فرهنگ قرآن کلید راهیابی به موضوعات و مفاهیم قرآن کریم جلد 22

ghaemiyeh.com

مشخصات کتاب

سرشناسه : هاشمی رفسنجانی، اکبر، ۱۳۱۳ -

عنوان و نام پدیدآور : فرهنگ قرآن: کلید راهیابی به موضوعات و مفاهیم قرآن کریم / اکبر هاشمی‌رفسنجانی، محققان مرکز فرهنگ و معارف قرآن.

مشخصات نشر : قم: بوستان کتاب قم (انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، حوزه علمیه قم)، ۱۳۸۶-

مشخصات ظاهری : ج.

فروست : بوستان کتاب قم (انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، حوزه علمیه قم)؛ ۸۳۰، ۱۳۲۷، ۱۳۸۲، ۱۳۹۳، ۱۳۵۴، ۱۴۴۰، ۱۴۶۷، ۱۴۶۸، ۱۵۱۴، ۱۵۲۷، ۱۵۴۶، ۱۶۳۹، ۱۶۴۰‌٬ ۱۶۳۸، ۱۷۸۳، ۱۶۹۱. علوم قرآن؛ ۴۸، ۶۳، ۶۴، ۶۶، ۷۰، ۸۰، ۸۲، ۸۳، ۸۴، ۹۳، ۹۶، ۱۰۱، ۱۰۷، ۱۱۷، ۱۱۸، ۱۳۷، ۱۲۰‌٬ ۱۱۶. قرآن؛ ۱۰۳، ۱۴۹،۱۵۰، ۱۵۸، ۱۶۲، ۱۷۳، ۱۷۷، ۱۷۸، ۱۸۹، ۱۹۳، ۱۹۸، ۲۲۰، ۲۲۱، ۲۳۴، ۲۴۵‌٬ ۲۱۹.

آثار مرکز فرهنگ و معارف قرآن؛ ۱۹، ۴۱،۴۲، ۴۴، ۴۷، ۵۴، ۵۷، ۵۸، ۶۴، ۶۶، ۶۹، ۸۰، ۸۱، ۹۰، ۹۴‌٬ ۷۹.

شابک : دوره‌978-964-548-712-4 : ؛ ۷۰۰۰۰ ریال: ج. ۱‌978-964-548-383-6 : ؛ ۷۰۰۰۰ ریال (ج. ۱، چاپ سوم) ؛ ۷۵۰۰۰ ریال (ج. ۲، چاپ چهارم) ؛ ۷۰۰۰۰ ریال (ج.۳، چاپ چهارم) ؛ ۵۵۰۰۰ ریال (ج. ۴، چاپ چهارم) ؛ ۶۷۰۰۰ ریال (ج. ۵، چاپ دوم) ؛ ۶۷۰۰۰ ریال (ج. ۵، چاپ سوم) ؛ ۷۳۰۰۰ ریال (ج.۶، چاپ دوم) ؛ ۶۸۰۰۰ ریال (ج. ۷، چاپ دوم) ؛ ۷۰۰۰۰ ریال (ج.۸، چاپ دوم) ؛ ۶۰۰۰۰ ریال ( ج. ۹) ؛ ۷۵۰۰۰ ریال (ج.۹، چاپ دوم) ؛ ۷۵۰۰۰ ریال (ج. ۱۰) ؛ ۹۰۰۰۰ ریال (ج.۱۰، چاپ دوم) ؛ ۸۵۰۰۰ ریال: ج.۱۱: 978-964-548-839-8 ؛ ۷۲۰۰۰ ریال (ج. ۱۳) ؛ ۷۶۰۰۰ ریال(چاپ اول) : ج. ۱۴ ؛ ۹۰۰۰۰ ریال (ج.۱۶) ؛ ۷۵۰۰۰ ریال (ج. ۱۷، چاپ اول) ؛ ۷۵۰۰۰ ریال (ج.۱۸) ؛ ۹۰۰۰۰ ریال (ج.۲۰) ؛ ۱۲۵۰۰۰ریال: ج. ۲۱: 978-964-09-0279-0 ؛ ۱۲۵۰۰۰ ریال (ج. ۲۱، چاپ دوم)

وضعیت فهرست نویسی : برون‌سپاری

یادداشت : فارسی - عربی.

یادداشت : ص. ع. لاتینی شده: Akbar- e Hashemi- ye Rafsanjani. Farhang- e Ghoran: kelid- e rahyabi beh mowzu'at ....

یادداشت : ص. ع. به عربی: قاموس‌القرآن‌الکریم: مفتاح‌الوصول الی مفاهیم‌القرآن‌الکریم.

یادداشت : جلد بیست و یکم با همکاری پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی منتشر شده است.

یادداشت : چاپ چهارم.

یادداشت : ج. ۱ (چاپ اول و سوم: ۱۳۸۶).

یادداشت : ج. ۲ ، ۳ و ۴ (چاپ چهارم: ۱۳۸۶).

یادداشت : ج. ۵ و ۷ (چاپ دوم و سوم: ۱۳۸۶).

یادداشت : ج. ۹ و ۱۰ (چاپ اول: ۱۳۸۵).

یادداشت : ج.۶، ۷، ۸، ۹ و ۱۰ (چاپ دوم: ۱۳۸۶).

یادداشت : ج. ۱۴(چاپ اول : ۱۳۸۶).

یادداشت : ج. ۱۱ ٬ ۱۳ ، ۱۶، ۱۷ و ۱۸ (چاپ اول: ۱۳۸۶).

یادداشت : ج.۲۰ (چاپ اول: ۱۳۸۷).

یادداشت : ج. ۲۱ (چاپ اول و دوم: ۱۳۸۸).

یادداشت : کتابنامه.

مندرجات : ج. ۱. آب - آیین.- ج. ۲. ابابیل - ارض موعود.-ج.۳.ارض مقدس - اطاعت.- ج. ۴. اطعام - انار.- ج. ۵. انبیا - ایوب علیه السلام.- ج.۶. باب حطه - بهشت شداد.- ج. ۷. بیابان - ترور.- ج.۸. تزکیه - تنبیه.- ج. ۹. تنزیه - جنود ابلیس.- ج.۱۱.حکم. - ج.۱۰. جنودالهی - حق‌الیقین.- ج. ۱۳. خضوع - دعا.- ج. ۱۴. دفاع - رضاع.- ج.۱۶. سپاس- شرع. - ج. ۱۷. شرک - شنوایی.- ج. ۱۸. شورا - ضعف.- ج.۲۰. عبادالرحمن ـ علقه.- ج. ۲۱. علم - فاطمه علیهاالسلام

موضوع : قرآن -- فهرست مطالب

شناسه افزوده : حوزه علمیه قم. دفتر تبلیغات اسلامی. بوستان کتاب قم

شناسه افزوده : حوزه علمیه قم. دفتر تبلیغات اسلامی. مرکز فرهنگ و معارف قرآن

شناسه افزوده : پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی

رده بندی کنگره : BP۶۶/۶/ھ۲ف۴ ۱۳۸۶

رده بندی دیویی : ۲۹۷/۱۲

شماره کتابشناسی ملی : ۱۰۹۴۴۸۹

اشاره

پیشگفتار

اثر پربرگ «فرهنگ قرآن» کلید راهیابی آسان قرآن پژوهان به موضوعات و مفاهیم قرآن کریم است.

سنگ نخست این بنای رفیع به همتِ دولتمردی فرهیخته و قرآن پژوهی آشنا با زمان و مقتضیات آن نهاده شد. «آیت‌الله هاشمی رفسنجانی» - دام عزّه - در پس این اندیشه و باور که چینش آیات، در ذیل واژگان قرآنی ما را به همۀ معارف قرآن رهنمون نمی‌سازد، طرحی نو در افکندند. در این طرح، کاخی سر بر آورد که بسی بلندتر از معجمهای لفظیِ قرآن است، زیرا با نگاهی فراگیر، آیات به صورت روشمند در ذیل موضوعات طبقه‌بندی شده است.

فراهم آوردن چنین معجمی که بسیار فراتر از معجمهای لفظی است و به صورت جامع و آسان، اطلاعات و آموزه‌های قرآنی در هر موضوع را در اختیار مخاطب قرار می‌دهد، کاری بس دشوار، ظریف و نیازمند تبیین قواعد و اصولی است تا انتخاب مدخل، (موضوع) برداشتها، و طبقه بندی به صورت هماهنگ انجام شود. بخشی از اصولی که در شکل‌گیری این اثر مورد توجه بوده و به تفصیل در مقدمۀ جلد اوّل آمده، بدین شرح است:

یک. اصول و ضوابط مدخل‌گزینی

1.

ملاک انتخاب در مدخلها، قرآنی بودن و داشتن اطلاعات - هر چند اندک - است، به طوری که ذیل برخی از مدخلها، یک آیه و یا حتّی بخشی کوتاه از یک آیه ذکر شده است.

2.

در فارسی و یا عربی بودن، بیشتر به شناخته بودن آنها برای مخاطبان فارسی زبان توجّه شده است.

3.

اعلام مصرّح در قرآن، و اعلام غیر مصرّح که براساس روایات و کتابهای تفسیر و اسباب نزول، مُرادِ اشاره‌های قرآن‌اند، مدخل قرار گرفته‌اند.

4.

موضوعات علوم قرآن که در قرآن کریم به آنها اشاره شده باشد و از معارف قرآنی قلمداد شود، مدخل قرار گرفته است؛ مانند محکم و متشابه و نسخ.

دو. اصول و ضوابط برداشت از آیات

1.

در برداشت از آیات، چینش و نظم کنونی آیات مورد توجه بوده است، چنانکه برخی روایات، نظم فعلی آیات را توقیفی می‌داند. (1)

2.

در برداشتها از روایات شأن نزول و روایات تفسیری نیز استفاده شده است، البته مشروط به آنکه با مبانی شناخته شدۀ دینی سازگاری داشته باشد.

3.

در برداشتها مبنا بر این بوده که ظاهر کلمات قرآن براساس فهم عرف، دارای حجیّت و قابل استناد است. دعوت قرآن از مردم برای اندیشه‌ورزی در آیه‌های خود و توصیه به آنان برای عمل به مفاد آنها، همچنین روایاتی که مسلمانان را به مراجعه به قرآن و سنجش روایات براساس آیات، (2)دعوت می‌کند، دلیل گویایی بر این مبناست.

4.

در این اثر سعی بر آن بوده است که به همه ابعاد کارکرد زبان عربی توجّه شود و براساس این قواعد، برداشتهای مختلف صورت پذیرد.

5.

به سیاق آیات در برداشتها توجّه شده است.

6 . برداشتها در این مجموعه بر اساس قرائت مشهور، یعنی روایت «حفص از عاصم» است.

7. در گزارشهای قرآنی از پیشینیان، باور و مبنا بر آن است که هر آنچه قرآن نقل کرده و آن را نقد نکرده، مورد پذیرش قرآن بوده است.

8 . برخی از دریافتها و برداشتها، با نظر به روایات، شأن نزولها، لغت، احتمالها، تقدیم و تأخیر آیه‌ها، قرار گرفتن جمله‌ای در سیاق جمله و یا جمله هایی دیگر، الغای خصوصیت و مانند آنها استفاده شده است، به همین جهت، دلیل برداشت از آیه به صراحت بیان شده تا ابهامی باقی نماند.

سه. اصول و ضوابط طبقه‌بندی اطلاعات

1.

مدخلها در این مجموعه به صورت الفبایی تنظیم شده است.

2.

در ذیل مدخلها سرفصلهای اصلی و عناوین فرعی ذیل آن نیز به روش الفبایی طبقه‌بندی شده است.

3.

در بسیاری از موارد، عناوین فرعی در ردیف سرفصلهای اصلی، در جایگاه الفبایی خود آمده و ارجاع شده است؛ مثلاً «آب و آبادانی» گرچه فرعی «نقش آب» است، ولی به دلیل اهمیت، در جایگاه الفبایی خود آمده و به «نقش آب» ارجاع شده است.

4.

در ذیل برخی از مدخلهای عام، مانند «آشامیدنیها» و «اخلاق» که خود، مشتمل بر مدخلهای


1) 1) . الاتقان فی علوم القرآن، ج 1، ص 126 -\153؛ القرآن و روایات المدرستین، ج 1، ص 211 -\214

2) 2) . الکافی، ج 1، ص 69

متعددی است، فقط به ارائه اطلاعات کلی مدخلهای مربوط پرداخته شده و مباحث مربوط به مصادیق و مدخلهای ریز به مدخلهای مربوط ارجاع شده است، مثلاً اطلاعات آب، شراب، و... در آشامیدنیها نیامده، چنانکه اطلاعات دروغ، غیبت، و... در «اخلاق» نیامده است، بلکه به جایگاه الفبایی خود ارجاع شده است.

ویژگیهای صوری

1.

پس از مشاوره با صاحب نظران و بررسی آثار مشابه، بر آن شدیم تا این اثر را جهت سهولت در استفاده، با قطع وزیری چاپ کنیم.

2.

در آغاز اغلب مدخلها در شناسه‌ای به معنای لغوی، معنای اصطلاحی، محدودۀ مدخل، کلید واژه‌های اصلی قرآنی و اهمّ مباحث آن موضوع پرداخته شده است.

3.

در مدخلهای اعلام غیر مصرّح، از فیش نگاری پرهیز شده و فقط به گزارش شأن نزولها بسنده شده است، زیرا غالب شأن نزولهای نقل شده دربارۀ اعلام غیر مصرّح، قطعی نیست.

4.

گاهی در پانوشتها، عبارات و توضیحاتی افزوده شده است. این روش گرچه خلاف شیوۀ معجم نگاری است، ولی بیشتر بدان جهت است که استفادۀ همگانی از این مجموعه ممکن گردد، همچنین عناوین و موضوعات به ابهام و اجمال نگراید.

5.

از آنجا که در تدوین و تنظیم مطالب، مدار بر مدخلها بوده، گاه نیازی به ذکر کامل یک آیه دیده نمی‌شد و تنها بخشی از آن آیه که مربوط به مدخل بوده، ذکر شده است.

6 . توضیحات مشابه دربارۀ چند آیه، تنها یک جا نوشته شده و در سایر موارد به همان مورد اول ارجاع شده است.

7. غالباً واژه‌هایی که به صورت مدخل انتخاب شده در سر فصلهای اصلی و فرعی، مورد استفاده قرار گرفته است.

همکاران

مرکز فرهنگ و معارف قرآن، سپاس و تقدیر خود را نثار قلمها و همتهای بلندی می‌کند که چون جویبارهایی زلال، به این رودخانه پیوستند و هر یک گوشه‌ای از این جمال را آراستند. بسیارند کسانی که در ظهور این معجم بزرگ ، سهم دارند و دریغا که آراستن این مقدمه به نام یکایک آنان میسور نیست، و اما عزیزانی که در آفرینش این اثر نقش جدّی‌تری بر عهده گرفتند بدین شرح است:

همکاران علمی

1.

احمدی شاهرختی - ابوالحسن - ویراستار

2.

اورعی - مرتضی - مسئول بخش گزینش مدخلها

3.

باقریان - احمد - پژوهشگر و ارزیاب علمی

4.

بهرامی - حامد - پژوهشگر و ارزیاب علمی

5.

پاینده - مصطفی - پژوهشگر و ارزیاب علمی

6 . جانپور - عبدالحسین - پژوهشگر و مقابله و بازبینی

7. حسین‌زاده - قاسم - مقابله و بازبینی

8 . حسینی - سیّد تقی - پژوهشگر و ارزیاب علمی

9.

حیدری موسوی - سیّد حسن - پژوهشگر و ارزیاب علمی و عضو کمیتۀ هماهنگ‌سازی نمایه‌ها

10.

خراسانی -\لطف الله -\پژوهشگر، ارزیاب

11.

خیرخواه - احمد - پژوهشگر و ارزیاب علمی

12.

درایتی -\محمدحسن -\پژوهشگر

13.

سادات - سیّد محسن - پژوهشگر و ناظر و ارزیاب علمی و عضو شورای علمی گروه فرهنگنامه‌های قرآنی

14.

سحرخوان - محمّد - مسئول گروه مقابله و بازبینی

15.

سلیمانی - سیّد اسماعیل - پژوهشگر و ارزیاب علمی

16.

شیرزاد کمانگر - حسن - پژوهشگر و ارزیاب علمی

17.

علی نقی پور - احمد - پژوهشگر، ارزیاب علمی و عضو کمیتۀ هماهنگ‌سازی نمایه‌ها

18.عیسی زاده - عیسی - پژوهشگر، ناظر و ارزیاب علمی، عضو کمیتۀ هماهنگ‌سازی نمایه‌ها، عضو شورای علمی و سرپرست گروه فرهنگنامه‌های قرآنی

19.

فیروزمهر - محمّد مهدی - پژوهشگر و ارزیاب علمی

20.

کریمی - علیجان - پژوهشگر، ناظر و ارزیاب علمی و عضو شورای علمی گروه فرهنگنامه‌های قرآنی

21.

کوثری - عبّاس - پژوهشگر، ناظر و ارزیاب علمی و عضو شورای علمی گروه فرهنگنامه‌های قرآنی

22.

مزینانی - محمدجعفر - مدیر پژوهش

23.

مهدی زاده - حمزه - پژوهشگر و ارزیاب علمی

24.

میرعرب - فرج اللّٰه - پژوهشگر و ارزیاب علمی

25.

یغمایی - ابوالفضل - پژوهشگر و ارزیاب علمی

26.

یوسفی‌مقدّم - محمّدصادق - پژوهشگر، ناظر و ارزیاب علمی

سایر همکاران

1.

آزادی - باب الله - کارشناس امور نشر

2.

ابراهیمی - سیّد فتاح - حروف‌نگار

3.

ابراهیمی - سیّد هادی - حروف‌نگار

4.

احمدزاده - حسن - امور اجرائی

5.

حسینی‌طایقانی - منصور - حروف‌نگار

6 . محسنی نیا، محمد مهدی

در پایان، بذل توجّه و عنایات ویژۀ «آیت‌الله هاشمی رفسنجانی» - دامت افاضاته - را عرض امتنان و سپاس می‌داریم. بی‌گمان رهنمودها و تشویقهای ایشان در به ثمر نشستن این نهال، سهمی مهم دارد و از خدای رحمان خواستاریم که آن بزرگوار را همواره در راه خدمت به قرآن و معارف اهل‌بیت علیهم السلام توفیق روز افزون عنایت فرماید.

همچنین از حمایت و اهتمام ویژۀ شخصیت فرهیخته «حجةالاسلام والمسلمین جناب حاج آقای ربّانی» - سلمه الله تعالی - رئیس دفتر تبلیغات اسلامی حوزۀ علمیه قم و حجةالاسلام والمسلمین جناب حاج آقای مبلّغی - سلمه الله تعالی - ریاست محترم پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی تقدیر و تشکر می‌نماییم.

آرزومندیم همۀ آنان که به خدمت‌گزاری در ساحت مقدس وحی کوشا و بی‌دریغ‌اند، از عنایات و مراحم مستمر حضرت حق برخوردار بوده، در سرای باقی از شفاعت قرآن برخوردار باشند.

محمّدصادق یوسفی‌مقدّم

مدیر مرکز فرهنگ و معارف قرآن

پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی

دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم

فاطمه بنت ابی‌امیّه

فاطمه بنت ابی‌امیّه، همسر عمر بن خطاب بود که از هجرت به مدینه امتناع نمود و در مکّه باقی ماند. (1)

مفسّران، آیۀ 11 ممتحنه (60) را دربارۀ وی و دیگر زنانی دانسته‌اند که از هجرت به مدینه امتناع کردند و چون ازدواج و نگهداری زنان کافر ممنوع شده بود، شوهران آنان موظّف شدند در عوض جدایی از آنان مهریۀ آنان را بپردازند. (2)

فاطمه بنت اسد

فاطمه بنت اسد بن هاشم، مادر امام علی علیه السلام و از جمله زنان مهاجر به مدینه بود. پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: پس از وفات ابوطالب هیچ کس چون او به من مهربان نبود.

گویند: آن حضرت، فاطمه را در پیراهن خود کفن نمود. (3)برخی مفسّران، آیۀ 195 آل‌عمران(3) «انّی لا اضیع عمل عامل منکم من ذکر او انثیٰ فالّذین هاجروا...» را دربارۀ هجرت سه زن به نامهای فاطمه از جمله «فاطمه بنت اسد» دانسته‌اند که بر اثر شکنجه و آزار مشرکان مکّه، از این شهر به مدینه مهاجرت کردند. (4)

فاطمه بنت زبیر

فاطمه بنت زبیر بن عبدالمطّلب، از جمله زنان مهاجر به مدینه بود. (5)برخی مفسّران، آیۀ 195 آل‌عمران (3) را دربارۀ وی دانسته‌اند که در پی ایذا و آزار مشرکان مکّه، در معیّت امام علی علیه السلام و فاطمه دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله و فاطمه بنت اسد به مدینه هجرت کردند. (6)

فاتق / اسماوصفات

==>آسمان، زمین

فالق الاصباح / اسماوصفات

این اسم و صفت الهی اسم فاعل از «فَلَق» به معنای شکافنده است و «فلق اللّه الصّبح» یعنی خداوند


1) 1) . المحبّر، ص 432

2) 2) . تفسیر قمی، ج 2، ص 344؛ روح‌المعانی، ج 15، جزء 28، ص 115

3) 3) . اسدالغابه، ج 7، ص 212 -\213؛ الاصابه، ج 8 ،ص 268 -\269

4) 4) . کنزالدقائق، ج 3، ص 296؛ المیزان، ج 4، ص 91

5) 5) . الامالی، طوسی، مجلس 16، ص 470 -\471، ح 37؛مستدرک سفینةالبحار، ج 8 ، ص 264

6) 6) . کنزالدقائق، ج 3، ص 296؛ المیزان، ج 4، ص 91

سپیده را دمید و «فالق الاصباح» شکافندۀ تاریکی شب به نور بامدادان است. (1)این اسم و صفت الهی یک بار در قرآن آمده است:

فٰالِقُ الْإِصْبٰاحِ وَ جَعَلَ اللَّیْلَ سَکَناً .... انعام (6) 96

فالق الحبّ و النّویٰ / اسماوصفات

این اسم و صفت الهی، اسم فاعل به معنای شکافنده آمده است. این اسم و صفت خداوندی یک بار در قرآن آمده است: (2)

إِنَّ اللّٰهَ فٰالِقُ الْحَبِّ وَ النَّویٰ .... انعام (6) 95

فاعل / اسماوصفات

این اسم و صفت الهی به معنای انجام‌دهنده است و به صورت اسمی دو بار و به صورت فعلی ده بار در قرآن آمده است: (3)

تِلْکَ الرُّسُلُ فَضَّلْنٰا بَعْضَهُمْ عَلیٰ بَعْضٍ مِنْهُمْ مَنْ کَلَّمَ اللّٰهُ وَ رَفَعَ بَعْضَهُمْ دَرَجٰاتٍ وَ آتَیْنٰا عِیسَی ابْنَ مَرْیَمَ الْبَیِّنٰاتِ وَ أَیَّدْنٰاهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ وَ لَوْ شٰاءَ اللّٰهُ مَا اقْتَتَلَ الَّذِینَ مِنْ بَعْدِهِمْ مِنْ بَعْدِ مٰا جٰاءَتْهُمُ الْبَیِّنٰاتُ وَ لٰکِنِ اخْتَلَفُوا فَمِنْهُمْ مَنْ آمَنَ وَ مِنْهُمْ مَنْ کَفَرَ وَ لَوْ شٰاءَ اللّٰهُ مَا اقْتَتَلُوا وَ لٰکِنَّ اللّٰهَ یَفْعَلُ مٰا یُرِیدُ. بقره (2) 253

نیز ==> آل‌عمران (3) 40؛ ابراهیم (14) 27؛ ابراهیم (14) 45؛ ابراهیم (14) 79؛ ابراهیم (14) 104؛ حج (22) 14؛ حج (22) 18؛ صافّات (37) 34؛ مرسلات (77) 18؛ فجر (89) 6؛ فیل (105) 1

فتّاح / اسماوصفات

این اسم و صفت الهی به صورت اسمی [فتّاح] و به صورت فعلی [فتح] به معنای گشودن و داوری در قیامت میان مردم است (4)و به صورت اسمی یک بار در قرآن آمده است:

قُلْ یَجْمَعُ بَیْنَنٰا رَبُّنٰا ثُمَّ یَفْتَحُ بَیْنَنٰا بِالْحَقِّ وَ هُوَ الْفَتّٰاحُ الْعَلِیمُ . سبأ (34) 26

فتح

==>پیروزی

فتح المبین

اشاره

مشهور مفسّران «فتح المبین» را صلح حدیبیّه و آیۀ «انّا فتحنا لک فتحاً مبیناً» را اشاره به این پیروزی (5)و آن را


1) 1) . الاسنی فی شرح اسماء اللّه الحسنیٰ، قرطبی، ج 1،ص 346؛ اسما و صفات الهی، فقط در قرآن، ج 2، ص 1031 -\1032، با تلخیص و اقتباس

2) 2) . الأسنی فی شرح اسماء اللّه الحُسنیٰ، قرطبی، ج 1، ص 346؛ اسما و صفات الهی فقط در قرآن، ج 2، ص 1031

3) 3) . اسما و صفات الهی فقط در قرآن، ج 2، ص 1045 -\1047

4) 4) . الأسنی فی شرح اسماء اللّه الحسنیٰ، قرطبی، ج 1،ص 105 -\106؛ اسما و صفات الهی فقط در قرآن، ج 2، ص 1033 -\1038

5) 5) . مجمع‌البیان، ج 9 - 10، ص 166؛ الکشاف، ج 4،ص 331

مقدّمۀ فتح مکّه و خیبر و زمینۀ نابودی مشرکان و یهود دانسته‌اند. برخی مفسّران احتمال داده‌اند که «فتح المبین»، فتح مکّه یا فتح خیبر باشد. (1)بعضی از مفسّران نیز «فتح المبین» را پیروزی معنوی اسلام با دلایل، براهین و معجزات دانسته و آن را بزرگ‌ترین پیروزی شمرده‌اند. (2)در این مدخل با توجّه به احتمالات مزبور، از جمله‌های «انّا فتحنا لک فتحاً مبیناً»، «و اثابهم فتحاً قریباً»، «إذا جاء نصر الله و الفتح» و «فجعل من دون ذٰلک فتحاً قریباً» استفاده شده است.

آثار فتح المبین

==> خیبر، آثار غزوۀ خیبر، صلح حدیبیّه، آثار صلح حدیبیّه و فتح مکّه، آثار فتح مکّه

زمینه‌های فتح المبین

1. بیعت

1. بیعت مؤمنان با پیامبر صلی الله علیه و آله و اعلام وفاداری به آن حضرت، موجب تحقّق فتح المبین و پیروزی نمایان بر دشمنان:

إِنّٰا فَتَحْنٰا لَکَ فَتْحاً مُبِیناً

لَقَدْ رَضِیَ اللّٰهُ عَنِ الْمُؤْمِنِینَ إِذْ یُبٰایِعُونَکَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ مٰا فِی قُلُوبِهِمْ فَأَنْزَلَ السَّکِینَةَ عَلَیْهِمْ وَ أَثٰابَهُمْ فَتْحاً قَرِیباً. فتح (48) 1 و 18

2. رضایت خدا

2. خشنودی خدا از مؤمنان، زمینۀ دستیابی آنان به فتح المبین:

إِنّٰا فَتَحْنٰا لَکَ فَتْحاً مُبِیناً

لَقَدْ رَضِیَ اللّٰهُ عَنِ الْمُؤْمِنِینَ إِذْ یُبٰایِعُونَکَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ مٰا فِی قُلُوبِهِمْ فَأَنْزَلَ السَّکِینَةَ عَلَیْهِمْ وَ أَثٰابَهُمْ فَتْحاً قَرِیباً. فتح (48) 1 و 18

3. صداقت

3. صداقت و خلوص مؤمنان در وفاداری به پیامبر صلی الله علیه و آله ، زمینۀ فتح المبین و پیروزی نمایان آنان بر دشمنان:

إِنّٰا فَتَحْنٰا لَکَ فَتْحاً مُبِیناً

لَقَدْ رَضِیَ اللّٰهُ عَنِ الْمُؤْمِنِینَ إِذْ یُبٰایِعُونَکَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ مٰا فِی قُلُوبِهِمْ فَأَنْزَلَ السَّکِینَةَ عَلَیْهِمْ وَ أَثٰابَهُمْ فَتْحاً قَرِیباً. فتح (48) 1 و 18

مصادیق فتح المبین

1. پیروزی اسلام

4. پیروزی اسلام، از مصادیق فتح المبین:

إِنّٰا فَتَحْنٰا لَکَ فَتْحاً مُبِیناً. (3)فتح (48) 1

2. صلح حدیبیّه

5. صلح حدیبیّه، پیروزی درخشان و فتح المبین برای پیامبر صلی الله علیه و آله :

إِنّٰا فَتَحْنٰا لَکَ فَتْحاً مُبِیناً. (4)فتح (48) 1

لَقَدْ صَدَقَ اللّٰهُ رَسُولَهُ الرُّؤْیٰا بِالْحَقِّ لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرٰامَ إِنْ شٰاءَ اللّٰهُ ... فَجَعَلَ مِنْ دُونِ


1) 1) . مجمع‌البیان، ج 9 - 10، ص 166؛ الکشاف، ج 4،ص 331

2) 2) . مجمع‌البیان، ج 9 - 10، ص 168؛ الکشاف، ج 4،ص 333

3) 3) . بنا بر این احتمال که مقصود از «فتحاً مبیناً» پیروزی اسلام و اعلای کلمۀ آن باشد. (مجمع‌البیان، ج 9 -\10، ص 168؛ الکشاف، ج 4، ص 333)

4) 4) . مقصود از «فتحاً مبیناً» صلح حدیبیّه است. (مجمع‌البیان، ج 9 -\10، ص 166؛ الکشاف، ج 4، ص 333)

ذٰلِکَ فَتْحاً قَرِیباً. (1)فتح (48) 27

3. فتح خیبر

6. پیروزی نمایان پیامبر صلی الله علیه و آله بر یهودیان خیبر، از موارد فتح المبین:

إِنّٰا فَتَحْنٰا لَکَ فَتْحاً مُبِیناً. (2)فتح (48) 1

... وَ أَثٰابَهُمْ فَتْحاً قَرِیباً وَ مَغٰانِمَ کَثِیرَةً یَأْخُذُونَهٰا ... (3)فتح (48) 18 و 19

... فَجَعَلَ مِنْ دُونِ ذٰلِکَ فَتْحاً قَرِیباً. (4)

فتح (48) 27

4. فتح مکّه

7. فتح مکّه و پیروزی نمایان پیامبر صلی الله علیه و آله بر مشرکان مکّه، از مصادیق فتح المبین:

إِنّٰا فَتَحْنٰا لَکَ فَتْحاً مُبِیناً. (5)فتح (48) 1

وَ أُخْریٰ تُحِبُّونَهٰا نَصْرٌ مِنَ اللّٰهِ وَ فَتْحٌ قَرِیبٌ وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنِینَ . (6)صفّ (61) 13

إِذٰا جٰاءَ نَصْرُ اللّٰهِ وَ الْفَتْحُ

وَ رَأَیْتَ النّٰاسَ یَدْخُلُونَ فِی دِینِ اللّٰهِ أَفْوٰاجاً. (7)نصر (110) 1 و 2

نعمت فتح المبین

8. امتنان خدا بر پیامبر صلی الله علیه و آله به دلیل اعطای فتح المبین به وی:

إِنّٰا فَتَحْنٰا لَکَ فَتْحاً مُبِیناً ... وَ یُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَیْکَ وَ یَهْدِیَکَ صِرٰاطاً مُسْتَقِیماً.

فتح (48) 1 و 2

فتح مکّه

اشاره

فتح مکّه در ماه رمضان سال هشتم هجری اتّفاق افتاد. (8)پیامبر صلی الله علیه و آله همراه با ده هزار نفر از قبایل مختلف، در روز دهم ماه رمضان به طرف مکّه حرکت کرد و آن‌جا را فتح نمود. (9)در این سفر، همراهان رسول خدا صلی الله علیه و آله نمی‌دانستند که به سوی قریش می‌روند و یا قصد هوازن و ثقیف را دارند، (10)امّا پیامبر صلی الله علیه و آله پیروزمندانه وارد مکّه شد و در حالی که سوار بر مرکب خود بود کعبه را طواف کرد و بتهای آن را فرو ریخت. (11)در این مدخل، از آیات آغازین سورۀ فتح و آیاتی که ناظر به فتح مکّه است، استفاده شده است.

اهمّ عناوین: آثار فتح مکّه و زمینه‌های فتح مکّه.


1) 1) . بر این اساس که مراد از «فتحاً قریباً» صلح حدیبیّه باشد. (المیزان، ج 17 -\18، ص 291)

2) 2) . بنا بر این احتمال که «فتحاً مبیناً» فتح خیبر باشد. (مجمع‌البیان، ج 9 -\10، ص 167؛ الکشاف، ج 4، ص 333)

3) 3) . مقصود از «فتح قریب» و «مغانم کثیره» فتح خیبر و غنایم خیبر است. (مجمع‌البیان، ج 9 -\10، ص 176؛ الکشاف، ج 4، ص 340)

4) 4) . مقصود از «فتحاً قریباً» فتح خیبر است. (مجمع‌البیان،ج 9 -\10، ص 191؛ الکشاف، ج 4، ص 340)

5) 5) . بنا بر اینکه مقصود از «فتحاً مبیناً» فتح مکّه باشد. (الکشاف، ج 4، ص 331) مؤیّد برداشت مزبور روایتی از امام رضا علیه السلام است که فرمود: آن هنگام که خداوند مکّه را برای پیامبرش فتح نمود، فرمود: «انّا فتحناً لک فتحاً مبیناً». (تفسیر نورالثقلین، ج 5، ص 57، ح 18)

6) 6) . مقصود از «فتح قریب» فتح مکّه است. (مجمع‌البیان، ج 9 -\10، ص 423؛ تفسیر القرآن العظیم، ابن‌کثیر، ج 7، ص 315)

7) 7) . مقصود از «نصر اللّه و الفتح» پیروزی پیامبر صلی الله علیه و آله بر مشرکان در فتح مکّه است. (مجمع‌البیان، ج 9 -\10، ص 844؛ الکشاف، ج 4، ص 810)

8) 8) . المحبّر، ص 115 ؛ تاریخ طبری، ج 2، ص 152

9) 9) . المغازی، ج 2، ص 800 - 801 ؛ تاریخ طبری، ج 2،ص 156

10) 10) . المغازی، ج 2، ص 802

11) 11) . المغازی، ج 2، ص 831 -\832

آثار فتح مکّه

1.آرامش مؤمنان

1. فتح مکّه، موجب آرامش روحی مؤمنان:

إِنّٰا فَتَحْنٰا لَکَ فَتْحاً مُبِیناً

هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ السَّکِینَةَ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ لِیَزْدٰادُوا إِیمٰاناً مَعَ إِیمٰانِهِمْ ... (1)فتح (48) 1 و 4

2. نزول آرامش بر مؤمنان در فتح مکّه، نمودی از حاکمیّت خداوند بر جهان هستی:

إِنّٰا فَتَحْنٰا لَکَ فَتْحاً مُبِیناً

هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ السَّکِینَةَ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ ... وَ لِلّٰهِ جُنُودُ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ .... فتح (48) 1 و 4 و 7

2.اتمام نعمت

3. فتح مکّه، اتمام نعمت خداوند بر پیامبر صلی الله علیه و آله :

إِنّٰا فَتَحْنٰا لَکَ فَتْحاً مُبِیناً

لِیَغْفِرَ لَکَ اللّٰهُ مٰا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِکَ وَ مٰا تَأَخَّرَ وَ یُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَیْکَ ....

فتح (48) 1 و 2

3.اعتلای توحید

4. فتح مکّه، مایۀ ابطال ذلیلانۀ شرک و سربلندی توحید:

إِذٰا جٰاءَ نَصْرُ اللّٰهِ وَ الْفَتْحُ

وَ رَأَیْتَ النّٰاسَ یَدْخُلُونَ فِی دِینِ اللّٰهِ أَفْوٰاجاً

فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ وَ اسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ کٰانَ تَوّٰاباً. (2)نصر (110) 1 -\3

4. بازگشایی کعبه

5. بازگشایی کعبه در فتح مکّه، به وسیلۀ علی علیه السلام و ورود رسول خدا صلی الله علیه و آله به داخل آن:

إِنَّ اللّٰهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَمٰانٰاتِ إِلیٰ أَهْلِهٰا ... (3)

نساء (4) 58

5. پاسخ به بدگمانیها

6. فتح مکّه، پاسخی قاطع به بدگمانی منافقان و مشرکان، دربارۀ موفقیّتهای اسلام:

إِنّٰا فَتَحْنٰا لَکَ فَتْحاً مُبِیناً

لِیَغْفِرَ لَکَ اللّٰهُ مٰا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِکَ ... وَ یُعَذِّبَ الْمُنٰافِقِینَ وَ الْمُنٰافِقٰاتِ وَ الْمُشْرِکِینَ وَ الْمُشْرِکٰاتِ الظّٰانِّینَ بِاللّٰهِ ظَنَّ السَّوْءِ .... فتح (48) 1 و 2 و 6

6 . پیروزی

7. فتح مکّه، عامل پیروزی و شکست‌ناپذیری پیامبر صلی الله علیه و آله و اسلام:

إِنّٰا فَتَحْنٰا لَکَ فَتْحاً مُبِیناً

وَ یَنْصُرَکَ اللّٰهُ نَصْراً عَزِیزاً

لَقَدْ صَدَقَ اللّٰهُ رَسُولَهُ الرُّؤْیٰا بِالْحَقِّ لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرٰامَ إِنْ شٰاءَ اللّٰهُ آمِنِینَ مُحَلِّقِینَ رُؤُسَکُمْ وَ مُقَصِّرِینَ لاٰ تَخٰافُونَ فَعَلِمَ


1) 1) . ممکن است مقصود از «فتح مبین» فتح مکّه باشد. (مجمع‌البیان، ج 9 -\10، ص 166؛ الکشاف، ج 4، ص 331) گفتنی است برداشت مزبور را روایت امام رضا علیه السلام تأیید می‌کند که پس از فتح مکّه، خداوند به پیامبرش فرمود: انّا فتحنا لک فتحاً مبیناً. (تفسیر نورالثقلین، ج 5، ص 48، ح 8)

2) 2) . مقصود از فتح، فتح مکه است (الکشاف، ج 4، ص 810؛ المیزان، ج 20، ص 376) مأموریّت پیامبر صلی الله علیه و آله برای تسبیح، پس از تحقّق وعدۀ فتح مکّه از سوی خداوند، بیانگر مطلب یاد شده است. (المیزان، ج 20، ص 377)

3) 3) . گفته شده: آیۀ مذکور پس از فتح مکّه نازل شد، جهت‌اینکه عثمان بن طلحه کلیددار کعبه، از گشودن درب کعبه برای ورود رسول خدا صلی الله علیه و آله امتناع ورزید و علی علیه السلام کلید را از او گرفته، درب کعبه را به روی رسول خدا صلی الله علیه و آله گشود. پس از آن عبّاس، عموی حضرت تقاضا کرد کلید کعبه را به وی تحویل دهند که آیۀ یاد شده نازل شد و رسول خدا صلی الله علیه و آله به علی علیه السلام فرمود: کلید را به عثمان برگرداند. (الکشاف، ج 1، ص 523)

مٰا لَمْ تَعْلَمُوا فَجَعَلَ مِنْ دُونِ ذٰلِکَ فَتْحاً قَرِیباً

هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدیٰ وَ دِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ وَ کَفیٰ بِاللّٰهِ شَهِیداً. فتح (48) 1 و 3 و 27 و 28

إِذٰا جٰاءَ نَصْرُ اللّٰهِ وَ الْفَتْحُ

وَ رَأَیْتَ النّٰاسَ یَدْخُلُونَ فِی دِینِ اللّٰهِ أَفْوٰاجاً. نصر (110) 1 و 2

7. تحقّق وعده‌های خدا

8. فتح مکّه، سبب تحقّق وعده‌های خداوند، در غلبۀ اسلام بر تمامی ادیان:

لَقَدْ صَدَقَ اللّٰهُ رَسُولَهُ الرُّؤْیٰا بِالْحَقِّ لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرٰامَ إِنْ شٰاءَ اللّٰهُ آمِنِینَ مُحَلِّقِینَ رُؤُسَکُمْ وَ مُقَصِّرِینَ لاٰ تَخٰافُونَ فَعَلِمَ مٰا لَمْ تَعْلَمُوا فَجَعَلَ مِنْ دُونِ ذٰلِکَ فَتْحاً قَرِیباً

هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدیٰ وَ دِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ وَ کَفیٰ بِاللّٰهِ شَهِیداً.

فتح (48) 27 و 28

8 . تسبیح خداوند

9. موظّف شدن پیامبر صلی الله علیه و آله به تسبیح و تحمید پروردگار، پس از فتح مکّه:

إِذٰا جٰاءَ نَصْرُ اللّٰهِ وَ الْفَتْحُ

وَ رَأَیْتَ النّٰاسَ یَدْخُلُونَ فِی دِینِ اللّٰهِ أَفْوٰاجاً

فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ وَ اسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ کٰانَ تَوّٰاباً. نصر (110) 1 -\3

9. تکفیر گناهان

==> همین مدخل، آثار فتح مکّه، مغفرت

10. حقّانیّت اسلام

10. فتح مکّه، نشانۀ حقّانیّت اسلام و حمایت خداوند از پیامبر صلی الله علیه و آله در دیدگاه مردم عصر بعثت:

إِذٰا جٰاءَ نَصْرُ اللّٰهِ وَ الْفَتْحُ

وَ رَأَیْتَ النّٰاسَ یَدْخُلُونَ فِی دِینِ اللّٰهِ أَفْوٰاجاً. (1)نصر (110) 1 و 2

11. دنیاطلبی

11. بروز روحیّۀ ثروت‌اندوزی و کوتاهی در امر انفاق، در میان مسلمانان صدر اسلام، پس از فتح مکّه:

وَ مٰا لَکُمْ أَلاّٰ تُنْفِقُوا فِی سَبِیلِ اللّٰهِ ... لاٰ یَسْتَوِی مِنْکُمْ مَنْ أَنْفَقَ مِنْ قَبْلِ الْفَتْحِ وَ قٰاتَلَ أُولٰئِکَ أَعْظَمُ دَرَجَةً مِنَ الَّذِینَ أَنْفَقُوا مِنْ بَعْدُ وَ قٰاتَلُوا ... مَنْ ذَا الَّذِی یُقْرِضُ اللّٰهَ قَرْضاً ... (2)

حدید (57) 10 و 11

12. دوستی

12. فتح مکّه، زمینه‌ای برای پیدایش مودّت و دوستی، بین مسلمانان و اهل مکّه:

عَسَی اللّٰهُ أَنْ یَجْعَلَ بَیْنَکُمْ وَ بَیْنَ الَّذِینَ عٰادَیْتُمْ مِنْهُمْ مَوَدَّةً ... (3)ممتحنه (60) 7

13. رستگاری

13. فتح مکّه، درپی‌دارندۀ رستگاری بزرگ، برای مؤمنان:

إِنّٰا فَتَحْنٰا لَکَ فَتْحاً مُبِیناً

لِیُدْخِلَ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِنٰاتِ جَنّٰاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهٰارُ ...

وَ کٰانَ ذٰلِکَ عِنْدَ اللّٰهِ فَوْزاً عَظِیماً. فتح (48) 1 و 5


1) 1) . گرایش فوج فوج مردم به اسلام، پس از فتح مکّه، نشانۀ پی بردن آنان به حقّانیّت اسلام و پیامبر صلی الله علیه و آله است

2) 2) . آیات، مربوط به فتح مکّه بوده، انفاق کنندگان در راه‌دفاع از اسلام را ترغیب و تشویق و ترک‌کنندگان آن را مورد نکوهش شدید قرار داده است. (الکشاف، ج 4، ص 474؛ المیزان، ج 19، ص 153)

3) 3) . آیۀ مزبور، در مورد فتح مکّه است که با آن زمینۀ اسلام آوردن مشرکان مکّه و ایجاد الفت و دوستی بین آنان و مسلمانان شد. (الکشاف، ج 4، ص 515)

14. رهایی از سختی

14. فتح مکّه، زمینه‌ای برای رهایی مسلمانان، از شرایط سختِ پیش از آن:

... لاٰ یَسْتَوِی مِنْکُمْ مَنْ أَنْفَقَ مِنْ قَبْلِ الْفَتْحِ وَ قٰاتَلَ أُولٰئِکَ أَعْظَمُ دَرَجَةً مِنَ الَّذِینَ أَنْفَقُوا مِنْ بَعْدُ وَ قٰاتَلُوا .... حدید (57) 10

15. شکست کافران

15. شکست کافران و پیروزی مؤمنان، در فتح مکّه:

إِذٰا جٰاءَ نَصْرُ اللّٰهِ وَ الْفَتْحُ

وَ رَأَیْتَ النّٰاسَ یَدْخُلُونَ فِی دِینِ اللّٰهِ أَفْوٰاجاً. نصر (110) 1 و 2

16. گرایش به اسلام

16. فتح مکّه، زمینه‌ساز گرویدن مردم به اسلام:

وَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ هٰاجَرُوا ... وَ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْ بَعْدُ وَ هٰاجَرُوا ... (1)انفال (8) 74 و 75

إِذٰا جٰاءَ نَصْرُ اللّٰهِ وَ الْفَتْحُ

وَ رَأَیْتَ النّٰاسَ یَدْخُلُونَ فِی دِینِ اللّٰهِ أَفْوٰاجاً. نصر (110) 1 و 2

17. گسترش اسلام

17. فتح مکّه، زمینه‌ساز گسترش اسلام:

وَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ هٰاجَرُوا ... وَ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْ بَعْدُ وَ هٰاجَرُوا ... (2)انفال (8) 74 و 75

18. مغفرت

18. آمرزش مؤمنان و تکفیر گناهان آنان، پیامد فتح مکّه:

إِنّٰا فَتَحْنٰا لَکَ فَتْحاً مُبِیناً

لِیُدْخِلَ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِنٰاتِ جَنّٰاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهٰارُ خٰالِدِینَ فِیهٰا وَ یُکَفِّرَ عَنْهُمْ سَیِّئٰاتِهِمْ وَ کٰانَ ذٰلِکَ عِنْدَ اللّٰهِ فَوْزاً عَظِیماً. فتح (48) 1 و 5

آرزوی فتح مکّه

==> همین مدخل، علاقه به فتح مکّه

استغفار در فتح مکّه

19. پیامبر صلی الله علیه و آله ، مأمور استغفار و آمرزش‌خواهی از پروردگار، پس از فتح مکّه:

إِذٰا جٰاءَ نَصْرُ اللّٰهِ وَ الْفَتْحُ

وَ رَأَیْتَ النّٰاسَ یَدْخُلُونَ فِی دِینِ اللّٰهِ أَفْوٰاجاً

فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ وَ اسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ کٰانَ تَوّٰاباً. نصر (110) 1 -\3

بشارت فتح مکّه

20. بشارت فتح مکّه به پیامبر صلی الله علیه و آله از سوی خداوند:

وَ اقْتُلُوهُمْ حَیْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَ أَخْرِجُوهُمْ ... (3)

بقره (2) 191

إِنَّ الَّذِی فَرَضَ عَلَیْکَ الْقُرْآنَ لَرٰادُّکَ إِلیٰ مَعٰادٍ قُلْ رَبِّی أَعْلَمُ مَنْ جٰاءَ بِالْهُدیٰ وَ مَنْ هُوَ فِی ضَلاٰلٍ مُبِینٍ . (4)قصص (28) 85

إِنّٰا فَتَحْنٰا لَکَ فَتْحاً مُبِیناً. (5)فتح (48) 1

وَ أُخْریٰ تُحِبُّونَهٰا نَصْرٌ مِنَ اللّٰهِ وَ فَتْحٌ قَرِیبٌ


1) 1) . مقصود از «والّذین آمنوا من بعد» کسانی‌اند که پس از فتح مکّه ایمان آوردند. (مجمع‌البیان، ج 3 -\4، ص 864) معلوم می‌شود فتح مکّه زمینه‌ای برای ایمان آوردن آنها بوده است

2) 2) . بنا بر اینکه مقصود از «والّذین آمنوا من بعد» ایمان‌آورندگان پس از فتح مکّه باشد. (مجمع‌البیان، ج 3 -\4 ، ص 864) معلوم می‌شود فتح مکّه در گسترش اسلام نقش داشته است

3) 3) . آیۀ یاد شده، وعده‌ای است به مسلمانان، مبنی بر فتح‌مکّه. (تفسیر التحریروالتنویر، ج 2، جزء 2، ص 202)

4) 4) . بنا بر اینکه مقصود از «لرادّک الیٰ معاد» فتح مکّه و بازگشت ظفرمندانۀ رسول خدا صلی الله علیه و آله به آن باشد. (الکشاف، ج 3، ص 436؛ المیزان، ج 16، ص 86 و 88)

5) 5) . ممکن است مقصود از «فتحاً مبیناً» فتح مکّه باشد. (الکشاف، ج 4، ص 331؛ المیزان، ج 18، ص 253)

وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنِینَ . (1)صفّ (61) 13

إِذٰا جٰاءَ نَصْرُ اللّٰهِ وَ الْفَتْحُ . (2)نصر (110) 1

21. پیامبر صلی الله علیه و آله ، مأمور ابلاغ بشارت خداوند به مسلمانان، مبنی بر قریب‌الوقوع بودن فتح مکّه:

وَ أُخْریٰ تُحِبُّونَهٰا نَصْرٌ مِنَ اللّٰهِ وَ فَتْحٌ قَرِیبٌ وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنِینَ . (3)صفّ (61) 13

نیز ==> همین مدخل، پیشگویی فتح مکّه

بیعت با محمّد صلی الله علیه و آله در فتح مکّه

22. بیعت مسلمانان صدر اسلام با رسول خدا صلی الله علیه و آله در فتح مکّه:

یٰا أَیُّهَا النَّبِیُّ إِذٰا جٰاءَکَ الْمُؤْمِنٰاتُ یُبٰایِعْنَکَ ... (4)

ممتحنه (60) 12

پاداش فتح مکّه

23. فاتحان مکّه، برخوردار از پاداش الهی و بهشت:

... لاٰ یَسْتَوِی مِنْکُمْ مَنْ أَنْفَقَ مِنْ قَبْلِ الْفَتْحِ وَ قٰاتَلَ أُولٰئِکَ أَعْظَمُ دَرَجَةً مِنَ الَّذِینَ أَنْفَقُوا مِنْ بَعْدُ وَ قٰاتَلُوا وَ کُلاًّ وَعَدَ اللّٰهُ الْحُسْنیٰ ... (5)

حدید (57) 10

پیشگویی فتح مکّه

24. پیشگویی خداوند از فتح مکّه به دست مسلمانان:

وَ اقْتُلُوهُمْ حَیْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَ أَخْرِجُوهُمْ مِنْ حَیْثُ أَخْرَجُوکُمْ ... (6)بقره (2) 191

... فَعَسَی اللّٰهُ أَنْ یَأْتِیَ بِالْفَتْحِ ... (7)مائده (5) 52

وَ یَقُولُونَ مَتیٰ هٰذَا الْفَتْحُ ... قُلْ یَوْمَ الْفَتْحِ ... (8)

سجده (32) 28 و 29

عَسَی اللّٰهُ أَنْ یَجْعَلَ بَیْنَکُمْ وَ بَیْنَ الَّذِینَ عٰادَیْتُمْ مِنْهُمْ مَوَدَّةً ... (9)ممتحنه (60) 7

نیز ==> همین مدخل، بشارت به فتح مکّه

رضایت خدا در فتح مکّه

25. خشنودی خداوند از حرکت جهادی مسلمانان، برای فتح مکّه:

... یُخْرِجُونَ الرَّسُولَ وَ إِیّٰاکُمْ أَنْ تُؤْمِنُوا بِاللّٰهِ رَبِّکُمْ إِنْ کُنْتُمْ خَرَجْتُمْ جِهٰاداً فِی سَبِیلِی وَ ابْتِغٰاءَ مَرْضٰاتِی ... (10)ممتحنه (60) 1


1) 1) . مقصود از «فتح قریب» فتح مکّه است. (الکشاف، ج 4، ص 527)

2) 2) . مقصود از «اذا جاء نصراللّه و الفتح»، فتح مکّه است. (الکشاف، ج 4، ص 810؛ المیزان، ج 20، ص 376)

3) 3) . مقصود از «فتح قریب» فتح مکّه است و جملۀ «و بشّر المؤمنین» هم مأموریّت رسول خدا صلی الله علیه و آله را برای بشارت به آن می‌رساند. (الکشاف، ج 4، ص 527)

4) 4) . گفته شده: پس از فتح مکّه، مردان و زنان با رسول‌خدا صلی الله علیه و آله بیعت کردند. در مورد بیعت زنان، آیۀ مزبور نازل شد. (الکشاف، ج 4، ص 520؛ مجمع‌البیان، ج 9 -\10، ص 414 -\415)

5) 5) . مقصود از «فتح»، فتح مکّه است و مقصود از «الحسنیٰ»بهشت و ثواب آن است. (التبیان، ج 9، ص 523)

6) 6) . جملۀ «واخرجوهم من حیث اخرجوکم» تهدید مشرکان و وعدۀ فتح مکّه به مسلمانان است. (تفسیر التحریروالتنویر، ج 2، جزء 2، ص 202)

7) 7) . بنابراینکه مقصود از «فتح»، فتح مکّه باشد. (جامع‌البیان، ج 4، جزء 6 ، ص 378)

8) 8) . بنا بر اینکه مقصود از «یوم الفتح» فتح مکّه باشد.(الکشاف، ج 3، ص 517) معلوم می‌شود قبل از وقوع آن پیشگویی شده است

9) 9) . آیۀ مزبور، مربوط به فتح مکّه است و خدا با پیشگویی از آن با ایجاد الفت و دوستی بین مسلمانان و اهل مکّه خبر داده است. (همان، ج 4، ص 515)

10) 10) . بر اساس شأن نزول، آیه مربوط به حرکت مسلمانان برای فتح مکّه است. (همان، ص 511)

رؤیای فتح مکّه

26. رؤیای صادقانۀ پیامبر صلی الله علیه و آله از ورود به مکّه، با حالت آرامش:

لَقَدْ صَدَقَ اللّٰهُ رَسُولَهُ الرُّؤْیٰا بِالْحَقِّ لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرٰامَ إِنْ شٰاءَ اللّٰهُ آمِنِینَ ... فَعَلِمَ مٰا لَمْ تَعْلَمُوا فَجَعَلَ مِنْ دُونِ ذٰلِکَ فَتْحاً قَرِیباً. (1)

فتح (48) 27

زمینه‌های فتح مکه

1. امداد خدا

27. امدادهای الهی، زمینۀ پیروزی پیامبر صلی الله علیه و آله در فتح مکه:

إِنّٰا فَتَحْنٰا لَکَ فَتْحاً مُبِیناً

وَ یَنْصُرَکَ اللّٰهُ نَصْراً عَزِیزاً. فتح (48) 1 و 3

2. انفاق

28. انفاق مسلمانان در راه خدا، قبل از فتح مکه، زمینۀ تحقق آن:

... لاٰ یَسْتَوِی مِنْکُمْ مَنْ أَنْفَقَ مِنْ قَبْلِ الْفَتْحِ وَ قٰاتَلَ أُولٰئِکَ أَعْظَمُ دَرَجَةً مِنَ الَّذِینَ أَنْفَقُوا مِنْ بَعْدُ ... (2)حدید (57) 10

3. جهاد

29. جهاد مسلمانان و تلاش آنان، زمینه ساز فتح مکه:

... لاٰ یَسْتَوِی مِنْکُمْ مَنْ أَنْفَقَ مِنْ قَبْلِ الْفَتْحِ وَ قٰاتَلَ أُولٰئِکَ أَعْظَمُ دَرَجَةً مِنَ الَّذِینَ أَنْفَقُوا مِنْ بَعْدُ وَ قٰاتَلُوا .... حدید (57) 10

4. صلح حدیبیه

30. صلح حدیبیه، زمینه‌ای برای فتح مکه:

إِنّٰا فَتَحْنٰا لَکَ فَتْحاً مُبِیناً. (3)فتح (48) 1

لَقَدْ رَضِیَ اللّٰهُ عَنِ الْمُؤْمِنِینَ إِذْ یُبٰایِعُونَکَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ مٰا فِی قُلُوبِهِمْ فَأَنْزَلَ السَّکِینَةَ عَلَیْهِمْ وَ أَثٰابَهُمْ فَتْحاً قَرِیباً. (4)فتح (48) 18

علاقه به فتح مکّه

31. مسلمانان صدر اسلام، مشتاق فتح مکّه و در انتظار نصرت و امدادهای الهی:

وَ أُخْریٰ تُحِبُّونَهٰا نَصْرٌ مِنَ اللّٰهِ وَ فَتْحٌ قَرِیبٌ ... (5)

صفّ (61) 13

32. فتح مکّه، آرزوی دیرینۀ پیامبر صلی الله علیه و آله :

إِنَّ الَّذِی فَرَضَ عَلَیْکَ الْقُرْآنَ لَرٰادُّکَ إِلیٰ مَعٰادٍ قُلْ رَبِّی أَعْلَمُ مَنْ جٰاءَ بِالْهُدیٰ وَ مَنْ هُوَ فِی ضَلاٰلٍ مُبِینٍ . (6)قصص (28) 85

إِنّٰا فَتَحْنٰا لَکَ فَتْحاً مُبِیناً. فتح (48) 1

إِذٰا جٰاءَ نَصْرُ اللّٰهِ وَ الْفَتْحُ . نصر (110) 1


1) 1) . مقصود ار «رؤیا» رؤیای حضرت، مربوط به ورود به‌مکّه است. (الکشاف، ج 4، ص 345)

2) 2) . ارزشمندتر بودن انفاق قبل از فتح مکّه، به دلیل نقش آن در تحقّق آن پیروزی بزرگ است

3) 3) . بنا بر اینکه مقصود از «فتحاً مبیناً» فتح حاصل از صلح حدیبیّه باشد، زیرا خود، زمینه‌ای برای فتح مکّه شد. (المیزان، ج 18، ص 252 -\253)

4) 4) . بنا بر اینکه «فتحاً قریباً» فتح مکّه باشد. (مجمع‌البیان، ج 9 -\10، ص 176)

5) 5) . مقصود از «فتح قریب» فتح مکه است که مورد علاقۀ‌مسلمانان بود.(الکشاف، ج 4، ص 527)

6) 6) . بنا بر یک قول، مقصود از «معاد» مکه است. (مجمع‌البیان، ج 7 -\8 ، ص 347) پیشگویی خداوند و مژدۀ فتح مکّه به پیامبر صلی الله علیه و آله بیانگر این است که پیامبر صلی الله علیه و آله در آرزوی فتح مکّه بوده است

قریش در فتح مکّه

33. شکست قریش و دیگر مشرکان، در فتح مکّه:

إِذٰا جٰاءَ نَصْرُ اللّٰهِ وَ الْفَتْحُ . (1)نصر (110) 1

34. گرایش قریش و ورودشان به دین اسلام، در فتح مکّه:

إِذٰا جٰاءَ نَصْرُ اللّٰهِ وَ الْفَتْحُ

وَ رَأَیْتَ النّٰاسَ یَدْخُلُونَ فِی دِینِ اللّٰهِ أَفْوٰاجاً. نصر (110) 1 و 2

نعمت فتح مکّه

35. فتح مکّه و روی آوردن فوج فوج مردم به اسلام، نعمتی شایستۀ سپاس، از ناحیۀ پیامبر صلی الله علیه و آله :

إِذٰا جٰاءَ نَصْرُ اللّٰهِ وَ الْفَتْحُ

وَ رَأَیْتَ النّٰاسَ یَدْخُلُونَ فِی دِینِ اللّٰهِ أَفْوٰاجاً

فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ وَ اسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ کٰانَ تَوّٰاباً. (2)نصر (110) 1 -\3

36. فتح مکّه، اتمام نعمت خداوند بر پیامبر صلی الله علیه و آله :

إِنّٰا فَتَحْنٰا لَکَ فَتْحاً مُبِیناً ... وَ یُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَیْکَ .... فتح (48) 1 و 2

نیز ==> مکّه

فترت

==>نبوّت

فتنه

اشاره

فتنه در اصل به معنای قرار دادن طلا در آتش برای به دست آوردن خالصی آن است و در قرآن به معانی مختلفی همچون امتحان، عذاب، سوختن با آتش، بلیّه، سختی، اضلال، (3)شرک، بازداشتن از دین، (4)آشوب و اخلال در امور (5)استعمال شده است. این در حالی است که برخی معتقدند، اصل در مادّۀ «فتن» چیزی است که موجب اختلال و هرج و مرج همراه با اضطراب می‌شود و اموال، اولاد و کفر در قرآن از مصادیق آن است. (6)معنای مورد نظر در این مدخل، همین معنای اخیر می‌باشد که از واژۀ «فتنه» و سیاق بعضی آیات استفاده شده است.

آثار فتنه

1. فتنه‌انگیزی دشمنان، به منظور جلوگیری از گسترش اسلام:

وَ اقْتُلُوهُمْ حَیْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَ أَخْرِجُوهُمْ مِنْ حَیْثُ أَخْرَجُوکُمْ وَ الْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ وَ لاٰ تُقٰاتِلُوهُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ حَتّٰی یُقٰاتِلُوکُمْ فِیهِ فَإِنْ قٰاتَلُوکُمْ فَاقْتُلُوهُمْ کَذٰلِکَ جَزٰاءُ الْکٰافِرِینَ

وَ قٰاتِلُوهُمْ حَتّٰی لاٰ تَکُونَ فِتْنَةٌ وَ یَکُونَ الدِّینُ لِلّٰهِ ... (7)بقره (2) 191 و 193


1) 1) . مقصود از «فتح» فتح مکّه و منظور از «نصرالله» پیروزی بر قریش است. (جامع‌البیان، ج 15، جزء 30، ص 432)

2) 2) . موظّف شدن پیامبر صلی الله علیه و آله به تسبیح و تحمید، همراه با استغفار به درگاه الهی، جهت شکر نعمت فتح است. (مجمع‌البیان، ج 9 -\10، ص 844 ؛ المیزان، ج 20، ص 377)

3) 3) . مفردات، ص 623 و 624 ، «فتن»؛ التفسیر الکبیر، ج 4،ص 406

4) 4) . مجمع‌البیان، ج 1 -\2، ص 511 و 513

5) 5) . تفسیر التحریروالتنویر، ج 4، جزء 6 ، ص 276

6) 6) . التحقیق، ج 9، ص 23 -\25، «فتن»

7) 7) . «فتنه» در آیه، کفری است که سبب ظلم و هرج و مرج می‌شود. (التفسیر الکبیر، ج 2، ص 289 و 291)

... وَ الْفِتْنَةُ أَکْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ وَ لاٰ یَزٰالُونَ یُقٰاتِلُونَکُمْ حَتّٰی یَرُدُّوکُمْ عَنْ دِینِکُمْ .... بقره (2) 217

وَ قٰاتِلُوهُمْ حَتّٰی لاٰ تَکُونَ فِتْنَةٌ وَ یَکُونَ الدِّینُ کُلُّهُ لِلّٰهِ فَإِنِ انْتَهَوْا فَإِنَّ اللّٰهَ بِمٰا یَعْمَلُونَ بَصِیرٌ.

انفال (8) 39

2. فتنه‌انگیزی مشرکان، موجب صدور حکم جهاد، علیه آنان:

وَ اقْتُلُوهُمْ حَیْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَ أَخْرِجُوهُمْ مِنْ حَیْثُ أَخْرَجُوکُمْ وَ الْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ وَ لاٰ تُقٰاتِلُوهُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ حَتّٰی یُقٰاتِلُوکُمْ فِیهِ فَإِنْ قٰاتَلُوکُمْ فَاقْتُلُوهُمْ کَذٰلِکَ جَزٰاءُ الْکٰافِرِینَ

وَ قٰاتِلُوهُمْ حَتّٰی لاٰ تَکُونَ فِتْنَةٌ وَ یَکُونَ الدِّینُ لِلّٰهِ فَإِنِ انْتَهَوْا فَلاٰ عُدْوٰانَ إِلاّٰ عَلَی الظّٰالِمِینَ . بقره (2) 191 و 193

یَسْئَلُونَکَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرٰامِ قِتٰالٍ فِیهِ قُلْ قِتٰالٌ فِیهِ کَبِیرٌ وَ صَدٌّ عَنْ سَبِیلِ اللّٰهِ وَ کُفْرٌ بِهِ وَ الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ وَ إِخْرٰاجُ أَهْلِهِ مِنْهُ أَکْبَرُ عِنْدَ اللّٰهِ وَ الْفِتْنَةُ أَکْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ وَ لاٰ یَزٰالُونَ یُقٰاتِلُونَکُمْ حَتّٰی یَرُدُّوکُمْ عَنْ دِینِکُمْ إِنِ اسْتَطٰاعُوا وَ مَنْ یَرْتَدِدْ مِنْکُمْ عَنْ دِینِهِ فَیَمُتْ وَ هُوَ کٰافِرٌ فَأُولٰئِکَ حَبِطَتْ أَعْمٰالُهُمْ فِی الدُّنْیٰا وَ الْآخِرَةِ وَ أُولٰئِکَ أَصْحٰابُ النّٰارِ هُمْ فِیهٰا خٰالِدُونَ . بقره (2) 217

وَ قٰاتِلُوهُمْ حَتّٰی لاٰ تَکُونَ فِتْنَةٌ وَ یَکُونَ الدِّینُ کُلُّهُ لِلّٰهِ فَإِنِ انْتَهَوْا فَإِنَّ اللّٰهَ بِمٰا یَعْمَلُونَ بَصِیرٌ.

انفال (8) 39

3. فتنه‌انگیزی مشرکان، موجب صدور حکم اخراج آنان:

وَ اقْتُلُوهُمْ حَیْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَ أَخْرِجُوهُمْ مِنْ حَیْثُ أَخْرَجُوکُمْ وَ الْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ وَ لاٰ تُقٰاتِلُوهُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ حَتّٰی یُقٰاتِلُوکُمْ فِیهِ فَإِنْ قٰاتَلُوکُمْ فَاقْتُلُوهُمْ کَذٰلِکَ جَزٰاءُ الْکٰافِرِینَ

وَ قٰاتِلُوهُمْ حَتّٰی لاٰ تَکُونَ فِتْنَةٌ وَ یَکُونَ الدِّینُ لِلّٰهِ فَإِنِ انْتَهَوْا فَلاٰ عُدْوٰانَ إِلاّٰ عَلَی الظّٰالِمِینَ . بقره (2) 191 و 193

افشای فتنه

4. افشاگری خداوند، از فتنه و آشوب‌گری منافقان، در صورت شرکت در جنگ:

لَوْ خَرَجُوا فِیکُمْ مٰا زٰادُوکُمْ إِلاّٰ خَبٰالاً وَ لَأَوْضَعُوا خِلاٰلَکُمْ یَبْغُونَکُمُ الْفِتْنَةَ وَ فِیکُمْ سَمّٰاعُونَ لَهُمْ ... لَقَدِ ابْتَغَوُا الْفِتْنَةَ مِنْ قَبْلُ وَ قَلَّبُوا لَکَ الْأُمُورَ ... (1)توبه (9) 47 و 48

عوامل فتنه

1. انحراف قلبی

5. انحراف قلبی، عامل ایجاد فتنه و فساد، در جامعه:

... فَأَمَّا الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ زَیْغٌ فَیَتَّبِعُونَ مٰا تَشٰابَهَ مِنْهُ ابْتِغٰاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغٰاءَ تَأْوِیلِهِ ... (2)

آل‌عمران (3) 7

2. پذیرش ولایت کافران

6. ایجاد رابطۀ ولایی با کافران، زمینه‌ساز ایجاد فتنه و فسادگری، در زمین:

وَ الَّذِینَ کَفَرُوا بَعْضُهُمْ أَوْلِیٰاءُ بَعْضٍ إِلاّٰ تَفْعَلُوهُ


1) 1) . «فتنه» در آیات یاد شده بنا به نظر ابن‌عاشور، به معنای اخلال در امور آشوب و بی‌نظمی است. (تفسیر التحریروالتنویر، ج 6 ، جزء 10، ص 217)

2) 2) . بنا بر قولی «فتنه» در آیه، طرح متشابهات در دین،به‌گونه‌ای است که موجب درگیری و هرج و مرج شود. (التفسیر الکبیر، ج 3، ص 145)

تَکُنْ فِتْنَةٌ فِی الْأَرْضِ وَ فَسٰادٌ کَبِیرٌ. (1)انفال (8) 73

3. پیروی از آیات متشابه

7. پیروی از آیات متشابه قرآن از سوی افراد منحرف، سبب افتادن در دامن فتنه و آشوب:

هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ عَلَیْکَ الْکِتٰابَ مِنْهُ آیٰاتٌ مُحْکَمٰاتٌ هُنَّ أُمُّ الْکِتٰابِ وَ أُخَرُ مُتَشٰابِهٰاتٌ فَأَمَّا الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ زَیْغٌ فَیَتَّبِعُونَ مٰا تَشٰابَهَ مِنْهُ ابْتِغٰاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغٰاءَ تَأْوِیلِهِ وَ مٰا یَعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلاَّ اللّٰهُ وَ الرّٰاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ یَقُولُونَ آمَنّٰا بِهِ کُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنٰا وَ مٰا یَذَّکَّرُ إِلاّٰ أُولُوا الْأَلْبٰابِ .

آل‌عمران (3) 7

4. ترک امداد

8. سرباز زدن مسلمانان از حمایت یکدیگر، موجب فتنه و فساد در زمین:

إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا ... أُولٰئِکَ بَعْضُهُمْ أَوْلِیٰاءُ بَعْضٍ ... وَ إِنِ اسْتَنْصَرُوکُمْ فِی الدِّینِ فَعَلَیْکُمُ النَّصْرُ .... إِلاّٰ تَفْعَلُوهُ تَکُنْ فِتْنَةٌ فِی الْأَرْضِ وَ فَسٰادٌ کَبِیرٌ. (2)انفال (8) 72 و 73

5. تخلّف از محمّد صلی الله علیه و آله

9. تخلّف از دستورات حیاتبخش خدا و رسول صلی الله علیه و آله ، عامل بروز اخلال و فتنه‌ای فراگیر در جامعۀ اسلامی:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اسْتَجِیبُوا لِلّٰهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذٰا دَعٰاکُمْ لِمٰا یُحْیِیکُمْ ... وَ اتَّقُوا فِتْنَةً لاٰ تُصِیبَنَّ الَّذِینَ ظَلَمُوا مِنْکُمْ خَاصَّةً ... (3)

انفال (8) 24 و 25

6 . جاسوسی

10. جاسوسی و خبرچینی، موجب اخلال و آشوب، در بین صفوف رزمندگان:

لَوْ خَرَجُوا فِیکُمْ مٰا زٰادُوکُمْ إِلاّٰ خَبٰالاً وَ لَأَوْضَعُوا خِلاٰلَکُمْ یَبْغُونَکُمُ الْفِتْنَةَ وَ فِیکُمْ سَمّٰاعُونَ لَهُمْ وَ اللّٰهُ عَلِیمٌ بِالظّٰالِمِینَ

لَقَدِ ابْتَغَوُا الْفِتْنَةَ مِنْ قَبْلُ وَ قَلَّبُوا لَکَ الْأُمُورَ حَتّٰی جٰاءَ الْحَقُّ وَ ظَهَرَ أَمْرُ اللّٰهِ وَ هُمْ کٰارِهُونَ . (4)توبه (9) 47 و 48

7. خبر فاسق

11. اعتماد به خبر فاسق، عامل ایجاد فتنه و آشوب در جامعه:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ جٰاءَکُمْ فٰاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَیَّنُوا أَنْ تُصِیبُوا قَوْماً بِجَهٰالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلیٰ مٰا فَعَلْتُمْ نٰادِمِینَ . (5)حجرات (49) 6


1) 1) . ضمیر در «إلّا تفعلوه» به آنچه در آیات قبل امر شده برمی‌گردد که از جمله، تبرّی از کافران است. (مجمع‌البیان، ج 3 -\4، ص 864)

2) 2) . از جمله اوامر الهی، تعاون مسلمانان است و ضمیر در «إلّا تفعلوه» به آن اوامر برمی‌گردد. (همان) گفتنی است که «فتنه» در این آیه با توجّه به سیاق آشوب و اخلال در احوال و امور مردم را در برمی‌گیرد و از عبارت ابن‌عاشور هم، چنین برداشتی قابل استفاده است. (تفسیر التحریر والتنویر، ج 6 ، جزء 10، ص 88)

3) 3) . بنا بر قولی، «فتنه» در آیه به معنای هرج و مرج است.(مجمع‌البیان، ج 3 -\4 ، ص 821)

4) 4) . «و فیکم سمّاعون لهم» یعنی آنها [مشرکان] در میان شما جاسوسانی داشتند که اخباری را که از شما می‌شنیدند به اطّلاع آنها می‌رساندند. (التبیان، ج 5، ص 231؛ بیان‌المعانی، ج 6 ، ص 442)

5) 5) . در شأن نزول آیۀ مذکور گفته شده: رسول‌خدا صلی الله علیه و آله ولیدبن‌عقبه را مأمور جمع‌آوری صدقات از بنی‌المصطلق کرد. وقتی به سوی آنان رفت آنان به استقبالش آمدند. او به علّت دشمنیهای قبلی، فکر کرد برای قتل او آمدند، لذا برگشت و به رسول‌خدا صلی الله علیه و آله خبر داد که آنان قصد کشتن ما را داشتند. رسول‌خدا صلی الله علیه و آله برای جنگ با آنان آماده شد که آیۀ مزبور نازل شد. (مجمع‌البیان، ج 9 -\10، ص 198؛ الکشاف، ج 4، ص 359)

8 . ظلم

12. ظلم و ستمگری، عامل ایجاد فتنه در جامعه:

وَ اتَّقُوا فِتْنَةً لاٰ تُصِیبَنَّ الَّذِینَ ظَلَمُوا مِنْکُمْ خَاصَّةً وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللّٰهَ شَدِیدُ الْعِقٰابِ .

انفال (8) 25

13. ظلم به علی علیه السلام و مخالفت با خلافت او، پس از رسول خدا صلی الله علیه و آله ، سبب فتنه‌ای دامنگیر، در جامعۀ ایمانی:

وَ اتَّقُوا فِتْنَةً لاٰ تُصِیبَنَّ الَّذِینَ ظَلَمُوا مِنْکُمْ خَاصَّةً وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللّٰهَ شَدِیدُ الْعِقٰابِ . (1)

انفال (8) 25

9. عصیان

14. عصیان و تخلّف از فرمان خداوند، موجب بروز اختلال و فتنه در زمین:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اسْتَجِیبُوا لِلّٰهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذٰا دَعٰاکُمْ لِمٰا یُحْیِیکُمْ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللّٰهَ یَحُولُ بَیْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ وَ أَنَّهُ إِلَیْهِ تُحْشَرُونَ

وَ اتَّقُوا فِتْنَةً لاٰ تُصِیبَنَّ الَّذِینَ ظَلَمُوا مِنْکُمْ خَاصَّةً وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللّٰهَ شَدِیدُ الْعِقٰابِ . انفال (8) 24 و 25

فتنه‌انگیزان

کیفر فتنه‌انگیزان

15. فتنه‌انگیزی کافران علیه مسلمانان در مسجدالحرام، موجب کیفر آنان با کشته شدن به وسیلۀ جهاد مسلمانان علیه آنان:

وَ اقْتُلُوهُمْ حَیْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَ أَخْرِجُوهُمْ مِنْ حَیْثُ أَخْرَجُوکُمْ وَ الْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ وَ لاٰ تُقٰاتِلُوهُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ حَتّٰی یُقٰاتِلُوکُمْ فِیهِ فَإِنْ قٰاتَلُوکُمْ فَاقْتُلُوهُمْ کَذٰلِکَ جَزٰاءُ الْکٰافِرِینَ . بقره (2) 191

یَسْئَلُونَکَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرٰامِ قِتٰالٍ فِیهِ قُلْ قِتٰالٌ فِیهِ کَبِیرٌ وَ صَدٌّ عَنْ سَبِیلِ اللّٰهِ وَ کُفْرٌ بِهِ وَ الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ وَ إِخْرٰاجُ أَهْلِهِ مِنْهُ أَکْبَرُ عِنْدَ اللّٰهِ وَ الْفِتْنَةُ أَکْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ وَ لاٰ یَزٰالُونَ یُقٰاتِلُونَکُمْ حَتّٰی یَرُدُّوکُمْ عَنْ دِینِکُمْ إِنِ اسْتَطٰاعُوا .... بقره (2) 217

مبارزه با فتنه‌انگیزان

16. لزوم جهاد علیه فتنه‌انگیزان، تا برطرف شدن فتنۀ آنان:

... وَ أَخْرِجُوهُمْ مِنْ حَیْثُ أَخْرَجُوکُمْ وَ الْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ وَ لاٰ تُقٰاتِلُوهُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ حَتّٰی یُقٰاتِلُوکُمْ فِیهِ فَإِنْ قٰاتَلُوکُمْ فَاقْتُلُوهُمْ ... وَ قٰاتِلُوهُمْ حَتّٰی لاٰ تَکُونَ فِتْنَةٌ ...

فَإِنِ انْتَهَوْا فَلاٰ عُدْوٰانَ إِلاّٰ عَلَی الظّٰالِمِینَ .

بقره (2) 191 و 193

وَ قٰاتِلُوهُمْ حَتّٰی لاٰ تَکُونَ فِتْنَةٌ ... فَإِنِ انْتَهَوْا فَإِنَّ اللّٰهَ بِمٰا یَعْمَلُونَ بَصِیرٌ. انفال (8) 39

17. لزوم جهاد، علیه فتنه‌انگیزان، تا حاکمیّت دین خداوند در زمین:

وَ قٰاتِلُوهُمْ حَتّٰی لاٰ تَکُونَ فِتْنَةٌ وَ یَکُونَ الدِّینُ کُلُّهُ لِلّٰهِ فَإِنِ انْتَهَوْا فَإِنَّ اللّٰهَ بِمٰا یَعْمَلُونَ بَصِیرٌ.

انفال (8) 39

مصادیق فتنه‌انگیزان

1. اعتمادکنندگان به خبر فاسق
18. اعتمادکنندگان به خبر فاسق، ایجادکنندۀ فتنه در جامعه:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ جٰاءَکُمْ فٰاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَیَّنُوا


1) 1) . بر اساس روایتی از رسول‌خدا صلی الله علیه و آله است. (مجمع‌البیان،ج 3 -\4، ص 822 -\823؛ جلاء الاذهان، ج 3، ص 331)

أَنْ تُصِیبُوا قَوْماً بِجَهٰالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلیٰ مٰا فَعَلْتُمْ نٰادِمِینَ . حجرات (49) 6

2. جاسوسان
19. جاسوسان، عامل فتنه‌انگیزی در میان صفوف مؤمنان:

لَوْ خَرَجُوا فِیکُمْ مٰا زٰادُوکُمْ إِلاّٰ خَبٰالاً وَ لَأَوْضَعُوا خِلاٰلَکُمْ یَبْغُونَکُمُ الْفِتْنَةَ وَ فِیکُمْ سَمّٰاعُونَ لَهُمْ وَ اللّٰهُ عَلِیمٌ بِالظّٰالِمِینَ

لَقَدِ ابْتَغَوُا الْفِتْنَةَ مِنْ قَبْلُ وَ قَلَّبُوا لَکَ الْأُمُورَ حَتّٰی جٰاءَ الْحَقُّ وَ ظَهَرَ أَمْرُ اللّٰهِ وَ هُمْ کٰارِهُونَ . توبه (9) 47 و 48

3. ظالمان
20. فتنه‌انگیزی ظالمان، در جامعه:

وَ اتَّقُوا فِتْنَةً لاٰ تُصِیبَنَّ الَّذِینَ ظَلَمُوا مِنْکُمْ خَاصَّةً وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللّٰهَ شَدِیدُ الْعِقٰابِ .

انفال (8) 25

4. کافران
21. فتنه‌انگیزی کافران مکّه، علیه مسلمانان:

... وَ الْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ ... کَذٰلِکَ جَزٰاءُ الْکٰافِرِینَ . بقره (2) 191

... وَ الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ وَ إِخْرٰاجُ أَهْلِهِ مِنْهُ أَکْبَرُ عِنْدَ اللّٰهِ وَ الْفِتْنَةُ أَکْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ وَ لاٰ یَزٰالُونَ یُقٰاتِلُونَکُمْ حَتّٰی یَرُدُّوکُمْ عَنْ دِینِکُمْ .... بقره (2) 217

22. آواره ساختن مسلمانان از دیارشان، از مصادیق فتنه‌انگیزی کافران:

... وَ أَخْرِجُوهُمْ مِنْ حَیْثُ أَخْرَجُوکُمْ وَ الْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ .... بقره (2) 191

... وَ إِخْرٰاجُ أَهْلِهِ مِنْهُ أَکْبَرُ عِنْدَ اللّٰهِ وَ الْفِتْنَةُ أَکْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ .... بقره (2) 217

23. عدم جواز قتل کافران در مسجدالحرام، در صورت فتنه‌انگیزی آنان:

... وَ الْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ وَ لاٰ تُقٰاتِلُوهُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ حَتّٰی یُقٰاتِلُوکُمْ ... (1)بقره (2) 191

24. عدم جواز قتل کافران، در صورت خودداری آنان از فتنه‌انگیزی:

... وَ الْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ ... فَاقْتُلُوهُمْ ... فَإِنِ انْتَهَوْا فَإِنَّ اللّٰهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ وَ قٰاتِلُوهُمْ ... فَإِنِ انْتَهَوْا فَلاٰ عُدْوٰانَ إِلاّٰ عَلَی الظّٰالِمِینَ .

بقره (2) 191 -\193

5. متخلّفان
25. متخلّفان از دستورات خدا و رسول صلی الله علیه و آله ، ایجادکنندۀ اخلال و فتنۀ فراگیر در جامعه:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اسْتَجِیبُوا لِلّٰهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذٰا دَعٰاکُمْ لِمٰا یُحْیِیکُمْ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللّٰهَ یَحُولُ بَیْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ وَ أَنَّهُ إِلَیْهِ تُحْشَرُونَ

وَ اتَّقُوا فِتْنَةً لاٰ تُصِیبَنَّ الَّذِینَ ظَلَمُوا مِنْکُمْ خَاصَّةً وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللّٰهَ شَدِیدُ الْعِقٰابِ . انفال (8) 24 و 25

6 . مشرکان

==> همین مدخل، فتنه‌انگیزان، مصداق فتنه‌انگیزان، کافران

7. منافقان
26. منافقان جاسوس، عامل اختلاف و آشوب، در میان صفوف رزمندگان:

لَوْ خَرَجُوا فِیکُمْ مٰا زٰادُوکُمْ إِلاّٰ خَبٰالاً وَ لَأَوْضَعُوا خِلاٰلَکُمْ یَبْغُونَکُمُ الْفِتْنَةَ وَ فِیکُمْ سَمّٰاعُونَ لَهُمْ


1) 1) . جملۀ «والفتنة» بیان می‌دارد که کافران فتنه‌انگیز، همانند کافران محارب‌اند، لذا باید با آنان نبرد کرد و جملۀ «و لاتقاتلوهم عند المسجدالحرام...» به منزلۀ استثنا از این قانون است. صرف فتنه‌انگیزی کافران، مجوّز جنگ در مسجدالحرام نیست

وَ اللّٰهُ عَلِیمٌ بِالظّٰالِمِینَ

لَقَدِ ابْتَغَوُا الْفِتْنَةَ مِنْ قَبْلُ وَ قَلَّبُوا لَکَ الْأُمُورَ حَتّٰی جٰاءَ الْحَقُّ وَ ظَهَرَ أَمْرُ اللّٰهِ وَ هُمْ کٰارِهُونَ . (1)توبه (9) 47 و 48

8 . منحرفان
27. ایجاد فتنه و فساد در جامعه، از سوی منحرفان و پیروی‌کنندگان آیات متشابه:

هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ عَلَیْکَ الْکِتٰابَ مِنْهُ آیٰاتٌ مُحْکَمٰاتٌ هُنَّ أُمُّ الْکِتٰابِ وَ أُخَرُ مُتَشٰابِهٰاتٌ فَأَمَّا الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ زَیْغٌ فَیَتَّبِعُونَ مٰا تَشٰابَهَ مِنْهُ ابْتِغٰاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغٰاءَ تَأْوِیلِهِ وَ مٰا یَعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلاَّ اللّٰهُ وَ الرّٰاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ یَقُولُونَ آمَنّٰا بِهِ کُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنٰا وَ مٰا یَذَّکَّرُ إِلاّٰ أُولُوا الْأَلْبٰابِ .

آل‌عمران (3) 7

فتنه و قتل

288. فتنه‌انگیزی، بدتر از قتل:

... وَ الْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ .... بقره (2) 191

موانع فتنه

29. توجّه به عذاب شدید الهی، زمینه‌ساز پرهیز از فتنه‌گری و اخلالگری:

وَ اتَّقُوا فِتْنَةً لاٰ تُصِیبَنَّ الَّذِینَ ظَلَمُوا مِنْکُمْ خَاصَّةً وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللّٰهَ شَدِیدُ الْعِقٰابِ .

انفال (8) 25

نیز ==> ضلالت و فساد

فتوا

اشاره

فتوا برگرفته از مادّۀ «فتیٰ» در اصل به معنای نظریّۀ کامل و تمام در هر باره است، چه در مورد حکم الهی مثل «قل اللّه یفتیکم فی الکلالة» (2)و چه در امور تکوینی مثل «فاستفتهم الِربّک البنات» (3)و یا در امر جدید مجهول مثل «افتونی فی امری». (4)در نتیجه مخصوص احکام تشریعی نیست. برخی از لغت‌شناسان گفته‌اند: فتوا به معنای بیان کردن احکام مشکل است و اصل آن از «فتیٰ» به معنای جوان نیرومند است. با این مناسبت که احکام مشکل به واسطۀ توضیح و تبیین همانند جوان، قوّت و نیرومندی می‌گیرد. (5)فتوا در اصطلاح، عبارت است از بیان حکم شرعی کلّی، به صورت اجتهادی از کتاب و سنت، صرف نظر از انطباق آن بر موارد. (6)در این مدخل معنای اخیر مورد نظر است که از واژگان «فتیٰ»، «تفقّه» و جملۀ «اهل‌الذّکر» و عباراتی که معنای فتوا را می‌فهماند، استفاده شده است.

حکم فتوا

1. جواز فتوا دادن، از سوی عالم و آشنای به احکام:

وَ مٰا کٰانَ الْمُؤْمِنُونَ لِیَنْفِرُوا کَافَّةً فَلَوْ لاٰ نَفَرَ مِنْ کُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طٰائِفَةٌ لِیَتَفَقَّهُوا فِی الدِّینِ وَ لِیُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذٰا رَجَعُوا إِلَیْهِمْ


1) 1) . آیۀ شریفه در بارۀ منافقانی است که در میان مسلمانان جاسوسی می‌کردند. (مجمع‌البیان، ج 5 -\6 ، ص 55؛ تفسیر القرآن العظیم، ابن‌کثیر، ج 4، ص 140)

2) 2) . نساء (4) 176

3) 3) . صافّات (37) 149

4) 4) . نمل (27) 32

5) 5) . التحقیق، ج 9، ص 28 -\29، «فتی»

6) 6) . الاقطاب الفقهیه، ص 163؛ قاعدۀ لا ضرر و لا ضرار،ص 187؛ المصطلحات، مرکز المعجم الفقهی، ص 432 و 1935؛ دراسات فی ولایة الفقیه، ص 609

لَعَلَّهُمْ یَحْذَرُونَ . توبه (9) 122

وَ مٰا أَرْسَلْنٰا مِنْ قَبْلِکَ إِلاّٰ رِجٰالاً نُوحِی إِلَیْهِمْ فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لاٰ تَعْلَمُونَ .

نحل (16) 43

وَ مٰا أَرْسَلْنٰا قَبْلَکَ إِلاّٰ رِجٰالاً نُوحِی إِلَیْهِمْ فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لاٰ تَعْلَمُونَ . انبیاء (21) 7

2. حجّیّت فتوای فقیه، برای فرد ناآشنای به احکام:

وَ مٰا کٰانَ الْمُؤْمِنُونَ لِیَنْفِرُوا کَافَّةً فَلَوْ لاٰ نَفَرَ مِنْ کُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طٰائِفَةٌ لِیَتَفَقَّهُوا فِی الدِّینِ وَ لِیُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذٰا رَجَعُوا إِلَیْهِمْ لَعَلَّهُمْ یَحْذَرُونَ . (1)توبه (9) 122

وَ مٰا أَرْسَلْنٰا مِنْ قَبْلِکَ إِلاّٰ رِجٰالاً نُوحِی إِلَیْهِمْ فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لاٰ تَعْلَمُونَ .

نحل (16) 43

وَ مٰا أَرْسَلْنٰا قَبْلَکَ إِلاّٰ رِجٰالاً نُوحِی إِلَیْهِمْ فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لاٰ تَعْلَمُونَ . انبیاء (21) 7

شرایط فتوا

1. اجتهاد

3. لزوم اجتهاد و تفقّه در احکام، قبل از فتوا و بیان آن برای مردم:

وَ مٰا کٰانَ الْمُؤْمِنُونَ لِیَنْفِرُوا کَافَّةً فَلَوْ لاٰ نَفَرَ مِنْ کُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طٰائِفَةٌ لِیَتَفَقَّهُوا فِی الدِّینِ وَ لِیُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذٰا رَجَعُوا إِلَیْهِمْ لَعَلَّهُمْ یَحْذَرُونَ . توبه (9) 122

2. علم

4. اظهار نظر کردن و فتوا دادن در احکام، منوط به علم و آگاهی:

یٰا أَیُّهَا النّٰاسُ کُلُوا مِمّٰا فِی الْأَرْضِ حَلاٰلاً طَیِّباً وَ لاٰ تَتَّبِعُوا خُطُوٰاتِ الشَّیْطٰانِ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبِینٌ

إِنَّمٰا یَأْمُرُکُمْ بِالسُّوءِ وَ الْفَحْشٰاءِ وَ أَنْ تَقُولُوا عَلَی اللّٰهِ مٰا لاٰ تَعْلَمُونَ .

بقره (2) 168 و 169

مٰا جَعَلَ اللّٰهُ مِنْ بَحِیرَةٍ وَ لاٰ سٰائِبَةٍ وَ لاٰ وَصِیلَةٍ وَ لاٰ حٰامٍ وَ لٰکِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا یَفْتَرُونَ عَلَی اللّٰهِ الْکَذِبَ وَ أَکْثَرُهُمْ لاٰ یَعْقِلُونَ

وَ إِذٰا قِیلَ لَهُمْ تَعٰالَوْا إِلیٰ مٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ وَ إِلَی الرَّسُولِ قٰالُوا حَسْبُنٰا مٰا وَجَدْنٰا عَلَیْهِ آبٰاءَنٰا أَ وَ لَوْ کٰانَ آبٰاؤُهُمْ لاٰ یَعْلَمُونَ شَیْئاً وَ لاٰ یَهْتَدُونَ .

مائده (5) 103 و 104

5. فتوا دادن بدون علم، حرام و از مصادیق افترا بر خدا:

مٰا جَعَلَ اللّٰهُ مِنْ بَحِیرَةٍ وَ لاٰ سٰائِبَةٍ وَ لاٰ وَصِیلَةٍ وَ لاٰ حٰامٍ وَ لٰکِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا یَفْتَرُونَ عَلَی اللّٰهِ الْکَذِبَ وَ أَکْثَرُهُمْ لاٰ یَعْقِلُونَ . مائده (5) 103

وَ قٰالُوا هٰذِهِ أَنْعٰامٌ وَ حَرْثٌ حِجْرٌ لاٰ یَطْعَمُهٰا إِلاّٰ مَنْ نَشٰاءُ بِزَعْمِهِمْ وَ أَنْعٰامٌ حُرِّمَتْ ظُهُورُهٰا وَ أَنْعٰامٌ لاٰ یَذْکُرُونَ اسْمَ اللّٰهِ عَلَیْهَا افْتِرٰاءً عَلَیْهِ سَیَجْزِیهِمْ بِمٰا کٰانُوا یَفْتَرُونَ . انعام (6) 138

قَدْ خَسِرَ الَّذِینَ قَتَلُوا أَوْلاٰدَهُمْ سَفَهاً بِغَیْرِ عِلْمٍ وَ حَرَّمُوا مٰا رَزَقَهُمُ اللّٰهُ افْتِرٰاءً عَلَی اللّٰهِ قَدْ ضَلُّوا وَ مٰا کٰانُوا مُهْتَدِینَ . انعام (6) 140


1) 1) . آیۀ شریفه بر حجّیّت فتوای فقیه دلالت دارد، زیرا اگر انذار فقیه حجّت شرعی نبود، مقتضی برای وجوب انذار نیز وجود نداشت، بدین جهت که قاعدۀ قبح عقاب بلابیان، مقتضی عدم عقاب است، پس وجوب تحذّر از انذار فقیه، مستلزم حجّیّت است. (التنقیح فی شرح العروة الوثقی، الاجتهاد و التقلید، ص 86)

قُلْ أَ رَأَیْتُمْ مٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ لَکُمْ مِنْ رِزْقٍ فَجَعَلْتُمْ مِنْهُ حَرٰاماً وَ حَلاٰلاً قُلْ آللّٰهُ أَذِنَ لَکُمْ أَمْ عَلَی اللّٰهِ تَفْتَرُونَ

وَ مٰا ظَنُّ الَّذِینَ یَفْتَرُونَ عَلَی اللّٰهِ الْکَذِبَ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ إِنَّ اللّٰهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَی النّٰاسِ وَ لٰکِنَّ أَکْثَرَهُمْ لاٰ یَشْکُرُونَ .

یونس (10) 59 و 60

وَ لاٰ تَقُولُوا لِمٰا تَصِفُ أَلْسِنَتُکُمُ الْکَذِبَ هٰذٰا حَلاٰلٌ وَ هٰذٰا حَرٰامٌ لِتَفْتَرُوا عَلَی اللّٰهِ الْکَذِبَ إِنَّ الَّذِینَ یَفْتَرُونَ عَلَی اللّٰهِ الْکَذِبَ لاٰ یُفْلِحُونَ .

نحل (16) 116

6. حرمت اظهار نظر و افتا دربارۀ احکام دین، بدون علم و آگاهی:

وَ قٰالُوا لَنْ تَمَسَّنَا النّٰارُ إِلاّٰ أَیّٰاماً مَعْدُودَةً قُلْ أَتَّخَذْتُمْ عِنْدَ اللّٰهِ عَهْداً فَلَنْ یُخْلِفَ اللّٰهُ عَهْدَهُ أَمْ تَقُولُونَ عَلَی اللّٰهِ مٰا لاٰ تَعْلَمُونَ . بقره (2) 80

إِنَّمٰا یَأْمُرُکُمْ بِالسُّوءِ وَ الْفَحْشٰاءِ وَ أَنْ تَقُولُوا عَلَی اللّٰهِ مٰا لاٰ تَعْلَمُونَ . بقره (2) 169

ثَمٰانِیَةَ أَزْوٰاجٍ مِنَ الضَّأْنِ اثْنَیْنِ وَ مِنَ الْمَعْزِ اثْنَیْنِ قُلْ آلذَّکَرَیْنِ حَرَّمَ أَمِ الْأُنْثَیَیْنِ أَمَّا اشْتَمَلَتْ عَلَیْهِ أَرْحٰامُ الْأُنْثَیَیْنِ نَبِّئُونِی بِعِلْمٍ إِنْ کُنْتُمْ صٰادِقِینَ

وَ مِنَ الْإِبِلِ اثْنَیْنِ وَ مِنَ الْبَقَرِ اثْنَیْنِ قُلْ آلذَّکَرَیْنِ حَرَّمَ أَمِ الْأُنْثَیَیْنِ أَمَّا اشْتَمَلَتْ عَلَیْهِ أَرْحٰامُ الْأُنْثَیَیْنِ أَمْ کُنْتُمْ شُهَدٰاءَ إِذْ وَصّٰاکُمُ اللّٰهُ بِهٰذٰا فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَریٰ عَلَی اللّٰهِ کَذِباً لِیُضِلَّ النّٰاسَ بِغَیْرِ عِلْمٍ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یَهْدِی الْقَوْمَ الظّٰالِمِینَ . انعام (6) 143 و 144

سَیَقُولُ الَّذِینَ أَشْرَکُوا لَوْ شٰاءَ اللّٰهُ مٰا أَشْرَکْنٰا وَ لاٰ آبٰاؤُنٰا وَ لاٰ حَرَّمْنٰا مِنْ شَیْءٍ کَذٰلِکَ کَذَّبَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ حَتّٰی ذٰاقُوا بَأْسَنٰا قُلْ هَلْ عِنْدَکُمْ مِنْ عِلْمٍ فَتُخْرِجُوهُ لَنٰا إِنْ تَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَ إِنْ أَنْتُمْ إِلاّٰ تَخْرُصُونَ . انعام (6) 148

وَ إِذٰا فَعَلُوا فٰاحِشَةً قٰالُوا وَجَدْنٰا عَلَیْهٰا آبٰاءَنٰا وَ اللّٰهُ أَمَرَنٰا بِهٰا قُلْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یَأْمُرُ بِالْفَحْشٰاءِ أَ تَقُولُونَ عَلَی اللّٰهِ مٰا لاٰ تَعْلَمُونَ

قُلْ إِنَّمٰا حَرَّمَ رَبِّیَ الْفَوٰاحِشَ مٰا ظَهَرَ مِنْهٰا وَ مٰا بَطَنَ وَ الْإِثْمَ وَ الْبَغْیَ بِغَیْرِ الْحَقِّ وَ أَنْ تُشْرِکُوا بِاللّٰهِ مٰا لَمْ یُنَزِّلْ بِهِ سُلْطٰاناً وَ أَنْ تَقُولُوا عَلَی اللّٰهِ مٰا لاٰ تَعْلَمُونَ .

اعراف (7) 28 و 33

وَ لاٰ تَقُولُوا لِمٰا تَصِفُ أَلْسِنَتُکُمُ الْکَذِبَ هٰذٰا حَلاٰلٌ وَ هٰذٰا حَرٰامٌ لِتَفْتَرُوا عَلَی اللّٰهِ الْکَذِبَ إِنَّ الَّذِینَ یَفْتَرُونَ عَلَی اللّٰهِ الْکَذِبَ لاٰ یُفْلِحُونَ

مَتٰاعٌ قَلِیلٌ وَ لَهُمْ عَذٰابٌ أَلِیمٌ .

نحل (16) 116 و 117

قبول فتوا

7. لزوم قبول فتوای فقیه و فرد آگاه و آشنای به احکام:

وَ مٰا کٰانَ الْمُؤْمِنُونَ لِیَنْفِرُوا کَافَّةً فَلَوْ لاٰ نَفَرَ مِنْ کُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طٰائِفَةٌ لِیَتَفَقَّهُوا فِی الدِّینِ وَ لِیُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذٰا رَجَعُوا إِلَیْهِمْ لَعَلَّهُمْ یَحْذَرُونَ . (1)توبه (9) 122

وَ مٰا أَرْسَلْنٰا مِنْ قَبْلِکَ إِلاّٰ رِجٰالاً نُوحِی إِلَیْهِمْ


1) 1) . برخی فقها معتقدند که آیۀ مذکور بر وجوب پیروی و تقلید از مجتهد دلالت دارد، بدین جهت که بر وجوب حذر کردن افراد از انذارهای فقیه دلالت دارد و این تحذّر، زمانی حاصل می‌شود که انذار و فتوای فقیه عمل بشود. (التنقیح فی شرح العروة الوثقی، الاجتهاد و التقلید، ص 86)

فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لاٰ تَعْلَمُونَ . (1)

نحل (16) 43

وَ مٰا أَرْسَلْنٰا قَبْلَکَ إِلاّٰ رِجٰالاً نُوحِی إِلَیْهِمْ فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لاٰ تَعْلَمُونَ . انبیاء (21) 7

منابع فتوا

1. قرآن

8. قرآن و کلام الهی، از منابع فتوا و تبیین احکام برای مردم:

یَسْئَلُونَکَ عَنِ الْأَهِلَّةِ قُلْ هِیَ مَوٰاقِیتُ لِلنّٰاسِ وَ الْحَجِّ وَ لَیْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوا الْبُیُوتَ مِنْ ظُهُورِهٰا وَ لٰکِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقیٰ وَ أْتُوا الْبُیُوتَ مِنْ أَبْوٰابِهٰا وَ اتَّقُوا اللّٰهَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ . (2)بقره (2) 189

یَسْئَلُونَکَ مٰا ذٰا یُنْفِقُونَ قُلْ مٰا أَنْفَقْتُمْ مِنْ خَیْرٍ فَلِلْوٰالِدَیْنِ وَ الْأَقْرَبِینَ وَ الْیَتٰامیٰ وَ الْمَسٰاکِینِ وَ ابْنِ السَّبِیلِ وَ مٰا تَفْعَلُوا مِنْ خَیْرٍ فَإِنَّ اللّٰهَ بِهِ عَلِیمٌ . بقره (2) 215

یَسْئَلُونَکَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرٰامِ قِتٰالٍ فِیهِ قُلْ قِتٰالٌ فِیهِ کَبِیرٌ وَ صَدٌّ عَنْ سَبِیلِ اللّٰهِ وَ کُفْرٌ بِهِ وَ الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ وَ إِخْرٰاجُ أَهْلِهِ مِنْهُ أَکْبَرُ عِنْدَ اللّٰهِ وَ الْفِتْنَةُ أَکْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ وَ لاٰ یَزٰالُونَ یُقٰاتِلُونَکُمْ حَتّٰی یَرُدُّوکُمْ عَنْ دِینِکُمْ إِنِ اسْتَطٰاعُوا وَ مَنْ یَرْتَدِدْ مِنْکُمْ عَنْ دِینِهِ فَیَمُتْ وَ هُوَ کٰافِرٌ فَأُولٰئِکَ حَبِطَتْ أَعْمٰالُهُمْ فِی الدُّنْیٰا وَ الْآخِرَةِ وَ أُولٰئِکَ أَصْحٰابُ النّٰارِ هُمْ فِیهٰا خٰالِدُونَ . بقره (2) 217

یَسْئَلُونَکَ عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَیْسِرِ قُلْ فِیهِمٰا إِثْمٌ کَبِیرٌ وَ مَنٰافِعُ لِلنّٰاسِ وَ إِثْمُهُمٰا أَکْبَرُ مِنْ نَفْعِهِمٰا وَ یَسْئَلُونَکَ مٰا ذٰا یُنْفِقُونَ قُلِ الْعَفْوَ کَذٰلِکَ یُبَیِّنُ اللّٰهُ لَکُمُ الْآیٰاتِ لَعَلَّکُمْ تَتَفَکَّرُونَ . بقره (2) 219

فِی الدُّنْیٰا وَ الْآخِرَةِ وَ یَسْئَلُونَکَ عَنِ الْیَتٰامیٰ قُلْ إِصْلاٰحٌ لَهُمْ خَیْرٌ وَ إِنْ تُخٰالِطُوهُمْ فَإِخْوٰانُکُمْ وَ اللّٰهُ یَعْلَمُ الْمُفْسِدَ مِنَ الْمُصْلِحِ وَ لَوْ شٰاءَ اللّٰهُ لَأَعْنَتَکُمْ إِنَّ اللّٰهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ . بقره (2) 220

وَ یَسْئَلُونَکَ عَنِ الْمَحِیضِ قُلْ هُوَ أَذیً فَاعْتَزِلُوا النِّسٰاءَ فِی الْمَحِیضِ وَ لاٰ تَقْرَبُوهُنَّ حَتّٰی یَطْهُرْنَ فَإِذٰا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَیْثُ أَمَرَکُمُ اللّٰهُ إِنَّ اللّٰهَ یُحِبُّ التَّوّٰابِینَ وَ یُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِینَ . بقره (2) 222

وَ یَسْتَفْتُونَکَ فِی النِّسٰاءِ قُلِ اللّٰهُ یُفْتِیکُمْ فِیهِنَّ وَ مٰا یُتْلیٰ عَلَیْکُمْ فِی الْکِتٰابِ فِی یَتٰامَی النِّسٰاءِ اللاّٰتِی لاٰ تُؤْتُونَهُنَّ مٰا کُتِبَ لَهُنَّ وَ تَرْغَبُونَ أَنْ تَنْکِحُوهُنَّ وَ الْمُسْتَضْعَفِینَ مِنَ الْوِلْدٰانِ وَ أَنْ تَقُومُوا لِلْیَتٰامیٰ بِالْقِسْطِ وَ مٰا تَفْعَلُوا مِنْ خَیْرٍ فَإِنَّ اللّٰهَ کٰانَ بِهِ عَلِیماً. نساء (4) 127

یَسْتَفْتُونَکَ قُلِ اللّٰهُ یُفْتِیکُمْ فِی الْکَلاٰلَةِ إِنِ امْرُؤٌ هَلَکَ لَیْسَ لَهُ وَلَدٌ وَ لَهُ أُخْتٌ فَلَهٰا نِصْفُ مٰا تَرَکَ وَ هُوَ یَرِثُهٰا إِنْ لَمْ یَکُنْ لَهٰا وَلَدٌ فَإِنْ کٰانَتَا اثْنَتَیْنِ فَلَهُمَا الثُّلُثٰانِ مِمّٰا تَرَکَ وَ إِنْ کٰانُوا إِخْوَةً رِجٰالاً وَ نِسٰاءً فَلِلذَّکَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَیَیْنِ یُبَیِّنُ اللّٰهُ لَکُمْ أَنْ تَضِلُّوا وَ اللّٰهُ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ. نساء (4) 176

یَسْئَلُونَکَ مٰا ذٰا أُحِلَّ لَهُمْ قُلْ أُحِلَّ لَکُمُ الطَّیِّبٰاتُ


1) 1) . آیۀ شریفه بر وجوب سؤال به هنگام جهل دلالت‌می‌کند. روشن است که وجوب سؤال به تنهایی مقصود نیست، زیرا امری لغو و بی‌اثر خواهد بود. پس سؤال برای عمل کردن است و این به معنای جواز رجوع جاهل به عالِم و حجّیّت فتوای عالِم است. (التنقیح فی شرح العروة الوثقی، الاجتهاد و التقلید، ص 88 -\89)

2) 2) . بر این اساس که به هنگام استفتا و سؤال مردم خداوند متعال دستور می‌دهد که پیامبر صلی الله علیه و آله پاسخ آن را برای مردم با استناد به کلام خداوند بیان دارد

وَ مٰا عَلَّمْتُمْ مِنَ الْجَوٰارِحِ مُکَلِّبِینَ تُعَلِّمُونَهُنَّ مِمّٰا عَلَّمَکُمُ اللّٰهُ فَکُلُوا مِمّٰا أَمْسَکْنَ عَلَیْکُمْ وَ اذْکُرُوا اسْمَ اللّٰهِ عَلَیْهِ وَ اتَّقُوا اللّٰهَ إِنَّ اللّٰهَ سَرِیعُ الْحِسٰابِ . مائده (5) 4

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاٰ تَسْئَلُوا عَنْ أَشْیٰاءَ إِنْ تُبْدَ لَکُمْ تَسُؤْکُمْ وَ إِنْ تَسْئَلُوا عَنْهٰا حِینَ یُنَزَّلُ الْقُرْآنُ تُبْدَ لَکُمْ عَفَا اللّٰهُ عَنْهٰا وَ اللّٰهُ غَفُورٌ حَلِیمٌ .

مائده (5) 101

یَسْئَلُونَکَ عَنِ الْأَنْفٰالِ قُلِ الْأَنْفٰالُ لِلّٰهِ وَ الرَّسُولِ فَاتَّقُوا اللّٰهَ وَ أَصْلِحُوا ذٰاتَ بَیْنِکُمْ وَ أَطِیعُوا اللّٰهَ وَ رَسُولَهُ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ . انفال (8) 1

وَ مٰا أَرْسَلْنٰا مِنْ قَبْلِکَ إِلاّٰ رِجٰالاً نُوحِی إِلَیْهِمْ فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لاٰ تَعْلَمُونَ . (1)

نحل (16) 43

وَ مٰا أَرْسَلْنٰا قَبْلَکَ إِلاّٰ رِجٰالاً نُوحِی إِلَیْهِمْ فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لاٰ تَعْلَمُونَ . انبیاء (21) 7

2. سنّت

==> حکم، شناخت حکم، منابع شناخت حکم، سنّت

فجر

اشاره

فجر به معنای شکافتن وسیع است. به صبح از آن رو فجر گویند که [تاریکی] شب را شکافته است. (2)فجر دو گونه است: فجر کاذب، که عبارت است از سپیدی مستطیل شکل که همراه با سیاهی و تاریکی است، و فجر صادق که سپیدۀ گسترده و فراگیر افق است. (3)

در این مدخل فجر به معنای سپیده‌دم قبل از صبح و آغاز روز مقصود است و از واژۀ «الفجر» استفاده شده است.

طلوع فجر

1. طلوع فجر، پایان شب و معیار تشخیص آن، از روز:

... کُلُوا وَ اشْرَبُوا حَتّٰی یَتَبَیَّنَ لَکُمُ الْخَیْطُ الْأَبْیَضُ مِنَ الْخَیْطِ الْأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ ثُمَّ أَتِمُّوا الصِّیٰامَ إِلَی اللَّیْلِ .... بقره (2) 187

لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ

تَنَزَّلُ الْمَلاٰئِکَةُ وَ الرُّوحُ فِیهٰا ... سَلاٰمٌ هِیَ حَتّٰی مَطْلَعِ الْفَجْرِ.

قدر (97) 3 -\5

2. وجوب امساک از مبطلات روزه، از طلوع فجر تا شب:

... کُلُوا وَ اشْرَبُوا حَتّٰی یَتَبَیَّنَ لَکُمُ الْخَیْطُ الْأَبْیَضُ مِنَ الْخَیْطِ الْأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ ثُمَّ أَتِمُّوا الصِّیٰامَ إِلَی اللَّیْلِ .... بقره (2) 187

3. طلوع فجر، وقت اقامۀ نماز صبح:

أَقِمِ الصَّلاٰةَ لِدُلُوکِ الشَّمْسِ إِلیٰ غَسَقِ اللَّیْلِ وَ قُرْآنَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ کٰانَ مَشْهُوداً. (4)اسراء (17) 78

... مِنْ قَبْلِ صَلاٰةِ الْفَجْرِ .... نور (24) 58

4. هنگام طلوع فجر، وقت فضیلت اقامۀ فریضۀ صبح:

أَقِمِ الصَّلاٰةَ لِدُلُوکِ الشَّمْسِ إِلیٰ غَسَقِ اللَّیْلِ


1) 1) . برداشت بر این مبنا است که منظور از «ذکر»، قرآن باشد.(مجمع‌البیان، ج 5 -\6 ، ص 558)

2) 2) . مفردات، ص 625 -\626 ، «فجر»

3) 3) . المصباح‌المنیر، ص 462، «فجر»

4) 4) . مقصود از «قرآن الفجر» نماز صبح است. (مجمع‌البیان، ج 5 -\6 ، ص 667)

وَ قُرْآنَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ کٰانَ مَشْهُوداً. (1)

اسراء (17) 78

5. اقامۀ نماز صبح در اوّل فجر، مورد شهود فرشتگان الهی:

أَقِمِ الصَّلاٰةَ لِدُلُوکِ الشَّمْسِ إِلیٰ غَسَقِ اللَّیْلِ وَ قُرْآنَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ کٰانَ مَشْهُوداً. (2)

اسراء (17) 78

6. نقطۀ فجر در افق، مانند رشتۀ سفید:

... لَکُمُ الْخَیْطُ الْأَبْیَضُ مِنَ الْخَیْطِ الْأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ .... بقره (2) 187

عظمت فجر

7. سپیده‌دم (فجر)، لحظه‌ای با عظمت و بزرگ:

أَقِمِ الصَّلاٰةَ لِدُلُوکِ الشَّمْسِ إِلیٰ غَسَقِ اللَّیْلِ وَ قُرْآنَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ کٰانَ مَشْهُوداً. (3)

اسراء (17) 78

8. سوگند خداوند به فجر، بیانگر عظمت و بزرگی آن:

وَ الْفَجْرِ. فجر (89) 1

9. عظمت فجر، قابل درک، برای بهره‌مندان از عقل و خرد:

وَ الْفَجْرِ

وَ اللَّیْلِ إِذٰا یَسْرِ

هَلْ فِی ذٰلِکَ قَسَمٌ لِذِی حِجْرٍ. فجر (89) 1 و 4 و 5

10. قدرت خداوند بر شکافتن تاریکی شب، به وسیلۀ سپیدۀ صبح، دلیل توانمندی او بر دفع شرور:

قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ

مِنْ شَرِّ مٰا خَلَقَ .

فلق (113) 1 و 2

11. پدیدۀ فجر و پایان شب، تحت تدبیر و تقدیر خداوند:

فٰالِقُ الْإِصْبٰاحِ وَ جَعَلَ اللَّیْلَ سَکَناً وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ حُسْبٰاناً ذٰلِکَ تَقْدِیرُ الْعَزِیزِ الْعَلِیمِ .

انعام (6) 96

قسم به فجر

12. سوگند خداوند، به فجر سپیده‌دم صبح:

وَ الْفَجْرِ. فجر (89) 1

13. قسم به سپیده‌دم صبح، سوگندی شایسته، در دیدگاه خردمندان:

وَ الْفَجْرِ

هَلْ فِی ذٰلِکَ قَسَمٌ لِذِی حِجْرٍ. (4)

فجر (89) 1 و 5

14. سوگند خداوند به سپیده‌دم، موجب اطمینان خردمندان، در صحّت کلمات الهی:

وَ الْفَجْرِ

هَلْ فِی ذٰلِکَ قَسَمٌ لِذِی حِجْرٍ.

فجر (89) 1 و 5

15. سوگند خداوند به فجر و آفرینش آن، بیانگر قدرت وی، در نابودی طغیانگران و مفسدان:

وَ الْفَجْرِ

وَ اللَّیْلِ إِذٰا یَسْرِ

هَلْ فِی ذٰلِکَ قَسَمٌ


1) 1) . امام صادق علیه السلام در پاسخ به سؤال وقت فضیلت نمازصبح با استناد به آیۀ یاد شده فرمود: هنگام طلوع فجر است. (تفسیر نورالثقلین، ج 3، ص 201، ح 373)

2) 2) . بنا بر روایتی از امام صادق علیه السلام «و قرآن الفجر» نماز صبح‌است و مقصود از «مشهوداً» نیز فرشتگان شب و روزاند که آن را ثبت می‌کنند. (تفسیر نورالثقلین، ج 3، ص 201، ح 373)

3) 3) . از مشهود بودن نماز صبح و وقت آن می‌توان به عظمت‌آن پی برد. از اضافۀ «صلوٰة» به «فجر»، تعیین فجر، برای جواز اقامۀ نماز صبح استفاده می‌شود

4) 4) . از معانی «حجر» منع و بازداشتن است، چنانکه به عقل‌اطلاق می‌شود، چون که انسان را از آنچه که نفس بدان می‌خواند، منع می‌کند. (مفردات، ص 220، «حجر») و «لذی حجر» یعنی صاحبان عقل. (تفسیر القرآن العظیم، ابن‌کثیر، ج 8 ، ص 384؛ تفسیر القرآن العظیم، ابن‌ابی‌حاتم، ج 10، ص 3425)

لِذِی حِجْرٍ

أَ لَمْ تَرَ کَیْفَ فَعَلَ رَبُّکَ بِعٰادٍ

اَلَّتِی لَمْ یُخْلَقْ مِثْلُهٰا فِی الْبِلاٰدِ

وَ ثَمُودَ ...

وَ فِرْعَوْنَ ... الَّذِینَ طَغَوْا فِی الْبِلاٰدِ فَأَکْثَرُوا فِیهَا الْفَسٰادَ. فجر (89) 1 و 4 -\6 و 8 -\12

نیز صبح و فلق

فحش

==>دشنام

فحشا

==>گناه

فخرفروشی

==>تفاخر

فداکاری

==>ایثار

فدیه

اشاره

فدیه، حفظ انسان از گرفتاری و ناگواری به وسیلۀ چیزی است که عوض آن می‌دهد، (1)دادن مالی برای نجات، و عوض برای نجات اسیر می‌باشد. (2)فدیه در اصطلاح فقهی اسم است از «فداء» به معنای بدل که به واسطۀ آن، انسان از امر مکروه رهایی یابد و عوض از خون بوده که در اسلام، با گرفتن فدا، از قتل بعضی اسیران منصرف می‌شدند (3). از آنجا که تعریف فدیه از نظر لغت و اصطلاح با هم در تضاد نیست و در فرهنگ قرآن به معنای عام و گسترده‌ای به کار رفته که ساز گار با آنها است، در این مدخل، معنای عام مورد نظر است و از واژه‌های «فدی» و مشتقّات آن و «عدل» استفاده شده است.

اهمّ عناوین: فدیۀ اسیران، فدیه در بنی‌اسرائیل، فدیه در قیامت، مصادیق فدیه.

احکام فدیه

1. جواز گرفتن فدیه، در برابر آزادی اسیر:

ثُمَّ أَنْتُمْ هٰؤُلاٰءِ تَقْتُلُونَ أَنْفُسَکُمْ وَ تُخْرِجُونَ فَرِیقاً مِنْکُمْ مِنْ دِیٰارِهِمْ تَظٰاهَرُونَ عَلَیْهِمْ بِالْإِثْمِ وَ الْعُدْوٰانِ وَ إِنْ یَأْتُوکُمْ أُسٰاریٰ تُفٰادُوهُمْ وَ هُوَ مُحَرَّمٌ عَلَیْکُمْ إِخْرٰاجُهُمْ أَ فَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْکِتٰابِ وَ تَکْفُرُونَ بِبَعْضٍ فَمٰا جَزٰاءُ مَنْ یَفْعَلُ ذٰلِکَ مِنْکُمْ إِلاّٰ خِزْیٌ فِی الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا وَ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ یُرَدُّونَ إِلیٰ أَشَدِّ الْعَذٰابِ وَ مَا اللّٰهُ بِغٰافِلٍ عَمّٰا تَعْمَلُونَ . بقره (2) 85

یٰا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لِمَنْ فِی أَیْدِیکُمْ مِنَ الْأَسْریٰ إِنْ یَعْلَمِ اللّٰهُ فِی قُلُوبِکُمْ خَیْراً یُؤْتِکُمْ خَیْراً مِمّٰا أُخِذَ مِنْکُمْ وَ یَغْفِرْ لَکُمْ وَ اللّٰهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ . (4)

انفال (8) 70

فَإِذٰا لَقِیتُمُ الَّذِینَ کَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقٰابِ حَتّٰی إِذٰا أَثْخَنْتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الْوَثٰاقَ فَإِمّٰا مَنًّا بَعْدُ وَ إِمّٰا فِدٰاءً حَتّٰی تَضَعَ الْحَرْبُ أَوْزٰارَهٰا ذٰلِکَ وَ لَوْ یَشٰاءُ اللّٰهُ لاَنْتَصَرَ مِنْهُمْ وَ لٰکِنْ لِیَبْلُوَا بَعْضَکُمْ بِبَعْضٍ وَ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللّٰهِ فَلَنْ یُضِلَّ أَعْمٰالَهُمْ . محمّد (47) 4


1) 1) . مفردات، ص 627، «فدی»

2) 2) . المصباح، ج 2 - 1، ص 465، «فدی»

3) 3) . فرهنگ معارف اسلامی، ج 2، ص 1397

4) 4) . مراد از «ممّا اخذ منکم» فدیه است. (المیزان، ج 9،ص 137؛ الکشف و البیان، ج 4، ص 374)

2. جواز فدیۀ زوجه به همسر خود، برای طلاق از وی، در صورت ترس از مخالفت با حدود الهی:

اَلطَّلاٰقُ مَرَّتٰانِ فَإِمْسٰاکٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِیحٌ بِإِحْسٰانٍ وَ لاٰ یَحِلُّ لَکُمْ أَنْ تَأْخُذُوا مِمّٰا آتَیْتُمُوهُنَّ شَیْئاً إِلاّٰ أَنْ یَخٰافٰا أَلاّٰ یُقِیمٰا حُدُودَ اللّٰهِ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاّٰ یُقِیمٰا حُدُودَ اللّٰهِ فَلاٰ جُنٰاحَ عَلَیْهِمٰا فِیمَا افْتَدَتْ بِهِ تِلْکَ حُدُودُ اللّٰهِ فَلاٰ تَعْتَدُوهٰا وَ مَنْ یَتَعَدَّ حُدُودَ اللّٰهِ فَأُولٰئِکَ هُمُ الظّٰالِمُونَ . بقره (2) 229

3. جواز روزه، صدقه و یا قربانی با عنوان فدیۀ تراشیدن سر، قبل از قربانی در حج، در صورت بیماری و اذیّت سر:

وَ أَتِمُّوا الْحَجَّ وَ الْعُمْرَةَ لِلّٰهِ فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ فَمَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ وَ لاٰ تَحْلِقُوا رُؤُسَکُمْ حَتّٰی یَبْلُغَ الْهَدْیُ مَحِلَّهُ فَمَنْ کٰانَ مِنْکُمْ مَرِیضاً أَوْ بِهِ أَذیً مِنْ رَأْسِهِ فَفِدْیَةٌ مِنْ صِیٰامٍ أَوْ صَدَقَةٍ أَوْ نُسُکٍ فَإِذٰا أَمِنْتُمْ فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَی الْحَجِّ فَمَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ فَمَنْ لَمْ یَجِدْ فَصِیٰامُ ثَلاٰثَةِ أَیّٰامٍ فِی الْحَجِّ وَ سَبْعَةٍ إِذٰا رَجَعْتُمْ تِلْکَ عَشَرَةٌ کٰامِلَةٌ ذٰلِکَ لِمَنْ لَمْ یَکُنْ أَهْلُهُ حٰاضِرِی الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ وَ اتَّقُوا اللّٰهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللّٰهَ شَدِیدُ الْعِقٰابِ . بقره (2) 196

4. لزوم پرداخت فدیه، از سوی معذوران از روزه:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیٰامُ کَمٰا کُتِبَ عَلَی الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ

أَیّٰاماً مَعْدُودٰاتٍ فَمَنْ کٰانَ مِنْکُمْ مَرِیضاً أَوْ عَلیٰ سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَیّٰامٍ أُخَرَ وَ عَلَی الَّذِینَ یُطِیقُونَهُ فِدْیَةٌ طَعٰامُ مِسْکِینٍ فَمَنْ تَطَوَّعَ خَیْراً فَهُوَ خَیْرٌ لَهُ وَ أَنْ تَصُومُوا خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ .

بقره (2) 183 و 184

نیز ==> کفّارات

فدیۀ اسیران

5. مسلمانان، مجاز به گرفتن فدیه، در مقابل آزادسازی اسیران:

یٰا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لِمَنْ فِی أَیْدِیکُمْ مِنَ الْأَسْریٰ إِنْ یَعْلَمِ اللّٰهُ فِی قُلُوبِکُمْ خَیْراً یُؤْتِکُمْ خَیْراً مِمّٰا أُخِذَ مِنْکُمْ وَ یَغْفِرْ لَکُمْ وَ اللّٰهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ .

انفال (8) 70

فَإِذٰا لَقِیتُمُ الَّذِینَ کَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقٰابِ حَتّٰی إِذٰا أَثْخَنْتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الْوَثٰاقَ فَإِمّٰا مَنًّا بَعْدُ وَ إِمّٰا فِدٰاءً .... محمّد (47) 4

6. لزوم پرهیز از گرفتن اسیر، پیش از سرکوب کامل دشمن، برای دستیابی به فدیه:

مٰا کٰانَ لِنَبِیٍّ أَنْ یَکُونَ لَهُ أَسْریٰ حَتّٰی یُثْخِنَ فِی الْأَرْضِ تُرِیدُونَ عَرَضَ الدُّنْیٰا وَ اللّٰهُ یُرِیدُ الْآخِرَةَ وَ اللّٰهُ عَزِیزٌ حَکِیمٌ . انفال (8) 67

7. نوید جبران فدیۀ گرفته شده از اسیران جنگی، در صورت ایمان آوردن آنان:

یٰا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لِمَنْ فِی أَیْدِیکُمْ مِنَ الْأَسْریٰ إِنْ یَعْلَمِ اللّٰهُ فِی قُلُوبِکُمْ خَیْراً یُؤْتِکُمْ خَیْراً مِمّٰا أُخِذَ مِنْکُمْ وَ یَغْفِرْ لَکُمْ وَ اللّٰهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ .

انفال (8) 70

8. فدیه گرفتن از اسیران، برای آزادسازی از اختیارات امام مسلمانان:

فَإِذٰا لَقِیتُمُ الَّذِینَ کَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقٰابِ حَتّٰی إِذٰا

أَثْخَنْتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الْوَثٰاقَ فَإِمّٰا مَنًّا بَعْدُ وَ إِمّٰا فِدٰاءً ... (1)محمّد (47) 4

فدیه برای اسماعیل علیه السلام

9. قوچ بهشتی، فدیه‌ای از جانب خداوند به جای ذبح و قربانی شدن اسماعیل علیه السلام :

فَبَشَّرْنٰاهُ بِغُلاٰمٍ حَلِیمٍ فَلَمّٰا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْیَ قٰالَ یٰا بُنَیَّ إِنِّی أَریٰ فِی الْمَنٰامِ أَنِّی أَذْبَحُکَ فَانْظُرْ مٰا ذٰا تَریٰ قٰالَ یٰا أَبَتِ افْعَلْ مٰا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِی إِنْ شٰاءَ اللّٰهُ مِنَ الصّٰابِرِینَ

وَ نٰادَیْنٰاهُ أَنْ یٰا إِبْرٰاهِیمُ

وَ فَدَیْنٰاهُ بِذِبْحٍ عَظِیمٍ . (2)

صافّات (37) 101 و 102 و 104 و 107

10. فدیه دادن قوچ به جای ذبح اسماعیل علیه السلام ، پاداش احسان ابراهیم علیه السلام از جانب خداوند:

وَ إِنَّ مِنْ شِیعَتِهِ لَإِبْرٰاهِیمَ

فَلَمّٰا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْیَ قٰالَ یٰا بُنَیَّ إِنِّی أَریٰ فِی الْمَنٰامِ أَنِّی أَذْبَحُکَ فَانْظُرْ مٰا ذٰا تَریٰ قٰالَ یٰا أَبَتِ افْعَلْ مٰا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِی إِنْ شٰاءَ اللّٰهُ مِنَ الصّٰابِرِینَ

قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْیٰا إِنّٰا کَذٰلِکَ نَجْزِی الْمُحْسِنِینَ

وَ فَدَیْنٰاهُ بِذِبْحٍ عَظِیمٍ

کَذٰلِکَ نَجْزِی الْمُحْسِنِینَ .

صافّات (37) 83 و 102 و 105 و 107 و 110

11. فدیه دادن قوچ برای نجات جان اسماعیل علیه السلام از جانب خداوند، پس از انقیاد و تسلیم بودن اسماعیل و ابراهیم علیهما السلام در برابر فرمان الهی:

فَلَمّٰا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْیَ قٰالَ یٰا بُنَیَّ إِنِّی أَریٰ فِی الْمَنٰامِ أَنِّی أَذْبَحُکَ فَانْظُرْ مٰا ذٰا تَریٰ قٰالَ یٰا أَبَتِ افْعَلْ مٰا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِی إِنْ شٰاءَ اللّٰهُ مِنَ الصّٰابِرِینَ

وَ نٰادَیْنٰاهُ أَنْ یٰا إِبْرٰاهِیمُ

وَ فَدَیْنٰاهُ بِذِبْحٍ عَظِیمٍ .

صافّات (37) 102 و 104 و 107

فدیه به شوهر

==> همین مدخل، فدیه در طلاق

فدیۀ حلق

==> همین مدخل، فدیه در حج

فدیۀ خدا

==> همین مدخل، فدیه برای اسماعیل علیه السلام

فدیه در بنی‌اسرائیل

12. جواز آزادسازی اسیر با پرداخت فدیه در بنی‌اسرائیل، از جمله احکام کتاب آسمانی آنان:

وَ إِذْ أَخَذْنٰا مِیثٰاقَ بَنِی إِسْرٰائِیلَ لاٰ تَعْبُدُونَ إِلاَّ اللّٰهَ وَ بِالْوٰالِدَیْنِ إِحْسٰاناً وَ ذِی الْقُرْبیٰ وَ الْیَتٰامیٰ وَ الْمَسٰاکِینِ وَ قُولُوا لِلنّٰاسِ حُسْناً وَ أَقِیمُوا الصَّلاٰةَ وَ آتُوا الزَّکٰاةَ ثُمَّ تَوَلَّیْتُمْ إِلاّٰ قَلِیلاً مِنْکُمْ وَ أَنْتُمْ مُعْرِضُونَ

ثُمَّ أَنْتُمْ هٰؤُلاٰءِ تَقْتُلُونَ أَنْفُسَکُمْ وَ تُخْرِجُونَ فَرِیقاً مِنْکُمْ مِنْ دِیٰارِهِمْ تَظٰاهَرُونَ عَلَیْهِمْ بِالْإِثْمِ وَ الْعُدْوٰانِ وَ إِنْ یَأْتُوکُمْ أُسٰاریٰ تُفٰادُوهُمْ وَ هُوَ مُحَرَّمٌ عَلَیْکُمْ إِخْرٰاجُهُمْ أَ فَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْکِتٰابِ وَ تَکْفُرُونَ بِبَعْضٍ فَمٰا جَزٰاءُ مَنْ یَفْعَلُ ذٰلِکَ مِنْکُمْ إِلاّٰ خِزْیٌ فِی الْحَیٰاةِ


1) 1) . گرچه آیه در قالب جمع و خطاب به مسلمانان جهادگر است، ولی آزاد سازی اسیر از اختیارات حاکم مسلمین است و از این آیه می‌شود چنین برداشتی نمود، چنان که طبرسی می‌گوید: امام مسلمانان مخیر است بین آزاد سازی اسیران بدون فدیه یا با فدیه و بین به بردگی گرفتن آنان. (مجمع‌البیان، ج 9 - 10، ص 147)

2) 2) . امام رضا علیه السلام ذبح عظیم را قوچی بهشتی دانستند.(عیون اخبارالرّضا، ج 1، ص 210، باب 18، ح 1؛ تفسیر نورالثقلین، ج 4، ص 430، ح 95) مراد از «بغلام حلیم» اسماعیل علیه السلام می‌باشد. (تفسیر الصافی، ج 4، ص 276؛ تفسیر القرآن الکریم، ابن‌کثیر، ج 7، ص 23)

اَلدُّنْیٰا وَ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ یُرَدُّونَ إِلیٰ أَشَدِّ الْعَذٰابِ وَ مَا اللّٰهُ بِغٰافِلٍ عَمّٰا تَعْمَلُونَ . (1)بقره (2) 83 و 85

13. آزادی اسیران هم کیش، با دادن فدیۀ از جانب بنی اسرائیل:

وَ إِذْ أَخَذْنٰا مِیثٰاقَ بَنِی إِسْرٰائِیلَ لاٰ تَعْبُدُونَ إِلاَّ اللّٰهَ وَ بِالْوٰالِدَیْنِ إِحْسٰاناً وَ ذِی الْقُرْبیٰ وَ الْیَتٰامیٰ وَ الْمَسٰاکِینِ وَ قُولُوا لِلنّٰاسِ حُسْناً وَ أَقِیمُوا الصَّلاٰةَ وَ آتُوا الزَّکٰاةَ ثُمَّ تَوَلَّیْتُمْ إِلاّٰ قَلِیلاً مِنْکُمْ وَ أَنْتُمْ مُعْرِضُونَ

ثُمَّ أَنْتُمْ هٰؤُلاٰءِ تَقْتُلُونَ

أَنْفُسَکُمْ وَ تُخْرِجُونَ فَرِیقاً مِنْکُمْ مِنْ دِیٰارِهِمْ تَظٰاهَرُونَ عَلَیْهِمْ بِالْإِثْمِ وَ الْعُدْوٰانِ وَ إِنْ یَأْتُوکُمْ أُسٰاریٰ تُفٰادُوهُمْ وَ هُوَ مُحَرَّمٌ عَلَیْکُمْ إِخْرٰاجُهُمْ

أَ فَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْکِتٰابِ وَ تَکْفُرُونَ بِبَعْضٍ فَمٰا جَزٰاءُ مَنْ یَفْعَلُ ذٰلِکَ مِنْکُمْ إِلاّٰ خِزْیٌ فِی الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا وَ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ یُرَدُّونَ إِلیٰ أَشَدِّ الْعَذٰابِ وَ مَا اللّٰهُ بِغٰافِلٍ عَمّٰا تَعْمَلُونَ . بقره (2) 83 و 85

14. هشدار خداوند به بنی‌اسرائیل، در مورد عدم پذیرش هرگونه فدیه در قیامت:

یٰا بَنِی إِسْرٰائِیلَ اذْکُرُوا نِعْمَتِیَ ... وَ اتَّقُوا یَوْماً لاٰ تَجْزِی نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَیْئاً ... وَ لاٰ یُؤْخَذُ مِنْهٰا عَدْلٌ ... (2)بقره (2) 47 و 48

یٰا بَنِی إِسْرٰائِیلَ اذْکُرُوا نِعْمَتِیَ ... وَ اتَّقُوا یَوْماً ... لاٰ یُقْبَلُ مِنْهٰا عَدْلٌ .... بقره (2) 122 و 123

15. دریافت فدیه برای آزادی همکیشان از جانب بنی‌اسرائیل، از محرّمات دین یهود:

وَ إِذْ أَخَذْنٰا مِیثٰاقَ بَنِی إِسْرٰائِیلَ .... وَ إِنْ یَأْتُوکُمْ أُسٰاریٰ تُفٰادُوهُمْ ... فَمٰا جَزٰاءُ مَنْ یَفْعَلُ ذٰلِکَ مِنْکُمْ إِلاّٰ خِزْیٌ فِی الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا وَ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ یُرَدُّونَ إِلیٰ أَشَدِّ الْعَذٰابِ ... (3)بقره (2) 83 و 85

16. بنی‌اسرائیل، دریافت‌کنندۀ فدیه از همدیگر، در برابر آزادی اسیران‌شان:

وَ إِذْ أَخَذْنٰا مِیثٰاقَ بَنِی إِسْرٰائِیلَ .... وَ إِنْ یَأْتُوکُمْ أُسٰاریٰ تُفٰادُوهُمْ .... بقره (2) 83 و 85

17. فدیه گرفتن از همکیشان در بین بنی‌اسرائیل، درپی‌دارندۀ شدیدترین عذاب در آخرت:

وَ إِذْ أَخَذْنٰا مِیثٰاقَ بَنِی إِسْرٰائِیلَ .... وَ إِنْ یَأْتُوکُمْ أُسٰاریٰ تُفٰادُوهُمْ ... فَمٰا جَزٰاءُ مَنْ یَفْعَلُ ذٰلِکَ ...

وَ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ یُرَدُّونَ إِلیٰ أَشَدِّ الْعَذٰابِ ....

بقره (2) 83 و 85

18. فدیه گرفتن از همکیشان در بین بنی‌اسرائیل، درپی‌دارندۀ خواری و خفّت برای آنان:

وَ إِذْ أَخَذْنٰا مِیثٰاقَ بَنِی إِسْرٰائِیلَ .... وَ إِنْ یَأْتُوکُمْ أُسٰاریٰ تُفٰادُوهُمْ ... فَمٰا جَزٰاءُ مَنْ یَفْعَلُ ذٰلِکَ مِنْکُمْ إِلاّٰ خِزْیٌ فِی الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا ....

بقره (2) 83 و 85

19. دریافت فدیه برای آزادی اسیران همکیش از سوی بنی‌اسرائیل، متضادّ با ایمان در آیین و کتاب یهود:

وَ إِذْ أَخَذْنٰا مِیثٰاقَ بَنِی إِسْرٰائِیلَ .... وَ إِنْ یَأْتُوکُمْ أُسٰاریٰ تُفٰادُوهُمْ ... أَ فَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْکِتٰابِ وَ تَکْفُرُونَ بِبَعْضٍ .... بقره (2) 83 و 85

20. مذمّت بنی‌اسرائیل از طرف خداوند، به سبب دریافت فدیه از همدیگر، در مقابل آزادی اسیرانشان:

وَ إِذْ أَخَذْنٰا مِیثٰاقَ بَنِی إِسْرٰائِیلَ .... وَ إِنْ یَأْتُوکُمْ


1) 1) . جملۀ «أفتؤمنون ببعض الکتاب» دلالت دارد که آزادسازی اسیران از احکام تورات بوده است

2) 2) . کلمۀ «عدل» در آیه به معنای فدیه است. (جامع‌البیان، ج 1، جزء 1، ص 383؛ مجمع‌البیان، ج 1 -\2 ، ص 224)

3) 3) . وعدۀ عذاب در پایان به علّت بعضی اعمال از جمله فدیه گرفتن در مقابل آزادی همکیشان، می‌تواند دلیل حرمت باشد

أُسٰاریٰ تُفٰادُوهُمْ وَ هُوَ مُحَرَّمٌ عَلَیْکُمْ ... (1)

بقره (2) 83 و 85

21. گرفتن فدیه از اسیران برای آزادسازی آنان، از جانب بنی‌اسرائیل، به منزلۀ ایمان به بعضی از کتاب آسمانی و کفر به بعضی دیگر:

وَ إِذْ أَخَذْنٰا مِیثٰاقَ بَنِی إِسْرٰائِیلَ .... وَ إِنْ یَأْتُوکُمْ أُسٰاریٰ تُفٰادُوهُمْ ... أَ فَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْکِتٰابِ وَ تَکْفُرُونَ بِبَعْضٍ .... بقره (2) 83 و 85

فدیه در تورات

==> همین مدخل، فدیه در بنی‌اسرائیل

فدیه در حج

22. روزه، صدقه و یا قربانی، فدیۀ تراشیدن سر، قبل از قربانی در حج، در صورت بیماری و اذیّت سر:

وَ أَتِمُّوا الْحَجَّ وَ الْعُمْرَةَ لِلّٰهِ فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ فَمَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ وَ لاٰ تَحْلِقُوا رُؤُسَکُمْ حَتّٰی یَبْلُغَ الْهَدْیُ مَحِلَّهُ فَمَنْ کٰانَ مِنْکُمْ مَرِیضاً أَوْ بِهِ أَذیً مِنْ رَأْسِهِ فَفِدْیَةٌ مِنْ صِیٰامٍ أَوْ صَدَقَةٍ أَوْ نُسُکٍ ... (2)بقره (2) 196

نیز ==> حکم، حکم کفّارات، کفّارات در حج

فدیه در طلاق

23. جواز اعطای فدیه از طرف زن به شوهر خویش، در مقابل طلاق، هنگام ترس از مخالفت با حدود خدا:

اَلطَّلاٰقُ مَرَّتٰانِ ... وَ لاٰ یَحِلُّ لَکُمْ أَنْ تَأْخُذُوا مِمّٰا آتَیْتُمُوهُنَّ شَیْئاً إِلاّٰ أَنْ یَخٰافٰا أَلاّٰ یُقِیمٰا حُدُودَ اللّٰهِ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاّٰ یُقِیمٰا حُدُودَ اللّٰهِ فَلاٰ جُنٰاحَ عَلَیْهِمٰا فِیمَا افْتَدَتْ بِهِ ... (3)بقره (2) 229

فدیه در قیامت

24. عدم پذیرش هرگونه فدیه در قیامت، از هشدارهای خداوند به بنی‌اسرائیل:

یٰا بَنِی إِسْرٰائِیلَ اذْکُرُوا نِعْمَتِیَ الَّتِی أَنْعَمْتُ عَلَیْکُمْ ... وَ اتَّقُوا یَوْماً لاٰ تَجْزِی نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَیْئاً وَ لاٰ یُقْبَلُ مِنْهٰا شَفٰاعَةٌ وَ لاٰ یُؤْخَذُ مِنْهٰا عَدْلٌ ... (4)بقره (2) 47 و 48

یٰا بَنِی إِسْرٰائِیلَ اذْکُرُوا نِعْمَتِیَ الَّتِی أَنْعَمْتُ عَلَیْکُمْ ... وَ اتَّقُوا یَوْماً لاٰ تَجْزِی نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَیْئاً وَ لاٰ یُقْبَلُ مِنْهٰا عَدْلٌ ....

بقره (2) 122 و 123

25. توجّه به عدم پذیرش فدیه در قیامت، زمینه‌ساز ایمان به پیامبر صلی الله علیه و آله :

اَلَّذِینَ آتَیْنٰاهُمُ الْکِتٰابَ یَتْلُونَهُ حَقَّ تِلاٰوَتِهِ أُولٰئِکَ یُؤْمِنُونَ بِهِ ... وَ اتَّقُوا یَوْماً ... لاٰ یُقْبَلُ مِنْهٰا عَدْلٌ ... (5)بقره (2) 121 و 123

26. توجّه به عدم پذیرش فدیه از انسان در قیامت، زمینه‌ساز ایمان به کتاب آسمانی (قرآن):

اَلَّذِینَ آتَیْنٰاهُمُ الْکِتٰابَ یَتْلُونَهُ حَقَّ تِلاٰوَتِهِ


1) 1) . از سیاق آیات، سرزنش و مذمّت بنی اسرائیل فهمیده‌می‌شود

2) 2) . «نُسُک» قربانی است. (التّفسیر الکبیر، ج 2، ص 307)

3) 3) . خداوند، در صدر آیه می‌فرماید: هنگام طلاق جایز نیست چیزی [مهریه] که به همسر داده‌اید پس بگیرید، مگر اینکه همسران ترس داشته باشند که حدود الهی را برپا ندارند، در این صورت می‌توانند فدیه‌ای بدهند و طلاق بگیرند

4) 4) . «عدل» در آیه به معنای فدیه است. (مجمع البیان، ج 1 - 2، ص 224؛ الکشّاف، ج 1، ص 136)

5) 5) . ضمیر مجرور «به» در «یؤمنون به» بنابر قولی به پیامبر صلی الله علیه و آله برمی‌گردد. (مجمع البیان، ج 1 - 2، ص 375)

أُولٰئِکَ یُؤْمِنُونَ بِهِ ... وَ اتَّقُوا یَوْماً لاٰ تَجْزِی نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَیْئاً وَ لاٰ یُقْبَلُ مِنْهٰا عَدْلٌ ... (1)

بقره (2) 121 و 123

27. کیفر نشدن هیچ انسانی به جای انسان دیگر به صورت فدیه، در قیامت، در هیچ جرم و گناهی، هرچند اندک:

وَ اتَّقُوا یَوْماً لاٰ تَجْزِی نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَیْئاً وَ لاٰ یُقْبَلُ مِنْهٰا عَدْلٌ .... بقره (2) 123

وَ لَوْ أَنَّ لِلَّذِینَ ظَلَمُوا مٰا فِی الْأَرْضِ جَمِیعاً وَ مِثْلَهُ مَعَهُ لاَفْتَدَوْا بِهِ مِنْ سُوءِ الْعَذٰابِ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ وَ بَدٰا لَهُمْ مِنَ اللّٰهِ مٰا لَمْ یَکُونُوا یَحْتَسِبُونَ . زمر (39) 47

28. ظالمان، مستحقّ عذاب حاضر به فدیه و اعطای تمام اموال روی زمین، در صورت مالک بودن آن برای نجات از عذاب خویش در قیامت:

وَ لَوْ أَنَّ لِکُلِّ نَفْسٍ ظَلَمَتْ مٰا فِی الْأَرْضِ لاَفْتَدَتْ بِهِ ... (2)یونس (10) 54

وَ لَوْ أَنَّ لِلَّذِینَ ظَلَمُوا مٰا فِی الْأَرْضِ جَمِیعاً وَ مِثْلَهُ مَعَهُ لاَفْتَدَوْا بِهِ مِنْ سُوءِ الْعَذٰابِ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ وَ بَدٰا لَهُمْ مِنَ اللّٰهِ مٰا لَمْ یَکُونُوا یَحْتَسِبُونَ . زمر (39) 47

29. ظالمان در قیامت، حاضر به فدیه و اعطای دو برابر اموال روی زمین، در صورت مالک بودن آنها برای نجات خویش از عذاب:

وَ لَوْ أَنَّ لِلَّذِینَ ظَلَمُوا مٰا فِی الْأَرْضِ جَمِیعاً وَ مِثْلَهُ مَعَهُ لاَفْتَدَوْا بِهِ مِنْ سُوءِ الْعَذٰابِ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ وَ بَدٰا لَهُمْ مِنَ اللّٰهِ مٰا لَمْ یَکُونُوا یَحْتَسِبُونَ . زمر (39) 47

30. هشدار خداوند به کافران بازیچه قراردهندۀ دین، در مورد عدم پذیرش فدیه برای نجات از عذاب:

وَ ذَرِ الَّذِینَ اتَّخَذُوا دِینَهُمْ لَعِباً وَ لَهْواً ... وَ إِنْ تَعْدِلْ کُلَّ عَدْلٍ لاٰ یُؤْخَذْ مِنْهٰا أُولٰئِکَ الَّذِینَ أُبْسِلُوا بِمٰا کَسَبُوا لَهُمْ ... عَذٰابٌ أَلِیمٌ بِمٰا کٰانُوا یَکْفُرُونَ . انعام (6) 70

31. کافران، حاضر به فدیۀ تمام اموال خویش، برای نجات از عذاب قیامت:

إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا لَوْ أَنَّ لَهُمْ مٰا فِی الْأَرْضِ جَمِیعاً وَ مِثْلَهُ مَعَهُ لِیَفْتَدُوا بِهِ مِنْ عَذٰابِ یَوْمِ الْقِیٰامَةِ مٰا تُقُبِّلَ مِنْهُمْ وَ لَهُمْ عَذٰابٌ أَلِیمٌ

یُرِیدُونَ أَنْ یَخْرُجُوا مِنَ النّٰارِ وَ مٰا هُمْ بِخٰارِجِینَ مِنْهٰا وَ لَهُمْ عَذٰابٌ مُقِیمٌ . مائده (5) 36 و 37

32. پذیرفته نشدن هیچ‌گونه فدیه‌ای از کافران در قیامت، برای رهایی از عذاب:

فَالْیَوْمَ لاٰ یُؤْخَذُ مِنْکُمْ فِدْیَةٌ وَ لاٰ مِنَ الَّذِینَ کَفَرُوا مَأْوٰاکُمُ النّٰارُ .... حدید (57) 15

33. فدیه دادن دو برابر ثروتهای دنیا، در صورت مالک بودن آنها از طرف کافران، بی‌نتیجه در رفع عذاب قیامت از آنان:

إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا لَوْ أَنَّ لَهُمْ مٰا فِی الْأَرْضِ جَمِیعاً وَ مِثْلَهُ مَعَهُ لِیَفْتَدُوا بِهِ مِنْ عَذٰابِ یَوْمِ الْقِیٰامَةِ مٰا تُقُبِّلَ مِنْهُمْ .... مائده (5) 36


1) 1) . بنابر قولی، مقصود از ضمیر مجرور «به» در «یؤمنون به»کتاب آسمانی [قرآن] است. (مجمع البیان، ج 2 - 1، ص 375)

2) 2) . آیات 50 و 51 در مورد عذاب استیصال و عذاب قیامت است و آیۀ مذکور می‌تواند بیانگر حال ظالمان، هنگام عذاب استیصال یا عذاب قیامت باشد

34. هشدار خدا به کافران در مورد پذیرفته نشدن فدیۀ آنان، برای رهایی از عذاب، هر چند با اعطای طلا به اندازۀ زمین:

إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا وَ مٰاتُوا وَ هُمْ کُفّٰارٌ فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْ أَحَدِهِمْ مِلْءُ الْأَرْضِ ذَهَباً وَ لَوِ افْتَدیٰ بِهِ أُولٰئِکَ لَهُمْ عَذٰابٌ أَلِیمٌ وَ مٰا لَهُمْ مِنْ نٰاصِرِینَ .

آل‌عمران (3) 91

35. گناهکاران حاضر به فدیۀ فرزندان خویش در قیامت، برای رهایی خود از عذاب:

یُبَصَّرُونَهُمْ یَوَدُّ الْمُجْرِمُ لَوْ یَفْتَدِی مِنْ عَذٰابِ یَوْمِئِذٍ بِبَنِیهِ . معارج (70) 11

36. گناهکاران، حاضر به فدیۀ همسر خویش، در قیامت برای نجات از عذاب:

یُبَصَّرُونَهُمْ یَوَدُّ الْمُجْرِمُ لَوْ یَفْتَدِی مِنْ عَذٰابِ یَوْمِئِذٍ بِبَنِیهِ

وَ صٰاحِبَتِهِ ... (1)معارج (70) 11 و 12

37. گناهکاران حاضر به فدیه دادن برادر خویش برای نجات از عذاب در قیامت:

یُبَصَّرُونَهُمْ یَوَدُّ الْمُجْرِمُ لَوْ یَفْتَدِی مِنْ عَذٰابِ یَوْمِئِذٍ بِبَنِیهِ

وَ صٰاحِبَتِهِ وَ أَخِیهِ .

معارج (70) 11 و 12

38. گناهکاران، درصدد فدیه دادن عشیرۀ خویش در قیامت، به سبب نجات از عذاب:

یُبَصَّرُونَهُمْ یَوَدُّ الْمُجْرِمُ لَوْ یَفْتَدِی مِنْ عَذٰابِ یَوْمِئِذٍ بِبَنِیهِ

وَ فَصِیلَتِهِ الَّتِی تُؤْوِیهِ .

معارج (70) 11 و 13

39. نجات از عذاب، در قیامت، انگیزۀ گناهکاران، برای فدیه کردن همۀ کسان روی زمین:

یُبَصَّرُونَهُمْ یَوَدُّ الْمُجْرِمُ لَوْ یَفْتَدِی مِنْ عَذٰابِ یَوْمِئِذٍ بِبَنِیهِ

وَ مَنْ فِی الْأَرْضِ جَمِیعاً ثُمَّ یُنْجِیهِ . معارج (70) 11 و 14

40. عدم پذیرش فدیۀ ظالمان برای نجات از عذاب، در قیامت:

وَ لَوْ أَنَّ لِکُلِّ نَفْسٍ ظَلَمَتْ مٰا فِی الْأَرْضِ لاَفْتَدَتْ بِهِ ... لَمّٰا رَأَوُا الْعَذٰابَ .... یونس (10) 54

وَ لَوْ أَنَّ لِلَّذِینَ ظَلَمُوا مٰا فِی الْأَرْضِ جَمِیعاً وَ مِثْلَهُ مَعَهُ لاَفْتَدَوْا بِهِ مِنْ سُوءِ الْعَذٰابِ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ وَ بَدٰا لَهُمْ مِنَ اللّٰهِ مٰا لَمْ یَکُونُوا یَحْتَسِبُونَ . زمر (39) 47

41. مشرکان، حاضر به فدیۀ دو برابر ثروت زمین در قیامت (در صورت دارا بودن) برای نجات از عذاب:

قُلْ مَنْ رَبُّ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ قُلِ اللّٰهُ قُلْ أَ فَاتَّخَذْتُمْ مِنْ دُونِهِ أَوْلِیٰاءَ لاٰ یَمْلِکُونَ لِأَنْفُسِهِمْ نَفْعاً وَ لاٰ ضَرًّا .... وَ الَّذِینَ لَمْ یَسْتَجِیبُوا لَهُ لَوْ أَنَّ لَهُمْ مٰا فِی الْأَرْضِ جَمِیعاً وَ مِثْلَهُ مَعَهُ لاَفْتَدَوْا بِهِ .... رعد (13) 16 و 18

42. عدم پذیرش هیچ‌گونه فدیه‌ای از مشرکان در قیامت، برای نجات از جهنّم:

قُلْ مَنْ رَبُّ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ قُلِ اللّٰهُ قُلْ أَ فَاتَّخَذْتُمْ مِنْ دُونِهِ أَوْلِیٰاءَ لاٰ یَمْلِکُونَ لِأَنْفُسِهِمْ نَفْعاً وَ لاٰ ضَرًّا .... لَوْ أَنَّ لَهُمْ مٰا فِی الْأَرْضِ ... لاَفْتَدَوْا بِهِ أُولٰئِکَ لَهُمْ سُوءُ الْحِسٰابِ وَ مَأْوٰاهُمْ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ الْمِهٰادُ. (2)

رعد (13) 16 و 18


1) 1) . مقصود از «صاحبته» زوجه و همسر است. (التبیان، ج 10، ص 119)

2) 2) . فرجام جهنّم مشرکان نشان می‌دهد فدیۀ آنان بر فرض‌وجود داشتن، پذیرفته نخواهد شد و امام صادق علیه السلام فرمود: هیچ حسنه‌ای از آنان پذیرفته نمی‌شود و هیچ گناهی آمرزیده نمی‌گردد. (تفسیر نورالثقلین، ج 2، ص 493، ح 76)

43. منافقان، حاضر به اعطای فدیه در قیامت، برای نجات از آتش جهنّم:

یَوْمَ یَقُولُ الْمُنٰافِقُونَ وَ الْمُنٰافِقٰاتُ ... فَالْیَوْمَ لاٰ یُؤْخَذُ مِنْکُمْ فِدْیَةٌ وَ لاٰ مِنَ الَّذِینَ کَفَرُوا مَأْوٰاکُمُ النّٰارُ .... حدید (57) 13 و 15

44. عدم پذیرش فدیه از منافقان در قیامت، برای نجات آنان از آتش جهنّم:

یَوْمَ یَقُولُ الْمُنٰافِقُونَ وَ الْمُنٰافِقٰاتُ ... فَالْیَوْمَ لاٰ یُؤْخَذُ مِنْکُمْ فِدْیَةٌ ... مَأْوٰاکُمُ النّٰارُ ....

حدید (57) 13 و 15

فدیه در یهود

==> همین مدخل، فدیه در بنی‌اسرائیل

فدیۀ روزه

45. وجوب اعطای فدیه، در صورت طاقت‌فرسا بودن روزه:

... کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیٰامُ .... وَ عَلَی الَّذِینَ یُطِیقُونَهُ فِدْیَةٌ .... بقره (2) 183 و 184

46. فدیۀ روزه برای معذوران، برای هر روز یک مُد طعام:

... کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیٰامُ .... وَ عَلَی الَّذِینَ یُطِیقُونَهُ فِدْیَةٌ ... فَمَنْ تَطَوَّعَ خَیْراً فَهُوَ خَیْرٌ لَهُ ... (1)بقره (2) 183و184

47. پرداخت فدیه به جای روزه، از طرف معذوران از اعمال خیر:

... کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیٰامُ .... وَ عَلَی الَّذِینَ یُطِیقُونَهُ فِدْیَةٌ ... فَمَنْ تَطَوَّعَ خَیْراً فَهُوَ خَیْرٌ لَهُ ....

بقره (2) 183و184

48. اعطای فدیه، پیش از مقدار تعیین شده از اعمال خیر:

... کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیٰامُ .... وَ عَلَی الَّذِینَ یُطِیقُونَهُ فِدْیَةٌ ... فَمَنْ تَطَوَّعَ خَیْراً فَهُوَ خَیْرٌ لَهُ ....

بقره (2) 183و184

49. یک وعده طعام به مسکین، فدیۀ روزه برای معذوران از آن:

... کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیٰامُ .... وَ عَلَی الَّذِینَ یُطِیقُونَهُ فِدْیَةٌ طَعٰامُ مِسْکِینٍ ....

بقره (2) 183 و 184

نیز ==> حکم، حکم روزه و روزه، کفاره روزه

فدیۀ زن

==> همین مدخل، فدیه در طلاق

فدیۀ فرزند

==> فدیه در قیامت

فلسفۀ فدیه

1. آزادی اسیر

50. آزادی اسیر، از اهداف جعل فدیه:

وَ إِذْ أَخَذْنٰا مِیثٰاقَ بَنِی إِسْرٰائِیلَ ... ثُمَّ أَنْتُمْ هٰؤُلاٰءِ تَقْتُلُونَ أَنْفُسَکُمْ وَ تُخْرِجُونَ فَرِیقاً مِنْکُمْ مِنْ دِیٰارِهِمْ تَظٰاهَرُونَ عَلَیْهِمْ بِالْإِثْمِ وَ الْعُدْوٰانِ وَ إِنْ یَأْتُوکُمْ أُسٰاریٰ تُفٰادُوهُمْ وَ هُوَ مُحَرَّمٌ عَلَیْکُمْ إِخْرٰاجُهُمْ أَ فَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْکِتٰابِ وَ تَکْفُرُونَ بِبَعْضٍ .... بقره (2) 83 و 85


1) 1) . امام صادق علیه السلام در تفسیر جملۀ «و علی الذین یطیقونه فدیه...طعام مسکین» فرمودند: کسانی که به علّت پیری و... نمی‌توانند روزه بگیرند باید برای هر روز یک مُد طعام بدهند. (الکافی، ج 4، ص 116، ح 5؛ تفسیر نورالثقلین، ج 1، ص 165، ح 562)

یٰا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لِمَنْ فِی أَیْدِیکُمْ مِنَ الْأَسْریٰ إِنْ یَعْلَمِ اللّٰهُ فِی قُلُوبِکُمْ خَیْراً یُؤْتِکُمْ خَیْراً مِمّٰا أُخِذَ مِنْکُمْ وَ یَغْفِرْ لَکُمْ وَ اللّٰهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ .

انفال (8) 70

فَإِذٰا لَقِیتُمُ الَّذِینَ کَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقٰابِ حَتّٰی إِذٰا أَثْخَنْتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الْوَثٰاقَ فَإِمّٰا مَنًّا بَعْدُ وَ إِمّٰا فِدٰاءً حَتّٰی تَضَعَ الْحَرْبُ أَوْزٰارَهٰا ذٰلِکَ وَ لَوْ یَشٰاءُ اللّٰهُ لاَنْتَصَرَ مِنْهُمْ وَ لٰکِنْ لِیَبْلُوَا بَعْضَکُمْ بِبَعْضٍ وَ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللّٰهِ فَلَنْ یُضِلَّ أَعْمٰالَهُمْ . محمّد (47) 4

2. تحقّق طلاق

51. جواز فدیه از سوی زوجه به همسر خود، جهت طلاق و جدا شدن از وی:

اَلطَّلاٰقُ مَرَّتٰانِ فَإِمْسٰاکٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِیحٌ بِإِحْسٰانٍ وَ لاٰ یَحِلُّ لَکُمْ أَنْ تَأْخُذُوا مِمّٰا آتَیْتُمُوهُنَّ شَیْئاً إِلاّٰ أَنْ یَخٰافٰا أَلاّٰ یُقِیمٰا حُدُودَ اللّٰهِ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاّٰ یُقِیمٰا حُدُودَ اللّٰهِ فَلاٰ جُنٰاحَ عَلَیْهِمٰا فِیمَا افْتَدَتْ بِهِ تِلْکَ حُدُودُ اللّٰهِ فَلاٰ تَعْتَدُوهٰا وَ مَنْ یَتَعَدَّ حُدُودَ اللّٰهِ فَأُولٰئِکَ هُمُ الظّٰالِمُونَ . بقره (2) 229

نیز ==> همین مدخل، مصادیق فدیه

مصادیق فدیه

1. روزه

52. روزه، از مصادیق فدیه، برای تراشیدن سر، قبل از قربانی در حج، در صورت بیماری و اذیّت سر:

وَ أَتِمُّوا الْحَجَّ وَ الْعُمْرَةَ لِلّٰهِ فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ فَمَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ وَ لاٰ تَحْلِقُوا رُؤُسَکُمْ حَتّٰی یَبْلُغَ الْهَدْیُ مَحِلَّهُ فَمَنْ کٰانَ مِنْکُمْ مَرِیضاً أَوْ بِهِ أَذیً مِنْ رَأْسِهِ فَفِدْیَةٌ مِنْ صِیٰامٍ .... بقره (2) 196

2. صدقه

53. صدقه، از مصادیق فدیه برای تراشیدن سر، قبل از قربانی در حج، در صورت بیماری و اذیّت سر:

وَ أَتِمُّوا الْحَجَّ وَ الْعُمْرَةَ لِلّٰهِ فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ فَمَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ وَ لاٰ تَحْلِقُوا رُؤُسَکُمْ حَتّٰی یَبْلُغَ الْهَدْیُ مَحِلَّهُ فَمَنْ کٰانَ مِنْکُمْ مَرِیضاً أَوْ بِهِ أَذیً مِنْ رَأْسِهِ فَفِدْیَةٌ مِنْ صِیٰامٍ أَوْ صَدَقَةٍ ....

بقره (2) 196

3. طعام

54. یک وعده طعام به مسکین، از موارد فدیه برای اشخاص معذور از روزه:

... کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیٰامُ .... وَ عَلَی الَّذِینَ یُطِیقُونَهُ فِدْیَةٌ طَعٰامُ مِسْکِینٍ ....

بقره (2) 183 و 184

4. قربانی

55. قربانی، از مصادیق فدیه برای تراشیدن سر، قبل از قربانی در حج، در صورت بیماری و اذیّت سر:

وَ أَتِمُّوا الْحَجَّ وَ الْعُمْرَةَ لِلّٰهِ فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ فَمَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ وَ لاٰ تَحْلِقُوا رُؤُسَکُمْ حَتّٰی یَبْلُغَ الْهَدْیُ مَحِلَّهُ فَمَنْ کٰانَ مِنْکُمْ مَرِیضاً أَوْ بِهِ أَذیً مِنْ رَأْسِهِ فَفِدْیَةٌ مِنْ صِیٰامٍ أَوْ صَدَقَةٍ أَوْ نُسُکٍ فَإِذٰا أَمِنْتُمْ فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَی الْحَجِّ فَمَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ فَمَنْ لَمْ یَجِدْ فَصِیٰامُ ثَلاٰثَةِ أَیّٰامٍ فِی الْحَجِّ وَ سَبْعَةٍ إِذٰا رَجَعْتُمْ ....

بقره (2) 196

56. قوچ بهشتی، قربانی و فدیۀ ارسال شده از طرف خداوند، به جای ذبح اسماعیل علیه السلام :

وَ إِنَّ مِنْ شِیعَتِهِ لَإِبْرٰاهِیمَ

فَبَشَّرْنٰاهُ بِغُلاٰمٍ

حَلِیمٍ

فَلَمّٰا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْیَ قٰالَ یٰا بُنَیَّ إِنِّی أَریٰ فِی الْمَنٰامِ أَنِّی أَذْبَحُکَ فَانْظُرْ مٰا ذٰا تَریٰ قٰالَ یٰا أَبَتِ افْعَلْ مٰا تُؤْمَرُ ... وَ فَدَیْنٰاهُ بِذِبْحٍ عَظِیمٍ . (1)

صافّات (37) 83 و 101 و 102 و 107

5. مال

57. پرداخت مال به صورت فدیه از طرف زن به شوهر، به منظور گرفتن طلاق از وی، هنگام ترس از مخالفت با حدود خداوند:

اَلطَّلاٰقُ مَرَّتٰانِ فَإِمْسٰاکٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِیحٌ بِإِحْسٰانٍ وَ لاٰ یَحِلُّ لَکُمْ أَنْ تَأْخُذُوا مِمّٰا آتَیْتُمُوهُنَّ شَیْئاً إِلاّٰ أَنْ یَخٰافٰا أَلاّٰ یُقِیمٰا حُدُودَ اللّٰهِ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاّٰ یُقِیمٰا حُدُودَ اللّٰهِ فَلاٰ جُنٰاحَ عَلَیْهِمٰا فِیمَا افْتَدَتْ بِهِ .... بقره (2) 229

نیز ==> همین مدخل، فدیۀ اسیران، فدیه در بنی‌اسرائیل، فدیه در طلاق، فدیه در قیامت

فراموشی

اشاره

فراموشی در عربی، معادل نسیان است و به معنای از یادرفتگی، حالت فراموشکار، (2)غفلت انسان از چیزی است که قبلاً آن را به یاد داشته است. این فراموشی گاهی به صورت طبیعی است، همانند آیه 61 سوره کهف(18): «نسیا حوتهما» و گاهی بر اثر اعراض و توجه و اشتغال به امور مادی و دنیایی است که انسان را از وظیفه‌ای که خداوند به آن یادآور شده بود باز می‌دارد، چنانکه در آیۀ شریفۀ 57کهف(18) آمده است: «فاعرض عنها و نسی ما قدّمت یداه». آنچه از آیات، بیانگر مذمّت و یا مؤاخذه بر فراموشی است در رابطه با جهت دوم است. (3)در این مدخل از واژۀ «نسی» و سیاق بعضی آیات استفاده شده است.

اهمّ عناوین: حکم فراموشی، فراموشکاران، فراموشی انسان، فراموشی خدا.

آرزوی فراموشی

1. مریم علیها السلام آرزوکنندۀ فراموشی خویش از اذهان (مردم)، هنگام زایمان:

فَحَمَلَتْهُ فَانْتَبَذَتْ بِهِ مَکٰاناً قَصِیًّا

فَأَجٰاءَهَا الْمَخٰاضُ إِلیٰ جِذْعِ النَّخْلَةِ قٰالَتْ یٰا لَیْتَنِی مِتُّ قَبْلَ هٰذٰا وَ کُنْتُ نَسْیاً مَنْسِیًّا. مریم (19) 22 و 23

ادّعای فراموشی

2. ادّعای دروغین سامری در مورد فراموشی موسی علیه السلام نسبت به پروردگار، در پی معرّفی گوساله به جای خدای بنی‌اسرائیل و موسی علیه السلام :

قٰالُوا مٰا أَخْلَفْنٰا مَوْعِدَکَ بِمَلْکِنٰا وَ لٰکِنّٰا حُمِّلْنٰا أَوْزٰاراً مِنْ زِینَةِ الْقَوْمِ فَقَذَفْنٰاهٰا فَکَذٰلِکَ أَلْقَی السّٰامِرِیُّ ... فَقٰالُوا هٰذٰا إِلٰهُکُمْ وَ إِلٰهُ مُوسیٰ فَنَسِیَ . (4)طه (20) 87 و 88


1) 1) . ذبیح، اسماعیل علیه السلام بود که جبرئیل قوچی را با عنوان‌فدا به جای ذبح آن حضرت از نزد خدای سبحان آورد. (المیزان، ج 17، ص 153؛ التفسیر المنیر، ج 23، ص 122 و 127)

2) 2) . لغت‌نامه، ج 10، ص 15015، «فراموشی»

3) 3) . التحقیق، ج 12، ص 114 -\115، «نسی»

4) 4) . بنا بر احتمالی، مقصود از «نسی» موسی علیه السلام است که خداوند از زبان سامری نقل می‌کند که آن حضرت پروردگار خود را فراموش نموده است. (جامع‌البیان، ج 9، جزء 16، ص 250 -\251)

تنزیه از فراموشی

3. خداوند، منزّه از هرگونه فراموشی:

... وَ مٰا کٰانَ رَبُّکَ نَسِیًّا. مریم (19) 64

... لاٰ یَضِلُّ رَبِّی وَ لاٰ یَنْسیٰ . طه (20) 52

4. نفی هرگونه فراموشی از خداوند، از طرف موسی علیه السلام ، هنگام رویارویی با فرعون:

اِذْهَبْ أَنْتَ وَ أَخُوکَ بِآیٰاتِی ... اذْهَبٰا إِلیٰ فِرْعَوْنَ ... قٰالَ عِلْمُهٰا عِنْدَ رَبِّی فِی کِتٰابٍ لاٰ یَضِلُّ رَبِّی وَ لاٰ یَنْسیٰ . طه (20) 42 و 43 و 52

5. راه نداشتن فراموشی در ذات مقدّس خداوند، پشتوانۀ حقّانیّت گزارشهای قرآن از تاریخ پیامبران:

وَ مٰا نَتَنَزَّلُ إِلاّٰ بِأَمْرِ رَبِّکَ ... وَ مٰا کٰانَ رَبُّکَ نَسِیًّا. (1)

مریم (19) 64

6. پیامبراکرم صلی الله علیه و آله مصون از هرگونه سهو و نسیان در تعالیم الهی:

سَنُقْرِئُکَ فَلاٰ تَنْسیٰ . اعلی (87) 6

7. قرائت قرآن از ناحیۀ خداوند به پیامبر صلی الله علیه و آله عامل مصونیّت آن حضرت از فراموشی:

سَنُقْرِئُکَ فَلاٰ تَنْسیٰ . (2)اعلی (87) 6

8. پیامبراکرم صلی الله علیه و آله نگران فراموشی آیات قرآن:

سَنُقْرِئُکَ فَلاٰ تَنْسیٰ . (3)اعلی (87) 6

9. اطمینان خداوند به پیامبراکرم صلی الله علیه و آله در مورد حفظ و عدم فراموشی آیات قرآن از سوی وی:

سَنُقْرِئُکَ فَلاٰ تَنْسیٰ . اعلی (87) 6

جبران فراموشی

==> همین مدخل، حکم فراموشی

حکم فراموشی

10. لزوم ذکر و یاد خدا، هنگام فراموشی:

... وَ اذْکُرْ رَبَّکَ إِذٰا نَسِیتَ ... (4)کهف (18) 24

11. حرمت فراموشیهای مواعظ الهی، ناشی از اشتغالات دنیایی و مادّی:

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا إِلیٰ أُمَمٍ مِنْ قَبْلِکَ ... فَلَوْ لاٰ إِذْ جٰاءَهُمْ بَأْسُنٰا تَضَرَّعُوا ... فَلَمّٰا نَسُوا مٰا ذُکِّرُوا بِهِ فَتَحْنٰا عَلَیْهِمْ أَبْوٰابَ کُلِّ شَیْءٍ حَتّٰی إِذٰا فَرِحُوا بِمٰا أُوتُوا أَخَذْنٰاهُمْ بَغْتَةً فَإِذٰا هُمْ مُبْلِسُونَ . (5)

انعام (6) 42 -\44

12. درخواست رفع مؤاخذه از سوی مسلمانان، نسبت به انجام ندادن و ترک تکالیف و آثار آن از روی فراموشی:

... رَبَّنٰا لاٰ تُؤٰاخِذْنٰا إِنْ نَسِینٰا أَوْ أَخْطَأْنٰا رَبَّنٰا وَ لاٰ


1) 1) . با توجّه به سیاق آیات که دربارۀ تاریخ پیامبران است،چنین برداشتی صورت گرفت

2) 2) . حرف «فاء» جملۀ «فلاتنسی» را بر «سنقرئک» تفریع کرده است و برداشت بر این مبنا است

3) 3) . از وعدۀ الهی در آیه می‌توان نگرانی پیامبر صلی الله علیه و آله را نسبت به فراموشی قرآن فهمید، چنان که بعضی از مفسّران گفته‌اند: پیامبر صلی الله علیه و آله از ترس اینکه آیات و قرآن را فراموش کند وقتی که جبرئیل آیه‌ای بر او نازل می‌کرد، علاوه بر همراهی با وی دوباره از اوّل، آیه را قبل از پایان رسیدن وحی از سوی جبرئیل می‌خواند تا دچار فراموشی نشود. (المیزان، ج 20، ص 266 -\267)

4) 4) . بنا بر یک احتمال، جملۀ «واذکر» استینافیّه است و بنا بر این احتمال چند معنا می‌تواند داشته باشد. یکی از آنها معنای یاد شده است. (مجمع‌البیان، ج 5 -\6 ، ص 712)

5) 5) . مراد از «نسوا ما ذکّروا» مواعظ خداوند است. (تفسیرالصافی، ج 2، ص 120؛ تفسیر مقاتل، ج 1، ص 561)

تَحْمِلْ عَلَیْنٰا إِصْراً کَمٰا حَمَلْتَهُ عَلَی الَّذِینَ مِنْ قَبْلِنٰا .... بقره (2) 286

13. لزوم «ان شاء اللّه» گفتن، هنگام یاد خدا، پس از فراموشی:

وَ لاٰ تَقُولَنَّ لِشَیْءٍ إِنِّی فٰاعِلٌ ذٰلِکَ غَداً

إِلاّٰ أَنْ یَشٰاءَ اللّٰهُ وَ اذْکُرْ رَبَّکَ إِذٰا نَسِیتَ وَ قُلْ عَسیٰ أَنْ یَهْدِیَنِ رَبِّی لِأَقْرَبَ مِنْ هٰذٰا رَشَداً. (1)

کهف (18) 23 و 24

14. لزوم «ان شاء اللّه» گفتن، پس از فراموشی آن، هنگام سوگند:

وَ لاٰ تَقُولَنَّ لِشَیْءٍ إِنِّی فٰاعِلٌ ذٰلِکَ غَداً

إِلاّٰ أَنْ یَشٰاءَ اللّٰهُ وَ اذْکُرْ رَبَّکَ إِذٰا نَسِیتَ وَ قُلْ عَسیٰ أَنْ یَهْدِیَنِ رَبِّی لِأَقْرَبَ مِنْ هٰذٰا رَشَداً. (2)

کهف (18) 23 و 24

15. لزوم ان شاء اللّه گفتن برای پیامبر صلی الله علیه و آله ، پس از برطرف شدن فراموشی:

وَ لاٰ تَقُولَنَّ لِشَیْءٍ إِنِّی فٰاعِلٌ ذٰلِکَ غَداً

إِلاّٰ أَنْ یَشٰاءَ اللّٰهُ وَ اذْکُرْ رَبَّکَ إِذٰا نَسِیتَ وَ قُلْ عَسیٰ أَنْ یَهْدِیَنِ رَبِّی لِأَقْرَبَ مِنْ هٰذٰا رَشَداً.

کهف (18) 23 و 24

16. فراموشی، برخاسته از مقدّمات اختیاری نسبت به (اجرا و ترک) تکالیف، موجب مؤاخذه:

لاٰ یُکَلِّفُ اللّٰهُ نَفْساً إِلاّٰ وُسْعَهٰا لَهٰا مٰا کَسَبَتْ وَ عَلَیْهٰا مَا اکْتَسَبَتْ رَبَّنٰا لاٰ تُؤٰاخِذْنٰا إِنْ نَسِینٰا أَوْ أَخْطَأْنٰا رَبَّنٰا وَ لاٰ تَحْمِلْ عَلَیْنٰا إِصْراً کَمٰا حَمَلْتَهُ عَلَی الَّذِینَ مِنْ قَبْلِنٰا رَبَّنٰا وَ لاٰ تُحَمِّلْنٰا مٰا لاٰ طٰاقَةَ لَنٰا بِهِ وَ اعْفُ عَنّٰا وَ اغْفِرْ لَنٰا وَ ارْحَمْنٰا أَنْتَ مَوْلاٰنٰا فَانْصُرْنٰا عَلَی الْقَوْمِ الْکٰافِرِینَ . (3)بقره (2) 286

خودفراموشی

17. عالمان یهود، دچار نوعی خودفراموشی، در عین سفارش دیگران به معروف:

أَ تَأْمُرُونَ النّٰاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَوْنَ أَنْفُسَکُمْ ... (4)

بقره (2) 44

18. خودفراموشی عالمان یهود، مورد توبیخ و سرزنش خداوند:

أَ تَأْمُرُونَ النّٰاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَوْنَ أَنْفُسَکُمْ ... (5)

بقره (2) 44

19. خودفراموشی عالمان یهود، معلول عدم تعقّل آنان:

أَ تَأْمُرُونَ النّٰاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَوْنَ أَنْفُسَکُمْ ...

أَ فَلاٰ تَعْقِلُونَ . بقره (2) 44


1) 1) . بنا بر یک قول، متعلّق «إذا نسیت» به استثنا یعنی گفتن ان‌شاء اللّه هنگام یاد خدا تفسیر شده است. (مجمع‌البیان، ج 5 -\6 ، ص 712)

2) 2) . امام باقر و امام صادق علیهما السلام دربارۀ «واذکر ربّک اذا نسیت»فرمودند: هرگاه کسی برای انجام دادن کاری سوگند یاد کرد و فراموش کرد و ان شاء اللّه نگفت، هرگاه یادش آمد بگوید. (الکافی، ج 7، ص 447، ح 1؛ تفسیر نورالثقلین، ج 3، ص 253، ح 48) مقصود این است که در هر زمان ان شاء اللّه را فراموش کردی آن را بگو، اگرچه بعد از یک روز یا یک ماه و یک سال باشد. (مجمع‌البیان، ج 5 -\6 ، ص 712)

3) 3) . امکان دارد مقصود از مؤاخذه شدن مکلّف از روی نسیان، در صورت تعلّق آن به اسباب و مقدّمات اختیاری باشد. (المیزان، ج 2، ص 444؛ مجمع‌البیان، ج 1 -\2، ص 691)

4) 4) . گفته شده: این آیه خطاب به علمای یهود است.(مجمع‌البیان، ج 1 -\2، ص 215؛ الکشاف، ج 1، ص 133)

5) 5) . استفهام در «أتأمرون» برای توبیخ است. (تفسیر التحریر والتنویر، ج 1، جزء 1، ص 474)

20. خودفراموشان علمای یهود، فاقد صلاحیّت لازم برای امر به معروف:

أَ تَأْمُرُونَ النّٰاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَوْنَ أَنْفُسَکُمْ ... (1)

بقره (2) 44

21. خودفراموشی علمای یهود (نسبت به انجام دادن نیکیها)، در عین امر کردن آن به دیگران، مورد تعجّب و شگفتی:

أَ تَأْمُرُونَ النّٰاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَوْنَ أَنْفُسَکُمْ ... (2)

بقره (2) 44

عوامل فراموشی

1. پیری

22. سالخوردگی، از عوامل فراموشی انسان:

... وَ مِنْکُمْ مَنْ یُرَدُّ إِلیٰ أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِکَیْ لاٰ یَعْلَمَ بَعْدَ عِلْمٍ شَیْئاً .... نحل (16) 70

وَ مِنْکُمْ مَنْ یُرَدُّ إِلیٰ أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِکَیْلاٰ یَعْلَمَ مِنْ بَعْدِ عِلْمٍ شَیْئاً .... حج (22) 5

23. دوران فراموشکاری انسان در سالخوردگی، یکی از پست‌ترین حالتهای انسان:

... وَ مِنْکُمْ مَنْ یُرَدُّ إِلیٰ أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِکَیْ لاٰ یَعْلَمَ بَعْدَ عِلْمٍ شَیْئاً .... نحل (16) 70

وَ مِنْکُمْ مَنْ یُرَدُّ إِلیٰ أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِکَیْلاٰ یَعْلَمَ مِنْ بَعْدِ عِلْمٍ شَیْئاً .... حج (22) 5

2. شیطان

24. شیطان، عامل فراموشی انسان:

... وَ إِمّٰا یُنْسِیَنَّکَ الشَّیْطٰانُ فَلاٰ تَقْعُدْ بَعْدَ الذِّکْریٰ مَعَ الْقَوْمِ الظّٰالِمِینَ . انعام (6) 68

قٰالَ أَ رَأَیْتَ إِذْ أَوَیْنٰا إِلَی الصَّخْرَةِ فَإِنِّی نَسِیتُ الْحُوتَ وَ مٰا أَنْسٰانِیهُ إِلاَّ الشَّیْطٰانُ أَنْ أَذْکُرَهُ ....

کهف (18) 63

اِسْتَحْوَذَ عَلَیْهِمُ الشَّیْطٰانُ فَأَنْسٰاهُمْ ذِکْرَ اللّٰهِ ....

مجادله (58) 19

3. رفاه

25. رفاه و آسایش، زمینۀ فراموشی:

... وَ لٰکِنْ مَتَّعْتَهُمْ وَ آبٰاءَهُمْ حَتّٰی نَسُوا الذِّکْرَ ... (3)فرقان (25) 18

وَ إِذٰا مَسَّ الْإِنْسٰانَ ضُرٌّ دَعٰا رَبَّهُ مُنِیباً إِلَیْهِ ثُمَّ إِذٰا خَوَّلَهُ نِعْمَةً مِنْهُ نَسِیَ مٰا کٰانَ یَدْعُوا إِلَیْهِ مِنْ قَبْلُ .... زمر (39) 8

4. عدم تعقّل

26. عدم تعقّل نسبت به ناپسندی عمل، عامل فراموشی:

أَ تَأْمُرُونَ النّٰاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَوْنَ أَنْفُسَکُمْ وَ أَنْتُمْ تَتْلُونَ الْکِتٰابَ أَ فَلاٰ تَعْقِلُونَ . بقره (2) 44

5. فسق

27. فسق، عامل فراموشی تذکّرات موعظه‌گران:

فَلَمّٰا نَسُوا مٰا ذُکِّرُوا بِهِ أَنْجَیْنَا الَّذِینَ یَنْهَوْنَ عَنِ السُّوءِ وَ أَخَذْنَا الَّذِینَ ظَلَمُوا بِعَذٰابٍ بَئِیسٍ بِمٰا کٰانُوا یَفْسُقُونَ . اعراف (7) 165


1) 1) . از لحن آیه که آمیخته به ملامت و تعجّب از رفتار آنهااست می‌توان استفاده کرد که آنها با چنین خصوصیّتی شایستگی لازم برای امر به معروف را ندارند

2) 2) . همزه در «أتأمرون» جهت توبیخ و تعجّب است. (تفسیر التحریر و التنویر، ج 1، جزء 1، ص 475)

3) 3) . مقصود از «ذکر» می‌تواند یاد خدا باشد. (الکشاف، ج 3، ص 270)

فراموشکاران

1. آدم علیه السلام

28. آدم علیه السلام فراموش‌کنندۀ پیمان خویش با خدا:

وَ لَقَدْ عَهِدْنٰا إِلیٰ آدَمَ مِنْ قَبْلُ فَنَسِیَ وَ لَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْماً. طه (20) 115

29. فراموشی عهد و پیمان با خدا، از طرف آدم علیه السلام زمینۀ عصیان آن حضرت:

وَ لَقَدْ عَهِدْنٰا إِلیٰ آدَمَ مِنْ قَبْلُ فَنَسِیَ ...

... وَ عَصیٰ آدَمُ رَبَّهُ فَغَویٰ . (1)طه (20) 115 و 121

2. ابیّ بن خلف

30. ابیّ بن خلف، فراموش‌کنندۀ خلقت خویش:

وَ ضَرَبَ لَنٰا مَثَلاً وَ نَسِیَ خَلْقَهُ قٰالَ مَنْ یُحْیِ الْعِظٰامَ وَ هِیَ رَمِیمٌ . (2)یس (36) 78

31. فراموشی ابیّ بن خلف از خلقت خویش، موجب انکار وی نسبت به حیات پس از مرگ:

وَ ضَرَبَ لَنٰا مَثَلاً وَ نَسِیَ خَلْقَهُ قٰالَ مَنْ یُحْیِ الْعِظٰامَ وَ هِیَ رَمِیمٌ . یس (36) 78

نیز ==> همین مدخل، فراموشکاران، مشرکان

3. امیّة بن خلف

32. امیّة بن خلف، فراموش‌کنندۀ آفرینش خویش:

وَ ضَرَبَ لَنٰا مَثَلاً وَ نَسِیَ خَلْقَهُ قٰالَ مَنْ یُحْیِ الْعِظٰامَ وَ هِیَ رَمِیمٌ . (3)یس (36) 78

33. فراموشی امیّة بن خلف، زمینۀ انکار وی نسبت به معاد:

وَ ضَرَبَ لَنٰا مَثَلاً وَ نَسِیَ خَلْقَهُ قٰالَ مَنْ یُحْیِ الْعِظٰامَ وَ هِیَ رَمِیمٌ . یس (36) 78

نیز ==> همین مدخل، فراموشکاران، مشرکان

4. بنی‌اسرائیل

34. کافران بنی‌اسرائیل، فراموش‌کنندۀ بخش مهمّی از تذکّرات الهی:

وَ لَقَدْ أَخَذَ اللّٰهُ مِیثٰاقَ بَنِی إِسْرٰائِیلَ ... فَمَنْ کَفَرَ بَعْدَ ذٰلِکَ مِنْکُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَوٰاءَ السَّبِیلِ ... وَ نَسُوا حَظًّا مِمّٰا ذُکِّرُوا بِهِ .... مائده (5) 12 و 13

35. ستمگران از بنی‌اسرائیل ساکن ایله، فراموش‌کنندۀ نصایح و مواعظ مصلحان خویش:

وَ سْئَلْهُمْ عَنِ الْقَرْیَةِ الَّتِی کٰانَتْ حٰاضِرَةَ الْبَحْرِ ... وَ إِذْ قٰالَتْ أُمَّةٌ مِنْهُمْ لِمَ تَعِظُونَ قَوْماً ... فَلَمّٰا نَسُوا مٰا ذُکِّرُوا بِهِ ... وَ أَخَذْنَا الَّذِینَ ظَلَمُوا بِعَذٰابٍ بَئِیسٍ ... (4)

اعراف (7) 163 -\165

36. دعوت عالمان بنی‌اسرائیل از دیگران به کارهای نیک، و فراموشی خویش:

أَ تَأْمُرُونَ النّٰاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَوْنَ أَنْفُسَکُمْ وَ أَنْتُمْ


1) 1) . مراد از «و عصیٰ آدم» نافرمانی امر ارشادی بود، نه امر مولوی تا با عصمت انبیا منافات داشته باشد، چون انبیا از نظر نافرمانی خدا و مخالفت دستوراتی که به ایشان وحی می‌شود و نیز از خطای در تلقی وحی و در حفظ آن معصوم از خطا هستند، نه فراموش می‌کنند، نه آن را کم و زیاد می‌نمایند و نه در ابلاغش به مردم کوتاهی می‌کنند. (المیزان، ج 14، ص 222)

2) 2) . بنا بر یک قول، فرد فراموشکار، ابیّ‌بن‌خلف بوده است و استفهام در «من یحیی العظام» انکاری است. (جامع‌البیان، ج 12، جزء 23، ص 37)

3) 3) . یک قول در شأن نزول آیه آن است که فرد فراموشکار، امیّةبن‌خلف بوده است. (مجمع‌البیان، ج 7 -\8 ، ص 678)

4) 4) . مقصود از «القریة»، ایله است. (الکشاف، ج 2،ص 170)

تَتْلُونَ الْکِتٰابَ أَ فَلاٰ تَعْقِلُونَ . (1)بقره (2) 44

37. نقض پیمان بنی‌اسرائیل، فراموشی آنان نسبت به بخشی از تذکارهای خداوند:

وَ لَقَدْ أَخَذَ اللّٰهُ مِیثٰاقَ بَنِی إِسْرٰائِیلَ ... فَبِمٰا نَقْضِهِمْ مِیثٰاقَهُمْ ... وَ نَسُوا حَظًّا مِمّٰا ذُکِّرُوا بِهِ ....

مائده (5) 12 و 13

5. جهنّمیان

38. جهنّمیان، مردمانی فراموش‌کنندۀ خداوند:

وَ لاٰ تَکُونُوا کَالَّذِینَ نَسُوا اللّٰهَ فَأَنْسٰاهُمْ أَنْفُسَهُمْ أُولٰئِکَ هُمُ الْفٰاسِقُونَ

لاٰ یَسْتَوِی أَصْحٰابُ النّٰارِ وَ أَصْحٰابُ الْجَنَّةِ أَصْحٰابُ الْجَنَّةِ هُمُ الْفٰائِزُونَ . حشر (59) 19 و 20

39. لقای روز قیامت، مورد فراموشی جهنّمیان در دنیا:

وَ نٰادیٰ أَصْحٰابُ النّٰارِ .... فَالْیَوْمَ نَنْسٰاهُمْ کَمٰا نَسُوا لِقٰاءَ یَوْمِهِمْ هٰذٰا .... اعراف (7) 50 و 51

40. جایگاه جهنّمیان فراموش‌کنندۀ خدا، غیر قابل مقایسه با بهشتیان:

وَ لاٰ تَکُونُوا کَالَّذِینَ نَسُوا اللّٰهَ فَأَنْسٰاهُمْ أَنْفُسَهُمْ أُولٰئِکَ هُمُ الْفٰاسِقُونَ

لاٰ یَسْتَوِی أَصْحٰابُ النّٰارِ وَ أَصْحٰابُ الْجَنَّةِ أَصْحٰابُ الْجَنَّةِ هُمُ الْفٰائِزُونَ . حشر (59) 19 و 20

6 . سامری

41. سامری، فراموش‌کنندۀ پروردگار خود:

... أَلْقَی السّٰامِرِیُّ ... فَقٰالُوا هٰذٰا إِلٰهُکُمْ وَ إِلٰهُ مُوسیٰ فَنَسِیَ . (2)طه (20) 87 و 88

7. ضلالت‌پیشگان

42. گمراهان، فراموش‌کنندگان روز قیامت:

... إِنَّ الَّذِینَ یَضِلُّونَ عَنْ سَبِیلِ اللّٰهِ لَهُمْ عَذٰابٌ شَدِیدٌ بِمٰا نَسُوا یَوْمَ الْحِسٰابِ . ص (38) 26

8 . ظالمان

43. فراموشی ستمگران امّتهای پیشین، نسبت به تذکّرات و مواعظ انبیا:

... فَأَخَذْنٰاهُمْ بِالْبَأْسٰاءِ وَ الضَّرّٰاءِ ... فَلَمّٰا نَسُوا مٰا ذُکِّرُوا بِهِ فَتَحْنٰا عَلَیْهِمْ أَبْوٰابَ کُلِّ شَیْءٍ حَتّٰی إِذٰا فَرِحُوا بِمٰا أُوتُوا ... فَقُطِعَ دٰابِرُ الْقَوْمِ الَّذِینَ ظَلَمُوا ... (3)انعام (6) 42 و 44 و 45

فَلَمّٰا نَسُوا مٰا ذُکِّرُوا بِهِ أَنْجَیْنَا الَّذِینَ یَنْهَوْنَ عَنِ السُّوءِ وَ أَخَذْنَا الَّذِینَ ظَلَمُوا بِعَذٰابٍ بَئِیسٍ بِمٰا کٰانُوا یَفْسُقُونَ . اعراف (7) 165

44. فراموشی ستمگران امّتهای پیشین نسبت به مواعظ انبیا، درپی‌دارندۀ عذاب استدراجی برای آنان از سوی خداوند:

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا إِلیٰ أُمَمٍ مِنْ قَبْلِکَ ... فَلَمّٰا نَسُوا مٰا ذُکِّرُوا بِهِ فَتَحْنٰا عَلَیْهِمْ أَبْوٰابَ کُلِّ شَیْءٍ حَتّٰی إِذٰا فَرِحُوا بِمٰا أُوتُوا ... فَقُطِعَ دٰابِرُ الْقَوْمِ الَّذِینَ ظَلَمُوا .... انعام (6) 42 و 44 و 45

45. فراموشکاران ستمگر فاسق نسبت به مواعظ انبیا، گرفتار عذاب شدید الهی:

فَلَمّٰا نَسُوا مٰا ذُکِّرُوا بِهِ ... وَ أَخَذْنَا الَّذِینَ ظَلَمُوا بِعَذٰابٍ بَئِیسٍ .... اعراف (7) 165

46. ستمگران فراموشکار مواعظ انبیا، دارای چهرۀ مأیوس و اندوهگین، هنگام نزول عذاب الهی:

فَلَمّٰا نَسُوا مٰا ذُکِّرُوا بِهِ ... فَإِذٰا هُمْ مُبْلِسُونَ


1) 1) . آیه دربارۀ علمای یهود است. (تفسیر الصافی، ج 1، ص 125؛ التفسیر المنیر، ج 1، ص 155)

2) 2) . بنا بر احتمالی، ضمیر در «نسی» به سامری برگشت می‌کند که وی پروردگار خود را بعد از ایمان و متوجه شدن آن فراموش کرد. (المیزان، ج 14، ص 192)

3) 3) . مراد از «ما ذکّروا» مواعظ انبیا است. (روح‌المعانی، ج 4، ص 143؛ زاد المسیر، ج 2، ص 29)

فَقُطِعَ دٰابِرُ الْقَوْمِ الَّذِینَ ظَلَمُوا وَ الْحَمْدُ لِلّٰهِ رَبِّ الْعٰالَمِینَ . انعام (6) 44 و 45

9. عاص بن وائل

47. عاص بن وائل، فراموش‌کنندۀ آفرینش اوّلیّۀ خویش:

وَ ضَرَبَ لَنٰا مَثَلاً وَ نَسِیَ خَلْقَهُ قٰالَ مَنْ یُحْیِ الْعِظٰامَ وَ هِیَ رَمِیمٌ . (1)یس (36) 78

48. فراموشی عاص بن وائل نسبت به آفرینش اولیّۀ خود، عامل انکار معاد:

وَ ضَرَبَ لَنٰا مَثَلاً وَ نَسِیَ خَلْقَهُ قٰالَ مَنْ یُحْیِ الْعِظٰامَ وَ هِیَ رَمِیمٌ . یس (36) 78

نیز ==> همین مدخل، فراموشکاران، مشرکان

10. عبداللّه بن ابیّ

49. عبداللّه بن ابیّ، فراموش‌کنندۀ آفرینش خویش:

وَ ضَرَبَ لَنٰا مَثَلاً وَ نَسِیَ خَلْقَهُ قٰالَ مَنْ یُحْیِ الْعِظٰامَ وَ هِیَ رَمِیمٌ . (2)یس (36) 78

50. فراموشی عبداللّه بن ابیّ نسبت به آفرینش خود، موجب انکار معاد:

وَ ضَرَبَ لَنٰا مَثَلاً وَ نَسِیَ خَلْقَهُ قٰالَ مَنْ یُحْیِ الْعِظٰامَ وَ هِیَ رَمِیمٌ . یس (36) 78

11. علمای بنی‌اسرائیل

==> همین مدخل، خودفراموشی

12. فاسقان

51. فاسقان، فراموش‌کنندگان خدا:

... نَسُوا اللّٰهَ فَأَنْسٰاهُمْ أَنْفُسَهُمْ أُولٰئِکَ هُمُ الْفٰاسِقُونَ . حشر (59) 19

13. قارون

52. سفارش قوم و خویشان قارون به وی، در مورد عدم فراموشی نصیب خود از دنیا:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ ... إِذْ قٰالَ لَهُ قَوْمُهُ ... وَ ابْتَغِ فِیمٰا آتٰاکَ اللّٰهُ الدّٰارَ الْآخِرَةَ وَ لاٰ تَنْسَ نَصِیبَکَ مِنَ الدُّنْیٰا ....

قصص (28) 76 و 77

53. قارون، فراموش‌کنندۀ سلامتی، توان، فراغت، جوانی و شادابی خود:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ .... وَ لاٰ تَنْسَ نَصِیبَکَ مِنَ الدُّنْیٰا ... (3)قصص (28) 76 و 77

14. کافران

54. خداوند، یادآور اعمال فراموش شده به کافران، در قیامت:

... وَ لِلْکٰافِرِینَ عَذٰابٌ مُهِینٌ یَوْمَ یَبْعَثُهُمُ اللّٰهُ جَمِیعاً فَیُنَبِّئُهُمْ بِمٰا عَمِلُوا أَحْصٰاهُ اللّٰهُ وَ نَسُوهُ .... مجادله (58) 5 و 6

55. کافران، فراموش‌کنندۀ اعمال دنیایی خویش در قیامت:

... وَ لِلْکٰافِرِینَ عَذٰابٌ مُهِینٌ یَوْمَ یَبْعَثُهُمُ اللّٰهُ جَمِیعاً فَیُنَبِّئُهُمْ بِمٰا عَمِلُوا أَحْصٰاهُ اللّٰهُ وَ نَسُوهُ .... مجادله (58) 5 و 6

56. ارائۀ اعمال فراموش شدۀ کافران به آنان، در قیامت:

... وَ لِلْکٰافِرِینَ عَذٰابٌ مُهِینٌ یَوْمَ یَبْعَثُهُمُ اللّٰهُ جَمِیعاً فَیُنَبِّئُهُمْ بِمٰا عَمِلُوا أَحْصٰاهُ اللّٰهُ وَ نَسُوهُ .... مجادله (58) 5 و 6


1) 1) . بنا بر یک قول، فرد فراموشکار، عاص بن وائل بوده است. (جامع‌البیان، ج 12، جزء 23، ص 38؛ مجمع‌البیان، ج 7 -\8 ، ص 678)

2) 2) . بنا بر یک قول، فرد فراموشکار، عبداللّه‌بن‌اُبیّ بوده است. (جامع‌البیان، ج 12، جزء 23، ص 38)

3) 3) . امیرمؤمنان علیه السلام «نصیبک من الدّنیا» را به موارد مذکور تفسیر کردند. (معانی‌الاخبار، ص 325، ح 1؛ تفسیر نورالثقلین، ج 4، ص 139، ح 109)

57. کافران بنی‌اسرائیل، فراموش‌کنندۀ بخش مهمّی از تذکّرات الهی:

وَ لَقَدْ أَخَذَ اللّٰهُ مِیثٰاقَ بَنِی إِسْرٰائِیلَ ... فَمَنْ کَفَرَ بَعْدَ ذٰلِکَ .... وَ نَسُوا حَظًّا مِمّٰا ذُکِّرُوا بِهِ ....

مائده (5) 12 و 13

15. مشرکان

58. مشرکان، فراموش‌کنندۀ عقاید شرک‌آلود خویش، هنگام رویارویی با عذاب و مرگ:

قُلْ أَ رَأَیْتَکُمْ إِنْ أَتٰاکُمْ عَذٰابُ اللّٰهِ أَوْ أَتَتْکُمُ السّٰاعَةُ أَ غَیْرَ اللّٰهِ تَدْعُونَ .... وَ تَنْسَوْنَ مٰا تُشْرِکُونَ . انعام (6) 40 و 41

59. مشرکان، فراموش‌کنندۀ اصل و خلقت اوّلیّۀ خویش:

وَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللّٰهِ آلِهَةً لَعَلَّهُمْ یُنْصَرُونَ

فَلاٰ یَحْزُنْکَ قَوْلُهُمْ إِنّٰا نَعْلَمُ مٰا یُسِرُّونَ وَ مٰا یُعْلِنُونَ

وَ ضَرَبَ لَنٰا مَثَلاً وَ نَسِیَ خَلْقَهُ قٰالَ مَنْ یُحْیِ الْعِظٰامَ وَ هِیَ رَمِیمٌ . یس (36) 74 و 76 و 78

60. خداوند، یادآور آفرینش فراموش شدۀ مشرکان به آنان:

وَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللّٰهِ آلِهَةً ... وَ ضَرَبَ لَنٰا مَثَلاً وَ نَسِیَ خَلْقَهُ قٰالَ مَنْ یُحْیِ الْعِظٰامَ وَ هِیَ رَمِیمٌ قُلْ یُحْیِیهَا الَّذِی أَنْشَأَهٰا أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ هُوَ بِکُلِّ خَلْقٍ عَلِیمٌ . یس (36) 74 و 78 و 79

61. فراموشی و بی‌توجهی مشرکان به مبدأ پیدایش خویش، موجب بعید دانستن قیامت و حیات مجدّد:

وَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللّٰهِ آلِهَةً لَعَلَّهُمْ یُنْصَرُونَ

فَلاٰ یَحْزُنْکَ قَوْلُهُمْ إِنّٰا نَعْلَمُ مٰا یُسِرُّونَ وَ مٰا یُعْلِنُونَ

وَ ضَرَبَ لَنٰا مَثَلاً وَ نَسِیَ خَلْقَهُ قٰالَ مَنْ یُحْیِ الْعِظٰامَ وَ هِیَ رَمِیمٌ . (1)

یس (36) 74 و 76 و 78

16. منافقان

62. منافقان، محروم از عنایت و توجّه خدا، به سبب فراموشی و غفلت از او:

اَلْمُنٰافِقُونَ وَ الْمُنٰافِقٰاتُ ... نَسُوا اللّٰهَ فَنَسِیَهُمْ ....

توبه (9) 67

17. موسی علیه السلام

63. موسی علیه السلام خواستار چشم‌پوشی خضر علیه السلام از وی، به علّت فراموشی عهد و پیمان:

قٰالَ أَ لَمْ أَقُلْ إِنَّکَ لَنْ تَسْتَطِیعَ مَعِیَ صَبْراً

قٰالَ لاٰ تُؤٰاخِذْنِی بِمٰا نَسِیتُ وَ لاٰ تُرْهِقْنِی مِنْ أَمْرِی عُسْراً. (2)کهف (18) 72 و 73

64. فراموشی دوبارۀ موسی علیه السلام نسبت به عهد و پیمان خویش با خضر علیه السلام :

قٰالَ فَإِنِ اتَّبَعْتَنِی فَلاٰ تَسْئَلْنِی عَنْ شَیْءٍ حَتّٰی أُحْدِثَ لَکَ مِنْهُ ذِکْراً

قٰالَ لاٰ تُؤٰاخِذْنِی بِمٰا نَسِیتُ وَ لاٰ تُرْهِقْنِی مِنْ أَمْرِی عُسْراً

قٰالَ أَ لَمْ أَقُلْ لَکَ إِنَّکَ لَنْ تَسْتَطِیعَ مَعِیَ صَبْراً

قٰالَ إِنْ سَأَلْتُکَ عَنْ شَیْءٍ بَعْدَهٰا فَلاٰ تُصٰاحِبْنِی قَدْ بَلَغْتَ مِنْ لَدُنِّی عُذْراً.

کهف (18) 70 و 73 و 75 و 76

65. موسی علیه السلام و همراه او، فراموش‌کنندۀ ماهی (غذای خود)، هنگام رسیدن به مجمع‌البحرین:

فَلَمّٰا بَلَغٰا مَجْمَعَ بَیْنِهِمٰا نَسِیٰا حُوتَهُمٰا ... (3)

کهف (18) 61


1) 1) . بر این اساس که جملۀ «و نسی خلقه» حال برای فاعل«ضرب» باشد

2) 2) . مراد از «قال» در آیۀ 72، خضر علیه السلام و در آیۀ 73، موسی علیه السلام است. (مجمع‌البیان، ج 5 -\6 ، ص 747؛ فتح‌القدیر، ج 3، ص 357؛ تفسیر مقاتل، ج 2، ص 595)

3) 3) . فاعل «بلغا» موسی علیه السلام و یوشع دانسته شده است.(مجمع‌البیان، ج 5 -\6 ، ص 741)

18. مؤمنان

66. شیطان، عامل فراموشکاری مؤمنان، در مورد تکالیف الهی:

وَ إِذٰا رَأَیْتَ الَّذِینَ یَخُوضُونَ فِی آیٰاتِنٰا فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ حَتّٰی یَخُوضُوا فِی حَدِیثٍ غَیْرِهِ وَ إِمّٰا یُنْسِیَنَّکَ الشَّیْطٰانُ فَلاٰ تَقْعُدْ بَعْدَ الذِّکْریٰ مَعَ الْقَوْمِ الظّٰالِمِینَ . (1)انعام (6) 68

67. لزوم ترک مجلس یاوه‌گویان از سوی مؤمنان، در اوّلین زمان رفع فراموشی:

وَ إِذٰا رَأَیْتَ الَّذِینَ یَخُوضُونَ فِی آیٰاتِنٰا فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ حَتّٰی یَخُوضُوا فِی حَدِیثٍ غَیْرِهِ وَ إِمّٰا یُنْسِیَنَّکَ الشَّیْطٰانُ فَلاٰ تَقْعُدْ بَعْدَ الذِّکْریٰ مَعَ الْقَوْمِ الظّٰالِمِینَ . انعام (6) 68

19. نصارا

68. مسیحیان، فراموش‌کنندگان تذکّرات و موعظه‌های الهی:

وَ مِنَ الَّذِینَ قٰالُوا إِنّٰا نَصٰاریٰ ... فَنَسُوا حَظًّا مِمّٰا ذُکِّرُوا بِهِ .... مائده (5) 14

69. مسیحیان، فراموش‌کنندگان عهد و پیمان خویش با خداوند:

وَ مِنَ الَّذِینَ قٰالُوا إِنّٰا نَصٰاریٰ أَخَذْنٰا مِیثٰاقَهُمْ فَنَسُوا حَظًّا مِمّٰا ذُکِّرُوا بِهِ .... مائده (5) 14

70. فراموشی تذکّرات الهی، زمینۀ کینه و دشمنی بین مسیحیان:

وَ مِنَ الَّذِینَ قٰالُوا إِنّٰا نَصٰاریٰ أَخَذْنٰا مِیثٰاقَهُمْ فَنَسُوا حَظًّا ... فَأَغْرَیْنٰا بَیْنَهُمُ الْعَدٰاوَةَ ... (2)

مائده (5) 14

71. فراموشکاری مسیحیان نسبت به عهد و پیمان الهی، باعث کینه‌توزی بین آنان و یهودیان:

وَ مِنَ الَّذِینَ قٰالُوا إِنّٰا نَصٰاریٰ أَخَذْنٰا مِیثٰاقَهُمْ فَنَسُوا حَظًّا مِمّٰا ذُکِّرُوا بِهِ فَأَغْرَیْنٰا بَیْنَهُمُ الْعَدٰاوَةَ وَ الْبَغْضٰاءَ ... (3)مائده (5) 14

20. همبند یوسف

72. فراموش شدن سفارش یوسف علیه السلام به همبندش، پس از آزادی از زندان:

یٰا صٰاحِبَیِ السِّجْنِ ... وَ قٰالَ لِلَّذِی ظَنَّ أَنَّهُ نٰاجٍ مِنْهُمَا اذْکُرْنِی عِنْدَ رَبِّکَ فَأَنْسٰاهُ الشَّیْطٰانُ ذِکْرَ رَبِّهِ .... یوسف (12) 39 و 42

73. شیطان، عامل فراموشی همبند یوسف:

یٰا صٰاحِبَیِ السِّجْنِ ... وَ قٰالَ لِلَّذِی ظَنَّ أَنَّهُ نٰاجٍ مِنْهُمَا اذْکُرْنِی عِنْدَ رَبِّکَ فَأَنْسٰاهُ الشَّیْطٰانُ ذِکْرَ رَبِّهِ .... یوسف (12) 39 و 42

74. فراموشی همبند یوسف، موجب طولانی شدن زندان یوسف علیه السلام :

یٰا صٰاحِبَیِ السِّجْنِ ... وَ قٰالَ لِلَّذِی ظَنَّ أَنَّهُ نٰاجٍ مِنْهُمَا اذْکُرْنِی عِنْدَ رَبِّکَ فَأَنْسٰاهُ الشَّیْطٰانُ ذِکْرَ رَبِّهِ فَلَبِثَ فِی السِّجْنِ بِضْعَ سِنِینَ .

یوسف (12) 39 و 42


1) 1) . گرچه خطاب آیه با پیامبراکرم صلی الله علیه و آله است، امّا از تفاسیر استفاده می‌شود که منظور، پیامبر صلی الله علیه و آله و مؤمنان هستند. (جامع‌البیان، ج 5، جزء 7، ص 298؛ مجمع‌البیان، ج 3 -\4، ص 489؛ الکشاف، ج 2، ص 35)

2) 2) . بر این اساس که ضمیر «بینهم» به نصارا برگردد که بین‌فرقه‌های مختلف آن از نسطوریّه و یعقوبیّه و ملکانیّه عداوت وجود دارد. (مجمع‌البیان، ج 3 -\4، ص 268؛ الکشاف، ج 1، ص 616 -\617)

3) 3) . ممکن است ضمیر «بینهم» به یهود و نصارا برگردد. (مجمع‌البیان، ج 3 -\4، ص 268؛ الکشاف، ج 1، ص 617)

21. یوشع بن نون

75. یوشع، فراموش‌کنندۀ ماهی، هنگام رسیدن به مجمع‌البحرین:

فَلَمّٰا بَلَغٰا مَجْمَعَ بَیْنِهِمٰا نَسِیٰا حُوتَهُمٰا ... (1)

کهف (18) 61

76. فراموشی یوشع بن نون، از بیان به آب افتادن ماهی در دریا، برای موسی علیه السلام :

قٰالَ أَ رَأَیْتَ إِذْ أَوَیْنٰا إِلَی الصَّخْرَةِ فَإِنِّی نَسِیتُ الْحُوتَ ... (2)کهف (18) 63

77. یوشع بن نون، فراموش‌کنندۀ مراقبت از ماهی:

قٰالَ أَ رَأَیْتَ إِذْ أَوَیْنٰا إِلَی الصَّخْرَةِ فَإِنِّی نَسِیتُ الْحُوتَ ... (3)کهف (18) 63

78. اقرار یوشع بن نون به فراموشکاری خویش و نسبت دادن آن به شیطان:

قٰالَ أَ رَأَیْتَ إِذْ أَوَیْنٰا إِلَی الصَّخْرَةِ فَإِنِّی نَسِیتُ الْحُوتَ وَ مٰا أَنْسٰانِیهُ إِلاَّ الشَّیْطٰانُ أَنْ أَذْکُرَهُ ....

کهف (18) 63

22. یهود

79. فراموشی خداوند، از سوی یهود:

وَ لاٰ تَکُونُوا کَالَّذِینَ نَسُوا اللّٰهَ فَأَنْسٰاهُمْ أَنْفُسَهُمْ أُولٰئِکَ هُمُ الْفٰاسِقُونَ . (4)حشر (59) 19

80. فراموشی یهود نسبت به خداوند، موجب قرار گرفتن آنها در زمرۀ فاسقان:

وَ لاٰ تَکُونُوا کَالَّذِینَ نَسُوا اللّٰهَ فَأَنْسٰاهُمْ أَنْفُسَهُمْ أُولٰئِکَ هُمُ الْفٰاسِقُونَ . حشر (59) 19

81. فراموشی خداوند از سوی یهود، موجب قرار گرفتن در زمرۀ اصحاب نار و جهنّمیان:

وَ لاٰ تَکُونُوا کَالَّذِینَ نَسُوا اللّٰهَ فَأَنْسٰاهُمْ أَنْفُسَهُمْ أُولٰئِکَ هُمُ الْفٰاسِقُونَ

لاٰ یَسْتَوِی أَصْحٰابُ النّٰارِ وَ أَصْحٰابُ الْجَنَّةِ أَصْحٰابُ الْجَنَّةِ هُمُ الْفٰائِزُونَ . حشر (59) 19 و 20

82. جایگاه یهودیان فراموش‌کنندۀ خداوند، غیرقابل مقایسه با بهشتیان:

وَ لاٰ تَکُونُوا کَالَّذِینَ نَسُوا اللّٰهَ فَأَنْسٰاهُمْ أَنْفُسَهُمْ أُولٰئِکَ هُمُ الْفٰاسِقُونَ

لاٰ یَسْتَوِی أَصْحٰابُ النّٰارِ وَ أَصْحٰابُ الْجَنَّةِ أَصْحٰابُ الْجَنَّةِ هُمُ الْفٰائِزُونَ . حشر (59) 19 و 20

نیز ==> همین مدخل، فراموشکاران، بنی‌اسرائیل

فراموشی آفرینش

==> همین مدخل، فراموشکاران، مشرکان

فراموشی آیات خدا

83. به فراموشی سپردن آیات خدا، موجب کور محشور شدن در قیامت:

قٰالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِی أَعْمیٰ وَ قَدْ کُنْتُ بَصِیراً

قٰالَ کَذٰلِکَ أَتَتْکَ آیٰاتُنٰا فَنَسِیتَهٰا وَ کَذٰلِکَ الْیَوْمَ تُنْسیٰ . طه (20) 125 و 126


1) 1) . فاعل «بلغا» موسی علیه السلام و یوشع است. (مجمع‌البیان، ج 5-\ 6 ، ص 741)

2) 2) . «نسیت الحوت» یعنی حفظ و از دست رفتنش را فراموش کردم. (تفسیر التحریروالتنویر، ج 7، جزء 15، ص 367)

3) 3) . «نسیت الحوت» یعنی حفظ و از دست رفتنش را فراموش کردم. (تفسیر التحریروالتنویر، ج 7، جزء 15، ص 367)

4) 4) . بنا بر احتمالی، مقصود از «کالذّین نسوا اللّه» یهود است (تفسیر التحریروالتنویر، ج 13، جزء 28، ص 113) و می‌تواند اشاره باشد به کسانی از یهود [بنی‌نضیر و بنی‌قینقاع] که در آیات جلوتر ذکر شده است. (المیزان، ج 19، ص 220)

84. فراموش‌کنندگان آیات خدا، مورد فراموشی خدا در قیامت:

قٰالَ کَذٰلِکَ أَتَتْکَ آیٰاتُنٰا فَنَسِیتَهٰا وَ کَذٰلِکَ الْیَوْمَ تُنْسیٰ . طه (20) 126

85. به فراموشی سپرده شدن بعضی آیات به امر خداوند، از اذهان مردم:

مٰا نَنْسَخْ مِنْ آیَةٍ أَوْ نُنْسِهٰا ... (1)بقره (2) 106

86. جایگزینی آیات بهتر به جای آیات منسوخ یا فراموش شده از خاطره‌ها:

مٰا نَنْسَخْ مِنْ آیَةٍ أَوْ نُنْسِهٰا نَأْتِ بِخَیْرٍ مِنْهٰا ....

بقره (2) 106

فراموشی ابیّ بن خلف

==> همین مدخل، فراموشکاران، ابیّ بن خلف

فراموشی امیّة بن خلف

==> همین مدخل، فراموشکاران، امیّة بن خلف

فراموشی انسان

87. برخی انسانها، دچار فراموشی، در دوران پیری و سالخوردگی:

... وَ مِنْکُمْ مَنْ یُرَدُّ إِلیٰ أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِکَیْ لاٰ یَعْلَمَ بَعْدَ عِلْمٍ شَیْئاً .... نحل (16) 70

وَ مِنْکُمْ مَنْ یُرَدُّ إِلیٰ أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِکَیْلاٰ یَعْلَمَ مِنْ بَعْدِ عِلْمٍ شَیْئاً .... حج (22) 5

88. انسان، در معرض فراموشی گرفتاریهای گذشتۀ خویش:

وَ إِذٰا مَسَّ الْإِنْسٰانَ ضُرٌّ ... ثُمَّ إِذٰا خَوَّلَهُ نِعْمَةً مِنْهُ نَسِیَ مٰا کٰانَ یَدْعُوا إِلَیْهِ مِنْ قَبْلُ .... زمر (39) 8

فراموشی ان‌شاءاللّه

==> همین مدخل، حکم فراموشی

فراموشی تکلیف

==> همین مدخل، فراموشکاران، مؤمنان

فراموشی جهنّمیان

==> همین مدخل، فراموشکاران، جهنّمیان

فراموشی خدا

اشاره

89. فراموشی خداوند، مورد نهی او:

وَ لاٰ تَکُونُوا کَالَّذِینَ نَسُوا اللّٰهَ فَأَنْسٰاهُمْ أَنْفُسَهُمْ أُولٰئِکَ هُمُ الْفٰاسِقُونَ . حشر (59) 19

90. لزوم تدارک یاد خداوند، در پی فراموشی او:

إِلاّٰ أَنْ یَشٰاءَ اللّٰهُ وَ اذْکُرْ رَبَّکَ إِذٰا نَسِیتَ وَ قُلْ عَسیٰ أَنْ یَهْدِیَنِ رَبِّی لِأَقْرَبَ مِنْ هٰذٰا رَشَداً.

کهف (18) 24

آثار فراموشی خدا

1. ترک انفاق
91. فراموشی منافقان از خداوند، عامل ترک انفاق از سوی آنان:

اَلْمُنٰافِقُونَ وَ الْمُنٰافِقٰاتُ ... وَ یَقْبِضُونَ أَیْدِیَهُمْ نَسُوا اللّٰهَ فَنَسِیَهُمْ .... توبه (9) 67


1) 1) . واژۀ «ننسها» دو گونه تفسیر شده است: 1. فراموشی؛ 2. ترک. (مجمع‌البیان، ج 1 -\2، ص 347) برداشت بر اساس معنای اوّل است

2. ترویج بدی
92. ترویج زشتیها و منکرات از طرف منافقان، حاصل فراموشی خدا از سوی آنان:

اَلْمُنٰافِقُونَ وَ الْمُنٰافِقٰاتُ ... یَأْمُرُونَ بِالْمُنْکَرِ ... نَسُوا اللّٰهَ فَنَسِیَهُمْ .... توبه (9) 67

3. خودفراموشی
93. فراموشی خداوند، درپی‌دارندۀ فراموشی خویشتن:

وَ لاٰ تَکُونُوا کَالَّذِینَ نَسُوا اللّٰهَ فَأَنْسٰاهُمْ أَنْفُسَهُمْ .... حشر (59) 19

4. فسق
94. فراموشی خداوند، درپی‌دارندۀ فسق:

... نَسُوا اللّٰهَ فَأَنْسٰاهُمْ أَنْفُسَهُمْ أُولٰئِکَ هُمُ الْفٰاسِقُونَ . حشر (59) 19

5 . مانع هدایت
95. فراموشی یاد خدا، مانع هدایت‌یابی سریع انسان:

إِلاّٰ أَنْ یَشٰاءَ اللّٰهُ وَ اذْکُرْ رَبَّکَ إِذٰا نَسِیتَ وَ قُلْ عَسیٰ أَنْ یَهْدِیَنِ رَبِّی لِأَقْرَبَ مِنْ هٰذٰا رَشَداً.

کهف (18) 24

6. ممانعت از معروف
96. فراموشی خدا، عامل پیشگیری از تحقّق نیکیها و ارزشها:

اَلْمُنٰافِقُونَ وَ الْمُنٰافِقٰاتُ ... وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمَعْرُوفِ ... نَسُوا اللّٰهَ فَنَسِیَهُمْ ... (1)توبه (9) 67

عذاب فراموشی خدا

==> همین مدخل، فراموشی خدا، کیفر فراموشی خدا

عوامل فراموشی خدا

1. استهزای مؤمنان
97. استهزای مؤمنان و خندیدن به آنان، موجب فراموشی یاد خدا:

إِنَّهُ کٰانَ فَرِیقٌ مِنْ عِبٰادِی یَقُولُونَ رَبَّنٰا آمَنّٰا ...

فَاتَّخَذْتُمُوهُمْ سِخْرِیًّا حَتّٰی أَنْسَوْکُمْ ذِکْرِی وَ کُنْتُمْ مِنْهُمْ تَضْحَکُونَ . مؤمنون (23) 109 و 110

2. رفاه
98. رفاه بسیار، زمینه‌ساز از یاد بردن یاد خدا:

... وَ لٰکِنْ مَتَّعْتَهُمْ وَ آبٰاءَهُمْ حَتّٰی نَسُوا الذِّکْرَ ... (2)فرقان (25) 18

وَ إِذٰا مَسَّ الْإِنْسٰانَ ضُرٌّ دَعٰا رَبَّهُ مُنِیباً إِلَیْهِ ثُمَّ إِذٰا خَوَّلَهُ نِعْمَةً مِنْهُ نَسِیَ مٰا کٰانَ یَدْعُوا إِلَیْهِ مِنْ قَبْلُ .... زمر (39) 8

3. شیطان
99. شیطان، عامل فراموشی یاد خدا از ذهن پیروانش:

اِسْتَحْوَذَ عَلَیْهِمُ الشَّیْطٰانُ فَأَنْسٰاهُمْ ذِکْرَ اللّٰهِ أُولٰئِکَ حِزْبُ الشَّیْطٰانِ أَلاٰ إِنَّ حِزْبَ الشَّیْطٰانِ هُمُ الْخٰاسِرُونَ . مجادله (58) 19

کیفر فراموشی خدا

100. خدافراموشان، محروم از ثواب و خیر آخرت:

... نَسُوا اللّٰهَ فَنَسِیَهُمْ ... (3)توبه (9) 67

101. خدافراموشی منافقان (از روی اعراض)، زمینۀ دوری آنان از رحمت خداوند:

اَلْمُنٰافِقُونَ وَ الْمُنٰافِقٰاتُ ... نَسُوا اللّٰهَ فَنَسِیَهُمْ ...

... وَ لَعَنَهُمُ اللّٰهُ .... توبه (9) 67 و 68


1) 1) . جملۀ «نسوا اللّه فنسیهم» بیان است برای «یأمرون بالمنکر و ینهون عن المعروف...» (المیزان، ج 9، ص 336)

2) 2) . مقصود از «ذکر» می‌تواند یاد خدا باشد. (الکشاف، ج 3، ص 270)

3) 3) . امیرمؤمنان علیه السلام در تفسیر «نسوا اللّه فنسیهم» فرمود: خداوند برای فراموشکاران نصیبی از ثواب قرار نداده و آنان از خیر فراموش می‌شوند. (تفسیر عیّاشی، ج 2، ص 96، ح 86 ؛ البرهان، ج 2، ص 144، ح 4)

102. فراموشی ذکر و یاد خداوند، درپی‌دارندۀ هلاکت:

... حَتّٰی نَسُوا الذِّکْرَ وَ کٰانُوا قَوْماً بُوراً.

فرقان (25) 18

103. عذاب دائمی، کیفر فراموشی منافقان نسبت به خداوند:

اَلْمُنٰافِقُونَ وَ الْمُنٰافِقٰاتُ ... نَسُوا اللّٰهَ فَنَسِیَهُمْ ...

وَعَدَ اللّٰهُ الْمُنٰافِقِینَ وَ الْمُنٰافِقٰاتِ ... وَ لَهُمْ عَذٰابٌ مُقِیمٌ . توبه (9) 67 و 68

104. گرفتاری به نفرین و لعن الهی، کیفر فراموشی خدا:

... نَسُوا اللّٰهَ فَنَسِیَهُمْ .... وَ لَعَنَهُمُ اللّٰهُ ....

توبه (9) 67 و 68

105. فراموشی خداوند موجب قرار گرفتن در زمرۀ اصحاب آتش جهنّم:

وَ لاٰ تَکُونُوا کَالَّذِینَ نَسُوا اللّٰهَ فَأَنْسٰاهُمْ أَنْفُسَهُمْ أُولٰئِکَ هُمُ الْفٰاسِقُونَ

لاٰ یَسْتَوِی أَصْحٰابُ النّٰارِ وَ أَصْحٰابُ الْجَنَّةِ أَصْحٰابُ الْجَنَّةِ هُمُ الْفٰائِزُونَ . حشر (59) 19 و 20

106. آتش جهنّم، کیفر فراموشی منافقان نسبت به خداوند:

... نَسُوا اللّٰهَ فَنَسِیَهُمْ ... وَعَدَ اللّٰهُ الْمُنٰافِقِینَ وَ الْمُنٰافِقٰاتِ وَ الْکُفّٰارَ نٰارَ جَهَنَّمَ ... وَ لَهُمْ عَذٰابٌ مُقِیمٌ . توبه (9) 67 و 68

فراموشی در سالخوردگی

==> همین مدخل، فراموشی انسان

فراموشی در قیامت

107. دیدن عذاب و مرگ، عامل فراموشی عقاید شرک‌آلود خود در قیامت:

قُلْ أَ رَأَیْتَکُمْ إِنْ أَتٰاکُمْ عَذٰابُ اللّٰهِ أَوْ أَتَتْکُمُ السّٰاعَةُ أَ غَیْرَ اللّٰهِ تَدْعُونَ .... وَ تَنْسَوْنَ مٰا تُشْرِکُونَ . انعام (6) 40 و 41

108. فراموشی آخرت در دنیا، عامل فراموش شدن از طرف خداوند، در قیامت:

... فَالْیَوْمَ نَنْسٰاهُمْ کَمٰا نَسُوا لِقٰاءَ یَوْمِهِمْ هٰذٰا ....

اعراف (7) 51

فَذُوقُوا بِمٰا نَسِیتُمْ لِقٰاءَ یَوْمِکُمْ هٰذٰا إِنّٰا نَسِینٰاکُمْ .... سجده (32) 14

وَ قِیلَ الْیَوْمَ نَنْسٰاکُمْ کَمٰا نَسِیتُمْ لِقٰاءَ یَوْمِکُمْ هٰذٰا وَ مَأْوٰاکُمُ النّٰارُ وَ مٰا لَکُمْ مِنْ نٰاصِرِینَ .

جاثیه (45) 34

109. جهنّمیان، مورد فراموشی خدا در قیامت:

وَ نٰادیٰ أَصْحٰابُ النّٰارِ .... فَالْیَوْمَ نَنْسٰاهُمْ کَمٰا نَسُوا لِقٰاءَ یَوْمِهِمْ هٰذٰا .... اعراف (7) 50 و 51

وَ قِیلَ الْیَوْمَ نَنْسٰاکُمْ کَمٰا نَسِیتُمْ لِقٰاءَ یَوْمِکُمْ هٰذٰا وَ مَأْوٰاکُمُ النّٰارُ .... جاثیه (45) 34

110. رویارویی با عذاب در قیامت، موجب فراموشی عقاید شرک‌آلود:

قُلْ أَ رَأَیْتَکُمْ إِنْ أَتٰاکُمْ عَذٰابُ اللّٰهِ أَوْ أَتَتْکُمُ السّٰاعَةُ أَ غَیْرَ اللّٰهِ تَدْعُونَ .... وَ تَنْسَوْنَ مٰا تُشْرِکُونَ . انعام (6) 40 و 41

111. قیامت، صحنۀ فراموشی خدا از یاد پیروان شیطان:

یَوْمَ یَبْعَثُهُمُ اللّٰهُ جَمِیعاً ... اسْتَحْوَذَ عَلَیْهِمُ الشَّیْطٰانُ فَأَنْسٰاهُمْ ذِکْرَ اللّٰهِ أُولٰئِکَ حِزْبُ الشَّیْطٰانِ .... مجادله (58) 18 و 19

فراموشی سامری

==> همین مدخل، فراموشکاران، سامری

فراموشی شرک

112. فراموشی هرگونه عقیدۀ شرک‌آلود، هنگام رویارویی با عذاب:

قُلْ أَ رَأَیْتَکُمْ إِنْ أَتٰاکُمْ عَذٰابُ اللّٰهِ ...

... وَ تَنْسَوْنَ مٰا تُشْرِکُونَ . انعام (6) 40 و 41

فراموشی ظالمان

==> همین مدخل، فراموشکاران، ظالمان

فراموشی عاص بن وائل

==> همین مدخل، فراموشکاران، عاص بن وائل

فراموشی عبدالله بن ابیّ

==> همین مدخل، فراموشکاران، عبدالله بن ابیّ

فراموشی علمای بنی‌اسرائیل

==> همین مدخل، فراموشکاران، علمای بنی‌اسرائیل

فراموشی فاسقان

==> همین مدخل، فراموشکاران، فاسقان

فراموشی قرآن

113. پی بردن فراموش‌کنندگان قرآن در قیامت، به راستی گفتار انبیا:

وَ لَقَدْ جِئْنٰاهُمْ بِکِتٰابٍ فَصَّلْنٰاهُ ... هَلْ یَنْظُرُونَ إِلاّٰ تَأْوِیلَهُ یَوْمَ یَأْتِی تَأْوِیلُهُ یَقُولُ الَّذِینَ نَسُوهُ مِنْ قَبْلُ قَدْ جٰاءَتْ رُسُلُ رَبِّنٰا بِالْحَقِّ ... (1)

اعراف (7) 52 و 53

فراموشی قیامت

اشاره

114. رها شدن در قیامت، از آثار فراموشی آن در دنیا:

... فَالْیَوْمَ نَنْسٰاهُمْ کَمٰا نَسُوا لِقٰاءَ یَوْمِهِمْ هٰذٰا ... (2)

اعراف (7) 50 و 51

115. بهشت و نعیم آن، حرام بر کافران فراموشکار قیامت:

وَ نٰادیٰ أَصْحٰابُ النّٰارِ أَصْحٰابَ الْجَنَّةِ أَنْ أَفِیضُوا عَلَیْنٰا مِنَ الْمٰاءِ أَوْ مِمّٰا رَزَقَکُمُ اللّٰهُ قٰالُوا إِنَّ اللّٰهَ حَرَّمَهُمٰا عَلَی الْکٰافِرِینَ ... فَالْیَوْمَ نَنْسٰاهُمْ کَمٰا نَسُوا لِقٰاءَ یَوْمِهِمْ هٰذٰا .... اعراف (7) 50 و 51

116. پی بردن فراموش‌کنندگان قیامت، به راستی گفتار انبیا:

... یَوْمَ یَأْتِی تَأْوِیلُهُ یَقُولُ الَّذِینَ نَسُوهُ مِنْ قَبْلُ قَدْ جٰاءَتْ رُسُلُ رَبِّنٰا بِالْحَقِّ ... (3)اعراف (7) 53

عوامل فراموشی قیامت

1. فریفتگی به دنیا
117. فریفتگی به دنیا، موجب فراموشی قیامت:

... وَ غَرَّتْهُمُ الْحَیٰاةُ الدُّنْیٰا فَالْیَوْمَ نَنْسٰاهُمْ کَمٰا نَسُوا لِقٰاءَ یَوْمِهِمْ هٰذٰا .... اعراف (7) 51

2. کفر
118. کفر، موجب فراموشی قیامت:

وَ نٰادیٰ أَصْحٰابُ النّٰارِ أَصْحٰابَ الْجَنَّةِ أَنْ أَفِیضُوا


1) 1) . «کتاب» در آیه به قرآن تفسیر شده است. (روح‌المعانی،ج 5، جزء 8 ، ص 189)

2) 2) . امام رضا علیه السلام در تفسیر آیۀ مزبور فرمود: یعنی‌همان‌گونه که کافران آماده شدن برای چنین روزی را رها کردند ما نیز آنان را رها می‌کنیم. (عیون اخبارالرضا، ج 1، ص 125، ح 18؛ تفسیر نورالثقلین، ج 2، ص 37، ح 147)

3) 3) . ضمیر «نسوه» می‌تواند به قیامت برگردد

عَلَیْنٰا مِنَ الْمٰاءِ أَوْ مِمّٰا رَزَقَکُمُ اللّٰهُ قٰالُوا إِنَّ اللّٰهَ حَرَّمَهُمٰا عَلَی الْکٰافِرِینَ

اَلَّذِینَ اتَّخَذُوا دِینَهُمْ لَهْواً وَ لَعِباً وَ غَرَّتْهُمُ الْحَیٰاةُ الدُّنْیٰا فَالْیَوْمَ نَنْسٰاهُمْ کَمٰا نَسُوا لِقٰاءَ یَوْمِهِمْ هٰذٰا وَ مٰا کٰانُوا بِآیٰاتِنٰا یَجْحَدُونَ . اعراف (7) 50 و 51

کیفر فراموشی قیامت

119. فراموشی روز قیامت، موجب عذاب سخت الهی:

... لَهُمْ عَذٰابٌ شَدِیدٌ بِمٰا نَسُوا یَوْمَ الْحِسٰابِ .

ص (38) 26

120. فراموشی قیامت و لقای الهی، موجب چشیدن عذاب جاودانه:

فَذُوقُوا بِمٰا نَسِیتُمْ لِقٰاءَ یَوْمِکُمْ هٰذٰا إِنّٰا نَسِینٰاکُمْ وَ ذُوقُوا عَذٰابَ الْخُلْدِ بِمٰا کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ .

سجده (32) 14

فراموشی کتابهای آسمانی

121. رفاه، زمینه‌ساز از یاد بردن کتابهای آسمانی:

... وَ لٰکِنْ مَتَّعْتَهُمْ وَ آبٰاءَهُمْ حَتّٰی نَسُوا الذِّکْرَ ... (1)فرقان (25) 18

فراموشی گناه

122. فراموشی اعمال و گناهان گذشته، بزرگ‌ترین ظلم به خویشتن:

وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ ذُکِّرَ بِآیٰاتِ رَبِّهِ فَأَعْرَضَ عَنْهٰا وَ نَسِیَ مٰا قَدَّمَتْ یَدٰاهُ إِنّٰا جَعَلْنٰا عَلیٰ قُلُوبِهِمْ أَکِنَّةً أَنْ یَفْقَهُوهُ وَ فِی آذٰانِهِمْ وَقْراً وَ إِنْ تَدْعُهُمْ إِلَی الْهُدیٰ فَلَنْ یَهْتَدُوا إِذاً أَبَداً. کهف (18) 57

فراموشی منافقان

==> همین مدخل، فراموشکاران، منافقان

فراموشی موسی

==> همین مدخل، فراموشکاران، موسی علیه السلام

فراموشی موعظه

123. فراموشی هشدارهای خداوند، درپی‌دارندۀ عذاب ناگهانی:

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا إِلیٰ أُمَمٍ مِنْ قَبْلِکَ ... فَلَمّٰا نَسُوا مٰا ذُکِّرُوا بِهِ ... أَخَذْنٰاهُمْ بَغْتَةً .... انعام (6) 42 و 44

124. فراموشی پندها و مواعظ انبیا، درپی‌دارندۀ عذاب استدراج:

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا إِلیٰ أُمَمٍ مِنْ قَبْلِکَ ... فَأَخَذْنٰاهُمْ بِالْبَأْسٰاءِ وَ الضَّرّٰاءِ ... فَلَمّٰا نَسُوا مٰا ذُکِّرُوا بِهِ فَتَحْنٰا عَلَیْهِمْ أَبْوٰابَ کُلِّ شَیْءٍ حَتّٰی إِذٰا فَرِحُوا بِمٰا أُوتُوا أَخَذْنٰاهُمْ بَغْتَةً فَإِذٰا هُمْ مُبْلِسُونَ .

انعام (6) 42 و 44

125. گشوده شدن دربهای نعمت به روی امّتهای پیشین، به صورت عذاب استدراجی، از آثار فراموشی پندها و تذکّرات انبیا:

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا إِلیٰ أُمَمٍ مِنْ قَبْلِکَ ... فَلَمّٰا نَسُوا مٰا ذُکِّرُوا بِهِ فَتَحْنٰا عَلَیْهِمْ أَبْوٰابَ کُلِّ شَیْءٍ حَتّٰی إِذٰا فَرِحُوا بِمٰا أُوتُوا .... انعام (6) 40 و 44

126. فراموشی مواعظ خیرخواهان، موجب ظلم:

وَ إِذْ قٰالَتْ أُمَّةٌ مِنْهُمْ لِمَ تَعِظُونَ قَوْماً اللّٰهُ مُهْلِکُهُمْ أَوْ مُعَذِّبُهُمْ عَذٰاباً شَدِیداً قٰالُوا مَعْذِرَةً إِلیٰ رَبِّکُمْ وَ لَعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ

فَلَمّٰا نَسُوا مٰا ذُکِّرُوا


1) 1) . «الذّکر» به کتب آسمانی تفسیر شده است. (مجمع‌البیان، ج 7 -\8 ، ص 258)

بِهِ ... وَ أَخَذْنَا الَّذِینَ ظَلَمُوا بِعَذٰابٍ بَئِیسٍ ....

اعراف (7) 164 و 165

127. به فراموشی سپرده شدن موعظه‌های خیرخواهان، از سوی ستمگران، موجب عذاب شدید آنان:

وَ إِذْ قٰالَتْ أُمَّةٌ مِنْهُمْ لِمَ تَعِظُونَ قَوْماً اللّٰهُ مُهْلِکُهُمْ أَوْ مُعَذِّبُهُمْ عَذٰاباً شَدِیداً قٰالُوا مَعْذِرَةً إِلیٰ رَبِّکُمْ وَ لَعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ

فَلَمّٰا نَسُوا مٰا ذُکِّرُوا بِهِ أَنْجَیْنَا الَّذِینَ یَنْهَوْنَ عَنِ السُّوءِ وَ أَخَذْنَا الَّذِینَ ظَلَمُوا بِعَذٰابٍ بَئِیسٍ بِمٰا کٰانُوا یَفْسُقُونَ .

اعراف (7) 164 و 165

128. فسق، موجب به فراموشی سپردن اندرزهای خیرخواهی جامعه:

فَلَمّٰا نَسُوا مٰا ذُکِّرُوا بِهِ ... وَ أَخَذْنَا الَّذِینَ ظَلَمُوا بِعَذٰابٍ بَئِیسٍ بِمٰا کٰانُوا یَفْسُقُونَ . اعراف (7) 165

فراموشی مؤمنان

==> همین مدخل، فراموشکاران، مؤمنان

فراموشی همبند یوسف

==> همین مدخل، فراموشکاران، همبند یوسف

فراموشی همسران

129. لزوم رعایت گذشت و نیکوکاری و عدم فراموشی آن از سوی همسران، هنگام طلاق:

وَ إِنْ طَلَّقْتُمُوهُنَّ مِنْ قَبْلِ أَنْ تَمَسُّوهُنَّ ... وَ لاٰ تَنْسَوُا الْفَضْلَ بَیْنَکُمْ .... بقره (2) 237

فراموشی یوشع

==> همین مدخل، فراموشکاران، یوشع بن نون

فراموشی یهود

==> همین مدخل، فراموشکاران، یهود

محمّد صلی الله علیه و آله و فراموشی

130. فراموشی بعضی از قرآن از سوی پیامبر صلی الله علیه و آله در صورت تعلّق مشیّت خداوند:

سَنُقْرِئُکَ فَلاٰ تَنْسیٰ

إِلاّٰ مٰا شٰاءَ اللّٰهُ إِنَّهُ یَعْلَمُ الْجَهْرَ وَ مٰا یَخْفیٰ . (1)اعلی (87) 6 و 7

131. آگاهی و علم خداوند به آشکار و نهان، توجیه‌کنندۀ مشیّت او دربارۀ فراموشی قرآن با حفظ آن در ذهن پیامبر صلی الله علیه و آله :

سَنُقْرِئُکَ فَلاٰ تَنْسیٰ

إِلاّٰ مٰا شٰاءَ اللّٰهُ إِنَّهُ یَعْلَمُ الْجَهْرَ وَ مٰا یَخْفیٰ . اعلی (87) 6 و 7

مؤاخذه بر فراموشی

132. مؤمنان، خواستار عدم مؤاخذۀ خویش، به علّت فراموشی تکالیف الهی:

... وَ الْمُؤْمِنُونَ ... وَ قٰالُوا .... رَبَّنٰا لاٰ تُؤٰاخِذْنٰا إِنْ نَسِینٰا .... بقره (2) 285 و 286

133. فراموشی تکالیف الهی، موجب مؤاخذه، در دیدگاه مؤمنان:

... وَ الْمُؤْمِنُونَ ... وَ قٰالُوا .... رَبَّنٰا لاٰ تُؤٰاخِذْنٰا إِنْ نَسِینٰا ... بقره (2) 285 و 286


1) 1) . مقصود از آیۀ 7 این است که در صورت تعلّق مشیّت خداوند، پیامبر صلی الله علیه و آله بخشی از قرآن را فراموش خواهد نمود. (تفسیر التحریروالتنویر، ج 15، جزء 30، ص 280)

نسبت فراموشی

134. نسبت فراموشی به موسی علیه السلام ، از سوی سامری و پیروان وی:

... اَلسّٰامِرِیُّ فَأَخْرَجَ لَهُمْ عِجْلاً جَسَداً لَهُ خُوٰارٌ فَقٰالُوا هٰذٰا إِلٰهُکُمْ وَ إِلٰهُ مُوسیٰ فَنَسِیَ . (1)

طه (20) 87 و 88

نیز ==> غفلت

فرح

==>سرور

فرزند

اشاره

در این مدخل، مفهوم کلّی فرزند مدّ نظر است و عنوان پسر یا دختر، هر کدام مدخل مستقلّی است.

فرزندان اشخاص خاصّ نیز به ذیل نام پدران خود ارجاع شده است. در این موضوع، از واژه‌های «ولد»، «اولاد»، «ابن» و بعضی آیات با توجّه به قراین استفاده شده است.

اهمّ عناوین: حقوق فرزند، دشمنی فرزند، دعا برای فرزند، فرزنددار شدن، محبّت به فرزند.

آرزوی فرزند

1. داشتن فرزند صالح، از آرزوهای آدم و حوّا علیهما السلام :

هُوَ الَّذِی خَلَقَکُمْ مِنْ نَفْسٍ وٰاحِدَةٍ وَ جَعَلَ مِنْهٰا زَوْجَهٰا ... فَلَمّٰا تَغَشّٰاهٰا حَمَلَتْ حَمْلاً خَفِیفاً فَمَرَّتْ بِهِ فَلَمّٰا أَثْقَلَتْ دَعَوَا اللّٰهَ رَبَّهُمٰا لَئِنْ آتَیْتَنٰا صٰالِحاً لَنَکُونَنَّ مِنَ الشّٰاکِرِینَ . (2)

اعراف (7) 189

2. برآورده شدن آرزوی آدم و حوّا علیهما السلام ، برای داشتن فرزند صالح:

هُوَ الَّذِی خَلَقَکُمْ مِنْ نَفْسٍ وٰاحِدَةٍ وَ جَعَلَ مِنْهٰا زَوْجَهٰا لِیَسْکُنَ إِلَیْهٰا فَلَمّٰا تَغَشّٰاهٰا حَمَلَتْ حَمْلاً خَفِیفاً فَمَرَّتْ بِهِ فَلَمّٰا أَثْقَلَتْ دَعَوَا اللّٰهَ رَبَّهُمٰا لَئِنْ آتَیْتَنٰا صٰالِحاً لَنَکُونَنَّ مِنَ الشّٰاکِرِینَ

فَلَمّٰا آتٰاهُمٰا صٰالِحاً جَعَلاٰ لَهُ شُرَکٰاءَ فِیمٰا آتٰاهُمٰا فَتَعٰالَی اللّٰهُ عَمّٰا یُشْرِکُونَ . اعراف (7) 189 و 190

3. داشتن فرزند سالم از آرزوهای هر زن و مرد از نوع انسان:

هُوَ الَّذِی خَلَقَکُمْ مِنْ نَفْسٍ وٰاحِدَةٍ وَ جَعَلَ مِنْهٰا زَوْجَهٰا لِیَسْکُنَ إِلَیْهٰا فَلَمّٰا تَغَشّٰاهٰا حَمَلَتْ حَمْلاً خَفِیفاً فَمَرَّتْ بِهِ فَلَمّٰا أَثْقَلَتْ دَعَوَا اللّٰهَ رَبَّهُمٰا لَئِنْ آتَیْتَنٰا صٰالِحاً لَنَکُونَنَّ مِنَ الشّٰاکِرِینَ . (3)اعراف (7) 189

4. ناسپاسی و ناشکری نوع زن و مرد از نوع انسان، پس از برخورداری از فرزند سالم:

هُوَ الَّذِی خَلَقَکُمْ مِنْ نَفْسٍ وٰاحِدَةٍ وَ جَعَلَ مِنْهٰا


1) 1) . بنا بر این احتمال که مرجع ضمیر فاعلی «نسی»،موسی علیه السلام باشد. (مجمع‌البیان، ج 7 -\8 ، ص 42)

2) 2) . مقصود از «نفس واحدة» آدم علیه السلام ، و منظور از «زوجها»همسرش حوّا علیها السلام است. (جامع‌البیان، ج 6 ، جزء 9، ص 190 -\191)

3) 3) . مقصود از «صالح» در آیۀ مزبور، سالم و دارای اعضای کامل و بدون بیماری و نقص است. ممکن است مقصود آیه، بیان حال پدر و مادر از نوع انسان باشد. (المیزان، ج 8 ، ص 375)

زَوْجَهٰا لِیَسْکُنَ إِلَیْهٰا فَلَمّٰا تَغَشّٰاهٰا حَمَلَتْ حَمْلاً خَفِیفاً فَمَرَّتْ بِهِ فَلَمّٰا أَثْقَلَتْ دَعَوَا اللّٰهَ رَبَّهُمٰا لَئِنْ آتَیْتَنٰا صٰالِحاً لَنَکُونَنَّ مِنَ الشّٰاکِرِینَ

فَلَمّٰا آتٰاهُمٰا صٰالِحاً جَعَلاٰ لَهُ شُرَکٰاءَ فِیمٰا آتٰاهُمٰا فَتَعٰالَی اللّٰهُ عَمّٰا یُشْرِکُونَ . اعراف (7) 189 و 190

5. دعای ابراهیم علیه السلام به درگاه خدا، برای بهره‌مندی از فرزند صالح:

وَ إِنَّ مِنْ شِیعَتِهِ لَإِبْرٰاهِیمَ

إِذْ قٰالَ ... رَبِّ هَبْ لِی مِنَ الصّٰالِحِینَ فَبَشَّرْنٰاهُ بِغُلاٰمٍ حَلِیمٍ .

صافّات (37) 83 و 85 و 100 و 101

آیندۀ فرزند

6. دوراندیشی برای تأمین آیندۀ اقتصادی فرزند، امری شایسته:

وَ أَمَّا الْجِدٰارُ فَکٰانَ لِغُلاٰمَیْنِ یَتِیمَیْنِ فِی الْمَدِینَةِ وَ کٰانَ تَحْتَهُ کَنْزٌ لَهُمٰا وَ کٰانَ أَبُوهُمٰا صٰالِحاً فَأَرٰادَ رَبُّکَ أَنْ یَبْلُغٰا أَشُدَّهُمٰا وَ یَسْتَخْرِجٰا کَنزَهُمٰا رَحْمَةً مِنْ رَبِّکَ وَ مٰا فَعَلْتُهُ عَنْ أَمْرِی ذٰلِکَ تَأْوِیلُ مٰا لَمْ تَسْطِعْ عَلَیْهِ صَبْراً.

کهف (18) 82

7. دوراندیشی خضر علیه السلام برای تأمین آیندۀ اقتصادی فرزند یتیم:

وَ أَمَّا الْجِدٰارُ فَکٰانَ لِغُلاٰمَیْنِ یَتِیمَیْنِ فِی الْمَدِینَةِ وَ کٰانَ تَحْتَهُ کَنْزٌ لَهُمٰا وَ کٰانَ أَبُوهُمٰا صٰالِحاً فَأَرٰادَ رَبُّکَ أَنْ یَبْلُغٰا أَشُدَّهُمٰا وَ یَسْتَخْرِجٰا کَنزَهُمٰا رَحْمَةً مِنْ رَبِّکَ وَ مٰا فَعَلْتُهُ عَنْ أَمْرِی ذٰلِکَ تَأْوِیلُ مٰا لَمْ تَسْطِعْ عَلَیْهِ صَبْراً. (1)

کهف (18) 82

8. لزوم احساس مسئولیّت انسانها، دربارۀ سرنوشت آیندگان نسل خود:

وَ لْیَخْشَ الَّذِینَ لَوْ تَرَکُوا مِنْ خَلْفِهِمْ ذُرِّیَّةً ضِعٰافاً خٰافُوا عَلَیْهِمْ .... نساء (4) 9

9. قرار داده شدن سهم‌الارث برای فرزندان، راهی برای تأمین اقتصادی آیندۀ آنان:

لِلرِّجٰالِ نَصِیبٌ مِمّٰا تَرَکَ الْوٰالِدٰانِ وَ الْأَقْرَبُونَ ... مِمّٰا قَلَّ مِنْهُ أَوْ کَثُرَ نَصِیباً مَفْرُوضاً یُوصِیکُمُ اللّٰهُ فِی أَوْلاٰدِکُمْ لِلذَّکَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَیَیْنِ فَإِنْ کُنَّ نِسٰاءً فَوْقَ اثْنَتَیْنِ فَلَهُنَّ ثُلُثٰا مٰا تَرَکَ وَ إِنْ کٰانَتْ وٰاحِدَةً فَلَهَا النِّصْفُ .... نساء (4) 7 و 11

10. نگرانی و احساس خطر نوح علیه السلام دربارۀ نسل و فرزندان آیندۀ جامعۀ خویش:

وَ قٰالَ نُوحٌ رَبِّ لاٰ تَذَرْ عَلَی الْأَرْضِ مِنَ الْکٰافِرِینَ دَیّٰاراً

إِنَّکَ إِنْ تَذَرْهُمْ یُضِلُّوا عِبٰادَکَ وَ لاٰ یَلِدُوا إِلاّٰ فٰاجِراً کَفّٰاراً. نوح (71) 26 و 27

نیز ==> تربیت، تربیت فرزند و همین مدخل: تعلیم به فرزند، دعا برای فرزند

احترام به فرزند

11. شایسته بودن رعایت ادب و احترام، در برخورد با فرزند:

فَلَمّٰا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْیَ قٰالَ یٰا بُنَیَّ إِنِّی أَریٰ فِی الْمَنٰامِ أَنِّی أَذْبَحُکَ فَانْظُرْ مٰا ذٰا تَریٰ ....

صافّات (37) 102


1) 1) . آیۀ شریفه در بارۀ با خضر علیه السلام است که دیوار خراب‌شدۀ دو یتیم را تعمیر کرد. (مجمع‌البیان، ج 5 -\6 ، ص 754)

احترام فرزند به والدین

12. احترام فرزند به پدر و مادر خود، امری واجب و مورد فرمان خداوند:

وَ قَضیٰ رَبُّکَ أَلاّٰ تَعْبُدُوا إِلاّٰ إِیّٰاهُ وَ بِالْوٰالِدَیْنِ إِحْسٰاناً إِمّٰا یَبْلُغَنَّ عِنْدَکَ الْکِبَرَ أَحَدُهُمٰا أَوْ کِلاٰهُمٰا فَلاٰ تَقُلْ لَهُمٰا أُفٍّ وَ لاٰ تَنْهَرْهُمٰا وَ قُلْ لَهُمٰا قَوْلاً کَرِیماً

وَ اخْفِضْ لَهُمٰا جَنٰاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ وَ قُلْ رَبِّ ارْحَمْهُمٰا کَمٰا رَبَّیٰانِی صَغِیراً.

اسراء (17) 23 و 24

نیز ==> همین مدخل، احسان فرزند، ادب فرزند، اطاعت فرزند، تواضع فرزند و سخن فرزند

احسان فرزند

13. احسان فرزند به پدر و مادر، سفارش خداوند:

وَ إِذْ أَخَذْنٰا مِیثٰاقَ بَنِی إِسْرٰائِیلَ ... وَ بِالْوٰالِدَیْنِ إِحْسٰاناً .... بقره (2) 83

وَ اعْبُدُوا اللّٰهَ ... وَ بِالْوٰالِدَیْنِ إِحْسٰاناً ....

نساء (4) 36

قُلْ تَعٰالَوْا أَتْلُ مٰا حَرَّمَ رَبُّکُمْ عَلَیْکُمْ ... وَ بِالْوٰالِدَیْنِ إِحْسٰاناً .... انعام (6) 151

وَ قَضیٰ رَبُّکَ أَلاّٰ تَعْبُدُوا إِلاّٰ إِیّٰاهُ وَ بِالْوٰالِدَیْنِ إِحْسٰاناً .... اسراء (17) 23

وَ وَصَّیْنَا الْإِنْسٰانَ بِوٰالِدَیْهِ حُسْناً ....

عنکبوت (29) 8

وَ وَصَّیْنَا الْإِنْسٰانَ بِوٰالِدَیْهِ حُسْناً ....

لقمان (31) 14

وَ وَصَّیْنَا الْإِنْسٰانَ بِوٰالِدَیْهِ إِحْسٰاناً ....

احقاف (46) 15

14. احسان فرزند به پدر و مادر، نشانۀ خردمندی:

قُلْ تَعٰالَوْا أَتْلُ مٰا حَرَّمَ رَبُّکُمْ عَلَیْکُمْ أَلاّٰ تُشْرِکُوا بِهِ شَیْئاً وَ بِالْوٰالِدَیْنِ إِحْسٰاناً وَ لاٰ تَقْتُلُوا أَوْلاٰدَکُمْ مِنْ إِمْلاٰقٍ نَحْنُ نَرْزُقُکُمْ وَ إِیّٰاهُمْ وَ لاٰ تَقْرَبُوا الْفَوٰاحِشَ مٰا ظَهَرَ مِنْهٰا وَ مٰا بَطَنَ وَ لاٰ تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللّٰهُ إِلاّٰ بِالْحَقِّ ذٰلِکُمْ وَصّٰاکُمْ بِهِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ . انعام (6) 151

ادب فرزند

15. لزوم رعایت ادب فرزند، در برابر والدین:

وَ قَضیٰ رَبُّکَ أَلاّٰ تَعْبُدُوا إِلاّٰ إِیّٰاهُ وَ بِالْوٰالِدَیْنِ إِحْسٰاناً إِمّٰا یَبْلُغَنَّ عِنْدَکَ الْکِبَرَ أَحَدُهُمٰا أَوْ کِلاٰهُمٰا فَلاٰ تَقُلْ لَهُمٰا أُفٍّ وَ لاٰ تَنْهَرْهُمٰا وَ قُلْ لَهُمٰا قَوْلاً کَرِیماً

وَ اخْفِضْ لَهُمٰا جَنٰاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ .... اسراء (17) 23 و 24

16. ادب اسماعیل علیه السلام ، در برابر پدرش ابراهیم علیه السلام :

وَ إِنَّ مِنْ شِیعَتِهِ لَإِبْرٰاهِیمَ

فَبَشَّرْنٰاهُ بِغُلاٰمٍ حَلِیمٍ

فَلَمّٰا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْیَ قٰالَ یٰا بُنَیَّ إِنِّی أَریٰ فِی الْمَنٰامِ أَنِّی أَذْبَحُکَ فَانْظُرْ مٰا ذٰا تَریٰ قٰالَ یٰا أَبَتِ افْعَلْ مٰا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِی إِنْ شٰاءَ اللّٰهُ مِنَ الصّٰابِرِینَ . صافّات (37) 83 و 101 و 102

17. ادب یوسف علیه السلام ، هنگام استقبال از والدین:

فَلَمّٰا دَخَلُوا عَلیٰ یُوسُفَ آویٰ إِلَیْهِ أَبَوَیْهِ وَ قٰالَ ادْخُلُوا مِصْرَ إِنْ شٰاءَ اللّٰهُ آمِنِینَ

وَ رَفَعَ أَبَوَیْهِ عَلَی الْعَرْشِ وَ خَرُّوا لَهُ سُجَّداً وَ قٰالَ یٰا أَبَتِ هٰذٰا تَأْوِیلُ رُءْیٰایَ مِنْ قَبْلُ قَدْ جَعَلَهٰا رَبِّی حَقًّا وَ قَدْ أَحْسَنَ بِی إِذْ أَخْرَجَنِی مِنَ السِّجْنِ وَ جٰاءَ بِکُمْ مِنَ الْبَدْوِ مِنْ بَعْدِ أَنْ نَزَغَ الشَّیْطٰانُ بَیْنِی وَ بَیْنَ إِخْوَتِی إِنَّ رَبِّی لَطِیفٌ لِمٰا یَشٰاءُ إِنَّهُ هُوَ الْعَلِیمُ الْحَکِیمُ . یوسف (12) 99 و 100

ارث فرزند

==> ارث، ارث فرزند

ارزش فرزند

18. فرزند، در مقایسه با باقیات الصالحات، دارای ارزش محدود و ناچیز:

اَلْمٰالُ وَ الْبَنُونَ زِینَةُ الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا وَ الْبٰاقِیٰاتُ الصّٰالِحٰاتُ خَیْرٌ عِنْدَ رَبِّکَ ثَوٰاباً وَ خَیْرٌ أَمَلاً.

کهف (18) 46

19. فرزندان پسر، دستمایه‌ای برای زندگی دنیا:

زُیِّنَ لِلنّٰاسِ حُبُّ الشَّهَوٰاتِ مِنَ ... وَ الْبَنِینَ ... ذٰلِکَ مَتٰاعُ الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا .... آل‌عمران (3) 14

20. لزوم پایین قرار دادن ارزش فرزند، در مقایسه با ارزش خدا، پیامبر صلی الله علیه و آله و جهاد:

قُلْ إِنْ کٰانَ ... وَ أَبْنٰاؤُکُمْ ... أَحَبَّ إِلَیْکُمْ مِنَ اللّٰهِ وَ رَسُولِهِ وَ جِهٰادٍ فِی سَبِیلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتّٰی یَأْتِیَ اللّٰهُ بِأَمْرِهِ وَ اللّٰهُ لاٰ یَهْدِی الْقَوْمَ الْفٰاسِقِینَ ....

توبه (9) 24

نیز ==> همین مدخل، زینت بودن فرزند

استغفار برای فرزند

21. طلب آمرزش از خداوند، برای گناهان و لغزشها، در خواست فرزندان یعقوب علیه السلام از آن حضرت:

وَ لَمّٰا فَصَلَتِ الْعِیرُ قٰالَ أَبُوهُمْ إِنِّی لَأَجِدُ رِیحَ یُوسُفَ ... قٰالُوا یٰا أَبٰانَا اسْتَغْفِرْ لَنٰا ذُنُوبَنٰا إِنّٰا کُنّٰا خٰاطِئِینَ . یوسف (12) 94 و 97

22. طلب آمرزش از خداوند برای فرزندان، در آیندۀ نزدیک، وعدۀ یعقوب علیه السلام به فرزندانش و پاسخی به درخواست آنان:

وَ لَمّٰا فَصَلَتِ الْعِیرُ قٰالَ أَبُوهُمْ إِنِّی لَأَجِدُ رِیحَ یُوسُفَ ... قٰالُوا یٰا أَبٰانَا اسْتَغْفِرْ لَنٰا ذُنُوبَنٰا إِنّٰا کُنّٰا خٰاطِئِینَ قٰالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَکُمْ رَبِّی إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ . یوسف (12) 94 و 97 و 98

استغفار فرزند

23. آمرزش‌طلبی فرزند برای پدر و مادر، امری مطلوب و شایسته:

رَبَّنَا اغْفِرْ لِی وَ لِوٰالِدَیَّ .... ابراهیم (14) 41

رَبِّ اغْفِرْ لِی وَ لِوٰالِدَیَّ .... نوح (71) 28

اصلاح فرزند

==> همین مدخل، دعا برای فرزند

اطاعت فرزند

24. لزوم اطاعت فرزند، از والدین خود:

وَ وَصَّیْنَا الْإِنْسٰانَ بِوٰالِدَیْهِ حُسْناً وَ إِنْ جٰاهَدٰاکَ لِتُشْرِکَ بِی مٰا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ فَلاٰ تُطِعْهُمٰا إِلَیَّ مَرْجِعُکُمْ فَأُنَبِّئُکُمْ بِمٰا کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ .

عنکبوت (29) 8

وَ إِنْ جٰاهَدٰاکَ عَلیٰ أَنْ تُشْرِکَ بِی مٰا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ فَلاٰ تُطِعْهُمٰا وَ صٰاحِبْهُمٰا فِی الدُّنْیٰا مَعْرُوفاً وَ اتَّبِعْ سَبِیلَ مَنْ أَنٰابَ إِلَیَّ ثُمَّ إِلَیَّ مَرْجِعُکُمْ فَأُنَبِّئُکُمْ بِمٰا کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ . لقمان (31) 15

25. مشروع نبودن اطاعت فرزند از والدین، در صورت اکراه و واداشتن وی به شرک و بی‌دینی:

وَ وَصَّیْنَا الْإِنْسٰانَ بِوٰالِدَیْهِ حُسْناً وَ إِنْ جٰاهَدٰاکَ لِتُشْرِکَ بِی مٰا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ فَلاٰ تُطِعْهُمٰا إِلَیَّ مَرْجِعُکُمْ فَأُنَبِّئُکُمْ بِمٰا کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ .

عنکبوت (29) 8

وَ إِنْ جٰاهَدٰاکَ عَلیٰ أَنْ تُشْرِکَ بِی مٰا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ فَلاٰ تُطِعْهُمٰا وَ صٰاحِبْهُمٰا فِی الدُّنْیٰا مَعْرُوفاً

وَ اتَّبِعْ سَبِیلَ مَنْ أَنٰابَ إِلَیَّ ثُمَّ إِلَیَّ مَرْجِعُکُمْ فَأُنَبِّئُکُمْ بِمٰا کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ . لقمان (31) 15

امتحان با فرزند

26. هشدار خداوند به مؤمنان، مبنی بر آزمایش آنان، از طریق فرزند:

وَ اعْلَمُوا أَنَّمٰا أَمْوٰالُکُمْ وَ أَوْلاٰدُکُمْ فِتْنَةٌ وَ أَنَّ اللّٰهَ عِنْدَهُ أَجْرٌ عَظِیمٌ . (1)انفال (8) 28

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّ مِنْ أَزْوٰاجِکُمْ وَ أَوْلاٰدِکُمْ عَدُوًّا لَکُمْ فَاحْذَرُوهُمْ ... إِنَّمٰا أَمْوٰالُکُمْ وَ أَوْلاٰدُکُمْ فِتْنَةٌ .... تغابن (64) 14 و 15

27. آزمایش خداوند از انسانها، با مرگ فرزندان:

وَ لَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْءٍ ... وَ نَقْصٍ مِنَ ... وَ الثَّمَرٰاتِ ... (2)

بقره (2) 155

28. افکنده شدن جنازۀ فرزند سلیمان بر تختش، وسیله‌ای برای آزمایش او:

وَ لَقَدْ فَتَنّٰا سُلَیْمٰانَ وَ أَلْقَیْنٰا عَلیٰ کُرْسِیِّهِ جَسَداً ... (3)ص (38) 34

29. امتحان ابراهیم علیه السلام ، با مأمور شدن به ذبح فرزندش:

وَ إِنَّ مِنْ شِیعَتِهِ لَإِبْرٰاهِیمَ

فَبَشَّرْنٰاهُ بِغُلاٰمٍ حَلِیمٍ

فَلَمّٰا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْیَ قٰالَ یٰا بُنَیَّ إِنِّی أَریٰ فِی الْمَنٰامِ أَنِّی أَذْبَحُکَ فَانْظُرْ مٰا ذٰا تَریٰ قٰالَ یٰا أَبَتِ افْعَلْ مٰا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِی إِنْ شٰاءَ اللّٰهُ مِنَ الصّٰابِرِینَ

إِنَّ هٰذٰا لَهُوَ الْبَلاٰءُ الْمُبِینُ .

صافّات (37) 83 و 101 و 102 و 106

امداد با فرزند

30. فرزندان، وسیله‌ای برای امداد به والدین:

... وَ أَمْدَدْنٰاکُمْ بِأَمْوٰالٍ وَ بَنِینَ .... اسراء (17) 6

أَ یَحْسَبُونَ أَنَّمٰا نُمِدُّهُمْ بِهِ مِنْ مٰالٍ وَ بَنِینَ .

مؤمنون (23) 55

أَمَدَّکُمْ بِأَنْعٰامٍ وَ بَنِینَ . شعراء (26) 133

وَ یُمْدِدْکُمْ بِأَمْوٰالٍ وَ بَنِینَ وَ یَجْعَلْ لَکُمْ جَنّٰاتٍ وَ یَجْعَلْ لَکُمْ أَنْهٰاراً. نوح (71) 12

وَ جَعَلْتُ لَهُ مٰالاً مَمْدُوداً

وَ بَنِینَ شُهُوداً.

مدّثر (74) 12 و 13

امید به فرزند

31. امید بستن به فرزند، در مقایسه با امیدوار بودن به پاداش الهی، امری کم‌ارزش و ناچیز:

اَلْمٰالُ وَ الْبَنُونَ زِینَةُ الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا وَ الْبٰاقِیٰاتُ الصّٰالِحٰاتُ خَیْرٌ عِنْدَ رَبِّکَ ثَوٰاباً وَ خَیْرٌ أَمَلاً.

کهف (18) 46

انتساب فرزند

32. انتساب فرزندخوانده به پدرخواندۀ وی (غیر پدر حقیقی) با عنوان فرزند حقیقی، سخنی خارج از حقیقت و صرف لقلقۀ زبان:

... وَ مٰا جَعَلَ أَدْعِیٰاءَکُمْ أَبْنٰاءَکُمْ ذٰلِکُمْ قَوْلُکُمْ بِأَفْوٰاهِکُمْ وَ اللّٰهُ یَقُولُ الْحَقَّ وَ هُوَ یَهْدِی السَّبِیلَ .

احزاب (33) 4


1) 1) . از معانی «فتنه»، امتحان است. (مفردات، ص 623 -\624 ، «فتن»)

2) 2) . بنا بر قولی، مقصود از نقص ثمرات، مرگ فرزندان‌است. (التفسیر الکبیر، ج 2، ص 130)

3) 3) . بنا بر یک احتمال، مقصود از «جسداً» جسد مردۀ فرزند است. (مجمع‌البیان، ج 7 -\8 ، ص 741 -\742)

33. لزوم انتساب فرزند خوانده به پدر حقیقی‌اش، در صورت شناخت پدر حقیقی وی:

... وَ مٰا جَعَلَ أَدْعِیٰاءَکُمْ أَبْنٰاءَکُمْ ... ادْعُوهُمْ لِآبٰائِهِمْ ... فَإِنْ لَمْ تَعْلَمُوا آبٰاءَهُمْ فَإِخْوٰانُکُمْ فِی الدِّینِ وَ مَوٰالِیکُمْ .... احزاب (33) 4 و 5

34. مانع نداشتن انتساب فرزند خوانده به پدر خوانده‌اش، در صورت خطا و اشتباه:

مٰا جَعَلَ اللّٰهُ لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَیْنِ فِی جَوْفِهِ وَ مٰا جَعَلَ أَزْوٰاجَکُمُ اللاّٰئِی تُظٰاهِرُونَ مِنْهُنَّ أُمَّهٰاتِکُمْ وَ مٰا جَعَلَ أَدْعِیٰاءَکُمْ أَبْنٰاءَکُمْ ذٰلِکُمْ قَوْلُکُمْ بِأَفْوٰاهِکُمْ وَ اللّٰهُ یَقُولُ الْحَقَّ وَ هُوَ یَهْدِی السَّبِیلَ

اُدْعُوهُمْ لِآبٰائِهِمْ هُوَ أَقْسَطُ عِنْدَ اللّٰهِ فَإِنْ لَمْ تَعْلَمُوا آبٰاءَهُمْ فَإِخْوٰانُکُمْ فِی الدِّینِ وَ مَوٰالِیکُمْ وَ لَیْسَ عَلَیْکُمْ جُنٰاحٌ فِیمٰا أَخْطَأْتُمْ بِهِ وَ لٰکِنْ مٰا تَعَمَّدَتْ قُلُوبُکُمْ وَ کٰانَ اللّٰهُ غَفُوراً رَحِیماً. احزاب (33) 4 و 5

انذار به فرزند

==> همین مدخل، وعده به فرزند

انفاق فرزند

35. تشویق خداوند برای انفاق فرزندان به پدر و مادر:

یَسْئَلُونَکَ مٰا ذٰا یُنْفِقُونَ قُلْ مٰا أَنْفَقْتُمْ مِنْ خَیْرٍ فَلِلْوٰالِدَیْنِ وَ الْأَقْرَبِینَ وَ الْیَتٰامیٰ وَ الْمَسٰاکِینِ وَ ابْنِ السَّبِیلِ وَ مٰا تَفْعَلُوا مِنْ خَیْرٍ فَإِنَّ اللّٰهَ بِهِ عَلِیمٌ . بقره (2) 215

36. انفاق فرزندان به پدر و مادر، از مصادیق خیر و نیکی:

یَسْئَلُونَکَ مٰا ذٰا یُنْفِقُونَ قُلْ مٰا أَنْفَقْتُمْ مِنْ خَیْرٍ فَلِلْوٰالِدَیْنِ وَ الْأَقْرَبِینَ وَ الْیَتٰامیٰ وَ الْمَسٰاکِینِ وَ ابْنِ السَّبِیلِ وَ مٰا تَفْعَلُوا مِنْ خَیْرٍ فَإِنَّ اللّٰهَ بِهِ عَلِیمٌ . بقره (2) 215

37. آگاهی خداوند، از انفاق فرزندان به پدر و مادر:

یَسْئَلُونَکَ مٰا ذٰا یُنْفِقُونَ قُلْ مٰا أَنْفَقْتُمْ مِنْ خَیْرٍ فَلِلْوٰالِدَیْنِ وَ الْأَقْرَبِینَ وَ الْیَتٰامیٰ وَ الْمَسٰاکِینِ وَ ابْنِ السَّبِیلِ وَ مٰا تَفْعَلُوا مِنْ خَیْرٍ فَإِنَّ اللّٰهَ بِهِ عَلِیمٌ . بقره (2) 215

اهانت فرزند

38. برخورد اهانت‌آمیز فرزندان کافر، در برابر دعوت پدر و مادر به توحید و معاد، سبب نکوهش و کیفر الهی:

وَ الَّذِی قٰالَ لِوٰالِدَیْهِ أُفٍّ لَکُمٰا أَ تَعِدٰانِنِی أَنْ أُخْرَجَ وَ قَدْ خَلَتِ الْقُرُونُ مِنْ قَبْلِی وَ هُمٰا یَسْتَغِیثٰانِ اللّٰهَ وَیْلَکَ آمِنْ إِنَّ وَعْدَ اللّٰهِ حَقٌّ فَیَقُولُ مٰا هٰذٰا إِلاّٰ أَسٰاطِیرُ الْأَوَّلِینَ

أُولٰئِکَ الَّذِینَ حَقَّ عَلَیْهِمُ الْقَوْلُ فِی أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِمْ مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ إِنَّهُمْ کٰانُوا خٰاسِرِینَ .

احقاف (46) 17 و 18

39. اهانت فرزند به پدر و مادر، هر چند با گفتن کلمۀ «اف»، مورد نهی خداوند:

... وَ بِالْوٰالِدَیْنِ إِحْسٰاناً ... فَلاٰ تَقُلْ لَهُمٰا أُفٍّ وَ لاٰ تَنْهَرْهُمٰا .... اسراء (17) 23

40. حرمت اهانت فرزند، به پدر و مادر خویش:

... وَ بِالْوٰالِدَیْنِ إِحْسٰاناً ... فَلاٰ تَقُلْ لَهُمٰا أُفٍّ وَ لاٰ تَنْهَرْهُمٰا .... اسراء (17) 23

ایمان فرزند

41. ملحق شدن فرزندان کوچک و بزرگ مؤمنان به آنان در بهشت، در صورت پیروی آن فرزندان از ایمان پدران‌شان:

وَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ اتَّبَعَتْهُمْ ذُرِّیَّتُهُمْ بِإِیمٰانٍ أَلْحَقْنٰا بِهِمْ ذُرِّیَّتَهُمْ وَ مٰا أَلَتْنٰاهُمْ مِنْ عَمَلِهِمْ مِنْ شَیْءٍ کُلُّ امْرِئٍ بِمٰا کَسَبَ رَهِینٌ . (1)طور (52) 21

42. دعوت پدر و مادر مؤمن از فرزند کافر خود برای ایمان به آخرت، در برابر افسانه خواندن آخرت از سوی فرزند کافر:

وَ الَّذِی قٰالَ لِوٰالِدَیْهِ أُفٍّ لَکُمٰا أَ تَعِدٰانِنِی أَنْ أُخْرَجَ وَ قَدْ خَلَتِ الْقُرُونُ مِنْ قَبْلِی وَ هُمٰا یَسْتَغِیثٰانِ اللّٰهَ وَیْلَکَ آمِنْ إِنَّ وَعْدَ اللّٰهِ حَقٌّ فَیَقُولُ مٰا هٰذٰا إِلاّٰ أَسٰاطِیرُ الْأَوَّلِینَ . احقاف (46) 17

بشارت فرزند

43. بشارت تولّد فرزندی دانا برای ابراهیم علیه السلام در سنّ پیری، از ناحیۀ فرشتگان:

وَ نَبِّئْهُمْ عَنْ ضَیْفِ إِبْرٰاهِیمَ

قٰالُوا لاٰ تَوْجَلْ إِنّٰا نُبَشِّرُکَ بِغُلاٰمٍ عَلِیمٍ

قٰالَ أَ بَشَّرْتُمُونِی عَلیٰ أَنْ مَسَّنِیَ الْکِبَرُ فَبِمَ تُبَشِّرُونَ .

حجر (15) 51 و 53 و 54

44. بشارت تولّد فرزندی بردبار به ابراهیم علیه السلام از سوی خدا:

وَ إِنَّ مِنْ شِیعَتِهِ لَإِبْرٰاهِیمَ

فَبَشَّرْنٰاهُ بِغُلاٰمٍ حَلِیمٍ . صافّات (37) 83 و 101

45. تعجّب ابراهیم علیه السلام از بشارت خداوند به فرزنددار شدنش، در سنّ پیری:

وَ نَبِّئْهُمْ عَنْ ضَیْفِ إِبْرٰاهِیمَ

قٰالُوا لاٰ تَوْجَلْ إِنّٰا نُبَشِّرُکَ بِغُلاٰمٍ عَلِیمٍ

قٰالَ أَ بَشَّرْتُمُونِی عَلیٰ أَنْ مَسَّنِیَ الْکِبَرُ فَبِمَ تُبَشِّرُونَ .

حجر (15) 51 و 53 و 54

46. بشارت تولّد فرزندی به زکریّا علیه السلام از جانب خداوند، به نام یحیی علیه السلام :

هُنٰالِکَ دَعٰا زَکَرِیّٰا رَبَّهُ قٰالَ رَبِّ هَبْ لِی مِنْ لَدُنْکَ ذُرِّیَّةً طَیِّبَةً إِنَّکَ سَمِیعُ الدُّعٰاءِ

فَنٰادَتْهُ الْمَلاٰئِکَةُ وَ هُوَ قٰائِمٌ یُصَلِّی فِی الْمِحْرٰابِ أَنَّ اللّٰهَ یُبَشِّرُکَ بِیَحْییٰ مُصَدِّقاً بِکَلِمَةٍ مِنَ اللّٰهِ وَ سَیِّداً وَ حَصُوراً وَ نَبِیًّا مِنَ الصّٰالِحِینَ .

آل‌عمران (3) 38 و 39

ذِکْرُ رَحْمَتِ رَبِّکَ عَبْدَهُ زَکَرِیّٰا

قٰالَ رَبِّ إِنِّی وَهَنَ الْعَظْمُ مِنِّی وَ اشْتَعَلَ الرَّأْسُ شَیْباً وَ لَمْ أَکُنْ بِدُعٰائِکَ رَبِّ شَقِیًّا

وَ إِنِّی خِفْتُ الْمَوٰالِیَ مِنْ وَرٰائِی وَ کٰانَتِ امْرَأَتِی عٰاقِراً فَهَبْ لِی مِنْ لَدُنْکَ وَلِیًّا

یٰا زَکَرِیّٰا إِنّٰا نُبَشِّرُکَ بِغُلاٰمٍ اسْمُهُ یَحْییٰ لَمْ نَجْعَلْ لَهُ مِنْ قَبْلُ سَمِیًّا.

مریم (19) 2 و 4 و 5 و 7

47. تعجّب زکریّا علیه السلام از بشارت خداوند به فرزنددار شدنش، در سنّ پیری:

هُنٰالِکَ دَعٰا زَکَرِیّٰا رَبَّهُ قٰالَ رَبِّ هَبْ لِی مِنْ لَدُنْکَ ذُرِّیَّةً طَیِّبَةً إِنَّکَ سَمِیعُ الدُّعٰاءِ

فَنٰادَتْهُ الْمَلاٰئِکَةُ وَ هُوَ قٰائِمٌ یُصَلِّی فِی الْمِحْرٰابِ أَنَّ اللّٰهَ یُبَشِّرُکَ بِیَحْییٰ مُصَدِّقاً بِکَلِمَةٍ مِنَ اللّٰهِ وَ سَیِّداً وَ حَصُوراً وَ نَبِیًّا مِنَ الصّٰالِحِینَ

قٰالَ رَبِّ أَنّٰی یَکُونُ لِی غُلاٰمٌ وَ قَدْ بَلَغَنِیَ الْکِبَرُ وَ امْرَأَتِی عٰاقِرٌ


1) 1) . مقصود از «ذرّیّة»، فرزندان کوچک و بزرگ است. (مجمع‌البیان، ج 9 -\10 ، ص 250؛ روح‌المعانی، ج 15، جزء 27، ص 51)

قٰالَ کَذٰلِکَ اللّٰهُ یَفْعَلُ مٰا یَشٰاءُ.

