمُونِ الْقَدَّاحِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام إِذَا حَضَرَ أَحَداً مِنْ أَهْلِ بَيْتِهِ الْمَوْتُ قَالَ لَهُ: قُلْ: «لا إِلَهَ إِلَّا اللهُ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ سُبْحَانَ اللهِ رَبِّ السَّمَاوَاتِ السَّبْعِ وَ رَبِّ الْأَرَضِينَ السَّبْعِ وَ مَا بَيْنَهُمَا وَ رَبِّ

الْعَرْشِ الْعَظِيمِ وَالْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ».

فَإِذَا قَالَهَا الْمَرِيضُ قَالَ: اذْهَبْ فَلَيْسَ عَلَيْكَ بَأْسٌ.

8- سَهْلُ بْنُ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ شَمُونٍ عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَانِ عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ الْقَاسِم عَنْ أَبِي بَكْرِ الْحَضْرَمِيَّ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِاللَّهِ علیه السلام:

وَ اللَّهِ! لَوْ أَنَّ عَابِدَ وَثَنِ وَصَفَ مَا تَصِفُونَ عِنْدَ خُرُوجِ نَفْسِهِ مَا طَعِمَتِ النَّارُ مِنْ جَسَدِهِ شَيْئاً أَبَداً.

و در روایت دیگر فرمود:

كلمات فرج و شهادتین و اقرار به یک یک ائمه علیهم السلام را - یکی بعد از دیگری با ذکر نام - به او تلقین کن تا زمانی که از سخن گفتن باز ماند.

7- عبدالله بن میمون قداح گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هرگاه یکی از خاندان امیر مؤمنان علی علیه السلام در حال احتضار بود، به او می فرمود: بگو «لا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ سُبْحَانَ اللهِ رَبِّ السَّمَاوَاتِ السَّبْعِ وَ رَبِّ الْأَرَضِينَ السَّبْعِ وَ مَا بَيْنَهُمَا وَ رَبِّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ».

پس هرگاه بیمار آن را می گفت می فرمود: برو که هیچ پروایی بر تو نیست.

8- ابوبکر حضر می گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

به خدا سوگند! اگر بت پرستی به هنگام جان کندن آن چه را که شما می گویید، بگوید، هرگز آتش بدن او را نمی سوزاند.

9- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عندالله علیه السلام:

أَنَّ رَسُولَ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم دَخَلَ عَلَى رَجُلٍ مِنْ بَنِي هَاشِمٍ وَ هُوَ يَقْضِي، فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم: قُلْ: «لا إِلَهَ إِلَّا اللهُ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ، لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ الْحَلِيمُ الْكَرِيمُ، سُبْحَانَ اللَّهِ رَبِّ السَّمَاوَاتِ السَّبْعِ، وَ رَبِّ الْأَرَضِينَ السَّبْعِ، وَ مَا بَيْنَهُنَّ وَ رَبِّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ، وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ».

فَقَالَهَا. فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم : وَالْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي اسْتَنْقَذَهُ مِنَ النَّارِ.

10- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي هَاشِمٍ عَنْ سَالِمِ بْنِ أَبِي سَلَمَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: حَضَرَ رَجُلاً الْمَوْتُ.

فَقِيلَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ! إِنَّ فُلَانًا قَدْ حَضَرَهُ الْمَوْتُ.

فَنَهَضَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم وَ مَعَهُ أُنَاسٌ مِنْ أَصْحَابِهِ حَتَّى أَتَاهُ وَ هُوَ مُغْمًى عَلَيْهِ. قَالَ: فَقَالَ: يَا مَلَكَ الْمَوْتِ! كُفَّ عَنِ الرَّجُلِ حَتَّى أَسْأَلَهُ.

9- حلبی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم نزد مردی از بنی هاشم که در حال مرگ بود رفت و به او فرمود: بگو: «لا إِلَهَ إِلَّا اللهُ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ الْحَلِيمُ الْكَرِيمُ، سُبْحَانَ اللَّهِ رَبِّ السَّمَاوَاتِ السَّبْعِ، وَ رَبِّ الْأَرَضِينَ السَّبْعِ، وَ مَا بَيْنَهُنَّ وَ رَبِّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ، وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ».

چون مرد چنین گفت رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم فرمود: سپاس از آن خداوندی است که او را از آتش دوزخ رهانید.

10- سالم بن ابو سلمه گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

زمان مرگ مردی فرا رسید به رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم گفتند: فلانی در حال مرگ است.

رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم با جمعی از اصحاب به سوی او شتافتند او بیهوش افتاده بود حضرت فرمود: ای ملک الموت! از این مرد دست بردار تا از او چیزی بپرسم.

فَأَفَاقَ الرَّجُلُ، فَقَالَ النَّبِيِّ صلى الله عليه واله وسلم: مَا رَأَيْتَ؟

قَالَ: رَأَيْتُ بَيَاضاً كَثِيراً وَ سَوَاداً كَثِيراً.

قَالَ: فَأَيُّهُمَا كَانَ أَقْرَبَ إِلَيْكَ؟

فَقالَ: السَّوَادُ

فَقالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه واله وسلم: قُلِ: «اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِيَ الْكَثِيرَ مِنْ مَعَاصِيكَ، وَ اقْبَلْ مِنِّي الْيَسِيرَ مِنْ طَاعَتِكَ».

فَقَالَهُ ثُمَّ أُغْمِيَ عَلَيْهِ.

فَقالَ: يَا مَلَكَ الْمَوْتِ خَفِّفْ عَنْهُ حَتَّى أَسْأَلَهُ.

فَأَفَاقَ الرَّجُلُ. فَقَالَ: مَا رَأَيْتَ؟

قالَ: رَأَيْتُ بَيَاضاً كَثِيراً وَ سَوَاداً كَثِيراً.

قَالَ: فَأَيُّهُمَا كَانَ أَقْرَبَ إِلَيْكَ؟ فَقالَ: الْبَيَاضُ.

مرد به هوش آمد و رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم به او فرمود: چه می دیدی؟

مرد گفت: سفیدی بسیار و سیاهی بسیاری دیدم.

فرمود: کدام یک از آن دو به تو نزدیک تر بود؟

گفت: سیاهی.

رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم، فرمود: بگو: «اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِي الْكَثِيرَ مِنْ مَعَاصِيكَ، وَ اقْبَلْ مِنِّي الْيَسِيرَ مِنْ طَاعَتِكَ»؛ «خداوندا! گناهان بسیارم را بیامرز و عبادت اندکم را بپذیر».

مرد آن را گفت و باز بیهوش شد.

حضرت فرمود: ای ملک الموت! بار مرگ را بر او سبک گردان تا از وی چیزی بپرسم.

مرد به هوش آمد و حضرت فرمود: چه می دیدی؟

گفت: سفیدی بسیار و سیاهی بسیاری دیدم.

فرمود: کدام یک از آن دو به تو نزدیک تر بود؟

مرد گفت: سفیدی.

فَقالَ رَسُولُ اللَّهِ : غَفَرَ اللَّهُ لِصَاحِبِكُمْ.

قَالَ: فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ : إِذَا حَضَرْتُمْ مَيِّتاً فَقُولُوا لَهُ هَذَا الْكَلَامَ لِيَقُولَهُ.

بخش دهم

اشاره

(10)

بَابُ إِذَا عَسُرَ عَلَى الْمَيِّتِ الْمَوْتُ وَاشْتَدَّ عَلَيْهِ النَّزْعُ.

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ ذَرِيحٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام يَقُولُ: قَالَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ علیهماالسلام:

إِنَّ أَبَا سَعِيدٍ الْخُدْرِيَّ كَانَ مِنْ أَصْحَابِ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم وَ كَانَ مُسْتَقِيماً، فَنَزَعَ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ فَغَسَّلَهُ أَهْلُهُ، ثُمَّ حُمِلَ إِلَى مُصَلَّاهُ فَمَاتَ فِيهِ.

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

إِذَا عَسُرَ عَلَى الْمَيِّتِ مَوْتُهُ وَ نَزْعُهُ قُرْبَ إِلَى مُصَلَّاهُ الَّذِي كَانَ يُصَلِّي فِيهِ.

رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم فرمود: خداوند رفیق شما را آمرزید.

راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: هرگاه بر بالین کسی که در حال مرگ است حاضر شدید این کلام را به او بگویید تا آن را تکرار کند.

وقتی که مرگ بر میّت دشوار و جان کندن بر او سخت شود

1- ذریح گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود:

علی بن حسین علیهما السلام فرمود: ابو سعید خدری از اصحاب رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم بود که در امر ولایت مستقیم بود سه روز بود که در حال جان دادن بود خانواده اش او را شستند و به جایگاه نمازش بردند و در آن جا مرد.

2- عبدالله بن سنان گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هرگاه مردن و جان کندن بر میّت دشوار شود، بایستی به جایگاه نمازش برده شود.

3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ:

إِذَا اشْتَدَّتْ عَلَيْهِ النَّزْعُ فَضَعْهُ فِي مُصَلَّاهُ الَّذِي كَانَ يُصَلِّي فِيهِ، أَوْ عَلَيْهِ.

4- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ أَبَانِ عَنْ لَيْثٍ الْمُرَادِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

قَالَ: إِنَّ أَبَا سَعِيدٍ الْخُدْرِيَّ قَدْ رَزَقَهُ اللَّهُ هَذَا الرَّأْيَ، وَإِنَّهُ قَدِ اشْتَدَّ نَزْعُهُ فَقَالَ: احْمِلُونِي إِلَى مُصَادِيَ.

فَحَمَلُوهُ فَلَمْ يَلْبَثْ أَنْ هَلَكَ.

5- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُوسَى بْنِ الْحَسَنِ عَنْ سُلَيْمَانَ الْجَعْفَرِيِّ قَالَ: رَأَيْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السلام يَقُولُ لِابْنِهِ الْقَاسِمِ: قُمْ يَا بُنَيَّ! فَاقْرَأْ عِنْدَ رَأْسِ أَخِيكَ (وَ الصَّافَّاتِ صَفًّا) حَتَّى تَسْتَتِمَّهَا.

فَقَرَأَ فَلَمَّا بَلَغَ (أَهُمْ أَشدُّ خَلْقاً أَمْ مَنْ خَلَقْنَا) قَضَى الْفَتَى.

3- زراره گوید: هنگامی که جان کندن بر میت دشوار شود باید او را به جایگاه نمازش که در آن نماز می خوانده ببرند.

4- لیث مرادی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

خداوند به ابو سعید خدری اقرار به ولایت را ارزانی داشت، ولی با این حال، جان کندنش دشوار شد. از این رو وی گفت: مرا به جایگاه نمازم ببرید.

و چون چنین کردند مدتی نگذشت که ابو سعید وفات یافت.

5- سلیمان جعفری گوید: امام کاظم علیه السلام را دیدم که به فرزندش قاسم می فرمود: فرزندم! برخیز و بر بالین برادرت سوره (والصافاتِ صَفّاً) را بخوان تا آن را به پایان برسانی.

او شروع به قرائت کرد و چون به این آیه از سوره رسید که (آهمْ أَشَدُّ خَلْقَاً أَمْ مَنْ خَلَقْنَا)، «آيا ایشان از نظر آفرینش سخت ترند یا آنان که ما آفریده ایم؟» جوان جان خویش را تسلیم کرد.

فَلَمَّا سُجِّيَ وَ خَرَجُوا أَقْبَلَ عَلَيْهِ يَعْقُوبُ بْنُ جَعْفَرٍ فَقَالَ لَهُ: كُنَّا نَعْهَدُ الْمَيِّتَ إذا نُزِلَ بِهِ يُقْرَأُ عِنْدَهُ (يسِ * وَ الْقُرْآنِ الْحَكِيمِ) وَ صِرْتَ تَأْمُرُنَا بِالصَّافَّاتِ.

فَقَالَ: يَا بُنَيَّ لَمْ يَقْرَأْ عَبْدٌ مَكْرُوبٌ مِنْ مَوْتٍ قَطُّ إِلَّا عَجَّلَ اللَّهُ رَاحَتَهُ.

بخش یازدهم

اشاره

(11)

بَابُ تَوْجِيهِ الْمَيِّتِ إِلَى الْقِبْلَةِ.

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ الشَّعِيرِيِّ وَغَيْرِ وَاحِدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

فِي تَوْجِيهِ الْمَيِّتِ تَسْتَقْبِلُ بِوَجْهِهِ الْقِبْلَةَ، وَ تَجْعَلُ قَدَمَيْهِ مِمَّا يَلِي الْقِبْلَةَ.

2- حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام عَنِ الْمَيِّتِ.

فَقالَ: اسْتَقْبِلْ بِبَاطِنِ قَدَمَيْهِ الْقِبْلَةَ.

هنگامی که پارچه ای روی او کشیدند و خارج شدند یعقوب بن جعفر پیش پدر آمد و گفت: در زمان سابق، هرگاه کسی در حال احتضار بود بر بالینش (یس وَ القُرانِ الحكيم) می خواندند شما فرمودید: که سورۀ «صافات» خوانده شود!

امام فرمود: ای فرزندم! هر بنده ای که مرگش دشوار شود و این سوره برایش خوانده شود، به طور حتم خداوند در راحتی او تعجیل فرماید.

رو به قبله نمودن مرده

1- عده ای از راویان گویند: امام صادق علیه السلام درباره چگونگی قرار دادن مرده فرمود:

صورت او را رو به قبله کنید و قدم های وی را به سمت قبله قرار دهید.

2- معاوية بن عمّار گوید: از امام صادق علیه السلام درباره مرده پرسیدم.

فرمود: کف پاهای او را به جانب قبله بگردان.

3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ خَالِدِ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام يَقُولُ:

إِذَا مَاتَ لِأَحَدِكُمْ مَيِّتٌ فَسَجُوهُ تُجَاهَ الْقِبْلَةِ، وَكَذَلِكَ إِذَا غُسَّلَ يُحْفَرُ لَهُ مَوْضِعُ الْمُغْتَسَل تُجَاهَ الْقِبْلَةِ، فَيَكُونُ مُسْتَقْبِلاً بِبَاطِن قَدَمَيْهِ وَ وَجْهِهِ إِلَى الْقِبْلَةِ.

بخش دوازدهم

اشاره

(12)

بَابُ أَنَّ الْمُؤْمِنَ لَا يَكْرَهُ عَلَى قَبْضِ رُوحِهِ.

1- أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ أَبِي مُحَمَّدٍ الْأَنْصَارِيِّ قَالَ: - وَ كَانَ خَيْراً - قَالَ: حَدَّثَنِي أَبُو الْيَقْطَانِ عَمَّارٌ الْأَسَدِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم.

لَوْ أَن مُؤْمِناً أَقْسَمَ عَلَى رَبِّهِ أَن لا يُمِيتَهُ مَا أَمَانَهُ أَبَداً، وَلَكِنْ إِذَا كَانَ ذَلِكَ، أَوْ إِذَا حَضَرَ أَجَلُهُ بَعَثَ اللَّهُ إِلَيْهِ رِيحَيْنِ رِيحاً يُقَالُ لَهَا الْمُنْسِيَةٌ، وَرِيحاً يُقَالُ لَهَا: الْمُسَخَّيَةُ.

3- سلیمان بن خالد گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود:

هرگاه یکی از شما بمیرد او را رو به قبله نمایید جامه ای بر رویش بکشید و به هنگام غسل، جایگاه غسلش رو به قبله باشد، کف پاها و صورتش نیز رو به قبله قرار گیرد.

مؤمن در مرگش، اجبار نمی شود

1- عمّار اسدی گوید امام صادق علیه السلام فرمود: رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم فرمود:

اگر مؤمنی پروردگارش را سوگند دهد که او را نمیراند، هیچ گاه او را نخواهد میراند ولی هنگامی که چنان شود یا عجل او فرا برسد خداوند متعال دو نسیم به سوی او می فرستد که نام یکی از آن ها منسیه (از یاد برنده) و دیگری مسخیّه (سخاوت بخش) است.

فَأَمَّا الْمُنْسِيَةُ فَإِنَّهَا تَنْسِيهِ أَهْلَهُ وَ مَالَهُ، وَأَمَّا الْمُسَخَّيَةُ، فَإِنَّهَا تُسَخَّى نَفْسَهُ عَنِ الدُّنْيَا حَتَّى يَخْتَارَ مَا عِنْدَاللَّهِ.

2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سُلَيْمَانَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ سَدِيرٍ الصَّيْرَفِيَّ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام: جُعِلْتُ فِدَاكَ يَا ابْنَ رَسُولِ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم! هَلْ يَكْرَهُ الْمُؤْمِنُ عَلَى قَبْضِ رُوحِهِ؟

قَالَ: لا، وَاللَّهِ! إِنَّهُ إِذَا أَتَاهُ مَلَكُ الْمَوْتِ لِقَبْضِ رُوحِهِ جَزِعَ عِنْدَ ذَلِكَ، فَيَقُولُ لَهُ مَلَكَ الْمَوْتِ: يَا وَلِيَّ اللَّهِ لا تَجْزَعْ، فَوَ الَّذِي بَعَثَ مُحَمَّداً صلى الله عليه واله وسلم! لَأَنَا أَبَرُّ بِكَ وَ أَشْفَقُ عَلَيْكَ مِنْ وَالِدٍ رَحِيمٍ لَوْ حَضَرَكَ افْتَحْ عَيْنَكَ فَانْظُرْ.

قَالَ: وَ يُمَثَّلُ لَهُ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم وَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ وَ فَاطِمَةُ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ وَالْأَئِمَّةُ مِنْ ذُرِّيَّتِهِمْ علیهم السلام، فَيُقَالُ لَهُ: هَذَا رَسُولُ اللَّهِ وَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ وَ فَاطِمَةُ وَالْحَسَنُ وَالْحُسَيْنُ وَالْأَئِمَّةُ علیهم السلام رُفَقَاؤُكَ.

منسيه اهل و مال را از یاد او می برد و مسخيّه نفس او را نسبت به دنیا سخاوتمند می کند (یعنی مرگ را بر او آسان می نماید) تا آن چه را که در پیشگاه خداوند است، برگزیند. 2- سدير صیرفی گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کرده ام: قربانت گردم! ای پسر رسول خدا! آیا مؤمن بر قبض روحش مجبور می گردد؟

فرمود: نه به خدا سوگند! هرگاه ملک الموت برای قبض روح به سراغش آید، او بی تابی می کند.

ملک الموت به او می گوید: ای ولی خدا! بی تابی مکن! به آن که محمد صلى الله عليه واله وسلم را معبوث فرمود! من از پدر مهربانی که بر بالین تو حاضر باشد بر تو مهربان تر هستم چشم خود را باز کن و نگاه کن!

در این هنگام تمثال و چهره رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم، امیرمؤمنان، فاطمه حسن، حسین و امامان از فرزندان ایشان علیهم السلام را برای او نمایان می کند و به وی می گوید: این رسول خدا،امیر مؤمنان علی، فاطمه، حسن، حیسن و امامان علیهم السلام هستند که رفقای تو هستند.

قَالَ: فَيَفْتَحُ عَيْنَهُ، فَيَنْظُرُ فَيُنَادِي رُوحَهُ مُنَادٍ مِنْ قِبَلِ رَبِّ الْعِزَّةِ فَيَقُولُ: (يَا أَيُّهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ) إِلَى مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَيْتِهِ (ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةٌ) بِالْوَلَايَةِ (مَرْضِيَّةٌ) بِالثَّوَابِ (فَادْخُلِي فِي عِبَادِي) يَعْنِي مُحَمَّداً وَ أَهْلَ بَيْتِهِ (وَ ادْخُلِي جَنَّتِي).

فَمَا شَيْءٌ أَحَبَّ إِلَيْهِ مِنِ اسْتِلَالِ رُوحِهِ وَ اللُّحُوقِ بِالْمُنَادِي.

بخش سیزدهم

اشاره

(13)

بَابُ مَا يُعَايِنُ الْمُؤْمِنُ وَ الْكَافِرُ.

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ عُقْبَةَ عَنْ أَبِيهِ قَالَ: قَالَ لِي أَبُو عَبْدِاللهِ علیه السلام:

يَا عُقْبَةُ! لا يَقْبَلُ اللهُ مِنَ الْعِبَادِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِلَّا هَذَا الْأَمْرَ الَّذِي أَنْتُمْ عَلَيْهِ وَ مَا بَيْنَ أَحَدِكُمْ وَ بَيْنَ أَنْ يَرَى مَا تَقَرُّ بِهِ عَيْنُهُ إِلَّا أَنْ تَبْلُغَ نَفْسُهُ إِلَى هَذِهِ.

فرمود: میت چشم خود را می گشاید و نگاه می کند و منادی پروردگار، روح او را مورد خطاب قرار می دهد و به او می گوید: «ای روحی که (به واسطهٔ محمد صلى الله عليه واله وسلم و اهل بیت او علیهم السلام) آرام یافته ای! باز گرد به سوی پروردگار خود درحالی که (به واسطه قبول ولایت) رضایت یافته ای (زیرا به ثواب و اجر آن خواهی رسید)؛ پس داخل شو در زمره بندگان من (یعنی محمد و اهل بیتش) و به بهشت من در آی».

در این حال هیچ چیزی برای او محبوب تر از جدا شدن به آرامی روحش و پیوستن به منادی حق نیست.

آن چه مؤمن و کافر به هنگام مرگ می بینند

1- عقبه گوید: امام صادق علیه السلام به من فرمود:

ای عقبه! خداوند در روز قیامت هیچ چیز را از بندگانش نمی پذیرد، مگر این امر (ولایت) را که شما (شیعیان) بر آن هستید و هیچ یک از شما نخواهد دید آن چه را که چشم او را روشن نماید مگر زمانی که جان او به این جا برسد.

ثُمَّ أَهْوَى بِيَدِهِ إِلَى الْوَريدِ ثُمَّ انْكَأَ وَكَانَ مَعِيَ الْمُعَلَّى، فَغَمَزَنِي أَنْ أَسْأَلَهُ، فَقُلْتُ: يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ! فَإِذَا بَلَغَتْ نَفْسُهُ هَذِهِ أَيَّ شَيْءٍ يَرَى؟

فَقُلْتُ لَهُ: بِضْعَ عَشْرَةَ مَرَّةً أَيَّ شَيْءٍ فَقالَ فِي كُلِّهَا: يَرَى، وَ لا يَزِيدُ عَلَيْهَا.

ثُمَّ جَلَسَ فِي آخِرِهَا ، فَقَالَ: يَا عُقْبَةُ!

فَقُلْتُ: لَبَّيْكَ وَ سَعْدَيْكَ.

فَقَالَ: أَبَيْتَ إِلَّا أَن تَعْلَمَ؟

فَقُلْتُ: نَعَمْ يَا ابْنَ رَسُولِ اللهِ! إِنَّمَا دِينِي مَعَ دِينِكَ، فَإِذَا ذَهَبَ دِينِي كَانَ ذَلِكَ كَيْفَ لِي بِكَ يَا ابْنَ رَسُولِ اللهِ كُلَّ سَاعَةٍ؟

وَ بَكَيْتُ، فَرَقُ لِي فَقَالَ: يَرَاهُمَا وَ اللَّهِ ! فَقُلْتُ: بِأَبِي وَأُمِّي! مَنْ هُمَا؟

سیس با دست مبارک خود به شاهرگ خویش اشاره فرمود: آن گاه تکیه داده و نشست.

معلی که همراه من بود با چشم اشاره کرد که در این مورد از حضرتش بیش تر بپرسم.

گفتم: ای پسر رسول خدا! هرگاه جان محتضر به این جا برسد، چه چیزی را می بیند؟ بیش از ده بار پرسیدم چه چیزی را می بیند؟

ولی امام در همۀ آن ها فرمود: می بیند و چیزی بر آن نیافزود.

سپس در آخرین پرسش نشست و فرمود: ای عقبه!

گفتم: آری، بفرمایید!

فرمود: گویی دست نخواهی کشید مگر پاسخ سؤال را بدانی؟

گفتم: آری، ای پسر رسول خدا! دین من فقط دین شماست. هرگاه دین من برود، میان من و شما جدایی خواهد افتاد چگونه می توانم در حضور شما باشم و پاسخ خویش نگیرم؟!

سپس گریان شدم حضرت چون چنین دید، دلش به حالم سوخت و فرمود: به خدا سوگند! آن دو را می بیند.

گفتم: پدر و مادرم فدای شما باد! آن دو کیستند؟

قَالَ: ذَلِكَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم وَ عَلِيٌّ لا يَا عُقْبَةُ لَنْ تَمُوتَ نَفْسٌ مُؤْمِنَةٌ أَبَداً حَتَّى تَرَاهُمَا.

قُلْتُ: فَإِذَا نَظَرَ إِلَيْهِمَا الْمُؤْمِنُ أَيَرْجِعُ إِلَى الدُّنْيَا؟

فَقالَ: لا، يَمْضِي أَمَامَهُ إِذَا نَظَرَ إِلَيْهِمَا مَضَى أَمَامَهُ.

فَقُلْتُ لَهُ: يَقُولَانِ شَيْئاً؟

قالَ: نَعَمْ، يَدْخُلَانِ جَمِيعاً عَلَى الْمُؤْمِنِ، فَيَجْلِسُ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم عِنْدَ رَأْسِهِ وَ عَلِيٌّ علیه السلام عِنْدَ رِجْلَيْهِ، فَيُحِبُّ عَلَيْهِ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم فَيَقُولُ: يَا وَلِيَّ اللَّهِ! أَبْشِرْ أَنَا رَسُولُ اللهِ، إِنِّي خَيْرٌ لَكَ مِمَّا تَرَكْتَ مِنَ الدُّنْيَا.

ثُمَّ يَنْهَضُ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم فَيَقُومُ عَلِيٌّ علیه السلام حَتَّى يُكِبَّ عَلَيْهِ فَيَقُولُ: يَا وَلِيَّ اللَّهِ! أَبْشِرْ أَنَا عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبِ الَّذِي كُنْتَ تُحِبُّهُ أَمَا لَأَنْفَعَنَّكَ.

ثُمَّ قَالَ: إِنَّ هَذَا فِي كِتَابِ اللهِ.

قُلْتُ: أَيْنَ - جَعَلَنِيَ اللَّهُ فِدَاكَ! - هَذَا مِنْ كِتَابِ اللَّهِ؟

فرمود: آن ها رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم و علی علیه السلام هستند. ای عقبه! هیچ مؤمنی نمی میرد مگر این که آن ها را می بیند.

گفتم: هرگاه مؤمن ایشان را چنین ببیند، آیا دوباره به دنیا باز می گردد؟

فرمود: نه، به جلو پیش خواهد رفت، هرگاه ایشان را ببیند.

گفتم: آیا چیزی به او می گویند؟

فرمود: آری، هردو با هم نزد مؤمن آیند. رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم در کنار سر و علی علیه السلام در کنار پای او خواهند نشست، رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم رو به او می کند و می فرماید: ای دوست خدا! بشارت باد بر تو! من رسول خدایم من از آن چه که از دنیا ترک کرده ای برای تو بهترم.

سپس رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم بر می خیزد و علی علیه السلام به پا خاسته و رو به او می کند و می فرماید: ای دوست خدا! بشارت باد بر تو! من على بن أبى طالبم، آن کسی که او را دوست می داشتی آگاه باش که به تو سود خواهم رساند.

سپس امام صادق علیه السلام فرمود: این حقیقت در کتاب خدای متعال مذکور است.

گفتم: خداوند مرا فدای تو گرداند در کجای کتاب خداست؟

قَالَ: فِي يُونُسَ قَوْلُ اللَّهِ هَاهُنَا (الَّذِينَ آمَنُوا وَكَانُوا يَتَّقُونَ * هُمُ الْبُشْرَى فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَ فِي الْآخِرَةِ لَا تَبْدِيلَ لِكَلِمَاتِ اللَّهِ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ).

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ خَالِدِ بْن عُمَارَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام:

إِذَا حِيلَ بَيْنَهُ وَبَيْنَ الْكَلَامِ أَتَاهُ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم وَ مَنْ شَاءَ اللَّهُ، فَجَلَسَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم عَنْ يَمِينِهِ وَالآخَرُ عَنْ يَسَارِهِ فَيَقُولُ لَهُ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم: أَمَّا مَا كُنْتَ تَرْجُو فَهُوَ ذَا أَمَامَكَ، وَ أَمَّا مَا كُنْتَ تَخَافُ مِنْهُ فَقَدْ أَمِنْتَ مِنْهُ.

ثُمَّ يُفْتَحُ لَهُ بَابٌ إِلَى الْجَنَّةِ فَيَقُولُ: هَذَا مَنْزِلُكَ مِنَ الْجَنَّةِ، فَإِنْ شِئْتَ رَدَدْنَاكَ إِلَى الدُّنْيَا وَ لَكَ فِيهَا ذَهَبٌ وَ فِضَّةٌ.

فَيَقُولُ: لَا حَاجَةَ لِي فِي الدُّنْيَا.

فرمود: در سوره یونس، آن جا که خدای متعال می فرماید: «آن کسانی که ایمان آورده و پرهیزگار شدند برای آن ها بشارت باد در زندگی دنیا و جهان آخرت و کلمات خداوند را تغییری نیست و این همان رستگاری بزرگ است».

2- ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هرگاه زبان شخص در حال مرگ بسته شود و از سخن گفتن بازماند، رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم و آن کس را که خدا خواهد (امیر مؤمنان علی علیه السلام) (1)نزد او آیند. رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم در طرف راست او می نشیند و دیگری در طرف چپش. آن گاه رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم می فرماید: آن چه را که امید داشتی در پیش روی توست و از آن چه که می ترسیدی ایمن گشته ای.

سپس دری از درهای بهشت برای او گشوده می شود و می فرماید: این منزل تو در بهشت است. اگر بخواهی تو را به دنیا باز گردانیم و برای تو در آن، طلا و نقره خواهد بود.

میت می گوید مرا حاجتی در دنیا نیست.


1) نام امیر مؤمنان علی علیه السلام به جهت تقیّه از مخالفان و منکران به صراحت بیان نشده است.

فَعِنْدَ ذَلِكَ يَبْيَضُ لَوْنُهُ وَ يَرْشَحُ جَبِينُهُ وَ تَقَلَّصُ شَفَتَاهُ وَ تَنْتَشِرُ مَنْخِرَاهُ وَ تَدْمَعُ عَيْنُهُ الْيُسْرَى.

فَأَيَّ هَذِهِ الْعَلَامَاتِ رَأَيْتَ فَاكْتَفِ بِهَا، فَإِذَا خَرَجَتِ النَّفْسُ مِنَ الْجَسَدِ فَيُعْرَضُ عَلَيْهَا كَمَا عُرِضَ عَلَيْهِ وَ هِي فِي الْجَسَدِ، فَتَخْتَارُ الآخِرَةَ، فَتُغَسْلُهُ فِيمَنْ يُغَسْلُهُ وَ تُقَلِّبُهُ فِيمَنْ يُقَلِّبُهُ.

فَإِذَا أُدْرِجَ فِي أَكْفَانِهِ وَ وُضِعَ عَلَى سَرِيرِهِ خَرَجَتْ رُوحُهُ تَمْشِي بَيْنَ أَيْدِي الْقَوْمِ قُدُماً وَ تَلْقَاهُ أَرْوَاحُ الْمُؤْمِنِينَ يُسَلِّمُونَ عَلَيْهِ وَ يُبَشِّرُونَهُ بِمَا أَعَدَّ اللهُ لَهُ جَلَّ ثَنَاؤُهُ مِنَ النَّعِيمِ، فَإِذَا وُضِعَ فِي قَبْرِهِ رُدَّ إِلَيْهِ الرُّوحُ إِلَى وَرِكَيْهِ، ثُمَّ يُسْأَلُ عَمَّا يَعْلَمُ، فَإِذَا جَاءَ بِمَا يَعْلَمُ فُتِحَ لَهُ ذَلِكَ الْبَابُ الَّذِي أَرَاهُ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم فَيَدْخُلُ عَلَيْهِ مِنْ نُورِهَا وَ ضَوْئِهَا وَ بَرْدِهَا وَ طِيبِ رِيحِهَا.

قَالَ: قُلْتُ : جُعِلْتُ فِدَاكَ! فَأَيْنَ ضَغْطَةُ الْقَبْر؟

در این هنگام رنگش سفید شده، عرق مرگ بر پیشانی اش می نشیند و لب هایش جمع و بینی اش کشیده می شود و از چشم چپش اشک می ریزد.

پس هرکدام از این نشانه ها را که دیدی بر تو کافی است که به این ماجرا پی ببری و آن گاه که جان از بدن بیرون می رود همان دو پیشنهاد دوباره بر او عرضه می شود و باز هم او جهان آخرت را بر می گزیند پس او را غسل می دهند در جمع کسانی که او را غسل می دهند و او را (از پهلویی به پهلویی) می گردانند در جمع کسانی که او را می گردانند. پس هرگاه در کفن های خود قرار می گیرد و بر تابوتش می گذارند، روح او خارج شده، در پیش روی مردمی که او را تشییع می کنند راه می رود و ارواح مؤمنان وی را ملاقات می کنند به او سلام می دهند و او را به نعمت هایی که خداوند متعال برایش مهیا کرده است، بشارت می دهند و چون در قبرش نهاده می شود روح وی تا بالای رانش بازگردانده می شود سپس از آن چه می داند از او سؤال می شود.

پس چون پاسخ می دهد آن دری که رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم به او نشان داده بود، برایش بازگردد و نور، روشنایی، خنکی و بوی خوش بهشت او را فرا گیرد.

ابو بصیر گوید گفتم: قربانت گردم! پس فشار قبر در کجاست؟

فَقالَ: هَيْهَاتَ مَا عَلَى الْمُؤْمِنِينَ مِنْهَا شَيْءٌ وَاللهِ! إِنَّ هَذِهِ الْأَرْضَ لَتَفْتَخِرُ عَلَى هَذِهِ فَيَقُولُ: وَطى عَلَى ظهري مُؤْمِنٌ، وَ لَمْ يَطَأُ عَلَى ظَهْرِكِ مُؤْمِنٌ.

وَتَقُولُ لَهُ الْأَرْضُ: وَ اللَّهِ! لَقَدْ كُنْتُ أُحِبُّكَ وَ أَنْتَ تَمْشِي عَلَى ظَهْرِي، فَأَمَّا إِذَا وليتك فَسَتَعْلَمُ مَا ذَا أَصْنَعُ بِكَ فَتَفْسَحُ لَهُ مَدْ بَصَرِهِ.

3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ يُونُسَ بْنِ يَعْقُوبَ عَنْ سَعِيدِ بْنِ يَسَارٍ أَنَّهُ حَضَرَ أَحَدَ ابْنَيْ سَابُورَ، وَ كَانَ لَهُمَا فَضْلٌ وَ وَرَعٌ وَ إِخْبَاتٌ، فَمَرِضَ أَحَدُهُمَا وَ مَا أَحْسَبُهُ إِلَّا زَكَرِيَّا بْنَ سَابُورَ.

قَالَ: فَحَضَرْتُهُ عِنْدَ مَوْتِهِ، فَبَسَطَ يَدَهُ، ثُمَّ قَالَ: ابْيَضَّتْ يَدِي يَا عَلِيُّ!

فرمود: هيهات! هرگز برای مؤمنان چیزی از آن فشار نیست به خدا سوگند! این زمین به زمین دیگر افتخار می کند و می گوید بر روی من مؤمنی قدم گذارده است، ولی بر روی تو

مؤمنی گام ننهاده است و زمین به او می گوید: به خدا سوگند! در حالی که بر روی من راه می رفتی تو را دوست می داشتم و هنگامی که تو در را در برگیرم خواهی دید که با تو به نیکی رفتار خواهم کرد.

پس به اندازه دید چشم، زمین (قبر) برایش وسعت می یابد.

3- یونس بن یعقوب گوید: سعید بن یسار بر بالین یکی از دو پسر سابور (که در حال احتضار بود) حاضر شد. دو پسر دارای فضل، تقوا و خشوع زیادی بودند. یکی از آن ها بیمار شد که گمانم زکریابن سابور بود.

سعید گوید: به هنگام مرگش بر بالین وی حاضر شدم دست خود را گشود و گفت: ای علی! دستم سخت سفید شده است!

قَالَ: فَدَخَلْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام وَ عِنْدَهُ مُحَمَّدُ بْنُ مُسْلِمٍ، قَالَ: فَلَمَّا قُمْتُ مِنْ عِنْدِهِ ظَنَنْتُ أَنَّ مُحَمَّداً يُخْبِرُهُ بِخَبَرِ الرَّجُلِ، فَأَتْبَعَنِي بِرَسُولٍ، فَرَجَعْتُ إِلَيْهِ.

فَقَالَ: أَخْبِرْنِي عَنْ هَذَا الرَّجُلِ الَّذِي حَضَرْتَهُ عِنْدَ الْمَوْتِ أَيَّ شَيْءٍ سَمِعْتَهُ يَقُولُ؟

قَالَ: قُلْتُ: بَسَطَ يَدَهُ، ثُمَّ قَالَ: ابْيَضَّتْ يَدِي يَا عَلِيُّ!

فَقالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السلام: وَاللهِ! رَآهُ وَاللَّهِ! رَآهُ وَاللهِ! رَآهُ.

4- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ عَمَّارِ بْنِ مَرْوَانَ قَالَ: حَدَّثَنِي مَنْ سَمِعَ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام يَقُولُ:

مِنْكُمْ وَ اللها يُقْبَلُ، وَ لَكُمْ وَاللهِا يُغْفَرُ، إِنَّهُ لَيْسَ بَيْنَ أَحَدِكُمْ وَ بَيْنَ أَن يَعْتَبطَ وَيَرَى السُّرُورَ وَ قُرَّةَ الْعَيْنِ إِلَّا أَنْ تَبْلُغَ نَفْسُهُ هَاهُنَا، وَ أَوْ مَأَ بِيَدِهِ إِلَى حَلْقِهِ.

گوید: چون خدمت امام صادق علیه السلام شرف یاب شدم محمّدبن مسلم نزد آن حضرت بود، وقتی از نزد آن حضرت بر خاستم گمان کردم که محمد خبر آن مرد را به آن حضرت گزارش کرده است.

حضرتش کسی را در پی من فرستاد بنابراین به سوی او باز گشتم. امام به من فرمود:خبر این مرد را به من گزارش کن که هنگام مرگ که کنار او بودی، از او چه شنیدی؟

گفتم: دست خود را باز کرد، سپس گفت: ای علی! دستم سخت سفید شده است.

امام صادق علیه السلام فرمود: به خدا سوگند! او ( یعنی علی علیه السلام) را دیده است. به خدا سوگند! او را دیده است، به خدا سوگند او را دیده است.

4- عمار بن مروان گوید: یکی از افرادی که خدمت امام صادق علیه السلام رسیده بود، گفت: حضرتش فرمود:

به خدا سوگند! فقط از شما (شیعیان) عملی پذیرفته می شود و به خدا سوگند! برای شما (گناه) بخشیده می شود و به خدا سوگن! فاصله ای میان هریک از شما و میان آن که به آرزویش برسد و خوشحال شود و چشمش روشن گردد، نیست مگر آن که جان او به این جا برسد (و با دست مبارکش به گلویش اشاره فرمود).

ثُمَّ قَالَ: إِنَّهُ إِذَا كَانَ ذَلِكَ وَ احْتُضِرَ حَضَرَهُ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم وَ عَلِيٌّ علیه السلام وَ جَبْرَئِيلُ وَمَلَكَ الْمَوْتِ علیه السلام، فَيَدْنُو مِنْهُ عَلِيٌّ علیه السلام فَيَقُولُ: يَا رَسُولَ اللَّهِ! إِنَّ هَذَا كَانَ يُحِبُّنَا أَهْلَ البيت، فأحبهُ.

وَ يَقُولُ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم: يَا جَبْرَئِيلُ! إِنَّ هَذَا كَانَ يُحِبُّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ أَهْلَ بَيْتِ رَسُولِهِ فَأَحِبَّهُ.

وَ يَقُولُ جَبْرَئِيلُ لِمَلَكِ الْمَوْتِ إِنَّ هَذَا كَانَ يُحِبُّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ أَهْلَ بَيْتِ رَسُولِهِ فَأَحِبَّهُ وَ ارْفُقُ بِهِ.

فَيَدْنُو مِنْهُ مَلَكَ الْمَوْتِ، فَيَقُولُ: يَا عَبْدَ اللهِ! أَخَذْتَ فَكَاكَ رَقَبَتِكَ، أَخَذْتَ أَمَانَ بَرَاءَتِكَ، تَمَسَّكْتَ بِالْعِصْمَةِ الْكُبْرَى فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا؟

قَالَ: فَيُوَفِّقُهُ اللهُ فَيَقُولُ: نَعَمْ.

سپس فرمود: چون چنین شود و شخص در حال احتضار باشد رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم، على علیه السلام، جبرئیل و ملک الموت علیهم السلام نزد او حاضر شوند.

علی علیه السلام به او نزدیک شده و فرماید: ای رسول خدا! این شخص، ما اهل بیت را دوست می داشت او را دوست بدار.

رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم می فرماید: ای جبرئیل! این شخص، خدا، رسول خدا و اهل بیت رسول خدا را دوست می داشت او را دوست بدار.

جبرئیل به ملک الموت گوید: این شخص، خدا، رسول خدا و اهل بیت رسول خدا را دوست می داشت او را دوست بدار و با وی مدارا کن.

ملک الموت به او نزدیک شده می گوید: ای بنده خدا! آیا برات آزادی خود را گرفتی؟ آیا امان نامه برائت خود را از آتش گرفتی؟ که در زندگی دنیا به عصمت کبری چنگ زدی؟

سپس امام فرمود: خداوند به او توفیق داده و بر سخن گفتن توانایش می کند و شخص در این حال می گوید: آری!.

فَيَقُولُ: وَ مَا ذَلِكَ؟

فَيَقُولُ: وَلَايَةُ على بن أبي طالب علیه السلام.

فَيَقُولُ: صَدَقْتَ، أَمَّا الَّذِي كُنْتَ تَحْذَرُهُ فَقَدْ آمَنَكَ اللهُ مِنْهُ، وَأَمَّا الَّذِي كُنْتَ تَرْجُوهُ، فَقَدْ أَدْرَكْتَهُ أَبْشِرْ بِالسَّلَفِ الصَّالِحِ مُرَافَقَةِ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم وَ عَلَى وَ فَاطِمَةَ علیهما السلام.

ثُمَّ يَسُلُّ نَفْسَهُ سَلاً رَفِيقاً، ثُمَّ يَنْزِلُ بِكَفَنِهِ مِنَ الْجَنَّةِ وَ حَنُوطِهِ مِنَ الْجَنَّةِ بِمِسْكِ أَذْفَرَ فَيُكَفِّنُ بِذَلِكَ الْكَفَنِ، وَ يُحَنَّطُ بِذَلِكَ الْحَنُوطِ، ثُمَّ يُكْسَى حُلَّةٌ صَفْرَاءَ مِنْ حُلَلٍ الْجَنَّةِ، فَإِذَا وُضِعَ فِي قَبْرِهِ فُتِحَ لَهُ بَابٌ مِنْ أَبْوَابِ الْجَنَّةِ يَدْخُلُ عَلَيْهِ مِنْ رَوْحِهَا وَ رَيْحَائِهَا، ثُمَّ يُفْسَحُ لَهُ عَنْ أَمَامِهِ مَسِيرَةَ شَهْرٍ وَ عَنْ يَمِينِهِ وَ عَنْ يَسَارِهِ.

ملک الموت می گوید: آن وسیله چیست؟

شخص می گوید: ولایت علی بن ابى طالب علیه السلام.

ملک الموت می گوید: راست گفتی، آن چه را که از آن می ترسیدی، خداوند تو را از آن ایمن ساخت و آن چه را که به آن امید داشتی دریافتی، بشارت باد تو را به همراهی با گذشتگان نیکو و همراهی رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم، علی و فاطمه علیهما السلام.

سپس با مهربانی و نرمی جان او را می گیرد.

آن گاه کفن و حنوطش - که از مشک خوش بوست - از بهشت فرود می آید و با آن کفن شده و حنوط می گردد پس از آن لباس نفیس زرد رنگی از لباس های نفیس بهشتی بر تنش می کنند چون او را در قبرش می نهند دری از درهای بهشت برایش گشوده شود که از آن بوی خوش روح بخش بهشتی او را فرا می گیرد.

سپس از پیش رو و از جانب راست و چپش هرکدام به اندازه پیمودن یک ماه راه برایش وسعت دهند.

ثمَّ يُقَالُ لَهُ: نَمْ نَوْمَةَ الْعَرُوسِ عَلَى فِرَاشِهَا، أَبْشِرْ بِرَوْحِ وَ رَيْحَانٍ وَجَنَّةِ نَعِيمٍ وَ رَبِّ غَيْرِ غَضْبَانَ.

ثُمَّ يَزُورُ آلَ مُحَمَّدٍ علیهم السلام فِي جِنَانِ رَضْوَى، فَيَأْكُلُ مَعَهُمْ مِنْ طَعَامِهِمْ وَ يَشْرَبُ مِنْ شَرَابِهِمْ، وَ يَتَحَدَّثُ مَعَهُمْ فِي مَجَالِسِهِمْ حَتَّى يَقُومَ قَائِمُنَا أَهْلَ الْبَيْتِ، فَإِذَا قَامَ قَائِمُنَا بَعَثَهُمُ اللهُ فَأَقْبَلُوا مَعَهُ يُلَبُونَ زُمَراً زُمَراً.

فَعِنْدَ ذَلِكَ يَرْتَابُ الْمُبْطِلُونَ وَيَضْمَحِلُّ الْمُحِلُّونَ، وَ قَلِيلٌ مَا يَكُونُونَ، هَلَكَتِ الْمَحَاضِيرُ وَ نَجَا الْمُقَرَّبُونَ.

مِنْ أَجْلِ ذَلِكَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم لَعَلِي علیه السلام، أَنْتَ أَخِي وَ مِيعَادُ مَا بَيْنِي وَ بَيْنَكَ وَادِي السَّلام.

قَالَ: وَإِذَا احْتُضِرَ الْكَافِرُ حَضَرَهُ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم وَ عَلِيٌّ علیه السلام وَ جَبْرَئِيلُ علیه السلام وَ مَلَكَ الْمَوْتِ.

آن گاه به او می گویند: بخواب هم چون خواب عروس در بستر خود، مژده باد تو را به نسیم و بوی خوش و نعمت های بهشتی و پروردگاری که از تو خشمگین نیست.

پس از آن آل محمد علیهم السلام را در باغ های رضوان زیارت می کند و به همراه آنان از طعامشان می خورد، از آشامیدنی آن ها می نوشد و در محافل آنان با حضرتشان گفت و گو می نماید تا قائم ما اهل بیت قیام کند و چون قائم ما قیام کند، خداوند آن ها را بر می انگیزد و گروه گروه به او لبیک می گویند. در این هنگام است که باطل گرایان شک می کنند و هتک کنندگان حریم نابود می شوند و کم هستند آنان که می مانند، عجله کنندگان فرج هلاک شوند و آنان که فرج را نزدیک می دانند نجات می یابند.

به همین سبب رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم به علی علیه السلام فرمود: تو برادر منی، و وعده من و تو، وادی السلام است.

حضرتش فرمود: هرگاه کافر در حال مرگ می افتد، رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم، علی علیه السلام، جبرئیل و ملک الموت علیهما السلام بر بالینش حاضر شوند.

فَيَدْنُو مِنْهُ عَلِيٌّ علیه السلام فَيَقُولُ: يَا رَسُولَ اللهِ! إِنَّ هَذَا كَانَ يُبْغِضُنَا أَهْلَ الْبَيْتِ فَأَبْغِضُهُ.

وَ يَقُولُ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم: يَا جَبْرَئِيلُ إِنَّ هَذَا كَانَ يُبْغِضُ اللهَ وَرَسُولَهُ وَ أَهْلَ بَيْتِ رَسُولِهِ فَأَبْغِضُهُ.

فَيَقُولُ جَبْرَئِيلُ: يَا مَلَكَ الْمَوْتِ إِنَّ هَذَا كَانَ يُبْغِضُ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَ أَهْلَ بَيْتِ رَسُولِهِ فَأَبْغِضْهُ وَ اعْتُفْ عَلَيْهِ.

فَيَدْنُو مِنْهُ مَلَكَ الْمَوْتِ فَيَقُولُ: يَا عَبْدَ اللهِ! أَخَذْتَ فَكَاكَ رِهَانِكَ، أَخَذْتَ أَمَانَ بَرَاءَتِكَ، تَمَسَّكْتَ بِالْعِصْمَةِ الْكُبْرَى فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا؟

فيقول: لا.

فَيَقُولُ: أَبْشِرْ يَا عَدُوَّ اللَّهِ بِسَخَطِ اللَّهِ وَعَذَابِهِ وَ النَّارِ، أَمَّا الَّذِي كُنْتَ تَحْذَرُهُ فَقَدْ نَزَلَ بِكَ.

علی علیه السلام به او نزدیک شده به رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم می فرماید: ای رسول خدا! این شخص ما اهل بیت را دشمن می داشت، او را دشمن بدار.

رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم می فرماید: ای جبرئیل! این ،شخص خدا، رسول او و اهل بیت رسول خدا را دشمن می داشت، او را دشمن بدار.

سپس جبرئیل می گوید: ای ملک الموت! این شخص خدا، رسول خدا و اهل بیت رسول خدا را دشمن می داشت، او را دشمن بدار و بر او سخت گیری کن.

ملک الموت به او نزدیک شده می گوید: ای بنده خدا! آیا برات آزادی خود را گرفتی؟ آیا امان خود را از آتش گرفتی؟ و آیا در زندگی دنیا به عصمت کبری چنگ زدی؟

می گوید: نه!

ملک الموت می گوید: بشارت باد تو را - ای دشمن خدا! - به غضب خدای متعال عذاب و آتش دوزخ، هان که از آن چه که می ترسیدی، بر تو نازل خواهد شد.

ثُمَّ يَسُلُّ نَفْسَهُ سَلاً عَنِيفاً، ثُمَّ يُوَكَّلُ بِرُوحِهِ ثَلَاثَمِائَةِ شَيْطَانٍ كُلُّهُمْ يَبْزُقُ فِي وَجْهِهِ وَ يَتَأَذًى بِرُوحِهِ، فَإِذَا وُضِعَ بِرُوحِهِ، فَإِذَا وُضِعَ فِي قَبْرِهِ فُتِحَ لَهُ بَابٌ مِنْ أَبْوَابِ النَّارِ فَيَدْخُلُ عَلَيْهِ مِنْ قَيْحِهَا وَ لَهَبِهَا.

5- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ يَحْيَى الْحَلَبِيُّ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحِيمِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام: حَدَّثَنِي صَالِحُ بْنُ مِيثَم عَنْ عَبَايَةَ الْأَسَدِيِّ أَنَّهُ سَمِعَ عَلِي علیه السلام يَقُولُ:

وَ اللَّهِ! لا يُبْغِضُنِي عَبْدٌ أَبَداً يَمُوتُ عَلَى بُغْضِي إِلَّا رَآنِي عِنْدَ مَوْتِهِ حَيْثُ يَكْرَهُ وَلا يُحِبُّنِي عَبْدٌ أَبَداً فَيَمُوتُ عَلَى حُبِّي إِلا رَآنِي عِنْدَ مَوْتِهِ حَيْثُ يُحِبُّ.

فَقالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام، نَعَمْ، وَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم بِالْيَمِينِ.

سپس با سختی جان او را می گیرد آن گاه سیصد شیطان بر روح او گماشته می شوند که همۀ آن ها آب دهان بر صورتش می افکنند و روحش را می آزارند و آن گاه که در قبر گذاشته می شود، دری از درهای دوزخ به رویش باز گردد، بوی آتش و زبانه آن، او را فرامی گیرد.

5- عبد الرحیم گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: صالح بن میثم از عبایه اسدی نقل می کند که او از علی علیه السلام شنیده که آن حضرت فرمود:

به خدا سوگند! هرگز بنده ای مرا دشمن نمی دارد که بر دشمنی من بمیرد مگر آن که هنگام مرگش مرا ببیند و بر او ناخوش آید و هرگز بنده ای مرا دوست نمی دارد که بر دوستی من بمیرد مگر آن که هنگام مرگش آن گونه مرا ببیند که دوست می دارد.

امام باقر علیه السلام فرمود: آری، چنین است و رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم در جانب راست او حاضر خواهد شد.

6- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ وَهْبٍ عَنْ يَحْيَى بْنِ سَابُورٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِاللهِ علیه السلام يَقُولُ فِي الْمَيِّتِ: تَدْمَعُ عَيْتُهُ عِنْدَ الْمَوْتِ.

فَقالَ: ذَلِكَ عِنْدَ مُعَايَنَةِ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم، فَيَرَى مَا يَسُرُّهُ.

ثُمَّ قَالَ: أَمَا تَرَى الرَّجُلَ يَرَى مَا يَسُرُّهُ وَ مَا يُحِبُّ فَتَدْمَعُ عَيْنُهُ لِذَلِكَ وَيَضْحَكُ؟

7- حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْكِنْدِيِّ عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عَامِرِ بْنِ عَبْدِاللَّهِ بْنِ جُذَاعَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ:

إِنَّ النَّفْسَ إِذَا وَقَعَتْ فِي الْحَلْقِ أَتَاهُ مَلَكَ، فَقَالَ لَهُ: يَا هَذَا، أَوْ يَا فُلَانُ! أَمَّا مَا كُنْتَ تَرْجُو فَأَيَسْ مِنْهُ وَ هُوَ الرَّجُوعُ إِلَى الدُّنْيَا؟ وَأَمَّا مَا كُنتَ تَخَافُ فَقَدْ أمِنتَ مِنْهُ.

6- يحيى بن سابور گوید: از امام صادق لیه السلام شنیدم که دربارۀ میت می فرمود: به هنگام مرگ، اشک بر چشمانش جاری می شود.

و فرمود: این در هنگام دیدن رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم است در این حال او آن چه را که خوشحالش می کند می بیند.

سپس فرمود: مگر ندیده ای وقتی شخصی چیزی می بیند که او را خوشحال می کند و آن را دوست می دارد اشک او جاری می شود و می خندد.

7- عامر بن عبدالله بن جذعه گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود:

چون جان به گلو می رسد فرشته ای نزد او آید و به او گوید: ای فلانی به آن چه امید داشتی - که بازگشت به دنیا است - باید از آن ناامید شوی، و از آن چه که می ترسیدی بدان که از آن ایمن شده ای.

8- أَبَانُ بْنُ عُثْمَانَ عَنْ عُقْبَةَ أَنَّهُ سَمِعَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام يَقُولُ: إِنَّ الرَّجُلَ إِذَا وَقَعَتْ نَفْسُهُ فِي صَدْرِهِ يَرَى.

قلتُ : جُعِلْتُ فِدَاكَ! وَ مَا يَرَى؟

قَالَ: يَرَى رَسُولَ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم، فَيَقُولُ لَهُ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم: أَنَا رَسُولُ اللهِ أَبْشِرْ!

ثُمَّ يَرَى عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ علیه السلام فَيَقُولُ: أَنَا عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبِ الَّذِي كُنْتَ تُحِبُّهُ، تُحِبُّ أَنْ أَنْفَعَكَ الْيَوْمَ؟

قَالَ: قُلْتُ لَهُ: أَ يَكُونُ أَحَدٌ مِنَ النَّاسِ يَرَى هَذَا ثُمَّ يَرْجِعُ إِلَى الدُّنْيَا؟

قَالَ: قَالَ: لا، إذا رأى هَذَا أَبَداً مات وأعظم ذلك.

قَالَ: وَ ذَلِكَ فِي الْقُرْآنِ قَوْلُ اللهِ: (الَّذِينَ آمَنُوا وَكَانُوا يَتَّقُونَ * لَهُمُ الْبُشْرَىٰ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَ فِي الآخِرَةِ لا تَبْدِيلَ لِكَلِمَاتِ اللهِ).

8- عقبه گوید: از امام صادق علیه السلام شنیده است که حضرتش فرمود: هنگامی که جان انسان به سینه اش می رسد می بیند.

گفتم: قربانت گردم چه می بیند؟

فرمود: رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم را می بیند که به او می فرماید: من رسول خدا هستم مژده باد!

سپس علی بن ابی طالب علیه السلام را می بیند که به او می فرماید: من علی بن ابی طالبم که او را دوست می داشتی دوست داری امروز به تو سود بخشم؟

راوی گوید: به امام صادق علیه السلام گفتم: آیا از مردم کسی هست که او را ببیند، سپس به دنیا باز گردد؟

فرمود: نه، هرگاه آن ها را ببیند برای همیشه می میرد و مژده باشکوهی به او دهند.

و فرمود: این در قرآن است آن جا که خدا می فرماید: «آنان که ایمان آوردند و پرهیزگار بودند بر آنان بشارت در زندگی دنیا و بشارت در جهان آخرت باد و کلمات خداوند را دگرگونی و تبدیلی نیست».

9- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَبْدِ الْعَزِيزِ الْعَبْدِيِّ عَنِ ابْنِ أَبِي يَعْفُورٍ قَالَ: كَانَ خَطَّابٌ الْجُهَنِيُّ خَلِيطا لَنَا، وَ كَانَ شَدِيدَ النَّصْبِ لَآلِ مُحَمَّدٍ علیهم السلام، وَكَانَ يَصْحَبُ نَجْدَةَ الْحَرُورِيَّةَ.

قَالَ: فَدَخَلْتُ عَلَيْهِ أَعُودُهُ لِلْخُلْطَةِ وَ التَّقِيَّةِ، فَإِذَا هُوَ مُغْمِّى عَلَيْهِ فِي حَدِّ الْمَوْتِ، فَسَمِعْتُهُ يَقُولُ: مَا لِي وَ لَكَ يَا عَلِيُّ؟!

فَأَخْبَرْتُ بِذَلِكَ أَبَا عَبْدِاللهِ علیه السلام.

فَقَالَ أَبُو عَبْدِاللهِ علیه السلام: رَآهُ وَ رَبِّ الْكَعْبَةِ رَآهُ وَ رَبِّ الْكَعْبَةِ!

10- سَهْلُ بْنُ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عَبْدِ الْحَمِيدِ بْن عَوَّاضٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام يَقُولُ:

إِذَا بَلَغَتْ نَفْسُ أَحَدِكُمْ هَذِهِ، قِيلَ لَهُ: أَمَّا مَا كُنْتَ تَحْذَرُ مِنْ هَ-مَّ الدُّنْيَا وَ حُزْنِهَا فَقَدْ أَمِنْتَ مِنْهُ، وَ يُقَالُ لَهُ: رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم وَ عَلِيٌّ علیه السلام وَ فَاطِمَةً علیها السلام أَمَامَكَ.

9- ابن ابی یعفور گوید: خطاب جهنی رفیق ما بود و معاشرتی با ما داشت، ولی ناصبی و دشمن سرسخت آل محمد علیهم السلام بود، او بانجده حروریه (رئیس یکی از طائفه های خوارج) نیز هم سخن بود، روزی نزد او رفتم که به خاطر معاشرت و تقیه از وی عیادت نمایم، او در حال بیهوشی و در حال مرگ بود، شنیدم که می گفت: ای علی! مرا با تو چه کار است؟

این ماجرا را به امام صادق علیه السلام خبر دادم.

فرمود: به پروردگار کعبه سوگند! او (علی علیه السلام) را دیده است. به پروردگار کعبه سوگند! او را دیده است.

10- عبد الحميد بن عواض گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود:

چون جان یکی از شما (شیعیان) به این جا (یعنی گلو) برسد به او می گویند: اما از اندوه و غم دنیا که می ترسیدی ایمن شدی و به او می گویند رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم، على علیه السلام و فاطمه علیها السلام پیش روی تو هستند.

11- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِي عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السلام يَقُولُ:

إِنَّ آيَةَ الْمُؤْمِنِ إِذَا حَضَرَهُ الْمَوْتُ يَبْيَاضُ وَجْهُهُ أَشَدَّ مِنْ بَيَاضِ لَوْنِهِ وَ يَرْشَحُ جَبِينُهُ، وَ يَسِيلُ مِنْ عَيْنَيْهِ كَهَيْئَةِ الدُّمُوعِ، فَيَكُونُ ذَلِكَ خُرُوجَ نَفْسِهِ، وَ إِنَّ الْكَافِرَ تَخْرُجُ نَفْسُهُ سَلَّا مِنْ شِدْقِهِ كَزَبَدِ الْبَعِيرِ، أَوْ كَمَا تَخْرُجُ نَفْسُ الْبَعِيرِ.

12- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ وَ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ جَمِيعاً عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ الصَّمَدِ بْنِ بَشِيرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قُلْتُ: أَصْلَحَكَ اللهُ مَنْ أَحَبَّ لِقَاءَ اللَّهِ أَحَبَّ اللَّهُ لِقَاءَهُ، وَ مَنْ أَبْغَضَ لِقَاءَ اللَّهِ أَبْغَضَ اللَّهُ لِقَاءَهُ؟

قالَ: نَعَمْ.

قُلْتُ: فَوَ اللَّهِ! إِنَّا لَنَكْرَهُ الْمَوْتَ.

11- ابو حمزه گوید: از امام باقر علیه السلام شنیدم که می فرمود:

نشانه مؤمن هنگام فرا رسیدن مرگ این است که صورتش از سفیدی رنگ خود سفیدتر می شود، عرق بر پیشانی او می نشیند و اشک از چشمانش بر صورتش می غلتد و جاری می گردد، که این حالت همان حال بیرون رفتن روح از بدن است. و روح کافر از کنار دهانش مانند کف کردن دهان شتر - یا خارج شدن جان شتر - بیرون می رود.

12- راوی گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: خداوند کار شما را اصلاح نماید! آیا کسی که لقای خدای را دوست بدارد خداوند نیز دیدار او را دوست می دارد؟ و کسی که

لقای خدای را دوست نمی دارد آیا خداوند نیز دیدار او را دوست نمی دارد؟

فرمود: آری، چنین است.

گفتم: به خدا سوگند! ما مرگ را مکروه می داریم و آن را دوست نمی داریم.

فَقالَ: لَيْسَ ذَلِكَ حَيْثُ تَذْهَبُ، إِنَّمَا ذَلِكَ عِنْدَ الْمُعَايَنَةِ إِذَا رَأَى مَا يُحِبُّ فَلَيْسَ شَيْءٌ أَحَبَّ إِلَيْهِ مِنْ أَنْ يَتَقَدَّمَ، وَ اللهُ تَعَالَى يُحِبُّ لِقَاءَهُ، وَ هُوَ يُحِبُّ لِقَاءَ اللَّهِ حِينَئِذٍ، وَإِذَا رَأَى مَا يَكْرَهُ فَلَيْسَ شَيْءٌ أَبْغَضَ إِلَيْهِ مِنْ لِقَاءِ اللَّهِ وَ اللَّهُ يُبْغِضُ لِقَاءَهُ.

13- أبو عَلِيّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارٍ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ أَبِي الْمُسْتَهِلْ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حَنْظَلَةَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام: جُعِلْتُ فِدَاكَ! حَدِيثٌ سَمِعْتُهُ مِنْ بَعْضِ شِيعَتِكَ وَ مَوَالِيكَ يَرْوِيهِ عَنْ أَبِيكَ.

قَالَ: وَ مَا هُوَ؟

قُلْتُ: زَعَمُوا أَنَّهُ كَانَ يَقُولُ: أَغْبَطُ مَا يَكُونُ امْرُؤٌ بِمَا نَحْنُ عَلَيْهِ إِذَا كَانَتِ النَّفْسُ فِي هَذِهِ.

فَقالَ: نَعَمْ، إِذَا كَانَ ذَلِكَ أَتَاهُ نَبِيُّ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم وَ أَتَاهُ عَلِيٌّ علیه السلام وَ أَتَاهُ جَبْرَئِيلُ وَ أَتَاهُ مَلَكَ الْمَوْتِ علیهما السلام فَيَقُولُ ذَلِكَ الْمَلَكُ لِعَلِي علیه السلام: يَا عَلِيَّ إِنَّ فَلَانَا كَانَ مُوَالِياً لَكَ وَلِأَهْلِ بَیتك؟

فرمود: این طور نیست که گمان می کنی دوست داشتن فقط به وقت احتضار است. هرگاه شخص آن چه را دوست دارد ببیند، چیزی نزد او محبوب تر از این نیست که به پیش او رود، و خدای تعالی ملاقات او را دوست می دارد و او نیز دیدار خدا را دوست می دارد و هرگاه ببیند آن چه را که خوش ندارد چیزی برای او بدتر از لقای خدا نیست و خداوند نیز دیدار او را دوست نمی دارد.

13- محمدبن حنظله گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: قربانت گردم حدیثی از بعضی از شیعیان و دوستان شما شنیده ام که از پدر شما روایت می نماید.

فرمود: آن چیست؟

گفتم: گمان می کنند که آن حضرت فرموده است: چون جانِ انسانی به گلویش برسد چیزی که بیش تر از هر چیز بر آن غبطه می خورد عقیدهٔ ما شیعیان است.

فرمود: آری، چنین است. هرگاه چنین شود، پیامبر خدا صلى الله عليه واله وسلم، علی علیه السلام، جبرئیل و ملک الموت علیهما السلام به نزد او می آیند.

آن فرشته به علی علیه السلام می گوید: ای علی! فلانی از دوستان شما و اهل بیت شما بوده است؟

فَيَقُولُ: نَعَمْ، كَانَ يَتَوَلَّانَا وَ يَتَبَرأُ مِنْ عَدُونَا.

فَيَقُولُ ذَلِكَ نَبِيُّ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم لِجَبْرَئِيلَ، فَيَرْفَعُ ذَلِكَ جَبْرَئِيلُ إِلَى اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ.

14- وَ عَنْهُ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ جَارُودِ بْنِ الْمُنْذِرِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام يَقُولُ: إِذَا بَلَغَتْ نَفْسُ أَحَدِكُمْ هَذِهِ - وَ أَوْمَا بِيَدِهِ إِلَى حَلْقِهِ - قَرَّتْ عَيْنُهُ.

15- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ يَحْيَى الْحَلَبِيُّ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ دَاوُدَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: قُلْتُ لأَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام: قَوْلُهُ: (فَلَوْ لَا إِذَا بَلَغَتِ الْحُلْقُومَ ... إِلَى قَوْلِهِ: إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ).

فَقَالَ: إِنَّهَا إِذَا بَلَغَتِ الْحُلْقُومَ، ثُمَّ أُرِيَ مَنْزَلَهُ مِنَ الْجَنَّةِ فَيَقُولُ: رُدُّونِي إِلَى الدُّنْيَا حَتَّى أُخْبِرَ أَهْلِي بِمَا أَرَى.

فَيُقَالُ لَهُ: لَيْسَ إِلَى ذَلِكَ سَبِيلٌ.

آن حضرت می فرماید: آری، ما را دوست می داشت و از دشمنان ما بیزاری می جست.

پیامبر صلى الله عليه واله وسلم نیز به جبرئیل چنین می فرماید و جبرئیل نیز این سخن را به سوی خداوند متعال بالا می برد.

14- جارود بن منذر گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود:

هرگاه جان یکی از شما (شیعیان) به این جا برسد (و با دست مبارک به گلویش اشاره فرمود) چشم او روشن می گردد.

15- ابو بصیر گوید: از امام صادق علیه السلام دربارۀ گفتار خدای تعالی که می فرماید: «آن گاه که جانش به حلقوم برسد. اگر راستگو هستید» پرسیدم؟

فرمود: چون جان به گلو رسید، منزلش در بهشت به وی نشان داده می شود و شخص می گوید: مرا به دنیا باز گردانید تا خانواده خود را از آن چه می بینم آگاه سازم.

به او گفته می شود: راهی به این خواسته نیست.

16- سَهْلُ بْنُ زِيَادٍ عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ مِنْ أَصْحَابِنَا قَالَ: قَالَ:

إِذَا رَأَيْتَ الْمَيِّتَ قَدْ شَخَصَ بِبَصَرِهِ وَ سَالَتْ عَيْنُهُ الْيُسْرَى، وَ رَشَحَ جَبِينُهُ وَ تَقَلَّصَتْ شَفَتَاهُ وَ انْتَشَرَتْ مَنْخِرَاهُ، فَأَيَّ شَيْءٍ رَأَيْتَ مِنْ ذَلِكَ فَحَسْبُكَ بِهَا.

وَ فِي رِوَايَةٍ أُخْرَى: وَإِذَا ضَحِكَ أَيْضاً فَهُوَ مِنَ الدَّلَالَةِ.

قَالَ: وَإِذَا رَأَيْتَهُ قَدْ خَمَصَ وَجْهُهُ، وَ سَالَتْ عَيْنُهُ الْيُمْنَى فَاعْلَمْ أَنَّهُ. (1)

بخش چهاردهم

اشاره

(14)

بَابُ إِخْرَاجِ رُوحِ الْمُؤْمِنِ وَ الْكَافِرِ.

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ إِدْرِيسَ الْقُمَّيِّ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السلام يَقُولُ:

16- سهل بن زیاد از اصحاب بسیاری روایت کرده است که امام علیه السلام فرمود:

هرگاه دیدی که میت چشم خود را باز کرد از چشم چپش اشک جاری شد، پیشانی او عرق کرد لب هایش جمع و بینی اش پهن شد هرکدام از این نشانه ها را دیدی برای تو کافی است که دریابی او عاقبتی نیک دارد.

و در روایت دیگری آمده: هم چنین هرگاه مرده خندید دلالت بر خوبی حال او دارد.

و فرمود: هرگاه دیدی که روی او ترش شده از چشم راستش اشک جاری است بدان که اهل دوزخ است.

بیرون آوردن روح مؤمن و کافر

1- ادريس قمی گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود: -


1) أي: ليس من الأول وهو من أهل النار.

إِنَّ اللهَ يَأْمُرُ مَلَكَ الْمَوْتِ، فَيَرُدُّ نَفْسَ الْمُؤْمِنِ لِيُهَوْنَ عَلَيْهِ وَ يُخْرِجَهَا مِنْ أَحْسَنِ وَجْهِهَا، فَيَقُولُ النَّاسُ : لَقَدْ شَدَّدَ عَلَى فُلَانٍ الْمَوْتُ، وَذَلِكَ تَهْوِينٌ مِنَ الله عَلَيْهِ.

وَ قَالَ: يُصْرَفُ عَنْهُ إِذَا كَانَ مِمَّنْ سَخِطَ اللهُ عَلَيْهِ، أَوْ مِمَّنْ أَبْغَضَ اللَّهُ أَمْرَهُ أَنْ يَجْذِبَ الْجَذْبَةَ الَّتِي بَلَغَتْكُمْ بِمِثْلِ السَّفُودِ مِنَ الصُّوفِ الْمَبْلُولِ.

فَيَقُولُ النَّاسُ: لَقَدْ هَوَّنَ اللهُ عَلَى فُلَانِ الْمَوْتَ.

2- عَنْهُ عَنْ يُونُسَ عَنِ الْهَيْثَمِ بْنِ وَاقِدٍ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

دَخَلَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم عَلَى رَجُلٍ مِنْ أَصْحَابِهِ وَ هُوَ يَجُودُ بِنَفْسِهِ. فَقَالَ: يَا مَلَكَ الْمَوْتِ! ارْفُقُ بِصَاحِبِي، فَإِنَّهُ مُؤْمِنٌ.

خدای متعال به ملک الموت امر می کند که جان مؤمن را باز گرداند تا بر او آسان گیرد، و به بهترین وجه بیرون آورد.

پس مردم می گویند مرگ بر فلانی سخت شد در حالی که این حالت همان آسان گرفتن خدای متعال بر اوست.

حضرتش فرمود: اگر آن فرد از کسانی باشد که خداوند بر او غضب نموده یا خدا او را دشمن می دارد فرمان می دهد که یک باره جان او را بگیرد، همانند کشیدن سیخ آهنین و

داغ از پشم مرطوب ولی مردم در این حالت می گویند خداوند مرگ را بر فلانی آسان کرد.

2- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم بر مردی از یارانش وارد شد و او را در حال جان دادن یافت، فرمود: ای ملک الموت با یار من مدارا کن! زیرا او مؤمن است.

فَقالَ: أَبْشِرْ يَا مُحَمَّدًا فَإِنِّي بِكُلِّ مُؤْمِنٍ رَفِيقٌ. وَ اعْلَمْ يَا مُحَمَّدًا أَنِّي أَقْبِضُ رُوحَ ابْنِ آدَمَ فَيَجْزَعُ أَهْلُهُ فَأَقُومُ فِي نَاحِيَةٍ مِنْ دَارِهِمْ فَأَقُولُ: مَا هَذَا الْجَزَعُ؟ فَوَاللَّهِ! مَا تَعَجَّلْنَاهُ قَبْلَ أَجَلِهِ وَ مَا كَانَ لَنَا فِي قَبْضِهِ مِنْ ذَنْبٍ، فَإِنْ تَحْتَسِبُوا وَ تَصْبِرُوا تُؤْجَرُوا وإِن تَجْزَعُوا تَأْثَمُوا وَتُوزَرُوا.

وَاعْلَمُوا أَنَّ لَنَا فِيكُمْ عَوْدَةً ثُمَّ عَوْدَةً فَالْحَذَرَ الْحَذَرَ ، إِنَّهُ لَيْسَ فِي شَرْقِهَا وَ لَا فِي غَرْبِهَا أَهْلُ بَيْتِ مَدَرٍ وَ لا وَبَرِ إِلَّا وَأَنَا أَتَصَفَّحُهُمْ فِي كُلِّ يَوْمٍ خَمْسَ مَرَّاتٍ، وَ لأنا أَعْلَمُ بِصَغِيرِهِمْ وَ كَبِيرِهِمْ مِنْهُمْ بِأَنْفُسِهِمْ، وَ لَوْ أَرَدْتُ قَبْضَ رُوحِ بَعُوضَةٍ مَا قَدَرْتُ عَلَيْهَا حَتَّى يَأْمُرَنِي رَبِّي بِهَا.

فَقالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم: إِنَّمَا يَتَصَفَّحُهُمْ فِي مَوَاقِيتِ الصَّلَاةِ، فَإِنْ كَانَ مِمَّنْ يُوَاظِبُ عَلَيْهَا عِنْدَ مَوَاقِيتِهَا لَقَّنَهُ شَهَادَةَ أَنْ «لا إِلَهَ إِلَّا اللهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ» وَ نَحْى عَنْهُ مَلَكَ الْمَوْتِ إِبْلِيسَ.

ملک الموت گفت: ای محمد! بشارت باد تو را که من بر مؤمنان نرم رفتارم، و ای محمد! بدان که من روح آدمی را می ستانم ولی خانواده او بی تابی می کنند. من در گوشه ای از خانه آن ها می ایستم و می گویم: این بیتابی برای چیست؟ به خدا سوگند! پیش از رسیدن عجلش شتاب نکردیم و ما را در گرفتن روح او هیچ گناهی نیست، اگر پاداش می خواهید، صبر نمایید که پاداش خواهید گرفت و اگر بیتابی کنید، گناهکار شده، زیان خواهید کرد، و بدانید که به راستی برای ما در شما بازگشتی پس از بازگشتی خواهد بود. پس بترسید و هوشیار باشید که نه در شرق زمین و نه در غرب آن، هیچ اهل خانه شهری یا روستایی نیست مگر این که هر روز پنج مرتبه به ایشان نظر می کنم و من به کوچک و بزرگ آن ها از خودشان داناترم و اگر بخواهم پشه ای را قبض روح کنم توانایی بر آن را ندارم مگر پروردگارم مرا به آن امر فرماید.

رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم فرمود: ملک الموت به مردم در اوقات نمازشان نظر می کند، اگر آن فرد از کسانی بود که بر اوقات نماز محافظت می کند در هنگام مرگ شهادت به «لا اله الا الله محمد رسول الله» را به او تلقین می کند و ملک الموت ابلیس را از او باز می دارد.

3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:

الا حَضَرَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم رَجُلاً مِنَ الْأَنْصَارِ وَ كَانَتْ لَهُ حَالَةٌ حَسَنَةٌ عِنْدَ رَسُولِ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم فَحَضَرَهُ عِنْدَ مَوْتِهِ فَنَظَرَ إِلَى مَلَكِ الْمَوْتِ عِنْدَ رَأْسِهِ. فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم: أَرْفُقْ بِصَاحِبِي، فَإِنَّهُ مُؤْمِنٌ.

فَقَالَ لَهُ مَلَكَ الْمَوْتِ: يَا مُحَمَّدًا طِبْ نَفْساً وَ قَرَّعَيْنَا، فَإِنِّي بِكُلِّ مُؤْمِنٍ رَفِيقٌ شَفِيقٌ، وَ اعْلَمْ يَا مُحَمَّدُ! إِنِّي لَأَحْضُرُ ابْنَ آدَمَ عِنْدَ قَبْضِ رُوحِهِ، فَإِذَا قَبَضْتُهُ صَرَخَ صَارِخٌ مِنْ أَهْلِهِ عِنْدَ ذَلِكَ، فَأَتَنَحَّى فِي جَانِبِ الدَّارِ وَ مَعِي رُوحُهُ فَأَقُولُ لَهُمْ: وَاللَّهِ! مَا ظَلَمْنَاهُ وَلا سَبَقْنَا بِهِ أَجَلَهُ وَلا اسْتَعْجَلْنَا بِهِ قَدَرَهُ وَ مَا كَانَ لَنَا فِي قَبْضِ رُوحِهِ مِنْ ذَنْبٍ، فَإِنْ تَرْضَوْا بِمَا صَنَعَ اللهُ بِهِ وَ تَصْبِرُوا تُوجَرُوا وَ تُحْمَدُوا، وَإِنْ تَجْزَعُوا وَ تَسْخَطُوا تَأْثَمُوا وَ تُوزَرُوا وَ مَا لَكُمْ عِنْدَنَا مِنْ عُتَبَى، -

3- جابر گوید: امام باقر علیه السلام فرمود: پیامبر خدا صلى الله عليه واله وسلم نزد یکی از انصار - که در پیشگاه حضرتش حال نیکویی داشت - رفت او در حال احتضار بود، پیامبر خدا صلى الله عليه واله وسلم به بالای سرش نگریست که ملک الموت بود و فرمود:

با دوست ما مدارا کن! چرا که او مؤمن است... (ادامه این روایت نظیر روایت پیشین با اندکی تفاوت است).

وَ إِنَّ لَنَا عِنْدَكُمْ أَيْضاً لَبَقِيَّةٌ وَعَوْدَةً فَالْحَذَرَ الْحَذَرَ فَمَا مِنْ أَهْلِ بَيْتِ مَدَرٍ وَ لا شَعْرِ بَرٌ وَلَا بَحْرٍ إِلَّا وَأَنَا أَتَصَفَحُهُمْ فِي كُلُّ يَوْمٍ خَمْسَ مَرَّاتٍ عِنْدَ مَوَاقِيتِ الصَّلَاةِ حَتَّى لأَنَا أَعْلَمُ مِنْهُمْ بِأَنْفُسِهِمْ، وَ لَوْ أَنِّي يَا مُحَمَّدًا أَرَدْتُ قَبْضَ نَفْسِ بَعُوضَةٍ مَا وَلَوْ قَدَرْتُ عَلَى قَبْضِهَا حَتَّى يَكُونَ اللهُ هُوَ الْأَمِرَ بِقَبْضِهَا، وَإِنِّي لَمُلَقِّنُ الْمُؤْمِنِ عِنْدَ مَوْتِهِ شَهَادَةَ أَنْ لا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم.

بخش پانزدهم

اشاره

(15)

بَابُ تَعْجِيلِ الدَّفْنِ.

1- أَبُو عَلِيَّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ النَّضْرِ عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:

قَالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم: يَا مَعْشَرَ النَّاسِ ! لا أُلْفِيَنَّ رَجُلاً مَاتَ لَهُ مَيِّتُ، فَانْتَظَرَ بِهِ الصُّبْحَ وَلا رَجُلاً مَاتَ لَهُ مَيَّتْ نَهَاراً فَانْتَظَرَ بِهِ اللَّيْلَ لا تَنْتَظِرُوا بِمَوْتَاكُمْ طُلُوعَ الشَّمْسِ وَ لا غُرُوبَهَا، عَجِّلُوا بِهِمْ إِلَى مَضَاجِعِهِمْ يَرْحَمُكُمُ اللهُ.

فَقالَ النَّاسُ: وَ أنْتَ يَا رَسُولَ اللَّهِ! يَرْحَمُكَ اللهُ.

تعجیل در دفن میت

1- جابر گوید: امام باقر علیه السلام فرمود: رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم فرمود:

ای گروه مردم! مبادا ببینم کسی در شب مرده و مردم منتظر مانده اند تا صبح شود یا کسی در روز مرده و منتظر مانده اند تا شب شود، سپس او را دفن کنند. در دفن مردگان

خود منتظر طلوع و غروب خورشید نباشید و در دفن آن ها شتاب کنید، خداوند شما را رحمت کند.

مردم گفتند: ای رسول خدا! خداوند تو را نیز رحمت فرماید.

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ مَعْرُوفٍ عَنِ الْيَعْقُوبِي عَنْ مُوسَى بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُيَسِّرٍ عَنْ هَارُونَ بْنِ الْجَهْمِ عَنِ السَّكُونِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

قالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم: إِذَا مَاتَ الْمَيْتُ أَوَّلَ النَّهَارِ فَلَا يَقيلُ إِلَّا فِي قَبْرِهِ.

بخش شانزدهم

اشاره

(16)

بَابٌ نَادِرٌ.

1 - عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ صَالِحٍ بْنِ أَبِي حَمَّادٍ وَ الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ جَمِيعاً عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عَائِذٍ عَنْ أَبِي خَدِيجَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قال:

لَيْسَ مِنْ مَيِّتٍ يَمُوتُ وَ يُتْرَكُ وَحْدَهُ إِلَّا لَعِبَ بِهِ الشَّيْطَانُ فِي جَوْفِهِ.

2 - سکونی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم فرمود:

وقتی کسی اوّل روز می میرد باید به وقت خواب قیلوله اش در قبر باشد (کنایه از آن که باید در تدفین میت شتاب کرد).

حدیث نکته دار

1- ابو خدیجه گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هر فردی که بمیرد و تنها رها شود، شیطان در درونش با او بازی کند.

بخش هفدهم

اشاره

(17)

بَابُ الْحَائِضِ تُمَرِّضُ الْمَرِيضَ.

1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَلِيٍّ بن أبي حَمْزَةَ قَالَ: قُلْتُ لأبي الْحَسَن علیه السلام: الْمَرْأَةُ تَقْعُدُ عِنْدَ رَأْسِ الْمَرِيضِ - وَ هِيَ حَائِضٌ - فِي حَدٌ الْمَوْتِ.

فَقالَ: لا بَأْسَ أَن تُمَرْضَهُ، فَإِذَا خَافُوا عَلَيْهِ وَقَرْب ذَلِكَ فَلْتَتَنَحْ عَنْهُ وَ عَنْ قُرْبِهِ، فَإِنَّ الْمَلَائِكَةَ تَتَأَذًى بِذَلِكَ.

پرستاری حائض از بیماری که در حال مرگ است

1- علی بن ابی حمزه گوید: از امام کاظم علیه السلام پرسیدم: زن حائض می تواند بر بالین بیماری که نزدیک به مرگ است حاضر شود؟

فرمود: ایرادی ندارد که از او پرستاری کند، ولی هرگاه می ترسید که مرگش نزدیک شده است باید چنین زنی از او دور شود و کنارش نباشد، زیرا فرشتگان از حضورش آزرده می شوند.

بخش هجدهم

اشاره

(18)

بَابُ غُسْل مَيِّتِ.

1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيَّ عَنْ أَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام قَالَ:

إِذَا أَرَدْتَ غُسْلَ الْمَيِّتِ فَاجْعَلْ بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُ ثَوْباً يَسْتُرُ عَنْكَ عَوْرَتَهُ، إِمَّا قَمِيصُ وَ إِمَّا غَيْرُهُ، ثُمَّ تَبْدَأُ بِكَفَّيْهِ وَ رَأْسِهِ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ بِالسِّدْرِ ثُمَّ سَائِرِ جَسَدِهِ وَ ابْدَأُ بِشِقِّهِ الْأَيْمَنِ، فَإِذَا أَرَدْتَ أَنْ تَغْسِلَ فَرْجَهُ فَخُذْ خِرْقَةٌ نَظِيفَةً فَلْفَّهَا عَلَى يَدِكَ الْيُسْرَى، ثُمَّ أَدْخِلْ يَدَكَ مِنْ تَحْتِ التَّوْبِ الَّذِي عَلَى فَرْجِ الْمَيِّتِ فَاغْسِلُهُ مِنْ غَيْرِ أَنْ تَرَى عَوْرَتَهُ فَإِذَا فَرَغْتَ مِنْ غُسْلِهِ بِالسِّدْرِ فَاغْسِلُهُ مَرَّةً أُخْرَى بِمَاءٍ وَ كَافُورٍ وَ شَيْءٍ مِنْ حَنُوطِهِ ثُمَّ اغْسِلْهُ بِمَاءٍ بَحْتٍ غَسْلَةٌ أُخْرَى حَتَّى إِذَا فَرَغْتَ مِنْ ثَلَاثٍ جَعَلْتَهُ فِي ثَوْبِ ثُمَّ جَفَّفْتَهُ.

غسل میت

1- حلبی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

چون خواستی میت را غسل دهی، میان خود و او لباسی از پیراهن یا غیر آن قرار ده که عورت او را بپوشاند سپس از دو کف دست و سر او شروع کن و سه مرتبه او را با سدر بشوی، پس از آن، بقیه بدنش را بشوی و از طرف راست او شروع کن، و هرگاه خواستی عورت او را بشویی پارچه ای پاک بر دست چپ خود بپیچان و آن گاه دست خود را از زیر

لباسی که بر عورت میّت است داخل کن و بدون آن که عورتش را ببینی، آن را بشوی.

چون از غسل باسدر فارغ شدی، یک مرتبۀ دیگر با آب و کافور و اندکی حنوط او را بشوی، سپس او را با آب خالص غسل دیگری بده و چون از سه غسل فارغ شدی وی را در جامه ای قرار ده و او را خشک کن.

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ وَ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ غُسْلِ الْمَيِّتِ.

فَقالَ: اغْسِلْهُ بِمَاءٍ وَسِدْرٍ، ثُمَّ اغْسِلْهُ عَلَى أَثَرِ ذَلِكَ غَسْلَةٌ أُخْرَى بِمَاءٍ وَكَافُورٍ وَ ذَرِيرَةٍ إِنْ كَانَتْ وَ اغْسِلْهُ الثَّالِثَةَ بِمَاءٍ قَرَاحٍ.

قُلْتُ: ثَلَاثَ غَسَلَاتٍ لِجَسَدِهِ كُلِّهِ؟

قالَ: نَعَمْ.

قُلْتُ: يَكُونُ عَلَيْهِ ثَوْبٌ إِذَا غُسَّلَ؟

قَالَ: إِنِ اسْتَطَعْتَ أَنْ يَكُونَ عَلَيْهِ قَمِيصُ فَغَسَلْهُ مِنْ تَحْتِهِ.

وَ قَالَ: أُحِبُّ لِمَنْ غَسَّلَ الْمَيِّتَ أَنْ يَلُفّ عَلَى يَدِهِ الْخِرْقَةَ حِينَ يُغَسِّلُهُ.

2- ابن مسکان گوید: از امام صادق علیه السلام درباره چگونگی غسل میت پرسیدم.

فرمود: او را با آب و سدر بشوی و در پی آن با آب کافور و ذریره (1)- اگر موجود بود - غسل ده و غسل سوم باید با آب خالص باشد.

گفتم: سه غسل برای تمام بدن او باشد؟

فرمود: آری.

گفتم: آیا در هنگام غسل باید جامه ای بر روی میت باشد؟

فرمود: اگر توانستی چنین کن که از زیر پیراهن او را غسل بده.

حضرتش فرمود: بهتر می دانم کسی که میت را غسل می دهد در هنگام غسل بر دست خود پارچه ای بپیچد.


1) گیاهی است خوشبو.

3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ رِئَابٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِاللَّهِ علیه السلام:

يُغَسَّلُ الْمَيِّتُ ثَلَاثَ غَسَلَاتٍ مَرَّةٌ بِالسِّدْرِ وَ مَرَّةً بِالْمَاءِ يُطْرَحُ فِيهِ الْكَافُورُ، وَ مَرَّةً أُخْرَى بِالْمَاءِ الْقَرَاح، ثُمَّ يُكَفَّنُ.

وَ قَالَ: إِنَّ أَبِي كَتَبَ فِي وَصِيَّهِ أَنْ أَكَفْتَهُ فِي ثَلَاثَةِ أَثْوَابِ: أَحَدُهَا رِدَاءً لَهُ حِبَرَةٌ وَثَوْبُ آخَرُ وَ قَمِيصُ.

قُلْتُ: وَ لِمَ كَتَبَ هَذَا؟

قَالَ: مَخَافَةَ قَوْلِ النَّاسِ، وَ عَصَّبْنَاهُ بَعْدَ ذَلِكَ بِعِمَامَةٍ وَ شَقَقْنَا لَهُ الْأَرْضَ مِنْ أجل أَنَّهُ كَانَ بَادِنَا، وَ أَمَرَنِى أَنْ أَرْفَعَ الْقَبْرَ مِنَ الْأَرْضِ أَرْبَعَ أَصَابِعَ مُفَرِّجَاتٍ، وَ ذَكَرَ أَنَّ رَشَّ الْقَبْرِ بِالْمَاءِ حَسَنٌ.

4- عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ الْكَاهِلِيُّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام عَنْ غُسل الْمَيِّتِ.

3- حلبی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

باید میت را سه بار غسل داد: یک بار با سدر، یک بار با آبی که در آن کافور باشد و بار دیگر با آب خالص سپس باید او را کفن کرد.

حضرتش فرمود: پدرم (امام باقر علیه السلام) در وصیت نامۀ خود چنین نوشت که او را با سه جامه کفن نمایم یکی از آن ها برد یمنی و جامه ای دیگر و یک پیراهن.

پرسیدم: برای چه این گونه نوشت؟

فرمود: از ترس حرف مردم.

ما بعد از آن، عمامه بر سر آن حضرت بستیم و به دلیل تنومند بودنش، زمین را با وسعت کندیم و به من امر فرمود که روی قبر را چهار انگشت از سطح زمین بالاتر قرار دهم و فرمود که پاشیدن آب بر روی قبر، کار نیکویی است.

4- عبد الله کاهلی گوید: از امام صادق علیه السلام درباره غسل میت پرسیدم؟

فَقالَ: اسْتَقْبِلْ بِبَاطِنِ قَدَمَيْهِ الْقِبْلَةَ حَتَّى يَكُونَ وَجْهُهُ مُسْتَقْبِلَ الْقِبْلَةِ، ثُمَّ تُلَيِّنُ مَفَاصِلَهُ فَإِنِ امْتَنَعَتْ عَلَيْكَ فَدَعْهَا، ثُمَّ ابْدَأُ بِفَرْجِهِ بِمَاءِ السِّدْرِ وَ الْحُرْضِ، فَاغْسِلُهُ ثَلَاثَ غَسَلَاتٍ وَأَكْثِرْ مِنَ الْمَاءِ، وَ امْسَحْ بَطْنَهُ مَسْحاً رَفِيقاً، ثُمَّ تَحَوَّلُ إِلَى رَأْسِهِ وَ ابدأ بشِهِ الْأَيْمَن مِنْ لِحْيَتِهِ وَ رَأْسِهِ، ثُمَّ ثَنْ بِشِهِ الأَيْسَرَ مِنْ رَأْسِهِ وَ لِحْيَتِهِ وَ وَجْهِهِ وَاغْسِلْهُ بِرِفْقٍ، وَإِيَّاكَ وَالْعُنْفَ وَاغْسِلْهُ غَسْلاً نَاعِماً.

ثُمَّ أَضْجِعْهُ عَلَى شِقِّهِ الْأَيْسَرِ لِيَبْدُوَ لَكَ الْأَيْمَنُ، ثُمَّ اغْسِلْهُ مِنْ قَرْنِهِ إِلَى قَدَمَيْهِ وَ امْسَحْ يَدَكَ عَلَى ظَهْرِهِ وَ بَطْنِهِ ثَلَاثَ غَسَلَاتِ.

ثُمَّ رُدَّهُ إِلَى جَنْبِهِ الْأَيْمَنِ حَتَّى يَبْدُوَ لَكَ الْأَيْسَرُ، فَاغْسِلْهُ مَا بَيْنَ قَرْنِهِ إِلَى قَدَمَيْهِ وَ امْسَحْ يَدَكَ عَلَى ظَهْرِهِ وَ بَطْنِهِ ثَلَاثَ غَسَلَاتٍ، ثُمَّ رُدَّهُ إِلَى قَفَاهُ فَابْدَأُ بِفَرْجِهِ بِمَاءِ الْكَافُورِ فَاصْنَعْ كَمَا صَنَعْتَ أَوَّلَ مَرَّةٍ، اغْسِلْهُ ثَلَاثَ غَسَلَاتٍ بِمَاءِ الْكَافُورِ وَ الْحُرْضِ وَ امْسَحْ يَدَكَ عَلَى بَطْنِهِ مَسْحاً رَفِيقاً.

فرمود: دو کف پای او را رو به قبله کن تا صورت او به سمت قبله باشد آن گاه مفصل هایش را (مفصل، آرنج و زانو) نرم کن و اگر نشد آن را واگذار، سپس شستن را، از عورت او شروع کن و آن را با آب سدر و اشنان سه بار شست و شو ده و آب زیاد بریز و به آرامی به شکم او دست بکش.

آن گاه به طرف سرش بازگرد و از طرف راست و از محاسن و سر شروع کن و دوباره از طرف چپش سر و محاسن و صورتش را به آرامی شست و شو ده و از فشار دادن بپرهیز، و با نرمی و آرامی او را غسلی ده، پس از آن او را بر پهلوی چپ بخوابان به طوری که سمت راست او بر تو آشکار شود، آن گاه او را از سر تا پا سه بار بشوی و در هر بار بر پشت و شکمش دست بکش.

سپس او را به پهلوی راست برگردان تا جانب چپش بر تو آشکار شود و او را از سر تا پا سه بار بشوی و در هر شستن به پشت و شکمش دست بکش.

پس از آن او را به پشت برگردان و عورت او را با آب و کافور بشوی و همان کن که بار اول انجام دادی آن را سه بار با آب و کافور و اشنان بشوی و با نرمی دست بر شکم او بکش.

ثُمَّ تَحَوَّلْ إِلَى رَأْسِهِ فَاصْنَعْ كَمَا صَنَعْتَ أَوَّلاً بِلِحْيَتِهِ مِنْ جَانِبَيْهِ كِلَيْهِمَا وَ رَأْسِهِ وَ وَجْهِهِ بِمَاءِ الْكَافُورِ ثَلَاثَ غَسَلَاتٍ ثُمَّ رُدَّهُ إِلَى الْجَانِبِ الْأَيْسَرِ حَتَّى يَبْدُوَ لَكَ الْأَيْمَنُ فَاغْسِلُهُ مِنْ قَرْنِهِ إِلَى قَدَمَيْهِ ثَلَاثَ غَسَلَاتٍ، ثُمَّ رُدَّهُ إِلَى الْجَانِبِ الْأَيْمَنِ حَتَّى يَبْدُوَ لَكَ الْأَيْسَرُ فَاغْسِلُهُ مِنْ قَرْنِهِ إِلَى قَدَمَيْهِ ثَلَاثَ غَسَلَاتٍ، وَأَدْخِلْ يَدَكَ تَحْتَ مَنْكِبَيْهِ وَ ذِرَاعَيْهِ وَ يَكُونُ الذُّرَاعُ وَ الْكَفُ مَعَ جَنْبِهِ طَاهِرَةً كُلَّمَا غَسَلْتَ شَيْئاً مِنْهُ أَدْخَلْتَ يَدَكَ تَحْتَ مَنْكِبَيْهِ وَ فِي بَاطِنِ ذِرَاعَيْهِ.

ثُمَّ رُدَّهُ إِلَى ظَهْرِهِ ثُمَّ اغْسِلْهُ بِمَاءٍ قَرَاحٍ كَمَا صَنَعْتَ أَوَّلاً تَبْدَأُ بِالْفَرْجِ، ثُمَّ تَحَوَّلْ إِلَى الرَّأْسِ وَاللَّحْيَةِ وَ الْوَجْهِ حَتَّى تَصْنَعَ كَمَا صَنَعْتَ أولاً بِمَاءٍ فَرَاحٍ، ثُمَّ أُورُهُ بِالْخِرْقَةِ وَ يَكُونُ تَحْتَهَا الْقُطْنُ تُذْفِرُهُ بِهِ إِذْفَاراً قُطَّناً كَثِيرًا، ثُمَّ تَشُدُّ فَخِذَيْهِ عَلَى الْقُطْنِ بِالْخِرْقَةِ شَدّاً شَدِيداً حَتَّى لَا تَخَافَ أَنْ يَظْهَرَ شَيْءٌ.

سپس به جانب سرش بازگرد و آن چه را که پیش تر انجام دادی انجام ده و محاسن او را از دو طرف و سر و صورتش را با آب و کافور، سه بار بشوی.

آن گاه او را بر جانب چپ برگردان تا جانب راستش بر تو آشکار شود، و از سر تا پا او را سه بار بشوی سپس او را به جانب راست برگردان تا جانب چپش بر تو آشکار شود و از سر تا پا او را سه بار بشوی و دست خود را بر زیر شانه و آرنج ها بکش که آرنج، کف و پهلویش پاک شود و هربار که بخشی از بدن او را شستی، دست خود را بر زیر شانه و بر زیر آرنج او بکش پس از آن او را به پشت برگردان و با آب خالص بشوی، هم چنان که اول بار شستی از عورت شروع کن سپس به سر و محاسن و صورت بازگرد، و همان طوری که اول بار آن را شستی با آب خالص نیز همان گونه می شویی.

آن گاه عورتش را با پارچه ای - که زیر آن نسبتاً پنبه زیادی گذاشته ای - می پوشانی، و آن پارچه را به رانش می بندی چنان محکم می بندی که بیم آن نرود که چیزی بیرون آید.

وَإِيَّاكَ أَنْ تُقْعِدَهُ أَوْ تَعْمِرَ بَطْنَهُ وَ إِيَّاكَ أَنْ تَحْشُوَ فِي مَسَامِعِهِ شَيْئًا، فَإِنْ خِفْتَ أَنْ يَظْهَرَ مِنَ الْمَنْخِرَيْنِ شَيْءٌ فَلَا عَلَيْكَ أنْ تُصَيِّرَ ثَمَّ قُطْناً، وَإِنْ لَمْ تَخَفْ فَلَا تَجْعَلْ فِيهِ شَيْئاً وَ لا تُخَلَّلْ أَظَافِيرَهُ، وَكَذَلِكَ غُسْلُ الْمَرْأَةِ.

5- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ رِجَالِهِ عَنْ يُونُسَ عَنْهُمْ علیهم السلام قَالَ:

إِذَا أَرَدْتَ غُسْلَ الْمَيِّتِ فَضَعْهُ عَلَى الْمُغْتَسَلِ مُسْتَقْبِلَ الْقِبْلَةِ، فَإِنْ كَانَ عَلَيْهِ قَمِيصٌ فَأَخْرِجْ يَدَهُ مِنَ الْقَمِيصِ وَ اجْمَعْ قَمِيصَهُ عَلَى عَوْرَتِهِ وَ ارْفَعْهُ مِنْ رِجْلَيْهِ إِلَى فَوْقِ الرُّكْبَةِ، وَ إِنْ لَمْ يَكُنْ عَلَيْهِ قَمِيصٌ فَأَلْقِ عَلَى عَوْرَتِهِ خِرْقَةٌ وَ اعْمِدُ إِلَى السَّدْرِ فَصَيَّرْهُ فِي طَسْتٍ وَ صُبَّ عَلَيْهِ الْمَاءَ وَ اضْرِبْهُ بِيَدِكَ حَتَّى تَرْتَفِعَ رَغْوَتُهُ وَ اعْزِلِ الرَّغْوَةَ فِي شَيْءٍ وَ صُبَّ الْآخَرَ فِي الْإِجَانَةِ الَّتِي فِيهَا الْمَاءُ.

ثُمَّ اغْسِلْ يَدَيْهِ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ كَمَا يَغْتَسِلُ الْإِنْسَانُ مِنَ الْجَنَابَةِ إِلَى نِصْفِ الذَّرَاعِ، ثُمَّ اغْسِلْ فَرْجَهُ وَ نَقهِ ثُمَّ اغْسِلْ رَأْسَهُ بِالرَّغْوَةِ وَ بَالِغُ فِي ذَلِكَ وَ اجْتَهِدْ أَنْ لَا يَدْخُلَ الْمَاءُ مَنْخِرَيْهِ وَمَسَامِعَهُ.

مبادا او را بنشانی یا شکمش را فشار دهی و بپرهیز که در گوش های او چیزی فرو کنی و اگر بیم آن داری که از گوش او چیزی ظاهر شود مانعی ندارد که در آن تکه پنبه ای قرار دهی و اگر بیم نداری چیزی در آن قرار مده و از لای ناخن های او چیزی بیرون نیاور، و غسل دادن زن نیز این گونه است.

5- یونس از امامان معصوم علیهم السلام روایت کرده که حضرتش فرمود:

هرگاه خواستی میت را غسل دهی، او را در جایگاه غسل، مقابل قبله قرار ده و اگر پیراهن بر تن اوست دست او را از پیراهن بیرون کن، پیراهنش را روی عورتش بکش و از طرف پا آن را تا زانو بالا بیاور و اگر پیراهن بر تنش نبود، پارچه ای بر عورتش بینداز، سپس سدر را در تشتی قرار ده و آب روی آن بریز و با دست خود آن را بر هم زن تا کف نماید، کف آن را جدا کن و بقیه را در تغارو آب بریز.

سپس دو دست او را تا نصف بازو، سه بار بشوی همان طوری که انسان از جنابت دست خود را می شوید.

پس از آن عورتش را بشوی و آن را پاکیزه کن، سپس سر او را با آب سدر بشوی و بکوش که آب به بینی و گوش هایش نرود.

ثُمَّ أَضْجِعْهُ عَلَى جَانِبِهِ الْأَيْسَرِ وَ صُبَّ الْمَاءَ مِنْ نِصْفِ رَأْسِهِ إِلَى قَدَمَيْهِ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ، وَ اذْلُكْ بَدَنَهُ دَلْكاً رَفِيقاً، وَكَذَلِكَ ظَهْرَهُ وَ بَطْنَهُ ثُمَّ أَضْحِعْهُ عَلَى جَانِبِهِ الأيْمَنِ وَافْعَل بِهِ مِثْلَ ذَلِكَ ثُمَّ صُبْ ذَلِكَ الْمَاءَ مِنَ الإجانَة و َاغْسِلِ الإجانَةَ بِمَاء قَرَاحٍ وَ اغْسِلْ يَدَيْكَ إِلَى الْمِرْفَقَيْنِ، ثُمَّ صُبَّ الْمَاءَ فِي الآنِيَةِ وَأَلْقِ فِيهِ حَبَّاتِ كَافُور وَ افْعَلْ بِهِ كَمَا فَعَلْتَ فِي الْمَرَّةِ الأُولَى ابْدَأْ بِيَدَيْهِ ثُمَّ بِفَرْجِهِ، وَ امْسَحْ بَطْنَهُ مَسْحَاً رَفِيقاً، فَإِنْ خَرَجَ شَيْءٌ فَأَنْقِهِ.

ثُمَّ اغْسِلْ رَأْسَهُ ثُمَّ أَضْجِعْهُ عَلَى جَنْبِهِ الأَيْسَرِ وَ اغْسِلْ جَنْبَهُ الْأَيْمَنَ وَ ظَهْرَهُ وَبَطْنَهُ ثُمَّ أَضْحِعْهُ عَلَى جَنْبِهِ الْأَيْمَنِ وَاغْسِلْ جَنْبَهُ الْأَيْسَرَ كَمَا فَعَلْتَ أَوَّلَ مَرَّةٍ، ثُمَّ اغْسِلْ يَدَيْكَ إِلَى الْمِرْفَقَيْنِ وَ الْآنِيَةَ وَ صُبَّ فِيهَا الْمَاءَ الْقَرَاحَ، وَ اغْسِلْهُ بِمَاءٍ قرَاحٍ كَمَا غَسَلْتَهُ فِي الْمَرَّتَيْنِ الْأَوْلَتَيْنِ.

پس از آن میت را به جانب چپ بخوابان و سه بار بر نصف سر تا پاهایش آب بریز و به آرامی بر بدن کمر و شکم او دست بکش سپس او را به جانب راست بخوابان، و همان گونه کن که در جانب چپ انجام دادی آن گاه آب درون تغار را دور بریز و آن را با آب خالص بشوی و دست های خود را نیز تا آرنج بشوی.

پس از آن در ظرفی آب بریز و مقداری کافور به آن بیفزای و آن کاری را که مرتبه اول انجام دادی انجام ده از دو دست و عورت او شروع کن و به آرامی دست بر شکمش بکش اگر چیزی بیرون آمد، آن را پاک کن آن گاه سر او را بشوی، سپس او را بر جانب چپ بخوابان و سمت راست کمر و شکمش را بشوی و بعد او را به جانب راست بخوابان و سمت چپ او را همانند قبل بشوی.

آن گاه دست های خود را تا آرنج بشوی و ظرف را بشوی و آب خالص در آن بریز و مانند مرتبه اول و دوم او را با آب خالص بشوی.

ثُمَّ نَشْفْهُ بِثَوْبٍ طَاهِرٍ وَ اعْمِدْ إِلَى قُطْنِ فَذُرَّ عَلَيْهِ شَيْئاً مِنْ حَنُوطٍ وَ ضَعْهُ عَلَى فَرْجِهِ قبل و دُبُرِ وَاحْشُ الْقُطْنَ فِي دُبُرِهِ لِئَلَّا يَخْرُجَ مِنْهُ شَيْءٌ، وَ خُذْ خِرْقَةٌ طَوِيلَةٌ عَرْضُهَا شِبْرٌ فَشُدَّهَا مِنْ حَقْوَيْهِ وَ ضُمَّ فَخِذَيْهِ، ضَمّا شَدِيداً وَ لُفَهَا فِي فَخِذَيْهِ ثُمَّ أَخْرِجْ رَأْسَهَا مِنْ تَحْتِ رِجْلَيْهِ إِلَى جَانِبِ الأَيْمَنِ وَأَغْرِزْهَا فِي الْمَوْضِعَ الَّذِي لَفَقْتَ فِيهِ الْخِرْقَةَ وَ تَكُونُ الْخِرْقَةُ طَوِيلَةً تَلُفُ فَخِذَيْهِ مِنْ حَقْوَيْهِ إِلَى رُكْبَتَيْهِ لَفَاً شَدِيداً.

6- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنِ الْعَمْرَكِي بْنِ عَلِيَّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَخِيهِ أَبِي الْحَسَنِ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْمَيِّتِ هَلْ يُغَسَّلُ فِي الْفَضَاءِ؟

قَالَ: لا بَأْسَ وَإِن سُيْرَ بِستْرِ فَهُوَ أَحَبُّ إِلَيَّ.

سپس او را با پارچه ای پاک خشک کن و مقداری حنوط روی پنبه بگذار و آن را در عورت او - از پیش و پس - قرار ده و بر دبر او پنبه بگذار، تا چیزی از آن بیرون نیاید و پارچه بلندی به پهنای یک وجب بر دو پهلوی او گره بزن و ران هایش را محکم جمع کن و پارچه را دور ران هایش بپیچان، سپس سر آن را از پایین دو پای او به سمت راست خارج کن و آن را در جایی که پارچه را در آن پیچانده ای داخل کن و باید پارچه به اندازه ای بلند باشد که بتوانی دوران او را از دو پهلو تا زانوها محکم ببندی.

6- علی بن جعفر گوید: از برادرم امام کاظم علیه السلام دربارۀ میّت پرسیدم که آیا می شود او را در فضای باز غسل داد؟

فرمود: اشکالی ندارد و اگر آن محیط با پرده ای پوشیده شده باشد، نزد من خوشایندتر است.

بخش نوزدهم

اشاره

(19)

بَابُ تَحْنِيطِ الْمَيِّتِ وَ تَكْفِينِهِ.

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ رِجَالِهِ عَنْ يُونُسَ عَنْهُمْ علیهم السلام قَالَ فِي تَحْنِيطِ الْمَيِّتِ وَ تَكْفِينِهِ.

قَالَ: ابْسُطِ الْحِبَرَةَ بَسْطاً، ثُمَّ ابْسُطْ عَلَيْهَا الْإِزَارَ، ثُمَّ ابْسُطِ الْقَمِيصَ عَلَيْهِ وَ تَرُدُّ مُقَدَّمَ الْقَمِيصِ عَلَيْهِ، ثُمَّ اعْمِدْ إِلَى كَافُورٍ مَسْحُوقٍ فَضَعْهُ عَلَى جَبْهَتِهِ مَوْضِعِ سُجُودِهِ وَ امْسَحْ بِالْكَافُورِ عَلَى جَمِيعِ مَفَاصِلِهِ مِنْ قَرْنِهِ إِلَى قَدَمَيْهِ وَ فِي رَأْسِهِ وَ فِي عُنُقِهِ وَ مَنْكِبَيْهِ وَ مَرَافِقِهِ وَ فِي كُلُّ مَفْصِلِ مِنْ مَفَاصِلِهِ مِنَ الْيَدَيْنِ وَ الرَّجْلَيْنِ وَ فِي وَسَطِ رَاحَتَيْهِ.

حنوط و کفن میت

1- یونس از ائمه علیهم السلام نقل می کند که حضرتش دربارۀ حنوط و کفن میت فرمود:

برد یمانی را پهن کن سپس لنگ را روی آن و پیراهن را بر روی لنگ پهن کن و جلو پیراهن را بر روی آن برگردان سپس کافور ساییده را بر پیشانی در سجده گاه او بگذار و همه مفصل ها و بندهای او را از جانب سر تا قدم ها و در سر و گردن شانه ها و آرنج های او، هم چنین هر بند از بندهای او از دو دست و دو پا در میان دو پنجه اش کافور بگذار.

ثُمَّ يُحْمَلُ فَيُوضَعُ عَلَى قَمِيصِهِ وَ يُرَدُّ مُقَدَّمُ الْقَمِيصِ عَلَيْهِ وَ يَكُونُ الْقَمِيصُ غَيْرَ مَكْفُوفٍ وَ لا مَزْرُورٍ وَ يَجْعَلُ لَهُ قِطْعَتَيْنِ مِنْ جَرِيدِ النَّخْلِ رَطْبَاً قَدْرَ ذِرَاعِ يُجْعَلُ لَهُ وَاحِدَةٌ بَيْنَ رُكْبَتَيْهِ نِصْفُ مِمَّا يَلِي السَّاقَ وَنِصْفُ مِمَّا يَلِي الْفَخِذَ وَيُجْعَلُ الْأُخْرَى تَحْتَ إِبْطِهِ الْأَيْمَنِ، وَ لَا يُجْعَلُ فِي مَنْخِرَيْهِ وَ لَا فِي بَصَرِهِ وَمَسَامِعِهِ وَ لا عَلَى وَجْهِهِ قُطْناً وَ لا كَافُوراً.

ثُمَّ يُعَمَّمُ يُؤْخَذُ وَسَطُ الْعِمَامَةِ فَيُثْنَى عَلَى رَأْسِهِ بِالتَّدْوِيرِ، ثُمَّ يُلْقَى فَضْلُ الشَّقِّ الْأَيْمَنِ عَلَى الْأَيْسَرِ وَ الْأَيْسَرِ عَلَى الْأَيْمَنِ، ثُمَّ يُمَدُّ عَلَى صَدْرِهِ.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَمْرِو بْنِ عُثْمَانَ عَنْ مُفَضَّلِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ زَيْدٍ الشَّحَامِ قَالَ: سُئِلَ أَبُو عَبْدِاللهِ علیه السلام عَنْ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم بِمَ كُفْنَ؟

قَالَ: فِي ثَلَاثَةِ أَثْوَابٍ: ثَوْبَيْنِ صُحَارِيَّيْنِ، وَ بُرْدٍ حِبَرَةٍ.

پس از آن باید میت را برداشته و بر روی پیراهنی - که بی حاشیه و بی دکمه است - گذاشته شود و جلوی پیراهن روی او برگردانده شود و دو تکه از شاخه تازه درخت خرما به اندازه یک ذراع نزد او بگذارند یکی میان دو زانو که نصف آن در پهلوی ساق و نصف دیگر آن در پهلوی ران و دیگری در زیر بغل دست راست قرار گیرد. و از طرفی میان دو سوراخ بینی در چشم و گوش ها و بر صورتش پنبه و کافور قرار ندهند.

سپس بر سرش عمامه ببندند به این کیفیت که از وسط به دور سر او پیچیده شود و زیادی طرف راست، بر طرف چپ و زیادی طرف چپ بر طرف راست، انداخته و بر سینه اش بکشند.

2- زيد شحام گوید: از امام صادق علیه السلام سؤال شد که رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم در چه چیز کفن شد؟

فرمود: در سه پارچه: دو پارچۀ صحاری (قریه ای است در عمان) و یک پارچه حبره (نوعی از برد یمانی است).

3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام قَالَ:

إِذَا كَفَّنْتَ الْمَيِّتَ فَذُرَّ عَلَى كُلِّ ثَوْبٍ شَيْئاً مِنْ ذَرِيرَةٍ وَكَافُورٍ.

4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِي عَنْ أَبِي عَبْدالله علیه السلام قال:

إذَا أَرَدْتَ أَن تُحَنِّطَ الْمَيْتَ فَاعْمِدُ إلَى الْكَافُور فَامْسَحُ بِهِ آثَارَ السُّجُودِ مِنْهُ وَ مَفَاصِلَهُ كُلَّهَا وَ رَأْسَهُ وَ لِحْيَتَهُ وَ عَلَى صَدْرِهِ مِنَ الْحَنُوطِ.

و قَالَ: حَنُوطُ الرَّجُل وَ الْمَرْأَةِ سَوَاءٌ.

وَ قَالَ: وَأَكْرَهُ أَنْ يُتْبَعَ بِمِجْمَرَةِ.

5- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ حَرِيزِ عَنْ زُرَارَةَ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَا: قُلْنَا لِأَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام: اَلْعِمَامَةُ لِلْمَيِّتِ مِنَ الْكَفَنِ؟

3- سماعة گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

آن گاه که میت را کفن نمودی، بر هر جامه ای مقداری ذیره (=بوی خوش) و کافور بپاش.

4- حلبی گوید امام صادق علیه السلام فرمود:

چون خواستی میت را حنوط کنی، مقداری کافور بر جاهای سجده، همه بندها، سر، محاسن و سینه اش بمال.

حضرتش فرمود: حنوط مرد و زن یکسان است.

هم چنین فرمود: خوش ندارم که مجمره عود سوز در پی جنازه روان شود.

5- زراره و محمد بن مسلم گویند: به امام باقر علیه السلام گفتیم: آیا عمامه برای میت جزو کفن است؟

قَالَ: لا، إِنَّمَا الْكَفَنُ الْمَفْرُوضُ ثَلَاثَةُ أَنْوَابِ وَ ثَوْبٌ تَامٌ لا أَقَلَّ مِنْهُ يُوَارِي جَسَدَهُ كُلَّهُ، فَمَا زَادَ فَهُوَ سُنَّةٌ إِلَى أَنْ يَبْلُغَ خَمْسَةَ أَنْوَابٍ، فَمَا زَادَ فَهُوَ مُبْتَدَعٌ وَالْعِمَامَةُ سنة.

وَ قَالَ: أَمَرَ النَّبِيُّ صلى الله عليه واله وسلم بِالْعِمَامَةِ وَ عُمِّمَ النَّبِيُّ صلى الله عليه واله وسلم وَ بَعَثَ إِلَيْنَا الشَّيْخُ الصَّادِقُ علیه السلام وَ نَحْنُ بِالْمَدِينَةِ لَمَّا مَاتَ أَبُو عُبَيْدَةَ الْحَذَّاءُ بِدِينَارٍ، وَ أَمَرَنَا أَنْ نَشْتَرِيَ لَهُ حَنُوطًاً وَعِمَامَةٌ فَفَعَلْنَا.

6- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ عَبْدِاللهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

الْمَيِّتُ يُكَفَّنُ فِي ثَلَاثَةٍ سِوَى الْعِمَامَةِ وَ الْخِرْقَةِ يَشُدُّ بِهَا وَرِكَيْهِ، لِكَيْلَا يَبْدُوَ مِنْهُ شَيْءٌ، وَ الْخِرْقَةُ وَ الْعِمَامَةُ لَا بُدَّ مِنْهُمَا وَ لَيْسَنَا مِنَ الْكَفَنِ.

فرمود: نه، کفن واجب، فقط سه جامه است و یک پیراهن کامل نه کم تر از آن تا تمام بدن او را بپوشاند. هرچه بر این زیاد شود تا پنج جامه سنّت و مازاد بر آن بدعت است و عمامه مستحب است.

حضرتش فرمود: پیامبر صلى الله عليه واله وسلم امر فرمود که عمامه نیز بر سر میت ببندند و خود چنین می کرد و زمانی که در مدینه بودیم آن گاه که ابو عبیده حذا وفات یافت، امام صادق علیه السلام دیناری برای ما فرستاد و دستور فرمود که برای او حنوط و عمامه تهیه کنیم. ما نیز چنان کردیم.

6- عبدالله بن سنان گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

میت باید در سه جامه کفن شود به غیر از عمامه و خرقه ای که به وسیله آن دوران او بسته می شود تا چیزی بیرون نیاید خرقه و عمامه باید باشند ولی جزو کفن نیستند.

عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِي عَنْ أَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام قَالَ:

كتب أَبِي فِي وَصِيَّتِهِ أَنْ أَكَفْنَهُ فِي ثَلَاثَةِ أَثْوَابِ : أَحَدُهَا رِدَاءٌ لَهُ حِبَرَةٌ كَانَ يُصَلِّي فِيهِ يَوْمَ الْجُمُعَةِ وَ ثَوبٌ آخَرُ وَ قَمِيصُ.

فَقُلْتُ لِأَبِي: لِمَ تَكْتُبُ هَذَا؟

فَقَالَ: أَخَافُ أَنْ يَغْلِبَكَ النَّاسُ، وَ إِنْ قَالُوا: كَفَّتْهُ فِي أَرْبَعَةٍ أَوْ خَمْسَةٍ فَلَا تَفْعَلْ وَ عَمُمْنِي بِعِمَامَةٍ، وَ لَيْسَ تُعَدُّ الْعِمَامَةُ مِنَ الْكَفَنِ، إِنَّمَا يُعَدُّ مَا يُلَفُّ بِهِ الْجَسَدُ.

8- عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ الْخَزَّازِ عَنْ عُثْمَانَ النَّوَّاءِ.

قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام إِنى أَغْسِلُ الْمَوْتَى.

قَالَ: وَ تُحْسِنُ.

قُلْتُ: إِنِّي أَغْسِلُ.

7- حلبی گوید امام صادق علیه السلام فرمود:

پدرم در وصیت نامۀ خود نوشت که او را در سه جامه کفن کنم یکی ردایی از برد یمانی بود که روزهای جمعه در آن نماز می خواند و یک جامه و یک پیراهن.

به حضرتش گفتم: این مطلب چه نیازی به نوشتن دارد؟

فرمود: بیم آن دارم که مردم بر تو چیره شوند و بگویند او را در چهار یا پنج جامه کفن کن این کار را مکن و عمامه بر سرم ببند، ولی عمامه از کفن محسوب نیست، بلکه چیزی از کفن شمرده می شود که با آن بدن پوشانیده شود.

8- عثمان نوا گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: من مردگان را غسل می دهم.

فرمود: آیا در این مورد خوب آگاهی داری؟

گفتم: من غسل می دهم.

فَقالَ: إِذَا غَسَلْتَ فَارْفُقْ بِهِ وَ لا تَغْمِرُهُ وَ لا تَمَسَّ مَسَامِعَهُ بِكَافُورٍ، وَإِذَا عَمَّمْتَهُ فَلَا تُعَمِّمْهُ عِمَّةَ الْأَعْرَابِي.

قُلْتُ: كَيْفَ أَصْنَعُ؟

قَالَ: خُذِ الْعِمَامَةَ مِنْ وَسَطِهَا وَ انْشُرْهَا عَلَى رَأْسِهِ، ثُمَّ رُدَّهَا إِلَى خَلْفِهِ وَ اطْرَحْ طَرَفَيْهَا عَلَى صَدْرِهِ.

9- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ عَبْدِاللهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام: كَيْفَ أَصْنَعُ بِالْكَفَنِ؟

قَالَ: تَأْخُذُ خِرْقَةٌ فَتَشُدُّ بِهَا عَلَى مَقْعَدَتِهِ وَ رِجْلَيْهِ.

قُلْتُ: فَالْإِزَارُ. قَالَ: إِنَّهَا لا تُعَدُّ شَيْئاً، إِنَّمَا تَصْنَعُ لِيُضَمَّ مَا هُنَاكَ لِئَلَّا يَخْرُجَ مِنْهُ شَيْءٌ وَ مَا يُصْنَعُ مِنَ الْقُطْنِ أَفْضَلُ مِنْهَا، ثُمَّ يُحْرَقُ الْقَمِيصُ إِذَا غُسَّلَ وَ يُنْزَعُ مِنْ رِجْلَيْهِ.

قَالَ: ثُمَّ الْكَفَنُ قَمِيصٌ غَيْرُ مَزْرُورٍ وَ لا مَكْفُوفٍ وَ عِمَامَةٌ يُعَصِّبُ بِهَا رَأْسُهُ وَ يُرَدُّ فَضْلُهَا عَلَى رِجْلَيْهِ.

فرمود: چون غسل می دهی با میت مدارا کن او را فشار نده در گوشهای او کافور نریز و هرگاه عمامه بر سرش بستی همانند عمامه عرب بیابانی نباشد.

گفتم: عمامه را چگونه ببندم؟

فرمود: از وسط عمامه بگیر و دور سرش بپیچان آن گاه به پشت او برگردان و دو سر را روی سینه اش بینداز.

9- عبدالله بن سنان گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: چگونه مرده را کفن نمایم؟

فرمود: با پارچه ای نشیمنگاه و پاهای مرده را ببند.

گفتم: پس شلوار و پوشش کامل برای چیست؟

فرمود: آن پارچه چیزی به حساب نمی آید، بلکه برای این است که آن جا بسته شود تا چیزی بیرون نیاید و اگر پنبه استفاده شود بهتر خواهد بود و چون غسل داده شد، پیراهن را پاره کرده از سمت پاهایش بیرون آورده می شود.

حضرتش فرمود: کفن باید لباسی باشد که حاشیه دار نباشد و دکمه و بند نداشته باشد و عمامه بر سر او بسته شود و زیادی آن بر پاهایش افکنده شود.

10- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام فِي الْعِمَامَةِ لِلْمَيِّتِ.

فَقالَ: حَنِّكَهُ.

11- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ وَهْبٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

يُكَفَّنُ الْمَيِّتُ فِي خَمْسَةِ أَنْوَابٍ قَمِيصٍ لا يُزَرُّ عَلَيْهِ وَ إِزَارٍ وَ خِرْقَةٍ يُعَصَّبُ بِهَا وَسَطُهُ وَ بُرْدٍ يُلَةٌ فِيهِ، وَ عِمَامَةٍ يُعَمَّمُ بِهَا، وَ يُلْقَى فَضْلُهَا عَلَى صَدْرِهِ.

12- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

الْكَافُورُ هُوَ الْحَنُوط.

13- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ صَالِحٍ بْنِ السَّنْدِي عَنْ جَعْفَرِ بْنِ بَشِيرٍ عَنْ دَاوُدَ بْنِ سِرْحَانَ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِاللهِ علیه السلام لِي فِي كَفْنِ أَبِي عُبَيْدَةَ الْحَذَاء: -

10- یکی از اصحاب ما گوید: امام صادق علیه السلام دربارۀ عمامه میت فرمود: برای عمامه او تحت الحنک قرار ده.

11- معاوية بن وهب گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

میت باید در پنج پارچه کفن شود پیراهنی که دگمه نداشته باشد، لنگ و خرقه ای که با آن، وسط بدنش بسته شود بردی که او در آن پیچیده شود و عمامه ای به دور سرش بسته شود و زیادی آن را روی سینه اش بیندازند.

12- عده ای از راویان گویند: امام صادق علیه السلام فرمود: کافور همان حنوط است.

13- داوود بن سرحان گوید: از امام صادق علیه السلام دربارهٔ کفن ابوعبیده حذَّا به من فرمود: -

إنَّمَا الْحَنُوطُ الْكَافُورُ ولكن اذهَبْ فَاصْنَعُ كَمَا يَصْنَعُ النَّاسُ.

14- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ دَاوُدَ بْنِ سِرْحَانَ قَالَ: مَاتَ أَبُو عُبَيْدَةَ الْحَذَّاءُ وَ أَنَا بِالْمَدِينَةِ، فَأَرْسَلَ إِلَيَّ أَبُو عَبْدِاللَّهِ علیه السلام بِدِينَارٍ وَ قَالَ:

اشْتَرِ بِهَذَا حَنُوطاً وَ اعْلَمْ أَنَّ الْحَنُوطَ هُوَ الْكَافُورُ، وَ لَكِنِ اصْنَعْ كَمَا يَصْنَعُ النَّاسُ.

قَالَ: فَلَمَّا مَضَيْتُ أَتْبَعَنِي بِدِينَارٍ وَ قَالَ: اشْتَرِ بِهَذَا كَافُوراً.

15- حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدِ الْكِنْدِي عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ الْمِيثَمِيُّ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي عَبْدِاللَّهِ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنِ الْحَنُوطِ لِلْمَيِّتِ.

قَالَ: اجْعَلْهُ فِي مَسَاجِدِهِ.

حنوط، همان کافور است، ولی تو آن چه را که مردم (سنّی ها) انجام می دهند (که به جای کافور، مشک به کار می برند) انجام ده.

14- داوود بن سرحان گوید: ابو عبيده حذا وفات یافت و من در مدینه بودم، امام صادق علیه السلام برای من دیناری فرستاد و پیغام داد:

با این دینار حنوطی خریداری کن و بدان که حنوط، همان کافور است، ولی تو آن چه را که مردم انجام می دهند انجام ده.

گوید: همین که به بازار رفتم، حضرتش دیناری دیگر فرستاد و پیغام داد با این دینار هم کافور خریداری کن.

15- عبدالرحمان بن ابی عبدالله گوید: از امام صادق علیه السلام درباره حنوط میت پرسیدم؟

فرمود: آن را در سجده گاهش قرار ده.

16- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِي عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام: أَنَّ النَّبِيَّ صلى الله عليه واله وسلم نَهَى أَنْ يُوضَعَ عَلَى النَّعْشِ الْحَنُوطُ.

بخش بیستم

اشاره

(20)

بَابُ تَكْفِينِ الْمَرْأَةِ.

1- حُمَيْدُبْنُ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْكِنْدِيٌّ عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللهِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ علیه السلام فِي كَمْ تُكَفَّنُ الْمَرْأَةُ؟

قَالَ: تُكَفِّنُ فِي خَمْسَةِ أَثْوَابِ، أَحَدُهَا الْخِمَارُ.

2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا رَفَعَهُ قَالَ: سَأَلْتُهُ كَيْفَ تُكَفَّنُ الْمَرْأَةُ؟

16- سکونی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

پیامبر صلى الله عليه واله وسلم نهی فرموده که بر جنازه حنوط گذارده شود.

چگونگی تکفین زن

1- عبدالرحمان بن ابی عبدالله گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم که زن باید در چند پارچه کفن شود؟

فرمود: پنج پارچه، که یکی از آن ها چادر است.

2- راوی گوید: از امام علیه السلام در مورد چگونگی تکفین زن پرسیدم؟ -

فَقالَ: كَمَا يُكَفِّنُ الرّجُلُ، غَيْرَ أَنَّهَا تُشَدُّ عَلَى نذييْهَا خِرْقَةٌ تَضُمُ النَّدْيَ إِلَى الصَّدْرِ، وَ تُشَدُّ عَلَى ظَهْرِهَا وَ يُصْنَعُ لَهَا الْقُطْنُ أَكْثَرَ مِمَّا يُصْنَعُ لِلرِّجَالِ وَ يُحْشَى الْقَبلُ وَالذَّبُرُ بِالْقُطْنِ، وَ الْحَنُوطِ، ثُمَّ تُشَدُّ عَلَيْهَا الْخِرْقَةُ شَدّا شَدِيداً.

3- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَلِيَّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ فَضَالَةَ عَنْ قَاسِمِ بْنِ يَزِيدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:

يُكَفِّنُ الرَّجُلُ فِي ثَلَاثَةِ أَثْوَابِ وَ الْمَرْأَةُ إِذَا كَانَتْ عَظِيمَةٌ فِي خَمْسَةٍ دِرْعِ وَمِنْطَقٍ وَ خِمَارٍ وَ لِفَافَتَيْنِ.

فرمود: تکفین زن به سان کفن نمودن مرد است، مگر آن که با پارچه ای پستان های او را به سینه اش می چسبانند و محکم بر پشت او بسته شود و باید پنبه ای که برای زن به کار می رود بیش از مرد باشد و پیش و پس او از پنبه و حنوط پر شود، سپس روی آن با پارچه ای محکم بسته شود.

3- محمد بن مسلم گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:

مرد در سه پارچه کفن می شود و اگر زن تنومند باشد باید در پنج پارچه پیراهن لنگ چادر و دو لفافه کفن شود.

بخش بیست و یکم

اشاره

(21)

بَابُ كَرَاهِيَةِ تَجْمِيرِ الْكَفَنِ وَ تَسْخِينِ الْمَاءِ.

1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ عَبْدِاللهِ علیه السلام قَالَ:

لا يُجَمَّرُ الْكَفَنُ.

2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

لا يُسَخَّنُ الْمَاءُ لِلْمَيِّتِ، وَ لا يُعَجِّلُ لَهُ النَّارُ، وَ لَا يُحَنَّطُ بِمِسْكِ.

3- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْكُوفِيُّ عَنِ ابْنِ جُمْهُورٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنِ الْمُفَضَّل بْن عُمَرَ قَالَ: وَحَدَّثَنَا عَبْدُاللهِ بْنُ عَبْدِ الرَّحْمَانِ عَنْ حَرِيزِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام.

کراهت بخور دادن کفن و گرم نمودن آب غسل

1- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: نباید کفن را بخور داد.

2- عده ای از اصحاب ما گویند: امام صادق علیه السلام فرمود:

آب غسل میت را نباید گرم نمود بر آتش او شتاب نشود، و با مشک حنوط نگردد.

3- محمد بن مسلم گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: امير مؤمنان على - صلوات الله علیه - فرمود: -

لا تُجَمِّرُوا الْأَكْفَانَ وَلا تَمْسَحُوا مَوْتَاكُمْ بِالطَّيِّبِ إِلَّا بِالْكَافُورِ، فَإِنَّ الْمَيْتَ بِمَنْزِلَةِ الْمُحْرِمِ.

4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِي عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام:

أَنَّ النَّبِيَّ صلى الله عليه واله وسلم نَهَى أَنْ تُتْبَعَ جَنَازَةٌ بِمِجْمَرَةٍ.

بخش بیست و دوم

اشاره

(22)

بَابُ مَا يُسْتَحَبُّ مِنَ الشَّيَابِ لِلْكَفَنِ وَ مَا يُكْرَهُ.

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

أجيدُوا أَكْفَانَ مَوْتَاكُمْ، فَإِنَّهَا زِينَتَهُمْ.

2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ أَبِي جَمِيلَةَ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم:

لَيْسَ مِنْ لِبَاسِكُمْ شَيْءٌ أَحْسَنَ مِنَ الْبَيَاضِ، فَأَلْبِسُوهُ مَوْتَاكُمْ.

کفن ها را با دود عود و چیزهای دیگر خوش بو نسازید مردگان را مگر با کافور - خوشبو نکنید - زیرا میت همانند محرم است.

4- سکونی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

پیامبر صلى الله عليه واله وسلم نهی فرموده است که در پی جنازه مجمره، عودسوز، روان شود.

پارچه هایی که برای کفن میت، مستحب و مکروه است

1- یکی از اصحاب ما گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

کفن های مردگان را نیکو قرار دهید؛ زیرا که کفن، زینت آن ها است.

2- جابر گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:

رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم فرمود: هیچ لباسی از لباس های شما بهتر از لباس سفید نیست، پس آن را بر مردگان خود بپوشانید.

3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ عُثْمَانَ وَ غَيْرِهِ عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: قَالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه واله وسلم:

لَيْسَ مِنْ لِبَاسِكُمْ شَيْءٌ أَحْسَنَ مِنَ الْبَيَاضِ، فَأَلْبِسُوهُ وَكَفَّنُوا فِيهِ مَوْتَاكُمْ.

4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ قَالَ:

يُسْتَحَبُّ أَنْ يَكُونَ فِي كَفَنِهِ ثَوْبٌ كَانَ يُصَلَّى فِيهِ نَظِيفٌ، فَإِنَّ ذَلِكَ يُسْتَحَبُّ أَنْ يُكَفِّنَ فيما كَانَ يُصَلِّي فِيهِ.

5- أَبُو عَلِيَّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ مَرْوَانَ عَنْ عَبْدِ الْمَلِكِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السلام عَنْ رَجُلِ اشْتَرَى مِنْ كِسْوَةِ الْكَعْبَةِ شَيْئاً فَقَضَى بِبَعْضِهِ حَاجَتَهُ وَ بَقِيَ بَعْضُهُ فِي يَدِهِ، هَلْ يَصْلُحُ بَيْعُهُ؟

قَالَ: يَبِيعُ مَا أَرَادَ وَ يَهَبُ مَا لَمْ يُرِدْ وَ يَسْتَنْفِعُ بِهِ وَ يَطْلُبُ بَرَكَتَهُ.

قُلْتُ: أَ يُكَفَّنُ بِهِ الْمَيِّتُ؟

قَالَ: لا.

3- نظیر همین روایت را با اندکی تفاوت جابر بار دیگر از امام باقر علیه السلام نقل می کند.

4- عبد الله بن مغیره از یکی از یارانش روایت می کند: حضرتش فرمود:

مستحب است که در تکفین میت، از لباسی پاک - که در آن نماز می خوانده - استفاده شود؛ زیرا مستحب است میت در لباسی کفن شود، که در آن نماز می خوانده است.

5- عبد الملک گوید: از امام کاظم علیه السلام پرسیدم: مردی مقداری از پارچه کعبه خریده و با بخشی از آن نیاز خود را برطرف نموده و مقداری از آن در دستش مانده است آیا فروش آن تکه جایز است؟

حضرت فرمود: هرچه را خواهد می تواند بفروشد و هرچه را نمی خواهد می تواند ببخشد، می تواند از آن بهره مند شود و برکت طلب کند.

عرض کردم: آیا میت را می توان در آن کفن کرد؟

فرمود: نه!

6- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي هَاشِمٍ عَنْ أَبِي خَدِيجَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

تَنوُقُوا فِي الْأَكْفَانِ، فَإِنَّكُمْ تُبْعَثُونَ بِهَا.

7- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي هَاشِمٍ عَنْ أَبِي خَدِيجَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

الْكَتَانُ كَانَ لِبَنِي إِسْرَائِيلَ يُكَفِّنُونَ بِهِ، وَ الْقُطْنُ لِأُمَّةِ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه واله وسلم.

8- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ يُونُسَ يَعْقُوبَ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الْأَوَّلِ علیه السلام قَالَ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ:

إِنِّي كَفَّنْتُ أَبِي فِي ثَوْبَيْنِ شَطَوِيَّيْنِ كَانَ يُحْرِمُ فِيهِمَا، وَ فِي قَمِيصِ مِنْ قُمُصِهِ وَ عِمَامَةٍ كَانَتْ لِعَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ علیهما السلام، وَ فِي بُرْدِ اشْتَرَيْتُهُ بِأَرْبَعِينَ دِينَاراً، لَوْ كَانَ الْيَوْمَ لَسَاوَى أَرْبَعَمِائَةِ دِينَارٍ.

6- ابو خدیجه گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

بهترین کفن را تهیه نمایید زیرا شما در روز قیامت با آن برانگیخته خواهید شد.

7- ابو خدیجه گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

کتان، برای بنی اسرائیل بود که با آن مردگان خود را کفن می نمودند و پارچه پنبه ای مخصوص امت محمد صلی الله علیه واله وسلم است.

8- يونس بن یعقوب گوید: از امام کاظم علیه السلام شنیدم که می فرمود:

پدرم را در دو جامه شطوی مصری - که در آن ها محرم می شد - پیراهنی از پیراهن هایش، عمامه ای که متعلق به علی بن حسین علیهما السلام بود، بردی که آن را به چهل دینار خریدم - که اگر امروز بود با چهار صد دینار برابر بود - کفن کردم.

9- سَهْلُ بْنُ زِيَادٍ عَنْ أَيُّوبَ بْنِ نُوحٍ عَمَّنْ رَوَاهُ عَنْ أَبِي مَرْيَمَ الْأَنْصَارِيِّ عَنْ أبي جعفر علیه السلام:

أَنَّ الْحَسَنَ بْنَ عَلِي علیهما السلام كَفَّنَ أَسَامَةَ بْنَ زَيْدٍ بِبُرْدِ أَحْمَرَ حِبَرَةٍ، وَ أَنَّ عَلِيًّا علیه السلام كَفَّنَ سَهْلَ بْنَ حُنَيْفٍ بِبُرْدٍ أَحْمَرَ حِبَرَةٍ.

10- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِقٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ عَمَّارِ بْنِ مُوسَى عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

الْكَفَنُ يَكُونُ بُرْداً، فَإِنْ لَمْ يَكُنْ بُرْداً فَاجْعَلْهُ كُلَّهُ قُطْنَا، فَإِنْ لَمْ تَجِدْ عِمَامَةَ قُطْنٍ، فَاجْعَلِ الْعِمَامَةَ سَابِريّاً.

11- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ الْمُخْتَارِ عَنْ أبي عَبْدِالله علیه السلام قَالَ:

لا يُكَفِّنُ الْمَيِّتُ بالسَّوَادِ.

9- ابو مريم انصاری گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:

حسن بن على علیهما السلام، أسامة بن زید را و علی علیه السلام، سهل بن حنیف را با برد سرخ یمانی کفن فرمودند.

10- عمار بن موسی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

کفن باید از پارچه برد باشد و گرنه تمام آن را پنبه قرار ده و اگر عمامه پنبه ای نبود، عمامه ای را از پارچه نازک قرار ده.

11 - حسين بن مختار گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: نباید میت را در پارچه سیاه کفن کرد.

12- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ رَاشِدٍ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ ثِيَابِ تُعْمَلُ بِالْبَصْرَةِ عَلَى عَمَلِ الْعَصْبِ الْيَمَانِيُّ مِنْ قَرٍ وَقُطْنِ هَلْ يَصْلُحُ أَنْ يُكَفَّنَ فِيهَا الْمَوْتَى؟

قَالَ: إِذَا كَانَ الْقُطْنُ أَكْثَرَ مِنْ الْقَنِّ فَلَا بَأْسَ.

بخش بیست و سوم

اشاره

(23)

بَابُ حَدٌ الْمَاءِ الَّذِي يُغَسَّلُ بِهِ الْمَيِّتُ وَ الْكَافُور.

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ فُضَيْلِ سُكْرَةَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام: جُعِلْتُ فِدَاكَ! هَلْ لِلْمَاءِ حَدٌ مَحْدُودٌ؟

قَالُ: إِنَّ رَسُولَ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم قَالَ لِعَلِي علیه السلام: إِذَا أَنَا مِتُّ فَاسْتَقِ لِي سِتَّ قِرَبٍ مِنْ مَاءٍ بِثْرِ غَرْسٍ فَغَسْلْنِي وَ كَفَّنِّي وَ حَنْطنِي، فَإِذَا فَرَغْتَ مِنْ غُسْلِي وَ كَفْنِي وَ تَحْنِيطِي، فَخُذْ بِمَجَامِعِ كَفَنِي وَ أَجْلِسْنِي، ثُمَّ سَلْنِي عَمَّا شِئْتَ. فَوَ اللَّهِ! لَا تَسْأَلُنِي عَنْ شَيْءٍ إلا أَجَبْتُكَ فِيهِ.

12- حسين بن راشد :گوید از امام علیه السلام پرسیدم: در بصره پارچه ای همانند برد یمانی از پنبه و ابریشم بافته می شود آیا صلاح است مرده را در آن کفن کرد؟

فرمود: اگر پنبه به کار رفته در پارچه، از ابریشم بیش تر باشد مانعی ندارد.

مقدار آب و کافوری که برای غسل میت لازم است

1- فضیل بن شگره گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: قربانت گردم! آیا برای آب غسل میت اندازه معینی است؟

حضرت فرمود: رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم به علی علیه السلام فرمود: آن گاه که وفات یافتم، شش مشک آب از چاه غرس (1)بکش و مرا غسل بده، کفن کن و حنوط نما و چون از غسل تکفین و حنوطم فارغ شدی، اطراف کفنم را بگیر و مرا بنشان سپس هرچه از من خواهی بپرس به خدا سوگند! از هر چیزی که بپرسی پاسخت خواهم داد.


1) از چاه های مدینه است.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَفْصِ بْنِ الْبَخْتَرِي عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم لِعَلِي علیه السلام:

يَا عَلَى! إِذَا أَنَا مِن فَغَسَلْنِي بِسَبْعَ قِرَبٍ مِنْ بِثْرِ غَرْسِ.

3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى قَالَ: كَتَبَ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ إِلَى أَبِي مُحَمَّدٍ علیه السلام فِي الْمَاءِ الَّذِي يُغَسْلُ بِهِ الْمَيِّتُ كَمْ حَدُّهُ؟

فَوَقعَ علیه السلام: حَدَّ غُسْلِ الْمَيِّتِ يُغْسَل حَتَّى يَطْهُرَ إِن شَاءَ الله.

قَالَ: وَكَتَبَ إِلَيْهِ هَلْ يَجُوزُ أَنْ يُغَسَّلَ الْمَيِّتُ وَ مَاؤُهُ الَّذِي يُصَبُّ عَلَيْهِ يَدْخُلُ إِلَى بِشْرِكَنِيفٍ أَوِ الرَّجُلُ يَتَوَضَّأُ وُضُوءَ الصَّلَاةِ أَنْ يُصَبُ مَاءُ وُضُوئِهِ فِي كَنيفٍ؟

فوقع علیه السلام: يَكُونُ ذَلِكَ فِي بَلالِيخ.

2- حفص بن بختری گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم به علی علیه السلام فرمود: ای علی! آن گاه که وفات یافتم مرابا هفت مشک آب از چاه غرس غسل بده.

3- محمد بن یحیی گوید: محمد بن حسن، به امام حسن عسکری علیه السلام نامه ای نوشت و پرسید: مقدار آبی که باید میت را با آن غسل داد چقدر است؟

امام علیه السلام در پاسخ نوشت اندازۀ آب غسل میت باید همان قدری باشد که برای غسلش کافی است تا - ان شاء الله - پاک شود.

هم چنین برای امام علیه السلام نوشت: آیا جایز است آب غساله میت یا آب وضوی نماز در چاه فاضلاب ریخته شود؟

امام علیه السلام در پاسخ چنین نوشت: باید در چاهی دیگر ریخته شود.

4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ رَفَعَهُ قَالَ:

السنة في الْحَنُوطِ ثَلَاثَةَ عَشَرَ دِرْهَماً وَ تُلْتُ أَكْثَرُهُ.

وَ قَالَ: إِنَّ جَبْرَئِيلَ علیه السلام نَزَلَ عَلَى رَسُولِ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم بِحَنُوطِ وَ كَانَ وَزْنُهُ أَرْبَعِينَ دِرْهَماً، فَقَسَمَهَا رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم ثَلَاثَةَ أَجْزَاءِ جُزْءٌ لَهُ وَ جُزْءٌ لِعَلِي وَ جُزْءٌ لِفَاطِمَة علیهم السلام.

5- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

أَقَلُّ مَا يُجْزِئُ مِنَ الْكَافُورِ لِلْمَيِّتِ مِثْقَالُ.

وَ فِي رِوَايَةِ الْكَاهِلِيَّ وَ حُسَيْنِ بْنِ الْمُخْتَارِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

الْقَصْدُ مِنْ ذَلِكَ أَرْبَعَةُ مَثَاقِيلَ.

4- علی بن ابراهیم از پدرش در یک روایت مرفوعه ای نقل می کند که امام علیه السلام فرمود:

سنت در حنوط چنین است که حداکثر به وزن سیزده درهم و یک ثلث باشد.

و فرمود: جبرئیل علیه السلام برای پیامبر خدا صلى الله عليه واله وسلم حنوطی آورد که وزن آن چهل درهم بود، پس رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم آن را به سه بخش تقسیم فرمود، بخشی برای خود، بخشی برای علی علیه السلام و بخش دیگر برای فاطمه علیها السلام.

5- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

کمترین مقدار کافور که برای میّت کافی است یک مثقال است.

و در روایت دیگری حسین بن مختار گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: حد متوسط کافور، چهار مثقال است.

بخش بیست و جهارم

اشاره

(24)

بَابُ الْجَرِيدَةِ.

1- أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَّانَ جَمِيعاً عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ زِيَادٍ الصَّيْقَل عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

يُوضَعُ لِلْمَيِّتِ جَرِيدَتَانِ وَاحِدَةٌ فِي الْيَمِينِ وَ الْأُخْرَى فِي الْأَيْسَرِ.

قَالَ: قَالَ: الْجَرِيدَةُ تَنْفَعُ الْمُؤْمِنَ وَ الْكَافِرَ.

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ بْنِ بَزِيع حَنَانِ بْنِ سَدِيرٍ عَنْ يَحْيَى بْنِ عُبَادَةَ الْمَكِّيَّ قَالَ: سَمِعْتُ سُفْيَانَ التَّوْرِيَّ يَسْأَلُهُ عَنِ التَّخْضيرِ.

فَقالَ: إِنَّ رَجُلاً مِنَ الْأَنْصَارِ هَلَكَ فَأُوذِنَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم بِمَوْتِهِ، فَقَالَ لِمَنْ يَلِيهِ مِنْ قَرابَته.

شاخه درخت خرمایی که کنار میت نهاده می شود

1- حسن بن زیاد صیقل گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

برای میت دو شاخه درخت خرما؛ یکی در طرف راست و دیگری در طرف چپ او قرار داده شود.

راوی گوید: سپس آن حضرت فرمود: شاخۀ درخت خرما هم برای مؤمن و هم برای کافر سود می رساند.

2- يحيى عباده مکی گوید: از سفیان ثوری شنیدم که از حضرتش (امام باقر علیه السلام) دربارهٔ تخضیر می پرسد.

آن حضرت فرمود: مردی از انصار درگذشت رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم از مرگ او باخبر گشت، آن حضرت به شخصی از خویشان میت فرمود: -

خَضُرُوا صَاحِبَكُمْ، فَمَا أَقَلَّ الْمُخَضُرِينَ؟!

قَالَ: وَ مَا التَّخْضِيرُ؟

قَالَ: جَرِيدَةً خَضْرَاءُ، تُوضَعُ مِنْ أَصْلِ الْيَدَيْنِ إِلَى التَّرْقُوَةِ.

3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِاللهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ رَجُلٍ عَنْ يَحْيَى بْنِ عُبَادَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

تُؤْخَذُ جَرِيدَةً رَطْبَةٌ قَدْرَ ذِرَاعٍ فَتُوضَعُ - وَ أَشَارَ بِيَدِهِ - مِنْ عِنْدِ تَرْقُوَتِهِ إِلَى يَدِهِ تُلَفُ مَعَ ثِيَابِهِ.

قَالَ: وَ قَالَ الرَّجُلُ : لَقِيتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام بَعْدُ فَسَأَلْتُهُ عَنْهُ.

فَقالَ: نَعَمْ، قَدْ حَدَّثْتُ بِهِ يَحْيَى بْنَ عُبَادَةَ.

مرده خود را تخضیر کنید و چه اندکند تخضیر کنندگان آن شخص پرسید تخضیر چیست؟

فرمود: شاخۀ سبزی از درخت خرما است که در کنار میت - از مچ دست ها تا گودی استخوان ترقوه (استخوان بالای گلو) - گذاشته می شود.

3- یحیی بن عباده گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

باید شاخه ای به اندازه یک ذراع، تهیه شود و آن را (با دست مبارک اشاره فرمود) از ترقوه تا دست میت نهاده و با کفنش پیچیده شود.

مرد گفت: پس از آن امام صادق علیه السلام را ملاقات کردم و در آن مورد پرسیدم؟

فرمود: آری در این باره به یحیی بن عباده چنین گفته ام.

4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام: أَرَأَيْتَ الْمَيِّتَ إِذَا مَاتَ لِمَ تُجْعَلُ مَعَهُ الْجَرِيدَةُ.

قَالَ: يَتَجَافَى عَنْهُ الْعَذَابُ وَالْحِسَابُ مَا دَامَ الْعُودُ رَطْباً.

قَالَ: وَ الْعَذَابُ كُلُّهُ فِي يَوْمِ وَاحِدٍ فِي سَاعَةٍ وَاحِدَةٍ قَدْرَ مَا يُدْخَلُ الْقَبْرَ وَ يَرْجِعُ الْقَوْمُ، وَإِنَّمَا جُعِلَتِ السَّعَفَتَانِ لِذَلِكَ فَلَا يُصِيبُهُ عَذَابٌ وَحِسَابٌ بَعْدَ جُفُوفِهِمَا إِنْ شَاءَ اللهُ.

5- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجِ قَالَ: قَالَ:

إِنَّ الْجَرِيدَةَ قَدْرُ شِبْرٍ تُوضَعُ وَاحِدَةٌ مِنْ عِنْدِ التَّرْقُوَةِ إِلَى مَا بَلَغَتْ مِمَّا يَلِي الْجِلْدَ، وَ الْأُخْرَى فِي الْأَيْسَرِ مِنْ عِنْدِ التَّرْقُوَةِ إِلَى مَا بَلَغَتْ مِنْ فَوْقِ الْقَمِيصِ.

4- زراره گوید: از امام باقرم علیه السلام پرسیدم: به نظر شما چرا وقتی کسی از دنیا می رود، باید کنارش شاخه درخت خرما بگذارند؟

فرمود: زیرا تا وقتی آن شاخه درخت خرما تر و تازه ،است عذاب و حساب رسی از او برداشته می شود.

حضرتش فرمود: همۀ عذاب در یک روز و یک ساعت به انجام می رسد به اندازه ای که میت در قبر گذاشته می شود و مردم باز می گردند این دو شاخه درخت خرما برای این منظور گذاشته می شود، و ان شاء الله پس از خشک شدن آن دو تکه چوب نیز عذابی به او نرسد و از او حسابرسی نشود.

5- جميل بن دراج (که از راویان امام صادق و امام کاظم علیهما السلام) است گوید: امام علیه السلام فرمود:

اندازه شاخه درخت خرما به اندازه یک وجب است که یکی از آن دو از ترقوه تا آنجا که به کنار پوست بدن برسد و دیگری در طرف چپ از ترقوه تا آن جایی که به روی پیراهن برسد گذاشته می شود.

6- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْن سَمَاعَةَ عَنْ فُضَيْلِ بْنِ يَسَارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

تُوضَعُ لِلْمَيِّتِ جَرِيدَتَانِ وَاحِدَةً فِي الْأَيْمَنِ وَ الْأُخْرَى فِي الْأَيْسَ.

7- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ حَرِيزِ وَ فُضَيْلٍ وَ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي عَبْدِاللهِ قَالَ: قِيلَ لِأَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام: لِأَيِّ شَيْءٍ تُوضَعُ مَعَ الْمَيِّتِ الْجَرِيدَةُ؟

قَالَ: إِنَّهُ يَتَجَافَى عَنْهُ الْعَذَابُ مَا دَامَتْ رَطْبَةٌ.

8- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ رَفَعَهُ قَالَ: قِيلَ لَهُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! رُبَّمَا حَضَرَنِي مَنْ أَخَافُهُ فَلَا يُمْكِنُ وَضْعُ الْجَرِيدَةِ عَلَى مَا رَوَيْتَنَا.

قَالَ: أَدْخِلْهَا حَيْثُ مَا أَمْكَنَ.

6- فضیل بن یسار گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

برای میت دو شاخۀ درخت خرما یکی در طرف راست و دیگری در طرف چپ قرار داده شود.

7- عبد الرحمان بن ابی عبدالله گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدند: برای چه نزد میت شاخه درخت خرما می گذارند؟

فرمود: برای این که تا وقتی شاخۀ درخت خرما تر و تازه باشد، عذاب از او دور خواهد شد.

8- سهل بن زیاد در روایت مرفوعه ای گوید: راوی به امام علیه السلام عرض کرد: قربانت گردم! گاهی افرادی از از اهل سنّت نزد ما هستند که شاخه درخت خرما را بدعت می دانند و من از آن ها می ترسم و قرار دادن شاخۀ درخت خرما به آن صورتی که از شما رسیده است ممکن نیست باید چه کنیم؟

فرمود: آن دو شاخۀ خرما را به هر صورتی که ممکن است در کنار میت قرار ده.

9- حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْكِنْدِيٌّ عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي عَبْدِاللهِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْجَرِيدَةِ تُوضَعُ فِي الْقَبْرِ.

قَالَ: لَا بَأْسَ.

10- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ مِنْ أَصْحَابِنَا قَالُوا: قُلْنَا لَهُ: جُعِلْنَا فِدَاكَ! إِنْ لَمْ نَقْدِرْ عَلَى الْجَرِيدَةِ.

فَقالَ: عُودَ السِّدْرِ.

قِيلَ: فَإِنْ لَمْ نَقْدِرْ عَلَى السِّدْرِ.

فَقالَ: عُودَ الْخِلَافِ.

11- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ الْقَاسَانِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيٌّ بْنِ بِلَالٍ أَنَّهُ كَتَبَ إِلَيْهِ يَسْأَلُهُ عَنِ الْجَرِيدَةِ إِذَا لَمْ نَجِدْ نَجْعَلُ بَدَلَهَا غَيْرَهَا فِي مَوْضِعِ لا يُمْكِنُ النَّخْلُ.

فَكَتَبَ : يَجُوزُ إِذَا أُعْوِزَتِ الْجَرِيدَةُ، وَ الْجَرِيدَةُ أَفْضَلُ، وَ بِهِ جَاءَتِ الرَّوَايَةُ.

9- عبدالرحمان ابی عبدالله گوید: از امام صادق علیه السلام درباره شاخه درخت خرما پرسیدند که آیا می توان آن را در قبر گذارد؟

فرمود: اشکالی ندارد.

10- سهل بن زیاد از بسیاری از اصحاب ما روایت کرده که به امام علیه السلام گفتند: قربانت گردیم! اگر توانایی بر شاخه درخت خرما نداشته باشیم چه کنیم؟

فرمود: چوب سدر به جایش بگذارید.

عرض شد اگر آن را هم نداشتیم چه؟

فرمود: چوب بید تهیه کنید.

11- على بن بلال (که از راویان امام جواد و امام هادی و امام حسن عسکری علیهم السلام است) به امام علیه السلام نوشت و در مورد جریده پرسید که هرگاه در جایی که نخل موجود نیست آیا می توانیم به جای آن، چیز دیگری تهیه کنیم؟

امام علیه السلام چنین نوشت: اگر شاخۀ نخل پیدا نشد، جایز است ولی شاخه نخل بهتر است و در روایت نام آن برده شده است.

12- وَ رَوَى عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ فِي رِوَايَةٍ أُخْرَى قَالَ: يُجْعَلُ بَدَلَهَا عُودُ الرُّمَّانِ.

13- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلٍ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْجَرِيدَةِ تُوضَعُ مِنْ دُونِ النِّيَابِ أَوْ مِنْ فَوْقِهَا؟

قَالَ: فَوْقَ الْقَمِيصِ وَدُونَ الْخَاصِرَةِ.

فَسَأَلْتُهُ مِنْ أَيِّ جَانِبِ؟

فَقالَ: مِنَ الْجَانِبِ الْأَيْمَنِ.

بخش بیست و پنجم

اشاره

(25)

بَابُ الْمَيِّتِ يَمُوتُ وَ هُوَ جُئْبٌ أَوْ حَائِضٌ أَوْ نُفَسَاءُ.

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: قُلْتُ لَهُ: مَاتَ مَيْتُ وَ هُوَ جُنُبٌ كَيْفَ يُغَسَّلُ؟ وَ مَا يُجْزِتُهُ مِنَ الْمَاءِ؟

فَقالَ: يُغَسَّلُ غُسْلاً وَاحِداً يُجْزِئُ ذَلِكَ عَنْهُ لِجَنَابَتِهِ وَلِغُسْلِ الْمَيِّتِ، لِأَنَّهُمَا حُرْمَتَانِ اجْتَمَعَنَا فِي حُرْمَةٍ وَاحِدَةٍ.

12- علی بن ابراهیم در روایت دیگری آورده است که امام علیه السلام فرمود: به جای شاخه نخل می توان چوب انار گذاشت.

13- جمیل گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم که شاخۀ نخل زیر کفن یا روی آن گذارده شود؟

فرمود: زیر پیراهن و پایین تهی گاه.

پرسیدم از کدام سمت؟

فرمود: از سمت راست.

کسی که در حال جنابت یا حیض یا نفاس می میرد

1- زراره (که از راویان امام باقر و امام صادق علیهما السلام است) گوید: از امام علیه السلام پرسیدم: کسی که در حال جنابت بمیرد چگونه باید غسل داده شود؟ و چه مقدار آب برای او کافی است؟

فرمود: باید یک غسل داده شود که این غسل برای غسل جنابت غسل میت کافی است؛ زیرا هردو غسل واجب هستند، که در یک غسل واجب جمع شده اند.

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِقٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ عَمَّارِ بْنِ مُوسَى عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْمَرْأَةِ إِذَا مَاتَتْ فِي نِفَاسِهَا كَيْفَ تُغَسَّلُ؟

قَالَ: مِثْلَ غُسْل الطَّاهِرَةِ، وَكَذَلِكَ الْحَائِضُ، وَكَذَلِكَ الْجُنُّبُ، إِنَّمَا يُغَسْلُ غُسْلاً وَاحِداً فَقَط.

3- سَهْلُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ وَ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ فِي الْمَرْأَةِ إِذَا مَاتَتْ نُفَسَاءَ وَكَثُرَ دَمُهَا.

أُدْخِلَتْ إِلَى السُّرَّةِ فِي الأَدَم، أَوْ مِثْلِ الْآدَم نَظيف، ثُمَّ تُكَفِّنُ بَعْدَ ذَلِكَ.

2- عمّار بن موسی گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: زنی که در حال نفاس می میرد چگونه باید او را غسل داد؟

فرمود: مانند غسلی که برای طهارت و پاکی او (از جنابت و حیض) انجام می شد و هم چنین است زنی که در حال حیض و جنابت بمیرد به آن ها نیز فقط یک غسل داده می شود.

3- احمدبن محمد گوید: امام علیه السلام درباره زنی که در حال نفاس می میرد و خونش قطع نمی شود فرمود:

باید آن زن را تا ناف در پوست یا چیز پاکی مثل آن بگذارند و بعد کفنش کنند.

بخش بیست و ششم

اشاره

(26)

بَابُ الْمَرْأَةِ تَمُوتُ وَ فِي بَطْنِهَا وَلَدٌ يَتَحَرَّكُ.

1- حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ يَقْطِينِ قَالَ: سَأَلْتُ الْعَبْدَ الصَّالِحَ علیه السلام عَنِ الْمَرْأَةِ تَمُوتُ وَوَلَدُهَا فِي بَطْنِهَا.

قَالَ: يُشَقُّ بطنها ويُخْرَجُ وَلَدُها.

2- سَهْلُ بْنُ زِيَادٍ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبي عَبْدِاللهِ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَن الْمَرْأَةِ تَمُوتُ وَيَتَحَرُكَ الْوَلَدُ فِي بَطْنِهَا أَ يُشَقُّ بَطْنُهَا وَيُسْتَخْرَجُ وَلَدُهَا؟

قالَ: نَعَمْ.

وَ فِي رِوَايَةِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرِ زَادَ فِيهِ يُخْرَجُ الْوَلَدُ وَيُخَاطُ بَطنها.

زنی که بمیرد و در رحم او کودک زنده ای باشد

1- على بن یقطین گوید: از امام کاظم علیه السلام دربارۀ زنی که بمیرد و کودکی در شکم داشته باشد، پرسیدم؟

فرمود: باید شکم او شکافته شود و کودک را بیرون آورند.

2- علی بن حمزه گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: زنی که می میرد و کودکش در رحم او زنده باشد آیا باید شکم او را شکافته و فرزندش را بیرون آورند؟

فرمود: آری.

و در روایت ابن ابی عمیر افزوده شده است باید فرزند را بیرون آورده، سپس شکم او را بدوزند.

3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدِ بْن خَالِدٍ عَنْ أَبِيهِ عَن ابْن وَهْبٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام:

إِذَا مَاتَتِ الْمَرْأَةُ وَ فِي بَطْنِهَا وَلَدٌ يَتَحَرُكَ شُقَّ بَطْنُهَا وَ يُخْرَجُ الْوَلَدُ.

وَ قَالَ فِي الْمَرْأَةِ تَمُوتُ فِي بَطْنِهَا الْوَلَدُ فَيُتَخَوَّفُ عَلَيْهَا.

قَالَ: لا بَأْسَ أَنْ يُدْخِلَ الرَّجُلُ يَدَهُ فَيُقَطِّعَهُ وَ يُخْرِجَهُ.

بخش بیست و هفتم

اشاره

(27)

بَابُ كَرَاهِيَةِ أَنْ يُقَصَّ مِنَ الْمَيِّتِ ظُفْرٌ أَوْ شَعْرٌ.

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام قَالَ:

لا يُمَسُّ مِنَ الْمَيِّتِ شَعْرٌ وَ لا ظُفَرُ، وَإِنْ سَقَطَ مِنْهُ شَيْءٌ فَاجْعَلْهُ فِي كَفَيْهِ.

3- ابن وهب گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: امیر مؤمنان على علیه السلام فرمود:

هرگاه زنی بمیرد و در رحم او کودک زنده ای باشد باید شکمش را شکافته کودک را بیرون آورند.

حضرتش دربارهٔ زنی که جنین در شکمش مرده و زندگی او را به خطر انداخته، فرمود:

ایرادی ندارد که (با نبود زن ماهر) مرد دست خود را داخل رحم نموده و جنین را پاره پاره کند و آن را بیرون آورد.

کراهت کوتاه کردن ناخن یا موی میّت

1- راوی :گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

مو یا ناخن میت را نچینید و اگر چیزی از آن جدا شد آن را در کفنش بگذارید.

2- عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ غِيَاثٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

كَرِهَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام أَنْ تُحْلَقَ عَانَةُ الْمَيِّتِ إِذَا غُسِّلَ، أَوْ يُقَلَّمَ لَهُ ظُفُرٌ، أَوْ يُجَزَّ لَهُ شَعْرٌ.

3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ مِهْزَمٍ عَنْ طَلْحَةَ بْنِ زَيْدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

كُرِهَ أَنْ يُقَصَّ مِنَ الْمَيِّتِ ظُفُرٌ، أَوْ يُقَصَّ لَهُ شَعْرٌ، أَوْ تُخْلَقَ لَهُ عَانَةٌ، أَوْ يُغْمَضَ لَهُ مَفْصِلٌ.

4- حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْكِنْدِيِّ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ الْمِيثَمِيِّ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي عَبْدِاللَّهِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام عَنِ الْمَيِّتِ يَكُونُ عَلَيْهِ الشَّعْرُ فَيُحْلَقُ عَنْهُ أَوْ يُقَلِّمُ.

قَالَ: لا يُمَسُّ مِنْهُ شَيء المسله وادفنه. اغْسِلْهُ وَادْفِنْهُ.

2- غیاث گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

امیر مؤمنان علی علیه السلام مکروه می داشت که به هنگام غسل میت موی زهار او را بتراشند، یا ناخن او را بچینند و یا موی او را بتراشند.

3- طلحة بن زید گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

کراهت دارد ناخن یا موی میت چیده شود یا موی زهار او را بتراشند و یا این که مفصلی از او فشار داده شود.

4- عبد الرحمان بن ابی عبدالله گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: اگر در بدن میت موی باشد، آیا می توان آن را تراشید و یا چید؟

فرمود: نباید چنین کرد او را غسل داده و دفن کن.

بخش بیست و هشتم

اشاره

(28)

بَابُ مَا يَخْرُجُ مِنَ الْمَيِّتِ بَعْدَ أَنْ يُغَسَّلَ.

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ يَحْيَى الْكَاهِلِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

إِذَا خَرَجَ مِنْ مَر الميت الدم أو الشَّيْء بَعْدَ الغُسْل وَأَصَابَ الْعِمَامَةَ أو الْكَفَنَ قَرَّضْهُ بِالْمِقْرَاضِ.

2- عَنْهُ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ رَفَعَهُ قَالَ:

إِذَا غُسِّلَ الْمَيِّتُ ثُمَّ أَحْدَثَ بَعْدَ الْغُسْلِ، فَإِنَّهُ يُغْسَلُ الْحَدَثُ، وَلَا يُعَادُ الْغُسْلُ.

4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

إِذَا خَرَجَ مِنَ الْمَيِّتِ شَيْءٌ بَعْدَ مَا يُكَفَّنُ فَأَصَابَ الْكَفَنَ قُرِضَ مِنْهُ.

حکم چیزی که پس از غسل، از میت بیرون آید

1- عبدالله بن یحیی کاهلی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هرگاه. پس از غسل میت، از بینی او خون یا چیز دیگری بیرون آمد و عمامه یا کفن او را آلوده کرد، آن بخش را با قیچی جدا کن.

2- راوی گوید: امام علیه السلام فرمود:

هرگاه میت غسل داده شد بعد از غسل چیزی از او بیرون آمد، باید آن را شست ولی نباید غسل تکرار شود.

3- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هرگاه پس از تکفین میت، چیزی از او خارج شد و کفن را آلوده نمود، آن بخش از کفن باید بریده شود.

بخش بیست و نهم

اشاره

(29)

بَابُ الرَّجُلِ يُغَسِّلُ الْمَرْأَةَ وَ الْمَرْأَةِ تُغَسِّلُ الرَّجُلَ.

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْحَلَبِيَّ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام أَنَّهُ سُئِلَ عَنِ الرَّجُلِ يَمُوتُ وَلَيْسَ عِنْدَهُ مَنْ يُغَسْلُهُ إِلَّا النِّسَاءُ.

فَقَالَ: تُغَسْلُهُ امْرَأَتُهُ أَوْ ذَاتُ قَرَابَةٍ إِنْ كَانَتْ لَهُ وَ تَصُبُّ النِّسَاءُ عَلَيْهِ الْمَاءَ صَبّاً، وَ فِي الْمَرْأَةِ إِذَا مَاتَتْ يُدْخِلُ زَوْجُهَا يَدَهُ تَحْتَ قَمِيصِهَا فَيُغَسْلُهَا.

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْن سِنَانٍ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام عَنِ الرَّجُلِ أَ يَصْلُحُ لَهُ أَنْ يَنْظُرَ إِلَى امْرَأَتِهِ حِينَ تَمُوتُ أَوْ يُغَسْلَها إِنْ لَمْ يَكُنْ عِنْدَهَا مَنْ يُغَسْلُهَا؟ وَ عَنِ الْمَرْأَةِ هَلْ تَنْظُرُ إِلَى مِثْلِ ذَلِكَ مِنْ زَوْجِهَا حِينَ يَمُوتُ؟

غسل دادن مرد زن را و بالعکس

1- حلبی گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: مردی می میرد و جز زن کسی نیست او را غسل دهد.

فرمود: اگر همسر با زن دیگری دارد که با او پیوند خویشی دارد، باید او را غسل دهد و زنان دیگر بر او آب بریزند و اگر زن بمیرد شوهرش می تواند دست خود را به زیر پیراهن او

کند و او را غسل دهد.

2- عبدالله بن سنان گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: آیا جایز است مرد هنگامی که زنش از دنیا رفت به او نگاه کند؟ یا اگر برای غسل او زنی نباشد، خود مرد زنش را غسل دهد؟ هم چنین مردی که از دنیا رفته آیا زنش می تواند به بدن او نگاه کند؟

فَقالَ: لا بأس بذلك، إنَّمَا يَفْعَلُ ذَلِكَ أَهْلُ الْمَرْأَةِ كَرَاهَةً أَنْ يَنْظُرَ زَوْجُهَا إِلَى شَيْءٍ يَكْرَهُونَهُ مِنْهَا.

3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ صَفْوَانَ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِم قَالَ: سَأَلْتُهُ عَن الرَّجُل يُغَسُلُ امْرَأَتَهُ؟

قَالُ: نَعَمْ مِنْ وَرَاءِ النُّوْبِ.

4- حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْكِنْدِيِّ عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي عَبْدِاللَّهِ قَالَ:

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللهِ علیه السلام عَنِ الرَّجُلِ يَمُوتُ وَ لَيْسَ عِنْدَهُ مَنْ يُغَسِّلُهُ إِلَّا النِّسَاءُ هَلْ تُغَسْلُهُ النِّسَاءُ؟

فَقالَ: تُغَسْلُهُ امْرَأَتُهُ أَوْ ذَاتُ مَحْرَمِهِ وَ تَصُبُّ عَلَيْهِ النِّسَاءُ الْمَاءَ صَبّاً مِنْ فَوْقِ الثَياب؟

فرمود: اشکالی ندارد ولی این کار را خویشان زن انجام می دهند؛ زیرا دوست ندارند که شوهر، در بدن زن خود چیزی ببیند که آنان دوست نمی دارند.

3- محمد بن مسلم گوید: از امام علیه السلام پرسیدم: آیا مرد می تواند زن خود را غسل دهد؟

فرمود: آری، از زیر لباس.

4- عبدالرحمان بن ابی عبدالله گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: مردی می میرد و جز زنان کسی نیست که او را غسل دهد آیا زنان می توانند او را غسل دهند؟

فرمود: همسرش یا زنی دیگر که محرم اوست می تواند از روی لباس او را غسل دهد و زنان دیگر برایش آب بریزند.

5- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ النُّعْمَانِ عَنْ دَاوُدَ بْنِ فَرْقَدٍ قَالَ: سَمِعْتُ صَاحِباً لَنَا يَسْأَلُ أَبَا عَبْدِاللهِ علیه السلام عَنِ الْمَرْأَةِ تَمُوتُ مَعَ رِجَالٍ لَيْسَ فِيهِمْ ذُو مَحْرَمٍ هَلْ يُغَسِّلُونَهَا وَ عَلَيْهَا ثِيَابُهَا؟

قَالَ: إِذا يُدْخَلَ ذَلِكَ عَلَيْهِمْ، وَ لَكِنْ يَغْسِلُونَ كَفَّيْهَا.

6- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْمَرْأَةِ إِذَا مَاتَتْ.

فَقالَ: يُدْخِلُ زَوْجُهَا يَدَهُ تَحْتَ قَمِيصِهَا إِلَى الْمَرَافِقِ. (1)

7- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ دَاوُدَ بْنِ سِرْحَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام فِي الرَّجُل يَمُوتُ فِي السَّفَرَ أَوْ فِي أَرْضِ لَيْسَ مَعَهُ فِيهَا إِلَّا النِّسَاءُ.

قَالَ: يُدْفَنُ وَلا يُغَسَّلُ.

5- داوود بن فرقد گوید: از دوستم شنیدم که او از امام صادق علیه السلام پرسیده است: زنی همراه عده ای مرد بود و از دنیا رفته است و در میان آن ها محرمی ندارد آیا او را همان طور با لباسش می توانند غسل دهند؟

فرمود: اگر چنین کنند برای خویشان زن عیب و ننگ خواهد بود، ولی دو کف او را بشویند.

6- سماعه گوید: از امام علیه السلام دربارهٔ غسل زن مرده پرسیدم؟

فرمود: همسرش دست خود را به زیر پیراهن او ببرد و تا عورتین او را غسل دهد.

7- داوود بن سرحان گوید: امام صادق علیه السلام درباره مردی که در سفر، یا در جایی بمیرد که جز زن کسی نباشد او را غسلش دهد پرسیدم:

فرمود: باید او را بدون غسل دفن کرد


1) علامه مجلسی رحمه الله در «مرآة العقول» می نویسد: مرافق همان عورتین و ما بین آن هاست.

وَ قَالَ فِي الْمَرْأَةِ تَكُونُ مَعَ الرَّجَالِ بِتِلْكَ الْمَنْزِلَةِ إِلَّا أَنْ يَكُونَ مَعَهَا زَوْجُهَا، فَإِنْ كَانَ مَعَهَا زَوْجُهَا فَلْيُغَسّلْهَا مِنْ فَوْقِ الدَّرْعِ وَيَسْكُبُ عَلَيْهَا الْمَاءَ سَكْباً وَ لْتُغَسِّلْهُ امْرَأَتُهُ إِذَا مَاتَ، وَ الْمَرْأَةُ لَيْسَتْ مِثْلَ الرَّجُلِ الْمَرْأَةُ أَسْوَأُ مَنْظَراً حِينَ تَمُوتُ.

8- أَبُو عَلِيَّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ مَنْصُورِ بْنِ حَازِمٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیهِ السلام عَنِ الرَّجُلِ يَخْرُجُ فِي السَّفَرِ وَ مَعَهُ امْرَأَتُهُ يُغَسْلُهَا؟

قالَ: نَعَمْ، وَ وَأُمَّهُ وَأُخْتَهُ وَ وَنَحْوُ هَذَا يُلْقَى عَلَى عَوْرَتِهَا خِرْقَةٌ.

9- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنْ دَاوُدَ بْنِ فَرْقَدٍ قَالَ: سَمِعْتُ صَاحِبَاً لَنَا يَسْأَلُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیهِ السلام عَنِ الْمَرْأَةِ تَمُوتُ مَعَ رِجَالٍ لَيْسَ مَعَهُمْ ذُو مَحْرَمِ هَلْ يُغَسِّلُونَهَا وَ عَلَيْهَا ثيَابُهَا؟

فَقالَ: إِذا يُدْخَلَ عَلَيْهِمْ، وَ لَكِنْ يَغْسِلُونَ كَفَّيْهَا.

حضرتش فرمود: هم چنین است زنی که همراه مردان در سفر باشد حکمش این چنین است مگر این که شوهرش همراه او باشد که در این صورت باید او را از روی لباس غسل دهد و آب را بر او بریزد و اگر مردی این گونه بمیرد زنش او را غسل می دهد ولی زن هم چون مرد نیست؛ زیرا زن وقتی می میرد منظره اش ناخوشایندتر است.

8- منصور بن حازم گوید: از امام صادق علیهِ السلام پرسیدم مردی که به سفر می رود و زنش همراه اوست (و می میرد) آیا می تواند زنش را غسل دهد؟

فرمود: آری، هم چنین است حکم او درباره مادر و خواهرش، و زنان دیگر از این قبیل که باید پارچه ای بر عورت زن بیفکند.

9- داوود بن فرقد گوید: از دوستم شنیدم که او از امام صادق علیهِ السلام پرسیده است: زنی همراه عده ای مرد بود و از دنیا رفته است و در میان آنها محرمی ندارد آیا او را همان طور با لباسش می توانند غسل دهند؟

فرمود: اگر چنین کنند برای خویشان زن عیب و ننگ خواهد بود ولی دو کف او را بشویند.

10- سَهْلُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنِ ابْنِ رِنَابِ عَنِ الْحَلَبِيَّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیهِ السلام الْمَرْأَةِ إِذَا مَاتَتْ وَ لَيْسَ مَعَهَا امْرَأَةٌ تُغَسِّلُهَا.

قَالَ: يُدْخِلُ زَوْجُهَا يَدَهُ تَحْتَ قَمِيصِهَا فَيُغَسِّلُهَا إِلَى الْمَرَافِقِ.

11- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِم قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ يُغَسِّلُ امْرَأَتَهُ؟

قالَ: نَعَمْ، إِنَّمَا يَمْنَعُهَا أَهْلُهَا تَعَصُّباً.

12- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ عَمَّارِ بْنِ مُوسَى عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیهِ السلام أَنَّهُ سُئِلَ عَنِ الرَّجُلِ الْمُسْلِم يَمُوتُ فِي السَّفَرِ وَ لَيْسَ مَعَهُ رَجُلٌ مُسْلِمٌ وَ مَعَهُ رِجَالٌ نَصَارَى وَ مَعَهُ عَمَّتُهُ وَ خَالَتَهُ مُسْلِمَتَانِ كَيْفَ يُصْنَعُ فِي غُسْلِهِ؟

قَالَ: تُغَسْلُهُ عَمَّتُهُ وَ خَالَتُهُ فِى قَمِيصِهِ وَلَا تَقْرَبُهُ النَّصَارَى.

10- حلبی گوید: از امام صادق علیهِ السلام پرسیدم: اگر زنی بمیرد و همراه او زنی نباشد که او را غسل دهد چه باید کرد؟

فرمود: شوهرش دست خود را به زیر پیراهن او ببرد و او را تا عورتین غسل دهد.

11- محمد بن مسلم گوید: از امام علیهِ السلام پرسیدم: آیا مرد می تواند همسر خود را غسل دهد؟

فرمود: آری، ولی خویشان زن از روی تعصب مانع آن می شوند.

12- عمّار بن موسی گوید: از امام صادق علیهِ السلام پرسیده شد مرد مسلمانی در سفر می میرد و با او مرد مسلمانی نیست، بلکه مردان مسیحی، عمه و خاله مسلمان او همراهش هستند دربارهٔ غسل او چه باید کرد؟

فرمود: باید عمه و خاله اش او را در پیراهنش غسل دهند و مسیحیان نباید به او نزدیک شوند.

وَ عَنِ الْمَرْأَةِ تَمُوتُ فِي السَّفَرِ وَ لَيْسَ مَعَهَا امْرَأَةٌ مُسْلِمَةٌ وَ مَعَهَا نِسَاءٌ نَصَارَى وَعَمُهَا وَخَالُهَا مُسْلِمَان.

قَالَ: يُغَسِّلَانِهَا وَ لا تَقْرَبُهَا النَّصْرَانِيَّةُ كَمَا كَانَتِ الْمُسْلِمَةٌ تُغَسْلُهَا، غَيْرَ أَنَّهُ يَكُونُ عَلَيْهَا دِرْعٌ فَيُصَبُّ الْمَاء مِنْ فَوْقِ الدِّرْع.