آل‌عمران (3) 38 -\40

یٰا زَکَرِیّٰا إِنّٰا نُبَشِّرُکَ بِغُلاٰمٍ اسْمُهُ یَحْییٰ لَمْ نَجْعَلْ لَهُ مِنْ قَبْلُ سَمِیًّا

قٰالَ رَبِّ أَنّٰی یَکُونُ لِی غُلاٰمٌ وَ کٰانَتِ امْرَأَتِی عٰاقِراً وَ قَدْ بَلَغْتُ مِنَ الْکِبَرِ عِتِیًّا. مریم (19) 7 و 8

48. تعجّب همسر ابراهیم از بشارت خداوند به فرزنددار شدن او و شوهرش ابراهیم علیه السلام در سنّ پیری:

وَ لَقَدْ جٰاءَتْ رُسُلُنٰا إِبْرٰاهِیمَ بِالْبُشْریٰ قٰالُوا سَلاٰماً قٰالَ سَلاٰمٌ فَمٰا لَبِثَ أَنْ جٰاءَ بِعِجْلٍ حَنِیذٍ

وَ امْرَأَتُهُ قٰائِمَةٌ فَضَحِکَتْ فَبَشَّرْنٰاهٰا بِإِسْحٰاقَ وَ مِنْ وَرٰاءِ إِسْحٰاقَ یَعْقُوبَ

قٰالَتْ یٰا وَیْلَتیٰ أَ أَلِدُ وَ أَنَا عَجُوزٌ وَ هٰذٰا بَعْلِی شَیْخاً إِنَّ هٰذٰا لَشَیْءٌ عَجِیبٌ . هود (11) 69 و 71 و 72

نیز ==> بشارت، بشارت‌داده‌شدگان، همین مدخل، فرزند بی‌پدر

تربیت فرزند

==> تربیت، تربیت فرزند

تعجّب از فرزند

49. تعجّب از فرزندان منافقان، مورد نهی خداوند:

فَلاٰ تُعْجِبْکَ أَمْوٰالُهُمْ وَ لاٰ أَوْلاٰدُهُمْ إِنَّمٰا یُرِیدُ اللّٰهُ لِیُعَذِّبَهُمْ بِهٰا فِی الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا وَ تَزْهَقَ أَنْفُسُهُمْ وَ هُمْ کٰافِرُونَ . توبه (9) 55

تعلیم به فرزند

50. والدین، موظّف به تعلیم فرزندان، در آداب ورود به خلوتگاه خود:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لِیَسْتَأْذِنْکُمُ الَّذِینَ مَلَکَتْ أَیْمٰانُکُمْ وَ الَّذِینَ لَمْ یَبْلُغُوا الْحُلُمَ مِنْکُمْ ثَلاٰثَ مَرّٰاتٍ مِنْ قَبْلِ صَلاٰةِ الْفَجْرِ وَ حِینَ تَضَعُونَ ثِیٰابَکُمْ مِنَ الظَّهِیرَةِ وَ مِنْ بَعْدِ صَلاٰةِ الْعِشٰاءِ ثَلاٰثُ عَوْرٰاتٍ لَکُمْ لَیْسَ عَلَیْکُمْ وَ لاٰ عَلَیْهِمْ جُنٰاحٌ بَعْدَهُنَّ طَوّٰافُونَ عَلَیْکُمْ بَعْضُکُمْ عَلیٰ بَعْضٍ کَذٰلِکَ یُبَیِّنُ اللّٰهُ لَکُمُ الْآیٰاتِ وَ اللّٰهُ عَلِیمٌ حَکِیمٌ

وَ إِذٰا بَلَغَ الْأَطْفٰالُ مِنْکُمُ الْحُلُمَ فَلْیَسْتَأْذِنُوا کَمَا اسْتَأْذَنَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ کَذٰلِکَ یُبَیِّنُ اللّٰهُ لَکُمْ آیٰاتِهِ وَ اللّٰهُ عَلِیمٌ حَکِیمٌ .

نور (24) 58 و 59

51. آموزش اخلاق و آداب معاشرت، از وظایف پدر به فرزند خویش:

یٰا بُنَیَّ أَقِمِ الصَّلاٰةَ وَ أْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَ انْهَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ اصْبِرْ عَلیٰ مٰا أَصٰابَکَ إِنَّ ذٰلِکَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ

وَ اقْصِدْ فِی مَشْیِکَ وَ اغْضُضْ مِنْ صَوْتِکَ إِنَّ أَنْکَرَ الْأَصْوٰاتِ لَصَوْتُ الْحَمِیرِ.

لقمان (31) 17 و 19

تفاخر به فرزند

52. تفاخر تکبّرآمیز باغدار متکبّر و منکر معاد، به فزونی مال و فرزند:

وَ کٰانَ لَهُ ثَمَرٌ فَقٰالَ لِصٰاحِبِهِ وَ هُوَ یُحٰاوِرُهُ أَنَا أَکْثَرُ مِنْکَ مٰالاً وَ أَعَزُّ نَفَراً

وَ دَخَلَ جَنَّتَهُ وَ هُوَ ظٰالِمٌ لِنَفْسِهِ قٰالَ مٰا أَظُنُّ أَنْ تَبِیدَ هٰذِهِ أَبَداً

وَ مٰا أَظُنُّ السّٰاعَةَ قٰائِمَةً وَ لَئِنْ رُدِدْتُ إِلیٰ رَبِّی لَأَجِدَنَّ خَیْراً مِنْهٰا مُنْقَلَباً

وَ لَوْ لاٰ إِذْ دَخَلْتَ جَنَّتَکَ قُلْتَ مٰا شٰاءَ اللّٰهُ لاٰ قُوَّةَ إِلاّٰ بِاللّٰهِ إِنْ تَرَنِ أَنَا أَقَلَّ مِنْکَ مٰالاً وَ وَلَداً. کهف (18) 34 - 36 و 39

53. تفاخر کافران رفاه‌طلب، به فزونی مال و فرزند:

وَ مٰا أَرْسَلْنٰا فِی قَرْیَةٍ مِنْ نَذِیرٍ إِلاّٰ قٰالَ مُتْرَفُوهٰا إِنّٰا بِمٰا أُرْسِلْتُمْ بِهِ کٰافِرُونَ

وَ قٰالُوا نَحْنُ أَکْثَرُ أَمْوٰالاً وَ أَوْلاٰداً .... سبأ (34) 34 و 35

54. تفاخر و خودنمایی کافران منکر آیات خدا، به برخورداری از مال و فرزند:

أَ فَرَأَیْتَ الَّذِی کَفَرَ بِآیٰاتِنٰا وَ قٰالَ لَأُوتَیَنَّ مٰالاً وَ وَلَداً. مریم (19) 77

55. عذاب مستمرّ، کیفر کافران تفاخرکننده به مال و فرزند در مقابل آیات الهی:

أَ فَرَأَیْتَ الَّذِی کَفَرَ بِآیٰاتِنٰا وَ قٰالَ لَأُوتَیَنَّ مٰالاً وَ وَلَداً

کَلاّٰ سَنَکْتُبُ مٰا یَقُولُ وَ نَمُدُّ لَهُ مِنَ الْعَذٰابِ مَدًّا. مریم (19) 77 و 79

نیز ==> تفاخر و همین مدخل، تکاثر با فرزند

تقلید فرزند

==> تقلید، تقلید از نیاکان

تکاثر با فرزند

56. تکاثر و تفاخر برخی انسانها به فرزندان خویش:

کَالَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ کٰانُوا أَشَدَّ مِنْکُمْ قُوَّةً وَ أَکْثَرَ أَمْوٰالاً وَ أَوْلاٰداً فَاسْتَمْتَعُوا بِخَلاٰقِهِمْ فَاسْتَمْتَعْتُمْ بِخَلاٰقِکُمْ کَمَا اسْتَمْتَعَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ بِخَلاٰقِهِمْ وَ خُضْتُمْ کَالَّذِی خٰاضُوا أُولٰئِکَ حَبِطَتْ أَعْمٰالُهُمْ فِی الدُّنْیٰا وَ الْآخِرَةِ وَ أُولٰئِکَ هُمُ الْخٰاسِرُونَ . توبه (9) 69

وَ لَوْ لاٰ إِذْ دَخَلْتَ جَنَّتَکَ قُلْتَ مٰا شٰاءَ اللّٰهُ لاٰ قُوَّةَ إِلاّٰ بِاللّٰهِ إِنْ تَرَنِ أَنَا أَقَلَّ مِنْکَ مٰالاً وَ وَلَداً.

کهف (18) 39

أَ فَرَأَیْتَ الَّذِی کَفَرَ بِآیٰاتِنٰا وَ قٰالَ لَأُوتَیَنَّ مٰالاً وَ وَلَداً. مریم (19) 77

وَ قٰالُوا نَحْنُ أَکْثَرُ أَمْوٰالاً وَ أَوْلاٰداً وَ مٰا نَحْنُ بِمُعَذَّبِینَ . سبأ (34) 35

اِعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَیٰاةُ الدُّنْیٰا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ زِینَةٌ وَ تَفٰاخُرٌ بَیْنَکُمْ وَ تَکٰاثُرٌ فِی الْأَمْوٰالِ وَ الْأَوْلاٰدِ کَمَثَلِ غَیْثٍ أَعْجَبَ الْکُفّٰارَ نَبٰاتُهُ ثُمَّ یَهِیجُ فَتَرٰاهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ یَکُونُ حُطٰاماً وَ فِی الْآخِرَةِ عَذٰابٌ شَدِیدٌ وَ مَغْفِرَةٌ مِنَ اللّٰهِ وَ رِضْوٰانٌ وَ مَا الْحَیٰاةُ الدُّنْیٰا إِلاّٰ مَتٰاعُ الْغُرُورِ. حدید (57) 20

57. تکاثر به فزونی مال و فرزند، موجب انکار معاد:

وَ کٰانَ لَهُ ثَمَرٌ فَقٰالَ لِصٰاحِبِهِ وَ هُوَ یُحٰاوِرُهُ أَنَا أَکْثَرُ مِنْکَ مٰالاً وَ أَعَزُّ نَفَراً

وَ مٰا أَظُنُّ السّٰاعَةَ قٰائِمَةً وَ لَئِنْ رُدِدْتُ إِلیٰ رَبِّی لَأَجِدَنَّ خَیْراً مِنْهٰا مُنْقَلَباً. کهف (18) 34 و 36

58. تکاثر با فرزندان و دلبستگی به آنها، موجب کفر و شرک:

وَ کٰانَ لَهُ ثَمَرٌ فَقٰالَ لِصٰاحِبِهِ وَ هُوَ یُحٰاوِرُهُ أَنَا أَکْثَرُ مِنْکَ مٰالاً وَ أَعَزُّ نَفَراً

قٰالَ لَهُ صٰاحِبُهُ وَ هُوَ یُحٰاوِرُهُ أَ کَفَرْتَ بِالَّذِی خَلَقَکَ مِنْ تُرٰابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ سَوّٰاکَ رَجُلاً

وَ أُحِیطَ بِثَمَرِهِ فَأَصْبَحَ یُقَلِّبُ کَفَّیْهِ عَلیٰ مٰا أَنْفَقَ فِیهٰا وَ هِیَ خٰاوِیَةٌ عَلیٰ عُرُوشِهٰا وَ یَقُولُ یٰا لَیْتَنِی لَمْ أُشْرِکْ بِرَبِّی أَحَداً.

کهف (18) 34 و 37 و 42

وَ مٰا أَرْسَلْنٰا فِی قَرْیَةٍ مِنْ نَذِیرٍ إِلاّٰ قٰالَ مُتْرَفُوهٰا إِنّٰا بِمٰا أُرْسِلْتُمْ بِهِ کٰافِرُونَ

وَ قٰالُوا نَحْنُ أَکْثَرُ أَمْوٰالاً وَ أَوْلاٰداً وَ مٰا نَحْنُ بِمُعَذَّبِینَ .

سبأ (34) 34 و 35

59. تکاثر و تفاخر یهود، به اموال و فرزندان خویش:

أَلْهٰاکُمُ التَّکٰاثُرُ. (1)تکاثر (102) 1

نیز ==> تکاثر

تکبّر با فرزند

==> همین مدخل، تفاخر به فرزند

تواضع فرزند

60. لزوم تواضع و فروتنی فرزندان، در برابر والدین:

وَ قَضیٰ رَبُّکَ أَلاّٰ تَعْبُدُوا إِلاّٰ إِیّٰاهُ وَ بِالْوٰالِدَیْنِ إِحْسٰاناً إِمّٰا یَبْلُغَنَّ عِنْدَکَ الْکِبَرَ أَحَدُهُمٰا أَوْ کِلاٰهُمٰا ... وَ اخْفِضْ لَهُمٰا جَنٰاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ .... اسراء (17) 23 و 24

توصیه به فرزند

61. اجتناب فرزند از اطاعت پدر و مادر، در صورت اکراه و واداشتن وی به شرک از جانب آن دو، مورد توصیۀ خداوند:

وَ وَصَّیْنَا الْإِنْسٰانَ بِوٰالِدَیْهِ حُسْناً وَ إِنْ جٰاهَدٰاکَ لِتُشْرِکَ بِی مٰا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ فَلاٰ تُطِعْهُمٰا إِلَیَّ مَرْجِعُکُمْ فَأُنَبِّئُکُمْ بِمٰا کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ .

عنکبوت (29) 8

وَ إِنْ جٰاهَدٰاکَ عَلیٰ أَنْ تُشْرِکَ بِی مٰا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ فَلاٰ تُطِعْهُمٰا وَ صٰاحِبْهُمٰا فِی الدُّنْیٰا مَعْرُوفاً وَ اتَّبِعْ سَبِیلَ مَنْ أَنٰابَ إِلَیَّ ثُمَّ إِلَیَّ مَرْجِعُکُمْ فَأُنَبِّئُکُمْ بِمٰا کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ . لقمان (31) 15

نیز ==> تربیت، تربیت فرزند، و همین مدخل: احترام فرزند، احسان فرزند، ادب فرزند، استغفار فرزند، اطاعت فرزند، انفاق فرزند، تواضع فرزند، دعای فرزند، نماز فرزند

توصیۀ لقمان به فرزند

==> لقمان، توصیۀ لقمان به فرزند

جایگزینی فرزند

62. جایگزینی فرزند فاسد با فرزند صالح و مهربان برای والدین مؤمن، از جانب خدا، مقصود خضر علیه السلام از قتل فرزندشان:

وَ أَمَّا الْغُلاٰمُ فَکٰانَ أَبَوٰاهُ مُؤْمِنَیْنِ فَخَشِینٰا أَنْ یُرْهِقَهُمٰا طُغْیٰاناً وَ کُفْراً

فَأَرَدْنٰا أَنْ یُبْدِلَهُمٰا رَبُّهُمٰا خَیْراً مِنْهُ زَکٰاةً وَ أَقْرَبَ رُحْماً. (2)

کهف (18) 80 و 81

حاجب بودن فرزند

==> ارث، حاجبان ارث

حقوق فرزند

63. لزوم رعایت حقوق فرزندان، از سوی پدر و مادر:

وَ الْوٰالِدٰاتُ یُرْضِعْنَ أَوْلاٰدَهُنَّ حَوْلَیْنِ کٰامِلَیْنِ لِمَنْ أَرٰادَ أَنْ یُتِمَّ الرَّضٰاعَةَ وَ عَلَی الْمَوْلُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ وَ کِسْوَتُهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ لاٰ تُکَلَّفُ نَفْسٌ إِلاّٰ وُسْعَهٰا لاٰ تُضَارَّ وٰالِدَةٌ بِوَلَدِهٰا وَ لاٰ مَوْلُودٌ لَهُ بِوَلَدِهِ وَ عَلَی الْوٰارِثِ مِثْلُ ذٰلِکَ فَإِنْ أَرٰادٰا فِصٰالاً عَنْ تَرٰاضٍ مِنْهُمٰا وَ تَشٰاوُرٍ فَلاٰ جُنٰاحَ عَلَیْهِمٰا وَ إِنْ أَرَدْتُمْ أَنْ تَسْتَرْضِعُوا أَوْلاٰدَکُمْ فَلاٰ جُنٰاحَ


1) 1) . گفته شده: سورۀ شریفه، دربارۀ یهود نازل شده است. (مجمع‌البیان، ج 9 -\10 ، ص 811)

2) 2) . آیۀ شریفه در تفسیر و بیان وجه افعالی است که‌خضر علیه السلام در همراهی موسی علیه السلام با او انجام داد. (التفسیر المنیر، ج 16، ص 9)

عَلَیْکُمْ إِذٰا سَلَّمْتُمْ مٰا آتَیْتُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَ اتَّقُوا اللّٰهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللّٰهَ بِمٰا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ.

بقره (2) 233

وَ لْیَخْشَ الَّذِینَ لَوْ تَرَکُوا مِنْ خَلْفِهِمْ ذُرِّیَّةً ضِعٰافاً خٰافُوا عَلَیْهِمْ فَلْیَتَّقُوا اللّٰهَ وَ لْیَقُولُوا قَوْلاً سَدِیداً

یُوصِیکُمُ اللّٰهُ فِی أَوْلاٰدِکُمْ ...

وَ لَکُمْ نِصْفُ مٰا تَرَکَ أَزْوٰاجُکُمْ إِنْ لَمْ یَکُنْ لَهُنَّ وَلَدٌ فَإِنْ کٰانَ لَهُنَّ وَلَدٌ فَلَکُمُ الرُّبُعُ مِمّٰا تَرَکْنَ مِنْ بَعْدِ وَصِیَّةٍ یُوصِینَ بِهٰا أَوْ دَیْنٍ ... (1)

نساء (4) 9 و 11 و 12

... وَ إِنْ کُنَّ أُولاٰتِ حَمْلٍ فَأَنْفِقُوا عَلَیْهِنَّ حَتّٰی یَضَعْنَ حَمْلَهُنَّ فَإِنْ أَرْضَعْنَ لَکُمْ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ وَ أْتَمِرُوا بَیْنَکُمْ بِمَعْرُوفٍ وَ إِنْ تَعٰاسَرْتُمْ فَسَتُرْضِعُ لَهُ أُخْریٰ . طلاق (65) 6

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَکُمْ وَ أَهْلِیکُمْ نٰاراً ... (2)تحریم (66) 6

64. لزوم رعایت تقوا، در حقوق فرزندان شیرخوار:

وَ الْوٰالِدٰاتُ یُرْضِعْنَ أَوْلاٰدَهُنَّ حَوْلَیْنِ کٰامِلَیْنِ لِمَنْ أَرٰادَ أَنْ یُتِمَّ الرَّضٰاعَةَ وَ عَلَی الْمَوْلُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ وَ کِسْوَتُهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ لاٰ تُکَلَّفُ نَفْسٌ إِلاّٰ وُسْعَهٰا لاٰ تُضَارَّ وٰالِدَةٌ بِوَلَدِهٰا وَ لاٰ مَوْلُودٌ لَهُ بِوَلَدِهِ وَ عَلَی الْوٰارِثِ مِثْلُ ذٰلِکَ فَإِنْ أَرٰادٰا فِصٰالاً عَنْ تَرٰاضٍ مِنْهُمٰا وَ تَشٰاوُرٍ فَلاٰ جُنٰاحَ عَلَیْهِمٰا وَ إِنْ أَرَدْتُمْ أَنْ تَسْتَرْضِعُوا أَوْلاٰدَکُمْ فَلاٰ جُنٰاحَ عَلَیْکُمْ إِذٰا سَلَّمْتُمْ مٰا آتَیْتُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَ اتَّقُوا اللّٰهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللّٰهَ بِمٰا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ.

بقره (2) 233

65. محفوظ بودن حق شیرخواری فرزند از مادر خویش، حتّی در صورت طلاق:

وَ الْوٰالِدٰاتُ یُرْضِعْنَ أَوْلاٰدَهُنَّ حَوْلَیْنِ کٰامِلَیْنِ لِمَنْ أَرٰادَ أَنْ یُتِمَّ الرَّضٰاعَةَ وَ عَلَی الْمَوْلُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ وَ کِسْوَتُهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ لاٰ تُکَلَّفُ نَفْسٌ إِلاّٰ وُسْعَهٰا لاٰ تُضَارَّ وٰالِدَةٌ بِوَلَدِهٰا وَ لاٰ مَوْلُودٌ لَهُ بِوَلَدِهِ وَ عَلَی الْوٰارِثِ مِثْلُ ذٰلِکَ فَإِنْ أَرٰادٰا فِصٰالاً عَنْ تَرٰاضٍ مِنْهُمٰا وَ تَشٰاوُرٍ فَلاٰ جُنٰاحَ عَلَیْهِمٰا وَ إِنْ أَرَدْتُمْ أَنْ تَسْتَرْضِعُوا أَوْلاٰدَکُمْ فَلاٰ جُنٰاحَ عَلَیْکُمْ إِذٰا سَلَّمْتُمْ مٰا آتَیْتُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَ اتَّقُوا اللّٰهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللّٰهَ بِمٰا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ.

بقره (2) 233

أَسْکِنُوهُنَّ مِنْ حَیْثُ سَکَنْتُمْ مِنْ وُجْدِکُمْ وَ لاٰ تُضآرُّوهُنَّ لِتُضَیِّقُوا عَلَیْهِنَّ وَ إِنْ کُنَّ أُولاٰتِ حَمْلٍ فَأَنْفِقُوا عَلَیْهِنَّ حَتّٰی یَضَعْنَ حَمْلَهُنَّ فَإِنْ أَرْضَعْنَ لَکُمْ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ وَ أْتَمِرُوا بَیْنَکُمْ بِمَعْرُوفٍ وَ إِنْ تَعٰاسَرْتُمْ فَسَتُرْضِعُ لَهُ أُخْریٰ .

طلاق (65) 6

66. لزوم رعایت حقوق کودکان یتیم دیگران بر طالبان رعایت حقوق فرزند یتیم خویش:

وَ لْیَخْشَ الَّذِینَ لَوْ تَرَکُوا مِنْ خَلْفِهِمْ ذُرِّیَّةً ضِعٰافاً خٰافُوا عَلَیْهِمْ فَلْیَتَّقُوا اللّٰهَ ... (3)نساء (4) 9


1) 1) . به نظر برخی مفسّران، «ولیخش الّذین...» کسانی‌اند که‌اطراف محتضر جمع شده و او را تشویق می‌کردند مالش را برای کارهای خیر وصیّت کند و از این راه به فرزندان متوفّا اجحاف می‌شد، لذا خداوند می‌فرماید: این‌گونه افراد نباید به فرزندان صغیر محتضر بی‌توجّه بوده، از تشویق محتضر به صرف همۀ اموال خود در راه خیر اجتناب کنند. (مجمع‌البیان، ج 3 -\4، ص 20؛ روح‌المعانی، ج 3، جزء 4، ص 333)

2) 2) . مقصود آیه این است که هر کسی باید نسبت به تأدیب خود و اهلش با تعلیم خوبی و نهی از بدیها اقدام کند. (مجمع‌البیان، ج 9 -\10، ص 477)

3) 3) . جملۀ «فلیتّقوا اللّه» به قرینۀ جملۀ قبل [لو ترکوا من خلفهم ذرّیّة ضعافاً] چنین معنا می‌شود: «فلیتّقوا اللّه فی أمر الذّرّیّة الضّعاف؛ کسانی که نگران رعایت حقوق فرزندان خویش پس از مرگ خود هستند، باید تقوای الهی را در مورد فرزندان ضعیف [یتیمان] دیگران رعایت کنند»

67. عواطف انسانی، از زمینه‌های ایجاد انگیزه برای رعایت حقوق فرزندان یتیم جامعه:

وَ لْیَخْشَ الَّذِینَ لَوْ تَرَکُوا مِنْ خَلْفِهِمْ ذُرِّیَّةً ضِعٰافاً خٰافُوا عَلَیْهِمْ ... . نساء (4) 9

68. هشدار خداوند نسبت به عدم رعایت حقوق فرزندان یتیم:

وَ لْیَخْشَ الَّذِینَ لَوْ تَرَکُوا مِنْ خَلْفِهِمْ ذُرِّیَّةً ضِعٰافاً خٰافُوا عَلَیْهِمْ فَلْیَتَّقُوا اللّٰهَ .... نساء (4) 9

69. بی‌تقوایی آدمی نسبت به حقوق یتیمان دیگران، زمینه‌ساز پایمال شدن حقوق فرزندان یتیم وی، در جامعه:

وَ لْیَخْشَ الَّذِینَ لَوْ تَرَکُوا مِنْ خَلْفِهِمْ ذُرِّیَّةً ضِعٰافاً خٰافُوا عَلَیْهِمْ فَلْیَتَّقُوا اللّٰهَ ... (1)نساء (4) 9

70. توجّه به کیفر الهی، زمینه‌ساز رعایت حقوق فرزندان یتیم دیگران:

وَ لْیَخْشَ الَّذِینَ لَوْ تَرَکُوا مِنْ خَلْفِهِمْ ذُرِّیَّةً ضِعٰافاً خٰافُوا عَلَیْهِمْ فَلْیَتَّقُوا اللّٰهَ .... نساء (4) 9

71. برخورد نیک و گفتار درست و صواب، از حقوق فرزندان یتیم دیگران:

... فَلْیَتَّقُوا اللّٰهَ وَ لْیَقُولُوا قَوْلاً سَدِیداً. نساء (4) 9

72. آتش دوزخ، کیفر رعایت نکردن حقوق فرزندان یتیم دیگران:

وَ لْیَخْشَ الَّذِینَ لَوْ تَرَکُوا مِنْ خَلْفِهِمْ ذُرِّیَّةً ضِعٰافاً خٰافُوا عَلَیْهِمْ فَلْیَتَّقُوا اللّٰهَ وَ لْیَقُولُوا قَوْلاً سَدِیداً

إِنَّ الَّذِینَ یَأْکُلُونَ أَمْوٰالَ الْیَتٰامیٰ


1) 1) . برداشت مذکور را روایت امام صادق علیه السلام تأیید می‌کند که فرمود: یعنی «لیخش أن أخلفه فی ذرّیّته کما صنع بهٰؤلاء الیتامیٰ...». (تفسیر نورالثقلین، ج 1، ص 447، ح 73)

ظُلْماً إِنَّمٰا یَأْکُلُونَ فِی بُطُونِهِمْ نٰاراً وَ سَیَصْلَوْنَ سَعِیراً. نساء (4) 9 و 10

نیز ==> حقوق، حقوق فرزند، حقوق کودک

خدمتکاری فرزند

73. خدمت فرزند به مادر، حق طبیعی مادر، و قابل گذشت از سوی او:

إِذْ قٰالَتِ امْرَأَتُ عِمْرٰانَ رَبِّ إِنِّی نَذَرْتُ لَکَ مٰا فِی بَطْنِی مُحَرَّراً فَتَقَبَّلْ مِنِّی إِنَّکَ أَنْتَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ . آل‌عمران (3) 35

74. مشروعیّت نذر بر خدمتکاری فرزند، در شرایع پیشین:

إِذْ قٰالَتِ امْرَأَتُ عِمْرٰانَ رَبِّ إِنِّی نَذَرْتُ لَکَ مٰا فِی بَطْنِی مُحَرَّراً فَتَقَبَّلْ مِنِّی إِنَّکَ أَنْتَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ . آل‌عمران (3) 35

75. نذر همسر عمران برای آزاد ساختن فرزند رحمش، از خدمتکاری به خود، و قرار دادن او در خدمتکاری خداوند:

إِذْ قٰالَتِ امْرَأَتُ عِمْرٰانَ رَبِّ إِنِّی نَذَرْتُ لَکَ مٰا فِی بَطْنِی مُحَرَّراً فَتَقَبَّلْ مِنِّی إِنَّکَ أَنْتَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ . آل‌عمران (3) 35

76. تحقّق یافتن نذر خدمتکاری فرزند، با گفتن جملۀ «ربّ انّی نذرت»:

إِذْ قٰالَتِ امْرَأَتُ عِمْرٰانَ رَبِّ إِنِّی نَذَرْتُ لَکَ مٰا فِی بَطْنِی مُحَرَّراً فَتَقَبَّلْ مِنِّی إِنَّکَ أَنْتَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ . آل‌عمران (3) 35

خسارت فرزند

77. برخی فرزندان، مایۀ خسران و زیان آدمی:

قٰالَ نُوحٌ رَبِّ إِنَّهُمْ عَصَوْنِی وَ اتَّبَعُوا مَنْ لَمْ یَزِدْهُ مٰالُهُ وَ وَلَدُهُ إِلاّٰ خَسٰاراً. نوح (71) 21

درخواست فرزند

78. دعای آدم و حوّا علیهما السلام به پیشگاه خدا، برای برخورداری از فرزندی سالم و شایسته:

... دَعَوَا اللّٰهَ رَبَّهُمٰا لَئِنْ آتَیْتَنٰا صٰالِحاً لَنَکُونَنَّ مِنَ الشّٰاکِرِینَ . اعراف (7) 189

79. دعای ابراهیم علیه السلام به درگاه خدا، برای بهره‌مندی از فرزند صالح:

وَ إِنَّ مِنْ شِیعَتِهِ لَإِبْرٰاهِیمَ

رَبِّ هَبْ لِی مِنَ الصّٰالِحِینَ

فَبَشَّرْنٰاهُ بِغُلاٰمٍ حَلِیمٍ .

صافّات (37) 83 و 100 و 101

80. اجابت شدن دعای ابراهیم علیه السلام با برخوردار شدنش از فرزند بردبار:

وَ إِنَّ مِنْ شِیعَتِهِ لَإِبْرٰاهِیمَ

وَ قٰالَ إِنِّی ذٰاهِبٌ إِلیٰ رَبِّی سَیَهْدِینِ

رَبِّ هَبْ لِی مِنَ الصّٰالِحِینَ

فَبَشَّرْنٰاهُ بِغُلاٰمٍ حَلِیمٍ .

صافّات (37) 83 و 99 -\101

81. دعای زکریّا علیه السلام به درگاه خداوند، برای برخورداری از فرزند صالح:

هُنٰالِکَ دَعٰا زَکَرِیّٰا رَبَّهُ قٰالَ رَبِّ هَبْ لِی مِنْ لَدُنْکَ ذُرِّیَّةً طَیِّبَةً إِنَّکَ سَمِیعُ الدُّعٰاءِ.

آل‌عمران (3) 38

ذِکْرُ رَحْمَتِ رَبِّکَ عَبْدَهُ زَکَرِیّٰا

قٰالَ رَبِّ إِنِّی وَهَنَ الْعَظْمُ مِنِّی وَ اشْتَعَلَ الرَّأْسُ شَیْباً وَ لَمْ أَکُنْ بِدُعٰائِکَ رَبِّ شَقِیًّا

یَرِثُنِی وَ یَرِثُ مِنْ آلِ یَعْقُوبَ وَ اجْعَلْهُ رَبِّ رَضِیًّا. مریم (19) 2 و 4 و 6

82. تولّد فرزند صالح برای زکریّا علیه السلام ، بشارت خدا به وی، پس از دعایش:

هُنٰالِکَ دَعٰا زَکَرِیّٰا رَبَّهُ قٰالَ رَبِّ هَبْ لِی مِنْ لَدُنْکَ ذُرِّیَّةً طَیِّبَةً إِنَّکَ سَمِیعُ الدُّعٰاءِ

فَنٰادَتْهُ الْمَلاٰئِکَةُ وَ هُوَ قٰائِمٌ یُصَلِّی فِی الْمِحْرٰابِ أَنَّ اللّٰهَ یُبَشِّرُکَ بِیَحْییٰ مُصَدِّقاً بِکَلِمَةٍ مِنَ اللّٰهِ وَ سَیِّداً وَ حَصُوراً وَ نَبِیًّا مِنَ الصّٰالِحِینَ .

آل‌عمران (3) 38 و 39

دشمنی فرزند

83. دشمنی برخی از فرزندان با پدران مؤمن خود، در امر دین:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّ مِنْ ... وَ أَوْلاٰدِکُمْ عَدُوًّا لَکُمْ فَاحْذَرُوهُمْ ... (1)تغابن (64) 14

84. توصیۀ خداوند به مؤمنان، مبنی بر عفو و چشم‌پوشی از دشمنی فرزندان خود:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّ مِنْ ... وَ أَوْلاٰدِکُمْ عَدُوًّا لَکُمْ فَاحْذَرُوهُمْ وَ إِنْ تَعْفُوا وَ تَصْفَحُوا وَ تَغْفِرُوا ....

تغابن (64) 14

85. گذشت و چشم‌پوشی از دشمنی فرزندان و مدارا با آنان، زمینۀ غفران و رحمت الهی:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّ مِنْ ... وَ أَوْلاٰدِکُمْ عَدُوًّا


1) 1) . «عدوّاً لکم» یعنی در دین با شما دشمنی می‌کنند. (مجمع‌البیان، ج 9 -\10 ، ص 452)

لَکُمْ فَاحْذَرُوهُمْ وَ إِنْ تَعْفُوا وَ تَصْفَحُوا وَ تَغْفِرُوا فَإِنَّ اللّٰهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ . تغابن (64) 14

86. لزوم هوشیاری و برحذر بودن پدران با ایمان، در برابر دشمنی فرزندان خود، در امر دین:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّ مِنْ أَزْوٰاجِکُمْ وَ أَوْلاٰدِکُمْ عَدُوًّا لَکُمْ فَاحْذَرُوهُمْ .... تغابن (64) 14

دعا برای فرزند

87. دعا برای صالح شدن فرزند، امری مطلوب و کارساز:

هُوَ الَّذِی خَلَقَکُمْ مِنْ نَفْسٍ وٰاحِدَةٍ وَ جَعَلَ مِنْهٰا زَوْجَهٰا لِیَسْکُنَ إِلَیْهٰا فَلَمّٰا تَغَشّٰاهٰا حَمَلَتْ حَمْلاً خَفِیفاً فَمَرَّتْ بِهِ فَلَمّٰا أَثْقَلَتْ دَعَوَا اللّٰهَ رَبَّهُمٰا لَئِنْ آتَیْتَنٰا صٰالِحاً لَنَکُونَنَّ مِنَ الشّٰاکِرِینَ . اعراف (7) 189

رَبِّ هَبْ لِی مِنَ الصّٰالِحِینَ

فَبَشَّرْنٰاهُ بِغُلاٰمٍ حَلِیمٍ . صافّات (37) 100 و 101

وَ وَصَّیْنَا الْإِنْسٰانَ بِوٰالِدَیْهِ إِحْسٰاناً حَمَلَتْهُ أُمُّهُ کُرْهاً وَ وَضَعَتْهُ کُرْهاً وَ حَمْلُهُ وَ فِصٰالُهُ ثَلاٰثُونَ شَهْراً حَتّٰی إِذٰا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ بَلَغَ أَرْبَعِینَ سَنَةً قٰالَ رَبِّ أَوْزِعْنِی أَنْ أَشْکُرَ نِعْمَتَکَ الَّتِی أَنْعَمْتَ عَلَیَّ وَ عَلیٰ وٰالِدَیَّ وَ أَنْ أَعْمَلَ صٰالِحاً تَرْضٰاهُ وَ أَصْلِحْ لِی فِی ذُرِّیَّتِی إِنِّی تُبْتُ إِلَیْکَ وَ إِنِّی مِنَ الْمُسْلِمِینَ . احقاف (46) 15

88. دعا برای صلاح و شایستگی فرزند، حتی قبل از انعقاد نطفه، امری ارزشمند:

وَ إِنِّی خِفْتُ الْمَوٰالِیَ مِنْ وَرٰائِی وَ کٰانَتِ امْرَأَتِی عٰاقِراً فَهَبْ لِی مِنْ لَدُنْکَ وَلِیًّا

یَرِثُنِی وَ یَرِثُ مِنْ آلِ یَعْقُوبَ وَ اجْعَلْهُ رَبِّ رَضِیًّا.

مریم (19) 5 و 6

89. دعای ابراهیم علیه السلام برای عدم گرایش فرزندان به بت‌پرستی:

وَ إِذْ قٰالَ إِبْرٰاهِیمُ رَبِّ اجْعَلْ هَذَا الْبَلَدَ آمِناً وَ اجْنُبْنِی وَ بَنِیَّ أَنْ نَعْبُدَ الْأَصْنٰامَ . ابراهیم (14) 35

90. دعای ابراهیم علیه السلام به درگاه خداوند، برای قرار گرفتن خود و فرزندانش در زمرۀ برپادارندگان نماز:

رَبَّنٰا إِنِّی أَسْکَنْتُ مِنْ ذُرِّیَّتِی بِوٰادٍ غَیْرِ ذِی زَرْعٍ عِنْدَ بَیْتِکَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنٰا لِیُقِیمُوا الصَّلاٰةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النّٰاسِ تَهْوِی إِلَیْهِمْ وَ ارْزُقْهُمْ مِنَ الثَّمَرٰاتِ لَعَلَّهُمْ یَشْکُرُونَ

رَبِّ اجْعَلْنِی مُقِیمَ الصَّلاٰةِ وَ مِنْ ذُرِّیَّتِی رَبَّنٰا وَ تَقَبَّلْ دُعٰاءِ.

ابراهیم (14) 37 و 40

91. دعای ابراهیم و اسماعیل علیهما السلام برای پیدایش امّتی از فرزندان و ذرّیّۀ آنان، تسلیم در برابر خدا:

وَ إِذْ یَرْفَعُ إِبْرٰاهِیمُ الْقَوٰاعِدَ مِنَ الْبَیْتِ وَ إِسْمٰاعِیلُ ... رَبَّنٰا وَ اجْعَلْنٰا مُسْلِمَیْنِ لَکَ وَ مِنْ ذُرِّیَّتِنٰا أُمَّةً مُسْلِمَةً لَکَ .... بقره (2) 127 و 128

92. درخواست ابراهیم علیه السلام از خدا، برای ایجاد تمایل قلبی مردم به آیندگان نسل او:

رَبَّنٰا إِنِّی أَسْکَنْتُ مِنْ ذُرِّیَّتِی بِوٰادٍ غَیْرِ ذِی زَرْعٍ عِنْدَ بَیْتِکَ الْمُحَرَّمِ ... فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النّٰاسِ تَهْوِی إِلَیْهِمْ .... ابراهیم (14) 37

93. دعای عبادالرّحمان، برای مایۀ چشم‌روشنی قرار گرفتن فرزندان آنها برای‌شان:

وَ عِبٰادُ الرَّحْمٰنِ ... وَ الَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنٰا هَبْ لَنٰا مِنْ أَزْوٰاجِنٰا وَ ذُرِّیّٰاتِنٰا قُرَّةَ أَعْیُنٍ ....

فرقان (25) 63 و 74

94. دعای نوح علیه السلام برای نجات فرزندش، از جانب خداوند:

وَ نٰادیٰ نُوحٌ رَبَّهُ فَقٰالَ رَبِّ إِنَّ ابْنِی مِنْ أَهْلِی وَ إِنَّ وَعْدَکَ الْحَقُّ وَ أَنْتَ أَحْکَمُ الْحٰاکِمِینَ .

هود (11) 45

95. دعای مادر مریم به پیشگاه ربوبی، برای حفظ نسل و فرزندان مریم از شرّ شیطان:

فَلَمّٰا وَضَعَتْهٰا قٰالَتْ رَبِّ إِنِّی وَضَعْتُهٰا أُنْثیٰ وَ اللّٰهُ أَعْلَمُ بِمٰا وَضَعَتْ وَ لَیْسَ الذَّکَرُ کَالْأُنْثیٰ وَ إِنِّی سَمَّیْتُهٰا مَرْیَمَ وَ إِنِّی أُعِیذُهٰا بِکَ وَ ذُرِّیَّتَهٰا مِنَ الشَّیْطٰانِ الرَّجِیمِ . آل‌عمران (3) 36

دعای فرزند

96. ارزانی داشتن نعمت و تفضّل از جانب خدا نسبت به انسان و پدر و مادرش، مقتضی دعای فرزند برای توفیق الهی در شکرگزاری از آن:

وَ وَصَّیْنَا الْإِنْسٰانَ بِوٰالِدَیْهِ إِحْسٰاناً حَمَلَتْهُ أُمُّهُ کُرْهاً وَ وَضَعَتْهُ کُرْهاً وَ حَمْلُهُ وَ فِصٰالُهُ ثَلاٰثُونَ شَهْراً حَتّٰی إِذٰا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ بَلَغَ أَرْبَعِینَ سَنَةً قٰالَ رَبِّ أَوْزِعْنِی أَنْ أَشْکُرَ نِعْمَتَکَ الَّتِی أَنْعَمْتَ عَلَیَّ وَ عَلیٰ وٰالِدَیَّ وَ أَنْ أَعْمَلَ صٰالِحاً تَرْضٰاهُ وَ أَصْلِحْ لِی فِی ذُرِّیَّتِی إِنِّی تُبْتُ إِلَیْکَ وَ إِنِّی مِنَ الْمُسْلِمِینَ . احقاف (46) 15

97. دعای فرزند برای برخورداری پدر و مادر از رحمت پروردگار، مورد فرمان خداوند:

وَ قَضیٰ رَبُّکَ أَلاّٰ تَعْبُدُوا إِلاّٰ إِیّٰاهُ وَ بِالْوٰالِدَیْنِ إِحْسٰاناً إِمّٰا یَبْلُغَنَّ عِنْدَکَ الْکِبَرَ أَحَدُهُمٰا أَوْ کِلاٰهُمٰا فَلاٰ تَقُلْ لَهُمٰا أُفٍّ وَ لاٰ تَنْهَرْهُمٰا وَ قُلْ لَهُمٰا قَوْلاً کَرِیماً

وَ اخْفِضْ لَهُمٰا جَنٰاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ وَ قُلْ رَبِّ ارْحَمْهُمٰا کَمٰا رَبَّیٰانِی صَغِیراً.

اسراء (17) 23 و 24

98. دعای فرزند برای برخورداری پدر و مادر از رحمت پروردگار، پاداش تربیت وی، در خردسالی به وسیلۀ آن دو:

وَ قَضیٰ رَبُّکَ أَلاّٰ تَعْبُدُوا إِلاّٰ إِیّٰاهُ وَ بِالْوٰالِدَیْنِ إِحْسٰاناً إِمّٰا یَبْلُغَنَّ عِنْدَکَ الْکِبَرَ أَحَدُهُمٰا أَوْ کِلاٰهُمٰا فَلاٰ تَقُلْ لَهُمٰا أُفٍّ وَ لاٰ تَنْهَرْهُمٰا وَ قُلْ لَهُمٰا قَوْلاً کَرِیماً

وَ اخْفِضْ لَهُمٰا جَنٰاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ وَ قُلْ رَبِّ ارْحَمْهُمٰا کَمٰا رَبَّیٰانِی صَغِیراً.

اسراء (17) 23 و 24

نیز ==> همین مدخل: استغفار فرزند

دعوت از فرزند

==> همین مدخل، ایمان فرزند و توصیه به فرزند

دفاع از فرزند

99. ضرورت دفاع از فرزندان مستضعف مورد ظلم:

أَ لَمْ تَرَ إِلَی الْمَلَإِ مِنْ بَنِی إِسْرٰائِیلَ مِنْ بَعْدِ مُوسیٰ إِذْ قٰالُوا لِنَبِیٍّ لَهُمُ ابْعَثْ لَنٰا مَلِکاً نُقٰاتِلْ فِی سَبِیلِ اللّٰهِ قٰالَ هَلْ عَسَیْتُمْ إِنْ کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِتٰالُ أَلاّٰ تُقٰاتِلُوا قٰالُوا وَ مٰا لَنٰا أَلاّٰ نُقٰاتِلَ فِی سَبِیلِ اللّٰهِ وَ قَدْ أُخْرِجْنٰا مِنْ دِیٰارِنٰا وَ أَبْنٰائِنٰا فَلَمّٰا کُتِبَ عَلَیْهِمُ الْقِتٰالُ تَوَلَّوْا إِلاّٰ قَلِیلاً مِنْهُمْ وَ اللّٰهُ عَلِیمٌ بِالظّٰالِمِینَ . بقره (2) 246

وَ مٰا لَکُمْ لاٰ تُقٰاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللّٰهِ وَ الْمُسْتَضْعَفِینَ مِنَ الرِّجٰالِ وَ النِّسٰاءِ وَ الْوِلْدٰانِ

اَلَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنٰا أَخْرِجْنٰا مِنْ هٰذِهِ الْقَرْیَةِ الظّٰالِمِ أَهْلُهٰا وَ اجْعَلْ لَنٰا مِنْ لَدُنْکَ وَلِیًّا وَ اجْعَلْ لَنٰا مِنْ لَدُنْکَ نَصِیراً. نساء (4) 75

دلبستگی به فرزند

==> دوستی، دوستی با فرزند و همین مدخل، محبّت به فرزند

دوستی با فرزند

==> دوستی، دوستی با فرزند و دوستی یعقوب علیه السلام و همین مدخل، محبّت به فرزند

دوستی فرزند

==> دوستی، دوستی با پدر

ذبح فرزند

==> همین مدخل، قربانی فرزند و مشورت با فرزند

زینت بودن فرزند

100. فرزند، از زینتهای زندگی دنیا:

زُیِّنَ لِلنّٰاسِ حُبُّ الشَّهَوٰاتِ مِنَ النِّسٰاءِ وَ الْبَنِینَ .... آل‌عمران (3) 14

اَلْمٰالُ وَ الْبَنُونَ زِینَةُ الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا ....

کهف (18) 46

سخن فرزند

101. وجوب سخن گفتن فرزند با پدر و مادر خود، به صورت محترمانه:

وَ قَضیٰ رَبُّکَ أَلاّٰ تَعْبُدُوا إِلاّٰ إِیّٰاهُ وَ بِالْوٰالِدَیْنِ إِحْسٰاناً إِمّٰا یَبْلُغَنَّ عِنْدَکَ الْکِبَرَ أَحَدُهُمٰا أَوْ کِلاٰهُمٰا فَلاٰ تَقُلْ لَهُمٰا أُفٍّ وَ لاٰ تَنْهَرْهُمٰا وَ قُلْ لَهُمٰا قَوْلاً کَرِیماً. اسراء (17) 23

شرک فرزند

102. شرک ورزی پدران، زمینۀ گرایش فرزندان به شرک:

أَوْ تَقُولُوا إِنَّمٰا أَشْرَکَ آبٰاؤُنٰا مِنْ قَبْلُ وَ کُنّٰا ذُرِّیَّةً مِنْ بَعْدِهِمْ أَ فَتُهْلِکُنٰا بِمٰا فَعَلَ الْمُبْطِلُونَ .

اعراف (7) 173

103. مشروع نبودن اطاعت فرزند از والدین، در صورت اکراه و واداشتن وی به شرک و بی‌دینی:

وَ وَصَّیْنَا الْإِنْسٰانَ بِوٰالِدَیْهِ حُسْناً وَ إِنْ جٰاهَدٰاکَ لِتُشْرِکَ بِی مٰا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ فَلاٰ تُطِعْهُمٰا إِلَیَّ مَرْجِعُکُمْ فَأُنَبِّئُکُمْ بِمٰا کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ .

عنکبوت (29) 8

وَ إِنْ جٰاهَدٰاکَ عَلیٰ أَنْ تُشْرِکَ بِی مٰا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ فَلاٰ تُطِعْهُمٰا وَ صٰاحِبْهُمٰا فِی الدُّنْیٰا مَعْرُوفاً وَ اتَّبِعْ سَبِیلَ مَنْ أَنٰابَ إِلَیَّ ثُمَّ إِلَیَّ مَرْجِعُکُمْ فَأُنَبِّئُکُمْ بِمٰا کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ . لقمان (31) 15

نیز ==> تقلید، تقلید از نیاکان

شکرگزاری فرزند

104. شکرگزاری فرزند از خدا و پدر و مادرش، امری واجب و مورد فرمان خداوند:

وَ وَصَّیْنَا الْإِنْسٰانَ بِوٰالِدَیْهِ ... أَنِ اشْکُرْ لِی وَ لِوٰالِدَیْکَ .... لقمان (31) 14

105. وجوب شکرگزاری فرزند از مادرش، پاداش رنجهای دوران بارداری و شیردهی:

وَ وَصَّیْنَا الْإِنْسٰانَ بِوٰالِدَیْهِ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْناً عَلیٰ وَهْنٍ وَ فِصٰالُهُ فِی عٰامَیْنِ أَنِ اشْکُرْ لِی وَ لِوٰالِدَیْکَ إِلَیَّ الْمَصِیرُ. لقمان (31) 14

106. شکرگزاری فرزند از خداوند، در برابر نعمت عطا شده به پدر و مادر و خود، امری مطلوب و پسندیده:

وَ وَرِثَ سُلَیْمٰانُ دٰاوُدَ وَ قٰالَ یٰا أَیُّهَا النّٰاسُ عُلِّمْنٰا مَنْطِقَ الطَّیْرِ وَ أُوتِینٰا مِنْ کُلِّ شَیْءٍ إِنَّ هٰذٰا لَهُوَ الْفَضْلُ الْمُبِینُ

فَتَبَسَّمَ ضٰاحِکاً مِنْ قَوْلِهٰا وَ قٰالَ رَبِّ أَوْزِعْنِی أَنْ أَشْکُرَ نِعْمَتَکَ الَّتِی أَنْعَمْتَ عَلَیَّ وَ عَلیٰ وٰالِدَیَّ وَ أَنْ أَعْمَلَ صٰالِحاً تَرْضٰاهُ وَ أَدْخِلْنِی بِرَحْمَتِکَ فِی عِبٰادِکَ الصّٰالِحِینَ . نمل (27) 16 و 19

شیر دادن فرزند

107. گرفتن فرزند از شیر، پیش از اتمام دو سال، موکول به اراده و صلاحدید پدر و مادر:

وَ الْوٰالِدٰاتُ یُرْضِعْنَ أَوْلاٰدَهُنَّ حَوْلَیْنِ کٰامِلَیْنِ لِمَنْ أَرٰادَ أَنْ یُتِمَّ الرَّضٰاعَةَ وَ عَلَی الْمَوْلُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ وَ کِسْوَتُهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ لاٰ تُکَلَّفُ نَفْسٌ إِلاّٰ وُسْعَهٰا لاٰ تُضَارَّ وٰالِدَةٌ بِوَلَدِهٰا وَ لاٰ مَوْلُودٌ لَهُ بِوَلَدِهِ وَ عَلَی الْوٰارِثِ مِثْلُ ذٰلِکَ فَإِنْ أَرٰادٰا فِصٰالاً عَنْ تَرٰاضٍ مِنْهُمٰا وَ تَشٰاوُرٍ فَلاٰ جُنٰاحَ عَلَیْهِمٰا ....

بقره (2) 233

108. مانع نبودن گرفتن دایه، برای شیر دادن فرزند:

وَ الْوٰالِدٰاتُ یُرْضِعْنَ أَوْلاٰدَهُنَّ حَوْلَیْنِ کٰامِلَیْنِ لِمَنْ أَرٰادَ أَنْ یُتِمَّ الرَّضٰاعَةَ وَ عَلَی الْمَوْلُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ وَ کِسْوَتُهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ لاٰ تُکَلَّفُ نَفْسٌ إِلاّٰ وُسْعَهٰا لاٰ تُضَارَّ وٰالِدَةٌ بِوَلَدِهٰا وَ لاٰ مَوْلُودٌ لَهُ بِوَلَدِهِ وَ عَلَی الْوٰارِثِ مِثْلُ ذٰلِکَ فَإِنْ أَرٰادٰا فِصٰالاً عَنْ تَرٰاضٍ مِنْهُمٰا وَ تَشٰاوُرٍ فَلاٰ جُنٰاحَ عَلَیْهِمٰا وَ إِنْ أَرَدْتُمْ أَنْ تَسْتَرْضِعُوا أَوْلاٰدَکُمْ فَلاٰ جُنٰاحَ عَلَیْکُمْ إِذٰا سَلَّمْتُمْ مٰا آتَیْتُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَ اتَّقُوا اللّٰهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللّٰهَ بِمٰا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ.

بقره (2) 233

109. لزوم پرداخت اجرت به دایه، برای شیر دادن به فرزند:

وَ الْوٰالِدٰاتُ یُرْضِعْنَ أَوْلاٰدَهُنَّ حَوْلَیْنِ کٰامِلَیْنِ لِمَنْ أَرٰادَ أَنْ یُتِمَّ الرَّضٰاعَةَ وَ عَلَی الْمَوْلُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ وَ کِسْوَتُهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ لاٰ تُکَلَّفُ نَفْسٌ إِلاّٰ وُسْعَهٰا لاٰ تُضَارَّ وٰالِدَةٌ بِوَلَدِهٰا وَ لاٰ مَوْلُودٌ لَهُ بِوَلَدِهِ وَ عَلَی الْوٰارِثِ مِثْلُ ذٰلِکَ فَإِنْ أَرٰادٰا فِصٰالاً عَنْ تَرٰاضٍ مِنْهُمٰا وَ تَشٰاوُرٍ فَلاٰ جُنٰاحَ عَلَیْهِمٰا وَ إِنْ أَرَدْتُمْ أَنْ تَسْتَرْضِعُوا أَوْلاٰدَکُمْ فَلاٰ جُنٰاحَ عَلَیْکُمْ إِذٰا سَلَّمْتُمْ مٰا آتَیْتُمْ بِالْمَعْرُوفِ ....

بقره (2) 233

أَسْکِنُوهُنَّ مِنْ حَیْثُ سَکَنْتُمْ مِنْ وُجْدِکُمْ وَ لاٰ تُضآرُّوهُنَّ لِتُضَیِّقُوا عَلَیْهِنَّ وَ إِنْ کُنَّ أُولاٰتِ حَمْلٍ فَأَنْفِقُوا عَلَیْهِنَّ حَتّٰی یَضَعْنَ حَمْلَهُنَّ فَإِنْ أَرْضَعْنَ لَکُمْ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ وَ أْتَمِرُوا بَیْنَکُمْ بِمَعْرُوفٍ وَ إِنْ تَعٰاسَرْتُمْ فَسَتُرْضِعُ لَهُ أُخْریٰ .

طلاق (65) 6

110. فرزندان شیرخوار، در معرض جدا شدن از مادران، هنگام شیر دادن، به سبب زلزلۀ سهمگین در آستانۀ قیامت:

... إِنَّ زَلْزَلَةَ السّٰاعَةِ شَیْءٌ عَظِیمٌ یَوْمَ تَرَوْنَهٰا تَذْهَلُ کُلُّ مُرْضِعَةٍ عَمّٰا أَرْضَعَتْ ....

حج (22) 1 و 2

111. مادران شیرده فرزندان، در حکم مادران آنان:

حُرِّمَتْ عَلَیْکُمْ ... وَ أُمَّهٰاتُکُمُ اللاّٰتِی أَرْضَعْنَکُمْ ...

نساء (4) 23

شیر خوردن فرزند

112. اولویّت شیر مادر، برای تغذیۀ فرزند:

وَ الْوٰالِدٰاتُ یُرْضِعْنَ أَوْلاٰدَهُنَّ حَوْلَیْنِ کٰامِلَیْنِ لِمَنْ أَرٰادَ أَنْ یُتِمَّ الرَّضٰاعَةَ وَ عَلَی الْمَوْلُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ وَ کِسْوَتُهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ لاٰ تُکَلَّفُ نَفْسٌ إِلاّٰ وُسْعَهٰا لاٰ تُضَارَّ وٰالِدَةٌ بِوَلَدِهٰا وَ لاٰ مَوْلُودٌ لَهُ بِوَلَدِهِ وَ عَلَی الْوٰارِثِ مِثْلُ ذٰلِکَ فَإِنْ أَرٰادٰا فِصٰالاً عَنْ تَرٰاضٍ مِنْهُمٰا وَ تَشٰاوُرٍ فَلاٰ جُنٰاحَ عَلَیْهِمٰا وَ إِنْ أَرَدْتُمْ أَنْ تَسْتَرْضِعُوا أَوْلاٰدَکُمْ فَلاٰ جُنٰاحَ عَلَیْکُمْ إِذٰا سَلَّمْتُمْ مٰا آتَیْتُمْ بِالْمَعْرُوفِ ....

بقره (2) 233

113. شیر خوردن فرزند از دایه، موجب ایجاد محرمیّت میان آن دو:

حُرِّمَتْ عَلَیْکُمْ ... وَ أُمَّهٰاتُکُمُ اللاّٰتِی أَرْضَعْنَکُمْ ....

نساء (4) 23

ضرر به فرزند

114. ضرر و زیان رساندن پدر و مادر به فرزند خویش، حرام و مورد نهی الهی:

وَ الْوٰالِدٰاتُ یُرْضِعْنَ أَوْلاٰدَهُنَّ حَوْلَیْنِ کٰامِلَیْنِ لِمَنْ أَرٰادَ أَنْ یُتِمَّ الرَّضٰاعَةَ وَ عَلَی الْمَوْلُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ وَ کِسْوَتُهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ لاٰ تُکَلَّفُ نَفْسٌ إِلاّٰ وُسْعَهٰا لاٰ تُضَارَّ وٰالِدَةٌ بِوَلَدِهٰا وَ لاٰ مَوْلُودٌ لَهُ بِوَلَدِهِ وَ عَلَی الْوٰارِثِ مِثْلُ ذٰلِکَ فَإِنْ أَرٰادٰا فِصٰالاً عَنْ تَرٰاضٍ مِنْهُمٰا وَ تَشٰاوُرٍ فَلاٰ جُنٰاحَ عَلَیْهِمٰا وَ إِنْ أَرَدْتُمْ أَنْ تَسْتَرْضِعُوا أَوْلاٰدَکُمْ فَلاٰ جُنٰاحَ عَلَیْکُمْ إِذٰا سَلَّمْتُمْ مٰا آتَیْتُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَ اتَّقُوا اللّٰهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللّٰهَ بِمٰا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ.

بقره (2) 233

عذاب با فرزندان

115. خداوند، عذاب‌کنندۀ منافقان در دنیا، به وسیلۀ فرزندان‌شان:

فَلاٰ تُعْجِبْکَ أَمْوٰالُهُمْ وَ لاٰ أَوْلاٰدُهُمْ إِنَّمٰا یُرِیدُ اللّٰهُ لِیُعَذِّبَهُمْ بِهٰا فِی الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا وَ تَزْهَقَ أَنْفُسُهُمْ وَ هُمْ کٰافِرُونَ . (1)توبه (9) 55

عفو از فرزند

116. عفو و چشم‌پوشی از دشمنی همسران و فرزندان، موجب آمرزش و رحمت الهی:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّ مِنْ أَزْوٰاجِکُمْ وَ أَوْلاٰدِکُمْ عَدُوًّا لَکُمْ فَاحْذَرُوهُمْ وَ إِنْ تَعْفُوا وَ تَصْفَحُوا وَ تَغْفِرُوا فَإِنَّ اللّٰهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ . تغابن (64) 14

فاقدان فرزند

117. بی‌بهره بودن آسیه و فرعون، از فرزند:

وَ قٰالَتِ امْرَأَتُ فِرْعَوْنَ قُرَّتُ عَیْنٍ لِی وَ لَکَ لاٰ تَقْتُلُوهُ عَسیٰ أَنْ یَنْفَعَنٰا أَوْ نَتَّخِذَهُ وَلَداً وَ هُمْ لاٰ یَشْعُرُونَ . (2)قصص (28) 9

118. محرومیّت عزیز مصر، از فرزند:

وَ قٰالَ الَّذِی اشْتَرٰاهُ مِنْ مِصْرَ لاِمْرَأَتِهِ أَکْرِمِی مَثْوٰاهُ عَسیٰ أَنْ یَنْفَعَنٰا أَوْ نَتَّخِذَهُ وَلَداً وَ کَذٰلِکَ مَکَّنّٰا لِیُوسُفَ فِی الْأَرْضِ وَ لِنُعَلِّمَهُ مِنْ تَأْوِیلِ الْأَحٰادِیثِ وَ اللّٰهُ غٰالِبٌ عَلیٰ أَمْرِهِ وَ لٰکِنَّ أَکْثَرَ


1) 1) . آیات 42 تا 59 دربارۀ منافقان است. (التفسیر المنیر، ج 9، ص 249)

2) 2) . نام زن فرعون، آسیه بوده است. (الکشاف، ج 4، ص 572)

اَلنّٰاسِ لاٰ یَعْلَمُونَ . (1)یوسف (12) 21

فدیۀ فرزند

==> همین مدخل، فرزند در قیامت

فرار از فرزند

==> همین مدخل، فرزند در قیامت

فرزند اسحاق

==> اسحاق علیه السلام ، فرزند اسحاق

فرزندان آدم

==> آدم علیه السلام ، فرزندان آدم، نسل آدم

فرزندان ابولهب

119. ابولهب، مردی ثروتمند و صاحب فرزند:

تَبَّتْ یَدٰا أَبِی لَهَبٍ وَ تَبَّ

مٰا أَغْنیٰ عَنْهُ مٰالُهُ وَ مٰا کَسَبَ . (2)مسد (111) 1 و 2

فرزندان انبیا

==> انبیا، ذرّیّۀ انبیا

فرزندان ایّوب

==> ایّوب علیه السلام ، خاندان ایّوب، عطایای خدا به ایّوب علیه السلام

فرزندان بنی‌اسرائیل

==> بنی‌اسرائیل، پسران بنی‌اسرائیل

فرزندان منافقان

==> همین مدخل، تعجّب از فرزندان و عذاب با فرزندان

فرزندان یعقوب

==> پسر، پسران یعقوب

فرزند برادر

120. حرمت ازدواج فرزند برادر، با عمّۀ خود:

حُرِّمَتْ عَلَیْکُمْ أُمَّهٰاتُکُمْ وَ بَنٰاتُکُمْ وَ أَخَوٰاتُکُمْ وَ عَمّٰاتُکُمْ وَ خٰالاٰتُکُمْ وَ بَنٰاتُ الْأَخِ وَ بَنٰاتُ الْأُخْتِ وَ أُمَّهٰاتُکُمُ اللاّٰتِی أَرْضَعْنَکُمْ وَ أَخَوٰاتُکُمْ مِنَ الرَّضٰاعَةِ وَ أُمَّهٰاتُ نِسٰائِکُمْ وَ رَبٰائِبُکُمُ اللاّٰتِی فِی حُجُورِکُمْ مِنْ نِسٰائِکُمُ اللاّٰتِی دَخَلْتُمْ بِهِنَّ فَإِنْ لَمْ تَکُونُوا دَخَلْتُمْ بِهِنَّ فَلاٰ جُنٰاحَ عَلَیْکُمْ وَ حَلاٰئِلُ أَبْنٰائِکُمُ الَّذِینَ مِنْ أَصْلاٰبِکُمْ وَ أَنْ تَجْمَعُوا بَیْنَ الْأُخْتَیْنِ إِلاّٰ مٰا قَدْ سَلَفَ إِنَّ اللّٰهَ کٰانَ غَفُوراً رَحِیماً. نساء (4) 23

121. جواز استفادۀ فرزند برادر، از غذای منزل عمّه:

لَیْسَ عَلَی الْأَعْمیٰ حَرَجٌ وَ لاٰ عَلَی الْأَعْرَجِ حَرَجٌ وَ لاٰ عَلَی الْمَرِیضِ حَرَجٌ وَ لاٰ عَلیٰ أَنْفُسِکُمْ أَنْ تَأْکُلُوا مِنْ بُیُوتِکُمْ أَوْ بُیُوتِ آبٰائِکُمْ أَوْ بُیُوتِ أُمَّهٰاتِکُمْ أَوْ بُیُوتِ إِخْوٰانِکُمْ أَوْ بُیُوتِ أَخَوٰاتِکُمْ أَوْ بُیُوتِ أَعْمٰامِکُمْ أَوْ بُیُوتِ عَمّٰاتِکُمْ أَوْ بُیُوتِ أَخْوٰالِکُمْ أَوْ بُیُوتِ خٰالاٰتِکُمْ أَوْ مٰا مَلَکْتُمْ مَفٰاتِحَهُ أَوْ صَدِیقِکُمْ لَیْسَ عَلَیْکُمْ جُنٰاحٌ أَنْ تَأْکُلُوا جَمِیعاً أَوْ أَشْتٰاتاً فَإِذٰا دَخَلْتُمْ بُیُوتاً فَسَلِّمُوا عَلیٰ أَنْفُسِکُمْ تَحِیَّةً مِنْ عِنْدِ اللّٰهِ مُبٰارَکَةً طَیِّبَةً کَذٰلِکَ یُبَیِّنُ اللّٰهُ لَکُمُ الْآیٰاتِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ . نور (24) 61

122. محرم بودن فرزند برادر، با عمّه:

وَ قُلْ لِلْمُؤْمِنٰاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصٰارِهِنَّ وَ یَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لاٰ یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلاّٰ مٰا ظَهَرَ مِنْهٰا وَ لْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلیٰ جُیُوبِهِنَّ


1) 1) . مراد از «الذی اشتراه من مصر لامراته» همسر عزیز مصر است. (مجمع‌البیان، ج 5 -\6 ، ص 338؛ التفسیر الکبیر، ج 6 ، جزء 18، ص 435)

2) 2) . مقصود از «ما کسب» اولاد و فرزندان است. (الکشاف، ج 4، ص 815)

وَ لاٰ یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلاّٰ لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبٰائِهِنَّ أَوْ آبٰاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنٰائِهِنَّ أَوْ أَبْنٰاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوٰانِهِنَّ أَوْ بَنِی إِخْوٰانِهِنَّ أَوْ بَنِی أَخَوٰاتِهِنَّ أَوْ نِسٰائِهِنَّ أَوْ مٰا مَلَکَتْ أَیْمٰانُهُنَّ أَوِ التّٰابِعِینَ غَیْرِ أُولِی الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجٰالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِینَ لَمْ یَظْهَرُوا عَلیٰ عَوْرٰاتِ النِّسٰاءِ وَ لاٰ یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ مٰا یُخْفِینَ مِنْ زِینَتِهِنَّ وَ تُوبُوا إِلَی اللّٰهِ جَمِیعاً أَیُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ . نور (24) 31

لاٰ جُنٰاحَ عَلَیْهِنَّ فِی آبٰائِهِنَّ وَ لاٰ أَبْنٰائِهِنَّ وَ لاٰ إِخْوٰانِهِنَّ وَ لاٰ أَبْنٰاءِ إِخْوٰانِهِنَّ وَ لاٰ أَبْنٰاءِ أَخَوٰاتِهِنَّ وَ لاٰ نِسٰائِهِنَّ وَ لاٰ مٰا مَلَکَتْ أَیْمٰانُهُنَّ وَ اتَّقِینَ اللّٰهَ إِنَّ اللّٰهَ کٰانَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ شَهِیداً.

احزاب (33) 55

123. جواز رو در رو سخن گفتن با فرزند پسر برادر، برای زنان پیامبر:

... وَ إِذٰا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتٰاعاً فَسْئَلُوهُنَّ مِنْ وَرٰاءِ حِجٰابٍ ذٰلِکُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِکُمْ وَ قُلُوبِهِنَّ وَ مٰا کٰانَ لَکُمْ أَنْ تُؤْذُوا رَسُولَ اللّٰهِ وَ لاٰ أَنْ تَنْکِحُوا أَزْوٰاجَهُ مِنْ بَعْدِهِ أَبَداً إِنَّ ذٰلِکُمْ کٰانَ عِنْدَ اللّٰهِ عَظِیماً لاٰ جُنٰاحَ عَلَیْهِنَّ فِی ... أَبْنٰاءِ إِخْوٰانِهِنَّ ....

احزاب (33) 53 و 55

فرزند بی‌پدر

124. بشارت خداوند به مریم علیها السلام دربارۀ تولّد فرزندی از وی، بدون داشتن پدر:

إِذْ قٰالَتِ الْمَلاٰئِکَةُ یٰا مَرْیَمُ إِنَّ اللّٰهَ یُبَشِّرُکِ بِکَلِمَةٍ مِنْهُ اسْمُهُ الْمَسِیحُ عِیسَی ابْنُ مَرْیَمَ وَجِیهاً فِی الدُّنْیٰا وَ الْآخِرَةِ وَ مِنَ الْمُقَرَّبِینَ

قٰالَتْ رَبِّ أَنّٰی یَکُونُ لِی وَلَدٌ وَ لَمْ یَمْسَسْنِی بَشَرٌ ....

آل‌عمران (3) 45 و 47

وَ اذْکُرْ فِی الْکِتٰابِ مَرْیَمَ ... قٰالَ إِنَّمٰا أَنَا رَسُولُ رَبِّکِ لِأَهَبَ لَکِ غُلاٰماً زَکِیًّا قٰالَتْ أَنّٰی یَکُونُ لِی غُلاٰمٌ وَ لَمْ یَمْسَسْنِی بَشَرٌ وَ لَمْ أَکُ بَغِیًّا.

مریم (19) 16 و 19 و 20

125. تعجّب مریم علیها السلام از بشارت خداوند به تولّد فرزندی از وی، بدون پدر:

إِذْ قٰالَتِ الْمَلاٰئِکَةُ یٰا مَرْیَمُ إِنَّ اللّٰهَ یُبَشِّرُکِ بِکَلِمَةٍ مِنْهُ اسْمُهُ الْمَسِیحُ عِیسَی ابْنُ مَرْیَمَ وَجِیهاً فِی الدُّنْیٰا وَ الْآخِرَةِ وَ مِنَ الْمُقَرَّبِینَ

قٰالَتْ رَبِّ أَنّٰی یَکُونُ لِی وَلَدٌ وَ لَمْ یَمْسَسْنِی بَشَرٌ ....

آل‌عمران (3) 45 و 47

وَ اذْکُرْ فِی الْکِتٰابِ مَرْیَمَ ... قٰالَ إِنَّمٰا أَنَا رَسُولُ رَبِّکِ لِأَهَبَ لَکِ غُلاٰماً زَکِیًّا قٰالَتْ أَنّٰی یَکُونُ لِی غُلاٰمٌ وَ لَمْ یَمْسَسْنِی بَشَرٌ وَ لَمْ أَکُ بَغِیًّا.

مریم (19) 16 و 19 و 20

126. عیسی علیه السلام ، فرزندی متولّد شده از مریم علیها السلام ، بدون داشتن پدر:

إِذْ قٰالَتِ الْمَلاٰئِکَةُ یٰا مَرْیَمُ إِنَّ اللّٰهَ یُبَشِّرُکِ بِکَلِمَةٍ مِنْهُ اسْمُهُ الْمَسِیحُ عِیسَی ابْنُ مَرْیَمَ وَجِیهاً فِی الدُّنْیٰا وَ الْآخِرَةِ وَ مِنَ الْمُقَرَّبِینَ

قٰالَتْ رَبِّ أَنّٰی یَکُونُ لِی وَلَدٌ وَ لَمْ یَمْسَسْنِی بَشَرٌ ....

آل‌عمران (3) 45 و 47

وَ اذْکُرْ فِی الْکِتٰابِ مَرْیَمَ ... قٰالَ إِنَّمٰا أَنَا رَسُولُ رَبِّکِ لِأَهَبَ لَکِ غُلاٰماً زَکِیًّا قٰالَتْ أَنّٰی یَکُونُ لِی غُلاٰمٌ وَ لَمْ یَمْسَسْنِی بَشَرٌ وَ لَمْ أَکُ بَغِیًّا.

مریم (19) 16 و 19 و 20

فرزند پسر

127. عدم تفاوت انتساب فرزند پسری و دختری به جدّ خود:

فَمَنْ حَاجَّکَ فِیهِ مِنْ بَعْدِ مٰا جٰاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعٰالَوْا نَدْعُ أَبْنٰاءَنٰا وَ أَبْنٰاءَکُمْ وَ نِسٰاءَنٰا وَ نِسٰاءَکُمْ وَ أَنْفُسَنٰا وَ أَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللّٰهِ عَلَی الْکٰاذِبِینَ . آل‌عمران (3) 61

وَ تِلْکَ حُجَّتُنٰا آتَیْنٰاهٰا إِبْرٰاهِیمَ عَلیٰ قَوْمِهِ ...

وَ وَهَبْنٰا لَهُ إِسْحٰاقَ وَ یَعْقُوبَ ... وَ مِنْ ذُرِّیَّتِهِ دٰاوُدَ وَ سُلَیْمٰانَ وَ أَیُّوبَ وَ یُوسُفَ وَ مُوسیٰ وَ هٰارُونَ وَ کَذٰلِکَ نَجْزِی الْمُحْسِنِینَ وَ زَکَرِیّٰا وَ یَحْییٰ وَ عِیسیٰ وَ إِلْیٰاسَ کُلٌّ مِنَ الصّٰالِحِینَ . (1)

انعام (6) 83 -\85

فرزندخواندگی

==> فرزندخواندگی

فرزند خواهر

128. زنان مؤمن، مجاز به آشکار ساختن زینتهای خود و مواضع آنها، برای فرزند پسر خواهرشان:

وَ قُلْ لِلْمُؤْمِنٰاتِ ... وَ لاٰ یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلاّٰ لِبُعُولَتِهِنَّ ... أَوْ بَنِی أَخَوٰاتِهِنَّ .... نور (24) 31

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا ... وَ إِذٰا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتٰاعاً فَسْئَلُوهُنَّ مِنْ وَرٰاءِ حِجٰابٍ ذٰلِکُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِکُمْ وَ قُلُوبِهِنَّ وَ مٰا کٰانَ لَکُمْ أَنْ تُؤْذُوا رَسُولَ اللّٰهِ وَ لاٰ أَنْ تَنْکِحُوا أَزْوٰاجَهُ مِنْ بَعْدِهِ أَبَداً إِنَّ ذٰلِکُمْ کٰانَ عِنْدَ اللّٰهِ عَظِیماً إِنْ تُبْدُوا شَیْئاً أَوْ تُخْفُوهُ فَإِنَّ اللّٰهَ کٰانَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیماً لاٰ جُنٰاحَ عَلَیْهِنَّ ... وَ لاٰ أَبْنٰاءِ أَخَوٰاتِهِنَّ ....

احزاب (33) 53 -\55

129. جواز رو در رو سخن گفتن با فرزند پسر خواهر، برای زنان پیامبر:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا ... وَ إِذٰا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتٰاعاً فَسْئَلُوهُنَّ مِنْ وَرٰاءِ حِجٰابٍ ذٰلِکُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِکُمْ وَ قُلُوبِهِنَّ وَ مٰا کٰانَ لَکُمْ أَنْ تُؤْذُوا رَسُولَ اللّٰهِ وَ لاٰ أَنْ تَنْکِحُوا أَزْوٰاجَهُ مِنْ بَعْدِهِ أَبَداً إِنَّ ذٰلِکُمْ کٰانَ عِنْدَ اللّٰهِ عَظِیماً لاٰ جُنٰاحَ عَلَیْهِنَّ ... وَ لاٰ أَبْنٰاءِ أَخَوٰاتِهِنَّ ....

احزاب (33) 53 و 55

130. فرزند پسر خواهر، از محارم زن:

وَ قُلْ لِلْمُؤْمِنٰاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصٰارِهِنَّ وَ یَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لاٰ یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلاّٰ مٰا ظَهَرَ مِنْهٰا وَ لْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلیٰ جُیُوبِهِنَّ وَ لاٰ یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلاّٰ ... أَوْ بَنِی أَخَوٰاتِهِنَّ ....

نور (24) 31

لاٰ جُنٰاحَ عَلَیْهِنَّ فِی آبٰائِهِنَّ وَ لاٰ أَبْنٰائِهِنَّ وَ لاٰ إِخْوٰانِهِنَّ وَ لاٰ أَبْنٰاءِ إِخْوٰانِهِنَّ وَ لاٰ أَبْنٰاءِ أَخَوٰاتِهِنَّ وَ لاٰ نِسٰائِهِنَّ وَ لاٰ مٰا مَلَکَتْ أَیْمٰانُهُنَّ وَ اتَّقِینَ اللّٰهَ إِنَّ اللّٰهَ کٰانَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ شَهِیداً. احزاب (33) 55

131. حرمت ازدواج فرزند پسر خواهر، با خالۀ خود:

حُرِّمَتْ عَلَیْکُمْ ... وَ خٰالاٰتُکُمْ .... نساء (4) 23

فرزند داود

==> داود علیه السلام ، فرزند داود


1) 1) . تردیدی نیست که عیسی علیه السلام از جانب مادرش مریم علیها السلام با ابراهیم علیه السلام نسبت داشته است، و چون قرآن بر عیسی علیه السلام نیز ذرّیّه اطلاق کرده، تفاوتی از نظر انتساب به جدّ، در بین نوادگان دختری و پسری نیست

فرزند دختر

132. فرزند دختر، مانند فرزند خود انسان:

فَمَنْ حَاجَّکَ فِیهِ مِنْ بَعْدِ مٰا جٰاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعٰالَوْا نَدْعُ أَبْنٰاءَنٰا وَ أَبْنٰاءَکُمْ وَ نِسٰاءَنٰا وَ نِسٰاءَکُمْ وَ أَنْفُسَنٰا وَ أَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللّٰهِ عَلَی الْکٰاذِبِینَ . (1)آل‌عمران (3) 61

فرزند در بهشت

133. ملحق شدن فرزندان صالح و مؤمن به پدرانِ خدا خواه و با ایمان خود، در بهشت:

وَ الَّذِینَ صَبَرُوا ابْتِغٰاءَ وَجْهِ رَبِّهِمْ وَ أَقٰامُوا الصَّلاٰةَ وَ أَنْفَقُوا مِمّٰا رَزَقْنٰاهُمْ سِرًّا وَ عَلاٰنِیَةً وَ یَدْرَؤُنَ بِالْحَسَنَةِ السَّیِّئَةَ أُولٰئِکَ لَهُمْ عُقْبَی الدّٰارِ

جَنّٰاتُ عَدْنٍ یَدْخُلُونَهٰا وَ مَنْ صَلَحَ مِنْ ... وَ ذُرِّیّٰاتِهِمْ وَ الْمَلاٰئِکَةُ یَدْخُلُونَ عَلَیْهِمْ مِنْ کُلِّ بٰابٍ . رعد (13) 22 و 23

اَلَّذِینَ یَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَ مَنْ حَوْلَهُ یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَ یُؤْمِنُونَ بِهِ وَ یَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِینَ آمَنُوا رَبَّنٰا وَسِعْتَ کُلَّ شَیْءٍ رَحْمَةً وَ عِلْماً فَاغْفِرْ لِلَّذِینَ تٰابُوا وَ اتَّبَعُوا سَبِیلَکَ وَ قِهِمْ عَذٰابَ الْجَحِیمِ

رَبَّنٰا وَ أَدْخِلْهُمْ جَنّٰاتِ عَدْنٍ الَّتِی وَعَدْتَهُمْ وَ مَنْ صَلَحَ مِنْ ... وَ ذُرِّیّٰاتِهِمْ إِنَّکَ أَنْتَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ . غافر (40) 7 و 8

وَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ اتَّبَعَتْهُمْ ذُرِّیَّتُهُمْ بِإِیمٰانٍ أَلْحَقْنٰا بِهِمْ ذُرِّیَّتَهُمْ وَ مٰا أَلَتْنٰاهُمْ مِنْ عَمَلِهِمْ مِنْ شَیْءٍ ....

طور (52) 21

فرزند در قیامت

134. بی‌اثری مال و فرزند در قیامت برای انسان، در مقابل کیفر الهی:

إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا لَنْ تُغْنِیَ عَنْهُمْ أَمْوٰالُهُمْ وَ لاٰ أَوْلاٰدُهُمْ مِنَ اللّٰهِ شَیْئاً وَ أُولٰئِکَ هُمْ وَقُودُ النّٰارِ. آل‌عمران (3) 10

إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا لَنْ تُغْنِیَ عَنْهُمْ أَمْوٰالُهُمْ وَ لاٰ أَوْلاٰدُهُمْ مِنَ اللّٰهِ شَیْئاً وَ أُولٰئِکَ أَصْحٰابُ النّٰارِ هُمْ فِیهٰا خٰالِدُونَ . آل‌عمران (3) 116

وَ لاٰ تُخْزِنِی یَوْمَ یُبْعَثُونَ

یَوْمَ لاٰ یَنْفَعُ مٰالٌ وَ لاٰ بَنُونَ . شعراء (26) 87 و 88

یٰا أَیُّهَا النّٰاسُ اتَّقُوا رَبَّکُمْ وَ اخْشَوْا یَوْماً لاٰ یَجْزِی وٰالِدٌ عَنْ وَلَدِهِ وَ لاٰ مَوْلُودٌ هُوَ جٰازٍ عَنْ وٰالِدِهِ شَیْئاً إِنَّ وَعْدَ اللّٰهِ حَقٌّ فَلاٰ تَغُرَّنَّکُمُ الْحَیٰاةُ الدُّنْیٰا وَ لاٰ یَغُرَّنَّکُمْ بِاللّٰهِ الْغَرُورُ. لقمان (31) 33

لَنْ تُغْنِیَ عَنْهُمْ أَمْوٰالُهُمْ وَ لاٰ أَوْلاٰدُهُمْ مِنَ اللّٰهِ شَیْئاً أُولٰئِکَ أَصْحٰابُ النّٰارِ هُمْ فِیهٰا خٰالِدُونَ .

مجادله (58) 17

لَنْ تَنْفَعَکُمْ أَرْحٰامُکُمْ وَ لاٰ أَوْلاٰدُکُمْ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ یَفْصِلُ بَیْنَکُمْ وَ اللّٰهُ بِمٰا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ.

ممتحنه (60) 3

135. فداکردن فرزند برای نجات خود از عذاب قیامت، خواسته و آرزوی مجرمان:

یُبَصَّرُونَهُمْ یَوَدُّ الْمُجْرِمُ لَوْ یَفْتَدِی مِنْ عَذٰابِ


1) 1) . منظور از «ابناءنا» امام حسن و امام حسین علیهما السلام هستند که پیامبر صلی الله علیه و آله آنان را هنگام مباهله همراه خود آورد. (روح‌المعانی، ج 3، جزء 3، ص 301) روایت از امام رضا علیه السلام هم مؤیّد آن است. (عیون اخبارالرضا، ج 1، ص 81)

یَوْمِئِذٍ بِبَنِیهِ . معارج (70) 11

136. فرار پدر از فرزند خویش، در قیامت:

یَوْمَ یَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ .... وَ بَنِیهِ .

عبس (80) 34 و 36

فرزند رضاعی

137. فرزند رضاعی، از محارم دایه:

حُرِّمَتْ عَلَیْکُمْ ... وَ أُمَّهٰاتُکُمُ اللاّٰتِی أَرْضَعْنَکُمْ ....

نساء (4) 23

فرزند زنا

138. اطاعت کامل از پیامبر صلی الله علیه و آله و ملحق نساختن فرزند زنا به شوهر، از موارد بیعت پیامبر صلی الله علیه و آله با زنان:

یٰا أَیُّهَا النَّبِیُّ إِذٰا جٰاءَکَ الْمُؤْمِنٰاتُ یُبٰایِعْنَکَ عَلیٰ أَنْ لاٰ یُشْرِکْنَ بِاللّٰهِ شَیْئاً وَ لاٰ یَسْرِقْنَ وَ لاٰ یَزْنِینَ وَ لاٰ یَقْتُلْنَ أَوْلاٰدَهُنَّ وَ لاٰ یَأْتِینَ بِبُهْتٰانٍ یَفْتَرِینَهُ بَیْنَ أَیْدِیهِنَّ وَ أَرْجُلِهِنَّ وَ لاٰ یَعْصِینَکَ فِی مَعْرُوفٍ فَبٰایِعْهُنَّ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُنَّ اللّٰهَ إِنَّ اللّٰهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ . (1)ممتحنه (60) 12

نیز ==> زنا، زنازاده

فرزند سلیمان

==> سلیمان علیه السلام ، فرزند سلیمان

فرزند صالح

139. اسحاق علیه السلام ، از فرزندان صالح ابراهیم علیه السلام :

قُلْنٰا یٰا نٰارُ کُونِی بَرْداً وَ سَلاٰماً عَلیٰ إِبْرٰاهِیمَ

وَ وَهَبْنٰا لَهُ إِسْحٰاقَ وَ یَعْقُوبَ نٰافِلَةً وَ کُلاًّ جَعَلْنٰا صٰالِحِینَ . انبیاء (21) 69 و 72

وَ إِنَّ مِنْ شِیعَتِهِ لَإِبْرٰاهِیمَ

وَ قٰالَ إِنِّی ذٰاهِبٌ إِلیٰ رَبِّی سَیَهْدِینِ

رَبِّ هَبْ لِی مِنَ الصّٰالِحِینَ

فَبَشَّرْنٰاهُ بِغُلاٰمٍ حَلِیمٍ

وَ بَشَّرْنٰاهُ بِإِسْحٰاقَ نَبِیًّا مِنَ الصّٰالِحِینَ .

صافّات (37) 83 و 99 و 100 و 101 و 112

140. ورود مؤمنان پیرو خدا به بهشت، همراه فرزندان صالح خود، از دعاهای فرشتگان الهی:

اَلَّذِینَ یَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَ مَنْ حَوْلَهُ یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَ یُؤْمِنُونَ بِهِ وَ یَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِینَ آمَنُوا رَبَّنٰا وَسِعْتَ کُلَّ شَیْءٍ رَحْمَةً وَ عِلْماً فَاغْفِرْ لِلَّذِینَ تٰابُوا وَ اتَّبَعُوا سَبِیلَکَ وَ قِهِمْ عَذٰابَ الْجَحِیمِ

رَبَّنٰا وَ أَدْخِلْهُمْ جَنّٰاتِ عَدْنٍ الَّتِی وَعَدْتَهُمْ وَ مَنْ صَلَحَ مِنْ آبٰائِهِمْ وَ أَزْوٰاجِهِمْ وَ ذُرِّیّٰاتِهِمْ إِنَّکَ أَنْتَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ . غافر (40) 7 و 8

141. یعقوب علیه السلام ، از فرزندان صالح ابراهیم علیه السلام :

قُلْنٰا یٰا نٰارُ کُونِی بَرْداً وَ سَلاٰماً عَلیٰ إِبْرٰاهِیمَ

وَ وَهَبْنٰا لَهُ إِسْحٰاقَ وَ یَعْقُوبَ نٰافِلَةً وَ کُلاًّ جَعَلْنٰا صٰالِحِینَ . انبیاء (21) 69 و 72

نیز ==> همین مدخل، آرزوی فرزنددار شدن، دعا برای فرزندان و دعا برای فرزنددار شدن

فرزند صغیر

142. بیمناک بودن از خدا با رعایت حق فرزندان صغیر، هنگام وصیّت و فرا رسیدن مرگ، امری واجب بر پدران و اولیا:

وَ لْیَخْشَ الَّذِینَ لَوْ تَرَکُوا مِنْ خَلْفِهِمْ ذُرِّیَّةً


1) 1) . مراد از جملۀ «و لا یأتین ببهتان...» نسبت دادن فرزند زنا به همسر است. (مجمع‌البیان، ج 9 -\10، ص 348)

ضِعٰافاً خٰافُوا عَلَیْهِمْ فَلْیَتَّقُوا اللّٰهَ وَ لْیَقُولُوا قَوْلاً سَدِیداً. (1)نساء (4) 9

نیز ==> همین مدخل، حقوق فرزند و فرزند یتیم

فرزند عمران

==> همین مدخل، خدمتکاری فرزند

فرزند و یاد خدا

143. دلبستگی به فرزندان، مایۀ غفلت از یاد خدا و خسران انسان:

وَ أَنْفِقُوا مِنْ مٰا رَزَقْنٰاکُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَأْتِیَ أَحَدَکُمُ الْمَوْتُ فَیَقُولَ رَبِّ لَوْ لاٰ أَخَّرْتَنِی إِلیٰ أَجَلٍ قَرِیبٍ فَأَصَّدَّقَ وَ أَکُنْ مِنَ الصّٰالِحِینَ .

منافقون (63) 10

فرزند یتیم

==> یتیم

قتل فرزند

144. کشته شدن فرزند آدم (هابیل) به دست فرزند دیگرش (قابیل)، پس از قبول نشدن قربانی وی:

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ ابْنَیْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبٰا قُرْبٰاناً فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِمٰا وَ لَمْ یُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ ...

فَطَوَّعَتْ لَهُ نَفْسُهُ قَتْلَ أَخِیهِ فَقَتَلَهُ فَأَصْبَحَ مِنَ الْخٰاسِرِینَ . مائده (5) 27 و 30

145. ترس از سرکشی و نفوذ کفرآمیز فرزند نسبت به پدر و مادر مؤمن خود، سبب قتل او به دست خضر علیه السلام :

فَانْطَلَقٰا حَتّٰی إِذٰا لَقِیٰا غُلاٰماً فَقَتَلَهُ قٰالَ أَ قَتَلْتَ نَفْساً زَکِیَّةً بِغَیْرِ نَفْسٍ لَقَدْ جِئْتَ شَیْئاً نُکْراً

وَ أَمَّا الْغُلاٰمُ فَکٰانَ أَبَوٰاهُ مُؤْمِنَیْنِ فَخَشِینٰا أَنْ یُرْهِقَهُمٰا طُغْیٰاناً وَ کُفْراً. کهف (18) 74 و 80

146. فرزندکشی، از رسوم مردم دوران جاهلیّت:

وَ کَذٰلِکَ زَیَّنَ لِکَثِیرٍ مِنَ الْمُشْرِکِینَ قَتْلَ أَوْلاٰدِهِمْ .... انعام (6) 137

قَدْ خَسِرَ الَّذِینَ قَتَلُوا أَوْلاٰدَهُمْ سَفَهاً بِغَیْرِ عِلْمٍ .... انعام (6) 140

وَ إِذٰا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِالْأُنْثیٰ ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَ هُوَ کَظِیمٌ

یَتَوٰاریٰ مِنَ الْقَوْمِ مِنْ سُوءِ مٰا بُشِّرَ بِهِ أَ یُمْسِکُهُ عَلیٰ هُونٍ أَمْ یَدُسُّهُ فِی التُّرٰابِ أَلاٰ سٰاءَ مٰا یَحْکُمُونَ . نحل (16) 58 و 59

یٰا أَیُّهَا النَّبِیُّ إِذٰا جٰاءَکَ الْمُؤْمِنٰاتُ ... وَ لاٰ یَقْتُلْنَ أَوْلاٰدَهُنَّ .... ممتحنه (60) 12

وَ إِذَا الْمَوْؤُدَةُ سُئِلَتْ

بِأَیِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ . (2)

تکویر (81) 8 و 9

147. کشتن فرزند به سبب ترس از فقر و تنگدستی، در عصر جاهلیّت:

... وَ لاٰ تَقْتُلُوا أَوْلاٰدَکُمْ مِنْ إِمْلاٰقٍ .... انعام (6) 151

وَ لاٰ تَقْتُلُوا أَوْلاٰدَکُمْ خَشْیَةَ إِمْلاٰقٍ ....

اسراء (17) 31

148. کشتن فرزند، امری سفیهانه و جاهلانه:

قَدْ خَسِرَ الَّذِینَ قَتَلُوا أَوْلاٰدَهُمْ سَفَهاً بِغَیْرِ عِلْمٍ وَ حَرَّمُوا مٰا رَزَقَهُمُ اللّٰهُ افْتِرٰاءً عَلَی اللّٰهِ قَدْ ضَلُّوا وَ مٰا کٰانُوا مُهْتَدِینَ . انعام (6) 140


1) 1) . یک قول در معنای آیه این است که کسانی که پس از مرگ‌شان فرزندان خردسالی باقی می‌گذارند، بترسند از اینکه مبادا فقیر بمانند. (مجمع‌البیان، ج 3 -\4، ص 20؛ الکشاف، ج 1، ص 478)

2) 2) . آیه دربارۀ دخترانی است که برخی از قبایل عرب دردورۀ جاهلیّت آنان را زنده بگور کرده و به قتل می‌رسانده‌اند. (جامع‌البیان، ج 15، جزء 30، ص 90)

149. کشتن فرزند، امری زیبا و پسندیده در دیدگاه بسیاری از افراد جاهلی:

وَ کَذٰلِکَ زَیَّنَ لِکَثِیرٍ مِنَ الْمُشْرِکِینَ قَتْلَ أَوْلاٰدِهِمْ .... انعام (6) 137

150. زنده به گور کردن فرزند دختر، از رفتارهای ناپسند، در دوران جاهلیّت:

وَ إِذٰا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِالْأُنْثیٰ ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَ هُوَ کَظِیمٌ

یَتَوٰاریٰ مِنَ الْقَوْمِ مِنْ سُوءِ مٰا بُشِّرَ بِهِ أَ یُمْسِکُهُ عَلیٰ هُونٍ أَمْ یَدُسُّهُ فِی التُّرٰابِ أَلاٰ سٰاءَ مٰا یَحْکُمُونَ . نحل (16) 58 و 59

وَ إِذَا الْمَوْؤُدَةُ سُئِلَتْ

بِأَیِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ .

تکویر (81) 8 و 9

نیز ==> پسر، پسران بنی‌اسرائیل

قربانی فرزند

==> پسر، پسران ابراهیم

قسم به فرزند

151. فرزندان، مورد سوگند خدا:

وَ وٰالِدٍ وَ مٰا وَلَدَ. بلد (90) 3

محبّت به فرزند

152. محبّت و علاقه به فرزند، از علایق غریزی انسان:

زُیِّنَ لِلنّٰاسِ حُبُّ الشَّهَوٰاتِ مِنَ النِّسٰاءِ وَ الْبَنِینَ وَ الْقَنٰاطِیرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ وَ الْخَیْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَ الْأَنْعٰامِ وَ الْحَرْثِ ذٰلِکَ مَتٰاعُ الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا وَ اللّٰهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآبِ .

آل‌عمران (3) 14

153. علاقۀ برتر به فرزند، نسبت به محبّت به خدا و رسول صلی الله علیه و آله ، موجب قرار گرفتن، در زمرۀ فاسقان:

قُلْ إِنْ کٰانَ آبٰاؤُکُمْ وَ أَبْنٰاؤُکُمْ وَ إِخْوٰانُکُمْ وَ أَزْوٰاجُکُمْ وَ عَشِیرَتُکُمْ وَ أَمْوٰالٌ اقْتَرَفْتُمُوهٰا وَ تِجٰارَةٌ تَخْشَوْنَ کَسٰادَهٰا وَ مَسٰاکِنُ تَرْضَوْنَهٰا أَحَبَّ إِلَیْکُمْ مِنَ اللّٰهِ وَ رَسُولِهِ وَ جِهٰادٍ فِی سَبِیلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتّٰی یَأْتِیَ اللّٰهُ بِأَمْرِهِ وَ اللّٰهُ لاٰ یَهْدِی الْقَوْمَ الْفٰاسِقِینَ . توبه (9) 24

154. علاقه به فرزند، فراتر از خدا و پیامبر صلی الله علیه و آله ، مورد تهدید خدا به عذاب:

قُلْ إِنْ کٰانَ آبٰاؤُکُمْ وَ أَبْنٰاؤُکُمْ وَ إِخْوٰانُکُمْ وَ أَزْوٰاجُکُمْ وَ عَشِیرَتُکُمْ وَ أَمْوٰالٌ اقْتَرَفْتُمُوهٰا وَ تِجٰارَةٌ تَخْشَوْنَ کَسٰادَهٰا وَ مَسٰاکِنُ تَرْضَوْنَهٰا أَحَبَّ إِلَیْکُمْ مِنَ اللّٰهِ وَ رَسُولِهِ وَ جِهٰادٍ فِی سَبِیلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتّٰی یَأْتِیَ اللّٰهُ بِأَمْرِهِ وَ اللّٰهُ لاٰ یَهْدِی الْقَوْمَ الْفٰاسِقِینَ . توبه (9) 24

مرگ فرزند

155. مرگ فرزند، امتحانی برای انسان، از طرف خداوند:

وَ لَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوٰالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَرٰاتِ وَ بَشِّرِ الصّٰابِرِینَ . (1)بقره (2) 155

156. استرجاع صابران در فقدان و مرگ فرزند:

وَ لَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْءٍ مِنَ ... وَ نَقْصٍ مِنَ ... وَ الثَّمَرٰاتِ وَ بَشِّرِ الصّٰابِرِینَ اَلَّذِینَ إِذٰا أَصٰابَتْهُمْ مُصِیبَةٌ قٰالُوا إِنّٰا لِلّٰهِ وَ إِنّٰا إِلَیْهِ رٰاجِعُونَ . بقره (2) 155 و 156

نیز ==> همین مدخل، جایگزینی فرزند

مشارکت در فرزند

157. مشارکت ابلیس در فرزند، برای اغواگری انسان:

وَ اسْتَفْزِزْ مَنِ اسْتَطَعْتَ مِنْهُمْ بِصَوْتِکَ وَ أَجْلِبْ


1) 1) . بنا بر قولی، مقصود از نقص ثمرات، مرگ فرزندان است. (التفسیر الکبیر، ج 2، ص 130)

عَلَیْهِمْ بِخَیْلِکَ وَ رَجِلِکَ وَ شٰارِکْهُمْ فِی الْأَمْوٰالِ وَ الْأَوْلاٰدِ وَ عِدْهُمْ وَ مٰا یَعِدُهُمُ الشَّیْطٰانُ إِلاّٰ غُرُوراً. اسراء (17) 64

158. سعی و تلاش شیطان، برای مشارکت در انعقاد نطفۀ فرزندان:

وَ اسْتَفْزِزْ مَنِ اسْتَطَعْتَ مِنْهُمْ بِصَوْتِکَ وَ أَجْلِبْ عَلَیْهِمْ بِخَیْلِکَ وَ رَجِلِکَ وَ شٰارِکْهُمْ فِی الْأَمْوٰالِ وَ الْأَوْلاٰدِ وَ عِدْهُمْ وَ مٰا یَعِدُهُمُ الشَّیْطٰانُ إِلاّٰ غُرُوراً. (1)اسراء (17) 64

مشورت با فرزند

159. شایسته بودن مشورت با فرزند، در مسائل مربوط به وی:

فَلَمّٰا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْیَ قٰالَ یٰا بُنَیَّ إِنِّی أَریٰ فِی الْمَنٰامِ أَنِّی أَذْبَحُکَ فَانْظُرْ مٰا ذٰا تَریٰ قٰالَ یٰا أَبَتِ افْعَلْ مٰا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِی إِنْ شٰاءَ اللّٰهُ مِنَ الصّٰابِرِینَ . صافّات (37) 102

160. مشورت ابراهیم علیه السلام با فرزندش اسماعیل علیه السلام ، در مورد ذبح وی به فرمان خداوند:

إِنَّهُ مِنْ عِبٰادِنَا الْمُؤْمِنِینَ

فَبَشَّرْنٰاهُ بِغُلاٰمٍ حَلِیمٍ

فَلَمّٰا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْیَ قٰالَ یٰا بُنَیَّ إِنِّی أَریٰ فِی الْمَنٰامِ أَنِّی أَذْبَحُکَ فَانْظُرْ مٰا ذٰا تَریٰ قٰالَ یٰا أَبَتِ افْعَلْ مٰا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِی إِنْ شٰاءَ اللّٰهُ مِنَ الصّٰابِرِینَ . (2)صافّات (37) 81 و 101 و 102

معاشرت با فرزند

معاشرت فرزند

موعظه به فرزند

161. مواعظ لقمان به فرزند خویش، همراه با مهربانی و عطوفت:

وَ إِذْ قٰالَ لُقْمٰانُ لاِبْنِهِ وَ هُوَ یَعِظُهُ یٰا بُنَیَّ لاٰ تُشْرِکْ بِاللّٰهِ إِنَّ الشِّرْکَ لَظُلْمٌ عَظِیمٌ

یٰا بُنَیَّ إِنَّهٰا إِنْ تَکُ مِثْقٰالَ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ فَتَکُنْ فِی صَخْرَةٍ أَوْ فِی السَّمٰاوٰاتِ أَوْ فِی الْأَرْضِ یَأْتِ بِهَا اللّٰهُ إِنَّ اللّٰهَ لَطِیفٌ خَبِیرٌ

یٰا بُنَیَّ أَقِمِ الصَّلاٰةَ وَ أْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَ انْهَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ اصْبِرْ عَلیٰ مٰا أَصٰابَکَ إِنَّ ذٰلِکَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ

وَ لاٰ تُصَعِّرْ خَدَّکَ لِلنّٰاسِ وَ لاٰ تَمْشِ فِی الْأَرْضِ مَرَحاً إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ کُلَّ مُخْتٰالٍ فَخُورٍ

وَ اقْصِدْ فِی مَشْیِکَ وَ اغْضُضْ مِنْ صَوْتِکَ إِنَّ أَنْکَرَ الْأَصْوٰاتِ لَصَوْتُ الْحَمِیرِ. لقمان (31) 13 و 16 -\19

162. برپاداشتن نماز، از توصیه‌های لقمان به فرزند خویش:

وَ إِذْ قٰالَ لُقْمٰانُ لاِبْنِهِ وَ هُوَ یَعِظُهُ یٰا بُنَیَّ لاٰ تُشْرِکْ بِاللّٰهِ إِنَّ الشِّرْکَ لَظُلْمٌ عَظِیمٌ

یٰا بُنَیَّ أَقِمِ الصَّلاٰةَ وَ أْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَ انْهَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ اصْبِرْ عَلیٰ مٰا أَصٰابَکَ إِنَّ ذٰلِکَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ.

لقمان (31) 13 و 17

نیز ==> لقمان، مواعظ لقمان

موهبت فرزند

==> همین مدخل، نعمت فرزند


1) 1) . بر اساس روایات منقول از امام باقر و امام صادق علیهما السلام در تفسیر آیه است. (الکافی، ج 5، ص 502، ح 2؛ تفسیر نورالثقلین، ج 3، ص 182 -\185)

2) 2) . مراد از «غلام حلیم» اسماعیل علیه السلام است. (البلاغ، ج 1، ص 449)

نجات فرزند

163. استغاثۀ نوح علیه السلام به درگاه خداوند، جهت نجات فرزند خویش، از غرق شدن با کافران:

وَ هِیَ تَجْرِی بِهِمْ فِی مَوْجٍ کَالْجِبٰالِ وَ نٰادیٰ نُوحٌ ابْنَهُ وَ کٰانَ فِی مَعْزِلٍ یٰا بُنَیَّ ارْکَبْ مَعَنٰا وَ لاٰ تَکُنْ مَعَ الْکٰافِرِینَ

وَ نٰادیٰ نُوحٌ رَبَّهُ فَقٰالَ رَبِّ إِنَّ ابْنِی مِنْ أَهْلِی وَ إِنَّ وَعْدَکَ الْحَقُّ وَ أَنْتَ أَحْکَمُ الْحٰاکِمِینَ . هود (11) 42 و 45

نیز ==> پسر، پسر نوح

نعمت فرزند

164. فرزند، نعمت و موهبت الهی برای والدین:

وَ وَهَبْنٰا لَهُ إِسْحٰاقَ وَ یَعْقُوبَ کُلاًّ هَدَیْنٰا وَ نُوحاً هَدَیْنٰا مِنْ قَبْلُ وَ مِنْ ذُرِّیَّتِهِ دٰاوُدَ وَ سُلَیْمٰانَ وَ أَیُّوبَ وَ یُوسُفَ وَ مُوسیٰ وَ هٰارُونَ وَ کَذٰلِکَ نَجْزِی الْمُحْسِنِینَ

وَ زَکَرِیّٰا وَ یَحْییٰ وَ عِیسیٰ وَ إِلْیٰاسَ کُلٌّ مِنَ الصّٰالِحِینَ

وَ إِسْمٰاعِیلَ وَ الْیَسَعَ وَ یُونُسَ وَ لُوطاً وَ کلاًّ فَضَّلْنٰا عَلَی الْعٰالَمِینَ

وَ مِنْ آبٰائِهِمْ وَ ذُرِّیّٰاتِهِمْ وَ إِخْوٰانِهِمْ وَ اجْتَبَیْنٰاهُمْ وَ هَدَیْنٰاهُمْ إِلیٰ صِرٰاطٍ مُسْتَقِیمٍ .

انعام (6) 84 -\87

اَلْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِی وَهَبَ لِی عَلَی الْکِبَرِ إِسْمٰاعِیلَ وَ إِسْحٰاقَ إِنَّ رَبِّی لَسَمِیعُ الدُّعٰاءِ. ابراهیم (14) 39

وَ اللّٰهُ جَعَلَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْوٰاجاً وَ جَعَلَ لَکُمْ مِنْ أَزْوٰاجِکُمْ بَنِینَ وَ حَفَدَةً وَ رَزَقَکُمْ مِنَ الطَّیِّبٰاتِ أَ فَبِالْبٰاطِلِ یُؤْمِنُونَ وَ بِنِعْمَتِ اللّٰهِ هُمْ یَکْفُرُونَ . نحل (16) 72

قُلْنٰا یٰا نٰارُ کُونِی بَرْداً وَ سَلاٰماً عَلیٰ إِبْرٰاهِیمَ

وَ وَهَبْنٰا لَهُ إِسْحٰاقَ وَ یَعْقُوبَ نٰافِلَةً وَ کُلاًّ جَعَلْنٰا صٰالِحِینَ . انبیاء (21) 69 و 72

وَ إِبْرٰاهِیمَ إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ اعْبُدُوا اللّٰهَ وَ اتَّقُوهُ ذٰلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ

وَ وَهَبْنٰا لَهُ إِسْحٰاقَ وَ یَعْقُوبَ وَ جَعَلْنٰا فِی ذُرِّیَّتِهِ النُّبُوَّةَ وَ الْکِتٰابَ وَ آتَیْنٰاهُ أَجْرَهُ فِی الدُّنْیٰا وَ إِنَّهُ فِی الْآخِرَةِ لَمِنَ الصّٰالِحِینَ . عنکبوت (29) 16 و 27

لِلّٰهِ مُلْکُ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ یَخْلُقُ مٰا یَشٰاءُ یَهَبُ لِمَنْ یَشٰاءُ إِنٰاثاً وَ یَهَبُ لِمَنْ یَشٰاءُ الذُّکُورَ

أَوْ یُزَوِّجُهُمْ ذُکْرٰاناً وَ إِنٰاثاً وَ یَجْعَلُ مَنْ یَشٰاءُ عَقِیماً إِنَّهُ عَلِیمٌ قَدِیرٌ.

شوری (42) 49 و 50

165. فرزند، نعمت خداوند و شایستۀ شکرگزاری:

اَلْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِی وَهَبَ لِی عَلَی الْکِبَرِ إِسْمٰاعِیلَ وَ إِسْحٰاقَ إِنَّ رَبِّی لَسَمِیعُ الدُّعٰاءِ. ابراهیم (14) 39

وَ اللّٰهُ جَعَلَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْوٰاجاً وَ جَعَلَ لَکُمْ مِنْ أَزْوٰاجِکُمْ بَنِینَ وَ حَفَدَةً وَ رَزَقَکُمْ مِنَ الطَّیِّبٰاتِ أَ فَبِالْبٰاطِلِ یُؤْمِنُونَ وَ بِنِعْمَتِ اللّٰهِ هُمْ یَکْفُرُونَ . نحل (16) 72

166. شکرگزاری ابراهیم علیه السلام به درگاه خداوند، به دنبال بهره‌مندی از نعمت فرزند، در سنّ پیری:

... قٰالَ إِبْرٰاهِیمُ ... الْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِی وَهَبَ لِی عَلَی الْکِبَرِ إِسْمٰاعِیلَ وَ إِسْحٰاقَ إِنَّ رَبِّی لَسَمِیعُ الدُّعٰاءِ. ابراهیم (14) 35 و 39

نقش فرزند

==> همین مدخل، امداد با فرزند و فرزند در قیامت

وعده به فرزند

167. برانگیخته شدن و تحقّق معاد، هشدار و وعدۀ پدر و مادر با ایمان به فرزند کافر خود:

وَ الَّذِی قٰالَ لِوٰالِدَیْهِ أُفٍّ لَکُمٰا أَ تَعِدٰانِنِی أَنْ أُخْرَجَ وَ قَدْ خَلَتِ الْقُرُونُ مِنْ قَبْلِی وَ هُمٰا یَسْتَغِیثٰانِ اللّٰهَ وَیْلَکَ آمِنْ إِنَّ وَعْدَ اللّٰهِ حَقٌّ فَیَقُولُ مٰا هٰذٰا إِلاّٰ أَسٰاطِیرُ الْأَوَّلِینَ . احقاف (46) 17

نیز ==> پسر و دختر

فرزند خدا

اشاره

اعتقاد به فرزند داشتن خداوند، از پندارهای وثنیّون، از گذشتگان دور بوده است. آنان برای خود خدای پدر، خدای مادر، خدای پسر و خدای همسر قائل بودند و سپس همین عقاید در یهود و نصارا پیدا شد، آن چنان که در عهد عتیق و عهد جدید، عین همان مطالب و عین همان حکایات موجود است و اسلام با تمام اشکال آن به شدّت مبارزه کرد. (1)

تنزیه خدا از فرزند

1. منزّه بودن خداوند، از داشتن فرزند:

وَ قٰالُوا اتَّخَذَ اللّٰهُ وَلَداً سُبْحٰانَهُ .... بقره (2) 116

یٰا أَهْلَ الْکِتٰابِ لاٰ تَغْلُوا فِی دِینِکُمْ وَ لاٰ تَقُولُوا عَلَی اللّٰهِ إِلاَّ الْحَقَّ إِنَّمَا الْمَسِیحُ عِیسَی ابْنُ مَرْیَمَ رَسُولُ اللّٰهِ وَ کَلِمَتُهُ أَلْقٰاهٰا إِلیٰ مَرْیَمَ وَ رُوحٌ مِنْهُ فَآمِنُوا بِاللّٰهِ وَ رُسُلِهِ وَ لاٰ تَقُولُوا ثَلاٰثَةٌ انْتَهُوا خَیْراً لَکُمْ إِنَّمَا اللّٰهُ إِلٰهٌ وٰاحِدٌ سُبْحٰانَهُ أَنْ یَکُونَ لَهُ وَلَدٌ لَهُ مٰا فِی السَّمٰاوٰاتِ وَ مٰا فِی الْأَرْضِ وَ کَفیٰ بِاللّٰهِ وَکِیلاً. نساء (4) 171

وَ جَعَلُوا لِلّٰهِ شُرَکٰاءَ الْجِنَّ وَ خَلَقَهُمْ وَ خَرَقُوا لَهُ بَنِینَ وَ بَنٰاتٍ بِغَیْرِ عِلْمٍ سُبْحٰانَهُ وَ تَعٰالیٰ عَمّٰا یَصِفُونَ

بَدِیعُ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ أَنّٰی یَکُونُ لَهُ وَلَدٌ .... انعام (6) 100 و 101

قٰالُوا اتَّخَذَ اللّٰهُ وَلَداً سُبْحٰانَهُ هُوَ الْغَنِیُّ ....

یونس (10) 68

وَ یَجْعَلُونَ لِلّٰهِ الْبَنٰاتِ سُبْحٰانَهُ وَ لَهُمْ مٰا یَشْتَهُونَ .

نحل (16) 57

أَ فَأَصْفٰاکُمْ رَبُّکُمْ بِالْبَنِینَ وَ اتَّخَذَ مِنَ الْمَلاٰئِکَةِ إِنٰاثاً إِنَّکُمْ لَتَقُولُونَ قَوْلاً عَظِیماً

سُبْحٰانَهُ وَ تَعٰالیٰ عَمّٰا یَقُولُونَ عُلُوًّا کَبِیراً.

اسراء (17) 40 و 43

وَ قُلِ الْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِی لَمْ یَتَّخِذْ وَلَداً ....

اسراء (17) 111

وَ یُنْذِرَ الَّذِینَ قٰالُوا اتَّخَذَ اللّٰهُ وَلَداً

مٰا لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ وَ لاٰ لِآبٰائِهِمْ کَبُرَتْ کَلِمَةً تَخْرُجُ مِنْ أَفْوٰاهِهِمْ إِنْ یَقُولُونَ إِلاّٰ کَذِباً. کهف (18) 4 و 5

مٰا کٰانَ لِلّٰهِ أَنْ یَتَّخِذَ مِنْ وَلَدٍ سُبْحٰانَهُ ....

مریم (19) 35

وَ مٰا یَنْبَغِی لِلرَّحْمٰنِ أَنْ یَتَّخِذَ وَلَداً.

مریم (19) 92

وَ قٰالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمٰنُ وَلَداً سُبْحٰانَهُ بَلْ عِبٰادٌ مُکْرَمُونَ . انبیاء (21) 26

مَا اتَّخَذَ اللّٰهُ مِنْ وَلَدٍ ... سُبْحٰانَ اللّٰهِ عَمّٰا یَصِفُونَ عٰالِمِ الْغَیْبِ وَ الشَّهٰادَةِ فَتَعٰالیٰ


1) 1) . المیزان، ج 9، ص 244

عَمّٰا یُشْرِکُونَ . مؤمنون (23) 91 و 92

... وَ لَمْ یَتَّخِذْ وَلَداً وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ شَرِیکٌ فِی الْمُلْکِ .... فرقان (25) 2

أَلاٰ إِنَّهُمْ مِنْ إِفْکِهِمْ لَیَقُولُونَ

وَلَدَ اللّٰهُ وَ إِنَّهُمْ لَکٰاذِبُونَ

سُبْحٰانَ اللّٰهِ عَمّٰا یَصِفُونَ .

صافّات (37) 151 و 152 و 159

لَوْ أَرٰادَ اللّٰهُ أَنْ یَتَّخِذَ وَلَداً لاَصْطَفیٰ مِمّٰا یَخْلُقُ مٰا یَشٰاءُ سُبْحٰانَهُ هُوَ اللّٰهُ الْوٰاحِدُ الْقَهّٰارُ. زمر (39) 4

قُلْ إِنْ کٰانَ لِلرَّحْمٰنِ وَلَدٌ فَأَنَا أَوَّلُ الْعٰابِدِینَ

سُبْحٰانَ رَبِّ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمّٰا یَصِفُونَ . زخرف (43) 81 و 82

وَ أَنَّهُ تَعٰالیٰ جَدُّ رَبِّنٰا مَا اتَّخَذَ صٰاحِبَةً وَ لاٰ وَلَداً.

جنّ (72) 3

اَللّٰهُ الصَّمَدُ

لَمْ یَلِدْ وَ لَمْ یُولَدْ.

اخلاص (112) 2 و 3

2. اعتقاد به فرزند داشتن خداوند، کلامی باطل و دروغ:

وَ یُنْذِرَ الَّذِینَ قٰالُوا اتَّخَذَ اللّٰهُ وَلَداً

مٰا لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ وَ لاٰ لِآبٰائِهِمْ کَبُرَتْ کَلِمَةً تَخْرُجُ مِنْ أَفْوٰاهِهِمْ إِنْ یَقُولُونَ إِلاّٰ کَذِباً. کهف (18) 4 و 5

وَ قٰالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمٰنُ وَلَداً

لَقَدْ جِئْتُمْ شَیْئاً إِدًّا

تَکٰادُ السَّمٰاوٰاتُ یَتَفَطَّرْنَ مِنْهُ وَ تَنْشَقُّ الْأَرْضُ وَ تَخِرُّ الْجِبٰالُ هَدًّا

أَنْ دَعَوْا لِلرَّحْمٰنِ وَلَداً

وَ مٰا یَنْبَغِی لِلرَّحْمٰنِ أَنْ یَتَّخِذَ وَلَداً.

مریم (19) 88 -\92

أَلاٰ إِنَّهُمْ مِنْ إِفْکِهِمْ لَیَقُولُونَ

وَلَدَ اللّٰهُ وَ إِنَّهُمْ لَکٰاذِبُونَ . صافّات (37) 151 و 152

3. نسبت دادن فرزند به خدا، از مصادیق افترا:

یٰا أَهْلَ الْکِتٰابِ لاٰ تَغْلُوا فِی دِینِکُمْ وَ لاٰ تَقُولُوا عَلَی اللّٰهِ إِلاَّ الْحَقَّ إِنَّمَا الْمَسِیحُ عِیسَی ابْنُ مَرْیَمَ رَسُولُ اللّٰهِ وَ کَلِمَتُهُ أَلْقٰاهٰا إِلیٰ مَرْیَمَ وَ رُوحٌ مِنْهُ فَآمِنُوا بِاللّٰهِ وَ رُسُلِهِ وَ لاٰ تَقُولُوا ثَلاٰثَةٌ انْتَهُوا خَیْراً لَکُمْ إِنَّمَا اللّٰهُ إِلٰهٌ وٰاحِدٌ سُبْحٰانَهُ أَنْ یَکُونَ لَهُ وَلَدٌ .... نساء (4) 171

وَ قٰالَتِ الْیَهُودُ عُزَیْرٌ ابْنُ اللّٰهِ وَ قٰالَتِ النَّصٰاریٰ الْمَسِیحُ ابْنُ اللّٰهِ ذٰلِکَ قَوْلُهُمْ بِأَفْوٰاهِهِمْ یُضٰاهِؤُنَ قَوْلَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ قَبْلُ قٰاتَلَهُمُ اللّٰهُ أَنّٰی یُؤْفَکُونَ . توبه (9) 30

قٰالُوا اتَّخَذَ اللّٰهُ وَلَداً سُبْحٰانَهُ هُوَ الْغَنِیُّ ... أَ تَقُولُونَ عَلَی اللّٰهِ مٰا لاٰ تَعْلَمُونَ قُلْ إِنَّ الَّذِینَ یَفْتَرُونَ عَلَی اللّٰهِ الْکَذِبَ لاٰ یُفْلِحُونَ .

یونس (10) 68 و 69

وَ یَجْعَلُونَ لِلّٰهِ الْبَنٰاتِ سُبْحٰانَهُ وَ لَهُمْ مٰا یَشْتَهُونَ

وَ یَجْعَلُونَ لِلّٰهِ مٰا یَکْرَهُونَ وَ تَصِفُ أَلْسِنَتُهُمُ الْکَذِبَ .... نحل (16) 57 و 62

أَ فَأَصْفٰاکُمْ رَبُّکُمْ بِالْبَنِینَ وَ اتَّخَذَ مِنَ الْمَلاٰئِکَةِ إِنٰاثاً إِنَّکُمْ لَتَقُولُونَ قَوْلاً عَظِیماً. اسراء (17) 40

وَ یُنْذِرَ الَّذِینَ قٰالُوا اتَّخَذَ اللّٰهُ وَلَداً

مٰا لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ وَ لاٰ لِآبٰائِهِمْ کَبُرَتْ کَلِمَةً تَخْرُجُ مِنْ أَفْوٰاهِهِمْ إِنْ یَقُولُونَ إِلاّٰ کَذِباً. کهف (18) 4 و 5

وَ قٰالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمٰنُ وَلَداً

لَقَدْ جِئْتُمْ شَیْئاً إِدًّا. مریم (19) 88 و 89

فَاسْتَفْتِهِمْ أَ لِرَبِّکَ الْبَنٰاتُ وَ لَهُمُ الْبَنُونَ

أَمْ خَلَقْنَا الْمَلاٰئِکَةَ إِنٰاثاً وَ هُمْ شٰاهِدُونَ

أَلاٰ إِنَّهُمْ مِنْ إِفْکِهِمْ لَیَقُولُونَ

وَلَدَ اللّٰهُ وَ إِنَّهُمْ لَکٰاذِبُونَ

أَصْطَفَی الْبَنٰاتِ عَلَی الْبَنِینَ .

صافّات (37) 149 -\153

وَ جَعَلُوا لَهُ مِنْ عِبٰادِهِ جُزْءاً إِنَّ الْإِنْسٰانَ لَکَفُورٌ

مُبِینٌ

أَمِ اتَّخَذَ مِمّٰا یَخْلُقُ بَنٰاتٍ وَ أَصْفٰاکُمْ بِالْبَنِینَ

وَ جَعَلُوا الْمَلاٰئِکَةَ الَّذِینَ هُمْ عِبٰادُ الرَّحْمٰنِ إِنٰاثاً أَ شَهِدُوا خَلْقَهُمْ سَتُکْتَبُ شَهٰادَتُهُمْ وَ یُسْئَلُونَ . زخرف (43) 15 و 16 و 19

إِنَّ الَّذِینَ لاٰ یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ لَیُسَمُّونَ الْمَلاٰئِکَةَ تَسْمِیَةَ الْأُنْثیٰ

وَ مٰا لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِنْ یَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَ إِنَّ الظَّنَّ لاٰ یُغْنِی مِنَ الْحَقِّ شَیْئاً. (1)

نجم (53) 27 و 28

قُلْ أُوحِیَ إِلَیَّ أَنَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِنَ الْجِنِّ فَقٰالُوا إِنّٰا سَمِعْنٰا قُرْآناً عَجَباً

یَهْدِی إِلَی الرُّشْدِ فَآمَنّٰا بِهِ وَ لَنْ نُشْرِکَ بِرَبِّنٰا أَحَداً

وَ أَنَّهُ تَعٰالیٰ جَدُّ رَبِّنٰا مَا اتَّخَذَ صٰاحِبَةً وَ لاٰ وَلَداً

وَ أَنَّهُ کٰانَ یَقُولُ سَفِیهُنٰا عَلَی اللّٰهِ شَطَطاً

وَ أَنّٰا ظَنَنّٰا أَنْ لَنْ تَقُولَ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلَی اللّٰهِ کَذِباً. جنّ (72) 1 -\5

جنّیان و فرزند خدا

4. عقیدۀ گروهی از جنّیان، به فرزند داشتن خداوند:

قُلْ أُوحِیَ إِلَیَّ أَنَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِنَ الْجِنِّ فَقٰالُوا إِنّٰا سَمِعْنٰا قُرْآناً عَجَباً

وَ أَنَّهُ تَعٰالیٰ جَدُّ رَبِّنٰا مَا اتَّخَذَ صٰاحِبَةً وَ لاٰ وَلَداً

وَ أَنَّهُ کٰانَ یَقُولُ سَفِیهُنٰا عَلَی اللّٰهِ شَطَطاً. جنّ (72) 1 و 3 و 4

مشرکان و فرزند خدا

5. انتساب فرشتگان با عنوان دختران خدا، از عقاید مشرکان جاهلی:

وَ جَعَلُوا لِلّٰهِ شُرَکٰاءَ الْجِنَّ وَ خَلَقَهُمْ وَ خَرَقُوا لَهُ بَنِینَ وَ بَنٰاتٍ بِغَیْرِ عِلْمٍ سُبْحٰانَهُ وَ تَعٰالیٰ عَمّٰا یَصِفُونَ . (2)انعام (6) 100

وَ یَجْعَلُونَ لِلّٰهِ الْبَنٰاتِ سُبْحٰانَهُ وَ لَهُمْ مٰا یَشْتَهُونَ . (3)نحل (16) 57

وَ یَجْعَلُونَ لِلّٰهِ مٰا یَکْرَهُونَ ... (4)نحل (16) 62

أَ فَأَصْفٰاکُمْ رَبُّکُمْ بِالْبَنِینَ وَ اتَّخَذَ مِنَ الْمَلاٰئِکَةِ إِنٰاثاً إِنَّکُمْ لَتَقُولُونَ قَوْلاً عَظِیماً. اسراء (17) 40

فَاسْتَفْتِهِمْ أَ لِرَبِّکَ الْبَنٰاتُ وَ لَهُمُ الْبَنُونَ

أَمْ خَلَقْنَا الْمَلاٰئِکَةَ إِنٰاثاً وَ هُمْ شٰاهِدُونَ

أَلاٰ إِنَّهُمْ مِنْ إِفْکِهِمْ لَیَقُولُونَ

وَلَدَ اللّٰهُ وَ إِنَّهُمْ لَکٰاذِبُونَ

أَصْطَفَی الْبَنٰاتِ عَلَی الْبَنِینَ .

صافّات (37) 149 -\153

لَوْ أَرٰادَ اللّٰهُ أَنْ یَتَّخِذَ وَلَداً لاَصْطَفیٰ مِمّٰا یَخْلُقُ مٰا یَشٰاءُ سُبْحٰانَهُ هُوَ اللّٰهُ الْوٰاحِدُ الْقَهّٰارُ. (5)زمر(39) 4

أَمِ اتَّخَذَ مِمّٰا یَخْلُقُ بَنٰاتٍ وَ أَصْفٰاکُمْ بِالْبَنِینَ

أَ وَ مَنْ یُنَشَّؤُا فِی الْحِلْیَةِ وَ هُوَ فِی الْخِصٰامِ غَیْرُ مُبِینٍ

وَ جَعَلُوا الْمَلاٰئِکَةَ الَّذِینَ هُمْ عِبٰادُ الرَّحْمٰنِ إِنٰاثاً أَ شَهِدُوا خَلْقَهُمْ سَتُکْتَبُ شَهٰادَتُهُمْ وَ یُسْئَلُونَ . زخرف (43) 16 و 18 و 19

أَمْ لَهُ الْبَنٰاتُ وَ لَکُمُ الْبَنُونَ . طور (52) 39


1) 1) . مقصود از «لیسمّون الملائکة...» این است که آنان تصوّرمی‌کردند ملائکه، دختران خدایند. (مجمع‌البیان، ج 9 -\10، ص 269)

2) 2) . مقصود از «بنات» اعتقاد مشرکان به دختران خدا بودن ملائکه است. (الکشاف، ج 2، ص 53 و 612 ؛ مجمع‌البیان، ج 3 -\4، ص 531)

3) 3) . مراد از «البنات» ملائکه است. (البلاغ، ج 1، ص 273؛ تفسیر مقاتل، ج 2، ص 374)

4) 4) . مقصود این است: مشرکان که از فرزند دختر اکراه داشتند، فرشتگان را دختران خدا می‌دانستند. (المیزان، ج 12، ص 283؛ مجمع‌البیان، ج 5 -\6 ، ص 56)

5) 5) . بنا بر اینکه آیه به عقیدۀ مشرکان مبنی بر دختر خدا بودن ملائکه نظر داشته باشد. (مجمع‌البیان، ج 7 -\8 ، ص 762؛ التفسیر المنیر، ج 23 -\24، ص 244)

أَ لَکُمُ الذَّکَرُ وَ لَهُ الْأُنْثیٰ . (1)نجم (53) 21

نیز ==> دختر، انتساب دختر به خدا

6. انتساب فرزند به خدا، از جانب مشرکان:

وَ قٰالُوا اتَّخَذَ اللّٰهُ وَلَداً سُبْحٰانَهُ .... بقره (2) 116

... إِنَّمَا اللّٰهُ إِلٰهٌ وٰاحِدٌ سُبْحٰانَهُ أَنْ یَکُونَ لَهُ وَلَدٌ لَهُ .... نساء (4) 171

وَ جَعَلُوا لِلّٰهِ شُرَکٰاءَ الْجِنَّ وَ خَلَقَهُمْ وَ خَرَقُوا لَهُ بَنِینَ وَ بَنٰاتٍ بِغَیْرِ عِلْمٍ سُبْحٰانَهُ وَ تَعٰالیٰ عَمّٰا یَصِفُونَ

بَدِیعُ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ أَنّٰی یَکُونُ لَهُ وَلَدٌ .... انعام (6) 100 و 101

وَ قٰالَتِ الْیَهُودُ عُزَیْرٌ ابْنُ اللّٰهِ وَ قٰالَتِ النَّصٰاریٰ الْمَسِیحُ ابْنُ اللّٰهِ ذٰلِکَ قَوْلُهُمْ بِأَفْوٰاهِهِمْ یُضٰاهِؤُنَ قَوْلَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ قَبْلُ ...

... سُبْحٰانَهُ عَمّٰا یُشْرِکُونَ . توبه (9) 30 و 31

قٰالُوا اتَّخَذَ اللّٰهُ وَلَداً سُبْحٰانَهُ هُوَ الْغَنِیُّ ....

یونس (10) 68

وَ یَجْعَلُونَ لِلّٰهِ الْبَنٰاتِ سُبْحٰانَهُ وَ لَهُمْ مٰا یَشْتَهُونَ .

نحل (16) 57

أَ فَأَصْفٰاکُمْ رَبُّکُمْ بِالْبَنِینَ وَ اتَّخَذَ مِنَ الْمَلاٰئِکَةِ إِنٰاثاً إِنَّکُمْ لَتَقُولُونَ قَوْلاً عَظِیماً

سُبْحٰانَهُ وَ تَعٰالیٰ عَمّٰا یَقُولُونَ عُلُوًّا کَبِیراً.

اسراء (17) 40 و 43

وَ قُلِ الْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِی لَمْ یَتَّخِذْ وَلَداً ....

اسراء (17) 111

وَ یُنْذِرَ الَّذِینَ قٰالُوا اتَّخَذَ اللّٰهُ وَلَداً

مٰا لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ وَ لاٰ لِآبٰائِهِمْ کَبُرَتْ کَلِمَةً تَخْرُجُ مِنْ أَفْوٰاهِهِمْ إِنْ یَقُولُونَ إِلاّٰ کَذِباً. کهف (18) 4 و 5

مٰا کٰانَ لِلّٰهِ أَنْ یَتَّخِذَ مِنْ وَلَدٍ سُبْحٰانَهُ ....

مریم (19) 35

وَ مٰا یَنْبَغِی لِلرَّحْمٰنِ أَنْ یَتَّخِذَ وَلَداً.

مریم (19) 92

وَ قٰالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمٰنُ وَلَداً سُبْحٰانَهُ بَلْ عِبٰادٌ مُکْرَمُونَ . انبیاء (21) 26

مَا اتَّخَذَ اللّٰهُ مِنْ وَلَدٍ ... سُبْحٰانَ اللّٰهِ عَمّٰا یَصِفُونَ عٰالِمِ الْغَیْبِ وَ الشَّهٰادَةِ فَتَعٰالیٰ عَمّٰا یُشْرِکُونَ . مؤمنون (23) 91 و 92

... وَ لَمْ یَتَّخِذْ وَلَداً وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ شَرِیکٌ فِی الْمُلْکِ .... فرقان (25) 2

أَلاٰ إِنَّهُمْ مِنْ إِفْکِهِمْ لَیَقُولُونَ

وَلَدَ اللّٰهُ وَ إِنَّهُمْ لَکٰاذِبُونَ

سُبْحٰانَ اللّٰهِ عَمّٰا یَصِفُونَ .

صافّات (37) 151 و 152 و 159

لَوْ أَرٰادَ اللّٰهُ أَنْ یَتَّخِذَ وَلَداً لاَصْطَفیٰ مِمّٰا یَخْلُقُ مٰا یَشٰاءُ سُبْحٰانَهُ هُوَ اللّٰهُ الْوٰاحِدُ الْقَهّٰارُ. زمر (39) 4

قُلْ إِنْ کٰانَ لِلرَّحْمٰنِ وَلَدٌ فَأَنَا أَوَّلُ الْعٰابِدِینَ

سُبْحٰانَ رَبِّ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ رَبِّ الْعَرْشِ عَمّٰا یَصِفُونَ . زخرف (43) 81 و 82

وَ أَنَّهُ تَعٰالیٰ جَدُّ رَبِّنٰا مَا اتَّخَذَ صٰاحِبَةً وَ لاٰ وَلَداً.

جنّ (72) 3

اَللّٰهُ الصَّمَدُ

لَمْ یَلِدْ وَ لَمْ یُولَدْ.

اخلاص (112) 2 و 3

نصارا و فرزند خدا

7. نسبت دادن نصارا، به فرزند خدا بودن عیسی علیه السلام :

... وَ قٰالَتِ النَّصٰاریٰ ... وَ قٰالُوا اتَّخَذَ اللّٰهُ وَلَداً سُبْحٰانَهُ .... بقره (2) 113 و 116


1) 1) . مراد از «الانثیٰ» در آیه این است که ملائکه را دختران خدا می‌پنداشتند. (انوارالتنزیل، بیضاوی، ج 5، ص 159؛ کتاب التسهیل لعلوم التنزیل، ج 2، ص 318)

یٰا أَهْلَ الْکِتٰابِ لاٰ تَغْلُوا فِی دِینِکُمْ وَ لاٰ تَقُولُوا عَلَی اللّٰهِ إِلاَّ الْحَقَّ إِنَّمَا الْمَسِیحُ عِیسَی ابْنُ مَرْیَمَ ... سُبْحٰانَهُ أَنْ یَکُونَ لَهُ وَلَدٌ .... نساء (4) 171

... وَ قٰالَتِ النَّصٰاریٰ الْمَسِیحُ ابْنُ اللّٰهِ ....

توبه (9) 30

وَ یُنْذِرَ الَّذِینَ قٰالُوا اتَّخَذَ اللّٰهُ وَلَداً. (1)کهف (18) 4

8. نصارا، مورد نفرین و نکوهش الهی، به سبب عقیدۀ آنان در فرزندی عیسی علیه السلام برای خدا:

... وَ قٰالَتِ النَّصٰاریٰ الْمَسِیحُ ابْنُ اللّٰهِ ... قٰاتَلَهُمُ اللّٰهُ أَنّٰی یُؤْفَکُونَ . توبه (9) 30

یهود و فرزند خدا

9. یهود، مدّعی فرزند داشتن خداوند:

قٰالُوا اتَّخَذَ اللّٰهُ وَلَداً سُبْحٰانَهُ هُوَ الْغَنِیُّ لَهُ مٰا فِی السَّمٰاوٰاتِ وَ مٰا فِی الْأَرْضِ إِنْ عِنْدَکُمْ مِنْ سُلْطٰانٍ بِهٰذٰا أَ تَقُولُونَ عَلَی اللّٰهِ مٰا لاٰ تَعْلَمُونَ . (2)

یونس (10) 68

وَ یُنْذِرَ الَّذِینَ قٰالُوا اتَّخَذَ اللّٰهُ وَلَداً. (3)کهف (18) 4

وَ قٰالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمٰنُ وَلَداً

لَقَدْ جِئْتُمْ شَیْئاً إِدًّا. (4)مریم (19) 88 و 89

10. یهود، مدّعی انتساب خود با عنوان فرزندان خدا:

وَ قٰالَتِ الْیَهُودُ ... نَحْنُ أَبْنٰاءُ اللّٰهِ .... مائده (5) 18

11. یهود، مدّعی فرزندی عزیر علیه السلام برای خدا:

وَ قٰالَتِ الْیَهُودُ عُزَیْرٌ ابْنُ اللّٰهِ .... توبه (9) 30

قٰالُوا اتَّخَذَ اللّٰهُ وَلَداً سُبْحٰانَهُ ... أَ تَقُولُونَ عَلَی اللّٰهِ مٰا لاٰ تَعْلَمُونَ . یونس (10) 68

12. یهود، مورد لعن و نفرین الهی، به جهت عقیدۀ آنان در فرزند داشتن خدا:

وَ قٰالَتِ الْیَهُودُ عُزَیْرٌ ابْنُ اللّٰهِ ... قٰاتَلَهُمُ اللّٰهُ أَنّٰی یُؤْفَکُونَ . توبه (9) 30

نیز ==> افترا، افترا به خدا، افترای مسیحیان به خدا، افترای مشرکان به خدا، افترای یهودیان به خدا و تنزیه، تنزیه‌شوندگان خدا، موارد تنزیه خدا، تنزیه از فرزند

فرزندخواندگی

اشاره

فرزندخواندگی یا تبنّی، عملی است حقوقی که نتیجۀ آن حصول رابطۀ فرزندی صوری بین دو فرد است.

آن فرزند را به عربی «دعیٖ» گویند. در اسلام فرزندخواندگی نیست، (5)امّا در جاهلیّت، امر معمول و رایجی بوده و با آن از یکدیگر ارث برده، همدیگر را نصرت می‌دادند، تا آنکه خداوند آن را نسخ کرد. (6)

گفتنی است رسول خدا صلی الله علیه و آله زید بن حارثه را فرزندخواندۀ خود قرار داد و برای شکستن سنّت جاهلی با اذن الهی پس از اینکه زید، همسر خود را


1) 1) . بنا بر اینکه مرجع ضمیر «قالوا» مسیحیان باشند. (مجمع‌البیان؛ 5 -\6، ص 694؛ التفسیر المنیر، ج 15 -\16، ص 204)

2) 2) . بنا بر اینکه مرجع ضمیر در «قالوا» شامل یهود، که‌معتقد به فرزندی عزیر علیه السلام برای خدا بودند، باشد. (روح‌المعانی، ج 7، جزء 11، ص 227؛ التفسیر المنیر، ج 11 -\12، ص 220)

3) 3) . بنا بر اینکه ضمیر در «قالوا...» شامل یهود نیز باشد. (مجمع‌البیان، ج 5 -\6 ، ص 694 ؛ التفسیر المنیر، ج 15 -\16 ، ص 204)

4) 4) . بنا بر اینکه ضمیر در «قالوا...» شامل یهود نیز باشد. (مجمع‌البیان، ج 5 -\6 ، ص 821 ؛ التفسیر الکبیر، ج 7، ص 566)

5) 5) . مبسوط در ترمینولوژی حقوق، ج 4، ص 2782

6) 6) . الجامع لاحکام القرآن، قرطبی، ج 14، ص 119

طلاق داد، با او ازدواج کرد. (1)

احکام فرزندخواندگی

1. مترّتب نشدن احکام فرزندی، بر فرزندخوانده:

... وَ مٰا جَعَلَ أَدْعِیٰاءَکُمْ أَبْنٰاءَکُمْ ذٰلِکُمْ قَوْلُکُمْ بِأَفْوٰاهِکُمْ ... (2)احزاب (33) 4

2. گناه بودن انتساب عمدی فرزندخوانده با عنوان فرزند حقیقی:

اُدْعُوهُمْ لِآبٰائِهِمْ هُوَ أَقْسَطُ عِنْدَ اللّٰهِ فَإِنْ لَمْ تَعْلَمُوا آبٰاءَهُمْ فَإِخْوٰانُکُمْ فِی الدِّینِ وَ مَوٰالِیکُمْ وَ لَیْسَ عَلَیْکُمْ جُنٰاحٌ فِیمٰا أَخْطَأْتُمْ بِهِ وَ لٰکِنْ مٰا تَعَمَّدَتْ قُلُوبُکُمْ .... احزاب (33) 5

3. گناه نبودن انتساب فرزندخوانده در جایگاه فرزند، از روی خطا و اشتباه:

اُدْعُوهُمْ لِآبٰائِهِمْ هُوَ أَقْسَطُ عِنْدَ اللّٰهِ فَإِنْ لَمْ تَعْلَمُوا آبٰاءَهُمْ فَإِخْوٰانُکُمْ فِی الدِّینِ وَ مَوٰالِیکُمْ وَ لَیْسَ عَلَیْکُمْ جُنٰاحٌ فِیمٰا أَخْطَأْتُمْ بِهِ وَ لٰکِنْ مٰا تَعَمَّدَتْ قُلُوبُکُمْ .... احزاب (33) 5

تاریخ فرزندخواندگی

==> همین مدخل، فرزندخواندگی در جاهلیّت و فرزندخواندگی در مصر باستان

فرزندخواندگی در جاهلیّت

4. فرزندخواندگی، سنّتی رایج و بدعتی معمول، در جاهلیّت:

... وَ مٰا جَعَلَ أَدْعِیٰاءَکُمْ أَبْنٰاءَکُمْ ... ادْعُوهُمْ لِآبٰائِهِمْ هُوَ أَقْسَطُ عِنْدَ اللّٰهِ فَإِنْ لَمْ تَعْلَمُوا آبٰاءَهُمْ فَإِخْوٰانُکُمْ فِی الدِّینِ ....

احزاب (33) 4 و 5

... فَلَمّٰا قَضیٰ زَیْدٌ مِنْهٰا وَطَراً زَوَّجْنٰاکَهٰا لِکَیْ لاٰ یَکُونَ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ حَرَجٌ فِی أَزْوٰاجِ أَدْعِیٰائِهِمْ .... احزاب (33) 37

5. فرزندخوانده، به مثابۀ فرزند واقعی در جاهلیّت:

... وَ مٰا جَعَلَ أَدْعِیٰاءَکُمْ أَبْنٰاءَکُمْ ذٰلِکُمْ قَوْلُکُمْ بِأَفْوٰاهِکُمْ .... احزاب (33) 4

فرزندخواندگی در مصر باستان

6. فرزندخواندگی، امری رایج در مصر باستان:

وَ قٰالَ الَّذِی اشْتَرٰاهُ مِنْ مِصْرَ لاِمْرَأَتِهِ أَکْرِمِی مَثْوٰاهُ عَسیٰ أَنْ یَنْفَعَنٰا أَوْ نَتَّخِذَهُ وَلَداً ....

یوسف (12) 21

وَ قٰالَتِ امْرَأَتُ فِرْعَوْنَ قُرَّتُ عَیْنٍ لِی وَ لَکَ لاٰ تَقْتُلُوهُ عَسیٰ أَنْ یَنْفَعَنٰا أَوْ نَتَّخِذَهُ وَلَداً وَ هُمْ لاٰ یَشْعُرُونَ . قصص (28) 9

فرزندخواندگی زید

7. زید بن حارثه، پسرخواندۀ پیامبر اکرم:

... وَ مٰا جَعَلَ أَدْعِیٰاءَکُمْ أَبْنٰاءَکُمْ ذٰلِکُمْ قَوْلُکُمْ بِأَفْوٰاهِکُمْ وَ اللّٰهُ یَقُولُ الْحَقَّ وَ هُوَ یَهْدِی السَّبِیلَ . (3)احزاب (33) 4

وَ إِذْ تَقُولُ لِلَّذِی أَنْعَمَ اللّٰهُ عَلَیْهِ ... فَلَمّٰا قَضیٰ زَیْدٌ


1) 1) . التبیان، ج 8 ، ص 345؛ مجمع‌البیان، ج 7 -\8 ، ص 563 -\566؛ تفسیر التحریروالتنویر، ج 11، جزء 22، ص 39

2) 2) . «ادعیاءکم» جمع «دعی» به معنای نسبت ادّعایی چیزی به چیز دیگر است و در آیه، فرزند ادّعایی مراد است. (تفسیر التحریروالتنویر، ج 9، جزء 21، ص 258؛ مجمع‌البیان، ج 7 -\8 ، ص 527)

3) 3) . آیه، دربارۀ زیدبن‌حارثه است. (مجمع‌البیان، ج 7 -\8 ، ص 527)

مِنْهٰا وَطَراً زَوَّجْنٰاکَهٰا لِکَیْ لاٰ یَکُونَ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ حَرَجٌ فِی أَزْوٰاجِ أَدْعِیٰائِهِمْ ... مٰا کٰانَ مُحَمَّدٌ أَبٰا أَحَدٍ مِنْ رِجٰالِکُمْ وَ لٰکِنْ رَسُولَ اللّٰهِ وَ خٰاتَمَ النَّبِیِّینَ ... (1)احزاب (33) 37 و 40

فرزندخواندگی موسی علیه السلام

8. گزینش موسی علیه السلام در جایگاه فرزندخوانده از جانب همسر فرعون و پیشنهاد آن به فرعون:

وَ قٰالَتِ امْرَأَتُ فِرْعَوْنَ قُرَّتُ عَیْنٍ لِی وَ لَکَ لاٰ تَقْتُلُوهُ عَسیٰ أَنْ یَنْفَعَنٰا أَوْ نَتَّخِذَهُ وَلَداً وَ هُمْ لاٰ یَشْعُرُونَ . قصص (28) 9

فرزندخواندگی یوسف علیه السلام

9. انتخاب یوسف علیه السلام با عنوان فرزندخوانده، از سوی عزیز مصر:

وَ قٰالَ الَّذِی اشْتَرٰاهُ مِنْ مِصْرَ لاِمْرَأَتِهِ أَکْرِمِی مَثْوٰاهُ عَسیٰ أَنْ یَنْفَعَنٰا أَوْ نَتَّخِذَهُ وَلَداً ....

یوسف (12) 21

مطلّقۀ فرزندخوانده

10. جواز ازدواج با مطلّقۀ فرزندخواندۀ خویش:

وَ إِذْ تَقُولُ لِلَّذِی أَنْعَمَ اللّٰهُ عَلَیْهِ وَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِ أَمْسِکْ عَلَیْکَ زَوْجَکَ وَ اتَّقِ اللّٰهَ وَ تُخْفِی فِی نَفْسِکَ مَا اللّٰهُ مُبْدِیهِ وَ تَخْشَی النّٰاسَ وَ اللّٰهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشٰاهُ فَلَمّٰا قَضیٰ زَیْدٌ مِنْهٰا وَطَراً زَوَّجْنٰاکَهٰا لِکَیْ لاٰ یَکُونَ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ حَرَجٌ فِی أَزْوٰاجِ أَدْعِیٰائِهِمْ إِذٰا قَضَوْا مِنْهُنَّ وَطَراً وَ کٰانَ أَمْرُ اللّٰهِ مَفْعُولاً. احزاب (33) 37

11. ازدواج با مطلّقۀ فرزندخوانده، امری ناروا در جاهلیّت:

وَ إِذْ تَقُولُ لِلَّذِی أَنْعَمَ اللّٰهُ عَلَیْهِ وَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِ أَمْسِکْ عَلَیْکَ زَوْجَکَ وَ اتَّقِ اللّٰهَ وَ تُخْفِی فِی نَفْسِکَ مَا اللّٰهُ مُبْدِیهِ وَ تَخْشَی النّٰاسَ وَ اللّٰهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشٰاهُ فَلَمّٰا قَضیٰ زَیْدٌ مِنْهٰا وَطَراً زَوَّجْنٰاکَهٰا لِکَیْ لاٰ یَکُونَ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ حَرَجٌ فِی أَزْوٰاجِ أَدْعِیٰائِهِمْ إِذٰا قَضَوْا مِنْهُنَّ وَطَراً وَ کٰانَ أَمْرُ اللّٰهِ مَفْعُولاً. احزاب (33) 37

12. ازدواج پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله با مطلّقۀ پسرخواندۀ خویش، جهت شکستن سنّت جاهلی، در ناروا بودن آن:

وَ إِذْ تَقُولُ لِلَّذِی أَنْعَمَ اللّٰهُ عَلَیْهِ وَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِ أَمْسِکْ عَلَیْکَ زَوْجَکَ وَ اتَّقِ اللّٰهَ وَ تُخْفِی فِی نَفْسِکَ مَا اللّٰهُ مُبْدِیهِ وَ تَخْشَی النّٰاسَ وَ اللّٰهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشٰاهُ فَلَمّٰا قَضیٰ زَیْدٌ مِنْهٰا وَطَراً زَوَّجْنٰاکَهٰا لِکَیْ لاٰ یَکُونَ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ حَرَجٌ فِی أَزْوٰاجِ أَدْعِیٰائِهِمْ إِذٰا قَضَوْا مِنْهُنَّ وَطَراً وَ کٰانَ أَمْرُ اللّٰهِ مَفْعُولاً. (2)احزاب (33) 37

13. ازدواج پیامبر صلی الله علیه و آله با مطلّقۀ فرزندخواندۀ خود، امری حساب شده از سوی خداوند:

... فَلَمّٰا قَضیٰ زَیْدٌ مِنْهٰا وَطَراً زَوَّجْنٰاکَهٰا ... مٰا


1) 1) . مفسّران، شأن نزول آیه و مقصود از «أنعم اللّه علیه...» را زید بن حارثه دانسته‌اند که پیامبر صلی الله علیه و آله او را به پسرخواندگی خود پذیرفت. (الدرالمنثور، ج 5، ص 382 -\383؛ المیزان، ج 16، ص 322)

2) 2) . مردم جاهلی، ازدواج با همسر پسرخواندۀ خود را حرام دانسته، برای مبارزه با آن رسول خدا صلی الله علیه و آله مأمور ازدواج با مطلّقۀ پسرخواندۀ خود زید شد. (التّبیان، ج 8 ، ص 345؛ تفسیر التحریروالتنویر، ج 11، جزء 22، ص 39)

کٰانَ عَلَی النَّبِیِّ مِنْ حَرَجٍ فِیمٰا فَرَضَ اللّٰهُ لَهُ سُنَّةَ اللّٰهِ فِی الَّذِینَ خَلَوْا مِنْ قَبْلُ وَ کٰانَ أَمْرُ اللّٰهِ قَدَراً مَقْدُوراً. احزاب (33) 37 و 38

فرزندکشی

==>فرزند

فرش

اشاره

فرش به معنای پهن کردن جامه، هر چه که پهن و گسترده شده باشد، چارپایی که بر آن سوار شوند، (1)کالای گسترده در خانه (2)آمده است. در این مدخل، مراد از آن کالای گسترده در خانه است و از واژه‌های «زرابیّ»، «فراش»، «مهد» و بعضی کلمات دیگر استفاده شده است.

تشبیه به فرش

1. تشبیه زمین به فرش، از جهت مساعد بودن آن برای زندگانی انسان:

اَلَّذِی جَعَلَ لَکُمُ الْأَرْضَ فِرٰاشاً ... (3)بقره (2) 22

اَلَّذِی جَعَلَ لَکُمُ الْأَرْضَ مَهْداً ... (4)طه (20) 53

اَلَّذِی جَعَلَ لَکُمُ الْأَرْضَ مَهْداً .... زخرف (43) 10

وَ الْأَرْضَ فَرَشْنٰاهٰا .... ذاریات (51) 48

أَ لَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهٰاداً. نبأ (78) 6

2. تشبیه احاطۀ آتش دوزخ از زیر پا، به فرش گسترده برای ستمگران و مجرمان:

إِنَّ الَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیٰاتِنٰا وَ اسْتَکْبَرُوا عَنْهٰا لاٰ تُفَتَّحُ لَهُمْ أَبْوٰابُ السَّمٰاءِ وَ لاٰ یَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ حَتّٰی یَلِجَ الْجَمَلُ فِی سَمِّ الْخِیٰاطِ وَ کَذٰلِکَ نَجْزِی الْمُجْرِمِینَ

لَهُمْ مِنْ جَهَنَّمَ مِهٰادٌ وَ مِنْ فَوْقِهِمْ غَوٰاشٍ وَ کَذٰلِکَ نَجْزِی الظّٰالِمِینَ . (5)

اعراف (7) 40 و 41

فرشهای بهشت

3. بهشت، دارای فرشهایی با آستری از جنس دیبا و ابریشم ضخیم:

مُتَّکِئِینَ عَلیٰ فُرُشٍ بَطٰائِنُهٰا مِنْ إِسْتَبْرَقٍ وَ جَنَی الْجَنَّتَیْنِ دٰانٍ . الرّحمن (55) 54

4. فرشهای بهشت، از جنس دیبا و حریر:

وَ فُرُشٍ مَرْفُوعَةٍ . (6)واقعه (56) 34

5. فرشهای بهشت، دارای رنگهای گوناگون:

وَ فُرُشٍ مَرْفُوعَةٍ . (7)واقعه (56) 34

6. فرشهایی عالی و زیبا، در بهشت:

مُتَّکِئِینَ عَلیٰ رَفْرَفٍ خُضْرٍ وَ عَبْقَرِیٍّ حِسٰانٍ . (8)

الرّحمن (55) 76


1) 1) . مفردات، ص 629 ، «فرش»

2) 2) . فرهنگ لاروس، ج 2، ص 1567، «الفرش»

3) 3) . اطلاق «فراش» بر زمین از باب تشبیه است؛ یعنی زمین مانند فرش است. (تفسیر التحریروالتنویر، ج 1، جزء 1، ص 331)

4) 4) . اطلاق «مهد» بر زمین از باب تشبیه زمین به فرش و فراش است. (جامع‌البیان، ج 8 ، جزء 16، ص 424)

5) 5) . مقصود از «مهاد» فرش است. (مجمع‌البیان، ج 3 -\4،ص 647)

6) 6) . رسول خدا صلی الله علیه و آله دربارۀ «و فرش مرفوعة» فرمود: جنس آنها از حریر و دیبا است. (الکافی، ج 8 ، ص 97، ح 69)

7) 7) . از رسول خدا صلی الله علیه و آله دربارۀ «و فرش مرفوعة» روایت شده که فرمود: در بهشت فرشهای رنگارنگ [برای بهشتیان] آماده است. (الکافی، ج 8 ، ص 97، ح 69)

8) 8) . در احتمالی «عبقریّ حسان» به معنای فرشهای زیبااست. (مجمع‌البیان، ج 9 -\10، ص 320)

7. تزیین بهشت با فرشهای مخمل‌باف و فاخر:

وَ زَرٰابِیُّ مَبْثُوثَةٌ . (1)غاشیه (88) 16

8. فرشهایی عالی و گرانبها در بهشت، برای اصحاب یمین:

وَ أَصْحٰابُ الْیَمِینِ مٰا أَصْحٰابُ الْیَمِینِ

وَ فُرُشٍ مَرْفُوعَةٍ . واقعه (56) 27 و 34

9. تکیه زدن بهشتیان، بر فرشهای فاخر:

وَ لِمَنْ خٰافَ مَقٰامَ رَبِّهِ جَنَّتٰانِ

مُتَّکِئِینَ عَلیٰ فُرُشٍ بَطٰائِنُهٰا مِنْ إِسْتَبْرَقٍ ... مُتَّکِئِینَ عَلیٰ رَفْرَفٍ خُضْرٍ وَ عَبْقَرِیٍّ حِسٰانٍ .

الرّحمن (55) 46 و 54 و 76

فواید فرش

==> همین مدخل، نعمت فرش

موادّ فرش

10. فراهم کردن فرش، از پشم و کرک چهارپایان:

وَ هُوَ الَّذِی أَنْشَأَ جَنّٰاتٍ مَعْرُوشٰاتٍ وَ غَیْرَ مَعْرُوشٰاتٍ وَ النَّخْلَ وَ الزَّرْعَ مُخْتَلِفاً أُکُلُهُ وَ الزَّیْتُونَ وَ الرُّمّٰانَ مُتَشٰابِهاً وَ غَیْرَ مُتَشٰابِهٍ کُلُوا مِنْ ثَمَرِهِ إِذٰا أَثْمَرَ وَ آتُوا حَقَّهُ یَوْمَ حَصٰادِهِ وَ لاٰ تُسْرِفُوا إِنَّهُ لاٰ یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ

وَ مِنَ الْأَنْعٰامِ حَمُولَةً وَ فَرْشاً کُلُوا مِمّٰا رَزَقَکُمُ اللّٰهُ وَ لاٰ تَتَّبِعُوا خُطُوٰاتِ الشَّیْطٰانِ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبِینٌ .

انعام (6) 141 و 142

وَ اللّٰهُ جَعَلَ لَکُمْ مِنْ بُیُوتِکُمْ سَکَناً وَ جَعَلَ لَکُمْ مِنْ جُلُودِ الْأَنْعٰامِ بُیُوتاً تَسْتَخِفُّونَهٰا یَوْمَ ظَعْنِکُمْ وَ یَوْمَ إِقٰامَتِکُمْ وَ مِنْ أَصْوٰافِهٰا وَ أَوْبٰارِهٰا وَ أَشْعٰارِهٰا أَثٰاثاً وَ مَتٰاعاً إِلیٰ حِینٍ . نحل (16) 80

11. تهیّۀ فرش از پشم و کرک چهارپایان، در شمار نعمتهای خدا:

وَ هُوَ الَّذِی أَنْشَأَ جَنّٰاتٍ ... وَ مِنَ الْأَنْعٰامِ حَمُولَةً وَ فَرْشاً ... (2)انعام (6) 141 و 142

وَ اللّٰهُ جَعَلَ لَکُمْ ... مِنْ جُلُودِ الْأَنْعٰامِ ... وَ مِنْ أَصْوٰافِهٰا وَ أَوْبٰارِهٰا وَ أَشْعٰارِهٰا أَثٰاثاً وَ مَتٰاعاً إِلیٰ حِینٍ . نحل (16) 80

نعمت فرش

12. تهیّۀ شدن فرش از پشم، کرک و موی چهارپایان، از نعمتهای خدا برای انسان:

وَ هُوَ الَّذِی أَنْشَأَ جَنّٰاتٍ ... وَ مِنَ الْأَنْعٰامِ حَمُولَةً وَ فَرْشاً ... (3)انعام (6) 142

وَ اللّٰهُ جَعَلَ لَکُمْ ... مِنْ جُلُودِ الْأَنْعٰامِ ... وَ مِنْ أَصْوٰافِهٰا وَ أَوْبٰارِهٰا وَ أَشْعٰارِهٰا أَثٰاثاً وَ مَتٰاعاً إِلیٰ حِینٍ . (4)نحل (16) 80

13. فرشهای بهشتی، از نعمتهای انکارناپذیر الهی:

مُتَّکِئِینَ عَلیٰ رَفْرَفٍ خُضْرٍ وَ عَبْقَرِیٍّ حِسٰانٍ

فَبِأَیِّ آلاٰءِ رَبِّکُمٰا تُکَذِّبٰانِ . الرّحمن (55) 76 و 77

فرشته

==>ملائکه


1) 1) . «زرابیّ» به فرشهای عالی مخملباف گفته می‌شود. (مجمع‌البیان، ج 9 -\10، ص 727)

2) 2) . «حمولة» عطف بر «جنّات» است؛ یعنی خداوند از پشم و کرک چهارپایان برای انسانها فرش و زیرانداز پدید آورده است. (همان، ج 3 -\4، ص 580 -\581)

3) 3) . بنا بر اینکه منظور از «فرشاً» منسوجات پشم، کرک و موی چهارپایان باشد. (الکشاف، ج 2، ص 73)

4) 4) . مقصود از «اثاثاً» انواع نیازهای خانه از جمله فرش و... است. (مجمع‌البیان، ج 5 -\6 ، ص 581)

فرعون

اشاره

فرعون، اسمی اعجمی است (1)و لقب پادشاهان قدیم مصر است. (2)اسم فرعونِ دوران موسی علیه السلام ولید بن مصعّب (3)و یا منفطاح دوم بوده است. (4)فرعون زمان موسی علیه السلام از خشن‌ترین و قسی‌ترین پادشاهان و فراعنۀ مصر بود. او در دوران حکومت خود بنی‌اسرائیل را به ذلّت و خواری کشاند و سرانجام پس از سالها قتل و جنایت در حالی که آنان را در دریا تعقیب می‌کرد همراه با سپاهش غرق شد. (5)در این مدخل از واژۀ «فرعون» استفاده شده است.

اهمّ عناوین: استکبار فرعون، تکذیب فرعون، شکنجه‌های فرعون، غرق فرعون و کیفر فرعون.

آل فرعون

==> آل فرعون

آمادگی نظامی فرعون

1. آماده‌باش کامل سپاه فرعون، جهت تعقیب موسی علیه السلام و بنی‌اسرائیل:

وَ أَوْحَیْنٰا إِلیٰ مُوسیٰ أَنْ أَسْرِ بِعِبٰادِی ... فَأَرْسَلَ فِرْعَوْنُ فِی الْمَدٰائِنِ حٰاشِرِینَ وَ إِنّٰا لَجَمِیعٌ حٰاذِرُونَ . شعراء (26) 52 و 53 و 56

ابتکار فرعون

2. ابتکار فرعون، در ساخت آجر و ساخت بنای بلند با آن:

وَ قٰالَ فِرْعَوْنُ ... فَأَوْقِدْ لِی یٰا هٰامٰانُ عَلَی الطِّینِ فَاجْعَلْ لِی صَرْحاً ... (6)قصص (28) 38

اتمام‌حجّت بر فرعون

3. اتمام‌حجّت موسی علیه السلام با فرعون:

ثُمَّ بَعَثْنٰا مِنْ بَعْدِهِمْ مُوسیٰ بِآیٰاتِنٰا إِلیٰ فِرْعَوْنَ

قٰالَ إِنْ کُنْتَ جِئْتَ بِآیَةٍ فَأْتِ بِهٰا إِنْ کُنْتَ مِنَ الصّٰادِقِینَ

فَأَلْقیٰ عَصٰاهُ فَإِذٰا هِیَ ثُعْبٰانٌ مُبِینٌ

وَ نَزَعَ یَدَهُ فَإِذٰا هِیَ بَیْضٰاءُ لِلنّٰاظِرِینَ . اعراف (7) 103 و 106 -\108

وَ لَقَدْ أَخَذْنٰا آلَ فِرْعَوْنَ بِالسِّنِینَ وَ نَقْصٍ مِنَ الثَّمَرٰاتِ لَعَلَّهُمْ یَذَّکَّرُونَ

وَ قٰالُوا مَهْمٰا تَأْتِنٰا بِهِ مِنْ آیَةٍ لِتَسْحَرَنٰا بِهٰا فَمٰا نَحْنُ لَکَ بِمُؤْمِنِینَ .

اعراف (7) 130 و 132

ثُمَّ بَعَثْنٰا مِنْ بَعْدِهِمْ مُوسیٰ وَ هٰارُونَ إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ بِآیٰاتِنٰا فَاسْتَکْبَرُوا وَ کٰانُوا قَوْماً مُجْرِمِینَ

قٰالُوا أَ جِئْتَنٰا لِتَلْفِتَنٰا عَمّٰا وَجَدْنٰا عَلَیْهِ آبٰاءَنٰا وَ تَکُونَ لَکُمَا الْکِبْرِیٰاءُ فِی الْأَرْضِ وَ مٰا نَحْنُ لَکُمٰا بِمُؤْمِنِینَ . یونس (10) 75 و 78

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا مُوسیٰ بِآیٰاتِنٰا وَ سُلْطٰانٍ مُبِینٍ

إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ فَاتَّبَعُوا أَمْرَ فِرْعَوْنَ وَ مٰا أَمْرُ


1) 1) . مفردات، ص 632 ، «فرع»

2) 2) . فرهنگ لغات قرآن، دکتر قریب، ج 2، ص 231

3) 3) . تاریخ طبری، ج 1، ص 231

4) 4) . تفسیر التحریروالتنویر، ج 5، جزء 9، ص 35

5) 5) . تاریخ طبری، ج 1، ص 232 و 249

6) 6) . اینکه فرعون گفت: «اوقد لی یا هامان علی الطین؛ بر گل، ای هامان، آتش بیفروز» و نگفت: «اطبخ لی الآجر؛ آجر برایم بپز» معلوم می‌شود که وی نخستین کسی است که دستور ساخت آجر را داده است. (روح‌المعانی، ج 11، جزء 20، ص 122)

فِرْعَوْنَ بِرَشِیدٍ. هود (11) 96 و 97

اِذْهَبْ أَنْتَ وَ أَخُوکَ بِآیٰاتِی وَ لاٰ تَنِیٰا فِی ذِکْرِی

فَأْتِیٰاهُ فَقُولاٰ إِنّٰا رَسُولاٰ رَبِّکَ فَأَرْسِلْ مَعَنٰا بَنِی إِسْرٰائِیلَ وَ لاٰ تُعَذِّبْهُمْ قَدْ جِئْنٰاکَ بِآیَةٍ مِنْ رَبِّکَ وَ السَّلاٰمُ عَلیٰ مَنِ اتَّبَعَ الْهُدیٰ

وَ لَقَدْ أَرَیْنٰاهُ آیٰاتِنٰا کُلَّهٰا فَکَذَّبَ وَ أَبیٰ .

طه (20) 42 و 47 و 56

ثُمَّ أَرْسَلْنٰا مُوسیٰ وَ أَخٰاهُ هٰارُونَ بِآیٰاتِنٰا وَ سُلْطٰانٍ مُبِینٍ

إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ فَاسْتَکْبَرُوا وَ کٰانُوا قَوْماً عٰالِینَ

فَقٰالُوا أَ نُؤْمِنُ لِبَشَرَیْنِ مِثْلِنٰا وَ قَوْمُهُمٰا لَنٰا عٰابِدُونَ . مؤمنون (23) 45 -\47

وَ إِذْ نٰادیٰ رَبُّکَ مُوسیٰ أَنِ ائْتِ الْقَوْمَ الظّٰالِمِینَ

قَوْمَ فِرْعَوْنَ أَ لاٰ یَتَّقُونَ

قٰالَ کَلاّٰ فَاذْهَبٰا بِآیٰاتِنٰا إِنّٰا مَعَکُمْ مُسْتَمِعُونَ .

شعراء (26) 10 و 11 و 15

وَ أَدْخِلْ یَدَکَ فِی جَیْبِکَ تَخْرُجْ بَیْضٰاءَ مِنْ غَیْرِ سُوءٍ فِی تِسْعِ آیٰاتٍ إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ قَوْمِهِ إِنَّهُمْ کٰانُوا قَوْماً فٰاسِقِینَ

فَلَمّٰا جٰاءَتْهُمْ آیٰاتُنٰا مُبْصِرَةً قٰالُوا هٰذٰا سِحْرٌ مُبِینٌ . نمل (27) 12 و 13

قٰالَ سَنَشُدُّ عَضُدَکَ بِأَخِیکَ وَ نَجْعَلُ لَکُمٰا سُلْطٰاناً فَلاٰ یَصِلُونَ إِلَیْکُمٰا بِآیٰاتِنٰا أَنْتُمٰا وَ مَنِ اتَّبَعَکُمَا الْغٰالِبُونَ

فَلَمّٰا جٰاءَهُمْ مُوسیٰ بِآیٰاتِنٰا بَیِّنٰاتٍ قٰالُوا مٰا هٰذٰا إِلاّٰ سِحْرٌ مُفْتَریً وَ مٰا سَمِعْنٰا بِهٰذٰا فِی آبٰائِنَا الْأَوَّلِینَ .

قصص (28) 35 و 36

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا مُوسیٰ بِآیٰاتِنٰا وَ سُلْطٰانٍ مُبِینٍ

إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ هٰامٰانَ وَ قٰارُونَ فَقٰالُوا سٰاحِرٌ کَذّٰابٌ . غافر (40) 23 و 24

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا مُوسیٰ بِآیٰاتِنٰا إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ فَقٰالَ إِنِّی رَسُولُ رَبِّ الْعٰالَمِینَ

فَلَمّٰا جٰاءَهُمْ بِآیٰاتِنٰا إِذٰا هُمْ مِنْهٰا یَضْحَکُونَ .

زخرف (43) 46 و 47

احتجاج فرعون

4. احتجاج فرعون برای نفی رسالت موسی علیه السلام به فصیح نبودن او و نداشتن زیور آلات و عدم همراهی ملائکه با وی:

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا مُوسیٰ بِآیٰاتِنٰا إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ فَقٰالَ إِنِّی رَسُولُ رَبِّ الْعٰالَمِینَ

وَ نٰادیٰ فِرْعَوْنُ فِی قَوْمِهِ قٰالَ یٰا قَوْمِ أَ لَیْسَ لِی مُلْکُ مِصْرَ وَ هٰذِهِ الْأَنْهٰارُ تَجْرِی مِنْ تَحْتِی أَ فَلاٰ تُبْصِرُونَ

أَمْ أَنَا خَیْرٌ مِنْ هٰذَا الَّذِی هُوَ مَهِینٌ وَ لاٰ یَکٰادُ یُبِینُ

فَلَوْ لاٰ أُلْقِیَ عَلَیْهِ أَسْوِرَةٌ مِنْ ذَهَبٍ أَوْ جٰاءَ مَعَهُ الْمَلاٰئِکَةُ مُقْتَرِنِینَ .

زخرف (43) 46 و 51 -\53

نیز ==> احتجاج، احتجاج موسی علیه السلام

احتضار فرعون

5. اظهار ایمان و تسلیم فرعون، هنگام احتضار و مشاهدۀ مرگ و بی‌اثر بودن آن برای وی:

وَ جٰاوَزْنٰا بِبَنِی إِسْرٰائِیلَ الْبَحْرَ فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ وَ جُنُودُهُ بَغْیاً وَ عَدْواً حَتّٰی إِذٰا أَدْرَکَهُ الْغَرَقُ قٰالَ آمَنْتُ أَنَّهُ لاٰ إِلٰهَ إِلاَّ الَّذِی آمَنَتْ بِهِ بَنُوا إِسْرٰائِیلَ وَ أَنَا مِنَ الْمُسْلِمِینَ

آلْآنَ وَ قَدْ عَصَیْتَ قَبْلُ وَ کُنْتَ مِنَ الْمُفْسِدِینَ . یونس (10) 90 و 91

6. عصیان و فسادانگیزی فرعون، مانع قبولی ایمان و توبۀ وی در حال احتضار:

وَ جٰاوَزْنٰا بِبَنِی إِسْرٰائِیلَ الْبَحْرَ فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ

وَ جُنُودُهُ بَغْیاً وَ عَدْواً حَتّٰی إِذٰا أَدْرَکَهُ الْغَرَقُ قٰالَ آمَنْتُ أَنَّهُ لاٰ إِلٰهَ إِلاَّ الَّذِی آمَنَتْ بِهِ بَنُوا إِسْرٰائِیلَ وَ أَنَا مِنَ الْمُسْلِمِینَ

آلْآنَ وَ قَدْ عَصَیْتَ قَبْلُ وَ کُنْتَ مِنَ الْمُفْسِدِینَ . یونس (10) 90 و 91

اختلاف فرعون

7. اختلاف فرعون و سران دربار وی، دربارۀ کیفیّت برخورد با موسی علیه السلام :

فَتَوَلّٰی فِرْعَوْنُ فَجَمَعَ کَیْدَهُ ثُمَّ أَتیٰ

فَتَنٰازَعُوا أَمْرَهُمْ بَیْنَهُمْ وَ أَسَرُّوا النَّجْویٰ . طه (20) 60 و 62

ادّعاهای فرعون

8. فرعون، مدّعی هدایتگری مردم به راه درست:

... قٰالَ فِرْعَوْنُ مٰا أُرِیکُمْ إِلاّٰ مٰا أَریٰ وَ مٰا أَهْدِیکُمْ إِلاّٰ سَبِیلَ الرَّشٰادِ. غافر (40) 29

9. ادّعاهای واهی فرعون، مبنی بر الوهیّت یگانۀ خویش:

قٰالَ فِرْعَوْنُ وَ مٰا رَبُّ الْعٰالَمِینَ

قٰالَ لَئِنِ اتَّخَذْتَ إِلٰهَاً غَیْرِی لَأَجْعَلَنَّکَ مِنَ الْمَسْجُونِینَ . شعراء (26) 23 و 29

وَ قٰالَ فِرْعَوْنُ یٰا أَیُّهَا الْمَلَأُ مٰا عَلِمْتُ لَکُمْ مِنْ إِلٰهٍ غَیْرِی .... قصص (28) 38

10. فرعون، مدّعی مطرح نبودن رسالت و نبوّت، در بین اسلاف خود و مصر باستان:

ثُمَّ بَعَثْنٰا مِنْ بَعْدِهِمْ مُوسیٰ وَ هٰارُونَ إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ ... قٰالُوا أَ جِئْتَنٰا لِتَلْفِتَنٰا عَمّٰا وَجَدْنٰا عَلَیْهِ آبٰاءَنٰا .... یونس (10) 75 و 78

... فَذٰانِکَ بُرْهٰانٰانِ مِنْ رَبِّکَ إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ ... فَلَمّٰا جٰاءَهُمْ مُوسیٰ بِآیٰاتِنٰا بَیِّنٰاتٍ قٰالُوا ... وَ مٰا سَمِعْنٰا بِهٰذٰا فِی آبٰائِنَا الْأَوَّلِینَ .

قصص (28) 32 و 36

11. فرعون، مدّعی ربوبیّت برتر خود:

اِذْهَبْ إِلیٰ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغیٰ

فَقٰالَ أَنَا رَبُّکُمُ الْأَعْلیٰ . نازعات (79) 17 و 24

اذن فرعون

12. برآشفتگی فرعون، از ایمان آوردن جادوگرانش به موسی علیه السلام ، بدون اجازۀ او:

قٰالَ فِرْعَوْنُ آمَنْتُمْ بِهِ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَکُمْ إِنَّ هٰذٰا لَمَکْرٌ مَکَرْتُمُوهُ فِی الْمَدِینَةِ لِتُخْرِجُوا مِنْهٰا أَهْلَهٰا فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ . اعراف (7) 123

فَتَوَلّٰی فِرْعَوْنُ فَجَمَعَ کَیْدَهُ ثُمَّ أَتیٰ

قٰالَ آمَنْتُمْ لَهُ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَکُمْ إِنَّهُ لَکَبِیرُکُمُ الَّذِی عَلَّمَکُمُ السِّحْرَ فَلَأُقَطِّعَنَّ أَیْدِیَکُمْ وَ أَرْجُلَکُمْ مِنْ خِلاٰفٍ وَ لَأُصَلِّبَنَّکُمْ فِی جُذُوعِ النَّخْلِ وَ لَتَعْلَمُنَّ أَیُّنٰا أَشَدُّ عَذٰاباً وَ أَبْقیٰ . طه (20) 60 و 71

قٰالَ آمَنْتُمْ لَهُ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَکُمْ إِنَّهُ لَکَبِیرُکُمُ الَّذِی عَلَّمَکُمُ السِّحْرَ فَلَسَوْفَ تَعْلَمُونَ لَأُقَطِّعَنَّ أَیْدِیَکُمْ وَ أَرْجُلَکُمْ مِنْ خِلاٰفٍ وَ لَأُصَلِّبَنَّکُمْ أَجْمَعِینَ . شعراء (26) 49

13. ایمان آوردن ساحران به موسی علیه السلام ، بدون اجازۀ فرعون، موجب تهدید آنان:

وَ أُلْقِیَ السَّحَرَةُ سٰاجِدِینَ

قٰالُوا آمَنّٰا بِرَبِّ الْعٰالَمِینَ

رَبِّ مُوسیٰ وَ هٰارُونَ

قٰالَ فِرْعَوْنُ آمَنْتُمْ بِهِ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَکُمْ إِنَّ هٰذٰا لَمَکْرٌ مَکَرْتُمُوهُ فِی الْمَدِینَةِ لِتُخْرِجُوا مِنْهٰا أَهْلَهٰا فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ . اعراف (7) 120 -\123

فَأُلْقِیَ السَّحَرَةُ سُجَّداً قٰالُوا آمَنّٰا بِرَبِّ هٰارُونَ

وَ مُوسیٰ

قٰالَ آمَنْتُمْ لَهُ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَکُمْ إِنَّهُ لَکَبِیرُکُمُ الَّذِی عَلَّمَکُمُ السِّحْرَ فَلَأُقَطِّعَنَّ أَیْدِیَکُمْ وَ أَرْجُلَکُمْ مِنْ خِلاٰفٍ وَ لَأُصَلِّبَنَّکُمْ فِی جُذُوعِ النَّخْلِ وَ لَتَعْلَمُنَّ أَیُّنٰا أَشَدُّ عَذٰاباً وَ أَبْقیٰ .

طه (20) 70 و 71

فَأُلْقِیَ السَّحَرَةُ سٰاجِدِینَ

قٰالُوا آمَنّٰا بِرَبِّ الْعٰالَمِینَ

رَبِّ مُوسیٰ وَ هٰارُونَ

قٰالَ آمَنْتُمْ لَهُ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَکُمْ إِنَّهُ لَکَبِیرُکُمُ الَّذِی عَلَّمَکُمُ السِّحْرَ فَلَسَوْفَ تَعْلَمُونَ لَأُقَطِّعَنَّ أَیْدِیَکُمْ وَ أَرْجُلَکُمْ مِنْ خِلاٰفٍ وَ لَأُصَلِّبَنَّکُمْ أَجْمَعِینَ . شعراء (26) 46 -\49

اذیّتهای فرعون

14. استمرار اذیّت و آزار بنی‌اسرائیل از سوی فرعون، قبل از رسالت موسی علیه السلام و بعد از آن:

وَ قٰالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِ فِرْعَوْنَ أَ تَذَرُ مُوسیٰ وَ قَوْمَهُ لِیُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ ... قٰالَ مُوسیٰ لِقَوْمِهِ اسْتَعِینُوا بِاللّٰهِ وَ اصْبِرُوا ... قٰالُوا أُوذِینٰا مِنْ قَبْلِ أَنْ تَأْتِیَنٰا وَ مِنْ بَعْدِ مٰا جِئْتَنٰا ....

اعراف (7) 127 -\129

15. اذیّت و آزار بنی‌اسرائیل از جانب فرعون، با کشتار پسران و زنده نگه داشتن زنان‌شان:

وَ قٰالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِ فِرْعَوْنَ أَ تَذَرُ مُوسیٰ وَ قَوْمَهُ لِیُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ وَ یَذَرَکَ وَ آلِهَتَکَ قٰالَ سَنُقَتِّلُ أَبْنٰاءَهُمْ وَ نَسْتَحْیِی نِسٰاءَهُمْ ... قٰالُوا أُوذِینٰا مِنْ قَبْلِ أَنْ تَأْتِیَنٰا وَ مِنْ بَعْدِ مٰا جِئْتَنٰا ....

اعراف (7) 127 و 129

16. امید دادن موسی علیه السلام به بنی‌اسرائیل، مبنی بر پایان یافتن اذیّتهای فرعون و رهایی آنان:

وَ قٰالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِ فِرْعَوْنَ أَ تَذَرُ مُوسیٰ وَ قَوْمَهُ لِیُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ ... قٰالُوا أُوذِینٰا مِنْ قَبْلِ أَنْ تَأْتِیَنٰا وَ مِنْ بَعْدِ مٰا جِئْتَنٰا قٰالَ عَسیٰ رَبُّکُمْ أَنْ یُهْلِکَ عَدُوَّکُمْ وَ یَسْتَخْلِفَکُمْ فِی الْأَرْضِ ....

اعراف (7) 127 و 129

ارتجاع فرعون

==> همین مدخل، رذایل فرعون، ارتجاع

ارزشگذاری فرعون

17. قدرت و ثروت، ملاک ارزش و خیر، در دیدگاه فرعون:

وَ نٰادیٰ فِرْعَوْنُ فِی قَوْمِهِ قٰالَ یٰا قَوْمِ أَ لَیْسَ لِی مُلْکُ مِصْرَ وَ هٰذِهِ الْأَنْهٰارُ تَجْرِی مِنْ تَحْتِی أَ فَلاٰ تُبْصِرُونَ

أَمْ أَنَا خَیْرٌ مِنْ هٰذَا الَّذِی هُوَ مَهِینٌ وَ لاٰ یَکٰادُ یُبِینُ

فَلَوْ لاٰ أُلْقِیَ عَلَیْهِ أَسْوِرَةٌ مِنْ ذَهَبٍ أَوْ جٰاءَ مَعَهُ الْمَلاٰئِکَةُ مُقْتَرِنِینَ .

زخرف (43) 51 - 53

18. طلا و زیورآلات، ملاک ارزشمندی، در بینش فرعون:

وَ نٰادیٰ فِرْعَوْنُ فِی قَوْمِهِ ... فَلَوْ لاٰ أُلْقِیَ عَلَیْهِ أَسْوِرَةٌ مِنْ ذَهَبٍ .... زخرف (43) 51 و 53

استبداد فرعون

==> استبداد، مصادیق استبدادگران، فرعون

استثمار فرعون

==> همین مدخل، رذایل فرعون، استثمار

استدراج فرعون

19. گرفتار شدن فرعون و آل او به عذاب استیصال، پس از مهلت یافتن توأم با رفاه و بهره‌مندی، در زندگی دنیا:

هَلْ أَتٰاکَ حَدِیثُ الْجُنُودِ

فِرْعَوْنَ وَ ثَمُودَ

بَلِ الَّذِینَ کَفَرُوا فِی تَکْذِیبٍ

وَ اللّٰهُ مِنْ وَرٰائِهِمْ مُحِیطٌ. بروج (85) 17 -\20

استعانت فرعون

20. استعانت فرعون از خداوند، برای رهایی خویش، هنگام غرق شدن:

وَ جٰاوَزْنٰا بِبَنِی إِسْرٰائِیلَ الْبَحْرَ فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ وَ جُنُودُهُ بَغْیاً وَ عَدْواً حَتّٰی إِذٰا أَدْرَکَهُ الْغَرَقُ قٰالَ آمَنْتُ أَنَّهُ لاٰ إِلٰهَ إِلاَّ الَّذِی آمَنَتْ بِهِ بَنُوا إِسْرٰائِیلَ وَ أَنَا مِنَ الْمُسْلِمِینَ . یونس (10) 90

21. استعانت فرعون از موسی علیه السلام برای نجات از عذاب:

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا مُوسیٰ بِآیٰاتِنٰا إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ ... وَ مٰا نُرِیهِمْ مِنْ آیَةٍ إِلاّٰ هِیَ أَکْبَرُ مِنْ أُخْتِهٰا وَ أَخَذْنٰاهُمْ بِالْعَذٰابِ لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ وَ قٰالُوا یٰا أَیُّهَا السّٰاحِرُ ادْعُ لَنٰا رَبَّکَ بِمٰا عَهِدَ عِنْدَکَ إِنَّنٰا لَمُهْتَدُونَ . زخرف (43) 46 و 48 و 49

22. استعانت بی‌حاصل فرعون از جادوگران، برای مبارزه با موسی علیه السلام :

قٰالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِ فِرْعَوْنَ إِنَّ هٰذٰا لَسٰاحِرٌ عَلِیمٌ

یُرِیدُ أَنْ یُخْرِجَکُمْ مِنْ أَرْضِکُمْ فَمٰا ذٰا تَأْمُرُونَ

قٰالُوا أَرْجِهْ وَ أَخٰاهُ وَ أَرْسِلْ فِی الْمَدٰائِنِ حٰاشِرِینَ

یَأْتُوکَ بِکُلِّ سٰاحِرٍ عَلِیمٍ

وَ جٰاءَ السَّحَرَةُ فِرْعَوْنَ قٰالُوا إِنَّ لَنٰا لَأَجْراً إِنْ کُنّٰا نَحْنُ الْغٰالِبِینَ

وَ أَوْحَیْنٰا إِلیٰ مُوسیٰ أَنْ أَلْقِ عَصٰاکَ فَإِذٰا هِیَ تَلْقَفُ مٰا یَأْفِکُونَ

فَوَقَعَ الْحَقُّ وَ بَطَلَ مٰا کٰانُوا یَعْمَلُونَ . اعراف (7) 109 -\113 و 117 و 118

وَ قٰالَ فِرْعَوْنُ ائْتُونِی بِکُلِّ سٰاحِرٍ عَلِیمٍ

فَلَمّٰا أَلْقَوْا قٰالَ مُوسیٰ مٰا جِئْتُمْ بِهِ السِّحْرُ إِنَّ اللّٰهَ سَیُبْطِلُهُ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُصْلِحُ عَمَلَ الْمُفْسِدِینَ .

یونس (10) 79 و 81

قٰالَ أَ جِئْتَنٰا لِتُخْرِجَنٰا مِنْ أَرْضِنٰا بِسِحْرِکَ یٰا مُوسیٰ

فَلَنَأْتِیَنَّکَ بِسِحْرٍ مِثْلِهِ فَاجْعَلْ بَیْنَنٰا وَ بَیْنَکَ مَوْعِداً لاٰ نُخْلِفُهُ نَحْنُ وَ لاٰ أَنْتَ مَکٰاناً سُویً

فَتَوَلّٰی فِرْعَوْنُ فَجَمَعَ کَیْدَهُ ثُمَّ أَتیٰ

فَأُلْقِیَ السَّحَرَةُ سُجَّداً قٰالُوا آمَنّٰا بِرَبِّ هٰارُونَ وَ مُوسیٰ . طه (20) 57 و 58 و 60 و 70

استکبار فرعون

==> همین مدخل، رذایل فرعون، استکبار

استهزاهای فرعون

==> همین مدخل، رذایل فرعون، استهزاگری

اسراف فرعون

==> همین مدخل، رذایل فرعون، اسراف

اشراف فرعون

==> اشراف، اشراف فرعونی

اضلال فرعون

==> همین مدخل، رذایل فرعون، اضلال

اطاعت از فرعون

==> اطاعت، اطاعت از فرعون

اعدامهای فرعون

23. تصمیم فرعون و درباریانش به اعدام موسی علیه السلام :

وَ جٰاءَ رَجُلٌ مِنْ أَقْصَی الْمَدِینَةِ یَسْعیٰ قٰالَ یٰا مُوسیٰ إِنَّ الْمَلَأَ یَأْتَمِرُونَ بِکَ لِیَقْتُلُوکَ ....

قصص (28) 20

وَ قٰالَ فِرْعَوْنُ ذَرُونِی أَقْتُلْ مُوسیٰ وَ لْیَدْعُ رَبَّهُ ....

غافر (40) 26

24. نگرانی موسی علیه السلام از اعدام شدن خود به فرمان فرعون:

... فَذٰانِکَ بُرْهٰانٰانِ مِنْ رَبِّکَ إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ ... قٰالَ رَبِّ إِنِّی قَتَلْتُ مِنْهُمْ نَفْساً فَأَخٰافُ أَنْ یَقْتُلُونِ . قصص (28) 32 و 33

25. اعدام و به دار آویخته شدن جادوگران فرعونی، از سوی فرعون:

وَ أُلْقِیَ السَّحَرَةُ سٰاجِدِینَ

قٰالَ فِرْعَوْنُ ...

لَأُقَطِّعَنَّ أَیْدِیَکُمْ وَ أَرْجُلَکُمْ مِنْ خِلاٰفٍ ثُمَّ لَأُصَلِّبَنَّکُمْ أَجْمَعِینَ . اعراف (7) 120 و 123 و 124

فَأُلْقِیَ السَّحَرَةُ سُجَّداً قٰالُوا آمَنّٰا بِرَبِّ هٰارُونَ وَ مُوسیٰ

قٰالَ آمَنْتُمْ لَهُ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَکُمْ إِنَّهُ لَکَبِیرُکُمُ الَّذِی عَلَّمَکُمُ السِّحْرَ فَلَأُقَطِّعَنَّ أَیْدِیَکُمْ وَ أَرْجُلَکُمْ مِنْ خِلاٰفٍ وَ لَأُصَلِّبَنَّکُمْ فِی جُذُوعِ النَّخْلِ .... طه (20) 70 و 71

فَأُلْقِیَ السَّحَرَةُ سٰاجِدِینَ

قٰالَ آمَنْتُمْ لَهُ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَکُمْ ... لَأُقَطِّعَنَّ أَیْدِیَکُمْ وَ أَرْجُلَکُمْ مِنْ خِلاٰفٍ وَ لَأُصَلِّبَنَّکُمْ أَجْمَعِینَ .

شعراء (26) 46 و 49

اعمال ناپسند فرعون

26. تحمیق مردم مصر، با تبلیغات گمراه‌کننده و فریبندۀ فرعون:

وَ نٰادیٰ فِرْعَوْنُ فِی قَوْمِهِ قٰالَ یٰا قَوْمِ أَ لَیْسَ لِی مُلْکُ مِصْرَ وَ هٰذِهِ الْأَنْهٰارُ تَجْرِی مِنْ تَحْتِی أَ فَلاٰ تُبْصِرُونَ

فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ فَأَطٰاعُوهُ إِنَّهُمْ کٰانُوا قَوْماً فٰاسِقِینَ . زخرف (43) 51 و 54

27. استفادۀ فرعون از احساسات و عواطف قومی، در جهت تبلیغ خویش و برتری بر موسی علیه السلام :

وَ نٰادیٰ فِرْعَوْنُ فِی قَوْمِهِ قٰالَ یٰا قَوْمِ أَ لَیْسَ لِی مُلْکُ مِصْرَ ... أَمْ أَنَا خَیْرٌ مِنْ هٰذَا الَّذِی هُوَ مَهِینٌ ... فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ فَأَطٰاعُوهُ ... (1)

زخرف (43) 51 و 52 و 54

28. استفادۀ فرعون از زینتها و امکانات عطا شده به او، در جهت گمراهی و فریب مردم:

وَ قٰالَ مُوسیٰ رَبَّنٰا إِنَّکَ آتَیْتَ فِرْعَوْنَ وَ مَلَأَهُ زِینَةً وَ أَمْوٰالاً فِی الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا رَبَّنٰا لِیُضِلُّوا عَنْ سَبِیلِکَ .... یونس (10) 88

افتراهای فرعون

29. ترور شخصیّت موسی علیه السلام از جانب فرعون، با افترای افسون شدن به وی:

وَ لَقَدْ آتَیْنٰا مُوسیٰ تِسْعَ آیٰاتٍ بَیِّنٰاتٍ فَسْئَلْ بَنِی إِسْرٰائِیلَ إِذْ جٰاءَهُمْ فَقٰالَ لَهُ فِرْعَوْنُ إِنِّی لَأَظُنُّکَ یٰا مُوسیٰ مَسْحُوراً. اسراء (17) 101


1) 1) . به کار رفتن واژۀ «یاقوم» در تبلیغات فرعون، حاکی ازبهره‌گیری فرعون از احساسات قومی و نژادی مردم مصر است

30. متّهم شدن موسی علیه السلام به جادوگری از ناحیۀ فرعون:

ثُمَّ بَعَثْنٰا مِنْ بَعْدِهِمْ مُوسیٰ وَ هٰارُونَ إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ بِآیٰاتِنٰا فَاسْتَکْبَرُوا وَ کٰانُوا قَوْماً مُجْرِمِینَ

فَلَمّٰا جٰاءَهُمُ الْحَقُّ مِنْ عِنْدِنٰا قٰالُوا إِنَّ هٰذٰا لَسِحْرٌ مُبِینٌ . یونس (10) 75 و 76

قٰالَ أَ جِئْتَنٰا لِتُخْرِجَنٰا مِنْ أَرْضِنٰا بِسِحْرِکَ یٰا مُوسیٰ

قٰالَ آمَنْتُمْ لَهُ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَکُمْ إِنَّهُ لَکَبِیرُکُمُ الَّذِی عَلَّمَکُمُ السِّحْرَ فَلَأُقَطِّعَنَّ أَیْدِیَکُمْ وَ أَرْجُلَکُمْ مِنْ خِلاٰفٍ وَ لَأُصَلِّبَنَّکُمْ فِی جُذُوعِ النَّخْلِ وَ لَتَعْلَمُنَّ أَیُّنٰا أَشَدُّ عَذٰاباً وَ أَبْقیٰ .

طه (20) 57 و 71

قٰالَ لِلْمَلَإِ حَوْلَهُ إِنَّ هٰذٰا لَسٰاحِرٌ عَلِیمٌ

یُرِیدُ أَنْ یُخْرِجَکُمْ مِنْ أَرْضِکُمْ بِسِحْرِهِ فَمٰا ذٰا تَأْمُرُونَ

قٰالَ آمَنْتُمْ لَهُ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَکُمْ إِنَّهُ لَکَبِیرُکُمُ الَّذِی عَلَّمَکُمُ السِّحْرَ فَلَسَوْفَ تَعْلَمُونَ لَأُقَطِّعَنَّ أَیْدِیَکُمْ وَ أَرْجُلَکُمْ مِنْ خِلاٰفٍ وَ لَأُصَلِّبَنَّکُمْ أَجْمَعِینَ . شعراء (26) 34 و 35 و 49

وَ فِی مُوسیٰ إِذْ أَرْسَلْنٰاهُ إِلیٰ فِرْعَوْنَ بِسُلْطٰانٍ مُبِینٍ

فَتَوَلّٰی بِرُکْنِهِ وَ قٰالَ سٰاحِرٌ أَوْ مَجْنُونٌ .

ذاریات (51) 38 و 39

31. متّهم شدن موسی علیه السلام به ناتوانی از بیان مقاصد خود، از سوی فرعون:

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا مُوسیٰ بِآیٰاتِنٰا إِلیٰ فِرْعَوْنَ ...

وَ نٰادیٰ فِرْعَوْنُ فِی قَوْمِهِ ... أَمْ أَنَا خَیْرٌ مِنْ هٰذَا الَّذِی هُوَ مَهِینٌ وَ لاٰ یَکٰادُ یُبِینُ .

زخرف (43) 46 و 51 و 52

32. متّهم شدن موسی علیه السلام به دروغگویی، از طرف فرعون:

اِذْهَبٰا إِلیٰ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغیٰ

وَ لَقَدْ أَرَیْنٰاهُ آیٰاتِنٰا کُلَّهٰا فَکَذَّبَ وَ أَبیٰ . طه (20) 43 و 56

وَ قٰالَ فِرْعَوْنُ یٰا أَیُّهَا الْمَلَأُ مٰا عَلِمْتُ لَکُمْ مِنْ إِلٰهٍ غَیْرِی فَأَوْقِدْ لِی یٰا هٰامٰانُ عَلَی الطِّینِ فَاجْعَلْ لِی صَرْحاً لَعَلِّی أَطَّلِعُ إِلیٰ إِلٰهِ مُوسیٰ وَ إِنِّی لَأَظُنُّهُ مِنَ الْکٰاذِبِینَ . قصص (28) 38

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا مُوسیٰ بِآیٰاتِنٰا وَ سُلْطٰانٍ مُبِینٍ

إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ هٰامٰانَ وَ قٰارُونَ فَقٰالُوا سٰاحِرٌ کَذّٰابٌ . غافر (40) 23 و 24

وَ قٰالَ فِرْعَوْنُ یٰا هٰامٰانُ ابْنِ لِی صَرْحاً لَعَلِّی أَبْلُغُ الْأَسْبٰابَ

أَسْبٰابَ السَّمٰاوٰاتِ فَأَطَّلِعَ إِلیٰ إِلٰهِ مُوسیٰ وَ إِنِّی لَأَظُنُّهُ کٰاذِباً وَ کَذٰلِکَ زُیِّنَ لِفِرْعَوْنَ سُوءُ عَمَلِهِ وَ صُدَّ عَنِ السَّبِیلِ وَ مٰا کَیْدُ فِرْعَوْنَ إِلاّٰ فِی تَبٰابٍ . غافر (40) 36 و 37

33. نسبت ناروای جنون به موسی علیه السلام ، از سوی فرعون:

قٰالَ فِرْعَوْنُ وَ مٰا رَبُّ الْعٰالَمِینَ

قٰالَ إِنَّ رَسُولَکُمُ الَّذِی أُرْسِلَ إِلَیْکُمْ لَمَجْنُونٌ .

شعراء (26) 23 و 27

وَ فِی مُوسیٰ إِذْ أَرْسَلْنٰاهُ إِلیٰ فِرْعَوْنَ بِسُلْطٰانٍ مُبِینٍ

فَتَوَلّٰی بِرُکْنِهِ وَ قٰالَ سٰاحِرٌ أَوْ مَجْنُونٌ .

ذاریات (51) 38 و 39

34. افترای فرعون، با سحر پنداشتن معجزات موسی علیه السلام :

ثُمَّ بَعَثْنٰا مِنْ بَعْدِهِمْ مُوسیٰ وَ هٰارُونَ إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ بِآیٰاتِنٰا فَاسْتَکْبَرُوا وَ کٰانُوا قَوْماً مُجْرِمِینَ

فَلَمّٰا جٰاءَهُمُ الْحَقُّ مِنْ عِنْدِنٰا قٰالُوا إِنَّ هٰذٰا لَسِحْرٌ مُبِینٌ

قٰالَ مُوسیٰ أَ تَقُولُونَ لِلْحَقِّ لَمّٰا جٰاءَکُمْ أَ سِحْرٌ هٰذٰا وَ لاٰ یُفْلِحُ السّٰاحِرُونَ . یونس (10) 75 - 77

وَ لَقَدْ آتَیْنٰا مُوسیٰ تِسْعَ آیٰاتٍ بَیِّنٰاتٍ فَسْئَلْ

بَنِی إِسْرٰائِیلَ إِذْ جٰاءَهُمْ فَقٰالَ لَهُ فِرْعَوْنُ إِنِّی لَأَظُنُّکَ یٰا مُوسیٰ مَسْحُوراً. اسراء (17) 101

اِذْهَبٰا إِلیٰ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغیٰ

وَ لَقَدْ أَرَیْنٰاهُ آیٰاتِنٰا کُلَّهٰا فَکَذَّبَ وَ أَبیٰ

قٰالُوا إِنْ هٰذٰانِ لَسٰاحِرٰانِ یُرِیدٰانِ أَنْ یُخْرِجٰاکُمْ مِنْ أَرْضِکُمْ بِسِحْرِهِمٰا وَ یَذْهَبٰا بِطَرِیقَتِکُمُ الْمُثْلیٰ

قٰالَ آمَنْتُمْ لَهُ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَکُمْ إِنَّهُ لَکَبِیرُکُمُ الَّذِی عَلَّمَکُمُ السِّحْرَ فَلَأُقَطِّعَنَّ أَیْدِیَکُمْ وَ أَرْجُلَکُمْ مِنْ خِلاٰفٍ وَ لَأُصَلِّبَنَّکُمْ فِی جُذُوعِ النَّخْلِ وَ لَتَعْلَمُنَّ أَیُّنٰا أَشَدُّ عَذٰاباً وَ أَبْقیٰ . طه (20) 43 و 56 و 63 و 71

فَأَلْقیٰ عَصٰاهُ فَإِذٰا هِیَ ثُعْبٰانٌ مُبِینٌ

وَ نَزَعَ یَدَهُ فَإِذٰا هِیَ بَیْضٰاءُ لِلنّٰاظِرِینَ

قٰالَ لِلْمَلَإِ حَوْلَهُ إِنَّ هٰذٰا لَسٰاحِرٌ عَلِیمٌ . شعراء (26) 32 -\34

فَأَلْقیٰ مُوسیٰ عَصٰاهُ فَإِذٰا هِیَ تَلْقَفُ مٰا یَأْفِکُونَ

فَأُلْقِیَ السَّحَرَةُ سٰاجِدِینَ

قٰالُوا آمَنّٰا بِرَبِّ الْعٰالَمِینَ

رَبِّ مُوسیٰ وَ هٰارُونَ

قٰالَ آمَنْتُمْ لَهُ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَکُمْ إِنَّهُ لَکَبِیرُکُمُ الَّذِی عَلَّمَکُمُ السِّحْرَ فَلَسَوْفَ تَعْلَمُونَ لَأُقَطِّعَنَّ أَیْدِیَکُمْ وَ أَرْجُلَکُمْ مِنْ خِلاٰفٍ وَ لَأُصَلِّبَنَّکُمْ أَجْمَعِینَ . شعراء (26) 45 -\49

یٰا مُوسیٰ إِنَّهُ أَنَا اللّٰهُ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ

وَ أَلْقِ عَصٰاکَ فَلَمّٰا رَآهٰا تَهْتَزُّ کَأَنَّهٰا جَانٌّ وَلّٰی مُدْبِراً وَ لَمْ یُعَقِّبْ یٰا مُوسیٰ لاٰ تَخَفْ إِنِّی لاٰ یَخٰافُ لَدَیَّ الْمُرْسَلُونَ

وَ أَدْخِلْ یَدَکَ فِی جَیْبِکَ تَخْرُجْ بَیْضٰاءَ مِنْ غَیْرِ سُوءٍ فِی تِسْعِ آیٰاتٍ إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ قَوْمِهِ إِنَّهُمْ کٰانُوا قَوْماً فٰاسِقِینَ

فَلَمّٰا جٰاءَتْهُمْ آیٰاتُنٰا مُبْصِرَةً قٰالُوا هٰذٰا سِحْرٌ مُبِینٌ . نمل (27) 9 و 10 و 12 و 13

اُسْلُکْ یَدَکَ فِی جَیْبِکَ تَخْرُجْ بَیْضٰاءَ مِنْ غَیْرِ سُوءٍ وَ اضْمُمْ إِلَیْکَ جَنٰاحَکَ مِنَ الرَّهْبِ فَذٰانِکَ بُرْهٰانٰانِ مِنْ رَبِّکَ إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ إِنَّهُمْ کٰانُوا قَوْماً فٰاسِقِینَ

فَلَمّٰا جٰاءَهُمْ مُوسیٰ بِآیٰاتِنٰا بَیِّنٰاتٍ قٰالُوا مٰا هٰذٰا إِلاّٰ سِحْرٌ مُفْتَریً وَ مٰا سَمِعْنٰا بِهٰذٰا فِی آبٰائِنَا الْأَوَّلِینَ . قصص (28) 32 و 36

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا مُوسیٰ بِآیٰاتِنٰا وَ سُلْطٰانٍ مُبِینٍ

إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ هٰامٰانَ وَ قٰارُونَ فَقٰالُوا سٰاحِرٌ کَذّٰابٌ . غافر (40) 23 و 24

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا مُوسیٰ بِآیٰاتِنٰا إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ فَقٰالَ إِنِّی رَسُولُ رَبِّ الْعٰالَمِینَ

وَ قٰالُوا یٰا أَیُّهَا السّٰاحِرُ ادْعُ لَنٰا رَبَّکَ بِمٰا عَهِدَ عِنْدَکَ إِنَّنٰا لَمُهْتَدُونَ . زخرف (43) 46 و 49

35. نهی فرعون و فرعونیان از افترای به خدا، به وسیلۀ موسی علیه السلام :

فَتَوَلّٰی فِرْعَوْنُ فَجَمَعَ کَیْدَهُ ثُمَّ أَتیٰ

قٰالَ لَهُمْ مُوسیٰ وَیْلَکُمْ لاٰ تَفْتَرُوا عَلَی اللّٰهِ کَذِباً فَیُسْحِتَکُمْ بِعَذٰابٍ وَ قَدْ خٰابَ مَنِ افْتَریٰ .

طه (20) 60 و 61

36. متّهم شدن موسی علیه السلام به تصاحب قدرت و انحصارطلبی، از جانب فرعون و درباریانش:

ثُمَّ بَعَثْنٰا مِنْ بَعْدِهِمْ مُوسیٰ وَ هٰارُونَ إِلیٰ فِرْعَوْنَ ... قٰالُوا أَ جِئْتَنٰا لِتَلْفِتَنٰا عَمّٰا وَجَدْنٰا عَلَیْهِ آبٰاءَنٰا وَ تَکُونَ لَکُمَا الْکِبْرِیٰاءُ فِی الْأَرْضِ .... یونس (10) 75 و 78

37. تهمت فرعون به موسی علیه السلام مبنی بر تصمیم او برای آواره کردن فرعونیان از سرزمین خود با جادوگری:

قٰالَ أَ جِئْتَنٰا لِتُخْرِجَنٰا مِنْ أَرْضِنٰا بِسِحْرِکَ یٰا مُوسیٰ

قٰالُوا إِنْ هٰذٰانِ لَسٰاحِرٰانِ یُرِیدٰانِ أَنْ یُخْرِجٰاکُمْ مِنْ أَرْضِکُمْ بِسِحْرِهِمٰا وَ یَذْهَبٰا

بِطَرِیقَتِکُمُ الْمُثْلیٰ . طه (20) 57 و 63

قٰالَ لِلْمَلَإِ حَوْلَهُ إِنَّ هٰذٰا لَسٰاحِرٌ عَلِیمٌ

یُرِیدُ أَنْ یُخْرِجَکُمْ مِنْ أَرْضِکُمْ بِسِحْرِهِ فَمٰا ذٰا تَأْمُرُونَ . شعراء (26) 34 و 35

38. تهمت فرعون به جادوگران خود، مبنی بر تعلّم سحر از موسی علیه السلام و همدست بودن با او:

فَأُلْقِیَ السَّحَرَةُ سُجَّداً قٰالُوا آمَنّٰا بِرَبِّ هٰارُونَ وَ مُوسیٰ

قٰالَ آمَنْتُمْ لَهُ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَکُمْ إِنَّهُ لَکَبِیرُکُمُ الَّذِی عَلَّمَکُمُ السِّحْرَ فَلَأُقَطِّعَنَّ أَیْدِیَکُمْ وَ أَرْجُلَکُمْ مِنْ خِلاٰفٍ وَ لَأُصَلِّبَنَّکُمْ فِی جُذُوعِ النَّخْلِ وَ لَتَعْلَمُنَّ أَیُّنٰا أَشَدُّ عَذٰاباً وَ أَبْقیٰ .

طه (20) 70 و 71

فَأُلْقِیَ السَّحَرَةُ سٰاجِدِینَ

قٰالُوا آمَنّٰا بِرَبِّ الْعٰالَمِینَ

رَبِّ مُوسیٰ وَ هٰارُونَ

قٰالَ آمَنْتُمْ لَهُ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَکُمْ إِنَّهُ لَکَبِیرُکُمُ الَّذِی عَلَّمَکُمُ السِّحْرَ فَلَسَوْفَ تَعْلَمُونَ لَأُقَطِّعَنَّ أَیْدِیَکُمْ وَ أَرْجُلَکُمْ مِنْ خِلاٰفٍ وَ لَأُصَلِّبَنَّکُمْ أَجْمَعِینَ . شعراء (26) 46 - 49

39. تهمت فرعون به جادوگران خود، مبنی بر توطئۀ آنان برای آواره کردن مردم از سرزمین خود:

وَ أُلْقِیَ السَّحَرَةُ سٰاجِدِینَ

قٰالَ فِرْعَوْنُ آمَنْتُمْ بِهِ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَکُمْ إِنَّ هٰذٰا لَمَکْرٌ مَکَرْتُمُوهُ فِی الْمَدِینَةِ لِتُخْرِجُوا مِنْهٰا أَهْلَهٰا فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ .

اعراف (7) 120 و 123

افساد فرعون

==> همین مدخل، رذایل فرعون، افساد

اقرار فرعون

40. اقرار فرعون به توحید، هنگام غرق شدن:

... فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ وَ جُنُودُهُ بَغْیاً وَ عَدْواً حَتّٰی إِذٰا أَدْرَکَهُ الْغَرَقُ قٰالَ آمَنْتُ أَنَّهُ لاٰ إِلٰهَ إِلاَّ الَّذِی آمَنَتْ بِهِ بَنُوا إِسْرٰائِیلَ .... یونس (10) 90

41. اقرار فرعون به تسلیم در برابر خداوند، هنگام غرق شدن، و عدم پذیرش آن از جانب خدا:

وَ جٰاوَزْنٰا بِبَنِی إِسْرٰائِیلَ الْبَحْرَ فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ وَ جُنُودُهُ بَغْیاً وَ عَدْواً حَتّٰی إِذٰا أَدْرَکَهُ الْغَرَقُ قٰالَ آمَنْتُ أَنَّهُ لاٰ إِلٰهَ إِلاَّ الَّذِی آمَنَتْ بِهِ بَنُوا إِسْرٰائِیلَ وَ أَنَا مِنَ الْمُسْلِمِینَ

آلْآنَ وَ قَدْ عَصَیْتَ قَبْلُ وَ کُنْتَ مِنَ الْمُفْسِدِینَ . یونس (10) 90 و 91

اکراه فرعون

42. اکراه جادوگران بر سحر از سوی فرعون، برای مقابله با موسی علیه السلام :

فَتَوَلّٰی فِرْعَوْنُ فَجَمَعَ کَیْدَهُ ثُمَّ أَتیٰ

إِنّٰا آمَنّٰا بِرَبِّنٰا لِیَغْفِرَ لَنٰا خَطٰایٰانٰا وَ مٰا أَکْرَهْتَنٰا عَلَیْهِ مِنَ السِّحْرِ وَ اللّٰهُ خَیْرٌ وَ أَبْقیٰ . طه (20) 60 و 73

الوهیّت فرعون

43. ادّعای الوهیّت از جانب فرعون و منحصر ساختن آن به خویشتن:

قٰالَ فِرْعَوْنُ ... قٰالَ لَئِنِ اتَّخَذْتَ إِلٰهَاً غَیْرِی لَأَجْعَلَنَّکَ مِنَ الْمَسْجُونِینَ . شعراء (26) 23 و 29

وَ قٰالَ فِرْعَوْنُ یٰا أَیُّهَا الْمَلَأُ مٰا عَلِمْتُ لَکُمْ مِنْ إِلٰهٍ غَیْرِی .... قصص (28) 38

امامت فرعون

44. فرعون، از جمله پیشوایان دعوت‌کننده به دوزخ:

فَأَخَذْنٰاهُ وَ جُنُودَهُ فَنَبَذْنٰاهُمْ فِی الْیَمِّ فَانْظُرْ کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ الظّٰالِمِینَ

وَ جَعَلْنٰاهُمْ أَئِمَّةً

یَدْعُونَ إِلَی النّٰارِ .... قصص (28) 40 و 41

امر فرعون

45. هدایتگر نبودن فرمانها و آیین فرعون:

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا مُوسیٰ ... إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ فَاتَّبَعُوا أَمْرَ فِرْعَوْنَ وَ مٰا أَمْرُ فِرْعَوْنَ بِرَشِیدٍ.

هود (11) 96 و 97

امکانات فرعون

46. فرعون و اطرافیانش، دارای زینتهای خدادادی در زندگی دنیا:

وَ قٰالَ مُوسیٰ رَبَّنٰا إِنَّکَ آتَیْتَ فِرْعَوْنَ وَ مَلَأَهُ زِینَةً وَ أَمْوٰالاً فِی الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا رَبَّنٰا لِیُضِلُّوا عَنْ سَبِیلِکَ رَبَّنَا اطْمِسْ عَلیٰ أَمْوٰالِهِمْ وَ اشْدُدْ عَلیٰ قُلُوبِهِمْ فَلاٰ یُؤْمِنُوا حَتّٰی یَرَوُا الْعَذٰابَ الْأَلِیمَ .

یونس (10) 88

47. امکانات فرعون، وسیله‌ای برای گمراه کردن مردم:

وَ قٰالَ مُوسیٰ رَبَّنٰا إِنَّکَ آتَیْتَ فِرْعَوْنَ وَ مَلَأَهُ زِینَةً وَ أَمْوٰالاً فِی الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا رَبَّنٰا لِیُضِلُّوا عَنْ سَبِیلِکَ رَبَّنَا اطْمِسْ عَلیٰ أَمْوٰالِهِمْ وَ اشْدُدْ عَلیٰ قُلُوبِهِمْ فَلاٰ یُؤْمِنُوا حَتّٰی یَرَوُا الْعَذٰابَ الْأَلِیمَ .

یونس (10) 88

48. بهره‌مندی فرعون، از چشمه‌سارها و باغات:

فَأَرْسَلَ فِرْعَوْنُ فِی الْمَدٰائِنِ حٰاشِرِینَ

فَأَخْرَجْنٰاهُمْ مِنْ جَنّٰاتٍ وَ عُیُونٍ

وَ کُنُوزٍ وَ مَقٰامٍ کَرِیمٍ

کَذٰلِکَ وَ أَوْرَثْنٰاهٰا بَنِی إِسْرٰائِیلَ

فَأَتْبَعُوهُمْ مُشْرِقِینَ .

شعراء (26) 53 و 57 -\60

وَ لَقَدْ فَتَنّٰا قَبْلَهُمْ قَوْمَ فِرْعَوْنَ وَ جٰاءَهُمْ رَسُولٌ کَرِیمٌ

کَمْ تَرَکُوا مِنْ جَنّٰاتٍ وَ عُیُونٍ

وَ زُرُوعٍ وَ مَقٰامٍ کَرِیمٍ

وَ نَعْمَةٍ کٰانُوا فِیهٰا فٰاکِهِینَ . دخان (44) 17 و 25 -\27

انتقام از فرعون

49. انتقام خداوند از فرعون و فرعونیان، درس عبرتی برای دیگران:

وَ نٰادیٰ فِرْعَوْنُ فِی قَوْمِهِ قٰالَ یٰا قَوْمِ أَ لَیْسَ لِی مُلْکُ مِصْرَ وَ هٰذِهِ الْأَنْهٰارُ تَجْرِی مِنْ تَحْتِی أَ فَلاٰ تُبْصِرُونَ

فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ فَأَطٰاعُوهُ إِنَّهُمْ کٰانُوا قَوْماً فٰاسِقِینَ

فَلَمّٰا آسَفُونٰا انْتَقَمْنٰا مِنْهُمْ فَأَغْرَقْنٰاهُمْ أَجْمَعِینَ

فَجَعَلْنٰاهُمْ سَلَفاً وَ مَثَلاً لِلْآخِرِینَ . زخرف (43) 51 و 54 -\56

50. به خشم آوردن خداوند از سوی فرعون و فرعونیان، سبب انتقام‌گیری خدا از ایشان، با غرق نمودن آنان:

وَ نٰادیٰ فِرْعَوْنُ فِی قَوْمِهِ قٰالَ یٰا قَوْمِ أَ لَیْسَ لِی مُلْکُ مِصْرَ وَ هٰذِهِ الْأَنْهٰارُ تَجْرِی مِنْ تَحْتِی أَ فَلاٰ تُبْصِرُونَ

فَلَمّٰا آسَفُونٰا انْتَقَمْنٰا مِنْهُمْ فَأَغْرَقْنٰاهُمْ أَجْمَعِینَ . زخرف (43) 51 و 55

انتقام فرعون

51. انتقام گرفتن فرعون از ساحران، با قطع کردن دست و پا و به دار آویختن آنان، به سبب ایمانشان به پروردگار جهانیان:

وَ أُلْقِیَ السَّحَرَةُ سٰاجِدِینَ

لَأُقَطِّعَنَّ أَیْدِیَکُمْ وَ أَرْجُلَکُمْ مِنْ خِلاٰفٍ ثُمَّ لَأُصَلِّبَنَّکُمْ أَجْمَعِینَ

قٰالُوا إِنّٰا إِلیٰ رَبِّنٰا مُنْقَلِبُونَ

وَ مٰا تَنْقِمُ مِنّٰا إِلاّٰ أَنْ آمَنّٰا بِآیٰاتِ رَبِّنٰا لَمّٰا جٰاءَتْنٰا رَبَّنٰا أَفْرِغْ عَلَیْنٰا

صَبْراً وَ تَوَفَّنٰا مُسْلِمِینَ .

اعراف (7) 120 و 124 -\126

انحصارطلبی فرعون

==> همین مدخل، رذایل فرعون، انحصارطلبی

انذار فرعون

52. هشدار موسی و هارون علیهما السلام به فرعون، از عذاب الهی:

اِذْهَبٰا إِلیٰ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغیٰ

فَأْتِیٰاهُ فَقُولاٰ إِنّٰا رَسُولاٰ رَبِّکَ فَأَرْسِلْ مَعَنٰا بَنِی إِسْرٰائِیلَ وَ لاٰ تُعَذِّبْهُمْ قَدْ جِئْنٰاکَ بِآیَةٍ مِنْ رَبِّکَ وَ السَّلاٰمُ عَلیٰ مَنِ اتَّبَعَ الْهُدیٰ

إِنّٰا قَدْ أُوحِیَ إِلَیْنٰا أَنَّ الْعَذٰابَ عَلیٰ مَنْ کَذَّبَ وَ تَوَلّٰی .

طه (20) 43 و 47 و 48

53. انذار شدن فرعون به وسیلۀ پیامبر معاصر خویش، پیش از گرفتار شدن به عذاب:

کَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ ... وَ فِرْعَوْنُ ذُو الْأَوْتٰادِ إِنْ کُلٌّ إِلاّٰ کَذَّبَ الرُّسُلَ فَحَقَّ عِقٰابِ . ص (38) 12 و 14

کَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ .... وَ فِرْعَوْنُ .... کُلٌّ کَذَّبَ الرُّسُلَ فَحَقَّ وَعِیدِ. (1)ق (50) 12 -\14

54. هشدار موسی علیه السلام به فرعون، در مورد نابودی وی:

وَ لَقَدْ آتَیْنٰا مُوسیٰ تِسْعَ آیٰاتٍ بَیِّنٰاتٍ ...

فَقٰالَ ... وَ إِنِّی لَأَظُنُّکَ یٰا فِرْعَوْنُ مَثْبُوراً.

اسراء (17) 101 و 102

انکار فرعون

55. انکار فرعون نسبت به حقّانیّت آیات و معجزات ارائه شده از ناحیۀ موسی علیه السلام ، به رغم یقین به آن:

... إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ قَوْمِهِ ... فَلَمّٰا جٰاءَتْهُمْ آیٰاتُنٰا مُبْصِرَةً ... وَ جَحَدُوا بِهٰا وَ اسْتَیْقَنَتْهٰا أَنْفُسُهُمْ ظُلْماً وَ عُلُوًّا .... نمل (27) 12 -\14

ایمان فرعون

56. دعوت فرعون به ایمان از سوی موسی و هارون علیهما السلام و انکار آنان از جانب فرعون:

ثُمَّ بَعَثْنٰا مِنْ بَعْدِهِمْ مُوسیٰ وَ هٰارُونَ إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ بِآیٰاتِنٰا فَاسْتَکْبَرُوا وَ کٰانُوا قَوْماً مُجْرِمِینَ

قٰالُوا أَ جِئْتَنٰا لِتَلْفِتَنٰا عَمّٰا وَجَدْنٰا عَلَیْهِ آبٰاءَنٰا وَ تَکُونَ لَکُمَا الْکِبْرِیٰاءُ فِی الْأَرْضِ وَ مٰا نَحْنُ لَکُمٰا بِمُؤْمِنِینَ . یونس (10) 75 و 78

57. ادّعای ایمان از ناحیۀ فرعون، هنگام مرگ و غرق شدن:

وَ جٰاوَزْنٰا بِبَنِی إِسْرٰائِیلَ الْبَحْرَ فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ وَ جُنُودُهُ بَغْیاً وَ عَدْواً حَتّٰی إِذٰا أَدْرَکَهُ الْغَرَقُ قٰالَ آمَنْتُ أَنَّهُ لاٰ إِلٰهَ إِلاَّ الَّذِی آمَنَتْ بِهِ بَنُوا إِسْرٰائِیلَ وَ أَنَا مِنَ الْمُسْلِمِینَ

آلْآنَ وَ قَدْ عَصَیْتَ قَبْلُ وَ کُنْتَ مِنَ الْمُفْسِدِینَ . یونس (10) 90 و 91

58. اظهار ایمان فرعون، در لحظه‌های مشاهدۀ مرگ، از روی اضطرار و ناچاری، باوری بی‌ارزش:

وَ جٰاوَزْنٰا بِبَنِی إِسْرٰائِیلَ الْبَحْرَ فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ ... حَتّٰی إِذٰا أَدْرَکَهُ الْغَرَقُ قٰالَ آمَنْتُ أَنَّهُ لاٰ إِلٰهَ إِلاَّ الَّذِی آمَنَتْ بِهِ بَنُوا إِسْرٰائِیلَ ...

آلْآنَ وَ قَدْ عَصَیْتَ قَبْلُ وَ کُنْتَ مِنَ الْمُفْسِدِینَ .

یونس (10) 90 و 91

59. ختم شدن قلب فرعون به دعای موسی و هارون علیهما السلام زمینۀ سلب توفیق ایمان از وی:

وَ قٰالَ مُوسیٰ رَبَّنٰا إِنَّکَ آتَیْتَ فِرْعَوْنَ وَ مَلَأَهُ


1) 1) . جملۀ «فحقّ وعید» بیانگر این است که آنان قبل از عذاب به وسیلۀ پیامبران انذار شده بودند

زِینَةً وَ أَمْوٰالاً ... رَبَّنَا اطْمِسْ عَلیٰ أَمْوٰالِهِمْ وَ اشْدُدْ عَلیٰ قُلُوبِهِمْ فَلاٰ یُؤْمِنُوا ... قٰالَ قَدْ أُجِیبَتْ دَعْوَتُکُمٰا ... (1)یونس (10) 88 و 89

باغهای فرعون

60. فرعون و آل‌فرعون، دارای باغها و چشمه‌ساران گوناگون:

فَأَرْسَلَ فِرْعَوْنُ ... فَأَخْرَجْنٰاهُمْ مِنْ جَنّٰاتٍ وَ عُیُونٍ . شعراء (26) 53 و 57

61. بنی‌اسرائیل، وارث باغهای فرعون و فرعونیان:

فَأَرْسَلَ فِرْعَوْنُ فِی الْمَدٰائِنِ ... فَأَخْرَجْنٰاهُمْ مِنْ جَنّٰاتٍ وَ عُیُونٍ کَذٰلِکَ وَ أَوْرَثْنٰاهٰا بَنِی إِسْرٰائِیلَ . شعراء (26) 53 و 57 و 59

بت‌پرستی فرعون

==> همین مدخل، رذایل فرعون، بت‌پرستی

بدن فرعون

62. بیرون افتادن بدن فرعون از آب، پس از غرق شدن به امر خداوند:

وَ جٰاوَزْنٰا بِبَنِی إِسْرٰائِیلَ الْبَحْرَ فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ وَ جُنُودُهُ بَغْیاً وَ عَدْواً حَتّٰی إِذٰا أَدْرَکَهُ الْغَرَقُ قٰالَ آمَنْتُ أَنَّهُ لاٰ إِلٰهَ إِلاَّ الَّذِی آمَنَتْ بِهِ بَنُوا إِسْرٰائِیلَ وَ أَنَا مِنَ الْمُسْلِمِینَ

فَالْیَوْمَ نُنَجِّیکَ بِبَدَنِکَ لِتَکُونَ لِمَنْ خَلْفَکَ آیَةً وَ إِنَّ کَثِیراً مِنَ النّٰاسِ عَنْ آیٰاتِنٰا لَغٰافِلُونَ . یونس (10) 90 و 92

63. نجات بدن فرعون از آب دریا، عبرتی برای آیندگان و روزی به یاد ماندنی:

وَ جٰاوَزْنٰا بِبَنِی إِسْرٰائِیلَ الْبَحْرَ فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ وَ جُنُودُهُ بَغْیاً وَ عَدْواً حَتّٰی إِذٰا أَدْرَکَهُ الْغَرَقُ قٰالَ آمَنْتُ أَنَّهُ لاٰ إِلٰهَ إِلاَّ الَّذِی آمَنَتْ بِهِ بَنُوا إِسْرٰائِیلَ وَ أَنَا مِنَ الْمُسْلِمِینَ

فَالْیَوْمَ نُنَجِّیکَ بِبَدَنِکَ لِتَکُونَ لِمَنْ خَلْفَکَ آیَةً وَ إِنَّ کَثِیراً مِنَ النّٰاسِ عَنْ آیٰاتِنٰا لَغٰافِلُونَ . یونس (10) 90 و 92

64. جسد فرعون، اثری باستانی و ماندگار برای آیندگان:

فَالْیَوْمَ نُنَجِّیکَ بِبَدَنِکَ لِتَکُونَ لِمَنْ خَلْفَکَ آیَةً وَ إِنَّ کَثِیراً مِنَ النّٰاسِ عَنْ آیٰاتِنٰا لَغٰافِلُونَ .

یونس (10) 92

برج‌سازی فرعون

65. دستور فرعون به هامان، مبنی بر ساختن برجی بسیار بزرگ و بلند، جهت اطّلاع از خدای موسی علیه السلام :

وَ قٰالَ فِرْعَوْنُ ... فَأَوْقِدْ لِی یٰا هٰامٰانُ عَلَی الطِّینِ فَاجْعَلْ لِی صَرْحاً لَعَلِّی أَطَّلِعُ إِلیٰ إِلٰهِ مُوسیٰ وَ إِنِّی لَأَظُنُّهُ مِنَ الْکٰاذِبِینَ . (2)قصص (28) 38

وَ قٰالَ فِرْعَوْنُ یٰا هٰامٰانُ ابْنِ لِی صَرْحاً لَعَلِّی أَبْلُغُ الْأَسْبٰابَ

أَسْبٰابَ السَّمٰاوٰاتِ فَأَطَّلِعَ إِلیٰ إِلٰهِ مُوسیٰ وَ إِنِّی لَأَظُنُّهُ کٰاذِباً ....

غافر (40) 36 و 37

66. توانایی فرعون و حکومت وی، در ساخت برجهای بسیار بلند:

وَ قٰالَ فِرْعَوْنُ یٰا أَیُّهَا الْمَلَأُ مٰا عَلِمْتُ لَکُمْ مِنْ إِلٰهٍ


1) 1) . «واشدد علیٰ قلوبهم» یعنی قلب آنان را قسی گردان تا حق‌پذیر نباشد، یعنی بر دل‌شان مهر بزن. (المیزان، ج 10، ص 118؛ روح‌المعانی، ج 7، جزء 11، ص 254)

2) 2) . «صرح» به معنای قصر و ساختن بلند مرتبه است. (المصباح، ج 1 -\2، ص 337، «صرح»)

غَیْرِی فَأَوْقِدْ لِی یٰا هٰامٰانُ عَلَی الطِّینِ فَاجْعَلْ لِی صَرْحاً لَعَلِّی أَطَّلِعُ إِلیٰ إِلٰهِ مُوسیٰ وَ إِنِّی لَأَظُنُّهُ مِنَ الْکٰاذِبِینَ . قصص (28) 38

وَ قٰالَ فِرْعَوْنُ یٰا هٰامٰانُ ابْنِ لِی صَرْحاً لَعَلِّی أَبْلُغُ الْأَسْبٰابَ . غافر (40) 36

67. استفادۀ فرعون از آجر پخته، در ساخت برج خویش:

وَ قٰالَ فِرْعَوْنُ یٰا أَیُّهَا الْمَلَأُ مٰا عَلِمْتُ لَکُمْ مِنْ إِلٰهٍ غَیْرِی فَأَوْقِدْ لِی یٰا هٰامٰانُ عَلَی الطِّینِ فَاجْعَلْ لِی صَرْحاً لَعَلِّی أَطَّلِعُ إِلیٰ إِلٰهِ مُوسیٰ وَ إِنِّی لَأَظُنُّهُ مِنَ الْکٰاذِبِینَ . قصص (28) 38

بنی‌اسرائیل و فرعون

==> بنی‌اسرائیل، بنی‌اسرائیل در دوران فرعون

پرستش فرعون

68. پرستش فرعون، به وسیلۀ قوم بنی‌اسرائیل:

ثُمَّ أَرْسَلْنٰا مُوسیٰ وَ أَخٰاهُ ... إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ ... فَقٰالُوا أَ نُؤْمِنُ لِبَشَرَیْنِ مِثْلِنٰا وَ قَوْمُهُمٰا لَنٰا عٰابِدُونَ . (1)مؤمنون (23) 45 -\47

تبلیغ سوء فرعون

==> همین مدخل، رذایل فرعون، تبلیغ سوء

ترس از فرعون

69. ایمان گروه اندکی از بنی‌اسرائیل به موسی علیه السلام ، به رغم ترس از فرعون:

فَمٰا آمَنَ لِمُوسیٰ إِلاّٰ ذُرِّیَّةٌ مِنْ قَوْمِهِ عَلیٰ خَوْفٍ مِنْ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِمْ أَنْ یَفْتِنَهُمْ وَ إِنَّ فِرْعَوْنَ لَعٰالٍ فِی الْأَرْضِ وَ إِنَّهُ لَمِنَ الْمُسْرِفِینَ . یونس (10) 83

تزیین برای فرعون

70. تزیین کردار زشت فرعون، برای وی:

... کَذٰلِکَ زُیِّنَ لِفِرْعَوْنَ سُوءُ عَمَلِهِ ....

غافر (40) 37

تزیین فرعون

71. فرعون، دارای زینتهای خدادادی در زندگی دنیا:

وَ قٰالَ مُوسیٰ رَبَّنٰا إِنَّکَ آتَیْتَ فِرْعَوْنَ وَ مَلَأَهُ زِینَةً وَ أَمْوٰالاً فِی الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا .... یونس (10) 88

تسلیم فرعون

72. ادّعای تسلیم بودن فرعون در برابر خداوند، در لحظۀ احتضار و مشاهدۀ مرگ:

... فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ وَ جُنُودُهُ بَغْیاً وَ عَدْواً حَتّٰی إِذٰا أَدْرَکَهُ الْغَرَقُ قٰالَ آمَنْتُ ... وَ أَنَا مِنَ الْمُسْلِمِینَ .

یونس (10) 90

73. اقرار فرعون به تسلیم خود در برابر پروردگار و عدم پذیرش آن از سوی خداوند:

وَ جٰاوَزْنٰا بِبَنِی إِسْرٰائِیلَ الْبَحْرَ فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ وَ جُنُودُهُ بَغْیاً وَ عَدْواً حَتّٰی إِذٰا أَدْرَکَهُ الْغَرَقُ قٰالَ آمَنْتُ أَنَّهُ لاٰ إِلٰهَ إِلاَّ الَّذِی آمَنَتْ بِهِ بَنُوا إِسْرٰائِیلَ وَ أَنَا مِنَ الْمُسْلِمِینَ

آلْآنَ وَ قَدْ عَصَیْتَ قَبْلُ وَ کُنْتَ مِنَ الْمُفْسِدِینَ . یونس (10) 90 و 91


1) 1) . مقصود از «عابدون» در آیه، عبودیّت و پرستش است. گفته شده که بنی‌اسرائیل فرعون را عبادت می‌کردند. (مجمع‌البیان، ج 7 -\8 ، ص 172؛ الکشاف، ج 3، ص 189)

تعجّب فرعون

74. شگفتی فرعون نسبت به سخنان موسی علیه السلام ، دربارۀ پروردگار جهانیان:

قٰالَ فِرْعَوْنُ وَ مٰا رَبُّ الْعٰالَمِینَ

قٰالَ رَبُّ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ وَ مٰا بَیْنَهُمَا إِنْ کُنْتُمْ مُوقِنِینَ

قٰالَ لِمَنْ حَوْلَهُ أَ لاٰ تَسْتَمِعُونَ . (1)

شعراء (26) 23 -\25

75. اظهار شگفتی فرعون، از تعلّق رسالت الهی به فردی تربیت یافته در منزل خود:

فَأْتِیٰا فِرْعَوْنَ فَقُولاٰ إِنّٰا رَسُولُ رَبِّ الْعٰالَمِینَ

أَنْ أَرْسِلْ مَعَنٰا بَنِی إِسْرٰائِیلَ

قٰالَ أَ لَمْ نُرَبِّکَ فِینٰا وَلِیداً وَ لَبِثْتَ فِینٰا مِنْ عُمُرِکَ سِنِینَ .

شعراء (26) 16 -\18

تعصّب فرعون

76. سوء استفادۀ فرعون از تعصّب دینی قوم خویش، در برخورد با موسی علیه السلام :

وَ قٰالَ فِرْعَوْنُ ذَرُونِی أَقْتُلْ مُوسیٰ وَ لْیَدْعُ رَبَّهُ إِنِّی أَخٰافُ أَنْ یُبَدِّلَ دِینَکُمْ .... غافر (40) 26

تعقیب فرعون

77. تعقیب بنی‌اسرائیل از سوی فرعون و سپاه وی، هنگام کوچ از مصر:

وَ جٰاوَزْنٰا بِبَنِی إِسْرٰائِیلَ الْبَحْرَ فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ وَ جُنُودُهُ بَغْیاً وَ عَدْواً حَتّٰی إِذٰا أَدْرَکَهُ الْغَرَقُ قٰالَ آمَنْتُ أَنَّهُ لاٰ إِلٰهَ إِلاَّ الَّذِی آمَنَتْ بِهِ بَنُوا إِسْرٰائِیلَ وَ أَنَا مِنَ الْمُسْلِمِینَ . یونس (10) 90

وَ لَقَدْ أَوْحَیْنٰا إِلیٰ مُوسیٰ أَنْ أَسْرِ بِعِبٰادِی فَاضْرِبْ لَهُمْ طَرِیقاً فِی الْبَحْرِ یَبَساً لاٰ تَخٰافُ دَرَکاً وَ لاٰ تَخْشیٰ

فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ بِجُنُودِهِ فَغَشِیَهُمْ مِنَ الْیَمِّ مٰا غَشِیَهُمْ . طه (20) 77 و 78

وَ أَوْحَیْنٰا إِلیٰ مُوسیٰ أَنْ أَسْرِ بِعِبٰادِی إِنَّکُمْ مُتَّبَعُونَ

فَأَرْسَلَ فِرْعَوْنُ فِی الْمَدٰائِنِ حٰاشِرِینَ

فَأَتْبَعُوهُمْ مُشْرِقِینَ

فَلَمّٰا تَرٰاءَا الْجَمْعٰانِ قٰالَ أَصْحٰابُ مُوسیٰ إِنّٰا لَمُدْرَکُونَ .

شعراء (26) 52 و 53 و 60 و 61

وَ لَقَدْ فَتَنّٰا قَبْلَهُمْ قَوْمَ فِرْعَوْنَ وَ جٰاءَهُمْ رَسُولٌ کَرِیمٌ

فَأَسْرِ بِعِبٰادِی لَیْلاً إِنَّکُمْ مُتَّبَعُونَ

وَ اتْرُکِ الْبَحْرَ رَهْواً إِنَّهُمْ جُنْدٌ مُغْرَقُونَ .

دخان (44) 17 و 23 و 24

78. تعقیب بنی‌اسرائیل، از جانب فرعون و لشکریانش در دریا:

وَ جٰاوَزْنٰا بِبَنِی إِسْرٰائِیلَ الْبَحْرَ فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ وَ جُنُودُهُ بَغْیاً وَ عَدْواً حَتّٰی إِذٰا أَدْرَکَهُ الْغَرَقُ قٰالَ آمَنْتُ أَنَّهُ لاٰ إِلٰهَ إِلاَّ الَّذِی آمَنَتْ بِهِ بَنُوا إِسْرٰائِیلَ وَ أَنَا مِنَ الْمُسْلِمِینَ . یونس (10) 90

وَ لَقَدْ أَوْحَیْنٰا إِلیٰ مُوسیٰ أَنْ أَسْرِ بِعِبٰادِی فَاضْرِبْ لَهُمْ طَرِیقاً فِی الْبَحْرِ یَبَساً لاٰ تَخٰافُ دَرَکاً وَ لاٰ تَخْشیٰ

فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ بِجُنُودِهِ فَغَشِیَهُمْ مِنَ الْیَمِّ مٰا غَشِیَهُمْ . طه (20) 77 و 78

فَأَتْبَعُوهُمْ مُشْرِقِینَ

فَلَمّٰا تَرٰاءَا الْجَمْعٰانِ قٰالَ أَصْحٰابُ مُوسیٰ إِنّٰا لَمُدْرَکُونَ .

شعراء (26) 60 و 61


1) 1) . به نظر فرعون که از وثنیّه است، خداوند ربّ الارباب‌عالم است، نه ربّ العالمین، لذا از شنیدن آن تعجّب کرد که ربّ العالمین حقیقت معنایش چیست و از حقیقت آن سؤال کرد. (الکشاف، ج 3، ص 307؛ المیزان، ج 15، ص 267)

تفاخر فرعون

==> همین مدخل، رذایل فرعون، تفاخر

تفکّر فرعون

79. فرعون، فاقد تفکّر و اندیشه صحیح:

قٰالَ فِرْعَوْنُ وَ مٰا رَبُّ الْعٰالَمِینَ

قٰالَ رَبُّ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ وَ مٰا بَیْنَهُمَا إِنْ کُنْتُمْ مُوقِنِینَ

قٰالَ لِمَنْ حَوْلَهُ أَ لاٰ تَسْتَمِعُونَ

قٰالَ رَبُّکُمْ وَ رَبُّ آبٰائِکُمُ الْأَوَّلِینَ

قٰالَ إِنَّ رَسُولَکُمُ الَّذِی أُرْسِلَ إِلَیْکُمْ لَمَجْنُونٌ

قٰالَ رَبُّ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ مٰا بَیْنَهُمٰا إِنْ کُنْتُمْ تَعْقِلُونَ . شعراء (26) 23 -\28

تقلید فرعون

80. تقلید کورکورانۀ فرعون، از پیشینیان خود:

ثُمَّ بَعَثْنٰا مِنْ بَعْدِهِمْ مُوسیٰ وَ هٰارُونَ إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ بِآیٰاتِنٰا فَاسْتَکْبَرُوا وَ کٰانُوا قَوْماً مُجْرِمِینَ

قٰالُوا أَ جِئْتَنٰا لِتَلْفِتَنٰا عَمّٰا وَجَدْنٰا عَلَیْهِ آبٰاءَنٰا وَ تَکُونَ لَکُمَا الْکِبْرِیٰاءُ فِی الْأَرْضِ وَ مٰا نَحْنُ لَکُمٰا بِمُؤْمِنِینَ . یونس (10) 75 و 78

... إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ إِنَّهُمْ کٰانُوا قَوْماً فٰاسِقِینَ فَلَمّٰا جٰاءَهُمْ مُوسیٰ بِآیٰاتِنٰا بَیِّنٰاتٍ قٰالُوا مٰا هٰذٰا إِلاّٰ سِحْرٌ مُفْتَریً وَ مٰا سَمِعْنٰا بِهٰذٰا فِی آبٰائِنَا الْأَوَّلِینَ . قصص (28) 32 و 36

81. تقلید کورکورانۀ فرعون از نیاکان خود، مانع حق‌گرایی و ایمان به موسی علیه السلام :

ثُمَّ بَعَثْنٰا مِنْ بَعْدِهِمْ مُوسیٰ وَ هٰارُونَ إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ بِآیٰاتِنٰا فَاسْتَکْبَرُوا وَ کٰانُوا قَوْماً مُجْرِمِینَ

قٰالُوا أَ جِئْتَنٰا لِتَلْفِتَنٰا عَمّٰا وَجَدْنٰا عَلَیْهِ آبٰاءَنٰا وَ تَکُونَ لَکُمَا الْکِبْرِیٰاءُ فِی الْأَرْضِ وَ مٰا نَحْنُ لَکُمٰا بِمُؤْمِنِینَ . یونس (10) 75 و 78

82. تقلید کورکورانۀ فرعون از پیشینیان خود، زمینۀ استکبار وی:

ثُمَّ بَعَثْنٰا مِنْ بَعْدِهِمْ مُوسیٰ وَ هٰارُونَ إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ بِآیٰاتِنٰا فَاسْتَکْبَرُوا وَ کٰانُوا قَوْماً مُجْرِمِینَ

قٰالُوا أَ جِئْتَنٰا لِتَلْفِتَنٰا عَمّٰا وَجَدْنٰا عَلَیْهِ آبٰاءَنٰا وَ تَکُونَ لَکُمَا الْکِبْرِیٰاءُ فِی الْأَرْضِ وَ مٰا نَحْنُ لَکُمٰا بِمُؤْمِنِینَ . یونس (10) 75 و 78

اُسْلُکْ یَدَکَ فِی جَیْبِکَ تَخْرُجْ بَیْضٰاءَ مِنْ غَیْرِ سُوءٍ وَ اضْمُمْ إِلَیْکَ جَنٰاحَکَ مِنَ الرَّهْبِ فَذٰانِکَ بُرْهٰانٰانِ مِنْ رَبِّکَ إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ إِنَّهُمْ کٰانُوا قَوْماً فٰاسِقِینَ

فَلَمّٰا جٰاءَهُمْ مُوسیٰ بِآیٰاتِنٰا بَیِّنٰاتٍ قٰالُوا مٰا هٰذٰا إِلاّٰ سِحْرٌ مُفْتَریً وَ مٰا سَمِعْنٰا بِهٰذٰا فِی آبٰائِنَا الْأَوَّلِینَ . قصص (28) 32 و 36

تکبّر فرعون

==> همین مدخل، رذایل فرعون، تکبّر

تکذیبگری فرعون

==> همین مدخل، رذایل فرعون، تکذیب

تمدّن دوران فرعون

83. فرمان فرعون به وزیر خود هامان، برای پختن آجر و بنای ساختمان مرتفع با آن:

وَ قٰالَ فِرْعَوْنُ یٰا أَیُّهَا الْمَلَأُ مٰا عَلِمْتُ لَکُمْ مِنْ إِلٰهٍ غَیْرِی فَأَوْقِدْ لِی یٰا هٰامٰانُ عَلَی الطِّینِ فَاجْعَلْ لِی صَرْحاً لَعَلِّی أَطَّلِعُ إِلیٰ إِلٰهِ مُوسیٰ وَ إِنِّی لَأَظُنُّهُ مِنَ الْکٰاذِبِینَ . قصص (28) 38

وَ قٰالَ فِرْعَوْنُ یٰا هٰامٰانُ ابْنِ لِی صَرْحاً لَعَلِّی أَبْلُغُ الْأَسْبٰابَ . غافر (40) 36

84. برخورداری فرعونیان از تمدّن و امکانات مادّی، در سایۀ حکومت فرعون:

وَ أَوْرَثْنَا الْقَوْمَ الَّذِینَ کٰانُوا یُسْتَضْعَفُونَ مَشٰارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغٰارِبَهَا الَّتِی بٰارَکْنٰا فِیهٰا وَ تَمَّتْ کَلِمَتُ رَبِّکَ الْحُسْنیٰ عَلیٰ بَنِی إِسْرٰائِیلَ بِمٰا صَبَرُوا وَ دَمَّرْنٰا مٰا کٰانَ یَصْنَعُ فِرْعَوْنُ وَ قَوْمُهُ وَ مٰا کٰانُوا یَعْرِشُونَ . اعراف (7) 137

فَأَرْسَلَ فِرْعَوْنُ فِی الْمَدٰائِنِ حٰاشِرِینَ

فَأَخْرَجْنٰاهُمْ مِنْ جَنّٰاتٍ وَ عُیُونٍ

وَ کُنُوزٍ وَ مَقٰامٍ کَرِیمٍ . شعراء (26) 53 و 57 و 58

وَ قٰالَ فِرْعَوْنُ یٰا أَیُّهَا الْمَلَأُ مٰا عَلِمْتُ لَکُمْ مِنْ إِلٰهٍ غَیْرِی فَأَوْقِدْ لِی یٰا هٰامٰانُ عَلَی الطِّینِ فَاجْعَلْ لِی صَرْحاً لَعَلِّی أَطَّلِعُ إِلیٰ إِلٰهِ مُوسیٰ وَ إِنِّی لَأَظُنُّهُ مِنَ الْکٰاذِبِینَ . قصص (28) 38

وَ نٰادیٰ فِرْعَوْنُ فِی قَوْمِهِ قٰالَ یٰا قَوْمِ أَ لَیْسَ لِی مُلْکُ مِصْرَ وَ هٰذِهِ الْأَنْهٰارُ تَجْرِی مِنْ تَحْتِی أَ فَلاٰ تُبْصِرُونَ . زخرف (43) 51

وَ فِرْعَوْنَ ذِی الْأَوْتٰادِ

اَلَّذِینَ طَغَوْا فِی الْبِلاٰدِ.

فجر (89) 10 و 11

توبۀ فرعون

85. توبۀ فرعون در حال احتضار و پذیرفته نشدن آن، از سوی پروردگار:

وَ جٰاوَزْنٰا بِبَنِی إِسْرٰائِیلَ الْبَحْرَ فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ وَ جُنُودُهُ بَغْیاً وَ عَدْواً حَتّٰی إِذٰا أَدْرَکَهُ الْغَرَقُ قٰالَ آمَنْتُ أَنَّهُ لاٰ إِلٰهَ إِلاَّ الَّذِی آمَنَتْ بِهِ بَنُوا إِسْرٰائِیلَ وَ أَنَا مِنَ الْمُسْلِمِینَ

آلْآنَ وَ قَدْ عَصَیْتَ قَبْلُ وَ کُنْتَ مِنَ الْمُفْسِدِینَ . یونس (10) 90 و 91

86. عصیانگری و فسادانگیزی مستمرّ فرعون تا لحظه مرگ، مانع قبولی توبۀ وی، از جانب خداوند:

وَ جٰاوَزْنٰا بِبَنِی إِسْرٰائِیلَ الْبَحْرَ فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ وَ جُنُودُهُ بَغْیاً وَ عَدْواً حَتّٰی إِذٰا أَدْرَکَهُ الْغَرَقُ قٰالَ آمَنْتُ أَنَّهُ لاٰ إِلٰهَ إِلاَّ الَّذِی آمَنَتْ بِهِ بَنُوا إِسْرٰائِیلَ وَ أَنَا مِنَ الْمُسْلِمِینَ

آلْآنَ وَ قَدْ عَصَیْتَ قَبْلُ وَ کُنْتَ مِنَ الْمُفْسِدِینَ . یونس (10) 90 و 91

توطئۀ فرعون

87. دستور فرعون به ساختن برجی بلند، برای اطّلاع از خدای موسی علیه السلام ، نیرنگی از سوی فرعون برای تکذیب موسی علیه السلام :

وَ قٰالَ فِرْعَوْنُ یٰا أَیُّهَا الْمَلَأُ مٰا عَلِمْتُ لَکُمْ مِنْ إِلٰهٍ غَیْرِی فَأَوْقِدْ لِی یٰا هٰامٰانُ عَلَی الطِّینِ فَاجْعَلْ لِی صَرْحاً لَعَلِّی أَطَّلِعُ إِلیٰ إِلٰهِ مُوسیٰ وَ إِنِّی لَأَظُنُّهُ مِنَ الْکٰاذِبِینَ . (1)قصص (28) 38

وَ قٰالَ فِرْعَوْنُ یٰا هٰامٰانُ ابْنِ لِی صَرْحاً لَعَلِّی أَبْلُغُ الْأَسْبٰابَ

أَسْبٰابَ السَّمٰاوٰاتِ فَأَطَّلِعَ إِلیٰ إِلٰهِ مُوسیٰ وَ إِنِّی لَأَظُنُّهُ کٰاذِباً وَ کَذٰلِکَ زُیِّنَ لِفِرْعَوْنَ سُوءُ عَمَلِهِ وَ صُدَّ عَنِ السَّبِیلِ وَ مٰا کَیْدُ فِرْعَوْنَ إِلاّٰ فِی تَبٰابٍ . غافر (40) 36 و 37

88. توطئۀ فرعون، علیه موسی علیه السلام با فراخوانی ساحران، جهت خنثی کردن برنامه‌های موسی علیه السلام :

وَ لَقَدْ أَرَیْنٰاهُ آیٰاتِنٰا کُلَّهٰا فَکَذَّبَ وَ أَبیٰ

قٰالَ


1) 1) . با وجود کوههایی مرتفع‌تر از بنای فرعون، می‌توان اقدام فرعون را توطئه و نیرنگی جهت سرگرم کردن مردم و نیندیشیدن آنها در مورد رسالت موسی علیه السلام دانست

أَ جِئْتَنٰا لِتُخْرِجَنٰا مِنْ أَرْضِنٰا بِسِحْرِکَ یٰا مُوسیٰ

فَلَنَأْتِیَنَّکَ بِسِحْرٍ مِثْلِهِ فَاجْعَلْ بَیْنَنٰا وَ بَیْنَکَ مَوْعِداً لاٰ نُخْلِفُهُ نَحْنُ وَ لاٰ أَنْتَ مَکٰاناً سُویً

فَتَوَلّٰی فِرْعَوْنُ فَجَمَعَ کَیْدَهُ ثُمَّ أَتیٰ

فَتَنٰازَعُوا أَمْرَهُمْ بَیْنَهُمْ وَ أَسَرُّوا النَّجْویٰ

قٰالُوا إِنْ هٰذٰانِ لَسٰاحِرٰانِ یُرِیدٰانِ أَنْ یُخْرِجٰاکُمْ مِنْ أَرْضِکُمْ بِسِحْرِهِمٰا وَ یَذْهَبٰا بِطَرِیقَتِکُمُ الْمُثْلیٰ

فَأَجْمِعُوا کَیْدَکُمْ ثُمَّ ائْتُوا صَفًّا وَ قَدْ أَفْلَحَ الْیَوْمَ مَنِ اسْتَعْلیٰ .

طه (20) 56 -\58 و 60 و 62 -\64

تهدید فرعون

89. تهدید فرعون به هلاکت و نابودی، در صورت تکذیب پیامبران:

کَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ ... وَ فِرْعَوْنُ ذُو الْأَوْتٰادِ إِنْ کُلٌّ إِلاّٰ کَذَّبَ الرُّسُلَ فَحَقَّ عِقٰابِ . ص (38) 12 و 14

وَ عٰادٌ وَ فِرْعَوْنُ وَ .... کُلٌّ کَذَّبَ الرُّسُلَ فَحَقَّ وَعِیدِ. (1)ق (50) 13 و 14

90. تهدید فرعون به عذاب الهی، از سوی موسی و هارون علیهما السلام در صورت تکذیب آنان:

اِذْهَبٰا إِلیٰ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغیٰ

فَأْتِیٰاهُ فَقُولاٰ ...

إِنّٰا قَدْ أُوحِیَ إِلَیْنٰا أَنَّ الْعَذٰابَ عَلیٰ مَنْ کَذَّبَ وَ تَوَلّٰی . طه (20) 43 و 47 و 48

91. هشدار موسی علیه السلام به فرعون، در مورد نابودی وی:

وَ لَقَدْ آتَیْنٰا مُوسیٰ تِسْعَ آیٰاتٍ بَیِّنٰاتٍ فَسْئَلْ بَنِی إِسْرٰائِیلَ إِذْ جٰاءَهُمْ فَقٰالَ لَهُ فِرْعَوْنُ إِنِّی لَأَظُنُّکَ یٰا مُوسیٰ مَسْحُوراً

قٰالَ لَقَدْ عَلِمْتَ مٰا أَنْزَلَ هٰؤُلاٰءِ إِلاّٰ رَبُّ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ بَصٰائِرَ وَ إِنِّی لَأَظُنُّکَ یٰا فِرْعَوْنُ مَثْبُوراً.

اسراء (17) 101 و 102

تهدیدهای فرعون

92. استفادۀ فرعون از تهدید و ارعاب، برای باز گرداندن جادوگران از ایمان به موسی علیه السلام :

وَ أُلْقِیَ السَّحَرَةُ سٰاجِدِینَ

قٰالُوا آمَنّٰا بِرَبِّ الْعٰالَمِینَ

رَبِّ مُوسیٰ وَ هٰارُونَ

قٰالَ فِرْعَوْنُ آمَنْتُمْ بِهِ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَکُمْ إِنَّ هٰذٰا لَمَکْرٌ مَکَرْتُمُوهُ فِی الْمَدِینَةِ لِتُخْرِجُوا مِنْهٰا أَهْلَهٰا فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ . اعراف (7) 120 -\123

فَأُلْقِیَ السَّحَرَةُ سُجَّداً قٰالُوا آمَنّٰا بِرَبِّ هٰارُونَ وَ مُوسیٰ

قٰالَ آمَنْتُمْ لَهُ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَکُمْ إِنَّهُ لَکَبِیرُکُمُ الَّذِی عَلَّمَکُمُ السِّحْرَ فَلَأُقَطِّعَنَّ أَیْدِیَکُمْ وَ أَرْجُلَکُمْ مِنْ خِلاٰفٍ وَ لَأُصَلِّبَنَّکُمْ فِی جُذُوعِ النَّخْلِ وَ لَتَعْلَمُنَّ أَیُّنٰا أَشَدُّ عَذٰاباً وَ أَبْقیٰ .

طه (20) 71 و 71

فَأُلْقِیَ السَّحَرَةُ سٰاجِدِینَ

قٰالُوا آمَنّٰا بِرَبِّ الْعٰالَمِینَ

رَبِّ مُوسیٰ وَ هٰارُونَ

قٰالَ آمَنْتُمْ لَهُ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَکُمْ إِنَّهُ لَکَبِیرُکُمُ الَّذِی عَلَّمَکُمُ السِّحْرَ فَلَسَوْفَ تَعْلَمُونَ لَأُقَطِّعَنَّ أَیْدِیَکُمْ وَ أَرْجُلَکُمْ مِنْ خِلاٰفٍ وَ لَأُصَلِّبَنَّکُمْ أَجْمَعِینَ . شعراء (26) 46 -\49

93. تهدید شدن جادوگران ایمان آورنده به موسی علیه السلام ، به اعدام و به دار آویخته شدن به دست فرعون:

وَ أُلْقِیَ السَّحَرَةُ سٰاجِدِینَ

قٰالُوا آمَنّٰا بِرَبِّ الْعٰالَمِینَ

رَبِّ مُوسیٰ وَ هٰارُونَ

قٰالَ


1) 1) . «فحقّ وعید» یعنی آن وعده‌ای که من داده بودم که اگر رسولان را تکذیب نمایید نابود می‌شوید تحقّق یافت. (مجمع‌البیان، ج 9 -\10، ص 215؛ المیزان، ج 18، ص 342)

فِرْعَوْنُ آمَنْتُمْ بِهِ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَکُمْ إِنَّ هٰذٰا لَمَکْرٌ مَکَرْتُمُوهُ فِی الْمَدِینَةِ لِتُخْرِجُوا مِنْهٰا أَهْلَهٰا فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ

لَأُقَطِّعَنَّ أَیْدِیَکُمْ وَ أَرْجُلَکُمْ مِنْ خِلاٰفٍ ثُمَّ لَأُصَلِّبَنَّکُمْ أَجْمَعِینَ .

اعراف (7) 120 -\124

فَأُلْقِیَ السَّحَرَةُ سُجَّداً قٰالُوا آمَنّٰا بِرَبِّ هٰارُونَ وَ مُوسیٰ

قٰالَ آمَنْتُمْ لَهُ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَکُمْ إِنَّهُ لَکَبِیرُکُمُ الَّذِی عَلَّمَکُمُ السِّحْرَ فَلَأُقَطِّعَنَّ أَیْدِیَکُمْ وَ أَرْجُلَکُمْ مِنْ خِلاٰفٍ وَ لَأُصَلِّبَنَّکُمْ فِی جُذُوعِ النَّخْلِ وَ لَتَعْلَمُنَّ أَیُّنٰا أَشَدُّ عَذٰاباً وَ أَبْقیٰ .

طه (20) 70 و 71

فَأُلْقِیَ السَّحَرَةُ سٰاجِدِینَ

قٰالُوا آمَنّٰا بِرَبِّ الْعٰالَمِینَ

رَبِّ مُوسیٰ وَ هٰارُونَ

قٰالَ آمَنْتُمْ لَهُ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَکُمْ إِنَّهُ لَکَبِیرُکُمُ الَّذِی عَلَّمَکُمُ السِّحْرَ فَلَسَوْفَ تَعْلَمُونَ لَأُقَطِّعَنَّ أَیْدِیَکُمْ وَ أَرْجُلَکُمْ مِنْ خِلاٰفٍ وَ لَأُصَلِّبَنَّکُمْ أَجْمَعِینَ . شعراء (26) 46 -\49

94. استقامت جادوگران مؤمن به موسی علیه السلام ، به رغم خشم و تهدید فرعون:

وَ أُلْقِیَ السَّحَرَةُ سٰاجِدِینَ

قٰالُوا آمَنّٰا بِرَبِّ الْعٰالَمِینَ

قٰالَ فِرْعَوْنُ ... لَأُقَطِّعَنَّ أَیْدِیَکُمْ وَ أَرْجُلَکُمْ مِنْ خِلاٰفٍ ثُمَّ لَأُصَلِّبَنَّکُمْ أَجْمَعِینَ قٰالُوا إِنّٰا إِلیٰ رَبِّنٰا مُنْقَلِبُونَ وَ مٰا تَنْقِمُ مِنّٰا إِلاّٰ أَنْ آمَنّٰا بِآیٰاتِ رَبِّنٰا لَمّٰا جٰاءَتْنٰا رَبَّنٰا أَفْرِغْ عَلَیْنٰا صَبْراً وَ تَوَفَّنٰا مُسْلِمِینَ .

اعراف (7) 120 و 121 و 123 -\126

فَأُلْقِیَ السَّحَرَةُ سُجَّداً قٰالُوا آمَنّٰا بِرَبِّ هٰارُونَ وَ مُوسیٰ

قٰالَ آمَنْتُمْ لَهُ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَکُمْ إِنَّهُ لَکَبِیرُکُمُ الَّذِی عَلَّمَکُمُ السِّحْرَ فَلَأُقَطِّعَنَّ أَیْدِیَکُمْ وَ أَرْجُلَکُمْ مِنْ خِلاٰفٍ وَ لَأُصَلِّبَنَّکُمْ فِی جُذُوعِ النَّخْلِ وَ لَتَعْلَمُنَّ أَیُّنٰا أَشَدُّ عَذٰاباً وَ أَبْقیٰ

قٰالُوا لَنْ نُؤْثِرَکَ عَلیٰ مٰا جٰاءَنٰا مِنَ الْبَیِّنٰاتِ وَ الَّذِی فَطَرَنٰا فَاقْضِ مٰا أَنْتَ قٰاضٍ إِنَّمٰا تَقْضِی هٰذِهِ الْحَیٰاةَ الدُّنْیٰا. طه (20) 70 -\72

فَأُلْقِیَ السَّحَرَةُ سٰاجِدِینَ

قٰالُوا آمَنّٰا بِرَبِّ الْعٰالَمِینَ

رَبِّ مُوسیٰ وَ هٰارُونَ

قٰالَ آمَنْتُمْ لَهُ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَکُمْ إِنَّهُ لَکَبِیرُکُمُ الَّذِی عَلَّمَکُمُ السِّحْرَ فَلَسَوْفَ تَعْلَمُونَ لَأُقَطِّعَنَّ أَیْدِیَکُمْ وَ أَرْجُلَکُمْ مِنْ خِلاٰفٍ وَ لَأُصَلِّبَنَّکُمْ أَجْمَعِینَ

قٰالُوا لاٰ ضَیْرَ إِنّٰا إِلیٰ رَبِّنٰا مُنْقَلِبُونَ .

شعراء (26) 46 -\50

95. تهدید موسی علیه السلام به حبس، از سوی فرعون، در صورت عدم پذیرش الوهیّت خویش:

قٰالَ فِرْعَوْنُ وَ مٰا رَبُّ الْعٰالَمِینَ

قٰالَ لَئِنِ اتَّخَذْتَ إِلٰهَاً غَیْرِی لَأَجْعَلَنَّکَ مِنَ الْمَسْجُونِینَ . شعراء (26) 23 و 29

96. تهدید موسی علیه السلام به قتل، از جانب فرعون:

وَ قٰالَ فِرْعَوْنُ ذَرُونِی أَقْتُلْ مُوسیٰ وَ لْیَدْعُ رَبَّهُ إِنِّی أَخٰافُ أَنْ یُبَدِّلَ دِینَکُمْ أَوْ أَنْ یُظْهِرَ فِی الْأَرْضِ الْفَسٰادَ

وَ قٰالَ مُوسیٰ إِنِّی عُذْتُ بِرَبِّی وَ رَبِّکُمْ مِنْ کُلِّ مُتَکَبِّرٍ لاٰ یُؤْمِنُ بِیَوْمِ الْحِسٰابِ .

غافر (40) 26 و 27

جسد فرعون

==> همین مدخل، بدن فرعون

جهل فرعون

==> همین مدخل، رذایل فرعون، جهل

چشم‌روشنی فرعون

97. موسی علیه السلام چشم‌روشنی فرعون و فرزندخواندۀ او:

وَ أَوْحَیْنٰا إِلیٰ أُمِّ مُوسیٰ أَنْ أَرْضِعِیهِ ... وَ قٰالَتِ

اِمْرَأَتُ فِرْعَوْنَ قُرَّتُ عَیْنٍ لِی وَ لَکَ لاٰ تَقْتُلُوهُ عَسیٰ أَنْ یَنْفَعَنٰا أَوْ نَتَّخِذَهُ وَلَداً وَ هُمْ لاٰ یَشْعُرُونَ .

قصص (28) 7 و 9

چشمه‌های فرعون

98. فرعون، صاحب چشمه‌سارها و باغهای فراوان:

فَأَرْسَلَ فِرْعَوْنُ فِی الْمَدٰائِنِ حٰاشِرِینَ

فَأَخْرَجْنٰاهُمْ مِنْ جَنّٰاتٍ وَ عُیُونٍ .

شعراء (26) 53 و 57

حس‌گرایی فرعون

99. حس‌گرایی فرعون با درخواست خود، مبنی بر ساختن برجی جهت مشاهدۀ خدای موسی علیه السلام :

وَ قٰالَ فِرْعَوْنُ یٰا أَیُّهَا الْمَلَأُ مٰا عَلِمْتُ لَکُمْ مِنْ إِلٰهٍ غَیْرِی فَأَوْقِدْ لِی یٰا هٰامٰانُ عَلَی الطِّینِ فَاجْعَلْ لِی صَرْحاً لَعَلِّی أَطَّلِعُ إِلیٰ إِلٰهِ مُوسیٰ وَ إِنِّی لَأَظُنُّهُ مِنَ الْکٰاذِبِینَ . قصص (28) 38

وَ قٰالَ فِرْعَوْنُ یٰا هٰامٰانُ ابْنِ لِی صَرْحاً لَعَلِّی أَبْلُغُ الْأَسْبٰابَ

أَسْبٰابَ السَّمٰاوٰاتِ فَأَطَّلِعَ إِلیٰ إِلٰهِ مُوسیٰ وَ إِنِّی لَأَظُنُّهُ کٰاذِباً وَ کَذٰلِکَ زُیِّنَ لِفِرْعَوْنَ سُوءُ عَمَلِهِ وَ صُدَّ عَنِ السَّبِیلِ وَ مٰا کَیْدُ فِرْعَوْنَ إِلاّٰ فِی تَبٰابٍ . غافر (40) 36 و 37

100. توقّع فرعون، مبنی بر همراهی فرشتگان، به صورت محسوس با موسی علیه السلام :

وَ نٰادیٰ فِرْعَوْنُ فِی قَوْمِهِ قٰالَ یٰا قَوْمِ أَ لَیْسَ لِی مُلْکُ مِصْرَ وَ هٰذِهِ الْأَنْهٰارُ تَجْرِی مِنْ تَحْتِی أَ فَلاٰ تُبْصِرُونَ

فَلَوْ لاٰ أُلْقِیَ عَلَیْهِ أَسْوِرَةٌ مِنْ ذَهَبٍ أَوْ جٰاءَ مَعَهُ الْمَلاٰئِکَةُ مُقْتَرِنِینَ .

زخرف (43) 51 و 53

حشر فرعون

101. محشور شدن فرعون در قیامت، با قیافۀ زشت و صورت سیاه:

وَ قٰالَ فِرْعَوْنُ ... فَأَخَذْنٰاهُ وَ جُنُودَهُ ...

... وَ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ هُمْ مِنَ الْمَقْبُوحِینَ . (1)

قصص (28) 38 و 40 و 42

حکومت فرعون

اشاره

102. برخورداری فرعون، از سلطنت مطلقه و حکومتی استبدادی:

وَ إِذْ نَجَّیْنٰاکُمْ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ یَسُومُونَکُمْ سُوءَ الْعَذٰابِ یُذَبِّحُونَ أَبْنٰاءَکُمْ وَ یَسْتَحْیُونَ نِسٰاءَکُمْ وَ فِی ذٰلِکُمْ بَلاٰءٌ مِنْ رَبِّکُمْ عَظِیمٌ . بقره (2) 49

ثُمَّ بَعَثْنٰا مِنْ بَعْدِهِمْ مُوسیٰ بِآیٰاتِنٰا إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ فَظَلَمُوا بِهٰا فَانْظُرْ کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ الْمُفْسِدِینَ

حَقِیقٌ عَلیٰ أَنْ لاٰ أَقُولَ عَلَی اللّٰهِ إِلاَّ الْحَقَّ قَدْ جِئْتُکُمْ بِبَیِّنَةٍ مِنْ رَبِّکُمْ فَأَرْسِلْ مَعِیَ بَنِی إِسْرٰائِیلَ . اعراف (7) 103 و 105

قٰالَ فِرْعَوْنُ آمَنْتُمْ بِهِ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَکُمْ إِنَّ هٰذٰا لَمَکْرٌ مَکَرْتُمُوهُ فِی الْمَدِینَةِ لِتُخْرِجُوا مِنْهٰا أَهْلَهٰا فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ

لَأُقَطِّعَنَّ أَیْدِیَکُمْ وَ أَرْجُلَکُمْ مِنْ خِلاٰفٍ ثُمَّ لَأُصَلِّبَنَّکُمْ أَجْمَعِینَ

وَ قٰالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِ فِرْعَوْنَ أَ تَذَرُ مُوسیٰ وَ قَوْمَهُ لِیُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ وَ یَذَرَکَ وَ آلِهَتَکَ قٰالَ


1) 1) . مقصود از «مقبوحین» یعنی ترکیب بد از جمله سیاهی‌صورت است. (مجمع‌البیان، ج 7 -\8 ، ص 398؛ روح‌المعانی، ج 11، جزء 20، ص 124)

سَنُقَتِّلُ أَبْنٰاءَهُمْ وَ نَسْتَحْیِی نِسٰاءَهُمْ وَ إِنّٰا فَوْقَهُمْ قٰاهِرُونَ . اعراف (7) 123 و 124 و 127

فَمٰا آمَنَ لِمُوسیٰ إِلاّٰ ذُرِّیَّةٌ مِنْ قَوْمِهِ عَلیٰ خَوْفٍ مِنْ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِمْ أَنْ یَفْتِنَهُمْ وَ إِنَّ فِرْعَوْنَ لَعٰالٍ فِی الْأَرْضِ وَ إِنَّهُ لَمِنَ الْمُسْرِفِینَ . یونس (10) 83

فَتَوَلّٰی فِرْعَوْنُ فَجَمَعَ کَیْدَهُ ثُمَّ أَتیٰ

قٰالَ آمَنْتُمْ لَهُ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَکُمْ إِنَّهُ لَکَبِیرُکُمُ الَّذِی عَلَّمَکُمُ السِّحْرَ فَلَأُقَطِّعَنَّ أَیْدِیَکُمْ وَ أَرْجُلَکُمْ مِنْ خِلاٰفٍ وَ لَأُصَلِّبَنَّکُمْ فِی جُذُوعِ النَّخْلِ وَ لَتَعْلَمُنَّ أَیُّنٰا أَشَدُّ عَذٰاباً وَ أَبْقیٰ

یٰا بَنِی إِسْرٰائِیلَ قَدْ أَنْجَیْنٰاکُمْ مِنْ عَدُوِّکُمْ وَ وٰاعَدْنٰاکُمْ جٰانِبَ الطُّورِ الْأَیْمَنَ وَ نَزَّلْنٰا عَلَیْکُمُ الْمَنَّ وَ السَّلْویٰ .

طه (20) 60 و 71 و 80

وَ تِلْکَ نِعْمَةٌ تَمُنُّهٰا عَلَیَّ أَنْ عَبَّدْتَ بَنِی إِسْرٰائِیلَ .

شعراء (26) 22

قٰالَ آمَنْتُمْ لَهُ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَکُمْ إِنَّهُ لَکَبِیرُکُمُ الَّذِی عَلَّمَکُمُ السِّحْرَ فَلَسَوْفَ تَعْلَمُونَ لَأُقَطِّعَنَّ أَیْدِیَکُمْ وَ أَرْجُلَکُمْ مِنْ خِلاٰفٍ وَ لَأُصَلِّبَنَّکُمْ أَجْمَعِینَ

قٰالُوا لاٰ ضَیْرَ إِنّٰا إِلیٰ رَبِّنٰا مُنْقَلِبُونَ

إِنّٰا نَطْمَعُ أَنْ یَغْفِرَ لَنٰا رَبُّنٰا خَطٰایٰانٰا أَنْ کُنّٰا أَوَّلَ الْمُؤْمِنِینَ

وَ أَوْحَیْنٰا إِلیٰ مُوسیٰ أَنْ أَسْرِ بِعِبٰادِی إِنَّکُمْ مُتَّبَعُونَ

فَأَرْسَلَ فِرْعَوْنُ فِی الْمَدٰائِنِ حٰاشِرِینَ

إِنَّ هٰؤُلاٰءِ لَشِرْذِمَةٌ قَلِیلُونَ

وَ إِنَّهُمْ لَنٰا لَغٰائِظُونَ

وَ إِنّٰا لَجَمِیعٌ حٰاذِرُونَ .

شعراء (26) 49 -\56

إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلاٰ فِی الْأَرْضِ وَ جَعَلَ أَهْلَهٰا شِیَعاً یَسْتَضْعِفُ طٰائِفَةً مِنْهُمْ یُذَبِّحُ أَبْنٰاءَهُمْ وَ یَسْتَحْیِی نِسٰاءَهُمْ إِنَّهُ کٰانَ مِنَ الْمُفْسِدِینَ

وَ نُمَکِّنَ لَهُمْ فِی الْأَرْضِ وَ نُرِیَ فِرْعَوْنَ وَ هٰامٰانَ وَ جُنُودَهُمٰا مِنْهُمْ مٰا کٰانُوا یَحْذَرُونَ .

قصص (28) 4 و 6

وَ قٰالَ فِرْعَوْنُ یٰا أَیُّهَا الْمَلَأُ مٰا عَلِمْتُ لَکُمْ مِنْ إِلٰهٍ غَیْرِی فَأَوْقِدْ لِی یٰا هٰامٰانُ عَلَی الطِّینِ فَاجْعَلْ لِی صَرْحاً لَعَلِّی أَطَّلِعُ إِلیٰ إِلٰهِ مُوسیٰ وَ إِنِّی لَأَظُنُّهُ مِنَ الْکٰاذِبِینَ

وَ اسْتَکْبَرَ هُوَ وَ جُنُودُهُ فِی الْأَرْضِ بِغَیْرِ الْحَقِّ وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ إِلَیْنٰا لاٰ یُرْجَعُونَ

فَأَخَذْنٰاهُ وَ جُنُودَهُ فَنَبَذْنٰاهُمْ فِی الْیَمِّ فَانْظُرْ کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ الظّٰالِمِینَ

وَ جَعَلْنٰاهُمْ أَئِمَّةً یَدْعُونَ إِلَی النّٰارِ وَ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ لاٰ یُنْصَرُونَ . قصص (28) 38 -\41

وَ قٰالَ فِرْعَوْنُ ذَرُونِی أَقْتُلْ مُوسیٰ وَ لْیَدْعُ رَبَّهُ إِنِّی أَخٰافُ أَنْ یُبَدِّلَ دِینَکُمْ أَوْ أَنْ یُظْهِرَ فِی الْأَرْضِ الْفَسٰادَ

یٰا قَوْمِ لَکُمُ الْمُلْکُ الْیَوْمَ ظٰاهِرِینَ فِی الْأَرْضِ فَمَنْ یَنْصُرُنٰا مِنْ بَأْسِ اللّٰهِ إِنْ جٰاءَنٰا قٰالَ فِرْعَوْنُ مٰا أُرِیکُمْ إِلاّٰ مٰا أَریٰ وَ مٰا أَهْدِیکُمْ إِلاّٰ سَبِیلَ الرَّشٰادِ. غافر (40) 26 و 29

وَ نٰادیٰ فِرْعَوْنُ فِی قَوْمِهِ قٰالَ یٰا قَوْمِ أَ لَیْسَ لِی مُلْکُ مِصْرَ وَ هٰذِهِ الْأَنْهٰارُ تَجْرِی مِنْ تَحْتِی أَ فَلاٰ تُبْصِرُونَ

فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ فَأَطٰاعُوهُ إِنَّهُمْ کٰانُوا قَوْماً فٰاسِقِینَ . زخرف (43) 51 و 54

103. حکومت فرعون، مقتدر و قوی:

کَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ ... وَ فِرْعَوْنُ ذُو الْأَوْتٰادِ. (1)ص (38) 12

وَ فِرْعَوْنَ ذِی الْأَوْتٰادِ. فجر (89) 10


1) 1) . «اوتاد» یعنی صاحب سپاه و افراد، به طوری که پادشاهی خود را قوی و مستحکم نموده بودند. (مجمع‌البیان، ج 7 -\8 ، ص 729؛ معالم‌التنزیل، بغوی، ج 4، ص 43)

104. همکاری و همسویی اشراف بنی‌اسرائیل با حکومت جبّار فرعون:

فَمٰا آمَنَ لِمُوسیٰ إِلاّٰ ذُرِّیَّةٌ مِنْ قَوْمِهِ عَلیٰ خَوْفٍ مِنْ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِمْ أَنْ یَفْتِنَهُمْ ... (1)

یونس (10) 83

105. فرعون، سلب‌کنندۀ آزادی بنی‌اسرائیل در حکومت خویش:

وَ قٰالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِ فِرْعَوْنَ أَ تَذَرُ مُوسیٰ وَ قَوْمَهُ لِیُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ وَ یَذَرَکَ وَ آلِهَتَکَ قٰالَ سَنُقَتِّلُ أَبْنٰاءَهُمْ وَ نَسْتَحْیِی نِسٰاءَهُمْ وَ إِنّٰا فَوْقَهُمْ قٰاهِرُونَ

قٰالُوا أُوذِینٰا مِنْ قَبْلِ أَنْ تَأْتِیَنٰا وَ مِنْ بَعْدِ مٰا جِئْتَنٰا قٰالَ عَسیٰ رَبُّکُمْ أَنْ یُهْلِکَ عَدُوَّکُمْ وَ یَسْتَخْلِفَکُمْ فِی الْأَرْضِ فَیَنْظُرَ کَیْفَ تَعْمَلُونَ .

اعراف (7) 127 و 129

فَمٰا آمَنَ لِمُوسیٰ إِلاّٰ ذُرِّیَّةٌ مِنْ قَوْمِهِ عَلیٰ خَوْفٍ مِنْ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِمْ أَنْ یَفْتِنَهُمْ وَ إِنَّ فِرْعَوْنَ لَعٰالٍ فِی الْأَرْضِ وَ إِنَّهُ لَمِنَ الْمُسْرِفِینَ . یونس (10) 83

فَأْتِیٰا فِرْعَوْنَ فَقُولاٰ إِنّٰا رَسُولُ رَبِّ الْعٰالَمِینَ

أَنْ أَرْسِلْ مَعَنٰا بَنِی إِسْرٰائِیلَ

وَ تِلْکَ نِعْمَةٌ تَمُنُّهٰا عَلَیَّ أَنْ عَبَّدْتَ بَنِی إِسْرٰائِیلَ .

شعراء (26) 16 و 17 و 22

إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلاٰ فِی الْأَرْضِ وَ جَعَلَ أَهْلَهٰا شِیَعاً یَسْتَضْعِفُ طٰائِفَةً مِنْهُمْ یُذَبِّحُ أَبْنٰاءَهُمْ وَ یَسْتَحْیِی نِسٰاءَهُمْ إِنَّهُ کٰانَ مِنَ الْمُفْسِدِینَ .