قُلْتُ: فَإِنْ مَاتَ رَجُلٌ مُسْلِمٌ وَ لَيْسَ مَعَهُ رَجُلٌ مُسْلِمٌ وَ لَا امْرَأَةٌ مُسْلِمَةٌ مِنْ ذِي قَرَابَتِهِ وَ مَعَهُ رِجَالٌ نَصَارَى وَ نِسَاءٌ مُسْلِمَاتٌ لَيْسَ بَيْنَهُ وَ بَيْنَهُنَّ قَرَابَةٌ.

قَالَ: يَغْتَسِلُ النَّصْرَانِي ثُمَّ يُغَسْلُهُ فَقَدِ اضْطَر.

وَ عَنِ الْمَرْأَةِ الْمُسْلِمَةِ تَمُوتُ وَ لَيْسَ مَعَهَا امْرَأَةٌ مُسْلِمَةٌ وَلا رَجُلٌ مُسْلِمٌ مِنْ ذَوِي قَرَابَتِهَا وَ مَعَهَا نَصْرَانِيَّةٌ وَ رِجَالٌ مُسْلِمُونَ لَيْسَ بَيْنَهَا وَ بَيْنَهُمْ قَرَابَةٌ.

قَالَ: تَغْتَسِلُ النَّصْرَانِيَّةُ ثُمَّ تُغَسْلُهَا.

از حضرتش پرسیدند زنی که در سفر می میرد و زن مسلمانی همراه او نیست، بلکه زنان مسیحی هم چنین عمو و دایی مسلمان او همراهش هستند در این جا چه باید کرد؟

حضرت فرمود: عمو و داییش او را با پیراهن غسل دهند و آب را از روی پیراهن برایش بریزند همان طوری که زن مسلمان او را غسل می دهد و نباید زن مسیحی به او نزدیک شود.

گفتم: اگر مرد مسلمانی بمیرد و مرد و زن مسلمان از خویشانش همراه او نباشد، و عده ای مردان مسیحی و زنان غیر محرم مسلمان با او باشند در این صورت چه باید کرد؟

حضرت فرمود: ابتدا مرد نصرانی، خود غسل می کند و آن گاه میت را غسل می دهد؛ زیرا این جا محل اضطراری و ناچاری است.

از حضرتش پرسیدم که زن مسلمانی می میرد و زن مسلمان و مرد مسلمانی، از خویشان او در آن جا حاضر نیستند، ولی زن مسیحی و مردان غیر محرم مسلمان حاضرند چه باید کرد؟

فرمود: ابتدا زن نصرانی خود غسل کند، سپس او را غسل دهد.

وَ عَنِ النَّصْرَانِيُّ يَكُونُ فِي السَّفَرِ وَ هُوَ مَعَ الْمُسْلِمِينَ فَيَمُوتُ.

قَالَ: لا يُغَسِّلُهُ مُسْلِمٌ وَ لا كَرَامَةَ وَ لا يَدْفِنُهُ وَ لا يَقُومُ عَلَى قَبْرِهِ.

13- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ مُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام: مَنْ غَسَّلَ فَاطِمَةَ علیها السلام؟

قَالَ: ذَاكَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام كَأَنَّكَ اسْتَفْطَعْتَ ذَلِكَ مِنْ قَوْلِهِ؟

فَقالَ لِي: كَأَنَّكَ ضِقْتَ مِمَّا أَخْبَرْتُكَ.

فَقُلْتُ: قَدْ كَانَ ذَلكَ جُعِلْتُ فِدَاكَ.

فَقالَ لِي: لا تَضِيقَنَّ فَإِنَّهَا صِدِّيقَةٌ لَمْ يَكُنْ يُغَسْلُهَا إِلَّا صِدِّيقٌ. أَمَا عَلِمْتَ أَنَّ مَرْيَمَ علیها السلام لَمْ يُغَسِّلْهَا إِلَّا عِيسَى علیه السلام؟

قُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! فَمَا تَقُولُ فِي الْمَرْأَةِ تَكُونُ فِي السَّفَرِ مَعَ الرِّجَالِ لَيْسَ لَهَا مَعَهُمْ ذُو مَحْرَم وَ لا مَعَهُمُ امْرَأَةٌ فَتَمُوتُ الْمَرْأَةُ مَا يُصْنَعُ بِهَا؟

از حضرتش پرسیدم: مردی مسیحی با مسلمانان همسفر است، او در بین سفر می میرد چه باید کرد؟

فرمود: لازم نیست مسلمان او را غسل دهد و عزّتی برای او نیست، لازم نیست او را دفن کند و بر سر قبرش بایستد.

13- مفضّل بن عمر گوید: از امام صادق علیه السلام می پرسیدم: فاطمه علیها السلام را چه کسی غسل داد؟

فرمود: امیر مؤمنان على علیه السلام.

گویی این سخن بر تو گران آمد، گویی از آن چه که به تو خبر دادم، دلتنگ شدی؟

گفتم: چنین است قربانت گردم.

فرمود: دلتنگ مباش؛ زیرا فاطمه علیها السلام صدیقه بود و نباید او را کسی جز صدیق غسل دهد. آیا نمی دانی مریم علیها السلام را جز عیسی علیه السلام کسی غسل نداده است؟!

عرض کردم: قربانت گردم! نظر شما دربارۀ زنی که با مردان همفسر شده و از دنیا رفته است و در میان ایشان محرمی ندارد و زن دیگری نیست چیست؟ چه باید کرد؟ -

قَالَ: يُغْسَلُ مِنْهَا مَا أَوْجَبَ اللهُ عَلَيْهِ التيمم، وَ لا تُمَسُّ وَلَا يُكْشَفُ شَيْءٌ مِنْ مَحَاسِنِهَا الَّذِي أَمَرَ اللَّهُ بِسَتْرِهِ.

قُلْتُ: كَيْفَ يُصْنَعُ بِهَا؟

قَالَ: يُغْسَلُ بَطْنُ كَفَّيْهَا وَ وَجْهَهَا وَ يُغْسَلُ ظَهْرُ كَفَّيْهَا.

بخش سی ام

اشاره

(30)

بَابُ حَدَّ الصَّبِيِّ الَّذِي يَجُوزُ لِلنِّسَاءِ أَنْ يُغَسِّلْنَهُ.

1- أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ يُونُسَ بْنِ يَعْقُوبَ عَنِ ابْنِ الْمَيْرِ مَوْلَى الْحَارِثِ بْنِ الْمُغِيرَةِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام: حَدِّثْنِي عَنِ الصَّبِيِّ إِلَى كَمْ تُغَسْلُهُ النِّسَاءُ؟

فَقَالَ: إِلَى ثَلَاثِ سِنِينَ.

فرمود: باید مواضعی را که خداوند تیمم را بر آنها واجب فرموده، بشویند و نباید به چیزی از محاسن او - که خداوند متعال به پوشانیدن آن ها امر فرموده - دست زنند یا آشکارش سازند.

گفتم: چگونه با او رفتار کنند؟

فرمود: کف دست ها، صورت و نیز پشت دست هایش را بشویند.

پسر بچه ای را که زنان می توانند غسلش دهند

1- ابن نمیر گوید: به امام صادق علیه السلامعرض کردم: بفرمایید که زنان، پسر بچه را تا چند سالگی می توانند غسل دهند؟

فرمود تا سن سه سالگی.

بخش سی و یکم

اشاره

(31)

بَابٌ غُسْلِ مَنْ غَسَّلَ الْمَيِّتَ وَ مَنْ مَسَّهُ وَ هُوَ حَارٌ وَ مَنْ مَسَّهُ وَ هُوَ بَارِدٌ.

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: مَنْ غَسَّلَ مَيَّاً فَلْيَغْسِلْ:

قُلْتُ: فَإِنْ مَسَّهُ مَا دَامَ حَارّاً.

قَالَ: فَلَا غُسْلَ عَلَيْهِ وَإِذَا بَرَدَ ثُمَّ مَسَّهُ فَلْيَغْتَسِل.

قُلْتُ: فَمَنْ أَدْخَلَهُ الْقَبْرَ.

قَالَ: لا غُسْلَ عَلَيْهِ إِنَّمَا يَمَسُّ النِّيَابَ.

حکم غسل کسی که میت را غسل می دهد، کسی که بدن میت را تا هنگامی که گرم و یا سرد است، مس می کند

1- حریز گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

کسی که میتی را غسل می دهد باید خود نیز غسل کند.

گفتم: اگر تا زمانی که بدن او گرم بوده او را مس کرده باشد چه؟

فرمود: غسل بر او لازم نیست، ولی اگر بدن میّت سرد شده و او را مس کرده باید غسل کند.

گفتم: شخصی که میت را وارد قبر می کند چه؟

فرمود: غسل بر او لازم نیست؛ زیرا او پارچه را مس می نماید.

2- أبو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٌ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السلام قَالَ: قُلْتُ : الرَّجُلُ يُغْمِضُ عَيْنَ الْمَيِّتِ عَلَيْهِ غُسْلُ.

قَالَ: إِذَا مَسَّهُ بِحَرَارَتِهِ فَلَا، وَلَكِنْ إِذَا مَسَّهُ بَعْدَ مَا يَبْرُدُ فَلْيَغْتَسِل.

قُلْتُ: فَالَّذِي يُغَسِّلُهُ يَغْتَسِلُ؟

قالَ: نَعَمْ.

قُلْتُ: فَيُغَسْلُهُ ثُمَّ يُكَفِّنُهُ قَبْلَ أَنْ يَغْتَسِلَ.

قَالَ: يُغَسْلُهُ ثُمَّ يَغْسِلُ يَدَهُ مِنَ الْعَاتِقِ ثُمَّ يُلْبِسُهُ أَكْفَانَهُ ثُمَّ يَغْتَسِلُ.

قُلْتُ: فَمَنْ حَمَلَهُ عَلَيْهِ غُسْلُ.

قَالَ: لا.

قلتُ: فَمَنْ أَدْخَلَهُ الْقَبْرَ عَلَيْهِ وُضُوء.

قَالَ: لا، إِلَّا أَنَّهُ يَتَوَضَّأُ مِنْ تُرَابِ الْقَبْرِ إِنْ شَاءَ.

2- محمد بن مسلم از یکی از دو امام (باقر یا صادق علیهما السلام) روایت کرده و گوید: به حضرتش گفتم آیا بر کسی که چشم میت را می بندد، غسل لازم است؟

فرمود: اگر جسد را در هنگام گرم بودن مس کند، نه ولی اگر پس از سرد شدن مس نماید، باید غسل کند.

گفتم: آیا کسی که میت را غسل می دهد، خود نیز باید غسل کند؟

فرمود: آری.

گفتم: اگر میت را غسل دهد ولی پیش از آن که خود غسل کند، وی را کفن کند، چه؟

فرمود: باید او را غسل دهد آن گاه دست خود را از کتف به پایین بشوید، سپس او را کفن کند، آن گاه غسل نماید.

گفتم: آیا کسی که میت را حمل می کند باید غسل کند؟

فرمود: نه.

گفتم: آیا کسی که او را داخل قبر می کند، باید غسل کند؟

فرمود: نه ولی اگر بخواهد می تواند خود را از خاک قبر پاک کند و بشوید.

3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ عَبْدِاللهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

يُغَسّلُ الَّذِي غَسَّلَ الْمَيِّتَ وَ إِنْ قَبَّلَ إِنْسَانُ الْمَيَّتَ وَ هُوَ حَارٌ فَلَيْسَ عَلَيْهِ غُسْلٌ، وَ لَكِنْ إِذَا مَسَّهُ وَ قَبَّلَهُ وَ قَدْ بَرَدَ فَعَلَيْهِ الْغُسْلُ، وَ لا بَأْسَ أَنْ يَمَسَّهُ بَعْدَ الْغُسْلِ و يقبله.

4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِي عَنْ أَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ يَمَرُّ الْمَيْتَ أَيَنْبَغِي لَهُ أَنْ يَغْتَسِلَ مِنْهَا؟

قَالَ: لا، إِنَّمَا ذَلِكَ مِنَ الْإِنْسَانِ وَحْدَهُ.

قَالَ: وَ سَأَلْتُهُ عَن الرَّجُل يُصِيبُ ثَوْبُهُ جَسَدَ الْمَيِّتِ.

فَقالَ: يَغْسِلُ مَا أَصَابَ التَّوْبَ.

3- عبدالله بن سنان گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

کسی که میت را غسل می دهد باید غسل نماید و اگر کسی میت را در حال گرمی بدنش ببوسد، غسل بر او لازم نیست ولی اگر بدن میّت سرد شده باشد و به او دست بزند و او را ببوسد بر او غسل لازم است و پس از غسل میت، دست زدن و بوسیدن او اشکال ندارد.

4- حلبی گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم کسی که (حیوان) مرده ای را با دست لمس می کند آیا باید غسل نماید؟

فرمود: ،نه، این غسل، تنها برای لمس مردۀ انسان واجب می شود.

از حضرتش پرسیدم کسی که لباسش به بدن میت می خورد، چه حکمی دارد؟

فرمود: آن چه به بدن میت رسیده، باید شسته شود.

أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْن عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنِ الْحَجَّالِ عَنْ ثَعْلَبَةَ عَنْ مَعْمَرٍ بْنِ يَحْيَى قَالَ:

سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السلام يَنْهَى عَنِ الْغُسْلِ إِذَا دَخَلَ الْقَبْرَ.

6- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ أَبِي زِيَادٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

إِنَّ رَسُولَ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم قَبَّلَ عُثْمَانَ بْنَ مَطْعُونٍ بَعْدَ مَوْتِهِ.

7- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ رِئَابٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام فِي الرَّجُلِ يَقَعُ طَرَفُ ثَوْبِهِ عَلَى جَسَدِ الْمَيِّتِ.

قَالَ: إِنْ كَانَ غُسْلَ الْمَيْتُ فَلا تَغْسِلُ مَا أَصَابَ ثَوْبَكَ مِنْهُ، وَ إِنْ كَانَ لَمْ يُغَسل فَاغْسِلُ مَا أَصَابَ ثَوْبَكَ مِنْهُ.

5- معمر بن یحیی گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که از غسل مس میتی که در قبر قرار گرفته، نهی می فرمود.

6- اسماعیل بن ابی زیاد گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

همانا رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم و عثمان بن مظعون را پس از مرگش بوسید.

7- ابراهیم گوید: امام صادق علیه السلام در مورد کسی که گوشه ای از لباسش به بدن میت می رسد فرمود:

اگر میت غسل داده شده باشد نباید لباسی را که به آن خورده، بشویی، ولی اگر میت غسل داده نشده باید لباسی را که به آن خورده بشوی، -

8- سَهْلُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

قُلْتُ لَهُ: أَيَغْتَسِلُ مَنْ غَسَّلَ الْمَيِّتَ؟

قالَ: نَعَمْ.

قُلْتُ: مَنْ أَدْخَلَهُ الْقَبْرَ؟

قَالَ: لا، إِنَّمَا يَمَسُّ الثِّيَابَ.

بخش سی و دوم

اشاره

(32)

بَابُ الْعِلَّةِ فِي غُسْلِ الْمَيِّتِ غُسْلَ الْجَنَابَةِ.

1- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللهِ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سُلَيْمَانَ الدَّيْلَمِيِّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: دَخَلَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ قَيْسِ الْمَاصِرُ عَلَى أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام فَقَالَ: أَخْبِرْنِي عَنِ الْمَيِّتِ لِمَ يُغَسْلُ غُسْلَ الْجَنَابَةِ؟

فَقَالَ لَهُ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام: لَا أُخْبِرُكَ.

8- عبدالله بن سنان گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: آیا کسی که میت را غسل داده خود نیز باید غسل نماید؟

فرمود: آری.

گفتم: کسی که او را داخل قبر می کند چه؟

فرمود: نه، چون او فقط کفن را مسح می نماید.

علت همانندی غسل میت و غسل جنابت

1- سلیمان دیلمی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

عبدالله بن قيس ماصر خدمت امام باقر رسید و گفت: به من بگو چرا باید به میت غسل جنابت داد؟

امام باقر علیه السلام فرمود: به تو پاسخ نمی دهم.

فَخَرَجَ مِنْ عِنْدِهِ، فَلَقِيَ بَعْضَ الشَّيعَةِ.

فَقالَ لَهُ: الْعَجَبُ لَكُمْ يَا مَعْشَرَ الشَّيعَةِ تَوَلَّيْتُمْ هَذَا الرَّجُلَ وَأَطَعْتُمُوهُ، وَ لَوْ دَعَاكُمْ إِلَى عِبَادَتِهِ لَأَجَبْتُمُوهُ، وَ قَدْ سَأَلْتُهُ عَنْ مَسْأَلَةٍ فَمَا كَانَ عِنْدَهُ فِيهَا شَيْءٌ، فَلَمَّا كَانَ مِنْ قَابِلِ دَخَلَ عَلَيْهِ أَيْضاً فَسَأَلَهُ عَنْهَا.

فَقالَ: لا أخبرك بها.

فَقالَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ قَيْسِ لِرَجُلٍ مِنْ أَصْحَابِهِ: انْطَلِقْ إِلَى الشَّيعَةِ، فَاصْحَبْهُمْ وَأَظْهِرْ عِنْدَهُمْ مُوَالَاتَكَ إِيَّاهُمْ وَلَعْنَنِي وَ التَّبَرْيَ مِنِّي، فَإِذَا كَانَ وَقْتُ الْحَجِّ فَأْتِنِي حَتَّى أَدْفَعَ إِلَيْكَ مَا تَحْجُ بِهِ وَ سَلْهُمْ أَنْ يُدْخِلُوكَ عَلَى مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيَّ، فَإِذَا صِرْتَ إِلَيْهِ، فَاسْأَلْهُ عَنِ الْمَيِّتِ لِمَ يُغَسَّلُ غُسْلَ الْجَنَابَةِ؟

او از نزد حضرت بیرون آمد یکی از شیعیان را دید و به او گفت: در شگفتم از شما ای گروه شیعه! که این مرد را ولی خود قرار داده و از او پیروی می کنید اگر او شما را به پرستش خود فراخواند خواهید پذیرفت، درحالی که من پرسشی از او پرسیدم و او پاسخی نداشت که به من دهد (!!)

او سال بعد باز نزد حضرت آمد و همان مسأله را پرسید؟

حضرتش فرمود: پاسخ نمی دهم.

عبدالله بن قیس به یکی از دوستانش گفت به سوی شیعیان برو و با ایشان رفاقت کن و دوستی خود با آنان و بیزاری از من را اظهار کن و چون موسم حج شد، نزد من بیا تا هزینه سفر تو را بدهم و به حج برو و از شیعیان بخواه که تو را نزد محمد بن علی ببرند و چون نزد او رفتی از او بپرس چرا باید میت را غسل جنابت داد؟

فَانْطَلَقَ الرَّجُلُ إِلَى الشَّيعَةِ فَكَانَ مَعَهُمْ إِلَى وَقْتِ الْمَوْسِمِ، فَنَظَرَ إِلَى دِينِ الْقَوْمِ، فَقَبِلَهُ بِقَبُولِهِ وَ كَتَمَ ابْنَ قَيْسٍ أَمْرَهُ مَخَافَةَ أَنْ يُحْرَمَ الْحَجَّ فَلَمَّا كَانَ وَقْتُ الْحَجِّ، أَتَاهُ فَأَعْطَاهُ حَجَّةً وَ خَرَجَ.

فَلَمَّا صَارَ بِالْمَدِينَةِ قَالَ لَهُ أَصْحَابُهُ: تَخَلَّفْ فِي الْمَنْزِلِ حَتَّى نَذْكُرَكَ لَهُ، وَ نَسْأَلَهُ لِيَأذن لك.

فَلَمَّا صَارُوا إِلَى أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: لَهُمْ أَيْنَ صَاحِبُكُمْ مَا أَنْصَفْتُمُوهُ؟

قَالُوا: لَمْ نَعْلَمْ مَا يُوَافِقُكَ مِنْ ذَلِكَ.

فَأَمَرَ بَعْضَ مَنْ حَضَرَ أَنْ يَأْتِيَهُ بِهِ، فَلَمَّا دَخَلَ عَلَى أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام، قَالَ لَهُ: مَرْحَباً!

كَيْفَ رَأَيْتَ مَا أَلتَ فِيهِ الْيَوْمَ مِمَّا كُنتَ فِيهِ قَبْلُ؟

فَقالَ: يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ! لَمْ أَكُنْ فِي شَيْءٍ

آن مرد نزد شیعیان رفت و با ایشان بود تا موسم حج فرا رسید و چون دین آنان را به دقت بررسی کرد از روی رغبت آن را پذیرفت ولی کار خود را از پسر قیس مخفی داشت که مبادا از حج محروم شود و چون وقت حج فرا رسید نزد او آمد، مخارج سفر خود را گرفت و روانه شد و چون به مدینه رسید همراهانش به او گفتند در خانه باش تا برایت از حضرت اجازه شرفیابی بخواهیم.

چون نزد امام باقر علیه السلام رسیدند به آنان فرمود: رفیق شما کجاست؟ چرا با او منصفانه رفتار نکردید؟

گفتند: نمی دانستیم که شما موافقت می فرمایید.

حضرتش به شخصی که حاضر بود امر فرمود که او را بیاورد

چون آن شخص خدمت امام باقر علیه السلام شرفیاب شد حضرت به او فرمود: خوش آمدی امروز حال خود را نسبت به گذشته چگونه می بینی؟

گفت: ای پسر رسول خدا! من اصلاً هیچ چیزی نداشتم.

فَقالَ: صَدَقْتَ أَمَا إِنَّ عِبَادَتَكَ يَوْمَئِذٍ كَانَتْ أَخَفَّ عَلَيْكَ مِنْ عِبَادَتِكَ الْيَوْمَ، لِأَنَّ الْحَقِّ ثَقِيل والشَّيْطَانَ مُوَكَّلٌ بِشِيعَتِنَا، لأن سَائِرَ النَّاسِ قَدْ كَفَوْهُ أَنفُسَهُمْ إِنِّى سَأُخْبِرُكَ بِمَا قَالَ لَكَ ابْنُ قَيْسِ الْمَاصِرُ قَبْلَ أَنْ تَسْأَلَنِي عَنْهُ وَ أُصَيْرُ الْأَمْرَ فِي تَعْرِيفِهِ إِيَّاهُ إِلَيْكَ إِنْ شِئْتَ أَخْبَرْتَهُ وَإِنْ شِئْتَ لَمْ تُخْبِرْهُ.

إِنَّ اللهَ تَعَالَى خَلَقَ خَلاقِينَ، فَإِذَا أَرَادَ أَنْ يَخْلُقَ خَلْقاً أَمَرَهُمْ فَأَخَذُوا مِنَ التَّرْبَةِ الَّتِي قَالَ فِي كِتَابِهِ: (مِنْهَا خَلَقْنَاكُمْ وَ فِيهَا نُعِيدُكُمْ وَ مِنْهَا تُخْرِجُكُمْ تَارَةً أُخْرَى).

فَعَجَنَ النُّطْفَةَ بتِلْكَ التَّرْبَةِ الَّتِي يَخْلُقُ مِنْهَا بَعْدَ أَنْ أَسْكَنَهَا الرَّحِمَ أَرْبَعِينَ لَيْلَةٌ، فَإِذَا تَمَّتْ لَهَا أَرْبَعَةُ أَشْهُرٍ، قَالُوا: يَا رَبِّ نَخْلُقُ مَا ذَا؟

فَيَأْمُرُهُمْ بِمَا يُرِيدُ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى أَبْيَضَ أَوْ أَسْوَدَ؟

فرمود: راست گفتی، به راستی که عبادت آن روز تو، از امروز سبک تر بود؛ زیراکه حق سنگین است و شیطان برای فریب شیعیان ما گماشته شده است؛ زیرا مردم دیگر خود در خط شیطان هستند.

اکنون من از آن چه پسر قیس به تو گفته پیش از آن که از من بپرسی، تو را آگاه می سازم و تو را آزاد می گذارم اگر خواستی به او بگو و اگر نخواستی به او نگو.

به راستی خدای تعالی فرشتگان خلق کننده ای را ،آفرید چون بخواهد کسی را بیافریند، به ایشان فرمان می دهد که از آن خاکی که در قرآن فرموده برگیرند آن جا که می فرماید: «شما را از آن آفریدیم و باز شما را به آن باز می گردانیم و آن گاه دیگر بار شما را از آن بیرون می آوریم» (1)و نطفه پس از آن که چهل شب در رحم مادر قرار می گیرد با آن خاک عجین می شود، و چون چهار ماه تمام می شود فرشتگان می گویند پروردگارا! چه چیز را بیافرینیم؟

پس خداوند آن چه را اراده می فرماید از پسر یا دختر سیاه یا سفید امر می فرماید.


1) سوره طه، آیه 57.

فَإِذَا خَرَجَتِ الرُّوحُ مِنَ الْبَدَنِ خَرَجَتْ هَذِهِ النُّطْفَةُ بِعَيْنِهَا مِنْهُ كَائِنَا مَا كَانَ صَغِيراً أَوْ كَبيراً ذَكَرًا أَوْ أُنثَى، فَلِذَلِكَ يُغَسْلُ الْمَيِّتُ غُسْل الجنابة.

فَقالَ الرَّجُلُ: يَا ابْنَ رَسُولِ اللهِ وَاللهِ مَا أُخْبِرُ ابْنَ قَيْسِ الْمَاصِرَ بِهَذَا أَبَداً.

فَقَالَ: ذَلِكَ إِلَيْكَ.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِي عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: سُئِلَ مَا بَالُ الْمَيِّتِ يُمْنِي؟

قَالَ: النُّطْفَةُ الَّتِي خُلِقَ مِنْهَا يَرْمِي بِهَا.

3- بَعْضُ أَصْحَابِنَا عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَسَنِ الْمِيثَمِي عَنْ هَارُونَ بْنِ حَمْزَةَ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ عَلِيَّ بْنِ الْحُسَيْنِ علیهما السلام مَّا قَالَ: قَالَ:

إنَّ الْمَخْلُوقَ لا يَمُوتُ حَتَّى تَخْرُجَ مِنْهُ النُّطْفَةُ الَّتِى خُلِقَ مِنْهَا مِنْ فِيهِ أَوْ مِنْ عینه.

آن گاه که روح از بدن خارج می شود این نطفه به طور کامل، هرگونه که هست کوچک یا ،بزرگ پسر یا دختر از بدن او خارج می شود به این دلیل است که میت را باید غسلی همانند غسل جنابت بدهند.

آن مرد گفت: ای فرزند رسول خدا! نه به خدا سوگند هرگز به پسر قیس ماصر نخواهم گفت، که پاسخ شما چه بوده است.

امام علیه السلام فرمود: این در اختیار توست.

2- سکونی گوید: از امام صادق علیه السلام سؤال شد چرا رطوبتی (از دیدگان) میت بیرون می آید؟

فرمود: این رطوبت، نطفه ای است که از آن خلق شده که آن را می اندازند.

یکی از اصحاب ما گوید: امام سجاد علیه السلام فرمود:

آدمی نمی میرد مگر این که نطفه ای که از آن آفریده شده از دهان یا چشمش خارج شود.

بخش سی و سوم

اشاره

(33)

بَابُ ثَوَابٍ مَنْ غَسَّلَ مُؤْمِناً.

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْن زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْن مَحْبُوبِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ غَالِبٍ عَنْ سَعْدِ الْإِسْكَافِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:

أَيُّمَا مُؤْمِنٍ غَسَّلَ مُؤْمِناً فَقَالَ إِذَا قَلَّبَهُ: «اللَّهُمَّ إِنَّ هَذَا بَدَنُ عَبْدِكَ الْمُؤْمِنِ قَدْ أَخْرَجْتَ رُوحَهُ مِنْهُ وَ فَرَّقْتَ بَيْنَهُمَا فَعَفْوَكَ عَفْوَكَ» غَفَرَاللَّهُ لَهُ ذُنُوبَ سَنَةٍ إِلَّا الْكَبَائِرَ.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ سَعْدِ بْنِ طَرِيفٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: مَنْ غَسَّلَ مَيْتاً فَأَدَّى فِيهِ الْأَمَانَةَ غَفَرَ اللَّهُ لَهُ.

قلتُ: وَكَيْفَ يُؤدِّي فِيهِ الْأَمَانَةَ؟

قَالَ: لا يُحَدِّثُ بِمَا يَرَى.

پاداش کسی که مؤمنی را غسل دهد

1- سعد اسکاف گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هر مؤمنی که مؤمن دیگری را غسل دهد و هنگامی که او را پشت و رو می کند این دعا را بخواند: «اللّهمّ إنّ هذا بَدَنُ عَبْدِكَ المُؤْمِن قَدْ أَخْرَجْتَ رُوحَهُ مِنْهُ وَ فَرّقْتَ بَيْنَهُما فَعَفْوَكَ عَفْوَكَ»، خداوند گناهان یک ساله او - جز گناهان کبیره اش - را می آمرزد.

2- سعید بن طریف گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:

هرکس میتی را غسل دهد و دربارۀ او امانت را ادا نماید خداوند او را بیامرزد.

گفتم: چگونه امانت را درباره او ادا کند؟

فرمود: آن چه را که از او می بیند، بازگو نکند.

3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عُمَرَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ:

مَا مِنْ مُؤْمِنٍ يُغَسَّلُ مُؤْمِناً وَ يَقُولُ وَ هُوَ يُغَسْلُهُ: «رَبِّ عَفْوَكَ عَفْوَكَ إِلَّا عَفَا اللَّهُ عَنْهُ.

4- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي الْجَارُودِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:

كَانَ فِيمَا نَاجَى اللَّهَ بِهِ مُوسَى علیه السلام قَالَ: يَا رَبِّ مَا لِمَنْ غَسَّلَ الْمَوْتَى؟

فَقالَ: أَغْسِلُهُ مِنْ ذُنُوبِهِ كَمَا وَلَدَتْهُ أُمُّهُ.

بخش سی و جهارم

اشاره

(34)

بَابُ ثَوَابِ مَنْ كَفَّنَ مُؤْمِناً.

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنْ سَعْدِ بْنِ طريف عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:

مَنْ كَفَّنَ مُؤْمِناً كَانَ كَمَنْ ضَمِنَ كِسْوَتَهُ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ.

3- ابراهیم بن عمر گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هر مؤمنی که مؤمن دیگری را غسل دهد و در آن حال بگوید: «رَبِّ عَفْوَكَ عَفْوَكَ» خداوند او را بیامرزد.

4- ابی الجارود گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:

از جمله سخنان موسی علیه السلام به هنگام مناجات با خدا این بود که گفت: پروردگارا! کسی که مرده ای را غسل دهد، چه پاداشی دارد؟

فرمود: او را از گناهانش پاک نمایم به سان روزی که مادرش او را زاییده است.

پاداش کسی که مؤمنی را کفن می کند

1- سعد بن طریف گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:

کسی که مؤمنی را کفن کند، مانند کسی است که پوشش او را تا روز رستاخیز ضامن شده است.

بخش سی و پنجم

(35)

بَابُ ثَوَابِ مَنْ حَفَرَ لِمُؤْمِن قَبْراً.

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنْ سَعْدِ بْنِ طَريفٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:

مَنْ حَفَرَ لِمَيْتٍ قَبْراً كَانَ كَمَنْ بَوَّاهُ بَيْناً مُوَافِقاً إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ.

بخش سی و ششم

اشاره

(36)

بَابُ حَدٌ حَفْرِ الْقَبْرِ وَ التَّحْدِ وَ الشَّقِّ وَ أَنَّ رَسُولَ اللهِ صلی الله علیه واله وسلم تُجِدَلَهُ.

1- سَهْلُ بْنُ زِيَادٍ قَالَ: رَوَى أَصْحَابُنَا: أَنَّ حَدَّ الْقَبْرِ إِلَى التَّرْقُوَةِ.

وَ قَالَ بَعْضُهُمْ: إِلَى النَّدي.

بخش سی و پنجم

پاداش کسی که برای مؤمنی قبری حفر می کند

1- سعد بن طریف گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:

هرکه برای میتی گوری حفر ،نماید مانند کسی است که او را در خانه دلخواه تا روز قیامت جای داده است.

بخش سی و ششم

اندازه حفر قبر، لحد و شکافتن قبر و این که برای رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم لحد قرار داده شده است

1- سهل بن زیاد گوید: اصحاب ما روایت کرده اند که اندازه عمق قبر تا ترقوه (استخوان جلوی شانه) می باشد.

برخی گفته اند بایستی تا پستان ها باشد.

و قَالَ بَعْضُهُمْ قَامَةِ الرَّجُل حَتَّى يُمَدَّ الثَّوْبُ عَلَى رَأْسِ مَنْ فِي الْقَبْرِ، وَأَمَّا الدَّحْدُ فَبِقَدْرِ مَا يُمْكِنُ فِيهِ الْجُلُوسُ.

قَالَ: وَ لَمَّا حَضَرَ عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ علیهما السلام الْوَفَاةُ أُغْمِيَ عَلَيْهِ، فَبَقِيَ سَاعَةً ثُمَّ رُفِعَ عَنْهُ الثَّوْبُ.

ثُمَّ قَالَ: الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَوْرَثَنَا الْجَنَّةَ نَتَبَوَّأُ مِنْهَا حَيْثُ نَشَاءُ فَنِعْمَ أَجْرُ الْعَامِلِينَ.

ثم قالَ: احْفِرُوا لِي وَاللغُوا إِلَى الرَّشْح.

قَالَ: ثُمَّ مُدَّ الثَّوْبُ عَلَيْهِ، فَمَاتَ علیه السلام.

2- سَهْلْ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي هَمَّامٍ إِسْمَاعِيلَ بْنِ هَمَّامٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرَّضَا علیه السلام قَالَ: قَالَ أَبُو جَعْفَرِ علیه السلام حِينَ احْتُضِرَ:

إِذَا أَنَا مِتُّ فَاحْفِرُوا لِي وَشُقُوا لِي شَقّاً، فَإِنْ قِيلَ لَكُمْ: إِنَّ رَسُولَ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم تُحِدَ لَهُ، فَقَدْ صَدَقُوا.

بعضی دیگر گفته اند بایستی به قدر قامت یک مرد باشد. به گونه ای که اگر پارچه ای را بر قبر کشند، سر کسی را که در قبر ایستاده است، بپوشاند ولی لحد باید به اندازه ای باشد که نشستن در آن جا ممکن شود.

راوی گوید: زمانی که وفات امام سجاد علیه السلام فرا رسید بیهوش شد و ساعتی طول کشید آن گاه به هوش آمد. سپس پارچه را از روی آن حضرت برداشتند.

حضرتش فرمود: سپاس خداوندی را که به ما بهشت را میراث داد که هر جای آن را خواهیم در آن جای گیریم به راستی پاداش عمل کنندگان چه نیک است.

آن گاه فرمود: برای من قبری حفر کنید و آن را تا رطوبت زمین برسانید.

سپس پارچه را بر روی خود کشید و وفات یافت سلام بر او باد.

2- اسماعیل بن همام گوید: امام رضا علیه السلام فرمود: امام باقر علیه السلام به هنگام احتضار فرمود: آن گاه که من وفات یافتم برای من قبری حفر کنید و آن را برای من بشکافید. اگر به شما گفتند: برای رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم در قبر، لحدی ساختند، راست گفته اند.

3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْر عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْحَلَبِيَّ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام:

أَنَّ رَسُولَ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم لَحَدَ لَهُ أَبُو طَلْحَةَ الْأَنْصَارِيُّ.

4- عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ التَّوْفَلِي عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام أَنَّ النَّبِيِّ صلى الله عليه واله وسلم نَهَى أَنْ يُعَمَّقَ الْقَبْرُ فَوْقَ ثَلَاثَةِ أَذْرُعٍ.

بخش سی و هفتم

اشاره

(37)

بَابُ أَنَّ الْمَيِّتَ يُؤْذَنُ بِهِ النَّاسُ.

1 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنْ أَبِي وَلَادٍ وَ عَبْدِ اللهِ بْنِ سِنَانٍ جَمِيعاً عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ:

3- حلبی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

ابو طلحه انصاری برای رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم در قبرش لحد بنا نمود.

4- سکونی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

پیامبر صلى الله عليه واله وسلم نهی فرموده از این که قبر را بیش از سه ذراع گود نمایند.

بایستی مردم را از مرگ مؤمن باخبر ساخت

1- عبدالله بن سنان گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: -

يَنْبَغِي لِأَوْلِيَاءِ الْمَيِّتِ مِنْكُمْ أَنْ يُؤْذِنُوا إِخْوَانَ الْمَيِّتِ بِمَوْتِهِ فَيَشْهَدُونَ جَنَازَتَهُ وَ يُصَلُّونَ عَلَيْهِ وَ يَسْتَغْفِرُونَ لَهُ، فَيُكْتَبُ لَهُمُ الْأَجْرُ وَ يُكْتَبُ لِلْمَيِّتِ الاسْتِغْفَارُ وَيَكْتُسِبُ هُوَ الْأَجْرَ فِيهِمْ وَفِيمَا اكْتَسَبَ لِمَيِّتِهِمْ مِنَ الِاسْتِغْفَارِ.

2- أبو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارٍ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ ذَرِيحٍ الْمُحَارِبِي عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْجِنَازَةِ يُؤْذَنُ بِهَا النَّاسُ؟

قالَ: نَعَمْ.

3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

إِنَّ الْجِنَازَةَ يُؤْذَنُ بِهَا النَّاسُ.

شایسته است که اولیای میت از شما (شیعیان) برادران دینی میت را از مرگ او آگاه سازند تا بر جنازه وی حاضر شوند برایش نماز بخوانند و طلب آمرزش کنند که برای ایشان پاداش و برای میّت استغفار نوشته شود و به سبب استغفار ایشان برای میت، پاداشی بر آنان حاصل شود.

2- ذریح محاربی گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم آیا بایستی مردم را از مرگ کسی آگاه ساخت؟

فرمود: آری.

3- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

باید خبر مرگ مؤمن را به مردم اعلام کرد.

بخش سی و هشتم

اشاره

(38)

بَابُ الْقَوْل عِنْدَ رُؤْيَةِ الْجَنَازَةِ.

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ أَبَانِ لا أَعْلَمُهُ إِلَّا ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ قَالَ:

كَانَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ علیهما السلام إِذَا رَأَى جَنَازَةٌ قَدْ أَقْبَلَتْ قَالَ: «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَمْ يَجْعَلْنِي مِنَ السَّوَادِ الْمُخْتَرَمِ».

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُوسَى بْنِ الْحَسَنِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ النَّهْدِيِّ رَفَعَهُ قَالَ:

كَانَ أَبُو جَعْفَرِ علیه السلام إِذَا رَأَى جَنَازَةٌ قَالَ: «الْحَمْدُلِثِهِ الَّذِي لَمْ يَجْعَلْنِي مِنَ السَّوَادِ الْمُخْتَرَمِ».

4- حُمَيْدٌ عَنْ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ جَبَلَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مَسْعُودٍ الطَّائِيِّ عَنْ عَنْبَسَةَ بْنِ مُصْعَبٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

قَالَ رَسُولُ اللهِ صلی الله علیه واله وسلم: مَنِ اسْتَقْبَلَ جَنَازَةٌ أَوْ رَآهَا. فَقَالَ:

کلماتی که به هنگام دیدن جنازه باید گفت

1- أبو حمزه گوید: امام سجاد علیه السلام همواره آن گاه که جنازه ای را می دید می فرمود:

«الحَمْدُ لله الذي لَمْ يَجْعَلني مِن السَّوَادِ المختَرَم»؛ «حمد و سپاس مخصوص خداوندی است که مرا در شمار مردگان قرار نداد».

2- ابو الحسن نهدی در روایت مرفوعه ای گوید: امام ابو جعفر علیه السلام همواره آن گاه که جنازه ای را می دید می فرمود:

«حمد و سپاس از آن خدایی است که مرا در شمار مردگان قرار نداد».

3- عنبسة بن مصعب گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم فرمود:

هرکس چشمش به جنازه ای می افتد یا به آن نگاه می کند بگوید -

«اللَّهُ أَكْبَرُ هَذَا مَا وَعَدَنَا اللهُ وَرَسُولُهُ وَ صَدَقَ اللهُ وَرَسُولُهُ اللَّهُمَّ زِدْنَا إِيمَاناً وَ تَسْلِيماً الْحَمْدُلِلَّهِ الَّذِي تَعَزَّزَ بِالْقُدْرَةِ وَقَهَرَ الْعِبَادَ بِالْمَوْتِ» لَمْ يَبْقَ فِي السَّمَاءِ مَلَكٌ إِلَّا بَكَى رَحْمَةً لِصَوْتِهِ.

بخش سی و نهم

اشاره

(39)

بَابُ السُّنَّةِ فِي حَمْلِ الْجَنَازَةِ.

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ عَنْ يُونُسَ عَنْ عَلِيَّ بْنِ يَقْطِينٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ مُوسَى علیه السلام قَالَ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ:

السُّنَّةُ فِي حَمْلِ الْجَنَازَةِ أَنْ تَسْتَقْبِلَ جَانِبَ السَّرِيرِ بِشِقِّكَ الْأَيْمَنِ فَتَلْزَمَ الْأَيْسَرَ بِكَتِفِكَ الْأَيْمَنِ، ثُمَّ تَمُرَّ عَلَيْهِ إِلَى الْجَانِبِ الآخَرِ وَ تَدُورَ مِنْ خَلْفِهِ إِلَى الْجَانِبِ الثَّالِثِ مِنَ السَّرِيرِ، ثُمَّ تَمُرَّ عَلَيْهِ إِلَى الْجَانِبِ الرَّابِعِ مِمَّا يَلِي يَسَارَكَ.

«الله أكبر هذا ما وَعَدنا الله وَرَسُوله وَ صَدَقَ اللهُ وَرَسُولُهُ، اللهمّ زِدْنَا إِيمَاناً و تَسْلِيماً، الحَمْدُلله الَّذِي تَعَزّز بِالْقُدْرَةِ وَ قَهَرَ العِبَادَ بِالْمَوْتِ».

«خدا بزرگ تر است از این که به وصف آید. این چیزی است که خدا و رسولش ما را وعده داده اند و خدا و رسولش راست گفته اند بار خدایا! ایمان و تسلیم ما را زیاد گردان حمد و سپاس مخصوص خداوندی است که به ،قدرت عزیز و باشکوه گشته و بر بندگان خویش به وسیله مرگ چیره گشته است».

در این حال همه فرشتگان آسمان از روی ترحم بر صدای او گریه کنند.

سنّت در برداشتن جنازه

1- على بن يقطين گوید: از امام کاظم علیه السلام شنیدم که می فرمود:

سنت در برداشتن جنازه این است که گوشهٔ تابوت را برابر با دوش راست خود نموده و گوشه چپش را به شانه راست خود برداری، سپس آن را وا گذاشته به گوشه دیگر بروی و از پشت جنازه به گوشۀ سوم تابوت دور بزنی سپس می گذری و به گوشۀ چهارم که در پهلوی چپ توست می روی.

2- أَبُو عَلِيَّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ عَلِيَّ بْنِ حَدِيدٍ عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:

السُّنَّةُ أَنْ يُحْمَلَ السَّرِيرُ مِنْ جَوَانِبِهِ الْأَرْبَعِ، وَ مَا كَانَ بَعْدَ ذَلِكَ مِنْ حَمْلٍ فَهُوَ تطوع.

3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ يُونُسَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا إِبْرَاهِيمَ علیه السلام عَنْ تَرْبِيعِ الْجَنَازَةِ.

قَالَ: إِذَا كُنْتَ فِي مَوْضِع تَقِيَّةٍ فَابْدَأُ بِالْيَدِ الْيُمْنَى ثُمَّ بِالرِّجْلِ الْيُمْنَى، ثُمَّ ارْجِعْ مِنْ مَكَانِكَ إِلَى مَيَامِنِ الْمَيِّتِ ، لا تَمُرَّ خَلْفَ رِجْلِهِ الْبَيَّةَ حَتَّى تَسْتَقْبِلَ الْجَنَازَةَ فَتَأْخُذَ يَدَهُ الْيُسْرَى ثُمَّ رِجْلَهُ الْيُسْرَى ثُمَّ ارْجِعْ مِنْ مَكَانِكَ وَ لا تَمُرَّ خَلْفَ الْجَنَازَةِ الْبَتَّةَ حَتَّى تَسْتَقْبِلَهَا تَفْعَلُ كَمَا فَعَلْتَ أَوَّلاً.

فَإِنْ لَمْ تَكُنْ تَتَّقِي فِيهِ، فَإِن تَرْبِيعَ الْجَنَازَةِ الَّتِي جَرَتْ بهِ السُّنَّةُ أَن تَبْدَأَ بِالْيَدِ اليمنى، ثُمَّ بالرجل اليمنى، ثُمَّ بالرّجُلِ الْيُسْرَى ثُمَّ الْيَدِ الْيُسْرَى حَتَّى تَدُورَ حَوْلَهَا.

2- جابر گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:

سنت در حمل تابوت، حمل آن از گوشه های چهارگانه آن است و بیش از این، هرچه بردارند، مستحب است.

3- فضل بن یونس گوید: از امام کاظم علیه السلام درباره تربیع (یعنی به ترتیب معین برداشتن) جنازه پرسیدم؟

فرمود: اگر در جایی بودی که باید تقیّه کنی، از سمت دست راست شروع کن سپس پای راست. آن گاه از جای خود به سوی اعضای سمت راست میّت برگرد البته نباید از پشت جنازه بگذری تا این که با جنازه روبه روشوی که از سمت دست چپ جنازه بگیری سپس از سمت پای چپ او، پس از آن از جای خود برگرد. البته نباید از پشت جنازه بگذری تا این که با آن روبه رو شوی آن چه را که اوّل انجام دادی انجام می دهی.

اما، اگر در جایی بودی که تقیّه لازم نیست آن تربیعی را که سنت بر آن جاری شده چنین است که از سمت دست راست شروع می کنی، سپس از سمت پای راست، آن گاه از سمت پای چپ و در آخر از سمت دست چپ تا این که آن را دور بزنی.

4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ فَضَّالِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ عُقْبَةَ عَنْ مُوسَى بْنِ أَكَيْلِ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ سَيَابَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

تبداً فِي حَمْلِ السَّرِيرِ مِنْ جَانِبِهِ الْأَيْمَنِ، ثُمَّ تَمُرُّ عَلَيْهِ مِنْ خَلْفِهِ إِلَى الْجَانِبِ الآخر، ثُمَّ تَمُرُّ حَتَّى تَرْجِعَ إِلَى الْمُقَدِّم كَذَلِكَ دَوَرَانُ الرَّحَى عَلَيْهِ.

بخش چهلم

اشاره

(40)

بَابُ الْمَشْيِ مَعَ الْجَنَازَةِ.

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عُذَافِرٍ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

الْمَشْيُ خَلْفَ الْجَنَازَةِ أَفْضَلُ مِنَ الْمَشْيِ بَيْنَ يَدَيْهَا.

4- علاء بن سیابه گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

در حمل جنازه باید از طرف راست تابوت شروع کنی سپس از پشت جنازه به طرف دیگر بروی پس از آن به سمت جلو - همانند چرخیدن آسیا به دور خود - برگردی.

راه رفتن با جنازه

1- اسحاق بن عمّار گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

راه رفتن پشت جنازه بهتر از راه رفتن در پیشاپیش آن است.

2 - عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أُورَمَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَمْرِو عَنْ حُسَيْنِ بْنِ أَحْمَدَ الْمِنْقَرِيٌّ عَنْ يُونُسَ بْنِ ظَبْيَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

امْشِ أَمَامَ جَنَازَةِ الْمُسْلِم الْعَارِفِ، وَ لا تَمْشِ أَمَامَ جَنَازَةِ الْجَاحِدِ، فَإِنَّ أَمَامَ جَنَازَةِ الْمُسْلِمِ مَلَائِكَةٌ يُسْرِعُونَ بِهِ إِلَى الْجَنَّةِ، وَ إِنَّ أَمَامَ جَنَازَةِ الْكَافِرِ مَلَائِكَةٌ يُسْرِعُونَ بِهِ إِلَى النَّارِ.

3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللهِ عَنْ عَمْرِو بْنِ عُثْمَانَ عَنْ مُفَضَّلِ بنِ صَالِحٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أبِي جَعْفَر علیه السلام قَالَ:

مَشَى النَّبِيُّ صلى الله عليه واله وسلم خَلْفَ جَنَازَةٍ.

فَقِيلَ لَهُ: يَا رَسُولَ اللَّهِ! مَا لَكَ تَمْشِي خَلْفَهَا؟

فَقالَ: إِنَّ الْمَلَائِكَةَ أَرَاهُمْ يَمْشُونَ أَمَامَهَا، وَ نَحْنُ تَبَعٌ لَهُمْ.

2- یونس بن ظبیان گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

در تشییع جنازه اگر میت مسلمان عارف و آگاه به حق امام بود، در پیشاپیش جنازه او حرکت کن ولی اگر منکر امام بود، پیشاپیش جنازه او راه مرو؛ زیرا در پیشاپیش جنازه مسلمان، فرشتگانی هستند که در بردن او به سوی بهشت شتاب می نمایند ولی در جلوی جنازه کافر فرشتگانی هستند که در بردن او به سوی آتش شتاب می کنند.

3- جابر گوید: امام باقر علیه السلام فرمود: پیامبر صلى الله عليه واله وسلم در پشت سر جنازه ای راه می رفت.

از حضرتش پرسیدند: ای رسول خدا! چرا شما پشت سر جنازه راه می روید؟

فرمود: زیرا فرشتگانی را می بینم که در پیشاپیش جنازه راه می روند و ما از پی آنان می رویم.

4- أَبُو عَلِيَّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا هِ ۖ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْمَشْيِ مَعَ الْجَنَازَةِ.

فَقَالَ: بَيْنَ يَدَيْهَا وَ عَنْ يَمِينِهَا وَ عَنْ شِمَالِهَا وَ خَلْفِهَا.

5- حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْكِنْدِيِّ عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:

امْشِ بَيْنَ يَدَيِ الْجَنَازَةِ وَ خَلْفَهَا.

6- أَبُو عَلِيّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنِ الْحَجَّالِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ عَنْ أَبِي الْوَفَاءِ الْمُرَادِيِّ عَنْ سَدِيرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:

مَنْ أَحَبُّ أَنْ يَمْشِي مَمْشَى الْكِرَامِ الْكَاتِبِينَ فَلْيَمْشِ بِجَنَّبي السَّرِيرِ.

4- محمد بن مسلم گوید: از یکی از دو امام (باقر یا صادق علیهما السلام) درباره راه رفتن به همراه جنازه سؤال کردم؟

فرمود: بایستی پیشاپیش آن سمت راست، سمت چپ و پشت سر آن حرکت کرد.

5- محمد بن مسلم گوید: امام باقر علیه السلام فرمود: پیشاپیش و پشت سر جنازه راه برو.

6- سدیر گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:

هر که می خواهد به سان راه رفتن کرام الکاتبین راه برود باید در دو سمت تابوت راه برود.

7- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النُّوْفَلِي عَنِ السُّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ قَالَ: سُئِلَ كَيْفَ أَصْنَعُ إِذَا خَرَجْتُ مَعَ الْجَنَازَةِ أَمْشِي أَمَامَهَا أَوْ خَلْفَهَا أَوْ عَنْ يَمِينِهَا أَوْ عَنْ شِمَالِهَا؟

فَقالَ: إِن كَانَ مُخَالِفاً فَلَا تَمْشِ أَمَامَهُ، فَإِنَّ مَلائِكَةَ الْعَذَابِ يَسْتَقْبِلُونَهُ بِأَلْوَانِ الْعَذَابِ.

بخش چهل و یکم

اشاره

(41)

بَابُ كَرَاهِيَةِ الرُّكُوبِ مَعَ الْجَنَازَةِ.

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ:

رَأَى رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم قَوْماً خَلْفَ جَنَازَةٍ رُكْبَاناً . فَقالَ: أَ مَا اسْتَحْيَا هَؤُلَاءِ أَنْ يَتْبَعُوا صَاحِبَهُمْ رُكْبَاناً، وَ قَدْ أَسْلَمُوهُ عَلَى هَذِهِ الْحَالِ؟!

7- سکونی گوید: راوی از امام صادق علیه السلام پرسید در تشییع جنازه چگونه عمل کنم؟ آیا در پیشاپیش جنازه یا پشت سر آن یا در سمت راست آن و یا در سمت چپ آن راه بروم؟

فرمود: اگر میت مخالف (اهل بیت علیهم السلام) بود در پیشاپیش جنازه راه مرو؛ زیرا فرشتگان عذاب با انواع عذاب ها به استقبال او می آیند.

کراهت تشییع جنازه به صورت سواره

1- یکی از اصحاب ما گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم گروهی را در تشییع جنازه سواره دید. فرمود: آیا شرم نمی کنند که در پشت جنازه دوست خود سواره راه می روند که در این حال او را خوار می کنند؟!

2- عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ:

مَاتَ رَجُلٌ مِنَ الأَنْصَارِ مِنْ أَصْحَابِ رَسُولِ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم فَخَرَجَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم فِي جَنَازَتِهِ يَمْشِي.

فَقالَ لَهُ بَعْضُ أَصْحَابِهِ: أَلَا تَرْكَبُ يَا رَسُولَ اللَّهِ؟!

فَقَالَ: إِنِّى لَأَكْرَهُ أَنْ أَرْكَبَ، وَ الْمَلَائِكَةُ يَمْشُونَ، وَأَبَى أَن يَرْكَبَ.

بخش چهل و دوم

اشاره

(42)

بَاب مَنْ يَتْبَعُ جَنَازَةً ثُمَّ يَرْجِعُ.

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ رِئَابِ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ:

كُنْتُ مَعَ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام فِي جِنَازَةٍ لِبَعْضِ قَرَابَتِهِ، فَلَمَّا أَنْ صَلَّى عَلَى الْمَيِّتِ قَالَ وَلِيُّهُ لِأَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام: أَرْجِعْ يَا أَبَا جَعْفَرٍ مَأْجُوراً وَ لَا تَعَنَّى، لِأَنَّكَ تَضْعُفُ عَنِ الْمَشْيِ.

2- عبد الرحمان بن ابی عبدالله گوید: مردی از انصار از اصحاب رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم وفات کرد. رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم با جنازه بیرون آمده و پیاده می رفت.

یکی از اصحاب به آن حضرت گفت: ای رسول خدا! آیا سوار مرکب نمی شوید؟

فرمود: من خوش ندارم که سوار بر مرکب باشم و فرشتگان پیاده بروند حضرتش از این که سوار مرکب شود خودداری فرمود.

کسی که از تشییع جنازه باز می گردد

1- زراره گوید: در تشییع جنازه یکی از نزدیکان امام باقر علیه السلام، همراه آن حضرت بودم، همین که امام باقر علیه السلام بر او نماز خواند ولی میت به حضرتش گفت: ای ابا جعفر! لطفاً شما بازگردید، خداوند اجرتان دهد! خود را به زحمت نیندازید راه رفتن برای شما سخت است.

فَقُلْتُ أَنا لأبي جَعْفَرٍ علیه السلام: قَدْ أَذِنَ لَكَ فِي الرَّجُوعِ فَارْجِعْ، وَ لِي حَاجَةٌ أُرِيدُ أَن أَسْأَلَكَ عَنْهَا.

فَقالَ لِي أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام: إِنَّمَا هُوَ فَضْلٌ وَ أَجْرٌ فَبِقَدْرِ مَا يَمْشِي مَعَ الْجَنَازَةِ يُؤْجَرُ الَّذِي يَتْبَعُهَا، فَأَمَّا بإذْنِهِ فَلَيْسَ بإِذْنِهِ جننا ولا بِإِذْنِهِ تَرْجِعُ.

2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ رَفَعَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم

أَمِيرَانِ وَ لَيْسَا بِأَمِيرَيْنِ: لَيْسَ لِمَنْ تَبِعَ جَنَازَةً أَنْ يَرْجِعَ حَتَّى يُدْفَنَ، أَوْ يُؤْذَنَ لَهُ، وَ رَجُلٌ يَحْجُ مَعَ امْرَأَةٍ فَلَيْسَ لَهُ أَن يَنْفِرَ حَتَّى تَقْضِيَ تُسْكَهَا.

من به امام باقر علیه السلام گفتم: او شما را برای بازگشتن رخصت داد، بفرمایید باز گردید من حاجتی دارم که می خواهم در مورد آن از شما بپرسم.

امام باقر علیه السلام فرمود: همراه بودن با جنازه فضیلت و پاداش دارد و هرکس به اندازه ای که با جنازه می رود پاداش می برد، دربارۀ اذن او باید گفت که ما نه به اجازه او آمده ایم و نه به اجازه او باز می گردیم.

2- احمد بن محمد بن ابی عبدالله در روایت مرفوعه ای گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم فرمود:

دو تن هستند که در عین آن که امیرند، ولی اختیار خود را ندارند:

یکی هنگامی که جنازه ای را همراهی می نماید او نباید باز گردد مگر زمانی که میت دفن شود، یا به او اجازه بازگشت دهند.

و دیگر مردی که با زنی (که محرم اوست) مناسک حج را انجام می دهد این مرد نباید از منا بازگردد مگر آن که آن زن مناسک خود را تمام نماید.

3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَلِيَّ بْنِ رِئَابٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: حَضَرَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام جَنَازَةَ رَجُلٍ مِنْ قُرَيْشٍ وَ أَنَا مَعَهُ وَ كَانَ فِيهَا عَطَاءُ، فَصَرَخَتْ صارخة.

فَقالَ عَطَاءُ: لَتَسْكُتِنَّ أَوْ لَنَرْجِعَنَّ!

قَالَ: فَلَمْ تَسْكُتْ، فَرَجَعَ عَطَاءٌ.

قَالَ: فَقُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرِ علیه السلام: إِنَّ عَطَاءٌ قَدْ رَجَعَ.

قَالَ: وَ لِمَ؟

قُلْتُ: صَرَخَتْ هَذِهِ الصَّارِحَةُ.

فَقالَ لَهَا لَتَسْكُتِنُ أوْ لَتَرْجِعَنَّ.

فَلَمْ تَسْكُتْ، فَرَجَعَ.

فَقَالَ: امْضِ بِنَا فَلَوْ أَنَّا إِذَا رَأَيْنَا شَيْئاً مِنَ الْبَاطِل مَعَ الْحَقِّ تَرَكْنَا لَهُ الْحَقِّ لَمْ نَقْضِ حَقَّ مُسْلِمِ.

3- زراره گوید: امام باقر علیه السلام بر جنازه مردی از قریش حاضر شد و من با آن حضرت بودم، عطا (یکی از فقهای عامه مدینه) نیز در آن جا حضور داشت زنی در آن جا بود که شیون و فریاد می کرد.

عطا گفت: یا او باید ساکت شود، یا بر می گردیم!

ولی آن زن ساکت نشد و عطا بازگشت.

به امام باقر علیه السلام عرض کردم: عطا بازگشت.

فرمود: برای چه؟

عرض کردم: این زن شیون می کرد عطا گفت: یا ساکت شود یا او باز می گردد. زن خاموش نشد و عطا بازگشت.

آن حضرت فرمود: بیا برویم! اگر ما چیزی از باطل را با حق ببینم، آیا به سبب آن باطل، باید حق را ترک کنیم و حق مسلمانی را انجام ندهیم؟

قَالَ: فَلَمَّا صَلَّى عَلَى الْجِنَازَةِ قَالَ وَلِيُّهَا لِأَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام: إِرْجِعْ مَأْجُوراً رَحِمَكَ اللَّهُ فَإِنَّكَ لَا تَقْوَى عَلَى الْمَشْي.

فَأَبَى أَنْ يَرْجِعَ، قَالَ: فَقُلْتُ لَهُ: قَدْ أَذِنَ لَكَ فِي الرُّجُوعِ، وَ لِ-ي حَاجَةٌ أُرِيدُ أَنْ أَسْأَلَكَ عَنْهَا.

فَقَالَ: امْضِ فَلَيْسَ بِإِذْنِهِ جِئْنَا وَ لا بِإِذْنِهِ تَرْجِعُ إِنَّمَا هُوَ فَضْلُ وَأَجْرٌ طَلَبْنَاهُ، فَبِقَدْرِ مَا يَتْبَعُ الْجَنَازَةَ الرَّجُلُ يُؤْجَرُ عَلَى ذَلِكَ.

بخش چهل و سوم

اشاره

(43)

بَابُ ثَوَابِ مَنْ مَشَى مَعَ جَنَازَةٍ.

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أبِي جَعْفَرٍ علیه السلامقَالَ:

راوی گوید همین که آن حضرت بر جنازه نماز خواند ولی میت به امام باقر علیه السلام گفت: شما بازگردید مأجور باشید خدا به شما رحمت کند راه رفتن برای شما سخت است.

ولی آن حضرت بازنگشت. من گفتم: او شما را برای بازگشت رخصت داد من نیز حاجتی دارم که می خواهم از شما بپرسم.

فرمود: برویم که ما به اجازه او نیامده ایم که به اجازه او بازگردیم. این عمل فضل و پاداشی است که به دست آورده ایم پس انسان به اندازه تشییع جنازه پاداش می گیرد.

پاداش کسی که جنازه ای را تشییع کند

1- جابر گوید: امام باقر علیه السلام فرمود: -

إِذَا أُدْخِلَ الْمُؤْمِنُ قَبْرَهُ نُودِيَ أَلَا إِنَّ أَوَّلَ حِبَائِكَ الْجَنَّةُ وَ حِبَاءَ مَنْ تَبِعَكَ الْمَغْفِرَةُ.

2- عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ وَ عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ دَاوُدَ الرَّفِّيِّ عَنْ رَجُلٍ مِنْ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

مَنْ شَيَّعَ جَنَازَةَ مُؤْمِنٍ حَتَّى يُدْفَنَ فِي قَبْرِهِ وَكَّلَ اللَّهُ بِهِ سَبْعِينَ مَلَكاً مِنَ الْمُشَيِّعِينَ يُشَيِّعُونَهُ وَ يَسْتَغْفِرُونَ لَهُ إِذَا خَرَجَ مِنْ قَبْرِهِ إِلَى الْمَوْقِفِ.

3- سَهْلُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِي عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

أَوّلَ مَا يُنْحَفُ ِبهِ الْمُؤْمِنُ يُغْفَرُ لِمَنْ تَبِعَ جَنَازَتَهُ.

هنگامی که مؤمن داخل قبر شود، ندا می دهند آگاه باش همانا نخستین بخششی که به تو کرامت کردیم بهشت است و پاداش کسانی که تو را مشایعت نموده اند، آمرزش است.

2- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هرکس جنازهٔ مؤمنی را تشییع نماید تا او در قبرش دفن شود خداوند هفتاد فرشته بر او بگمارد که وقتی از قبرش بیرون می آید و به سوی موقف می رود، او را تشییع نمایند و برایش استغفار کنند.

3- اسحاق بن عمار گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

نخستین تحفه ای که به مؤمن داده می شود این که گناهان تشییع کنندگان، بخشیده می شود.

4- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:

مَنْ شَيَّعَ مَيِّناً حَتَّى يُصَلِّيَ عَلَيْهِ كَانَ لَهُ قِيرَاطٌ مِنَ الْأَجْرِ، وَ مَنْ بَلَغَ مَعَهُ إِلَى قَبْرِهِ حَتَّى يُدْفَنَ كَانَ لَهُ قِيرَاطَانِ مِنَ الْأَجْرِ، وَ الْقِيرَاطُ مِثْلُ جَبَلِ أُحُدٍ.

5- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَيْدٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السلام يَقُولُ:

مَنْ مَشَى مَعَ جَنَازَةٍ حَتَّى يُصَلَّى عَلَيْهَا ثُمَّ رَجَعَ كَانَ لَهُ قِيرَاطٌ مِنَ الْأَجْرِ، فَإِذَا مَشَى مَعَهَا حَتَّى تُدْفَنَ كَانَ لَهُ قِيرَاطَانِ، وَ الْقِيرَاطُ مِثْلُ جَبَلٍ أُحُدٍ.

6- أَبُو عَلى الأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ عُقْبَةَ عَنْ مُيَسْرٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السلام يَقُولُ:

مَنْ تَبِعَ جَنَازَةَ مُسْلِمٍ أُعْطِيَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَرْبَعَ شَفَاعَاتٍ، وَ لَمْ يَقُل شَيْئًا إِلَّا وَ قَالَ الْمَلَكُ: وَ لَكَ مِثْلُ ذَلِكَ.

4- جابر گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:

هرکس میتی را تشییع کند تا آن گاه که بر او نماز میت بخوانند، برای او یک قیراط پاداش است و هرکس او را رساند به قبرش تا دفن شود برای او دو قیراط پاداش است و هر قیراط به اندازه کوه احد است.

5- ابو بصیر گوید: از امام باقر علیه السلام شنیدم که می فرمود:

هرکه جنازه ای را تشییع کند تا بر او نماز خوانده شود و بازگردد، برای او یک قیراط پاداش است و هرگاه تا سر قبر او تشییع کند و دفن شود پاداش او دو قیراط است. و هر قیراط به اندازهٔ کوه احد است.

6- میسر گوید: از امام باقر علیه السلام شنیدم که می فرمود:

هرکس از پی جنازه مسلمانی برود، در روز قیامت چهار شفاعت به او داده خواهد شد و هر دعایی که بر میت نماید، فرشته موکل به او گوید برای تو همانند آن باشد.

7- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عُلْوَانَ عَنْ سَعْدِ بْنِ طَرِيفٍ عَنِ الْأَصْبَحَ بْنِ نُبَاتَةَ قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام:

مَنْ تَبِعَ جَنَازَةً كَتَبَ اللهُ لَهُ أَرْبَعَ قَرَارِيط قيراط با تُبَاعِهِ، وَقِيرَاطٌ لِلصَّلَاةِ عَلَيْهَا، وَقِيرَاطٌ بِالإنْتِظَارِ حَتَّى يَفْرُغَ مِنْ دَفْتِهَا، وَ قِيرَاطٌ لِلتَّعْزِيَةِ.

8- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي الْجَارُودِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:

فيما نَاجَى بِهِ مُوسَى علیه السلام رَبَّهُ قَالَ: يَا رَبِّ مَا لِمَنْ شَيْعَ جَنَازَةٌ؟

قَالَ: أَوَكُلْ بِهِ مَلائِكَةٌ مِنْ مَلائِكَتِي مَعَهُمْ رَايَاتٌ يُشَيِّعُونَهُمْ مِنْ قُبُورِهِمْ إِلَى محشَرِهِمْ

7- اصبغ بن نباته گوید: امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمود:

هرکس به دنبال جنازه ای برود، خداوند چهار قیراط پاداش برای او می نویسد: یک قیراط برای این که به دنبال جنازه رفته است یک قیراط برای خواندن نماز میت، یک قیراط برای انتظار کشیدن تا از دفن او فارغ شود و یک قیراط برای تعزیت مصیبت.

8- ابو الجارود گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:

از جمله سخنان موسی علیه السلام به هنگام مناجات با پروردگارش این بود که پروردگارا! کسی که به تشییع جنازه رود چه پاداشی دارد؟

فرمود: فرشتگانی از فرشتگانم را با پرچم هایی بر او بگمارم که او را در روز قیامت از قبر تا محشر مشایعت کنند.

بخش چهل و چهارم

اشاره

(44)

بَابُ ثَوَابِ مَنْ حَمَلَ جَنَازَةً.

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:

مَنْ حَمَلَ جَنَازَةٌ مِنْ أَرْبَع جَوَانِبِهَا غَفَرَ اللَّهُ لَهُ أَرْبَعِينَ كَبِيرَةٌ.

2- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ سَعْدَانَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ خَالِدٍ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

مَنْ أَخَذَ بِقَائِمَةِ السَّرِيرِ غَفَرَ اللهُ لَهُ خَمْساً وَعِشْرِينَ كَبِيرَةٌ، وَإِذَا رَبَّعَ خَرَجَ مِنَ الذُّنُوبِ.

3- أَبُو عَلِيَّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنِ الْحَجَّالِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ شَجَرَةَ عَنْ عِيسَى بْنِ رَاشِدِ عَنْ رَجُلٍ مِنْ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ:

مَنْ أَخَذَ بِجَوَانِبِ السَّرِيرِ الْأَرْبَعَةِ غَفَرَ اللَّهُ لَهُ أَرْبَعِينَ كَبِيرَةً.

پاداش کسی که جنازه را حمل کند

1- جابر گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:

هرکس جنازه ای را با گرفتن چهار گوشۀ آن حمل ،کند ،خداوند، چهل گناه کبیره او را می آمرزد.

2- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هرکس گوشۀ تابوت را بگیرد خداوند بیست و پنج گناه کبیره او را می آمرزد و اگر چهار گوشۀ آن را بگیرد از گناهان بیرون رود.

3- راوی گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود:

هرکه از چهار گوشه تابوت بگیرد خداوند چهل گناه کبیره او را بیامرزد.

بخش چهل و پنجم

اشاره

(45)

بَابُ جَنَائِزِ الرِّجَالِ وَ النِّسَاءِ وَ الصِّبْيَانِ وَ الْأَحْرَارِ وَ الْعَبِيد.ِ

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ كَيْفَ يُصَلَّى عَلَى الرَّجَالِ وَ النِّسَاءِ؟

قَالَ يُوضَعُ الرَّجُلُ مِمَّا يَلِي الرِّجَالَ، وَ النِّسَاءُ خَلْفَ الرِّجَالِ.

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِقٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ عَمَّارٍ السَّابَاطِي عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام فِي الرَّجُلِ يُصَلِّي عَلَى مَيْتَيْنِ أَوْ ثَلَاثَةِ أَمْوَاتٍ كَيْفَ يُصَلِّي عَلَيْهِمْ؟

نماز بر جنازه های مردان، زنان، کودکان، آزادها و بردگان

1- محمّدبن مسلم گوید: از امام باقر علیه السلام پرسیدم اگر جنازه های مردان و زنان در یک جا باشند؛ چگونه بر آن ها نماز خوانده می شود؟

فرمود: امام کنار جنازه مردان قرار می گیرد و جنازه زنان پشت جنازه مردان نهاده می شود.

2- عمار ساباطی گوید: از امام صادق علیه السلام دربارۀ کسی که بر دو - یا سه - میت نماز می خواند پرسیدم که چگونه بر ایشان نماز بخواند؟

قَالَ: إِنْ كَانَ ثَلَاثَةٌ أَوِ اثْنَيْنِ أَوْ عَشَرَةً أَوْ أَكْثَرَ مِنْ ذَلِكَ فَلْيُصَلِّ عَلَيْهِمْ صَلَاةً وَاحِدَةً يُكَبِّرُ عَلَيْهِمْ خَمْسَ تَكْبِيرَاتٍ كَمَا يُصَلِّي عَلَى مَيِّتٍ وَاحِدٍ وَ قَدْ صَلَّى عَلَيْهِمْ جَمِيعاً يَضَعُ مَيْناً وَاحِداً ثُمَّ يَجْعَلُ الآخَرَ إلى أَليَةِ الْأَوَّلِ، ثُمَّ يَجْعَلُ رَأْسَ الثَّالِثِ إِلَى أَلْيَةِ الثَّانِي شِبْهَ الْمَدْرَجِ حَتَّى يَفْرُغَ مِنْهُمْ كُلِّهِمْ مَا كَانُوا، فَإِذَا سَوَّاهُمْ هَكَذَا قَامَ فِي الْوَسَطِ فَكَبَّرَ خَمْسَ تَكْبِيرَاتٍ يَفْعَلُ كَمَا يَفْعَلُ إِذَا صَلَّى عَلَى مَيِّتٍ وَاحِدٍ.

سُئِلَ فَإِنْ كَانَ الْمَوْتَى رِجَالاً وَنِسَاءً؟

قَالَ: يَبْدَأُ بِالرِّجَالِ فَيَجْعَلُ رَأْسَ الثَّانِي إِلَى أَلْيَةِ الْأَوَّلِ حَتَّى يَفْرُغَ مِنَ الرِّجَالِ كُلِّهِمْ، ثُمَّ يَجْعَلُ رَأْسَ الْمَرْأَةِ إِلَى أَنْيَةِ الرَّجُلِ الْأَخِيرِ، ثُمَّ يَجْعَلُ رَأْسَ الْمَرْأَةِ الأُخْرَى إِلَى أَلْيَةِ الْمَرْأَةِ الأُولَى حَتَّى يَفْرُغَ مِنْهُمْ كُلهم.

فرمود: اگر میت سه، یا دو یا ده یا بیش از آن باشد، بر همه آن ها یک نماز بخواند و بر پنج تکبیر بگوید؛ همان طور که بر یک میّت نماز می خواند سپس سر میت دومی را در کنار سرین اولی و سومی را در کنار سرین دومی قرار دهند مانند پله تا این که از چیدن همه آن ها به هر عددی که باشند فارغ شوند و چون آن ها را به این شکل چیدند، باید در وسط آن ها بایستد و پنج تکبیر گوید و باید آن چه را که برای یک میت به هنگام نماز انجام داد، انجام دهند.

از آن حضرت پرسیدند اگر مردگان مردان و زنان باشند چگونه باید نماز خواند؟

فرمود: باید از مردان شروع کرد سر مرد دومی را باید در کنار سرین مرد اولی قرار داد تا مردان تمام شوند، سپس سر زن اول را در کنار سرین آخرین مرد نهاد و سر زن دیگری را در کنار سرین زن اولی، تا زنان نیز تمام شوند.

فَإِذَا سَوَّى هَكَذَا قَامَ فِي الْوَسَطِ وَسَطِ الرَّجَالِ فَكَبَّرَ وَ صَلَّى عَلَيْهِمْ كَمَا يُصَلِّي عَلَى مَيَّتِ وَاحِدٍ.

وَ سُئِلَ عَنْ مَيِّتٍ صُلِّيَ عَلَيْهِ، فَلَمَّا سَلَّمَ الْإِمَامُ فَإِذَا الْمَيِّتُ مَقْلُوبٌ رِجْلَاهُ إِلَى مَوْضِع رَأْسِهِ.

قَالَ: يُسَوَّى وَ تُعَادُ الصَّلَاةُ عَلَيْهِ وَ إِنْ كَانَ قَدْ حُمِلَ مَا لَمْ يُدْفَنْ، فَإِنْ كَانَ قَدْ دُفِنَ فَقَدْ مَضَتِ الصَّلَاةُ لا يُصَلَّى عَلَيْهِ وَ هُوَ مَدْفُونٌ.

3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْن زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ طَلْحَةَ بْنِ زَيْدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

كَانَ إِذَا صَلَّى عَلَى الْمَرْأَةِ وَ الرَّجُل قَدَّمَ الْمَرْأَةَ وَ أَخَّرَ الرَّجُلَ، وَإِذَا صَلَّى عَلَى العبد والقدم العبد وأَخَّرَ الْحُرَّ، وَإِذَا صَلَّى عَلَى الْكَبيرِ وَ الصَّغِيرِ قَدَّمَ الصَّغِيرَ وَأَخْرَ الْكَبِيرَ.

هنگامی که به این صورت چیده شدند باید در میان مردان بایستد و تکبیر گوید و بر همه آنان نماز خوانده شود؛ همان طوری که برای یک میت نماز می خوانند.

از حضرتش پرسیده شد اگر بر میتی نماز گزارده شود وقتی امام نماز را تمام کرد متوجه می شود که بر عکس دو پای میت در جای سر اوست، چه باید کرد؟

فرمود: باید میت درست گذارده شود و نماز دوباره خوانده شود اگر چه او را به سوی قبر حمل کرده باشند مادامی که دفن نشده باشد و اگر دفن شده وقت نماز گذشته است و در این حال دیگر نماز بر او خوانده نمی شود.

3- طلحة بن زید گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

آن حضرت (امیر مؤمنان علی علیه السلام) همواره چنین رسم داشت که هرگاه بر مرد و زن به طور جمعی نماز می خواند زن را مقدّم می داشت و مرد را به تأخیر می انداخت هرگاه بر بنده و آزاد نماز می خواند بنده را پیش تر از آزاد قرار می داد و کوچک را پیش تر از بزرگ سال قرار می داد.

4- أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السلام، قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الرِّجَالِ وَ النِّسَاءِ كَيْفَ يُصَلَّى عَلَيْهِمْ؟

قَالَ: الرَّجَالُ أَمَامَ النِّسَاءِ مِمَّا يَلِي الْإِمَامَ يُصَفُ بَعْضُهُمْ عَلَى أَثَرِ بَعْضٍ.

5- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام فِي جَنَائِزِ الرِّجَالِ وَ الصِّبْيَانِ وَ النِّسَاءِ.

قَالَ: يَضَعُ النِّسَاءَ مِمَّا يَلِي الْقِبْلَةَ وَ الصِّبْيَانَ دُونَهُمْ وَ الرِّجَالَ دُونَ ذَلِكَ، وَ يَقُومُ الْإِمَامُ مِمَّا بَلِي الرِّجَالَ.

6- حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللهِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنْ جَنَائِزِ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ إِذَا اجْتَمَعَتْ.

فَقالَ: يُقَدَّمُ الرِّجَالُ فِي كِتَابٍ عَلِي علیه السلام.

4- محمد بن مسلم گوید: از امام (باقر یا صادق علیهما السلام) پرسیدم چگونه بر جنازه مردان و زنان نماز خوانده می شود؟

فرمود: مردان در پیشاپیش زنان در مکانی که متصل به امام است و پشت سر هم قرار داده می شوند.

5- راوی گوید: امام صادق علیه السلام درباره چگونگی نماز بر جنازه مردان و اطفال و زنان فرمود:

باید زنان را نزدیک به قبله بگذارند و کودکان را بعد از زنان و مردان را بعد از کودکان و امام در جایی که نزدیک به مردان است بایستد.

6- عبد الرحمان بن ابی عبدالله گوید از امام صادق علیه السلام پرسیدم: وقتی جنازه های مردان و زنان جمع شوند چگونه باید نماز خواند؟

فرمود: در کتاب علی علیه السلام نماز بر مردان مقدم داشته می شوند.

بخش چهل و ششم

اشاره

(46)

بَابٌ نَادِرٌ.

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ يَحْيَى بْنِ زَكَرِيَّا عَنْ أَبِيهِ زَكَرِيَّا بْنِ مُوسَى عَنِ الْيَسَعِ بْنِ عَبْدِ اللهِ الْقُمَّيِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام عَنْ رَجُلٍ يُصَلِّي عَلَى جِنَازَةٍ وَحْدَهُ؟

قالَ: نَعَمْ.

قُلْتُ: فَاثْنَانِ يُصَلِّيَانِ عَلَيْهَا؟

قالَ: نَعَمْ، وَلَكِنْ يَقُومُ الآخَرُ خَلْفَ الآخر ولا يَقُومُ بِجَنْبِهِ.

2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةً عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

يُصَلَّى عَلَى الْجِنَازَةِ بِحِذَاءِ، وَلَا بَأْسَ بِالْخُفُ.

چند روایت نکته دار

1- يسع بن عبدالله قمی گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم آیا یک مرد به تنهایی می تواند بر جنازه ای نماز بخواند؟

فرمود: آری.

گفتم: دو نفر نیز می توانند؟

فرمود: آری، ولی یکی از ایشان باید پشت سر دیگری بایستد و نباید در کنار او بایستد.

2- سیف بن عمیره گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

نباید با نعلین بر جنازه نماز خواند ولی با کفش ایرادی ندارد -

3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النُّوْفَلِي عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم:

خَيْرُ الصُّفُوفِ فِي الصَّلَاةِ الْمُقَدَّمُ، وَ خَيْرُ الصُّفُوفِ فِي الْجَنَائِزِ الْمُؤَخَّرُ.

قِيلَ: يَا رَسُولَ اللهِ! وَ لِمَ؟

قَالَ: صَارَ سُتْرَةً لِلنِّسَاءِ.

بخش چهل و هفتم

اشاره

(47)

بَابُ الْمَوْضِعِ الَّذِي يَقُومُ الْإِمَامُ إِذَا صَلَّى عَلَى الْجِنَازَةِ.

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام:

مَنْ صَلَّى عَلَى امْرَأَةٍ فَلَا يَقُومُ في وَسَطِهَا، وَيَكُونُ مِمَّا يَلِي صَدْرَهَا، وَإِذَا صَلَّى عَلَى الرَّجُلِ فَلْيَقُمْ فِي وَسَطِهِ.

3- سکونی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم فرمود:

بهترین صف ها در نماز، صف پیشین است، اما در نماز میّت، بهترین صف ها، صف آخر است.

گفتند: چرا؟ ای رسول خدا؟

فرمود: تا پوششی برای زنان باشد.

مکانی که امام به هنگام نماز میت می ایستد

1- یکی از اصحاب ما گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: امیر مؤمنان على صلوات الله عليه فرمود:

هرکس بر جنازهٔ زنی نماز می خواند نباید طوری بایستد که کنار وسط بدن او قرار گیرد بلکه در جایی که نزدیک به سینه اوست بایستد ولی اگر بر جنازه مرد نماز می خواند در کنار وسط بدن او بایستد.

2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ مُوسَى بْن بَكْرِ عَنْ أَبِي الْحَسَن علیه السلام قَالَ:

إِذَا صَلَّيْتَ عَلَى الْمَرْأَةِ فَقُمْ عِنْدَ رَأْسِهَا، وَإِذَا صَلَّيْتَ عَلَى الرَّجُلِ فَقُمْ عِنْدَ صَدْرِهِ.

بخش چهل و هشتم

اشاره

(48)

بَابُ مَنْ أَوْلَى النَّاسِ بِالصَّلَاةِ عَلَى الْمَيِّتِ؟

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

يُصَلِّي عَلَى الْجِنَازَةِ أَوْلَى النَّاسِ بِهَا، أَوْ يَأْمُرُ مَنْ يُحِبُّ.

2- موسی بن بکر گوید: امام کاظم علیه السلام فرمود:

هرگاه بر جنازه زن نماز می خوانی نزد سر او بایست و هرگاه بر جنازه مرد نماز می خواندی نزد سینه اش بایست.

چه کسی برای خواندن نماز میت شایسته است؟

1- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

کسی بر جنازه نماز می خواند که نزدیک ترین مردم به او باشد، یا هرکه را او بخواهد دستور دهد که نماز بخواند.

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

قُلْتُ لَهُ: الْمَرْأَةُ تَمُوتُ مَنْ أَحَقُّ بِالصَّلَاةِ عَلَيْهَا؟

قَالَ: زَوْجُهَا.

قُلْتُ: الزَّوْجُ أَحَقُّ مِنَ الْأَبِ وَ الْوَلَدِ وَ الْأَخِ؟

قالَ: نَعَمْ، وَ يُغَسِّلُهَا.

3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مَرَّارٍ عَنْ يُونُسَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْمَرْأَةِ تَمُوتُ مَنْ أَحَقُّ أَنْ يُصَلِّيَ عَلَيْهَا؟

قَالَ: الزَّوْجُ.

قُلْتُ: الزَّوْجُ أَحَقُّ مِنَ الْآبِ وَالْآخِ وَ الْوَلَدِ؟

قالَ: نَعَمْ.

2- ابو بصیر گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: هرگاه زن بمیرد چه کسی شایسته تر است که بر او نماز خواند؟

فرمود: همسر او.

گفتم: همسر از پدر، فرزند و برادر او شایسته تر است.

فرمود: آری، و همو در غسل دادنش نیز شایسته تر است.

3 نظیر همین روایت را ابو بصیر با سند دیگری نقل می کند.

4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ طَلْحَةَ بْنِ زَيْدٍ عَنْ عَبْدِاللهِ علیه السلام قَالَ:

إِذَا حَضَرَ الْإِمَامُ الْجِنَازَةَ فَهُوَ أَحَقُّ النَّاسِ بِالصَّلَاةِ عَلَيْهَا.

5- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

يُصَلِّي عَلَى الْجِنَازَةِ أَوْلَى النَّاسِ بِهَا، أَوْ يَأْمُرُ مَنْ يُحِبُّ.

بخش چهل و نهم

اشاره

(49)

بَابٌ مَنْ يُصَلِّي عَلَى الْجِنَازَةِ وَ هُوَ عَلَى غَيْرِ وُضُوءٍ.

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ يُونُسَ بْنِ يَعْقُوبَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنِ الْجِنَازَةِ أَ يُصَلَّى عَلَيْهَا عَلَى غَيْرِ وُضُوءٍ؟

فَقالَ: نَعَمْ، إِنَّمَا هُوَ تَكْبِيرٌ وَ تَحْمِيدٌ وَ تَسْبِيحٌ وَ تَهْلِيلُ كَمَا تُكَبِّرُ وَ تُسَبِّحُ فِي بَيْتِكَ عَلَى غَيْرِ وُضُوءٍ.

4- طلحة بن زید گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هرگاه امام معصوم بر جنازه ای حاضر شود او سزاوارترین مردم برای نماز بر اوست.

5- یکی از اصحاب ما گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

نزدیک ترین فرد نسبت به میّت، بر جنازه نماز می خواند یا کسی را که او دوست دارد دستور دهد که نماز بخواند.

کسی که بر جنازه ای بدون وضو نماز می گزارد

1- يونس بن یعقوب گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: آیا می توان بدون وضو بر جنازه ای نماز خواند؟

فرمود: آری، نماز میت فقط تکبیر، تحميد، تسبيح و «لا إله إلا الله» گفتن است؛ هم چنان که در خانه خود بدون وضو می توانی تکبیر و تسبیح بگویی.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْحَلَبِيَّ قَالَ: سُئِلَ أَبُو عَبْدِاللهِ علیه السلام عَنِ الرَّجُلِ تُدْرِكُهُ الْجِنَازَةُ وَ هُوَ عَلَى غَيْرِ وُضُوءٍ، فَإِنْ ذَهَبَ يَتَوَضَّأُ فَاتَتْهُ الصَّلَاةُ عَلَيْهَا.

قَالَ: يَتَيَمُمُ وَ يُصَلِّى.

3- مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ وَ أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بن عَبْدِ الْجَبَّارِ جَمِيعاً عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ الْحَمِيدِ بْنِ سَعِيدٍ قَالَ:

قُلْتُ لِأَبِي الْحَسَنِ علیه السلام الْجِنَازَةُ يُخْرَجُ بِهَا وَ لَسْتُ عَلَى وُضُوءٍ، فَإِنْ ذَهَبْتُ أَتَوَضَّأُ فَاتَتْنِي الصَّلَاةُ أَلِيَ أَنْ أُصَلِّيَ عَلَيْهَا وَ أَنَا عَلَى غَيْرِ وُضُوءٍ؟

قَالَ: تَكُونُ عَلَى طُهر أحَبُّ إِلَى.

2- حلبی گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیده شد: کسی که به جنازه ای بر می خورد که می خواهند بر او نماز بخوانند او وضو ندارد و اگر بخواهد وضو بگیرد، نماز از او فوت می شود.

فرمود: تیمم کند و نماز بخواند.

3- عبد الحمید بن سعید گوید:به امام کاظم علیه السلام گفتم: جنازه ای را برای نماز می آورند و من وضو ندارم اگر بخواهم وضو بگیرم نماز از من فوت می شود، آیا می توانم بدون وضو نماز بخوانم؟

فرمود: اگر با وضو باشی نزد من بهتر است.

4- أَبُو عَلِيَّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ عَنِ الْعَلَاءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ تَفْجَأَهُ الْجِنَازَةُ وَ هُوَ عَلَى غَيْرِ طُهْرٍ.

قَالَ: فَلْيُكَبِّرْ مَعَهُمْ.

5- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ أَخِيهِ الْحَسَنِ عَنْ زُرْعَةَ عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ مَرَّتْ بِهِ جَنَازَةٌ وَ هُوَ عَلَى غَيْرِ وُضُوءٍ كَيْفَ يَصْنَعُ؟

قَالَ: يَضْرِبُ بِيَدَيْهِ عَلَى حَائِطِ اللبن فَيَتَيَمَّمُ بِهِ.

4- محمدبن مسلم گوید: از امام (باقر یا صادق علیهما السلام) پرسیدم: مردی که به ناگاه با جنازه ای بر می خورد درحالی که می خواهند بر او نماز بخوانند و مرد وضو ندارد، او باید چه کند؟

فرمود: به همراه آنان تکبیر گوید و نماز بخواند.

5- سماعه گوید: از امام علیه السلام پرسیدم: مردی از کنار جنازه ای عبور می کند و می خواهند بر او نماز بخوانند باید چه کند؟

فرمود: دست خود را بر دیواری که از خشت خام است بزند و برای نماز تیمم کند.

بخش پنجاهم

اشاره

(50)

بَابُ صَلَاةِ النِّسَاءِ عَلَى الْجِنَازَةِ.

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ فَضْالٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ عُقْبَةَ عَنِ امْرَأَةِ الْحَسَنِ الصَّيْقَل عَن الْحَسَن الصَّيْقَل عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ سُئِلَ كَيْفَ تُصَلِّي النِّسَاءُ عَلَى الْجِنَازَةِ إِذَا لَمْ يَكُنْ مَعَهُنَّ رَجُلٌ؟

قَالَ: يَصْفُفْنَ جَمِيعاً وَلَا تَتَقَدَّمُهُنَّ امْرَأَةٌ.

2- أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ النَّضْرِ عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السلام قَالَ:

إِذَا لَمْ يَحْضُرِ الرَّجُلُ تَقَدَّمَتِ امْرَأَةٌ وَسَطَهُنَّ وَقَامَ النِّسَاءُ عَنْ يَمِينِهَا وَ شِمَالِهَا وَ هِيَ وَسَطَهُنَّ تُكَبِّرُ حَتَّى تَفْرُغَ مِنَ الصَّلَاةِ.

نماز زنان بر میت

1- حسن صیقل گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدند: اگر مردی نباشد زنان چگونه نماز میت بخوانند؟

فرمود: باید همۀ زنان در یک صف بایستند و هیچ یک از زنان جلو نایستد.

2- جابر گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:

هرگاه در نماز میت مردی حاضر نباشد، باید یکی از زنان در وسط صف به امامت بایستد و سایر زنان از راست و چپ او بایستند. او تکبیر بگوید تا نماز را به پایان برساند.

3- حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْكِنْدِي عَنِ الْمِيثَمِي عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي عَبْدِاللهِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: قُلْتُ: تُصَلِّي

الْحَائِضُ عَلَى الْجِنَازَةِ؟

قالَ: نَعَمْ، وَ لا تَصُفُ مَعَهُمْ تَقُومُ مُفْرَدَةٌ.

4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام عَنِ الْحَائِضِ تُصَلِّي عَلَى الْجِنَازَةِ؟

قالَ: نَعَمْ، وَلا تَصُفُ مَعَهُمْ.

5- حَمَّادٌ عَنْ حَرِيزٍ عَمَّنْ أَخْبَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

الطَّامِتُ تُصَلَّى عَلَى الْجِنَازَةِ، لِأَنَّهُ لَيْسَ فِيهَا رُكُوعُ وَلا سُجُودٌ، وَالْجُنُّبُ تَتَيَمَّمُ وَ تُصَلِّي عَلَى الْجِنَازَةِ.

3- عبد الرحمان بن ابی عبدالله گوید: به امام صادق علیه السلام گفتم: آیا زن حائض می تواند نماز میت بخواند؟

فرمود: آری، ولی نباید در صفوف مردم بایستد، بلکه بایستی تنها بایستد.

4- نظیر همین روایت را محمّد بن مسلم نیز از امام صادق علیه السلام نقل کرده است.

5- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

زن حائض می تواند نماز میت بخواند؛ زیرا که در نماز میت رکوع و سجود نیست و فرد جنب هم می تواند تیمم کند و بر جنازه نماز بخواند.

بخش پنجاه و یکم

اشاره

(51)

بَابُ وَقْتِ الصَّلَاةِ عَلَى الْجَنَائِزِ.

1- حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ عَنْ أَبَانٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللهِ علیه السلام هَلْ يَمْنَعُكَ شَيْءٌ مِنْ هَذِهِ السَّاعَاتِ عَنِ الصَّلَاةِ عَلَى الْجَنَائِزِ؟

فَقالَ: لا.

2- أَبُو عَلِيَّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: تُصَلَّى عَلَى الْجِنَازَةِ فِي كُلِّ سَاعَةٍ إِنَّهَا لَيْسَتْ بِصَلَاةِ رُكُوعِ وَ لا سُجُودٍ، وَإِنَّمَا تكْرَهُ الصَّلَاةُ عِند طلوع الشَّمْسِ وَ عِنْدَ غُرُوبِهَا التِي فِيهَا الخُشُوعُ وَالرُّكُوعُ وَ السُّجُودُ لأَنَّهَا تَغْرُبُ بَيْنَ قَرْنَيْ شَيْطَانٍ وَ تَطْلُعُ بَيْنَ قَرْنَيْ شَيْطَانٍ.

وقت نماز بر جنازه ها

1- محمد بن مسلم گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: آیا ساعتی خاص برای نماز میت وجود دارد که شما در غیر آن نماز میت نمی خوانید؟

فرمود: نه.

2- محمد بن مسلم گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:

در هر ساعتی می توانی نماز میت بخوانی؛ زیرا که نماز میت نمازی است که رکوع و سجود ندارد، بلکه فقط نمازی به هنگام غروب و طلوع خورشید مکروه است که دارای خشوع، رکوع و سجود باشد؛ زیرا خورشید، میان دو شاخ شیطان غروب و میان دو شاخ او طلوع می کند. (1)


1) برخی در توضیح این روایت گفته اند: شیطان در آن هنگام افرادش را برای فریب مردم می فرستد و مراد از دو شاخ شیطان دو گروه از افراد اوست.

بخش پنجاه و دوم

اشاره

(52)

بَابُ عِلَّةٍ تَكْبِيرِ الْخَمْسِ عَلَى الْجَنَائِزِ.

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ رَفَعَهُ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام: لِمَ جُعِلَ التَّكْبِيرُ عَلَى الْمَيِّتِ خَمْساً؟

فَقالَ: وَرَدَ مِنْ كُلِّ صَلَاةٍ تَكْبِيرَةٌ.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ وَ هِشَامِ بْنِ سَالِم عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

كَانَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم يُكَبِّرُ عَلَى قَوْمٍ خَمْساً وَ عَلَى قَوْمٍ آخَرِينَ أَرْبَعاً، فَإِذَا كَبَّرَ عَلَى رَجُلٍ أَرْبَعاً أَنهم يَعْنِي بِالنِّفَاقِ.

علت پنج تکبیر گفتن بر جنازه

1- پدر علی بن ابراهیم در روایت مرفوعه ای گوید: به امام صادق علیه السلام گفتم: برای چه بایستی بر میت پنج تکبیر گفت؟

فرمود: زیرا هر تکبیرش، از نمازی از نمازهای روزانه گرفته شده است.

2- هشام بن سالم گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم همواره برای بعضی پنج تکبیر می گفت و برای برخی دیگر چهار تکبیر، پس هرگاه بر مردی چهار تکبیر می گفت متهم به نفاق می شد.

3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُهَاجِرٍ عَنْ أُمَّهِ أَمِّ سَلَمَةَ قَالَتْ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام يَقُولُ:

كَانَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم إِذَا صَلَّى عَلَى مَيِّتٍ كَبَّرَ وَ تَشَهَّدَ، ثُمَّ كَبَّرَ ثُمَّ صَلَّى عَلَى الْأَنْبِيَاءِ وَ دَعَا ثُمَّ كَبَّرَ وَ دَعَا لِلْمُؤْمِنِينَ، ثُمَّ كَبَّرَ الرَّابِعَةَ وَ دَعَا لِلْمَيِّتِ، ثُمَّ كَبَّرَ و انْصَرَفَ.

فَلَمَّا نَهَاهُ اللَّهُ عَنِ الصَّلَاةِ عَلَى الْمُنَافِقِينَ كَبَّرَ وَ تَشَهَّدَ ثُمَّ كَبَّرَ وَ صَلَّى عَلَى النَّبِيِّينَ ثُمَّ كَبُرَ وَ دَعَا لِلْمُؤْمِنِينَ، ثُمَّ كَبَّرَ الرَّابِعَةَ وَ الصَرَفَ وَ لَمْ يَدْعُ لِلْمَيِّتِ.

4- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ جَعْفَرِ الْجَعْفَرِيِّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم:

3- محمد بن مهاجر از مادر خود اُمّ سلمه این گونه روایت کرده است از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود:

هرگاه رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم بر میت نماز می گزارد تکبیر می گفت و شهادتین را می خواند و باز تکبیر می گفت و آن گاه بر پیامبران درود می فرستاد و دعا می کرد، سپس تکبیر می گفت و برای مؤمنان دعا می کرد بعد از آن تکبیر چهارم را می گفت و برای میت دعا می کرد. آن گاه تکبیر می گفت و نماز را تمام می کرد.

هنگامی که خداوند متعال آن حضرت را از نماز گزاردن بر منافقان نهی فرمود از آن پس، تکبیر می گفت و شهادتین را می خواند باز تکبیر می گفت و بر پیامبران صلی الله علیهم درود می فرستاد و باز تکبیر می گفت و برای مؤمنان دعا می کرد و آن گاه، تکبیر چهارم را می گفت و نماز را تمام می کرد و برای میت دعا نمی کرد.

4- جعفر جعفری گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم فرمود: -

إِنَّ اللهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى فَرَضَ الصَّلَاةَ خَمْساً ، وَ جَعَلَ لِلْمَيِّتِ مِنْ كُلِّ صَلَاةٍ تكبيرة.

5- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عَبْدِ الْمَلِكِ الْحَضْرَمِي عَنْ أَبِي بَكْرِ الْحَضْرَمِي قَالَ: قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام:

يَا أَبَا بَكْرٍ! تَدْرِي كَمِ الصَّلَاةُ عَلَى الْمَيِّتِ؟

قلت: لا.

قَالَ: خَمْسُ تَكْبِيرَاتٍ، فَتَدْرِي مِنْ أَيْنَ أُخِذَتِ الْخَمْسُ؟

قُلْتُ: لا .

قَالَ: أُخِذَتِ الْخَمْسُ تَكْبِيرَاتِ مِنَ الْخَمْسِ صَلَوَاتٍ مِنْ كُلِّ صَلَاةٍ تَكْبِيرَةٌ.

خداوند متعال پنج نماز را واجب نمود و از هر نماز یک تکبیر را برای نماز میت قرار داد.

5- ابوبکر حضرمی، می گوید: امام باقر علیه السلام به من فرمود: ای ابابکر! آیا می دانی چقدر نماز بر میت واجب است؟

گفتم: نه.

فرمود: پنج تکبیر.

آیا می دانی این پنج تکبیر از کجا گرفته شده است؟

گفتم: نه.

فرمود: پنج تکبیر از پنج نماز که از هر نماز یک تکبیر گرفته شده است.

بخش پنجاه و سوم

(53)

بَابُ الصَّلَاةِ عَلَى الْجَنَائِزِ فِي الْمَسَاجِدِ.

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ مُوسَى بْنِ طَلْحَةَ عَنْ أَبِي بَكْرِ بْنِ عِيسَى بْنِ أَحْمَدَ الْعَلَوِيٌّ قَالَ: كُنْتُ فِي الْمَسْجِدِ وَ قَدْ جِيءَ بِجَنَازَةٍ فَأَرَدْتُ أَنَّ أُصَلِّيَ عَلَيْهَا، فَجَاءَ أَبُو الْحَسَنِ الْأَوَّلُ علیه السلام، فَوَضَعَ مِرْفَقَهُ فِي صَدْرِي فَجَعَلَ يَدْفَعُنِي حَتَّى خَرَجَ مِنَ الْمَسْجِدِ.

فَقَالَ: يَا أَبَا بَكْرٍ! إِنَّ الْجَنَائِزَ لَا يُصَلَّى عَلَيْهَا فِي الْمَسَاجِدِ.

بخش پنجاه و چهارم

اشاره

(54)

بَابُ الصَّلَاةِ عَلَى الْمُؤْمِنِ وَالتَّكْبِيرِ وَ الدُّعَاءِ.

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أُورَمَةَ عَنْ زُرْعَةَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَن الصَّلَاةِ عَلَى الْمَيِّتِ.

بخش پنجاه و سوم

حکم نماز میت در مساجد

1- ابوبكر علوی گوید: در مسجد بودم که جنازه ای آوردند خواستم بر او نماز گزارم که امام کاظم علیه السلام آمد و آرنج خود را بر سینه ام گذاشت و مرا کشید تا این که از مسجد خارج شدیم و فرمود: ای ابابکر! نباید در مساجد نماز میت خواند!

بخش پنجاه و چهارم

نماز بر مؤمن و تکبیر و دعا

1- سماعه گوید: از امام کاظم علیه السلام درباره چگونگی نماز بر میت پرسیدم.

فَقالَ: تُكَبِّرُ خَمْسَ تَكْبِيرَاتٍ تَقُولُ أَوَّلَ مَا تُكَبِّرُ:

«أَشْهَدُ أَنْ لا إِلَهَ إِلَّا اللهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَلَى الْأَئِمَّةِ الْهُدَاةِ وَ اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِينَ سَبَقُونَا بِالْإِيمَانِ وَ لَا تَجْعَلْ فِي قُلُوبِنَا غِلَّا لِلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّكَ رَءُوفٌ رَحِيمٌ. اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِأَحْيَائِنَا وَ أَمْوَاتِنَا مِنَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ وَأَلْفَ قُلُوبَنَا عَلَى قُلُوبِ أَخْيَارِنَا وَ اهْدِنَا لِمَا اخْتُلِفَ فِيهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِكَ إِنَّكَ تَهْدِي مَنْ تَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ».

فَإِنْ قَطَعَ عَلَيْكَ التَّكْبِيرَةُ الثَّانِيَةُ فَلَا يَضُرُّكَ تَقُولُ:

«اللَّهُمَّ عَبْدُكَ ابْنُ عَبْدِكَ وَابْنُ أَمَتِكَ أَنْتَ أَعْلَمُ بِهِ مِنِّي افْتَقَرَ إِلَى رَحْمَتِكَ وَاسْتَغْنَيْتَ عَنْهُ اللَّهُمَّ فَتَجَاوَزْ عَنْ سَيِّئَاتِهِ وَ زِدْ فِي إِحْسَانِهِ وَ اغْفِرْ لَهُ وَ ارْحَمْهُ وَ نَوِّرْ لَهُ فِي قَبْرِهِ وَ لَقَّنْهُ حُجَّتَهُ وَ أَلْحِقْهُ بِنَبِيِّهِ صلى الله عليه واله وسلم وَلَا تَحْرِمْنَا أَجْرَهُ وَ لا تَفْتِنَّا بَعْدَهُ».

تَقُولُ هَذَا حَتَّى تَفْرُغَ مِنْ خَمْسِ تَكْبِيرَاتٍ.

فرمود پنج تکبیر بگو، در نخستین تکبیر می گویی:

«أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ، اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَلَى الْأَئِمَّةِ الْهُدَاةِ وَ اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِينَ سَبَقُونَا بِالْإِيمَانِ وَ لَا تَجْعَلْ فِي قُلُوبِنَا غِلَّا لِلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّكَ رَءُوفٌ رَحِيمُ اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِأَحْيَائِنَا وَأَمْوَاتِنَا مِنَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ وَأَلْفْ قُلُوبَنَا عَلَى قُلُوبٍ أَخْيَارِنَا وَ اهْدِنَا لِمَا اخْتُلِفَ فِيهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِكَ إِنَّكَ تَهْدِي مَنْ تَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ».

پس اگر پیش از تمام شدن این دعا، امام تکبیر دوم را گفت و دعایت قطع شد، ضرری به تو نمی رساند و می گویی:

«اللَّهُمَّ عَبْدُكَ ابْنُ عَبْدِكَ وَ ابْنُ أُمَتِكَ أَنْتَ أَعْلَمُ بِهِ مِنِّي افْتَقَرَ إِلَى رَحْمَتِكَ وَ اسْتَغْنَيْتَ عَنْهُ اللَّهُمَّ فَتَجَاوَزْ عَنْ سَيِّئَاتِهِ وَ زِدْ فِي إِحْسَانِهِ وَ اغْفِرْ لَهُ وَ ارْحَمْهُ وَ نَوْرْ لَهُ فِي قَبْرِهِ وَ لَقَّنْهُ حُجَّتَهُ وَ أَلْحِقْهُ بِنَبِيِّهِ صلى الله عليه واله وسلم وَلَا تَحْرِمْنَا أَجْرَهُ وَ لَا تَفْتِنَّا بَعْدَهُ».

این را می گویی تا از پنج تکبیر فارغ شوی.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام فِي الصَّلَاةِ عَلَى الْمَيِّتِ قَالَ:

تُكَبِّرُ ثُمَّ تُصَلِّي عَلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه واله وسلم ثُمَّ تَقُولُ:

«اللَّهُمَّ عَبْدُكَ ابْنُ عَبْدِكَ ابْنُ أَمَتِكَ لا أَعْلَمُ مِنْهُ إِلَّا خَيْراً وَ أَنْتَ أَعْلَمُ بِهِ مِنِّي، اللَّهُمَّ إِنْ كَانَ مُحْسِناً فَزِدْ فِي إِحْسَانِهِ وَ تَقَبَّلْ مِنْهُ وَ إِنْ كَانَ مُسِيئَاً فَاغْفِرْ لَهُ ذَنْبَهُ وَ ارْحَمْهُ وَ افْسَحْ لَهُ فِي قَبْرِهِ وَ اجْعَلْهُ مِنْ رُفَقَاءِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ».

ثُمَّ تُكَبِّرُ الثَّانِيَةَ وَ تَقُولُ: «اللَّهُمَّ إِنْ كَانَ زَاكِياً فَزَكِّهِ وَ إِنْ كَانَ خَاطِئَاً فَاغْفِرْ لَهُ».

ثُمَّ تُكَبِّرُ الثَّالِثَةَ وَ تَقُولُ: «اللَّهُمَّ لَا تَحْرِمْنَا أَجْرَهُ وَ لَا تَفْتِنَّا بَعْدَهُ».

ثُمَّ تُكَبِّرُ الرَّابِعَةَ وَ تَقُولُ: «اللَّهُمَّ اكْتُبْهُ عِنْدَكَ فِي عِلِّيِّينَ وَاخْلُفْ عَلَى عَقِبِهِ فِي الْغَابِرِينَ وَ اجْعَلْهُ مِنْ رُفَقَاءِ مُحَمَّدِ صلى الله عليه واله وسلم».

ثُمَّ تُكَبِّرُ الْخَامِسَةَ وَ انْصَرِفْ.

2- زراره گوید: امام صادق علیه السلام درباره چگونگی نماز میت فرمود:

تکبیر می گویی، آن گاه بر پیامبر صلى الله عليه واله وسلم درود می فرستی و پس از آن می گویی:

«اللَّهُمَّ عَبْدُكَ ابْنُ عَبْدِكَ ابْنُ أَمَتِكَ لَا أَعْلَمُ مِنْهُ إِلَّا خَيْراً وَ أَنْتَ أَعْلَمُ بِهِ مِنّي اللَّهُمَّ إِنْ كَانَ مُحْسِناً فَزِدْ فِي إِحْسَانِهِ وَ تَقَبَّلْ مِنْهُ وَ إِنْ كَانَ مُسِينَا فَاغْفِرْ لَهُ ذَنْبَهُ وَ ارْحَمْهُ وَ افْسَحْ لَهُ فِي قَبْرِهِ وَ اجْعَلْهُ مِنْ رُفَقَاءِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ».

سپس تکبیر دوم را گفته و می خوانى: «اللَّهُمَّ إِنْ كَانَ زَاكِياً فَزَكِّهِ وَ إِنْ كَانَ خَاطِئَاً فَاغْفِرْ لَهُ».

سپس تکبیر سوم را گفته و می خوانی: «اللَّهُمَّ لَا تَحْرِمْنَا أَجْرَهُ وَ لَا تَفْتِنَّا بَعْدَهُ».

سپس تکبیر چهارم را گفته و می خوانی: «اللَّهُمَّ اكْتُبْهُ عِنْدَكَ فِي عِلَّيِّينَ وَ اخْلُفْ عَلَى عَقِبِهِ فِي الْغَابِرِينَ وَ اجْعَلْهُ مِنْ رُفَقَاءِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ».

سپس تکبیر پنجم را بگو و نماز را تمام کن.

3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ أَبِي وَلَّادٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام عَنِ التَّكْبِيرِ عَلَى الْمَيِّتِ.

فَقالَ: خَمْسٌ تَقُولُ فِي أُولَيهُنَّ: «أَشْهَدُ أَنْ لا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ اللَّهُمَّ صَلَّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ».

ثُمَّ تَقُولُ: «اللَّهُمَّ إِنَّ هَذَا الْمُسَجَّى قُدَّامَنَا عَبْدُكَ وَ ابْنُ عَبْدِكَ وَ قَدْ قَبَضْتَ رُوحَهُ إِلَيْكَ وَ قَدِ اخْتَاجَ إِلَى رَحْمَتِكَ وَ أَنْتَ غَنِيٌّ عَنْ عَذَابِهِ اللَّهُمَّ إِنَّا لا نَعْلَمُ مِنْ ظَاهِرِهِ إِلَّا خَيْراً وَ أَنْتَ أَعْلَمُ بِسَرِيرَتِهِ اللَّهُمَّ إِنْ كَانَ مُحْسِناً فَزِدْ فِي إِحْسَانِهِ وَ إِنْ كَانَ مُسِيئاً فَتَجَاوَزْ عَنْ سَيِّئَاتِهِ».

ثُمَّ تُكَبِّرُ الثَّانِيَةَ وَ تَفْعَلُ ذَلِكَ فِي كُلِّ تَكْبِيرَةٍ.

3- ابو ولاد گوید: از امام صادق علیه السلام درباره چگونگی تکبیر بر میت پرسیدم؟

فرمود: تکبیر نماز میت پنج تکبیر است، پس از نخستین تکبیر می گویی:

«أَشْهَدُ أن لا اله الّا الله وَحْدَهُ لا شَريكَ لَهُ، اللّهمّ صَلِّ عَلَى مُحَمَدٍ وَ آلِ مُحَمَدٍ».

سپس می گویی:

«اللهم إنَّ هذا المُسَجِّى قُدامَنَا عَبْدُكَ ابْنُ عَبدَك وَقَدْ قَبَضْتَ رُوحَهُ إِلَيْكَ وَ قَدْ احتاجَ إِلَى رَحْمَتِكَ وَأَنْتَ غَنِّي عَنْ عذَابِهِ، اللّهمَ إِنَّا لا نَعْلَمُ مِنْ ظَاهِرِهِ إِلَّا خَيْراً وَ أَنْتَ أَعْلَمُ بِسرَيرَتِهِ ، اللَّهُمَّ إِنْ كَانَ مُحْسِناً فَزِدْ فِي إِحْسَانِهِ وَ إِنْ كَانَ مُسيئاً فَتَجَاوَزْ عَنْ سَيِّئاتِهِ».

سپس تکبیر دوم را می گویی و دعا را در هر تکبیر می خوانی.

4 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ عَبْدِ اللهِ لا قَالَ: تُكَبِّرُ ثُمَّ تَشَهَدُ ثُمَّ تَقُولُ:

«إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ رَبِّ الْمَوْتِ وَ الْحَيَاةِ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَيْتِهِ جَزَى اللَّهُ عَنَّا مُحَمَّداً خَيْرَ الْجَزَاءِ بِمَا صَنَعَ بِأُمَّتِهِ وَ بِمَا بَلَّغَ مِنْ رِسَالَاتِ رَبِّهِ».

ثُمَّ تَقُولُ: «اللَّهُمَّ عَبْدُكَ ابْنُ عَبْدِكَ ابْنُ أُمَتِكَ نَاصِيَتُهُ بِيَدِكَ خَلَا مِنَ الدُّنْيَا وَ احْتَاجَ إِلَى رَحْمَتِكَ وَأَنْتَ غَنِيٌّ عَنْ عَذَابِهِ اللَّهُمَّ إِنَّا لا نَعْلَمُ مِنْهُ إِلَّا خَيْراً وَ أَنْتَ أَعْلَمُ بِهِ اللَّهُمَّ إِنْ كَانَ مُحْسِنا فَزِدْ فِي إِحْسَانِهِ وَ تَقَبَّلْ مِنْهُ وَ إِنْ كَانَ مُسِيئاً فَاغْفِرْ لَهُ ذَنْبَهُ وَ ارْحَمْهُ وَ تَجَاوَزْ عَنْهُ بِرَحْمَتِكَ. اللَّهُمَّ أَلْحِقْهُ بِنَبِيِّكَ وَ ثَبِّتْهُ بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَ فِي الآخِرَةِ. اللَّهُمَّ اسْلُكْ بِنَا وَ بِهِ سَبِيلَ الْهُدَى وَ اهْدِنَا وَ إِيَّاهُ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ اللَّهُمَّ عَفْوَكَ عَفْوَكَ».

ثُمَّ تُكَبِّرُ الثَّانِيَةَ وَ تَقُولُ مِثْلَ مَا قُلْتَ حَتَّى تَفْرُغَ مِنْ خَمْسِ تَكْبِيرَاتٍ.

4 - حلبی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

در نماز میت تکبیر و پس از آن شهادتین را می گویی سپس چنین می خوانی:

«إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعونَ الحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ العالمينَ رَبِّ المَوتِ وَ الحَيَاةِ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ اهْلَ بَيْتِهِ، جَزَى اللَّهُ عَنَّا مُحَمَّداً خَيْرَ الجَزاء بِما صَنَعَ بِامَّتِهِ وَ بِمَا بَلَّغَ مِنْ رِسالاتِ رَبِّهِ».

سپس می گویی:

«اللَّهُمَّ عَبْدُكَ ابْنُ عَبْدِكَ ابْنُ أَمَتِكَ نَاصِيَتُهُ بِيَدِكَ خَلَا مِنَ الدُّنْيَا وَ احْتَاجَ إِلَى رَحْمَتِكَ وَ أَنْتَ غَنِيٌّ عَنْ عَذَابِهِ اللَّهُمَّ إِنَّا لَا نَعْلَمُ مِنْهُ إِلَّا خَيْراً وَ أَنْتَ أَعْلَمُ بِهِ اللَّهُمَّ إِنْ كَانَ مُحْسِنا فَزِدْ فِي إِحْسَانِهِ وَ تَقَبَّلْ مِنْهُ وَإِنْ كَانَ مُسِينَا فَاغْفِرْ لَهُ ذَنْبَهُ وَارْحَمْهُ وَ تَجَاوَزْ عَنْهُ بِرَحْمَتِكَ. اللَّهُمَّ أَلْحِقْهُ بِنَبِيِّكَ وَ ثَبِّتْهُ بِالْقَوْلِ

الثَّابِتِ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَفِي الآخِرَةِ. اللَّهُمَّ اسْلُكْ بِنَا وَ بِهِ سَبِيلَ الْهُدَى وَ اهْدِنَا وَإِيَّاهُ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ. اللَّهُمَّ عَفْوَكَ عَفْوَكَ».

سپس تکبیر دوم را می گویی و همان دعا را می خوانی تا این که پنج تکبیر را به پایان برسانی.

5- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ قَالَ: سَأَلْتُ الرّضَا علیه السلام قُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنَّ النَّاسَ يَرْفَعُونَ أَيْدِيَهُمْ فِي التَّكْبِيرِ عَلَى الْمَيِّتِ فِي التَّكْبِيرَةِ الْأُولَى وَ لا يَرْفَعُونَ فِيمَا بَعْدَ ذَلِكَ فَأَقْتَصِرُ عَلَى التَّكْبِيرَةِ الأُولَى كَمَا يَفْعَلُونَ، أَوْ أَرْفَعُ يَدَيَّ فِي كُلِّ تَكْبِيرَةِ؟

فَقَالَ: ارْفَعْ يَدَكَ فِي كُلِّ تَكْبِيرَةِ.

6- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عَبْدِ الرَّحِيمِ أَبِي الصَّخْرِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ عَبْدِ الْخَالِقِ بْنِ عَبْدِ رَبِّهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم فِي الصَّلَاةِ عَلَى الْجَنَائِزِ تَقُولُ:

«اللَّهُمَّ أَنْتَ خَلَقْتَ هَذِهِ النَّفْسَ وَ أَنْتَ أَمَتَّهَا تَعْلَمُ سِرَّهَا وَ عَلَانِيَتَهَا أَتَيْنَاكَ شَافِعِينَ فِيهَا فَشَفَعْنَا اللَّهُمَّ وَلِّهَا مَنْ تَوَلَّتْ وَاحْشُرْهَا مَعَ مَنْ أَحَبَّتْ».

5- یونس گوید: از امام رضا علیه السلام سؤال کردم و گفتم: قربانت گردم! مردم در تکبیر برای میت، فقط در تکبیر نخست دست های خود را بالا می برند و در تکبیرهای بعدی دست خود را بالا نمی برند آیا همانند آن ها به همان تکبیر نخست بسنده کنم یا در هر تکبیر دست های خود را بالا ببرم؟

فرمود: در هر تکبیر، دست های خود را بالا ببر.

6- اسماعیل بن عبد الخالق گوید: امام صادق علیه السلام در مورد نماز میت فرمود: می گویی:

«بار خدایا! تو این جان را آفریدی و تو او را میراندی، تو پنهان و آشکار او را می دانی و ما به درگاه تو آمدیم تا از او شفاعت کنیم پس تو شفاعت ما را قبول فرما، خداوندا! آن چه را که این شخص به آن تولا کرده، بر او والی گردان و او را با همان که دوست می داشته محشور گردان».

بخش پنجاه و پنجم

اشاره

(55)

بَابُ أَنَّهُ لَيْسَ فِي الصَّلَاةِ دُعَاءُ مُوَقَّتْ وَ أَنَّهُ لَيْسَ فِيهَا تَسْلِيمٌ.

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ ابْنِ أُذَيْنَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ وَزُرَارَةَ وَ مَعْمَرِ بْنِ يَحْيَى وَ إِسْمَاعِيلَ الْجُعْفِيُّ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:

لَيْسَ فِي الصَّلَاةِ عَلَى الْمَيِّتِ قِرَاءَةٌ وَلا دُعَاءٌ مُوَفَّتْ تَدْعُو بِمَا بَدَا لَكَ وَأَحَقُّ الْمَوْتَى أَنْ يُدْعَى لَهُ الْمُؤْمِنُ، وَ أَنْ يَبْدَأَ بِالصَّلَاةِ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم.

2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُسْكَانَ عَن الْحَلَبِيُّ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِاللَّهِ علیه السلام:

لَيْسَ فِي الصَّلَاةِ عَلَى الْمَيِّتِ تَسْلِيمٌ.

3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْحَلَبِيِّ وَ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ وَ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیهما السلام قَالَا:

لَيْسَ فِي الصَّلَاةِ عَلَى الْمَيِّتِ تَسْلِيم.

در نماز میت دعایی معین و سلام نیست

1- اسماعیل بن جعفی گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:

در نماز میت قرائت و دعای معینی نیست و هر دعای خیری که به نظرت رسید، می توانی آن را بخوانی و میت بیش تر از هرکس شایسته است که مؤمن برایش دعا کند و دعا را با صلوات بر پیامبر خدا صلى الله عليه واله وسلم آغاز کند.

2- حلبی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: نماز میت سلام ندارد.

3- نظیر این روایت زراره از امام باقر و امام صادق علیهما السلام نقل می کند.

کند.

بخش پنجاه و ششم

اشاره

(56)

بَابُ مَنْ زَادَ عَلَى خَمْسِ تَكْبِيرَاتٍ.

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ مُثَنَّى بْنِ الْوَلِيدِ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:

صَلَّى رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم عَلَى حَمْزَةَ سَبْعِينَ صَلَاةٌ.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ:

كَبَّرَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى علیه السلام سَهْلِ بْنِ حُنَيْفٍ - وَ كَانَ بَدْرِيَّاً - خَمْسَ تَكْبِيرَاتٍ، ثُمَّ مَشَى سَاعَةً ثُمَّ وَضَعَهُ وَ كَبَّرَ عَلَيْهِ خَمْسَةٌ أُخْرَى، فَصَنَعَ ذَلِكَ حَتَّى كَبَّرَ عَلَيْهِ خَمْساً وَ عِشْرِينَ تَكْبِيرَة.

حکم کسی که در نماز میت بیش از پنج تکبیر گوید

1- زراره گوید امام باقر علیه السلام: فرمود: رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم بر جنازه حمزه هفتاد بار نماز گزارد. (1)

2- حلبی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

امیر مؤمنان على علیه السلام بر جنازه سهل بن حنیف - که از مجاهدان جنگ بدر بود - پنج تکبیر گفت سپس مقداری راه رفت و پس از آن -جنازه را بر زمین گذارد و پنج تکبیر دیگر بر او گفت و تکبیرها را ادامه داد تا این که به بیست و پنج تکبیر رسید.


1) به نظر می رسد با توجه به روایات دیگر این بخش منظور هفتاد تکبیر باشد.

3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:

كَبَّرَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم عَلَى حَمْزَةَ سَبْعِينَ تَكْبِيرَةٌ وَكَبَّرَ عَلِيٌّ علیه السلام عِنْدَكُمْ عَلَى سَهْلِ بن حُنَيْفٍ خَمْسَةٌ وَ عِشْرِينَ تَكْبِيرَة.

قَالَ: كَبَّرَ خَمْساً خَمْساً كُلَّمَا أَدْرَكَهُ النَّاسُ.

قَالُوا يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ لَمْ تُدْرِكِ الصَّلَاةَ عَلَى سَهْل.

فَيَضَعُهُ فَيُكَبِّرُ عَلَيْهِ خَمْساً حَتَّى انْتَهَى إِلَى قَبْرِهِ خَمْسَ مَرَّاتٍ.

بخش پنجاه و هفتم

اشاره

(57)

بَابُ الصَّلَاةِ عَلَى الْمُسْتَضْعَفِ وَ عَلَى مَنْ لَا يَعْرِفُ.

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيرٌ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السلام قَالَ:

3- ابو بصیر گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:

رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم بر جنازه حمزه هفتاد تکبیر گفت و علی علیه السلام بر جنازه سهل بن حنیف، بیست و پنج تکبیر گفت.

حضرتش در هر نمازی پنج تکبیر می گفت و هرچند گاهی جمعی می رسیدند و می گفتند: ای امیر مؤمنان! ما به نماز سهل بن حنیف نرسیدیم.

آن حضرت جنازه او را بر زمین می نهاد و بار دیگر بر او پنج تکبیر می گفت و تا وقتی به کنار قبرش رسیدند پنج مرتبه این عمل تکرار شد.

نماز بر مستضعف (در عقیده) و آن که (از نظر مذهب) ناشناس است

1- محمد بن مسلم گوید: امام (باقر یا صادق علیهما السلام) فرمود: -

الصَّلَاةُ عَلَى الْمُسْتَضْعَفِ وَالَّذِي لا يَعْرِفُ : الصَّلَاةُ عَلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه واله وسلم وَ الدُّعَاءُ لِلْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ تَقُولُ: (رَبَّنَا اغْفِرْ لِلَّذِينَ تَابُوا وَاتَّبَعُوا سَبِيلَكَ وَقِهِمْ عَذَابَ الْجَحِيمِ ...) إِلَى آخِرِ الآيَتَيْنِ.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَيْنَةَ عَنْ فُضَيْلِ بْنِ يَسَارِ عَنْ أَبِي جَعْفَر علیه السلام قَالَ:

إِذَا صَلَّيْتَ عَلَى الْمُؤْمِنِ فَادْعُ لَهُ وَ اجْتَهِد لَهُ فِي الدُّعَاءِ، وَإِنْ كَانَ وَاقِفاً مُسْتَضْعَفاً فَكَبِّرْ وَ قُل: «اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِلَّذِينَ تَابُوا وَ اتَّبَعُوا سَبِيلَكَ وَ قِهِمْ عَذَابَ الْجَحِيمِ».

3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

إِنْ كَانَ مُسْتَضْعَفاً فَقُلِ: «اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِلَّذِينَ تَابُوا وَ اتَّبَعُوا سَبِيلَكَ وَقِهِمْ عَذَابَ الْجَحِيمِ». وَ إِذَا كُنْتَ لا تَدْرِي مَا حَالُهُ فَقُل:

نماز بر مستضعف (در عقیده) و کسی که مذهبش معلوم نیست چنین است بر پیامبر صلى الله عليه واله وسلم صلوات می فرستد و برای مردان و زنان مؤمن دعا می کند سپس می گوید: (رَبِّنَا اغْفَرْ لِلّذِينَ تابوا واتبعوا سبيلك وَقِهم عَذابَ الْجَحيم...) تا پایان دو آیه.

2- فضیل بن یسار گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:

هرگاه بر مؤمن نماز گزاردی برای او دعا کن و در دعا برای او بکوش و اگر غیر مؤمن مستضعفی بود، تکبیر گفته و چنین بگو: «اللّهمَ اغْفَرْ لِلَّذِينَ تابوا واتبعوا سبيلك وَقِهم عَذابَ الْجَحيم».

3- حلبی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

اگر میت مستضعف (در عقیده) بود بگو: «اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِلَّذِينَ تَابُوا وَ اتَّبَعُوا سَبِيلَكَ وَقِهِمْ عَذَابَ الْجَحِيمِ».

و اگر نمی دانی که مؤمن بوده یا نه چنین بگو: -

«اللَّهُمَّ إِنْ كَانَ يُحِبُّ الْخَيْرَ وَ أَهْلَهُ فَاغْفِرْ لَهُ وَ ارْحَمْهُ وَ تَجَاوَزْ عَنْهُ».

وَإِنْ كَانَ الْمُسْتَضْعَفُ مِنْكَ بِسَبِيلِ، فَاسْتَغْفِرْ لَهُ عَلَى وَجْهِ الشَّفَاعَةِ لَا عَلَى وَجْهِ الْوَلَايَةِ.

4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام قال:

التَّرَحُمُ عَلَى جِهَتَيْن جِهَةِ الْوَلَايَةِ وَ جِهَةِ الشَّفَاعَةِ.

5- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ رَجُلٍ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: تَقُولُ:

«أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ عَبْدِكَ وَ رَسُولِكَ. اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ تَقَبَّلْ شَفَاعَتَهُ وَ بَيِّضْ وَجْهَهُ وَ أَكْثِرُ تَبَعَهُ اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِي وَ ارْحَمْنِي وَ تُبْ عَلَيَّ. اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِلَّذِينَ تَابُوا وَ اتَّبَعُوا سَبِيلَكَ وَقِهِمْ عَذَابَ الْجَحِيمِ».

فَإِنْ كَانَ مُؤْمِناً دَخَلَ فِيهَا وَإِنْ كَانَ لَيْسَ بِمُؤْمِنٍ خَرَجَ مِنْهَا.

«اللَّهُمَّ إِنْ كَانَ يُحِبُّ الْخَيْرَ وَ أَهْلَهُ فَاغْفِرْ لَهُ وَ ارْحَمْهُ وَ تَجَاوَزْ عَنْهُ»؛ «بارخدایا! اگر این شخص خیر و اهل خیر را دوست می داشته او را بیامرز و مورد رحمت خود قرار ده و از او درگذر».

و اگر با آن مستضعف (در عقیده) پیوستگی و قرابتی داشتی به گونه ای برای او طلب بخشش کن که از او نزد خداوند شفاعت می کنی نه آن به مانند اهل ولایت برایش طلب آمرزش کنی.

4- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

طلب بخشش و فرستادن رحمت، بر دو جهت است جهت ولایت و جهت شفاعت.

5- سلیمان بن خالد گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: (در نماز بر میت مذکور) چنین بگو:

«أشْهَدُ أن لا اله الا الله وَ أشْهَد أنَ مُحَمَداً رَسُولُ الله اللّهمَ صَلّ على مُحَمَدٍ عَبْدِكَ وَرَسُولكَ، اللهمَّ صَلِّ على مُحَمَدٍ وَ آلِ مُحَمَد وَ تَقَبلْ شَفاعَتَهُ وَ بَيِّضٌ وَجْهَهُ وَ أكثر تبعه اللّهُمَّ اغْفِرلِي وَ ارْحَمْنِي وَ تُبْ عَلَيَّ، اللهمّ اغْفَرْ الَّذِينَ تابوا وأتَّبعوا سبيلك وقِهِمْ عَذَابَ الْجَحِيمِ»

پس اگر مؤمن باشد شامل این دعا می شود و اگر مؤمن نباشد شامل او نخواهد شد.

6- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ غَالِبٍ عَنْ ثَابِتٍ أَبِي الْمِقْدَامِ قَالَ: كُنْتُ مَعَ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام فَإِذَا بِجَنَازَةٍ لِقَوْمٍ مِنْ جِيرَتِهِ فَحَضَرَهَا وَكُنْتُ قَرِيباً مِنْهُ، فَسَمِعْتُهُ يَقُولُ:

«اللَّهُمَّ إِنَّكَ أَنْتَ خَلَقْتَ هَذِهِ النُّفُوسَ وَ أَنْتَ تُمِيتُهَا وَ أَنْتَ تُحْيِيهَا وَ أَنْتَ أَعْلَمُ بِسَرَائِرِهَا وَ عَلَانِيَتِهَا مِنَّا وَ مُسْتَقَرِّهَا وَ مُسْتَوْدَعِهَا اللَّهُمَّ وَ هَذَا عَبْدُكَ وَ لا أَعْلَمُ مِنْهُ شَرّاً وَ أَنْتَ أَعْلَمُ بِهِ وَ قَدْ جِئْنَاكَ شَافِعِينَ لَهُ بَعْدَ مَوْتِهِ، فَإِنْ كَانَ مُسْتَوْجِباً فَشَفَعْنَا فِيهِ وَ احْشُرْهُ مَعَ مَنْ كَانَ يَتَوَلَّاهُ».

بخش پنجاه و هشتم

اشاره

(58)

بَابُ الصَّلَاةِ عَلَى النَّاصِبِ.

1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

6- ابو مقدام گوید: همراه امام باقر علیه السلام بودم ناگاه به جنازه ای که از همسایگان آن حضرت بود برخوردیم آن حضرت بر سر جنازه حاضر شد و من نزدیک او بودم شنیدم که این گونه دعا می فرمود:

اللهم إنكَ أَنْتَ خَلَقْتَ هذهِ النفوس و أنْتَ تُميتَها وَ أنْتَ تحييها و أنْتَ أعْلَمُ بِسَرائرِهَا وَعَلا نيتها منا و مستقرها و مُسْتَودَعَها، اللهم و هذا عَبْدُكَ وَ لا أَعْلَمُ مِنْهُ شَرّاً وَ أَنْتَ أَعْلَمُ بِهِ وَ قَدْ جِئْنَاكَ شَافَعِينَ لَهُ بَعْدَ مَوْتِهِ، فَإِنْ كَانَ مُسْتَوْجِباً فَشَفَعْنَا فِيهِ وَاحْشُرْهُ مَعَ مَنْ كَانَ يَتولّاه».

نماز میت بر دشمن اهل بیت علیهم السلام

1- حلبی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: -

لَمَّا مَاتَ عَبْدُاللهِ بْنُ أَبِي بْنِ سَلُولٍ حَضَرَ النَّبِيُّ صلى الله عليه واله وسلم جَنَازَتَهُ.

فَقالَ عُمَرُ لِرَسُولِ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم: يَا رَسُولَ اللهِ! أَلَمْ يَنْهَكَ اللهُ أَنْ تَقُومَ عَلَى قَبْرِهِ؟! فَسَكَتَ (!!)

فَقَالَ: يَا رَسُولَ اللهِ أَلَمْ يَنْهَكَ اللهُ أَن تَقُومَ عَلَى قَبْرِهِ؟!

فَقالَ لَهُ: وَيْلَكَ! وَ مَا يُدْرِيكَ مَا قُلْتُ؟ إِنِّي قُلْتُ: «اللَّهُمَّ احْشُ جَوْفَهُ نَاراً، وَ امْلَأُ قَبْرَهُ نَاراً وَ أَصْلِهِ نَاراً».

قَالَ أَبُو عَبْدِاللهِ علیه السلام: فَأَبْدَى مِنْ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم مَا كَانَ يَكْرَهُ.

هنگامی که عبدالله بن ابی بن سلول (از منافقان مشهور مدینه) از دنیا رفت پیامبر گرامی صلى الله عليه واله وسلم بر جنازه او حاضر شد.

عمر بر رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم خرده گرفت و گفت: ای رسول خدا! مگر خداوند تو را از این که کنار قبر او حاضر شوی باز نداشته است؟!!

آن حضرت سکوت کرد و پاسخی نداد (!!).

بار دیگر عمر گفته خود را تکرار کرد (!!!).

پیامبر خدا صلى الله عليه واله وسلم فرمود: وای بر تو! تو چه می دانی که من چه گفتم! من گفتم:

«اللَّهُمَّ احْشُ جَوْقَهُ نَاراً وَ امْلَأُ قَبْرَهُ نَاراً وَ أَصْلِهِ نَاراً»؛ «بار خدایا! درون او را پر از آتش ساز گور او را از آتش لبریز گردان و آتش را بر او بچشان».

امام صادق علیه السلام فرمود: عمر با این عمل رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم را وادار کرد آن چه را که نمی خواهد آشکار سازد.

2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ زِيَادِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَامِرِ بْنِ السَّمْطِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام:

أَنَّ رَجُلاً مِنَ الْمُنَافِقِينَ مَاتَ، فَخَرَجَ الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِی علیهما السلام يَمْشِي مَعَهُ، فَلَقِيَهُ مَوْلًى لَهُ. فَقَالَ لَهُ الْحُسَيْنُ علیه السلام: أَيْنَ تَذْهَبُ يَا فُلَانٌ؟

قَالَ: فَقَالَ لَهُ مَوْلَاهُ: أَفِرُ مِنْ جِنَازَةِ هَذَا الْمُنَافِقِ أَنْ أُصَلِّيَ عَلَيْهَا.

فَقَالَ لَهُ الْحُسَيْنُ علیه السلام: الظُّرْ أَن تَقُومَ عَلَى يَمِينِي فَمَا تَسْمَعُنِي أَقُولُ فَقُلْ مِثْلَهُ.

فَلَمَّا أَنْ كَبَّرَ عَلَيْهِ وَلِيُّهُ، قَالَ الْحُسَيْنُ علیه السلام:

2- عامر بن سمط گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

مردی از منافقان از دنیا رفت امام حسین علیه السلام با جنازه آن منافق همراه شد و به تشییع آن پرداخت که در راه با غلام آزاد کرده خود یا یکی از شیعیانش را ملاقات کرد.

حضرت از او پرسید: فلانی! کجا می روی؟

گفت: از جنازهٔ این منافق می گریزم تا حاضر نباشم که بر او نماز گزارم.

امام حسین علیه السلام فرمود: در سمت راست من بایست و هرچه از من می شنوی آن را بگو هنگامی که ولی میت بر او تکبیر گفت، امام حسین علیه السلام فرمود:

«اللَّهُ أَكْبَرُ اللَّهُمَّ الْعَنْ فُلاناً عَبْدَكَ أَلْفَ لَعْنَةٍ مُؤْتَلِفَةٍ غَيْرِ مُخْتَلِفَةٍ. اللَّهُمَّ أَخْزِ عَبْدَكَ فِي عِبَادِكَ وَ بِلَادِكَ وَ أَصْلِهِ حَرَّ نَارِكَ وَ أَذِقْهُ أَشَدَّ عَذَابِكَ، فَإِنَّهُ كَانَ يَتَوَلَّى أَعْدَاءَكَ وَ يُعَادِي أَوْلِيَاءَكَ وَ يُبْغِضُ أَهْلَ بَيْتِ نَبِيِّكَ صلی الله علیه واله وسلم».

3- سَهْلٌ عَنِ ابْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ صَفْوَانَ الْجَمَّالِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: مَاتَ رَجُلٌ مِنَ الْمُنَافِقِينَ، فَخَرَجَ الْحُسَيْنُ علیه السلام يَمْشِي فَلَقِيَ مَوْلًى لَهُ. فَقَالَ لَهُ: إِلَى أَيْنَ تَذْهَبُ؟

فَقالَ: أَفِرُ مِنْ جِنَازَةِ هَذَا الْمُنَافِقِ أَنْ أُصَلَّى عَلَيْهِ.

فَقالَ لَهُ الْحُسَيْنُ علیه السلام: قُمْ إِلَى جَنْبِي فَمَا سَمِعْتَنِي أَقُولُ فَقُلْ مِثْلَهُ.

قَالَ فَرَفَعَ يَدَيْهِ. فَقالَ: «اللَّهُمَّ أَخْزِ عَبْدَكَ فِي عِبَادِكَ وَ بِلَادِكَ. اللَّهُمَّ أَصْلِهِ حَرَّ نَارِكَ. اللَّهُمَّ أَذِقْهُ أَشَدَّ عَذَابِكَ، فَإِنَّهُ كَانَ يَتَوَلَّى أَعْدَاءَكَ وَيُعَادِي أَوْلِيَاءَكَ، وَ يُبْغِضُ أَهْلَ بَيْتِ نَبِيِّكَ صلی الله علیه واله وسلم».

«اللَّهُ أَكْبَر، اللهم الْعَنْ فُلاناً عَبْدَكَ ألْفَ لعنتةٍ مؤتلفةٍ غير مُخْتلَفة، اللهم اخز عَبْدَكَ فِي عِبَادِكَ وَ بَلادِكَ وَأَصْلِهِ حَرَّ نَارِكَ وَ أذِقْهُ أَشَدَّ عَذابِكَ، فإنَّه كان يتولّى أَعْداءَكَ ويُعادي أولياءك وَ يُبْغِضُ أَهْلَ بَيْتَ نَبِيِّكَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ واله وسلم»؛ «بار خدایا! فلانی را که بنده تو بود، هزار لعنت کن؛ آن لعنتی که پی در پی باشد و پس و پیش نباشد، خداوندا! این بنده ات را در میان بندگانت و در شهرهای خود خوار و بی آبرو گردان، بار خدایا! به او گرمی آتش خود و سخت ترین عذابت را بچشان که او با دشمنان تو دوستی می کرد و با دوستان تو دشمنی و خاندان پیامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ واله وسلم را دشمن می داشت».

3- نظیر این روایت را با اندکی تفاوت صفوان جمال از امام صادق علیه السلام نقل می کند.

4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيَّ عَنْ عَبْدِاللهِ علیه السلام قَالَ: إِذَا صَلَّيْتَ عَلَى عَدُوٍّ اللَّهِ فَقُل:

«اللَّهُمَّ إِنَّ فُلاناً لا نَعْلَمُ مِنْهُ إِلَّا أَنَّهُ عَدُوٌّ لَكَ وَ لِرَسُولِكَ. اللَّهُمَّ فَاحْشُ قَبْرَهُ نَاراً وَ احْشُ جَوْفَهُ نَاراً وَ عَجِّلْ بِهِ إِلَى النَّارِ، فَإِنَّهُ كَانَ يَتَوَلَّى أَعْدَاءَكَ وَ يُعَادِي أَوْلِيَاءَكَ وَ يُبْغِضُ أَهْلَ بَيْتِ نَبِيِّكَ. اللَّهُمَّ ضَيِّقَ عَلَيْهِ قَبْرَهُ».

فَإِذَا رُفِعَ فَقُل: «اللَّهُمَّ لَا تَرْفَعْهُ وَ لَا تُزَكِّهِ».

5- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السلام قَالَ:

إِنْ كَانَ جَاحِداً لِلْحَقِّ فَقُل: «اللَّهُمَّ امْلَأُ جَوْفَهُ نَاراً وَ قَبْرَهُ نَاراً وَ سَلَّطْ عَلَيْهِ الْحَيَّاتِ وَ الْعَقَارِبَ».

4- حلبی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هرگاه بر دشمن خداوند نماز می گزاری، بگو:

«اللَّهُمَّ إِنَّ فُلاناً لَا نَعْلَمُ مِنْهُ إِلَّا أَنَّهُ عَدُوٌّ لَكَ وَلِرَسُولِكَ. اللَّهُمَّ فَاحْشُ قَبْرَهُ نَاراً وَ احْشُ جَوْفَهُ نَاراً وَ عَجِّلْ بِهِ إِلَى النَّارِ، فَإِنَّهُ كَانَ يَتَوَلَّى أَعْدَاءَكَ وَيُعَادِي أَوْلِيَاءَكَ وَ يُبْغِضُ أَهْلَ بَيْتِ نَبِيِّكَ. اللَّهُمَّ ضَيِّقٌ عَلَيْهِ قَبْرَهُ»؛ «بارخدایا! ما از حال او چیزی نمی دانیم جز این که او دشمن تو و دشمن پیامبر تو بود. خداوندا! گور او را از آتش لبریز گردان، درونش را پر از آتش ساز و او را هرچه زودتر به آتش دوزخ برسان که او با دشمنان تو دوستی می کرد و با دوستان تو دشمنی، و نسبت به خاندان پیامبرت کینه می ورزید، بار خدایا! گورش را بر او تنگ گردان».

و چون از زمین برداشتند بگو: «اللَّهُمَّ لَا تَرْفَعْهُ وَ لَا تُزَكِّهِ»؛ «بار خدایا! (درجه) او را بالا مبر و پاکیزه اش مگردان».

5- محمد بن مسلم گوید: امام (باقر یا صادق علیهما السلام) فرمود:

اگر میتی منکر حق بود، بگو:

«اللَّهُمَّ امْلَأُ جَوْفَهُ نَاراً وَ قَبْرَهُ نَاراً وَ سَلّطْ عَلَيْهِ الْحَيَّاتِ وَالْعَقَارِبَ»؛ «بار خدایا! درون او و گورش را پر از آتش ساز و مارها و عقرب ها را بر او مسلط نما».

وَ ذَلِكَ قَالَهُ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام لامْرَأَةِ سَوْءٍ مِنْ بَنِي أُمَيَّةَ صَلَّى عَلَيْهَا أَبِي، وَ قَالَ هَذِهِ الْمَقَالَةَ: «وَ اجْعَلِ الشَّيْطَانَ لَهَا قَرِينا».

قَالَ مُحَمَّدُ بْنُ مُسْلِمٍ: فَقُلْتُ لَهُ: لِأَيِّ شَيْءٍ يَجْعَلُ الْحَيَّاتِ وَ الْعَقَارِبَ فِي ها؟

فَقالَ: إِنَّ الْحَيَّاتِ يَعْضَضْنَهَا وَ الْعَقَارِبَ يَلْسَعْنَهَا، وَ الشَّيَاطِينَ تُقَارِنُهَا فِي قَبْرِهَا.

قُلْتُ: تَجِدُ أَلَمَ ذَلِكَ؟ قالَ: نَعَمْ، شَدِيداً.

6- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ قَالَ: تَقُولُ:

«اللَّهُمَّ أَخْزِ عَبْدَكَ فِي عِبَادِكَ وَ بِلَادِكَ. اللَّهُمَّ أَصْلِهِ نَارَكَ وَ أَذِقْهُ أَشَدَّ عَذَابِكَ، فَإِنَّهُ كَانَ يُعَادِي أَوْلِيَاءَكَ وَ يُوَالِي أَعْدَاءَكَ، وَ يُبْغِضُ أَهْلَ بَيْتِ نَبِيِّكَ صلی الله علیه واله وسلم».

پدرم امام باقر علیه السلام برای زن بدی، از بنی امیه نماز گزارد و این دعا را بر او خواند و افزود: «وَ اجْعَلِ الشَّيْطَانَ لَهَا قَرينا»؛ «و شیطان را یار و همراه او بگردان».

محمد بن مسلم گوید: به حضرتش گفتم: برای چه مارها و عقرب ها در قبر او قرار داده می شوند؟

فرمود: برای آن که مارها و عقرب ها او را نیش بزنند و شیاطین نیز در قبرش همراه او باشند.

گفتم: آیا درد آن را احساس می کند؟

فرمود: آری و بسیار سخت.

6- احمدبن محمد بن ابی نصر گوید: حضرتش فرمود: به هنگام نماز بر جنازه چنین فردی می گویی:

«اللَّهُمَّ أَخْزِ عَبْدَكَ فِي عِبَادِكَ وَ بِلَادِكَ. اللَّهُمَّ أَصْلِهِ نَارَكَ وَ أَذِقْهُ أَشَدَّ عَذَابِكَ، فَإِنَّهُ كَانَ يُعَادِي أَوْلِيَاءَكَ وَ يُوَالِي أَعْدَاءَكَ، وَ يُبْغِضُ أَهْلَ بَيْتِ نَبِيِّكَ صلی الله علیه واله وسلم».

7- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ الْحَجَّالِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام، أَوْ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: مَاتَتِ امْرَأَةٌ مِنْ بَنِي أُمَيَّةَ فَحَضَرْتُهَا فَلَمَّا صَلَّوْا عَلَيْهَا وَ رَفَعُوهَا وَ صَارَتْ عَلَى أَيْدِي الرَّجَالِ.

قَالَ: اللَّهُمَّ ضَعْهَا وَ لَا تَرْفَعْهَا وَ لَا تُزَكِّهَا.

قَالَ: وَكَانَتْ عَدُوَّةٌ لِلَّهِ.

قَالَ: وَلا أَعْلَمُهُ إِلَّا قَالَ: وَ لَنَا.

بخش پنجاه و نهم

اشاره

(59)

بَابٌ فِي الْجَنَازَةِ تُوضَعُ وَ قَدْ كُبِّرَ عَلَى الْأَوَّلَةِ.

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنِ الْعَمْرَكِيٌّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَخِيهِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْمٍ كَبَّرُوا عَلَى جِنَازَةٍ تَكْبِيرَةً أَوْ ثِنْتَيْنِ وَ وُضِعَتْ مَعَهَا أُخْرَى كَيْفَ يَصْنَعُونَ بِهَا؟

7- حمّاد بن عثمان :گوید زنی از بنی امیه جان باخت و بر جنازه او حاضر شدم و چون بر او نماز خواندند و او را برداشتند و بر دست های مردان بود، امام صادق علیه السلام فرمود:

«اللهم ضَعْهَا وَ لا تَرفَعُها وَ لا تُزَكَّها»؛ «بار خدایا! جایگاه او را پایین آور و بالا مبر و پاکش مكن».

راوی گوید: او دشمن خدا بود و همین قدر می دانم که حضرتش فرمود و دشمن ما نیز بود.

حکم نمازی که بعد از نخستین تکبیر، جنازهٔ دیگری را حاضر سازند

1- علی بن جعفر گوید: از برادرم امام کاظم علیه السلام پرسیدم: گروهی بر جنازه ای یک تکبیر یا دو تکبیر گفته اند سپس جنازه ای دیگر در کنار آن می گذارند، حکمش چیست؟

قَالَ: إِن شَاءُوا تَرَكُوا الأُولَى حَتَّى يَفْرُغُوا مِنَ التَّكْبِيرِ عَلَى الْأَخِيرَةِ، وَ إِنْ شَاءُ وا رَفَعُوا الْأُولَى وَأَتَمُّوا مَا بَقِيَ عَلَى الْأَخِيرَةِ، كُلُّ ذَلِكَ لا بَأْسَ بِه.

بخش شصتم

اشاره

(60)

بَابٌ فِي وَضْعِ الْجَنَازَةِ دُونَ الْقَبْرِ.

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَجْلَانَ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِاللَّهِ علیه السلام:

لا تَفْدَحْ مَيْتَكَ بِالْقَبْرِ، وَلَكِنْ ضَعْهُ أَسْفَلَ مِنْهُ بِذِرَاعَيْنِ، أَوْ ثَلَاثَةٍ وَ دَعْهُ يَأْخُذُ أُهْبَتَهُ.

2- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ الْخُرَاسَانِي عَنْ أَبِيهِ عَنْ يُونُسَ قَالَ حَدِيثُ سَمِعْتُهُ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ مُوسَى علیه السلام مَا ذَكَرْتُهُ وَ أَنَا فِي بَيْتٍ إِلَّا ضَاقَ عَلَيَّ يَقُولُ:

إذا أَتَيْتَ بِالْمَيِّتِ شَفِيرَ قَبْرِهِ فَأَمْهِلَهُ سَاعَةً، فَإِنَّهُ يَأخُذُ أهبتَهُ لِلسُّؤال.

فرمود: اگر بخواهند می توانند جنازه اولی را رها کنند تا از تکبیر و نماز جنازهٔ دوم فارغ شوند و اگر بخواهند می توانند جنازه اولی را از زمین بردارند و تکبیر های باقی مانده را بر جنازه دومی بگویند و نماز را تمام کنند، هیچ یک اشکالی ندارد.

نهادن میت در قبر

1- محمد بن عجلان گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

میت را یکباره در قبر مگذار، اوّل دو - یا سه - زراع پایین تر بگذار و به او مهلت ده تا آماده شود.

2- یونس گوید: حدیثی از امام کاظم علیه السلام شنیدم که در هر خانه ای باشم و آن را به یاد آورم، (از بیم) آن خانه بر من تنگ می شود. حضرتش می فرمود: هرگاه میت را به کنار قبرش آوردی، زمانی او را مهلت ده تا آماده پاسخ گویی (به نکیر و منکر) شود.

بخش شصت و یکم

اشاره

(61)

بَابٌ نَادِرٌ.

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ يَحْيَى بْنِ عِمْرَانَ الْحَلَبِيُّ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ مُسْكَانَ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: كُنْتُ عِنْدَ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام وَ عِنْدَهُ رَجُلٌ مِنَ الْأَنْصَارِ، فَمَرَّتْ بِهِ جَنَازَةٌ فَقَامَ الْأَنْصَارِيُّ وَ لَمْ يَقُمْ ابو جَعْفَرٍ علیه السلام، فَقَعَدْتُ مَعَهُ وَ لَمْ يَزَلِ الْأَنْصَارِيُّ قَائِمَا حَتَّى مَضَوْا بِهَا ثُمَّ جَلَسَ.

فَقالَ لَهُ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام: مَا أَقَامَكَ؟

قَالَ رَأَيْتُ الْحُسَيْنَ بْنَ عَلِي علیهما السلام يَفْعَلُ ذَلِكَ.

فَقالَ أَبُو جَعْفَرِ علیه السلام: وَ اللهِ مَا فَعَلَهُ الْحُسَيْنُ علیه السلام وَلَا قَامَ لَهَا أَحَدٌ مِنَّا أَهْلَ الْبَيْتِ قطُ.

فَقالَ الْأَنْصَارِيُّ: شَكَكْتَنِي أَصْلَحَكَ اللَّهُ قَدْ كُنْتُ أَظُنُّ أَنِّي رَأَيْتُ.

چند روایت نکته دار

1- زراره گوید: خدمت امام باقر علیه السلام شرف حضور داشتم که مردی از انصار نیز بود. جنازه ای را از کنارمان بردند مرد انصاری برخاست ولی امام باقر علیه السلام بر نخاست، من نیز به همراه حضرتش نشستم، مرد انصاری هم چنان ایستاده بود تا این که جنازه را بردند، پس از آن نشست امام باقر علیه السلام به او فرمود: چرا برخاستی؟!

مرد گفت: امام حسین علیه السلام را دیده ام که (وقتی جنازه ای از کنار او می بردند) چنین می کرد.

امام باقر علیه السلام فرمود: به خدا سوگند! که امام حسین علیه السلام چنین نمی کرد و هرگز کسی از ما اهل بیت برای (تعظیم) جنازه چنین نکرده است.

مرد انصاری گفت: مرا به شک انداختی، خداوند کار شما را اصلاح کند من پیش از این یقین داشتم که چنین چیزی را دیده ام.

2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ مُتَنِّى الْحَنَّاطِ عَنْ عَبْدِاللهِ علیه السلام قَالَ:

كَانَ الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِى علیهما السلام جَالِساً، فَمَرَّتْ عَلَيْهِ جَنَازَةٌ. فَقَامَ النَّاسُ حِينَ طَلَعَتِ الْجَنَازَةُ.

فَقالَ الْحُسَيْنُ علیه السلام: مَرَّتْ جَنَازَةُ يَهُودِي، وَ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم عَلَى طَرِيقِهَا جَالِساً، فَكَرِه أَن تَعْلُو رَأْسَهُ جَنَازَةُ يَهُودِي، فَقَامَ لِذَلِكَ.

بخش شصت و دوم

اشاره

(62)

بَابُ دُخُولِ الْقَبْرِ وَ الْخُرُوجِ مِنْهُ.

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَبْدِ الْعَزِيزِ الْعَبْدِيِّ عَنِ ابْنِ أَبِي يَعْفُورٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

لا يَنْبَغِي لِأَحَدٍ أَنْ يَدْخُلَ الْقَبْرَ فِي نَعْلَيْنِ وَ لا خُفَّيْنِ وَلَا عِمَامَةٍ وَ لا رِدَاءِ وَ لا قَلَنْسُوَة.

2- مثنی حناط گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

روزی امام حسین علیه السلام نشسته بود که جنازه ای از کنار حضرتش بردند. هنگامی که جنازه ظاهر شد، مردم به پا خاستند.

امام حسین علیه السلام چون چنین دید، فرمود: روزی جنازه شخصی یهودی را از کنار رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم که در مسیر راه آن نشسته بود، می بردند حضرت به پاخاست؛ چراکه خوش نداشت که جنازه یهودی از روی سر آن حضرت بگذرد.

داخل شدن در قبر و بیرون شدن از آن

1- ابن ابی یعقوب گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

برای هیچ کس شایسته نیست که با نعلین، کفش، عمامه، ردا و کلاه، وارد قبر شود.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ يَقْطِينِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَن علیه السلام يَقُولُ:

لا تَنْزِلْ فِي الْقَبْرِ وَ عَلَيْكَ الْعِمَامَةُ وَالْقَلَنْسُوةُ وَلا الْحِذَاءُ وَلَا الطَّيْلَسَانُ، وَ حُلَّ أَزْرَارَكَ، وَ بِذَلِكَ سُنَّةُ رَسُولِ اللهِ صلی الله علیه واله وسلم جَرَتْ وَلْيَتَعَوَّذْ بِاللهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّحِيمِ وَلْيَقْرَأُ فَاتِحَةَ الْكِتَابِ وَالْمُعَوَّذَتَيْن وَ قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ وَ آيَةَ الْكُرْسِي، وَإِنْ قَدَرَ أَنْ يَحْسِرَ عَنْ خَدِّهِ وَ يُلْصِقَهُ بِالْأَرْضِ فَلْيَفْعَلْ وَلْيَشْهَدْ، وَ لْيَذْكُرْ مَا يَعْلَمُ حَتَّى يَنْتَهِيَ إِلَى صَاحِبِهِ.

3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِاللَّهِ الْمِسْمَعِيٌّ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ يَسَارٍ الْوَاسِطِي عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنْ أَبِي بَكْرِ الْحَضْرَمِي عَنْ أبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام قَالَ:

2- على بن يقطين گوید: از امام کاظم علیه السلام شنیدم که می فرمود:

در حالی که عمامه، کلاه، کفش و عبا بر تن داری وارد قبر مشو، بلکه بندهای لباست را بگشا؛ زیرا که سنت رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم بر این است و کسی که داخل قبر می شود، باید از شیطان رانده شده بر خدا پناه برد و سوره حمد، معوذتین (قل هو الله أحد) و آية الکرسی بخواند و اگر بتواند بایستی کفن از رخسار میّت کنار کشد و آن را بر زمین بگذارد و باید شهادتین را بگوید و آن چه را که (از اوصیای رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم) می داند، به یادش آورد تا آن که به امام زمانش برسد.

3- ابوبکر حضر می گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: -

لا تَنْزِلِ الْقَبْرَ وَ عَلَيْكَ الْعِمَامَةُ، وَلا الْقَلَنْسُوَةٌ وَ لا رِدَاءٌ وَ لا حِذَاءٌ وَ حُلَّ أَزْرَارَكَ.

قَالَ: قُلْتُ: وَ الْخُفَّ؟

قَالَ: لا بَأْسَ بالْخُفْ فِي وَقْتِ الضَّرُورَةِ والتَّقِيَّة.

4- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنِ التَّوْفَلِي عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: مَنْ دَخَلَ الْقَبْرَ فَلَا يَخْرُجُ إِلَّا مِنْ قِبَلِ الرَّجُلَيْنِ.

5- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ رَفَعَهُ قَالَ: قَالَ:

يَدْخُلُ الرَّجُلُ الْقَبْرَ مِنْ حَيْثُ شَاءَ وَ لَا يَخْرُجْ إِلَّا مِنْ قِبَلِ رِجْلَيْهِ.

وَ فِي رِوَايَةٍ أُخْرَى قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم:

إن لِكُلِّ بَيْتٍ بَاباً و إن بَابَ الْقَبْرِ مِنْ قِبَلِ الرَّجُلَيْنِ.

درحالی که عمامه، کلاه، ردا بر تن داری و نعلین بر پای نموده ای، وارد قبر مشو، و بندهای لباست را بگشا.

گفتم: کفش چه حکمی دارد؟

فرمود: در حال ضرورت و تقیّه اشکالی ندارد.

4- سکونی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: کسی که وارد قبر می شود؛ بایستی از سمت پاهای میت خارج شود.

5- سهل بن زیاد در روایت مرفوعه ای گوید: امام علیه السلام فرمود:

انسان از هر سویی می تواند وارد قبر شود، ولی به هنگام خروج باید از سمت پاهای میت خارج شود.

و در روایت دیگر آمده است حضرتش فرمود: رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم فرمود:

هر خانه ای را دری است و در قبر، از سمت پاهای میت است.

بخش شصت و سوم

اشاره

(63)

بَابُ مَنْ يَدْخُلُ الْقَبْرَ وَ مَنْ لا يَدْخُلُ.

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ صَالِحٍ بْنِ السَّنْدِي عَنْ جَعْفَرِ بْنِ بَشِيرٍ عَنْ عَبْدِاللَّهِ بن رَاشِدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

الرَّجُلُ يَنْزِلُ فِي قَبْرِ وَالِدِهِ، وَلا يَنْزِلُ الْوَالِدُ فِي قَبْرِ وَلَدِهِ.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَفْصِ بْنِ الْبَخْتَرِي وَ غَيْرِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

يُكرَهُ لِلرَّجُل أَنْ يَنْزِلَ فِي قَبْرِ وَلَدِهِ.

3- عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ رَجُلٍ قَالَ:

لَمَّا مَاتَ إِسْمَاعِيلُ بْنُ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ أَتَى أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام الْقَبْرَ فَأَرْخَى نَفْسَهُ فَقَعَدَ.

ثُمَّ قَالَ: رَحِمَكَ اللهُ وَ صَلَّى عَلَيْكَ.

کسی که می تواند وارد قبر شود و کسی که نمی تواند

1- عبدالله بن راشد گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: انسان می تواند وارد قبر پدر خویش شود ولی نمی تواند وارد قبر فرزندش شود.

2- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

برای انسان مکروه است که وارد قبر فرزند خود شود.

3- راوی گوید: هنگامی که اسماعیل، فرزند امام صادق علیه السلام، وفات یافت، آن حضرت کنار قبر او آمد و خود را کنار قبر انداخت و نشست آن گاه فرمود: خداوند تو را رحمت کند و بر تو درود فرستد.

وَ لَمْ يَنْزِلْ فِي قَبْرِهِ وَ قَالَ: هَكَذَا فَعَلَ النَّبِيُّ صلى الله عليه واله وسلم بِإِبْرَاهِيمَ علیه السلام.

4- أبو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ الْحَجَّالِ عَنْ ثَعْلَبَةَ بْنِ مَيْمُونٍ عَنْ زُرَارَةَ أَنَّهُ سَأَلَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنِ الْقَبْرِ كَمْ يَدْخُلُهُ؟

قَالَ: ذَاكَ إِلَى الْوَلِي إِنْ شَاءَ أَدْخَلَ وَتْرَاً، وَإِنْ شَاءَ شَفْعاً.

5- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنِ التَّوْفَلِئ عَن السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام، قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام:

مَضَتِ السُّنَّةُ مِنْ رَسُولِ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم أَنَّ الْمَرْأَةَ لا يَدْخُلُ قَبْرَهَا إِلَّا مَنْ كَانَ يَرَاهَا فِي حَيَاتِهَا.

6- سَهْلُ بْنُ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أُورَمَةَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَيْسَرَةَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

الزوج أَحَقُّ بِامْرَأَتِهِ حَتَّى يَضَعَهَا فِي قَبْرِهَا.

آن حضرت وارد قبر او نشد و فرمود: رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم نیز با (فرزندش) ابراهیم علیه السلام چنین کرد.

4 - زراره از امام صادق علیه السلام پرسید: چند نفر می توانند وارد قبر شوند؟

فرمود: این به اختیار ولی میت است. اگر بخواهد یک نفر و اگر بخواهد دو نفر را وارد قبر می کند.

5- سکونی گوید: امام صادق علیه السلام می فرماید: امیر مؤمنان على صلوات الله علیه فرمود: از رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم سنت است که کسی وارد قبر زن نشود، مگر کسی که در زمان زنده بودنش می توانسته او را ببیند.

6- اسحاق بن عمّار گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

شوهر نسبت به همسر خود از هر کسی سزاوارتر است که او را در قبر گذارد.

7- حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدِ الْكِنْدِي عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ الْمِيثَمِي عَنْ أَبَانِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ رَاشِدٍ قَالَ:

كُنْتُ مَعَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام حِينَ مَاتَ إِسْمَاعِيلُ ابْنُهُ علیه السلام، فَأُنْزِلَ فِي قَبْرِهِ ثُمَّ رَمَى بِنَفْسِهِ عَلَى الْأَرْضِ مِمَّا يَلِي الْقِبْلَةَ.

ثُمَّ قَالَ: هَكَذَا صَنَعَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم بِإِبْرَاهِيمَ علیه السلام.

ثُمَّ قَالَ: إِنَّ الرَّجُلَ يَنْزِلُ فِي قَبْرِ وَالِدِهِ، وَ لَا يَنْزِلُ فِي قَبْرِ وَلَدِهِ.

8- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْوَلِيدِ عَنْ يَحْيَى بْنِ عَمْرٍو عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ رَاشِدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ الْعَنْبَرِيِّ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام: اَلرَّجُلُ يَدْفِنُ ابْنَهُ؟

قَالَ: لَا يَدْفِنُهُ فِي التُّرَابِ.

قَالَ: قُلْتُ: فَالِابْنُ يَدْفِنُ أَبَاهُ؟

قالَ: نَعَمْ، لا بَأْسَ.

7- عبدالله بن راشد گوید: خدمت امام صادق علیه السلام بودم هنگامی که فرزندش اسماعیل علیه السلام وفات یافت اسماعیل را در قبر گذاردند و آن حضرت در سمت قبله به زمین نشست و فرمود: رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم نیز با ابراهیم چنین کرد.

سپس فرمود: انسان می تواند وارد قبر پدرش شود ولی نباید وارد قبر فرزندش شود.

8- عبد الله عنبری گوید: به امام صادق علیه السلام گفتم: آیا مرد می تواند فرزند خود را دفن کند؟

فرمود: نمی تواند او را دفن کند.

گفتم: فرزند چه آیا می تواند پدر خود را دفن کند؟

فرمود: آری، اشکالی ندارد.

بخش شصت و چهارم

اشاره

(64)

بَابُ سَلِّ الْمَيِّتِ وَ مَا يُقَالُ عِنْدَ دُخُولِ الْقَبْر.ِ

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

إِذَا أَتَيْتَ بِالْمَيِّتِ الْقَبْرَ فَسُلَّهُ مِنْ قِبَل رِجْلَيْهِ، فَإِذَا وَضَعْتَهُ فِي الْقَبْرِ فَاقْرَأْ آيَةَ الْكُرْسِيَّ وَ قُلْ: «بِسْمِ اللَّهِ وَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ عَلَى مِلَّةِ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم. اللَّهُمَّ افْسَحْ لَهُ فِي قَبْرِهِ وَ أَلْحِقْهُ بِنَبِيِّهِ صلى الله عليه واله وسلم».

وَ قُلْ كَمَا قُلْتَ فِي الصَّلَاةِ عَلَيْهِ مَرَّةً وَاحِدَةٌ مِنْ عِنْدِ.

«اللَّهُمَّ إِنْ كَانَ مُحْسِناً فَزِدْ فِي إِحْسَانِهِ وَ إِنْ كَانَ مُسِيئاً فَاغْفِرْ لَهُ وَ ارْحَمْهُ وَ تَجَاوَزْ عَنْهُ» وَ اسْتَغْفِرْ لَهُ مَا اسْتَطَعْتَ.

نهادن میت در قبر و آن چه به هنگام ورود به قبر گفته می شود

1- حلبی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هرگاه میت را کنار قبر آوردی، از سمت پاهایش او را در قبر بگذار و چون او را در قبر گذاردی، آیة الکرسی بخوان و بگو:

«بِسْمِ اللَّهِ وَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ عَلَى مِلَّة رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم، اللَّهمَّ افْسَحْ لَهُ فِي قَبْرِهِ وَأَلْحِقْهُ بِنَبِيْهِ صلى الله عليه واله وسلم؛ «بنام خدا و در راه خدا و بر دین رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم، بارخدایا! قبرش را گشاده گردان و او را به پیامبرش ملحق فرما».

و آن چه را که به هنگام نماز گفتی بار دیگر از این جا بگو:

«اللهمْ إِنْ كَانَ مُحْسِناً فَزِدْ فِي إِحْسَانِهِ وَ إِن كَانَ مُسيئاً فَاغْفِرْلَهُ وَارْحَمْهُ وَ تَجاوَزَ عَنْهُ»؛ «بار خدایا! اگر او نیکو کار بوده پس در احسانش بیافزا و اگر گناهکار بوده بیامرزش و بر او رحم فرما و از او درگذر».

و به اندازه ای که می توانی برایش استغفار کن.

قَالَ: وَكَانَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ علیهما السلام إِذَا أَدْخَلَ الْمَيِّتَ الْقَبْرَ قَالَ: «اللَّهُمَّ جَافِ الْأَرْضَ عَنْ جَنْبَيْهِ، وَ صَاعِدْ عَمَلَهُ، وَ لَقِّهِ مِنْكَ رِضْوَاناً».

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ وَ مُحَمَّدِ بْن خَالِدٍ جَمِيعاً عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ يَحْيَى بْنِ عِمْرَانَ عَنْ هَارُونَ بْنِ خَارِجَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

إِذَا سَلَلْتَ الْمَيْتَ فَقُلْ: «بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ عَلَى مِلَّةِ رَسُولِ اللَّهِ ، اللَّهُمَّ إِلَى رَحْمَتِكَ لَا إِلَى عَذَابِكَ».

فَإِذَا وَضَعْتَهُ فِي اللَّحْدِ فَضَعْ يَدَكَ عَلَى أُذُنِهِ فَقُل: «اللَّهُ رَبُّكَ وَ الْإِسْلَامُ دِينُكَ وَ مُحَمَّدٌ نَبِيُّكَ وَ الْقُرْآنُ كِتَابُكَ وَ عَلِيٌّ إِمَامُكَ».

حضرتش فرمود: امام سجاد علیه السلام، را رسم چنین بود که هرگاه میت را وارد قبر می کرد، می فرمود:

«اللَّهُمْ جَافِ الْأَرْضَ عن جَنْبَيْهِ وَصَاعِدْ عَمَلَهُ وَ لَلَّهِ مِنْكَ رضواناً»؛ «بار خدایا! زمین را از دو پهلوی او دور گردان، عمل او را بالا ببر و خشنودی خود را به استقبالش فرست».

2 - ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هرگاه میت را در قبر نهادی، بگو:

«بِسْمِ اللَّه وَ بِاللَّهِ وَ عَلَى مِلَّةَ رَسُولِ الله صلى الله عليه واله وسلم، اللهم إلَى رَحْمَتِكَ لا إِلى عَذَابِكَ»؛ «به نام خدا و به یاری او و بردین رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم، خداوندا! او را به سوی رحمت خود ببر نه به سوی عذابت».

و چون او را در لحد گذاردی دست خود را بر گوش او بگذار و بگو:

«الله رَبِّكَ وَ الإِسْلامُ دينك و محمّدٌ نَبيّكَ والقرآن كِتابِكَ وَ عَلَيَّ إمامِكَ»؛ «خداوند، پروردگار تو، محمد صلى الله عليه واله وسلم، پیامبرت، قرآن کتابت و علی علیه السلام، امام توست».

3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَحَدَهُمَا علیهما السلام، عَنِ الْمَيِّتِ.

فَقالَ: تَسُلُّهُ مِن قِبَلِ الرَّجُلَيْنِ وَ تُلْزِقُ الْقَبْرَ بِالْأَرْضِ إِلَى قَدْرِ أَرْبَعَ أَصَابِعَ مُفَرِّجَاتٍ وَ تُرَبِّعُ قَبْرَهُ

4- سَهْلُ بْنُ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَجْلَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام قال:

سُلَّهُ سَلاً رَفِيقاً، فَإِذَا وَضَعْتَهُ فِي لَحْدِهِ فَلْيَكُنْ أَوْلَى النَّاسِ مِمَّا يَلِي رَأْسَهُ لِيَذْكُرَ اسْمَ اللَّهِ عَلَيْهِ وَ يُصَلِّيَ عَلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه واله وسلم وَيَتَعَوَّذَ مِنَ الشَّيْطَانِ وَلْيَقْرَأُ فَاتِحَةَ الْكِتَابِ وَالْمُعَوَّذَتَيْنِ وَ قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ وَ آيَةَ الْكُرْسِيُّ، وَإِنْ قَدَرَأَنْ يَحْسِرَ عَنْ خَدِّهِ وَ يُلْزِقَهُ بِالْأَرْضِ فَعَلَ وَ يَشْهَدُ وَ يَذْكُرُ مَا يَعْلَمُ حَتَّى يَنْتَهِيَ إِلَى صَاحِبِهِ.

3- محمدبن مسلم گوید: از امام (باقر، یا صادق علیهما السلام) در مورد چگونگی به قبر نهادن میت پرسیدم.

آن حضرت فرمود: باید از سمت پا، او را وارد قبر کنی و قبر را به اندازه چهار انگشت بگشایی و به زمین متصل نمایی و بایستی قبر را چهار گوش بسازی.

4- محمد بن عجلان گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

میت را به آرامی در قبر بگذار و چون در لحد قرارش دادی، باید نزدیک ترین فرد به او، در سمت سرش باشد و نام خدا را بر او بخواند بر پیامبر علیه السلام درود فرستد، از شیطان رانده شده به خدا پناه برد و سوره فاتحه، معوذتین (قل هو الله احد) و آية الکرسی را بخواند، و اگر می تواند کفن از رخسار او کناز زند و آن را بر زمین بگذارد و شهادتین را بگوید و آن چه را که (از اسامی اوصیای رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم) می داند ذکر کند، تا آن که به امام زمانش برسد.

5- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ مَحْفُوظٍ الْإِسْكَافِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

إِذَا أَرَدْتَ أَن تَدْفِنَ الْمَيْتَ فَلْيَكُنْ أَعْقَلُ مَن يَنزِلُ فِي قَبْرِهِ عِنْدَ رَأْسِهِ وَلْيَكْشِف خَدَّهُ الْأَيْمَنَ حَتَّى يُفْضِيَ بِهِ إِلَى الْأَرْضِ وَ يُدْنِي فَمَهُ إِلَى سَمْعِهِ وَ يَقُولُ:

«اسْمَعْ افْهَمْ - ثَلَاثَ مَرَّاتِ - اللهُ رَبُّكَ وَ مُحَمَّدٌ نَبِيُّكَ وَالإِسْلَامُ دِينُكَ وَ فُلَانٌ إِمَامُكَ اسْمَعْ وَ افْهَمْ».

وَأَعِدْهَا عَلَيْهِ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ هَذَا التَّلْقِينَ.

6- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السلام قَالَ:

5- محفوظ اسکاف گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هرگاه خواستی میت را دفن کنی، باید نزدیک ترین فرد به او از سمت سرش وارد قبر شود و کفن را از روی گونه راستش بردارد تا صورتش را به زمین گذارد و دهان خود را نزدیک گوش او برده بگوید:

«بشنو و بفهم - سه مرتبه - الله پروردگار تو، محمد پیامبرت، اسلام دینت و فلان شخص (على علیه السلام) امام توست بشنو و بفهم!».

و این تلقین را سه مرتبه تکرار کند.

6 - محمد بن مسلم گوید: امام (باقر یا صادق علیهما السلام) فرمود:

إِذَا وُضِعَ الْمَيْتُ في لَحْدِهِ فَقُل:

«بِسْمِ اللهِ وَ فِي سَبِيلِ اللهِ وَ عَلَى مِلَّةِ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم عَبْدُكَ ابْنُ عَبْدِكَ نَزَلَ بِكَ وَ أَنْتَ خَيْرُ مَنْزُولٍ بِهِ اللَّهُمَّ افْسَحْ لَهُ فِي قَبْرِهِ وَ أَلْحِقْهُ بِنَبِيِّهِ اللَّهُمَّ إِنَّا لا نَعْلَمُ مِنْهُ إِلَّا خَيْراً وَ أَنْتَ أَعْلَمُ بِهِ».

فَإِذَا وَضَعْتَ عَلَيْهِ اللَّبِنَ فَقُل:

«اللَّهُمَّ صِلْ وَحْدَتَهُ وَ آنِسٌ وَحْشَتَهُ وَ أَسْكِنْ إِلَيْهِ مِنْ رَحْمَتِكَ رَحْمَةً تُغْنِيهِ عَنْ رَحْمَةِ مَنْ سوَاكَ».

فَإِذَا خَرَجْتَ مِنْ قَبْرِهِ فَقُلْ:

«إِنَّا لِلّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ اللَّهُمَّ ارْفَعْ دَرَجَتَهُ فِي أَعْلَى عِلِّيِّينَ وَ اخْلُفْ عَلَى عَقِبِهِ فِي الْغَابِرِينَ يَا رَبَّ الْعَالَمِينَ».

هرگاه میت در لحدش گذاشته شد بگو:

«بَسْمِ اللَّهِ وَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وِ عِلَى مِلَّةِ رَسولِ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم عبدُكَ ابْن عَبْدُكَ نَزَلَ بِكَ وَ أَنْتَ خَيْرَ مَنرُولٍ بِهِ اللهمّ افْسَحْ لَهُ فِي قَبرِهِ وَ أَلْحِقْهُ بَنَبِيِّهِ، اللهم إنا لا نَعْلَمُ مِنْهُ إِلَّا خيراً وَ أَنْتَ أَعْلَمُ بِهِ»؛ «بنام خدا، در راه خدا و بر دین رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم، بنده تو و پسر بنده تو نزد تو آمده و تو بهترین کسی هستی که نزدت می آیند، خدایا! قبر او را فراخ گردان و او را به پیامبرش ملحق فرما، بارخدايا! ما جز خوبی از او ندیده ایم و تو به حال او از ما داناتری».

و چون خشت قبر را چیدی بگو:

«اللّهمّ صِلْ وَحْدَتَهُ وَ آنِش وَحَشَتَهُ وَ أَسْكِنْ إِلَيْهَ مِنْ رَحمَتِكَ رَحْمَةً مَنْ سواك»؛ «خدایا! او را از تنهایی به وصال برسان، وحشتش را با انس قرین ساز و از رحمت خود چنان به او آرامش ده که به سبب آن از رحمت غیر تو بی نیاز شود».

و چون از قبر او بیرون می روی بگو:

«إِنَّا لَلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعونَ والحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ العالَمينَ، اللهمّ ارْفَعْ دَرَجَتُهُ فِي أَعْلَى عَلَييْن وَاخْلُفُ عَلَى عقبه في الغابِرِينَ، يا رَبّ العالمین»؛ «ما از خداییم و به سوی او باز می گردیم، سپاس ویژه از آن خداوندی که پروردگار جهانیان است، بار خدایا! درجۀ او را در بهشت به بالاترین درجات ترقی ده و جای خالی او را در میان بازماندگانش پرکن، ای پروردگار جهانیان».

7- عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيرٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ:

إِذَا وَضَعْتَ الْمَيِّتَ فِي لَحْدِهِ قَرَأْتَ آيَةَ الْكُرْسِيِّ وَ اضْرِبْ يَدَكَ عَلَى مَنْكِبِهِ الْأَيْمَنِ، ثُمَّ قُلْ:

«يَا فُلَانٌ: قُلْ: رَضِيتُ بِاللَّهِ رَبَّاً وَ بِالْإِسْلَامِ دِيناً وَ بِمُحَمَّدٍ صلى الله عليه واله وسلم نَبِيَّاً وَ بِعَلِي علیه السلام إِمَاماً»، وَ سَمَّ إِمَامَ زَمَانِهِ.

8- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ:

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام: مَا أَقُولُ إِذَا أَدْخَلْتُ الْمَيِّتَ مِنَّا قَبْرَهُ؟

قَالَ: قُلِ:

7- زراره گوید: (حضرتش فرمود:).

هرگاه میت را در لحد گذاشتی آیة الکرسی بخوان و دست خود را بر کتف راستش بگذار و بگو: ای فلانی! بگو راضی شدم به این که خداوند پرودگار من، اسلام دین من، محمد صلى الله عليه واله وسلم پیامبر من و علی علیه السلام، امام من است و نام امام زمانش را بر او بخوان.

6- سماعه گوید: به امام صادق علیه السلام گفتم: به هنگام در قبر نهادن مردگانمان چه بگویم؟

فرمود: بگو

«اللَّهُمَّ هَذَا عَبْدُكَ فُلَانٌ وَ ابْنُ عَبْدِكَ قَدْ نَزَلَ بِكَ وَ أَنْتَ خَيْرُ مَنْزُولِ بِهِ وَ قَدِ احْتَاجَ إِلَى رَحْمَتِكَ. اللَّهُمَّ وَ لا نَعْلَمُ مِنْهُ إِلَّا خَيْراً وَ أَنْتَ أَعْلَمُ بِسَرِيرَتِهِ وَ نَحْنُ الشُّهَدَاءُ بِعَلَانِيَتِهِ».

اللَّهُمَّ فَجَافِ الْأَرْضَ عَنْ جَنْبَيْهِ وَ لَقِّنْهُ حُجَّتَهُ وَ اجْعَلْ هَذَا الْيَوْمَ خَيْرَ يَوْمٍ أَتَى عَلَيْهِ وَ اجْعَلْ هَذَا الْقَبْرَ خَيْرَ بَيْتٍ نَزَلَ فِيهِ وَ صَيِّرَهُ إِلَى خَيْرٍ مِمَّا كَانَ فِيهِ وَ وَسِّعْ لَهُ فِي مَدْخَلِهِ، وَ آنِسٌ وَحْشَتَهُ وَ اغْفِرْ ذَنْبَهُ، وَ لا تَحْرِمْنَا أَجْرَهُ وَلَا تُضِلَّنَا بَعْدَهُ».