قصص (28) 4

106. سلب آزادی دینی از جادوگران، از سوی حکومت فرعون:

وَ أُلْقِیَ السَّحَرَةُ سٰاجِدِینَ

قٰالُوا آمَنّٰا بِرَبِّ الْعٰالَمِینَ

قٰالَ فِرْعَوْنُ آمَنْتُمْ بِهِ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَکُمْ إِنَّ هٰذٰا لَمَکْرٌ مَکَرْتُمُوهُ فِی الْمَدِینَةِ لِتُخْرِجُوا مِنْهٰا أَهْلَهٰا فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ

لَأُقَطِّعَنَّ أَیْدِیَکُمْ وَ أَرْجُلَکُمْ مِنْ خِلاٰفٍ ثُمَّ لَأُصَلِّبَنَّکُمْ أَجْمَعِینَ

قٰالُوا إِنّٰا إِلیٰ رَبِّنٰا مُنْقَلِبُونَ . اعراف (7) 120 و 121 و 123 -\125

فَأُلْقِیَ السَّحَرَةُ سُجَّداً قٰالُوا آمَنّٰا بِرَبِّ هٰارُونَ وَ مُوسیٰ

قٰالَ آمَنْتُمْ لَهُ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَکُمْ إِنَّهُ لَکَبِیرُکُمُ الَّذِی عَلَّمَکُمُ السِّحْرَ فَلَأُقَطِّعَنَّ أَیْدِیَکُمْ وَ أَرْجُلَکُمْ مِنْ خِلاٰفٍ وَ لَأُصَلِّبَنَّکُمْ فِی جُذُوعِ النَّخْلِ وَ لَتَعْلَمُنَّ أَیُّنٰا أَشَدُّ عَذٰاباً وَ أَبْقیٰ

قٰالُوا لَنْ نُؤْثِرَکَ عَلیٰ مٰا جٰاءَنٰا مِنَ الْبَیِّنٰاتِ وَ الَّذِی فَطَرَنٰا فَاقْضِ مٰا أَنْتَ قٰاضٍ إِنَّمٰا تَقْضِی هٰذِهِ الْحَیٰاةَ الدُّنْیٰا

إِنّٰا آمَنّٰا بِرَبِّنٰا لِیَغْفِرَ لَنٰا خَطٰایٰانٰا وَ مٰا أَکْرَهْتَنٰا عَلَیْهِ مِنَ السِّحْرِ وَ اللّٰهُ خَیْرٌ وَ أَبْقیٰ . طه (20) 70 -\73

فَأُلْقِیَ السَّحَرَةُ سٰاجِدِینَ

قٰالُوا آمَنّٰا بِرَبِّ الْعٰالَمِینَ

رَبِّ مُوسیٰ وَ هٰارُونَ

قٰالَ آمَنْتُمْ لَهُ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَکُمْ إِنَّهُ لَکَبِیرُکُمُ الَّذِی عَلَّمَکُمُ السِّحْرَ فَلَسَوْفَ تَعْلَمُونَ لَأُقَطِّعَنَّ أَیْدِیَکُمْ وَ أَرْجُلَکُمْ مِنْ خِلاٰفٍ وَ لَأُصَلِّبَنَّکُمْ أَجْمَعِینَ . شعراء (26) 46 -\49

107. اعلام فرعون با صدای بلند در میان قومش، برای اقرار گرفتن حاکمیّت خود بر مصر:

وَ نٰادیٰ فِرْعَوْنُ فِی قَوْمِهِ قٰالَ یٰا قَوْمِ أَ لَیْسَ لِی مُلْکُ مِصْرَ وَ هٰذِهِ الْأَنْهٰارُ تَجْرِی مِنْ تَحْتِی أَ فَلاٰ تُبْصِرُونَ . (2)زخرف (43) 51


1) 1) . بنا بر این احتمال که مقصود از ضمیر «ملإهم» اشراف‌بنی‌اسرائیل باشند که با حکومت فرعونی همکاری داشتند. (المیزان، ج 10، ص 114 -\115)

2) 2) . «نادیٰ فرعون» یعنی فرعون با صدای بلند فریاد زد: آیا پادشاهی مصر از من نیست؟ (روح‌المعانی، ج 14، جزء 25، ص 136 -\137)

108. ممانعت حکومت فرعون، از کوچ بنی‌اسرائیل، از سرزمین مصر:

وَ لَمّٰا وَقَعَ عَلَیْهِمُ الرِّجْزُ قٰالُوا یٰا مُوسَی ادْعُ لَنٰا رَبَّکَ بِمٰا عَهِدَ عِنْدَکَ لَئِنْ کَشَفْتَ عَنَّا الرِّجْزَ لَنُؤْمِنَنَّ لَکَ وَ لَنُرْسِلَنَّ مَعَکَ بَنِی إِسْرٰائِیلَ

فَلَمّٰا کَشَفْنٰا عَنْهُمُ الرِّجْزَ إِلیٰ أَجَلٍ هُمْ بٰالِغُوهُ إِذٰا هُمْ یَنْکُثُونَ . اعراف (7) 134 و 135

وَ لَقَدْ أَوْحَیْنٰا إِلیٰ مُوسیٰ أَنْ أَسْرِ بِعِبٰادِی فَاضْرِبْ لَهُمْ طَرِیقاً فِی الْبَحْرِ یَبَساً لاٰ تَخٰافُ دَرَکاً وَ لاٰ تَخْشیٰ . طه (20) 77

وَ أَوْحَیْنٰا إِلیٰ مُوسیٰ أَنْ أَسْرِ بِعِبٰادِی إِنَّکُمْ مُتَّبَعُونَ

فَأَرْسَلَ فِرْعَوْنُ فِی الْمَدٰائِنِ حٰاشِرِینَ

إِنَّ هٰؤُلاٰءِ لَشِرْذِمَةٌ قَلِیلُونَ

وَ إِنَّهُمْ لَنٰا لَغٰائِظُونَ

وَ إِنّٰا لَجَمِیعٌ حٰاذِرُونَ .

شعراء (26) 52 -\56

109. حاکمیّت جوّ اختناق و زندان، در حکومت فرعون:

قٰالَ فِرْعَوْنُ ... قٰالَ لَئِنِ اتَّخَذْتَ إِلٰهَاً غَیْرِی لَأَجْعَلَنَّکَ مِنَ الْمَسْجُونِینَ . شعراء (26) 23 و 29

110. فروپاشی حکومت فرعون و فرعونیان، به فرمان خداوند:

... وَ دَمَّرْنٰا مٰا کٰانَ یَصْنَعُ فِرْعَوْنُ وَ قَوْمُهُ وَ مٰا کٰانُوا یَعْرِشُونَ . اعراف (7) 137

وَ قٰالَ فِرْعَوْنُ یٰا أَیُّهَا الْمَلَأُ مٰا عَلِمْتُ لَکُمْ مِنْ إِلٰهٍ غَیْرِی فَأَوْقِدْ لِی یٰا هٰامٰانُ عَلَی الطِّینِ فَاجْعَلْ لِی صَرْحاً لَعَلِّی أَطَّلِعُ إِلیٰ إِلٰهِ مُوسیٰ وَ إِنِّی لَأَظُنُّهُ مِنَ الْکٰاذِبِینَ

فَأَخَذْنٰاهُ وَ جُنُودَهُ فَنَبَذْنٰاهُمْ فِی الْیَمِّ فَانْظُرْ کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ الظّٰالِمِینَ . قصص (28) 38 و 40

وَ نٰادیٰ فِرْعَوْنُ فِی قَوْمِهِ قٰالَ یٰا قَوْمِ أَ لَیْسَ لِی مُلْکُ مِصْرَ وَ هٰذِهِ الْأَنْهٰارُ تَجْرِی مِنْ تَحْتِی أَ فَلاٰ تُبْصِرُونَ

فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ فَأَطٰاعُوهُ إِنَّهُمْ کٰانُوا قَوْماً فٰاسِقِینَ

فَلَمّٰا آسَفُونٰا انْتَقَمْنٰا مِنْهُمْ فَأَغْرَقْنٰاهُمْ أَجْمَعِینَ .

زخرف (43) 51 و 54 و 55

تشبیه حکومت فرعون

111. تشبیه نظام استبدادی و شرک آمیز فرعون به خانۀ عنکبوت، در سستی و فرو ریزی:

وَ قٰارُونَ وَ فِرْعَوْنَ وَ هٰامٰانَ ... فَکُلاًّ أَخَذْنٰا بِذَنْبِهِ ... مَثَلُ الَّذِینَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللّٰهِ أَوْلِیٰاءَ کَمَثَلِ الْعَنْکَبُوتِ اتَّخَذَتْ بَیْتاً وَ إِنَّ أَوْهَنَ الْبُیُوتِ لَبَیْتُ الْعَنْکَبُوتِ لَوْ کٰانُوا یَعْلَمُونَ .

عنکبوت (29) 39 -\41

خسران فرعون

112. خسران و ناکامی فرعون، در کیدها و نیرنگهای خود:

أَسْبٰابَ السَّمٰاوٰاتِ فَأَطَّلِعَ إِلیٰ إِلٰهِ مُوسیٰ وَ إِنِّی لَأَظُنُّهُ کٰاذِباً وَ کَذٰلِکَ زُیِّنَ لِفِرْعَوْنَ سُوءُ عَمَلِهِ وَ صُدَّ عَنِ السَّبِیلِ وَ مٰا کَیْدُ فِرْعَوْنَ إِلاّٰ فِی تَبٰابٍ . (1)

غافر (40) 37

خشونت فرعون

==> همین مدخل، رذایل فرعون، خشونت


1) 1) . «تباب» به معنای خسران و هلاکت است. (مجمع‌البیان،ج 7 -\8 ، ص 816 ؛ لسان‌العرب، ج 2، ص 12، «تبب»)

خطای فرعون

113. گرفته شدن موسی علیه السلام از آب و بزرگ شدن او به وسیلۀ فرعون، اقدامی ناخواسته و نشان‌دهندۀ خطای وی در کارهایش:

إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلاٰ فِی الْأَرْضِ ... فَالْتَقَطَهُ آلُ فِرْعَوْنَ لِیَکُونَ لَهُمْ عَدُوًّا وَ حَزَناً إِنَّ فِرْعَوْنَ وَ هٰامٰانَ وَ جُنُودَهُمٰا کٰانُوا خٰاطِئِینَ .

قصص (28) 4 و 8

114. خطای فرعون در کشتن پسران بنی‌اسرائیل از سویی، و پرورش دشمن اصلی خود (موسی علیه السلام ) در دامان خویش:

إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلاٰ فِی الْأَرْضِ ... یُذَبِّحُ أَبْنٰاءَهُمْ ...

فَالْتَقَطَهُ آلُ فِرْعَوْنَ لِیَکُونَ لَهُمْ عَدُوًّا وَ حَزَناً إِنَّ فِرْعَوْنَ وَ هٰامٰانَ وَ جُنُودَهُمٰا کٰانُوا خٰاطِئِینَ .

قصص (28) 4 و 8

خندۀ فرعون

115. خندۀ استهزاآمیز فرعون، در برابر معجزات موسی علیه السلام :

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا مُوسیٰ بِآیٰاتِنٰا إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ ... فَلَمّٰا جٰاءَهُمْ بِآیٰاتِنٰا إِذٰا هُمْ مِنْهٰا یَضْحَکُونَ . زخرف (43) 46 و 47

خوف فرعون

116. خوف و هراس فرعون، از تغییر نظام حکومتی‌اش، از سوی موسی علیه السلام :

وَ قٰالَ فِرْعَوْنُ ذَرُونِی أَقْتُلْ مُوسیٰ وَ لْیَدْعُ رَبَّهُ إِنِّی أَخٰافُ أَنْ یُبَدِّلَ دِینَکُمْ أَوْ أَنْ یُظْهِرَ فِی الْأَرْضِ الْفَسٰادَ. غافر (40) 26

117. فرعون، مدّعی خوف از تغییر دین مردم یا فساد در زمین، به وسیلۀ موسی علیه السلام :

وَ قٰالَ فِرْعَوْنُ ذَرُونِی أَقْتُلْ مُوسیٰ وَ لْیَدْعُ رَبَّهُ إِنِّی أَخٰافُ أَنْ یُبَدِّلَ دِینَکُمْ أَوْ أَنْ یُظْهِرَ فِی الْأَرْضِ الْفَسٰادَ. غافر (40) 26

118. خوف و هراس فرعون و سپاهیانش، از تمکّن بنی‌اسرائیل در زمین:

وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوٰارِثِینَ

وَ نُمَکِّنَ لَهُمْ فِی الْأَرْضِ وَ نُرِیَ فِرْعَوْنَ وَ هٰامٰانَ وَ جُنُودَهُمٰا مِنْهُمْ مٰا کٰانُوا یَحْذَرُونَ . (1)

قصص (28) 5 و 6

119. خوف فرعون، از مخالفت با پروردگار، از اهداف تبلیغی موسی علیه السلام :

فَقُولاٰ لَهُ قَوْلاً لَیِّناً لَعَلَّهُ یَتَذَکَّرُ أَوْ یَخْشیٰ .

طه (20) 44

دروغ فرعون

==> همین مدخل، رذایل فرعون، دروغ

دشمنی فرعون

120. فرعون، از دشمنان بنی‌اسرائیل:

وَ قٰالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِ فِرْعَوْنَ أَ تَذَرُ مُوسیٰ وَ قَوْمَهُ لِیُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ وَ یَذَرَکَ وَ آلِهَتَکَ قٰالَ سَنُقَتِّلُ أَبْنٰاءَهُمْ وَ نَسْتَحْیِی نِسٰاءَهُمْ وَ إِنّٰا فَوْقَهُمْ قٰاهِرُونَ

قٰالُوا أُوذِینٰا مِنْ قَبْلِ أَنْ تَأْتِیَنٰا وَ مِنْ بَعْدِ مٰا جِئْتَنٰا قٰالَ عَسیٰ رَبُّکُمْ أَنْ یُهْلِکَ عَدُوَّکُمْ


1) 1) . مقصود از «الّذین استضعفوا» بنی‌اسرائیل است.(مجمع‌البیان، ج 7-\8 ، ص 375)

وَ یَسْتَخْلِفَکُمْ فِی الْأَرْضِ فَیَنْظُرَ کَیْفَ تَعْمَلُونَ .

اعراف (7) 127 و 129

وَ جٰاوَزْنٰا بِبَنِی إِسْرٰائِیلَ الْبَحْرَ فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ وَ جُنُودُهُ بَغْیاً وَ عَدْواً حَتّٰی إِذٰا أَدْرَکَهُ الْغَرَقُ قٰالَ آمَنْتُ أَنَّهُ لاٰ إِلٰهَ إِلاَّ الَّذِی آمَنَتْ بِهِ بَنُوا إِسْرٰائِیلَ وَ أَنَا مِنَ الْمُسْلِمِینَ . یونس (10) 90

وَ أَضَلَّ فِرْعَوْنُ قَوْمَهُ وَ مٰا هَدیٰ

یٰا بَنِی إِسْرٰائِیلَ قَدْ أَنْجَیْنٰاکُمْ مِنْ عَدُوِّکُمْ وَ وٰاعَدْنٰاکُمْ جٰانِبَ الطُّورِ الْأَیْمَنَ وَ نَزَّلْنٰا عَلَیْکُمُ الْمَنَّ وَ السَّلْویٰ . طه (20) 79 و 80

إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلاٰ فِی الْأَرْضِ وَ جَعَلَ أَهْلَهٰا شِیَعاً یَسْتَضْعِفُ طٰائِفَةً مِنْهُمْ یُذَبِّحُ أَبْنٰاءَهُمْ وَ یَسْتَحْیِی نِسٰاءَهُمْ إِنَّهُ کٰانَ مِنَ الْمُفْسِدِینَ .

قصص (28) 4

121. فرعون، دشمن موسی علیه السلام :

اِذْهَبْ إِلیٰ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغیٰ ... یَأْخُذْهُ عَدُوٌّ لِی وَ عَدُوٌّ لَهُ .... طه (20) 24 و 39

وَ قٰالَ فِرْعَوْنُ ذَرُونِی أَقْتُلْ مُوسیٰ وَ لْیَدْعُ رَبَّهُ إِنِّی أَخٰافُ أَنْ یُبَدِّلَ دِینَکُمْ أَوْ أَنْ یُظْهِرَ فِی الْأَرْضِ الْفَسٰادَ. غافر (40) 26

122. فرعون، دشمن خدا:

اِذْهَبْ إِلیٰ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغیٰ ... یَأْخُذْهُ عَدُوٌّ لِی وَ عَدُوٌّ لَهُ .... طه (20) 24 و 39

دعوت از فرعون

123. مأموریّت موسی علیه السلام برای دعوت از فرعون به تزکیه و پاکی:

اِذْهَبْ إِلیٰ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغیٰ

فَقُلْ هَلْ لَکَ إِلیٰ أَنْ تَزَکّٰی . نازعات (79) 17 و 18

124. تکذیب و مخالفت شدید فرعون، در برابر دعوت موسی علیه السلام از او به اصلاح و تزکیۀ خویش:

هَلْ أَتٰاکَ حَدِیثُ مُوسیٰ

اِذْهَبْ إِلیٰ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغیٰ

فَقُلْ هَلْ لَکَ إِلیٰ أَنْ تَزَکّٰی

فَکَذَّبَ وَ عَصیٰ . نازعات (79) 15 و 17 و 18 و 21

125. مأموریّت موسی علیه السلام برای دعوت از فرعون به تزکیه و پاکی:

هَلْ أَتٰاکَ حَدِیثُ مُوسیٰ

اِذْهَبْ إِلیٰ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغیٰ

فَقُلْ هَلْ لَکَ إِلیٰ أَنْ تَزَکّٰی .

نازعات (79) 15 و 17 و 18

126. تکذیب و مخالفت فرعون، در برابر دعوت موسی علیه السلام از او به اصلاح و تزکیۀ خویش:

هَلْ أَتٰاکَ حَدِیثُ مُوسیٰ

اِذْهَبْ إِلیٰ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغیٰ

فَقُلْ هَلْ لَکَ إِلیٰ أَنْ تَزَکّٰی

فَکَذَّبَ وَ عَصیٰ . نازعات (79) 15 و 17 و 18 و 21

127. استنکاف فرعون از تزکیۀ خود، موجب خواری او در دنیا و آخرت:

هَلْ أَتٰاکَ حَدِیثُ مُوسیٰ

اِذْهَبْ إِلیٰ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغیٰ

فَقُلْ هَلْ لَکَ إِلیٰ أَنْ تَزَکّٰی

فَکَذَّبَ وَ عَصیٰ

فَأَخَذَهُ اللّٰهُ نَکٰالَ الْآخِرَةِ وَ الْأُولیٰ .

نازعات (79) 15 و 17 و 18 و 21 و 25

دعوتهای فرعون

128. فراخوانی فرعون از ساحران، برای مقابله با موسی علیه السلام :

قٰالُوا أَرْجِهْ وَ أَخٰاهُ وَ أَرْسِلْ فِی الْمَدٰائِنِ حٰاشِرِینَ

یَأْتُوکَ بِکُلِّ سٰاحِرٍ عَلِیمٍ

وَ جٰاءَ السَّحَرَةُ فِرْعَوْنَ قٰالُوا إِنَّ لَنٰا لَأَجْراً إِنْ کُنّٰا نَحْنُ الْغٰالِبِینَ

قٰالَ نَعَمْ وَ إِنَّکُمْ لَمِنَ الْمُقَرَّبِینَ .

اعراف (7) 111 -\114

فَلَنَأْتِیَنَّکَ بِسِحْرٍ مِثْلِهِ فَاجْعَلْ بَیْنَنٰا وَ بَیْنَکَ مَوْعِداً لاٰ نُخْلِفُهُ نَحْنُ وَ لاٰ أَنْتَ مَکٰاناً سُویً

فَتَوَلّٰی فِرْعَوْنُ فَجَمَعَ کَیْدَهُ ثُمَّ أَتیٰ

فَتَنٰازَعُوا أَمْرَهُمْ بَیْنَهُمْ وَ أَسَرُّوا النَّجْویٰ

فَأَجْمِعُوا کَیْدَکُمْ ثُمَّ ائْتُوا صَفًّا وَ قَدْ أَفْلَحَ الْیَوْمَ مَنِ اسْتَعْلیٰ . طه (20) 58 و 60 و 62 و 64

قٰالُوا أَرْجِهْ وَ أَخٰاهُ وَ ابْعَثْ فِی الْمَدٰائِنِ حٰاشِرِینَ

یَأْتُوکَ بِکُلِّ سَحّٰارٍ عَلِیمٍ

فَجُمِعَ السَّحَرَةُ لِمِیقٰاتِ یَوْمٍ مَعْلُومٍ

وَ قِیلَ لِلنّٰاسِ هَلْ أَنْتُمْ مُجْتَمِعُونَ

لَعَلَّنٰا نَتَّبِعُ السَّحَرَةَ إِنْ کٰانُوا هُمُ الْغٰالِبِینَ

فَلَمّٰا جٰاءَ السَّحَرَةُ قٰالُوا لِفِرْعَوْنَ أَ إِنَّ لَنٰا لَأَجْراً إِنْ کُنّٰا نَحْنُ الْغٰالِبِینَ

قٰالَ نَعَمْ وَ إِنَّکُمْ إِذاً لَمِنَ الْمُقَرَّبِینَ .

شعراء (26) 36 -\42

129. دعوت فرعون از قوم خود به دوزخ و موجبات آن:

وَ قٰالَ فِرْعَوْنُ یٰا أَیُّهَا الْمَلَأُ ... وَ جَعَلْنٰاهُمْ أَئِمَّةً یَدْعُونَ إِلَی النّٰارِ .... قصص (28) 38 و 41

دین فرعون

130. خوف فرعون از تغییر دین و آیین خود، به دست موسی علیه السلام :

وَ قٰالَ فِرْعَوْنُ ذَرُونِی أَقْتُلْ مُوسیٰ وَ لْیَدْعُ رَبَّهُ إِنِّی أَخٰافُ أَنْ یُبَدِّلَ دِینَکُمْ أَوْ أَنْ یُظْهِرَ فِی الْأَرْضِ الْفَسٰادَ. غافر (40) 26

131. نجات‌بخش نبودن دین و آیین فرعون از جهنّم، برای خود و پیروانش:

إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ فَاتَّبَعُوا أَمْرَ فِرْعَوْنَ وَ مٰا أَمْرُ فِرْعَوْنَ بِرَشِیدٍ

یَقْدُمُ قَوْمَهُ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ فَأَوْرَدَهُمُ النّٰارَ وَ بِئْسَ الْوِرْدُ الْمَوْرُودُ. (1)

هود (11) 97 و 98

ذلّت فرعون

132. ذلّت و خواری فرعون با انداختن وی در دریا، همراه با نکوهش و ملامت خویش:

وَ فِی مُوسیٰ إِذْ أَرْسَلْنٰاهُ إِلیٰ فِرْعَوْنَ ...

فَأَخَذْنٰاهُ وَ جُنُودَهُ فَنَبَذْنٰاهُمْ فِی الْیَمِّ وَ هُوَ مُلِیمٌ . (2)

ذاریات (51) 38 و 40

133. ذلّت و شکست فرعون و فرعونیان، پس از پیروزی موسی علیه السلام بر ساحران:

قٰالَ نَعَمْ وَ إِنَّکُمْ لَمِنَ الْمُقَرَّبِینَ

وَ أَوْحَیْنٰا إِلیٰ مُوسیٰ أَنْ أَلْقِ عَصٰاکَ فَإِذٰا هِیَ تَلْقَفُ مٰا یَأْفِکُونَ

فَغُلِبُوا هُنٰالِکَ وَ انْقَلَبُوا صٰاغِرِینَ .

اعراف (7) 114 و 117 و 119

ربوبیّت فرعون

134. ادّعای ربوبیّت برتر، از سوی فرعون:

اِذْهَبْ إِلیٰ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغیٰ

فَقٰالَ أَنَا رَبُّکُمُ الْأَعْلیٰ . نازعات (79) 17 و 24

رذایل فرعون

1. اختلاف‌افکنی

135. اقدام فرعون به دسته دسته کردن مردم و ایجاد تفرقه بین آنان:

إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلاٰ فِی الْأَرْضِ وَ جَعَلَ أَهْلَهٰا شِیَعاً


1) 1) . مقصود از «امر فرعون» اعمّ از قول و فعل است، بنابراین‌منطبق بر همان سنّت و طریقت است. (المیزان، ج 10، ص 380؛ روح‌المعانی، ج 7، جزء 12، ص 199)

2) 2) . واژۀ «فنبذناهم» اشاره به فرو افکندن همراه با ذلّت وحقارت دارد، زیرا «نبذ» اختصاصاً در دور ریختن اشیایی به کار می‌رود که فاقد ارزش باشند

یَسْتَضْعِفُ طٰائِفَةً مِنْهُمْ یُذَبِّحُ أَبْنٰاءَهُمْ وَ یَسْتَحْیِی نِسٰاءَهُمْ .... قصص (28) 4

2. ارتجاع

136. دلبستگی فرعون به آیین نیاکان خود، نشانۀ ارتجاعی بودن اندیشۀ او:

ثُمَّ بَعَثْنٰا مِنْ بَعْدِهِمْ مُوسیٰ وَ هٰارُونَ إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ ... قٰالُوا أَ جِئْتَنٰا لِتَلْفِتَنٰا عَمّٰا وَجَدْنٰا عَلَیْهِ آبٰاءَنٰا .... یونس (10) 75 و 78

... فَذٰانِکَ بُرْهٰانٰانِ مِنْ رَبِّکَ إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ ... فَلَمّٰا جٰاءَهُمْ مُوسیٰ بِآیٰاتِنٰا بَیِّنٰاتٍ قٰالُوا ... مٰا سَمِعْنٰا بِهٰذٰا فِی آبٰائِنَا الْأَوَّلِینَ .

قصص (28) 32 و 36

3. استثمار

137. بنی‌اسرائیل، تحت استثمار شدید فرعون:

فَأْتِیٰا فِرْعَوْنَ فَقُولاٰ ... وَ تِلْکَ نِعْمَةٌ تَمُنُّهٰا عَلَیَّ أَنْ عَبَّدْتَ بَنِی إِسْرٰائِیلَ . شعراء (26) 16 و 22

138. استثمار و بهره‌کشی فرعون، از زنان بنی‌اسرائیل:

وَ قٰالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِ فِرْعَوْنَ أَ تَذَرُ مُوسیٰ وَ قَوْمَهُ لِیُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ وَ یَذَرَکَ وَ آلِهَتَکَ قٰالَ سَنُقَتِّلُ أَبْنٰاءَهُمْ وَ نَسْتَحْیِی نِسٰاءَهُمْ وَ إِنّٰا فَوْقَهُمْ قٰاهِرُونَ . اعراف (7) 127

إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلاٰ فِی الْأَرْضِ وَ جَعَلَ أَهْلَهٰا شِیَعاً یَسْتَضْعِفُ طٰائِفَةً مِنْهُمْ یُذَبِّحُ أَبْنٰاءَهُمْ وَ یَسْتَحْیِی نِسٰاءَهُمْ إِنَّهُ کٰانَ مِنَ الْمُفْسِدِینَ .

قصص (28) 4

إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ هٰامٰانَ وَ قٰارُونَ فَقٰالُوا سٰاحِرٌ کَذّٰابٌ

فَلَمّٰا جٰاءَهُمْ بِالْحَقِّ مِنْ عِنْدِنٰا قٰالُوا اقْتُلُوا أَبْنٰاءَ الَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ وَ اسْتَحْیُوا نِسٰاءَهُمْ وَ مٰا کَیْدُ الْکٰافِرِینَ إِلاّٰ فِی ضَلاٰلٍ .

غافر (40) 24 و 25

139. مفسد بودن فرعون، زمینه‌ساز استثمارگری وی:

إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلاٰ فِی الْأَرْضِ وَ جَعَلَ أَهْلَهٰا شِیَعاً یَسْتَضْعِفُ طٰائِفَةً مِنْهُمْ یُذَبِّحُ أَبْنٰاءَهُمْ وَ یَسْتَحْیِی نِسٰاءَهُمْ إِنَّهُ کٰانَ مِنَ الْمُفْسِدِینَ . (1)

قصص (28) 4

4. استکبار

140. خودبزرگ‌بینی و استکبار فرعون، در برابر موسی علیه السلام :

ثُمَّ أَرْسَلْنٰا مُوسیٰ وَ أَخٰاهُ هٰارُونَ بِآیٰاتِنٰا وَ سُلْطٰانٍ مُبِینٍ

إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ فَاسْتَکْبَرُوا وَ کٰانُوا قَوْماً عٰالِینَ . مؤمنون (23) 45 و 46

وَ نٰادیٰ فِرْعَوْنُ فِی قَوْمِهِ قٰالَ یٰا قَوْمِ أَ لَیْسَ لِی مُلْکُ مِصْرَ وَ هٰذِهِ الْأَنْهٰارُ تَجْرِی مِنْ تَحْتِی أَ فَلاٰ تُبْصِرُونَ

أَمْ أَنَا خَیْرٌ مِنْ هٰذَا الَّذِی هُوَ مَهِینٌ وَ لاٰ یَکٰادُ یُبِینُ . زخرف (43) 51 و 52

هَلْ أَتٰاکَ حَدِیثُ مُوسیٰ

اِذْهَبْ إِلیٰ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغیٰ

فَقٰالَ أَنَا رَبُّکُمُ الْأَعْلیٰ .

نازعات (79) 15 و 17 و 24

141. استکبار و سرپیچی فرعون، در برابر آیات الهی:

ثُمَّ بَعَثْنٰا مِنْ بَعْدِهِمْ مُوسیٰ وَ هٰارُونَ إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ بِآیٰاتِنٰا فَاسْتَکْبَرُوا وَ کٰانُوا قَوْماً مُجْرِمِینَ . یونس (10) 75

هَلْ أَتٰاکَ حَدِیثُ مُوسیٰ

اِذْهَبْ إِلیٰ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغیٰ

فَأَرٰاهُ الْآیَةَ الْکُبْریٰ

فَقٰالَ أَنَا رَبُّکُمُ الْأَعْلیٰ . نازعات (79) 15 و 17 و 20 و 24

142. برتری‌طلبی و استکبار ناحق فرعون، در زمین:

فَمٰا آمَنَ لِمُوسیٰ إِلاّٰ ذُرِّیَّةٌ مِنْ قَوْمِهِ عَلیٰ خَوْفٍ


1) 1) . جملۀ «انّه کان من المفسدین» سبب برای - جنایتهای -فرعون است. (المیزان، ج 16، ص 8 ؛ روح‌المعانی، ج 11، جزء 20، ص 65)

مِنْ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِمْ أَنْ یَفْتِنَهُمْ وَ إِنَّ فِرْعَوْنَ لَعٰالٍ فِی الْأَرْضِ وَ إِنَّهُ لَمِنَ الْمُسْرِفِینَ . یونس (10) 83

إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلاٰ فِی الْأَرْضِ وَ جَعَلَ أَهْلَهٰا شِیَعاً یَسْتَضْعِفُ طٰائِفَةً مِنْهُمْ یُذَبِّحُ أَبْنٰاءَهُمْ وَ یَسْتَحْیِی نِسٰاءَهُمْ إِنَّهُ کٰانَ مِنَ الْمُفْسِدِینَ .

قصص (28) 4

وَ قٰالَ فِرْعَوْنُ یٰا أَیُّهَا الْمَلَأُ مٰا عَلِمْتُ لَکُمْ مِنْ إِلٰهٍ غَیْرِی فَأَوْقِدْ لِی یٰا هٰامٰانُ عَلَی الطِّینِ فَاجْعَلْ لِی صَرْحاً لَعَلِّی أَطَّلِعُ إِلیٰ إِلٰهِ مُوسیٰ وَ إِنِّی لَأَظُنُّهُ مِنَ الْکٰاذِبِینَ

وَ اسْتَکْبَرَ هُوَ وَ جُنُودُهُ فِی الْأَرْضِ بِغَیْرِ الْحَقِّ وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ إِلَیْنٰا لاٰ یُرْجَعُونَ . قصص (28) 38 و 39

وَ قٰارُونَ وَ فِرْعَوْنَ وَ هٰامٰانَ وَ لَقَدْ جٰاءَهُمْ مُوسیٰ بِالْبَیِّنٰاتِ فَاسْتَکْبَرُوا فِی الْأَرْضِ وَ مٰا کٰانُوا سٰابِقِینَ . عنکبوت (29) 39

143. سحر قلمداد کردن آیات ارائه شده از سوی موسی علیه السلام به وسیلۀ فرعون، از روی استکبار و خودخواهی:

ثُمَّ بَعَثْنٰا مِنْ بَعْدِهِمْ مُوسیٰ وَ هٰارُونَ إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ بِآیٰاتِنٰا فَاسْتَکْبَرُوا وَ کٰانُوا قَوْماً مُجْرِمِینَ

فَلَمّٰا جٰاءَهُمُ الْحَقُّ مِنْ عِنْدِنٰا قٰالُوا إِنَّ هٰذٰا لَسِحْرٌ مُبِینٌ . یونس (10) 75 و 76

اِذْهَبْ أَنْتَ وَ أَخُوکَ بِآیٰاتِی وَ لاٰ تَنِیٰا فِی ذِکْرِی

اِذْهَبٰا إِلیٰ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغیٰ

وَ لَقَدْ أَرَیْنٰاهُ آیٰاتِنٰا کُلَّهٰا فَکَذَّبَ وَ أَبیٰ

قٰالَ أَ جِئْتَنٰا لِتُخْرِجَنٰا مِنْ أَرْضِنٰا بِسِحْرِکَ یٰا مُوسیٰ .

طه (20) 42 و 43 و 56 و 57

وَ لَقَدْ آتَیْنٰا مُوسیٰ تِسْعَ آیٰاتٍ بَیِّنٰاتٍ فَسْئَلْ بَنِی إِسْرٰائِیلَ إِذْ جٰاءَهُمْ فَقٰالَ لَهُ فِرْعَوْنُ إِنِّی لَأَظُنُّکَ یٰا مُوسیٰ مَسْحُوراً. اسراء (17) 101

وَ أَدْخِلْ یَدَکَ فِی جَیْبِکَ تَخْرُجْ بَیْضٰاءَ مِنْ غَیْرِ سُوءٍ فِی تِسْعِ آیٰاتٍ إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ قَوْمِهِ إِنَّهُمْ کٰانُوا قَوْماً فٰاسِقِینَ

فَلَمّٰا جٰاءَتْهُمْ آیٰاتُنٰا مُبْصِرَةً قٰالُوا هٰذٰا سِحْرٌ مُبِینٌ . نمل (27) 12 و 13

اُسْلُکْ یَدَکَ فِی جَیْبِکَ تَخْرُجْ بَیْضٰاءَ مِنْ غَیْرِ سُوءٍ وَ اضْمُمْ إِلَیْکَ جَنٰاحَکَ مِنَ الرَّهْبِ فَذٰانِکَ بُرْهٰانٰانِ مِنْ رَبِّکَ إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ إِنَّهُمْ کٰانُوا قَوْماً فٰاسِقِینَ

قٰالَ سَنَشُدُّ عَضُدَکَ بِأَخِیکَ وَ نَجْعَلُ لَکُمٰا سُلْطٰاناً فَلاٰ یَصِلُونَ إِلَیْکُمٰا بِآیٰاتِنٰا أَنْتُمٰا وَ مَنِ اتَّبَعَکُمَا الْغٰالِبُونَ

فَلَمّٰا جٰاءَهُمْ مُوسیٰ بِآیٰاتِنٰا بَیِّنٰاتٍ قٰالُوا مٰا هٰذٰا إِلاّٰ سِحْرٌ مُفْتَریً وَ مٰا سَمِعْنٰا بِهٰذٰا فِی آبٰائِنَا الْأَوَّلِینَ . قصص (28) 32 و 35 و 36

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا مُوسیٰ بِآیٰاتِنٰا وَ سُلْطٰانٍ مُبِینٍ

إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ هٰامٰانَ وَ قٰارُونَ فَقٰالُوا سٰاحِرٌ کَذّٰابٌ . غافر (40) 23 و 24

144. فریب و تحقیر مردم، زمینۀ استکبار فرعون:

وَ نٰادیٰ فِرْعَوْنُ فِی قَوْمِهِ قٰالَ یٰا قَوْمِ أَ لَیْسَ لِی مُلْکُ مِصْرَ وَ هٰذِهِ الْأَنْهٰارُ تَجْرِی مِنْ تَحْتِی أَ فَلاٰ تُبْصِرُونَ

أَمْ أَنَا خَیْرٌ مِنْ هٰذَا الَّذِی هُوَ مَهِینٌ وَ لاٰ یَکٰادُ یُبِینُ

فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ فَأَطٰاعُوهُ إِنَّهُمْ کٰانُوا قَوْماً فٰاسِقِینَ . زخرف (43) 51 و 52 و 54

145. پیروی کورکورانۀ فرعون، از پیشینیان خود، زمینۀ استکبار وی:

فَلَمّٰا جٰاءَهُمْ مُوسیٰ بِآیٰاتِنٰا بَیِّنٰاتٍ قٰالُوا مٰا هٰذٰا إِلاّٰ سِحْرٌ مُفْتَریً وَ مٰا سَمِعْنٰا بِهٰذٰا فِی آبٰائِنَا الْأَوَّلِینَ

وَ اسْتَکْبَرَ هُوَ وَ جُنُودُهُ فِی الْأَرْضِ بِغَیْرِ الْحَقِّ وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ إِلَیْنٰا لاٰ یُرْجَعُونَ .

قصص (28) 36 و 39

146. قدرت و سلطنت فرعون، عامل استکبار وی در برابر موسی علیه السلام :

وَ نٰادیٰ فِرْعَوْنُ فِی قَوْمِهِ قٰالَ یٰا قَوْمِ أَ لَیْسَ لِی مُلْکُ مِصْرَ وَ هٰذِهِ الْأَنْهٰارُ تَجْرِی مِنْ تَحْتِی أَ فَلاٰ تُبْصِرُونَ

أَمْ أَنَا خَیْرٌ مِنْ هٰذَا الَّذِی هُوَ مَهِینٌ وَ لاٰ یَکٰادُ یُبِینُ . زخرف (43) 51 و 52

147. استکبار فرعون و قوم وی، مانعی در جهت تأثیرپذیری آنها از رسالت تبلیغی موسی علیه السلام :

ثُمَّ بَعَثْنٰا مِنْ بَعْدِهِمْ مُوسیٰ وَ هٰارُونَ إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ بِآیٰاتِنٰا فَاسْتَکْبَرُوا وَ کٰانُوا قَوْماً مُجْرِمِینَ

فَلَمّٰا جٰاءَهُمُ الْحَقُّ مِنْ عِنْدِنٰا قٰالُوا إِنَّ هٰذٰا لَسِحْرٌ مُبِینٌ . یونس (10) 75 و 76

ثُمَّ أَرْسَلْنٰا مُوسیٰ وَ أَخٰاهُ هٰارُونَ بِآیٰاتِنٰا وَ سُلْطٰانٍ مُبِینٍ

إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ فَاسْتَکْبَرُوا وَ کٰانُوا قَوْماً عٰالِینَ .

مؤمنون (23) 45 و 46

148. برتری‌جویی و استکبار فرعون، باعث وحشت و ترس قوم موسی، از شکنجه و آزار کارگزاران او:

فَمٰا آمَنَ لِمُوسیٰ إِلاّٰ ذُرِّیَّةٌ مِنْ قَوْمِهِ عَلیٰ خَوْفٍ مِنْ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِمْ أَنْ یَفْتِنَهُمْ وَ إِنَّ فِرْعَوْنَ لَعٰالٍ فِی الْأَرْضِ وَ إِنَّهُ لَمِنَ الْمُسْرِفِینَ . یونس (10) 83

5. استهزاگری

149. تمسخر موسی علیه السلام از سوی فرعون، در خصوص امداد الهی به وی:

وَ قٰالَ فِرْعَوْنُ ذَرُونِی أَقْتُلْ مُوسیٰ وَ لْیَدْعُ رَبَّهُ إِنِّی أَخٰافُ أَنْ یُبَدِّلَ دِینَکُمْ أَوْ أَنْ یُظْهِرَ فِی الْأَرْضِ الْفَسٰادَ. غافر (40) 26

150. تمسخر و استهزای منطق موسی علیه السلام دربارۀ ربوبیّت خدا، از جانب فرعون:

قٰالَ فِرْعَوْنُ وَ مٰا رَبُّ الْعٰالَمِینَ

قٰالَ لِمَنْ حَوْلَهُ أَ لاٰ تَسْتَمِعُونَ

قٰالَ إِنَّ رَسُولَکُمُ الَّذِی أُرْسِلَ إِلَیْکُمْ لَمَجْنُونٌ . شعراء (26) 23 و 25 و 27

151. ریشخند به آیات خدا، از سوی فرعون، پس از عرضۀ آن از ناحیۀ موسی علیه السلام :

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا مُوسیٰ بِآیٰاتِنٰا إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ فَقٰالَ إِنِّی رَسُولُ رَبِّ الْعٰالَمِینَ

فَلَمّٰا جٰاءَهُمْ بِآیٰاتِنٰا إِذٰا هُمْ مِنْهٰا یَضْحَکُونَ .

زخرف (43) 46 و 47

6 . اسراف

152. فرعون، حاکمی خودکامه و در شمار مسرفان:

فَمٰا آمَنَ لِمُوسیٰ إِلاّٰ ذُرِّیَّةٌ مِنْ قَوْمِهِ عَلیٰ خَوْفٍ مِنْ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِمْ أَنْ یَفْتِنَهُمْ وَ إِنَّ فِرْعَوْنَ لَعٰالٍ فِی الْأَرْضِ وَ إِنَّهُ لَمِنَ الْمُسْرِفِینَ . یونس (10) 83

وَ قٰالَ فِرْعَوْنُ ذَرُونِی أَقْتُلْ مُوسیٰ ... وَ قٰالَ مُوسیٰ إِنِّی عُذْتُ بِرَبِّی وَ رَبِّکُمْ مِنْ کُلِّ مُتَکَبِّرٍ لاٰ یُؤْمِنُ بِیَوْمِ الْحِسٰابِ وَ قٰالَ رَجُلٌ مُؤْمِنٌ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ ... إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یَهْدِی مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ کَذّٰابٌ . غافر (40) 26 -\28

وَ لَقَدْ نَجَّیْنٰا بَنِی إِسْرٰائِیلَ مِنَ الْعَذٰابِ الْمُهِینِ

مِنْ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ کٰانَ عٰالِیاً مِنَ الْمُسْرِفِینَ .

دخان (44) 30 و 31

153. اسراف و دروغگویی فرعون، مایۀ محرومیّت وی از هدایت الهی:

وَ قٰالَ فِرْعَوْنُ ... وَ قٰالَ رَجُلٌ مُؤْمِنٌ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ ... إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یَهْدِی مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ کَذّٰابٌ . غافر (40) 26 و 28

7. اضلال

154. فرعون، گمراهگر قوم خود:

وَ أَضَلَّ فِرْعَوْنُ قَوْمَهُ وَ مٰا هَدیٰ . طه (20) 79

8 . افساد

155. فرعون، فردی مفسد:

ثُمَّ بَعَثْنٰا مِنْ بَعْدِهِمْ مُوسیٰ بِآیٰاتِنٰا إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ فَظَلَمُوا بِهٰا فَانْظُرْ کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ الْمُفْسِدِینَ . اعراف (7) 103

... إِلیٰ فِرْعَوْنَ .... فَانْظُرْ کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ الْمُفْسِدِینَ . نمل (27) 12 -\14

إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلاٰ فِی الْأَرْضِ وَ جَعَلَ أَهْلَهٰا شِیَعاً یَسْتَضْعِفُ طٰائِفَةً مِنْهُمْ یُذَبِّحُ أَبْنٰاءَهُمْ وَ یَسْتَحْیِی نِسٰاءَهُمْ إِنَّهُ کٰانَ مِنَ الْمُفْسِدِینَ .

قصص (28) 4

9. انحصارطلبی

156. ادّعای الوهیّت فرعون و منحصر دانستن آن به خویشتن:

قٰالَ لَئِنِ اتَّخَذْتَ إِلٰهَاً غَیْرِی لَأَجْعَلَنَّکَ مِنَ الْمَسْجُونِینَ . شعراء (26) 29

وَ قٰالَ فِرْعَوْنُ یٰا أَیُّهَا الْمَلَأُ مٰا عَلِمْتُ لَکُمْ مِنْ إِلٰهٍ غَیْرِی فَأَوْقِدْ لِی یٰا هٰامٰانُ عَلَی الطِّینِ فَاجْعَلْ لِی صَرْحاً لَعَلِّی أَطَّلِعُ إِلیٰ إِلٰهِ مُوسیٰ وَ إِنِّی لَأَظُنُّهُ مِنَ الْکٰاذِبِینَ . قصص (28) 38

157. فرعون، مدّعی انحصار حاکمیّت مصر به خود:

وَ نٰادیٰ فِرْعَوْنُ فِی قَوْمِهِ قٰالَ یٰا قَوْمِ أَ لَیْسَ لِی مُلْکُ مِصْرَ وَ هٰذِهِ الْأَنْهٰارُ تَجْرِی مِنْ تَحْتِی ....

زخرف (43) 51

10. اهانت

158. اهانت فرعون به موسی علیه السلام :

وَ نٰادیٰ فِرْعَوْنُ فِی قَوْمِهِ قٰالَ یٰا قَوْمِ أَ لَیْسَ لِی مُلْکُ مِصْرَ وَ هٰذِهِ الْأَنْهٰارُ تَجْرِی مِنْ تَحْتِی أَ فَلاٰ تُبْصِرُونَ

أَمْ أَنَا خَیْرٌ مِنْ هٰذَا الَّذِی هُوَ مَهِینٌ وَ لاٰ یَکٰادُ یُبِینُ . زخرف (43) 51 و 52

11. تفاخر

اشاره
159. تفاخر فرعون به ملک و پادشاهی خود، در سرزمین مصر:

وَ نٰادیٰ فِرْعَوْنُ فِی قَوْمِهِ قٰالَ یٰا قَوْمِ أَ لَیْسَ لِی مُلْکُ مِصْرَ وَ هٰذِهِ الْأَنْهٰارُ تَجْرِی مِنْ تَحْتِی أَ فَلاٰ تُبْصِرُونَ

أَمْ أَنَا خَیْرٌ مِنْ هٰذَا الَّذِی هُوَ مَهِینٌ وَ لاٰ یَکٰادُ یُبِینُ

فَلَوْ لاٰ أُلْقِیَ عَلَیْهِ أَسْوِرَةٌ مِنْ ذَهَبٍ أَوْ جٰاءَ مَعَهُ الْمَلاٰئِکَةُ مُقْتَرِنِینَ .

زخرف (43) 51 - 53

160. فخرفروشی و اظهار خیر و برتری فرعون بر موسی علیه السلام :

وَ نٰادیٰ فِرْعَوْنُ فِی قَوْمِهِ قٰالَ یٰا قَوْمِ أَ لَیْسَ لِی مُلْکُ مِصْرَ وَ هٰذِهِ الْأَنْهٰارُ تَجْرِی مِنْ تَحْتِی أَ فَلاٰ تُبْصِرُونَ

أَمْ أَنَا خَیْرٌ مِنْ هٰذَا الَّذِی هُوَ مَهِینٌ وَ لاٰ یَکٰادُ یُبِینُ . زخرف (43) 51 و 52

عوامل تفاخر
1. ثروت
161. ثروت و دارایی، عامل فخرفروشی فرعون، در مقابل موسی علیه السلام :

وَ نٰادیٰ فِرْعَوْنُ فِی قَوْمِهِ قٰالَ یٰا قَوْمِ أَ لَیْسَ لِی مُلْکُ مِصْرَ وَ هٰذِهِ الْأَنْهٰارُ تَجْرِی مِنْ تَحْتِی أَ فَلاٰ تُبْصِرُونَ

فَلَوْ لاٰ أُلْقِیَ عَلَیْهِ أَسْوِرَةٌ مِنْ ذَهَبٍ أَوْ جٰاءَ مَعَهُ الْمَلاٰئِکَةُ مُقْتَرِنِینَ .

زخرف (43) 51 و 53

162. تفاخر فرعون به داشتن نهرهای جاری، میان کاخ خود:

وَ نٰادیٰ فِرْعَوْنُ فِی قَوْمِهِ قٰالَ یٰا قَوْمِ أَ لَیْسَ لِی مُلْکُ مِصْرَ وَ هٰذِهِ الْأَنْهٰارُ تَجْرِی مِنْ تَحْتِی أَ فَلاٰ تُبْصِرُونَ . زخرف (43) 51

2. قدرت
163. قدرت، از عوامل فخرفروشی فرعون، در برابر موسی علیه السلام :

وَ نٰادیٰ فِرْعَوْنُ فِی قَوْمِهِ قٰالَ یٰا قَوْمِ أَ لَیْسَ لِی مُلْکُ مِصْرَ وَ هٰذِهِ الْأَنْهٰارُ تَجْرِی مِنْ تَحْتِی أَ فَلاٰ تُبْصِرُونَ . زخرف (43) 51

12. تکبّر

164. فرعون، فردی مغرور و متکبّر:

فَمٰا آمَنَ لِمُوسیٰ إِلاّٰ ذُرِّیَّةٌ مِنْ قَوْمِهِ عَلیٰ خَوْفٍ مِنْ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِمْ أَنْ یَفْتِنَهُمْ وَ إِنَّ فِرْعَوْنَ لَعٰالٍ فِی الْأَرْضِ وَ إِنَّهُ لَمِنَ الْمُسْرِفِینَ . یونس (10) 83

وَ قٰالَ فِرْعَوْنُ ذَرُونِی أَقْتُلْ مُوسیٰ وَ لْیَدْعُ رَبَّهُ إِنِّی أَخٰافُ أَنْ یُبَدِّلَ دِینَکُمْ أَوْ أَنْ یُظْهِرَ فِی الْأَرْضِ الْفَسٰادَ

وَ قٰالَ مُوسیٰ إِنِّی عُذْتُ بِرَبِّی وَ رَبِّکُمْ مِنْ کُلِّ مُتَکَبِّرٍ لاٰ یُؤْمِنُ بِیَوْمِ الْحِسٰابِ .

غافر (40) 26 و 27

وَ نٰادیٰ فِرْعَوْنُ فِی قَوْمِهِ قٰالَ یٰا قَوْمِ أَ لَیْسَ لِی مُلْکُ مِصْرَ وَ هٰذِهِ الْأَنْهٰارُ تَجْرِی مِنْ تَحْتِی أَ فَلاٰ تُبْصِرُونَ

أَمْ أَنَا خَیْرٌ مِنْ هٰذَا الَّذِی هُوَ مَهِینٌ وَ لاٰ یَکٰادُ یُبِینُ . زخرف (43) 51 و 52

13. تکذیب

165. فرعون، تکذیب‌کنندۀ آیات خدا:

وَ لَقَدْ أَرَیْنٰاهُ آیٰاتِنٰا کُلَّهٰا فَکَذَّبَ وَ أَبیٰ .

طه (20) 56

وَ أَدْخِلْ یَدَکَ فِی جَیْبِکَ تَخْرُجْ بَیْضٰاءَ مِنْ غَیْرِ سُوءٍ فِی تِسْعِ آیٰاتٍ إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ قَوْمِهِ إِنَّهُمْ کٰانُوا قَوْماً فٰاسِقِینَ

فَلَمّٰا جٰاءَتْهُمْ آیٰاتُنٰا مُبْصِرَةً قٰالُوا هٰذٰا سِحْرٌ مُبِینٌ

وَ جَحَدُوا بِهٰا وَ اسْتَیْقَنَتْهٰا أَنْفُسُهُمْ ظُلْماً وَ عُلُوًّا فَانْظُرْ کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ الْمُفْسِدِینَ . نمل (27) 12 -\14

اِذْهَبْ إِلیٰ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغیٰ

فَأَرٰاهُ الْآیَةَ الْکُبْریٰ

فَکَذَّبَ وَ عَصیٰ .

نازعات (79) 17 و 20 و 21

166. تکذیب رسالت موسی علیه السلام به وسیلۀ فرعون:

وَ قٰالَ فِرْعَوْنُ یٰا أَیُّهَا الْمَلَأُ مٰا عَلِمْتُ لَکُمْ مِنْ إِلٰهٍ غَیْرِی ... وَ إِنِّی لَأَظُنُّهُ مِنَ الْکٰاذِبِینَ .

قصص (28) 38

جُنْدٌ مٰا هُنٰالِکَ مَهْزُومٌ مِنَ الْأَحْزٰابِ

کَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَ عٰادٌ وَ فِرْعَوْنُ ذُو الْأَوْتٰادِ

وَ ثَمُودُ وَ قَوْمُ لُوطٍ وَ أَصْحٰابُ الْأَیْکَةِ أُولٰئِکَ الْأَحْزٰابُ

إِنْ کُلٌّ إِلاّٰ کَذَّبَ الرُّسُلَ فَحَقَّ عِقٰابِ . ص (38) 11 -\14

وَ قٰالَ فِرْعَوْنُ ذَرُونِی أَقْتُلْ مُوسیٰ ... وَ قٰالَ رَجُلٌ مُؤْمِنٌ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ ... إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یَهْدِی مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ کَذّٰابٌ . غافر (40) 26 و 28

کَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَ أَصْحٰابُ الرَّسِّ وَ ثَمُودُ

وَ عٰادٌ وَ فِرْعَوْنُ وَ إِخْوٰانُ لُوطٍ

وَ أَصْحٰابُ الْأَیْکَةِ وَ قَوْمُ تُبَّعٍ کُلٌّ کَذَّبَ الرُّسُلَ فَحَقَّ وَعِیدِ. ق (50) 12 -\14

167. فرعون، تکذیب‌کنندۀ معجزات الهی:

وَ لَقَدْ أَرَیْنٰاهُ آیٰاتِنٰا کُلَّهٰا فَکَذَّبَ وَ أَبیٰ

قٰالَ أَ جِئْتَنٰا لِتُخْرِجَنٰا مِنْ أَرْضِنٰا بِسِحْرِکَ یٰا مُوسیٰ .

طه (20) 56 و 57

اِذْهَبْ إِلیٰ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغیٰ

فَأَرٰاهُ الْآیَةَ الْکُبْریٰ

فَکَذَّبَ وَ عَصیٰ .

نازعات (79) 17 و 20 و 21

168. تکذیب و انکار ربوبیّت خدا، از سوی فرعون:

اِذْهَبْ إِلیٰ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغیٰ

وَ أَهْدِیَکَ إِلیٰ

رَبِّکَ فَتَخْشیٰ

فَأَرٰاهُ الْآیَةَ الْکُبْریٰ

فَکَذَّبَ وَ عَصیٰ . نازعات (79) 17 و 19 -\21

169. تکذیب معجزۀ موسی علیه السلام از جانب فرعون، با جادو خواندن آن:

ثُمَّ بَعَثْنٰا مِنْ بَعْدِهِمْ مُوسیٰ وَ هٰارُونَ إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ بِآیٰاتِنٰا فَاسْتَکْبَرُوا وَ کٰانُوا قَوْماً مُجْرِمِینَ

فَلَمّٰا جٰاءَهُمُ الْحَقُّ مِنْ عِنْدِنٰا قٰالُوا إِنَّ هٰذٰا لَسِحْرٌ مُبِینٌ . یونس (10) 75 و 76

قٰالَ أَ وَ لَوْ جِئْتُکَ بِشَیْءٍ مُبِینٍ

قٰالَ فَأْتِ بِهِ إِنْ کُنْتَ مِنَ الصّٰادِقِینَ

فَأَلْقیٰ عَصٰاهُ فَإِذٰا هِیَ ثُعْبٰانٌ مُبِینٌ

وَ نَزَعَ یَدَهُ فَإِذٰا هِیَ بَیْضٰاءُ لِلنّٰاظِرِینَ

قٰالَ لِلْمَلَإِ حَوْلَهُ إِنَّ هٰذٰا لَسٰاحِرٌ عَلِیمٌ . شعراء (26) 30 -\34

وَ أَدْخِلْ یَدَکَ فِی جَیْبِکَ تَخْرُجْ بَیْضٰاءَ مِنْ غَیْرِ سُوءٍ فِی تِسْعِ آیٰاتٍ إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ قَوْمِهِ إِنَّهُمْ کٰانُوا قَوْماً فٰاسِقِینَ

فَلَمّٰا جٰاءَتْهُمْ آیٰاتُنٰا مُبْصِرَةً قٰالُوا هٰذٰا سِحْرٌ مُبِینٌ . نمل (27) 12 و 13

فَأَرٰاهُ الْآیَةَ الْکُبْریٰ. نازعات (79) 20

170. تکذیب پیامبران الهی از سوی فرعون، موجب هلاکت او:

کَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَ عٰادٌ وَ فِرْعَوْنُ ذُو الْأَوْتٰادِ

إِنْ کُلٌّ إِلاّٰ کَذَّبَ الرُّسُلَ فَحَقَّ عِقٰابِ . ص (38) 12 و 14

کَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَ أَصْحٰابُ الرَّسِّ وَ ثَمُودُ

وَ عٰادٌ وَ فِرْعَوْنُ وَ إِخْوٰانُ لُوطٍ

وَ أَصْحٰابُ الْأَیْکَةِ وَ قَوْمُ تُبَّعٍ کُلٌّ کَذَّبَ الرُّسُلَ فَحَقَّ وَعِیدِ. ق (50) 12 -\14

171. فرعون، تکذیب‌کنندۀ وحدانیّت خدای یگانه:

إِنّٰا قَدْ أُوحِیَ إِلَیْنٰا أَنَّ الْعَذٰابَ عَلیٰ مَنْ کَذَّبَ وَ تَوَلّٰی

قٰالَ فَمَنْ رَبُّکُمٰا یٰا مُوسیٰ

قٰالَ رَبُّنَا الَّذِی أَعْطیٰ کُلَّ شَیْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدیٰ

قٰالَ فَمٰا بٰالُ الْقُرُونِ الْأُولیٰ

وَ لَقَدْ أَرَیْنٰاهُ آیٰاتِنٰا کُلَّهٰا فَکَذَّبَ وَ أَبیٰ . طه (20) 48 -\51 و 56

فَفَرَرْتُ مِنْکُمْ لَمّٰا خِفْتُکُمْ فَوَهَبَ لِی رَبِّی حُکْماً وَ جَعَلَنِی مِنَ الْمُرْسَلِینَ

قٰالَ فِرْعَوْنُ وَ مٰا رَبُّ الْعٰالَمِینَ

قٰالَ لَئِنِ اتَّخَذْتَ إِلٰهَاً غَیْرِی لَأَجْعَلَنَّکَ مِنَ الْمَسْجُونِینَ .

شعراء (26) 21 و 23 و 29

اِذْهَبْ إِلیٰ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغیٰ

وَ أَهْدِیَکَ إِلیٰ رَبِّکَ فَتَخْشیٰ

فَکَذَّبَ وَ عَصیٰ

فَقٰالَ أَنَا رَبُّکُمُ الْأَعْلیٰ . نازعات (79) 17 و 19 و 21 و 24

172. وعدۀ خداوند به عذاب فرعون، در صورت تکذیب و رویگردانی از رسالت موسی و هارون علیهما السلام :

اِذْهَبٰا إِلیٰ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغیٰ

فَأْتِیٰاهُ فَقُولاٰ إِنّٰا رَسُولاٰ رَبِّکَ فَأَرْسِلْ مَعَنٰا بَنِی إِسْرٰائِیلَ وَ لاٰ تُعَذِّبْهُمْ قَدْ جِئْنٰاکَ بِآیَةٍ مِنْ رَبِّکَ وَ السَّلاٰمُ عَلیٰ مَنِ اتَّبَعَ الْهُدیٰ

إِنّٰا قَدْ أُوحِیَ إِلَیْنٰا أَنَّ الْعَذٰابَ عَلیٰ مَنْ کَذَّبَ وَ تَوَلّٰی .

طه (20) 43 و 47 و 48

173. تکذیب موسی علیه السلام از سوی فرعون، موجب کیفر او در دنیا و آخرت:

هَلْ أَتٰاکَ حَدِیثُ مُوسیٰ

اِذْهَبْ إِلیٰ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغیٰ

فَقُلْ هَلْ لَکَ إِلیٰ أَنْ تَزَکّٰی

وَ أَهْدِیَکَ إِلیٰ رَبِّکَ فَتَخْشیٰ

فَأَرٰاهُ الْآیَةَ الْکُبْریٰ

فَکَذَّبَ وَ عَصیٰ

فَأَخَذَهُ اللّٰهُ نَکٰالَ الْآخِرَةِ وَ الْأُولیٰ . نازعات (79) 15 و 17 -\21 و 25

ثُمَّ أَرْسَلْنٰا مُوسیٰ وَ أَخٰاهُ هٰارُونَ بِآیٰاتِنٰا وَ سُلْطٰانٍ مُبِینٍ

إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ فَاسْتَکْبَرُوا

وَ کٰانُوا قَوْماً عٰالِینَ

فَکَذَّبُوهُمٰا فَکٰانُوا مِنَ الْمُهْلَکِینَ . مؤمنون (23) 45 و 46 و 48

174. تکذیب هارون علیه السلام و رسالت وی، از جانب فرعون:

ثُمَّ أَرْسَلْنٰا مُوسیٰ وَ أَخٰاهُ هٰارُونَ ... إِلیٰ فِرْعَوْنَ ... فَکَذَّبُوهُمٰا فَکٰانُوا مِنَ الْمُهْلَکِینَ .

مؤمنون (23) 45 و 46 و 48

14. جهل

175. جهل و نادانی فرعون، نسبت به راه انتخاب شدۀ خویش:

وَ قٰالَ مُوسیٰ رَبَّنٰا إِنَّکَ آتَیْتَ فِرْعَوْنَ وَ مَلَأَهُ ...

قٰالَ قَدْ أُجِیبَتْ دَعْوَتُکُمٰا فَاسْتَقِیمٰا وَ لاٰ تَتَّبِعٰانِّ سَبِیلَ الَّذِینَ لاٰ یَعْلَمُونَ . یونس (10) 88 و 89

15. حق‌ستیزی

176. حق‌ستیزی فرعون، پس از ارائۀ حق به وی:

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا مُوسیٰ ... إِلیٰ فِرْعَوْنَ ... فَلَمّٰا جٰاءَهُمْ بِالْحَقِّ مِنْ عِنْدِنٰا قٰالُوا اقْتُلُوا أَبْنٰاءَ الَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ .... غافر (40) 23 -\25

16. حق‌ناپذیری

177. حق‌ناپذیری فرعون، در برابر اتمام‌حجّت موسی علیه السلام :

ثُمَّ بَعَثْنٰا مِنْ بَعْدِهِمْ مُوسیٰ وَ هٰارُونَ إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ بِآیٰاتِنٰا فَاسْتَکْبَرُوا وَ کٰانُوا قَوْماً مُجْرِمِینَ

فَلَمّٰا جٰاءَهُمُ الْحَقُّ مِنْ عِنْدِنٰا قٰالُوا إِنَّ هٰذٰا لَسِحْرٌ مُبِینٌ

قٰالَ مُوسیٰ أَ تَقُولُونَ لِلْحَقِّ لَمّٰا جٰاءَکُمْ أَ سِحْرٌ هٰذٰا وَ لاٰ یُفْلِحُ السّٰاحِرُونَ

وَ یُحِقُّ اللّٰهُ الْحَقَّ بِکَلِمٰاتِهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُجْرِمُونَ . (1)یونس (10) 75 -\77 و 82

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا مُوسیٰ بِآیٰاتِنٰا وَ سُلْطٰانٍ مُبِینٍ

إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ فَاتَّبَعُوا أَمْرَ فِرْعَوْنَ وَ مٰا أَمْرُ فِرْعَوْنَ بِرَشِیدٍ. هود (11) 96 و 97

ثُمَّ أَرْسَلْنٰا مُوسیٰ وَ أَخٰاهُ هٰارُونَ بِآیٰاتِنٰا وَ سُلْطٰانٍ مُبِینٍ

إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ فَاسْتَکْبَرُوا وَ کٰانُوا قَوْماً عٰالِینَ . مؤمنون (23) 45 و 46

وَ أَدْخِلْ یَدَکَ فِی جَیْبِکَ تَخْرُجْ بَیْضٰاءَ مِنْ غَیْرِ سُوءٍ فِی تِسْعِ آیٰاتٍ إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ قَوْمِهِ إِنَّهُمْ کٰانُوا قَوْماً فٰاسِقِینَ

فَلَمّٰا جٰاءَتْهُمْ آیٰاتُنٰا مُبْصِرَةً قٰالُوا هٰذٰا سِحْرٌ مُبِینٌ

وَ جَحَدُوا بِهٰا وَ اسْتَیْقَنَتْهٰا أَنْفُسُهُمْ ظُلْماً وَ عُلُوًّا فَانْظُرْ کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ الْمُفْسِدِینَ . نمل (27) 12 -\14

اُسْلُکْ یَدَکَ فِی جَیْبِکَ تَخْرُجْ بَیْضٰاءَ مِنْ غَیْرِ سُوءٍ وَ اضْمُمْ إِلَیْکَ جَنٰاحَکَ مِنَ الرَّهْبِ فَذٰانِکَ بُرْهٰانٰانِ مِنْ رَبِّکَ إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ إِنَّهُمْ کٰانُوا قَوْماً فٰاسِقِینَ

فَلَمّٰا جٰاءَهُمْ مُوسیٰ بِآیٰاتِنٰا بَیِّنٰاتٍ قٰالُوا مٰا هٰذٰا إِلاّٰ سِحْرٌ مُفْتَریً وَ مٰا سَمِعْنٰا بِهٰذٰا فِی آبٰائِنَا الْأَوَّلِینَ . قصص (28) 32 و 36

وَ قٰارُونَ وَ فِرْعَوْنَ وَ هٰامٰانَ وَ لَقَدْ جٰاءَهُمْ مُوسیٰ بِالْبَیِّنٰاتِ فَاسْتَکْبَرُوا فِی الْأَرْضِ وَ مٰا کٰانُوا سٰابِقِینَ . عنکبوت (29) 39

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا مُوسیٰ بِآیٰاتِنٰا وَ سُلْطٰانٍ مُبِینٍ

فَلَمّٰا جٰاءَهُمْ بِالْحَقِّ مِنْ عِنْدِنٰا قٰالُوا اقْتُلُوا أَبْنٰاءَ الَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ وَ اسْتَحْیُوا نِسٰاءَهُمْ وَ مٰا کَیْدُ الْکٰافِرِینَ إِلاّٰ فِی ضَلاٰلٍ . غافر (40) 23 و 25

وَ فِی مُوسیٰ إِذْ أَرْسَلْنٰاهُ إِلیٰ فِرْعَوْنَ بِسُلْطٰانٍ


1) 1) . مقصود از «حق» آیت و نشانۀ حقّه است، مثل اژدها شدن عصای موسی علیه السلام و ید بیضای او، که نشانۀ رسالت او بود به حق، و معجزه هم می‌نامند که فرعون و قومش نشانۀ حق را نپذیرفتند و آن را سحر نامیدند. (المیزان، ج 10، ص 108؛ المحررالوجیز، ج 3، ص 134)

مُبِینٍ

فَأَخَذْنٰاهُ وَ جُنُودَهُ فَنَبَذْنٰاهُمْ فِی الْیَمِّ وَ هُوَ مُلِیمٌ . ذاریات (51) 38 و 40

17. خشونت

178. خشونت عریان فرعون، با کشتن فرزندان بنی‌اسرائیل و استثمار زنان آنها:

وَ إِذْ نَجَّیْنٰاکُمْ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ یَسُومُونَکُمْ سُوءَ الْعَذٰابِ یُذَبِّحُونَ أَبْنٰاءَکُمْ وَ یَسْتَحْیُونَ نِسٰاءَکُمْ وَ فِی ذٰلِکُمْ بَلاٰءٌ مِنْ رَبِّکُمْ عَظِیمٌ . بقره (2) 49

وَ قٰالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِ فِرْعَوْنَ أَ تَذَرُ مُوسیٰ وَ قَوْمَهُ لِیُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ وَ یَذَرَکَ وَ آلِهَتَکَ قٰالَ سَنُقَتِّلُ أَبْنٰاءَهُمْ وَ نَسْتَحْیِی نِسٰاءَهُمْ وَ إِنّٰا فَوْقَهُمْ قٰاهِرُونَ . اعراف (7) 127

وَ إِذْ أَنْجَیْنٰاکُمْ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ یَسُومُونَکُمْ سُوءَ الْعَذٰابِ یُقَتِّلُونَ أَبْنٰاءَکُمْ وَ یَسْتَحْیُونَ نِسٰاءَکُمْ وَ فِی ذٰلِکُمْ بَلاٰءٌ مِنْ رَبِّکُمْ عَظِیمٌ . اعراف (7) 141

وَ إِذْ قٰالَ مُوسیٰ لِقَوْمِهِ اذْکُرُوا نِعْمَةَ اللّٰهِ عَلَیْکُمْ إِذْ أَنْجٰاکُمْ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ یَسُومُونَکُمْ سُوءَ الْعَذٰابِ وَ یُذَبِّحُونَ أَبْنٰاءَکُمْ وَ یَسْتَحْیُونَ نِسٰاءَکُمْ وَ فِی ذٰلِکُمْ بَلاٰءٌ مِنْ رَبِّکُمْ عَظِیمٌ . ابراهیم (14) 6

179. خشونت فرعون، نسبت به همسر خویش:

وَ ضَرَبَ اللّٰهُ مَثَلاً لِلَّذِینَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ إِذْ قٰالَتْ رَبِّ ابْنِ لِی عِنْدَکَ بَیْتاً فِی الْجَنَّةِ وَ نَجِّنِی مِنْ فِرْعَوْنَ وَ عَمَلِهِ وَ نَجِّنِی مِنَ الْقَوْمِ الظّٰالِمِینَ . تحریم (66) 11

180. رفتار خشونت‌آمیز فرعون، با ساحران خویش، پس از ایمان آنان به موسی علیه السلام :

وَ أُلْقِیَ السَّحَرَةُ سٰاجِدِینَ

قٰالُوا آمَنّٰا بِرَبِّ الْعٰالَمِینَ

قٰالَ فِرْعَوْنُ ... لَأُقَطِّعَنَّ أَیْدِیَکُمْ وَ أَرْجُلَکُمْ مِنْ خِلاٰفٍ ثُمَّ لَأُصَلِّبَنَّکُمْ أَجْمَعِینَ .

اعراف (7) 120 و 121 و 123 و 124

فَأُلْقِیَ السَّحَرَةُ سُجَّداً قٰالُوا آمَنّٰا بِرَبِّ هٰارُونَ وَ مُوسیٰ

قٰالَ آمَنْتُمْ لَهُ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَکُمْ إِنَّهُ لَکَبِیرُکُمُ الَّذِی عَلَّمَکُمُ السِّحْرَ فَلَأُقَطِّعَنَّ أَیْدِیَکُمْ وَ أَرْجُلَکُمْ مِنْ خِلاٰفٍ وَ لَأُصَلِّبَنَّکُمْ فِی جُذُوعِ النَّخْلِ وَ لَتَعْلَمُنَّ أَیُّنٰا أَشَدُّ عَذٰاباً وَ أَبْقیٰ .

طه (20) 70 و 71

قٰالَ آمَنْتُمْ لَهُ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَکُمْ إِنَّهُ لَکَبِیرُکُمُ الَّذِی عَلَّمَکُمُ السِّحْرَ فَلَسَوْفَ تَعْلَمُونَ لَأُقَطِّعَنَّ أَیْدِیَکُمْ وَ أَرْجُلَکُمْ مِنْ خِلاٰفٍ وَ لَأُصَلِّبَنَّکُمْ أَجْمَعِینَ . شعراء (26) 49

181. تعصّب فرعون به روش خویش، موجب برخورد خشونت‌آمیز با موسی علیه السلام :

وَ قٰالَ فِرْعَوْنُ ذَرُونِی أَقْتُلْ مُوسیٰ ... إِنِّی أَخٰافُ أَنْ یُبَدِّلَ دِینَکُمْ .... غافر (40) 26

182. سوء استفادۀ فرعون از تعصّب دینی قوم خویش، منشأ برخورد خشونت‌آمیز وی با موسی علیه السلام :

وَ قٰالَ فِرْعَوْنُ ذَرُونِی أَقْتُلْ مُوسیٰ وَ لْیَدْعُ رَبَّهُ إِنِّی أَخٰافُ أَنْ یُبَدِّلَ دِینَکُمْ أَوْ أَنْ یُظْهِرَ فِی الْأَرْضِ الْفَسٰادَ. غافر (40) 26

18. دروغگویی

183. فرعون، فردی دروغگو و محروم از هدایت خدا:

وَ قٰالَ فِرْعَوْنُ ذَرُونِی أَقْتُلْ مُوسیٰ ... وَ قٰالَ رَجُلٌ مُؤْمِنٌ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ ... إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یَهْدِی مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ کَذّٰابٌ . (1)غافر (40) 26 و 28

نیز ==> همین مدخل، تکذیب فرعون


1) 1) . بنا بر اینکه جملۀ «انّ اللّٰه لایهدی من هو مسرف کذّاب» مستأنفه و تعریضی از سوی مؤمن آل‌فرعون به فرعون و اشاره به دروغگویی او در ادّعای ربوبیّت باشد. (روح‌المعانی، ج 13، جزء 24، ص 98)

19. رفاه‌طلبی

184. رفاه‌طلبی فرعون، با ساختن کاخها و خوش‌نشینی برای خود:

... وَ دَمَّرْنٰا مٰا کٰانَ یَصْنَعُ فِرْعَوْنُ وَ قَوْمُهُ وَ مٰا کٰانُوا یَعْرِشُونَ . اعراف (7) 137

20. طغیان

185. فرعون، حاکمی سرکش و طغیانگر:

اِذْهَبٰا إِلیٰ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغیٰ

قٰالاٰ رَبَّنٰا إِنَّنٰا نَخٰافُ أَنْ یَفْرُطَ عَلَیْنٰا أَوْ أَنْ یَطْغیٰ . طه (20) 43 و 45

وَ فِی مُوسیٰ إِذْ أَرْسَلْنٰاهُ إِلیٰ فِرْعَوْنَ بِسُلْطٰانٍ مُبِینٍ

أَ تَوٰاصَوْا بِهِ بَلْ هُمْ قَوْمٌ طٰاغُونَ .

ذاریات (51) 38 و 53

اِذْهَبْ إِلیٰ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغیٰ . نازعات (79) 17

وَ فِرْعَوْنَ ذِی الْأَوْتٰادِ

اَلَّذِینَ طَغَوْا فِی الْبِلاٰدِ.

فجر (89) 10 و 11

186. طغیان فرعون، سبب عذاب دنیا و آخرت او:

اِذْهَبْ إِلیٰ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغیٰ

فَأَخَذَهُ اللّٰهُ نَکٰالَ الْآخِرَةِ وَ الْأُولیٰ . نازعات (79) 17 و 25

187. طغیان فرعون، موجب نواخته شدن تازیانۀ عذاب بر وی:

أَ لَمْ تَرَ کَیْفَ فَعَلَ رَبُّکَ ... وَ فِرْعَوْنَ ذِی الْأَوْتٰادِ اَلَّذِینَ طَغَوْا فِی الْبِلاٰدِ فَصَبَّ عَلَیْهِمْ رَبُّکَ سَوْطَ عَذٰابٍ .

فجر (89) 6 و 10 و 11 و 13

21. ظلم

188. ظلم و ستم فرعون به آیات الهی، سبب بد فرجامی آنان:

ثُمَّ بَعَثْنٰا مِنْ بَعْدِهِمْ مُوسیٰ بِآیٰاتِنٰا إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ فَظَلَمُوا بِهٰا فَانْظُرْ کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ الْمُفْسِدِینَ . اعراف (7) 103

وَ أَدْخِلْ یَدَکَ فِی جَیْبِکَ تَخْرُجْ بَیْضٰاءَ مِنْ غَیْرِ سُوءٍ فِی تِسْعِ آیٰاتٍ إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ قَوْمِهِ إِنَّهُمْ کٰانُوا قَوْماً فٰاسِقِینَ

فَلَمّٰا جٰاءَتْهُمْ آیٰاتُنٰا مُبْصِرَةً قٰالُوا هٰذٰا سِحْرٌ مُبِینٌ

وَ جَحَدُوا بِهٰا وَ اسْتَیْقَنَتْهٰا أَنْفُسُهُمْ ظُلْماً وَ عُلُوًّا فَانْظُرْ کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ الْمُفْسِدِینَ . نمل (27) 12 -\14

189. فرعون، حاکمی ظالم و مبارزه با ستمگری او، در سرلوحۀ رسالت موسی علیه السلام :

وَ إِذْ نٰادیٰ رَبُّکَ مُوسیٰ أَنِ ائْتِ الْقَوْمَ الظّٰالِمِینَ

قَوْمَ فِرْعَوْنَ أَ لاٰ یَتَّقُونَ

فَأْتِیٰا فِرْعَوْنَ فَقُولاٰ إِنّٰا رَسُولُ رَبِّ الْعٰالَمِینَ .

شعراء (26) 10 و 11 و 16

وَ قٰالَ فِرْعَوْنُ یٰا أَیُّهَا الْمَلَأُ ... فَاجْعَلْ لِی صَرْحاً لَعَلِّی أَطَّلِعُ إِلیٰ إِلٰهِ مُوسیٰ ... فَأَخَذْنٰاهُ وَ جُنُودَهُ فَنَبَذْنٰاهُمْ فِی الْیَمِّ فَانْظُرْ کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ الظّٰالِمِینَ . قصص (28) 38 و 40

190. ظلم و ستم فرعون به خویشتن، موجب هلاکت و عذاب وی:

إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ ... وَ مٰا ظَلَمْنٰاهُمْ وَ لٰکِنْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ فَمٰا أَغْنَتْ عَنْهُمْ آلِهَتُهُمُ الَّتِی یَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللّٰهِ مِنْ شَیْءٍ لَمّٰا جٰاءَ أَمْرُ رَبِّکَ وَ مٰا زٰادُوهُمْ غَیْرَ تَتْبِیبٍ وَ کَذٰلِکَ أَخْذُ رَبِّکَ إِذٰا أَخَذَ الْقُریٰ وَ هِیَ ظٰالِمَةٌ إِنَّ أَخْذَهُ أَلِیمٌ شَدِیدٌ.

هود (11) 97 و 101 و 102

وَ قٰارُونَ وَ فِرْعَوْنَ .... وَ مِنْهُمْ مَنْ أَغْرَقْنٰا وَ مٰا کٰانَ اللّٰهُ لِیَظْلِمَهُمْ وَ لٰکِنْ کٰانُوا أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ . عنکبوت (29) 39 و 40

191. همسر فرعون، خواهان رهایی خود، از ظلم و ستم فرعون:

وَ ضَرَبَ اللّٰهُ مَثَلاً لِلَّذِینَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ إِذْ قٰالَتْ رَبِّ ابْنِ لِی عِنْدَکَ بَیْتاً فِی الْجَنَّةِ وَ نَجِّنِی مِنْ فِرْعَوْنَ وَ عَمَلِهِ وَ نَجِّنِی مِنَ الْقَوْمِ الظّٰالِمِینَ . تحریم (66) 11

22. عهدشکنی

192. فرعون، از جمله حاکمان پیمان‌شکن و فرصت‌طلب:

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا مُوسیٰ بِآیٰاتِنٰا إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ ... فَلَمّٰا کَشَفْنٰا عَنْهُمُ الْعَذٰابَ إِذٰا هُمْ یَنْکُثُونَ . زخرف (43) 46 و 50

23. غضب

193. خشم و غضب فرعون، از فرار شبانۀ موسی علیه السلام و بنی‌اسرائیل:

وَ أَوْحَیْنٰا إِلیٰ مُوسیٰ أَنْ أَسْرِ بِعِبٰادِی إِنَّکُمْ مُتَّبَعُونَ

فَأَرْسَلَ فِرْعَوْنُ فِی الْمَدٰائِنِ حٰاشِرِینَ

إِنَّ هٰؤُلاٰءِ لَشِرْذِمَةٌ قَلِیلُونَ

وَ إِنَّهُمْ لَنٰا لَغٰائِظُونَ . (1)شعراء (26) 52 -\55

194. خشم فرعون از ایمان ساحران، به خدا و موسی علیه السلام :

لَأُقَطِّعَنَّ أَیْدِیَکُمْ وَ أَرْجُلَکُمْ مِنْ خِلاٰفٍ ثُمَّ لَأُصَلِّبَنَّکُمْ أَجْمَعِینَ . اعراف (7) 124

قٰالَ آمَنْتُمْ لَهُ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَکُمْ إِنَّهُ لَکَبِیرُکُمُ الَّذِی عَلَّمَکُمُ السِّحْرَ فَلَأُقَطِّعَنَّ أَیْدِیَکُمْ وَ أَرْجُلَکُمْ مِنْ خِلاٰفٍ وَ لَأُصَلِّبَنَّکُمْ فِی جُذُوعِ النَّخْلِ وَ لَتَعْلَمُنَّ أَیُّنٰا أَشَدُّ عَذٰاباً وَ أَبْقیٰ .

طه (20) 71

قٰالَ آمَنْتُمْ لَهُ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَکُمْ إِنَّهُ لَکَبِیرُکُمُ الَّذِی عَلَّمَکُمُ السِّحْرَ فَلَسَوْفَ تَعْلَمُونَ لَأُقَطِّعَنَّ أَیْدِیَکُمْ وَ أَرْجُلَکُمْ مِنْ خِلاٰفٍ وَ لَأُصَلِّبَنَّکُمْ أَجْمَعِینَ . شعراء (26) 49

24. فساد

اشاره
195. فرعون، انسانی فسادگر:

ثُمَّ بَعَثْنٰا مِنْ بَعْدِهِمْ مُوسیٰ بِآیٰاتِنٰا إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ فَظَلَمُوا بِهٰا فَانْظُرْ کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ الْمُفْسِدِینَ . اعراف (7) 103

وَ قٰالَ فِرْعَوْنُ .... إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُصْلِحُ عَمَلَ الْمُفْسِدِینَ . یونس (10) 79 و 81

وَ أَدْخِلْ یَدَکَ فِی جَیْبِکَ تَخْرُجْ بَیْضٰاءَ مِنْ غَیْرِ سُوءٍ فِی تِسْعِ آیٰاتٍ إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ قَوْمِهِ إِنَّهُمْ کٰانُوا قَوْماً فٰاسِقِینَ

وَ جَحَدُوا بِهٰا وَ اسْتَیْقَنَتْهٰا أَنْفُسُهُمْ ظُلْماً وَ عُلُوًّا فَانْظُرْ کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ الْمُفْسِدِینَ . نمل (27) 12 و 14

إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلاٰ فِی الْأَرْضِ وَ جَعَلَ أَهْلَهٰا شِیَعاً یَسْتَضْعِفُ طٰائِفَةً مِنْهُمْ یُذَبِّحُ أَبْنٰاءَهُمْ وَ یَسْتَحْیِی نِسٰاءَهُمْ إِنَّهُ کٰانَ مِنَ الْمُفْسِدِینَ .

قصص (28) 4

وَ فِرْعَوْنَ ذِی الْأَوْتٰادِ

فَأَکْثَرُوا فِیهَا الْفَسٰادَ.

فجر (89) 10 و 12

196. شکنجه کردن مردم با میخ کوبی آنان به زمین، نمودی از فسادگری فرعون:

... فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ .... وَ کُنْتَ مِنَ الْمُفْسِدِینَ .

یونس (10) 90 و 91

... إِلیٰ فِرْعَوْنَ .... فَانْظُرْ کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ الْمُفْسِدِینَ . نمل (27) 12 و 14


1) 1) . «غائظون» از «غیظ» به معنای خشم و غضب است

وَ فِرْعَوْنَ ذِی الْأَوْتٰادِ

فَأَکْثَرُوا فِیهَا الْفَسٰادَ.

فجر (89) 10 و 12

197. گسترش فساد از سوی فرعون، در سرزمین خویش:

وَ فِرْعَوْنَ ذِی الْأَوْتٰادِ

فَأَکْثَرُوا فِیهَا الْفَسٰادَ.

فجر (89) 10 و 12

198. فساد فرعون، غیر قابل اصلاح، از سوی خداوند:

وَ قٰالَ فِرْعَوْنُ .... إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُصْلِحُ عَمَلَ الْمُفْسِدِینَ . یونس (10) 79 و 81

199. مبارزه با فسق و فساد فرعون، از اهداف رسالت موسی علیه السلام :

... إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ قَوْمِهِ .... فَانْظُرْ کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ الْمُفْسِدِینَ . نمل (27) 12 و 14

آثار فساد
1. اسارت زنان
200. اسارت زنان بنی‌اسرائیل به فرمان فرعون، از آثار فسادگری وی:

إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلاٰ فِی الْأَرْضِ وَ جَعَلَ أَهْلَهٰا شِیَعاً یَسْتَضْعِفُ طٰائِفَةً مِنْهُمْ یُذَبِّحُ أَبْنٰاءَهُمْ وَ یَسْتَحْیِی نِسٰاءَهُمْ إِنَّهُ کٰانَ مِنَ الْمُفْسِدِینَ .

قصص (28) 4

2. استضعاف
201. فسادگری فرعون، علّت استضعاف بنی‌اسرائیل:

إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلاٰ فِی الْأَرْضِ ... یَسْتَضْعِفُ طٰائِفَةً مِنْهُمْ ... کٰانَ مِنَ الْمُفْسِدِینَ . قصص (28) 4

3. استثمار

==> همین مدخل، آثار فساد، اسارت زنان

4. برتری‌جویی
202. فسادگری فرعون، موجب برتری‌جویی و سلطه‌طلبی او:

وَ أَدْخِلْ یَدَکَ فِی جَیْبِکَ تَخْرُجْ بَیْضٰاءَ مِنْ غَیْرِ سُوءٍ فِی تِسْعِ آیٰاتٍ إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ قَوْمِهِ إِنَّهُمْ کٰانُوا قَوْماً فٰاسِقِینَ

وَ جَحَدُوا بِهٰا وَ اسْتَیْقَنَتْهٰا أَنْفُسُهُمْ ظُلْماً وَ عُلُوًّا فَانْظُرْ کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ الْمُفْسِدِینَ . نمل (27) 12 و 14

إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلاٰ فِی الْأَرْضِ وَ جَعَلَ أَهْلَهٰا شِیَعاً یَسْتَضْعِفُ طٰائِفَةً مِنْهُمْ یُذَبِّحُ أَبْنٰاءَهُمْ وَ یَسْتَحْیِی نِسٰاءَهُمْ إِنَّهُ کٰانَ مِنَ الْمُفْسِدِینَ .

قصص (28) 4

5. پذیرفته نشدن ایمان
203. جواب پذیرفته نشدن ایمان فرعون، هنگام مرگش، به علّت نافرمانی و فسادگریهایش تا دم مرگ:

... فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ وَ جُنُودُهُ بَغْیاً وَ عَدْواً حَتّٰی إِذٰا أَدْرَکَهُ الْغَرَقُ قٰالَ آمَنْتُ ... آلْآنَ وَ قَدْ عَصَیْتَ قَبْلُ وَ کُنْتَ مِنَ الْمُفْسِدِینَ .

یونس (10) 90 و 91

6 . پذیرفته نشدن توبه
204. فسادگری پیوستۀ فرعون، مانع پذیرفته شدن توبۀ وی از جانب خداوند:

وَ جٰاوَزْنٰا بِبَنِی إِسْرٰائِیلَ الْبَحْرَ فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ وَ جُنُودُهُ بَغْیاً وَ عَدْواً حَتّٰی إِذٰا أَدْرَکَهُ الْغَرَقُ قٰالَ آمَنْتُ أَنَّهُ لاٰ إِلٰهَ إِلاَّ الَّذِی آمَنَتْ بِهِ بَنُوا إِسْرٰائِیلَ وَ أَنَا مِنَ الْمُسْلِمِینَ

آلْآنَ وَ قَدْ عَصَیْتَ قَبْلُ وَ کُنْتَ مِنَ الْمُفْسِدِینَ . یونس (10) 90 و 91

7. تفرقه
205. تفرقه‌اندازی فرعون بین مردم خویش، پیامد فسادگری او در زمین:

إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلاٰ فِی الْأَرْضِ وَ جَعَلَ أَهْلَهٰا شِیَعاً یَسْتَضْعِفُ طٰائِفَةً مِنْهُمْ یُذَبِّحُ أَبْنٰاءَهُمْ وَ یَسْتَحْیِی نِسٰاءَهُمْ إِنَّهُ کٰانَ مِنَ الْمُفْسِدِینَ .

قصص (28) 4

8 . ظلم به آیات
206. روحیّۀ فسادگری فرعون، سبب کفر و ظلم وی به آیات و معجزات موسی علیه السلام :

ثُمَّ بَعَثْنٰا مِنْ بَعْدِهِمْ مُوسیٰ بِآیٰاتِنٰا إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ فَظَلَمُوا بِهٰا فَانْظُرْ کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ الْمُفْسِدِینَ . اعراف (7) 103

9. قتل
207. قتل پسران بنی‌اسرائیل، پیامد فسادگری فرعون:

إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلاٰ فِی الْأَرْضِ وَ جَعَلَ أَهْلَهٰا شِیَعاً یَسْتَضْعِفُ طٰائِفَةً مِنْهُمْ یُذَبِّحُ أَبْنٰاءَهُمْ وَ یَسْتَحْیِی نِسٰاءَهُمْ إِنَّهُ کٰانَ مِنَ الْمُفْسِدِینَ .

قصص (28) 4

10. ملامت شدن
208. مورد ملامت قرار گرفتن فرعون از سوی خدا، به سبب نافرمانی و فسادانگیزیهایش تا لحظۀ مرگ:

... فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ وَ جُنُودُهُ بَغْیاً وَ عَدْواً حَتّٰی إِذٰا أَدْرَکَهُ الْغَرَقُ ... آلْآنَ وَ قَدْ عَصَیْتَ قَبْلُ وَ کُنْتَ مِنَ الْمُفْسِدِینَ . یونس (10) 90 و 91

زمینه‌های فساد
1. اسراف
209. اسراف فرعون، عامل فساد وی:

وَ قٰالَ فِرْعَوْنُ .... إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُصْلِحُ عَمَلَ الْمُفْسِدِینَ ... وَ إِنَّهُ لَمِنَ الْمُسْرِفِینَ .

یونس (10) 79 و 81 و 83

2. طغیان
210. طغیانگری فرعون، زمینه‌ساز افزایش فساد وی:

وَ فِرْعَوْنَ ذِی الْأَوْتٰادِ

اَلَّذِینَ طَغَوْا فِی الْبِلاٰدِ

فَأَکْثَرُوا فِیهَا الْفَسٰادَ.

فجر (89) 10 -\12

3. فسق
211. فسق فرعون، زمینۀ فسادانگیزی او:

وَ أَدْخِلْ یَدَکَ فِی جَیْبِکَ تَخْرُجْ بَیْضٰاءَ مِنْ غَیْرِ سُوءٍ فِی تِسْعِ آیٰاتٍ إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ قَوْمِهِ إِنَّهُمْ کٰانُوا قَوْماً فٰاسِقِینَ

وَ جَحَدُوا بِهٰا وَ اسْتَیْقَنَتْهٰا أَنْفُسُهُمْ ظُلْماً وَ عُلُوًّا فَانْظُرْ کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ الْمُفْسِدِینَ . نمل (27) 12 و 14

کیفر فساد
212. فسادگری فرعون، عاملی برای غرق شدن او:

وَ جٰاوَزْنٰا بِبَنِی إِسْرٰائِیلَ الْبَحْرَ فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ وَ جُنُودُهُ بَغْیاً وَ عَدْواً حَتّٰی إِذٰا أَدْرَکَهُ الْغَرَقُ قٰالَ آمَنْتُ أَنَّهُ لاٰ إِلٰهَ إِلاَّ الَّذِی آمَنَتْ بِهِ بَنُوا إِسْرٰائِیلَ وَ أَنَا مِنَ الْمُسْلِمِینَ

آلْآنَ وَ قَدْ عَصَیْتَ قَبْلُ وَ کُنْتَ مِنَ الْمُفْسِدِینَ

فَالْیَوْمَ نُنَجِّیکَ بِبَدَنِکَ لِتَکُونَ لِمَنْ خَلْفَکَ آیَةً وَ إِنَّ کَثِیراً مِنَ النّٰاسِ عَنْ آیٰاتِنٰا لَغٰافِلُونَ . یونس (10) 90 -\92

213. وارد آمدن شلاق عقوبت الهی، بر فسادانگیزانی همچون فرعون:

وَ فِرْعَوْنَ ذِی الْأَوْتٰادِ

فَأَکْثَرُوا فِیهَا الْفَسٰادَ

فَصَبَّ عَلَیْهِمْ رَبُّکَ سَوْطَ عَذٰابٍ .

فجر (89) 10 و 12 و 13

214. عذاب فرعون فسادگر، جلوۀ ربوبیّت خداوند:

وَ فِرْعَوْنَ ذِی الْأَوْتٰادِ

فَأَکْثَرُوا فِیهَا الْفَسٰادَ

فَصَبَّ عَلَیْهِمْ رَبُّکَ سَوْطَ عَذٰابٍ .

فجر (89) 10 و 12 و 13

215. فساد فرعون، علّت استضعاف بنی‌اسرائیل:

إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلاٰ فِی الْأَرْضِ وَ جَعَلَ أَهْلَهٰا شِیَعاً یَسْتَضْعِفُ طٰائِفَةً مِنْهُمْ یُذَبِّحُ أَبْنٰاءَهُمْ وَ یَسْتَحْیِی نِسٰاءَهُمْ إِنَّهُ کٰانَ مِنَ الْمُفْسِدِینَ .

قصص (28) 4

216. فسادانگیزی فرعون در زمین، موجب گرفتاری او به فرجام هلاکت‌بار:

ثُمَّ بَعَثْنٰا مِنْ بَعْدِهِمْ مُوسیٰ بِآیٰاتِنٰا إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ فَظَلَمُوا بِهٰا فَانْظُرْ کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ الْمُفْسِدِینَ . اعراف (7) 103

وَ أَدْخِلْ یَدَکَ فِی جَیْبِکَ تَخْرُجْ بَیْضٰاءَ مِنْ غَیْرِ سُوءٍ فِی تِسْعِ آیٰاتٍ إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ قَوْمِهِ إِنَّهُمْ کٰانُوا قَوْماً فٰاسِقِینَ

وَ جَحَدُوا بِهٰا وَ اسْتَیْقَنَتْهٰا أَنْفُسُهُمْ ظُلْماً وَ عُلُوًّا فَانْظُرْ کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ الْمُفْسِدِینَ . نمل (27) 12 و 14

وَ فِرْعَوْنَ ذِی الْأَوْتٰادِ

فَأَکْثَرُوا فِیهَا الْفَسٰادَ

فَصَبَّ عَلَیْهِمْ رَبُّکَ سَوْطَ عَذٰابٍ .

فجر (89) 10 و 12 و 13

25. فسق

217. فرعون و فرعونیان، مردمانی فاسق و منحرف:

... إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ قَوْمِهِ إِنَّهُمْ کٰانُوا قَوْماً فٰاسِقِینَ .

نمل (27) 12

... إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ إِنَّهُمْ کٰانُوا قَوْماً فٰاسِقِینَ .

قصص (28) 32

وَ نٰادیٰ فِرْعَوْنُ ... فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ فَأَطٰاعُوهُ إِنَّهُمْ کٰانُوا قَوْماً فٰاسِقِینَ . زخرف (43) 51 و 54

26. گناه

218. فرعون، شخصی گناهکار و نابخرد:

فَالْتَقَطَهُ آلُ فِرْعَوْنَ لِیَکُونَ لَهُمْ عَدُوًّا وَ حَزَناً إِنَّ فِرْعَوْنَ وَ هٰامٰانَ وَ جُنُودَهُمٰا کٰانُوا خٰاطِئِینَ .

قصص (28) 8

وَ قٰارُونَ وَ فِرْعَوْنَ وَ هٰامٰانَ ... فَکُلاًّ أَخَذْنٰا بِذَنْبِهِ .... عنکبوت (29) 39 و 40

وَ جٰاءَ فِرْعَوْنُ ... بِالْخٰاطِئَةِ فَعَصَوْا رَسُولَ رَبِّهِمْ فَأَخَذَهُمْ أَخْذَةً رٰابِیَةً . حاقّه (69) 9 و 10

219. آلودگی فرعون به گناه، موجب هلاکت و غرق وی از سوی خدا:

وَ قٰارُونَ وَ فِرْعَوْنَ وَ هٰامٰانَ ... فَکُلاًّ أَخَذْنٰا بِذَنْبِهِ ... وَ مِنْهُمْ مَنْ أَغْرَقْنٰا ... وَ لٰکِنْ کٰانُوا أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ . عنکبوت (29) 39 و 40

220. گناه و تبهکاری فرعون و فرعونیان، موجب سرکشی آنان و نپذیرفتن حق:

ثُمَّ بَعَثْنٰا مِنْ بَعْدِهِمْ مُوسیٰ وَ هٰارُونَ إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ بِآیٰاتِنٰا فَاسْتَکْبَرُوا وَ کٰانُوا قَوْماً مُجْرِمِینَ

وَ یُحِقُّ اللّٰهُ الْحَقَّ بِکَلِمٰاتِهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُجْرِمُونَ . یونس (10) 75 و 82

221. گناه و عصیان فرعون، موجب گرفتاری وی به عقوبت دنیا و آخرت:

اِذْهَبْ إِلیٰ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغیٰ

فَکَذَّبَ وَ عَصیٰ

فَأَخَذَهُ اللّٰهُ نَکٰالَ الْآخِرَةِ وَ الْأُولیٰ . نازعات (79) 17 و 21 و 25

222. گناه و فسادانگیزی فرعون، مانع پذیرش ایمان و توبۀ وی در حال احتضار:

وَ جٰاوَزْنٰا بِبَنِی إِسْرٰائِیلَ الْبَحْرَ فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ وَ جُنُودُهُ بَغْیاً وَ عَدْواً حَتّٰی إِذٰا أَدْرَکَهُ الْغَرَقُ قٰالَ آمَنْتُ أَنَّهُ لاٰ إِلٰهَ إِلاَّ الَّذِی آمَنَتْ بِهِ بَنُوا إِسْرٰائِیلَ وَ أَنَا مِنَ الْمُسْلِمِینَ

آلْآنَ وَ قَدْ عَصَیْتَ قَبْلُ وَ کُنْتَ مِنَ الْمُفْسِدِینَ . یونس (10) 90 و 91

27. نژادپرستی

223. نژادپرستی فرعون، و پندار برتری قوم خود بر بنی‌اسرائیل:

إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ ... فَقٰالُوا أَ نُؤْمِنُ لِبَشَرَیْنِ

مِثْلِنٰا وَ قَوْمُهُمٰا لَنٰا عٰابِدُونَ . (1)مؤمنون (23) 46 و 47

رفاه فرعون

224. رفاه‌مندی فرعون، با داشتن گنجینه‌ها و باغهای فراوان:

فَأَرْسَلَ فِرْعَوْنُ فِی الْمَدٰائِنِ حٰاشِرِینَ

فَأَخْرَجْنٰاهُمْ مِنْ جَنّٰاتٍ وَ عُیُونٍ

وَ کُنُوزٍ وَ مَقٰامٍ کَرِیمٍ . شعراء (26) 53 و 57 و 58

کَمْ تَرَکُوا مِنْ جَنّٰاتٍ وَ عُیُونٍ

وَ زُرُوعٍ وَ مَقٰامٍ کَرِیمٍ

وَ نَعْمَةٍ کٰانُوا فِیهٰا فٰاکِهِینَ .

دخان (44) 25 -\27

225. نفرین موسی علیه السلام برای از بین رفتن امکانات رفاهی فرعون:

وَ قٰالَ مُوسیٰ رَبَّنٰا إِنَّکَ آتَیْتَ فِرْعَوْنَ وَ مَلَأَهُ زِینَةً وَ أَمْوٰالاً فِی الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا رَبَّنٰا لِیُضِلُّوا عَنْ سَبِیلِکَ رَبَّنَا اطْمِسْ عَلیٰ أَمْوٰالِهِمْ وَ اشْدُدْ عَلیٰ قُلُوبِهِمْ فَلاٰ یُؤْمِنُوا حَتّٰی یَرَوُا الْعَذٰابَ الْأَلِیمَ .

یونس (10) 88

زندان فرعون

226. زندان و زندانی، در دوران فرعون:

قٰالَ لَئِنِ اتَّخَذْتَ إِلٰهَاً غَیْرِی لَأَجْعَلَنَّکَ مِنَ الْمَسْجُونِینَ . (2)شعراء (26) 29

227. درخواست درباریان فرعون مبنی بر زندانی کردن موسی و هارون علیهما السلام از سوی فرعون:

قٰالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِ فِرْعَوْنَ ... قٰالُوا أَرْجِهْ وَ أَخٰاهُ وَ أَرْسِلْ فِی الْمَدٰائِنِ حٰاشِرِینَ .

اعراف (7) 109 و 111

قٰالُوا أَرْجِهْ وَ أَخٰاهُ وَ ابْعَثْ فِی الْمَدٰائِنِ حٰاشِرِینَ . (3)شعراء (26) 36

228. تهدید موسی علیه السلام به زندان از سوی فرعون، در صورت پذیرش خدایی غیر از وی:

قٰالَ فِرْعَوْنُ وَ مٰا رَبُّ الْعٰالَمِینَ

قٰالَ لَئِنِ اتَّخَذْتَ إِلٰهَاً غَیْرِی لَأَجْعَلَنَّکَ مِنَ الْمَسْجُونِینَ . شعراء (26) 23 و 29

زینتهای فرعون

229. برخورداری فرعون و اطرافیانش از زندگی اشرافی و زینتهای خیره‌کننده و امکانات اقتصادی عظیم:

وَ قٰالَ مُوسیٰ رَبَّنٰا إِنَّکَ آتَیْتَ فِرْعَوْنَ وَ مَلَأَهُ زِینَةً وَ أَمْوٰالاً فِی الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا ... (4)یونس (10) 88

ساحران فرعون

230. فرعون، دارای عزّت و جلال، در چشم ساحران خود:

فَلَمّٰا جٰاءَ السَّحَرَةُ .... وَ قٰالُوا بِعِزَّةِ فِرْعَوْنَ إِنّٰا لَنَحْنُ الْغٰالِبُونَ . شعراء (26) 41 و 44

ساحران و فرعون

==> سحر، ساحران، ساحران فرعونی


1) 1) . «عابدون» به معنای عبادت‌کنندگان است و گفته شده که بنی‌اسرائیل فرعون را عبادت می‌کردند. (مجمع‌البیان، ج 7 -\8 ، ص 172؛ الکشاف، ج 3، ص 189)

2) 2) . فرعون، وقتی فردی را زندان می‌کرد او را آزاد نمی‌کرد تا در آن‌جا بمیرد. (مجمع‌البیان، ج 7 -\8 ، ص 294)

3) 3) . بنا بر اینکه «ارجه» به معنای حبس و زندان باشد. (مجمع‌البیان، ج 3 -\4، ص 708؛ الکشاف، ج 3، ص 311)

4) 4) . نکره بودن «زینة و اموالاً» بر «تفخیم» و «تعظیم» دلالت می‌کند

سبقت فرعون

231. سبقت و پیشگامی فرعون، در ورود به جهنّم پیشاپیش قومش:

إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ فَاتَّبَعُوا أَمْرَ فِرْعَوْنَ وَ مٰا أَمْرُ فِرْعَوْنَ بِرَشِیدٍ

یَقْدُمُ قَوْمَهُ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ فَأَوْرَدَهُمُ النّٰارَ وَ بِئْسَ الْوِرْدُ الْمَوْرُودُ.

هود (11) 97 و 98

فَأَخَذْنٰاهُ وَ جُنُودَهُ فَنَبَذْنٰاهُمْ فِی الْیَمِّ فَانْظُرْ کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ الظّٰالِمِینَ

وَ جَعَلْنٰاهُمْ أَئِمَّةً یَدْعُونَ إِلَی النّٰارِ .... قصص (28) 40 و 41

232. عجز فرعون، از پیشی گرفتن بر خداوند:

وَ قٰارُونَ وَ فِرْعَوْنَ وَ هٰامٰانَ وَ لَقَدْ جٰاءَهُمْ مُوسیٰ بِالْبَیِّنٰاتِ فَاسْتَکْبَرُوا فِی الْأَرْضِ وَ مٰا کٰانُوا سٰابِقِینَ . عنکبوت (29) 39

سپاه فرعون

233. اقدام الهی به کیفر دادن فرعون و سپاه او، پس از اتمام‌حجّت:

... أَرْسَلْنٰاهُ إِلیٰ فِرْعَوْنَ بِسُلْطٰانٍ مُبِینٍ فَتَوَلّٰی بِرُکْنِهِ ... فَأَخَذْنٰاهُ وَ جُنُودَهُ ....

ذاریات (51) 38 -\40

234. سپاه فرعون، متشکّل از چند لشکر:

... فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ وَ جُنُودُهُ بَغْیاً وَ عَدْواً ....

یونس (10) 90

فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ بِجُنُودِهِ فَغَشِیَهُمْ مِنَ الْیَمِّ ....

طه (20) 78

... وَ نُرِیَ فِرْعَوْنَ وَ هٰامٰانَ وَ جُنُودَهُمٰا ....

قصص (28) 6

... إِنَّ فِرْعَوْنَ وَ هٰامٰانَ وَ جُنُودَهُمٰا ....

قصص (28) 8

وَ قٰالَ فِرْعَوْنُ ... وَ اسْتَکْبَرَ هُوَ وَ جُنُودُهُ ...

فَأَخَذْنٰاهُ وَ جُنُودَهُ فَنَبَذْنٰاهُمْ فِی الْیَمِّ فَانْظُرْ کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ الظّٰالِمِینَ . قصص (28) 38 -\40

وَ فِی مُوسیٰ إِذْ أَرْسَلْنٰاهُ إِلیٰ فِرْعَوْنَ ...

فَأَخَذْنٰاهُ وَ جُنُودَهُ فَنَبَذْنٰاهُمْ فِی الْیَمِّ وَ هُوَ مُلِیمٌ . (1)

ذاریات (51) 38 و 40

هَلْ أَتٰاکَ حَدِیثُ الْجُنُودِ

فِرْعَوْنَ وَ ثَمُودَ.

بروج (85) 17 و 18

235. افکنده شدن فرعون و سپاهش در دریا، با حقارت و ذلّت به ارادۀ الهی:

وَ فِی مُوسیٰ إِذْ أَرْسَلْنٰاهُ إِلیٰ فِرْعَوْنَ ...

فَأَخَذْنٰاهُ وَ جُنُودَهُ فَنَبَذْنٰاهُمْ فِی الْیَمِّ وَ هُوَ مُلِیمٌ . (2)

ذاریات (51) 38 و 40

236. غرق سپاه فرعون، به همراه خودش در دریا:

... فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ وَ جُنُودُهُ بَغْیاً وَ عَدْواً حَتّٰی إِذٰا أَدْرَکَهُ الْغَرَقُ .... یونس (10) 90

فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ بِجُنُودِهِ فَغَشِیَهُمْ مِنَ الْیَمِّ مٰا غَشِیَهُمْ . طه (20) 78

وَ قٰالَ فِرْعَوْنُ ... فَأَخَذْنٰاهُ وَ جُنُودَهُ فَنَبَذْنٰاهُمْ فِی الْیَمِّ .... قصص (28) 38 و 40

وَ لَقَدْ فَتَنّٰا قَبْلَهُمْ قَوْمَ فِرْعَوْنَ وَ جٰاءَهُمْ رَسُولٌ کَرِیمٌ

وَ اتْرُکِ الْبَحْرَ رَهْواً إِنَّهُمْ جُنْدٌ مُغْرَقُونَ .

دخان (44) 17 و 24

وَ فِی مُوسیٰ إِذْ أَرْسَلْنٰاهُ إِلیٰ فِرْعَوْنَ بِسُلْطٰانٍ


1) 1) . «جنود» جمع «جند» و بیانگر این است که سپاه فرعون‌دارای لشکریان متعدّدی بوده است

2) 2) . واژۀ «فنبذناهم» فرو افکندن همراه با ذلّت را می‌فهماند.(مفردات، ص 788، «نبذ»)

مُبِینٍ

فَأَخَذْنٰاهُ وَ جُنُودَهُ فَنَبَذْنٰاهُمْ فِی الْیَمِّ وَ هُوَ مُلِیمٌ . ذاریات (51) 38 و 40

237. سپاه فرعون، همچون خود وی، افرادی مستکبر و ظالم:

وَ اسْتَکْبَرَ هُوَ وَ جُنُودُهُ فِی الْأَرْضِ ... فَأَخَذْنٰاهُ وَ جُنُودَهُ فَنَبَذْنٰاهُمْ فِی الْیَمِّ فَانْظُرْ کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ الظّٰالِمِینَ . قصص (28) 39 و 40

238. سپاه فرعون، همچون خود فرعون، مردمی خطاپیشه و تبهکار:

... إِنَّ فِرْعَوْنَ وَ هٰامٰانَ وَ جُنُودَهُمٰا کٰانُوا خٰاطِئِینَ . قصص (28) 8

239. ترس و نگرانی پیوستۀ سپاه فرعون، از خطر بنی‌اسرائیل:

... وَ نُرِیَ فِرْعَوْنَ وَ هٰامٰانَ وَ جُنُودَهُمٰا مِنْهُمْ مٰا کٰانُوا یَحْذَرُونَ . قصص (28) 6

240. شکست و درهم کوبیده شدن سپاه فرعون، همچون دیگر سپاهیان کفرپیشه:

جُنْدٌ مٰا هُنٰالِکَ مَهْزُومٌ مِنَ الْأَحْزٰابِ

کَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَ عٰادٌ وَ فِرْعَوْنُ ذُو الْأَوْتٰادِ

وَ ثَمُودُ وَ قَوْمُ لُوطٍ وَ أَصْحٰابُ الْأَیْکَةِ أُولٰئِکَ الْأَحْزٰابُ . ص (38) 11 -\13

سؤال فرعون

==> سؤال، سؤال فرعون

شرک فرعون

==> همین مدخل، رذایل فرعون، شرک

شعیب علیه السلام و فرعون

241. ظالم بودن حکومت فرعون، از نظر شعیب علیه السلام در مدین:

فَجٰاءَتْهُ إِحْدٰاهُمٰا تَمْشِی عَلَی اسْتِحْیٰاءٍ قٰالَتْ إِنَّ أَبِی یَدْعُوکَ لِیَجْزِیَکَ أَجْرَ مٰا سَقَیْتَ لَنٰا فَلَمّٰا جٰاءَهُ وَ قَصَّ عَلَیْهِ الْقَصَصَ قٰالَ لاٰ تَخَفْ نَجَوْتَ مِنَ الْقَوْمِ الظّٰالِمِینَ

قٰالَتْ إِحْدٰاهُمٰا یٰا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ إِنَّ خَیْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِیُّ الْأَمِینُ . (1)

قصص (28) 25 و 26

شکست فرعون

242. تقدیر و ارادۀ الهی بر شکست فرعون و پیروزی بنی اسرائیل:

وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوٰارِثِینَ

وَ نُمَکِّنَ لَهُمْ فِی الْأَرْضِ وَ نُرِیَ فِرْعَوْنَ وَ هٰامٰانَ وَ جُنُودَهُمٰا مِنْهُمْ مٰا کٰانُوا یَحْذَرُونَ .

قصص (28) 5 و 6

... فَذٰانِکَ بُرْهٰانٰانِ مِنْ رَبِّکَ إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ إِنَّهُمْ کٰانُوا قَوْماً فٰاسِقِینَ قٰالَ سَنَشُدُّ عَضُدَکَ بِأَخِیکَ وَ نَجْعَلُ لَکُمٰا سُلْطٰاناً فَلاٰ یَصِلُونَ إِلَیْکُمٰا بِآیٰاتِنٰا أَنْتُمٰا وَ مَنِ اتَّبَعَکُمَا الْغٰالِبُونَ .

قصص (28) 32 و 35

243. یاری خداوند به موسی علیه السلام ، سبب پیروزی آن حضرت و شکست فرعون:

وَ لَقَدْ مَنَنّٰا عَلیٰ مُوسیٰ وَ هٰارُونَ

وَ نَصَرْنٰاهُمْ فَکٰانُوا هُمُ الْغٰالِبِینَ . صافّات (37) 114 و 116

244. توطئه و حیله‌های فرعونی، شکست‌پذیر و خنثی‌شدنی:

... وَ مٰا کَیْدُ فِرْعَوْنَ إِلاّٰ فِی تَبٰابٍ . غافر (40) 37


1) 1) . مراد از «قوم الظّالمین» حکومت فرعون است(مجمع‌البیان، ج 7 -\8 ، ص 388) و مقصود از «انّ ابی یدعوک...» حضرت شعیب علیه السلام است. (انوارالتنزیل، بیضاوی، ج 3، ص 301)

شکنجه‌های فرعون

245. نجات بنی‌اسرائیل از عذابهای ذلّت‌بار فرعون، به خواست خدا:

وَ لَقَدْ نَجَّیْنٰا بَنِی إِسْرٰائِیلَ مِنَ الْعَذٰابِ الْمُهِینِ

مِنْ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ کٰانَ عٰالِیاً مِنَ الْمُسْرِفِینَ .

دخان (44) 30 و 31

246. قوم موسی، همواره مورد آزار و شکنجه فرعون:

وَ قٰالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِ فِرْعَوْنَ أَ تَذَرُ مُوسیٰ وَ قَوْمَهُ لِیُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ وَ یَذَرَکَ وَ آلِهَتَکَ قٰالَ سَنُقَتِّلُ أَبْنٰاءَهُمْ وَ نَسْتَحْیِی نِسٰاءَهُمْ وَ إِنّٰا فَوْقَهُمْ قٰاهِرُونَ

قٰالُوا أُوذِینٰا مِنْ قَبْلِ أَنْ تَأْتِیَنٰا وَ مِنْ بَعْدِ مٰا جِئْتَنٰا قٰالَ عَسیٰ رَبُّکُمْ أَنْ یُهْلِکَ عَدُوَّکُمْ وَ یَسْتَخْلِفَکُمْ فِی الْأَرْضِ فَیَنْظُرَ کَیْفَ تَعْمَلُونَ . اعراف (7) 127 و 129

247. کشتار پسران و زنده نگه‌داشتن زنان، سخت‌ترین شکنجۀ فرعون در حق بنی‌اسرائیل:

وَ قٰالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِ فِرْعَوْنَ أَ تَذَرُ مُوسیٰ وَ قَوْمَهُ لِیُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ وَ یَذَرَکَ وَ آلِهَتَکَ قٰالَ سَنُقَتِّلُ أَبْنٰاءَهُمْ وَ نَسْتَحْیِی نِسٰاءَهُمْ وَ إِنّٰا فَوْقَهُمْ قٰاهِرُونَ . اعراف (7) 127

إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلاٰ فِی الْأَرْضِ وَ جَعَلَ أَهْلَهٰا شِیَعاً یَسْتَضْعِفُ طٰائِفَةً مِنْهُمْ یُذَبِّحُ أَبْنٰاءَهُمْ وَ یَسْتَحْیِی نِسٰاءَهُمْ إِنَّهُ کٰانَ مِنَ الْمُفْسِدِینَ .

قصص (28) 4

248. شکنجه شدن بنی‌اسرائیل، به فرمان فرعون، موجب اندک بودن مؤمنان آنان به موسی علیه السلام :

فَمٰا آمَنَ لِمُوسیٰ إِلاّٰ ذُرِّیَّةٌ مِنْ قَوْمِهِ عَلیٰ خَوْفٍ مِنْ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِمْ أَنْ یَفْتِنَهُمْ وَ إِنَّ فِرْعَوْنَ لَعٰالٍ فِی الْأَرْضِ وَ إِنَّهُ لَمِنَ الْمُسْرِفِینَ . (1)یونس (10) 83

249. میخکوب کردن به زمین، شیوۀ فرعون، در شکنجه و سرکوب مخالفان خویش:

کَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَ عٰادٌ وَ فِرْعَوْنُ ذُو الْأَوْتٰادِ. ص (38) 12

وَ فِرْعَوْنَ ذِی الْأَوْتٰادِ. (2)فجر (89) 10

250. ایمان جادوگران به آیات الهی، انگیزۀ فرعون بر انتقام و شکنجۀ آنان:

وَ أُلْقِیَ السَّحَرَةُ سٰاجِدِینَ

قٰالُوا آمَنّٰا بِرَبِّ الْعٰالَمِینَ

قٰالَ فِرْعَوْنُ آمَنْتُمْ بِهِ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَکُمْ إِنَّ هٰذٰا لَمَکْرٌ مَکَرْتُمُوهُ فِی الْمَدِینَةِ لِتُخْرِجُوا مِنْهٰا أَهْلَهٰا فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ

لَأُقَطِّعَنَّ أَیْدِیَکُمْ وَ أَرْجُلَکُمْ مِنْ خِلاٰفٍ ثُمَّ لَأُصَلِّبَنَّکُمْ أَجْمَعِینَ

وَ مٰا تَنْقِمُ مِنّٰا إِلاّٰ أَنْ آمَنّٰا بِآیٰاتِ رَبِّنٰا لَمّٰا جٰاءَتْنٰا رَبَّنٰا أَفْرِغْ عَلَیْنٰا صَبْراً وَ تَوَفَّنٰا مُسْلِمِینَ .

اعراف (7) 120 و 121 و 123 و 124 و 126

فَأُلْقِیَ السَّحَرَةُ سُجَّداً قٰالُوا آمَنّٰا بِرَبِّ هٰارُونَ وَ مُوسیٰ

قٰالَ آمَنْتُمْ لَهُ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَکُمْ إِنَّهُ لَکَبِیرُکُمُ الَّذِی عَلَّمَکُمُ السِّحْرَ فَلَأُقَطِّعَنَّ أَیْدِیَکُمْ وَ أَرْجُلَکُمْ مِنْ خِلاٰفٍ وَ لَأُصَلِّبَنَّکُمْ فِی


1) 1) . در مورد برگشت ضمیر در «قومه» دو قول است، برداشت مذکور بر این اساس است که ضمیر در آن به موسی علیه السلام برگردد و منظور از «ذرّیّة من قومه» جماعتی از بنی‌اسرائیل است. (المیزان، ج 10، ص 112)

2) 2) . بنا بر اینکه «ذی الاوتاد»، که به معنای میخ است، اشاره به شیوۀ فرعون در نحوۀ شکنجۀ او باشد. (الکشاف، ج 4، ص 748) برداشت مذکور را روایتی از امام صادق علیه السلام تأیید می‌کند که این نحوۀ شکنجه، روش فرعون بود. (تفسیر نورالثقلین، ج 5، ص 571، ح 6)

جُذُوعِ النَّخْلِ وَ لَتَعْلَمُنَّ أَیُّنٰا أَشَدُّ عَذٰاباً وَ أَبْقیٰ .

طه (20) 70 و 71

فَأُلْقِیَ السَّحَرَةُ سٰاجِدِینَ

قٰالُوا آمَنّٰا بِرَبِّ الْعٰالَمِینَ

رَبِّ مُوسیٰ وَ هٰارُونَ

قٰالَ آمَنْتُمْ لَهُ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَکُمْ إِنَّهُ لَکَبِیرُکُمُ الَّذِی عَلَّمَکُمُ السِّحْرَ فَلَسَوْفَ تَعْلَمُونَ لَأُقَطِّعَنَّ أَیْدِیَکُمْ وَ أَرْجُلَکُمْ مِنْ خِلاٰفٍ وَ لَأُصَلِّبَنَّکُمْ أَجْمَعِینَ . شعراء (26) 46 - 49

251. وحشت اقلّیّت مؤمن بنی‌اسرائیل، از شکنجۀ فرعون:

فَمٰا آمَنَ لِمُوسیٰ إِلاّٰ ذُرِّیَّةٌ مِنْ قَوْمِهِ عَلیٰ خَوْفٍ مِنْ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِمْ أَنْ یَفْتِنَهُمْ .... یونس (10) 83

صورت فرعون

252. محشور شدن فرعون در قیامت، با صورتی زشت:

وَ قٰالَ فِرْعَوْنُ یٰا أَیُّهَا الْمَلَأُ ... فَأَخَذْنٰاهُ ...

... وَ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ هُمْ مِنَ الْمَقْبُوحِینَ .

قصص (28) 38 و 40 و 42

ضلالت فرعون

253. فرعون، حاکمی گمراه و گمراهگر:

وَ قٰالَ مُوسیٰ رَبَّنٰا إِنَّکَ آتَیْتَ فِرْعَوْنَ وَ مَلَأَهُ زِینَةً وَ أَمْوٰالاً فِی الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا رَبَّنٰا لِیُضِلُّوا عَنْ سَبِیلِکَ .... یونس (10) 88

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا مُوسیٰ ... إِلیٰ فِرْعَوْنَ .... وَ مٰا کَیْدُ الْکٰافِرِینَ إِلاّٰ فِی ضَلاٰلٍ . غافر (40) 23 -\25

254. گمراهی فرعون، و هدایت قومش به دوزخ:

إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ فَاتَّبَعُوا أَمْرَ فِرْعَوْنَ وَ مٰا أَمْرُ فِرْعَوْنَ بِرَشِیدٍ

یَقْدُمُ قَوْمَهُ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ فَأَوْرَدَهُمُ النّٰارَ وَ بِئْسَ الْوِرْدُ الْمَوْرُودُ.

هود (11) 97 و 98

طغیان فرعون

==> همین مدخل، رذایل فرعون، طغیان

ظلم فرعون

==> همین مدخل، رذایل فرعون، ظلم

عذاب فرعون

==> همین مدخل، کیفر فرعون

عصیان فرعون

255. عصیان فرعون نسبت به موسی علیه السلام :

فَعَصیٰ فِرْعَوْنُ الرَّسُولَ .... مزمّل (73) 16

اِذْهَبْ إِلیٰ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغیٰ

فَکَذَّبَ وَ عَصیٰ .

نازعات (79) 17 و 21

عقیدۀ فرعون

256. فرعون، از زمرۀ کفرپیشگان:

ثُمَّ بَعَثْنٰا مِنْ بَعْدِهِمْ مُوسیٰ وَ هٰارُونَ إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ بِآیٰاتِنٰا فَاسْتَکْبَرُوا وَ کٰانُوا قَوْماً مُجْرِمِینَ

قٰالُوا أَ جِئْتَنٰا لِتَلْفِتَنٰا عَمّٰا وَجَدْنٰا عَلَیْهِ آبٰاءَنٰا وَ تَکُونَ لَکُمَا الْکِبْرِیٰاءُ فِی الْأَرْضِ وَ مٰا نَحْنُ لَکُمٰا بِمُؤْمِنِینَ

وَ نَجِّنٰا بِرَحْمَتِکَ مِنَ الْقَوْمِ الْکٰافِرِینَ

وَ قٰالَ مُوسیٰ رَبَّنٰا إِنَّکَ آتَیْتَ فِرْعَوْنَ وَ مَلَأَهُ زِینَةً وَ أَمْوٰالاً فِی الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا رَبَّنٰا لِیُضِلُّوا عَنْ سَبِیلِکَ رَبَّنَا اطْمِسْ عَلیٰ أَمْوٰالِهِمْ وَ اشْدُدْ عَلیٰ قُلُوبِهِمْ فَلاٰ یُؤْمِنُوا حَتّٰی یَرَوُا الْعَذٰابَ الْأَلِیمَ . یونس (10) 75 و 78 و 86 و 88

إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ فَاسْتَکْبَرُوا وَ کٰانُوا قَوْماً

عٰالِینَ

فَقٰالُوا أَ نُؤْمِنُ لِبَشَرَیْنِ مِثْلِنٰا وَ قَوْمُهُمٰا لَنٰا عٰابِدُونَ . مؤمنون (23) 46 و 47

قٰالَ فِرْعَوْنُ وَ مٰا رَبُّ الْعٰالَمِینَ

قٰالُوا آمَنّٰا بِرَبِّ الْعٰالَمِینَ

إِنّٰا نَطْمَعُ أَنْ یَغْفِرَ لَنٰا رَبُّنٰا خَطٰایٰانٰا أَنْ کُنّٰا أَوَّلَ الْمُؤْمِنِینَ .

شعراء (26) 23 و 47 و 51

إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ هٰامٰانَ وَ قٰارُونَ فَقٰالُوا سٰاحِرٌ کَذّٰابٌ

فَلَمّٰا جٰاءَهُمْ بِالْحَقِّ مِنْ عِنْدِنٰا قٰالُوا اقْتُلُوا أَبْنٰاءَ الَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ وَ اسْتَحْیُوا نِسٰاءَهُمْ وَ مٰا کَیْدُ الْکٰافِرِینَ إِلاّٰ فِی ضَلاٰلٍ .

غافر (40) 24 و 25

هَلْ أَتٰاکَ حَدِیثُ الْجُنُودِ

فِرْعَوْنَ وَ ثَمُودَ

بَلِ الَّذِینَ کَفَرُوا فِی تَکْذِیبٍ . بروج (85) 17 -\19

257. کفر فرعون، موجب تکذیب (رسالت موسی علیه السلام ):

هَلْ أَتٰاکَ حَدِیثُ الْجُنُودِ

فِرْعَوْنَ وَ ثَمُودَ

بَلِ الَّذِینَ کَفَرُوا فِی تَکْذِیبٍ . بروج (85) 17 -\19

258. کفرورزی فرعون به ربوبیّت خدا:

قٰالَ فِرْعَوْنُ وَ مٰا رَبُّ الْعٰالَمِینَ . شعراء (26) 23

259. فرعون، حاکمی مشرک و معتقد به خدایان متعدّد:

وَ قٰالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِ فِرْعَوْنَ أَ تَذَرُ مُوسیٰ وَ قَوْمَهُ لِیُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ وَ یَذَرَکَ وَ آلِهَتَکَ ....

اعراف (7) 127

إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ ... وَ مٰا ظَلَمْنٰاهُمْ وَ لٰکِنْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ فَمٰا أَغْنَتْ عَنْهُمْ آلِهَتُهُمُ الَّتِی یَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللّٰهِ .... هود (11) 97 و 101

260. فرعون، فرمانروایی مشرک و بت‌پرست:

وَ قٰالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِ فِرْعَوْنَ أَ تَذَرُ مُوسیٰ وَ قَوْمَهُ لِیُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ وَ یَذَرَکَ وَ آلِهَتَکَ ... (1)

اعراف (7) 127

إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ ... وَ مٰا ظَلَمْنٰاهُمْ وَ لٰکِنْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ فَمٰا أَغْنَتْ عَنْهُمْ آلِهَتُهُمُ الَّتِی یَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللّٰهِ مِنْ شَیْءٍ لَمّٰا جٰاءَ أَمْرُ رَبِّکَ وَ مٰا زٰادُوهُمْ غَیْرَ تَتْبِیبٍ .

هود (11) 97 و 101

261. انکار الوهیّت خداوند یگانه بر جهان هستی، از سوی فرعون و انحصار آن در خودش:

قٰالَ فِرْعَوْنُ وَ مٰا رَبُّ الْعٰالَمِینَ

قٰالَ لَئِنِ اتَّخَذْتَ إِلٰهَاً غَیْرِی لَأَجْعَلَنَّکَ مِنَ الْمَسْجُونِینَ . شعراء (26) 23 و 29

262. ادّعای الوهیّت فرعون بر اشراف قوم خویش:

وَ قٰالَ فِرْعَوْنُ یٰا أَیُّهَا الْمَلَأُ مٰا عَلِمْتُ لَکُمْ مِنْ إِلٰهٍ غَیْرِی .... قصص (28) 38

263. انکار ربوبیّت خداوند بر جهان هستی، از جانب فرعون:

فَأْتِیٰا فِرْعَوْنَ فَقُولاٰ إِنّٰا رَسُولُ رَبِّ الْعٰالَمِینَ

قٰالَ فِرْعَوْنُ وَ مٰا رَبُّ الْعٰالَمِینَ .

شعراء (26) 16 و 23

264. اعتقاد فرعون به وجود فرشتگان و نقش آنان در پیامهای آسمانی و رسالت پیامبران:

وَ نٰادیٰ فِرْعَوْنُ فِی قَوْمِهِ ... فَلَوْ لاٰ أُلْقِیَ عَلَیْهِ أَسْوِرَةٌ مِنْ ذَهَبٍ أَوْ جٰاءَ مَعَهُ الْمَلاٰئِکَةُ مُقْتَرِنِینَ . زخرف (43) 51 و 53

265. فرعون، منکر جهان آخرت و بازگشت دوبارۀ انسانها در قیامت:

اِذْهَبٰا إِلیٰ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغیٰ

قٰالَ فَمٰا بٰالُ


1) 1) . آیۀ شریفه دلالت دارد بر اینکه فرعون، همچنانکه‌مدّعی الوهیّت بود و مردم را به پرستش خود وادار کرده بود، خودش آلهۀ دیگری را می‌پرستید. (المیزان، ج 8 ، ص 233؛ روح‌المعانی، ج 6 ، جزء 9، ص 44)

اَلْقُرُونِ الْأُولیٰ . طه (20) 43 و 51

وَ قٰالَ فِرْعَوْنُ ... وَ اسْتَکْبَرَ هُوَ وَ جُنُودُهُ فِی الْأَرْضِ بِغَیْرِ الْحَقِّ وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ إِلَیْنٰا لاٰ یُرْجَعُونَ . قصص (28) 38 و 39

266. فرعون، منکر قیامت و روز حسابرسی:

وَ قٰالَ فِرْعَوْنُ ... وَ قٰالَ مُوسیٰ إِنِّی عُذْتُ بِرَبِّی وَ رَبِّکُمْ مِنْ کُلِّ مُتَکَبِّرٍ لاٰ یُؤْمِنُ بِیَوْمِ الْحِسٰابِ . غافر (40) 26 و 27

عمل فرعون

267. درخواست همسر فرعون از خداوند، برای نجات از عمل و رفتار ظالمانۀ فرعون و کارگزارانش:

وَ ضَرَبَ اللّٰهُ مَثَلاً لِلَّذِینَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ إِذْ قٰالَتْ رَبِّ ... وَ نَجِّنِی مِنْ فِرْعَوْنَ وَ عَمَلِهِ وَ نَجِّنِی مِنَ الْقَوْمِ الظّٰالِمِینَ . تحریم (66) 11

268. آراسته بودن اعمال زشت فرعون در نزد وی، بازتاب خصلتهای درونی او:

وَ قٰالَ فِرْعَوْنُ یٰا هٰامٰانُ ابْنِ لِی صَرْحاً لَعَلِّی أَبْلُغُ الْأَسْبٰابَ

أَسْبٰابَ السَّمٰاوٰاتِ فَأَطَّلِعَ إِلیٰ إِلٰهِ مُوسیٰ وَ إِنِّی لَأَظُنُّهُ کٰاذِباً وَ کَذٰلِکَ زُیِّنَ لِفِرْعَوْنَ سُوءُ عَمَلِهِ وَ صُدَّ عَنِ السَّبِیلِ ....

غافر (40) 36 و 37

عهدشکنی فرعون

==> همین مدخل، رذایل فرعون، عهدشکنی

غرق فرعون

اشاره

269. غرق شدن فرعون، در آب دریا:

وَ جٰاوَزْنٰا بِبَنِی إِسْرٰائِیلَ الْبَحْرَ فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ وَ جُنُودُهُ بَغْیاً وَ عَدْواً حَتّٰی إِذٰا أَدْرَکَهُ الْغَرَقُ قٰالَ آمَنْتُ أَنَّهُ لاٰ إِلٰهَ إِلاَّ الَّذِی آمَنَتْ بِهِ بَنُوا إِسْرٰائِیلَ وَ أَنَا مِنَ الْمُسْلِمِینَ . یونس (10) 90

قٰالَ لَقَدْ عَلِمْتَ مٰا أَنْزَلَ هٰؤُلاٰءِ إِلاّٰ رَبُّ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ بَصٰائِرَ وَ إِنِّی لَأَظُنُّکَ یٰا فِرْعَوْنُ مَثْبُوراً

فَأَرٰادَ أَنْ یَسْتَفِزَّهُمْ مِنَ الْأَرْضِ فَأَغْرَقْنٰاهُ وَ مَنْ مَعَهُ جَمِیعاً.

اسراء (17) 102 و 103

فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ بِجُنُودِهِ فَغَشِیَهُمْ مِنَ الْیَمِّ مٰا غَشِیَهُمْ . طه (20) 78

فَأَرْسَلَ فِرْعَوْنُ ... وَ أَنْجَیْنٰا مُوسیٰ وَ مَنْ مَعَهُ أَجْمَعِینَ . شعراء (26) 53 و 65

وَ قٰالَ فِرْعَوْنُ ... فَأَخَذْنٰاهُ وَ جُنُودَهُ فَنَبَذْنٰاهُمْ فِی الْیَمِّ فَانْظُرْ کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ الظّٰالِمِینَ .

قصص (28) 38 و 40

وَ قٰارُونَ وَ فِرْعَوْنَ وَ هٰامٰانَ وَ لَقَدْ جٰاءَهُمْ مُوسیٰ بِالْبَیِّنٰاتِ فَاسْتَکْبَرُوا فِی الْأَرْضِ وَ مٰا کٰانُوا سٰابِقِینَ

فَکُلاًّ أَخَذْنٰا بِذَنْبِهِ فَمِنْهُمْ مَنْ أَرْسَلْنٰا عَلَیْهِ حٰاصِباً وَ مِنْهُمْ مَنْ أَخَذَتْهُ الصَّیْحَةُ وَ مِنْهُمْ مَنْ خَسَفْنٰا بِهِ الْأَرْضَ وَ مِنْهُمْ مَنْ أَغْرَقْنٰا وَ مٰا کٰانَ اللّٰهُ لِیَظْلِمَهُمْ وَ لٰکِنْ کٰانُوا أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ . عنکبوت (29) 39 و 40

وَ نٰادیٰ فِرْعَوْنُ فِی قَوْمِهِ قٰالَ یٰا قَوْمِ أَ لَیْسَ لِی مُلْکُ مِصْرَ وَ هٰذِهِ الْأَنْهٰارُ تَجْرِی مِنْ تَحْتِی أَ فَلاٰ تُبْصِرُونَ

فَلَمّٰا آسَفُونٰا انْتَقَمْنٰا مِنْهُمْ فَأَغْرَقْنٰاهُمْ أَجْمَعِینَ . زخرف (43) 51 و 55

وَ فِی مُوسیٰ إِذْ أَرْسَلْنٰاهُ إِلیٰ فِرْعَوْنَ بِسُلْطٰانٍ مُبِینٍ

فَتَوَلّٰی بِرُکْنِهِ وَ قٰالَ سٰاحِرٌ أَوْ مَجْنُونٌ

فَأَخَذْنٰاهُ وَ جُنُودَهُ فَنَبَذْنٰاهُمْ فِی الْیَمِّ وَ هُوَ مُلِیمٌ .

ذاریات (51) 38 -\40

270. غرق شدن فرعون در دریا، پس از تصمیم او به آواره ساختن بنی‌اسرائیل:

قٰالَ لَقَدْ عَلِمْتَ مٰا أَنْزَلَ هٰؤُلاٰءِ إِلاّٰ رَبُّ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ بَصٰائِرَ وَ إِنِّی لَأَظُنُّکَ یٰا فِرْعَوْنُ مَثْبُوراً

فَأَرٰادَ أَنْ یَسْتَفِزَّهُمْ مِنَ الْأَرْضِ فَأَغْرَقْنٰاهُ وَ مَنْ مَعَهُ جَمِیعاً.

اسراء (17) 102 و 103

271. غرق شدن فرعون در دریا، پس از تعقیب بنی‌اسرائیل:

وَ جٰاوَزْنٰا بِبَنِی إِسْرٰائِیلَ الْبَحْرَ فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ وَ جُنُودُهُ بَغْیاً وَ عَدْواً حَتّٰی إِذٰا أَدْرَکَهُ الْغَرَقُ قٰالَ آمَنْتُ أَنَّهُ لاٰ إِلٰهَ إِلاَّ الَّذِی آمَنَتْ بِهِ بَنُوا إِسْرٰائِیلَ وَ أَنَا مِنَ الْمُسْلِمِینَ

آلْآنَ وَ قَدْ عَصَیْتَ قَبْلُ وَ کُنْتَ مِنَ الْمُفْسِدِینَ . یونس (10) 90 و 91

272. غرق فرعون و سپاهیانش، جلوۀ عزّت خداوند:

فَأَرْسَلَ فِرْعَوْنُ ... ثُمَّ أَغْرَقْنَا الْآخَرِینَ وَ إِنَّ رَبَّکَ لَهُوَ الْعَزِیزُ الرَّحِیمُ .

شعراء (26) 53 و 66 و 68

273. بیرون افتادن جسد فرعون از دریا، پس از غرق گشتن، برای عبرت آیندگان:

وَ جٰاوَزْنٰا بِبَنِی إِسْرٰائِیلَ الْبَحْرَ فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ وَ جُنُودُهُ بَغْیاً وَ عَدْواً حَتّٰی إِذٰا أَدْرَکَهُ الْغَرَقُ قٰالَ آمَنْتُ أَنَّهُ لاٰ إِلٰهَ إِلاَّ الَّذِی آمَنَتْ بِهِ بَنُوا إِسْرٰائِیلَ وَ أَنَا مِنَ الْمُسْلِمِینَ

فَالْیَوْمَ نُنَجِّیکَ بِبَدَنِکَ لِتَکُونَ لِمَنْ خَلْفَکَ آیَةً وَ إِنَّ کَثِیراً مِنَ النّٰاسِ عَنْ آیٰاتِنٰا لَغٰافِلُونَ . یونس (10) 90 و 92

274. روشن شدن حقّانیّت توحید بر فرعون، هنگام هلاکت و غرق شدن:

وَ جٰاوَزْنٰا بِبَنِی إِسْرٰائِیلَ الْبَحْرَ فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ وَ جُنُودُهُ بَغْیاً وَ عَدْواً حَتّٰی إِذٰا أَدْرَکَهُ الْغَرَقُ قٰالَ آمَنْتُ أَنَّهُ لاٰ إِلٰهَ إِلاَّ الَّذِی آمَنَتْ بِهِ بَنُوا إِسْرٰائِیلَ وَ أَنَا مِنَ الْمُسْلِمِینَ . یونس (10) 90

275. غرق و هلاکت فرعون و فرعونیان، زمینه‌ساز نزول تورات بر موسی علیه السلام :

وَ لَقَدْ آتَیْنٰا مُوسَی الْکِتٰابَ مِنْ بَعْدِ مٰا أَهْلَکْنَا الْقُرُونَ الْأُولیٰ بَصٰائِرَ لِلنّٰاسِ وَ هُدیً وَ رَحْمَةً لَعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُونَ . (1)قصص (28) 43

276. بی‌اثری ایمان فرعون، هنگام مرگ و غرق شدن:

وَ قٰالَ مُوسیٰ رَبَّنٰا إِنَّکَ آتَیْتَ فِرْعَوْنَ وَ مَلَأَهُ زِینَةً وَ أَمْوٰالاً فِی الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا رَبَّنٰا لِیُضِلُّوا عَنْ سَبِیلِکَ رَبَّنَا اطْمِسْ عَلیٰ أَمْوٰالِهِمْ وَ اشْدُدْ عَلیٰ قُلُوبِهِمْ فَلاٰ یُؤْمِنُوا حَتّٰی یَرَوُا الْعَذٰابَ الْأَلِیمَ

وَ جٰاوَزْنٰا بِبَنِی إِسْرٰائِیلَ الْبَحْرَ فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ وَ جُنُودُهُ بَغْیاً وَ عَدْواً حَتّٰی إِذٰا أَدْرَکَهُ الْغَرَقُ قٰالَ آمَنْتُ أَنَّهُ لاٰ إِلٰهَ إِلاَّ الَّذِی آمَنَتْ بِهِ بَنُوا إِسْرٰائِیلَ وَ أَنَا مِنَ الْمُسْلِمِینَ

آلْآنَ وَ قَدْ عَصَیْتَ قَبْلُ وَ کُنْتَ مِنَ الْمُفْسِدِینَ . یونس (10) 88 و 90 و 91

عوامل غرق فرعون

1. استکبار
277. استکبار فرعون و سپاهیانش، سبب غرق شدن در آب دریا:

وَ قٰالَ فِرْعَوْنُ ... وَ اسْتَکْبَرَ هُوَ وَ جُنُودُهُ فِی الْأَرْضِ بِغَیْرِ الْحَقِّ وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ إِلَیْنٰا لاٰ یُرْجَعُونَ فَأَخَذْنٰاهُ وَ جُنُودَهُ فَنَبَذْنٰاهُمْ فِی


1) 1) . بنا بر اینکه مقصود از قید «قرون الاولیٰ» که نزول تورات به آن مقیّد شده است شامل قوم فرعون و امّتهای گذشته باشد. (المیزان، ج 16، ص 49؛ تفسیر التحریروالتنویر، ج 10، جزء 20، ص 129)

اَلْیَمِّ فَانْظُرْ کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ الظّٰالِمِینَ .

قصص (28) 38 -\40

2. انتقام
278. غرق شدن فرعون در دریا، پس از خشم الهی و انتقام‌گیری از وی:

فَلَمّٰا کَشَفْنٰا عَنْهُمُ الْعَذٰابَ إِذٰا هُمْ یَنْکُثُونَ وَ نٰادیٰ فِرْعَوْنُ فِی قَوْمِهِ ... فَلَمّٰا آسَفُونٰا انْتَقَمْنٰا مِنْهُمْ فَأَغْرَقْنٰاهُمْ أَجْمَعِینَ .

زخرف (43) 50 و 51 و 55

3. تکذیب
279. غرق و هلاکت فرعون، در پی تکذیب انبیا:

کَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَ عٰادٌ وَ فِرْعَوْنُ ذُو الْأَوْتٰادِ

إِنْ کُلٌّ إِلاّٰ کَذَّبَ الرُّسُلَ فَحَقَّ عِقٰابِ . ص (38) 12 و 14

کَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَ أَصْحٰابُ الرَّسِّ وَ ثَمُودُ

وَ عٰادٌ وَ فِرْعَوْنُ وَ إِخْوٰانُ لُوطٍ

وَ أَصْحٰابُ الْأَیْکَةِ وَ قَوْمُ تُبَّعٍ کُلٌّ کَذَّبَ الرُّسُلَ فَحَقَّ وَعِیدِ. ق (50) 12 -\14

280. غرق فرعون در دریا، در پی انکار معاد و تکذیب آن:

وَ قٰالَ فِرْعَوْنُ یٰا أَیُّهَا الْمَلَأُ مٰا عَلِمْتُ لَکُمْ مِنْ إِلٰهٍ غَیْرِی فَأَوْقِدْ لِی یٰا هٰامٰانُ عَلَی الطِّینِ فَاجْعَلْ لِی صَرْحاً لَعَلِّی أَطَّلِعُ إِلیٰ إِلٰهِ مُوسیٰ وَ إِنِّی لَأَظُنُّهُ مِنَ الْکٰاذِبِینَ

وَ اسْتَکْبَرَ هُوَ وَ جُنُودُهُ فِی الْأَرْضِ بِغَیْرِ الْحَقِّ وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ إِلَیْنٰا لاٰ یُرْجَعُونَ

فَأَخَذْنٰاهُ وَ جُنُودَهُ فَنَبَذْنٰاهُمْ فِی الْیَمِّ فَانْظُرْ کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ الظّٰالِمِینَ .

قصص (28) 38 -\40

4. حق‌ناپذیری
281. غرق شدن فرعون و فرعونیان در دریا، به سبب اعراض از حق و نپذیرفتن رسالت موسی علیه السلام :

وَ فِی مُوسیٰ إِذْ أَرْسَلْنٰاهُ إِلیٰ فِرْعَوْنَ بِسُلْطٰانٍ مُبِینٍ

فَتَوَلّٰی بِرُکْنِهِ وَ قٰالَ سٰاحِرٌ أَوْ مَجْنُونٌ

فَأَخَذْنٰاهُ وَ جُنُودَهُ فَنَبَذْنٰاهُمْ فِی الْیَمِّ وَ هُوَ مُلِیمٌ .

ذاریات (51) 38 -\40

5. عهدشکنی
282. پیمان‌شکنی فرعون، موجب غرق شدن آنان به امر خداوند:

وَ سْئَلْ مَنْ أَرْسَلْنٰا مِنْ قَبْلِکَ مِنْ رُسُلِنٰا أَ جَعَلْنٰا مِنْ دُونِ الرَّحْمٰنِ آلِهَةً یُعْبَدُونَ

فَلَمّٰا کَشَفْنٰا عَنْهُمُ الْعَذٰابَ إِذٰا هُمْ یَنْکُثُونَ

وَ نٰادیٰ فِرْعَوْنُ فِی قَوْمِهِ ... فَلَمّٰا آسَفُونٰا انْتَقَمْنٰا مِنْهُمْ فَأَغْرَقْنٰاهُمْ أَجْمَعِینَ .

زخرف (43) 45 و 50 و 51 و 55

6 . ظلم
283. ظلم و ستمگری فرعون، عامل غرق شدن وی:

وَ قٰالَ فِرْعَوْنُ یٰا أَیُّهَا الْمَلَأُ مٰا عَلِمْتُ لَکُمْ مِنْ إِلٰهٍ غَیْرِی فَأَوْقِدْ لِی یٰا هٰامٰانُ عَلَی الطِّینِ فَاجْعَلْ لِی صَرْحاً لَعَلِّی أَطَّلِعُ إِلیٰ إِلٰهِ مُوسیٰ وَ إِنِّی لَأَظُنُّهُ مِنَ الْکٰاذِبِینَ

فَأَخَذْنٰاهُ وَ جُنُودَهُ فَنَبَذْنٰاهُمْ فِی الْیَمِّ فَانْظُرْ کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ الظّٰالِمِینَ . قصص (28) 38 و 40

7. فسق
284. فسق فرعون، موجب غرق شدن او در دریا:

وَ نٰادیٰ فِرْعَوْنُ فِی قَوْمِهِ قٰالَ یٰا قَوْمِ أَ لَیْسَ لِی مُلْکُ مِصْرَ وَ هٰذِهِ الْأَنْهٰارُ تَجْرِی مِنْ تَحْتِی أَ فَلاٰ تُبْصِرُونَ

فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ فَأَطٰاعُوهُ إِنَّهُمْ

کٰانُوا قَوْماً فٰاسِقِینَ

فَلَمّٰا آسَفُونٰا انْتَقَمْنٰا مِنْهُمْ فَأَغْرَقْنٰاهُمْ أَجْمَعِینَ .

زخرف (43) 51 و 54 و 55

8 . گناه
285. گناه و ستم فرعون، موجب غرق شدن او در دریا:

وَ قٰالَ فِرْعَوْنُ ... وَ اسْتَکْبَرَ هُوَ وَ جُنُودُهُ فِی الْأَرْضِ بِغَیْرِ الْحَقِّ وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ إِلَیْنٰا لاٰ یُرْجَعُونَ فَأَخَذْنٰاهُ وَ جُنُودَهُ فَنَبَذْنٰاهُمْ فِی الْیَمِّ فَانْظُرْ کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ الظّٰالِمِینَ .

قصص (28) 38 -\40

وَ قٰارُونَ وَ فِرْعَوْنَ وَ هٰامٰانَ وَ لَقَدْ جٰاءَهُمْ مُوسیٰ بِالْبَیِّنٰاتِ فَاسْتَکْبَرُوا فِی الْأَرْضِ وَ مٰا کٰانُوا سٰابِقِینَ

فَکُلاًّ أَخَذْنٰا بِذَنْبِهِ فَمِنْهُمْ مَنْ أَرْسَلْنٰا عَلَیْهِ حٰاصِباً وَ مِنْهُمْ مَنْ أَخَذَتْهُ الصَّیْحَةُ وَ مِنْهُمْ مَنْ خَسَفْنٰا بِهِ الْأَرْضَ وَ مِنْهُمْ مَنْ أَغْرَقْنٰا وَ مٰا کٰانَ اللّٰهُ لِیَظْلِمَهُمْ وَ لٰکِنْ کٰانُوا أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ . عنکبوت (29) 39 و 40

وَ جٰاءَ فِرْعَوْنُ وَ مَنْ قَبْلَهُ وَ الْمُؤْتَفِکٰاتُ بِالْخٰاطِئَةِ

فَعَصَوْا رَسُولَ رَبِّهِمْ فَأَخَذَهُمْ أَخْذَةً رٰابِیَةً . حاقّه (69) 9 و 10

فرجام فرعون

286. هلاکت فرعون، مایۀ تذکّر برای صاحبان تفکّر:

أَ لَمْ تَرَ کَیْفَ فَعَلَ رَبُّکَ ... وَ فِرْعَوْنَ ذِی الْأَوْتٰادِ فَصَبَّ عَلَیْهِمْ رَبُّکَ سَوْطَ عَذٰابٍ .

فجر (89) 6 و 10 و 13

287. فرجام هلاکت‌بار فرعون، هشداری به اشراف و مستکبران مکّه:

وَ نٰادیٰ فِرْعَوْنُ فِی قَوْمِهِ ... فَلَمّٰا آسَفُونٰا انْتَقَمْنٰا مِنْهُمْ فَأَغْرَقْنٰاهُمْ أَجْمَعِینَ فَجَعَلْنٰاهُمْ سَلَفاً وَ مَثَلاً لِلْآخِرِینَ . زخرف (43) 51 و 55 و 56

فرعون در آخرت

288. فرعون، گرفتار عذاب در آخرت:

اِذْهَبْ إِلیٰ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغیٰ

فَأَخَذَهُ اللّٰهُ نَکٰالَ الْآخِرَةِ وَ الْأُولیٰ . نازعات (79) 17 و 25

فرعون در جهنّم

289. پیشگامی فرعون در ورود به جهنّم، پیشاپیش قومش:

إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ فَاتَّبَعُوا أَمْرَ فِرْعَوْنَ وَ مٰا أَمْرُ فِرْعَوْنَ بِرَشِیدٍ

یَقْدُمُ قَوْمَهُ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ فَأَوْرَدَهُمُ النّٰارَ وَ بِئْسَ الْوِرْدُ الْمَوْرُودُ.

هود (11) 97 و 98

فرعون در قیامت

290. محشور شدن فرعون، با صورت قبیح و زشت، در قیامت:

وَ قٰالَ فِرْعَوْنُ .... وَ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ هُمْ مِنَ الْمَقْبُوحِینَ . (1)قصص (28) 38 و 42

291. فرعون، بی‌بهره از هرگونه یاری در قیامت:

وَ قٰالَ فِرْعَوْنُ یٰا أَیُّهَا الْمَلَأُ مٰا عَلِمْتُ لَکُمْ مِنْ إِلٰهٍ غَیْرِی فَأَوْقِدْ لِی یٰا هٰامٰانُ عَلَی الطِّینِ فَاجْعَلْ لِی صَرْحاً لَعَلِّی أَطَّلِعُ إِلیٰ إِلٰهِ مُوسیٰ وَ إِنِّی لَأَظُنُّهُ مِنَ الْکٰاذِبِینَ

وَ جَعَلْنٰاهُمْ أَئِمَّةً یَدْعُونَ


1) 1) . مقصود از «مقبوحین» بد ترکیبی، از جمله سیاهی صورت است. (مجمع‌البیان، ج 7 -\8 ، ص 398؛ روح‌المعانی، ج 11، جزء 20، ص 124)

إِلَی النّٰارِ وَ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ لاٰ یُنْصَرُونَ .

قصص (28) 38 و 41

292. پیشتازی فرعون در قیامت، در کشاندن قومش به دوزخ:

... وَ مٰا أَمْرُ فِرْعَوْنَ بِرَشِیدٍ یَقْدُمُ قَوْمَهُ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ فَأَوْرَدَهُمُ النّٰارَ وَ بِئْسَ الْوِرْدُ الْمَوْرُودُ.

هود (11) 97 و 98

فرعون و آسیه

==> آسیه

فرعون و آیات خدا

==> آیات خدا، فرعون و آیات خدا

فرعون و بنی‌اسرائیل

==> بنی‌اسرائیل، آزادی بنی‌اسرائیل، استثمار بنی‌اسرائیل، استضعاف بنی‌اسرائیل، امکانات بنی‌اسرائیل، بردگی بنی‌اسرائیل، بنی‌اسرائیل در دریا، بنی‌اسرائیل دوران فرعون، شکنجۀ بنی‌اسرائیل، صبر بنی‌اسرائیل، عهدهای بنی‌اسرائیل

فرعون و ساحران

293. سوگند ساحران به عزّت فرعون، مبنی بر پیروزی خود بر موسی علیه السلام :

فَلَمّٰا جٰاءَ السَّحَرَةُ قٰالُوا لِفِرْعَوْنَ أَ إِنَّ لَنٰا لَأَجْراً إِنْ کُنّٰا نَحْنُ الْغٰالِبِینَ ... وَ قٰالُوا بِعِزَّةِ فِرْعَوْنَ إِنّٰا لَنَحْنُ الْغٰالِبُونَ . شعراء (26) 41 و 44

294. موافقت فرعون با پرداخت اجرت به جادوگران خود و قرار دادن آنان در زمرۀ مقرّبان:

وَ جٰاءَ السَّحَرَةُ فِرْعَوْنَ قٰالُوا إِنَّ لَنٰا لَأَجْراً إِنْ کُنّٰا نَحْنُ الْغٰالِبِینَ

قٰالَ نَعَمْ وَ إِنَّکُمْ لَمِنَ الْمُقَرَّبِینَ . اعراف (7) 113 و 114

فَلَمّٰا جٰاءَ السَّحَرَةُ قٰالُوا لِفِرْعَوْنَ أَ إِنَّ لَنٰا لَأَجْراً إِنْ کُنّٰا نَحْنُ الْغٰالِبِینَ

قٰالَ نَعَمْ وَ إِنَّکُمْ إِذاً لَمِنَ الْمُقَرَّبِینَ . شعراء (26) 41 و 42

295. استعانت فرعون از جادوگران، برای مبارزه با موسی علیه السلام :

قٰالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِ فِرْعَوْنَ إِنَّ هٰذٰا لَسٰاحِرٌ عَلِیمٌ

یُرِیدُ أَنْ یُخْرِجَکُمْ مِنْ أَرْضِکُمْ فَمٰا ذٰا تَأْمُرُونَ

قٰالُوا أَرْجِهْ وَ أَخٰاهُ وَ أَرْسِلْ فِی الْمَدٰائِنِ حٰاشِرِینَ

یَأْتُوکَ بِکُلِّ سٰاحِرٍ عَلِیمٍ

وَ أَوْحَیْنٰا إِلیٰ مُوسیٰ أَنْ أَلْقِ عَصٰاکَ فَإِذٰا هِیَ تَلْقَفُ مٰا یَأْفِکُونَ

فَوَقَعَ الْحَقُّ وَ بَطَلَ مٰا کٰانُوا یَعْمَلُونَ . اعراف (7) 109 -\112 و 117 و 118

وَ قٰالَ فِرْعَوْنُ ائْتُونِی بِکُلِّ سٰاحِرٍ عَلِیمٍ .

یونس (10) 79

قٰالَ أَ جِئْتَنٰا لِتُخْرِجَنٰا مِنْ أَرْضِنٰا بِسِحْرِکَ یٰا مُوسیٰ

فَلَنَأْتِیَنَّکَ بِسِحْرٍ مِثْلِهِ فَاجْعَلْ بَیْنَنٰا وَ بَیْنَکَ مَوْعِداً لاٰ نُخْلِفُهُ نَحْنُ وَ لاٰ أَنْتَ مَکٰاناً سُویً

فَتَوَلّٰی فِرْعَوْنُ فَجَمَعَ کَیْدَهُ ثُمَّ أَتیٰ .

طه (20) 57 و 58 و 60

نیز ==> سحر، ساحران فرعون

فرعون و موسی علیه السلام

296. فرعون، مدّعی تربیت و سرپرستی موسی علیه السلام در دوران کودکی:

وَ إِذْ نٰادیٰ رَبُّکَ مُوسیٰ أَنِ ائْتِ الْقَوْمَ الظّٰالِمِینَ

وَ یَضِیقُ صَدْرِی وَ لاٰ یَنْطَلِقُ لِسٰانِی فَأَرْسِلْ إِلیٰ هٰارُونَ

فَأْتِیٰا فِرْعَوْنَ فَقُولاٰ إِنّٰا رَسُولُ رَبِّ الْعٰالَمِینَ

قٰالَ أَ لَمْ

نُرَبِّکَ فِینٰا وَلِیداً وَ لَبِثْتَ فِینٰا مِنْ عُمُرِکَ سِنِینَ .

شعراء (26) 10 و 13 و 16 و 18

297. فرعون، خواستار معجزه از موسی علیه السلام :

ثُمَّ بَعَثْنٰا مِنْ بَعْدِهِمْ مُوسیٰ بِآیٰاتِنٰا إِلیٰ فِرْعَوْنَ ... قٰالَ إِنْ کُنْتَ جِئْتَ بِآیَةٍ فَأْتِ بِهٰا إِنْ کُنْتَ مِنَ الصّٰادِقِینَ . اعراف (7) 103 و 106

298. ترور شخصیّت موسی علیه السلام از سوی فرعون، با نسبت دروغ به وی:

وَ قٰالَ فِرْعَوْنُ ... وَ إِنِّی لَأَظُنُّهُ مِنَ الْکٰاذِبِینَ .

قصص (28) 38

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا مُوسیٰ ... إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ هٰامٰانَ وَ قٰارُونَ فَقٰالُوا سٰاحِرٌ کَذّٰابٌ . غافر (40) 23 و 24

299. متّهم نمودن موسی علیه السلام به سحر و جادو از سوی فرعون، به انگیزۀ ترور شخصیّت آن حضرت:

ثُمَّ بَعَثْنٰا مِنْ بَعْدِهِمْ مُوسیٰ وَ هٰارُونَ إِلیٰ فِرْعَوْنَ .... قٰالُوا إِنَّ هٰذٰا لَسِحْرٌ مُبِینٌ .

یونس (10) 75 و 76

وَ لَقَدْ آتَیْنٰا مُوسیٰ ... فَقٰالَ لَهُ فِرْعَوْنُ إِنِّی لَأَظُنُّکَ یٰا مُوسیٰ مَسْحُوراً. اسراء (17) 101

قٰالَ أَ جِئْتَنٰا لِتُخْرِجَنٰا مِنْ أَرْضِنٰا بِسِحْرِکَ یٰا مُوسیٰ . طه (20) 57

فَتَوَلّٰی فِرْعَوْنُ فَجَمَعَ کَیْدَهُ ثُمَّ أَتیٰ

قٰالَ آمَنْتُمْ لَهُ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَکُمْ إِنَّهُ لَکَبِیرُکُمُ الَّذِی عَلَّمَکُمُ السِّحْرَ .... طه (20) 60 و 71

فَأْتِیٰا فِرْعَوْنَ فَقُولاٰ إِنّٰا رَسُولُ رَبِّ الْعٰالَمِینَ

قٰالَ لِلْمَلَإِ حَوْلَهُ إِنَّ هٰذٰا لَسٰاحِرٌ عَلِیمٌ .

شعراء (26) 16 و 34

قٰالَ آمَنْتُمْ لَهُ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَکُمْ إِنَّهُ لَکَبِیرُکُمُ الَّذِی عَلَّمَکُمُ السِّحْرَ .... شعراء (26) 49

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا مُوسیٰ بِآیٰاتِنٰا وَ سُلْطٰانٍ مُبِینٍ

إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ هٰامٰانَ وَ قٰارُونَ فَقٰالُوا سٰاحِرٌ کَذّٰابٌ . غافر (40) 23 و 24

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا مُوسیٰ بِآیٰاتِنٰا إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ فَقٰالَ إِنِّی رَسُولُ رَبِّ الْعٰالَمِینَ

وَ قٰالُوا یٰا أَیُّهَا السّٰاحِرُ ادْعُ لَنٰا رَبَّکَ بِمٰا عَهِدَ عِنْدَکَ إِنَّنٰا لَمُهْتَدُونَ . زخرف (43) 46 و 49

وَ فِی مُوسیٰ إِذْ أَرْسَلْنٰاهُ إِلیٰ فِرْعَوْنَ بِسُلْطٰانٍ مُبِینٍ

فَتَوَلّٰی بِرُکْنِهِ وَ قٰالَ سٰاحِرٌ أَوْ مَجْنُونٌ .

ذاریات (51) 38 و 39

300. نسبت ناروای جنون به موسی علیه السلام از سوی فرعون، به انگیزۀ ترور شخصیّت آن حضرت:

وَ إِذْ نٰادیٰ رَبُّکَ مُوسیٰ أَنِ ائْتِ الْقَوْمَ الظّٰالِمِینَ

قٰالَ فِرْعَوْنُ وَ مٰا رَبُّ الْعٰالَمِینَ

قٰالَ إِنَّ رَسُولَکُمُ الَّذِی أُرْسِلَ إِلَیْکُمْ لَمَجْنُونٌ . شعراء (26) 10 و 23 و 27

فَتَوَلّٰی بِرُکْنِهِ وَ قٰالَ سٰاحِرٌ أَوْ مَجْنُونٌ .

ذاریات (51) 39

301. ترور شخصیّت موسی علیه السلام از ناحیۀ فرعون، با حقیر نشان دادن او و موقعیّت اجتماعی وی:

وَ نٰادیٰ فِرْعَوْنُ فِی قَوْمِهِ ... أَمْ أَنَا خَیْرٌ مِنْ هٰذَا الَّذِی هُوَ مَهِینٌ وَ لاٰ یَکٰادُ یُبِینُ .

زخرف (43) 51 و 52

302. تصمیم فرعون به کشتن موسی علیه السلام در راستای خیرخواهی برای مردم و هدایت آنان به راه درست:

وَ قٰالَ فِرْعَوْنُ ذَرُونِی أَقْتُلْ مُوسیٰ وَ لْیَدْعُ رَبَّهُ ... وَ قٰالَ مُوسیٰ إِنِّی عُذْتُ بِرَبِّی وَ رَبِّکُمْ

مِنْ کُلِّ مُتَکَبِّرٍ لاٰ یُؤْمِنُ بِیَوْمِ الْحِسٰابِ .

غافر (40) 26 و 27

303. نجات موسی علیه السلام از رود نیل، به امر فرعون در زمان طفولیّت:

قٰالَ قَدْ أُوتِیتَ سُؤْلَکَ یٰا مُوسیٰ

وَ لَقَدْ مَنَنّٰا عَلَیْکَ مَرَّةً أُخْریٰ

إِذْ أَوْحَیْنٰا إِلیٰ أُمِّکَ مٰا یُوحیٰ

أَنِ اقْذِفِیهِ فِی التّٰابُوتِ فَاقْذِفِیهِ فِی الْیَمِّ فَلْیُلْقِهِ الْیَمُّ بِالسّٰاحِلِ یَأْخُذْهُ عَدُوٌّ لِی وَ عَدُوٌّ لَهُ .... طه (20) 36 -\39

فرعون و مؤمنان

304. دستور فرعون به قتل پسران افراد مؤمن به موسی علیه السلام و زنده نگه‌داشتن دختران‌شان:

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا مُوسیٰ ... إِلیٰ فِرْعَوْنَ ... فَلَمّٰا جٰاءَهُمْ بِالْحَقِّ مِنْ عِنْدِنٰا قٰالُوا اقْتُلُوا أَبْنٰاءَ الَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ وَ اسْتَحْیُوا نِسٰاءَهُمْ ....

غافر (40) 23 -\25

فرعون و هارون علیه السلام

305. ترور شخصیّت هارون علیه السلام از سوی فرعون، با نسبت جادو به وی:

ثُمَّ بَعَثْنٰا مِنْ بَعْدِهِمْ مُوسیٰ وَ هٰارُونَ إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ ... فَلَمّٰا جٰاءَهُمُ الْحَقُّ مِنْ عِنْدِنٰا قٰالُوا إِنَّ هٰذٰا لَسِحْرٌ مُبِینٌ . یونس (10) 75 و 76

اِذْهَبْ أَنْتَ وَ أَخُوکَ بِآیٰاتِی وَ لاٰ تَنِیٰا فِی ذِکْرِی

اِذْهَبٰا إِلیٰ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغیٰ

قٰالُوا إِنْ هٰذٰانِ لَسٰاحِرٰانِ یُرِیدٰانِ أَنْ یُخْرِجٰاکُمْ مِنْ أَرْضِکُمْ بِسِحْرِهِمٰا وَ یَذْهَبٰا بِطَرِیقَتِکُمُ الْمُثْلیٰ .

طه (20) 42 و 43 و 63

فرعون و هامان

306. فرمان فرعون به هامان، جهت ساختن برجی بلند، برای راهیابی به آسمانها و اطّلاع از خدای موسی علیه السلام :

وَ قٰالَ فِرْعَوْنُ یٰا هٰامٰانُ ابْنِ لِی صَرْحاً لَعَلِّی أَبْلُغُ الْأَسْبٰابَ

أَسْبٰابَ السَّمٰاوٰاتِ فَأَطَّلِعَ إِلیٰ إِلٰهِ مُوسیٰ وَ إِنِّی لَأَظُنُّهُ کٰاذِباً وَ کَذٰلِکَ زُیِّنَ لِفِرْعَوْنَ سُوءُ عَمَلِهِ وَ صُدَّ عَنِ السَّبِیلِ وَ مٰا کَیْدُ فِرْعَوْنَ إِلاّٰ فِی تَبٰابٍ . غافر (40) 36 و 37

فساد فرعون

==> همین مدخل، رذایل فرعون، فساد

فسق فرعون

==> همین مدخل، رذایل فرعون، فسق

قتلهای فرعون

307. مصمّم شدن فرعون بر کشتار وسیع پسران بنی‌اسرائیل و زنده نگهداشتن زنان، پس از تحریک وی به وسیلۀ اشراف قوم خویش:

وَ قٰالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِ فِرْعَوْنَ أَ تَذَرُ مُوسیٰ وَ قَوْمَهُ لِیُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ وَ یَذَرَکَ وَ آلِهَتَکَ قٰالَ سَنُقَتِّلُ أَبْنٰاءَهُمْ وَ نَسْتَحْیِی نِسٰاءَهُمْ ....

اعراف (7) 127

308. کشتن پسران بنی‌اسرائیل، تنها راه پیشگیری از رواج آیین موسی علیه السلام ، در دیدگاه فرعون، هامان و قارون:

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا مُوسیٰ بِآیٰاتِنٰا وَ سُلْطٰانٍ مُبِینٍ

إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ هٰامٰانَ وَ قٰارُونَ فَقٰالُوا سٰاحِرٌ کَذّٰابٌ

فَلَمّٰا جٰاءَهُمْ بِالْحَقِّ مِنْ عِنْدِنٰا قٰالُوا اقْتُلُوا أَبْنٰاءَ الَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ ... وَ مٰا کَیْدُ الْکٰافِرِینَ

إِلاّٰ فِی ضَلاٰلٍ . غافر (40) 23 -\25

309. کشتار پسران بنی‌اسرائیل، به دست فرعونیان:

وَ إِذْ نَجَّیْنٰاکُمْ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ ... یُذَبِّحُونَ أَبْنٰاءَکُمْ .... بقره (2) 49

وَ إِذْ أَنْجَیْنٰاکُمْ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ ... یُقَتِّلُونَ أَبْنٰاءَکُمْ .... اعراف (7) 141

... إِذْ أَنْجٰاکُمْ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ ... وَ یُذَبِّحُونَ أَبْنٰاءَکُمْ .... ابراهیم (14) 6

310. خودکامگی فرعون، عامل استضعاف بنی‌اسرائیل و کشتار بی‌رحمانۀ پسران آنها:

إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلاٰ فِی الْأَرْضِ وَ جَعَلَ أَهْلَهٰا شِیَعاً یَسْتَضْعِفُ طٰائِفَةً مِنْهُمْ یُذَبِّحُ أَبْنٰاءَهُمْ ....

قصص (28) 4

311. تصمیم فرعون به محو موسی علیه السلام و بنی‌اسرائیل از صحنۀ زمین، به دنبال ناتوانی از مقابله با معجزات او:

وَ لَقَدْ آتَیْنٰا مُوسیٰ تِسْعَ آیٰاتٍ بَیِّنٰاتٍ ... فَقٰالَ لَهُ فِرْعَوْنُ إِنِّی لَأَظُنُّکَ یٰا مُوسیٰ مَسْحُوراً قٰالَ لَقَدْ عَلِمْتَ مٰا أَنْزَلَ هٰؤُلاٰءِ إِلاّٰ رَبُّ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ بَصٰائِرَ وَ إِنِّی لَأَظُنُّکَ یٰا فِرْعَوْنُ مَثْبُوراً فَأَرٰادَ أَنْ یَسْتَفِزَّهُمْ مِنَ الْأَرْضِ ....

اسراء (17) 101 -\103

312. نجات بنی‌اسرائیل از کشته شدن به دست فرعون و فرعونیان، منوط به استقامت و استمداد از خداوند:

... قٰالَ سَنُقَتِّلُ أَبْنٰاءَهُمْ وَ نَسْتَحْیِی نِسٰاءَهُمْ وَ إِنّٰا فَوْقَهُمْ قٰاهِرُونَ قٰالَ مُوسیٰ لِقَوْمِهِ اسْتَعِینُوا بِاللّٰهِ وَ اصْبِرُوا إِنَّ الْأَرْضَ لِلّٰهِ یُورِثُهٰا مَنْ یَشٰاءُ مِنْ عِبٰادِهِ وَ الْعٰاقِبَةُ لِلْمُتَّقِینَ . (1)

اعراف (7) 127 و 128

نیز ==> همین مدخل، خشونت فرعون

قصر فرعون

313. فرعون، دارای قصرها و خوش‌نشینها:

... مٰا کٰانَ یَصْنَعُ فِرْعَوْنُ وَ قَوْمُهُ وَ مٰا کٰانُوا یَعْرِشُونَ . اعراف (7) 137

فَأَرْسَلَ فِرْعَوْنُ فِی الْمَدٰائِنِ حٰاشِرِینَ

فَأَخْرَجْنٰاهُمْ مِنْ جَنّٰاتٍ وَ عُیُونٍ

وَ کُنُوزٍ وَ مَقٰامٍ کَرِیمٍ . (2)شعراء (26) 53 و 57 و 58

314. فرو ریختن کاخها و قصرهای فرعون و فرعونیان:

... وَ دَمَّرْنٰا مٰا کٰانَ یَصْنَعُ فِرْعَوْنُ وَ قَوْمُهُ وَ مٰا کٰانُوا یَعْرِشُونَ . اعراف (7) 137

315. تفاخر فرعون به عبور نهرها، از میان کاخ خویش:

وَ نٰادیٰ فِرْعَوْنُ فِی قَوْمِهِ قٰالَ یٰا قَوْمِ أَ لَیْسَ لِی مُلْکُ مِصْرَ وَ هٰذِهِ الْأَنْهٰارُ تَجْرِی مِنْ تَحْتِی أَ فَلاٰ تُبْصِرُونَ . (3)زخرف (43) 51

قضاوت فرعون

316. قضاوت و حکم فرعون به قطع دست و پای جادوگران خود:

وَ أُلْقِیَ السَّحَرَةُ سٰاجِدِینَ

قٰالَ فِرْعَوْنُ آمَنْتُمْ بِهِ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَکُمْ إِنَّ هٰذٰا لَمَکْرٌ مَکَرْتُمُوهُ فِی


1) 1) . منظور از «استعینوا باللّه» استعانت از خداوند در دفع بلااز فرعونیان است. (مجمع‌البیان، ج 3 -\4، ص 716؛ کشف‌الاسرار، ج 3، ص 708)

2) 2) . بنا بر اینکه «مقام کریم» قصرهای محکم و خانه‌های رفیع باشد. (المیزان، ج 15، ص 277؛ روح‌المعانی، ج 11، جزء 19، ص 124)

3) 3) . بنا بر این احتمال که این رودها از زیر قصر وی عبور می‌کرده و کاخ وی بر این رودها اشراف داشته است. (مجمع‌البیان، ج 9 -\10، ص 78)

اَلْمَدِینَةِ لِتُخْرِجُوا مِنْهٰا أَهْلَهٰا فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ

لَأُقَطِّعَنَّ أَیْدِیَکُمْ وَ أَرْجُلَکُمْ مِنْ خِلاٰفٍ ثُمَّ لَأُصَلِّبَنَّکُمْ أَجْمَعِینَ .

اعراف (7) 120 و 123 و 124

فَأُلْقِیَ السَّحَرَةُ سُجَّداً قٰالُوا آمَنّٰا بِرَبِّ هٰارُونَ وَ مُوسیٰ

قٰالَ ... فَلَأُقَطِّعَنَّ أَیْدِیَکُمْ وَ أَرْجُلَکُمْ مِنْ خِلاٰفٍ وَ لَأُصَلِّبَنَّکُمْ فِی جُذُوعِ النَّخْلِ ...

قٰالُوا ... فَاقْضِ مٰا أَنْتَ قٰاضٍ إِنَّمٰا تَقْضِی هٰذِهِ الْحَیٰاةَ الدُّنْیٰا. طه (20) 70 -\72

فَأُلْقِیَ السَّحَرَةُ سٰاجِدِینَ

قٰالَ آمَنْتُمْ لَهُ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَکُمْ إِنَّهُ لَکَبِیرُکُمُ الَّذِی عَلَّمَکُمُ السِّحْرَ فَلَسَوْفَ تَعْلَمُونَ لَأُقَطِّعَنَّ أَیْدِیَکُمْ وَ أَرْجُلَکُمْ مِنْ خِلاٰفٍ وَ لَأُصَلِّبَنَّکُمْ أَجْمَعِینَ .

شعراء (26) 46 و 49

کفر فرعون

==> همین مدخل، عقیدۀ فرعون

کیفر فرعون

اشاره

317. استحقاق فرعون، برای کیفر و عقوبت الهی:

کَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَ عٰادٌ وَ فِرْعَوْنُ ذُو الْأَوْتٰادِ

وَ ثَمُودُ وَ قَوْمُ لُوطٍ وَ أَصْحٰابُ الْأَیْکَةِ أُولٰئِکَ الْأَحْزٰابُ

إِنْ کُلٌّ إِلاّٰ کَذَّبَ الرُّسُلَ فَحَقَّ عِقٰابِ

وَ مٰا یَنْظُرُ هٰؤُلاٰءِ إِلاّٰ صَیْحَةً وٰاحِدَةً مٰا لَهٰا مِنْ فَوٰاقٍ

وَ قٰالُوا رَبَّنٰا عَجِّلْ لَنٰا قِطَّنٰا قَبْلَ یَوْمِ الْحِسٰابِ . ص (38) 12 -\16

کَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَ أَصْحٰابُ الرَّسِّ وَ ثَمُودُ

وَ عٰادٌ وَ فِرْعَوْنُ وَ إِخْوٰانُ لُوطٍ

وَ أَصْحٰابُ الْأَیْکَةِ وَ قَوْمُ تُبَّعٍ کُلٌّ کَذَّبَ الرُّسُلَ فَحَقَّ وَعِیدِ. ق (50) 12 -\14

318. کیفر فرعون و عذاب او، مقتضای ربوبیّت خداوند:

إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ ... وَ مٰا ظَلَمْنٰاهُمْ وَ لٰکِنْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ فَمٰا أَغْنَتْ عَنْهُمْ آلِهَتُهُمُ الَّتِی یَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللّٰهِ مِنْ شَیْءٍ لَمّٰا جٰاءَ أَمْرُ رَبِّکَ وَ مٰا زٰادُوهُمْ غَیْرَ تَتْبِیبٍ وَ کَذٰلِکَ أَخْذُ رَبِّکَ إِذٰا أَخَذَ الْقُریٰ وَ هِیَ ظٰالِمَةٌ إِنَّ أَخْذَهُ أَلِیمٌ شَدِیدٌ. هود (11) 97 و 101 و 102

وَ فِرْعَوْنَ ذِی الْأَوْتٰادِ

اَلَّذِینَ طَغَوْا فِی الْبِلاٰدِ

فَأَکْثَرُوا فِیهَا الْفَسٰادَ

فَصَبَّ عَلَیْهِمْ رَبُّکَ سَوْطَ عَذٰابٍ . فجر (89) 10 -\13

319. پیشگامی فرعون، در ورود به دوزخ:

إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ ... یَقْدُمُ قَوْمَهُ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ فَأَوْرَدَهُمُ النّٰارَ وَ بِئْسَ الْوِرْدُ الْمَوْرُودُ.

هود (11) 97 و 98

وَ قٰالَ فِرْعَوْنُ ... وَ جَعَلْنٰاهُمْ أَئِمَّةً یَدْعُونَ إِلَی النّٰارِ .... قصص (28) 38 و 41

عوامل کیفر فرعون

1. استکبار
320. استکبار فرعون در زمین، موجب کیفر شدن وی از سوی خداوند:

ثُمَّ بَعَثْنٰا مِنْ بَعْدِهِمْ مُوسیٰ وَ هٰارُونَ إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ بِآیٰاتِنٰا فَاسْتَکْبَرُوا وَ کٰانُوا قَوْماً مُجْرِمِینَ

وَ جٰاوَزْنٰا بِبَنِی إِسْرٰائِیلَ الْبَحْرَ فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ وَ جُنُودُهُ بَغْیاً وَ عَدْواً حَتّٰی إِذٰا أَدْرَکَهُ الْغَرَقُ قٰالَ آمَنْتُ أَنَّهُ لاٰ إِلٰهَ إِلاَّ الَّذِی آمَنَتْ بِهِ بَنُوا إِسْرٰائِیلَ وَ أَنَا مِنَ الْمُسْلِمِینَ .

یونس (10) 75 و 90

وَ قٰالَ فِرْعَوْنُ ... وَ اسْتَکْبَرَ هُوَ وَ جُنُودُهُ ...

وَ جَعَلْنٰاهُمْ أَئِمَّةً یَدْعُونَ إِلَی النّٰارِ ....

قصص (28) 38 و 39 و 41

2. تکذیب
321. تکذیب و مخالفت فرعون، در برابر دعوت موسی علیه السلام ، موجب کیفر و عقوبت وی:

کَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَ عٰادٌ وَ فِرْعَوْنُ ذُو الْأَوْتٰادِ

وَ ثَمُودُ وَ قَوْمُ لُوطٍ وَ أَصْحٰابُ الْأَیْکَةِ أُولٰئِکَ الْأَحْزٰابُ

إِنْ کُلٌّ إِلاّٰ کَذَّبَ الرُّسُلَ فَحَقَّ عِقٰابِ . ص (38) 12 -\14

کَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَ أَصْحٰابُ الرَّسِّ وَ ثَمُودُ

وَ عٰادٌ وَ فِرْعَوْنُ وَ إِخْوٰانُ لُوطٍ

وَ أَصْحٰابُ الْأَیْکَةِ وَ قَوْمُ تُبَّعٍ کُلٌّ کَذَّبَ الرُّسُلَ فَحَقَّ وَعِیدِ. ق (50) 12 -\14

هَلْ أَتٰاکَ حَدِیثُ مُوسیٰ

اِذْهَبْ إِلیٰ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغیٰ

فَأَخَذَهُ اللّٰهُ نَکٰالَ الْآخِرَةِ وَ الْأُولیٰ .

نازعات (79) 15 و 17 و 25

322. عقوبت فرعون در دنیا و آخرت، نتیجۀ تکذیب بزرگ‌ترین آیۀ الهی:

اِذْهَبْ إِلیٰ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغیٰ

فَأَرٰاهُ الْآیَةَ الْکُبْریٰ

فَکَذَّبَ وَ عَصیٰ

فَأَخَذَهُ اللّٰهُ نَکٰالَ الْآخِرَةِ وَ الْأُولیٰ . نازعات (79) 17 و 20 و 21 و 25

3. طغیان
323. طغیانگری فرعون موجب کیفر او از جانب خداوند:

هَلْ أَتٰاکَ حَدِیثُ مُوسیٰ

اِذْهَبْ إِلیٰ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغیٰ

فَأَخَذَهُ اللّٰهُ نَکٰالَ الْآخِرَةِ وَ الْأُولیٰ .

نازعات (79) 15 و 17 و 25

وَ فِرْعَوْنَ ذِی الْأَوْتٰادِ

اَلَّذِینَ طَغَوْا فِی الْبِلاٰدِ

فَصَبَّ عَلَیْهِمْ رَبُّکَ سَوْطَ عَذٰابٍ .

فجر (89) 10 و 11 و 13

4. گناه
324. گناه و نافرمانی فرعون، موجب کیفر او از جانب خداوند:

وَ قٰارُونَ وَ فِرْعَوْنَ وَ هٰامٰانَ ... فَکُلاًّ أَخَذْنٰا بِذَنْبِهِ .... عنکبوت (29) 39 و 40

وَ جٰاءَ فِرْعَوْنُ وَ مَنْ قَبْلَهُ وَ الْمُؤْتَفِکٰاتُ بِالْخٰاطِئَةِ

فَعَصَوْا رَسُولَ رَبِّهِمْ فَأَخَذَهُمْ أَخْذَةً رٰابِیَةً . حاقّه (69) 9 و 10

فَعَصیٰ فِرْعَوْنُ الرَّسُولَ فَأَخَذْنٰاهُ أَخْذاً وَبِیلاً.

مزمّل (73) 16

اِذْهَبْ إِلیٰ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغیٰ

فَأَخَذَهُ اللّٰهُ نَکٰالَ الْآخِرَةِ وَ الْأُولیٰ . نازعات (79) 17 و 25

گفتگوی فرعون

1. با اشراف

325. گفتگوی فرعون با اشراف خود، دربارۀ چگونگی مبارزه با موسی علیه السلام :

قٰالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِ فِرْعَوْنَ إِنَّ هٰذٰا لَسٰاحِرٌ عَلِیمٌ

یُرِیدُ أَنْ یُخْرِجَکُمْ مِنْ أَرْضِکُمْ فَمٰا ذٰا تَأْمُرُونَ

قٰالُوا أَرْجِهْ وَ أَخٰاهُ وَ أَرْسِلْ فِی الْمَدٰائِنِ حٰاشِرِینَ

یَأْتُوکَ بِکُلِّ سٰاحِرٍ عَلِیمٍ .

اعراف (7) 109 -\112

وَ قٰالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِ فِرْعَوْنَ أَ تَذَرُ مُوسیٰ وَ قَوْمَهُ لِیُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ وَ یَذَرَکَ وَ آلِهَتَکَ قٰالَ سَنُقَتِّلُ أَبْنٰاءَهُمْ وَ نَسْتَحْیِی نِسٰاءَهُمْ وَ إِنّٰا فَوْقَهُمْ قٰاهِرُونَ . اعراف (7) 127

326. گفتگوی فرعون با اشراف خود، در مورد قتل و شکنجۀ موسی علیه السلام و بنی‌اسرائیل:

وَ قٰالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِ فِرْعَوْنَ أَ تَذَرُ مُوسیٰ وَ قَوْمَهُ

لِیُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ وَ یَذَرَکَ وَ آلِهَتَکَ قٰالَ سَنُقَتِّلُ أَبْنٰاءَهُمْ وَ نَسْتَحْیِی نِسٰاءَهُمْ ....

اعراف (7) 127

2. با خدا

327. گفتگوی فرعون با خداوند و استغاثۀ وی برای نجات خویشتن و پاسخ خداوند به نجات بدنش، جهت عبرت مردم:

وَ جٰاوَزْنٰا بِبَنِی إِسْرٰائِیلَ الْبَحْرَ فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ وَ جُنُودُهُ بَغْیاً وَ عَدْواً حَتّٰی إِذٰا أَدْرَکَهُ الْغَرَقُ قٰالَ آمَنْتُ أَنَّهُ لاٰ إِلٰهَ إِلاَّ الَّذِی آمَنَتْ بِهِ بَنُوا إِسْرٰائِیلَ وَ أَنَا مِنَ الْمُسْلِمِینَ

آلْآنَ وَ قَدْ عَصَیْتَ قَبْلُ وَ کُنْتَ مِنَ الْمُفْسِدِینَ

فَالْیَوْمَ نُنَجِّیکَ بِبَدَنِکَ لِتَکُونَ لِمَنْ خَلْفَکَ آیَةً .... یونس (10) 90 -\92

3. با ساحران

328. گفتگوی فرعون با ساحران، دربارۀ اجرت و پاداش آنان:

وَ جٰاءَ السَّحَرَةُ فِرْعَوْنَ قٰالُوا إِنَّ لَنٰا لَأَجْراً إِنْ کُنّٰا نَحْنُ الْغٰالِبِینَ

قٰالَ نَعَمْ وَ إِنَّکُمْ لَمِنَ الْمُقَرَّبِینَ . اعراف (7) 113 و 114

فَلَمّٰا جٰاءَ السَّحَرَةُ قٰالُوا لِفِرْعَوْنَ أَ إِنَّ لَنٰا لَأَجْراً إِنْ کُنّٰا نَحْنُ الْغٰالِبِینَ

قٰالَ نَعَمْ وَ إِنَّکُمْ إِذاً لَمِنَ الْمُقَرَّبِینَ . شعراء (26) 41 و 42

329. گفتگوی فرعون با ساحران، دربارۀ ایمان آنان به موسی علیه السلام و تهدید آنان به اعدام:

وَ أُلْقِیَ السَّحَرَةُ سٰاجِدِینَ

قٰالَ فِرْعَوْنُ آمَنْتُمْ بِهِ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَکُمْ ... لَأُقَطِّعَنَّ أَیْدِیَکُمْ وَ أَرْجُلَکُمْ مِنْ خِلاٰفٍ ثُمَّ لَأُصَلِّبَنَّکُمْ أَجْمَعِینَ قٰالُوا إِنّٰا إِلیٰ رَبِّنٰا مُنْقَلِبُونَ وَ مٰا تَنْقِمُ مِنّٰا إِلاّٰ أَنْ آمَنّٰا .... اعراف (7) 120 و 123 -\126

فَأُلْقِیَ السَّحَرَةُ سُجَّداً قٰالُوا آمَنّٰا بِرَبِّ هٰارُونَ وَ مُوسیٰ

قٰالَ آمَنْتُمْ لَهُ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَکُمْ إِنَّهُ لَکَبِیرُکُمُ الَّذِی عَلَّمَکُمُ السِّحْرَ فَلَأُقَطِّعَنَّ أَیْدِیَکُمْ وَ أَرْجُلَکُمْ مِنْ خِلاٰفٍ وَ لَأُصَلِّبَنَّکُمْ فِی جُذُوعِ النَّخْلِ وَ لَتَعْلَمُنَّ أَیُّنٰا أَشَدُّ عَذٰاباً وَ أَبْقیٰ

قٰالُوا لَنْ نُؤْثِرَکَ عَلیٰ مٰا جٰاءَنٰا مِنَ الْبَیِّنٰاتِ وَ الَّذِی فَطَرَنٰا فَاقْضِ مٰا أَنْتَ قٰاضٍ إِنَّمٰا تَقْضِی هٰذِهِ الْحَیٰاةَ الدُّنْیٰا. طه (20) 70 -\72

4. با موسی علیه السلام

330. گفتگوی فرعون با موسی علیه السلام دربارۀ رسالت و حقّانیّت آن حضرت و آوردن معجزه از سوی وی:

وَ قٰالَ مُوسیٰ یٰا فِرْعَوْنُ إِنِّی رَسُولٌ مِنْ رَبِّ الْعٰالَمِینَ

حَقِیقٌ عَلیٰ أَنْ لاٰ أَقُولَ عَلَی اللّٰهِ إِلاَّ الْحَقَّ ... قٰالَ إِنْ کُنْتَ جِئْتَ بِآیَةٍ فَأْتِ بِهٰا إِنْ کُنْتَ مِنَ الصّٰادِقِینَ . اعراف (7) 104 -\106

331. گفتگوی فرعون با موسی علیه السلام دربارۀ معجزات نازل شده بر موسی علیه السلام :

... فَقٰالَ لَهُ فِرْعَوْنُ إِنِّی لَأَظُنُّکَ یٰا مُوسیٰ مَسْحُوراً قٰالَ لَقَدْ عَلِمْتَ مٰا أَنْزَلَ هٰؤُلاٰءِ إِلاّٰ رَبُّ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ بَصٰائِرَ وَ إِنِّی لَأَظُنُّکَ یٰا فِرْعَوْنُ مَثْبُوراً. اسراء (17) 101 و 102

ثُمَّ بَعَثْنٰا مِنْ بَعْدِهِمْ مُوسیٰ وَ هٰارُونَ إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ بِآیٰاتِنٰا فَاسْتَکْبَرُوا وَ کٰانُوا قَوْماً مُجْرِمِینَ

فَلَمّٰا جٰاءَهُمُ الْحَقُّ مِنْ عِنْدِنٰا قٰالُوا إِنَّ هٰذٰا لَسِحْرٌ مُبِینٌ

قٰالَ مُوسیٰ أَ تَقُولُونَ لِلْحَقِّ لَمّٰا جٰاءَکُمْ أَ سِحْرٌ هٰذٰا وَ لاٰ یُفْلِحُ السّٰاحِرُونَ

قٰالُوا أَ جِئْتَنٰا لِتَلْفِتَنٰا عَمّٰا وَجَدْنٰا عَلَیْهِ آبٰاءَنٰا وَ تَکُونَ لَکُمَا الْکِبْرِیٰاءُ فِی الْأَرْضِ وَ مٰا نَحْنُ لَکُمٰا بِمُؤْمِنِینَ . یونس (10) 75 -\78

332. گفتگوی فرعون با موسی علیه السلام ، دربارۀ فرجام اقوام گذشته:

قٰالَ فَمَنْ رَبُّکُمٰا یٰا مُوسیٰ

قٰالَ رَبُّنَا الَّذِی أَعْطیٰ کُلَّ شَیْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدیٰ

قٰالَ فَمٰا بٰالُ الْقُرُونِ الْأُولیٰ

قٰالَ عِلْمُهٰا عِنْدَ رَبِّی ....

طه (20) 49 -\52

333. گفتگوی فرعون با موسی علیه السلام دربارۀ مبارزه و مسابقه با وی، در جهت ابطال معجزات آن حضرت:

اِذْهَبٰا إِلیٰ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغیٰ

قٰالَ فَمَنْ رَبُّکُمٰا یٰا مُوسیٰ

قٰالَ أَ جِئْتَنٰا لِتُخْرِجَنٰا مِنْ أَرْضِنٰا بِسِحْرِکَ یٰا مُوسیٰ

فَلَنَأْتِیَنَّکَ بِسِحْرٍ مِثْلِهِ فَاجْعَلْ بَیْنَنٰا وَ بَیْنَکَ مَوْعِداً لاٰ نُخْلِفُهُ نَحْنُ وَ لاٰ أَنْتَ مَکٰاناً سُویً

قٰالَ مَوْعِدُکُمْ یَوْمُ الزِّینَةِ .... طه (20) 43 و 49 و 57 -\59

334. گفتگوی فرعون با موسی علیه السلام دربارۀ ربوبیّت پروردگار و رسالت موسی علیه السلام :

قٰالَ فَمَنْ رَبُّکُمٰا یٰا مُوسیٰ

قٰالَ رَبُّنَا الَّذِی أَعْطیٰ کُلَّ شَیْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدیٰ . طه (20) 49 و 50

فَأْتِیٰا فِرْعَوْنَ فَقُولاٰ إِنّٰا رَسُولُ رَبِّ الْعٰالَمِینَ

أَنْ أَرْسِلْ مَعَنٰا بَنِی إِسْرٰائِیلَ

قٰالَ أَ لَمْ نُرَبِّکَ فِینٰا وَلِیداً وَ لَبِثْتَ فِینٰا مِنْ عُمُرِکَ سِنِینَ

وَ فَعَلْتَ فَعْلَتَکَ الَّتِی فَعَلْتَ وَ أَنْتَ مِنَ الْکٰافِرِینَ

قٰالَ فَعَلْتُهٰا إِذاً وَ أَنَا مِنَ الضّٰالِّینَ

فَفَرَرْتُ مِنْکُمْ لَمّٰا خِفْتُکُمْ فَوَهَبَ لِی رَبِّی حُکْماً وَ جَعَلَنِی مِنَ الْمُرْسَلِینَ

وَ تِلْکَ نِعْمَةٌ تَمُنُّهٰا عَلَیَّ أَنْ عَبَّدْتَ بَنِی إِسْرٰائِیلَ

قٰالَ فِرْعَوْنُ وَ مٰا رَبُّ الْعٰالَمِینَ

قٰالَ رَبُّ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ وَ مٰا بَیْنَهُمَا إِنْ کُنْتُمْ مُوقِنِینَ

قٰالَ لِمَنْ حَوْلَهُ أَ لاٰ تَسْتَمِعُونَ

قٰالَ رَبُّکُمْ وَ رَبُّ آبٰائِکُمُ الْأَوَّلِینَ

قٰالَ إِنَّ رَسُولَکُمُ الَّذِی أُرْسِلَ إِلَیْکُمْ لَمَجْنُونٌ

قٰالَ رَبُّ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ مٰا بَیْنَهُمٰا إِنْ کُنْتُمْ تَعْقِلُونَ

قٰالَ لَئِنِ اتَّخَذْتَ إِلٰهَاً غَیْرِی لَأَجْعَلَنَّکَ مِنَ الْمَسْجُونِینَ

قٰالَ أَ وَ لَوْ جِئْتُکَ بِشَیْءٍ مُبِینٍ

قٰالَ فَأْتِ بِهِ إِنْ کُنْتَ مِنَ الصّٰادِقِینَ . شعراء (26) 16 -\31

گناه فرعون

==> همین مدخل، رذایل فرعون، گناه

لعن فرعون

اشاره

335. گرفتاری فرعون به لعنت الهی، در عرصۀ دنیا و قیامت:

إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ ... وَ أُتْبِعُوا فِی هٰذِهِ لَعْنَةً وَ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ بِئْسَ الرِّفْدُ الْمَرْفُودُ.

هود (11) 97 و 99

وَ قٰالَ فِرْعَوْنُ یٰا أَیُّهَا الْمَلَأُ مٰا عَلِمْتُ لَکُمْ مِنْ إِلٰهٍ غَیْرِی فَأَوْقِدْ لِی یٰا هٰامٰانُ عَلَی الطِّینِ فَاجْعَلْ لِی صَرْحاً لَعَلِّی أَطَّلِعُ إِلیٰ إِلٰهِ مُوسیٰ وَ إِنِّی لَأَظُنُّهُ مِنَ الْکٰاذِبِینَ

وَ أَتْبَعْنٰاهُمْ فِی هٰذِهِ الدُّنْیٰا لَعْنَةً وَ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ هُمْ مِنَ الْمَقْبُوحِینَ .

قصص (28) 38 و 42

336. فرعون، از زمرۀ ملعونان و مطرودان در رستاخیز:

وَ قٰالَ فِرْعَوْنُ یٰا أَیُّهَا الْمَلَأُ ... وَ أَتْبَعْنٰاهُمْ فِی هٰذِهِ الدُّنْیٰا لَعْنَةً وَ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ هُمْ مِنَ الْمَقْبُوحِینَ . قصص (28) 38 و 42

عوامل لعن فرعون

1. ادّعای الوهیّت
337. انکار الوهیّت خدای یگانه و ادّعای الوهیّت، از سوی فرعون، موجب لعن و طرد او از سوی خداوند:

وَ قٰالَ فِرْعَوْنُ یٰا أَیُّهَا الْمَلَأُ مٰا عَلِمْتُ لَکُمْ مِنْ إِلٰهٍ

غَیْرِی فَأَوْقِدْ لِی یٰا هٰامٰانُ عَلَی الطِّینِ فَاجْعَلْ لِی صَرْحاً لَعَلِّی أَطَّلِعُ إِلیٰ إِلٰهِ مُوسیٰ وَ إِنِّی لَأَظُنُّهُ مِنَ الْکٰاذِبِینَ

وَ أَتْبَعْنٰاهُمْ فِی هٰذِهِ الدُّنْیٰا لَعْنَةً وَ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ هُمْ مِنَ الْمَقْبُوحِینَ .

قصص (28) 38 و 42

2. استکبار
338. استکبار فرعون، موجب ملعون شدن وی از طرف خداوند:

وَ قٰالَ فِرْعَوْنُ یٰا أَیُّهَا الْمَلَأُ مٰا عَلِمْتُ لَکُمْ مِنْ إِلٰهٍ غَیْرِی فَأَوْقِدْ لِی یٰا هٰامٰانُ عَلَی الطِّینِ فَاجْعَلْ لِی صَرْحاً لَعَلِّی أَطَّلِعُ إِلیٰ إِلٰهِ مُوسیٰ وَ إِنِّی لَأَظُنُّهُ مِنَ الْکٰاذِبِینَ

وَ اسْتَکْبَرَ هُوَ وَ جُنُودُهُ فِی الْأَرْضِ بِغَیْرِ الْحَقِّ وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ إِلَیْنٰا لاٰ یُرْجَعُونَ

وَ أَتْبَعْنٰاهُمْ فِی هٰذِهِ الدُّنْیٰا لَعْنَةً وَ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ هُمْ مِنَ الْمَقْبُوحِینَ .

قصص (28) 38 و 39 و 42

3. تکذیب موسی علیه السلام
339. تکذیب موسی علیه السلام از سوی فرعون، موجب لعن وی از جانب خداوند:

وَ قٰالَ فِرْعَوْنُ یٰا أَیُّهَا الْمَلَأُ مٰا عَلِمْتُ لَکُمْ مِنْ إِلٰهٍ غَیْرِی فَأَوْقِدْ لِی یٰا هٰامٰانُ عَلَی الطِّینِ فَاجْعَلْ لِی صَرْحاً لَعَلِّی أَطَّلِعُ إِلیٰ إِلٰهِ مُوسیٰ وَ إِنِّی لَأَظُنُّهُ مِنَ الْکٰاذِبِینَ

وَ أَتْبَعْنٰاهُمْ فِی هٰذِهِ الدُّنْیٰا لَعْنَةً وَ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ هُمْ مِنَ الْمَقْبُوحِینَ .

قصص (28) 38 و 42

4. انکار آخرت
340. انکار آخرت از سوی فرعون و سپاهش، موجب لعن آنان از ناحیۀ خداوند:

وَ قٰالَ فِرْعَوْنُ یٰا أَیُّهَا الْمَلَأُ مٰا عَلِمْتُ لَکُمْ مِنْ إِلٰهٍ غَیْرِی فَأَوْقِدْ لِی یٰا هٰامٰانُ عَلَی الطِّینِ فَاجْعَلْ لِی صَرْحاً لَعَلِّی أَطَّلِعُ إِلیٰ إِلٰهِ مُوسیٰ وَ إِنِّی لَأَظُنُّهُ مِنَ الْکٰاذِبِینَ

وَ اسْتَکْبَرَ هُوَ وَ جُنُودُهُ فِی الْأَرْضِ بِغَیْرِ الْحَقِّ وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ إِلَیْنٰا لاٰ یُرْجَعُونَ

وَ أَتْبَعْنٰاهُمْ فِی هٰذِهِ الدُّنْیٰا لَعْنَةً وَ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ هُمْ مِنَ الْمَقْبُوحِینَ .

قصص (28) 38 و 39 و 42

مال فرعون

341. فرعون، برخوردار از اموال و امکانات فراوان:

وَ قٰالَ مُوسیٰ رَبَّنٰا إِنَّکَ آتَیْتَ فِرْعَوْنَ وَ مَلَأَهُ زِینَةً وَ أَمْوٰالاً فِی الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا .... یونس (10) 88

342. استفادۀ فرعون از مال و ثروتهای خود، در جهت مبارزه با موسی علیه السلام و گمراه کردن بندگان خداوند:

... رَبَّنٰا إِنَّکَ آتَیْتَ فِرْعَوْنَ وَ مَلَأَهُ زِینَةً وَ أَمْوٰالاً فِی الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا رَبَّنٰا لِیُضِلُّوا عَنْ سَبِیلِکَ ....

یونس (10) 88

343. نابودی اموال فرعون، خواستۀ موسی علیه السلام از خداوند:

وَ قٰالَ مُوسیٰ رَبَّنٰا إِنَّکَ آتَیْتَ فِرْعَوْنَ وَ مَلَأَهُ زِینَةً وَ أَمْوٰالاً فِی الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا ... رَبَّنَا اطْمِسْ عَلیٰ أَمْوٰالِهِمْ .... یونس (10) 88

نیز ==> همین مدخل، امکانات فرعون

محرومیّت فرعون

344. فرعون، بی‌بهره از هرگونه یاری در قیامت:

وَ قٰالَ فِرْعَوْنُ ... وَ جَعَلْنٰاهُمْ أَئِمَّةً یَدْعُونَ إِلَی النّٰارِ وَ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ لاٰ یُنْصَرُونَ .

قصص (28) 38 و 41

مشورت فرعون

345. مشاورۀ فرعون با اشراف قومش، دربارۀ مبارزه با موسی علیه السلام :

قٰالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِ فِرْعَوْنَ إِنَّ هٰذٰا لَسٰاحِرٌ عَلِیمٌ

یُرِیدُ أَنْ یُخْرِجَکُمْ مِنْ أَرْضِکُمْ فَمٰا ذٰا تَأْمُرُونَ

قٰالُوا أَرْجِهْ وَ أَخٰاهُ وَ أَرْسِلْ فِی الْمَدٰائِنِ حٰاشِرِینَ

یَأْتُوکَ بِکُلِّ سٰاحِرٍ عَلِیمٍ .

اعراف (7) 109 -\112

قٰالَ فِرْعَوْنُ وَ مٰا رَبُّ الْعٰالَمِینَ

قٰالَ لِلْمَلَإِ حَوْلَهُ إِنَّ هٰذٰا لَسٰاحِرٌ عَلِیمٌ

یُرِیدُ أَنْ یُخْرِجَکُمْ مِنْ أَرْضِکُمْ بِسِحْرِهِ فَمٰا ذٰا تَأْمُرُونَ .

شعراء (26) 23 و 34 و 35

346. ابا نداشتن فرعون، از مشاوره و نظرخواهی از اشراف دربارش:

قٰالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِ فِرْعَوْنَ إِنَّ هٰذٰا لَسٰاحِرٌ عَلِیمٌ

یُرِیدُ أَنْ یُخْرِجَکُمْ مِنْ أَرْضِکُمْ فَمٰا ذٰا تَأْمُرُونَ

قٰالُوا أَرْجِهْ وَ أَخٰاهُ وَ أَرْسِلْ فِی الْمَدٰائِنِ حٰاشِرِینَ . اعراف (7) 109 -\111

قٰالَ فِرْعَوْنُ وَ مٰا رَبُّ الْعٰالَمِینَ

قٰالَ لِلْمَلَإِ حَوْلَهُ إِنَّ هٰذٰا لَسٰاحِرٌ عَلِیمٌ

یُرِیدُ أَنْ یُخْرِجَکُمْ مِنْ أَرْضِکُمْ بِسِحْرِهِ فَمٰا ذٰا تَأْمُرُونَ .

شعراء (26) 23 و 34 و 35

ملامت فرعون

347. ملامت خداوند از فرعون، به سبب نافرمانی و فسادانگیزی او:

وَ جٰاوَزْنٰا بِبَنِی إِسْرٰائِیلَ الْبَحْرَ فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ ... آلْآنَ وَ قَدْ عَصَیْتَ قَبْلُ وَ کُنْتَ مِنَ الْمُفْسِدِینَ . یونس (10) 90 و 91

موسی علیه السلام و فرعون

==> موسی علیه السلام ، موسی علیه السلام و فرعون

ندامت فرعون

348. پشیمانی فرعون و ملامت خویش، هنگام گرفتاری به امواج دریا:

وَ فِی مُوسیٰ إِذْ أَرْسَلْنٰاهُ إِلیٰ فِرْعَوْنَ ...

فَأَخَذْنٰاهُ وَ جُنُودَهُ فَنَبَذْنٰاهُمْ فِی الْیَمِّ وَ هُوَ مُلِیمٌ . (1)ذاریات (51) 38 و 40

نژادپرستی فرعون

==> همین مدخل، رذایل فرعون، نژادپرستی

نیاکان فرعون

349. ادّعای فرعون، مبنی بر مطرح نبودن رسالت و نبوّت، در عصر نیاکان خود:

... فَذٰانِکَ بُرْهٰانٰانِ مِنْ رَبِّکَ إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ ... فَلَمّٰا جٰاءَهُمْ مُوسیٰ بِآیٰاتِنٰا بَیِّنٰاتٍ قٰالُوا مٰا هٰذٰا إِلاّٰ سِحْرٌ مُفْتَریً وَ مٰا سَمِعْنٰا بِهٰذٰا فِی آبٰائِنَا الْأَوَّلِینَ . قصص (28) 32 و 36

350. نیاکان فرعون، مردمی بی‌بهره از دین و آیین الهی:

ثُمَّ بَعَثْنٰا مِنْ بَعْدِهِمْ مُوسیٰ وَ هٰارُونَ إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ بِآیٰاتِنٰا فَاسْتَکْبَرُوا وَ کٰانُوا قَوْماً مُجْرِمِینَ

فَلَمّٰا جٰاءَهُمُ الْحَقُّ مِنْ عِنْدِنٰا قٰالُوا إِنَّ هٰذٰا لَسِحْرٌ مُبِینٌ

قٰالُوا أَ جِئْتَنٰا لِتَلْفِتَنٰا عَمّٰا


1) 1) . بنا بر اینکه «مُلیم» متعدّی باشد (ملامت کردن) یعنی فرعون خود را ملامت می‌کرد

وَجَدْنٰا عَلَیْهِ آبٰاءَنٰا وَ تَکُونَ لَکُمَا الْکِبْرِیٰاءُ فِی الْأَرْضِ وَ مٰا نَحْنُ لَکُمٰا بِمُؤْمِنِینَ .

یونس (10) 75 و 76 و 78

اُسْلُکْ یَدَکَ فِی جَیْبِکَ تَخْرُجْ بَیْضٰاءَ مِنْ غَیْرِ سُوءٍ وَ اضْمُمْ إِلَیْکَ جَنٰاحَکَ مِنَ الرَّهْبِ فَذٰانِکَ بُرْهٰانٰانِ مِنْ رَبِّکَ إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ إِنَّهُمْ کٰانُوا قَوْماً فٰاسِقِینَ

فَلَمّٰا جٰاءَهُمْ مُوسیٰ بِآیٰاتِنٰا بَیِّنٰاتٍ قٰالُوا مٰا هٰذٰا إِلاّٰ سِحْرٌ مُفْتَریً وَ مٰا سَمِعْنٰا بِهٰذٰا فِی آبٰائِنَا الْأَوَّلِینَ . قصص (28) 32 و 36

هدایت فرعون

351. مأموریّت موسی علیه السلام ، جهت هدایت و ارشاد فرعون:

هَلْ أَتٰاکَ حَدِیثُ مُوسیٰ

اِذْهَبْ إِلیٰ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغیٰ

فَقُلْ هَلْ لَکَ إِلیٰ أَنْ تَزَکّٰی

وَ أَهْدِیَکَ إِلیٰ رَبِّکَ فَتَخْشیٰ .

نازعات (79) 15 و 17 - 19

352. هدایت نشدن فرعون، به رغم تلاش موسی علیه السلام و ارائۀ معجزات به او:

هَلْ أَتٰاکَ حَدِیثُ مُوسیٰ

اِذْهَبْ إِلیٰ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغیٰ

فَقُلْ هَلْ لَکَ إِلیٰ أَنْ تَزَکّٰی

وَ أَهْدِیَکَ إِلیٰ رَبِّکَ فَتَخْشیٰ

فَأَرٰاهُ الْآیَةَ الْکُبْریٰ

فَکَذَّبَ وَ عَصیٰ .

نازعات (79) 15 و 17 -\21

هلاکت فرعون

==> همین مدخل، غرق فرعون

همسر فرعون

==> آسیه

یقین فرعون

353. یقین فرعون به حقّانیّت آیات و معجزات ارائه شده، از ناحیۀ موسی علیه السلام به وی:

... إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ قَوْمِهِ ... فَلَمّٰا جٰاءَتْهُمْ آیٰاتُنٰا مُبْصِرَةً ... وَ جَحَدُوا بِهٰا وَ اسْتَیْقَنَتْهٰا أَنْفُسُهُمْ ظُلْماً وَ عُلُوًّا .... نمل (27) 12 -\14

نیز ==> بنی‌اسرائیل، جادوگران فرعون، فرعونیان، قوم فرعون و موسی علیه السلام

فرقان

اشاره

فرقان از «فَرْق» ولی رساتر از آن است، زیرا در جدا کردن حق از باطل، استعمال شده و به همین جهت بر انجیل، تورات، قرآن، جنگ بدر، پیروزی و... اطلاق شده است. (1)در این مدخل از واژۀ «فرقان» استفاده شده است.

اعطای فرقان

==> همین مدخل، محمد صلی الله علیه و آله و فرقان، موسی علیه السلام و فرقان، هارون علیه السلام و فرقان

روز فرقان

1. روز وقوع جنگ بدر، روز فرقان و جدایی حق از باطل:

... وَ مٰا أَنْزَلْنٰا عَلیٰ عَبْدِنٰا یَوْمَ الْفُرْقٰانِ یَوْمَ


1) 1) . مفردات، ص 633 -\634 ، «فرق»؛ لسان‌العرب، ج 10،ص 245، «فرق»

اِلْتَقَی الْجَمْعٰانِ ... (1)انفال (8) 41

مصادیق فرقان

1. آیات محکم

2. آیات استوار و محکم قرآن، از مصادیق فرقان:

شَهْرُ رَمَضٰانَ الَّذِی أُنْزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ هُدیً لِلنّٰاسِ وَ بَیِّنٰاتٍ مِنَ الْهُدیٰ وَ الْفُرْقٰانِ ... (2)

بقره (2) 185

2. انجیل

==> همین مدخل، مصادیق فرقان، کتابهای آسمانی

3. بصیرت

3. بصیرت نشئت گرفته از تقوا، مصداق فرقان و تشخیص حق از باطل:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ تَتَّقُوا اللّٰهَ یَجْعَلْ لَکُمْ فُرْقٰاناً ... (3)انفال (8) 29

4. پیروزی

4. پیروزی عطا شده به موسی و هارون علیهما السلام از سوی خداوند، از مصادیق فرقان:

وَ لَقَدْ آتَیْنٰا مُوسیٰ وَ هٰارُونَ الْفُرْقٰانَ ... (4)

انبیاء (21) 48

5. تورات

5. تورات نازل شده بر موسی علیه السلام ، جداکنندۀ حق از باطل (فرقان):

وَ إِذْ آتَیْنٰا مُوسَی الْکِتٰابَ وَ الْفُرْقٰانَ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ . (5)بقره (2) 53

وَ لَقَدْ آتَیْنٰا مُوسیٰ وَ هٰارُونَ الْفُرْقٰانَ ... (6)

انبیاء (21) 48

نیز ==> همین مدخل، مصادیق فرقان، کتابهای آسمانی

6 . حجّت

6. موسی و هارون علیهما السلام ، برخوردار از برهان و حجّت الهی (فرقان):

وَ إِذْ آتَیْنٰا مُوسَی الْکِتٰابَ وَ الْفُرْقٰانَ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ . (7)بقره (2) 53

وَ لَقَدْ آتَیْنٰا مُوسیٰ وَ هٰارُونَ الْفُرْقٰانَ ... (8)

انبیاء (21) 48

7. خداوند، عطاکنندۀ حجت و برهان (فرقان) به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله :

تَبٰارَکَ الَّذِی نَزَّلَ الْفُرْقٰانَ عَلیٰ عَبْدِهِ ....

فرقان (25) 1

7. شریعت

8. اعطای شریعتی جدا کنندۀ بین حلال و حرام به موسی علیه السلام از سوی خداوند، مصداق فرقان:

وَ إِذْ آتَیْنٰا مُوسَی الْکِتٰابَ وَ الْفُرْقٰانَ


1) 1) . شأن نزول آیه، جنگ بدر است و به دلیل جدایی حق از باطل به فرقان نامگذاری شده است. (جامع‌البیان، ج 6 ، جزء 10، ص 12 -\13؛ المیزان، ج 9، ص 90)

2) 2) . امام صادق علیه السلام فرقان را به آیات محکم تفسیر کردند.(البرهان، ج 1، ص 310، ح 4)

3) 3) . «فرقان» به معنای [خارج‌کننده از شبهات] نیز معنا شده است که همان بصیرت است. (الکشاف، ج 2، ص 214)

4) 4) . گفته شده: مقصود از فرقان، فتح است. (الکشاف، ج 3،ص 121)

5) 5) . بنا بر یک قول، منظور از فرقان، همان تورات است. (جامع‌البیان، ج 1، جزء 1، ص 406؛ مجمع‌البیان، ج 1 -\2 ، ص 235)

6) 6) . مقصود از «فرقان» تورات است. (المیزان، ج 14،ص 295 -\296)

7) 7) . از موارد استعمال و اطلاق فرقان، اقامۀ حجّت بر حق است. (تفسیر التحریروالتنویر، ج 1، جزء 1، ص 502)

8) 8) . یکی از معانی فرقان، حجّت و دلیل دانسته شده است.(لسان‌العرب، ج 10، ص 245، «فرق»)

لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ . (1)بقره (2) 53

وَ لَقَدْ آتَیْنٰا مُوسیٰ وَ هٰارُونَ الْفُرْقٰانَ وَ ضِیٰاءً وَ ذِکْراً لِلْمُتَّقِینَ . (2)انبیاء (21) 48

8 . غزوۀ بدر

9. صحنۀ جنگ بدر، مصداق فرقان و میدان جدایی حق از باطل، با امدادهای الهی:

... وَ مٰا أَنْزَلْنٰا عَلیٰ عَبْدِنٰا یَوْمَ الْفُرْقٰانِ یَوْمَ الْتَقَی الْجَمْعٰانِ وَ اللّٰهُ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ. (3)

انفال (8) 41

9. قرآن

10. قرآن، از مصادیق فرقان و جداکنندۀ حق از باطل:

شَهْرُ رَمَضٰانَ الَّذِی أُنْزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ هُدیً لِلنّٰاسِ وَ بَیِّنٰاتٍ مِنَ الْهُدیٰ وَ الْفُرْقٰانِ ... (4)

بقره (2) 185

... وَ أَنْزَلَ التَّوْرٰاةَ وَ الْإِنْجِیلَ مِنْ قَبْلُ هُدیً لِلنّٰاسِ وَ أَنْزَلَ الْفُرْقٰانَ .... آل‌عمران (3) 3 و 4

تَبٰارَکَ الَّذِی نَزَّلَ الْفُرْقٰانَ عَلیٰ عَبْدِهِ ....

فرقان (25) 1

11. فرقان بودن (قرآن)، مایۀ خیر و برکت، برای جهانیان:

تَبٰارَکَ الَّذِی نَزَّلَ الْفُرْقٰانَ عَلیٰ عَبْدِهِ لِیَکُونَ لِلْعٰالَمِینَ نَذِیراً. (5)فرقان (25) 1

12. نامگذاری قرآن به فرقان، به دلیل نزول تدریجی و جدا جدا در قالب سوره‌ها و آیات:

تَبٰارَکَ الَّذِی نَزَّلَ الْفُرْقٰانَ عَلیٰ عَبْدِهِ ... (6)

فرقان (25) 1

10. کتابهای آسمانی

13. کتابهای آسمانی، از مصادیق فرقان:

نَزَّلَ عَلَیْکَ الْکِتٰابَ بِالْحَقِّ ... وَ أَنْزَلَ التَّوْرٰاةَ وَ الْإِنْجِیلَ ... وَ أَنْزَلَ الْفُرْقٰانَ ... (7)

آل‌عمران (3) 3 و 4

نیز ==> همین مدخل، مصادیق فرقان، انجیل، تورات، قرآن

11. معجزه

14. معجزات عطا شده به موسی علیه السلام ، از مصادیق فرقان:

وَ إِذْ آتَیْنٰا مُوسَی الْکِتٰابَ وَ الْفُرْقٰانَ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ . (8)بقره (2) 53


1) 1) . مقصود از «فرقان»، شریعت اعطایی به موسی علیه السلام است. (الکشاف، ج 1، ص 140)

2) 2) . مقصود از «فرقان»، شریعت اعطایی به موسی علیه السلام است. (تفسیر التحریروالتنویر، ج 1، جزء 1، ص 502 و ج 8 ، جزء 17، ص 89)

3) 3) . شأن نزول آیه، جنگ بدر است و به دلیل جدایی حق ازباطل به فرقان نامگذاری شده است. (جامع‌البیان، ج 6 ، جزء 10، ص 12 -\13؛ المیزان، ج 9، ص 90)

4) 4) . امام رضا علیه السلام فرمود: قرآن در ماه رمضان نازل شد و درآن بین حق و باطل فرق گذاشته شده است. (عیون اخبارالرضا، ج 2، ص 123، ح 1)

5) 5) . مترتّب نمودن جملۀ «نزل الفرقان» بر «تبارک الّذی» مفید این معنا است که از برکات و فیوضات خداوند، نزول قرآن می‌باشد که فارق بین حق و باطل است. (المیزان، ج 15، ص 174)

6) 6) . قرآن چون به تدریج و جدا جدا نازل شده، فرقان نامیده‌شده است و روایتی از پیامبراکرم صلی الله علیه و آله بیان‌کنندۀ همین معنا است. (الکشاف، ج 3، ص 262؛ اختصاص، شیخ مفید، ص 44)

7) 7) . طبق یک قول، مقصود از «الفرقان» جنس کتابهای‌آسمانی است، به دلیل اینکه همۀ آنها مایۀ تشخیص حق از باطل‌اند. (الکشاف، ج 1، ص 336)

8) 8) . بنا بر اینکه مراد از «فرقان» معجزات موسی علیه السلام از جمله ید بیضا، عصا، شکافته شدن دریا و... باشد. (همان، ص 138)

وَ لَقَدْ آتَیْنٰا مُوسیٰ وَ هٰارُونَ الْفُرْقٰانَ ... (1)

انبیاء (21) 48

15. معجزۀ اعطا شده به هارون علیه السلام ، از مصادیق فرقان:

وَ لَقَدْ آتَیْنٰا مُوسیٰ وَ هٰارُونَ الْفُرْقٰانَ ... (2)

انبیاء (21) 48

موسی علیه السلام و فرقان

16. اعطای فرقان (جداکنندۀ حق از باطل) به موسی علیه السلام ، از طرف خداوند، برای هدایت بنی‌اسرائیل:

وَ إِذْ آتَیْنٰا مُوسَی الْکِتٰابَ وَ الْفُرْقٰانَ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ . بقره (2) 53

وَ لَقَدْ آتَیْنٰا مُوسیٰ وَ هٰارُونَ الْفُرْقٰانَ وَ ضِیٰاءً وَ ذِکْراً لِلْمُتَّقِینَ . انبیاء (21) 48

17. تورات (جداکنندۀ حق از باطل)، از عطایای خدا به موسی علیه السلام :

وَ إِذْ آتَیْنٰا مُوسَی الْکِتٰابَ وَ الْفُرْقٰانَ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ . (3)بقره (2) 53

وَ لَقَدْ آتَیْنٰا مُوسیٰ وَ هٰارُونَ الْفُرْقٰانَ وَ ضِیٰاءً وَ ذِکْراً لِلْمُتَّقِینَ . انبیاء (21) 48

18. اعطای فرقان به موسی علیه السلام از نعمتهای قابل یادآوری برای بنی‌اسرائیل:

یٰا بَنِی إِسْرٰائِیلَ اذْکُرُوا نِعْمَتِیَ الَّتِی أَنْعَمْتُ عَلَیْکُمْ ... وَ إِذْ آتَیْنٰا مُوسَی الْکِتٰابَ وَ الْفُرْقٰانَ .... بقره (2) 47 و 53

نزول فرقان

19. نزول فرقان (قرآن) به محمّد صلی الله علیه و آله از جانب خداوند:

تَبٰارَکَ الَّذِی نَزَّلَ الْفُرْقٰانَ عَلیٰ عَبْدِهِ ....

فرقان (25) 1

20. خداوند، عطاکنندۀ فرقان (جدا کنندۀ حق از باطل) به محمّد صلی الله علیه و آله در جنگ بدر و روز رویارویی سپاه اسلام با کفر:

... وَ مٰا أَنْزَلْنٰا عَلیٰ عَبْدِنٰا یَوْمَ الْفُرْقٰانِ یَوْمَ الْتَقَی الْجَمْعٰانِ .... انفال (8) 41

نیز ==> همین مدخل، مصادیق فرقان، قرآن

هارون علیه السلام و فرقان

21. اعطای فرقان و معیار تشخیص حق از باطل به هارون علیه السلام از جانب خدا:

وَ لَقَدْ آتَیْنٰا مُوسیٰ وَ هٰارُونَ الْفُرْقٰانَ وَ ضِیٰاءً وَ ذِکْراً لِلْمُتَّقِینَ . (4)انبیاء (21) 48

22. اعطای تورات (جداکنندۀ حق از باطل) به هارون علیه السلام از جانب خدا:

وَ لَقَدْ آتَیْنٰا مُوسیٰ وَ هٰارُونَ الْفُرْقٰانَ وَ ضِیٰاءً وَ ذِکْراً لِلْمُتَّقِینَ . (5)انبیاء (21) 48

نیز ==> همین مدخل، مصادیق فرقان، معجزه


1) 1)

2) 2) 1و. بنا بر اینکه مقصود از «فرقان»، معجزات باشد، به‌دلیل فرق آن با سحر. (تفسیر التحریر والتنویر، ج 8 ، جزء 17، ص 89)

3) 3) . در آیۀ مذکور، «فرقان» به معنای تورات گرفته شده است. (جامع‌البیان، ج 1، جزء 1، ص 406؛ مجمع‌البیان، ج 1 -\2، ص 235)

4) 4) . بنا بر یک قول، فرقان به میزان و جداکنندۀ حق و حلال از باطل و حرام است. (مجمع‌البیان، ج 7 -\8 ، ص 81 )

5) 5) . در برداشت مزبور «فرقان» به معنای تورات اخذ شده است. (جامع‌البیان، ج 7، ص 254؛ مجمع‌البیان، ج 7 -\8 ، ص 81)

فروتنی

==>تواضع

فریب

==>مکر

فساد

اشاره

خارج شدن هر چیزی از حدّ اعتدال، فساد است، خروجش کم باشد یا زیاد. (1)فساد، ضدّ صلاح است و کاربرد آن در نفس، بدن و اشیای خارجی، وقتی است که از حدّ تعادل خارج شده باشند. (2)در این مدخل از کلمۀ «فساد» و مشتقّات آن و واژه‌های «خبال»، «عثو»، «نزغ» و مفهوم مخالف کلمۀ «صلاح» استفاده شده است. گفتنی است که در این جا تنها فساد انسان و جن مورد بحث قرار گرفته و فساد آسمان و زمین و...

در ذیل عناوین اصلی خود آمده است.

اهمّ عناوین: آثار فساد، اجتناب از فساد، احکام فساد، زمینه‌های فساد، فساد بنی‌اسرائیل، فساد فرعون، موانع فساد و موارد فساد.

آثار فساد

اشاره

1. تلاش برای فساد و تباهی جامعۀ ایمانی، نوعی ستیزه جویی با خدا و رسول صلی الله علیه و آله :

إِنَّمٰا جَزٰاءُ الَّذِینَ یُحٰارِبُونَ اللّٰهَ وَ رَسُولَهُ وَ یَسْعَوْنَ فِی الْأَرْضِ فَسٰاداً ... (3)مائده (5) 33

1. اسراف

2. اسراف، از جلوه‌های فساد در زمین:

... کُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لاٰ تُسْرِفُوا وَ لاٰ تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ . بقره (2) 60

2. تخریب محیط زیست

3. فساد عمومی، درپی‌دارندۀ تباهی محیط زیست:

ظَهَرَ الْفَسٰادُ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِمٰا کَسَبَتْ أَیْدِی النّٰاسِ .... ر و م (30) 41

3. خسران

4. فساد در زمین، موجب خسارت و زیان:

... وَ یُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ أُولٰئِکَ هُمُ الْخٰاسِرُونَ . بقره (2) 27

4. ظلم

5. روحیّۀ فساد، سبب انکار و ظلم به آیات الهی:

ثُمَّ بَعَثْنٰا مِنْ بَعْدِهِمْ مُوسیٰ بِآیٰاتِنٰا إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ فَظَلَمُوا بِهٰا فَانْظُرْ کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ الْمُفْسِدِینَ . اعراف (7) 103

5. فتنه

6. انحراف و فساد قلب، منشأ فتنه و فساد:

... فَأَمَّا الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ زَیْغٌ فَیَتَّبِعُونَ مٰا تَشٰابَهَ مِنْهُ ابْتِغٰاءَ الْفِتْنَةِ ... (4)آل‌عمران (3) 7

6 . قتل

7. فساد در زمین، زمینه‌ساز قتل‌و کشتن دیگران:

... مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَیْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسٰادٍ فِی الْأَرْضِ


1) 1) . مفردات، ص 636 ، «فسد»

2) 2) . مفردات، ص 636 ، «فسد»

3) 3) . استثنا در آیۀ بعد، قرینه است که منظور از محاربه، افساد است. (المیزان، ج 5، ص 326)

4) 4) . «زیغ» به معنای میل از استقامت است. (مفردات، ص 387، «زیغ») این معنا شباهت زیادی به فساد دارد که خروج شیء از اعتدال است

فَکَأَنَّمٰا قَتَلَ النّٰاسَ جَمِیعاً .... مائده (5) 32

7. کفر

8. فساد، سبب کفرورزی:

وَ مِنْهُمْ مَنْ یُؤْمِنُ بِهِ وَ مِنْهُمْ مَنْ لاٰ یُؤْمِنُ بِهِ وَ رَبُّکَ أَعْلَمُ بِالْمُفْسِدِینَ . یونس (10) 40

8 . کفران نعمت

9. فساد در زمین، سبب فراموشی و کفران نعمتهای الهی:

وَ اذْکُرُوا إِذْ جَعَلَکُمْ خُلَفٰاءَ مِنْ بَعْدِ عٰادٍ وَ بَوَّأَکُمْ فِی الْأَرْضِ تَتَّخِذُونَ مِنْ سُهُولِهٰا قُصُوراً وَ تَنْحِتُونَ الْجِبٰالَ بُیُوتاً فَاذْکُرُوا آلاٰءَ اللّٰهِ وَ لاٰ تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ . اعراف (7) 74

9. کوردلی

10. فساد در زمین، موجب کوردلی و درک نکردن حقایق:

فَهَلْ عَسَیْتُمْ إِنْ تَوَلَّیْتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ ... أُولٰئِکَ الَّذِینَ ... فَأَصَمَّهُمْ وَ أَعْمیٰ أَبْصٰارَهُمْ . محمّد (47) 22 و 23

10. گمراهی

11. فساد در زمین، موجب گمراهی:

... وَ أَمَّا الَّذِینَ کَفَرُوا فَیَقُولُونَ مٰا ذٰا أَرٰادَ اللّٰهُ بِهٰذٰا مَثَلاً یُضِلُّ بِهِ کَثِیراً ... وَ مٰا یُضِلُّ بِهِ إِلاَّ الْفٰاسِقِینَ اَلَّذِینَ ... وَ یُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ ....

بقره (2) 26 و 27

11. لعنت خدا

12. فسادگری در زمین، موجب لعنت و نفرین الهی:

فَهَلْ عَسَیْتُمْ إِنْ تَوَلَّیْتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ ... أُولٰئِکَ الَّذِینَ لَعَنَهُمُ اللّٰهُ ....

محمّد (47) 22 و 23

12. مانع اصلاح

13. پیروی از راه و رسم و اندیشه‌های مفسدان، مانع اصلاح جامعه:

... وَ أَصْلِحْ وَ لاٰ تَتَّبِعْ سَبِیلَ الْمُفْسِدِینَ .

اعراف (7) 142

13. محرومیّت از احترام

14. خون و جان مفسدان، فاقد ارزش و احترام:

مِنْ أَجْلِ ذٰلِکَ کَتَبْنٰا عَلیٰ بَنِی إِسْرٰائِیلَ أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَیْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسٰادٍ فِی الْأَرْضِ فَکَأَنَّمٰا قَتَلَ النّٰاسَ جَمِیعاً ... (1)مائده (5) 32

14. محرومیّت از خلافت خدا

15. فساد، نابود کنندۀ شایستگی انسان برای خلافت:

وَ إِذْ قٰالَ رَبُّکَ لِلْمَلاٰئِکَةِ إِنِّی جٰاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَةً قٰالُوا أَ تَجْعَلُ فِیهٰا مَنْ یُفْسِدُ فِیهٰا وَ یَسْفِکُ الدِّمٰاءَ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِکَ وَ نُقَدِّسُ لَکَ قٰالَ إِنِّی أَعْلَمُ مٰا لاٰ تَعْلَمُونَ . بقره (2) 30

15. محرومیّت از سعادت آخرتی

16. فساد در اجتماع، باعث محرومیّت از سعادت آخرتی:

تِلْکَ الدّٰارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهٰا لِلَّذِینَ لاٰ یُرِیدُونَ عُلُوًّا فِی الْأَرْضِ وَ لاٰ فَسٰاداً وَ الْعٰاقِبَةُ لِلْمُتَّقِینَ .

قصص (28) 83

16. محرومیّت از محبّت خدا

17. فسادگران، محروم از لطف و محبت خداوند:

وَ إِذٰا تَوَلّٰی سَعیٰ فِی الْأَرْضِ لِیُفْسِدَ فِیهٰا وَ یُهْلِکَ


1) 1) . «بغیر نفس» یعنی بر وجه قصاص نباشد. (الکشاف، ج 1، ص 627 ؛ تفسیر شریف لاهیجی، ج 1، ص 646) بنابراین مفهوم جملۀ شرطیۀ «من قتل نفساً» این است که قتل نفس آنگاه که در مقابل کشتن کسی (قصاص) و یا در مقابل فسادانگیزی باشد، کیفر ندارد

اَلْحَرْثَ وَ النَّسْلَ وَ اللّٰهُ لاٰ یُحِبُّ الْفَسٰادَ.

بقره (2) 205

وَ قٰالَتِ الْیَهُودُ یَدُ اللّٰهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَیْدِیهِمْ وَ لُعِنُوا بِمٰا قٰالُوا ... وَ أَلْقَیْنٰا بَیْنَهُمُ الْعَدٰاوَةَ وَ الْبَغْضٰاءَ إِلیٰ یَوْمِ الْقِیٰامَةِ کُلَّمٰا أَوْقَدُوا نٰاراً لِلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللّٰهُ وَ یَسْعَوْنَ فِی الْأَرْضِ فَسٰاداً وَ اللّٰهُ لاٰ یُحِبُّ الْمُفْسِدِینَ . مائده (5) 64

... إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْمُفْسِدِینَ . قصص (28) 77

اتّهام فساد

18. اتهام فساد به قوم موسی، از ناحیّۀ اشراف و درباریان فرعون:

وَ قٰالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِ فِرْعَوْنَ أَ تَذَرُ مُوسیٰ وَ قَوْمَهُ لِیُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ .... اعراف (7) 127

19. انکار روز قیامت و تکبّر فرعون، زمینه‌ای برای متّهم کردن موسی علیه السلام به فساد در جامعه:

وَ قٰالَ فِرْعَوْنُ ذَرُونِی أَقْتُلْ مُوسیٰ وَ لْیَدْعُ رَبَّهُ إِنِّی أَخٰافُ أَنْ یُبَدِّلَ دِینَکُمْ أَوْ أَنْ یُظْهِرَ فِی الْأَرْضِ الْفَسٰادَ

وَ قٰالَ مُوسیٰ إِنِّی عُذْتُ بِرَبِّی وَ رَبِّکُمْ مِنْ کُلِّ مُتَکَبِّرٍ لاٰ یُؤْمِنُ بِیَوْمِ الْحِسٰابِ .

غافر (40) 26 و 27

20. موسی علیه السلام ، ردّ کنندۀ اتهام فساد، با پناه بردن به خدا:

وَ قٰالَ فِرْعَوْنُ ذَرُونِی أَقْتُلْ مُوسیٰ وَ لْیَدْعُ رَبَّهُ إِنِّی أَخٰافُ أَنْ یُبَدِّلَ دِینَکُمْ أَوْ أَنْ یُظْهِرَ فِی الْأَرْضِ الْفَسٰادَ

وَ قٰالَ مُوسیٰ إِنِّی عُذْتُ بِرَبِّی وَ رَبِّکُمْ مِنْ کُلِّ مُتَکَبِّرٍ لاٰ یُؤْمِنُ بِیَوْمِ الْحِسٰابِ .

غافر (40) 26 و 27

21. اتهام فساد به موسی علیه السلام از سوی فرعون، عامل و بهانه‌ای برای تصمیم فرعون، مبنی بر قتل موسی علیه السلام :

وَ قٰالَ فِرْعَوْنُ ذَرُونِی أَقْتُلْ مُوسیٰ وَ لْیَدْعُ رَبَّهُ إِنِّی أَخٰافُ أَنْ یُبَدِّلَ دِینَکُمْ أَوْ أَنْ یُظْهِرَ فِی الْأَرْضِ الْفَسٰادَ. غافر (40) 26

22. اتهام فساد به موسی علیه السلام از سوی اشراف و درباریان فرعون:

وَ قٰالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِ فِرْعَوْنَ أَ تَذَرُ مُوسیٰ وَ قَوْمَهُ لِیُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ .... اعراف (7) 127

23. تهمت فساد، وسیله‌ای برای اعمال فشار علیه موسی علیه السلام :

وَ قٰالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِ فِرْعَوْنَ أَ تَذَرُ مُوسیٰ وَ قَوْمَهُ لِیُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ وَ یَذَرَکَ وَ آلِهَتَکَ ....

اعراف (7) 127

24. تصمیم فرعون بر قتل موسی علیه السلام به اتهام فساد و اخلالگری، در نظم عمومی:

وَ قٰالَ فِرْعَوْنُ ذَرُونِی أَقْتُلْ مُوسیٰ ... إِنِّی أَخٰافُ ... أَنْ یُظْهِرَ فِی الْأَرْضِ الْفَسٰادَ.

غافر (40) 26

اجتناب از فساد

اشاره

25. قوم شعیب، برخوردار از دلیلی روشن برای پرهیز از فساد در زمین:

وَ إِلیٰ مَدْیَنَ أَخٰاهُمْ شُعَیْباً قٰالَ ... قَدْ جٰاءَتْکُمْ بَیِّنَةٌ مِنْ رَبِّکُمْ ... وَ لاٰ تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ ....

اعراف (7) 85

26. پرهیز از اطاعت اسرافگران مفسد، لازمۀ تقوا و پیروی از انبیا:

اَلَّذِینَ یُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ وَ لاٰ یُصْلِحُونَ .

شعراء (26) 152

27. پرهیز از فساد، شرطی برای آمرزش گناهان اهل‌کتاب:

وَ قٰالَتِ الْیَهُودُ یَدُ اللّٰهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَیْدِیهِمْ وَ لُعِنُوا بِمٰا قٰالُوا ... وَ أَلْقَیْنٰا بَیْنَهُمُ الْعَدٰاوَةَ وَ الْبَغْضٰاءَ إِلیٰ یَوْمِ الْقِیٰامَةِ کُلَّمٰا أَوْقَدُوا نٰاراً لِلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللّٰهُ وَ یَسْعَوْنَ فِی الْأَرْضِ فَسٰاداً وَ اللّٰهُ لاٰ یُحِبُّ الْمُفْسِدِینَ وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْکِتٰابِ آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَکَفَّرْنٰا عَنْهُمْ سَیِّئٰاتِهِمْ وَ لَأَدْخَلْنٰاهُمْ جَنّٰاتِ النَّعِیمِ . مائده (5) 64 و 65

28. پرهیز از فساد در زمین، از جملۀ پیامهای لوط علیه السلام به قوم خود:

وَ لُوطاً إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ إِنَّکُمْ لَتَأْتُونَ الْفٰاحِشَةَ مٰا سَبَقَکُمْ بِهٰا مِنْ أَحَدٍ مِنَ الْعٰالَمِینَ

قٰالَ رَبِّ انْصُرْنِی عَلَی الْقَوْمِ الْمُفْسِدِینَ .

عنکبوت (29) 28 و 30

29. پرهیز از پیروی روشهای مفسدان، وظیفه‌ای تعیین شده از سوی موسی علیه السلام برای جانشینش هارون علیه السلام :

... وَ قٰالَ مُوسیٰ لِأَخِیهِ هٰارُونَ اخْلُفْنِی فِی قَوْمِی وَ أَصْلِحْ وَ لاٰ تَتَّبِعْ سَبِیلَ الْمُفْسِدِینَ .

اعراف (7) 142

30. از اهداف تبلیغ، دور نگهداشتن مردم از فساد و تباهی:

وَ إِذٰا قِیلَ لَهُمْ لاٰ تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ قٰالُوا إِنَّمٰا نَحْنُ مُصْلِحُونَ . بقره (2) 11

وَ لاٰ تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاٰحِهٰا وَ ادْعُوهُ خَوْفاً وَ طَمَعاً .... اعراف (7) 56

وَ إِلیٰ ثَمُودَ أَخٰاهُمْ صٰالِحاً قٰالَ یٰا قَوْمِ اعْبُدُوا اللّٰهَ مٰا لَکُمْ مِنْ إِلٰهٍ غَیْرُهُ قَدْ جٰاءَتْکُمْ بَیِّنَةٌ مِنْ رَبِّکُمْ هٰذِهِ نٰاقَةُ اللّٰهِ لَکُمْ آیَةً فَذَرُوهٰا تَأْکُلْ فِی أَرْضِ اللّٰهِ وَ لاٰ تَمَسُّوهٰا بِسُوءٍ فَیَأْخُذَکُمْ عَذٰابٌ أَلِیمٌ

وَ اذْکُرُوا إِذْ جَعَلَکُمْ خُلَفٰاءَ مِنْ بَعْدِ عٰادٍ ... فَاذْکُرُوا آلاٰءَ اللّٰهِ وَ لاٰ تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ . اعراف (7) 73 و 74

وَ إِلیٰ مَدْیَنَ أَخٰاهُمْ شُعَیْباً قٰالَ یٰا قَوْمِ ... وَ لاٰ تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاٰحِهٰا ذٰلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ .... اعراف (7) 85

وَ وٰاعَدْنٰا مُوسیٰ ثَلاٰثِینَ لَیْلَةً ... وَ قٰالَ مُوسیٰ لِأَخِیهِ هٰارُونَ اخْلُفْنِی فِی قَوْمِی وَ أَصْلِحْ وَ لاٰ تَتَّبِعْ سَبِیلَ الْمُفْسِدِینَ . اعراف (7) 142

وَ إِلیٰ مَدْیَنَ أَخٰاهُمْ شُعَیْباً قٰالَ یٰا قَوْمِ اعْبُدُوا اللّٰهَ مٰا لَکُمْ مِنْ إِلٰهٍ غَیْرُهُ وَ لاٰ تَنْقُصُوا الْمِکْیٰالَ وَ الْمِیزٰانَ إِنِّی أَرٰاکُمْ بِخَیْرٍ وَ إِنِّی أَخٰافُ عَلَیْکُمْ عَذٰابَ یَوْمٍ مُحِیطٍ

وَ یٰا قَوْمِ أَوْفُوا الْمِکْیٰالَ وَ الْمِیزٰانَ بِالْقِسْطِ وَ لاٰ تَبْخَسُوا النّٰاسَ أَشْیٰاءَهُمْ وَ لاٰ تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ .

هود (11) 84 و 85

فَلَوْ لاٰ کٰانَ مِنَ الْقُرُونِ مِنْ قَبْلِکُمْ أُولُوا بَقِیَّةٍ یَنْهَوْنَ عَنِ الْفَسٰادِ فِی الْأَرْضِ إِلاّٰ قَلِیلاً مِمَّنْ أَنْجَیْنٰا مِنْهُمْ .... هود (11) 116

إِذْ قٰالَ لَهُمْ شُعَیْبٌ أَ لاٰ تَتَّقُونَ

وَ لاٰ تَبْخَسُوا النّٰاسَ أَشْیٰاءَهُمْ وَ لاٰ تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ .

شعراء (26) 177 و 183

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ ... إِذْ قٰالَ لَهُ قَوْمُهُ لاٰ تَفْرَحْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْفَرِحِینَ وَ ابْتَغِ فِیمٰا آتٰاکَ اللّٰهُ الدّٰارَ الْآخِرَةَ ... وَ لاٰ تَبْغِ الْفَسٰادَ فِی الْأَرْضِ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْمُفْسِدِینَ .

قصص (28) 76 و 77

وَ إِلیٰ مَدْیَنَ أَخٰاهُمْ شُعَیْباً فَقٰالَ یٰا قَوْمِ اعْبُدُوا

اَللّٰهَ ... وَ لاٰ تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ .

عنکبوت (29) 36

31. منزّه بودن ایمان آورندگان، از رذیلۀ فسادانگیزی:

وَ مِنْهُمْ مَنْ یُؤْمِنُ بِهِ وَ مِنْهُمْ مَنْ لاٰ یُؤْمِنُ بِهِ وَ رَبُّکَ أَعْلَمُ بِالْمُفْسِدِینَ . یونس (10) 40

وَ کٰانَ فِی الْمَدِینَةِ تِسْعَةُ رَهْطٍ یُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ وَ لاٰ یُصْلِحُونَ

وَ أَنْجَیْنَا الَّذِینَ آمَنُوا وَ کٰانُوا یَتَّقُونَ . نمل (27) 48 و 53

آثار اجتناب از فساد

1. آمرزش
32. پرهیز از فسادانگیزی، شرطی برای آمرزش گناهان یهود:

وَ قٰالَتِ الْیَهُودُ یَدُ اللّٰهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَیْدِیهِمْ وَ لُعِنُوا بِمٰا قٰالُوا بَلْ یَدٰاهُ مَبْسُوطَتٰانِ یُنْفِقُ کَیْفَ یَشٰاءُ وَ لَیَزِیدَنَّ کَثِیراً مِنْهُمْ مٰا أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ طُغْیٰاناً وَ کُفْراً وَ أَلْقَیْنٰا بَیْنَهُمُ الْعَدٰاوَةَ وَ الْبَغْضٰاءَ إِلیٰ یَوْمِ الْقِیٰامَةِ کُلَّمٰا أَوْقَدُوا نٰاراً لِلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللّٰهُ وَ یَسْعَوْنَ فِی الْأَرْضِ فَسٰاداً وَ اللّٰهُ لاٰ یُحِبُّ الْمُفْسِدِینَ

وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْکِتٰابِ آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَکَفَّرْنٰا عَنْهُمْ سَیِّئٰاتِهِمْ وَ لَأَدْخَلْنٰاهُمْ جَنّٰاتِ النَّعِیمِ . (1)مائده (5) 64 و 65

2. احسان
33. پرهیز از فسادگری در زمین، از مصادیق احسان:

وَ لاٰ تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاٰحِهٰا ... إِنَّ رَحْمَتَ اللّٰهِ قَرِیبٌ مِنَ الْمُحْسِنِینَ .

اعراف (7) 56

3. بهره‌مندی از رحمت خدا
34. پرهیز از فساد در زمین، موجب کسب رحمت الهی:

وَ لاٰ تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاٰحِهٰا وَ ادْعُوهُ خَوْفاً وَ طَمَعاً إِنَّ رَحْمَتَ اللّٰهِ قَرِیبٌ مِنَ الْمُحْسِنِینَ . اعراف (7) 56

4. سعادت اخروی
35. لزوم پرهیز از هر نوع فسادگری، برای نیل به سعادت آخرتی:

تِلْکَ الدّٰارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهٰا لِلَّذِینَ لاٰ یُرِیدُونَ عُلُوًّا فِی الْأَرْضِ وَ لاٰ فَسٰاداً ... (2)قصص (28) 83

5. کسب خیر
36. پرهیز از فساد، عاملی برای خیر و صلاح واقعی انسان:

... وَ لاٰ تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاٰحِهٰا ذٰلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ .... اعراف (7) 85

زمینه‌های اجتناب از فساد

==> همین مدخل، موانع فساد

احکام فساد

37. فساد در زمین، از محرمات مؤکد:

... وَ لاٰ تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ . (3)بقره (2) 60

... وَ لاٰ تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ . اعراف (7) 74

... وَ لاٰ تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ . هود (11) 85

... وَ لاٰ تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ .

شعراء (26) 183

... وَ لاٰ تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ .

عنکبوت (29) 36


1) 1) . متعلّق «اتّقوا» گناهان است. (التبیان، ج 3، ص 584) از مصادیق مورد نظر آن، با توجّه به آیات گذشته رشوه‌خواری، طغیان و فساد در زمین است

2) 2) . «فساداً» نکره در سیاق نفی و مفید عموم است

3) 3) . «مفسدین» حال مؤکّد است. «عثی» به شدیدترین فساد و بنابر قولی ادامۀ آن تا حدّ عادت تفسیر شده است. (التفسیر الکبیر، ج 1، ص 530)

38. حرمت فسادگری در زمین:

وَ إِذٰا قِیلَ لَهُمْ لاٰ تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ قٰالُوا إِنَّمٰا نَحْنُ مُصْلِحُونَ . (1)بقره (2) 11

... وَ مٰا یُضِلُّ بِهِ إِلاَّ الْفٰاسِقِینَ اَلَّذِینَ یَنْقُضُونَ عَهْدَ اللّٰهِ مِنْ بَعْدِ مِیثٰاقِهِ وَ یَقْطَعُونَ مٰا أَمَرَ اللّٰهُ بِهِ أَنْ یُوصَلَ وَ یُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ أُولٰئِکَ هُمُ الْخٰاسِرُونَ . بقره (2) 26 و 27

... کُلُوا وَ اشْرَبُوا مِنْ رِزْقِ اللّٰهِ وَ لاٰ تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ . بقره (2) 60

وَ إِذٰا تَوَلّٰی سَعیٰ فِی الْأَرْضِ لِیُفْسِدَ فِیهٰا وَ یُهْلِکَ الْحَرْثَ وَ النَّسْلَ وَ اللّٰهُ لاٰ یُحِبُّ الْفَسٰادَ

وَ إِذٰا قِیلَ لَهُ اتَّقِ اللّٰهَ أَخَذَتْهُ الْعِزَّةُ بِالْإِثْمِ فَحَسْبُهُ جَهَنَّمُ وَ لَبِئْسَ الْمِهٰادُ. بقره (2) 205 و 206

مِنْ أَجْلِ ذٰلِکَ کَتَبْنٰا عَلیٰ بَنِی إِسْرٰائِیلَ أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَیْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسٰادٍ فِی الْأَرْضِ فَکَأَنَّمٰا قَتَلَ النّٰاسَ جَمِیعاً ... إِنَّمٰا جَزٰاءُ الَّذِینَ یُحٰارِبُونَ اللّٰهَ وَ رَسُولَهُ وَ یَسْعَوْنَ فِی الْأَرْضِ فَسٰاداً أَنْ یُقَتَّلُوا أَوْ یُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَیْدِیهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلاٰفٍ أَوْ یُنْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ ذٰلِکَ لَهُمْ خِزْیٌ فِی الدُّنْیٰا وَ لَهُمْ فِی الْآخِرَةِ عَذٰابٌ عَظِیمٌ . مائده (5) 32 و 33

وَ لاٰ تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ .... اعراف (7) 56

وَ اذْکُرُوا إِذْ جَعَلَکُمْ خُلَفٰاءَ مِنْ بَعْدِ عٰادٍ وَ بَوَّأَکُمْ فِی الْأَرْضِ تَتَّخِذُونَ ... وَ لاٰ تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ . اعراف (7) 74

وَ إِلیٰ مَدْیَنَ أَخٰاهُمْ شُعَیْباً قٰالَ یٰا قَوْمِ اعْبُدُوا اللّٰهَ ... وَ لاٰ تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاٰحِهٰا ....

اعراف (7) 85

وَ وٰاعَدْنٰا مُوسیٰ ثَلاٰثِینَ لَیْلَةً ... وَ قٰالَ مُوسیٰ لِأَخِیهِ هٰارُونَ اخْلُفْنِی فِی قَوْمِی وَ أَصْلِحْ وَ لاٰ تَتَّبِعْ سَبِیلَ الْمُفْسِدِینَ . اعراف (7) 142

وَ یٰا قَوْمِ أَوْفُوا الْمِکْیٰالَ وَ الْمِیزٰانَ بِالْقِسْطِ وَ لاٰ تَبْخَسُوا النّٰاسَ أَشْیٰاءَهُمْ وَ لاٰ تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ . هود (11) 85

فَلَوْ لاٰ کٰانَ مِنَ الْقُرُونِ مِنْ قَبْلِکُمْ أُولُوا بَقِیَّةٍ یَنْهَوْنَ عَنِ الْفَسٰادِ فِی الْأَرْضِ .... هود (11) 116

وَ الَّذِینَ یَنْقُضُونَ عَهْدَ اللّٰهِ مِنْ بَعْدِ مِیثٰاقِهِ وَ یَقْطَعُونَ مٰا أَمَرَ اللّٰهُ بِهِ أَنْ یُوصَلَ وَ یُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ أُولٰئِکَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَ لَهُمْ سُوءُ الدّٰارِ.

رعد (13) 25

وَ لاٰ تَبْخَسُوا النّٰاسَ أَشْیٰاءَهُمْ وَ لاٰ تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ . شعراء (26) 183

وَ ابْتَغِ فِیمٰا آتٰاکَ اللّٰهُ الدّٰارَ الْآخِرَةَ وَ لاٰ تَنْسَ نَصِیبَکَ مِنَ الدُّنْیٰا وَ أَحْسِنْ کَمٰا أَحْسَنَ اللّٰهُ إِلَیْکَ وَ لاٰ تَبْغِ الْفَسٰادَ فِی الْأَرْضِ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْمُفْسِدِینَ . قصص (28) 77

تِلْکَ الدّٰارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهٰا لِلَّذِینَ لاٰ یُرِیدُونَ عُلُوًّا فِی الْأَرْضِ وَ لاٰ فَسٰاداً .... قصص (28) 83

وَ إِلیٰ مَدْیَنَ أَخٰاهُمْ شُعَیْباً فَقٰالَ یٰا قَوْمِ اعْبُدُوا اللّٰهَ وَ ارْجُوا الْیَوْمَ الْآخِرَ وَ لاٰ تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ . عنکبوت (29) 36

فَهَلْ عَسَیْتُمْ إِنْ تَوَلَّیْتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ وَ تُقَطِّعُوا أَرْحٰامَکُمْ

أُولٰئِکَ الَّذِینَ لَعَنَهُمُ اللّٰهُ فَأَصَمَّهُمْ وَ أَعْمیٰ أَبْصٰارَهُمْ . محمّد (47) 22 و 23


1) 1) . ظهور نهی، در حرمت است

اشاعۀ فساد

39. هراس موسی علیه السلام از اشاعۀ فساد در جامعه:

... وَ قٰالَ مُوسیٰ لِأَخِیهِ هٰارُونَ اخْلُفْنِی فِی قَوْمِی وَ أَصْلِحْ وَ لاٰ تَتَّبِعْ سَبِیلَ الْمُفْسِدِینَ .

اعراف (7) 142

تبرئه از فساد

40. شناخته شده بودن فرزندان یعقوب، نزد کارگزاران یوسف، به حسن سابقه و منزّه بودن از فساد:

وَ لَمّٰا دَخَلُوا عَلیٰ یُوسُفَ آویٰ إِلَیْهِ أَخٰاهُ قٰالَ إِنِّی أَنَا أَخُوکَ فَلاٰ تَبْتَئِسْ بِمٰا کٰانُوا یَعْمَلُونَ

قٰالُوا تَاللّٰهِ لَقَدْ عَلِمْتُمْ مٰا جِئْنٰا لِنُفْسِدَ فِی الْأَرْضِ .... یوسف (12) 69 و 73

41. سوگند فرزندان یعقوب در حضور یوسف علیه السلام و کارگزارانش، به منزّه بودن‌شان از سرقت و نداشتن قصد فسادگری در مصر:

وَ لَمّٰا دَخَلُوا عَلیٰ یُوسُفَ آویٰ إِلَیْهِ أَخٰاهُ قٰالَ إِنِّی أَنَا أَخُوکَ فَلاٰ تَبْتَئِسْ بِمٰا کٰانُوا یَعْمَلُونَ

قٰالُوا تَاللّٰهِ لَقَدْ عَلِمْتُمْ مٰا جِئْنٰا لِنُفْسِدَ فِی الْأَرْضِ وَ مٰا کُنّٰا سٰارِقِینَ . یوسف (12) 69 و 73

42. جواز سوگند به نام خدا، برای تبرئۀ خویش از فسادگری:

فَلَمّٰا جَهَّزَهُمْ بِجَهٰازِهِمْ جَعَلَ السِّقٰایَةَ فِی رَحْلِ أَخِیهِ ثُمَّ أَذَّنَ مُؤَذِّنٌ أَیَّتُهَا الْعِیرُ إِنَّکُمْ لَسٰارِقُونَ

قٰالُوا تَاللّٰهِ لَقَدْ عَلِمْتُمْ مٰا جِئْنٰا لِنُفْسِدَ فِی الْأَرْضِ .... یوسف (12) 70 و 73

43. تفحّص دستگاه حکومتی یوسف علیه السلام در موقع ورود کاروانها به مصر، برای اطمینان یافتن به فسادگر نبودن آنان:

قٰالُوا تَاللّٰهِ لَقَدْ عَلِمْتُمْ مٰا جِئْنٰا لِنُفْسِدَ فِی الْأَرْضِ .... یوسف (12) 73

حرمت فساد

==> همین مدخل، احکام فساد

حمایت از فساد

44. مجرم، مخالف حق و طرفدار فساد:

... إِنَّ اللّٰهَ سَیُبْطِلُهُ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُصْلِحُ عَمَلَ الْمُفْسِدِینَ وَ یُحِقُّ اللّٰهُ الْحَقَّ بِکَلِمٰاتِهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُجْرِمُونَ . یونس (10) 81 و 82

زمینه‌های فساد

1. اسراف

45. روحیّۀ اسرافگری، عامل فساد انسان:

وَ قٰالَ فِرْعَوْنُ .... إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُصْلِحُ عَمَلَ الْمُفْسِدِینَ ... وَ إِنَّهُ لَمِنَ الْمُسْرِفِینَ .

یونس (10) 79 و 81 و 83

2. اعراض از توحید

46. اعراض از توحید و گرایش به الوهیّت عیسی علیه السلام ، زمینۀ فساد:

إِنَّ هٰذٰا لَهُوَ الْقَصَصُ الْحَقُّ وَ مٰا مِنْ إِلٰهٍ إِلاَّ اللّٰهُ وَ إِنَّ اللّٰهَ لَهُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ

فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّ اللّٰهَ عَلِیمٌ بِالْمُفْسِدِینَ . (1)آل‌عمران (3) 62 و 63

3. اعراض از دین

47. اعراض از دین، زمینۀ فساد در زمین:

فَهَلْ عَسَیْتُمْ إِنْ تَوَلَّیْتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ ... (2)محمّد (47) 22


1) 1) . جملۀ «و ما من اله الّا اللّه» ردّ اعتقاد به تثلیث نصارا است. (الکشاف، ج 1، ص 370)

2) 2) . بنا بر قولی، مقصود از «تولّیتم» در آیه، اعراض از دین است. (الکشاف، ج 4، ص 325)

4. اعراض از قرآن

48. اعراض از قرآن، مستلزم فساد:

فَهَلْ عَسَیْتُمْ إِنْ تَوَلَّیْتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ ... (1)محمّد (47) 22

5. ترک امداد

49. ترک امداد و یاری رساندن به مسلمانان، سبب فساد در زمین:

إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ هٰاجَرُوا وَ جٰاهَدُوا بِأَمْوٰالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ فِی سَبِیلِ اللّٰهِ وَ الَّذِینَ آوَوْا وَ نَصَرُوا أُولٰئِکَ بَعْضُهُمْ أَوْلِیٰاءُ بَعْضٍ وَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ لَمْ یُهٰاجِرُوا مٰا لَکُمْ مِنْ وَلاٰیَتِهِمْ مِنْ شَیْءٍ حَتّٰی یُهٰاجِرُوا وَ إِنِ اسْتَنْصَرُوکُمْ فِی الدِّینِ فَعَلَیْکُمُ النَّصْرُ إِلاّٰ عَلیٰ قَوْمٍ بَیْنَکُمْ وَ بَیْنَهُمْ مِیثٰاقٌ وَ اللّٰهُ بِمٰا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ

وَ الَّذِینَ کَفَرُوا بَعْضُهُمْ أَوْلِیٰاءُ بَعْضٍ إِلاّٰ تَفْعَلُوهُ تَکُنْ فِتْنَةٌ فِی الْأَرْضِ وَ فَسٰادٌ کَبِیرٌ. انفال (8) 72 و 73

6 . ترک جهاد

50. ترک جهاد، زمینۀ محو ارزشها و به فساد کشیده شدن جامعه:

وَ یَقُولُ الَّذِینَ آمَنُوا لَوْ لاٰ نُزِّلَتْ سُورَةٌ فَإِذٰا أُنْزِلَتْ سُورَةٌ مُحْکَمَةٌ وَ ذُکِرَ فِیهَا الْقِتٰالُ رَأَیْتَ الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ یَنْظُرُونَ إِلَیْکَ نَظَرَ الْمَغْشِیِّ عَلَیْهِ مِنَ الْمَوْتِ فَأَوْلیٰ لَهُمْ

فَهَلْ عَسَیْتُمْ إِنْ تَوَلَّیْتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ ....

محمّد (47) 20 و 22

7. ترک نهی از منکر

51. ترک کردن نهی از منکر، موجب فساد در زمین:

فَلَوْ لاٰ کٰانَ مِنَ الْقُرُونِ مِنْ قَبْلِکُمْ أُولُوا بَقِیَّةٍ یَنْهَوْنَ عَنِ الْفَسٰادِ فِی الْأَرْضِ .... هود (11) 116

8 . حکومت

52. حکومت برخی انسانها، زمینه‌ای برای فسادگری در میان مردم:

وَ إِذٰا تَوَلّٰی سَعیٰ فِی الْأَرْضِ لِیُفْسِدَ فِیهٰا وَ یُهْلِکَ الْحَرْثَ وَ النَّسْلَ وَ اللّٰهُ لاٰ یُحِبُّ الْفَسٰادَ. (2)

بقره (2) 205

قٰالَتْ إِنَّ الْمُلُوکَ إِذٰا دَخَلُوا قَرْیَةً أَفْسَدُوهٰا وَ جَعَلُوا أَعِزَّةَ أَهْلِهٰا أَذِلَّةً وَ کَذٰلِکَ یَفْعَلُونَ .

نمل (27) 34

فَهَلْ عَسَیْتُمْ إِنْ تَوَلَّیْتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ وَ تُقَطِّعُوا أَرْحٰامَکُمْ . محمّد (47) 22

9. رفاه

53. رفاه، عامل افساد در بنی‌اسرائیل:

وَ اذْکُرُوا إِذْ جَعَلَکُمْ خُلَفٰاءَ مِنْ بَعْدِ عٰادٍ وَ بَوَّأَکُمْ فِی الْأَرْضِ تَتَّخِذُونَ مِنْ سُهُولِهٰا قُصُوراً وَ تَنْحِتُونَ الْجِبٰالَ بُیُوتاً فَاذْکُرُوا آلاٰءَ اللّٰهِ وَ لاٰ تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ . اعراف (7) 74

وَ قَضَیْنٰا إِلیٰ بَنِی إِسْرٰائِیلَ فِی الْکِتٰابِ لَتُفْسِدُنَّ فِی الْأَرْضِ مَرَّتَیْنِ وَ لَتَعْلُنَّ عُلُوًّا کَبِیراً

ثُمَّ رَدَدْنٰا لَکُمُ الْکَرَّةَ عَلَیْهِمْ وَ أَمْدَدْنٰاکُمْ بِأَمْوٰالٍ وَ بَنِینَ وَ جَعَلْنٰاکُمْ أَکْثَرَ نَفِیراً

إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِکُمْ وَ إِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهٰا فَإِذٰا جٰاءَ وَعْدُ الْآخِرَةِ لِیَسُوؤُا وُجُوهَکُمْ وَ لِیَدْخُلُوا الْمَسْجِدَ


1) 1) . بنا بر قولی، مراد از «تولّیتم» اعراض از کتاب خدا است. (مجمع‌البیان، ج 9 -\10، ص 134)

2) 2) . بر این اساس که مقصود از «ولّیٰ» و «تولّیتم» در هر دوآیه به معنای سرپرستی امور مردم و امارت بر آنان باشد، و والیان در زمین فساد می‌کنند. (الکشاف، ج 1، ص 251؛ ج 4، ص 325)

کَمٰا دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ لِیُتَبِّرُوا مٰا عَلَوْا تَتْبِیراً.

اسراء (17) 4 و 6 و 7

10. زراندوزی

54. زراندوزی و غرور مالی، از زمینه‌های پیدایش فساد در جامعه:

... وَ آتَیْنٰاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مٰا إِنَّ مَفٰاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ إِذْ قٰالَ لَهُ قَوْمُهُ لاٰ تَفْرَحْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْفَرِحِینَ ... وَ أَحْسِنْ کَمٰا أَحْسَنَ اللّٰهُ إِلَیْکَ وَ لاٰ تَبْغِ الْفَسٰادَ فِی الْأَرْضِ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْمُفْسِدِینَ . قصص (28) 76 و 77

11. شرک

55. شرک، فسادآفرین و عامل تباهی زمین و جامعه:

... وَ تَعٰالیٰ عَمّٰا یُشْرِکُونَ ظَهَرَ الْفَسٰادُ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِمٰا کَسَبَتْ أَیْدِی النّٰاسِ ... (1)

روم (30) 40 و 41

12. طغیان

56. طغیان، باعث فساد در زمین:

اَلَّذِینَ طَغَوْا فِی الْبِلاٰدِ

فَأَکْثَرُوا فِیهَا الْفَسٰادَ.

فجر (89) 11 و 12

13. ظلم

57. ظلم، سبب اخلالگری و فساد در میان مجاهدان:

لَوْ خَرَجُوا فِیکُمْ مٰا زٰادُوکُمْ إِلاّٰ خَبٰالاً وَ لَأَوْضَعُوا خِلاٰلَکُمْ یَبْغُونَکُمُ الْفِتْنَةَ وَ فِیکُمْ سَمّٰاعُونَ لَهُمْ وَ اللّٰهُ عَلِیمٌ بِالظّٰالِمِینَ . توبه (9) 47

14. فسق

58. فسق، باعث گسترش فساد در زمین:

إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یَسْتَحْیِی أَنْ یَضْرِبَ مَثَلاً مٰا بَعُوضَةً فَمٰا فَوْقَهٰا فَأَمَّا الَّذِینَ آمَنُوا فَیَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ وَ أَمَّا الَّذِینَ کَفَرُوا فَیَقُولُونَ مٰا ذٰا أَرٰادَ اللّٰهُ بِهٰذٰا مَثَلاً یُضِلُّ بِهِ کَثِیراً وَ یَهْدِی بِهِ کَثِیراً وَ مٰا یُضِلُّ بِهِ إِلاَّ الْفٰاسِقِینَ

اَلَّذِینَ یَنْقُضُونَ عَهْدَ اللّٰهِ مِنْ بَعْدِ مِیثٰاقِهِ وَ یَقْطَعُونَ مٰا أَمَرَ اللّٰهُ بِهِ أَنْ یُوصَلَ وَ یُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ أُولٰئِکَ هُمُ الْخٰاسِرُونَ . بقره (2) 26 و 27

وَ أَدْخِلْ یَدَکَ فِی جَیْبِکَ تَخْرُجْ بَیْضٰاءَ مِنْ غَیْرِ سُوءٍ فِی تِسْعِ آیٰاتٍ إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ قَوْمِهِ إِنَّهُمْ کٰانُوا قَوْماً فٰاسِقِینَ

وَ جَحَدُوا بِهٰا وَ اسْتَیْقَنَتْهٰا أَنْفُسُهُمْ ظُلْماً وَ عُلُوًّا فَانْظُرْ کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ الْمُفْسِدِینَ . نمل (27) 12 و 14

قٰالَ رَبِّ انْصُرْنِی عَلَی الْقَوْمِ الْمُفْسِدِینَ

إِنّٰا مُنْزِلُونَ عَلیٰ أَهْلِ هٰذِهِ الْقَرْیَةِ رِجْزاً مِنَ السَّمٰاءِ بِمٰا کٰانُوا یَفْسُقُونَ . عنکبوت (29) 30 و 34

15. قدرت

59. فراوانی قدرت و امکانات مادّی، زمینۀ افزایش فساد:

وَ فِرْعَوْنَ ذِی الْأَوْتٰادِ

فَأَکْثَرُوا فِیهَا الْفَسٰادَ.

فجر (89) 10 و 12

16. گناه

60. گناه حاکمان، زمینۀ فساد در زمین:

وَ إِذٰا تَوَلّٰی سَعیٰ فِی الْأَرْضِ لِیُفْسِدَ فِیهٰا ...

وَ إِذٰا قِیلَ لَهُ اتَّقِ اللّٰهَ أَخَذَتْهُ الْعِزَّةُ بِالْإِثْمِ ....

بقره (2) 205 و 206

61. گناه و معصیّت مردم، عامل فساد در دریا و خشکی:

ظَهَرَ الْفَسٰادُ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِمٰا کَسَبَتْ أَیْدِی النّٰاسِ ... (2)ر و م (30) 41


1) 1) . مقصود از «ما کسبت» شرک و گناهان است. (المیزان،ج 16، ص 196؛ لباب التأویل فی معانی التنزیل، ج 3، ص 392)

2) 2) . امام صادق علیه السلام فرمود: به واسطۀ نیامدن باران، در دریا و خشکی فساد به وجود می‌آید و زندگی جانوران دریایی به علت عدم باران به مخاطره می‌افتد و این به جهت گناهان مردم است. (تفسیر نورالثقلین، ج 4، ص 190، ح 81)

فساد اصحاب ایکه

62. اصحاب ایکه، مردمی مفسد:

کَذَّبَ أَصْحٰابُ الْأَیْکَةِ الْمُرْسَلِینَ

وَ لاٰ تَبْخَسُوا النّٰاسَ أَشْیٰاءَهُمْ وَ لاٰ تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ . شعراء (26) 176 و 183

63. وارد کردن نقص در حقوق دیگران، از جلوه‌های فسادگری اصحاب ایکه:

کَذَّبَ أَصْحٰابُ الْأَیْکَةِ الْمُرْسَلِینَ

وَ لاٰ تَبْخَسُوا النّٰاسَ أَشْیٰاءَهُمْ وَ لاٰ تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ . شعراء (26) 176 و 183

64. فسادگری اصحاب ایکه، مورد نهی شعیب علیه السلام :

کَذَّبَ أَصْحٰابُ الْأَیْکَةِ الْمُرْسَلِینَ

إِذْ قٰالَ لَهُمْ شُعَیْبٌ أَ لاٰ تَتَّقُونَ

وَ لاٰ تَبْخَسُوا النّٰاسَ أَشْیٰاءَهُمْ وَ لاٰ تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ .

شعراء (26) 176 و 177 و 183

65. کم‌فروشی و خیانت در معاملات، از جلوه‌های فساد اصحاب ایکه:

وَ أَمْطَرْنٰا عَلَیْهِمْ مَطَراً فَسٰاءَ مَطَرُ الْمُنْذَرِینَ

کَذَّبَ أَصْحٰابُ الْأَیْکَةِ الْمُرْسَلِینَ

إِذْ قٰالَ لَهُمْ شُعَیْبٌ أَ لاٰ تَتَّقُونَ

وَ لاٰ تَبْخَسُوا النّٰاسَ أَشْیٰاءَهُمْ وَ لاٰ تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ .

شعراء (26) 173 و 176 و 177 و 183

فساد امّتها

اشاره

66. امّتهای هلاک شده در گذشته، مردمانی فاسد:

فَلَوْ لاٰ کٰانَ مِنَ الْقُرُونِ مِنْ قَبْلِکُمْ أُولُوا بَقِیَّةٍ یَنْهَوْنَ عَنِ الْفَسٰادِ .... هود (11) 116

67. بی‌تفاوتی و سکوت اکثریّت پیشینیان، در برابر فساد جامعه:

فَلَوْ لاٰ کٰانَ مِنَ الْقُرُونِ مِنْ قَبْلِکُمْ أُولُوا بَقِیَّةٍ یَنْهَوْنَ عَنِ الْفَسٰادِ فِی الْأَرْضِ إِلاّٰ قَلِیلاً ....

هود (11) 116

68. اندکی از مردم در بین اقوام پیشین، نهی‌کننده از فساد:

فَلَوْ لاٰ کٰانَ مِنَ الْقُرُونِ مِنْ قَبْلِکُمْ أُولُوا بَقِیَّةٍ یَنْهَوْنَ عَنِ الْفَسٰادِ فِی الْأَرْضِ إِلاّٰ قَلِیلاً ....

هود (11) 116

69. صالحان ناهی از فساد در اقوام پیشین، نجات یافته از عذابهای الهی:

فَلَوْ لاٰ کٰانَ مِنَ الْقُرُونِ مِنْ قَبْلِکُمْ أُولُوا بَقِیَّةٍ یَنْهَوْنَ عَنِ الْفَسٰادِ فِی الْأَرْضِ إِلاّٰ قَلِیلاً مِمَّنْ أَنْجَیْنٰا مِنْهُمْ .... هود (11) 116

عوامل فساد امّتها

70. گرایش شدید امّتهای پیشین به لذّتهای مادّی و تمتّعات دنیایی، عاملی برای کشانیده شدن آنها به فساد و تباهی:

فَلَوْ لاٰ کٰانَ مِنَ الْقُرُونِ مِنْ قَبْلِکُمْ أُولُوا بَقِیَّةٍ یَنْهَوْنَ عَنِ الْفَسٰادِ فِی الْأَرْضِ إِلاّٰ قَلِیلاً مِمَّنْ أَنْجَیْنٰا مِنْهُمْ وَ اتَّبَعَ الَّذِینَ ظَلَمُوا مٰا أُتْرِفُوا فِیهِ .... هود (11) 116

کیفر فساد امّتها

71. فراگیر شدن فسادها، عامل بروز عذابهای الهی، در اقوام پیشین:

فَلَوْ لاٰ کٰانَ مِنَ الْقُرُونِ مِنْ قَبْلِکُمْ أُولُوا بَقِیَّةٍ یَنْهَوْنَ عَنِ الْفَسٰادِ فِی الْأَرْضِ إِلاّٰ قَلِیلاً مِمَّنْ أَنْجَیْنٰا مِنْهُمْ وَ اتَّبَعَ الَّذِینَ ظَلَمُوا مٰا أُتْرِفُوا فِیهِ وَ کٰانُوا مُجْرِمِینَ . هود (11) 116

72. امّتهای به هلاکت رسیدۀ پیشین، مردمانی فاسد:

فَلَوْ لاٰ کٰانَ مِنَ الْقُرُونِ مِنْ قَبْلِکُمْ أُولُوا بَقِیَّةٍ یَنْهَوْنَ عَنِ الْفَسٰادِ فِی الْأَرْضِ إِلاّٰ قَلِیلاً مِمَّنْ أَنْجَیْنٰا مِنْهُمْ وَ اتَّبَعَ الَّذِینَ ظَلَمُوا مٰا أُتْرِفُوا فِیهِ وَ کٰانُوا مُجْرِمِینَ

وَ مٰا کٰانَ رَبُّکَ لِیُهْلِکَ الْقُریٰ بِظُلْمٍ وَ أَهْلُهٰا مُصْلِحُونَ . هود (11) 116 و 117

نیز ==> همین مدخل، فساد قوم شعیب، فساد عاد، فساد لوط، فساد ثمود، فساد مدین، فساد فرعون و فساد قوم نوح

فساد انسان

73. اطمینان فرشتگان، به فسادگری و خونریزی انسان، پیش از آفرینش وی:

وَ إِذْ قٰالَ رَبُّکَ لِلْمَلاٰئِکَةِ إِنِّی جٰاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَةً قٰالُوا أَ تَجْعَلُ فِیهٰا مَنْ یُفْسِدُ فِیهٰا ....

بقره (2) 30

74. خصلت فسادگری، در انسان:

وَ إِذْ قٰالَ رَبُّکَ لِلْمَلاٰئِکَةِ إِنِّی جٰاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَةً قٰالُوا أَ تَجْعَلُ فِیهٰا مَنْ یُفْسِدُ فِیهٰا ....

بقره (2) 30

75. شایستۀ خلافت نبودن انسان به علّت فسادگری او، طبق پیش‌بینی فرشتگان:

وَ إِذْ قٰالَ رَبُّکَ لِلْمَلاٰئِکَةِ إِنِّی جٰاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَةً قٰالُوا أَ تَجْعَلُ فِیهٰا مَنْ یُفْسِدُ فِیهٰا ....

بقره (2) 30

76. زمینه‌های کمال در انسان، جبران‌کنندۀ فسادگریهای او:

وَ إِذْ قٰالَ رَبُّکَ لِلْمَلاٰئِکَةِ إِنِّی جٰاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَةً قٰالُوا أَ تَجْعَلُ فِیهٰا مَنْ یُفْسِدُ فِیهٰا ... قٰالَ إِنِّی أَعْلَمُ مٰا لاٰ تَعْلَمُونَ . بقره (2) 30

77. ناآگاهی فرشتگان به ارزشهای والای انسان، موجب جلوه‌گر شدن فسادگری انسان برای آنان:

وَ إِذْ قٰالَ رَبُّکَ لِلْمَلاٰئِکَةِ إِنِّی جٰاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَةً قٰالُوا أَ تَجْعَلُ فِیهٰا مَنْ یُفْسِدُ فِیهٰا ... قٰالَ إِنِّی أَعْلَمُ مٰا لاٰ تَعْلَمُونَ . بقره (2) 30

78. پاک کردن زمین از افساد انسانها، مسئولیّت و وظیفه‌ای دینی:

فَلَوْ لاٰ کٰانَ مِنَ الْقُرُونِ مِنْ قَبْلِکُمْ أُولُوا بَقِیَّةٍ یَنْهَوْنَ عَنِ الْفَسٰادِ .... هود (11) 116

79. قدرت و امکانات انسانهای ناصالح، ابزار فسادانگیزی آنان:

فَهَلْ عَسَیْتُمْ إِنْ تَوَلَّیْتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ ....

محمّد (47) 22

فساد اهل مدین

80. پرهیز از فسادگری قوم شعیب، پرستش خدا و ایمان به یگانگی او، از دعوتهای شعیب علیه السلام :

وَ إِلیٰ مَدْیَنَ أَخٰاهُمْ شُعَیْباً ... وَ لاٰ تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ ... ذٰلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ .

اعراف (7) 85

وَ إِلیٰ مَدْیَنَ أَخٰاهُمْ شُعَیْباً فَقٰالَ یٰا قَوْمِ اعْبُدُوا اللّٰهَ وَ ارْجُوا الْیَوْمَ الْآخِرَ وَ لاٰ تَعْثَوْا فِی

اَلْأَرْضِ مُفْسِدِینَ . عنکبوت (29) 36

81. برخورداری قوم شعیب، از دلیلی روشن برای پرهیز از فسادگری در زمین:

وَ إِلیٰ مَدْیَنَ أَخٰاهُمْ شُعَیْباً قٰالَ ... قَدْ جٰاءَتْکُمْ بَیِّنَةٌ مِنْ رَبِّکُمْ ... وَ لاٰ تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ ....

اعراف (7) 85

وَ إِلیٰ مَدْیَنَ أَخٰاهُمْ شُعَیْباً قٰالَ ...

وَ یٰا قَوْمِ ... وَ لاٰ تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ .

هود (11) 84 و 85

وَ إِلیٰ مَدْیَنَ أَخٰاهُمْ شُعَیْباً فَقٰالَ یٰا قَوْمِ اعْبُدُوا اللّٰهَ وَ ارْجُوا الْیَوْمَ الْآخِرَ وَ لاٰ تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ . عنکبوت (29) 36

82. فسادگری، یکی از گناهان قوم شعیب:

وَ إِلیٰ مَدْیَنَ أَخٰاهُمْ شُعَیْباً ... وَ لاٰ تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ فَکُلاًّ أَخَذْنٰا بِذَنْبِهِ ....

عنکبوت (29) 36 و 40

83. خیر و صلاح قوم شعیب، در گرو عواملی چون پرهیز از فسادگری:

وَ إِلیٰ مَدْیَنَ أَخٰاهُمْ شُعَیْباً قٰالَ یٰا قَوْمِ اعْبُدُوا اللّٰهَ مٰا لَکُمْ مِنْ إِلٰهٍ غَیْرُهُ قَدْ جٰاءَتْکُمْ بَیِّنَةٌ مِنْ رَبِّکُمْ فَأَوْفُوا الْکَیْلَ وَ الْمِیزٰانَ وَ لاٰ تَبْخَسُوا النّٰاسَ أَشْیٰاءَهُمْ وَ لاٰ تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاٰحِهٰا ذٰلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ . اعراف (7) 85

84. پرهیز از فساد در زمین، از جملۀ پیامهای شعیب علیه السلام به مردم مدین:

وَ إِلیٰ مَدْیَنَ أَخٰاهُمْ شُعَیْباً قٰالَ .... وَ لاٰ تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ . هود (11) 84 و 85

وَ إِلیٰ مَدْیَنَ أَخٰاهُمْ شُعَیْباً فَقٰالَ یٰا قَوْمِ اعْبُدُوا اللّٰهَ وَ ارْجُوا الْیَوْمَ الْآخِرَ وَ لاٰ تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ . عنکبوت (29) 36

85. پیام عدالت‌خواهی و حق‌جویی شعیب علیه السلام ، مایۀ انکار رسالت وی، از سوی مفسدان سودجوی ایکه:

کَذَّبَ أَصْحٰابُ الْأَیْکَةِ الْمُرْسَلِینَ

إِذْ قٰالَ لَهُمْ شُعَیْبٌ أَ لاٰ تَتَّقُونَ

أَوْفُوا الْکَیْلَ ... وَ زِنُوا بِالْقِسْطٰاسِ الْمُسْتَقِیمِ ... وَ لاٰ تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ ... وَ إِنْ نَظُنُّکَ لَمِنَ الْکٰاذِبِینَ .

شعراء (26) 176 و 177 و 181 - 183 و 186

86. وارد کردن نقص در کالا و جنس مردم، هنگام معامله، از موارد فسادگری اصحاب ایکه:

وَ أَمْطَرْنٰا عَلَیْهِمْ مَطَراً فَسٰاءَ مَطَرُ الْمُنْذَرِینَ

کَذَّبَ أَصْحٰابُ الْأَیْکَةِ الْمُرْسَلِینَ

إِذْ قٰالَ لَهُمْ شُعَیْبٌ أَ لاٰ تَتَّقُونَ

وَ لاٰ تَبْخَسُوا النّٰاسَ أَشْیٰاءَهُمْ وَ لاٰ تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ . شعراء (26) 173 و 176 و 177 و 183

87. مردم مدین، دارای عملکردی تبهکارانه و فسادانگیز:

وَ إِلیٰ مَدْیَنَ أَخٰاهُمْ شُعَیْباً قٰالَ یٰا قَوْمِ اعْبُدُوا اللّٰهَ مٰا لَکُمْ مِنْ إِلٰهٍ غَیْرُهُ وَ لاٰ تَنْقُصُوا الْمِکْیٰالَ وَ الْمِیزٰانَ إِنِّی أَرٰاکُمْ بِخَیْرٍ وَ إِنِّی أَخٰافُ عَلَیْکُمْ عَذٰابَ یَوْمٍ مُحِیطٍ

وَ یٰا قَوْمِ أَوْفُوا الْمِکْیٰالَ وَ الْمِیزٰانَ بِالْقِسْطِ وَ لاٰ تَبْخَسُوا النّٰاسَ أَشْیٰاءَهُمْ وَ لاٰ تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ .

هود (11) 84 و 85

وَ إِلیٰ مَدْیَنَ أَخٰاهُمْ شُعَیْباً فَقٰالَ یٰا قَوْمِ اعْبُدُوا اللّٰهَ وَ ارْجُوا الْیَوْمَ الْآخِرَ وَ لاٰ تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ . عنکبوت (29) 36

88. اطاعت قوم شعیب از دستورات آن حضرت، مانعی برای ایجاد فساد در زمین:

وَ إِلیٰ مَدْیَنَ أَخٰاهُمْ شُعَیْباً قٰالَ یٰا قَوْمِ اعْبُدُوا اللّٰهَ مٰا لَکُمْ مِنْ إِلٰهٍ غَیْرُهُ ... وَ یٰا قَوْمِ أَوْفُوا الْمِکْیٰالَ وَ الْمِیزٰانَ بِالْقِسْطِ ... وَ لاٰ تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ . هود (11) 84 و 85

إِذْ قٰالَ لَهُمْ شُعَیْبٌ أَ لاٰ تَتَّقُونَ

فَاتَّقُوا اللّٰهَ وَ أَطِیعُونِ

وَ لاٰ تَبْخَسُوا النّٰاسَ أَشْیٰاءَهُمْ وَ لاٰ تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ .

شعراء (26) 177 و 179 و 183

وَ إِلیٰ مَدْیَنَ أَخٰاهُمْ شُعَیْباً فَقٰالَ یٰا قَوْمِ اعْبُدُوا اللّٰهَ ... وَ لاٰ تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ .

عنکبوت (29) 36

89. مبارزۀ شعیب علیه السلام با فساد قوم خود در جامعه و اصلاح آن، تا حدّ توان و استطاعتش:

... شُعَیْباً قٰالَ .... وَ لاٰ تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ ... إِنْ أُرِیدُ إِلاَّ الْإِصْلاٰحَ مَا اسْتَطَعْتُ .... هود (11) 84 و 85 و 88

90. مبارزه با فساد قوم شعیب، از اهداف رسالت آن حضرت:

وَ إِلیٰ مَدْیَنَ أَخٰاهُمْ شُعَیْباً قٰالَ یٰا قَوْمِ اعْبُدُوا اللّٰهَ مٰا لَکُمْ مِنْ إِلٰهٍ غَیْرُهُ وَ لاٰ تَنْقُصُوا الْمِکْیٰالَ وَ الْمِیزٰانَ إِنِّی أَرٰاکُمْ بِخَیْرٍ وَ إِنِّی أَخٰافُ عَلَیْکُمْ عَذٰابَ یَوْمٍ مُحِیطٍ

وَ یٰا قَوْمِ أَوْفُوا الْمِکْیٰالَ وَ الْمِیزٰانَ بِالْقِسْطِ وَ لاٰ تَبْخَسُوا النّٰاسَ أَشْیٰاءَهُمْ وَ لاٰ تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ .

هود (11) 84 و 85

إِذْ قٰالَ لَهُمْ شُعَیْبٌ .... وَ لاٰ تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ . شعراء (26) 177 و 183

وَ إِلیٰ مَدْیَنَ أَخٰاهُمْ شُعَیْباً فَقٰالَ یٰا قَوْمِ اعْبُدُوا اللّٰهَ وَ ارْجُوا الْیَوْمَ الْآخِرَ وَ لاٰ تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ . عنکبوت (29) 36

91. تقلّب در معامله و کم‌فروشی، از نمودهای فسادگری، در دیدگاه شعیب علیه السلام :

وَ إِلیٰ مَدْیَنَ أَخٰاهُمْ شُعَیْباً ... وَ یٰا قَوْمِ أَوْفُوا الْمِکْیٰالَ وَ الْمِیزٰانَ بِالْقِسْطِ وَ لاٰ تَبْخَسُوا النّٰاسَ أَشْیٰاءَهُمْ وَ لاٰ تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ .

هود (11) 84 و 85

إِذْ قٰالَ لَهُمْ شُعَیْبٌ ... وَ لاٰ تَبْخَسُوا النّٰاسَ أَشْیٰاءَهُمْ وَ لاٰ تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ .

شعراء (26) 177 و 183

92. شعیب علیه السلام ، بازدارندۀ اهل مدین از فسادگری، در پی دعوت به توحید عبادی و آخرت‌خواهی:

وَ إِلیٰ مَدْیَنَ أَخٰاهُمْ شُعَیْباً فَقٰالَ یٰا قَوْمِ اعْبُدُوا اللّٰهَ وَ ارْجُوا الْیَوْمَ الْآخِرَ وَ لاٰ تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ . عنکبوت (29) 36

93. هشدار شعیب علیه السلام دربارۀ فسادگری، با اعلان بیم خود از عذاب آخرتی:

وَ إِلیٰ مَدْیَنَ أَخٰاهُمْ شُعَیْباً ... وَ إِنِّی أَخٰافُ عَلَیْکُمْ عَذٰابَ یَوْمٍ مُحِیطٍ ... وَ لاٰ تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ . هود (11) 84 و 85

94. فسادانگیزی مردم ایکه، مانعی برای درک و شناخت آنان به مفاهیم آسمانی پیامهای شعیب علیه السلام :

إِذْ قٰالَ لَهُمْ شُعَیْبٌ أَ لاٰ تَتَّقُونَ

إِنِّی لَکُمْ رَسُولٌ أَمِینٌ

فَاتَّقُوا اللّٰهَ وَ أَطِیعُونِ

وَ مٰا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِیَ إِلاّٰ عَلیٰ رَبِّ الْعٰالَمِینَ

أَوْفُوا الْکَیْلَ وَ لاٰ تَکُونُوا مِنَ الْمُخْسِرِینَ

وَ زِنُوا بِالْقِسْطٰاسِ الْمُسْتَقِیمِ

وَ لاٰ تَبْخَسُوا النّٰاسَ أَشْیٰاءَهُمْ وَ لاٰ تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ

وَ مٰا أَنْتَ إِلاّٰ بَشَرٌ مِثْلُنٰا وَ إِنْ نَظُنُّکَ لَمِنَ الْکٰاذِبِینَ .

شعراء (26) 177 -\183 و 186

95. فسادانگیزان قوم شعیب، در خطر گرفتار شدن به سرنوشتی شوم:

وَ إِلیٰ مَدْیَنَ أَخٰاهُمْ شُعَیْباً قٰالَ یٰا قَوْمِ اعْبُدُوا اللّٰهَ ... وَ لاٰ تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاٰحِهٰا ذٰلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ وَ لاٰ تَقْعُدُوا بِکُلِّ صِرٰاطٍ تُوعِدُونَ وَ تَصُدُّونَ عَنْ سَبِیلِ اللّٰهِ مَنْ آمَنَ بِهِ ... وَ انْظُرُوا کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ الْمُفْسِدِینَ . اعراف (7) 85 و 86

96. فسادانگیزی کفرپیشگان قوم شعیب، سبب هلاکت آنان با لرزشی شدید:

وَ إِلیٰ مَدْیَنَ أَخٰاهُمْ شُعَیْباً قٰالَ یٰا قَوْمِ اعْبُدُوا اللّٰهَ ... فَأَوْفُوا الْکَیْلَ وَ الْمِیزٰانَ وَ لاٰ تَبْخَسُوا النّٰاسَ أَشْیٰاءَهُمْ وَ لاٰ تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاٰحِهٰا ... وَ لاٰ تَقْعُدُوا بِکُلِّ صِرٰاطٍ تُوعِدُونَ وَ تَصُدُّونَ عَنْ سَبِیلِ اللّٰهِ مَنْ آمَنَ بِهِ ... وَ انْظُرُوا کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ الْمُفْسِدِینَ فَأَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ فَأَصْبَحُوا فِی دٰارِهِمْ جٰاثِمِینَ .

اعراف (7) 85 و 86 و 91

وَ إِلیٰ مَدْیَنَ أَخٰاهُمْ شُعَیْباً قٰالَ یٰا قَوْمِ اعْبُدُوا اللّٰهَ ... وَ إِنِّی أَخٰافُ عَلَیْکُمْ عَذٰابَ یَوْمٍ مُحِیطٍ وَ یٰا قَوْمِ أَوْفُوا الْمِکْیٰالَ وَ الْمِیزٰانَ بِالْقِسْطِ وَ لاٰ تَبْخَسُوا النّٰاسَ أَشْیٰاءَهُمْ وَ لاٰ تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ وَ لَمّٰا جٰاءَ أَمْرُنٰا نَجَّیْنٰا شُعَیْباً وَ الَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ بِرَحْمَةٍ مِنّٰا وَ أَخَذَتِ الَّذِینَ ظَلَمُوا الصَّیْحَةُ فَأَصْبَحُوا فِی دِیٰارِهِمْ جٰاثِمِینَ . هود (11) 84 و 85 و 94

97. فسادانگیزی کفرپیشگان قوم شعیب، عاملی برای محرومیّت آنان از رحمت الهی:

وَ إِلیٰ مَدْیَنَ أَخٰاهُمْ شُعَیْباً قٰالَ یٰا قَوْمِ اعْبُدُوا اللّٰهَ ... وَ إِنِّی أَخٰافُ عَلَیْکُمْ عَذٰابَ یَوْمٍ مُحِیطٍ وَ یٰا قَوْمِ أَوْفُوا الْمِکْیٰالَ وَ الْمِیزٰانَ بِالْقِسْطِ ... وَ لاٰ تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ کَأَنْ لَمْ یَغْنَوْا فِیهٰا أَلاٰ بُعْداً لِمَدْیَنَ کَمٰا بَعِدَتْ ثَمُودُ.

هود (11) 84 و 85 و 95

98. فسادانگیزان قوم شعیب، گرفتار عذابی چون ابر آتشبار:

إِذْ قٰالَ لَهُمْ شُعَیْبٌ أَ لاٰ تَتَّقُونَ

وَ لاٰ تَبْخَسُوا النّٰاسَ أَشْیٰاءَهُمْ وَ لاٰ تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ

فَکَذَّبُوهُ فَأَخَذَهُمْ عَذٰابُ یَوْمِ الظُّلَّةِ إِنَّهُ کٰانَ عَذٰابَ یَوْمٍ عَظِیمٍ .

شعراء (26) 177 و 183 و 189

99. زلزلۀ هلاکت بار و شدید، کیفر مفسدان و مکذبان قوم شعیب:

وَ إِلیٰ مَدْیَنَ أَخٰاهُمْ شُعَیْباً فَقٰالَ یٰا قَوْمِ اعْبُدُوا اللّٰهَ وَ ارْجُوا الْیَوْمَ الْآخِرَ وَ لاٰ تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ

فَکَذَّبُوهُ فَأَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ فَأَصْبَحُوا فِی دٰارِهِمْ جٰاثِمِینَ .

عنکبوت (29) 36 و 37

فساد بنی‌اسرائیل

اشاره

100. موسی علیه السلام نگران توطئۀ مفسدان بنی‌اسرائیل، در غیاب خویش:

وَ وٰاعَدْنٰا مُوسیٰ ثَلاٰثِینَ لَیْلَةً ... وَ قٰالَ مُوسیٰ لِأَخِیهِ هٰارُونَ اخْلُفْنِی فِی قَوْمِی وَ أَصْلِحْ وَ لاٰ تَتَّبِعْ

سَبِیلَ الْمُفْسِدِینَ . اعراف (7) 142

101. پرهیز از پیروی روشهای مفسدان بنی‌اسرائیل، وظیفه‌ای تعیین شده از سوی موسی علیه السلام برای خلیفه‌اش هارون علیه السلام :

وَ وٰاعَدْنٰا مُوسیٰ ثَلاٰثِینَ لَیْلَةً ... وَ قٰالَ مُوسیٰ لِأَخِیهِ هٰارُونَ اخْلُفْنِی فِی قَوْمِی وَ أَصْلِحْ وَ لاٰ تَتَّبِعْ سَبِیلَ الْمُفْسِدِینَ . اعراف (7) 142

102. پیروی از روش مفسدان و اندیشه‌های آنان، ناسازگار با اصلاح جامعۀ آنان، در نظر موسی علیه السلام :

وَ وٰاعَدْنٰا مُوسیٰ ثَلاٰثِینَ لَیْلَةً ... وَ قٰالَ مُوسیٰ لِأَخِیهِ هٰارُونَ اخْلُفْنِی فِی قَوْمِی وَ أَصْلِحْ وَ لاٰ تَتَّبِعْ سَبِیلَ الْمُفْسِدِینَ . اعراف (7) 142

103. هشدار خدا به بنی‌اسرائیل، نسبت به فرجام شوم فساد آنان، در زمین:

مِنْ أَجْلِ ذٰلِکَ کَتَبْنٰا عَلیٰ بَنِی إِسْرٰائِیلَ أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَیْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسٰادٍ فِی الْأَرْضِ فَکَأَنَّمٰا قَتَلَ النّٰاسَ جَمِیعاً ... إِنَّمٰا جَزٰاءُ الَّذِینَ یُحٰارِبُونَ اللّٰهَ وَ رَسُولَهُ وَ یَسْعَوْنَ فِی الْأَرْضِ فَسٰاداً أَنْ یُقَتَّلُوا أَوْ یُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَیْدِیهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلاٰفٍ أَوْ یُنْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ ذٰلِکَ لَهُمْ خِزْیٌ فِی الدُّنْیٰا وَ لَهُمْ فِی الْآخِرَةِ عَذٰابٌ عَظِیمٌ . مائده (5) 32 و 33

104. هشدار خداوند به بنی‌اسرائیل، نسبت به دو بار فساد آنان در آینده:

وَ قَضَیْنٰا إِلیٰ بَنِی إِسْرٰائِیلَ فِی الْکِتٰابِ لَتُفْسِدُنَّ فِی الْأَرْضِ مَرَّتَیْنِ وَ لَتَعْلُنَّ عُلُوًّا کَبِیراً.

اسراء (17) 4

105. فساد بنی‌اسرائیل، پدیده‌ای عالمگیر و گسترده:

وَ قَضَیْنٰا إِلیٰ بَنِی إِسْرٰائِیلَ فِی الْکِتٰابِ لَتُفْسِدُنَّ فِی الْأَرْضِ مَرَّتَیْنِ وَ لَتَعْلُنَّ عُلُوًّا کَبِیراً. (1)

اسراء (17) 4

106. فساد بنی‌اسرائیل و سرکوبی آنان به وسیلۀ جنگاورانی قدرتمند، وعدۀ قطعی خداوند:

وَ قَضَیْنٰا إِلیٰ بَنِی إِسْرٰائِیلَ فِی الْکِتٰابِ لَتُفْسِدُنَّ فِی الْأَرْضِ مَرَّتَیْنِ وَ لَتَعْلُنَّ عُلُوًّا کَبِیراً

فَإِذٰا جٰاءَ وَعْدُ أُولاٰهُمٰا بَعَثْنٰا عَلَیْکُمْ عِبٰاداً لَنٰا أُولِی بَأْسٍ شَدِیدٍ فَجٰاسُوا خِلاٰلَ الدِّیٰارِ وَ کٰانَ وَعْداً مَفْعُولاً. اسراء (17) 4 و 5

107. در امان نبودن بنی‌اسرائیل، حتّی در زوایای خانه‌های خود، در پی فساد آنان و تحت تعقیب قرار گرفتن‌شان از سوی مردانی جنگاور:

وَ قَضَیْنٰا إِلیٰ بَنِی إِسْرٰائِیلَ فِی الْکِتٰابِ لَتُفْسِدُنَّ فِی الْأَرْضِ مَرَّتَیْنِ وَ لَتَعْلُنَّ عُلُوًّا کَبِیراً

فَإِذٰا جٰاءَ وَعْدُ أُولاٰهُمٰا بَعَثْنٰا عَلَیْکُمْ عِبٰاداً لَنٰا أُولِی بَأْسٍ شَدِیدٍ فَجٰاسُوا خِلاٰلَ الدِّیٰارِ وَ کٰانَ وَعْداً مَفْعُولاً. اسراء (17) 4 و 5

108. نهی خداوند، از فساد بنی‌اسرائیل در جامعه:

وَ إِذِ اسْتَسْقیٰ مُوسیٰ لِقَوْمِهِ ... کُلُوا وَ اشْرَبُوا مِنْ رِزْقِ اللّٰهِ وَ لاٰ تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ .

بقره (2) 60

109. سرکوبی برتری‌طلبان و فسادانگیزان بنی‌اسرائیل، حتّی با توسّل به زور، امری بایسته و لازم:

وَ قَضَیْنٰا إِلیٰ بَنِی إِسْرٰائِیلَ فِی الْکِتٰابِ لَتُفْسِدُنَّ فِی الْأَرْضِ مَرَّتَیْنِ وَ لَتَعْلُنَّ عُلُوًّا کَبِیراً

فَإِذٰا جٰاءَ وَعْدُ أُولاٰهُمٰا بَعَثْنٰا عَلَیْکُمْ عِبٰاداً لَنٰا أُولِی


1) 1) . بدان احتمال که مراد از «الارض» همۀ زمین و کنایه ازگستردگی فساد آنان باشد

بَأْسٍ شَدِیدٍ فَجٰاسُوا خِلاٰلَ الدِّیٰارِ وَ کٰانَ وَعْداً مَفْعُولاً. اسراء (17) 4 و 5

110. مورد تاخت و تاز قرار گرفتن بنی‌اسرائیل، به وسیلۀ جنگاورانی قدرتمند، با فرا رسیدن دومین مرحلۀ فساد آنان و هویدا شدن غبار غم در چهرۀ آنان:

وَ قَضَیْنٰا إِلیٰ بَنِی إِسْرٰائِیلَ فِی الْکِتٰابِ لَتُفْسِدُنَّ فِی الْأَرْضِ مَرَّتَیْنِ .... فَإِذٰا جٰاءَ وَعْدُ الْآخِرَةِ لِیَسُوؤُا وُجُوهَکُمْ وَ لِیَدْخُلُوا الْمَسْجِدَ کَمٰا دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ لِیُتَبِّرُوا مٰا عَلَوْا تَتْبِیراً.

اسراء (17) 4 و 7

111. فتح مسجدالاقصی به وسیلۀ جنگاورانی نیرومند و رها شدن آن از دست بنی‌اسرائیل، در پی فساد مجدد آنان:

وَ قَضَیْنٰا إِلیٰ بَنِی إِسْرٰائِیلَ فِی الْکِتٰابِ لَتُفْسِدُنَّ فِی الْأَرْضِ مَرَّتَیْنِ .... وَ لِیَدْخُلُوا الْمَسْجِدَ کَمٰا دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّةٍ .... اسراء (17) 4 و 7

112. دومین هجوم نیروهای فاتح مسجدالاقصی بر بنی‌اسرائیل فسادگر، هجومی توفنده و ویرانگر:

وَ قَضَیْنٰا إِلیٰ بَنِی إِسْرٰائِیلَ ... لَتُفْسِدُنَّ فِی الْأَرْضِ مَرَّتَیْنِ وَ لَتَعْلُنَّ عُلُوًّا کَبِیراً وَ لِیَدْخُلُوا الْمَسْجِدَ کَمٰا دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ لِیُتَبِّرُوا مٰا عَلَوْا تَتْبِیراً. اسراء (17) 4 و 7

113. ایجاد امیدواری به رحمت در بنی‌اسرائیل، به رغم دو بار فساد و شکست تلخ‌شان به وسیلۀ خداوند:

وَ قَضَیْنٰا إِلیٰ بَنِی إِسْرٰائِیلَ ... لَتُفْسِدُنَّ فِی الْأَرْضِ مَرَّتَیْنِ ... عَسیٰ رَبُّکُمْ أَنْ یَرْحَمَکُمْ ....

اسراء (17) 4 و 8

114. جامعۀ بنی‌اسرائیل در عصر موسی علیه السلام حاوی گروهی مفسد:

... وَ قٰالَ مُوسیٰ ... وَ لاٰ تَتَّبِعْ سَبِیلَ الْمُفْسِدِینَ .

اعراف (7) 142

115. رفاه و قدرت، عامل فساد مجدّد بنی‌اسرائیل:

وَ قَضَیْنٰا إِلیٰ بَنِی إِسْرٰائِیلَ فِی الْکِتٰابِ لَتُفْسِدُنَّ فِی الْأَرْضِ مَرَّتَیْنِ وَ لَتَعْلُنَّ عُلُوًّا کَبِیراً

ثُمَّ رَدَدْنٰا لَکُمُ الْکَرَّةَ عَلَیْهِمْ وَ أَمْدَدْنٰاکُمْ بِأَمْوٰالٍ وَ بَنِینَ وَ جَعَلْنٰاکُمْ أَکْثَرَ نَفِیراً

إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِکُمْ وَ إِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهٰا فَإِذٰا جٰاءَ وَعْدُ الْآخِرَةِ لِیَسُوؤُا وُجُوهَکُمْ وَ لِیَدْخُلُوا الْمَسْجِدَ کَمٰا دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ لِیُتَبِّرُوا مٰا عَلَوْا تَتْبِیراً.

اسراء (17) 4 و 6 و 7

116. حکم قصاص نفس و اعدام مفسدان، از احکام الهی در آیین بنی‌اسرائیل:

مِنْ أَجْلِ ذٰلِکَ کَتَبْنٰا عَلیٰ بَنِی إِسْرٰائِیلَ أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَیْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسٰادٍ فِی الْأَرْضِ فَکَأَنَّمٰا قَتَلَ النّٰاسَ جَمِیعاً .... مائده (5) 32

117. فساد بنی‌اسرائیل در زمین، توأم با برتری‌طلبی آنان:

وَ قَضَیْنٰا إِلیٰ بَنِی إِسْرٰائِیلَ ... لَتُفْسِدُنَّ فِی الْأَرْضِ مَرَّتَیْنِ وَ لَتَعْلُنَّ عُلُوًّا کَبِیراً. اسراء (17) 4

118. پیشگویی تورات، دربارۀ دو بار فساد مهمّ بنی‌اسرائیل:

وَ قَضَیْنٰا إِلیٰ بَنِی إِسْرٰائِیلَ فِی الْکِتٰابِ لَتُفْسِدُنَّ فِی الْأَرْضِ مَرَّتَیْنِ .... اسراء (17) 4

119. قضای الهی، دربارۀ فساد بنی‌اسرائیل:

وَ قَضَیْنٰا إِلیٰ بَنِی إِسْرٰائِیلَ ... لَتُفْسِدُنَّ فِی الْأَرْضِ مَرَّتَیْنِ .... اسراء (17) 4

120. فساد بنی‌اسرائیل در زمین، برابر با کشتن همۀ مردم:

مِنْ أَجْلِ ذٰلِکَ کَتَبْنٰا عَلیٰ بَنِی إِسْرٰائِیلَ أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَیْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسٰادٍ فِی الْأَرْضِ فَکَأَنَّمٰا قَتَلَ النّٰاسَ جَمِیعاً .... مائده (5) 32

121. فسادانگیزان سرکش بنی‌اسرائیل، در زمرۀ کافران:

وَ قَضَیْنٰا إِلیٰ بَنِی إِسْرٰائِیلَ ... لَتُفْسِدُنَّ فِی الْأَرْضِ مَرَّتَیْنِ .... وَ إِنْ عُدْتُمْ عُدْنٰا وَ جَعَلْنٰا جَهَنَّمَ لِلْکٰافِرِینَ حَصِیراً. اسراء (17) 4 و 8

122. فساد و بدکرداری بنی‌اسرائیل، زمینه‌ساز شکست آنان:

وَ قَضَیْنٰا إِلیٰ بَنِی إِسْرٰائِیلَ فِی الْکِتٰابِ لَتُفْسِدُنَّ فِی الْأَرْضِ مَرَّتَیْنِ وَ لَتَعْلُنَّ عُلُوًّا کَبِیراً

إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِکُمْ وَ إِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهٰا فَإِذٰا جٰاءَ وَعْدُ الْآخِرَةِ لِیَسُوؤُا وُجُوهَکُمْ وَ لِیَدْخُلُوا الْمَسْجِدَ کَمٰا دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ لِیُتَبِّرُوا مٰا عَلَوْا تَتْبِیراً. اسراء (17) 4 و 7

کیفر فساد بنی‌اسرائیل

123. انتقام خداوند از بنی‌اسرائیل، به وسیلۀ نیروهایی توانمند و جنگاور، در پی نخستین فساد آنان:

وَ قَضَیْنٰا إِلیٰ بَنِی إِسْرٰائِیلَ فِی الْکِتٰابِ لَتُفْسِدُنَّ فِی الْأَرْضِ مَرَّتَیْنِ وَ لَتَعْلُنَّ عُلُوًّا کَبِیراً

فَإِذٰا جٰاءَ وَعْدُ أُولاٰهُمٰا بَعَثْنٰا عَلَیْکُمْ عِبٰاداً لَنٰا أُولِی بَأْسٍ شَدِیدٍ فَجٰاسُوا خِلاٰلَ الدِّیٰارِ وَ کٰانَ وَعْداً مَفْعُولاً. اسراء (17) 4 و 5

124. مجازات و کیفر فسادانگیزان بنی‌اسرائیل، از سنّتهای تخلّف‌ناپذیر الهی:

وَ قَضَیْنٰا إِلیٰ بَنِی إِسْرٰائِیلَ ... لَتُفْسِدُنَّ فِی الْأَرْضِ مَرَّتَیْنِ .... وَ إِنْ عُدْتُمْ عُدْنٰا وَ جَعَلْنٰا جَهَنَّمَ لِلْکٰافِرِینَ حَصِیراً. اسراء (17) 4 و 8

125. ذلّت و شکست مجازات دنیایی فسادگران بنی‌اسرائیل در آخرت:

وَ قَضَیْنٰا إِلیٰ بَنِی إِسْرٰائِیلَ ... لَتُفْسِدُنَّ فِی الْأَرْضِ مَرَّتَیْنِ .... وَ إِنْ عُدْتُمْ عُدْنٰا .... اسراء (17) 4 و 8

126. عذاب جهنّم، کیفر فسادانگیزان بنی‌اسرائیل در آخرت:

وَ قَضَیْنٰا إِلیٰ بَنِی إِسْرٰائِیلَ ... لَتُفْسِدُنَّ فِی الْأَرْضِ مَرَّتَیْنِ .... وَ جَعَلْنٰا جَهَنَّمَ لِلْکٰافِرِینَ حَصِیراً. اسراء (17) 4 و 8

127. در امان نبودن بنی‌اسرائیل در زوایای خانه‌های خود، در پی فساد و مورد تعقیب قرار گرفتن‌شان از سوی مردان جنگاور:

وَ قَضَیْنٰا إِلیٰ بَنِی إِسْرٰائِیلَ فِی الْکِتٰابِ لَتُفْسِدُنَّ فِی الْأَرْضِ مَرَّتَیْنِ وَ لَتَعْلُنَّ عُلُوًّا کَبِیراً

فَإِذٰا جٰاءَ وَعْدُ أُولاٰهُمٰا بَعَثْنٰا عَلَیْکُمْ عِبٰاداً لَنٰا أُولِی بَأْسٍ شَدِیدٍ فَجٰاسُوا خِلاٰلَ الدِّیٰارِ وَ کٰانَ وَعْداً مَفْعُولاً. اسراء (17) 4 و 5

128. فسادانگیزی بنی‌اسرائیل و سرکوبی آنان به وسیلۀ جنگاورانی قدرتمند، وعدۀ قطعی و تخلّف‌ناپذیر خداوند:

وَ قَضَیْنٰا إِلیٰ بَنِی إِسْرٰائِیلَ فِی الْکِتٰابِ لَتُفْسِدُنَّ فِی الْأَرْضِ مَرَّتَیْنِ وَ لَتَعْلُنَّ عُلُوًّا کَبِیراً

فَإِذٰا جٰاءَ وَعْدُ أُولاٰهُمٰا بَعَثْنٰا عَلَیْکُمْ عِبٰاداً لَنٰا أُولِی بَأْسٍ شَدِیدٍ فَجٰاسُوا خِلاٰلَ الدِّیٰارِ وَ کٰانَ وَعْداً مَفْعُولاً. اسراء (17) 4 و 5

فساد پسر نوح

اشاره

129. نوح علیه السلام ، ناآگاه به تباهی و فساد فرزند ناخلف خویش:

وَ نٰادیٰ نُوحٌ رَبَّهُ فَقٰالَ رَبِّ إِنَّ ابْنِی مِنْ أَهْلِی وَ إِنَّ

وَعْدَکَ الْحَقُّ وَ أَنْتَ أَحْکَمُ الْحٰاکِمِینَ

قٰالَ یٰا نُوحُ إِنَّهُ لَیْسَ مِنْ أَهْلِکَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَیْرُ صٰالِحٍ فَلاٰ تَسْئَلْنِ مٰا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ ....

هود (11) 45 و 46

130. آگاه نبودن نوح علیه السلام به حکیمانه نبودن نجات فرزند فاسدش از حادثۀ توفان:

وَ نٰادیٰ نُوحٌ رَبَّهُ فَقٰالَ رَبِّ إِنَّ ابْنِی مِنْ أَهْلِی وَ إِنَّ وَعْدَکَ الْحَقُّ وَ أَنْتَ أَحْکَمُ الْحٰاکِمِینَ

قٰالَ یٰا نُوحُ إِنَّهُ لَیْسَ مِنْ أَهْلِکَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَیْرُ صٰالِحٍ فَلاٰ تَسْئَلْنِ مٰا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ ....

هود (11) 45 و 46

131. نوح علیه السلام ، ناآگاه به گسستن پیوند فرزندی کنعان با او، بر اثر اعمال فسادانگیزش:

... إِنَّ ابْنِی مِنْ أَهْلِی ... قٰالَ یٰا نُوحُ إِنَّهُ لَیْسَ مِنْ أَهْلِکَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَیْرُ صٰالِحٍ فَلاٰ تَسْئَلْنِ مٰا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ .... هود (11) 45 و 46

آثار فساد پسر نوح

1. اهلیّت نداشتن
132. فسادپیشگی فرزند نوح، موجب محسوب نشدن وی از خانوادۀ نوح، نزد خداوند:

قٰالَ یٰا نُوحُ إِنَّهُ لَیْسَ مِنْ أَهْلِکَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَیْرُ صٰالِحٍ ... (1)هود (11) 46

2. هلاکت
133. فسادپیشگی فرزند نوح، موجب هلاکت وی، در حادثۀ توفان:

وَ هِیَ تَجْرِی بِهِمْ فِی مَوْجٍ کَالْجِبٰالِ وَ نٰادیٰ نُوحٌ ابْنَهُ وَ کٰانَ فِی مَعْزِلٍ یٰا بُنَیَّ ارْکَبْ مَعَنٰا وَ لاٰ تَکُنْ مَعَ الْکٰافِرِینَ ... فَکٰانَ مِنَ الْمُغْرَقِینَ قٰالَ یٰا نُوحُ إِنَّهُ لَیْسَ مِنْ أَهْلِکَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَیْرُ صٰالِحٍ .... هود (11) 42 و 43 و 46

فساد ثمود

اشاره

134. گسترش فساد قوم ثمود، در مملکت‌شان:

وَ ثَمُودَ ... فَأَکْثَرُوا فِیهَا الْفَسٰادَ.

فجر (89) 9 و 12

135. برحذر داشته شدن قوم ثمود از فساد در زمین، از سوی صالح علیه السلام :

وَ إِلیٰ ثَمُودَ أَخٰاهُمْ صٰالِحاً قٰالَ یٰا قَوْمِ اعْبُدُوا اللّٰهَ مٰا لَکُمْ مِنْ إِلٰهٍ غَیْرُهُ قَدْ جٰاءَتْکُمْ بَیِّنَةٌ مِنْ رَبِّکُمْ هٰذِهِ نٰاقَةُ اللّٰهِ لَکُمْ آیَةً فَذَرُوهٰا تَأْکُلْ فِی أَرْضِ اللّٰهِ وَ لاٰ تَمَسُّوهٰا بِسُوءٍ فَیَأْخُذَکُمْ عَذٰابٌ أَلِیمٌ

وَ اذْکُرُوا إِذْ جَعَلَکُمْ خُلَفٰاءَ مِنْ بَعْدِ عٰادٍ ... وَ لاٰ تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ .

اعراف (7) 73 و 74

کَذَّبَتْ ثَمُودُ الْمُرْسَلِینَ

إِذْ قٰالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ صٰالِحٌ أَ لاٰ تَتَّقُونَ

فَاتَّقُوا اللّٰهَ وَ أَطِیعُونِ

وَ لاٰ تُطِیعُوا أَمْرَ الْمُسْرِفِینَ

اَلَّذِینَ یُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ وَ لاٰ یُصْلِحُونَ .

شعراء (26) 141 و 142 و 150 -\152

136. افراد فسادگر در جامعۀ ثمودیان، در عصر بعثت صالح علیه السلام :

کَذَّبَتْ ثَمُودُ الْمُرْسَلِینَ

إِذْ قٰالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ صٰالِحٌ أَ لاٰ تَتَّقُونَ

اَلَّذِینَ یُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ وَ لاٰ یُصْلِحُونَ .

شعراء (26) 141 و 142 و 152


1) 1) . جملۀ «انّه عمل...» علّت برای «انّه لیس من أهلک» است. (کنزالدقایق، ج 6 ، ص 176؛ انوارالتنزیل، بیضاوی، ج 3، ص 137)

137. اصلاح جامعۀ ثمودیان و از میان بردن فساد در بین آنان، از اهداف رسالت صالح علیه السلام :

کَذَّبَتْ ثَمُودُ الْمُرْسَلِینَ

إِذْ قٰالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ صٰالِحٌ أَ لاٰ تَتَّقُونَ

فَاتَّقُوا اللّٰهَ وَ أَطِیعُونِ

وَ لاٰ تُطِیعُوا أَمْرَ الْمُسْرِفِینَ

اَلَّذِینَ یُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ وَ لاٰ یُصْلِحُونَ .

شعراء (26) 141 و 142 و 150 -\152

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا إِلیٰ ثَمُودَ أَخٰاهُمْ صٰالِحاً أَنِ اعْبُدُوا اللّٰهَ فَإِذٰا هُمْ فَرِیقٰانِ یَخْتَصِمُونَ

وَ کٰانَ فِی الْمَدِینَةِ تِسْعَةُ رَهْطٍ یُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ وَ لاٰ یُصْلِحُونَ . نمل (27) 45 و 48

138. مؤمنانی با تقوا در میان ثمودیان، به رغم فساد در جامعه:

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا إِلیٰ ثَمُودَ ... وَ کٰانَ فِی الْمَدِینَةِ تِسْعَةُ رَهْطٍ یُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ وَ لاٰ یُصْلِحُونَ وَ أَنْجَیْنَا الَّذِینَ آمَنُوا وَ کٰانُوا یَتَّقُونَ . نمل (27) 45 و 48 و 53

139. فسادگران مخالف صالح علیه السلام ، سازمان‌یافته در نُه گروه:

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا إِلیٰ ثَمُودَ أَخٰاهُمْ صٰالِحاً ...

وَ کٰانَ فِی الْمَدِینَةِ تِسْعَةُ رَهْطٍ یُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ وَ لاٰ یُصْلِحُونَ . نمل (27) 45 و 48

140. توطئه و هم‌قسمی گروههای نُه‌گانۀ فسادگر ثمود، برای قتل شبانۀ صالح علیه السلام و خانواده‌اش:

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا إِلیٰ ثَمُودَ ... وَ کٰانَ فِی الْمَدِینَةِ تِسْعَةُ رَهْطٍ یُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ وَ لاٰ یُصْلِحُونَ قٰالُوا تَقٰاسَمُوا بِاللّٰهِ لَنُبَیِّتَنَّهُ وَ أَهْلَهُ ثُمَّ لَنَقُولَنَّ لِوَلِیِّهِ مٰا شَهِدْنٰا مَهْلِکَ أَهْلِهِ وَ إِنّٰا لَصٰادِقُونَ . نمل (27) 45 و 48 و 49

141. فسادانگیزی گروههای نُه‌گانۀ مخالف صالح علیه السلام ، به رغم اظهار اعتقادشان به خدا:

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا إِلیٰ ثَمُودَ ... وَ کٰانَ فِی الْمَدِینَةِ تِسْعَةُ رَهْطٍ یُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ وَ لاٰ یُصْلِحُونَ قٰالُوا تَقٰاسَمُوا بِاللّٰهِ لَنُبَیِّتَنَّهُ وَ أَهْلَهُ .... نمل (27) 45 و 48 و 49

142. توطئه‌گران مفسد قوم ثمود، نگران عکس‌العمل یاران صالح، در قبال هجوم علنی آنان:

وَ کٰانَ فِی الْمَدِینَةِ تِسْعَةُ رَهْطٍ یُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ وَ لاٰ یُصْلِحُونَ

قٰالُوا تَقٰاسَمُوا بِاللّٰهِ لَنُبَیِّتَنَّهُ وَ أَهْلَهُ ثُمَّ لَنَقُولَنَّ لِوَلِیِّهِ مٰا شَهِدْنٰا مَهْلِکَ أَهْلِهِ وَ إِنّٰا لَصٰادِقُونَ . نمل (27) 48 و 49

143. چاره‌اندیشی توطئه‌گران مفسد قوم ثمود، برای انکار جنایت خویش و گریز از قصاص یا پرداخت خونبها:

وَ کٰانَ فِی الْمَدِینَةِ تِسْعَةُ رَهْطٍ یُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ وَ لاٰ یُصْلِحُونَ

قٰالُوا تَقٰاسَمُوا بِاللّٰهِ لَنُبَیِّتَنَّهُ وَ أَهْلَهُ ثُمَّ لَنَقُولَنَّ لِوَلِیِّهِ مٰا شَهِدْنٰا مَهْلِکَ أَهْلِهِ وَ إِنّٰا لَصٰادِقُونَ . نمل (27) 48 و 49

144. اطاعت از فرمانهای صالح پیامبر علیه السلام ، مانعی برای ایجاد فساد در زمین:

إِذْ قٰالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ صٰالِحٌ أَ لاٰ تَتَّقُونَ ... وَ أَطِیعُونِ اَلَّذِینَ یُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ ....

شعراء (26) 142 و 150 و 152

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا إِلیٰ ثَمُودَ أَخٰاهُمْ صٰالِحاً أَنِ اعْبُدُوا اللّٰهَ فَإِذٰا هُمْ فَرِیقٰانِ یَخْتَصِمُونَ

وَ کٰانَ فِی الْمَدِینَةِ تِسْعَةُ رَهْطٍ یُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ

وَ لاٰ یُصْلِحُونَ

قٰالُوا تَقٰاسَمُوا بِاللّٰهِ لَنُبَیِّتَنَّهُ وَ أَهْلَهُ ثُمَّ لَنَقُولَنَّ لِوَلِیِّهِ مٰا شَهِدْنٰا مَهْلِکَ أَهْلِهِ وَ إِنّٰا لَصٰادِقُونَ . نمل (27) 45 و 48 و 49

آثار فساد ثمود

1. توطئه
145. توطئه گری قوم ثمود، برای نابودی پیامبرشان صالح علیه السلام و خانواده‌اش، پیامد مفسده‌گری آنان:

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا إِلیٰ ثَمُودَ أَخٰاهُمْ صٰالِحاً ...

وَ کٰانَ فِی الْمَدِینَةِ تِسْعَةُ رَهْطٍ یُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ وَ لاٰ یُصْلِحُونَ

قٰالُوا تَقٰاسَمُوا بِاللّٰهِ لَنُبَیِّتَنَّهُ وَ أَهْلَهُ ثُمَّ لَنَقُولَنَّ لِوَلِیِّهِ مٰا شَهِدْنٰا مَهْلِکَ أَهْلِهِ وَ إِنّٰا لَصٰادِقُونَ . نمل (27) 45 و 48 و 49

2. مانع شناخت
146. فسادانگیزی قوم ثمود، مانعی برای درک آنان از مفاهیم بلند و آسمانی پیام صالح علیه السلام :

کَذَّبَتْ ثَمُودُ الْمُرْسَلِینَ

اَلَّذِینَ یُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ وَ لاٰ یُصْلِحُونَ

قٰالُوا إِنَّمٰا أَنْتَ مِنَ الْمُسَحَّرِینَ . شعراء (26) 141 و 152 و 153

3. هلاکت جامعه
147. نقش سردمداران کفر و فساد قوم ثمود، در هلاکت و بدبختی جامعۀ آنان:

وَ کٰانَ فِی الْمَدِینَةِ تِسْعَةُ رَهْطٍ یُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ وَ لاٰ یُصْلِحُونَ

فَانْظُرْ کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ مَکْرِهِمْ أَنّٰا دَمَّرْنٰاهُمْ وَ قَوْمَهُمْ أَجْمَعِینَ .

نمل (27) 48 و 51

زمینه‌های فساد ثمود

148. تجاوز از حریم خویش و نقض حقوق دیگران، زمینه‌ساز افزایش فساد از جانب قوم ثمود:

وَ ثَمُودَ الَّذِینَ جٰابُوا الصَّخْرَ بِالْوٰادِ

اَلَّذِینَ طَغَوْا فِی الْبِلاٰدِ

فَأَکْثَرُوا فِیهَا الْفَسٰادَ.

فجر (89) 9 و 11 و 12

149. رفاه و امکانات مادّی قوم ثمود، زمینۀ افزایش فساد آنان:

وَ إِلیٰ ثَمُودَ أَخٰاهُمْ صٰالِحاً قٰالَ یٰا قَوْمِ اعْبُدُوا اللّٰهَ مٰا لَکُمْ مِنْ إِلٰهٍ غَیْرُهُ قَدْ جٰاءَتْکُمْ بَیِّنَةٌ مِنْ رَبِّکُمْ هٰذِهِ نٰاقَةُ اللّٰهِ لَکُمْ آیَةً فَذَرُوهٰا تَأْکُلْ فِی أَرْضِ اللّٰهِ وَ لاٰ تَمَسُّوهٰا بِسُوءٍ فَیَأْخُذَکُمْ عَذٰابٌ أَلِیمٌ

وَ اذْکُرُوا إِذْ جَعَلَکُمْ خُلَفٰاءَ مِنْ بَعْدِ عٰادٍ وَ بَوَّأَکُمْ فِی الْأَرْضِ تَتَّخِذُونَ مِنْ سُهُولِهٰا قُصُوراً وَ تَنْحِتُونَ الْجِبٰالَ بُیُوتاً فَاذْکُرُوا آلاٰءَ اللّٰهِ وَ لاٰ تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ . (1)

اعراف (7) 73 و 74

کَذَّبَتْ ثَمُودُ الْمُرْسَلِینَ

أَ تُتْرَکُونَ فِی مٰا هٰاهُنٰا آمِنِینَ

فِی جَنّٰاتٍ وَ عُیُونٍ

وَ زُرُوعٍ وَ نَخْلٍ طَلْعُهٰا هَضِیمٌ

وَ تَنْحِتُونَ مِنَ الْجِبٰالِ بُیُوتاً فٰارِهِینَ

فَاتَّقُوا اللّٰهَ وَ أَطِیعُونِ

وَ لاٰ تُطِیعُوا أَمْرَ الْمُسْرِفِینَ

اَلَّذِینَ یُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ وَ لاٰ یُصْلِحُونَ . شعراء (26) 141 و 146 -\152

أَ لَمْ تَرَ کَیْفَ فَعَلَ رَبُّکَ بِعٰادٍ

وَ ثَمُودَ الَّذِینَ جٰابُوا الصَّخْرَ بِالْوٰادِ

اَلَّذِینَ طَغَوْا فِی الْبِلاٰدِ

فَأَکْثَرُوا فِیهَا الْفَسٰادَ.

فجر (89) 6 و 9 و 11 و 12


1) 1) . پیامبراکرم صلی الله علیه و آله فرمود: قوم ثمود عمرهای طولانی‌داشتند، به گونه‌ای که اگر یک نفر از آنان خانه‌ای از گِل می‌ساخت و پس از سالیانی خراب می‌شد و شخص هنوز زنده بود برای خود خانه‌هایی از کوه می‌تراشید. (الدرالمنثور، ج 3، ص 489) مطابق آیۀ یاد شده، قوم ثمود از نعمتهای فراوانی برخوردار بودند

فرجام فساد ثمود

150. خداوند، خواهان اندیشیدن انسان، در فرجام فسادگران قوم ثمود:

وَ کٰانَ فِی الْمَدِینَةِ تِسْعَةُ رَهْطٍ یُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ وَ لاٰ یُصْلِحُونَ

فَانْظُرْ کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ مَکْرِهِمْ أَنّٰا دَمَّرْنٰاهُمْ وَ قَوْمَهُمْ أَجْمَعِینَ .

نمل (27) 48 و 51

کیفر فساد ثمود

151. گرفتار شدن ثمودیان فسادگر به عذاب ویرانگر و کیفر نابودکنندۀ الهی، پیش از تحقق توطئۀ آنان، علیه صالح علیه السلام و خانواده‌اش:

وَ کٰانَ فِی الْمَدِینَةِ تِسْعَةُ رَهْطٍ یُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ وَ لاٰ یُصْلِحُونَ

وَ مَکَرُوا مَکْراً وَ مَکَرْنٰا مَکْراً وَ هُمْ لاٰ یَشْعُرُونَ

فَانْظُرْ کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ مَکْرِهِمْ أَنّٰا دَمَّرْنٰاهُمْ وَ قَوْمَهُمْ أَجْمَعِینَ .

نمل (27) 48 و 50 و 51

152. کفرپیشگان فسادانگیز قوم ثمود، گرفتار عذاب هلاکت‌بار، با لرزشی شدید:

وَ إِلیٰ ثَمُودَ أَخٰاهُمْ صٰالِحاً قٰالَ یٰا قَوْمِ اعْبُدُوا اللّٰهَ مٰا لَکُمْ مِنْ إِلٰهٍ غَیْرُهُ قَدْ جٰاءَتْکُمْ بَیِّنَةٌ مِنْ رَبِّکُمْ هٰذِهِ نٰاقَةُ اللّٰهِ لَکُمْ آیَةً فَذَرُوهٰا تَأْکُلْ فِی أَرْضِ اللّٰهِ وَ لاٰ تَمَسُّوهٰا بِسُوءٍ فَیَأْخُذَکُمْ عَذٰابٌ أَلِیمٌ

وَ اذْکُرُوا إِذْ جَعَلَکُمْ خُلَفٰاءَ مِنْ بَعْدِ عٰادٍ وَ بَوَّأَکُمْ فِی الْأَرْضِ تَتَّخِذُونَ مِنْ سُهُولِهٰا قُصُوراً وَ تَنْحِتُونَ الْجِبٰالَ بُیُوتاً فَاذْکُرُوا آلاٰءَ اللّٰهِ وَ لاٰ تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ

قٰالَ الَّذِینَ اسْتَکْبَرُوا إِنّٰا بِالَّذِی آمَنْتُمْ بِهِ کٰافِرُونَ

فَأَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ فَأَصْبَحُوا فِی دٰارِهِمْ جٰاثِمِینَ . اعراف (7) 73 و 74 و 76 و 78

153. نواخته شدن شلاق عقوبت الهی بر قوم ثمود، به سبب طغیانگری و فسادانگیزی آنان:

وَ ثَمُودَ الَّذِینَ جٰابُوا الصَّخْرَ بِالْوٰادِ

اَلَّذِینَ طَغَوْا فِی الْبِلاٰدِ

فَأَکْثَرُوا فِیهَا الْفَسٰادَ.

فجر (89) 9 و 11 و 12

154. عذاب مفسدان قوم ثمود، جلوۀ ربوبیّت خداوند:

وَ ثَمُودَ الَّذِینَ جٰابُوا الصَّخْرَ بِالْوٰادِ

فَأَکْثَرُوا فِیهَا الْفَسٰادَ

فَصَبَّ عَلَیْهِمْ رَبُّکَ سَوْطَ عَذٰابٍ .

فجر (89) 9 و 12 و 13

فساد جنّیان

155. دیده شدن فساد بین جنیّان، قبل از خلقت آدم علیه السلام ، عامل اعتراض فرشتگان به خداوند برای آفرینش آدم علیه السلام :

... قٰالُوا أَ تَجْعَلُ فِیهٰا مَنْ یُفْسِدُ فِیهٰا ... (1)

بقره (2) 30

فساد ساحران

156. جادوگران زمان فرعون و مقابلۀ آنان، در نظر موسی علیه السلام عملی فسادانگیز:

فَلَمّٰا جٰاءَ السَّحَرَةُ قٰالَ لَهُمْ مُوسیٰ أَلْقُوا مٰا أَنْتُمْ مُلْقُونَ

فَلَمّٰا أَلْقَوْا قٰالَ مُوسیٰ مٰا جِئْتُمْ بِهِ السِّحْرُ إِنَّ اللّٰهَ سَیُبْطِلُهُ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُصْلِحُ عَمَلَ الْمُفْسِدِینَ . یونس (10) 80 و 81

157. سحر و جادوگری، عامل فساد ساحران:

فَلَمّٰا جٰاءَ السَّحَرَةُ قٰالَ لَهُمْ مُوسیٰ أَلْقُوا مٰا أَنْتُمْ


1) 1) . از امام باقر علیه السلام روایت شده است: این سخن [اعتراض]بعضی از فرشتگان بود، زیرا آنان قبل از آفرینش آدم فساد در زمین را از جنّ دیده بودند. (دعائم‌الاسلام، ج 1، ص 291؛ بحارالانوار، ج 96، ص 47)

مُلْقُونَ ... مٰا جِئْتُمْ بِهِ السِّحْرُ ... إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُصْلِحُ عَمَلَ الْمُفْسِدِینَ . یونس (10) 80 و 81

فساد در خویشاوندان

158. ایجاد فساد، میان خویشاوندان و واداشتن آدمیان به قطع رحم، کاری ناروا و مفسده‌انگیز:

اَلَّذِینَ یَنْقُضُونَ عَهْدَ اللّٰهِ مِنْ بَعْدِ مِیثٰاقِهِ وَ یَقْطَعُونَ مٰا أَمَرَ اللّٰهُ بِهِ أَنْ یُوصَلَ وَ یُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ أُولٰئِکَ هُمُ الْخٰاسِرُونَ . (1)بقره (2) 27

وَ إِذٰا تَوَلّٰی سَعیٰ فِی الْأَرْضِ لِیُفْسِدَ فِیهٰا وَ یُهْلِکَ الْحَرْثَ وَ النَّسْلَ وَ اللّٰهُ لاٰ یُحِبُّ الْفَسٰادَ. (2)

بقره (2) 205

... مِنْ بَعْدِ أَنْ نَزَغَ الشَّیْطٰانُ بَیْنِی وَ بَیْنَ إِخْوَتِی .... یوسف (12) 100

وَ الَّذِینَ یَنْقُضُونَ عَهْدَ اللّٰهِ مِنْ بَعْدِ مِیثٰاقِهِ وَ یَقْطَعُونَ مٰا أَمَرَ اللّٰهُ بِهِ أَنْ یُوصَلَ وَ یُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ أُولٰئِکَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَ لَهُمْ سُوءُ الدّٰارِ. (3)

رعد (13) 25

فَهَلْ عَسَیْتُمْ إِنْ تَوَلَّیْتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ وَ تُقَطِّعُوا أَرْحٰامَکُمْ . (4)محمّد (47) 22

فساد در زمین

159. زمین، جایگاهی برای فسادانگیزی انسانها:

وَ إِذٰا قِیلَ لَهُمْ لاٰ تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ قٰالُوا إِنَّمٰا نَحْنُ مُصْلِحُونَ . بقره (2) 11

اَلَّذِینَ یَنْقُضُونَ عَهْدَ اللّٰهِ مِنْ بَعْدِ مِیثٰاقِهِ ... وَ یُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ أُولٰئِکَ هُمُ الْخٰاسِرُونَ . بقره (2) 27

وَ إِذْ قٰالَ رَبُّکَ لِلْمَلاٰئِکَةِ إِنِّی جٰاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَةً قٰالُوا أَ تَجْعَلُ فِیهٰا مَنْ یُفْسِدُ فِیهٰا وَ یَسْفِکُ الدِّمٰاءَ .... بقره (2) 30

وَ إِذٰا تَوَلّٰی سَعیٰ فِی الْأَرْضِ لِیُفْسِدَ فِیهٰا وَ یُهْلِکَ الْحَرْثَ وَ النَّسْلَ وَ اللّٰهُ لاٰ یُحِبُّ الْفَسٰادَ.

بقره (2) 205

مِنْ أَجْلِ ذٰلِکَ کَتَبْنٰا عَلیٰ بَنِی إِسْرٰائِیلَ أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَیْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسٰادٍ فِی الْأَرْضِ فَکَأَنَّمٰا قَتَلَ النّٰاسَ جَمِیعاً ... إِنَّمٰا جَزٰاءُ الَّذِینَ یُحٰارِبُونَ اللّٰهَ وَ رَسُولَهُ وَ یَسْعَوْنَ فِی الْأَرْضِ فَسٰاداً أَنْ یُقَتَّلُوا أَوْ یُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَیْدِیهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلاٰفٍ أَوْ یُنْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ .... مائده (5) 32 و 33

وَ قٰالَتِ الْیَهُودُ یَدُ اللّٰهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَیْدِیهِمْ ... کُلَّمٰا أَوْقَدُوا نٰاراً لِلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللّٰهُ وَ یَسْعَوْنَ فِی الْأَرْضِ فَسٰاداً وَ اللّٰهُ لاٰ یُحِبُّ الْمُفْسِدِینَ . مائده (5) 64

وَ لاٰ تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاٰحِهٰا ....

اعراف (7) 56

... وَ لاٰ تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ . اعراف (7) 74

... وَ لاٰ تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاٰحِهٰا ذٰلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ . اعراف (7) 85

وَ قٰالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِ فِرْعَوْنَ أَ تَذَرُ مُوسیٰ وَ قَوْمَهُ


1) 1) . بنا بر اینکه «یفسدون...» تفسیری برای «یقطعون ما امر اللّه...» باشد

2) 2) . بنا بر اینکه کلمۀ «النّسل» مصداقی برای «یسعون‌فی الارض فساداً» باشد

3) 3) . بنا بر اینکه «یفسدون...» تفسیری برای «یقطعون ما امراللّه...» باشد

4) 4) . بنا بر اینکه «و تقطّعوا ارحامکم» مصداقی برای افساد باشد که از «ان تفسدوا» فهمیده می‌شود

لِیُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ .... اعراف (7) 127

وَ الَّذِینَ کَفَرُوا بَعْضُهُمْ أَوْلِیٰاءُ بَعْضٍ إِلاّٰ تَفْعَلُوهُ تَکُنْ فِتْنَةٌ فِی الْأَرْضِ وَ فَسٰادٌ کَبِیرٌ. انفال (8) 73

وَ یٰا قَوْمِ أَوْفُوا الْمِکْیٰالَ وَ الْمِیزٰانَ بِالْقِسْطِ وَ لاٰ تَبْخَسُوا النّٰاسَ أَشْیٰاءَهُمْ وَ لاٰ تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ . هود (11) 85

فَلَوْ لاٰ کٰانَ مِنَ الْقُرُونِ مِنْ قَبْلِکُمْ أُولُوا بَقِیَّةٍ یَنْهَوْنَ عَنِ الْفَسٰادِ فِی الْأَرْضِ .... هود (11) 116

قٰالُوا تَاللّٰهِ لَقَدْ عَلِمْتُمْ مٰا جِئْنٰا لِنُفْسِدَ فِی الْأَرْضِ وَ مٰا کُنّٰا سٰارِقِینَ . یوسف (12) 73

وَ الَّذِینَ یَنْقُضُونَ عَهْدَ اللّٰهِ مِنْ بَعْدِ مِیثٰاقِهِ وَ یَقْطَعُونَ مٰا أَمَرَ اللّٰهُ بِهِ أَنْ یُوصَلَ وَ یُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ أُولٰئِکَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَ لَهُمْ سُوءُ الدّٰارِ.

رعد (13) 25

وَ قَضَیْنٰا إِلیٰ بَنِی إِسْرٰائِیلَ فِی الْکِتٰابِ لَتُفْسِدُنَّ فِی الْأَرْضِ مَرَّتَیْنِ وَ لَتَعْلُنَّ عُلُوًّا کَبِیراً.

اسراء (17) 4

اَلَّذِینَ یُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ وَ لاٰ یُصْلِحُونَ .

شعراء (26) 152

وَ لاٰ تَبْخَسُوا النّٰاسَ أَشْیٰاءَهُمْ وَ لاٰ تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ . شعراء (26) 183

وَ کٰانَ فِی الْمَدِینَةِ تِسْعَةُ رَهْطٍ یُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ وَ لاٰ یُصْلِحُونَ . نمل (27) 48

... وَ لاٰ تَبْغِ الْفَسٰادَ فِی الْأَرْضِ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْمُفْسِدِینَ . قصص (28) 77

... وَ لاٰ تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ .

عنکبوت (29) 36

ظَهَرَ الْفَسٰادُ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِمٰا کَسَبَتْ أَیْدِی النّٰاسِ .... روم (30) 41

أَمْ نَجْعَلُ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّٰالِحٰاتِ کَالْمُفْسِدِینَ فِی الْأَرْضِ .... ص (38) 28

وَ قٰالَ فِرْعَوْنُ ذَرُونِی أَقْتُلْ مُوسیٰ وَ لْیَدْعُ رَبَّهُ إِنِّی أَخٰافُ أَنْ یُبَدِّلَ دِینَکُمْ أَوْ أَنْ یُظْهِرَ فِی الْأَرْضِ الْفَسٰادَ. غافر (40) 26

فساد شاهان

160. فساد و ویرانگری در آبادیها و شهرها، ویژگی پادشاهان، از دیدگاه بلقیس:

... وَجَدْتُ امْرَأَةً تَمْلِکُهُمْ وَ أُوتِیَتْ مِنْ کُلِّ شَیْءٍ وَ لَهٰا عَرْشٌ عَظِیمٌ قٰالَتْ إِنَّ الْمُلُوکَ إِذٰا دَخَلُوا قَرْیَةً أَفْسَدُوهٰا وَ جَعَلُوا أَعِزَّةَ أَهْلِهٰا أَذِلَّةً وَ کَذٰلِکَ یَفْعَلُونَ . نمل (27) 23 و 34

161. فساد و تباهی جامعه، نتیجۀ همیشگی سلطۀ شاهان بر کشور بیگانه:

... إِنَّ الْمُلُوکَ إِذٰا دَخَلُوا قَرْیَةً أَفْسَدُوهٰا ... وَ کَذٰلِکَ یَفْعَلُونَ . نمل (27) 34

فساد شیطان

اشاره

162. فسادانگیزی شیطان، با وسوسه‌ها و دسیسه‌های خویش، میان یوسف علیه السلام و برادرانش:

فَلَمّٰا دَخَلُوا عَلیٰ یُوسُفَ .... مِنْ بَعْدِ أَنْ نَزَغَ الشَّیْطٰانُ بَیْنِی وَ بَیْنَ إِخْوَتِی ... (1)

یوسف (12) 99 و 100

163. ایجاد فساد میان خویشاوندان و واداشتن آدمیان به قطع رحم، کاری شیطانی:

... وَ قٰالَ یٰا أَبَتِ هٰذٰا تَأْوِیلُ رُءْیٰایَ مِنْ قَبْلُ قَدْ


1) 1) . «نزغ» به معنای ورود در امری برای فسادانگیزی نیزآمده است. (مفردات، ص 798، «نزغ»)

جَعَلَهٰا رَبِّی حَقًّا ... وَ جٰاءَ بِکُمْ مِنَ الْبَدْوِ مِنْ بَعْدِ أَنْ نَزَغَ الشَّیْطٰانُ بَیْنِی وَ بَیْنَ إِخْوَتِی ....

یوسف (12) 100

164. در امان نبودن انسانها، حتّی مؤمنان، از فساد انگیزیهای شیطان:

وَ قُلْ لِعِبٰادِی یَقُولُوا ... إِنَّ الشَّیْطٰانَ یَنْزَغُ بَیْنَهُمْ .... اسراء (17) 53

زمینه‌های فساد شیطان

1. سخنان ناشایست
165. سخنان ناشایست و مشاجرات مردم، بستر مناسب برای فسادانگیزی شیطان:

وَ قُلْ لِعِبٰادِی یَقُولُوا الَّتِی هِیَ أَحْسَنُ إِنَّ الشَّیْطٰانَ یَنْزَغُ بَیْنَهُمْ .... اسراء (17) 53

2. اعمال مردم
166. کردار مردم، بستری مناسب و زمینه‌ای آماده برای افساد شیطان:

وَ قُلْ لِعِبٰادِی یَقُولُوا الَّتِی هِیَ أَحْسَنُ إِنَّ الشَّیْطٰانَ یَنْزَغُ بَیْنَهُمْ إِنَّ الشَّیْطٰانَ کٰانَ لِلْإِنْسٰانِ عَدُوًّا مُبِیناً. (1)اسراء (17) 53

فساد طغیانگران

اشاره

167. طاغیان، از جملۀ فسادگران در زمین:

اَلَّذِینَ طَغَوْا فِی الْبِلاٰدِ

فَأَکْثَرُوا فِیهَا الْفَسٰادَ.

فجر (89) 11 و 12

168. عذاب طغیانگران مفسد، جلوۀ ربوبیّت خداوند:

اَلَّذِینَ طَغَوْا فِی الْبِلاٰدِ

فَأَکْثَرُوا فِیهَا الْفَسٰادَ

فَصَبَّ عَلَیْهِمْ رَبُّکَ سَوْطَ عَذٰابٍ .

فجر (89) 11 -\13

کیفر فساد طغیانگران

169. وارد آمدن ضربات شلاق عقوبت خدا بر مفسدان طغیانگر:

اَلَّذِینَ طَغَوْا فِی الْبِلاٰدِ

فَأَکْثَرُوا فِیهَا الْفَسٰادَ

فَصَبَّ عَلَیْهِمْ رَبُّکَ سَوْطَ عَذٰابٍ .

فجر (89) 11 - 13

170. طغیان‌کنندگان فسادگر، در معرض افتادن به کمین خداوند و گرفتاری ناگهانی به عذابهای الهی:

اَلَّذِینَ طَغَوْا فِی الْبِلاٰدِ

فَأَکْثَرُوا فِیهَا الْفَسٰادَ

فَصَبَّ عَلَیْهِمْ رَبُّکَ سَوْطَ عَذٰابٍ

إِنَّ رَبَّکَ لَبِالْمِرْصٰادِ. فجر (89) 11 و 12 و 14

فساد ظالمان

171. عمل لواط و راهزنی و ارتکاب علنی گناه، از موارد فساد و عملی ستمگرانه:

وَ لُوطاً إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ إِنَّکُمْ لَتَأْتُونَ الْفٰاحِشَةَ مٰا سَبَقَکُمْ بِهٰا مِنْ أَحَدٍ مِنَ الْعٰالَمِینَ

إِنَّکُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجٰالَ وَ تَقْطَعُونَ السَّبِیلَ وَ تَأْتُونَ فِی نٰادِیکُمُ الْمُنْکَرَ فَمٰا کٰانَ جَوٰابَ قَوْمِهِ إِلاّٰ أَنْ قٰالُوا ائْتِنٰا بِعَذٰابِ اللّٰهِ إِنْ کُنْتَ مِنَ الصّٰادِقِینَ

وَ لَمّٰا أَنْ جٰاءَتْ رُسُلُنٰا لُوطاً سِیءَ بِهِمْ وَ ضٰاقَ بِهِمْ ذَرْعاً وَ قٰالُوا لاٰ تَخَفْ وَ لاٰ تَحْزَنْ إِنّٰا مُنَجُّوکَ وَ أَهْلَکَ إِلاَّ امْرَأَتَکَ کٰانَتْ مِنَ الْغٰابِرِینَ .

عنکبوت (29) 28 و 29 و 33

172. عمل فسادانگیز منافقان در جنگ، کاری ستمگرانه:

لَوْ خَرَجُوا فِیکُمْ مٰا زٰادُوکُمْ إِلاّٰ خَبٰالاً وَ لَأَوْضَعُوا


1) 1) . مبتنی بر اینکه «انّ الشّیطان ینزغ بینهم» تعلیل برای امر [توصیه به قول احسن] باشد. (المیزان، ج 13، ص 118؛ روح‌المعانی، ج 9، جزء 15، ص 136)

خِلاٰلَکُمْ یَبْغُونَکُمُ الْفِتْنَةَ وَ فِیکُمْ سَمّٰاعُونَ لَهُمْ وَ اللّٰهُ عَلِیمٌ بِالظّٰالِمِینَ . (1)توبه (9) 47

173. ظلم و ستم ظالمان، نمودی از فساد در جامعه:

... وَ اسْتَیْقَنَتْهٰا أَنْفُسُهُمْ ظُلْماً وَ عُلُوًّا فَانْظُرْ کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ الْمُفْسِدِینَ . نمل (27) 14

174. اعمال فسادانگیز و ستمگرانۀ قوم لوط، موجب هلاکت آنها:

وَ لُوطاً إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ إِنَّکُمْ لَتَأْتُونَ الْفٰاحِشَةَ مٰا سَبَقَکُمْ بِهٰا مِنْ أَحَدٍ مِنَ الْعٰالَمِینَ

إِنَّکُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجٰالَ وَ تَقْطَعُونَ السَّبِیلَ وَ تَأْتُونَ فِی نٰادِیکُمُ الْمُنْکَرَ فَمٰا کٰانَ جَوٰابَ قَوْمِهِ إِلاّٰ أَنْ قٰالُوا ائْتِنٰا بِعَذٰابِ اللّٰهِ إِنْ کُنْتَ مِنَ الصّٰادِقِینَ

وَ لَمّٰا أَنْ جٰاءَتْ رُسُلُنٰا لُوطاً سِیءَ بِهِمْ وَ ضٰاقَ بِهِمْ ذَرْعاً وَ قٰالُوا لاٰ تَخَفْ وَ لاٰ تَحْزَنْ إِنّٰا مُنَجُّوکَ وَ أَهْلَکَ إِلاَّ امْرَأَتَکَ کٰانَتْ مِنَ الْغٰابِرِینَ .

عنکبوت (29) 28 و 29 و 33

175. اعمال فسادانگیز ستمکاران منافق، در ردیف کفر به خدا و موجب جهنم:

لَوْ خَرَجُوا فِیکُمْ مٰا زٰادُوکُمْ إِلاّٰ خَبٰالاً وَ لَأَوْضَعُوا خِلاٰلَکُمْ یَبْغُونَکُمُ الْفِتْنَةَ وَ فِیکُمْ سَمّٰاعُونَ لَهُمْ وَ اللّٰهُ عَلِیمٌ بِالظّٰالِمِینَ

وَ مِنْهُمْ مَنْ یَقُولُ ائْذَنْ لِی وَ لاٰ تَفْتِنِّی أَلاٰ فِی الْفِتْنَةِ سَقَطُوا وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِیطَةٌ بِالْکٰافِرِینَ . توبه (9) 47 و 49

فساد عاد

اشاره

176. گسترش فساد قوم عاد، در سرزمین‌شان:

أَ لَمْ تَرَ کَیْفَ فَعَلَ رَبُّکَ بِعٰادٍ

اَلَّذِینَ طَغَوْا فِی الْبِلاٰدِ

فَأَکْثَرُوا فِیهَا الْفَسٰادَ.

فجر (89) 6 و 11 و 12

177. تجاوز از حریم خویش و نقض حقوق دیگران از سوی قوم عاد، زمینه‌ساز افزایش فساد آنها در جامعۀ خویش:

أَ لَمْ تَرَ کَیْفَ فَعَلَ رَبُّکَ بِعٰادٍ

اَلَّذِینَ طَغَوْا فِی الْبِلاٰدِ

فَأَکْثَرُوا فِیهَا الْفَسٰادَ.

فجر (89) 6 و 11 و 12

178. بهره‌وری از امکانات مادّی و آسایش و رفاه در خانه‌های بی‌نظیر، زمینۀ طغیان و فسادانگیزی قوم عاد:

أَ لَمْ تَرَ کَیْفَ فَعَلَ رَبُّکَ بِعٰادٍ

إِرَمَ ذٰاتِ الْعِمٰادِ

اَلَّتِی لَمْ یُخْلَقْ مِثْلُهٰا فِی الْبِلاٰدِ

اَلَّذِینَ طَغَوْا فِی الْبِلاٰدِ

فَأَکْثَرُوا فِیهَا الْفَسٰادَ.

فجر (89) 6 -\8 و 11 و 12

کیفر فساد عاد

179. نواخته شدن شلاق عقوبت بر قوم عاد، به واسطۀ طغیانگری و فسادانگیزی آنان:

أَ لَمْ تَرَ کَیْفَ فَعَلَ رَبُّکَ بِعٰادٍ

اَلَّذِینَ طَغَوْا فِی الْبِلاٰدِ

فَأَکْثَرُوا فِیهَا الْفَسٰادَ

فَصَبَّ عَلَیْهِمْ رَبُّکَ سَوْطَ عَذٰابٍ . فجر (89) 6 و 11 -\13

180. عذاب طغیان‌گران مفسد قوم عاد، جلوۀ ربوبیّت خداوند:

أَ لَمْ تَرَ کَیْفَ فَعَلَ رَبُّکَ بِعٰادٍ

اَلَّذِینَ طَغَوْا فِی الْبِلاٰدِ

فَأَکْثَرُوا فِیهَا الْفَسٰادَ

فَصَبَّ عَلَیْهِمْ رَبُّکَ سَوْطَ عَذٰابٍ . فجر (89) 6 و 11 - 13

نیز ==> همین مدخل، مفسدان، فرجام مفسدان

فساد فرعون

==> فرعون، رذایل فرعون، فساد


1) 1) . با توجّه به سیاق آیات جملۀ «و فیکم سمّاعون لهم» مقصود منافقان است

فساد فرعونیان

اشاره

181. فرعونیان، مردمانی فسادگر:

... إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ ... فَانْظُرْ کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ الْمُفْسِدِینَ . اعراف (7) 103

... إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ قَوْمِهِ ... وَ جَحَدُوا بِهٰا وَ اسْتَیْقَنَتْهٰا أَنْفُسُهُمْ ظُلْماً وَ عُلُوًّا فَانْظُرْ کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ الْمُفْسِدِینَ . نمل (27) 12 و 14

182. مبارزه با فساد فرعونیان، از اهداف رسالت موسی علیه السلام :

... إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ قَوْمِهِ ... فَلَمّٰا جٰاءَتْهُمْ آیٰاتُنٰا مُبْصِرَةً قٰالُوا هٰذٰا سِحْرٌ مُبِینٌ ... فَانْظُرْ کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ الْمُفْسِدِینَ . نمل (27) 12 -\14

183. فسق فرعونیان، زمینه‌ساز فسادانگیزی آنان:

وَ أَدْخِلْ یَدَکَ فِی جَیْبِکَ تَخْرُجْ بَیْضٰاءَ مِنْ غَیْرِ سُوءٍ فِی تِسْعِ آیٰاتٍ إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ قَوْمِهِ إِنَّهُمْ کٰانُوا قَوْماً فٰاسِقِینَ

وَ جَحَدُوا بِهٰا وَ اسْتَیْقَنَتْهٰا أَنْفُسُهُمْ ظُلْماً وَ عُلُوًّا فَانْظُرْ کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ الْمُفْسِدِینَ . نمل (27) 12 و 14

آثار فساد فرعونیان

1. برتری‌طلبی
184. روحیّۀ فسادگری فرعونیان، زمینه‌ساز پدید آمدن روحیّۀ برتری‌طلبی آنان:

وَ أَدْخِلْ یَدَکَ فِی جَیْبِکَ تَخْرُجْ بَیْضٰاءَ مِنْ غَیْرِ سُوءٍ فِی تِسْعِ آیٰاتٍ إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ قَوْمِهِ إِنَّهُمْ کٰانُوا قَوْماً فٰاسِقِینَ

فَلَمّٰا جٰاءَتْهُمْ آیٰاتُنٰا مُبْصِرَةً قٰالُوا هٰذٰا سِحْرٌ مُبِینٌ ... وَ اسْتَیْقَنَتْهٰا أَنْفُسُهُمْ ظُلْماً وَ عُلُوًّا فَانْظُرْ کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ الْمُفْسِدِینَ . نمل (27) 12 -\14

إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلاٰ فِی الْأَرْضِ وَ جَعَلَ أَهْلَهٰا شِیَعاً یَسْتَضْعِفُ طٰائِفَةً مِنْهُمْ یُذَبِّحُ أَبْنٰاءَهُمْ وَ یَسْتَحْیِی نِسٰاءَهُمْ إِنَّهُ کٰانَ مِنَ الْمُفْسِدِینَ .

قصص (28) 4

2. ظلم به آیات
185. فسادگری فرعونیان، موجب رفتار ظالمانۀ آنان در برابر آیات و معجزات ارائه شده از سوی موسی علیه السلام :

ثُمَّ بَعَثْنٰا مِنْ بَعْدِهِمْ مُوسیٰ بِآیٰاتِنٰا إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ فَظَلَمُوا بِهٰا فَانْظُرْ کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ الْمُفْسِدِینَ . اعراف (7) 103

کیفر فساد فرعونیان

186. فرعونیان افسادگر، دارای فرجامی شوم و هلاکت‌بار:

ثُمَّ بَعَثْنٰا مِنْ بَعْدِهِمْ مُوسیٰ بِآیٰاتِنٰا إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ فَظَلَمُوا بِهٰا فَانْظُرْ کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ الْمُفْسِدِینَ . اعراف (7) 103

وَ أَدْخِلْ یَدَکَ فِی جَیْبِکَ تَخْرُجْ بَیْضٰاءَ مِنْ غَیْرِ سُوءٍ فِی تِسْعِ آیٰاتٍ إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ قَوْمِهِ إِنَّهُمْ کٰانُوا قَوْماً فٰاسِقِینَ

وَ جَحَدُوا بِهٰا وَ اسْتَیْقَنَتْهٰا أَنْفُسُهُمْ ظُلْماً وَ عُلُوًّا فَانْظُرْ کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ الْمُفْسِدِینَ . نمل (27) 12 و 14

فساد قارون

==> قارون، رذایل قارون، فساد

فساد قبل از آدم علیه السلام

187. ساکنان زمین پیش از آدم علیه السلام ، موجوداتی فسادگر:

وَ إِذْ قٰالَ رَبُّکَ لِلْمَلاٰئِکَةِ إِنِّی جٰاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَةً قٰالُوا أَ تَجْعَلُ فِیهٰا مَنْ یُفْسِدُ فِیهٰا ... (1)بقره (2) 30


1) 1) . از اینکه موقع خلقت آدم، فرشتگان با اطّلاع قبلی، به خدا عرض کردند: آیا می‌خواهی کسی را خلق کنی که افساد کند به علت این بود که موجودات دیگری را قبل از خلقت انسان دیده و فساد و خونریزی آنها را مشاهده کرده بودند. (آلاءالرّحمن، ج 1، ص 83 ؛ تفسیر عیّاشی، ج 1، ص 29)

فساد قوم شعیب

==> همین مدخل، فساد اصحاب ایکه

فساد قوم عاد

==> همین مدخل، فساد عاد

فساد قوم لوط

==> قوم لوط، رذایل قوم لوط، فساد

فساد کافران

اشاره

188. آگاهی خدا، از فساد کافران:

وَ مِنْهُمْ مَنْ یُؤْمِنُ بِهِ وَ مِنْهُمْ مَنْ لاٰ یُؤْمِنُ بِهِ وَ رَبُّکَ أَعْلَمُ بِالْمُفْسِدِینَ . یونس (10) 40

کیفر فساد کافران

189. متفاوت بودن عذاب کافران، به تناسب عملکرد و فساد آنان:

اَلَّذِینَ کَفَرُوا ... زِدْنٰاهُمْ عَذٰاباً فَوْقَ الْعَذٰابِ بِمٰا کٰانُوا یُفْسِدُونَ . نحل (16) 88

190. عذاب مضاعف آخرتی کافران، بازتاب فسادگری مستمرّ خود آنان:

اَلَّذِینَ کَفَرُوا ... زِدْنٰاهُمْ عَذٰاباً فَوْقَ الْعَذٰابِ بِمٰا کٰانُوا یُفْسِدُونَ . نحل (16) 88

فساد متجاوزان

==> همین مدخل، فساد طغیانگران

فساد محاربان

==> محاربه، محاربان، فساد محاربان

فساد مسرفان

اشاره

191. اسرافگران، مایۀ فساد در زمین و فاقد کمترین اصلاح گری:

وَ لاٰ تُطِیعُوا أَمْرَ الْمُسْرِفِینَ

اَلَّذِینَ یُفْسِدُونَ

فِی الْأَرْضِ وَ لاٰ یُصْلِحُونَ . شعراء (26) 151 و 152

192. فساد، یکی از مصادیق بارز اسراف:

مِنْ أَجْلِ ذٰلِکَ کَتَبْنٰا عَلیٰ بَنِی إِسْرٰائِیلَ أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَیْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسٰادٍ فِی الْأَرْضِ فَکَأَنَّمٰا قَتَلَ النّٰاسَ جَمِیعاً ... ثُمَّ إِنَّ کَثِیراً مِنْهُمْ بَعْدَ ذٰلِکَ فِی الْأَرْضِ لَمُسْرِفُونَ . مائده (5) 32

آثار فساد مسرفان

193. اسرافگران مفسد، فاقد صلاحیّت رهبری:

وَ لاٰ تُطِیعُوا أَمْرَ الْمُسْرِفِینَ

اَلَّذِینَ یُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ وَ لاٰ یُصْلِحُونَ . شعراء (26) 151 و 152

194. پرهیز از اطاعت اسرافگران مفسد، لازمۀ تقوا و پیروی از انبیا:

فَاتَّقُوا اللّٰهَ وَ أَطِیعُونِ

وَ لاٰ تُطِیعُوا أَمْرَ الْمُسْرِفِینَ

اَلَّذِینَ یُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ وَ لاٰ یُصْلِحُونَ . شعراء (26) 150 -\152

فساد مسیحیان

اشاره

195. خداوند، آگاه به فساد مسیحیان:

فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّ اللّٰهَ عَلِیمٌ بِالْمُفْسِدِینَ . (1)

آل‌عمران (3) 63

196. پرهیز از فسادانگیزی، شرطی برای آمرزش گناهان مسیحیان:

وَ قٰالَتِ الْیَهُودُ یَدُ اللّٰهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَیْدِیهِمْ وَ لُعِنُوا بِمٰا قٰالُوا بَلْ یَدٰاهُ مَبْسُوطَتٰانِ یُنْفِقُ کَیْفَ یَشٰاءُ وَ لَیَزِیدَنَّ کَثِیراً مِنْهُمْ مٰا أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ طُغْیٰاناً وَ کُفْراً وَ أَلْقَیْنٰا بَیْنَهُمُ الْعَدٰاوَةَ وَ الْبَغْضٰاءَ إِلیٰ یَوْمِ الْقِیٰامَةِ کُلَّمٰا أَوْقَدُوا نٰاراً لِلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللّٰهُ وَ یَسْعَوْنَ فِی الْأَرْضِ فَسٰاداً وَ اللّٰهُ لاٰ یُحِبُّ الْمُفْسِدِینَ

وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْکِتٰابِ آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَکَفَّرْنٰا عَنْهُمْ سَیِّئٰاتِهِمْ ... وَ لَوْ أَنَّهُمْ أَقٰامُوا التَّوْرٰاةَ وَ الْإِنْجِیلَ وَ مٰا أُنْزِلَ إِلَیْهِمْ مِنْ رَبِّهِمْ لَأَکَلُوا مِنْ فَوْقِهِمْ ....

مائده (5) 64 -\66

کیفر فساد مسیحیان

197. مسیحیان فسادگر، در خطر عقوبت الهی:

فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّ اللّٰهَ عَلِیمٌ بِالْمُفْسِدِینَ . (2)

آل‌عمران (3) 63

فساد منافقان

==> نفاق، منافقان، افساد منافقان

فساد نیاکان فرعون

198. فرعون، از زمرۀ مفسدان تاریخ مصر و از تبار آنان:

إِنَّ فِرْعَوْنَ ... إِنَّهُ کٰانَ مِنَ الْمُفْسِدِینَ . (3)

قصص (28) 4

فساد و اصلاح

199. نهی از فساد در زمین بعد از اصلاح آن، توصیۀ خداوند:

وَ لاٰ تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاٰحِهٰا ....

اعراف (7) 56

200. نهی از فساد در زمین بعد از اصلاح آن، توصیۀ شعیب علیه السلام به قوم خویش:

وَ إِلیٰ مَدْیَنَ أَخٰاهُمْ شُعَیْباً قٰالَ یٰا قَوْمِ اعْبُدُوا اللّٰهَ ... وَ لاٰ تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاٰحِهٰا ....

اعراف (7) 85

201. پیروی از روش مفسدان، ناسازگار با اصلاح جامعه، در نظر موسی علیه السلام :

وَ وٰاعَدْنٰا مُوسیٰ ثَلاٰثِینَ لَیْلَةً ... وَ قٰالَ مُوسیٰ لِأَخِیهِ هٰارُونَ اخْلُفْنِی فِی قَوْمِی وَ أَصْلِحْ وَ لاٰ تَتَّبِعْ سَبِیلَ الْمُفْسِدِینَ . اعراف (7) 142

202. اصلاح مفاسد، ادّعای دروغین منافقان مفسده‌جو:

وَ مِنَ النّٰاسِ مَنْ یَقُولُ آمَنّٰا بِاللّٰهِ وَ بِالْیَوْمِ الْآخِرِ وَ مٰا هُمْ بِمُؤْمِنِینَ

وَ إِذٰا قِیلَ لَهُمْ لاٰ تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ قٰالُوا إِنَّمٰا نَحْنُ مُصْلِحُونَ .

بقره (2) 8 و 11

203. افراد صد در صد فسادگر و فاقد کمترین اصلاح‌گری، در جامعۀ ثمودیان و قوم صالح:

کَذَّبَتْ ثَمُودُ الْمُرْسَلِینَ

إِذْ قٰالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ صٰالِحٌ أَ لاٰ تَتَّقُونَ

اَلَّذِینَ یُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ وَ لاٰ یُصْلِحُونَ .

شعراء (26) 141 و 142 و 152

204. اصلاح جامعه و از میان بردن فساد، از اهداف صالح علیه السلام :

کَذَّبَتْ ثَمُودُ الْمُرْسَلِینَ

إِذْ قٰالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ صٰالِحٌ أَ لاٰ تَتَّقُونَ

فَاتَّقُوا اللّٰهَ وَ أَطِیعُونِ

وَ لاٰ تُطِیعُوا أَمْرَ الْمُسْرِفِینَ

اَلَّذِینَ یُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ وَ لاٰ یُصْلِحُونَ .

شعراء (26) 141 و 142 و 150 - 152


1) 1) . آیه، مربوط به مسیحیان عیسی‌پرست است.(مجمع‌البیان، ج 1 -\2، ص 765)

2) 2) . جملۀ «علیم بالمفسدین» بیانگر مجازات مفسدان‌است، وگرنه خداوند به حال مفسد و مصلح آگاهی کامل دارد. (مجمع‌البیان، ج 1 -\2، ص 565)

3) 3) . بنا بر اینکه کلمۀ «من» نشویّه و بیانگر خواستگاه خانوادگی فرعون باشد

205. تهدید مصلح نماهای مفسد و بشارت به مصلحان واقعی، از جانب خدا:

... قُلْ إِصْلاٰحٌ لَهُمْ خَیْرٌ وَ إِنْ تُخٰالِطُوهُمْ فَإِخْوٰانُکُمْ وَ اللّٰهُ یَعْلَمُ الْمُفْسِدَ مِنَ الْمُصْلِحِ ....

بقره (2) 220

206. توجّه به آگاهی خداوند از اصلاح و فساد، زمینه‌ساز اجتناب از افساد و رویکرد به اصلاح:

... قُلْ إِصْلاٰحٌ لَهُمْ خَیْرٌ وَ إِنْ تُخٰالِطُوهُمْ فَإِخْوٰانُکُمْ وَ اللّٰهُ یَعْلَمُ الْمُفْسِدَ مِنَ الْمُصْلِحِ ....

بقره (2) 220

207. اعمال مفسدان، غیر قابل اصلاح و دارای فرجامی ناشایسته:

فَلَمّٰا أَلْقَوْا قٰالَ مُوسیٰ مٰا جِئْتُمْ بِهِ السِّحْرُ إِنَّ اللّٰهَ سَیُبْطِلُهُ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُصْلِحُ عَمَلَ الْمُفْسِدِینَ .

یونس (10) 81

208. تهدید مصلح‌نماهای مفسد، از جانب خداوند:

... وَ اللّٰهُ یَعْلَمُ الْمُفْسِدَ مِنَ الْمُصْلِحِ ....

بقره (2) 220

209. فسادگری در برابر اصلاحگری، از اوصاف منافقان:

وَ مِنَ النّٰاسِ مَنْ یَقُولُ آمَنّٰا بِاللّٰهِ وَ بِالْیَوْمِ الْآخِرِ وَ مٰا هُمْ بِمُؤْمِنِینَ

وَ إِذٰا قِیلَ لَهُمْ لاٰ تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ قٰالُوا إِنَّمٰا نَحْنُ مُصْلِحُونَ .

بقره (2) 8 و 11

210. رویکرد عمومی بنی‌اسرائیل به صلاح و شایستگی، پس از تحمّل مجازات فساد خویش و قبول شکست از مردانی جنگاور:

وَ قَضَیْنٰا إِلیٰ بَنِی إِسْرٰائِیلَ فِی الْکِتٰابِ لَتُفْسِدُنَّ فِی الْأَرْضِ مَرَّتَیْنِ وَ لَتَعْلُنَّ عُلُوًّا کَبِیراً

فَإِذٰا جٰاءَ وَعْدُ أُولاٰهُمٰا بَعَثْنٰا عَلَیْکُمْ عِبٰاداً لَنٰا أُولِی بَأْسٍ شَدِیدٍ فَجٰاسُوا خِلاٰلَ الدِّیٰارِ وَ کٰانَ وَعْداً مَفْعُولاً. اسراء (17) 4 و 5

211. اصلاح، سنّت جاری الهی، در جوامع انسانی و ناسازگار با اعمال فسادانگیز مفسدان:

فَلَمّٰا أَلْقَوْا قٰالَ مُوسیٰ مٰا جِئْتُمْ بِهِ السِّحْرُ إِنَّ اللّٰهَ سَیُبْطِلُهُ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُصْلِحُ عَمَلَ الْمُفْسِدِینَ .

یونس (10) 81

212. اصلاح جوامع بشری و از میان بردن فساد، از اهداف شعیب علیه السلام :

وَ إِلیٰ مَدْیَنَ أَخٰاهُمْ شُعَیْباً قٰالَ یٰا قَوْمِ اعْبُدُوا اللّٰهَ ... وَ لاٰ تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاٰحِهٰا ....

اعراف (7) 85

213. اصلاح جوامع بشری و از میان بردن فساد، از اهداف پیامبران قوم ثمود:

کَذَّبَتْ ثَمُودُ الْمُرْسَلِینَ

إِذْ قٰالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ صٰالِحٌ أَ لاٰ تَتَّقُونَ

اَلَّذِینَ یُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ وَ لاٰ یُصْلِحُونَ .

شعراء (26) 141 و 142 و 152

214. اصلاح جوامع بشری و از میان بردن فساد، از اهداف صالح پیامبر علیه السلام در قوم ثمود:

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا إِلیٰ ثَمُودَ أَخٰاهُمْ صٰالِحاً أَنِ اعْبُدُوا اللّٰهَ فَإِذٰا هُمْ فَرِیقٰانِ یَخْتَصِمُونَ

وَ کٰانَ فِی الْمَدِینَةِ تِسْعَةُ رَهْطٍ یُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ وَ لاٰ یُصْلِحُونَ . نمل (27) 45 و 48

215. آگاهی خداوند از حال مفسدان، در برابر اصلاح‌طلبان:

... وَ اللّٰهُ یَعْلَمُ الْمُفْسِدَ مِنَ الْمُصْلِحِ ....

بقره (2) 220

216. طریق اصلاح، ناسازگار با راه مفسدان:

وَ وٰاعَدْنٰا مُوسیٰ ثَلاٰثِینَ لَیْلَةً ... وَ قٰالَ مُوسیٰ لِأَخِیهِ هٰارُونَ اخْلُفْنِی فِی قَوْمِی وَ أَصْلِحْ وَ لاٰ تَتَّبِعْ سَبِیلَ الْمُفْسِدِینَ . اعراف (7) 142

فساد یأجوج و مأجوج

217. شکایت کردن مردم شمال، نزد ذوالقرنین، از طوایفی فسادانگیز به نام یأجوج و مأجوج:

قٰالُوا یٰا ذَا الْقَرْنَیْنِ إِنَّ یَأْجُوجَ وَ مَأْجُوجَ مُفْسِدُونَ .... کهف (18) 94

218. منطقه‌ای گسترده از سرزمین شمال، در عهد ذوالقرنین، مورد تهدید هجومها و فسادگریهای یأجوج و مأجوج:

قٰالُوا یٰا ذَا الْقَرْنَیْنِ إِنَّ یَأْجُوجَ وَ مَأْجُوجَ مُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ ... (1)کهف (18) 94

219. لزوم تهیّه و تدارک استحکامات و سدّ دفاعی، جهت جلوگیری از رخنۀ یأجوج و مأجوج مفسد:

قٰالُوا یٰا ذَا الْقَرْنَیْنِ إِنَّ یَأْجُوجَ وَ مَأْجُوجَ مُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ فَهَلْ نَجْعَلُ لَکَ خَرْجاً عَلیٰ أَنْ تَجْعَلَ بَیْنَنٰا وَ بَیْنَهُمْ سَدًّا. کهف (18) 94

220. آسیب‌پذیران از افساد یأجوج و مأجوج، برای ساختن سدّی در میانۀ دو رشته کوه بلند، خواهان کمک از ذوالقرنین:

قٰالُوا یٰا ذَا الْقَرْنَیْنِ إِنَّ یَأْجُوجَ وَ مَأْجُوجَ مُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ فَهَلْ نَجْعَلُ لَکَ خَرْجاً عَلیٰ أَنْ تَجْعَلَ بَیْنَنٰا وَ بَیْنَهُمْ سَدًّا. کهف (18) 94

221. نابودی زراعتها و از بین رفتن میوه‌ها، بارزترین فساد یأجوج و مأجوج:

قٰالُوا یٰا ذَا الْقَرْنَیْنِ إِنَّ یَأْجُوجَ وَ مَأْجُوجَ مُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ فَهَلْ نَجْعَلُ لَکَ خَرْجاً عَلیٰ أَنْ تَجْعَلَ بَیْنَنٰا وَ بَیْنَهُمْ سَدًّا. (2)کهف (18) 94

فساد یهود

اشاره

222. تلاش مستمرّ یهود، برای ایجاد فساد و تباهی در زمین:

وَ قٰالَتِ الْیَهُودُ ... وَ یَسْعَوْنَ فِی الْأَرْضِ فَسٰاداً ... (3)

مائده (5) 64

223. هشدار خداوند به یهود نسبت به فرجام شوم فسادانگیزی آنان، در زمین:

مِنْ أَجْلِ ذٰلِکَ کَتَبْنٰا عَلیٰ بَنِی إِسْرٰائِیلَ ... إِنَّمٰا جَزٰاءُ الَّذِینَ ... وَ یَسْعَوْنَ فِی الْأَرْضِ فَسٰاداً ....

مائده (5) 32 و 33

آثار فساد یهود

1. مانع آمرزش گناه
224. فسادانگیزی، مانع آمرزش گناهان یهود:

وَ قٰالَتِ الْیَهُودُ یَدُ اللّٰهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَیْدِیهِمْ ... کُلَّمٰا أَوْقَدُوا نٰاراً لِلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللّٰهُ وَ یَسْعَوْنَ فِی الْأَرْضِ فَسٰاداً وَ اللّٰهُ لاٰ یُحِبُّ الْمُفْسِدِینَ وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْکِتٰابِ آمَنُوا وَ اتَّقَوْا


1) 1) . حرف «ال» در «فی الارض» برای عهد حضوری است و چون تعبیر «فی الارض» برای مناطق کوچک محدود، تعبیر متعارفی نیست، مراد از آن منطقه‌ای گسترده است

2) 2) . مطابق روایتی از امیرالمؤمنین علیه السلام مراد از فساد یأجوج و مأجوج، هجوم این طایفه به مردم منطقه‌ای از شمال، برای از بین بردن زراعتها و میوه‌ها در فصل برداشت محصول است. (تفسیر نورالثقلین، ج 3، ص 298، ح 215؛ تفسیر عیّاشی، ج 2، ص 343)

3) 3) . فعل مضارع «یسعون» از تلاش پیگیر و مستمرّ حکایت‌می‌کند

لَکَفَّرْنٰا عَنْهُمْ سَیِّئٰاتِهِمْ وَ لَأَدْخَلْنٰاهُمْ جَنّٰاتِ النَّعِیمِ . (1)مائده (5) 64 و 65

2. محرومیّت از محبّت
225. مفسده‌جویی یهود، عامل محرومیّت آنان از محبّت خداوند:

وَ قٰالَتِ الْیَهُودُ یَدُ اللّٰهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَیْدِیهِمْ وَ لُعِنُوا بِمٰا قٰالُوا بَلْ یَدٰاهُ مَبْسُوطَتٰانِ یُنْفِقُ کَیْفَ یَشٰاءُ وَ لَیَزِیدَنَّ کَثِیراً مِنْهُمْ مٰا أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ طُغْیٰاناً وَ کُفْراً وَ أَلْقَیْنٰا بَیْنَهُمُ الْعَدٰاوَةَ وَ الْبَغْضٰاءَ إِلیٰ یَوْمِ الْقِیٰامَةِ کُلَّمٰا أَوْقَدُوا نٰاراً لِلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللّٰهُ وَ یَسْعَوْنَ فِی الْأَرْضِ فَسٰاداً وَ اللّٰهُ لاٰ یُحِبُّ الْمُفْسِدِینَ . مائده (5) 64

گناه فساد

226. فسادگری، یکی از گناهان قوم شعیب:

وَ إِلیٰ مَدْیَنَ أَخٰاهُمْ شُعَیْباً فَقٰالَ ... وَ لاٰ تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ فَکُلاًّ أَخَذْنٰا بِذَنْبِهِ ....

عنکبوت (29) 36 و 40

مبارزه با فساد

اشاره

227. دفع فساد از زمین، از آثار پیکار حق علیه باطل:

... اِبْعَثْ لَنٰا مَلِکاً نُقٰاتِلْ فِی سَبِیلِ اللّٰهِ ... قٰالُوا وَ مٰا لَنٰا أَلاّٰ نُقٰاتِلَ فِی سَبِیلِ اللّٰهِ وَ قَدْ أُخْرِجْنٰا مِنْ دِیٰارِنٰا وَ أَبْنٰائِنٰا .... وَ لَوْ لاٰ دَفْعُ اللّٰهِ النّٰاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَفَسَدَتِ الْأَرْضُ ....

بقره (2) 246 و 251

228. جلوگیری از فساد و ریختن خون بی‌گناهان، از اهداف رسالت انبیا:

... مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَیْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسٰادٍ فِی الْأَرْضِ ... وَ لَقَدْ جٰاءَتْهُمْ رُسُلُنٰا بِالْبَیِّنٰاتِ ....

مائده (5) 32

229. پاک کردن زمین از فساد انسانها، مسئولیّت و وظیفه‌ای دینی:

فَلَوْ لاٰ کٰانَ مِنَ الْقُرُونِ مِنْ قَبْلِکُمْ أُولُوا بَقِیَّةٍ یَنْهَوْنَ عَنِ الْفَسٰادِ .... هود (11) 116

230. اصلاح جامعه و از میان بردن فساد قوم ثمود، از اهداف صالح علیه السلام :

وَ إِلیٰ ثَمُودَ أَخٰاهُمْ صٰالِحاً قٰالَ یٰا قَوْمِ اعْبُدُوا اللّٰهَ مٰا لَکُمْ مِنْ إِلٰهٍ غَیْرُهُ قَدْ جٰاءَتْکُمْ بَیِّنَةٌ مِنْ رَبِّکُمْ هٰذِهِ نٰاقَةُ اللّٰهِ لَکُمْ آیَةً ... وَ اذْکُرُوا إِذْ جَعَلَکُمْ خُلَفٰاءَ مِنْ بَعْدِ عٰادٍ وَ بَوَّأَکُمْ فِی الْأَرْضِ تَتَّخِذُونَ مِنْ سُهُولِهٰا قُصُوراً وَ تَنْحِتُونَ الْجِبٰالَ بُیُوتاً فَاذْکُرُوا آلاٰءَ اللّٰهِ وَ لاٰ تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ . اعراف (7) 73 و 74

کَذَّبَتْ ثَمُودُ الْمُرْسَلِینَ

إِذْ قٰالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ صٰالِحٌ أَ لاٰ تَتَّقُونَ

فَاتَّقُوا اللّٰهَ وَ أَطِیعُونِ

وَ لاٰ تُطِیعُوا أَمْرَ الْمُسْرِفِینَ

اَلَّذِینَ یُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ وَ لاٰ یُصْلِحُونَ .

شعراء (26) 141 و 142 و 150 -\152

231. مبارزه با فساد، از اهداف رسالت شعیب علیه السلام :

وَ إِلیٰ مَدْیَنَ أَخٰاهُمْ شُعَیْباً قٰالَ یٰا قَوْمِ اعْبُدُوا اللّٰهَ مٰا لَکُمْ مِنْ إِلٰهٍ غَیْرُهُ وَ لاٰ تَنْقُصُوا الْمِکْیٰالَ وَ الْمِیزٰانَ إِنِّی أَرٰاکُمْ بِخَیْرٍ وَ إِنِّی أَخٰافُ عَلَیْکُمْ عَذٰابَ یَوْمٍ مُحِیطٍ

وَ یٰا قَوْمِ أَوْفُوا الْمِکْیٰالَ وَ الْمِیزٰانَ بِالْقِسْطِ وَ لاٰ تَبْخَسُوا النّٰاسَ أَشْیٰاءَهُمْ


1) 1) . متعلّق «اتّقوا» گناهان است. از مصادیق مورد نظر آن، با توجّه به آیات گذشته، رشوه‌خواری، طغیان و فساد در زمین است

وَ لاٰ تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ .

هود (11) 84 و 85

إِذْ قٰالَ لَهُمْ شُعَیْبٌ .... وَ لاٰ تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ . شعراء (26) 183

232. مبارزه با فسق و فساد فرعونیان، از اهداف رسالت موسی علیه السلام :

... إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ قَوْمِهِ .... فَانْظُرْ کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ الْمُفْسِدِینَ . نمل (27) 12 و 14

233. درخواست استمداد و یاری لوط علیه السلام از خداوند علیه مردم مفسد:

وَ لُوطاً ... قٰالَ رَبِّ انْصُرْنِی عَلَی الْقَوْمِ الْمُفْسِدِینَ . عنکبوت (29) 28 و 30

234. شایسته بودن دعا و استمداد از خداوند، برای مبارزه با مفاسد اجتماعی و مفسدان:

قٰالَ رَبِّ انْصُرْنِی عَلَی الْقَوْمِ الْمُفْسِدِینَ .

عنکبوت (29) 30

235. اندک بودن عوامل نهی از منکر و فساد، در بین اقوام پیشین:

فَلَوْ لاٰ کٰانَ مِنَ الْقُرُونِ مِنْ قَبْلِکُمْ أُولُوا بَقِیَّةٍ یَنْهَوْنَ عَنِ الْفَسٰادِ فِی الْأَرْضِ إِلاّٰ قَلِیلاً ....

هود (11) 116

236. نهی از منکر و بازداری مردمان از فساد، مایۀ نجات و رهایی از عذابهای الهی:

فَلَوْ لاٰ کٰانَ مِنَ الْقُرُونِ مِنْ قَبْلِکُمْ أُولُوا بَقِیَّةٍ یَنْهَوْنَ عَنِ الْفَسٰادِ فِی الْأَرْضِ إِلاّٰ قَلِیلاً مِمَّنْ أَنْجَیْنٰا مِنْهُمْ .... هود (11) 116

237. هشدار خداوند به مؤمنان رویگردان از جهاد، نسبت به سقوط در دام فساد:

وَ یَقُولُ الَّذِینَ آمَنُوا لَوْ لاٰ نُزِّلَتْ سُورَةٌ فَإِذٰا أُنْزِلَتْ سُورَةٌ مُحْکَمَةٌ وَ ذُکِرَ فِیهَا الْقِتٰالُ رَأَیْتَ الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ یَنْظُرُونَ إِلَیْکَ نَظَرَ الْمَغْشِیِّ عَلَیْهِ مِنَ الْمَوْتِ فَأَوْلیٰ لَهُمْ

فَهَلْ عَسَیْتُمْ إِنْ تَوَلَّیْتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ ....

محمّد (47) 20 و 22

شیوه‌های مبارزه با فساد

1. احسان
238. احسان و نیکی به نیازمندان جامعه، موجبی برای دفع فساد از آنان:

وَ ابْتَغِ فِیمٰا آتٰاکَ اللّٰهُ الدّٰارَ الْآخِرَةَ وَ لاٰ تَنْسَ نَصِیبَکَ مِنَ الدُّنْیٰا وَ أَحْسِنْ کَمٰا أَحْسَنَ اللّٰهُ إِلَیْکَ وَ لاٰ تَبْغِ الْفَسٰادَ فِی الْأَرْضِ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْمُفْسِدِینَ . قصص (28) 77

2. برانگیختن احساسات
239. برانگیخته شدن عواطف و احساسات انسانها، شیوه‌ای برای دفع فساد:

وَ إِذٰا تَوَلّٰی سَعیٰ فِی الْأَرْضِ لِیُفْسِدَ فِیهٰا وَ یُهْلِکَ الْحَرْثَ وَ النَّسْلَ وَ اللّٰهُ لاٰ یُحِبُّ الْفَسٰادَ.

بقره (2) 205

مِنْ أَجْلِ ذٰلِکَ کَتَبْنٰا عَلیٰ بَنِی إِسْرٰائِیلَ أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَیْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسٰادٍ فِی الْأَرْضِ فَکَأَنَّمٰا قَتَلَ النّٰاسَ جَمِیعاً وَ مَنْ أَحْیٰاهٰا فَکَأَنَّمٰا أَحْیَا النّٰاسَ جَمِیعاً وَ لَقَدْ جٰاءَتْهُمْ رُسُلُنٰا بِالْبَیِّنٰاتِ ثُمَّ إِنَّ کَثِیراً مِنْهُمْ بَعْدَ ذٰلِکَ فِی الْأَرْضِ لَمُسْرِفُونَ . مائده (5) 32

وَ قٰالَتِ الْیَهُودُ یَدُ اللّٰهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَیْدِیهِمْ وَ لُعِنُوا بِمٰا قٰالُوا بَلْ یَدٰاهُ مَبْسُوطَتٰانِ یُنْفِقُ کَیْفَ یَشٰاءُ وَ لَیَزِیدَنَّ کَثِیراً مِنْهُمْ مٰا أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ طُغْیٰاناً وَ کُفْراً وَ أَلْقَیْنٰا بَیْنَهُمُ الْعَدٰاوَةَ

وَ الْبَغْضٰاءَ إِلیٰ یَوْمِ الْقِیٰامَةِ کُلَّمٰا أَوْقَدُوا نٰاراً لِلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللّٰهُ وَ یَسْعَوْنَ فِی الْأَرْضِ فَسٰاداً وَ اللّٰهُ لاٰ یُحِبُّ الْمُفْسِدِینَ . مائده (5) 64

فَلَوْ لاٰ کٰانَ مِنَ الْقُرُونِ مِنْ قَبْلِکُمْ أُولُوا بَقِیَّةٍ یَنْهَوْنَ عَنِ الْفَسٰادِ فِی الْأَرْضِ إِلاّٰ قَلِیلاً مِمَّنْ أَنْجَیْنٰا مِنْهُمْ وَ اتَّبَعَ الَّذِینَ ظَلَمُوا مٰا أُتْرِفُوا فِیهِ وَ کٰانُوا مُجْرِمِینَ . هود (11) 116

وَ ابْتَغِ فِیمٰا آتٰاکَ اللّٰهُ الدّٰارَ الْآخِرَةَ وَ لاٰ تَنْسَ نَصِیبَکَ مِنَ الدُّنْیٰا وَ أَحْسِنْ کَمٰا أَحْسَنَ اللّٰهُ إِلَیْکَ وَ لاٰ تَبْغِ الْفَسٰادَ فِی الْأَرْضِ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْمُفْسِدِینَ . قصص (28) 77

أَمْ نَجْعَلُ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّٰالِحٰاتِ کَالْمُفْسِدِینَ فِی الْأَرْضِ أَمْ نَجْعَلُ الْمُتَّقِینَ کَالْفُجّٰارِ. ص (38) 28

3. ترک اطاعت
240. ترک اطاعت از مفسدان حاکم، شیوه‌ای برای مبارزه با فساد در جامعه:

وَ لاٰ تُطِیعُوا أَمْرَ الْمُسْرِفِینَ

اَلَّذِینَ یُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ وَ لاٰ یُصْلِحُونَ . شعراء (26) 151 و 152

4. تشویق
241. تشویق و برانگیختن عواطف، جهت پایبندی به اعمال نیک و اهداف عالی در برابر مفسدان، راهی برای مبارزه با فساد:

مِنْ أَجْلِ ذٰلِکَ کَتَبْنٰا عَلیٰ بَنِی إِسْرٰائِیلَ أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَیْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسٰادٍ فِی الْأَرْضِ فَکَأَنَّمٰا قَتَلَ النّٰاسَ جَمِیعاً وَ مَنْ أَحْیٰاهٰا فَکَأَنَّمٰا أَحْیَا النّٰاسَ جَمِیعاً وَ لَقَدْ جٰاءَتْهُمْ رُسُلُنٰا بِالْبَیِّنٰاتِ ثُمَّ إِنَّ کَثِیراً مِنْهُمْ بَعْدَ ذٰلِکَ فِی الْأَرْضِ لَمُسْرِفُونَ . مائده (5) 32

وَ ابْتَغِ فِیمٰا آتٰاکَ اللّٰهُ الدّٰارَ الْآخِرَةَ وَ لاٰ تَنْسَ نَصِیبَکَ مِنَ الدُّنْیٰا وَ أَحْسِنْ کَمٰا أَحْسَنَ اللّٰهُ إِلَیْکَ وَ لاٰ تَبْغِ الْفَسٰادَ فِی الْأَرْضِ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْمُفْسِدِینَ

تِلْکَ الدّٰارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهٰا لِلَّذِینَ لاٰ یُرِیدُونَ عُلُوًّا فِی الْأَرْضِ وَ لاٰ فَسٰاداً وَ الْعٰاقِبَةُ لِلْمُتَّقِینَ . قصص (28) 77 و 83

أَمْ نَجْعَلُ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّٰالِحٰاتِ کَالْمُفْسِدِینَ فِی الْأَرْضِ أَمْ نَجْعَلُ الْمُتَّقِینَ کَالْفُجّٰارِ. ص (38) 28

5. تهدید
242. تهدید انسانها به مجازاتهای آخرتی، شیوه‌ای برای دفع فساد:

إِنَّمٰا جَزٰاءُ الَّذِینَ یُحٰارِبُونَ اللّٰهَ وَ رَسُولَهُ وَ یَسْعَوْنَ فِی الْأَرْضِ فَسٰاداً أَنْ یُقَتَّلُوا أَوْ یُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَیْدِیهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلاٰفٍ أَوْ یُنْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ ذٰلِکَ لَهُمْ خِزْیٌ فِی الدُّنْیٰا وَ لَهُمْ فِی الْآخِرَةِ عَذٰابٌ عَظِیمٌ . مائده (5) 33

وَ الَّذِینَ یَنْقُضُونَ عَهْدَ اللّٰهِ مِنْ بَعْدِ مِیثٰاقِهِ وَ یَقْطَعُونَ مٰا أَمَرَ اللّٰهُ بِهِ أَنْ یُوصَلَ وَ یُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ أُولٰئِکَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَ لَهُمْ سُوءُ الدّٰارِ.

رعد (13) 25

اَلَّذِینَ کَفَرُوا وَ صَدُّوا عَنْ سَبِیلِ اللّٰهِ زِدْنٰاهُمْ عَذٰاباً فَوْقَ الْعَذٰابِ بِمٰا کٰانُوا یُفْسِدُونَ .

نحل (16) 88

6 . کیفر
243. امکان دفع فساد از جامعه، با مجازات دنیایی فاسدان:

اَلَّذِینَ یَنْقُضُونَ عَهْدَ اللّٰهِ مِنْ بَعْدِ مِیثٰاقِهِ وَ یَقْطَعُونَ مٰا أَمَرَ اللّٰهُ بِهِ أَنْ یُوصَلَ وَ یُفْسِدُونَ فِی

اَلْأَرْضِ أُولٰئِکَ هُمُ الْخٰاسِرُونَ . بقره (2) 27

إِنَّمٰا جَزٰاءُ الَّذِینَ یُحٰارِبُونَ اللّٰهَ وَ رَسُولَهُ وَ یَسْعَوْنَ فِی الْأَرْضِ فَسٰاداً أَنْ یُقَتَّلُوا أَوْ یُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَیْدِیهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلاٰفٍ أَوْ یُنْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ ذٰلِکَ لَهُمْ خِزْیٌ فِی الدُّنْیٰا وَ لَهُمْ فِی الْآخِرَةِ عَذٰابٌ عَظِیمٌ . مائده (5) 33

7. نهی از فساد
244. بیان زشتی فساد و نهی از آن، شیوه‌ای برای جلوگیری از مفاسد:

وَ إِذٰا تَوَلّٰی سَعیٰ فِی الْأَرْضِ لِیُفْسِدَ فِیهٰا وَ یُهْلِکَ الْحَرْثَ وَ النَّسْلَ وَ اللّٰهُ لاٰ یُحِبُّ الْفَسٰادَ.

بقره (2) 205

وَ قٰالَتِ الْیَهُودُ یَدُ اللّٰهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَیْدِیهِمْ وَ لُعِنُوا بِمٰا قٰالُوا بَلْ یَدٰاهُ مَبْسُوطَتٰانِ یُنْفِقُ کَیْفَ یَشٰاءُ وَ لَیَزِیدَنَّ کَثِیراً مِنْهُمْ مٰا أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ طُغْیٰاناً وَ کُفْراً وَ أَلْقَیْنٰا بَیْنَهُمُ الْعَدٰاوَةَ وَ الْبَغْضٰاءَ إِلیٰ یَوْمِ الْقِیٰامَةِ کُلَّمٰا أَوْقَدُوا نٰاراً لِلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللّٰهُ وَ یَسْعَوْنَ فِی الْأَرْضِ فَسٰاداً وَ اللّٰهُ لاٰ یُحِبُّ الْمُفْسِدِینَ . مائده (5) 64

فَلَوْ لاٰ کٰانَ مِنَ الْقُرُونِ مِنْ قَبْلِکُمْ أُولُوا بَقِیَّةٍ یَنْهَوْنَ عَنِ الْفَسٰادِ فِی الْأَرْضِ إِلاّٰ قَلِیلاً مِمَّنْ أَنْجَیْنٰا مِنْهُمْ وَ اتَّبَعَ الَّذِینَ ظَلَمُوا مٰا أُتْرِفُوا فِیهِ وَ کٰانُوا مُجْرِمِینَ . هود (11) 116

وَ ابْتَغِ فِیمٰا آتٰاکَ اللّٰهُ الدّٰارَ الْآخِرَةَ وَ لاٰ تَنْسَ نَصِیبَکَ مِنَ الدُّنْیٰا وَ أَحْسِنْ کَمٰا أَحْسَنَ اللّٰهُ إِلَیْکَ وَ لاٰ تَبْغِ الْفَسٰادَ فِی الْأَرْضِ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْمُفْسِدِینَ . قصص (28) 77

245. شعیب علیه السلام ، نهی‌کنندۀ قوم خویش، از فساد در زمین:

وَ إِلیٰ مَدْیَنَ أَخٰاهُمْ شُعَیْباً قٰالَ ... وَ لاٰ تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاٰحِهٰا .... اعراف (7) 85

وَ إِلیٰ مَدْیَنَ أَخٰاهُمْ شُعَیْباً قٰالَ ... وَ یٰا قَوْمِ ...

وَ لاٰ تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ .

هود (11) 84 و 85

وَ إِلیٰ مَدْیَنَ أَخٰاهُمْ شُعَیْباً فَقٰالَ یٰا قَوْمِ اعْبُدُوا اللّٰهَ وَ ارْجُوا الْیَوْمَ الْآخِرَ وَ لاٰ تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ . عنکبوت (29) 36

246. برحذر داشته شدن قوم ثمود، از فساد در زمین، به وسیلۀ صالح علیه السلام :

وَ إِلیٰ ثَمُودَ أَخٰاهُمْ صٰالِحاً قٰالَ یٰا قَوْمِ اعْبُدُوا اللّٰهَ مٰا لَکُمْ مِنْ إِلٰهٍ غَیْرُهُ قَدْ جٰاءَتْکُمْ بَیِّنَةٌ مِنْ رَبِّکُمْ هٰذِهِ نٰاقَةُ اللّٰهِ لَکُمْ آیَةً فَذَرُوهٰا تَأْکُلْ فِی أَرْضِ اللّٰهِ وَ لاٰ تَمَسُّوهٰا بِسُوءٍ فَیَأْخُذَکُمْ عَذٰابٌ أَلِیمٌ

وَ اذْکُرُوا إِذْ جَعَلَکُمْ خُلَفٰاءَ مِنْ بَعْدِ عٰادٍ وَ بَوَّأَکُمْ فِی الْأَرْضِ تَتَّخِذُونَ مِنْ سُهُولِهٰا قُصُوراً وَ تَنْحِتُونَ الْجِبٰالَ بُیُوتاً فَاذْکُرُوا آلاٰءَ اللّٰهِ وَ لاٰ تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ .

اعراف (7) 73 و 74

إِذْ قٰالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ صٰالِحٌ أَ لاٰ تَتَّقُونَ

فَاتَّقُوا اللّٰهَ وَ أَطِیعُونِ

وَ لاٰ تُطِیعُوا أَمْرَ الْمُسْرِفِینَ

اَلَّذِینَ یُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ وَ لاٰ یُصْلِحُونَ .

شعراء (26) 142 و 150 -\152

247. برحذر داشتن مردم مدین از فساد، به وسیلۀ شعیب علیه السلام :

وَ إِلیٰ مَدْیَنَ أَخٰاهُمْ شُعَیْباً قٰالَ .... وَ لاٰ تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ . هود (11) 84 و 85

وَ إِلیٰ مَدْیَنَ أَخٰاهُمْ شُعَیْباً فَقٰالَ یٰا قَوْمِ اعْبُدُوا اللّٰهَ وَ ارْجُوا الْیَوْمَ الْآخِرَ وَ لاٰ تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ . عنکبوت (29) 36

مبارزه‌کنندگان با فساد

1. انبیا
248. جلوگیری از فساد و ریختن خون بی‌گناهان، از اهداف رسالت انبیا:

مِنْ أَجْلِ ذٰلِکَ کَتَبْنٰا عَلیٰ بَنِی إِسْرٰائِیلَ أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَیْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسٰادٍ فِی الْأَرْضِ فَکَأَنَّمٰا قَتَلَ النّٰاسَ جَمِیعاً وَ مَنْ أَحْیٰاهٰا فَکَأَنَّمٰا أَحْیَا النّٰاسَ جَمِیعاً وَ لَقَدْ جٰاءَتْهُمْ رُسُلُنٰا بِالْبَیِّنٰاتِ ثُمَّ إِنَّ کَثِیراً مِنْهُمْ بَعْدَ ذٰلِکَ فِی الْأَرْضِ لَمُسْرِفُونَ . مائده (5) 32

249. اصلاح زمین به وسیلۀ پیامبران، پس از فساد فراگیر آن در زمین:

وَ لاٰ تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاٰحِهٰا ... (1)

اعراف (7) 56

وَ إِلیٰ مَدْیَنَ أَخٰاهُمْ شُعَیْباً قٰالَ یٰا قَوْمِ اعْبُدُوا اللّٰهَ ... وَ لاٰ تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاٰحِهٰا ....

اعراف (7) 85

2. جنگاوران توانمند
250. دفع و سرکوبی اولین فساد بنی اسرائیل از سوی مردانی توانمند و جنگاور:

وَ قَضَیْنٰا إِلیٰ بَنِی إِسْرٰائِیلَ فِی الْکِتٰابِ لَتُفْسِدُنَّ فِی الْأَرْضِ مَرَّتَیْنِ وَ لَتَعْلُنَّ عُلُوًّا کَبِیراً

فَإِذٰا جٰاءَ وَعْدُ أُولاٰهُمٰا بَعَثْنٰا عَلَیْکُمْ عِبٰاداً لَنٰا أُولِی بَأْسٍ شَدِیدٍ فَجٰاسُوا خِلاٰلَ الدِّیٰارِ وَ کٰانَ وَعْداً مَفْعُولاً. اسراء (17) 4 و 5

3. ذوالقرنین
251. ذوالقرنین، دفع کنندۀ فساد یأجوج و مأجوج؛ با کمک خواهی از مردم و ساختن سدّی بزرگ:

قٰالُوا یٰا ذَا الْقَرْنَیْنِ إِنَّ یَأْجُوجَ وَ مَأْجُوجَ مُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ فَهَلْ نَجْعَلُ لَکَ خَرْجاً عَلیٰ أَنْ تَجْعَلَ بَیْنَنٰا وَ بَیْنَهُمْ سَدًّا

قٰالَ مٰا مَکَّنِّی فِیهِ رَبِّی خَیْرٌ فَأَعِینُونِی بِقُوَّةٍ أَجْعَلْ بَیْنَکُمْ وَ بَیْنَهُمْ رَدْماً

آتُونِی زُبَرَ الْحَدِیدِ حَتّٰی إِذٰا سٰاویٰ بَیْنَ الصَّدَفَیْنِ قٰالَ انْفُخُوا حَتّٰی إِذٰا جَعَلَهُ نٰاراً قٰالَ آتُونِی أُفْرِغْ عَلَیْهِ قِطْراً.

کهف (18) 94 -\96

4. عالمان قدرتمند
252. دانشمندان توانمند، مکلف به مبارزه با فساد، در جامعۀ خود:

فَلَوْ لاٰ کٰانَ مِنَ الْقُرُونِ مِنْ قَبْلِکُمْ أُولُوا بَقِیَّةٍ یَنْهَوْنَ عَنِ الْفَسٰادِ فِی الْأَرْضِ إِلاّٰ قَلِیلاً مِمَّنْ أَنْجَیْنٰا مِنْهُمْ وَ اتَّبَعَ الَّذِینَ ظَلَمُوا مٰا أُتْرِفُوا فِیهِ وَ کٰانُوا مُجْرِمِینَ . هود (11) 116

5. مؤمنان
253. مؤمنان و معتقدان به لقای الهی، از مبارزان با فساد، در جامعۀ خود:

أَ لَمْ تَرَ إِلَی الْمَلَإِ مِنْ بَنِی إِسْرٰائِیلَ مِنْ بَعْدِ مُوسیٰ إِذْ قٰالُوا لِنَبِیٍّ لَهُمُ ابْعَثْ لَنٰا مَلِکاً نُقٰاتِلْ فِی سَبِیلِ اللّٰهِ قٰالَ هَلْ عَسَیْتُمْ إِنْ کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِتٰالُ أَلاّٰ تُقٰاتِلُوا قٰالُوا وَ مٰا لَنٰا أَلاّٰ نُقٰاتِلَ فِی سَبِیلِ اللّٰهِ وَ قَدْ أُخْرِجْنٰا مِنْ دِیٰارِنٰا وَ أَبْنٰائِنٰا فَلَمّٰا کُتِبَ عَلَیْهِمُ الْقِتٰالُ تَوَلَّوْا إِلاّٰ قَلِیلاً مِنْهُمْ وَ اللّٰهُ عَلِیمٌ بِالظّٰالِمِینَ

فَلَمّٰا فَصَلَ طٰالُوتُ بِالْجُنُودِ قٰالَ إِنَّ اللّٰهَ مُبْتَلِیکُمْ بِنَهَرٍ فَمَنْ شَرِبَ مِنْهُ فَلَیْسَ مِنِّی وَ مَنْ لَمْ یَطْعَمْهُ فَإِنَّهُ مِنِّی إِلاّٰ مَنِ اغْتَرَفَ غُرْفَةً


1) 1) . امام باقر علیه السلام در مورد آیۀ مزبور فرمود: زمین را فساد فراگرفته بود. خداوند به وسیلۀ پیامبرش آن را اصلاح کرد. (تفسیر نورالثقلین، ج 2، ص 41، ح 165)

بِیَدِهِ فَشَرِبُوا مِنْهُ إِلاّٰ قَلِیلاً مِنْهُمْ فَلَمّٰا جٰاوَزَهُ هُوَ وَ الَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ قٰالُوا لاٰ طٰاقَةَ لَنَا الْیَوْمَ بِجٰالُوتَ وَ جُنُودِهِ قٰالَ الَّذِینَ یَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلاٰقُوا اللّٰهِ کَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِیلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً کَثِیرَةً بِإِذْنِ اللّٰهِ وَ اللّٰهُ مَعَ الصّٰابِرِینَ

وَ لَمّٰا بَرَزُوا لِجٰالُوتَ وَ جُنُودِهِ قٰالُوا رَبَّنٰا أَفْرِغْ عَلَیْنٰا صَبْراً وَ ثَبِّتْ أَقْدٰامَنٰا وَ انْصُرْنٰا عَلَی الْقَوْمِ الْکٰافِرِینَ

فَهَزَمُوهُمْ بِإِذْنِ اللّٰهِ وَ قَتَلَ دٰاوُدُ جٰالُوتَ وَ آتٰاهُ اللّٰهُ الْمُلْکَ وَ الْحِکْمَةَ وَ عَلَّمَهُ مِمّٰا یَشٰاءُ وَ لَوْ لاٰ دَفْعُ اللّٰهِ النّٰاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَفَسَدَتِ الْأَرْضُ وَ لٰکِنَّ اللّٰهَ ذُو فَضْلٍ عَلَی الْعٰالَمِینَ .

بقره (2) 246 و 249 -\251

مفسدان

توبۀ مفسدان

254. خداوند، پذیرای توبۀ بندگان، حتی مفسدان:

... وَ یَسْعَوْنَ فِی الْأَرْضِ فَسٰاداً ... إِلاَّ الَّذِینَ تٰابُوا مِنْ قَبْلِ أَنْ تَقْدِرُوا عَلَیْهِمْ فَاعْلَمُوا أَنَّ اللّٰهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ . مائده (5) 33 و 34

255. توبۀ محاربان مفسد، پس از دستگیری، فاقد ارزش و اعتبار، برای سقوط حد:

إِنَّمٰا جَزٰاءُ الَّذِینَ یُحٰارِبُونَ اللّٰهَ وَ رَسُولَهُ وَ یَسْعَوْنَ فِی الْأَرْضِ فَسٰاداً أَنْ یُقَتَّلُوا أَوْ یُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَیْدِیهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلاٰفٍ أَوْ یُنْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ ذٰلِکَ لَهُمْ خِزْیٌ فِی الدُّنْیٰا وَ لَهُمْ فِی الْآخِرَةِ عَذٰابٌ عَظِیمٌ

إِلاَّ الَّذِینَ تٰابُوا مِنْ قَبْلِ أَنْ تَقْدِرُوا عَلَیْهِمْ .... مائده (5) 33 و 34

256. توبۀ مفسدان، قبل از دستگیری، موجب رفع عذاب از آنان در آخرت:

إِنَّمٰا جَزٰاءُ الَّذِینَ ... وَ یَسْعَوْنَ فِی الْأَرْضِ فَسٰاداً أَنْ ... وَ لَهُمْ فِی الْآخِرَةِ عَذٰابٌ عَظِیمٌ إِلاَّ الَّذِینَ تٰابُوا مِنْ قَبْلِ أَنْ تَقْدِرُوا عَلَیْهِمْ ....

مائده (5) 33 و 34

257. توبۀ مفسدان، قبل از دستگیری، موجب سقوط حدود چهار گانۀ مجازات از آنها:

إِنَّمٰا جَزٰاءُ الَّذِینَ ... وَ یَسْعَوْنَ فِی الْأَرْضِ فَسٰاداً أَنْ یُقَتَّلُوا أَوْ یُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَیْدِیهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلاٰفٍ أَوْ یُنْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ ... إِلاَّ الَّذِینَ تٰابُوا مِنْ قَبْلِ أَنْ تَقْدِرُوا عَلَیْهِمْ ....

مائده (5) 33 و 34

تهدید مفسدان

258. تهدید مُصلح‌نماهای مفسد، از جانب خداوند:

... وَ اللّٰهُ یَعْلَمُ الْمُفْسِدَ مِنَ الْمُصْلِحِ ....

بقره (2) 220

259. تهدید خداوند، نسبت به فساد گران در امور ایتام:

... قُلْ إِصْلاٰحٌ لَهُمْ خَیْرٌ ... وَ اللّٰهُ یَعْلَمُ الْمُفْسِدَ مِنَ الْمُصْلِحِ .... بقره (2) 220

260. تهدید خداوند به مجازات، نسبت به مفسدان:

فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّ اللّٰهَ عَلِیمٌ بِالْمُفْسِدِینَ .

آل‌عمران (3) 63

شناسایی مفسدان

261. بازشناسی مفسدان و مصلحان از یکدیگر؛ به وسیلۀ خداوند:

... وَ اللّٰهُ یَعْلَمُ الْمُفْسِدَ مِنَ الْمُصْلِحِ ....

بقره (2) 220

262. خداوند، بهتر و بیشتر از هر کس، آگاه به حال مفسدان:

وَ مِنْهُمْ مَنْ یُؤْمِنُ بِهِ وَ مِنْهُمْ مَنْ لاٰ یُؤْمِنُ بِهِ وَ رَبُّکَ أَعْلَمُ بِالْمُفْسِدِینَ . یونس (10) 40

فرجام مفسدان

263. فرا خواندن مردم به مطالعه و بررسی فرجام شوم فسادگران، از سوی شعیب علیه السلام :

وَ إِلیٰ مَدْیَنَ أَخٰاهُمْ شُعَیْباً قٰالَ .... وَ انْظُرُوا کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ الْمُفْسِدِینَ . اعراف (7) 85 و 86

264. مفسدان، دارای فرجامی شوم و عبرت‌انگیز:

... وَ انْظُرُوا کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ الْمُفْسِدِینَ .

اعراف (7) 86

وَ جٰاوَزْنٰا بِبَنِی إِسْرٰائِیلَ الْبَحْرَ فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ وَ جُنُودُهُ بَغْیاً وَ عَدْواً حَتّٰی إِذٰا أَدْرَکَهُ الْغَرَقُ قٰالَ آمَنْتُ أَنَّهُ لاٰ إِلٰهَ إِلاَّ الَّذِی آمَنَتْ بِهِ بَنُوا إِسْرٰائِیلَ وَ أَنَا مِنَ الْمُسْلِمِینَ

آلْآنَ وَ قَدْ عَصَیْتَ قَبْلُ وَ کُنْتَ مِنَ الْمُفْسِدِینَ . یونس (10) 90 و 91

265. دستاورد اهل فساد، محکوم به شکست و فرجامی ناشایسته، نزد خداوند:

فَلَمّٰا أَلْقَوْا قٰالَ مُوسیٰ مٰا جِئْتُمْ بِهِ السِّحْرُ إِنَّ اللّٰهَ سَیُبْطِلُهُ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُصْلِحُ عَمَلَ الْمُفْسِدِینَ .

یونس (10) 81

266. لزوم بررسی و تحلیل فرجام شوم و عبرت‌آموز فسادگران تاریخ:

... وَ انْظُرُوا کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ الْمُفْسِدِینَ .

اعراف (7) 86

... فَانْظُرْ کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ الْمُفْسِدِینَ .

اعراف (7) 103

... فَانْظُرْ کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ الْمُفْسِدِینَ .

نمل (27) 14

267. فرو رفتن شبانۀ قارون با خانه‌اش در عمق زمین، رخدادی سخت تکان دهنده و درس‌آموز برای مفسدان قارون صفت و زراندوز و مغرور:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ وَ آتَیْنٰاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مٰا إِنَّ مَفٰاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ إِذْ قٰالَ لَهُ قَوْمُهُ لاٰ تَفْرَحْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْفَرِحِینَ

وَ ابْتَغِ فِیمٰا آتٰاکَ اللّٰهُ الدّٰارَ الْآخِرَةَ وَ لاٰ تَنْسَ نَصِیبَکَ مِنَ الدُّنْیٰا وَ أَحْسِنْ کَمٰا أَحْسَنَ اللّٰهُ إِلَیْکَ وَ لاٰ تَبْغِ الْفَسٰادَ فِی الْأَرْضِ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْمُفْسِدِینَ

وَ أَصْبَحَ الَّذِینَ تَمَنَّوْا مَکٰانَهُ بِالْأَمْسِ یَقُولُونَ وَیْکَأَنَّ اللّٰهَ یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ یَشٰاءُ مِنْ عِبٰادِهِ وَ یَقْدِرُ لَوْ لاٰ أَنْ مَنَّ اللّٰهُ عَلَیْنٰا لَخَسَفَ بِنٰا وَیْکَأَنَّهُ لاٰ یُفْلِحُ الْکٰافِرُونَ .

قصص (28) 76 و 77 و 82

268. پیکر بی‌روح فرعون مفسد، مایۀ عبرت آیندگان:

وَ جٰاوَزْنٰا بِبَنِی إِسْرٰائِیلَ الْبَحْرَ فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ وَ جُنُودُهُ بَغْیاً وَ عَدْواً حَتّٰی إِذٰا أَدْرَکَهُ الْغَرَقُ قٰالَ آمَنْتُ أَنَّهُ لاٰ إِلٰهَ إِلاَّ الَّذِی آمَنَتْ بِهِ بَنُوا إِسْرٰائِیلَ وَ أَنَا مِنَ الْمُسْلِمِینَ

آلْآنَ وَ قَدْ عَصَیْتَ قَبْلُ وَ کُنْتَ مِنَ الْمُفْسِدِینَ

فَالْیَوْمَ نُنَجِّیکَ بِبَدَنِکَ لِتَکُونَ لِمَنْ خَلْفَکَ آیَةً وَ إِنَّ کَثِیراً مِنَ النّٰاسِ عَنْ آیٰاتِنٰا لَغٰافِلُونَ . یونس (10) 90 -\92

269. فرجام شوم فسادانگیزی فرعون و قومش، قابل تأمّل و عبرت‌آموز برای مردم:

وَ أَدْخِلْ یَدَکَ فِی جَیْبِکَ تَخْرُجْ بَیْضٰاءَ مِنْ غَیْرِ سُوءٍ فِی تِسْعِ آیٰاتٍ إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ قَوْمِهِ إِنَّهُمْ کٰانُوا قَوْماً فٰاسِقِینَ

وَ جَحَدُوا بِهٰا وَ اسْتَیْقَنَتْهٰا أَنْفُسُهُمْ ظُلْماً وَ عُلُوًّا فَانْظُرْ کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ الْمُفْسِدِینَ . نمل (27) 12 و 14

270. گرفتار شدن قوم مفسد لوط به عذابی آسمانی و باقی ماندن آبادی آنان، نشانه‌ای برای اهل تفکّر:

قٰالَ رَبِّ انْصُرْنِی عَلَی الْقَوْمِ الْمُفْسِدِینَ

إِنّٰا مُنْزِلُونَ عَلیٰ أَهْلِ هٰذِهِ الْقَرْیَةِ رِجْزاً مِنَ السَّمٰاءِ

بِمٰا کٰانُوا یَفْسُقُونَ

وَ لَقَدْ تَرَکْنٰا مِنْهٰا آیَةً بَیِّنَةً لِقَوْمٍ یَعْقِلُونَ . عنکبوت (29) 30 و 34 و 35

271. هلاکت و عاقبت قوم ثمود، عاد و فرعونیان، با شلّاقهای عذاب خداوند، قابل تأمّل برای مردم:

أَ لَمْ تَرَ کَیْفَ فَعَلَ رَبُّکَ بِعٰادٍ

وَ ثَمُودَ الَّذِینَ جٰابُوا الصَّخْرَ بِالْوٰادِ

وَ فِرْعَوْنَ ذِی الْأَوْتٰادِ

فَأَکْثَرُوا فِیهَا الْفَسٰادَ

فَصَبَّ عَلَیْهِمْ رَبُّکَ سَوْطَ عَذٰابٍ . فجر (89) 6 و 9 و 10 و 12 و 13

272. ناکام ماندن نقشه‌های مفسدان، علیه صالح علیه السلام ، درس عبرتی برای مردم:

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا إِلیٰ ثَمُودَ أَخٰاهُمْ صٰالِحاً أَنِ اعْبُدُوا اللّٰهَ فَإِذٰا هُمْ فَرِیقٰانِ یَخْتَصِمُونَ

وَ کٰانَ فِی الْمَدِینَةِ تِسْعَةُ رَهْطٍ یُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ وَ لاٰ یُصْلِحُونَ

وَ مَکَرُوا مَکْراً وَ مَکَرْنٰا مَکْراً وَ هُمْ لاٰ یَشْعُرُونَ

فَانْظُرْ کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ مَکْرِهِمْ أَنّٰا دَمَّرْنٰاهُمْ وَ قَوْمَهُمْ أَجْمَعِینَ .

نمل (27) 45 و 48 و 50 و 51

کیفر مفسدان

273. فساد فراگیر، موجب عذاب استیصال:

ظَهَرَ الْفَسٰادُ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِمٰا کَسَبَتْ أَیْدِی النّٰاسِ لِیُذِیقَهُمْ بَعْضَ الَّذِی عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ . روم (30) 41

274. گرفتار شدن فسادگران در زمین، به سرایی شوم و دوزخ:

وَ الَّذِینَ یَنْقُضُونَ عَهْدَ اللّٰهِ مِنْ بَعْدِ مِیثٰاقِهِ وَ یَقْطَعُونَ مٰا أَمَرَ اللّٰهُ بِهِ أَنْ یُوصَلَ وَ یُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ أُولٰئِکَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَ لَهُمْ سُوءُ الدّٰارِ.

رعد (13) 25

275. لعنت و دوری مفسدان، از رحمت الهی:

وَ الَّذِینَ یَنْقُضُونَ عَهْدَ اللّٰهِ مِنْ بَعْدِ مِیثٰاقِهِ وَ یَقْطَعُونَ مٰا أَمَرَ اللّٰهُ بِهِ أَنْ یُوصَلَ وَ یُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ أُولٰئِکَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَ لَهُمْ سُوءُ الدّٰارِ.

رعد (13) 25

مصادیق مفسدان

1. اصحاب ایکه

==> همین مدخل، فساد اصحاب ایکه

2. اهل مدین

==> همین مدخل، فساد اهل مدین

3. امّتها

==> همین مدخل، فساد امّتها

4. انسان

==> همین مدخل، فساد انسان

5. بنی‌اسرائیل

==> همین مدخل، فساد بنی‌اسرائیل

6 . پسر نوح

==> همین مدخل، فساد پسر نوح

7. ثمود

==> همین مدخل، فساد ثمود

8 . جنّیان

==> همین مدخل، فساد جنّیان

9. ساحران

==> همین مدخل، فساد ساحران

10. شاهان

==> همین مدخل، فساد شاهان

11. شیطان

==> همین مدخل، فساد شیطان

12. طغیانگران

==> همین مدخل، فساد طغیانگران

13. ظالمان

==> همین مدخل، فساد ظالمان

14. عاد

==> همین مدخل، فساد عاد

15. فرعون

==> فرعون، رذایل فرعون، فساد

16. فرعونیان

==> همین مدخل، فساد فرعونیان

17. قارون

==> قارون، رذایل قارون، فسادگری

18. قوم ثمود

==> همین مدخل، فساد قوم ثمود

19. قوم شعیب

==> همین مدخل، اصحاب ایکه و اهل مدین

20. قوم عاد

==> همین مدخل، فساد قوم عاد

21. قوم لوط

==> قوم لوط، رذایل قوم لوط، فسادگری

22. کافران

==> همین مدخل، فساد کافران

23. محاربان

==> محاربه، محاربان، فساد محاربان

24. مسرفان

==> همین مدخل، فساد مسرفان

25. مسیحیان

==> همین مدخل، فساد مسیحیان

26. منافقان

==> نفاق، منافقان، رذایل منافقان، فساد

27. نصارا

==> همین مدخل، فساد مسیحیان

28. یأجوج و مأجوج

==> همین مدخل، فساد یأجوج و مأجوج

29. یهود

==> همین مدخل، فساد یهود

موارد فساد

1. انحراف از سبیل‌اللّه

276. ایجاد انحراف در راه خدا، مصداق فساد:

وَ لاٰ تَقْعُدُوا بِکُلِّ صِرٰاطٍ تُوعِدُونَ وَ تَصُدُّونَ عَنْ سَبِیلِ اللّٰهِ مَنْ آمَنَ بِهِ وَ تَبْغُونَهٰا عِوَجاً وَ اذْکُرُوا إِذْ کُنْتُمْ قَلِیلاً فَکَثَّرَکُمْ وَ انْظُرُوا کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ الْمُفْسِدِینَ . اعراف (7) 86

2. برتری‌جویی

277. برتری‌جویی، نمودی از فسادگری در جامعه:

وَ قَضَیْنٰا إِلیٰ بَنِی إِسْرٰائِیلَ فِی الْکِتٰابِ لَتُفْسِدُنَّ فِی الْأَرْضِ مَرَّتَیْنِ وَ لَتَعْلُنَّ عُلُوًّا کَبِیراً.

اسراء (17) 4

3. تخریب زمین

278. تخریب آبادانیهای زمین و به هدر دادن امکانات طبیعی آن، از مصادیق فسادگری در زمین:

وَ لاٰ تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاٰحِهٰا ... (1)

اعراف (7) 56

4. جادوگری

279. کار جادوگران زمان فرعون، در نظر موسی علیه السلام ، عملی فسادانگیز:

فَلَمّٰا أَلْقَوْا قٰالَ مُوسیٰ مٰا جِئْتُمْ بِهِ السِّحْرُ إِنَّ اللّٰهَ سَیُبْطِلُهُ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُصْلِحُ عَمَلَ الْمُفْسِدِینَ .

یونس (10) 81

5. جلوگیری از رواج دین

280. جلوگیری از رواج دین الهی، نمودی از فساد انگیزی در جامعه:

اَلَّذِینَ کَفَرُوا وَ صَدُّوا عَنْ سَبِیلِ اللّٰهِ زِدْنٰاهُمْ عَذٰاباً فَوْقَ الْعَذٰابِ بِمٰا کٰانُوا یُفْسِدُونَ .

نحل (16) 88

6 . خونریزی

281. کشتار و خونریزی، گناهی بزرگ و مصداق فسادگری:

... قٰالُوا أَ تَجْعَلُ فِیهٰا مَنْ یُفْسِدُ فِیهٰا وَ یَسْفِکُ الدِّمٰاءَ ... (2)بقره (2) 30

7. ذلیل کردن مردم

282. ذلیل کردن عزیزان یک شهر به هنگام هجوم پادشاهان، نمودی از فساد در جامعه:

قٰالَتْ إِنَّ الْمُلُوکَ إِذٰا دَخَلُوا قَرْیَةً أَفْسَدُوهٰا وَ جَعَلُوا أَعِزَّةَ أَهْلِهٰا أَذِلَّةً وَ کَذٰلِکَ یَفْعَلُونَ . (3)

نمل (27) 34

8 . سرقت

283. سرقت، نوعی فسادگری در حکومت یوسف علیه السلام :

قٰالُوا تَاللّٰهِ لَقَدْ عَلِمْتُمْ مٰا جِئْنٰا لِنُفْسِدَ فِی الْأَرْضِ وَ مٰا کُنّٰا سٰارِقِینَ . (4)یوسف (12) 73


1) 1) . آیۀ بعد (و هو الّذی) که بیانگر جلوه‌ای از آبادانی زمین‌است، می‌تواند قرینه‌ای باشد بر اینکه از مصادیق مورد نظر برای «لاتفسدوا» تخریب آبادانیهای زمین و... است

2) 2) . فسادگری، شامل خونریزی نیز می‌شود، بنابراین عطف «یسفک الدّماء» بر «یفسد فیها» عطف خاصّ بر عام است و حکایت دارد که گناه خونریزی از دیگر فسادگریها بزرگ‌تر و تباهی آن بیشتر است

3) 3) . ممکن است ذکر «ذلّت» پس از «فساد» ذکر خاص وبیانگر موارد فساد در جامعه باشد

4) 4) . کارگزاران یوسف، فرزندان یعقوب را به فسادگری متّهم نکرده بودند، ولی آنان قبل از نفی سرقت از خویش، مفسد بودن خود را انکار کردند، زیرا سرقت را مصداق بارز فسادگری می‌دانستند

9. شرک

284. رویگردانی از توحید (شرک)، نوعی فساد:

فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّ اللّٰهَ عَلِیمٌ بِالْمُفْسِدِینَ . (1)

آل‌عمران (3) 63

10. ظلم

285. ظلم و ستم، از نمودهای فساد:

... فَظَلَمُوا بِهٰا فَانْظُرْ کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ الْمُفْسِدِینَ . اعراف (7) 103

11. قتل ناحق

286. تلاش و توطئه جهت کشتن صالح علیه السلام و محو پیام او، بارزترین نمود فسادگری در زمین:

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا إِلیٰ ثَمُودَ أَخٰاهُمْ صٰالِحاً أَنِ اعْبُدُوا اللّٰهَ فَإِذٰا هُمْ فَرِیقٰانِ یَخْتَصِمُونَ

وَ کٰانَ فِی الْمَدِینَةِ تِسْعَةُ رَهْطٍ یُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ وَ لاٰ یُصْلِحُونَ

قٰالُوا تَقٰاسَمُوا بِاللّٰهِ لَنُبَیِّتَنَّهُ وَ أَهْلَهُ ثُمَّ لَنَقُولَنَّ لِوَلِیِّهِ مٰا شَهِدْنٰا مَهْلِکَ أَهْلِهِ وَ إِنّٰا لَصٰادِقُونَ . نمل (27) 45 و 48 و 49

287. کشتن هابیل به مانند کشتن همۀ انسانها، فسادی بارز در روی زمین:

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ ابْنَیْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبٰا قُرْبٰاناً فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِمٰا وَ لَمْ یُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ قٰالَ لَأَقْتُلَنَّکَ قٰالَ إِنَّمٰا یَتَقَبَّلُ اللّٰهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ

فَطَوَّعَتْ لَهُ نَفْسُهُ قَتْلَ أَخِیهِ فَقَتَلَهُ فَأَصْبَحَ مِنَ الْخٰاسِرِینَ

مِنْ أَجْلِ ذٰلِکَ کَتَبْنٰا عَلیٰ بَنِی إِسْرٰائِیلَ أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَیْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسٰادٍ فِی الْأَرْضِ فَکَأَنَّمٰا قَتَلَ النّٰاسَ جَمِیعاً وَ مَنْ أَحْیٰاهٰا فَکَأَنَّمٰا أَحْیَا النّٰاسَ جَمِیعاً وَ لَقَدْ جٰاءَتْهُمْ رُسُلُنٰا بِالْبَیِّنٰاتِ ثُمَّ إِنَّ کَثِیراً مِنْهُمْ بَعْدَ ذٰلِکَ فِی الْأَرْضِ لَمُسْرِفُونَ .

مائده (5) 27 و 30 و 32

288. کشته شدن زکریّا علیه السلام به دست بنی‌اسرائیل، نوعی فساد:

وَ قَضَیْنٰا إِلیٰ بَنِی إِسْرٰائِیلَ فِی الْکِتٰابِ لَتُفْسِدُنَّ فِی الْأَرْضِ مَرَّتَیْنِ ... (2)اسراء (17) 4

12. قتل یحیی علیه السلام

289. کشته شدن یحیی علیه السلام به دست بنی‌اسرائیل، از موارد فساد:

وَ قَضَیْنٰا إِلیٰ بَنِی إِسْرٰائِیلَ فِی الْکِتٰابِ لَتُفْسِدُنَّ فِی الْأَرْضِ مَرَّتَیْنِ ... (3)اسراء (17) 4

13. قطع رحم

290. قطع رحم، یکی از موارد فساد:

فَهَلْ عَسَیْتُمْ إِنْ تَوَلَّیْتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ وَ تُقَطِّعُوا أَرْحٰامَکُمْ . (4)محمّد (47) 22

14. کفر

291. کفر به خدا، از موارد فساد:

وَ مِنَ النّٰاسِ ... وَ مٰا هُمْ بِمُؤْمِنِینَ أَلاٰ إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ ... (5)بقره (2) 8 و 12


1) 1) . با توجه به آیۀ قبل، اعراض مسیحیان از توحید و اصراربر شرک، قابل استفاده است

2) 2) . از امام علی علیه السلام نقل شده است که فساد اوّل بنی‌اسرائیل، کشتن حضرت زکریّا علیه السلام بود. (الدّرّالمنثور، ج 5، ص 239)

3) 3) . از امام علی علیه السلام نقل شده است که فساد دوم بنی‌اسرائیل، کشتن حضرت یحیی علیه السلام بود. (همان)

4) 4) . بنا بر اینکه فقرۀ «و تقطّعوا ارحامکم» تفسیری برای «فساد» باشد

5) 5) . از اینکه منافقان، ایمان به خدا ندارند [کافرند] و اسلام آنها ظاهری است [منافق‌اند] و خداوند آنان را مفسد دانسته، برداشت می‌شود کفر و نفاق آنها فساد است. (التفسیر الکبیر، ج 1، ص 307)

اَلَّذِینَ کَفَرُوا وَ صَدُّوا عَنْ سَبِیلِ اللّٰهِ زِدْنٰاهُمْ عَذٰاباً فَوْقَ الْعَذٰابِ بِمٰا کٰانُوا یُفْسِدُونَ .

نحل (16) 88

292. کفر به قرآن، از نمودهای فساد:

... وَ مِنْهُمْ مَنْ لاٰ یُؤْمِنُ بِهِ وَ رَبُّکَ أَعْلَمُ بِالْمُفْسِدِینَ . (1)یونس (10) 40

15. کفران نعمت

293. کفران نعمتهای الهی، از موارد فساد در زمین:

وَ اذْکُرُوا إِذْ جَعَلَکُمْ خُلَفٰاءَ مِنْ بَعْدِ عٰادٍ وَ بَوَّأَکُمْ فِی الْأَرْضِ تَتَّخِذُونَ مِنْ سُهُولِهٰا قُصُوراً وَ تَنْحِتُونَ الْجِبٰالَ بُیُوتاً فَاذْکُرُوا آلاٰءَ اللّٰهِ وَ لاٰ تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ . اعراف (7) 74

16. کم‌فروشی

294. کم‌فروشی، از مصادیق فسادانگیزی در زمین:

وَ إِلیٰ مَدْیَنَ أَخٰاهُمْ شُعَیْباً قٰالَ یٰا قَوْمِ اعْبُدُوا اللّٰهَ مٰا لَکُمْ مِنْ إِلٰهٍ غَیْرُهُ قَدْ جٰاءَتْکُمْ بَیِّنَةٌ مِنْ رَبِّکُمْ فَأَوْفُوا الْکَیْلَ وَ الْمِیزٰانَ وَ لاٰ تَبْخَسُوا النّٰاسَ أَشْیٰاءَهُمْ وَ لاٰ تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاٰحِهٰا ذٰلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ . اعراف (7) 85

وَ إِلیٰ مَدْیَنَ أَخٰاهُمْ شُعَیْباً قٰالَ یٰا قَوْمِ اعْبُدُوا اللّٰهَ مٰا لَکُمْ مِنْ إِلٰهٍ غَیْرُهُ وَ لاٰ تَنْقُصُوا الْمِکْیٰالَ وَ الْمِیزٰانَ إِنِّی أَرٰاکُمْ بِخَیْرٍ وَ إِنِّی أَخٰافُ عَلَیْکُمْ عَذٰابَ یَوْمٍ مُحِیطٍ

وَ یٰا قَوْمِ أَوْفُوا الْمِکْیٰالَ وَ الْمِیزٰانَ بِالْقِسْطِ وَ لاٰ تَبْخَسُوا النّٰاسَ أَشْیٰاءَهُمْ وَ لاٰ تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ .

هود (11) 84 و 85

أَوْفُوا الْکَیْلَ وَ لاٰ تَکُونُوا مِنَ الْمُخْسِرِینَ

وَ لاٰ


1) 1) . بنابر احتمالی، مرجع ضمیر «به» قرآن است. (مجمع البیان، ج 5 - 6، ص 143)

تَبْخَسُوا النّٰاسَ أَشْیٰاءَهُمْ وَ لاٰ تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ . شعراء (26) 181 و 183

17. ممانعت از راه خدا

295. جلوگیری از راه خدا، مصداق فسادگری:

... وَ تَصُدُّونَ عَنْ سَبِیلِ اللّٰهِ مَنْ آمَنَ بِهِ ...

وَ انْظُرُوا کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ الْمُفْسِدِینَ .

اعراف (7) 86

اَلَّذِینَ کَفَرُوا وَ صَدُّوا عَنْ سَبِیلِ اللّٰهِ زِدْنٰاهُمْ عَذٰاباً فَوْقَ الْعَذٰابِ بِمٰا کٰانُوا یُفْسِدُونَ .

نحل (16) 88

18. نابودی دین

296. نابودی دین، از بارزترین نوع فساد در زمین:

وَ إِذٰا تَوَلّٰی سَعیٰ فِی الْأَرْضِ لِیُفْسِدَ فِیهٰا وَ یُهْلِکَ الْحَرْثَ ... (1)بقره (2) 205

19. نابودی کشاورزی

297. نابود ساختن کشاورزی، از بارزترین نوع فساد در زمین:

وَ إِذٰا تَوَلّٰی سَعیٰ فِی الْأَرْضِ لِیُفْسِدَ فِیهٰا وَ یُهْلِکَ الْحَرْثَ وَ النَّسْلَ وَ اللّٰهُ لاٰ یُحِبُّ الْفَسٰادَ.

بقره (2) 205

20. نسل‌کشی

298. نسل‌کشی، یکی از مهم‌ترین مصداق فساد در زمین:

وَ إِذٰا تَوَلّٰی سَعیٰ فِی الْأَرْضِ لِیُفْسِدَ فِیهٰا وَ یُهْلِکَ الْحَرْثَ وَ النَّسْلَ وَ اللّٰهُ لاٰ یُحِبُّ الْفَسٰادَ.

بقره (2) 205

موانع فساد

1. اطاعت از حق

299. اطاعت از حق، مانع تباهی نظام هستی:

وَ لَوِ اتَّبَعَ الْحَقُّ أَهْوٰاءَهُمْ لَفَسَدَتِ السَّمٰاوٰاتُ وَ الْأَرْضُ وَ مَنْ فِیهِنَّ بَلْ أَتَیْنٰاهُمْ بِذِکْرِهِمْ فَهُمْ عَنْ ذِکْرِهِمْ مُعْرِضُونَ . مؤمنون (23) 71

2. ایمان

300. ایمان به خدا، مانعی برای افساد در زمین:

وَ قٰالَتِ الْیَهُودُ یَدُ اللّٰهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَیْدِیهِمْ وَ لُعِنُوا بِمٰا قٰالُوا بَلْ یَدٰاهُ مَبْسُوطَتٰانِ یُنْفِقُ کَیْفَ یَشٰاءُ وَ لَیَزِیدَنَّ کَثِیراً مِنْهُمْ مٰا أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ طُغْیٰاناً وَ کُفْراً وَ أَلْقَیْنٰا بَیْنَهُمُ الْعَدٰاوَةَ وَ الْبَغْضٰاءَ إِلیٰ یَوْمِ الْقِیٰامَةِ کُلَّمٰا أَوْقَدُوا نٰاراً لِلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللّٰهُ وَ یَسْعَوْنَ فِی الْأَرْضِ فَسٰاداً وَ اللّٰهُ لاٰ یُحِبُّ الْمُفْسِدِینَ

وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْکِتٰابِ آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَکَفَّرْنٰا عَنْهُمْ سَیِّئٰاتِهِمْ وَ لَأَدْخَلْنٰاهُمْ جَنّٰاتِ النَّعِیمِ . مائده (5) 64 و 65

... وَ لاٰ تَبْخَسُوا النّٰاسَ أَشْیٰاءَهُمْ وَ لاٰ تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاٰحِهٰا ذٰلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ . اعراف (7) 85

وَ مِنْهُمْ مَنْ یُؤْمِنُ بِهِ وَ مِنْهُمْ مَنْ لاٰ یُؤْمِنُ بِهِ وَ رَبُّکَ أَعْلَمُ بِالْمُفْسِدِینَ . یونس (10) 40

قٰالُوا أَ جِئْتَنٰا لِتَلْفِتَنٰا عَمّٰا وَجَدْنٰا عَلَیْهِ آبٰاءَنٰا وَ تَکُونَ لَکُمَا الْکِبْرِیٰاءُ فِی الْأَرْضِ وَ مٰا نَحْنُ لَکُمٰا بِمُؤْمِنِینَ

فَلَمّٰا أَلْقَوْا قٰالَ مُوسیٰ مٰا جِئْتُمْ بِهِ السِّحْرُ إِنَّ اللّٰهَ سَیُبْطِلُهُ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُصْلِحُ عَمَلَ الْمُفْسِدِینَ . یونس (10) 78 و 81

وَ جٰاوَزْنٰا بِبَنِی إِسْرٰائِیلَ الْبَحْرَ فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ وَ جُنُودُهُ بَغْیاً وَ عَدْواً حَتّٰی إِذٰا أَدْرَکَهُ الْغَرَقُ قٰالَ آمَنْتُ أَنَّهُ لاٰ إِلٰهَ إِلاَّ الَّذِی آمَنَتْ بِهِ بَنُوا إِسْرٰائِیلَ وَ أَنَا مِنَ الْمُسْلِمِینَ

آلْآنَ وَ قَدْ عَصَیْتَ قَبْلُ وَ کُنْتَ مِنَ الْمُفْسِدِینَ . یونس (10) 90 و 91

اَلَّذِینَ کَفَرُوا وَ صَدُّوا عَنْ سَبِیلِ اللّٰهِ زِدْنٰاهُمْ عَذٰاباً فَوْقَ الْعَذٰابِ بِمٰا کٰانُوا یُفْسِدُونَ .

نحل (16) 88

أَمْ نَجْعَلُ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّٰالِحٰاتِ کَالْمُفْسِدِینَ فِی الْأَرْضِ .... ص (38) 28

3. ترک اطاعت از مسرفان

301. پرهیز از اطاعت مسرفان، مانع از فساد:

وَ لاٰ تُطِیعُوا أَمْرَ الْمُسْرِفِینَ

اَلَّذِینَ یُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ وَ لاٰ یُصْلِحُونَ . شعراء (26) 151 و 152

4. تفکّر

302. تفکّر دربارۀ سرگذشت مفسدان و مطالعۀ اوضاع آنان، مانع فسادگری:

وَ لاٰ تَقْعُدُوا بِکُلِّ صِرٰاطٍ تُوعِدُونَ وَ تَصُدُّونَ عَنْ سَبِیلِ اللّٰهِ مَنْ آمَنَ بِهِ وَ تَبْغُونَهٰا عِوَجاً وَ اذْکُرُوا إِذْ کُنْتُمْ قَلِیلاً فَکَثَّرَکُمْ وَ انْظُرُوا کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ الْمُفْسِدِینَ . اعراف (7) 86

ثُمَّ بَعَثْنٰا مِنْ بَعْدِهِمْ مُوسیٰ بِآیٰاتِنٰا إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ فَظَلَمُوا بِهٰا فَانْظُرْ کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ الْمُفْسِدِینَ . اعراف (7) 103

آلْآنَ وَ قَدْ عَصَیْتَ قَبْلُ وَ کُنْتَ مِنَ الْمُفْسِدِینَ

فَالْیَوْمَ نُنَجِّیکَ بِبَدَنِکَ لِتَکُونَ لِمَنْ خَلْفَکَ آیَةً وَ إِنَّ کَثِیراً مِنَ النّٰاسِ عَنْ آیٰاتِنٰا لَغٰافِلُونَ . یونس (10) 91 و 92


1) 1) . امام صادق علیه السلام فرمودند: مراد از «حرث» در این جا دین است. (مجمع‌البیان، ج 1 - 2، ص 534؛ تفسیر نورالثقلین، ج 1، ص 204)

وَ جَحَدُوا بِهٰا وَ اسْتَیْقَنَتْهٰا أَنْفُسُهُمْ ظُلْماً وَ عُلُوًّا فَانْظُرْ کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ الْمُفْسِدِینَ . نمل (27) 14

5. تقوا

303. تقوای الهی (ترس از خدا)، مانع سرکشی و فساد:

وَ إِذٰا تَوَلّٰی سَعیٰ فِی الْأَرْضِ لِیُفْسِدَ فِیهٰا ...

وَ إِذٰا قِیلَ لَهُ اتَّقِ اللّٰهَ أَخَذَتْهُ الْعِزَّةُ بِالْإِثْمِ فَحَسْبُهُ جَهَنَّمُ وَ لَبِئْسَ الْمِهٰادُ. بقره (2) 205 و 206

إِذْ قٰالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ صٰالِحٌ أَ لاٰ تَتَّقُونَ

فَاتَّقُوا اللّٰهَ وَ أَطِیعُونِ

فَاتَّقُوا اللّٰهَ وَ أَطِیعُونِ

وَ لاٰ تُطِیعُوا أَمْرَ الْمُسْرِفِینَ

اَلَّذِینَ یُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ وَ لاٰ یُصْلِحُونَ .

شعراء (26) 142 و 144 و 150 -\152

فَاتَّقُوا اللّٰهَ وَ أَطِیعُونِ

أَوْفُوا الْکَیْلَ وَ لاٰ تَکُونُوا مِنَ الْمُخْسِرِینَ

وَ لاٰ تَبْخَسُوا النّٰاسَ أَشْیٰاءَهُمْ وَ لاٰ تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ

وَ اتَّقُوا الَّذِی خَلَقَکُمْ وَ الْجِبِلَّةَ الْأَوَّلِینَ .

شعراء (26) 179 و 181 و 183 و 184

تِلْکَ الدّٰارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهٰا لِلَّذِینَ لاٰ یُرِیدُونَ عُلُوًّا فِی الْأَرْضِ وَ لاٰ فَسٰاداً وَ الْعٰاقِبَةُ لِلْمُتَّقِینَ .

قصص (28) 83

6 . توجّه به آخرت

304. توجّه به آخرت، از موانع فساد، در زمین:

وَ ابْتَغِ فِیمٰا آتٰاکَ اللّٰهُ الدّٰارَ الْآخِرَةَ وَ لاٰ تَنْسَ نَصِیبَکَ مِنَ الدُّنْیٰا وَ أَحْسِنْ کَمٰا أَحْسَنَ اللّٰهُ إِلَیْکَ وَ لاٰ تَبْغِ الْفَسٰادَ فِی الْأَرْضِ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْمُفْسِدِینَ . قصص (28) 77

تِلْکَ الدّٰارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهٰا لِلَّذِینَ لاٰ یُرِیدُونَ عُلُوًّا فِی الْأَرْضِ وَ لاٰ فَسٰاداً وَ الْعٰاقِبَةُ لِلْمُتَّقِینَ .

قصص (28) 83

305. توجه به آگاه بودن خدا از حال مفسدان، مانع فسادگری:

فِی الدُّنْیٰا وَ الْآخِرَةِ وَ یَسْئَلُونَکَ عَنِ الْیَتٰامیٰ قُلْ إِصْلاٰحٌ لَهُمْ خَیْرٌ وَ إِنْ تُخٰالِطُوهُمْ فَإِخْوٰانُکُمْ وَ اللّٰهُ یَعْلَمُ الْمُفْسِدَ مِنَ الْمُصْلِحِ وَ لَوْ شٰاءَ اللّٰهُ لَأَعْنَتَکُمْ إِنَّ اللّٰهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ . بقره (2) 220

فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّ اللّٰهَ عَلِیمٌ بِالْمُفْسِدِینَ .

آل‌عمران (3) 63

وَ مِنْهُمْ مَنْ یُؤْمِنُ بِهِ وَ مِنْهُمْ مَنْ لاٰ یُؤْمِنُ بِهِ وَ رَبُّکَ أَعْلَمُ بِالْمُفْسِدِینَ . یونس (10) 40

7. توجّه به عاقبت ناگوار

306. توجّه به پیامدهای ناگوار فساد در خشکیها و آبها، مانع فسادانگیزی:

ظَهَرَ الْفَسٰادُ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِمٰا کَسَبَتْ أَیْدِی النّٰاسِ لِیُذِیقَهُمْ بَعْضَ الَّذِی عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ . روم (30) 41

8 . توجّه به علم خدا

307. توجّه به آگاه بودن خدا از حال مفسدان، مانع فساد:

... قُلْ إِصْلاٰحٌ لَهُمْ خَیْرٌ وَ إِنْ تُخٰالِطُوهُمْ فَإِخْوٰانُکُمْ وَ اللّٰهُ یَعْلَمُ الْمُفْسِدَ مِنَ الْمُصْلِحِ ....

بقره (2) 220

فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّ اللّٰهَ عَلِیمٌ بِالْمُفْسِدِینَ .

آل‌عمران (3) 63

وَ مِنْهُمْ مَنْ یُؤْمِنُ بِهِ وَ مِنْهُمْ مَنْ لاٰ یُؤْمِنُ بِهِ وَ رَبُّکَ أَعْلَمُ بِالْمُفْسِدِینَ . یونس (10) 40

9. توجّه به نعمتهای خدا

308. توجّه به خدادادی بودن نعمتها، زمینه‌ساز پرهیز آدمی از فساد:

وَ إِذِ اسْتَسْقیٰ مُوسیٰ لِقَوْمِهِ فَقُلْنَا اضْرِبْ بِعَصٰاکَ

اَلْحَجَرَ فَانْفَجَرَتْ مِنْهُ اثْنَتٰا عَشْرَةَ عَیْناً قَدْ عَلِمَ کُلُّ أُنٰاسٍ مَشْرَبَهُمْ کُلُوا وَ اشْرَبُوا مِنْ رِزْقِ اللّٰهِ وَ لاٰ تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ . بقره (2) 60

وَ اذْکُرُوا إِذْ جَعَلَکُمْ خُلَفٰاءَ مِنْ بَعْدِ عٰادٍ وَ بَوَّأَکُمْ فِی الْأَرْضِ تَتَّخِذُونَ مِنْ سُهُولِهٰا قُصُوراً وَ تَنْحِتُونَ الْجِبٰالَ بُیُوتاً فَاذْکُرُوا آلاٰءَ اللّٰهِ وَ لاٰ تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ . اعراف (7) 74

وَ لاٰ تَقْعُدُوا بِکُلِّ صِرٰاطٍ تُوعِدُونَ وَ تَصُدُّونَ عَنْ سَبِیلِ اللّٰهِ مَنْ آمَنَ بِهِ وَ تَبْغُونَهٰا عِوَجاً وَ اذْکُرُوا إِذْ کُنْتُمْ قَلِیلاً فَکَثَّرَکُمْ وَ انْظُرُوا کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ الْمُفْسِدِینَ . اعراف (7) 86

کَذَّبَتْ ثَمُودُ الْمُرْسَلِینَ

إِذْ قٰالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ صٰالِحٌ أَ لاٰ تَتَّقُونَ

أَ تُتْرَکُونَ فِی مٰا هٰاهُنٰا آمِنِینَ

فِی جَنّٰاتٍ وَ عُیُونٍ

وَ زُرُوعٍ وَ نَخْلٍ طَلْعُهٰا هَضِیمٌ

وَ تَنْحِتُونَ مِنَ الْجِبٰالِ بُیُوتاً فٰارِهِینَ

فَاتَّقُوا اللّٰهَ وَ أَطِیعُونِ

وَ لاٰ تُطِیعُوا أَمْرَ الْمُسْرِفِینَ

اَلَّذِینَ یُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ وَ لاٰ یُصْلِحُونَ . شعراء (26) 141 و 142 و 146 -\152

10. توحید

309. توحید، تنها راه نجات بشر، از فساد و تباهی:

ظَهَرَ الْفَسٰادُ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِمٰا کَسَبَتْ أَیْدِی النّٰاسِ لِیُذِیقَهُمْ بَعْضَ الَّذِی عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانْظُرُوا کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ الَّذِینَ مِنْ قَبْلُ کٰانَ أَکْثَرُهُمْ مُشْرِکِینَ

فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ الْقَیِّمِ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَأْتِیَ یَوْمٌ لاٰ مَرَدَّ لَهُ مِنَ اللّٰهِ یَوْمَئِذٍ یَصَّدَّعُونَ .

ر و م (30) 41 - 43

11. جهاد

310. جهاد در راه حق، مانع فساد:

وَ لَمّٰا بَرَزُوا لِجٰالُوتَ وَ جُنُودِهِ قٰالُوا رَبَّنٰا أَفْرِغْ عَلَیْنٰا صَبْراً وَ ثَبِّتْ أَقْدٰامَنٰا وَ انْصُرْنٰا عَلَی الْقَوْمِ الْکٰافِرِینَ

فَهَزَمُوهُمْ بِإِذْنِ اللّٰهِ ... وَ لَوْ لاٰ دَفْعُ اللّٰهِ النّٰاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَفَسَدَتِ الْأَرْضُ ....

بقره (2) 250 و 251

12. خوف از خدا

311. هراس از مقام ربوبی خدا و امید به رحمت وی، زمینه‌ای برای ترک فساد انسان در زمین:

اُدْعُوا رَبَّکُمْ تَضَرُّعاً وَ خُفْیَةً إِنَّهُ لاٰ یُحِبُّ الْمُعْتَدِینَ

وَ لاٰ تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاٰحِهٰا وَ ادْعُوهُ خَوْفاً وَ طَمَعاً إِنَّ رَحْمَتَ اللّٰهِ قَرِیبٌ مِنَ الْمُحْسِنِینَ . اعراف (7) 55 و 56

13. سدّ ذوالقرنین

312. سدّسازی ذوالقرنین، برای ایجاد امنیّت و جلوگیری از فسادگری یأجوج و مأجوج:

قٰالُوا یٰا ذَا الْقَرْنَیْنِ إِنَّ یَأْجُوجَ وَ مَأْجُوجَ مُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ فَهَلْ نَجْعَلُ لَکَ خَرْجاً عَلیٰ أَنْ تَجْعَلَ بَیْنَنٰا وَ بَیْنَهُمْ سَدًّا

قٰالَ مٰا مَکَّنِّی فِیهِ رَبِّی خَیْرٌ فَأَعِینُونِی بِقُوَّةٍ أَجْعَلْ بَیْنَکُمْ وَ بَیْنَهُمْ رَدْماً

آتُونِی زُبَرَ الْحَدِیدِ حَتّٰی إِذٰا سٰاویٰ بَیْنَ الصَّدَفَیْنِ قٰالَ انْفُخُوا حَتّٰی إِذٰا جَعَلَهُ نٰاراً قٰالَ آتُونِی أُفْرِغْ عَلَیْهِ قِطْراً.

کهف (18) 94 -\96

14. سنّت خدا

313. ناسازگاری سنّت الهی در جوامع انسانی، با اعمال فسادانگیز مفسدان:

... إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُصْلِحُ عَمَلَ الْمُفْسِدِینَ . (1)

یونس (10) 81


1) 1) . از فعل مضارع «لایصلح» که بر استمرار دلالت می‌کند،سنّت الهی استفاده می‌شود

314. دفع تجاوز و جلوگیری از فساد آدمیان در زمین، به وسیلۀ یکدیگر، سنّتی الهی:

... وَ لَوْ لاٰ دَفْعُ اللّٰهِ النّٰاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَفَسَدَتِ الْأَرْضُ ... تِلْکَ آیٰاتُ اللّٰهِ ... (1)

بقره (2) 251 و 252

15. صداقت

315. صدق و صفای آدمی با خدا، بستری مناسب برای ترک او از فساد:

طٰاعَةٌ وَ قَوْلٌ مَعْرُوفٌ فَإِذٰا عَزَمَ الْأَمْرُ فَلَوْ صَدَقُوا اللّٰهَ لَکٰانَ خَیْراً لَهُمْ

فَهَلْ عَسَیْتُمْ إِنْ تَوَلَّیْتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ وَ تُقَطِّعُوا أَرْحٰامَکُمْ .

محمّد (47) 21 و 22

16. عبادت خدا

316. عبادت خدا، مانع فساد در جامعه:

وَ إِلیٰ مَدْیَنَ أَخٰاهُمْ شُعَیْباً قٰالَ یٰا قَوْمِ اعْبُدُوا اللّٰهَ مٰا لَکُمْ مِنْ إِلٰهٍ غَیْرُهُ وَ لاٰ تَنْقُصُوا الْمِکْیٰالَ وَ الْمِیزٰانَ إِنِّی أَرٰاکُمْ بِخَیْرٍ وَ إِنِّی أَخٰافُ عَلَیْکُمْ عَذٰابَ یَوْمٍ مُحِیطٍ

وَ یٰا قَوْمِ أَوْفُوا الْمِکْیٰالَ وَ الْمِیزٰانَ بِالْقِسْطِ وَ لاٰ تَبْخَسُوا النّٰاسَ أَشْیٰاءَهُمْ وَ لاٰ تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ .

هود (11) 84 و 85

وَ إِلیٰ مَدْیَنَ أَخٰاهُمْ شُعَیْباً فَقٰالَ یٰا قَوْمِ اعْبُدُوا اللّٰهَ وَ ارْجُوا الْیَوْمَ الْآخِرَ وَ لاٰ تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ . عنکبوت (29) 36

17. عمل صالح

317. عمل شایسته در برابر فساد، مانعی برای ظهور آن:

أَمْ نَجْعَلُ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّٰالِحٰاتِ کَالْمُفْسِدِینَ فِی الْأَرْضِ .... ص (38) 28

نهی از فساد

==> همین مدخل، اجتناب از فساد، مبارزه با فساد و ممنوعیّت فساد

فسق

فسق به معنای میل به گناه، (2)عصیان، ترک امر خدا و خروج از طریق حق (3)و خروج از محدودۀ شرع است و نوعاً فاسق بر کسی اطلاق می‌شود که ملتزم و مقرّ به حکم شرع باشد و خلاف آن عمل کند. (4)در این مدخل، مطلق فسق، مورد نظر بوده از مشتقّات «فسق» استفاده شده است.

اهمّ عناوین: آثار فسق، فاسقان.

آثار فسق

1. ارتکاب بدیها

1. ارتکاب بدیها و زشتیها، از پیامدهای فسق:

وَ لُوطاً آتَیْنٰاهُ حُکْماً وَ عِلْماً وَ نَجَّیْنٰاهُ مِنَ الْقَرْیَةِ الَّتِی کٰانَتْ تَعْمَلُ الْخَبٰائِثَ إِنَّهُمْ کٰانُوا قَوْمَ سَوْءٍ فٰاسِقِینَ . انبیاء (21) 74

2. اطاعت کورکورانه

2. فسق، باعث اطاعت کورکورانه از رهبران مستبدّ:

وَ نٰادیٰ فِرْعَوْنُ فِی قَوْمِهِ ... فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ


1) 1) . «تلک» می‌تواند اشاره به سنّتی باشد که خداوند با جملۀ«و لولا دفع اللّه...» بیان فرموده است

2) 2) . ترتیب کتاب‌العین، ج 3، ص 1396، «فسق»

3) 3) . لسان‌العرب، ج 10، ص 262 -\263، «فسق»

4) 4) . مفردات، ص 636 ، «فسق»

فَأَطٰاعُوهُ إِنَّهُمْ کٰانُوا قَوْماً فٰاسِقِینَ .

زخرف (43) 51 و 54

3. امتحان

3. فسق پیشین اصحاب سَبْت، سبب امتحان خداوند، از آنان، با ممنوعیّت صید در روز شنبه:

وَ سْئَلْهُمْ عَنِ الْقَرْیَةِ الَّتِی کٰانَتْ حٰاضِرَةَ الْبَحْرِ إِذْ یَعْدُونَ فِی السَّبْتِ إِذْ تَأْتِیهِمْ حِیتٰانُهُمْ یَوْمَ سَبْتِهِمْ شُرَّعاً وَ یَوْمَ لاٰ یَسْبِتُونَ لاٰ تَأْتِیهِمْ کَذٰلِکَ نَبْلُوهُمْ بِمٰا کٰانُوا یَفْسُقُونَ . اعراف (7) 163

4. انتقام

4. فسق اهل‌کتاب، زمینه‌ای برای انتقام‌گیری از مسلمانان:

قُلْ یٰا أَهْلَ الْکِتٰابِ هَلْ تَنْقِمُونَ مِنّٰا إِلاّٰ أَنْ آمَنّٰا بِاللّٰهِ وَ مٰا أُنْزِلَ إِلَیْنٰا وَ مٰا أُنْزِلَ مِنْ قَبْلُ وَ أَنَّ أَکْثَرَکُمْ فٰاسِقُونَ . مائده (5) 59

5. انقراض جامعه

5. فسق و فجور، عامل نابودی و فروپاشی جامعه:

فَبَدَّلَ الَّذِینَ ظَلَمُوا قَوْلاً غَیْرَ الَّذِی قِیلَ لَهُمْ فَأَنْزَلْنٰا عَلَی الَّذِینَ ظَلَمُوا رِجْزاً مِنَ السَّمٰاءِ بِمٰا کٰانُوا یَفْسُقُونَ . بقره (2) 59

فَلَمّٰا نَسُوا مٰا ذُکِّرُوا بِهِ أَنْجَیْنَا الَّذِینَ یَنْهَوْنَ عَنِ السُّوءِ وَ أَخَذْنَا الَّذِینَ ظَلَمُوا بِعَذٰابٍ بَئِیسٍ بِمٰا کٰانُوا یَفْسُقُونَ . اعراف (7) 165

وَ إِذٰا أَرَدْنٰا أَنْ نُهْلِکَ قَرْیَةً أَمَرْنٰا مُتْرَفِیهٰا فَفَسَقُوا فِیهٰا فَحَقَّ عَلَیْهَا الْقَوْلُ فَدَمَّرْنٰاهٰا تَدْمِیراً.

اسراء (17) 16

إِنّٰا مُنْزِلُونَ عَلیٰ أَهْلِ هٰذِهِ الْقَرْیَةِ رِجْزاً مِنَ السَّمٰاءِ بِمٰا کٰانُوا یَفْسُقُونَ

وَ لَقَدْ تَرَکْنٰا مِنْهٰا آیَةً بَیِّنَةً لِقَوْمٍ یَعْقِلُونَ . عنکبوت (29) 34 و 35

6 . پذیرش ولایت کافران

6. فسق و تبهکاری، مایۀ پذیرش ولایت کافران:

تَریٰ کَثِیراً مِنْهُمْ یَتَوَلَّوْنَ الَّذِینَ کَفَرُوا لَبِئْسَ مٰا قَدَّمَتْ لَهُمْ أَنْفُسُهُمْ أَنْ سَخِطَ اللّٰهُ عَلَیْهِمْ وَ فِی الْعَذٰابِ هُمْ خٰالِدُونَ

وَ لَوْ کٰانُوا یُؤْمِنُونَ بِاللّٰهِ وَ النَّبِیِّ وَ مٰا أُنْزِلَ إِلَیْهِ مَا اتَّخَذُوهُمْ أَوْلِیٰاءَ وَ لٰکِنَّ کَثِیراً مِنْهُمْ فٰاسِقُونَ . مائده (5) 80 و 81

7. تحقیق در خبر

7. فسق مخبر و گزارشگر، عامل تحقیق دربارۀ گزارشهای او:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ جٰاءَکُمْ فٰاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَیَّنُوا أَنْ تُصِیبُوا قَوْماً بِجَهٰالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلیٰ مٰا فَعَلْتُمْ نٰادِمِینَ . حجرات (49) 6

8 . ترجیح بر خدا

8. ترجیح خانواده، خویشاوندان و امکانات مادّی و دنیایی بر خداوند، پیامبر صلی الله علیه و آله و جهاد فی سبیل‌الله، از پیامدهای فسق:

قُلْ إِنْ کٰانَ آبٰاؤُکُمْ وَ أَبْنٰاؤُکُمْ وَ إِخْوٰانُکُمْ وَ أَزْوٰاجُکُمْ وَ عَشِیرَتُکُمْ وَ أَمْوٰالٌ اقْتَرَفْتُمُوهٰا وَ تِجٰارَةٌ تَخْشَوْنَ کَسٰادَهٰا وَ مَسٰاکِنُ تَرْضَوْنَهٰا أَحَبَّ إِلَیْکُمْ مِنَ اللّٰهِ وَ رَسُولِهِ وَ جِهٰادٍ فِی سَبِیلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتّٰی یَأْتِیَ اللّٰهُ بِأَمْرِهِ وَ اللّٰهُ لاٰ یَهْدِی الْقَوْمَ الْفٰاسِقِینَ . توبه (9) 24

9. تکذیب جهنّم

9. فسق و تبهکاری، عامل تکذیب آتش دوزخ:

وَ أَمَّا الَّذِینَ فَسَقُوا فَمَأْوٰاهُمُ النّٰارُ ... وَ قِیلَ لَهُمْ ذُوقُوا عَذٰابَ النّٰارِ الَّذِی کُنْتُمْ بِهِ تُکَذِّبُونَ .

سجده (32) 20

10. جدایی از محمّد صلی الله علیه و آله

10. سعی بر جداسازی مسلمانان از محمّد و پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله ، پیامد فسق و تبهکاری:

... إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یَهْدِی الْقَوْمَ الْفٰاسِقِینَ هُمُ الَّذِینَ یَقُولُونَ لاٰ تُنْفِقُوا عَلیٰ مَنْ عِنْدَ رَسُولِ اللّٰهِ حَتّٰی یَنْفَضُّوا وَ لِلّٰهِ .... منافقون (63) 6 و 7

11. ذلّت

11. فسق، زمینه‌ساز گرفتار شدن به ذلّت و خواری:

... فَالْیَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذٰابَ الْهُونِ ... وَ بِمٰا کُنْتُمْ تَفْسُقُونَ . احقاف (46) 20

... وَ لِیُخْزِیَ الْفٰاسِقِینَ . حشر (59) 5

12. زیان

12. زیانکاری، پیامد فسق و تبهکاری:

... وَ مٰا یُضِلُّ بِهِ إِلاَّ الْفٰاسِقِینَ ... أُولٰئِکَ هُمُ الْخٰاسِرُونَ . بقره (2) 26 و 27

13. سقوط شخصیّت

13. فسق و تبهکاری، عامل سقوط شخصیّت انسان:

أَ فَمَنْ کٰانَ مُؤْمِناً کَمَنْ کٰانَ فٰاسِقاً لاٰ یَسْتَوُونَ .

سجده (32) 18

14. ظلم

14. فسق و تبهکاری، سبب ظلم و ستمکاری:

... وَ أَخَذْنَا الَّذِینَ ظَلَمُوا بِعَذٰابٍ بَئِیسٍ بِمٰا کٰانُوا یَفْسُقُونَ . اعراف (7) 165

15. عذاب

15. فسق و تبهکاری، عامل گرفتاری به عذاب الهی:

... فَأَنْزَلْنٰا عَلَی الَّذِینَ ظَلَمُوا رِجْزاً مِنَ السَّمٰاءِ بِمٰا کٰانُوا یَفْسُقُونَ . بقره (2) 59

وَ الَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیٰاتِنٰا یَمَسُّهُمُ الْعَذٰابُ بِمٰا کٰانُوا یَفْسُقُونَ . انعام (6) 49

... وَ أَخَذْنَا الَّذِینَ ظَلَمُوا بِعَذٰابٍ بَئِیسٍ بِمٰا کٰانُوا یَفْسُقُونَ . اعراف (7) 165

وَ إِذٰا أَرَدْنٰا أَنْ نُهْلِکَ قَرْیَةً أَمَرْنٰا مُتْرَفِیهٰا فَفَسَقُوا فِیهٰا فَحَقَّ عَلَیْهَا الْقَوْلُ فَدَمَّرْنٰاهٰا تَدْمِیراً.

اسراء (17) 16

إِنّٰا مُنْزِلُونَ عَلیٰ أَهْلِ هٰذِهِ الْقَرْیَةِ رِجْزاً مِنَ السَّمٰاءِ بِمٰا کٰانُوا یَفْسُقُونَ . عنکبوت (29) 34

وَ أَمَّا الَّذِینَ فَسَقُوا فَمَأْوٰاهُمُ النّٰارُ کُلَّمٰا أَرٰادُوا أَنْ یَخْرُجُوا مِنْهٰا أُعِیدُوا فِیهٰا وَ قِیلَ لَهُمْ ذُوقُوا عَذٰابَ النّٰارِ الَّذِی کُنْتُمْ بِهِ تُکَذِّبُونَ .

سجده (32) 20

... فَالْیَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذٰابَ الْهُونِ بِمٰا کُنْتُمْ تَسْتَکْبِرُونَ فِی الْأَرْضِ بِغَیْرِ الْحَقِّ وَ بِمٰا کُنْتُمْ تَفْسُقُونَ . احقاف (46) 20

... فَبِإِذْنِ اللّٰهِ وَ لِیُخْزِیَ الْفٰاسِقِینَ . حشر (59) 5

نیز ==> همین مدخل، فاسقان، عذاب فاسقان

16. عیب‌جویی

16. فسق اکثریّت اهل‌کتاب، مایۀ خرده‌گیری و عیب‌جویی آنان از مؤمنان:

قُلْ یٰا أَهْلَ الْکِتٰابِ هَلْ تَنْقِمُونَ مِنّٰا إِلاّٰ أَنْ آمَنّٰا ... وَ أَنَّ أَکْثَرَکُمْ فٰاسِقُونَ . (1)مائده (5) 59

17. غضب

17. فسق اکثر اهل‌کتاب، عامل خشم و ناخشنودی آنان از مسلمانان:

قُلْ یٰا أَهْلَ الْکِتٰابِ هَلْ تَنْقِمُونَ مِنّٰا إِلاّٰ أَنْ آمَنّٰا ... وَ أَنَّ أَکْثَرَکُمْ فٰاسِقُونَ . (2)مائده (5) 59


1) 1) . برخی مفسّران «تنقمون» را به انکار و عیب‌جویی معنا کرده‌اند. (روح‌المعانی، ج 4، جزء 6 ، ص 253)

2) 2) . برخی از مفسّران در احتمالی «تنقمون» را به سخط معنا کرده‌اند. (مجمع‌البیان، ج 3 -\4، ص 330)

18. خشم خداوند نسبت به فرعون، در پی فسق وی:

وَ نٰادیٰ فِرْعَوْنُ فِی قَوْمِهِ ... فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ فَأَطٰاعُوهُ إِنَّهُمْ کٰانُوا قَوْماً فٰاسِقِینَ فَلَمّٰا آسَفُونٰا ... (1)زخرف (43) 51 و 54 و 55

18. فساد

19. فسق و تبهکاری، عامل فسادانگیزی در زمین:

... وَ مٰا یُضِلُّ بِهِ إِلاَّ الْفٰاسِقِینَ اَلَّذِینَ ...

وَ یُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ .... بقره (2) 26 و 27

19. قطع رحم

20. فسق و تبهکاری، مایۀ گسستن پیوندها و روابط خویشاوندی:

... وَ مٰا یُضِلُّ بِهِ إِلاَّ الْفٰاسِقِینَ اَلَّذِینَ ...

وَ یَقْطَعُونَ مٰا أَمَرَ اللّٰهُ بِهِ أَنْ یُوصَلَ ....

بقره (2) 26 و 27

کَیْفَ یَکُونُ لِلْمُشْرِکِینَ عَهْدٌ عِنْدَ اللّٰهِ وَ عِنْدَ رَسُولِهِ إِلاَّ الَّذِینَ عٰاهَدْتُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ فَمَا اسْتَقٰامُوا لَکُمْ فَاسْتَقِیمُوا لَهُمْ إِنَّ اللّٰهَ یُحِبُّ الْمُتَّقِینَ

کَیْفَ وَ إِنْ یَظْهَرُوا عَلَیْکُمْ لاٰ یَرْقُبُوا فِیکُمْ إِلاًّ وَ لاٰ ذِمَّةً یُرْضُونَکُمْ بِأَفْوٰاهِهِمْ وَ تَأْبیٰ قُلُوبُهُمْ وَ أَکْثَرُهُمْ فٰاسِقُونَ . (2)توبه (9) 7 و 8

20. کفر

21. فسق، زمینه‌ای برای کفرورزی:

وَ لَقَدْ أَنْزَلْنٰا إِلَیْکَ آیٰاتٍ بَیِّنٰاتٍ وَ مٰا یَکْفُرُ بِهٰا إِلاَّ الْفٰاسِقُونَ . بقره (2) 99

... وَ لَوْ آمَنَ أَهْلُ الْکِتٰابِ لَکٰانَ خَیْراً لَهُمْ ... وَ أَکْثَرُهُمُ الْفٰاسِقُونَ . آل‌عمران (3) 110

اِسْتَغْفِرْ لَهُمْ أَوْ لاٰ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ إِنْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعِینَ مَرَّةً فَلَنْ یَغْفِرَ اللّٰهُ لَهُمْ ذٰلِکَ بِأَنَّهُمْ کَفَرُوا بِاللّٰهِ وَ رَسُولِهِ وَ اللّٰهُ لاٰ یَهْدِی الْقَوْمَ الْفٰاسِقِینَ .

توبه (9) 80

کَذٰلِکَ حَقَّتْ کَلِمَةُ رَبِّکَ عَلَی الَّذِینَ فَسَقُوا أَنَّهُمْ لاٰ یُؤْمِنُونَ . یونس (10) 33

أَ فَمَنْ کٰانَ مُؤْمِناً کَمَنْ کٰانَ فٰاسِقاً لاٰ یَسْتَوُونَ .

سجده (32) 18

وَ یَوْمَ یُعْرَضُ الَّذِینَ کَفَرُوا عَلَی النّٰارِ ... وَ بِمٰا کُنْتُمْ تَفْسُقُونَ . احقاف (46) 20

21. گمراهی

22. فسق و تبهکاری، مایۀ ضلالت و گمراهی:

... وَ مٰا یُضِلُّ بِهِ إِلاَّ الْفٰاسِقِینَ . بقره (2) 26

نیز ==> همین مدخل، آثار فسق، محرومیّت از هدایت

22. مانع خیر

23. فسق، از موانع رسیدن به نیکی و خیر:

... وَ لَوْ آمَنَ أَهْلُ الْکِتٰابِ لَکٰانَ خَیْراً لَهُمْ مِنْهُمُ الْمُؤْمِنُونَ وَ أَکْثَرُهُمُ الْفٰاسِقُونَ . آل‌عمران (3) 110

23. مانع قبولی عمل

24. فسق و تبهکاری منافقان، مانع قبولی عمل و انفاق آنان:

قُلْ أَنْفِقُوا طَوْعاً أَوْ کَرْهاً لَنْ یُتَقَبَّلَ مِنْکُمْ إِنَّکُمْ کُنْتُمْ قَوْماً فٰاسِقِینَ

وَ مٰا مَنَعَهُمْ أَنْ تُقْبَلَ مِنْهُمْ نَفَقٰاتُهُمْ إِلاّٰ أَنَّهُمْ کَفَرُوا بِاللّٰهِ وَ بِرَسُولِهِ وَ لاٰ یَأْتُونَ الصَّلاٰةَ إِلاّٰ وَ هُمْ کُسٰالیٰ وَ لاٰ یُنْفِقُونَ إِلاّٰ وَ هُمْ کٰارِهُونَ . (3)توبه (9) 53 و 54


1) 1) . «آسفونا» یعنی ما را خشمگین کرد. (مفردات، ص 75، «اسف»)

2) 2) . یکی از معانی «الّ» قرابت [خویشاوندی] است. (لسان‌العرب، ج 1، ص 186، «الل»)

3) 3) . سیاق آیات در مورد منافقان است

24. محرومیّت از رضوان خدا

25. فسق و تبهکاری، مایۀ محرومیّت از رضوان الهی:

یَحْلِفُونَ لَکُمْ لِتَرْضَوْا عَنْهُمْ فَإِنْ تَرْضَوْا عَنْهُمْ فَإِنَّ اللّٰهَ لاٰ یَرْضیٰ عَنِ الْقَوْمِ الْفٰاسِقِینَ .

توبه (9) 96

25. محرومیّت از مغفرت

26. فسق منافقان، موجب عدم تأثیر استغفار پیامبر صلی الله علیه و آله در حق آنان:

فَأَعْقَبَهُمْ نِفٰاقاً فِی قُلُوبِهِمْ ... اسْتَغْفِرْ لَهُمْ أَوْ لاٰ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ إِنْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعِینَ مَرَّةً فَلَنْ یَغْفِرَ اللّٰهُ لَهُمْ ... وَ اللّٰهُ لاٰ یَهْدِی الْقَوْمَ الْفٰاسِقِینَ .

توبه (9) 77 و 80

سَوٰاءٌ عَلَیْهِمْ أَسْتَغْفَرْتَ لَهُمْ أَمْ لَمْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ لَنْ یَغْفِرَ اللّٰهُ لَهُمْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یَهْدِی الْقَوْمَ الْفٰاسِقِینَ . منافقون (63) 6

26. محرومیّت از هدایت

27. فسق و تبهکاری، موجب محرومیّت از هدایت الهی:

... وَ اللّٰهُ لاٰ یَهْدِی الْقَوْمَ الْفٰاسِقِینَ . مائده (5) 108

... وَ اللّٰهُ لاٰ یَهْدِی الْقَوْمَ الْفٰاسِقِینَ . توبه (9) 24

... وَ اللّٰهُ لاٰ یَهْدِی الْقَوْمَ الْفٰاسِقِینَ . توبه (9) 80

... فَمٰا ذٰا بَعْدَ الْحَقِّ إِلاَّ الضَّلاٰلُ ... کَذٰلِکَ حَقَّتْ کَلِمَةُ رَبِّکَ عَلَی الَّذِینَ فَسَقُوا أَنَّهُمْ لاٰ یُؤْمِنُونَ .

یونس (10) 32 و 33

... وَ اللّٰهُ لاٰ یَهْدِی الْقَوْمَ الْفٰاسِقِینَ . صفّ (61) 5

... اَللّٰهَ لاٰ یَهْدِی الْقَوْمَ الْفٰاسِقِینَ . منافقون (63) 6

27. نفرین

28. نفرین و دعای موسی علیه السلام برای جدایی از قوم خود، در پی فسق آنان:

قٰالُوا یٰا مُوسیٰ ... قٰالَ رَبِّ إِنِّی لاٰ أَمْلِکُ إِلاّٰ نَفْسِی وَ أَخِی فَافْرُقْ بَیْنَنٰا وَ بَیْنَ الْقَوْمِ الْفٰاسِقِینَ .

مائده (5) 24 و 25

توبه از فسق

29. توبۀ فاسقان با اصلاح رفتارشان، از بین برندۀ فسق و آثار سوء آن:

... وَ أُولٰئِکَ هُمُ الْفٰاسِقُونَ إِلاَّ الَّذِینَ تٰابُوا مِنْ بَعْدِ ذٰلِکَ وَ أَصْلَحُوا ... (1)نور (24) 4 و 5

عوامل فسق

1. ارتداد

30. ارتداد، پس از استقرار حاکمیّت دین و دین‌داران، عامل فسق و تبهکاری:

وَعَدَ اللّٰهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصّٰالِحٰاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضیٰ لَهُمْ وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً یَعْبُدُونَنِی لاٰ یُشْرِکُونَ بِی شَیْئاً وَ مَنْ کَفَرَ بَعْدَ ذٰلِکَ فَأُولٰئِکَ هُمُ الْفٰاسِقُونَ . (2)نور (24) 55

2. اعراض از قضاوت

31. رویگردانی از قضاوت پیامبر صلی الله علیه و آله ، درپی‌دارندۀ فسق و تبهکاری:

وَ أَنِ احْکُمْ بَیْنَهُمْ بِمٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ ... فَإِنْ تَوَلَّوْا فَاعْلَمْ أَنَّمٰا یُرِیدُ اللّٰهُ أَنْ یُصِیبَهُمْ بِبَعْضِ ذُنُوبِهِمْ وَ إِنَّ کَثِیراً مِنَ النّٰاسِ لَفٰاسِقُونَ . مائده (5) 49


1) 1) . طبق یک قول، مقصود از «إلّا الّذین تابوا...» توبه از فسق است. (مجمع‌البیان، ج 7 -\8 ، ص 199؛ الکشاف، ج 3، ص 214)

2) 2) . طبق یک احتمال، مقصود از «کفر» در آیه، ارتداد است. (روح‌المعانی، ج 10، جزء 18، ص 299)

3. افترا

==> همین مدخل، عوامل فسق، قذف

4. انحراف جنسی

32. انحرافات جنسی، عامل فسق و تبهکاری:

وَ لُوطاً آتَیْنٰاهُ حُکْماً وَ عِلْماً وَ نَجَّیْنٰاهُ مِنَ الْقَرْیَةِ الَّتِی کٰانَتْ تَعْمَلُ الْخَبٰائِثَ إِنَّهُمْ کٰانُوا قَوْمَ سَوْءٍ فٰاسِقِینَ . انبیاء (21) 74

5. بدعت

33. رهبانیّت بدعت‌آمیز در میان مسیحیان، مایۀ انحراف و فسق جمع زیادی از آنان:

ثُمَّ قَفَّیْنٰا عَلیٰ آثٰارِهِمْ بِرُسُلِنٰا وَ قَفَّیْنٰا بِعِیسَی ابْنِ مَرْیَمَ وَ آتَیْنٰاهُ الْإِنْجِیلَ وَ جَعَلْنٰا فِی قُلُوبِ الَّذِینَ اتَّبَعُوهُ رَأْفَةً وَ رَحْمَةً وَ رَهْبٰانِیَّةً ابْتَدَعُوهٰا مٰا کَتَبْنٰاهٰا عَلَیْهِمْ ... وَ کَثِیرٌ مِنْهُمْ فٰاسِقُونَ .

حدید (57) 27

6 . تخلّف از جهاد

34. تخلّف از جهاد، عامل فسق و تبهکاری:

وَ مِنْهُمْ مَنْ یَقُولُ ائْذَنْ لِی ... قُلْ أَنْفِقُوا طَوْعاً أَوْ کَرْهاً لَنْ یُتَقَبَّلَ مِنْکُمْ إِنَّکُمْ کُنْتُمْ قَوْماً فٰاسِقِینَ . (1)توبه (9) 49 و 53

35. ترک جهاد و مبارزه با جبّاران، مایۀ قرار گرفتن در زمرۀ فاسقان:

یٰا قَوْمِ ادْخُلُوا الْأَرْضَ الْمُقَدَّسَةَ الَّتِی کَتَبَ اللّٰهُ لَکُمْ وَ لاٰ تَرْتَدُّوا عَلیٰ أَدْبٰارِکُمْ فَتَنْقَلِبُوا خٰاسِرِینَ

قٰالُوا یٰا مُوسیٰ إِنَّ فِیهٰا قَوْماً جَبّٰارِینَ وَ إِنّٰا لَنْ نَدْخُلَهٰا حَتّٰی یَخْرُجُوا مِنْهٰا فَإِنْ یَخْرُجُوا مِنْهٰا فَإِنّٰا دٰاخِلُونَ

قٰالُوا یٰا مُوسیٰ إِنّٰا لَنْ نَدْخُلَهٰا أَبَداً مٰا دٰامُوا فِیهٰا فَاذْهَبْ أَنْتَ وَ رَبُّکَ فَقٰاتِلاٰ إِنّٰا هٰاهُنٰا قٰاعِدُونَ

قٰالَ رَبِّ إِنِّی لاٰ أَمْلِکُ إِلاّٰ نَفْسِی وَ أَخِی فَافْرُقْ بَیْنَنٰا وَ بَیْنَ الْقَوْمِ الْفٰاسِقِینَ . مائده (5) 21 و 22 و 24 و 25

7. ترک امداد محمّد صلی الله علیه و آله

36. یاری نکردن پیامبر صلی الله علیه و آله به رغم پیمان و تعهّد برای آن، عامل فسق و تبهکاری:

وَ إِذْ أَخَذَ اللّٰهُ مِیثٰاقَ النَّبِیِّینَ لَمٰا آتَیْتُکُمْ مِنْ کِتٰابٍ وَ حِکْمَةٍ ثُمَّ جٰاءَکُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِمٰا مَعَکُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَ لَتَنْصُرُنَّهُ قٰالَ أَ أَقْرَرْتُمْ وَ أَخَذْتُمْ عَلیٰ ذٰلِکُمْ إِصْرِی قٰالُوا أَقْرَرْنٰا ...

فَمَنْ تَوَلّٰی بَعْدَ ذٰلِکَ فَأُولٰئِکَ هُمُ الْفٰاسِقُونَ . (2)

آل‌عمران (3) 81 و 82

8 . ترویج منکرات

37. ترویج فساد و زشتیها و بازداشتن مردم از نیکیها، مایۀ فسق و تبهکاری:

اَلْمُنٰافِقُونَ وَ الْمُنٰافِقٰاتُ بَعْضُهُمْ مِنْ بَعْضٍ یَأْمُرُونَ بِالْمُنْکَرِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمَعْرُوفِ وَ یَقْبِضُونَ أَیْدِیَهُمْ نَسُوا اللّٰهَ فَنَسِیَهُمْ إِنَّ الْمُنٰافِقِینَ هُمُ الْفٰاسِقُونَ . توبه (9) 67

9. تضییع حقوق

38. تضییع حقوق دیگران، از عوامل فسق و تبهکاری:

وَ أَشْهِدُوا إِذٰا تَبٰایَعْتُمْ وَ لاٰ یُضَارَّ کٰاتِبٌ وَ لاٰ شَهِیدٌ وَ إِنْ تَفْعَلُوا فَإِنَّهُ فُسُوقٌ بِکُمْ .... بقره (2) 282

10. تکذیب آیات خدا

39. تکذیب آیات خدا، مایۀ فسق و تبهکاری:

وَ الَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیٰاتِنٰا یَمَسُّهُمُ الْعَذٰابُ بِمٰا کٰانُوا یَفْسُقُونَ . انعام (6) 49


1) 1) . آیات مذکور، مربوط به بعضی منافقان است که به بهانه‌های مختلف از شرکت در جهاد سر باز می‌زدند. (مجمع‌البیان، ج 5 -\6 ، ص 56 -\57 و 59)

2) 2) . بر اساس احتمالی، مراد از «رسول» در آیۀ یاد شده‌پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله است. (همان، ج 1 -\2، ص 784)

وَ أَدْخِلْ یَدَکَ فِی جَیْبِکَ تَخْرُجْ بَیْضٰاءَ مِنْ غَیْرِ سُوءٍ فِی تِسْعِ آیٰاتٍ إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ قَوْمِهِ إِنَّهُمْ کٰانُوا قَوْماً فٰاسِقِینَ

وَ جَحَدُوا بِهٰا وَ اسْتَیْقَنَتْهٰا أَنْفُسُهُمْ ظُلْماً وَ عُلُوًّا ....

نمل (27) 12 و 14

11. تکذیب قیامت

40. تکذیب قیامت و آتش دوزخ، سبب قرار گرفتن در زمرۀ فاسقان:

وَ أَمَّا الَّذِینَ فَسَقُوا فَمَأْوٰاهُمُ النّٰارُ کُلَّمٰا أَرٰادُوا أَنْ یَخْرُجُوا مِنْهٰا أُعِیدُوا فِیهٰا وَ قِیلَ لَهُمْ ذُوقُوا عَذٰابَ النّٰارِ الَّذِی کُنْتُمْ بِهِ تُکَذِّبُونَ .

سجده (32) 20

12. تکذیب محمّد صلی الله علیه و آله

41. تکذیب رسالت محمّد صلی الله علیه و آله ، موجب فسق مکذّبان:

وَ إِذْ أَخَذَ اللّٰهُ مِیثٰاقَ النَّبِیِّینَ لَمٰا آتَیْتُکُمْ مِنْ کِتٰابٍ وَ حِکْمَةٍ ثُمَّ جٰاءَکُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِمٰا مَعَکُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَ لَتَنْصُرُنَّهُ قٰالَ أَ أَقْرَرْتُمْ وَ أَخَذْتُمْ عَلیٰ ذٰلِکُمْ إِصْرِی قٰالُوا أَقْرَرْنٰا قٰالَ فَاشْهَدُوا وَ أَنَا مَعَکُمْ مِنَ الشّٰاهِدِینَ

فَمَنْ تَوَلّٰی بَعْدَ ذٰلِکَ فَأُولٰئِکَ هُمُ الْفٰاسِقُونَ .

آل‌عمران (3) 81 و 82

13. تهمت

==> همین مدخل، فسق، عوامل فسق، قذف

14. خودفراموشی

42. خودفراموشی، مایۀ فسق و تبهکاری:

وَ لاٰ تَکُونُوا کَالَّذِینَ نَسُوا اللّٰهَ فَأَنْسٰاهُمْ أَنْفُسَهُمْ أُولٰئِکَ هُمُ الْفٰاسِقُونَ . حشر (59) 19

15. دنیاطلبی

43. دنیاطلبی و ترجیح تعلّقات مادّی بر محبّت خدا و رسول صلی الله علیه و آله ، زمینۀ فسق و دوری از حق:

قُلْ إِنْ کٰانَ آبٰاؤُکُمْ وَ أَبْنٰاؤُکُمْ وَ إِخْوٰانُکُمْ وَ أَزْوٰاجُکُمْ وَ عَشِیرَتُکُمْ وَ أَمْوٰالٌ اقْتَرَفْتُمُوهٰا وَ تِجٰارَةٌ تَخْشَوْنَ کَسٰادَهٰا وَ مَسٰاکِنُ تَرْضَوْنَهٰا أَحَبَّ إِلَیْکُمْ مِنَ اللّٰهِ وَ رَسُولِهِ وَ جِهٰادٍ فِی سَبِیلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتّٰی یَأْتِیَ اللّٰهُ بِأَمْرِهِ وَ اللّٰهُ لاٰ یَهْدِی الْقَوْمَ الْفٰاسِقِینَ . توبه (9) 24

44. دلبستگی به دنیا، از عوامل تمایل انسان به فسق:

وَ یَوْمَ یُعْرَضُ الَّذِینَ کَفَرُوا عَلَی النّٰارِ أَذْهَبْتُمْ طَیِّبٰاتِکُمْ فِی حَیٰاتِکُمُ الدُّنْیٰا وَ اسْتَمْتَعْتُمْ بِهٰا ... وَ بِمٰا کُنْتُمْ تَفْسُقُونَ . احقاف (46) 20

16. دوستی با کافران

45. روابط دوستی و ولایی با کافران، عامل فسق و تبهکاری:

تَریٰ کَثِیراً مِنْهُمْ یَتَوَلَّوْنَ الَّذِینَ کَفَرُوا ... وَ لَوْ کٰانُوا یُؤْمِنُونَ بِاللّٰهِ وَ النَّبِیِّ وَ مٰا أُنْزِلَ إِلَیْهِ مَا اتَّخَذُوهُمْ أَوْلِیٰاءَ وَ لٰکِنَّ کَثِیراً مِنْهُمْ فٰاسِقُونَ .

مائده (5) 80 و 81

17. رفاه

46.برخورداری از رفاه و آسایش زندگی، زمینۀ فسق:

وَ إِذٰا أَرَدْنٰا أَنْ نُهْلِکَ قَرْیَةً أَمَرْنٰا مُتْرَفِیهٰا فَفَسَقُوا فِیهٰا فَحَقَّ عَلَیْهَا الْقَوْلُ فَدَمَّرْنٰاهٰا تَدْمِیراً.

اسراء (17) 16

18. ضرررسانی

47. ضرررسانی کاتب و شاهد در معامله، موجب فسق آنان:

... وَ لاٰ یُضَارَّ کٰاتِبٌ وَ لاٰ شَهِیدٌ وَ إِنْ تَفْعَلُوا فَإِنَّهُ فُسُوقٌ .... بقره (2) 282

48. ضرر رساندن به کاتب و شاهد در معاملات و مبادلات اقتصادی، موجب فسق:

... وَ لاٰ یُضَارَّ کٰاتِبٌ وَ لاٰ شَهِیدٌ وَ إِنْ تَفْعَلُوا

فَإِنَّهُ فُسُوقٌ ... (1)بقره (2) 282

19. عصیان

49. عصیان از فرمان خدا، مایۀ فسق و تبهکاری:

وَ سْئَلْهُمْ عَنِ الْقَرْیَةِ الَّتِی کٰانَتْ حٰاضِرَةَ الْبَحْرِ إِذْ یَعْدُونَ فِی السَّبْتِ إِذْ تَأْتِیهِمْ حِیتٰانُهُمْ یَوْمَ سَبْتِهِمْ شُرَّعاً وَ یَوْمَ لاٰ یَسْبِتُونَ لاٰ تَأْتِیهِمْ کَذٰلِکَ نَبْلُوهُمْ بِمٰا کٰانُوا یَفْسُقُونَ ... وَ أَخَذْنَا الَّذِینَ ظَلَمُوا بِعَذٰابٍ بَئِیسٍ بِمٰا کٰانُوا یَفْسُقُونَ .

اعراف (7) 163 و 165

وَ إِذْ قُلْنٰا لِلْمَلاٰئِکَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاّٰ إِبْلِیسَ کٰانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ ....

کهف (18) 50

50. تمرّد از فرمان رهبران الهی، زمینۀ فسق و تبهکاری:

یٰا قَوْمِ ادْخُلُوا الْأَرْضَ الْمُقَدَّسَةَ الَّتِی کَتَبَ اللّٰهُ لَکُمْ وَ لاٰ تَرْتَدُّوا عَلیٰ أَدْبٰارِکُمْ فَتَنْقَلِبُوا خٰاسِرِینَ

قٰالُوا یٰا مُوسیٰ إِنَّ فِیهٰا قَوْماً جَبّٰارِینَ وَ إِنّٰا لَنْ نَدْخُلَهٰا حَتّٰی یَخْرُجُوا مِنْهٰا فَإِنْ یَخْرُجُوا مِنْهٰا فَإِنّٰا دٰاخِلُونَ

قٰالُوا یٰا مُوسیٰ إِنّٰا لَنْ نَدْخُلَهٰا أَبَداً مٰا دٰامُوا فِیهٰا فَاذْهَبْ أَنْتَ وَ رَبُّکَ فَقٰاتِلاٰ إِنّٰا هٰاهُنٰا قٰاعِدُونَ

قٰالَ رَبِّ إِنِّی لاٰ أَمْلِکُ إِلاّٰ نَفْسِی وَ أَخِی فَافْرُقْ بَیْنَنٰا وَ بَیْنَ الْقَوْمِ الْفٰاسِقِینَ . مائده (5) 21 و 22 و 24 و 25

20. عهدشکنی

51. پیمان‌شکنی، مایۀ فسق و تبهکاری:

إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یَسْتَحْیِی أَنْ یَضْرِبَ مَثَلاً مٰا بَعُوضَةً فَمٰا فَوْقَهٰا فَأَمَّا الَّذِینَ آمَنُوا فَیَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ وَ أَمَّا الَّذِینَ کَفَرُوا فَیَقُولُونَ مٰا ذٰا أَرٰادَ اللّٰهُ بِهٰذٰا مَثَلاً یُضِلُّ بِهِ کَثِیراً وَ یَهْدِی بِهِ کَثِیراً وَ مٰا یُضِلُّ بِهِ إِلاَّ الْفٰاسِقِینَ

اَلَّذِینَ یَنْقُضُونَ عَهْدَ اللّٰهِ مِنْ بَعْدِ مِیثٰاقِهِ وَ یَقْطَعُونَ مٰا أَمَرَ اللّٰهُ بِهِ أَنْ یُوصَلَ وَ یُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ أُولٰئِکَ هُمُ الْخٰاسِرُونَ . بقره (2) 26 و 27

وَ لَقَدْ أَنْزَلْنٰا إِلَیْکَ آیٰاتٍ بَیِّنٰاتٍ وَ مٰا یَکْفُرُ بِهٰا إِلاَّ الْفٰاسِقُونَ

أَ وَ کُلَّمٰا عٰاهَدُوا عَهْداً نَبَذَهُ فَرِیقٌ مِنْهُمْ بَلْ أَکْثَرُهُمْ لاٰ یُؤْمِنُونَ . بقره (2) 99 و 100

وَ إِذْ أَخَذَ اللّٰهُ مِیثٰاقَ النَّبِیِّینَ لَمٰا آتَیْتُکُمْ مِنْ کِتٰابٍ وَ حِکْمَةٍ ثُمَّ جٰاءَکُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِمٰا مَعَکُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَ لَتَنْصُرُنَّهُ قٰالَ أَ أَقْرَرْتُمْ وَ أَخَذْتُمْ عَلیٰ ذٰلِکُمْ إِصْرِی قٰالُوا أَقْرَرْنٰا قٰالَ فَاشْهَدُوا وَ أَنَا مَعَکُمْ مِنَ الشّٰاهِدِینَ

فَمَنْ تَوَلّٰی بَعْدَ ذٰلِکَ فَأُولٰئِکَ هُمُ الْفٰاسِقُونَ .

آل‌عمران (3) 81 و 82

وَ مٰا وَجَدْنٰا لِأَکْثَرِهِمْ مِنْ عَهْدٍ وَ إِنْ وَجَدْنٰا أَکْثَرَهُمْ لَفٰاسِقِینَ . اعراف (7) 102

کَیْفَ وَ إِنْ یَظْهَرُوا عَلَیْکُمْ لاٰ یَرْقُبُوا فِیکُمْ إِلاًّ وَ لاٰ ذِمَّةً یُرْضُونَکُمْ بِأَفْوٰاهِهِمْ وَ تَأْبیٰ قُلُوبُهُمْ وَ أَکْثَرُهُمْ فٰاسِقُونَ . توبه (9) 8

21. فراموشی خدا

52. فراموشی خدا، مایۀ فسق و انحراف از حق:

اَلْمُنٰافِقُونَ وَ الْمُنٰافِقٰاتُ بَعْضُهُمْ مِنْ بَعْضٍ ...

نَسُوا اللّٰهَ فَنَسِیَهُمْ إِنَّ الْمُنٰافِقِینَ هُمُ الْفٰاسِقُونَ .

توبه (9) 67

وَ لاٰ تَکُونُوا کَالَّذِینَ نَسُوا اللّٰهَ فَأَنْسٰاهُمْ أَنْفُسَهُمْ


1) 1) . دربارۀ «لایضارّ» احتمال معلوم و مجهول بودن داده شد و دربردارندۀ دو حکم است که باهم منافاتی ندارد (تفسیر التحریروالتنویر، ج 3، جزء 3، ص 117) و برداشتها بر اساس این دو احتمال صورت گرفته است

أُولٰئِکَ هُمُ الْفٰاسِقُونَ . حشر (59) 19

22. قذف

53. قذف و نسبت زنا به زنان عفیف، سبب فسق و تبهکاری:

وَ الَّذِینَ یَرْمُونَ الْمُحْصَنٰاتِ ثُمَّ لَمْ یَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَدٰاءَ فَاجْلِدُوهُمْ ... وَ أُولٰئِکَ هُمُ الْفٰاسِقُونَ .

نور (24) 4

23. قضاوت ناحق

54. قضاوت ناحق، موجب فسق:

وَ لْیَحْکُمْ أَهْلُ الْإِنْجِیلِ بِمٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ فِیهِ وَ مَنْ لَمْ یَحْکُمْ بِمٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ فَأُولٰئِکَ هُمُ الْفٰاسِقُونَ .

مائده (5) 47

24. کفر

55. کفرورزی، عامل قرار گرفتن در زمرۀ فاسقان:

وَ لَقَدْ أَنْزَلْنٰا إِلَیْکَ آیٰاتٍ بَیِّنٰاتٍ وَ مٰا یَکْفُرُ بِهٰا إِلاَّ الْفٰاسِقُونَ . بقره (2) 99

کُنْتُمْ خَیْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنّٰاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ تُؤْمِنُونَ بِاللّٰهِ وَ لَوْ آمَنَ أَهْلُ الْکِتٰابِ لَکٰانَ خَیْراً لَهُمْ مِنْهُمُ الْمُؤْمِنُونَ وَ أَکْثَرُهُمُ الْفٰاسِقُونَ . آل‌عمران (3) 110

... وَ مَنْ کَفَرَ بَعْدَ ذٰلِکَ فَأُولٰئِکَ هُمُ الْفٰاسِقُونَ . (1)

نور (24) 55

25. کفران

56. کفران حاکمیّت مؤمنان، برخاسته از روحیه فسق و تبهکاری:

وَعَدَ اللّٰهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصّٰالِحٰاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضیٰ لَهُمْ وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً یَعْبُدُونَنِی لاٰ یُشْرِکُونَ بِی شَیْئاً وَ مَنْ کَفَرَ بَعْدَ ذٰلِکَ فَأُولٰئِکَ هُمُ الْفٰاسِقُونَ . (2)نور (24) 55

26. مخالفت با اسلام

57. جبهه‌گیری در برابر اسلام و مخالفت با خدا و رسول صلی الله علیه و آله ، عامل فسق آدمی:

ذٰلِکَ بِأَنَّهُمْ شَاقُّوا اللّٰهَ وَ رَسُولَهُ وَ مَنْ یُشَاقِّ اللّٰهَ فَإِنَّ اللّٰهَ شَدِیدُ الْعِقٰابِ

مٰا قَطَعْتُمْ مِنْ لِینَةٍ أَوْ تَرَکْتُمُوهٰا قٰائِمَةً عَلیٰ أُصُولِهٰا فَبِإِذْنِ اللّٰهِ وَ لِیُخْزِیَ الْفٰاسِقِینَ . حشر (59) 4 و 5

فاسقان

اشاره

58. فاسقان فراوان، در پیروان عیسی:

ثُمَّ قَفَّیْنٰا عَلیٰ آثٰارِهِمْ بِرُسُلِنٰا وَ قَفَّیْنٰا بِعِیسَی ابْنِ مَرْیَمَ وَ آتَیْنٰاهُ الْإِنْجِیلَ وَ جَعَلْنٰا فِی قُلُوبِ الَّذِینَ اتَّبَعُوهُ رَأْفَةً وَ رَحْمَةً وَ رَهْبٰانِیَّةً ... فَآتَیْنَا الَّذِینَ آمَنُوا مِنْهُمْ أَجْرَهُمْ وَ کَثِیرٌ مِنْهُمْ فٰاسِقُونَ . حدید (57) 27

59. زندگی با فاسقان، دشوار و ناخوشایند برای بندگان شایستۀ خداوند:

قٰالَ رَبِّ إِنِّی لاٰ أَمْلِکُ إِلاّٰ نَفْسِی وَ أَخِی فَافْرُقْ بَیْنَنٰا وَ بَیْنَ الْقَوْمِ الْفٰاسِقِینَ . مائده (5) 25

اکثریّت فاسقان

60. اکثریّت مشرکان صدر اسلام، مردمی فاسق و خارج از مسیر حق:

کَیْفَ یَکُونُ لِلْمُشْرِکِینَ عَهْدٌ عِنْدَ اللّٰهِ ... کَیْفَ


1) 1) . در این آیه، منظور از «فسق» بدترین و بالاترین مرتبۀ‌کفر است، لذا کفر، عامل فسق به شمار آمده و نه به عکس. (مجمع‌البیان، ج 7 -\8 ، ص 239)

2) 2) . طبق یک احتمال، مقصود از «کفر» کفران نعمت است. (روح‌المعانی، ج 10، جزء 18، ص 299)

وَ إِنْ یَظْهَرُوا عَلَیْکُمْ لاٰ یَرْقُبُوا فِیکُمْ إِلاًّ وَ لاٰ ذِمَّةً یُرْضُونَکُمْ بِأَفْوٰاهِهِمْ وَ تَأْبیٰ قُلُوبُهُمْ وَ أَکْثَرُهُمْ فٰاسِقُونَ . توبه (9) 7 و 8

61.

اکثریّت پیروان حضرت عیسی، افرادی فاسق:

62.

کافران، عناصری با اکثریت فاسق و تبهکار:

... کَذٰلِکَ یَطْبَعُ اللّٰهُ عَلیٰ قُلُوبِ الْکٰافِرِینَ وَ مٰا وَجَدْنٰا لِأَکْثَرِهِمْ مِنْ عَهْدٍ وَ إِنْ وَجَدْنٰا أَکْثَرَهُمْ لَفٰاسِقِینَ . اعراف (7) 101 و 102

63. اکثریّت امّتهای پیشین، مردمی فاسق:

تِلْکَ الْقُریٰ نَقُصُّ عَلَیْکَ مِنْ أَنْبٰائِهٰا وَ لَقَدْ جٰاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّنٰاتِ فَمٰا کٰانُوا لِیُؤْمِنُوا بِمٰا کَذَّبُوا مِنْ قَبْلُ .... وَ إِنْ وَجَدْنٰا أَکْثَرَهُمْ لَفٰاسِقِینَ . اعراف (7) 101 و 102

64. اکثریّت اهل‌کتاب، مردمانی فاسق:

... وَ لَوْ آمَنَ أَهْلُ الْکِتٰابِ لَکٰانَ خَیْراً لَهُمْ مِنْهُمُ الْمُؤْمِنُونَ وَ أَکْثَرُهُمُ الْفٰاسِقُونَ . آل‌عمران (3) 110

قُلْ یٰا أَهْلَ الْکِتٰابِ هَلْ تَنْقِمُونَ مِنّٰا إِلاّٰ أَنْ آمَنّٰا بِاللّٰهِ وَ مٰا أُنْزِلَ إِلَیْنٰا وَ مٰا أُنْزِلَ مِنْ قَبْلُ وَ أَنَّ أَکْثَرَکُمْ فٰاسِقُونَ . مائده (5) 59

قُلْ یٰا أَهْلَ الْکِتٰابِ لاٰ تَغْلُوا فِی دِینِکُمْ غَیْرَ الْحَقِّ وَ لاٰ تَتَّبِعُوا أَهْوٰاءَ قَوْمٍ قَدْ ضَلُّوا مِنْ قَبْلُ وَ أَضَلُّوا کَثِیراً وَ ضَلُّوا عَنْ سَوٰاءِ السَّبِیلِ

وَ لَوْ کٰانُوا یُؤْمِنُونَ بِاللّٰهِ وَ النَّبِیِّ وَ مٰا أُنْزِلَ إِلَیْهِ مَا اتَّخَذُوهُمْ أَوْلِیٰاءَ وَ لٰکِنَّ کَثِیراً مِنْهُمْ فٰاسِقُونَ .

مائده (5) 77 و 81

خبر فاسقان

65. خبر فاسق، به دور از هرگونه اعتماد و پذیرش از سوی مؤمنان، در صورت عدم بررسی و تحقیق آن:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ جٰاءَکُمْ فٰاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَیَّنُوا أَنْ تُصِیبُوا قَوْماً بِجَهٰالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلیٰ مٰا فَعَلْتُمْ نٰادِمِینَ . حجرات (49) 6

66. پذیرش خبر فاسق از سوی مؤمنان، در صورت عدم بررسی و تحقیق، موجب آسیب‌زدن به دیگران و پشیمانی:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ جٰاءَکُمْ فٰاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَیَّنُوا أَنْ تُصِیبُوا قَوْماً بِجَهٰالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلیٰ مٰا فَعَلْتُمْ نٰادِمِینَ . حجرات (49) 6

عذاب فاسقان

67. گرفتاری فاسقان، به عذاب و کیفر الهی:

قٰالَ رَبِّ إِنِّی لاٰ أَمْلِکُ إِلاّٰ نَفْسِی وَ أَخِی فَافْرُقْ بَیْنَنٰا وَ بَیْنَ الْقَوْمِ الْفٰاسِقِینَ

قٰالَ فَإِنَّهٰا مُحَرَّمَةٌ عَلَیْهِمْ أَرْبَعِینَ سَنَةً یَتِیهُونَ فِی الْأَرْضِ فَلاٰ تَأْسَ عَلَی الْقَوْمِ الْفٰاسِقِینَ . مائده (5) 25 و 26

تَریٰ کَثِیراً مِنْهُمْ یَتَوَلَّوْنَ الَّذِینَ کَفَرُوا لَبِئْسَ مٰا قَدَّمَتْ لَهُمْ أَنْفُسُهُمْ أَنْ سَخِطَ اللّٰهُ عَلَیْهِمْ وَ فِی الْعَذٰابِ هُمْ خٰالِدُونَ

وَ لَوْ کٰانُوا یُؤْمِنُونَ بِاللّٰهِ وَ النَّبِیِّ وَ مٰا أُنْزِلَ إِلَیْهِ مَا اتَّخَذُوهُمْ أَوْلِیٰاءَ وَ لٰکِنَّ کَثِیراً مِنْهُمْ فٰاسِقُونَ . مائده (5) 80 و 81

وَ الَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیٰاتِنٰا یَمَسُّهُمُ الْعَذٰابُ بِمٰا کٰانُوا یَفْسُقُونَ . انعام (6) 49

... سَأُرِیکُمْ دٰارَ الْفٰاسِقِینَ . اعراف (7) 145

... إِنَّ الْمُنٰافِقِینَ هُمُ الْفٰاسِقُونَ وَعَدَ اللّٰهُ الْمُنٰافِقِینَ وَ الْمُنٰافِقٰاتِ وَ الْکُفّٰارَ نٰارَ جَهَنَّمَ خٰالِدِینَ فِیهٰا هِیَ حَسْبُهُمْ وَ لَعَنَهُمُ اللّٰهُ وَ لَهُمْ عَذٰابٌ مُقِیمٌ . توبه (9) 67 و 68

وَ أَمَّا الَّذِینَ فَسَقُوا فَمَأْوٰاهُمُ النّٰارُ کُلَّمٰا أَرٰادُوا أَنْ یَخْرُجُوا مِنْهٰا أُعِیدُوا فِیهٰا وَ قِیلَ لَهُمْ ذُوقُوا عَذٰابَ النّٰارِ الَّذِی کُنْتُمْ بِهِ تُکَذِّبُونَ

وَ لَنُذِیقَنَّهُمْ مِنَ الْعَذٰابِ الْأَدْنیٰ دُونَ الْعَذٰابِ الْأَکْبَرِ لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ . سجده (32) 20 و 21

فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ فَأَطٰاعُوهُ إِنَّهُمْ کٰانُوا قَوْماً فٰاسِقِینَ

فَلَمّٰا آسَفُونٰا انْتَقَمْنٰا مِنْهُمْ فَأَغْرَقْنٰاهُمْ أَجْمَعِینَ . زخرف (43) 54 و 55

... فَهَلْ یُهْلَکُ إِلاَّ الْقَوْمُ الْفٰاسِقُونَ . احقاف (46) 35

وَ لاٰ تَکُونُوا کَالَّذِینَ نَسُوا اللّٰهَ فَأَنْسٰاهُمْ أَنْفُسَهُمْ أُولٰئِکَ هُمُ الْفٰاسِقُونَ

لاٰ یَسْتَوِی أَصْحٰابُ النّٰارِ وَ أَصْحٰابُ الْجَنَّةِ أَصْحٰابُ الْجَنَّةِ هُمُ الْفٰائِزُونَ . حشر (59) 19 و 20

68. آوارگی و سردرگمی در بیابان به مدّت چهل سال کیفر فسق بنی‌اسرائیل:

قٰالُوا یٰا مُوسیٰ إِنّٰا لَنْ نَدْخُلَهٰا أَبَداً مٰا دٰامُوا فِیهٰا فَاذْهَبْ أَنْتَ وَ رَبُّکَ فَقٰاتِلاٰ إِنّٰا هٰاهُنٰا قٰاعِدُونَ

قٰالَ رَبِّ إِنِّی لاٰ أَمْلِکُ إِلاّٰ نَفْسِی وَ أَخِی فَافْرُقْ بَیْنَنٰا وَ بَیْنَ الْقَوْمِ الْفٰاسِقِینَ

قٰالَ فَإِنَّهٰا مُحَرَّمَةٌ عَلَیْهِمْ أَرْبَعِینَ سَنَةً یَتِیهُونَ فِی الْأَرْضِ فَلاٰ تَأْسَ عَلَی الْقَوْمِ الْفٰاسِقِینَ . مائده (5) 24 -\26

69. قطع بعضی نخلهای بارور بنی‌نضیر به دست مجاهدان، جهت کیفر یهودیان فاسق:

هُوَ الَّذِی أَخْرَجَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتٰابِ مِنْ دِیٰارِهِمْ لِأَوَّلِ الْحَشْرِ مٰا ظَنَنْتُمْ أَنْ یَخْرُجُوا وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ مٰانِعَتُهُمْ حُصُونُهُمْ مِنَ اللّٰهِ فَأَتٰاهُمُ اللّٰهُ مِنْ حَیْثُ لَمْ یَحْتَسِبُوا وَ قَذَفَ فِی قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ یُخْرِبُونَ بُیُوتَهُمْ بِأَیْدِیهِمْ وَ أَیْدِی الْمُؤْمِنِینَ فَاعْتَبِرُوا یٰا أُولِی الْأَبْصٰارِ

مٰا قَطَعْتُمْ مِنْ لِینَةٍ أَوْ تَرَکْتُمُوهٰا قٰائِمَةً عَلیٰ أُصُولِهٰا فَبِإِذْنِ اللّٰهِ وَ لِیُخْزِیَ الْفٰاسِقِینَ . (1)حشر (59) 2 و 5

نیز ==> همین مدخل، آثار فسق، عذاب

مبارزه با فاسقان

70. ادای مناسک حج و رعایت آداب و احکام آن، راهی برای مبارزه با فسق و تبهکاری:

اَلْحَجُّ أَشْهُرٌ مَعْلُومٰاتٌ فَمَنْ فَرَضَ فِیهِنَّ الْحَجَّ فَلاٰ رَفَثَ وَ لاٰ فُسُوقَ وَ لاٰ جِدٰالَ فِی الْحَجِّ ....

بقره (2) 197

71. مأموریّت موسی علیه السلام برای مبارزه با فاسقان:

یٰا مُوسیٰ .... فِی تِسْعِ آیٰاتٍ إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ قَوْمِهِ إِنَّهُمْ کٰانُوا قَوْماً فٰاسِقِینَ .

نمل (27) 9 و 12

... أَنْ یٰا مُوسیٰ .... إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ إِنَّهُمْ کٰانُوا قَوْماً فٰاسِقِینَ . قصص (28) 30 و 32

مصادیق فاسقان

1. ابلیس
72. فسق ابلیس به دلیل تمرّد از فرمان الهی به سجده برای آدم علیه السلام :

وَ إِذْ قُلْنٰا لِلْمَلاٰئِکَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاّٰ إِبْلِیسَ کٰانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ ....

کهف (18) 50

2. اشراف
73. اشراف خوشگذران، انسانهایی فاسق و منحرف:

وَ إِذٰا أَرَدْنٰا أَنْ نُهْلِکَ قَرْیَةً أَمَرْنٰا مُتْرَفِیهٰا فَفَسَقُوا فِیهٰا .... اسراء (17) 16

74. اشراف فرعونی، مردمی فاسق:

... فَذٰانِکَ بُرْهٰانٰانِ مِنْ رَبِّکَ إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ


1) 1) . مقصود از «اهل‌الکتاب» یهودیان بنی‌نضیر است که به جهت نقض پیمان با مسلمانان، مورد حملۀ مسلمانان قرار گرفتند. (مجمع‌البیان، ج 9 -\10، ص 386؛ الکشاف، ج 4، ص 498)

إِنَّهُمْ کٰانُوا قَوْماً فٰاسِقِینَ . قصص (28) 32

3. اصحاب سبت
75. فسق اصحاب سبت و یهودیان شهر ایله، به دلیل تمرّد از فرمان الهی:

وَ سْئَلْهُمْ عَنِ الْقَرْیَةِ الَّتِی کٰانَتْ حٰاضِرَةَ الْبَحْرِ إِذْ یَعْدُونَ فِی السَّبْتِ إِذْ تَأْتِیهِمْ حِیتٰانُهُمْ یَوْمَ سَبْتِهِمْ شُرَّعاً وَ یَوْمَ لاٰ یَسْبِتُونَ لاٰ تَأْتِیهِمْ کَذٰلِکَ نَبْلُوهُمْ بِمٰا کٰانُوا یَفْسُقُونَ ... وَ أَخَذْنَا الَّذِینَ ظَلَمُوا بِعَذٰابٍ بَئِیسٍ بِمٰا کٰانُوا یَفْسُقُونَ . (1)

اعراف (7) 163 و 165

4. اهل‌کتاب

==> اهل‌کتاب، فسق اهل‌کتاب

5. بنی‌اسرائیل

==> بنی‌اسرائیل، فسق بنی‌اسرائیل

6 . فرعون
76. فرعون، حاکمی فاسق و تبهکار:

وَ أَدْخِلْ یَدَکَ فِی جَیْبِکَ تَخْرُجْ بَیْضٰاءَ مِنْ غَیْرِ سُوءٍ فِی تِسْعِ آیٰاتٍ إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ قَوْمِهِ إِنَّهُمْ کٰانُوا قَوْماً فٰاسِقِینَ . نمل (27) 12

... فَذٰانِکَ بُرْهٰانٰانِ مِنْ رَبِّکَ إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ إِنَّهُمْ کٰانُوا قَوْماً فٰاسِقِینَ . قصص (28) 32

77. فسق و تبهکاری فرعون، از زمینه‌های فرستاده شدن موسی علیه السلام به سوی آن:

وَ أَدْخِلْ یَدَکَ فِی جَیْبِکَ تَخْرُجْ بَیْضٰاءَ مِنْ غَیْرِ سُوءٍ فِی تِسْعِ آیٰاتٍ إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ قَوْمِهِ إِنَّهُمْ کٰانُوا قَوْماً فٰاسِقِینَ . نمل (27) 12

اُسْلُکْ یَدَکَ فِی جَیْبِکَ تَخْرُجْ بَیْضٰاءَ مِنْ غَیْرِ سُوءٍ وَ اضْمُمْ إِلَیْکَ جَنٰاحَکَ مِنَ الرَّهْبِ فَذٰانِکَ بُرْهٰانٰانِ مِنْ رَبِّکَ إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ إِنَّهُمْ کٰانُوا قَوْماً فٰاسِقِینَ . قصص (28) 32

7. فرعونیان
78. فرعونیان، گروهی فاسق و تبهکار:

... إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ قَوْمِهِ إِنَّهُمْ کٰانُوا قَوْماً فٰاسِقِینَ .

نمل (27) 12

... فَذٰانِکَ بُرْهٰانٰانِ مِنْ رَبِّکَ إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ إِنَّهُمْ کٰانُوا قَوْماً فٰاسِقِینَ . قصص (28) 32

وَ نٰادیٰ فِرْعَوْنُ فِی قَوْمِهِ قٰالَ یٰا قَوْمِ أَ لَیْسَ لِی مُلْکُ مِصْرَ ... فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ فَأَطٰاعُوهُ إِنَّهُمْ کٰانُوا قَوْماً فٰاسِقِینَ . زخرف (43) 51 و 54

79. فسق و تبهکاری فرعونیان، از زمینه‌های بعثت و فرستاده شدن موسی علیه السلام به سوی آنان:

وَ أَدْخِلْ یَدَکَ فِی جَیْبِکَ تَخْرُجْ بَیْضٰاءَ مِنْ غَیْرِ سُوءٍ فِی تِسْعِ آیٰاتٍ إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ قَوْمِهِ إِنَّهُمْ کٰانُوا قَوْماً فٰاسِقِینَ . نمل (27) 12

اُسْلُکْ یَدَکَ فِی جَیْبِکَ تَخْرُجْ بَیْضٰاءَ مِنْ غَیْرِ سُوءٍ وَ اضْمُمْ إِلَیْکَ جَنٰاحَکَ مِنَ الرَّهْبِ فَذٰانِکَ بُرْهٰانٰانِ مِنْ رَبِّکَ إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ إِنَّهُمْ کٰانُوا قَوْماً فٰاسِقِینَ . قصص (28) 32

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا مُوسیٰ بِآیٰاتِنٰا إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ ... وَ نٰادیٰ فِرْعَوْنُ فِی قَوْمِهِ قٰالَ یٰا قَوْمِ أَ لَیْسَ لِی مُلْکُ مِصْرَ وَ هٰذِهِ الْأَنْهٰارُ تَجْرِی مِنْ تَحْتِی أَ فَلاٰ تُبْصِرُونَ فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ فَأَطٰاعُوهُ إِنَّهُمْ کٰانُوا قَوْماً فٰاسِقِینَ .

زخرف (43) 46 و 51 و 54

8 . قوم لوط
80. مداومت قوم لوط بر فسق و تبهکاری:

وَ لُوطاً آتَیْنٰاهُ حُکْماً وَ عِلْماً وَ نَجَّیْنٰاهُ مِنَ


1) 1) . مقصود از «القریة» شهر بندریِ یهودی‌نشینِ ایله است.(الکشاف، ج 2، ص 170؛ مجمع‌البیان، ج 3 -\4، ص 756)

اَلْقَرْیَةِ الَّتِی کٰانَتْ تَعْمَلُ الْخَبٰائِثَ إِنَّهُمْ کٰانُوا قَوْمَ سَوْءٍ فٰاسِقِینَ . انبیاء (21) 74

وَ لَمّٰا أَنْ جٰاءَتْ رُسُلُنٰا لُوطاً ... إِنّٰا مُنْزِلُونَ عَلیٰ أَهْلِ هٰذِهِ الْقَرْیَةِ رِجْزاً مِنَ السَّمٰاءِ بِمٰا کٰانُوا یَفْسُقُونَ . عنکبوت (29) 33 و 34

9. قوم نوح
81. فاسق بودن بسیاری از مردم قوم نوح:

وَ قَوْمَ نُوحٍ مِنْ قَبْلُ إِنَّهُمْ کٰانُوا قَوْماً فٰاسِقِینَ .

ذاریات (51) 46

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا نُوحاً وَ إِبْرٰاهِیمَ وَ جَعَلْنٰا فِی ذُرِّیَّتِهِمَا النُّبُوَّةَ وَ الْکِتٰابَ فَمِنْهُمْ مُهْتَدٍ وَ کَثِیرٌ مِنْهُمْ فٰاسِقُونَ . حدید (57) 26

10. کافران
82. کافران، عناصری فاسق و تبهکار:

... وَ أَمَّا الَّذِینَ کَفَرُوا فَیَقُولُونَ مٰا ذٰا أَرٰادَ اللّٰهُ بِهٰذٰا مَثَلاً ... وَ مٰا یُضِلُّ بِهِ إِلاَّ الْفٰاسِقِینَ . بقره (2) 26

... وَ مَنْ کَفَرَ بَعْدَ ذٰلِکَ فَأُولٰئِکَ هُمُ الْفٰاسِقُونَ .

نور (24) 55

أَ فَمَنْ کٰانَ مُؤْمِناً کَمَنْ کٰانَ فٰاسِقاً لاٰ یَسْتَوُونَ . (1)سجده (32) 18

وَ یَوْمَ یُعْرَضُ الَّذِینَ کَفَرُوا عَلَی النّٰارِ أَ لَیْسَ هٰذٰا بِالْحَقِّ قٰالُوا بَلیٰ وَ رَبِّنٰا قٰالَ فَذُوقُوا الْعَذٰابَ بِمٰا کُنْتُمْ تَکْفُرُونَ

فَاصْبِرْ کَمٰا صَبَرَ أُولُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ وَ لاٰ تَسْتَعْجِلْ لَهُمْ کَأَنَّهُمْ یَوْمَ یَرَوْنَ مٰا یُوعَدُونَ لَمْ یَلْبَثُوا إِلاّٰ سٰاعَةً مِنْ نَهٰارٍ بَلاٰغٌ فَهَلْ یُهْلَکُ إِلاَّ الْقَوْمُ الْفٰاسِقُونَ . احقاف (46) 34 و 35

83. کافران عصر بعثت، آلوده به فسق و تبهکاری:

وَ یَوْمَ یُعْرَضُ الَّذِینَ کَفَرُوا عَلَی النّٰارِ أَ لَیْسَ هٰذٰا بِالْحَقِّ قٰالُوا بَلیٰ وَ رَبِّنٰا قٰالَ فَذُوقُوا الْعَذٰابَ بِمٰا کُنْتُمْ تَکْفُرُونَ ... فَهَلْ یُهْلَکُ إِلاَّ الْقَوْمُ الْفٰاسِقُونَ . احقاف (46) 34 و 35

11. مسیحیان
84. مسیحیان داوری‌کننده بر خلاف احکام الهی، در زمرۀ فاسقان:

وَ لْیَحْکُمْ أَهْلُ الْإِنْجِیلِ بِمٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ فِیهِ وَ مَنْ لَمْ یَحْکُمْ بِمٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ فَأُولٰئِکَ هُمُ الْفٰاسِقُونَ .

مائده (5) 47

85. بسیاری از مسیحیان، آلوده به فسق و تبهکاری:

... وَ قَفَّیْنٰا بِعِیسَی ابْنِ مَرْیَمَ وَ آتَیْنٰاهُ الْإِنْجِیلَ وَ جَعَلْنٰا فِی قُلُوبِ الَّذِینَ اتَّبَعُوهُ رَأْفَةً وَ رَحْمَةً وَ رَهْبٰانِیَّةً ... وَ کَثِیرٌ مِنْهُمْ فٰاسِقُونَ . حدید (57) 27

12. مشرکان
86. اکثریّت مشرکان مکّه، مردمانی فاسق:

کَیْفَ یَکُونُ لِلْمُشْرِکِینَ عَهْدٌ عِنْدَ اللّٰهِ وَ عِنْدَ رَسُولِهِ .... وَ أَکْثَرُهُمْ فٰاسِقُونَ . توبه (9) 7 و 8

13. مکذّبان
87. مکذّبان آیات خدا، در شمار فاسقان:

وَ الَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیٰاتِنٰا یَمَسُّهُمُ الْعَذٰابُ بِمٰا کٰانُوا یَفْسُقُونَ . انعام (6) 49

14. منافقان
88. منافقان، مردمی فاسق و تبهکار:

قُلْ أَنْفِقُوا طَوْعاً أَوْ کَرْهاً لَنْ یُتَقَبَّلَ مِنْکُمْ إِنَّکُمْ کُنْتُمْ قَوْماً فٰاسِقِینَ . (2)توبه (9) 53


1) 1) . «کمن کان فاسقاً» یعنی کسی که از روی انکار [و کفر] با ارتکاب گناه از اطاعت خداوند خارج می‌شود. (التبیان، ج 8 ، ص 304؛ روح المعانی، ج 12، جزء 21، ص 201) بنابراین از تعبیر کفر به فسق در آیه می‌توان فهمید که کافر، فاسق است

2) 2) . از سیاق آیات چنین فهمیده می‌شود که آیه، دربارۀ منافقان است

اَلْمُنٰافِقُونَ وَ الْمُنٰافِقٰاتُ بَعْضُهُمْ مِنْ بَعْضٍ یَأْمُرُونَ بِالْمُنْکَرِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمَعْرُوفِ وَ یَقْبِضُونَ أَیْدِیَهُمْ نَسُوا اللّٰهَ فَنَسِیَهُمْ إِنَّ الْمُنٰافِقِینَ هُمُ الْفٰاسِقُونَ . توبه (9) 67

یٰا أَیُّهَا النَّبِیُّ جٰاهِدِ الْکُفّٰارَ وَ الْمُنٰافِقِینَ وَ اغْلُظْ عَلَیْهِمْ وَ مَأْوٰاهُمْ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ الْمَصِیرُ

فَأَعْقَبَهُمْ نِفٰاقاً فِی قُلُوبِهِمْ إِلیٰ یَوْمِ یَلْقَوْنَهُ ...

... وَ اللّٰهُ لاٰ یَهْدِی الْقَوْمَ الْفٰاسِقِینَ .

توبه (9) 73 و 77 و 80

یَحْلِفُونَ لَکُمْ لِتَرْضَوْا عَنْهُمْ فَإِنْ تَرْضَوْا عَنْهُمْ فَإِنَّ اللّٰهَ لاٰ یَرْضیٰ عَنِ الْقَوْمِ الْفٰاسِقِینَ . (1)

توبه (9) 96

... وَ اللّٰهُ یَشْهَدُ إِنَّ الْمُنٰافِقِینَ لَکٰاذِبُونَ سَوٰاءٌ عَلَیْهِمْ أَسْتَغْفَرْتَ لَهُمْ أَمْ لَمْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ لَنْ یَغْفِرَ اللّٰهُ لَهُمْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یَهْدِی الْقَوْمَ الْفٰاسِقِینَ .

منافقون (63) 1 و 6

89. اصرار و مداومت برخی منافقان بر فسق و تبهکاری تا هنگام مرگ:

فَأَعْقَبَهُمْ نِفٰاقاً فِی قُلُوبِهِمْ إِلیٰ یَوْمِ یَلْقَوْنَهُ ...

وَ لاٰ تُصَلِّ عَلیٰ أَحَدٍ مِنْهُمْ مٰاتَ أَبَداً وَ لاٰ تَقُمْ عَلیٰ قَبْرِهِ إِنَّهُمْ کَفَرُوا بِاللّٰهِ وَ رَسُولِهِ وَ مٰاتُوا وَ هُمْ فٰاسِقُونَ . توبه (9) 77 و 84

90. مداومت منافقان بر فسق، موجب حرمت اقامۀ نماز بر آنان و حضور بر قبرشان از سوی پیامبر صلی الله علیه و آله :

وَ لاٰ تُصَلِّ عَلیٰ أَحَدٍ مِنْهُمْ مٰاتَ أَبَداً وَ لاٰ تَقُمْ عَلیٰ قَبْرِهِ إِنَّهُمْ کَفَرُوا بِاللّٰهِ وَ رَسُولِهِ وَ مٰاتُوا وَ هُمْ فٰاسِقُونَ . توبه (9) 84

15. نسل ابراهیم
91. فسق و تبهکاری برخی از ذرّیّه و نسل ابراهیم:

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا نُوحاً وَ إِبْرٰاهِیمَ وَ جَعَلْنٰا فِی ذُرِّیَّتِهِمَا النُّبُوَّةَ وَ الْکِتٰابَ ... وَ کَثِیرٌ مِنْهُمْ فٰاسِقُونَ . حدید (57) 26

16. نسل نوح
92. فاسقان فراوان، در ذرّیّه و نسل نوح:

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا نُوحاً وَ إِبْرٰاهِیمَ وَ جَعَلْنٰا فِی ذُرِّیَّتِهِمَا النُّبُوَّةَ وَ الْکِتٰابَ ... وَ کَثِیرٌ مِنْهُمْ فٰاسِقُونَ . حدید (57) 26

17. ولید
93. ولیدبن عقبه، مردی فاسق:

سجده (32) 18

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ جٰاءَکُمْ فٰاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَیَّنُوا أَنْ تُصِیبُوا قَوْماً بِجَهٰالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلیٰ مٰا فَعَلْتُمْ نٰادِمِینَ . (2)حجرات (49) 6

94. ولید بن عقبه، مردی فاسق و غیر قابل مقایسه با مؤمن:

أَ فَمَنْ کٰانَ مُؤْمِناً کَمَنْ کٰانَ فٰاسِقاً لاٰ یَسْتَوُونَ .

سجده (32) 18

95.فسق ولیدبن عقبه، موجب لزوم تحقیق دربارۀ خبر وی، از سوی مؤمنان:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ جٰاءَکُمْ فٰاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَیَّنُوا أَنْ تُصِیبُوا قَوْماً بِجَهٰالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلیٰ مٰا فَعَلْتُمْ نٰادِمِینَ . حجرات (49) 6

18. یهود
96. برخی یهودیان، مردمی فاسق و تبهکار:

وَ لَقَدْ أَنْزَلْنٰا إِلَیْکَ آیٰاتٍ بَیِّنٰاتٍ وَ مٰا یَکْفُرُ بِهٰا إِلاَّ


1) 1) . آیه، دربارۀ منافقان است. (جامع‌البیان، ج 7، جزء 11،ص 6)

2) 2) . آیه، دربارۀ ولیدبن‌عقبه نازل شده است. (تفسیر التحریروالتنویر، ج 12، جزء 26، ص 228)

اَلْفٰاسِقُونَ . (1)بقره (2) 99

هُوَ الَّذِی أَخْرَجَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتٰابِ مِنْ دِیٰارِهِمْ لِأَوَّلِ الْحَشْرِ .... وَ لِیُخْزِیَ الْفٰاسِقِینَ . (2)حشر (59) 2 و 5

نیز ==> بنی‌اسرائیل، فسق بنی‌اسرائیل و همین مدخل، فاسقان، اصحاب سبت و بنی‌نضیر

معاشرت با فاسقان

97. معاشرت با فاسقان، رفتاری ناخوشایند:

قٰالَ رَبِّ إِنِّی لاٰ أَمْلِکُ إِلاّٰ نَفْسِی وَ أَخِی فَافْرُقْ بَیْنَنٰا وَ بَیْنَ الْقَوْمِ الْفٰاسِقِینَ . مائده (5) 25

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاٰ تَتَّخِذُوا الَّذِینَ اتَّخَذُوا دِینَکُمْ هُزُواً وَ لَعِباً مِنَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتٰابَ مِنْ قَبْلِکُمْ وَ الْکُفّٰارَ أَوْلِیٰاءَ وَ اتَّقُوا اللّٰهَ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ

قُلْ یٰا أَهْلَ الْکِتٰابِ هَلْ تَنْقِمُونَ مِنّٰا إِلاّٰ أَنْ آمَنّٰا بِاللّٰهِ وَ مٰا أُنْزِلَ إِلَیْنٰا وَ مٰا أُنْزِلَ مِنْ قَبْلُ وَ أَنَّ أَکْثَرَکُمْ فٰاسِقُونَ . مائده (5) 57 و 59

98. معاشرت و روابط نداشتن با فاسقان، مورد درخواست موسی علیه السلام از پروردگار:

قٰالَ رَبِّ إِنِّی لاٰ أَمْلِکُ إِلاّٰ نَفْسِی وَ أَخِی فَافْرُقْ بَیْنَنٰا وَ بَیْنَ الْقَوْمِ الْفٰاسِقِینَ . مائده (5) 25

معاشرت فاسقان

99. فاسقان، دارای معاشرت ناپسند با مردم:

فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ فَأَطٰاعُوهُ إِنَّهُمْ کٰانُوا قَوْماً فٰاسِقِینَ

فَلَمّٰا آسَفُونٰا انْتَقَمْنٰا مِنْهُمْ فَأَغْرَقْنٰاهُمْ أَجْمَعِینَ . زخرف (43) 54 و 55

100. فاسقان، خواهان معاشرت و روابط دوستانه با کافران:

تَریٰ کَثِیراً مِنْهُمْ یَتَوَلَّوْنَ الَّذِینَ کَفَرُوا لَبِئْسَ مٰا قَدَّمَتْ لَهُمْ أَنْفُسُهُمْ أَنْ سَخِطَ اللّٰهُ عَلَیْهِمْ وَ فِی الْعَذٰابِ هُمْ خٰالِدُونَ

وَ لَوْ کٰانُوا یُؤْمِنُونَ بِاللّٰهِ وَ النَّبِیِّ وَ مٰا أُنْزِلَ إِلَیْهِ مَا اتَّخَذُوهُمْ أَوْلِیٰاءَ وَ لٰکِنَّ کَثِیراً مِنْهُمْ فٰاسِقُونَ . مائده (5) 80 و 81

مصادیق فسق

1. خوردن مردار

101. خوردن هرگونه مردار، عامل فسق و خروج از طاعت خدا:

حُرِّمَتْ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَةُ ... وَ مٰا أُهِلَّ لِغَیْرِ اللّٰهِ بِهِ وَ الْمُنْخَنِقَةُ وَ الْمَوْقُوذَةُ وَ الْمُتَرَدِّیَةُ وَ النَّطِیحَةُ وَ مٰا أَکَلَ السَّبُعُ إِلاّٰ مٰا ذَکَّیْتُمْ ... ذٰلِکُمْ فِسْقٌ ... (3)

مائده (5) 3

2. خوردن از ذبیحۀ حرام

102. خوردن از گوشت ذبح شده، بدون نام بردن خدا، حرام و موجب فسق:

حُرِّمَتْ عَلَیْکُمُ ... وَ مٰا ذُبِحَ عَلَی النُّصُبِ ... ذٰلِکُمْ فِسْقٌ .... مائده (5) 3

وَ لاٰ تَأْکُلُوا مِمّٰا لَمْ یُذْکَرِ اسْمُ اللّٰهِ عَلَیْهِ وَ إِنَّهُ لَفِسْقٌ ... قُلْ لاٰ أَجِدُ فِی مٰا أُوحِیَ إِلَیَّ مُحَرَّماً عَلیٰ طٰاعِمٍ یَطْعَمُهُ إِلاّٰ أَنْ یَکُونَ مَیْتَةً أَوْ دَماً مَسْفُوحاً أَوْ لَحْمَ خِنزِیرٍ فَإِنَّهُ رِجْسٌ أَوْ فِسْقاً أُهِلَّ لِغَیْرِ اللّٰهِ بِهِ .... انعام (6) 121 و 145


1) 1) . این آیه، عطف بر «قل من کان عدوّاً لجبریل» است و مقصود از دشمن جبرئیل، یهود است، بنابراین، منظور از فاسقان هم یهود است. (تفسیر التحریروالتنویر، ج 1، جزء 1، ص 624 -\625)

2) 2) . آیات یاد شده، مربوط به یهود بنی‌نضیر است. (مجمع‌البیان، ج 9 -\10، ص 386؛ الکشاف، ج 4، ص 498)

3) 3) . مقصود از «ذلکم فسق» تناول و خوردن اینها است.(تفسیر القرآن الکریم، شبّر، ص 180)

3. خوردن از گوشت قمار

103. استفاده از گوشت سهمیه‌بندی شده به وسیلۀ تیرهای قمار، حرام و موجب فسق:

حُرِّمَتْ عَلَیْکُمُ ... وَ أَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالْأَزْلاٰمِ ذٰلِکُمْ فِسْقٌ .... مائده (5) 3

4. خوردن خون

104. خوردن خون ریخته شده، سبب فسق:

قُلْ لاٰ أَجِدُ فِی مٰا أُوحِیَ إِلَیَّ مُحَرَّماً عَلیٰ طٰاعِمٍ یَطْعَمُهُ إِلاّٰ أَنْ یَکُونَ مَیْتَةً أَوْ دَماً مَسْفُوحاً أَوْ لَحْمَ خِنزِیرٍ فَإِنَّهُ رِجْسٌ أَوْ فِسْقاً أُهِلَّ لِغَیْرِ اللّٰهِ بِهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَیْرَ بٰاغٍ وَ لاٰ عٰادٍ فَإِنَّ رَبَّکَ غَفُورٌ رَحِیمٌ . انعام (6) 145

5. خوردن گوشت خوک

105. خوردن گوشت خوک، موجب فسق:

قُلْ لاٰ أَجِدُ فِی مٰا أُوحِیَ إِلَیَّ مُحَرَّماً عَلیٰ طٰاعِمٍ یَطْعَمُهُ إِلاّٰ أَنْ یَکُونَ مَیْتَةً أَوْ دَماً مَسْفُوحاً أَوْ لَحْمَ خِنزِیرٍ فَإِنَّهُ رِجْسٌ أَوْ فِسْقاً أُهِلَّ لِغَیْرِ اللّٰهِ بِهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَیْرَ بٰاغٍ وَ لاٰ عٰادٍ فَإِنَّ رَبَّکَ غَفُورٌ رَحِیمٌ . انعام (6) 145

6 . ذکر نکردن نام خدا، هنگام ذبح

106. ذکر نکردن نام خدا بر حیوان به هنگام ذبح، مصداق فسق و خروج از طاعت خدا:

وَ لاٰ تَأْکُلُوا مِمّٰا لَمْ یُذْکَرِ اسْمُ اللّٰهِ عَلَیْهِ وَ إِنَّهُ لَفِسْقٌ .... انعام (6) 121

قُلْ لاٰ أَجِدُ فِی مٰا أُوحِیَ إِلَیَّ مُحَرَّماً ... أَوْ فِسْقاً أُهِلَّ لِغَیْرِ اللّٰهِ بِهِ .... انعام (6) 145

7. قمار

107. قمار، حرام و از مصادیق فسق:

حُرِّمَتْ عَلَیْکُمُ ... وَ أَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالْأَزْلاٰمِ ذٰلِکُمْ فِسْقٌ ... (1)مائده (5) 3

موانع فسق

1. ایمان

108. ایمان، مانع فسق و تبهکاری:

تَریٰ کَثِیراً مِنْهُمْ یَتَوَلَّوْنَ الَّذِینَ کَفَرُوا لَبِئْسَ مٰا قَدَّمَتْ لَهُمْ أَنْفُسُهُمْ أَنْ سَخِطَ اللّٰهُ عَلَیْهِمْ وَ فِی الْعَذٰابِ هُمْ خٰالِدُونَ

وَ لَوْ کٰانُوا یُؤْمِنُونَ بِاللّٰهِ وَ النَّبِیِّ وَ مٰا أُنْزِلَ إِلَیْهِ مَا اتَّخَذُوهُمْ أَوْلِیٰاءَ وَ لٰکِنَّ کَثِیراً مِنْهُمْ فٰاسِقُونَ . مائده (5) 80 و 81

2. تقوا

109. تقواپیشگی، مانع فسق و تبهکاری:

... وَ إِنْ تَفْعَلُوا فَإِنَّهُ فُسُوقٌ بِکُمْ وَ اتَّقُوا اللّٰهَ ....

بقره (2) 282

ناپسندی فسق

110. فسق و تبهکاری، ناخوشایند و ناپسند:

... وَ لٰکِنَّ اللّٰهَ حَبَّبَ إِلَیْکُمُ الْإِیمٰانَ ... وَ کَرَّهَ إِلَیْکُمُ الْکُفْرَ وَ الْفُسُوقَ .... حجرات (49) 7

111. نسبت فسق و تبهکاری به اهل ایمان، عملی زشت و ناروا:

... وَ لاٰ تَنٰابَزُوا بِالْأَلْقٰابِ بِئْسَ الاِسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإِیمٰانِ .... حجرات (49) 11

نیز ==> طغیان و گناه

فصل‌الخطاب

==>قضا


1) 1) . «ازلام» از چیزهایی بوده که با آن قمار می‌کردند. (زبدةالبیان، ص 787)

فضا

==>جوّ

فضل خدا

اشاره

فضل، زیاده از اقتصاد و میانه است و به احسان و اعطایی که بر او لازم نباشد فضل گویند. (1)و مقصود از «فضل اللّه» در قرآن، اسلام، نبوّت، روزی، مال، نعمت و بهشت است. (2)و بعید نیست که مراد از «فضل اللّه» گستردگی احسان خداوند بر مخلوقاتش باشد. (3)در این مدخل از واژۀ «فضل» استفاده شده است.

اهمّ عناوین: آثار فضل خدا، عوامل فضل خدا، مشمولان فضل خدا.

آثار فضل خدا

1. احکام

1. احکام و قوانین اسلامی، جلوه‌ای از فضل خدا بر بندگان:

وَ الَّذِینَ یَرْمُونَ أَزْوٰاجَهُمْ وَ لَمْ یَکُنْ لَهُمْ شُهَدٰاءُ إِلاّٰ أَنْفُسُهُمْ فَشَهٰادَةُ أَحَدِهِمْ أَرْبَعُ شَهٰادٰاتٍ بِاللّٰهِ إِنَّهُ لَمِنَ الصّٰادِقِینَ

وَ الْخٰامِسَةُ أَنَّ لَعْنَتَ اللّٰهِ عَلَیْهِ إِنْ کٰانَ مِنَ الْکٰاذِبِینَ

وَ یَدْرَؤُا عَنْهَا الْعَذٰابَ أَنْ تَشْهَدَ أَرْبَعَ شَهٰادٰاتٍ بِاللّٰهِ إِنَّهُ لَمِنَ الْکٰاذِبِینَ

وَ الْخٰامِسَةَ أَنَّ غَضَبَ اللّٰهِ عَلَیْهٰا إِنْ کٰانَ مِنَ الصّٰادِقِینَ

وَ لَوْ لاٰ فَضْلُ اللّٰهِ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَتُهُ وَ أَنَّ اللّٰهَ تَوّٰابٌ حَکِیمٌ .

نور (24) 6 -\10

إِنَّ الَّذِینَ یُحِبُّونَ أَنْ تَشِیعَ الْفٰاحِشَةُ فِی الَّذِینَ آمَنُوا لَهُمْ عَذٰابٌ أَلِیمٌ فِی الدُّنْیٰا وَ الْآخِرَةِ وَ اللّٰهُ یَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لاٰ تَعْلَمُونَ

وَ لَوْ لاٰ فَضْلُ اللّٰهِ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَتُهُ وَ أَنَّ اللّٰهَ رَؤُفٌ رَحِیمٌ .

نور (24) 19 و 20

2. اعطای فضل

2. خداوند، عطاکنندۀ فضل خود به اهل آن:

وَ أَنِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ ... یُمَتِّعْکُمْ مَتٰاعاً حَسَناً ...

وَ یُؤْتِ کُلَّ ذِی فَضْلٍ فَضْلَهُ .... هود (11) 3

3. اعطای مال

3. فضل خدا، سرچشمۀ داراییهای انسان:

اَلَّذِینَ یَبْخَلُونَ وَ یَأْمُرُونَ النّٰاسَ بِالْبُخْلِ وَ یَکْتُمُونَ مٰا آتٰاهُمُ اللّٰهُ مِنْ فَضْلِهِ ....

نساء (4) 37

4. امتحان

4. تفضّلات الهی، راهی برای امتحان انسانها:

قٰالَ الَّذِی عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْکِتٰابِ أَنَا آتِیکَ بِهِ قَبْلَ أَنْ یَرْتَدَّ إِلَیْکَ طَرْفُکَ فَلَمّٰا رَآهُ مُسْتَقِرًّا عِنْدَهُ قٰالَ هٰذٰا مِنْ فَضْلِ رَبِّی لِیَبْلُوَنِی أَ أَشْکُرُ أَمْ أَکْفُرُ وَ مَنْ شَکَرَ فَإِنَّمٰا یَشْکُرُ لِنَفْسِهِ وَ مَنْ کَفَرَ فَإِنَّ رَبِّی غَنِیٌّ کَرِیمٌ . نمل (27) 40

5. امکانات

5. بهره‌مندی از امکانات فراوان، نمود فضل خدا:

وَ وَرِثَ سُلَیْمٰانُ دٰاوُدَ وَ قٰالَ یٰا أَیُّهَا النّٰاسُ عُلِّمْنٰا مَنْطِقَ الطَّیْرِ وَ أُوتِینٰا مِنْ کُلِّ شَیْءٍ إِنَّ هٰذٰا لَهُوَ الْفَضْلُ الْمُبِینُ . نمل (27) 16


1) 1) . مفردات، ص 639 ، «فضل»

2) 2) . الوجوه و النظایر، ص 598

3) 3) . المیزان، ج 10، ص 82

6 . بصیرت

6. عطا کردن بصیرت ویژه به تقواپیشگان، تفضّلی از جانب خدا:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ تَتَّقُوا اللّٰهَ یَجْعَلْ لَکُمْ فُرْقٰاناً وَ یُکَفِّرْ عَنْکُمْ سَیِّئٰاتِکُمْ وَ یَغْفِرْ لَکُمْ وَ اللّٰهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ . انفال (8) 29

7. بی‌نیازی مؤمنان

7. غنا و بی‌نیازی مؤمنان، پرتوی از فضل الهی:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّمَا الْمُشْرِکُونَ نَجَسٌ ... وَ إِنْ خِفْتُمْ عَیْلَةً فَسَوْفَ یُغْنِیکُمُ اللّٰهُ مِنْ فَضْلِهِ إِنْ شٰاءَ إِنَّ اللّٰهَ عَلِیمٌ حَکِیمٌ . توبه (9) 28

... وَ مٰا نَقَمُوا إِلاّٰ أَنْ أَغْنٰاهُمُ اللّٰهُ وَ رَسُولُهُ مِنْ فَضْلِهِ .... توبه (9) 74

قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصٰارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذٰلِکَ أَزْکیٰ لَهُمْ إِنَّ اللّٰهَ خَبِیرٌ بِمٰا یَصْنَعُونَ

وَ أَنْکِحُوا الْأَیٰامیٰ مِنْکُمْ وَ الصّٰالِحِینَ مِنْ عِبٰادِکُمْ وَ إِمٰائِکُمْ إِنْ یَکُونُوا فُقَرٰاءَ یُغْنِهِمُ اللّٰهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ اللّٰهُ وٰاسِعٌ عَلِیمٌ

وَ لْیَسْتَعْفِفِ الَّذِینَ لاٰ یَجِدُونَ نِکٰاحاً حَتّٰی یُغْنِیَهُمُ اللّٰهُ مِنْ فَضْلِهِ .... نور (24) 30 و 32 و 33

8 . پیروزی

8. پیروزی در جهاد، جلوۀ فضل الهی:

وَ لَئِنْ أَصٰابَکُمْ فَضْلٌ مِنَ اللّٰهِ لَیَقُولَنَّ کَأَنْ لَمْ تَکُنْ بَیْنَکُمْ وَ بَیْنَهُ مَوَدَّةٌ یٰا لَیْتَنِی کُنْتُ مَعَهُمْ فَأَفُوزَ فَوْزاً عَظِیماً. (1)نساء (4) 73

9. تأخیر در عذاب

9. تأخیر و مهلت در عذاب از سوی خداوند نسبت به بندگان، از آثار فضل ایشان:

قُلْ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ جَعَلَ اللّٰهُ عَلَیْکُمُ اللَّیْلَ سَرْمَداً إِلیٰ یَوْمِ الْقِیٰامَةِ مَنْ إِلٰهٌ غَیْرُ اللّٰهِ یَأْتِیکُمْ بِضِیٰاءٍ أَ فَلاٰ تَسْمَعُونَ

قُلْ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ جَعَلَ اللّٰهُ عَلَیْکُمُ النَّهٰارَ سَرْمَداً إِلیٰ یَوْمِ الْقِیٰامَةِ مَنْ إِلٰهٌ غَیْرُ اللّٰهِ یَأْتِیکُمْ بِلَیْلٍ تَسْکُنُونَ فِیهِ أَ فَلاٰ تُبْصِرُونَ

وَ مِنْ رَحْمَتِهِ جَعَلَ لَکُمُ اللَّیْلَ وَ النَّهٰارَ لِتَسْکُنُوا فِیهِ وَ لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ وَ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ .

قصص (28) 71 -\73

10. تزکیه

10. فضل الهی، مایۀ تزکیه و کمال انسانها:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاٰ تَتَّبِعُوا خُطُوٰاتِ الشَّیْطٰانِ وَ مَنْ یَتَّبِعْ خُطُوٰاتِ الشَّیْطٰانِ فَإِنَّهُ یَأْمُرُ بِالْفَحْشٰاءِ وَ الْمُنْکَرِ وَ لَوْ لاٰ فَضْلُ اللّٰهِ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَتُهُ مٰا زَکیٰ مِنْکُمْ مِنْ أَحَدٍ أَبَداً وَ لٰکِنَّ اللّٰهَ یُزَکِّی مَنْ یَشٰاءُ وَ اللّٰهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ . نور (24) 21

11. تشخیص حق

11. قدرت تشخیص حق از باطل، جلوۀ فضل خدا:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ تَتَّقُوا اللّٰهَ یَجْعَلْ لَکُمْ فُرْقٰاناً وَ یُکَفِّرْ عَنْکُمْ سَیِّئٰاتِکُمْ وَ یَغْفِرْ لَکُمْ وَ اللّٰهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ . انفال (8) 29

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللّٰهَ وَ آمِنُوا بِرَسُولِهِ یُؤْتِکُمْ کِفْلَیْنِ مِنْ رَحْمَتِهِ وَ یَجْعَلْ لَکُمْ نُوراً تَمْشُونَ بِهِ وَ یَغْفِرْ لَکُمْ وَ اللّٰهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ

لِئَلاّٰ یَعْلَمَ أَهْلُ الْکِتٰابِ أَلاّٰ یَقْدِرُونَ عَلیٰ شَیْءٍ مِنْ فَضْلِ اللّٰهِ وَ أَنَّ الْفَضْلَ بِیَدِ اللّٰهِ یُؤْتِیهِ مَنْ یَشٰاءُ وَ اللّٰهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ . حدید (57) 28 و 29

12. تعالیم خدا

==> همین مدخل، فضل خدا، آثار فضل خدا، احکام و تعالیم قرآن


1) 1) . منظور از «فضل»، می‌تواند پیروزی و فتح باشد. (مجمع‌البیان، ج 3 -\4، ص 114)

13. تکفیر گناهان

12. تکفیر گناهان، جلوه‌ای از فضل الهی:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ تَتَّقُوا اللّٰهَ یَجْعَلْ لَکُمْ فُرْقٰاناً وَ یُکَفِّرْ عَنْکُمْ سَیِّئٰاتِکُمْ وَ یَغْفِرْ لَکُمْ وَ اللّٰهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ . انفال (8) 29

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللّٰهَ وَ آمِنُوا بِرَسُولِهِ یُؤْتِکُمْ کِفْلَیْنِ مِنْ رَحْمَتِهِ وَ یَجْعَلْ لَکُمْ نُوراً تَمْشُونَ بِهِ وَ یَغْفِرْ لَکُمْ وَ اللّٰهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ

لِئَلاّٰ یَعْلَمَ أَهْلُ الْکِتٰابِ أَلاّٰ یَقْدِرُونَ عَلیٰ شَیْءٍ مِنْ فَضْلِ اللّٰهِ وَ أَنَّ الْفَضْلَ بِیَدِ اللّٰهِ یُؤْتِیهِ مَنْ یَشٰاءُ وَ اللّٰهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ . حدید (57) 28 و 29

14. تواضع

13. حالت تواضع و فروتنی در برابر مؤمنان و سرفرازی در برابر کافران، از تفضّلات الهی:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا مَنْ یَرْتَدَّ مِنْکُمْ عَنْ دِینِهِ فَسَوْفَ یَأْتِی اللّٰهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَ یُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ أَعِزَّةٍ عَلَی الْکٰافِرِینَ یُجٰاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللّٰهِ وَ لاٰ یَخٰافُونَ لَوْمَةَ لاٰئِمٍ ذٰلِکَ فَضْلُ اللّٰهِ یُؤْتِیهِ مَنْ یَشٰاءُ وَ اللّٰهُ وٰاسِعٌ عَلِیمٌ .

مائده (5) 54

15. توحید

14. مبرّا بودن از شرک و عقیدۀ توحیدی، جلوۀ فضل خدا:

وَ اتَّبَعْتُ مِلَّةَ آبٰائِی إِبْرٰاهِیمَ وَ إِسْحٰاقَ وَ یَعْقُوبَ مٰا کٰانَ لَنٰا أَنْ نُشْرِکَ بِاللّٰهِ مِنْ شَیْءٍ ذٰلِکَ مِنْ فَضْلِ اللّٰهِ عَلَیْنٰا وَ عَلَی النّٰاسِ وَ لٰکِنَّ أَکْثَرَ النّٰاسِ لاٰ یَشْکُرُونَ . یوسف (12) 38

16. جهاد

15. توفیق جهاد در راه خدا، جلوۀ فضل خدا:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا مَنْ یَرْتَدَّ مِنْکُمْ عَنْ دِینِهِ فَسَوْفَ یَأْتِی اللّٰهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَ یُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ أَعِزَّةٍ عَلَی الْکٰافِرِینَ یُجٰاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللّٰهِ وَ لاٰ یَخٰافُونَ لَوْمَةَ لاٰئِمٍ ذٰلِکَ فَضْلُ اللّٰهِ یُؤْتِیهِ مَنْ یَشٰاءُ وَ اللّٰهُ وٰاسِعٌ عَلِیمٌ .

مائده (5) 54

17. حشر با نیکان

16. محشور شدن اطاعت‌کنندگان از خدا با نیکان، نمود فضل خدا:

وَ مَنْ یُطِعِ اللّٰهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولٰئِکَ مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللّٰهُ عَلَیْهِمْ مِنَ النَّبِیِّینَ وَ الصِّدِّیقِینَ وَ الشُّهَدٰاءِ وَ الصّٰالِحِینَ وَ حَسُنَ أُولٰئِکَ رَفِیقاً

ذٰلِکَ الْفَضْلُ مِنَ اللّٰهِ وَ کَفیٰ بِاللّٰهِ عَلِیماً. نساء (4) 69 و 70

18. حکمت

17. بهره‌مندی از حکمت، در پرتو فضل خدا:

وَ لَوْ لاٰ فَضْلُ اللّٰهِ عَلَیْکَ وَ رَحْمَتُهُ لَهَمَّتْ طٰائِفَةٌ مِنْهُمْ أَنْ یُضِلُّوکَ وَ مٰا یُضِلُّونَ إِلاّٰ أَنْفُسَهُمْ وَ مٰا یَضُرُّونَکَ مِنْ شَیْءٍ وَ أَنْزَلَ اللّٰهُ عَلَیْکَ الْکِتٰابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ عَلَّمَکَ مٰا لَمْ تَکُنْ تَعْلَمُ وَ کٰانَ فَضْلُ اللّٰهِ عَلَیْکَ عَظِیماً. نساء (4) 113

هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیٰاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتٰابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ إِنْ کٰانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِی ضَلاٰلٍ مُبِینٍ

ذٰلِکَ فَضْلُ اللّٰهِ یُؤْتِیهِ مَنْ یَشٰاءُ وَ اللّٰهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ . جمعه (62) 2 و 4

19. خلقت

18. خلقت شب و روز، از آثار و پیامد فضل خداوند:

اَللّٰهُ الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ اللَّیْلَ لِتَسْکُنُوا فِیهِ وَ النَّهٰارَ مُبْصِراً إِنَّ اللّٰهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَی النّٰاسِ وَ لٰکِنَّ أَکْثَرَ

اَلنّٰاسِ لاٰ یَشْکُرُونَ . غافر (40) 61

20. خیر

19. بهره‌مندی از هرگونه خیر، نمودی از فضل خداوند:

مٰا یَوَدُّ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتٰابِ وَ لاَ الْمُشْرِکِینَ أَنْ یُنَزَّلَ عَلَیْکُمْ مِنْ خَیْرٍ مِنْ رَبِّکُمْ وَ اللّٰهُ یَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَنْ یَشٰاءُ وَ اللّٰهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ . بقره (2) 105

21. رحمت

20. رحمت خدا، جلوۀ فضل او:

مٰا یَوَدُّ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتٰابِ وَ لاَ الْمُشْرِکِینَ أَنْ یُنَزَّلَ عَلَیْکُمْ مِنْ خَیْرٍ مِنْ رَبِّکُمْ وَ اللّٰهُ یَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَنْ یَشٰاءُ وَ اللّٰهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ . بقره (2) 105

یَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَنْ یَشٰاءُ وَ اللّٰهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ . آل‌عمران (3) 74

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللّٰهَ وَ آمِنُوا بِرَسُولِهِ یُؤْتِکُمْ کِفْلَیْنِ مِنْ رَحْمَتِهِ وَ یَجْعَلْ لَکُمْ نُوراً تَمْشُونَ بِهِ وَ یَغْفِرْ لَکُمْ وَ اللّٰهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ

لِئَلاّٰ یَعْلَمَ أَهْلُ الْکِتٰابِ أَلاّٰ یَقْدِرُونَ عَلیٰ شَیْءٍ مِنْ فَضْلِ اللّٰهِ وَ أَنَّ الْفَضْلَ بِیَدِ اللّٰهِ یُؤْتِیهِ مَنْ یَشٰاءُ وَ اللّٰهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ . حدید (57) 28 و 29

22. رسالت

21. رسالت پیامبر صلی الله علیه و آله ، نمود فضل الهی:

بِئْسَمَا اشْتَرَوْا بِهِ أَنْفُسَهُمْ أَنْ یَکْفُرُوا بِمٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ بَغْیاً أَنْ یُنَزِّلَ اللّٰهُ مِنْ فَضْلِهِ عَلیٰ مَنْ یَشٰاءُ مِنْ عِبٰادِهِ فَبٰاؤُ بِغَضَبٍ عَلیٰ غَضَبٍ وَ لِلْکٰافِرِینَ عَذٰابٌ مُهِینٌ . بقره (2) 90

مٰا یَوَدُّ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتٰابِ وَ لاَ الْمُشْرِکِینَ أَنْ یُنَزَّلَ عَلَیْکُمْ مِنْ خَیْرٍ مِنْ رَبِّکُمْ وَ اللّٰهُ یَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَنْ یَشٰاءُ وَ اللّٰهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ . بقره (2) 105

وَ لاٰ تُؤْمِنُوا إِلاّٰ لِمَنْ تَبِعَ دِینَکُمْ قُلْ إِنَّ الْهُدیٰ هُدَی اللّٰهِ أَنْ یُؤْتیٰ أَحَدٌ مِثْلَ مٰا أُوتِیتُمْ أَوْ یُحٰاجُّوکُمْ عِنْدَ رَبِّکُمْ قُلْ إِنَّ الْفَضْلَ بِیَدِ اللّٰهِ یُؤْتِیهِ مَنْ یَشٰاءُ وَ اللّٰهُ وٰاسِعٌ عَلِیمٌ

یَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَنْ یَشٰاءُ وَ اللّٰهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ .

آل‌عمران (3) 73 و 74

أَمْ یَحْسُدُونَ النّٰاسَ عَلیٰ مٰا آتٰاهُمُ اللّٰهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَیْنٰا آلَ إِبْرٰاهِیمَ الْکِتٰابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ آتَیْنٰاهُمْ مُلْکاً عَظِیماً. نساء (4) 54

وَ لَوْ لاٰ فَضْلُ اللّٰهِ عَلَیْکَ وَ رَحْمَتُهُ لَهَمَّتْ طٰائِفَةٌ مِنْهُمْ أَنْ یُضِلُّوکَ وَ مٰا یُضِلُّونَ إِلاّٰ أَنْفُسَهُمْ وَ مٰا یَضُرُّونَکَ مِنْ شَیْءٍ وَ أَنْزَلَ اللّٰهُ عَلَیْکَ الْکِتٰابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ عَلَّمَکَ مٰا لَمْ تَکُنْ تَعْلَمُ وَ کٰانَ فَضْلُ اللّٰهِ عَلَیْکَ عَظِیماً. نساء (4) 113

وَ لَئِنْ شِئْنٰا لَنَذْهَبَنَّ بِالَّذِی أَوْحَیْنٰا إِلَیْکَ ثُمَّ لاٰ تَجِدُ لَکَ بِهِ عَلَیْنٰا وَکِیلاً

إِلاّٰ رَحْمَةً مِنْ رَبِّکَ إِنَّ فَضْلَهُ کٰانَ عَلَیْکَ کَبِیراً. اسراء (17) 86 و 87

وَ اعْلَمُوا أَنَّ فِیکُمْ رَسُولَ اللّٰهِ ... فَضْلاً مِنَ اللّٰهِ وَ نِعْمَةً .... حجرات (49) 7 و 8

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللّٰهَ وَ آمِنُوا بِرَسُولِهِ یُؤْتِکُمْ کِفْلَیْنِ مِنْ رَحْمَتِهِ ... لِئَلاّٰ یَعْلَمَ أَهْلُ الْکِتٰابِ أَلاّٰ یَقْدِرُونَ عَلیٰ شَیْءٍ مِنْ فَضْلِ اللّٰهِ وَ أَنَّ الْفَضْلَ بِیَدِ اللّٰهِ یُؤْتِیهِ مَنْ یَشٰاءُ وَ اللّٰهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ . حدید (57) 28 -\29

هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیٰاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتٰابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ إِنْ کٰانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِی ضَلاٰلٍ مُبِینٍ

ذٰلِکَ فَضْلُ اللّٰهِ یُؤْتِیهِ مَنْ یَشٰاءُ وَ اللّٰهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ . جمعه (62) 2 و 4

23. سرور

22. سرور و شادمانی شهیدان راه خدا، از فضل ارزانی شدۀ خداوند به آنان:

وَ لاٰ تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللّٰهِ أَمْوٰاتاً بَلْ أَحْیٰاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ

فَرِحِینَ بِمٰا آتٰاهُمُ اللّٰهُ مِنْ فَضْلِهِ .... آل‌عمران (3) 169 و 170

24. سلامتی

23. عافیت و سلامتی مجاهدان، تجلّی فضل خدا:

اَلَّذِینَ اسْتَجٰابُوا لِلّٰهِ وَ الرَّسُولِ مِنْ بَعْدِ مٰا أَصٰابَهُمُ الْقَرْحُ لِلَّذِینَ أَحْسَنُوا مِنْهُمْ وَ اتَّقَوْا أَجْرٌ عَظِیمٌ

فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللّٰهِ وَ فَضْلٍ لَمْ یَمْسَسْهُمْ سُوءٌ وَ اتَّبَعُوا رِضْوٰانَ اللّٰهِ وَ اللّٰهُ ذُو فَضْلٍ عَظِیمٍ . آل‌عمران (3) 172 و 174

25. شجاعت

24. روحیّۀ شجاعت در برابر کافران و ملامت سرزنش‌کنندگان، از جلوه‌های فضل خدا:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا مَنْ یَرْتَدَّ مِنْکُمْ عَنْ دِینِهِ فَسَوْفَ یَأْتِی اللّٰهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَ یُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ أَعِزَّةٍ عَلَی الْکٰافِرِینَ یُجٰاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللّٰهِ وَ لاٰ یَخٰافُونَ لَوْمَةَ لاٰئِمٍ ذٰلِکَ فَضْلُ اللّٰهِ یُؤْتِیهِ مَنْ یَشٰاءُ وَ اللّٰهُ وٰاسِعٌ عَلِیمٌ .

مائده (5) 54

26. علم

25. علوم و معارف ویژۀ الهی، نمود فضل خدا:

هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیٰاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتٰابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ إِنْ کٰانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِی ضَلاٰلٍ مُبِینٍ

ذٰلِکَ فَضْلُ اللّٰهِ یُؤْتِیهِ مَنْ یَشٰاءُ وَ اللّٰهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ . جمعه (62) 2 و 4

26. علوم اعطایی به پیامبر صلی الله علیه و آله جلوۀ فضل الهی به ایشان:

وَ لَوْ لاٰ فَضْلُ اللّٰهِ عَلَیْکَ وَ رَحْمَتُهُ لَهَمَّتْ طٰائِفَةٌ مِنْهُمْ أَنْ یُضِلُّوکَ وَ مٰا یُضِلُّونَ إِلاّٰ أَنْفُسَهُمْ وَ مٰا یَضُرُّونَکَ مِنْ شَیْءٍ وَ أَنْزَلَ اللّٰهُ عَلَیْکَ الْکِتٰابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ عَلَّمَکَ مٰا لَمْ تَکُنْ تَعْلَمُ وَ کٰانَ فَضْلُ اللّٰهِ عَلَیْکَ عَظِیماً. نساء (4) 113

27. علمِ منطق الطیر و آگاهی به زبان پرندگان، از موارد فضل خدا:

وَ وَرِثَ سُلَیْمٰانُ دٰاوُدَ وَ قٰالَ یٰا أَیُّهَا النّٰاسُ عُلِّمْنٰا مَنْطِقَ الطَّیْرِ وَ أُوتِینٰا مِنْ کُلِّ شَیْءٍ إِنَّ هٰذٰا لَهُوَ الْفَضْلُ الْمُبِینُ . نمل (27) 16

27. غنیمت

28. غنیمت در جهاد، جلوۀ فضل الهی:

وَ لَئِنْ أَصٰابَکُمْ فَضْلٌ مِنَ اللّٰهِ لَیَقُولَنَّ کَأَنْ لَمْ تَکُنْ بَیْنَکُمْ وَ بَیْنَهُ مَوَدَّةٌ یٰا لَیْتَنِی کُنْتُ مَعَهُمْ فَأَفُوزَ فَوْزاً عَظِیماً. (1)نساء (4) 73

28. قدرت

29. بهره‌مندی از قدرت و حکومت خارق‌العاده، جلوۀ فضل خدا:

قٰالَ یٰا أَیُّهَا الْمَلَؤُا أَیُّکُمْ یَأْتِینِی بِعَرْشِهٰا قَبْلَ أَنْ یَأْتُونِی مُسْلِمِینَ

قٰالَ الَّذِی عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْکِتٰابِ أَنَا آتِیکَ بِهِ قَبْلَ أَنْ یَرْتَدَّ إِلَیْکَ طَرْفُکَ فَلَمّٰا رَآهُ مُسْتَقِرًّا عِنْدَهُ قٰالَ هٰذٰا مِنْ فَضْلِ رَبِّی لِیَبْلُوَنِی أَ أَشْکُرُ أَمْ أَکْفُرُ وَ مَنْ شَکَرَ فَإِنَّمٰا یَشْکُرُ


1) 1) . مقصود از «فضل»، می‌تواند غنیمت باشد. (مجمع‌البیان، ج 3 -\4، ص 114)

لِنَفْسِهِ وَ مَنْ کَفَرَ فَإِنَّ رَبِّی غَنِیٌّ کَرِیمٌ .

نمل (27) 38 و 40

29. قدرت تشخیص حق

30. قدرت تشخیص حق از باطل، جلوۀ فضل خدا:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ تَتَّقُوا اللّٰهَ یَجْعَلْ لَکُمْ فُرْقٰاناً وَ یُکَفِّرْ عَنْکُمْ سَیِّئٰاتِکُمْ وَ یَغْفِرْ لَکُمْ وَ اللّٰهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ . انفال (8) 29

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللّٰهَ وَ آمِنُوا بِرَسُولِهِ یُؤْتِکُمْ کِفْلَیْنِ مِنْ رَحْمَتِهِ وَ یَجْعَلْ لَکُمْ نُوراً تَمْشُونَ بِهِ وَ یَغْفِرْ لَکُمْ وَ اللّٰهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ

لِئَلاّٰ یَعْلَمَ أَهْلُ الْکِتٰابِ أَلاّٰ یَقْدِرُونَ عَلیٰ شَیْءٍ مِنْ فَضْلِ اللّٰهِ وَ أَنَّ الْفَضْلَ بِیَدِ اللّٰهِ یُؤْتِیهِ مَنْ یَشٰاءُ وَ اللّٰهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ . حدید (57) 28 و 29

بِئْسَمَا اشْتَرَوْا بِهِ أَنْفُسَهُمْ أَنْ یَکْفُرُوا بِمٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ بَغْیاً أَنْ یُنَزِّلَ اللّٰهُ مِنْ فَضْلِهِ عَلیٰ مَنْ یَشٰاءُ مِنْ عِبٰادِهِ فَبٰاؤُ بِغَضَبٍ عَلیٰ غَضَبٍ وَ لِلْکٰافِرِینَ عَذٰابٌ مُهِینٌ . بقره (2) 90

30. قرآن

31. تعالیم قرآن، جلوۀ فضل خدا:

هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیٰاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتٰابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ إِنْ کٰانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِی ضَلاٰلٍ مُبِینٍ

ذٰلِکَ فَضْلُ اللّٰهِ یُؤْتِیهِ مَنْ یَشٰاءُ وَ اللّٰهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ . جمعه (62) 2 و 4

32. نزول قرآن، نمود فضل الهی:

بِئْسَمَا اشْتَرَوْا بِهِ أَنْفُسَهُمْ أَنْ یَکْفُرُوا بِمٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ بَغْیاً أَنْ یُنَزِّلَ اللّٰهُ مِنْ فَضْلِهِ عَلیٰ مَنْ یَشٰاءُ مِنْ عِبٰادِهِ فَبٰاؤُ بِغَضَبٍ عَلیٰ غَضَبٍ وَ لِلْکٰافِرِینَ عَذٰابٌ مُهِینٌ . بقره (2) 90

مٰا یَوَدُّ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتٰابِ وَ لاَ الْمُشْرِکِینَ أَنْ یُنَزَّلَ عَلَیْکُمْ مِنْ خَیْرٍ مِنْ رَبِّکُمْ وَ اللّٰهُ یَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَنْ یَشٰاءُ وَ اللّٰهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ . بقره (2) 105

وَ لاٰ تُؤْمِنُوا إِلاّٰ لِمَنْ تَبِعَ دِینَکُمْ قُلْ إِنَّ الْهُدیٰ هُدَی اللّٰهِ أَنْ یُؤْتیٰ أَحَدٌ مِثْلَ مٰا أُوتِیتُمْ أَوْ یُحٰاجُّوکُمْ عِنْدَ رَبِّکُمْ قُلْ إِنَّ الْفَضْلَ بِیَدِ اللّٰهِ یُؤْتِیهِ مَنْ یَشٰاءُ وَ اللّٰهُ وٰاسِعٌ عَلِیمٌ . آل‌عمران (3) 73

وَ لَوْ لاٰ فَضْلُ اللّٰهِ عَلَیْکَ وَ رَحْمَتُهُ لَهَمَّتْ طٰائِفَةٌ مِنْهُمْ أَنْ یُضِلُّوکَ وَ مٰا یُضِلُّونَ إِلاّٰ أَنْفُسَهُمْ وَ مٰا یَضُرُّونَکَ مِنْ شَیْءٍ وَ أَنْزَلَ اللّٰهُ عَلَیْکَ الْکِتٰابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ عَلَّمَکَ مٰا لَمْ تَکُنْ تَعْلَمُ وَ کٰانَ فَضْلُ اللّٰهِ عَلَیْکَ عَظِیماً. نساء (4) 113

هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیٰاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتٰابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ إِنْ کٰانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِی ضَلاٰلٍ مُبِینٍ

ذٰلِکَ فَضْلُ اللّٰهِ یُؤْتِیهِ مَنْ یَشٰاءُ وَ اللّٰهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ . جمعه (62) 2 و 4

31. محبّت

33. محبّت خدا به انسان، نمود فضل خدا:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا مَنْ یَرْتَدَّ مِنْکُمْ عَنْ دِینِهِ فَسَوْفَ یَأْتِی اللّٰهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَ یُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ أَعِزَّةٍ عَلَی الْکٰافِرِینَ یُجٰاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللّٰهِ وَ لاٰ یَخٰافُونَ لَوْمَةَ لاٰئِمٍ ذٰلِکَ فَضْلُ اللّٰهِ یُؤْتِیهِ مَنْ یَشٰاءُ وَ اللّٰهُ وٰاسِعٌ عَلِیمٌ .

مائده (5) 54

34. محبّت به خدا، تجلّی فضل خدا در انسان:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا مَنْ یَرْتَدَّ مِنْکُمْ عَنْ دِینِهِ فَسَوْفَ یَأْتِی اللّٰهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَ یُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ

عَلَی الْمُؤْمِنِینَ أَعِزَّةٍ عَلَی الْکٰافِرِینَ یُجٰاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللّٰهِ وَ لاٰ یَخٰافُونَ لَوْمَةَ لاٰئِمٍ ذٰلِکَ فَضْلُ اللّٰهِ یُؤْتِیهِ مَنْ یَشٰاءُ وَ اللّٰهُ وٰاسِعٌ عَلِیمٌ .

مائده (5) 54

35. عشق و محبّت به ایمان و نفرت از کفر و فسق و گناه، پرتوی از فضل خدا:

وَ اعْلَمُوا أَنَّ فِیکُمْ رَسُولَ اللّٰهِ لَوْ یُطِیعُکُمْ فِی کَثِیرٍ مِنَ الْأَمْرِ لَعَنِتُّمْ وَ لٰکِنَّ اللّٰهَ حَبَّبَ إِلَیْکُمُ الْإِیمٰانَ وَ زَیَّنَهُ فِی قُلُوبِکُمْ وَ کَرَّهَ إِلَیْکُمُ الْکُفْرَ وَ الْفُسُوقَ وَ الْعِصْیٰانَ أُولٰئِکَ هُمُ الرّٰاشِدُونَ

فَضْلاً مِنَ اللّٰهِ وَ نِعْمَةً وَ اللّٰهُ عَلِیمٌ حَکِیمٌ .

حجرات (49) 7 و 8

32. مصونیّت

36. فضل الهی، مایۀ حفظ و رهایی انسان از پیروی شیطان:

... وَ لَوْ لاٰ فَضْلُ اللّٰهِ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَتُهُ لاَتَّبَعْتُمُ الشَّیْطٰانَ إِلاّٰ قَلِیلاً. نساء (4) 83

37. فضل الهی، مایۀ حفظ و رهایی انسان از خسران و زیانکاری:

ثُمَّ تَوَلَّیْتُمْ مِنْ بَعْدِ ذٰلِکَ فَلَوْ لاٰ فَضْلُ اللّٰهِ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَتُهُ لَکُنْتُمْ مِنَ الْخٰاسِرِینَ . بقره (2) 64

38. فضل و رحمت الهی، مایۀ مصونیت امّت اسلامی از عذابی بزرگ:

وَ لَوْ لاٰ فَضْلُ اللّٰهِ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَتُهُ فِی الدُّنْیٰا وَ الْآخِرَةِ لَمَسَّکُمْ فِیمٰا أَفَضْتُمْ فِیهِ عَذٰابٌ عَظِیمٌ . نور (24) 14

39. فضل و عنایت عظیم خدا به پیامبر صلی الله علیه و آله ، موجب مصونیّت وی در برابر اغواگری و زیان رسانی دشمنان:

وَ لَوْ لاٰ فَضْلُ اللّٰهِ عَلَیْکَ وَ رَحْمَتُهُ لَهَمَّتْ طٰائِفَةٌ مِنْهُمْ أَنْ یُضِلُّوکَ وَ مٰا یُضِلُّونَ إِلاّٰ أَنْفُسَهُمْ وَ مٰا یَضُرُّونَکَ مِنْ شَیْءٍ وَ أَنْزَلَ اللّٰهُ عَلَیْکَ الْکِتٰابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ عَلَّمَکَ مٰا لَمْ تَکُنْ تَعْلَمُ وَ کٰانَ فَضْلُ اللّٰهِ عَلَیْکَ عَظِیماً. نساء (4) 113

33. مغفرت

40. آمرزش مؤمنان و بخشش گناهان آنان، جلوۀ تفضّل الهی:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ تَتَّقُوا اللّٰهَ یَجْعَلْ لَکُمْ فُرْقٰاناً وَ یُکَفِّرْ عَنْکُمْ سَیِّئٰاتِکُمْ وَ یَغْفِرْ لَکُمْ وَ اللّٰهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ . انفال (8) 29

سٰابِقُوا إِلیٰ مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّکُمْ وَ جَنَّةٍ عَرْضُهٰا کَعَرْضِ السَّمٰاءِ وَ الْأَرْضِ أُعِدَّتْ لِلَّذِینَ آمَنُوا بِاللّٰهِ وَ رُسُلِهِ ذٰلِکَ فَضْلُ اللّٰهِ یُؤْتِیهِ مَنْ یَشٰاءُ وَ اللّٰهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ . حدید (57) 21

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللّٰهَ وَ آمِنُوا بِرَسُولِهِ یُؤْتِکُمْ کِفْلَیْنِ مِنْ رَحْمَتِهِ وَ یَجْعَلْ لَکُمْ نُوراً تَمْشُونَ بِهِ وَ یَغْفِرْ لَکُمْ وَ اللّٰهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ

لِئَلاّٰ یَعْلَمَ أَهْلُ الْکِتٰابِ أَلاّٰ یَقْدِرُونَ عَلیٰ شَیْءٍ مِنْ فَضْلِ اللّٰهِ وَ أَنَّ الْفَضْلَ بِیَدِ اللّٰهِ یُؤْتِیهِ مَنْ یَشٰاءُ وَ اللّٰهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ . حدید (57) 28 و 29

34. نرمی آهن

41. نرم شدن آهن برای داود علیه السلام ، نمود فضل خدا:

وَ لَقَدْ آتَیْنٰا دٰاوُدَ مِنّٰا فَضْلاً یٰا جِبٰالُ أَوِّبِی مَعَهُ وَ الطَّیْرَ وَ أَلَنّٰا لَهُ الْحَدِیدَ. سبأ (34) 10

35. نعمتهای بهشت

42. برخورداری اهل بهشت، از نعمتهای آن، نمود فضل خدا:

وَ لاٰ تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللّٰهِ أَمْوٰاتاً بَلْ أَحْیٰاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ

فَرِحِینَ بِمٰا آتٰاهُمُ اللّٰهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ یَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِینَ لَمْ یَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلاّٰ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لاٰ هُمْ

یَحْزَنُونَ

یَسْتَبْشِرُونَ بِنِعْمَةٍ مِنَ اللّٰهِ وَ فَضْلٍ وَ أَنَّ اللّٰهَ لاٰ یُضِیعُ أَجْرَ الْمُؤْمِنِینَ .

آل‌عمران (3) 169 -\171

اَلَّذِی أَحَلَّنٰا دٰارَ الْمُقٰامَةِ مِنْ فَضْلِهِ لاٰ یَمَسُّنٰا فِیهٰا نَصَبٌ وَ لاٰ یَمَسُّنٰا فِیهٰا لُغُوبٌ . فاطر (35) 35

تَرَی الظّٰالِمِینَ مُشْفِقِینَ مِمّٰا کَسَبُوا وَ هُوَ وٰاقِعٌ بِهِمْ وَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّٰالِحٰاتِ فِی رَوْضٰاتِ الْجَنّٰاتِ لَهُمْ مٰا یَشٰاؤُنَ عِنْدَ رَبِّهِمْ ذٰلِکَ هُوَ الْفَضْلُ الْکَبِیرُ. شوری (42) 22

إِنَّ الْمُتَّقِینَ فِی مَقٰامٍ أَمِینٍ

فِی جَنّٰاتٍ وَ عُیُونٍ

یَلْبَسُونَ مِنْ سُندُسٍ وَ إِسْتَبْرَقٍ مُتَقٰابِلِینَ

کَذٰلِکَ وَ زَوَّجْنٰاهُمْ بِحُورٍ عِینٍ

یَدْعُونَ فِیهٰا بِکُلِّ فٰاکِهَةٍ آمِنِینَ

لاٰ یَذُوقُونَ فِیهَا الْمَوْتَ إِلاَّ الْمَوْتَةَ الْأُولیٰ وَ وَقٰاهُمْ عَذٰابَ الْجَحِیمِ

فَضْلاً مِنْ رَبِّکَ ذٰلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ . دخان (44) 51 -\57

سٰابِقُوا إِلیٰ مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّکُمْ وَ جَنَّةٍ عَرْضُهٰا کَعَرْضِ السَّمٰاءِ وَ الْأَرْضِ أُعِدَّتْ لِلَّذِینَ آمَنُوا بِاللّٰهِ وَ رُسُلِهِ ذٰلِکَ فَضْلُ اللّٰهِ یُؤْتِیهِ مَنْ یَشٰاءُ وَ اللّٰهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ . حدید (57) 21

36. هم‌آوایی پرندگان

43. هم‌آوایی پرندگان با داود علیه السلام ، در ذکر و تسبیح خدا، جلوۀ فضل او:

وَ لَقَدْ آتَیْنٰا دٰاوُدَ مِنّٰا فَضْلاً یٰا جِبٰالُ أَوِّبِی مَعَهُ وَ الطَّیْرَ وَ أَلَنّٰا لَهُ الْحَدِیدَ. سبأ (34) 10

37. هم‌آوایی کوهها

44. هم‌آوایی کوهها با داود علیه السلام ، در تسبیح خدا، نمود فضل الهی:

وَ لَقَدْ آتَیْنٰا دٰاوُدَ مِنّٰا فَضْلاً یٰا جِبٰالُ أَوِّبِی مَعَهُ وَ الطَّیْرَ وَ أَلَنّٰا لَهُ الْحَدِیدَ. سبأ (34) 10

38. همنشینی با نعمت‌داده‌شدگان

45. بهره‌مندی از همنشینی با صاحبان نعمت (انبیا، صدیقان، شهدا و صالحان) در آخرت، نمود فضل خدا:

وَ مَنْ یُطِعِ اللّٰهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولٰئِکَ مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللّٰهُ عَلَیْهِمْ مِنَ النَّبِیِّینَ وَ الصِّدِّیقِینَ وَ الشُّهَدٰاءِ وَ الصّٰالِحِینَ وَ حَسُنَ أُولٰئِکَ رَفِیقاً

ذٰلِکَ الْفَضْلُ مِنَ اللّٰهِ وَ کَفیٰ بِاللّٰهِ عَلِیماً. نساء (4) 69 و 70

نیز ==> ذوالفضل/اسماوصفات، همین مدخل

ازدیاد فضل خدا

46. ازدیاد فضل خدا به مردان ذاکر خدا، با عنوان پاداش نیک:

رِجٰالٌ لاٰ تُلْهِیهِمْ تِجٰارَةٌ وَ لاٰ بَیْعٌ عَنْ ذِکْرِ اللّٰهِ وَ إِقٰامِ الصَّلاٰةِ وَ إِیتٰاءِ الزَّکٰاةِ یَخٰافُونَ یَوْماً تَتَقَلَّبُ فِیهِ الْقُلُوبُ وَ الْأَبْصٰارُ

لِیَجْزِیَهُمُ اللّٰهُ أَحْسَنَ مٰا عَمِلُوا وَ یَزِیدَهُمْ مِنْ فَضْلِهِ وَ اللّٰهُ یَرْزُقُ مَنْ یَشٰاءُ بِغَیْرِ حِسٰابٍ . نور (24) 37 و 38

امید به فضل خدا

47. امیدواری مؤمنان، به فضل و عطایای خدا:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّمَا الْمُشْرِکُونَ نَجَسٌ فَلاٰ یَقْرَبُوا الْمَسْجِدَ الْحَرٰامَ بَعْدَ عٰامِهِمْ هٰذٰا وَ إِنْ خِفْتُمْ عَیْلَةً فَسَوْفَ یُغْنِیکُمُ اللّٰهُ مِنْ فَضْلِهِ إِنْ شٰاءَ إِنَّ اللّٰهَ عَلِیمٌ حَکِیمٌ . توبه (9) 28

وَ لَوْ أَنَّهُمْ رَضُوا مٰا آتٰاهُمُ اللّٰهُ وَ رَسُولُهُ وَ قٰالُوا حَسْبُنَا اللّٰهُ سَیُؤْتِینَا اللّٰهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ رَسُولُهُ إِنّٰا إِلَی اللّٰهِ رٰاغِبُونَ . توبه (9) 59

48. لزوم امیدواری به فضل و عنایت خدا:

... وَ اللّٰهُ یَعِدُکُمْ مَغْفِرَةً مِنْهُ وَ فَضْلاً وَ اللّٰهُ وٰاسِعٌ عَلِیمٌ . بقره (2) 268

... وَ سْئَلُوا اللّٰهَ مِنْ فَضْلِهِ .... نساء (4) 32

وَ أَنْکِحُوا الْأَیٰامیٰ مِنْکُمْ وَ الصّٰالِحِینَ مِنْ عِبٰادِکُمْ وَ إِمٰائِکُمْ إِنْ یَکُونُوا فُقَرٰاءَ یُغْنِهِمُ اللّٰهُ مِنْ فَضْلِهِ ... وَ لْیَسْتَعْفِفِ الَّذِینَ لاٰ یَجِدُونَ نِکٰاحاً حَتّٰی یُغْنِیَهُمُ اللّٰهُ مِنْ فَضْلِهِ ....

نور (24) 32 و 33

وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنِینَ بِأَنَّ لَهُمْ مِنَ اللّٰهِ فَضْلاً کَبِیراً.

احزاب (33) 47

بشارت به فضل خدا

49. بشارت به مؤمنان، در برخورداری از فضل بزرگ خدا:

وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنِینَ بِأَنَّ لَهُمْ مِنَ اللّٰهِ فَضْلاً کَبِیراً.

احزاب (33) 47

تفاوت در فضل خدا

50. تفاوت خوراکیها و میوه‌ها، در برخورداری از فضل الهی:

وَ فِی الْأَرْضِ قِطَعٌ مُتَجٰاوِرٰاتٌ وَ جَنّٰاتٌ مِنْ أَعْنٰابٍ وَ زَرْعٌ وَ نَخِیلٌ صِنْوٰانٌ وَ غَیْرُ صِنْوٰانٍ یُسْقیٰ بِمٰاءٍ وٰاحِدٍ وَ نُفَضِّلُ بَعْضَهٰا عَلیٰ بَعْضٍ فِی الْأُکُلِ إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَآیٰاتٍ لِقَوْمٍ یَعْقِلُونَ .

رعد (13) 4

51. تفاوت انبیا، در برخورداری از تفضّلات الهی:

تِلْکَ الرُّسُلُ فَضَّلْنٰا بَعْضَهُمْ عَلیٰ بَعْضٍ مِنْهُمْ مَنْ کَلَّمَ اللّٰهُ وَ رَفَعَ بَعْضَهُمْ دَرَجٰاتٍ وَ آتَیْنٰا عِیسَی ابْنَ مَرْیَمَ الْبَیِّنٰاتِ وَ أَیَّدْنٰاهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ ....

بقره (2) 253

52. تفاوت انسانها، در برخورداری از فضل خدا:

وَ لاٰ تَتَمَنَّوْا مٰا فَضَّلَ اللّٰهُ بِهِ بَعْضَکُمْ عَلیٰ بَعْضٍ لِلرِّجٰالِ نَصِیبٌ مِمَّا اکْتَسَبُوا وَ لِلنِّسٰاءِ نَصِیبٌ مِمَّا اکْتَسَبْنَ .... نساء (4) 32

اَلرِّجٰالُ قَوّٰامُونَ عَلَی النِّسٰاءِ بِمٰا فَضَّلَ اللّٰهُ بَعْضَهُمْ عَلیٰ بَعْضٍ وَ بِمٰا أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوٰالِهِمْ ....

نساء (4) 34

وَ اللّٰهُ فَضَّلَ بَعْضَکُمْ عَلیٰ بَعْضٍ فِی الرِّزْقِ فَمَا الَّذِینَ فُضِّلُوا بِرَادِّی رِزْقِهِمْ عَلیٰ مٰا مَلَکَتْ أَیْمٰانُهُمْ فَهُمْ فِیهِ سَوٰاءٌ أَ فَبِنِعْمَةِ اللّٰهِ یَجْحَدُونَ .

نحل (16) 71

کُلاًّ نُمِدُّ هٰؤُلاٰءِ وَ هَؤُلاٰءِ مِنْ عَطٰاءِ رَبِّکَ وَ مٰا کٰانَ عَطٰاءُ رَبِّکَ مَحْظُوراً

اُنْظُرْ کَیْفَ فَضَّلْنٰا بَعْضَهُمْ عَلیٰ بَعْضٍ وَ لَلْآخِرَةُ أَکْبَرُ دَرَجٰاتٍ وَ أَکْبَرُ تَفْضِیلاً. اسراء (17) 20 و 21

وَ رَبُّکَ أَعْلَمُ بِمَنْ فِی السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ وَ لَقَدْ فَضَّلْنٰا بَعْضَ النَّبِیِّینَ عَلیٰ بَعْضٍ وَ آتَیْنٰا دٰاوُدَ زَبُوراً. اسراء (17) 55

وَ لَقَدْ آتَیْنٰا دٰاوُدَ وَ سُلَیْمٰانَ عِلْماً وَ قٰالاَ الْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِی فَضَّلَنٰا عَلیٰ کَثِیرٍ مِنْ عِبٰادِهِ الْمُؤْمِنِینَ .

نمل (27) 15

53. تفاوت در برخورداری از فضل خدا، ناشی از علم گستردۀ او:

اَلشَّیْطٰانُ یَعِدُکُمُ الْفَقْرَ وَ یَأْمُرُکُمْ بِالْفَحْشٰاءِ وَ اللّٰهُ یَعِدُکُمْ مَغْفِرَةً مِنْهُ وَ فَضْلاً وَ اللّٰهُ وٰاسِعٌ عَلِیمٌ .

بقره (2) 268

وَ لاٰ تُؤْمِنُوا إِلاّٰ لِمَنْ تَبِعَ دِینَکُمْ قُلْ إِنَّ الْهُدیٰ

هُدَی اللّٰهِ أَنْ یُؤْتیٰ أَحَدٌ مِثْلَ مٰا أُوتِیتُمْ أَوْ یُحٰاجُّوکُمْ عِنْدَ رَبِّکُمْ قُلْ إِنَّ الْفَضْلَ بِیَدِ اللّٰهِ یُؤْتِیهِ مَنْ یَشٰاءُ وَ اللّٰهُ وٰاسِعٌ عَلِیمٌ . آل‌عمران (3) 73

وَ لاٰ تَتَمَنَّوْا مٰا فَضَّلَ اللّٰهُ بِهِ بَعْضَکُمْ عَلیٰ بَعْضٍ لِلرِّجٰالِ نَصِیبٌ مِمَّا اکْتَسَبُوا وَ لِلنِّسٰاءِ نَصِیبٌ مِمَّا اکْتَسَبْنَ وَ سْئَلُوا اللّٰهَ مِنْ فَضْلِهِ إِنَّ اللّٰهَ کٰانَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیماً. نساء (4) 32

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا مَنْ یَرْتَدَّ مِنْکُمْ عَنْ دِینِهِ فَسَوْفَ یَأْتِی اللّٰهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَ یُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ أَعِزَّةٍ عَلَی الْکٰافِرِینَ یُجٰاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللّٰهِ وَ لاٰ یَخٰافُونَ لَوْمَةَ لاٰئِمٍ ذٰلِکَ فَضْلُ اللّٰهِ یُؤْتِیهِ مَنْ یَشٰاءُ وَ اللّٰهُ وٰاسِعٌ عَلِیمٌ .

مائده (5) 54

وَ أَنْکِحُوا الْأَیٰامیٰ مِنْکُمْ وَ الصّٰالِحِینَ مِنْ عِبٰادِکُمْ وَ إِمٰائِکُمْ إِنْ یَکُونُوا فُقَرٰاءَ یُغْنِهِمُ اللّٰهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ اللّٰهُ وٰاسِعٌ عَلِیمٌ . نور (24) 32

فَضْلاً مِنَ اللّٰهِ وَ نِعْمَةً وَ اللّٰهُ عَلِیمٌ حَکِیمٌ .

حجرات (49) 8

54. تفاوت آدمیان، در بهره‌مندی از فضل خدا، برخاسته از مشیّت او:

... قُلْ إِنَّ الْهُدیٰ هُدَی اللّٰهِ أَنْ یُؤْتیٰ أَحَدٌ مِثْلَ مٰا أُوتِیتُمْ أَوْ یُحٰاجُّوکُمْ عِنْدَ رَبِّکُمْ قُلْ إِنَّ الْفَضْلَ بِیَدِ اللّٰهِ یُؤْتِیهِ مَنْ یَشٰاءُ وَ اللّٰهُ وٰاسِعٌ عَلِیمٌ یَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَنْ یَشٰاءُ وَ اللّٰهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ . آل‌عمران (3) 73 و 74

... ذٰلِکَ فَضْلُ اللّٰهِ یُؤْتِیهِ مَنْ یَشٰاءُ وَ اللّٰهُ وٰاسِعٌ عَلِیمٌ . مائده (5) 54

... وَ إِنْ خِفْتُمْ عَیْلَةً فَسَوْفَ یُغْنِیکُمُ اللّٰهُ مِنْ فَضْلِهِ إِنْ شٰاءَ إِنَّ اللّٰهَ عَلِیمٌ حَکِیمٌ . توبه (9) 28

... وَ إِنْ یُرِدْکَ بِخَیْرٍ فَلاٰ رَادَّ لِفَضْلِهِ یُصِیبُ بِهِ مَنْ یَشٰاءُ مِنْ عِبٰادِهِ .... یونس (10) 107

رِجٰالٌ لاٰ تُلْهِیهِمْ تِجٰارَةٌ وَ لاٰ بَیْعٌ عَنْ ذِکْرِ اللّٰهِ وَ إِقٰامِ الصَّلاٰةِ وَ إِیتٰاءِ الزَّکٰاةِ یَخٰافُونَ یَوْماً تَتَقَلَّبُ فِیهِ الْقُلُوبُ وَ الْأَبْصٰارُ

لِیَجْزِیَهُمُ اللّٰهُ أَحْسَنَ مٰا عَمِلُوا وَ یَزِیدَهُمْ مِنْ فَضْلِهِ وَ اللّٰهُ یَرْزُقُ مَنْ یَشٰاءُ بِغَیْرِ حِسٰابٍ . نور (24) 37 و 38

... ذٰلِکَ فَضْلُ اللّٰهِ یُؤْتِیهِ مَنْ یَشٰاءُ وَ اللّٰهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ . حدید (57) 21

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللّٰهَ وَ آمِنُوا بِرَسُولِهِ یُؤْتِکُمْ کِفْلَیْنِ مِنْ رَحْمَتِهِ وَ یَجْعَلْ لَکُمْ نُوراً تَمْشُونَ بِهِ وَ یَغْفِرْ لَکُمْ وَ اللّٰهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ

لِئَلاّٰ یَعْلَمَ أَهْلُ الْکِتٰابِ أَلاّٰ یَقْدِرُونَ عَلیٰ شَیْءٍ مِنْ فَضْلِ اللّٰهِ وَ أَنَّ الْفَضْلَ بِیَدِ اللّٰهِ یُؤْتِیهِ مَنْ یَشٰاءُ وَ اللّٰهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ . حدید (57) 28 و 29

ذٰلِکَ فَضْلُ اللّٰهِ یُؤْتِیهِ مَنْ یَشٰاءُ وَ اللّٰهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ . جمعه (62) 4

سرور از فضل خدا

55. مسرّت و شادمانی شهیدان، از فضل خاص و نعمتهای الهی:

فَرِحِینَ بِمٰا آتٰاهُمُ اللّٰهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ یَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِینَ لَمْ یَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلاّٰ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لاٰ هُمْ یَحْزَنُونَ

یَسْتَبْشِرُونَ بِنِعْمَةٍ مِنَ اللّٰهِ وَ فَضْلٍ وَ أَنَّ اللّٰهَ لاٰ یُضِیعُ أَجْرَ الْمُؤْمِنِینَ .

آل‌عمران (3) 170 و 171

شکر فضل خدا

56. تفضّلات الهی، مقتضی شکر و سپاس بندگان:

... إِنَّ اللّٰهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَی النّٰاسِ وَ لٰکِنَّ أَکْثَرَ

اَلنّٰاسِ لاٰ یَشْکُرُونَ . بقره (2) 243

... ذٰلِکَ مِنْ فَضْلِ اللّٰهِ عَلَیْنٰا وَ عَلَی النّٰاسِ وَ لٰکِنَّ أَکْثَرَ النّٰاسِ لاٰ یَشْکُرُونَ . یوسف (12) 38

وَ هُوَ الَّذِی سَخَّرَ الْبَحْرَ لِتَأْکُلُوا مِنْهُ لَحْماً طَرِیًّا وَ تَسْتَخْرِجُوا مِنْهُ حِلْیَةً تَلْبَسُونَهٰا وَ تَرَی الْفُلْکَ مَوٰاخِرَ فِیهِ وَ لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ وَ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ . نحل (16) 14

وَ لَقَدْ آتَیْنٰا دٰاوُدَ وَ سُلَیْمٰانَ عِلْماً وَ قٰالاَ الْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِی فَضَّلَنٰا عَلیٰ کَثِیرٍ مِنْ عِبٰادِهِ الْمُؤْمِنِینَ .

نمل (27) 15

قٰالَ الَّذِی عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْکِتٰابِ أَنَا آتِیکَ بِهِ قَبْلَ أَنْ یَرْتَدَّ إِلَیْکَ طَرْفُکَ فَلَمّٰا رَآهُ مُسْتَقِرًّا عِنْدَهُ قٰالَ هٰذٰا مِنْ فَضْلِ رَبِّی لِیَبْلُوَنِی أَ أَشْکُرُ أَمْ أَکْفُرُ وَ مَنْ شَکَرَ فَإِنَّمٰا یَشْکُرُ لِنَفْسِهِ ....

نمل (27) 40

وَ إِنَّ رَبَّکَ لَذُو فَضْلٍ عَلَی النّٰاسِ وَ لَکِنَّ أَکْثَرَهُمْ لاٰ یَشْکُرُونَ . نمل (27) 73

وَ مِنْ رَحْمَتِهِ جَعَلَ لَکُمُ اللَّیْلَ وَ النَّهٰارَ لِتَسْکُنُوا فِیهِ وَ لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ وَ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ .

قصص (28) 73

وَ مِنْ آیٰاتِهِ أَنْ یُرْسِلَ الرِّیٰاحَ مُبَشِّرٰاتٍ وَ لِیُذِیقَکُمْ مِنْ رَحْمَتِهِ وَ لِتَجْرِیَ الْفُلْکُ بِأَمْرِهِ وَ لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ وَ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ . روم (30) 46

وَ مٰا یَسْتَوِی الْبَحْرٰانِ هٰذٰا عَذْبٌ فُرٰاتٌ سٰائِغٌ شَرٰابُهُ وَ هٰذٰا مِلْحٌ أُجٰاجٌ وَ مِنْ کُلٍّ تَأْکُلُونَ لَحْماً طَرِیًّا وَ تَسْتَخْرِجُونَ حِلْیَةً تَلْبَسُونَهٰا وَ تَرَی الْفُلْکَ فِیهِ مَوٰاخِرَ لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ وَ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ . فاطر (35) 12

اَللّٰهُ الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ اللَّیْلَ لِتَسْکُنُوا فِیهِ وَ النَّهٰارَ مُبْصِراً إِنَّ اللّٰهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَی النّٰاسِ وَ لٰکِنَّ أَکْثَرَ النّٰاسِ لاٰ یَشْکُرُونَ . غافر (40) 61

اَللّٰهُ الَّذِی سَخَّرَ لَکُمُ الْبَحْرَ لِتَجْرِیَ الْفُلْکُ فِیهِ بِأَمْرِهِ وَ لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ وَ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ .

جاثیه (45) 12

عوامل فضل خدا

1. اطاعت

57. اطاعت از خدا و پیامبر صلی الله علیه و آله ، سبب محشور شدن با نیکان و بهره‌مندی از فضل خدا:

وَ مَنْ یُطِعِ اللّٰهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولٰئِکَ مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللّٰهُ عَلَیْهِمْ مِنَ النَّبِیِّینَ وَ الصِّدِّیقِینَ وَ الشُّهَدٰاءِ وَ الصّٰالِحِینَ وَ حَسُنَ أُولٰئِکَ رَفِیقاً

ذٰلِکَ الْفَضْلُ مِنَ اللّٰهِ وَ کَفیٰ بِاللّٰهِ عَلِیماً. نساء (4) 69 و 70

2. اعتصام

58. تمسّک به خدا، مایۀ برخورداری از رحمت و فضل الهی:

فَأَمَّا الَّذِینَ آمَنُوا بِاللّٰهِ وَ اعْتَصَمُوا بِهِ فَسَیُدْخِلُهُمْ فِی رَحْمَةٍ مِنْهُ وَ فَضْلٍ وَ یَهْدِیهِمْ إِلَیْهِ صِرٰاطاً مُسْتَقِیماً. نساء (4) 175

59. تمسّک به قرآن، موجب برخورداری از فضل الهی:

یٰا أَیُّهَا النّٰاسُ قَدْ جٰاءَکُمْ بُرْهٰانٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَ أَنْزَلْنٰا إِلَیْکُمْ نُوراً مُبِیناً

فَأَمَّا الَّذِینَ آمَنُوا بِاللّٰهِ وَ اعْتَصَمُوا بِهِ فَسَیُدْخِلُهُمْ فِی رَحْمَةٍ مِنْهُ وَ فَضْلٍ وَ یَهْدِیهِمْ إِلَیْهِ صِرٰاطاً مُسْتَقِیماً. (1)

نساء (4) 174 و 175


1) 1) . بنا بر این احتمال که مرجع ضمیر «به»، «نور» و مقصوداز آن، قرآن باشد. (مجمع‌البیان، ج 3 -\4، ص 227)

60. تمسّک به محمّد صلی الله علیه و آله ، سبب برخورداری از فضل خدا:

یٰا أَیُّهَا النّٰاسُ قَدْ جٰاءَکُمْ بُرْهٰانٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَ أَنْزَلْنٰا إِلَیْکُمْ نُوراً مُبِیناً

فَأَمَّا الَّذِینَ آمَنُوا بِاللّٰهِ وَ اعْتَصَمُوا بِهِ فَسَیُدْخِلُهُمْ فِی رَحْمَةٍ مِنْهُ وَ فَضْلٍ وَ یَهْدِیهِمْ إِلَیْهِ صِرٰاطاً مُسْتَقِیماً. (1)

نساء (4) 174 و 175

3. انفاق

61. انفاق از اموال پاکیزه، مایۀ بهره‌مندی از فضل الهی:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِنْ طَیِّبٰاتِ مٰا کَسَبْتُمْ وَ مِمّٰا أَخْرَجْنٰا لَکُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَ لاٰ تَیَمَّمُوا الْخَبِیثَ مِنْهُ تُنْفِقُونَ وَ لَسْتُمْ بِآخِذِیهِ إِلاّٰ أَنْ تُغْمِضُوا فِیهِ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللّٰهَ غَنِیٌّ حَمِیدٌ ... وَ اللّٰهُ یَعِدُکُمْ مَغْفِرَةً مِنْهُ وَ فَضْلاً وَ اللّٰهُ وٰاسِعٌ عَلِیمٌ . بقره (2) 267 و 268

4. ایمان

62. ایمان، موجب برخورداری از پاداش و فضل الهی:

فَأَمَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّٰالِحٰاتِ فَیُوَفِّیهِمْ أُجُورَهُمْ وَ یَزِیدُهُمْ مِنْ فَضْلِهِ ... فَأَمَّا الَّذِینَ آمَنُوا بِاللّٰهِ وَ اعْتَصَمُوا بِهِ فَسَیُدْخِلُهُمْ فِی رَحْمَةٍ مِنْهُ وَ فَضْلٍ وَ یَهْدِیهِمْ إِلَیْهِ صِرٰاطاً مُسْتَقِیماً. نساء (4) 173 و 175

لِیَجْزِیَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّٰالِحٰاتِ مِنْ فَضْلِهِ .... روم (30) 45

وَ یَسْتَجِیبُ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّٰالِحٰاتِ وَ یَزِیدُهُمْ مِنْ فَضْلِهِ وَ الْکٰافِرُونَ لَهُمْ عَذٰابٌ شَدِیدٌ. شوری (42) 26

نیز ==> همین مدخل، مشمولان فضل خدا، مؤمنان

5. تقوا

63. تقوا، عامل جلب فضل خدا:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ تَتَّقُوا اللّٰهَ یَجْعَلْ لَکُمْ فُرْقٰاناً وَ یُکَفِّرْ عَنْکُمْ سَیِّئٰاتِکُمْ وَ یَغْفِرْ لَکُمْ وَ اللّٰهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ . انفال (8) 29

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللّٰهَ وَ آمِنُوا بِرَسُولِهِ یُؤْتِکُمْ کِفْلَیْنِ مِنْ رَحْمَتِهِ وَ یَجْعَلْ لَکُمْ نُوراً تَمْشُونَ بِهِ وَ یَغْفِرْ لَکُمْ وَ اللّٰهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ

لِئَلاّٰ یَعْلَمَ أَهْلُ الْکِتٰابِ أَلاّٰ یَقْدِرُونَ عَلیٰ شَیْءٍ مِنْ فَضْلِ اللّٰهِ وَ أَنَّ الْفَضْلَ بِیَدِ اللّٰهِ یُؤْتِیهِ مَنْ یَشٰاءُ وَ اللّٰهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ . حدید (57) 28 و 29

6 . دعا

64. نقش دعا، در بهره‌مندی از فضل خداوند:

وَ لاٰ تَتَمَنَّوْا مٰا فَضَّلَ اللّٰهُ بِهِ بَعْضَکُمْ عَلیٰ بَعْضٍ ... وَ سْئَلُوا اللّٰهَ مِنْ فَضْلِهِ .... نساء (4) 32

7. کسب

65. کار و کسب، زمینۀ بهره‌مندی از فضل و رحمت الهی:

لَیْسَ عَلَیْکُمْ جُنٰاحٌ أَنْ تَبْتَغُوا فَضْلاً مِنْ رَبِّکُمْ ... (2)بقره (2) 198

وَ لاٰ تَتَمَنَّوْا مٰا فَضَّلَ اللّٰهُ بِهِ بَعْضَکُمْ عَلیٰ بَعْضٍ لِلرِّجٰالِ نَصِیبٌ مِمَّا اکْتَسَبُوا وَ لِلنِّسٰاءِ نَصِیبٌ مِمَّا اکْتَسَبْنَ وَ سْئَلُوا اللّٰهَ مِنْ فَضْلِهِ ....

نساء (4) 32

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاٰ تُحِلُّوا شَعٰائِرَ اللّٰهِ


1) 1) . بنا بر این احتمال که منظور از «برهان»، پیامبر صلی الله علیه و آله باشدو ضمیر به آن برگردد. (المیزان، ج 5، ص 152)

2) 2) . مقصود از «ابتغاء فضل» کسب و کار و تجارت با نفع و فایده است. (الکشاف، ج 1، ص 245)

وَ لاَ الشَّهْرَ الْحَرٰامَ وَ لاَ الْهَدْیَ وَ لاَ الْقَلاٰئِدَ وَ لاَ آمِّینَ الْبَیْتَ الْحَرٰامَ یَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنْ رَبِّهِمْ وَ رِضْوٰاناً .... مائده (5) 2

وَ هُوَ الَّذِی سَخَّرَ الْبَحْرَ لِتَأْکُلُوا مِنْهُ لَحْماً طَرِیًّا وَ تَسْتَخْرِجُوا مِنْهُ حِلْیَةً تَلْبَسُونَهٰا وَ تَرَی الْفُلْکَ مَوٰاخِرَ فِیهِ وَ لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ وَ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ . نحل (16) 14

... وَ جَعَلْنٰا آیَةَ النَّهٰارِ مُبْصِرَةً لِتَبْتَغُوا فَضْلاً مِنْ رَبِّکُمْ ... (1)اسراء (17) 12

رَبُّکُمُ الَّذِی یُزْجِی لَکُمُ الْفُلْکَ فِی الْبَحْرِ لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ إِنَّهُ کٰانَ بِکُمْ رَحِیماً. اسراء (17) 66

وَ مِنْ رَحْمَتِهِ جَعَلَ لَکُمُ اللَّیْلَ وَ النَّهٰارَ لِتَسْکُنُوا فِیهِ وَ لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ وَ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ .

قصص (28) 73

وَ مِنْ آیٰاتِهِ مَنٰامُکُمْ بِاللَّیْلِ وَ النَّهٰارِ وَ ابْتِغٰاؤُکُمْ مِنْ فَضْلِهِ إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَآیٰاتٍ لِقَوْمٍ یَسْمَعُونَ .

روم (30) 23

وَ مِنْ آیٰاتِهِ أَنْ یُرْسِلَ الرِّیٰاحَ مُبَشِّرٰاتٍ وَ لِیُذِیقَکُمْ مِنْ رَحْمَتِهِ وَ لِتَجْرِیَ الْفُلْکُ بِأَمْرِهِ وَ لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ .... روم (30) 46

وَ مٰا یَسْتَوِی الْبَحْرٰانِ هٰذٰا عَذْبٌ فُرٰاتٌ سٰائِغٌ شَرٰابُهُ وَ هٰذٰا مِلْحٌ أُجٰاجٌ وَ مِنْ کُلٍّ تَأْکُلُونَ لَحْماً طَرِیًّا وَ تَسْتَخْرِجُونَ حِلْیَةً تَلْبَسُونَهٰا وَ تَرَی الْفُلْکَ فِیهِ مَوٰاخِرَ لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ وَ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ . فاطر (35) 12

اَللّٰهُ الَّذِی سَخَّرَ لَکُمُ الْبَحْرَ لِتَجْرِیَ الْفُلْکُ فِیهِ بِأَمْرِهِ وَ لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ وَ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ .

جاثیه (45) 12

مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللّٰهِ وَ الَّذِینَ مَعَهُ أَشِدّٰاءُ عَلَی الْکُفّٰارِ رُحَمٰاءُ بَیْنَهُمْ تَرٰاهُمْ رُکَّعاً سُجَّداً یَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنَ اللّٰهِ وَ رِضْوٰاناً .... فتح (48) 29

لِلْفُقَرٰاءِ الْمُهٰاجِرِینَ الَّذِینَ أُخْرِجُوا مِنْ دِیٰارِهِمْ وَ أَمْوٰالِهِمْ یَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنَ اللّٰهِ وَ رِضْوٰاناً ....

حشر (59) 8

فَإِذٰا قُضِیَتِ الصَّلاٰةُ فَانْتَشِرُوا فِی الْأَرْضِ وَ ابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللّٰهِ .... جمعه (62) 10

... وَ آخَرُونَ یَضْرِبُونَ فِی الْأَرْضِ یَبْتَغُونَ مِنْ فَضْلِ اللّٰهِ .... مزمل (73) 20

8 . عمل صالح

66. عمل صالح، سبب برخورداری از فضل خدا:

فَأَمَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّٰالِحٰاتِ فَیُوَفِّیهِمْ أُجُورَهُمْ وَ یَزِیدُهُمْ مِنْ فَضْلِهِ وَ أَمَّا الَّذِینَ اسْتَنْکَفُوا وَ اسْتَکْبَرُوا فَیُعَذِّبُهُمْ عَذٰاباً أَلِیماً وَ لاٰ یَجِدُونَ لَهُمْ مِنْ دُونِ اللّٰهِ وَلِیًّا وَ لاٰ نَصِیراً

فَأَمَّا الَّذِینَ آمَنُوا بِاللّٰهِ وَ اعْتَصَمُوا بِهِ فَسَیُدْخِلُهُمْ فِی رَحْمَةٍ مِنْهُ وَ فَضْلٍ وَ یَهْدِیهِمْ إِلَیْهِ صِرٰاطاً مُسْتَقِیماً. نساء (4) 173 و 175

رِجٰالٌ لاٰ تُلْهِیهِمْ تِجٰارَةٌ وَ لاٰ بَیْعٌ عَنْ ذِکْرِ اللّٰهِ وَ إِقٰامِ الصَّلاٰةِ وَ إِیتٰاءِ الزَّکٰاةِ یَخٰافُونَ یَوْماً تَتَقَلَّبُ فِیهِ الْقُلُوبُ وَ الْأَبْصٰارُ

لِیَجْزِیَهُمُ اللّٰهُ أَحْسَنَ مٰا عَمِلُوا وَ یَزِیدَهُمْ مِنْ فَضْلِهِ وَ اللّٰهُ یَرْزُقُ مَنْ یَشٰاءُ بِغَیْرِ حِسٰابٍ . نور (24) 37 و 38

لِیَجْزِیَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّٰالِحٰاتِ مِنْ فَضْلِهِ إِنَّهُ لاٰ یُحِبُّ الْکٰافِرِینَ . روم (30) 45

إِنَّ الَّذِینَ یَتْلُونَ کِتٰابَ اللّٰهِ وَ أَقٰامُوا الصَّلاٰةَ


1) 1) . مقصود از «ابتغاء فضل خدا» هرگونه کسب، تجارت و تلاش برای روزی است. (مجمع‌البیان، ج 5 -\6 ، ص 619)

وَ أَنْفَقُوا مِمّٰا رَزَقْنٰاهُمْ سِرًّا وَ عَلاٰنِیَةً یَرْجُونَ تِجٰارَةً لَنْ تَبُورَ

لِیُوَفِّیَهُمْ أُجُورَهُمْ وَ یَزِیدَهُمْ مِنْ فَضْلِهِ إِنَّهُ غَفُورٌ شَکُورٌ. فاطر (35) 29 و 30

وَ یَسْتَجِیبُ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّٰالِحٰاتِ وَ یَزِیدُهُمْ مِنْ فَضْلِهِ وَ الْکٰافِرُونَ لَهُمْ عَذٰابٌ شَدِیدٌ. شوری (42) 26

محرومان از فضل خدا

67. کافران محروم از فضل خدا:

وَ یَسْتَجِیبُ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّٰالِحٰاتِ وَ یَزِیدُهُمْ مِنْ فَضْلِهِ وَ الْکٰافِرُونَ لَهُمْ عَذٰابٌ شَدِیدٌ. (1)شوری (42) 26

68. جوامع آلوده به فحشا و منکرات، محروم از فضل و رحمت الهی:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاٰ تَتَّبِعُوا خُطُوٰاتِ الشَّیْطٰانِ وَ مَنْ یَتَّبِعْ خُطُوٰاتِ الشَّیْطٰانِ فَإِنَّهُ یَأْمُرُ بِالْفَحْشٰاءِ وَ الْمُنْکَرِ وَ لَوْ لاٰ فَضْلُ اللّٰهِ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَتُهُ مٰا زَکیٰ مِنْکُمْ مِنْ أَحَدٍ أَبَداً وَ لٰکِنَّ اللّٰهَ یُزَکِّی مَنْ یَشٰاءُ وَ اللّٰهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ . نور (24) 21

مشمولان فضل خدا

1. آل‌ابراهیم

69. برخورداری آل‌ابراهیم، از فضل الهی:

أَمْ یَحْسُدُونَ النّٰاسَ عَلیٰ مٰا آتٰاهُمُ اللّٰهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَیْنٰا آلَ إِبْرٰاهِیمَ الْکِتٰابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ آتَیْنٰاهُمْ مُلْکاً عَظِیماً. نساء (4) 54

2. ابراهیم علیه السلام

70. ابراهیم علیه السلام ، مشمول فضل خدا:

وَ اتَّبَعْتُ مِلَّةَ آبٰائِی إِبْرٰاهِیمَ وَ إِسْحٰاقَ وَ یَعْقُوبَ مٰا کٰانَ لَنٰا أَنْ نُشْرِکَ بِاللّٰهِ مِنْ شَیْءٍ ذٰلِکَ مِنْ فَضْلِ اللّٰهِ عَلَیْنٰا وَ عَلَی النّٰاسِ وَ لٰکِنَّ أَکْثَرَ النّٰاسِ لاٰ یَشْکُرُونَ . یوسف (12) 38

3. اسحاق علیه السلام

71. اسحاق علیه السلام ، مشمول فضل خدا:

وَ اتَّبَعْتُ مِلَّةَ آبٰائِی إِبْرٰاهِیمَ وَ إِسْحٰاقَ وَ یَعْقُوبَ مٰا کٰانَ لَنٰا أَنْ نُشْرِکَ بِاللّٰهِ مِنْ شَیْءٍ ذٰلِکَ مِنْ فَضْلِ اللّٰهِ عَلَیْنٰا وَ عَلَی النّٰاسِ وَ لٰکِنَّ أَکْثَرَ النّٰاسِ لاٰ یَشْکُرُونَ . یوسف (12) 38

4. اقامۀ نماز

72. برپاکنندگان نماز، مشمول فضل الهی:

رِجٰالٌ لاٰ تُلْهِیهِمْ تِجٰارَةٌ وَ لاٰ بَیْعٌ عَنْ ذِکْرِ اللّٰهِ وَ إِقٰامِ الصَّلاٰةِ وَ إِیتٰاءِ الزَّکٰاةِ یَخٰافُونَ یَوْماً تَتَقَلَّبُ فِیهِ الْقُلُوبُ وَ الْأَبْصٰارُ

لِیَجْزِیَهُمُ اللّٰهُ أَحْسَنَ مٰا عَمِلُوا وَ یَزِیدَهُمْ مِنْ فَضْلِهِ وَ اللّٰهُ یَرْزُقُ مَنْ یَشٰاءُ بِغَیْرِ حِسٰابٍ . نور (24) 37 و 38

إِنَّ الَّذِینَ یَتْلُونَ کِتٰابَ اللّٰهِ وَ أَقٰامُوا الصَّلاٰةَ وَ أَنْفَقُوا مِمّٰا رَزَقْنٰاهُمْ سِرًّا وَ عَلاٰنِیَةً یَرْجُونَ تِجٰارَةً لَنْ تَبُورَ

لِیُوَفِّیَهُمْ أُجُورَهُمْ وَ یَزِیدَهُمْ مِنْ فَضْلِهِ إِنَّهُ غَفُورٌ شَکُورٌ. فاطر (35) 29 و 30

5. انبیا

73. برخورداری پیامبران، از فضل و لطف خدا:

بِئْسَمَا اشْتَرَوْا بِهِ أَنْفُسَهُمْ أَنْ یَکْفُرُوا بِمٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ بَغْیاً أَنْ یُنَزِّلَ اللّٰهُ مِنْ فَضْلِهِ عَلیٰ مَنْ یَشٰاءُ مِنْ عِبٰادِهِ ... (2)بقره (2) 90


1) 1) . به قرینۀ مقابلۀ مشمول فضل الهی شدن مؤمنان و اختصاص عذاب به کافران، چنین برداشتی قابل استفاده است

2) 2) . مقصود از «فضله»، وحی خدا است. «علیٰ من یشاء من عباده» کسی است که برای رسالت الهی برگزیده شده است؛ یعنی پیامبران. (انوارالتنزیل، بیضاوی، ج 1، ص 122)

تِلْکَ الرُّسُلُ فَضَّلْنٰا بَعْضَهُمْ عَلیٰ بَعْضٍ ....

بقره (2) 253

وَ رَبُّکَ أَعْلَمُ بِمَنْ فِی السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ وَ لَقَدْ فَضَّلْنٰا بَعْضَ النَّبِیِّینَ عَلیٰ بَعْضٍ وَ آتَیْنٰا دٰاوُدَ زَبُوراً. اسراء (17) 55

ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْکِتٰابَ الَّذِینَ اصْطَفَیْنٰا مِنْ عِبٰادِنٰا ... ذٰلِکَ هُوَ الْفَضْلُ الْکَبِیرُ. (1)فاطر (35) 32

6 . انسانها

74. تفضّل خدا بر تمام انسانها و بندگان، پرتوی از ربوبیّت و عطایای او:

لَیْسَ عَلَیْکُمْ جُنٰاحٌ أَنْ تَبْتَغُوا فَضْلاً مِنْ رَبِّکُمْ ....

بقره (2) 198

... إِنَّ اللّٰهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَی النّٰاسِ وَ لٰکِنَّ أَکْثَرَ النّٰاسِ لاٰ یَشْکُرُونَ . بقره (2) 243

اَلَّذِینَ یَبْخَلُونَ وَ یَأْمُرُونَ النّٰاسَ بِالْبُخْلِ وَ یَکْتُمُونَ مٰا آتٰاهُمُ اللّٰهُ مِنْ فَضْلِهِ ....

نساء (4) 37

... یَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنْ رَبِّهِمْ وَ رِضْوٰاناً ....

مائده (5) 2

... إِنَّ اللّٰهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَی النّٰاسِ وَ لٰکِنَّ أَکْثَرَهُمْ لاٰ یَشْکُرُونَ . یونس (10) 60

وَ اتَّبَعْتُ مِلَّةَ آبٰائِی إِبْرٰاهِیمَ وَ إِسْحٰاقَ وَ یَعْقُوبَ مٰا کٰانَ لَنٰا أَنْ نُشْرِکَ بِاللّٰهِ مِنْ شَیْءٍ ذٰلِکَ مِنْ فَضْلِ اللّٰهِ عَلَیْنٰا وَ عَلَی النّٰاسِ وَ لٰکِنَّ أَکْثَرَ النّٰاسِ لاٰ یَشْکُرُونَ . یوسف (12) 38

وَ اللّٰهُ فَضَّلَ بَعْضَکُمْ عَلیٰ بَعْضٍ فِی الرِّزْقِ فَمَا الَّذِینَ فُضِّلُوا بِرَادِّی رِزْقِهِمْ عَلیٰ مٰا مَلَکَتْ أَیْمٰانُهُمْ فَهُمْ فِیهِ سَوٰاءٌ أَ فَبِنِعْمَةِ اللّٰهِ یَجْحَدُونَ .

نحل (16) 71

وَ جَعَلْنَا اللَّیْلَ وَ النَّهٰارَ آیَتَیْنِ فَمَحَوْنٰا آیَةَ اللَّیْلِ وَ جَعَلْنٰا آیَةَ النَّهٰارِ مُبْصِرَةً لِتَبْتَغُوا فَضْلاً مِنْ رَبِّکُمْ .... اسراء (17) 12

رَبُّکُمُ الَّذِی یُزْجِی لَکُمُ الْفُلْکَ فِی الْبَحْرِ لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ .... اسراء (17) 66

وَ لَقَدْ کَرَّمْنٰا بَنِی آدَمَ وَ حَمَلْنٰاهُمْ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ رَزَقْنٰاهُمْ مِنَ الطَّیِّبٰاتِ وَ فَضَّلْنٰاهُمْ عَلیٰ کَثِیرٍ مِمَّنْ خَلَقْنٰا تَفْضِیلاً. اسراء (17) 70

وَ إِنَّ رَبَّکَ لَذُو فَضْلٍ عَلَی النّٰاسِ وَ لَکِنَّ أَکْثَرَهُمْ لاٰ یَشْکُرُونَ . نمل (27) 73

وَ مِنْ آیٰاتِهِ أَنْ یُرْسِلَ الرِّیٰاحَ مُبَشِّرٰاتٍ وَ لِیُذِیقَکُمْ مِنْ رَحْمَتِهِ وَ لِتَجْرِیَ الْفُلْکُ بِأَمْرِهِ وَ لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ وَ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ . روم (30) 46

اَللّٰهُ الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ اللَّیْلَ لِتَسْکُنُوا فِیهِ وَ النَّهٰارَ مُبْصِراً إِنَّ اللّٰهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَی النّٰاسِ وَ لٰکِنَّ أَکْثَرَ النّٰاسِ لاٰ یَشْکُرُونَ . غافر (40) 61

7. ایرانیان مسلمان

75. بهره‌مندی ایرانیان مسلمان و محبوب خدا، از فضل خدا:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا مَنْ یَرْتَدَّ مِنْکُمْ عَنْ دِینِهِ فَسَوْفَ یَأْتِی اللّٰهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَ یُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ أَعِزَّةٍ عَلَی الْکٰافِرِینَ یُجٰاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللّٰهِ وَ لاٰ یَخٰافُونَ لَوْمَةَ لاٰئِمٍ ذٰلِکَ فَضْلُ


1) 1) . «الّذین اصطفینا من عبادنا» بنا بر یک تفسیر انبیا هستند که خداوند به رسالت خود برگزیده است و این میراث‌بری کتاب و برگزیدن اینان فضل بزرگ الهی بر آنان است. (مجمع‌البیان، ج 7 -\8 ، ص 638)

اَللّٰهِ یُؤْتِیهِ مَنْ یَشٰاءُ وَ اللّٰهُ وٰاسِعٌ عَلِیمٌ . (1)

مائده (5) 54

وَ آخَرِینَ مِنْهُمْ لَمّٰا یَلْحَقُوا بِهِمْ وَ هُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ

ذٰلِکَ فَضْلُ اللّٰهِ یُؤْتِیهِ مَنْ یَشٰاءُ وَ اللّٰهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ . (2)جمعه (62) 3 و 4

8 . بنی‌اسرائیل

76. بنی‌اسرائیل، از مشمولان فضل خدا:

یٰا بَنِی إِسْرٰائِیلَ اذْکُرُوا نِعْمَتِیَ الَّتِی أَنْعَمْتُ عَلَیْکُمْ وَ أَنِّی فَضَّلْتُکُمْ عَلَی الْعٰالَمِینَ .

بقره (2) 47

وَ إِذْ أَخَذْنٰا مِیثٰاقَکُمْ وَ رَفَعْنٰا فَوْقَکُمُ الطُّورَ خُذُوا مٰا آتَیْنٰاکُمْ بِقُوَّةٍ وَ اذْکُرُوا مٰا فِیهِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ

ثُمَّ تَوَلَّیْتُمْ مِنْ بَعْدِ ذٰلِکَ فَلَوْ لاٰ فَضْلُ اللّٰهِ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَتُهُ لَکُنْتُمْ مِنَ الْخٰاسِرِینَ .

بقره (2) 63 و 64

یٰا بَنِی إِسْرٰائِیلَ اذْکُرُوا نِعْمَتِیَ الَّتِی أَنْعَمْتُ عَلَیْکُمْ وَ أَنِّی فَضَّلْتُکُمْ عَلَی الْعٰالَمِینَ .

بقره (2) 122

وَ جٰاوَزْنٰا بِبَنِی إِسْرٰائِیلَ الْبَحْرَ فَأَتَوْا عَلیٰ قَوْمٍ یَعْکُفُونَ عَلیٰ أَصْنٰامٍ لَهُمْ قٰالُوا یٰا مُوسَی اجْعَلْ لَنٰا إِلٰهاً کَمٰا لَهُمْ آلِهَةٌ قٰالَ إِنَّکُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ

قٰالَ أَ غَیْرَ اللّٰهِ أَبْغِیکُمْ إِلٰهاً وَ هُوَ فَضَّلَکُمْ عَلَی الْعٰالَمِینَ . اعراف (7) 138 و 140

وَ لَقَدْ آتَیْنٰا بَنِی إِسْرٰائِیلَ الْکِتٰابَ وَ الْحُکْمَ وَ النُّبُوَّةَ وَ رَزَقْنٰاهُمْ مِنَ الطَّیِّبٰاتِ وَ فَضَّلْنٰاهُمْ عَلَی الْعٰالَمِینَ . جاثیه (45) 16

9. پرداخت زکات

77. پرداخت‌کنندگان زکات، مشمول فضل الهی:

رِجٰالٌ لاٰ تُلْهِیهِمْ تِجٰارَةٌ وَ لاٰ بَیْعٌ عَنْ ذِکْرِ اللّٰهِ وَ إِقٰامِ الصَّلاٰةِ وَ إِیتٰاءِ الزَّکٰاةِ یَخٰافُونَ یَوْماً تَتَقَلَّبُ فِیهِ الْقُلُوبُ وَ الْأَبْصٰارُ

لِیَجْزِیَهُمُ اللّٰهُ أَحْسَنَ مٰا عَمِلُوا وَ یَزِیدَهُمْ مِنْ فَضْلِهِ وَ اللّٰهُ یَرْزُقُ مَنْ یَشٰاءُ بِغَیْرِ حِسٰابٍ . نور (24) 37 و 38

إِنَّ الَّذِینَ یَتْلُونَ کِتٰابَ اللّٰهِ وَ أَقٰامُوا الصَّلاٰةَ وَ أَنْفَقُوا مِمّٰا رَزَقْنٰاهُمْ سِرًّا وَ عَلاٰنِیَةً یَرْجُونَ تِجٰارَةً لَنْ تَبُورَ

لِیُوَفِّیَهُمْ أُجُورَهُمْ وَ یَزِیدَهُمْ مِنْ فَضْلِهِ إِنَّهُ غَفُورٌ شَکُورٌ. (3)فاطر (35) 29 و 30

10. جهانیان

78. خداوند، دارای فضل و بخشش، به جهانیان:

... وَ لٰکِنَّ اللّٰهَ ذُو فَضْلٍ عَلَی الْعٰالَمِینَ .

بقره (2) 251

11. داود علیه السلام

79. خداوند، عطاکنندۀ فضل به داود علیه السلام :

وَ رَبُّکَ أَعْلَمُ بِمَنْ فِی السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ وَ لَقَدْ فَضَّلْنٰا بَعْضَ النَّبِیِّینَ عَلیٰ بَعْضٍ وَ آتَیْنٰا دٰاوُدَ زَبُوراً. اسراء (17) 55

وَ لَقَدْ آتَیْنٰا دٰاوُدَ وَ سُلَیْمٰانَ عِلْماً وَ قٰالاَ الْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِی فَضَّلَنٰا عَلیٰ کَثِیرٍ مِنْ عِبٰادِهِ الْمُؤْمِنِینَ

وَ وَرِثَ سُلَیْمٰانُ دٰاوُدَ وَ قٰالَ یٰا أَیُّهَا النّٰاسُ عُلِّمْنٰا مَنْطِقَ الطَّیْرِ وَ أُوتِینٰا مِنْ کُلِّ شَیْءٍ إِنَّ هٰذٰا لَهُوَ الْفَضْلُ الْمُبِینُ . نمل (27) 15 و 16

وَ لَقَدْ آتَیْنٰا دٰاوُدَ مِنّٰا فَضْلاً یٰا جِبٰالُ أَوِّبِی مَعَهُ


1) 1) . بنا بر یک قول، مصداق آیۀ مزبور، ایرانیان‌اند.(مجمع‌البیان، ج 3 -\4، ص 321)

2) 2) . بنا بر یک قول، مصداق آیۀ مزبور، عجم و ایرانیان هستند. (همان، ج 9 -\10، ص 429)

3) 3) . مقصود از انفاق علنی، انفاقهای واجب است، مثل زکات. (انوار التنزیل، بیضاوی، ج 3، ص 424)

وَ الطَّیْرَ وَ أَلَنّٰا لَهُ الْحَدِیدَ. سبأ (34) 10

12. ذاکران خدا

80. ذاکران خدا، مشمول فضل الهی:

رِجٰالٌ لاٰ تُلْهِیهِمْ تِجٰارَةٌ وَ لاٰ بَیْعٌ عَنْ ذِکْرِ اللّٰهِ وَ إِقٰامِ الصَّلاٰةِ وَ إِیتٰاءِ الزَّکٰاةِ یَخٰافُونَ یَوْماً تَتَقَلَّبُ فِیهِ الْقُلُوبُ وَ الْأَبْصٰارُ

لِیَجْزِیَهُمُ اللّٰهُ أَحْسَنَ مٰا عَمِلُوا وَ یَزِیدَهُمْ مِنْ فَضْلِهِ وَ اللّٰهُ یَرْزُقُ مَنْ یَشٰاءُ بِغَیْرِ حِسٰابٍ . نور (24) 37 و 38

13. سلیمان علیه السلام

81. سلیمان علیه السلام ، از مشمولان فضل خدا:

وَ لَقَدْ آتَیْنٰا دٰاوُدَ وَ سُلَیْمٰانَ عِلْماً وَ قٰالاَ الْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِی فَضَّلَنٰا عَلیٰ کَثِیرٍ مِنْ عِبٰادِهِ الْمُؤْمِنِینَ . نمل (27) 15

فَلَمّٰا جٰاءَ سُلَیْمٰانَ ... قٰالَ الَّذِی عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْکِتٰابِ أَنَا آتِیکَ بِهِ قَبْلَ أَنْ یَرْتَدَّ إِلَیْکَ طَرْفُکَ فَلَمّٰا رَآهُ مُسْتَقِرًّا عِنْدَهُ قٰالَ هٰذٰا مِنْ فَضْلِ رَبِّی لِیَبْلُوَنِی أَ أَشْکُرُ أَمْ أَکْفُرُ وَ مَنْ شَکَرَ فَإِنَّمٰا یَشْکُرُ لِنَفْسِهِ وَ مَنْ کَفَرَ فَإِنَّ رَبِّی غَنِیٌّ کَرِیمٌ .

نمل (27) 36 و 40

14. شهیدان

82. بهره‌مندی شهیدان راه خدا، از فضل و عنایت ویژۀ خدا:

وَ لاٰ تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللّٰهِ أَمْوٰاتاً بَلْ أَحْیٰاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ

فَرِحِینَ بِمٰا آتٰاهُمُ اللّٰهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ یَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِینَ لَمْ یَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلاّٰ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لاٰ هُمْ یَحْزَنُونَ

یَسْتَبْشِرُونَ بِنِعْمَةٍ مِنَ اللّٰهِ وَ فَضْلٍ .... آل‌عمران (3) 169 -\171

15. عفیفان

83. عفیفان ناتوان از ازدواج، مشمول فضل خدا:

وَ أَنْکِحُوا الْأَیٰامیٰ مِنْکُمْ وَ الصّٰالِحِینَ مِنْ عِبٰادِکُمْ وَ إِمٰائِکُمْ إِنْ یَکُونُوا فُقَرٰاءَ یُغْنِهِمُ اللّٰهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ اللّٰهُ وٰاسِعٌ عَلِیمٌ

وَ لْیَسْتَعْفِفِ الَّذِینَ لاٰ یَجِدُونَ نِکٰاحاً حَتّٰی یُغْنِیَهُمُ اللّٰهُ مِنْ فَضْلِهِ ....

نور (24) 32 و 33

16. فقیران

84. ازدواج‌کنندگان فقیر با ایمان، مورد فضل و لطف خدا:

وَ أَنْکِحُوا الْأَیٰامیٰ مِنْکُمْ وَ الصّٰالِحِینَ مِنْ عِبٰادِکُمْ وَ إِمٰائِکُمْ إِنْ یَکُونُوا فُقَرٰاءَ یُغْنِهِمُ اللّٰهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ اللّٰهُ وٰاسِعٌ عَلِیمٌ . نور (24) 32

17. مجاهدان

85. مجاهدان راه خدا، مشمول فضل الهی:

اَلَّذِینَ اسْتَجٰابُوا لِلّٰهِ وَ الرَّسُولِ مِنْ بَعْدِ مٰا أَصٰابَهُمُ الْقَرْحُ لِلَّذِینَ أَحْسَنُوا مِنْهُمْ وَ اتَّقَوْا أَجْرٌ عَظِیمٌ

اَلَّذِینَ قٰالَ لَهُمُ النّٰاسُ إِنَّ النّٰاسَ قَدْ جَمَعُوا لَکُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزٰادَهُمْ إِیمٰاناً وَ قٰالُوا حَسْبُنَا اللّٰهُ وَ نِعْمَ الْوَکِیلُ

فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللّٰهِ وَ فَضْلٍ لَمْ یَمْسَسْهُمْ سُوءٌ وَ اتَّبَعُوا رِضْوٰانَ اللّٰهِ وَ اللّٰهُ ذُو فَضْلٍ عَظِیمٍ . آل‌عمران (3) 172 -\174

لاٰ یَسْتَوِی الْقٰاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ غَیْرُ أُولِی الضَّرَرِ وَ الْمُجٰاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللّٰهِ بِأَمْوٰالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ فَضَّلَ اللّٰهُ الْمُجٰاهِدِینَ بِأَمْوٰالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ عَلَی الْقٰاعِدِینَ دَرَجَةً وَ کُلاًّ وَعَدَ اللّٰهُ الْحُسْنیٰ وَ فَضَّلَ اللّٰهُ الْمُجٰاهِدِینَ عَلَی الْقٰاعِدِینَ أَجْراً عَظِیماً. نساء (4) 95

18. محمّد صلی الله علیه و آله

86. بهره‌مندی محمّد صلی الله علیه و آله ، از فضل گستردۀ خدا:

أَمْ یَحْسُدُونَ النّٰاسَ عَلیٰ مٰا آتٰاهُمُ اللّٰهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَیْنٰا آلَ إِبْرٰاهِیمَ الْکِتٰابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ آتَیْنٰاهُمْ مُلْکاً عَظِیماً. (1)نساء (4) 54

وَ لَوْ لاٰ فَضْلُ اللّٰهِ عَلَیْکَ وَ رَحْمَتُهُ لَهَمَّتْ طٰائِفَةٌ مِنْهُمْ أَنْ یُضِلُّوکَ ... وَ أَنْزَلَ اللّٰهُ عَلَیْکَ الْکِتٰابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ عَلَّمَکَ مٰا لَمْ تَکُنْ تَعْلَمُ وَ کٰانَ فَضْلُ اللّٰهِ عَلَیْکَ عَظِیماً. نساء (4) 113

وَ إِنْ یَمْسَسْکَ اللّٰهُ بِضُرٍّ فَلاٰ کٰاشِفَ لَهُ إِلاّٰ هُوَ وَ إِنْ یُرِدْکَ بِخَیْرٍ فَلاٰ رَادَّ لِفَضْلِهِ یُصِیبُ بِهِ مَنْ یَشٰاءُ مِنْ عِبٰادِهِ .... یونس (10) 107

إِلاّٰ رَحْمَةً مِنْ رَبِّکَ إِنَّ فَضْلَهُ کٰانَ عَلَیْکَ کَبِیراً.

اسراء (17) 87

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللّٰهَ وَ آمِنُوا بِرَسُولِهِ یُؤْتِکُمْ کِفْلَیْنِ مِنْ رَحْمَتِهِ ... لِئَلاّٰ یَعْلَمَ أَهْلُ الْکِتٰابِ أَلاّٰ یَقْدِرُونَ عَلیٰ شَیْءٍ مِنْ فَضْلِ اللّٰهِ وَ أَنَّ الْفَضْلَ بِیَدِ اللّٰهِ یُؤْتِیهِ مَنْ یَشٰاءُ وَ اللّٰهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ . (2)حدید (57) 28 و 29

هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیٰاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتٰابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ إِنْ کٰانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِی ضَلاٰلٍ مُبِینٍ

ذٰلِکَ فَضْلُ اللّٰهِ یُؤْتِیهِ مَنْ یَشٰاءُ وَ اللّٰهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ . جمعه (62) 2 و 4

19. مطیعان

87. بهره‌مندی مطیعان خدا و رسول صلی الله علیه و آله ، از فضل خدا:

وَ مَنْ یُطِعِ اللّٰهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولٰئِکَ مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللّٰهُ عَلَیْهِمْ مِنَ النَّبِیِّینَ وَ الصِّدِّیقِینَ وَ الشُّهَدٰاءِ وَ الصّٰالِحِینَ وَ حَسُنَ أُولٰئِکَ رَفِیقاً

ذٰلِکَ الْفَضْلُ مِنَ اللّٰهِ وَ کَفیٰ بِاللّٰهِ عَلِیماً. نساء (4) 69 و 70

20. مؤمنان

88. خداوند، دارای فضل و بخشش، برای اهل اسلام و ایمان:

مٰا یَوَدُّ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتٰابِ وَ لاَ الْمُشْرِکِینَ أَنْ یُنَزَّلَ عَلَیْکُمْ مِنْ خَیْرٍ مِنْ رَبِّکُمْ وَ اللّٰهُ یَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَنْ یَشٰاءُ وَ اللّٰهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ . بقره (2) 105

اَلشَّیْطٰانُ یَعِدُکُمُ الْفَقْرَ وَ یَأْمُرُکُمْ بِالْفَحْشٰاءِ وَ اللّٰهُ یَعِدُکُمْ مَغْفِرَةً مِنْهُ وَ فَضْلاً وَ اللّٰهُ وٰاسِعٌ عَلِیمٌ .

بقره (2) 268

وَ لاٰ تُؤْمِنُوا إِلاّٰ لِمَنْ تَبِعَ دِینَکُمْ قُلْ إِنَّ الْهُدیٰ هُدَی اللّٰهِ أَنْ یُؤْتیٰ أَحَدٌ مِثْلَ مٰا أُوتِیتُمْ أَوْ یُحٰاجُّوکُمْ عِنْدَ رَبِّکُمْ قُلْ إِنَّ الْفَضْلَ بِیَدِ اللّٰهِ یُؤْتِیهِ مَنْ یَشٰاءُ وَ اللّٰهُ وٰاسِعٌ عَلِیمٌ

یَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَنْ یَشٰاءُ وَ اللّٰهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ .

آل‌عمران (3) 73 و 74

... وَ اللّٰهُ ذُو فَضْلٍ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ .

آل‌عمران (3) 152

أَمْ یَحْسُدُونَ النّٰاسَ عَلیٰ مٰا آتٰاهُمُ اللّٰهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَیْنٰا آلَ إِبْرٰاهِیمَ الْکِتٰابَ


1) 1) . مقصود از «النّاس» پیامبراکرم صلی الله علیه و آله است، از این جهت که هر کس به نبوّت حسد ورزد، مثل این است که به همۀ مردم و بر همۀ کمالات و رشدشان حسد ورزیده باشد. (انوار التنزیل، بیضاوی، ج 1، ص 353)

2) 2) . در این آیه پیامبراکرم صلی الله علیه و آله معظم فضل خدا شمرده شده است که اهل‌کتاب قدرت بر اکتساب از فضل خدا را ندارند، زیرا از پیامبر صلی الله علیه و آله پیروی نمی‌کنند. (همان، ص 250)

وَ الْحِکْمَةَ ... (1)نساء (4) 54

فَأَمَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّٰالِحٰاتِ فَیُوَفِّیهِمْ أُجُورَهُمْ وَ یَزِیدُهُمْ مِنْ فَضْلِهِ .... نساء (4) 173

فَأَمَّا الَّذِینَ آمَنُوا بِاللّٰهِ وَ اعْتَصَمُوا بِهِ فَسَیُدْخِلُهُمْ فِی رَحْمَةٍ مِنْهُ وَ فَضْلٍ ....

نساء (4) 175

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ تَتَّقُوا اللّٰهَ یَجْعَلْ لَکُمْ فُرْقٰاناً وَ یُکَفِّرْ عَنْکُمْ سَیِّئٰاتِکُمْ وَ یَغْفِرْ لَکُمْ وَ اللّٰهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ . انفال (8) 29

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا ... وَ إِنْ خِفْتُمْ عَیْلَةً فَسَوْفَ یُغْنِیکُمُ اللّٰهُ مِنْ فَضْلِهِ إِنْ شٰاءَ إِنَّ اللّٰهَ عَلِیمٌ حَکِیمٌ . توبه (9) 28

یَحْلِفُونَ بِاللّٰهِ مٰا قٰالُوا وَ لَقَدْ قٰالُوا کَلِمَةَ الْکُفْرِ وَ کَفَرُوا بَعْدَ إِسْلاٰمِهِمْ وَ هَمُّوا بِمٰا لَمْ یَنٰالُوا وَ مٰا نَقَمُوا إِلاّٰ أَنْ أَغْنٰاهُمُ اللّٰهُ وَ رَسُولُهُ مِنْ فَضْلِهِ فَإِنْ یَتُوبُوا یَکُ خَیْراً لَهُمْ ... (2)توبه (9) 74

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاٰ تَتَّبِعُوا خُطُوٰاتِ الشَّیْطٰانِ وَ مَنْ یَتَّبِعْ خُطُوٰاتِ الشَّیْطٰانِ فَإِنَّهُ یَأْمُرُ بِالْفَحْشٰاءِ وَ الْمُنْکَرِ وَ لَوْ لاٰ فَضْلُ اللّٰهِ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَتُهُ مٰا زَکیٰ مِنْکُمْ مِنْ أَحَدٍ أَبَداً وَ لٰکِنَّ اللّٰهَ یُزَکِّی مَنْ یَشٰاءُ وَ اللّٰهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ . نور (24) 21

قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصٰارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذٰلِکَ أَزْکیٰ لَهُمْ إِنَّ اللّٰهَ خَبِیرٌ بِمٰا یَصْنَعُونَ

وَ أَنْکِحُوا الْأَیٰامیٰ مِنْکُمْ وَ الصّٰالِحِینَ مِنْ عِبٰادِکُمْ وَ إِمٰائِکُمْ إِنْ یَکُونُوا فُقَرٰاءَ یُغْنِهِمُ اللّٰهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ اللّٰهُ وٰاسِعٌ عَلِیمٌ .

نور (24) 30 و 32

رِجٰالٌ لاٰ تُلْهِیهِمْ تِجٰارَةٌ وَ لاٰ بَیْعٌ عَنْ ذِکْرِ اللّٰهِ وَ إِقٰامِ الصَّلاٰةِ وَ إِیتٰاءِ الزَّکٰاةِ یَخٰافُونَ یَوْماً تَتَقَلَّبُ فِیهِ الْقُلُوبُ وَ الْأَبْصٰارُ

لِیَجْزِیَهُمُ اللّٰهُ أَحْسَنَ مٰا عَمِلُوا وَ یَزِیدَهُمْ مِنْ فَضْلِهِ وَ اللّٰهُ یَرْزُقُ مَنْ یَشٰاءُ بِغَیْرِ حِسٰابٍ . نور (24) و 37 و 38

وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنِینَ بِأَنَّ لَهُمْ مِنَ اللّٰهِ فَضْلاً کَبِیراً.

احزاب (33) 47

إِنَّ الَّذِینَ یَتْلُونَ کِتٰابَ اللّٰهِ وَ أَقٰامُوا الصَّلاٰةَ وَ أَنْفَقُوا مِمّٰا رَزَقْنٰاهُمْ سِرًّا وَ عَلاٰنِیَةً یَرْجُونَ تِجٰارَةً لَنْ تَبُورَ

لِیُوَفِّیَهُمْ أُجُورَهُمْ وَ یَزِیدَهُمْ مِنْ فَضْلِهِ إِنَّهُ غَفُورٌ شَکُورٌ. فاطر (35) 29 و 30

... وَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّٰالِحٰاتِ فِی رَوْضٰاتِ الْجَنّٰاتِ لَهُمْ مٰا یَشٰاؤُنَ عِنْدَ رَبِّهِمْ ذٰلِکَ هُوَ الْفَضْلُ الْکَبِیرُ. شوری (42) 22

وَ یَسْتَجِیبُ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّٰالِحٰاتِ وَ یَزِیدُهُمْ مِنْ فَضْلِهِ وَ الْکٰافِرُونَ لَهُمْ عَذٰابٌ شَدِیدٌ. شوری (42) 26

سٰابِقُوا إِلیٰ مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّکُمْ وَ جَنَّةٍ عَرْضُهٰا کَعَرْضِ السَّمٰاءِ وَ الْأَرْضِ أُعِدَّتْ لِلَّذِینَ آمَنُوا بِاللّٰهِ وَ رُسُلِهِ ذٰلِکَ فَضْلُ اللّٰهِ یُؤْتِیهِ مَنْ یَشٰاءُ وَ اللّٰهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ . حدید (57) 21

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللّٰهَ وَ آمِنُوا بِرَسُولِهِ یُؤْتِکُمْ کِفْلَیْنِ مِنْ رَحْمَتِهِ وَ یَجْعَلْ لَکُمْ نُوراً تَمْشُونَ بِهِ وَ یَغْفِرْ لَکُمْ وَ اللّٰهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ

لِئَلاّٰ یَعْلَمَ أَهْلُ الْکِتٰابِ أَلاّٰ یَقْدِرُونَ عَلیٰ شَیْءٍ مِنْ فَضْلِ اللّٰهِ وَ أَنَّ الْفَضْلَ بِیَدِ اللّٰهِ یُؤْتِیهِ مَنْ یَشٰاءُ وَ اللّٰهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ . حدید (57) 28 و 29


1) 1) . مقصود از «النّاس» پیامبراکرم صلی الله علیه و آله و ضمیر «هم» مسلمانان است. (انوار التنزیل، بیضاوی، ج 1، ص353)

2) 2) . ضمیر جمع غایب در «أغناهم اللّه من فضله» به مسلمانان مربوط است؛ یعنی خدا و رسول از فضل خود مسلمانان را با غنایم بی‌نیاز کرد، ولی منافقان کفران ورزیدند. (مجمع‌البیان، ج 5 -\6 ، ص 79)

89. برخورداری مسلمانان، از فضل خدا، در دو عرصۀ دنیا و آخرت:

وَ لَوْ لاٰ فَضْلُ اللّٰهِ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَتُهُ فِی الدُّنْیٰا وَ الْآخِرَةِ لَمَسَّکُمْ فِیمٰا أَفَضْتُمْ فِیهِ عَذٰابٌ عَظِیمٌ . نور (24) 14

90. مؤمنان پاکیزه و به دور از اطاعت شیطان، بهره‌مند از فضل خداوند:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاٰ تَتَّبِعُوا خُطُوٰاتِ الشَّیْطٰانِ وَ مَنْ یَتَّبِعْ خُطُوٰاتِ الشَّیْطٰانِ فَإِنَّهُ یَأْمُرُ بِالْفَحْشٰاءِ وَ الْمُنْکَرِ وَ لَوْ لاٰ فَضْلُ اللّٰهِ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَتُهُ مٰا زَکیٰ مِنْکُمْ مِنْ أَحَدٍ أَبَداً وَ لٰکِنَّ اللّٰهَ یُزَکِّی مَنْ یَشٰاءُ وَ اللّٰهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ . نور (24) 21

21. یعقوب علیه السلام

91. یعقوب علیه السلام ، مشمول فضل خدا:

وَ اتَّبَعْتُ مِلَّةَ آبٰائِی إِبْرٰاهِیمَ وَ إِسْحٰاقَ وَ یَعْقُوبَ مٰا کٰانَ لَنٰا أَنْ نُشْرِکَ بِاللّٰهِ مِنْ شَیْءٍ ذٰلِکَ مِنْ فَضْلِ اللّٰهِ عَلَیْنٰا وَ عَلَی النّٰاسِ وَ لٰکِنَّ أَکْثَرَ النّٰاسِ لاٰ یَشْکُرُونَ . یوسف (12) 38

22. یوسف علیه السلام

92. یوسف علیه السلام ، مشمول فضل الهی:

وَ اتَّبَعْتُ مِلَّةَ آبٰائِی إِبْرٰاهِیمَ وَ إِسْحٰاقَ وَ یَعْقُوبَ مٰا کٰانَ لَنٰا أَنْ نُشْرِکَ بِاللّٰهِ مِنْ شَیْءٍ ذٰلِکَ مِنْ فَضْلِ اللّٰهِ عَلَیْنٰا وَ عَلَی النّٰاسِ وَ لٰکِنَّ أَکْثَرَ النّٰاسِ لاٰ یَشْکُرُونَ . (1)یوسف (12) 38

وعدۀ فضل خدا

93. وعدۀ فضل خداوند به مؤمنان:

... وَ اللّٰهُ یَعِدُکُمْ مَغْفِرَةً مِنْهُ وَ فَضْلاً وَ اللّٰهُ وٰاسِعٌ عَلِیمٌ . بقره (2) 268

فضّۀ خادمه

فضّة النوبیّه، کنیز فاطمه علیها السلام دختر پیامبراکرم صلی الله علیه و آله است. (2)برخی مفسّران، آیات 5 تا 22 دهر (76) را دربارۀ امام علی، فاطمه، امام حسن و امام حسین علیهم السلام و کنیز آنان به نام فضّه دانسته‌اند که همراه با این بزرگواران روزه گرفت و از غذای خود به یتیم، مسکین و اسیر انفاق کرد. (3)

فطرت

اشاره

فطرت، حالت اوّلیّه‌ای است که انسان بر آن آفریده شده است (4)و در اصطلاح، توان معرفتی انسان است که از جانب خدا در او نهاده شده (5)و نیز چیزی است که سبب رهنمون شدن او به تکمیل نواقص و کاستیها و برطرف کردن نیازهای او می‌شود و عامل تشخیص منافع از مضار در زندگی است. (6)در این مدخل از واژۀ «فطر» و آیاتی که بر آن دلالت دارد، استفاده شده است.

اهمّ عناوین: بیداری فطرت و فطریّات.


1) 1) . فاعل فعل «واتّبعت» حضرت یوسف علیه السلام است که با هم‌زندانیهایش در زندان بعد از تأویل خواب‌شان در مورد موحّد بودن خود و پدرانش سخن می‌گوید

2) 2) . اسدالغابه، ج 7، ص 230؛ الاصابه، ج 8 ، ص 281

3) 3) . مجمع‌البیان، ج 9 -\10، ص 611 ؛ روح‌المعانی، ج 16، جزء 29، ص 269

4) 4) . النّهایه، ابن‌اثیر، ج 3، ص 457

5) 5) . مفردات، ص 640 ، «فطر»؛ المیزان، ج 7، ص 191

6) 6) . المیزان، ج 16، ص 178

آثار فطرت

1. انابه

1. فطرت توحیدی، مقتضی انابه و بازگشت به درگاه الهی:

فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفاً فِطْرَتَ اللّٰهِ الَّتِی فَطَرَ النّٰاسَ عَلَیْهٰا لاٰ تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللّٰهِ ذٰلِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ وَ لٰکِنَّ أَکْثَرَ النّٰاسِ لاٰ یَعْلَمُونَ

مُنِیبِینَ إِلَیْهِ .... روم (30) 30 و 31

2. گرایش به توحید

2. فطرت انسانها، گرایش‌دهندۀ او به توحید:

قُلْ أَ تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللّٰهِ مٰا لاٰ یَمْلِکُ لَکُمْ ضَرًّا وَ لاٰ نَفْعاً وَ اللّٰهُ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ . (1)مائده (5) 76

قُلْ أَ نَدْعُوا مِنْ دُونِ اللّٰهِ مٰا لاٰ یَنْفَعُنٰا وَ لاٰ یَضُرُّنٰا وَ نُرَدُّ عَلیٰ أَعْقٰابِنٰا بَعْدَ إِذْ هَدٰانَا اللّٰهُ ... قُلْ إِنَّ هُدَی اللّٰهِ هُوَ الْهُدیٰ .... انعام (6) 71

إِنَّمٰا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللّٰهِ أَوْثٰاناً وَ تَخْلُقُونَ إِفْکاً إِنَّ الَّذِینَ تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللّٰهِ لاٰ یَمْلِکُونَ لَکُمْ رِزْقاً فَابْتَغُوا عِنْدَ اللّٰهِ الرِّزْقَ وَ اعْبُدُوهُ وَ اشْکُرُوا لَهُ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ . عنکبوت (29) 17

فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفاً فِطْرَتَ اللّٰهِ الَّتِی فَطَرَ النّٰاسَ عَلَیْهٰا لاٰ تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللّٰهِ ذٰلِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ وَ لٰکِنَّ أَکْثَرَ النّٰاسِ لاٰ یَعْلَمُونَ .

روم (30) 30

3. بیداری فطرت خفتۀ انسانها با طرح سؤال، راهی برای تبلیغ و دعوت به توحید:

قُلْ أَ تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللّٰهِ مٰا لاٰ یَمْلِکُ لَکُمْ ضَرًّا وَ لاٰ نَفْعاً وَ اللّٰهُ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ . مائده (5) 76

قٰالَ یٰا قَوْمِ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ کُنْتُ عَلیٰ بَیِّنَةٍ مِنْ رَبِّی وَ آتٰانِی مِنْهُ رَحْمَةً فَمَنْ یَنْصُرُنِی مِنَ اللّٰهِ إِنْ عَصَیْتُهُ .... هود (11) 63

یٰا صٰاحِبَیِ السِّجْنِ أَ أَرْبٰابٌ مُتَفَرِّقُونَ خَیْرٌ أَمِ اللّٰهُ الْوٰاحِدُ الْقَهّٰارُ. یوسف (12) 39

قٰالَتْ رُسُلُهُمْ أَ فِی اللّٰهِ شَکٌّ فٰاطِرِ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ .... ابراهیم (14) 10

قٰالُوا أَ أَنْتَ فَعَلْتَ هٰذٰا بِآلِهَتِنٰا یٰا إِبْرٰاهِیمُ

قٰالَ بَلْ فَعَلَهُ کَبِیرُهُمْ هٰذٰا فَسْئَلُوهُمْ إِنْ کٰانُوا یَنْطِقُونَ

فَرَجَعُوا إِلیٰ أَنْفُسِهِمْ فَقٰالُوا إِنَّکُمْ أَنْتُمُ الظّٰالِمُونَ . انبیاء (21) 62 -\64

إِذْ قٰالَ لِأَبِیهِ وَ قَوْمِهِ مٰا تَعْبُدُونَ

قٰالُوا نَعْبُدُ أَصْنٰاماً فَنَظَلُّ لَهٰا عٰاکِفِینَ

قٰالَ هَلْ یَسْمَعُونَکُمْ إِذْ تَدْعُونَ

أَوْ یَنْفَعُونَکُمْ أَوْ یَضُرُّونَ . شعراء (26) 70 -\73

نیز ==> مائده (5) 76 ؛ انعام (6) 14 و 19 و 40 و 41 و 46 و 63 و 64 و 71 ؛ اعراف (7) 191 و 195 ؛ یونس (10) 34 ؛ یوسف (12) 39 ؛ رعد (13) 16 و 33 ؛ ابراهیم (14) 10 ؛ نحل (16) 17 و 75 و 76 ؛ کهف (18) 37 ؛ مریم (19) 65 ؛ طه (20) 89 ؛ مؤمنون (23) 89 ؛ شعراء (26) 71 و 73 و 93 ؛ نمل (27) 59 -\64 ؛ قصص (28) 71 و 72 ؛ عنکبوت (29) 61 و 63 ؛ روم (30) 28 و 40 ؛ لقمان (31) 25؛ فاطر (35) 3 و 40 ؛ یس (36) 23 ؛ صافات (37) 86 و 95 و 125 ؛ زمر (39) 29 و 38 و 43 ؛ احقاف (46) 4 ؛ طور (52) 35 و 36


1) 1) . خطاب در آیه، به بشری با فطرت سالم است که مطابق الهام فطری خداپرست است. (المیزان، ج 6 ، ص 74)

3. هدایت

4. فطرت آدمی، هدایتگر وی به خداجویی و حق‌پویی:

... إِلاّٰ شَیْطٰاناً مَرِیداً وَ لَأُضِلَّنَّهُمْ ... فَلَیُغَیِّرُنَّ خَلْقَ اللّٰهِ ... (1)نساء (4) 119

احتجاج به فطرت

5. احتجاج محمّد صلی الله علیه و آله با مشرکان، برای اثبات حقّانیّت توحید، براساس توجّه فطری آنان به خدای یگانه در سختیها:

قُلْ أَ رَأَیْتَکُمْ إِنْ أَتٰاکُمْ عَذٰابُ اللّٰهِ أَوْ أَتَتْکُمُ السّٰاعَةُ أَ غَیْرَ اللّٰهِ تَدْعُونَ ... بَلْ إِیّٰاهُ تَدْعُونَ فَیَکْشِفُ مٰا تَدْعُونَ إِلَیْهِ .... انعام (6) 40 و 41

قُلْ مَنْ یُنَجِّیکُمْ مِنْ ظُلُمٰاتِ الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ تَدْعُونَهُ تَضَرُّعاً وَ خُفْیَةً لَئِنْ أَنْجٰانٰا مِنْ هٰذِهِ لَنَکُونَنَّ مِنَ الشّٰاکِرِینَ

قُلِ اللّٰهُ یُنَجِّیکُمْ مِنْهٰا وَ مِنْ کُلِّ کَرْبٍ .... انعام (6) 63 و 64

6. احتجاج یوسف علیه السلام بر ضدّ بت‌پرستی، به گواهی فطرت و عقل به برتری خدای یگانه بر خدایان متعدّد:

یٰا صٰاحِبَیِ السِّجْنِ أَ أَرْبٰابٌ مُتَفَرِّقُونَ خَیْرٌ أَمِ اللّٰهُ الْوٰاحِدُ الْقَهّٰارُ

مٰا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِهِ إِلاّٰ أَسْمٰاءً سَمَّیْتُمُوهٰا أَنْتُمْ وَ آبٰاؤُکُمْ مٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ بِهٰا مِنْ سُلْطٰانٍ إِنِ الْحُکْمُ إِلاّٰ لِلّٰهِ أَمَرَ أَلاّٰ تَعْبُدُوا إِلاّٰ إِیّٰاهُ ذٰلِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ وَ لٰکِنَّ أَکْثَرَ النّٰاسِ لاٰ یَعْلَمُونَ . (2)یوسف (12) 39 و 40

بازگشت به فطرت

==> همین مدخل، بیداری فطرت

نیز ==> الهام، حسن عقلی، قبح عقلی

بیداری فطرت

7. موعظه، راهی برای احیا و بیداری عقل و فطرت بشری:

... یَعِظُکُمْ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ . (3)نحل (16) 90

8. احتجاج با مشرکان، راهی برای بیدار ساختن فطرت توحیدی مشرکان:

قُلْ لِمَنْ مٰا فِی السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ قُلْ لِلّٰهِ ...

وَ لَهُ مٰا سَکَنَ فِی اللَّیْلِ وَ النَّهٰارِ ... قُلْ أَ غَیْرَ اللّٰهِ أَتَّخِذُ وَلِیًّا فٰاطِرِ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ یُطْعِمُ وَ لاٰ یُطْعَمُ قُلْ إِنِّی أُمِرْتُ أَنْ أَکُونَ أَوَّلَ مَنْ أَسْلَمَ وَ لاٰ تَکُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِکِینَ .

انعام (6) 12 - 14

قُلْ أَ رَأَیْتَکُمْ إِنْ أَتٰاکُمْ عَذٰابُ اللّٰهِ أَوْ أَتَتْکُمُ السّٰاعَةُ أَ غَیْرَ اللّٰهِ تَدْعُونَ إِنْ کُنْتُمْ صٰادِقِینَ

بَلْ إِیّٰاهُ تَدْعُونَ فَیَکْشِفُ مٰا تَدْعُونَ إِلَیْهِ إِنْ شٰاءَ وَ تَنْسَوْنَ مٰا تُشْرِکُونَ . انعام (6) 40 و 41

قُلْ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ أَخَذَ اللّٰهُ سَمْعَکُمْ وَ أَبْصٰارَکُمْ وَ خَتَمَ عَلیٰ قُلُوبِکُمْ مَنْ إِلٰهٌ غَیْرُ اللّٰهِ یَأْتِیکُمْ بِهِ ... قُلْ أَ رَأَیْتَکُمْ إِنْ أَتٰاکُمْ عَذٰابُ اللّٰهِ بَغْتَةً أَوْ


1) 1) . بعید نیست که مراد از «تغییر خلق اللّه» خروج از حکم فطرت باشد که دین حنیف است. (المیزان، ج 5، ص 85)

2) 2) . گویندۀ «یا صاحبی السّجن» حضرت یوسف علیه السلام است که در زندان با هم‌بندیهای خود در استدلال به بطلان شرک و برهانی بودن مسئلۀ توحید سخن می‌گوید

3) 3) . تذکّر و یادآوری در جایی است که چیزی فراموش شده باشد، بنابراین موعظه‌های الهی از اموری است که بشر بدون تعلیم وحی به آن رسیده و فراموش کرده و باید به آن یادآوری کرد و این خود می‌رساند که مواعظ اموری فطری و عقلانی است

جَهْرَةً هَلْ یُهْلَکُ .... انعام (6) 46 و 47

قُلْ مَنْ یُنَجِّیکُمْ مِنْ ظُلُمٰاتِ الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ تَدْعُونَهُ تَضَرُّعاً وَ خُفْیَةً ... قُلِ اللّٰهُ یُنَجِّیکُمْ مِنْهٰا وَ مِنْ کُلِّ کَرْبٍ ... قُلْ هُوَ الْقٰادِرُ عَلیٰ أَنْ یَبْعَثَ عَلَیْکُمْ عَذٰاباً .... انعام (6) 63 -\65

قُلْ مَنْ یَرْزُقُکُمْ مِنَ السَّمٰاءِ وَ الْأَرْضِ أَمَّنْ یَمْلِکُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصٰارَ وَ مَنْ یُخْرِجُ الْحَیَّ مِنَ الْمَیِّتِ وَ یُخْرِجُ الْمَیِّتَ مِنَ الْحَیِّ وَ مَنْ یُدَبِّرُ الْأَمْرَ فَسَیَقُولُونَ اللّٰهُ فَقُلْ أَ فَلاٰ تَتَّقُونَ

فَذٰلِکُمُ اللّٰهُ رَبُّکُمُ الْحَقُّ فَمٰا ذٰا بَعْدَ الْحَقِّ إِلاَّ الضَّلاٰلُ فَأَنّٰی تُصْرَفُونَ . یونس (10) 31 و 32

یٰا صٰاحِبَیِ السِّجْنِ أَ أَرْبٰابٌ مُتَفَرِّقُونَ خَیْرٌ أَمِ اللّٰهُ الْوٰاحِدُ الْقَهّٰارُ

مٰا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِهِ إِلاّٰ أَسْمٰاءً سَمَّیْتُمُوهٰا أَنْتُمْ وَ آبٰاؤُکُمْ مٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ بِهٰا مِنْ سُلْطٰانٍ إِنِ الْحُکْمُ إِلاّٰ لِلّٰهِ أَمَرَ أَلاّٰ تَعْبُدُوا إِلاّٰ إِیّٰاهُ ذٰلِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ وَ لٰکِنَّ أَکْثَرَ النّٰاسِ لاٰ یَعْلَمُونَ .

یوسف (12) 39 و 40

قُلْ مَنْ رَبُّ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ قُلِ اللّٰهُ قُلْ أَ فَاتَّخَذْتُمْ مِنْ دُونِهِ أَوْلِیٰاءَ لاٰ یَمْلِکُونَ لِأَنْفُسِهِمْ نَفْعاً وَ لاٰ ضَرًّا قُلْ هَلْ یَسْتَوِی الْأَعْمیٰ وَ الْبَصِیرُ أَمْ هَلْ تَسْتَوِی الظُّلُمٰاتُ وَ النُّورُ أَمْ جَعَلُوا لِلّٰهِ شُرَکٰاءَ خَلَقُوا کَخَلْقِهِ فَتَشٰابَهَ الْخَلْقُ عَلَیْهِمْ قُلِ اللّٰهُ خٰالِقُ کُلِّ شَیْءٍ وَ هُوَ الْوٰاحِدُ الْقَهّٰارُ.

رعد (13) 16

قُلْ لِمَنِ الْأَرْضُ وَ مَنْ فِیهٰا ... سَیَقُولُونَ لِلّٰهِ قُلْ أَ فَلاٰ تَذَکَّرُونَ . مؤمنون (23) 84 و 85

قُلْ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ جَعَلَ اللّٰهُ عَلَیْکُمُ اللَّیْلَ سَرْمَداً إِلیٰ یَوْمِ الْقِیٰامَةِ مَنْ إِلٰهٌ غَیْرُ اللّٰهِ یَأْتِیکُمْ بِضِیٰاءٍ أَ فَلاٰ تَسْمَعُونَ

قُلْ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ جَعَلَ اللّٰهُ عَلَیْکُمُ النَّهٰارَ سَرْمَداً إِلیٰ یَوْمِ الْقِیٰامَةِ مَنْ إِلٰهٌ غَیْرُ اللّٰهِ یَأْتِیکُمْ بِلَیْلٍ تَسْکُنُونَ فِیهِ أَ فَلاٰ تُبْصِرُونَ

وَ مِنْ رَحْمَتِهِ جَعَلَ لَکُمُ اللَّیْلَ وَ النَّهٰارَ لِتَسْکُنُوا فِیهِ وَ لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ وَ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ .

قصص (28) 71 -\73

قُلِ ادْعُوا الَّذِینَ زَعَمْتُمْ مِنْ دُونِ اللّٰهِ لاٰ یَمْلِکُونَ مِثْقٰالَ ذَرَّةٍ فِی السَّمٰاوٰاتِ وَ لاٰ فِی الْأَرْضِ وَ مٰا لَهُمْ فِیهِمٰا مِنْ شِرْکٍ وَ مٰا لَهُ مِنْهُمْ مِنْ ظَهِیرٍ

قُلْ أَرُونِیَ الَّذِینَ أَلْحَقْتُمْ بِهِ شُرَکٰاءَ کَلاّٰ بَلْ هُوَ اللّٰهُ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ . سبأ (34) 22 و 27

قُلْ أَ رَأَیْتُمْ شُرَکٰاءَکُمُ الَّذِینَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللّٰهِ أَرُونِی مٰا ذٰا خَلَقُوا مِنَ الْأَرْضِ أَمْ لَهُمْ شِرْکٌ فِی السَّمٰاوٰاتِ أَمْ آتَیْنٰاهُمْ کِتٰاباً فَهُمْ عَلیٰ بَیِّنَةٍ مِنْهُ بَلْ إِنْ یَعِدُ الظّٰالِمُونَ بَعْضُهُمْ بَعْضاً إِلاّٰ غُرُوراً.

فاطر (35) 40

وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضَ لَیَقُولُنَّ اللّٰهُ قُلْ أَ فَرَأَیْتُمْ مٰا تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللّٰهِ إِنْ أَرٰادَنِیَ اللّٰهُ بِضُرٍّ هَلْ هُنَّ کٰاشِفٰاتُ ضُرِّهِ أَوْ أَرٰادَنِی بِرَحْمَةٍ هَلْ هُنَّ مُمْسِکٰاتُ رَحْمَتِهِ قُلْ حَسْبِیَ اللّٰهُ عَلَیْهِ یَتَوَکَّلُ الْمُتَوَکِّلُونَ .

زمر (39) 38

قُلْ أَ رَأَیْتُمْ مٰا تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللّٰهِ أَرُونِی مٰا ذٰا خَلَقُوا مِنَ الْأَرْضِ أَمْ لَهُمْ شِرْکٌ فِی السَّمٰاوٰاتِ ائْتُونِی بِکِتٰابٍ مِنْ قَبْلِ هٰذٰا أَوْ أَثٰارَةٍ مِنْ عِلْمٍ إِنْ کُنْتُمْ صٰادِقِینَ . احقاف (46) 4

أَ وَ لَمْ یَرَوْا إِلَی الطَّیْرِ فَوْقَهُمْ صٰافّٰاتٍ وَ یَقْبِضْنَ مٰا یُمْسِکُهُنَّ إِلاَّ الرَّحْمٰنُ إِنَّهُ بِکُلِّ شَیْءٍ بَصِیرٌ

أَمَّنْ هٰذَا الَّذِی هُوَ جُنْدٌ لَکُمْ یَنْصُرُکُمْ مِنْ دُونِ الرَّحْمٰنِ إِنِ الْکٰافِرُونَ إِلاّٰ فِی غُرُورٍ

أَمَّنْ

هٰذَا الَّذِی یَرْزُقُکُمْ إِنْ أَمْسَکَ رِزْقَهُ بَلْ لَجُّوا فِی عُتُوٍّ وَ نُفُورٍ

أَ فَمَنْ یَمْشِی مُکِبًّا عَلیٰ وَجْهِهِ أَهْدیٰ أَمَّنْ یَمْشِی سَوِیًّا عَلیٰ صِرٰاطٍ مُسْتَقِیمٍ

قُلْ هُوَ الَّذِی أَنْشَأَکُمْ وَ جَعَلَ لَکُمُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصٰارَ وَ الْأَفْئِدَةَ قَلِیلاً مٰا تَشْکُرُونَ

قُلْ هُوَ الَّذِی ذَرَأَکُمْ فِی الْأَرْضِ وَ إِلَیْهِ تُحْشَرُونَ

وَ یَقُولُونَ مَتیٰ هٰذَا الْوَعْدُ إِنْ کُنْتُمْ صٰادِقِینَ

قُلْ إِنَّمَا الْعِلْمُ عِنْدَ اللّٰهِ وَ إِنَّمٰا أَنَا نَذِیرٌ مُبِینٌ

فَلَمّٰا رَأَوْهُ زُلْفَةً سِیئَتْ وُجُوهُ الَّذِینَ کَفَرُوا وَ قِیلَ هٰذَا الَّذِی کُنْتُمْ بِهِ تَدَّعُونَ

قُلْ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ أَهْلَکَنِیَ اللّٰهُ وَ مَنْ مَعِیَ أَوْ رَحِمَنٰا فَمَنْ یُجِیرُ الْکٰافِرِینَ مِنْ عَذٰابٍ أَلِیمٍ

قُلْ هُوَ الرَّحْمٰنُ آمَنّٰا بِهِ وَ عَلَیْهِ تَوَکَّلْنٰا فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ هُوَ فِی ضَلاٰلٍ مُبِینٍ

قُلْ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ مٰاؤُکُمْ غَوْراً فَمَنْ یَأْتِیکُمْ بِمٰاءٍ مَعِینٍ . ملک (67) 19 -\30

9. توجّه به آیات الهی، عامل بیداری و بازگشت به فطرت توحیدی:

أَوْ تَقُولُوا إِنَّمٰا أَشْرَکَ آبٰاؤُنٰا مِنْ قَبْلُ وَ کُنّٰا ذُرِّیَّةً مِنْ بَعْدِهِمْ أَ فَتُهْلِکُنٰا بِمٰا فَعَلَ الْمُبْطِلُونَ

وَ کَذٰلِکَ نُفَصِّلُ الْآیٰاتِ وَ لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ .

اعراف (7) 173 و 174

وَ لَقَدْ أَهْلَکْنٰا مٰا حَوْلَکُمْ مِنَ الْقُریٰ وَ صَرَّفْنَا الْآیٰاتِ لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ . احقاف (46) 27

10. گرفتاری و مشکلات، عامل شکوفایی فطرت توحیدی:

قُلْ أَ رَأَیْتَکُمْ إِنْ أَتٰاکُمْ عَذٰابُ اللّٰهِ أَوْ أَتَتْکُمُ السّٰاعَةُ أَ غَیْرَ اللّٰهِ تَدْعُونَ إِنْ کُنْتُمْ صٰادِقِینَ

بَلْ إِیّٰاهُ تَدْعُونَ فَیَکْشِفُ مٰا تَدْعُونَ إِلَیْهِ إِنْ شٰاءَ وَ تَنْسَوْنَ مٰا تُشْرِکُونَ . انعام (6) 40 و 41

قُلْ مَنْ یُنَجِّیکُمْ مِنْ ظُلُمٰاتِ الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ تَدْعُونَهُ تَضَرُّعاً وَ خُفْیَةً لَئِنْ أَنْجٰانٰا مِنْ هٰذِهِ لَنَکُونَنَّ مِنَ الشّٰاکِرِینَ

قُلِ اللّٰهُ یُنَجِّیکُمْ مِنْهٰا وَ مِنْ کُلِّ کَرْبٍ ثُمَّ أَنْتُمْ تُشْرِکُونَ .

انعام (6) 63 و 64

وَ قَطَّعْنٰاهُمْ فِی الْأَرْضِ أُمَماً مِنْهُمُ الصّٰالِحُونَ وَ مِنْهُمْ دُونَ ذٰلِکَ وَ بَلَوْنٰاهُمْ بِالْحَسَنٰاتِ وَ السَّیِّئٰاتِ لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ . اعراف (7) 168

وَ إِذٰا مَسَّ الْإِنْسٰانَ الضُّرُّ دَعٰانٰا لِجَنْبِهِ أَوْ قٰاعِداً أَوْ قٰائِماً .... یونس (10) 12

هُوَ الَّذِی یُسَیِّرُکُمْ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ حَتّٰی إِذٰا کُنْتُمْ فِی الْفُلْکِ وَ جَرَیْنَ بِهِمْ بِرِیحٍ طَیِّبَةٍ وَ فَرِحُوا بِهٰا جٰاءَتْهٰا رِیحٌ عٰاصِفٌ وَ جٰاءَهُمُ الْمَوْجُ مِنْ کُلِّ مَکٰانٍ وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ أُحِیطَ بِهِمْ دَعَوُا اللّٰهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ .... یونس (10) 22

... فِرْعَوْنُ ... حَتّٰی إِذٰا أَدْرَکَهُ الْغَرَقُ قٰالَ آمَنْتُ أَنَّهُ لاٰ إِلٰهَ إِلاَّ الَّذِی آمَنَتْ بِهِ بَنُوا إِسْرٰائِیلَ ....

یونس (10) 90

وَ إِذٰا مَسَّکُمُ الضُّرُّ فِی الْبَحْرِ ضَلَّ مَنْ تَدْعُونَ إِلاّٰ إِیّٰاهُ .... اسراء (17) 67

فَإِذٰا رَکِبُوا فِی الْفُلْکِ دَعَوُا اللّٰهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ .... عنکبوت (29) 65

وَ إِذٰا مَسَّ النّٰاسَ ضُرٌّ دَعَوْا رَبَّهُمْ مُنِیبِینَ إِلَیْهِ ....

روم (30) 33

وَ لَنُذِیقَنَّهُمْ مِنَ الْعَذٰابِ الْأَدْنیٰ دُونَ الْعَذٰابِ الْأَکْبَرِ لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ . سجده (32) 21

وَ إِذٰا مَسَّ الْإِنْسٰانَ ضُرٌّ دَعٰا رَبَّهُ مُنِیباً إِلَیْهِ ....

زمر (39) 8

فَإِذٰا مَسَّ الْإِنْسٰانَ ضُرٌّ دَعٰانٰا .... زمر (39) 49

... وَ إِذٰا مَسَّهُ الشَّرُّ فَذُو دُعٰاءٍ عَرِیضٍ .

فصّلت (41) 51

11. دعوت مردم به خداشناسی با طرح سؤال عامل بیداری فطرت آنان:

یٰا صٰاحِبَیِ السِّجْنِ أَ أَرْبٰابٌ مُتَفَرِّقُونَ خَیْرٌ أَمِ اللّٰهُ الْوٰاحِدُ الْقَهّٰارُ. یوسف (12) 39

قٰالَتْ رُسُلُهُمْ أَ فِی اللّٰهِ شَکٌّ فٰاطِرِ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ .... ابراهیم (14) 10

قُلْ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ جَعَلَ اللّٰهُ عَلَیْکُمُ اللَّیْلَ سَرْمَداً إِلیٰ یَوْمِ الْقِیٰامَةِ مَنْ إِلٰهٌ غَیْرُ اللّٰهِ یَأْتِیکُمْ بِضِیٰاءٍ أَ فَلاٰ تَسْمَعُونَ

قُلْ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ جَعَلَ اللّٰهُ عَلَیْکُمُ النَّهٰارَ سَرْمَداً إِلیٰ یَوْمِ الْقِیٰامَةِ مَنْ إِلٰهٌ غَیْرُ اللّٰهِ یَأْتِیکُمْ بِلَیْلٍ تَسْکُنُونَ فِیهِ أَ فَلاٰ تُبْصِرُونَ

وَ مِنْ رَحْمَتِهِ جَعَلَ لَکُمُ اللَّیْلَ وَ النَّهٰارَ لِتَسْکُنُوا فِیهِ وَ لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ وَ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ .

قصص (28) 71 -\73

12. هدایت پیامبران و کتب آسمانی، عامل یادآوری و بیداری فطرت انسانها:

أُولٰئِکَ الَّذِینَ هَدَی اللّٰهُ فَبِهُدٰاهُمُ اقْتَدِهْ قُلْ لاٰ أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِنْ هُوَ إِلاّٰ ذِکْریٰ لِلْعٰالَمِینَ . (1)انعام (6) 90

أَ وَ عَجِبْتُمْ أَنْ جٰاءَکُمْ ذِکْرٌ مِنْ رَبِّکُمْ عَلیٰ رَجُلٍ مِنْکُمْ لِیُنْذِرَکُمْ .... اعراف (7) 63

أَ وَ عَجِبْتُمْ أَنْ جٰاءَکُمْ ذِکْرٌ مِنْ رَبِّکُمْ عَلیٰ رَجُلٍ مِنْکُمْ لِیُنْذِرَکُمْ .... اعراف (7) 69

مٰا أَنْزَلْنٰا عَلَیْکَ الْقُرْآنَ لِتَشْقیٰ

إِلاّٰ تَذْکِرَةً لِمَنْ یَخْشیٰ . طه (20) 2 و 3

اِقْتَرَبَ لِلنّٰاسِ حِسٰابُهُمْ وَ هُمْ فِی غَفْلَةٍ مُعْرِضُونَ

مٰا یَأْتِیهِمْ مِنْ ذِکْرٍ مِنْ رَبِّهِمْ مُحْدَثٍ إِلاَّ اسْتَمَعُوهُ وَ هُمْ یَلْعَبُونَ .

انبیاء (21) 1 و 2

أَمِ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ آلِهَةً قُلْ هٰاتُوا بُرْهٰانَکُمْ هٰذٰا ذِکْرُ مَنْ مَعِیَ وَ ذِکْرُ مَنْ قَبْلِی بَلْ أَکْثَرُهُمْ لاٰ یَعْلَمُونَ الْحَقَّ فَهُمْ مُعْرِضُونَ . انبیاء (21) 24

... إِنْ هُوَ إِلاّٰ ذِکْرٌ وَ قُرْآنٌ مُبِینٌ . یس (36) 69

إِنْ هُوَ إِلاّٰ ذِکْرٌ لِلْعٰالَمِینَ . ص (38) 87

وَ لَقَدْ ضَرَبْنٰا لِلنّٰاسِ فِی هٰذَا الْقُرْآنِ مِنْ کُلِّ مَثَلٍ لَعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُونَ . زمر (39) 27

فَإِنَّمٰا یَسَّرْنٰاهُ بِلِسٰانِکَ لَعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُونَ .

دخان (44) 58

نَحْنُ أَعْلَمُ بِمٰا یَقُولُونَ وَ مٰا أَنْتَ عَلَیْهِمْ بِجَبّٰارٍ فَذَکِّرْ بِالْقُرْآنِ مَنْ یَخٰافُ وَعِیدِ. ق (50) 45

کَلاّٰ إِنَّهُ تَذْکِرَةٌ

فَمَنْ شٰاءَ ذَکَرَهُ .

مدّثر (74) 54 و 55

کَلاّٰ إِنَّهٰا تَذْکِرَةٌ

فَمَنْ شٰاءَ ذَکَرَهُ .

عبس (80) 11 و 12

تغییرناپذیری فطرت

13. فطرت انسانها، ثابت در نهاد آنان و تغییرناپذیر:

فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفاً فِطْرَتَ اللّٰهِ الَّتِی فَطَرَ النّٰاسَ عَلَیْهٰا لاٰ تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللّٰهِ ....

روم (30) 30

14. آگاهی اقلّیّتی از مردم به تغییرناپذیری فطرت توحیدی:

فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفاً فِطْرَتَ اللّٰهِ الَّتِی


1) 1) . «ذکر» به معنای یادآوری است و معمولاً در مواردی به کار می‌رود که موضوع مورد نظر قبلاً فرا گرفته شده، ولی از یاد رفته باشد، بنابراین هدایت انبیا یادآوری آموخته‌های فطری است

فَطَرَ النّٰاسَ عَلَیْهٰا لاٰ تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللّٰهِ ذٰلِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ وَ لٰکِنَّ أَکْثَرَ النّٰاسِ لاٰ یَعْلَمُونَ .

روم (30) 30

شیطان و فطرت

15. شیطان، عامل انحراف انسانها از فطرت خویش:

... وَ إِنْ یَدْعُونَ إِلاّٰ شَیْطٰاناً مَرِیداً ... وَ لَآمُرَنَّهُمْ فَلَیُغَیِّرُنَّ خَلْقَ اللّٰهِ ... (1)نساء (4) 117 و 119

غفلت از فطرت

16. آسایش و رفاه، از زمینه‌های غفلت از فطرت توحیدی:

قُلْ مَنْ یُنَجِّیکُمْ مِنْ ظُلُمٰاتِ الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ تَدْعُونَهُ تَضَرُّعاً وَ خُفْیَةً لَئِنْ أَنْجٰانٰا مِنْ هٰذِهِ لَنَکُونَنَّ مِنَ الشّٰاکِرِینَ

قُلِ اللّٰهُ یُنَجِّیکُمْ مِنْهٰا وَ مِنْ کُلِّ کَرْبٍ ثُمَّ أَنْتُمْ تُشْرِکُونَ . (2)

انعام (6) 63 و 64

وَ إِذٰا مَسَّ الْإِنْسٰانَ الضُّرُّ دَعٰانٰا لِجَنْبِهِ أَوْ قٰاعِداً أَوْ قٰائِماً فَلَمّٰا کَشَفْنٰا عَنْهُ ضُرَّهُ مَرَّ کَأَنْ لَمْ یَدْعُنٰا إِلیٰ ضُرٍّ مَسَّهُ کَذٰلِکَ زُیِّنَ لِلْمُسْرِفِینَ مٰا کٰانُوا یَعْمَلُونَ . یونس (10) 12

هُوَ الَّذِی یُسَیِّرُکُمْ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ حَتّٰی إِذٰا کُنْتُمْ فِی الْفُلْکِ وَ جَرَیْنَ بِهِمْ بِرِیحٍ طَیِّبَةٍ وَ فَرِحُوا بِهٰا جٰاءَتْهٰا رِیحٌ عٰاصِفٌ وَ جٰاءَهُمُ الْمَوْجُ مِنْ کُلِّ مَکٰانٍ وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ أُحِیطَ بِهِمْ دَعَوُا اللّٰهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ لَئِنْ أَنْجَیْتَنٰا مِنْ هٰذِهِ لَنَکُونَنَّ مِنَ الشّٰاکِرِینَ . یونس (10) 22

وَ مٰا بِکُمْ مِنْ نِعْمَةٍ فَمِنَ اللّٰهِ ثُمَّ إِذٰا مَسَّکُمُ الضُّرُّ فَإِلَیْهِ تَجْئَرُونَ

ثُمَّ إِذٰا کَشَفَ الضُّرَّ عَنْکُمْ إِذٰا فَرِیقٌ مِنْکُمْ بِرَبِّهِمْ یُشْرِکُونَ . نحل (16) 53 و 54

وَ إِذٰا مَسَّکُمُ الضُّرُّ فِی الْبَحْرِ ضَلَّ مَنْ تَدْعُونَ إِلاّٰ إِیّٰاهُ فَلَمّٰا نَجّٰاکُمْ إِلَی الْبَرِّ أَعْرَضْتُمْ وَ کٰانَ الْإِنْسٰانُ کَفُوراً. اسراء (17) 67

فَإِذٰا رَکِبُوا فِی الْفُلْکِ دَعَوُا اللّٰهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ فَلَمّٰا نَجّٰاهُمْ إِلَی الْبَرِّ إِذٰا هُمْ یُشْرِکُونَ .

عنکبوت (29) 65

وَ إِذٰا مَسَّ النّٰاسَ ضُرٌّ دَعَوْا رَبَّهُمْ مُنِیبِینَ إِلَیْهِ ثُمَّ إِذٰا أَذٰاقَهُمْ مِنْهُ رَحْمَةً إِذٰا فَرِیقٌ مِنْهُمْ بِرَبِّهِمْ یُشْرِکُونَ . روم (30) 33

وَ إِذٰا مَسَّ الْإِنْسٰانَ ضُرٌّ دَعٰا رَبَّهُ مُنِیباً إِلَیْهِ ثُمَّ إِذٰا خَوَّلَهُ نِعْمَةً مِنْهُ نَسِیَ مٰا کٰانَ یَدْعُوا إِلَیْهِ مِنْ قَبْلُ وَ جَعَلَ لِلّٰهِ أَنْدٰاداً لِیُضِلَّ عَنْ سَبِیلِهِ قُلْ تَمَتَّعْ بِکُفْرِکَ قَلِیلاً إِنَّکَ مِنْ أَصْحٰابِ النّٰارِ. زمر (39) 8

فَإِذٰا مَسَّ الْإِنْسٰانَ ضُرٌّ دَعٰانٰا ثُمَّ إِذٰا خَوَّلْنٰاهُ نِعْمَةً مِنّٰا قٰالَ إِنَّمٰا أُوتِیتُهُ عَلیٰ عِلْمٍ بَلْ هِیَ فِتْنَةٌ وَ لٰکِنَّ أَکْثَرَهُمْ لاٰ یَعْلَمُونَ . زمر (39) 49

وَ إِذٰا أَنْعَمْنٰا عَلَی الْإِنْسٰانِ أَعْرَضَ وَ نَأیٰ بِجٰانِبِهِ وَ إِذٰا مَسَّهُ الشَّرُّ فَذُو دُعٰاءٍ عَرِیضٍ .

فصّلت (41) 51

فطرت توحیدی

==> همین مدخل، فطریّات، توحید


1) 1) . بعید نیست که مراد از «تغییر خلق اللّه» خروج از حکم فطرت باشد. (المیزان، ج 5، ص 85)

2) 2) . همان گونه که گرفتاری و سختیها، عامل شکوفایی‌فطرت است رفاه و آسایش نیز عامل پوشیده شدن آن است

فطرت و دین

17. اسلام، دینی هماهنگ با فطرت و سرشت آدمی:

فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفاً فِطْرَتَ اللّٰهِ الَّتِی فَطَرَ النّٰاسَ عَلَیْهٰا لاٰ تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللّٰهِ ذٰلِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ ... (1)روم (30) 30

18. علم و آگاهی، شرط راهیابی به دین، از راه فطرت:

یٰا صٰاحِبَیِ السِّجْنِ أَ أَرْبٰابٌ مُتَفَرِّقُونَ خَیْرٌ أَمِ اللّٰهُ الْوٰاحِدُ الْقَهّٰارُ

مٰا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِهِ إِلاّٰ أَسْمٰاءً سَمَّیْتُمُوهٰا أَنْتُمْ وَ آبٰاؤُکُمْ مٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ بِهٰا مِنْ سُلْطٰانٍ إِنِ الْحُکْمُ إِلاّٰ لِلّٰهِ أَمَرَ أَلاّٰ تَعْبُدُوا إِلاّٰ إِیّٰاهُ ذٰلِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ وَ لٰکِنَّ أَکْثَرَ النّٰاسِ لاٰ یَعْلَمُونَ .

یوسف (12) 39 و 40

فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفاً فِطْرَتَ اللّٰهِ الَّتِی فَطَرَ النّٰاسَ عَلَیْهٰا لاٰ تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللّٰهِ ذٰلِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ وَ لٰکِنَّ أَکْثَرَ النّٰاسِ لاٰ یَعْلَمُونَ .

روم (30) 30

فطریّات

1. توحید

19. گرایش به خدای یگانه و توحید، نهادینه شده در فطرت انسان:

قُلْ أَ رَأَیْتَکُمْ إِنْ أَتٰاکُمْ عَذٰابُ اللّٰهِ أَوْ أَتَتْکُمُ السّٰاعَةُ أَ غَیْرَ اللّٰهِ تَدْعُونَ إِنْ کُنْتُمْ صٰادِقِینَ

بَلْ إِیّٰاهُ تَدْعُونَ فَیَکْشِفُ مٰا تَدْعُونَ إِلَیْهِ إِنْ شٰاءَ وَ تَنْسَوْنَ مٰا تُشْرِکُونَ . انعام (6) 40 و 41

قُلْ مَنْ یُنَجِّیکُمْ مِنْ ظُلُمٰاتِ الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ تَدْعُونَهُ تَضَرُّعاً وَ خُفْیَةً لَئِنْ أَنْجٰانٰا مِنْ هٰذِهِ لَنَکُونَنَّ مِنَ الشّٰاکِرِینَ

قُلِ اللّٰهُ یُنَجِّیکُمْ مِنْهٰا وَ مِنْ کُلِّ کَرْبٍ ثُمَّ أَنْتُمْ تُشْرِکُونَ

إِنِّی وَجَّهْتُ وَجْهِیَ لِلَّذِی فَطَرَ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضَ حَنِیفاً وَ مٰا أَنَا مِنَ الْمُشْرِکِینَ . انعام (6) 63 و 64 و 79

وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّکَ مِنْ بَنِی آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّیَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلیٰ أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّکُمْ قٰالُوا بَلیٰ شَهِدْنٰا .... اعراف (7) 172

وَ إِذٰا مَسَّ الْإِنْسٰانَ الضُّرُّ دَعٰانٰا لِجَنْبِهِ أَوْ قٰاعِداً أَوْ قٰائِماً فَلَمّٰا کَشَفْنٰا عَنْهُ ضُرَّهُ مَرَّ کَأَنْ لَمْ یَدْعُنٰا إِلیٰ ضُرٍّ مَسَّهُ کَذٰلِکَ زُیِّنَ لِلْمُسْرِفِینَ مٰا کٰانُوا یَعْمَلُونَ . یونس (10) 12

هُوَ الَّذِی یُسَیِّرُکُمْ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ حَتّٰی إِذٰا کُنْتُمْ فِی الْفُلْکِ وَ جَرَیْنَ بِهِمْ بِرِیحٍ طَیِّبَةٍ وَ فَرِحُوا بِهٰا جٰاءَتْهٰا رِیحٌ عٰاصِفٌ وَ جٰاءَهُمُ الْمَوْجُ مِنْ کُلِّ مَکٰانٍ وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ أُحِیطَ بِهِمْ دَعَوُا اللّٰهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ لَئِنْ أَنْجَیْتَنٰا مِنْ هٰذِهِ لَنَکُونَنَّ مِنَ الشّٰاکِرِینَ . یونس (10) 22

وَ جٰاوَزْنٰا بِبَنِی إِسْرٰائِیلَ الْبَحْرَ فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ وَ جُنُودُهُ بَغْیاً وَ عَدْواً حَتّٰی إِذٰا أَدْرَکَهُ الْغَرَقُ قٰالَ آمَنْتُ أَنَّهُ لاٰ إِلٰهَ إِلاَّ الَّذِی آمَنَتْ بِهِ بَنُوا إِسْرٰائِیلَ وَ أَنَا مِنَ الْمُسْلِمِینَ . یونس (10) 90

وَ مٰا بِکُمْ مِنْ نِعْمَةٍ فَمِنَ اللّٰهِ ثُمَّ إِذٰا مَسَّکُمُ الضُّرُّ فَإِلَیْهِ تَجْئَرُونَ . نحل (16) 53

وَ إِذٰا مَسَّکُمُ الضُّرُّ فِی الْبَحْرِ ضَلَّ مَنْ تَدْعُونَ إِلاّٰ إِیّٰاهُ فَلَمّٰا نَجّٰاکُمْ إِلَی الْبَرِّ أَعْرَضْتُمْ وَ کٰانَ الْإِنْسٰانُ کَفُوراً. اسراء (17) 67

فَإِذٰا رَکِبُوا فِی الْفُلْکِ دَعَوُا اللّٰهَ مُخْلِصِینَ لَهُ


1) 1) . «لام» در «الدّین» برای عهد است و مراد اسلام می‌باشد، در نتیجه پذیرش اسلام امری فطری است. (المیزان، ج 16، ص 178)

اَلدِّینَ فَلَمّٰا نَجّٰاهُمْ إِلَی الْبَرِّ إِذٰا هُمْ یُشْرِکُونَ .

عنکبوت (29) 65

فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفاً فِطْرَتَ اللّٰهِ الَّتِی فَطَرَ النّٰاسَ عَلَیْهٰا لاٰ تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللّٰهِ ذٰلِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ وَ لٰکِنَّ أَکْثَرَ النّٰاسِ لاٰ یَعْلَمُونَ .

روم (30) 30

وَ إِذٰا مَسَّ النّٰاسَ ضُرٌّ دَعَوْا رَبَّهُمْ مُنِیبِینَ إِلَیْهِ ثُمَّ إِذٰا أَذٰاقَهُمْ مِنْهُ رَحْمَةً إِذٰا فَرِیقٌ مِنْهُمْ بِرَبِّهِمْ یُشْرِکُونَ . روم (30) 33

وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضَ لَیَقُولُنَّ اللّٰهُ قُلِ الْحَمْدُ لِلّٰهِ بَلْ أَکْثَرُهُمْ لاٰ یَعْلَمُونَ

وَ إِذٰا غَشِیَهُمْ مَوْجٌ کَالظُّلَلِ دَعَوُا اللّٰهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ فَلَمّٰا نَجّٰاهُمْ إِلَی الْبَرِّ فَمِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَ مٰا یَجْحَدُ بِآیٰاتِنٰا إِلاّٰ کُلُّ خَتّٰارٍ کَفُورٍ. لقمان (31) 25 و 32

وَ إِذٰا مَسَّ الْإِنْسٰانَ ضُرٌّ دَعٰا رَبَّهُ مُنِیباً إِلَیْهِ ثُمَّ إِذٰا خَوَّلَهُ نِعْمَةً مِنْهُ نَسِیَ مٰا کٰانَ یَدْعُوا إِلَیْهِ مِنْ قَبْلُ وَ جَعَلَ لِلّٰهِ أَنْدٰاداً لِیُضِلَّ عَنْ سَبِیلِهِ .... زمر (39) 8

فَإِذٰا مَسَّ الْإِنْسٰانَ ضُرٌّ دَعٰانٰا ثُمَّ إِذٰا خَوَّلْنٰاهُ نِعْمَةً مِنّٰا قٰالَ إِنَّمٰا أُوتِیتُهُ عَلیٰ عِلْمٍ بَلْ هِیَ فِتْنَةٌ وَ لٰکِنَّ أَکْثَرَهُمْ لاٰ یَعْلَمُونَ . زمر (39) 49

وَ إِذٰا أَنْعَمْنٰا عَلَی الْإِنْسٰانِ أَعْرَضَ وَ نَأیٰ بِجٰانِبِهِ وَ إِذٰا مَسَّهُ الشَّرُّ فَذُو دُعٰاءٍ عَرِیضٍ .

فصّلت (41) 51

سَنُرِیهِمْ آیٰاتِنٰا فِی الْآفٰاقِ وَ فِی أَنْفُسِهِمْ حَتّٰی یَتَبَیَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَ وَ لَمْ یَکْفِ بِرَبِّکَ أَنَّهُ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ شَهِیدٌ. فصّلت (41) 53

20. فطری بودن گرایش به توحید، از آیات الهی:

وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّکَ مِنْ بَنِی آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّیَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلیٰ أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّکُمْ قٰالُوا بَلیٰ شَهِدْنٰا أَنْ تَقُولُوا یَوْمَ الْقِیٰامَةِ إِنّٰا کُنّٰا عَنْ هٰذٰا غٰافِلِینَ

أَوْ تَقُولُوا إِنَّمٰا أَشْرَکَ آبٰاؤُنٰا مِنْ قَبْلُ وَ کُنّٰا ذُرِّیَّةً مِنْ بَعْدِهِمْ أَ فَتُهْلِکُنٰا بِمٰا فَعَلَ الْمُبْطِلُونَ . اعراف (7) 172 و 173

21. پیامبر صلی الله علیه و آله مأمور احتجاج با کافران به جهت احیای فطرت توحیدی آنان:

قُلْ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ أَهْلَکَنِیَ اللّٰهُ وَ مَنْ مَعِیَ أَوْ رَحِمَنٰا فَمَنْ یُجِیرُ الْکٰافِرِینَ مِنْ عَذٰابٍ أَلِیمٍ

قُلْ هُوَ الرَّحْمٰنُ آمَنّٰا بِهِ وَ عَلَیْهِ تَوَکَّلْنٰا فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ هُوَ فِی ضَلاٰلٍ مُبِینٍ

قُلْ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ مٰاؤُکُمْ غَوْراً فَمَنْ یَأْتِیکُمْ بِمٰاءٍ مَعِینٍ .

ملک (67) 28 - 30

22. جهل و ناآگاهی اکثریّت انسانها به هماهنگی توحید و دین با فطرت آدمی:

فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفاً فِطْرَتَ اللّٰهِ الَّتِی فَطَرَ النّٰاسَ عَلَیْهٰا لاٰ تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللّٰهِ ذٰلِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ وَ لٰکِنَّ أَکْثَرَ النّٰاسِ لاٰ یَعْلَمُونَ .

روم (30) 30

2. حق‌جویی

23. حق‌جویی و حقیقت‌پذیری، نشئت گرفته از طبیعت و فطرت انسانی:

قٰالُوا أَ جِئْتَنٰا بِالْحَقِّ أَمْ أَنْتَ مِنَ اللاّٰعِبِینَ . (1)

انبیاء (21) 55

3. گرایش به زیبایی

24. گرایش فطری انسان به زیباییها:

... کَذٰلِکَ زَیَّنّٰا لِکُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ ... (2)انعام (6) 108


1) 1) . از اینکه مشرکان، پذیرش «حق» را اصلی مفروض‌دانسته و تنها تردید آنان در حقّانیّت دعوت ابراهیم علیه السلام بود، مطلب مذکور قابل استفاده است

2) 2) . گرایش به زیباییها در طبیعت [و فطرت] آدمی قرار داده شده است. (المیزان، ج 7، ص 315 -\316)

وَ لَکُمْ فِیهٰا جَمٰالٌ حِینَ تُرِیحُونَ وَ حِینَ تَسْرَحُونَ

وَ الْخَیْلَ وَ الْبِغٰالَ وَ الْحَمِیرَ لِتَرْکَبُوهٰا وَ زِینَةً .... نحل (16) 6 و 8

25. گرایش فطری انسان به زینت:

قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِینَةَ اللّٰهِ الَّتِی أَخْرَجَ لِعِبٰادِهِ وَ الطَّیِّبٰاتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِیَ لِلَّذِینَ آمَنُوا فِی الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا خٰالِصَةً یَوْمَ الْقِیٰامَةِ کَذٰلِکَ نُفَصِّلُ الْآیٰاتِ لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ . (1)اعراف (7) 32

4. گرایش به طیّبات

26. گرایش انسان به امور پاکیزه، برخاسته از فطرت خدادادی:

قُلْ لاٰ یَسْتَوِی الْخَبِیثُ وَ الطَّیِّبُ وَ لَوْ أَعْجَبَکَ کَثْرَةُ الْخَبِیثِ فَاتَّقُوا اللّٰهَ یٰا أُولِی الْأَلْبٰابِ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ . (2)مائده (5) 100

قرآن و فطرت

27. هماهنگی معارف و تعالیم قرآن، با فطرت انسانها:

أَ وَ عَجِبْتُمْ أَنْ جٰاءَکُمْ ذِکْرٌ مِنْ رَبِّکُمْ ... (3)

اعراف (7) 63

أَ وَ عَجِبْتُمْ أَنْ جٰاءَکُمْ ذِکْرٌ مِنْ رَبِّکُمْ عَلیٰ رَجُلٍ مِنْکُمْ لِیُنْذِرَکُمْ .... اعراف (7) 69

مٰا أَنْزَلْنٰا عَلَیْکَ الْقُرْآنَ لِتَشْقیٰ

إِلاّٰ تَذْکِرَةً لِمَنْ یَخْشیٰ . (4)طه (20) 2 و 3

اِقْتَرَبَ لِلنّٰاسِ حِسٰابُهُمْ وَ هُمْ فِی غَفْلَةٍ مُعْرِضُونَ

مٰا یَأْتِیهِمْ مِنْ ذِکْرٍ مِنْ رَبِّهِمْ مُحْدَثٍ إِلاَّ اسْتَمَعُوهُ وَ هُمْ یَلْعَبُونَ .

انبیاء (21) 1 و 2

أَمِ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ آلِهَةً قُلْ هٰاتُوا بُرْهٰانَکُمْ هٰذٰا ذِکْرُ مَنْ مَعِیَ وَ ذِکْرُ مَنْ قَبْلِی ....

انبیاء (21) 24

إِنَّمٰا تُنْذِرُ مَنِ اتَّبَعَ الذِّکْرَ .... یس (36) 11

... إِنْ هُوَ إِلاّٰ ذِکْرٌ وَ قُرْآنٌ مُبِینٌ . یس (36) 69

ص وَ الْقُرْآنِ ذِی الذِّکْرِ. ص (38) 1

أَ أُنْزِلَ عَلَیْهِ الذِّکْرُ مِنْ بَیْنِنٰا بَلْ هُمْ فِی شَکٍّ مِنْ ذِکْرِی .... ص (38) 8

هٰذٰا ذِکْرٌ .... ص (38) 49

إِنْ هُوَ إِلاّٰ ذِکْرٌ لِلْعٰالَمِینَ . ص (38) 87

إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا بِالذِّکْرِ .... فصّلت (41) 41

وَ إِنَّهُ لَذِکْرٌ لَکَ وَ لِقَوْمِکَ .... زخرف (43) 44

فَإِنَّمٰا یَسَّرْنٰاهُ بِلِسٰانِکَ لَعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُونَ .

دخان (44) 58

... فَذَکِّرْ بِالْقُرْآنِ مَنْ یَخٰافُ وَعِیدِ. ق (50) 45

کَلاّٰ إِنَّهُ تَذْکِرَةٌ

فَمَنْ شٰاءَ ذَکَرَهُ .

مدّثر (74) 54 و 55

کَلاّٰ إِنَّهٰا تَذْکِرَةٌ

فَمَنْ شٰاءَ ذَکَرَهُ .

عبس (80) 11 و 12


1) 1) . خداوند در این آیه یادآوری می‌کند که زینتهایی وجود دارد که از طریق الهام فطری برای آنها بیان و آشکار ساخته است. (المیزان، ج 8 ، ص 81)

2) 2) . دین، بر فطرت بنا شده است و هر چه را دین به آن دعوت می‌کند، امور پاکیزه و طیّب، و از هر چه نهی کند خبیث است. (المیزان، ج 6 ، ص 149)

3) 3) . «ذکر» به معنای یادآوری است و در جایی به کار می‌رودکه موضوع قبلاً مورد نظر انسان بوده و از یاد برده، در نتیجه قرآن وآموزه‌های پیامبران الهی و کتب آسمانی یادآوری آموخته‌های فطری انسانها است

4) 4) . «التّذکرة» ایجاد «ذکر» و یادآوری در کسی است که چیزی را فراموش کرده و از آنجا که انسان، کلیّات حقایق دین را با فطرت خود درک می‌کند، مانند وجود خدای متعال و یگانگی او در وجوب وجود، الوهیّت و ربوبیّت او و نبوّت و معاد و... اموری است که در فطرت به ودیعت گذاشته شده‌اند. (المیزان، ج 14، ص 119)

فطرس

==>حواریّون

فقاهت

==>اجتهاد

فقر

اشاره

فقر، ضدّ غنا (1)و به معنای نیاز است (2)و در اصطلاح به کسانی فقیر گفته می‌شود که هزینۀ یک سال را بالفعل و بالقوه نداشته باشند. (3)در این مدخل معنای اصطلاحی مورد نظر است و از واژۀ «فقر» و مشتقّات آن و «مساکین» و آیاتی که مضمون آنها صراحت و یا ظهور در فقر دارد، استفاده شده است.

اهمّ عناوین: آثار فقر، فقیر (احسان به فقیر، اطعام به فقیر، انفاق به فقیر، حقوق فقیر و مصادیق فقیر) و مؤمنان فقیر.

آثار فقر

1. استحقاق احسان

1. مسکین بودن، موجب برخورداری از حق احسان دیگران:

... وَ بِالْوٰالِدَیْنِ إِحْسٰاناً وَ ذِی الْقُرْبیٰ وَ الْیَتٰامیٰ وَ الْمَسٰاکِینِ .... بقره (2) 83

... وَ لٰکِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللّٰهِ ... وَ آتَی الْمٰالَ عَلیٰ حُبِّهِ ذَوِی الْقُرْبیٰ وَ الْیَتٰامیٰ وَ الْمَسٰاکِینَ ....

بقره (2) 177

... وَ بِالْوٰالِدَیْنِ إِحْسٰاناً وَ بِذِی الْقُرْبیٰ وَ الْیَتٰامیٰ وَ الْمَسٰاکِینِ .... نساء (4) 36

2. استحقاق اطعام

2. مسکنت مسکین، موجب استحقاق اطعام:

وَ یُطْعِمُونَ الطَّعٰامَ عَلیٰ حُبِّهِ مِسْکِیناً وَ یَتِیماً وَ أَسِیراً. انسان (76) 8

أَوْ إِطْعٰامٌ فِی یَوْمٍ ذِی مَسْغَبَةٍ

أَوْ مِسْکِیناً ذٰا مَتْرَبَةٍ . بلد (90) 14 و 16

أَ رَأَیْتَ الَّذِی یُکَذِّبُ بِالدِّینِ

وَ لاٰ یَحُضُّ عَلیٰ طَعٰامِ الْمِسْکِینِ . ماعون (107) 1 و 3

3. استحقاق انفاق

3. فقر و مستمندی، موجب برخورداری از حق صدقات مستحبّی:

لَیْسَ عَلَیْکَ هُدٰاهُمْ وَ لٰکِنَّ اللّٰهَ یَهْدِی مَنْ یَشٰاءُ وَ مٰا تُنْفِقُوا مِنْ خَیْرٍ فَلِأَنْفُسِکُمْ وَ مٰا تُنْفِقُونَ إِلاَّ ابْتِغٰاءَ وَجْهِ اللّٰهِ وَ مٰا تُنْفِقُوا مِنْ خَیْرٍ یُوَفَّ إِلَیْکُمْ وَ أَنْتُمْ لاٰ تُظْلَمُونَ

لِلْفُقَرٰاءِ الَّذِینَ أُحْصِرُوا فِی سَبِیلِ اللّٰهِ لاٰ یَسْتَطِیعُونَ ضَرْباً فِی الْأَرْضِ یَحْسَبُهُمُ الْجٰاهِلُ أَغْنِیٰاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُمْ بِسِیمٰاهُمْ لاٰ یَسْئَلُونَ النّٰاسَ إِلْحٰافاً وَ مٰا تُنْفِقُوا مِنْ خَیْرٍ فَإِنَّ اللّٰهَ بِهِ عَلِیمٌ . بقره (2) 272 و 273

4. استحقاق زکات

4. فقر و مستمندی، موجب برخورداری از حق زکات و از موارد مصرف آن:

إِنَّمَا الصَّدَقٰاتُ لِلْفُقَرٰاءِ وَ الْمَسٰاکِینِ ....

توبه (9) 60


1) 1) . لسان‌العرب، ج 10، ص 299، «فقر»

2) 2) . ترتیب‌العین، ج 3، ص 1408، «فقر»

3) 3) . زبدةالبیان، ص 262

5. استحقاق فیء

5. فقر و تنگدستی، شرط برخورداری ذوی‌القربیٰ از فیء:

مٰا أَفٰاءَ اللّٰهُ عَلیٰ رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُریٰ ... وَ لِذِی الْقُرْبیٰ ... لِلْفُقَرٰاءِ الْمُهٰاجِرِینَ ... (1)

حشر (59) 7 و 8

6 . استحقاق کفّاره

6. فقیر و مسکین بودن، موجب برخورداری از فدیۀ افطار روزه از سوی ناتوانان:

أَیّٰاماً مَعْدُودٰاتٍ فَمَنْ کٰانَ مِنْکُمْ مَرِیضاً أَوْ عَلیٰ سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَیّٰامٍ أُخَرَ وَ عَلَی الَّذِینَ یُطِیقُونَهُ فِدْیَةٌ طَعٰامُ مِسْکِینٍ فَمَنْ تَطَوَّعَ خَیْراً فَهُوَ خَیْرٌ لَهُ وَ أَنْ تَصُومُوا خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ .

بقره (2) 184

نیز ==> همین مدخل، فقیران، اطعام به فقیران

7. بدگمانی به خدا

7. فقر و تهی دستی، زمینه‌ساز بدگمانی به خداوند و لب گشودن به اعتراض و گلایه از او:

وَ أَمّٰا إِذٰا مَا ابْتَلاٰهُ فَقَدَرَ عَلَیْهِ رِزْقَهُ فَیَقُولُ رَبِّی أَهٰانَنِ . (2)فجر (89) 16

8 . زمینۀ بی‌عفّتی

8. زنان و مردان غیر متأهّل، فقیر و فاقد امکانات ازدواج، بیشتر از دیگران، در معرض بی‌عفّتی و آلودگی به فساد جنسی:

وَ لْیَسْتَعْفِفِ الَّذِینَ لاٰ یَجِدُونَ نِکٰاحاً حَتّٰی یُغْنِیَهُمُ اللّٰهُ مِنْ فَضْلِهِ .... نور (24) 33

9. معافیت از جهاد

9. افراد ناتوان از تأمین هزینه و امکانات سفر، معاف از جهاد:

وَ إِذٰا أُنْزِلَتْ سُورَةٌ أَنْ آمِنُوا بِاللّٰهِ وَ جٰاهِدُوا مَعَ رَسُولِهِ ... لَیْسَ عَلَی الضُّعَفٰاءِ ... وَ لاٰ عَلَی الَّذِینَ لاٰ یَجِدُونَ مٰا یُنْفِقُونَ حَرَجٌ إِذٰا نَصَحُوا لِلّٰهِ وَ رَسُولِهِ مٰا عَلَی الْمُحْسِنِینَ مِنْ سَبِیلٍ وَ اللّٰهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ وَ لاٰ عَلَی الَّذِینَ إِذٰا مٰا أَتَوْکَ لِتَحْمِلَهُمْ قُلْتَ لاٰ أَجِدُ مٰا أَحْمِلُکُمْ عَلَیْهِ تَوَلَّوْا وَ أَعْیُنُهُمْ تَفِیضُ مِنَ الدَّمْعِ حَزَناً أَلاّٰ یَجِدُوا مٰا یُنْفِقُونَ . (3)توبه (9) 86 و 91 و 92

پندار فقر

10. گناهِ فقیر پنداشتن خدا، همسنگ با گناه کشتار انبیا:

لَقَدْ سَمِعَ اللّٰهُ قَوْلَ الَّذِینَ قٰالُوا إِنَّ اللّٰهَ فَقِیرٌ وَ نَحْنُ أَغْنِیٰاءُ سَنَکْتُبُ مٰا قٰالُوا وَ قَتْلَهُمُ الْأَنْبِیٰاءَ بِغَیْرِ حَقٍّ ... (4)آل‌عمران (3) 181

11. پندار ناروای یهود، دربارۀ فقر خداوند:

لَقَدْ سَمِعَ اللّٰهُ قَوْلَ الَّذِینَ قٰالُوا إِنَّ اللّٰهَ فَقِیرٌ .... (5)آل‌عمران (3) 181


1) 1) . «للفقراء» بدل برای «لذی‌القربیٰ» است. (الکشاف، ج 4،ص 503)

2) 2) . امام رضا علیه السلام دربارۀ سخن خداوند «فقدر علیه رزقه» فرمود: یعنی روزی‌اش را بر او تنگ سازد. (عیون اخبارالرضا، ج 1، ص 193، ح 1)

3) 3) . در آیۀ شریفه نفی حرج برای فقرا و ضعفا از شرکت در جهاد است

4) 4) . عطف «قتلهم الانبیاء» برای مذمت بیشتر آنان است، زیرا آنان که پیامبران را کشته بودند، غیر از کسانی بودند که می‌گفتند: «ان اللّٰه فقیر و نحن اغنیاء» پس ذکر آن در این‌جا برای دلالت بر این نکته است که این غریزۀ قدیمی در میان آنان است که جرئت بر خدا و پیامبر داشته‌اند. (تفسیر التحریروالتنویر، ج 3، جزء 4، ص 184)

5) 5) . مراد از «الّذین» یهودیان است. (مجمع‌البیان، ج 1 -\2، ص 898 ؛ الکشاف، ج 1، ص 446)

12. نسبت ناروای فقر به خداوند، موجب عذاب سوزان دوزخ:

لَقَدْ سَمِعَ اللّٰهُ قَوْلَ الَّذِینَ قٰالُوا إِنَّ اللّٰهَ فَقِیرٌ وَ نَحْنُ أَغْنِیٰاءُ سَنَکْتُبُ مٰا قٰالُوا وَ قَتْلَهُمُ الْأَنْبِیٰاءَ بِغَیْرِ حَقٍّ وَ نَقُولُ ذُوقُوا عَذٰابَ الْحَرِیقِ .

آل‌عمران (3) 181

13. فرمان خداوند مبنی بر انفاق و بخشش مورد تمسخر از سوی یهود، مبنی بر فقیر بودن خدا:

لَقَدْ سَمِعَ اللّٰهُ قَوْلَ الَّذِینَ قٰالُوا إِنَّ اللّٰهَ فَقِیرٌ ... (1)

آل‌عمران (3) 181

14. قائلان به فقیر بودن خدا و غنی بودن خود، مورد تهدید خدا:

لَقَدْ سَمِعَ اللّٰهُ قَوْلَ الَّذِینَ قٰالُوا إِنَّ اللّٰهَ فَقِیرٌ وَ نَحْنُ أَغْنِیٰاءُ سَنَکْتُبُ مٰا قٰالُوا ... (2)

آل‌عمران (3) 181

15. خداوند، شنوندۀ گفتار نسبت‌دهندگان فقر به او:

لَقَدْ سَمِعَ اللّٰهُ قَوْلَ الَّذِینَ ... إِنَّ اللّٰهَ فَقِیرٌ ....

آل‌عمران (3) 181

خوف از فقر

16. شیطان، ترسانندۀ انسانها از فقر، برای بازداشتن آنان از انفاق به فقرا:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِنْ طَیِّبٰاتِ مٰا کَسَبْتُمْ ... الشَّیْطٰانُ یَعِدُکُمُ الْفَقْرَ ....

بقره (2) 267 و 268

17. ترس از فقر، مانعی شیطانی برای انفاق به نیازمندان:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِنْ طَیِّبٰاتِ مٰا کَسَبْتُمْ ... الشَّیْطٰانُ یَعِدُکُمُ الْفَقْرَ ....

بقره (2) 267 و 268

18. گوش‌سپاری به وعدۀ شیطان، مبنی بر ترس از فقر، زمینۀ گرایش جامعه به زشتیها:

اَلشَّیْطٰانُ یَعِدُکُمُ الْفَقْرَ وَ یَأْمُرُکُمْ بِالْفَحْشٰاءِ ... (3)

بقره (2) 268

19. خوف از فقر و گوش دادن به وعدۀ شیطان، برخاسته از جهل به گشایشگری و علم خداوند:

اَلشَّیْطٰانُ یَعِدُکُمُ الْفَقْرَ وَ یَأْمُرُکُمْ بِالْفَحْشٰاءِ وَ اللّٰهُ یَعِدُکُمْ مَغْفِرَةً مِنْهُ وَ فَضْلاً وَ اللّٰهُ وٰاسِعٌ عَلِیمٌ .

بقره (2) 268

فقر اصحاب صفّه

==> همین مدخل، فقیر، مصادیق فقر، اصحاب صفّه

فقر انسان

20. فقر و نیاز شدید و همه جانبۀ انسانها به خداوند:

یٰا أَیُّهَا النّٰاسُ أَنْتُمُ الْفُقَرٰاءُ إِلَی اللّٰهِ وَ اللّٰهُ هُوَ الْغَنِیُّ الْحَمِیدُ. فاطر (35) 15

21. نیازمندی و فقر انسان، به عبادت خدا و حاجت خواهی از درگاه او:

... وَ الَّذِینَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ مٰا یَمْلِکُونَ مِنْ


1) 1) . از عاقل بعید است که چنین نسبتی به خدا دهد. این‌گفتار یهود یا به جهت استهزا بوده یا به جهت الزام. (التفسیر الکبیر، ج 3، ص 446) برداشت بر اساس نظر اوّل است

2) 2) . «سنکتب ما قالوا» وعید است (همان، ص 447) یعنی‌خداوند آنها را تهدید کرده است

3) 3) . گویا جملۀ «یأمرکم بالفحشاء» توضیح و تفسیر برای‌جملۀ «یعدکم الفقر» است؛ یعنی شما را از انفاق باز می‌دارد و در نتیجه شما را به فحشا می‌کشاند. (المیزان، ج 2، ص 394)

قِطْمِیرٍ

إِنْ تَدْعُوهُمْ لاٰ یَسْمَعُوا دُعٰاءَکُمْ وَ لَوْ سَمِعُوا مَا اسْتَجٰابُوا لَکُمْ وَ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ یَکْفُرُونَ بِشِرْکِکُمْ وَ لاٰ یُنَبِّئُکَ مِثْلُ خَبِیرٍ

یٰا أَیُّهَا النّٰاسُ أَنْتُمُ الْفُقَرٰاءُ إِلَی اللّٰهِ وَ اللّٰهُ هُوَ الْغَنِیُّ الْحَمِیدُ. (1)فاطر (35) 13 -\15

فقر مجاهدان صدر اسلام

==> همین مدخل، فقیر، مصادیق فقیر، برخی از مجاهدان صدر اسلام

فقر محمّد صلی الله علیه و آله

22. فقیر و تنگدست بودن پیامبر صلی الله علیه و آله ، در برهه‌ای از عمر خویش:

وَ وَجَدَکَ عٰائِلاً فَأَغْنیٰ . ضحی (93) 8

23. خداوند، برطرف‌کنندۀ فقر پیامبر صلی الله علیه و آله :

وَ وَجَدَکَ عٰائِلاً فَأَغْنیٰ . ضحی (93) 8

24. فرمان خدا به پیامبر صلی الله علیه و آله مبنی بر انفاق به فقرا، با یادآوری دوران فقر آن حضرت:

وَ وَجَدَکَ عٰائِلاً فَأَغْنیٰ

وَ أَمَّا السّٰائِلَ فَلاٰ تَنْهَرْ.

ضحی (93) 8 و 10

فقر موسی علیه السلام

25. اظهار فقر موسی علیه السلام به خدا و نیازمندی وی به برکات نازل شده از جانب خداوند:

... یٰا مُوسیٰ ... فَسَقیٰ لَهُمٰا ثُمَّ تَوَلّٰی إِلَی الظِّلِّ فَقٰالَ رَبِّ إِنِّی لِمٰا أَنْزَلْتَ إِلَیَّ مِنْ خَیْرٍ فَقِیرٌ. قصص (28) 20 و 24

26. اظهار گرسنگی و فقر موسی علیه السلام در پیشگاه خداوند، و درخواست کمک از ساحت او:

... یٰا مُوسیٰ ... فَسَقیٰ لَهُمٰا ثُمَّ تَوَلّٰی إِلَی الظِّلِّ فَقٰالَ رَبِّ إِنِّی لِمٰا أَنْزَلْتَ إِلَیَّ مِنْ خَیْرٍ فَقِیرٌ. (2)

قصص (28) 20 و 24

فقر مهاجران

==> همین مدخل، فقیر، مصادیق فقیر، مهاجران

فقر مؤمنان صدر اسلام

==> همین مدخل، فقیر، مصادیق فقیر، مؤمنان صدر اسلام

فقر مؤمنان قوم نوح

==> همین مدخل، فقیر، مصادیق فقیر، مؤمنان قوم نوح

فقیر

احسان به فقیر

27. نیکی کردن به مساکین، از میثاقهای خداوند با بنی‌اسرائیل:

وَ إِذْ أَخَذْنٰا مِیثٰاقَ بَنِی إِسْرٰائِیلَ لاٰ تَعْبُدُونَ إِلاَّ اللّٰهَ وَ بِالْوٰالِدَیْنِ إِحْسٰاناً ... وَ الْمَسٰاکِینِ .... بقره (2) 83

آثار احسان به فقیر

1. محبّت خدا
28. احسان به مساکین، زمینۀ جلب محبّت الهی:

... وَ بِالْوٰالِدَیْنِ إِحْسٰاناً ... وَ الْمَسٰاکِینِ ... إِنَّ اللّٰهَ


1) 1) . از سیاق آیات می‌توان استفاده کرد که از مصادیق مورد نظر برای فقر و غنا موضوع نیاز بشر به عبادت و بی‌نیازی خداوند است، زیرا در توهّم بت‌پرستان این بود که پرستش بتها می‌تواند آنها را از عبادت خداوند بی‌نیاز گرداند. (المیزان، ج 17، ص 33)

2) 2) . از امام صادق علیه السلام دربارۀ سخن خداوند - عزّوجلّ - که ازقول موسی علیه السلام حکایت کرده «ربّ انّی...» روایت شده که موسی علیه السلام [با این سخن] درخواست طعام کرد. (تفسیر نورالثقلین، ج 4، ص 121، ح 38)

لاٰ یُحِبُّ مَنْ کٰانَ مُخْتٰالاً فَخُوراً. نساء (4) 36

2. نیکوکار شدن
29. پرداخت مال برای رفع نیازمندی مساکین، مشخصۀ نیکوکاران:

لَیْسَ الْبِرَّ ... وَ لٰکِنَّ الْبِرَّ مَنْ ... وَ آتَی الْمٰالَ عَلیٰ حُبِّهِ ... وَ الْمَسٰاکِینَ .... بقره (2) 177

ارزش احسان به فقیر

30. ضرورت احسان به مساکین، در جهت اطاعت از خداوند و به دور از تکبّر و فخرفروشی:

... وَ بِالْوٰالِدَیْنِ إِحْسٰاناً ... وَ الْمَسٰاکِینِ ... إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ مَنْ کٰانَ مُخْتٰالاً فَخُوراً. (1)نساء (4) 36

31. احسان به مساکین، دارای ارزشی والا نزد خداوند:

وَ إِذْ أَخَذْنٰا مِیثٰاقَ بَنِی إِسْرٰائِیلَ ... إِحْسٰاناً ...

وَ الْمَسٰاکِینِ ... (2)بقره (2) 83

لَیْسَ الْبِرَّ ... وَ لٰکِنَّ الْبِرَّ ... وَ آتَی الْمٰالَ عَلیٰ حُبِّهِ ... وَ الْمَسٰاکِینَ ... (3)بقره (2) 177

وَ اعْبُدُوا اللّٰهَ ... إِحْسٰاناً ... وَ الْمَسٰاکِینِ ... (4)

نساء (4) 36

أَمَّا السَّفِینَةُ فَکٰانَتْ لِمَسٰاکِینَ یَعْمَلُونَ فِی الْبَحْرِ فَأَرَدْتُ أَنْ أَعِیبَهٰا وَ کٰانَ وَرٰاءَهُمْ مَلِکٌ یَأْخُذُ کُلَّ سَفِینَةٍ غَصْباً. (5)کهف (18) 79

32. اولویّت احسان به پدر و مادر بر خویشان، و خویشان بر ایتام، و ایتام بر مساکین:

... وَ بِالْوٰالِدَیْنِ إِحْسٰاناً وَ بِذِی الْقُرْبیٰ وَ الْیَتٰامیٰ وَ الْمَسٰاکِینِ .... نساء (4) 36

اعراض از احسان به فقیر

33. اعراض اکثریّت بنی‌اسرائیل، از احسان به مساکین:

وَ إِذْ أَخَذْنٰا مِیثٰاقَ بَنِی إِسْرٰائِیلَ ... إِحْسٰاناً ...

وَ الْمَسٰاکِینِ ... ثُمَّ تَوَلَّیْتُمْ إِلاّٰ قَلِیلاً مِنْکُمْ ....

بقره (2) 83

ترک احسان به فقیر

34. ترک احسان به فقیران، موجب محرومیّت از محبّت خداوند:

وَ اعْبُدُوا اللّٰهَ وَ لاٰ تُشْرِکُوا بِهِ شَیْئاً وَ بِالْوٰالِدَیْنِ إِحْسٰاناً وَ بِذِی الْقُرْبیٰ وَ الْیَتٰامیٰ وَ الْمَسٰاکِینِ وَ الْجٰارِ ذِی الْقُرْبیٰ وَ الْجٰارِ الْجُنُبِ وَ الصّٰاحِبِ بِالْجَنْبِ وَ ابْنِ السَّبِیلِ وَ مٰا مَلَکَتْ أَیْمٰانُکُمْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ مَنْ کٰانَ مُخْتٰالاً فَخُوراً. نساء (4) 36

موانع احسان به فقیر

1. تکبّر
35. تکبّر، از موانع احسان به مساکین:

... وَ بِالْوٰالِدَیْنِ إِحْسٰاناً ... وَ الْمَسٰاکِینِ ... إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ مَنْ کٰانَ مُخْتٰالاً فَخُوراً. نساء (4) 36

2. فخرفروشی
36. فخرفروشی، مانعی در راه احسان به مساکین:

... وَ بِالْوٰالِدَیْنِ إِحْسٰاناً ... وَ الْمَسٰاکِینِ ... إِنَّ اللّٰهَ


1) 1) . جملۀ «انّ اللّه...» می‌تواند هشداری به پرستشگران و احسان‌کنندگان باشد که مبادا احسان خویش را با کبرورزی و فخرفروشی ضایع کنند

2) 2) . از اینکه خداوند، احسان به مساکین را به صورت پیمانی با بنی‌اسرائیل مطرح می‌کند و آن را در ردیف ایمان به خدا می‌آورد ارزش احسان به مساکین دانسته می‌شود

3) 3) . از اینکه خداوند، نیکی و احسان را منحصر به چند چیز، از جمله کمک به مساکین می‌کند و آن را در ردیف ایمان به خداوند و روز رستاخیز قرار می‌دهد اهمّیّت احسان به مساکین برداشت می‌شود

4) 4) . از اینکه احسان به مساکین در ردیف ایمان به خدا ذکرشده است برداشت مذکور صورت گرفته است

5) 5) . حضرت خضر علیه السلام مجبور شد برای حفاظت از حقوق مساکین از چنگال پادشاه ظالم، کشتی مساکین را سوراخ کند تا با این کار، حقوق آنها محفوظ بماند و این عمل، اهمیت احسان به مساکین را گوشزد می‌کند

لاٰ یُحِبُّ مَنْ کٰانَ مُخْتٰالاً فَخُوراً. (1)نساء (4) 36

استهزای فقیر

37. استهزای انفاق فقرای مؤمن از سوی منافقان:

اَلَّذِینَ یَلْمِزُونَ الْمُطَّوِّعِینَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ فِی الصَّدَقٰاتِ وَ الَّذِینَ لاٰ یَجِدُونَ إِلاّٰ جُهْدَهُمْ فَیَسْخَرُونَ مِنْهُمْ سَخِرَ اللّٰهُ مِنْهُمْ وَ لَهُمْ عَذٰابٌ أَلِیمٌ . (2)توبه (9) 79

38. استهزای انفاق فقرای مؤمن درپی‌دارندۀ استهزای خداوند:

اَلَّذِینَ یَلْمِزُونَ الْمُطَّوِّعِینَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ فِی الصَّدَقٰاتِ وَ الَّذِینَ لاٰ یَجِدُونَ إِلاّٰ جُهْدَهُمْ فَیَسْخَرُونَ مِنْهُمْ سَخِرَ اللّٰهُ مِنْهُمْ وَ لَهُمْ عَذٰابٌ أَلِیمٌ . توبه (9) 79

39. استهزای فقرای مؤمن موجب عذاب دردناک:

اَلَّذِینَ یَلْمِزُونَ الْمُطَّوِّعِینَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ فِی الصَّدَقٰاتِ وَ الَّذِینَ لاٰ یَجِدُونَ إِلاّٰ جُهْدَهُمْ فَیَسْخَرُونَ مِنْهُمْ سَخِرَ اللّٰهُ مِنْهُمْ وَ لَهُمْ عَذٰابٌ أَلِیمٌ . توبه (9) 79

اطعام به فقیر

اشاره
40. فرمان خداوند به حاجیان در اطعام به فقیران از گوشت قربانی، در حج:

وَ أَذِّنْ فِی النّٰاسِ بِالْحَجِّ یَأْتُوکَ رِجٰالاً وَ عَلیٰ کُلِّ ضٰامِرٍ یَأْتِینَ مِنْ کُلِّ فَجٍّ عَمِیقٍ

لِیَشْهَدُوا مَنٰافِعَ لَهُمْ وَ یَذْکُرُوا اسْمَ اللّٰهِ فِی أَیّٰامٍ مَعْلُومٰاتٍ عَلیٰ مٰا رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِیمَةِ الْأَنْعٰامِ فَکُلُوا مِنْهٰا وَ أَطْعِمُوا الْبٰائِسَ الْفَقِیرَ

وَ الْبُدْنَ جَعَلْنٰاهٰا لَکُمْ مِنْ شَعٰائِرِ اللّٰهِ لَکُمْ فِیهٰا خَیْرٌ فَاذْکُرُوا اسْمَ اللّٰهِ عَلَیْهٰا صَوٰافَّ فَإِذٰا وَجَبَتْ جُنُوبُهٰا فَکُلُوا مِنْهٰا وَ أَطْعِمُوا الْقٰانِعَ وَ الْمُعْتَرَّ کَذٰلِکَ سَخَّرْنٰاهٰا لَکُمْ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ . حج (22) 27 و 28 و 36

41. فرمان خداوند به حاجیان، در اطعام فقیرِ رهگذر، از گوشت قربانی:

وَ الْبُدْنَ جَعَلْنٰاهٰا لَکُمْ مِنْ شَعٰائِرِ اللّٰهِ لَکُمْ فِیهٰا خَیْرٌ فَاذْکُرُوا اسْمَ اللّٰهِ عَلَیْهٰا صَوٰافَّ فَإِذٰا وَجَبَتْ جُنُوبُهٰا فَکُلُوا مِنْهٰا وَ أَطْعِمُوا الْقٰانِعَ وَ الْمُعْتَرَّ کَذٰلِکَ سَخَّرْنٰاهٰا لَکُمْ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ . (3)

حج (22) 36

42. فرمان خداوند به اطعام فقیر راضی به طعام بدون داشتن اعتراض:

وَ الْبُدْنَ جَعَلْنٰاهٰا لَکُمْ مِنْ شَعٰائِرِ اللّٰهِ لَکُمْ فِیهٰا خَیْرٌ فَاذْکُرُوا اسْمَ اللّٰهِ عَلَیْهٰا صَوٰافَّ فَإِذٰا وَجَبَتْ جُنُوبُهٰا فَکُلُوا مِنْهٰا وَ أَطْعِمُوا الْقٰانِعَ وَ الْمُعْتَرَّ کَذٰلِکَ سَخَّرْنٰاهٰا لَکُمْ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ . (4)

حج (22) 36

43. فرمان خداوند به اطعام فقیر، به رغم عدم درخواستش از گوشت قربانی حج:

وَ الْبُدْنَ جَعَلْنٰاهٰا لَکُمْ مِنْ شَعٰائِرِ اللّٰهِ لَکُمْ فِیهٰا


1) 1) . «مختالا فخوراً» می‌تواند اشاره به این باشد که تکبّر و تفاخر، مانعی برای احسان به دیگران است. (تفسیر التحریروالتنویر، ج 3، جزء 5، ص 51)

2) 2) . بنا بر شأن نزول مقصود از «الّذین یلمزون» منافقان هستند که بعضی از مؤمنان فقیر را که انفاق اندکی کرده بودند، مورد استهزا و تمسخر خود قرار دادند. (انوار التنزیل، بیضاوی، ج 2، ص 197 -\198؛ جامع‌البیان، ج 6 ، جزء 10، ص 247)

3) 3) . از امام صادق علیه السلام نقل شده که «معترّ» رهگذری است که‌بر تو می‌گذرد تا او را اطعام کنی. (تفسیر نورالثقلین، ج 3، ص 498، ح 134)

4) 4) . از امام صادق علیه السلام نقل شده است: «قانع» کسی است که‌راضی می‌شود به آنچه به او می‌دهی و نسبت به آن ناراحتی، ترش‌رویی و دهن‌کجی نمی‌کند. (همان، ص 498، ح 134)

خَیْرٌ فَاذْکُرُوا اسْمَ اللّٰهِ عَلَیْهٰا صَوٰافَّ فَإِذٰا وَجَبَتْ جُنُوبُهٰا فَکُلُوا مِنْهٰا وَ أَطْعِمُوا الْقٰانِعَ وَ الْمُعْتَرَّ کَذٰلِکَ سَخَّرْنٰاهٰا لَکُمْ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ . (1)

حج (22) 36

44. خودداری کافران از اطعام به فقرا و نیازمندان، به بهانۀ عدم تعلّق مشیّت خداوند به اطعام آنان:

وَ إِذٰا قِیلَ لَهُمْ أَنْفِقُوا مِمّٰا رَزَقَکُمُ اللّٰهُ قٰالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لِلَّذِینَ آمَنُوا أَ نُطْعِمُ مَنْ لَوْ یَشٰاءُ اللّٰهُ أَطْعَمَهُ .... یس (36) 47

45. اطعام ده مسکین، هر نفر به مقدار یک مدّ (ده سیر)، کفّارۀ شکستن قسم:

لاٰ یُؤٰاخِذُکُمُ اللّٰهُ بِاللَّغْوِ فِی أَیْمٰانِکُمْ وَ لٰکِنْ یُؤٰاخِذُکُمْ بِمٰا عَقَّدْتُمُ الْأَیْمٰانَ فَکَفّٰارَتُهُ إِطْعٰامُ عَشَرَةِ مَسٰاکِینَ مِنْ أَوْسَطِ مٰا تُطْعِمُونَ أَهْلِیکُمْ ... (2)مائده (5) 89

46. تغذیۀ مساکین، یکی از سه عمل اختیاری برای کفّارۀ شکنندۀ قسم:

لاٰ یُؤٰاخِذُکُمُ اللّٰهُ بِاللَّغْوِ فِی أَیْمٰانِکُمْ وَ لٰکِنْ یُؤٰاخِذُکُمْ بِمٰا عَقَّدْتُمُ الْأَیْمٰانَ فَکَفّٰارَتُهُ إِطْعٰامُ عَشَرَةِ مَسٰاکِینَ ... أَوْ کِسْوَتُهُمْ أَوْ تَحْرِیرُ رَقَبَةٍ .... مائده (5) 89

47. اطعام مساکین، یکی از کفّارات تخییری کشتن صید در حرم و در حال احرام:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاٰ تَقْتُلُوا الصَّیْدَ وَ أَنْتُمْ حُرُمٌ وَ مَنْ قَتَلَهُ مِنْکُمْ مُتَعَمِّداً فَجَزٰاءٌ مِثْلُ ... أَوْ کَفّٰارَةٌ طَعٰامُ مَسٰاکِینَ .... مائده (5) 95

48. وجوب (فدیه) اطعام به مسکین، در صورت طاقت‌فرسا بودن روزۀ ماه رمضان:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیٰامُ ...

أَیّٰاماً مَعْدُودٰاتٍ ... وَ عَلَی الَّذِینَ یُطِیقُونَهُ فِدْیَةٌ طَعٰامُ مِسْکِینٍ .... بقره (2) 183 و 184

49. اطعام شصت مسکین، کفّارۀ ظهارکننده، در صورت ناتوانی از گرفتن دو ماه روزه:

وَ الَّذِینَ یُظٰاهِرُونَ مِنْ نِسٰائِهِمْ ثُمَّ یَعُودُونَ لِمٰا قٰالُوا فَتَحْرِیرُ رَقَبَةٍ ... فَمَنْ لَمْ یَجِدْ فَصِیٰامُ شَهْرَیْنِ مُتَتٰابِعَیْنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَتَمَاسّٰا فَمَنْ لَمْ یَسْتَطِعْ فَإِطْعٰامُ سِتِّینَ مِسْکِیناً ....

مجادله (58) 3 و 4

50. اطعام به مساکین، از صفات اصحاب‌المیمنه:

أَوْ إِطْعٰامٌ فِی یَوْمٍ ذِی مَسْغَبَةٍ

أَوْ مِسْکِیناً ذٰا مَتْرَبَةٍ

أُولٰئِکَ أَصْحٰابُ الْمَیْمَنَةِ . (3)

بلد (90) 14 و 16 و 18

51. مسکین، دارای سهم غذا در اموال مردم:

وَ لاٰ یَحُضُّ عَلیٰ طَعٰامِ الْمِسْکِینِ . (4)

ماعون (107) 3

52. تغذیۀ تهیدستان و مساکین و دعوت مردم به فقرزدایی از جامعه، لازمۀ پذیرش روز جزا و نشانۀ کامیابی در آن روز:

... یُکَذِّبُ بِالدِّینِ وَ لاٰ یَحُضُّ عَلیٰ طَعٰامِ الْمِسْکِینِ . ماعون (107) 1 و 3


1) 1) . «معترّ» به کسی گفته می‌شود که روی درخواست کمک‌ندارد. (مجمع‌البیان، ج 7 -\8 ، ص 137)

2) 2) . مطابق حدیث امام صادق علیه السلام . (تفسیر نورالثقلین، ج 1، ص 667 ، ح 333)

3) 3) . بنا بر قولی، مقصود از «اصحاب‌المیمنة» انسانهای بایمن و برکت است. (مجمع‌البیان، ج 9 -\10، ص 751)

4) 4) . اضافۀ «طعام» به «مسکین»، نشانگر استحقاق است،زیرا دلالت می‌کند که آن غذا، طعام خود مسکین است

ترک اطعام به فقیر
اشاره
53. ثروتمندان تارک تأمین حقوق مالی مساکین از فیء، مورد تهدید خداوند به عقوبتی شدید:

مٰا أَفٰاءَ اللّٰهُ عَلیٰ رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُریٰ فَلِلّٰهِ ... وَ الْمَسٰاکِینِ ... کَیْ لاٰ یَکُونَ دُولَةً بَیْنَ الْأَغْنِیٰاءِ مِنْکُمْ وَ مٰا آتٰاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ مٰا نَهٰاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا وَ اتَّقُوا اللّٰهَ إِنَّ اللّٰهَ شَدِیدُ الْعِقٰابِ . حشر (59) 7

54. اطعام نکردن به مساکین، جرمی بزرگ:

أَنْ لاٰ یَدْخُلَنَّهَا الْیَوْمَ عَلَیْکُمْ مِسْکِینٌ

قٰالُوا یٰا وَیْلَنٰا إِنّٰا کُنّٰا طٰاغِینَ

أَ فَنَجْعَلُ الْمُسْلِمِینَ کَالْمُجْرِمِینَ . قلم (68) 24 و 31 و 35

آثار ترک اطعام به فقیر
1.

تأسّف

2.

تأسّف شدید باغداران یمنی، از محروم ساختن مساکین، از محصولات باغ، پس از ویران شدن باغ با عذاب خداوند:

إِنّٰا بَلَوْنٰاهُمْ کَمٰا بَلَوْنٰا أَصْحٰابَ الْجَنَّةِ إِذْ أَقْسَمُوا لَیَصْرِمُنَّهٰا مُصْبِحِینَ

فَطٰافَ عَلَیْهٰا طٰائِفٌ مِنْ رَبِّکَ وَ هُمْ نٰائِمُونَ

فَانْطَلَقُوا وَ هُمْ یَتَخٰافَتُونَ

أَنْ لاٰ یَدْخُلَنَّهَا الْیَوْمَ عَلَیْکُمْ مِسْکِینٌ

قٰالُوا یٰا وَیْلَنٰا إِنّٰا کُنّٰا طٰاغِینَ .

قلم (68) 17 و 19 و 23 و 24 و 31

2.

زوال نعمت

3.

بخل و محروم کردن بینوایان و مساکین از اموال خویش، از عوامل زوال نعمت:

إِنّٰا بَلَوْنٰاهُمْ کَمٰا بَلَوْنٰا أَصْحٰابَ الْجَنَّةِ إِذْ أَقْسَمُوا لَیَصْرِمُنَّهٰا مُصْبِحِینَ

فَطٰافَ عَلَیْهٰا طٰائِفٌ مِنْ رَبِّکَ وَ هُمْ نٰائِمُونَ

فَانْطَلَقُوا وَ هُمْ یَتَخٰافَتُونَ

أَنْ لاٰ یَدْخُلَنَّهَا الْیَوْمَ عَلَیْکُمْ مِسْکِینٌ

بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ .

قلم (68) 17 و 19 و 23 و 24 و 27

3 . کیفر دنیایی

57. محروم ساختن مساکین از اموال و حقوق خویش، زمینه‌ساز کیفر الهی در دنیا:

إِنّٰا بَلَوْنٰاهُمْ کَمٰا بَلَوْنٰا أَصْحٰابَ الْجَنَّةِ إِذْ أَقْسَمُوا لَیَصْرِمُنَّهٰا مُصْبِحِینَ

فَطٰافَ عَلَیْهٰا طٰائِفٌ مِنْ رَبِّکَ وَ هُمْ نٰائِمُونَ

أَنْ لاٰ یَدْخُلَنَّهَا الْیَوْمَ عَلَیْکُمْ مِسْکِینٌ

کَذٰلِکَ الْعَذٰابُ وَ لَعَذٰابُ الْآخِرَةِ أَکْبَرُ لَوْ کٰانُوا یَعْلَمُونَ .

قلم (68) 17 و 19 و 24 و 33

4.

محرومیّت از شفاعت

5.

ترک اطعام به مسکینان از سوی مجرمان، از عوامل محرومیّت آنان از شفاعت شافعان، در روز قیامت:

عَنِ الْمُجْرِمِینَ

قٰالُوا ... وَ لَمْ نَکُ نُطْعِمُ الْمِسْکِینَ فَمٰا تَنْفَعُهُمْ شَفٰاعَةُ الشّٰافِعِینَ .

مدّثر (74) 41 و 43 و 44 و 48

5.

ملامت

6.

بخل‌ورزی و نپرداختن سهم مساکین از اموال و حقوق خویش، درپی‌دارندۀ سرنوشتی ملامت‌آور:

إِنّٰا بَلَوْنٰاهُمْ کَمٰا بَلَوْنٰا أَصْحٰابَ الْجَنَّةِ إِذْ أَقْسَمُوا لَیَصْرِمُنَّهٰا مُصْبِحِینَ

أَنْ لاٰ یَدْخُلَنَّهَا الْیَوْمَ عَلَیْکُمْ مِسْکِینٌ

فَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلیٰ بَعْضٍ یَتَلاٰوَمُونَ . قلم (68) 17 و 24 و 30

آداب اطعام به فقیر
60. اخلاص در اطعام به مساکین و نیازمندان، مورد ستایش خداوند:

إِنَّ الْأَبْرٰارَ ... وَ یُطْعِمُونَ الطَّعٰامَ عَلیٰ حُبِّهِ

مِسْکِیناً ... إِنَّمٰا نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللّٰهِ لاٰ نُرِیدُ مِنْکُمْ جَزٰاءً وَ لاٰ شُکُوراً. انسان (76) 5 و 8 و 9

61. چشمداشت مادّی و معنوی از مردم، در برابر اطعام به فقیران، ناسازگار با اخلاص:

وَ یُطْعِمُونَ الطَّعٰامَ ... مِسْکِیناً ... إِنَّمٰا نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللّٰهِ لاٰ نُرِیدُ مِنْکُمْ جَزٰاءً وَ لاٰ شُکُوراً.

انسان (76) 8 و 9

ارزش اطعام به فقیر
62. ارزشمند بودن اطعام به فقیران، بدون هیچ چشمداشت مادّی:

وَ یُطْعِمُونَ الطَّعٰامَ ... مِسْکِیناً .... لاٰ نُرِیدُ مِنْکُمْ جَزٰاءً وَ لاٰ شُکُوراً. انسان (76) 8 و 9

63. توجّه به مساکین و نیازمندان، در جعل احکام و مقرّرات دین:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُتِبَ .... وَ عَلَی الَّذِینَ یُطِیقُونَهُ فِدْیَةٌ طَعٰامُ مِسْکِینٍ ....

بقره (2) 183 و 184

64. همسان بودن اطعام مساکین، با آزاد کردن بنده:

فَکُّ رَقَبَةٍ

أَوْ إِطْعٰامٌ فِی یَوْمٍ ذِی مَسْغَبَةٍ

أَوْ مِسْکِیناً ... (1)بلد (90) 13 و 14 و 16

65. تأمین مواد، غذایی برای تهیدستان و مسکینان خاک‌نشین، خواستۀ خداوند از ثروتمندان:

أَوْ إِطْعٰامٌ فِی یَوْمٍ ذِی مَسْغَبَةٍ

أَوْ مِسْکِیناً ذٰا مَتْرَبَةٍ . بلد (90) 14 و 16

66. سیر کردن مسکینان خاک‌نشین، وظیفه‌ای سنگین، پر ارزش و نیازمند همّتی والا:

یَقُولُ أَهْلَکْتُ مٰالاً لُبَداً

وَ مٰا أَدْرٰاکَ مَا الْعَقَبَةُ

أَوْ إِطْعٰامٌ فِی یَوْمٍ ذِی مَسْغَبَةٍ

أَوْ مِسْکِیناً ذٰا مَتْرَبَةٍ . (2)بلد (90) 6 و 12 و 14 و 16

اطعام ابرار به فقیر
67. دستگیری خالصانۀ ابرار از مساکین و صبر در راه خدا، عامل برخورداری آنان از بهشت و نعمتهای آن:

إِنَّ الْأَبْرٰارَ ... وَ یُطْعِمُونَ الطَّعٰامَ عَلیٰ حُبِّهِ مِسْکِیناً ... إِنَّمٰا نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللّٰهِ ...

وَ جَزٰاهُمْ بِمٰا صَبَرُوا جَنَّةً وَ حَرِیراً.

انسان (76) 5 و 8 و 9 و 12

68. اطعام ابرار به فقیران و مساکین، در عین نیاز خود به آن:

إِنَّ الْأَبْرٰارَ ... وَ یُطْعِمُونَ الطَّعٰامَ عَلیٰ حُبِّهِ مِسْکِیناً وَ یَتِیماً وَ أَسِیراً إِنَّمٰا نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللّٰهِ لاٰ نُرِیدُ مِنْکُمْ جَزٰاءً وَ لاٰ شُکُوراً. (3)

انسان (76) 5 و 8 و 9

69. اطعام ابرار به فقیران و مستمندان، خالصانه و تنها برای جلب رضای خداوند:

وَ یُطْعِمُونَ الطَّعٰامَ ... مِسْکِیناً ... إِنَّمٰا نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللّٰهِ .... انسان (76) 8 و 9

70. بیمناکی از خدا، عامل اطعام به مساکین از سوی ابرار، بدون چشمداشت:

وَ یُطْعِمُونَ الطَّعٰامَ ... مِسْکِیناً .... لاٰ نُرِیدُ


1) 1) . از امام رضا علیه السلام روایت شده است: خدای - عزّوجلّ می‌دانست که تمامی افراد، توانایی آزاد کردن بنده را ندارند، پس غذا دادن به یتیم و مسکین را همسان آزاد کردن بنده قرار داد. (تفسیر نورالثقلین، ج 5، ص 582، ح 19)

2) 2) . از تعبیر «و ما ادریٰک ما العقبة» برداشت شده است که نشانۀ اهمّیّت و عظمت است

3) 3) . ضمیر «علیٰ حبّه» به طعام برمی‌گردد یعنی با اینکه‌خودش به آن طعام نیاز و اشتها دارد. (الکشاف، ج 4، ص 668)

مِنْکُمْ جَزٰاءً وَ لاٰ شُکُوراً

إِنّٰا نَخٰافُ مِنْ رَبِّنٰا .... انسان (76) 8 -\10

71. محبّت به خداوند، عامل اطعام ابرار به مساکین:

إِنَّ الْأَبْرٰارَ ... وَ یُطْعِمُونَ الطَّعٰامَ عَلیٰ حُبِّهِ مِسْکِیناً ... (1)انسان (76) 5 و 8

نیز ==> همین مدخل، پاداش اطعام به فقیر

اطعام اصحاب یمین به فقیر
72. اطعام اصحاب یمین به مسکین خاک‌نشین، در روزهای سخت قحطی:

أَوْ إِطْعٰامٌ فِی یَوْمٍ ذِی مَسْغَبَةٍ

أَوْ مِسْکِیناً ذٰا مَتْرَبَةٍ

أُولٰئِکَ أَصْحٰابُ الْمَیْمَنَةِ .

بلد (90) 14 و 16 و 18

اطعام اهل‌بیت علیهم السلام به فقیر
73. اهل‌بیت پیامبر علیهم السلام اطعام‌کنندۀ غذای مورد نیاز خود به مساکین:

إِنَّ الْأَبْرٰارَ ... وَ یُطْعِمُونَ الطَّعٰامَ عَلیٰ حُبِّهِ مِسْکِیناً ... (2)انسان (76) 5 و 8

74. اطعام اهل‌بیت علیهم السلام به مساکین، از غذای افطاری خود:

إِنَّ الْأَبْرٰارَ ... وَ یُطْعِمُونَ الطَّعٰامَ عَلیٰ حُبِّهِ مِسْکِیناً .... انسان (76) 5 و 8

اطعام فضّۀ خادمه به فقیر
75. اطعام فضّۀ خادمه به مساکین، از غذای افطاری خود:

وَ یُطْعِمُونَ الطَّعٰامَ عَلیٰ حُبِّهِ مِسْکِیناً وَ یَتِیماً وَ أَسِیراً. (3)انسان (76) 8

اطعام مؤمنان به فقیر
76. توصیه به رحمت ورزیدن به فقیران، در کنار اطعام به آنان، از وظایف مؤمنان:

أَوْ إِطْعٰامٌ فِی یَوْمٍ ذِی مَسْغَبَةٍ

أَوْ مِسْکِیناً ذٰا مَتْرَبَةٍ

ثُمَّ کٰانَ مِنَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ تَوٰاصَوْا بِالصَّبْرِ وَ تَوٰاصَوْا بِالْمَرْحَمَةِ

أُولٰئِکَ أَصْحٰابُ الْمَیْمَنَةِ . بلد (90) 14 و 16-\ 18

77. اطعام به مسکینان خاک‌نشین از سوی مؤمنان و توصیه به رحمت ورزیدن به آنان، موجب قرار گرفتن در زمرۀ اصحاب الیمین:

أَوْ إِطْعٰامٌ فِی یَوْمٍ ذِی مَسْغَبَةٍ

أَوْ مِسْکِیناً ذٰا مَتْرَبَةٍ

ثُمَّ کٰانَ مِنَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ تَوٰاصَوْا بِالصَّبْرِ وَ تَوٰاصَوْا بِالْمَرْحَمَةِ

أُولٰئِکَ أَصْحٰابُ الْمَیْمَنَةِ . بلد (90) 14 و 16 -\18

پاداش اطعام به فقیر
78. روزه گرفتن و فدیه دادن به مسکین، همراه میل و رغبت، دارای ثوابی افزونتر:

... کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیٰامُ .... وَ عَلَی الَّذِینَ یُطِیقُونَهُ فِدْیَةٌ طَعٰامُ مِسْکِینٍ ... فَمَنْ تَطَوَّعَ خَیْراً فَهُوَ خَیْرٌ لَهُ ... (4)بقره (2) 184


1) 1) . محتمل است که ضمیر «حبّه» به «اللّه» برگردد. (التفسیر الکبیر، ج 10، ص 747)

2) 2) . در خبر آمده است: امام حسن و امام حسین علیهما السلام بیمار شدند. علی و فاطمه علیهما السلام و فضه نذر کردند که در صورت شفای آنان، سه روز روزه بگیرند. برای عمل به نذر خود روزه گرفتند و هنگام افطار، افطاری خود را به نیازمندان اهدا کردند. (مجمع‌البیان، ج 9 -\10، ص 611 ؛ الکشاف، ج 4، ص 670)

3) 3) . فضّۀ خادمه همراه با خانوادۀ امیرمؤمنان علیه السلام از غذای افطاری خود به مسکین و فقیر اطعام کرد. (مجمع‌البیان، ج 9 -\10، ص 611 ؛ روح‌المعانی، ج 16، جزء 29، ص 269)

4) 4) . مصداق مورد نظر برای «خیراً» به دلیل عبارات قبل، روزه گرفتن و در صورت مشقت بار بودن روزه، فدیه دادن است

1.

باغات بهشتی

2.

دستگیری خالصانه از مساکین و بینوایان، عامل بهره‌مندی ابرار از باغهای بهشتی:

وَ یُطْعِمُونَ الطَّعٰامَ عَلیٰ حُبِّهِ مِسْکِیناً ... إِنَّمٰا نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللّٰهِ ... وَ جَزٰاهُمْ بِمٰا صَبَرُوا جَنَّةً ... إِنَّ هٰذٰا کٰانَ لَکُمْ جَزٰاءً وَ کٰانَ سَعْیُکُمْ مَشْکُوراً. انسان (76) 8 و 9 و 12 و 22

2.

تختهای بهشتی

3.

تکیه زدن بر تختهای بهشتی در هوایی معتدل و دلنشین، پاداش اطعام ابرار از مساکین:

إِنَّ الْأَبْرٰارَ یَشْرَبُونَ مِنْ کَأْسٍ ... وَ یُطْعِمُونَ الطَّعٰامَ عَلیٰ حُبِّهِ مِسْکِیناً ... وَ جَزٰاهُمْ بِمٰا صَبَرُوا جَنَّةً ... مُتَّکِئِینَ فِیهٰا عَلَی الْأَرٰائِکِ لاٰ یَرَوْنَ فِیهٰا شَمْساً وَ لاٰ زَمْهَرِیراً.

انسان (76) 5 و 8 و 12 و 13

3.

چشمه‌های بهشتی

4.

اطعام ابرار به مساکین، از عوامل متنعم شدن آنان از چشمۀ سلسبیل:

إِنَّ الْأَبْرٰارَ یَشْرَبُونَ ... وَ یُطْعِمُونَ الطَّعٰامَ عَلیٰ حُبِّهِ مِسْکِیناً ... عَیْناً فِیهٰا تُسَمّٰی سَلْسَبِیلاً. (1)

انسان (76) 5 و 8 و 18

4.

حریر بهشتی

5.

دستگیری خالصانۀ ابرار از مساکین، موجبی برای بهره‌مندی آنان از لباسهای ابریشمی در بهشت:

وَ یُطْعِمُونَ الطَّعٰامَ عَلیٰ حُبِّهِ مِسْکِیناً ... إِنَّمٰا نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللّٰهِ ... وَ جَزٰاهُمْ بِمٰا صَبَرُوا جَنَّةً وَ حَرِیراً. انسان (76) 8 و 9 و 12

5.

خادمان بهشتی

6.

پذیرایی از ابرار اطعام‌کننده به مساکین در بهشت، با نوجوانانی جاودانه و زیبا، همچون مرواریدهای پراکنده:

إِنَّ الْأَبْرٰارَ یَشْرَبُونَ مِنْ کَأْسٍ ... وَ یُطْعِمُونَ الطَّعٰامَ عَلیٰ حُبِّهِ مِسْکِیناً ... وَ یَطُوفُ عَلَیْهِمْ وِلْدٰانٌ مُخَلَّدُونَ إِذٰا رَأَیْتَهُمْ حَسِبْتَهُمْ لُؤْلُؤاً مَنْثُوراً. انسان (76) 5 و 8 و 19

6 . دستبندهای بهشتی

84. تزیین ابرار با دستبندهای نقره‌ای در بهشت، پاداش اطعام آنان به مساکین:

إِنَّ الْأَبْرٰارَ ... وَ یُطْعِمُونَ الطَّعٰامَ عَلیٰ حُبِّهِ مِسْکِیناً ... عٰالِیَهُمْ ثِیٰابُ سُندُسٍ خُضْرٌ وَ إِسْتَبْرَقٌ وَ حُلُّوا أَسٰاوِرَ مِنْ فِضَّةٍ ....

انسان (76) 5 و 8 و 21

7.

سایه‌های بهشتی

8.

برخورداری از سایه‌های بهشتی، پاداش اطعام ابرار به مساکین:

إِنَّ الْأَبْرٰارَ ... وَ یُطْعِمُونَ الطَّعٰامَ عَلیٰ حُبِّهِ مِسْکِیناً ... وَ دٰانِیَةً عَلَیْهِمْ ظِلاٰلُهٰا ....

انسان (76) 5 و 8 و 14

8 . سرور در قیامت

86. رسیدن ابرار به لقای الهی، همراه با شادابی و خوشحالی، پاداش اطعام خالصانۀ آنان به مساکین:

إِنَّ الْأَبْرٰارَ ... وَ یُطْعِمُونَ الطَّعٰامَ عَلیٰ حُبِّهِ مِسْکِیناً ... فَوَقٰاهُمُ اللّٰهُ شَرَّ ذٰلِکَ الْیَوْمِ وَ لَقّٰاهُمْ نَضْرَةً وَ سُرُوراً. انسان (76) 5 و 8 و 11


1) 1) . «سلسبیل» نوشیدنی گوارا که به راحتی در گلو جاری‌می‌شود. (مفردات، ص 418 «سل»)

9.

شرابهای بهشتی

10.

اطعام ابرار به نیازمندان، از عوامل متنعم شدن آنان از شراب طهور در بهشت:

إِنَّ الْأَبْرٰارَ یَشْرَبُونَ ... وَ یُطْعِمُونَ الطَّعٰامَ عَلیٰ حُبِّهِ مِسْکِیناً .... وَ سَقٰاهُمْ رَبُّهُمْ شَرٰاباً طَهُوراً. انسان (76) 5 و 8 و 21

88. سیراب شدن ابرار از جامهای لذیذ شرابِ آمیخته با زنجبیل، پاداش اطعام ابرار به مساکین:

إِنَّ الْأَبْرٰارَ یَشْرَبُونَ مِنْ کَأْسٍ ... وَ یُطْعِمُونَ الطَّعٰامَ عَلیٰ حُبِّهِ مِسْکِیناً ... وَ یُسْقَوْنَ فِیهٰا کَأْساً کٰانَ مِزٰاجُهٰا زَنْجَبِیلاً.

انسان (76) 5 و 8 و 17

10.

عبور از صراط

11.

عبور از صراط، در قیامت، پاداش اطعام به مساکین خاک نشین، در روز سختی و گرسنگی:

فَلاَ اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ

وَ مٰا أَدْرٰاکَ مَا الْعَقَبَةُ

أَوْ إِطْعٰامٌ ... أَوْ مِسْکِیناً ذٰا مَتْرَبَةٍ . (1)

بلد (90) 11 و 12 و 14 و 16

11.

لباسهای بهشتی

12.

اطعام خالصانۀ ابرار به مساکین، از عوامل بهره‌مندی آنان از لباس حریر سبز نازک و دیبای ضخیم:

إِنَّ الْأَبْرٰارَ ... وَ یُطْعِمُونَ الطَّعٰامَ عَلیٰ حُبِّهِ مِسْکِیناً ... عٰالِیَهُمْ ثِیٰابُ سُندُسٍ خُضْرٌ وَ إِسْتَبْرَقٌ .... انسان (76) 5 و 8 و 21

12.

میوه‌های بهشتی

13.

بهره‌مندی ابرار، از میوه‌های بهشتی قابل دسترس برای چیدن، به سبب اطعام آنان به مساکین:

إِنَّ الْأَبْرٰارَ ... وَ یُطْعِمُونَ الطَّعٰامَ عَلیٰ حُبِّهِ مِسْکِیناً ... وَ دٰانِیَةً عَلَیْهِمْ ظِلاٰلُهٰا وَ ذُلِّلَتْ قُطُوفُهٰا تَذْلِیلاً. انسان (76) 5 و 8 و 14

13.

نجات از شرور

14.

حفظ ابرار، از شرور روز قیامت از سوی خداوند، به جهت اطعام خالصانۀ آنان به مساکین:

إِنَّ الْأَبْرٰارَ ... وَ یُطْعِمُونَ الطَّعٰامَ عَلیٰ حُبِّهِ مِسْکِیناً ... فَوَقٰاهُمُ اللّٰهُ شَرَّ ذٰلِکَ الْیَوْمِ ....

انسان (76) 5 و 8 و 11

14.

نوشیدنیهای بهشتی

15.

اطعام ابرار به مساکین، موجب بهره‌مندی آنان از نوشیدنیهای گوارا و معطّری، چون میِ آمیخته با کافور:

إِنَّ الْأَبْرٰارَ یَشْرَبُونَ مِنْ کَأْسٍ کٰانَ مِزٰاجُهٰا کٰافُوراً

وَ یُطْعِمُونَ الطَّعٰامَ عَلیٰ حُبِّهِ ... (2)

انسان (76) 5 و 8

تارکان اطعام به فقیر
1.

اصحاب‌الجنّه

2.

سرزنش شدن باغداران یمنی از سوی برادر خردمند خود، به سبب محروم ساختن مستمندان و مساکین از محصولات باغ:

إِنّٰا بَلَوْنٰاهُمْ کَمٰا بَلَوْنٰا أَصْحٰابَ الْجَنَّةِ ...

فَانْطَلَقُوا وَ هُمْ یَتَخٰافَتُونَ

أَنْ لاٰ یَدْخُلَنَّهَا الْیَوْمَ عَلَیْکُمْ مِسْکِینٌ

قٰالَ أَوْسَطُهُمْ أَ لَمْ أَقُلْ لَکُمْ لَوْ لاٰ تُسَبِّحُونَ . (3)قلم (68) 17 و 23 و 24 و 28


1) 1) . در احتمالی، مقصود از «عقبه» صراط است که بر روی‌جهنّم قرار داده می‌شود. (مجمع‌البیان، ج 9 -\10، ص 750؛ معالم‌التنزیل، بغوی، ج 4، ص 457)

2) 2) . کافور به گیاه و مادّۀ عطری و خوشبو گفته می‌شود.(القاموس‌المحیط، ج 1، ص 655 ، «کفر»)

3) 3) . مقصود از «الجنّة» باغی در یکی از قریه‌های یمن است (مجمع‌البیان، ج 9 -\10، ص 505؛ الکشاف، ج 5، ص 589) و منظور از «اوسطهم»، اعْقَلهم یعنی عاقل‌ترین آنها است. (مجمع‌البیان، ج 9 -\10، ص 505)

2.

اصحاب شمال

3.

اصحاب شمال، ترک‌کنندگان اطعام به مساکین:

وَ أَمّٰا مَنْ أُوتِیَ کِتٰابَهُ بِشِمٰالِهِ فَیَقُولُ یٰا لَیْتَنِی لَمْ أُوتَ کِتٰابِیَهْ

إِنَّهُ کٰانَ لاٰ یُؤْمِنُ بِاللّٰهِ الْعَظِیمِ

وَ لاٰ یَحُضُّ عَلیٰ طَعٰامِ الْمِسْکِینِ . (1)

حاقّه (69) 25 و 29 و 33 و 34

3.

تکذیب‌کنندگان قیامت

4.

منکران معاد، خودداری‌کنندگان از اطعام به مساکین:

وَ إِذٰا قِیلَ لَهُمْ أَنْفِقُوا مِمّٰا رَزَقَکُمُ اللّٰهُ قٰالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لِلَّذِینَ آمَنُوا أَ نُطْعِمُ مَنْ لَوْ یَشٰاءُ اللّٰهُ أَطْعَمَهُ إِنْ أَنْتُمْ إِلاّٰ فِی ضَلاٰلٍ مُبِینٍ

وَ یَقُولُونَ مَتیٰ هٰذَا الْوَعْدُ إِنْ کُنْتُمْ صٰادِقِینَ .

یس (36) 47 و 48

أَ رَأَیْتَ الَّذِی یُکَذِّبُ بِالدِّینِ

وَ لاٰ یَحُضُّ عَلیٰ طَعٰامِ الْمِسْکِینِ . ماعون (107) 1 و 3

4.

شیفتگان مال

5.

خودداری شیفتگان مال، از اطعام به مساکین:

وَ لاٰ تَحَاضُّونَ عَلیٰ طَعٰامِ الْمِسْکِینِ

وَ تُحِبُّونَ الْمٰالَ حُبًّا جَمًّا. فجر (89) 18 و 20

5.

کافران

6.

کافران، ترک‌کنندۀ اطعام مساکین:

وَ إِذٰا قِیلَ لَهُمْ أَنْفِقُوا مِمّٰا رَزَقَکُمُ اللّٰهُ قٰالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لِلَّذِینَ آمَنُوا أَ نُطْعِمُ مَنْ لَوْ یَشٰاءُ اللّٰهُ أَطْعَمَهُ إِنْ أَنْتُمْ إِلاّٰ فِی ضَلاٰلٍ مُبِینٍ . یس (36) 47


1) 1) . از تعبیر «و لایحضّ» استفاده می‌شود کسی که از تشویق‌دیگران به اطعام خودداری می‌ورزد، به طریق اولیٰ از اطعام کردن خودداری می‌کند

إِنَّهُ کٰانَ لاٰ یُؤْمِنُ بِاللّٰهِ الْعَظِیمِ

وَ لاٰ یَحُضُّ عَلیٰ طَعٰامِ الْمِسْکِینِ . حاقّه (69) 33 و 34

6 . مجرمان

99. مجرمانِ گرفتارِ دوزخ، از تارکان اطعام مساکین در دنیا:

عَنِ الْمُجْرِمِینَ

مٰا سَلَکَکُمْ فِی سَقَرَ

قٰالُوا ... وَ لَمْ نَکُ نُطْعِمُ الْمِسْکِینَ .

مدّثر (74) 41 -\44

100. تارکانِ اطعام به مساکین، در خطر گرفتار شدن به جهنّم، همراه مجرمان:

عَنِ الْمُجْرِمِینَ

مٰا سَلَکَکُمْ فِی سَقَرَ

وَ لَمْ نَکُ نُطْعِمُ الْمِسْکِینَ . مدّثر (74) 41 و 42 و 44

تشویق اطعام به فقیر
101. لزوم سفارش دیگران به اطعام به مساکین:

إِنَّهُ کٰانَ لاٰ یُؤْمِنُ بِاللّٰهِ الْعَظِیمِ

وَ لاٰ یَحُضُّ عَلیٰ طَعٰامِ الْمِسْکِینِ . حاقّه (69) 33 و 34

کَلاّٰ بَلْ لاٰ تُکْرِمُونَ الْیَتِیمَ

وَ لاٰ تَحَاضُّونَ عَلیٰ طَعٰامِ الْمِسْکِینِ . فجر (89) 17 و 18

أَ رَأَیْتَ الَّذِی یُکَذِّبُ بِالدِّینِ

وَ لاٰ یَحُضُّ عَلیٰ طَعٰامِ الْمِسْکِینِ . ماعون (107) 1 و 3

102. تأمین نیازهای غذایی بینوایان و مساکین و ترغیب کردن دیگران به آن، تکلیفی همگانی:

إِنَّهُ کٰانَ لاٰ یُؤْمِنُ بِاللّٰهِ الْعَظِیمِ

وَ لاٰ یَحُضُّ عَلیٰ طَعٰامِ الْمِسْکِینِ . حاقّه (69) 33 و 34

کَلاّٰ بَلْ لاٰ تُکْرِمُونَ الْیَتِیمَ

وَ لاٰ تَحَاضُّونَ عَلیٰ طَعٰامِ الْمِسْکِینِ . فجر (89) 17 و 18

أَ رَأَیْتَ الَّذِی یُکَذِّبُ بِالدِّینِ

وَ لاٰ یَحُضُّ عَلیٰ طَعٰامِ الْمِسْکِینِ . ماعون (107) 1 و 3

103. ترغیب باغداران یمنی از سوی برادر عاقل خویش، بر رعایت حقوق مساکین و مستمندان و پرهیز از محروم ساختن آنان از محصولات باغ:

إِنّٰا بَلَوْنٰاهُمْ کَمٰا بَلَوْنٰا أَصْحٰابَ الْجَنَّةِ ...

فَانْطَلَقُوا وَ هُمْ یَتَخٰافَتُونَ

أَنْ لاٰ یَدْخُلَنَّهَا الْیَوْمَ عَلَیْکُمْ مِسْکِینٌ

قٰالَ أَوْسَطُهُمْ أَ لَمْ أَقُلْ لَکُمْ لَوْ لاٰ تُسَبِّحُونَ . قلم (68) 17 و 23 و 24 و 28

زمینه‌های اطعام به فقیر
1.

تسبیح خدا

2.

تسبیح و یاد خدا، برانگیزانندۀ آدمی به انفاق و دستگیری از مستمندان و مساکین و پرداخت حقوق آنان:

أَنْ لاٰ یَدْخُلَنَّهَا الْیَوْمَ عَلَیْکُمْ مِسْکِینٌ

قٰالَ أَوْسَطُهُمْ أَ لَمْ أَقُلْ لَکُمْ لَوْ لاٰ تُسَبِّحُونَ . (1)

قلم (68) 24 و 28

2.

خردمندی

3.

خردمندی و اعتدال، برانگیزانندۀ آدمی به دستگیری از مستمندان و مساکین و پرداخت حقوق آنان:

أَنْ لاٰ یَدْخُلَنَّهَا الْیَوْمَ عَلَیْکُمْ مِسْکِینٌ

قٰالَ أَوْسَطُهُمْ أَ لَمْ أَقُلْ لَکُمْ لَوْ لاٰ تُسَبِّحُونَ . (2)

قلم (68) 24 و 28

3.

خوف از خدا

4.

خوف از دشواری قیامت، عامل اطعام به مساکین:

وَ یُطْعِمُونَ الطَّعٰامَ عَلیٰ حُبِّهِ مِسْکِیناً وَ یَتِیماً وَ أَسِیراً

إِنَّمٰا نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللّٰهِ لاٰ نُرِیدُ مِنْکُمْ جَزٰاءً وَ لاٰ شُکُوراً

إِنّٰا نَخٰافُ مِنْ رَبِّنٰا یَوْماً عَبُوساً قَمْطَرِیراً. انسان (76) 8 -\10

اموال فقیر

حفظ اموال فقیر
107. اولیای خاص الهی، در صدد حفظ اموال مساکین در غیاب آنان:

فَوَجَدٰا عَبْداً مِنْ عِبٰادِنٰا آتَیْنٰاهُ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنٰا وَ عَلَّمْنٰاهُ مِنْ لَدُنّٰا عِلْماً

قٰالَ إِنَّکَ لَنْ تَسْتَطِیعَ مَعِیَ صَبْراً ... فَأَرَدْتُ أَنْ أَعِیبَهٰا وَ کٰانَ وَرٰاءَهُمْ مَلِکٌ یَأْخُذُ کُلَّ سَفِینَةٍ غَصْباً. (3)

کهف (18)65 و 67 و 79

108. حمایت نهایی از مساکین و تلاش سرّی در جهت حفظ اموال آنان، از جملۀ وظایف خضر علیه السلام :

... فَأَرَدْتُ أَنْ أَعِیبَهٰا وَ کٰانَ وَرٰاءَهُمْ مَلِکٌ یَأْخُذُ کُلَّ سَفِینَةٍ غَصْباً. (4)کهف (18) 79

109. کشتی سوراخ شده به دست خضر علیه السلام در مالکیّت گروهی از مساکین مورد حمایت خضر علیه السلام :

أَمَّا السَّفِینَةُ فَکٰانَتْ لِمَسٰاکِینَ یَعْمَلُونَ فِی


1) 1) . توصیه به تسبیح و یاد خداوند دربارۀ ادای سهم فقیران[لولاتسبّحون] می‌فهماند که آن دو در برانگیختن آدمی به انفاق و دوری از بخل مؤثّر است

2) 2) . مقصود از «اوسطهم» در آیۀ شریفه برادر عاقل‌تر آنان‌بوده است که پیشنهاد پرداخت حقوق مستمندان را از باغ پدر داشت، به خلاف برادران دیگر. (المیزان، ج 19، ص 378)

3) 3)

4) 4) 3و. مقصود از «عبداً من عبادنا» حضرت خضر علیه السلام است که او دارای نبوّت و ولایت بود و حضرت موسی علیه السلام می‌خواست او را ببیند و از او چیزی بیاموزد (طبق آیۀ 66 کهف). (المیزان، ج 13، ص 342)

اَلْبَحْرِ فَأَرَدْتُ أَنْ أَعِیبَهٰا وَ کٰانَ وَرٰاءَهُمْ مَلِکٌ یَأْخُذُ کُلَّ سَفِینَةٍ غَصْباً. کهف (18) 79

انفاق به فقیر

اشاره
110. لزوم انفاق به فقیران جامعه، افزون بر پرداخت زکات و خمس:

... فِی أَمْوٰالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ لِلسّٰائِلِ وَ الْمَحْرُومِ . (1)معارج (70) 24 و 25

111. تعیین کردن مقدار معیّنی از اموال خود برای انفاق به فقیران، از اوصاف نمازگزاران:

إِلاَّ الْمُصَلِّینَ

وَ الَّذِینَ فِی أَمْوٰالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ

اَلَّذِینَ هُمْ عَلیٰ صَلاٰتِهِمْ دٰائِمُونَ

لِلسّٰائِلِ وَ الْمَحْرُومِ . معارج (70) 22 -\25

112. برحذر شدن پیامبر صلی الله علیه و آله از ردّ درخواست فقرا و بینوایان از سوی خداوند:

وَ أَمَّا السّٰائِلَ فَلاٰ تَنْهَرْ. ضحی (93) 10

113. راندن سائلان و بینوایان از خود و بازداشتن آنها از تقاضای کمک، رفتاری ناپسند و مورد نهی خداوند:

وَ أَمَّا السّٰائِلَ فَلاٰ تَنْهَرْ. ضحی (93) 10

114. لزوم انفاق به کمک‌خواهان مستمند و فقیر:

وَ أَمَّا السّٰائِلَ فَلاٰ تَنْهَرْ. ضحی (93) 10

115. فرمان خداوند به اطعام فقیر درخواست‌کنندۀ کمک از گوشت قربانی حج:

وَ الْبُدْنَ جَعَلْنٰاهٰا لَکُمْ ... وَ أَطْعِمُوا الْقٰانِعَ ... (2)

حج (22) 36

116. فرمان خدا به پیامبر صلی الله علیه و آله مبنی بر انفاق به فقرا، با یادآوری دوران فقر آن حضرت:

وَ وَجَدَکَ عٰائِلاً فَأَغْنیٰ

وَ أَمَّا السّٰائِلَ فَلاٰ تَنْهَرْ.

ضحی (93) 8 و 10

117. تلاش عملی برای رفع نیاز فقرای جامعه، در صورت نبود امکانات مالی، از اوصاف مؤمنان راستین:

اَلَّذِینَ یَلْمِزُونَ الْمُطَّوِّعِینَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ فِی الصَّدَقٰاتِ وَ الَّذِینَ لاٰ یَجِدُونَ إِلاّٰ جُهْدَهُمْ ....

توبه (9) 79

118. پرداخت مال به نیازمندان و فقرا، در عین عشق به اعطا، مشخصۀ نیکان:

... وَ لٰکِنَّ الْبِرَّ ... وَ آتَی الْمٰالَ عَلیٰ حُبِّهِ ...

وَ الْمَسٰاکِینَ ... (3)بقره (2) 177

119. تأمین نیازمندیهای فقرا و مساکین بعد از ایمان به خدا، مشخصۀ نیکوکاران:

... وَ لٰکِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللّٰهِ ... وَ آتَی الْمٰالَ عَلیٰ حُبِّهِ ... وَ الْمَسٰاکِینَ ... (4)بقره (2) 177

120. ممنوعیّت کوتاهی در تأمین نیاز بینوایان و مساکین، به سبب لغزشهای گذشتۀ آنان:

وَ لاٰ یَأْتَلِ أُولُوا الْفَضْلِ مِنْکُمْ وَ السَّعَةِ أَنْ یُؤْتُوا ...


1) 1) . از امام صادق علیه السلام روایت شده است: حق معلوم، آن است که از مال خود خارج می‌کند و جزء زکات نیست، بلکه آن را برای رفع گرفتاریها و بخشش از مال خود جدا می‌کند. (تفسیر عیّاشی، ج 1، ص 30، ح 5؛ بحارالانوار، ج 93، ص 95، ح 10)

2) 2) . حلبی از امام صادق علیه السلام نقل می‌کند: «قانع» کسی است‌که درخواست کمک مالی می‌کند و به آنچه به او داده شود راضی می‌شود. (مجمع‌البیان، ج 7 -\8 ، ص 137)

3) 3) . بنا بر یک احتمال، مقصود از «حبّه» حبّ اعطای مال است. (مجمع‌البیان، ج 1 -\2 ، ص 476؛ الکشاف، ج 1، ص 219)

4) 4) . «برّ» ممکن است به معنای «بارّ» باشد. برداشت بر این اساس است. نکتۀ دیگر اینکه افعال قلوب چون «ایمان به خدا» و... به جهت شرافت نزد خدا، بالاتر از افعال جوارح چون ایتای مال است، بنابراین مقدّم بر آن است. (التفسیر الکبیر، ج 2، ص 215)

وَ الْمَسٰاکِینَ ... وَ لْیَعْفُوا وَ لْیَصْفَحُوا أَ لاٰ تُحِبُّونَ أَنْ یَغْفِرَ اللّٰهُ لَکُمْ ... (1)نور (24) 22

121. وجوب تأمین نیازمندیهای بینوایان و مساکین بر ثروتمندان:

وَ لاٰ یَأْتَلِ أُولُوا الْفَضْلِ مِنْکُمْ وَ السَّعَةِ أَنْ یُؤْتُوا ...

وَ الْمَسٰاکِینَ .... نور (24) 22

122. برحذر داشته شدن توانگران صدر اسلام از سوگند بر ترک انفاق به مستمندان و مساکین، به صرف گناه گذشتۀ آنان، از سوی خداوند:

وَ لاٰ یَأْتَلِ أُولُوا الْفَضْلِ مِنْکُمْ وَ السَّعَةِ أَنْ یُؤْتُوا ...

وَ الْمَسٰاکِینَ .... نور (24) 22

123. سوگند بر ترک نیکی و انفاق به مساکین، به صرف لغزش گذشتۀ آنان، نشانۀ تأثیرپذیری از وسوسۀ شیطان و پیروی از او:

... لاٰ تَتَّبِعُوا خُطُوٰاتِ الشَّیْطٰانِ ... وَ لاٰ یَأْتَلِ أُولُوا الْفَضْلِ مِنْکُمْ وَ السَّعَةِ أَنْ یُؤْتُوا ...

وَ الْمَسٰاکِینَ .... نور (24) 21 و 22

124. حضور هر سالۀ بینوایان و مساکین در بوستان باغداران یمنی، هنگام برداشت، جهت بهره‌مند شدن از محصولات آن:

إِنّٰا بَلَوْنٰاهُمْ کَمٰا بَلَوْنٰا أَصْحٰابَ الْجَنَّةِ إِذْ أَقْسَمُوا لَیَصْرِمُنَّهٰا مُصْبِحِینَ

أَنْ لاٰ یَدْخُلَنَّهَا الْیَوْمَ عَلَیْکُمْ مِسْکِینٌ . قلم (68) 17 و 24

آثار انفاق به فقیر
1. پرهیزکاری
125. تأمین نیازمندیهای مساکین، در راه خدا، موجب قرارگرفتن در زمرۀ پرهیزکاران:

... وَ لٰکِنَّ الْبِرَّ ... وَ آتَی الْمٰالَ عَلیٰ حُبِّهِ ...

وَ الْمَسٰاکِینَ ... أُولٰئِکَ هُمُ الْمُتَّقُونَ . بقره (2) 177

2. تکفیر گناهان
126. صدقۀ پنهانی به فقرا و نیازمندان، کفّارۀ برخی گناهان:

إِنْ تُبْدُوا الصَّدَقٰاتِ ... وَ إِنْ تُخْفُوهٰا وَ تُؤْتُوهَا الْفُقَرٰاءَ ... وَ یُکَفِّرُ عَنْکُمْ مِنْ سَیِّئٰاتِکُمْ ....

بقره (2) 271

3. رستگاری
127. انفاق خالصانه به مساکین و تأمین حقوق آنها، موجب کسب رستگاری:

فَآتِ ذَا الْقُرْبیٰ حَقَّهُ وَ الْمِسْکِینَ ... لِلَّذِینَ یُرِیدُونَ وَجْهَ اللّٰهِ وَ أُولٰئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ .

روم (30) 38

4. قرار گرفتن در زمرۀ صادقان
128. کمک به فقیران، موجب قرار گرفتن در زمرۀ صادقان:

... وَ لٰکِنَّ الْبِرَّ ... وَ آتَی الْمٰالَ عَلیٰ حُبِّهِ ... وَ السّٰائِلِینَ ... أُولٰئِکَ الَّذِینَ صَدَقُوا ....

بقره (2) 177

ارزش انفاق به فقیر
129. انفاق به مساکین و تأمین حقوق آنها، از مصادیق کارهای خیر:

... قُلْ مٰا أَنْفَقْتُمْ مِنْ خَیْرٍ فَلِلْوٰالِدَیْنِ ... وَ الْمَسٰاکِینِ ... . بقره (2) 215

إِنْ تُبْدُوا الصَّدَقٰاتِ ... وَ إِنْ تُخْفُوهٰا وَ تُؤْتُوهَا الْفُقَرٰاءَ ... وَ یُکَفِّرُ عَنْکُمْ مِنْ سَیِّئٰاتِکُمْ ....

بقره (2) 271


1) 1) . جملۀ «ولیعفوا» عفو از افراطکاریها و لغزشهای آنان است و جملۀ «ولیصفحوا» گذشت و اغماض از بدیهای آنان به شما است که خداوند این اخلاق را دوست دارد. (انوار التنزیل، بیضاوی، ج 3، ص 191)

فَآتِ ذَا الْقُرْبیٰ حَقَّهُ وَ الْمِسْکِینَ ... ذٰلِکَ خَیْرٌ ....

روم (30) 38

130. انفاق به مساکین و نیازمندان، دارای ارزشی والا نزد خداوند:

یَسْئَلُونَکَ مٰا ذٰا یُنْفِقُونَ قُلْ مٰا أَنْفَقْتُمْ مِنْ خَیْرٍ فَلِلْوٰالِدَیْنِ ... وَ الْمَسٰاکِینِ وَ ابْنِ السَّبِیلِ وَ مٰا تَفْعَلُوا مِنْ خَیْرٍ فَإِنَّ اللّٰهَ بِهِ عَلِیمٌ . (1)بقره (2) 215

131. انفاق به مساکین و پرداخت حق آنان از سوی ثروتمندان، وظیفه‌ای الهی بر عهده توانگران:

وَ لاٰ یَأْتَلِ أُولُوا الْفَضْلِ مِنْکُمْ وَ السَّعَةِ أَنْ یُؤْتُوا ... وَ الْمَسٰاکِینَ ... وَ لْیَعْفُوا وَ لْیَصْفَحُوا أَ لاٰ تُحِبُّونَ أَنْ یَغْفِرَ اللّٰهُ لَکُمْ وَ اللّٰهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ . (2)

نور (24) 22

132. پیامبر صلی الله علیه و آله مأمور انفاق به مساکین و تأمین حقوق آنها:

فَآتِ ذَا الْقُرْبیٰ حَقَّهُ وَ الْمِسْکِینَ .... روم (30) 38

نیز ==> همین مدخل، فقیران، انفاق به فقیران، پاداش انفاق به فقیران

زمینه‌های انفاق به فقیر
توجّه به علم خدا
133. توجّه انسان به علم خداوند نسبت به اعمال خیر، مشوّق او برای اعمال خیری چون انفاق به مساکین:

یَسْئَلُونَکَ مٰا ذٰا یُنْفِقُونَ قُلْ مٰا أَنْفَقْتُمْ مِنْ خَیْرٍ فَلِلْوٰالِدَیْنِ ... وَ الْمَسٰاکِینِ ... وَ مٰا تَفْعَلُوا مِنْ خَیْرٍ فَإِنَّ اللّٰهَ بِهِ عَلِیمٌ . بقره (2) 215

اولیای فقیر

134. جواز بهره‌گیری متعارف ولیّ فقیر از اموال یتیم، در برابر خدمت به او، در صورت فقر:

وَ ابْتَلُوا الْیَتٰامیٰ حَتّٰی إِذٰا بَلَغُوا النِّکٰاحَ فَإِنْ آنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْداً فَادْفَعُوا إِلَیْهِمْ أَمْوٰالَهُمْ وَ لاٰ تَأْکُلُوهٰا إِسْرٰافاً وَ بِدٰاراً ... وَ مَنْ کٰانَ فَقِیراً فَلْیَأْکُلْ بِالْمَعْرُوفِ .... نساء (4) 6

بی‌اعتنایی به فقیر

135. ممنوعیّت کتمان شهادت، به علّت بی‌اعتنایی به فقیران و طمع به ثروتمندان:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُونُوا قَوّٰامِینَ بِالْقِسْطِ شُهَدٰاءَ لِلّٰهِ ... إِنْ یَکُنْ غَنِیًّا أَوْ فَقِیراً فَاللّٰهُ أَوْلیٰ بِهِمٰا .... نساء (4) 135

136. ثروت‌اندوزان بی‌توجّه به فقرا و نیازمندان، در معرض نابودی و جایگزین شدن گروههای دیگر به جای ایشان:

... تُدْعَوْنَ لِتُنْفِقُوا فِی سَبِیلِ اللّٰهِ ... وَ اللّٰهُ الْغَنِیُّ وَ أَنْتُمُ الْفُقَرٰاءُ وَ إِنْ تَتَوَلَّوْا یَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَیْرَکُمْ .... محمّد (47) 38

137. ذلّت و خواری در پیشگاه خداوند، نتیجۀ بی‌توجّهی به اطعام مساکین، نه کاهش ثروت:

وَ أَمّٰا إِذٰا مَا ابْتَلاٰهُ فَقَدَرَ عَلَیْهِ رِزْقَهُ فَیَقُولُ رَبِّی أَهٰانَنِ

کَلاّٰ بَلْ لاٰ تُکْرِمُونَ الْیَتِیمَ

وَ لاٰ تَحَاضُّونَ عَلیٰ طَعٰامِ الْمِسْکِینِ .

فجر (89) 16 -\18


1) 1) . خداوند در پاسخ به چگونگی انفاق، احسان به مساکین را نام می‌برد و آن را از موارد و مصادیق کار نیک می‌شمرد و به آن وعدۀ پاداش می‌دهد. این ملاحظات، بیانگر ارزش والای انفاق به مساکین است

2) 2) . از اینکه خداوند، ثروتمندان را به احسان توصیه می‌کندو از آنان می‌خواهد که از لغزشها و تندیهای مساکین درگذرند و صبر و تحمّل نمایند و از خداوند در عوض این کار، آمرزش و رحمت پاداش بگیرند ارزش احسان به مساکین دانسته می‌شود

138. علاقه به ثروت، از عوامل بی‌توجّهی به مساکین و ترک تلاش در رفع گرسنگی آنان:

وَ لاٰ تَحَاضُّونَ عَلیٰ طَعٰامِ الْمِسْکِینِ

وَ تُحِبُّونَ الْمٰالَ حُبًّا جَمًّا. (1)فجر (89) 18 و 20

نیز ==> همین مدخل، فقیر، تحقیر فقیر

پوشاک فقیر

139. پوشاندن ده مسکین، یکی از کفّارات تخییری، برای شکنندۀ قسم:

لاٰ یُؤٰاخِذُکُمُ اللّٰهُ بِاللَّغْوِ فِی أَیْمٰانِکُمْ وَ لٰکِنْ یُؤٰاخِذُکُمْ بِمٰا عَقَّدْتُمُ الْأَیْمٰانَ فَکَفّٰارَتُهُ إِطْعٰامُ عَشَرَةِ مَسٰاکِینَ ... أَوْ کِسْوَتُهُمْ .... مائده (5) 89

140. لزوم رعایت تناسب کیفیّت پوشاک، در کفّارۀ قسم با فصل سال و مرد یا زن بودن فقیر:

لاٰ یُؤٰاخِذُکُمُ اللّٰهُ بِاللَّغْوِ فِی أَیْمٰانِکُمْ وَ لٰکِنْ یُؤٰاخِذُکُمْ بِمٰا عَقَّدْتُمُ الْأَیْمٰانَ فَکَفّٰارَتُهُ ... عَشَرَةِ مَسٰاکِینَ ... أَوْ کِسْوَتُهُمْ ... (2)مائده (5) 89

141. بالا پوش و پایین پوش برای مرد، و پیراهن، روسری و پایین پوش برای زن، مقدار پوشاک فقیر و مسکین، در کفّارۀ قسم:

لاٰ یُؤٰاخِذُکُمُ اللّٰهُ بِاللَّغْوِ فِی أَیْمٰانِکُمْ وَ لٰکِنْ یُؤٰاخِذُکُمْ بِمٰا عَقَّدْتُمُ الْأَیْمٰانَ فَکَفّٰارَتُهُ ... عَشَرَةِ مَسٰاکِینَ ... أَوْ کِسْوَتُهُمْ ... ذٰلِکَ کَفّٰارَةُ أَیْمٰانِکُمْ ... (3)مائده (5) 89

142. یک تن‌پوش، حداقل کفّارۀ قسم، به هر یک از ده مسکین:

لاٰ یُؤٰاخِذُکُمُ اللّٰهُ بِاللَّغْوِ فِی أَیْمٰانِکُمْ وَ لٰکِنْ یُؤٰاخِذُکُمْ بِمٰا عَقَّدْتُمُ الْأَیْمٰانَ فَکَفّٰارَتُهُ إِطْعٰامُ عَشَرَةِ مَسٰاکِینَ مِنْ أَوْسَطِ مٰا تُطْعِمُونَ أَهْلِیکُمْ أَوْ کِسْوَتُهُمْ ... (4)مائده (5) 89

تأمین فقیر

143. تأمین نشدن سود و مصلحت واقعی فقرا و یا اغنیا، از طریق شهادت به ناحق:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُونُوا قَوّٰامِینَ بِالْقِسْطِ شُهَدٰاءَ لِلّٰهِ وَ لَوْ عَلیٰ ... إِنْ یَکُنْ غَنِیًّا أَوْ فَقِیراً فَاللّٰهُ أَوْلیٰ بِهِمٰا ... (5)نساء (4) 135

144. اختصاص دادن مقدار معیّنی از اموال به فقیران جامعه، از اوصاف نمازگزاران:

إِلاَّ الْمُصَلِّینَ

اَلَّذِینَ هُمْ عَلیٰ صَلاٰتِهِمْ دٰائِمُونَ

وَ الَّذِینَ فِی أَمْوٰالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ

لِلسّٰائِلِ وَ الْمَحْرُومِ . معارج (70) 22 -\25

145. وعدۀ خداوند به تأمین نیازمندیهای فقیران غیر متأهل، در صورت اقدام آنان به ازدواج:

وَ أَنْکِحُوا الْأَیٰامیٰ مِنْکُمْ وَ الصّٰالِحِینَ مِنْ عِبٰادِکُمْ وَ إِمٰائِکُمْ إِنْ یَکُونُوا فُقَرٰاءَ یُغْنِهِمُ اللّٰهُ مِنْ فَضْلِهِ .... نور (24) 32


1) 1) . ارتباط این آیه و آیۀ قبل با دو آیۀ پیش از آنها بیانگر برداشت یاد شده است

2) 2) . مطابق حدیث امام باقر یا امام صادق علیهما السلام مقصود از «کسوتهم» پوشش تابستانی در تابستان و پوشش زمستانی در زمستان است . (البرهان، ج 2، ص 349، ح 10)

3) 3) . بر اساس حدیث امام باقر یا امام صادق علیهما السلام است. (البرهان، ج 2، ص 349، ح 10)

4) 4) . مطابق حدیث امام باقر علیه السلام در معنای «اوسط». (تفسیر نورالثقلین، ج 1، ص 667 ، ح 334)

5) 5) . جملۀ «فاللّه اولیٰ بهما» می‌تواند به این معنا باشد که تنها با رعایت قوانین الهی، مصالح و حقوق انسانها، چه غنی و چه فقیر، تأمین خواهد شد. (مجمع‌البیان، ج 3 -\4، ص 190)

146. فضل و علم خداوند، تضمین‌کنندۀ تحقّق وعدۀ او به تأمین نیازمندیهای فقیران مصمّم و آماده برای ازدواج:

وَ أَنْکِحُوا الْأَیٰامیٰ مِنْکُمْ وَ الصّٰالِحِینَ مِنْ عِبٰادِکُمْ وَ إِمٰائِکُمْ إِنْ یَکُونُوا فُقَرٰاءَ یُغْنِهِمُ اللّٰهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ اللّٰهُ وٰاسِعٌ عَلِیمٌ . نور (24) 32

147. تأمین مساکین از طریق فیء، هدفی ارزشمند و مورد توصیۀ خداوند:

مٰا أَفٰاءَ اللّٰهُ ... فَلِلّٰهِ ... وَ الْمَسٰاکِینِ ... کَیْ لاٰ یَکُونَ دُولَةً بَیْنَ الْأَغْنِیٰاءِ مِنْکُمْ ... وَ اتَّقُوا اللّٰهَ إِنَّ اللّٰهَ شَدِیدُ الْعِقٰابِ . (1)حشر (59) 7

148. مساکین، از جمله سهم‌داران از فیء:

مٰا أَفٰاءَ اللّٰهُ ... فَلِلّٰهِ ... وَ الْمَسٰاکِینِ .... حشر (59) 7

149. پرداخت فیء به مساکین، عاملی برای گردش پول و ثروت، در دست همۀ مردم، نه تنها ثروتمندان:

مٰا أَفٰاءَ اللّٰهُ ... فَلِلّٰهِ ... وَ الْمَسٰاکِینِ ... کَیْ لاٰ یَکُونَ دُولَةً بَیْنَ الْأَغْنِیٰاءِ مِنْکُمْ .... حشر (59) 7

150. اختصاص دادن مقدار معیّنی از اموال خویش به فقیران جامعه، تعدیل‌کنندۀ غرایز بشر:

إِنَّ الْإِنْسٰانَ خُلِقَ هَلُوعاً

إِلاَّ الْمُصَلِّینَ

وَ الَّذِینَ فِی أَمْوٰالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ

لِلسّٰائِلِ وَ الْمَحْرُومِ . معارج (70) 19 و 22 و 24 و 25

151. محرومان، دارای حق، در اموال توانگران و شریک ثروت آنان:

وَ الَّذِینَ فِی أَمْوٰالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ

لِلسّٰائِلِ وَ الْمَحْرُومِ . معارج (70) 24 و 25

152. کمک و امداد خداوند به فقرا و نیازمندان، نشئت گرفته از فضل او:

... إِنْ یَکُونُوا فُقَرٰاءَ یُغْنِهِمُ اللّٰهُ مِنْ فَضْلِهِ ....

نور (24) 32

تحقیر فقیر

153. مؤمنان فقیر و تهیدست، مورد تحقیر اشراف مکّه، در صدر اسلام:

وَ لاٰ تَطْرُدِ الَّذِینَ یَدْعُونَ رَبَّهُمْ .... لِیَقُولُوا أَ هٰؤُلاٰءِ مَنَّ اللّٰهُ عَلَیْهِمْ مِنْ بَیْنِنٰا ... (2)

انعام (6) 52 و 53

وَ اصْبِرْ نَفْسَکَ مَعَ الَّذِینَ یَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَدٰاةِ وَ الْعَشِیِّ یُرِیدُونَ وَجْهَهُ وَ لاٰ تَعْدُ عَیْنٰاکَ عَنْهُمْ تُرِیدُ زِینَةَ الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا وَ لاٰ تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنٰا قَلْبَهُ عَنْ ذِکْرِنٰا وَ اتَّبَعَ هَوٰاهُ وَ کٰانَ أَمْرُهُ فُرُطاً.

کهف (18) 28

154. رفتار اهانت‌آمیز با فقیر نابینا، مورد سرزنش خداوند:

عَبَسَ وَ تَوَلّٰی

أَنْ جٰاءَهُ الْأَعْمیٰ

وَ مٰا یُدْرِیکَ لَعَلَّهُ یَزَّکّٰی

وَ أَمّٰا مَنْ جٰاءَکَ یَسْعیٰ

وَ هُوَ یَخْشیٰ . (3)عبس (80) 1 -\3 و 8 و 9

نیز ==> همین مدخل، طرد فقیران

حقوق فقیر

155. پرداخت حق مساکین، لازم و واجب:

وَ آتِ ذَا الْقُرْبیٰ حَقَّهُ وَ الْمِسْکِینَ ....

اسراء (17) 26


1) 1) . قرار داده شدن قسمتی از فیء برای مساکین به جهت گردش ثروت بین همۀ مردم و تهدید به عذاب، در صورت ترک توصیۀ الهی، بیانگر ارزش پرداخت حقوق مساکین است

2) 2) . مقصود از «الّذین یدعون ربّهم» مؤمنان فقیری است که‌در اطراف پیامبر صلی الله علیه و آله بوده‌اند و مورد تحقیر و استهزای مشرکان قرار گرفته‌اند. (الکشاف، ج 2، ص 27؛ المیزان، ج 7، ص 99)

3) 3) . غرض سوره، سرزنش کسی است که اغنیا و مترفان را بر ضعفا و مساکین از مؤمنان مقدّم می‌دارد. (المیزان، ج 20، ص 199؛ التفسیر المنیر، ج 30، ص 252)

فَآتِ ذَا الْقُرْبیٰ حَقَّهُ وَ الْمِسْکِینَ وَ ابْنَ السَّبِیلِ ذٰلِکَ خَیْرٌ لِلَّذِینَ یُرِیدُونَ وَجْهَ اللّٰهِ وَ أُولٰئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ . روم (30) 38

156. بینوایان و مساکین، دارای حق تغذیه از اموال توانمندان:

وَ لاٰ یَحُضُّ عَلیٰ طَعٰامِ الْمِسْکِینِ . حاقّه (69) 34

عَنِ الْمُجْرِمِینَ

مٰا سَلَکَکُمْ فِی سَقَرَ

قٰالُوا لَمْ نَکُ مِنَ الْمُصَلِّینَ

وَ لَمْ نَکُ نُطْعِمُ الْمِسْکِینَ . مدّثر (74) 41 -\44

وَ لاٰ یَحُضُّ عَلیٰ طَعٰامِ الْمِسْکِینِ . ماعون (107) 3

157. نیازمندان و فقیران، دارای حقّی در اموال مردم:

فَآتِ ذَا الْقُرْبیٰ حَقَّهُ وَ الْمِسْکِینَ وَ ابْنَ السَّبِیلِ ذٰلِکَ خَیْرٌ لِلَّذِینَ یُرِیدُونَ وَجْهَ اللّٰهِ وَ أُولٰئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ . روم (30) 38

وَ فِی أَمْوٰالِهِمْ حَقٌّ لِلسّٰائِلِ وَ الْمَحْرُومِ .

ذاریات (51) 19

وَ الَّذِینَ فِی أَمْوٰالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ

لِلسّٰائِلِ وَ الْمَحْرُومِ . معارج (70) 24 و 25

158. رعایت حقوق فقیران در اموال و بهره‌مند کردن فقیران سائل و محروم از آنها، نشانۀ تقوا و احسان:

إِنَّ الْمُتَّقِینَ فِی جَنّٰاتٍ وَ عُیُونٍ ... إِنَّهُمْ کٰانُوا قَبْلَ ذٰلِکَ مُحْسِنِینَ وَ فِی أَمْوٰالِهِمْ حَقٌّ لِلسّٰائِلِ وَ الْمَحْرُومِ . ذاریات (51) 15 و 16 و 19

159. قوانین الهی، حامی و تأمین‌کنندۀ حقوق فقیران و ثروتمندان:

... إِنْ یَکُنْ غَنِیًّا أَوْ فَقِیراً فَاللّٰهُ أَوْلیٰ بِهِمٰا ... (1)

نساء (4) 135

160. برتری حفظ شخصیّت فقیر، در مقایسه با انفاق توأم با منّت به وی:

قَوْلٌ مَعْرُوفٌ وَ مَغْفِرَةٌ خَیْرٌ مِنْ صَدَقَةٍ یَتْبَعُهٰا أَذیً .... بقره (2) 263

161. بردباری توانگران انفاق‌کننده، صفتی خدایی، در صورت برخورد ناصواب فقرا و نیازمندان با آنان:

قَوْلٌ مَعْرُوفٌ وَ مَغْفِرَةٌ خَیْرٌ مِنْ صَدَقَةٍ یَتْبَعُهٰا أَذیً ... وَ اللّٰهُ غَنِیٌّ حَلِیمٌ . (2)بقره (2) 263

162. منع آزردن فقرا با گفتاری ناصواب، هنگام انفاق به آنها:

قَوْلٌ مَعْرُوفٌ وَ مَغْفِرَةٌ خَیْرٌ مِنْ صَدَقَةٍ یَتْبَعُهٰا أَذیً .... بقره (2) 263

163. لزوم پرده‌پوشی نیاز نیازمندان و تهیدستان سؤال کننده و عفو و گذشت از خطای آنان از حقوق آنان:

قَوْلٌ مَعْرُوفٌ وَ مَغْفِرَةٌ خَیْرٌ مِنْ صَدَقَةٍ یَتْبَعُهٰا أَذیً .... بقره (2) 263

164. گذشت از گفتار زشت فقیر، هنگام عدم تمکّن بر انفاق، بهتر از انفاق آزاردهنده به فقیر:

قَوْلٌ مَعْرُوفٌ وَ مَغْفِرَةٌ خَیْرٌ مِنْ صَدَقَةٍ یَتْبَعُهٰا أَذیً .... بقره (2) 263

165. پیامبر صلی الله علیه و آله موظّف به ادای حقوق مساکین، با رعایت اعتدال و بدون تبذیر:

وَ آتِ ذَا الْقُرْبیٰ حَقَّهُ وَ الْمِسْکِینَ ... وَ لاٰ تُبَذِّرْ تَبْذِیراً. اسراء (17) 26


1) 1) . هدف از ایراد جملۀ «فاللّه اولیٰ بهما» پس از الزام اهل‌ایمان به اقامۀ قسط و شهادت به حق، می‌تواند این معنا باشد که تنها با رعایت قوانین الهی، حقوق انسانها، چه غنی و چه فقیر، تأمین خواهد شد

2) 2) . به‌کارگیری صفت «حلیم» ظاهراً برای توصیه به انفاق‌کنندگان است که مانند خداوند بردبار باشند تا خطای نیازمندان آنان را خشمگین نسازد، زیرا خداوند در مؤاخذۀ جفاکاران عجله نمی‌کند و در برابر جهالت خشم نمی‌کند. (المیزان، ج 2، ص 389)

166. بهره‌مند ساختن مساکین از اموال میّت، در صورت حضور آنان هنگام تقسیم ارث:

وَ إِذٰا حَضَرَ الْقِسْمَةَ ... وَ الْمَسٰاکِینُ فَارْزُقُوهُمْ مِنْهُ .... نساء (4) 8

167. بهره‌مند شدن مساکین از خمس غنایم، حق مسلم برای آنان:

وَ اعْلَمُوا أَنَّمٰا غَنِمْتُمْ مِنْ شَیْءٍ فَأَنَّ لِلّٰهِ خُمُسَهُ ...

وَ الْمَسٰاکِینِ .... انفال (8) 41

168. بهره‌مند شدن مساکین از خمس غنایم، منوط به خویشاوندی آنها به پیامبر صلی الله علیه و آله :

وَ اعْلَمُوا أَنَّمٰا غَنِمْتُمْ مِنْ شَیْءٍ فَأَنَّ لِلّٰهِ خُمُسَهُ ...

وَ الْمَسٰاکِینِ ... (1)انفال (8) 41

169. مسکنت، منشأ پیدایش حقوقی ویژه برای مساکین:

وَ آتِ ذَا الْقُرْبیٰ حَقَّهُ وَ الْمِسْکِینَ ....

اسراء (17) 26

فَآتِ ذَا الْقُرْبیٰ حَقَّهُ وَ الْمِسْکِینَ .... روم (30) 38

دلجویی از فقیر

170. پیامبر صلی الله علیه و آله موظّف به دلجویی از مؤمنان فقیر با ابلاغ سلام و رحمت الهی به آنان، در برابر طعنه‌های کافران:

وَ لاٰ تَطْرُدِ الَّذِینَ یَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَدٰاةِ وَ الْعَشِیِّ یُرِیدُونَ وَجْهَهُ مٰا عَلَیْکَ مِنْ حِسٰابِهِمْ مِنْ شَیْءٍ وَ مٰا مِنْ حِسٰابِکَ عَلَیْهِمْ مِنْ شَیْءٍ فَتَطْرُدَهُمْ فَتَکُونَ مِنَ الظّٰالِمِینَ ... أَ هٰؤُلاٰءِ مَنَّ اللّٰهُ عَلَیْهِمْ مِنْ بَیْنِنٰا ... وَ إِذٰا جٰاءَکَ الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِآیٰاتِنٰا فَقُلْ سَلاٰمٌ عَلَیْکُمْ کَتَبَ رَبُّکُمْ عَلیٰ نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ .... انعام (6) 52 -\54

زکات به فقیر

171. تأمین نیازمندیهای مستمندان، از موارد مصرف صدقات واجب (زکات):

إِنْ تُبْدُوا الصَّدَقٰاتِ فَنِعِمّٰا هِیَ وَ إِنْ تُخْفُوهٰا وَ تُؤْتُوهَا الْفُقَرٰاءَ فَهُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَ یُکَفِّرُ عَنْکُمْ مِنْ سَیِّئٰاتِکُمْ وَ اللّٰهُ بِمٰا تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ

لِلْفُقَرٰاءِ الَّذِینَ أُحْصِرُوا فِی سَبِیلِ اللّٰهِ لاٰ یَسْتَطِیعُونَ ضَرْباً فِی الْأَرْضِ یَحْسَبُهُمُ الْجٰاهِلُ أَغْنِیٰاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُمْ بِسِیمٰاهُمْ لاٰ یَسْئَلُونَ النّٰاسَ إِلْحٰافاً وَ مٰا تُنْفِقُوا مِنْ خَیْرٍ فَإِنَّ اللّٰهَ بِهِ عَلِیمٌ . (2)

بقره (2) 271 و 273

172. اولویّت تأمین زندگی فقیران و نیازمندان، به وسیلۀ زکات، نسبت به سایر مصارف:

إِنَّمَا الصَّدَقٰاتُ لِلْفُقَرٰاءِ .... توبه (9) 60

173. مساکین، مستحق دریافت سهمی از زکات:

إِنَّمَا الصَّدَقٰاتُ لِلْفُقَرٰاءِ وَ الْمَسٰاکِینِ وَ الْعٰامِلِینَ عَلَیْهٰا وَ الْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَ فِی الرِّقٰابِ وَ الْغٰارِمِینَ وَ فِی سَبِیلِ اللّٰهِ وَ ابْنِ السَّبِیلِ فَرِیضَةً مِنَ اللّٰهِ وَ اللّٰهُ عَلِیمٌ حَکِیمٌ . توبه (9) 60

شخصیّت فقیر

174. ضرورت توجّه به حفظ شخصیّت فقرا و نیازمندان دریافت‌کنندۀ انفاق:

اَلَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوٰالَهُمْ فِی سَبِیلِ اللّٰهِ ثُمَّ لاٰ یُتْبِعُونَ مٰا أَنْفَقُوا مَنًّا وَ لاٰ أَذیً .... بقره (2) 262


1) 1) . امام سجّاد علیه السلام در پاسخ به سؤال از «والیتامیٰ و المساکین و ابن‌السّبیل» فرمود: یتیمیان ما و مساکین ما. (مجمع‌البیان، ج 3 -\4، ص 837)

2) 2) . برخی «ان تبدوا الصّدقات» را مربوط به زکات واجب‌دانسته‌اند. (همان، ج 1 -\2، ص 662)

شوهران فقیر

175. شوهران فقیر و تنگدست، موظّف به پرداخت هزینۀ زندگی زنان مطلّقه، به مقدار توانایی:

یٰا أَیُّهَا النَّبِیُّ إِذٰا طَلَّقْتُمُ النِّسٰاءَ .... وَ إِنْ کُنَّ أُولاٰتِ حَمْلٍ فَأَنْفِقُوا عَلَیْهِنَّ حَتّٰی .... وَ مَنْ قُدِرَ عَلَیْهِ رِزْقُهُ فَلْیُنْفِقْ مِمّٰا آتٰاهُ اللّٰهُ ....

طلاق (65) 1 و 6 و 7

176. شوهران تنگدست، در صورت رعایت آموزه‌ها و رهنمودهای الهی، مورد عنایت و حمایت خدا:

یٰا أَیُّهَا النَّبِیُّ إِذٰا طَلَّقْتُمُ النِّسٰاءَ ... لِیُنْفِقْ ذُو سَعَةٍ مِنْ سَعَتِهِ وَ مَنْ قُدِرَ عَلَیْهِ رِزْقُهُ فَلْیُنْفِقْ مِمّٰا آتٰاهُ اللّٰهُ لاٰ یُکَلِّفُ اللّٰهُ نَفْساً إِلاّٰ مٰا آتٰاهٰا سَیَجْعَلُ اللّٰهُ بَعْدَ عُسْرٍ یُسْراً. طلاق (65) 1 و 7

صحابۀ فقیر

177. پیامبر صلی الله علیه و آله موظّف به عدم طرد فقیران صحابی، به دلیل عدم مسئولیّت وی نسبت به محاسبه و پاداش اعمال آنها:

وَ لاٰ تَطْرُدِ الَّذِینَ یَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَدٰاةِ وَ الْعَشِیِّ یُرِیدُونَ وَجْهَهُ مٰا عَلَیْکَ مِنْ حِسٰابِهِمْ مِنْ شَیْءٍ وَ مٰا مِنْ حِسٰابِکَ عَلَیْهِمْ مِنْ شَیْءٍ فَتَطْرُدَهُمْ فَتَکُونَ مِنَ الظّٰالِمِینَ . (1)انعام (6) 52

178. حضور فقیران مؤمن و صحابۀ نیایش‌کننده به درگاه خداوند، در هر بامداد و شامگاه در اطراف پیامبر صلی الله علیه و آله :

وَ لاٰ تَطْرُدِ الَّذِینَ ... مٰا عَلَیْکَ مِنْ حِسٰابِهِمْ مِنْ شَیْءٍ .... انعام (6) 52

179. طرد فقیران مؤمن صحابی، موجب قرار گرفتن در زمرۀ ظالمان:

وَ لاٰ تَطْرُدِ الَّذِینَ یَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَدٰاةِ وَ الْعَشِیِّ یُرِیدُونَ وَجْهَهُ مٰا عَلَیْکَ مِنْ حِسٰابِهِمْ مِنْ شَیْءٍ وَ مٰا مِنْ حِسٰابِکَ عَلَیْهِمْ مِنْ شَیْءٍ فَتَطْرُدَهُمْ فَتَکُونَ مِنَ الظّٰالِمِینَ . انعام (6) 52

180. ضرورت حفظ و حمایت از صحابۀ تهیدست اطراف پیامبر صلی الله علیه و آله ، به‌رغم نظر مشرکان بر طرد حضور تهیدستان، از کنار آن حضرت:

وَ لاٰ تَطْرُدِ الَّذِینَ یَدْعُونَ رَبَّهُمْ ... مٰا عَلَیْکَ مِنْ حِسٰابِهِمْ مِنْ شَیْءٍ وَ مٰا مِنْ حِسٰابِکَ عَلَیْهِمْ مِنْ شَیْءٍ فَتَطْرُدَهُمْ .... انعام (6) 52

181. حضور صحابۀ فقیر و تهیدست در کنار پیامبر صلی الله علیه و آله ، وسیله‌ای برای آزمایش دیگران:

وَ لاٰ تَطْرُدِ الَّذِینَ یَدْعُونَ رَبَّهُمْ ... وَ کَذٰلِکَ فَتَنّٰا بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ .... انعام (6) 52 و 53

نیز ==> همین مدخل، فقیر، مصادیق فقیر، فقیر اصحاب صفّه

صدقه به فقیر

182. غنای الهی، کفایت‌کنندۀ محرومان از صدقات همراه با آزار و اذیّت:

قَوْلٌ مَعْرُوفٌ وَ مَغْفِرَةٌ خَیْرٌ مِنْ صَدَقَةٍ یَتْبَعُهٰا أَذیً وَ اللّٰهُ غَنِیٌّ ... (2)بقره (2) 263

183. تشویق خداوند به اعطای صدقۀ خالصانه به فقیران:

اَلَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوٰالَهُمْ فِی سَبِیلِ اللّٰهِ .... خَیْرٌ


1) 1) . مقصود از «الّذین یدعون...» صحابی مؤمن فقیر هستند که مشرکان خواستار طرد آنان از پیامبر صلی الله علیه و آله داشتند (انوار التنزیل، بیضاوی، ج 2، ص 19) که مورد نهی خداوند قرار گرفت

2) 2) . به‌کارگیری صفت «غنی» بیانگر این است که نیازی به انفاق همراه با آزار محرومان نیست و خداوند با غنای خود، روزی آنان را خواهد داد

مِنْ صَدَقَةٍ .... بقره (2) 262 و 263

184. لزوم پرداخت صدقات واجب (زکات) به فقرا:

إِنَّمَا الصَّدَقٰاتُ لِلْفُقَرٰاءِ ... فَرِیضَةً مِنَ اللّٰهِ وَ اللّٰهُ عَلِیمٌ حَکِیمٌ . توبه (9) 60

185. گذشت از بدهی وامداران فقیر و تنگدست، نمونه‌ای از صدقه:

وَ إِنْ کٰانَ ذُو عُسْرَةٍ ... وَ أَنْ تَصَدَّقُوا خَیْرٌ لَکُمْ ....

بقره (2) 280

186. صدقه به شش مسکین، یکی از کفّارات تخییری، برای تراشندۀ سر، قبل از قربانی:

... وَ لاٰ تَحْلِقُوا رُؤُسَکُمْ حَتّٰی یَبْلُغَ الْهَدْیُ مَحِلَّهُ فَمَنْ کٰانَ مِنْکُمْ مَرِیضاً ... أَوْ صَدَقَةٍ ... (1)

بقره (2) 196

187. مساکین، مالک سهم خویش، از صدقات:

إِنَّمَا الصَّدَقٰاتُ لِلْفُقَرٰاءِ وَ الْمَسٰاکِینِ ... (2)

توبه (9) 60

188. صدقۀ پنهانی به فقرا و نیازمندان، کفّارۀ برخی گناهان:

إِنْ تُبْدُوا الصَّدَقٰاتِ ... وَ إِنْ تُخْفُوهٰا وَ تُؤْتُوهَا الْفُقَرٰاءَ ... وَ یُکَفِّرُ عَنْکُمْ مِنْ سَیِّئٰاتِکُمْ ....

بقره (2) 271

طرد فقیر

189. طرد مؤمنان فقیر از جانب نوح علیه السلام ، درخواست اشراف قوم آن حضرت از وی:

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ ... فَقٰالَ الْمَلَأُ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ ... وَ مٰا نَرٰاکَ اتَّبَعَکَ إِلاَّ الَّذِینَ هُمْ أَرٰاذِلُنٰا .... وَ مٰا أَنَا بِطٰارِدِ الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّهُمْ مُلاٰقُوا رَبِّهِمْ ... (3)

هود (11) 25 و 27 و 29

190. طرد فقیران مؤمن از سوی نوح علیه السلام ، موجب محروم شدن از یاری و نصرت و از دست دادن یاران:

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ إِنِّی لَکُمْ نَذِیرٌ مُبِینٌ

فَقٰالَ الْمَلَأُ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ مٰا نَرٰاکَ إِلاّٰ بَشَراً مِثْلَنٰا وَ مٰا نَرٰاکَ اتَّبَعَکَ إِلاَّ الَّذِینَ هُمْ أَرٰاذِلُنٰا بٰادِیَ الرَّأْیِ وَ مٰا نَریٰ لَکُمْ عَلَیْنٰا مِنْ فَضْلٍ بَلْ نَظُنُّکُمْ کٰاذِبِینَ

وَ یٰا قَوْمِ لاٰ أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ مٰالاً إِنْ أَجرِیَ إِلاّٰ عَلَی اللّٰهِ وَ مٰا أَنَا بِطٰارِدِ الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّهُمْ مُلاٰقُوا رَبِّهِمْ وَ لٰکِنِّی أَرٰاکُمْ قَوْماً تَجْهَلُونَ

وَ یٰا قَوْمِ مَنْ یَنْصُرُنِی مِنَ اللّٰهِ إِنْ طَرَدْتُهُمْ أَ فَلاٰ تَذَکَّرُونَ .

هود (11) 25 و 27 و 29 و 30

191. درخواست طرد مؤمنان فقیر از اطراف نوح علیه السلام به وسیلۀ اشراف قوم آن حضرت، نشانگر جهل آن قوم:

فَقٰالَ الْمَلَأُ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ مٰا نَرٰاکَ إِلاّٰ بَشَراً مِثْلَنٰا وَ مٰا نَرٰاکَ اتَّبَعَکَ إِلاَّ الَّذِینَ هُمْ أَرٰاذِلُنٰا بٰادِیَ الرَّأْیِ وَ مٰا نَریٰ لَکُمْ عَلَیْنٰا مِنْ فَضْلٍ بَلْ نَظُنُّکُمْ کٰاذِبِینَ

وَ یٰا قَوْمِ لاٰ أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ مٰالاً إِنْ أَجرِیَ إِلاّٰ عَلَی اللّٰهِ وَ مٰا أَنَا بِطٰارِدِ الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّهُمْ مُلاٰقُوا رَبِّهِمْ وَ لٰکِنِّی أَرٰاکُمْ


1) 1) . امام صادق علیه السلام فرمودند: برای آن شخص، صدقه برشش مسکین لازم است، هر مسکین دو مدّ. (تفسیر نورالثقلین، ج 1، ص 187، ح 665)

2) 2) . دخول «لام» برای افادۀ ملکیّت صدقات است و بعیدنیست برای گروه چهارگانۀ اوّل باشد که فقرا و مساکین در رأس آنهایند. (المیزان، ج 9، ص 313؛ تفسیر نمونه، ج 8 ، ص 12)

3) 3) . «اراذل» [فرومایه] به معنای محروم از مظاهر زندگی‌دنیا [فقیر] و یا غیر عمیق در تفکّر و رأی است، که در این‌جا از احتمال اوّل استفاده شده است. (انوار التنزیل، بیضاوی، ج 2، ص 260)

قَوْماً تَجْهَلُونَ . هود (11) 27 و 29

192. پیشنهاد طرد فقیران مؤمن، از جانب اشراف مشرک، مورد مخالفت شدید و قاطعانۀ حضرت نوح علیه السلام :

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ إِنِّی لَکُمْ نَذِیرٌ مُبِینٌ ... أَرٰاذِلُنٰا بٰادِیَ الرَّأْیِ .... وَ مٰا أَنَا بِطٰارِدِ الَّذِینَ آمَنُوا ... (1)هود (11) 25 و 27 و 29

کَذَّبَتْ قَوْمُ نُوحٍ الْمُرْسَلِینَ

قٰالُوا أَ نُؤْمِنُ لَکَ وَ اتَّبَعَکَ الْأَرْذَلُونَ

وَ مٰا أَنَا بِطٰارِدِ الْمُؤْمِنِینَ .

شعراء (26) 105 و 111 و 114

193. نهی شدن پیامبر صلی الله علیه و آله از طرد فقیران مؤمن از اطراف خود، و عملی نکردن پیشنهاد مشرکان مکّه:

وَ لاٰ تَطْرُدِ الَّذِینَ یَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَدٰاةِ وَ الْعَشِیِّ یُرِیدُونَ وَجْهَهُ مٰا عَلَیْکَ مِنْ حِسٰابِهِمْ مِنْ شَیْءٍ وَ مٰا مِنْ حِسٰابِکَ عَلَیْهِمْ مِنْ شَیْءٍ فَتَطْرُدَهُمْ فَتَکُونَ مِنَ الظّٰالِمِینَ

وَ کَذٰلِکَ فَتَنّٰا بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لِیَقُولُوا أَ هٰؤُلاٰءِ مَنَّ اللّٰهُ عَلَیْهِمْ مِنْ بَیْنِنٰا أَ لَیْسَ اللّٰهُ بِأَعْلَمَ بِالشّٰاکِرِینَ . (2)انعام (6) 52 و 53

وَ اصْبِرْ نَفْسَکَ مَعَ الَّذِینَ یَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَدٰاةِ وَ الْعَشِیِّ یُرِیدُونَ وَجْهَهُ وَ لاٰ تَعْدُ عَیْنٰاکَ عَنْهُمْ تُرِیدُ زِینَةَ الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا وَ لاٰ تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنٰا قَلْبَهُ عَنْ ذِکْرِنٰا وَ اتَّبَعَ هَوٰاهُ وَ کٰانَ أَمْرُهُ فُرُطاً.

کهف (18) 28

194. پیامبر صلی الله علیه و آله در صورت نزدیک شدن به رفاه‌مندان و بریدن از مؤمنان فقیر و تهیدست، در خطر گرایش به جلوه‌های دنیا:

وَ اصْبِرْ نَفْسَکَ مَعَ الَّذِینَ یَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَدٰاةِ وَ الْعَشِیِّ یُرِیدُونَ وَجْهَهُ وَ لاٰ تَعْدُ عَیْنٰاکَ عَنْهُمْ تُرِیدُ زِینَةَ الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا .... کهف (18) 28

195. طرد مؤمنان فقیر، موجب دخول در جرگۀ ستمگران:

وَ لاٰ تَطْرُدِ الَّذِینَ یَدْعُونَ رَبَّهُمْ ... فَتَطْرُدَهُمْ فَتَکُونَ مِنَ الظّٰالِمِینَ . (3)انعام (6) 52

196. عدم جواز طرد مؤمنان محروم و تهیدست، برای گرایش دادن اشراف به توحید:

وَ لاٰ تَطْرُدِ الَّذِینَ یَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَدٰاةِ وَ الْعَشِیِّ یُرِیدُونَ وَجْهَهُ مٰا عَلَیْکَ مِنْ حِسٰابِهِمْ مِنْ شَیْءٍ وَ مٰا مِنْ حِسٰابِکَ عَلَیْهِمْ مِنْ شَیْءٍ فَتَطْرُدَهُمْ فَتَکُونَ مِنَ الظّٰالِمِینَ . انعام (6) 52

فَقٰالَ الْمَلَأُ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ مٰا نَرٰاکَ إِلاّٰ بَشَراً مِثْلَنٰا وَ مٰا نَرٰاکَ اتَّبَعَکَ إِلاَّ الَّذِینَ هُمْ أَرٰاذِلُنٰا بٰادِیَ الرَّأْیِ .... وَ مٰا أَنَا بِطٰارِدِ الَّذِینَ آمَنُوا ....

هود (11) 27 و 29

197. طرد فقیران گدا و سؤال‌کننده، مورد نهی خداوند:

وَ أَمَّا السّٰائِلَ فَلاٰ تَنْهَرْ. ضحی (93) 10

نیز ==> همین مدخل، فقیر، تحقیر فقیر

عفو از فقیر

198. گذشت از لغزشهای بینوایان و مساکین، وظیفه‌ای الهی برعهدۀ توانگران:

وَ لاٰ یَأْتَلِ أُولُوا الْفَضْلِ مِنْکُمْ وَ السَّعَةِ أَنْ یُؤْتُوا ...


1) 1) . آوردن جملۀ اسمیه و «با» ی زایده، از تأکید فراوان حکایت دارد

2) 2) . با توجّه به شأن نزول، آیۀ شریفه در مورد فقرای اطراف پیامبراکرم صلی الله علیه و آله است که مشرکان مکّه درخواست طرد آنان را داشتند و مورد نهی خداوند واقع شدند. (مجمع‌البیان، ج 1 -\2، ص 472؛ الکشاف، ج 2، ص 27)

3) 3) . در صورتی که «ال» در «الظّالمین» عهد باشد، گزینش عنوان ستمگر برای ذکرشدگان در آیه تصریح به ستمگر بودن آنان است

وَ الْمَسٰاکِینَ ... وَ لْیَعْفُوا .... نور (24) 22

عیب‌جویی از فقیر

199. شیوۀ دوگانۀ منافقان در عیب‌جویی از مؤمنان توانمند و مؤمنان فقیر و تهیدست:

اَلَّذِینَ یَلْمِزُونَ الْمُطَّوِّعِینَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ فِی الصَّدَقٰاتِ وَ الَّذِینَ لاٰ یَجِدُونَ إِلاّٰ جُهْدَهُمْ فَیَسْخَرُونَ مِنْهُمْ سَخِرَ اللّٰهُ مِنْهُمْ وَ لَهُمْ عَذٰابٌ أَلِیمٌ . (1)توبه (9) 79

فدیه به فقیر

200. پرداخت فدیه به مساکین به جای روزه، در صورت مشقّت‌بار بودن روزه، از اعمال خیر:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیٰامُ ...

... وَ عَلَی الَّذِینَ یُطِیقُونَهُ فِدْیَةٌ ... فَمَنْ تَطَوَّعَ خَیْراً .... بقره (2) 183 و 184

فقیر عفیف

201. نیازمندان محصور شده در راه خدا و عفیف و ناتوان از کسب روزی، از بهترین مصارف انفاق:

لِلْفُقَرٰاءِ الَّذِینَ أُحْصِرُوا فِی سَبِیلِ اللّٰهِ لاٰ یَسْتَطِیعُونَ ضَرْباً فِی الْأَرْضِ یَحْسَبُهُمُ الْجٰاهِلُ أَغْنِیٰاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُمْ بِسِیمٰاهُمْ لاٰ یَسْئَلُونَ النّٰاسَ إِلْحٰافاً ... (2)بقره (2) 273

202. ارجمندی عفّت نفس، خویشتنداری و تظاهر به بی‌نیازی، به رغم نیازمندی شدید، برای فقرا:

لِلْفُقَرٰاءِ ... یَحْسَبُهُمُ الْجٰاهِلُ أَغْنِیٰاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ ...

لاٰ یَسْئَلُونَ النّٰاسَ إِلْحٰافاً .... بقره (2) 273

203. سیمای فقیران عفیف، بیانگر وضعیّت اقتصادی نابهنجار آنان، به رغم خویشتنداری و تظاهر به عدم فقر:

لِلْفُقَرٰاءِ الَّذِینَ أُحْصِرُوا فِی سَبِیلِ اللّٰهِ لاٰ یَسْتَطِیعُونَ ضَرْباً فِی الْأَرْضِ یَحْسَبُهُمُ الْجٰاهِلُ أَغْنِیٰاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُمْ بِسِیمٰاهُمْ لاٰ یَسْئَلُونَ النّٰاسَ إِلْحٰافاً وَ مٰا تُنْفِقُوا مِنْ خَیْرٍ فَإِنَّ اللّٰهَ بِهِ عَلِیمٌ . بقره (2) 273

204. اصحاب صفه، از جملۀ فقرا و نیازمندان عفیف و خویشتندار محصور شده در راه خدا:

لِلْفُقَرٰاءِ الَّذِینَ أُحْصِرُوا فِی سَبِیلِ اللّٰهِ لاٰ یَسْتَطِیعُونَ ضَرْباً فِی الْأَرْضِ یَحْسَبُهُمُ الْجٰاهِلُ أَغْنِیٰاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُمْ بِسِیمٰاهُمْ ... (3)بقره (2) 273

205. درخواست نکردن از مردم، در عین نیازمندی و فقر، مورد عنایت خداوند و مصداق بارز انفاق:

لِلْفُقَرٰاءِ الَّذِینَ أُحْصِرُوا ... تَعْرِفُهُمْ بِسِیمٰاهُمْ لاٰ یَسْئَلُونَ النّٰاسَ إِلْحٰافاً وَ مٰا تُنْفِقُوا مِنْ خَیْرٍ فَإِنَّ اللّٰهَ بِهِ عَلِیمٌ . (4)بقره (2) 273


1) 1) . مقابلۀ «المطوّعین» با «لایجدون جهدهم» قرینه است بر اینکه مقصود از «المطوّعین» ثروتمندانی است که زکات پرداخت می‌کردند و مورد تمسخر منافقان بودند و خداوند هم آنان را به سبب کفرشان مسخره و مشمول عذابش کرده است. (المیزان، ج 9، ص 351)

2) 2) . «اغنیاء من التّعفّف» به امتناع از سؤال و تجمّل در لباس تفسیر شده است و جملۀ «لایسألون...» به‌این معنا است که اصلاً سؤال نمی‌کنند؛ نه اینکه سؤال می‌کنند، ولی اصرار نمی‌ورزند. (مجمع‌البیان، ج 1 -\2، ص 666 ؛ الکشاف، ج 1، ص 318)

3) 3) . امام باقر علیه السلام فرمود: این آیه در مورد اصحاب صفّه نازل شده است. (مجمع‌البیان، ج 1 -\2، ص 666)

4) 4) . «ملحف» و «ملحّ» کسی است که مال را با کثرت تلطّف به دست می‌آورد و فقرایی که چنین نیستند به طریق اولیٰ، مال را با عنف هم به دست نمی‌آورند. وقتی به لطف و عنف، استخراج مال نمی‌کنند، بنابراین اصلاً سؤال نمی‌کنند؛ نه اینکه سؤال می‌کنند، ولی اصرار نمی‌ورزند. (التفسیر الکبیر، ج 3، ص 69)

206. از مردم چیزی نخواستن، از ویژگیهای نیازمندان و فقرای عفیف:

لِلْفُقَرٰاءِ الَّذِینَ أُحْصِرُوا فِی سَبِیلِ اللّٰهِ ...

یَحْسَبُهُمُ الْجٰاهِلُ أَغْنِیٰاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ ...

لاٰ یَسْئَلُونَ النّٰاسَ إِلْحٰافاً .... (1)بقره (2) 273

فقیر غیر مسلمان

207. جواز انفاق به نیازمندان و فقیران غیر مسلمان:

... وَ تُؤْتُوهَا الْفُقَرٰاءَ ... لَیْسَ عَلَیْکَ هُدٰاهُمْ ...