«اللَّهُمَّ هَذَا عَبْدُكَ فُلَانٌ وَ ابْنُ عَبْدِكَ قَدْ نَزَلَ بِكَ وَ أَنْتَ خَيْرُ مَنْزُولٍ بِهِ وَ قَدِ احْتَاجَ إِلَى رَحْمَتِكَ اللَّهُمَّ وَ لَا نَعْلَمُ مِنْهُ إِلَّا خَيْراً وَ أَنْتَ أَعْلَمُ بِسَرِيرَتِهِ وَ نَحْنُ الشُّهَدَاءُ بِعَلَانِيَتِهِ اللَّهُمَّ فَجَافِ الْأَرْضَ عَنْ جَنْبَيْهِ وَ لَقَّنْهُ حُجَّتَهُ وَ اجْعَلْ هَذَا الْيَوْمَ خَيْرَ يَوْمٍ أَتَى عَلَيْهِ وَ اجْعَلْ هَذَا الْقَبْرَ خَيْرَ بَيْتٍ نَزَلَ فِيهِ وَ صَيِّرْهُ إِلَى خَيْرٍ مِمَّا كَانَ فِيهِ وَ وَسِّعْ لَهُ فِي مَدْخَلِهِ وَ آنِشَ وَحْشَتَهُ وَ اغْفِرْ ذَنْبَهُ وَ لَا تَحْرِمْنَا أَجْرَهُ وَ لَا تُضِلَّنَا بَعْدَهُ»؛ «بار خدایا! این فلانی، بندۀ تو و پسر بندۀ توست که نزدت آمده است و تو بهترین کسی هستی که نزدت می آیند و او به رحمت تو نیازمند است. خداوند ما جز خوبی از او چیزی ندیده ایم و تو به باطن او از ما داناتری و ما تنها بر ظاهر او گواهیم، بار خدایا! زمین را از کنار پهلوهای او دور گردان حجّتش را به او تلقین کن و این روز را بهترین روزی که بر او مقدر فرموده ای قرار ده و این قبر را برایش بهترین خانه ای که در آن فرود آمده و بهتر از آن چه در آن بوده، قرار ده و جایی را که به آن وارد شده است وسعت ده و وحشت او را قرین انس گردان، گناهش را بیامرز و ما را از پاداش (صبر بر مصیبت او) محروم مکن و پس از او ما را به گمراهی مینداز».

9- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ:

يُشَقُ الْكَفَنُ مِنْ عِنْدِ رَأْسِ الْمَيِّتِ إِذَا أُدْخِلَ قَبْرَهُ.

10- حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبَانِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ سَيَابَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

سُلَّ الْمَيِّتَ سَلاً.

11- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ:

إِذَا وَضَعْتَ الْمَيِّتَ فِي الْقَبْرِ قُلْتَ:

«اللَّهُمَّ هَذَا عَبْدُكَ وَ ابْنُ عَبْدِكَ وَ ابْنُ أَمَتِكَ نَزَلَ بِكَ وَ أَنْتَ خَيْرُ مَنْزُولٍ بِهِ».

9- یکی از اصحاب ما گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

آن گاه که میت در قبر نهاده می شود باید از جانب سر، کفنش را پاره کنند.

10- عبد الرحمان بن سیابه گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

میت را به آرامی وارد قبر کن.

11- سماعه گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

چون میت را در قبر گذاردی باید بگویی:

«اللهم هذا عَبْدُكَ وَابْنُ عَبْدِكَ وَ ابْنُ أمتك نزل بك و اَنْتَ خَيْرُ مَنْزولِ بِهِ»؛ «بار خدایا! این بنده و پسر بنده و پسر کنیز توست که نزدت آمده است و تو بهترین کسی هستی که نزدت می آیند».

فَإِذَا سَلَلْتَهُ مِنْ قِبَلِ الرِّجْلَيْنِ وَ دَلَّيْتَهُ قُلْتَ:

«بِسْمِ اللهِ وَ بِاللهِ وَ عَلَى مِلَّةِ رَسُولِ اللهِ صلى الله علیه واله وسلم، اللَّهُمَّ إِلَى رَحْمَتِكَ لا إِلَى عَذَابِكَ. اللَّهُمَّ افْسَحْ لَهُ فِي قَبْرِهِ وَ لَقِّنْهُ حُجَّتَهُ وَ ثَبِّتْهُ بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ وَقِنَا وَإِيَّاهُ عَذَابَ الْقَبْرِ».

وَإِذَا سَوَّيْتَ عَلَيْهِ التُّرَابَ قُل:

«اللَّهُمَّ جَافِ الْأَرْضَ عَنْ جَنْبَيْهِ وَ أَصْعِدْ رُوحَهُ إِلَى أَرْوَاحِ الْمُؤْمِنِينَ فِي عِلِّيِّينَ وَ أَلْحِقْهُ بِالصَّالِحِينَ».

و چون او را از سمت پا در قبر می گذاری بگو:

«بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ عَلَى مِلَّةِ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله علیه واله وسلم. اللَّهُمَّ إِلَى رَحْمَتِكَ لَا إِلَى عَذَابِكَ. اللَّهُمَّ افْسَحْ لَهُ فِي قَبْرِ وَ لَقْتْهُ حُجَّتَهُ وَ ثَبِّتْهُ بالقَوْلِ الثَّابِتِ وَقِنَا وَ إِيَّاهُ عَذَابَ الْقَبْرِ»؛

«به نام خدا به یاری خدا و بر دین رسول خدا صلى الله علیه واله وسلم، بار خدایا! او را به سوی رحمت خود سوق ده نه به سوی عذابت، خداوندا! قبرش را بر او فراخ گردان، حجّتش را به او تلقین کن و او را در قول ثابت و استوار گردان و ما و او را از عذاب قبر محفوظ دار».

و هرگاه خاک قبر او را هموار ساختی بگو:

«اللهم جافِ الْأَرْضَ عَنْ جَنْبَيْهِ و أَصْعِدْ رُوحَهُ إلى أرْواحِ المُؤمنينَ في عليين وَالحِقْهُ بِالصَّالِحِينَ»؛ «بار خدایا! زمین را از دو پهلوی او دور گردان و روحش را در بالاترین مراتب بهشت به سوی ارواح مؤمنان بالا ببر و او را به نیکان ملحق ساز».

بخش شصت و پنجم

اشاره

(65)

بَابُ مَا يُبْسَطُ فِي اللَّحْدِ وَ وَضْعِ اللَّبِنِ وَ الْآجُرِّ وَ السَّاحِ.

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ الْقَاسَانِي قَالَ:

كَتَبُ عَلِيُّ بْنُ بِلَالٍ إِلَى أَبِي الْحَسَنِ علیه السلام أَنَّهُ رُبَّمَا مَاتَ الْمَيْتُ عِنْدَنَا، وَ تَكُونُ الْأَرْضُ نَدِيَّةَ فَنَفْرَشُ الْقَبْرَ بِالسَّاجِ أَوْ نُطْبِقُ عَلَيْهِ فَهَلْ يَجُوزُ ذَلِكَ؟

فَكَتَبَ: ذَلِكَ جَائِرٌ.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ صَالِحٍ بْنِ السَّنْدِي عَنْ جَعْفَرِ بْنِ بَشِيرٍ عَنْ يَحْيَى بْنِ أَبِي الْعَلَاءِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

أَلْقَى شُفْرَانُ مَوْلَى رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم فِي قَبْرِهِ الْقَطِيفَةَ.

گسترش لحد و طریق چیدن خشت، آجر و چوب ساج

1- على بن محمد کاشانی گوید: علی بن بلال طی نامه ای به امام هادی علیه السلام نوشت: گاهی کسی از ما می میرد و زمین نمناک است و قبر را با چوب ساج فرش می کنیم یا به جای خشت و آجر لحد از ساج بهره می جوییم. آیا این عمل جایز است؟

حضرت نوشت: جایز است.

2- یحیی بن ابی العلاء گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

در قبر شقران، آزاد کرده رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم قطیفه (ملحفه) ای پهن شد.

3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ حُسَيْنِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام يَقُولُ: جَعَلَ عَلِيٌّ علیه السلام عَلَى قَبْرِ النَّبِيِّ صلى الله عليه واله وسلم لَبِنا.

فَقُلْتُ: أَ رَأَيْتَ إن جَعَلَ الرَّجُلُ عَلَيْهِ أَجْراً هَلْ يَضُرُّ الْمَيِّتَ؟

قَالَ: لا.

بخش شصت و ششم

اشاره

(66)

بَابُ مَنْ حَثَا عَلَى الْمَيِّتِ وَ كَيْفَ يُحْتَى.

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَن ابْنِ أَبِي عُمَيْر عَنْ دَاوُدَ بْنِ النُّعْمَانِ قَالَ: رَأَيْتُ أَبَا الْحَسَنِ علیه السلام يَقُولُ: مَا شَاءَ اللهُ لا مَا شَاءَ النَّاسُ.

فَلَمَّا انْتَهَى إِلَى الْقَبْرِ تَنَحَّى فَجَلَسَ، فَلَمَّا أُدْخِلَ الْمَيِّتُ لَحْدَهُ قَامَ فَحَثَا عَلَيْهِ التُّرَابَ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ بِيَدِهِ.

3- ابان بن تغلب گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود:

على علیه السلام بر قبر رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم خشت خام گذارد.

گفتم: اگر بر قبر مردی آجر بچینند، آیا به او ضرری می رساند؟

فرمود: نه.

کسی که بر قبر میت خاک می ریزد و چگونگی خاک ریزی

1- داوود بن نعمان گوید: امام رضا علیه السلام را در تشییع جنازه ای دیدم که می فرمود: آن چه خدا خواست (آن شود) نه آن چه که مردم خواهند.

و چون به کنار قبر رسید، حضرتش کمی دور شد و نشست و چون میت را در لحدش گذاردند برخاست و با دست سه بار بر قبر او خاک ریخت.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيَّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: إِذَا حَثَوْتَ التُّرَابَ عَلَى الْمَيِّتِ فَقُلْ: «إِيمَاناً بِكَ وَ تَصْدِيقاً بِبَعْثِكَ هَذَا مَا وَعَدَنَا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ صلى الله عليه واله وسلم».

قَالَ: وَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام: سَمِعْتُ رَسُولَ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم يَقُولُ: مَنْ حَثَا عَلَى مَيْتٍ وَ قَالَ هَذَا الْقَوْلَ، أَعْطَاهُ اللهُ بِكُلِّ ذَرَّةٍ حَسَنَةً.

3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِم قَالَ:

كُنتُ مَعَ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام فِي جِنَازَةِ رَجُلٍ مِنْ أَصْحَابِنَا، فَلَمَّا أَنْ دَفَنُوهُ قَامَ علیه السلام إِلَى قَبْرِهِ فَحَثَا عَلَيْهِ مِمَّا يَلِي رَأْسَهُ ثَلَاثًا بِكَفِّهِ، ثُمَّ بَسَطَ كَفَّهُ عَلَى الْقَبْرِ.

ثُمَّ قَالَ: «اللَّهُمَّ جَافِ الْأَرْضَ عَنْ جَنْبَيْهِ، وَ أَصْعِدْ إِلَيْكَ رُوحَهُ، وَ لَلَّهِ مِنْكَ رِضْوَاناً وَ أَسْكِنْ قَبْرَهُ مِنْ رَحْمَتِكَ مَا تُغْنِيهِ بِهِ عَنْ رَحْمَةِ مَنْ سِوَاكَ» ثُمَّ مَضَى.

2- سکونی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: آن گاه که بر قبر میت خاک ریختی، بگو:

«إيماناً بِكَ وَتَصْدِيقاً بِبَعْثِكَ هذا ما وَعَدَنا الله وَرَسُولُهُ صلى الله عليه واله وسلم»؛ «به تو ایمان داریم و روز برانگیخته شدن را تصدیق می کنیم این همان است که خدا و رسول او صلى الله عليه واله وسلم به ما وعده داده اند».

فرمود: امیر مؤمنان علی علیه السلام نقل می فرمود: از رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم شنیدم که می فرمود:

هرکه بر قبر مرده ای خاک بریزد و این دعا را بخواند خداوند برای او در ازای هر ذره خاکی، حسنه ای عطا می فرماید.

3- محمد بن مسلم گوید: در تشییع جنازه یکی از یارانمان همراه با امام باقر علیه السلام بودم هنگامی که او را دفن کردند حضرت برخاست و از سمت سر میت، سه مشت خاک بر قبر او ریخت، سپس دست خود را بر قبر پهن کرد و فرمود:

«اللهم جافِ الأَرْضَ عَن جَنْبَيْهِ وَأَصْعِدْ إِلَيْكَ رُوحَهُ وَ لَقِّهِ مِنْكَ رِضواناً وَ أَسْكِنَّ قَبْرَهُ مِنْ رَحْمَتِكَ مَا بِهِ عَنْ رَحْمَةِ مَنْ سِواكَ»؛ «بار خدایا! زمین را از دو پهلوی او، دور گردان روحش را به سوی خود بالا ببر، خوشنودی خود را به استقبال او فرست و از رحمت خود در قبر او ساکن فرما؛ چنان که او را از رحمت غیر تو بی نیاز کند».

سپس برخاست و رفت.

4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أَذَيْنَةَ قَالَ: رَأَيْتُ أَبَا عَبْدِاللهِ علیه السلام يَطْرَحُ التُّرَابَ عَلَى الْمَيِّتِ فَيُمْسِكُهُ سَاعَةً فِي یَده ثُمَّ يَطْرَحُهُ وَلا يَزِيدُ عَلَى ثَلاثَةِ أَكفّ.

قَالَ: فَسَأَلْتُهُ عَنْ ذَلِكَ.

فَقالَ: يَا عُمَرُ! كُنْتُ أَقُولُ: «إِيمَاناً بِكَ وَ تَصْدِيقاً بِبَعْتِكَ هَذَا مَا وَعَدَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ ... إِلَى قَوْلِهِ: تَسْلِيماً» هَكَذَا كَانَ يَفْعَلُ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم وَ بِهِ جَرَتِ السُّنَّةُ.

5- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ يَزِيدَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطٍ عَنْ عُبَيْدِ بْنِ زُرَارَةَ قَالَ: مَاتَ لِبَعْضِ أَصْحَابِ أَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام وَلَدٌ فَحَضَرَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فَلَمَّا أُلْحِدَ تَقَدَّمَ أَبُوهُ فَطَرَحَ عَلَيْهِ التُّرَابَ.

فَأَخَذَ أَبُو عَبْدِاللهِ علیه السلام بِكَفَّيْهِ وَ قَالَ: لا تَطْرَحْ عَلَيْهِ التُّرَابَ، وَ مَنْ كَانَ مِنْهُ ذَا رَحِم فَلَا يَطْرَحْ عَلَيْهِ التُّرَابَ، فَإِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم نَهَى أَنْ يَطْرَحَ الْوَالِدُ أَوْ ذُو رَحِمٍ عَلَى مَيِّتِهِ التُّرَابَ.

4- عمر بن اذینه گوید: امام صادق علیه السلام را دیدم که بر قبر میتی این گونه خاک می ریخت که خاک را مدتی در دست خود نگاه می داشت، سپس آن را می ریخت و بیش از سه مشت خاک بر او نریخت.

از امام علیه السلام در این باره پرسیدم:

فرمود: ای عمر! داشتم می گفتم: «إيماناً بِكَ َو تَصْدِيقاً بِبَعْتِكَ هذا ما وَعَدَ اللهُ وَ رَسُولُهُ... تسلیماً»؛ «به تو ایمان داریم و روز برانگیختن را تصدیق می کنیم این، همان است که خدا و رسول او وعده داده اند... و تسلیم تو هستیم».

رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم نیز چنین می کرد و سنت نیز بر این جاری شده است.

5- عبيد بن زراره گوید: یکی از فرزندان اصحاب امام صادق علیه السلام وفات کرد. امام صادق علیه السلام بر جنازه او حاضر شد وقتی که میت در لحد گذارده شد پدرش جلو آمد تا بر قبر خاک ریزد.

امام صادق علیه السلام دو دست او را گرفت و فرمود: خاک بر او مریز! و هرکسی که با او خویشی دارد نباید بر او خاک بریزد رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم نهی فرموده است که پدر یا هر خویشاوند دیگری بر مرده خود خاک بریزد.

فَقُلْنَا: يَا ابْنَ رَسُولِ اللهِ! أَ تَنْهَانَا عَنْ هَذَا وَحْدَهُ؟

فَقالَ: أَنْهَاكُمْ مِنْ أَنْ تَطْرَحُوا الثَّرَابَ عَلَى ذَوي أَرْحَامِكُمْ، فَإِنْ ذَلِكَ يُورث الْقَسْوَةَ فِي الْقَلب، ومَن قَنا قلبه بعد مِنْ رَبِّهِ.

بخش شصت و هفتم

اشاره

(67)

بَابُ تَرْبِيعِ الْقَبْرِ وَ رَبِّهِ بِالْمَاءِ وَ مَا يُقَالُ عِنْدَ ذَلِكَ وَ قَدْرِ مَا يُرْفَعُ مِنَ الْأَرْضِ.

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيَّ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ قدَامَةَ بن زَائِدَةَ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السلام يَقُولُ:

إنَّ رَسُولَ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم سَلْ إِبْرَاهِيمَ ابْنَهُ سَلاً وَ رَبَّعَ قَبْرَهُ.

گفتیم: ای فرزند رسول خدا! آیا ما را فقط نسبت به این میت باز می دارید؟

فرمود: شما را باز می دارم از این که بر مردگان از خویشان خود خاک بریزید؛ زیرا این عمل باعث قساوت و سنگدلی می گردد و کسی که دل او قساوت یابد، از پروردگار خود دور خواهد شد.

چهار گوشه نمودن قبر، پاشیدن آب بر آن، دعایی که باید در آن هنگام خواند و مقدار بلندی قبر از زمین

1- قدامة بن زائده گوید: از امام باقر علیه السلام شنیدم که می فرمود:

رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم فرزند خود ابراهیم را در قبر گذارد و قبر او را چهار گوشه ساخت.

2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

لا يُسْتَحَبُّ أَنْ يُدْخَلَ مَعَهُ فِي قَبْرِهِ جَرِيدَةٌ رَطْبَةٌ وَ يُرْفَعَ قَبْرُهُ مِنَ الْأَرْضِ قَدْرَ أَرْبَعَ أَصَابِعَ مَضْمُومَةٍ، وَيُنْضَحَ عَلَيْهِ الْمَاء وَيُخَلَّى عَنْهُ.

3- حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ عَنْ أَبَانٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ قَالَ:

سَأَلْتُهُ عَنْ وَضْع الرَّجُلِ يَدَهُ عَلَى الْقَبْرِ مَا هُوَ؟ وَ لِمَ صَنَعَ؟

فَقَالَ صَنَعَهُ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم عَلَى ابْنِهِ بَعْدَ النَّضْحِ.

قَالَ: وَ سَأَلْتُهُ كَيْفَ أَضَعُ يَدِي عَلَى قُبُورِ الْمُسْلِمِينَ؟

فَأَشَارَ بِيَدِهِ إِلَى الْأَرْضِ وَوَضَعَهَا عَلَيْهَا ثُمَّ رَفَعَهَا وَ هُوَ مُقَابِلُ الْقِبْلَةِ.

4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أَذَيْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:

2- سماعة گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

مستحب است که همراه میت در قبر او شاخۀ تازه نخل بگذارند، قبر را به اندازه چهار انگشت از زمین بلندتر قرار دهند و آب بر آن بپاشند و بیش از این کاری نکنند.

3- عبدالرحمان بن ابی عبدالله گوید: از امام علیه السلام پرسیدم چرا برخی دست خود را بر قبر می گذارند؟

فرمود: رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم بعد از پاشیدن آب بر قبر فرزندش چنین کرد.

پرسیدم دست خود را چگونه بر قبر مسلمانان بگذارم؟

حضرت درحالی که رو به قبله بود با دست خود به زمین اشاره کرد و آن را بر زمین گذارد، سپس برداشت .

4- زراره گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:

كَانَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم يَصْنَعُ بِمَنْ مَاتَ مِنْ بَنِي هَاشِمٍ خَاصَّةٌ شَيْئًا لَا يَصْنَعُهُ بِأَحَدٍ مِنَ الْمُسْلِمِينَ، كَانَ إِذَا صَلَّى عَلَى الْهَاشِمِي وَ نَضَحَ قَبْرَهُ بِالْمَاءِ وَضَعَ كَفَّهُ عَلَى القَبْر حَتَّى تُرَى أَصابعهُ فِي الطِّين.

فَكَانَ الْغَريبُ يَقْدَمُ أو الْمُسَافِرُ مِنْ أَهْلِ الْمَدِينَةِ فَيَرَى القَبْرَ الْجَدِيدَ عَلَيْهِ أَثر رَسُولِ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم فَيَقُولُ: مَنْ مَاتَ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ علیهم السلام؟

5- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام قَالَ:

إِنَّ أَبِي قَالَ لِي ذَاتَ يَوْمٍ فِي مَرَضِهِ: يَا بُنَيَّ أَدْخِلْ أُناساً مِنْ قُرَيْشٍ مِنْ أَهْل الْمَدِينَةِ حَتَّى أُشْهِدَهُمْ.

قَالَ: فَأَدْخَلْتُ عَلَيْهِ أُنَاساً مِنْهُمْ.

رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم را رسم چنین بود که هرکس از بنی هاشم وفات می یافت، برای مردگان آن ها عملی انجام می داد که برای مسلمانان دیگر چنین نمی کرد چون بر میتی از بنی هاشم نماز می گزارد و بر قبر او آب می پاشید دست خود را بر قبر می گذارد و فشار می داد به حدی که آثار انگشتان بر روی گِل دیده می شد و هنگامی که شخصی غریب یا مسافری از اهالی مدینه وارد شهر می شد و در قبر اثر دست رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم را می دید، می گفت: چه کسی از آل محمد علیهم السلام وفات یافته است؟

5- حماد بن عثمان گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

روزی پدرم به هنگام بیماریش به من فرمود: فرزندم قریشیان مدینه را نزد من بیاور تا آن ها را گواه گیرم.

من گروهی از آن ها را نزد حضرتش حاضر کردم.

فَقالَ: يَا جَعْفَرًا إِذَا أَنَا مِتُّ فَغَسَلْنِي وَكَفِّنِّي وَارْفَعْ قَبْرِي أَرْبَعَ أَصَابِعَ وَ رُشْهُ بِالْمَاءِ.

فَلَمَّا خَرَجُوا قُلْتُ: يَا أَبَةٍ لَوْ أَمَرْتَنِي بِهَذَا نَصَنَعْتُهُ، وَ لَمْ تُرِدْ أَنْ أُدْخِلَ عَلَيْكَ قَوْماً تُشْهدُهُمْ؟!

فَقَالَ: يَا بُنَيَّ! أَرَدْتُ أَنْ لَا تُنَازَعَ.

6- عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام فِي رَضُ الْمَاءِ عَلَى الْقَبْرِ.

قَالَ: يَتَجَافَى عَنْهُ الْعَذَابُ مَا دَامَ النَّدَى فِي التُّرَابِ.

7- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ طَلْحَةَ بْنِ زَيْدٍ عَنْ عَبْدِاللهِ علیه السلام قَالَ:

كَانَ رَشُ الْقَبْرِ عَلَى عَهْدِ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم.

آن حضرت فرمود: ای جعفر! آن گاه که من وفات کردم، مرا غسل بده، کفن کن و روی قبرم را به اندازه چهار انگشت از روی زمین بلند کن و آب بر آن بپاش.

وقتی آنها خارج شدند گفتم: پدرجان اگر به من امر می کردی انجام می دادم چرا خواستی گروهی را نزد شما بیاورم که آن ها را گواه بگیری؟!

فرمود: فرزندم خواستم که با تو نزاع نکنند.

6- راوی گوید: امام صادق علیه السلام درباره پاشیدن آب بر قبر میت فرمود:

تا زمانی که قبر مرطوب است عذاب از میت دور می شود.

7- طلحة بن زید گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

آب پاشیدن بر قبر در عهد رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم رسم بوده است.

8- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيزِ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِاللهِ علیه السلام:

إِذَا فَرَغْتَ مِنَ الْقَبْرِ فَانْضَحْهُ ثُمَّ ضَعْ يَدَكَ عِنْدَ رَأْسِهِ وَ تَعْمِرُ كَفَّكَ عَلَيْهِ بَعْدَ النضح.

9- حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ عَنْ أَبَانِ عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ عَجْلَانَ قَالَ: قَامَ أَبُو جَعْفَرِ علیه السلام عَلَى قَبْرِ رَجُلٍ مِنَ الشَّيْعَةِ، فَقَالَ:

«اللَّهُمَّ صِلْ وَحْدَتَهُ وَ آنِش وَحْشَتَهُ وَ أَسْكِنْ إِلَيْهِ مِنْ رَحْمَتِكَ مَا يَسْتَغْنِي بِهَا عَنْ رَحْمَةِ مَنْ سواك».

10- أَبَانٌ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ قَالَ:

يُدعَى لِلْمَيِّتِ حِينَ يُدْخَلُ حُفْرَتَهُ، وَ يُرْفَعُ الْقَبْرُ فَوْقَ الْأَرْضِ أَرْبَعَ أَصَابِعَ.

8- زراره گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هرگاه از تدفین مرده ای فارغ شدی، آب بر قبر او بپاش سپس دست خود را از سمت سر میت بر روی قبر بگذار دستت را در خاک قبر فرو ببر.

9- عبدالله بن عجلان گوید: امام باقر علیه السلام در کنار قبر مردی از شیعیان ایستاد و فرمود:

«اللهم صِلْ وَحْدَتَهُ و آنِسِ وَحْشَتَهُ وَ أَسْكِن إِلَيْهِ مِنْ رَحْمَتِكَ ما يَسْتَغْنِي بِهَا عَنْ رَحْمَةِ مَنْ سِواكَ»؛

«بار خدایا! تنهایی او را به وصلت متصل ساز وحشتش را با انس قرین فرما، و از رحمت خود رحمتی بر او نازل کن که به سبب آن از رحمت غیر تو بی نیاز شود».

10- محمد بن مسلم گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:

به هنگام گذاردن میت در قبر باید برایش دعا کرد و قبر او به اندازه چهار انگشت از سطح زمین بلندتر شود.

11- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ إِسْمَاعِيلَ قَالَ: حَدَّثَنِي أَبُو الْحَسَنِ الدَّلالُ عَنْ يَحْيَى بْنِ عَبْدِاللَّهِ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السلام يَقُولُ:

ما عَلَى أَهْلِ الْمَيِّتِ مِنْكُمْ أَن يَدْرَءُوا عَنْ مَيْنِهِمْ لِقَاءَ مُنْكَرٍ وَ نَكِيرِ؟

قُلْتُ: كَيْفَ يَصْنَعُ؟

قَالَ إِذا أُفردَ الْمَيِّتُ فَلْيَتَخَلَّفْ عِنْدَهُ أَوْلَى النَّاسِ بِهِ فَيَضَعُ فَمَهُ عِنْدَ رَأْسِهِ، ثُمَّ يُنَادِي بِأَعْلَى صَوْتِهِ:

«يَا فَلَانَ بْنَ فَلَانٍ! أَوْ يَا فَلَانَةَ بِنْتَ فَلَانٍ هَلْ أَنْتَ عَلَى الْعَهْدِ الَّذِي فَارَقْتَنَا عَلَيْهِ مِنْ شَهَادَةِ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ سَيِّدُ النَّبِيِّينَ، وَ أَنَّ عَلِيًا أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ وَ سَيِّدُ الْوَصِيِّينَ وَ أَنَّ مَا جَاءَ بِهِ مُحَمَّدَ صلی الله علیه واله وسلم حَقٌّ، وَ أَنَّ الْمَوْتَ حَقٌّ، وَ أَنَّ الْبَعْثَ حَقٌّ، وَ أَنَّ اللَّهَ يَبْعَثُ مَنْ فِي الْقُبُورِ».

قَالَ: فَيَقُولُ مُنْكَرٌ لِنَكِيرِ: انْصَرِفْ بِنَا عَنْ هَذَا، فَقَدْ لُقْنَ حُجَّتَهُ.

11- یحیی بن عبدالله گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود:

بر خانوادۀ میت شیعه ای چه مانعی است که دیدار منکر و نکیر را از او دفع کنند؟

گفتم: برای این امر چه باید کرد؟

فرمود: هنگامی که میت تنها شد و همه رفتند باید نزدیک ترین فرد به میّت کنار قبر او بماند و دهانش را سمت سر میت ببرد و با بلندترین صدا ندا سر دهد ای فلانی - و نام او و پدرش را بگوید چه مرد باشد و چه زن - آیا بر آن عهدی که چون از تو جدا می شدیم بر آن بودی هنوز باقی هستی، بر آن اعتقاد که عبارت بود از گواهی بر این که هیچ معبودی جز خدا نیست یگانه است و شریکی ندارد و شهادت بر این که محمد صلی الله علیه واله وسلم بنده و فرستاده اوست و بهترین و برترین پیامبران است و شهادت بر این که علی علیه السلام، امیرمؤمنان است و برترین و بزرگوارترین اوصیا و جانشینان است و آن چه که محمد صلی الله علیه واله وسلم آورده و فرموده حق است و این که مردن و برانگیخته شدن در روز رستاخیز و این که خداوند کسانی را که در گورند، بر می انگیزد، حق است.

حضرتش فرمود: در این هنگام منکر، به نکیر گوید: از این شخص که حجت او را برایش تلقین کردند درگذریم که دیگر ما را با او کاری نیست.

بخش شصت و هشتم

اشاره

(68)

بَابٌ تَطْبِينِ الْقَبْرِ وَ تَجْصِيصِهِ.

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيَّ عَنِ السَّكُونِيَّ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: لا تُطَيِّنُوا الْقَبْرَ مِنْ غَيْرِ طِينِهِ.

2- حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

قَبْرُ رَسُولِ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم مُحَصَّبٌ حَصْبَاءَ حَمْرَاءَ.

3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ يُونُسَ بْنِ يَعْقُوبَ قَالَ: لَمَّا رَجَعَ أَبُو الْحَسَنِ مُوسَى علیه السلام مِنْ بَغْدَادَ وَ مَضَى إِلَى الْمَدِينَةِ مَاتَتْ لَهُ ابْنَةٌ بِفَيْدَ، فَدَفَنَهَا وَ أَمَرَ بَعْضَ مَوَالِيهِ أَنْ يُجَصِّصَ قَبْرَهَا، وَ يَكْتُبَ عَلَى لَوْحٍ اسْمَهَا وَ يَجْعَلَهُ فِي الْقَبْرِ.

گل اندود کردن قبر و گچ کاری آن

1- سکونی :گوید امام صادق علیه السلام فرمود: قبر را جز با گل خودش گل اندود نکنید.

2- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

روی قبر رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم با سنگ ریزه های سرخ، سنگفرش شده بود.

3- يونس بن یعقوب گوید:

هنگامی که امام کاظم علیه السلام از بغداد به شهر مدینه باز می گشت یکی از دختران آن حضرت در فید (قلعه ای در راه مکه) وفات یافت حضرت او را دفن نمود و به بعضی از دوستانش دستور داد تا قبرش را گچ کاری نمایند و نام او را در تخته سنگی بنویسند و آن را در روی قبر گذارند.

4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِي عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام: أَنَّ النَّبِيَّ صلى الله عليه واله وسلم نَهَى أَنْ يُزَادَ عَلَى الْقَبْرِ تُرَابٌ لَمْ يُخْرَجُ مِنْهُ.

بخش شصت و نهم

اشاره

(69)

بَابُ التُّرْبَةِ الَّتِي يُدْفَنُ فِيهَا الْمَيِّتُ.

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السلام قَالَ:

مَنْ خُلِقَ مِنْ تُرْبَةٍ دُفِنَ فِيهَا.

2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ الْحَجَّالِ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ أَبِي مِنْهَالٍ عَنِ الْحَارِثِ بْنِ الْمُغِيرَةِ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام يَقُولُ: إِنَّ النُّطْفَةَ إِذَا وَقَعَتْ فِي الرَّحِمِ بَعَثَ اللهُ مَلَكاً، فَأَخَذَ مِنَ التَّرْبَةِ الَّتِي يُدْفَنُ فِيهَا، فَمَاثَهَا فِي النُّطْفَةِ فَلَا يَزَالُ قَلْبُهُ يَحِنُّ إِلَيْهَا حَتَّى يُدْفَنَ فِيهَا.

4 - سکونی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

پیامبر صلى الله عليه واله وسلم نهی فرمود از این که خاکی که از غیر قبر بیرون آمده بر قبر ریخته شود.

خاکی که میت در آن دفن می شود

1- محمد بن مسلم گوید: امام (باقر یا صادق علیهما السلام) فرمود: هرکس در خاکی که از آن آفریده شده، دفن می گردد.

2- حارث بن مغیره گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود:

هرگاه نطفه در رحم قرار می گیرد خدای متعال فرشته ای را می فرستد تا از خاکی که در آن دفن می شود برگیرد و با آن بیامیزد از این رو همواره دل او به سوی آن میل دارد و مشتاق آن است تا این که در آن دفن شود.

بخش هفتادم

اشاره

(70)

بَابُ التَّعْزِيَةِ وَ مَا يَجِبُ عَلَى صَاحِبِ الْمُصِيبَةِ.

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عُذَافِرٍ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

لَيْسَ التَّعْزِيَةُ إِلَّا عِنْدَ الْقَبْرِ، ثُمَّ يَنْصَرِفُونَ لَا يَحْدُثُ فِي الْمَيِّتِ حَدَتْ فَيَسْمَعُونَ الصَّوْتَ.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام قَالَ:

التَّعْزِيَةُ لِأَهْلِ الْمُصِيبَةِ بَعْدَ مَا يُدْفَنُ.

3- أَبُو عَلِيَّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنِ الْحَجَّالِ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: -

سوگواری و آن چه که بر صاحب مصیبت واجب است

1- اسحاق بن عمار گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

سوگواری فقط باید در کنار قبر باشد، سپس تشییع کنندگان باید باز گردند که اگر برای میت حادثه ای (از عذاب و فشار قبر) رخ دهد، آن ها صدای او نشنوند.

2- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: سوگواری صاحبان عزا باید پس از دفن میت باشد.

3- اسحاق بن عمار گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: -

لَيْسَ التَّعْزِيَةُ إِلَّا عِنْدَ الْقَبْرِ، ثُمَّ يَنْصَرِفُونَ لَا يَحْدُثُ فِي الْمَيِّتِ حَدَتْ فَيَسْمَعُونَ الصَّوْتَ.

4- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدِ بْن خَالِدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

التَّعْزِيَةُ الْوَاحِبَةُ بَعْدَ الدَّفْنِ.

5- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عُثْمَانَ قَالَ:

لَمَّا مَاتَ إِسْمَاعِيلُ بْن أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام خَرَجَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السلام فَتَقَدَّمَ السَّرِيرَ بِلَا حِذَاءِ وَ لا رِدَاء.

سوگواری فقط باید در کنار قبر باشد، سپس تشییع کنندگان باید باز گردند که اگر برای میت حادثه ای (از عذاب و فشار قبر) رخ دهد آن ها صدای او را نشنوند.

4- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: سوگواری پس از دفن میت واجب است.

5- حسین بن عثمان گوید: هنگامی که اسماعیل فرزند امام صادق علیه السلام وفات یافت، آن حضرت بدون کفش و ردا از خانه بیرون آمد و پیشاپیش تابوت روان گشت.

6- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: يَنْبَغِي لِصَاحِبِ الْمُصِيبَةِ أَنْ يَضَعَ رِدَاءَهُ حَتَّى يَعْلَمَ النَّاسُ أَنَّهُ صَاحِبُ الْمُصِيبَة.

7- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ رِفَاعَةَ النَّخَاسِ عَنْ رَجُل عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

عَزَّى أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام رَجُلاً بِابْنِ لَهُ فَقَالَ: اللَّهُ خَيْرٌ لِابْنِكَ مِنْكَ وَ ثَوَابُ اللَّهِ خَيْرٌ لكَ مِن ابْنك.

فَلَمَّا بَلَغَهُ جَزَعُهُ بَعْدُ عَادَ إِلَيْهِ.

فَقَالَ لَهُ: قَدْ مَاتَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم فَمَا لَكَ بِهِ أَسْوَةٌ؟

فَقالَ: إِنَّهُ كَانَ مُرَهَقاً.

فَقالَ: إِنَّ أَمَامَهُ ثَلَاثَ خِصَالٍ: شَهَادَةَ أَنْ لا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ رَحْمَةَ اللَّهِ وَ شَفَاعَةَ رَسُولِ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم فَلَنْ تَقُوتَهُ وَاحِدَةٌ مِنْهُنَّ إِن شَاءَ الله.

6- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

شایسته است که صاحب عزا ردای خویش کنار گذارد تا مردم بدانند که او صاحب عزا است.

7- راوی گوید: امام صادق علیه السلام به مردی که فرزندش را از دست داده بود تسلیت داد و به او فرمود:

خداوند برای فرزندت از تو بهتر است و ثواب خداوند برای تو بهتر از فرزندت می باشد.

چون خبر بی تابی آن مرد به حضرتش رسید به سوی او بازگشت و به او فرمود: رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم هم از دنیا رفت چگونه تو از آن حضرت پیروی نمی کنی؟

آن مرد گفت: فرزندم گناهکار بود.

امام فرمود: پیش روی او سه ویژگی است (که به آن ها امیدی هست) گواهی دادن او به «لا اله الا الله» رحمت خدا و شفاعت رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم پس او از هیچ یک از آن ها - ان شاءالله - محروم نخواهد شد.

8- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ سَعْدَانَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

يَنْبَغِي لِصَاحِبِ الْمُصِيبَةِ أَنْ لا يَلْبَسَ رِدَاءً، وَأَنْ يَكُونَ فِي قَمِيصٍ حَتَّى يُعْرَفَ.

9- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ الْحَكَم قَالَ:

رَأَيْتُ مُوسَى علیه السلام يُعَزي قَبْلَ الدَّفْنِ وَ بَعْدَهُ.

10- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ مِهْرَانَ قَالَ: كَتَبَ أَبُو جَعْفَرٍ الثَّانِي علیه السلام إِلَى رَجُلٍ:

ذَكَرْتَ مُصِيبَتَكَ بِعَلِي ابْنِكَ وَ ذَكَرْتَ أَنَّهُ كَانَ أَحَبَّ وُلْدِكَ إِلَيْكَ وَ كَذَلِكَ اللَّهُ إِنَّمَا يَأْخُذُ مِنَ الْوَالِدِ وَ غَيْرِهِ أَزْكَى مَا عِنْدَ أَهْلِهِ لِيُعْظِمَ بِهِ أَجْرَ الْمُصَابِ بِالْمُصِيبَةِ، فَأَعْظَمَ اللهُ أَجْرَكَ وَ أَحْسَنَ عَزَاكَ وَ رَبَطَ عَلَى قَلْبِكَ إِنَّهُ قَدِيرٌ، وَ عَجَلَ اللَّهُ عَلَيْكَ بِالْخَلَفِ، وَأَرْجُو أَن يَكُونَ اللهُ قَدْ فَعَلَ إِن شَاءَ اللهُ تَعَالَى.

8- ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

شایسته است که صاحب عزا ردا بر تن نپوشد و با پیراهن باشد تا شناخته شود.

9- هشام بن حکم گوید: امام کاظم علیه السلام را دیدم که پیش از دفن و پس از آن سوگواری می نمود.

10- ابن مهران گوید: امام جواد علیه السلام در پاسخ نامه مردی که فرزند خود را از دست داده بود نوشت:

از مصیبت فرزندت، علی که یادآور شده بودی او از محبوب ترین فرزندانت بود آگاه شدم. خدای را (حکمت) چنین است که از پدر و دیگران پاکیزه ترین افراد را می ستاند تا پاداش مصیبت دیده را بزرگ فرماید. خداوند اجر تو را بسیار صبر تو را نیکو و دل تو را قوی گرداند؛ زیرا که او تواناست و خداوند هرچه زودتر برای تو جانشینی برگزیند و امیدوارم که ان شاء الله تعالی برای تو چنین کند.

بخش هفتادو یکم

اشاره

(71)

بَابٌ ثَوَابٍ مَنْ عَزَّى حَزِيناً.

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النُّوْفَلِي عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنْ آبَائِهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم:

مَنْ عَزَّى حَزِينَاً كُسِيَ فِي الْمَوْقِفِ حُلَّةً يُحَبَّرُ بِهَا.

2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدِ بْن خَالِدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ وَهْبٍ عَنْ أَبي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم:

مَنْ عَزَّى مُصاباً كَانَ لَهُ مِثْلُ أَجْرِهِ مِنْ غَيْرِ أَنْ يَنتَقِصَ مِنْ أَجْرِ الْمُصَابِ شَيْئاً.

پاداش کسی که غم زده ای را تسکین دهد

1- امام صادق علیه السلام از پدرانش روایت کرده که رسول خدا صلى الله عليه وسلم فرمود:

هرکس شخص عزاداری را دلداری دهد، در روز قیامت لباسی بر او بپوشانند که به آن خوشحال گردد.

2- امام صادق علیه السلام فرمود:

هرکس مصیبت دیده ای را دلداری دهد برای او پاداشی چون پاداش اوست بدون این که از پاداش مصیبت دیده کم شود.

بخش هفتادو دوم

اشاره

(72)

بَابُ الْمَرْأَةِ تَمُوتُ وَ فِي بَطْنِهَا صَبِيٌّ يَتَحَرَّكُ.

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فِي الْمَرْأَةِ تَمُوتُ وَيَتَحَرَّكَ الْوَلَدُ فِي بَطْنِهَا أَ يُشَقُّ بَطْنُهَا وَيُخْرَجُ الْوَلَدُ؟

قَالَ: فَقَالَ: نَعَمْ، وَ يُخَاطُ بَطْنُهَا.

2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ وَهْبِ بْنِ وَهْبٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام:

إذَا مَاتَتِ الْمَرْأَةُ وَ فِي بَطْنِها وَلَدٌ يَتحرك فَيُتَخَوفُ عَلَيْهِ فَشق بطنها وأُخْرج الْوَلَدُ.

وَ قَالَ فِي الْمَرْأَةِ يَمُوتُ وَلَدُهَا فِي بَطْنِهَا فَيُتَخَوْفٌ عَلَيْهَا.

قَالَ: لا بَأْسَ أَنْ يُدْخِلَ الرَّجُلُ يَدَهُ فَيُقَطَّعَهُ وَ يُخْرِجَهُ إِذَا لَمْ تَرْفُقُ بِهِ النِّسَاءُ.

زنی که می میرد و در رحم او کودک زنده ای باشد

1- على بن حمزه گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم زنی که می میرد و کودکش در رحم او زنده است آیا باید شکم او را شکافته و فرزندش را بیرون آورند؟

فرمود: آری.

2- ابن وهب گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمود:

هرگاه زنی بمیرد و در رحم او کودک زنده ای باشد باید شکمش را شکافته کودک را بیرون آورند.

حضرتش درباره زنی که جنین در شکمش مرده و زندگی او را به خطر انداخته فرمود ایرادی ندارد که (با نبود زن ماهر) مرد دست خود را داخل نموده و جنین را پاره پاره کند و آن را بیرون آورد.

بخش هفتادو سوم

اشاره

(73)

بَابُ غُسْلِ الْأَطْفَالِ وَ الصِّبْيَانِ وَ الصَّلَاةِ عَلَيْهِمْ.

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ مُوسَى عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

السَّقْطُ إذَا تَمَّ لَهُ أَرْبَعَةُ أَشْهُر غُسل.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْحَلَبِيِّ وَ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام أَنَّهُ سُئِلَ عَنِ الصَّلَاةِ عَلَى الصَّبِيِّ مَتَى يُصَلَّى عَلَيْهِ؟

قَالَ: إِذَا عَقَلَ الصَّلَاةَ.

قُلْتُ: مَتَى تَجِبُ الصَّلَاةُ عَلَيْهِ؟

فَقالَ: إِذَا كَانَ ابْنَ سِتٌ سِنِينَ، وَ الصِّيَامُ إِذَا أَطَاقَهُ.

غسل دادن اطفال و کودکان و نماز گزاردن بر آنان

1- زراره :گوید امام صادق علیه السلام فرمود:

هرگاه جنین سقط شده چهار ماهه باشد، باید غسل داده شود.

2- حلبی و زراره گویند: از امام صادق علیه السلام پرسیده شد چه وقت باید بر طفل نماز میت خواند؟

فرمود: هرگاه که نماز را درک کند.

گفتم: چه زمانی نماز بر او واجب می شود ؟

فرمود: هنگامی که به سن شش سالگی برسد و روزه هنگامی بر او لازم می شود که توان گرفتن آن را داشته باشد.

3- عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْن أُذَيْنَةَ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: رَأَيْتُ ابْناً لِأَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام فِي حَيَاةِ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام يُقَالُ لَهُ: عَبْدُاللهِ فَطِيمٌ قَدْ دَرَجَ، فَقُلْتُ لَهُ:

يَا غُلَامُ مَنْ ذَا الَّذِي إِلَى جَنْبِكَ لِمَوْلًى لَهُمْ؟

فَقَالَ: هَذَا مَوْلَايَ.

فَقالَ لَهُ الْمَوْلَى يُمَازِحُهُ: لَسْتُ لَكَ بِمَوْلًى.

فَقَالَ: ذَلِكَ شَرِّ لَكَ، فَطَعَنَ فِي جِنَازَةِ الْغُلَامِ، فَمَاتَ فَأُخْرِجَ فِي سَفَطٍ إِلَى الْبَقيع، فَخَرَجَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام وَ عَلَيْهِ جُبَّةٌ خَرِّ صَفْرَاءُ وَ عِمَامَةٌ خَرٌ صَفْرَاءُ وَ مِطْرَفُ خَرٌ أَصْفَرُ فَانْطَلَقَ يَمْشِي إِلَى الْبَقِيعِ وَ هُوَ مُعْتَمِدٌ عَلَيَّ وَ النَّاسُ يُعَزُونَهُ عَلَى ابْنِ اِبنِه.

فَلَمَّا انْتَهَى إِلَى الْبَقِيعِ تَقَدَّمَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام فَصَلَّى عَلَيْهِ وَ كَبَّرَ عَلَيْهِ أَرْبَعاً، ثُمَّ أَمَرَ بِهِ فَدُفِنَ.

3- زراره گوید: در زمان امام باقر علیه السلام بود که از امام صادق علیه السلام پسری دیدم که به او عبدالله می گفتند تازه از شیر گرفته شده و به راه افتاده بود اشاره به غلام حضرت کردم و به او گفتم: ای پسر! این که در کنار توست کیست؟

در پاسخ گفت: این غلام من است. غلام - درحالی که با او مزاح می کرد - به او گفت من غلام تو نیستم.

کودک گفت: انکار بندگی ما برای تو بدتر است.

غلام ضربه ای به آن کودک زد و او به زمین خورد و جان سپرد. او را در سبدی گذاشته به بقیع آوردند. امام باقر علیه السلام بیرون آمد درحالی که لباده خز زردی بر تن داشت، عمامه زرد رنگی بر سر نهاده و بالا پوش زرد رنگ پوشیده بود حضرتش با پای پیاده روانه بقیع شد و بر من تکیه داده بود و مردم در مرگ فرزندش به او تسلیت می گفتند.

هنگامی که جنازه کودک را به بقیع رساندند امام باقرعلیه السلام پیش آمد و بر او نماز خواند و چهار تکبیر گفت سپس امر فرمود که او را دفن کنند.

ثُمَّ أَخَذَ بِيَدِي فَتَنحى بي، ثُمَّ قَالَ: إِنَّهُ لَمْ يَكُنْ يُصَلِّى عَلَى الْأَطْفَالِ، إِنَّمَا كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام يَأْمُرُ بِهِمْ فَيُدْفَنُونَ مِنْ وَرَاءُ وَلا يُصَلِّي عَلَيْهِمْ، وَإِنَّمَا صَلَّيْتُ عَلَيْهِ مِنْ أَجْلِ أَهْلِ الْمَدِينَةِ كَرَاهِيَةَ أَن يَقُولُوا: لا يُصَلُّونَ عَلَى أَطْفَالِهِمْ.

4- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ وَ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ يَحْيَى بْنِ عِمْرَانَ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: مَاتَ ابْنُ لِأَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام فَأُخْبِرَ بِمَوْتِهِ، فَأَمَرَ بِهِ فَغُسَّلَ وَ كُفْنَ وَ مَشَى مَعَهُ وَ صَلَّى عَلَيْهِ وَ طُرِحَتْ خُمْرَةٌ، فَقَامَ عَلَيْهَا ثُمَّ قَامَ عَلَى قَبْرِهِ حَتَّى فَرَغَ مِنْهُ.

ثُمَّ انْصَرَفَ وَ انْصَرَفْتُ مَعَهُ حَتَّى إِنِّي لَأَمْشِي مَعَهُ. فَقَالَ: أَمَا إِنَّهُ لَمْ يَكُنْ يُصَلَّى عَلَى مِثْلِ هَذَا، وَكَانَ ابْنَ ثَلَاثِ سِنِينَ، كَانَ عَلِيٌّ علیه السلام يَأْمُرُ بِهِ فَيُدْفَنُ وَلَا يُصَلَّى عَلَيْهِ، وَ لَكِنَّ النَّاسَ صَنَعُوا شَيْئًا، فَنَحْنُ نَصْنَعُ مِثْلَهُ.

آن گاه دست مرا گرفته، به گوشه ای رفت و فرمود: بر اطفال نماز گزارده نمی شود، همانا امیر مؤمنان على صلوات الله علیه چنین بود که امر می نمود اطفال را پس از مردن دفن کنند و بر آنان نماز نمی گزارد و من به خاطر اهل مدینه نماز گزاردم چون خوش ندارم که بگویند: (شیعیان) بر اطفال خود نماز نمی گزارند.

4- زراره گوید: پسری از امام باقر علیه السلام وفات یافت آن حضرت را از مرگش آگاه ساختند. حضرت امر فرمود که غسلش دهند کفن کنند و با جنازه به راه افتاد بر او نماز خواند حصیر کوچکی پهن کردند و بر روی آن ایستاد و نماز خواند و بر کنار قبر ایستاد تا این که از کار دفن او فارغ شدند.

سپس حضرتش بازگشت من نیز با آن حضرت بازگشتم درحالی که با او راه می رفتم فرمود: برای هم چو اطفالی که سه سال داشته باشند نماز خوانده نمی شود و علی علیه السلام امر می فرمود که او را دفن نمایند و بر او نماز نمی خواند ولی مردم (سنی ها) کاری را انجام دادند که ما هم (به خاطر تقیه) آن را انجام می دهیم.

قَالَ: قُلْتُ: فَمَتَى تَجِبُ الصَّلَاةُ عَلَيْهِ؟

فَقالَ: إِذَا عَقَلَ الصَّلَاةَ، وَكَانَ ابْنَ سِتٌ سِنِينَ.

قَالَ: قُلْتُ: فَمَا تَقُولُ فِي الْوِلْدَانِ؟

فَقالَ: سُئِلَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم عَنْهُمْ. فَقَالَ: اللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا كَانُوا عَامِلِينَ.

5- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ زُرْعَةَ عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الْأَوَّلِ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ السُّقْطِ إِذَا اسْتَوَى خَلْقُهُ يَجِبُ عَلَيْهِ الْغُسْلُ وَ اللَّحْدُ وَ الْكَفَنُ.

فَقَالَ: كُلُّ ذَلِكَ يَجِبُ عَلَيْهِ.

6- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ قَالَ: كَتَبْتُ إِلَى أَبِي جَعْفَرٍعلیه السلام أَسْأَلُهُ عَنِ السَّقْطِ كَيْفَ يُصْنَعُ بِهِ؟

فَكَتَبَ علیه السلام إِلَيَّ: أَنَّ السَّقْطَ يُدْفَنُ بِدَمِهِ فِي مَوْضِعِهِ.

عرض کردم: پس کی بر کودک نماز واجب می شود؟

فرمود: هرگاه نماز را درک کند و شش ساله شود.

عرض کردم: پس در مورد کودکانی که پیش از تکلیف می میرند (چه باید کرد؟).

فرمود: در مورد آنان از رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم سؤال شد. فرمود: خداوند به کارهای آن ها آگاه تر است.

5- سماعه گوید: از امام کاظم علیه السلام پرسیدم نظر شما دربارۀ طفل سقط شده که خلقتش کامل شده چیست؟ آیا غسل، لحد و تکفین برای او واجب است؟

فرمود: همۀ این ها برای او واجب است.

6- محمد بن فضیل گوید: طی نامه ای به امام باقر علیه السلام نوشتم و از حضرتش درباره کودک سقط شده پرسیدم که وظیفه چیست؟

آن حضرت نوشت کودک سقط شده با همان خونش دفن می شود.

7- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ مُوسَى علیه السلام يَقُولُ:

إِنَّهُ لَمَّا قُبِضَ إِبْرَاهِيمُ بْنُ رَسُولِ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم جَرَتْ فِيهِ ثَلَاثُ سُنَنٍ، أَمَّا وَاحِدَةٌ، فَإِنَّهُ لَمَّا مَاتَ انْكَسَفَتِ الشَّمْسُ.

فَقالَ النَّاسُ: انْكَسَفَتِ الشَّمْسُ لِفَقْدِ ابْنِ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم.

فَصَعِدَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم الْمِنْبَرَ، فَحَمِدَ اللَّهَ وَأَثْنَى عَلَيْهِ ، ثُمَّ قَالَ:

يَا أَيُّهَا النَّاسُ! إِنَّ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ آيَتَانِ مِنْ آيَاتِ اللَّهِ يَجْرِيَانِ بِأَمْرِهِ مُطِيعَانِ لَهُ لا يَنْكَسِفَانِ لِمَوْتِ أَحَدٍ وَ لا لِحَيَاتِهِ، فَإِنِ انْكَسَفَتَا أَوْ وَاحِدَةٌ مِنْهُمَا فَصَلُّوا.

ثُمَّ نَزَلَ عَنِ الْمِنْبَرِ، فَصَلَّى بِالنَّاسِ صَلَاةَ الْكُسُوفِ، فَلَمَّا سَلَّمَ قَالَ: يَا عَلِيُّ! قُمْ فَجَهْزِ ابْنِي.

فَقَامَ عَلِيٌّ علیه السلام: فَغَسَّلَ إِبْرَاهِيمَ وَ حَنَّطَهُ وَ كَفَّنَهُ ثُمَّ خَرَجَ بِهِ وَ مَضَى رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم حَتَّى انْتَهَى بِهِ إِلَى قَبْرِهِ.

7- علی بن عبدالله گوید: از امام کاظم علیه السلام شنیدم که می فرمود:

هنگامی که ابراهیم فرزند رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم وفات یافت سه سنت در او جاری شد.

نخست آن که وقتی او وفات یافت آفتاب گرفت مردم گفتند: آفتاب برای وفات فرزند رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم گرفته است!

رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم بالای منبر رفت و خدا را حمد و ثنا گفت، سپس فرمود:

ای مردم! خورشید و ماه دو نشانه از نشانه های خدا هستند که به فرمان او در رفت و آمدند و فرمان بردارند که به مرگ و زندگی کسی گرفته نمی شوند و هرگاه هردو یا یکی از آن ها گرفته شود، نماز (آیات) بخوانید.

سپس از منبر فرود آمد و با مردم نماز کسوف خواند و چون سلام داد، فرمود: ای علی! برخیز و مقدمات دفن فرزندم را آماده ساز.

علی علیه السلام برخاست و ابراهیم را غسل داد، حنوط کرد و کفن نمود و او را بیرون آورد و رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم نیز با او روان شد تا به قبر او رسیدند.

فَقالَ النَّاسُ: إِنَّ رَسُولَ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم نَسِيَ أَنْ يُصَلِّيَ عَلَى إِبْرَاهِيمَ لِمَا دَخَلَهُ مِنَ الْجَزَعَ عَلَيْهِ.

فَانْتَصَبَ قَائِماً ثُمَّ قَالَ: يَا أَيُّهَا النَّاسُ! أَتَانِي جَبْرَئِيلُ علیه السلام بِمَا قُلْتُمْ، زَعَمْتُمْ أَنِّي نَسِيتُ أَنْ أُصَلِّيَ عَلَى ابْنِي لِمَا دَخَلَنِي مِنَ الْجَزَع أَلَا وَإِنَّهُ لَيْسَ كَمَا ظَنَنْتُمْ، وَ لَكِنَّ اللَّطِيفَ الْخَبِيرَ فَرَضَ عَلَيْكُمْ خَمْسَ صَلَوَاتٍ، َو جَعَلَ لِمَوْتَاكُمْ مِنْ كُلِّ صَلَاةٍ تكبيرَةً، وَ أَمَرَنِي أَن لا أُصَلَّى إلَّا عَلَى مَنْ صَلَّى.

ثُمَّ قَالَ: يَا عَلِيُّ انْزِلْ فَأَلْحِدِ ابْنِي.

فَنَزَلَ فَأَلْحَدَ إِبْرَاهِيمَ فِي لَحْدِهِ.

فَقَالَ النَّاسُ إِنَّهُ لا يَنبَغِي لِأَحَدٍ أَنْ يَنْزِلَ فِي قَبْرِ وَلَدِهِ إِذْ لَمْ يَفْعَلْ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم.

فَقالَ لَهُمْ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم: يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّهُ لَيْسَ عَلَيْكُمْ بِحَرَامٍ أَنْ تَنْزِلُوا فِي قبور أولادِكُمْ، وَ لَكِنِّى لَسْتُ آمَنُ إذَا حَلَّ أَحَدُكُمُ الْكَفَنَ عَن ولده أن يلعب به الشَّيْطَانُ فَيَدْخُلَهُ عِنْدَ ذَلِكَ مِنَ الْجَزَعِ مَا يُحْبِطُ أَجْرَهُ. ثُمَّ انْصَرَفَ صلى الله عليه واله وسلم.

مردم گفتند: به راستی که رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم از بی تابی بر ابراهیم فراموش کرد که بر او نماز گزارد.

پیامبر خدا صلى الله عليه واله وسلم سر پا ایستاد سپس فرمود: ای مردم! اینک جبرئیل به جهت آن چه گفتید نزد من آمد، گمان کردید که از بی تابی بر فرزندم فراموش کرده ام که بر او نماز گزارم؟! هان! این طور نیست که شما گمان کرده اید، بلکه خداوند مهربان و آگاه، پنج نماز بر شما واجب کرده است و برای مردگان شما از هر نماز یک تکبیر قرار داده و به من فرمان داده است که نماز میت نخوانم مگر بر کسی که نماز می خوانده است.

سپس فرمود: ای علی! در قبر برو و فرزندم را در لحد بگذار.

على علیه السلام وارد قبر شد و ابراهیم را در لحدش گذارد.

مردم گفتند: شایسته نیست که کسی وارد قبر فرزندش شود؛ زیرا که رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم چنین کاری نکرد.

رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم به آنان فرمود: ای مردم! برای شما حرام نیست که وارد قبر فرزندان خود شوید، ولی بعید نیست که وقتی یکی از شما وارد قبر شود بند کفن فرزندش را بگشاید، شیطان با او بازی کند و او را به بی تابی و زاری وادارد که اجر او را باطل کند.

سپس رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم بازگشت.

8- عَلِيٌّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ شِيرَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سُلَيْمانَ عَنْ حُسَيْنِ الْحَرْشُوشِ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام: إِنَّ النَّاسَ يُكَلِّمُونَا وَ يَرُدُّونَ عَلَيْنَا قَوْلَنَا: إِنَّهُ لا يُصَلَّى عَلى الطِّفْلِ لأَنَّهُ لَمْ يُصَلُّ فَيَقُولُونَ: لَا يُصَلَّى إِلَّا عَلَى مَنْ صَلَّى.

فَنَقُولُ: نَعَمْ.

فَيَقُولُونَ: أَ رَأَيْتُمْ لَوْ أَنَّ رَجُلاً نَصْرَانِيَا أَوْ يَهُودِيًا أَسْلَمَ ثُمَّ مَاتَ مِنْ سَاعَتِهِ فَمَا الْجَوَابُ فِيهِ؟

فَقالَ: قُولُوا لَهُمْ: أَ رَأَيْتَ لَوْ أَنَّ هَذَا الَّذِي أَسْلَمَ السَّاعَةَ ثُمَّ افْتَرَى عَلَى إِنْسَانٍ مَا كَانَ يَجِبُ عَلَيْهِ فِي فِرْيَتِهِ، فَإِنَّهُمْ سَيَقُولُونَ يَجِبُ عَلَيْهِ الْحَدُّ، فَإِذَا قَالُوا هَذَا قِيلَ لَهُمْ: فَلَوْ أَنَّ هَذَا الصَّبِيَّ الَّذِي لَمْ يُصَلُّ افْتَرَى عَلَى إِنْسَانٍ هَلْ كَانَ يَجِبُ عَلَيْهِ الْحَدُّ، فَإِنَّهُمْ سَيَقُولُونَ: فَيُقَالُ لَهُمْ: صَدَقْتُمْ، إِنَّمَا يَجِبُ أَنْ يُصَلَّى عَلَى مَنْ وَجَبَ عَلَيْهِ الصَّلَاةُ وَ الْحُدُودُ، وَلا يُصَلَّى عَلَى مَنْ لَمْ تَجِبْ عَلَيْهِ الصَّلَاةُ وَ لَا الْحُدُودُ.

8- هشام بن سالم گوید: به امام صادق علیه السلام گفتم: مردم در مورد ما سخن می گویند و ایراد می گیرند که می گوییم بر طفلی که نماز نمی خواند نباید نماز میت خواند. و می گویند: فقط بر کسی که نماز می خوانده، باید نماز خواند؟

در پاسخ می گوییم: آری.

می گویند: پس اگر مردی نصرانی یا یهودی مسلمان شود و همان ساعت بمیرد، چه؟

امام فرمود: به آن ها بگویید آیا کسی که در این ساعت مسلمان شده، اگر پس از آن بر انسانی افترا گوید، در این افترا گفتن چه چیزی بر او واجب می شود؟ خواهند گفت: حدّ واجب می شود پس اگر این را گفتند به ایشان بگویید اگر این طفلی که نماز نمی خواند، بر انسانی افترا گوید، آیا حد بر او واجب می شود؟ خواهند گفت: نه.

به ایشان بگویید: راست گفتید، بنابراین نماز میت بر کسی واجب می شود که نماز و حدود بر او واجب شده باشد و کسی که نماز و حدود بر او واجب نیست نباید بر او نماز خواند.

بخش هفتادو چهارم

اشاره

(74)

بَابُ الْغَرِيقِ وَ الْمَصْعُوقِ.

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرِ عَنْ هِشَامِ بْنِ الْحَكَم عَنْ الْحَسَنِ الْأَوَّلِ علیه السلام فِي الْمَصْعُوقِ وَالْغَرِيقِ.

قَالَ: يُنْتَظَرُ بِهِ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ إِلَّا أَنْ يَتَغَيَّرَ قَبْلَ ذَلِكَ.

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيَّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْغَرِيقِ أَ يُغَسَّلُ؟

قالَ: نَعَمْ وَ يُسْتَبْرَأ.

قُلْتُ: وَكَيْفَ يُسْتَبْرَا؟

قَالَ: يُتْرَكُ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ قَبْلَ أَنْ يُدْفَنَ وَكَذَلِكَ أَيْضاً صَاحِبُ الصَّاعِقَةِ، فَإِنَّهُ رُبَّمَا ظَنُّوا أَنَّهُ مَاتَ وَ لَمْ يَمُثُ.

حکم کسی که غرق شده و فردی که دچار صاعقه شده است

1- هشام بن حکم گوید: امام علیه السلام دربارۀ کسی که مورد هدف صاعقه قرار گرفته و فردی که غرق شده فرمود:

باید تا سه روز بر ایشان (جهت دفن کردن) انتظار کشید (تا از مرگ آنان اطمینان حاصل شود) مگر آن که پیش از آن (از جهت بو و رنگ پوست) دچار تغییرات شوند (که به مرگ آن ها بتوان اطمینان یافت).

2- اسحاق بن عمار گوید: از امام علیه السلام دربارۀ غریق پرسیدم که آیا باید غسلش داد؟

فرمود: آری و استبرا نیز لازم است.

گفتم: چگونه استبرا می شود؟

فرمود: سه روز پیش از دفن واگذاشته می شود (تا از مرگ او اطمینان حاصل شود) و هم چنین است کسی که دچار صاعقه شده باشد چون بسا هست که گمان می کنند مرده است؛ درحالی که نمرده است.

3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: كَانَ أُمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام يَقُولُ: الْغَرِيقُ يُغَسَّلُ.

4- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

الْغَرِيقُ يُحْبَسُ حَتَّى يَتَغَيَّرَ وَ يُعْلَمَ أَنَّهُ قَدْ مَاتَ ثُم يُغسل، و يُكَفِّنُ.

قَالَ: وَ سُئِلَ عَنِ الْمَصْعُوقِ.

فَقالَ: إِذَا صُعِقَ حُبِسَ يَوْمَيْنِ، ثُمَّ يُغَسَّلُ وَ يُكَفَّنُ.

5- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ عَبْدِ الْخَالِقِ أَخِي شِهَابِ بْنِ عَبْدِ رَبِّهِ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِاللَّهِ علیه السلام:

خَمْسٌ يُنتَظَرُ بِهِمْ إِلَّا أَن يَتَغَيَّرُوا الْغَرِيقُ والمَصْعُوقُ وَالْمَبْطُونُ وَالْمَهْدُوم و الْمُدَحْنُ.

3- سکونی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

امیر مؤمنان علیه السلام همواره می فرمود: غریق را باید غسل داد.

4 - عمار گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

غریق باید نگاه داشته شود تا این که تغییر کند و دانسته شود که مرده است، سپس غسل داده و کفن شود.

راوی گوید: از حضرتش در مورد صاعقه زده سؤال شد.

فرمود: هرگاه صاعقه بر کسی اصابت کرد، باید دو روز نگاه داشته شود، سپس غسلش دهند و کفن کنند.

5- اسماعیل بن عبد الخالق گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

پنج فردند که باید بر آنان انتظار کشید (آن گاه دفن کرد) مگر این که دچار تغییرات شوند غریق، صاعقه زده شده، اسهال گرفته، زیر آوار مانده و گاز گرفته شده.

6- أَحْمَدُ بْنُ مِهْرَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِقٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ قَالَ: أَصَابَ النَّاسَ بِمَكَّةَ سَنَةً مِنَ السِّنِينَ صَوَاعِقُ كَثِيرَةٌ، مَاتَ مِنْ ذَلِكَ خَلْقٌ كَثِيرٌ. فَدَخَلْتُ عَلَى أَبِي إِبْرَاهِيمَ علیه السلام فَقَالَ مُبْتَدِنَا مِنْ غَيْرِ أَنْ أَسْأَلَهُ: يَنْبَغِي لِلْغَرِيقِ وَ الْمَصْعُوقِ أَن يُتَرَبَّص بهِ ثَلاثاً لا يُدْفَنُ إِلَّا أَن تَجِيءَ مِنْهُ رِيحٌ تَدلُّ عَلَى مَوْتِهِ.

قُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! كَأَنَّكَ تُخْبِرُنِي أَنَّهُ قَدْ دُفِنَ نَاسٌ كَثِيرٌ أَحْيَاءً.

فَقالَ: نَعَمْ يَا عَلَى قَدْ دُفِنَ نَاسٌ كَثِيرٌ أَحْيَاء مَا مَاتُوا إِلَّا فِي قُبُورِهِمْ.

بخش هفتادو پنجم

اشاره

(75)

بَابُ الْقَتْلَى.

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيَّ بْنِ الْحَكَمِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنِ الَّذِي يُقْتَلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَ يُغَسَّلُ وَ يُكَفَّنُ وَ يُحَنَّطُ؟

6- علی بن ابو حمزه گوید در یکی از سال ها در مکه صاعقه بسیاری فرود آمد که بر اثر آن عده زیادی از مردم جان باختند.

خدمت امام کاظم علیه السلام شرف یاب شدم بدون این که پرسشی کنم، فرمود: شایسته است که برای غریق و صاعقه زده شده سه روز انتظار بکشند و آن ها را دفن نکنند مگر آن که از آن ها بویی به مشام برسد که نشانه مرگ باشد.

گفتم: قربانت گردم! گویا به من خبر می دهید که عده بسیاری از مردم زنده دفن شده اند.

فرمود: آری ای علی! بسیاری از مردم که هنوز نمرده بودند دفن شده اند و آن ها در قبرهایشان مرده اند.

کشته شدگان در جنگ

1- ابان بن تغلب گوید: از امام صادق علیه السلام دربارۀ کسی که در راه خدا کشته شده پرسیدم که آیا باید غسل داده شود و کفن و حنوط گردد؟

قَالَ: يُدْفَنُ كَمَا هُوَ فِي ثِيَابِهِ إِلَّا أَن يَكُونَ بِهِ رَمَقٌ ثُمَّ مَاتَ، فَإِنَّهُ يُغَسْلُ وَ يُكَفِّنُ وَ يُحَنَّطُ وَ يُصَلَّى عَلَيْهِ، إِنَّ رَسُولَ اللهِ صَلَّى الله علیه واله وسلم صَلَّى عَلَى حَمْزَةَ وَ كَفَّنَهُ، لِأَنَّهُ كَانَ قَدْ جُرَّد.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ جَابِرٍ وَ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: قُلْتُ لَهُ: كَيْفَ رَأَيْتَ الشَّهِيدُ يُدْفَنُ بِدِمَائِهِ؟

قالَ: نَعَمْ فِي ثِيَابِهِ بِدِمَائِهِ، وَ لا يُحَنَّطُ وَ لا يُغَسَّلُ وَ يُدْفَنُ كَمَا هُوَ.

ثُمَّ قَالَ: دَفَنَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم عَمَّهُ حَمْزَةَ علیه السلام فِي ثِيَابِهِ بِدِمَائِهِ الَّتِي أُصِيبَ فِيهَا، وَ رَدَّاهُ النَّبِيُّ صلى الله عليه واله وسلم بِرِدَاءِ فَقَصْرَ عَنْ رِجْلَيْهِ، فَدَعَا لَهُ بِإِذْخِرٍ، فَطَرَحَهُ عَلَيْهِ، وَ صَلَّى عَلَيْهِ سَبْعِينَ صَلَاةٌ وَ كَبَّرَ عَلَيْهِ سَبْعِينَ تَكْبِيرَةً.

3- حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ عَنْ أَبَانِ عَنْ أَبِي مَرْيَمَ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام يَقُولُ:

فرمود: به همان صورت که در لباسش است دفن شود مگر آن که رمقی در بدن او بماند سپس بمیرد که در این صورت باید غسل داده شده و کفن و حنوط گردد و بر او نماز خوانده شود رسول خدا صَلَّى الله علیه واله وسلم بر حمزه نماز خواند و او را کفن کرد، چرا که او را برهنه نموده بودند.

2- زراره گوید: به امام باقر علیه السلام گفتم: نظر شما چیست آیا شهید باید خون آلود دفن شود؟

فرمود: آری، با همان لباس های خون آلودش حنوط کرده و غسل داده و همان طور که هست دفن می شود.

سپس فرمود: رسول خدا صَلَّى الله علیه واله وسلم عموی خود حمزه را در لباس خود که آغشته به خونش بود دفن نمود. ردایی که حضرتش بر او پوشانید از پاهایش کوتاه تر بود از این رو گیاه اذخر خواست و بدن او را پوشانید و بر او هفتاد نماز خواند و بر وی هفتاد تکبیر گفت.

3- ابو مریم گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود: -

الشَّهِيدُ إِذَا كَانَ بِهِ رَمَقٌ غُسَلَ وَكُفْنَ وَحُنْطَ وَ صُلِّيَ عَلَيْهِ، وَ إِنْ لَمْ يَكُنْ بِهِ رَمَقٌ دُفِنَ فِي أَلْوَابِهِ.

4- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي الْجَوْزَاءِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عُلْوَانَ عَنْ عَمْرِو بْنِ خَالِدٍ عَنْ زَيْدِ بْنِ عَلِيَّ عَنْ آبَائِهِ علیهم السلام قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام.

يُنْزَعُ عَنِ الشَّهِيدِ الْفَرْوُ وَ الْخُفُّ وَ الْقَلَنْسُوةُ وَ الْعِمَامَةُ وَالْمِنْطَقَةُ وَالسَّرَاوِيلُ إِلَّا أَنْ يَكُونَ أَصَابَهُ دَمٌ، فَإِنْ أَصَابَهُ دَم تُرِكَ، وَ لا يُتْرَكُ عَلَيْهِ شَيْءٌ مَعْقُودٌ إِلَّا حُلَّ.

5- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنِ ابْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام يَقُولُ:

الَّذِي يُقْتَلُ فِي سَبِيلِ اللهِ يُدْفَنُ فِي ثِيَابِهِ وَيُغَسْلُ إِلَّا أَن يُدْرِكَهُ الْمُسْلِمُونَ وَ بِهِ رمَقُ ثُمَّ يَمُوتَ بَعْدُ، فَإِنَّهُ يُغَسَّلُ وَيُكَفِّنُ و يُحَنَّطُ، إنَّ رَسُولَ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم كَفَّنَ حَمْزَةَ علیه السلام فِي ثِيَابِهِ، وَ لَمْ يُغَسِّلْهُ، وَ لَكِنَّهُ صَلَّى عَلَيْهِ.

هرگاه شهید رمقی داشته باشد (و بعد به شهادت برسد) غسل داده شده کفن و حنوط می گردد و بر او نماز خوانده می شود و اگر رمقی در او نباشد در لباس خود دفن می شود.

4- عمرو بن خالد گوید: زید بن علی علیه السلام از نیاکان بزرگوارش علیهم السلام نقل می کند که امیر مؤمنان علی صلوات الله علیه فرمود:

باید از تن شهید پوستین، کفش، کلاه، عمامه، کمربند و زیر جامه را بیرون آورد، مگر آن که آن ها به خون آغشته شوند که در این صورت نیازی به درآوردن آن ها نیست و بایستی هر چیز بسته و گره خورده را بگشایند.

5- ابان بن تغلب گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود:

جهادگری که در راه خدا کشته می شود، به همان صورت در لباسش دفن می شود و نیاز به غسل ندارد، مگر آن که رمقی داشته باشد و مسلمانان او را دریابند و بعد به شهادت برسد که در این صورت بایستی غسل داده، کفن و حنوط گردد. پیامبر خدا صلى الله عليه واله وسلم حمزه علیه السلامرا در لباسش کفن کرد و او را غسل نداد، ولی بر او نماز خواند.

بخش هفتادو ششم

اشاره

(76)

بَابُ أَكِيلِ السَّبُعِ وَ الطَّيْرِ وَ الْقَتِيلِ يُوجَدُ بَعْضُ جَسَدِهِ وَ الْحَرِيقِ.

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنِ الْعَمْرَكِي عَنْ عَلِيِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَخِيهِ أَبِي الْحَسَنِ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ يَأْكُلَهُ السَّبُعُ وَ الطَّيْرُ فَتَبْقَى عِظَامُهُ بِغَيْرِ لَحْمٍ كَيْفَ يُصْنَعُ بِهِ؟

قَالَ: يُغَسَّلُ وَ يُكَفِّنُ وَ يُصَلَّى عَلَيْهِ وَ يُدْفَنُ، وَ إِذَا كَانَ الْمَيِّتُ نِصْفَيْنِ صُلِّيَ عَلَى النِّصْفِ الَّذِي فِيهِ الْقَلْبُ.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:

إِذَا قُتِلَ قَتِيل فَلَمْ يُوجَدْ إِلَّا لَحْمٌ بِلَا عَظْم لَهُ لَمْ يُصَلَّ عَلَيْهِ، وَإِنْ وُجِدَ عَظْمٌ بِلَا لَحْمٍ صُلًّى عَلَيْهِ.

قَالَ: وَ رُويَ أَنَّهُ لا يُصَلَّى عَلَى الرَّأْسِ إِذَا أُفْرَدَ مِنَ الْجَسَدِ.

کسی که طعمه درندگان و پرندگان قرار گیرد، کشته ای که قسمتی از بدنش پیدا شود و کسی که سوخته باشد

1- علی بن جعفر گوید: از برادرم امام کاظم علیه السلام درباره مردی که درندان گوشت او را خورده اند و استخوان های او بی گوشت باقی مانده است پرسیدم که با او چه باید کرد؟

فرمود: باید غسل داده و کفن شود و بر او نماز بخوانند و دفنش کنند، و اگر میت دو نیمه شده است بایستی بر آن نیمه ای که در آن قلب است نماز خواند.

2- محمد بن مسلم گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:

اگر کسی کشته شود و از او چیزی جز گوشت بدون استخوان دیده نشود نباید بر آن نماز خواند، ولی اگر استخوان بدون گوشت یافت شود باید بر آن نماز خواند.

محمد بن مسلم گوید: روایت شده است هرگاه سری از بدن جدا شود بر آن نمازگزارده نمی شود.

3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدِ بْن خَالِدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

إِذَا وُجِدَ الرَّجُلُ قَتِيلاً، فَإن وُجِدَ لَهُ عُضْو نام صلّى عَلَيْهِ وَ دُفِنَ، وَإِنْ لَمْ يُوجَدْ لَهُ عُضْو نام لَمْ يُصَلِّ عَلَيْهِ وَ دُفِنَ.

4- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَيُّوبَ بْنِ نُوحٍ رَفَعَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام قَالَ:

إِذَا قُطِعَ مِنَ الرَّجُلِ قِطْعَةٌ فَهُوَ مَيْتَةٌ، وَإِذَا مَسَّهُ الرَّجُلُ فَكُلُّ مَا كَانَ فِيهِ عَظْمٌ فَقَدْ وَجَبَ عَلَى مَنْ مَسَّهُ الْغُسْلُ، وَإِنْ لَمْ يَكُنْ فِيهِ عَظْمٌ فَلَا غُسْلَ عَلَيْهِ.

5- سَهْلٌ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

إذا وسط الرَّجُلُ نِصْفَيْن صَلّى عَلَى الَّذِي فِيهِ القَلْبُ.

3- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هرگاه جسد کشته شده ای یافت شود اگر عضوی کاملی از او یافت شود بر آن نماز خوانده شده و دفن می گردد و اگر عضوی سالم از او یافت نشود، نماز بر او خوانده نمی شود و همان طور دفن می گردد

4- ایوب بن نوح در روایت مرفوعه ای گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هرگاه قطعه ای از بدن مردی جدا شود آن قطعه، میته است که اگر مردی آن را مس نماید، هر عضوی که دارای استخوان است بر مس کننده، غسل واجب است و اگر در آن استخوان نباشد، غسل بر او واجب نیست.

5- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هرگاه مرده ای دو نیمه شده است باید بر آن نیمه ای که قلب در آن است، نماز خواند.

6- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِي الْجَوْزَاءِ عَنِ الْحُسَيْنِ عُلْوَانَ عَنْ عَمْرِو بْنِ خَالِدٍ عَنْ زَيْدِ بْنِ عَلِي عَنْ آبَائِهِ علیهم السلام قَالَ:

قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام وَ سُئِلَ عَنِ الرَّجُلِ يَحْتَرِقُ بِالنَّارِ، فَأَمَرَهُمْ أَنْ يَصُبُّوا عَلَيْهِ الْمَاءَ صَباً وَأَنْ يُصَلِّى عَلَيْهِ.

7- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَعْبَدٍ عَنِ الدُّهْقَانِ عَنْ دُرُسْتَ عَنْ أَبِي خَالِدٍ قَالَ:

اغْسِلْ كُلَّ شَيْءٍ مِنَ الْمَوْتَى الْغَرِيقِ، وَ أَكِيلِ السَّبْعِ، وَكُلَّ شَيْءٍ إِلَّا مَا قُتِلَ بَيْنَ الصَّفْيْنِ، فَإِنْ كَانَ بِهِ رَمَقٌ غُسَلَ وَ إِلَّا فَلَا.

6- زيدبن على علیه السلام از نیاکان بزرگوارش علیهم السلام نقل می کند که از امیر مؤمنان علی صلوات الله علیه درباره مردی که با آتش سوخته است، سؤال شد؟

فرمود: باید بر بدن او آب بریزند (یعنی بر بدنش دست نمالند) آن گاه بر او نماز خوانده شود.

7- ابو خالد گوید: هر مرده ای را غسل بده، خواه غریق باشد و خواه طعمه درنده قرار گیرد و هر مرده ای که در جنگ (مسلمانان و کفار) کشته شود اگر رمقی داشته باشد (و به بیرون معرکه برده شود و جان دهد) باید غسل داده شود و اگر (در همان میدان جنگ کشته شود) غسل داده نمی شود.

بخش هفتادو هفتم

اشاره

(77)

بَابُ مَنْ يَمُوتُ فِي السَّفِينَةِ وَ لا يُقْدَرُ عَلَى الشَّطِّ أَوْ يُصَابُ وَ هُوَ عُرْيَانٌ.

1- أَبُو عَلِيِّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَّانَ جَمِيعاً عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ أَيُّوبَ بْنِ الْحُرِّ قَالَ: سُئِلَ أَبُو عَبْدِاللَّهِ علیه السلام عَنْ رَجُلٍ مَاتَ فِي سَفِينَةٍ فِي الْبَحْرِ كَيْفَ يُصْنَعُ بِهِ؟

قَالَ: يُوضَعُ فِي خَابِيَةٍ وَ يُوكَى رَأْسُهَا وَيُطْرَحُ فِي الْمَاءِ.

2- حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ عَنْ أَبَانِ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام أَنَّهُ قَالَ فِي الرَّجُلِ يَمُوتُ مَعَ الْقَوْمِ فِي الْبَحْرِ. فَقالَ: يُغسل ويُكَفِّنُ و يُصَلَّى عَلَيْهِ، وَيُثْقَلُ ويُرْمَى بهِ فِي الْبَحْرِ.

کسی که در کشتی بمیرد و آوردن او به ساحل ممکن نباشد یا کسی که بمیرد درحالی که برهنه است

1- ايوب بن حر گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیده شد کسی که در کشتی و در دریا بمیرد با او چکار باید کرد؟

فرمود: باید او را در خمره ای بگذارند و سر خمره را محکم ببندند و در آب بیندازند.

2- راوی گوید: امام صادق علیه السلام درباره مردی که با گروهی در سفر دریایی از دنیا رفته، فرمود:

او را غسل می دهند کفن می نمایند و برایش نماز می خوانند و چیز سنگینی بر او می بندند و به دریا می اندازند

3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ رَفَعَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

إِذَا مَاتَ الرَّجُلُ فِي السَّفِينَةِ وَ لَمْ يُقْدَرْ عَلَى الشَّطِّ.

قَالَ: يُكَفَّنُ وَيُحَنَّطُ وَ يُلَفِّ فِي ثَوْبِ وَ يُلْقَى فِي الْمَاءِ.

4- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ مَرْوَانَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ عَمَّارِ بْنِ مُوسَى قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام: مَا تَقُولُ فِي قَوْمٍ كَانُوا فِي سَفَرِ فَهُمْ يَمْشُونَ عَلَى سَاحِلِ الْبَحْرِ، فَإِذَا هُمْ بِرَجُلٍ مَيَّتٍ عُرْيَانٍ قَدْ لَفَظَهُ الْبَحْرُ وَ هُمْ عُرَاةٌ لَيْسَ عَلَيْهِمْ إِلَّا إِزَارٌ كَيْفَ يُصَلُّونَ عَلَيْهِ وَ هُوَ عُرْيَانٌ، وَ لَيْسَ مَعَهُمْ فَضْلُ ثَوْبٍ يُكَفِّنُونَهُ فِيهِ؟

قَالَ: يُحْفَرُ لَهُ وَ يُوضَعُ فِي لَحْدِهِ وَ يُوضَعُ اللَّبِنُ عَلَى عَوْرَتِهِ لِتَسْتُرَ عَوْرَتُهُ بِاللَّينِ، ثُمَّ يُصَلَّى عَلَيْهِ، ثُمَّ يُدْفَنُ.

قَالَ: قُلْتُ: فَلَا يُصَلَّى عَلَيْهِ إِذَا دُفِنَ؟

قَالَ: لا يُصَلَّى عَلَى الْمَيِّتِ بَعْدَ مَا يُدْفَنُ، وَ لَا يُصَلَّى عَلَيْهِ وَ هُوَ عُرْيَانٌ حَتَّى تُوَارَى عَوْرَتُهُ.

3- سهل بن زیاد در روایت مرفوعه ای :گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هرگاه مردی در کشتی بمیرد و به ساحل آوردن او ممکن نباشد، باید او را کفن کنند، حنوط نمایند و در پارچه ای پیچیده و به آب اندازند.

4- عمار بن موسی گوید: به امام صادق علیه السلام گفتم: چه می فرمایید درباره گروهی که در سفر در ساحل قدم می زنند و ناگاه به مرد مردۀ عریانی بر می خورند که امواج دریا او را به ساحل افکنده است، آن گروه نیز برهنه هستند و جز لنگ لباس دیگری ندارند، چگونه بر او نماز بخوانند درحالی که مرده نیز برهنه است و ایشان لباس اضافی ندارند که او را در آن کفن کنند؟

فرمود: باید گودالی برای او حفر کنند و او را در لحد گذاشته خشتی بر عورتش نهند تا عورتش با خشت پوشیده گردد.

آن گاه بر او نماز بخوانند و بعد دفنش کنند.

گفتم: آیا پس از آن که دفن شد نمی توان بر او نماز خواند؟

فرمود: نه، پس از آن که میت دفن شد نمی توان بر او نماز خواند هم چنین درحالی که برهنه است نمی توان بر او نماز خواند مگر عورت او پوشانیده شود.

بخش هفتادو هشتم

اشاره

(78)

بَابُ الصَّلَاةِ عَلَى الْمَصْلُوبِ وَ الْمَرْجُومِ وَ الْمُقْتَضَ مِنْهُ.

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ شَمُونٍ عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَانِ عَنْ مِسْمَع كِرْدِينِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

الْمَرْجُومُ وَ الْمَرْجُومَةُ يُغَسَّلَانِ وَ يُحَنِّطَانِ وَ يُلْبَسَانِ الْكَفَنَ قَبْلَ ذَلِكَ ثُمَّ يُرْجَمَانِ وَ يُصَلَّى عَلَيْهِمَا، وَ الْمُقْتَصُّ مِنْهُ بِمَنْزِلَةِ ذَلِكَ يُغَسَّلُ وَ يُحَنَّطُ وَ يُلْبَسُ الْكَفَنَ وَ يُصَلَّى عَلَيْهِ.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي هَاشِمِ الْجَعْفَرِيِّ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُ الرَّضَا لَا عَنِ الْمَصْلُوبِ.

فَقالَ: أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ جَدِّي علیه السلام صَلَّى عَلَى عَمِّهِ؟

قُلْتُ: أَعْلَمُ ذَاكَ، وَ لَكِنِّي لا أَفْهَمُهُ مُبَيَّناً.

نماز بر دار آویخته شده، سنگسار شده و قصاص شده

1- مسمع کردین گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

مرد یا زنی که بایستی سنگسار شوند، باید پیش تر غسل کنند و حنوط و کفن نمایند بعد سنگسار شوند، سپس بر آنان نماز خوانده شود و کسی که به قصاص دیگری کشته می شود به همین ترتیب غسل داده می شود حنوط گردیده کفن بر او پوشانیده و بر او نماز می گذارند.

2- ابو هاشم جعفری گوید: از امام رضا علیه السلام درباره شخص دار آویخته شده پرسیدم؟

فرمود: آیا نمی دانی که جدم (امام صادق علیه السلام) بر عموی خود (زید که در کناسه کوفه به دار آویخته شده بود) نماز گزارد؟

گفتم: می دانم ولی به طور واضح از حکم آگاهی ندارم.

قَالَ: أُبَيْتُهُ لَكَ إِن كَانَ وَجْهُ الْمَصْلُوبِ إِلَى الْقِبْلَةِ فَقُمْ عَلَى مَنْكِيهِ الْأَيْمَنِ، وَإِنْ كَانَ قَفَاهُ إِلَى الْقِبْلَةِ، فَقُمْ عَلَى مَنْكِبِهِ الْأَيْسَرِ فَإِنَّ بَيْنَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ قِبْلَةً، وَإِنْ كَانَ مَنْكِبُهُ الْأَيْسَرُ إِلَى الْقِبْلَةِ، فَهُمْ عَلَى مَنْكِبِهِ الْأَيْمَنِ، وَ إِنْ كَانَ مَنْكِبُهُ الْأَيْمَنُ إِلَى الْقِبْلَةِ فَقُمْ عَلَى مَنْكِيهِ الْأَيْسَرِ، وَكَيْفَ كَانَ مُنْحَرِفاً فَلَا تُزَايِلْ مَنَاكِبَهُ، وَ ليَكُنْ وَجْهكَ إِلَى مَا بَيْنَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِب، ولا تستقبله ولا تستديره البتة.

قَالَ أَبُو هَاشِمٍ: وَ قَدْ فَهِمْتُ إِنْ شَاءَ اللهُ، فَهِمْتُهُ وَ اللَّهِ!

3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ مَعْرُوفٍ عَنِ الْيَعْقُوبِي عَنْ مُوسَى بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُيَسِّرٍ عَنْ هَارُونَ بْنِ الْجَهْمِ عَنِ السَّكُونِيٌّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ لَا قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم:

لا تُقِرُوا الْمَصْلُوبَ بَعْدَ ثَلَاثَةٍ حَتَّى يُنْزَلَ وَ يُدْفَنَ.