وَ مٰا تُنْفِقُوا مِنْ خَیْرٍ فَلِأَنْفُسِکُمْ ... (2)

بقره (2) 271 و 272

فقیر معذور

208. مؤمنان تهیدست و ناتوان از تدارک هزینۀ زندگی، معذور و معاف از جنگ، در صورت خیرخواه بودن برای خدا و پیامبر صلی الله علیه و آله :

وَ إِذٰا أُنْزِلَتْ سُورَةٌ أَنْ آمِنُوا بِاللّٰهِ وَ جٰاهِدُوا مَعَ رَسُولِهِ اسْتَأْذَنَکَ أُولُوا الطَّوْلِ مِنْهُمْ وَ قٰالُوا ذَرْنٰا نَکُنْ مَعَ الْقٰاعِدِینَ

لٰکِنِ الرَّسُولُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ جٰاهَدُوا بِأَمْوٰالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ وَ أُولٰئِکَ لَهُمُ الْخَیْرٰاتُ وَ أُولٰئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ

لَیْسَ عَلَی الضُّعَفٰاءِ وَ لاٰ عَلَی الْمَرْضیٰ وَ لاٰ عَلَی الَّذِینَ لاٰ یَجِدُونَ مٰا یُنْفِقُونَ حَرَجٌ إِذٰا نَصَحُوا لِلّٰهِ وَ رَسُولِهِ مٰا عَلَی الْمُحْسِنِینَ مِنْ سَبِیلٍ وَ اللّٰهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ

وَ لاٰ عَلَی الَّذِینَ إِذٰا مٰا أَتَوْکَ لِتَحْمِلَهُمْ قُلْتَ لاٰ أَجِدُ مٰا أَحْمِلُکُمْ عَلَیْهِ تَوَلَّوْا وَ أَعْیُنُهُمْ تَفِیضُ مِنَ الدَّمْعِ حَزَناً أَلاّٰ یَجِدُوا مٰا یُنْفِقُونَ . توبه (9) 86 و 88 و 91 و 92

209. فقیران معذور از جهاد در جرگۀ محسنان، به شرط داشتن حسن نیّت و خیرخواهی:

لَیْسَ عَلَی الضُّعَفٰاءِ وَ لاٰ عَلَی الْمَرْضیٰ وَ لاٰ عَلَی الَّذِینَ لاٰ یَجِدُونَ مٰا یُنْفِقُونَ حَرَجٌ إِذٰا نَصَحُوا لِلّٰهِ وَ رَسُولِهِ مٰا عَلَی الْمُحْسِنِینَ مِنْ سَبِیلٍ ....

توبه (9) 91

210. شمول غفران و رحمت الهی به فقیران معذور از شرکت در جهاد، در صورت خیرخواه بودن برای خدا و پیامبر صلی الله علیه و آله :

لَیْسَ عَلَی الضُّعَفٰاءِ وَ لاٰ عَلَی الْمَرْضیٰ وَ لاٰ عَلَی الَّذِینَ لاٰ یَجِدُونَ مٰا یُنْفِقُونَ حَرَجٌ إِذٰا نَصَحُوا لِلّٰهِ وَ رَسُولِهِ مٰا عَلَی الْمُحْسِنِینَ مِنْ سَبِیلٍ وَ اللّٰهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ . توبه (9) 91

فقیران مهاجر

==> همین مدخل، فقیر، مصادیق فقیر، مهاجران

مصادیق فقیر

1. اصحاب صفّه
211. اصحاب صفّه، از جملۀ فقرا و نیازمندان عفیف و خویشتندار محصور شده در راه خدا:

لِلْفُقَرٰاءِ الَّذِینَ أُحْصِرُوا فِی سَبِیلِ اللّٰهِ لاٰ یَسْتَطِیعُونَ .... بقره (2) 273

2. انصار
212. فقرای انصار مانند مهاجران فقیر، از جمله سهم‌بران فیء:

مٰا أَفٰاءَ اللّٰهُ ... لِلْفُقَرٰاءِ الْمُهٰاجِرِینَ ...


1) 1) . «الحاف» به معنای اصرار در سؤال است و گفته شد، که معنای آیه این است که اصلاً از مردم سؤال نمی‌کنند، نه اینکه بدون اصرار خیری بخواهند. (مجمع‌البیان، ج 1 -\2، ص 665 -\666 ؛ الکشاف، ج 1، ص 318)

2) 2) . مسلمانان از صدقه دادن به فقیران غیر مسلمان امتناع‌می‌ورزیدند، و آیه در جواز و ترغیب به آن نازل شده است. (مجمع‌البیان، ج 1 -\2، ص 663 ؛ الکشاف، ج 1، ص 317)

وَ الَّذِینَ تَبَوَّؤُا الدّٰارَ وَ الْإِیمٰانَ ... (1)

حشر (59) 7 -\9

213. انصار مورد ستایش خداوند، به سبب ایثار بر مهاجران، به رغم فقر خویش:

لِلْفُقَرٰاءِ الْمُهٰاجِرِینَ .... وَ لاٰ یَجِدُونَ فِی صُدُورِهِمْ حٰاجَةً مِمّٰا أُوتُوا وَ یُؤْثِرُونَ عَلیٰ أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ کٰانَ بِهِمْ خَصٰاصَةٌ ... (2)

حشر (59) 8 و 9

3. برخی از اصحاب

==> همین مدخل، اصحاب فقر

4. برخی از مجاهدان صدر اسلام
214. محروم شدن برخی از رزمندگان داوطلب از شرکت در جنگ تبوک، به خاطر تهیدست بودن و نداشتن امکانات، به رغم اشتیاق شدید آنان به جهاد:

... تَوَلَّوْا وَ أَعْیُنُهُمْ تَفِیضُ مِنَ الدَّمْعِ حَزَناً أَلاّٰ یَجِدُوا مٰا یُنْفِقُونَ . (3)توبه (9) 92

5. معلولان
215. کورها، شلها، جذامیها و آفت‌زده‌ها، از فقیران مستحق صدقات:

لِلْفُقَرٰاءِ الَّذِینَ أُحْصِرُوا فِی سَبِیلِ اللّٰهِ لاٰ یَسْتَطِیعُونَ ضَرْباً فِی الْأَرْضِ یَحْسَبُهُمُ الْجٰاهِلُ أَغْنِیٰاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُمْ بِسِیمٰاهُمْ لاٰ یَسْئَلُونَ النّٰاسَ إِلْحٰافاً وَ مٰا تُنْفِقُوا مِنْ خَیْرٍ فَإِنَّ اللّٰهَ بِهِ عَلِیمٌ . بقره (2) 273

إِنَّمَا الصَّدَقٰاتُ لِلْفُقَرٰاءِ وَ الْمَسٰاکِینِ ... (4)

توبه (9) 60

6 . مؤمنان صدر اسلام
216. فقر گروهی از مؤمنان صدر اسلام:

وَ لاٰ تَطْرُدِ الَّذِینَ یَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَدٰاةِ وَ الْعَشِیِّ یُرِیدُونَ وَجْهَهُ مٰا عَلَیْکَ مِنْ حِسٰابِهِمْ مِنْ شَیْءٍ وَ مٰا مِنْ حِسٰابِکَ عَلَیْهِمْ مِنْ شَیْءٍ فَتَطْرُدَهُمْ فَتَکُونَ مِنَ الظّٰالِمِینَ . انعام (6) 52

وَ لاٰ عَلَی الَّذِینَ إِذٰا مٰا أَتَوْکَ لِتَحْمِلَهُمْ قُلْتَ لاٰ أَجِدُ مٰا أَحْمِلُکُمْ عَلَیْهِ تَوَلَّوْا وَ أَعْیُنُهُمْ تَفِیضُ مِنَ الدَّمْعِ حَزَناً أَلاّٰ یَجِدُوا مٰا یُنْفِقُونَ . توبه (9) 92

وَ اصْبِرْ نَفْسَکَ مَعَ الَّذِینَ یَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَدٰاةِ وَ الْعَشِیِّ یُرِیدُونَ وَجْهَهُ وَ لاٰ تَعْدُ عَیْنٰاکَ عَنْهُمْ تُرِیدُ زِینَةَ الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا وَ لاٰ تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنٰا قَلْبَهُ عَنْ ذِکْرِنٰا وَ اتَّبَعَ هَوٰاهُ وَ کٰانَ أَمْرُهُ فُرُطاً.

کهف (18) 28

نیز ==> همین مدخل، مؤمنان فقیر

7. مؤمنان قوم نوح
217. امتناع قوم نوح از ایمان آوردن به وی به بهانۀ وجود گروهی مستمند و محروم، بی‌اعتبار و فاقد پایگاه اجتماعی اقتصادی در کنار او:

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ إِنِّی لَکُمْ نَذِیرٌ مُبِینٌ

فَقٰالَ الْمَلَأُ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ مٰا نَرٰاکَ إِلاّٰ بَشَراً مِثْلَنٰا وَ مٰا نَرٰاکَ اتَّبَعَکَ إِلاَّ الَّذِینَ هُمْ أَرٰاذِلُنٰا بٰادِیَ الرَّأْیِ وَ مٰا نَریٰ لَکُمْ عَلَیْنٰا مِنْ فَضْلٍ بَلْ نَظُنُّکُمْ کٰاذِبِینَ

قٰالَ یٰا قَوْمِ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ


1) 1) . «والّذین تبوّءو...» عطف بر «المهاجرین» است؛ یعنی«وللفقراء الّذین تبوّء والدّار». (المیزان، ج 19، ص 205)

2) 2) . مقصود از «والّذین تبوءو الدّار و الإیمان» انصار از اهل‌مدینه‌اند که در رفتار با مهاجران ایثار داشتند

3) 3) . برخی گفته‌اند: آیۀ یاد شده، مربوط به جنگ تبوک است. (التفسیر المنیر، ج 9 -\10 ، ص 351)

4) 4) . از امام صادق علیه السلام روایت شده است: مساکین،آفت‌زده‌هایی چون کورها و شلها و جذامیهایند. (تفسیر نورالثقلین، ج 2، ص 230، ح 195؛ تفسیر قمی، ج 1، ص 298))

کُنْتُ عَلیٰ بَیِّنَةٍ مِنْ رَبِّی وَ آتٰانِی رَحْمَةً مِنْ عِنْدِهِ فَعُمِّیَتْ عَلَیْکُمْ أَ نُلْزِمُکُمُوهٰا وَ أَنْتُمْ لَهٰا کٰارِهُونَ . هود (11) 25 و 27 و 28

إِذْ قٰالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ نُوحٌ أَ لاٰ تَتَّقُونَ

قٰالُوا أَ نُؤْمِنُ لَکَ وَ اتَّبَعَکَ الْأَرْذَلُونَ . (1)شعراء (26) 106 و 111

218. نخستین مؤمنان به نوح علیه السلام ، از محرومان جامعه، فقرا و مساکین:

إِذْ قٰالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ نُوحٌ أَ لاٰ تَتَّقُونَ

قٰالُوا أَ نُؤْمِنُ لَکَ وَ اتَّبَعَکَ الْأَرْذَلُونَ . شعراء (26) 106 و 111

8 . مهاجران
219. مهاجران فقیر، چشم انتظار بهبود وضع اقتصادی خویش، همراه با رضایت خداوند:

لِلْفُقَرٰاءِ الْمُهٰاجِرِینَ ... یَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنَ اللّٰهِ وَ رِضْوٰاناً ... (2)حشر (59) 8

220. امداد دین خدا از سوی عدّه‌ای مهاجران فقیر، نشانۀ صداقت آنان در ادّعای ایمان:

لِلْفُقَرٰاءِ الْمُهٰاجِرِینَ ... وَ أَمْوٰالِهِمْ یَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنَ اللّٰهِ ... أُولٰئِکَ هُمُ الصّٰادِقُونَ . حشر (59) 8

221. اعطای بخشی از فیء به فقرای مهاجران، از جانب پیامبر صلی الله علیه و آله :

مٰا أَفٰاءَ اللّٰهُ عَلیٰ رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُریٰ فَلِلّٰهِ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِی الْقُرْبیٰ ... لِلْفُقَرٰاءِ الْمُهٰاجِرِینَ الَّذِینَ أُخْرِجُوا مِنْ دِیٰارِهِمْ وَ أَمْوٰالِهِمْ یَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنَ اللّٰهِ وَ رِضْوٰاناً ....

حشر (59) 7 و 8

222. فقر و تنگدستی مهاجران، دشوارتر از فقر انصار به هنگام غزوه بنی‌نضیر:

لِلْفُقَرٰاءِ الْمُهٰاجِرِینَ ... وَ الَّذِینَ تَبَوَّؤُا الدّٰارَ وَ الْإِیمٰانَ مِنْ قَبْلِهِمْ یُحِبُّونَ مَنْ هٰاجَرَ إِلَیْهِمْ وَ لاٰ یَجِدُونَ فِی صُدُورِهِمْ حٰاجَةً مِمّٰا أُوتُوا وَ یُؤْثِرُونَ عَلیٰ أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ کٰانَ بِهِمْ خَصٰاصَةٌ ... (3)حشر (59) 8 و 9

مصالح فقیر

223. ضرورت رعایت عدالت و تقدیم آن بر مصالح فقیران:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُونُوا قَوّٰامِینَ بِالْقِسْطِ شُهَدٰاءَ لِلّٰهِ وَ لَوْ عَلیٰ ... إِنْ یَکُنْ غَنِیًّا أَوْ فَقِیراً فَاللّٰهُ أَوْلیٰ بِهِمٰا .... نساء (4) 135

معاشرت با فقیر

224. نهی شدن پیامبر صلی الله علیه و آله از بی‌اعتنایی به فقرای مؤمن:

وَ اصْبِرْ نَفْسَکَ مَعَ الَّذِینَ یَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَدٰاةِ وَ الْعَشِیِّ یُرِیدُونَ وَجْهَهُ وَ لاٰ تَعْدُ عَیْنٰاکَ عَنْهُمْ تُرِیدُ زِینَةَ الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا وَ لاٰ تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنٰا قَلْبَهُ عَنْ ذِکْرِنٰا وَ اتَّبَعَ هَوٰاهُ وَ کٰانَ أَمْرُهُ فُرُطاً. (4)کهف (18) 28


1) 1) . «ارذل» به معنای فرومایگان است. اشراف قوم نوح این نسبت ناروا را از آن جهت به پیروان آن حضرت می‌دادند که آنان از طبقات محروم جامعه و جزو فقرا و مساکین بودند و هیچ‌گونه اعتبار اقتصادی نداشتند

2) 2) . «فضلاً من اللّه» می‌تواند اشاره به مسائل مادّی و اقتصادی داشته باشد

3) 3) . بر اساس شأن نزول، آیات مذکور مربوط به بنی‌نضیر و بنی‌قریظه است، بلکه سیاق آیات قبل که مربوط به بنی‌نضیر است گواه آن است که مربوط به بنی‌نضیر است. (مجمع‌البیان، ج 9 -\10، ص 390 -\391)

4) 4) . مقصود از «الّذین یدعون...» فقرای مؤمن پیرو پیامبراکرم صلی الله علیه و آله است که خداوند دستور می‌دهد با جمع آنها باشد و به آنان التفات و توجّه نماید. (انوار التنزیل، بیضاوی، ج 3، ص 16)

225. تلاش رفاه‌مندان عصر بعثت، برای منصرف ساختن پیامبر صلی الله علیه و آله از معاشرت با تهیدستان مؤمن:

قُلِ اللّٰهُ أَعْلَمُ بِمٰا لَبِثُوا لَهُ غَیْبُ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ أَبْصِرْ بِهِ وَ أَسْمِعْ مٰا لَهُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَلِیٍّ وَ لاٰ یُشْرِکُ فِی حُکْمِهِ أَحَداً

وَ اصْبِرْ نَفْسَکَ مَعَ الَّذِینَ یَدْعُونَ رَبَّهُمْ ... وَ لاٰ تَعْدُ عَیْنٰاکَ عَنْهُمْ تُرِیدُ زِینَةَ الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا وَ لاٰ تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنٰا قَلْبَهُ عَنْ ذِکْرِنٰا وَ اتَّبَعَ هَوٰاهُ ....

کهف (18) 26 و 28

وَ اصْبِرْ نَفْسَکَ مَعَ الَّذِینَ یَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَدٰاةِ وَ الْعَشِیِّ یُرِیدُونَ وَجْهَهُ وَ لاٰ تَعْدُ عَیْنٰاکَ عَنْهُمْ تُرِیدُ زِینَةَ الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا وَ لاٰ تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنٰا قَلْبَهُ عَنْ ذِکْرِنٰا وَ اتَّبَعَ هَوٰاهُ وَ کٰانَ أَمْرُهُ فُرُطاً.

کهف (18) 28

226. نادیده انگاشتن شخصیّت انسانی تهیدستان خداجو و به خود بستن امتیازات موهوم، نشانۀ غفلت از یاد خدا:

... اَلَّذِینَ یَدْعُونَ رَبَّهُمْ ... وَ لاٰ تَعْدُ عَیْنٰاکَ عَنْهُمْ تُرِیدُ زِینَةَ الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا وَ لاٰ تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنٰا قَلْبَهُ عَنْ ذِکْرِنٰا ... وَ کٰانَ أَمْرُهُ فُرُطاً. (1)کهف (18) 28

227. مباشرت مؤمن عارف فقیر، با ثروتمند مغرور ناسپاس:

وَ اضْرِبْ لَهُمْ مَثَلاً رَجُلَیْنِ جَعَلْنٰا لِأَحَدِهِمٰا جَنَّتَیْنِ مِنْ أَعْنٰابٍ وَ حَفَفْنٰاهُمٰا بِنَخْلٍ وَ جَعَلْنٰا بَیْنَهُمٰا زَرْعاً

وَ کٰانَ لَهُ ثَمَرٌ فَقٰالَ لِصٰاحِبِهِ وَ هُوَ یُحٰاوِرُهُ أَنَا أَکْثَرُ مِنْکَ مٰالاً وَ أَعَزُّ نَفَراً

وَ دَخَلَ جَنَّتَهُ وَ هُوَ ظٰالِمٌ لِنَفْسِهِ قٰالَ مٰا أَظُنُّ أَنْ تَبِیدَ هٰذِهِ أَبَداً

قٰالَ لَهُ صٰاحِبُهُ وَ هُوَ یُحٰاوِرُهُ أَ کَفَرْتَ بِالَّذِی خَلَقَکَ مِنْ تُرٰابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ سَوّٰاکَ رَجُلاً

أَوْ یُصْبِحَ مٰاؤُهٰا غَوْراً فَلَنْ تَسْتَطِیعَ لَهُ طَلَباً.

کهف (18) 32 و 34 و 35 و 37 و 41

228. لزوم معاشرت نیک با فقرا و مساکین، هنگام بهره‌مند ساختن آنان از میراث:

وَ إِذٰا حَضَرَ الْقِسْمَةَ أُولُوا الْقُرْبیٰ وَ الْیَتٰامیٰ وَ الْمَسٰاکِینُ فَارْزُقُوهُمْ مِنْهُ وَ قُولُوا لَهُمْ قَوْلاً مَعْرُوفاً. نساء (4) 8

229. برتری گفتار پسندیده در معاشرت و رفتار با فقیران، نسبت به بخشش با منت و آزار آنان:

قَوْلٌ مَعْرُوفٌ وَ مَغْفِرَةٌ خَیْرٌ مِنْ صَدَقَةٍ یَتْبَعُهٰا أَذیً وَ اللّٰهُ غَنِیٌّ حَلِیمٌ . بقره (2) 263

230. ارزشمندی سخنان پسندیده، هنگام معاشرت با فقیران و نیازمندان:

اَلَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوٰالَهُمْ فِی سَبِیلِ اللّٰهِ ثُمَّ لاٰ یُتْبِعُونَ مٰا أَنْفَقُوا مَنًّا وَ لاٰ أَذیً لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لاٰ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لاٰ هُمْ یَحْزَنُونَ

قَوْلٌ مَعْرُوفٌ وَ مَغْفِرَةٌ خَیْرٌ مِنْ صَدَقَةٍ یَتْبَعُهٰا أَذیً ... یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاٰ تُبْطِلُوا صَدَقٰاتِکُمْ بِالْمَنِّ وَ الْأَذیٰ کَالَّذِی یُنْفِقُ مٰالَهُ رِئٰاءَ النّٰاسِ وَ لاٰ یُؤْمِنُ بِاللّٰهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ صَفْوٰانٍ عَلَیْهِ تُرٰابٌ فَأَصٰابَهُ وٰابِلٌ فَتَرَکَهُ صَلْداً لاٰ یَقْدِرُونَ عَلیٰ شَیْءٍ مِمّٰا کَسَبُوا وَ اللّٰهُ لاٰ یَهْدِی الْقَوْمَ الْکٰافِرِینَ . بقره (2) 262 -\264

231. توصیه به ترحّم بر فقیران، از ویژگیهای مؤمنان در معاشرت با آنان:

أَوْ إِطْعٰامٌ فِی یَوْمٍ ذِی مَسْغَبَةٍ

أَوْ مِسْکِیناً ذٰا


1) 1) . جملۀ «کان...» می‌تواند عطف تفسیری برای «اغفلنا...» باشد

مَتْرَبَةٍ

ثُمَّ کٰانَ مِنَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ تَوٰاصَوْا بِالصَّبْرِ وَ تَوٰاصَوْا بِالْمَرْحَمَةِ .

بلد (90) 14 و 16 و 17

232. ترحّم بر فقیران در معاشرت با آنان، موجب قرار گرفتن در زمرۀ اصحاب یمین:

أَوْ إِطْعٰامٌ فِی یَوْمٍ ذِی مَسْغَبَةٍ

أَوْ مِسْکِیناً ذٰا مَتْرَبَةٍ

ثُمَّ کٰانَ مِنَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ تَوٰاصَوْا بِالصَّبْرِ وَ تَوٰاصَوْا بِالْمَرْحَمَةِ

أُولٰئِکَ أَصْحٰابُ الْمَیْمَنَةِ . بلد (90) 14 و 16 -\18

233. معاشرت با فقرا و نگاه دوستانه با آنها، مطلوب خداوند:

وَ اصْبِرْ نَفْسَکَ مَعَ الَّذِینَ یَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَدٰاةِ وَ الْعَشِیِّ یُرِیدُونَ وَجْهَهُ وَ لاٰ تَعْدُ عَیْنٰاکَ عَنْهُمْ تُرِیدُ زِینَةَ الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا وَ لاٰ تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنٰا قَلْبَهُ عَنْ ذِکْرِنٰا وَ اتَّبَعَ هَوٰاهُ وَ کٰانَ أَمْرُهُ فُرُطاً.

کهف (18) 28

234. معاشرت کریمانۀ ثروتمندان با فقیران، مورد ترغیب خداوند:

وَ لاٰ یَأْتَلِ أُولُوا الْفَضْلِ مِنْکُمْ وَ السَّعَةِ أَنْ یُؤْتُوا أُولِی الْقُرْبیٰ وَ الْمَسٰاکِینَ وَ الْمُهٰاجِرِینَ فِی سَبِیلِ اللّٰهِ وَ لْیَعْفُوا وَ لْیَصْفَحُوا أَ لاٰ تُحِبُّونَ أَنْ یَغْفِرَ اللّٰهُ لَکُمْ وَ اللّٰهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ . نور (24) 22

235. معاشرت با فقرا و اقشار محروم جامعه، نیازمند به صبر:

وَ اصْبِرْ نَفْسَکَ مَعَ الَّذِینَ یَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَدٰاةِ وَ الْعَشِیِّ یُرِیدُونَ وَجْهَهُ وَ لاٰ تَعْدُ عَیْنٰاکَ عَنْهُمْ تُرِیدُ زِینَةَ الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا وَ لاٰ تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنٰا قَلْبَهُ عَنْ ذِکْرِنٰا ... . کهف (18) 28

236. لزوم رعایت برخورد نیکو در معاشرت با فقرا هنگام انفاق به آنان:

اَلَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوٰالَهُمْ فِی سَبِیلِ اللّٰهِ ثُمَّ لاٰ یُتْبِعُونَ مٰا أَنْفَقُوا مَنًّا وَ لاٰ أَذیً لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لاٰ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لاٰ هُمْ یَحْزَنُونَ

قَوْلٌ مَعْرُوفٌ وَ مَغْفِرَةٌ خَیْرٌ مِنْ صَدَقَةٍ یَتْبَعُهٰا أَذیً ... یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاٰ تُبْطِلُوا صَدَقٰاتِکُمْ بِالْمَنِّ وَ الْأَذیٰ کَالَّذِی یُنْفِقُ مٰالَهُ رِئٰاءَ النّٰاسِ وَ لاٰ یُؤْمِنُ بِاللّٰهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ ....

بقره (2) 262 -\264

وَ إِذٰا حَضَرَ الْقِسْمَةَ أُولُوا الْقُرْبیٰ وَ الْیَتٰامیٰ وَ الْمَسٰاکِینُ فَارْزُقُوهُمْ مِنْهُ وَ قُولُوا لَهُمْ قَوْلاً مَعْرُوفاً

وَ لْیَخْشَ الَّذِینَ لَوْ تَرَکُوا مِنْ خَلْفِهِمْ ذُرِّیَّةً ضِعٰافاً خٰافُوا عَلَیْهِمْ فَلْیَتَّقُوا اللّٰهَ وَ لْیَقُولُوا قَوْلاً سَدِیداً. نساء (4) 8 و 9

وَ اصْبِرْ نَفْسَکَ مَعَ الَّذِینَ یَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَدٰاةِ وَ الْعَشِیِّ یُرِیدُونَ وَجْهَهُ وَ لاٰ تَعْدُ عَیْنٰاکَ عَنْهُمْ تُرِیدُ زِینَةَ الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا وَ لاٰ تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنٰا قَلْبَهُ عَنْ ذِکْرِنٰا وَ اتَّبَعَ هَوٰاهُ وَ کٰانَ أَمْرُهُ فُرُطاً.

کهف (18) 28

237. لزوم بیانی نرم و دلپذیر در برخورد با فقیران، در صورت عدم امکان ادای حق ایشان:

وَ آتِ ذَا الْقُرْبیٰ حَقَّهُ وَ الْمِسْکِینَ ... وَ إِمّٰا تُعْرِضَنَّ عَنْهُمُ ابْتِغٰاءَ رَحْمَةٍ مِنْ رَبِّکَ تَرْجُوهٰا فَقُلْ لَهُمْ قَوْلاً مَیْسُوراً. اسراء (17) 26 و 28

238. اطعام به فقیران و نیازمندان، از آداب معاشرت با آنها در روابط اجتماعی:

إِنَّهُ کٰانَ لاٰ یُؤْمِنُ بِاللّٰهِ الْعَظِیمِ

وَ لاٰ یَحُضُّ عَلیٰ طَعٰامِ الْمِسْکِینِ

فَلَیْسَ لَهُ الْیَوْمَ هٰاهُنٰا

حَمِیمٌ

وَ لاٰ طَعٰامٌ إِلاّٰ مِنْ غِسْلِینٍ .

حاقّه (69) 33 -\36

عَنِ الْمُجْرِمِینَ

مٰا سَلَکَکُمْ فِی سَقَرَ

قٰالُوا لَمْ نَکُ مِنَ الْمُصَلِّینَ

وَ لَمْ نَکُ نُطْعِمُ الْمِسْکِینَ . مدّثر (74) 41 -\44

عَیْناً یَشْرَبُ بِهٰا عِبٰادُ اللّٰهِ یُفَجِّرُونَهٰا تَفْجِیراً

وَ یُطْعِمُونَ الطَّعٰامَ عَلیٰ حُبِّهِ مِسْکِیناً وَ یَتِیماً وَ أَسِیراً

إِنَّمٰا نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللّٰهِ لاٰ نُرِیدُ مِنْکُمْ جَزٰاءً وَ لاٰ شُکُوراً. انسان (76) 6 و 8 و 9

وَ لاٰ تَحَاضُّونَ عَلیٰ طَعٰامِ الْمِسْکِینِ .

فجر (89) 18

أَوْ إِطْعٰامٌ فِی یَوْمٍ ذِی مَسْغَبَةٍ

یَتِیماً ذٰا مَقْرَبَةٍ .

بلد (90) 14 و 15

239. معاشرت و ملازمت با فقرا و محرومان جامعه، درپی‌دارندۀ واکنشهای نادرست از سوی مرفّهان:

وَ اصْبِرْ نَفْسَکَ مَعَ الَّذِینَ یَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَدٰاةِ وَ الْعَشِیِّ یُرِیدُونَ وَجْهَهُ وَ لاٰ تَعْدُ عَیْنٰاکَ عَنْهُمْ تُرِیدُ زِینَةَ الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا وَ لاٰ تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنٰا قَلْبَهُ عَنْ ذِکْرِنٰا وَ اتَّبَعَ هَوٰاهُ وَ کٰانَ أَمْرُهُ فُرُطاً.

کهف (18) 28

240. پیامبر صلی الله علیه و آله موظّف به دلجویی از مؤمنان فقیر در معاشرت با آنان، با ابلاغ سلام و رحمت خداوند:

وَ لاٰ تَطْرُدِ الَّذِینَ یَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَدٰاةِ وَ الْعَشِیِّ یُرِیدُونَ وَجْهَهُ مٰا عَلَیْکَ مِنْ حِسٰابِهِمْ مِنْ شَیْءٍ وَ مٰا مِنْ حِسٰابِکَ عَلَیْهِمْ مِنْ شَیْءٍ فَتَطْرُدَهُمْ فَتَکُونَ مِنَ الظّٰالِمِینَ

وَ کَذٰلِکَ فَتَنّٰا بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لِیَقُولُوا أَ هٰؤُلاٰءِ مَنَّ اللّٰهُ عَلَیْهِمْ مِنْ بَیْنِنٰا أَ لَیْسَ اللّٰهُ بِأَعْلَمَ بِالشّٰاکِرِینَ

وَ إِذٰا جٰاءَکَ الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِآیٰاتِنٰا فَقُلْ سَلاٰمٌ عَلَیْکُمْ کَتَبَ رَبُّکُمْ عَلیٰ نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ أَنَّهُ مَنْ عَمِلَ مِنْکُمْ سُوءاً بِجَهٰالَةٍ ثُمَّ تٰابَ مِنْ بَعْدِهِ وَ أَصْلَحَ فَأَنَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ . (1)انعام (6) 52 -\54

241. معاشرت ناپسند با فقیران، هنگام انفاق به آنان درپی‌دارندۀ بطلان عمل و زوال پاداش:

قَوْلٌ مَعْرُوفٌ وَ مَغْفِرَةٌ خَیْرٌ مِنْ صَدَقَةٍ یَتْبَعُهٰا أَذیً وَ اللّٰهُ غَنِیٌّ حَلِیمٌ

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاٰ تُبْطِلُوا صَدَقٰاتِکُمْ بِالْمَنِّ وَ الْأَذیٰ کَالَّذِی یُنْفِقُ مٰالَهُ رِئٰاءَ النّٰاسِ وَ لاٰ یُؤْمِنُ بِاللّٰهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ صَفْوٰانٍ عَلَیْهِ تُرٰابٌ فَأَصٰابَهُ وٰابِلٌ فَتَرَکَهُ صَلْداً لاٰ یَقْدِرُونَ عَلیٰ شَیْءٍ مِمّٰا کَسَبُوا .... بقره (2) 263 و 264

242. آزردن فقرا با گفتاری ناصواب، هنگام انفاق به آنان، معاشرتی ناپسند:

قَوْلٌ مَعْرُوفٌ وَ مَغْفِرَةٌ خَیْرٌ مِنْ صَدَقَةٍ یَتْبَعُهٰا أَذیً .... بقره (2) 263

243. رفتار اهانت‌آمیز در معاشرت با فقرا، مورد ملامت خداوند:

عَبَسَ وَ تَوَلّٰی

أَنْ جٰاءَهُ الْأَعْمیٰ

وَ مٰا یُدْرِیکَ لَعَلَّهُ یَزَّکّٰی

وَ أَمّٰا مَنْ جٰاءَکَ یَسْعیٰ

وَ هُوَ یَخْشیٰ . (2)عبس (80) 1 -\3 و 8 و 9

244. نادیده انگاشتن شخصیّت انسانی فقرا در معاشرت با آنان، نشانۀ غفلت از یاد خدا:

وَ اصْبِرْ نَفْسَکَ مَعَ الَّذِینَ یَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَدٰاةِ


1) 1) . آیۀ 54 متصل به «لاتطرد الذین یدعون...» است. (التبیان، ج 4، ص 149) با توجّه به چنین ارتباطی، برداشت مزبور صورت گرفت

2) 2) . غرض سوره، سرزنش کسی است که اغنیا و مترفان را بر ضعفا و مساکین از مؤمنان مقدم می‌دارد. (المیزان، ج 20، ص 199)

وَ الْعَشِیِّ یُرِیدُونَ وَجْهَهُ وَ لاٰ تَعْدُ عَیْنٰاکَ عَنْهُمْ تُرِیدُ زِینَةَ الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا وَ لاٰ تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنٰا قَلْبَهُ عَنْ ذِکْرِنٰا وَ اتَّبَعَ هَوٰاهُ وَ کٰانَ أَمْرُهُ فُرُطاً.

کهف (18) 28

245. معاشرت نیکوی انصار نسبت به فقرای مهاجر مورد ستایش خداوند:

لِلْفُقَرٰاءِ الْمُهٰاجِرِینَ الَّذِینَ أُخْرِجُوا مِنْ دِیٰارِهِمْ وَ أَمْوٰالِهِمْ یَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنَ اللّٰهِ وَ رِضْوٰاناً وَ یَنْصُرُونَ اللّٰهَ وَ رَسُولَهُ أُولٰئِکَ هُمُ الصّٰادِقُونَ

وَ الَّذِینَ تَبَوَّؤُا الدّٰارَ وَ الْإِیمٰانَ مِنْ قَبْلِهِمْ یُحِبُّونَ مَنْ هٰاجَرَ إِلَیْهِمْ وَ لاٰ یَجِدُونَ فِی صُدُورِهِمْ حٰاجَةً مِمّٰا أُوتُوا وَ یُؤْثِرُونَ عَلیٰ أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ کٰانَ بِهِمْ خَصٰاصَةٌ وَ مَنْ یُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولٰئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ . حشر (59) 8 و 9

246. معاشرت نیکوی انصار با مهاجران، نیازمند زمینۀ قرار گرفتن آنان در زمرۀ رستگاران:

لِلْفُقَرٰاءِ الْمُهٰاجِرِینَ الَّذِینَ أُخْرِجُوا مِنْ دِیٰارِهِمْ وَ أَمْوٰالِهِمْ یَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنَ اللّٰهِ وَ رِضْوٰاناً وَ یَنْصُرُونَ اللّٰهَ وَ رَسُولَهُ أُولٰئِکَ هُمُ الصّٰادِقُونَ

وَ الَّذِینَ تَبَوَّؤُا الدّٰارَ وَ الْإِیمٰانَ مِنْ قَبْلِهِمْ یُحِبُّونَ مَنْ هٰاجَرَ إِلَیْهِمْ وَ لاٰ یَجِدُونَ فِی صُدُورِهِمْ حٰاجَةً مِمّٰا أُوتُوا وَ یُؤْثِرُونَ عَلیٰ أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ کٰانَ بِهِمْ خَصٰاصَةٌ وَ مَنْ یُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولٰئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ . حشر (59) 8 و 9

247. برخورد مناسب و بیانی نرم در معاشرت با فقرا، در صورت عدم امکان ادای حق ایشان:

وَ آتِ ذَا الْقُرْبیٰ حَقَّهُ وَ الْمِسْکِینَ وَ ابْنَ السَّبِیلِ وَ لاٰ تُبَذِّرْ تَبْذِیراً

وَ إِمّٰا تُعْرِضَنَّ عَنْهُمُ ابْتِغٰاءَ رَحْمَةٍ مِنْ رَبِّکَ تَرْجُوهٰا فَقُلْ لَهُمْ قَوْلاً مَیْسُوراً.

اسراء (17) 26 و 28

248. تحقیر اشراف مکّه در صدر اسلام، در معاشرت با مؤمنان فقیر:

وَ لاٰ تَطْرُدِ الَّذِینَ یَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَدٰاةِ وَ الْعَشِیِّ یُرِیدُونَ وَجْهَهُ مٰا عَلَیْکَ مِنْ حِسٰابِهِمْ مِنْ شَیْءٍ وَ مٰا مِنْ حِسٰابِکَ عَلَیْهِمْ مِنْ شَیْءٍ فَتَطْرُدَهُمْ فَتَکُونَ مِنَ الظّٰالِمِینَ

وَ کَذٰلِکَ فَتَنّٰا بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لِیَقُولُوا أَ هٰؤُلاٰءِ مَنَّ اللّٰهُ عَلَیْهِمْ مِنْ بَیْنِنٰا أَ لَیْسَ اللّٰهُ بِأَعْلَمَ بِالشّٰاکِرِینَ . (1)انعام (6) 52 و 53

وَ اصْبِرْ نَفْسَکَ مَعَ الَّذِینَ یَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَدٰاةِ وَ الْعَشِیِّ یُرِیدُونَ وَجْهَهُ وَ لاٰ تَعْدُ عَیْنٰاکَ عَنْهُمْ تُرِیدُ زِینَةَ الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا وَ لاٰ تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنٰا قَلْبَهُ عَنْ ذِکْرِنٰا وَ اتَّبَعَ هَوٰاهُ وَ کٰانَ أَمْرُهُ فُرُطاً.

کهف (18) 28

249. ترک معاشرت با فقرا، نشانۀ جهل و نادانی:

فَقٰالَ الْمَلَأُ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ مٰا نَرٰاکَ إِلاّٰ بَشَراً مِثْلَنٰا وَ مٰا نَرٰاکَ اتَّبَعَکَ إِلاَّ الَّذِینَ هُمْ أَرٰاذِلُنٰا بٰادِیَ الرَّأْیِ وَ مٰا نَریٰ لَکُمْ عَلَیْنٰا مِنْ فَضْلٍ بَلْ نَظُنُّکُمْ کٰاذِبِینَ

وَ یٰا قَوْمِ لاٰ أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ مٰالاً إِنْ أَجرِیَ إِلاّٰ عَلَی اللّٰهِ وَ مٰا أَنَا بِطٰارِدِ الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّهُمْ مُلاٰقُوا رَبِّهِمْ وَ لٰکِنِّی أَرٰاکُمْ قَوْماً تَجْهَلُونَ . هود (11) 27 و 29

250. ترک معاشرت با فقرا از سوی نوح علیه السلام مورد درخواست اشراف قوم آن حضرت:

فَقٰالَ الْمَلَأُ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ مٰا نَرٰاکَ إِلاّٰ بَشَراً مِثْلَنٰا وَ مٰا نَرٰاکَ اتَّبَعَکَ إِلاَّ الَّذِینَ هُمْ أَرٰاذِلُنٰا


1) 1) . «الّذین یدعون ربّهم» مؤمنان فقیری بودند که در اطراف پیامبر صلی الله علیه و آله زندگی می‌کردند و مورد تحقیر و استهزای مشرکان [اشراف مرفّه] قرار می‌گرفتند. (المیزان، ج 7، ص 99؛ الکشاف، ج 2، ص 27)

بٰادِیَ الرَّأْیِ وَ مٰا نَریٰ لَکُمْ عَلَیْنٰا مِنْ فَضْلٍ بَلْ نَظُنُّکُمْ کٰاذِبِینَ

وَ یٰا قَوْمِ لاٰ أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ مٰالاً إِنْ أَجرِیَ إِلاّٰ عَلَی اللّٰهِ وَ مٰا أَنَا بِطٰارِدِ الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّهُمْ مُلاٰقُوا رَبِّهِمْ وَ لٰکِنِّی أَرٰاکُمْ قَوْماً تَجْهَلُونَ . هود (11) 27 و 29

251. ترک معاشرت با فقرا و طرد آنان، موجب محرومیّت از نصرت خداوند از منظر نوح علیه السلام :

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ إِنِّی لَکُمْ نَذِیرٌ مُبِینٌ

فَقٰالَ الْمَلَأُ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ مٰا نَرٰاکَ إِلاّٰ بَشَراً مِثْلَنٰا وَ مٰا نَرٰاکَ اتَّبَعَکَ إِلاَّ الَّذِینَ هُمْ أَرٰاذِلُنٰا بٰادِیَ الرَّأْیِ وَ مٰا نَریٰ لَکُمْ عَلَیْنٰا مِنْ فَضْلٍ بَلْ نَظُنُّکُمْ کٰاذِبِینَ

وَ یٰا قَوْمِ لاٰ أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ مٰالاً إِنْ أَجرِیَ إِلاّٰ عَلَی اللّٰهِ وَ مٰا أَنَا بِطٰارِدِ الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّهُمْ مُلاٰقُوا رَبِّهِمْ وَ لٰکِنِّی أَرٰاکُمْ قَوْماً تَجْهَلُونَ

وَ یٰا قَوْمِ مَنْ یَنْصُرُنِی مِنَ اللّٰهِ إِنْ طَرَدْتُهُمْ أَ فَلاٰ تَذَکَّرُونَ .

هود (11) 25 و 27 و 29 و 30

252. ترک معاشرت با فقیران و روابط نزدیک با مترفان، نشانۀ گرایش به جلوه‌های دنیا:

وَ اصْبِرْ نَفْسَکَ مَعَ الَّذِینَ یَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَدٰاةِ وَ الْعَشِیِّ یُرِیدُونَ وَجْهَهُ وَ لاٰ تَعْدُ عَیْنٰاکَ عَنْهُمْ تُرِیدُ زِینَةَ الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا وَ لاٰ تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنٰا قَلْبَهُ عَنْ ذِکْرِنٰا وَ اتَّبَعَ هَوٰاهُ وَ کٰانَ أَمْرُهُ فُرُطاً.

کهف (18) 28

253. ترک معاشرت با فقرا، موجب قرارگرفتن در زمره ظالمان:

وَ لاٰ تَطْرُدِ الَّذِینَ یَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَدٰاةِ وَ الْعَشِیِّ یُرِیدُونَ وَجْهَهُ مٰا عَلَیْکَ مِنْ حِسٰابِهِمْ مِنْ شَیْءٍ وَ مٰا مِنْ حِسٰابِکَ عَلَیْهِمْ مِنْ شَیْءٍ فَتَطْرُدَهُمْ فَتَکُونَ مِنَ الظّٰالِمِینَ . انعام (6) 52

254. معاشرت کریمانه با فقرا و گذشت از لغزشهای آنان، موجب کسب آمرزش و رحمت الهی:

وَ لاٰ یَأْتَلِ أُولُوا الْفَضْلِ مِنْکُمْ وَ السَّعَةِ أَنْ یُؤْتُوا أُولِی الْقُرْبیٰ وَ الْمَسٰاکِینَ وَ الْمُهٰاجِرِینَ فِی سَبِیلِ اللّٰهِ وَ لْیَعْفُوا وَ لْیَصْفَحُوا أَ لاٰ تُحِبُّونَ أَنْ یَغْفِرَ اللّٰهُ لَکُمْ وَ اللّٰهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ . نور (24) 22

255. تمسخر و عیب‌گیری از مؤمنان فقیر و تهیدست، از شیوه‌های معاشرتی منافقان با آنان:

اَلَّذِینَ یَلْمِزُونَ الْمُطَّوِّعِینَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ فِی الصَّدَقٰاتِ وَ الَّذِینَ لاٰ یَجِدُونَ إِلاّٰ جُهْدَهُمْ فَیَسْخَرُونَ مِنْهُمْ سَخِرَ اللّٰهُ مِنْهُمْ وَ لَهُمْ عَذٰابٌ أَلِیمٌ . توبه (9) 79

نیز ==> اطعام

معاشرت فقیر

256. فقیران مؤمن، دارای معاشرت و مجالست با پیامبر صلی الله علیه و آله :

وَ لاٰ تَطْرُدِ الَّذِینَ یَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَدٰاةِ وَ الْعَشِیِّ یُرِیدُونَ وَجْهَهُ مٰا عَلَیْکَ مِنْ حِسٰابِهِمْ مِنْ شَیْءٍ وَ مٰا مِنْ حِسٰابِکَ عَلَیْهِمْ مِنْ شَیْءٍ فَتَطْرُدَهُمْ فَتَکُونَ مِنَ الظّٰالِمِینَ . انعام (6) 52

257. معاشرت فقرا با پیامبر صلی الله علیه و آله و حضور آنان در کنار آن حضرت، وسیله‌ای برای آزمایش دیگران:

وَ لاٰ تَطْرُدِ الَّذِینَ یَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَدٰاةِ وَ الْعَشِیِّ یُرِیدُونَ وَجْهَهُ مٰا عَلَیْکَ مِنْ حِسٰابِهِمْ مِنْ شَیْءٍ وَ مٰا مِنْ حِسٰابِکَ عَلَیْهِمْ مِنْ شَیْءٍ فَتَطْرُدَهُمْ فَتَکُونَ مِنَ الظّٰالِمِینَ

وَ کَذٰلِکَ فَتَنّٰا بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لِیَقُولُوا أَ هٰؤُلاٰءِ مَنَّ اللّٰهُ عَلَیْهِمْ مِنْ بَیْنِنٰا

أَ لَیْسَ اللّٰهُ بِأَعْلَمَ بِالشّٰاکِرِینَ . انعام (6) 52 و 53

258. نخواستن چیزی از مردم، از ویژگیهای فقرای عفیف در معاشرت با آنان:

لِلْفُقَرٰاءِ الَّذِینَ أُحْصِرُوا فِی سَبِیلِ اللّٰهِ لاٰ یَسْتَطِیعُونَ ضَرْباً فِی الْأَرْضِ یَحْسَبُهُمُ الْجٰاهِلُ أَغْنِیٰاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُمْ بِسِیمٰاهُمْ لاٰ یَسْئَلُونَ النّٰاسَ إِلْحٰافاً وَ مٰا تُنْفِقُوا مِنْ خَیْرٍ فَإِنَّ اللّٰهَ بِهِ عَلِیمٌ . بقره (2) 273

259. پیامبر صلی الله علیه و آله موظّف به عدم طرد فقرای معاشر با خود به دلیل عدم مسئولیّت آن حضرت به محاسبه و پاداش اعمال آنان:

وَ لاٰ تَطْرُدِ الَّذِینَ یَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَدٰاةِ وَ الْعَشِیِّ یُرِیدُونَ وَجْهَهُ مٰا عَلَیْکَ مِنْ حِسٰابِهِمْ مِنْ شَیْءٍ وَ مٰا مِنْ حِسٰابِکَ عَلَیْهِمْ مِنْ شَیْءٍ فَتَطْرُدَهُمْ فَتَکُونَ مِنَ الظّٰالِمِینَ . انعام (6) 52

260. عفّت نفس، خویشتن داری از تظاهر به نیازمندی، از اوصاف فقرای مؤمن در معاشرت با دیگران:

لِلْفُقَرٰاءِ الَّذِینَ أُحْصِرُوا فِی سَبِیلِ اللّٰهِ لاٰ یَسْتَطِیعُونَ ضَرْباً فِی الْأَرْضِ یَحْسَبُهُمُ الْجٰاهِلُ أَغْنِیٰاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُمْ بِسِیمٰاهُمْ لاٰ یَسْئَلُونَ النّٰاسَ إِلْحٰافاً وَ مٰا تُنْفِقُوا مِنْ خَیْرٍ فَإِنَّ اللّٰهَ بِهِ عَلِیمٌ . بقره (2) 273

261.اظهار نیاز به تدارک امکانات جنگی از سوی فقرای مؤمن، در معاشرت با پیامبر صلی الله علیه و آله :

لَیْسَ عَلَی الضُّعَفٰاءِ وَ لاٰ عَلَی الْمَرْضیٰ وَ لاٰ عَلَی الَّذِینَ لاٰ یَجِدُونَ مٰا یُنْفِقُونَ حَرَجٌ إِذٰا نَصَحُوا لِلّٰهِ وَ رَسُولِهِ ... وَ لاٰ عَلَی الَّذِینَ إِذٰا مٰا أَتَوْکَ لِتَحْمِلَهُمْ قُلْتَ لاٰ أَجِدُ مٰا أَحْمِلُکُمْ عَلَیْهِ .... توبه (9) 91 و 92

262. گریان شدن فقرای مؤمن در معاشرت با پیامبر صلی الله علیه و آله در پی نبود امکانات تدارکی آنان از سوی آن حضرت، برای حضور در عرصۀ جهاد:

لَیْسَ عَلَی الضُّعَفٰاءِ وَ لاٰ عَلَی الْمَرْضیٰ وَ لاٰ عَلَی الَّذِینَ لاٰ یَجِدُونَ مٰا یُنْفِقُونَ حَرَجٌ إِذٰا نَصَحُوا لِلّٰهِ وَ رَسُولِهِ مٰا عَلَی الْمُحْسِنِینَ مِنْ سَبِیلٍ وَ اللّٰهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ

وَ لاٰ عَلَی الَّذِینَ إِذٰا مٰا أَتَوْکَ لِتَحْمِلَهُمْ قُلْتَ لاٰ أَجِدُ مٰا أَحْمِلُکُمْ عَلَیْهِ تَوَلَّوْا وَ أَعْیُنُهُمْ تَفِیضُ مِنَ الدَّمْعِ حَزَناً أَلاّٰ یَجِدُوا مٰا یُنْفِقُونَ . توبه (9) 91 و 92

263. جواز درخواست کمکهای مالی از سوی فقرای مؤمن در معاشرت با مردم:

لِلْفُقَرٰاءِ الَّذِینَ أُحْصِرُوا فِی سَبِیلِ اللّٰهِ لاٰ یَسْتَطِیعُونَ ضَرْباً فِی الْأَرْضِ یَحْسَبُهُمُ الْجٰاهِلُ أَغْنِیٰاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُمْ بِسِیمٰاهُمْ لاٰ یَسْئَلُونَ النّٰاسَ إِلْحٰافاً وَ مٰا تُنْفِقُوا مِنْ خَیْرٍ فَإِنَّ اللّٰهَ بِهِ عَلِیمٌ . بقره (2) 273

مهربانی با فقیر

264. ممنوعیّت کتمان شهادت، به سبب ترحّم به فقیران و بیزاری از ثروتمندان:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُونُوا قَوّٰامِینَ بِالْقِسْطِ شُهَدٰاءَ لِلّٰهِ ... إِنْ یَکُنْ غَنِیًّا أَوْ فَقِیراً فَاللّٰهُ أَوْلیٰ بِهِمٰا .... نساء (4) 135

265. توصیه به ترحّم بر فقیران، از ویژگیهای مؤمنان:

أَوْ إِطْعٰامٌ فِی یَوْمٍ ذِی مَسْغَبَةٍ

أَوْ مِسْکِیناً ذٰا مَتْرَبَةٍ

ثُمَّ کٰانَ مِنَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ تَوٰاصَوْا بِالصَّبْرِ وَ تَوٰاصَوْا بِالْمَرْحَمَةِ

أُولٰئِکَ

أَصْحٰابُ الْمَیْمَنَةِ . (1)بلد (90) 14 و 16 -\18

266. توصیۀ مؤمنان به مهربانی بر فقیران، موجب قرارگرفتن آنان در زمره اصحاب یمین:

أَوْ إِطْعٰامٌ فِی یَوْمٍ ذِی مَسْغَبَةٍ

أَوْ مِسْکِیناً ذٰا مَتْرَبَةٍ

ثُمَّ کٰانَ مِنَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ تَوٰاصَوْا بِالصَّبْرِ وَ تَوٰاصَوْا بِالْمَرْحَمَةِ

أُولٰئِکَ أَصْحٰابُ الْمَیْمَنَةِ . بلد (90) 14 و 16 -\18

267. توصیه به ترحّم بر فقیران از سوی مؤمنان، موجب قرار گرفتن در زمرۀ اصحاب یمین:

أَوْ إِطْعٰامٌ فِی یَوْمٍ ذِی مَسْغَبَةٍ

أَوْ مِسْکِیناً ذٰا مَتْرَبَةٍ . بلد (90) 14 و 16

فقه‌القرآن

==>حکم

فَعّال / اسماوصفات

==>فاعل / اسماوصفات

فکر

==>تفکّر

فلاح

==>رستگاری

فلسطین

==>ارض مقدّس

فلک

اشاره

فلک، مدار ستارگان، (2)چرخ و دَوَران آسمان را گویند.

منجّمان سماوات را افلاک نامیده‌اند و به عقیدۀ ایشان تمام آسمان و افلاک در حال گردشند. (3)فلک هر چیزی، مدار دایره‌ای آن است. (4)در این مدخل از واژۀ «فَلک» و جملۀ «اجل مسمّی» استفاده شده است.

فلک خورشید

1. حرکتِ شتابان و دقیق خورشید، در مدار و فلک خود:

... وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ کُلٌّ یَجْرِی لِأَجَلٍ مُسَمًّی ... (5)رعد (13) 2

وَ هُوَ الَّذِی خَلَقَ اللَّیْلَ وَ النَّهٰارَ وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ کُلٌّ فِی فَلَکٍ یَسْبَحُونَ . (6)انبیاء (21) 33

وَ الشَّمْسُ تَجْرِی لِمُسْتَقَرٍّ لَهٰا ذٰلِکَ تَقْدِیرُ الْعَزِیزِ الْعَلِیمِ

لاَ الشَّمْسُ یَنْبَغِی لَهٰا أَنْ تُدْرِکَ الْقَمَرَ وَ لاَ اللَّیْلُ سٰابِقُ النَّهٰارِ وَ کُلٌّ فِی فَلَکٍ یَسْبَحُونَ . یس (36) 38 و 40


1) 1) . «تواصوا بالمرحمة» یعنی بعضی از مؤمنان، بعضی دیگر را به ترحّم بر فقیران و مسکینان توصیه می‌کنند. (مجمع‌البیان، ج 9 -\10، ص 751)

2) 2) . مفردات، ص 645 ، «فلک»؛ لسان‌العرب، ج 10،ص 323؛ «فلک»

3) 3) . فرهنگ اصطلاحات نجومی، ص 563، «فلک»

4) 4) . لسان‌العرب، ج 10، ص 323، «فلک»

5) 5) . از ابن‌عبّاس نقل شده است: مراد از «اجل مسمّیٰ» درجات و منازل خورشید و ماه است که به آن باز می‌گردند و از آن تجاوز نمی‌کنند و برای خورشید صد و هشتاد منزل است و در هر روز وارد یکی از آن منازل می‌شود تا به آخر رسد و از آن نمی‌گذرد و باز می‌گردد به منزل اوّل. (مجمع‌البیان، ج 5 -\6 ، ص 412)

6) 6) . «یسبحون» از «سَبْح» به معنای حرکت سریع در آب و هوا است. (مفردات، ص 392، «سبح»)

... وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ کُلٌّ یَجْرِی لِأَجَلٍ مُسَمًّی .... زمر (39) 5

2. حرکت شتابان و دقیق خورشید در فلک و مدار خود، از آیات خدا:

... وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ کُلٌّ یَجْرِی لِأَجَلٍ مُسَمًّی ... یُفَصِّلُ الْآیٰاتِ .... رعد (13) 2

وَ هُوَ الَّذِی خَلَقَ اللَّیْلَ وَ النَّهٰارَ وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ کُلٌّ فِی فَلَکٍ یَسْبَحُونَ . انبیاء (21) 33

وَ آیَةٌ لَهُمُ اللَّیْلُ ... وَ الشَّمْسُ تَجْرِی لِمُسْتَقَرٍّ لَهٰا .... وَ کُلٌّ فِی فَلَکٍ یَسْبَحُونَ .

یس (36) 37 و 38 و 40

... هُوَ اللّٰهُ الْوٰاحِدُ الْقَهّٰارُ ... وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ ... کُلٌّ یَجْرِی لِأَجَلٍ مُسَمًّی أَلاٰ هُوَ الْعَزِیزُ الْغَفّٰارُ. زمر (39) 4 و 5

3. تصادم نکردن خورشید، در حرکت فلکی خود با ماه:

لاَ الشَّمْسُ یَنْبَغِی لَهٰا أَنْ تُدْرِکَ الْقَمَرَ ... وَ کُلٌّ فِی فَلَکٍ یَسْبَحُونَ . یس (36) 40

فلک ستارگان

4. حرکت شتابان ستارگان، در مدارهای مخصوص خود:

وَ هُوَ الَّذِی خَلَقَ اللَّیْلَ وَ النَّهٰارَ وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ کُلٌّ فِی فَلَکٍ یَسْبَحُونَ . (1)انبیاء (21) 33

لاَ الشَّمْسُ یَنْبَغِی لَهٰا أَنْ تُدْرِکَ الْقَمَرَ وَ لاَ اللَّیْلُ سٰابِقُ النَّهٰارِ وَ کُلٌّ فِی فَلَکٍ یَسْبَحُونَ . (2)

یس (36) 40

5. حرکت شتابان ستارگان در مدارهای مخصوص خود، از آیات خدا:

وَ هُوَ الَّذِی خَلَقَ اللَّیْلَ وَ النَّهٰارَ وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ کُلٌّ فِی فَلَکٍ یَسْبَحُونَ . انبیاء (21) 33

وَ آیَةٌ لَهُمُ ... لاَ الشَّمْسُ یَنْبَغِی لَهٰا أَنْ تُدْرِکَ الْقَمَرَ وَ لاَ اللَّیْلُ سٰابِقُ النَّهٰارِ وَ کُلٌّ فِی فَلَکٍ یَسْبَحُونَ . یس (36) 37 و 40

6. حرکت افلاک و ستارگان، در مدارهای خود و تصادم نکردن آنها با یکدیگر:

وَ هُوَ الَّذِی خَلَقَ اللَّیْلَ وَ النَّهٰارَ وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ کُلٌّ فِی فَلَکٍ یَسْبَحُونَ . انبیاء (21) 33

لاَ الشَّمْسُ یَنْبَغِی لَهٰا أَنْ تُدْرِکَ الْقَمَرَ ... وَ کُلٌّ فِی فَلَکٍ یَسْبَحُونَ . یس (36) 40

فلک شب و روز

7. حرکت هر یک از شب و روز، در مدار و فلک خود:

وَ هُوَ الَّذِی خَلَقَ اللَّیْلَ وَ النَّهٰارَ وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ کُلٌّ فِی فَلَکٍ یَسْبَحُونَ . (3)انبیاء (21) 33

لاَ الشَّمْسُ یَنْبَغِی لَهٰا أَنْ تُدْرِکَ الْقَمَرَ وَ لاَ اللَّیْلُ سٰابِقُ النَّهٰارِ وَ کُلٌّ فِی فَلَکٍ یَسْبَحُونَ .

یس (36) 40 (4)


1) 1) و. مضاف‌الیه «کلّ...» ضمیر «هم» در تقدیر است وتنوینش حکایت از آن می‌کند. جمع بودن آن و ضمیر جمع «یسبحون» نشان می‌دهد که حرکت، مخصوص خورشید و ماه نیست، بلکه شامل تمامی کواکب و اجرام روشنایی‌زا است. (الکشاف، ج 3، ص 115؛ ج 4، ص 18)

2) 2) و. مضاف‌الیه «کلّ...» ضمیر «هم» در تقدیر است وتنوینش حکایت از آن می‌کند. جمع بودن آن و ضمیر جمع «یسبحون» نشان می‌دهد که حرکت، مخصوص خورشید و ماه نیست، بلکه شامل تمامی کواکب و اجرام روشنایی‌زا است. (الکشاف، ج 3، ص 115؛ ج 4، ص 18)

3) 3) . آیۀ مذکور در اثبات فلک برای هر یک از شب، روز، خورشید و ماه ظهور دارد و مراد از فلک، مدار هر یک از آنها است. (المیزان، ج 14، ص 280)

4) 1) و. مضاف‌الیه «کلّ...» ضمیر «هم» در تقدیر است وتنوینش حکایت از آن می‌کند. جمع بودن آن و ضمیر جمع «یسبحون» نشان می‌دهد که حرکت، مخصوص خورشید و ماه نیست، بلکه شامل تمامی کواکب و اجرام روشنایی‌زا است. (الکشاف، ج 3، ص 115؛ ج 4، ص 18)

8. حرکت منظّم و دقیق شب و روز، در مدار خود از آیات خدا:

وَ هُوَ الَّذِی خَلَقَ اللَّیْلَ وَ النَّهٰارَ وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ کُلٌّ فِی فَلَکٍ یَسْبَحُونَ . انبیاء (21) 33

9. سبقت نگرفتن شب از روز، در حرکت فلکی خود:

لاَ الشَّمْسُ یَنْبَغِی لَهٰا أَنْ تُدْرِکَ الْقَمَرَ وَ لاَ اللَّیْلُ سٰابِقُ النَّهٰارِ وَ کُلٌّ فِی فَلَکٍ یَسْبَحُونَ .

یس (36) 40

فلک ماه

10. حرکتِ شتابان و دقیق ماه، در مدار و فلک خود:

... وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ کُلٌّ یَجْرِی لِأَجَلٍ مُسَمًّی .... رعد (13) 2

وَ هُوَ الَّذِی خَلَقَ اللَّیْلَ وَ النَّهٰارَ وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ کُلٌّ فِی فَلَکٍ یَسْبَحُونَ . انبیاء (21) 33

وَ الْقَمَرَ قَدَّرْنٰاهُ مَنٰازِلَ حَتّٰی عٰادَ کَالْعُرْجُونِ الْقَدِیمِ

لاَ الشَّمْسُ یَنْبَغِی لَهٰا أَنْ تُدْرِکَ الْقَمَرَ وَ لاَ اللَّیْلُ سٰابِقُ النَّهٰارِ وَ کُلٌّ فِی فَلَکٍ یَسْبَحُونَ . یس (36) 39 و 40

... وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ کُلٌّ یَجْرِی لِأَجَلٍ مُسَمًّی .... زمر (39) 5

11. حرکت منظّم و دقیق ماه، در مدار خود، از آیات خدا:

وَ هُوَ الَّذِی خَلَقَ اللَّیْلَ وَ النَّهٰارَ وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ کُلٌّ فِی فَلَکٍ یَسْبَحُونَ . انبیاء (21) 33

وَ آیَةٌ لَهُمُ اللَّیْلُ ... وَ الْقَمَرَ قَدَّرْنٰاهُ مَنٰازِلَ ...

... وَ کُلٌّ فِی فَلَکٍ یَسْبَحُونَ . یس (36) 37 و 39 و 40

12. برخورد نکردن ماه و خورشید با یکدیگر، در حرکت فلکی خود:

وَ الشَّمْسُ تَجْرِی لِمُسْتَقَرٍّ لَهٰا ... وَ الْقَمَرَ قَدَّرْنٰاهُ مَنٰازِلَ ... لاَ الشَّمْسُ یَنْبَغِی لَهٰا أَنْ تُدْرِکَ الْقَمَرَ وَ لاَ اللَّیْلُ سٰابِقُ النَّهٰارِ وَ کُلٌّ فِی فَلَکٍ یَسْبَحُونَ . یس (36) 38 -\40

فِنْحاص بن عاذورا

فنحاص بن عاذورا از عالمان و احبار یهود بنی‌قینقاع (1)و از دشمنان کینه‌توز پیامبر بود. (2)برخی مفسّران، آیۀ 181 آل‌عمران (3) را دربارۀ جمعی از احبار یهود از جمله وی دانسته‌اند که گفتند: خداوند فقیر است و ما دارا. (3)نیز آیۀ 64 مائده (5) را دربارۀ وی و هم‌کیشان وی دانسته‌اند که معتقد بودند دستان خدا بسته است. (4)

فوق / اسماوصفات

فَیء

اشاره

فیء، در لغت به معنای رجوع به حالت پسندیده است، نیز به غنیمتی که بدون زحمت به دست آید، فیء گفته می‌شود. (5)در اصطلاح فقهی به غنایمی که بدون جنگ


1) 1) . السّیرة النبویّه، ابن‌هشام، ج 2، ص 514

2) 2) . همان، ص 558

3) 3) . جامع‌البیان، ج 3، جزء 4، ص 258 -\259؛ مجمع‌البیان،ج 1 -\2، ص 898

4) 4) . جامع‌البیان، ج 4، جزء 6 ، ص 405؛ مجمع‌البیان، ج 3 -\4، ص 339

5) 5) . مفردات، ص 650 ، «فیأ»

و خونریزی از کافران به دست می‌آید (1)و یا مالی که خداوند از کفّار به پیامبر صلی الله علیه و آله بازگرداند، (2)اطلاق می‌شود. در این مدخل از واژۀ «افاء» استفاده شده است.

احکام فیء

1. مالکیّت فیء به دست آمده بدون جنگ و خونریزی، از آنِ خدا و پیامبر صلی الله علیه و آله و خارج از قلمرو مالکیّت مسلمانان:

وَ مٰا أَفٰاءَ اللّٰهُ عَلیٰ رَسُولِهِ مِنْهُمْ فَمٰا أَوْجَفْتُمْ عَلَیْهِ مِنْ خَیْلٍ وَ لاٰ رِکٰابٍ .... حشر (59) 6

2. لزوم تأمین یتیمان، مستمندان و در راه ماندگان، از اموال فیء:

مٰا أَفٰاءَ اللّٰهُ عَلیٰ رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُریٰ فَلِلّٰهِ ...

وَ الْیَتٰامیٰ وَ الْمَسٰاکِینِ وَ ابْنِ السَّبِیلِ ....

حشر (59) 7

3. حلّیّت فیء برای فقیران، یتیمان، در راه ماندگان و خویشاوندان پیامبر صلی الله علیه و آله :

مٰا أَفٰاءَ اللّٰهُ عَلیٰ رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُریٰ فَلِلّٰهِ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِی الْقُرْبیٰ وَ الْیَتٰامیٰ وَ الْمَسٰاکِینِ وَ ابْنِ السَّبِیلِ .... حشر (59) 7

4. حلّیّت کنیزان به دست آمده از (فیء) کافران برای پیامبر صلی الله علیه و آله :

یٰا أَیُّهَا النَّبِیُّ إِنّٰا أَحْلَلْنٰا لَکَ أَزْوٰاجَکَ اللاّٰتِی آتَیْتَ أُجُورَهُنَّ وَ مٰا مَلَکَتْ یَمِینُکَ مِمّٰا أَفٰاءَ اللّٰهُ ....

احزاب (33) 50


1) 1) . کشاف اصطلاحات الفنون والعلوم، ج 2، ص 1255،«الغنیمه»؛ القاموس الفقهی، ص 291، «الفیْء»

2) 2) . زبدةالبیان، ص 285

ظ

فیء اهل‌کتاب

5. قرار گرفتن اموال و داراییهای (فیء) اهل‌کتاب، در اختیار پیامبر صلی الله علیه و آله :

هُوَ الَّذِی أَخْرَجَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتٰابِ ... وَ مٰا أَفٰاءَ اللّٰهُ عَلیٰ رَسُولِهِ مِنْهُمْ فَمٰا أَوْجَفْتُمْ عَلَیْهِ مِنْ خَیْلٍ وَ لاٰ رِکٰابٍ وَ لٰکِنَّ اللّٰهَ یُسَلِّطُ رُسُلَهُ عَلیٰ مَنْ یَشٰاءُ وَ اللّٰهُ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ مٰا أَفٰاءَ اللّٰهُ عَلیٰ رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُریٰ ... (1)حشر (59) 2 و 6 و 7

فیء بنی‌نضیر

6. قرار گرفتن اموال و داراییهای بنی‌نضیر با عنوان (فیء)، در اختیار پیامبر صلی الله علیه و آله :

هُوَ الَّذِی أَخْرَجَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتٰابِ مِنْ دِیٰارِهِمْ لِأَوَّلِ الْحَشْرِ مٰا ظَنَنْتُمْ أَنْ یَخْرُجُوا وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ مٰانِعَتُهُمْ حُصُونُهُمْ مِنَ اللّٰهِ فَأَتٰاهُمُ اللّٰهُ مِنْ حَیْثُ لَمْ یَحْتَسِبُوا وَ قَذَفَ فِی قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ یُخْرِبُونَ بُیُوتَهُمْ بِأَیْدِیهِمْ وَ أَیْدِی الْمُؤْمِنِینَ فَاعْتَبِرُوا یٰا أُولِی الْأَبْصٰارِ

وَ مٰا أَفٰاءَ اللّٰهُ عَلیٰ رَسُولِهِ مِنْهُمْ فَمٰا أَوْجَفْتُمْ عَلَیْهِ مِنْ خَیْلٍ وَ لاٰ رِکٰابٍ وَ لٰکِنَّ اللّٰهَ یُسَلِّطُ رُسُلَهُ عَلیٰ مَنْ یَشٰاءُ وَ اللّٰهُ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ. (2)

حشر (59) 2 و 6

7. دستیابی مسلمانان به فیء بنی‌نضیر:

وَ مٰا أَفٰاءَ اللّٰهُ عَلیٰ رَسُولِهِ مِنْهُمْ فَمٰا أَوْجَفْتُمْ عَلَیْهِ مِنْ خَیْلٍ وَ لاٰ رِکٰابٍ وَ لٰکِنَّ اللّٰهَ یُسَلِّطُ رُسُلَهُ عَلیٰ مَنْ یَشٰاءُ وَ اللّٰهُ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ

مٰا أَفٰاءَ اللّٰهُ عَلیٰ رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُریٰ فَلِلّٰهِ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِی الْقُرْبیٰ وَ الْیَتٰامیٰ وَ الْمَسٰاکِینِ وَ ابْنِ السَّبِیلِ کَیْ لاٰ یَکُونَ دُولَةً بَیْنَ الْأَغْنِیٰاءِ مِنْکُمْ وَ مٰا آتٰاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ مٰا نَهٰاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا وَ اتَّقُوا اللّٰهَ إِنَّ اللّٰهَ شَدِیدُ الْعِقٰابِ .

حشر (59) 6 و 7

مالکیّت فیء

8. فیء، در اختیار امامان معصوم علیهم السلام پس از پیامبر صلی الله علیه و آله :

مٰا أَفٰاءَ اللّٰهُ عَلیٰ رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُریٰ فَلِلّٰهِ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِی الْقُرْبیٰ ... (3)حشر (59) 7

نیز ==> همین مدخل، احکام فیء

مصارف فیء

1. ابن‌السّبیل

9. لزوم تأمین در راه ماندگان، از حق فیء:

مٰا أَفٰاءَ اللّٰهُ عَلیٰ رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُریٰ فَلِلّٰهِ وَ لِلرَّسُولِ ... وَ ابْنِ السَّبِیلِ .... حشر (59) 7

2. امامان معصوم علیهم السلام

10. امامان معصوم علیهم السلام ، دارای سهمی از اموال فیء:

مٰا أَفٰاءَ اللّٰهُ عَلیٰ رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُریٰ فَلِلّٰهِ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِی الْقُرْبیٰ .... حشر (59) 7

3. انصار فقیر

11. فقرای انصار، از جمله سهم‌بران فیء:

مٰا أَفٰاءَ اللّٰهُ عَلیٰ رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُریٰ ...

وَ الَّذِینَ تَبَوَّؤُا الدّٰارَ وَ الْإِیمٰانَ مِنْ قَبْلِهِمْ یُحِبُّونَ مَنْ هٰاجَرَ إِلَیْهِمْ ... (4)حشر (59) 7 و 9

12. رضایت و ایثار انصار، از واگذاری سهم فیء خود به مهاجران:

مٰا أَفٰاءَ اللّٰهُ عَلیٰ رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُریٰ ...

وَ الَّذِینَ تَبَوَّؤُا الدّٰارَ وَ الْإِیمٰانَ مِنْ قَبْلِهِمْ یُحِبُّونَ مَنْ هٰاجَرَ إِلَیْهِمْ وَ لاٰ یَجِدُونَ فِی صُدُورِهِمْ حٰاجَةً مِمّٰا أُوتُوا وَ یُؤْثِرُونَ عَلیٰ أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ کٰانَ بِهِمْ خَصٰاصَةٌ ....

حشر (59) 7 و 9

4. خویشاوندان محمّد

13. خویشاوندان محمّد، دارای سهمی از اموال فیء:

مٰا أَفٰاءَ اللّٰهُ عَلیٰ رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُریٰ فَلِلّٰهِ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِی الْقُرْبیٰ .... حشر (59) 7

نیز ==> همین مدخل، مصارف فیء، امامان معصوم علیهم السلام

5. محمّد صلی الله علیه و آله

14. پیامبر صلی الله علیه و آله دارای سهمی در غنایم فیء و اموال به دست آمده از دشمن:

مٰا أَفٰاءَ اللّٰهُ عَلیٰ رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُریٰ فَلِلّٰهِ وَ لِلرَّسُولِ .... حشر (59) 7

6 . مساکین

15. افراد تهیدست و مسکین، دارای حقّی از اموال فیء:

مٰا أَفٰاءَ اللّٰهُ عَلیٰ رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُریٰ فَلِلّٰهِ ...

وَ الْمَسٰاکِینِ .... حشر (59) 7


1) 1) . مقصود از «اهل‌القریٰ» بنی‌قریظه، بنی‌نضیر و یهود خیبراند. (مجمع‌البیان، ج 9 -\10، ص 390)

2) 2) . مقصود از «منهم» بنی‌نضیر است. (مجمع‌البیان،ج 9 -\10 ، ص 391)

3) 3) . «ذی‌القربیٰ» امامان معصوم علیهم السلام هستند. (تفسیر نورالثقلین، ج 5، ص 277، ح 17)

4) 4) . مقصود از «الّذین تبؤّءو الدّار...» انصار هستند (الکشاف، ج 4، ص 504) و بنا بر اینکه «والّذین» عطف به «المهاجرین» باشد، مطلب مزبور قابل استفاده می‌باشد. (المیزان، ج 19، ص 205)

7. مهاجران فقیر

16.مهاجران تنگدست و نیازمند، از جمله سهم‌بران فیء:

مٰا أَفٰاءَ اللّٰهُ عَلیٰ رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُریٰ ...

لِلْفُقَرٰاءِ الْمُهٰاجِرِینَ الَّذِینَ أُخْرِجُوا مِنْ دِیٰارِهِمْ وَ أَمْوٰالِهِمْ .... حشر (59) 7 و 8

8 . یتیمان

17. یتیمان، دارای حقّی از اموال فیء:

مٰا أَفٰاءَ اللّٰهُ عَلیٰ رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُریٰ فَلِلّٰهِ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِی الْقُرْبیٰ وَ الْیَتٰامیٰ ....

حشر (59) 7

فلسفۀ مصارف فیء

18. تعیین مصارف برای «فیء»، با هدف تعدیل ثروت و تمرکز نیافتن آن در میان ثروتمندان:

مٰا أَفٰاءَ اللّٰهُ عَلیٰ رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُریٰ فَلِلّٰهِ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِی الْقُرْبیٰ وَ الْیَتٰامیٰ وَ الْمَسٰاکِینِ وَ ابْنِ السَّبِیلِ کَیْ لاٰ یَکُونَ دُولَةً بَیْنَ الْأَغْنِیٰاءِ مِنْکُمْ .... حشر (59) 7

فیل

استفاده از فیل

1. هجوم ابرهه با سپاهیانی از فیل‌سواران، برای تخریب کعبه:

أَ لَمْ تَرَ کَیْفَ فَعَلَ رَبُّکَ بِأَصْحٰابِ الْفِیلِ . (1)

فیل (105) 1

2. فیل، از ابزار مورد استفاده در جنگ:

أَ لَمْ تَرَ کَیْفَ فَعَلَ رَبُّکَ بِأَصْحٰابِ الْفِیلِ .

فیل (105) 1

3. بی‌تأثیری استفاده از فیل، در پیروزی سپاه ابرهه:

أَ لَمْ تَرَ کَیْفَ فَعَلَ رَبُّکَ بِأَصْحٰابِ الْفِیلِ

فَجَعَلَهُمْ کَعَصْفٍ مَأْکُولٍ . فیل (105) 1 و 5

هلاکت فیل

4. نابودی فیلها همراه با سواران آنها با حملۀ پرندگان ابابیل، حادثه‌ای خارق‌العاده و شایستۀ تفکّر و یادآوری:

أَ لَمْ تَرَ کَیْفَ فَعَلَ رَبُّکَ بِأَصْحٰابِ الْفِیلِ

وَ أَرْسَلَ عَلَیْهِمْ طَیْراً أَبٰابِیلَ

تَرْمِیهِمْ بِحِجٰارَةٍ مِنْ سِجِّیلٍ

فَجَعَلَهُمْ کَعَصْفٍ مَأْکُولٍ .

فیل (105) 1 و3 -\5

5. هلاکت فیلها و سواران آنها و تبدیل شدن‌شان به علف جویده شده، بر اثر قهر الهی:

أَ لَمْ تَرَ کَیْفَ فَعَلَ رَبُّکَ بِأَصْحٰابِ الْفِیلِ

فَجَعَلَهُمْ کَعَصْفٍ مَأْکُولٍ . فیل (105) 1 و 5

نیز ==> ابابیل و اصحاب فیل


1) 1) . از امام صادق علیه السلام روایت شده: چون حبشیان بر یمن‌پیروز شدند پادشاه حبشه به نام «یکسوم» دو نفر از فرماندهان خود به نام ابرهه و ارباط را برای تخریب کعبه به سوی مکّه فرستاد و به آنان ده فیل و صدهزار نیرو داد و این فیلها و نیروها در نزدیکیهای مکّه به وسیلۀ گروهی از پرندگان نابود شدند. (بحارالانوار، ج 15، ص 139 -\141، ح 72)

قابض / اسماوصفات

قابض از «قبض» است و قبض به معنای گرد آوردن [چیزی] به جهت تسلّط و قدرت یافتن بر آن، (1)و چیزی را به طور کامل با کف گرفتن می‌باشد (2)و آن از اسما و صفات فعلیّۀ خداوند است، به این معنا که فیض و بخشش خود را از هر کس که بخواهد دریغ می‌کند و او را به تنگی و فقر مبتلا می‌کند. (3)این صفت از آیات 245 بقره (2)؛ 46 فرقان(25) و 67 زمر (39) قابل استفاده است. این صفت الهی به صورت اسمی نیز در ادعیه آمده است. (4)

قاب قوسین

==>معراج

«قاب» به معنای مقدار چیزی (5)و «قوس» وسیلۀ تیراندازی [با کمان] است. (6)بنابراین «قاب قوسین» به معنای اندازۀ دو کمان است.

1. قاب قوسین (به اندازۀ فاصلۀ دو کمان) فاصلۀ پیامبر صلی الله علیه و آله با خداوند در شب معراج:

ثُمَّ دَنٰا فَتَدَلّٰی

فَکٰانَ قٰابَ قَوْسَیْنِ أَوْ أَدْنیٰ . (7)

نجم (53) 8 و 9

2. قاب قوسین (به اندازۀ فاصلۀ دو کمان) فاصلۀ جبرئیل با پیامبر صلی الله علیه و آله در شب معراج:

ثُمَّ دَنٰا فَتَدَلّٰی

فَکٰانَ قٰابَ قَوْسَیْنِ أَوْ أَدْنیٰ . (8)

نجم (53) 8 و 9

3. قاب قوسین و یا کمتر از آن نهایت و عالی‌ترین مرتبۀ تقرّب پیامبر صلی الله علیه و آله به خداوند:

ثُمَّ دَنٰا فَتَدَلّٰی

فَکٰانَ قٰابَ قَوْسَیْنِ أَوْ أَدْنیٰ .

نجم (53) 8 و 9

4. دریافت مستقیم وحی از خداوند از سوی پیامبر صلی الله علیه و آله پس از نزدیک شدن آن حضرت به باری‌تعالی به اندازۀ قاب قوسین، در شب معراج:

ثُمَّ دَنٰا فَتَدَلّٰی

فَکٰانَ قٰابَ قَوْسَیْنِ أَوْ أَدْنیٰ

فَأَوْحیٰ إِلیٰ عَبْدِهِ مٰا أَوْحیٰ . (9)نجم (53) 8 -\10

5. عبودیّت پیامبر صلی الله علیه و آله موجب رسیدن آن حضرت به مقام قاب قوسین، هنگام دریافت وحی:

ثُمَّ دَنٰا فَتَدَلّٰی

فَکٰانَ قٰابَ قَوْسَیْنِ أَوْ أَدْنیٰ

فَأَوْحیٰ إِلیٰ عَبْدِهِ مٰا أَوْحیٰ . نجم (53) 8 -\10


1) 1) . التّحقیق، ج 9، ص 182، «قبض»

2) 2) . مفردات، ص 652 ، «قبض»

3) 3) . الأسنی فی شرح اسماء اللّه الحسنیٰ، قرطبی، ج 1،ص 360

4) 4) . دعای جوشن کبیر، بند 61 ؛ البلد الامین، ص 383

5) 5) . مجمع‌البیان، ج 9 -\10، ص 260

6) 6) . مفردات، ص 687 ، «قوس»

7) 7) . بنا بر احتمالی، ضمیر «دنا فتدلّیٰ» به پیامبر صلی الله علیه و آله برمی‌گردد. (مجمع‌البیان، ج 9 -\10، ص 262؛ المیزان، ج 19، ص 28، جامع‌البیان، ج 13، جزء 27، ص 60) قابل ذکر است که فاصلۀ یاد شده فاصلۀ حسّی نیست، بلکه کنایه از مقام قرب پیامبر صلی الله علیه و آله به باری‌تعالی در سفر معراجی او است. (تفسیر نورالثقلین، ج 5، ص 148، ح 16)

8) 8) . بنا بر احتمالی ضمیر «دنا فتدلّیٰ» به جبرئیل برمی‌گردد.(مجمع‌البیان، ج 9 -\10 ، ص 262؛ جامع‌البیان، ج 13، جزء 27، ص 61)

9) 9) . ضمایر سه‌گانه در جملۀ «فَاَوحیٰ الیٰ عَبدِهِ ما اوحیٰ» به خداوند و ضمایر سابق بر آن به پیامبر صلی الله علیه و آله بر می‌گردد. (المیزان، ج 19، ص 29)

قابل التوب / اسماوصفات

==>توبه

قابیل

اشاره

قابیل، نام یکی از فرزندان آدم بود. از ایشان و برادرش [هابیل] در قرآن با عنوان «ابنی‌آدم» یاد شده است. (1)

اهمّ عناوین: برادرکشی قابیل، رذایل قابیل، قابیل و هابیل.

انذار قابیل

1. انذار و هشدار به قابیل، دربارۀ بزرگی گناه آدم‌کشی و سنگینی عقوبت آن در قیامت، از سوی برادرش هابیل:

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ ابْنَیْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبٰا قُرْبٰاناً فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِمٰا وَ لَمْ یُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ قٰالَ لَأَقْتُلَنَّکَ ... إِنِّی أُرِیدُ أَنْ تَبُوءَ بِإِثْمِی وَ إِثْمِکَ فَتَکُونَ مِنْ أَصْحٰابِ النّٰارِ وَ ذٰلِکَ جَزٰاءُ الظّٰالِمِینَ . (2)مائده (5) 27 و 29

2. بی‌اعتنایی قابیل به هشدارها و اندرزهای برادرش هابیل:

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ ابْنَیْ آدَمَ بِالْحَقِّ ... قٰالَ لَأَقْتُلَنَّکَ قٰالَ إِنَّمٰا یَتَقَبَّلُ اللّٰهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ لَئِنْ بَسَطْتَ إِلَیَّ یَدَکَ لِتَقْتُلَنِی مٰا أَنَا بِبٰاسِطٍ یَدِیَ إِلَیْکَ لِأَقْتُلَکَ إِنِّی أَخٰافُ اللّٰهَ رَبَّ الْعٰالَمِینَ إِنِّی أُرِیدُ أَنْ تَبُوءَ بِإِثْمِی وَ إِثْمِکَ فَتَکُونَ مِنْ أَصْحٰابِ النّٰارِ وَ ذٰلِکَ جَزٰاءُ الظّٰالِمِینَ فَطَوَّعَتْ لَهُ نَفْسُهُ قَتْلَ أَخِیهِ فَقَتَلَهُ .... مائده (5) 27 -\30

برادر قابیل

==> همین مدخل، هابیل و قابیل

برادرکشی قابیل

اشاره

3. تصمیم قطعی قابیل بر کشتن برادرش هابیل، پس از جریان قربانی:

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ ابْنَیْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبٰا قُرْبٰاناً فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِمٰا وَ لَمْ یُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ قٰالَ لَأَقْتُلَنَّکَ ... (3)مائده (5) 27

4. کشته شدن فرزند آدم علیه السلام (هابیل) به دست برادرش قابیل:

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ ابْنَیْ آدَمَ ... فَطَوَّعَتْ لَهُ نَفْسُهُ قَتْلَ أَخِیهِ فَقَتَلَهُ .... مائده (5) 27 و 30

5. اهتمام هابیل به برحذر داشتن قابیل، از کشتن برادر:

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ ابْنَیْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبٰا قُرْبٰاناً فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِمٰا وَ لَمْ یُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ قٰالَ لَأَقْتُلَنَّکَ قٰالَ إِنَّمٰا یَتَقَبَّلُ اللّٰهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ

لَئِنْ بَسَطْتَ إِلَیَّ یَدَکَ لِتَقْتُلَنِی مٰا أَنَا بِبٰاسِطٍ یَدِیَ إِلَیْکَ لِأَقْتُلَکَ إِنِّی أَخٰافُ اللّٰهَ رَبَّ الْعٰالَمِینَ

إِنِّی


1) 1) . جامع‌البیان، ج 4، جزء 6، ص 253 -\257؛ مجمع‌البیان، ج 3 -\4، ص 283

2) 2) . مقصود از «ابنی آدم؛ فرزندان آدم» هابیل و قابیل است. (انوار التنزیل، بیضاوی، ج 1، ص 423)

3) 3) . فاعل «لأقتلنَّک» تهدید کننده به قتل است. تصمیم‌گیرنده بر آن، قابیل بود که گفته‌اند: صاحب زراعت بود و از جنس پست آن به قربانی آورده بود که قبول نشد و به برادرش هابیل حسد ورزید و او را کشت. (انوار التنزیل، بیضاوی، ج 1، ص 424)

أُرِیدُ أَنْ تَبُوءَ بِإِثْمِی وَ إِثْمِکَ فَتَکُونَ مِنْ أَصْحٰابِ النّٰارِ وَ ذٰلِکَ جَزٰاءُ الظّٰالِمِینَ . مائده (5) 27 -\29

6. قابیل، مسئول تمامی پیامدهای سوء عملکرد خود، در صورت اقدام به کشتن برادر، از منظر هابیل:

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ ابْنَیْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبٰا قُرْبٰاناً فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِمٰا وَ لَمْ یُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ قٰالَ لَأَقْتُلَنَّکَ قٰالَ ... لَئِنْ بَسَطْتَ إِلَیَّ یَدَکَ لِتَقْتُلَنِی مٰا أَنَا بِبٰاسِطٍ یَدِیَ إِلَیْکَ لِأَقْتُلَکَ إِنِّی أَخٰافُ اللّٰهَ رَبَّ الْعٰالَمِینَ إِنِّی أُرِیدُ أَنْ تَبُوءَ بِإِثْمِی وَ إِثْمِکَ .... مائده (5) 27 -\29

7. سرانجام شوم برادرکشی قابیل، درسی برای اهل‌کتاب:

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ ابْنَیْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبٰا قُرْبٰاناً فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِمٰا وَ لَمْ یُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ قٰالَ لَأَقْتُلَنَّکَ قٰالَ إِنَّمٰا یَتَقَبَّلُ اللّٰهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ . (1)

مائده (5) 27

آثار برادرکشی قابیل

1. پشیمانی
8. پشیمانی قابیل از کار ناشایست خود، پس از قتل برادرش هابیل:

فَطَوَّعَتْ لَهُ نَفْسُهُ قَتْلَ أَخِیهِ فَقَتَلَهُ فَأَصْبَحَ مِنَ الْخٰاسِرِینَ

فَبَعَثَ اللّٰهُ غُرٰاباً یَبْحَثُ فِی الْأَرْضِ لِیُرِیَهُ کَیْفَ یُوٰارِی سَوْأَةَ أَخِیهِ قٰالَ یٰا وَیْلَتیٰ أَ عَجَزْتُ أَنْ أَکُونَ مِثْلَ هٰذَا الْغُرٰابِ فَأُوٰارِیَ سَوْأَةَ أَخِی فَأَصْبَحَ مِنَ النّٰادِمِینَ .

مائده (5) 30 و 31

2. پیوستن به ظالمان
9. برادرکشی قابیل، عامل قرار گرفتن وی، در زمرۀ ظالمان:

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ ابْنَیْ آدَمَ ... قٰالَ لَأَقْتُلَنَّکَ قٰالَ إِنَّمٰا یَتَقَبَّلُ اللّٰهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ لَئِنْ بَسَطْتَ إِلَیَّ یَدَکَ لِتَقْتُلَنِی مٰا أَنَا بِبٰاسِطٍ یَدِیَ إِلَیْکَ لِأَقْتُلَکَ ... إِنِّی أُرِیدُ أَنْ تَبُوءَ بِإِثْمِی وَ إِثْمِکَ فَتَکُونَ مِنْ أَصْحٰابِ النّٰارِ وَ ذٰلِکَ جَزٰاءُ الظّٰالِمِینَ . مائده (5) 27 -\29

3. تحمّل گناه مقتول
10. قتل برادر، به دست قابیل، موجب به دوش کشیدن بار گناه آن برادر و کیفر دیدن در برابر آن:

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ ابْنَیْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبٰا قُرْبٰاناً فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِمٰا وَ لَمْ یُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ قٰالَ لَأَقْتُلَنَّکَ قٰالَ إِنَّمٰا یَتَقَبَّلُ اللّٰهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ

إِنِّی أُرِیدُ أَنْ تَبُوءَ بِإِثْمِی وَ إِثْمِکَ فَتَکُونَ مِنْ أَصْحٰابِ النّٰارِ وَ ذٰلِکَ جَزٰاءُ الظّٰالِمِینَ . مائده (5) 27 و 29

4. خسران
11. خسران و زیانکار شدن قابیل با قتل برادرش:

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ ابْنَیْ آدَمَ ... فَطَوَّعَتْ لَهُ نَفْسُهُ قَتْلَ أَخِیهِ فَقَتَلَهُ فَأَصْبَحَ مِنَ الْخٰاسِرِینَ .

مائده (5) 27 و 30

5. سخت‌گیری
12. جنایت و برادرکشی قابیل، موجب سختگیری خداوند:

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ ابْنَیْ آدَمَ ... فَطَوَّعَتْ لَهُ نَفْسُهُ قَتْلَ أَخِیهِ فَقَتَلَهُ ... مِنْ أَجْلِ ذٰلِکَ کَتَبْنٰا عَلیٰ بَنِی إِسْرٰائِیلَ أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَیْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسٰادٍ فِی الْأَرْضِ فَکَأَنَّمٰا قَتَلَ النّٰاسَ جَمِیعاً ....

مائده (5) 27 و 30 و 32


1) 1) . ضمیر «علیهم» به بنی‌اسرائیل [اهل‌کتاب] برمی‌گردد.(روح‌المعانی، ج 4، جزء 6 ، ص 163)

6 . گناهکاری
13. برادرکشی قابیل، موجب گناهکاری وی:

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ ابْنَیْ آدَمَ ... قٰالَ لَأَقْتُلَنَّکَ قٰالَ إِنَّمٰا یَتَقَبَّلُ اللّٰهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ إِنِّی أُرِیدُ أَنْ تَبُوءَ بِإِثْمِی وَ إِثْمِکَ .... مائده (5) 27 و 29

عوامل برادرکشی قابیل

1. بی‌تقوایی
14. بی‌تقوایی قابیل، عامل اقدام وی، در کشتن برادرش:

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ ابْنَیْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبٰا قُرْبٰاناً فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِمٰا وَ لَمْ یُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ قٰالَ لَأَقْتُلَنَّکَ قٰالَ إِنَّمٰا یَتَقَبَّلُ اللّٰهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ

فَطَوَّعَتْ لَهُ نَفْسُهُ قَتْلَ أَخِیهِ فَقَتَلَهُ ....

مائده (5) 27 و 30

2. حسد
15. حسد، عامل اقدام قابیل به برادرکشی:

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ ابْنَیْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبٰا قُرْبٰاناً فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِمٰا وَ لَمْ یُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ قٰالَ لَأَقْتُلَنَّکَ ... فَطَوَّعَتْ لَهُ نَفْسُهُ قَتْلَ أَخِیهِ فَقَتَلَهُ ... (1)مائده (5) 27 و 30

3. خوف نداشتن از خدا
16. خوف نداشتن قابیل از خدا، عامل اقدام او به قتل برادرش هابیل:

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ ابْنَیْ آدَمَ ... قٰالَ لَأَقْتُلَنَّکَ قٰالَ إِنَّمٰا یَتَقَبَّلُ اللّٰهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ لَئِنْ بَسَطْتَ إِلَیَّ یَدَکَ لِتَقْتُلَنِی مٰا أَنَا بِبٰاسِطٍ یَدِیَ إِلَیْکَ لِأَقْتُلَکَ إِنِّی أَخٰافُ اللّٰهَ رَبَّ الْعٰالَمِینَ فَطَوَّعَتْ لَهُ نَفْسُهُ قَتْلَ أَخِیهِ فَقَتَلَهُ .... مائده (5) 27 و 28 و 30

4. قبول نشدن قربانی
17. اقدام قابیل به قتل هابیل، به علّت پذیرفته نشدن قربانی وی:

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ ابْنَیْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبٰا قُرْبٰاناً فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِمٰا وَ لَمْ یُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ قٰالَ لَأَقْتُلَنَّکَ قٰالَ إِنَّمٰا یَتَقَبَّلُ اللّٰهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ

فَطَوَّعَتْ لَهُ نَفْسُهُ قَتْلَ أَخِیهِ فَقَتَلَهُ ....

مائده (5) 27 و 30

5. هوای نفس
18. هوای نفس، عامل اقدام قابیل به قتل برادرش:

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ ابْنَیْ آدَمَ ... قٰالَ لَأَقْتُلَنَّکَ قٰالَ إِنَّمٰا یَتَقَبَّلُ اللّٰهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ فَطَوَّعَتْ لَهُ نَفْسُهُ قَتْلَ أَخِیهِ فَقَتَلَهُ .... مائده (5) 27 و 30

19. درگیری و کشمکش درونی قابیل با هوای نفس خویش، در مورد قتل هابیل:

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ ابْنَیْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبٰا قُرْبٰاناً فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِمٰا وَ لَمْ یُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ قٰالَ لَأَقْتُلَنَّکَ قٰالَ إِنَّمٰا یَتَقَبَّلُ اللّٰهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ

فَطَوَّعَتْ لَهُ نَفْسُهُ قَتْلَ أَخِیهِ فَقَتَلَهُ ....

مائده (5) 27 و 30

20. هموار شدن کشتن برادر برای قابیل، با وسوسه‌های نفسانی وی:

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ ابْنَیْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبٰا قُرْبٰاناً فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِمٰا وَ لَمْ یُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ قٰالَ


1) 1) . با توجّه به سیاق آیات و طبق روایتی از امام صادق علیه السلام که فرمود: وقتی قربانی هابیل قبول شد و قربانی قابیل قبول نشد، حسادت قابیل باعث شد که وی اقدام به کشتن برادرش هابیل نماید. (تفسیر نورالثقلین، ج 1، ص 610 ، ح 125)

لَأَقْتُلَنَّکَ قٰالَ إِنَّمٰا یَتَقَبَّلُ اللّٰهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ

فَطَوَّعَتْ لَهُ نَفْسُهُ قَتْلَ أَخِیهِ فَقَتَلَهُ ....

مائده (5) 27 و 30

کیفر برادرکشی قابیل

21. دوزخ و آتش جهنّم، کیفر قابیل، در پی کشتن برادرش:

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ ابْنَیْ آدَمَ ... قٰالَ لَأَقْتُلَنَّکَ ...

لَئِنْ بَسَطْتَ إِلَیَّ یَدَکَ لِتَقْتُلَنِی مٰا أَنَا بِبٰاسِطٍ یَدِیَ إِلَیْکَ لِأَقْتُلَکَ إِنِّی أَخٰافُ اللّٰهَ رَبَّ الْعٰالَمِینَ

إِنِّی أُرِیدُ أَنْ تَبُوءَ بِإِثْمِی وَ إِثْمِکَ فَتَکُونَ مِنْ أَصْحٰابِ النّٰارِ ... فَطَوَّعَتْ لَهُ نَفْسُهُ قَتْلَ أَخِیهِ فَقَتَلَهُ فَأَصْبَحَ مِنَ الْخٰاسِرِینَ . مائده (5) 27 -\30

بی‌تقوایی قابیل

==> همین مدخل، رذایل قابیل، بی‌تقوایی

پدر قابیل

22. آدم علیه السلام پدر قابیل:

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ ابْنَیْ آدَمَ .... مائده (5) 27

پشیمانی قابیل

==> همین مدخل، برادرکشی قابیل، آثار برادرکشی قابیل، پشیمانی

تأسّف قابیل

23. تأسّف قابیل بر نادانی و ناتوانی خویش، از برابری با حیوانی همچون کلاغ، در دفن جسد برادرش:

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ ابْنَیْ آدَمَ ... فَطَوَّعَتْ لَهُ نَفْسُهُ قَتْلَ أَخِیهِ فَقَتَلَهُ ... فَبَعَثَ اللّٰهُ غُرٰاباً یَبْحَثُ فِی الْأَرْضِ لِیُرِیَهُ کَیْفَ یُوٰارِی سَوْأَةَ أَخِیهِ قٰالَ یٰا وَیْلَتیٰ أَ عَجَزْتُ أَنْ أَکُونَ مِثْلَ هٰذَا الْغُرٰابِ فَأُوٰارِیَ سَوْأَةَ أَخِی .... مائده (5) 27 و 30 و 31

تحیّر قابیل

24. قابیل، سرگردان و متحیّر، در برابر جسد بی‌جان برادر:

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ ابْنَیْ آدَمَ ... قٰالَ لَأَقْتُلَنَّکَ ...

فَطَوَّعَتْ لَهُ نَفْسُهُ قَتْلَ أَخِیهِ فَقَتَلَهُ فَأَصْبَحَ مِنَ الْخٰاسِرِینَ

فَبَعَثَ اللّٰهُ غُرٰاباً یَبْحَثُ فِی الْأَرْضِ لِیُرِیَهُ کَیْفَ یُوٰارِی سَوْأَةَ أَخِیهِ قٰالَ یٰا وَیْلَتیٰ أَ عَجَزْتُ أَنْ أَکُونَ مِثْلَ هٰذَا الْغُرٰابِ فَأُوٰارِیَ سَوْأَةَ أَخِی .... مائده (5) 27 و 30 و 31

تعلیم به قابیل

25. تعلیم چگونگی کندن قبر و دفن جسد برادر به قابیل، از سوی کلاغ، با پنهان‌سازی چیزی در زمین:

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ ابْنَیْ آدَمَ ... قٰالَ لَأَقْتُلَنَّکَ ...

فَطَوَّعَتْ لَهُ نَفْسُهُ قَتْلَ أَخِیهِ فَقَتَلَهُ فَأَصْبَحَ مِنَ الْخٰاسِرِینَ

فَبَعَثَ اللّٰهُ غُرٰاباً یَبْحَثُ فِی الْأَرْضِ لِیُرِیَهُ کَیْفَ یُوٰارِی سَوْأَةَ أَخِیهِ قٰالَ یٰا وَیْلَتیٰ أَ عَجَزْتُ أَنْ أَکُونَ مِثْلَ هٰذَا الْغُرٰابِ فَأُوٰارِیَ سَوْأَةَ أَخِی .... مائده (5) 27 و 30 و 31

26. فاصلۀ زمانی اندک، میان قتل هابیل به وسیله قابیل و گسیل کلاغی از سوی خدا برای آموزش چگونگی کندن قبر و دفن جسد هابیل به وی:

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ ابْنَیْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبٰا قُرْبٰاناً فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِمٰا وَ لَمْ یُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ قٰالَ لَأَقْتُلَنَّکَ قٰالَ إِنَّمٰا یَتَقَبَّلُ اللّٰهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ

فَطَوَّعَتْ لَهُ نَفْسُهُ قَتْلَ أَخِیهِ فَقَتَلَهُ فَأَصْبَحَ مِنَ

اَلْخٰاسِرِینَ

فَبَعَثَ اللّٰهُ غُرٰاباً یَبْحَثُ فِی الْأَرْضِ لِیُرِیَهُ کَیْفَ یُوٰارِی سَوْأَةَ أَخِیهِ قٰالَ یٰا وَیْلَتیٰ أَ عَجَزْتُ أَنْ أَکُونَ مِثْلَ هٰذَا الْغُرٰابِ فَأُوٰارِیَ سَوْأَةَ أَخِی فَأَصْبَحَ مِنَ النّٰادِمِینَ .

مائده (5) 27 و 30 و 31

جهل قابیل

==> همین مدخل، رذایل قابیل، جهل قابیل

حسادت قابیل

==> همین مدخل، رذایل قابیل، حسادت

رذایل قابیل

1. اطاعت از هوای نفس

27. اطاعت و پیروی قابیل از هوای نفس، در کشتن برادر خویش:

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ ابْنَیْ آدَمَ ... قٰالَ لَأَقْتُلَنَّکَ قٰالَ إِنَّمٰا یَتَقَبَّلُ اللّٰهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ فَطَوَّعَتْ لَهُ نَفْسُهُ قَتْلَ أَخِیهِ فَقَتَلَهُ .... مائده (5) 27 و 30

2. برادرکشی

28. قابیل، انسانی برادرکش:

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ ابْنَیْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبٰا قُرْبٰاناً فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِمٰا وَ لَمْ یُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ قٰالَ لَأَقْتُلَنَّکَ ... فَطَوَّعَتْ لَهُ نَفْسُهُ قَتْلَ أَخِیهِ فَقَتَلَهُ .... مائده (5) 27 و 30

نیز ==> همین مدخل، برادرکشی قابیل

3. بی‌تقوایی

29. قابیل، انسانی بی‌تقوا:

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ ابْنَیْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبٰا قُرْبٰاناً فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِمٰا وَ لَمْ یُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ قٰالَ لَأَقْتُلَنَّکَ قٰالَ إِنَّمٰا یَتَقَبَّلُ اللّٰهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ .

مائده (5) 27

30. بی‌تقوایی قابیل، سبب عدم پذیرش قربانی وی:

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ ابْنَیْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبٰا قُرْبٰاناً فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِمٰا وَ لَمْ یُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ قٰالَ لَأَقْتُلَنَّکَ قٰالَ إِنَّمٰا یَتَقَبَّلُ اللّٰهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ .

مائده (5) 27

31. بی‌تقوایی قابیل، از عوامل اقدام وی به قتل برادر:

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ ابْنَیْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبٰا قُرْبٰاناً فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِمٰا وَ لَمْ یُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ قٰالَ لَأَقْتُلَنَّکَ قٰالَ إِنَّمٰا یَتَقَبَّلُ اللّٰهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ

فَطَوَّعَتْ لَهُ نَفْسُهُ قَتْلَ أَخِیهِ فَقَتَلَهُ فَأَصْبَحَ مِنَ الْخٰاسِرِینَ . مائده (5) 27 و 30

4. جهل

32. جهل قابیل به پذیرش اعمال از جانب خداوند، تنها از پرهیزکاران:

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ ابْنَیْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبٰا قُرْبٰاناً فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِمٰا وَ لَمْ یُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ قٰالَ لَأَقْتُلَنَّکَ قٰالَ إِنَّمٰا یَتَقَبَّلُ اللّٰهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ . مائده (5) 27

33. قابیل، فاقد هرگونه تجربه و آگاهی کندن قبر و دفن جسد برادر:

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ ابْنَیْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبٰا قُرْبٰاناً فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِمٰا وَ لَمْ یُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ قٰالَ لَأَقْتُلَنَّکَ قٰالَ إِنَّمٰا یَتَقَبَّلُ اللّٰهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ

فَطَوَّعَتْ لَهُ نَفْسُهُ قَتْلَ أَخِیهِ فَقَتَلَهُ فَأَصْبَحَ مِنَ الْخٰاسِرِینَ

فَبَعَثَ اللّٰهُ غُرٰاباً یَبْحَثُ فِی الْأَرْضِ لِیُرِیَهُ کَیْفَ یُوٰارِی سَوْأَةَ أَخِیهِ قٰالَ

یٰا وَیْلَتیٰ أَ عَجَزْتُ أَنْ أَکُونَ مِثْلَ هٰذَا الْغُرٰابِ فَأُوٰارِیَ سَوْأَةَ أَخِی فَأَصْبَحَ مِنَ النّٰادِمِینَ .

مائده (5) 27 و 30 و 31

5. حسادت

34. قابیل، فردی حسود، نسبت به برادرش:

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ ابْنَیْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبٰا قُرْبٰاناً فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِمٰا وَ لَمْ یُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ قٰالَ لَأَقْتُلَنَّکَ قٰالَ إِنَّمٰا یَتَقَبَّلُ اللّٰهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ

لَئِنْ بَسَطْتَ إِلَیَّ یَدَکَ لِتَقْتُلَنِی مٰا أَنَا بِبٰاسِطٍ یَدِیَ إِلَیْکَ لِأَقْتُلَکَ إِنِّی أَخٰافُ اللّٰهَ رَبَّ الْعٰالَمِینَ

إِنِّی أُرِیدُ أَنْ تَبُوءَ بِإِثْمِی وَ إِثْمِکَ فَتَکُونَ مِنْ أَصْحٰابِ النّٰارِ وَ ذٰلِکَ جَزٰاءُ الظّٰالِمِینَ

فَطَوَّعَتْ لَهُ نَفْسُهُ قَتْلَ أَخِیهِ فَقَتَلَهُ فَأَصْبَحَ مِنَ الْخٰاسِرِینَ . (1)

مائده (5) 27 -\30

35. حسادت قابیل، عامل اقدام وی به قتل برادرش هابیل:

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ ابْنَیْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبٰا قُرْبٰاناً فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِمٰا وَ لَمْ یُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ قٰالَ لَأَقْتُلَنَّکَ قٰالَ إِنَّمٰا یَتَقَبَّلُ اللّٰهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ

فَطَوَّعَتْ لَهُ نَفْسُهُ قَتْلَ أَخِیهِ فَقَتَلَهُ فَأَصْبَحَ مِنَ الْخٰاسِرِینَ . مائده (5) 27 و 30

6 . خوف نداشتن از خدا

36. قابیل، فاقد هرگونه خوف از خدا و غافل از ربوبیّت گستردۀ پروردگار:

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ ابْنَیْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبٰا قُرْبٰاناً فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِمٰا وَ لَمْ یُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ قٰالَ لَأَقْتُلَنَّکَ قٰالَ إِنَّمٰا یَتَقَبَّلُ اللّٰهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ

لَئِنْ بَسَطْتَ إِلَیَّ یَدَکَ لِتَقْتُلَنِی مٰا أَنَا بِبٰاسِطٍ یَدِیَ إِلَیْکَ لِأَقْتُلَکَ إِنِّی أَخٰافُ اللّٰهَ رَبَّ الْعٰالَمِینَ .

مائده (5) 27 و 28

7 . ظلم

37. قابیل، در زمرۀ ستمگران و ظالمان:

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ ابْنَیْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبٰا قُرْبٰاناً فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِمٰا وَ لَمْ یُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ قٰالَ لَأَقْتُلَنَّکَ قٰالَ إِنَّمٰا یَتَقَبَّلُ اللّٰهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ

إِنِّی أُرِیدُ أَنْ تَبُوءَ بِإِثْمِی وَ إِثْمِکَ فَتَکُونَ مِنْ أَصْحٰابِ النّٰارِ وَ ذٰلِکَ جَزٰاءُ الظّٰالِمِینَ . مائده (5) 27 و 29

8 . گمراهگری

38. قابیل، انسانی گمراهگر:

وَ قٰالَ الَّذِینَ کَفَرُوا رَبَّنٰا أَرِنَا الَّذَیْنِ أَضَلاّٰنٰا مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ نَجْعَلْهُمٰا تَحْتَ أَقْدٰامِنٰا لِیَکُونٰا مِنَ الْأَسْفَلِینَ . (2)فصّلت (41) 29

39. کافران گمراه‌خواهان پایمال کردن قابیل در قیامت، به جهت گمراهگری وی:

وَ قٰالَ الَّذِینَ کَفَرُوا رَبَّنٰا أَرِنَا الَّذَیْنِ أَضَلاّٰنٰا مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ نَجْعَلْهُمٰا تَحْتَ أَقْدٰامِنٰا لِیَکُونٰا مِنَ الْأَسْفَلِینَ . فصّلت (41) 29

9. گناهکاری

40. قابیل، در زمرۀ گناهکاران:

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ ابْنَیْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبٰا قُرْبٰاناً فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِمٰا وَ لَمْ یُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ قٰالَ


1) 1) . جملۀ «إنّما یتقبّل اللّه...» اشاره به حسد حاسدی است‌که حرمانش تقصیر خودش است. (انوار التنزیل، بیضاوی، ج 2، ص 424)

2) 2) . از امیرمؤمنان علی علیه السلام نقل شده است: مقصود از «الّذین اضلّانا» سردستۀ ابلیسها و قابیل فرزند آدم، بنیانگذار معصیت است. (مجمع‌البیان، ج 9 -\10، ص 17؛ نیز ر.ک: الکشاف، ج 4، ص 198)

لَأَقْتُلَنَّکَ قٰالَ إِنَّمٰا یَتَقَبَّلُ اللّٰهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ

إِنِّی أُرِیدُ أَنْ تَبُوءَ بِإِثْمِی وَ إِثْمِکَ فَتَکُونَ مِنْ أَصْحٰابِ النّٰارِ وَ ذٰلِکَ جَزٰاءُ الظّٰالِمِینَ . مائده (5) 27 و 29

ظلم قابیل

==> همین مدخل، رذایل قابیل، ظلم

عجز قابیل

==> همین مدخل، تأسّف قابیل و ملامت قابیل

قابیل و کلاغ

==> همین مدخل، تعلیم به قابیل

قابیل و هابیل

41. قابیل، برادر هابیل:

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ ابْنَیْ آدَمَ ... إِذْ قَرَّبٰا قُرْبٰاناً فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِمٰا وَ لَمْ یُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ ... فَطَوَّعَتْ لَهُ نَفْسُهُ قَتْلَ أَخِیهِ فَقَتَلَهُ .... مائده (5) 27 و 30

42. قابیل آغازگر، درگیری و تهاجم ناروا، علیه برادرش هابیل:

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ ابْنَیْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبٰا قُرْبٰاناً فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِمٰا وَ لَمْ یُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ قٰالَ لَأَقْتُلَنَّکَ قٰالَ إِنَّمٰا یَتَقَبَّلُ اللّٰهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ

لَئِنْ بَسَطْتَ إِلَیَّ یَدَکَ لِتَقْتُلَنِی مٰا أَنَا بِبٰاسِطٍ یَدِیَ إِلَیْکَ لِأَقْتُلَکَ إِنِّی أَخٰافُ اللّٰهَ رَبَّ الْعٰالَمِینَ .

مائده (5)27 و 28

43. هابیل درصدد آرام نمودن روح طغیانگر قابیل:

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ ابْنَیْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبٰا قُرْبٰاناً فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِمٰا وَ لَمْ یُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ قٰالَ لَأَقْتُلَنَّکَ قٰالَ إِنَّمٰا یَتَقَبَّلُ اللّٰهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ

لَئِنْ بَسَطْتَ إِلَیَّ یَدَکَ لِتَقْتُلَنِی مٰا أَنَا بِبٰاسِطٍ یَدِیَ إِلَیْکَ لِأَقْتُلَکَ إِنِّی أَخٰافُ اللّٰهَ رَبَّ الْعٰالَمِینَ

إِنِّی أُرِیدُ أَنْ تَبُوءَ بِإِثْمِی وَ إِثْمِکَ فَتَکُونَ مِنْ أَصْحٰابِ النّٰارِ وَ ذٰلِکَ جَزٰاءُ الظّٰالِمِینَ . مائده (5) 27 -\29

44. خوف نداشتن قابیل از پروردگار جهانیان، عامل اقدام وی به کشتن برادر، از منظر هابیل:

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ ابْنَیْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبٰا قُرْبٰاناً فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِمٰا وَ لَمْ یُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ قٰالَ لَأَقْتُلَنَّکَ قٰالَ إِنَّمٰا یَتَقَبَّلُ اللّٰهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ

لَئِنْ بَسَطْتَ إِلَیَّ یَدَکَ لِتَقْتُلَنِی مٰا أَنَا بِبٰاسِطٍ یَدِیَ إِلَیْکَ لِأَقْتُلَکَ إِنِّی أَخٰافُ اللّٰهَ رَبَّ الْعٰالَمِینَ .

مائده (5) 27 و 28

45. تهدید هابیل به قتل، از سوی قابیل:

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ ابْنَیْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبٰا قُرْبٰاناً فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِمٰا وَ لَمْ یُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ قٰالَ لَأَقْتُلَنَّکَ قٰالَ إِنَّمٰا یَتَقَبَّلُ اللّٰهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ

فَطَوَّعَتْ لَهُ نَفْسُهُ قَتْلَ أَخِیهِ فَقَتَلَهُ فَأَصْبَحَ مِنَ الْخٰاسِرِینَ . مائده (5) 27 و 30

نیز ==> همین مدخل، انذار قابیل، برادرکشی قابیل، حسادت قابیل، قربانی قابیل، قصّۀ قابیل، ملامت قابیل و هواپرستی قابیل

قربانی قابیل

46. انجام دادن قربانی قابیل، و پذیرفته نشدن آن از طرف خداوند:

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ ابْنَیْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبٰا قُرْبٰاناً فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِمٰا وَ لَمْ یُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ ....

مائده (5) 27

47. پیدایش نزاع، میان قابیل و هابیل، پس از رد شدن قربانی قابیل:

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ ابْنَیْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبٰا قُرْبٰاناً

فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِمٰا وَ لَمْ یُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ قٰالَ لَأَقْتُلَنَّکَ قٰالَ إِنَّمٰا یَتَقَبَّلُ اللّٰهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ .

مائده (5) 27

48. بی‌تقوایی قابیل، علّت پذیرفته نشدن قربانی وی، از دیدگاه هابیل:

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ ابْنَیْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبٰا قُرْبٰاناً فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِمٰا وَ لَمْ یُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ قٰالَ لَأَقْتُلَنَّکَ قٰالَ إِنَّمٰا یَتَقَبَّلُ اللّٰهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ .

مائده (5) 27

قصّۀ قابیل

49. داستان و قصّۀ قابیل و هابیل، خبری مهم و قابل توجّه:

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ ابْنَیْ آدَمَ .... مائده (5) 27

50. قصّۀ قابیل و هابیل، ماجرایی واقعی، نه افسانه و سمبلیک:

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ ابْنَیْ آدَمَ بِالْحَقِّ .... مائده (5) 27

51. وجود قصّۀ قابیل و هابیل در میان اهل‌کتاب، به صورت تحریف شده و آمیخته به باطل:

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ ابْنَیْ آدَمَ بِالْحَقِّ ... (1)مائده (5) 27

52. پیامبر صلی الله علیه و آله مأمور تلاوت (آیات متضمّن) داستان قابیل با برادرش هابیل:

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ ابْنَیْ آدَمَ .... مائده (5) 27

نیز ==> همین مدخل، برادرکشی قابیل

گمراهگری قابیل

==> همین مدخل، رذایل قابیل، گمراهگری

گناهکاری قابیل

==> همین مدخل، رذایل قابیل، گناهکاری

ملامت قابیل

53. قابیل، ملامتگر خویش، به سبب ناتوانی از پنهان ساختن جسد برادرش هابیل:

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ ابْنَیْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبٰا قُرْبٰاناً فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِمٰا وَ لَمْ یُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ قٰالَ لَأَقْتُلَنَّکَ ... فَطَوَّعَتْ لَهُ نَفْسُهُ قَتْلَ أَخِیهِ ...

فَبَعَثَ اللّٰهُ غُرٰاباً یَبْحَثُ فِی الْأَرْضِ لِیُرِیَهُ کَیْفَ یُوٰارِی سَوْأَةَ أَخِیهِ قٰالَ یٰا وَیْلَتیٰ أَ عَجَزْتُ أَنْ أَکُونَ مِثْلَ هٰذَا الْغُرٰابِ فَأُوٰارِیَ سَوْأَةَ أَخِی ....

مائده (5) 27 و 30 و 31

هواپرستی قابیل

==> همین مدخل، برادرکشی قابیل، عوامل برادرکشی، هوای نفس، رذایل قابیل، اطاعت از هوای نفس

قادر

==>قدیر / اسماوصفات

قارعه

قارعه به معنای شدّت و سختی است (2)و آن از اسمای قیامت می‌باشد و چون [خداوند در آستانۀ قیامت]


1) 1) . با توجّه به آیات پیشین که دربارۀ بنی‌اسرائیل و اهل‌کتاب است، مرجع ضمیر «علیهم» اهل‌کتاب می‌باشد. لفظ «بالحقّ» می‌فهماند که قصّۀ هابیل و قابیل در کتب اوّلین، که دست تحریف به آن راه یافته است، مشتبه به حقّ است، صحیح نیست. (الکشاف، ج 1، ص 624)

2) 2) . ترتیب‌العین، ج 3، ص 1464، «قرع»

آسمانها و زمین را با تبدیل کردن، کوهها را با به حرکت درآوردن، آفتاب را با در هم پیچیدن، ماه را با بی‌فروغ کردن، ستارگان و کواکب را با پراکنده ساختن، همه چیز را با قهر خود می‌کوبد و خرد می‌نماید (1)قارعه نامیده شده است. این صفت در سورۀ حاقّه (69) آیۀ 4 و سورۀ قارعه (101) آیات 1 -\3 آمده است.

قارون

اشاره

«قارون بن یصهر» از خویشاوندان موسی و پسر عموی آن حضرت (2)و از بزرگان بنی‌اسرائیل و با نفوذ در بین آنان بوده است. (3)

اهمّ عناوین: ثروت قارون و رذایل قارون، فرجام قارون، قوم قارون، محرومیّت قارون و موعظه به قارون.

ابلاغ به قارون

1. ابلاغ و ارائۀ معارف حق به قارون، از سوی موسی علیه السلام :

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا مُوسیٰ ... إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ هٰامٰانَ وَ قٰارُونَ ... فَلَمّٰا جٰاءَهُمْ بِالْحَقِّ مِنْ عِنْدِنٰا ....

غافر (40) 23 -\25

2. دعوت موسی علیه السلام از قارون، همراه با ابلاغ آیات و معجزات و براهین روشن:

وَ قٰارُونَ وَ فِرْعَوْنَ وَ هٰامٰانَ وَ لَقَدْ جٰاءَهُمْ مُوسیٰ بِالْبَیِّنٰاتِ .... عنکبوت (29) 39

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا مُوسیٰ بِآیٰاتِنٰا وَ سُلْطٰانٍ مُبِینٍ

إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ هٰامٰانَ وَ قٰارُونَ ....

غافر (40) 23 و 24

3. برخورد مستکبرانۀ قارون با موسی علیه السلام ، پس از دعوت به حق و ابلاغ ارائۀ آیات و معجزات روشن الهی به وی:

وَ قٰارُونَ وَ فِرْعَوْنَ وَ هٰامٰانَ وَ لَقَدْ جٰاءَهُمْ مُوسیٰ بِالْبَیِّنٰاتِ فَاسْتَکْبَرُوا فِی الْأَرْضِ ....

عنکبوت (29) 39

4. برخورد عنادآمیز قارون با موسی علیه السلام و بنی‌اسرائیل، در پی دعوت به حق و ابلاغ آیات و براهین روشن به او:

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا مُوسیٰ بِآیٰاتِنٰا وَ سُلْطٰانٍ مُبِینٍ

إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ هٰامٰانَ وَ قٰارُونَ فَقٰالُوا سٰاحِرٌ کَذّٰابٌ

فَلَمّٰا جٰاءَهُمْ بِالْحَقِّ مِنْ عِنْدِنٰا قٰالُوا اقْتُلُوا أَبْنٰاءَ الَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ وَ اسْتَحْیُوا نِسٰاءَهُمْ .... غافر (40) 23 -\25

نیز ==> همین مدخل، رذایل قارون، استکبار، افترا، تکذیب و مکر

احسان به قارون

5. برخورداری قارون از ثروت و مال بسیار، برخاسته از احسان و عطایای الهی به او:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ وَ آتَیْنٰاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مٰا إِنَّ مَفٰاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ إِذْ قٰالَ لَهُ قَوْمُهُ لاٰ تَفْرَحْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْفَرِحِینَ

وَ ابْتَغِ فِیمٰا آتٰاکَ اللّٰهُ الدّٰارَ


1) 1) . المیزان، ج 19، ص 392؛ الکشّاف، ج 4، ص 598

2) 2) . جامع‌البیان، ج 11، جزء 20، ص 128

3) 3) . اعلام‌القرآن، شبستری، ص 802

اَلْآخِرَةَ وَ لاٰ تَنْسَ نَصِیبَکَ مِنَ الدُّنْیٰا وَ أَحْسِنْ کَمٰا أَحْسَنَ اللّٰهُ إِلَیْکَ وَ لاٰ تَبْغِ الْفَسٰادَ فِی الْأَرْضِ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْمُفْسِدِینَ . قصص (28) 76 و 77

6. احسان خداوند به قارون، مقتضی احسان وی به دیگران:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ وَ آتَیْنٰاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مٰا إِنَّ مَفٰاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ إِذْ قٰالَ لَهُ قَوْمُهُ لاٰ تَفْرَحْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْفَرِحِینَ

وَ ابْتَغِ فِیمٰا آتٰاکَ اللّٰهُ الدّٰارَ الْآخِرَةَ وَ لاٰ تَنْسَ نَصِیبَکَ مِنَ الدُّنْیٰا وَ أَحْسِنْ کَمٰا أَحْسَنَ اللّٰهُ إِلَیْکَ وَ لاٰ تَبْغِ الْفَسٰادَ فِی الْأَرْضِ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْمُفْسِدِینَ . قصص (28) 76 و 77

ادّعای قارون

==> همین مدخل، رذایل قارون، غرور

استکبار قارون

==> همین مدخل، رذایل قارون، استکبار

افتراهای قارون

==> همین مدخل، رذایل قارون، افترا

افزون‌طلبی قارون

==> همین مدخل، رذایل قارون، افزون‌طلبی

بخل قارون

==> همین مدخل، رذایل قارون، بخل

برتری‌جویی قارون

==> همین مدخل، رذایل قارون، برتری‌جویی

بی‌تقوایی قارون

==> همین مدخل، رذایل قارون، بی‌تقوایی

بی‌یاوری قارون

==> همین مدخل، محرومیّت قارون

تجمّل‌گرایی قارون

==> همین مدخل، رذایل قارون، تجمّل‌گرایی

تکذیبگری قارون

==> همین مدخل، رذایل قارون، تکذیبگری

ثروت‌اندوزی قارون

==> همین مدخل، رذایل قارون، ثروت‌اندوزی

ثروت قارون

7. قارون، فردی بسیار ثروتمند و متمکّن:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ وَ آتَیْنٰاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مٰا إِنَّ مَفٰاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ ... فَخَرَجَ عَلیٰ قَوْمِهِ فِی زِینَتِهِ قٰالَ الَّذِینَ یُرِیدُونَ الْحَیٰاةَ الدُّنْیٰا یٰا لَیْتَ لَنٰا مِثْلَ مٰا أُوتِیَ قٰارُونُ إِنَّهُ لَذُو حَظٍّ عَظِیمٍ .

قصص (28) 76 و 79

8. مال و ثروت قارون، از داده‌ها و عطایای خداوند به او:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ وَ آتَیْنٰاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مٰا إِنَّ مَفٰاتِحَهُ لَتَنُوأُ

بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ ... وَ ابْتَغِ فِیمٰا آتٰاکَ اللّٰهُ الدّٰارَ الْآخِرَةَ .... قصص (28) 76 و 77

9. احسان الهی، عامل برخورداری قارون، از مال و ثروت بسیار:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ وَ آتَیْنٰاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مٰا إِنَّ مَفٰاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی .... وَ أَحْسِنْ کَمٰا أَحْسَنَ اللّٰهُ إِلَیْکَ ....

قصص (28) 76 و 77

10. ثروت افسانه‌ای قارون، بسی کم ارزش‌تر از پاداشهای الهی، در دیدگاه فرزانگان بنی‌اسرائیل:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ وَ آتَیْنٰاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مٰا إِنَّ مَفٰاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ ... وَ قٰالَ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَیْلَکُمْ ثَوٰابُ اللّٰهِ خَیْرٌ لِمَنْ آمَنَ وَ عَمِلَ صٰالِحاً وَ لاٰ یُلَقّٰاهٰا إِلاَّ الصّٰابِرُونَ . قصص (28) 76 و 80

11. ثروت قارون، سبب سرمستی وی:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ وَ آتَیْنٰاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مٰا إِنَّ مَفٰاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ إِذْ قٰالَ لَهُ قَوْمُهُ لاٰ تَفْرَحْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْفَرِحِینَ . قصص (28) 76

12. قرار داشتن ثروت و گنجهای قارون، در صندوقها و خزانه‌ها:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ وَ آتَیْنٰاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مٰا إِنَّ مَفٰاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ .... قصص (28) 76

13. حمل کلیدهای صندوقهای گنج و ثروت قارون، کاری دشوار، حتّی برای جماعتی نیرو مند:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ وَ آتَیْنٰاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مٰا إِنَّ مَفٰاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ .... قصص (28) 76

14. دنیاطلبان بنی‌اسرائیل، آرزومند ثروت قارون:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ وَ آتَیْنٰاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مٰا إِنَّ مَفٰاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ إِذْ قٰالَ لَهُ قَوْمُهُ لاٰ تَفْرَحْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْفَرِحِینَ

فَخَرَجَ عَلیٰ قَوْمِهِ فِی زِینَتِهِ قٰالَ الَّذِینَ یُرِیدُونَ الْحَیٰاةَ الدُّنْیٰا یٰا لَیْتَ لَنٰا مِثْلَ مٰا أُوتِیَ قٰارُونُ إِنَّهُ لَذُو حَظٍّ عَظِیمٍ .

قصص (28) 76 و 79

15. پشیمانی قوم قارون از آرزوی داشتن ثروت قارون، پس از مشاهدۀ فرو رفتن او در زمین:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ وَ آتَیْنٰاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مٰا إِنَّ مَفٰاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ إِذْ قٰالَ لَهُ قَوْمُهُ لاٰ تَفْرَحْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْفَرِحِینَ

فَخَرَجَ عَلیٰ قَوْمِهِ فِی زِینَتِهِ قٰالَ الَّذِینَ یُرِیدُونَ الْحَیٰاةَ الدُّنْیٰا یٰا لَیْتَ لَنٰا مِثْلَ مٰا أُوتِیَ قٰارُونُ إِنَّهُ لَذُو حَظٍّ عَظِیمٍ

فَخَسَفْنٰا بِهِ وَ بِدٰارِهِ الْأَرْضَ فَمٰا کٰانَ لَهُ مِنْ فِئَةٍ یَنْصُرُونَهُ مِنْ دُونِ اللّٰهِ وَ مٰا کٰانَ مِنَ المُنْتَصِرِینَ

وَ أَصْبَحَ الَّذِینَ تَمَنَّوْا مَکٰانَهُ بِالْأَمْسِ یَقُولُونَ وَیْکَأَنَّ اللّٰهَ یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ یَشٰاءُ مِنْ عِبٰادِهِ وَ یَقْدِرُ لَوْ لاٰ أَنْ مَنَّ اللّٰهُ عَلَیْنٰا لَخَسَفَ بِنٰا وَیْکَأَنَّهُ لاٰ یُفْلِحُ الْکٰافِرُونَ . قصص (28) 76 و 79 و 81 و 82

16. بی‌تأثیری ثروت قارون، در نجات وی از عذاب الهی:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ وَ آتَیْنٰاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مٰا إِنَّ مَفٰاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ إِذْ قٰالَ لَهُ قَوْمُهُ لاٰ تَفْرَحْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْفَرِحِینَ

فَخَسَفْنٰا بِهِ وَ بِدٰارِهِ الْأَرْضَ

فَمٰا کٰانَ لَهُ مِنْ فِئَةٍ یَنْصُرُونَهُ مِنْ دُونِ اللّٰهِ وَ مٰا کٰانَ مِنَ المُنْتَصِرِینَ . قصص (28) 76 و 81

17. شگفتی آرزوکنندگان ثروت قارونی، با مشاهدۀ فرو رفتن وی و خانه‌اش در زمین:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ وَ آتَیْنٰاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مٰا إِنَّ مَفٰاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ إِذْ قٰالَ لَهُ قَوْمُهُ لاٰ تَفْرَحْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْفَرِحِینَ

فَخَسَفْنٰا بِهِ وَ بِدٰارِهِ الْأَرْضَ فَمٰا کٰانَ لَهُ مِنْ فِئَةٍ یَنْصُرُونَهُ مِنْ دُونِ اللّٰهِ وَ مٰا کٰانَ مِنَ المُنْتَصِرِینَ

وَ أَصْبَحَ الَّذِینَ تَمَنَّوْا مَکٰانَهُ بِالْأَمْسِ یَقُولُونَ وَیْکَأَنَّ اللّٰهَ یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ یَشٰاءُ مِنْ عِبٰادِهِ وَ یَقْدِرُ لَوْ لاٰ أَنْ مَنَّ اللّٰهُ عَلَیْنٰا لَخَسَفَ بِنٰا وَیْکَأَنَّهُ لاٰ یُفْلِحُ الْکٰافِرُونَ .

قصص (28) 76 و 81 و 82

18. اعتراف آرزوکنندگان ثروت قارونی، پس از هلاکت قارون به نقش اصلی خداوند، در اعطای ثروت و باز ماندن آن از وی:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ وَ آتَیْنٰاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مٰا إِنَّ مَفٰاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ إِذْ قٰالَ لَهُ قَوْمُهُ لاٰ تَفْرَحْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْفَرِحِینَ

وَ أَصْبَحَ الَّذِینَ تَمَنَّوْا مَکٰانَهُ بِالْأَمْسِ یَقُولُونَ وَیْکَأَنَّ اللّٰهَ یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ یَشٰاءُ مِنْ عِبٰادِهِ وَ یَقْدِرُ لَوْ لاٰ أَنْ مَنَّ اللّٰهُ عَلَیْنٰا لَخَسَفَ بِنٰا وَیْکَأَنَّهُ لاٰ یُفْلِحُ الْکٰافِرُونَ .

قصص (28) 76 و 82

نیز ==> همین مدخل، احسان به قارون، رذایل قارون، بخل و ثروت‌اندوزی

جهل قارون

==> همین مدخل، رذایل قارون، جهل

خانۀ قارون

19. فرو بردن خانه و محلّ زندگی قارون در دل زمین، از سوی خداوند:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ ... فَخَسَفْنٰا بِهِ وَ بِدٰارِهِ الْأَرْضَ .... قصص (28) 76 و 81

نیز ==> همین مدخل، فرجام قارون

خودنمایی قارون

==> همین مدخل، رذایل قارون، خودنمایی

دعوت از قارون

20. دعوت موسی علیه السلام از قارون، برای پذیرش حق با ادلّه و براهین روشن:

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا مُوسیٰ بِآیٰاتِنٰا وَ سُلْطٰانٍ مُبِینٍ

إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ هٰامٰانَ وَ قٰارُونَ فَقٰالُوا سٰاحِرٌ کَذّٰابٌ

فَلَمّٰا جٰاءَهُمْ بِالْحَقِّ مِنْ عِنْدِنٰا قٰالُوا اقْتُلُوا أَبْنٰاءَ الَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ وَ اسْتَحْیُوا نِسٰاءَهُمْ وَ مٰا کَیْدُ الْکٰافِرِینَ إِلاّٰ فِی ضَلاٰلٍ .

غافر (40) 23 -\25

نیز ==> همین مدخل، ابلاغ به قارون

دوران قارون

21. زندگی قارون در دوران موسی علیه السلام ، فرعون و هامان:

وَ قٰارُونَ وَ فِرْعَوْنَ وَ هٰامٰانَ وَ لَقَدْ جٰاءَهُمْ مُوسیٰ بِالْبَیِّنٰاتِ فَاسْتَکْبَرُوا فِی الْأَرْضِ ....

عنکبوت (29) 39

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا مُوسیٰ بِآیٰاتِنٰا وَ سُلْطٰانٍ مُبِینٍ

إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ هٰامٰانَ وَ قٰارُونَ ....

غافر (40) 23 و 24

22. گسترش آیین موسی علیه السلام ، در دوران قارون:

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا مُوسیٰ بِآیٰاتِنٰا وَ سُلْطٰانٍ مُبِینٍ

إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ هٰامٰانَ وَ قٰارُونَ ....

غافر (40) 23 و 24

ذلّت قارون

23. ذلّت و خواری قارون، هنگام فرو رفتن او و خانه‌اش در زمین:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ ... فَخَسَفْنٰا بِهِ وَ بِدٰارِهِ الْأَرْضَ .... قصص (28) 76 و 81

رذایل قارون

1. استکبار

24. استکبار قارون در برابر ابلاغ آیات روشن الهی، ارائه شده از سوی موسی علیه السلام :

وَ قٰارُونَ وَ فِرْعَوْنَ وَ هٰامٰانَ وَ لَقَدْ جٰاءَهُمْ مُوسیٰ بِالْبَیِّنٰاتِ فَاسْتَکْبَرُوا فِی الْأَرْضِ ....

عنکبوت (29) 39

25. استکبار و فخرفروشی قارون، نسبت به قومش:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ ... (1)

قصص (28) 76

26. استکبار قارون، مانع پذیرش آیات و معجزات ابلاغ و ارائه شده از جانب موسی علیه السلام :

وَ قٰارُونَ وَ فِرْعَوْنَ وَ هٰامٰانَ وَ لَقَدْ جٰاءَهُمْ مُوسیٰ بِالْبَیِّنٰاتِ فَاسْتَکْبَرُوا فِی الْأَرْضِ ....

عنکبوت (29) 39

27. وحدت رویّۀ قارون با فرعون و هامان، در برخورد مستکبرانه با ابلاغ آیات و معجزات روشن ارائه شده از سوی موسی علیه السلام :

وَ قٰارُونَ وَ فِرْعَوْنَ وَ هٰامٰانَ وَ لَقَدْ جٰاءَهُمْ مُوسیٰ بِالْبَیِّنٰاتِ فَاسْتَکْبَرُوا فِی الْأَرْضِ ....

عنکبوت (29) 39

28. ناکامی قارون، در استکبار و برتری‌جویی، در برابر آیات روشن خداوند:

وَ قٰارُونَ وَ فِرْعَوْنَ وَ هٰامٰانَ وَ لَقَدْ جٰاءَهُمْ مُوسیٰ بِالْبَیِّنٰاتِ فَاسْتَکْبَرُوا فِی الْأَرْضِ وَ مٰا کٰانُوا سٰابِقِینَ . عنکبوت (29) 39

29. ناتوانی قارون، از گریختن از مجازات خداوند، به رغم استکبارش:

وَ قٰارُونَ وَ فِرْعَوْنَ وَ هٰامٰانَ وَ لَقَدْ جٰاءَهُمْ مُوسیٰ بِالْبَیِّنٰاتِ فَاسْتَکْبَرُوا فِی الْأَرْضِ وَ مٰا کٰانُوا سٰابِقِینَ

فَکُلاًّ أَخَذْنٰا بِذَنْبِهِ ....

عنکبوت (29) 39 و 40

2. افترا

30. سحر دانستن آیات الهی، از افتراهای قارون، پس از ابلاغ آن آیات، به وی از سوی موسی علیه السلام :

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا مُوسیٰ بِآیٰاتِنٰا وَ سُلْطٰانٍ مُبِینٍ

إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ هٰامٰانَ وَ قٰارُونَ فَقٰالُوا سٰاحِرٌ ....

غافر (40) 23 و 24

31. ساحر دانستن موسی علیه السلام از افتراهای قارون، پس از ابلاغ آیات الهی به وی از ناحیۀ موسی علیه السلام :

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا مُوسیٰ بِآیٰاتِنٰا وَ سُلْطٰانٍ مُبِینٍ


1) 1) . گفته شده که «بغی» به معنای کبر و فخرفروشی است.(الکشاف، ج 3، ص 430)

إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ هٰامٰانَ وَ قٰارُونَ فَقٰالُوا سٰاحِرٌ ....

غافر (40) 23 و 24

32. دروغگو دانستن موسی علیه السلام از افتراهای قارون، پس از ابلاغ آیات الهی به وی، از جانب موسی علیه السلام :

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا مُوسیٰ بِآیٰاتِنٰا وَ سُلْطٰانٍ مُبِینٍ

إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ هٰامٰانَ وَ قٰارُونَ فَقٰالُوا ... کَذّٰابٌ .

غافر (40) 23 و 24

3. افزون‌طلبی

33. قارون، فردی افزون‌طلب:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ وَ آتَیْنٰاهُ مِنَ الْکُنُوزِ ... وَ ابْتَغِ فِیمٰا آتٰاکَ اللّٰهُ الدّٰارَ الْآخِرَةَ وَ لاٰ تَنْسَ نَصِیبَکَ مِنَ الدُّنْیٰا وَ أَحْسِنْ کَمٰا أَحْسَنَ اللّٰهُ إِلَیْکَ وَ لاٰ تَبْغِ الْفَسٰادَ فِی الْأَرْضِ .... قصص (28) 76 و 77

4. برتری‌جویی

34. برتری‌جویی، از صفتهای ناپسند قارون:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ وَ آتَیْنٰاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مٰا إِنَّ مَفٰاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ إِذْ قٰالَ لَهُ قَوْمُهُ لاٰ تَفْرَحْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْفَرِحِینَ

تِلْکَ الدّٰارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهٰا لِلَّذِینَ لاٰ یُرِیدُونَ عُلُوًّا فِی الْأَرْضِ ....

قصص (28) 76 و 83

35. برتری‌جویی قارون، مانع دستیابی وی به سعادت آخرتی:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ ... إِذْ قٰالَ لَهُ قَوْمُهُ لاٰ تَفْرَحْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْفَرِحِینَ تِلْکَ الدّٰارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهٰا لِلَّذِینَ لاٰ یُرِیدُونَ عُلُوًّا فِی الْأَرْضِ .... قصص (28) 76 و 83

5. بی‌تقوایی

36. قارون، فردی بی‌تقوا:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ ... إِذْ قٰالَ لَهُ قَوْمُهُ لاٰ تَفْرَحْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْفَرِحِینَ تِلْکَ الدّٰارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهٰا لِلَّذِینَ لاٰ یُرِیدُونَ عُلُوًّا فِی الْأَرْضِ وَ لاٰ فَسٰاداً وَ الْعٰاقِبَةُ لِلْمُتَّقِینَ . قصص (28) 76 و 83

6 . تجاوزگری

37. قارون، عنصری متجاوز و طغیانگر:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ وَ آتَیْنٰاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مٰا إِنَّ مَفٰاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ إِذْ قٰالَ لَهُ قَوْمُهُ لاٰ تَفْرَحْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْفَرِحِینَ . قصص (28) 76

38. تجاوز و طغیان قارون، علیه موسی علیه السلام و قومش:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ وَ آتَیْنٰاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مٰا إِنَّ مَفٰاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ إِذْ قٰالَ لَهُ قَوْمُهُ لاٰ تَفْرَحْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْفَرِحِینَ . قصص (28) 76

39. ثروت بیکران قارون، موجب تجاوزگری و طغیانگری وی:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ وَ آتَیْنٰاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مٰا إِنَّ مَفٰاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ إِذْ قٰالَ لَهُ قَوْمُهُ لاٰ تَفْرَحْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْفَرِحِینَ . قصص (28) 76

7. تجمّل‌گرایی

40. قارون، فردی تجمّل‌گرا:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ ...

فَخَرَجَ عَلیٰ قَوْمِهِ فِی زِینَتِهِ ....

قصص (28) 76 و 79

41. نمایان شدن قارون بر قوم خویش، در نهایت آرایش و تجمّل:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ ...

فَخَرَجَ عَلیٰ قَوْمِهِ فِی زِینَتِهِ قٰالَ الَّذِینَ یُرِیدُونَ الْحَیٰاةَ الدُّنْیٰا یٰا لَیْتَ لَنٰا مِثْلَ مٰا أُوتِیَ قٰارُونُ إِنَّهُ لَذُو حَظٍّ عَظِیمٍ . (1)قصص (28) 76 و 79

42. تجمّل‌گرایی و خودنمایی قارون، عامل حسرت و گرایش گروهی از قومش به بهره‌مندی از ثروت:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ وَ آتَیْنٰاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مٰا إِنَّ مَفٰاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ إِذْ قٰالَ لَهُ قَوْمُهُ لاٰ تَفْرَحْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْفَرِحِینَ

فَخَرَجَ عَلیٰ قَوْمِهِ فِی زِینَتِهِ قٰالَ الَّذِینَ یُرِیدُونَ الْحَیٰاةَ الدُّنْیٰا یٰا لَیْتَ لَنٰا مِثْلَ مٰا أُوتِیَ قٰارُونُ إِنَّهُ لَذُو حَظٍّ عَظِیمٍ .

قصص (28) 76 و 79

8 . تکذیبگری

43. تکذیب آیات الهی از سوی قارون، پس از ابلاغ آن آیات به وی، از سوی موسی علیه السلام :

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا مُوسیٰ بِآیٰاتِنٰا وَ سُلْطٰانٍ مُبِینٍ

إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ هٰامٰانَ وَ قٰارُونَ فَقٰالُوا ... کَذّٰابٌ .

غافر (40) 23 و 24

44. تکذیب موسی علیه السلام از جانب قارون، پس از دعوت وی به حق و ابلاغ آیات و معجزات الهی:

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا مُوسیٰ بِآیٰاتِنٰا وَ سُلْطٰانٍ مُبِینٍ

إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ هٰامٰانَ وَ قٰارُونَ فَقٰالُوا سٰاحِرٌ کَذّٰابٌ . غافر (40) 23 و 24

45. تکذیب معجزات روشن موسی علیه السلام از سوی قارون، پس از دعوت وی به حق با ابلاغ آن معجزات:

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا مُوسیٰ بِآیٰاتِنٰا وَ سُلْطٰانٍ مُبِینٍ

إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ هٰامٰانَ وَ قٰارُونَ فَقٰالُوا سٰاحِرٌ کَذّٰابٌ . غافر (40) 23 و 24

46. تکذیب حق از جانب قارون، پس از دعوت موسی علیه السلام از وی به پذیرش آن، با ابلاغ آیات و معجزات:

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا مُوسیٰ بِآیٰاتِنٰا وَ سُلْطٰانٍ مُبِینٍ

إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ هٰامٰانَ وَ قٰارُونَ فَقٰالُوا سٰاحِرٌ کَذّٰابٌ . غافر (40) 23 و 24

9. ثروت‌اندوزی

47. بخل‌ورزی و خودداری قارون، از احسان و انفاق اموال خویش به دیگران:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ وَ آتَیْنٰاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مٰا إِنَّ مَفٰاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ ... وَ ابْتَغِ فِیمٰا آتٰاکَ اللّٰهُ الدّٰارَ الْآخِرَةَ ... وَ أَحْسِنْ کَمٰا أَحْسَنَ اللّٰهُ إِلَیْکَ ... (2)

قصص (28) 76 و 77

48. ثروت‌اندوزی قارون، مانع آخرت‌طلبی وی:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ وَ آتَیْنٰاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مٰا إِنَّ مَفٰاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ ... وَ ابْتَغِ فِیمٰا آتٰاکَ اللّٰهُ الدّٰارَ الْآخِرَةَ ... وَ أَحْسِنْ کَمٰا أَحْسَنَ اللّٰهُ إِلَیْکَ ....

قصص (28) 76 و 77

49. ثروت‌اندوزی قارون، موجب فزون‌طلبی وی و قانع نشدن او از حق و نصیب خود:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ


1) 1) . تعبیر «فی زینته» نشانگر آن است که وی در حالی بر مردم ظاهر شد که غرق در تجمّل بود

2) 2) . «کنز» به معنای انباشتن اموال است. (مجمع‌البیان،ج 7 -\8 ، ص 414)

وَ آتَیْنٰاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مٰا إِنَّ مَفٰاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ ... وَ ابْتَغِ فِیمٰا آتٰاکَ اللّٰهُ الدّٰارَ الْآخِرَةَ ... وَ أَحْسِنْ کَمٰا أَحْسَنَ اللّٰهُ إِلَیْکَ ....

قصص (28) 76 و 77

50. ثروت‌اندوزی قارون، مانع احسان وی به دیگران:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ ... وَ آتَیْنٰاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مٰا إِنَّ مَفٰاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ ... وَ ابْتَغِ فِیمٰا آتٰاکَ اللّٰهُ الدّٰارَ الْآخِرَةَ ... وَ أَحْسِنْ کَمٰا أَحْسَنَ اللّٰهُ إِلَیْکَ ....

قصص (28) 76 و 77

51. ثروت‌اندوزی قارون، موجب فسادگری وی در زمین:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ ... وَ آتَیْنٰاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مٰا إِنَّ مَفٰاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ ... وَ ابْتَغِ فِیمٰا آتٰاکَ اللّٰهُ الدّٰارَ الْآخِرَةَ ... وَ أَحْسِنْ کَمٰا أَحْسَنَ اللّٰهُ إِلَیْکَ وَ لاٰ تَبْغِ الْفَسٰادَ فِی الْأَرْضِ .... قصص (28) 76 و 77

52. ثروت‌اندوزی قارون، موجب عدم محبوبیّت وی نزد خداوند:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ ... وَ آتَیْنٰاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مٰا إِنَّ مَفٰاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ ... وَ ابْتَغِ فِیمٰا آتٰاکَ اللّٰهُ الدّٰارَ الْآخِرَةَ ... وَ أَحْسِنْ کَمٰا أَحْسَنَ اللّٰهُ إِلَیْکَ ... إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْمُفْسِدِینَ . قصص (28) 76 و 77

53. ثروت‌اندوزی قارون، موجب بی‌صبری:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ ... وَ آتَیْنٰاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مٰا إِنَّ مَفٰاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ ... وَ ابْتَغِ فِیمٰا آتٰاکَ اللّٰهُ الدّٰارَ الْآخِرَةَ ...

وَ أَحْسِنْ کَمٰا أَحْسَنَ اللّٰهُ إِلَیْکَ ... وَ قٰالَ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَیْلَکُمْ ثَوٰابُ اللّٰهِ خَیْرٌ لِمَنْ آمَنَ وَ عَمِلَ صٰالِحاً وَ لاٰ یُلَقّٰاهٰا إِلاَّ الصّٰابِرُونَ .

قصص (28) 76 و 77 و 80

54. ثروت‌اندوزی قارون، موجب نایل نشدن به ثواب الهی:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ ... وَ آتَیْنٰاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مٰا إِنَّ مَفٰاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ ... وَ ابْتَغِ فِیمٰا آتٰاکَ اللّٰهُ الدّٰارَ الْآخِرَةَ ... وَ أَحْسِنْ کَمٰا أَحْسَنَ اللّٰهُ إِلَیْکَ ...

وَ قٰالَ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَیْلَکُمْ ثَوٰابُ اللّٰهِ خَیْرٌ لِمَنْ آمَنَ وَ عَمِلَ صٰالِحاً وَ لاٰ یُلَقّٰاهٰا إِلاَّ الصّٰابِرُونَ . قصص (28) 76 و 77 و 80

55. فرجام شوم ثروت‌اندوزی قارون، درس عبرتی برای ثروت‌اندوزان آرزوکنندگان ثروت قارون:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ وَ آتَیْنٰاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مٰا إِنَّ مَفٰاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ إِذْ قٰالَ لَهُ قَوْمُهُ لاٰ تَفْرَحْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْفَرِحِینَ

فَخَسَفْنٰا بِهِ وَ بِدٰارِهِ الْأَرْضَ فَمٰا کٰانَ لَهُ مِنْ فِئَةٍ یَنْصُرُونَهُ مِنْ دُونِ اللّٰهِ وَ مٰا کٰانَ مِنَ المُنْتَصِرِینَ

وَ أَصْبَحَ الَّذِینَ تَمَنَّوْا مَکٰانَهُ بِالْأَمْسِ یَقُولُونَ وَیْکَأَنَّ اللّٰهَ یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ یَشٰاءُ مِنْ عِبٰادِهِ وَ یَقْدِرُ لَوْ لاٰ أَنْ مَنَّ اللّٰهُ عَلَیْنٰا لَخَسَفَ بِنٰا وَیْکَأَنَّهُ لاٰ یُفْلِحُ الْکٰافِرُونَ .

قصص (28) 76 و 81 و 82

56. قارون، فردی ثروت‌اندوز:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ وَ آتَیْنٰاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مٰا إِنَّ مَفٰاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ إِذْ قٰالَ لَهُ قَوْمُهُ لاٰ تَفْرَحْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْفَرِحِینَ

قٰالَ إِنَّمٰا أُوتِیتُهُ عَلیٰ عِلْمٍ

عِنْدِی أَ وَ لَمْ یَعْلَمْ أَنَّ اللّٰهَ قَدْ أَهْلَکَ مِنْ قَبْلِهِ مِنَ الْقُرُونِ مَنْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُ قُوَّةً وَ أَکْثَرُ جَمْعاً وَ لاٰ یُسْئَلُ عَنْ ذُنُوبِهِمُ الْمُجْرِمُونَ . (1)

قصص (28) 76 و 78

نیز ==> همین مدخل، ثروت قارون، رذایل قارون، بخل

10. جهل

57. جهل و غفلت قارون، از فرجام مجرمان هلاک شده، در زمان پیشین، به‌رغم نیرومندی و زیادی نفرات آنان:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ ... إِذْ قٰالَ لَهُ قَوْمُهُ لاٰ تَفْرَحْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْفَرِحِینَ قٰالَ إِنَّمٰا أُوتِیتُهُ عَلیٰ عِلْمٍ عِنْدِی أَ وَ لَمْ یَعْلَمْ أَنَّ اللّٰهَ قَدْ أَهْلَکَ مِنْ قَبْلِهِ مِنَ الْقُرُونِ مَنْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُ قُوَّةً وَ أَکْثَرُ جَمْعاً وَ لاٰ یُسْئَلُ عَنْ ذُنُوبِهِمُ الْمُجْرِمُونَ . قصص (28) 76 و 78

58. جهل و غفلت قارون، از حقیقت زندگی دنیا و ارزشمندی ثواب الهی:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ وَ آتَیْنٰاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مٰا إِنَّ مَفٰاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ إِذْ قٰالَ لَهُ قَوْمُهُ لاٰ تَفْرَحْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْفَرِحِینَ

قٰالَ إِنَّمٰا أُوتِیتُهُ عَلیٰ عِلْمٍ عِنْدِی أَ وَ لَمْ یَعْلَمْ أَنَّ اللّٰهَ قَدْ أَهْلَکَ مِنْ قَبْلِهِ مِنَ الْقُرُونِ مَنْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُ قُوَّةً وَ أَکْثَرُ جَمْعاً وَ لاٰ یُسْئَلُ عَنْ ذُنُوبِهِمُ الْمُجْرِمُونَ

وَ قٰالَ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَیْلَکُمْ ثَوٰابُ اللّٰهِ خَیْرٌ لِمَنْ آمَنَ وَ عَمِلَ صٰالِحاً .... قصص (28) 76 و 78 و 80

59. جهل و غفلت قارون، از قدرت خداوند، در هلاک کردن مجرمان، عامل غرور و خودبینی او:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ وَ آتَیْنٰاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مٰا إِنَّ مَفٰاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ إِذْ قٰالَ لَهُ قَوْمُهُ لاٰ تَفْرَحْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْفَرِحِینَ

قٰالَ إِنَّمٰا أُوتِیتُهُ عَلیٰ عِلْمٍ عِنْدِی أَ وَ لَمْ یَعْلَمْ أَنَّ اللّٰهَ قَدْ أَهْلَکَ مِنْ قَبْلِهِ مِنَ الْقُرُونِ مَنْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُ قُوَّةً وَ أَکْثَرُ جَمْعاً وَ لاٰ یُسْئَلُ عَنْ ذُنُوبِهِمُ الْمُجْرِمُونَ .

قصص (28) 76 و 78

60. جهل و غفلت قارون، از فرجام گذشتگان، مورد ملامت خداوند:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ ... إِذْ قٰالَ لَهُ قَوْمُهُ لاٰ تَفْرَحْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْفَرِحِینَ قٰالَ إِنَّمٰا أُوتِیتُهُ عَلیٰ عِلْمٍ عِنْدِی أَ وَ لَمْ یَعْلَمْ أَنَّ اللّٰهَ قَدْ أَهْلَکَ مِنْ قَبْلِهِ مِنَ الْقُرُونِ مَنْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُ قُوَّةً وَ أَکْثَرُ جَمْعاً ....

قصص (28) 76 و 78

11. خودنمایی

61. اقدام قارون به خودنمایی، در میان قومش:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ ... إِذْ قٰالَ لَهُ قَوْمُهُ لاٰ تَفْرَحْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْفَرِحِینَ قٰالَ إِنَّمٰا أُوتِیتُهُ عَلیٰ عِلْمٍ عِنْدِی ... فَخَرَجَ عَلیٰ قَوْمِهِ فِی زِینَتِهِ قٰالَ الَّذِینَ یُرِیدُونَ الْحَیٰاةَ الدُّنْیٰا یٰا لَیْتَ لَنٰا مِثْلَ مٰا أُوتِیَ قٰارُونُ إِنَّهُ لَذُو حَظٍّ عَظِیمٍ .

قصص (28) 76 و 78 و 79

62. خودنمایی قارون، گناهی بس بزرگ، در پیشگاه خداوند:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ ... إِذْ


1) 1) . «کنز» به معنای انباشتن اموال است. (مجمع‌البیان،ج 7 -\8 ، ص 414)

قٰالَ لَهُ قَوْمُهُ لاٰ تَفْرَحْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْفَرِحِینَ

قٰالَ إِنَّمٰا أُوتِیتُهُ عَلیٰ عِلْمٍ عِنْدِی ... فَخَرَجَ عَلیٰ قَوْمِهِ فِی زِینَتِهِ ...

فَخَسَفْنٰا بِهِ وَ بِدٰارِهِ الْأَرْضَ فَمٰا کٰانَ لَهُ مِنْ فِئَةٍ یَنْصُرُونَهُ مِنْ دُونِ اللّٰهِ وَ مٰا کٰانَ مِنَ المُنْتَصِرِینَ . (1)قصص (28) 76 و 78 و 79 و 81

12. سرمستی

63. قارون، از افراد سرمست:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ ... إِذْ قٰالَ لَهُ قَوْمُهُ لاٰ تَفْرَحْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْفَرِحِینَ . قصص (28) 76

64. سرمستی قارون، مورد نهی قومش:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ ... إِذْ قٰالَ لَهُ قَوْمُهُ لاٰ تَفْرَحْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْفَرِحِینَ . قصص (28) 76

65. سرمستی قارون، سبب محرومیّت وی از دوستی خداوند:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ وَ آتَیْنٰاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مٰا إِنَّ مَفٰاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ إِذْ قٰالَ لَهُ قَوْمُهُ لاٰ تَفْرَحْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْفَرِحِینَ . قصص (28) 76

13. ظلم

66. قارون، فردی ظالم و ستمگر:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ ... (2)

قصص (28) 76

وَ قٰارُونَ وَ فِرْعَوْنَ وَ هٰامٰانَ ... فَکُلاًّ أَخَذْنٰا بِذَنْبِهِ ... وَ مِنْهُمْ مَنْ خَسَفْنٰا بِهِ الْأَرْضَ ... وَ مٰا کٰانَ اللّٰهُ لِیَظْلِمَهُمْ وَ لٰکِنْ کٰانُوا أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ .

عنکبوت (29) 39 و 40

67. ظلم و ستمگری مستمرّ قارون به خویشتن:

وَ قٰارُونَ وَ فِرْعَوْنَ وَ هٰامٰانَ ... فَکُلاًّ أَخَذْنٰا بِذَنْبِهِ ... وَ مِنْهُمْ مَنْ خَسَفْنٰا بِهِ الْأَرْضَ وَ مِنْهُمْ مَنْ أَغْرَقْنٰا وَ مٰا کٰانَ اللّٰهُ لِیَظْلِمَهُمْ وَ لٰکِنْ کٰانُوا أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ . عنکبوت (29) 39 و 40

68. ظلم و ستمگری قارون، نسبت به بنی‌اسرائیل:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ ....

قصص (28) 76

14. غرور

69. ادّعای غرورآمیز قارون، به داشتن علم اقتصاد و سبب بودن آن در افزایش سرمایه‌ها و مکنتها:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ وَ آتَیْنٰاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مٰا إِنَّ مَفٰاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ إِذْ قٰالَ لَهُ قَوْمُهُ لاٰ تَفْرَحْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْفَرِحِینَ

قٰالَ إِنَّمٰا أُوتِیتُهُ عَلیٰ عِلْمٍ عِنْدِی .... قصص (28) 76 و 78

70. غفلت قارون از فرجام شوم مجرمانِ بهره‌مند از توان جسمی و امکانات مادّی، در زمان پیشین، عامل ادّعای غرورآمیز وی:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ وَ آتَیْنٰاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مٰا إِنَّ مَفٰاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ إِذْ قٰالَ لَهُ قَوْمُهُ لاٰ تَفْرَحْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْفَرِحِینَ

قٰالَ إِنَّمٰا أُوتِیتُهُ عَلیٰ عِلْمٍ عِنْدِی أَ وَ لَمْ یَعْلَمْ أَنَّ اللّٰهَ قَدْ أَهْلَکَ مِنْ قَبْلِهِ مِنَ الْقُرُونِ مَنْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُ قُوَّةً وَ أَکْثَرُ جَمْعاً وَ لاٰ یُسْئَلُ عَنْ ذُنُوبِهِمُ الْمُجْرِمُونَ .

قصص (28) 76 و 78


1) 1) . برداشت مزبور با توجّه به تفریع «فخسفنا» بر «فخرج علیٰ قومه فی زینته» به دست می‌آید، زیرا قارون پس از خودنمایی و فخرفروشی در میان مردم، به هلاکت رسید

2) 2) . «بغی» به معنای ظلم و ستم آمده است. (ترتیب‌العین،ج 1، ص 181، «بغی»)

71. مؤثّر دانستن دانش و ابتکار فردی، در دستیابی به ثروت، ادّعای غرورآمیز قارون، برای خودداری از احسان و انفاق به دیگران:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ وَ آتَیْنٰاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مٰا إِنَّ مَفٰاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ إِذْ قٰالَ لَهُ قَوْمُهُ لاٰ تَفْرَحْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْفَرِحِینَ ... وَ أَحْسِنْ کَمٰا أَحْسَنَ اللّٰهُ إِلَیْکَ ... قٰالَ إِنَّمٰا أُوتِیتُهُ عَلیٰ عِلْمٍ عِنْدِی ....

قصص (28) 76 -\78

15. غفلت

==> همین مدخل، رذایل قارون، جهل

16. فخرفروشی

72. فخرفروشی قارون بر قومش:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ وَ آتَیْنٰاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مٰا إِنَّ مَفٰاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ إِذْ قٰالَ لَهُ قَوْمُهُ لاٰ تَفْرَحْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْفَرِحِینَ

قٰالَ إِنَّمٰا أُوتِیتُهُ عَلیٰ عِلْمٍ عِنْدِی ... فَخَرَجَ عَلیٰ قَوْمِهِ فِی زِینَتِهِ ....

قصص (28) 76 و 78 و 79

17. فساد

اشاره
73. قارون، از فسادگران در زمین:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ ...

وَ ابْتَغِ فِیمٰا آتٰاکَ اللّٰهُ الدّٰارَ الْآخِرَةَ وَ لاٰ تَنْسَ نَصِیبَکَ مِنَ الدُّنْیٰا وَ أَحْسِنْ کَمٰا أَحْسَنَ اللّٰهُ إِلَیْکَ وَ لاٰ تَبْغِ الْفَسٰادَ فِی الْأَرْضِ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْمُفْسِدِینَ

تِلْکَ الدّٰارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهٰا لِلَّذِینَ لاٰ یُرِیدُونَ عُلُوًّا فِی الْأَرْضِ وَ لاٰ فَسٰاداً وَ الْعٰاقِبَةُ لِلْمُتَّقِینَ . قصص (28) 76 و 77 و 83

74. فسادانگیزی قارون در زمین، مانع دستیابی وی به سرای آخرت:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ ...

تِلْکَ الدّٰارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهٰا لِلَّذِینَ لاٰ یُرِیدُونَ عُلُوًّا فِی الْأَرْضِ وَ لاٰ فَسٰاداً وَ الْعٰاقِبَةُ لِلْمُتَّقِینَ .

قصص (28) 76 و 83

75. قارون، عنصری فسادگر و تباهی‌آفرین:

إِنَّ قٰارُونَ .... وَ لاٰ تَبْغِ الْفَسٰادَ فِی الْأَرْضِ ....

قصص (28) 76 و 77

آثار فساد قارون
1. کفران نعمت
76. افساد قارون، عاملی برای کفر و ناسپاسی او، در برابر نعمتهای الهی:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ وَ آتَیْنٰاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مٰا إِنَّ مَفٰاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ إِذْ قٰالَ لَهُ قَوْمُهُ لاٰ تَفْرَحْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْفَرِحِینَ

وَ ابْتَغِ فِیمٰا آتٰاکَ اللّٰهُ الدّٰارَ الْآخِرَةَ وَ لاٰ تَنْسَ نَصِیبَکَ مِنَ الدُّنْیٰا وَ أَحْسِنْ کَمٰا أَحْسَنَ اللّٰهُ إِلَیْکَ وَ لاٰ تَبْغِ الْفَسٰادَ فِی الْأَرْضِ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْمُفْسِدِینَ

وَ أَصْبَحَ الَّذِینَ تَمَنَّوْا مَکٰانَهُ بِالْأَمْسِ یَقُولُونَ وَیْکَأَنَّ اللّٰهَ یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ یَشٰاءُ مِنْ عِبٰادِهِ وَ یَقْدِرُ لَوْ لاٰ أَنْ مَنَّ اللّٰهُ عَلَیْنٰا لَخَسَفَ بِنٰا وَیْکَأَنَّهُ لاٰ یُفْلِحُ الْکٰافِرُونَ .

قصص (28) 76 و 77 و 82

2. محرومیّت از امداد
77. محرومیّت قارون از هرگونه امداد و یاری شدن، به هنگام فرو رفتن در کام زمین، پیامد فساد و غرور او:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ وَ آتَیْنٰاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مٰا إِنَّ مَفٰاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ إِذْ قٰالَ لَهُ قَوْمُهُ لاٰ تَفْرَحْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْفَرِحِینَ

وَ ابْتَغِ فِیمٰا آتٰاکَ اللّٰهُ الدّٰارَ الْآخِرَةَ وَ لاٰ تَنْسَ نَصِیبَکَ مِنَ الدُّنْیٰا وَ أَحْسِنْ کَمٰا

أَحْسَنَ اللّٰهُ إِلَیْکَ وَ لاٰ تَبْغِ الْفَسٰادَ فِی الْأَرْضِ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْمُفْسِدِینَ

فَخَسَفْنٰا بِهِ وَ بِدٰارِهِ الْأَرْضَ فَمٰا کٰانَ لَهُ مِنْ فِئَةٍ یَنْصُرُونَهُ مِنْ دُونِ اللّٰهِ وَ مٰا کٰانَ مِنَ المُنْتَصِرِینَ .

قصص (28) 76 و 77 و 81

3. محرومیّت از محبّت
78. رواج دادن فساد از سوی قارون در جامعه، موجب محرومیّت او از محبّت خداوند متعال:

إِنَّ قٰارُونَ .... وَ لاٰ تَبْغِ الْفَسٰادَ فِی الْأَرْضِ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْمُفْسِدِینَ . قصص (28) 76 و 77

زمینه‌های فساد قارون
79. زراندوزی قارون و خودداری وی از پرداختن حقوق مالی، باعث پیدایش فساد، در میان بنی‌اسرائیل:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ وَ آتَیْنٰاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مٰا إِنَّ مَفٰاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ إِذْ قٰالَ لَهُ قَوْمُهُ لاٰ تَفْرَحْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْفَرِحِینَ

وَ ابْتَغِ فِیمٰا آتٰاکَ اللّٰهُ الدّٰارَ الْآخِرَةَ وَ لاٰ تَنْسَ نَصِیبَکَ مِنَ الدُّنْیٰا وَ أَحْسِنْ کَمٰا أَحْسَنَ اللّٰهُ إِلَیْکَ وَ لاٰ تَبْغِ الْفَسٰادَ فِی الْأَرْضِ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْمُفْسِدِینَ .

قصص (28) 76 و 77

کیفر فساد قارون
80. فرو رفتن قارون و خانه‌اش در زمین، کیفری برای افساد او:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ وَ آتَیْنٰاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مٰا إِنَّ مَفٰاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ إِذْ قٰالَ لَهُ قَوْمُهُ لاٰ تَفْرَحْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْفَرِحِینَ

وَ ابْتَغِ فِیمٰا آتٰاکَ اللّٰهُ الدّٰارَ الْآخِرَةَ وَ لاٰ تَنْسَ نَصِیبَکَ مِنَ الدُّنْیٰا وَ أَحْسِنْ کَمٰا أَحْسَنَ اللّٰهُ إِلَیْکَ وَ لاٰ تَبْغِ الْفَسٰادَ فِی الْأَرْضِ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْمُفْسِدِینَ

فَخَسَفْنٰا بِهِ وَ بِدٰارِهِ الْأَرْضَ فَمٰا کٰانَ لَهُ مِنْ فِئَةٍ یَنْصُرُونَهُ مِنْ دُونِ اللّٰهِ وَ مٰا کٰانَ مِنَ المُنْتَصِرِینَ .

قصص (28) 76 و 77 و 81

18. کفر

81. قارون، از کافران قوم موسی:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ ... وَ أَصْبَحَ الَّذِینَ تَمَنَّوْا مَکٰانَهُ بِالْأَمْسِ یَقُولُونَ ... وَیْکَأَنَّهُ لاٰ یُفْلِحُ الْکٰافِرُونَ . قصص (28) 76 و 82

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا مُوسیٰ بِآیٰاتِنٰا وَ سُلْطٰانٍ مُبِینٍ

إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ هٰامٰانَ وَ قٰارُونَ ... فَلَمّٰا جٰاءَهُمْ بِالْحَقِّ مِنْ عِنْدِنٰا قٰالُوا اقْتُلُوا أَبْنٰاءَ الَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ ... مٰا کَیْدُ الْکٰافِرِینَ إِلاّٰ فِی ضَلاٰلٍ .

غافر (40) 23 -\25

82. آگاهی قوم قارون به کفر وی:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ ... وَ أَصْبَحَ الَّذِینَ تَمَنَّوْا مَکٰانَهُ بِالْأَمْسِ یَقُولُونَ ... وَیْکَأَنَّهُ لاٰ یُفْلِحُ الْکٰافِرُونَ . قصص (28) 76 و 82

83. اعتراف آرزوکنندگان ثروت قارونی، پس از هلاکت وی به عامل بودن کفر وی، در عدم رستگاری او:

وَ أَصْبَحَ الَّذِینَ تَمَنَّوْا مَکٰانَهُ بِالْأَمْسِ یَقُولُونَ وَیْکَأَنَّ اللّٰهَ یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ یَشٰاءُ مِنْ عِبٰادِهِ وَ یَقْدِرُ لَوْ لاٰ أَنْ مَنَّ اللّٰهُ عَلَیْنٰا لَخَسَفَ بِنٰا وَیْکَأَنَّهُ لاٰ یُفْلِحُ الْکٰافِرُونَ . قصص (28) 82

84. ساحر خواندن موسی علیه السلام ، از عوامل کفر قارون:

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا مُوسیٰ بِآیٰاتِنٰا وَ سُلْطٰانٍ مُبِینٍ

إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ هٰامٰانَ وَ قٰارُونَ فَقٰالُوا سٰاحِرٌ کَذّٰابٌ

فَلَمّٰا جٰاءَهُمْ بِالْحَقِّ مِنْ عِنْدِنٰا قٰالُوا

اُقْتُلُوا أَبْنٰاءَ الَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ وَ اسْتَحْیُوا نِسٰاءَهُمْ وَ مٰا کَیْدُ الْکٰافِرِینَ إِلاّٰ فِی ضَلاٰلٍ .

غافر (40) 23 -\25

85. دروغگو خواندن موسی علیه السلام ، از عوامل کفر قارون:

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا مُوسیٰ بِآیٰاتِنٰا وَ سُلْطٰانٍ مُبِینٍ

إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ هٰامٰانَ وَ قٰارُونَ فَقٰالُوا سٰاحِرٌ کَذّٰابٌ

فَلَمّٰا جٰاءَهُمْ بِالْحَقِّ مِنْ عِنْدِنٰا قٰالُوا اقْتُلُوا أَبْنٰاءَ الَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ وَ اسْتَحْیُوا نِسٰاءَهُمْ وَ مٰا کَیْدُ الْکٰافِرِینَ إِلاّٰ فِی ضَلاٰلٍ .

غافر (40) 23 -\25

86. نپذیرفتن حق و مبارزه با آن با کشتن فرزندان مؤمنان به موسی، از عوامل کفر قارون:

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا مُوسیٰ بِآیٰاتِنٰا وَ سُلْطٰانٍ مُبِینٍ

إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ هٰامٰانَ وَ قٰارُونَ فَقٰالُوا سٰاحِرٌ کَذّٰابٌ

فَلَمّٰا جٰاءَهُمْ بِالْحَقِّ مِنْ عِنْدِنٰا قٰالُوا اقْتُلُوا أَبْنٰاءَ الَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ وَ اسْتَحْیُوا نِسٰاءَهُمْ وَ مٰا کَیْدُ الْکٰافِرِینَ إِلاّٰ فِی ضَلاٰلٍ .

غافر (40) 23 -\25

19. گناهکاری

87. قارون، فردی گناهکار:

إِنَّ قٰارُونَ ... قٰالَ إِنَّمٰا أُوتِیتُهُ عَلیٰ عِلْمٍ عِنْدِی أَ وَ لَمْ یَعْلَمْ ... وَ لاٰ یُسْئَلُ عَنْ ذُنُوبِهِمُ الْمُجْرِمُونَ .

قصص (28) 76 و 78

وَ قٰارُونَ وَ فِرْعَوْنَ وَ هٰامٰانَ وَ لَقَدْ جٰاءَهُمْ مُوسیٰ بِالْبَیِّنٰاتِ فَاسْتَکْبَرُوا فِی الْأَرْضِ ...

فَکُلاًّ أَخَذْنٰا بِذَنْبِهِ ... وَ مِنْهُمْ مَنْ خَسَفْنٰا بِهِ الْأَرْضَ ... وَ مٰا کٰانَ اللّٰهُ لِیَظْلِمَهُمْ وَ لٰکِنْ کٰانُوا أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ . عنکبوت (29) 39 و 40

88. استکبار در زمین، از گناهان قارون:

وَ قٰارُونَ وَ فِرْعَوْنَ وَ هٰامٰانَ وَ لَقَدْ جٰاءَهُمْ مُوسیٰ بِالْبَیِّنٰاتِ فَاسْتَکْبَرُوا فِی الْأَرْضِ وَ مٰا کٰانُوا سٰابِقِینَ . عنکبوت (29) 39

89. گناهکاری قارون، موجب ظلم وی به نفس خویش:

وَ قٰارُونَ وَ فِرْعَوْنَ وَ هٰامٰانَ وَ لَقَدْ جٰاءَهُمْ مُوسیٰ بِالْبَیِّنٰاتِ فَاسْتَکْبَرُوا فِی الْأَرْضِ ...

فَکُلاًّ أَخَذْنٰا بِذَنْبِهِ ... وَ مِنْهُمْ مَنْ خَسَفْنٰا بِهِ الْأَرْضَ ... وَ مٰا کٰانَ اللّٰهُ لِیَظْلِمَهُمْ وَ لٰکِنْ کٰانُوا أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ . عنکبوت (29) 39 و 40

90. مؤاخذه شدن قارون در قیامت، بدون حسابرسی و سؤال از گناهانش:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ وَ آتَیْنٰاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مٰا إِنَّ مَفٰاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ إِذْ قٰالَ لَهُ قَوْمُهُ لاٰ تَفْرَحْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْفَرِحِینَ

قٰالَ إِنَّمٰا أُوتِیتُهُ عَلیٰ عِلْمٍ عِنْدِی أَ وَ لَمْ یَعْلَمْ أَنَّ اللّٰهَ قَدْ أَهْلَکَ مِنْ قَبْلِهِ مِنَ الْقُرُونِ مَنْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُ قُوَّةً وَ أَکْثَرُ جَمْعاً وَ لاٰ یُسْئَلُ عَنْ ذُنُوبِهِمُ الْمُجْرِمُونَ . (1)

قصص (28) 76 و 78

20. مکر

91. حیله و مکر قارون علیه موسی علیه السلام و بنی‌اسرائیل، پس از دعوت وی به حق با ابلاغ آیات و معجزات الهی به وی، از سوی آن حضرت:

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا مُوسیٰ بِآیٰاتِنٰا وَ سُلْطٰانٍ مُبِینٍ

إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ هٰامٰانَ وَ قٰارُونَ فَقٰالُوا سٰاحِرٌ


1) 1) . ظاهر این است که «و لایسئل...» در قیامت است.(روح‌المعانی، ج 11، جزء 20، ص 179)

کَذّٰابٌ

فَلَمّٰا جٰاءَهُمْ بِالْحَقِّ مِنْ عِنْدِنٰا قٰالُوا اقْتُلُوا أَبْنٰاءَ الَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ وَ اسْتَحْیُوا نِسٰاءَهُمْ وَ مٰا کَیْدُ الْکٰافِرِینَ إِلاّٰ فِی ضَلاٰلٍ .

غافر (40) 23 - 25

92. وحدت رویّۀ قارون با فرعون و هامان، در مکر و توطئه بر علیه موسی علیه السلام و پیروانش:

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا مُوسیٰ بِآیٰاتِنٰا وَ سُلْطٰانٍ مُبِینٍ

إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ هٰامٰانَ وَ قٰارُونَ فَقٰالُوا سٰاحِرٌ کَذّٰابٌ

فَلَمّٰا جٰاءَهُمْ بِالْحَقِّ مِنْ عِنْدِنٰا قٰالُوا اقْتُلُوا أَبْنٰاءَ الَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ وَ اسْتَحْیُوا نِسٰاءَهُمْ وَ مٰا کَیْدُ الْکٰافِرِینَ إِلاّٰ فِی ضَلاٰلٍ .

غافر (40) 23 -\25

93. کشتار فرزندان ذکور مؤمنان به موسی علیه السلام و زنده نگه داشتن زنان مکر و راه پیشگیری رواج آیین موسی علیه السلام در نگاه قارون:

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا مُوسیٰ بِآیٰاتِنٰا وَ سُلْطٰانٍ مُبِینٍ

إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ هٰامٰانَ وَ قٰارُونَ فَقٰالُوا سٰاحِرٌ کَذّٰابٌ

فَلَمّٰا جٰاءَهُمْ بِالْحَقِّ مِنْ عِنْدِنٰا قٰالُوا اقْتُلُوا أَبْنٰاءَ الَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ وَ اسْتَحْیُوا نِسٰاءَهُمْ وَ مٰا کَیْدُ الْکٰافِرِینَ إِلاّٰ فِی ضَلاٰلٍ .

غافر (40) 23 -\25

94. تباهی و ناکامی قارون، در مکر و حیله بر ضدّ موسی علیه السلام و بنی‌اسرائیل:

إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ هٰامٰانَ وَ قٰارُونَ فَقٰالُوا سٰاحِرٌ کَذّٰابٌ

فَلَمّٰا جٰاءَهُمْ بِالْحَقِّ مِنْ عِنْدِنٰا قٰالُوا اقْتُلُوا أَبْنٰاءَ الَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ وَ اسْتَحْیُوا نِسٰاءَهُمْ وَ مٰا کَیْدُ الْکٰافِرِینَ إِلاّٰ فِی ضَلاٰلٍ .

غافر (40) 24 و 25

21. ناسپاسی

95. قارون، فردی ناسپاس، در برابر ثروت و نعمت بیکران الهی به وی:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ وَ آتَیْنٰاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مٰا إِنَّ مَفٰاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ إِذْ قٰالَ لَهُ قَوْمُهُ لاٰ تَفْرَحْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْفَرِحِینَ

وَ أَصْبَحَ الَّذِینَ تَمَنَّوْا مَکٰانَهُ بِالْأَمْسِ یَقُولُونَ وَیْکَأَنَّ اللّٰهَ یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ یَشٰاءُ مِنْ عِبٰادِهِ وَ یَقْدِرُ لَوْ لاٰ أَنْ مَنَّ اللّٰهُ عَلَیْنٰا لَخَسَفَ بِنٰا وَیْکَأَنَّهُ لاٰ یُفْلِحُ الْکٰافِرُونَ . (1)

قصص (28) 76 و 82

96. اعتراف آرزوکنندگان ثروت قارونی به ناسپاس بودن وی در برابر نعمتهای خداوند:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ وَ آتَیْنٰاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مٰا إِنَّ مَفٰاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ إِذْ قٰالَ لَهُ قَوْمُهُ لاٰ تَفْرَحْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْفَرِحِینَ

وَ أَصْبَحَ الَّذِینَ تَمَنَّوْا مَکٰانَهُ بِالْأَمْسِ یَقُولُونَ وَیْکَأَنَّ اللّٰهَ یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ یَشٰاءُ مِنْ عِبٰادِهِ وَ یَقْدِرُ لَوْ لاٰ أَنْ مَنَّ اللّٰهُ عَلَیْنٰا لَخَسَفَ بِنٰا وَیْکَأَنَّهُ لاٰ یُفْلِحُ الْکٰافِرُونَ .

قصص (28) 76 و 82

زینت قارون

97. نمایان شدن قارون بر قوم خویش، در نهایت آرایش و تجمّل با زینتهایش:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ


1) 1) . «کفر» هرگاه در مقابل نعمت استعمال شود به معنای‌ترک شکر است. (مفردات، ص 715، «کفر»)

وَ آتَیْنٰاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مٰا إِنَّ مَفٰاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ إِذْ قٰالَ لَهُ قَوْمُهُ لاٰ تَفْرَحْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْفَرِحِینَ

فَخَرَجَ عَلیٰ قَوْمِهِ فِی زِینَتِهِ قٰالَ الَّذِینَ یُرِیدُونَ الْحَیٰاةَ الدُّنْیٰا یٰا لَیْتَ لَنٰا مِثْلَ مٰا أُوتِیَ قٰارُونُ إِنَّهُ لَذُو حَظٍّ عَظِیمٍ .

قصص (28) 76 و 79

98. اقدام قارون به خودنمایی و فخرفروشی بر قوم خویش، با استفاده از زینتهایش:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ وَ آتَیْنٰاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مٰا إِنَّ مَفٰاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ إِذْ قٰالَ لَهُ قَوْمُهُ لاٰ تَفْرَحْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْفَرِحِینَ

فَخَرَجَ عَلیٰ قَوْمِهِ فِی زِینَتِهِ قٰالَ الَّذِینَ یُرِیدُونَ الْحَیٰاةَ الدُّنْیٰا یٰا لَیْتَ لَنٰا مِثْلَ مٰا أُوتِیَ قٰارُونُ إِنَّهُ لَذُو حَظٍّ عَظِیمٍ .

قصص (28) 76 و 79

99. نمایان شدن قارون بر قوم خویش، با زینتهایش، موجب تحقیر آن قوم:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ وَ آتَیْنٰاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مٰا إِنَّ مَفٰاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ إِذْ قٰالَ لَهُ قَوْمُهُ لاٰ تَفْرَحْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْفَرِحِینَ

فَخَرَجَ عَلیٰ قَوْمِهِ فِی زِینَتِهِ قٰالَ الَّذِینَ یُرِیدُونَ الْحَیٰاةَ الدُّنْیٰا یٰا لَیْتَ لَنٰا مِثْلَ مٰا أُوتِیَ قٰارُونُ إِنَّهُ لَذُو حَظٍّ عَظِیمٍ . (1)

قصص (28) 76 و 79

100. اظهار حسرت دنیاطلبان بنی‌اسرائیل، هنگام مشاهدۀ قارون، در تجمّل و زینتهای ویژۀ خود:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ وَ آتَیْنٰاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مٰا إِنَّ مَفٰاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ إِذْ قٰالَ لَهُ قَوْمُهُ لاٰ تَفْرَحْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْفَرِحِینَ

فَخَرَجَ عَلیٰ قَوْمِهِ فِی زِینَتِهِ قٰالَ الَّذِینَ یُرِیدُونَ الْحَیٰاةَ الدُّنْیٰا یٰا لَیْتَ لَنٰا مِثْلَ مٰا أُوتِیَ قٰارُونُ إِنَّهُ لَذُو حَظٍّ عَظِیمٍ .

قصص (28) 76 و 79

نیز ==> همین مدخل، رذایل قارون، تجمل گرایی

سرمستی قارون

==> همین مدخل، رذایل قارون، سرمستی

شهرت قارون

101. قارون، چهره‌ای سرشناس و پر نفوذ، در جامعه خود:

وَ قٰارُونَ وَ فِرْعَوْنَ وَ هٰامٰانَ وَ لَقَدْ جٰاءَهُمْ مُوسیٰ بِالْبَیِّنٰاتِ فَاسْتَکْبَرُوا فِی الْأَرْضِ وَ مٰا کٰانُوا سٰابِقِینَ . (2)عنکبوت (29) 39

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا مُوسیٰ بِآیٰاتِنٰا وَ سُلْطٰانٍ مُبِینٍ

إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ هٰامٰانَ وَ قٰارُونَ فَقٰالُوا سٰاحِرٌ کَذّٰابٌ

فَلَمّٰا جٰاءَهُمْ بِالْحَقِّ مِنْ عِنْدِنٰا قٰالُوا اقْتُلُوا أَبْنٰاءَ الَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ وَ اسْتَحْیُوا نِسٰاءَهُمْ وَ مٰا کَیْدُ الْکٰافِرِینَ إِلاّٰ فِی ضَلاٰلٍ .

غافر (40) 23 -\25

ظلم قارون

==> همین مدخل، رذایل قارون، ظلم


1) 1) . تعبیر «علیٰ قومه» به جای «علی النّاس» بیانگر برداشت‌مذکور است

2) 2) . ذکر قارون در کنار فرعون و هامان، نشان دهندۀ این است که او نیز همانند آن دو، چهره‌ای سرشناس و با نفوذ بوده است

عجز قارون

102. عجز و ناتوانی قارون، هنگام عذاب الهی، با فرو رفتن او و خانه‌اش در زمین:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ وَ آتَیْنٰاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مٰا إِنَّ مَفٰاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ إِذْ قٰالَ لَهُ قَوْمُهُ لاٰ تَفْرَحْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْفَرِحِینَ

فَخَسَفْنٰا بِهِ وَ بِدٰارِهِ الْأَرْضَ فَمٰا کٰانَ لَهُ مِنْ فِئَةٍ یَنْصُرُونَهُ مِنْ دُونِ اللّٰهِ وَ مٰا کٰانَ مِنَ المُنْتَصِرِینَ . قصص (28) 76 و 81

103. عجز و ناتوانی قارون بر پیشی گرفتن از خداوند و رهایی از عذاب الهی:

وَ قٰارُونَ وَ فِرْعَوْنَ وَ هٰامٰانَ وَ لَقَدْ جٰاءَهُمْ مُوسیٰ بِالْبَیِّنٰاتِ فَاسْتَکْبَرُوا فِی الْأَرْضِ وَ مٰا کٰانُوا سٰابِقِینَ

فَکُلاًّ أَخَذْنٰا بِذَنْبِهِ فَمِنْهُمْ مَنْ أَرْسَلْنٰا عَلَیْهِ حٰاصِباً وَ مِنْهُمْ مَنْ أَخَذَتْهُ الصَّیْحَةُ وَ مِنْهُمْ مَنْ خَسَفْنٰا بِهِ الْأَرْضَ وَ مِنْهُمْ مَنْ أَغْرَقْنٰا .... عنکبوت (29) 39 و 40

عذاب قارون

==> همین مدخل، فرجام قارون

علم قارون

104. قارون، بهره‌مند از علم اقتصاد و کسب و درآمد:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ ... وَ آتَیْنٰاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مٰا إِنَّ مَفٰاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ ... قٰالَ إِنَّمٰا أُوتِیتُهُ عَلیٰ عِلْمٍ عِنْدِی ....

قصص (28) 76 و 78

105. مغرور شدن قارون به علم خود، در زمینۀ اقتصاد:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ وَ آتَیْنٰاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مٰا إِنَّ مَفٰاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ إِذْ قٰالَ لَهُ قَوْمُهُ لاٰ تَفْرَحْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْفَرِحِینَ

قٰالَ إِنَّمٰا أُوتِیتُهُ عَلیٰ عِلْمٍ عِنْدِی أَ وَ لَمْ یَعْلَمْ أَنَّ اللّٰهَ قَدْ أَهْلَکَ مِنْ قَبْلِهِ مِنَ الْقُرُونِ مَنْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُ قُوَّةً وَ أَکْثَرُ جَمْعاً ....

قصص (28) 76 و 78

غفلت قارون

==> همین مدخل، رذایل قارون، جهل

فخرفروشی قارون

==> همین مدخل، رذایل قارون، فخرفروشی

فرجام قارون

106. فرو رفتن قارون در دل زمین به رغم داشتن امکانات فراوان، فرجام هلاکت‌بار و کیفر خودخواهی و خودبینی وی از سوی خداوند:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ وَ آتَیْنٰاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مٰا إِنَّ مَفٰاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ إِذْ قٰالَ لَهُ قَوْمُهُ لاٰ تَفْرَحْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْفَرِحِینَ

قٰالَ إِنَّمٰا أُوتِیتُهُ عَلیٰ عِلْمٍ عِنْدِی أَ وَ لَمْ یَعْلَمْ أَنَّ اللّٰهَ قَدْ أَهْلَکَ مِنْ قَبْلِهِ مِنَ الْقُرُونِ مَنْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُ قُوَّةً وَ أَکْثَرُ جَمْعاً وَ لاٰ یُسْئَلُ عَنْ ذُنُوبِهِمُ الْمُجْرِمُونَ

فَخَسَفْنٰا بِهِ وَ بِدٰارِهِ الْأَرْضَ فَمٰا کٰانَ لَهُ مِنْ فِئَةٍ یَنْصُرُونَهُ مِنْ دُونِ اللّٰهِ وَ مٰا کٰانَ مِنَ المُنْتَصِرِینَ .

قصص (28) 76 و 78 و 81

107. خودنمایی و فخرفروشی قارون بر قومش در روز، هلاکت و نابودی وی در شب همان روز:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ

وَ آتَیْنٰاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مٰا إِنَّ مَفٰاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ إِذْ قٰالَ لَهُ قَوْمُهُ لاٰ تَفْرَحْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْفَرِحِینَ

فَخَسَفْنٰا بِهِ وَ بِدٰارِهِ الْأَرْضَ فَمٰا کٰانَ لَهُ مِنْ فِئَةٍ یَنْصُرُونَهُ مِنْ دُونِ اللّٰهِ وَ مٰا کٰانَ مِنَ المُنْتَصِرِینَ

وَ أَصْبَحَ الَّذِینَ تَمَنَّوْا مَکٰانَهُ بِالْأَمْسِ یَقُولُونَ وَیْکَأَنَّ اللّٰهَ یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ یَشٰاءُ مِنْ عِبٰادِهِ .... قصص (28) 76 و 81 و 82

108. فرجام هلاکت‌بار قارون، موجب بیدار شدن دنیاطلبان قومش:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ وَ آتَیْنٰاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مٰا إِنَّ مَفٰاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ إِذْ قٰالَ لَهُ قَوْمُهُ لاٰ تَفْرَحْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْفَرِحِینَ

فَخَسَفْنٰا بِهِ وَ بِدٰارِهِ الْأَرْضَ فَمٰا کٰانَ لَهُ مِنْ فِئَةٍ یَنْصُرُونَهُ مِنْ دُونِ اللّٰهِ وَ مٰا کٰانَ مِنَ المُنْتَصِرِینَ

وَ أَصْبَحَ الَّذِینَ تَمَنَّوْا مَکٰانَهُ بِالْأَمْسِ یَقُولُونَ وَیْکَأَنَّ اللّٰهَ یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ یَشٰاءُ مِنْ عِبٰادِهِ وَ یَقْدِرُ لَوْ لاٰ أَنْ مَنَّ اللّٰهُ عَلَیْنٰا لَخَسَفَ بِنٰا وَیْکَأَنَّهُ لاٰ یُفْلِحُ الْکٰافِرُونَ .

قصص (28) 76 و 81 و 82

109. فرجام هلاکت‌بار قارون و فرو رفتن وی در زمین، پیامد گناهکاری او:

وَ قٰارُونَ وَ فِرْعَوْنَ وَ هٰامٰانَ وَ لَقَدْ جٰاءَهُمْ مُوسیٰ بِالْبَیِّنٰاتِ فَاسْتَکْبَرُوا فِی الْأَرْضِ وَ مٰا کٰانُوا سٰابِقِینَ

فَکُلاًّ أَخَذْنٰا بِذَنْبِهِ فَمِنْهُمْ مَنْ أَرْسَلْنٰا عَلَیْهِ حٰاصِباً وَ مِنْهُمْ مَنْ أَخَذَتْهُ الصَّیْحَةُ وَ مِنْهُمْ مَنْ خَسَفْنٰا بِهِ الْأَرْضَ وَ مِنْهُمْ مَنْ أَغْرَقْنٰا وَ مٰا کٰانَ اللّٰهُ لِیَظْلِمَهُمْ وَ لٰکِنْ کٰانُوا أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ . عنکبوت (29) 39 و 40

110. فرجام هلاکت‌بار قارون و فرو رفتن وی در زمین، پیامد روحیّۀ ظلم و ستمگری او:

وَ قٰارُونَ وَ فِرْعَوْنَ وَ هٰامٰانَ وَ لَقَدْ جٰاءَهُمْ مُوسیٰ بِالْبَیِّنٰاتِ فَاسْتَکْبَرُوا فِی الْأَرْضِ وَ مٰا کٰانُوا سٰابِقِینَ

فَکُلاًّ أَخَذْنٰا بِذَنْبِهِ فَمِنْهُمْ مَنْ أَرْسَلْنٰا عَلَیْهِ حٰاصِباً وَ مِنْهُمْ مَنْ أَخَذَتْهُ الصَّیْحَةُ وَ مِنْهُمْ مَنْ خَسَفْنٰا بِهِ الْأَرْضَ وَ مِنْهُمْ مَنْ أَغْرَقْنٰا وَ مٰا کٰانَ اللّٰهُ لِیَظْلِمَهُمْ وَ لٰکِنْ کٰانُوا أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ . عنکبوت (29) 39 و 40

111. فرجام هلاکت‌بار قارون، هشداری برای ثروت‌اندوزان قارون صفت و ناسپاس:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ وَ آتَیْنٰاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مٰا إِنَّ مَفٰاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ إِذْ قٰالَ لَهُ قَوْمُهُ لاٰ تَفْرَحْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْفَرِحِینَ

وَ أَصْبَحَ الَّذِینَ تَمَنَّوْا مَکٰانَهُ بِالْأَمْسِ یَقُولُونَ وَیْکَأَنَّ اللّٰهَ یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ یَشٰاءُ مِنْ عِبٰادِهِ وَ یَقْدِرُ لَوْ لاٰ أَنْ مَنَّ اللّٰهُ عَلَیْنٰا لَخَسَفَ بِنٰا وَیْکَأَنَّهُ لاٰ یُفْلِحُ الْکٰافِرُونَ .

قصص (28) 76 و 82

112. فرجام هلاکت‌بار قارون و هلاکت او، در پی ناسپاسی وی از نعمات الهی:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ وَ آتَیْنٰاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مٰا إِنَّ مَفٰاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ إِذْ قٰالَ لَهُ قَوْمُهُ لاٰ تَفْرَحْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْفَرِحِینَ

وَ أَصْبَحَ الَّذِینَ تَمَنَّوْا مَکٰانَهُ بِالْأَمْسِ یَقُولُونَ وَیْکَأَنَّ اللّٰهَ یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ یَشٰاءُ مِنْ عِبٰادِهِ وَ یَقْدِرُ لَوْ لاٰ أَنْ مَنَّ اللّٰهُ عَلَیْنٰا لَخَسَفَ بِنٰا وَیْکَأَنَّهُ لاٰ یُفْلِحُ الْکٰافِرُونَ .

قصص (28) 76 و 82

113. فرجام هلاکت‌بار قارون، نمونه‌ای از سرگذشت انسانهای بد فرجام و نابود شده:

وَ عٰاداً وَ ثَمُودَ وَ قَدْ تَبَیَّنَ لَکُمْ مِنْ مَسٰاکِنِهِمْ وَ زَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطٰانُ أَعْمٰالَهُمْ فَصَدَّهُمْ عَنِ السَّبِیلِ وَ کٰانُوا مُسْتَبْصِرِینَ

وَ قٰارُونَ وَ فِرْعَوْنَ وَ هٰامٰانَ وَ لَقَدْ جٰاءَهُمْ مُوسیٰ بِالْبَیِّنٰاتِ فَاسْتَکْبَرُوا فِی الْأَرْضِ وَ مٰا کٰانُوا سٰابِقِینَ

فَکُلاًّ أَخَذْنٰا بِذَنْبِهِ فَمِنْهُمْ مَنْ أَرْسَلْنٰا عَلَیْهِ حٰاصِباً وَ مِنْهُمْ مَنْ أَخَذَتْهُ الصَّیْحَةُ وَ مِنْهُمْ مَنْ خَسَفْنٰا بِهِ الْأَرْضَ وَ مِنْهُمْ مَنْ أَغْرَقْنٰا وَ مٰا کٰانَ اللّٰهُ لِیَظْلِمَهُمْ وَ لٰکِنْ کٰانُوا أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ .

عنکبوت (29) 38 -\40

أَ وَ لَمْ یَسِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَیَنْظُرُوا کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ الَّذِینَ کٰانُوا مِنْ قَبْلِهِمْ کٰانُوا هُمْ أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَ آثٰاراً فِی الْأَرْضِ فَأَخَذَهُمُ اللّٰهُ بِذُنُوبِهِمْ وَ مٰا کٰانَ لَهُمْ مِنَ اللّٰهِ مِنْ وٰاقٍ

ذٰلِکَ بِأَنَّهُمْ کٰانَتْ تَأْتِیهِمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّنٰاتِ فَکَفَرُوا فَأَخَذَهُمُ اللّٰهُ إِنَّهُ قَوِیٌّ شَدِیدُ الْعِقٰابِ

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا مُوسیٰ بِآیٰاتِنٰا وَ سُلْطٰانٍ مُبِینٍ

إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ هٰامٰانَ وَ قٰارُونَ فَقٰالُوا سٰاحِرٌ کَذّٰابٌ

فَلَمّٰا جٰاءَهُمْ بِالْحَقِّ مِنْ عِنْدِنٰا قٰالُوا اقْتُلُوا أَبْنٰاءَ الَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ وَ اسْتَحْیُوا نِسٰاءَهُمْ وَ مٰا کَیْدُ الْکٰافِرِینَ إِلاّٰ فِی ضَلاٰلٍ

فَوَقٰاهُ اللّٰهُ سَیِّئٰاتِ مٰا مَکَرُوا وَ حٰاقَ بِآلِ فِرْعَوْنَ سُوءُ الْعَذٰابِ .

غافر (40) 21 -\25 و 45

114. فرجام هلاکت‌بار قارون، برخاسته از عدالت خداوند:

وَ قٰارُونَ ... فَکُلاًّ أَخَذْنٰا بِذَنْبِهِ ... وَ مِنْهُمْ مَنْ خَسَفْنٰا بِهِ الْأَرْضَ ... وَ مٰا کٰانَ اللّٰهُ لِیَظْلِمَهُمْ ....

عنکبوت (29) 39 و 40

115. فرجام هلاکت‌بار قارون، در پی روحیّۀ استکباری وی، در برابر آیات و معجزات روشن الهی:

وَ قٰارُونَ وَ فِرْعَوْنَ وَ هٰامٰانَ وَ لَقَدْ جٰاءَهُمْ مُوسیٰ بِالْبَیِّنٰاتِ فَاسْتَکْبَرُوا فِی الْأَرْضِ وَ مٰا کٰانُوا سٰابِقِینَ

فَکُلاًّ أَخَذْنٰا بِذَنْبِهِ فَمِنْهُمْ مَنْ أَرْسَلْنٰا عَلَیْهِ حٰاصِباً وَ مِنْهُمْ مَنْ أَخَذَتْهُ الصَّیْحَةُ وَ مِنْهُمْ مَنْ خَسَفْنٰا بِهِ الْأَرْضَ وَ مِنْهُمْ مَنْ أَغْرَقْنٰا وَ مٰا کٰانَ اللّٰهُ لِیَظْلِمَهُمْ وَ لٰکِنْ کٰانُوا أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ . عنکبوت (29) 39 و 40

116. فرجام هلاکت‌بار قارون، نمونه‌ای از قدرت خداوند:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ وَ آتَیْنٰاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مٰا إِنَّ مَفٰاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ إِذْ قٰالَ لَهُ قَوْمُهُ لاٰ تَفْرَحْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْفَرِحِینَ

فَخَسَفْنٰا بِهِ وَ بِدٰارِهِ الْأَرْضَ فَمٰا کٰانَ لَهُ مِنْ فِئَةٍ یَنْصُرُونَهُ مِنْ دُونِ اللّٰهِ وَ مٰا کٰانَ مِنَ المُنْتَصِرِینَ . قصص (28) 76 و 81

وَ قٰارُونَ وَ فِرْعَوْنَ وَ هٰامٰانَ وَ لَقَدْ جٰاءَهُمْ مُوسیٰ بِالْبَیِّنٰاتِ فَاسْتَکْبَرُوا فِی الْأَرْضِ وَ مٰا کٰانُوا سٰابِقِینَ

فَکُلاًّ أَخَذْنٰا بِذَنْبِهِ فَمِنْهُمْ مَنْ أَرْسَلْنٰا عَلَیْهِ حٰاصِباً وَ مِنْهُمْ مَنْ أَخَذَتْهُ الصَّیْحَةُ وَ مِنْهُمْ مَنْ خَسَفْنٰا بِهِ الْأَرْضَ وَ مِنْهُمْ مَنْ أَغْرَقْنٰا وَ مٰا کٰانَ اللّٰهُ لِیَظْلِمَهُمْ وَ لٰکِنْ کٰانُوا أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ . عنکبوت (29) 39 و 40

117. فرجام هلاکت‌بار قارون و کیفر شدن وی، متناسب با عملکرد او:

وَ قٰارُونَ وَ فِرْعَوْنَ وَ هٰامٰانَ وَ لَقَدْ جٰاءَهُمْ مُوسیٰ بِالْبَیِّنٰاتِ فَاسْتَکْبَرُوا فِی الْأَرْضِ وَ مٰا کٰانُوا سٰابِقِینَ

فَکُلاًّ أَخَذْنٰا بِذَنْبِهِ فَمِنْهُمْ مَنْ أَرْسَلْنٰا عَلَیْهِ حٰاصِباً وَ مِنْهُمْ مَنْ أَخَذَتْهُ الصَّیْحَةُ

وَ مِنْهُمْ مَنْ خَسَفْنٰا بِهِ الْأَرْضَ وَ مِنْهُمْ مَنْ أَغْرَقْنٰا وَ مٰا کٰانَ اللّٰهُ لِیَظْلِمَهُمْ وَ لٰکِنْ کٰانُوا أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ . عنکبوت (29) 39 و 40

118. بیان فرجام هلاکت‌بار قارون برای پیامبر صلی الله علیه و آله از سوی خداوند، جهت دلداری آن حضرت، در مورد نافرجام بودن توطئه‌های کافران، علیه ایشان و پیروانش:

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا مُوسیٰ بِآیٰاتِنٰا وَ سُلْطٰانٍ مُبِینٍ

إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ هٰامٰانَ وَ قٰارُونَ فَقٰالُوا سٰاحِرٌ کَذّٰابٌ

فَلَمّٰا جٰاءَهُمْ بِالْحَقِّ مِنْ عِنْدِنٰا قٰالُوا اقْتُلُوا أَبْنٰاءَ الَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ وَ اسْتَحْیُوا نِسٰاءَهُمْ وَ مٰا کَیْدُ الْکٰافِرِینَ إِلاّٰ فِی ضَلاٰلٍ . (1)

غافر (40) 23 -\25

119. مشاهدۀ فرجام هلاکت‌بار قارون و فرو رفتن وی و خانه‌اش در زمین، امری شگفت‌انگیز، در نزد آرزوکنندگان ثروت قارون:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ وَ آتَیْنٰاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مٰا إِنَّ مَفٰاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ إِذْ قٰالَ لَهُ قَوْمُهُ لاٰ تَفْرَحْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْفَرِحِینَ

فَخَسَفْنٰا بِهِ وَ بِدٰارِهِ الْأَرْضَ فَمٰا کٰانَ لَهُ مِنْ فِئَةٍ یَنْصُرُونَهُ مِنْ دُونِ اللّٰهِ وَ مٰا کٰانَ مِنَ المُنْتَصِرِینَ

وَ أَصْبَحَ الَّذِینَ تَمَنَّوْا مَکٰانَهُ بِالْأَمْسِ یَقُولُونَ وَیْکَأَنَّ اللّٰهَ یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ یَشٰاءُ مِنْ عِبٰادِهِ وَ یَقْدِرُ لَوْ لاٰ أَنْ مَنَّ اللّٰهُ عَلَیْنٰا لَخَسَفَ بِنٰا وَیْکَأَنَّهُ لاٰ یُفْلِحُ الْکٰافِرُونَ .

قصص (28) 76 و 81 و 82

فسادگری قارون

==> همین مدخل، رذایل قارون، فساد

قارون و بنی‌اسرائیل

==> همین مدخل، رذایل قارون، مکر، قوم قارون و موعظه به قارون

قارون و فرعون

==> همین مدخل، قارون و هامان

قارون و موسی علیه السلام

120. قارون، از بنی‌اسرائیل و قوم موسی علیه السلام :

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ وَ آتَیْنٰاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مٰا إِنَّ مَفٰاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ إِذْ قٰالَ لَهُ قَوْمُهُ لاٰ تَفْرَحْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْفَرِحِینَ . قصص (28) 76

121. قارون، از خویشاوندان موسی:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ وَ آتَیْنٰاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مٰا إِنَّ مَفٰاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ إِذْ قٰالَ لَهُ قَوْمُهُ لاٰ تَفْرَحْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْفَرِحِینَ . (2)قصص (28) 76

122. پند و موعظه موسی علیه السلام به قارون:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ وَ آتَیْنٰاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مٰا إِنَّ مَفٰاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ إِذْ قٰالَ لَهُ قَوْمُهُ لاٰ تَفْرَحْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْفَرِحِینَ . (3)قصص (28) 76


1) 1) . با توجّه به مکّی بودن سوره و قرار گرفتن آیات مزبوردر سیاق آیات فرجام هلاکت‌بار کافران، برداشت یاد شده ممکن است

2) 2) . اضافۀ «قوم به موسیٰ» اشاره به اتّصال خاصّ قارون به موسی علیه السلام دارد که آن، اتّصال خویشاوندی است. (تفسیر التحریروالتنویر، ج 10، جزء 20، ص 176)

3) 3) . مقصود از «قومه» بعضی از قوم یا جماعتی از آنان است که اهل موعظه بوده‌اند و یا خصوص موسی علیه السلام است و اطلاق اسم قوم بر او به این سبب است که اقوال او سرمشق قوم بوده است. (تفسیر التحریروالتنویر، ج 10، جزء 20، ص 177)

نیز ==> همین مدخل، موعظه به قارون

قارون و هامان

123. وحدت رویّۀ قارون با فرعون و هامان، در برخورد مستکبرانه با آیات و معجزات ارائه شده از سوی موسی علیه السلام :

وَ قٰارُونَ وَ فِرْعَوْنَ وَ هٰامٰانَ وَ لَقَدْ جٰاءَهُمْ مُوسیٰ بِالْبَیِّنٰاتِ فَاسْتَکْبَرُوا فِی الْأَرْضِ وَ مٰا کٰانُوا سٰابِقِینَ . عنکبوت (29) 39

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا مُوسیٰ بِآیٰاتِنٰا وَ سُلْطٰانٍ مُبِینٍ

إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ هٰامٰانَ وَ قٰارُونَ فَقٰالُوا سٰاحِرٌ کَذّٰابٌ

فَلَمّٰا جٰاءَهُمْ بِالْحَقِّ مِنْ عِنْدِنٰا قٰالُوا اقْتُلُوا أَبْنٰاءَ الَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ وَ اسْتَحْیُوا نِسٰاءَهُمْ .... غافر (40) 23 -\25

124. همکاری قارون با فرعون و هامان علیه موسی علیه السلام و بنی‌اسرائیل:

وَ قٰارُونَ وَ فِرْعَوْنَ وَ هٰامٰانَ وَ لَقَدْ جٰاءَهُمْ مُوسیٰ بِالْبَیِّنٰاتِ فَاسْتَکْبَرُوا فِی الْأَرْضِ وَ مٰا کٰانُوا سٰابِقِینَ . عنکبوت (29) 39

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا مُوسیٰ بِآیٰاتِنٰا وَ سُلْطٰانٍ مُبِینٍ

إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ هٰامٰانَ وَ قٰارُونَ فَقٰالُوا سٰاحِرٌ کَذّٰابٌ

فَلَمّٰا جٰاءَهُمْ بِالْحَقِّ مِنْ عِنْدِنٰا قٰالُوا اقْتُلُوا أَبْنٰاءَ الَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ وَ اسْتَحْیُوا نِسٰاءَهُمْ .... غافر (40) 23 -\25

125. فرمان قارون، هامان و فرعون به قتل پسران مؤمنان بنی‌اسرائیل به موسی علیه السلام :

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا مُوسیٰ بِآیٰاتِنٰا وَ سُلْطٰانٍ مُبِینٍ

إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ هٰامٰانَ وَ قٰارُونَ فَقٰالُوا سٰاحِرٌ کَذّٰابٌ

فَلَمّٰا جٰاءَهُمْ بِالْحَقِّ مِنْ عِنْدِنٰا قٰالُوا

اُقْتُلُوا أَبْنٰاءَ الَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ وَ اسْتَحْیُوا نِسٰاءَهُمْ .... غافر (40) 23 -\25

قدرت قارون

126. قارون، فردی قدرتمند و زورمدار و دارای امکانات فراوان، در جامعۀ خویش:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ وَ آتَیْنٰاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مٰا إِنَّ مَفٰاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ ... قٰالَ إِنَّمٰا أُوتِیتُهُ عَلیٰ عِلْمٍ عِنْدِی أَ وَ لَمْ یَعْلَمْ أَنَّ اللّٰهَ قَدْ أَهْلَکَ مِنْ قَبْلِهِ مِنَ الْقُرُونِ مَنْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُ قُوَّةً وَ أَکْثَرُ جَمْعاً ....

قصص (28) 76 و 78

127. سوء استفادۀ قارون از امکانات مادّی و قدرت فراوانش، در ظلم و طغیان علیه موسی علیه السلام و بنی‌اسرائیل:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ وَ آتَیْنٰاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مٰا إِنَّ مَفٰاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ إِذْ قٰالَ لَهُ قَوْمُهُ لاٰ تَفْرَحْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْفَرِحِینَ

قٰالَ إِنَّمٰا أُوتِیتُهُ عَلیٰ عِلْمٍ عِنْدِی أَ وَ لَمْ یَعْلَمْ أَنَّ اللّٰهَ قَدْ أَهْلَکَ مِنْ قَبْلِهِ مِنَ الْقُرُونِ مَنْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُ قُوَّةً وَ أَکْثَرُ جَمْعاً وَ لاٰ یُسْئَلُ عَنْ ذُنُوبِهِمُ الْمُجْرِمُونَ .

قصص (28) 76 و 78

128. جهل و غفلت قارون، از کارساز نبودن قدرت و امکانات مادّی، در نجات از هلاکت به دست خداوند:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ وَ آتَیْنٰاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مٰا إِنَّ مَفٰاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ إِذْ قٰالَ لَهُ قَوْمُهُ لاٰ تَفْرَحْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْفَرِحِینَ

وَ ابْتَغِ فِیمٰا آتٰاکَ اللّٰهُ الدّٰارَ الْآخِرَةَ وَ لاٰ تَنْسَ نَصِیبَکَ مِنَ الدُّنْیٰا وَ أَحْسِنْ کَمٰا أَحْسَنَ اللّٰهُ إِلَیْکَ وَ لاٰ تَبْغِ الْفَسٰادَ فِی الْأَرْضِ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْمُفْسِدِینَ

قٰالَ إِنَّمٰا أُوتِیتُهُ عَلیٰ عِلْمٍ عِنْدِی أَ وَ لَمْ یَعْلَمْ أَنَّ اللّٰهَ قَدْ أَهْلَکَ مِنْ قَبْلِهِ مِنَ الْقُرُونِ مَنْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُ قُوَّةً وَ أَکْثَرُ جَمْعاً وَ لاٰ یُسْئَلُ عَنْ ذُنُوبِهِمُ الْمُجْرِمُونَ . قصص (28) 76 -\78

نیز ==> همین مدخل، احسان به قارون و ثروت قارون

قصّۀ قارون

129. سرگذشت و قصّۀ قارون، مایۀ عبرت برای دنیاطلبان و زراندوزان و کفّار مکّه:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ وَ آتَیْنٰاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مٰا إِنَّ مَفٰاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ إِذْ قٰالَ لَهُ قَوْمُهُ لاٰ تَفْرَحْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْفَرِحِینَ

وَ ابْتَغِ فِیمٰا آتٰاکَ اللّٰهُ الدّٰارَ الْآخِرَةَ وَ لاٰ تَنْسَ نَصِیبَکَ مِنَ الدُّنْیٰا وَ أَحْسِنْ کَمٰا أَحْسَنَ اللّٰهُ إِلَیْکَ وَ لاٰ تَبْغِ الْفَسٰادَ فِی الْأَرْضِ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْمُفْسِدِینَ

قٰالَ إِنَّمٰا أُوتِیتُهُ عَلیٰ عِلْمٍ عِنْدِی أَ وَ لَمْ یَعْلَمْ أَنَّ اللّٰهَ قَدْ أَهْلَکَ مِنْ قَبْلِهِ مِنَ الْقُرُونِ مَنْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُ قُوَّةً وَ أَکْثَرُ جَمْعاً وَ لاٰ یُسْئَلُ عَنْ ذُنُوبِهِمُ الْمُجْرِمُونَ

فَخَرَجَ عَلیٰ قَوْمِهِ فِی زِینَتِهِ قٰالَ الَّذِینَ یُرِیدُونَ الْحَیٰاةَ الدُّنْیٰا یٰا لَیْتَ لَنٰا مِثْلَ مٰا أُوتِیَ قٰارُونُ إِنَّهُ لَذُو حَظٍّ عَظِیمٍ

وَ قٰالَ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَیْلَکُمْ ثَوٰابُ اللّٰهِ خَیْرٌ لِمَنْ آمَنَ وَ عَمِلَ صٰالِحاً وَ لاٰ یُلَقّٰاهٰا إِلاَّ الصّٰابِرُونَ

فَخَسَفْنٰا بِهِ وَ بِدٰارِهِ الْأَرْضَ فَمٰا کٰانَ لَهُ مِنْ فِئَةٍ یَنْصُرُونَهُ مِنْ دُونِ اللّٰهِ وَ مٰا کٰانَ مِنَ المُنْتَصِرِینَ

وَ أَصْبَحَ الَّذِینَ تَمَنَّوْا مَکٰانَهُ بِالْأَمْسِ یَقُولُونَ وَیْکَأَنَّ اللّٰهَ یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ یَشٰاءُ مِنْ عِبٰادِهِ وَ یَقْدِرُ لَوْ لاٰ أَنْ مَنَّ اللّٰهُ عَلَیْنٰا لَخَسَفَ بِنٰا وَیْکَأَنَّهُ لاٰ یُفْلِحُ الْکٰافِرُونَ

تِلْکَ الدّٰارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهٰا لِلَّذِینَ لاٰ یُرِیدُونَ عُلُوًّا فِی الْأَرْضِ وَ لاٰ فَسٰاداً وَ الْعٰاقِبَةُ لِلْمُتَّقِینَ . (1)

قصص (28) 76 -\83

وَ قٰارُونَ وَ فِرْعَوْنَ وَ هٰامٰانَ وَ لَقَدْ جٰاءَهُمْ مُوسیٰ بِالْبَیِّنٰاتِ فَاسْتَکْبَرُوا فِی الْأَرْضِ وَ مٰا کٰانُوا سٰابِقِینَ

فَکُلاًّ أَخَذْنٰا بِذَنْبِهِ فَمِنْهُمْ مَنْ أَرْسَلْنٰا عَلَیْهِ حٰاصِباً وَ مِنْهُمْ مَنْ أَخَذَتْهُ الصَّیْحَةُ وَ مِنْهُمْ مَنْ خَسَفْنٰا بِهِ الْأَرْضَ وَ مِنْهُمْ مَنْ أَغْرَقْنٰا وَ مٰا کٰانَ اللّٰهُ لِیَظْلِمَهُمْ وَ لٰکِنْ کٰانُوا أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ . عنکبوت (29) 39 و 40

قوم قارون

اشاره

130. قوم قارون (بنی‌اسرائیل) متشکّل از دو گروه خیرخواهِ فرزانه و دنیاطلب:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ وَ آتَیْنٰاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مٰا إِنَّ مَفٰاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ إِذْ قٰالَ لَهُ قَوْمُهُ لاٰ تَفْرَحْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْفَرِحِینَ

وَ ابْتَغِ فِیمٰا آتٰاکَ اللّٰهُ الدّٰارَ


1) 1) .«انّ قارون کان من قوم موسیٰ»استیناف ابتدایی برای‌ذکر قصّه‌ای است که ضرب‌المثل برای حال بعضی از کفّار مکّه واقع شده است. (تفسیر التحریروالتنویر، ج 10، جزء 20، ص 174)

اَلْآخِرَةَ وَ لاٰ تَنْسَ نَصِیبَکَ مِنَ الدُّنْیٰا وَ أَحْسِنْ کَمٰا أَحْسَنَ اللّٰهُ إِلَیْکَ وَ لاٰ تَبْغِ الْفَسٰادَ فِی الْأَرْضِ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْمُفْسِدِینَ

فَخَرَجَ عَلیٰ قَوْمِهِ فِی زِینَتِهِ قٰالَ الَّذِینَ یُرِیدُونَ الْحَیٰاةَ الدُّنْیٰا یٰا لَیْتَ لَنٰا مِثْلَ مٰا أُوتِیَ قٰارُونُ إِنَّهُ لَذُو حَظٍّ عَظِیمٍ

وَ قٰالَ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَیْلَکُمْ ثَوٰابُ اللّٰهِ خَیْرٌ لِمَنْ آمَنَ وَ عَمِلَ صٰالِحاً وَ لاٰ یُلَقّٰاهٰا إِلاَّ الصّٰابِرُونَ . قصص (28) 76 و 77 و 79 و 80

131. وجود دو بینش و اظهار نظر از سوی قوم قارون، دربارۀ وی پس از ظاهر شدن او در لباس تجمّل و زینت:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ وَ آتَیْنٰاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مٰا إِنَّ مَفٰاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ إِذْ قٰالَ لَهُ قَوْمُهُ لاٰ تَفْرَحْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْفَرِحِینَ

فَخَرَجَ عَلیٰ قَوْمِهِ فِی زِینَتِهِ قٰالَ الَّذِینَ یُرِیدُونَ الْحَیٰاةَ الدُّنْیٰا یٰا لَیْتَ لَنٰا مِثْلَ مٰا أُوتِیَ قٰارُونُ إِنَّهُ لَذُو حَظٍّ عَظِیمٍ

وَ قٰالَ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَیْلَکُمْ ثَوٰابُ اللّٰهِ خَیْرٌ لِمَنْ آمَنَ وَ عَمِلَ صٰالِحاً وَ لاٰ یُلَقّٰاهٰا إِلاَّ الصّٰابِرُونَ . قصص (28) 76 و 79 و 80

132. وجود اخلاق خیرخواهی و امر به معروف و نهی از منکر، در میان قوم قارون:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ وَ آتَیْنٰاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مٰا إِنَّ مَفٰاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ إِذْ قٰالَ لَهُ قَوْمُهُ لاٰ تَفْرَحْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْفَرِحِینَ

وَ ابْتَغِ فِیمٰا آتٰاکَ اللّٰهُ الدّٰارَ الْآخِرَةَ وَ لاٰ تَنْسَ نَصِیبَکَ مِنَ الدُّنْیٰا وَ أَحْسِنْ کَمٰا أَحْسَنَ اللّٰهُ إِلَیْکَ وَ لاٰ تَبْغِ الْفَسٰادَ فِی الْأَرْضِ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْمُفْسِدِینَ . قصص (28) 76 و 77

دنیاطلبان قوم قارون

133. ظاهربینی دنیاطلبان قوم قارون، زمینه‌ساز آرزو داشتن ثروت و امکانات قارونی:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ وَ آتَیْنٰاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مٰا إِنَّ مَفٰاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ إِذْ قٰالَ لَهُ قَوْمُهُ لاٰ تَفْرَحْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْفَرِحِینَ

فَخَرَجَ عَلیٰ قَوْمِهِ فِی زِینَتِهِ قٰالَ الَّذِینَ یُرِیدُونَ الْحَیٰاةَ الدُّنْیٰا یٰا لَیْتَ لَنٰا مِثْلَ مٰا أُوتِیَ قٰارُونُ إِنَّهُ لَذُو حَظٍّ عَظِیمٍ .

قصص (28) 76 و 79

134. دنیاطلبان قوم قارون، فاقد شناخت درست، نسبت به زندگی دنیا و ارزش ثواب الهی، پیش از مشاهدۀ فرجام قارون:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ وَ آتَیْنٰاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مٰا إِنَّ مَفٰاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ إِذْ قٰالَ لَهُ قَوْمُهُ لاٰ تَفْرَحْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْفَرِحِینَ

فَخَرَجَ عَلیٰ قَوْمِهِ فِی زِینَتِهِ قٰالَ الَّذِینَ یُرِیدُونَ الْحَیٰاةَ الدُّنْیٰا یٰا لَیْتَ لَنٰا مِثْلَ مٰا أُوتِیَ قٰارُونُ إِنَّهُ لَذُو حَظٍّ عَظِیمٍ

وَ قٰالَ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَیْلَکُمْ ثَوٰابُ اللّٰهِ خَیْرٌ لِمَنْ آمَنَ وَ عَمِلَ صٰالِحاً وَ لاٰ یُلَقّٰاهٰا إِلاَّ الصّٰابِرُونَ

فَخَسَفْنٰا بِهِ وَ بِدٰارِهِ الْأَرْضَ فَمٰا کٰانَ لَهُ مِنْ فِئَةٍ یَنْصُرُونَهُ مِنْ دُونِ اللّٰهِ وَ مٰا کٰانَ مِنَ المُنْتَصِرِینَ

وَ أَصْبَحَ الَّذِینَ تَمَنَّوْا مَکٰانَهُ بِالْأَمْسِ یَقُولُونَ وَیْکَأَنَّ اللّٰهَ یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ یَشٰاءُ مِنْ عِبٰادِهِ وَ یَقْدِرُ لَوْ لاٰ أَنْ مَنَّ اللّٰهُ عَلَیْنٰا لَخَسَفَ بِنٰا وَیْکَأَنَّهُ لاٰ یُفْلِحُ الْکٰافِرُونَ .

قصص (28) 76 و 79 - 82

135. قارون، در اوج بهره‌مندی از امکانات دنیا، از منظر دنیاطلبان قومش:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ وَ آتَیْنٰاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مٰا إِنَّ مَفٰاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ إِذْ قٰالَ لَهُ قَوْمُهُ لاٰ تَفْرَحْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْفَرِحِینَ

فَخَرَجَ عَلیٰ قَوْمِهِ فِی زِینَتِهِ قٰالَ الَّذِینَ یُرِیدُونَ الْحَیٰاةَ الدُّنْیٰا یٰا لَیْتَ لَنٰا مِثْلَ مٰا أُوتِیَ قٰارُونُ إِنَّهُ لَذُو حَظٍّ عَظِیمٍ .

قصص (28) 76 و 79

136. قدرت و ثروت قارون، ملاک ارزش و خوشبختی وی، از منظر دنیاطلبان قومش:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ وَ آتَیْنٰاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مٰا إِنَّ مَفٰاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ إِذْ قٰالَ لَهُ قَوْمُهُ لاٰ تَفْرَحْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْفَرِحِینَ

فَخَرَجَ عَلیٰ قَوْمِهِ فِی زِینَتِهِ قٰالَ الَّذِینَ یُرِیدُونَ الْحَیٰاةَ الدُّنْیٰا یٰا لَیْتَ لَنٰا مِثْلَ مٰا أُوتِیَ قٰارُونُ إِنَّهُ لَذُو حَظٍّ عَظِیمٍ .

قصص (28) 76 و 79

137. خودنمایی و تجمّل‌گرایی قارون، باعث اظهار حسرت و دریغ از سوی گروهی از دنیاطلبان قومش:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ وَ آتَیْنٰاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مٰا إِنَّ مَفٰاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ إِذْ قٰالَ لَهُ قَوْمُهُ لاٰ تَفْرَحْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْفَرِحِینَ

فَخَرَجَ عَلیٰ قَوْمِهِ فِی زِینَتِهِ قٰالَ الَّذِینَ یُرِیدُونَ الْحَیٰاةَ الدُّنْیٰا یٰا لَیْتَ لَنٰا مِثْلَ مٰا أُوتِیَ قٰارُونُ إِنَّهُ لَذُو حَظٍّ عَظِیمٍ .

قصص (28) 76 و 79

138. اطّلاع یافتن دنیاطلبان قوم قارون از فرو رفتن وی با خانه‌اش، در کام زمین در بامداد:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ وَ آتَیْنٰاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مٰا إِنَّ مَفٰاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ إِذْ قٰالَ لَهُ قَوْمُهُ لاٰ تَفْرَحْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْفَرِحِینَ

وَ أَصْبَحَ الَّذِینَ تَمَنَّوْا مَکٰانَهُ بِالْأَمْسِ یَقُولُونَ وَیْکَأَنَّ اللّٰهَ یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ یَشٰاءُ مِنْ عِبٰادِهِ وَ یَقْدِرُ لَوْ لاٰ أَنْ مَنَّ اللّٰهُ عَلَیْنٰا لَخَسَفَ بِنٰا وَیْکَأَنَّهُ لاٰ یُفْلِحُ الْکٰافِرُونَ .

قصص (28) 76 و 82

139. فرو رفتن قارون و خانه‌اش در زمین، موجب شگفتی قوم آرزوکنندۀ ثروت وی (دنیاطلبان بنی‌اسرائیل)، پس از مشاهدۀ آن:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ وَ آتَیْنٰاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مٰا إِنَّ مَفٰاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ إِذْ قٰالَ لَهُ قَوْمُهُ لاٰ تَفْرَحْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْفَرِحِینَ

فَخَسَفْنٰا بِهِ وَ بِدٰارِهِ الْأَرْضَ فَمٰا کٰانَ لَهُ مِنْ فِئَةٍ یَنْصُرُونَهُ مِنْ دُونِ اللّٰهِ وَ مٰا کٰانَ مِنَ المُنْتَصِرِینَ

وَ أَصْبَحَ الَّذِینَ تَمَنَّوْا مَکٰانَهُ بِالْأَمْسِ یَقُولُونَ وَیْکَأَنَّ اللّٰهَ یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ یَشٰاءُ مِنْ عِبٰادِهِ وَ یَقْدِرُ لَوْ لاٰ أَنْ مَنَّ اللّٰهُ عَلَیْنٰا لَخَسَفَ بِنٰا وَیْکَأَنَّهُ لاٰ یُفْلِحُ الْکٰافِرُونَ . (1)

قصص (28) 76 و 81 و 82

140. آگاه و متنبّه شدن دنیاطلبان قوم قارون، به حاکمیّت اراده و مشیّت خداوند، در فراخ و تنگی روزی مردم، پس از مشاهدۀ فرجام شوم قارون:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ وَ آتَیْنٰاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مٰا إِنَّ مَفٰاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ إِذْ قٰالَ لَهُ قَوْمُهُ لاٰ تَفْرَحْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ


1) 1) . واژۀ«وَیْ»وقتی به کار می‌رود که شخص بخواهدشگفتی خود را از موضوعی بیان کند. (روح‌المعانی، ج 11، جزء 20، ص 186)

یُحِبُّ الْفَرِحِینَ

وَ أَصْبَحَ الَّذِینَ تَمَنَّوْا مَکٰانَهُ بِالْأَمْسِ یَقُولُونَ وَیْکَأَنَّ اللّٰهَ یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ یَشٰاءُ مِنْ عِبٰادِهِ وَ یَقْدِرُ .... قصص (28) 76 و 82

141. دنیاطلبان قوم قارون، مردمی فاقد صبر و شکیبایی:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ وَ آتَیْنٰاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مٰا إِنَّ مَفٰاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ إِذْ قٰالَ لَهُ قَوْمُهُ لاٰ تَفْرَحْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْفَرِحِینَ

فَخَرَجَ عَلیٰ قَوْمِهِ فِی زِینَتِهِ قٰالَ الَّذِینَ یُرِیدُونَ الْحَیٰاةَ الدُّنْیٰا یٰا لَیْتَ لَنٰا مِثْلَ مٰا أُوتِیَ قٰارُونُ إِنَّهُ لَذُو حَظٍّ عَظِیمٍ

وَ قٰالَ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَیْلَکُمْ ثَوٰابُ اللّٰهِ خَیْرٌ لِمَنْ آمَنَ وَ عَمِلَ صٰالِحاً وَ لاٰ یُلَقّٰاهٰا إِلاَّ الصّٰابِرُونَ . قصص (28) 76 و 79 و 80

142. اعتراف قوم آرزومند قارون در برخورداری از ثروت وی به لطف و رحمت خداوند در حق خویش پس از مشاهدۀ فرجام و کیفر قارون:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ وَ آتَیْنٰاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مٰا إِنَّ مَفٰاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ إِذْ قٰالَ لَهُ قَوْمُهُ لاٰ تَفْرَحْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْفَرِحِینَ

وَ أَصْبَحَ الَّذِینَ تَمَنَّوْا مَکٰانَهُ بِالْأَمْسِ یَقُولُونَ وَیْکَأَنَّ اللّٰهَ یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ یَشٰاءُ مِنْ عِبٰادِهِ وَ یَقْدِرُ لَوْ لاٰ أَنْ مَنَّ اللّٰهُ عَلَیْنٰا لَخَسَفَ بِنٰا وَیْکَأَنَّهُ لاٰ یُفْلِحُ الْکٰافِرُونَ .

قصص (28) 76 و 82

143. ندامت دنیاطلبان قوم قارون، از آرزوی داشتن ثروت وی، پس از فرجامش:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ وَ آتَیْنٰاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مٰا إِنَّ مَفٰاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ إِذْ قٰالَ لَهُ قَوْمُهُ لاٰ تَفْرَحْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْفَرِحِینَ

وَ أَصْبَحَ الَّذِینَ تَمَنَّوْا مَکٰانَهُ بِالْأَمْسِ یَقُولُونَ وَیْکَأَنَّ اللّٰهَ یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ یَشٰاءُ مِنْ عِبٰادِهِ وَ یَقْدِرُ لَوْ لاٰ أَنْ مَنَّ اللّٰهُ عَلَیْنٰا لَخَسَفَ بِنٰا وَیْکَأَنَّهُ لاٰ یُفْلِحُ الْکٰافِرُونَ .

قصص (28) 76 و 82

عالمان قوم قارون

144. عالمان و فرزانگان قوم قارون، برخوردار از ایمان، عمل صالح و معرفت بالا نسبت به معارف الهی:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ وَ آتَیْنٰاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مٰا إِنَّ مَفٰاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ إِذْ قٰالَ لَهُ قَوْمُهُ لاٰ تَفْرَحْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْفَرِحِینَ

وَ ابْتَغِ فِیمٰا آتٰاکَ اللّٰهُ الدّٰارَ الْآخِرَةَ وَ لاٰ تَنْسَ نَصِیبَکَ مِنَ الدُّنْیٰا وَ أَحْسِنْ کَمٰا أَحْسَنَ اللّٰهُ إِلَیْکَ وَ لاٰ تَبْغِ الْفَسٰادَ فِی الْأَرْضِ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْمُفْسِدِینَ

فَخَرَجَ عَلیٰ قَوْمِهِ فِی زِینَتِهِ قٰالَ الَّذِینَ یُرِیدُونَ الْحَیٰاةَ الدُّنْیٰا یٰا لَیْتَ لَنٰا مِثْلَ مٰا أُوتِیَ قٰارُونُ إِنَّهُ لَذُو حَظٍّ عَظِیمٍ

وَ قٰالَ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَیْلَکُمْ ثَوٰابُ اللّٰهِ خَیْرٌ لِمَنْ آمَنَ وَ عَمِلَ صٰالِحاً وَ لاٰ یُلَقّٰاهٰا إِلاَّ الصّٰابِرُونَ . قصص (28) 76 و 77 و 79 و 80

145. فرزانگان قوم قارون، انسانهایی صبور:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ وَ آتَیْنٰاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مٰا إِنَّ مَفٰاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ إِذْ قٰالَ لَهُ قَوْمُهُ لاٰ تَفْرَحْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْفَرِحِینَ

فَخَرَجَ عَلیٰ قَوْمِهِ فِی زِینَتِهِ قٰالَ الَّذِینَ یُرِیدُونَ الْحَیٰاةَ الدُّنْیٰا یٰا لَیْتَ لَنٰا مِثْلَ مٰا أُوتِیَ قٰارُونُ إِنَّهُ لَذُو حَظٍّ عَظِیمٍ

وَ قٰالَ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَیْلَکُمْ ثَوٰابُ اللّٰهِ خَیْرٌ لِمَنْ

آمَنَ وَ عَمِلَ صٰالِحاً وَ لاٰ یُلَقّٰاهٰا إِلاَّ الصّٰابِرُونَ . قصص (28) 76 و 79 و 80

146. برتری پاداشهای آخرتی نسبت به امکانات دنیایی، از اعتقادات و بینشهای فرزانگان قوم قارون:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ وَ آتَیْنٰاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مٰا إِنَّ مَفٰاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ إِذْ قٰالَ لَهُ قَوْمُهُ لاٰ تَفْرَحْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْفَرِحِینَ

فَخَرَجَ عَلیٰ قَوْمِهِ فِی زِینَتِهِ قٰالَ الَّذِینَ یُرِیدُونَ الْحَیٰاةَ الدُّنْیٰا یٰا لَیْتَ لَنٰا مِثْلَ مٰا أُوتِیَ قٰارُونُ إِنَّهُ لَذُو حَظٍّ عَظِیمٍ

وَ قٰالَ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَیْلَکُمْ ثَوٰابُ اللّٰهِ خَیْرٌ لِمَنْ آمَنَ وَ عَمِلَ صٰالِحاً وَ لاٰ یُلَقّٰاهٰا إِلاَّ الصّٰابِرُونَ . قصص (28) 76 و 79 و 80

147. فرزانگان قوم قارون، بی‌اعتنا به هرگونه تأثیرپذیری نسبت به ثروتهای وی:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ وَ آتَیْنٰاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مٰا إِنَّ مَفٰاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ إِذْ قٰالَ لَهُ قَوْمُهُ لاٰ تَفْرَحْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْفَرِحِینَ

فَخَرَجَ عَلیٰ قَوْمِهِ فِی زِینَتِهِ قٰالَ الَّذِینَ یُرِیدُونَ الْحَیٰاةَ الدُّنْیٰا یٰا لَیْتَ لَنٰا مِثْلَ مٰا أُوتِیَ قٰارُونُ إِنَّهُ لَذُو حَظٍّ عَظِیمٍ

وَ قٰالَ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَیْلَکُمْ ثَوٰابُ اللّٰهِ خَیْرٌ لِمَنْ آمَنَ وَ عَمِلَ صٰالِحاً وَ لاٰ یُلَقّٰاهٰا إِلاَّ الصّٰابِرُونَ . قصص (28) 76 و 79 و 80

148. موضعگیری تند و عتاب‌آمیز فرزانگان قوم قارون، در برابر آرزومندان ثروت قارونی:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ وَ آتَیْنٰاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مٰا إِنَّ مَفٰاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ إِذْ قٰالَ لَهُ قَوْمُهُ لاٰ تَفْرَحْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْفَرِحِینَ

فَخَرَجَ عَلیٰ قَوْمِهِ فِی زِینَتِهِ قٰالَ الَّذِینَ یُرِیدُونَ الْحَیٰاةَ الدُّنْیٰا یٰا لَیْتَ لَنٰا مِثْلَ مٰا أُوتِیَ قٰارُونُ إِنَّهُ لَذُو حَظٍّ عَظِیمٍ

وَ قٰالَ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَیْلَکُمْ ثَوٰابُ اللّٰهِ خَیْرٌ لِمَنْ آمَنَ وَ عَمِلَ صٰالِحاً وَ لاٰ یُلَقّٰاهٰا إِلاَّ الصّٰابِرُونَ . قصص (28) 76 و 79 و 80

نیز ==> همین مدخل، رذایل قارون، مکر و موعظه به قارون

کفر قارون

==> همین مدخل، رذایل قارون، کفر

کیفر قارون

==> همین مدخل، فرجام قارون

گناهکاری قارون

==> همین مدخل، رذایل قارون، گناهکاری

گنج قارون

==> همین مدخل، ثروت قارون

محرومیّت قارون

اشاره

149. محرومیّت قارون، از دوستی و محبّت خداوند:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ ... إِذْ قٰالَ لَهُ قَوْمُهُ لاٰ تَفْرَحْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْفَرِحِینَ ... وَ لاٰ تَبْغِ الْفَسٰادَ فِی الْأَرْضِ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْمُفْسِدِینَ . قصص (28) 76 و 77

150. محرومیّت قارون، از الطاف و عنایات خداوند:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ ... إِذْ قٰالَ لَهُ قَوْمُهُ لاٰ تَفْرَحْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْفَرِحِینَ وَ أَصْبَحَ الَّذِینَ تَمَنَّوْا مَکٰانَهُ بِالْأَمْسِ یَقُولُونَ وَیْکَأَنَّ اللّٰهَ یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ یَشٰاءُ مِنْ

عِبٰادِهِ وَ یَقْدِرُ لَوْ لاٰ أَنْ مَنَّ اللّٰهُ عَلَیْنٰا لَخَسَفَ بِنٰا ....

قصص (28) 76 و 82

151. محرومیّت قارون، از رستگاری:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ ...

وَ أَصْبَحَ الَّذِینَ تَمَنَّوْا مَکٰانَهُ بِالْأَمْسِ یَقُولُونَ ...

وَیْکَأَنَّهُ لاٰ یُفْلِحُ الْکٰافِرُونَ . قصص (28) 76 و 82

152. تنهایی و محرومیّت قارون، از هر نوع امداد و کمک، هنگام فرو رفتن در زمین:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ ...

فَخَسَفْنٰا بِهِ وَ بِدٰارِهِ الْأَرْضَ فَمٰا کٰانَ لَهُ مِنْ فِئَةٍ یَنْصُرُونَهُ مِنْ دُونِ اللّٰهِ وَ مٰا کٰانَ مِنَ المُنْتَصِرِینَ .

قصص (28) 76 و 81

عوامل محرومیّت قارون

1. برتری‌جویی
153. برتری‌جویی قارون، عامل محرومیّت وی، از محبوبیّت نزد خداوند:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ وَ آتَیْنٰاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مٰا إِنَّ مَفٰاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ إِذْ قٰالَ لَهُ قَوْمُهُ لاٰ تَفْرَحْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْفَرِحِینَ

تِلْکَ الدّٰارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهٰا لِلَّذِینَ لاٰ یُرِیدُونَ عُلُوًّا فِی الْأَرْضِ ....

قصص (28) 76 و 83

2. بی‌تقوایی
154. بی‌تقوایی قارون، موجب محرومیّت او، از فرجام خوب در آخرت:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ وَ آتَیْنٰاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مٰا إِنَّ مَفٰاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ إِذْ قٰالَ لَهُ قَوْمُهُ لاٰ تَفْرَحْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْفَرِحِینَ

تِلْکَ الدّٰارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهٰا لِلَّذِینَ لاٰ یُرِیدُونَ عُلُوًّا فِی الْأَرْضِ وَ لاٰ فَسٰاداً وَ الْعٰاقِبَةُ لِلْمُتَّقِینَ . قصص (28) 76 و 83

3. تجمّل‌گرایی
155. تجمّل‌گرایی قارون، عامل محرومیّت او از نصرت خداوند، هنگام فرو رفتن او با خانه‌اش در زمین:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ ... إِذْ قٰالَ لَهُ قَوْمُهُ لاٰ تَفْرَحْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْفَرِحِینَ فَخَرَجَ عَلیٰ قَوْمِهِ فِی زِینَتِهِ ...

وَ أَصْبَحَ الَّذِینَ تَمَنَّوْا مَکٰانَهُ بِالْأَمْسِ یَقُولُونَ وَیْکَأَنَّ اللّٰهَ یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ یَشٰاءُ مِنْ عِبٰادِهِ وَ یَقْدِرُ لَوْ لاٰ أَنْ مَنَّ اللّٰهُ عَلَیْنٰا لَخَسَفَ بِنٰا ....

قصص (28) 76 و 79 و 82

4. خودنمایی
156. خودنمایی قارون، موجب محرومیّت وی، از نصرت خداوند:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ ... إِذْ قٰالَ لَهُ قَوْمُهُ لاٰ تَفْرَحْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْفَرِحِینَ فَخَرَجَ عَلیٰ قَوْمِهِ فِی زِینَتِهِ ...

وَ أَصْبَحَ الَّذِینَ تَمَنَّوْا مَکٰانَهُ بِالْأَمْسِ یَقُولُونَ وَیْکَأَنَّ اللّٰهَ یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ یَشٰاءُ مِنْ عِبٰادِهِ وَ یَقْدِرُ لَوْ لاٰ أَنْ مَنَّ اللّٰهُ عَلَیْنٰا لَخَسَفَ بِنٰا ....

قصص (28) 76 و 79 و 82

5. سرمستی
157. سرمستی قارون، عامل محرومیّت وی، از محبوبیّت خداوند:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ وَ آتَیْنٰاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مٰا إِنَّ مَفٰاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ إِذْ قٰالَ لَهُ قَوْمُهُ لاٰ تَفْرَحْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْفَرِحِینَ . قصص (28) 76

6 . فخرفروشی
158. فخرفروشی قارون، عامل محرومیّت او از نصرت خداوند:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ وَ آتَیْنٰاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مٰا إِنَّ مَفٰاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ إِذْ قٰالَ لَهُ قَوْمُهُ لاٰ تَفْرَحْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْفَرِحِینَ

قٰالَ إِنَّمٰا أُوتِیتُهُ عَلیٰ عِلْمٍ عِنْدِی أَ وَ لَمْ یَعْلَمْ أَنَّ اللّٰهَ قَدْ أَهْلَکَ مِنْ قَبْلِهِ مِنَ الْقُرُونِ مَنْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُ قُوَّةً وَ أَکْثَرُ جَمْعاً وَ لاٰ یُسْئَلُ عَنْ ذُنُوبِهِمُ الْمُجْرِمُونَ

وَ أَصْبَحَ الَّذِینَ تَمَنَّوْا مَکٰانَهُ بِالْأَمْسِ یَقُولُونَ وَیْکَأَنَّ اللّٰهَ یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ یَشٰاءُ مِنْ عِبٰادِهِ وَ یَقْدِرُ لَوْ لاٰ أَنْ مَنَّ اللّٰهُ عَلَیْنٰا لَخَسَفَ بِنٰا وَیْکَأَنَّهُ لاٰ یُفْلِحُ الْکٰافِرُونَ . قصص (28) 76 و 78 و 82

7. فسادگری
159. فسادگری قارون، عامل محرومیّت وی، از محبّت و دوستی خداوند:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ وَ آتَیْنٰاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مٰا إِنَّ مَفٰاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ إِذْ قٰالَ لَهُ قَوْمُهُ لاٰ تَفْرَحْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْفَرِحِینَ

وَ ابْتَغِ فِیمٰا آتٰاکَ اللّٰهُ الدّٰارَ الْآخِرَةَ وَ لاٰ تَنْسَ نَصِیبَکَ مِنَ الدُّنْیٰا وَ أَحْسِنْ کَمٰا أَحْسَنَ اللّٰهُ إِلَیْکَ وَ لاٰ تَبْغِ الْفَسٰادَ فِی الْأَرْضِ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْمُفْسِدِینَ .

قصص (28) 76 و 77

8 . کفر
160. کفر قارون، سبب محرومیّت وی از رستگاری:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ وَ آتَیْنٰاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مٰا إِنَّ مَفٰاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ إِذْ قٰالَ لَهُ قَوْمُهُ لاٰ تَفْرَحْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْفَرِحِینَ

وَ أَصْبَحَ الَّذِینَ تَمَنَّوْا مَکٰانَهُ بِالْأَمْسِ یَقُولُونَ وَیْکَأَنَّ اللّٰهَ یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ یَشٰاءُ مِنْ عِبٰادِهِ وَ یَقْدِرُ لَوْ لاٰ أَنْ مَنَّ اللّٰهُ عَلَیْنٰا لَخَسَفَ بِنٰا وَیْکَأَنَّهُ لاٰ یُفْلِحُ الْکٰافِرُونَ .

قصص (28) 76 و 82

161. کفر قارون، سبب محرومیّت وی از عنایت خاصّ خداوند:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ وَ آتَیْنٰاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مٰا إِنَّ مَفٰاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ إِذْ قٰالَ لَهُ قَوْمُهُ لاٰ تَفْرَحْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْفَرِحِینَ

وَ أَصْبَحَ الَّذِینَ تَمَنَّوْا مَکٰانَهُ بِالْأَمْسِ یَقُولُونَ وَیْکَأَنَّ اللّٰهَ یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ یَشٰاءُ مِنْ عِبٰادِهِ وَ یَقْدِرُ لَوْ لاٰ أَنْ مَنَّ اللّٰهُ عَلَیْنٰا لَخَسَفَ بِنٰا وَیْکَأَنَّهُ لاٰ یُفْلِحُ الْکٰافِرُونَ .

قصص (28) 76 و 82

9. ناشکری
162. ناشکری قارون در برابر نعمتهای ارزانی شده به وی، از سوی خداوند، موجب محرومیّت وی از رستگاری:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ وَ آتَیْنٰاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مٰا إِنَّ مَفٰاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ إِذْ قٰالَ لَهُ قَوْمُهُ لاٰ تَفْرَحْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْفَرِحِینَ

وَ أَصْبَحَ الَّذِینَ تَمَنَّوْا مَکٰانَهُ بِالْأَمْسِ یَقُولُونَ وَیْکَأَنَّ اللّٰهَ یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ یَشٰاءُ مِنْ عِبٰادِهِ وَ یَقْدِرُ لَوْ لاٰ أَنْ مَنَّ اللّٰهُ عَلَیْنٰا لَخَسَفَ بِنٰا وَیْکَأَنَّهُ لاٰ یُفْلِحُ الْکٰافِرُونَ .

قصص (28) 76 و 82

163. ناشکری قارون در برابر ثروت بیکران الهی عطاشده به وی، موجب محرومیّت وی از نصرت خداوند، هنگام فرو رفتن او با خانه‌اش در دل زمین:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ وَ آتَیْنٰاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مٰا إِنَّ مَفٰاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ إِذْ قٰالَ لَهُ قَوْمُهُ لاٰ تَفْرَحْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْفَرِحِینَ

فَخَسَفْنٰا بِهِ وَ بِدٰارِهِ الْأَرْضَ فَمٰا کٰانَ لَهُ مِنْ فِئَةٍ یَنْصُرُونَهُ مِنْ دُونِ اللّٰهِ وَ مٰا کٰانَ مِنَ المُنْتَصِرِینَ

وَ أَصْبَحَ الَّذِینَ تَمَنَّوْا مَکٰانَهُ بِالْأَمْسِ یَقُولُونَ وَیْکَأَنَّ اللّٰهَ یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ یَشٰاءُ مِنْ عِبٰادِهِ وَ یَقْدِرُ لَوْ لاٰ أَنْ مَنَّ اللّٰهُ عَلَیْنٰا لَخَسَفَ بِنٰا وَیْکَأَنَّهُ لاٰ یُفْلِحُ الْکٰافِرُونَ .

قصص (28) 76 و 81 و 82

مکر قارون

==> همین مدخل، رذایل قارون، مکر

موعظه به قارون

164. موعظه‌های قوم قارون به وی، امری شایان توجّه و یادآوری:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ ... إِذْ قٰالَ لَهُ قَوْمُهُ لاٰ تَفْرَحْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْفَرِحِینَ وَ ابْتَغِ فِیمٰا آتٰاکَ اللّٰهُ الدّٰارَ الْآخِرَةَ وَ لاٰ تَنْسَ نَصِیبَکَ مِنَ الدُّنْیٰا وَ أَحْسِنْ کَمٰا أَحْسَنَ اللّٰهُ إِلَیْکَ وَ لاٰ تَبْغِ الْفَسٰادَ فِی الْأَرْضِ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْمُفْسِدِینَ .

قصص (28) 76 و 77

165. قوم قارون، خواهان متذکّر شدن وی، در منشأ دانستن خداوند در بهره‌مندی ایشان از ثروتها:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ وَ آتَیْنٰاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مٰا إِنَّ مَفٰاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ إِذْ قٰالَ لَهُ قَوْمُهُ لاٰ تَفْرَحْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْفَرِحِینَ

وَ ابْتَغِ فِیمٰا آتٰاکَ اللّٰهُ الدّٰارَ الْآخِرَةَ وَ لاٰ تَنْسَ نَصِیبَکَ مِنَ الدُّنْیٰا وَ أَحْسِنْ کَمٰا أَحْسَنَ اللّٰهُ إِلَیْکَ .... قصص (28) 76 و 77

166. اجتناب از شادمانی و غرور بیجا، از موعظه‌های قوم قارون به وی:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ وَ آتَیْنٰاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مٰا إِنَّ مَفٰاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ إِذْ قٰالَ لَهُ قَوْمُهُ لاٰ تَفْرَحْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْفَرِحِینَ . قصص (28) 76

167. قوم خیرخواه قارون، خواهان احسان وی به دیگران به پاس احسان خداوند نسبت به ایشان:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ وَ آتَیْنٰاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مٰا إِنَّ مَفٰاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ إِذْ قٰالَ لَهُ قَوْمُهُ .... وَ أَحْسِنْ کَمٰا أَحْسَنَ اللّٰهُ إِلَیْکَ .... قصص (28) 76 و 77

168. لزوم پرهیز از ایجاد فساد و فزون‌طلبی در جامعه، از موعظه‌های قوم قارون به ایشان:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ ... إِذْ قٰالَ لَهُ قَوْمُهُ .... وَ لاٰ تَبْغِ الْفَسٰادَ فِی الْأَرْضِ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْمُفْسِدِینَ . قصص (28) 76 و 77

169. موعظۀ خیرخواهانۀ قوم قارون به ایشان، مبنی بر صرف کردن مازاد ثروت و سهم خویش در راه خدا و نیکی به مردم، ضمن فراموش نکردن سهم خود از آن ثروت:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ وَ آتَیْنٰاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مٰا إِنَّ مَفٰاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ إِذْ قٰالَ لَهُ قَوْمُهُ لاٰ تَفْرَحْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْفَرِحِینَ

وَ ابْتَغِ فِیمٰا آتٰاکَ اللّٰهُ الدّٰارَ

اَلْآخِرَةَ وَ لاٰ تَنْسَ نَصِیبَکَ مِنَ الدُّنْیٰا وَ أَحْسِنْ کَمٰا أَحْسَنَ اللّٰهُ إِلَیْکَ وَ لاٰ تَبْغِ الْفَسٰادَ فِی الْأَرْضِ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْمُفْسِدِینَ . قصص (28) 76 و 77

170. قوم قارون، خواهان متذکّر شدن وی به مبغوضیّت مفسدان، در نزد خداوند:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ وَ آتَیْنٰاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مٰا إِنَّ مَفٰاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ إِذْ قٰالَ لَهُ قَوْمُهُ لاٰ تَفْرَحْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْفَرِحِینَ

وَ ابْتَغِ فِیمٰا آتٰاکَ اللّٰهُ الدّٰارَ الْآخِرَةَ وَ لاٰ تَنْسَ نَصِیبَکَ مِنَ الدُّنْیٰا وَ أَحْسِنْ کَمٰا أَحْسَنَ اللّٰهُ إِلَیْکَ وَ لاٰ تَبْغِ الْفَسٰادَ فِی الْأَرْضِ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْمُفْسِدِینَ . قصص (28) 76 و 77

171. لزوم صرف ثروت و داراییها، در راه آبادانی سرای آخرت، مورد موعظۀ قوم قارون به ایشان:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ وَ آتَیْنٰاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مٰا إِنَّ مَفٰاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ إِذْ قٰالَ لَهُ قَوْمُهُ لاٰ تَفْرَحْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْفَرِحِینَ

وَ ابْتَغِ فِیمٰا آتٰاکَ اللّٰهُ الدّٰارَ الْآخِرَةَ وَ لاٰ تَنْسَ نَصِیبَکَ مِنَ الدُّنْیٰا وَ أَحْسِنْ کَمٰا أَحْسَنَ اللّٰهُ إِلَیْکَ وَ لاٰ تَبْغِ الْفَسٰادَ فِی الْأَرْضِ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْمُفْسِدِینَ . قصص (28) 76 و 77

172. بی‌تأثیری تلاشها و توصیه‌های خیرخواهانۀ فرزانگان بنی اسرائیل (قوم قارون) نسبت به ایشان:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ وَ آتَیْنٰاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مٰا إِنَّ مَفٰاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ إِذْ قٰالَ لَهُ قَوْمُهُ لاٰ تَفْرَحْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْفَرِحِینَ

وَ ابْتَغِ فِیمٰا آتٰاکَ اللّٰهُ الدّٰارَ الْآخِرَةَ وَ لاٰ تَنْسَ نَصِیبَکَ مِنَ الدُّنْیٰا وَ أَحْسِنْ کَمٰا أَحْسَنَ اللّٰهُ إِلَیْکَ وَ لاٰ تَبْغِ الْفَسٰادَ فِی الْأَرْضِ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْمُفْسِدِینَ

قٰالَ إِنَّمٰا أُوتِیتُهُ عَلیٰ عِلْمٍ عِنْدِی أَ وَ لَمْ یَعْلَمْ أَنَّ اللّٰهَ قَدْ أَهْلَکَ مِنْ قَبْلِهِ مِنَ الْقُرُونِ مَنْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُ قُوَّةً وَ أَکْثَرُ جَمْعاً وَ لاٰ یُسْئَلُ عَنْ ذُنُوبِهِمُ الْمُجْرِمُونَ . قصص (28) 76 -\78

نژاد قارون

173. قارون، از قوم موسی و از نژاد بنی‌اسرائیل:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ .... قصص (28) 76

نصیحت به قارون

==> همین مدخل، موعظه به قارون

هلاکت قارون

==> همین مدخل، فرجام قارون

قاسم / اسماوصفات

این صفت فعلی خداوند به معنای تقسیم‌کنندۀ معیشت و روزی، تنها یک بار به صورت فعلی در مورد خداوند به کار رفته است: (1)

... نَحْنُ قَسَمْنٰا بَیْنَهُمْ مَعِیشَتَهُمْ فِی الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا .... زخرف (43) 32

این صفت الهی به صورت اسمی در ادعیه نیز آمده است. (2)


1) 1) . اسما و صفات الهی، فقط در قرآن، ج 2، ص 1136

2) 2) . دعای جوشن کبیر، بند 29

قاصم / اسماوصفات

این صفت فعلی الهی از«قَصم، یقصم، قصماً»به معنای درهم شکستن و نابود کردن است. و یک بار در قرآن در مورد درهم شکستن ظالمان و نابود ساختن آنان آمده است: (1)

وَ کَمْ قَصَمْنٰا مِنْ قَرْیَةٍ کٰانَتْ ظٰالِمَةً ....

انبیاء (21) 11

این صفت الهی به صورت اسمی [قاصم] نیز در ادعیه آمده است. (2)

قاضی / اسماوصفات

قاضی از«قضا»و قضا به معنای حکم کردن، (3)امر نمودن، اعلام کردن، ایجاد ابداعی و فارغ شدن از کاری، (4)الزام نمودن (5)و حتم است (6)و آن از اسما و صفات الهی (7)بوده، از آیات ذیل با توجّه به معانی ذکر شده قابل استفاده است:

بقره(2) 117 و 210 ؛ آل‌عمران (3) 47 ؛ انعام (6) 2 و 8 و 58 ؛ انفال (8) 42 و 44 ؛ یونس (10) 11 و 19 و47 و 54 و 93 ؛ هود(11) 44 و 110 ؛ حجر (15) 66 ؛ اسراء (17) 4 و 23 ؛ مریم (19) 21 و 35 و 39 و 71 ؛ طه (20) 114 ؛ نمل (27) 78 ؛ قصص (28) 44 ؛ احزاب (33) 36 ؛ سبأ (34) 14 ؛ زمر (39) 42 و 69 و 75 ؛ غافر (40) 20 و 68 و 78 ؛ فصلت (41) 12 و 45؛ شوری (42) 14 و 21

این صفت الهی به صورت اسمی نیز در ادعیه آمده است. (8)

قاطر

==>استر

قاعدۀ اتلاف

قاعده«اتلاف»یعنی هر فرد مال دیگری یا منافع آن را تلف کند، مکلّف به پرداخت مثل یا قیمت آن است و فرق نمی‌کند اتلاف آن با علم باشد یا بدون علم. (9)این قاعده مورد اتفاق ما بلکه مسلّم بین تمامی فِرَق اسلامی است و برخی آن را از ضروریات دین دانسته‌اند. (10)برای این قاعده به آیاتی استناد شده است:

1.«... فَمَنِ اعْتَدیٰ عَلَیْکُمْ فَاعْتَدُوا عَلَیْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدیٰ عَلَیْکُمْ ...» (11). آیۀ مزبور به هر فردی که مورد تعدّی قرار بگیرد، حق می‌دهد به همان مقدار مقابله


1) 1) . اسما و صفات الهی، فقط در قرآن، ج 2، ص 1177

2) 2) . البلد الامین، ج 1، ص 75؛ الاقبال بالاعمال الحسنه، ج 3، ص 40

3) 3) . ترتیب‌العین، ج 3، ص 1490،«قضی»

4) 4) . مفردات، ص 674 ،«قضی»

5) 5) . الأسنی فی شرح اسماء اللّه الحسنیٰ، قرطبی، ج 1، ص 192 -\193

6) 6) . شرح الأسماء الحسنیٰ، سبزواری، ص 57

7) 7) . شرح الأسماء الحسنیٰ، سبزواری، ص 57

8) 8) . شفاء الصدور، ج 1، ص 33 و 397 و 561

9) 9) . القواعد الفقهیه، مکارم، ج 2، ص 194

10) 10) . القواعد الفقهیه، بجنوردی، ج 2، ص 25؛ الموسوعةالفقهیة المیسره، ج 1، ص 209

11) 11) . بقره (2) 194

کند، و نسبت به امور مالی و سایر حقوق تعمیم دارد و شکی نیست اتلاف مال دیگری بدون اذن و رضایت، تعدّی به وی است، در نتیجه«... فَاعْتَدُوا عَلَیْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدیٰ عَلَیْکُمْ ...»شامل آن می‌شود. (1)

2. «وَ إِنْ عٰاقَبْتُمْ فَعٰاقِبُوا بِمِثْلِ مٰا عُوقِبْتُمْ بِهِ ...» (2).

«معاقبه»به معنای جزا دادن به جهت ارتکاب گناه است و شامل اموال و جانها می‌شود. در این هنگام، مفاد تجویز عقوبت مماثل ضمانت است، اگرچه در تعمیم عقوبت نسبت به اموال، زمینه تأمل و اشکال وجود دارد. (3)

3.«... وَ جَزٰاءُ سَیِّئَةٍ سَیِّئَةٌ مِثْلُهٰا ...» (4). عموم آیه اتلاف اموال و منافع را شامل می‌شود و روشن است مقصود از کیفر دادن، اتلاف اموال و منافع دیگری نیست، بلکه به معنای تقاصّ از اموال دیگری است که مماثل یا به اندازه قیمت مال تلف شده باشد. (5)

قاعدۀ احسان

قاعده«احسان»از جمله قواعد فقه است و معنای آن سلب مسئولیّت از مکلّف نسبت به کاری است که به قصد احسان به دیگری انجام دهد و در واقع نیز احسان باشد، (6)برای نمونه اگر ولیّ یا قیّم صغیر به قصد خدمت به وی تصرّفی را در اموالش انجام دهد، به اینکه کالای تجارتی وی را به جهت انتفاع بیشتر با کشتی حمل نماید و غرق شود و یا در خشکی به سرقت رود، برای وَلِیّ ضمانتی نیست، زیرا قصد احسان داشته است، و همین طور است اگر فردی حیوانی را به جهت حفظ از سرما و درنده داخل اصطبل نماید و از روی اتّفاق آن حیوان بر اثر ریزش سقف تلف شود. (7)فقیهان همواره برای نفی ضمان در موارد احسان به این قاعده تمسّک می‌نمایند. برای قاعده یاد شده به آیه 91 سوره توبه استدلال کرده‌اند:

«لَیْسَ عَلَی الضُّعَفٰاءِ وَ لاٰ عَلَی الْمَرْضیٰ وَ لاٰ عَلَی الَّذِینَ لاٰ یَجِدُونَ مٰا یُنْفِقُونَ حَرَجٌ إِذٰا نَصَحُوا لِلّٰهِ وَ رَسُولِهِ مٰا عَلَی الْمُحْسِنِینَ مِنْ سَبِیلٍ ...». احسان به معنای نیکی به دیگری با سخن یا عمل است و این، گاه به رساندن نفعی مالی یا اعتباری و گاه با دفع ضرر مالی یا اعتباری از وی است، و«المحسنین»جمع با الف و لام می‌باشد و بر عموم دلالت می‌کند و کلمۀ «سبیل»در آیه به معنای مشقّت و حرج و مقصود نفی احکامی می‌باشد که موجب حرج برای محسنان است. (8)از سویی سبیل که نکره است و در سیاق نفی قرار گرفته، بر تعمیم دلالت می‌نماید و جملۀ«... مٰا عَلَی الْمُحْسِنِینَ مِنْ سَبِیلٍ ...»به دلیل تعلیق حکم بر وصف احسان، تعلیل را می‌رساند؛ یعنی رفع حرج به این دلیل است که آنها محسن‌اند و از احسان کننده هرگونه مشقّت رفع شده است (9). در آیه، به صورت کبرای کلّی هر گونه جعل حکم حرجی و آثار مترتّب بر آن، مانند عقاب، نفی شده است که ضمانت نسبت


1) 1) . السرائر، ج 2، ص 480

2) 2) . نحل (16) 126

3) 3) . القواعد الفقهیه، مکارم، ح 2، ص 194 -\195

4) 4) . شوری (42) 40

5) 5) . القواعد الفقهیه، مکارم، ج 2، ص 194 -\195

6) 6) . القواعد الفقهیه، بجنوردی، ج 4، ص 14 -\15

7) 7) . همان، ص 11 و 14

8) 8) . المیزان، ج 9، ص 362

9) 9) . العناوین الفقهیه، ج 2، ص 474

به اموال، یکی از مصادیق آن است (1). اگرچه آیۀ شریفه دربارۀ افرادی است که به دلیل ناتوانی جسمی و مالی نمی‌توانستند در غزوۀ تبوک شرکت نمایند، از آن می‌توانیم قاعده‌ای عامّ استفاده کنیم، زیرا اولا؛ جملۀ «... مٰا عَلَی الْمُحْسِنِینَ ...»در صدد بیان تعلیل و قانونی کلّی است و ثانیا؛ مورد آیه در عدم تعمیم تأثیر ندارد. (2)

قاعدۀ الاسلام یجبّ ما قبله

این قاعده دربارۀ کافرانی است که از آنها در حال کفر کارها و سخنانی صادر شده که در اسلام کیفر دارد، ولی اسلام آوردن موجب می‌شود از آنان رفع مسئولیت شود. اگر کافری سرقتی انجام داده باشد که موجب قطع دست می‌گردد و یا مسلمانی را کشته باشد که موجب قصاص است و یا زنای محصنه‌ای را مرتکب شده باشد که رجم را به دنبال دارد، اسلام آوردن او سبب می‌شود کیفرهای پیشین از او برطرف شود و همین طور است نسبت به نمازها و روزه‌هایی که انجام نداده و یا زکاتی که پرداخت نکرده است و... (3)، البته عقوبتهایی رفع می‌شود که منشأ آنها احکام اسلامی مقرر شده در مورد آنها باشد، اما عقوبتهایی که با التزام به کفر نیز برای او وجود دارد، به حالت اولیّۀ خود باقی است، مانند ضمانات و دیونی که از زمان کفر بر ذمّۀ کافر بوده است. (4)

تناسب«کفر»با معنای لغوی«جبّ»این است که جبّ به معنای قطع می‌باشد و چون توبه از کفر موجب قطع و محو عقوبت مقرر شده می‌شود، از آن به«جبّ»یاد شده است. (5)

از جمله آیاتی که بر این قاعده به آنها استدلال شده، آیه 38 سوره انفال است (6):

«قُلْ لِلَّذِینَ کَفَرُوا إِنْ یَنْتَهُوا یُغْفَرْ لَهُمْ مٰا قَدْ سَلَفَ وَ إِنْ یَعُودُوا فَقَدْ مَضَتْ سُنَّتُ الْأَوَّلِینَ» مقصود، توبه از کفر است. از عموم کلمۀ«ما»استفاده می‌شود که با توبه از کفر و قبول اسلام، گذشته - هر چه باشد - بخشوده می‌شود. برخی به آیۀ 65 مائده استناد کرده‌اند:

«وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْکِتٰابِ آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَکَفَّرْنٰا عَنْهُمْ سَیِّئٰاتِهِمْ وَ لَأَدْخَلْنٰاهُمْ جَنّٰاتِ النَّعِیمِ» ، زیرا ایمان و تقوای اهل کتاب را موجب تکفیر گناهان آنها قرار داده است. (7)

اطلاق آیات دلالت کننده بر مغفرت گناهان، دلیل دیگر قاعدۀ«جبّ»است، همانند آیۀ 53 و 54 سورۀ زمر: (8)«قُلْ یٰا عِبٰادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلیٰ أَنْفُسِهِمْ لاٰ تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللّٰهِ إِنَّ اللّٰهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ وَ أَنِیبُوا إِلیٰ رَبِّکُمْ وَ أَسْلِمُوا لَهُ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَأْتِیَکُمُ الْعَذٰابُ ثُمَّ لاٰ تُنْصَرُونَ» ؛ در برابر انابه و تسلیم در مقابل خدا،


1) 1) . المیزان، ج 9، ص 362

2) 2) . القواعد الفقهیه، بجنوردی، ج 4، ص 10

3) 3) . همان، ج 1، ص 50؛ المیزان، ج 4، ص 250

4) 4) . القواعد الفقهیه، بجنوردی، ج 1، ص 49

5) 5) . لسان‌العرب، ج 2، ص 161،«جبب»

6) 6) . تذکرة الفقها، ج 6 ، ص 169؛ القواعد الفقهیه، مکارم شیرازی، ج 2، ص 171 -\172

7) 7) . التفسیر الاصفی، فیض کاشانی، ج 1، ص 285

8) 8) . المیزان، ج 4، ص 250

مغفرت تمامی گناهان ذکر شده است، و با بخشش گناهان تبعات حقوقی گذشته برداشته می‌شود.

قاعدۀ اسقاط حق

قاعدۀ«اسقاط حق»یعنی صاحب حقّ می‌تواند حقّش را اسقاط نماید. این حقِ اسقاط در محدودۀ حقوق انسانی است، نه مانند حدود و کیفرهای مقرر شده در دین که از حقوق الهی است (1). دلایل این قاعده:

1.آیات 40 تا 43 شوری(2): «وَ جَزٰاءُ سَیِّئَةٍ سَیِّئَةٌ مِثْلُهٰا فَمَنْ عَفٰا وَ أَصْلَحَ فَأَجْرُهُ عَلَی اللّٰهِ إِنَّهُ لاٰ یُحِبُّ الظّٰالِمِینَ وَ لَمَنِ انْتَصَرَ بَعْدَ ظُلْمِهِ فَأُولٰئِکَ مٰا عَلَیْهِمْ مِنْ سَبِیلٍ إِنَّمَا السَّبِیلُ عَلَی الَّذِینَ یَظْلِمُونَ النّٰاسَ وَ یَبْغُونَ فِی الْأَرْضِ بِغَیْرِ الْحَقِّ أُولٰئِکَ لَهُمْ عَذٰابٌ أَلِیمٌ وَ لَمَنْ صَبَرَ وَ غَفَرَ إِنَّ ذٰلِکَ لَمِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ» . در آغاز می‌فرماید: کیفر بدی، مجازاتی همانند آن است، در نتیجه حقّی برای فرد مورد تعرّض ثابت می‌کند، ولی پس از آن برای فرد عفو کننده و اصلاح‌گر اجر و پاداش قرار می‌دهد و صبر و عفو را از کارهای پر ارزش قلمداد می‌کند، بنابراین، نه تنها اسقاط حق جایز بلکه از کارهای ارزشمند است.

تعبیر«اصلح»بعد از«عفو»می‌تواند اشاره به این باشد که عفو در صورتی است که موجب فساد و اختلال در نظم زندگی نشود.

2. آیۀ178 بقره(2): «یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِصٰاصُ فِی الْقَتْلیٰ الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَ الْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَ الْأُنْثیٰ بِالْأُنْثیٰ فَمَنْ عُفِیَ لَهُ مِنْ أَخِیهِ شَیْءٌ فَاتِّبٰاعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَ أَدٰاءٌ إِلَیْهِ بِإِحْسٰانٍ ذٰلِکَ تَخْفِیفٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَ رَحْمَةٌ» . مقصود از«... فَمَنْ عُفِیَ لَهُ ...» عفو از حق قصاص است، زیرا مقصود از کلمۀ «من» قاتل و عفو قاتل در مورد حقّ قصاص است، و منظور از «شَیْءٌ» حق است که نکره آوردن آن برای تعمیم نسبت به تمام یا بخشی از حق می‌باشد، چنان که در صورت تعدّد اولیای دم، هر کدام از سهمی از قصاص برخوردار می‌باشند، و معنای آن این است که اگر قاتلی از ناحیه برادر دینی خود [ولیّ مقتول] مورد عفو قرار بگیرد و حکم قصاص به دیه تبدیل شود، باید از روش پسندیده‌ای پیروی کند [در پرداخت دیه کوتاهی نکند]. (2)

3.آیۀ 134 آل‌عمران(3): «الَّذِینَ یُنْفِقُونَ فِی السَّرّٰاءِ وَ الضَّرّٰاءِ وَ الْکٰاظِمِینَ الْغَیْظَ وَ الْعٰافِینَ عَنِ النّٰاسِ وَ اللّٰهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ» . عفو در صورتی است که عفوکننده حقّی داشته باشد و خداوند متعال از عفوکنندگان با صفت احسان و تقوا یاد می‌کند، ازاین‌رو دلیل بر این است که اسقاط حق مورد ترغیب و امضای شارع می‌باشد و بر همین سیاق است دیگر آیاتی که به عفو و بخشش ترغیب می‌کند.

نیز ==> عفو

قاعدۀ اشتراک

قاعدۀ«اشتراک»یعنی اشتراک همۀ مکلّفان [مرد و زن] در حکم تا روز قیامت، به بیان دیگر، هرگاه


1) 1) . فقه‌القرآن، ج 2، ص 420؛ مجمع‌البیان، ج 9 -\10، ص 9 -\50

2) 2) . المیزان، ج 1، ص 432

حکمی برای یکی از مکلّفان یا برای گروهی از آنها، چه با خطاب لفظی یا با دلیل لبّی از قبیل اجماع و جز آن، ثابت شود، شامل همۀ مکلّفان در همۀ زمانها تا روز قیامت خواهد بود، مگر آنکه در موضوع، خصوصیّت و قیدی اخذ شود که جز بر شخص خاصّ یا گروه خاصّ یا در زمان خاصّ مانند حضور امام علیه السلام ، منطبق نباشد. برای این قاعده به دو آیه استدلال شده است:

1.

آیۀ 19 سورۀ انعام(6):«... وَ أُوحِیَ إِلَیَّ هٰذَا الْقُرْآنُ لِأُنْذِرَکُمْ بِهِ وَ مَنْ بَلَغَ ...». در آیه، آیندگان و غایبان همانند حاضران مورد انذار قرار گرفته‌اند که نشان می‌دهد هر دو حکمی یکسان دارند.

2.

آیۀ 21 سورۀ احزاب(33): «لَقَدْ کٰانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللّٰهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ ...»، زیرا الگو بودن زمانی است که امّت نیز با پیامبر صلی الله علیه و آله در حکم اشتراک داشته باشند. (1)

قاعدۀ اعانت بر اثم

مقصود از قاعدۀ«اعانت بر اثم»این است که یاری نمودن گناهکار بر گناه حرام می‌باشد، چه بر تمامی مقدّمات حرام یاری کند و چه بر بخشی از آن، و دلیل آن آیۀ 2 مائده(5) است:«... وَ تَعٰاوَنُوا عَلَی الْبِرِّ وَ التَّقْویٰ وَ لاٰ تَعٰاوَنُوا عَلَی الْإِثْمِ وَ الْعُدْوٰانِ ...». نهی «لاٰ تَعٰاوَنُوا» در حرمت ظهور دارد، البته در امر « وَ تَعٰاوَنُوا ...»چون معلوم است که تمامی مساعدتهای بر تقوا و نیکی واجب نیست، لازم است از ظهور آن در وجوب صرف نظر کرده، آن را بر استحباب حمل کنیم، یا بگوییم مقصود مواردی است که تعاون بر آن واجب می‌باشد، مانند نجات دادن غریق و حریق، اما در مورد نهی «لاٰ تَعٰاوَنُوا» ، بر رفع ید از ظهور آن دلیلی نداریم (2). دربارۀ اینکه آیا در صدق اعانت، قصد وقوع حرام از سوی اعانت کننده شرط است یا خیر و آیا وقوع خارجی حرام نیز در حرمتِ اعانت شرط است یا خیر، بین فقیهان اختلاف نظر وجود دارد. (3)

قاعدۀ اقرار

«اقرار»در لغت به معنای اعتراف (4)و اثبات چیزی می‌باشد (5)و مقصود این است که اقرار عقلا در صورتی که به ضرر آنها باشد، کاشف از وجود و ثبوت شیء مورد اقرار است (6). از آیاتی که برای قاعدۀ اقرار استدلال شده، آیه 135 سوره نساء(4) است:

«... کُونُوا قَوّٰامِینَ بِالْقِسْطِ شُهَدٰاءَ لِلّٰهِ وَ لَوْ عَلیٰ أَنْفُسِکُمْ ...».

مرحوم طبرسی می‌نویسد: شهادت انسان به ضرر خود، اقرار به نفع طرف مقابل و به ضرر خود است. (7)

در آیۀ شریفه، گواهی با دو مشخصۀ قصد قربت و عدم ملاحظه نفع شخصی و قومی، از مصادیق قیام به عدالت به شمار آمده که بیانگر نافذ بودن آن می‌باشد و


1) 1) . العناوین الفقیه، ج 1، ص 20 -\21 و 26

2) 2) . القواعد الفقهیه، بجنوردی، ج 1، ص 359

3) 3) . مکاسب، شیخ انصاری، چ قدیم، ص 17

4) 4) . ترتیب العین، ج 3، ص 1457،«قر»

5) 5) . مفردات، ص 662 ،«قر»

6) 6) . القواعد الفقهیه، بجنوردی، ج 3، ص 53

7) 7) . مجمع‌البیان، ج 3 -\4، ص 190

این مفهوم قاعدۀ اقرار است. بر این اساس، مرحوم محقق اردبیلی می‌نویسد: آیه در اقرار ظهور دارد. (1)

دلیل دیگر آیۀ 282 سوره بقره است:«... وَ لاٰ یَأْبَ کٰاتِبٌ أَنْ یَکْتُبَ کَمٰا عَلَّمَهُ اللّٰهُ فَلْیَکْتُبْ وَ لْیُمْلِلِ الَّذِی عَلَیْهِ الْحَقُّ ...». واگذاری املای سند«دین»به مدیون، به ظاهر از نفوذ اقرار وی حکایت دارد، زیرا شخص املا کننده به زبان خود به آنچه بر عهدۀ او است، اقرار می‌کند.

مرحوم طبرسی می‌نویسد: «وَ لْیُمْلِلِ الَّذِی عَلَیْهِ الْحَقُّ» یعنی مدیون به زبان خود اقرار کند تا آنچه بر ذمۀ او است، معلوم و پس از آن نگاشته شود. (2)

به آیات دیگری نیز مانند سورۀ ملک(67) آیۀ 11، سورۀ توبه(9) آیۀ 102، سورۀ آل‌عمران(3) آیۀ 81 نیز استدلال شده است که به گفتۀ محقق اردبیلی دلالت روشنی بر قاعدۀ اقرار ندارند. (3)

قاعدۀ الاقرب یمنع الابعد

قاعدۀ یاد شده که به معنای تقدیم افراد نزدیک‌تر به میّت در ارث است، از موجبات ارث نسب می‌باشد که دارای سه مرتبه است: اول: پدر و مادر و فرزندان؛ دوم: جدّ و جدّه، برادر، خواهر و فرزندان آنها؛ سوم:

عمو و عمه و دایی و خاله و فرزندان آنها (4). بر اساس قاعدۀ مزبور، دستۀ اول بر دستۀ دوم مقدم‌اند و افراد مرتبه دوم بر افرادِ مرتبه سوم تقدّم دارند و برای آن به دو دلیل از قرآن استناد شده است:

1.

آیۀ 6 سورۀ احزاب(33):«... أُولُوا الْأَرْحٰامِ بَعْضُهُمْ أَوْلیٰ بِبَعْضٍ فِی کِتٰابِ اللّٰهِ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُهٰاجِرِینَ ...». در آغاز اسلام که مسلمانان با هجرت، پیوند خود را با بستگان‌شان گسسته بودند، قانون ارث بر اساس«هجرت»و«پیوند برادری» تنظیم شد؛ یعنی مهاجران از یکدیگر و یا از انصار که با آنها پیوند برادری بسته بودند، ارث می‌بردند. این حکم بعدها نسخ شد و اولویّت خویشاوندان را نسبت به دیگران تثبیت کرد (5). مقصود از اولویّت این است که هر یکی از طبقات پیشین، مانع ارث بردن از طبقۀ بعدی است (6)و کلمۀ «مِنْ» در «مِنَ الْمُؤْمِنِینَ» می‌تواند بیان برای «أُولُوا الْأَرْحٰامِ» باشد؛ یعنی برخی «أُولُوا الْأَرْحٰامِ» از مؤمنان و مهاجران، در ارث نسبت به دیگری اولویّت دارند و یا اینکه ابتدای غایت باشد، به این معنا که بعضی از خویشاوندان نسبت به بعضی دیگر از مؤمنان و مهاجران غیر خویشاوند، در ارث بردن اولویّت دارند (7).