فرمود: آن را برای تو بیان می کنم اگر صورت دار آویخته شده به جانب قبله باشد، در برابر کتف راست او بایست و اگر پشت به قبله باشد، در برابر کتف چپ او بایست زیرا مابین مشرق و مغرب قبله است و اگر کتف چپ او جانب قبله باشد، در برابر کتف راست او بایست و اگر کتف راست او جانب قبله باشد، در برابر کتف چپ او بایست و به هر صورت که منحرف از قبله باشد از کتف های او دور مشو و باید صورت تو میان مشرق و مغرب باشد و نباید رو به روی او و یا پشت به او باشی.

ابو هاشم چون سخنان امام علیه السلام را شنید گفت: ان شاء الله که آن را فهمیدم و به خدا سوگند که آن را فهمیدم.

3- سکونی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم فرمود: به دار آویخته شده را نگذارید بیش تر از سه روز بر دار باشد؛ پایین آورید و دفنش نمایید.

بخش هفتادو نهم

اشاره

(79)

بَابُ مَا يَجِبُّ عَلَى الْجِيرَانِ لِأَهْلِ الْمُصِيبَةِ وَ اتِّخَاذِ الْمَأْتَمِ.

1 - عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَفْصِ بْنِ الْبَخْتَرِي وَ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

لَمَّا قُتِلَ جَعْفَرُ بْنُ أَبِي طَالِبٍ علیهما السلام أَمَرَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم فَاطِمَةَ علیها السلام أَنْ تَتَّخِذَ طَعَاماً لِأَسْمَاءَ بِنْتِ عُمَيْسٍ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ وَ تَأْتِيَهَا وَ نِسَاءَهَا فَتُقِيمَ عِنْدَهَا ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ فَجَرَتْ بذلك السنة أن يُصْنَعَ لِأَهْلِ الْمُصِيبَةِ طَعَامٌ ثَلاثاً.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قال:

يُصْنَعُ لِأَهْلِ الْمَيِّتِ مَأْتَمْ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ مِنْ يَوْمَ مَاتَ.

وظیفۀ همسایگان نسبت به مصیبت دیدگان و برپایی مراسم سوگواری

1- هشام بن سالم گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هنگامی که جعفر بن ابی طالب علیهما السلام به شهادت رسید، رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم به حضرت فاطمه علیها السلام فرمود که تا سه روز برای اسماء بنت عمیس غذا تهیه کند و با زنان نزد او رود و سه روز در آن جا بماند پس از آن این سنّت جریان یافت که تا سه روز به خانواده مصیبت زده اطعام کنند.

2- زراره گوید: امام باقرعلیه السلام فرمود:

برای خانواده عزادار، از روزی که عزادار شده اند تا سه روز مجلس سوگواری برپا شود.

3- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ سَعْدَانَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام قَالَ:

يَنْبَغِي لِجِيرَانِ صَاحِبِ الْمُصِيبَةِ أَنْ يُطْعِمُوا الطَّعَامَ عَنْهُ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ.

4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ حَرِيرِ أَوْ غَيْرِهِ قَالَ:

أَوْصَى أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام بِثَمَانِمِائَةِ دِرْهَم لِمَأْتَمِهِ، وَ كَانَ يَرَى ذَلِكَ مِنَ السُّنَّةِ، لِأَنَّ رَسُولَ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم قَالَ: اتَّخِذُوا لَآلِ جَعْفَرٍ طَعَاماً فَقَدْ شُغِلُوا.

5- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ عَبْدِاللَّهِ الْكَاهِلِى قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي الْحَسَن علیه السلام: إِنَّ امْرَأَتِي وَ امْرَأَةَ ابْنِ مَارِدٍ تَخْرُجَانِ فِي الْمَأْتَم. فَأَنْهَاهُمَا فَتَقُولُ لِيَ امْرَأَتِي إِنْ كَانَ حَرَاماً فَانْهَنَا عَنْهُ حَتَّى نَتْرُكَهُ، وَإِنْ لَمْ يَكُنْ حَرَامًا فَلِأَيِّ شَيْءٍ تَمْنَعْنَاهُ فَإِذَا مَاتَ لَنَا مَيِّتٌ لَمْ يَجِئْنَا أَحَدٌ.

قَالَ: فَقَالَ أَبُو الْحَسَنِ علیه السلام: عَنِ الْحُقوقِ تَسْأَلُنِي، كَان أَبِي علیه السلام يَبْعَثُ أُمِّي وَ أُمَّ فَرْوَةَ تَقْضِيَانِ حُقُوقَ أَهْلِ الْمَدِينَةِ.

3- ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

شایسته است که همسایگان صاحب عزا تا سه روز به خانواده مصیبت زده اطعام نمایند.

4- حریز یا راوی دیگری گوید: امام باقر علیه السلام برای مراسم سوگواری خویش وصیت کرد که هشتصد درهم خرج کنند و این را از سنت می دانست؛ زیرا رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم فرمود: برای خاندان جعفر طعامی تهیه کنید که ایشان گرفتارند.

5- عبد الله کاهلی گوید: به امام کاظم علیه السلام: گفتم همسرم و همسر (محمد) بن مارد در مجالس سوگواری شرکت می کنند و من ایشان را باز می دارم همسرم به من می گوید: اگر حرام است ما را بازدار تا آن را رها کنیم و اگر حرام نیست چرا ما را منع می کنی؟ چراکه هر گاه کسی از ما بمیرد کسی نزد ما نخواهد آمد؟!

امام کاظم علیه السلام فرمود: پرسشت در مورد حقوق است پدر بزرگوارم همواره مادرم و اُم فروه را (به مجالس سوگواری) می فرستاد تا حقوق اهل مدینه را ادا کنند.

6- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْكُوفِيُّ عَنِ ابْنِ جُمْهُورٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: وَ حَدَّثَنَا الْأَصَمُّ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام:

مُرُوا أَهَا لِيَكُمْ بِالْقَوْلِ الْحَسَن عِنْدَ مَوْتَاكُمْ، فَإِنَّ فَاطِمَةَ علیها السلام لَمَّا قُبِضَ أَبُوهَا صلی الله علیه واله وسلم أَسْعَدَتْهَا بَنَاتُ هَاشِمٍ فَقَالَتِ اتْرُكْنَ التَّعْدَادَ وَ عَلَيْكُنَّ بِالدُّعَاءِ.

بخش هشتادم

اشاره

(80)

بَابُ الْمُصِيبَةِ بِالْوَلَدِ.

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ بْنِ بَزِيعٍ عَنْ إِسْمَاعِيلَ السَّرَاجِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

وَلَدٌ يُقَدِّمُهُ الرَّجُلُ أَفْضَلُ مِنْ سَبْعِينَ وَلَداً يُخَلِّفُهُمْ بَعْدَهُ كُلُّهُمْ قَدْ رَكِبُوا الْخَيْلَ وَ جَاهَدُوا فِي سَبِيلِ اللهِ.

6- مفضّل بن عمر گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمود:

به خانواده خود دستور دهید که با گفتار نیکو از مردگان خود یاد کنند؛ زیرا به هنگام رحلت رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم دختران هاشمی برای سوگواری نزد حضرت زهرا علیها السلام آمدند. آن حضرت فرمود: شمردن مفاخر مردگان خود را ترک کنید و بر شما باد دعا کردن.

مصیبت فرزند

1- ابو اسماعیل سراج گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

فرزندی که از انسان در زمان حیاتش فوت شود از هفتاد فرزندی که پس از او بمانند همراه سپاه اسلام و در راه خدا جهاد کنند، بهتر است.

2- أَبُو عَلِيَّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ النَّضْرِ عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:

دَخَلَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم عَلَى خَدِيجَةَ حِينَ مَاتَ الْقَاسِمُ ابْنُهَا وَ هِيَ تَبْكِي. فَقَالَ:

لَهَا مَا يُبْكِيكِ؟

فَقَالَتْ: دَرَّتْ دُرَيْرَةٌ فَبَكَيْتُ.

فَقالَ: يَا خَدِيجَةُ! أَ مَا تَرْضَيْنَ إِذَا كَانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ أَنْ تَجِيءَ إِلَى بَابِ الْجَنَّةِ وَ هُوَ قَائِمٌ فَيَأْخُذَ بِيَدِكِ فَيُدْخِلَكِ الْجَنَّةَ وَ يُنْزِلَكِ أَفْضَلَهَا؟ وَ ذَلِكِ لِكُلِّ مُؤْمِنٍ، إِنَّ اللَّهَ أَحْكَمْ وَ أَكْرَمُ أَنْ يَسْلُبَ الْمُؤْمِنَ ثَمَرَةَ فَؤَادِهِ ثُمَّ يُعَذِّبَهُ بَعْدَهَا أَبَداً.

3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى وَ عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ مِهْرَانَ قَالَ:

كَتَبَ رَجُلٌ إِلَى أَبِي جَعْفَرِ الثَّانِي علیه السلام يَشْكُو إِلَيْهِ مُصَابَهُ بِوَلَدِهِ وَ شِدَّةَ مَا دَخَلَهُ.

2- جابر گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:

رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم به هنگام وفات فرزندش قاسم نزد خدیجه آمد، او می گریست، به وی فرمود: برای چه گریه می کنی؟

گفت:شیر سینه ام جاری شد و گریان شدم.

فرمود: ای خدیجه! آیا خوشنود نیستی آن گاه که روز قیامت فرا رسید کنار در بهشت بیایی و ببینی قاسم ایستاده است و دست تو را بگیرد و به بهشت راهنمایی کند و تو را در بهترین جای آن - که برای هر مؤمنی است - فرود آورد؟ همانا خدای متعال حکیم تر و کریم تر از آن است که میوه دل مؤمن را بگیرد، سپس او را برای همیشه عذاب کند.

3- ابن مهران گوید: مردی به امام جواد علیه السلام نامه ای نوشت و از مصیبت فرزندش و سختی آن شکایت کرد.

فَكَتَبَ إِلَيْهِ: أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ اللهَ يَخْتَارُ مِنْ مَالِ الْمُؤْمِن وَ مِنْ وُلْدِهِ أَنفَسَهُ لِيَأْجُرَهُ عَلَى ذَلِكَ.

4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النُّوْفَلِي عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم:

إِذَا قُبِضَ وَلَدُ الْمُؤْمِنِ وَاللهُ أَعْلَمُ بِمَا قَالَ الْعَبْدُ، قَالَ اللهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لِمَلَائِكَتِهِ: قَبَضْتُمْ وَلَدَ فُلَانٍ؟

فَيَقُولُونَ: نَعَمْ رَبَّنَا!

قَالَ: فَيَقُولُ: فَمَا قَالَ عَبْدِي؟

قَالُوا: حَمِدَكَ وَ اسْتَرْجَعَ.

فَيَقُولُ اللهُ تَبَارَكَ وَتَعَالَى: أَخَذْتُمْ ثَمَرَةَ قَلْبِهِ وَ قُرَّةَ عَيْنِهِ، فَحَمِدَنِي وَ اسْتَرْجَعَ، ابْنُوا لَهُ بَيْتاً فِي الْجَنَّةِ وَ سَموه بيت الحمد.

حضرتش در پاسخ نوشت آیا نمی دانی که خداوند از مال و فرزند مؤمن، بهترینش را می گیرد تا بدان سبب به او پاداش دهد؟!

4- سکونی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم فرمود:

هنگامی که فرزند مؤمنی از دنیا می رود، خداوند تعالی اگرچه از همه سخنان بنده آگاه است و نیاز به پرسش ندارد ولی از روی مصالحی از فرشتگان می پرسد آیا جان فرزند فلانی را گرفتید؟

می گویند: آری ای پروردگار ما.

خداوند می فرماید: بنده من چه گفت؟

فرشتگان گویند: حمد تو را به جا آورد و گفت: (إِنَّا لِلَّهِ و إِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ).

خداوند متعال می فرماید: شما میوۀ دل و روشنی چشمش را گرفتید و او مرا حمد نمود و آیه استرجاع بر زبان جاری کرد؟ برای او خانه ای در بهشت بسازید و آن را خانه حمد بنامید.

5- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ قَالَ: حَدَّثَنَا أَبُو عَبْدِ الرَّحْمَانِ قَالَ: حَدَّثَنَا أَبُو بَصِيرٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللهِ علیه السلام يَقُولُ:

إِنَّ اللهَ إِذَا أَحَبَّ عَبْداً قَبَضَ أَحَبَّ وَلْدِهِ إِلَيْهِ.

6- عَنْهُ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

مَنْ قَدَّمَ مِنَ الْمُسْلِمِينَ وَلَدَيْنِ يَحْتَسِبُهُمَا عِنْدَ اللهِ حَجَبَاهُ مِنَ النَّارِ بِإِذْنِ اللَّهِ تَعَالَى.

7- عَنْهُ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:

لَمَّا تُوُفِّيَ طَاهِرُ ابْنُ رَسُولِ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم نَهَى رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم خَدِيجَةَ علیها السلام عَنِ الْبُكَاءِ فَقَالَتْ بَلَى يَا رَسُولَ اللهِ وَ لَكِنْ دَرَتْ عَلَيْهِ الدُّرَيْرَةُ فَبَكَيْتُ.

5- ابو بصیر گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود:

هرگاه خدای متعال بنده ای را دوست بدارد محبوب ترین فرزندان او را قبض روح نماید.

6- جابر گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هر مسلمانی که دو فرزندش را پیش فرستد و آن ها را در نزد خداوند متعال ذخیره خود به حساب آورد آن دو فرزند به اذن خدای تعالی حجاب او از آتش خواهند شد.

7- جابر گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:

هنگامی که طاهر فرزند پیامبر خدا صلى الله عليه واله وسلم از دنیا رفت، حضرتش، خدیجه علیها السلام را از گریه باز داشت.

خدیجه علیها السلام گفت: آری، ای پیامبر خدا! ولی شیر سینه ام جاری شد و گریستم.

فَقالَ: أَمَا تَرْضَيْنَ أَنْ تَجدِيهِ قَائِماً عَلَى بَابِ الْجَنَّةِ، فَإِذَا رَاكِ أَخَذَ بِيَدِكِ فَأَدْخَلَكِ الْجَنَّةَ أَطْهَرَهَا مَكَانًا وَأَطْيَبَهَا؟

قَالَتْ: وَإِنَّ ذَلِكَ كَذَلِكَ؟

قَالَ: اللَّهُ أَعَزُّ وَ أَكْرَمُ مِنْ أَنْ يَسْلُبَ عَبْداً ثَمَرَةَ فُؤَادِهِ فَيَصْبِرَ وَ يَحْتَسِبُ وَ يَحْمَدَ الله ثُمَّ يُعَذِّبَهُ.

8- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْر عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ:

ثَوَابُ الْمُؤمِن مِن وَلَدِهِ إِذَا مَاتَ الْجَنَّةُ صَبَرَ أَوْ لَمْ يَصْبر.

9- ابْنُ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ الْحَجَّاجِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام - أَوْ أَبِي الْحَسَن علیه السلام - قَالَ:

إِنَّ اللَّهَ لَيَعْجَبُ مِنَ الرَّجُلِ يَمُوتُ وَلَدُهُ وَ هُوَ يَحْمَدُ اللهَ، فَيَقُولُ: يَا مَلَائِكَتِي! عَبْدِي أَخَذْتُ نَفْسَهُ وَ هُوَ يَحْمَدُنِي.

حضرتش فرمود: آیا خرسند نیستی که او در روز قیامت در کنار درب بهشت بایستد، آن گاه که تو را دید دستت را بگیرد و به پاک ترین و بهترین جای بهشت ببرد؟

خدیجه علیها السلام گفت: به راستی این گونه است؟

فرمود: آری، خداوند عزیزتر و کریم تر از آن است که میوه دل بنده ای را بستاند و او شکیبایی ورزد، به حساب خدا بنهد، خدا را حمدو سپاس گوید و خدا او را عذاب نماید.

ابن بکیر گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

پاداش مؤمن برای فوت فرزندش بهشت است خواه صبر نماید و خواه صبر ننماید.

9- عبد الرحمان بن حجّاج گوید: امام صادق علیه السلام - یا امام کاظم علیه السلام فرمود:

همانا خداوند متعال مردی را که فرزندش را می میراند و او خدا را حمد می گوید بسیار بزرگ می شمارد آن گاه می فرماید: فرشتگانم! من جان فرزند او را گرفتم درحالی که او مرا سپاس می گوید.

10- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ سَلَمَةَ بْنِ الْخَطَّابِ عَنْ عَلِيَّ بْنِ سَيْفٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:

مَنْ قَدَّمَ أَوْلَاداً يَحْتَسِبُهُمْ عِنْدَ اللَّهِ حَجَبُوهُ مِنَ النَّارِ بِإِذْنِ اللَّهِ.

بخش هشتادو یکم

اشاره

(81)

بَابُ التَّعَزِّي.

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ عَمْرِو النَّخَعِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

مَنْ أُصِيبَ بِمُصِيبَةٍ فَلْيَذْكُرْ مُصَابَهُ بِالنَّبِيِّ ، فَإِنَّهُ مِنْ أَعْظَمِ الْمَصَائِبِ.

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ عَمَّارِ بْنِ مَرْوَانَ عَنْ زَيْدِ الشَّحَّامِ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدِ الثَّقَفِيِّ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: قالَ: -

10- جابر گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:

هرکس فرزندانی را از دست دهد و آن ها را به حساب خدا بگذارد، آن ها به اذن خدای متعال مانع او از آتش دوزخ خواهند بود.

شکیبایی ورزیدن در مصیبت

1- سلیمان بن عمرو نخعی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هرکس گرفتار مصیبتی شد، خوب است مصیبت وفات پیامبر صلی الله علیه واله وسلم را به یاد آورد که از بزرگ ترین مصایب بود.

2- عمرو بن سعید ثقفی گوید: امام باقر علیه السلام فرمود: -

إِنْ أُصِبْتَ بِمُصِيبَةٍ فِي نَفْسِكَ، أَوْ فِي مَالِكَ أَوْ فِي وُلْدِكَ فَاذْكُرْ مُصَابَكَ بِرَسُولِ اللهِ صلی الله علیه واله وسلم، فَإِنَّ الْخَلَائِقَ لَمْ يُصَابُوا بِمِثْلِهِ قَطُّ.

3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ الْوَلِيدِ الْجُعْفِيِّ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِيهِ قَالَ: لَمَّا أُصِيبَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام نَعَى الْحَسَنُ إِلَى الْحُسَيْنِ علیهما السلام وَ هُوَ بِالْمَدَائِنِ.

فَلَمَّا قَرَأَ الْكِتَابَ قَالَ: يَا لَهَا مِنْ مُصِيبَةٍ مَا أَعْظَمَهَا مَعَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم قَالَ: «مَنْ أُصِيبَ مِنْكُمْ بِمُصِيبَةٍ فَلْيَذْكُرْ مُصَابَهُ بِي، فَإِنَّهُ لَنْ يُصَابَ بِمُصِيبَةٍ أَعْظَمَ مِنْهَا» وَصَدَقَ صلی الله علیه واله وسلم.

4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام قَالَ:

هرگاه به مصیبتی در جان مال و یا فرزندان گرفتار شدی، مصیبت رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم را به یاد آور؛ زیراکه هرگز خلایق به مصیبتی مانند مصیبت او گرفتار نشدند.

5- راوی گوید: هنگامی که امیر مؤمنان علی علیه السلام به شهادت رسید امام حسن علیه السلام شهادت آن حضرت را (طی نامه ای) به امام حسین علیه السلام - که در مداین بود - رسانید.

وقتی امام حسین علیه السلام نامه را خواند فرمود: این مصیبت را بنگرید که چقدر بزرگ است؟

با این که رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم فرمود: «هرکس به مصیبتی مبتلا شد، مصیبت وفات مرا به یاد آورد؛ زیراکه او هرگز به مصیبتی بالاتر از این مصیبت نمی رسد» و به راستی که پیامبر خدا صلى الله عليه واله وسلم راست فرمود.

4 - هشام بن سالم گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: -

لَمَّا مَاتَ النَّبِيُّ صلى الله عليه واله وسلم سَمِعُوا صَوْتاً وَ لَمْ يَرَوْا شَخْصاً يَقُولُ: (كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ وَ إِنَّمَا تُوَفَّوْنَ أُجُورَكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فَمَنْ زُحْزِحَ عَنِ النَّارِ وَ أُدْخِلَ الْجَنَّةَ فَقَدْ فَازَ).

وَ قَالَ: إِنَّ فِي اللهِ خَلَفاً مِنْ كُلِّ هَالِكِ وَ عَزَاءً مِنْ كُلِّ مُصِيبَةٍ وَدَرَكاً مِمَّا فَاتَ، فَبِاللهِ فَيَقُوا وَ إِيَّاهُ فَارْجُوا وَإِنَّمَا الْمَحْرُومُ مَنْ حُرِمَ الثَّوَابَ.

5- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ سَلَمَةَ بْنِ الْخَطَّابِ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ سَمَاعَةَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ الْمُخْتَارِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

لَمَّا قُبِضَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم جَاءَهُمْ جَبْرَئِيلُ علیه السلام وَ النَّبِيُّ صلى الله عليه واله وسلم مُسَجِّى وَ فِي الْبَيْتِ عَلِيٌّ وَ فَاطِمَةُ وَ الْحَسَنُ وَالْحُسَيْنُ علیهم السلام فَقَالَ:

السَّلَامُ عَلَيْكُمْ يَا أَهْلَ بَيْتِ الرَّحْمَةِ (كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ وَ إِنَّمَا تُوَفَّوْنَ أُجُورَكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فَمَنْ زُحْزِحَ عَنِ النَّارِ وَأُدْخِلَ الْجَنَّةَ فَقَدْ فَازَ وَ مَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا مَتَاعُ الْغُرُورِ)، إِنَّ فِي اللَّهِ عَزَاءً مِنْ كُلِّ مُصِيبَةٍ وَخَلَفاً مِنْ كُلِّ هَالِكِ، وَ دَرَكاً لِمَا فَاتَ، فَبِاللَّهِ فَثِقُوا وَإِيَّاهُ فَارْجُوا فَإِنَّ الْمُصَابَ مَنْ حُرِمَ الثَّوَابَ، هَذَا آخِرُ وَطْنِي مِنَ الدُّنْيَا.

هنگامی که رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم وفات یافت مردم صدایی را شنیدند، ولی کسی را ندیدند که می گفت: «هر جانی چشندۀ مرگ است و فقط در روز قیامت اجر شما کامل داده خواهد شد. پس (در آن روز) هرکس که از آتش دور شده و به بهشت برده شود البته رستگار شده است».

حضرتش فرمود: همانا نزد خداوند برای هر چیزی که از میان رفته، جایگزینی است، و برای هر مصیبتی شکیبایی است و برای آن چه که فوت شده تلافی و تدارک است. پس به خداوند اعتماد کنید و به او امیدوار باشید محروم کسی است که از این پاداش محروم شود.

5- حسین بن مختار گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هنگامی که رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم وفات یافت جنازه شریف پیامبر صلى الله عليه واله وسلم که بر روی زمین بود، در خانه علی، فاطمه، حسن و حسین علیهم السلام بودند، جبرئیل علیه السلام آمد و گفت:

سلام بر شما ای خاندان رحمت!«هر جانی چشندۀ مرگ است و فقط در روز قیامت اجر شما کامل داده خواهد شد پس (در آن روز) هرکس که از آتش دور شده و به بهشت برده شود، البته رستگار شده است» به راستی که برای خداوند متعال در ازای هر مصیبتی تسلای خاطر در ازای هرچه نابود شده جایگزینی و در ازای هرچه از دست رفته تلافی و جبرانی است، پس به خدا اعتماد کنید و به او امیدوار باشید چرا که مصیبت زده کسی است که از پاداش محروم شود. این آخرین گام نهادن من در دنیاست.

قَالُوا: فَسَمِعْنَا الصَّوْتَ، وَ لَمْ نَرَ الشَّخْصَ.

6- عَنْهُ عَنْ سَلَمَةَ عَنْ عَلِيَّ بْنِ سَيْفٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي أُسَامَةَ زَيْدِ الشَّحَّامِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام قَالَ:

لَمَّا قُبِضَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم جَاءَتِ التَّعْزِيَةُ أَتَاهُمْ آتِ يَسْمَعُونَ حِسَّهُ وَ لا يَرَوْنَ شَخْصَهُ. فَقَالَ:

السَّلَامُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ رَحْمَةُ اللهِ وَبَرَكَاتُهُ (كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ وَ إِنَّمَا تُوَفَّوْنَ أُجُورَكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فَمَنْ زُحْزِحَ عَنِ النَّارِ وَ أُدْخِلَ الْجَنَّةَ فَقَدْ فَازَ وَ مَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا مَتَاعُ الْغُرُورِ)، فِي اللَّهِ عَزَاءٌ مِنْ كُلِّ مُصِيبَةٍ وَخَلَفٌ مِنْ كُلِّ هَالِكِ وَ دَرَتْ لِمَا فَاتَ، فَبِاللهِ فَتِقُوا وَإِيَّاهُ فَارْجُوا فَإِنَّ الْمَحْرُومَ مَنْ حُرمَ الثَّوَابَ وَالسَّلَامُ عَلَيْكُمْ.

7- عَنْهُ عَنْ عَلِيِّ بْنِ سَيْفِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي الْجَارُودِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ * مِثْلَهُ وَ زَادَ فِیهِ.

قُلْتُ: مَنْ كَانَ فِي الْبَيْتِ.

قَالَ: عَلِيٌّ وَ فَاطِمَةُ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ علیهم السلام.

آن ها گفتند ما صدا را شنیدیم، ولی کسی را ندیدیم.

6- نظیر همین روایت را زید شحّام از امام صادق علیه السلام نقل می کند.

7- ابو جارود نیز همین روایت را از امام باقر علیه السلام نقل می کند و می افزاید: از حضرتش پرسیدم در خانه چه کسانی بودند؟

فرمود: علی، فاطمه، حسن و حسین علیهم السلام.

8- عَنْهُ عَنْ سَلَمَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى الْأَرْمَنِيَّ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عُلْوَانَ عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ الْوَلِيدِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:

لَمَّا قُبِضَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم أَتَاهُمْ آتٍ فَوَقَفَ بِبَابِ الْبَيْتِ فَسَلَّمَ عَلَيْهِمْ.

ثُمَّ قَالَ: السَّلَامُ عَلَيْكُمْ يَا آلَ مُحَمَّدٍ! (كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ وَإِنَّمَا تُوَفَّوْنَ أُجُورَكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فَمَنْ زُحْزِحَ عَنِ النَّارِ وَ أُدْخِلَ الْجَنَّةَ فَقَدْ فَازَ وَ مَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا مَتَاعُ الْغُرُورِ)، فِي اللَّهِ خَلَفٌ مِنْ كُلِّ هَالِكِ، وَ عَزَاءٌ مِنْ كُلِّ مُصِيبَةٍ، وَ دَرَكَ لِمَا فَاتَ، فَبِاللَّهِ فَتَّقُوا وَ عَلَيْهِ فَتَوَكَّلُوا، وَبِنَصْرِهِ لَكُمْ عِنْدَ الْمُصِيبَةِ فَارْضَوْا، فَإِنَّمَا الْمُصَابُ مَنْ حُرِمَ الثَّوَابَ، وَ السَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَةُ اللهِ وَبَرَكَاتُهُ.

وَ لَمْ يَرَوْا أَحَداً فَقالَ بَعْضُ مَنْ فِي الْبَيْتِ: هَذَا مَلَكَ مِنَ السَّمَاءِ بَعَثَهُ اللَّهُ عَزَّوَجَلْ إِلَيْكُمْ لِيُعَذِّيَكُمْ.

وَقَالَ بَعْضُهُمْ: هَذَا الْخَضِرُ علیه السلام جَاءَكُمْ يُعَزِّيكُمْ بِنَبِيِّكُمْ صلى الله عليه واله وسلم.

8- عبدالله بن ولید گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:

هنگامی که پیامبر خدا صلى الله عليه واله وسلم از دنیا رفت کسی آمد و کنار در ایستاد و بر اهل خانه سلام کرد آن گاه گفت:

سلام بر شما ای خاندان محمّد! «هرجانی چشندۀ مرگ است، و فقط در روز قیامت اجر شما کامل داده خواهد شد پس هرکه در آن روز از آتش دور شده و به بهشت راه يابد، البته رستگار شده است و زندگانی دنیا کالای فریبنده است» خداوند برای هر نابود شونده ای جایگزین، برای هر مصیبتی، تسلای خاطر و برای از دست رفته تلافی قرار داده است. پس به خدا اعتماد کنید و بر او توکل نمایید و به هنگام مصیبت به یاری او خوشنود شوید، چرا که مصیبت زده کسی است که از پاداش محروم شود. سلام بر شما و رحمت و برکات خدا بر شما باد.

آن ها کسی را ندیدند یکی از اهل خانه گفت: این فرشته آسمانی است که خداوند متعال فرستاده است تا برای شما تسلیت گوید.

دیگری گفت: این خضر پیامبر علیه السلام است، اینک آمده تا فقدان پیامبرتان را به شما تعزیت گوید.

بخش هشتادو دوم

اشاره

(82)

بَابُ الصَّبْرِ وَ الْجَزَعِ وَ الِاسْتِرْجَاعِ.

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ وَالْحَسَنِ بْنِ عَلِيَّ جَمِيعاً عَنْ أَبِي جَمِيلَةَ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: قُلْتُ لَهُ؟ مَا الْجَزَعُ؟

قَالَ: أَشَدُّ الْجَزَع الصُّرَاحُ بِالْوَيْلِ وَ الْعَوِيلِ وَ لَطْمُ الْوَجْهِ وَ الصَّدْرِ وَ جَنُّ الشَّعْرِ النَواصِي وَمَنَ أَقَامَ التَّوَاحَةَ فَقَدْ تَرَكَ الصَّبْرَ، وَأَخَذَ فِي غَيْرِ طَرِيقِهِ، وَ مَنْ صَبَرَ وَ اسْتَرْجَعَ وَ حَمِدَ اللَّهَ فَقَدْ رَضِيَ بِمَا صَنَعَ اللهُ وَوَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللهِ، وَ مَنْ لَمْ يَفْعَلْ ذَلِكَ جَرَى عَلَيْهِ الْقَضَاءُ وَ هُوَ ذَمِيمٌ وَ أَحْبَطَ اللَّهُ تَعَالَى اَجرَهُ.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَمْرِو بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِي جَمِيلَةَ عَنْ جَابِرٍ عَنْ جَعْفَر علیه السلام مِثْلَهُ.

شکیبایی، بی تابی و جزع و استرجاع

1- جابر گوید: به امام باقر علیه السلام گفتم بی تابی و جزع چیست؟

فرمود: شدیدترین جزع و بی تابی فریاد کردن به واویلا، گریه بلند، سیلی به صورت زدن سینه زدن و کندن موی سر است. هرکس به نوحه گری بپردازد، صبر را ترک نموده و راه بی صبری و ناشکیبایی را پیموده است و هرکس شکیبایی کند (و إِنَّا لَلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجعون) بگوید و خدای متعال را حمد و سپاس گوید، به آن چه که خداوند انجام داده، راضی شده و اجر او بر خداوند لازم است و هرکه چنین نکند قضای الهی بر او جاری

شده و او مذموم و مورد نکوهش است و خدای تعالی اجر او را باطل خواهد فرمود.

2- جابر نیز همین روایت را به سند دیگر از امام باقر علیه السلام نقل می کند.

3- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِسْمَاعِيلَ الْمِيثَمِيِّ عَنْ رِبْعِيِّ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

إِنَّ الصَّبْرَ وَ الْبَلَاءَ يَسْتَبِقَانِ إِلَى الْمُؤْمِنِ فَيَأْتِيهِ الْبَلاءُ وَ هُوَ صَبُورٌ، وَإِنَّ الْجَزَعَ الْبَلاء يَسْتَبقَانِ إلَى الْكَافِر فَيَأْتِيهِ الْبَلاءُ وَ هُوَ جَزُوع.

4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِي عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم:

ضَرْبُ الْمُسْلِمِ يَدَهُ عَلَى فَخِذِهِ عِنْدَ الْمُصِيبَةِ إِحْبَاطُ لِأَجْرِهِ.

5- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ مَعْرُوفِ بْنِ خَرَّبُوذَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:

مَا مِنْ عَبْدٍ يُصَابُ بِمُصِيبَةٍ فَيَسْتَرْجِعُ عِنْدَ ذِكْرِهِ الْمُصِيبَةَ وَ يَصْبِرُ حِينَ تَفْجَاهُ إِلَّا غَفَرَ اللهُ لَهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ، وَكُلَّمَا ذَكَرَ مُصِيبَتَهُ فَاسْتَرْجَعَ عِنْدَ ذِكْرِ الْمُصِيبَةِ غَفَرَ اللهُ لَهُ كُلَّ ذَنْبِ اكْتَسَبَ فِيما بَيْنَهُمَا.

3- ربعی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

همانا صبر و بلا برای رسیدن به مؤمن بر یکدیگر پیشی می گیرند. بلا بر او می رسد درحالی که او صبور و شکیبا است و بی تابی و بلا برای رسیدن به کافر بر یکدیگر پیشی می جویند و بلا درحالی به کافر می رسد که او بی تابی می کند.

4- سکونی گوید: امام صادق علیه السلام می فرماید: رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم فرمود: مسلمانی که به هنگام مصیبت دست خود را بر ران خود بزند، اجرش از میان می رود.

5- معروف گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:

هر بنده ای که به مصیبتی دچار شود و به هنگام یاد آوری مصیبت بگوید: (إِنَّا للهِ وَ إِنَّا إلَيْهِ رَاجِعونَ) و در وقتی که گرفتاری به او روی می آورد صبر و شکیبایی پیشه کند، خداوند همه گناهان گذشته او را بیامرزد و هرگاه در آینده مصیبت خود را به یاد آورد و در آن هنگام بگوید: (إِنّا للهِ َو إِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعونَ) خداوند هر گناهی را که در فاصله میان استرجاع پیشین تا این استرجاع مرتکب شده می آمرزد.

6- عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ دَاوُدَ بْنِ رَزِينٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

مَنْ ذَكَرَ مُصِيبَتَهُ وَ لَوْ بَعْدَ حين فَقَالَ: «إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ. اللَّهُمَّ أَجِرْنِي عَلَى مُصِيبَتِي وَ أَخْلِفْ عَلَيَّ أَفْضَلَ مِنْهَا» كَانَ لَهُ مِنَ الْأَجْرِ مِثْلُ مَا كَانَ عِنْدَ أَوَّلِ صَدْمَةٍ.

7- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

يَا إِسْحَاقُ! لا تَعُدَّنَّ مُصِيبَةٌ أُعْطِيتَ عَلَيْهَا الصَّبْرَ وَ اسْتَوْجَبْتَ عَلَيْهَا مِنَ اللَّهِ الثَّوَابَ، إِنَّمَا الْمُصِيبَةُ الَّتِي يُحْرَمُ صَاحِبُهَا أَجْرَهَا وَ ثَوَابَهَا إِذَا لَمْ يَصْبِرْ عِنْدَ نُزُولِهَا.

8- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِقٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ عُقْبَةَ عَنِ امْرَأَةِ الْحَسَنِ الصَّيْقَلِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

لا يَنْبَغِي الصِّيَاحُ عَلَى الْمَيِّتِ وَ لَا شَقُّ الثِّيَابِ.

6- داوود بن رزین گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هرکس مصیبت خود را به یاد آورد و در آن هنگام - اگرچه بعد از مدتی باشد - بگوید:

(إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُون والحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ العالمين. اللهم آجرني على مصيبتي واخلف عليّ أفضل منها)؛ «حمدو سپاس خداوندی را سزاست که پروردگار جهانیان است، بارخدایا! مرا در مصیبتم اجر و مزد عنایت کن و برای من بهتر از آن جایگزین فرما».

پاداش و اجر او همانند ابتدای مصیبت و هنگام شدت آن است.

7- اسحاق بن عمار گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

ای اسحاق! آن مصیبتی را که در آن صبر و شکیبایی به تو داده شده و به سبب آن از جانب خداوند متعال مستحق پاداش شده ای مصیبت مشمار، بلکه مصیبت آن است که صاحب آن به هنگام نزولش شکیبایی نکند و از پاداشش محروم شود.

8- همسر حسن صیقل گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: گریه بلند و دریدن جامه بر میت جایز نیست.

9 - سَهْل عَنْ عَلِيِّ بْنِ حَسَّانَ عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْر عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الْأَوَّلِ علیه السلام قَالَ: قالَ:

ضَرْبُ الرَّجُلِ يَدَهُ عَلَى فَخِذِهِ عِنْدَ الْمُصِيبَةِ احْبَاطُ الأَجره.

10 - سَهْل عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِي عَنْ فُضَيْلِ بْنِ مُيَسْرٍ قَالَ: كُنَّا عِنْدَ أَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلامفَجَاءَ رَجُلٌ فَشَكَا إِلَيْهِ مُصِيبَةٌ أُصِيبٌ بِهَا.

فَقالَ لَهُ أَبُو عَبْدِاللَّهِ علیه السلام: أَمَا إِنَّكَ إِنْ تَصْبِرْ تُؤْجَرْ وَ إِلَّا تَصْبِرْ يَمْضِ عَلَيْكَ قَدَرُ اللَّهِ الَّذِي قَدَّرَ عَلَيْكَ وَ أَنْتَ مَأْزُورٌ.

11- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ قُتَيْبَةَ الْأَعْشَى قَالَ: أَتَيْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام أَعُودُ ابْنَا لَهُ فَوَجَدْتُهُ عَلَى الْبَابِ، فَإِذَا هُوَ مُهْتَمِّ حَزِينٌ، فَقُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! كَيْفَ الصَّبِيُّ؟

فَقَالَ: وَ اللَّهِ! إِنَّهُ لِمَا بِهِ.

9- موسی بن بکر گوید: امام کاظم علیه السلام فرمود:

فردی که به هنگام مصیبت دست خود را بر رانش بزند، اجرش از میان می رود.

10- فضيل بن میسر گوید: نزد امام صادق علیه السلام بودیم مردی آمد و از مصیبتی که به او رسیده بود شکایت کرد.

امام صادق علیه السلام فرمود: اگر تو بر این مصیبت صبر کنی پاداش می بری و اگر صبر نکنی تقدیر خداوند- که مقدّر شده - بر تو وارد می شود و تو گناهکار شمرده می شوی.

11- قتیبه اعشی گوید: خدمت امام صادق علیه السلام شرفیاب شدم تا از فرزندش عیادت کنم حضرت را بر در خانه یافتم که اندوهناک و غمگین بود. گفتم: قربانت گردم! حال کودک چگونه است؟

فرمود: به خدا سوگند که او در حال احتضار است.

ثُمَّ دَخَلَ فَمَكَثَ سَاعَةٌ ثُمَّ خَرَجَ إِلَيْنَا وَ قَدْ أَسْفَرَ وَجْهُهُ وَ ذَهَبَ التَّغَيَّرُ وَ الْحُزْنُ. قَالَ: فَطَمِعْتُ أَنْ يَكُونَ قَدْ صَلَحَ الصَّبِيُّ، فَقُلْتُ: كَيْفَ الصَّبِيُّ جُعِلْتُ فِدَاكَ؟

فَقَالَ: وَ قَدْ مَضَى لِسَبِيلِهِ.

فَقُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَا لَقَدْ كُنْتَ وَ هُوَ حَيٌّ مُهْتَماً حَزِينَاً، وَ قَدْ رَأَيْتُ حَالَكَ السَّاعَةَ وَ قَدْ مَاتَ غَيْرَ تِلْكَ الْحَالِ، فَكَيْفَ هَذَا؟

فَقالَ: إِنَّا أَهْلَ الْبَيْتِ إِنَّمَا نَجْزَعُ قَبْلَ الْمُصِيبَةِ، فَإِذَا وَقَعَ أَمْرُ اللَّهِ رَضِينَا بِقَضَائِهِ وَسَلَّمْنَا لِأَمْرِهِ.

12- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ سُلَيْمَانَ عَنْ جَرَّاحِ الْمَدَائِنِي عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

لا يَصْلُحُ الصِّيَاحُ عَلَى الْمَيِّتِ، وَ لا يَنْبَغِي وَ لَكِنَّ النَّاسَ لَا يَعْرِفُونَهُ، وَ الصَّبْرُ خیرُ.

سپس وارد خانه شد و پس از ساعتی بیرون آمد و درحالی که روی او بر افروخته و آثار اندوه و دگرگونی از او بر طرف شده بود من گمان کردم که حال کودک بهبود یافته است. گفتم: قربانت گردم! کودک چه شد؟

فرمود: به راه خود رفت و وفات یافت.

گفتم: قربانت شوم! چرا وقتی که او زنده بود شما اندوهناک و غمگین بودید، ولی اکنون که او وفات یافته چرا غمگین نیستید؟

فرمود: ما اهل بیت پیش از وقوع مصیبت بی تابی و زاری می کنیم ولی چون امر خدا تحقق یافت به قضای الهی رضا می دهیم و به فرمان او گردن می نهیم.

12- جراح مدائنی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

گریه بلند بر میت شایسته و جایز نیست، ولی مردم نمی دانند درحالی که صبر و شکیبایی بهتر است.

13- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ الْمُخْتَارِ عَنْ عَلَاءِ بْنِ كَامِل قَالَ: كُنْتُ جَالِساً عِنْدَ أَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام فَصَرَحَتْ صَارِخَةٌ مِنَ الدَّارِ، فَقَامَ أَبُو عَبْدِ اللهِ لا ثُمَّ جَلَسَ فَاسْتَرْجَعَ وَ عَادَ فِي حَدِيثِهِ حَتَّى فَرَغَ مِنْهُ.

ثُمَّ قَالَ: إِنَّا لَنحِبُّ أَنْ تُعَافَى فِي أَنْفُسِنَا وَأَوْلَادِنَا، وَأَمْوَالِنَا فَإِذَا وَقَعَ الْقَضَاءُ فَلَيْسَ لَنَا أَنْ نُحِبَّ مَا لَمْ يُحِبَّ اللَّهُ لَنَا.

14- أَبُو عَلِيَّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ يُونُسَ بْنِ يَعْقُوبَ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا قَالَ: كَانَ قَوْمٌ أَتَوْا أَبَا جَعْفَرٍ علیه السلام فَوَافَقُوا صَبِيَّاً لَهُ مَرِيضاً، فَرَأَوْا مِنْهُ اهْتِمَاماً وَ غَماً وَ جَعَلَ لا يَقِرُّ.

قَالَ: فَقَالُوا: وَاللَّهِ لَئِنْ أَصَابَهُ شَيْءٌ إِنَّا لَتَتَخَوْفُ أَنْ نَرَى مِنْهُ مَا نَكْرَهُ.

قَالَ: فَمَا لَبِثُوا أَنْ سَمِعُوا الصِّيَاحَ عَلَيْهِ، فَإِذَا هُوَ قَدْ خَرَجَ عَلَيْهِمْ مُنْبَسِطَ الْوَجْهِ فِي غَيْرِ الْحَالِ الَّتِي كَانَ عَلَيْهَا.

13- علاء بن کامل گوید: خدمت امام صادق علیه السلام نشسته بودم که ناگاه زنی از اندرون خانه فریادی زد. امام صادق علیه السلام برخاست، سپس نشست (و إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعونَ) گفت و به سخن خویش ادامه داد تا این که سخنش پایان یافت. سپس فرمود:

ما دوست داریم که جان فرزندان و اموالمان سلامت باشند ولی چون قضای الهی تحقق یابد در شأن ما نیست که چیزی را دوست بداریم که خداوند برای ما نمی خواهد.

14- یکی از اصحاب ما گوید:

گروهی خدمت امام باقر علیه السلام شرف یاب شدند، از قضا فرزند امام علیه السلام بیمار بود و آثار حزن و اندوه بر چهره اش نشسته بود آنها با خود گفتند به خدا سوگند! می ترسیم که اگر مصیبتی به او برسد چیز ناخوشایندی از او مشاهده کنیم.

اندک زمانی گذشت تا این که صدای گریه و ناله بر آن کودک را شنیدند، ناگاه امام علیه السلام را دیدند که با چهره گشاده از اندرون آمد و دیگر اندوهگین نبود.

فَقَالُوا لَهُ: جَعَلَنَا اللهُ فِدَاكَ! لَقَدْ كُنَّا نَخَافُ مِمَّا نَرَى مِنْكَ أَنْ لَوْ وَقَعَ أَنْ نَرَى مِنْكَ مَا يَغُمُنَا.

فَقَالَ لَهُمْ: إِنَّا لَنَحِبُّ أَن تُعَافَى فِيمَنْ تُحِبُّ، فَإِذَا جَاءَ أَمْرُ الله سَلَّمْنَا فيما أَحَب.

بخش هشتادو سوم

اشاره

(83)

بَابُ ثَوَابِ التَّعْزِيَةِ.

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ سِنَانِ عَنْ أَبِي الْجَارُودِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:

كَانَ فِيما نَاجَى بِهِ مُوسَى علیه السلام رَبَّهُ قَالَ: يَا رَبِّ مَا لِمَنْ عَزَّى التَّكْلَى.

قَالَ: أَظله في ظلّى يَوْمَ لا ظل إلا ظلي.

از این رو گفتند: قربانت گردیم! حالتی در شما مشاهده کردیم که ترسیدیم عملی از شما سر زند که ما را محزون و غمگین سازد.

امام علیه السلام فرمود: ما دوست داریم به هرکس علاقه مندیم در سلامت باشد، ولی چون امر قطعی خداوند فرا رسد و او چیزی برای ما بخواهد بدان گردن می نهیم.

پاداش دلداری دادن به مصیبت دیده

1- ابو جارود گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:

از جمله مناجات های موسی علیه السلام با پروردگارش این بود که گفت: پروردگارا! برای کسی که فرزند از دست داده ای را دلداری دهد چه پاداشی است؟

فرمود: در روزی که هیچ پناهی - جز پناه من - نیست او را در پناه خود می گیرم.

2- أَبُو عَلِيَّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حَسَّانَ عَ-نِ الْحَسَنِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَنْصُورٍ عَنْ إِسْمَاعِيلَ الْجَوْزِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام قَالَ:

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه واله وسلم: مَنْ عَزَّى حَزِينَاً كُسِيَ فِي الْمَوْقِفِ حُلَّةٌ يُحْبَى بِهَا.

3- عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيَّ عَنْ عِيسَى بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْعُمَرِيِّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ عَنْ أبيه علیه السلام قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام:

مَنْ عَزَّى التكلَى أَظَلَّهُ اللهُ فِي ظِلْ عَرْشِهِ يَوْمَ لَا ظِلَّ إِلَّا ظِلُّهُ.

4- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ وَهْبٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم:

مَنْ عَزَّى مُصَابَاً كَانَ لَهُ مِثْلُ أَجْرِهِ مِنْ غَيْرِ أَن يَنتَقِصَ مِنْ أَجْرِ الْمُصَابِ شَيْءٌ

2- اسماعیل جوزی گوید: امام صادق علیه السلام می فرماید: پیامبر خدا صلی الله علیه واله وسلم فرمود:

هرکه محزونی را دلداری دهد در روز محشر از لباس اهدایی به تن او می پوشانند.

3- عيسى بن عبدالله از اجدادش نقل می کند که امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمود:

هرکس فرزند از دست داده ای را دلداری دهد، خداوند او را در روزی که جز پناه او هیچ پناهی نیست در سایهٔ عرش خود پناه دهد.

4- وهب گوید: امام صادق علیه السلام می فرماید: پیامبر خدا صلی الله علیه واله وسلم فرمود:

هرکه مصیبت زده ای را دلداری دهد همانند پاداش مصیبت زده را دارد، بی آن که از پاداش او کاسته شود.

بخش هشتادو چهارم

اشاره

(84)

بَابٌ فِي السَّلْوَةِ.

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ مِهْرَانَ بْنِ مُحَمَّدٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام يَقُولُ:

إِنَّ الْمَيِّتَ إِذَا مَاتَ بَعَثَ اللَّهُ مَلَكاً إِلَى أَوْجَعِ أَهْلِهِ فَمَسَحَ عَلَى قَلْبِهِ فَأَنْسَاهُ لَوْعَةَ الْحُزْنِ، وَ لَوْ لا ذَلِكَ لَمْ تُعْمَرِ الدُّنْيَا.

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

إِنَّ اللهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى تَطَوَّلَ عَلَى عِبَادِهِ بِثَلَاثٍ:

أَلْقَى عَلَيْهِمُ الرِّيحَ بَعْدَ الرُّوحِ، وَ لَوْ لا ذَلِكَ مَا دَفَنَ حَمِيمٌ حَمِيماً.

وَأَلْقَى عَلَيْهِمُ السَّلْوَةَ، وَ لَوْ لَا ذَلِكَ لَانْقَطَعَ النَّسْلُ.

صبر و آرامش و فراموش کردن مصیبت

1- مهران بن محمد گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود:

هنگامی که شخصی از دنیا می رود، خداوند فرشته ای را نزد اندوهگین ترین فرد از نزدیکانش می فرستد و آن فرشته دستی بر قلب او می کشد و او سوز و گداز آن اندوه را فراموش می کند و اگر چنین نبود هرگز دنیا آباد نمی شد.

2- هشام بن سالم گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

خداوند تبارک و تعالی بر بندگان خود با سه چیز تفضّل نموده است:

بوی بد را پس از خروج روح از بدن بر جسم مقرّر ساخته است. اگر چنین نبود هیچ خویشی خویشاوندی را دفن نمی کرد.

آرامش و صبر را پس از مصیبت عطا فرمود اگر چنین نبود نسل بشر منقطع می گشت.

وَأَلْقَى عَلَى هَذِهِ الْحَبَّةِ الدَّابَّةَ، وَلَوْ لا ذَلِكَ لَكَنَزَهَا مُلُوكُهُمْ كَمَا يَكْنِزُونَ الذَّهَب وَالْفِضَّة.

3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ مِهْرَانَ بْنِ مُحَمَّدٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِاللهِ علیه السلام يَقُول:

إِذَا مَاتَ الْمَيِّتُ بَعَثَ اللَّهُ مَلَكاً إِلَى أَوْجَعِ أَهْلِهِ، فَمَسَحَ عَلَى قَلْبِهِ فَأَنْسَاهُ لَوْعَةً الْحُزْنِ، وَلَوْ لا ذَلِكَ لَمْ تُعْمر الدُّنْيَا.

بخش هشتادو پنجم

اشاره

(85)

بَابُ زِيَارَةِ الْقُبُور.

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَفْصِ بْنِ الْبَخْتَرِي وَ جَمِيلَ بْنِ دَرَّاج عَنْ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام فِي زِيَارَةِ الْقُبُورِ قَالَ:

إِنَّهُمْ يَأْنَسُونَ بِكُمْ، فَإِذَا غِبْتُمْ عَنْهُمُ اسْتَوْحَشُوا.

و کرم را بر دانه هایی - مثل جو، گندم و.... - گماشت تا آن ها را پس از مدتی فاسد سازند. اگر چنین نبود مالکانش آن ها را می اندوختند؛ هم چنان که طلا و نقره را می اندوزند.

3- مهران بن محمد گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود:

هنگامی که شخصی از دنیا می رود، خداوند فرشته ای را نزد اندوهگین ترین فرد از نزدیکانش می فرستد و آن فرشته دستی بر قلب او می کشد و او سوز و گداز آن اندوه را فراموش می کند و اگر چنین نبود، هرگز دنیا آباد نمی شد.

زیارت قبور

1- حفص و جمیل گویند: امام صادق علیه السلام درباره زیارت قبور فرمود:

همانا اهل قبور با شما انس می گیرند و چون غایب شدید احساس تنهایی می کنند.

2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ زِيَارَةِ الْقُبُورِ وَ بِنَاءِ الْمَسَاجِدِ فِيهَا.

فَقالَ: أَمَّا زِيَارَةُ الْقُبُورِ فَلَا بَأْسَ بِهَا، وَلَا تُبْنَى عِنْدَهَا الْمَسَاجِدُ.

3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام قَالَ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ:

عَاشَتْ فَاطِمَةُ علیه السلام بَعْدَ أَبِيهَا خَمْسَةٌ وَسَبْعِينَ يَوْماً لَمْ تُرَ كَاشِرَةٌ وَلَا ضَاحِكَةٌ تَأْتِي قُبُورَ الشُّهَدَاءِ فِي كُلِّ جُمْعَةٍ مَرَّتَيْنِ الْإِثْنَيْنَ وَ الْخَمِيسَ فَتَقُولُ: هَاهُنَا كَانَ رَسُولُ اللهِ صلی الله علیه واله وسلم هَاهُنَا كَانَ الْمُشْرِكُونَ.

4- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ علیه السلام قَالَ: قُلْتُ لَهُ: الْمُؤْمِنُ يَعْلَمُ بِمَنْ يَزُورُ قَبْرَهُ؟

قالَ: نَعَمْ، وَلا يَزالُ مُسْتَأْنِساً بِهِ مَا دَامَ عِنْدَ قَبْرِهِ، فَإِذَا قَامَ وَانْصَرَفَ مِنْ قَبْرِهِ دَخَلَهُ مِنِ انْصِرَافِهِ عَنْ قَبْرِهِ وَحْشَةٌ.

2- سماعه گوید: از امام صادق علیه السلام درباره زیارت قبور و ساختن مساجد در قبرستان پرسیدم؟

فرمود: زیارت قبور اشکالی ندارد ولی نباید در آن جا مسجد ساخت.

3- هشام بن سالم گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود حضرت فاطمه علیها السلام پس از پدر بزرگوارش هفتاد و پنج روز در دنیا زندگی کرد، در این مدت هرگز متبسّم و خندان دیده نشد آن حضرت هفته ای دو مرتبه - روزهای دوشنبه و پنجشنبه - به زیارت قبور شهدا (در قبرستان احد) می رفت و می فرمود: رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم این جا بود و مشرکان آن جا بودند.

4- اسحاق بن عمّار گوید: از امام کاظم علیه السلام پرسیدم: آیا مؤمن می داند چه کسی قبر او را زیارت می کند؟

فرمود: آری و تا زمانی که در کنار قبر اوست با او انس می گیرد و چون برمی خیزد و می رود، احساس تنهایی می کند.

5- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام: كَيْفَ التَّسْلِيمُ عَلَى أَهْلِ الْقُبُورِ؟

فَقَالَ: نَعَمْ، تَقُولُ: «السَّلَامُ عَلَى أَهْلِ الدِّيَارِ مِنَ الْمُسْلِمِينَ وَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْتُمْ لَنَا فَرَطَ وَ نَحْنُ إِنْ شَاءَ اللَّهُ بِكُمْ لَاحِقُونَ».

6- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَبْنِ مُحَمَّدٍ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَمْرِو بْنِ أَبِي الْمِقْدَامِ قَالَ: مَرَرْتُ مَعَ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام بِالْبَقِيعِ، فَمَرَرْنَا بِقَبْرِ رَجُلٍ مِنْ أَهْلِ الْكُوفَةِ مِنَ الشَّيعَةِ.

قَالَ: فَوَقَفَ عَلَيْهِ علیه السلام فَقَالَ: «اللَّهُمَّ ارْحَمْ غُرْبَتَهُ، وَ صِلْ وَحْدَتَهُ، وَ آنِسْ وَحْشَتَهُ، وَأَسْكِنْ إِلَيْهِ مِنْ رَحْمَتِكَ مَا يَسْتَغْنِي بِهَا عَنْ رَحْمَةِ مَنْ سِوَاكَ، وَ أَلْحِقْهُ بِمَنْ كَانَ يَتَوَلَّاهُ».

5- عبدالله بن سنان گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم چگونه می توان بر اهل قبور سلام داد؟

فرمود: آری، می گویی:

«السلام على أهل الديار مِنَ المُسْلَمينَ وَالمُؤمنين، أنتم لنا فرط ونحن إنْ شَاءَ اللَّهُ بِكُمْ لاحِقُونَ».

6- عمرو بن ابی مقدام گوید: همراه امام باقر علیه السلام از قبرستان بقیع می گذشتیم، به قبر یکی از شیعیان کوفه رسیدیم. امام علیه السلام ایستاد و فرمود:

«اللَّهُمْ أَرْحَمْ غُرْبَتُهُ، وَ صِلْ وَحْدَتَهُ، وَ آنِش وَحْشَتَهُ، وَ أَسكِنْ إِلَيْهِ مِنْ رَحْمَتِكَ مَا يَسْتَعْنِي بِهَا عَنْ رَحْمَةِ مَنْ سِواكَ وَ أَلْحِقْهُ بمن كان يَتَولّاهُ».

7- أبو عَلِيَّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ مَنْصُورِ بْنِ حَازِمٍ قَالَ: تَقُولُ:

«السَّلَامُ عَلَيْكُمْ مِنْ دِيَارِ قَوْمٍ مُؤْمِنِينَ، وَ إِنَّا إِنْ شَاءَ اللَّهُ بِكُمْ لَاحِقُونَ».

8- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدِ بْن عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْن سَعِيدٍ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ سُلَيْمَانَ عَنْ جَرَّاحِ الْمَدَائِنِي قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللهِ علیه السلام: كَيْفَ التَّسْلِيمُ عَلَى أَهْلِ الْقُبُورِ؟

قَالَ: تَقُولُ: «السَّلَامُ عَلَى أَهْلِ الدِّيَارِ مِنَ الْمُسْلِمِينَ وَ الْمُؤْمِنِينَ رَحِمَ اللهُ الْمُسْتَقْدِمِينَ مِنَّا وَ الْمُسْتَأْخِرِينَ وَ إِنَّا إِنْ شَاءَ اللَّهُ بِكُمْ لَاحِقُونَ».

9- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ قَالَ:

كُنتُ بِفَيْدَ فَمَشَيْتَ مَعَ عَلِيَّ بْنِ بِلَالٍ إِلَى قَبْرِ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ بْنِ بَزِيعٍ.

7- منصور بن حازم گوید: حضرتش فرمود: به هنگام زیارت قبور می گویی:

«السَّلَامُ عَلَيْكُمْ مِنْ دِيَارِ قَوْمٍ مُؤْمِنِينَ، وَ إِنَّا إِنْ شَاءَ اللَّهُ بِكُمْ لَاحِقُونَ»؛ «سلام بر شما از جانب مؤمنانی که در خانه های خود ساکنند و ما نیز به خواست خدا به شما خواهیم پیوست.

8- جراح مدائنی گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: سلام بر اهل قبور چگونه است؟

فرمود: می گویی: «السَّلامُ على أهل الدّيارِ مِنَ المُسْلَمينَ وَالمُؤمِنينَ رَحِمَ اللَّهُ المُستَقْدِمِينَ مِنَّا وَ المُسْتَأْخِرِينَ وَ إِنَّا إِنْ شَاءَ الله بِكُمْ لاحِقُونَ»؛ «سلام بر مسلمانان و مؤمنان ساکن این خانه ها، خداوند رحمت کند آن ها را که پیش از ما رفته اند و کسانی که پس از آنان رفته اند و ما به خواست خدا به شما خواهیم پیوست».

9- محمد بن احمد گوید:

در فید بودم که به همراه علی بن بلال بر سر قبر محمد بن اسماعيل بن بزيع رفتیم.

فَقَالَ عَلِيُّ بْنُ بِلَالٍ: قَالَ لِي صَاحِبُ هَذَا الْقَبْرِ: عَنِ الرَّضَا علیه السلام قَالَ.

مَنْ أَتَى قَبْرَ أَخِيهِ ثُمَّ وَضَعَ يَدَهُ عَلَى الْقَبْرِ وَ قَرَأَ إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِهِ سَبْعَ مَرَّاتٍ أَمِنَ يَوْمَ الْفَزَعِ الْأَكْبَرِ أَوْ يَوْمَ الْفَزَعِ.

10- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْكُوفِيُّ عَنِ ابْنِ جُمْهُورٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ مُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ عَنْ أَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام وَ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَانِ الْأَصَمَّ عَنْ حَرِيزِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام:

زُورُوا مَوْتَاكُمْ، فَإِنَّهُمْ يَفْرَحُونَ بِزِيَارَتِكُمْ، وَليَطلبْ أَحَدُكُمْ حَاجَتَهُ عِنْدَ قَبْرٍ أبِيهِ وَ عِنْدَ قَبْرِ أُمِّهِ بِمَا يَدْعُو لَهُمَا.

علی بن بلال گفت صاحب این قبر از امام رضا علیه السلام برای من روایت کرده که آن حضرت فرمود:

هرکس بر سر قبر برادر مؤمن خود رود و دست خود را بر قبر گذارد و هفت مرتبه سوره قدر را بخواند در روز اضطراب یا روز قیامت بزرگ ایمن خواهد بود.

10- مفضّل بن عمر گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمود:

مردگان خود را زیارت کنید، زیرا آنها به زیارت شما خوشحال می شوند و هرکدام از شما در کنار قبر پدر یا مادر خود همزمان با دعایی که بر ایشان می کند، حاجت خود را نیز بخواهد.

بخش هشتادو ششم

اشاره

(86)

بَابُ أَنَّ الْمَيِّتَ يَزُورُ أَهْلَهُ

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَفْصِ بْنِ الْبَخْتَرِي عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

إِنَّ الْمُؤْمِنَ لَيَزُورُ أَهْلَهُ فَيَرَى مَا يُحِبُّ وَيُسْتَرُ عَنْهُ مَا يَكْرَهُ، وَإِنَّ الْكَافِرَ لَيَزُورُ أَهْلَهُ فَيَرَى مَا يَكْرَهُ وَ يُسْتَرُ عَنْهُ مَا يُحِبُّ.

قَالَ: وَ مِنْهُمْ مَنْ يَزُورُ كُلَّ جُمْعَةٍ، وَ مِنْهُمْ مَنْ يَزُورُ عَلَى قَدْرٍ عَمَلِهِ.

2- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

مَا مِنْ مُؤْمِنٍ وَ لا كَافِرٍ إِلَّا وَ هُوَ يَأْتِي أَهْلَهُ عِنْدَ زَوَالِ الشَّمْسِ، فَإِذَا رَأَى أَهْلَهُ يَعْمَلُونَ بِالصَّالِحَاتِ حَمِدَ الله عَلَى ذَلِكَ، وَإِذَا رَأَى الْكَافِرُ أَهْلَهُ يَعْمَلُونَ بِالصَّالِحَاتِ كَانَتْ عَلَيْهِ حَسْرَةٌ.

میت خانواده خود را زیارت می نماید

1- حفص بن بختری گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

همانا مؤمن به زیارت خانواده خود می آید آن چه را که دوست دارد می بیند و آن چه را که دوست نمی دارد از او پنهان می شود و کافر (نیز) به دیدار خانواده اش می آید، پس آن چه را که خوش ندارد می بیند و آن چه را که دوست دارد از او پنهان می شود.

حضرتش فرمود: برخی از آنان در هر جمعه و برخی به اندازهٔ عمل خویش به زیارت خانواده هایشان می آیند.

2- ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هر مؤمن و کافری به هنگام زوال خورشید به زیارت اقوام خود می آید. پس اگر مؤمن خانواده خود را ببیند که عمل صالح انجام می دهند خدا را حمد می گوید، و هرگاه کافر ببیند که خانواده اش عمل صالح انجام می دهند حسرت می خورد.

3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الْأَوَّلِ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْمَيِّتِ يَزُورُ أَهْلَهُ.

قالَ: نَعَمْ.

فَقُلْتُ: فِي كَمْ يَزُورُ؟

قَالَ: فِي الْجُمْعَةِ وَ فِي الشَّهْرِ وَ فِي السَّنَةِ عَلَى قَدْرِ مَنْزِلَتِهِ.

فَقُلْتُ: فِي أَيِّ صُورَةٍ يَأْتِيهِمْ؟

قَالَ: فِي صُورَةٍ طَائِرٍ لَطِيفٍ يَسْقُطُ عَلَى جُدُرِهِمْ وَ يُشْرِفُ عَلَيْهِمْ، فَإِنْ رَآهُمْ بِخَيْرٍ فَرِحَ، وَإِنْ رَآهُمْ بِشَرِ وَ حَاجَةٍ حَزِنَ وَ اغْتَمَّ.

4- عَنْهُ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ دُرُسْتَ الْوَاسِطِي عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحِيمِ الْقَصِيرٍ قَالَ: قُلْتُ لَهُ: الْمُؤْمِنُ يَزُورُ أَهْلَهُ؟

فَقالَ: نَعَمْ، يَسْتَأْذِنُ رَبَّهُ، فَيَأْذَنُ لَهُ فَيَبْعَثُ مَعَهُ مَلَكَيْنِ، فَيَأْتِيهِمْ فِي بَعْضِ صُوَرِ الطَّيْرِ يَقَعُ فِي دَارِهِ يَنْظُرُ إِلَيْهِمْ وَيَسْمَعُ كَلَامَهُمْ.

3- اسحاق بن عمّار گوید: از امام کاظم علیه السلام پرسیدم: که آیا میت به زیارت و دیدار خانواده خود می آید؟

فرمود: آری.

گفتم: چه وقت؟

فرمود: در هفتهف ماه و سال، به اندازه مرتبه ای که دارد.

گفتم: به چه شکلی به دیدار آنان می آید؟

فرمود: به شکل پرنده ای لطیف، بر دیوار خانه آنان می نشیند و مشرف بر آن ها می شود اگر ایشان را در حال انجام خیر ببیند خوشحال می شود و اگر آنان را در حال انجام شرّ و یا محتاج ببیند، محزون و غمگین می گردد.

4- عبد الرحیم قصیر (که یکی از راویان امام باقر یا امام صادق علیهما السلام بوده) گوید: به امام علیه السلام گفتم: آیا مؤمن به زیارت خانواده و اقوام خود می آید؟

فرمود: آری. از پروردگار خود اجازه می گیرد. خداوند اجازه می دهد و دو فرشته را به همراه او می فرستد و او به صورت پرنده ای به خانه خود می آید به آنان می نگرد و سخنان آن ها را می شنود.

5- عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي الْحَسَنِ الْأَوَّلِ علیه السلام: يَزُورُ الْمُؤْمِنُ أَهْلَهُ؟

فَقالَ: نَعَمْ.

فَقُلْتُ: فِي كَمْ؟

قَالَ: عَلَى قَدْرِ فَضَائِلِهِمْ، مِنْهُمْ مَنْ يَزُورُ فِي كُلِّ يَوْمٍ، وَ مِنْهُمْ مَنْ يَزُورُ فِي كُلِّ يَوْمَيْنِ، وَمِنْهُمْ مَنْ يَزُورُ فِي كُل ثَلَاثَةِ أَيَّام.

قَالَ: ثُمَّ رَأَيْتُ فِي مَجْرَى كَلَامِهِ أَنَّهُ يَقُولُ: أَدْنَاهُمْ مَنْزِلَةٌ يَزُورُ كُلَّ جُمْعَةٍ.

قَالَ: قُلْتُ: فِي أَيُّ سَاعَةٍ؟

قَالَ: عِنْدَ زَوَالِ الشَّمْسِ وَ مِثْلِ ذَلِكَ.

قَالَ: قُلْتُ: فِي أَي صُورَةٍ؟

قَالَ: فِى صُورَةِ الْعُصْفُورِ، أَوْ أَصْغَرَ مِنْ ذَلِكَ، فَيَبْعَثُ اللَّهُ تَعَالَى مَعَهُ مَلَكاً مَا يَسُرُّهُ وَ يَسْتُرُ عَنْهُ مَا يَكْرَهُ فَيَرَى مَا يَسُرُّهُ، وَ يَرْجِعُ إِلَى قُرَّةِ عَيْنٍ.

5- اسحاق بن عمار گوید: به امام کاظم علیه السلام گفتم: آیا مؤمن خانواده خود را زیارت می نماید؟

فرمود: آری.

گفتم چقدر؟

فرمود: به مقدار مقام و منزلتش. بعضی هر روز به دیدار می آیند و کسانی هستند که هردو روز یک بار و بعضی دیگر هر سه روز یک بار.

اسحاق گوید: من از طرز گفتار آن حضرت چنین فهمیدم که می فرماید: پایین ترین فرد از نظر منزلت هفته ای یک بار خویشان خود را زیارت می کند.

گفتم: در چه ساعتی به زیارت می آیند؟

فرمود: هنگام زوال خورشید و مانند آن.

اسحاق گوید: گفتم: در چه صورتی؟

فرمود: در صورت گنجشک یا پرنده ای کوچک تر از آن. خداوند فرشته ای را به همراه او می فرستد که آن چه او را خوشحال می سازد به او نشان دهد و آن چه را که دوست نمی دارد از او بپوشاند. او حالاتی از آن ها می بیند که او را شادمان می کند و با چشم روشنی باز می گردد.

بخش هشتادو هفتم

اشاره

(87)

بَابٌ أَنَّ الْمَيِّتَ يُمَثَّلُ لَهُ مَالُهُ وَ وَلَدُهُ وَ عَمَلُهُ قَبْلَ مَوْتِهِ.

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَمْرِو بْنِ عُثْمَانَ وَ عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ وَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيَّ جَمِيعاً عَنْ أَبِي جَمِيلَةَ مُفَضَّلِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ عَبْدِ الْأَعْلَى وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ إِبْرَاهِيمَ عَنْ عَبْدِ الْأَعْلَى عَنْ سُوَيْدِ بْن غَفَلَةَ قَالَ: قَالَ أميرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام:

إِنَّ ابْنَ آدَمَ إِذَا كَانَ فِي آخِرِ يَوْمٍ مِنْ أَيَّام الدُّنْيَا وَأَوَّلِ يَوْمٍ مِنْ أَيَّام الآخِرَةِ مثل لَهُ مَالُهُ وَوَلَدُهُ وَ عَمَلُهُ فَيَلْتَفِتُ إِلَى مَالِهِ، فَيَقُولُ: وَ اللَّهِ! إِنِّي كُنْتُ عَلَيْكَ حَرِيصاً شَحِيحاً فَمَا لِي عِنْدَكَ؟

فَيَقُولُ: خُذْ مِنِّي كَفَتكَ.

مال، فرزند و عمل مؤمن، پیش از مرگش برای او تمثل می یابند

1- سوید بن غفله :گوید امیر مؤمنان علی - صلوات الله عليه - فرمود:

در آخرین روز از روزهای دنیا و نخستین روز از روزهای جهان آخرت برای بنی آدم، مال، فرزندان و عملش ممثّل می شوند پس به مال خود رو می آورد و می گوید: به خدا سوگند که من دربارۀ تو حریص بودم و بخل می ورزیدم، اکنون تو برای من چه آورده ای؟

مال می گوید: کفن خود را از من بر گیر.

قَالَ: فَيَلْتَفِتُ إِلَى وَلَدِهِ فَيَقُولُ: وَ اللهِ إِنِّي كُنتُ لَكُمْ مُحِبّاً وَ إِنِّي كُنْتُ عَلَيْكُمْ مُحَامِيَا فَمَا ذَا لِي عِنْدَكُمْ؟

فَيَقُولُونَ: نُؤَدِّيكَ إِلَى حُفْرَتِكَ نُوَارِيكَ فِيهَا.

قَالَ: فَيَلْتَفِتُ إِلَى عَمَلِهِ.

فَيَقُولُ: وَ اللَّهِ! إِنِّي كُنْتُ فِيكَ لَزَاهِداً وَ إِنْ كُنْتَ عَلَيَّ لَتَقِيلاً فَمَا ذَا عِنْدَكَ؟

فَيَقُولُ: أَنَا قَرِينُكَ فِي قَبْرِكَ وَ يَوْمٍ نَشْرِكَ حَتَّى أُعْرَضَ أَنَا وَ أَنْتَ عَلَى رَبِّكَ.

قَالَ: فَإِنْ كَانَ لِلَّهِ وَلِيّاً أَتَاهُ أَطْيَبُ النَّاسِ ريحاً، وَأَحْسَنُهُمْ مَنْظَراً، وَ أَحْسَنُهُمْ رِيَاشاً.

فَقَالَ: أَبْشِرْ بِرَوْحِ وَ رَيْحَانٍ وَ جَنَّةِ نَعِيمٍ وَ مَقْدَمُكَ خَيْرُ مَقْدَمٍ.

فَيَقُولُ لَهُ: مَنْ أَنْتَ؟

آن گاه رو به فرزندان خود می کند و می گوید: به خدا سوگند که من شما را دوست می داشتم و از شما حمایت می کردم حال چه کاری برای من می توانید انجام دهید؟

می گویند: تو را به سوی گورت می بریم و در آن پنهان می سازیم.

سپس به سوی عملش روی می آورد و می گوید: به خدا سوگند که من نسبت به تو بی رغبت بودم و تو بر من سنگین بودی، تو برای من چه داری؟

می گوید: من در قبر و روزی که زنده شوی همراه تو هستم تا وقتی که من و تو بر پروردگارت عرضه شویم.

حضرتش در ادامه فرمود: اگر او ولی و دوست خدا باشد خوشبوترین نیکوترین و خوش پوش ترین مردم نزد او می آید و می گوید: مژده باد به تو راحتی عطر و بهشت با نعمت. آمدن تو بهترین آمدن است.

مؤمن به او می گوید: تو کیستی؟

فَيَقُولُ: أَنَا عَمَلُكَ الصَّالِحُ ارْتَحِلْ مِنَ الدُّنْيَا إِلَى الْجَنَّةِ، وَإِنَّهُ لَيَعْرِفُ غَاسِلَهُ وَ يُنَاشِدُ حَامِلَهُ أَنْ يُعَجِّلَهُ.

فَإِذَا أُدْخِلَ قَبْرَهُ أَتَاهُ مَلَكَ الْقَبْرِ يَجُرَّانِ أَشْعَارَهُمَا وَ يَخُدَّانِ الْأَرْضَ بِأَقْدَامِهِمَا أَصْوَاتُهُمَا كَالرَّعْدِ الْقَاصِفِ وَ أَبْصَارُهُمَا كَالْبَرْقِ الْخَاطِفِ، فَيَقُولَانِ لَهُ: مَنْ رَبُّكَ؟ وَ مَا دِينُكَ؟ وَ مَنْ نَبِيُّكَ؟

فَيَقُولُ: اللَّهُ رَبِّي، وَ دِينِي الْإِسْلَامُ، وَ نَبِيِّي مُحَمَّدٌ صلی الله علیه واله وسلم.

فَيَقُولَان لَهُ: ثَبَّتَكَ اللهُ فِيما تُحِبُّ وَ تَرْضَى، وَ هُوَ قَوْلُ اللهِ: (يُثَبِّتُ اللَّهِ الَّذِينَ آمَنُوا بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَ فِي الآخِرَةِ).

ثُمَّ يَفْسَحَانِ لَهُ فِي قَبْرِهِ مَدْ بَصَرِهِ، ثُمَّ يَفْتَحَانِ لَهُ بَاباً إِلَى الْجَنَّةِ.

او می گوید: من عمل صالح تو هستم! از دنیا به سوی بهشت کوچ کن.

مؤمن غسل دهنده خود را می شناسد و به حمل کنندۀ خود سوگند می دهد که در بردن او شتاب کند.

آن گاه که او در قبرش قرار داده شود دو فرشته نزد او می آیند که موهای بلند خود را می کشند و با قدم های خود زمین را می شکافند، آوازشان هم چون رعد غرنده و چشمانشان مانند برق خیره کننده است، به او می گویند: پروردگار تو کیست؟ دین تو چیست؟ و پیامبر تو کیست؟

می گوید: الله پروردگار من، اسلام دین من و محمد صلی الله علیه واله وسلم پیامبر من است.

به او می گویند: خداوند تو را به آن چه که دوست می داری و خوشنود می گردی ثابت و استوار گرداند و این همان قول خداوند متعال است که می فرماید: «خداوند کسانی را که ایمان آورده اند با گفتار ثابت در دنیا و جهان آخرت ثابت و استوار می گرداند».

تا جایی که چشم او کار می کند قبرش را وسعت داده و برای او دری به سوی بهشت می گشایند.

ثُمَّ يَقُولَانِ لَهُ: لَمْ قَرِيرَ الْعَيْنِ نَوْمَ الشَّابُ النَّاعِم فَإِنَّ اللهَ يَقُولُ: (أَصْحَابُ الْجَنَّةِ يَوْمَئِذٍ خَيْرٌ مُسْتَقَرًّا وَ أَحْسَنُ مَقِيلاً).

قَالَ: وَإِنْ كَانَ لِرَبِّهِ عَدُوّاً، فَإِنَّهُ يَأْتِيهِ أَقْبَحُ مَنْ خَلَقَ اللهُ زِيَّاً وَ رُؤْيَا وَ أَلتَنْهُ رِيحاً، فَيَقُولُ لَهُ: أَبْشِرْ بِنُزُلٍ مِنْ حَمِيمٍ وَ تَصْلِيَةِ جَحِيمِ، وَ إِنَّهُ لَيَعْرِفُ غَاسِلَهُ وَ يُنَاشِدُ حَمَلَتَهُ أَنْ يَحْبِسُوهُ.

فَإِذَا أُدْخِلَ الْقَبْرَ أَتَاهُ مُمْتَحِنَا الْقَبْرِ فَأَلْقَيَا عَنْهُ أَكْفَانَهُ، ثُمَّ يَقُولَانِ لَهُ: مَنْ رَبُّكَ؟ وَ مَا دِينُكَ؟ وَ مَنْ نَبِيُّكَ؟

فَيَقُولُ: لَا أَدْرِي.

فَيَقُولَان: لا دَرَيْتَ وَلا هَدَيْتَ.

فَيَضْرِبَانِ يَافُوحَهُ بِمِرْزَيَةٍ مَعَهُمَا ضَرْبَةٌ مَا خَلَقَ اللهُ مِنْ دَابَّةٍ إِلَّا وَ تَذْعَرُ لَهَا مَا خَلَا الثَّقَلَيْنِ.

آن گاه به او می گویند: با روشنی چشم بخواب، هم چون خواب جوان نیکو حال، به راستی که خداوند متعال می فرماید: «اهل بهشت در چنین روزی در بهترین قرارگاه و نیکوترین آسایشگاه خواهند بود».

حضرتش فرمود: اگر (میت) دشمن پروردگار باشد، زشت ترین مخلوق خدا از نظر لباس و صورت و بدبوترین آنها به نزد او می آید و به او می گوید: مژده باد تو را به آب جوشان و وارد شدن در دوزخ، او نیز غسل دهندۀ خود را می شناسد و به بردارندگان خود سوگند می دهد که او را باز دارند و شتاب نکنند و چون او را وارد قبر نمایند، دو امتحان کننده به قبر او در آیند و کفن های او را کنار زنند و به او گویند پروردگار تو کیست؟ دین تو چیست؟ و پیامبر تو کیست؟ می گوید: نمی دانم.

پس آن ها گویند: ندانستی و هدایت نیافتی.

آن اه با عصای آهنین ضربه ای به جلوی سر او می زنند که همۀ آفریدگان - مگر جن و انس (که آن را نمی شنوند) - از اثر آن ضربه به وحشت می افتند.

ثُمَّ يَفْتَحَانِ لَهُ بَاباً إِلَى النَّارِ، ثُمَّ يَقُولَانِ لَهُ: نَمْ بِشَرِّ حَالٍ فِيهِ مِنَ الضَّيْقِ مِثْلُ مَا فِيهِ الْقَنَا مِنَ الرُّجٌ حَتَّى إِنَّ دِمَاغَهُ لَيَخْرُجُ مِنْ بَيْنِ ظُفْرِهِ وَ لَحْمِهِ وَ يُسَلِّطُ اللَّهُ عَلَيْهِ حَيَّاتِ الْأَرْضِ وَ عَقَارِبَهَا وَ هَوَامَّهَا فَتَنْهَشُهُ حَتَّى يَبْعَثَهُ اللهُ مِنْ قَبْرِهِ، وَإِنَّهُ لَيَتَمَنَّى قِيَامَ السَّاعَةِ فِيما هُوَ فِيهِ مِنَ الشَّرِّ.

وَ قَالَ جَابِرٌ: قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام: قَالَ النَّبِيُّ صلی الله علیه واله وسلم:

إِنِّي كُنْتُ أَنْظُرُ إِلَى الْإِبِلِ وَ الْغَنَمِ وَ أَنَا أَرْعَاهَا وَ لَيْسَ مِنْ نَبِيَّ إِلَّا وَ قَدْ رَعَى الْغَنَمَ، وَ كُنْتُ أَنْظُرُ إِلَيْهَا قَبْلَ النُّبُوَّةِ وَ هِيَ مُتَمَكِّنةٌ في الْمَكِينَةِ مَا حَوْلَهَا شَيْءٌ يُهَيِّجُهَا حَتَّى تَذْعَرَ فَتَطِيرَ فَأَقُولُ: مَا هَذَا؟ وَأَعْجَبُ حَتَّى حَدَّثَنِي جَبْرَئِيلُ علیه السلام أَنَّ الْكَافِرَ يُضْرَبُ ضَرْبَةٌ مَا خَلَقَ اللَّهُ شَيْئاً إِلَّا سَمِعَهَا وَيَذْعَرُ لَهَا إِلَّا الثَّقَلَيْنِ.

فَقُلْتُ: ذَلِكَ لِضَرْبَةِ الْكَافِرِ، فَنَعُوذُ بِاللَّهِ مِنْ عَذَابِ الْقَبْرِ.

آن گاه برای او دری به سوی دوزخ می گشایند به او گویند در بدترین حال از تنگی قبر بخواب قبر او در تنگی به سان جایی است که نیزه ها پیرامون او را فراگرفته اند تا جایی که مغز سر او از میان ناخن و گوشتش خارج شود و خداوند مارها، عقرب ها و حشرات زمین را بر او مسلط می گرداند او را نیش می زنند تا روزی که خداوند او را از قبرش بر می انگیزاند و او به سبب عذاب و شکنجه ای که می بیند آرزو می نماید که قیامت برپا شود.

جابر گوید: امام باقر علیه السلام می فرماید: پیامبر صلی الله علیه واله وسلم فرمود:

من پیش از نبوّتم چوپانی می کردم - که هر پیامبری چوپانی نموده است - به شتران و گوسفندان نظر می کردم که به آرامی مشغول چرا بودند و چیزی در اطراف آن ها نبود که آنها را به حرکت وا دارد. ناگاه می ترسیدند و رم می کردند.

می گفتم: این چیست و در شگفت بودم تا این که جبرئیل علیه السلام به من گفت: هنگامی که کافری در قبر مورد ضرب قرار می گیرد همه مخلوقات خداوند که این صدا را می شنوند به وحشت می افتند - جز جن و انس -.

گفتم: این وحشت، از زدن کافر است، به خداوند از عذاب قبر پناه می بریم.

2- سَهْلُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِقٍ عَنْ بَشِيرٍ الدَّهَانِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام، وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ أَبِي جَمِيلَةَ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم:

إِذَا حُمِلَ عَدُوٌّ اللَّهِ إِلَى قَبْرِهِ نَادَى حَمَلَتَهُ: أَلا تَسْمَعُونَ يَا إِخْوَتَاهُ أَنِّي أَشْكُو إِلَيْكُمْ مَا وَقَعَ فِيهِ أَخُوكُمُ الشَّقِيُّ، أَنَّ عَدُوَّ اللَّهِ خَدَعَنِي فَأَوْرَدَنِي ثُمَّ لَمْ يُصْدِرْنِي وَ أَقْسَمَ لِى أَنَّهُ نَاصِحٌ لِى فَغَشْنِي وَأَشْكُو إِلَيْكُمْ دُنْيَا غَرَّتْنِي حَتَّى إِذَا اطْمَأْنَنْتُ إِلَيْهَا صَرَعَتْنِي، وَ أَشْكُو إِلَيْكُمْ أَخِلاءَ الْهَوَى مَنَّوْنِي، ثُمَّ تَبَرَّءُوا مِنِّي وَ خَذَلُونِي.

وَأَشْكُو إِلَيْكُمْ أَوْلَاداً حَمَيْتُ عَنْهُمْ وَآثَرْتُهُمْ عَلَى نَفْسِي، فَأَكَلُوا مَالِي وَ أَسْلَمُونِي وَ أَشْكُو إِلَيْكُمْ مَالاً مَنَعْتُ مِنْهُ حَقَّ اللهِ، فَكَانَ وَبَالُهُ عَلَيَّ وَ كَانَ نَفْعُهُ لِغَيْرِي وَ أَشْكُو إِلَيْكُمْ دَاراً أَنْفَقْتُ عَلَيْهَا حَرِيبَتِي وَ صَارَ سَاكِنُهَا غَيْرِي.

2- جابر بن عبدالله گوید: رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم فرمود:

چون دشمن خدا به سوی قبرش برده می شود بر حمل کنندگان خود ندا می کند: آیا نمی شنوید؟ ای برادرانم! من به شما از آن چیزی که برادر بدبخت شما در آن افتاده است شکوه می کنم همانا دشمن خداوند (یعنی شیطان) مرا فریب داد و وارد (گناه و موارد آن کرد) و از آن خارج نساخت و برایم سوگند یاد کرد که خیر خواه من است، اما خیانت کرد. به شما شکایت دارم از دنیایی که مرا فریب داد تا جایی که به او اطمینان کردم و او مرا بر زمین زد، به شما شکایت دارم از دوستانی که به خاطر هوای نفس با ایشان بودم به من انعام کردند ولی پس از آن از من دوری کرده و مرا خوار نمودند.

به شما شکایت دارم از فرزندانی که حمایتشان کردم و آنها را بر خود مقدم داشتم ولی آنها مال مرا خوردند و مرا واگذاردند، به شما شکایت دارم از مالی که حق خدا را از آن ندادم و اکنون گناه آن بر من و سود آن برای دیگری است، به شما شکایت دارم از خانه ای که اندوخته خود را برای ساختن آن مصرف کردم و اکنون کسانی غیر از من ساکن آن هستند.

وَ أَشْكُو إِلَيْكُمْ طُولَ النَّوَاءِ فِي قَبْرِي يُنَادِي أَنَا بَيْتُ الدود أنا بَيْتُ الظُّلمة و الْوَحْشَةِ وَالضَّيْقِ.

يَا إِخْوَتَاهُ فَاحْبِسُونِي مَا اسْتَطَعْتُمْ وَاحْذَرُوا مِثْلَ مَا لَقِيتُ، فَإِنِّي قَدْ بُشِّرْتُ بالنار و بالذل والصَّغَارِ وَغَضَب الْعَزيزِ الْجَبَّارِ.

وَا حَسْرَتَاهُ عَلَى مَا فَرَّطْتُ فِي جَنْبِ اللهِ، وَ يَا طُولَ عَوْلَتَاهُ فَمَا لِي مِنْ شَفِيع يُطَاعُ وَلَا صَدِيقٍ يَرْحَمُنِي، فَلَوْ أَنَّ لِي كَرَّةً فَأَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ.

3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ عَمْرِو بْنِ عُثْمَانَ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام مِثْلَهُ وَ زَادَ فِيهِ:

فَمَا يَفْتُرُ يُنَادِي حَتَّى يُدْخَلَ قَبْرَهُ، فَإِذَا دَخَلَ حُفْرَتَهُ رُدَّتِ الرُّوحُ فِي جَسَدِهِ وَجَاءَهُ مَلَكَا الْقَبْرِ فَامْتَحَنَاهُ.

قَالَ: وَكَانَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام يَبْكِي إِذَا ذَكَرَ هَذَا الْحَدِيثَ.

به شما شکایت دارم از بسیار ماندن در قبری که ندا سر می دهد: من خانه کرم، خانه تاریک، تنگ و تنهایی هستم.

ای برادران من! الحظاتی که می توانید مرا نگاه دارید و بترسید از آن چه که من به آن رسیدم به راستی که من با آتش و خواری همیشگی و خشم و غضب پروردگار مژده داده شده ام.

اندوه و پشیمانی بر من که در اطاعت خداوند کوتاهی کردم و وای از بسیار ماندنم در دوزخ مرا هیچ شفیعی نیست که شفاعتش قبول شود نه دوستی که بر من رحم کند و اگر مرا بازگشتی به دنیا بود، از مؤمنان می شدم.

3- نظیر همین روایت را جابر از امام باقر علیه السلام نقل می کند و در آن می افزاید:

هم چنان فریاد می زند تا این که وارد قبر می شود و چون وارد قبر خود می شود روح به او باز گردانده می شود و دو فرشته به قبرش می آیند و او را امتحان می کنند.

جابر گوید: هرگاه امام باقر علیه السلام به یاد این حدیث می افتاد، گریه می کرد.

4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ عَنْ جَابِرٍ قَالَ: قَالَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ علیهما السلام:

مَا نَدْرِي كَيْفَ نَصْنَعُ بِالنَّاسِ إِنْ حَدَّثْنَاهُمْ بِمَا سَمِعْنَا مِنْ رَسُولِ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم ضحِكُوا، وَإِن سَكَتْنَا لَمْ يَسَعْنَا.

قَالَ: فَقَالَ ضَمْرَةُ بْنُ مَعْبَدٍ: حَدِّثْنَا.

فَقالَ: هَلْ تَدْرُونَ مَا يَقُولُ عَدُوٌّ اللَّهِ إِذَا حُمِلَ عَلَى سَرِيرِهِ؟

قَالَ: فَقُلْنَا: لا.

قَالَ: فَإِنَّهُ يَقُولُ لِحَمَلَتِهِ: أَلا تَسْمَعُونَ أَنِّي أَشْكُو إِلَيْكُمْ عَدُوَّ اللَّهِ خَدَعَنِي وَ أَوْ رَدَنِي ثُمَّ لَمْ يُصْدِرْنِي وَأَشْكُو إِلَيْكُمْ إِخْوَانًا وَاخَيْتُهُمْ فَخَذَلُونِي وَأَشْكُو إِلَيْكُمْ أَوْلَاداً حَامَيْتُ عَنْهُمْ فَخَذَلُونِي وَأَشْكُو إِلَيْكُمْ دَاراً أَنْفَقْتُ فِيهَا حَرِيبَتِي فَصَارَ سكانها غَيْرِي، فَارْفَقُوا بي وَتَسْتَعْجِلُوا.

4- جابر گوید: امام سجادعلیه السلام فرمود:

نمی دانیم با مردم چه کنیم؟ اگر به آنان از رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم حدیث نقل کنیم، می خندند و اگر ساکت بمانیم بر ما جایز نیست.

جابر گوید: ضمرة بن معبد گفت: برای ما حدیث بفرمایید.

آن حضرت فرمود: آیا می دانید هنگامی که جنازه دشمن خدا برداشته می شود چه می گوید؟

گفتیم: نه.

فرمود: او به حمل کنندگان خود می گوید: آیا نمی شنوید که من به شما از دشمن خدا (شیطان) شکوه دارم که مرا فریب داد و مرا در گناه و نافرمانی وارد کرد و از آن خارج نساخت.

و شکایت دارم از برادرانی که با ایشان برادری کردم ولی مرا واگذاردند.

و شکایت دارم از فرزندانی که از ایشان حمایت کردم ولی مرا رها کردند.

و شکایت دارم از خانه ای که اندوخته خود را صرف آن کردم، ولی دیگری در آن مسکن گزید پس با من مدارا کنید و شتاب روا مدارید.

قَالَ: فَقَالَ ضَمْرَةُ: يَا أَبَا الْحَسَنِ إِنْ كَانَ هَذَا يَتَكَلَّمُ بِهَذَا الكلام يُوشِكُ أَن يَيب عَلَى أَعْنَاقِ الَّذِينَ يَحْمِلُونَهُ.

قَالَ: فَقَالَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ علیهما السلام: اَللَّهُمَّ إِنْ كَانَ ضَمْرَةُ هَزِئَ مِنْ حَدِيثِ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم فَخُذْهُ أَخْذَةَ أَسَفٍ.

قَالَ: فَمَكَثَ أَرْبَعِينَ يَوْماً ثُمَّ مَاتَ فَحَضَرَهُ مَوْلًى لَهُ.

قَالَ: فَلَمَّا دُفِنَ أَتَى عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ علیهما السلام، فَجَلَسَ إِلَيْهِ. فَقَالَ لَهُ: مِنْ أَيْنَ جِئْتَ يَا فلان؟

قَالَ: مِنْ جِنَازَةِ ضَمْرَةَ فَوَضَعْتُ وَجْهِي عَلَيْهِ حِينَ سُويَ عَلَيْهِ، فَسَمِعْتُ صَوْتَهُ - وَ اللهِ أَعْرِفُهُ كَمَا كُنْتُ أَعْرِفُهُ وَ هُوَ حَيٍّ - يَقُولُ: وَيْلَكَ يَا ضَمْرَةَ بْنَ مَعْبَدٍ الْيَوْمَ خَذَلَكَ كُلُّ خَلِيلٍ وَ صَارَ مَصِيرُكَ إِلَى الْجَحِيم فِيهَا مَسْكَنكَ وَمَبِيتُكَ وَ الْمَقِيلُ.

قَالَ: فَقَالَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ علیهما السلام: أَسْأَلُ اللهَ الْعَافِيَةَ، هَذَا جَزَاءُ مَنْ يَهْزَأُ مِنْ حَدِيثِ رَسُولِ اللهِ صلی الله علیه واله وسلم.

ضمره (به استهزا) گفت: ای ابا الحسن! اگر این شخص که چنین سخن می گوید، بیم آن می رود که بر گُرده بردارندگان خود بجهد؟!

امام سجاد علیه السلام فرمود: بار خدایا! اگر ضمره حدیث رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم را استهزا کرد، جان او را با خشم و غضب بگیر. جابر گوید: ضمره چهل روز درنگ کرد سپس مُرد، دوست او به هنگام دفنش حاضر بود و هنگامی که دفن شد نزد امام سجاد علیه السلام آمد و نشست. حضرت به او فرمود: فلانی از کجا آمده ای؟

گفت: از سر جنازه ضمره، وقتی که خاک بر او هموار شد صورت خود را بر قبر او گذاردم و صدای او را شنیدم - به خدا سوگند آن صدا را شناختم، هم چنان چه در زمان حیاتش می شناختم - که می گفت: وای بر تو ای ضمره بن معبد، دوستانت تو را واگذاردند و بازگشت تو به سوی آتش دوزخ است که مسکن تو و جای خواب شب و روزت در آن جا خواهد بود.

امام سجاد علیه السلام فرمود: از خداوند عافیت می طلبم این سزای کسی است که حدیث رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم را استهزا کند.

بخش هشتادو هشتم

اشاره

(88)

بَابُ الْمَسْأَلَةِ فِي الْقَبْرِ وَ مَنْ يُسْأَلُ وَ مَنْ لَا يُسْأَلُ.

1- أبو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنِ الْحَجَّالِ عَنْ ثَعْلَبَةَ بَكْرِ الْحَضْرَمِيُّ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِاللهِ علیه السلام:

لا يُسْأَلُ فِي الْقَبْرِ إِلَّا مَنْ مَحَضَ الإِيمَانَ مَحْضَاً، أَوْ مَحَضَ الْكُفْرَ مَحْضَاً وَالآخَرُونَ يُلْهَوْنَ عَنْهُمْ.

2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

إِنَّمَا يُسْأَلُ فِي قَبْرِهِ مَنْ مَحَضَ الْإِيمَانَ مَحْضَاً، وَ الْكُفْرَ مَحْضَاً، وَأَمَّا مَا سِوَى ذَلِكَ فَيُلْهَى عَنْهُمْ.

پرسش در قبر، از چه کسی پرسیده می شود و از چه کسی پرسیده نمی شود

1- ابوبکر حضر می گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

فقط کسی که ایمان خالص و یا کفر خالص داشته باشد مورد پرسش واقع می شود و دیگران را به حال خود واگذارند.

2- عبدالله بن سنان نیز مضمون همین حدیث را از امام صادق علیه السلام نقل می کند.

3- أَبُو عَلِي الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ يُونُسَ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السلام قَالَ:

إِنَّمَا يُسْأَلُ فِي قَبْرِهِ مَنْ مَحَضَ الْإِيمَانَ مَحْضَاً، وَ الْكُفْرَ مَحْضَاً، وَأَمَّا مَا سِوَى ذَلِكَ فَيُلْهَى عَنْهُ .

4- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ يَحْيَى الْحَلَبِيُّ عَنْ بُرَيْدِ بْنِ مُعَاوِيَةَ عَنْ مُحَمَّدِبْنِ مُسْلِمٍ قَالَ و عَبْدِ الله علیه السلام :

لا يُسْأَلُ فِي الْقَبْرِ إِلَّا مَنْ مَحَضَ الْإِيمَانَ مَحْضَاً، أَوْ مَحَضَ الْكُفْرَ مَحْضَاً.

5- عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ يَحْيَى الْحَلَبِيِّ عَنْ هَارُونَ بْنِ خَارِجَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ:

قَالَ أَبُو عَبْدِاللهِ علیه السلام : يُسْأَلُ وَهُوَ مَضْغُوطٌ.

3- ابن بکیر نیز مضمون همین حدیث را از امام باقر علیه السلام نقل می کند.

4- محمد بن مسلم نیز مضمون همین حدیث را از امام صادق علیه السلام نقل می کند.

5- ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

گاهی میت در حالی مورد پرسش قرار می گیرد که قبر او را فشار می دهد.

6- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام: أَيُفْلِتُ مِنْ ضَعْطَةِ الْقَبْرِ أَحَدٌ؟

قَالَ: فَقَالَ: نَعُوذُ بِاللَّهِ مِنْهَا مَا أَقَلَّ مَنْ يُفْلِتُ مِنْ ضَغْطَةِ الْقَبْرِ ؟! إِنَّ رُقَيَّةَ لَمَّا قَتَلَهَا عُثْمَانُ وَقَفَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم عَلَى قَبْرِهَا، فَرَفَعَ رَأْسَهُ إِلَى السَّمَاءِ فَدَمَعَتْ عَيْنَاهُ وَ قَالَ لِلنَّاسِ: إِنِّي ذَكَرْتُ هَذِهِ وَ مَا لَقِيَتْ فَرَقَقْتُ لَهَا وَ اسْتَوْهَبْتُهَا مِنْ ضَمَّةِ الْقَبْرِ.

قَالَ: فَقَالَ: اللَّهُم هَبْ لِي رُقَيَّةَ مِنْ ضَمَّةِ الْقَبْرِ فَوَهَبَهَا اللهُ لَهُ.

قَالَ: وَ إِنَّ رَسُولَ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم خَرَجَ فِي جِنَازَةِ سَعْدٍ وَ قَدْ شَيَّعَهُ سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَكٍ، فَرَفَعَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم رَأْسَهُ إِلَى السَّمَاءِ. ثُمَّ قَالَ: مِثْلُ سَعْدٍ يُضَمُّ؟

6- أبو بصیر گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: آیا کسی از فشار قبر رها می شود؟

فرمود: از آن به خدا پناه می بریم چه اندکند کسانی که از فشار قبر رها می شوند؟! هنگامی که رقیه (دختر پیامبر خدا صلى الله عليه واله وسلم) را عثمان کشت، رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم در کنار قبرش ایستاد و سرخود را به آسمان بلند کرد و درحالی که از چشمان مبارکش اشک جاری بود به مردم فرمود: من به یاد این دختر افتادم و به خاطر آزاری که (از شوهرش) به او رسید بر او رقت می کنم و اشک می ریزم و بخشش او را از فشار قبر خواستارم.

سپس خطاب به خداوند عرضه داشت: بار خدایا! رقیه را به خاطر من از فشار قبر ببخش.

سپس پس خداوند رقیه را به خاطر پیامبر بخشید.

حضرتش فرمود: رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم با جنازه سعد بن معاذ همراه شد، درحالی که هفتاد هزار فرشته او را تشییع می کردند.

رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم سر خود را به آسمان بلند کرد سپس فرمود: آیا فردی هم چو سعد فشار قبر خواهد داشت؟!

قَالَ: قُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنَّا نُحَدِّثُ أَنَّهُ كَانَ يَسْتَخِفُ بِالْبَوْلِ.

فَقالَ: مَعَاذَ اللَّهِ، إِنَّمَا كَانَ مِنْ زَعَارَةٍ فِي خُلْقِهِ عَلَى أَهْلِهِ.

قَالَ: فَقَالَتْ أُمُّ سَعْدٍ: هَنِيئًا لَكَ يَا سَعْدُ!

قَالَ: فَقَالَ لَهَا رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم: يَا أُمَّ سَعْدِ! لَا تَحْتِمِي عَلَى اللَّهِ.

7- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِقٍ عَنْ غَالِبِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ بَشِيرِ الدَّهَانِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

یجیُء الْمَلَكَانِ مُنْكَرٌ وَ نَكِيرٌ إِلَى الْمَيِّتِ حِينَ يُدْفَنُ أَصْوَاتُهُمَا كَالرَّعْدِ الْقَاصِفِ وَأَبْصَارُهُمَا كَالْبَرْقِ الْخَاطِفِ يَخُطَّانِ الْأَرْضَ بِأَنْيَابِهِمَا وَ يَطَنَانِ فِي شُعُورِهِمَا فَيَسْأَلان الْمَيِّتَ مَنْ رَبُّكَ؟ وَ مَا دِينُكَ؟

قَالَ: فَإِذَا كَانَ مُؤْمِناً قَالَ: اللَّهُ رَبِّي، وَ دِينِيَ الْإِسْلَامُ.

ابو بصیر گوید عرض کردم قربانت گردم به ما گفته اند که او از نجاست بول به قدر لازم اجتناب نمی کرد.

فرمود: به خدا پناه می برم (نه) بلکه او به خاطر کج خلقی که با خانواده اش داشت به فشار قبر مبتلا شد.

حضرتش فرمود: مادر سعد در آن حال گفت: ای سعد! بر تو گوارا باد!.

رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم به او فرمود: ای مادر سعد! بر خدا (فشار قبر سعد را) واجب مگردان.

8- بشیر دهان گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

وقتی که میت دفن می شود دو فرشته منکر و نکیر نزد او می آیند. صدای ایشان مانند رعد غرّنده و چشمانشان همانند برق خیره کننده است. زمین را با دندان های خود می شکافند و بر موهای خود قدم می گذارند و از میت میپ رسند پرودگار تو کیست؟ دین تو چیست؟

اگر مؤمن باشد می گوید: الله پروردگار من است و اسلام دین من است.

فَيَقُولَانِ لَهُ: مَا تَقُولُ فِى هَذَا الرَّجُلِ الَّذِي خَرَجَ بَيْنَ ظَهْرَاتَيْكُمْ؟

فَيَقُولُ: أَعَنْ مُحَمَّدٍ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم تَسْأَلَانِي؟

فَيَقُولَانِ لَهُ: تَشْهَدُ أَنَّهُ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم.

فَيَقُولُ: أَشْهَدُ أَنَّهُ رَسُولُ الله.

فَيَقُولان له: لم نؤمةٌ لا حُلُمَ فِيهَا.

وَ يُفْسَحُ لَهُ فِي قَبْرِهِ تِسْعَةَ أَذْرُعٍ وَيُفْتَحُ لَهُ بَاب إِلَى الْجَنَّةِ وَيَرَى مَقْعَدَهُ فِيهَا.

وَ إِذَا كَانَ الرَّجُلُ كَافِراً دَخَلَا عَلَيْهِ وَ أُقِيمَ الشَّيْطَانُ بَيْنَ يَدَيْهِ عَيْنَاهُ مِنْ نُحَاسٍ فَيَقُولَانِ لَهُ: مَنْ رَبُّكَ؟ وَ مَا دِينُكَ؟ وَ مَا تَقُولُ فِي هَذَا الرَّجُلِ الَّذِي قَدْ خَرَجَ مِنْ بَيْنَ ظَهْرَانَيْكُمْ؟

فَيَقُولُ: أَدْري.

به او می گویند: چه می گویی درباره این مردی که از بین پیشینیان شما بیرون آمد ادعای نبوّت کرد؟

می گوید: آیا از محمد رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم از من می پرسید؟

می گویند: آیا گواهی می دهی که او رسول خداست؟

می گوید: گواهی می دهم که او رسول خداست.

پس به او می گویند: بخواب به خوابی که تا روز رستاخیز نعمت آن بریده نخواهد شد.

آن گاه قبر او نه ذراع فراخ می شود و دری از آن به سوی بهشت باز می شود و جای خود را در آن می بیند.

اما اگر آن شخص کافر باشد، آن دو فرشته بر او وارد می شوند و شیطان در مقابل او واداشته می شود که دو چشم او از مس گداخته است پس به او می گویند پروردگار تو کیست؟ دین تو چیست؟ و چه می گویی درباره این مردی که از بین پیشینیان شما بیرون آمد و ادعای نبوّت کرد؟

می گوید: نمی دانم.

فَيُخَلِّيَانِ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ الشَّيْطَانِ فَيُسَلِّطْ عَلَيْهِ فِي قَبْرِهِ تِسْعَةٌ وَ تِسْعِينَ تِنِّينَا، لَوْ أَنَّ ينيناً واحداً مِنْهَا نَفَخَ فِي الْأَرْضِ مَا أَثْبَتَتْ شَجَراً أبداً، وَ يُفْتَحُ لَهُ بَابٌ إِلَى النَّارِ، وَيَرَى مَقْعَدَهُ فِيهَا.

8- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ شَمُونٍ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَانِ عَنْ عَبْدِ اللهِ بْنِ الْقَاسِم عَنْ أَبِي بَكْرِ الْحَضْرَمِيُّ قَالَ: قُلْتُ لأَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام: أَصْلَحَكَ اللَّهُ مَنِ الْمَسْئُولُونَ فِي قُبُورِهِمْ؟

قَالَ: مَنْ مَحَضَ الْإِيمَانَ وَ مَنْ مَحَضَ الْكُفْرَ.

قَالَ: قُلْتُ: فَبَقِيَّةُ هَذَا الْخَلْقِ؟

قَالَ: يُلْهَى وَاللهِ عَنْهُمْ مَا يُعْبَأُ بهم.

قَالَ: قُلْتُ: وَ عَمَّ يُسْأَلُونَ؟

پس او را با شیطان وا می گذارند و نودو نه مار بزرگ بر او مسلط می شوند که اگر یکی از آن مارها در زمین بدمد هیچ گیاهی در زمین نمی روید و از قبر او دری به سوی دوزخ گشوده می شود که جای خود را در آن می بیند.

8- ابو بكر حضر می گوید: خدمت امام باقر علیه السلام عرض کردم: خداوند کارهای شما را اصلاح کند از چه کسانی در قبر سؤال می شود؟

فرمود: کسی که ایمان خالص و کسی که کفر خالص داشته باشد.

گفتم: پس باقی این مردم چه؟

فرمود: به خدا سوگند که آنها به حال خود وا گذاشته می شوند و نسبت به آنان اعتنایی نمی شود.

گفتم: از چیزی پرسیده می شود؟

قَالَ: عَنِ الْحُجَّةِ الْقَائِمَةِ بَيْنَ أَظْهَرَكُمْ، فَيُقَالُ لِلْمُؤْمِنِ: مَا تَقُولُ فِي فُلَانِ بْن فُلَانِ؟

فَيَقُولُ: ذَاكَ إِمَامِي.

فَيُقَالُ: نَمْ أَنَامَ اللَّهُ عَيْنَكَ.

وَ يُفْتَحُ لَهُ بَابٌ مِنَ الْجَنَّةِ فَمَا يَزَالُ يُنْحِفُهُ مِنْ رَوْحِهَا إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ.

وَ يُقَالُ لِلْكَافِرِ: مَا تَقُولُ فِي فُلَانِ بْنِ فُلَانٍ؟

قَالَ: فَيَقُولُ: قَدْ سَمِعْتُ بِهِ وَ مَا أَدْرِي مَا هُوَ؟

فَيُقَالُ لَهُ: لا دَرَيْتَ.

قَالَ: وَ يُفْتَحُ لَهُ بَابٌ مِنَ النَّارِ، فَلَا يَزَالُ يُنْحِفُهُ مِنْ حَرِّهَا إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ.

9- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ حَدِيدٍ عَنْ جَمِيلٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ الْأَشْعَثِ أَنَّهُ سَمِعَ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام يَقُولُ: يُسْأَلُ الرَّجُلُ فِي قَبْرِهِ، فَإِذَا أَثْبَتَ فُسِحَ لَهُ فِي قَبْرِهِ سَبْعَةَ أَذْرُعٍ وَ فُتِحَ لَهُ بَابٌ إِلَى الْجَنَّةِ، وَ قِيلَ لَهُ: نَمْ نَوْمَةَ الْعَرُوسِ قَرِيرَ الْعَيْنِ.

فرمود: از حجت (یعنی از امام به حق) که در بین شما پا برجا است. پس به مؤمن گفته می شود چه می گویی درباره فلانی پسر فلانی (علی بن ابی طالب علیه السلام)؟

می گویید او امام من است.

به او گفته می شود بخواب که خداوند چشم تو را بخواباند.

برای او دری از بهشت گشوده می شود که همیشه آرامش و راحتی بهشت را تا روز قیامت به او هدیه می دهد.

و به کافر گفته می شود چه می گویی درباره فلانی پسر فلانی؟

می گوید: دربارۀ او چیزهایی شنیده ام اما نمی دانم که او کیست؟

به او گفته می شود و هرگز نخواهی دانست.

سپس دری از دوزخ برایش گشوده می شود که همواره تا روز قیامت از گرمی آتش به او ارمغان می دهد.

9- جمیل از عمرو بن اشعث روایت می کند که گوید از امام صادق علیه السلام شنید که می فرمود:

از میت در قبر سؤال می شود اگر او (امام خود) را خوب شناخت، قبر او هفت ذراع فراخ می شود و برای او دری به سوی بهشت گشوده می شود و به او گفته می شود بخواب هم چو عروسی که با چشم روشنی می خوابد.

10- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَيْدٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام يَقُولُ:

إِذَا وُضِعَ الرَّجُلُ فِي قَبْرِهِ أَتَاهُ مَلَكَانِ مَلكَ عَنْ يَمِينِهِ وَ مَلَكَ عَنْ يَسَارِهِ وَ أُقِيمَ و الشَّيْطَانُ بَيْنَ عَيْنَيْهِ عَيْنَاهُ مِنْ نُحَاسٍ، فَيُقَالُ لَهُ: كَيْفَ تَقُولُ فِي الرَّجُلِ الَّذِي كَانَ بَيْنَ ظَهرَاتَيْكُمْ؟

قَالَ: فَيَفْرَحُ لَهُ فَرْعَةً، فَيَقُولُ إِذَا كَانَ مُؤْمِنَا: أَ عَنْ مُحَمَّدٍ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم تَسْأَلَاتِي؟

فَيَقُولَانِ لَهُ: نَمْ نَوْمَةٌ لا حُلُمَ فِيهَا، وَ يُفْسَحُ لَهُ فِي قَبْرِهِ تِسْعَةُ أَذْرُعٍ وَ يَرَى مَقْعَدَهُ مِنَ الْجَنَّةِ وَ هُوَ قَوْلُ اللهِ: (ثَبِّتُ اللَّهِ الَّذِينَ آمَنُوا بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَفِي الآخِرَةِ).

وَإِذَا كَانَ كَافِرًا قَالَا لَهُ مَنْ هَذَا الرَّجُلُ الَّذِي خَرَجَ بَيْنَ ظَهْرَانَيْكُمْ؟

فَيَقُولُ: لَا أَدْرِي.

فَيُخَلِّيَان بَيْنَهُ وَبَيْنَ الشَّيْطَانِ.

10- ابو بصیر گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود:

هرگاه میت در قبر گذارده شود دو فرشته - یکی از سمت راست و دیگری از جانب چپش - نزد او می آیند و شیطان در مقابل دو چشم او واداشته می شود که دیدگانش از مس گداخته است به او گفته می شود چه می گویی درباره آن مردی از بین پیشینیان شما بیرون آمد (و ادعای نبوّت کرد)؟

او وحشت زده می شود اگر مؤمن باشد می گوید: آیا از محمّد رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم از من می پرسید؟

به او می گویند: بخواب به خوابی که نعمت آن بریده شدنی نیست و قبر او نه ذراع گشاده می شود و جای خود را در بهشت می بیند و این همان گفتار خداوند متعال است که (يثبت الله الّذين آمَنوا بالقَولِ الثَّابِتِ فِي الحياةِ الدُّنيا و في الآخره).

و اگر آن شخص کافر باشد به او می گویند این مرد کیست که از بین پیشینیان شما (به پیامبری) بیرون آمد؟

می گوید: نمیدانم پس او را با شیطان وا می گذارند.

11- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ أَبِي الْبِلَادِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ مُوسَى علیه السلام قَالَ:

يُقَالُ لِلْمُؤْمِنِ فِي قَبْرِهِ: مَنْ رَبُّكَ؟

قَالَ: فَيَقُولُ: الله.

فَيُقَالُ لَهُ: مَا دِينُكَ؟

فَيَقُولُ: الإسْلامُ.

فَيُقَالُ لَهُ: مَنْ نَبِيُّكَ؟

فَيَقُولُ: مُحَمَّدٌ.

فَيُقَالُ: مَنْ إِمَامُكَ؟

فَيَقُولُ: فُلَانٌ.

فَيُقَالُ: كَيْفَ عَلِمْتَ بِذَلِكَ؟

فَيَقُولُ أَمْرٌ: هَدَانِي اللهُ لَهُ وَثَبتني عَلَيْهِ.

11- راوی گوید: امام کاظم علیه السلام فرمود:

به شخص مؤمن در قبرش گفته می شود پروردگار تو کیست؟

می گوید: الله.

به او گفته می شود: دین تو چیست؟

می گوید: اسلام.

به او گفته می شود: پیامبر تو کیست؟

می گوید: محمد صلی الله علیه واله وسلم.

به او گفته می شود: امام تو کیست؟

می گوید: فلانی (علی علیه السلام).

به او گفته می شود چگونه آن را دانستی؟

می گوید: موضوعی است که خداوند مرا به آن هدایت فرمود و بر آن ثابت گردانید.

فَيُقَالُ لَهُ: نَمْ نَوْمَةٌ لَا حُلُمَ فِيهَا نَوْمَةَ الْعَرُوسِ.

ثُمَّ يُفْتَحُ لَهُ بَابٌ إِلَى الْجَنَّةِ، فَيَدْخُلُ عَلَيْهِ مِنْ رَوْحِهَا وَ رَيْحَانِهَا.

فَيَقُولُ: يَا رَبِّ عَجُلْ قِيَامَ السَّاعَةِ لَعَلِّي أَرْجِعُ إِلَى أَهْلِي وَ مَالِي.

وَ يُقَالُ لِلْكَافِرِ: مَنْ رَبُّكَ؟

فَيَقُولُ: الله.

فَيُقَالُ: مَنْ نَبِيُّكَ؟

فَيَقُولُ: مُحَمَّدٌ.

فَيُقَالُ: مَا دِينُكَ؟

فَيَقُولُ: الْإِسْلامُ.

فَيُقَالُ: مِنْ أَيْنَ عَلِمْتَ ذَلِكَ؟

فَيَقُولُ: سَمِعْتُ النَّاسَ يَقُولُونَ فَقُلْتُهُ.

پس به او گفته می شود بخواب به آن خوابی که نعمت آن بریده نمی شود؛ هم چون خوابیدن عروس.

سپس برای او دری از بهشت باز می شود که از آن رفاه و بوی خوش به او می رسد. پس می گوید: ای پروردگار من! در برپا داشتن قیامت شتاب کن تا شاید من به سوی خانواده خود و آن چه برایم مهیا شده بازگردم.

و به کافر گفته می شود: پروردگار تو کیست؟

می گوید: الله.

گفته می شود دین تو چیست؟

می گوید: اسلام

پس گفته می شود از کجا آن را دانستی؟

پاسخ می دهد از مردم شنیدم که چنین می گویند من نیز آن را گفتم.

فَيَضْرِبَائِهِ بِمِرْزَبَةٍ لَوِ اجْتَمَعَ عَلَيْهَا الثَّقَلانِ الْإِنسُ وَالْجِنُّ لَمْ يُطِيقُوهَا.

قَالَ: فَيَذُوبُ كَمَا يَذُوبُ الرَّصَاصُ، ثُمَّ يُعِيدَانِ فِيهِ الرُّوحَ فَيُوضَعُ قَلْبُهُ بَيْنَ لَوْحَيْن مِنْ نَارِ، فَيَقُولُ: يَا رَبِّ أَخْرْ قِيَامَ السَّاعَةِ.

12- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

إِنَّ الْمُؤْمِنَ إِذَا أُخْرِجَ مِنْ بَيْتِهِ شَيَّعَتْهُ الْمَلَائِكَةُ إِلَى قَبْرِهِ يَزْدَحِمُونَ عَلَيْهِ حَتَّى إِذَا انْتَهَى بِهِ إِلَى قَبْرِهِ.

قَالَتْ لَهُ الْأَرْضُ : مَرْحَباً بِكَ وَ أَهْلاً أَمَا وَاللهِ لَقَدْ كُنْتُ أُحِبُّ أَنْ يَمْشِيَ عَلَيَّ مِثْلُكَ لَتَرَيَنَّ مَا أَصْنَعُ بِكَ فَتَوَسَّعُ لَهُ مَدَّ بَصَرِهِ وَ يَدْخُلُ عَلَيْهِ فِي قَبْرِهِ مَلَكَا الْقَبْرِ وَهُمَا فَعِيدَا الْقَبْرِ مُنْكَرُ وَ نَكِيرٌ فَيُلْقِيَانِ فِيهِ الرُّوحَ إِلَى حَفْوَيْهِ فَيُقْعِدَانِهِ وَ يَسْأَلَانِهِ.

فَيَقُولَانِ لَهُ: مَنْ رَبُّكَ؟

بر او با گرزی آهنین ضربه ای می زنند که اگر جن و انس جمع شوند، طاقت ضربه آن را نخواهند داشت پس بدن او آب می شود همان طوری که سرب آب می شود. سپس روح او را باز می گردانند و قلب او میان دو صفحه آتشین گذاشته می شود. او می گوید پروردگارا! برپایی رستاخیز را به تأخیر انداز.

12- ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هنگامی که جنازه مؤمن از خانه اش بیرون آورده می شود فرشتگان بسیاری او را تا قبرش تشییع می کنند و هنگامی که او را به قبرش می رسانند زمین به او می گوید: خوش آمدی آفرین بر تو به خدا سوگند که من دوست می داشتم کسی همانند تو بر روی من راه برود و خواهی دید که با تو چگونه رفتار خواهم کرد.

پس به اندازه ای که چشم او کار می کند قبرش فراخ می شود و دو فرشته - که همان دو همنشین قبر، منکر و نکیر - هستند بر او وارد می شوند و روح او را تا کمرش باز می گردانند و می نشانند و از او می پرسند و می گویند: پروردگار تو کیست؟

فيَقُولُ: الله

فَيَقُولَانِ: مَا دِينُكَ؟

فَيَقُولُ: الْإِسْلَامُ

فَيَقُولَان وَ مَنْ نَبِيِّكَ؟

فَيَقُولُ: مُحَمَّدٌ.

فَيَقُولَانِ: وَ مَنْ إِمَامُكَ؟

فَيَقُولُ: فُلَانٌ.

قَالَ: فَيُنَادِي مُنَادٍ مِنَ السَّمَاءِ: صَدَقَ عَبْدِي افْرُشُوا لَهُ فِي قَبْرِهِ مِنَ الْجَنَّةِ، وَ افْتَحُوا لَهُ فِي قَبْرِهِ بَاباً إِلَى الْجَنَّةِ، وَ أَلْبِسُوهُ مِنْ ثِيَابِ الْجَنَّةِ حَتَّى يَأْتِيَنَا وَ مَا عِنْدَنَا خَيْرٌ لَهُ.

ثُمَّ يُقَالُ لَهُ: لَمْ نَوْمَةً عَرُوسِ، لَمْ نَوْمَةً لَا حُلُمَ فِيهَا.

می گوید: الله.

می گویند: دین تو چیست؟

می گوید: اسلام.

می گویند: پیامبر تو کیست؟

می گوید: محمد صلی الله علیه واله وسلم.

می گویند: امام تو کیست؟

می گوید: فلانی

سپس منادی از آسمان ندا می کند بندهٔ من راست گفت: قبر او را از فرش های بهشتی بگسترانید و برای او دری به سوی بهشت باز کنید و از لباس های بهشتی بر او بپوشانید تا نزد ما آید؛ زیرا آن چه که در نزد ماست برای او بهتر است.

سپس به او گفته می شود: بخواب هم چون خواب عروس آن خوابی که نعمت آن پایان یافتنی نیست.

قَالَ: وَ إِنْ كَانَ كَافِراً خَرَجَتِ الْمَلَائِكَةُ تُشَيِّعُهُ إِلَى قَبْرِهِ تَلْعَنُونَهُ حَتَّى إِذَا انْتَهَى بِهِ إِلَى قَبْرِهِ.

قَالَتْ لَهُ الْأَرْضُ: لا مَرْحَباً بِكَ، وَلا أَهْلاً أَمَا وَ اللهِ لَقَدْ كُنْتُ أَبْغِضُ أَنْ يَمْشِيَ عَلَيَّ مِثْلُكَ لا جَرَمَ لَتَرَيَنَّ مَا أَصْنَعُ بِكَ الْيَوْمَ فَتَضِيقُ عَلَيْهِ حَتَّى تَلْتَقِيَ جَوَانِحُهُ.

قَالَ: ثُمَّ يَدْخُلُ عَلَيْهِ مَلَكَا الْقَبْرِ وَ هُمَا قَعِيدَا الْقَبْرِ مُنْكَرٌ وَ نَكِيرٌ.

قَالَ أَبُو بَصِيرٍ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! يَدْخُلَانِ عَلَى الْمُؤْمِنِ وَ الْكَافِرِ فِي صُورَةِ وَاحِدَةٍ؟

فَقالَ: لا.

قَالَ: فَيُقْعِدَانِهِ وَ يُلْقِيَانِ فِيهِ الرُّوحَ إِلَى حَقْوَيْهِ فَيَقُولَانِ لَهُ: مَنْ رَبُّكَ؟

فَيَتَلَجْلَجُ وَ يَقُولُ: قَدْ سَمِعْتُ النَّاسَ يَقُولُونَ.

فَيَقُولَانِ لَهُ: لا دَرَيْتَ.

وَ يَقُولَانِ لَهُ: مَا دِينُكَ؟

و اگر میت کافر باشد فرشتگان بیرون می آیند و او را تا قبرش تشییع و لعن می کنند، هنگامی که به قبرش می رسانند زمین به او می گوید: خوش نیامدی که به خدا سوگند! دشمن می داشتم کسی همانند تو بر روی من راه برود و خواهی دید که امروز با تو چگونه رفتار خواهم کرد.

آن چنان قبر را بر او تنگ می کند که استخوان های سینه اش به یکدیگر می رسند. آن گاه دو فرشته که همان دو همنشین قبر، منکر و نکیرند بر او وارد می شوند.

ابو بصیر به امام علیه السلام عرض کرد: قربانت گردم! آیا آن دو فرشته بر مؤمن و کافر به یک صورت وارد می شوند؟

فرمود: نه،

سپس فرمود: آن گاه میّت کافر را می نشانند و روح او را تا کمرش باز می گردانند و به او می گویند پروردگار تو کیست؟

به لکنت زبان می افتد و می گوید: از مردم شنیده ام که یک چیزی می گویند.

به او می گویند: و تو هرگز نخواهی دانست.

از او می پرسند دین تو چیست؟

فَيَتَلَجْلَجُ.

فَيَقُولَانِ لَهُ: لا دَرَيْتَ.

وَ يَقُولَانِ لَهُ: مَنْ نَبِيُّكَ؟

فَيَقُولُ: قَدْ سَمِعْتُ النَّاسَ يَقُولُونَ.

فَيَقُولَانِ لَهُ: لَا دَرَيْتَ، وَ يُسْأَلُ عَنْ إِمَامٍ زَمَانِهِ.

قَالَ: فَيُنَادِي مُنَادٍ مِنَ السَّمَاءِ: كَذَبَ عَبْدِي افْرُشُوا لَهُ فِي قَبْرِهِ مِنَ النَّارِ، وَالْبِسُوهُ مِنْ ثِيَابِ النَّارِ، وَ افْتَحُوا لَهُ بَاباً إِلَى النَّارِ حَتَّى يَأْتِيَنَا وَ مَا عِنْدَنَا شَرٌّ لَهُ.

فَيَضْرِبَانِهِ بِمِرْزَبَةٍ ثَلَاثَ ضَرَبَاتٍ لَيْسَ مِنْهَا ضَرْبَةً إِلَّا يَتَطَايَرُ قَبْرُهُ نَاراً، لَوْ ضُرِبَ بِتِلْكَ الْمِرْزَبَةِ جِبَالُ تِهَامَةَ لَكَانَتْ رَمِيماً.

وَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السلام: وَيُسَلِّط اللهُ عَلَيْهِ فِي قَبْرِهِ الْحَيَّاتِ تَنْهَشُهُ نَهْشَاً، وَ الشَّيْطَانَ يَعُمُّهُ غَماً.

به لکنت زبان می افتد و به او می گویند هرگز نخواهی دانست.

از او می پرسند: پیامبر تو کیست؟

پاسخ می دهد: از مردم چیزی شنیدم که می گویند.

به او می گویند تو نخواهی دانست.

و هم چنین از امام زمانش از او می پرسند.

سپس امام علیه السلام فرمود: منادی از آسمان ندا می کند بندهٔ من دروغ گفت. از آتش بر قبر او بگسترانید و از جامه های آتشین بر او بپوشانید و برای او دری به سوی آتش بگشایید تا این که نزد ما آید و آن چه در نزد ماست برای او بدتر است.

پس با گرزی آهنین سه ضربه به او می زنند که در هر ضربه قبر او را آتش فرا می گیرد که اگر با آن به کوه های مکه بزنند آن را تبدیل به تلی از خاک خواهد کرد.

امام صادق علیه السلام در ادامه فرمود: خداوند در قبرش مارها را بر او مسلط می کند که او را نیش می زنند و شیطان را بر او مسلط می کند که او را سخت غمگین می سازد.

قَالَ: وَ يَسْمَعُ عَذَابَهُ مَنْ خَلَقَ اللهُ إِلَّا الْجِنَّ وَالْإِنْسَ.

قَالَ: وَإِنَّهُ لَيَسْمَعُ خَفْقَ نِعَالِهِمْ وَ نَقْضَ أَيْدِيهِمْ وَهُوَ قَوْلُ اللهِ: (يُثَبِّتُ اللهِ الَّذِينَ آمَنُوا بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَفِي الآخِرَةِ وَيُضِلُّ اللَّهِ الظَّالِمِينَ وَ يَفْعَلُ اللَّهِ مَا يَشَاءُ).

13- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ كُولُومٍ عَنْ أَبِي سَعِيدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

إِذَا دَخَلَ الْمُؤْمِنُ قَبْرَهُ كَانَتِ الصَّلَاةُ عَنْ يَمِينِهِ وَ الزَّكَاةَ عَنْ يَسَارِهِ وَ الْبِرُّ يُطِلُّ عَلَيْهِ وَ يَتَنَحَّى الصَّبْرُ نَاحِيَةٌ، وَ إِذَا دَخَلَ عَلَيْهِ الْمَلَكَانِ اللَّذَانِ يَلِيَانِ مُسَاءَلَتَهُ.

قَالَ: الصَّبْرُ لِلصَّلَاةِ وَالزَّكَاةِ دُونَكُمَا صَاحِبَكُمْ، فَإِنْ عَجَزْتُمْ عَنْهُ فَأَنَا دُونَهُ.

فرمود: و صدای شکنجه شدن او را همه آفریدگان خدا - جز انسان ها و پریان - می شنوند.

سپس امام علیه السلام ادامه داد و فرمود: به راستی که مؤمن صدای نعلین تشییع کنندگان و افشاندن خاک های دستشان را می شنود و این همان قول خداوند متعال است که می فرماید:

«خداوند آن هایی را که ایمان آورده اند در دنیا و جهان آخرت به آن گفتاری را که ثابت و پا برجاست ثابت و استوار دارد و خداوند ستمگران را گمراه می کند و آن چه را که می خواهد انجام می دهد».

13- ابو سعید گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هنگامی که مؤمن داخل قبرش می شود نماز طرف راست او، زکات جانب چپ او، احسان و نیکی بر بالای سرش و صبر در طرفی دور از آنها قرار می گیرند چون دو فرشته ای که متصدی پرسش از او هستند بر او وارد شوند صبر به نماز و زکات گوید: مواظب رفیق خود باشید اگر درمانده شدید، من حاضرم که به کمک بیایم.

14- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ الْخُرَاسَانِيِّ عَنْ أَبِيهِ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِاللهِ علیه السلام:

إِذَا وُضِعَ الْمَيِّتُ فِي قَبْرِهِ مُثْلَ لَهُ شَخْصُ. فَقَالَ لَهُ: يَا هَذَا كُنَّا ثَلَاثَةٌ كَانَ رِزْقُكَ فَانْقَطَعَ بِانْقِطَاعِ أَجَلِكَ، وَكَانَ أَهْلُكَ فَخَلَّفُوكَ وَ انْصَرَفُوا عَنْكَ، وَكُنْتُ عَمَلَكَ فَبَقِيتُ مَعَكَ أَمَا إِنِّي كُنْتُ أَهْوَنَ الثَّلَاثَةِ عَلَيْكَ.

15- عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ رَفَعَهُ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِاللَّهِ علیه السلام:

يُسْأَلُ الْمَيِّتُ فِي قَبْرِهِ عَنْ خَمْسٍ، عَنْ صَلَاتِهِ وَ زَكَاتِهِ وَ حَجِّهِ وَ صِيَامِهِ وَوَلَايَتِهِ إِيَّانَا أَهْلَ الْبَيْتِ فَتَقُولُ الْوَلَايَةُ مِنْ جَانِبِ الْقَبْرِ لِلْأَرْبَعِ : مَا دَخَلَ فِيكُنَّ مِنْ نَقْصٍ فَعَلَيَّ تَمَامُهُ.

16- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْمَصْلُوبِ يُعَذِّبُ عَذَابَ الْقَبْرِ؟

قَالَ: فَقالَ: نَعَمْ، إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ الْهَوَاءَ أَنْ يَضْغَطَهُ.

14- احمد خراسانی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هرگاه میت را در قبر گذاردند شخصی برای او ممثل شود و به او گوید: ای فلانی! ما سه رفیق بودیم یکی رزق و روزی بود که با تمام شدن مدت عمرت، روزیت نیز تمام شد، دیگری خانواده تو بودند که تو را و گذارده بازگشتند و من عمل تو هستم که با تو مانده ام و آگاه باش که من از آن دو بر تو رفیق تر بودم.

15- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

از میت در قبرش از پنج چیز سؤال می شود: نماز، زکات، حج، روزه و ولایت و دوستی او نسبت به ما اهل بیت. ولایت از گوشۀ قبر به آن چهار چیز می گوید: هر نقصانی را که در شما وجود دارد، تمام خواهم کرد.

16- یونس (از راویان امام کاظم و امام رضا علیهما السلام) گوید:

از امام علیه السلام درباره به دار آویخته شده پرسیدم که آیا به عذاب قبر دچار می شود؟

فرمود: آری، خداوند متعال به هوا فرمان می دهد تا او را فشار دهد.

17- وَ فِي رِوَايَةٍ أُخْرَى: سُئِلَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السلام عَنِ الْمَصْلُوبِ يُصِيبُهُ عَذَابٌ القبر؟

فَقالَ: إِنَّ رَبِّ الْأَرْضِ هُوَ رَبُّ الْهَوَاءِ، فَيُوحى الله إلَى الْهَوَاءِ، فَيَضْغَطُهُ ضَعْطَةٌ أَشَدَّ مِنْ ضَغْطَةِ الْقَبْرِ.

18- حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَةَ عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ عَنْ أَبَانِ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَحَدِهِمَا علیهما السلام قَالَ:

لَمَّا مَاتَتْ رُقَيَّةُ ابْنَةُ رَسُولِ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم قَالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم: الْحَقِي بِسَلَفِنَا الصَّالِحِ عثمان بن مَطْعُونٍ وَأَصْحَابِهِ.

قَالَ: وَ فَاطِمَةُ علیها السلام عَلَى شَفِيرِ الْقَبْرِ تَنْحَدِرُ دُمُوعُهَا فِي الْقَبْرِ، وَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم يَتَلَقَّاهُ بِثَوْبِهِ قَائِماً يَدْعُو قَالَ: إِنِّي لَأَعْرِفُ ضَعْفَهَا، وَ سَأَلْتُ اللَّهَ أَنْ يُجِيرَهَا مِنْ ضَمَّةِ الْقَبْرِ.

17- در روایت دیگری آمده است از امام صادق علیه السلام درباره به دار آویخته شده سؤال شد که فشار قبرش چگونه است؟

فرمود: همانا پروردگار زمین، پروردگار هوا نیز هست خداوند متعال به هوا وحی می کند و هوا او را آن چنان فشار می دهد که از فشار قبر سخت تر است.

18- ابو بصیر از امام (باقر یا صادق علیهما السلام) روایت کرده که حضرتش فرمود:

هنگامی که رقیه دختر رسول الله صلى الله عليه واله وسلم وفات یافت رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم فرمود: به گذشتگان صالحمان، عثمان بن مظعون و یاران او ملحق شو.

حضرت فاطمه علیها السلام نیز در کنار قبر بود و اشک هایش بر روی قبر فرو می ریخت.

رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم اشک های او را با لباس خود پاک می کرد و درحالی که ایستاده بود، دعا می کرد و می فرمود: من از ناتوانی رقیه آگاهم و از خداوند خواسته ام که او را از فشار قبر در امان دارد.

بخش هشتادو نهم

اشاره

(89)

بَابُ مَا يَنْطِقُ بِهِ مَوْضِعُ الْقَبْرِ.

1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي هَاشِمٍ عَنْ سَالِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

مَا مِنْ موضع قَبْرِ إِلَّا وَ هُوَ يَنطِقُ كُلُّ يَوْمٍ ثَلاثَ مَرَّاتٍ أَنَا بَيْتُ التَّرَابِ، أَنَا بَيْتُ الْبَلَاءِ، أَنَا بَيْتُ الدُّودِ.

قَالَ: فَإِذَا دَخَلَهُ عَبْدٌ مُؤْمِنٌ، قَالَ: مَرْحَباً وَ أَهْلاً أَمَا وَ اللَّهِ! لَقَدْ كُنْتُ أُحِبُّكَ، وَ أَنْتَ تَمْشِي عَلَى ظَهْرِي فَكَيْفَ إِذَا دَخَلْتَ بَطْنِي فَسَتَرَى ذَلِكَ.

قَالَ: فَيُفْسَحُ لَهُ مَدَّ الْبَصَرِ، وَ يُفْتَحُ لَهُ بَابٌ يَرَى مَقْعَدَهُ مِنَ الْجَنَّةِ، قَالَ: وَ يَخْرُجُ مِنْ ذَلِكَ رَجُلٌ لَمْ تَرَ عَيْنَاهُ شَيْئاً قَط أَحْسَنَ مِنْهُ.

سخن گفتن جای قبر

1- سالم گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هیچ قبری نیست مگر آن که هر روز سه مرتبه سخن می گوید: من خانه خاکم، من خانه بلا و محنتم، من خانه کرم هایم.

هرگاه بندۀ مؤمن داخل آن شود گوید: خوش آمدی به خدا سوگند! من تو را درحالی که بر من راه می رفتی دوست می داشتم و اکنون که وارد من شدی، خواهی دید که دوستی من چگونه خواهد بود.

سپس قبر به اندازه ای که چشم کار می کند وسیع می شود و برای بنده مؤمن دری باز می شود که جای خود را در بهشت می بیند و از آن مردی خارج می شود که هرگز چشمانش کسی را به زیبایی او ندیده است.

فَيَقُولُ: يَا عَبْدَ اللهِ! مَا رَأَيْتُ شَيْئاً قَطُّ أَحْسَنَ مِنْكَ.

فَيَقُولُ: أَنَا رَأَيْكَ الْحَسَنُ الَّذِي كُنْتَ عَلَيْهِ وَ عَمَلُكَ الصَّالِحُ الَّذِي كُنْتَ تَعْمَلُهُ.

قَالَ: ثُمَّ تُؤْخَذُ رُوحُهُ فَتُوضَعُ فِي الْجَنَّةِ حَيْثُ رَأَى مَنْزِلَهُ.

ثُمَّ يُقَالُ لَهُ: نَمْ قَرِيرَ الْعَيْنِ.

فَلَا يَزَالُ نَفْحَةٌ مِنَ الْجَنَّةِ تُصِيبُ جَسَدَهُ يَجِدُ لَذَّتَهَا وَ طِيبَهَا حَتَّى يُبْعَثَ.

قَالَ: وَ إِذَا دَخَلَ الْكَافِرُ قَالَ: لا مَرْحَباً بِكَ وَ لا أَهْلاً أَمَا وَ اللَّهِ! لَقَدْ كُنْتُ أُبْغِضُكَ وَ أَنْتَ تَمْشِي عَلَى ظَهْرِي، فَكَيْفَ إِذَا دَخَلْتَ بَطْنِي سَتَرَى ذَلِكَ.

قَالَ: فَتَضُمُ عَلَيْهِ فَتَجْعَلُهُ رَمِيماً وَ يُعَادُ كَمَا كَانَ وَ يُفْتَحُ لَهُ بَابٌ إِلَى النَّارِ، فَيَرَى مَقْعَدَهُ مِنَ النَّارِ.

ثُمَّ قَالَ: ثُمَّ إِنَّهُ يَخْرُجُ مِنْهُ رَجُل أَقْبَحُ مَنْ رأى قط.

به او می گوید: ای بنده خدا! من تا به حال کسی زیباتر از تو ندیده ام.

می گوید: من آن عقیده نیکوی تو هستم که بر آن بودی و همان عمل صالحت که آن را انجام داده ای.

سپس روح او گرفته می شود و در منزلش بهشت که آن را دیده، گذارده می شود و به او گفته می شود بخواب با چشم روشن.

و همواره از نسیم بهشت به بدن او می وزد و لذت و بوی خوش آن را احساس می کند تا روزی که برانگیخته شود.

و چون کافر داخل قبر شود زمین گوید: خوش نیامدی! به خدا سوگند! آن گاه که بر روی من راه می رفتی تو را دشمن می داشتم و اکنون که بر من داخل شدی خواهی دید که آن دشمنی چگونه خواهد بود.

آن چنان زمین بر او تنگ می شود که او را خاکستر می کند سپس به صورت اوّل بازگردانده می شود و برای او دری به سوی آتش باز می شود که جای خود را در آن می بیند و از آن در مردی خارج می شود که هرگز به زشتی او کسی را ندیده است.

قَالَ: فَيَقُولُ: يَا عَبْدَ اللهِ! مَنْ أَنتَ مَا رَأَيْتُ شَيْئاً أَقْبَحَ مِنك.

قَالَ: فَيَقُولُ: أَنَا عَمَلُكَ السَّيِّئ الَّذِي كُنْتَ تَعْمَلُهُ وَرَأَيْكَ الْخَيتُ.

قَالَ: ثُمَّ تُؤْخَذُ رُوحُهُ فَتُوضَعُ حَيْثُ رَأَى مَقْعَدَهُ مِنَ النَّارِ، ثُمَّ لَمْ تَزَلْ نَفْحَةٌ مِنَ النَّارِ تُصِيبُ جَسَدَهُ فَيَجِدُ أَلَمَهَا وَ حَرَّهَا فِي جَسَدِهِ إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُ وَ يُسَلِّطُ اللَّهُ عَلَى رُوحِهِ تِسْعَةً وَ تِسْعِينَ تِنِّيناً تَنْهَشُهُ لَيْسَ فِيهَا تِنينٌ يَنْفُخُ عَلَى ظَهْرِ الْأَرْضِ فَتُنْبِتَ شَيْئاً.

2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيَّ عَنْ غَالِبِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ بَشِيرٍ الدَّهَانِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

إنَّ لِلْقَبْرِ كَلَاماً في كُلِّ يَوْمٍ يَقُولُ: أَنَا بَيْتُ الْغُرْبَةِ، أَنَا بَيْتُ الْوَحْشَةِ، أَنَا بَيْتُ الدُّودِ، أَنَا الْقَبْرُ، أَنَا رَوْضَةٌ مِنْ رِيَاضِ الْجَنَّةِ، أَوْ حُفْرَةٌ مِنْ حُفَرِ النَّارِ.

به او می گوید: ای بنده خدا تو کیستی که من کسی را به زشتی تو ندیده ام؟!

می گوید: من عمل بد تو هستم که انجام دادی و همان عقیده باطل تو هستم.

سپس روح او گرفته می شود و در جایگاهش در آتش - که آن را دیده - گذارده می شود و پس از آن همیشه دمی از آتش به بدن او می خورد که درد و حرارت آن را احساس می کند تا روزی که بر انگیخته می شود و خداوند نودو نه مار بزرگ را بر او مسلط می کنند که او را نیش می زنند که اگر هر ماری از آنها بر زمین بدمد، زمین نمی تواند چیزی را برویاند.

2- بشیر دهان گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

همانا برای قبر در هر روز گفتاری است که می گوید: من خانه غربتم، من خانه ترس و وحشتم، من خانه کرم هایم، من قبرم، من سبزه زاری از سبزه زارهای بهشت یا گودالی از گودال های آتشم.

3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ حَمَّادٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ يَزِيدَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام: إِنِّي سَمِعْتُكَ وَ أَنْتَ تَقُولُ: كُلُّ شِيعَتِنَا فِي الْجَنَّةِ عَلَى مَا كَانَ فِيهِمْ.

قَالَ: صَدَقْتُكَ كُلُّهُمْ وَ اللَّهِ! فِي الْجَنَّةِ.

قَالَ: قُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! إِنَّ الذُّنُوبَ كَثِيرَةٌ كِبَارٌ.

فَقالَ: أَمَّا فِي الْقِيَامَةِ فَكُلُّكُمْ فِي الْجَنَّةِ بِشَفَاعَةِ النَّبِيِّ الْمُطَاعِ، أَوْ وَصِيِّ النَّبِيِّ وَلَكِنِّى وَ اللهِ! أَتَخَوَّفُ عَلَيْكُمْ فِي الْبَرْزَخ.

قُلْتُ: وَ مَا الْبَرْزَخُ؟

قَالَ: القَبْرُ مُنْذُ حِينِ مَوْتِهِ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ.

3- عمرو بن یزید گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: من روزی از شما شنیدم که فرمودید شیعیان ما همه در بهشتند هر گناهی که داشته باشند؟!

فرمود: به تو راست گفتم. به خدا سوگند! همه آن ها در بهشتند.

گفتم: قربانت گردم! اگر گناهان آنها بسیار و کبیره باشد چه؟

فرمود: در روز قیامت همۀ شما به شفاعت پیامبر صلی الله علیه واله وسلم یا وصیش در بهشت خواهید بود.

ولی من از برزخ برای شما بیم دارم.

گفتم: برزخ چیست؟

فرمود: در قبر از هنگام مرگ تا روز قیامت.

بخش نودم

اشاره

(90)

بَابٌ فِي أَرْوَاحِ الْمُؤْمِنِينَ.

1- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَسَنِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ رَاشِدٍ عَنِ الْمُرْتَجِلِ بْنِ معْمَرٍ عَنْ ذَرِيحَ الْمُحَارِبِي عَنْ عُبَادَةَ الْأَسَدِي عَنْ حَبَّةَ الْعَرَنِي قَالَ:

خَرَجْتُ مَعَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام إِلَى الظَّهْرِ، فَوَقَفَ بِوَادِي السَّلَامِ كَأَنَّهُ مُخَاطِبٌ لِأَقْوَامٍ فَقُمْتُ بِقِيَامِهِ حَتَّى أَعْيَيْتُ ثُمَّ جَلَسْتُ حَتَّى مَلِلْتُ ثُمَّ قُمْتُ حَتَّى نَالَنِي مِثْلُ مَا نَالُنِي أَوَّلاً، ثُمَّ جَلَسْتُ حَتَّى مَلِلْتُ ثُمَّ قُمْتُ وَ جَمَعْتُ رِدَانِي فَقُلْتُ: يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ! إِنِّي قَدْ أَشْفَقْتُ عَلَيْكَ مِنْ طُولِ الْقِيَامِ فَرَاحَةَ سَاعَةٍ، ثُمَّ طَرَحْتُ الرَّدَاءَ لِيَجْلِسَ عَلَيْهِ.

فَقَالَ لِي: يَا حَبَّةُ! إِن هُوَ إِلَّا مُحادثة مؤمن أو مُؤانَسَتُه.

قَالَ: قُلْتُ: يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ! وَإِنَّهُمْ لَكَذَلِكَ؟

ارواح مؤمنان

1- حبّه عرنی گوید: همراه امیر مؤمنان علی علیه السلام به پشت کوفه رفتیم. حضرتش در وادى السلام ایستاد گویا گروهی را مورد خطاب قرار داد من نیز با آن حضرت ایستادم تا خسته شدم، سپس نشستم تا باز ایستادم و دوباره حالت پیشین به من دست داد نشستم تا آن که خسته شدم سپس برخاستم و ردای خود را برچیدم و گفتم: ای امیر مؤمنان! من از طول قیام شما برای شما ناراحت شده ام، ساعتی استراحت کنید.

من ردای خود را پهن کردم تا حضرتش بر آن بنشیند.

به من فرمود: ای حبه! این طول قیام برای سخن گفتن و انس با بنده ای مؤمن بود.

گفتم: ای امیر مؤمنان! آیا می توان با آنها سخن گفت؟

قالَ: نَعَمْ، وَلَوْ كُشِفَ لَكَ لَرَأَيْتَهُمْ حَلَقاً حَلَقاً مُحْتَبِينَ يَتَحَادَثُونَ.

فَقُلْتُ: أَجْسَامٌ أَمْ أَرْوَاحُ؟

فَقَالَ: أَرْوَاحَ، وَ مَا مِنْ مُؤْمِنٍ يَمُوتُ فِي بُقْعَةٍ مِنْ بِقَاعِ الْأَرْضِ إِلَّا قِيلَ لِرُوجِهِ: الْحَقِي بِوَادِي السَّلام، وَإِنَّهَا لَبْقْعَةٌ مِنْ جَنَّةِ عَدْنٍ.

2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِي عَنْ أَحْمَدَ بْن عُمَرَ رَفَعَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قُلْتُ لَهُ: إِنَّ أَخِي بِبَغْدَادَ وَ أَخَافُ أَنْ يَمُوتَ بِهَا.

فَقَالَ: مَا تُبَالِي حَيْتُما مَاتَ أَمَا إِنَّهُ لا يَبْقَى مُؤْمِنٌ فِي شَرْقِ الْأَرْضِ وَ غَرْبِهَا إِلَّا حَشَرَ اللَّهُ رُوحَهُ إِلَى وَادِي السَّلَامِ.

قُلْتُ لَهُ: وَ أَيْنَ وَادِي السَّلَامِ؟

قَالَ: ظَهْرُ الْكُوفَةِ أَمَا إِنِّي كَأَنِّي بِهِمْ حَلَقٌ حَلَقٌ قُعُودٌ يَتَحَدِّثُونَ.

فرمود: آری، و اگر برای تو پرده برداشته می شد آنها را می دیدی که حلقه وار (نشسته و) لباس هایی را به خود پیچیده و با یکدیگر سخن می گویند.

گفتم: آن ها جسمند یا روح؟

فرمود: روحند و هر مؤمنی که در جایی از زمین بمیرد به روح او گفته می شود: به وادی السلام ملحق شو! به راستی که این جا قطعه ای از بهشت است.

2- راوی :گوید به امام صادق علیه السلام عرض کردم: برادرم در بغداد است، می ترسم در آن جا بمیرد.

فرمود: چه مشکلی است هرجا که بمیرد به راستی که هیچ مؤمنی که در مشرق زمین و غرب آن نمی ماند، مگر آن که خداوند روح او را در وادی السلام محشور سازد.

گفتم: وادی السلام در کجاست؟

فرمود: در پشت کوفه، آگاه باش! گویا آنها را می بینم که حلقه وار نشسته اند و با یکدیگر سخن می گویند.

بخش نود و یکم

اشاره

(91)

بَابُ آخَرُ فِي أَرْوَاحَ الْمُؤْمِنِينَ.

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبِ عَنْ أَبِي وَلَادِ الْحَنَّاطِ عَنْ بِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام قَالَ: قُلْتُ لَهُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! يَرْوُونَ أَنَّ أَرْوَاحَ الْمُؤْمِنِينَ فِي حواصل طيور خُضْر حَوْلَ الْعَرْشِ.

فَقَالَ: لا، الْمُؤْمِنُ أَكْرَمُ عَلَى اللهِ مِنْ أَن يَجْعَلَ رُوحَهُ فِي حَوْصَلَةِ طَيْرٍ، وَ لَكِنْ فِي أَبْدَانِ كَأَبْدَائِهِمْ.

2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ مُثَنَّى الْحَنَّاطِ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ علیه السلام:

إِنَّ أَرْوَاحَ الْمُؤْمِنِينَ لَفِي شَجَرَةٍ مِنَ الْجَنَّةِ يَأْكُلُونَ مِنْ طَعَامِهَا وَ يَشْرَبُونَ مِنْ شَرَابِهَا وَ يَقُولُونَ: رَبَّنَا أَقِمِ السَّاعَةَ لَنَا وَ أَنْجِزْ لَنَا مَا وَعَدْتَنَا وَأَلْحِقْ آخِرَنَا بِأَوَّلِنَا.

روایات دیگری دربارۀ ارواح مؤمنان

1- ابو ولاد حناط گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: قربانت گردم! مردم روایت می کنند که ارواح مؤمنان در چینه دان های پرندگانی سبز رنگ در اطراف عرش قرار دارند!

فرمود: چنین نیست، مؤمن برای خداوند گرامی تر از این است که روح او را در چینه دان پرنده ای قرار دهد، لکن در بدن هایی همانند بدن های خودشان قرار دارند.

2- ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

به راستی که ارواح مؤمنان در درختی از بهشت قرار دارند که از خوراک آن می خورند و از آشامیدنی آن می نوشند و می گویند: پرودگار! قیامت را برای ما برپا کن و به آن چه به ما وعده داده ای و فاکن و آیندگان ما را به پیشینیان ما ملحق ساز.

3- سَهْلُ بْنُ زِيَادٍ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ دُرُسْتَ بْنِ أَبِي مَنْصُورٍ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ:

إِنَّ الْأَرْوَاحَ فِي صِفَةِ الْأَجْسَادِ فِي شَجَرَةٍ فِي الْجَنَّةِ تَعَارَفُ وَ تَسَاءَلُ، فَإِذَا قَدِمَتِ الرُّوحُ عَلَى الْأَرْوَاحِ يَقُولُ: دَعُوهَا، فَإِنَّهَا قَدْ أَفْلَتَتْ مِنْ هَ-وْلٍ عَظِيمٍ ثُمَّ يَسْأَلُونَهَا مَا فَعَلَ فُلَانٌ وَ مَا فَعَلَ فُلانٌ، فَإِنْ قَالَتْ لَهُمْ تَرَكْتُهُ حَيَّا ارْتَجَوْهُ، وَ إِنْ قَالَتْ لَهُمْ: قَدْ هَلَكَ، قَالُوا: قَدْ هَوَى هَوَى.

4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام عَنْ أَرْوَاحِ الْمُؤْمِنِينَ.

فَقالَ: فِي حُجُرَاتٍ فِي الْجَنَّةِ يَأْكُلُونَ مِنْ طَعَامِهَا وَ يَشْرَبُونَ مِنْ شَرَابِهَا وَيَقُولُونَ: رَبَّنَا! أَقِمِ السَّاعَةَ لَنَا وَ أَنْجِزْ لَنَا مَا وَعَدْتَنَا وَ أَلْحِقْ آخِرَنَا بِأَوَّلِنَا.

3- ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

به راستی که ارواح در شکل بدن، داخل درختی در بهشت قرار دارند که یکدیگر را می شناسند و از هم سؤال می کنند و هرگاه روحی بر آنها وارد می شود، می گویند او را واگذارید که از هول و ترسی بزرگ رها شده است.

سپس از او می پرسند فلانی چه کرد؟ و فلانی چه انجام داد؟

اگر به آنها بگوید او را درحالی که زنده بود ترک کردم به آمدن او امیدوار می شوند ولی اگر به ایشان بگوید: او مرده است.

می گویند: در چاه برهوت افتاده است (چون اگر از سعادتمندان بود به ما ملحق می شد).

4- ابو بصیر گوید: از امام صادق علیه السلام در مورد ارواح مؤمنان پرسیدم.

فرمود: آنان در غرفه های بهشتی هستند از غذای بهشتی می خورند و از آشامیدنی آن می نوشند و می گویند: پروردگارا قیامت را برای ما برپا کن و به وعده ای که به ما داده ای وفا کن و آیندگان ما را به پیشینیان ما ملحق ساز.

5- عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَسَنِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حَمَّادٍ عَنْ يُونُسَ بْنِ يَعْقُوبَ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

إِذَا مَاتَ الْمَيِّتُ اجْتَمَعُوا عِنْدَهُ يَسْأَلُونَهُ عَمَّنْ مَضَى وَ عَمَّنْ بَقِيَ، فَإِنْ كَانَ مَاتَ وَ لَمْ يَرِدْ عَلَيْهِمْ، قَالُوا: قَدْ هَوَى هَوَى، وَ يَقُولُ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ دَعُوهُ حَتَّى يَسْكُنَ مِمَّا مَرَّ عَلَيْهِ مِنَ الْمَوْتِ.

6- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ يُونُسَ بْنِ ظَبْيَانَ قَالَ: كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام فَقالَ:

مَا يَقُولُ النَّاسُ فِي أَرْوَاحِ الْمُؤْمِنِينَ؟

فَقُلْتُ: يَقُولُونَ: تَكُونُ فِي حَوَاصِلِ طُيُورٍ خُضْرٍ فِي قَنَادِيلَ تَحْتَ الْعَرْشِ.

5- یونس بن یعقوب گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هرگاه شخصی بمیرد ارواح مؤمنان نزد او جمع شده از او درباره کسانی که وفات یافته اند و کسانی که مانده اند می پرسند پس اگر کسی وفات یافته و بر ایشان وارد نشده باشد می گویند: در چاه برهوت افتاده است.

و برخی از آنها به برخی دیگر می گوید: او را واگذارید تا از اضطراب جان کندن آرام شود.

6 - يونس بن ظبیان گوید: خدمت امام صادق علیه السلام بودم که فرمود:

مردم دربارۀ ارواح مؤمنان چه می گویند؟

گفتم: می گویند در چینه دان های مرغ هایی سبز رنگ در قندیل هایی در پایین عرش هستند!

فَقالَ أَبُو عَبْدِاللهِ علیه السلام: سُبْحَانَ اللهِ الْمُؤْمِنُ أَكْرَمُ عَلَى اللَّهِ مِنْ أَنْ يَجْعَلَ رُوحَهُ فِي حَوْصَلَةِ طَيْرٍ. يَا يُونُسُ! إِذَا كَانَ ذَلِكَ أَتَاهُ مُحَمَّدٌ صلی الله علیه واله وسلم وَ عَلِيٌّ وَ فَاطِمَةُ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ علیه السلام وَ الْمَلَائِكَةُ الْمُقَرَّبُونَ، فَإِذَا قَبَضَهُ اللهُ صَيَّرَ تِلْكَ الرُّوحَ فِي قَالَبٍ كَقَالَبِهِ فِي الدُّنْيَا، فَيَأْكُلُونَ وَ يَشْرَبُونَ فَإِذَا قَدِمَ عَلَيْهِمُ الْقَادِمُ عَرَفُوهُ بِتِلْكَ الصُّورَةِ الَّتِي كَانَتْ فِي الدُّنْيَا.

7- مُحَمَّدٌ عَنْ أَحْمَدَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ أَخِيهِ الْحَسَنِ عَنْ زُرْعَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام: إِنَّا نَتَحَدَّثُ عَنْ أَرْوَاحِ الْمُؤْمِنِينَ أَنَّهَا فِي حَوَاصِلِ طُيُورٍ خُضْرٍ تَرْعَى فِي الْجَنَّةِ، وَ تَأْوِي إِلَى قَنَادِيلَ تَحْتَ الْعَرْشِ.

فَقالَ: لا، إِذَا مَا هِيَ فِي حَوَاصِلِ طَيْرٍ.

قُلْتُ: فَأَيْنَ هِيَ؟

قَالَ: فِي رَوْضَةٍ كَهَيْئَةِ الْأَجْسَادِ فِي الْجَنَّةِ.

امام صادق علیه السلام فرمود: خداوند پاک و منزه است مؤمن نزد خدا گرامی تر از آن است که روح او را در چینه دان مرغی قرار دهد. ای یونس! چون زمان مرگ مؤمن فرا رسد محمد صلی الله علیه واله وسلم، علی، فاطمه، حسن، حسین علیهم السلام و فرشتگان مقرب نزد او آیند و هرگاه خدای روح او را بگیرد آن را در قالبی همانند قالب دنیایی او قرار دهد که در آن قالب بخورند و بیاشامند که هرگاه شخص جدیدی بر ایشان وارد شود او را به همان صورت دنیایی او بشناسند.

7- ابو بصیر گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: دربارۀ ارواح مؤمنان می گویند که در چینه دان های پرندگانی سبز رنگ قرار دارند و در بهشت می چرند و در قندیل هایی در پایین عرش مأوی دارند!

فرمود: چنین نیست آنها در چینه دان های پرندگان نیستند.

گفتم: پس در کجا هستند؟

فرمود: به صورت بدن هایشان (یعنی در قالب مثالی) و در سبزه زاری در بهشت قرار دارند).

بخش نود و دوم

اشاره

(92)

بَابٌ فِي أَرْوَاحِ الْكُفَّار.ِ

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ أَرْوَاحِ الْمُشْرِكِينَ.

فَقالَ: فِي النَّارِ يُعَذِّبُونَ، يَقُولُونَ رَبَّنَا لا تُقِمْ لَنَا السَّاعَةَ وَ لا تُنْجِرْ لَنَا مَا وَعَدْتَنَا، وَ لَا تُلْحِقْ آخِرَنَا بِأَوَّلِنَا.

2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَانِ بْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ مُثَنَّى عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

إِنَّ أَرْوَاحَ الْكُفَّارِ فِي نَارِ جَهَنَّمَ يُعْرَضُونَ عَلَيْهَا يَقُولُونَ: رَبَّنَا لَا تُقِمْ لَنَا السَّاعَةَ، وَ لا تُنْجِرْ لَنَا مَا وَعَدْتَنَا، وَ لَا تُلْحِقْ آخِرَنَا بِأَوَّلِنَا.

ارواح کفر ورزان

1- ابو بصیر گوید: از امام صادق علیه السلام درباره ارواح مشرکان پرسیدم؟

فرمود: آنها در آتش عذاب می شوند و می گویند: پروردگارا برای ما قیامت را بر پا مکن و به آن چه ما را وعده داده ای انجام نده و آیندگان ما را به پیشینیان ما ملحق مساز.

2- نظیر این روایت را ابو بصیر با سند دیگری از امام صادق علیه السلام نقل می کند.

3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بِإِسْنَادٍ لَهُ قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام: شرير في النَّارِ بَرَهُوتُ الَّذِي فِيهِ أَرْوَاحُ الكفار.

4- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنْ جعفربن مُحَمَّدِ الْأَشْعَرِي عَنِ الْفَدَّاح عَنْ أَبِي عَبْدِاللهِ عَنْ آبَائِهِ علیه السلام قَالَ:

قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام: شَرُّ مَاءٍ عَلَى وَجْهِ الْأَرْضِ مَاءُ بَرَهُوتَ، وَ هُوَ الَّذِي بِحَضْرَمَوْتَ تَردُهُ هَامُ الْكُفَّار.

5- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النُّوْفَلِي عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:قَالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم:

شَرُّ الْيَهُودِ يَهُودُ بَيْسَانَ وَ شَرُّ النَّصَارَى نَصَارَى نَجْرَانَ وَ خَيْرٌ مَاءٍ عَلَى وَجْهِ الْأَرْضِ مَاءُ زَمْزَمَ، وَ شَرٌّ مَاءٍ عَلَى وَجْهِ الْأَرْضِ مَاءُ بَرَهُوتَ، وَ هُوَ وَادٍ بِحَضْرَمَوْتَ يَرِدُ عَلَيْهِ هَامُ الْكُفَّارِ وَصَدَاهُمْ.

3- محمد بن احمد با سند خود گوید امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمود:

بدترین چاه در آتش چاه برهوت است که ارواح کفار در آن قرار می یابند.

4- قداح از امام صادق علیه السلام از نیاکان بزرگوارش علیهم السلام نقل می کند که حضرتش فرمود: امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمود:

بدترین آب در روی زمین، آب برهوت در منطقه حضرموت است که بزرگان کفار بر آن وارد می شوند.

5- سکونی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم فرمود:

بدترین یهودیان، یهودیان بیسان (1)و بدترین مسیحیان، مسیحیان نجرانند و بهترین آب روی زمین، آب زمزم و بدترین آب، آن آب برهوت، بیابانی در حضرموت است که بزرگان کفار بر آن وارد می شوند.


1) مکانی است در مرو یا شام یا یمامه.

بخش نود و سوم

اشاره

(93)

بَابُ جَنَّةِ الدُّنْيَا.

1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَلِيَّ بْنِ رِئَابٍ عَنْ ضَرَيْسِ الْكُنَاسِي قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرِ علیه السلام: أَنَّ النَّاسَ يَذْكُرُونَ أَنَّ فَرَاتَنَا يَخْرُجُ مِنَ الْجَنَّةِ فَكَيْفَ هُوَ وَ هُوَ يُقْبِلُ مِنَ الْمَغْرَب وَ تُصَبُّ فِيهِ الْعُيُونُ وَالْأَوْدِيَةُ؟

قَالَ: فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام - وَ أَنَا أَسْمَعُ -.

إِنَّ لِلَّهِ جَنَّةٌ خَلَقَهَا اللهُ فِي الْمَغْرِبِ وَ مَاءَ فُرَاتِكُمْ يَخْرُجُ مِنْهَا وَإِلَيْهَا تَخْرُجُ أَرْوَاحُ الْمُؤْمِنِينَ مِنْ حُفَرِهِمْ عِنْدَ كُلُّ مَسَاءٍ فَتَسْقُطُ عَلَى شِمَارِهَا وَ تَأْكُلُ مِنْهَا وَ تَتَنَعَّمُ فِيهَا وَ تَتَلَاقَى وَ تَتَعَارَفُ، فَإِذَا طَلَعَ الْفَجْرُ هَاجَتْ مِنَ الْجَنَّةِ، فَكَانَتْ فِي الْهَوَاءِ فِيمَا بَيْنَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ تَطِيرُ ذَاهِبَةً وَ جَائِيَةً وَ تَعْهَدُ حُفَرَهَا إِذَا طَلَعَتِ الشَّمْسُ وَ تَتَلاقَى فِى الْهَوَاءِ وَ تَتَعَارَفُ.

بهشت دنیا

1- ضریس کناسی گوید: از امام باقر علیه السلام پرسیدم نظر شما در این باره چیست که مردم می گویند آب فرات از بهشت بیرون می آید چگونه چنین است درحالی که آن از مغرب سرچشمه می گیرد و چشمه ها و رودخانه هایی در آن سرازیر می شوند؟!

امام باقر علیه السلام فرمود: همانا برای خداوند بهشتی است که آن را در مغرب آفریده و آب فرات شما از آن بهشت بیرون می آید و ارواح مؤمنان در هر شبانگاه از قبرهای خود بیرون می آیند، از میوه های آن میخورند در آن بهشت می،آسایند یکدیگر را ملاقات می کنند و همدیگر را می شناسند و چون صبح می شود حرکت می کنند و در فضای میان آسمان و زمین می باشند و پرواز کنان به سوی آن بهشت باز می گردند و چون آفتاب طلوع می کند به قبرهای خود باز می گردند و در فضای بالای قبرها نیز یکدیگر را ملاقات می کنند و همدیگر را می شناسند.

قَالَ: وَ إِنَّ لِلهِ نَاراً فِي الْمَشْرِقِ خَلَقَهَا لِيُسْكِنَهَا أَرْوَاحَ الْكُفَّارِ، وَ يَأْكُلُونَ مِنْ زَقُومِهَا وَ يَشْرَبُونَ مِنْ حَمِيمِهَا لَيْلَهُمْ، فَإِذَا طَلَعَ الْفَجْرُ هَاجَتْ إِلَى وَادٍ بِالْيَمَنِ يُقَالُ لَهُ: «بَرَهُوتُ، أَشَدُّ حَرَّاً مِنْ نِيرَانِ الدُّنْيَا كَانُوا فِيهَا يَتَلَاقَوْنَ وَ يَتَعَارَفُونَ، فَإِذَا كَانَ الْمَسَاءُ عَادُوا إِلَى النَّارِ، فَهُمْ كَذَلِكَ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ. قَالَ: قُلْتُ: أَصْلَحَكَ اللهُ فَمَا حَالُ الْمُوَسِّدِينَ الْمُقِرِّينَ بِنُبُوَّةِ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه واله وسلم مِنَ الْمُسْلِمِينَ الْمُذْنِبِينَ الَّذِينَ يَمُوتُونَ وَ لَيْسَ لَهُمْ إِمَامٌ وَ لَا يَعْرِفُونَ وَلَا يَتَكُمْ؟

فَقالَ: أَمَّا هَؤُلَاءِ، فَإِنَّهُمْ فِي حُفْرَتِهِمْ لا يَخْرُجُونَ مِنْهَا، فَمَنْ كَانَ مِنْهُمْ لَهُ عَمَلٌ صَالِحٌ وَ لَمْ يُظْهِرْ مِنْهُ عَدَاوَةٌ، فَإِنَّهُ يُخَدُّ لَهُ خَدٌ إِلَى الْجَنَّةِ الَّتِي خَلَقَهَا اللَّهُ فِي الْمَغْرِبِ فَيَدْخُلُ عَلَيْهِ مِنْهَا الرُّوحُ فِي حُفْرَتِهِ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ فَيَلْقَى اللَّهَ فَيُحَاسِبُهُ بِحَسَنَاتِهِ وَ سَيِّئَاتِهِ، فَإِمَّا إِلَى الْجَنَّةِ، وَ إِمَّا إِلَى النَّارِ فَهَؤُلَاءِ مَوْقُوفُونَ لِأَمْرِ اللَّهِ.

حضرتش فرمود: همانا برای خداوند دوزخی است در مشرق که آن را آفریده تا ارواح کفار را در آن جای دهد و آنها در تمام شب از زقوم آن می خورند، از آب سوزان آن می آشامند و چون صبح می شود به سوی بیابانی در یمن به نام «برهوت» که حرارتش از آتش دنیا بیش تر است می روند و در آن جا یکدیگر را ملاقات می کنند و همدیگر را می شناسند و چون شب فرا می رسد به سوی آن آتش باز می گردند، و آنها تا روز قیامت چنین خواهند بود.

گفتم: خداوند کارهای شما را اصلاح نماید حال یکتا پرستانی که نبوت محمد صلی الله علیه واله وسلم را پذیرفته اند ولی گناه کارند و می میرند همان هایی که امامی ندارند و ولایت شما را نیز نمی شناسند چگونه خواهد بود؟

فرمود: آن ها در قبرهای خود می مانند و از آن خارج نمی شوند و هرکدام از آنها که عمل صالح دارد و اظهار دشمنی نسبت به ما اهل بیت علیهم السلام نکرده برای او روزنه ای به سوی آن بهشتی - که خداوند آن را در مغرب آفریده - باز می شود که تا روز قیامت، نسیمی از آن بر قبرش وارد می شود. سپس او خداوند را ملاقات می کند و اعمال خوب و بدش را محاسبه می نمایند یا به سوی بهشت و یا به سوی دوزخ می برند پس عاقبت این ها، بستگی به فرمان و خواست خداوند دارد.

قَالَ: وَكَذَلِكَ يَفْعَلُ الله بِالْمُسْتَضْعَفِينَ وَاللهِ وَ الْأَطْفَالِ وَأَوْلَادِ الْمُسْلِمِينَ الَّذِينَ لَمْ يَبْلُغُوا الْحُلُمَ.

فَأَمَّا النُّصَّابُ مِنْ أَهْلِ الْقِبْلَةِ، فَإِنَّهُمْ يُخَدُّ لَهُمْ خَدٌ إِلَى النَّارِ الَّتِي خَلَقَهَا اللَّهُ فِي الْمَشْرِقِ فَيَدْخُلُ عَلَيْهِمْ مِنْهَا الهَبُ والشَّرَرُ والخَانُ وَ فَوْرَةُ الْحَمِيمِ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ ثُمَّ مَصِيرُهُمْ إِلَى الْحَمِيمِ، ثُمَّ فِي النَّارِ يُسْجَرُونَ، ثُمَّ قِيلَ لَهُمْ: أَيْنَمَا كُنتُمْ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ؟ أَيْنَ إِمَامَكُمُ الَّذِي اتَّخَذْتُمُوهُ دُونَ الْإِمَامِ الَّذِي جَعَلَهُ اللَّهُ لِلنَّاسِ إِمَاماً؟

2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ مُيَسْرِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام عَنْ جَنَّةِ آدَمَ علیه السلام. فَقَالَ: جَنَّةٌ مِنْ جِنَانِ الدُّنْيَا تَطْلُعُ فِيهَا الشَّمْسُ وَالْقَمَرُ، وَ لَوْ كَانَتْ مِنْ جِنَانِ الْآخِرَةِ مَا خَرَجَ مِنْهَا أَبَداً.

حضرتش فرمود: خداوند با مستضعفان، ابلهان کودکان و فرزندان مسلمانان که به حدّ بلوغ نرسیده و مرده اند نیز چنین رفتار می کند.

و برای دشمنان اهل بیت از اهل قبله، روزنه ای به سوی آتشی که آن را در مشرق آفریده باز می کنند و تا روز قیامت از آن زبانه و شراره و دود و جوشش آب سوزان نصیبشان می شود و بازگشت آن ها به سوی آب سوزان است، سپس در در آتش انداخته می شوند و آنگاه به ایشان گفته می شود کجاست آن چه که غیر از خدا می خوانید؟ کجاست آن امامی که او را امام خود قرار دادید غیر از آن امامی، که خداوند او را برای مردم امام قرار داد؟

2- حسین بن میسر گوید: از امام صادق علیه السلام درباره بهشت آدم علیه السلام پرسیدم؟

فرمود: بهشتی از بهشت های دنیاست که خورشید و ماه در آن طلوع می کند و اگر از بهشت های جهان آخرت بود، هرگز آدم از آن خارج نمی شد.

بخش نود و چهارم

اشاره

(94)

بَابُ الْأَطْفَالِ.

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ هَلْ سُئِلَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم عَنِ الْأَطْفَالِ؟

فَقَالَ: قَدْ سُئِلَ.

فَقالَ: اللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا كَانُوا عَامِلِينَ.

ثُمَّ قالَ: يَا زُرَارَةُ! هَلْ تَدْرِي قَوْلَهُ: «اللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا كَانُوا عَامِلِينَ»؟

قُلْتُ: لا .

قَالَ: لِلَّهِ فِيهِمُ الْمَشِيئَةُ، إِنَّهُ إِذَا كَانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ جَمَعَ اللهُ الْأَطْفَالَ وَ الَّذِي مَاتَ مِنَ النَّاسِ فِى الْفَتْرَةِ وَ الشَّيْخ الكَبِيرَ الَّذِي أَدْرَكَ النَّبِيَّ صلى الله عليه واله وسلم وَهُوَ لا يَعْقِلُ و الْأَصَمَّ وَ الْأَبْكَمَ الذِي لا يَعْقِلُ وَ المَجْنُونَ، وَ الْأَبْلَةَ الَّذِي يَعْقِلُ وَكُلُّ وَاحِدٍ مِنْهُمْ يَحْتَجُ عَلَى اللَّهِ -

سرنوشت کودکان پس از مرگ

1- زراره گوید: از امام باقر علیه السلام پرسیدم: آیا از رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم درباره سرنوشت کودکان سؤال شده است؟

فرمود: سؤال شده و ایشان در پاسخ فرمودند: خداوند به کارهای آنان (اگر بالغ می شدند) انجام می داده اند آگاه تر است.

آن گاه حضرتش فرمود: ای زراره! آیا معنای این سخن را که حضرتش فرمود: می دانی؟

گفتم: نه.

فرمود: مشیّت خداوند درباره ایشان چنین است که چون روز رستاخیز فرا رسد خداوند متعال کودکان، کسانی را که در زمان فترت (یعنی در فاصله زمانی دو پیامبر از دنیا رفته اند)، پیران سالخورده ای که درحال خرفتی و بی خردی که پیامبر صلى الله عليه واله وسلم را درک کرده اند کَران، گنگان، لالها، دیوانگان و ابلهانی - که چیزی نمی فهمند - را گرد آورده و هرکدام از آنها با خداوند متعال احتجاج می نمایند.

فَيَبْعَثُ اللهُ إِلَيْهِمْ مَلَكاً مِنَ الْمَلَائِكَةِ فَيُؤَجِّجُ لَهُمْ نَاراً ثُمَّ يَبْعَثُ اللَّهُ إِلَيْهِمْ مَلَكاً، فَيَقُولُ لَهُمْ: إِنَّ رَبَّكُمْ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تَيْبُوا فِيهَا فَمَنْ دَخَلَهَا كَانَتْ عَلَيْهِ بَرْداً وَ سَلَاماً، وَأُدْخِلَ الْجَنَّةَ وَمَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا دَخَلَ النَّارَ.

2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ رَفَعُوهُ أَنَّهُ سُئِلَ عَنِ الأطفال.

فَقالَ: إِذَا كَانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ جَمَعَهُمُ اللهُ وَ أَحْجَ لَهُمْ نَاراً وَ أَمَرَهُمْ أَنْ يَطْرَحُوا أَنْفُسَهُمْ فِيهَا فَمَنْ كَانَ فِي عِلْمِ اللهِ أَنَّهُ سَعِيدٌ رَمَى بِنَفْسِهِ فِيهَا وَ كَانَتْ عَلَيْهِ بَرْداً وَ سَلَاماً، وَ مَنْ كَانَ فِي عِلْمِهِ أَنَّهُ شَقِيٌّ امْتَنَعَ فَيَأْمُرُ اللَّهُ بِهِمْ إِلَى النَّارِ، فَيَقُولُونَ: يَا رَبَّنَا تَأْمُرُ بِنَا إِلَى النَّارِ وَ لَمْ تُجْرِ عَلَيْنَا الْقَلَمَ.

آن گاه خداوند فرشته ای از فرشتگان را به سوی ایشان گسیل دارد که آتشی برای امتحان آنها برافروزد سپس فرشته ای دیگر به سوی ایشان فرستد و گوید: پروردگار شما امر فرموده که خود را در آتش افکنید.

پس هرکس در آتش داخل شود، آتش بر وی سرد و سلامت شود و به بهشت راه می یابد و هرکه نافرمانی کند به سوی آتش دوزخ رهسپار خواهد شد.

2- در روایت مرفوعه ای آمده است از حضرتش درباره سرنوشت کودکان پس از مرگ پرسیدند؟

فرمود: چون روز قیامت شود خداوند آنها را گرد آورده و برای امتحان آن ها آتشی افروزد و به آن ها فرمان دهد که خود را در آتش اندازند، پس هر که در فرمان خدا باشد از اهل سعادت است خود را در آتش می اندازند و آن بر او سرد و سلامت می شود و هرکه در فرمان خدا نباشد، از اهل شقاوت است سر پیچی می کند و خداوند آنها را به داخل شدن در آتش فرمان می دهد.

آنها می گویند: پروردگارا! فرمان می دهی که ما خود را به آتش بیفکنیم درحالی که در دنیا قلم تکلیف را از ما برداشته بودی؟!

فَيَقُولُ: الْجَبَّارُ قَدْ أَمَرْتُكُمْ مُشَافَهَةً فَلَمْ تُطِيعُونِي فَكَيْفَ وَ لَوْ أَرْسَلْتُ رُسُلِي بِالْغَيْبِ إِلَيْكُمْ؟

وَ فِي حَدِيثٍ آخَرَ أَمَّا أَطْفَالُ الْمُؤْمِنِينَ فَيَلْحَقُونَ بِآبَائِهِمْ وَأَوْلَادُ الْمُشْرِكِينَ يَلْحَقُونَ بِآبَائِهِمْ وَ هُوَ قَوْلُ اللهِ: (بِإِيمَانٍ أَلْحَقْنَا بِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ).

3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ يَحْيَى الْحَلَبِيُّ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ علیه السلام الْوِلْدَانِ.

فَقالَ: سُئِلَ رَسُولُ الله صلی الله علیه واله وسلم عَن الْوِلْدَانِ والأطفال.

فَقالَ: اللهُ أَعْلَمُ بِمَا كَانُوا عَامِلِينَ.

4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرِ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَيْنَةَ عَنْ زُرَارَةً قَالَ: قلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللهِ علیه السلام: مَا تَقُولُ فِي الأَطْفَالِ الَّذِينَ مَاتُوا قَبْلَ أَن يَبْلُغُوا؟

خداوند جبار فرماید: به شما به صراحت و رو در رو فرمان دادم، ولی نافرمانی نمودید، پس چگونه اگر رسولان خود را با وجود پنهانی می فرستادم به من ایمان می آوردید؟!

در حدیث دیگری امام علیه السلام فرمود:

کودکان مؤمنان به پدران خود و فرزندان مشرکان نیز به پدران خود ملحق خواهند شد این است معنای گفتار خداوند متعال که می فرماید: «فرزندان مؤمنان را به آنها ملحق خواهیم کرد».

3- زراره گوید: از امام باقر علیه السلام در مورد سرنوشت فرزندان پس از مرگ پرسیدم.

فرمود: از پیامبر خدا صلی الله علیه واله وسلم در مورد سرنوشت فرزندان و کودکان پس از مرگ سؤال شد.

حضرتش فرمود: خداوند به کارهای آنان آگاه تر است.

4- زراره گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: چه می فرمایید درباره کودکانی که پیش از بلوغ می میرند؟

فَقالَ: سُئِلَ عَنْهُمْ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم فَقَالَ:

اللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا كَانُوا عَامِلِينَ. ثُمَّ أَقْبَلَ عَلَيَّ، فَقَالَ: يَا زُرَارَةُ! هَلْ تَدْرِي مَا عَنَى بِذَلِكَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم.

قَالَ: قُلْتُ: لَا.

فَقالَ: إِنَّمَا عَلَى كُفُّوا عَنْهُمْ وَ لا تَقُولُوا فِيهِمْ شَيْئاً وَ رُدُّوا عِلْمَهُمْ إِلَى اللَّهِ.

5- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَم عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام فِي قَوْلِ اللهِ: (وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَاتَّبَعَتُهُمْ ذُرِّيَّتُهُمْ بِإِيمَانٍ أَلْحَقْنَا بِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ).

قَالَ: فَقَالَ: قَصَرَتِ الْأَبْنَاءُ عَنْ عَمَلِ الآبَاءِ فَأَلْحَقُوا الْأَبْنَاءَ بِالْآبَاءِ لِتَقَرَّ بِذَلِكَ أَعْيُنُهُمْ.