2.

آیۀ 33 سورۀ نساء(4): «وَ لِکُلٍّ جَعَلْنٰا مَوٰالِیَ مِمّٰا تَرَکَ الْوٰالِدٰانِ وَ الْأَقْرَبُونَ ...».«موالی»جمع مولیٰ به معنای معتِق، معتَق، پسر عمو، هم پیمان، ورثه و...

آمده و در این جا مقصود ورثه است (8)، چنان که «مِمّٰا تَرَکَ» قرینه‌ای بر آن است. زراره از امام صادق علیه السلام در تفسیر آیۀ مذکور نقل می‌کند: منظور از «موالی»خویشاوندان در مواریث می‌باشند. هر یک از


1) 1) . زبدةالبیان، ص 592

2) 2) . مجمع‌البیان، ج 1 -\2، ص 682

3) 3) . زبدةالبیان، ص 592

4) 4) . تحریرالوسیله، ج 2، ص 363

5) 5) . مجمع‌البیان، ج 7 -\8 ، ص 530

6) 6) . التبیان، ج 8 ، ص 318

7) 7) . زبدةالبیان، ص 810

8) 8) . مجمع‌البیان، ج 3 -\4، ص 65 -\66

خویشاوندان که به میّت نزدیک‌تر باشند، در ارث اولویّت دارند. (1)

قاعدۀ تسلّط

==>مالکیّت

قاعدۀ تقیّه

==>تقیّه

قاعدۀ حجیّة البیّنة

از قواعد مشهور در فقه، قاعدۀ حجیّت بیّنه است و مقصود از آن، شهادت دو مرد عادل یا جایگزین آن از شاهدان زن است که در تمام موضوعهای دارای احکام شرعیّه جریان دارد. (2)مبانی قرآنی قاعدۀ یاد شده چنین است:

1.

آیۀ 282بقره(2):«... وَ اسْتَشْهِدُوا شَهِیدَیْنِ مِنْ رِجٰالِکُمْ ...».

2.

آیۀ 106 مائده(5):«... شَهٰادَةُ بَیْنِکُمْ إِذٰا حَضَرَ أَحَدَکُمُ الْمَوْتُ حِینَ الْوَصِیَّةِ اثْنٰانِ ذَوٰا عَدْلٍ مِنْکُمْ ...».

3.

آیۀ 2 سوره طلاق(65):«... وَ أَشْهِدُوا ذَوَیْ عَدْلٍ مِنْکُمْ ...».

4.«... یَحْکُمُ بِهِ ذَوٰا عَدْلٍ مِنْکُمْ ...» (3). دستور خداوند به انتخاب دو شاهد عادل دلالت روشنی بر حجیت آن دارد، زیرا اگر شهادت دو عادل حجت نباشد، حکمت و مصلحتی برای فرمان خداوند نخواهد بود. افزون بر آیات مزبور، دستور خداوند به حضور در مجلس شهادت«... وَ لاٰ یَأْبَ الشُّهَدٰاءُ إِذٰا مٰا دُعُوا ...» (4)و الزام به اقامۀ شهادت«... وَ أَقِیمُوا الشَّهٰادَةَ لِلّٰهِ ...» (5)و استحباب گرفتن شاهد«... وَ أَشْهِدُوا إِذٰا تَبٰایَعْتُمْ ...» (6)و حرمت کتمان شهادت«... وَ لاٰ تَکْتُمُوا الشَّهٰادَةَ وَ مَنْ یَکْتُمْهٰا فَإِنَّهُ آثِمٌ قَلْبُهُ ...» (7)دلالت التزامی بر حجیّت بیّنه دارد و در غیر این صورت، دستوری لغو و بدون فایده خواهد بود که از حکمت حکیم علی‌الاطلاق به دور است. (8)

قاعدۀ حرمت ابطال اعمال عبادی

مقصود از این قاعده این است که برای مکلّفان جایز نیست در اثنای اعمال عبادی، آنها را رها و یا کاری کنند که قابل تصحیح نباشد، بلکه با شروع عبادت موظّف به اتمام آن می‌باشند. برای این قاعده به آیۀ 33 سوره محمّد صلی الله علیه و آله استدلال شده است (9):

«یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللّٰهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ لاٰ تُبْطِلُوا أَعْمٰالَکُمْ» . قطع عمل در اثنای عبادت موجب باطل کردن آن است و چون خداوند از ابطال اعمال نهی نموده است و نهی ظهور در حرمت دارد،


1) 1) . تفسیر نورالثقلین، ج 1، ص 476، ح 223

2) 2) . القواعد الفقهیه، بجنوردی، ج 3، ص 9 -\20

3) 3) . مائده (5) 95

4) 4) . بقره (2) 282

5) 5) . طلاق (65) 2

6) 6) . بقره (2) 282

7) 7) . بقره (2) آیۀ 283

8) 8) . القواعد الفقهیه، بجنوردی، ج 3، ص 9 -\20

9) 9) . همان، ج 5، ص 251 -\256

می‌توان نتیجه گرفت باطل کردن اعمال عبادی حرام است.

قاعدۀ رجوع جاهل به عالم

==>(تقلید)

قاعدۀ الزّعیم غارم

«زعیم»به معنای ضامن و کفیل است (1)و معنای اصطلاحی آن متعهّد شدن به پرداخت مالی است که در ذمّۀ شخصی برای دیگری ثابت شده است (2)و «کفالت»به معنای تعهد و التزام در قبال صاحب حق برای احضار فردی است که بر وی حقّ پیدا کرده است و«الزّعیم غارم»یعنی لازم است فرد تعهّدکننده به آنچه از مال یا نفس تعهّد کرده، وفا کند. در مانند عقد ضمان و حواله، فردی که متعهد به پرداخت مال شده، لازم است آن را ادا نماید و برای کفیل که متعهد به احضار نفس شده، لازم است او را نزد مکفول‌له [صاحب حق] بیاورد (3). برای لزوم وفا به پرداختهای مالی، به آیۀ 72 سورۀ یوسف(12) استدلال شده است:

«... وَ لِمَنْ جٰاءَ بِهِ حِمْلُ بَعِیرٍ وَ أَنَا بِهِ زَعِیمٌ» .

کارگزاران یوسف گفتند: هر کس پیمانۀ مورد علاقۀ پادشاه را بیاورد، یک بار شتر به او جایزه خواهیم داد.

یوسف علیه السلام گفت: من شخصاً این جایزه را تضمین می‌کنم و خداوند آن را تدبیری از سوی خود برای نگاه داشتن برادر یوسف نزد وی بیان می‌کند:

«... کَذٰلِکَ کِدْنٰا لِیُوسُفَ ...» (4).

در نتیجه معلوم می‌شود این گونه تعهد از مشروعیّت برخوردار است.

جهت الزام به تعهّد برای احضار نفس به آیۀ 66 سورۀ یوسف(12) استناد شده است: «قٰالَ لَنْ أُرْسِلَهُ مَعَکُمْ حَتّٰی تُؤْتُونِ مَوْثِقاً مِنَ اللّٰهِ لَتَأْتُنَّنِی بِهِ إِلاّٰ أَنْ یُحٰاطَ بِکُمْ فَلَمّٰا آتَوْهُ مَوْثِقَهُمْ قٰالَ اللّٰهُ عَلیٰ مٰا نَقُولُ وَکِیلٌ» . حضرت یعقوب علیه السلام از فرزندان خویش می‌خواهد وثیقه‌ای الهی در اختیار او قرار دهند که بنیامین را به او برگردانند، مگر اینکه بر اثر مرگ و یا عوامل دیگر قدرت از آنها سلب شود. فرزندان پیشنهاد پدر را پذیرفتند. یعقوب علیه السلام گفت: خداوند شاهد، ناظر و حافظ آن است. بدین ترتیب تعهّد به بازگرداندن برادر انجام می‌گیرد و پس از آن، حضرت یعقوب علیه السلام حاضر می‌شود بنیامین را به همراه برادران وی بفرستد، از این رو معلوم می‌شود این گونه تعهّد از مشروعیّت برخوردار است و موجب پایبندی و تعهّد به آن می‌شود.

نیز ==> ضمان و کفالت

قاعدۀ صحّت

اشاره

این قاعده به دو معنا است و هر یک از دو معنا دلایل، آثار و احکام مخصوص به خود دارد.

1. قاعدۀ صحّت به معنای حمل فعل مسلمان بر

1) 1) . لسان‌العرب، ج 6 ، ص 48،«زعم»؛ مجمع‌البیان، ج 5 -\6 ، ص 383 و 386

2) 2) . تحریرالوسیله، امام خمینی رحمه الله ، ج 2، ص 25

3) 3) . القواعدالفقهیه، بجنوردی، ج 6 ، ص 97

4) 4) . یوسف (12) 76

جهت خوب و صحیح آن. به این معنا، صحّت در مقابل قبیح است.

2. به معنای حمل فعل دیگران بر تمامیت اجزا و شرایط. برای مثال، اگر در معامله‌ای چون خرید و فروش، ازدواج، طلاق، وکالت، از جهت حکم وضعی تردید شد که آیا با شرایط و اجزای کامل انجام شده یا خیر، بر اساس قاعدۀ یاد شده، به وقوع معامله به نحو کامل حکم می‌شود. (1)

- دلایل قاعدۀ صحّت به معنای اوّل

1. آیۀ 83 سورۀ بقره(2):«... وَ قُولُوا لِلنّٰاسِ حُسْناً ...». امام صادق علیه السلام در تفسیر آیه فرمود:

«لا تقولوا إلا خیرا حتی تعلموا ما هو (2)تا زمانی که به حقیقت کار دیگران یقین پیدا نکرده‌اید، جز نیکی و خوبی چیزی نگویید.»

2. آیۀ 12 سوره حجرات(49): «یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثِیراً مِنَ الظَّنِّ ...». مقصود از«... کَثِیراً مِنَ الظَّنِّ ...»سوء ظن نسبت به مؤمنان است و مؤمنان باید از آن اجتناب کنند، زیرا آیۀ دوازدهم سورۀ نور آنان را ترغیب به حسن ظن نسبت به یکدیگر نموده است: «لَوْ لاٰ إِذْ سَمِعْتُمُوهُ ظَنَّ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِنٰاتُ بِأَنْفُسِهِمْ خَیْراً ...»و اصل صحّت در معنای نخست آن به همین معنا است.

- دلایل قاعدۀ صحّت به معنای دوم

1.

«أَوْفُوا بِالْعُقُودِ» «العقود»جمع محلّی به«الف»و «لام»مفید عموم است و مکلّفان موظّف‌اند هر جا عقد صادق باشد، بر آن آثار صحّت را مترتّب کنند، مگر آنکه به صورت قطعی فساد آن روشن باشد. هرگاه در عقدی شک نماییم آیا دارای خصوصیات و اجزای تأثیرگذارنده در صحّت می‌باشد یا خیر، بر اساس عموم آیۀ مذکور، به واجد بودن و تمامیّت عقد حکم می‌نماییم. (3)

2.

«لاٰ تَأْکُلُوا أَمْوٰالَکُمْ بَیْنَکُمْ بِالْبٰاطِلِ إِلاّٰ أَنْ تَکُونَ تِجٰارَةً عَنْ تَرٰاضٍ» آیه می‌فرماید: تجارت در صورت رضایت طرفین صحیح است و اگر شک کنیم آیا اجزا و شرایط آن کامل بوده است یا خیر، می‌توانیم با تمسّک به اطلاق«تجارة عن تراض»صحّت آن را نتیجه بگیریم. برخی استدلال به دو آیۀ یاد شده را ضعیف دانسته‌اند، زیرا آیه فقط در مورد تجارت و عقود است، در حالی که مورد ادعا عبادات، ایقاعات و... می‌باشد، افزون بر آن، تمسّک به آیه در مورد شک در اجزا و شرایط، از باب استدلال به عام در شبهات مصداقیّه است که بر اساس نظر مشهور حجیّت ندارد. (4)

3.

آیات نافی عسر و حرج:«... مٰا جَعَلَ عَلَیْکُمْ فِی الدِّینِ مِنْ حَرَجٍ ...» (5)و«... یُرِیدُ اللّٰهُ بِکُمُ الْیُسْرَ وَ لاٰ یُرِیدُ بِکُمُ الْعُسْرَ ...» (6)عدم پذیرش اصالت صحّت در موارد مختلف، سبب نابسامانی نظام زندگی می‌گردد، زیرا راه صحّت طلاق که آیا همراه با شهود عدل بوده است یا خیر و نیز اینکه در مبادلات اقتصادی آیا صاحبان اموال از مالکیّت صحیح برخوردارند یا خیر، و اینکه خوراک و پوشاک مصرفی آیا از طریق سببهای


1) 1) . مصباح الاصول، ج 3، ص 322

2) 2) . تفسیر نورالثقلین، ج 1، ص 94، ح 265

3) 3) . فرائدالاصول، شیخ انصاری، ص 415، چ قدیم؛ ج 2، ص 717، چ جدید

4) 4) . فرائدالاصول، شیخ انصاری، ص 415، چ قدیم؛ ج 2، ص 717، چ جدید؛ دررالفوائد، ج 2، ص 606 -\608

5) 5) . حج (2) 78

6) 6) . بقره (2) 185

شرعی تولید شده است یا خیر و...، تنها در گرو استناد به قاعدۀ صحت است، در غیر این صورت، نظام زندگی دچار مشکلات طاقت‌فرسایی خواهد شد.

قاعدۀ صلح

==>صلح

قاعدۀ عدم تذکیه

«تذکیه»در لغت به معنای ذبح و نحر است (1)و در اصطلاح به معنای بریدن رگها با شرایط آن مانند ذکر نام خدا و رو به قبله بودن و... می‌باشد و مقصود از اصل عدم تذکیه این است که اگر در حیوانی مانند حیوان متولّد شده از گوسفند و خوک که به هیچ‌یک از این دو شباهت ندارد، شک کردیم آیا قابلیّت تذکیه دارد یا خیر، بر اساس استصحاب و اصل عدم تذکیه حکم می‌کنیم تذکیه نشده است، زیرا حکم به تذکیه در صورتی است که حیوان قابلیّت تذکیه داشته باشد و فرض این است در این مورد شک در تذکیه داریم. (2)

دلیل قرآنی آن آیۀ سوم سورۀ مائده است: «حُرِّمَتْ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَةُ وَ الدَّمُ وَ لَحْمُ الْخِنْزِیرِ وَ مٰا أُهِلَّ لِغَیْرِ اللّٰهِ بِهِ وَ الْمُنْخَنِقَةُ وَ الْمَوْقُوذَةُ وَ الْمُتَرَدِّیَةُ وَ النَّطِیحَةُ وَ مٰا أَکَلَ السَّبُعُ إِلاّٰ مٰا ذَکَّیْتُمْ».

حلّیّت تنها در صورتی ثابت است که احراز تذکیه شده باشد: «إِلاّٰ مٰا ذَکَّیْتُمْ» و در غیر این صورت، حکم تحریم پیشین ثابت است. (3)گفتنی است اگر موردْ قابلیت تذکیه داشته باشد، در صورت شک، بر اساس حدیث«کلّ شیء لک حلال حتّی تعرف انّه حرام»به حلّیّت گوشت آن حکم می‌شود.

نیز ==> تذکیه

قاعدۀ عدم ضمان امین

مقصود از این قاعده آن است که اگر فردی مال دیگری را به امانت در اختیار داشته باشد و آن مال تلف شود، در صورتی که بدون تعدّی و تفریط باشد، فرد امین نسبت به آن مال ضمانت نخواهد داشت (4).«امین» کسی است که مال دیگری به اذن مالک یا به اذن الهی نزد او است، بدون اینکه از او خیانتی نسبت به مال سر زند، (5)و فرق نمی‌کند که این امانت در عقد اجاره باشد یا عاریه، مضاربه باشد یا مزارعه، مساقات باشد یا ودیعه، وکالت باشد یا رهن، جعاله باشد یا وصایت و... (6)که مستأجر و مستعیر و عامل مضاربه، مزارعه و مساقات، و مرتهن در صورت تلف شدن مال بدون تعدّی و تفریط ضمانتی نخواهند داشت. فقیهان برای این قاعده به آیۀ«... مٰا عَلَی الْمُحْسِنِینَ مِنْ سَبِیلٍ ...» (7)استناد کرده‌اند. کلمۀ «سَبِیلٍ» نکره در سیاق نفی است و افادۀ عموم می‌کند؛ یعنی بر اهل احسان هیچ‌گونه تسلّطی وجود ندارد و ضمانت یک


1) 1) . لسان‌العرب، ج 5، ص 52،«ذکا»

2) 2) . کفایةالاصول، ج 2، ص 190، چ قدیم؛ فرائدالاصول،ج 1، ص 409 -\410

3) 3) . فرائدالاصول، ج 1، ص 409 -\410

4) 4) . القواعد الفقهیه، مکارم، ج 2، ص 249 -\251

5) 5) . القواعد الفقهیه، بجنوردی، ج 2، ص 13

6) 6) . القواعد الفقهیه، مکارم، ج 2، ص 249 -\251؛ القواعدالفقهیه، بجنوردی، ج 2، ص 16

7) 7) . توبه (2) 91

نوع سلطه بر فرد است، در نتیجه به عموم آیه ضمان نفی می‌شود. جملۀ«... مٰا عَلَی الْمُحْسِنِینَ مِنْ سَبِیلٍ ...»به دلیل تعلیق حکم بر وصف احسان، تعلیل را می‌رساند، به این معنا که نفی حرج و سبیل به این علت است که آنها محسن‌اند و از فرد احسان‌کننده به صورت کلّی هرگونه مشقّت رفع شده است، (1)بدین جهت، اگرچه آیۀ شریفه در مورد جهاد و استثنای مریضان و ضعیفان و شبه آنها است، تعلیل در آیۀ «... مٰا عَلَی الْمُحْسِنِینَ مِنْ سَبِیلٍ ...»عمومیّت دارد و شامل تمامی موارد می‌شود. (2)

قاعدۀ قرعه

«قرعه»در لغت به معنای تعیین نصیب و سهم است (3)و مقصود از قاعدۀ قرعه مشروعیّت تعیین سهام با شرایطی است:

1.

شبهات موضوعیه باشد، نه حکمیّه.

2.

در موضوعهای مقرون به علم اجمالی باشد، نه شبهه‌های بدویّه، زیرا در شبهه‌های موضوعیه بدویّه اصول عملیه مرتبط با آن جاری می‌شود.

3.

راهی برای اثبات حکم وجود نداشته باشد.

4.

احتیاط ممکن نبوده، یا موجب عسر و حرج باشد. (4)

جریان قاعده به مورد نزاع و مشاجره اختصاص ندارد، بلکه می‌توان از آن در هر موردی که تعیین با مشکل و بن‌بست مواجه شود، استفاده کرد، برای مثال، اگر فردی گفته باشد یکی از بردگان من آزاد باشد یا یکی از همسرانم مطلّقه باشد، می‌تواند با قرعه نسبت به تعیین مورد اقدام نماید. (5)برای مشروعیت قرعه به آیات زیر استدلال شده است:

1. آیۀ 44 آل‌عمران(3):«... وَ مٰا کُنْتَ لَدَیْهِمْ إِذْ یُلْقُونَ أَقْلاٰمَهُمْ أَیُّهُمْ یَکْفُلُ مَرْیَمَ وَ مٰا کُنْتَ لَدَیْهِمْ إِذْ یَخْتَصِمُونَ».

مرحوم طبرسی می‌نویسد: مادر مریم علیها السلام پس از وضع حمل، نوزاد را در پارچه‌ای پیچید و به مسجد آورد و از علمای بنی‌اسرائیل خواست سرپرستی او را به عهده بگیرند و از آنجا که مریم علیها السلام دختر پیشوای آنان بود، برای سرپرستی او بر یکدیگر پیشی می‌گرفتند.

زکریّا علیه السلام اظهار داشت به دلیل اینکه همسرم خالۀ وی است، سزاوارتر به سرپرستی اویم، ولی احبار پیشنهاد قرعه نمودند، از این رو به کنار نهری آمدند و قلمها و چوبهایی که به وسیلۀ آنها قرعه می‌زدند، حاضر کردند و نام هر یک را بر یکی از آنها نوشتند.

برنده صاحب قلمی بود که روی آب باقی می‌ماند:

«... إِذْ یُلْقُونَ أَقْلاٰمَهُمْ أَیُّهُمْ یَکْفُلُ مَرْیَمَ ...». پس از افکندن در آب قلمی که نام زکریّا علیه السلام روی آن نوشته شده بود، بر روی آب ماند و به این ترتیب سرپرستی زکریّا علیه السلام نسبت به مریم علیها السلام مسلّم شد، (6)چنان‌که خداوند می‌فرماید:«... وَ کَفَّلَهٰا زَکَرِیّٰا ...». (7)از آیه استفاده می‌شود برای حلّ مشکل و یا به هنگام مشاجره و نزاع می‌توان از قرعه کمک گرفت و بدین


1) 1) . العناوین الفقهیه، ج 2، ص 474

2) 2) . العناوین الفقهیه، ج 2، ص 474؛ القواعد الفقهیه، بجنوردی، ج 2، ص 9 -\12

3) 3) . لسان‌العرب، ج 11، ص 121،«قرع»

4) 4) . القواعد الفقهیه، بجنوردی، ج 1، ص 66

5) 5) . همان، ص 67

6) 6) . مجمع‌البیان، ج 1 -\2، ص 739

7) 7) . آل‌عمران (3) 37

جهت، این آیه به ضمیمۀ روایات سبب شده است که قاعدۀ قرعه به صورت یک قاعدۀ فقهی در کتابهای اصولی و فقهی مطرح شود.

2. آیات 139 تا 141 سورۀ صافات(37): «وَ إِنَّ یُونُسَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ إِذْ أَبَقَ إِلَی الْفُلْکِ الْمَشْحُونِ فَسٰاهَمَ فَکٰانَ مِنَ الْمُدْحَضِینَ» . آیه، قرعه را به یونس علیه السلام نسبت می‌دهد: «فَسٰاهَمَ» یعنی یونس علیه السلام با آنها قرعه افکند. امام صادق علیه السلام به آیه بر مشروعیّت قرعه استدلال کرد و فرمود: کدام داوری از قرعه عادلانه‌تر است؟! زمانی که موضوع به خدا واگذار شود، خداوند می‌فرماید: یونس با سرنشینان کشتی قرعه افکند و مغلوب شد. (1)

قاعدۀ المؤمنون عند شروطهم

==>عهد

قاعدۀ لا رهن الّا مقبوضاً

«رهن»عقدی است که برای وثیقه گرفتن بر دَیْن تشریع شده است. به وثیقه،«مرهون»، به دفع کننده وثیقه،«راهن»و به گیرندۀ وثیقه«مرتهن»گفته می‌شود. (2)عقد رهن وقتی تحقق می‌یابد که مرتهن وثیقه را قبض کند. گفتگوهای قبلی دربارۀ وثیقه بدون قبض تأثیری ندارد. دلیل این قاعده آیۀ 283 سورۀ بقره(2) است:«... فَرِهٰانٌ مَقْبُوضَةٌ ...». اگر قید «مقبوضة»بر اشتراط قبض دلالت ننماید، لازم می‌آید این قید بدون فایده باشد و این از کلام حکیم علی الاطلاق به دور است. (3)وصف«مقبوضاً»به دلیل روایت محمدبن قیس که می‌فرماید:«لا رهن الّا مقبوضاً» (4)در مقام بیان اشتراط و قیدیّت قبض است، ازاین‌رو نمی‌توان گفت مقبوضاً وصف است و مفهوم ندارد. افزون بر این، سقوط سلطنت مالک بر وثیقه و سلطنت دیگری بر آن، خلاف اصل است و تنها در موردی می‌توان از این اصل خارج شد که دلیل شرعی آن را اثبات کرده باشد. آنچه از آیه استفاده می‌شود، وثیقه‌ای است که قبض شده باشد و در غیر مقبوض طبق اصل، سلطنت مالک باقی است. (5)

قاعدۀ لا ضرر

قاعدۀ لا ضرر از مشهورترین قواعد فقهی و تعبیر«لا ضرر»برگرفته از احادیث نبوی است. (6)ضرر در لغت به معنای نقصانی است که در شیء داخل می‌شود، (7)اعمّ از اینکه این نقصان در مال، آبرو، جان و یا در یکی از شئون وجودی انسان باشد. (8)و برای«ضرار»چهار معنا آمده است:

1. ثلاثی مجرّد«ضرر».

1) 1) . البرهان، ج 4، ص 631 ، ح 6

2) 2) . تحریرالوسیله، ج 2، ص 3

3) 3) . القواعد الفقهیه، بجنوردی، ج 6 ، ص 10

4) 4) . التهذیب، ج 7، ص 176

5) 5) . زبدةالبیان، ص 576؛ احکام‌القرآن، جصاص، ج 1، ص 714

6) 6) . الکافی، ج 5، ص 292، باب الضرار، ح 2؛ وسائل‌الشیعه،چاپ اسلامیه، ج 17، ص 341؛ ابواب احیاء الموات، باب 12، ح 3

7) 7) . ترتیب العین، ج 2، ص 1039،«ضر»

8) 8) . القواعد الفقهیه، بجنوردی، ج 1، ص 214

2.

ضرر وارد کردن هر یک از طرفین به دیگری.

3.

مجازات کردن ضررزننده با مقابله به مثل.

4.

وارد کردن ضرری که به حال ضررزننده نفع نداشته باشد، بر خلاف ضرر که فرد ضررزننده نفع می‌برد. (1)

از موارد استعمال قرآنی آن می‌توان استفاده کرد که «ضرار»به معنای وارد کردن ضرر به صورت عمدی است، بدون اینکه به حال او نفعی داشته باشد (2)و می‌توان گفت به قرینۀ حدیث سمره که ضرر طرفینی نبوده است، مقصود از ضرار وارد کردن ضرر است به دفعات متعدد، زیرا سمره بارها موجب آزار همسایه شده بود. (3)در اینکه مقصود از این قاعده چیست، بین دانشمندان اصولی و فقهی اختلاف است. برخی گفته‌اند: مقصود این است که خداوند از ایجاد ضرر نهی کرده است و کلمۀ«لا»در«لاضرر»مانند«لارفث و لا فسوق»به معنای نهی است. برخی گفته‌اند معنای قاعده این است که موضوع ضرری در اسلام تشریع نشده است، به گونه‌ای که اگر موضوعی از احکام، مصداق ضرر شد، روشن می‌شود دیگر تحت آن حکم نخواهد بود و تعبیری مانند«لاشک لکثیر الشک»است که از احکام مربوط به شکّ، خروج موضوعی دارد. در نظریه سومی گفته‌اند: معنای قاعده این است که ضرر در اسلام غیر متدارک نیست و اگر به فردی ضرر وارد شود، اسلام با احکام خویش آن را جبران می‌کند. نظریه چهارمی که مورد تأیید بسیاری از بزرگان قرار گرفته است، از شیخ انصاری است. به باور وی، منظور از قاعده این است که خداوند متعال در دین اسلام حکمی را که موجب ضرر است، جعل نکرده و مقصود از نفی ضرر براساس این احتمال، این است که هر کس که به دیگری ضرر وارد کند، لازم است آن را جبران نماید و در تأیید آن گفته‌اند: شارع همیشه به جهات حکمی نظر دارد، علاوه بر اینکه حدیث در مقام امتنان از جهت تشریع و حکم است و در این مورد نیز می‌باید به جهت حکمی آن نظر داشته باشد. (4)فقیهان برای قاعدۀ لاضرر به مجموعۀ آیاتی استدلال کرده‌اند که در موارد خاصّ با کلمۀ«ضرر»در هیئتهای مختلف آن ذکر شده است، مانند آنچه در مورد حقوق کودکان خردسال آمده است که مادران را از اضرار به فرزند با ترک رضاع برحذر داشته و پدران را به پرداخت نفقه موظّف کرده است: «وَ الْوٰالِدٰاتُ یُرْضِعْنَ أَوْلاٰدَهُنَّ حَوْلَیْنِ کٰامِلَیْنِ لِمَنْ أَرٰادَ أَنْ یُتِمَّ الرَّضٰاعَةَ وَ عَلَی الْمَوْلُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ وَ کِسْوَتُهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ ...» (5)و آیات مربوط به زنان مطلّقه که مردان را از سخت‌گیری بر آنها در ایام عده نهی می‌نماید: «أَسْکِنُوهُنَّ مِنْ حَیْثُ سَکَنْتُمْ مِنْ وُجْدِکُمْ وَ لاٰ تُضآرُّوهُنَّ لِتُضَیِّقُوا عَلَیْهِنَّ ...» (6)و نیز مردان را از رجوع در عدّه به قصد اضرار به زنان مطلّقه نهی می‌کند:«... وَ لاٰ تُمْسِکُوهُنَّ ضِرٰاراً لِتَعْتَدُوا ...» (7)و در مورد وصیّت، از اضرار به وارث نهی می‌کند:«... مِنْ بَعْدِ وَصِیَّةٍ یُوصیٰ بِهٰا أَوْ دَیْنٍ غَیْرَ مُضَارٍّ ...» (8)، و بر نویسندۀ سند دین و شاهد بر دَیْن اضرار به غیر را تحریم نموده و فرموده است که نویسنده مجاز نیست


1) 1) . لسان‌العرب، ج 8 ، ص 44 -\45،«ضرر»

2) 2) . انوارالاصول، ج 3، ص 270

3) 3) . القواعد الفقهیه، بجنوردی، ج 1، ص 214 -\215

4) 4) . همان، ص 215 -\219

5) 5) . بقره (2) 233

6) 6) . طلاق (65) 6

7) 7) . بقره (2) 231

8) 8) . نساء (2) 12

چیزی را کم یا زیاد کند و شاهد نیز حق ندارد خلاف حق شهادت دهد:«... وَ لاٰ یُضَارَّ کٰاتِبٌ وَ لاٰ شَهِیدٌ». (1)

فقیهان از مجموع آیات یاد شده به همراه دلایل روایی، قاعدۀ لاضرر را بنیان نهاده‌اند. (2)

قاعدۀ لزوم

قاعده«لزوم»از قواعدی است که در معاملات مورد استناد قرار گرفته است. در هر فردی از عقود و یا احوالی از آنها شک کنیم که آیا لازم است یا جایز، با استناد به این اصل می‌توان به لزوم آن حکم کرد و مقصود از لزوم این است که برای طرفین بدون رضایت دیگری فسخ عقد جایز نیست. (3)در فقه از این قاعده به«اصل لزوم»نیز تعبیر می‌شود. مرحوم شیخ انصاری بر قاعدۀ لزوم به سه آیه استدلال می‌کند. (4)

1. آیۀ 1 سورۀ مائده(5):«... أَوْفُوا بِالْعُقُودِ ...».

«اوفوا»بر وجوب تکلیفی وفای به هر عقد دلالت دارد و مقصود از عقد یا به معنای مطلق عهد و پیمان است، چنان که در صحیحه عبداللّٰه بن سنان به آن تفسیر شده و یا هر چیزی است که در لغت و عرف به آن عقد گفته می‌شود و مقصود از وجوب وفا، وجوب عمل به مقتضای عقد است، همانند وجوب وفای به نذر، برای مثال، اگر عقدی بر تملیک مال به دیگری دلالت کند، مقتضای دلالت«اوفوا»، وجوب عمل به این مقتضا است، به اینکه به مالکیت دیگری ملتزم باشیم و تصرف در آن مال را بدون رضایت او جایز ندانیم، حتی دلالت می‌کند که اگر بعد از فسخ یک طرفه، در مال منتقل شده تصرّف نماید، حرام است و نقض مقتضای عقد به شمار می‌آید و این معنای لزوم عقد است که تعبیر دیگرش عدم فسخ عقد به فسخ یکی از آن دو است، بنابراین، از طریق حکم تکلیفی به وجوب وفا پی می‌بریم که فسخ یک‌طرفه عقد بدون رضایت دیگری فاسد است، بلکه در علم اصول ثابت شده است که معنایی برای حکم وضعی«مثل لزوم، صحت، بطلان و...»به غیر از آنچه از احکام تکلیفی به دست می‌آید، وجود ندارد، (5)چنان‌که لزوم از وجوب تکلیفی وفا انتزاع شده است.

2. آیۀ 29 سورۀ نساء(4): «یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاٰ تَأْکُلُوا أَمْوٰالَکُمْ بَیْنَکُمْ بِالْبٰاطِلِ إِلاّٰ أَنْ تَکُونَ تِجٰارَةً عَنْ تَرٰاضٍ مِنْکُمْ ...». صدر و ذیل آیه به صورت مستقلّ مورد استناد قرار گرفته و از جهت صدر این‌گونه استدلال شده است: بر اساس فهم عرفی از آیه، خداوند تصرّف به شکل باطل را تحریم نموده و تصرف مال دیگری بدون اجازۀ مالک عرفاً باطل است، در نتیجه اگر بعد از تملیک با فسخ یک طرفه بخواهد در مال تصرف کند، مشمول نهی «لاٰ تَأْکُلُوا» خواهد بود و همین نیز معنای لزوم است. (6)البته موارد ترخیص شارع در شمار باطل نیست، مانند جواز خوردن از میوه‌های درختان برای مرور کننده و مثل اخذ به شفعه و خیار که شارع به رغم رضایت طرفین آنها را مباح دانسته است. اما در موارد غیر ترخیصی،

1) 1) . بقره (2) 282

2) 2) . الرسائل، امام خمینی(ره)، ج 1، ص 7 -\21

3) 3) . القواعد الفقهیه، بجنوردی، ج 5، ص 195

4) 4) . مکاسب، شیخ انصاری، چاپ قدیم، ص 215

5) 5) . مکاسب، شیخ انصاری، چاپ قدیم، ص 215

6) 6) . مکاسب، شیخ انصاری، چاپ قدیم، ص 215

حکم حرمت تصرّف بدون رضایت صاحب آن پابرجا است (1)و از جهت ذیل آیه «إِلاّٰ أَنْ تَکُونَ تِجٰارَةً عَنْ تَرٰاضٍ» ، استدلال شده است که خداوند وجه حلیّت تصرّف را فقط رضایت طرفین دانسته است و حتّی اگر یکی فسخ کند و دیگری رضایت ندهد، تصرّف حلال نخواهد بود و در نتیجه، حکم تکلیفی به عدم جواز تصرّف از سوی عاقد تملیک کننده، با لزوم عقد ملازمه دارد.

3. آیۀ 275 سورۀ بقره(2):«... وَ أَحَلَّ اللّٰهُ الْبَیْعَ وَ حَرَّمَ الرِّبٰا ...»

مقصود از حلّیّت بیع به حکم اطلاق، حلال بودن تصرّفاتی است که مترتّب بر بیع است و حتی تصرّفاتی را که بعد از فسخ یکی از متبایعین، در صورت عدم رضایت دیگری به فسخ، صورت می‌گیرد، شامل می‌شود، زیرا دلیلی بر تقیید«احلّ»به تصرفات قبل از فسخ نداریم، در نتیجه فسخ تأثیری در جواز تصرّف ندارد و این همان معنای لزوم است. (2)

قاعدۀ نفی رکون به ظالم

«رکون»به معنای میل اندک (3)و متمایل شدن به شیء همراه با آرامش یافتن با او (4)است و رکون به ظالم به معنای متمایل شدن به وی و احساس آرامش با وی است. مقصود از قاعدۀ نفی رکون به ظالم این است که اعتماد و تمایل به وی هر چند اندک باشد، حرام و دلیل آن این آیه است: «وَ لاٰ تَرْکَنُوا إِلَی الَّذِینَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّکُمُ النّٰارُ وَ مٰا لَکُمْ مِنْ دُونِ اللّٰهِ مِنْ أَوْلِیٰاءَ ثُمَّ لاٰ تُنْصَرُونَ». (5)نهی الهی به همراه وعدۀ آتش و نفی بهره‌مندی از ولایت الهی، به روشنی بر حرام بودن آن دلالت دارد، به ویژه وقتی از اعتماد اندک به ظالم نهی شود، تمایل و همکاری‌های گسترده با ظالم از حرمت شدیدتری برخوردار خواهد بود.

قاعدۀ نفی سبیل

قاعدۀ«نفی سبیل»این است که خداوند متعال در شریعت اسلامی حکمی قرار نداده است که موجب سلطه و برتری کافران بر مسلمانان شود. این قاعده بر عمومات و اطلاقات ادلّه حاکم است، مانند عمومات آیات ارث که شامل مؤمن و کافر می‌شود، ولی طبق مفاد این قاعده کافر از ارث محروم می‌شود. (6)برای قاعدۀ نفی سبیل به آیاتی استدلال شده است:

1. آیۀ 141 سورۀ نساء(4):«... وَ لَنْ یَجْعَلَ اللّٰهُ لِلْکٰافِرِینَ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلاً».

مقصود از نفی جعل، نفی تشریعی است نه تکوینی، زیرا اگر نفی جعل تکوینی بود، می‌بایست در خارج هیچ گونه تسلّطی برای کافران تحقّق نمی‌یافت، حال آنکه در برخی موارد سلطۀ کافران بر مؤمنان را مشاهده می‌کنیم. از سوی دیگر، نکرۀ «سَبِیلاً» در


1) 1)

2) 2) 1و. مکاسب، شیخ انصاری، چ قدیم، ص 215

3) 3) . الکشاف، ج 2، ص 433

4) 4) . الصّحاح، ج 2، ص 1561،«رکن»

5) 5) . هود (11) 113

6) 6) . القواعد الفقهیه، بجنوردی، ج 1، ص 193

سیاق نفی قرار گرفته و افادۀ عموم می‌کند؛ یعنی برای کافران بر مؤمنان هیچ گونه حکمی که موجب سلطۀ آنان بشود، اعمّ از نظامی، سیاسی، اقتصادی و... از جانب خداوند تشریع نشده است.

2. آیۀ 28 سورۀ آل‌عمران(3): «لاٰ یَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْکٰافِرِینَ أَوْلِیٰاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِینَ وَ مَنْ یَفْعَلْ ذٰلِکَ فَلَیْسَ مِنَ اللّٰهِ فِی شَیْءٍ ...».

«اولیا»جمع«ولیّ»به معنای عهده‌دار شدن تدبیر امور مربوط به شیء است. ولیّ صغیر و مجنون به فردی می‌گویند که مالک تدبیر امور مالی و دیگر شئون مربوط به آنها باشد و مقصود از برگزیدن کافران با عنوان اولیا این است که با آنان چنان پیوند و الفت روحی پیدا کند که از اخلاق و سائر شئون زندگی آنان تأثیر بپذیرد، چنان که کلمۀ«... مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِینَ ...» به همین نکته اشاره دارد، زیرا بیان می‌کند که محبّت کافران را بر مؤمنان ترجیح می‌دهد و آنان را به جای مؤمنان بر می‌گزیند (1). مرحوم طبرسی می‌نویسد:

«اولیا»جمع«ولیّ»به معنای فردی است که عهده‌دار شئون فردی می‌شود که کارهای او را می‌پسندد، به اینکه او را یاری کند و این در دو جهت فاعلی یعنی یاری‌کننده و جهت مفعولی یعنی یاری‌شده تحقّق می‌پذیرد، مانند«... اَللّٰهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُوا ...» (2)یعنی خدا یاری کننده مؤمنان است. اگر بگوییم«المؤمن ولیّ اللّه»یعنی مؤمن از جانب خدا مورد یاری قرار گرفته است، (3)در نتیجه نهی خداوند متعال از ولایت کافران بر مؤمنان به این معنا است که آنها نباید عهده‌دار امور مربوط به مؤمنان باشند و بر آنان سلطه یابند.

همین معنا از آیه 144 سورۀ نساء(4) نیز استفاده می‌شود: «یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاٰ تَتَّخِذُوا الْکٰافِرِینَ أَوْلِیٰاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِینَ أَ تُرِیدُونَ أَنْ تَجْعَلُوا لِلّٰهِ عَلَیْکُمْ سُلْطٰاناً مُبِیناً».

قاعدۀ نفی عسر و حرج

مقصود از قاعدۀ«نفی عسر و حرج»این است که خداوند احکامی که موجب مشقّت و سختی می‌شود، در دین قرار نداده است، (4)مانند آنچه در روایت آمده است که امام صادق علیه السلام پس از سؤال راوی از حکم مسح بر جبیرۀ روی زخم در وضو، فرمود: این موضوع و امثال آن از قرآن فهمیده می‌شود: خداوند بر شما حرج و مشقّتی قرار نداده است؛ بر مراره مسح نما (5). برای قاعدۀ نفی عسر و حرج به آیاتی استدلال شده است:

1.

آیۀ 78 سورۀ حج(22):«... مٰا جَعَلَ عَلَیْکُمْ فِی الدِّینِ مِنْ حَرَجٍ ...»؛

2.

آیۀ 6 سورۀ مائده(5):«... مٰا یُرِیدُ اللّٰهُ لِیَجْعَلَ عَلَیْکُمْ مِنْ حَرَجٍ ...»؛

3.

آیۀ 185 سورۀ بقره(2):«... یُرِیدُ اللّٰهُ بِکُمُ الْیُسْرَ وَ لاٰ یُرِیدُ بِکُمُ الْعُسْرَ ...»؛

4.

آیۀ 286 سورۀ بقره(2): «لاٰ یُکَلِّفُ اللّٰهُ نَفْساً إِلاّٰ وُسْعَهٰا ...».


1) 1) . المیزان، ج 3، ص 162

2) 2) . بقره (2) 257

3) 3) . مجمع‌البیان، ج 1 -\2، ص 730

4) 4) . القواعد الفقهیه، بجنوردی، ج 1، ص 250

5) 5) . وسائل‌الشیعه، ج 1، ص 327، ح 5

آیات مذکور به روشنی بر نفی احکام حرجی دلالت دارد، زیرا نفی جعل حرج با آوردن قید «فِی الدِّینِ» غیر از نفی احکام نیست و مقصود از«یرید»در آیۀ سوم ارادۀ تشریعی است، نه تکوینی، زیرا اگر ارادۀ تکوینی بود، می‌بایست هیچ‌گونه عسر و حرج برای انسانها وجود نمی‌یافت، زیرا ارادۀ تکوینی تخلف‌پذیر نیست، در حالی که به وضوح مشاهده می‌شود انسانها در عسر و حرج قرار می‌گیرند. ارادۀ تشریعی الهی بر آسانی و نفی آن در موارد عسر، مضمون قاعدۀ نفی عسر و حرج است و چهارمین آیۀ تکلیف را بر مدار و محور توان و طاقت انسان قرار می‌دهد، به ویژه تعبیر«لا یکلّف»که بیانگر ابعاد تکلیفی و حکمی است و در روایات به برخی از آیات پیشین بر نفی احکام حرجی استدلال شده است، مانند آنچه در استدلال مسح بر مراره ذکر شد.

قاعدۀ نفی ولایت کفّار

==>قاعدۀ نفی سبیل

قاعدۀ یحرم من الرّضاع ما یحرم من النّسب

ولادت، موجب ایجاد نسبها و رابطه‌هایی مانند مادری، پدری و... می‌شود و در آیۀ شریفۀ 23 سورۀ‌نساء(4) ازدواج هفت صنف از زنان بر هفت صنف از مردان به سبب ولادت و نسب تحریم شده است: «حُرِّمَتْ عَلَیْکُمْ أُمَّهٰاتُکُمْ وَ بَنٰاتُکُمْ وَ أَخَوٰاتُکُمْ وَ عَمّٰاتُکُمْ وَ خٰالاٰتُکُمْ وَ بَنٰاتُ الْأَخِ ...».

قاعدۀ «یحرم من الرضاع ما یحرم من النسب» می‌گوید: همان‌گونه که به علت ولادت، اصناف هفت گانۀ مزبور تحریم شده، به سبب شیر دادن نیز همین حرمت حاصل می‌شود. مادر رضاعی همانند مادر نسبی و دختر رضاعی مانند دختر نسبی و... است. در تحریم نکاح و ازدواج فرق نمی‌کند موارد مذکور از نسب حاصل شود یا رضاع، و دلیل آن آیۀ شریفۀ 23 سورۀ‌نساء(4) است:«... وَ أُمَّهٰاتُکُمُ اللاّٰتِی أَرْضَعْنَکُمْ وَ أَخَوٰاتُکُمْ مِنَ الرَّضٰاعَةِ ...»که مرضعه را مادر و دختر وی را خواهر به شمار آورده است. البته در آیه دو مورد بیشتر ذکر نشده است، ولی برخی عمومیّت آن را از اجماع استفاده کرده‌اند. بعضی معتقدند چون مادر و دختر مرضعه خواهر قلمداد شده‌اند، معلوم می‌شود رضاع در حکم نسب است و می‌توانیم نسبت به هر یک از پنج مورد دیگر تعمیم دهیم. (1)

قانون علّیّت

علّت به معنای مرضی است که صاحبش را از کار بازدارد (2)و به معنای سبب نیز آمده است. (3)علّت در فلسفه به اعتبارهای مختلف تقسیمات گوناگونی دارد:

علّت تامّ، [آنچه از وجودش وجود شیء دیگر لازم آید و از عدمش عدم آن] علّت ناقص، [آنچه وجو شیء متوقّف بر آن هست و با عدم آن ممتنع می‌شود ولی به وجود آن، وجود معلول واجب نمی‌شود]


1) 1) . التفسیر الکبیر، ج 4، ص 26

2) 2) . العین، ج 2، ص 1274،«عل»؛ لسان‌العرب، ج 9،ص 367،«علل»

3) 3) . لسان‌العرب، ج 9، ص 367،«علل»

علّت ناقص به چهار قسم تقسیم می‌شود: فاعلی، مادّی، صوری و غایی. تقسیمات دیگری نیز برای علّت در فلسفه ذکر شده که هر یک به اعتباری است، از جمله: قریب، بعید، بالفعل، بالقوّه، عام، خاص، بالذات، بالعرض، محدثه، مبقیه، مُعِدّه، هیولایی، خارجی، محرّکه. (1)تأثیرگذاری پدیده‌های هستی بر یکدیگر خارج از اقسام یاد شده نیست و به طور کلی می‌توان گفت: آفریدگار هستی، نظم و هماهنگی بین موجودات را از راه ایجاد علّیّت و سببیّت بین آنها به وجود آورده است. هر یک از موضوعات خارجی همانند آسمان، سیّارات، ستارگان، زمین و... دارای آثار و خواصّی است که افعال آنها به شمار می‌رود و نسبت این آثار و خواصّ به آنها، نسبت فعل به فاعل و معلول به علّت خودش است. قرآن کریم نیز همین موضوع را مسلّم گرفته است و تصدیق می‌کند که برای انسان نیز همانند انواع موجودات دیگر افعالی است که به وی و قائم به او مستند است، مانند خوردن، نوشیدن و... بدون اینکه بین انسان و سایر موجودات دیگر تفاوتی بگذارد . همان‌گونه که ما از طریق حِس، عقل و تجربه، قوانین حاکم بر هستی را درک می‌کنیم، قرآن کریم آن را نظام‌مند می‌داند، با این توضیح که اجزای نظام هستی با وجود اختلافی که در هویّت و انواع آن وجود دارد، هم بر اموری، تأثیرگذار و هم از اموری، تأثیرپذیرند و به همین سبب است که اجزای نظام هستی به‌گونه‌ای نظام یافته که هر جزئی از آن با تمامی اجزای دیگر ارتباط تامّ دارد و این قانون علّیّت عمومی در اشیا است . خداوند در مواردی همین قانون را در کلام خود تنفیذ و از صفات علیای خود بر ثبوت آثار و معلولهای آن استدلال کرده و بر بسیاری از حوادث و امور از طریق آثار آن استدلال نموده است، مانند آیاتی که دربارۀ مؤمنان، کافران و منافقان بیان شده است که اگر تخلّف اثر از مؤثّر آن با وجود تمامی شرایط و نبود موانع، روا بود، هرگز هیچ یک از این احتجاجها و دلیلها درست نبود. (2)آیاتی همانند 2 رعد(13):«... وَ کُلُّ شَیْءٍ عِنْدَهُ بِمِقْدٰارٍ» ، 2فرقان(25):«... وَ خَلَقَ کُلَّ شَیْءٍ فَقَدَّرَهُ» ، 49قمر(54): «إِنّٰا کُلَّ شَیْءٍ خَلَقْنٰاهُ بِقَدَرٍ» و 3طلاق(65): «قَدْ جَعَلَ اللّٰهُ لِکُلِّ شَیْءٍ قَدْراً» به همین قانون کلّی اشاره دارد (3)و یا اینکه در آیۀ 35سور(52) فرموده: «أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَیْرِ شَیْءٍ أَمْ هُمُ الْخٰالِقُونَ» ، مقصود این است که یا باید بپذیرید که این نظام بدیع به مقدّر و خالق نیازمند است و یا به خالقی که مدبّر امرشان باشد، نیاز ندارد (4)و پذیرفته نیست که ممکنی بدون علّت باشد، پس باید خالقی وجود داشته باشد؛ به تعبیر برخی، یا مشرکان باید منکر ممکن بودن موجودات باشند و یا منکر نیاز داشتن ممکن به علّت و مؤثّر، و هر دو محال است. (5)قرآن، حاکمیّت قانون علّیّت عمومی را در عالم وجود، مسلّم گرفته و پذیرفته است که برای هر شیئی از اشیا و عوارض آن و برای هر حادثه‌ای از حوادث، علّت یا مجموعه‌ای از علّتها است که بر اثر آن وجودش ضروری و بدون آن وجودش ممتنع است. این مطلبی است که در بدو نظر


1) 1) . شفا، ص 257 -\263؛ فرهنگ علوم فلسفی و کلامی،ص 517 به بعد

2) 2) . المیزان، ج 7، ص 293 -\294؛ ج 1، ص 74؛ ج 8 ،ص 195 -\196؛ ج 12، ص 141

3) 3) . همان، ج 15، ص 176

4) 4) . همان، ج 19، ص 20

5) 5) . التفسیر الکبیر، ج 10، ص 217

هیچ تردیدی در آن راه ندارد. (1)با توجّه به آنچه گفته شد، نمایه‌هایی که در مدخلهای مختلف فرهنگ قرآن، با پیشوند عوامل، زمینه‌ها، موجبات، منشأ، نقش، آثار، فواید، اهداف، فلسفه، عذاب، کیفر و پاداش آمده، مصادیقی از همین قانون کلّی است که به سبب پرهیز از تکرار اطّلاعات، از جمع کردن همۀ آنها در مدخل علّیّت خودداری شد. علاوه بر آن پژوهشگران محترم می‌توانند به مدخلهای مرتبط با علّیّت نیز مراجعه کنند که عبارت‌اند از: خدا، خلقت، قدر، برهان، جهان، سنّتهای خدا، اسماوصفات خدا، اذن، قدرت و... .

قاهر / اسماوصفات

==>قهّار / اسماوصفات

قائل / اسماوصفات

==>متکلّم / اسماوصفات

قائم / اسماوصفات

==>قیّوم / اسماوصفات

قبح عقلی

اشاره

به نظر عدلیّه، افعالی وجود دارد که عقل از درون ذاتش بدون استعانت از شرع، حُسن آنها را درک و حکم به وجوب انجام دادن آنها می‌کند یا قبح آنها را درک کرده، حکم به لزوم دوری از آنها می‌نماید. اگر شارع به اوّلی امر و از دومی نهی کند، کاشف از مدرک عقل و ارشاد به آن است، (2)بنابراین، اشیاء حسن و قبح ذاتی دارند. برخی امور مانند کمک به همنوع، ذاتاً حسن دارد و برخی دیگر مانند دروغ گفتن و ظلم کردن به غیر، ذاتاً قبیح است. به طور کلی هر چیزی که نفس و طبع [انسان] به آن علاقه و گرایش داشته باشد، حُسن نامیده شده و هر چه بر خلاف این صفت باشد سوء، مساءه و قُبح نامیده می‌شود. (3)سپس بشر همین اوصاف [حسن و قبح] را به افعال و معانی اعتباری تعمیم داده و هر آنچه را که در ظرف اجتماع، هماهنگ با غرض وی، که سعادت حیات انسانی و بهره‌مند شدن از حیات باشد، حسن نامیده و اگر ملائم با آن نبوده قبیح شمرده است، (4)گرچه در برخی موارد، منشأ اعتبار حسن و قبح، امور محسوس غیر اختیاری مثل زیبایی صورت است، ولی گاهی حُسن و قبح، افعال اختیاری انسان است، مانند حسن عدل و قبح ظلم (5). همان گونه که اغراض انسان، سبب جعل امر و نهی و اعتبار حسن و قبح برای افعال شده، تشریع الهی نیز همین گونه است. وجود مصلحت و مفسده در امور، سبب امر و نهی الهی به آنها شده و بر همین اساس آنچه را امر کرده حَسَن و آنچه را نهی کرده قبیح است (6). در این مدخل از آیاتی که در آنها بر اساس حکم ضروری عقل، امری قبیح شمرده شده و حکم عقل به صورت مبنای ارزشگذاری منفی پذیرفته شده، برداشت صورت گرفته است، مثلاً اینکه خداوند فرموده: «وَ مٰا رَبُّکَ بِظَلاّٰمٍ لِلْعَبِیدِ» معلوم می‌شود اصل قبح ظلم را به عقل عملی واگذار کرده و در جایی نفرموده ظلم قبیح است، یا مثلاً از اینکه برای حرمت برخی امور مانند


1) 1) . المیزان، ج 7، ص 293 -\294؛ ج 1، ص 74

2) 2) . الالهیات، ج 1، ص 231

3) 3)

4) 4) 3و. المیزان، ج 5، ص 10

5) 5) . همان، ج 12، ص 277

6) 6) . همان، ج 8، ص 56

لواط و زنا علت آورده شده که اینها فاحشه است، معلوم می‌شود که عقل، زشتی و قبح برخی امور را درک می‌کند.

تشخیص قبح عقلی

1. عقل انسان، قادر بر تشخیص زشتی و قبح برخی امور:

إِنَّمٰا یَأْمُرُکُمْ بِالسُّوءِ وَ الْفَحْشٰاءِ ... (1)بقره (2) 169

اَلشَّیْطٰانُ ... وَ یَأْمُرُکُمْ بِالْفَحْشٰاءِ .... بقره (2) 268

یَوْمَ تَجِدُ کُلُّ نَفْسٍ ... وَ مٰا عَمِلَتْ مِنْ سُوءٍ ....

آل‌عمران (3) 30

وَ الَّذِینَ إِذٰا فَعَلُوا فٰاحِشَةً ... فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ .... آل‌عمران (3) 135

وَ اللاّٰتِی یَأْتِینَ الْفٰاحِشَةَ .... نساء (4) 15

إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَی اللّٰهِ لِلَّذِینَ یَعْمَلُونَ السُّوءَ بِجَهٰالَةٍ .... نساء (4) 17

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاٰ یَحِلُّ لَکُمْ ... وَ لاٰ تَعْضُلُوهُنَّ ... إِلاّٰ أَنْ یَأْتِینَ بِفٰاحِشَةٍ مُبَیِّنَةٍ .... نساء (4) 19

وَ لاٰ تَنْکِحُوا مٰا نَکَحَ آبٰاؤُکُمْ مِنَ النِّسٰاءِ إِلاّٰ مٰا قَدْ سَلَفَ إِنَّهُ کٰانَ فٰاحِشَةً وَ مَقْتاً وَ سٰاءَ سَبِیلاً.

نساء (4) 22

... فَإِذٰا أُحْصِنَّ فَإِنْ أَتَیْنَ بِفٰاحِشَةٍ .... نساء (4) 25

وَ مَنْ یَعْمَلْ سُوءاً .... نساء (4) 110

لاٰ یُحِبُّ اللّٰهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ ....

نساء (4) 148

... أَنَّهُ مَنْ عَمِلَ مِنْکُمْ سُوءاً بِجَهٰالَةٍ ....

انعام (6) 54

قُلْ تَعٰالَوْا أَتْلُ مٰا حَرَّمَ رَبُّکُمْ عَلَیْکُمْ ... وَ لاٰ تَقْرَبُوا الْفَوٰاحِشَ .... انعام (6) 151

وَ إِذٰا فَعَلُوا فٰاحِشَةً قٰالُوا ... قُلْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یَأْمُرُ بِالْفَحْشٰاءِ .... اعراف (7) 28

قُلْ إِنَّمٰا حَرَّمَ رَبِّیَ الْفَوٰاحِشَ .... اعراف (7) 33

وَ لُوطاً إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ أَ تَأْتُونَ الْفٰاحِشَةَ ....

اعراف (7) 80

فَلَمّٰا نَسُوا مٰا ذُکِّرُوا بِهِ أَنْجَیْنَا الَّذِینَ یَنْهَوْنَ عَنِ السُّوءِ .... اعراف (7) 165

وَ مِنَ الْأَعْرٰابِ ... عَلَیْهِمْ دٰائِرَةُ السَّوْءِ ....

توبه (9) 98

وَ لَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَ هَمَّ بِهٰا لَوْ لاٰ أَنْ رَأیٰ بُرْهٰانَ رَبِّهِ کَذٰلِکَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَ الْفَحْشٰاءَ ....

یوسف (12) 24

قٰالَ مٰا خَطْبُکُنَّ إِذْ رٰاوَدْتُنَّ یُوسُفَ عَنْ نَفْسِهِ قُلْنَ حٰاشَ لِلّٰهِ مٰا عَلِمْنٰا عَلَیْهِ مِنْ سُوءٍ ....

یوسف (12) 51

وَ مٰا أُبَرِّئُ نَفْسِی إِنَّ النَّفْسَ لَأَمّٰارَةٌ بِالسُّوءِ إِلاّٰ مٰا رَحِمَ رَبِّی إِنَّ رَبِّی غَفُورٌ رَحِیمٌ . یوسف (12) 53

... اَلَّذِینَ تَتَوَفّٰاهُمُ الْمَلاٰئِکَةُ ظٰالِمِی أَنْفُسِهِمْ فَأَلْقَوُا السَّلَمَ مٰا کُنّٰا نَعْمَلُ مِنْ سُوءٍ ....

نحل (16) 28


1) 1) . به گناهانی که قبح آن شدید باشد، فاحشه گفته می‌شود. (القاموس المحیط، ج 1، ص 817،«فحش») و به گفتۀ برخی، کار قبیحی است که قبح آن از حد گذشته باشد [بسیار قبیح]. (الکشاف، ج 1، ص 213)«سوء»نیز به معنای قبیح است (همان) به معنای فجور و منکر [کار زشت] نیز آمده است. (لسان العرب، ج 6، ص 416«سوء») معلوم می‌شود هر فردی طبق عقل و فطرت خود قبح و زشتی برخی امور را درک می‌کند که فرموده: شیطان به کارهای زشت و بسیار قبیح امر می‌کند. سوء و فحشا چیزی است که عقل آن را زشت شمارد و شرع آن را قبیح بداند. (انوارالتنزیل، بیضاوی، ج 1، ص 161)

إِنَّ اللّٰهَ ... وَ یَنْهیٰ عَنِ الْفَحْشٰاءِ وَ الْمُنْکَرِ وَ الْبَغْیِ .... نحل (16) 90

ثُمَّ إِنَّ رَبَّکَ لِلَّذِینَ عَمِلُوا السُّوءَ ....

نحل (16) 119

وَ لاٰ تَقْرَبُوا الزِّنیٰ إِنَّهُ کٰانَ فٰاحِشَةً وَ سٰاءَ سَبِیلاً.

اسراء (17) 32

إِنَّ الَّذِینَ یُحِبُّونَ أَنْ تَشِیعَ الْفٰاحِشَةُ فِی الَّذِینَ آمَنُوا لَهُمْ عَذٰابٌ أَلِیمٌ .... نور (24) 19

... وَ مَنْ یَتَّبِعْ خُطُوٰاتِ الشَّیْطٰانِ فَإِنَّهُ یَأْمُرُ بِالْفَحْشٰاءِ وَ الْمُنْکَرِ .... نور (24) 21

إِلاّٰ مَنْ ظَلَمَ ثُمَّ بَدَّلَ حُسْناً بَعْدَ سُوءٍ ....

نمل (27) 11

وَ لُوطاً إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ أَ تَأْتُونَ الْفٰاحِشَةَ وَ أَنْتُمْ تُبْصِرُونَ . نمل (27) 54

وَ لُوطاً إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ إِنَّکُمْ لَتَأْتُونَ الْفٰاحِشَةَ مٰا سَبَقَکُمْ بِهٰا مِنْ أَحَدٍ مِنَ الْعٰالَمِینَ .

عنکبوت (29) 28

... إِنَّ الصَّلاٰةَ تَنْهیٰ عَنِ الْفَحْشٰاءِ وَ الْمُنْکَرِ ....

عنکبوت (29) 45

یٰا نِسٰاءَ النَّبِیِّ مَنْ یَأْتِ مِنْکُنَّ بِفٰاحِشَةٍ مُبَیِّنَةٍ یُضٰاعَفْ لَهَا الْعَذٰابُ .... احزاب (33) 30

أَ فَمَنْ زُیِّنَ لَهُ سُوءُ عَمَلِهِ فَرَآهُ حَسَناً ....

فاطر (35) 8

وَ الَّذِینَ یَجْتَنِبُونَ کَبٰائِرَ الْإِثْمِ وَ الْفَوٰاحِشَ ....

شوری (42) 37

أَ فَمَنْ کٰانَ عَلیٰ بَیِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ کَمَنْ زُیِّنَ لَهُ سُوءُ عَمَلِهِ .... محمّد (47) 14

اَلَّذِینَ یَجْتَنِبُونَ کَبٰائِرَ الْإِثْمِ وَ الْفَوٰاحِشَ ....

نجم (53) 32

إِنْ یَثْقَفُوکُمْ یَکُونُوا لَکُمْ أَعْدٰاءً وَ یَبْسُطُوا إِلَیْکُمْ أَیْدِیَهُمْ وَ أَلْسِنَتَهُمْ بِالسُّوءِ .... ممتحنه (60) 2

یٰا أَیُّهَا النَّبِیُّ إِذٰا طَلَّقْتُمُ النِّسٰاءَ ... وَ لاٰ یَخْرُجْنَ إِلاّٰ أَنْ یَأْتِینَ بِفٰاحِشَةٍ مُبَیِّنَةٍ .... طلاق (65) 1

موارد قبح عقلی

1. اختلاف‌افکنی

2. تفرقه‌افکنی میان مؤمنان، عملی زشت، از نظر عقلا:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا .... وَ لاٰ تَنٰازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ رِیحُکُمْ .... انفال (8) 45 و 46

وَ الَّذِینَ اتَّخَذُوا مَسْجِداً ضِرٰاراً وَ کُفْراً وَ تَفْرِیقاً بَیْنَ الْمُؤْمِنِینَ ... وَ لَیَحْلِفُنَّ إِنْ أَرَدْنٰا إِلاَّ الْحُسْنیٰ ... (1)توبه (9) 107

2. ازدواج با همسر پدر

3. ازدواج با زن پدر، عملی بسیار زشت، از نظر عقل:

وَ لاٰ تَنْکِحُوا مٰا نَکَحَ آبٰاؤُکُمْ مِنَ النِّسٰاءِ إِلاّٰ مٰا قَدْ سَلَفَ إِنَّهُ کٰانَ فٰاحِشَةً وَ مَقْتاً وَ سٰاءَ سَبِیلاً. (2)

نساء (4) 22

3. اطاعت از بی‌عقل

4. پیروی از افراد بی‌عقل، امری نکوهیده:

وَ إِذٰا قِیلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ قٰالُوا بَلْ نَتَّبِعُ مٰا


1) 1) . قید«ان اردنا الا الحسنی»بیانگر آن است که خود منافقان هم می‌فهمیدند که تفرقه افکنی، خلاف اصول عقلایی است و همه، آن را قبیح و زشت می‌دانند، لذا ادعای نیکوکاری و قصد نیک داشتن، می‌کنند

2) 2) .«فاحشه»افعال یا اقوالی را می‌گویند که قبح آنها شدیداست. (مفردات، ص 626،«فحش») و«مقت»بغض شدید نسبت به کسی است کار قبیحی انجام می‌دهد (مفردات، ص 772،«مقت»)، با این اوصاف و با توجه به قید«ساء سبیلاً»، که بیانگر زشتی این روش است، قبح عقلی استفاده می‌شود

أَلْفَیْنٰا عَلَیْهِ آبٰاءَنٰا أَ وَ لَوْ کٰانَ آبٰاؤُهُمْ لاٰ یَعْقِلُونَ شَیْئاً وَ لاٰ یَهْتَدُونَ . بقره (2) 170

4. اطاعت از جاهل

5. پیروی از انسان نادان و نیازمند به هدایت از سوی دیگران، کاری قبیح از نظر عقل و عُقلا:

وَ إِذٰا قِیلَ لَهُمْ تَعٰالَوْا إِلیٰ مٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ وَ إِلَی الرَّسُولِ قٰالُوا حَسْبُنٰا مٰا وَجَدْنٰا عَلَیْهِ آبٰاءَنٰا أَ وَ لَوْ کٰانَ آبٰاؤُهُمْ لاٰ یَعْلَمُونَ شَیْئاً وَ لاٰ یَهْتَدُونَ .

مائده (5) 104

قُلْ هَلْ مِنْ شُرَکٰائِکُمْ مَنْ یَهْدِی إِلَی الْحَقِّ قُلِ اللّٰهُ یَهْدِی لِلْحَقِّ أَ فَمَنْ یَهْدِی إِلَی الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ یُتَّبَعَ أَمَّنْ لاٰ یَهِدِّی إِلاّٰ أَنْ یُهْدیٰ فَمٰا لَکُمْ کَیْفَ تَحْکُمُونَ . (1)یونس (10) 35

5. اطاعت از شیطان

6. قبح عقلی پیروی از اوامر شیطان (سوء و فحشا):

... وَ لاٰ تَتَّبِعُوا خُطُوٰاتِ الشَّیْطٰانِ ... إِنَّمٰا یَأْمُرُکُمْ بِالسُّوءِ وَ الْفَحْشٰاءِ وَ أَنْ تَقُولُوا عَلَی اللّٰهِ مٰا لاٰ تَعْلَمُونَ . (2)بقره (2) 168 و 169

6 . اطاعت از هوای نفس

7. پیروی از هوای نفس، مصداق ظلم و قبیح از نظر عقل:

فَإِنْ لَمْ یَسْتَجِیبُوا لَکَ فَاعْلَمْ أَنَّمٰا یَتَّبِعُونَ أَهْوٰاءَهُمْ وَ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنِ اتَّبَعَ هَوٰاهُ بِغَیْرِ هُدیً مِنَ اللّٰهِ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یَهْدِی الْقَوْمَ الظّٰالِمِینَ . (3)

قصص (28) 50

7. اظهار نظر جاهلانه

8. اظهار نظر از سر جهل، کاری ناروا:

وَ قٰالُوا لَنْ تَمَسَّنَا النّٰارُ إِلاّٰ أَیّٰاماً مَعْدُودَةً قُلْ أَتَّخَذْتُمْ عِنْدَ اللّٰهِ عَهْداً فَلَنْ یُخْلِفَ اللّٰهُ عَهْدَهُ أَمْ تَقُولُونَ عَلَی اللّٰهِ مٰا لاٰ تَعْلَمُونَ . بقره (2) 80

8 . افترا

9. افترا و بهتان زدن، عملی قبیح از نظر عقل:

وَ إِنْ أَرَدْتُمُ اسْتِبْدٰالَ زَوْجٍ مَکٰانَ زَوْجٍ وَ آتَیْتُمْ إِحْدٰاهُنَّ قِنْطٰاراً فَلاٰ تَأْخُذُوا مِنْهُ شَیْئاً أَ تَأْخُذُونَهُ بُهْتٰاناً وَ إِثْماً مُبِیناً. (4)نساء (4) 20

اُنْظُرْ کَیْفَ یَفْتَرُونَ عَلَی اللّٰهِ الْکَذِبَ ....

نساء (4) 50

وَ مَنْ یَکْسِبْ خَطِیئَةً أَوْ إِثْماً ثُمَّ یَرْمِ بِهِ بَرِیئاً فَقَدِ احْتَمَلَ بُهْتٰاناً وَ إِثْماً مُبِیناً. نساء (4) 112

وَ بِکُفْرِهِمْ وَ قَوْلِهِمْ عَلیٰ مَرْیَمَ بُهْتٰاناً عَظِیماً.

نساء (4) 156

وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَریٰ عَلَی اللّٰهِ کَذِباً أَوْ کَذَّبَ بِآیٰاتِهِ إِنَّهُ لاٰ یُفْلِحُ الظّٰالِمُونَ . انعام (6) 21

وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَریٰ عَلَی اللّٰهِ کَذِباً ....

انعام (6) 93

وَ قٰالُوا ... اِفْتِرٰاءً عَلَیْهِ .... انعام (6) 138


1) 1) .«فمالکم کیف تحکمون»استفهام تعجبی است از حکم آنان به پیروی شریکان [مبعودان باطل و رهبران نادان] در عین حکم صریح عقل به عدم جواز پیروی از کسی که هدایت نیافته و هدایت به حق نمی‌کند. (المیزان، ج 10، ص 61)

2) 2) . سوء و فحشا چیزی است که عقل آن را زشت شمارد و شرع آن را قبیح بداند. (انوار التنزیل بیضاوی، ج 1، ص 161)

3) 3) . قبح ظلم، موضوعی بدیهی است و در آیه پیروی ازهوای نفس مصداق ظلم شمرده شده است

4) 4) .«بهتان»کاری است که باعث تحیر و بهت انسان شود. کاربرد آن در کذب قولی غلبه دارد. معلوم می‌شود اصل بهتان، باید از نگاه عقلا امری قبیح باشد که ندادن مهریه به زنان را بهتان و تعجب برانگیز شمرده است. (المیزان، ج 4، ص 257)

قَدْ خَسِرَ الَّذِینَ ... اِفْتِرٰاءً عَلَی اللّٰهِ .... انعام (6) 140

... فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَریٰ عَلَی اللّٰهِ کَذِباً ....

انعام (6) 144

فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَریٰ عَلَی اللّٰهِ کَذِباً ....

اعراف (7) 37

فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَریٰ عَلَی اللّٰهِ کَذِباً ...

اَلْمُجْرِمُونَ . یونس (10) 17

وَ مٰا کٰانَ هٰذَا الْقُرْآنُ أَنْ یُفْتَریٰ مِنْ دُونِ اللّٰهِ ....

یونس (10) 37

أَمْ یَقُولُونَ افْتَرٰاهُ .... یونس (10) 38

أَمْ یَقُولُونَ افْتَرٰاهُ قُلْ .... هود (11) 13

وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَریٰ عَلَی اللّٰهِ کَذِباً ....

هود (11) 18

أَمْ یَقُولُونَ افْتَرٰاهُ .... هود (11) 35

وَ إِلیٰ عٰادٍ أَخٰاهُمْ هُوداً قٰالَ یٰا قَوْمِ اعْبُدُوا اللّٰهَ مٰا لَکُمْ مِنْ إِلٰهٍ غَیْرُهُ إِنْ أَنْتُمْ إِلاّٰ مُفْتَرُونَ .

هود (11) 50

لَقَدْ کٰانَ فِی قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِأُولِی الْأَلْبٰابِ مٰا کٰانَ حَدِیثاً یُفْتَریٰ .... یوسف (12) 111

... قٰالُوا إِنَّمٰا أَنْتَ مُفْتَرٍ بَلْ أَکْثَرُهُمْ لاٰ یَعْلَمُونَ .

نحل (16) 101

وَ لاٰ تَقُولُوا لِمٰا تَصِفُ أَلْسِنَتُکُمُ الْکَذِبَ هٰذٰا حَلاٰلٌ وَ هٰذٰا حَرٰامٌ لِتَفْتَرُوا عَلَی اللّٰهِ الْکَذِبَ إِنَّ الَّذِینَ یَفْتَرُونَ عَلَی اللّٰهِ الْکَذِبَ لاٰ یُفْلِحُونَ .

نحل (16) 116

... فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَریٰ عَلَی اللّٰهِ کَذِباً.

کهف (18) 15

فَأَتَتْ بِهِ قَوْمَهٰا تَحْمِلُهُ قٰالُوا یٰا مَرْیَمُ لَقَدْ جِئْتِ شَیْئاً فَرِیًّا. مریم (19) 27

قٰالَ لَهُمْ مُوسیٰ وَیْلَکُمْ لاٰ تَفْتَرُوا عَلَی اللّٰهِ کَذِباً .... طه (20) 61

بَلْ قٰالُوا أَضْغٰاثُ أَحْلاٰمٍ بَلِ افْتَرٰاهُ بَلْ ....

انبیاء (21) 5

إِنْ هُوَ إِلاّٰ رَجُلٌ افْتَریٰ عَلَی اللّٰهِ کَذِباً ....

مؤمنون (23) 38

إِنَّ الَّذِینَ جٰاؤُ بِالْإِفْکِ عُصْبَةٌ مِنْکُمْ لاٰ تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَکُمْ بَلْ هُوَ خَیْرٌ ... لَوْ لاٰ إِذْ سَمِعْتُمُوهُ ظَنَّ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِنٰاتُ بِأَنْفُسِهِمْ خَیْراً وَ قٰالُوا هٰذٰا إِفْکٌ مُبِینٌ . نور (24) 11 و 12

وَ قٰالَ الَّذِینَ کَفَرُوا إِنْ هَذٰا إِلاّٰ إِفْکٌ افْتَرٰاهُ ....

فرقان (25) 4

فَلَمّٰا جٰاءَهُمْ مُوسیٰ بِآیٰاتِنٰا بَیِّنٰاتٍ قٰالُوا مٰا هٰذٰا إِلاّٰ سِحْرٌ مُفْتَریً .... قصص (28) 36

وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَریٰ عَلَی اللّٰهِ کَذِباً ....

عنکبوت (29) 68

أَمْ یَقُولُونَ افْتَرٰاهُ .... سجده (32) 3

وَ الَّذِینَ یُؤْذُونَ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِنٰاتِ بِغَیْرِ مَا اکْتَسَبُوا فَقَدِ احْتَمَلُوا بُهْتٰاناً وَ إِثْماً مُبِیناً.

احزاب (33) 58

أَفْتَریٰ عَلَی اللّٰهِ کَذِباً .... سبأ (34) 8

... وَ قٰالُوا مٰا هٰذٰا إِلاّٰ إِفْکٌ مُفْتَریً .... سبأ (34) 43

أَمْ یَقُولُونَ افْتَریٰ عَلَی اللّٰهِ کَذِباً ....

شوری (42) 24

أَمْ یَقُولُونَ افْتَرٰاهُ .... احقاف (46) 8

یٰا أَیُّهَا النَّبِیُّ إِذٰا جٰاءَکَ الْمُؤْمِنٰاتُ یُبٰایِعْنَکَ عَلیٰ ... وَ لاٰ یَأْتِینَ بِبُهْتٰانٍ یَفْتَرِینَهُ بَیْنَ أَیْدِیهِنَّ وَ أَرْجُلِهِنَّ .... ممتحنه (60) 12

وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَریٰ عَلَی اللّٰهِ الْکَذِبَ ....

صفّ (61) 7

9. افترا بر خدا

10. افترای بر خداوند و دروغ بستن به ذات احدیت، بر خلاف عقل و ناشی از بی عقلی:

مٰا جَعَلَ اللّٰهُ مِنْ بَحِیرَةٍ وَ لاٰ سٰائِبَةٍ وَ لاٰ وَصِیلَةٍ وَ لاٰ حٰامٍ وَ لٰکِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا یَفْتَرُونَ عَلَی اللّٰهِ الْکَذِبَ وَ أَکْثَرُهُمْ لاٰ یَعْقِلُونَ . مائده (5) 103

10. انتساب دختر به خدا

11. انتساب برگزیدن دختر به خداوند (به جای پسر)، شگفت آور و قبیح از نظر عقلی:

أَلاٰ إِنَّهُمْ مِنْ إِفْکِهِمْ لَیَقُولُونَ

وَلَدَ اللّٰهُ وَ إِنَّهُمْ لَکٰاذِبُونَ

أَصْطَفَی الْبَنٰاتِ عَلَی الْبَنِینَ

مٰا لَکُمْ کَیْفَ تَحْکُمُونَ

أَ فَلاٰ تَذَکَّرُونَ . (1)

صافّات (37) 151 -\155

11. اهانت به مهمان

12. بی حرمتی و اهانت به مهمان، زشت و ناپسند:

وَ جٰاءَ أَهْلُ الْمَدِینَةِ یَسْتَبْشِرُونَ

قٰالَ إِنَّ هٰؤُلاٰءِ ضَیْفِی فَلاٰ تَفْضَحُونِ

وَ اتَّقُوا اللّٰهَ وَ لاٰ تُخْزُونِ . حجر (15) 67 -\69

12. بازداشت بی‌گناه

13. بازداشت افراد بی‌گناه، مصداق ظلم و عملی قبیح، از نظر همگان:

قٰالَ مَعٰاذَ اللّٰهِ أَنْ نَأْخُذَ إِلاّٰ مَنْ وَجَدْنٰا مَتٰاعَنٰا عِنْدَهُ إِنّٰا إِذاً لَظٰالِمُونَ . (2)یوسف (12) 79

13. بنا بر پرتگاه سست

14. بنا نهادن بنیان زندگی بر لبۀ پرتگاه سست و بی بنیاد، عملی قبیح و زشت از نظر عقل:

أَ فَمَنْ أَسَّسَ بُنْیٰانَهُ عَلیٰ تَقْویٰ مِنَ اللّٰهِ وَ رِضْوٰانٍ خَیْرٌ أَمْ مَنْ أَسَّسَ بُنْیٰانَهُ عَلیٰ شَفٰا جُرُفٍ هٰارٍ ....

توبه (9) 109

14. تحریف کلام خدا

15. تحریف آگاهانه و عالمانۀ کلام خدا، ناپسند و ناروا:

... وَ قَدْ کٰانَ فَرِیقٌ مِنْهُمْ یَسْمَعُونَ کَلاٰمَ اللّٰهِ ثُمَّ یُحَرِّفُونَهُ مِنْ بَعْدِ مٰا عَقَلُوهُ وَ هُمْ یَعْلَمُونَ .

بقره (2) 75

15. ترجیح امور پست

16. ترجیح دادن امور پست و بی ارزش بر امور برتر و ارزشمند، ناروا و مورد توبیخ عقلا:

قٰالَ أَ تَسْتَبْدِلُونَ الَّذِی هُوَ أَدْنیٰ بِالَّذِی هُوَ خَیْرٌ اهْبِطُوا مِصْراً .... بقره (2) 61

16. ترجیح گمراه بر هدایتگر

17. مساوی دانستن انسان هدایتگر راه یافته با انسان گمراه محتاج هدایت، کاری قبیح از نظر عقل:

... أَ فَمَنْ یَهْدِی إِلَی الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ یُتَّبَعَ أَمَّنْ لاٰ یَهِدِّی إِلاّٰ أَنْ یُهْدیٰ فَمٰا لَکُمْ کَیْفَ تَحْکُمُونَ . (3)

یونس (10) 35

17. ترجیح مخلوق بر خالق

18. قبح ترجیح مخلوق بر خالق، از دیدگاه عقل:

أَ یُشْرِکُونَ مٰا لاٰ یَخْلُقُ شَیْئاً وَ هُمْ یُخْلَقُونَ

وَ لاٰ یَسْتَطِیعُونَ لَهُمْ نَصْراً وَ لاٰ أَنْفُسَهُمْ یَنْصُرُونَ .

اعراف (7) 191 و 192


1) 1) . تعبیر«مالکم کیف تحکمون»برای این است که حکم‌آنها بدون دلیل است و عبارت«افلا تذکرون»برای توبیخ، و اشاره است به اینکه علاوه بر نداشتن دلیل، دلیل بر خلاف آن است. (المیزان، ج 17، ص 173)

2) 2) . یوسف علیه السلام در پاسخ برادران که خواهان دستگیری یکی از آنان به جای بنیامین بودند، که در ظاهر متهم به سرقت شده بود، این عمل را مصداق ظلم دانست و آن را رد کرد. از این رو دستگیری بی گناه، مصداق ظلم بوده، قطعاً عقلاً قبیح است

3) 3) . قید«کیف تحکمون»بیانگر زشتی این نوع قیاس، ازنظر عقل است

أَ فَمَنْ یَخْلُقُ کَمَنْ لاٰ یَخْلُقُ أَ فَلاٰ تَذَکَّرُونَ .

نحل (16) 17

اَللّٰهُ الَّذِی خَلَقَکُمْ ثُمَّ رَزَقَکُمْ ثُمَّ یُمِیتُکُمْ ثُمَّ یُحْیِیکُمْ هَلْ مِنْ شُرَکٰائِکُمْ مَنْ یَفْعَلُ مِنْ ذٰلِکُمْ مِنْ شَیْءٍ .... روم (30) 40

18. ترجیح نابینا بر بینا

19. ترجیح نابینا بر بینا، قبیح از نظر عقل:

... قُلْ هَلْ یَسْتَوِی الْأَعْمیٰ وَ الْبَصِیرُ أَ فَلاٰ تَتَفَکَّرُونَ . انعام (6) 50

... قُلْ هَلْ یَسْتَوِی الْأَعْمیٰ وَ الْبَصِیرُ ....

رعد (13) 16

19. ترک پاداش احسان

20. ترک پاداش دادن به احسان و نیکی دیگران، ناروا و قبیح:

هَلْ جَزٰاءُ الْإِحْسٰانِ إِلاَّ الْإِحْسٰانُ . (1)

الرّحمن (55) 60

20. ترک عمل به علم

21. ترک عمل به علم، قبیح و ناروا:

أَ تَأْمُرُونَ النّٰاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَوْنَ أَنْفُسَکُمْ وَ أَنْتُمْ تَتْلُونَ الْکِتٰابَ أَ فَلاٰ تَعْقِلُونَ . بقره (2) 44

21. تساوی مجرم بر مسلم

22. تساوی مجرم با مسلم، ناروا و زشت:

أَ فَنَجْعَلُ الْمُسْلِمِینَ کَالْمُجْرِمِینَ

مٰا لَکُمْ کَیْفَ تَحْکُمُونَ . قلم (68) 35 و 36

22. تساوی نابینا با بینا

23. مساوی دانستن نابینا با بینا و ناشنوا با شنوا، ناروا و قبیح از نظر عقل:

مَثَلُ الْفَرِیقَیْنِ کَالْأَعْمیٰ وَ الْأَصَمِّ وَ الْبَصِیرِ وَ السَّمِیعِ هَلْ یَسْتَوِیٰانِ مَثَلاً أَ فَلاٰ تَذَکَّرُونَ .

هود (11) 24

23. تقلید کورکورانه

24. تقلید کورکورانه و بدون ملاک از نیاکان، قبیح و ناروا:

وَ إِذٰا قِیلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ قٰالُوا بَلْ نَتَّبِعُ مٰا أَلْفَیْنٰا عَلَیْهِ آبٰاءَنٰا أَ وَ لَوْ کٰانَ آبٰاؤُهُمْ لاٰ یَعْقِلُونَ شَیْئاً وَ لاٰ یَهْتَدُونَ . بقره (2) 170

وَ إِذٰا قِیلَ لَهُمْ تَعٰالَوْا إِلیٰ مٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ وَ إِلَی الرَّسُولِ قٰالُوا حَسْبُنٰا مٰا وَجَدْنٰا عَلَیْهِ آبٰاءَنٰا أَ وَ لَوْ کٰانَ آبٰاؤُهُمْ لاٰ یَعْلَمُونَ شَیْئاً وَ لاٰ یَهْتَدُونَ .

مائده (5) 104

قٰالُوا أَ جِئْتَنٰا لِنَعْبُدَ اللّٰهَ وَحْدَهُ وَ نَذَرَ مٰا کٰانَ یَعْبُدُ آبٰاؤُنٰا فَأْتِنٰا بِمٰا تَعِدُنٰا إِنْ کُنْتَ مِنَ الصّٰادِقِینَ

قٰالَ قَدْ وَقَعَ عَلَیْکُمْ مِنْ رَبِّکُمْ رِجْسٌ وَ غَضَبٌ أَ تُجٰادِلُونَنِی فِی أَسْمٰاءٍ سَمَّیْتُمُوهٰا أَنْتُمْ وَ آبٰاؤُکُمْ مٰا نَزَّلَ اللّٰهُ بِهٰا مِنْ سُلْطٰانٍ فَانْتَظِرُوا إِنِّی مَعَکُمْ مِنَ الْمُنْتَظِرِینَ . اعراف (7) 70 و 71

وَ إِذٰا قِیلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ قٰالُوا بَلْ نَتَّبِعُ مٰا وَجَدْنٰا عَلَیْهِ آبٰاءَنٰا أَ وَ لَوْ کٰانَ الشَّیْطٰانُ یَدْعُوهُمْ إِلیٰ عَذٰابِ السَّعِیرِ. لقمان (31) 21

بَلْ قٰالُوا إِنّٰا وَجَدْنٰا آبٰاءَنٰا عَلیٰ أُمَّةٍ وَ إِنّٰا عَلیٰ آثٰارِهِمْ مُهْتَدُونَ ... قٰالَ مُتْرَفُوهٰا إِنّٰا وَجَدْنٰا آبٰاءَنٰا عَلیٰ أُمَّةٍ وَ إِنّٰا عَلیٰ آثٰارِهِمْ مُقْتَدُونَ قٰالَ أَ وَ لَوْ جِئْتُکُمْ بِأَهْدیٰ مِمّٰا وَجَدْتُمْ عَلَیْهِ آبٰاءَکُمْ .... زخرف (43) 22 -\24

25. تقلید کور کورانه از دیگران، در صورت بی عقلی و هدایت نایافتگی آنان، کاری ناروا:

وَ إِذٰا قِیلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ قٰالُوا بَلْ نَتَّبِعُ مٰا أَلْفَیْنٰا عَلَیْهِ آبٰاءَنٰا أَ وَ لَوْ کٰانَ آبٰاؤُهُمْ لاٰ یَعْقِلُونَ


1) 1) . سؤال آیه، گویای آن است که حسن و قبح آن به عقل‌واگذار شده است

شَیْئاً وَ لاٰ یَهْتَدُونَ . بقره (2) 170

قُلْ هَلْ مِنْ شُرَکٰائِکُمْ مَنْ یَهْدِی إِلَی الْحَقِّ قُلِ اللّٰهُ یَهْدِی لِلْحَقِّ أَ فَمَنْ یَهْدِی إِلَی الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ یُتَّبَعَ أَمَّنْ لاٰ یَهِدِّی إِلاّٰ أَنْ یُهْدیٰ فَمٰا لَکُمْ کَیْفَ تَحْکُمُونَ . یونس (10) 35

... قٰالَ مُتْرَفُوهٰا إِنّٰا وَجَدْنٰا آبٰاءَنٰا عَلیٰ أُمَّةٍ وَ إِنّٰا عَلیٰ آثٰارِهِمْ مُقْتَدُونَ قٰالَ أَ وَ لَوْ جِئْتُکُمْ بِأَهْدیٰ مِمّٰا وَجَدْتُمْ عَلَیْهِ آبٰاءَکُمْ ....

زخرف (43) 23 و 24

24. جهل

26. جهل و جهالت، صفتی قبیح، از نظر عقل و عقلا:

وَ إِذْ قٰالَ مُوسیٰ ... قٰالَ أَعُوذُ بِاللّٰهِ أَنْ أَکُونَ مِنَ الْجٰاهِلِینَ . بقره (2) 67

... فَلاٰ تَکُونَنَّ مِنَ الْجٰاهِلِینَ . انعام (6) 35

... قُلْ هَلْ یَسْتَوِی الْأَعْمیٰ وَ الْبَصِیرُ أَ فَلاٰ تَتَفَکَّرُونَ . (1)انعام (6) 50

... وَ أَعْرِضْ عَنِ الْجٰاهِلِینَ . اعراف (7) 199

مَثَلُ الْفَرِیقَیْنِ کَالْأَعْمیٰ وَ الْأَصَمِّ وَ الْبَصِیرِ وَ السَّمِیعِ هَلْ یَسْتَوِیٰانِ مَثَلاً أَ فَلاٰ تَذَکَّرُونَ .

هود (11) 24

... فَلاٰ تَسْئَلْنِ مٰا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ إِنِّی أَعِظُکَ أَنْ تَکُونَ مِنَ الْجٰاهِلِینَ . هود (11) 46

... قُلْ هَلْ یَسْتَوِی الْأَعْمیٰ وَ الْبَصِیرُ أَمْ هَلْ تَسْتَوِی الظُّلُمٰاتُ وَ النُّورُ .... رعد (13) 16

أَ فَمَنْ یَعْلَمُ أَنَّمٰا أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ الْحَقُّ کَمَنْ هُوَ أَعْمیٰ إِنَّمٰا یَتَذَکَّرُ أُولُوا الْأَلْبٰابِ .

رعد (13) 19

وَ إِذٰا سَمِعُوا اللَّغْوَ أَعْرَضُوا عَنْهُ وَ قٰالُوا لَنٰا أَعْمٰالُنٰا وَ لَکُمْ أَعْمٰالُکُمْ سَلاٰمٌ عَلَیْکُمْ لاٰ نَبْتَغِی الْجٰاهِلِینَ . قصص (28) 55

... قُلْ هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَ الَّذِینَ لاٰ یَعْلَمُونَ إِنَّمٰا یَتَذَکَّرُ أُولُوا الْأَلْبٰابِ . زمر (39) 9

25. حق‌ناپذیری

27. حق‌ناپذیری و فراهم کردن زمینه‌های کور باطنی و ناتوانی از شنیدن حقایق، عملی قبیح از نظر عقل:

وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَریٰ عَلَی اللّٰهِ کَذِباً ...

اَلَّذِینَ یَصُدُّونَ عَنْ سَبِیلِ اللّٰهِ وَ یَبْغُونَهٰا عِوَجاً ... أُولٰئِکَ ... مٰا کٰانُوا یَسْتَطِیعُونَ السَّمْعَ وَ مٰا کٰانُوا یُبْصِرُونَ أُولٰئِکَ الَّذِینَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَ ضَلَّ عَنْهُمْ مٰا کٰانُوا یَفْتَرُونَ لاٰ جَرَمَ أَنَّهُمْ فِی الْآخِرَةِ هُمُ الْأَخْسَرُونَ إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّٰالِحٰاتِ وَ أَخْبَتُوا إِلیٰ رَبِّهِمْ أُولٰئِکَ أَصْحٰابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِیهٰا خٰالِدُونَ مَثَلُ الْفَرِیقَیْنِ کَالْأَعْمیٰ وَ الْأَصَمِّ وَ الْبَصِیرِ وَ السَّمِیعِ هَلْ یَسْتَوِیٰانِ مَثَلاً أَ فَلاٰ تَذَکَّرُونَ . هود (11) 18 -\24

26. خباثت

28. حکم عقل به خباثت و پستی برخی امور:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِنْ طَیِّبٰاتِ مٰا کَسَبْتُمْ وَ مِمّٰا أَخْرَجْنٰا لَکُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَ لاٰ تَیَمَّمُوا الْخَبِیثَ مِنْهُ تُنْفِقُونَ ... (2)بقره (2) 267

مٰا کٰانَ اللّٰهُ لِیَذَرَ الْمُؤْمِنِینَ عَلیٰ مٰا أَنْتُمْ عَلَیْهِ


1) 1) . استفهام انکاری است، یعنی علم و جهل یکسان نیست (مجمع البیان، ج 3 - 4، ص 470)، و چنین استفهامی از سوی خداوند حکیم از آن جهت است که پاسخش نزد عقلا بدیهی است

2) 2) .«خبیث»صفت هر چیز فاسدی است. به باقیماندۀ آهن ذوب شده به علت ردائت و پستی آن«خبث»گفته می‌شود. (ترتیب کتاب العین، ج 1، ص 456،«خبث»)

حَتّٰی یَمِیزَ الْخَبِیثَ مِنَ الطَّیِّبِ ....

آل‌عمران (3) 179

... وَ لاٰ تَتَبَدَّلُوا الْخَبِیثَ بِالطَّیِّبِ .... نساء (4) 2

قُلْ لاٰ یَسْتَوِی الْخَبِیثُ وَ الطَّیِّبُ وَ لَوْ أَعْجَبَکَ کَثْرَةُ الْخَبِیثِ فَاتَّقُوا اللّٰهَ یٰا أُولِی الْأَلْبٰابِ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ . مائده (5) 100

وَ الْبَلَدُ الطَّیِّبُ یَخْرُجُ نَبٰاتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَ الَّذِی خَبُثَ لاٰ یَخْرُجُ إِلاّٰ نَکِداً .... اعراف (7) 58

اَلَّذِینَ یَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِیَّ ... وَ یُحِلُّ لَهُمُ الطَّیِّبٰاتِ وَ یُحَرِّمُ عَلَیْهِمُ الْخَبٰائِثَ ....

اعراف (7) 157

لِیَمِیزَ اللّٰهُ الْخَبِیثَ مِنَ الطَّیِّبِ وَ یَجْعَلَ الْخَبِیثَ بَعْضَهُ عَلیٰ بَعْضٍ .... انفال (8) 37

وَ مَثَلُ کَلِمَةٍ خَبِیثَةٍ کَشَجَرَةٍ خَبِیثَةٍ اجْتُثَّتْ مِنْ فَوْقِ الْأَرْضِ مٰا لَهٰا مِنْ قَرٰارٍ. ابراهیم (14) 26

وَ لُوطاً ... وَ نَجَّیْنٰاهُ مِنَ الْقَرْیَةِ الَّتِی کٰانَتْ تَعْمَلُ الْخَبٰائِثَ .... انبیاء (21) 74

اَلْخَبِیثٰاتُ لِلْخَبِیثِینَ وَ الْخَبِیثُونَ لِلْخَبِیثٰاتِ وَ الطَّیِّبٰاتُ لِلطَّیِّبِینَ وَ الطَّیِّبُونَ لِلطَّیِّبٰاتِ ....

نور (24) 26

27. خسران‌طلبی

29. از دست دادن سرمایه و نابود کردن ارزشهای انسانی، با ایستادن در مقابل حق، عملی قبیح از نظر عقلی:

وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَریٰ عَلَی اللّٰهِ کَذِباً ...

اَلَّذِینَ یَصُدُّونَ عَنْ سَبِیلِ اللّٰهِ وَ یَبْغُونَهٰا عِوَجاً .... مٰا کٰانُوا یَسْتَطِیعُونَ السَّمْعَ وَ مٰا کٰانُوا یُبْصِرُونَ أُولٰئِکَ الَّذِینَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ ... لاٰ جَرَمَ أَنَّهُمْ فِی الْآخِرَةِ هُمُ الْأَخْسَرُونَ مَثَلُ الْفَرِیقَیْنِ کَالْأَعْمیٰ وَ الْأَصَمِّ وَ الْبَصِیرِ وَ السَّمِیعِ هَلْ یَسْتَوِیٰانِ مَثَلاً أَ فَلاٰ تَذَکَّرُونَ . هود (11) 18 -\22 و 24

28. خلف وعده

30. حکم عقلِ عملی، به قبحِ خلف وعده:

رَبَّنٰا إِنَّکَ جٰامِعُ النّٰاسِ لِیَوْمٍ لاٰ رَیْبَ فِیهِ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُخْلِفُ الْمِیعٰادَ. آل‌عمران (3) 9

رَبَّنٰا وَ آتِنٰا مٰا وَعَدْتَنٰا عَلیٰ رُسُلِکَ وَ لاٰ تُخْزِنٰا یَوْمَ الْقِیٰامَةِ إِنَّکَ لاٰ تُخْلِفُ الْمِیعٰادَ.

آل‌عمران (3) 194

فَأَعْقَبَهُمْ نِفٰاقاً فِی قُلُوبِهِمْ إِلیٰ یَوْمِ یَلْقَوْنَهُ بِمٰا أَخْلَفُوا اللّٰهَ مٰا وَعَدُوهُ وَ بِمٰا کٰانُوا یَکْذِبُونَ .

توبه (9) 77

وَ مٰا کٰانَ اسْتِغْفٰارُ إِبْرٰاهِیمَ لِأَبِیهِ إِلاّٰ عَنْ مَوْعِدَةٍ وَعَدَهٰا إِیّٰاهُ فَلَمّٰا تَبَیَّنَ لَهُ أَنَّهُ عَدُوٌّ لِلّٰهِ تَبَرَّأَ مِنْهُ إِنَّ إِبْرٰاهِیمَ لَأَوّٰاهٌ حَلِیمٌ . توبه (9) 114

وَ لَوْ أَنَّ قُرْآناً سُیِّرَتْ بِهِ الْجِبٰالُ أَوْ قُطِّعَتْ بِهِ الْأَرْضُ أَوْ کُلِّمَ بِهِ الْمَوْتیٰ بَلْ لِلّٰهِ الْأَمْرُ جَمِیعاً أَ فَلَمْ یَیْأَسِ الَّذِینَ آمَنُوا أَنْ لَوْ یَشٰاءُ اللّٰهُ لَهَدَی النّٰاسَ جَمِیعاً وَ لاٰ یَزٰالُ الَّذِینَ کَفَرُوا تُصِیبُهُمْ بِمٰا صَنَعُوا قٰارِعَةٌ أَوْ تَحُلُّ قَرِیباً مِنْ دٰارِهِمْ حَتّٰی یَأْتِیَ وَعْدُ اللّٰهِ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُخْلِفُ الْمِیعٰادَ.

رعد (13) 31

فَلاٰ تَحْسَبَنَّ اللّٰهَ مُخْلِفَ وَعْدِهِ رُسُلَهُ إِنَّ اللّٰهَ عَزِیزٌ ذُو انتِقٰامٍ . ابراهیم (14) 47

وَ یَسْتَعْجِلُونَکَ بِالْعَذٰابِ وَ لَنْ یُخْلِفَ اللّٰهُ وَعْدَهُ وَ إِنَّ یَوْماً عِنْدَ رَبِّکَ کَأَلْفِ سَنَةٍ مِمّٰا تَعُدُّونَ .

حجّ (22) 47

وَعْدَ اللّٰهِ لاٰ یُخْلِفُ اللّٰهُ وَعْدَهُ وَ لٰکِنَّ أَکْثَرَ

اَلنّٰاسِ لاٰ یَعْلَمُونَ . روم (30) 6

لٰکِنِ الَّذِینَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ لَهُمْ غُرَفٌ مِنْ فَوْقِهٰا غُرَفٌ مَبْنِیَّةٌ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهٰارُ وَعْدَ اللّٰهِ لاٰ یُخْلِفُ اللّٰهُ الْمِیعٰادَ. زمر (39) 20

29. خیانت

31. خیانت، عملی زشت و قبیح، از نظر عقل:

قٰالَ مٰا خَطْبُکُنَّ إِذْ رٰاوَدْتُنَّ یُوسُفَ عَنْ نَفْسِهِ ... ذٰلِکَ لِیَعْلَمَ أَنِّی لَمْ أَخُنْهُ بِالْغَیْبِ ....

یوسف (12) 51 و 52

30. دروغگویی

32. دروغگویی، مورد نفرت و انکار همگانی و قبیح:

فَمَنْ حَاجَّکَ فِیهِ مِنْ بَعْدِ مٰا جٰاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ ... فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللّٰهِ عَلَی الْکٰاذِبِینَ .

آل‌عمران (3) 61

قٰالَ الْمَلَأُ الَّذِینَ کَفَرُوا ... وَ إِنّٰا لَنَظُنُّکَ مِنَ الْکٰاذِبِینَ . اعراف (7) 66

... وَ سَیَحْلِفُونَ بِاللّٰهِ لَوِ اسْتَطَعْنٰا لَخَرَجْنٰا مَعَکُمْ ... یَعْلَمُ إِنَّهُمْ لَکٰاذِبُونَ عَفَا اللّٰهُ عَنْکَ لِمَ أَذِنْتَ لَهُمْ حَتّٰی یَتَبَیَّنَ لَکَ الَّذِینَ صَدَقُوا وَ تَعْلَمَ الْکٰاذِبِینَ . توبه (9) 42 و 43

وَ الَّذِینَ اتَّخَذُوا مَسْجِداً ضِرٰاراً ... وَ لَیَحْلِفُنَّ إِنْ أَرَدْنٰا إِلاَّ الْحُسْنیٰ وَ اللّٰهُ یَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَکٰاذِبُونَ .

توبه (9) 107

فَقٰالَ الْمَلَأُ الَّذِینَ کَفَرُوا ... مٰا نَریٰ لَکُمْ عَلَیْنٰا مِنْ فَضْلٍ بَلْ نَظُنُّکُمْ کٰاذِبِینَ . هود (11) 27

... وَ شَهِدَ شٰاهِدٌ مِنْ أَهْلِهٰا إِنْ کٰانَ قَمِیصُهُ قُدَّ مِنْ قُبُلٍ فَصَدَقَتْ وَ هُوَ مِنَ الْکٰاذِبِینَ .

یوسف (12) 26

وَ إِنْ کٰانَ قَمِیصُهُ قُدَّ مِنْ دُبُرٍ فَکَذَبَتْ ....

یوسف (12) 27

قٰالُوا فَمٰا جَزٰاؤُهُ إِنْ کُنْتُمْ کٰاذِبِینَ . یوسف (12) 74

... وَ لِیَعْلَمَ الَّذِینَ کَفَرُوا أَنَّهُمْ کٰانُوا کٰاذِبِینَ .

نحل (16) 39

وَ إِذٰا رَأَی الَّذِینَ أَشْرَکُوا شُرَکٰاءَهُمْ قٰالُوا ... فَأَلْقَوْا إِلَیْهِمُ الْقَوْلَ إِنَّکُمْ لَکٰاذِبُونَ .

نحل (16) 86

إِنَّمٰا یَفْتَرِی الْکَذِبَ الَّذِینَ لاٰ یُؤْمِنُونَ بِآیٰاتِ اللّٰهِ وَ أُولٰئِکَ هُمُ الْکٰاذِبُونَ . نحل (16) 105

بَلْ أَتَیْنٰاهُمْ بِالْحَقِّ وَ إِنَّهُمْ لَکٰاذِبُونَ .

مؤمنون (23) 90

وَ الْخٰامِسَةُ أَنَّ لَعْنَتَ اللّٰهِ عَلَیْهِ إِنْ کٰانَ مِنَ الْکٰاذِبِینَ

وَ یَدْرَؤُا عَنْهَا الْعَذٰابَ أَنْ تَشْهَدَ أَرْبَعَ شَهٰادٰاتٍ بِاللّٰهِ إِنَّهُ لَمِنَ الْکٰاذِبِینَ .

نور (24) 7 و 8

لَوْ لاٰ جٰاؤُ عَلَیْهِ بِأَرْبَعَةِ شُهَدٰاءَ فَإِذْ لَمْ یَأْتُوا بِالشُّهَدٰاءِ فَأُولٰئِکَ عِنْدَ اللّٰهِ هُمُ الْکٰاذِبُونَ .

نور (24) 13

وَ مٰا أَنْتَ إِلاّٰ بَشَرٌ مِثْلُنٰا وَ إِنْ نَظُنُّکَ لَمِنَ الْکٰاذِبِینَ .

شعراء (26) 186

یُلْقُونَ السَّمْعَ وَ أَکْثَرُهُمْ کٰاذِبُونَ .

شعراء (26) 223

قٰالَ سَنَنْظُرُ أَ صَدَقْتَ أَمْ کُنْتَ مِنَ الْکٰاذِبِینَ .

نمل (27) 27

وَ قٰالَ فِرْعَوْنُ ... لَعَلِّی أَطَّلِعُ إِلیٰ إِلٰهِ مُوسیٰ وَ إِنِّی لَأَظُنُّهُ مِنَ الْکٰاذِبِینَ . قصص (28) 38

... فَلَیَعْلَمَنَّ اللّٰهُ الَّذِینَ صَدَقُوا وَ لَیَعْلَمَنَّ الْکٰاذِبِینَ . عنکبوت (29) 3

... وَ مٰا هُمْ بِحٰامِلِینَ مِنْ خَطٰایٰاهُمْ مِنْ شَیْءٍ إِنَّهُمْ لَکٰاذِبُونَ . عنکبوت (29) 12

وَلَدَ اللّٰهُ وَ إِنَّهُمْ لَکٰاذِبُونَ . صافّات (37) 152

وَ عَجِبُوا أَنْ جٰاءَهُمْ مُنْذِرٌ مِنْهُمْ وَ قٰالَ الْکٰافِرُونَ هٰذٰا سٰاحِرٌ کَذّٰابٌ . ص (38) 4

إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ هٰامٰانَ وَ قٰارُونَ فَقٰالُوا سٰاحِرٌ کَذّٰابٌ . غافر (40) 24

وَ قٰالَ رَجُلٌ مُؤْمِنٌ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ ... وَ إِنْ یَکُ کٰاذِباً فَعَلَیْهِ کَذِبُهُ .... غافر (40) 28

... وَ إِنِّی لَأَظُنُّهُ کٰاذِباً وَ کَذٰلِکَ زُیِّنَ لِفِرْعَوْنَ سُوءُ عَمَلِهِ ... إِلاّٰ فِی تَبٰابٍ . غافر (40) 37

أَ أُلْقِیَ الذِّکْرُ عَلَیْهِ مِنْ بَیْنِنٰا بَلْ هُوَ کَذّٰابٌ أَشِرٌ.

قمر (54) 25

یَوْمَ یَبْعَثُهُمُ اللّٰهُ جَمِیعاً فَیَحْلِفُونَ ... أَلاٰ إِنَّهُمْ هُمُ الْکٰاذِبُونَ . مجادله (58) 18

أَ لَمْ تَرَ إِلَی الَّذِینَ نٰافَقُوا ... وَ اللّٰهُ یَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَکٰاذِبُونَ . حشر (59) 11

... وَ اللّٰهُ یَشْهَدُ إِنَّ الْمُنٰافِقِینَ لَکٰاذِبُونَ .

منافقون (63) 1

نیز ==> دروغ

31. زنا

33. زنا، عملی زشت و قبیح، از نظر عقلی و انحرافی آشکار نزد عقلا:

وَ لاٰ تَقْرَبُوا الزِّنیٰ إِنَّهُ کٰانَ فٰاحِشَةً وَ سٰاءَ سَبِیلاً. (1)

اسراء (17) 32

32. سرقت

34. سرقت و دزدی، عملی مورد انکار همگان و قبیح، از نظر عرف جامعه:

... ثُمَّ أَذَّنَ مُؤَذِّنٌ أَیَّتُهَا الْعِیرُ إِنَّکُمْ لَسٰارِقُونَ قٰالُوا تَاللّٰهِ لَقَدْ عَلِمْتُمْ مٰا جِئْنٰا لِنُفْسِدَ فِی الْأَرْضِ وَ مٰا کُنّٰا سٰارِقِینَ قٰالُوا إِنْ یَسْرِقْ فَقَدْ سَرَقَ أَخٌ لَهُ مِنْ قَبْلُ .... یوسف (12) 70 و 73 و 77

33. ظلم

35. ظلم و ستم، عملی قبیح، از نظر عقل و عقلا:

... وَ لاٰ تَقْرَبٰا هٰذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَکُونٰا مِنَ الظّٰالِمِینَ . بقره (2) 35

... وَ مٰا ظَلَمُونٰا وَ لٰکِنْ کٰانُوا أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ .

بقره (2) 57

وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ مَنَعَ مَسٰاجِدَ اللّٰهِ أَنْ یُذْکَرَ فِیهَا اسْمُهُ .... بقره (2) 114

... قٰالَ إِنِّی جٰاعِلُکَ لِلنّٰاسِ إِمٰاماً قٰالَ وَ مِنْ ذُرِّیَّتِی قٰالَ لاٰ یَنٰالُ عَهْدِی الظّٰالِمِینَ . بقره (2) 124

... وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ کَتَمَ شَهٰادَةً عِنْدَهُ مِنَ اللّٰهِ ....

بقره (2) 140

... وَ لَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوٰاءَهُمْ مِنْ بَعْدِ مٰا جٰاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ إِنَّکَ إِذاً لَمِنَ الظّٰالِمِینَ . بقره (2) 145

وَ إِذٰا طَلَّقْتُمُ النِّسٰاءَ ... وَ لاٰ تُمْسِکُوهُنَّ ضِرٰاراً لِتَعْتَدُوا وَ مَنْ یَفْعَلْ ذٰلِکَ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ ....

بقره (2) 231

مَثَلُ مٰا یُنْفِقُونَ فِی هٰذِهِ الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا کَمَثَلِ رِیحٍ فِیهٰا صِرٌّ أَصٰابَتْ حَرْثَ قَوْمٍ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ فَأَهْلَکَتْهُ وَ مٰا ظَلَمَهُمُ اللّٰهُ وَ لٰکِنْ أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ . آل‌عمران (3) 117

... وَ أَنَّ اللّٰهَ لَیْسَ بِظَلاّٰمٍ لِلْعَبِیدِ. آل‌عمران (3) 182


1) 1) . جملۀ«انّه کان فاحشه و ساء سبیلاً»تعلیل برای نهی اززنا است. بیان چنین تعلیلی از ناحیۀ خداوند، گویای این حقیقت است که زشتی زنا برای انسانها از نظر عقلی روشن است، زیرا اگر بدی فحشا از نظر شرعی مورد نظر باشد، لازم می‌آید که زنای مورد نهی خدا به خودش تعلیل شده باشدو این محال است. (التفسیر الکبیر، ج 7، ص 331)

إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یَظْلِمُ مِثْقٰالَ ذَرَّةٍ .... نساء (4) 40

وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَریٰ عَلَی اللّٰهِ کَذِباً أَوْ کَذَّبَ بِآیٰاتِهِ إِنَّهُ لاٰ یُفْلِحُ الظّٰالِمُونَ . انعام (6) 21

وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَریٰ عَلَی اللّٰهِ کَذِباً ... وَ لَوْ تَریٰ إِذِ الظّٰالِمُونَ فِی غَمَرٰاتِ الْمَوْتِ ....

انعام (6) 93

... فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَریٰ عَلَی اللّٰهِ کَذِباً ... إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یَهْدِی الْقَوْمَ الظّٰالِمِینَ . انعام (6) 144

... فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ کَذَّبَ بِآیٰاتِ اللّٰهِ ....

انعام (6) 157

وَ کَمْ مِنْ قَرْیَةٍ أَهْلَکْنٰاهٰا .... قٰالُوا إِنّٰا کُنّٰا ظٰالِمِینَ . اعراف (7) 4 و 5

... وَ لاٰ تَقْرَبٰا هٰذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَکُونٰا مِنَ الظّٰالِمِینَ . اعراف (7) 19

فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَریٰ عَلَی اللّٰهِ کَذِباً ....

اعراف (7) 37

... وَ مٰا ظَلَمُونٰا وَ لٰکِنْ کٰانُوا أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ .

اعراف (7) 160

... وَ أَنَّ اللّٰهَ لَیْسَ بِظَلاّٰمٍ لِلْعَبِیدِ. انفال (8) 51

... وَ أَغْرَقْنٰا آلَ فِرْعَوْنَ وَ کُلٌّ کٰانُوا ظٰالِمِینَ .

انفال (8) 54

... مِنْهٰا أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ ذٰلِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ فَلاٰ تَظْلِمُوا فِیهِنَّ أَنْفُسَکُمْ .... توبه (9) 36

... فَمٰا کٰانَ اللّٰهُ لِیَظْلِمَهُمْ وَ لٰکِنْ کٰانُوا أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ . توبه (9) 70

فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَریٰ عَلَی اللّٰهِ کَذِباً ....

یونس (10) 17

إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یَظْلِمُ النّٰاسَ شَیْئاً وَ لٰکِنَّ النّٰاسَ أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ

وَ لَوْ أَنَّ لِکُلِّ نَفْسٍ ظَلَمَتْ مٰا فِی الْأَرْضِ لاَفْتَدَتْ بِهِ ... وَ قُضِیَ بَیْنَهُمْ بِالْقِسْطِ وَ هُمْ لاٰ یُظْلَمُونَ . یونس (10) 44 و 54

وَ لاٰ تَدْعُ مِنْ دُونِ اللّٰهِ مٰا لاٰ یَنْفَعُکَ وَ لاٰ یَضُرُّکَ فَإِنْ فَعَلْتَ فَإِنَّکَ إِذاً مِنَ الظّٰالِمِینَ .

یونس (10) 106

وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَریٰ عَلَی اللّٰهِ کَذِباً ... أَلاٰ لَعْنَةُ اللّٰهِ عَلَی الظّٰالِمِینَ . هود (11) 18

وَ لاٰ أَقُولُ لَکُمْ ... وَ لاٰ أَقُولُ ... اَللّٰهُ أَعْلَمُ بِمٰا فِی أَنْفُسِهِمْ إِنِّی إِذاً لَمِنَ الظّٰالِمِینَ . هود (11) 31

وَ مٰا ظَلَمْنٰاهُمْ وَ لٰکِنْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ....

هود (11) 101

... وَ اتَّبَعَ الَّذِینَ ظَلَمُوا مٰا أُتْرِفُوا فِیهِ وَ کٰانُوا مُجْرِمِینَ وَ مٰا کٰانَ رَبُّکَ لِیُهْلِکَ الْقُریٰ بِظُلْمٍ وَ أَهْلُهٰا مُصْلِحُونَ . هود (11) 116 و 117

قٰالَ مَعٰاذَ اللّٰهِ أَنْ نَأْخُذَ إِلاّٰ مَنْ وَجَدْنٰا مَتٰاعَنٰا عِنْدَهُ إِنّٰا إِذاً لَظٰالِمُونَ . یوسف (12) 79

اَلَّذِینَ تَتَوَفّٰاهُمُ الْمَلاٰئِکَةُ ظٰالِمِی أَنْفُسِهِمْ ....

نحل (16) 28

... وَ مٰا ظَلَمَهُمُ اللّٰهُ وَ لٰکِنْ کٰانُوا أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ . نحل (16) 33

وَ لَوْ یُؤٰاخِذُ اللّٰهُ النّٰاسَ بِظُلْمِهِمْ مٰا تَرَکَ عَلَیْهٰا مِنْ دَابَّةٍ .... نحل (16) 61

... وَ مٰا ظَلَمْنٰاهُمْ وَ لٰکِنْ کٰانُوا أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ .

نحل (16) 118

... وَ لاٰ یَظْلِمُ رَبُّکَ أَحَداً. کهف (18) 49

وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ ذُکِّرَ بِآیٰاتِ رَبِّهِ فَأَعْرَضَ عَنْهٰا .... کهف (18) 57

قٰالَ أَمّٰا مَنْ ظَلَمَ فَسَوْفَ نُعَذِّبُهُ ثُمَّ یُرَدُّ إِلیٰ رَبِّهِ فَیُعَذِّبُهُ عَذٰاباً نُکْراً. کهف (18) 87

وَ لَئِنْ مَسَّتْهُمْ نَفْحَةٌ مِنْ عَذٰابِ رَبِّکَ لَیَقُولُنَّ یٰا وَیْلَنٰا إِنّٰا کُنّٰا ظٰالِمِینَ

وَ نَضَعُ الْمَوٰازِینَ الْقِسْطَ لِیَوْمِ الْقِیٰامَةِ فَلاٰ تُظْلَمُ نَفْسٌ شَیْئاً ....

انبیاء (21) 46 و 47

قٰالُوا مَنْ فَعَلَ هٰذٰا بِآلِهَتِنٰا إِنَّهُ لَمِنَ الظّٰالِمِینَ .

انبیاء (21) 59

فَرَجَعُوا إِلیٰ أَنْفُسِهِمْ فَقٰالُوا إِنَّکُمْ أَنْتُمُ الظّٰالِمُونَ . انبیاء (21) 64

... وَ أَنَّ اللّٰهَ لَیْسَ بِظَلاّٰمٍ لِلْعَبِیدِ. حج (22) 10

... فَقُلِ الْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِی نَجّٰانٰا مِنَ الْقَوْمِ الظّٰالِمِینَ . مؤمنون (23) 28

... فَبُعْداً لِلْقَوْمِ الظّٰالِمِینَ . مؤمنون (23) 41

... وَ لَدَیْنٰا کِتٰابٌ یَنْطِقُ بِالْحَقِّ وَ هُمْ لاٰ یُظْلَمُونَ .

مؤمنون (23) 62

رَبِّ فَلاٰ تَجْعَلْنِی فِی الْقَوْمِ الظّٰالِمِینَ .

مؤمنون (23) 94

ذِکْریٰ وَ مٰا کُنّٰا ظٰالِمِینَ . شعراء (26) 209

... وَ مٰا کُنّٰا مُهْلِکِی الْقُریٰ إِلاّٰ وَ أَهْلُهٰا ظٰالِمُونَ .

قصص (28) 59

... وَ مٰا کٰانَ اللّٰهُ لِیَظْلِمَهُمْ وَ لٰکِنْ کٰانُوا أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ . عنکبوت (29) 40

وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَریٰ عَلَی اللّٰهِ کَذِباً ....

عنکبوت (29) 68

... فَمٰا کٰانَ اللّٰهُ لِیَظْلِمَهُمْ وَ لٰکِنْ کٰانُوا أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ . روم (30) 9

وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ ذُکِّرَ بِآیٰاتِ رَبِّهِ ثُمَّ أَعْرَضَ عَنْهٰا .... سجده (32) 22

فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ کَذَبَ عَلَی اللّٰهِ .... زمر (39) 32

... وَ مٰا رَبُّکَ بِظَلاّٰمٍ لِلْعَبِیدِ. فصّلت (41) 46

وَ مٰا ظَلَمْنٰاهُمْ وَ لٰکِنْ کٰانُوا هُمُ الظّٰالِمِینَ .

زخرف (43) 76

وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَریٰ عَلَی اللّٰهِ الْکَذِبَ ... وَ اللّٰهُ لاٰ یَهْدِی الْقَوْمَ الظّٰالِمِینَ . صفّ (61) 7

... وَ مَنْ یَتَعَدَّ حُدُودَ اللّٰهِ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ ....

طلاق (65) 1

34. عبادت معبود ناتوان

36. پرستش موجود ناتوان و غیر قادر بر اعطای روزی، قبیح از نظر عقل و عقلا:

وَ یَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللّٰهِ مٰا لاٰ یَمْلِکُ لَهُمْ رِزْقاً مِنَ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ شَیْئاً وَ لاٰ یَسْتَطِیعُونَ

ضَرَبَ اللّٰهُ مَثَلاً عَبْداً مَمْلُوکاً لاٰ یَقْدِرُ عَلیٰ شَیْءٍ وَ مَنْ رَزَقْنٰاهُ مِنّٰا رِزْقاً حَسَناً فَهُوَ یُنْفِقُ مِنْهُ سِرًّا وَ جَهْراً هَلْ یَسْتَوُونَ .... نحل (16) 73 و 75

إِذْ قٰالَ لِأَبِیهِ یٰا أَبَتِ لِمَ تَعْبُدُ مٰا لاٰ یَسْمَعُ وَ لاٰ یُبْصِرُ وَ لاٰ یُغْنِی عَنْکَ شَیْئاً. مریم (19) 42

35. عقاب بلابیان

37. عقاب انسانها در برابر عمل خلاف، قبل از بیان، عملی قبیح از نظر عقل:

... وَ مٰا کُنّٰا مُعَذِّبِینَ حَتّٰی نَبْعَثَ رَسُولاً.

اسراء (17) 15

36. عهدشکنی

38. پیمان‌شکنی، قبیح و ناروا:

أَ وَ کُلَّمٰا عٰاهَدُوا عَهْداً نَبَذَهُ فَرِیقٌ مِنْهُمْ بَلْ أَکْثَرُهُمْ لاٰ یُؤْمِنُونَ . بقره (2) 100

وَ إِنْ أَرَدْتُمُ اسْتِبْدٰالَ زَوْجٍ مَکٰانَ زَوْجٍ وَ آتَیْتُمْ إِحْدٰاهُنَّ قِنْطٰاراً فَلاٰ تَأْخُذُوا مِنْهُ شَیْئاً أَ تَأْخُذُونَهُ بُهْتٰاناً وَ إِثْماً مُبِیناً. نساء (4) 20

وَ مٰا وَجَدْنٰا لِأَکْثَرِهِمْ مِنْ عَهْدٍ .... اعراف (7) 102

إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللّٰهِ ... الَّذِینَ عٰاهَدْتَ مِنْهُمْ ثُمَّ یَنْقُضُونَ عَهْدَهُمْ فِی کُلِّ مَرَّةٍ وَ هُمْ لاٰ یَتَّقُونَ وَ إِمّٰا تَخٰافَنَّ مِنْ قَوْمٍ خِیٰانَةً فَانْبِذْ إِلَیْهِمْ عَلیٰ سَوٰاءٍ .... انفال (8) 55 و 56 و 58

وَ إِنْ یُرِیدُوا خِیٰانَتَکَ فَقَدْ خٰانُوا اللّٰهَ مِنْ قَبْلُ ....

انفال (8) 71

إِلاَّ الَّذِینَ عٰاهَدْتُمْ مِنَ الْمُشْرِکِینَ ثُمَّ لَمْ یَنْقُصُوکُمْ شَیْئاً وَ لَمْ یُظٰاهِرُوا عَلَیْکُمْ أَحَداً فَأَتِمُّوا إِلَیْهِمْ عَهْدَهُمْ إِلیٰ مُدَّتِهِمْ ... وَ إِنْ نَکَثُوا أَیْمٰانَهُمْ مِنْ بَعْدِ عَهْدِهِمْ ... فَقٰاتِلُوا أَئِمَّةَ الْکُفْرِ إِنَّهُمْ لاٰ أَیْمٰانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ یَنْتَهُونَ .

توبه (9) 4 و 12

وَ أَوْفُوا بِعَهْدِ اللّٰهِ إِذٰا عٰاهَدْتُمْ وَ لاٰ تَنْقُضُوا الْأَیْمٰانَ بَعْدَ تَوْکِیدِهٰا وَ قَدْ جَعَلْتُمُ اللّٰهَ عَلَیْکُمْ کَفِیلاً إِنَّ اللّٰهَ یَعْلَمُ مٰا تَفْعَلُونَ

وَ لاٰ تَکُونُوا کَالَّتِی نَقَضَتْ غَزْلَهٰا مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ أَنْکٰاثاً تَتَّخِذُونَ أَیْمٰانَکُمْ دَخَلاً بَیْنَکُمْ ....

نحل (16) 91 و 92

37. غصب مال مردم

39. تصرف مال مردم به ناحق، ناروا و قبیح:

وَ لاٰ تَأْکُلُوا أَمْوٰالَکُمْ بَیْنَکُمْ بِالْبٰاطِلِ وَ تُدْلُوا بِهٰا إِلَی الْحُکّٰامِ لِتَأْکُلُوا فَرِیقاً مِنْ أَمْوٰالِ النّٰاسِ بِالْإِثْمِ وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ . بقره (2) 188

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاٰ تَأْکُلُوا أَمْوٰالَکُمْ بَیْنَکُمْ بِالْبٰاطِلِ إِلاّٰ أَنْ تَکُونَ تِجٰارَةً عَنْ تَرٰاضٍ مِنْکُمْ .... نساء (4) 29

وَ أَخْذِهِمُ الرِّبَوا وَ قَدْ نُهُوا عَنْهُ وَ أَکْلِهِمْ أَمْوٰالَ النّٰاسِ بِالْبٰاطِلِ .... نساء (4) 161

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّ کَثِیراً مِنَ الْأَحْبٰارِ وَ الرُّهْبٰانِ لَیَأْکُلُونَ أَمْوٰالَ النّٰاسِ بِالْبٰاطِلِ ... (1)

توبه (9) 34

38. غفلت از نجات خود

40. غفلت از نجات خود از جهنّمی شدن، در تعارض با عقل و شایستۀ سرزنش، به جهت قبح عقلی آن:

وَ قٰالُوا لَوْ کُنّٰا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مٰا کُنّٰا فِی أَصْحٰابِ السَّعِیرِ. ملک (67) 10

39. فساد

41. فساد، قبیح از نظر عقل:

وَ إِذٰا قِیلَ لَهُمْ لاٰ تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ قٰالُوا إِنَّمٰا نَحْنُ مُصْلِحُونَ . (2)بقره (2) 11

أَلاٰ إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَ لٰکِنْ لاٰ یَشْعُرُونَ .

بقره (2) 12

اَلَّذِینَ یَنْقُضُونَ عَهْدَ اللّٰهِ ... وَ یُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ أُولٰئِکَ هُمُ الْخٰاسِرُونَ . بقره (2) 27

وَ إِذْ قٰالَ رَبُّکَ لِلْمَلاٰئِکَةِ إِنِّی جٰاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَةً قٰالُوا أَ تَجْعَلُ فِیهٰا مَنْ یُفْسِدُ فِیهٰا ....

بقره (2) 30

... وَ لاٰ تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ . بقره (2) 60

وَ إِذٰا تَوَلّٰی سَعیٰ فِی الْأَرْضِ لِیُفْسِدَ فِیهٰا ... وَ اللّٰهُ لاٰ یُحِبُّ الْفَسٰادَ. بقره (2) 205

... وَ اللّٰهُ یَعْلَمُ الْمُفْسِدَ مِنَ الْمُصْلِحِ ....

بقره (2) 220


1) 1) . خطاب به مردم در آیۀ شریفه گویای آن است که‌موضوع برای مردم روشن بوده و داوری آنان در مورد قبح آن قطعی بوده است

2) 2) .«فسد»ضدّ«صلح»(القاموس‌المحیط، ج 1، ص 444،«فسد») و«فساد»ضد صلاح است. (لسان‌العرب، ج 10، ص 261،«فسد»)

... وَ لَوْ لاٰ دَفْعُ اللّٰهِ النّٰاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَفَسَدَتِ الْأَرْضُ .... بقره (2) 251

فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّ اللّٰهَ عَلِیمٌ بِالْمُفْسِدِینَ .

آل‌عمران (3) 63

مِنْ أَجْلِ ذٰلِکَ کَتَبْنٰا عَلیٰ بَنِی إِسْرٰائِیلَ أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَیْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسٰادٍ فِی الْأَرْضِ فَکَأَنَّمٰا قَتَلَ النّٰاسَ جَمِیعاً .... مائده (5) 32

إِنَّمٰا جَزٰاءُ الَّذِینَ یُحٰارِبُونَ اللّٰهَ وَ رَسُولَهُ وَ یَسْعَوْنَ فِی الْأَرْضِ فَسٰاداً أَنْ یُقَتَّلُوا ....

مائده (5) 33

وَ قٰالَتِ الْیَهُودُ ... وَ یَسْعَوْنَ فِی الْأَرْضِ فَسٰاداً وَ اللّٰهُ لاٰ یُحِبُّ الْمُفْسِدِینَ . مائده (5) 64

وَ لاٰ تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاٰحِهٰا ....

اعراف (7) 56

... وَ لاٰ تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ . اعراف (7) 74

... وَ لاٰ تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاٰحِهٰا ....

اعراف (7) 85

... وَ انْظُرُوا کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ الْمُفْسِدِینَ .

اعراف (7) 86

... فَانْظُرْ کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ الْمُفْسِدِینَ .

اعراف (7) 103

وَ قٰالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِ فِرْعَوْنَ أَ تَذَرُ مُوسیٰ وَ قَوْمَهُ لِیُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ .... اعراف (7) 127

... وَ لاٰ تَتَّبِعْ سَبِیلَ الْمُفْسِدِینَ . اعراف (7) 142

وَ الَّذِینَ کَفَرُوا بَعْضُهُمْ أَوْلِیٰاءُ بَعْضٍ إِلاّٰ تَفْعَلُوهُ تَکُنْ فِتْنَةٌ فِی الْأَرْضِ وَ فَسٰادٌ کَبِیرٌ. انفال (8) 73

... وَ رَبُّکَ أَعْلَمُ بِالْمُفْسِدِینَ . یونس (10) 40

... إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُصْلِحُ عَمَلَ الْمُفْسِدِینَ .

یونس (10) 81

... وَ کُنْتَ مِنَ الْمُفْسِدِینَ . یونس (10) 91

... وَ لاٰ تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ . هود (11) 85

فَلَوْ لاٰ کٰانَ مِنَ الْقُرُونِ مِنْ قَبْلِکُمْ أُولُوا بَقِیَّةٍ یَنْهَوْنَ عَنِ الْفَسٰادِ فِی الْأَرْضِ .... هود (11) 116

قٰالُوا تَاللّٰهِ لَقَدْ عَلِمْتُمْ مٰا جِئْنٰا لِنُفْسِدَ فِی الْأَرْضِ وَ مٰا کُنّٰا سٰارِقِینَ . یوسف (12) 73

وَ الَّذِینَ یَنْقُضُونَ عَهْدَ اللّٰهِ ... وَ یُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ أُولٰئِکَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ .... رعد (13) 25

اَلَّذِینَ کَفَرُوا ... زِدْنٰاهُمْ عَذٰاباً فَوْقَ الْعَذٰابِ بِمٰا کٰانُوا یُفْسِدُونَ . نحل (16) 88

وَ قَضَیْنٰا إِلیٰ بَنِی إِسْرٰائِیلَ فِی الْکِتٰابِ لَتُفْسِدُنَّ فِی الْأَرْضِ مَرَّتَیْنِ .... اسراء (17) 4

قٰالُوا یٰا ذَا الْقَرْنَیْنِ إِنَّ یَأْجُوجَ وَ مَأْجُوجَ مُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ فَهَلْ نَجْعَلُ لَکَ خَرْجاً عَلیٰ أَنْ تَجْعَلَ بَیْنَنٰا وَ بَیْنَهُمْ سَدًّا. کهف (18) 94

لَوْ کٰانَ فِیهِمٰا آلِهَةٌ إِلاَّ اللّٰهُ لَفَسَدَتٰا ....

انبیاء (21) 22

وَ لَوِ اتَّبَعَ الْحَقُّ أَهْوٰاءَهُمْ لَفَسَدَتِ السَّمٰاوٰاتُ وَ الْأَرْضُ .... مؤمنون (23) 71

اَلَّذِینَ یُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ وَ لاٰ یُصْلِحُونَ .

شعراء (26) 152

... وَ لاٰ تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ .

شعراء (26) 183

... کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ الْمُفْسِدِینَ . نمل (27) 14

قٰالَتْ إِنَّ الْمُلُوکَ إِذٰا دَخَلُوا قَرْیَةً أَفْسَدُوهٰا ....

نمل (27) 34

وَ کٰانَ فِی الْمَدِینَةِ تِسْعَةُ رَهْطٍ یُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ وَ لاٰ یُصْلِحُونَ . نمل (27) 48

إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلاٰ فِی الْأَرْضِ ... إِنَّهُ کٰانَ مِنَ الْمُفْسِدِینَ . قصص (28) 4

... وَ لاٰ تَبْغِ الْفَسٰادَ فِی الْأَرْضِ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْمُفْسِدِینَ . قصص (28) 77

تِلْکَ الدّٰارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهٰا لِلَّذِینَ ... وَ لاٰ فَسٰاداً وَ الْعٰاقِبَةُ لِلْمُتَّقِینَ . قصص (28) 83

قٰالَ رَبِّ انْصُرْنِی عَلَی الْقَوْمِ الْمُفْسِدِینَ .

عنکبوت (29) 30

... وَ لاٰ تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ .

عنکبوت (29) 36

ظَهَرَ الْفَسٰادُ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِمٰا کَسَبَتْ أَیْدِی النّٰاسِ لِیُذِیقَهُمْ بَعْضَ الَّذِی عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ . روم (30) 41

أَمْ نَجْعَلُ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّٰالِحٰاتِ کَالْمُفْسِدِینَ فِی الْأَرْضِ .... ص (38) 28

وَ قٰالَ فِرْعَوْنُ ... إِنِّی أَخٰافُ ... أَوْ أَنْ یُظْهِرَ فِی الْأَرْضِ الْفَسٰادَ. غافر (40) 26

فَهَلْ عَسَیْتُمْ إِنْ تَوَلَّیْتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ وَ تُقَطِّعُوا أَرْحٰامَکُمْ . محمّد (47) 22

فَأَکْثَرُوا فِیهَا الْفَسٰادَ. فجر (89) 12

40. قتل بی‌گناه

42. کشتن انسان بی‌گناه، عملی منکر و قبیح:

وَ إِذْ قٰالَ رَبُّکَ لِلْمَلاٰئِکَةِ إِنِّی جٰاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَةً قٰالُوا أَ تَجْعَلُ فِیهٰا مَنْ یُفْسِدُ فِیهٰا وَ یَسْفِکُ الدِّمٰاءَ ... لَکَ قٰالَ إِنِّی أَعْلَمُ مٰا لاٰ تَعْلَمُونَ .

بقره (2) 30

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ ابْنَیْ آدَمَ ... قٰالَ لَأَقْتُلَنَّکَ قٰالَ ... لَئِنْ بَسَطْتَ إِلَیَّ یَدَکَ لِتَقْتُلَنِی مٰا أَنَا بِبٰاسِطٍ یَدِیَ إِلَیْکَ لِأَقْتُلَکَ إِنِّی أَخٰافُ اللّٰهَ رَبَّ الْعٰالَمِینَ إِنِّی أُرِیدُ أَنْ تَبُوءَ بِإِثْمِی وَ إِثْمِکَ ... فَطَوَّعَتْ لَهُ نَفْسُهُ قَتْلَ أَخِیهِ فَقَتَلَهُ فَأَصْبَحَ مِنَ الْخٰاسِرِینَ . مائده (5) 27 -\30

فَانْطَلَقٰا حَتّٰی إِذٰا رَکِبٰا فِی السَّفِینَةِ خَرَقَهٰا قٰالَ أَ خَرَقْتَهٰا لِتُغْرِقَ أَهْلَهٰا لَقَدْ جِئْتَ شَیْئاً إِمْراً.

کهف (18) 71

فَانْطَلَقٰا حَتّٰی إِذٰا لَقِیٰا غُلاٰماً فَقَتَلَهُ قٰالَ أَ قَتَلْتَ نَفْساً زَکِیَّةً بِغَیْرِ نَفْسٍ لَقَدْ جِئْتَ شَیْئاً نُکْراً.

کهف (18) 74

41. کتمان حقایق

43. کتمان آگاهانۀ حق، قبیح و ناروا:

وَ آمِنُوا بِمٰا أَنْزَلْتُ مُصَدِّقاً لِمٰا مَعَکُمْ ... وَ لاٰ تَلْبِسُوا الْحَقَّ بِالْبٰاطِلِ وَ تَکْتُمُوا الْحَقَّ وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ . بقره (2) 41 و 42

... وَ إِنَّ فَرِیقاً مِنْهُمْ لَیَکْتُمُونَ الْحَقَّ وَ هُمْ یَعْلَمُونَ . بقره (2) 146

42. لواط

44. لواط، عملی زشت و قبیح، از نظر عقل:

وَ لُوطاً إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ أَ تَأْتُونَ الْفٰاحِشَةَ مٰا سَبَقَکُمْ بِهٰا مِنْ أَحَدٍ مِنَ الْعٰالَمِینَ

إِنَّکُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجٰالَ شَهْوَةً مِنْ دُونِ النِّسٰاءِ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ مُسْرِفُونَ . (1)اعراف (7) 80 و 81

وَ جٰاءَهُ قَوْمُهُ یُهْرَعُونَ إِلَیْهِ وَ مِنْ قَبْلُ کٰانُوا یَعْمَلُونَ السَّیِّئٰاتِ قٰالَ یٰا قَوْمِ هٰؤُلاٰءِ بَنٰاتِی هُنَّ أَطْهَرُ لَکُمْ فَاتَّقُوا اللّٰهَ وَ لاٰ تُخْزُونِ فِی ضَیْفِی أَ لَیْسَ مِنْکُمْ رَجُلٌ رَشِیدٌ. (2)هود (11) 78

وَ لُوطاً إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ إِنَّکُمْ لَتَأْتُونَ الْفٰاحِشَةَ مٰا


1) 1) . استفهام، انکاری توبیخی است (تفسیر التحریر و التنویر، ج 5، جزء 8، ص 230) و یاد آوری این نکته که لواط، عملی بی سابقه میان پیشینیان بوده، گویای زشتی آن نزد همۀ خردمندان است

2) 2) . استفهام تعجّبی است، یعنی چرا یک انسان عاقل رشد یافته در میان شما نیست تا زشتی لواط را درک کند. (روح‌المعانی، ج 7، جزء 12، ص 161)

سَبَقَکُمْ بِهٰا مِنْ أَحَدٍ مِنَ الْعٰالَمِینَ

إِنَّکُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجٰالَ وَ تَقْطَعُونَ السَّبِیلَ وَ تَأْتُونَ فِی نٰادِیکُمُ الْمُنْکَرَ .... عنکبوت (29) 28 و 29

43. نهی از معروف

45. نهی از معروف، از خصلتهای ناروا و زشت:

اَلْمُنٰافِقُونَ وَ الْمُنٰافِقٰاتُ بَعْضُهُمْ مِنْ بَعْضٍ یَأْمُرُونَ بِالْمُنْکَرِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمَعْرُوفِ وَ یَقْبِضُونَ أَیْدِیَهُمْ نَسُوا اللّٰهَ فَنَسِیَهُمْ إِنَّ الْمُنٰافِقِینَ هُمُ الْفٰاسِقُونَ . توبه (9) 67

44. وابستگی

46. اسیر و وابسته به دیگری بودن، مذموم از نگاه عقل:

ضَرَبَ اللّٰهُ مَثَلاً عَبْداً مَمْلُوکاً لاٰ یَقْدِرُ عَلیٰ شَیْءٍ وَ مَنْ رَزَقْنٰاهُ مِنّٰا رِزْقاً حَسَناً فَهُوَ یُنْفِقُ مِنْهُ سِرًّا وَ جَهْراً هَلْ یَسْتَوُونَ الْحَمْدُ لِلّٰهِ بَلْ أَکْثَرُهُمْ لاٰ یَعْلَمُونَ . نحل (16) 75

وَ ضَرَبَ اللّٰهُ مَثَلاً رَجُلَیْنِ أَحَدُهُمٰا أَبْکَمُ لاٰ یَقْدِرُ عَلیٰ شَیْءٍ وَ هُوَ کَلٌّ عَلیٰ مَوْلاٰهُ أَیْنَمٰا یُوَجِّهْهُ لاٰ یَأْتِ بِخَیْرٍ هَلْ یَسْتَوِی هُوَ وَ مَنْ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ هُوَ عَلیٰ صِرٰاطٍ مُسْتَقِیمٍ . نحل (16) 76

ضَرَبَ اللّٰهُ مَثَلاً رَجُلاً فِیهِ شُرَکٰاءُ مُتَشٰاکِسُونَ وَ رَجُلاً سَلَماً لِرَجُلٍ هَلْ یَسْتَوِیٰانِ مَثَلاً الْحَمْدُ لِلّٰهِ بَلْ أَکْثَرُهُمْ لاٰ یَعْلَمُونَ . زمر (39) 29

قبر

اشاره

قبر در دو معنا به کار رفته است: 1. محلّی که بدن مرده در آن دفن می‌شود؛ (1)2. جایگاه روح در عالم برزخ.

مرحوم مجلسی می‌نویسد: پس از مرگ، روح به جسد مثالی لطیف تعلّق می‌گیرد که در ظاهر، شباهت کامل به بدنهای اصلی دنیایی دارد و تنعّم و عذاب روح در همین بدن مثالی خواهد بود و بعید نیست که روح بر اثر پاره‌ای از آلامی که بر بدن اصلی وارد می‌شود نیز متألّم گردد، زیرا قبل از مرگ به آن بستگی و تعلّق داشته است و ثواب قبر، عذاب قبر، گسترش و تنگی قبر، طیران روح در هوا، دیدن خانواده، مشاهدۀ ائمّۀ طاهرین علیهم السلام به شکل خودشان، مشاهدۀ دشمنان ائمّه که در عذابند، بر همین اساس است. پس مراد از قبر که در اکثر اخبار آمده جایگاه روح در عالم برزخ است و این مطلبی است کامل، خواه روح را جسم لطیف بدانیم و خواه به تجرّد روح قائل شو؛ (2)در تعبیری دیگر، مرحلۀ قبر، دورۀ آرامش پیش از نشر و بروز کامل و طَور دیگر وجود است، خواه در زیر خاک دفن شود یا در دریا غرق گردد یا بدنش بسوزد و دود شود. (3)مورد نظر در این مدخل، هر دو معنای آن است و از واژه‌های«قبر»،«جدث»،«مرقد»، «شقّ الأرض»،«اخراج الموتیٰ»،«بعث»و... استفاده شده است.

اهمّ عناوین: خروج از قبر، دفن در قبر.

حضور بر قبر

حضور بر قبر کافران

1. حرمت حضور در کنار قبر کافران به خدا و رسول صلی الله علیه و آله جهت دعا و استغفار برای آنان:

وَ لاٰ تُصَلِّ عَلیٰ أَحَدٍ مِنْهُمْ مٰاتَ أَبَداً وَ لاٰ تَقُمْ عَلیٰ


1) 1) . لسان‌العرب، ج 11، ص 9،«قبر»

2) 2) . بحارالانوار، ج 6 ، ص 270

3) 3) . نثر طوبیٰ، ج 2، ص 281،«قبر»

قَبْرِهِ إِنَّهُمْ کَفَرُوا بِاللّٰهِ وَ رَسُولِهِ وَ مٰاتُوا وَ هُمْ فٰاسِقُونَ . توبه (9) 84

حضور بر قبر مسلمانان

2. جواز حضور در کنار قبور مسلمانان، جهت دعا و استغفار برای ایشان:

وَ لاٰ تُصَلِّ عَلیٰ أَحَدٍ مِنْهُمْ مٰاتَ أَبَداً وَ لاٰ تَقُمْ عَلیٰ قَبْرِهِ إِنَّهُمْ کَفَرُوا بِاللّٰهِ وَ رَسُولِهِ وَ مٰاتُوا وَ هُمْ فٰاسِقُونَ . (1)توبه (9) 84

3. سنّتِ رفتن بر سر قبر مسلمان، جهت دعا برای آنان، در زمان پیامبر صلی الله علیه و آله :

وَ لاٰ تُصَلِّ عَلیٰ أَحَدٍ مِنْهُمْ مٰاتَ أَبَداً وَ لاٰ تَقُمْ عَلیٰ قَبْرِهِ إِنَّهُمْ کَفَرُوا بِاللّٰهِ وَ رَسُولِهِ وَ مٰاتُوا وَ هُمْ فٰاسِقُونَ . توبه (9) 84

حضور بر قبر منافقان

4. ممنوع شدن پیامبر صلی الله علیه و آله از حضور در کنار قبر منافقان فاسق، جهت دعا برای آنان:

یٰا أَیُّهَا النَّبِیُّ جٰاهِدِ الْکُفّٰارَ وَ الْمُنٰافِقِینَ ... وَ لاٰ تُصَلِّ عَلیٰ أَحَدٍ مِنْهُمْ مٰاتَ أَبَداً وَ لاٰ تَقُمْ عَلیٰ قَبْرِهِ إِنَّهُمْ کَفَرُوا بِاللّٰهِ وَ رَسُولِهِ وَ مٰاتُوا وَ هُمْ فٰاسِقُونَ . توبه (9) 73 و 84

5. حرمت حضور در کنار قبر منافقان کفرپیشه، جهت دعا و استغفار برای آنان:

یٰا أَیُّهَا النَّبِیُّ جٰاهِدِ الْکُفّٰارَ وَ الْمُنٰافِقِینَ ... فَإِنْ رَجَعَکَ اللّٰهُ إِلیٰ طٰائِفَةٍ مِنْهُمْ فَاسْتَأْذَنُوکَ لِلْخُرُوجِ فَقُلْ لَنْ تَخْرُجُوا مَعِیَ أَبَداً ... وَ لاٰ تُصَلِّ عَلیٰ أَحَدٍ مِنْهُمْ مٰاتَ أَبَداً وَ لاٰ تَقُمْ عَلیٰ قَبْرِهِ إِنَّهُمْ کَفَرُوا بِاللّٰهِ وَ رَسُولِهِ وَ مٰاتُوا وَ هُمْ فٰاسِقُونَ . توبه (9) 73 و 83 و 84

6. ممنوع نبودن پیامبر صلی الله علیه و آله برای حضور یافتن بر قبر منافقان و نماز گزاردن بر جنازۀ آنان، قبل از نزول آیه:

وَ لاٰ تُصَلِّ عَلیٰ أَحَدٍ مِنْهُمْ مٰاتَ أَبَداً وَ لاٰ تَقُمْ عَلیٰ قَبْرِهِ إِنَّهُمْ کَفَرُوا بِاللّٰهِ وَ رَسُولِهِ وَ مٰاتُوا وَ هُمْ فٰاسِقُونَ . (2)توبه (9) 84

خروج از قبر

اشاره

7. خروج انسانها از قبرها، با مشیّت خداوند:

ثُمَّ أَمٰاتَهُ فَأَقْبَرَهُ

ثُمَّ إِذٰا شٰاءَ أَنْشَرَهُ .

عبس (80) 21 و 22

8. خروج هر کسی در قیامت، از قبر خودش:

وَ أَنَّ السّٰاعَةَ آتِیَةٌ لاٰ رَیْبَ فِیهٰا وَ أَنَّ اللّٰهَ یَبْعَثُ مَنْ فِی الْقُبُورِ. حج (22) 7

وَ نُفِخَ فِی الصُّورِ فَإِذٰا هُمْ مِنَ الْأَجْدٰاثِ إِلیٰ رَبِّهِمْ یَنْسِلُونَ . یس (36) 51

خُشَّعاً أَبْصٰارُهُمْ یَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْدٰاثِ کَأَنَّهُمْ جَرٰادٌ مُنْتَشِرٌ. قمر (54) 7

یَوْمَ یَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْدٰاثِ سِرٰاعاً کَأَنَّهُمْ إِلیٰ نُصُبٍ یُوفِضُونَ . معارج (70) 43

قُتِلَ الْإِنْسٰانُ مٰا أَکْفَرَهُ

ثُمَّ أَمٰاتَهُ فَأَقْبَرَهُ

ثُمَّ إِذٰا شٰاءَ أَنْشَرَهُ . عبس (80) 17 و 21 و 22

9. توجّه به تحوّلات طبیعت و خروج انسانها از قبر، از سوی خداوند، زمینه‌ای برای پندپذیری:

وَ هُوَ الَّذِی یُرْسِلُ الرِّیٰاحَ بُشْراً بَیْنَ یَدَیْ رَحْمَتِهِ


1) 1) . از مفهوم آیه استفاده می‌شود که ایستادن بر قبور مسلمانان، برای دعا و استغفار جایز است

2) 2) . گفته شده: پیامبر صلی الله علیه و آله قبل از نزول آیه، بر جنازۀ منافقان نماز می‌خواند و بر سر قبر آنها می‌ایستاد و دعا [و طلب آمرزش] می‌کرد. (مجمع‌البیان، ج 5 -\6 ، ص 87 ؛ الکشاف، ج 2، ص 297)

حَتّٰی إِذٰا أَقَلَّتْ سَحٰاباً ثِقٰالاً سُقْنٰاهُ لِبَلَدٍ مَیِّتٍ فَأَنْزَلْنٰا بِهِ الْمٰاءَ فَأَخْرَجْنٰا بِهِ مِنْ کُلِّ الثَّمَرٰاتِ کَذٰلِکَ نُخْرِجُ الْمَوْتیٰ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ .

اعراف (7) 57

10. توجّه به تحوّلات طبیعت، راهی برای پی بردن به کیفیّت بیرون آوردن مردگان از قبر، به امر خداوند:

وَ هُوَ الَّذِی یُرْسِلُ الرِّیٰاحَ بُشْراً بَیْنَ یَدَیْ رَحْمَتِهِ حَتّٰی إِذٰا أَقَلَّتْ سَحٰاباً ثِقٰالاً سُقْنٰاهُ لِبَلَدٍ مَیِّتٍ فَأَنْزَلْنٰا بِهِ الْمٰاءَ فَأَخْرَجْنٰا بِهِ مِنْ کُلِّ الثَّمَرٰاتِ کَذٰلِکَ نُخْرِجُ الْمَوْتیٰ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ .

اعراف (7) 57

یُخْرِجُ الْحَیَّ مِنَ الْمَیِّتِ وَ یُخْرِجُ الْمَیِّتَ مِنَ الْحَیِّ وَ یُحْیِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهٰا وَ کَذٰلِکَ تُخْرَجُونَ . روم (30) 19

وَ الَّذِی نَزَّلَ مِنَ السَّمٰاءِ مٰاءً بِقَدَرٍ فَأَنْشَرْنٰا بِهِ بَلْدَةً مَیْتاً کَذٰلِکَ تُخْرَجُونَ . زخرف (43) 11

وَ اللّٰهُ أَنْبَتَکُمْ مِنَ الْأَرْضِ نَبٰاتاً

ثُمَّ یُعِیدُکُمْ فِیهٰا وَ یُخْرِجُکُمْ إِخْرٰاجاً. نوح (71) 17 و 18

11. زنده کردن و بیرون آوردن مردگان از قبر به اذن خدا، از معجزات عیسی علیه السلام :

إِذْ قٰالَ اللّٰهُ یٰا عِیسَی ابْنَ مَرْیَمَ اذْکُرْ نِعْمَتِی عَلَیْکَ ... وَ إِذْ تُخْرِجُ الْمَوْتیٰ بِإِذْنِی ....

مائده (5) 110

12. بیرون آوردن مردگان از قبر به اذن خدا، به دست عیسی علیه السلام واقعه‌ای شایستۀ یاد و توجّه:

إِذْ قٰالَ اللّٰهُ یٰا عِیسَی ابْنَ مَرْیَمَ اذْکُرْ نِعْمَتِی عَلَیْکَ ... وَ إِذْ تُخْرِجُ الْمَوْتیٰ .... مائده (5) 110

13. خداوند، بیرون‌آورندۀ همۀ مردگان از قبرها:

قٰالَ فِیهٰا تَحْیَوْنَ وَ فِیهٰا تَمُوتُونَ وَ مِنْهٰا تُخْرَجُونَ . اعراف (7) 25

وَ هُوَ الَّذِی یُرْسِلُ الرِّیٰاحَ بُشْراً بَیْنَ یَدَیْ رَحْمَتِهِ ... کَذٰلِکَ نُخْرِجُ الْمَوْتیٰ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ . اعراف (7) 57

اَلَّذِی جَعَلَ لَکُمُ الْأَرْضَ ... مِنْهٰا خَلَقْنٰاکُمْ وَ فِیهٰا نُعِیدُکُمْ وَ مِنْهٰا نُخْرِجُکُمْ تٰارَةً أُخْریٰ .

طه (20) 53 و 55

وَ أَنَّ السّٰاعَةَ آتِیَةٌ لاٰ رَیْبَ فِیهٰا وَ أَنَّ اللّٰهَ یَبْعَثُ مَنْ فِی الْقُبُورِ. حج (22) 7

أَ یَعِدُکُمْ أَنَّکُمْ إِذٰا مِتُّمْ وَ کُنْتُمْ تُرٰاباً وَ عِظٰاماً أَنَّکُمْ مُخْرَجُونَ . مؤمنون (23) 35

یُخْرِجُ الْحَیَّ مِنَ الْمَیِّتِ ... وَ مِنْ آیٰاتِهِ أَنْ خَلَقَکُمْ مِنْ تُرٰابٍ ثُمَّ إِذٰا أَنْتُمْ بَشَرٌ تَنْتَشِرُونَ وَ مِنْ آیٰاتِهِ أَنْ تَقُومَ السَّمٰاءُ وَ الْأَرْضُ بِأَمْرِهِ ثُمَّ إِذٰا دَعٰاکُمْ دَعْوَةً مِنَ الْأَرْضِ إِذٰا أَنْتُمْ تَخْرُجُونَ .

روم (30) 19 و 20 و 25

وَ الَّذِی نَزَّلَ مِنَ السَّمٰاءِ مٰاءً بِقَدَرٍ فَأَنْشَرْنٰا بِهِ بَلْدَةً مَیْتاً کَذٰلِکَ تُخْرَجُونَ . زخرف (43) 11

وَ اللّٰهُ أَنْبَتَکُمْ مِنَ الْأَرْضِ نَبٰاتاً

ثُمَّ یُعِیدُکُمْ فِیهٰا وَ یُخْرِجُکُمْ إِخْرٰاجاً. نوح (71) 17 و 18

قُتِلَ الْإِنْسٰانُ مٰا أَکْفَرَهُ

ثُمَّ أَمٰاتَهُ فَأَقْبَرَهُ

ثُمَّ إِذٰا شٰاءَ أَنْشَرَهُ . عبس (80) 17 و 21 و 22

14. آسان بودن حشر انسانها از قبور، در قیامت برای خداوند:

یَوْمَ تَشَقَّقُ الْأَرْضُ عَنْهُمْ سِرٰاعاً ذٰلِکَ حَشْرٌ عَلَیْنٰا یَسِیرٌ. ق (50) 44

15. بیرون آمدن اجساد مردگان از قبور، پیش درآمدی بر احضار انسانها در صحنۀ قیامت:

إِذَا السَّمٰاءُ انْفَطَرَتْ

وَ إِذَا الْکَوٰاکِبُ انْتَثَرَتْ

وَ إِذَا الْبِحٰارُ فُجِّرَتْ

وَ إِذَا الْقُبُورُ بُعْثِرَتْ

عَلِمَتْ نَفْسٌ مٰا قَدَّمَتْ وَ أَخَّرَتْ .

انفطار (82) 1 -\5

أَ فَلاٰ یَعْلَمُ إِذٰا بُعْثِرَ مٰا فِی الْقُبُورِ

وَ حُصِّلَ مٰا فِی الصُّدُورِ. عادیات (100) 9 و 10

16. بعثت و خروج مردگان از قبور، پس از دمیده شدن در صور:

وَ نُفِخَ فِی الصُّورِ فَإِذٰا هُمْ مِنَ الْأَجْدٰاثِ إِلیٰ رَبِّهِمْ یَنْسِلُونَ . یس (36) 51

17. زنده شدن مردگان و خروج‌شان از قبور، وعدۀ خدای رحمان و خبر صادق رسولان او:

وَ نُفِخَ فِی الصُّورِ فَإِذٰا هُمْ مِنَ الْأَجْدٰاثِ إِلیٰ رَبِّهِمْ یَنْسِلُونَ

قٰالُوا یٰا وَیْلَنٰا مَنْ بَعَثَنٰا مِنْ مَرْقَدِنٰا هٰذٰا مٰا وَعَدَ الرَّحْمٰنُ وَ صَدَقَ الْمُرْسَلُونَ . یس (36) 51 و 52

18. تشبیه یهودیان ناامید از آخرت و مورد غضب خداوند، به کافران مأیوس از مردگان، در قبرها:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاٰ تَتَوَلَّوْا قَوْماً غَضِبَ اللّٰهُ عَلَیْهِمْ قَدْ یَئِسُوا مِنَ الْآخِرَةِ کَمٰا یَئِسَ الْکُفّٰارُ مِنْ أَصْحٰابِ الْقُبُورِ. (1)ممتحنه (60) 13

19. قدرت خداوند بر آفرینش انسان در مراحل مختلف، دلیل بر امکان زنده شدن مردگان و خروج‌شان از قبرها:

یٰا أَیُّهَا النّٰاسُ إِنْ کُنْتُمْ فِی رَیْبٍ مِنَ الْبَعْثِ فَإِنّٰا خَلَقْنٰاکُمْ مِنْ تُرٰابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ مِنْ مُضْغَةٍ ... وَ مِنْکُمْ مَنْ یُتَوَفّٰی وَ مِنْکُمْ مَنْ یُرَدُّ إِلیٰ أَرْذَلِ الْعُمُرِ ... ذٰلِکَ بِأَنَّ اللّٰهَ هُوَ الْحَقُّ وَ أَنَّهُ یُحْیِ الْمَوْتیٰ وَ أَنَّهُ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ وَ أَنَّ السّٰاعَةَ آتِیَةٌ ... وَ أَنَّ اللّٰهَ یَبْعَثُ مَنْ فِی الْقُبُورِ.

حج (22) 5 -\7

20. باز شدن زمین و خروج مردگان از قبورشان، در قیامت:

یَوْمَ تَشَقَّقُ الْأَرْضُ عَنْهُمْ سِرٰاعاً ذٰلِکَ حَشْرٌ عَلَیْنٰا یَسِیرٌ. ق (50) 44

21. خروج مردگان از قبور، در پی یک فریاد عظیم و فراگیر:

وَ نُفِخَ فِی الصُّورِ فَإِذٰا هُمْ مِنَ الْأَجْدٰاثِ إِلیٰ رَبِّهِمْ یَنْسِلُونَ

قٰالُوا یٰا وَیْلَنٰا مَنْ بَعَثَنٰا مِنْ مَرْقَدِنٰا هٰذٰا مٰا وَعَدَ الرَّحْمٰنُ ... إِنْ کٰانَتْ إِلاّٰ صَیْحَةً وٰاحِدَةً فَإِذٰا هُمْ جَمِیعٌ لَدَیْنٰا مُحْضَرُونَ .

یس (36) 51 -\53

یَوْمَ یَسْمَعُونَ الصَّیْحَةَ بِالْحَقِّ ذٰلِکَ یَوْمُ الْخُرُوجِ. ق (50) 42

22. خروج شتابان مشرکان از قبر برای حضور قیامت، همانند شتاب آنان به سوی بتها:

یَوْمَ یَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْدٰاثِ سِرٰاعاً کَأَنَّهُمْ إِلیٰ نُصُبٍ یُوفِضُونَ . (2)معارج (70) 43

23. نگرانی و سردرگمی آدمیان در لحظه‌های آغازین رستاخیز و خروج از قبرها:

خُشَّعاً أَبْصٰارُهُمْ یَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْدٰاثِ کَأَنَّهُمْ جَرٰادٌ مُنْتَشِرٌ. (3)قمر (54) 7


1) 1) . مقصود از«قوماً غضب اللّه علیهم»عموم کافران یا فقط یهودیان است، و بنا بر احتمال دوم است. انوار التنزیل، بیضاوی، ج 4، ص 271)

2) 2) . طبق قولی، مقصود از«کأنّهم إلیٰ نصب یوفضون»حرکت به سوی بتها به قصد تقرّب به آنها است. (مجمع‌البیان، ج 9 -\10، ص 539؛ الکشاف، ج 4، ص 614)

3) 3) . تشبیه به«جراد منتشر»بیانگر سردرگمی و حرکتهای نامنظّم و حیرت‌زدۀ آدمیان پس از قبرها در روز رستاخیز است

24. موظّف بودن پیامبر صلی الله علیه و آله به اعراض از کافران لجوج، تا روز و لحظۀ خروج‌شان از قبرها در رستاخیز:

وَ لَقَدْ جٰاءَهُمْ مِنَ الْأَنْبٰاءِ مٰا فِیهِ مُزْدَجَرٌ

حِکْمَةٌ بٰالِغَةٌ فَمٰا تُغْنِ النُّذُرُ

فَتَوَلَّ عَنْهُمْ یَوْمَ یَدْعُ الدّٰاعِ إِلیٰ شَیْءٍ نُکُرٍ

خُشَّعاً أَبْصٰارُهُمْ یَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْدٰاثِ کَأَنَّهُمْ جَرٰادٌ مُنْتَشِرٌ

مُهْطِعِینَ إِلَی الدّٰاعِ یَقُولُ الْکٰافِرُونَ هٰذٰا یَوْمٌ عَسِرٌ. قمر (54) 4 -\8

25. اعتراف کافران به سختی روز قیامت، پس از خروج از قبورشان:

خُشَّعاً أَبْصٰارُهُمْ یَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْدٰاثِ کَأَنَّهُمْ جَرٰادٌ مُنْتَشِرٌ

مُهْطِعِینَ إِلَی الدّٰاعِ یَقُولُ الْکٰافِرُونَ هٰذٰا یَوْمٌ عَسِرٌ. قمر (54) 7 و 8

26. خروج مردگان از قبورشان در قیامت، در پی دعوت منادی حشر:

وَ اسْتَمِعْ یَوْمَ یُنٰادِ الْمُنٰادِ مِنْ مَکٰانٍ قَرِیبٍ

یَوْمَ یَسْمَعُونَ الصَّیْحَةَ بِالْحَقِّ ذٰلِکَ یَوْمُ الْخُرُوجِ.

ق (50) 41 و 42

فَتَوَلَّ عَنْهُمْ یَوْمَ یَدْعُ الدّٰاعِ إِلیٰ شَیْءٍ نُکُرٍ

خُشَّعاً أَبْصٰارُهُمْ یَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْدٰاثِ کَأَنَّهُمْ جَرٰادٌ مُنْتَشِرٌ. قمر (54) 6 و 7

27. خروج مردگان از قبور و حرکت شتابان آنان به سوی پروردگار، در قیامت:

وَ نُفِخَ فِی الصُّورِ فَإِذٰا هُمْ مِنَ الْأَجْدٰاثِ إِلیٰ رَبِّهِمْ یَنْسِلُونَ . یس (36) 51

خُشَّعاً أَبْصٰارُهُمْ یَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْدٰاثِ کَأَنَّهُمْ جَرٰادٌ مُنْتَشِرٌ

مُهْطِعِینَ إِلَی الدّٰاعِ یَقُولُ الْکٰافِرُونَ هٰذٰا یَوْمٌ عَسِرٌ. (1)قمر (54) 7 و 8

یَوْمَ یَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْدٰاثِ سِرٰاعاً کَأَنَّهُمْ إِلیٰ نُصُبٍ یُوفِضُونَ . معارج (70) 43

28. فرمان خداوند به پیامبر صلی الله علیه و آله مبنی بر رها کردن کافران معاند به حال خود تا لحظۀ خروج‌شان از گورها در رستاخیز:

فَذَرْهُمْ یَخُوضُوا وَ یَلْعَبُوا حَتّٰی یُلاٰقُوا یَوْمَهُمُ الَّذِی یُوعَدُونَ

یَوْمَ یَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْدٰاثِ سِرٰاعاً کَأَنَّهُمْ إِلیٰ نُصُبٍ یُوفِضُونَ .

معارج (70) 42 و 43

29. خروج همۀ مردگان از قبورشان، در قیامت:

وَ أَنَّ السّٰاعَةَ آتِیَةٌ لاٰ رَیْبَ فِیهٰا وَ أَنَّ اللّٰهَ یَبْعَثُ مَنْ فِی الْقُبُورِ. حج (22) 7

وَ نُفِخَ فِی الصُّورِ فَإِذٰا هُمْ مِنَ الْأَجْدٰاثِ إِلیٰ رَبِّهِمْ یَنْسِلُونَ

قٰالُوا یٰا وَیْلَنٰا مَنْ بَعَثَنٰا مِنْ مَرْقَدِنٰا .... یس (36) 51 و 52

وَ مِنْ آیٰاتِهِ أَنْ تَقُومَ السَّمٰاءُ وَ الْأَرْضُ بِأَمْرِهِ ثُمَّ إِذٰا دَعٰاکُمْ دَعْوَةً مِنَ الْأَرْضِ إِذٰا أَنْتُمْ تَخْرُجُونَ .

روم (30) 25

خُشَّعاً أَبْصٰارُهُمْ یَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْدٰاثِ کَأَنَّهُمْ جَرٰادٌ مُنْتَشِرٌ. قمر (54) 7

یَوْمَ یَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْدٰاثِ سِرٰاعاً کَأَنَّهُمْ إِلیٰ نُصُبٍ یُوفِضُونَ . معارج (70) 43

وَ إِذَا الْقُبُورُ بُعْثِرَتْ . انفطار (82) 4

أَ فَلاٰ یَعْلَمُ إِذٰا بُعْثِرَ مٰا فِی الْقُبُورِ. عادیات (100) 9

30. خروج مردگان از قبر، از آیات و نشانه‌های خداوند:

اَلَّذِی جَعَلَ لَکُمُ الْأَرْضَ مَهْداً وَ سَلَکَ لَکُمْ فِیهٰا سُبُلاً وَ أَنْزَلَ مِنَ السَّمٰاءِ مٰاءً فَأَخْرَجْنٰا بِهِ أَزْوٰاجاً


1) 1) . برخی گفته‌اند:«مهطعین»به این معنا است که با سرعت منادی«رستاخیز»را اجابت می‌کنند. (مجمع‌البیان، ج 9 -\10، ص 283)

مِنْ نَبٰاتٍ شَتّٰی

کُلُوا وَ ارْعَوْا أَنْعٰامَکُمْ إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَآیٰاتٍ لِأُولِی النُّهیٰ

مِنْهٰا خَلَقْنٰاکُمْ وَ فِیهٰا نُعِیدُکُمْ وَ مِنْهٰا نُخْرِجُکُمْ تٰارَةً أُخْریٰ

وَ لَقَدْ أَرَیْنٰاهُ آیٰاتِنٰا کُلَّهٰا فَکَذَّبَ وَ أَبیٰ .

طه (20) 53 -\56

وَ مِنْ آیٰاتِهِ أَنْ تَقُومَ السَّمٰاءُ وَ الْأَرْضُ بِأَمْرِهِ ثُمَّ إِذٰا دَعٰاکُمْ دَعْوَةً مِنَ الْأَرْضِ إِذٰا أَنْتُمْ تَخْرُجُونَ .

روم (30) 25

31. آگاهی انسان به مجموعه عملکرد خود (چه پیش فرستاده و چه بر جای مانده) پس از خروج از قبر:

وَ إِذَا الْقُبُورُ بُعْثِرَتْ

عَلِمَتْ نَفْسٌ مٰا قَدَّمَتْ وَ أَخَّرَتْ . انفطار (82) 4 و 5

32. خروج ناگهانی انسانها از قبرها در قیامت، در پی دعوت خداوند:

وَ مِنْ آیٰاتِهِ أَنْ تَقُومَ السَّمٰاءُ وَ الْأَرْضُ بِأَمْرِهِ ثُمَّ إِذٰا دَعٰاکُمْ دَعْوَةً مِنَ الْأَرْضِ إِذٰا أَنْتُمْ تَخْرُجُونَ .

روم (30) 25

33. لحظۀ خروج مردگان از قبرها در قیامت، وحشت‌انگیز و توجّه به آن، بازدارندۀ انسان از کفران‌نعمت، بخل‌ورزی و دلبستگی شدید به ثروت:

إِنَّ الْإِنْسٰانَ لِرَبِّهِ لَکَنُودٌ

وَ إِنَّهُ لِحُبِّ الْخَیْرِ لَشَدِیدٌ

أَ فَلاٰ یَعْلَمُ إِذٰا بُعْثِرَ مٰا فِی الْقُبُورِ

وَ حُصِّلَ مٰا فِی الصُّدُورِ. عادیات (100) 6 و 8 -\10

34. قدرت خداوند بر احیای زمین، دلیل امکان حیات مجدّد مردگان و خروجشان از قبر:

وَ نَزَّلْنٰا مِنَ السَّمٰاءِ مٰاءً مُبٰارَکاً فَأَنْبَتْنٰا بِهِ جَنّٰاتٍ وَ حَبَّ الْحَصِیدِ

وَ النَّخْلَ بٰاسِقٰاتٍ لَهٰا طَلْعٌ نَضِیدٌ

رِزْقاً لِلْعِبٰادِ وَ أَحْیَیْنٰا بِهِ بَلْدَةً مَیْتاً کَذٰلِکَ الْخُرُوجُ. ق (50) 9 -\11

35. خروج مردگان از قبور، همانند خروج ملخها از جایگاهشان:

خُشَّعاً أَبْصٰارُهُمْ یَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْدٰاثِ کَأَنَّهُمْ جَرٰادٌ مُنْتَشِرٌ. قمر (54) 7

36. ناسپاسی دشمنان دین در برابر نعمتهای خداوند و دلبستگی شدید آنها به ثروت، نشان بی‌توجهی به برانگیخته شدن آنها از قبر:

إِنَّ الْإِنْسٰانَ لِرَبِّهِ لَکَنُودٌ

وَ إِنَّهُ لِحُبِّ الْخَیْرِ لَشَدِیدٌ

أَ فَلاٰ یَعْلَمُ إِذٰا بُعْثِرَ مٰا فِی الْقُبُورِ.

عادیات (100) 6 و 8 و 9

خروج کافران از قبر

37. پنداشتن قبر به منزلۀ خوابگاه از دیدگاه کافران، در پی خروج از آن:

وَ نُفِخَ فِی الصُّورِ فَإِذٰا هُمْ مِنَ الْأَجْدٰاثِ إِلیٰ رَبِّهِمْ یَنْسِلُونَ

قٰالُوا یٰا وَیْلَنٰا مَنْ بَعَثَنٰا مِنْ مَرْقَدِنٰا ... (1)یس (36) 51 و 52

38. کافران، متأسّف از خروج خود از قبور، هنگام دیدن وضعیّت وخیم خود در قیامت:

... قٰالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لِلَّذِینَ آمَنُوا أَ نُطْعِمُ مَنْ لَوْ یَشٰاءُ اللّٰهُ أَطْعَمَهُ ... وَ نُفِخَ فِی الصُّورِ فَإِذٰا هُمْ مِنَ الْأَجْدٰاثِ إِلیٰ رَبِّهِمْ یَنْسِلُونَ قٰالُوا یٰا وَیْلَنٰا مَنْ بَعَثَنٰا مِنْ مَرْقَدِنٰا .... یس (36) 47 و 51 و 52

39. یأس کفّار، از خارج شدن مردگان از قبر:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاٰ تَتَوَلَّوْا قَوْماً غَضِبَ اللّٰهُ


1) 1) . از امام باقر علیه السلام نقل شده که دربارۀ سخن خداوند که می‌فرماید:«یا ویلنا...»فرمود: مردم که در قبرند، وقتی برمی‌خیزند می‌پندارند که در خواب بوده‌اند [ازاین‌رو] می‌گویند:«یا ویلنا من بعثنا من مرقدنا؛ ای وای بر ما! چه کسی ما را از خوابگاهمان برانگیخت». (تفسیر قمّی، ج 2، ص 216؛ تفسیر نورالثقلین، ج 4، ص 388، ح 60)

عَلَیْهِمْ قَدْ یَئِسُوا مِنَ الْآخِرَةِ کَمٰا یَئِسَ الْکُفّٰارُ مِنْ أَصْحٰابِ الْقُبُورِ. (1)ممتحنه (60) 13

40. آثار ذلّت و نگرانی، نمایان در چشم کافران، هنگام خروج از قبرها در رستاخیز:

خُشَّعاً أَبْصٰارُهُمْ یَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْدٰاثِ کَأَنَّهُمْ جَرٰادٌ مُنْتَشِرٌ ... یَقُولُ الْکٰافِرُونَ هٰذٰا یَوْمٌ عَسِرٌ. قمر (54) 7 و 8

فَذَرْهُمْ یَخُوضُوا وَ یَلْعَبُوا حَتّٰی یُلاٰقُوا یَوْمَهُمُ الَّذِی یُوعَدُونَ

یَوْمَ یَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْدٰاثِ سِرٰاعاً ... خٰاشِعَةً أَبْصٰارُهُمْ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ ....

معارج (70) 42 -\44

41. خروج شتابان کافران از قبرهای خود و روانه شدن‌شان به نقطه‌ای مشخّص:

فَذَرْهُمْ یَخُوضُوا وَ یَلْعَبُوا حَتّٰی یُلاٰقُوا یَوْمَهُمُ الَّذِی یُوعَدُونَ

یَوْمَ یَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْدٰاثِ سِرٰاعاً کَأَنَّهُمْ إِلیٰ نُصُبٍ یُوفِضُونَ .

معارج (70) 42 و 43

42. اعتراف کافران به حقّانیّت بعث و خروج مردگان از قبرها، پس از زنده شدن و خارج شدن از قبورشان در قیامت:

... قٰالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لِلَّذِینَ آمَنُوا أَ نُطْعِمُ مَنْ لَوْ یَشٰاءُ اللّٰهُ أَطْعَمَهُ ... وَ نُفِخَ فِی الصُّورِ فَإِذٰا هُمْ مِنَ الْأَجْدٰاثِ إِلیٰ رَبِّهِمْ یَنْسِلُونَ قٰالُوا یٰا وَیْلَنٰا مَنْ بَعَثَنٰا مِنْ مَرْقَدِنٰا هٰذٰا مٰا وَعَدَ الرَّحْمٰنُ وَ صَدَقَ الْمُرْسَلُونَ . یس (36) 47 و 51 و 52

43. تعجّب کافران از بعث و خروج‌شان از قبر، در قیامت:

... قٰالَ الَّذِینَ کَفَرُوا لِلَّذِینَ آمَنُوا أَ نُطْعِمُ مَنْ لَوْ یَشٰاءُ اللّٰهُ أَطْعَمَهُ ... وَ نُفِخَ فِی الصُّورِ فَإِذٰا هُمْ مِنَ الْأَجْدٰاثِ إِلیٰ رَبِّهِمْ یَنْسِلُونَ قٰالُوا یٰا وَیْلَنٰا مَنْ بَعَثَنٰا مِنْ مَرْقَدِنٰا .... یس (36) 47 و 51 و 52

دفن در قبر

44. توجّه به مدفون شدن انسانها در قبر، مانع کفرورزی به خداوند:

قُتِلَ الْإِنْسٰانُ مٰا أَکْفَرَهُ

ثُمَّ أَمٰاتَهُ فَأَقْبَرَهُ .

عبس (80) 17 و 21

45. خاکسپاری مردگان، شیوه‌ای سابقه‌دار در دوران جاهلیّت:

ثُمَّ أَمٰاتَهُ فَأَقْبَرَهُ . (2)عبس (80) 21

46. دفن مردگان در قبر، در عصر عیسی علیه السلام :

إِذْ قٰالَ اللّٰهُ یٰا عِیسَی ابْنَ مَرْیَمَ اذْکُرْ نِعْمَتِی عَلَیْکَ ... وَ إِذْ تُخْرِجُ الْمَوْتیٰ بِإِذْنِی ....

مائده (5) 110

47. خداوند، الهام‌بخش دفن مردگان در قبور:

ثُمَّ أَمٰاتَهُ فَأَقْبَرَهُ . عبس (80) 21

48. اقدام بی‌درنگ به دفن مردگان در قبر، امری مطلوب و شایسته:

ثُمَّ أَمٰاتَهُ فَأَقْبَرَهُ . (3)عبس (80) 21

49. دفن مردگان در قبر، از نعمتهای خداوند:

وَیْلٌ یَوْمَئِذٍ لِلْمُکَذِّبِینَ

أَ لَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ


1) 1) . گفته شده: مقصود این است که کافران عرب از زنده شدن مردگان در قبر، برای همیشه ناامید می‌باشند. (مجمع‌البیان، ج 9 -\10، ص 415)

2) 2) . یادآوری مراسم خاکسپاری در ضمن برشمردن نعمتهای خداوند برای مردم عصر بعثت، نشانۀ جاری بودن آن مراسم در آن روزگار است

3) 3) . حرف«فاء»در«فأقبره»بر نبود فاصله بین مرگ و دفن دلالت دارد

کِفٰاتاً

أَحْیٰاءً وَ أَمْوٰاتاً. مرسلات (77) 24 -\26

قُتِلَ الْإِنْسٰانُ مٰا أَکْفَرَهُ

ثُمَّ أَمٰاتَهُ فَأَقْبَرَهُ . (1)

عبس (80) 17 و 21

50. زنده به گور کردن دختران، به دست برخی عرب دوران جاهلیّت:

وَ إِذٰا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِالْأُنْثیٰ ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَ هُوَ کَظِیمٌ

یَتَوٰاریٰ مِنَ الْقَوْمِ مِنْ سُوءِ مٰا بُشِّرَ بِهِ أَ یُمْسِکُهُ عَلیٰ هُونٍ أَمْ یَدُسُّهُ فِی التُّرٰابِ أَلاٰ سٰاءَ مٰا یَحْکُمُونَ . نحل (16) 58 و 59

وَ إِذَا الْمَوْؤُدَةُ سُئِلَتْ . تکویر (81) 8

51. زنده به گور کردن دختران از جانب مردم جاهلیّت، مورد مؤاخذه و بازخواست خداوند:

وَ إِذَا الْمَوْؤُدَةُ سُئِلَتْ

بِأَیِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ .

تکویر (81) 8 و 9

52. زنده به گور کردن دختران، امری زشت و ناپسند:

یَتَوٰاریٰ مِنَ الْقَوْمِ مِنْ سُوءِ مٰا بُشِّرَ بِهِ أَ یُمْسِکُهُ عَلیٰ هُونٍ أَمْ یَدُسُّهُ فِی التُّرٰابِ أَلاٰ سٰاءَ مٰا یَحْکُمُونَ . نحل (16) 59

وَ إِذَا الْمَوْؤُدَةُ سُئِلَتْ

بِأَیِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ .

تکویر (81) 8 و 9

53. غفلت تکذیبگران معاد از نعمت خداوند، در شایسته قرار دادن زمین برای دفن مردگان در آن:

وَیْلٌ یَوْمَئِذٍ لِلْمُکَذِّبِینَ

أَ لَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ کِفٰاتاً

أَحْیٰاءً وَ أَمْوٰاتاً. مرسلات (77) 24 - 26

54. شایسته قرار دادن زمین برای دفن مردگان، نشانۀ قدرت و تدبیر خداوند:

أَ لَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ کِفٰاتاً

أَحْیٰاءً وَ أَمْوٰاتاً.

مرسلات (77) 25 و 26

55. ناتوانی دفن‌شدگان در دل خاک، از شنیدن صداها:

وَ مٰا یَسْتَوِی الْأَحْیٰاءُ وَ لاَ الْأَمْوٰاتُ إِنَّ اللّٰهَ یُسْمِعُ مَنْ یَشٰاءُ وَ مٰا أَنْتَ بِمُسْمِعٍ مَنْ فِی الْقُبُورِ. (2)

فاطر (35) 22

56. کافران لجوج، مانند مردگان در قبرها، نسبت به ناتوانی آنان در شنیدن حق و محرومیّت از هدایتها:

وَ مٰا یَسْتَوِی الْأَحْیٰاءُ وَ لاَ الْأَمْوٰاتُ إِنَّ اللّٰهَ یُسْمِعُ مَنْ یَشٰاءُ وَ مٰا أَنْتَ بِمُسْمِعٍ مَنْ فِی الْقُبُورِ. (3)فاطر (35) 22

57. ناامیدی کفّار از رسیدن هرگونه خیری به آنان از سوی دفن‌شدگان در قبور:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاٰ تَتَوَلَّوْا قَوْماً غَضِبَ اللّٰهُ عَلَیْهِمْ قَدْ یَئِسُوا مِنَ الْآخِرَةِ کَمٰا یَئِسَ الْکُفّٰارُ مِنْ أَصْحٰابِ الْقُبُورِ. (4)ممتحنه (60) 13

58. ناتوانی قابیل از چگونگی پنهان ساختن جسد برادرش هابیل در زمین، تا پیش از تعلیم کلاغ:

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ ابْنَیْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبٰا قُرْبٰاناً فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِمٰا وَ لَمْ یُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ قٰالَ لَأَقْتُلَنَّکَ ... فَبَعَثَ اللّٰهُ غُرٰاباً یَبْحَثُ فِی


1) 1) . بر این اساس که کفر در«ما أکفره»به معنای کفران‌نعمت‌باشد

2) 2) . تعبیر«من فی القبور»به جای اموات برای این است که‌کسی که در قبر قرار گرفته از رسیدن صداها به دور است، زیرا زمین [خاک] میان آنان و منادی، مانع است. (تفسیر التحریروالتنویر، ج 11، جزء 22، ص 295)

3) 3) . با توجّه به سیاق آیات، مراد از«من فی القبور»کافران است. (مجمع‌البیان، ج 7 -\8 ، ص 633 ؛ روح‌المعانی، ج 12، جزء 22، ص 276)

4) 4) . برخی مفسّران گفته‌اند: مقصود از«یئس الکفّار من أصحاب القبور»ناامیدی کفّار از اهل قبور در رسیدن چیزی از آنان است. (مجمع‌البیان، ج 9 -\10 ، ص 415)

اَلْأَرْضِ لِیُرِیَهُ کَیْفَ یُوٰارِی سَوْأَةَ أَخِیهِ قٰالَ یٰا وَیْلَتیٰ أَ عَجَزْتُ أَنْ أَکُونَ مِثْلَ هٰذَا الْغُرٰابِ فَأُوٰارِیَ سَوْأَةَ أَخِی ... (1)مائده (5) 27 و 31

59. فرستادن کلاغی برای تعلیمِ ساختن قبر به قابیل، از ناحیۀ خداوند:

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ ابْنَیْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبٰا قُرْبٰاناً فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِمٰا وَ لَمْ یُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ قٰالَ لَأَقْتُلَنَّکَ ... فَبَعَثَ اللّٰهُ غُرٰاباً یَبْحَثُ فِی الْأَرْضِ لِیُرِیَهُ کَیْفَ یُوٰارِی سَوْأَةَ أَخِیهِ قٰالَ یٰا وَیْلَتیٰ أَ عَجَزْتُ أَنْ أَکُونَ مِثْلَ هٰذَا الْغُرٰابِ فَأُوٰارِیَ سَوْأَةَ أَخِی فَأَصْبَحَ مِنَ النّٰادِمِینَ .

مائده (5) 27 و 31

60. تعلیم کندن زمین و پنهان کردن جسد در آن، از سوی کلاغ به قابیل:

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ ابْنَیْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبٰا قُرْبٰاناً فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِمٰا وَ لَمْ یُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ قٰالَ لَأَقْتُلَنَّکَ ... فَبَعَثَ اللّٰهُ غُرٰاباً یَبْحَثُ فِی الْأَرْضِ لِیُرِیَهُ کَیْفَ یُوٰارِی سَوْأَةَ أَخِیهِ قٰالَ یٰا وَیْلَتیٰ أَ عَجَزْتُ أَنْ أَکُونَ مِثْلَ هٰذَا الْغُرٰابِ فَأُوٰارِیَ سَوْأَةَ أَخِی ... (2)مائده (5) 27 و 31

61. تأسّف قابیل از ناتوانی در کندن قبر و دفن جسد برادرش هابیل، بعد از تعلیم کلاغ:

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ ابْنَیْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبٰا قُرْبٰاناً فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِمٰا وَ لَمْ یُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ قٰالَ لَأَقْتُلَنَّکَ قٰالَ ... فَبَعَثَ اللّٰهُ غُرٰاباً یَبْحَثُ فِی الْأَرْضِ لِیُرِیَهُ کَیْفَ یُوٰارِی سَوْأَةَ أَخِیهِ قٰالَ یٰا وَیْلَتیٰ أَ عَجَزْتُ أَنْ أَکُونَ مِثْلَ هٰذَا الْغُرٰابِ فَأُوٰارِیَ سَوْأَةَ أَخِی .... مائده (5) 27 و 31

62. کندن قبر جهت پنهان کردن جسد برادر (هابیل)، از جانب قابیل قصّه‌ای شایستۀ یادآوری:

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ ابْنَیْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبٰا قُرْبٰاناً فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِمٰا وَ لَمْ یُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ قٰالَ لَأَقْتُلَنَّکَ ... فَبَعَثَ اللّٰهُ غُرٰاباً یَبْحَثُ فِی الْأَرْضِ لِیُرِیَهُ کَیْفَ یُوٰارِی سَوْأَةَ أَخِیهِ قٰالَ یٰا وَیْلَتیٰ أَ عَجَزْتُ أَنْ أَکُونَ مِثْلَ هٰذَا الْغُرٰابِ فَأُوٰارِیَ سَوْأَةَ أَخِی .... مائده (5) 27 و 31

63. آگاهی غریزی کلاغ، از کندن زمین و پنهان‌سازی اشیا، در آن:

فَبَعَثَ اللّٰهُ غُرٰاباً یَبْحَثُ فِی الْأَرْضِ لِیُرِیَهُ کَیْفَ یُوٰارِی سَوْأَةَ أَخِیهِ قٰالَ یٰا وَیْلَتیٰ أَ عَجَزْتُ أَنْ أَکُونَ مِثْلَ هٰذَا الْغُرٰابِ فَأُوٰارِیَ سَوْأَةَ أَخِی ....

مائده (5) 31

64. خداوند، الهام‌بخش کندن زمین و دفن مردگان در آن:

ثُمَّ أَمٰاتَهُ فَأَقْبَرَهُ . (3)عبس (80) 21


1) 1) . این دو پسر آدم از صلب او، هابیل و قابیل بودند. (الکشاف، ج 1، ص 624)

2) 2) . بنا بر روایتی از امام زین‌العابدین علیه السلام با آمدن کلاغ و کشته شدن یکی از آن و پس از زد و خورد و پنهان ساختن جسد آن از سوی کلاغ باقی‌مانده (تفسیر قمی، ج 1، ص 166) کیفیّت کندن قبر و دفن جسد در آن به قابیل تعلیم داده شد. (البرهان، ج 2، ص 273، ح 4)

3) 3) . برخی از مفسّران، آیۀ یاد شده را بدین گونه تفسیر کرده‌اند که خداوند چگونگی دفن مردگان را به انسان الهام کرده است. (تفسیر التحریروالتنویر، ج 15، جزء 30، ص 124؛ معجم مقاییس‌اللّغه، ج 5، ص 47،«قبر») به گفتۀ برخی از اهل لغت، تفاوت فعل«اقْبر»با«قبر»این است که«قابر»یعنی کسی که با دست خود مرده‌ای را دفن کند و«اقبار»این است که برای مرده قبری فراهم سازند و یا فرمان به دفن او دهند. (لسان‌العرب، ج 11، ص 10،«قبر»)

65. خاکسپاری مردگان در گورستانهای عمومی، دارای پیشینه در تاریخ بشر:

أَلْهٰاکُمُ التَّکٰاثُرُ

حَتّٰی زُرْتُمُ الْمَقٰابِرَ.

تکاثر (102) 1 و 2

نیز ==> برزخ، حشر، قیامت، نفخ صور

زیارت قبر

66. زیارت قبور در گورستانهای عمومی، دارای پیشینه در تاریخ بشر:

أَلْهٰاکُمُ التَّکٰاثُرُ

حَتّٰی زُرْتُمُ الْمَقٰابِرَ.

تکاثر (102) 1 و 2

67. رفتن به قبرستان برای شمارش مردگان قبیله، از سوی برخی قبایل عصر جاهلی، در مقام اثبات برتری تعداد خویش بر قبایل دیگر:

أَلْهٰاکُمُ التَّکٰاثُرُ

حَتّٰی زُرْتُمُ الْمَقٰابِرَ.

تکاثر (102) 1 و 2

68. رفتن به قبرستان برای شمارش مردگان، جهت تفاخر بر دیگران، ناپسند و مایۀ غفلت از اهداف اصلی:

أَلْهٰاکُمُ التَّکٰاثُرُ

حَتّٰی زُرْتُمُ الْمَقٰابِرَ.

تکاثر (102) 1 و 2

69. تهدید اهل تفاخر به تعداد مردگان قبیلۀ خود، در قبرستانها:

أَلْهٰاکُمُ التَّکٰاثُرُ

حَتّٰی زُرْتُمُ الْمَقٰابِرَ

کَلاّٰ سَوْفَ تَعْلَمُونَ

ثُمَّ کَلاّٰ سَوْفَ تَعْلَمُونَ .

تکاثر (102) 1 -\4

ساختن بنا بر قبر

70. اختلاف مردم عصر اصحاب کهف، بر سر ساختن بنا بر روی قبر اصحاب کهف، جهت پنهان کردن آن و ساختن مسجد بر مزار آنان:

أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحٰابَ الْکَهْفِ وَ الرَّقِیمِ کٰانُوا مِنْ آیٰاتِنٰا عَجَباً

وَ کَذٰلِکَ أَعْثَرْنٰا عَلَیْهِمْ لِیَعْلَمُوا أَنَّ وَعْدَ اللّٰهِ حَقٌّ وَ أَنَّ السّٰاعَةَ لاٰ رَیْبَ فِیهٰا إِذْ یَتَنٰازَعُونَ بَیْنَهُمْ أَمْرَهُمْ فَقٰالُوا ابْنُوا عَلَیْهِمْ بُنْیٰاناً رَبُّهُمْ أَعْلَمُ بِهِمْ قٰالَ الَّذِینَ غَلَبُوا عَلیٰ أَمْرِهِمْ لَنَتَّخِذَنَّ عَلَیْهِمْ مَسْجِداً. (1)

کهف (18) 9 و 21

71. موفّق شدن مؤمنان عصر اصحاب کهف، در ساختن مسجد و عبادتگاه بر مزار آنان:

أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحٰابَ الْکَهْفِ وَ الرَّقِیمِ کٰانُوا مِنْ آیٰاتِنٰا عَجَباً

وَ کَذٰلِکَ أَعْثَرْنٰا عَلَیْهِمْ لِیَعْلَمُوا أَنَّ وَعْدَ اللّٰهِ حَقٌّ وَ أَنَّ السّٰاعَةَ لاٰ رَیْبَ فِیهٰا إِذْ یَتَنٰازَعُونَ بَیْنَهُمْ أَمْرَهُمْ فَقٰالُوا ابْنُوا عَلَیْهِمْ بُنْیٰاناً رَبُّهُمْ أَعْلَمُ بِهِمْ قٰالَ الَّذِینَ غَلَبُوا عَلیٰ أَمْرِهِمْ لَنَتَّخِذَنَّ عَلَیْهِمْ مَسْجِداً.

کهف (18) 9 و 21

72. جواز ساختن مسجد و عبادتگاه، بر سر قبر بندگان صالح:

أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحٰابَ الْکَهْفِ وَ الرَّقِیمِ کٰانُوا مِنْ آیٰاتِنٰا عَجَباً

وَ کَذٰلِکَ أَعْثَرْنٰا عَلَیْهِمْ


1) 1) . مقصود از«فقالوا...»مشرکان آن عصر و منظورشان از«ابنوا علیهم بنیاناً»ساختن بنا و دیوار، جهت پنهان ساختن مزار آنان بر مردم است و مراد از«الّذین غلبوا علیٰ أمرهم...»مؤمنان است. (مجمع‌البیان، ج 5 -\6 ، ص 710)

لِیَعْلَمُوا أَنَّ وَعْدَ اللّٰهِ حَقٌّ وَ أَنَّ السّٰاعَةَ لاٰ رَیْبَ فِیهٰا إِذْ یَتَنٰازَعُونَ بَیْنَهُمْ أَمْرَهُمْ فَقٰالُوا ابْنُوا عَلَیْهِمْ بُنْیٰاناً رَبُّهُمْ أَعْلَمُ بِهِمْ قٰالَ الَّذِینَ غَلَبُوا عَلیٰ أَمْرِهِمْ لَنَتَّخِذَنَّ عَلَیْهِمْ مَسْجِداً.

کهف (18) 9 و 21

سؤال در قبر

73. سؤال و جواب در قبر و عالم برزخ، پس از مرگ، از مردگان:

یُثَبِّتُ اللّٰهُ الَّذِینَ آمَنُوا بِالْقَوْلِ الثّٰابِتِ فِی الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا وَ فِی الْآخِرَةِ وَ یُضِلُّ اللّٰهُ الظّٰالِمِینَ وَ یَفْعَلُ اللّٰهُ مٰا یَشٰاءُ. (1)ابراهیم (14) 27

عذاب در قبر

==> برزخ، عذابهای برزخی

غفلت از قبر

74. غفلت کافران از مرگ و دفن شدن انسان در قبر:

قُتِلَ الْإِنْسٰانُ مٰا أَکْفَرَهُ

ثُمَّ أَمٰاتَهُ فَأَقْبَرَهُ

کَلاّٰ لَمّٰا یَقْضِ مٰا أَمَرَهُ . عبس (80) 17 و 21 و 23

أَلْهٰاکُمُ التَّکٰاثُرُ

حَتّٰی زُرْتُمُ الْمَقٰابِرَ

کَلاّٰ سَوْفَ تَعْلَمُونَ . (2)تکاثر (102) 1 -\3

قبر اصحاب کهف

==> همین مدخل، ساختن بنا بر قبر

قبر کافران

==> همین مدخل، حضور بر قبر، حضور بر قبر کافران

قبر مسلمانان

==> همین مدخل، حضور بر قبر، حضور بر قبر مسلمانان

قبر منافقان

==> همین مدخل، حضور بر قبر، حضور بر قبر منافقان

قبرها در آستانۀ قیامت

75. زیر و رو و خراب شدن قبرها، در آستانۀ قیامت:

وَ إِذَا الْقُبُورُ بُعْثِرَتْ . انفطار (82) 4

قبطیان

==>آل‌فرعون

قبله

اشاره

قبله در اصل، نامی است برای حالتی که رو کننده بر آن حالت قرار می‌گیرد و در عرف [متشرّعه] اسم مکانی است که مورد توجّه و رو به روی انسان برای نماز


1) 1) . مقصود از«فی الآخرة»در آیه، بنا بر نظر بیشتر مفسّران، قبر و برزخ است، چنان که روایاتی از ائمّه علیهم السلام از جمله حضرت علی علیه السلام نقل شده است: وقتی فرد را وارد قبرش می‌کنند دو فرشته بر او وارد می‌شوند و از او دربارۀ پروردگار، دین و پیامبرش می‌پرسند و وی در جواب آنها می‌گوید: خدا، پروردگارم و محمّد صلی الله علیه و آله پیامبرم و اسلام آیینم است و سپس آنان به وی می‌گویند: خداوند تو را به آنچه دوست می‌داری و از آن راضی هستی ثابت بدارد و این همان قول خداوند متعال است:«یثبّت اللّه الّذین آمنوا...». (مجمع‌البیان، ج 5 -\6 ، ص 482 -\483؛ الکشاف، ج 2، ص 554)

2) 2) . بنا بر اینکه جملۀ«زرتم المقابر»مردن افراد و دفن شدن آنان باشد. (مجمع‌البیان، ج 9 -\10، ص 812 ؛ الکشاف، ج 4، ص 791 -\792)

قرار گیرد (1). بنابر قول مشهور، قبله همان کعبه است برای کسانی که به طور عادی توان مشاهدۀ آن را داشته باشند و برای کسانی از آن دوراند [رعایت] جهت آن لازم است. (2)در این مدخل از واژه‌های«قبله»و«شطر المسجدالحرام»استفاده شده است.

اهمّ عناوین: تغییر قبله.

احکام قبله

1. وجوب اقامۀ نماز به سوی قبله و مسجدالحرام:

... وَ مٰا جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِی کُنْتَ عَلَیْهٰا إِلاّٰ لِنَعْلَمَ مَنْ یَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّنْ یَنْقَلِبُ عَلیٰ عَقِبَیْهِ ... قَدْ نَریٰ تَقَلُّبَ وَجْهِکَ فِی السَّمٰاءِ فَلَنُوَلِّیَنَّکَ قِبْلَةً تَرْضٰاهٰا فَوَلِّ وَجْهَکَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ وَ حَیْثُ مٰا کُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَکُمْ شَطْرَهُ ....

بقره (2) 143 و 144

وَ مِنْ حَیْثُ خَرَجْتَ فَوَلِّ وَجْهَکَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ وَ إِنَّهُ لَلْحَقُّ مِنْ رَبِّکَ ....

بقره (2) 149

وَ مِنْ حَیْثُ خَرَجْتَ فَوَلِّ وَجْهَکَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ وَ حَیْثُ مٰا کُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَکُمْ شَطْرَهُ .... بقره (2) 150

قُلْ أَمَرَ رَبِّی بِالْقِسْطِ وَ أَقِیمُوا وُجُوهَکُمْ عِنْدَ کُلِّ مَسْجِدٍ ... (3)اعراف (7) 29

2. رو کردن به سمت و جهت قبله و مسجدالحرام، کافی در اعمال مشروط به قبله:

قَدْ نَریٰ تَقَلُّبَ وَجْهِکَ فِی السَّمٰاءِ فَلَنُوَلِّیَنَّکَ قِبْلَةً تَرْضٰاهٰا فَوَلِّ وَجْهَکَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ وَ حَیْثُ مٰا کُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَکُمْ شَطْرَهُ .... بقره (2) 144

وَ مِنْ حَیْثُ خَرَجْتَ فَوَلِّ وَجْهَکَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ وَ إِنَّهُ لَلْحَقُّ مِنْ رَبِّکَ ....

بقره (2) 149

وَ مِنْ حَیْثُ خَرَجْتَ فَوَلِّ وَجْهَکَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ وَ حَیْثُ مٰا کُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَکُمْ شَطْرَهُ .... بقره (2) 150

3. حرمت روی‌آوری به بیت‌المقدّس، در جایگاه قبله، پس از تغییر قبله به سوی کعبه:

قَدْ نَریٰ تَقَلُّبَ وَجْهِکَ فِی السَّمٰاءِ فَلَنُوَلِّیَنَّکَ قِبْلَةً تَرْضٰاهٰا فَوَلِّ وَجْهَکَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ وَ حَیْثُ مٰا کُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَکُمْ شَطْرَهُ ... وَ لَئِنْ أَتَیْتَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتٰابَ بِکُلِّ آیَةٍ مٰا تَبِعُوا قِبْلَتَکَ وَ مٰا أَنْتَ بِتٰابِعٍ قِبْلَتَهُمْ ... وَ لَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوٰاءَهُمْ مِنْ بَعْدِ مٰا جٰاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ إِنَّکَ إِذاً لَمِنَ الظّٰالِمِینَ .

بقره (2) 144 و 145

4. حکم تغییر قبله از بیت‌المقدّس به کعبه، عالمانه و برخاسته از وحی الهی:

قَدْ نَریٰ تَقَلُّبَ وَجْهِکَ فِی السَّمٰاءِ فَلَنُوَلِّیَنَّکَ قِبْلَةً تَرْضٰاهٰا فَوَلِّ وَجْهَکَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ وَ حَیْثُ مٰا کُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَکُمْ شَطْرَهُ وَ إِنَّ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتٰابَ لَیَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ ... وَ لَئِنْ أَتَیْتَ الَّذِینَ أُوتُوا


1) 1) . مفردات، ص 654 ،«قبل»

2) 2) . زبدةالبیان، ص 103

3) 3) . از امام صادق علیه السلام روایت شده است: مراد از آیۀ«و أقیموا وجوهکم عند کلّ...»مساجد است که مردم مأمورند [هنگام عبادت] در آنها رو به مسجدالحرام بایستند. (تهذیب‌الاحکام، ج 2، ص 43، ح 4، ب 5؛ تفسیر نورالثقلین، ج 2، ص 18، ح 57)

اَلْکِتٰابَ ... وَ لَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوٰاءَهُمْ مِنْ بَعْدِ مٰا جٰاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ إِنَّکَ إِذاً لَمِنَ الظّٰالِمِینَ .

بقره (2) 144 و 145

5. عدم وجوب رعایت قبله، در نمازهای مستحبّی:

وَ لِلّٰهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ فَأَیْنَمٰا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللّٰهِ ... (1)بقره (2) 115

اختلاف دربارۀ قبله

6. لزوم پیشی گرفتن در کارهای خیر به جای اختلاف در قبله:

وَ لَئِنْ أَتَیْتَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتٰابَ بِکُلِّ آیَةٍ مٰا تَبِعُوا قِبْلَتَکَ وَ مٰا أَنْتَ بِتٰابِعٍ قِبْلَتَهُمْ وَ مٰا بَعْضُهُمْ بِتٰابِعٍ قِبْلَةَ بَعْضٍ وَ لَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوٰاءَهُمْ مِنْ بَعْدِ مٰا جٰاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ إِنَّکَ إِذاً لَمِنَ الظّٰالِمِینَ

وَ لِکُلٍّ وِجْهَةٌ هُوَ مُوَلِّیهٰا فَاسْتَبِقُوا الْخَیْرٰاتِ أَیْنَ مٰا تَکُونُوا یَأْتِ بِکُمُ اللّٰهُ جَمِیعاً إِنَّ اللّٰهَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ. بقره (2) 145 و 148

7. اختلاف و مشاجره دربارۀ تعیین قبله دور از خیر و نیکی:

وَ لَئِنْ أَتَیْتَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتٰابَ بِکُلِّ آیَةٍ مٰا تَبِعُوا قِبْلَتَکَ وَ مٰا أَنْتَ بِتٰابِعٍ قِبْلَتَهُمْ وَ مٰا بَعْضُهُمْ بِتٰابِعٍ قِبْلَةَ بَعْضٍ وَ لَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوٰاءَهُمْ مِنْ بَعْدِ مٰا جٰاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ إِنَّکَ إِذاً لَمِنَ الظّٰالِمِینَ

وَ لِکُلٍّ وِجْهَةٌ هُوَ مُوَلِّیهٰا فَاسْتَبِقُوا الْخَیْرٰاتِ أَیْنَ مٰا تَکُونُوا یَأْتِ بِکُمُ اللّٰهُ جَمِیعاً إِنَّ اللّٰهَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ

وَ لِکُلٍّ وِجْهَةٌ هُوَ مُوَلِّیهٰا فَاسْتَبِقُوا الْخَیْرٰاتِ ... وَ مِنْ حَیْثُ خَرَجْتَ فَوَلِّ وَجْهَکَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ ... (2)

بقره (2) 145 و 148 و 149

لَیْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَکُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ ... (3)بقره (2) 177

8. اختلاف و مشاجره بین یهود و نصارا با مسلمانان، در مورد تبدیل قبله و جواب قاطع قرآن:

لَیْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَکُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ ... (4)بقره (2) 177

9. اختلاف یهود و نصارا در مورد قبله و گرایش یهود به غرب (بیت‌المقدّس) و گرایش نصارا به شرق و غفلت از محتوای اساسی دین:

لَیْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَکُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ لٰکِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللّٰهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ وَ الْمَلاٰئِکَةِ وَ الْکِتٰابِ وَ النَّبِیِّینَ وَ آتَی الْمٰالَ عَلیٰ حُبِّهِ ذَوِی الْقُرْبیٰ وَ الْیَتٰامیٰ وَ الْمَسٰاکِینَ وَ ابْنَ السَّبِیلِ وَ السّٰائِلِینَ وَ فِی الرِّقٰابِ وَ أَقٰامَ الصَّلاٰةَ وَ آتَی الزَّکٰاةَ وَ الْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذٰا عٰاهَدُوا وَ الصّٰابِرِینَ فِی الْبَأْسٰاءِ وَ الضَّرّٰاءِ وَ حِینَ الْبَأْسِ أُولٰئِکَ الَّذِینَ صَدَقُوا


1) 1) . طبق روایات امام باقر و امام صادق علیهما السلام ، آیۀ«فأینما تولّوا فثمّ وجه اللّه»دربارۀ نماز مستحبی و نوافل نازل شد. (تفسیر عیّاشی، ج 1، ص 57، ح 81 - 82)

2) 2) . معنای آیه این است که برای هر قومی به مقتضای‌مصلحت آنان قبله‌ای تشریع شده است و این یک حکم تکوینی ذاتی غیر قابل تغییر نیست، پس بحث و مشاجره کردن را دربارۀ آن رها کنید و به جای آن به سوی خیر و نیکیها سبقت بگیرید. (المیزان، ج 1 - 2، ص 327)

3) 3) . آیه بعد از تغییر قبله و گفتگو و مشاجره دربارۀ آن از سوی نصارا و یهود، برای رد بر آنان نازل شده است. (روح المعانی، ج 2، ص 68)

4) 4) . بر اساس شأن نزول دیگری دربارۀ آیۀ مزبور است که مشاجره، بین مسلمانان و اهل‌کتاب بوده است. (الکشاف، ج 1، ص 217)

وَ أُولٰئِکَ هُمُ الْمُتَّقُونَ . (1)بقره (2) 177

نیز ==> همین مدخل، تغییر قبله، اهل‌کتاب و تغییر قبله

بازگشت از قبله

10. تلاش اهل‌کتاب برای بازگشت پیامبر صلی الله علیه و آله و مسلمانان، از کعبه به قبلۀ خویش:

وَ لَئِنْ أَتَیْتَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتٰابَ بِکُلِّ آیَةٍ مٰا تَبِعُوا قِبْلَتَکَ وَ مٰا أَنْتَ بِتٰابِعٍ قِبْلَتَهُمْ وَ مٰا بَعْضُهُمْ بِتٰابِعٍ قِبْلَةَ بَعْضٍ وَ لَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوٰاءَهُمْ مِنْ بَعْدِ مٰا جٰاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ إِنَّکَ إِذاً لَمِنَ الظّٰالِمِینَ

اَلْحَقُّ مِنْ رَبِّکَ فَلاٰ تَکُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِینَ .

بقره (2) 145 و 147

11. امید یهود به بازگشت دوبارۀ مسلمانان به قبلۀ قبلی (بیت‌المقدّس):

وَ قٰالَتْ طٰائِفَةٌ مِنْ أَهْلِ الْکِتٰابِ آمِنُوا بِالَّذِی أُنْزِلَ عَلَی الَّذِینَ آمَنُوا وَجْهَ النَّهٰارِ وَ اکْفُرُوا آخِرَهُ لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ . (2)آل‌عمران (3) 72

12. پیروی از هواهای نفسانی اهل‌کتاب، در بازگشت از کعبه به قبلۀ آنها، موجب قرار گرفتن در زمرۀ ستمگران:

وَ لَئِنْ أَتَیْتَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتٰابَ بِکُلِّ آیَةٍ مٰا تَبِعُوا قِبْلَتَکَ وَ مٰا أَنْتَ بِتٰابِعٍ قِبْلَتَهُمْ وَ مٰا بَعْضُهُمْ بِتٰابِعٍ قِبْلَةَ بَعْضٍ وَ لَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوٰاءَهُمْ مِنْ بَعْدِ مٰا جٰاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ إِنَّکَ إِذاً لَمِنَ الظّٰالِمِینَ .

بقره (2) 145

تعیین قبله

13. تعیین قبله، از شئون خداوند:

سَیَقُولُ السُّفَهٰاءُ مِنَ النّٰاسِ مٰا وَلاّٰهُمْ عَنْ قِبْلَتِهِمُ الَّتِی کٰانُوا عَلَیْهٰا قُلْ لِلّٰهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ ....

بقره (2) 142

... وَ مٰا جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِی کُنْتَ عَلَیْهٰا إِلاّٰ لِنَعْلَمَ مَنْ یَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّنْ یَنْقَلِبُ عَلیٰ عَقِبَیْهِ ....

بقره (2) 143

قَدْ نَریٰ تَقَلُّبَ وَجْهِکَ فِی السَّمٰاءِ فَلَنُوَلِّیَنَّکَ قِبْلَةً تَرْضٰاهٰا فَوَلِّ وَجْهَکَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ .... بقره (2) 144

وَ لِکُلٍّ وِجْهَةٌ هُوَ مُوَلِّیهٰا ... وَ مِنْ حَیْثُ خَرَجْتَ فَوَلِّ وَجْهَکَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ وَ إِنَّهُ لَلْحَقُّ مِنْ رَبِّکَ .... بقره (2) 148 و 149

14. مالکیّت خداوند نسبت به همۀ جهتها و مکانها، زمینۀ قرار گرفتن آنها در جایگاه قبله، از جانب پروردگار:

سَیَقُولُ السُّفَهٰاءُ مِنَ النّٰاسِ مٰا وَلاّٰهُمْ عَنْ قِبْلَتِهِمُ الَّتِی کٰانُوا عَلَیْهٰا قُلْ لِلّٰهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ یَهْدِی مَنْ یَشٰاءُ إِلیٰ صِرٰاطٍ مُسْتَقِیمٍ . بقره (2) 142

15. تعیین قبله برای هر امّتی از سوی خداوند، برخاسته از قدرت مطلق او:

وَ لِکُلٍّ وِجْهَةٌ هُوَ مُوَلِّیهٰا فَاسْتَبِقُوا الْخَیْرٰاتِ أَیْنَ مٰا تَکُونُوا یَأْتِ بِکُمُ اللّٰهُ جَمِیعاً إِنَّ اللّٰهَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ. بقره (2) 148

نیز ==> همین مدخل، قبله اهل کتاب، قبله بنی اسرائیل، قبله محمّد صلی الله علیه و آله ، قبلۀ مسلمانان


1) 1) . در شأن نزول آیه آمده است که یهود به جهت غرب [بیت‌المقدّس] و نصارا به جهت شرق نماز می‌خواندند. (روح المعانی، ج 2، جزء، 2، ص 68)

2) 2) . امام باقر علیه السلام دربارۀ آیۀ مذکور فرمود:«لعلّهم یرجعون إلیٰ قبلتنا؛ شاید مسلمانان به قبلۀ ما [بیت‌المقدّس] بازگردند». (تفسیر قمی، ج 1، ص 113؛ بحارالانوار، ج 80، ص 98)

تغییر قبله

اشاره

16. توجه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به آسمان، برای دریافت وحی، جهت تغییر قبله:

قَدْ نَریٰ تَقَلُّبَ وَجْهِکَ فِی السَّمٰاءِ فَلَنُوَلِّیَنَّکَ قِبْلَةً تَرْضٰاهٰا فَوَلِّ وَجْهَکَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ وَ حَیْثُ مٰا کُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَکُمْ شَطْرَهُ .... بقره (2) 144

17. تغییر قبله، از بیت‌المقدّس به کعبه:

وَ لِلّٰهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ فَأَیْنَمٰا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللّٰهِ ... (1)بقره (2) 115

سَیَقُولُ السُّفَهٰاءُ مِنَ النّٰاسِ مٰا وَلاّٰهُمْ عَنْ قِبْلَتِهِمُ الَّتِی کٰانُوا عَلَیْهٰا قُلْ لِلّٰهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ یَهْدِی مَنْ یَشٰاءُ إِلیٰ صِرٰاطٍ مُسْتَقِیمٍ ... وَ مٰا جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِی کُنْتَ عَلَیْهٰا إِلاّٰ لِنَعْلَمَ مَنْ یَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّنْ یَنْقَلِبُ عَلیٰ عَقِبَیْهِ ... قَدْ نَریٰ تَقَلُّبَ وَجْهِکَ فِی السَّمٰاءِ فَلَنُوَلِّیَنَّکَ قِبْلَةً تَرْضٰاهٰا فَوَلِّ وَجْهَکَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ وَ حَیْثُ مٰا کُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَکُمْ شَطْرَهُ ....

بقره (2) 142 - 144

وَ مِنْ حَیْثُ خَرَجْتَ فَوَلِّ وَجْهَکَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ وَ إِنَّهُ لَلْحَقُّ مِنْ رَبِّکَ ... وَ مِنْ حَیْثُ خَرَجْتَ فَوَلِّ وَجْهَکَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ وَ حَیْثُ مٰا کُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَکُمْ شَطْرَهُ .... بقره (2) 149 و 150

18. فرمان خداوند به پیامبر صلی الله علیه و آله و مسلمانان، مبنی بر رو کردن به سوی مسجدالحرام، با عنوان قبله به جای بیت‌المقدّس:

قَدْ نَریٰ تَقَلُّبَ وَجْهِکَ فِی السَّمٰاءِ فَلَنُوَلِّیَنَّکَ قِبْلَةً تَرْضٰاهٰا فَوَلِّ وَجْهَکَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ وَ حَیْثُ مٰا کُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَکُمْ شَطْرَهُ .... بقره (2) 144

وَ مِنْ حَیْثُ خَرَجْتَ فَوَلِّ وَجْهَکَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ وَ إِنَّهُ لَلْحَقُّ مِنْ رَبِّکَ ....

بقره (2) 149

وَ مِنْ حَیْثُ خَرَجْتَ فَوَلِّ وَجْهَکَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ وَ حَیْثُ مٰا کُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَکُمْ شَطْرَهُ .... بقره (2) 150

19. تغییر قبله از بیت‌المقدّس به مسجد الحرام، پرتوی از آگاهی خداوند بر اعمال بندگان:

وَ مِنْ حَیْثُ خَرَجْتَ فَوَلِّ وَجْهَکَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ وَ إِنَّهُ لَلْحَقُّ مِنْ رَبِّکَ وَ مَا اللّٰهُ بِغٰافِلٍ عَمّٰا تَعْمَلُونَ . بقره (2) 149

20. مورد پذیرش بودن نمازهای خوانده شده به سوی بیت‌المقدّس، پیش از تغییر قبله:

... وَ مٰا جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِی کُنْتَ عَلَیْهٰا إِلاّٰ لِنَعْلَمَ مَنْ یَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّنْ یَنْقَلِبُ عَلیٰ عَقِبَیْهِ وَ إِنْ کٰانَتْ لَکَبِیرَةً إِلاّٰ عَلَی الَّذِینَ هَدَی اللّٰهُ وَ مٰا کٰانَ اللّٰهُ لِیُضِیعَ إِیمٰانَکُمْ ... (2)بقره (2) 143

21. محفوظ بودن پاداش اعمال انجام شده به سوی قبلۀ سابق (بیت‌المقدّس) به رغم تغییر قبله به کعبه، برخاسته از رأفت و رحمت الهی:

... وَ مٰا جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِی کُنْتَ عَلَیْهٰا إِلاّٰ لِنَعْلَمَ مَنْ


1) 1) . در سبب نزول آیه اختلاف است. برخی گفته‌اند: یهود، منکر تغییر قبله از بیت‌المقدّس به کعبه بودند. خداوند برای ردّ انکار آنان آیۀ یاد شده را نازل کرد. (مجمع‌البیان، ج 1 - 2، ص 363)

2) 2) . مراد از«... إیمانکم»نماز خوانده شدۀ مسلمانان به سوی بیت‌المقدّس است. (همان، ص 417؛ الکشاف، ج 1، ص 200)

یَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّنْ یَنْقَلِبُ عَلیٰ عَقِبَیْهِ وَ إِنْ کٰانَتْ لَکَبِیرَةً إِلاّٰ عَلَی الَّذِینَ هَدَی اللّٰهُ وَ مٰا کٰانَ اللّٰهُ لِیُضِیعَ إِیمٰانَکُمْ إِنَّ اللّٰهَ بِالنّٰاسِ لَرَؤُفٌ رَحِیمٌ .

بقره (2) 143

22. تغییر قبله از بیت‌المقدّس به کعبه، حکمی عالمانه و برخاسته از وحی الهی:

وَ لَئِنْ أَتَیْتَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتٰابَ بِکُلِّ آیَةٍ مٰا تَبِعُوا قِبْلَتَکَ وَ مٰا أَنْتَ بِتٰابِعٍ قِبْلَتَهُمْ وَ مٰا بَعْضُهُمْ بِتٰابِعٍ قِبْلَةَ بَعْضٍ وَ لَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوٰاءَهُمْ مِنْ بَعْدِ مٰا جٰاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ إِنَّکَ إِذاً لَمِنَ الظّٰالِمِینَ .

بقره (2) 145

23. تنها ظالمان، ادامه‌دهندۀ تبلیغات خود بر ضدّ اسلام و مسلمانان، پس از تغییر قبله:

وَ مِنْ حَیْثُ خَرَجْتَ فَوَلِّ وَجْهَکَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ وَ حَیْثُ مٰا کُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَکُمْ شَطْرَهُ لِئَلاّٰ یَکُونَ لِلنّٰاسِ عَلَیْکُمْ حُجَّةٌ إِلاَّ الَّذِینَ ظَلَمُوا مِنْهُمْ .... بقره (2) 150

24. تغییر قبله از بیت‌المقدّس به مسجد الحرام، پرتوی از ربوبیّت خدا نسبت به پیامبر صلی الله علیه و آله :

وَ مِنْ حَیْثُ خَرَجْتَ فَوَلِّ وَجْهَکَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ وَ إِنَّهُ لَلْحَقُّ مِنْ رَبِّکَ ....

بقره (2) 149

25. حقّانیّت تغییر قبله از بیت‌المقدّس به مسجدالحرام:

سَیَقُولُ السُّفَهٰاءُ مِنَ النّٰاسِ مٰا وَلاّٰهُمْ عَنْ قِبْلَتِهِمُ الَّتِی کٰانُوا عَلَیْهٰا قُلْ لِلّٰهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ یَهْدِی مَنْ یَشٰاءُ إِلیٰ صِرٰاطٍ مُسْتَقِیمٍ

وَ کَذٰلِکَ جَعَلْنٰاکُمْ أُمَّةً وَسَطاً لِتَکُونُوا شُهَدٰاءَ عَلَی النّٰاسِ وَ یَکُونَ الرَّسُولُ عَلَیْکُمْ شَهِیداً وَ مٰا جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِی کُنْتَ عَلَیْهٰا إِلاّٰ لِنَعْلَمَ مَنْ یَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّنْ یَنْقَلِبُ عَلیٰ عَقِبَیْهِ وَ إِنْ کٰانَتْ لَکَبِیرَةً إِلاّٰ عَلَی الَّذِینَ هَدَی اللّٰهُ وَ مٰا کٰانَ اللّٰهُ لِیُضِیعَ إِیمٰانَکُمْ إِنَّ اللّٰهَ بِالنّٰاسِ لَرَؤُفٌ رَحِیمٌ

قَدْ نَریٰ تَقَلُّبَ وَجْهِکَ فِی السَّمٰاءِ فَلَنُوَلِّیَنَّکَ قِبْلَةً تَرْضٰاهٰا فَوَلِّ وَجْهَکَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ وَ حَیْثُ مٰا کُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَکُمْ شَطْرَهُ وَ إِنَّ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتٰابَ لَیَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ وَ مَا اللّٰهُ بِغٰافِلٍ عَمّٰا یَعْمَلُونَ . بقره (2) 142 -\144

وَ مِنْ حَیْثُ خَرَجْتَ فَوَلِّ وَجْهَکَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ وَ إِنَّهُ لَلْحَقُّ مِنْ رَبِّکَ وَ مَا اللّٰهُ بِغٰافِلٍ عَمّٰا تَعْمَلُونَ

وَ مِنْ حَیْثُ خَرَجْتَ فَوَلِّ وَجْهَکَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ وَ حَیْثُ مٰا کُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَکُمْ شَطْرَهُ لِئَلاّٰ یَکُونَ لِلنّٰاسِ عَلَیْکُمْ حُجَّةٌ إِلاَّ الَّذِینَ ظَلَمُوا مِنْهُمْ فَلاٰ تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِی وَ لِأُتِمَّ نِعْمَتِی عَلَیْکُمْ وَ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ . بقره (2) 149 و 150

26. آسان بودن پذیرش تغییر قبله، برای هدایت‌یافتگان:

... وَ مٰا جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِی کُنْتَ عَلَیْهٰا إِلاّٰ لِنَعْلَمَ مَنْ یَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّنْ یَنْقَلِبُ عَلیٰ عَقِبَیْهِ وَ إِنْ کٰانَتْ لَکَبِیرَةً إِلاّٰ عَلَی الَّذِینَ هَدَی اللّٰهُ .... بقره (2) 143

27. توجّه به الهی بودن تغییر و تعیین قبله، زمینۀ رفع مشاجره، دربارۀ آن:

وَ لَئِنْ أَتَیْتَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتٰابَ بِکُلِّ آیَةٍ مٰا تَبِعُوا قِبْلَتَکَ وَ مٰا أَنْتَ بِتٰابِعٍ قِبْلَتَهُمْ وَ مٰا بَعْضُهُمْ بِتٰابِعٍ قِبْلَةَ بَعْضٍ وَ لَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوٰاءَهُمْ مِنْ بَعْدِ مٰا جٰاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ إِنَّکَ إِذاً لَمِنَ الظّٰالِمِینَ

اَلْحَقُّ مِنْ رَبِّکَ فَلاٰ تَکُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِینَ

وَ لِکُلٍّ وِجْهَةٌ هُوَ مُوَلِّیهٰا فَاسْتَبِقُوا الْخَیْرٰاتِ ....

بقره (2) 145 و 147 و 148

28. تغییر قبله، نعمتی الهی و شایستۀ شکرگزاری:

وَ مِنْ حَیْثُ خَرَجْتَ فَوَلِّ وَجْهَکَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ وَ حَیْثُ مٰا کُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَکُمْ شَطْرَهُ لِئَلاّٰ یَکُونَ لِلنّٰاسِ عَلَیْکُمْ حُجَّةٌ إِلاَّ الَّذِینَ ظَلَمُوا مِنْهُمْ فَلاٰ تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِی وَ لِأُتِمَّ نِعْمَتِی عَلَیْکُمْ وَ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ

فَاذْکُرُونِی أَذْکُرْکُمْ وَ اشْکُرُوا لِی وَ لاٰ تَکْفُرُونِ . بقره (2) 150 و 152

29. نپذیرفتن تغییر قبله، نشانۀ سفاهت و کم‌خردی:

سَیَقُولُ السُّفَهٰاءُ مِنَ النّٰاسِ مٰا وَلاّٰهُمْ عَنْ قِبْلَتِهِمُ الَّتِی کٰانُوا عَلَیْهٰا .... بقره (2) 142

آثار تغییر قبله

1. تردید برخی مسلمانان
30. تغییر قبله از بیت‌المقدّس به کعبه، درپی‌دارندۀ سؤال و تردید، برای برخی مسلمانان صدر اسلام:

... وَ مٰا جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِی کُنْتَ عَلَیْهٰا إِلاّٰ لِنَعْلَمَ مَنْ یَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّنْ یَنْقَلِبُ عَلیٰ عَقِبَیْهِ وَ إِنْ کٰانَتْ لَکَبِیرَةً إِلاّٰ عَلَی الَّذِینَ هَدَی اللّٰهُ وَ مٰا کٰانَ اللّٰهُ لِیُضِیعَ إِیمٰانَکُمْ إِنَّ اللّٰهَ بِالنّٰاسِ لَرَؤُفٌ رَحِیمٌ . (1)بقره (2) 143

2. خنثی شدن حربه دشمن
31. تغییر قبله از بیت‌المقدّس به مسجدالحرام، موجب از میان رفتن موضوع تبلیغاتی مخالفان، بر ضد اسلام و مسلمانان:

وَ مِنْ حَیْثُ خَرَجْتَ فَوَلِّ وَجْهَکَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ وَ حَیْثُ مٰا کُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَکُمْ شَطْرَهُ لِئَلاّٰ یَکُونَ لِلنّٰاسِ عَلَیْکُمْ حُجَّةٌ إِلاَّ الَّذِینَ ظَلَمُوا مِنْهُمْ فَلاٰ تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِی ... (2)بقره (2) 150

3. دشواری
32. دشوار و گران بودن تغییر قبله از بیت‌المقدّس به کعبه، برای مدعیان اطاعت از پیامبر صلی الله علیه و آله :

... وَ مٰا جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِی کُنْتَ عَلَیْهٰا إِلاّٰ لِنَعْلَمَ مَنْ یَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّنْ یَنْقَلِبُ عَلیٰ عَقِبَیْهِ ... وَ إِنْ کٰانَتْ لَکَبِیرَةً إِلاّٰ عَلَی الَّذِینَ هَدَی اللّٰهُ ....

بقره (2) 143

4. رضایت محمّد صلی الله علیه و آله
33. خشنود شدن پیامبر صلی الله علیه و آله در پی تغییر قبله، از بیت‌المقدّس به کعبه:

قَدْ نَریٰ تَقَلُّبَ وَجْهِکَ فِی السَّمٰاءِ فَلَنُوَلِّیَنَّکَ قِبْلَةً تَرْضٰاهٰا فَوَلِّ وَجْهَکَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ .... بقره (2) 144

5. هدایت
34. تغییر قبله، زمینۀ امیدواری مسلمانان به هدایت خداوند:

وَ مِنْ حَیْثُ خَرَجْتَ فَوَلِّ وَجْهَکَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ وَ حَیْثُ مٰا کُنْتُمْ فَوَلُّوا


1) 1) . آیه پس از تغییر قبله در پی سؤال گروهی از مسلمانان دربارۀ حکم نمازهای خوانده شده به سمت بیت‌المقدّس نازل شد. (روح‌المعانی، ج 2، جزء 2، ص 10؛ التفسیر المنیر، ج 2، ص 11 -\12)

2) 2) . تغییر قبله از بیت‌المقدّس به سوی کعبه احتجاج یهود را دفع می‌کند که می‌گفتند: پیامبری که وصف آن در تورات آمده است قبله‌اش کعبه است، نه صخره [بیت‌المقدّس] و این پیامبر به سوی صخره نماز می‌خواند. (روح المعانی، ج 2، جزء 2، ص 25)

وُجُوهَکُمْ شَطْرَهُ ... وَ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ .

بقره (2) 150

نیز ==> همین مدخل، تغییر قبله، فلسفۀ تغییر قبله

اعتراض به تغییر قبله

35. اعتراض یهود به تغییر قبله از بیت‌المقدّس به سوی کعبه:

سَیَقُولُ السُّفَهٰاءُ مِنَ النّٰاسِ مٰا وَلاّٰهُمْ عَنْ قِبْلَتِهِمُ الَّتِی کٰانُوا عَلَیْهٰا قُلْ لِلّٰهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ ... (1)

بقره (2) 142

36. احتجاج پیامبر صلی الله علیه و آله به مالکیّت خدا بر شرق و غرب، برای ردّ اعتراض یهود به تغییر قبله:

سَیَقُولُ السُّفَهٰاءُ مِنَ النّٰاسِ مٰا وَلاّٰهُمْ عَنْ قِبْلَتِهِمُ الَّتِی کٰانُوا عَلَیْهٰا قُلْ لِلّٰهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ یَهْدِی مَنْ یَشٰاءُ إِلیٰ صِرٰاطٍ مُسْتَقِیمٍ . بقره (2) 142

37. اعتراض مشرکان، به تغییر قبله:

سَیَقُولُ السُّفَهٰاءُ مِنَ النّٰاسِ مٰا وَلاّٰهُمْ عَنْ قِبْلَتِهِمُ الَّتِی کٰانُوا عَلَیْهٰا ... (2)بقره (2) 142

38. اعتراض منافقان به تغییر قبله:

سَیَقُولُ السُّفَهٰاءُ مِنَ النّٰاسِ مٰا وَلاّٰهُمْ عَنْ قِبْلَتِهِمُ الَّتِی کٰانُوا عَلَیْهٰا ... (3)بقره (2) 142

39. سفیه قلمداد شدن اعتراض کنندگان به تغییر قبله از بیت‌المقدّس به کعبه، از سوی خداوند:

سَیَقُولُ السُّفَهٰاءُ مِنَ النّٰاسِ مٰا وَلاّٰهُمْ عَنْ قِبْلَتِهِمُ الَّتِی کٰانُوا عَلَیْهٰا قُلْ لِلّٰهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ ....

بقره (2) 142

40. خداوند تعلیم دهندۀ پاسخ معترضان به تغییر قبله به پیامبر صلی الله علیه و آله :

سَیَقُولُ السُّفَهٰاءُ مِنَ النّٰاسِ مٰا وَلاّٰهُمْ عَنْ قِبْلَتِهِمُ الَّتِی کٰانُوا عَلَیْهٰا قُلْ لِلّٰهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ ....

بقره (2) 142

امتحان با تغییر قبله

==> همین مدخل، تغییر قبله، فلسفۀ تغییر قبله

انتظار تغییر قبله

41. انتظار و اشتیاق پیامبر صلی الله علیه و آله برای تغییر قبله:

قَدْ نَریٰ تَقَلُّبَ وَجْهِکَ فِی السَّمٰاءِ فَلَنُوَلِّیَنَّکَ قِبْلَةً تَرْضٰاهٰا فَوَلِّ وَجْهَکَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ وَ حَیْثُ مٰا کُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَکُمْ شَطْرَهُ .... بقره (2) 144

42. انتظار و اشتیاق پیامبر صلی الله علیه و آله برای نسخ و تغییر قبله دارای نقش به سزا در تغییر آن:

قَدْ نَریٰ تَقَلُّبَ وَجْهِکَ فِی السَّمٰاءِ فَلَنُوَلِّیَنَّکَ قِبْلَةً تَرْضٰاهٰا فَوَلِّ وَجْهَکَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ وَ حَیْثُ مٰا کُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَکُمْ شَطْرَهُ .... بقره (2) 144

43. ارتداد برخی مسلمانان صدر اسلام، در پی تغییر قبله از بیت المقدس به کعبه، به سبب انکار آن:

... وَ مٰا جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِی کُنْتَ عَلَیْهٰا إِلاّٰ لِنَعْلَمَ مَنْ یَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّنْ یَنْقَلِبُ عَلیٰ عَقِبَیْهِ ... (4)

بقره (2) 143


1) 1) . بنا بر قولی، مقصود از«السّفهاء من النّاس»یهود است.(مجمع‌البیان، ج 1 - 2، ص 413)

2) 2) . برخی گفته‌اند: مراد از«السّفهاء من النّاس»مشرکان عرب است. (مجمع البیان، ج 2 - 1، ص 413؛ المیزان، ج 1، ص 198)

3) 3) . بنابر قولی، مقصود از«السفهاء من الناس»منافقان است، زیرا آنان بر طعنه زدن و استهزا نمودن حریص بودند. (الکشاف، ج 1، ص 198)

4) 4) . برخی در مورد«ممّن ینقلب علیٰ عقبیه»گفته‌اند: در پی‌تغییر قبله عدّه‌ای از مسلمانان مرتد و از اسلام خارج شدند. (مجمع‌البیان، ج 1 - 2، ص 416)

اهل‌کتاب و تغییر قبله

44. کتمان حقانیّت تغییر قبله از سوی گروهی از عالمان اهل کتاب:

قَدْ نَریٰ تَقَلُّبَ وَجْهِکَ فِی السَّمٰاءِ فَلَنُوَلِّیَنَّکَ قِبْلَةً تَرْضٰاهٰا فَوَلِّ وَجْهَکَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ وَ حَیْثُ مٰا کُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَکُمْ شَطْرَهُ وَ إِنَّ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتٰابَ لَیَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ وَ مَا اللّٰهُ بِغٰافِلٍ عَمّٰا یَعْمَلُونَ

اَلَّذِینَ آتَیْنٰاهُمُ الْکِتٰابَ یَعْرِفُونَهُ کَمٰا یَعْرِفُونَ أَبْنٰاءَهُمْ وَ إِنَّ فَرِیقاً مِنْهُمْ لَیَکْتُمُونَ الْحَقَّ وَ هُمْ یَعْلَمُونَ .

بقره (2) 144 و 146

45. مجادله و گفتگوی اهل‌کتاب دربارۀ قبله، پس از تغییر آن:

لَیْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَکُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ لٰکِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللّٰهِ ... (1)

بقره (2) 177

46. اهل‌کتاب موظّف به پذیرش حقّانیّت تغییر قبله:

قَدْ نَریٰ تَقَلُّبَ وَجْهِکَ فِی السَّمٰاءِ فَلَنُوَلِّیَنَّکَ قِبْلَةً تَرْضٰاهٰا فَوَلِّ وَجْهَکَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ وَ حَیْثُ مٰا کُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَکُمْ شَطْرَهُ وَ إِنَّ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتٰابَ لَیَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ وَ مَا اللّٰهُ بِغٰافِلٍ عَمّٰا یَعْمَلُونَ

وَ لَئِنْ أَتَیْتَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتٰابَ بِکُلِّ آیَةٍ مٰا تَبِعُوا قِبْلَتَکَ وَ مٰا أَنْتَ بِتٰابِعٍ قِبْلَتَهُمْ وَ مٰا بَعْضُهُمْ بِتٰابِعٍ قِبْلَةَ بَعْضٍ وَ لَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوٰاءَهُمْ مِنْ بَعْدِ مٰا جٰاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ إِنَّکَ إِذاً لَمِنَ الظّٰالِمِینَ .

بقره (2) 144 و 145

47. خبر خداوند از مخالفت اهل‌کتاب به تغییر قبله:

وَ لَئِنْ أَتَیْتَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتٰابَ بِکُلِّ آیَةٍ مٰا تَبِعُوا قِبْلَتَکَ .... بقره (2) 145

48. تلاش اهل‌کتاب، برای باز گرداندن پیامبر صلی الله علیه و آله و مسلمانان از کعبه به قبلۀ خویش:

وَ لَئِنْ أَتَیْتَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتٰابَ بِکُلِّ آیَةٍ مٰا تَبِعُوا قِبْلَتَکَ وَ مٰا أَنْتَ بِتٰابِعٍ قِبْلَتَهُمْ وَ مٰا بَعْضُهُمْ بِتٰابِعٍ قِبْلَةَ بَعْضٍ وَ لَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوٰاءَهُمْ مِنْ بَعْدِ مٰا جٰاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ إِنَّکَ إِذاً لَمِنَ الظّٰالِمِینَ

اَلْحَقُّ مِنْ رَبِّکَ فَلاٰ تَکُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِینَ .

بقره (2) 145 و 147

49. مخالفت اهل‌کتاب با تغییر قبله، به رغم آگاهی از حقّانیّت آن:

... فَلَنُوَلِّیَنَّکَ قِبْلَةً تَرْضٰاهٰا فَوَلِّ وَجْهَکَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ وَ حَیْثُ مٰا کُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَکُمْ شَطْرَهُ وَ إِنَّ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتٰابَ لَیَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ ... وَ لَئِنْ أَتَیْتَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتٰابَ بِکُلِّ آیَةٍ مٰا تَبِعُوا قِبْلَتَکَ ... الَّذِینَ آتَیْنٰاهُمُ الْکِتٰابَ یَعْرِفُونَهُ کَمٰا یَعْرِفُونَ أَبْنٰاءَهُمْ وَ إِنَّ فَرِیقاً مِنْهُمْ لَیَکْتُمُونَ الْحَقَّ وَ هُمْ یَعْلَمُونَ . (2)بقره (2) 144 -\146

50. مخالفت اهل‌کتاب (یهود) با تغییر قبله، نشانۀ سفاهت آنان:

سَیَقُولُ السُّفَهٰاءُ مِنَ النّٰاسِ مٰا وَلاّٰهُمْ عَنْ قِبْلَتِهِمُ الَّتِی کٰانُوا عَلَیْهٰا قُلْ لِلّٰهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ


1) 1) . طبق شأن نزول، پس از تغییر قبله، بحث دربارۀ نسخ وتغییر آن زیاد شد و یهود و نصارا زیاد از آن گفتگو می‌کردند. در این شرایط بود که خداوند آیۀ یاد شده را نازل فرمود. (مجمع‌البیان، ج 1 - 2، ص 475)

2) 2) . به نظر بعضی، مقصود از«یعرفونه»تحویل قبله از بیت‌المقدّس به کعبه است. (فتح‌القدیر، ج 1، ص 240؛ الجامع لاحکام القرآن، قرطبی، ج 2، ص 158)

یَهْدِی مَنْ یَشٰاءُ إِلیٰ صِرٰاطٍ مُسْتَقِیمٍ . (1)

بقره (2) 142

51. دستور عالمان یهود به پیروان خود، برای قبله قرار دادن بیت‌المقدّس و مخالفت با قبلۀ مسلمانان (کعبه):

وَ قٰالَتْ طٰائِفَةٌ مِنْ أَهْلِ الْکِتٰابِ آمِنُوا بِالَّذِی أُنْزِلَ عَلَی الَّذِینَ آمَنُوا وَجْهَ النَّهٰارِ وَ اکْفُرُوا آخِرَهُ لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ . (2)آل‌عمران (3) 72

52. تهدید خداوند به اهل‌کتاب، در پی مخالفت آنان با حقّانیّت تغییر قبله:

قَدْ نَریٰ تَقَلُّبَ وَجْهِکَ فِی السَّمٰاءِ فَلَنُوَلِّیَنَّکَ قِبْلَةً تَرْضٰاهٰا فَوَلِّ وَجْهَکَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ وَ حَیْثُ مٰا کُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَکُمْ شَطْرَهُ وَ إِنَّ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتٰابَ لَیَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ وَ مَا اللّٰهُ بِغٰافِلٍ عَمّٰا یَعْمَلُونَ . بقره (2) 144

53. پیروی از آرا و هواهای نفسانی اهل‌کتاب، دربارۀ مخالفت با قبله، موجب قرار گرفتن در زمرۀ ظالمان:

وَ لَئِنْ أَتَیْتَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتٰابَ بِکُلِّ آیَةٍ مٰا تَبِعُوا قِبْلَتَکَ وَ مٰا أَنْتَ بِتٰابِعٍ قِبْلَتَهُمْ وَ مٰا بَعْضُهُمْ بِتٰابِعٍ قِبْلَةَ بَعْضٍ وَ لَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوٰاءَهُمْ مِنْ بَعْدِ مٰا جٰاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ إِنَّکَ إِذاً لَمِنَ الظّٰالِمِینَ .

بقره (2) 145

54. برخورد اهل‌کتاب با مسلمانان، دربارۀ تغییر قبله، برخاسته از هواهای نفسانی:

وَ لَئِنْ أَتَیْتَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتٰابَ بِکُلِّ آیَةٍ مٰا تَبِعُوا قِبْلَتَکَ وَ مٰا أَنْتَ بِتٰابِعٍ قِبْلَتَهُمْ وَ مٰا بَعْضُهُمْ بِتٰابِعٍ قِبْلَةَ بَعْضٍ وَ لَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوٰاءَهُمْ مِنْ بَعْدِ مٰا جٰاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ إِنَّکَ إِذاً لَمِنَ الظّٰالِمِینَ .

بقره (2) 145

55. عدم پذیرش قبلۀ مسلمانان از سوی اهل‌کتاب، از سر عناد و لجاجت:

وَ لَئِنْ أَتَیْتَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتٰابَ بِکُلِّ آیَةٍ مٰا تَبِعُوا قِبْلَتَکَ .... بقره (2) 145

56. تغییر قبله از بیت‌المقدّس به کعبه، اتمام‌حجّتی از سوی خدا بر یهود، جهت اثبات حقّانیّت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله :

وَ مِنْ حَیْثُ خَرَجْتَ فَوَلِّ وَجْهَکَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ وَ حَیْثُ مٰا کُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَکُمْ شَطْرَهُ لِئَلاّٰ یَکُونَ لِلنّٰاسِ عَلَیْکُمْ حُجَّةٌ ... (3)بقره (2) 150

اهمّیّت تغییر قبله

57. تغییر قبله، نعمتی الهی و شایستۀ شکر گزاری:

وَ مِنْ حَیْثُ خَرَجْتَ فَوَلِّ وَجْهَکَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ وَ حَیْثُ مٰا کُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَکُمْ شَطْرَهُ لِئَلاّٰ یَکُونَ لِلنّٰاسِ عَلَیْکُمْ حُجَّةٌ ... وَ لِأُتِمَّ نِعْمَتِی عَلَیْکُمْ وَ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ فَاذْکُرُونِی أَذْکُرْکُمْ وَ اشْکُرُوا لِی وَ لاٰ تَکْفُرُونِ . بقره (2) 150 و 152


1) 1) . متبادر از«سفهاء»در آیه منکران تغییر قبله یعنی‌منافقان، یهود و مشرکان است. (روح‌المعانی، ج 2، جزء 2، ص 3)

2) 2) . بنا بر قولی، وقتی تغییر قبله برای یهودیان بسیار سخت جلوه نمود، کعب‌بن‌اشرف به پیروان و یاران خویش گفت: به آنچه به محمّد صلی الله علیه و آله در قبله شدن کعبه نازل شده، ایمان آورید و سپس برگردید و رها کنید. (مجمع‌البیان، ج 1 -\2، ص 774)

3) 3) . مقصود از آیه این است که تغییر قبله از بیت‌المقدّس به کعبه احتجاج یهود و مشرکان را پاسخ می‌دهد و دفع می‌کند. (انوارالتنزیل، بیضاوی، ج 1، ص 153)

58. تغییر قبله از بیت‌المقدّس به مسجدالحرام، حادثه‌ای مهم و سرنوشت‌ساز، برای امتحان مسلمانان، در پیروی از پیامبر صلی الله علیه و آله :

وَ کَذٰلِکَ جَعَلْنٰاکُمْ أُمَّةً وَسَطاً لِتَکُونُوا شُهَدٰاءَ عَلَی النّٰاسِ وَ یَکُونَ الرَّسُولُ عَلَیْکُمْ شَهِیداً وَ مٰا جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِی کُنْتَ عَلَیْهٰا إِلاّٰ لِنَعْلَمَ مَنْ یَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّنْ یَنْقَلِبُ عَلیٰ عَقِبَیْهِ وَ إِنْ کٰانَتْ لَکَبِیرَةً إِلاّٰ عَلَی الَّذِینَ هَدَی اللّٰهُ وَ مٰا کٰانَ اللّٰهُ لِیُضِیعَ إِیمٰانَکُمْ .... بقره (2) 143

وَ مِنْ حَیْثُ خَرَجْتَ فَوَلِّ وَجْهَکَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ وَ حَیْثُ مٰا کُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَکُمْ شَطْرَهُ لِئَلاّٰ یَکُونَ لِلنّٰاسِ عَلَیْکُمْ حُجَّةٌ إِلاَّ الَّذِینَ ظَلَمُوا مِنْهُمْ فَلاٰ تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِی وَ لِأُتِمَّ نِعْمَتِی عَلَیْکُمْ وَ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ . بقره (2) 150

59. تغییر قبله از بیت‌المقدّس به کعبه، نعمتی همپای نعمت رسالت پیامبر صلی الله علیه و آله برای امّت اسلام:

وَ مِنْ حَیْثُ خَرَجْتَ فَوَلِّ وَجْهَکَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ وَ حَیْثُ مٰا کُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَکُمْ شَطْرَهُ لِئَلاّٰ یَکُونَ لِلنّٰاسِ عَلَیْکُمْ حُجَّةٌ إِلاَّ الَّذِینَ ظَلَمُوا مِنْهُمْ فَلاٰ تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِی وَ لِأُتِمَّ نِعْمَتِی عَلَیْکُمْ وَ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ

کَمٰا أَرْسَلْنٰا فِیکُمْ رَسُولاً مِنْکُمْ یَتْلُوا عَلَیْکُمْ آیٰاتِنٰا وَ یُزَکِّیکُمْ وَ یُعَلِّمُکُمُ الْکِتٰابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ یُعَلِّمُکُمْ مٰا لَمْ تَکُونُوا تَعْلَمُونَ . (1)

بقره (2) 150 و 151

بشارت تغییر قبله

60. بشارت و وعدۀ قطعی خداوند به پیامبر صلی الله علیه و آله مبنی بر تغییر قبله:

قَدْ نَریٰ تَقَلُّبَ وَجْهِکَ فِی السَّمٰاءِ فَلَنُوَلِّیَنَّکَ قِبْلَةً تَرْضٰاهٰا فَوَلِّ وَجْهَکَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ وَ حَیْثُ مٰا کُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَکُمْ شَطْرَهُ .... بقره (2) 144

پذیرش تغییر قبله

61. خوف از خداوند، زمینه‌ساز پذیرش مسجد الحرام در جایگاه قبله:

وَ مِنْ حَیْثُ خَرَجْتَ فَوَلِّ وَجْهَکَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ وَ حَیْثُ مٰا کُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَکُمْ شَطْرَهُ لِئَلاّٰ یَکُونَ لِلنّٰاسِ عَلَیْکُمْ حُجَّةٌ إِلاَّ الَّذِینَ ظَلَمُوا مِنْهُمْ فَلاٰ تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِی .... بقره (2) 150

تغییر قبله در کتابهای پیشین

62. تغییر قبله از بیت‌المقدّس به کعبه، حقیقتی عنوان شده در کتابهای آسمانی پیشین (تورات و انجیل و...):

قَدْ نَریٰ تَقَلُّبَ وَجْهِکَ فِی السَّمٰاءِ فَلَنُوَلِّیَنَّکَ قِبْلَةً تَرْضٰاهٰا فَوَلِّ وَجْهَکَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ وَ حَیْثُ مٰا کُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَکُمْ شَطْرَهُ وَ إِنَّ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتٰابَ لَیَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ ... (2)بقره (2) 144

اَلَّذِینَ آتَیْنٰاهُمُ الْکِتٰابَ یَعْرِفُونَهُ کَمٰا یَعْرِفُونَ أَبْنٰاءَهُمْ وَ إِنَّ فَرِیقاً مِنْهُمْ لَیَکْتُمُونَ الْحَقَّ وَ هُمْ یَعْلَمُونَ . بقره (2) 146


1) 1) . با توجّه به این نکته که«کاف»در«کما»برای تشبیه‌باشد. در این صورت، تغییر قبله که در آیۀ پیشین مطرح شده«مشبّه»و ارسال پیامبر صلی الله علیه و آله«مشبّه‌به»است و تشبیه مسئلۀ قبله به نعمت رسالت، نشانگر عظمت آن است

2) 2) . تعبیر«أوتوا الکتاب»دلالت [مطابقی یا تضمنّی] دارد بر اینکه کتابهای آنان مشتمل بر این تشریع [و تغییر قبله] بوده است. (المیزان، ج 1، ص 326)

حقّانیّت تغییر قبله

63. تغییر قبله از بیت‌المقدّس به کعبه، حق، و پیراسته از هر گونه بطلان و ناروایی:

قَدْ نَریٰ تَقَلُّبَ وَجْهِکَ فِی السَّمٰاءِ فَلَنُوَلِّیَنَّکَ قِبْلَةً تَرْضٰاهٰا فَوَلِّ وَجْهَکَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ وَ حَیْثُ مٰا کُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَکُمْ شَطْرَهُ وَ إِنَّ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتٰابَ لَیَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ .... بقره (2) 144

اَلَّذِینَ آتَیْنٰاهُمُ الْکِتٰابَ یَعْرِفُونَهُ کَمٰا یَعْرِفُونَ أَبْنٰاءَهُمْ وَ إِنَّ فَرِیقاً مِنْهُمْ لَیَکْتُمُونَ الْحَقَّ وَ هُمْ یَعْلَمُونَ . (1)بقره (2) 146

وَ مِنْ حَیْثُ خَرَجْتَ فَوَلِّ وَجْهَکَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ وَ إِنَّهُ لَلْحَقُّ مِنْ رَبِّکَ .... بقره (2) 149

64. ملامت شدن گروهی از عالمان اهل‌کتاب، در پی کتمان حقّانیّت قبله:

وَ لَئِنْ أَتَیْتَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتٰابَ بِکُلِّ آیَةٍ مٰا تَبِعُوا قِبْلَتَکَ وَ مٰا أَنْتَ بِتٰابِعٍ قِبْلَتَهُمْ وَ مٰا بَعْضُهُمْ بِتٰابِعٍ قِبْلَةَ بَعْضٍ وَ لَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوٰاءَهُمْ مِنْ بَعْدِ مٰا جٰاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ إِنَّکَ إِذاً لَمِنَ الظّٰالِمِینَ

اَلَّذِینَ آتَیْنٰاهُمُ الْکِتٰابَ یَعْرِفُونَهُ کَمٰا یَعْرِفُونَ أَبْنٰاءَهُمْ وَ إِنَّ فَرِیقاً مِنْهُمْ لَیَکْتُمُونَ الْحَقَّ وَ هُمْ یَعْلَمُونَ . بقره (2) 145 و 146

عالمان اهل‌کتاب و تغییر قبله

==> همین مدخل، تغییر قبله، اهل کتاب و تغییر قبله

عالمان یهود و تغییر قبله

==> همین مدخل، تغییر قبله، اعتراض به تغییر قبله

فلسفۀ تغییر قبله

1. اتمام نعمت
65. اتمام نعمت خداوند بر مؤمنان، از دلایل تغییر قبله از بیت‌المقدّس به مسجدالحرام:

وَ مِنْ حَیْثُ خَرَجْتَ فَوَلِّ وَجْهَکَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ وَ حَیْثُ مٰا کُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَکُمْ شَطْرَهُ ... وَ لِأُتِمَّ نِعْمَتِی عَلَیْکُمْ ....

بقره (2) 150

2.امتحان
66. تعیین بیت‌المقدّس در جایگاه قبله و تغییر آن به کعبه، آزمونی الهی برای تصفیۀ مسلمانان واقعی از مدعیان اسلام:

وَ کَذٰلِکَ جَعَلْنٰاکُمْ أُمَّةً وَسَطاً لِتَکُونُوا شُهَدٰاءَ عَلَی النّٰاسِ وَ یَکُونَ الرَّسُولُ عَلَیْکُمْ شَهِیداً وَ مٰا جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِی کُنْتَ عَلَیْهٰا إِلاّٰ لِنَعْلَمَ مَنْ یَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّنْ یَنْقَلِبُ عَلیٰ عَقِبَیْهِ وَ إِنْ کٰانَتْ لَکَبِیرَةً إِلاّٰ عَلَی الَّذِینَ هَدَی اللّٰهُ .... بقره (2) 143

67. تشخیص پیروان واقعی پیامبراکرم صلی الله علیه و آله از اهداف تغییر قبله:

... وَ مٰا جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِی کُنْتَ عَلَیْهٰا إِلاّٰ لِنَعْلَمَ مَنْ یَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّنْ یَنْقَلِبُ عَلیٰ عَقِبَیْهِ ....

بقره (2) 143

3. هدایت
68. فراهم آمدن زمینۀ دستیابی مسلمانان به هدایتهای ویژه، از هدفهای تغییر قبله از بیت‌المقدّس به کعبه:

وَ مِنْ حَیْثُ خَرَجْتَ فَوَلِّ وَجْهَکَ شَطْرَ


1) 1) . ممکن است که مرجع ضمیر«یعرفونه»قبله باشد. (مجمع البیان، ج 1 - 2، ص 423)

اَلْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ وَ حَیْثُ مٰا کُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَکُمْ شَطْرَهُ لِئَلاّٰ یَکُونَ لِلنّٰاسِ عَلَیْکُمْ حُجَّةٌ ... وَ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ . بقره (2) 150

مجادله دربارۀ تغییر قبله

==> همین مدخل، اهل‌کتاب و تغییر قبله

محمّد صلی الله علیه و آله و تغییر قبله

69. احتجاج پیامبر صلی الله علیه و آله به مالکیّت خدا بر شرق و غرب، جهت ردّ اعتراض یهود به تغییر قبله:

سَیَقُولُ السُّفَهٰاءُ مِنَ النّٰاسِ مٰا وَلاّٰهُمْ عَنْ قِبْلَتِهِمُ الَّتِی کٰانُوا عَلَیْهٰا قُلْ لِلّٰهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ ....

بقره (2) 142

70. پیامبر صلی الله علیه و آله موظّف به پرهیز از پیروی اهل‌کتاب و ردّ آرای نفسانی آنان، دربارۀ قبله:

وَ لَئِنْ أَتَیْتَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتٰابَ بِکُلِّ آیَةٍ مٰا تَبِعُوا قِبْلَتَکَ وَ مٰا أَنْتَ بِتٰابِعٍ قِبْلَتَهُمْ وَ مٰا بَعْضُهُمْ بِتٰابِعٍ قِبْلَةَ بَعْضٍ ... وَ لَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوٰاءَهُمْ مِنْ بَعْدِ مٰا جٰاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ .... بقره (2) 145

71. توجه پیامبر صلی الله علیه و آله به آسمان، برای دریافت وحی، جهت تغییر قبله:

قَدْ نَریٰ تَقَلُّبَ وَجْهِکَ فِی السَّمٰاءِ فَلَنُوَلِّیَنَّکَ قِبْلَةً تَرْضٰاهٰا فَوَلِّ وَجْهَکَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ .... بقره (2) 144

72. خشنود شدن پیامبر صلی الله علیه و آله در پی تغییر قبله از بیت‌المقدّس به کعبه:

قَدْ نَریٰ تَقَلُّبَ وَجْهِکَ فِی السَّمٰاءِ فَلَنُوَلِّیَنَّکَ قِبْلَةً تَرْضٰاهٰا فَوَلِّ وَجْهَکَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ .... بقره (2) 144

نیز ==> همین مدخل، تغییر قبله، انتظار تغییر قبله

مخالفت با تغییر قبله

73. برخوردها و موضعگیری مخالفان اسلام، دربارۀ تغییر قبله، مورد پیشگویی خداوند:

سَیَقُولُ السُّفَهٰاءُ مِنَ النّٰاسِ مٰا وَلاّٰهُمْ عَنْ قِبْلَتِهِمُ الَّتِی کٰانُوا عَلَیْهٰا قُلْ لِلّٰهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ ....

بقره (2) 142

74. ظلم یهود و مشرکان، زمینۀ مخالفت آنان با فرمان خدا، دربارۀ تغییر قبله:

وَ مِنْ حَیْثُ خَرَجْتَ فَوَلِّ وَجْهَکَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ وَ حَیْثُ مٰا کُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَکُمْ شَطْرَهُ لِئَلاّٰ یَکُونَ لِلنّٰاسِ عَلَیْکُمْ حُجَّةٌ إِلاَّ الَّذِینَ ظَلَمُوا مِنْهُمْ فَلاٰ تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِی .... بقره (2) 150

نیز ==> همین مدخل، اهل‌کتاب و تغییر قبله، عالمان اهل‌کتاب و تغییر قبله

مسلمانان و تغییر قبله

75. تغییر قبله از بیت‌المقدّس به کعبه، در پی دارندۀ سؤال و تردید، برای برخی مسلمانان صدر اسلام:

... وَ مٰا جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِی کُنْتَ عَلَیْهٰا إِلاّٰ لِنَعْلَمَ مَنْ یَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّنْ یَنْقَلِبُ عَلیٰ عَقِبَیْهِ وَ إِنْ کٰانَتْ لَکَبِیرَةً إِلاّٰ عَلَی الَّذِینَ هَدَی اللّٰهُ وَ مٰا کٰانَ اللّٰهُ لِیُضِیعَ إِیمٰانَکُمْ .... بقره (2) 143

76. ارتداد برخی مسلمانان صدر اسلام، در پی تغییر قبله از بیت‌المقدّس به کعبه:

... وَ مٰا جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِی کُنْتَ عَلَیْهٰا إِلاّٰ لِنَعْلَمَ مَنْ یَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّنْ یَنْقَلِبُ عَلیٰ عَقِبَیْهِ ... (1)

بقره (2) 143


1) 1) . برخی در مورد«ممّن ینقلب علیٰ عقبیه»گفته‌اند: در پی‌تغییر قبله، عدّه‌ای از مسلمانان، مرتد و از اسلام خارج شدند. (مجمع‌البیان، ج 1 -\2، ص 416)

مشرکان و تغییر قبله

77. اعتراض سفیهانۀ بعضی مشرکان، نسبت به تغییر قبله:

سَیَقُولُ السُّفَهٰاءُ مِنَ النّٰاسِ مٰا وَلاّٰهُمْ عَنْ قِبْلَتِهِمُ الَّتِی کٰانُوا عَلَیْهٰا ... (1)بقره (2) 142

منافقان و تغییر قبله

78. اعتراض سفیهانۀ بعضی از منافقان، نسبت به تغییر قبله:

سَیَقُولُ السُّفَهٰاءُ مِنَ النّٰاسِ مٰا وَلاّٰهُمْ عَنْ قِبْلَتِهِمُ الَّتِی کٰانُوا عَلَیْهٰا ... (2)بقره (2) 142

یهود و تغییر قبله

79. اعتراض سفیهانۀ یهود به تغییر قبله، از بیت‌المقدّس به سوی کعبه:

سَیَقُولُ السُّفَهٰاءُ مِنَ النّٰاسِ مٰا وَلاّٰهُمْ عَنْ قِبْلَتِهِمُ الَّتِی کٰانُوا عَلَیْهٰا ... (3)بقره (2) 142

توجّه به قبله

==> همین مدخل، احکام قبله

جهت قبله

==> همین مدخل، احکام قبله

قبلۀ امّتها

80. هر امّتی، دارندۀ قبله‌ای مخصوص به خود:

وَ لِکُلٍّ وِجْهَةٌ هُوَ مُوَلِّیهٰا ... (4)بقره (2) 148

81. پیشی گرفتن در انجام دادن کارهای نیک، ملاک برتری امّتها، نه داشتن قبله‌ای خاص:

لَیْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَکُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ لٰکِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللّٰهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ وَ الْمَلاٰئِکَةِ وَ الْکِتٰابِ وَ النَّبِیِّینَ وَ آتَی الْمٰالَ عَلیٰ حُبِّهِ ذَوِی الْقُرْبیٰ وَ الْیَتٰامیٰ وَ الْمَسٰاکِینَ وَ ابْنَ السَّبِیلِ وَ السّٰائِلِینَ وَ فِی الرِّقٰابِ وَ أَقٰامَ الصَّلاٰةَ وَ آتَی الزَّکٰاةَ وَ الْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذٰا عٰاهَدُوا وَ الصّٰابِرِینَ فِی الْبَأْسٰاءِ وَ الضَّرّٰاءِ وَ حِینَ الْبَأْسِ أُولٰئِکَ الَّذِینَ صَدَقُوا وَ أُولٰئِکَ هُمُ الْمُتَّقُونَ . بقره (2) 177

قبلۀ اهل‌کتاب

82. اهل‌کتاب، دارای قبلۀ مخصوص به خود:

وَ لَئِنْ أَتَیْتَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتٰابَ بِکُلِّ آیَةٍ مٰا تَبِعُوا قِبْلَتَکَ وَ مٰا أَنْتَ بِتٰابِعٍ قِبْلَتَهُمْ وَ مٰا بَعْضُهُمْ بِتٰابِعٍ قِبْلَةَ بَعْضٍ .... بقره (2) 145

لَیْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَکُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ ... (5)بقره (2) 177

83. اختلاف اهل‌کتاب، دربارۀ قبلۀ خود:

وَ لَئِنْ أَتَیْتَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتٰابَ بِکُلِّ آیَةٍ مٰا تَبِعُوا قِبْلَتَکَ وَ مٰا أَنْتَ بِتٰابِعٍ قِبْلَتَهُمْ وَ مٰا بَعْضُهُمْ بِتٰابِعٍ قِبْلَةَ بَعْضٍ .... بقره (2) 145


1) 1) . برخی مقصود از«السّفهاء من النّاس»را جاهلان مشرک می‌دانند. (مجمع‌البیان، ج 1 -\2، ص 412؛ الکشاف، ج 1، ص 198)

2) 2) . مقصود«السّفهاء من النّاس»منافقان، یهود و مشرکان است. (انوارالتنزیل، بیضاوی، ج 1، ص 148)

3) 3) . بنا بر قولی، مقصود از«السّفهاء من النّاس»یهود است. (مجمع‌البیان، ج 1 - 2، ص 412؛ الکشاف، ج 1، ص 198)

4) 4) . معنای آیه بنا بر یک احتمال این است که برای هر امّتی قبله‌ای است. (انوارالتنزیل، بیضاوی، ج 1، ص 152)

5) 5) . بنا بر قولی معنای آیه این است که نیکی چیزی نیست که نصارا بر آن است که توجّه به مشرق است و آن نیست که یهود بر آن است که توجّه به مغرب است. (مجمع‌البیان، ج 1 -\2، ص 476)

84. پیروی نکردن پیامبر صلی الله علیه و آله از قبلۀ اهل‌کتاب، پس از تغییر قبله از بیت‌المقدّس به کعبه:

قَدْ نَریٰ تَقَلُّبَ وَجْهِکَ فِی السَّمٰاءِ فَلَنُوَلِّیَنَّکَ قِبْلَةً تَرْضٰاهٰا فَوَلِّ وَجْهَکَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ وَ حَیْثُ مٰا کُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَکُمْ شَطْرَهُ ... وَ لَئِنْ أَتَیْتَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتٰابَ بِکُلِّ آیَةٍ مٰا تَبِعُوا قِبْلَتَکَ وَ مٰا أَنْتَ بِتٰابِعٍ قِبْلَتَهُمْ ... وَ لَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوٰاءَهُمْ مِنْ بَعْدِ مٰا جٰاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ إِنَّکَ إِذاً لَمِنَ الظّٰالِمِینَ .

بقره (2) 144 و 145

85. پیروی نکردن اهل‌کتاب، از قبلۀ یکدیگر:

وَ لَئِنْ أَتَیْتَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتٰابَ بِکُلِّ آیَةٍ ... وَ مٰا بَعْضُهُمْ بِتٰابِعٍ قِبْلَةَ بَعْضٍ .... بقره (2) 145

قبلۀ بنی‌اسرائیل

86. موسی و هارون علیهما السلام مأمور ساختن مساجد به سمت قبله، برای بنی‌اسرائیل:

وَ أَوْحَیْنٰا إِلیٰ مُوسیٰ وَ أَخِیهِ أَنْ تَبَوَّءٰا لِقَوْمِکُمٰا بِمِصْرَ بُیُوتاً وَ اجْعَلُوا بُیُوتَکُمْ قِبْلَةً ... (1)

یونس (10) 87

87. موسی و هارون علیهما السلام مأمور ابلاغ به بنی‌اسرائیل، مبنی بر ساختن خانه‌های خود به سمت قبله:

وَ أَوْحَیْنٰا إِلیٰ مُوسیٰ وَ أَخِیهِ أَنْ تَبَوَّءٰا لِقَوْمِکُمٰا بِمِصْرَ بُیُوتاً وَ اجْعَلُوا بُیُوتَکُمْ قِبْلَةً ... (2)

یونس (10) 87

88. بنی‌اسرائیل، مأمور ساختن خانه‌های خود به سوی قبله:

وَ أَوْحَیْنٰا إِلیٰ مُوسیٰ وَ أَخِیهِ أَنْ تَبَوَّءٰا لِقَوْمِکُمٰا بِمِصْرَ بُیُوتاً وَ اجْعَلُوا بُیُوتَکُمْ قِبْلَةً وَ أَقِیمُوا الصَّلاٰةَ وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنِینَ . (3)یونس (10) 87

89. بنی‌اسرائیل، مأمور ساختن جایگاهی در داخل خانه‌های خود به سمت قبله:

وَ أَوْحَیْنٰا إِلیٰ مُوسیٰ وَ أَخِیهِ أَنْ تَبَوَّءٰا لِقَوْمِکُمٰا بِمِصْرَ بُیُوتاً وَ اجْعَلُوا بُیُوتَکُمْ قِبْلَةً وَ أَقِیمُوا الصَّلاٰةَ وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنِینَ . (4)یونس (10) 87

قبله بودن بیت‌المقدّس

90. بیت‌المقدّس، قبلۀ نخستین مسلمانان:

سَیَقُولُ السُّفَهٰاءُ مِنَ النّٰاسِ مٰا وَلاّٰهُمْ عَنْ قِبْلَتِهِمُ الَّتِی کٰانُوا عَلَیْهٰا قُلْ لِلّٰهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ ....

بقره (2) 142

... وَ مٰا جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِی کُنْتَ عَلَیْهٰا إِلاّٰ لِنَعْلَمَ مَنْ یَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّنْ یَنْقَلِبُ عَلیٰ عَقِبَیْهِ ... (5)

بقره (2) 143

قَدْ نَریٰ تَقَلُّبَ وَجْهِکَ فِی السَّمٰاءِ فَلَنُوَلِّیَنَّکَ قِبْلَةً تَرْضٰاهٰا فَوَلِّ وَجْهَکَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ وَ حَیْثُ مٰا کُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَکُمْ شَطْرَهُ


1) 1) . گفته شده: مراد از«بیوتکم»مساجدی است که به سمت‌قبله ساخته شده باشد. (جامع‌البیان، ج 7، جزء 11، ص 199)

2) 2)

3) 3) 2و. گفته شده: مقصود از«واجعلوا بیوتکم قبلة»ساختن خانه‌ها به سمت قبله است. (همان، ص 200)

4) 4) . گفته شده: مقصود از«واجعلوا بیوتکم قبلة ...»یعنی در خانه‌های‌تان مساجد [و جایگاهی] قرار دهید که به سوی قبله باشد و در آن نماز بخوانید. (همان، ص 199)

5) 5) . مقصود از«قبلتهم الّتی کانوا علیها»بیت‌المقدّس است.(روح‌المعانی، ج 2، جزء 2، ص 4)

وَ إِنَّ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتٰابَ لَیَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ وَ مَا اللّٰهُ بِغٰافِلٍ عَمّٰا یَعْمَلُونَ . بقره (2) 144

91. ادامه داشتن بیت‌المقدّس به صورت قبله، موجب برخورداری مخالفان اسلام از حجّت و دلیل، علیه پیامبر صلی الله علیه و آله و مسلمانان:

وَ مِنْ حَیْثُ خَرَجْتَ فَوَلِّ وَجْهَکَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ وَ حَیْثُ مٰا کُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَکُمْ شَطْرَهُ لِئَلاّٰ یَکُونَ لِلنّٰاسِ عَلَیْکُمْ حُجَّةٌ إِلاَّ الَّذِینَ ظَلَمُوا مِنْهُمْ فَلاٰ تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِی ... (1)بقره (2) 150

قبله شدن کعبه

92. تغییر قبلۀ مسلمانان به سوی کعبه، پس از بیت المقدّس:

سَیَقُولُ السُّفَهٰاءُ مِنَ النّٰاسِ مٰا وَلاّٰهُمْ عَنْ قِبْلَتِهِمُ الَّتِی کٰانُوا عَلَیْهٰا قُلْ لِلّٰهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ یَهْدِی مَنْ یَشٰاءُ إِلیٰ صِرٰاطٍ مُسْتَقِیمٍ .

بقره (2) 142

93. قبله شدن کعبه، زمینه‌ساز هدایت انسانها به صراط مستقیم:

سَیَقُولُ السُّفَهٰاءُ مِنَ النّٰاسِ مٰا وَلاّٰهُمْ عَنْ قِبْلَتِهِمُ الَّتِی کٰانُوا عَلَیْهٰا قُلْ لِلّٰهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ یَهْدِی مَنْ یَشٰاءُ إِلیٰ صِرٰاطٍ مُسْتَقِیمٍ .

بقره (2) 142

94. پذیرش قبله شدن کعبه از سوی هدایت‌یافتگان:

وَ کَذٰلِکَ جَعَلْنٰاکُمْ أُمَّةً وَسَطاً لِتَکُونُوا شُهَدٰاءَ عَلَی النّٰاسِ وَ یَکُونَ الرَّسُولُ عَلَیْکُمْ شَهِیداً وَ مٰا جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِی کُنْتَ عَلَیْهٰا إِلاّٰ لِنَعْلَمَ مَنْ یَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّنْ یَنْقَلِبُ عَلیٰ عَقِبَیْهِ وَ إِنْ کٰانَتْ لَکَبِیرَةً إِلاّٰ عَلَی الَّذِینَ هَدَی اللّٰهُ وَ مٰا کٰانَ اللّٰهُ لِیُضِیعَ إِیمٰانَکُمْ إِنَّ اللّٰهَ بِالنّٰاسِ لَرَؤُفٌ رَحِیمٌ .

بقره (2) 143

95. قبله شدن کعبه، امتحانی برای تشخیص پیروان پیامبر از غیر آن:

وَ کَذٰلِکَ جَعَلْنٰاکُمْ أُمَّةً وَسَطاً لِتَکُونُوا شُهَدٰاءَ عَلَی النّٰاسِ وَ یَکُونَ الرَّسُولُ عَلَیْکُمْ شَهِیداً وَ مٰا جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِی کُنْتَ عَلَیْهٰا إِلاّٰ لِنَعْلَمَ مَنْ یَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّنْ یَنْقَلِبُ عَلیٰ عَقِبَیْهِ وَ إِنْ کٰانَتْ لَکَبِیرَةً إِلاّٰ عَلَی الَّذِینَ هَدَی اللّٰهُ وَ مٰا کٰانَ اللّٰهُ لِیُضِیعَ إِیمٰانَکُمْ إِنَّ اللّٰهَ بِالنّٰاسِ لَرَؤُفٌ رَحِیمٌ .

بقره (2) 143

96. قبله شدن کعبه برای مسلمانان، ذکر شده در تورات و انجیل:

قَدْ نَریٰ تَقَلُّبَ وَجْهِکَ فِی السَّمٰاءِ فَلَنُوَلِّیَنَّکَ قِبْلَةً تَرْضٰاهٰا فَوَلِّ وَجْهَکَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ وَ حَیْثُ مٰا کُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَکُمْ شَطْرَهُ وَ إِنَّ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتٰابَ لَیَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ وَ مَا اللّٰهُ بِغٰافِلٍ عَمّٰا یَعْمَلُونَ

اَلَّذِینَ آتَیْنٰاهُمُ الْکِتٰابَ یَعْرِفُونَهُ کَمٰا یَعْرِفُونَ أَبْنٰاءَهُمْ وَ إِنَّ فَرِیقاً مِنْهُمْ لَیَکْتُمُونَ الْحَقَّ وَ هُمْ یَعْلَمُونَ . بقره (2) 142 و 146


1) 1) .«لئلّایکون للنّاس علیکم حجّة»یعنی تغییر قبله از بیت‌المقدّس به کعبه احتجاج یهود را بر طرف می‌کند که می‌گفتند: آنچه در تورات در وصف پیامبر موعود آمده قبله‌اش کعبه است و محمّد صلی الله علیه و آله دین ما را قبول ندارد و از قبلۀ ما را پیروی می‌کند، و نیز احتجاج مشرکان را برطرف می‌کند که می‌گفتند: او ادّعای دین ابراهیم علیه السلام را دارد، ولی با قبله‌اش مخالف است. (انوارالتنزیل، بیضاوی، ج 1، ص 153)

97. قبله شدن کعبه برای مسلمانان، موجب روشن شدن حقّانیّت پیامبر صلی الله علیه و آله و از بین برندۀ هرگونه حجّت از سوی اهل‌کتاب، علیه مسلمانان:

وَ مِنْ حَیْثُ خَرَجْتَ فَوَلِّ وَجْهَکَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ وَ حَیْثُ مٰا کُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَکُمْ شَطْرَهُ لِئَلاّٰ یَکُونَ لِلنّٰاسِ عَلَیْکُمْ حُجَّةٌ إِلاَّ الَّذِینَ ظَلَمُوا مِنْهُمْ فَلاٰ تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِی وَ لِأُتِمَّ نِعْمَتِی عَلَیْکُمْ وَ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ . بقره (2) 150

نیز ==> همین مدخل، تغییر قبله، فلسفۀ تغییر قبله

قبلۀ محمّد صلی الله علیه و آله

98. مسجدالحرام (کعبه) قبلۀ تعیین شده برای پیامبر صلی الله علیه و آله از ناحیۀ خداوند:

قَدْ نَریٰ تَقَلُّبَ وَجْهِکَ فِی السَّمٰاءِ فَلَنُوَلِّیَنَّکَ قِبْلَةً تَرْضٰاهٰا فَوَلِّ وَجْهَکَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ وَ حَیْثُ مٰا کُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَکُمْ شَطْرَهُ .... بقره (2) 144

وَ لِکُلٍّ وِجْهَةٌ هُوَ مُوَلِّیهٰا ... وَ مِنْ حَیْثُ خَرَجْتَ فَوَلِّ وَجْهَکَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ وَ إِنَّهُ لَلْحَقُّ مِنْ رَبِّکَ ... وَ مِنْ حَیْثُ خَرَجْتَ فَوَلِّ وَجْهَکَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ وَ حَیْثُ مٰا کُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَکُمْ شَطْرَهُ ....

بقره (2) 148 -\150

99. پیروی نکردن اهل‌کتاب از قبلۀ پیامبر صلی الله علیه و آله حتّی با اقامۀ هر نوع معجزه‌ای:

وَ لَئِنْ أَتَیْتَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتٰابَ بِکُلِّ آیَةٍ مٰا تَبِعُوا قِبْلَتَکَ .... بقره (2) 145

نیز ==> همین مدخل، قبله شدن کعبه

قبلۀ مسلمانان

اشاره

100. سمت مسجدالحرام و کعبه، قبلۀ مسلمانان، در هر مکان و زمان:

قَدْ نَریٰ تَقَلُّبَ وَجْهِکَ فِی السَّمٰاءِ فَلَنُوَلِّیَنَّکَ قِبْلَةً تَرْضٰاهٰا فَوَلِّ وَجْهَکَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ وَ حَیْثُ مٰا کُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَکُمْ شَطْرَهُ .... بقره (2) 144

وَ مِنْ حَیْثُ خَرَجْتَ فَوَلِّ وَجْهَکَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ وَ إِنَّهُ لَلْحَقُّ مِنْ رَبِّکَ ... وَ مِنْ حَیْثُ خَرَجْتَ فَوَلِّ وَجْهَکَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ وَ حَیْثُ مٰا کُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَکُمْ شَطْرَهُ .... بقره (2) 149 و 150

قبلۀ نخستین مسلمانان

==> همین مدخل، قبله بودن بیت‌المقدّس

یهود و قبلۀ مسلمانان

101. امید یهود به بازگشت دوبارۀ مسلمانان از قبلۀ خود (کعبه) به قبلۀ قبلی (بیت‌المقدّس):

وَ قٰالَتْ طٰائِفَةٌ مِنْ أَهْلِ الْکِتٰابِ آمِنُوا بِالَّذِی أُنْزِلَ عَلَی الَّذِینَ آمَنُوا وَجْهَ النَّهٰارِ وَ اکْفُرُوا آخِرَهُ لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ . (1)آل‌عمران (3) 72

قبلۀ موسی علیه السلام

==> همین مدخل، قبلۀ بنی اسرائیل


1) 1) . امام باقر علیه السلام دربارۀ آیۀ مزبور فرمود:«لعلّهم یرجعون إلیٰ قبلتنا»یهود گفتند: شاید مسلمانان به قبلۀ ما [بیت‌المقدّس] بازگردند. (تفسیر قمی، ج 1، ص 105؛ بحارالانوار، ج 80 ، ص 98)

قبلۀ نصارا

102. نصارا، دارای قبلۀ مخصوص به خود:

وَ لَئِنْ أَتَیْتَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتٰابَ بِکُلِّ آیَةٍ مٰا تَبِعُوا قِبْلَتَکَ وَ مٰا أَنْتَ بِتٰابِعٍ قِبْلَتَهُمْ وَ مٰا بَعْضُهُمْ بِتٰابِعٍ قِبْلَةَ بَعْضٍ .... بقره (2) 145

لَیْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَکُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ ... (1)بقره (2) 177

قبلۀ هارون علیه السلام

==> همین مدخل، قبلۀ بنی‌اسرائیل

قبلۀ یهود

103. یهود، دارای قبلۀ مخصوص به خود:

وَ لَئِنْ أَتَیْتَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتٰابَ بِکُلِّ آیَةٍ مٰا تَبِعُوا قِبْلَتَکَ وَ مٰا أَنْتَ بِتٰابِعٍ قِبْلَتَهُمْ وَ مٰا بَعْضُهُمْ بِتٰابِعٍ قِبْلَةَ بَعْضٍ .... بقره (2) 145

لَیْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَکُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ .... بقره (2) 177

مالک قبله

104. خداوند، صاحب و مالک قبله، چه در شرق و چه در غرب و هر کجای عالم:

وَ لِلّٰهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ فَأَیْنَمٰا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللّٰهِ إِنَّ اللّٰهَ وٰاسِعٌ عَلِیمٌ . بقره (2) 115

سَیَقُولُ السُّفَهٰاءُ مِنَ النّٰاسِ مٰا وَلاّٰهُمْ عَنْ قِبْلَتِهِمُ الَّتِی کٰانُوا عَلَیْهٰا قُلْ لِلّٰهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ یَهْدِی مَنْ یَشٰاءُ إِلیٰ صِرٰاطٍ مُسْتَقِیمٍ .