فرمود: این پرسش از رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم شد ایشان در پاسخ فرمود: خداوند به کارهای آنان آگاه تر است.

سپس حضرتش رو به من نمود و فرمود: ای زراره! آیا می دانی منظور رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم از این سخن چیست؟

گفتم: نه.

فرمود: منظور رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم این بود که خود را از اظهار نظر درباره آنها باز دارید و درباره آنها چیزی مگویید و علم آنها را به خداوند باز گردانید.

5- ابن بکیر گوید: امام صادق علیه السلام درباره کلام خداوند متعال که می فرماید:

«و کسانی که ایمان آورده اند و فرزندانشان در اعتقاد از آنان پیروی نموده اند آن فرزندان را به آنها ملحق خواهیم کرد».

فرمود: رفتار فرزندان از اعمال پدران کوتاه آمد پس عمل فرزندان را به اعمال پدران ملحق خواهند ساخت تا دیده پدران روشن گردد.

6- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام: أَنَّهُ سُئِلَ عَمَّنْ مَاتَ فِي الْفَتْرَةِ، وَ عَمَّنْ لَمْ يُدْرِكِ الْحِنْتَ وَالْمَعْتُوهِ؟

فَقالَ: يَحْتَجُ اللَّهُ عَلَيْهِمْ يَرْفَعُ لَهُمْ نَاراً فَيَقُولُ لَهُمْ: ادْخُلُوهَا، فَمَنْ دَخَلَهَا كَانَتْ عَلَيْهِ بَرْداً وَ سَلَاماً، وَ مَنْ أَبَى، قَالَ: هَا أَنْتُمْ قَدْ أَمَرْتُكُمْ فَعَصَيْتُمُونِي.

7- وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ قَالَ: ثَلَاثَةٌ يُحْتَجُ عَلَيْهِمُ الْأَبْكَمُ وَ الطِّفْلُ، وَ مَنْ مَاتَ فِي الْفَتْرَةِ فَتَرْفَعُ لَهُمْ نَارٌ فَيُقَالُ لَهُمْ: ادْخُلُوهَا فَمَنْ دَخَلَهَا كَانَتْ عَلَيْهِ بَرْداً وَ سَلَاماً، وَمَنْ أَبَي، قَالَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى: هَذَا قَدْ أَمَرْتُكُمْ فَعَصَيْتُمُونِي.

6- هشام گوید: از امام صادق علیه السلام درباره سرنوشت پس از مرگ کسی که در دوران فترت دو پیامبر از دنیا رفته کسی که گناه و فرمانبرداری را درک نکرده و کسی که کم خرد است پرسیدم؟

فرمود: خداوند با ایشان احتجاج می نماید و برای امتحان آنها آتشی بیفروزد و به آنان امر فرماید: به آن داخل شوید!

پس هرکه به آتش داخل شود، آتش بر او سرد و سلامت گردد، و هر که امتناع ورزد، خداوند فرماید اینک من به شما فرمان دادم و شما نافرمانی نمودید.

7- با همین سند آمده است حضرتش فرمود:

سه گروهند که بر آنان احتجاج می شود: 1 - کسی که لال است. 2- کودک 3- کسی که در دوران فترت دو پیامبر از دنیا رفته است.

بخش نود و پنجم

اشاره

(95)

بَابُ النَّوَادِر.

1- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ نُوحٍ بْنِ شُعَيْبٍ عَنْ شِهَابِ بْنِ عَبْدِ رَبِّهِ عَنْ أبِي عَبْدِالله علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الْجُنُبِ يُغَسْلُ الْمَيْتَ، أَوْ مَنْ غَسَّلَ مَيْنَا لَهُ أَن يَأْتِيَ أَهْلَهُ ثُمَّ يَغْتَسِلُ؟

فَقالَ: سَوَاءٌ لا بَأْسَ بِذَلِكَ إِذَا كَانَ جُنُباً غَسَلَ يَدَهُ وَ تَوَضَّأَ وَ غَسَّلَ الْمَيِّتَ، فَإِنْ غَسَّلَ ميْناً ثُمَّ تَوَضَّأَ ثُمَّ أَتَى أَهْلَهُ يُجْزِتُهُ غُسْل وَاحِدٌ لَهُمَا.

2- عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: إِنَّ الْمَيِّتَ إِذَا حَضَرَهُ الْمَوْتُ أَوْثَقَهُ مَلَكَ الْمَوْتِ، وَ لَوْ لَا ذَلِكَ مَا اسْتَقَرَّ.

روایاتی نکته دار

1- شهاب بن عبد ربه گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: آیا جنب می تواند میت را غسل دهد؟ و آیا کسی که میتی را غسل داده می تواند با همسر خود نزدیکی کند سپس غسل کند؟

فرمود: اشکالی ندارد هرگاه جنب بود دست خود را بشوید و وضو بسازد، سپس میت را غسل دهد، پس اگر میت را غسل داده، سپس وضو گرفت و با همسر خود نزدیکی کرد برای هردو یک غسل کافی است.

2 - سکونی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

همانا هنگامی که مرگ انسان فرا می رسد، ملک الموت او را محکم می بندد و اگر چنین نبود او آرام نمی گرفت.

3- أَبُو عَلِيَّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ أَبِي مُحَمَّدٍ الْهُذَلِيُّ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ خَالِدٍ الْقَطَّانِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مَنْصُورِ الصَّيْقَل عَنْ أَبِيهِ قَالَ: شَكَوْتُ إِلَى أَبِي عَبْدِاللهِ علیه السلام وَجْداً وَجَدْتُهُ عَلَى ابْنِ لِي هَلَكَ حَتَّى خِفْتُ عَلَى عَقْلِي.

فَقالَ: إِذَا أَصَابَكَ مِنْ هَذَا شَيْءٌ فَأَفِضُ مِنْ دُمُوعِكَ، فَإِنَّهُ يَسْكُنُ عَنْكَ.

4- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ رَفَعَهُ قَالَ:

لَمَّا مَاتَ ذَرُ بْنُ أَبِي ذَرٍ مَسَحَ أَبُو ذَرَ الْقَبْرَ بِيَدِهِ.

ثُمَّ قَالَ:

رَحِمَكَ اللهُ يَا ذَرا وَ اللَّهِ، إِنْ كُنْتَ بِي بَاراً وَ لَقَدْ قُبِضْتَ وَإِنِّي عَنْكَ لَرَاضِ. أَمَا وَ اللهِ! مَا بِي فَقْدُكَ وَ مَا عَلَيَّ مِنْ غَضَاضَةٍ وَ مَا لِى إِلَى أَحَدٍ سِوَى اللَّهِ مِنْ حَاجَةٍ، وَ لَوْ لا هَوْلُ الْمُطَّلَع لَسَرْنِي أَنْ أَكُونَ مَكَانَكَ، وَلَقَدْ شَغَلَنِي الْحُزْنُ لَكَ عَنِ الْحُزْنِ عَلَيْكَ. وَ اللهِ! مَا بَكَيْتُ لَكَ، وَ لَكِنْ بَكَيْتُ عَلَيْكَ، فَلَيْتَ شِعْرِي مَا ذَا قُلْتَ وَ مَا ذَا قِيلَ لَكَ.

3- منصور صیقل گوید: به امام صادق علیه السلام از حزن و اندوهی که به خاطر از دست دادن فرزندم به من دست داده بود تا جایی که ترسیدم دچار جنون شوم، شکوه کردم.

فرمود: هرگاه از چنین مصیبتی چیزی به تو رسید گریه کن که گریه غم و اندوه تو را آرامش خواهد بخشید.

4- علی بن ابراهیم در حدیث مرفوعه ای گوید: هنگامی که در فرزند ابوذر از دنیا رفت ابوذر دست خود را بر قبرش کشید و گفت:

ای ذر! خدا تو را رحمت کند به خدا سوگند که تو برای من بسیار نیک رفتار و نیکو کار بودی و وفات کردی درحالی که از تو خشنود بودم به خدا سوگند! که از دست رفتن تو برای من نقصانی نیاورد و مرا از آن باکی نیست و مرا به هیچ کس جز خدا نیازی نیست و اگر هول عالم پس از مرگ و نقطه شروع قیامت و رسیدگی به حساب ها نبود، بی تردید بسیار شادمان می شدم که به جای تو باشم و به راستی که اندوه من از این است که با آن چه که تو در پیش داری چه خواهی کرد و این باعث شده که از جداییمان غمگین نباشم به خدا سوگند برای دوری از تو گریه نمی کنم ولی بر حال تو می گریم که عاقبتت چه خواهد شد. ای کاش می دانستم که تو چه می گویی و به تو چه می گویند.

ثُمَّ قَالَ: اللَّهُمَّ إِنِّي قَدْ وَهَبْتُ لَهُ مَا افْتَرَضْتَ عَلَيْهِ مِنْ حَفِّيِ، فَهَبْ لَهُ مَا افْتَرَضْتَ عَلَيْهِ مِنْ حَقَّكَ، فَأَنتَ أَحَقُّ بِالْجُودِ مِنّى.

5- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا قَالَ:

لَمَّا قُبِضَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام أَمَرَ أَبُو عَبْدِ اللهِ بِالسِّرَاحِ فِي الْبَيْتِ الَّذِي كَانَ يَسْكُنُهُ حَتَّى قُبِضَ أَبو عَبْدِاللهِ علیه السلام، ثُمَّ أَمَرَ أَبُو الْحَسَنِ علیه السلام بمثل ذلِكَ فِي بَيْتِ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام حَتَّى خَرَجَ بِهِ إِلَى الْعِرَاقِ، ثُمَّ لَا أَدْرِي مَا كَانَ.

6- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيُّ عَنْ عَبْدِاللهِ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ أَوَّلِ مَنْ جُعِلَ لَهُ النَّعْشُ.

فَقالَ: فَاطِمَةُ علیها السلام.

سپس گفت: بار خدایا! من آن حقوقی را که از برای من واجب ساخته بودی به او بخشیدم، پس تو نیز حقوق خود را که بر او واجب گردانیده ای تا به جای آورد اگر کوتاهی کرده است ببخش که تو به جود و بخشایش از من شایسته تری.

5- عده ای از اصحاب ما گویند: وقتی امام باقر علیه السلام به شهادت رسید، امام صادق علیه السلام امر فرمود: در آن خانه ای که حضرتش سکنی داشت چراغی روشن باشد و تا هنگامی که امام صادق علیه السلام وفات یافت چراغ روشن بود پس از آن امام کاظم علیه السلام نیز در خانه پدرشان همان دستور را فرمود تا زمانی که به عراق تبعید شد و پس از آن نمید انم که چراغ چه شد.

6- حلبی گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم: نخستین کسی که برای حمل جسدش، سریر و تابوت ساخته شد که بود؟

فرمود: حضرت فاطمه علیها السلام.

7- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُصَدِّقِ بْن صَدَقَةَ عَنْ عَمَّارِ بْنِ مُوسَى عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: سُئِلَ عَنِ الْمَيِّتِ يَبْلَى جَسَدُهُ؟

قالَ: نَعَمْ، حَتَّى لا يَبْقَى لَهُ لَحْم وَلا عَظْمٌ إِلَّا طينتُهُ الَّتِي خُلِقَ مِنْهَا، فَإِنَّهَا تُبْلَى تَبْقَى فِى الْقَبْرِ مُسْتَدِيرَةً حَتَّى يُخْلَقَ مِنْهَا كَمَا خُلِقَ أَوَّلَ مَرَّةٍ.

8- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْكُوفِيُّ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنْ يَزِيدَ بْنِ خَلِيفَةَ الْخَوْلَانِي وَ هُوَ يَزِيدُ بْنُ خَلِيفَةَ الْحَارِثِيُّ قَالَ: سَأَلَ عِيسَى بْنُ عَبْدِ اللَّهِ أَبَا عَبْدِاللهِ علیه السلام وَأَنَا حَاضِرٌ. فَقَالَ: تَخْرُجُ النِّسَاءُ إِلَى الْجَنَازَةِ؟

وَ كَانَ مُتَّكِئِاً فَاسْتَوَى جَالِساً، ثُمَّ قَالَ: إِنَّ الْفَاسِقَ - عَلَيْهِ لَعْنَةُ اللَّهِ - آوَى عَمَّهُ الْمُغِيرَةَ بْنَ أَبِي الْعَاصِ، وَكَانَ مِمَّنْ هَدَرَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم دَمَهُ. فَقَالَ لِابْنَةِ رَسُولِ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم: لَا تُخْبِرِي أَبَاكِ بِمَكَانِهِ، كَأَنَّهُ لَا يُوقِنُ أَنَّ الْوَحْيَ يَأْتِي مُحَمَّداً.

7- عمار بن موسی گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدند: آیا جسد میت می پوسد؟

فرمود: آری، تا جایی که بر آن گوشت و استخوان نماند، مگر آن سرشتی که شخص از آن آفریده شده که آن از بین نمی رود و در قبر به اشکال گوناگون می ماند تا این که شخص مرده هم چنان که نخستین بار از آن آفریده شده مجدداً از آن خلق شود.

8- یزید بن خلیفه حارثی گوید: من حاضر بودم که عیسی بن عبدالله از امام صادق علیه السلام پرسید: آیا زنان می توانند به تشییع جنازه بروند؟

حضرت درحالی که تکیه داده بود راست شد و نشست، سپس فرمود: همان فاسق (یعنی عثمان) که لعنت خدا بر او باد، عمویش مغيرة بن ابی عاص را - که رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم خون او را مباح کرده بود - در خانه خود پناه داد.

عثمان به دختر رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم (که زن او بود) گفت: پدرت را از مکان عمویم آگاه مکن گویا او یقین نداشت که بر آن حضرت وحی می شود!

فَقَالَتْ: مَا كُنْتُ لِأَكْتُمَ رَسُولَ اللهِ صلى الله عليهواله وسلم عَدُوَّهُ.

فَجَعَلَهُ بَيْنَ مِشْجَبِ لَهُ وَ لَحَفَهُ بِقَطِيفَةٍ. فَأَتَى رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم الْوَحْيُ فَأَخْبَرَهُ بِمَكَانِهِ، فَبَعَثَ إِلَيْهِ عَلِيّاً علیه السلام وَ قَالَ: اشْتَمِلْ عَلَى سَيْفِكَ انْتِ بَيْتَ ابْنَةِ ابْنِ عَمَّكَ، فَإِنْ ظَفِرْتَ بِالْمُغِيرَةِ فَاقْتُلْهُ.

فَأَتَى الْبَيْتَ فَجَالَ فِيهِ فَلَمْ يَظْفَرْبِهِ فَرَجَعَ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم فَأَخْبَرَهُ.

فَقالَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ! لَمْ أَرَهُ.

فَقالَ: إِنَّ الْوَحْيَ قَدْ أَتَانِي، فَأَخْبَرَنِي أَنَّهُ فِي الْمِشْجَبِ، وَ دَخَلَ عُثْمَانُ بَعْدَ خُرُوجِ عَلِي علیه السلام فَأَخَذَ بِيَدِ عَمِّهِ فَأَتَى بِهِ إِلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه واله وسلم فَلَمَّا رَآهُ أَكَبَّ عَلَيْهِ وَ لَمْ يَلْتَفِتْ إِلَيْهِ وَ كَانَ نَبِيُّ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم حَيْبًا كَرِيماً.

فَقالَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ! هَذَا عَمِّي، هَذَا الْمُغِيرَةُ بْنُ أَبِي الْعَاصِ وَفَدَ وَ الَّذِي بَعَثَكَ بِالْحَقِّ آمَتْنَهُ.

همسرش گفت: من دشمن رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم را از او مخفی نمی دارم.

عثمان او (عمویش) را در دار چوبی پنهان کرد و با پارچه ای آن را پوشانید به رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم وحی شد و از مکان او با خبر گردید حضرتش، علی علیه السلام را به سوی او فرستاد و فرمود: شمشیر خود را زیر لباست پنهان کن و به خانه دختر پسر عمویت برو و اگر بر مغیره دست یافتی او را بکش.

على علیه السلام به آن جا رفت جست و جو کرد و او را نیافت نزد رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم بازگشت و جریان را خبر داد و گفت: ای رسول خدا! او را ندیدم.

فرمود: به من وحی شد که او در میان دار چوبی پنهان شده است، پس از خارج شدن علی علیه السلام عثمان دست عموی خود را گرفت و او را نزد پیامبر آورد.

هنگامی که آن حضرت او را دید سر مبارک را در پیش افکند و به او توجه ننمود، برای این که آن حضرت بسیار با حیا و کریم بود.

عثمان گفت: ای رسول خدا! این عموی من مغيرة بن عاص است، سوگند به آن خدایی که تو را به حق فرستاده است او را مؤمن کرده ام.

قَالَ أَبُو عَبْدِاللهِ علیه السلام: وَكَذَبَ، وَ الَّذِي بَعَثَهُ بِالْحَقِّ مَا آمَنَهُ.

فَأَعَادَهَا ثَلاثاً وَ أَعَادَهَا أَبُو عَبْدِاللهِ علیه السلام ثَلاثاً أَنِّى آمَنْهُ؟ إِلَّا أَنَّهُ يَأْتِيهِ عَنْ يَمِينِهِ ثُمَّ يَأْتِيهِ عَنْ يَسَارِهِ، فَلَمَّا كَانَ فِي الرَّابِعَةِ رَفَعَ رَأْسَهُ إِلَيْهِ.

فَقَالَ لَهُ: قَدْ جَعَلْتُ لَكَ ثَلَاثَاً، فَإِنْ قَدَرْتُ عَلَيْهِ بَعْدَ ثَالِثَةٍ قَتَلْتُهُ.

فَلَمَّا أَدْبَرَ قَالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم: اللَّهُمُ الْعَنِ الْمُغِيرَةَ بْنَ أَبِي الْعَاصِ وَ الْعَنْ مَنْ يُؤْوِيهِ وَ الْعَنْ مَنْ يَحْمِلُهُ وَ الْعَنْ مَنْ يُطْعِمُهُ وَ الْعَنْ مَنْ يَسْقِيهِ وَ الْعَنْ مَنْ يُجَهْرُهُ وَالْعَنْ مَنْ يُعْطِيهِ سِقَاءً أَوْ حِذَاءً أَوْ رِشَاءٌ أَوْ وِعَاءً.

وَ هُوَ يَعُدُّهُنَّ بِيَمِينِهِ. وَ انْطَلَقَ بِهِ عُثْمَانُ فَآوَاهُ وَ أَطْعَمَهُ وَ سَقَاهُ وَ حَمَلَهُ وَ جَهَّزَهُ حَتَّى فَعَلَ جَمِيعَ مَا لَعَنَ عَلَيْهِ النَّبِيُّ صلى الله عليه واله وسلم مَنْ يَفْعَلُهُ بِهِ.

امام صادق علیه السلام فرمود: دروغ گفت: سوگند به آن خدایی که او را به حق فرستاده است! او ایمان نیاورده بود.

عثمان این سخن را سه بار تکرار کرد، امام صادق علیه السلام سه بار تکرار کرد و فرمود: کجا و کی ایمان آورده بود؟! بلکه او از راست و چپ حضرتش می آمد و التماس می کرد. در مرتبه چهارم رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم سر مبارک را بلند کرد و به او فرمود: سه روز به تو مهلت دادم و اگر پس از سه روز او را بیابم خواهم کشت.

وقتی که عثمان رفت، رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم فرمود: بار خدایا! مغیره را لعنت کن و لعنت کن کسی که او را جای می دهد کسی که او را بر می دارد کسی که به او می خوراند و کسی که به او می نوشاند و لعنت کن کسی را که او را آماده می سازد و لعنت کن کسی را که به او مشکی یا کفشی یا ریسمانی یا ظرفی می دهد.

و پیامبر صلى الله عليه واله وسلم آنها را با دست راست خود می شمرد. پس عثمان، مغیره را برد و جای داد، خورانید، نوشانید، او را برداشت و آماده ساخت و همه مواردی را که پیامبر صلى الله عليه واله وسلم انجام دهنده آن را لعنت فرموده بود انجام داد.

ثُمَّ أَخْرَجَهُ فِي الْيَوْمِ الرَّابِع يَسُوقُهُ، فَلَمْ يَخْرُجْ مِنْ أَبْيَاتِ الْمَدِينَةِ حَتَّى أَعْطَبَ اللهُ رَاحِلَتَهُ وَ نُقِبَ حِذَاهُ وَ وَرِمَتْ قَدَمَاهُ، فَاسْتَعَانَ بِيَدَيْهِ وَ رُكْبَتَيْهِ وَ أَنْقَلَهُ جَهَازُهُ حَتَّى وَجَسَ بِهِ، فَأَتَى شَجَرَةٌ فَاسْتَظَلَّ بِهَا لَوْ أَتَاهَا بَعْضُكُمْ مَا أَبْهَرَهُ ذَلِكَ.

فَأَتَى رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم الْوَحْيُ فَأَخْبَرَهُ بِذَلِكَ.

فَدَعَا عَلِيّاً علیه السلام فَقالَ: خُذْ سَيْفَكَ وَ انْطَلِقْ أَنْتَ وَ عَمَّارٌ وَ ثَالِثُ لَهُمْ فَأْتِ الْمُغِيرَةَ بْنَ أَبِي الْعَاصِ تَحْتَ شَجَرَةِ كَذَا وَكَذَا.

فَأَتَاهُ عَلِيٌّ علیه السلام فَقَتَلَهُ، فَضَرَبَ عُثْمَانُ، بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم وَ قَالَ: أَنْتِ أَخْبَرْتِ أَبَاكِ بِمَكَانِهِ.

فَبَعَثَتْ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم تَشْكُو مَا لَقِيَتْ.

فَأَرْسَلَ إِلَيْهَا رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم: أَقْنَيْ حَيَاءَكِ مَا أَقْبَحَ بِالْمَرْأَةِ ذَاتِ حَسَبٍ وَ دِينِ فِي كُلِّ يَوْمٍ تَشْكُو زَوْجَهَا.

عثمان روز چهارم او بیرون آورد و امر کرد که با شتاب فرار کند. هنوز از خانه های مدینه خارج نشده بود که خداوند مرکب او را هلاک کرد و کفش او سوراخ شد و پاهایش تورم کرد او از دو دست و دو زانوی خود برای راه رفتن کمک گرفت، ولی اثاثیه اش بر او سنگینی می کرد تا این که بر جان خود ترسید و به زیر سایه درختی پناه برد درحالی که اگر کسی از شما تا آن جا می آمد، به سختی نمی افتاد.

به رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم وحی شد و از مکان او خبر دار گردید علی علیه السلام را خواست و فرمود: شمشیر خود را بردار و به همراه عمّار و شخص دیگری روانه شو و نزد مغیره برو که در زیر درختی چنین و چنان پناه گرفته است.

علی علیه السلام رفت و او را کشت. عثمان دختر رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم را زد و گفت: تو پدرت را از مکان عمویم آگاه ساخته ای.

او کسی را نزد رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم فرستاد و از عثمان شکایت کرد.

رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم به او پیغام داد: حیای خود را نگاه دار، برای زنی که دارای شرف و دین باشد زیبنده نیست هر روز از شوهر خود شکایت کند.

فَأَرْسَلَتْ إِلَيْهِ مَرَّاتٍ ، كُلَّ ذَلِكَ يَقُولُ لَهَا ذَلِكَ.

فَلَمَّا كَانَ فِي الرَّابِعَةِ دَعَا عَلِيّاً علیه السلام وَ قَالَ: خُذْ سَيْفَكَ وَ اشْتَمِلْ عَلَيْهِ ثُمَّ انْتِ بَيْتَ ابْنَةِ ابْنِ عَمَّكَ فَخُذْ بِيَدِهَا، فَإِنْ حَالَ بَيْنَكَ وَبَيْنَهَا أَحَدٌ فَاحْطِمْهُ بِالسَّيْفِ.

وَ أَقْبَلَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم كَالْوَالِهِ مِنْ مَنْزِلِهِ إِلَى دَارِ عُثْمَانَ، فَأَخْرَجَ عَلِيٌّ علیه السلام ابْنَةَ رَسُولِ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم، فَلَمَّا نَظَرَتْ إِلَيْهِ رَفَعَتْ صَوْتَهَا بِالْبُكَاءِ، وَ اسْتَعْبَرَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم وَبَكَى، ثُمَّ أَدْخَلَهَا مَنْزِلَهُ وَكَشَفَتْ عَنْ ظَهْرِهَا.

فَلَمَّا أَنْ رَأَى مَا بِظَهْرِهَا قَالَ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ: مَا لَهُ قَتَلَكِ؟! قَتَلَهُ اللَّهُ.

وَ كَانَ ذَلِكَ يَوْمَ الْأَحَدِ وَ بَاتَ عُثْمَانُ مُلْتَحِفاً بِجَارِيَتِهَا، فَمَكَثَ الْإِثْنَيْنَ وَالثَّلَاثَاءَ وَ مَاتَتْ فِي الْيَوْمِ الرَّابِعِ.

فَلَمَّا حَضَرَ أَنْ يَخْرُجَ بِهَا أَمَرَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم فَاطِمَةَ علیها السلام فَخَرَجَتْ علیها السلام وَ نِسَاءُ الْمُؤْمِنِينَ مَعَهَا، وَ خَرَجَ عُثْمَانُ يُشَيِّعُ جَنَازَتَهَا.

چند بار برای رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم پیغام فرستاد و در هر بار آن حضرت سخن خود را تکرارکرد و در بار چهارم علی علیه السلام را خواست و فرمود: شمشیر خود را بگیر و آن را زیر لباس خود پنهان کن و به خانه دختر پسر عمویت برو و او را بیاور و اگر کسی میان تو و او مانع شد او را با شمشیر به قتل برسان.

رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم مانند شخص حیران از خانه خود به سوی خانه عثمان روی آورد.

على علیه السلام دختر رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم را بیرون آورد و چون دختر نگاهش به پدر افتاد با صدای بلند گریه کرد و رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم نیز اشکش جاری شد، او را به منزل خود برد.

دختر در آن جا پشت خود را باز کرد و آن حضرت اثر ضربات عثمان را دید و سه بار فرمود: برای چه تو را کشت؟! خدا او را بکشد.

این جریان در روز یکشنبه روی داد و عثمان در زیر لحاف با کنیز خود به سر می برد(!!) دختر پیامبر روز دوشنبه و سه شنبه زنده بود و روز چهارم وفات یافت و چون جنازه را برای خاک سپاری بیرون آوردند، رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم به حضرت فاطمه علیها السلام امر فرمود و آن حضرت با زنان مؤمن به همراه جنازه خارج شدند و عثمان نیز برای تشییع جنازه حاضر شد (!!).

فَلَمَّا نَظَرَ إِلَيْهِ النَّبِيُّ صلى الله عليه واله وسلم قَالَ: مَنْ أَطَافَ الْبَارِحَةَ بِأَهْلِهِ - أَوْ بِفَتَاتِهِ - فَلَا يَتْبَعَنَّ جَنَازَتَهَا.

قَالَ ذَلِكَ ثَلَاثَاً، فَلَمْ يَنْصَرِفْ فَلَمَّا كَانَ فِي الرَّابِعَةِ قَالَ: لَيَنْصَرِفَنَّ أَوْ لَأُسَمِّيَنَّ باشمه؟

فَأَقْبَلَ عُثْمَانُ مُتَوَكَّناً عَلَى مَوْلًى لَهُ مُمْسِكاً بِبَطْنِهِ. فَقَالَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ! إِنِّي أَشْتَكِي بَطْنِي، فَإِنْ رَأَيْتَ أَنْ تَأْذَنَ لِي أَنْصَرِفُ.

قَالَ: انْصَرِفْ.

وَ خَرَجَتْ فَاطِمَةُ علیها السلام وَ نِسَاءُ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُهَاجِرِينَ فَصَلَّيْنَ عَلَى الْجِنَازَةِ.

9- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِي عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: إِذَا أَعَدَّ الرَّجُلُ كَفَنَهُ فَهُوَ مَأْجُورٌ كُلَّمَا نَظَرَ إِلَيْهِ.

هنگامی که رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم او را دید، سه بار فرمود: هر که شب گذشته با همسر - یا کنیز - خود نزدیکی کرده با جنازه همراهی نکند.

و چون بار چهارم شد فرمود: آیا باز می گردد، یا حتماً او را نام ببرم؟

عثمان به رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم روی آورد و درحالی که به غلام خود تکیه کرده و دست خود را بر شکم نهاده بود گفت: ای رسول خدا! من از شکم خود در آزارم اگر ممکن است مرا رخصت دهید که باز گردم (!!)

فرمود: باز گرد.

حضرت فاطمه علیها السلام و زن های مؤمن و مهاجرین جسد دختر پیامبر را تشییع کردند و بر آن نماز گزاردند.

9- سکونی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هرگاه کسی کفن خود را مهیا سازد هر بار که به آن نظر کند، پاداش گیرد.

10- وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ أَنْ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام اشْتَكَى عَيْنَهُ، فَعَادَهُ النَّبِيُّ صلى الله عليه واله وسلم، فَإِذَا هُوَ يَصِيحُ.

فَقالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه واله وسلم: جَزَعاً أَمْ وَجعاً؟

فَقالَ: يَا رَسُولَ الله! ما وَجعْتُ وَجعاً قط أشد منه.

فَقَالَ: يَا عَلِيُّ! إِنَّ مَلَكَ الْمَوْتِ إِذَا نَزَلَ لِقَبْضِ رُوحِ الْكَافِرِ نَزَلَ مَعَهُ سَفُودٌ مِنْ نَارٍ فَيَنْزِعُ رُوحَهُ بِهِ، فَتَصِيحُ جَهَنَّمُ.

فَاسْتَوَى عَلِيٌّ جَالِساً فَقالَ: يَا رَسُولَ اللهِ! أَعِدْ عَلَيَّ حَدِيثَكَ فَلَقَدْ أَنْسَانِي وَجَعِي مَا قُلْتَ

ثُمَّ قَالَ: هَلْ يُصِيبُ ذَلِكَ أَحَداً مِنْ أُمَّتِكَ؟

قالَ: نَعَمْ حَاكِمٌ جَائِرٌ، وَ آكِلُ مَالِ الْيَتِيم ظُلْماً، وَ شَاهِدُ زُور.

10- با همین اسناد آمده است امیر مؤمنان علی علیه السلام به چشم دردی مبتلا شد، پیامبر صلى الله عليه واله وسلم از او عیادت کرد و علی علیه السلام ناله می کرد.

پیامبر صلى الله عليه واله وسلم به او فرمود: آیا از بی تابی است یا از شدت درد؟

گفت: ای رسول خدا! تا کنون به دردی سخت تر از این مبتلا نشده ام.

پیامبر خدا صلى الله عليه واله وسلم فرمود: ای علی! چون ملک الموت برای گرفتن روح کافر فرود آید با او سیخی آتشین است و روح او را با آن سیخ می گیرد که بر اثر آن، دوزخ صیحه می زند.

علی علیه السلام برخاست و نشست و گفت: ای رسول خدا! فرمایش خود را تکرار کنید که آن چه گفتید درد مرا از یادم برد.

سپس گفت: آیا کسی از اُمّت تو به چنین جان کندن مبتلا می شود؟

فرمود: آری، فرمانروای ستمگر، خورنده مال یتیم و کسی که به دروغ شهادت می دهد (این گونه جان می دهند).

11- وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه واله وسلم.

مُسْتَرِيحٌ وَ مُسْتَرَاحٌ مِنْهُ، أَمَّا الْمُسْتَرِيحُ فَالْعَبْدُ الصَّالِحُ اسْتَرَاحَ مِنْ غَمُ الدُّنْيَا، وَ مَا كَانَ فِيهِ مِنَ الْعِبَادَةِ إِلَى الرَّاحَةِ وَ نَعِيمِ الآخِرَةِ. وَأَمَّا الْمُسْتَرَاحُ مِنْهُ فَالْفَاجِرُ يَسْتَرِيحُ مِنْهُ الْمَلَكَانِ اللَّذَانِ يَحْفَظَانِ عَلَيْهِ وَ خَادِمُهُ وَأَهْلُهُ، وَالْأَرْضُ الَّتِي كَانَ يَمْشِي عَلَيْهَا.

12- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ النَّوْفَلِيُّ عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

إِذَا أَعَدَّ الرَّجُلُ كَفَنَهُ فَهُوَ مَأْجُورٌ كُلَّمَا نَظَرَ إِلَيْهِ.

13- سَهْلُ بْنُ زِيَادٍ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ عَلِيٍّ بْنِ رِئَابٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ الأَوَّلَ علیه السلام يَقُولُ:

11- با همین سند آمده است: امام صادق علیه السلام فرمود:

رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم فرمود: (جان کندن بر دو قسم است) یکی آن که راحت می شود و دیگری کسی که از او راحت می شوند.

اما آن که راحت می شود بندۀ صالحی است که از اندوه دنیا و عبادت بسیار راحت می شود و به سوی راحتی و نعمت در آخرت رهسپار می گردد.

و اما کسی که از او راحت می شوند شخص گناهکاری است که دو فرشته نگهبان او، خدمتکار و خانواده اش و زمینی که بر روی آن راه می رفته است از دست او راحت می شوند.

12- سکونی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هرگاه کسی کفن خود را مهیا سازد هر بار که به آن نظر کند، پاداش گیرد.

13- على بن رئاب گوید: از امام کاظم علیه السلام شنیدم که می فرمود: -

إِذَا مَاتَ الْمُؤْمِنُ بَكَتْ عَلَيْهِ الْمَلَائِكَةُ وَ بِقَاعُ الْأَرْضِ الَّتِي كَانَ يَعْبُدُ اللَّهَ عَلَيْهَا وَ أَبْوَابُ السَّمَاءِ الَّتِي كَانَ يُصْعَدُ أَعْمَالُهُ فِيهَا، وَ تُلِمَ تُلْمَةٌ فِي الْإِسْلَامِ لا يَسُدُّهَا شَيْءٌ، لِأَنَّ الْمُؤْمِنِينَ حُصُونُ الْإِسْلَامِ كَحُصُونِ سُورِ الْمَدِينَةِ لَهَا.

14- سَهْلُ بْنُ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِي عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ يَسَارٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ يَزِيدَ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

إِذَا حَضَرَ الْمَيِّتَ أَرْبَعُونَ رَجُلاً فَقَالُوا: اللهم إنَّا لا نَعْلَمُ مِنْهُ إِلَّا خَيْراً.

قَالَ اللهُ: قَدْ قَبِلْتُ شَهَادَتَكُمْ، وَ غَفَرْتُ لَهُ مَا عَلِمْتُ مِمَّا لَا تَعْلَمُونَ.

15- سَهْل عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عَامِرِ بْنِ عَبْدِاللهِ علیه السلام قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِاللَّهِ علیه السلام يَقُولُ:

كَانَ عَلَى قَبْرِ إِبْرَاهِيمَ ابْنِ رَسُولِ اللهِ صلی الله علیه واله وسلم عَدْقٌ يُظِلُّهُ مِنَ الشَّمْسِ، يَدُورُ حَيْثُ دَارَتِ الشَّمْسُ فَلَمَّا يَبِسَ الْعَذْقُ دَرَسَ الْقَبْرُ فَلَمْ يُعْلَمْ مَكَانُهُ.

هنگامی که مؤمن بمیرد فرشتگان و قطعه هایی از زمین که در آن عبادت می کرده و درهای آسمانی - که اعمالش از آن بالا می رفته - بر او گریه کنند و در اسلام رخنه ای افتد که چیزی آن را پر نکند؛ زیرا مؤمنان - همانند دژهای اطراف شهر - دژهای اسلام هستند.

14- عمرو بن یزید گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

اگر نزد میّت چهل تن حاضر شوند و بگویند بارخدایا ما جز خوبی از او چیزی ندیده ایم.

خداوند متعال فرماید: شهادت شما را پذیرفتم و آن گناهانی را هم که شما نمی دانید آمرزیدم.

15- عامر بن عبدالله گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود:

بر مزار ابراهیم فرزند رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم نهال خرمایی روییده بود که هر سو که آفتاب می رفت سایه می افکند. هنگامی که آن نهال خشکید، اثر آن قبر نیز از بین رفت و معلوم نیست که قبر در کدام مکان بوده است.

16- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَامِرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

كَانَ الْبَرَاءُ بْنُ مَعْرُورِ الْمِيمِيُّ الْأَنْصَارِيُّ بِالْمَدِينَةِ، وَكَانَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم بِمَكَّةَ وَإِنَّهُ حَضَرَهُ الْمَوْتُ وَكَانَ رَسُولُ اللهِ صلی الله علیه واله وسلم وَ الْمُسْلِمُونَ يُصَلُّونَ إِلَى بَيْتِ الْمَقْدِسِ، فَأَوْصَى الْبَرَاءُ إِذَا دُفِنَ أَنْ يَجْعَلَ وَجْهَهُ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم إِلَى الْقِبْلَةِ، فَجَرَتْ بِهِ السُّنَّةُ وَ أَنَّهُ أَوْصَى بثلث مَالِهِ، فَنَزَلَ بِهِ الْكِتَابُ وَجَرَتْ بهِ السُّنَّة.

17- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

جَاءَ جَبْرَئِيلُ إِلَى النَّبِيِّ صلی الله علیه واله وسلم. فَقالَ: يَا مُحَمَّدُ عِشْ مَا شِئْتَ، فَإِنَّكَ مَيِّتٌ، وَ أَحْبِبْ مَنْ شِئْتَ، فَإِنَّكَ مُفَارِقُهُ، وَ اعْمَلْ مَا شِئْتَ فَإِنَّكَ لَا قِيهِ.

16- معاوية بن عمار گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

براء بن معرور تمیمی انصاری در مدینه بود و رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم در مکه هنگام وفات براء فرا رسید در آن زمان رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم و مسلمانان به طرف بیت المقدس نماز می گزاردند. براء بن معرور وصیت کرد که روی او را به طرف پیامبر و به سمت قبله قرار دهند. پس سنت اسلام نیز بر همین وجه مقرر شد. وی دربارۀ ثلث مال خود وصیت کرد، پس دستور قرآن نیز بر این عمل نازل شد و سنّت نیز بر همین روش جریان یافت

17- هشام بن سالم گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

جبرئیل خدمت پیامبر صلی الله علیه واله وسلم آمد و گفت: ای محمد! تو هرگونه که می خواهی زندگی کن، ولی سرانجام خواهی مرد و هر کس را که می خواهی دوست بدار ولی سرانجام از او جدا خواهی شد و هرکاری را که می خواهی انجام ده که سرانجام آن را ملاقات خواهی کرد.

18- ابْنُ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ أَيُّوبَ عَنْ أَبِي عُبَيْدَةَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام: حَدِّثْنِي مَا أَنْتَفِعُ بِهِ.

فَقَالَ: يَا أَبَا عُبَيْدَةَ أَكْبَرْ ذِكْرَ الْمَوْتِ، فَإِنَّهُ لَمْ يُكْثِرُ ذِكْرَهُ إِلسَانُ إِلَّا زَهِدَ فِي الدُّنْيَا.

19- ابْنُ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ الْحَكَمِ بْنِ أَيْمَنَ عَنْ دَاوُدَ الْأَبْزَارِيِّ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: مُنَادٍ يُنَادِي فِي كُلِّ يَوْمٍ: ابْنَ آدَمَ لِدْ لِلْمَوْتِ، وَ اجْمَعْ لِلْفَنَاءِ، وَ ابْنِ لِلْخَرَابِ.

20- ابْنُ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ: شَكَوْتُ إِلَى أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام الْوَسْوَاسَ.

فَقالَ: يَا أَبَا مُحَمَّدٍ اذْكُرْ تَقَطَّعَ أَوْصَالِكَ فِي قَبْرِكَ، وَ رُجُوعَ أَحْبَابِكَ عَنْكَ إِذَا دَفَنُوكَ فِي حُفْرَتِكَ، وَ خُرُوجَ بَنَاتِ الْمَاءِ مِنْ مَنْخِرَيْكَ، وَ أَكْلَ الدُّودِ لَحْمَكَ، فَإِنَّ ذَلِكَ يُسَلِّى عَنْكَ مَا أَنْتَ فِيهِ.

قَالَ أَبُو بَصِيرٍ: فَوَ اللهِ! مَا ذَكَرْتُهُ إِلَّا سَلّى عَنِّى مَا أَنَا فِيهِ مِنْ هَمُ الدُّنْيَا.

18- ابو عبیده گوید: به امام باقر علیه السلام گفتم: حدیثی به من بفرما که از آن سود برم.

فرمود: ای ابا عبیده! مرگ را بسیار یاد کن؛ زیرا هر انسانی که مرگ را بسیار یاد کند به دنیا بی رغبت شود.

19- داوود ابزاری گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:

ندا کننده ای هر روز فریاد می زند: ای آدمیزاد! برای مرگ متولد شو، برای نابودی گردآور و برای خراب شدن بساز.

20- ابو بصیر گوید: به امام صادق علیه السلام از وسوسه هم و غم دنیا شکایت کردم.

فرمود: ای ابا محمد! پاره پاره شدن پیوندهای خود را در قبرت بازگشت که دوستانت پس از دفن کردنت بیرون آمدن کرم های دماغ از دو سوراخ بینی و خوردن کرم ها گوشت تنت را یاد کن، زیرا که این عمل از آن چه که در آن افتادی آرامش بخشد و تسلای خاطر گردد.

ابو بصیر گوید: به خدا سوگند! هرگاه این سخن را به یاد آوردم غم و اندوهی که از دنیا داشتم فراموش کردم و تسلای خاطرم شد.

21- أَبُو عَلِيَّ الْأَشْعَرِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَلِيَّ بْنِ عُقْبَةَ عَنْ أَسْبَاطِ بْنِ سَالِمٍ مَوْلَى أَبَانِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام: جُعِلْتُ فِدَاكَ! يَعْلَمُ مَلَكُ الْمَوْتِ بِقَبْضِ مَنْ يَقْبِضُ؟

قَالَ: لا، إِنَّمَا هِيَ صِكَادٌ تَنْزِلُ مِنَ السَّمَاءِ: اقْبِضْ نَفْسَ فُلَانِ بْنِ فُلَانٍ.

22- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ قَالَ: قَالَ أبو عبدالله علیه السلام:

مَا مِنْ أَهْلِ بَيْتِ شَعْرِ وَ لا وَبَرٍ إِلَّا وَ مَلَكُ الْمَوْتِ يَتَصَفَّحُهُمْ فِي كُلِّ يَوْمٍ خَمْسَ مَرَّات.

23- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَمَّنْ أَخْبَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

مَنْ كَانَ مَعَهُ كَفَتُهُ فِي بَيْتِهِ لَمْ يُكتبُ مِنَ الْغَافِلِينَ، وَكَانَ مَأْجُوراً كُلما نظر إليه. نَظَرَ إِلَيْهِ.

21- اسباط بن سالم گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: قربانت گردم آیا ملک الموت می داند که روح چه کسی را باید بگیرد؟

فرمود: نه بلکه نوشته ای است که از آسمان فرود می آید که روح فلانی پسر فلانی را بگیر.

22- هشام بن سالم گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هیچ اهل خانه مویین و یا پشمینه ای نیست مگر این که ملک الموت هر روز پنج مرتبه به آنان نظر می کند.

23- راوی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

هرکس کفن خود را در خانه داشته باشد از بی خبران نوشته نشود و هرگاه که به آن بنگرد، پاداش گیرد.

24- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَمْرِو بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ زَيْدٍ الشَّحَامِ قَالَ: سُئِلَ أَبُو عَبْدِاللهِ علیه السلام عَنْ مَلَكِ الْمَوْتِ يُقَالُ: الْأَرْضُ بَيْنَ يَدَيْهِ كَالْقَصْعَةِ يَمُدُّ يَدَهُ مِنْهَا حَيْثُ يَشَاءُ؟

قالَ: نَعَمْ.

25- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْن مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ بْن أَيُّوبَ عَنْ أَبِي الْمَغْرَاءِ قَالَ: حَدَّثَنِي يَعْقُوبُ الْأَحْمَرُ قَالَ: دَخَلْنَا عَلَى أبي عَبْدِاللهِ علیه السلام نُعَرِّيهِ بِإِسْمَاعِيلَ.

فَتَرَحْمَ عَلَيْهِ، ثُمَّ قَالَ: إِنَّ اللهَ نَعَى إِلَى نَبِيِّهِ صلی الله علیه واله وسلم نَفْسَهُ. فَقَالَ: (إِنَّكَ مَيِّتٌ وَإِنَّهُمْ ميتُونَ) وَ قَالَ: (كُل نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ).

ثُمَّ أَنشَأَ يُحَدِّثُ فَقَالَ: إِنَّهُ يَمُوتُ أَهْلُ الْأَرْضِ حَتَّى لا يَبْقَى أَحَدٌ، ثُمَّ يَمُوتُ أَهْلُ السَّمَاءِ حَتَّى لا يَبْقَى أَحَدٌ إِلَّا مَلَكَ الْمَوْتِ وَ حَمَلَةُ الْعَرْشِ وَ جَبْرَئِيلُ وَمِيكَائِيلُ علیهما السلام.

24- زید شحّام گوید: از امام صادق علیه السلام دربارۀ ملک الموت سؤال شد که می گویند: زمین در پیش او همانند کاسه ای است که به هر جای آن که می خواهد دست خود را دراز می کند.

فرمود: آری، چنین است.

25- يعقوب احمر گوید: خدمت امام صادق علیه السلام شرف یاب شدیم تا به حضرتش در وفات فرزندش اسماعیل تسلیت گوییم.

امام صادق علیه السلام برای او طلب رحمت کرد و فرمود: همانا خدای متعال خبر وفات پیامبر صلی الله علیه واله وسلم را به او داد و فرمود: «تو خواهی مرد و آنان می میرند» و فرمود: «هر نفسی طعم مرگ را خواهند چشید».

آنگاه حضرتش آغاز به سخن کرد و فرمود: همانا اهل زمین می میرند و کسی از آنان نمی ماند، سپس اهل آسمان نیز می میرند تا این که از آنان کسی نمی ماند، مگر ملک الموت، حاملان عرش، جبرئیل و میکائیل علیهم السلام.

قَالَ: فَيَجِيءُ مَلَكَ الْمَوْتِ علیه السلام حَتَّى يَقُومَ بَيْنَ يَدَيِ اللهِ فَيُقَالُ لَهُ: مَنْ بَقِيَ؟ وَ هُوَ أَعْلَمُ.

فَيَقُولُ: يَا رَبِّ لَمْ يَبْقَ إِلَّا مَلَك الْمَوْتِ وَ حَمَلَةُ الْعَرْشِ وَ جَبْرَئِيلُ وَمِيكَائِيلُ علیهما السلام.

فَيُقَالُ لَهُ: قُلْ لِجَبْرَئِيلَ وَمِيكَائِيلَ: فَلْيَمُوتًا.

فَتَقُولُ الْمَلَائِكَةُ عِنْدَ ذَلِكَ: يَا رَبِّ رَسُولَيْكَ وَ أَمِينَيْكَ.

فَيَقُولُ: إِنِّي قَدْ قَضَيْتُ عَلَى كُلِّ نَفْسٍ فِيهَا الرُّوحُ الْمَوْتَ.

ثُمَّ يَجِيءُ مَلَكُ الْمَوْتِ حَتَّى يَقِفَ بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ فَيُقَالُ لَهُ: مَنْ بَقِيَ، وَ هُوَ أَعْلَمُ.

فَيَقُولُ: يَا رَبِّ! لَمْ يَبْقَ إِلَّا مَلَكَ الْمَوْتِ وَ حَمَلَةُ الْعَرْشِ.

فَيَقُولُ: قُلْ لِحَمَلَةِ الْعَرْشِ: فَلْيَمُوتُوا.

قَالَ: ثُمَّ يَجِيءُ كَثِيباً حَزِينَاً لا يَرْفَعُ طَرْفَهُ، فَيُقَالُ: مَنْ بَقِيَ.

ملک الموت می آید و در پیشگاه خداوند متعال می ایستد، به او گفته می شود: چه کسی مانده است؟ و خداوند داناتر است.

می گوید: پروردگارا! کسی جز ملک الموت، حاملان عرش الهی، جبرئیل و میکائیل نمانده است.

به او گفته می شود: به جبرئیل و میکائیل بگو تا بمیرند.

در این هنگام فرشتگان می گویند: پرودگار! اینان دو رسول و دو امین تو هستند!

می فرماید: همانا من برای هر کسی که روح دارد، مرگ را مقدر کرده ام.

ملک الموت می آید و در پیشگاه خداوند متعال می ایستد؛ به او گفته می شود آیا سپس کسی مانده است؟ - و خداوند داناتر است -.

می گوید: کسی جز ملک الموت و حاملان عرش نمانده است.

می فرماید: حاملان عرش را نیز بگو تا بمیرند.

سپس می آید درحالی که اندوهناک و غمگین است و چشم خود را بالا نمی کند، به او گفته می شود چه کسی مانده است؟

فَيَقُولُ: يَا رَبِّ لَمْ يَبْقَ إِلَّا مَلَك الْمَوْتِ.

فَيُقَالُ لَهُ: مُتْ يَا مَلَكَ الْمَوْتِ!

فَيَمُوتُ، ثُمَّ يَأْخُذُ الْأَرْضَ بِيَمِينِهِ وَ السَّمَاوَاتِ بِيَمِينِهِ وَ يَقُولُ: أَيْنَ الَّذِينَ كَانُوا يَدْعُونَ مَعِي شَرِيكاً؟ أَيْنَ الَّذِينَ كَانُوا يَجْعَلُونَ مَعِي إِلَهَا آخَرَ؟

26- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَمْرِو بْنِ عُثْمَانَ عَنْ مُفَضْلِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه واله وسلم.

أَخْبَرَنِي جَبْرَئِيلُ علیه السلام أَنَّ مَلَكاً مِنْ مَلَائِكَةِ اللهِ كَانَتْ لَهُ عِنْدَ اللَّهِ مَنْزِلَةٌ عَظِيمَةٌ، فَتُعَتِّبَ عَلَيْهِ فَأُهْبِطَ مِنَ السَّمَاءِ إِلَى الْأَرْضِ.

فَأَتَى إِدْرِيسَ علیه السلام، فَقالَ: إِنَّ لَكَ مِنَ اللَّهِ مَنْزِلَةٌ فَاشْفَعْ لِي عِنْدَ رَبِّكَ.

فَصَلَّى ثَلَاثَ لَيَالٍ لا يَفْتُرُ وَ صَامَ أَيَّامَهَا لا يُفْطِرُ، ثُمَّ طَلَبَ إِلَى اللهِ تَعَالَى فِي السَّحَرِ فِي الْمَلَكِ.

می گوید: پروردگارا! کسی جز ملک الموت نمانده است.

پس به او نیز گفته می شود: ای ملک الموت! بمیر.

او می میرد: سپس خداوند زمین و آسمان ها را به دست قدرت خود می گیرد و می فرماید: کجا هستند آن کسانی که با من دیگری را به عنوان شریک می خواندند؟! کجا هستند آن کسانی که با من معبود دیگری را خدای خود قرار می دادند؟!

26- جابر گوید: امام باقر علیه السلام می فرماید: رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم فرمود:

جبرئیل به من خبر داد که یکی از فرشتگان در پیشگاه خداوند متعال مرتبه ای بزرگ داشت و خداوند بر وی خشم گرفت و او را از آسمان بر زمین هبوط داد.

او نزد ادریس علیه السلام آمد و گفت: تو را نزد خداوند مرتبه ای است برای من در پیشگاه او شفاعت کن.

ادریس علیه السلام سه شب نماز گزارد و روزها - بی آن که افطار کند - روزه می گرفت - بی آن که سستی ورزد - آن گاه سحرگاهان حاجت خود را دربارۀ آن فرشته از خدا درخواست کرد.

فَقالَ الْمَلَك: إِنَّكَ قَدْ أُعْطِيتَ سُؤلَك وَ قَدْ أُطْلِقَ لِي جَنَاحِي، وَأَنَا أُحِبُّ أَنْ أُكَافِيَكَ فَاطْلُبْ إِلَيَّ حَاجَةً.

فَقالَ: تُرِينِي مَلَكَ الْمَوْتِ لَعَلِّي آنسُ بِهِ، فَإِنَّهُ لَيْسَ يَهْتِتُنِي مَعَ ذِكْرِهِ شَيْءٌ فَبَسَطَ جَنَاحَهُ.

ثُمَّ قَالَ: ارْكَبْ.

فَصَعِدَ بِهِ يَطْلُبُ مَلَكَ الْمَوْتِ فِي السَّمَاءِ الدُّنْيَا.

فَقِيلَ لَهُ: اصْعَدْ، فَاسْتَقْبَلَهُ بَيْنَ السَّمَاءِ الرَّابِعَةِ وَ الْخَامِسَةِ.

فَقالَ الْمَلَكُ: يَا مَلَكَ الْمَوْتِ مَا لِي أَرَاكَ قَاطِبَاً؟

قَالَ: الْعَجَبُ إِنِّي تَحْتَ ظِلُّ الْعَرْشِ حَيْثُ أُمِرْتُ أَنْ أَقْبِضَ رُوحَ آدَمِيَ بَيْنَ السَّمَاءِ الرَّابِعَةِ وَالْخَامِسَةِ.

فَسَمِعَ إِدْرِيسُ علیه السلام فَامْتَعَضَ، فَخَرَّ مِنْ جَنَاحَ الْمَلَكِ فَقُبِضَ رُوحُهُ مَكَانَهُ وَ قَالَ: (وَ رَفَعْنَاهُ مَكاناً عَلَيَّا).

فرشته گفت: درخواست تو داده شد و بال های من گشوده گشت، دوست دارم کار تو را تلافی کنم حاجتی از من بخواه.

ادریس علیه السلام گفت: ملک الموت را به من نشان ده تا شاید با او انس گیرم؛ زیرا با یاد او چیزی برای من گوارا نیست.

فرشته بال خود را پهن کرد و به او گفت: سوار شو.

پس او را در پی ملک الموت در آسمان دنیا برد.

به او گفته شد: بالا برو، تا این که در آسمان چهارم و پنجم با ملک الموت رو به رو شد.

فرشته گفت: ای ملک الموت! چه شده که تو را عبوس و ترش رو می بینم؟!

گفت: در شگفت از این که من در زیر عرش مأمور شده ام که جان کسی را بگیرم که میان آسمان چهارم و پنجم است.

چون ادریس این سخن را شنید، خشمگین شد و از بال آن فرشته افتاد و روح او را در همان مکان گرفت که خداوند متعال فرمود: «و ما او را به جایگاه والایی بالا بردیم».

27- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ النُّعْمَانِ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ دَاوُدَ بْنِ فَرْقَدٍ أَبِي يَزِيدَ عَنِ ابْنِ أَبِي شَيْبَةَ الزُّهْرِيِّ عَنْ أَبِي جَعْفَرِ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلی الله علیه واله وسلم:

الْمَوْتَ الْمَوْتَ أَلَا وَ لابُدَّ مِنَ الْمَوْتِ جَاءَ الْمَوْتُ بِمَا فِيهِ جَاءَ بِالرَّوْحِ وَ الرَّاحَةِ وَ الْكَرَّةِ الْمُبَارَكَةِ إِلَى جَنَّةٍ عَالِيَةٍ لِأَهْلِ دَارِ الْخُلُودِ الَّذِينَ كَانَ لَهَا سَعْيُهُمْ وَ فِيهَا رَغْبَتُهُمْ، وَجَاءَ الْمَوْتُ بِمَا فِيهِ بِالشَّقْوَةِ وَ النَّدَامَةِ وَ بِالْكَرَةِ الْخَاسِرَةِ إِلَى نَارِ حَامِيَةٍ لِأَهْلِ دَارِ الْغُرُورِ الَّذِينَ كَانَ لَهَا سَعْيُهُمْ وَ فِيهَا رَغْبَتُهُمْ .

ثُمَّ قَالَ: وَ قَالَ: إِذَا اسْتَحَقَّتْ وَلَايَةُ اللهِ وَ السَّعَادَةُ جَاءَ الْأَجَلُ بَيْنَ الْعَيْنَيْنِ وَ ذَهَبَ الْأَمَلُ وَرَاءَ الظَّهْرِ، وَ إِذَا اسْتَحَقَّتْ وَلَايَةُ الشَّيْطَانِ وَ الشَّقَاوَةُ جَاءَ الْأَمَلُ بَيْنَ الْعَيْنَيْن وَ ذَهَبَ الْأَجَلُ وَرَاءَ الظَّهر.

قَالَ: وَ سُئِلَ رَسُولُ اللهِ صلی الله علیه واله وسلم أَيُّ الْمُؤْمِنِينَ أَكْبَسُ؟

فَقالَ: أَكْثَرُهُمْ ذِكْراً لِلْمَوْتِ، وَأَشَدُّهُمْ لَهُ اسْتِعْدَاداً.

27- ابن ابی شیبه گوید: امام باقر علیه السلام می فرماید: رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم فرمود:

یاد کنید مرگ را! یاد کنید مرگ را! آگاه باشید که چاره ای جز مرگ نیست، مرگ آمد با آن چه در آن بود نیسم و راحتی را آورد بازگشتی مبارک به سوی بهشت بلند مرتبه برای اهل سرای جاودانی کسانی که برای آن سرا کوشیدند و به آن سرا رغبت داشتند و مرگ آمد با آن چه که در آن بود از بدبختی پشیمانی و بازگشتی زیان بار به سوی آتشی در نهایت گرمی برای اهل سرای فریبنده، کسانی که برای دنیا کوشیدند و به آن رغبت داشتند.

آن گاه حضرتش فرمود: پیامبر صلی الله علیه واله وسلم فرمود:

اگر کسی مستحق دوستی خداوند و نیک بختی باشد مرگ در میان دو چشم او آید آرزو در پشت سر او قرار می گیرد و اگر مستحق دوستی شیطان و بدبختی باشد، آرزو در میان دو چشم او آید و مرگ در پشت سر او قرار گیرد.

فرمود: هم چنین از رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم سؤال شد کدام یک از مؤمنان زیرک ترند؟

فرمود: کسانی که بیش تر مرگ را یاد کنند و آمادگی ایشان برای آن شدیدتر است.

28- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ قَالَ: سَمِعْتُ عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ علیهما السلام يَقُولُ:

عَجَبْ كُلُّ الْعَجَبِ لِمَنْ أَنْكَرَ الْمَوْتَ وَ هُوَ يَرَى مَنْ يَمُوتُ كُلَّ يَوْمٍ وَ وَلَيْلَةٍ، وَ الْعَجَبُ كُلُّ الْعَجَب لِمَنْ أَلكَرَ النشأة الأُخْرَى، وَ هُوَ يَرَى النَّشْأَةَ الأُولَى.

29- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ عَنْ سَعْدَانَ عَنْ عَجْلَانَ أبِي صَالِحٍ قَالَ: قَالَ لِي أَبُو عَبْدِاللَّهِ علیه السلام:

يَا أَبَا صَالِحٍ إِذَا أَنْتَ حَمَلْتَ جَنَازَةً، فَكُنْ كَأَنَّكَ أَنْتَ الْمَحْمُولُ وَ كَأَنَّكَ سَأَلْتَ رَبَّكَ الرُّجُوعَ إِلَى الدُّنْيَا، فَفَعَل فَانْظُرْ مَا ذَا تَسْتَأْنف؟

قَالَ: ثُمَّ قَالَ: عَجَبٌ لِقَوْمٍ حُبِسَ أَوَّلُهُمْ عَنْ آخِرِهِمْ، ثُمَّ نُودِيَ فِيهِمُ الرَّحِيلُ وَهُمْ يَلْعَبُونَ.

30- عَنْهُ عَنْ فَضَالَةَ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ أَبِي زِيَادٍ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام:

28- ابو حمزه گوید: از امام سجاد علیه السلام شنیدم که می فرمود:

در شگفتم به تمام شگفتی، از کسی که مرگ را انکار می کند درحالی که روز و شب کسانی را می بیند که می میرند و در شگفتم به تمام شگفتی از کسی که جهان آخرت را انکار می کند درحالی که دنیا را می بیند.

29- عجلان ابو صالح گوید: امام صادق علیه السلام به من فرمود: ای ابا صالح! هرگاه جنازه ای را برداشتی آن چنان باش که گویا تو خود آن جنازه ای و از پروردگارت درخواست بازگشت به دنیا نموده ای و او نیز به تو پاسخ داده است. پس بنگر که چگونه عمل خود را از سر می گیری.

سپس فرمود: در شگفتم از گروهی که مرده های آنها از زنده هایشان منع شده اند. آن گاه در میان زنده ها ندا داده شود که کوچ کنید و آنان به بازی مشغولند.

30- اسماعیل بن ابی زیاد گوید: امام صادق علیه السلام می فرماید: امیر مؤمنان على علیه السلام فرمود: -

ما أَنْزَلَ الْمَوْتَ حَقٌّ مَنْزِلَيْهِ مَنْ عَدَّ غَداً مِنْ أَجَلِهِ.

قَالَ: وَقَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام: مَا أَطَالَ عَبْد الأَمَل إِلَّا أَسَاءَ الْعَمَل.

وَكَانَ يَقُولُ: لَوْ رَأَى الْعَبْدُ أَجَلَهُ وَ سُرْعَتَهُ إِلَيْهِ لَأَبْغَضَ الْعَمَلَ مِنْ طَلَبِ الدُّنْيَا.

31- مُحَمَّدٌ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عُلْوَانَ عَنْ عَمْرِو بْنِ شِمْرٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ لَحْظَةِ مَلَكِ الْمَوْتِ.

قَالَ: أَمَا رَأَيْتَ النَّاسَ يَكُونُونَ جُلُوسًاً فَتَعْتَرِيهِمُ السَّكْتَةُ فَمَا يَتَكَلَّمُ أَحَدٌ مِنْهُمْ، فَتِلْكَ لَحْظَةُ مَلَكِ الْمَوْتِ حَيْثُ يَلْحَظُهُمْ.

32- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَمْرِو بْنِ عُثْمَانَ عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى: ﴿وَ قِيلَ مَنْ رَاقٍ * وَ ظَنَّ أَنَّهُ الْفِرْاقُ).

کسی که فردا را از عمر خود به حساب آورد جایگاه حقیقی مرگ را نشناخته است.

حضرتش فرمود: امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمود:

هر بنده ای که آرزوی خود را طولانی سازد، عمل و کردار را تباه کند.

حضرتش همواره می فرمود: هر بنده ای که اجل خود و شتاب آن را به سوی خویش ببیند کار کردن برای طلب دنیا را دشمن می دارد.

31- جابر گوید: از امام باقر علیه السلام درباره لحظه نگاه ملک الموت پرسیدم؟

فرمود: آیا ندیده ای که مردم در محفلی نشسته اند ناگاه سکوت آنان را فرا می گیرد و هیچ یک از آنها سخن نمی گوید آن سکوت، لحظه نگاه ملک الموت است آن جایی که آنها را زیر نظر دارد.

32- جابر گوید: از امام باقر علیه السلام در مورد گفتار خدای تعالی پرسیدم که می فرماید:

(وَ قِيْلَ مَنْ رَاقَ، وَ ظَنَّ أَنَّهُ الفِراق).

قَالَ: فَإِنَّ ذَلِكَ ابْنُ آدَمَ إِذَا حَلَّ بِهِ الْمَوْتُ قَالَ هَلْ مِنْ طَبيب ؟ إِنَّهُ الْفِرَاقُ، أَيْقَنَ بمُفَارَقَةِ الأحبة.

قَالَ: وَ الْتَفَّتِ الشاقُ بِالسَّاقِ الْتَفَّتِ الدُّنْيَا بِالآخِرَةِ، (ثُمَّ إِلَىٰ رَبِّكَ يَوْمَئِذٍ الْمَسَاقُ).

قَالَ: الْمَصِيرُ إِلَى رَبِّ الْعَالَمِينَ.

33- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِسْمَاعِيلَ الْمِيثَمِي عَنْ عَبْدِ الْأَعْلَى مَوْلَى آلِ سَامِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام: قَوْلُ اللهِ: (إِنَّمَا نَعْدُّ لَهُمْ عَدًّا).

قَالَ: مَا هُوَ عِنْدَكَ؟

قُلْتُ: عَدَدُ الْأَيَّامِ.

قَالَ: إِنَّ الآبَاءَ وَ الْأُمَّهَاتِ يُحْصُونَ ذَلِكَ، لَا، وَ لَكِنَّهُ عَدَدُ الْأَنْفَاسِ.

فرمود: به راستی آن فرزند آدم است که هرگاه مرگ او فرا رسد، گوید: آیا طبیبی هست؟ به راستی که آن چه به من عارض شده جدایی است او به جدایی از دوستان یقین می کند.

فرمود: «پا روی پای دیگر پیچد» یعنی دنیا و آخرت را به هم پیچیده.

(ثم إلى ربّك يومئذ المساق) فرمود: یعنی بازگشت به سوی پروردگار جهانیان است.

33- عبد الاعلی :گوید به امام صادق علیه السلام عرض کردم: منظور از گفتار خداوند متعال که می فرماید: (إِنَّمَا نَعْدُّ لَهُمْ عَدا) چیست؟

فرمود: نظر تو درباره آن چیست؟

گفتم: منظور شمار روزهاست.

فرمود: بی تردید که پدران و مادران آن را می شمارند، نه، بلکه منظور شمار نفس های عمر آنان است.

34- عَنْهُ عَنْ فَضَالَةَ عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:

الْحَيَاةُ وَ الْمَوْتُ خَلْقَانِ مِنْ خَلْقِ اللهِ، فَإِذَا جَاءَ الْمَوْتُ فَدَخَلَ فِي الْإِنْسَانِ لَمْ يَدْخُلْ فِي شَيْءٍ إِلَّا وَ قَدْ خَرَجَتْ مِنْهُ الْحَيَاةُ.

35- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سُكَيْنٍ قَالَ: سُئِلَ أَبُو عَبْدِاللهِ علیه السلام عَنِ الرَّجُلِ يَقُولُ: اسْتَأْثَرَ اللهُ بِفَلَانٍ.

فَقالَ: ذَا مَكْرُوهُ.

فَقِيلَ: فُلَانٌ يَجُودُ بِنَفْسِهِ.

فَقالَ: لا بَأْسَ، أَمَا تَرَاهُ يَفْتَحُ فَاهُ عِنْدَ مَوْتِهِ مَرَّتَيْن أَوْ ثَلَاثَةٌ، فَذَلِكَ حِينَ يَجُودُ بِهَا لِمَا يَرَى مِنْ ثَوَابِ اللَّهِ وَ قَدْ كَانَ بِهَذَا ضَنِيناً.

36- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدالله علیه السلام قال:

34- زراره گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:

زندگانی و مرگ دو مخلوق از مخلوقات خدا هستند پس هرگاه مرگ آید و وارد آدمی شود، در هیچ عضوی از اعضای او داخل نشود مگر آن که زندگانی را از آن عضو خارج سازد.

35- محمد بن سکین گوید: از امام صادق علیه السلام سؤال شد: مردی که می گوید خداوند جان فلانی ستاند.

فرمود: این خوب نیست.

گفته شد: اگر بگوید فلانی جان خود را بخشید چه؟

فرمود: اشکالی ندارد، آیا نمی بینی او را که به هنگام مرگ دو یا سه بار دهان خود را می گشاید و آن در وقتی است که جان خود را به خاطر دیدن ثواب خداوند متعال می بخشد و درحالی که پیش از این نسبت به بخشیدن آن بخیل بود.

36- هشام بن سالم گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: -

إِنَّ قَوْماً فيما مَضَى قَالُوا لِنَبِي لَهُمْ: ادْعُ لَنَا رَبَّكَ يَرْفَعُ عَنَّا الْمَوْتَ.

فَدَعَا لَهُمْ فَرَفَعَ اللهُ عَنْهُمُ الْمَوْتَ فَكَثُرُوا حَتَّى ضَاقَتْ عَلَيْهِمُ الْمَنَازِلُ وَ كَثُرَ النَّسْلُ وَيُصْبِحُ الرَّجُلُ يُطْعِمُ أَبَاهُ وَ جَدَّهُ وَ أُمَّهُ وَ جَدَّ جَدِّهِ وَ يُوَفِّيهِمْ وَيَتَعَاهَدُهُمْ فَشَغَلُوا عَنْ طَلَبِ الْمَعَاشِ.

فَقَالُوا: سَلْ لَنَا رَبَّكَ أَنْ يَرُدُّنَا إِلَى حَالِنَا الَّتِي كُنَّا عَلَيْهَا.

فَسَأَلَ نَبِيُّهُمْ رَبَّهُ فَرَدَّهُمْ إِلَى حَالِهِمْ.

33- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ عَلِيَّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ رَبِيعِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِاللهِ بْنِ سُلَيْمَ الْعَامِرِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

إِنَّ عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ علیه السلام جَاءَ إِلَى قَبْرِ يَحْيَى بْنِ زَكَرِيَّا علیه السلام، وَ كَانَ سَأَلَ رَبَّهُ أَنْ يُحْيِيَهُ لَهُ، فَدَعَاهُ فَأَجَابَهُ وَ خَرَجَ إِلَيْهِ مِنَ الْقَبْرِ، فَقَالَ: لَهُ مَا تُرِيدُ مِنِّي؟

گروهی از پیشینیان به پیامبرشان گفتند: از پروردگار خود بخواه که مرگ را از ما بر دارد.

او دعا کرد و خداوند مرگ را از ایشان برداشت: پس آنها به حدی زیاد شدند که خانه ها برایشان تنگ شد و اولاد آنها بسیار گشت. تا جایی که شخصی به پدر پدر بزرگ مادر و مادربزرگ خود خوراک می داد آنان را تر و خشک می کرد و متکفل همه امور آنان بود و بدین سبب از کسب معاش بازماندند.

آنان به پیامبر خود گفتند: از پروردگار خود بخواه که ما را به همان حالت پیشین خود باز گرداند.

او نیز از پروردگار خود خواست، پس خداوند آنها را به حالت پیشین بازگردانید.

37- عبد الله بن سلیم عامری گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

عيسى بن مريم علیه السلام كنار قبر يحيى بن زکریا علیه السلام آمد و از پروردگار خود درخواست کرد تا او را برایش زنده کند.

دعایش مستجاب شد و یحیی از قبر خارج گشت و به عیسی علیه السلام گفت: از من چه می خواهی؟

فَقالَ لَهُ: أُرِيدُ أن تُونِسَنِى كَمَا كُنتَ فِي الدُّنْيَا.

فَقَالَ لَهُ: يَا عِيسَى مَا سَكَنَتْ عَنِّى حَرَارَةُ الْمَوْتِ، وَأَنْتَ تُرِيدُ أَنْ تُعِيدَنِي إِلَى الدُّنْيَا وَتَعُودَ عَلَى حَرَارَةُ الْمَوْتِ فَتَرَكَهُ فَعَادَ إِلَى قَبْرِهِ.

38- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبِ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ عَنْ يَزِيدَ الْكَنَاسِيِّ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ:

إِنَّ فِتْيَةٌ مِنْ أَوْلَادِ مُلُوكِ بَنِي إِسْرَائِيلَ كَانُوا مُتَعَبِّدِينَ، وَ كَانَتِ الْعِبَادَةُ فِي أَوْلَادِ مُلُوكِ بَنِي إِسْرَائِيلَ، وَ إِنَّهُمْ خَرَجُوا يَسِيرُونَ فِي الْبِلَادِ لِيَعْتَبِرُوا، فَمَرُّوا بِقَبْرٍ عَلَى ظَهْرِ الطَّرِيقِ قَدْ سَفَى عَلَيْهِ السَّافِي لَيْسَ يُبَيَّنُ مِنْهُ إِلَّا رَسْمُهُ.

فَقَالُوا: لَوْ دَعَوْنَا اللَّهَ السَّاعَةَ فَيَنْشُرُ لَنَا صَاحِبَ هَذَا الْقَبْرِ فَسَاءَلْنَاهُ كَيْفَ وَجَدَ طَعْمَ الْمَوْتِ.

گفت: می خواهم همان طوری که در دنیا مونس من بودی، اکنون نیز مونسم باشی.

گفت: ای عیسی! هنوز حرارت مرگ از من تسکین نیافته و تو می خواهی که مرا به دنیا باز گردانی و دوباره حرارت مرگ به سوی من باز گردد؟!

پس او را واگذاشت و به سوی قبر خویش بازگشت.

38- یزید کناسی گوید: امام باقر علیه السلام فرمود:

جوانانی از فرزندان پادشاهان بنی اسرائیل که مؤمن و متعبّد بودند و عبادت آنان رسمی بود؛ از شهر خود خارج شدند و برای پند و عبرت، شهرها را سیر کردند آنها در پشت جاده از کنار قبری گذشتند که باد، خاک ها را بر روی آن انباشته بود و جز علامت آن چیزی آشکار نبود.

گفتند: کاش در این ساعت دعا می کردیم و خداوند صاحب این قبر را برای ما زنده می کرد و از او سؤال می نمودیم که مزۀ مرگ را چگونه یافته است.

فَدَعَوُا اللَّهَ، وَكَانَ دُعَاؤُهُمُ الَّذِي دَعَوُا اللَّهَ بِهِ:

أَنْتَ إِلَهُنَا يَا رَبَّنَا لَيْسَ لَنَا إِلَهُ غَيْرُكَ وَ الْبَدِيعُ الدَّائِمُ غَيْرُ الْغَافِلِ وَ الْحَيُّ الَّذِي لا يَمُوتُ، لَكَ فِي كُلِّ يَوْمٍ شَأْنٌ تَعْلَمُ كُلَّ شَيْءٍ بِغَيْرِ تَعْلِيمٍ، أَنْشُرْ لَنَا هَذَا الْمَيِّتَ بِقُدْرَتِكَ.

قَالَ: فَخَرَجَ مِنْ ذَلِكَ الْقَبْرِ رَجُلٌ أَبْيَضُ الرَّأْسِ وَ اللَّحْيَةِ يَنْفُضُ رَأْسَهُ مِنَ التُّرَابِ فَزِعاً شَاخِصاً بَصَرَهُ إِلَى السَّمَاءِ.

فَقَالَ لَهُمْ: مَا يُوقِفُكُمْ عَلَى قَبْرِي؟

فَقَالُوا: دَعَوْنَاكَ لِنَسْأَلَكَ كَيْفَ وَجَدْتَ طَعْمَ الْمَوْتِ؟

فَقالَ لَهُمْ: لَقَدْ سَكَنْتُ فِي قَبْرِي تِسْعَةٌ وَ تِسْعِينَ سَنَةٌ مَا ذَهَبَ عَنِّي أَلَمُ الْمَوْتِ وَ كَرْبُهُ، وَ لا خَرَجَ مَرَارَةُ طَعْمِ الْمَوْتِ مِنْ حَلْقِي.

فَقَالُوا لَهُ: مِتَّ يَوْمَ مِتَّ وَ أَنْتَ عَلَى مَا نَرَى أَبْيَضُ الرَّأْسِ وَ اللَّحْيَةِ.

قَالَ: لا، وَ لَكِنْ لَمَّا سَمِعْتُ الصَّيْحَةَ اخْرُجُ اجْتَمَعَتْ تُرْبَةُ عِظَامِي إِلَى رُوحِي فَبَقِيَتْ فِيهِ، فَخَرَجْتُ فَزِعاً شَاخِصاً بَصَرِي مُهْطِعاً إِلَى صَوْتِ الدَّاعِي، فَابْيَضَّ لِذَلِكَ رَأْسِي وَ لِحْيَتِي.

دعا کردند و دعای آنان این گونه بود:

ای پروردگار ما! تو معبود مایی، ما جز تو معبودی نداریم تو آن پدید آورنده ای که غفلت در تو راه ندارد و آن زنده ای که هیچ گاه مرگ سراغش راه نیابد، برای تو هر روز کاری (بزرگ) است و هر چیز را بدون تعلیم می دانی با قدرت خود این میت را برای ما زنده گردان.

حضرتش فرمود: از آن قبر مردی که موی سر و ریش او سفید بود، بیرون آمد، او موهای سر خود را از خاک قبر تکان می داد و مضطرب بود و چشم خود را به سوی آسمان دوخته بود رو به آنان کرد و گفت: چه چیزی شما را در کنار قبر من متوقف ساخته است؟

گفتند: خواستیم از تو بپرسیم مزه مرگ را چگونه یافتی؟

گفت: نود و نه سال است که در قبر خود آرمیده ام و هنوز درد مرگ و سختی فراموش نکرده ام و هنوز مزه آن از گلویم بیرون نرفته است.

گفتند: آیا از روزی که مرده ای این گونه سر و ریش تو سفید بود؟

گفت: نه، ولی هنگامی که فریادی را شنیدم که بیرون بیا، تمام اجزای بدنم در روحم جمع شد و در آن ماند چون خارج شدم به خاطر آن فریاد مضطرب گشته، چشم خود را به بالا دوخته و هراسان بودم و به همین سبب موی و ریش من سفید گشت.

39- عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النُّوْفَلِي عَنِ السَّكُونِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ النبی صلى الله عليه واله وسلم:

مِنْ أَشْرَاطِ السَّاعَةِ أَنْ يَفْشُوَ الْفَالِجُ، وَ مَوْتُ الْفَجْأَةِ.

40- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ صَالِحٍ بْنِ أَبِي حَمَّادٍ رَفَعَهُ قَالَ: جَاءَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام إِلَى الْأَشْعَثِ بْنِ قَيْسٍ يُعَرِّيهِ بِأَحْ لَهُ يُقَالُ لَهُ: عَبْدُ الرَّحْمَانِ.

فَقَالَ لَهُ: أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام: إِنْ جَزِعْتَ فَحَقَّ الرَّحِمَ أَتَيْتَ وَ إِنْ صَبَرْتَ فَحَقَّ اللَّهِ أَدَّيْتَ، عَلَى أَنَّكَ إِنْ صَبَرْتَ جَرَى عَلَيْكَ الْقَضَاءُ وَأَنْتَ مَحْمُودٌ، وَإِنْ جَزِعْتَ جَرَى عَلَيْكَ الْقَضَاءُ وَ أَنْتَ مَذْمُومٌ.

فَقالَ لَهُ الْأَشْعَتُ: (إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ).

فَقالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام: تَدْرِي مَا تَأْوِيلُهَا.

فَقَالَ الْأَشْعَثُ: لَا، أَنْتَ غَايَةُ الْعِلْمِ وَ مُنْتَهَاهُ.

39- سکونی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: پیامبر صلى الله عليه واله وسلم فرمود:

از نشانه های قیامت این است که بیماری، رعشه و لرزه (سکته ناقص) و مرگ ناگهانی آشکار می گردد.

40- صالح بن ابی حمّاد در روایت مرفوعه ای گوید: امیر مؤمنان علی علیه السلام نزد اشعث بن قیسآمد تا او را در مرگ برادرش عبد الرحمان تسلیت گوید.

حضرتش به او فرمود: اگر بی تابی کنی حق رحم را ادا کرده ای و اگر صبر کنی حق خدا را ادا کرده ای با وجود این اگر صبر کنی حکم الهی بر تو جاری شده و تو ستایش خواهی شد، و اگر بی تابی کنی حکم الهی بر تو جاری شده است و تو سرزنش می شوی.

اشعث :گفت: (إِنَّا لِلَّهِ وَ أَنَّا إِلَيْهِ راجِعونَ).

امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمود: آیا می دانی معنای این چیست؟

اشعث گفت: نه، شما پایان دانش و منتهای آن هستی.

فَقَالَ لَهُ: أَمَّا قَوْلُكَ إِنَّا لِلَّهِ فَإِقْرَارٌ مِنْكَ بِالْمُلْكِ، وَأَمَّا قَوْلُكَ: «إِلَيْهِ رَاجِعُون) فَإِقْرَارٌ مِنْكَ بِالْهَلَاكِ.

41- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى يَرْفَعُهُ عَنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ علیه السلام قَالَ: دَعَا نَبِيٌّ مِنَ الْأَنْبِيَاءِ عَلَى قَوْمِهِ، فَقِيلَ لَهُ: أُسَلِّطْ عَلَيْهِمْ عَدُوَّهُمْ.

فَقالَ: لا.

فَقِيلَ لَهُ: فَالْجُوعَ؟

فَقالَ: لا.

فَقِيلَ لَهُ: مَا تُرِيدُ؟

فَقالَ: مَوْتٌ دَفِيقٌ يَحْزُنُ الْقَلْبَ وَيُقِلُ الْعَدَدَ، فَأُرْسِلَ إِلَيْهِمُ الطَّاعُونُ.

42- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطٍ رَفَعَهُ قَالَ: كَانَ عَبْدِاللهِ علیه السلام يَقُولُ عِنْدَ الْمُصِيبَةِ:

حضرتش فرمود: این که می گویی: (إِنَّا لِلهِ) اقرار به ملک خدا می کنی و این که می گویی: (الَيْهِ رَاجِعُون) اقراری از جانب تو به هلاکت است.

41- محمد بن یحیی در روایت مرفوعه ای گوید: امیر مؤمنان على علیه السلام فرمود:

پیامبری از پیامبران بر قوم خود نفرین کرد.

از جانب خدای تعالی به او گفته شد: آیا دشمن آنها را برایشان مسلط کنم؟

گفت نه.

گفته شد: پس گرسنگی را؟

گفت: نه.

به او گفته شد: پس چه می خواهی؟

گفت: مرگی سریع برای آنان می خواهم که دل را اندوهگین و از جمعیت بکاهد.

خداوند بیماری طاعون را به سوی آنان فرستاد.

42- علی بن اسباط در روایت مرفوعه ای گوید: امام صادق علیه السلام را رسم چنین بود که به هنگام مصیبت می فرمود: -

«الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَمْ يَجْعَلْ مُصِيبَتِي فِي دِينِي، وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَوْ شَاءَ أَنْ يَجْعَلَ مُصِيبَتِي أَعْظَمَ مِمَّا كَانَتْ، وَالْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَى الْأَمْرِ الَّذِي شَاءَ أَنْ يَكُونَ فَكَانَ».

43- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ سُلَيْمَانَ عَنْ عَبْدِ الْحَمِيدِ بْنِ أَبِي جَعْفَرِ علیه السلام الْفَرَّاءِ قَالَ: إِنَّ أَبَا جَعْفَرِ أَنْقَلَعَ ضِرْسٌ مِنْ أَضْرَاسِهِ، فَوَضَعَهُ فِي كَفِّهِ . ثُمَّ قَالَ: الْحَمْدُلِلَّهِ .

ثُمَّ قَالَ: يَا جَعْفَرًا إِذَا أَنَا مِتُّ وَ دَفَتْتَنِي فَادْفِنُهُ مَعِي.

ثُمَّ مَكَثَ بَعْدَ حِينٍ ثُمَّ انْقَلَعَ أَيْضاً آخَرُ، فَوَضَعَهُ عَلَى كَفِّهِ .

ثُمَّ قَالَ: الْحَمْدُ لِلَّهِ، يَا جَعْفَرُ! إِذَا مِتُّ فَادْفِنُهُ مَعِي.

44- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ بَكْرِ بْنِ مُحَمَّدِ الْأَزْدِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

(إِنَّ الْمَوْتَ الَّذِي تَفِرُّونَ مِنْهُ، فَإِنَّهُ مُلاقِيكُمْ...) إِلَى قَوْلِهِ: (تَعْمَلُونَ).

«الحَمْدُ لِلَّهِ الَّذى لَمْ يَجْعَلْ مصيبتي في ديني وَ الحَمْدُ لِلَّهِ الَّذي لَوْ شَاءَ أَنْ يَجْعَلَ مصيبتي أعظم ممَّا كَانَتْ، وَ الحَمْدُ لِلَّهِ على الأمر الذي شاءَ أنْ يَكونَ فَكَانَ»؛ «حمد و ستایش خداوندی را سزاست که مصیبت مرا در دینم قرار نداد حمد و سپاس خداوندی را سزا است که اگر می خواست می توانست مصیبتم را از آن چه که هست بزرگتر قرار دهد و حمد و سپاس خداوند را که بر کاری که خواست بشود، پس شد».

43- عبد الحمید فرّاء گوید: یکی از دندان های امام باقر علیه السلام کنده شد، حضرتش آن را در دست خود گرفت و فرمود: الحمدلله.

سپس (به امام صادق علیه السلام) فرمود: ای جعفر! هنگامی که وفات یافتم و مرا دفن نمودی آن را نیز با من دفن کن.

پس زمانی گذشت، باز دندان دیگری از حضرت افتاد آن را نیز بر دست خود گرفت و فرمود: الحمدلله، ای جعفر! چون وفات یافتم آن را با من دفن کن.

44- بكر بن محمد ازدی گوید: امام صادق علیه السلام در مورد گفتار خدای تعالی که می فرماید: «همانا آن مرگی که از آن می گریزید شما را ملاقات می کند...» فرمود: -

قَالَ: تَعُدُّ السِّنِينَ ثُمَّ تَعُدُّ الشُّهُورَ ثُمَّ تَعُدُّ الأَيامَ ثُمَّ تَعُدُّ السَّاعَاتِ، ثُمَّ تَعُدُّ النَّفَسَ (فَإِذَا جَاءَ أَجَلُهُمْ يَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً وَ لَا يَسْتَقْدِمُونَ).

45- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ الْقَدَّاحِ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ علیه السلام قَالَ:

سَمِعَ النَّبِيُّ صلى الله عليه واله وسلم امْرَأَةٌ حِينَ مَاتَ عُثْمَانُ بْنُ مَطْعُونٍ وَهِيَ تَقُولُ: هَنِيئاً لَكَ يَا أَبَا السَّائِبِ الْجَنَّةُ.

فَقالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه واله وسلم: وَ مَا عِلْمُكِ حَسْبُكِ أَنْ تَقُولِي؟ كَانَ يُحِبُّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ.

فَلَمَّا مَاتَ إِبْرَاهِيمُ ابْنُ رَسُولِ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم هَمَلَتْ عَيْنُ رَسُولِ اللهِ صلى الله عليه واله وسلم بِالدُّمُوع .

ثم قالَ النَّبِيُّ تَدْمَعُ العَيْن وَيَحْزَنُ الْقَلْبُ وَ لا تَقُولُ مَا يُسْخِطُ الرَّبِّ وَإِنَّا بِكَ يَا إِبْرَاهِيمَ! لَمَحْزُونُونَ.

ثم رأى النَّبِيُّ صلى الله عليه واله وسلم في قَبْرِهِ خَلَلاً فَسَوَّاهُ بِيَدِهِ.

سال ها را می شمارد، سپس ماه ها را و پس از آن روزها و ساعت ها را و در پایان نفس ها را می شمارد. «پس هرگاه اجل آنان فرا رسد نه ساعتی تأخیر دارد و نه ساعتی پیش افتد».

45- ابن قداح گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:

پیامبر صلى الله عليه واله وسلم به هنگام مرگ عثمان بن مظعون شنید که زنی می گفت: ای ابا سائب بهشت بر تو گوارا باد!

پیامبر صلى الله عليه واله وسلم فرمود: تو از کجا می دانی که او بهشت خواهد رفت؟! همین اندازه کافی است که بگویی او خداوند متعال و رسول او را دوست می داشت.

هنگامی که ابراهیم فرزند رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم وفات یافت از چشمان آن حضرت اشک جاری شد، سپس فرمود: از چشمم اشک جاری می گردد و دلم محزون می شود، ولی آن چیزی که پروردگار را خشمگین می کند نمی گوییم و ای ابراهیم! ما در فقدان تو اندوهگینیم.

آن گاه پیامبر گرامی صلى الله عليه واله وسلم بر قبر او رخنه ای دید، آن را با دست مبارک خود هموار کرد.

ثُمَّ قَالَ: إِذَا عَمِلَ أَحَدُكُمْ عَمَلاً فَلْيَقِين.

ثُمَّ قَالَ: الْحَقِّ بِسَلَفِكَ الصَّالِحِ عُثْمَانَ بْنِ مَطْعُونَ.

46- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ قَالَ: كَتَبَ إِلَى أَبِي جَعْفَرٍ علیه السلام رَجُلٌ يَشْكُو إِلَيْهِ مُصَابَهُ بِوَلَدٍ لَهُ، وَ شِدَّةَ مَا يَدْخُلُهُ.

فَقالَ: وَكَتَبَ علیه السلام إِلَيْهِ: أَمَا عَلِمْتَ أَنَّ اللَّهَ يَخْتَارُ مِنْ مَالِ الْمُؤْمِنِ وَ مِنْ وُلْدِهِ أنفسَهُ لِيَأْجُرَهُ عَلَى ذَلِكَ؟!

هَذَا آخِرُ كِتَابِ الْجَنَائِزِ مِنْ كِتَابِ «الْكَافِي» لِأَبِي جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ يَعْقُوبَ الْكُلَيْنِي رحمه الله.

وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَحْدَهُ، وَ صَلَّى اللهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ أَجْمَعِينَ، وَ يَتْلُوهُ كِتَابُ الصَّلَاةِ.

سپس فرمود: هرگاه کسی از شما کاری را انجام می دهد، باید آن را محکم کند.

آن گاه فرمود: به پیش رو، و به صالح پیشین خود، عثمان بن مظعون ملحق شو.

46- علی بن مهزیار گوید: مردی به امام جواد علیه السلام نامه ای نوشت و از مصیبت فرزندش و سختی آن شکایت کرد.

حضرتش در پاسخ نوشت: آیا نمی دانی که خداوند از مال و فرزند مؤمن، بهترین آن را می گیرد تا بدین سبب او را پاداش دهد؟!

پایان کتاب احکام مردگان از کتاب «کافی» تأليف ابو جعفر محمد بن يعقوب کلینی رحمه الله.

والحمد لله وحده و صلى الله على محمد و آله أجمعين.

و در پی آن، کتاب نماز خواهد آمد.