بقره (2) 142

ملاک قبله

105. تأثیر جهتی از جهات یا مکانی از مکانها در هدایت انسانها، ملاکی جهت قبله قرار دادن آن:

سَیَقُولُ السُّفَهٰاءُ مِنَ النّٰاسِ مٰا وَلاّٰهُمْ عَنْ قِبْلَتِهِمُ الَّتِی کٰانُوا عَلَیْهٰا قُلْ لِلّٰهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ یَهْدِی مَنْ یَشٰاءُ إِلیٰ صِرٰاطٍ مُسْتَقِیمٍ .

بقره (2) 142

نیز ==> همین مدخل، تغییر قبله، فلسفۀ تغییر قبله

نیز ==> کعبه

نسخ قبله

106. نسخ شدن حکم قبلۀ مسلمانان از بیت‌المقدّس به سوی کعبه:

وَ کَذٰلِکَ جَعَلْنٰاکُمْ أُمَّةً وَسَطاً لِتَکُونُوا شُهَدٰاءَ عَلَی النّٰاسِ وَ یَکُونَ الرَّسُولُ عَلَیْکُمْ شَهِیداً وَ مٰا جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِی کُنْتَ عَلَیْهٰا إِلاّٰ لِنَعْلَمَ مَنْ یَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّنْ یَنْقَلِبُ عَلیٰ عَقِبَیْهِ وَ إِنْ کٰانَتْ لَکَبِیرَةً إِلاّٰ عَلَی الَّذِینَ هَدَی اللّٰهُ وَ مٰا کٰانَ اللّٰهُ لِیُضِیعَ إِیمٰانَکُمْ إِنَّ اللّٰهَ بِالنّٰاسِ لَرَؤُفٌ رَحِیمٌ

قَدْ نَریٰ تَقَلُّبَ وَجْهِکَ فِی السَّمٰاءِ فَلَنُوَلِّیَنَّکَ قِبْلَةً تَرْضٰاهٰا فَوَلِّ وَجْهَکَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ وَ حَیْثُ مٰا کُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَکُمْ شَطْرَهُ وَ إِنَّ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتٰابَ لَیَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ وَ مَا اللّٰهُ بِغٰافِلٍ عَمّٰا


1) 1) . دسته‌ای گفته‌اند: مقصود از آیه، یهود و نصارا است، زیرا یهود در نماز خود به جانب مغرب و نصارا در نماز خود به جانب مشرق نماز می‌خواندند. (جامع‌البیان، ج 2، جزء 2، ص 128)

یَعْمَلُونَ

وَ لَئِنْ أَتَیْتَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتٰابَ بِکُلِّ آیَةٍ مٰا تَبِعُوا قِبْلَتَکَ وَ مٰا أَنْتَ بِتٰابِعٍ قِبْلَتَهُمْ وَ مٰا بَعْضُهُمْ بِتٰابِعٍ قِبْلَةَ بَعْضٍ وَ لَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوٰاءَهُمْ مِنْ بَعْدِ مٰا جٰاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ إِنَّکَ إِذاً لَمِنَ الظّٰالِمِینَ . بقره (2) 143 -\145

نیز ==> همین مدخل، حکم قبله

قبیله

اشاره

قبیله، به جماعتی گویند که از یک پدر باشند. (1)در این مدخل از واژه‌های«رهط»،«قبیلة»، مشتقّات آن و آیاتی که معنای قبیله را می‌فهماند، استفاده شده است.

پیدایش قبیله

اشاره

1. پیدایش قبایل مختلف انسانها از آدم و حوّا علیهما السلام :

یٰا أَیُّهَا النّٰاسُ إِنّٰا خَلَقْنٰاکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَ أُنْثیٰ وَ جَعَلْنٰاکُمْ شُعُوباً وَ قَبٰائِلَ ... (2)حجرات (49) 13

2. پیدایش قبایل میان نسل بشر، برخاسته از علم و آگاهی خداوند نسبت به باطن امور:

یٰا أَیُّهَا النّٰاسُ إِنّٰا خَلَقْنٰاکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَ أُنْثیٰ وَ جَعَلْنٰاکُمْ شُعُوباً وَ قَبٰائِلَ ... إِنَّ اللّٰهَ عَلِیمٌ خَبِیرٌ. (3)حجرات (49) 13

فلسفۀ پیدایش قبیله

3. پیدایش نژادها و قبایل مختلف میان نسل بشر، تدبیر الهی در شناخت آنان نسبت به یکدیگر:

یٰا أَیُّهَا النّٰاسُ إِنّٰا خَلَقْنٰاکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَ أُنْثیٰ وَ جَعَلْنٰاکُمْ شُعُوباً وَ قَبٰائِلَ لِتَعٰارَفُوا ... (4)

حجرات (49) 13

4. لزوم توجّه به فلسفۀ واقعی پیدایش قبایل (سهولت شناخت یکدیگر) و اجتناب از معیار قرار دادن آن برای کرامت و برتری انسانها:

یٰا أَیُّهَا النّٰاسُ إِنّٰا خَلَقْنٰاکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَ أُنْثیٰ وَ جَعَلْنٰاکُمْ شُعُوباً وَ قَبٰائِلَ لِتَعٰارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللّٰهِ أَتْقٰاکُمْ .... حجرات (49) 13

5. توجّه به فلسفۀ واقعی پیدایش قبایل مختلف میان نسل بشر، بازدارندۀ آدمی از تعصّبات قبیله‌ای:

یٰا أَیُّهَا النّٰاسُ إِنّٰا خَلَقْنٰاکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَ أُنْثیٰ وَ جَعَلْنٰاکُمْ شُعُوباً وَ قَبٰائِلَ لِتَعٰارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللّٰهِ أَتْقٰاکُمْ .... حجرات (49) 13

منشأ پیدایش قبیله

6. خداوند، منشأ پیدایش قبایل مختلف:

یٰا أَیُّهَا النّٰاسُ إِنّٰا خَلَقْنٰاکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَ أُنْثیٰ وَ جَعَلْنٰاکُمْ شُعُوباً وَ قَبٰائِلَ لِتَعٰارَفُوا ....

حجرات (49) 13

قبیله‌گرایی

7. توجّه به معیار بودن تقوا برای کرامت نزد خداوند، بازدارندۀ آدمی از قبیله‌گرایی:

یٰا أَیُّهَا النّٰاسُ إِنّٰا خَلَقْنٰاکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَ أُنْثیٰ


1) 1) . لسان‌العرب، ج 11، ص 22،«قبل»؛ لغت‌نامه، ج 10،ص 15384،«قبیله»

2) 2) . مراد از«من ذکر و أنثیٰ»آدم و حوّا علیهما السلام است. (الکشاف، ج 4، ص 374)

3) 3) .«خبیر»گفته شده به معنای آگاهی از باطنهای امور است. (مفردات، ص 273،«خبر»)

4) 4) . آیۀ شریفه به این اشاره دارد که شما را به صورت‌گروهها و قبیله‌های گوناگونی قرار دادیم تا بعضی از شما بعضی دیگر را به نسب و پدر و قومش بشناسند، زیرا اگر غیر از این می‌بود، معاملات و روابط اجتماعی از بین می‌رفت. (مجمع‌البیان، ج 9 -\10، ص 207)

وَ جَعَلْنٰاکُمْ شُعُوباً وَ قَبٰائِلَ لِتَعٰارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللّٰهِ أَتْقٰاکُمْ .... حجرات (49) 13

8. تقوا، معیار برتری انسانها، نه پیوند قبیله‌ای و قبیله‌گرایی:

یٰا أَیُّهَا النّٰاسُ إِنّٰا خَلَقْنٰاکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَ أُنْثیٰ وَ جَعَلْنٰاکُمْ شُعُوباً وَ قَبٰائِلَ لِتَعٰارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللّٰهِ أَتْقٰاکُمْ .... حجرات (49) 13

9. مذمّت خداوند، در مورد قبیله‌گرایی و تفاخر به آن:

أَلْهٰاکُمُ التَّکٰاثُرُ

حَتّٰی زُرْتُمُ الْمَقٰابِرَ. (1)

تکاثر (102) 1 و 2

10. ثمربخش نبودن قبیله‌گرایی در قیامت:

أَلْهٰاکُمُ التَّکٰاثُرُ

حَتّٰی زُرْتُمُ الْمَقٰابِرَ

کَلاّٰ سَوْفَ تَعْلَمُونَ

ثُمَّ کَلاّٰ سَوْفَ تَعْلَمُونَ

کَلاّٰ لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْیَقِینِ . تکاثر (102) 1 -\5

قبیله‌های بنی‌اسرائیل

11. بنی‌اسرائیل، دارای دوازده قبیله:

وَ قَطَّعْنٰاهُمُ اثْنَتَیْ عَشْرَةَ أَسْبٰاطاً أُمَماً وَ أَوْحَیْنٰا إِلیٰ مُوسیٰ إِذِ اسْتَسْقٰاهُ قَوْمُهُ أَنِ اضْرِبْ بِعَصٰاکَ الْحَجَرَ فَانْبَجَسَتْ مِنْهُ اثْنَتٰا عَشْرَةَ عَیْناً قَدْ عَلِمَ کُلُّ أُنٰاسٍ مَشْرَبَهُمْ وَ ظَلَّلْنٰا عَلَیْهِمُ الْغَمٰامَ وَ أَنْزَلْنٰا عَلَیْهِمُ الْمَنَّ وَ السَّلْویٰ کُلُوا مِنْ طَیِّبٰاتِ مٰا رَزَقْنٰاکُمْ وَ مٰا ظَلَمُونٰا وَ لٰکِنْ کٰانُوا أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ . اعراف (7) 160

12. زندگانی قبیله‌ای، شیوۀ زندگی بنی‌اسرائیل، در عصر موسی علیه السلام :

وَ قَطَّعْنٰاهُمُ اثْنَتَیْ عَشْرَةَ أَسْبٰاطاً أُمَماً وَ أَوْحَیْنٰا إِلیٰ مُوسیٰ إِذِ اسْتَسْقٰاهُ قَوْمُهُ أَنِ اضْرِبْ بِعَصٰاکَ الْحَجَرَ فَانْبَجَسَتْ مِنْهُ اثْنَتٰا عَشْرَةَ عَیْناً قَدْ عَلِمَ کُلُّ أُنٰاسٍ مَشْرَبَهُمْ وَ ظَلَّلْنٰا عَلَیْهِمُ الْغَمٰامَ وَ أَنْزَلْنٰا عَلَیْهِمُ الْمَنَّ وَ السَّلْویٰ کُلُوا مِنْ طَیِّبٰاتِ مٰا رَزَقْنٰاکُمْ وَ مٰا ظَلَمُونٰا وَ لٰکِنْ کٰانُوا أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ . اعراف (7) 160

13. هر یک از قبایل دوازده‌گانۀ بنی‌اسرائیل، دارای چشمه‌ای جدا از دیگران برای آشامیدن:

وَ قَطَّعْنٰاهُمُ اثْنَتَیْ عَشْرَةَ أَسْبٰاطاً أُمَماً وَ أَوْحَیْنٰا إِلیٰ مُوسیٰ إِذِ اسْتَسْقٰاهُ قَوْمُهُ أَنِ اضْرِبْ بِعَصٰاکَ الْحَجَرَ فَانْبَجَسَتْ مِنْهُ اثْنَتٰا عَشْرَةَ عَیْناً قَدْ عَلِمَ کُلُّ أُنٰاسٍ مَشْرَبَهُمْ وَ ظَلَّلْنٰا عَلَیْهِمُ الْغَمٰامَ وَ أَنْزَلْنٰا عَلَیْهِمُ الْمَنَّ وَ السَّلْویٰ کُلُوا مِنْ طَیِّبٰاتِ مٰا رَزَقْنٰاکُمْ وَ مٰا ظَلَمُونٰا وَ لٰکِنْ کٰانُوا أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ . اعراف (7) 160

نیز ==> اسباط

قبیلۀ شعیب

14. قبیلۀ شعیب، شایستۀ احترام، نزد مردم مدین:

قٰالُوا یٰا شُعَیْبُ مٰا نَفْقَهُ کَثِیراً مِمّٰا تَقُولُ وَ إِنّٰا لَنَرٰاکَ فِینٰا ضَعِیفاً وَ لَوْ لاٰ رَهْطُکَ لَرَجَمْنٰاکَ وَ مٰا أَنْتَ عَلَیْنٰا بِعَزِیزٍ. (2)هود (11) 91

15. عزّت و احترام قبیلۀ شعیب نزد مردم مدین، مانع سنگسار کردن آن حضرت:

قٰالُوا یٰا شُعَیْبُ مٰا نَفْقَهُ کَثِیراً مِمّٰا تَقُولُ وَ إِنّٰا


1) 1) . مراد از«تکاثر»، تفاخر به قبایل است. بنا بر روایتی، درشأن نزول آمده که دو قبیله از انصار به داشتن مردانی از زندگان و در آخر از مردگان با یکدیگر تفاخر می‌کردند که این سوره نازل شد. (فتح‌القدیر، ج 5، ص 488)

2) 2) .«رهط»به معنای قوم و قبیله است که بنا بر یک قول، از سه تا ده نفر را شامل می‌شود. (لسان‌العرب، ج 5، ص 343،«رهط»)

لَنَرٰاکَ فِینٰا ضَعِیفاً وَ لَوْ لاٰ رَهْطُکَ لَرَجَمْنٰاکَ وَ مٰا أَنْتَ عَلَیْنٰا بِعَزِیزٍ. هود (11) 91

16. ترجیح عزّت و شکوه قبیلۀ شعیب بر خدا از جانب قوم مدین، مورد سرزنش و توبیخ شعیب علیه السلام :

قٰالُوا یٰا شُعَیْبُ مٰا نَفْقَهُ کَثِیراً مِمّٰا تَقُولُ وَ إِنّٰا لَنَرٰاکَ فِینٰا ضَعِیفاً وَ لَوْ لاٰ رَهْطُکَ لَرَجَمْنٰاکَ وَ مٰا أَنْتَ عَلَیْنٰا بِعَزِیزٍ

قٰالَ یٰا قَوْمِ أَ رَهْطِی أَعَزُّ عَلَیْکُمْ مِنَ اللّٰهِ وَ اتَّخَذْتُمُوهُ وَرٰاءَکُمْ ظِهْرِیًّا إِنَّ رَبِّی بِمٰا تَعْمَلُونَ مُحِیطٌ. هود (11) 91 و 92

قبیلۀ شیطان

17. وجود قبیله، میان نسل شیطان:

یٰا بَنِی آدَمَ لاٰ یَفْتِنَنَّکُمُ الشَّیْطٰانُ کَمٰا أَخْرَجَ أَبَوَیْکُمْ مِنَ الْجَنَّةِ یَنْزِعُ عَنْهُمٰا لِبٰاسَهُمٰا لِیُرِیَهُمٰا سَوْآتِهِمٰا إِنَّهُ یَرٰاکُمْ هُوَ وَ قَبِیلُهُ ... (1)

اعراف (7) 27

18. قبیلۀ شیطان، دشمن مخفی و نامرئی انسانها:

یٰا بَنِی آدَمَ لاٰ یَفْتِنَنَّکُمُ الشَّیْطٰانُ کَمٰا أَخْرَجَ أَبَوَیْکُمْ مِنَ الْجَنَّةِ یَنْزِعُ عَنْهُمٰا لِبٰاسَهُمٰا لِیُرِیَهُمٰا سَوْآتِهِمٰا إِنَّهُ یَرٰاکُمْ هُوَ وَ قَبِیلُهُ مِنْ حَیْثُ لاٰ تَرَوْنَهُمْ .... اعراف (7) 27

19. هشدار خداوند به انسانها در مورد خطر شیطان و قبیله‌اش:

یٰا بَنِی آدَمَ لاٰ یَفْتِنَنَّکُمُ الشَّیْطٰانُ کَمٰا أَخْرَجَ أَبَوَیْکُمْ مِنَ الْجَنَّةِ یَنْزِعُ عَنْهُمٰا لِبٰاسَهُمٰا لِیُرِیَهُمٰا سَوْآتِهِمٰا إِنَّهُ یَرٰاکُمْ هُوَ وَ قَبِیلُهُ مِنْ حَیْثُ لاٰ تَرَوْنَهُمْ .... اعراف (7) 27

20. فریب دادن و رسوا کردن آدمیان، کار شیطان و قبیلۀ او:

یٰا بَنِی آدَمَ لاٰ یَفْتِنَنَّکُمُ الشَّیْطٰانُ کَمٰا أَخْرَجَ أَبَوَیْکُمْ مِنَ الْجَنَّةِ یَنْزِعُ عَنْهُمٰا لِبٰاسَهُمٰا لِیُرِیَهُمٰا سَوْآتِهِمٰا إِنَّهُ یَرٰاکُمْ هُوَ وَ قَبِیلُهُ .... اعراف (7) 27

21. توانایی شیطان و قبیلۀ او بر مشاهدۀ انسانها:

یٰا بَنِی آدَمَ لاٰ یَفْتِنَنَّکُمُ الشَّیْطٰانُ کَمٰا أَخْرَجَ أَبَوَیْکُمْ مِنَ الْجَنَّةِ یَنْزِعُ عَنْهُمٰا لِبٰاسَهُمٰا لِیُرِیَهُمٰا سَوْآتِهِمٰا إِنَّهُ یَرٰاکُمْ هُوَ وَ قَبِیلُهُ .... اعراف (7) 27

22. ناتوانی انسانها، از دیدن شیطان و قبیلۀ او:

یٰا بَنِی آدَمَ لاٰ یَفْتِنَنَّکُمُ الشَّیْطٰانُ ... إِنَّهُ یَرٰاکُمْ هُوَ وَ قَبِیلُهُ مِنْ حَیْثُ لاٰ تَرَوْنَهُمْ .... اعراف (7) 27

23. ایمان، عامل در امان ماندن از خطر پنهانی قبیلۀ شیطان:

یٰا بَنِی آدَمَ لاٰ یَفْتِنَنَّکُمُ الشَّیْطٰانُ ... إِنَّهُ یَرٰاکُمْ هُوَ وَ قَبِیلُهُ مِنْ حَیْثُ لاٰ تَرَوْنَهُمْ إِنّٰا جَعَلْنَا الشَّیٰاطِینَ أَوْلِیٰاءَ لِلَّذِینَ لاٰ یُؤْمِنُونَ . اعراف (7) 27

24. توجّه آدمیان به سرنوشت والدین خود ( آدم و حوّا علیهما السلام ) و اخراج‌شان از بهشت با وسوسۀ شیطان، زمینۀ توجّه آنان به خطر قبیلۀ نامرئی شیطان:

یٰا بَنِی آدَمَ لاٰ یَفْتِنَنَّکُمُ الشَّیْطٰانُ کَمٰا أَخْرَجَ أَبَوَیْکُمْ مِنَ الْجَنَّةِ یَنْزِعُ عَنْهُمٰا لِبٰاسَهُمٰا لِیُرِیَهُمٰا سَوْآتِهِمٰا إِنَّهُ یَرٰاکُمْ هُوَ وَ قَبِیلُهُ مِنْ حَیْثُ لاٰ تَرَوْنَهُمْ إِنّٰا جَعَلْنَا الشَّیٰاطِینَ أَوْلِیٰاءَ لِلَّذِینَ لاٰ یُؤْمِنُونَ . اعراف (7) 27


1) 1) . از معانی«قبیل»، جماعتی است که از یک پدر باشند.(لسان‌العرب، ج 11، ص 22،«قبل»)«قبیله»در آیه به معنای نسل شیطان است. (مجمع‌البیان، ج 3 -\4، ص 632)

قبیلۀ محمّد

25. پیامبراکرم صلی الله علیه و آله مأمور انذار افراد قبیله و نزدیکان خویش و اخطار به آنها:

وَ أَنْذِرْ عَشِیرَتَکَ الْأَقْرَبِینَ . (1)شعراء (26) 214

26. قبیلۀ پیامبراکرم صلی الله علیه و آله سزاوارترین افراد به رعایت اصول و ارزشهای دینی:

وَ أَنْذِرْ عَشِیرَتَکَ الْأَقْرَبِینَ . شعراء (26) 214

نظام قبیله‌ای

27. رایج بودن زندگی در نظام قبیله‌ای، در عصر نزول قرآن:

یٰا أَیُّهَا النّٰاسُ إِنّٰا خَلَقْنٰاکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَ أُنْثیٰ وَ جَعَلْنٰاکُمْ شُعُوباً وَ قَبٰائِلَ لِتَعٰارَفُوا ....

حجرات (49) 13

نیز ==> امّت و عشیره

قتل

اشاره

قتل، میراندن و ازهاق روح از بدن است (2)و اقسامی دارد: 1. قتل عمد که در سه مورد تحقّق می‌یابد: الف. با اراده و قصد و با وسیله‌ای که نوعاً کشنده است فردی را بکشد؛ ب. با اراده و توجه و با وسیله‌ای که نوعاً کشنده است فردی را بکشد، اگرچه قصد قتل او را نداشته باشد؛ ج. قصد قتل داشته باشد، اگرچه وسیله نوعاً کشنده نباشد؛ 2. قتل شبه عمد که قصد و اراده در اجرای فعل داشته باشد، ولی قصد قتل نداشته باشد و نیز وسیلۀ قتل نوعاً کشنده نباشد، مثل آنکه با تازیانه به قصد تأدیب، فردی را بزند و ناخواسته قتل اتفاق بیفتد؛ همانند طبیب که بیمار در حال معالجه از ناحیۀ وی فوت کند؛ 3. قتل خطایی که قصد به فعل و نیز قصد قتل نداشته باشد، مثل آنکه به طرف صیدی تیراندازی کند، ولی به حسب اتفاق به انسانی اصابت کند و کشته شود. (3)در این مدخل از واژه‌های«قتل»، «قصاص»،«ذبح»و... استفاده شده است.

اهمّ عناوین: آثار قتل، احکام قتل، توطئۀ قتل، عوامل قتل و قتل انبیا.

آثار قتل

1 . از زمرۀ جبّاران

1. قتل، موجب قرار گرفتن در شمار جبّاران زمین و خارج شدن از زمرۀ مصلحان:

فَلَمّٰا أَنْ أَرٰادَ أَنْ یَبْطِشَ بِالَّذِی هُوَ عَدُوٌّ لَهُمٰا قٰالَ یٰا مُوسیٰ أَ تُرِیدُ أَنْ تَقْتُلَنِی کَمٰا قَتَلْتَ نَفْساً بِالْأَمْسِ إِنْ تُرِیدُ إِلاّٰ أَنْ تَکُونَ جَبّٰاراً فِی الْأَرْضِ .... قصص (28) 19

2. از زمرۀ ستمگران

2. قتل، موجب قرار گرفتن در زمرۀ ستمگران:

لَئِنْ بَسَطْتَ إِلَیَّ یَدَکَ لِتَقْتُلَنِی مٰا أَنَا بِبٰاسِطٍ یَدِیَ إِلَیْکَ لِأَقْتُلَکَ ... إِنِّی أُرِیدُ أَنْ تَبُوءَ بِإِثْمِی وَ إِثْمِکَ فَتَکُونَ مِنْ أَصْحٰابِ النّٰارِ وَ ذٰلِکَ جَزٰاءُ الظّٰالِمِینَ . مائده (5) 28 و 29

نیز ==> همین مدخل، قتل انبیا، آثار قتل انبیا


1) 1) .«عشیره»به خویشان، برادران قبیله، تبار و نزدیکان از جانب آبا گفته می‌شود. (مفردات، ص 567،«عشر»؛ لغت‌نامه، ج 10، ص 14033،«عشیرة»)

2) 2) . مفردات، ص 655 ،«قتل»

3) 3) . تحریرالوسیله، ج 2، ص 498 -\499

3. امتحان

3. اقدام موسی علیه السلام به کشتن یکی از قبطیان در مصر، زمینه‌ساز گرفتاری او به آزمایش سخت خداوند:

... وَ قَتَلْتَ نَفْساً فَنَجَّیْنٰاکَ مِنَ الْغَمِّ وَ فَتَنّٰاکَ فُتُوناً ... ثُمَّ جِئْتَ عَلیٰ قَدَرٍ یٰا مُوسیٰ .

طه (20) 40

4. انتقال گناه

4. قتل، موجب گرفتار شدن به پیامدهای گناه قاتل و گناه مقتول:

لَئِنْ بَسَطْتَ إِلَیَّ یَدَکَ لِتَقْتُلَنِی مٰا أَنَا بِبٰاسِطٍ یَدِیَ إِلَیْکَ لِأَقْتُلَکَ ... إِنِّی أُرِیدُ أَنْ تَبُوءَ بِإِثْمِی وَ إِثْمِکَ فَتَکُونَ مِنْ أَصْحٰابِ النّٰارِ وَ ذٰلِکَ جَزٰاءُ الظّٰالِمِینَ . مائده (5) 28 و 29

5. پشیمانی

5. قتل نفس محترم، درپی‌دارندۀ ندامت و پشیمانی:

فَطَوَّعَتْ لَهُ نَفْسُهُ قَتْلَ أَخِیهِ فَقَتَلَهُ .... فَأَصْبَحَ مِنَ النّٰادِمِینَ . (1)مائده (5) 30 و 31

6. خروج از زمرۀ مصلحان

6. قتل، موجب خروج از زمرۀ مصلحان:

فَلَمّٰا أَنْ أَرٰادَ أَنْ یَبْطِشَ بِالَّذِی هُوَ عَدُوٌّ لَهُمٰا قٰالَ یٰا مُوسیٰ أَ تُرِیدُ أَنْ تَقْتُلَنِی کَمٰا قَتَلْتَ نَفْساً بِالْأَمْسِ ... وَ مٰا تُرِیدُ أَنْ تَکُونَ مِنَ الْمُصْلِحِینَ .

قصص (28) 19

7. خسران

7. آدمکشی، در پی دارندۀ خسران و تباهی:

فَطَوَّعَتْ لَهُ نَفْسُهُ قَتْلَ أَخِیهِ فَقَتَلَهُ فَأَصْبَحَ مِنَ الْخٰاسِرِینَ . مائده (5) 30

8 . ذلّت

8. قتل، در پی دارندۀ ذلّت دنیایی:

ثُمَّ أَنْتُمْ هٰؤُلاٰءِ تَقْتُلُونَ أَنْفُسَکُمْ ... فَمٰا جَزٰاءُ مَنْ یَفْعَلُ ذٰلِکَ مِنْکُمْ إِلاّٰ خِزْیٌ فِی الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا ....

بقره (2) 85

9. غم

9 قتل، در پی دارندۀ غم و اندوه:

... وَ قَتَلْتَ نَفْساً فَنَجَّیْنٰاکَ مِنَ الْغَمِّ ....

طه (20) 40

اتّهام قتل

10. متّهم شدن موسی علیه السلام از سوی بنی‌اسرائیل به قتل برادرش هارون علیه السلام :

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاٰ تَکُونُوا کَالَّذِینَ آذَوْا مُوسیٰ فَبَرَّأَهُ اللّٰهُ مِمّٰا قٰالُوا وَ کٰانَ عِنْدَ اللّٰهِ وَجِیهاً. (2)احزاب (33) 69

نیز ==> همین مدخل، تبرئه از قتل

اجتناب از قتل

11. خودداری هابیل، از پیشدستی در قتل برادر، حتّی در صورت اقدام قابیل به قتل وی:

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ ابْنَیْ آدَمَ بِالْحَقِّ ... قٰالَ لَأَقْتُلَنَّکَ ... لَئِنْ بَسَطْتَ إِلَیَّ یَدَکَ لِتَقْتُلَنِی مٰا


1) 1) . از امام سجّاد علیه السلام روایت شده: از جمله گناهانی که باعث پشیمانی می‌شود قتل است. خداوند - عزّوجلّ - در قصۀ قابیل، هنگامی که برادرش هابیل را کشت فرمود: فاصبح من النّادمین. (معانی‌الاخبار، ص 270، ح 2)

2) 2) . دربارۀ اذیّت شدن موسی علیه السلام یک قول این است که موسی و هارون علیهما السلام بالای کوه رفته بودند. هارون علیه السلام جان داد، بنی‌اسرائیل به موسی علیه السلام گفتند: تو او را کشتی. (مجمع‌البیان، ج 7 -\8 ، ص 583؛ الکشف و البیان، ثعلبی، ج 8 ، ص 66)

أَنَا بِبٰاسِطٍ یَدِیَ إِلَیْکَ لِأَقْتُلَکَ .... (1)

مائده (5) 27 و 28

12. خوف هابیل از خداوند، عامل اجتناب او از اقدام به قتل برادرش قابیل:

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ ابْنَیْ آدَمَ بِالْحَقِّ ... لَئِنْ بَسَطْتَ إِلَیَّ یَدَکَ لِتَقْتُلَنِی مٰا أَنَا بِبٰاسِطٍ یَدِیَ إِلَیْکَ لِأَقْتُلَکَ إِنِّی أَخٰافُ اللّٰهَ رَبَّ الْعٰالَمِینَ .

مائده (5) 27 و 28

13. اجتناب از قتل ناحق، اقتضای تقوا:

... قٰالَ لَأَقْتُلَنَّکَ قٰالَ إِنَّمٰا یَتَقَبَّلُ اللّٰهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ لَئِنْ بَسَطْتَ إِلَیَّ یَدَکَ لِتَقْتُلَنِی مٰا أَنَا بِبٰاسِطٍ یَدِیَ إِلَیْکَ لِأَقْتُلَکَ .... مائده (5) 27 و 28

... وَ لاٰ تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللّٰهُ إِلاّٰ بِالْحَقِّ ...

وَ أَنَّ هٰذٰا صِرٰاطِی مُسْتَقِیماً فَاتَّبِعُوهُ ... ذٰلِکُمْ وَصّٰاکُمْ بِهِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ . (2)انعام (6) 151 و 153

14. پرهیز از کشتن فرزندان، از شرایط پذیرش بیعت زنان با پیامبر صلی الله علیه و آله :

یٰا أَیُّهَا النَّبِیُّ إِذٰا جٰاءَکَ الْمُؤْمِنٰاتُ یُبٰایِعْنَکَ عَلیٰ أَنْ لاٰ یُشْرِکْنَ ... وَ لاٰ یَقْتُلْنَ أَوْلاٰدَهُنَّ ... فَبٰایِعْهُنَّ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُنَّ اللّٰهَ إِنَّ اللّٰهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ .

ممتحنه (60) 12

15. لزوم احتیاط برای حفظ نفوس و اجتناب از قتل ناحق، حتّی هنگام حرکت به سوی جهاد:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذٰا ضَرَبْتُمْ فِی سَبِیلِ اللّٰهِ فَتَبَیَّنُوا وَ لاٰ تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقیٰ إِلَیْکُمُ السَّلاٰمَ لَسْتَ مُؤْمِناً ... فَتَبَیَّنُوا إِنَّ اللّٰهَ کٰانَ بِمٰا تَعْمَلُونَ خَبِیراً. (3)

نساء (4) 94

16. صبر عبادالرّحمان در ترک محرمات چون قتل، زمینۀ برخوردار شدن آنان از غرفه‌های بهشتی:

وَ عِبٰادُ الرَّحْمٰنِ .... وَ لاٰ یَقْتُلُونَ النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللّٰهُ ... أُوْلٰئِکَ یُجْزَوْنَ الْغُرْفَةَ بِمٰا صَبَرُوا .... فرقان (25) 63 و 68 و 75

17. پرهیز از کشتن و ریختن خون یکدیگر، از پیمانهای خداوند با بنی‌اسرائیل:

وَ إِذْ أَخَذْنٰا مِیثٰاقَکُمْ لاٰ تَسْفِکُونَ دِمٰاءَکُمْ ... ثُمَّ أَقْرَرْتُمْ وَ أَنْتُمْ تَشْهَدُونَ . بقره (2) 84

18. پرهیز از کشتن بی‌گناهان، از سفارشهای خداوند به انسانها:

قُلْ تَعٰالَوْا أَتْلُ مٰا حَرَّمَ رَبُّکُمْ عَلَیْکُمْ ... وَ لاٰ تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللّٰهُ إِلاّٰ بِالْحَقِّ ذٰلِکُمْ وَصّٰاکُمْ بِهِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ . انعام (6) 151

19. توصیۀ خداوند به اجتناب انسانها از قتل ناحق، به منظور نیل آنان به مقام تقواپیشگی:

... وَ لاٰ تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللّٰهُ إِلاّٰ بِالْحَقِّ ذٰلِکُمْ وَصّٰاکُمْ بِهِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ . انعام (6) 151

20. خوف از خداوند، عامل اجتناب انسان از قتل ناحق:

لَئِنْ بَسَطْتَ إِلَیَّ یَدَکَ لِتَقْتُلَنِی مٰا أَنَا بِبٰاسِطٍ یَدِیَ إِلَیْکَ لِأَقْتُلَکَ إِنِّی أَخٰافُ اللّٰهَ رَبَّ الْعٰالَمِینَ .

مائده (5) 28

نیز ==> همین مدخل، قتل فرزند


1) 1) . در احتمالی، مقصود از«لئن بسطت»این است که من‌پیشدستی نمی‌کنم، نه اینکه از خود دفاع نمی‌نمایم. (التبیان، ج 3، ص 494)

2) 2) . مقصود از«ان هذا صراطی»می‌تواند تمام احکامی باشد که در آیات پیشین از واجبات و محرمات بیان شده است. (مجمع‌البیان، ج 3 -\4، ص 592؛ معالم‌التنزیل، بغوی، ج 2، ص 171)

3) 3) . مراد از«تبینوا»این است که بررسی کنید تا کافر و مؤمن‌را بشناسید و توقف کنید و دست نگه دارید تا بدانید چه کسی مستحق قتل است و در قتل کسی که اظهار اسلام کرده عجله نکنید. (مجمع‌البیان، ج 3 -\4، ص 145)

احکام قتل

==> حکم، حکم قتل

اختلاف در قتل

==> همین مدخل، قتل در بنی‌اسرائیل، قتل عیسی علیه السلام

ادّعای قتل

==> همین مدخل، قتل عیسی علیه السلام

استغفار از قتل

21. استغفار موسی علیه السلام از قتل ناخواستۀ مرد قِبطی:

... فَوَکَزَهُ مُوسیٰ فَقَضیٰ عَلَیْهِ ... قٰالَ رَبِّ إِنِّی ظَلَمْتُ نَفْسِی فَاغْفِرْ لِی .... قصص (28) 15 و 16

نیز ==> همین مدخل، توبه از قتل

اسراف در قتل

22. کشتن نا حق نفس محترم، از موارد اسراف در قتل:

مِنْ أَجْلِ ذٰلِکَ کَتَبْنٰا عَلیٰ بَنِی إِسْرٰائِیلَ أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَیْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسٰادٍ فِی الْأَرْضِ فَکَأَنَّمٰا قَتَلَ النّٰاسَ جَمِیعاً ... ثُمَّ إِنَّ کَثِیراً مِنْهُمْ بَعْدَ ذٰلِکَ فِی الْأَرْضِ لَمُسْرِفُونَ . مائده (5) 32

وَ لاٰ تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللّٰهُ إِلاّٰ بِالْحَقِّ وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنٰا لِوَلِیِّهِ سُلْطٰاناً فَلاٰ یُسْرِفْ فِی الْقَتْلِ إِنَّهُ کٰانَ مَنْصُوراً. اسراء (17) 33

23. حرمت زیاده‌روی اولیای مقتول، در انتقام‌گیری از قاتل:

... وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنٰا لِوَلِیِّهِ سُلْطٰاناً فَلاٰ یُسْرِفْ فِی الْقَتْلِ إِنَّهُ کٰانَ مَنْصُوراً.

اسراء (17) 33

24. توجّه به حمایت خدا از ولیّ مقتول، مانع زیاده‌روی در قتل:

... وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنٰا لِوَلِیِّهِ سُلْطٰاناً فَلاٰ یُسْرِفْ فِی الْقَتْلِ إِنَّهُ کٰانَ مَنْصُوراً.

اسراء (17) 33

اعتراض به قتل

25. اعتراض و اظهار مخالفت مؤمن آل فرعون به فرعونیان، نسبت به تصمیم آنان بر قتل موسی علیه السلام :

وَ قٰالَ رَجُلٌ مُؤْمِنٌ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ یَکْتُمُ إِیمٰانَهُ أَ تَقْتُلُونَ رَجُلاً أَنْ یَقُولَ رَبِّیَ اللّٰهُ وَ قَدْ جٰاءَکُمْ بِالْبَیِّنٰاتِ مِنْ رَبِّکُمْ وَ إِنْ یَکُ کٰاذِباً فَعَلَیْهِ کَذِبُهُ وَ إِنْ یَکُ صٰادِقاً یُصِبْکُمْ بَعْضُ الَّذِی یَعِدُکُمْ ....

غافر (40) 28

26. اعتراض موسی علیه السلام به خضر علیه السلام به سبب قتل نوجوان:

فَانْطَلَقٰا حَتّٰی إِذٰا لَقِیٰا غُلاٰماً فَقَتَلَهُ قٰالَ أَ قَتَلْتَ نَفْساً زَکِیَّةً بِغَیْرِ نَفْسٍ لَقَدْ جِئْتَ شَیْئاً نُکْراً.

کهف (18) 74

افشای قتل

27. افشای قتل واقع شده در میان قوم موسی با فرمان خدا، به زدن قطعه‌ای از گاو ذبح شده بر پیکر مقتول:

وَ إِذْ قَتَلْتُمْ نَفْساً فَادّٰارَأْتُمْ فِیهٰا وَ اللّٰهُ مُخْرِجٌ مٰا کُنْتُمْ تَکْتُمُونَ

فَقُلْنٰا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِهٰا ....

بقره (2) 72 و 73

28. خودداری گروهی از قوم موسی، از افشای هویت قاتل، به رغم شناختش:

وَ إِذْ قَتَلْتُمْ نَفْساً فَادّٰارَأْتُمْ فِیهٰا وَ اللّٰهُ مُخْرِجٌ مٰا

کُنْتُمْ تَکْتُمُونَ . بقره (2) 72

29. نوید خداوند، نسبت به معرفی قاتل بنی اسرائیل:

وَ إِذْ قَتَلْتُمْ نَفْساً فَادّٰارَأْتُمْ فِیهٰا وَ اللّٰهُ مُخْرِجٌ مٰا کُنْتُمْ تَکْتُمُونَ . بقره (2) 72

30. افشای هویت قاتل بنی اسرائیل، پس از زنده شدن مقتول، با زدن قسمتی از گاو ذبح شده به بدن وی:

وَ إِذْ قَتَلْتُمْ نَفْساً فَادّٰارَأْتُمْ فِیهٰا وَ اللّٰهُ مُخْرِجٌ مٰا کُنْتُمْ تَکْتُمُونَ

فَقُلْنٰا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِهٰا کَذٰلِکَ یُحْیِ اللّٰهُ الْمَوْتیٰ .... بقره (2) 72 و 73

31. نسبت استهزا به موسی علیه السلام از سوی قومش، در ماجرای کشتن گاو، برای کشف و یافتن قاتل:

وَ إِذْ قٰالَ مُوسیٰ لِقَوْمِهِ إِنَّ اللّٰهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تَذْبَحُوا بَقَرَةً قٰالُوا أَ تَتَّخِذُنٰا هُزُواً قٰالَ أَعُوذُ بِاللّٰهِ أَنْ أَکُونَ مِنَ الْجٰاهِلِینَ . بقره (2) 67

32. قوم موسی، ناباور به کفایت ذبح هر گاوی، برای حلّ معمّای قتل:

وَ إِذْ قٰالَ مُوسیٰ لِقَوْمِهِ إِنَّ اللّٰهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تَذْبَحُوا بَقَرَةً ... قٰالُوا ادْعُ لَنٰا رَبَّکَ یُبَیِّنْ لَنٰا مٰا هِیَ قٰالَ إِنَّهُ یَقُولُ إِنَّهٰا بَقَرَةٌ لاٰ فٰارِضٌ وَ لاٰ بِکْرٌ عَوٰانٌ بَیْنَ ذٰلِکَ فَافْعَلُوا مٰا تُؤْمَرُونَ . بقره (2) 67 و 68

نیز ==> همین مدخل، مخالفت با قتل

اقرار به قتل

33. اقرار موسی علیه السلام به قتل غیر عمدی و ناخواستۀ خود:

وَ فَعَلْتَ فَعْلَتَکَ الَّتِی فَعَلْتَ ... قٰالَ فَعَلْتُهٰا إِذاً وَ أَنَا مِنَ الضّٰالِّینَ . شعراء (26) 19 و 20

پرسش از قتل

==> همین مدخل، قتل در جاهلیّت

پیشدستی در قتل

34. تأکید هابیل بر پیشدستی نکردن در قتل برادرش قابیل، حتی در صورت اقدام قابیل به قتل وی:

لَئِنْ بَسَطْتَ إِلَیَّ یَدَکَ لِتَقْتُلَنِی مٰا أَنَا بِبٰاسِطٍ یَدِیَ إِلَیْکَ لِأَقْتُلَکَ إِنِّی أَخٰافُ اللّٰهَ رَبَّ الْعٰالَمِینَ .

مائده (5) 28

پیشینۀ قتل

35. قتل انبیا و رسولان الهی، شایع در بنی اسرائیل:

وَ إِذْ قُلْتُمْ یٰا مُوسیٰ ... وَ ضُرِبَتْ عَلَیْهِمُ الذِّلَّةُ وَ الْمَسْکَنَةُ وَ بٰاؤُ بِغَضَبٍ مِنَ اللّٰهِ ذٰلِکَ بِأَنَّهُمْ کٰانُوا ... وَ یَقْتُلُونَ النَّبِیِّینَ بِغَیْرِ الْحَقِّ ....

بقره (2) 61

وَ لَقَدْ آتَیْنٰا مُوسَی الْکِتٰابَ وَ قَفَّیْنٰا مِنْ بَعْدِهِ بِالرُّسُلِ ... أَ فَکُلَّمٰا جٰاءَکُمْ رَسُولٌ بِمٰا لاٰ تَهْویٰ أَنْفُسُکُمُ اسْتَکْبَرْتُمْ ... وَ فَرِیقاً تَقْتُلُونَ .

بقره (2) 87

وَ إِذْ أَخَذْنٰا مِیثٰاقَ بَنِی إِسْرٰائِیلَ .... قُلْ فَلِمَ تَقْتُلُونَ أَنْبِیٰاءَ اللّٰهِ مِنْ قَبْلُ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ .

بقره (2) 83 و 91

إِنَّ الَّذِینَ ... وَ یَقْتُلُونَ النَّبِیِّینَ بِغَیْرِ حَقٍّ ... (1)

آل‌عمران (3) 21

... وَ ضُرِبَتْ عَلَیْهِمُ الْمَسْکَنَةُ ذٰلِکَ بِأَنَّهُمْ کٰانُوا ...

وَ یَقْتُلُونَ الْأَنْبِیٰاءَ بِغَیْرِ حَقٍّ .... آل‌عمران (3) 112


1) 1) . بر اساس روایت نقل شده از پیامبر صلی الله علیه و آله ، مقصود از«ویقتلون النّبیّین»بنی‌اسرائیل و یهود است. (الکشف و البیان، ثعلبی، ج 3، ص 36؛ مجمع‌البیان، ج 1 -\2، ص 720)

... سَنَکْتُبُ مٰا قٰالُوا وَ قَتْلَهُمُ الْأَنْبِیٰاءَ بِغَیْرِ حَقٍّ ....

آل‌عمران (3) 181

اَلَّذِینَ قٰالُوا إِنَّ اللّٰهَ عَهِدَ إِلَیْنٰا ... قُلْتُمْ فَلِمَ قَتَلْتُمُوهُمْ إِنْ کُنْتُمْ صٰادِقِینَ . آل‌عمران (3) 183

فَبِمٰا ... وَ قَتْلِهِمُ الْأَنْبِیٰاءَ بِغَیْرِ حَقٍّ .... نساء (4) 155

لَقَدْ أَخَذْنٰا مِیثٰاقَ بَنِی إِسْرٰائِیلَ ... کُلَّمٰا جٰاءَهُمْ رَسُولٌ بِمٰا لاٰ تَهْویٰ أَنْفُسُهُمْ ... وَ فَرِیقاً یَقْتُلُونَ .

مائده (5) 70

36. رواج قتل و خونریزی، در حکومت فرعون:

وَ إِذْ نَجَّیْنٰاکُمْ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ ... یُذَبِّحُونَ أَبْنٰاءَکُمْ .... بقره (2) 49

وَ قٰالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِ فِرْعَوْنَ أَ تَذَرُ مُوسیٰ وَ قَوْمَهُ ... قٰالَ سَنُقَتِّلُ أَبْنٰاءَهُمْ .... اعراف (7) 127

وَ إِذْ أَنْجَیْنٰاکُمْ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ ... یُقَتِّلُونَ أَبْنٰاءَکُمْ .... اعراف (7) 141

... إِذْ أَنْجٰاکُمْ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ ... وَ یُذَبِّحُونَ أَبْنٰاءَکُمْ .... ابراهیم (14) 6

إِنَّ فِرْعَوْنَ ... یُذَبِّحُ أَبْنٰاءَهُمْ .... قصص (28) 4

إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ هٰامٰانَ وَ قٰارُونَ .... فَلَمّٰا جٰاءَهُمْ بِالْحَقِّ مِنْ عِنْدِنٰا قٰالُوا اقْتُلُوا أَبْنٰاءَ الَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ .... غافر (40) 24 و 25

37. آغاز تاریخ انسانها، توأم با قتل و خونریزی:

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ ابْنَیْ آدَمَ بِالْحَقِّ ...

فَطَوَّعَتْ لَهُ نَفْسُهُ قَتْلَ أَخِیهِ فَقَتَلَهُ فَأَصْبَحَ مِنَ الْخٰاسِرِینَ . مائده (5) 27 و 30

38. خونریز بودن جنّیان پیشین، سبب اعتراض فرشتگان به جانشینی آدم علیه السلام در آغاز خلقت:

وَ إِذْ قٰالَ رَبُّکَ لِلْمَلاٰئِکَةِ إِنِّی جٰاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَةً قٰالُوا أَ تَجْعَلُ فِیهٰا مَنْ یُفْسِدُ فِیهٰا وَ یَسْفِکُ الدِّمٰاءَ ... (1)بقره (2) 30

نیز ==> همین مدخل، قتل انبیا و قتل در جاهلیّت

تبرئه از قتل

39. تبرئه شدن موسی علیه السلام از اتّهام قتل برادرش هارون علیه السلام :

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاٰ تَکُونُوا کَالَّذِینَ آذَوْا مُوسیٰ فَبَرَّأَهُ اللّٰهُ مِمّٰا قٰالُوا ... (2)احزاب (33) 69

تحریک به قتل

40. تحریک به قتل ابراهیم علیه السلام از سوی بت‌پرستان، در جهت یاری به بت‌پرستی و جلوگیری از نفوذ منطق ابراهیم علیه السلام :

قٰالُوا حَرِّقُوهُ وَ انْصُرُوا آلِهَتَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ فٰاعِلِینَ .

انبیاء (21) 68

فَمٰا کٰانَ جَوٰابَ قَوْمِهِ إِلاّٰ أَنْ قٰالُوا اقْتُلُوهُ أَوْ حَرِّقُوهُ .... عنکبوت (29) 24

41. تحریک فرعون از سوی اشراف قوم خویش، برای قتل بنی‌اسرائیل و موسی علیه السلام :

وَ قٰالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِ فِرْعَوْنَ أَ تَذَرُ مُوسیٰ وَ قَوْمَهُ لِیُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ وَ یَذَرَکَ وَ آلِهَتَکَ قٰالَ


1) 1) . بنا بر یک وجه، مخلوقاتی به نام جنّیان بر روی زمین زندگی می‌کردند که فساد می‌کردند. (مجمع‌البیان، ج 1 -\2 ، ص 177)

2) 2) . بنا بر قولی، مقصود از«ممّا قالوا»این است که بنی‌اسرائیل موسی علیه السلام را به قتل [برادرش] هارون علیه السلام متّهم کرده بودند. (روح‌المعانی، ج 12، جزء 22، ص 136) خداوند به ملائکه فرمان داد، جنازۀ هارون علیه السلام را به بنی‌اسرائیل نشان دهند و ملائکه مردن هارون علیه السلام را اعلام کردند تا آنان بفهمند که هارون علیه السلام خود مرده است. (مجمع‌البیان، ج 7 -\8 ، ص 583))

سَنُقَتِّلُ أَبْنٰاءَهُمْ .... اعراف (7) 127

تشبیه به قتل

42. گمراه نمودن انسان هدایت یافته، به منزلۀ کشتن وی و هدایت انسان گمراه، به منزلۀ زنده کردن وی:

... مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَیْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسٰادٍ فِی الْأَرْضِ فَکَأَنَّمٰا قَتَلَ النّٰاسَ جَمِیعاً وَ مَنْ أَحْیٰاهٰا فَکَأَنَّمٰا أَحْیَا النّٰاسَ جَمِیعاً ... (1)مائده (5) 32

تشبیه قتل بی‌گناه

43. کشتن و هتک حرمت انسان دوری‌کننده از فساد و قتل، مانند قتل تمامی مردم:

... مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَیْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسٰادٍ فِی الْأَرْضِ فَکَأَنَّمٰا قَتَلَ النّٰاسَ جَمِیعاً .... مائده (5) 32

تصمیم به قتل

44. تصمیم به قتل، تنها واکنش قوم ابراهیم، در برابر دعوت آن حضرت به توحید عبادی:

فَمٰا کٰانَ جَوٰابَ قَوْمِهِ إِلاّٰ أَنْ قٰالُوا اقْتُلُوهُ أَوْ حَرِّقُوهُ فَأَنْجٰاهُ اللّٰهُ مِنَ النّٰارِ ....

عنکبوت (29) 24

تعاون بر قتل

45. یاری بر قتل همکیشان بی‌گناه، موجب محرومیّت بنی‌اسرائیل از یاری خداوند:

وَ إِذْ أَخَذْنٰا مِیثٰاقَ بَنِی إِسْرٰائِیلَ ... ثُمَّ أَنْتُمْ هٰؤُلاٰءِ تَقْتُلُونَ أَنْفُسَکُمْ ... تَظٰاهَرُونَ عَلَیْهِمْ بِالْإِثْمِ وَ الْعُدْوٰانِ ... أُولٰئِکَ ... وَ لاٰ هُمْ یُنْصَرُونَ .

بقره (2) 83 و 85 و 86

نیز ==> همین مدخل، قتل در بنی‌اسرائیل

توبه از قتل

46. توبه از قتل مؤمن، موجب نجات از عذاب جهنّم:

... وَ لاٰ یَقْتُلُونَ النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللّٰهُ إِلاّٰ بِالْحَقِّ ... وَ مَنْ یَفْعَلْ ذٰلِکَ یَلْقَ أَثٰاماً یُضٰاعَفْ لَهُ الْعَذٰابُ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ وَ یَخْلُدْ فِیهِ مُهٰاناً إِلاّٰ مَنْ تٰابَ ... فَأُوْلٰئِکَ یُبَدِّلُ اللّٰهُ سَیِّئٰاتِهِمْ ....

فرقان (25) 68 -\70

قُتِلَ أَصْحٰابُ الْأُخْدُودِ

اَلنّٰارِ ذٰاتِ الْوَقُودِ

إِنَّ الَّذِینَ فَتَنُوا الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِنٰاتِ ثُمَّ لَمْ یَتُوبُوا فَلَهُمْ عَذٰابُ جَهَنَّمَ وَ لَهُمْ عَذٰابُ الْحَرِیقِ . بروج (85) 4 و 5 و 10

47. پرداخت خونبها و آزاد کردن بردۀ مؤمن یا گرفتن روزه در قتل خطایی مسلمان، زمینۀ پذیرش توبۀ قاتل از جانب خداوند:

وَ مٰا کٰانَ لِمُؤْمِنٍ أَنْ یَقْتُلَ مُؤْمِناً إِلاّٰ خَطَأً وَ مَنْ قَتَلَ مُؤْمِناً خَطَأً فَتَحْرِیرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ وَ دِیَةٌ مُسَلَّمَةٌ إِلیٰ أَهْلِهِ إِلاّٰ أَنْ یَصَّدَّقُوا ... فَمَنْ لَمْ یَجِدْ فَصِیٰامُ شَهْرَیْنِ مُتَتٰابِعَیْنِ تَوْبَةً مِنَ اللّٰهِ ... (2)

نساء (4) 92


1) 1) . امام صادق علیه السلام در توضیح آیۀ مذکور فرمود: کسی که شخص گمراهی را هدایت کند به منزلۀ آن است که او را زنده کرده باشد و کسی که انسان هدایت‌یافته‌ای را گمراه کند مانند آن است که او را به قتل رسانده باشد. (الکافی، ج 2، ص 210، ح 1؛ تفسیر نورالثقلین، ج 1، ص 619 ، ح 153)

2) 2) .«توبه»مفعول له و بیانگر علت احکام بیان شده در قتل‌خطایی است، یعنی بنده‌ای را آزاد کنید یا روزه بگیرید و خونبها هم بدهید تا خداوند رحمتش را شامل حال شما کند و توبۀ شما را بپذیرد

48. پذیرفته شدن توبۀ موسی علیه السلام ، از قتل مرد قبطی، در پیشگاه خداوند:

... فَوَکَزَهُ مُوسیٰ فَقَضیٰ عَلَیْهِ ... قٰالَ رَبِّ إِنِّی ظَلَمْتُ نَفْسِی فَاغْفِرْ لِی فَغَفَرَ لَهُ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ . قصص (28) 15 و 16

49. محو کردار بد و جایگزینی کردار نیک به جای آن از جانب خداوند، در صورت توبه از قتل ناحق:

... وَ لاٰ یَقْتُلُونَ النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللّٰهُ إِلاّٰ بِالْحَقِّ ... وَ مَنْ یَفْعَلْ ذٰلِکَ یَلْقَ أَثٰاماً یُضٰاعَفْ لَهُ الْعَذٰابُ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ وَ یَخْلُدْ فِیهِ مُهٰاناً إِلاّٰ مَنْ تٰابَ ... فَأُوْلٰئِکَ یُبَدِّلُ اللّٰهُ سَیِّئٰاتِهِمْ حَسَنٰاتٍ .... فرقان (25) 68 -\70

50. تصمیم برادران یوسف به توبه، پس از قتل یا تبعید او:

اُقْتُلُوا یُوسُفَ أَوِ اطْرَحُوهُ أَرْضاً یَخْلُ لَکُمْ وَجْهُ أَبِیکُمْ وَ تَکُونُوا مِنْ بَعْدِهِ قَوْماً صٰالِحِینَ . (1)یوسف (12) 9

نیز ==> همین مدخل، استغفار از قتل

توطئۀ قتل

51. سوزاندن ابراهیم علیه السلام با آتش، مکر و توطئۀ مشرکان، در راستای قتل آن حضرت:

قٰالُوا حَرِّقُوهُ وَ انْصُرُوا آلِهَتَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ فٰاعِلِینَ

قُلْنٰا یٰا نٰارُ کُونِی بَرْداً وَ سَلاٰماً عَلیٰ إِبْرٰاهِیمَ

وَ أَرٰادُوا بِهِ کَیْداً فَجَعَلْنٰاهُمُ الْأَخْسَرِینَ . انبیاء (21) 68 -\70

وَ إِبْرٰاهِیمَ ... فَمٰا کٰانَ جَوٰابَ قَوْمِهِ إِلاّٰ أَنْ قٰالُوا اقْتُلُوهُ أَوْ حَرِّقُوهُ فَأَنْجٰاهُ اللّٰهُ مِنَ النّٰارِ ....

عنکبوت (29) 16 و 24

وَ إِنَّ مِنْ شِیعَتِهِ لَإِبْرٰاهِیمَ

قٰالُوا ابْنُوا لَهُ بُنْیٰاناً فَأَلْقُوهُ فِی الْجَحِیمِ

فَأَرٰادُوا بِهِ کَیْداً فَجَعَلْنٰاهُمُ الْأَسْفَلِینَ . صافّات (37) 83 و 97 و 98

52. کشتن با آتش زدن، توطئۀ قوم ابراهیم، برای مقابله با دعوت توحید ابراهیم علیه السلام :

وَ إِبْرٰاهِیمَ إِذْ قٰالَ لِقَوْمِهِ اعْبُدُوا اللّٰهَ وَ اتَّقُوهُ ذٰلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ

فَمٰا کٰانَ جَوٰابَ قَوْمِهِ إِلاّٰ أَنْ قٰالُوا اقْتُلُوهُ أَوْ حَرِّقُوهُ ....

عنکبوت (29) 16 و 24

53. ناکام ماندن مشرکان عصر ابراهیم علیه السلام از اجرای توطئۀ قتل آن حضرت با آتش:

وَ أَرٰادُوا بِهِ کَیْداً فَجَعَلْنٰاهُمُ الْأَخْسَرِینَ

وَ نَجَّیْنٰاهُ وَ لُوطاً إِلَی الْأَرْضِ الَّتِی بٰارَکْنٰا فِیهٰا لِلْعٰالَمِینَ . انبیاء (21) 70 و 71

وَ إِبْرٰاهِیمَ ... فَمٰا کٰانَ جَوٰابَ قَوْمِهِ إِلاّٰ أَنْ قٰالُوا اقْتُلُوهُ أَوْ حَرِّقُوهُ فَأَنْجٰاهُ اللّٰهُ مِنَ النّٰارِ ....

عنکبوت (29) 16 و 24

وَ إِنَّ مِنْ شِیعَتِهِ لَإِبْرٰاهِیمَ

قٰالُوا ابْنُوا لَهُ بُنْیٰاناً فَأَلْقُوهُ فِی الْجَحِیمِ

فَأَرٰادُوا بِهِ کَیْداً فَجَعَلْنٰاهُمُ الْأَسْفَلِینَ . صافّات (37) 83 و 97 و 98

54. توطئه و هم قسمی گروههای نُه‌گانۀ فسادگر، برای قتل شبانۀ صالح علیه السلام و خانواده‌اش:

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا إِلیٰ ثَمُودَ أَخٰاهُمْ صٰالِحاً ...

وَ کٰانَ فِی الْمَدِینَةِ تِسْعَةُ رَهْطٍ ... قٰالُوا تَقٰاسَمُوا بِاللّٰهِ لَنُبَیِّتَنَّهُ وَ أَهْلَهُ ....

نمل (27) 45 و 48 و 49


1) 1) .«صالحین»یعنی توبه‌کنندگان. (مجمع‌البیان، ج 5 -\6 ، ص 325؛ الکشاف، ج 2، ص 447)

55. چاره‌اندیشی توطئه‌گران علیه صالح علیه السلام ، برای انکار جنایت خویش و گریز از قصاص و یا پرداخت خونبها:

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا إِلیٰ ثَمُودَ أَخٰاهُمْ صٰالِحاً ...

وَ کٰانَ فِی الْمَدِینَةِ تِسْعَةُ رَهْطٍ ... قٰالُوا تَقٰاسَمُوا بِاللّٰهِ لَنُبَیِّتَنَّهُ وَ أَهْلَهُ ثُمَّ لَنَقُولَنَّ لِوَلِیِّهِ مٰا شَهِدْنٰا مَهْلِکَ أَهْلِهِ وَ إِنّٰا لَصٰادِقُونَ .

نمل (27) 45 و 48 و 49

56. توطئۀ قتل صالح علیه السلام و انکار آن، موجب هلاکت توطئه‌گران:

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا إِلیٰ ثَمُودَ أَخٰاهُمْ صٰالِحاً ...

قٰالُوا تَقٰاسَمُوا بِاللّٰهِ لَنُبَیِّتَنَّهُ وَ أَهْلَهُ ... وَ مَکَرُوا مَکْراً وَ مَکَرْنٰا مَکْراً وَ هُمْ لاٰ یَشْعُرُونَ فَانْظُرْ کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ مَکْرِهِمْ أَنّٰا دَمَّرْنٰاهُمْ وَ قَوْمَهُمْ أَجْمَعِینَ . نمل (27) 45 و 49 -\51

57. توطئۀ قتل عیسی علیه السلام ، به وسیلۀ کافران بنی‌اسرائیل:

وَ رَسُولاً إِلیٰ بَنِی إِسْرٰائِیلَ ... وَ مَکَرُوا وَ مَکَرَ اللّٰهُ وَ اللّٰهُ خَیْرُ الْمٰاکِرِینَ إِذْ قٰالَ اللّٰهُ یٰا عِیسیٰ ... (1)آل‌عمران (3) 49 و 54 و 55

58. توطئۀ قتل عیسی علیه السلام از سوی اهل‌کتاب (یهود):

... فَقَدْ سَأَلُوا مُوسیٰ أَکْبَرَ مِنْ ذٰلِکَ فَقٰالُوا ...

وَ قَوْلِهِمْ إِنّٰا قَتَلْنَا الْمَسِیحَ عِیسَی ابْنَ مَرْیَمَ رَسُولَ اللّٰهِ وَ مٰا قَتَلُوهُ وَ مٰا صَلَبُوهُ وَ لٰکِنْ شُبِّهَ لَهُمْ ... وَ مٰا قَتَلُوهُ یَقِیناً. نساء (4) 152 و 153 و 157

59. شکست مکر و نیرنگ کافران بنی‌اسرائیل، در به قتل رساندن عیسی علیه السلام از جانب خداوند:

وَ رَسُولاً إِلیٰ بَنِی إِسْرٰائِیلَ ... فَلَمّٰا أَحَسَّ عِیسیٰ مِنْهُمُ الْکُفْرَ ... وَ مَکَرُوا وَ مَکَرَ اللّٰهُ وَ اللّٰهُ خَیْرُ الْمٰاکِرِینَ إِذْ قٰالَ اللّٰهُ یٰا عِیسیٰ إِنِّی مُتَوَفِّیکَ وَ رٰافِعُکَ إِلَیَّ وَ مُطَهِّرُکَ مِنَ الَّذِینَ کَفَرُوا .... آل‌عمران (3) 49 و 52 و 54 و 55

60. عقیم ماندن توطئۀ قتل عیسی علیه السلام ، به دست اهل‌کتاب (یهود):

وَ قَوْلِهِمْ إِنّٰا قَتَلْنَا الْمَسِیحَ عِیسَی ابْنَ مَرْیَمَ رَسُولَ اللّٰهِ وَ مٰا قَتَلُوهُ وَ مٰا صَلَبُوهُ ... وَ مٰا قَتَلُوهُ یَقِیناً بَلْ رَفَعَهُ اللّٰهُ إِلَیْهِ ....

نساء (4) 152 و 157 و 158

61. محبوس ساختن، کشتن یا تبعید پیامبر صلی الله علیه و آله ، توطئۀ کافران مکّه، علیه آن حضرت:

وَ إِذْ یَمْکُرُ بِکَ الَّذِینَ کَفَرُوا لِیُثْبِتُوکَ أَوْ یَقْتُلُوکَ أَوْ یُخْرِجُوکَ .... انفال (8) 30

62. شکست کفّار مکّه، در توطئۀ قتل پیامبر صلی الله علیه و آله :

وَ إِذْ یَمْکُرُ بِکَ الَّذِینَ کَفَرُوا لِیُثْبِتُوکَ أَوْ یَقْتُلُوکَ أَوْ یُخْرِجُوکَ وَ یَمْکُرُونَ وَ یَمْکُرُ اللّٰهُ وَ اللّٰهُ خَیْرُ الْمٰاکِرِینَ . انفال (8) 30

63. توطئه و مشاورۀ سران حکومت فرعون، دربارۀ قتل موسی علیه السلام :

وَ جٰاءَ رَجُلٌ مِنْ أَقْصَی الْمَدِینَةِ یَسْعیٰ قٰالَ یٰا مُوسیٰ إِنَّ الْمَلَأَ یَأْتَمِرُونَ بِکَ لِیَقْتُلُوکَ ....

قصص (28) 20

64. اطّلاع یافتن موسی علیه السلام ، از توطئۀ قتل خود، به وسیلۀ مؤمن آل‌فرعون:

وَ جٰاءَ رَجُلٌ مِنْ أَقْصَی الْمَدِینَةِ یَسْعیٰ قٰالَ یٰا مُوسیٰ إِنَّ الْمَلَأَ یَأْتَمِرُونَ بِکَ لِیَقْتُلُوکَ فَاخْرُجْ إِنِّی لَکَ مِنَ النّٰاصِحِینَ . (2)قصص (28) 20


1) 1) .«مکروا»یعنی کافران بنی‌اسرائیل برای قتل عیسی علیه السلام توطئه کردند. (مجمع‌البیان، ج 1 -\2، ص 757؛ الکشاف، ج 1، ص 366)

2) 2) . احتمال دارد که مقصود از«رجل»مؤمن آل‌فرعون باشد. (الکشاف، ج 3، ص 399)

65. نجات یافتن موسی علیه السلام از توطئۀ کشته شدن خود، از سوی مؤمن آل‌فرعون:

وَ جٰاءَ رَجُلٌ مِنْ أَقْصَی الْمَدِینَةِ یَسْعیٰ قٰالَ یٰا مُوسیٰ إِنَّ الْمَلَأَ یَأْتَمِرُونَ بِکَ لِیَقْتُلُوکَ فَاخْرُجْ إِنِّی لَکَ مِنَ النّٰاصِحِینَ

فَخَرَجَ مِنْهٰا خٰائِفاً یَتَرَقَّبُ قٰالَ رَبِّ نَجِّنِی مِنَ الْقَوْمِ الظّٰالِمِینَ

وَ لَمّٰا تَوَجَّهَ تِلْقٰاءَ مَدْیَنَ ...

... قٰالَ لاٰ تَخَفْ نَجَوْتَ مِنَ الْقَوْمِ الظّٰالِمِینَ .

قصص (28) 20 -\22 و 25

66. توطئۀ برادران یوسف، برای قتل وی:

اُقْتُلُوا یُوسُفَ .... یوسف (12) 9

67. گوساله‌پرستان بنی اسرائیل، مهیای کشتن هارون علیه السلام ، به علّت مبارزۀ پی‌گیر وی با شرک:

وَ لَمّٰا رَجَعَ مُوسیٰ إِلیٰ قَوْمِهِ ... وَ أَلْقَی الْأَلْوٰاحَ وَ أَخَذَ بِرَأْسِ أَخِیهِ یَجُرُّهُ إِلَیْهِ قٰالَ ابْنَ أُمَّ إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونِی وَ کٰادُوا یَقْتُلُونَنِی .... اعراف (7) 150

تهدید به قتل

68. تهدید مؤکّد خداوند به قتل منافقان، بیماردلان و شایعه‌پراکنان مدینه، در صورت تداوم آزار آنان به مؤمنان و همسران آنان:

وَ الَّذِینَ یُؤْذُونَ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِنٰاتِ بِغَیْرِ مَا اکْتَسَبُوا .... یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلاَبِیبِهِنَّ ذٰلِکَ أَدْنیٰ أَنْ یُعْرَفْنَ فَلاٰ یُؤْذَیْنَ ... لَئِنْ لَمْ یَنْتَهِ الْمُنٰافِقُونَ وَ الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَ الْمُرْجِفُونَ فِی الْمَدِینَةِ لَنُغْرِیَنَّکَ بِهِمْ ثُمَّ لاٰ یُجٰاوِرُونَکَ فِیهٰا إِلاّٰ قَلِیلاً مَلْعُونِینَ أَیْنَمٰا ثُقِفُوا أُخِذُوا وَ قُتِّلُوا تَقْتِیلاً. احزاب (33) 58 -\61

69. تهدید جدّی و مؤکّد شایعه‌پراکنان در مدینه به کشته شدن، در صورت ادامۀ شایعه‌پراکنی:

لَئِنْ لَمْ یَنْتَهِ ... وَ الْمُرْجِفُونَ فِی الْمَدِینَةِ لَنُغْرِیَنَّکَ بِهِمْ ثُمَّ لاٰ یُجٰاوِرُونَکَ فِیهٰا إِلاّٰ قَلِیلاً مَلْعُونِینَ أَیْنَمٰا ثُقِفُوا أُخِذُوا وَ قُتِّلُوا تَقْتِیلاً.

احزاب (33) 60 و 61

70. استبداد فرعون، عامل تهدید به قتل مؤمنان از سوی وی:

قٰالَ فِرْعَوْنُ آمَنْتُمْ بِهِ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَکُمْ ...

لَأُقَطِّعَنَّ أَیْدِیَکُمْ وَ أَرْجُلَکُمْ مِنْ خِلاٰفٍ ثُمَّ لَأُصَلِّبَنَّکُمْ أَجْمَعِینَ . اعراف (7) 123 و 124

قٰالَ آمَنْتُمْ لَهُ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَکُمْ ... فَلَأُقَطِّعَنَّ أَیْدِیَکُمْ وَ أَرْجُلَکُمْ مِنْ خِلاٰفٍ وَ لَأُصَلِّبَنَّکُمْ فِی جُذُوعِ النَّخْلِ وَ لَتَعْلَمُنَّ أَیُّنٰا أَشَدُّ عَذٰاباً وَ أَبْقیٰ .

طه (20) 71

قٰالَ آمَنْتُمْ لَهُ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَکُمْ ... لَأُقَطِّعَنَّ أَیْدِیَکُمْ وَ أَرْجُلَکُمْ مِنْ خِلاٰفٍ وَ لَأُصَلِّبَنَّکُمْ أَجْمَعِینَ . شعراء (26) 49

71. تهدید هابیل به قتل از سوی برادرش قابیل:

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ ابْنَیْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبٰا قُرْبٰاناً فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِمٰا وَ لَمْ یُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ قٰالَ لَأَقْتُلَنَّکَ .... مائده (5) 27

حکم قتل

==> حکم، حکم قتل

خوف از قتل

72. خوف موسی علیه السلام از کشته شدن، هنگام مأموریّت الهی‌اش، برای رفتن به سوی فرعونیان:

وَ إِذْ نٰادیٰ رَبُّکَ مُوسیٰ أَنِ ائْتِ الْقَوْمَ

اَلظّٰالِمِینَ

قَوْمَ فِرْعَوْنَ أَ لاٰ یَتَّقُونَ

وَ لَهُمْ عَلَیَّ ذَنْبٌ فَأَخٰافُ أَنْ یَقْتُلُونِ .

شعراء (26) 10 و 11 و 14

73. نگرانی و ترس موسی علیه السلام پس از آگاهی یافتن از مشاورۀ سران حکومت فرعون، دربارۀ قتل وی:

وَ جٰاءَ رَجُلٌ مِنْ أَقْصَی الْمَدِینَةِ یَسْعیٰ قٰالَ یٰا مُوسیٰ إِنَّ الْمَلَأَ یَأْتَمِرُونَ بِکَ لِیَقْتُلُوکَ ...

فَخَرَجَ مِنْهٰا خٰائِفاً یَتَرَقَّبُ ....

قصص (28) 20 و 21

74. اطمینان‌بخشی خداوند به موسی علیه السلام برای رفع خوف وی از قتل، با یادآوری حضور خود، در همۀ صحنه‌های مباحثۀ او با فرعون:

وَ لَهُمْ عَلَیَّ ذَنْبٌ فَأَخٰافُ أَنْ یَقْتُلُونِ

قٰالَ کَلاّٰ فَاذْهَبٰا بِآیٰاتِنٰا إِنّٰا مَعَکُمْ مُسْتَمِعُونَ .

شعراء (26) 14 و 15

75. اقدام شعیب علیه السلام به دلداری موسی علیه السلام و رفع نگرانی و ترس از وی و اعلام نجات یافتنش از شرّ فرعونیان:

فَخَرَجَ مِنْهٰا خٰائِفاً یَتَرَقَّبُ .... فَلَمّٰا جٰاءَهُ وَ قَصَّ عَلَیْهِ الْقَصَصَ قٰالَ لاٰ تَخَفْ نَجَوْتَ مِنَ الْقَوْمِ الظّٰالِمِینَ . قصص (28) 21 و 25

دیۀ قتل

==> دیه، دیۀ قتل

رضایت به قتل

76. راضی بودن به قتل، سبب شریک بودن در قتل:

... قُلْ فَلِمَ تَقْتُلُونَ أَنْبِیٰاءَ اللّٰهِ مِنْ قَبْلُ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ . (1)بقره (2) 91

... قُلْ قَدْ جٰاءَکُمْ رُسُلٌ ... فَلِمَ قَتَلْتُمُوهُمْ إِنْ کُنْتُمْ صٰادِقِینَ . (2)آل‌عمران (3) 183

فَعَقَرُوا النّٰاقَةَ ... وَ قٰالُوا یٰا صٰالِحُ ... (3)

اعراف (7) 77

فَعَقَرُوهٰا .... هود (11) 65

قٰالَ هٰذِهِ نٰاقَةٌ لَهٰا ... فَعَقَرُوهٰا ....

شعراء (26) 155 -\157

فَکَذَّبُوهُ فَعَقَرُوهٰا فَدَمْدَمَ عَلَیْهِمْ رَبُّهُمْ بِذَنْبِهِمْ فَسَوّٰاهٰا. شمس (91) 14

شایعۀ قتل

77. پخش شایعۀ قتل رسول‌اکرم صلی الله علیه و آله در غزوۀ احُد:

وَ مٰا مُحَمَّدٌ إِلاّٰ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَ فَإِنْ مٰاتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلیٰ أَعْقٰابِکُمْ ... (4)

آل‌عمران (3) 144

78. خطر ارتداد برای برخی مبارزان احد، بر اثر شایعۀ قتل پیامبر صلی الله علیه و آله در غزوۀ احد:

وَ مٰا مُحَمَّدٌ إِلاّٰ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَ فَإِنْ مٰاتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلیٰ أَعْقٰابِکُمْ وَ مَنْ


1) 1) . خداوند در این آیه، کار پدران و پیشینیان آنان را به آنان نسبت داد که بر اساس یک احتمال به سبب رضایت آنان به فعل پدران و پیشینیان است. (مجمع‌البیان، ج 1 -\2 ، ص 316)

2) 2) . از اینکه یهود معاصر پیامبر صلی الله علیه و آله راضی به قتلی بودند که به دست اجداد آنها صورت گرفته بود، خداوند قتل را به آنها مستقیماً نسبت داد

3) 3) . از اینکه«عقروا»به صورت صیغۀ جمع آمده درعین‌اینکه پی کنندۀ ناقۀ صالح یک نفر بود، نشان می‌دهد که بقیه به این عمل راضی بودند

4) 4) . آیه وقتی نازل شد که در جنگ احُد شایع گردیدپیامبر صلی الله علیه و آله کشته شده است. (مجمع‌البیان، ج 1 -\2، ص 848 ؛ معالم‌التنزیل، بغوی، ج 1، ص 517)

یَنْقَلِبْ عَلیٰ عَقِبَیْهِ فَلَنْ یَضُرَّ اللّٰهَ شَیْئاً ....

آل‌عمران (3) 144

عوامل قتل

1. ارتداد

79. ارتداد بنی اسرائیل، سبب محکوم شدن آنان به قتل یکدیگر:

وَ إِذْ قٰالَ مُوسیٰ لِقَوْمِهِ یٰا قَوْمِ إِنَّکُمْ ظَلَمْتُمْ أَنْفُسَکُمْ بِاتِّخٰاذِکُمُ الْعِجْلَ فَتُوبُوا إِلیٰ بٰارِئِکُمْ فَاقْتُلُوا أَنْفُسَکُمْ ذٰلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ عِنْدَ بٰارِئِکُمْ ....

بقره (2) 54

2. استبداد

80. استبداد فرعون، عامل قتل ساحران مؤمن:

قٰالَ فِرْعَوْنُ آمَنْتُمْ بِهِ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَکُمْ ...

لَأُقَطِّعَنَّ أَیْدِیَکُمْ وَ أَرْجُلَکُمْ مِنْ خِلاٰفٍ ثُمَّ لَأُصَلِّبَنَّکُمْ أَجْمَعِینَ . اعراف (7) 123 و 124

قٰالَ آمَنْتُمْ لَهُ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَکُمْ ... فَلَأُقَطِّعَنَّ أَیْدِیَکُمْ وَ أَرْجُلَکُمْ مِنْ خِلاٰفٍ وَ لَأُصَلِّبَنَّکُمْ فِی جُذُوعِ النَّخْلِ .... طه (20) 71

قٰالَ آمَنْتُمْ لَهُ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَکُمْ ... لَأُقَطِّعَنَّ أَیْدِیَکُمْ وَ أَرْجُلَکُمْ مِنْ خِلاٰفٍ وَ لَأُصَلِّبَنَّکُمْ أَجْمَعِینَ . شعراء (26) 49

81. استبداد حاکم در دوران اصحاب اخدود، باعث قتل مؤمنان اخدود:

قُتِلَ أَصْحٰابُ الْأُخْدُودِ

اَلنّٰارِ ذٰاتِ الْوَقُودِ

إِذْ هُمْ عَلَیْهٰا قُعُودٌ

وَ هُمْ عَلیٰ مٰا یَفْعَلُونَ بِالْمُؤْمِنِینَ شُهُودٌ

وَ مٰا نَقَمُوا مِنْهُمْ إِلاّٰ أَنْ یُؤْمِنُوا بِاللّٰهِ الْعَزِیزِ الْحَمِیدِ. بروج (85) 4 -\8

3. استکبار

82. استکبار بنی‌اسرائیل، باعث روی آوردن آنان به قتل انبیا:

وَ لَقَدْ آتَیْنٰا مُوسَی الْکِتٰابَ وَ قَفَّیْنٰا مِنْ بَعْدِهِ بِالرُّسُلِ وَ آتَیْنٰا عِیسَی ابْنَ مَرْیَمَ الْبَیِّنٰاتِ وَ أَیَّدْنٰاهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ أَ فَکُلَّمٰا جٰاءَکُمْ رَسُولٌ بِمٰا لاٰ تَهْویٰ أَنْفُسُکُمُ اسْتَکْبَرْتُمْ ... وَ فَرِیقاً تَقْتُلُونَ . بقره (2) 87

83. استکبار فرعون، سبب قتل بیرحمانۀ پسران بنی‌اسرائیل:

إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلاٰ فِی الْأَرْضِ وَ جَعَلَ أَهْلَهٰا شِیَعاً یَسْتَضْعِفُ طٰائِفَةً مِنْهُمْ یُذَبِّحُ أَبْنٰاءَهُمْ ....

قصص (28) 4

4. ترس از فقر

84. ترس از گرسنگی و فقر، عامل قتل فرزندان، در عصر جاهلیّت:

قُلْ تَعٰالَوْا أَتْلُ مٰا حَرَّمَ رَبُّکُمْ عَلَیْکُمْ ... وَ لاٰ تَقْتُلُوا أَوْلاٰدَکُمْ مِنْ إِمْلاٰقٍ نَحْنُ نَرْزُقُکُمْ وَ إِیّٰاهُمْ ....

انعام (6) 151

وَ لاٰ تَقْتُلُوا أَوْلاٰدَکُمْ خَشْیَةَ إِمْلاٰقٍ نَحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَ إِیّٰاکُمْ إِنَّ قَتْلَهُمْ کٰانَ خِطْأً کَبِیراً. اسراء (17) 31

85. کشتن فرزند به علت ترس از گرسنگی، خطایی بزرگ:

وَ لاٰ تَقْتُلُوا أَوْلاٰدَکُمْ خَشْیَةَ إِمْلاٰقٍ نَحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَ إِیّٰاکُمْ إِنَّ قَتْلَهُمْ کٰانَ خِطْأً کَبِیراً. اسراء (17) 31

5 . جلب محّبت

86. علاقۀ برادران یوسف به محبوب شدن نزد پدر ، عاملی در جهت قتل یوسف علیه السلام :

إِذْ قٰالُوا لَیُوسُفُ وَ أَخُوهُ أَحَبُّ إِلیٰ أَبِینٰا مِنّٰا وَ نَحْنُ

عُصْبَةٌ إِنَّ أَبٰانٰا لَفِی ضَلاٰلٍ مُبِینٍ

اُقْتُلُوا یُوسُفَ ... وَ تَکُونُوا مِنْ بَعْدِهِ قَوْماً صٰالِحِینَ .

یوسف (12) 8 و 9

6 . جهل

87. جهل، از عوامل قتل فرزند، به شکل قربانی:

قَدْ خَسِرَ الَّذِینَ قَتَلُوا أَوْلاٰدَهُمْ سَفَهاً بِغَیْرِ عِلْمٍ وَ حَرَّمُوا مٰا رَزَقَهُمُ اللّٰهُ .... انعام (6) 140

7. حسد

88. حسد قابیل، زمینه‌ساز قتل هابیل:

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ ابْنَیْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبٰا قُرْبٰاناً فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِمٰا وَ لَمْ یُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ قٰالَ لَأَقْتُلَنَّکَ ... فَطَوَّعَتْ لَهُ نَفْسُهُ قَتْلَ أَخِیهِ فَقَتَلَهُ ... (1)مائده (5) 27 و 30

89. حسادت برادران یوسف به وی، منشأ تصمیم آنان بر کشتن او:

اُقْتُلُوا یُوسُفَ أَوِ اطْرَحُوهُ أَرْضاً یَخْلُ لَکُمْ وَجْهُ أَبِیکُمْ وَ تَکُونُوا مِنْ بَعْدِهِ قَوْماً صٰالِحِینَ .

یوسف (12) 9

8 . دختر بودن

90. دختر بودن نوزادان، مجوزی برای قتل آنان، در عصر جاهلیت:

وَ إِذٰا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِالْأُنْثیٰ ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَ هُوَ کَظِیمٌ

یَتَوٰاریٰ مِنَ الْقَوْمِ مِنْ سُوءِ مٰا بُشِّرَ بِهِ أَ یُمْسِکُهُ عَلیٰ هُونٍ أَمْ یَدُسُّهُ فِی التُّرٰابِ أَلاٰ سٰاءَ مٰا یَحْکُمُونَ . نحل (16) 58 و 59

وَ إِذَا الْمَوْؤُدَةُ سُئِلَتْ

بِأَیِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ .

تکویر (81) 8 و 9

9. سفاهت

91. سفاهت مردم جاهلیّت، باعث قتل فرزندان‌شان به صورت قربانی:

قَدْ خَسِرَ الَّذِینَ قَتَلُوا أَوْلاٰدَهُمْ سَفَهاً ....

انعام (6) 140

12. فسادگری

92. فسادگری فرعون، سبب اقدام او به قتل پسران بنی‌اسرائیل:

إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلاٰ فِی الْأَرْضِ ... یُذَبِّحُ أَبْنٰاءَهُمْ ... إِنَّهُ کٰانَ مِنَ الْمُفْسِدِینَ . قصص (28) 4

13. وسوسۀ نفس

93. وسوسه‌های نفسانی قابیل، وادارکنندۀ وی به کشتن برادرش هابیل:

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ ابْنَیْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبٰا قُرْبٰاناً فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِمٰا وَ لَمْ یُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ قٰالَ لَأَقْتُلَنَّکَ ... فَطَوَّعَتْ لَهُ نَفْسُهُ قَتْلَ أَخِیهِ فَقَتَلَهُ .... مائده (5) 27 و 30

نیز ==> همین مدخل، قتل انبیا، عوامل قتل انبیا

فرار از قتل

94. فرار موسی علیه السلام از شهر مصر، پس از آگاهی یافتن از مشاورۀ سران حکومت فرعون، دربارۀ قتل وی:

وَ جٰاءَ رَجُلٌ مِنْ أَقْصَی الْمَدِینَةِ یَسْعیٰ قٰالَ یٰا مُوسیٰ إِنَّ الْمَلَأَ یَأْتَمِرُونَ بِکَ لِیَقْتُلُوکَ فَاخْرُجْ إِنِّی لَکَ مِنَ النّٰاصِحِینَ

فَخَرَجَ مِنْهٰا


1) 1) . امام صادق علیه السلام می‌فرماید: خداوند، قربانی هابیل را پذیرفت، لذا قابیل به او حسادت ورزید و او را کشت. (تفسیر عیّاشی، ج 1، ص 312، ح 83 ؛ تفسیر نورالثقلین، ج 1، ص 610 ، ح 125)

خٰائِفاً یَتَرَقَّبُ .... قصص (28) 20 و 21

95. فرار از مرگ و کشته شدن، عامل ترک جهاد منافقان و بیماردلان:

وَ إِذْ یَقُولُ الْمُنٰافِقُونَ وَ الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ .... وَ یَسْتَأْذِنُ فَرِیقٌ مِنْهُمُ النَّبِیَّ یَقُولُونَ إِنَّ بُیُوتَنٰا عَوْرَةٌ وَ مٰا هِیَ بِعَوْرَةٍ إِنْ یُرِیدُونَ إِلاّٰ فِرٰاراً قُلْ لَنْ یَنْفَعَکُمُ الْفِرٰارُ إِنْ فَرَرْتُمْ مِنَ الْمَوْتِ أَوِ الْقَتْلِ ....

احزاب (33) 12 و 13 و 16

96. بی‌ثمر بودن فرار منافقان و بیماردلان، از مرگ و کشته شدن:

وَ إِذْ یَقُولُ الْمُنٰافِقُونَ وَ الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ ... قُلْ لَنْ یَنْفَعَکُمُ الْفِرٰارُ إِنْ فَرَرْتُمْ مِنَ الْمَوْتِ أَوِ الْقَتْلِ .... احزاب (33) 12 و 16

قتل انبیا

اشاره

97. کشته شدن گروهی از انبیا به دست بنی‌اسرائیل:

وَ إِذْ قُلْتُمْ یٰا مُوسیٰ ... ذٰلِکَ ... وَ یَقْتُلُونَ النَّبِیِّینَ بِغَیْرِ الْحَقِّ .... بقره (2) 61

وَ لَقَدْ آتَیْنٰا مُوسَی الْکِتٰابَ وَ قَفَّیْنٰا مِنْ بَعْدِهِ بِالرُّسُلِ ... أَ فَکُلَّمٰا جٰاءَکُمْ رَسُولٌ بِمٰا لاٰ تَهْویٰ أَنْفُسُکُمُ اسْتَکْبَرْتُمْ ... فَرِیقاً تَقْتُلُونَ . بقره (2) 87

... وَ یَقْتُلُونَ النَّبِیِّینَ بِغَیْرِ حَقٍّ .... آل‌عمران (3) 21

... وَ یَقْتُلُونَ الْأَنْبِیٰاءَ بِغَیْرِ حَقٍّ .... آل‌عمران (3) 112

... وَ قَتْلَهُمُ الْأَنْبِیٰاءَ بِغَیْرِ حَقٍّ .... آل‌عمران (3) 181

... قُلْ قَدْ جٰاءَکُمْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِی بِالْبَیِّنٰاتِ وَ بِالَّذِی قُلْتُمْ فَلِمَ قَتَلْتُمُوهُمْ إِنْ کُنْتُمْ صٰادِقِینَ .

آل‌عمران (3) 183

فَبِمٰا نَقْضِهِمْ مِیثٰاقَهُمْ ... وَ قَتْلِهِمُ الْأَنْبِیٰاءَ بِغَیْرِ حَقٍّ .... نساء (4) 155

لَقَدْ أَخَذْنٰا مِیثٰاقَ بَنِی إِسْرٰائِیلَ وَ أَرْسَلْنٰا إِلَیْهِمْ رُسُلاً کُلَّمٰا جٰاءَهُمْ رَسُولٌ بِمٰا لاٰ تَهْویٰ أَنْفُسُهُمْ ... وَ فَرِیقاً یَقْتُلُونَ . مائده (5) 70

98. کشته شدن انبیا به وسیلۀ بنی‌اسرائیل، برخاسته از عقیدۀ نادرست آنان به مصونیّت از عذاب الهی:

لَقَدْ أَخَذْنٰا مِیثٰاقَ بَنِی إِسْرٰائِیلَ وَ أَرْسَلْنٰا إِلَیْهِمْ رُسُلاً کُلَّمٰا جٰاءَهُمْ رَسُولٌ بِمٰا لاٰ تَهْویٰ أَنْفُسُهُمْ فَرِیقاً کَذَّبُوا وَ فَرِیقاً یَقْتُلُونَ

وَ حَسِبُوا أَلاّٰ تَکُونَ فِتْنَةٌ فَعَمُوا وَ صَمُّوا ... (1)مائده (5) 70 و 71

99. نسبت دادن قتل انبیا به یهود معاصر پیامبر صلی الله علیه و آله به سبب رضایت به قتل انبیا به دست نیاکان خویش:

اَلَّذِینَ قٰالُوا إِنَّ اللّٰهَ عَهِدَ إِلَیْنٰا أَلاّٰ نُؤْمِنَ لِرَسُولٍ حَتّٰی یَأْتِیَنٰا بِقُرْبٰانٍ تَأْکُلُهُ النّٰارُ قُلْ قَدْ جٰاءَکُمْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِی بِالْبَیِّنٰاتِ وَ بِالَّذِی قُلْتُمْ فَلِمَ قَتَلْتُمُوهُمْ إِنْ کُنْتُمْ صٰادِقِینَ . آل‌عمران (3) 183

100. بی‌اعتنایی بنی‌اسرائیل به پیمان خداوند، با تکذیب رسولان الهی و کشتن آنان:

فَبِمٰا نَقْضِهِمْ مِیثٰاقَهُمْ وَ کُفْرِهِمْ بِآیٰاتِ اللّٰهِ وَ قَتْلِهِمُ الْأَنْبِیٰاءَ بِغَیْرِ حَقٍّ .... نساء (4) 155

لَقَدْ أَخَذْنٰا مِیثٰاقَ بَنِی إِسْرٰائِیلَ وَ أَرْسَلْنٰا إِلَیْهِمْ رُسُلاً کُلَّمٰا جٰاءَهُمْ رَسُولٌ بِمٰا لاٰ تَهْویٰ أَنْفُسُهُمْ فَرِیقاً کَذَّبُوا وَ فَرِیقاً یَقْتُلُونَ . مائده (5) 70

101. کوشش مستمر بنی اسرائیل، برای کشتن انبیا:

وَ إِذْ قُلْتُمْ یٰا مُوسیٰ ... ذٰلِکَ ... وَ یَقْتُلُونَ النَّبِیِّینَ بِغَیْرِ الْحَقِّ .... (2)بقره (2) 61

إِنَّ الَّذِینَ یَکْفُرُونَ بِآیٰاتِ اللّٰهِ وَ یَقْتُلُونَ النَّبِیِّینَ


1) 1) .«فتنه»به معنای عذاب است. (مفردات، ص 623 ،«فتن»)

2) 2) . کوشش مستمر، از هیئت فعل مضارع استفاده شده است که بر استمرار دلالت دارد

بِغَیْرِ حَقٍّ وَ یَقْتُلُونَ الَّذِینَ یَأْمُرُونَ بِالْقِسْطِ مِنَ النّٰاسِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذٰابٍ أَلِیمٍ . آل‌عمران (3) 21

لَقَدْ أَخَذْنٰا مِیثٰاقَ بَنِی إِسْرٰائِیلَ وَ أَرْسَلْنٰا إِلَیْهِمْ رُسُلاً کُلَّمٰا جٰاءَهُمْ رَسُولٌ بِمٰا لاٰ تَهْویٰ أَنْفُسُهُمْ فَرِیقاً کَذَّبُوا وَ فَرِیقاً یَقْتُلُونَ . مائده (5) 70

102. کشته شدن بسیاری از انبیای الهی به دست بنی‌اسرائیل، به رغم مشاهدۀ معجزات و علم به حقّانیّت آنان:

... قُلْ قَدْ جٰاءَکُمْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِی بِالْبَیِّنٰاتِ وَ بِالَّذِی قُلْتُمْ فَلِمَ قَتَلْتُمُوهُمْ إِنْ کُنْتُمْ صٰادِقِینَ .

آل‌عمران (3) 183

103. کشته شدن انبیا به دست بنی‌اسرائیل، دلیل صادق نبودن بنی‌اسرائیل، در ادّعاهای‌شان:

... قُلْ قَدْ جٰاءَکُمْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِی بِالْبَیِّنٰاتِ وَ بِالَّذِی قُلْتُمْ فَلِمَ قَتَلْتُمُوهُمْ إِنْ کُنْتُمْ صٰادِقِینَ .

آل‌عمران (3) 183

104. ناسازگاری ایمان به کتابهای آسمانی و قتل انبیا:

... قُلْ فَلِمَ تَقْتُلُونَ أَنْبِیٰاءَ اللّٰهِ مِنْ قَبْلُ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ . بقره (2) 91

105. کفر به آیات الهی و قتل پیامبران، درپی‌دارندۀ عذاب الهی:

إِنَّ الَّذِینَ یَکْفُرُونَ بِآیٰاتِ اللّٰهِ وَ یَقْتُلُونَ النَّبِیِّینَ بِغَیْرِ حَقٍّ ... فَبَشِّرْهُمْ بِعَذٰابٍ أَلِیمٍ أُولٰئِکَ الَّذِینَ حَبِطَتْ أَعْمٰالُهُمْ فِی الدُّنْیٰا وَ الْآخِرَةِ وَ مٰا لَهُمْ مِنْ نٰاصِرِینَ . آل‌عمران (3) 21 و 22

آثار قتل انبیا

1. حبط اعمال
106. حبط عمل اهل‌کتاب در دنیا و آخرت، به علت کفر به آیات الهی و قتل انبیا و کشتن عدالتخواهان:

... وَ قُلْ لِلَّذِینَ أُوتُوا الْکِتٰابَ وَ الْأُمِّیِّینَ أَ أَسْلَمْتُمْ ... إِنَّ الَّذِینَ ... وَ یَقْتُلُونَ النَّبِیِّینَ بِغَیْرِ حَقٍّ وَ یَقْتُلُونَ الَّذِینَ یَأْمُرُونَ بِالْقِسْطِ مِنَ النّٰاسِ ... أُولٰئِکَ الَّذِینَ حَبِطَتْ أَعْمٰالُهُمْ فِی الدُّنْیٰا وَ الْآخِرَةِ .... آل‌عمران (3) 20 -\22

2. ذلّت
107. پیامبرکشی بنی‌اسرائیل، عامل خواری آنان:

وَ إِذْ قُلْتُمْ یٰا مُوسیٰ ... وَ ضُرِبَتْ عَلَیْهِمُ الذِّلَّةُ ...

ذٰلِکَ بِأَنَّهُمْ ... وَ یَقْتُلُونَ النَّبِیِّینَ بِغَیْرِ الْحَقِّ ....

بقره (2) 61

ضُرِبَتْ عَلَیْهِمُ الذِّلَّةُ أَیْنَ مٰا ثُقِفُوا ... ذٰلِکَ بِأَنَّهُمْ ...

وَ یَقْتُلُونَ الْأَنْبِیٰاءَ بِغَیْرِ حَقٍّ .... آل‌عمران (3) 112

3. غضب خدا
108. قتل پیامبران الهی به دست بنی‌اسرائیل، موجب غضب خدا بر آنان:

وَ إِذْ قُلْتُمْ یٰا مُوسیٰ ... وَ بٰاؤُ بِغَضَبٍ مِنَ اللّٰهِ ذٰلِکَ بِأَنَّهُمْ ... وَ یَقْتُلُونَ النَّبِیِّینَ بِغَیْرِ الْحَقِّ ....

بقره (2) 61

... وَ بٰاؤُ بِغَضَبٍ مِنَ اللّٰهِ ... ذٰلِکَ بِأَنَّهُمْ ... وَ یَقْتُلُونَ الْأَنْبِیٰاءَ بِغَیْرِ حَقٍّ .... آل‌عمران (3) 112

4. فقر
109. پیامبرکشی بنی‌اسرائیل، عامل فقر و مسکنت آنان:

وَ إِذْ قُلْتُمْ یٰا مُوسیٰ ... وَ ضُرِبَتْ عَلَیْهِمُ ...

وَ الْمَسْکَنَةُ ... اَللّٰهِ ذٰلِکَ بِأَنَّهُمْ ... وَ یَقْتُلُونَ النَّبِیِّینَ بِغَیْرِ الْحَقِّ .... بقره (2) 61

5. محرومیّت از امداد
110. قتل پیامبران، باعث محرومیّت از امداد:

إِنَّ الَّذِینَ ... وَ یَقْتُلُونَ النَّبِیِّینَ بِغَیْرِ حَقٍّ ...

أُولٰئِکَ ... وَ مٰا لَهُمْ مِنْ نٰاصِرِینَ .

آل‌عمران (3) 21 و 22

6 . محرومیّت از شناخت
111. تکذیب و قتل انبیا به وسیلۀ بنی‌اسرائیل، مایۀ محرومیّت آنان از حق‌شناسی و بینش دینی:

لَقَدْ أَخَذْنٰا مِیثٰاقَ بَنِی إِسْرٰائِیلَ وَ أَرْسَلْنٰا إِلَیْهِمْ رُسُلاً کُلَّمٰا جٰاءَهُمْ رَسُولٌ بِمٰا لاٰ تَهْویٰ أَنْفُسُهُمْ فَرِیقاً کَذَّبُوا وَ فَرِیقاً یَقْتُلُونَ ... فَعَمُوا وَ صَمُّوا .... مائده (5) 70 و 71

عوامل قتل انبیا

1. استکبار
112. استکبار بنی‌اسرائیل، وادارکنندۀ آنان به تکذیب و یا قتل انبیا:

وَ لَقَدْ آتَیْنٰا مُوسَی الْکِتٰابَ وَ قَفَّیْنٰا مِنْ بَعْدِهِ بِالرُّسُلِ ... أَ فَکُلَّمٰا جٰاءَکُمْ رَسُولٌ بِمٰا لاٰ تَهْویٰ أَنْفُسُکُمُ اسْتَکْبَرْتُمْ فَفَرِیقاً کَذَّبْتُمْ وَ فَرِیقاً تَقْتُلُونَ . بقره (2) 87

لَقَدْ أَخَذْنٰا مِیثٰاقَ بَنِی إِسْرٰائِیلَ وَ أَرْسَلْنٰا إِلَیْهِمْ رُسُلاً کُلَّمٰا جٰاءَهُمْ رَسُولٌ بِمٰا لاٰ تَهْویٰ أَنْفُسُهُمْ فَرِیقاً کَذَّبُوا وَ فَرِیقاً یَقْتُلُونَ . مائده (5) 70

2. احساس مصونیّت
113. عقیدۀ بنی‌اسرائیل به مصونیّت از عذاب الهی، سبب تکذیب و قتل انبیا:

لَقَدْ أَخَذْنٰا مِیثٰاقَ بَنِی إِسْرٰائِیلَ وَ أَرْسَلْنٰا إِلَیْهِمْ رُسُلاً کُلَّمٰا جٰاءَهُمْ رَسُولٌ بِمٰا لاٰ تَهْویٰ أَنْفُسُهُمْ فَرِیقاً کَذَّبُوا وَ فَرِیقاً یَقْتُلُونَ

وَ حَسِبُوا أَلاّٰ تَکُونَ فِتْنَةٌ .... مائده (5) 70 و 71

3. تجاوزگری
114. روحیّۀ تجاوز و تمرّد بنی‌اسرائیل، عامل کفر و قتل پیامبران خویش:

وَ إِذْ قُلْتُمْ یٰا مُوسیٰ ... ذٰلِکَ بِأَنَّهُمْ کٰانُوا یَکْفُرُونَ بِآیٰاتِ اللّٰهِ وَ یَقْتُلُونَ النَّبِیِّینَ بِغَیْرِ الْحَقِّ ذٰلِکَ بِمٰا ... وَ کٰانُوا یَعْتَدُونَ . بقره (2) 61

115. روحیّۀ تجاوزگری بنی‌اسرائیل، عامل قتل انبیای الهی به وسیلۀ آنان:

وَ إِذْ قُلْتُمْ یٰا مُوسیٰ ... وَ یَقْتُلُونَ النَّبِیِّینَ بِغَیْرِ الْحَقِّ ذٰلِکَ بِمٰا ... وَ کٰانُوا یَعْتَدُونَ . بقره (2) 61

ضُرِبَتْ عَلَیْهِمُ الذِّلَّةُ أَیْنَ مٰا ثُقِفُوا ... ذٰلِکَ بِأَنَّهُمْ ...

وَ یَقْتُلُونَ الْأَنْبِیٰاءَ بِغَیْرِ حَقٍّ ذٰلِکَ بِمٰا ... وَ کٰانُوا یَعْتَدُونَ . آل‌عمران (3) 112

4. عصیانگری
116. عصیانگری، از عوامل قتل انبیای الهی:

وَ إِذْ قُلْتُمْ یٰا مُوسیٰ ... ذٰلِکَ بِأَنَّهُمْ کٰانُوا یَکْفُرُونَ بِآیٰاتِ اللّٰهِ وَ یَقْتُلُونَ النَّبِیِّینَ بِغَیْرِ الْحَقِّ ذٰلِکَ بِمٰا عَصَوْا .... بقره (2) 61

ضُرِبَتْ عَلَیْهِمُ الذِّلَّةُ أَیْنَ مٰا ثُقِفُوا ... ذٰلِکَ بِأَنَّهُمْ کٰانُوا یَکْفُرُونَ بِآیٰاتِ اللّٰهِ وَ یَقْتُلُونَ الْأَنْبِیٰاءَ بِغَیْرِ حَقٍّ ذٰلِکَ بِمٰا عَصَوْا .... آل‌عمران (3) 112

5 . کفر
117. کفر به آیات الهی، منشأ قتل انبیا و عدالت‌خواهان:

إِنَّ الَّذِینَ یَکْفُرُونَ بِآیٰاتِ اللّٰهِ وَ یَقْتُلُونَ النَّبِیِّینَ بِغَیْرِ حَقٍّ وَ یَقْتُلُونَ الَّذِینَ یَأْمُرُونَ بِالْقِسْطِ مِنَ النّٰاسِ .... آل‌عمران (3) 21

6 . هواپرستی
118. هواپرستی و خودبرتربینی بنی‌اسرائیل، وادارکنندۀ آنان به تکذیب و قتل پیامبران:

وَ إِذْ أَخَذْنٰا مِیثٰاقَ بَنِی إِسْرٰائِیلَ ... وَ لَقَدْ آتَیْنٰا مُوسَی الْکِتٰابَ وَ قَفَّیْنٰا مِنْ بَعْدِهِ بِالرُّسُلِ ... أَ فَکُلَّمٰا جٰاءَکُمْ رَسُولٌ بِمٰا لاٰ تَهْویٰ أَنْفُسُکُمُ اسْتَکْبَرْتُمْ فَفَرِیقاً کَذَّبْتُمْ وَ فَرِیقاً تَقْتُلُونَ . بقره (2) 83 و 87

لَقَدْ أَخَذْنٰا مِیثٰاقَ بَنِی إِسْرٰائِیلَ وَ أَرْسَلْنٰا إِلَیْهِمْ

رُسُلاً کُلَّمٰا جٰاءَهُمْ رَسُولٌ بِمٰا لاٰ تَهْویٰ أَنْفُسُهُمْ فَرِیقاً کَذَّبُوا وَ فَرِیقاً یَقْتُلُونَ . مائده (5) 70

کیفر قتل انبیا

119. کشتن انبیای الهی، عامل کیفر شدن به عذابی دردناک:

... وَ یَقْتُلُونَ النَّبِیِّینَ بِغَیْرِ حَقٍّ ... فَبَشِّرْهُمْ بِعَذٰابٍ أَلِیمٍ . آل‌عمران (3) 21

120. نسبت ناروا به خداوند و کشتن پیامبران، گناهی بزرگ و موجب عذاب سوزان:

لَقَدْ سَمِعَ اللّٰهُ قَوْلَ الَّذِینَ قٰالُوا إِنَّ اللّٰهَ فَقِیرٌ وَ نَحْنُ أَغْنِیٰاءُ سَنَکْتُبُ مٰا قٰالُوا وَ قَتْلَهُمُ الْأَنْبِیٰاءَ بِغَیْرِ حَقٍّ وَ نَقُولُ ذُوقُوا عَذٰابَ الْحَرِیقِ .

آل‌عمران (3) 181

قتل انبیای بنی‌اسرائیل

==> همین مدخل، قتل انبیا

قتل انسانها

121. کشتن انسانِ دوری‌کننده از فساد و قتل، مانند قتل تمامی مردم:

... أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَیْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسٰادٍ فِی الْأَرْضِ فَکَأَنَّمٰا قَتَلَ النّٰاسَ جَمِیعاً ....

مائده (5) 32

قتل اهل‌کتاب

122. کشته شدن شماری از اهل‌کتاب (یهودیان بنی‌قریظه)، به دلیل پشتیبانی آنها از کفّار در جنگ احزاب:

وَ أَنْزَلَ الَّذِینَ ظٰاهَرُوهُمْ مِنْ أَهْلِ الْکِتٰابِ مِنْ صَیٰاصِیهِمْ وَ قَذَفَ فِی قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ فَرِیقاً تَقْتُلُونَ ... (1)احزاب (33) 26

123. تخفیف و تبدیل حکم قتل اهل‌کتاب به تبعید از دیار خود، در غزوۀ بنی‌نضیر:

وَ لَوْ لاٰ أَنْ کَتَبَ اللّٰهُ عَلَیْهِمُ الْجَلاٰءَ لَعَذَّبَهُمْ فِی الدُّنْیٰا وَ لَهُمْ فِی الْآخِرَةِ عَذٰابُ النّٰارِ. (2)

حشر (59) 3

قتل برادر

124. خودداری هابیل، از پیشدستی نکردن در قتل برادر، حتّی در صورت اقدام قابیل به قتل وی:

وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ ابْنَیْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبٰا قُرْبٰاناً فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِمٰا وَ لَمْ یُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ قٰالَ لَأَقْتُلَنَّکَ قٰالَ إِنَّمٰا یَتَقَبَّلُ اللّٰهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ

لَئِنْ بَسَطْتَ إِلَیَّ یَدَکَ لِتَقْتُلَنِی مٰا أَنَا بِبٰاسِطٍ یَدِیَ إِلَیْکَ لِأَقْتُلَکَ إِنِّی أَخٰافُ اللّٰهَ رَبَّ الْعٰالَمِینَ . (3)

مائده (5) 27 و 28

قتل بی‌گناهان

125. کشتن فردی غیر از قاتل در قصاص، حرام و از مصادیق اسراف:

... وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنٰا لِوَلِیِّهِ سُلْطٰاناً


1) 1) . مقصود از«اهل الکتاب»یهود بنی قریظه است که در جنگ احزاب به کفار کمک کردند. (معالم التنزیل، بغوی، ج 3، ص 627)

2) 2) . شأن نزول آیه، یهود بنی‌نضیر است. (التبیان، ج 9،ص 559؛ الکشاف، ج 4، ص 498) از مصادیق بارز عذاب در دنیا، قتل است، همان‌طور که با بنی‌قریظه انجام شد

3) 3) . در احتمالی، مقصود از«لئن بسطت»این است که من‌پیشدستی نمی‌کنم، نه اینکه از خود دفاع نمی‌نمایم. (التبیان، ج 3، ص 494)

فَلاٰ یُسْرِفْ فِی الْقَتْلِ إِنَّهُ کٰانَ مَنْصُوراً.

اسراء (17) 33

126. حرمت قتل انسان بی‌گناه، در آیین موسی علیه السلام :

مِنْ أَجْلِ ذٰلِکَ کَتَبْنٰا عَلیٰ بَنِی إِسْرٰائِیلَ أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَیْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسٰادٍ فِی الْأَرْضِ فَکَأَنَّمٰا قَتَلَ النّٰاسَ جَمِیعاً .... مائده (5) 32

نیز ==> همین مدخل، قتل انبیا، قتل انسان‌ها، قتل پسران بنی‌اسرائیل، قتل عدالت‌خواهان، قتل مؤمنان

قتل بیماردلان

127. جواز قتل بیماردلان، در صورت دست نکشیدن از توطئه‌گری و آزار رساندن به زنان مسلمانان:

یٰا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لِأَزْوٰاجِکَ وَ بَنٰاتِکَ وَ نِسٰاءِ الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلاَبِیبِهِنَّ ذٰلِکَ أَدْنیٰ أَنْ یُعْرَفْنَ فَلاٰ یُؤْذَیْنَ ... لَئِنْ لَمْ یَنْتَهِ الْمُنٰافِقُونَ وَ الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَ الْمُرْجِفُونَ فِی الْمَدِینَةِ ... مَلْعُونِینَ أَیْنَمٰا ثُقِفُوا أُخِذُوا وَ قُتِّلُوا تَقْتِیلاً. احزاب (33)59 -\61

128. کشتن بیماردلان آزار دهنده و شایعه ساز، سنّت جاری خداوند در میان امّتهای پیشین:

لَئِنْ لَمْ یَنْتَهِ الْمُنٰافِقُونَ وَ الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَ الْمُرْجِفُونَ فِی الْمَدِینَةِ ... مَلْعُونِینَ أَیْنَمٰا ثُقِفُوا أُخِذُوا وَ قُتِّلُوا تَقْتِیلاً سُنَّةَ اللّٰهِ فِی الَّذِینَ خَلَوْا مِنْ قَبْلُ وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللّٰهِ تَبْدِیلاً. احزاب (33) 60 -\62

قتل پسران بنی‌اسرائیل

129. مصمّم شدن فرعون بر کشتار وسیع پسران بنی‌اسرائیل و زنده نگهداشتن زنان، پس از تحریک وی به وسیلۀ اشراف قوم خویش:

وَ قٰالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِ فِرْعَوْنَ أَ تَذَرُ مُوسیٰ وَ قَوْمَهُ لِیُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ وَ یَذَرَکَ وَ آلِهَتَکَ قٰالَ سَنُقَتِّلُ أَبْنٰاءَهُمْ وَ نَسْتَحْیِی نِسٰاءَهُمْ ....

اعراف (7) 127

130. کشتن پسران بنی‌اسرائیل، تنها راه پیشگیری از رواج آیین موسی علیه السلام ، در دیدگاه فرعون، هامان و قارون:

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا مُوسیٰ بِآیٰاتِنٰا وَ سُلْطٰانٍ مُبِینٍ

إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ هٰامٰانَ وَ قٰارُونَ فَقٰالُوا سٰاحِرٌ کَذّٰابٌ

فَلَمّٰا جٰاءَهُمْ بِالْحَقِّ مِنْ عِنْدِنٰا قٰالُوا اقْتُلُوا أَبْنٰاءَ الَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ ... وَ مٰا کَیْدُ الْکٰافِرِینَ إِلاّٰ فِی ضَلاٰلٍ . غافر (40) 23 -\25

131. کشتار پسران بنی‌اسرائیل، به دست فرعونیان:

وَ إِذْ نَجَّیْنٰاکُمْ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ ... یُذَبِّحُونَ أَبْنٰاءَکُمْ .... بقره (2) 49

وَ إِذْ أَنْجَیْنٰاکُمْ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ ... یُقَتِّلُونَ أَبْنٰاءَکُمْ .... اعراف (7) 141

... إِذْ أَنْجٰاکُمْ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ ... وَ یُذَبِّحُونَ أَبْنٰاءَکُمْ .... ابراهیم (14) 6

132. خودکامگی فرعون، عامل استضعاف بنی‌اسرائیل و کشتار بی‌رحمانۀ پسران آنها:

إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلاٰ فِی الْأَرْضِ وَ جَعَلَ أَهْلَهٰا شِیَعاً یَسْتَضْعِفُ طٰائِفَةً مِنْهُمْ یُذَبِّحُ أَبْنٰاءَهُمْ ....

قصص (28) 4

133. کشته شدن پسران بنی‌اسرائیل، امتحانی بزرگ و سخت بر آنان:

وَ إِذْ نَجَّیْنٰاکُمْ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ ... یُذَبِّحُونَ أَبْنٰاءَکُمْ ... وَ فِی ذٰلِکُمْ بَلاٰءٌ مِنْ رَبِّکُمْ عَظِیمٌ .

بقره (2) 49

وَ إِذْ أَنْجَیْنٰاکُمْ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ ... یُقَتِّلُونَ

أَبْنٰاءَکُمْ ... وَ فِی ذٰلِکُمْ بَلاٰءٌ مِنْ رَبِّکُمْ عَظِیمٌ .

اعراف (7) 141

... إِذْ أَنْجٰاکُمْ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ ... وَ یُذَبِّحُونَ أَبْنٰاءَکُمْ ... وَ فِی ذٰلِکُمْ بَلاٰءٌ مِنْ رَبِّکُمْ عَظِیمٌ .

ابراهیم (14) 6

134. نجات فرزندان بنی‌اسرائیل از کشته شدن به دست فرعونیان، منوط به استقامت و استمداد از خداوند:

... قٰالَ سَنُقَتِّلُ أَبْنٰاءَهُمْ وَ نَسْتَحْیِی نِسٰاءَهُمْ وَ إِنّٰا فَوْقَهُمْ قٰاهِرُونَ قٰالَ مُوسیٰ لِقَوْمِهِ اسْتَعِینُوا بِاللّٰهِ وَ اصْبِرُوا إِنَّ الْأَرْضَ لِلّٰهِ یُورِثُهٰا مَنْ یَشٰاءُ مِنْ عِبٰادِهِ وَ الْعٰاقِبَةُ لِلْمُتَّقِینَ . (1)

اعراف (7) 127 و 128

قتل جالوت

135. کشته شدن جالوت به دست داود علیه السلام :

... وَ قَتَلَ دٰاوُدُ جٰالُوتَ .... بقره (2) 251

136. اعطای ملک، حکمت و علوم الهی به داود علیه السلام در پی کشتن جالوت:

فَهَزَمُوهُمْ بِإِذْنِ اللّٰهِ وَ قَتَلَ دٰاوُدُ جٰالُوتَ وَ آتٰاهُ اللّٰهُ الْمُلْکَ وَ الْحِکْمَةَ وَ عَلَّمَهُ مِمّٰا یَشٰاءُ ....

بقره (2) 251

137. قتل جالوت به دست طالوت و همراهانش، جلوگیر فساد در آن عصر:

... وَ قَتَلَ دٰاوُدُ جٰالُوتَ ... وَ لَوْ لاٰ دَفْعُ اللّٰهِ النّٰاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَفَسَدَتِ الْأَرْضُ .... بقره (2) 251

138. کشته شدن جالوت به دست داود علیه السلام ، نمود فضل خداوند:

... وَ قَتَلَ دٰاوُدُ جٰالُوتَ ... وَ لٰکِنَّ اللّٰهَ ذُو فَضْلٍ عَلَی الْعٰالَمِینَ . بقره (2) 251

قتل خطایی

==> همین مدخل، احکام قتل

قتل خویشتن

==> خودکشی

قتل دختران

==> همین مدخل، قتل در جاهلیّت

قتل در احرام

==> همین مدخل، قتل در حرم و قتل صید

قتل در بنی‌اسرائیل

139. قتل نفس، حرام و ناپسند در بنی‌اسرائیل:

وَ إِذْ أَخَذْنٰا مِیثٰاقَ بَنِی إِسْرٰائِیلَ ... وَ إِذْ أَخَذْنٰا مِیثٰاقَکُمْ لاٰ تَسْفِکُونَ دِمٰاءَکُمْ ... ثُمَّ أَقْرَرْتُمْ وَ أَنْتُمْ تَشْهَدُونَ ... تَقْتُلُونَ أَنْفُسَکُمْ ... أَ فَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ .... بقره (2) 83 -\85

مِنْ أَجْلِ ذٰلِکَ کَتَبْنٰا عَلیٰ بَنِی إِسْرٰائِیلَ أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَیْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسٰادٍ فِی الْأَرْضِ فَکَأَنَّمٰا قَتَلَ النّٰاسَ جَمِیعاً .... مائده (5) 32

140. زمینه‌های فراوان قتل و خونریزی ناحق، در بنی‌اسرائیل:

ثُمَّ أَنْتُمْ هٰؤُلاٰءِ تَقْتُلُونَ أَنْفُسَکُمْ .... بقره (2) 85

مِنْ أَجْلِ ذٰلِکَ کَتَبْنٰا عَلیٰ بَنِی إِسْرٰائِیلَ أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَیْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسٰادٍ فِی الْأَرْضِ فَکَأَنَّمٰا قَتَلَ النّٰاسَ جَمِیعاً ... وَ لَقَدْ جٰاءَتْهُمْ رُسُلُنٰا بِالْبَیِّنٰاتِ ثُمَّ إِنَّ کَثِیراً مِنْهُمْ بَعْدَ ذٰلِکَ فِی


1) 1) . منظور از«استعینوا باللّه»استعانت از خداوند در دفع بلاو آزارهای فرعونیان است. (مجمع‌البیان، ج 3 -\4، ص 716؛ کشف‌الاسرار، ج 3، ص 708)

اَلْأَرْضِ لَمُسْرِفُونَ . مائده (5) 32

141. پرهیز از قتل، پیمان خدا با بنی‌اسرائیل:

وَ إِذْ أَخَذْنٰا مِیثٰاقَ بَنِی إِسْرٰائِیلَ ... وَ إِذْ أَخَذْنٰا مِیثٰاقَکُمْ لاٰ تَسْفِکُونَ دِمٰاءَکُمْ ... ثُمَّ أَقْرَرْتُمْ وَ أَنْتُمْ تَشْهَدُونَ . بقره (2) 83 و 84

142. همکاری بنی‌اسرائیل با یکدیگر، جهت قتل و آواره کردن دیگر همکیشان خود:

ثُمَّ أَنْتُمْ هٰؤُلاٰءِ تَقْتُلُونَ أَنْفُسَکُمْ وَ تُخْرِجُونَ فَرِیقاً مِنْکُمْ مِنْ دِیٰارِهِمْ تَظٰاهَرُونَ عَلَیْهِمْ بِالْإِثْمِ وَ الْعُدْوٰانِ .... بقره (2) 85

143. همکاری و تعاون گروهی از بنی‌اسرائیل، در قتل و اسارت یکدیگر، حرام و گناه در آیین آنان:

ثُمَّ أَنْتُمْ هٰؤُلاٰءِ تَقْتُلُونَ أَنْفُسَکُمْ ... تَظٰاهَرُونَ عَلَیْهِمْ بِالْإِثْمِ وَ الْعُدْوٰانِ ... أَ فَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْکِتٰابِ وَ تَکْفُرُونَ بِبَعْضٍ .... بقره (2) 85

144. اختلاف بنی‌اسرائیل، دربارۀ قتل واقع شده در میان آنان:

وَ إِذْ قَتَلْتُمْ نَفْساً فَادّٰارَأْتُمْ فِیهٰا .... بقره (2) 72

145. کتمان بنی‌اسرائیل، در خصوص قتل واقع شده در میان آنان:

وَ إِذْ قَتَلْتُمْ نَفْساً فَادّٰارَأْتُمْ فِیهٰا وَ اللّٰهُ مُخْرِجٌ مٰا کُنْتُمْ تَکْتُمُونَ . بقره (2) 72

146. خداوند، افشاکنندۀ قاتل و آشکارکنندۀ حقیقت قتل واقع شده در میان بنی‌اسرائیل:

وَ إِذْ قَتَلْتُمْ نَفْساً فَادّٰارَأْتُمْ فِیهٰا وَ اللّٰهُ مُخْرِجٌ مٰا کُنْتُمْ تَکْتُمُونَ . بقره (2) 72

147. قوم موسی، ناباور به کفایت ذبح هر گاوی، برای حل معمای قتل واقع شده در میان آنان:

قٰالُوا ادْعُ لَنٰا رَبَّکَ یُبَیِّنْ لَنٰا مٰا هِیَ قٰالَ إِنَّهُ یَقُولُ إِنَّهٰا بَقَرَةٌ ... قٰالُوا ادْعُ لَنٰا رَبَّکَ یُبَیِّنْ لَنٰا مٰا لَوْنُهٰا ... قٰالُوا ادْعُ لَنٰا رَبَّکَ یُبَیِّنْ لَنٰا مٰا هِیَ ....

بقره (2) 68 -\70

148. میانسال بودن گاو، شرطی ناکافی برای روشن شدن معمای قتل، در میان آنان:

قٰالُوا ادْعُ لَنٰا رَبَّکَ یُبَیِّنْ لَنٰا مٰا هِیَ قٰالَ إِنَّهُ یَقُولُ إِنَّهٰا بَقَرَةٌ لاٰ فٰارِضٌ وَ لاٰ بِکْرٌ عَوٰانٌ بَیْنَ ذٰلِکَ ...

قٰالُوا ادْعُ لَنٰا رَبَّکَ یُبَیِّنْ لَنٰا مٰا لَوْنُهٰا ....

بقره (2) 68 و 69

149. کشتن یکدیگر، توبۀ تعیین شده برای گوساله‌پرستان بنی‌اسرائیل:

وَ إِذْ قٰالَ مُوسیٰ لِقَوْمِهِ یٰا قَوْمِ إِنَّکُمْ ظَلَمْتُمْ أَنْفُسَکُمْ بِاتِّخٰاذِکُمُ الْعِجْلَ فَتُوبُوا إِلیٰ بٰارِئِکُمْ فَاقْتُلُوا أَنْفُسَکُمْ ذٰلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ عِنْدَ بٰارِئِکُمْ فَتٰابَ عَلَیْکُمْ إِنَّهُ هُوَ التَّوّٰابُ الرَّحِیمُ . بقره (2) 54

150. فرمان موسی علیه السلام به بنی‌اسرائیل برای کشتن یکدیگر، در جریان گوساله‌پرستی، برای پذیرش توبۀ آنان:

وَ إِذْ قٰالَ مُوسیٰ لِقَوْمِهِ یٰا قَوْمِ إِنَّکُمْ ظَلَمْتُمْ أَنْفُسَکُمْ بِاتِّخٰاذِکُمُ الْعِجْلَ فَتُوبُوا إِلیٰ بٰارِئِکُمْ فَاقْتُلُوا أَنْفُسَکُمْ ذٰلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ عِنْدَ بٰارِئِکُمْ فَتٰابَ عَلَیْکُمْ إِنَّهُ هُوَ التَّوّٰابُ الرَّحِیمُ . بقره (2) 54

151. کشتن یکدیگر، موجب خیر و سعادت مرتدّان بنی‌اسرائیل:

وَ إِذْ قٰالَ مُوسیٰ لِقَوْمِهِ یٰا قَوْمِ إِنَّکُمْ ظَلَمْتُمْ أَنْفُسَکُمْ بِاتِّخٰاذِکُمُ الْعِجْلَ فَتُوبُوا إِلیٰ بٰارِئِکُمْ فَاقْتُلُوا أَنْفُسَکُمْ ذٰلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ عِنْدَ بٰارِئِکُمْ ....

بقره (2) 54

152. قتل و خونریزی به وسیلۀ بسیاری از بنی‌اسرائیل، از مصادیق اسراف:

مِنْ أَجْلِ ذٰلِکَ کَتَبْنٰا عَلیٰ بَنِی إِسْرٰائِیلَ أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَیْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسٰادٍ فِی الْأَرْضِ فَکَأَنَّمٰا قَتَلَ النّٰاسَ جَمِیعاً ... ثُمَّ إِنَّ کَثِیراً مِنْهُمْ بَعْدَ ذٰلِکَ فِی الْأَرْضِ لَمُسْرِفُونَ . مائده (5) 32

نیز ==> همین مدخل، مقتول، مقتول بنی‌اسرائیل

قتل در جاهلیّت

اشاره

153. زنده به گور کردن دختران، از فجیع‌ترین نوع قتل کودکان، در جاهلیّت:

وَ إِذَا الْمَوْؤُدَةُ سُئِلَتْ

بِأَیِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ .

تکویر (81) 8 و 9

154. دختر بودن فرزند، منشأ استحقاق قتل، از دیدگاه اعراب جاهلی:

وَ إِذٰا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِالْأُنْثیٰ ... یَتَوٰاریٰ مِنَ الْقَوْمِ مِنْ سُوءِ مٰا بُشِّرَ بِهِ أَ یُمْسِکُهُ عَلیٰ هُونٍ أَمْ یَدُسُّهُ فِی التُّرٰابِ .... نحل (16) 58 و 59

وَ إِذَا الْمَوْؤُدَةُ سُئِلَتْ

بِأَیِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ .

تکویر (81) 8 و 9

155. پرسش خداوند از علّت قتل و زنده به گور کردن دختران در جاهلیّت، در قیامت:

بِأَیِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ . تکویر (81) 9

انگیزۀ قتل در جاهلیّت

156. فقر، منشأ استحقاق قتل فرزندان، از دیدگاه اعراب جاهلی:

قُلْ تَعٰالَوْا أَتْلُ مٰا حَرَّمَ رَبُّکُمْ عَلَیْکُمْ ... وَ لاٰ تَقْتُلُوا أَوْلاٰدَکُمْ مِنْ إِمْلاٰقٍ نَحْنُ نَرْزُقُکُمْ وَ إِیّٰاهُمْ ....

انعام (6) 151

وَ لاٰ تَقْتُلُوا أَوْلاٰدَکُمْ خَشْیَةَ إِمْلاٰقٍ نَحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَ إِیّٰاکُمْ .... اسراء (17) 31

157. جهل، از عوامل قتل فرزندان، با عنوان قربانی، در جاهلیّت:

وَ کَذٰلِکَ زَیَّنَ لِکَثِیرٍ مِنَ الْمُشْرِکِینَ قَتْلَ أَوْلاٰدِهِمْ شُرَکٰاؤُهُمْ لِیُرْدُوهُمْ وَ لِیَلْبِسُوا عَلَیْهِمْ دِینَهُمْ وَ لَوْ شٰاءَ اللّٰهُ مٰا فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَ مٰا یَفْتَرُونَ

قَدْ خَسِرَ الَّذِینَ قَتَلُوا أَوْلاٰدَهُمْ سَفَهاً بِغَیْرِ عِلْمٍ ....

انعام (6) 137 و 140

158. سفاهت مردم جاهلیّت، عامل قتل فرزندان، به صورت قربانی:

وَ کَذٰلِکَ زَیَّنَ لِکَثِیرٍ مِنَ الْمُشْرِکِینَ قَتْلَ أَوْلاٰدِهِمْ شُرَکٰاؤُهُمْ لِیُرْدُوهُمْ وَ لِیَلْبِسُوا عَلَیْهِمْ دِینَهُمْ وَ لَوْ شٰاءَ اللّٰهُ مٰا فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَ مٰا یَفْتَرُونَ

قَدْ خَسِرَ الَّذِینَ قَتَلُوا أَوْلاٰدَهُمْ سَفَهاً بِغَیْرِ عِلْمٍ ....

انعام (6) 137 و 140

159. غفلت از رازقیّت خداوند، زمینه‌ساز قتل فرزندان در جاهلیّت:

... وَ لاٰ تَقْتُلُوا أَوْلاٰدَکُمْ مِنْ إِمْلاٰقٍ نَحْنُ نَرْزُقُکُمْ وَ إِیّٰاهُمْ .... انعام (6) 151

وَ لاٰ تَقْتُلُوا أَوْلاٰدَکُمْ خَشْیَةَ إِمْلاٰقٍ نَحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَ إِیّٰاکُمْ إِنَّ قَتْلَهُمْ کٰانَ خِطْأً کَبِیراً. اسراء (17) 31

قتل در حرم

160. وجوب نبرد مسلمانان با دشمنان دین و کشتن آنها در حرم (مسجد الحرام و نواحی آن)، در صورت شروع جنگ از سوی ایشان:

وَ اقْتُلُوهُمْ حَیْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ ... وَ الْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ وَ لاٰ تُقٰاتِلُوهُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ حَتّٰی

یُقٰاتِلُوکُمْ فِیهِ فَإِنْ قٰاتَلُوکُمْ فَاقْتُلُوهُمْ کَذٰلِکَ جَزٰاءُ الْکٰافِرِینَ

اَلشَّهْرُ الْحَرٰامُ بِالشَّهْرِ الْحَرٰامِ وَ الْحُرُمٰاتُ قِصٰاصٌ فَمَنِ اعْتَدیٰ عَلَیْکُمْ فَاعْتَدُوا عَلَیْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدیٰ عَلَیْکُمْ ... (1)

بقره (2) 191 و 194

161. فتنه‌انگیزی کافران، مجوّز کشتن و نبرد با آنان، در مسجدالحرام و نواحی آن:

وَ اقْتُلُوهُمْ حَیْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ ... وَ الْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ وَ لاٰ تُقٰاتِلُوهُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ حَتّٰی یُقٰاتِلُوکُمْ فِیهِ فَإِنْ قٰاتَلُوکُمْ فَاقْتُلُوهُمْ کَذٰلِکَ جَزٰاءُ الْکٰافِرِینَ . (2)بقره (2) 191

نیز ==> همین مدخل، قتل صید

قتل در دین موسی علیه السلام

162. حرمت قتل نفس، در دین موسی علیه السلام :

وَ إِذْ أَخَذْنٰا مِیثٰاقَ بَنِی إِسْرٰائِیلَ ... وَ إِذْ أَخَذْنٰا مِیثٰاقَکُمْ لاٰ تَسْفِکُونَ دِمٰاءَکُمْ ... ثُمَّ أَقْرَرْتُمْ وَ أَنْتُمْ تَشْهَدُونَ ثُمَّ أَنْتُمْ هٰؤُلاٰءِ تَقْتُلُونَ أَنْفُسَکُمْ ... أَ فَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْکِتٰابِ وَ تَکْفُرُونَ بِبَعْضٍ .... بقره (2) 83 -\85

مِنْ أَجْلِ ذٰلِکَ کَتَبْنٰا عَلیٰ بَنِی إِسْرٰائِیلَ أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَیْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسٰادٍ فِی الْأَرْضِ فَکَأَنَّمٰا قَتَلَ النّٰاسَ جَمِیعاً ... وَ لَقَدْ جٰاءَتْهُمْ رُسُلُنٰا بِالْبَیِّنٰاتِ ثُمَّ إِنَّ کَثِیراً مِنْهُمْ بَعْدَ ذٰلِکَ فِی الْأَرْضِ لَمُسْرِفُونَ . مائده (5) 32

قٰالَ لَهُ مُوسیٰ ... فَانْطَلَقٰا حَتّٰی إِذٰا لَقِیٰا غُلاٰماً فَقَتَلَهُ قٰالَ أَ قَتَلْتَ نَفْساً زَکِیَّةً بِغَیْرِ نَفْسٍ لَقَدْ جِئْتَ شَیْئاً نُکْراً. کهف (18) 66 و 74

163. قتل مرتدان، از قوانین کیفری، در آیین موسی علیه السلام :

وَ إِذْ قٰالَ مُوسیٰ لِقَوْمِهِ یٰا قَوْمِ إِنَّکُمْ ظَلَمْتُمْ أَنْفُسَکُمْ بِاتِّخٰاذِکُمُ الْعِجْلَ فَتُوبُوا إِلیٰ بٰارِئِکُمْ فَاقْتُلُوا أَنْفُسَکُمْ ذٰلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ عِنْدَ بٰارِئِکُمْ ....

بقره (2) 54

164. کشتن به جرم قتل، عملی پسندیده و جایز، در شریعت موسی علیه السلام :

قٰالَ لَهُ مُوسیٰ ... فَانْطَلَقٰا حَتّٰی إِذٰا لَقِیٰا غُلاٰماً فَقَتَلَهُ قٰالَ أَ قَتَلْتَ نَفْساً زَکِیَّةً بِغَیْرِ نَفْسٍ لَقَدْ جِئْتَ شَیْئاً نُکْراً. کهف (18) 66 و 74

نیز ==> همین مدخل، قتل در بنی‌اسرائیل

قتل در راه خدا

==> شهادت

قتل در ماههای حرام

==> جهاد، جهاد در ماههای حرام

قتل در مسجدالحرام

==> همین مدخل، قتل در حرم

قتل دشمنان اسلام

165. مسلمانان، برخوردار از دلیلی روشن، برای جواز تعقیب و کشتن دشمنان (مشرکان به ظاهر مسلمان) توطئه‌گر و جنگ‌طلب:

سَتَجِدُونَ آخَرِینَ یُرِیدُونَ أَنْ یَأْمَنُوکُمْ وَ یَأْمَنُوا


1) 1) .«حرمات»را جمع آورد، زیرا مقصود از آن حرمت ماه،حرمت سرزمین و حرمت احرام است. (مجمع‌البیان، ج 1 -\2، ص 514؛ معالم التنزیل، بغوی، ج 1، ص 239)

2) 2) . آیۀ قبل بیان داشت که با کافران حربی نبرد کنید و جملۀ«الفتنة»بیان می‌کند که فتنه‌انگیزی بدتر از قتل است؛ یعنی اگر فتنه‌انگیزی هم کردند مجازید با آنان بجنگید. در این صورت می‌توان گفت، موضوع حکم (جواز جنگ) توسعه داده شده است

قَوْمَهُمْ کُلَّمٰا رُدُّوا إِلَی الْفِتْنَةِ أُرْکِسُوا فِیهٰا فَإِنْ لَمْ یَعْتَزِلُوکُمْ وَ یُلْقُوا إِلَیْکُمُ السَّلَمَ وَ یَکُفُّوا أَیْدِیَهُمْ فَخُذُوهُمْ وَ اقْتُلُوهُمْ حَیْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَ أُولٰئِکُمْ جَعَلْنٰا لَکُمْ عَلَیْهِمْ سُلْطٰاناً مُبِیناً. (1)

نساء (4) 91

166. مسلمانان، موظّف به پیکار بی‌امان با دشمنان نیرومند، تا مرز کشتن و یا به تسلیم کشاندن آنان:

قُلْ لِلْمُخَلَّفِینَ مِنَ الْأَعْرٰابِ سَتُدْعَوْنَ إِلیٰ قَوْمٍ أُولِی بَأْسٍ شَدِیدٍ تُقٰاتِلُونَهُمْ أَوْ یُسْلِمُونَ فَإِنْ تُطِیعُوا یُؤْتِکُمُ اللّٰهُ أَجْراً حَسَناً وَ إِنْ تَتَوَلَّوْا کَمٰا تَوَلَّیْتُمْ مِنْ قَبْلُ یُعَذِّبْکُمْ عَذٰاباً أَلِیماً.

فتح (48) 16

قتل شایعه‌پراکنان

167. جواز قتل شایعه‌پراکنان، در صورت دست برنداشتن از توطئه‌گری:

لَئِنْ لَمْ یَنْتَهِ ... وَ الْمُرْجِفُونَ فِی الْمَدِینَةِ لَنُغْرِیَنَّکَ بِهِمْ ثُمَّ لاٰ یُجٰاوِرُونَکَ فِیهٰا إِلاّٰ قَلِیلاً ... أَیْنَمٰا ثُقِفُوا أُخِذُوا وَ قُتِّلُوا تَقْتِیلاً.

احزاب (33) 60 و 61

168. کشتن شایعه‌پراکنان، سنت جاری خداوند، در میان امّتهای پیشین:

لَئِنْ لَمْ یَنْتَهِ ... وَ الْمُرْجِفُونَ فِی الْمَدِینَةِ لَنُغْرِیَنَّکَ بِهِمْ ثُمَّ لاٰ یُجٰاوِرُونَکَ فِیهٰا إِلاّٰ قَلِیلاً ... أَیْنَمٰا ثُقِفُوا أُخِذُوا وَ قُتِّلُوا تَقْتِیلاً سُنَّةَ اللّٰهِ فِی الَّذِینَ خَلَوْا مِنْ قَبْلُ وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللّٰهِ تَبْدِیلاً. احزاب (33) 60 -\62

قتل صید

169. حرمت قتل صید، در حال احرام:

... أُحِلَّتْ لَکُمْ بَهِیمَةُ الْأَنْعٰامِ إِلاّٰ مٰا یُتْلیٰ عَلَیْکُمْ غَیْرَ مُحِلِّی الصَّیْدِ وَ أَنْتُمْ حُرُمٌ إِنَّ اللّٰهَ یَحْکُمُ مٰا یُرِیدُ. مائده (5) 1

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَیَبْلُوَنَّکُمُ اللّٰهُ بِشَیْءٍ مِنَ الصَّیْدِ تَنٰالُهُ أَیْدِیکُمْ وَ رِمٰاحُکُمْ لِیَعْلَمَ اللّٰهُ مَنْ یَخٰافُهُ بِالْغَیْبِ فَمَنِ اعْتَدیٰ بَعْدَ ذٰلِکَ فَلَهُ عَذٰابٌ أَلِیمٌ

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاٰ تَقْتُلُوا الصَّیْدَ وَ أَنْتُمْ حُرُمٌ وَ مَنْ قَتَلَهُ مِنْکُمْ مُتَعَمِّداً فَجَزٰاءٌ مِثْلُ مٰا قَتَلَ مِنَ النَّعَمِ یَحْکُمُ بِهِ ذَوٰا عَدْلٍ مِنْکُمْ هَدْیاً بٰالِغَ الْکَعْبَةِ أَوْ کَفّٰارَةٌ طَعٰامُ مَسٰاکِینَ أَوْ عَدْلُ ذٰلِکَ صِیٰاماً لِیَذُوقَ وَبٰالَ أَمْرِهِ عَفَا اللّٰهُ عَمّٰا سَلَفَ وَ مَنْ عٰادَ فَیَنْتَقِمُ اللّٰهُ مِنْهُ وَ اللّٰهُ عَزِیزٌ ذُو انْتِقٰامٍ . مائده (5) 94 و 95

170. کشتن صید، در حال احرام، موجب کفّاره:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاٰ تَقْتُلُوا الصَّیْدَ وَ أَنْتُمْ حُرُمٌ وَ مَنْ قَتَلَهُ مِنْکُمْ مُتَعَمِّداً فَجَزٰاءٌ مِثْلُ مٰا قَتَلَ مِنَ النَّعَمِ یَحْکُمُ بِهِ ذَوٰا عَدْلٍ مِنْکُمْ هَدْیاً بٰالِغَ الْکَعْبَةِ أَوْ کَفّٰارَةٌ طَعٰامُ مَسٰاکِینَ أَوْ عَدْلُ ذٰلِکَ صِیٰاماً لِیَذُوقَ وَبٰالَ أَمْرِهِ .... مائده (5) 95

171. قربانی همسان شکار، اطعام مساکین و روزه به تعداد مساکین کفّارات تخییری کشتن صید، در حال احرام:

... لاٰ تَقْتُلُوا الصَّیْدَ وَ أَنْتُمْ حُرُمٌ وَ مَنْ قَتَلَهُ مِنْکُمْ مُتَعَمِّداً فَجَزٰاءٌ مِثْلُ مٰا قَتَلَ مِنَ النَّعَمِ یَحْکُمُ بِهِ ذَوٰا عَدْلٍ مِنْکُمْ هَدْیاً بٰالِغَ الْکَعْبَةِ أَوْ کَفّٰارَةٌ طَعٰامُ مَسٰاکِینَ أَوْ عَدْلُ ذٰلِکَ صِیٰاماً لِیَذُوقَ وَبٰالَ أَمْرِهِ .... مائده (5) 95

نیز ==> کفّارات، کفّارۀ صید


1) 1) . مقصود از«فتنة»شرک است. (مجمع البیان، ج 3 - 4،ص 136؛ معالم التنزیل، بغوی، ج 1، ص 674)

قتل عدالت‌خواهان

172. کشتن عدالت‌خواهان جامعه، عامل کیفر شدن به عذابی دردناک:

إِنَّ الَّذِینَ ... وَ یَقْتُلُونَ الَّذِینَ یَأْمُرُونَ بِالْقِسْطِ مِنَ النّٰاسِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذٰابٍ أَلِیمٍ . آل‌عمران (3) 21

173. قتل عدالت‌خواهان، سبب محروم شدن از امداد الهی:

إِنَّ الَّذِینَ ... وَ یَقْتُلُونَ الَّذِینَ یَأْمُرُونَ بِالْقِسْطِ مِنَ النّٰاسِ ... أُولٰئِکَ ... وَ مٰا لَهُمْ مِنْ نٰاصِرِینَ .

آل‌عمران (3) 21 و 22

174. قتل عدالت‌خواهان، درپی‌دارندۀ حبط عمل، در دنیا و آخرت:

إِنَّ الَّذِینَ ... وَ یَقْتُلُونَ الَّذِینَ یَأْمُرُونَ بِالْقِسْطِ مِنَ النّٰاسِ ... أُولٰئِکَ الَّذِینَ حَبِطَتْ أَعْمٰالُهُمْ فِی الدُّنْیٰا وَ الْآخِرَةِ .... آل‌عمران (3) 21 و 22

قتل عمد

175. قتل عمدی مؤمن، سبب خلود در جهنّم:

وَ مَنْ یَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزٰاؤُهُ جَهَنَّمُ خٰالِداً فِیهٰا .... نساء (4) 93

176. قتل عمدی مؤمن، باعث گرفتاری به خشم الهی:

وَ مَنْ یَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزٰاؤُهُ ... وَ غَضِبَ اللّٰهُ عَلَیْهِ وَ لَعَنَهُ .... نساء (4) 93

177. قتل عمدی مؤمن، سبب گرفتار شدن به لعن خداوند:

وَ مَنْ یَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزٰاؤُهُ جَهَنَّمُ خٰالِداً فِیهٰا وَ غَضِبَ اللّٰهُ عَلَیْهِ وَ لَعَنَهُ وَ أَعَدَّ لَهُ عَذٰاباً عَظِیماً. نساء (4) 93

178. عذاب بزرگ الهی، کیفر قتل عمد مؤمن:

وَ مَنْ یَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزٰاؤُهُ ... وَ أَعَدَّ لَهُ عَذٰاباً عَظِیماً. نساء (4) 93

نیز ==> همین مدخل، احکام قتل، قتل در جاهلیّت، قتل فرزندان، قتل ناحق

قتل عیسی علیه السلام

179. اختلاف بنی‌اسرائیل، دربارۀ قتل و به دار آویختن عیسی علیه السلام :

إِذْ قٰالَ اللّٰهُ یٰا عِیسیٰ إِنِّی مُتَوَفِّیکَ وَ رٰافِعُکَ إِلَیَّ وَ مُطَهِّرُکَ مِنَ الَّذِینَ کَفَرُوا ... فَأَحْکُمُ بَیْنَکُمْ فِیمٰا کُنْتُمْ فِیهِ تَخْتَلِفُونَ . آل‌عمران (3) 55

وَ قَوْلِهِمْ إِنّٰا قَتَلْنَا الْمَسِیحَ عِیسَی ابْنَ مَرْیَمَ رَسُولَ اللّٰهِ وَ مٰا قَتَلُوهُ وَ مٰا صَلَبُوهُ وَ لٰکِنْ شُبِّهَ لَهُمْ وَ إِنَّ الَّذِینَ اخْتَلَفُوا فِیهِ لَفِی شَکٍّ مِنْهُ مٰا لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِلاَّ اتِّبٰاعَ الظَّنِّ .... نساء (4) 157

180. ادّعای یهود، در مورد کشته شدن حضرت عیسی علیه السلام ، بر پایۀ گمان، نه علم و یقین:

وَ قَوْلِهِمْ إِنّٰا قَتَلْنَا الْمَسِیحَ عِیسَی ابْنَ مَرْیَمَ رَسُولَ اللّٰهِ وَ مٰا قَتَلُوهُ وَ مٰا صَلَبُوهُ وَ لٰکِنْ شُبِّهَ لَهُمْ وَ إِنَّ الَّذِینَ اخْتَلَفُوا فِیهِ لَفِی شَکٍّ مِنْهُ مٰا لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِلاَّ اتِّبٰاعَ الظَّنِّ .... نساء (4) 157

181. کشته نشدن عیسی علیه السلام به دست یهود، خبری قطعی:

وَ قَوْلِهِمْ إِنّٰا قَتَلْنَا الْمَسِیحَ عِیسَی ابْنَ مَرْیَمَ رَسُولَ اللّٰهِ وَ مٰا قَتَلُوهُ وَ مٰا صَلَبُوهُ وَ لٰکِنْ شُبِّهَ لَهُمْ وَ إِنَّ الَّذِینَ اخْتَلَفُوا فِیهِ لَفِی شَکٍّ مِنْهُ مٰا لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِلاَّ اتِّبٰاعَ الظَّنِّ وَ مٰا قَتَلُوهُ یَقِیناً.

نساء (4) 157

182. توطئه و حیلۀ برخی بنی‌اسرائیل، برای کشتن عیسی علیه السلام :

وَ رَسُولاً إِلیٰ بَنِی إِسْرٰائِیلَ أَنِّی قَدْ جِئْتُکُمْ بِآیَةٍ مِنْ رَبِّکُمْ ... وَ مَکَرُوا وَ مَکَرَ اللّٰهُ وَ اللّٰهُ خَیْرُ الْمٰاکِرِینَ . آل‌عمران (3) 49 و 54

183. شکست مکر کافران بنی‌اسرائیل، در به قتل رساندن عیسی علیه السلام با عنایت خداوند:

وَ مَکَرُوا وَ مَکَرَ اللّٰهُ وَ اللّٰهُ خَیْرُ الْمٰاکِرِینَ

إِذْ قٰالَ اللّٰهُ یٰا عِیسیٰ إِنِّی مُتَوَفِّیکَ وَ رٰافِعُکَ إِلَیَّ وَ مُطَهِّرُکَ مِنَ الَّذِینَ کَفَرُوا ... (1)

آل‌عمران (3) 54 و 55

قتل فرزند

184. جایز نبودن کشتن فرزندان، به سبب تنگدستی:

قُلْ تَعٰالَوْا أَتْلُ مٰا حَرَّمَ رَبُّکُمْ عَلَیْکُمْ ... وَ لاٰ تَقْتُلُوا أَوْلاٰدَکُمْ مِنْ إِمْلاٰقٍ نَحْنُ نَرْزُقُکُمْ وَ إِیّٰاهُمْ ....

انعام (6) 151

وَ لاٰ تَقْتُلُوا أَوْلاٰدَکُمْ خَشْیَةَ إِمْلاٰقٍ نَحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَ إِیّٰاکُمْ إِنَّ قَتْلَهُمْ کٰانَ خِطْأً کَبِیراً. اسراء (17) 31

185. پرهیز از کشتن فرزند، از موادّ بیعت زنان با پیامبر صلی الله علیه و آله :

یٰا أَیُّهَا النَّبِیُّ إِذٰا جٰاءَکَ الْمُؤْمِنٰاتُ یُبٰایِعْنَکَ عَلیٰ أَنْ لاٰ یُشْرِکْنَ بِاللّٰهِ ... وَ لاٰ یَقْتُلْنَ أَوْلاٰدَهُنَّ وَ لاٰ یَأْتِینَ بِبُهْتٰانٍ ... وَ اسْتَغْفِرْ لَهُنَّ اللّٰهَ إِنَّ اللّٰهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ . ممتحنه (60) 12

186. قیامت، روز مؤاخذه بر زنده به گور نمودن دختران:

وَ إِذَا الْمَوْؤُدَةُ سُئِلَتْ

بِأَیِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ .

تکویر (81) 8 و 9

187. قتل فرزند به صورت قربانی، درپی‌دارندۀ خسارت:

وَ کَذٰلِکَ زَیَّنَ لِکَثِیرٍ مِنَ الْمُشْرِکِینَ قَتْلَ أَوْلاٰدِهِمْ شُرَکٰاؤُهُمْ لِیُرْدُوهُمْ وَ لِیَلْبِسُوا عَلَیْهِمْ دِینَهُمْ وَ لَوْ شٰاءَ اللّٰهُ مٰا فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَ مٰا یَفْتَرُونَ

قَدْ خَسِرَ الَّذِینَ قَتَلُوا أَوْلاٰدَهُمْ سَفَهاً بِغَیْرِ عِلْمٍ وَ حَرَّمُوا مٰا رَزَقَهُمُ اللّٰهُ افْتِرٰاءً عَلَی اللّٰهِ قَدْ ضَلُّوا وَ مٰا کٰانُوا مُهْتَدِینَ . انعام (6) 137 و 140

188. کشتن فرزند به شکل قربانی، عملی برخاسته از سفاهت و جهل:

وَ کَذٰلِکَ زَیَّنَ لِکَثِیرٍ مِنَ الْمُشْرِکِینَ قَتْلَ أَوْلاٰدِهِمْ شُرَکٰاؤُهُمْ لِیُرْدُوهُمْ وَ لِیَلْبِسُوا عَلَیْهِمْ دِینَهُمْ وَ لَوْ شٰاءَ اللّٰهُ مٰا فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَ مٰا یَفْتَرُونَ

قَدْ خَسِرَ الَّذِینَ قَتَلُوا أَوْلاٰدَهُمْ سَفَهاً بِغَیْرِ عِلْمٍ وَ حَرَّمُوا مٰا رَزَقَهُمُ اللّٰهُ .... انعام (6) 137 و 140

189. ناآگاهی مشرکان عصر جاهلی به سفاهت خویش، در فرزندکشی:

قَدْ خَسِرَ الَّذِینَ قَتَلُوا أَوْلاٰدَهُمْ سَفَهاً بِغَیْرِ عِلْمٍ وَ حَرَّمُوا مٰا رَزَقَهُمُ اللّٰهُ ... (2)انعام (6) 140

190. کشتن فرزند، در نظر بسیاری از مشرکان عصر جاهلیّت، کاری زیبا و پسندیده:

وَ کَذٰلِکَ زَیَّنَ لِکَثِیرٍ مِنَ الْمُشْرِکِینَ قَتْلَ أَوْلاٰدِهِمْ شُرَکٰاؤُهُمْ لِیُرْدُوهُمْ .... انعام (6) 137

191. ایمان به رازقیّت خداوند، مانع قتل فرزند، از ترس گرسنگی:

... وَ لاٰ تَقْتُلُوا أَوْلاٰدَکُمْ مِنْ إِمْلاٰقٍ نَحْنُ نَرْزُقُکُمْ وَ إِیّٰاهُمْ .... انعام (6) 151


1) 1) .«اذ»ظرف برای«خیر الماکرین»یا«مکر اللّٰه»است.(الکشاف، ج 1، ص 366)

2) 2) .«باء»در«بغیر علم»به معنای ملابسه و وصف برای«سفها»است، لذا معنای آیه چنین می‌شود: سفاهتی خالی از علم

وَ لاٰ تَقْتُلُوا أَوْلاٰدَکُمْ خَشْیَةَ إِمْلاٰقٍ نَحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَ إِیّٰاکُمْ إِنَّ قَتْلَهُمْ کٰانَ خِطْأً کَبِیراً. اسراء (17) 31

نیز ==> همین مدخل، عوامل قتل، ترس از فقر، جهل و سفاهت

قتل فرزند آدم

==> هابیل، قتل هابیل

قتل قبطی

192. قتل مرد قبطی به دست موسی علیه السلام :

وَ دَخَلَ الْمَدِینَةَ عَلیٰ حِینِ غَفْلَةٍ مِنْ أَهْلِهٰا فَوَجَدَ فِیهٰا رَجُلَیْنِ یَقْتَتِلاٰنِ هٰذٰا مِنْ شِیعَتِهِ وَ هٰذٰا مِنْ عَدُوِّهِ فَاسْتَغٰاثَهُ الَّذِی مِنْ شِیعَتِهِ عَلَی الَّذِی مِنْ عَدُوِّهِ فَوَکَزَهُ مُوسیٰ فَقَضیٰ عَلَیْهِ قٰالَ هٰذٰا مِنْ عَمَلِ الشَّیْطٰانِ إِنَّهُ عَدُوٌّ مُضِلٌّ مُبِینٌ .

قصص (28) 15

193. قتل غیر عمدی و ناخواستۀ قبطی، مایۀ ترس، غم و ناراحتی موسی علیه السلام :

... وَ قَتَلْتَ نَفْساً فَنَجَّیْنٰاکَ مِنَ الْغَمِّ وَ فَتَنّٰاکَ فُتُوناً ... یٰا مُوسیٰ قٰالاٰ رَبَّنٰا إِنَّنٰا نَخٰافُ أَنْ یَفْرُطَ عَلَیْنٰا أَوْ أَنْ یَطْغیٰ . طه (20) 40 و 45

وَ إِذْ نٰادیٰ رَبُّکَ مُوسیٰ ... وَ لَهُمْ عَلَیَّ ذَنْبٌ فَأَخٰافُ أَنْ یَقْتُلُونِ . شعراء (26) 10 و 14

... فَاسْتَغٰاثَهُ الَّذِی مِنْ شِیعَتِهِ عَلَی الَّذِی مِنْ عَدُوِّهِ فَوَکَزَهُ مُوسیٰ فَقَضیٰ عَلَیْهِ قٰالَ هٰذٰا مِنْ عَمَلِ الشَّیْطٰانِ إِنَّهُ عَدُوٌّ مُضِلٌّ مُبِینٌ وَ جٰاءَ رَجُلٌ مِنْ أَقْصَی الْمَدِینَةِ یَسْعیٰ قٰالَ یٰا مُوسیٰ إِنَّ الْمَلَأَ یَأْتَمِرُونَ بِکَ لِیَقْتُلُوکَ فَاخْرُجْ إِنِّی لَکَ مِنَ النّٰاصِحِینَ فَخَرَجَ مِنْهٰا خٰائِفاً یَتَرَقَّبُ ....

قصص (28) 15 و 20 و 21

194. استغفار موسی علیه السلام از قتل ناخواستۀ مرد قبطی:

... فَاسْتَغٰاثَهُ الَّذِی مِنْ شِیعَتِهِ عَلَی الَّذِی مِنْ عَدُوِّهِ فَوَکَزَهُ مُوسیٰ فَقَضیٰ عَلَیْهِ قٰالَ هٰذٰا مِنْ عَمَلِ الشَّیْطٰانِ إِنَّهُ عَدُوٌّ مُضِلٌّ مُبِینٌ قٰالَ رَبِّ إِنِّی ظَلَمْتُ نَفْسِی فَاغْفِرْ لِی فَغَفَرَ لَهُ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ . قصص (28) 15 و 16

195. عدم امنیّت جانی موسی علیه السلام نزد فرعونیان، با ارتکاب قتل قبطی:

... وَ قَتَلْتَ نَفْساً فَنَجَّیْنٰاکَ مِنَ الْغَمِّ وَ فَتَنّٰاکَ فُتُوناً ... یٰا مُوسیٰ . طه (20) 40

وَ إِذْ نٰادیٰ رَبُّکَ مُوسیٰ ... وَ لَهُمْ عَلَیَّ ذَنْبٌ فَأَخٰافُ أَنْ یَقْتُلُونِ . شعراء (26) 10 و 14

... فَوَکَزَهُ مُوسیٰ فَقَضیٰ عَلَیْهِ قٰالَ هٰذٰا مِنْ عَمَلِ الشَّیْطٰانِ إِنَّهُ عَدُوٌّ مُضِلٌّ مُبِینٌ ... قٰالَ یٰا مُوسیٰ إِنَّ الْمَلَأَ یَأْتَمِرُونَ بِکَ لِیَقْتُلُوکَ فَاخْرُجْ إِنِّی لَکَ مِنَ النّٰاصِحِینَ فَخَرَجَ مِنْهٰا خٰائِفاً یَتَرَقَّبُ قٰالَ رَبِّ نَجِّنِی مِنَ الْقَوْمِ الظّٰالِمِینَ . قصص (28) 15 و 20 و 21

196. حادثۀ قتل مرد قبطی، مانع بازگشت موسی علیه السلام به کاخ فرعون و موجب رهسپاری وی به مدین:

... فَاسْتَغٰاثَهُ الَّذِی مِنْ شِیعَتِهِ عَلَی الَّذِی مِنْ عَدُوِّهِ فَوَکَزَهُ مُوسیٰ فَقَضیٰ عَلَیْهِ ... فَأَصْبَحَ فِی الْمَدِینَةِ خٰائِفاً یَتَرَقَّبُ ... فَخَرَجَ مِنْهٰا خٰائِفاً یَتَرَقَّبُ قٰالَ رَبِّ نَجِّنِی مِنَ الْقَوْمِ الظّٰالِمِینَ وَ لَمّٰا تَوَجَّهَ تِلْقٰاءَ مَدْیَنَ قٰالَ عَسیٰ رَبِّی أَنْ یَهْدِیَنِی سَوٰاءَ السَّبِیلِ .

قصص (28) 15 و 18 و 21 و 22

197. اعتراف موسی علیه السلام به قتل غیر عمدی و ناخواستۀ مرد قبطی:

وَ إِذْ نٰادیٰ رَبُّکَ مُوسیٰ ... وَ لَهُمْ عَلَیَّ ذَنْبٌ

فَأَخٰافُ أَنْ یَقْتُلُونِ

قٰالَ فَعَلْتُهٰا إِذاً وَ أَنَا مِنَ الضّٰالِّینَ . شعراء (26) 10 و 14 و 20

... فَاسْتَغٰاثَهُ الَّذِی مِنْ شِیعَتِهِ عَلَی الَّذِی مِنْ عَدُوِّهِ فَوَکَزَهُ مُوسیٰ فَقَضیٰ عَلَیْهِ قٰالَ هٰذٰا مِنْ عَمَلِ الشَّیْطٰانِ إِنَّهُ عَدُوٌّ مُضِلٌّ مُبِینٌ قٰالَ رَبِّ إِنِّی ظَلَمْتُ نَفْسِی فَاغْفِرْ لِی ....

قصص (28) 15 و 16

198. مرد اسرائیلی، افشاگر راز قتل مرد قبطی:

فَلَمّٰا أَنْ أَرٰادَ أَنْ یَبْطِشَ بِالَّذِی هُوَ عَدُوٌّ لَهُمٰا قٰالَ یٰا مُوسیٰ أَ تُرِیدُ أَنْ تَقْتُلَنِی کَمٰا قَتَلْتَ نَفْساً بِالْأَمْسِ إِنْ تُرِیدُ إِلاّٰ أَنْ تَکُونَ جَبّٰاراً فِی الْأَرْضِ وَ مٰا تُرِیدُ أَنْ تَکُونَ مِنَ الْمُصْلِحِینَ .

قصص (28) 19

199. قتل ناخواستۀ قبطی به وسیلۀ موسی علیه السلام زمینه‌ساز ابتلای او به آزمایش سخت خداوند:

... وَ قَتَلْتَ نَفْساً فَنَجَّیْنٰاکَ مِنَ الْغَمِّ وَ فَتَنّٰاکَ فُتُوناً .... طه (20) 40

قتل کافران

200. وجوب کشتن کافران فتنه‌انگیز، در هر نقطه و مکان:

وَ اقْتُلُوهُمْ حَیْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَ أَخْرِجُوهُمْ مِنْ حَیْثُ أَخْرَجُوکُمْ وَ الْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ ... فَإِنْ قٰاتَلُوکُمْ فَاقْتُلُوهُمْ کَذٰلِکَ جَزٰاءُ الْکٰافِرِینَ .

بقره (2) 191

201. کشتن، سزای کافران فتنه‌انگیز:

وَ اقْتُلُوهُمْ حَیْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَ أَخْرِجُوهُمْ مِنْ حَیْثُ أَخْرَجُوکُمْ وَ الْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ ... فَإِنْ قٰاتَلُوکُمْ فَاقْتُلُوهُمْ کَذٰلِکَ جَزٰاءُ الْکٰافِرِینَ .

بقره (2) 191

202. جایز نبودن کشتن کافران فتنه‌انگیز، در صورت دست کشیدن از نبرد:

وَ اقْتُلُوهُمْ حَیْثُ ... فَإِنْ قٰاتَلُوکُمْ فَاقْتُلُوهُمْ کَذٰلِکَ جَزٰاءُ الْکٰافِرِینَ فَإِنِ انْتَهَوْا فَإِنَّ اللّٰهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ . بقره (2) 191 و 192

203. لزوم کشتن کافران و امان ندادن به آنان در میدان جنگ، تا مرحلۀ زمین‌گیر شدن آنان:

فَإِذٰا لَقِیتُمُ الَّذِینَ کَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقٰابِ حَتّٰی إِذٰا أَثْخَنْتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الْوَثٰاقَ فَإِمّٰا مَنًّا بَعْدُ وَ إِمّٰا فِدٰاءً حَتّٰی تَضَعَ الْحَرْبُ أَوْزٰارَهٰا ....

محمّد (47) 4

204. امدادهای الهی، عامل اصلی و اساسی کشته شدن کافران، در جنگ بدر و پیروزی اهل ایمان:

فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَ لٰکِنَّ اللّٰهَ قَتَلَهُمْ وَ مٰا رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَ لٰکِنَّ اللّٰهَ رَمیٰ ... ذٰلِکُمْ وَ أَنَّ اللّٰهَ مُوهِنُ کَیْدِ الْکٰافِرِینَ . (1)انفال (8) 17 و 18

نیز ==> همین مدخل، قتل مشرکان و جنگ، جنگ با کافران

قتلگاه

205. مسلمانان آخرت‌طلب و خداخواه احد، مشتاق شهادت، و رهسپار به سوی قتلگاه خویش:

ثُمَّ أَنْزَلَ عَلَیْکُمْ مِنْ بَعْدِ الْغَمِّ أَمَنَةً نُعٰاساً یَغْشیٰ طٰائِفَةً مِنْکُمْ ... قُلْ لَوْ کُنْتُمْ فِی بُیُوتِکُمْ لَبَرَزَ الَّذِینَ کُتِبَ عَلَیْهِمُ الْقَتْلُ إِلیٰ مَضٰاجِعِهِمْ وَ لِیَبْتَلِیَ اللّٰهُ مٰا فِی صُدُورِکُمْ وَ لِیُمَحِّصَ مٰا فِی


1) 1) . جملۀ«فلم‌تقتلوهم...»متفرّع بر آیاتی است که امدادهای الهی را در جنگ بدر می‌شمرد

قُلُوبِکُمْ وَ اللّٰهُ عَلِیمٌ بِذٰاتِ الصُّدُورِ. (1)

آل‌عمران (3) 154

قتل گوساله‌پرستان

206. کشتن یکدیگر، راه توبۀ تعیین شده برای گوساله‌پرستان بنی‌اسرائیل:

وَ إِذْ قٰالَ مُوسیٰ لِقَوْمِهِ یٰا قَوْمِ إِنَّکُمْ ظَلَمْتُمْ أَنْفُسَکُمْ بِاتِّخٰاذِکُمُ الْعِجْلَ فَتُوبُوا إِلیٰ بٰارِئِکُمْ فَاقْتُلُوا أَنْفُسَکُمْ ذٰلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ عِنْدَ بٰارِئِکُمْ فَتٰابَ عَلَیْکُمْ إِنَّهُ هُوَ التَّوّٰابُ الرَّحِیمُ . بقره (2) 54

قتل محارب

207. تکلیف مسلمانان نسبت به قتل کافران محارب، در همه جا:

وَ قٰاتِلُوا فِی سَبِیلِ اللّٰهِ الَّذِینَ یُقٰاتِلُونَکُمْ ...

وَ اقْتُلُوهُمْ حَیْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ ....

بقره (2) 190 و 191

208. جواز قتل کافران محارب در حرم، مشروط به آغازگر بودن آنان:

وَ قٰاتِلُوا فِی سَبِیلِ اللّٰهِ الَّذِینَ یُقٰاتِلُونَکُمْ ...

وَ اقْتُلُوهُمْ حَیْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ ... وَ لاٰ تُقٰاتِلُوهُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ حَتّٰی یُقٰاتِلُوکُمْ فِیهِ ....

بقره (2) 190 و 191

209. محاربان، در صورت فسادانگیزی در جامعۀ ایمانی، محکوم به یکی از حدود چهارگانه (قتل، به دار آویختن، قطع دست و پا و تبعید):

إِنَّمٰا جَزٰاءُ الَّذِینَ یُحٰارِبُونَ اللّٰهَ وَ رَسُولَهُ وَ یَسْعَوْنَ فِی الْأَرْضِ فَسٰاداً أَنْ یُقَتَّلُوا أَوْ یُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَیْدِیهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلاٰفٍ أَوْ یُنْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ .... مائده (5) 33

210. قتل و به دار آویختن، مجازات محارب فسادگر در زمین، در صورت آدمکشی و غارت:

إِنَّمٰا جَزٰاءُ الَّذِینَ یُحٰارِبُونَ اللّٰهَ وَ رَسُولَهُ وَ یَسْعَوْنَ فِی الْأَرْضِ فَسٰاداً أَنْ یُقَتَّلُوا أَوْ یُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَیْدِیهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلاٰفٍ أَوْ یُنْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ ذٰلِکَ لَهُمْ خِزْیٌ فِی الدُّنْیٰا ... (2)

مائده (5) 33

قتل محمّد صلی الله علیه و آله

==> همین مدخل، توطئۀ قتل

قتل مرتدّان

211. فرمان موسی علیه السلام به مرتدّان بنی‌اسرائیل، برای قتل یکدیگر:

وَ إِذْ قٰالَ مُوسیٰ لِقَوْمِهِ یٰا قَوْمِ إِنَّکُمْ ظَلَمْتُمْ أَنْفُسَکُمْ بِاتِّخٰاذِکُمُ الْعِجْلَ فَتُوبُوا إِلیٰ بٰارِئِکُمْ فَاقْتُلُوا أَنْفُسَکُمْ .... بقره (2) 54

212. خیر و سعادت مرتدّان بنی‌اسرائیل، در توبه و کشتن یکدیگر:

وَ إِذْ قٰالَ مُوسیٰ لِقَوْمِهِ یٰا قَوْمِ إِنَّکُمْ ظَلَمْتُمْ


1) 1) . در احتمالی،«لبرز»یعنی مؤمنانی که بر آنها جهادواجب شده است به سوی محل شهادت و به امید پاداش الهی صابرانه رهسپار می‌شوند، اگرچه منافقان تخلّف نمایند. (مجمع‌البیان، ج 1 -\2، ص 863 ؛ الکشاف، ج 1، ص 429)

2) 2) . در روایتی از امام باقر و امام صادق علیهما السلام آمده است: کیفرمحارب به اندازۀ استحقاق او است. اگر تنها قتل کرده باشد کیفرش قتل است و اگر مرتکب قتل شد و مالی را گرفت کشته می‌شود و به دار آویخته می‌شود و اگر مالی را گرفت ولی مرتکب قتل نشد، دست و پای او قطع می‌شود و در صورتی که در راهها ترس و وحشت ایجاد کرد فقط تبعید می‌شود. (مجمع‌البیان، ج 3 -\4، ص 291)

أَنْفُسَکُمْ بِاتِّخٰاذِکُمُ الْعِجْلَ فَتُوبُوا إِلیٰ بٰارِئِکُمْ فَاقْتُلُوا أَنْفُسَکُمْ ذٰلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ عِنْدَ بٰارِئِکُمْ فَتٰابَ عَلَیْکُمْ إِنَّهُ هُوَ التَّوّٰابُ الرَّحِیمُ . بقره (2) 54

قتل مشرکان

213. ممنوعیّت کشتن مشرکان، در صورت دست برداشتن از شرک (توبه) و اقامۀ نماز و دادن زکات:

فَإِذَا انْسَلَخَ الْأَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُوا الْمُشْرِکِینَ حَیْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ ... فَإِنْ تٰابُوا وَ أَقٰامُوا الصَّلاٰةَ وَ آتَوُا الزَّکٰاةَ فَخَلُّوا سَبِیلَهُمْ إِنَّ اللّٰهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ . توبه (9) 5

214. جلوگیری از تسلط مشرکان بر مسلمانان، فلسفۀ فرمان الهی مبنی بر قتل آنان:

فَإِذَا انْسَلَخَ الْأَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُوا الْمُشْرِکِینَ ... کَیْفَ وَ إِنْ یَظْهَرُوا عَلَیْکُمْ لاٰ یَرْقُبُوا فِیکُمْ إِلاًّ وَ لاٰ ذِمَّةً .... توبه (9) 5 و 8

215. فسق مشرکان و بی‌رحمی آنان، عامل فرمان خداوند به قتل آنان:

فَإِذَا انْسَلَخَ الْأَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُوا الْمُشْرِکِینَ حَیْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ ... کَیْفَ وَ إِنْ یَظْهَرُوا عَلَیْکُمْ لاٰ یَرْقُبُوا فِیکُمْ إِلاًّ وَ لاٰ ذِمَّةً یُرْضُونَکُمْ بِأَفْوٰاهِهِمْ وَ تَأْبیٰ قُلُوبُهُمْ وَ أَکْثَرُهُمْ فٰاسِقُونَ .

توبه (9) 5 و 8

216. فرمان خداوند به قتل مشرکان، در صورت تسلیم نشدن و دست برنداشتن از جنگ با مسلمانان:

... کُلَّمٰا رُدُّوا إِلَی الْفِتْنَةِ أُرْکِسُوا فِیهٰا فَإِنْ لَمْ یَعْتَزِلُوکُمْ وَ یُلْقُوا إِلَیْکُمُ السَّلَمَ وَ یَکُفُّوا أَیْدِیَهُمْ فَخُذُوهُمْ وَ اقْتُلُوهُمْ حَیْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَ أُولٰئِکُمْ جَعَلْنٰا لَکُمْ عَلَیْهِمْ سُلْطٰاناً مُبِیناً.

نساء (4) 91

217. فرمان خداوند به قتل کافران، در صورت تجاوز و جنگ با مسلمانان:

وَ اقْتُلُوهُمْ حَیْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ ... وَ الْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ وَ لاٰ تُقٰاتِلُوهُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ حَتّٰی یُقٰاتِلُوکُمْ فِیهِ فَإِنْ قٰاتَلُوکُمْ فَاقْتُلُوهُمْ کَذٰلِکَ جَزٰاءُ الْکٰافِرِینَ . بقره (2) 191

... وَ قٰاتِلُوا الْمُشْرِکِینَ کَافَّةً کَمٰا یُقٰاتِلُونَکُمْ کَافَّةً .... توبه (9) 36

قتل منافقان

==> منافقان، قتل منافقان

قتل موسی علیه السلام

==> موسی علیه السلام ، قتل موسی علیه السلام

قتل مؤمنان

218. تحریم مؤکّد قتل مؤمنان، از جانب خداوند:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا ... وَ لاٰ تَقْتُلُوا أَنْفُسَکُمْ .... نساء (4) 29

وَ مٰا کٰانَ لِمُؤْمِنٍ أَنْ یَقْتُلَ مُؤْمِناً إِلاّٰ خَطَأً ...

وَ مَنْ یَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزٰاؤُهُ جَهَنَّمُ خٰالِداً فِیهٰا وَ غَضِبَ اللّٰهُ عَلَیْهِ وَ لَعَنَهُ وَ أَعَدَّ لَهُ عَذٰاباً عَظِیماً. نساء (4) 92 و 93

قُتِلَ أَصْحٰابُ الْأُخْدُودِ

وَ هُمْ عَلیٰ مٰا یَفْعَلُونَ بِالْمُؤْمِنِینَ شُهُودٌ. بروج (85) 4 و 7

219. ناظر بودن بر قتل مؤمنان بی‌گناه و بی‌تفاوتی نسبت به آن، موجب گرفتاری به نفرین الهی:

قُتِلَ أَصْحٰابُ الْأُخْدُودِ

اَلنّٰارِ ذٰاتِ الْوَقُودِ

إِذْ هُمْ عَلَیْهٰا قُعُودٌ

وَ هُمْ عَلیٰ مٰا یَفْعَلُونَ بِالْمُؤْمِنِینَ شُهُودٌ. بروج (85) 4 -\7

220. قتل مؤمنان با سوزاندن در آتش، به وسیلۀ اصحاب اخدود:

قُتِلَ أَصْحٰابُ الْأُخْدُودِ

اَلنّٰارِ ذٰاتِ الْوَقُودِ

وَ هُمْ عَلیٰ مٰا یَفْعَلُونَ بِالْمُؤْمِنِینَ شُهُودٌ.

بروج (85) 4 و 5 و 7

221. لعن خداوند بر اصحاب اخدود، به سبب قتل مؤمنان:

قُتِلَ أَصْحٰابُ الْأُخْدُودِ

اَلنّٰارِ ذٰاتِ الْوَقُودِ

وَ هُمْ عَلیٰ مٰا یَفْعَلُونَ بِالْمُؤْمِنِینَ شُهُودٌ.

بروج (85) 4 و 5 و 7

222. ایمان مؤمنان، تنها عامل قتل آنها با سوزانده شدن در آتش، از سوی اصحاب اخدود:

قُتِلَ أَصْحٰابُ الْأُخْدُودِ

اَلنّٰارِ ذٰاتِ الْوَقُودِ

وَ مٰا نَقَمُوا مِنْهُمْ إِلاّٰ أَنْ یُؤْمِنُوا بِاللّٰهِ الْعَزِیزِ الْحَمِیدِ. بروج (85) 4 و 5 و 8

نیز ==> همین مدخل، کیفر قتل و نظارۀ قتل

قتل ناحق

223. قتل انبیا، کشتن ناحق:

وَ إِذْ قُلْتُمْ یٰا مُوسیٰ ... ذٰلِکَ بِأَنَّهُمْ کٰانُوا ... وَ یَقْتُلُونَ النَّبِیِّینَ بِغَیْرِ الْحَقِّ .... بقره (2) 61

إِنَّ الَّذِینَ ... وَ یَقْتُلُونَ النَّبِیِّینَ بِغَیْرِ حَقٍّ ....

آل‌عمران (3) 21

ضُرِبَتْ عَلَیْهِمُ الذِّلَّةُ أَیْنَ مٰا ثُقِفُوا ... ذٰلِکَ بِأَنَّهُمْ کٰانُوا ... وَ یَقْتُلُونَ الْأَنْبِیٰاءَ بِغَیْرِ حَقٍّ ....

آل‌عمران (3) 112

لَقَدْ سَمِعَ اللّٰهُ قَوْلَ الَّذِینَ قٰالُوا إِنَّ اللّٰهَ فَقِیرٌ ...

وَ قَتْلَهُمُ الْأَنْبِیٰاءَ بِغَیْرِ حَقٍّ .... آل‌عمران (3) 181

فَبِمٰا نَقْضِهِمْ مِیثٰاقَهُمْ ... وَ قَتْلِهِمُ الْأَنْبِیٰاءَ بِغَیْرِ حَقٍّ .... نساء (4) 155

224. قتل و خونریزی ناحق، از مصادیق بارز اسراف:

... مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَیْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسٰادٍ فِی الْأَرْضِ فَکَأَنَّمٰا قَتَلَ النّٰاسَ جَمِیعاً ... ثُمَّ إِنَّ کَثِیراً مِنْهُمْ بَعْدَ ذٰلِکَ فِی الْأَرْضِ لَمُسْرِفُونَ . مائده (5) 32

225. قتل ناحق یک انسان در نزد خداوند، به منزلۀ کشته شدن همۀ مردم:

... مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَیْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسٰادٍ فِی الْأَرْضِ فَکَأَنَّمٰا قَتَلَ النّٰاسَ جَمِیعاً .... مائده (5) 32

226. قتل ناحق، موجب سلطه پیدا کردن اولیای مقتول:

وَ لاٰ تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللّٰهُ إِلاّٰ بِالْحَقِّ وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنٰا لِوَلِیِّهِ سُلْطٰاناً ... (1)

اسراء (17) 33

227. پرهیز بندگان خالص خدا، از قتل ناحق:

وَ عِبٰادُ الرَّحْمٰنِ .... وَ لاٰ یَقْتُلُونَ النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللّٰهُ إِلاّٰ بِالْحَقِّ .... فرقان (25) 63 و 68

228. قتل ناحق، به منزلۀ کشتن همۀ انسانها:

... مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَیْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسٰادٍ فِی الْأَرْضِ فَکَأَنَّمٰا قَتَلَ النّٰاسَ جَمِیعاً .... مائده (5) 32

229. کشتن ناحق یک انسان، گناهی بزرگ و دارای کیفر و مجازاتی بسیار سنگین:

... وَ لاٰ یَقْتُلُونَ النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللّٰهُ إِلاّٰ بِالْحَقِّ ... وَ مَنْ یَفْعَلْ ذٰلِکَ یَلْقَ أَثٰاماً یُضٰاعَفْ لَهُ الْعَذٰابُ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ وَ یَخْلُدْ فِیهِ مُهٰاناً.

فرقان (25) 68 و 69


1) 1) . مراد از«مظلوماً»در«من قتل مظلوماً»ناحق است.(مجمع‌البیان ج 5 -\6 ، ص 638)

230. قتل و آدم‌کشی بدون حق و از سر ظلم، موجب گرفتاری به عذاب جهنّم:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا ... وَ لاٰ تَقْتُلُوا أَنْفُسَکُمْ ...

وَ مَنْ یَفْعَلْ ذٰلِکَ عُدْوٰاناً وَ ظُلْماً فَسَوْفَ نُصْلِیهِ نٰاراً وَ کٰانَ ذٰلِکَ عَلَی اللّٰهِ یَسِیراً.

نساء (4) 29 و 30

وَ الَّذِینَ ... وَ لاٰ یَقْتُلُونَ النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللّٰهُ إِلاّٰ بِالْحَقِّ ... یُضٰاعَفْ لَهُ الْعَذٰابُ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ وَ یَخْلُدْ فِیهِ مُهٰاناً. فرقان (25) 68 و 69

اَلنّٰارِ ذٰاتِ الْوَقُودِ

إِذْ هُمْ عَلَیْهٰا قُعُودٌ

وَ هُمْ عَلیٰ مٰا یَفْعَلُونَ بِالْمُؤْمِنِینَ شُهُودٌ

وَ مٰا نَقَمُوا مِنْهُمْ إِلاّٰ أَنْ یُؤْمِنُوا بِاللّٰهِ الْعَزِیزِ الْحَمِیدِ

إِنَّ الَّذِینَ فَتَنُوا الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِنٰاتِ ثُمَّ لَمْ یَتُوبُوا فَلَهُمْ عَذٰابُ جَهَنَّمَ وَ لَهُمْ عَذٰابُ الْحَرِیقِ .

بروج (85) 5 -\8 و 10

قتل ناقۀ صالح

==> ناقۀ صالح، قتل ناقۀ صالح

قتل نوجوان

231. قتل نوجوان به دست خضر علیه السلام ، فرمانی از جانب خداوند:

فَانْطَلَقٰا حَتّٰی إِذٰا لَقِیٰا غُلاٰماً فَقَتَلَهُ قٰالَ أَ قَتَلْتَ نَفْساً زَکِیَّةً بِغَیْرِ نَفْسٍ لَقَدْ جِئْتَ شَیْئاً نُکْراً

وَ أَمَّا الْغُلاٰمُ فَکٰانَ أَبَوٰاهُ مُؤْمِنَیْنِ فَخَشِینٰا أَنْ یُرْهِقَهُمٰا طُغْیٰاناً وَ کُفْراً ... وَ مٰا فَعَلْتُهُ عَنْ أَمْرِی ذٰلِکَ تَأْوِیلُ مٰا لَمْ تَسْطِعْ عَلَیْهِ صَبْراً.

کهف (18) 74 و 80 و 82

232. تعجّب موسی علیه السلام از قتل نوجوان، به وسیلۀ خضر علیه السلام :

فَانْطَلَقٰا حَتّٰی إِذٰا لَقِیٰا غُلاٰماً فَقَتَلَهُ قٰالَ أَ قَتَلْتَ نَفْساً زَکِیَّةً بِغَیْرِ نَفْسٍ لَقَدْ جِئْتَ شَیْئاً نُکْراً.

کهف (18) 74

233. عدم تحمّل موسی علیه السلام در مقابل کشته شدن نوجوان، به دست خضر علیه السلام :

فَانْطَلَقٰا حَتّٰی إِذٰا لَقِیٰا غُلاٰماً فَقَتَلَهُ قٰالَ أَ قَتَلْتَ نَفْساً زَکِیَّةً بِغَیْرِ نَفْسٍ لَقَدْ جِئْتَ شَیْئاً نُکْراً

قٰالَ أَ لَمْ أَقُلْ لَکَ إِنَّکَ لَنْ تَسْتَطِیعَ مَعِیَ صَبْراً.

کهف (18) 74 و 75

234. کشته شدن نوجوان به دست خضر علیه السلام کاری زشت و ناپسند، در دیدگاه موسی علیه السلام :

فَانْطَلَقٰا حَتّٰی إِذٰا لَقِیٰا غُلاٰماً فَقَتَلَهُ قٰالَ أَ قَتَلْتَ نَفْساً زَکِیَّةً بِغَیْرِ نَفْسٍ لَقَدْ جِئْتَ شَیْئاً نُکْراً.

کهف (18) 74

235. دستیابی پدر و مادر به فرزند پاک‌تر و مهربان‌تر، هدف خضر علیه السلام از قتل پسر نوجوان:

فَانْطَلَقٰا حَتّٰی إِذٰا لَقِیٰا غُلاٰماً فَقَتَلَهُ قٰالَ أَ قَتَلْتَ نَفْساً زَکِیَّةً بِغَیْرِ نَفْسٍ لَقَدْ جِئْتَ شَیْئاً نُکْراً

فَأَرَدْنٰا أَنْ یُبْدِلَهُمٰا رَبُّهُمٰا خَیْراً مِنْهُ زَکٰاةً وَ أَقْرَبَ رُحْماً. کهف (18) 74 و 81

236. مصونیّت پدر و مادرِ با ایمان از کفر و طغیان، تأویل کشته شدن نوجوان به دست خضر علیه السلام :

فَانْطَلَقٰا حَتّٰی إِذٰا لَقِیٰا غُلاٰماً فَقَتَلَهُ قٰالَ أَ قَتَلْتَ نَفْساً زَکِیَّةً بِغَیْرِ نَفْسٍ ... وَ أَمَّا الْغُلاٰمُ فَکٰانَ أَبَوٰاهُ مُؤْمِنَیْنِ فَخَشِینٰا أَنْ یُرْهِقَهُمٰا طُغْیٰاناً وَ کُفْراً. کهف (18) 74 و 80

نیز ==> همین مدخل، اعتراض به قتل

قتل هابیل

==> هابیل، قتل هابیل

قتلهای بنی‌اسرائیل

==> همین مدخل، قتل انبیا

قتلهای یهود

237. کشته شدن انبیا به دست یهود:

وَ إِذْ قُلْتُمْ یٰا مُوسیٰ ... وَ ضُرِبَتْ عَلَیْهِمُ الذِّلَّةُ وَ الْمَسْکَنَةُ ... وَ یَقْتُلُونَ النَّبِیِّینَ بِغَیْرِ الْحَقِّ ....

بقره (2) 61

... وَ یَقْتُلُونَ النَّبِیِّینَ بِغَیْرِ حَقٍّ ... (1)آل‌عمران (3) 21

... وَ ضُرِبَتْ عَلَیْهِمُ الْمَسْکَنَةُ ذٰلِکَ بِأَنَّهُمْ کٰانُوا ...

وَ یَقْتُلُونَ الْأَنْبِیٰاءَ بِغَیْرِ حَقٍّ ....

آل‌عمران (3) 110 و 112

... وَ قَتْلَهُمُ الْأَنْبِیٰاءَ بِغَیْرِ حَقٍّ وَ نَقُولُ ذُوقُوا عَذٰابَ الْحَرِیقِ . آل‌عمران (3) 181

... وَ قَتْلِهِمُ الْأَنْبِیٰاءَ بِغَیْرِ حَقٍّ .... نساء (4) 155

238. قتل انبیا، سبب گرفتاری یهودیان به ذلّت و غضب الهی و فقر:

... وَ ضُرِبَتْ عَلَیْهِمُ الْمَسْکَنَةُ ذٰلِکَ بِأَنَّهُمْ ...

وَ یَقْتُلُونَ الْأَنْبِیٰاءَ بِغَیْرِ حَقٍّ ....

آل‌عمران (3) 110 و 112

نیز ==> همین مدخل، قتل انبیا

قتل یهود بنی‌قریظه

239. کشته شدن گروهی از بنی‌قریظه، به دست مسلمانان:

وَ أَنْزَلَ الَّذِینَ ظٰاهَرُوهُمْ مِنْ أَهْلِ الْکِتٰابِ مِنْ صَیٰاصِیهِمْ وَ قَذَفَ فِی قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ فَرِیقاً تَقْتُلُونَ ... (2)احزاب (33) 26

کتمان قتل

240. کتمان بنی‌اسرائیل، در خصوص قتل واقع شده در میان آنان:

وَ إِذْ قَتَلْتُمْ نَفْساً فَادّٰارَأْتُمْ فِیهٰا وَ اللّٰهُ مُخْرِجٌ مٰا کُنْتُمْ تَکْتُمُونَ . بقره (2) 72

کفّارۀ قتل

==> همین مدخل، احکام قتل

کیفر با قتل

==> همین مدخل، قتل محارب

کیفر قتل

1. جهنّم

241. آتش دوزخ، کیفر قتل ناروای انسان:

وَ مَنْ یَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزٰاؤُهُ جَهَنَّمُ خٰالِداً فِیهٰا .... نساء (4) 93

إِنِّی أُرِیدُ أَنْ تَبُوءَ بِإِثْمِی وَ إِثْمِکَ فَتَکُونَ مِنْ أَصْحٰابِ النّٰارِ .... مائده (5) 29

إِنَّ الَّذِینَ فَتَنُوا الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِنٰاتِ ثُمَّ لَمْ یَتُوبُوا فَلَهُمْ عَذٰابُ جَهَنَّمَ وَ لَهُمْ عَذٰابُ الْحَرِیقِ . (3)بروج (85) 10

2. دیه

242. پرداخت دیه به خانوادۀ مقتول، یکی از کیفرهای قتل:

... وَ مَنْ قَتَلَ مُؤْمِناً خَطَأً فَتَحْرِیرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ


1) 1) . مقصود از فاعل«یقتلون النّبیّین»یهودیان است. (مجمع‌البیان، ج 1 -\2، ص 720؛ معالم‌التنزیل، بغوی، ج 1، ص 423)

2) 2) . مراد از اهل‌کتاب در آیۀ مزبور یهود بنی‌قریظه است که با مشرکان بر ضد مسلمانان همکاری کردند و پیمانی را که با رسول‌اللّه صلی الله علیه و آله بسته بودند مبنی بر عدم یاری دشمنان ایشان، نقض کردند. (مجمع‌البیان، ج 7 -\8 ، ص 551؛ معالم‌التنزیل، بغوی، ج 3، ص 627)

3) 3) . مقصود از«فتنوا المؤمنین»سوزاندن مؤمنان با آتش است. (مجمع‌البیان، ج 9 -\10، ص 710؛ الکشّاف، ج 4، ص 732)

وَ دِیَةٌ مُسَلَّمَةٌ إِلیٰ أَهْلِهِ إِلاّٰ أَنْ یَصَّدَّقُوا ... وَ إِنْ کٰانَ مِنْ قَوْمٍ بَیْنَکُمْ وَ بَیْنَهُمْ مِیثٰاقٌ فَدِیَةٌ مُسَلَّمَةٌ إِلیٰ أَهْلِهِ .... نساء (4) 92

نیز ==> دیه، دیۀ قتل

3. عذاب

243. عذاب شدید بر بنی‌اسرائیل، کیفر آواره ساختن و کشتن همکیشان خودشان:

ثُمَّ أَنْتُمْ هٰؤُلاٰءِ تَقْتُلُونَ أَنْفُسَکُمْ ... فَمٰا جَزٰاءُ مَنْ یَفْعَلُ ذٰلِکَ مِنْکُمْ إِلاّٰ ... وَ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ یُرَدُّونَ إِلیٰ أَشَدِّ الْعَذٰابِ .... بقره (2) 85

244. کشتن قاتل، بعد از عفو او، موجب عذاب الهی:

... کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِصٰاصُ ... فَمَنْ عُفِیَ لَهُ مِنْ أَخِیهِ ... فَمَنِ اعْتَدیٰ بَعْدَ ذٰلِکَ فَلَهُ عَذٰابٌ أَلِیمٌ . (1)

بقره (2) 178

245. عذاب دردناک، کیفر قتل انبیا و عدالت‌خواهان:

... وَ یَقْتُلُونَ النَّبِیِّینَ بِغَیْرِ حَقٍّ وَ یَقْتُلُونَ الَّذِینَ یَأْمُرُونَ بِالْقِسْطِ مِنَ النّٰاسِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذٰابٍ أَلِیمٍ . آل‌عمران (3) 21

246. قتل عمدی مؤمن، مستوجب عذاب بزرگ الهی:

وَ مَنْ یَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزٰاؤُهُ جَهَنَّمُ خٰالِداً فِیهٰا وَ غَضِبَ اللّٰهُ عَلَیْهِ وَ لَعَنَهُ وَ أَعَدَّ لَهُ عَذٰاباً عَظِیماً. نساء (4) 93

247. هشدار مؤمن آل‌فرعون به فرعونیان، دربارۀ خطر عذاب الهی، در صورت ارتکاب قتل موسی علیه السلام :

وَ قٰالَ رَجُلٌ مُؤْمِنٌ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ یَکْتُمُ إِیمٰانَهُ أَ تَقْتُلُونَ رَجُلاً أَنْ یَقُولَ رَبِّیَ اللّٰهُ وَ قَدْ جٰاءَکُمْ بِالْبَیِّنٰاتِ مِنْ رَبِّکُمْ ... وَ إِنْ یَکُ صٰادِقاً یُصِبْکُمْ بَعْضُ الَّذِی یَعِدُکُمْ .... غافر (40) 28

4. قصاص

248. قتل نفس محترم، سبب جواز اعدام و قصاص قاتل:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِصٰاصُ فِی الْقَتْلیٰ الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَ الْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَ الْأُنْثیٰ بِالْأُنْثیٰ .... بقره (2) 178

وَ کَتَبْنٰا عَلَیْهِمْ فِیهٰا أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ ... وَ مَنْ لَمْ یَحْکُمْ بِمٰا أَنْزَلَ اللّٰهُ فَأُولٰئِکَ هُمُ الظّٰالِمُونَ .

مائده (5) 45

249. تشریع قصاص از بردۀ قاتل، در مقابل قتل برده:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِصٰاصُ فِی الْقَتْلیٰ ... وَ الْعَبْدُ بِالْعَبْدِ .... بقره (2) 178

250. امکان تبدیل قصاص به پرداخت دیه، از سوی قاتل، به اولیای مقتول:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِصٰاصُ فِی الْقَتْلیٰ ... فَمَنْ عُفِیَ لَهُ مِنْ أَخِیهِ شَیْءٌ فَاتِّبٰاعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَ أَدٰاءٌ إِلَیْهِ بِإِحْسٰانٍ ذٰلِکَ تَخْفِیفٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَ رَحْمَةٌ .... بقره (2) 178

5. کفّاره

==> همین مدخل، احکام قتل

نیز ==> همین مدخل، قتل خطایی، و قتل عمد

گناه قتل

251. قتل و خونریزی، از گناهان کبیره:

ثُمَّ أَنْتُمْ هٰؤُلاٰءِ تَقْتُلُونَ أَنْفُسَکُمْ ... أَ فَتُؤْمِنُونَ


1) 1) . حلبی می‌گوید: از امام صادق علیه السلام دربارۀ فرمودۀ خداوند- عزّوجلّ -«فمن اعتدیٰ بعد ذٰلک فله عذاب الیم»پرسیدم. فرمود: [منظور] کسی است که دیه می‌پذیرد یا عفو می‌کند یا مصالحه می‌کند، سپس تعدّی می‌کند و [قاتل] را می‌کشد، لذا بر او عذاب دردناک است. (الکافی، ج 7، ص 358، ح 1 ؛ البرهان، ج 1، ص 176)

بِبَعْضِ الْکِتٰابِ وَ تَکْفُرُونَ بِبَعْضٍ فَمٰا جَزٰاءُ مَنْ یَفْعَلُ ذٰلِکَ مِنْکُمْ إِلاّٰ خِزْیٌ فِی الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا وَ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ یُرَدُّونَ إِلیٰ أَشَدِّ الْعَذٰابِ وَ مَا اللّٰهُ بِغٰافِلٍ عَمّٰا تَعْمَلُونَ . بقره (2) 85

... وَ یَقْتُلُونَ النَّبِیِّینَ بِغَیْرِ حَقٍّ ... فَبَشِّرْهُمْ بِعَذٰابٍ أَلِیمٍ . آل‌عمران (3) 21

... وَ لاٰ تَقْتُلُوا أَنْفُسَکُمْ ... وَ مَنْ یَفْعَلْ ذٰلِکَ عُدْوٰاناً وَ ظُلْماً فَسَوْفَ نُصْلِیهِ نٰاراً وَ کٰانَ ذٰلِکَ عَلَی اللّٰهِ یَسِیراً. نساء (4) 29 و 30

وَ مَنْ یَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزٰاؤُهُ جَهَنَّمُ خٰالِداً فِیهٰا وَ غَضِبَ اللّٰهُ عَلَیْهِ وَ لَعَنَهُ وَ أَعَدَّ لَهُ عَذٰاباً عَظِیماً. نساء (4) 93

إِنِّی أُرِیدُ أَنْ تَبُوءَ بِإِثْمِی وَ إِثْمِکَ فَتَکُونَ مِنْ أَصْحٰابِ النّٰارِ وَ ذٰلِکَ جَزٰاءُ الظّٰالِمِینَ

فَطَوَّعَتْ لَهُ نَفْسُهُ قَتْلَ أَخِیهِ فَقَتَلَهُ فَأَصْبَحَ مِنَ الْخٰاسِرِینَ . مائده (5) 29 و 30

مِنْ أَجْلِ ذٰلِکَ کَتَبْنٰا عَلیٰ بَنِی إِسْرٰائِیلَ أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَیْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسٰادٍ فِی الْأَرْضِ فَکَأَنَّمٰا قَتَلَ النّٰاسَ جَمِیعاً .... مائده (5) 32

وَ لاٰ تَقْتُلُوا أَوْلاٰدَکُمْ خَشْیَةَ إِمْلاٰقٍ نَحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَ إِیّٰاکُمْ إِنَّ قَتْلَهُمْ کٰانَ خِطْأً کَبِیراً. (1)

اسراء (17) 31

... وَ لاٰ یَقْتُلُونَ النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللّٰهُ إِلاّٰ بِالْحَقِّ ...

وَ مَنْ یَفْعَلْ ذٰلِکَ یَلْقَ أَثٰاماً

یُضٰاعَفْ لَهُ الْعَذٰابُ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ وَ یَخْلُدْ فِیهِ مُهٰاناً.

فرقان (25) 68 و 69

قُتِلَ أَصْحٰابُ الْأُخْدُودِ

اَلنّٰارِ ذٰاتِ الْوَقُودِ

إِنَّ الَّذِینَ فَتَنُوا الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِنٰاتِ ثُمَّ لَمْ یَتُوبُوا فَلَهُمْ عَذٰابُ جَهَنَّمَ وَ لَهُمْ عَذٰابُ الْحَرِیقِ . (2)بروج (85) 4 و 5 و 10

252. گناه فتنه‌انگیزی، بزرگ‌تر از آدم‌کشی در ماههای حرام:

یَسْئَلُونَکَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرٰامِ قِتٰالٍ فِیهِ قُلْ قِتٰالٌ فِیهِ کَبِیرٌ ... وَ الْفِتْنَةُ أَکْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ .... بقره (2) 217

253. گناه کفر، بزرگ‌تر از گناه قتل:

... وَ الْفِتْنَةُ أَکْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ ... (3)بقره (2) 217

254. قتل، عملی ناخوشایند و ناپسند، نزد خداوند:

وَ لاٰ تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللّٰهُ إِلاّٰ بِالْحَقِّ وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنٰا لِوَلِیِّهِ سُلْطٰاناً فَلاٰ یُسْرِفْ فِی الْقَتْلِ إِنَّهُ کٰانَ مَنْصُوراً

کُلُّ ذٰلِکَ کٰانَ سَیِّئُهُ عِنْدَ رَبِّکَ مَکْرُوهاً.

اسراء (17) 33 و 38

مخالفت با قتل

255. آسیه، درصدد جلب رضایت فرعون، جهت منصرف کردن وی از قتل موسی علیه السلام :

وَ قٰالَتِ امْرَأَتُ فِرْعَوْنَ قُرَّتُ عَیْنٍ لِی وَ لَکَ لاٰ تَقْتُلُوهُ عَسیٰ أَنْ یَنْفَعَنٰا أَوْ نَتَّخِذَهُ وَلَداً ... (4)

قصص (28) 9


1) 1) .«خطأ کبیراً»یعنی«اثماً کبیراً». (مجمع‌البیان، ج 1 -\2،ص 638 ؛ الکشاف، ج 2، ص 664)

2) 2) . مقصود از«فتنوا المؤمنین»سوزاندن مؤمنان با آتش است. (مجمع‌البیان، ج 9 -\10، ص 710؛ الکشاف، ج 4، ص 732)

3) 3) .«فتنه»به معنای کفر است. (مجمع‌البیان، ج 1 -\2، ص 552)

4) 4) . نام زن فرعون،«آسیه»بود. (مجمع‌البیان، ج 7 -\8 ،ص 378؛ معالم‌التنزیل، بغوی، ج 3، ص 524)

256. مخالفت آسیه با قتل موسی علیه السلام به بهانۀ سودمند بودن و به فرزندی خواندنش:

وَ قٰالَتِ امْرَأَتُ فِرْعَوْنَ قُرَّتُ عَیْنٍ لِی وَ لَکَ لاٰ تَقْتُلُوهُ عَسیٰ أَنْ یَنْفَعَنٰا أَوْ نَتَّخِذَهُ وَلَداً ....

قصص (28) 9

257. لاوی، مخالف قتل یوسف علیه السلام :

قٰالَ قٰائِلٌ مِنْهُمْ لاٰ تَقْتُلُوا یُوسُفَ وَ أَلْقُوهُ فِی غَیٰابَتِ الْجُبِّ یَلْتَقِطْهُ بَعْضُ السَّیّٰارَةِ إِنْ کُنْتُمْ فٰاعِلِینَ . (1)یوسف (12) 10

نیز ==> همین مدخل، اعتراض به قتل

مصونیّت از قتل

258. اطمینان‌بخشی خداوند به موسی علیه السلام در مصونیّت از کشته شدن به دست فرعونیان:

وَ إِذْ نٰادیٰ رَبُّکَ مُوسیٰ ... قَوْمَ فِرْعَوْنَ أَ لاٰ یَتَّقُونَ وَ لَهُمْ عَلَیَّ ذَنْبٌ فَأَخٰافُ أَنْ یَقْتُلُونِ قٰالَ کَلاّٰ فَاذْهَبٰا بِآیٰاتِنٰا إِنّٰا مَعَکُمْ مُسْتَمِعُونَ .

شعراء (26) 10 و 11 و 14 و 15

نیز ==> همین مدخل، توطئۀ قتل

مقتول

احیای مقتول

259. احیای مقتول بنی‌اسرائیل، با زدن قسمتی از گاو به جنازۀ وی با فرمان موسی علیه السلام :

فَقُلْنٰا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِهٰا کَذٰلِکَ یُحْیِ اللّٰهُ الْمَوْتیٰ .... بقره (2) 73

260. احیای مردگان در قیامت، همانند احیای مقتول بنی‌اسرائیل:

فَقُلْنٰا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِهٰا کَذٰلِکَ یُحْیِ اللّٰهُ الْمَوْتیٰ .... بقره (2) 73

اولیای مقتول

اختیارات اولیای مقتول
261. دریافت دیه، حق اولیای مقتول:

... وَ مَنْ قَتَلَ مُؤْمِناً ... وَ دِیَةٌ مُسَلَّمَةٌ إِلیٰ أَهْلِهِ ....

نساء (4) 92

262. تصمیم‌گیری دربارۀ جزای قاتل (قصاص، اخذ دیه، عفو) از اختیارات اولیای مقتول:

وَ لاٰ تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللّٰهُ إِلاّٰ بِالْحَقِّ وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنٰا لِوَلِیِّهِ سُلْطٰاناً فَلاٰ یُسْرِفْ فِی الْقَتْلِ إِنَّهُ کٰانَ مَنْصُوراً. (2)

اسراء (17) 33

263. سلطۀ اولیای مقتول بر قاتل، زمینۀ لغزش و زیاده‌روی آنان، در اعمال سلطۀ خویش:

وَ لاٰ تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللّٰهُ إِلاّٰ بِالْحَقِّ وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنٰا لِوَلِیِّهِ سُلْطٰاناً فَلاٰ یُسْرِفْ فِی الْقَتْلِ إِنَّهُ کٰانَ مَنْصُوراً. اسراء (17) 33

264. عفو قاتل از قصاص، از اختیارات اولیای مقتول:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِصٰاصُ فِی الْقَتْلیٰ ... فَمَنْ عُفِیَ لَهُ مِنْ أَخِیهِ شَیْءٌ فَاتِّبٰاعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَ أَدٰاءٌ إِلَیْهِ بِإِحْسٰانٍ .... بقره (2) 178

وَ کَتَبْنٰا عَلَیْهِمْ فِیهٰا أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ ... فَمَنْ تَصَدَّقَ بِهِ فَهُوَ کَفّٰارَةٌ لَهُ .... مائده (5) 45


1) 1) . از امام باقر علیه السلام روایت شده است: ...پس لاوی گفت: کشتنش روا نیست و [لیکن] او را از پدرمان دور کنیم. (تفسیر قمی، ج 1، ص 340؛ تفسیر نورالثقلین، ج 2، ص 415، ح 19)

2) 2) . مراد از«سلطان»در«من قتل مظلوماً فقد جعلنا لولیّه‌سلطاناً»قصاص، اخذ دیه یا عفو است. (مجمع‌البیان، ج 5 -\6 ، ص 638 ؛ کشف‌الاسرار، ج 5، ص 548)

... وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنٰا لِوَلِیِّهِ سُلْطٰاناً .... اسراء (17) 33

265. بخشش خونبها از سوی خانوادۀ مقتول، نوعی صدقه:

... وَ مَنْ قَتَلَ مُؤْمِناً خَطَأً فَتَحْرِیرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ وَ دِیَةٌ مُسَلَّمَةٌ إِلیٰ أَهْلِهِ إِلاّٰ أَنْ یَصَّدَّقُوا ....

نساء (4) 92

اعطای دیه به اولیای مقتول
266. لزوم اعطای کامل دیۀ قتل خطایی به خانوادۀ مقتول، به وسیلۀ قاتل:

... وَ مَنْ قَتَلَ مُؤْمِناً خَطَأً فَتَحْرِیرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ وَ دِیَةٌ مُسَلَّمَةٌ إِلیٰ أَهْلِهِ إِلاّٰ أَنْ یَصَّدَّقُوا ... وَ إِنْ کٰانَ مِنْ قَوْمٍ بَیْنَکُمْ وَ بَیْنَهُمْ مِیثٰاقٌ فَدِیَةٌ مُسَلَّمَةٌ إِلیٰ أَهْلِهِ .... نساء (4) 92

267. واجب نبودن پرداخت دیه، در صورت چشم‌پوشی خانوادۀ مقتول از خونبها:

... وَ مَنْ قَتَلَ مُؤْمِناً خَطَأً فَتَحْرِیرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ وَ دِیَةٌ مُسَلَّمَةٌ إِلیٰ أَهْلِهِ إِلاّٰ أَنْ یَصَّدَّقُوا ....

نساء (4) 92

حمایت از اولیای مقتول
268. یاری خداوند به ولیّ مقتول، در صورت اعتدال در قصاص و خودداری از زیاده‌روی:

... وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنٰا لِوَلِیِّهِ سُلْطٰاناً فَلاٰ یُسْرِفْ فِی الْقَتْلِ إِنَّهُ کٰانَ مَنْصُوراً. (1)

اسراء (17) 33

ولایت اولیای مقتول
269. وجود قانون ولایت اولیای مقتول برای خونخواهی وی، در عصر صالح پیامبر علیه السلام :

قٰالُوا تَقٰاسَمُوا بِاللّٰهِ لَنُبَیِّتَنَّهُ وَ أَهْلَهُ ثُمَّ لَنَقُولَنَّ لِوَلِیِّهِ مٰا شَهِدْنٰا مَهْلِکَ أَهْلِهِ وَ إِنّٰا لَصٰادِقُونَ .

نمل (27) 49

270. ولیّ مقتول در قتل به حق (کسی که مطابق قانون الهی کشته شده)، فاقد هرگونه سلطه بر قاتل:

وَ لاٰ تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللّٰهُ إِلاّٰ بِالْحَقِّ وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنٰا لِوَلِیِّهِ سُلْطٰاناً فَلاٰ یُسْرِفْ فِی الْقَتْلِ إِنَّهُ کٰانَ مَنْصُوراً. اسراء (17) 33

گناه مقتول

271. ثبت گناه مقتول به ناحق، حساب شده در پروندۀ قاتل:

إِنِّی أُرِیدُ أَنْ تَبُوءَ بِإِثْمِی وَ إِثْمِکَ فَتَکُونَ مِنْ أَصْحٰابِ النّٰارِ .... مائده (5) 29

مقتول بنی‌اسرائیل

272. زنده شدن مقتول بنی‌اسرائیل، در پی زده شدن قسمتی از گاو ذبح شده بر وی:

فَقُلْنٰا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِهٰا کَذٰلِکَ یُحْیِ اللّٰهُ الْمَوْتیٰ .... بقره (2) 73

273. معرّفی قاتل از سوی مقتول قوم موسی، پس از زنده شدن:

فَقُلْنٰا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِهٰا کَذٰلِکَ یُحْیِ اللّٰهُ الْمَوْتیٰ وَ یُرِیکُمْ آیٰاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ . بقره (2) 73

274. زنده شدن مقتول بنی‌اسرائیل و معرّفی قاتل خویش، از آیات خدا:

فَقُلْنٰا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِهٰا کَذٰلِکَ یُحْیِ اللّٰهُ الْمَوْتیٰ وَ یُرِیکُمْ آیٰاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ . بقره (2) 73


1) 1) . مقصود از ضمیر«انّه»بنا بر یک احتمال، ولیّ مقتول‌است که خداوند با دادن حق قصاص به وی او را یاری کرده است. (الکشاف، ج 2، ص 665)

275. احیای مقتول بنی‌اسرائیل از سوی خداوند، زمینه‌ای برای تفکّر بر قدرت خداوند، در احیای مردگان در قیامت:

فَقُلْنٰا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِهٰا کَذٰلِکَ یُحْیِ اللّٰهُ الْمَوْتیٰ وَ یُرِیکُمْ آیٰاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ . بقره (2) 73

موانع قتل

1. توجّه به ربوبیّت خدا

276. اعتقاد و توجّه به ربوبیّت خدا، مانع ارتکاب قتل ناحق:

لَئِنْ بَسَطْتَ إِلَیَّ یَدَکَ لِتَقْتُلَنِی مٰا أَنَا بِبٰاسِطٍ یَدِیَ إِلَیْکَ لِأَقْتُلَکَ إِنِّی أَخٰافُ اللّٰهَ رَبَّ الْعٰالَمِینَ .

مائده (5) 28

وَ قٰالَ رَجُلٌ مُؤْمِنٌ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ یَکْتُمُ إِیمٰانَهُ أَ تَقْتُلُونَ رَجُلاً أَنْ یَقُولَ رَبِّیَ اللّٰهُ .... غافر (40) 28

2. توجّه به عذاب الهی

277. توجّه به عذاب الهی، مانع انسان، از ارتکاب قتل:

وَ قٰالَ رَجُلٌ مُؤْمِنٌ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ یَکْتُمُ إِیمٰانَهُ أَ تَقْتُلُونَ رَجُلاً أَنْ یَقُولَ رَبِّیَ اللّٰهُ ... وَ إِنْ یَکُ صٰادِقاً یُصِبْکُمْ بَعْضُ الَّذِی یَعِدُکُمْ ... یٰا قَوْمِ لَکُمُ الْمُلْکُ الْیَوْمَ ظٰاهِرِینَ فِی الْأَرْضِ فَمَنْ یَنْصُرُنٰا مِنْ بَأْسِ اللّٰهِ إِنْ جٰاءَنٰا ....

غافر (40) 28 و 29

3. خوف از خدا

278. خوف از خدا، مانع ارتکاب قتل ناحق:

لَئِنْ بَسَطْتَ إِلَیَّ یَدَکَ لِتَقْتُلَنِی مٰا أَنَا بِبٰاسِطٍ یَدِیَ إِلَیْکَ لِأَقْتُلَکَ إِنِّی أَخٰافُ اللّٰهَ رَبَّ الْعٰالَمِینَ .

مائده (5) 28

4. خوف از قیامت

279. ترس از قیامت، بازدارندۀ انسان، از آدم‌کشی ناحق:

وَ قٰالَ رَجُلٌ مُؤْمِنٌ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ یَکْتُمُ إِیمٰانَهُ أَ تَقْتُلُونَ رَجُلاً أَنْ یَقُولَ رَبِّیَ اللّٰهُ ... وَ یٰا قَوْمِ إِنِّی أَخٰافُ عَلَیْکُمْ یَوْمَ التَّنٰادِ یَوْمَ تُوَلُّونَ مُدْبِرِینَ مٰا لَکُمْ مِنَ اللّٰهِ مِنْ عٰاصِمٍ ....

غافر (40) 28 و 32 و 33

5. قانون قصاص

280. قانون قصاص، عاملی مهم، در بازداری مردم، از ارتکاب قتل ناحق:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِصٰاصُ فِی الْقَتْلیٰ ... وَ لَکُمْ فِی الْقِصٰاصِ حَیٰاةٌ یٰا أُولِی الْأَلْبٰابِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ . بقره (2) 178 و 179

موسی علیه السلام و قتل

==> همین مدخل، اتّهام قتل، قتل قبطی، قتل نوجوان

نجات از قتل

==> همین مدخل، توطئۀ قتل

نظارۀ قتل

281. نظارۀ اصحاب اخدود، بر سوزانده شدن و قتل مؤمنان بی گناه:

قُتِلَ أَصْحٰابُ الْأُخْدُودِ

وَ هُمْ عَلیٰ مٰا یَفْعَلُونَ بِالْمُؤْمِنِینَ شُهُودٌ. بروج (85) 4 و 7

282. نشستن و نظاره کردن بر سوزاندن مؤمنان، سبب گرفتاری اصحاب اخدود به عذاب سوزان جهنّم:

قُتِلَ أَصْحٰابُ الْأُخْدُودِ

اَلنّٰارِ ذٰاتِ الْوَقُودِ

إِذْ هُمْ عَلَیْهٰا قُعُودٌ

وَ هُمْ عَلیٰ مٰا یَفْعَلُونَ

بِالْمُؤْمِنِینَ شُهُودٌ

إِنَّ الَّذِینَ فَتَنُوا الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِنٰاتِ ثُمَّ لَمْ یَتُوبُوا فَلَهُمْ عَذٰابُ جَهَنَّمَ وَ لَهُمْ عَذٰابُ الْحَرِیقِ . بروج (85) 4 -\7 و 10

نیز ==> اعدام و خودکشی

قُتَیله (امّ اسماء)

قتیله، دختر عبدالعزّا و مادر اسماء (1)، همسر ابوبکر بود. (2)برخی مفسّران، نزول آیۀ 8 ممتحنه (60) را پس از آن دانسته‌اند که اسماء از پذیرش هدایای مادر مشرکش [قتیله] خودداری کرد و آن را منوط به اجازه از پیامبر صلی الله علیه و آله نمود. (3)همچنین نزول آیۀ 272 بقره (2) را در پی سؤال اسماء از انفاق بر مادر مشرکش [قُتیله] دانسته‌اند که با نزول آیه، انفاق بلااشکال دانسته شد. (4)

قحطی

==>خشکسالی

قدار بن سالف

==>ناقۀ صالح

قدّامة بن مظعون

قدّامة بن مظعون بن حبیب بن وهب از قریش و از سابقان در اسلام و از مهاجران اولیّه به حبشه بود. (5)

برخی مفسّران در ارتباط با آیۀ 93 مائده (5) داستانی نقل کرده‌اند که قدّامه مشروب خورد و هنگامی که او را خدمت حضرت علی علیه السلام آوردند تا حکم علیه وی اجرا شود، گفت: من حکم تحریم خمر را نمی‌دانستم و آیۀ مذکور را خواند، ولی حضرت علی علیه السلام از وی نپذیرفت و حدّ را بر وی جاری ساخت. (6)

قَدَر

اشاره

قَدَر در لغت به معنای بیان کمیّت شیء (7)، مقدار و اندازۀ چیزی به حسب وزن یا به حسب زمان و مکان، اندازه نمودن، فرمان دادن، حکم کردن، محدود ساختن حوادث و اشیاء به علل مادی و شرایط زمانی و مکانی (8)آمده است. قَدَر در اصطلاح، اندازۀ اشیاء و تعیین حدود وجودی آنها است؛ (9)به بیان دیگر، تقدیر امری از ناحیۀ خداوند، قرار دادن آن به اندازه و مقداری است که حکمت اقتضا می‌کند. (10)در این مدخل از واژه‌های«اجل»،«کتب»، مشتقّات«قدر»و


1) 1) . تفسیر الصّافی، ج 5، ص 164؛ جامع‌البیان، ج 14، جزء28، ص 83 -\84

2) 2) . اسدالغابه، ج 7، ص 233

3) 3) . جامع‌البیان، ج 14، جزء 28، ص 83 -\84

4) 4) . کشف‌الاسرار، ج 1، ص 742؛ مجمع‌البیان، ج 1 -\2، ص 663

5) 5) . السّیرة النّبویّه، ابن‌هشام، ج 1، ص 253 و 327 و ج 2،ص 684 ؛ اسدالغابه، ج 4، ص 375؛ الاصابه، ج 5، ص 322

6) 6) . التبیان، ج 4، ص 20؛ روض‌الجنان، ج 7، ص 142؛ الجامع لاحکام القرآن، قرطبی، ج 6 ، ص 192

7) 7) . مفردات، ص 658«قدر»

8) 8) . نثر طوبی، ص 288

9) 9) . المیزان، ج 19، ص 90

10) 10) . مجمع البیان، ج 9 - 10، ص 785

بعضی آیات استفاده شده است.

اهمّ عناوین: آثار قدر، تغییر قدر و مقدّرات.

آثار قدر

==> همین مدخل، فلسفۀ قدر

ایمان به قدر

1. ایمان به تقدیر الهی، مانع شادمانی غرورآمیز و اندوه بی جا، در مقابل نعمتها و مصیبتها:

مٰا أَصٰابَ مِنْ مُصِیبَةٍ فِی الْأَرْضِ وَ لاٰ فِی أَنْفُسِکُمْ إِلاّٰ فِی کِتٰابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَهٰا إِنَّ ذٰلِکَ عَلَی اللّٰهِ یَسِیرٌ

لِکَیْلاٰ تَأْسَوْا عَلیٰ مٰا فٰاتَکُمْ وَ لاٰ تَفْرَحُوا بِمٰا آتٰاکُمْ وَ اللّٰهُ لاٰ یُحِبُّ کُلَّ مُخْتٰالٍ فَخُورٍ. حدید (57) 22 و 23

2. ایمان به مقدّرات الهی، مستلزم توکّل بر خداوند:

إِنْ تُصِبْکَ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ وَ إِنْ تُصِبْکَ مُصِیبَةٌ یَقُولُوا قَدْ أَخَذْنٰا أَمْرَنٰا مِنْ قَبْلُ وَ یَتَوَلَّوْا وَ هُمْ فَرِحُونَ

قُلْ لَنْ یُصِیبَنٰا إِلاّٰ مٰا کَتَبَ اللّٰهُ لَنٰا هُوَ مَوْلاٰنٰا وَ عَلَی اللّٰهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ .

توبه (9) 50 و 51

تغییر قدر

3. رفتار و عملکرد امّتها و اقوام، از موجبات تغییر قدر و دگرگونی سرنوشت آنان:

... إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُغَیِّرُ مٰا بِقَوْمٍ حَتّٰی یُغَیِّرُوا مٰا بِأَنْفُسِهِمْ وَ إِذٰا أَرٰادَ اللّٰهُ بِقَوْمٍ سُوْءاً فَلاٰ مَرَدَّ لَهُ ....

رعد (13) 11

4. عدم امکان تغییر قدر و مقدّرات امتها، از سوی پیامبر صلی الله علیه و آله :

وَ یَقُولُونَ مَتیٰ هٰذَا الْوَعْدُ إِنْ کُنْتُمْ صٰادِقِینَ

قُلْ لاٰ أَمْلِکُ لِنَفْسِی ضَرًّا وَ لاٰ نَفْعاً إِلاّٰ مٰا شٰاءَ اللّٰهُ لِکُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ إِذٰا جٰاءَ أَجَلُهُمْ فَلاٰ یَسْتَأْخِرُونَ سٰاعَةً وَ لاٰ یَسْتَقْدِمُونَ

قُلْ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ أَتٰاکُمْ عَذٰابُهُ بَیٰاتاً أَوْ نَهٰاراً مٰا ذٰا یَسْتَعْجِلُ مِنْهُ الْمُجْرِمُونَ . یونس (10) 48 -\50

5. درخواست برخی انسانها برای تغییر مقدّرات الهی:

... وَ قٰالُوا رَبَّنٰا لِمَ کَتَبْتَ عَلَیْنَا الْقِتٰالَ لَوْ لاٰ أَخَّرْتَنٰا إِلیٰ أَجَلٍ قَرِیبٍ .... نساء (4) 77

وَ أَنْذِرِ النّٰاسَ یَوْمَ یَأْتِیهِمُ الْعَذٰابُ فَیَقُولُ الَّذِینَ ظَلَمُوا رَبَّنٰا أَخِّرْنٰا إِلیٰ أَجَلٍ قَرِیبٍ ....

ابراهیم (14) 44

وَ أَنْفِقُوا مِنْ مٰا رَزَقْنٰاکُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَأْتِیَ أَحَدَکُمُ الْمَوْتُ فَیَقُولَ رَبِّ لَوْ لاٰ أَخَّرْتَنِی إِلیٰ أَجَلٍ قَرِیبٍ فَأَصَّدَّقَ وَ أَکُنْ مِنَ الصّٰالِحِینَ .

منافقون (63) 10

6. اجابت دعوت پیامبران، از موجبات تأخیر اجل تعیین شده و تغییر قدر آنان:

قٰالَتْ رُسُلُهُمْ أَ فِی اللّٰهِ شَکٌّ فٰاطِرِ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ یَدْعُوکُمْ لِیَغْفِرَ لَکُمْ مِنْ ذُنُوبِکُمْ وَ یُؤَخِّرَکُمْ إِلیٰ أَجَلٍ مُسَمًّی قٰالُوا إِنْ أَنْتُمْ إِلاّٰ بَشَرٌ مِثْلُنٰا تُرِیدُونَ أَنْ تَصُدُّونٰا عَمّٰا کٰانَ یَعْبُدُ آبٰاؤُنٰا فَأْتُونٰا بِسُلْطٰانٍ مُبِینٍ . ابراهیم (14) 10

قٰالَ یٰا قَوْمِ إِنِّی لَکُمْ نَذِیرٌ مُبِینٌ

أَنِ اعْبُدُوا اللّٰهَ وَ اتَّقُوهُ وَ أَطِیعُونِ

یَغْفِرْ لَکُمْ مِنْ ذُنُوبِکُمْ وَ یُؤَخِّرْکُمْ إِلیٰ أَجَلٍ مُسَمًّی إِنَّ أَجَلَ اللّٰهِ إِذٰا جٰاءَ لاٰ یُؤَخَّرُ لَوْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ . نوح (71) 2 -\4

7. تقدیر عالم، قابل تغییر، بر اساس مشیّت الهی:

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا رُسُلاً مِنْ قَبْلِکَ وَ جَعَلْنٰا لَهُمْ

أَزْوٰاجاً وَ ذُرِّیَّةً وَ مٰا کٰانَ لِرَسُولٍ أَنْ یَأْتِیَ بِآیَةٍ إِلاّٰ بِإِذْنِ اللّٰهِ لِکُلِّ أَجَلٍ کِتٰابٌ

یَمْحُوا اللّٰهُ مٰا یَشٰاءُ وَ یُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْکِتٰابِ . رعد (13) 38 و 39

8. تغییر تقدیر الهی نسبت به بنی‌اسرائیل بر اساس عملکرد آنان:

یٰا قَوْمِ ادْخُلُوا الْأَرْضَ الْمُقَدَّسَةَ الَّتِی کَتَبَ اللّٰهُ لَکُمْ وَ لاٰ تَرْتَدُّوا عَلیٰ أَدْبٰارِکُمْ فَتَنْقَلِبُوا خٰاسِرِینَ

قٰالُوا یٰا مُوسیٰ إِنَّ فِیهٰا قَوْماً جَبّٰارِینَ وَ إِنّٰا لَنْ نَدْخُلَهٰا حَتّٰی یَخْرُجُوا مِنْهٰا فَإِنْ یَخْرُجُوا مِنْهٰا فَإِنّٰا دٰاخِلُونَ

قٰالَ رَجُلاٰنِ مِنَ الَّذِینَ یَخٰافُونَ أَنْعَمَ اللّٰهُ عَلَیْهِمَا ادْخُلُوا عَلَیْهِمُ الْبٰابَ فَإِذٰا دَخَلْتُمُوهُ فَإِنَّکُمْ غٰالِبُونَ وَ عَلَی اللّٰهِ فَتَوَکَّلُوا إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ

قٰالُوا یٰا مُوسیٰ إِنّٰا لَنْ نَدْخُلَهٰا أَبَداً مٰا دٰامُوا فِیهٰا فَاذْهَبْ أَنْتَ وَ رَبُّکَ فَقٰاتِلاٰ إِنّٰا هٰاهُنٰا قٰاعِدُونَ

قٰالَ رَبِّ إِنِّی لاٰ أَمْلِکُ إِلاّٰ نَفْسِی وَ أَخِی فَافْرُقْ بَیْنَنٰا وَ بَیْنَ الْقَوْمِ الْفٰاسِقِینَ

قٰالَ فَإِنَّهٰا مُحَرَّمَةٌ عَلَیْهِمْ أَرْبَعِینَ سَنَةً یَتِیهُونَ فِی الْأَرْضِ فَلاٰ تَأْسَ عَلَی الْقَوْمِ الْفٰاسِقِینَ . مائده (5) 21 -\26

9. مقدّرات، قابل نسخ و تغییر، با مشیّت خداوند:

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا رُسُلاً مِنْ قَبْلِکَ وَ جَعَلْنٰا لَهُمْ أَزْوٰاجاً وَ ذُرِّیَّةً وَ مٰا کٰانَ لِرَسُولٍ أَنْ یَأْتِیَ بِآیَةٍ إِلاّٰ بِإِذْنِ اللّٰهِ لِکُلِّ أَجَلٍ کِتٰابٌ

یَمْحُوا اللّٰهُ مٰا یَشٰاءُ وَ یُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْکِتٰابِ . رعد (13) 38 و 39

رضا به قدر

10. رضایت به قدر و مقدّرات تعیین شده، از توصیه‌های خداوند:

... وَ ابْتَغُوا مٰا کَتَبَ اللّٰهُ لَکُمْ ... (1)بقره (2) 187

شب قدر

11. شب قدر، زمان تعیین مقدّرات الهی، در تمام امور:

إِنّٰا أَنْزَلْنٰاهُ فِی لَیْلَةٍ مُبٰارَکَةٍ إِنّٰا کُنّٰا مُنْذِرِینَ

فِیهٰا یُفْرَقُ کُلُّ أَمْرٍ حَکِیمٍ

أَمْراً مِنْ عِنْدِنٰا إِنّٰا کُنّٰا مُرْسِلِینَ . دخان (44) 3 -\5

لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ

تَنَزَّلُ الْمَلاٰئِکَةُ وَ الرُّوحُ فِیهٰا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ أَمْرٍ.

قدر (97) 3 و 4

نیز ==> لیلةالقدر

فراگیری قدر

12. فراگیری تقدیر الهی، نسبت به تمام موجودات:

وَ إِنْ مِنْ شَیْءٍ إِلاّٰ عِنْدَنٰا خَزٰائِنُهُ وَ مٰا نُنَزِّلُهُ إِلاّٰ بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ . حجر (15) 21

اَلَّذِی لَهُ مُلْکُ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ ... وَ خَلَقَ کُلَّ شَیْءٍ فَقَدَّرَهُ تَقْدِیراً. فرقان (25) 2

إِنّٰا نَحْنُ نُحْیِ الْمَوْتیٰ وَ نَکْتُبُ مٰا قَدَّمُوا وَ آثٰارَهُمْ وَ کُلَّ شَیْءٍ أَحْصَیْنٰاهُ فِی إِمٰامٍ مُبِینٍ . (2)

یس (36) 12

إِنّٰا کُلَّ شَیْءٍ خَلَقْنٰاهُ بِقَدَرٍ. قمر (54) 49

... قَدْ جَعَلَ اللّٰهُ لِکُلِّ شَیْءٍ قَدْراً. طلاق (65) 3


1) 1) . فرمان خدا به انسانها در مورد دستیابی به مقدّرات الهی، گویای این است که تحقّق مقدّرات، مشروط به عملکرد او نیز است

2) 2) .«امام مبین»لوحی است که از هر گونه تغییر محفوظ‌است و جزئیات و تفصیل قضا و قدر نسبت به تمام موجودات در آن ثبت است. (المیزان، ج 17، ص 67)

فلسفۀ قدر

1. تدبیر زندگی

13. تقدیر حرکت ماه و قدر و اندازه داشتن منازل آن، زمینه‌ساز امکان برنامه‌ریزی برای زندگی و تدبیر شئون آن:

هُوَ الَّذِی جَعَلَ الشَّمْسَ ضِیٰاءً وَ الْقَمَرَ نُوراً وَ قَدَّرَهُ مَنٰازِلَ لِتَعْلَمُوا عَدَدَ السِّنِینَ وَ الْحِسٰابَ مٰا خَلَقَ اللّٰهُ ذٰلِکَ إِلاّٰ بِالْحَقِّ یُفَصِّلُ الْآیٰاتِ لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ . (1)یونس (10) 5

2. تعیین سال

14. تقدیر حرکت منظم ماه در مدار خود و منازل آن، در پی دارندۀ تشخیص سال و ماه:

... وَ الْقَمَرَ نُوراً وَ قَدَّرَهُ مَنٰازِلَ لِتَعْلَمُوا عَدَدَ السِّنِینَ وَ الْحِسٰابَ .... یونس (10) 5

3. جانشینی

15. تقدیر مرگ برای انسانها، به منظور جانشین شدن نسلی دیگر در زمین:

نَحْنُ قَدَّرْنٰا بَیْنَکُمُ الْمَوْتَ وَ مٰا نَحْنُ بِمَسْبُوقِینَ

عَلیٰ أَنْ نُبَدِّلَ أَمْثٰالَکُمْ وَ نُنْشِئَکُمْ فِی مٰا لاٰ تَعْلَمُونَ . واقعه (56) 60 و 61

4. جلوگیری از تجاوز

16. تقدیر روزی آدمی از سوی خدا، بازدارندۀ وی، از تجاوزگری در زمین:

وَ لَوْ بَسَطَ اللّٰهُ الرِّزْقَ لِعِبٰادِهِ لَبَغَوْا فِی الْأَرْضِ وَ لٰکِنْ یُنَزِّلُ بِقَدَرٍ مٰا یَشٰاءُ إِنَّهُ بِعِبٰادِهِ خَبِیرٌ بَصِیرٌ. شوری (42) 27

17. جلوگیری از تجاوزگری، فلسفۀ تقدیر روزی انسانها:

وَ لَوْ بَسَطَ اللّٰهُ الرِّزْقَ لِعِبٰادِهِ لَبَغَوْا فِی الْأَرْضِ وَ لٰکِنْ یُنَزِّلُ بِقَدَرٍ مٰا یَشٰاءُ إِنَّهُ بِعِبٰادِهِ خَبِیرٌ بَصِیرٌ. شوری (42) 27

مقدّرات

1. اجل انسانها

==> اجل، اجل انسان

2. احکام

18. احکام نازل شده بر پیامبر صلی الله علیه و آله بر اساس تقدیر و شرایط تعیین شده از جانب خدا:

مٰا کٰانَ عَلَی النَّبِیِّ مِنْ حَرَجٍ فِیمٰا فَرَضَ اللّٰهُ لَهُ سُنَّةَ اللّٰهِ فِی الَّذِینَ خَلَوْا مِنْ قَبْلُ وَ کٰانَ أَمْرُ اللّٰهِ قَدَراً مَقْدُوراً. (2)احزاب (33) 38

3. امر خدا

19. امر خدا، دارای تقدیر و برنامۀ دقیق:

... وَ کٰانَ أَمْرُ اللّٰهِ قَدَراً مَقْدُوراً. احزاب (33) 38

4. انقراض امّتها

20. انقراض و نابودی امّتها، از تقدیرات الهی:

قُلْ لاٰ أَمْلِکُ لِنَفْسِی ضَرًّا وَ لاٰ نَفْعاً إِلاّٰ مٰا شٰاءَ اللّٰهُ لِکُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ إِذٰا جٰاءَ أَجَلُهُمْ فَلاٰ یَسْتَأْخِرُونَ سٰاعَةً وَ لاٰ یَسْتَقْدِمُونَ . یونس (10) 49

وَ إِنْ مِنْ قَرْیَةٍ إِلاّٰ نَحْنُ مُهْلِکُوهٰا قَبْلَ یَوْمِ الْقِیٰامَةِ أَوْ مُعَذِّبُوهٰا عَذٰاباً شَدِیداً کٰانَ ذٰلِکَ فِی الْکِتٰابِ مَسْطُوراً. اسراء (17) 58

وَ مٰا تَفَرَّقُوا إِلاّٰ مِنْ بَعْدِ مٰا جٰاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْیاً بَیْنَهُمْ وَ لَوْ لاٰ کَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّکَ إِلیٰ أَجَلٍ مُسَمًّی لَقُضِیَ بَیْنَهُمْ وَ إِنَّ الَّذِینَ أُورِثُوا الْکِتٰابَ مِنْ بَعْدِهِمْ لَفِی شَکٍّ مِنْهُ مُرِیبٍ . شوری (42) 14

نیز ==> اجل، اجل امّتها


1) 1) . از آثار تعیین منازل برای ماه، تدبیر شئون زندگانی است. (المیزان، ج 10، ص 12)

2) 2) . با توجّه به سیاق، آیات مربوط به احکام است

5. باران

21. نزول آب باران از آسمان بر زمین، امری مقدّر و دارای اندازه:

أَنْزَلَ مِنَ السَّمٰاءِ مٰاءً فَسٰالَتْ أَوْدِیَةٌ بِقَدَرِهٰا فَاحْتَمَلَ السَّیْلُ زَبَداً رٰابِیاً ... فَأَمَّا الزَّبَدُ فَیَذْهَبُ جُفٰاءً وَ أَمّٰا مٰا یَنْفَعُ النّٰاسَ فَیَمْکُثُ فِی الْأَرْضِ .... رعد (13) 17

وَ أَنْزَلْنٰا مِنَ السَّمٰاءِ مٰاءً بِقَدَرٍ فَأَسْکَنّٰاهُ فِی الْأَرْضِ وَ إِنّٰا عَلیٰ ذَهٰابٍ بِهِ لَقٰادِرُونَ .

مؤمنون (23) 18

وَ الَّذِی نَزَّلَ مِنَ السَّمٰاءِ مٰاءً بِقَدَرٍ فَأَنْشَرْنٰا بِهِ بَلْدَةً مَیْتاً کَذٰلِکَ تُخْرَجُونَ . زخرف (43) 11

6 . بازگشت موسی علیه السلام

22. بازگشت موسی علیه السلام از مدین، بر اساس تقدیر و برنامۀ تنظیم شده، از جانب خداوند:

... فَرَجَعْنٰاکَ إِلیٰ أُمِّکَ کَیْ تَقَرَّ عَیْنُهٰا ... وَ فَتَنّٰاکَ فُتُوناً فَلَبِثْتَ سِنِینَ فِی أَهْلِ مَدْیَنَ ثُمَّ جِئْتَ عَلیٰ قَدَرٍ یٰا مُوسیٰ . طه (20) 40

7. جنین

23. رشد جنین از آغاز تا کمال، با اندازه‌گیریهای دقیق و تقدیر خداوند:

یٰا أَیُّهَا النّٰاسُ إِنْ کُنْتُمْ فِی رَیْبٍ مِنَ الْبَعْثِ فَإِنّٰا خَلَقْنٰاکُمْ مِنْ تُرٰابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ مِنْ مُضْغَةٍ مُخَلَّقَةٍ وَ غَیْرِ مُخَلَّقَةٍ لِنُبَیِّنَ لَکُمْ وَ نُقِرُّ فِی الْأَرْحٰامِ مٰا نَشٰاءُ إِلیٰ أَجَلٍ مُسَمًّی ثُمَّ نُخْرِجُکُمْ طِفْلاً ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّکُمْ وَ مِنْکُمْ مَنْ یُتَوَفّٰی وَ مِنْکُمْ مَنْ یُرَدُّ إِلیٰ أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِکَیْلاٰ یَعْلَمَ مِنْ بَعْدِ عِلْمٍ شَیْئاً .... حجّ (22) 5

أَ لَمْ نَخْلُقْکُمْ مِنْ مٰاءٍ مَهِینٍ

فَجَعَلْنٰاهُ فِی قَرٰارٍ مَکِینٍ

إِلیٰ قَدَرٍ مَعْلُومٍ

فَقَدَرْنٰا فَنِعْمَ الْقٰادِرُونَ . مرسلات (77) 20 -\23

8 . حرکت خورشید

24. حرکت قانونمند خورشید، بر اساس اندازۀ تقدیر خداوند:

... وَ جَعَلَ اللَّیْلَ سَکَناً وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ حُسْبٰاناً ذٰلِکَ تَقْدِیرُ الْعَزِیزِ الْعَلِیمِ . انعام (6) 96

... وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ کُلٌّ یَجْرِی لِأَجَلٍ مُسَمًّی ذٰلِکُمُ اللّٰهُ رَبُّکُمْ .... فاطر (35) 13

وَ الشَّمْسُ تَجْرِی لِمُسْتَقَرٍّ لَهٰا ذٰلِکَ تَقْدِیرُ الْعَزِیزِ الْعَلِیمِ

وَ الْقَمَرَ قَدَّرْنٰاهُ مَنٰازِلَ حَتّٰی عٰادَ کَالْعُرْجُونِ الْقَدِیمِ

لاَ الشَّمْسُ یَنْبَغِی لَهٰا أَنْ تُدْرِکَ الْقَمَرَ وَ لاَ اللَّیْلُ سٰابِقُ النَّهٰارِ وَ کُلٌّ فِی فَلَکٍ یَسْبَحُونَ . یس (36) 38 -\40

خَلَقَ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضَ بِالْحَقِّ یُکَوِّرُ اللَّیْلَ عَلَی النَّهٰارِ وَ یُکَوِّرُ النَّهٰارَ عَلَی اللَّیْلِ وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ کُلٌّ یَجْرِی لِأَجَلٍ مُسَمًّی أَلاٰ هُوَ الْعَزِیزُ الْغَفّٰارُ. زمر (39) 5

اَلشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ بِحُسْبٰانٍ . الرّحمن (55) 5

9. حرکت ماه

25. حرکت قانونمند ماه، بر اساس حساب تعیین شده و تقدیر الهی:

فٰالِقُ الْإِصْبٰاحِ وَ جَعَلَ اللَّیْلَ سَکَناً وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ حُسْبٰاناً ذٰلِکَ تَقْدِیرُ الْعَزِیزِ الْعَلِیمِ .

انعام (6) 96

اَللّٰهُ الَّذِی رَفَعَ السَّمٰاوٰاتِ بِغَیْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهٰا ثُمَّ اسْتَویٰ عَلَی الْعَرْشِ وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ کُلٌّ یَجْرِی لِأَجَلٍ مُسَمًّی یُدَبِّرُ الْأَمْرَ یُفَصِّلُ الْآیٰاتِ لَعَلَّکُمْ بِلِقٰاءِ رَبِّکُمْ تُوقِنُونَ . رعد (13) 2

أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللّٰهَ یُولِجُ اللَّیْلَ فِی النَّهٰارِ وَ یُولِجُ النَّهٰارَ فِی اللَّیْلِ وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ کُلٌّ یَجْرِی إِلیٰ أَجَلٍ مُسَمًّی .... لقمان (31) 29

یُولِجُ اللَّیْلَ فِی النَّهٰارِ وَ یُولِجُ النَّهٰارَ فِی اللَّیْلِ وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ کُلٌّ یَجْرِی لِأَجَلٍ مُسَمًّی ذٰلِکُمُ اللّٰهُ رَبُّکُمْ لَهُ الْمُلْکُ وَ الَّذِینَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ مٰا یَمْلِکُونَ مِنْ قِطْمِیرٍ.

فاطر (35) 13

وَ الشَّمْسُ تَجْرِی لِمُسْتَقَرٍّ لَهٰا ذٰلِکَ تَقْدِیرُ الْعَزِیزِ الْعَلِیمِ

وَ الْقَمَرَ قَدَّرْنٰاهُ مَنٰازِلَ حَتّٰی عٰادَ کَالْعُرْجُونِ الْقَدِیمِ

لاَ الشَّمْسُ یَنْبَغِی لَهٰا أَنْ تُدْرِکَ الْقَمَرَ وَ لاَ اللَّیْلُ سٰابِقُ النَّهٰارِ وَ کُلٌّ فِی فَلَکٍ یَسْبَحُونَ . یس (36) 38 -\40

خَلَقَ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضَ بِالْحَقِّ یُکَوِّرُ اللَّیْلَ عَلَی النَّهٰارِ وَ یُکَوِّرُ النَّهٰارَ عَلَی اللَّیْلِ وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ کُلٌّ یَجْرِی لِأَجَلٍ مُسَمًّی أَلاٰ هُوَ الْعَزِیزُ الْغَفّٰارُ. زمر (39) 5

اَلشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ بِحُسْبٰانٍ . الرّحمن (55) 5

26. حرکت منظم ماه در مدار خود، بر اساس تقدیر الهی، معیار محاسبات امور شرعی:

هُوَ الَّذِی جَعَلَ الشَّمْسَ ضِیٰاءً وَ الْقَمَرَ نُوراً وَ قَدَّرَهُ مَنٰازِلَ لِتَعْلَمُوا عَدَدَ السِّنِینَ وَ الْحِسٰابَ مٰا خَلَقَ اللّٰهُ ذٰلِکَ إِلاّٰ بِالْحَقِّ یُفَصِّلُ الْآیٰاتِ لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ . یونس (10) 5

27. حرکت منظم ماه در مدار خود، بر اساس تقدیر الهی، وسیله‌ای مطمئن برای شمارش سال:

هُوَ الَّذِی جَعَلَ الشَّمْسَ ضِیٰاءً وَ الْقَمَرَ نُوراً وَ قَدَّرَهُ مَنٰازِلَ لِتَعْلَمُوا عَدَدَ السِّنِینَ وَ الْحِسٰابَ مٰا خَلَقَ اللّٰهُ ذٰلِکَ إِلاّٰ بِالْحَقِّ یُفَصِّلُ الْآیٰاتِ لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ . یونس (10) 5

28. حرکت منظم ماه در مدار خود، بر اساس تقدیر الهی، آیت و نشانۀ خدا برای دانشوران:

هُوَ الَّذِی جَعَلَ الشَّمْسَ ضِیٰاءً وَ الْقَمَرَ نُوراً وَ قَدَّرَهُ مَنٰازِلَ لِتَعْلَمُوا عَدَدَ السِّنِینَ وَ الْحِسٰابَ مٰا خَلَقَ اللّٰهُ ذٰلِکَ إِلاّٰ بِالْحَقِّ یُفَصِّلُ الْآیٰاتِ لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ . یونس (10) 5

10. خلقت آسمان

29. آفرینش و تدبیر آسمانها، بر اساس تقدیر خداوند:

إِنَّ رَبَّکُمُ اللّٰهُ الَّذِی خَلَقَ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضَ فِی سِتَّةِ أَیّٰامٍ ثُمَّ اسْتَویٰ عَلَی الْعَرْشِ یُدَبِّرُ الْأَمْرَ مٰا مِنْ شَفِیعٍ إِلاّٰ مِنْ بَعْدِ إِذْنِهِ ذٰلِکُمُ اللّٰهُ رَبُّکُمْ فَاعْبُدُوهُ أَ فَلاٰ تَذَکَّرُونَ . یونس (10) 3

ثُمَّ اسْتَویٰ إِلَی السَّمٰاءِ وَ هِیَ دُخٰانٌ فَقٰالَ لَهٰا وَ لِلْأَرْضِ ائْتِیٰا طَوْعاً أَوْ کَرْهاً قٰالَتٰا أَتَیْنٰا طٰائِعِینَ

فَقَضٰاهُنَّ سَبْعَ سَمٰاوٰاتٍ فِی یَوْمَیْنِ وَ أَوْحیٰ فِی کُلِّ سَمٰاءٍ أَمْرَهٰا وَ زَیَّنَّا السَّمٰاءَ الدُّنْیٰا بِمَصٰابِیحَ وَ حِفْظاً ذٰلِکَ تَقْدِیرُ الْعَزِیزِ الْعَلِیمِ . فصّلت (41) 11 و 12

30. خلقت آسمان از سوی خدا، در مدّت مقدّر و معیّن:

إِنَّ رَبَّکُمُ اللّٰهُ الَّذِی خَلَقَ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضَ فِی سِتَّةِ أَیّٰامٍ ثُمَّ اسْتَویٰ عَلَی الْعَرْشِ ....

اعراف (7) 54

وَ هُوَ الَّذِی خَلَقَ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضَ فِی سِتَّةِ أَیّٰامٍ وَ کٰانَ عَرْشُهُ عَلَی الْمٰاءِ لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً وَ لَئِنْ قُلْتَ إِنَّکُمْ مَبْعُوثُونَ مِنْ بَعْدِ الْمَوْتِ لَیَقُولَنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا إِنْ هٰذٰا إِلاّٰ سِحْرٌ مُبِینٌ . هود (11) 7

اَلَّذِی خَلَقَ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضَ وَ مٰا بَیْنَهُمٰا فِی

سِتَّةِ أَیّٰامٍ ثُمَّ اسْتَویٰ عَلَی الْعَرْشِ الرَّحْمٰنُ فَسْئَلْ بِهِ خَبِیراً. فرقان (25) 59

أَ وَ لَمْ یَتَفَکَّرُوا فِی أَنْفُسِهِمْ مٰا خَلَقَ اللّٰهُ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضَ وَ مٰا بَیْنَهُمٰا إِلاّٰ بِالْحَقِّ وَ أَجَلٍ مُسَمًّی .... روم (30) 8

اَللّٰهُ الَّذِی خَلَقَ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضَ وَ مٰا بَیْنَهُمٰا فِی سِتَّةِ أَیّٰامٍ ثُمَّ اسْتَویٰ عَلَی الْعَرْشِ مٰا لَکُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَلِیٍّ .... سجده (32) 4

مٰا خَلَقْنَا السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضَ وَ مٰا بَیْنَهُمٰا إِلاّٰ بِالْحَقِّ وَ أَجَلٍ مُسَمًّی وَ الَّذِینَ کَفَرُوا عَمّٰا أُنْذِرُوا مُعْرِضُونَ . احقاف (46) 33

وَ لَقَدْ خَلَقْنَا السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضَ وَ مٰا بَیْنَهُمٰا فِی سِتَّةِ أَیّٰامٍ وَ مٰا مَسَّنٰا مِنْ لُغُوبٍ . ق (50) 38

هُوَ الَّذِی خَلَقَ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضَ فِی سِتَّةِ أَیّٰامٍ ثُمَّ اسْتَویٰ عَلَی الْعَرْشِ .... حدید (57) 4

11. خلقت انسان

31. خلقت انسان، بر اساس تقدیر الهی:

أَ لَمْ نَخْلُقْکُمْ مِنْ مٰاءٍ مَهِینٍ

فَجَعَلْنٰاهُ فِی قَرٰارٍ مَکِینٍ

إِلیٰ قَدَرٍ مَعْلُومٍ

فَقَدَرْنٰا فَنِعْمَ الْقٰادِرُونَ . مرسلات (77) 20 -\23

قُتِلَ الْإِنْسٰانُ مٰا أَکْفَرَهُ

مِنْ أَیِّ شَیْءٍ خَلَقَهُ

مِنْ نُطْفَةٍ خَلَقَهُ فَقَدَّرَهُ . عبس (80) 17 -\19

12. خلقت زمین

32. خلقت زمین، تعیین شده، در زمان و مدّت معیّن:

إِنَّ رَبَّکُمُ اللّٰهُ الَّذِی خَلَقَ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضَ فِی سِتَّةِ أَیّٰامٍ ثُمَّ اسْتَویٰ عَلَی الْعَرْشِ ....

اعراف (7) 54

إِنَّ رَبَّکُمُ اللّٰهُ الَّذِی خَلَقَ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضَ فِی سِتَّةِ أَیّٰامٍ ثُمَّ اسْتَویٰ عَلَی الْعَرْشِ یُدَبِّرُ الْأَمْرَ مٰا مِنْ شَفِیعٍ إِلاّٰ مِنْ بَعْدِ إِذْنِهِ .... یونس (10) 3

اَلَّذِی خَلَقَ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضَ وَ مٰا بَیْنَهُمٰا فِی سِتَّةِ أَیّٰامٍ ثُمَّ اسْتَویٰ عَلَی الْعَرْشِ الرَّحْمٰنُ ....

فرقان (25) 59

أَ وَ لَمْ یَتَفَکَّرُوا فِی أَنْفُسِهِمْ مٰا خَلَقَ اللّٰهُ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضَ وَ مٰا بَیْنَهُمٰا إِلاّٰ بِالْحَقِّ وَ أَجَلٍ مُسَمًّی ... لَکٰافِرُونَ . روم (30) 8

اَللّٰهُ الَّذِی خَلَقَ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضَ وَ مٰا بَیْنَهُمٰا فِی سِتَّةِ أَیّٰامٍ ثُمَّ اسْتَویٰ عَلَی الْعَرْشِ مٰا لَکُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَلِیٍّ وَ لاٰ شَفِیعٍ .... سجده (32) 4

مٰا خَلَقْنَا السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضَ وَ مٰا بَیْنَهُمٰا إِلاّٰ بِالْحَقِّ وَ أَجَلٍ مُسَمًّی وَ الَّذِینَ کَفَرُوا عَمّٰا أُنْذِرُوا مُعْرِضُونَ . احقاف (46) 3

وَ لَقَدْ خَلَقْنَا السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضَ وَ مٰا بَیْنَهُمٰا فِی سِتَّةِ أَیّٰامٍ وَ مٰا مَسَّنٰا مِنْ لُغُوبٍ . ق (50) 38

هُوَ الَّذِی خَلَقَ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضَ فِی سِتَّةِ أَیّٰامٍ ثُمَّ اسْتَویٰ عَلَی الْعَرْشِ .... حدید (57) 4

13. خلقت موجودات

33. خلقت موجودات، بر اساس تقدیر الهی:

وَ إِنْ مِنْ شَیْءٍ إِلاّٰ عِنْدَنٰا خَزٰائِنُهُ وَ مٰا نُنَزِّلُهُ إِلاّٰ بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ . (1)حجر (15) 21

اَلَّذِی لَهُ مُلْکُ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ ... وَ خَلَقَ کُلَّ شَیْءٍ فَقَدَّرَهُ تَقْدِیراً. فرقان (25) 2

أَ وَ لَمْ یَتَفَکَّرُوا فِی أَنْفُسِهِمْ مٰا خَلَقَ اللّٰهُ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضَ وَ مٰا بَیْنَهُمٰا إِلاّٰ بِالْحَقِّ وَ أَجَلٍ مُسَمًّی .... روم (30) 8


1) 1) . نزول«شیء»از نزد خدا، به معنای خلقت و نزول اشیا از عالم مجرّد به عالم محسوس و مادّی است. (المیزان، ج 14، ص 143 -\145)

مٰا خَلَقْنَا السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضَ وَ مٰا بَیْنَهُمٰا إِلاّٰ بِالْحَقِّ وَ أَجَلٍ مُسَمًّی وَ الَّذِینَ کَفَرُوا عَمّٰا أُنْذِرُوا مُعْرِضُونَ . احقاف (46) 3

إِنّٰا کُلَّ شَیْءٍ خَلَقْنٰاهُ بِقَدَرٍ. قمر (54) 49

14. دوران بارداری

34. دوران بارداری، دارای تقدیر مشخص و مراحل معیّن شده از ناحیۀ خداوند:

یٰا أَیُّهَا النّٰاسُ إِنْ کُنْتُمْ فِی رَیْبٍ مِنَ الْبَعْثِ فَإِنّٰا خَلَقْنٰاکُمْ مِنْ تُرٰابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ مِنْ مُضْغَةٍ مُخَلَّقَةٍ وَ غَیْرِ مُخَلَّقَةٍ لِنُبَیِّنَ لَکُمْ وَ نُقِرُّ فِی الْأَرْحٰامِ مٰا نَشٰاءُ إِلیٰ أَجَلٍ مُسَمًّی ثُمَّ نُخْرِجُکُمْ طِفْلاً ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّکُمْ وَ مِنْکُمْ مَنْ یُتَوَفّٰی وَ مِنْکُمْ مَنْ یُرَدُّ إِلیٰ أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِکَیْلاٰ یَعْلَمَ مِنْ بَعْدِ عِلْمٍ شَیْئاً .... حج (22) 5

35. تقدیر دوران بارداری انسان از سوی بهترین تقدیرکننده (خداوند):

أَ لَمْ نَخْلُقْکُمْ مِنْ مٰاءٍ مَهِینٍ

فَجَعَلْنٰاهُ فِی قَرٰارٍ مَکِینٍ

إِلیٰ قَدَرٍ مَعْلُومٍ

فَقَدَرْنٰا فَنِعْمَ الْقٰادِرُونَ . (1)مرسلات (77) 20 -\23

15. روز

36. روز، دارای اندازه‌ای معیّن و مقدّر از سوی خداوند:

أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللّٰهَ یُولِجُ اللَّیْلَ فِی النَّهٰارِ وَ یُولِجُ النَّهٰارَ فِی اللَّیْلِ وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ کُلٌّ یَجْرِی إِلیٰ أَجَلٍ مُسَمًّی .... لقمان (31) 29

یُولِجُ اللَّیْلَ فِی النَّهٰارِ وَ یُولِجُ النَّهٰارَ فِی اللَّیْلِ وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ کُلٌّ یَجْرِی لِأَجَلٍ مُسَمًّی .... فاطر (35) 13

... وَ اللّٰهُ یُقَدِّرُ اللَّیْلَ وَ النَّهٰارَ .... مزمّل (73) 20

16. روزی

37. تقدیر روزی انسانها، به وسیلۀ خداوند:

اَللّٰهُ یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ یَشٰاءُ وَ یَقْدِرُ ....

رعد (13) 26

وَ جَعَلْنٰا لَکُمْ فِیهٰا مَعٰایِشَ وَ مَنْ لَسْتُمْ لَهُ بِرٰازِقِینَ

وَ إِنْ مِنْ شَیْءٍ إِلاّٰ عِنْدَنٰا خَزٰائِنُهُ وَ مٰا نُنَزِّلُهُ إِلاّٰ بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ . حجر (15) 20 و 21

إِنَّ رَبَّکَ یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ یَشٰاءُ وَ یَقْدِرُ ....

اسراء (17) 30

وَ أَصْبَحَ الَّذِینَ تَمَنَّوْا مَکٰانَهُ بِالْأَمْسِ یَقُولُونَ وَیْکَأَنَّ اللّٰهَ یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ یَشٰاءُ مِنْ عِبٰادِهِ وَ یَقْدِرُ .... قصص (28) 82

اَللّٰهُ یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ یَشٰاءُ مِنْ عِبٰادِهِ وَ یَقْدِرُ لَهُ إِنَّ اللّٰهَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ . عنکبوت (29) 62

أَ وَ لَمْ یَرَوْا أَنَّ اللّٰهَ یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ یَشٰاءُ وَ یَقْدِرُ .... روم (30) 37

قُلْ إِنَّ رَبِّی یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ یَشٰاءُ وَ یَقْدِرُ وَ لٰکِنَّ أَکْثَرَ النّٰاسِ لاٰ یَعْلَمُونَ . سبأ (34) 36

قُلْ إِنَّ رَبِّی یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ یَشٰاءُ مِنْ عِبٰادِهِ وَ یَقْدِرُ لَهُ .... سبأ (34) 39

أَ وَ لَمْ یَعْلَمُوا أَنَّ اللّٰهَ یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ یَشٰاءُ وَ یَقْدِرُ إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَآیٰاتٍ لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ .

زمر (39) 52

وَ جَعَلَ فِیهٰا رَوٰاسِیَ مِنْ فَوْقِهٰا وَ بٰارَکَ فِیهٰا وَ قَدَّرَ فِیهٰا أَقْوٰاتَهٰا فِی أَرْبَعَةِ أَیّٰامٍ سَوٰاءً لِلسّٰائِلِینَ .

فصّلت (41) 10


1) 1) . مراد از«قادرون»در«فنعم القادرون»، مقدِّرون است. (مجمع البیان، ج 9 -\10، ص 632)

لَهُ مَقٰالِیدُ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ یَشٰاءُ وَ یَقْدِرُ إِنَّهُ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ .

شوری (42) 12

وَ لَوْ بَسَطَ اللّٰهُ الرِّزْقَ لِعِبٰادِهِ لَبَغَوْا فِی الْأَرْضِ وَ لٰکِنْ یُنَزِّلُ بِقَدَرٍ مٰا یَشٰاءُ إِنَّهُ بِعِبٰادِهِ خَبِیرٌ بَصِیرٌ. شوری (42) 27

فَإِذٰا بَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِکُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ فٰارِقُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ وَ أَشْهِدُوا ذَوَیْ عَدْلٍ مِنْکُمْ وَ أَقِیمُوا الشَّهٰادَةَ لِلّٰهِ ذٰلِکُمْ یُوعَظُ بِهِ مَنْ کٰانَ یُؤْمِنُ بِاللّٰهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ وَ مَنْ یَتَّقِ اللّٰهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً

وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لاٰ یَحْتَسِبُ ... قَدْ جَعَلَ اللّٰهُ لِکُلِّ شَیْءٍ قَدْراً. طلاق (65) 2 و 3

فَأَمَّا الْإِنْسٰانُ إِذٰا مَا ابْتَلاٰهُ رَبُّهُ فَأَکْرَمَهُ وَ نَعَّمَهُ فَیَقُولُ رَبِّی أَکْرَمَنِ

وَ أَمّٰا إِذٰا مَا ابْتَلاٰهُ فَقَدَرَ عَلَیْهِ رِزْقَهُ فَیَقُولُ رَبِّی أَهٰانَنِ . فجر (89) 15 و 16

38. نزول روزی مقدّر و حساب شده برای بعضی از انسانها، بازدارندۀ آنان از تجاوزگری:

وَ لَوْ بَسَطَ اللّٰهُ الرِّزْقَ لِعِبٰادِهِ لَبَغَوْا فِی الْأَرْضِ وَ لٰکِنْ یُنَزِّلُ بِقَدَرٍ مٰا یَشٰاءُ .... شوری (42) 27

39. خداوند، تقدیرکنندۀ مواد غذایی و روزی موجودات در زمین:

وَ جَعَلَ فِیهٰا رَوٰاسِیَ مِنْ فَوْقِهٰا وَ بٰارَکَ فِیهٰا وَ قَدَّرَ فِیهٰا أَقْوٰاتَهٰا فِی أَرْبَعَةِ أَیّٰامٍ سَوٰاءً لِلسّٰائِلِینَ . (1)

فصّلت (41) 10

40. خداوند، تقدیرکننده، ارزاق موجودات، در چهار فصل سال:

وَ جَعَلَ فِیهٰا رَوٰاسِیَ مِنْ فَوْقِهٰا وَ بٰارَکَ فِیهٰا وَ قَدَّرَ فِیهٰا أَقْوٰاتَهٰا فِی أَرْبَعَةِ أَیّٰامٍ سَوٰاءً لِلسّٰائِلِینَ . (2)

فصّلت (41) 10

17. رویش گیاهان

41. رویش گیاهان در زمین، دارای اندازه و تقدیری معلوم:

وَ الْأَرْضَ مَدَدْنٰاهٰا وَ أَلْقَیْنٰا فِیهٰا رَوٰاسِیَ وَ أَنْبَتْنٰا فِیهٰا مِنْ کُلِّ شَیْءٍ مَوْزُونٍ

وَ إِنْ مِنْ شَیْءٍ إِلاّٰ عِنْدَنٰا خَزٰائِنُهُ وَ مٰا نُنَزِّلُهُ إِلاّٰ بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ .

حجر (15) 19 و 21

18. سرنوشت

42. تقدیر و رقم خوردن سرنوشت انسان، از جانب خداوند:

وَ کُلَّ إِنسٰانٍ أَلْزَمْنٰاهُ طٰائِرَهُ فِی عُنُقِهِ وَ نُخْرِجُ لَهُ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ کِتٰاباً یَلْقٰاهُ مَنْشُوراً. (3)

اسراء (17) 13

19. سکونت در سرزمین مقدّس

43. خداوند، تقدیرکنندۀ سرزمین مقدّس، برای سکونت قوم موسی:

یٰا قَوْمِ ادْخُلُوا الْأَرْضَ الْمُقَدَّسَةَ الَّتِی کَتَبَ اللّٰهُ لَکُمْ وَ لاٰ تَرْتَدُّوا عَلیٰ أَدْبٰارِکُمْ فَتَنْقَلِبُوا خٰاسِرِینَ

قٰالُوا یٰا مُوسیٰ إِنَّ فِیهٰا قَوْماً جَبّٰارِینَ وَ إِنّٰا لَنْ نَدْخُلَهٰا حَتّٰی یَخْرُجُوا مِنْهٰا فَإِنْ


1) 1) . بنابر اینکه مراد از«قدّر فیها اقواتها...»پدید آوردن‌خوراکی موجودات همراه با تقدیر و اندازه‌گیری باشد

2) 2) . بر این اساس که«اربعة ایام»ظرف برای«قدر فیهااقواتها»باشد و«ایام»هم نظر به فصول چهارگانه داشته باشد

3) 3) . محمّدبن‌مسلم از امام باقر و امام صادق علیهما السلام دربارۀ‌سخن خدا در«و کل انسان الزمناه طائره فی عنقه»روایت کرده است که فرمودند: کسی که قدرت دارد، سرنوشت او را رقم زده و تقدیر کرده است. (تفسیر عیّاشی، ج 2، ص 284 ح 32، تفسیر نورالثقلین، ج 3، ص 144، ح 106)

یَخْرُجُوا مِنْهٰا فَإِنّٰا دٰاخِلُونَ . مائده (5) 21 و 22

20. شب

44. شب، دارای تقدیر و اندازه، از جانب خداوند:

أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللّٰهَ یُولِجُ اللَّیْلَ فِی النَّهٰارِ وَ یُولِجُ النَّهٰارَ فِی اللَّیْلِ وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ کُلٌّ یَجْرِی إِلیٰ أَجَلٍ مُسَمًّی .... لقمان (31) 29

یُولِجُ اللَّیْلَ فِی النَّهٰارِ وَ یُولِجُ النَّهٰارَ فِی اللَّیْلِ وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ کُلٌّ یَجْرِی لِأَجَلٍ مُسَمًّی .... فاطر (35) 13

... وَ اللّٰهُ یُقَدِّرُ اللَّیْلَ وَ النَّهٰارَ عَلِمَ أَنْ لَنْ تُحْصُوهُ .... مزمّل (73) 20

21. عدد ماهها

45. تعداد ماههای سال، امری مقدّر نزد خدا و دوازده عدد مشخص، از ابتدای خلقت آسمان و زمین:

إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللّٰهِ اثْنٰا عَشَرَ شَهْراً فِی کِتٰابِ اللّٰهِ یَوْمَ خَلَقَ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضَ مِنْهٰا أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ ذٰلِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ فَلاٰ تَظْلِمُوا فِیهِنَّ أَنْفُسَکُمْ وَ قٰاتِلُوا الْمُشْرِکِینَ کَافَّةً کَمٰا یُقٰاتِلُونَکُمْ کَافَّةً وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللّٰهَ مَعَ الْمُتَّقِینَ . توبه (9) 36

22. عذاب امّتها

46. عذاب امّتها قبل از قیامت، دارای وقت معلوم و مقدّر:

وَ إِنْ مِنْ قَرْیَةٍ إِلاّٰ نَحْنُ مُهْلِکُوهٰا قَبْلَ یَوْمِ الْقِیٰامَةِ أَوْ مُعَذِّبُوهٰا عَذٰاباً شَدِیداً کٰانَ ذٰلِکَ فِی الْکِتٰابِ مَسْطُوراً. اسراء (17) 58

23. عذاب قوم لوط

47. فرشتگان، اجرا کنندۀ عذاب مقدر بر قوم لوط:

قٰالَ فَمٰا خَطْبُکُمْ أَیُّهَا الْمُرْسَلُونَ

قٰالُوا إِنّٰا أُرْسِلْنٰا إِلیٰ قَوْمٍ مُجْرِمِینَ

إِلاّٰ آلَ لُوطٍ ... إِلاَّ امْرَأَتَهُ قَدَّرْنٰا إِنَّهٰا لَمِنَ الْغٰابِرِینَ .

حجر (15) 57 -\60

24. عذاب کافران

48. عذاب معین شده برای کافران، دارای وقت معیّن و تقدیر مشخص:

وَ یَسْتَعْجِلُونَکَ بِالْعَذٰابِ وَ لَوْ لاٰ أَجَلٌ مُسَمًّی لَجٰاءَهُمُ الْعَذٰابُ .... عنکبوت (29) 53

25. عذاب همسر لوط

49. همسر لوط، مشمول عذاب مقدر شده، از جانب خداوند:

إِلاّٰ آلَ لُوطٍ إِنّٰا لَمُنَجُّوهُمْ أَجْمَعِینَ

إِلاَّ امْرَأَتَهُ قَدَّرْنٰا إِنَّهٰا لَمِنَ الْغٰابِرِینَ . حجر (15) 59 و 60

26. عذاب گناهکاران

50. تقدیر اجل، برای عذاب ظالمان و گناهکاران:

وَ کَذٰلِکَ أَخْذُ رَبِّکَ إِذٰا أَخَذَ الْقُریٰ وَ هِیَ ظٰالِمَةٌ إِنَّ أَخْذَهُ أَلِیمٌ شَدِیدٌ

إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَآیَةً لِمَنْ خٰافَ عَذٰابَ الْآخِرَةِ ذٰلِکَ یَوْمٌ مَجْمُوعٌ لَهُ النّٰاسُ وَ ذٰلِکَ یَوْمٌ مَشْهُودٌ

وَ مٰا نُؤَخِّرُهُ إِلاّٰ لِأَجَلٍ مَعْدُودٍ. هود (11) 102 -\104

وَ لَوْ یُؤٰاخِذُ اللّٰهُ النّٰاسَ بِظُلْمِهِمْ مٰا تَرَکَ عَلَیْهٰا مِنْ دَابَّةٍ وَ لٰکِنْ یُؤَخِّرُهُمْ إِلیٰ أَجَلٍ مُسَمًّی فَإِذٰا جٰاءَ أَجَلُهُمْ لاٰ یَسْتَأْخِرُونَ سٰاعَةً وَ لاٰ یَسْتَقْدِمُونَ . (1)نحل (16) 61

وَ لَوْ یُؤٰاخِذُ اللّٰهُ النّٰاسَ بِمٰا کَسَبُوا مٰا تَرَکَ عَلیٰ ظَهْرِهٰا مِنْ دَابَّةٍ وَ لٰکِنْ یُؤَخِّرُهُمْ إِلیٰ أَجَلٍ مُسَمًّی فَإِذٰا جٰاءَ أَجَلُهُمْ فَإِنَّ اللّٰهَ کٰانَ بِعِبٰادِهِ بَصِیراً. فاطر (35) 45


1) 1) . بنابراینکه ظلم به معنای مطلق گناه و ارتکاب کار ناشایسته باشد. (روح‌المعانی، ج 8 ، جزء 14، ص 253)

27. عمر

==> اجل، اجل انسان

28. فرجام امّتها

==> همین مدخل؛ مقدّرات، انقراض امّتها

29. ماههای حرام

51. تعداد ماههای حرام، معیّن و مقدّر نزد خدا:

إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللّٰهِ اثْنٰا عَشَرَ شَهْراً فِی کِتٰابِ اللّٰهِ یَوْمَ خَلَقَ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضَ مِنْهٰا أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ .... توبه (9) 36

30. مرگ

52. مرگ، امری مقدّر شده، از جانب خداوند:

وَ مٰا کٰانَ لِنَفْسٍ أَنْ تَمُوتَ إِلاّٰ بِإِذْنِ اللّٰهِ کِتٰاباً مُؤَجَّلاً .... آل‌عمران (3) 145

نَحْنُ قَدَّرْنٰا بَیْنَکُمُ الْمَوْتَ وَ مٰا نَحْنُ بِمَسْبُوقِینَ .

واقعه (56) 60

وَ أَنْفِقُوا مِنْ مٰا رَزَقْنٰاکُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَأْتِیَ أَحَدَکُمُ الْمَوْتُ فَیَقُولَ رَبِّ لَوْ لاٰ أَخَّرْتَنِی إِلیٰ أَجَلٍ قَرِیبٍ فَأَصَّدَّقَ وَ أَکُنْ مِنَ الصّٰالِحِینَ

وَ لَنْ یُؤَخِّرَ اللّٰهُ نَفْساً إِذٰا جٰاءَ أَجَلُهٰا وَ اللّٰهُ خَبِیرٌ بِمٰا تَعْمَلُونَ . منافقون (63) 10 و 11

53. درخواست برخی انسانها برای تغییر اجل و تقدیر مرگ از سوی خداوند:

وَ أَنْفِقُوا مِنْ مٰا رَزَقْنٰاکُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَأْتِیَ أَحَدَکُمُ الْمَوْتُ فَیَقُولَ رَبِّ لَوْ لاٰ أَخَّرْتَنِی إِلیٰ أَجَلٍ قَرِیبٍ فَأَصَّدَّقَ وَ أَکُنْ مِنَ الصّٰالِحِینَ .

منافقون (63) 10

نیز ==> اجل، اجل انسان

31. مصیبت

54. مصیبتهای انسان، بر اساس قدر الهی و تقدیر مکتوب، در لوح محفوظ:

مٰا أَصٰابَ مِنْ مُصِیبَةٍ فِی الْأَرْضِ وَ لاٰ فِی أَنْفُسِکُمْ إِلاّٰ فِی کِتٰابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَهٰا إِنَّ ذٰلِکَ عَلَی اللّٰهِ یَسِیرٌ. حدید (57) 22

32. معجزه

55. ارائۀ معجزات و آیات الهی، هر یک، دارای زمانی مشخص و مختص به دوره‌ای خاصّ و مقدّر:

... وَ مٰا کٰانَ لِرَسُولٍ أَنْ یَأْتِیَ بِآیَةٍ إِلاّٰ بِإِذْنِ اللّٰهِ لِکُلِّ أَجَلٍ کِتٰابٌ . رعد (13) 38

33. معیشت

56. معیشت انسانها، دارای حدّ و تقدیر معلوم:

وَ جَعَلْنٰا لَکُمْ فِیهٰا مَعٰایِشَ وَ مَنْ لَسْتُمْ لَهُ بِرٰازِقِینَ

وَ إِنْ مِنْ شَیْءٍ إِلاّٰ عِنْدَنٰا خَزٰائِنُهُ وَ مٰا نُنَزِّلُهُ إِلاّٰ بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ . حجر (15) 15 و 20

34. موجودات

57. همۀ موجودات و اشیا، دارای قدر و تقدیر معیّن:

أَ وَ لَمْ یَتَفَکَّرُوا فِی أَنْفُسِهِمْ مٰا خَلَقَ اللّٰهُ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضَ وَ مٰا بَیْنَهُمٰا إِلاّٰ بِالْحَقِّ وَ أَجَلٍ مُسَمًّی وَ إِنَّ کَثِیراً مِنَ النّٰاسِ بِلِقٰاءِ رَبِّهِمْ لَکٰافِرُونَ . روم (30) 8

مٰا خَلَقْنَا السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضَ وَ مٰا بَیْنَهُمٰا إِلاّٰ بِالْحَقِّ وَ أَجَلٍ مُسَمًّی وَ الَّذِینَ کَفَرُوا عَمّٰا أُنْذِرُوا مُعْرِضُونَ . احقاف (46) 3

... قَدْ جَعَلَ اللّٰهُ لِکُلِّ شَیْءٍ قَدْراً. طلاق (65) 3

58. قدر و اندازۀ تمام موجودات ثبت شده، در کتاب مبین خداوند:

وَ مٰا تَکُونُ فِی شَأْنٍ وَ مٰا تَتْلُوا مِنْهُ مِنْ قُرْآنٍ وَ لاٰ تَعْمَلُونَ مِنْ عَمَلٍ إِلاّٰ کُنّٰا عَلَیْکُمْ شُهُوداً إِذْ تُفِیضُونَ فِیهِ وَ مٰا یَعْزُبُ عَنْ رَبِّکَ مِنْ مِثْقٰالِ ذَرَّةٍ فِی الْأَرْضِ وَ لاٰ فِی السَّمٰاءِ وَ لاٰ أَصْغَرَ مِنْ ذٰلِکَ وَ لاٰ أَکْبَرَ إِلاّٰ فِی کِتٰابٍ مُبِینٍ . یونس (10) 61

59. خداوند، تعیین‌کنندۀ مقدار و اندازۀ موجودات و پدیده‌های عالم:

اَللّٰهُ یَعْلَمُ مٰا تَحْمِلُ کُلُّ أُنْثیٰ وَ مٰا تَغِیضُ الْأَرْحٰامُ وَ مٰا تَزْدٰادُ وَ کُلُّ شَیْءٍ عِنْدَهُ بِمِقْدٰارٍ. رعد (13) 8

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا رُسُلاً مِنْ قَبْلِکَ وَ جَعَلْنٰا لَهُمْ أَزْوٰاجاً وَ ذُرِّیَّةً وَ مٰا کٰانَ لِرَسُولٍ أَنْ یَأْتِیَ بِآیَةٍ إِلاّٰ بِإِذْنِ اللّٰهِ لِکُلِّ أَجَلٍ کِتٰابٌ

یَمْحُوا اللّٰهُ مٰا یَشٰاءُ وَ یُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْکِتٰابِ .

رعد (13) 38 و 39

نیز ==> همین مدخل، مقدّرات، خلقت موجودات

35. مهلت به ظالمان

60. مهلت خداوند به ظالمان و تأخیر کیفر آنان تا مدّت معیّن، امری مقدّر و مشخص:

وَ لَوْ یُؤٰاخِذُ اللّٰهُ النّٰاسَ بِظُلْمِهِمْ مٰا تَرَکَ عَلَیْهٰا مِنْ دَابَّةٍ وَ لٰکِنْ یُؤَخِّرُهُمْ إِلیٰ أَجَلٍ مُسَمًّی فَإِذٰا جٰاءَ أَجَلُهُمْ لاٰ یَسْتَأْخِرُونَ سٰاعَةً وَ لاٰ یَسْتَقْدِمُونَ . نحل (16) 61

36. نزول کتابهای آسمانی

61. نزول کتابهای آسمانی از سوی خداوند، بر اساس تقدیری مشخص:

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا رُسُلاً مِنْ قَبْلِکَ وَ جَعَلْنٰا لَهُمْ أَزْوٰاجاً وَ ذُرِّیَّةً وَ مٰا کٰانَ لِرَسُولٍ أَنْ یَأْتِیَ بِآیَةٍ إِلاّٰ بِإِذْنِ اللّٰهِ لِکُلِّ أَجَلٍ کِتٰابٌ . (1)رعد (13) 38

37. نصیب دنیا

62. بهره‌مندی افترازنندگان و تکذیبگران آیات الهی، از نصیب مقدّر، در دنیا:

فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَریٰ عَلَی اللّٰهِ کَذِباً أَوْ کَذَّبَ بِآیٰاتِهِ أُولٰئِکَ یَنٰالُهُمْ نَصِیبُهُمْ مِنَ الْکِتٰابِ حَتّٰی إِذٰا جٰاءَتْهُمْ رُسُلُنٰا یَتَوَفَّوْنَهُمْ ... (2)اعراف (7) 37

38. هلاکت امّتها

63. هلاکت امّتهای ظالم، دارای تقدیر و نظام معیّن:

وَ تِلْکَ الْقُریٰ أَهْلَکْنٰاهُمْ لَمّٰا ظَلَمُوا وَ جَعَلْنٰا لِمَهْلِکِهِمْ مَوْعِداً. کهف (18) 59

نیز ==> اجل

قدرت

اشاره

قدرت، قوّت و توانایی بر انجام دادن کار و ترک آن است؛ یعنی هرگاه انسان، انجام دادن و ترک کاری را، چه مادّی باشد یا معنوی، اراده کرد بتواند انجام دهد. (3)

در اصطلاح سیاسی، توانایی اجرای کار خاصّ، توانایی شخص برای وادار کردن دیگران به تسلیم در برابر خواست خود به هر صورتی، توانایی یک طبقه برای تحقّق منافعش در برابر طبقات دیگر و قدرت ناشی از داراییهای محسوس و غیر محسوس است. (4)

قدرت در اصطلاح فلسفی، حالتی است در حیوان [موجود زنده] که به سبب آن می‌تواند کاری را انجام دهد یا ترک کند. (5)قادر کسی است که هرگاه اراده کند


1) 1) . بنا بر یک احتمال«لکلّ اجل کتاب»از باب قلب است و اصل آن«لکلّ کتاب ینزل من السّماء اجل»است؛ یعنی کتابهای آسمانی در زمان تعیین شده نازل می‌شوند. (مجمع‌البیان، ج 5 -\6 ، ص 457)

2) 2) . بنا بر یک احتمال، مقصود از«نصیبهم من الکتاب»نصیب آنان از عمر، رزق، خیر و شرّ مکتوب است. (مجمع‌البیان، ج 3 -\4، ص 642)

3) 3) . التحقیق، ج 9، ص 205،«قدر»

4) 4) . فرهنگ علوم سیاسی، ص 334 -\335،«قدرت»

5) 5) . فرهنگ معارف اسلامی، ج 3، ص 1470،«قدرت»؛ج 2، ص 469؛ اسفار، ج 3، ص 67 و 87 ؛ کشف‌المراد، ص 135

فعل از او صادر شود، و الّا نه. (1)در این مدخل از واژه‌های«قوی»،«ملک»و آنچه بیانگر معنای قدرت است، استفاده شده است.

اهمّ عناوین: آثار قدرت، استفاده از قدرت، صاحبان قدرت، عوامل قدرت، قدرت خدا و منشأ قدرت.

آثار قدرت

1. اجرای عدالت

1. قدرت، دارای نقش بسزا، در اجرا و تحقّق عدالت، در جامعه:

لَقَدْ أَرْسَلْنٰا رُسُلَنٰا بِالْبَیِّنٰاتِ وَ أَنْزَلْنٰا مَعَهُمُ الْکِتٰابَ وَ الْمِیزٰانَ لِیَقُومَ النّٰاسُ بِالْقِسْطِ وَ أَنْزَلْنَا الْحَدِیدَ فِیهِ بَأْسٌ شَدِیدٌ وَ مَنٰافِعُ لِلنّٰاسِ ... (2)

حدید (57) 25

2. ادّعای ربوبیّت

2. ادّعای ربوبیّت نمرود، در پی بهره‌مندی از قدرت خدادادی:

أَ لَمْ تَرَ إِلَی الَّذِی حَاجَّ إِبْرٰاهِیمَ فِی رَبِّهِ أَنْ آتٰاهُ اللّٰهُ الْمُلْکَ إِذْ قٰالَ إِبْرٰاهِیمُ رَبِّیَ الَّذِی یُحْیِی وَ یُمِیتُ قٰالَ أَنَا أُحْیِی وَ أُمِیتُ .... بقره (2) 258

3. استکبار

3. بهره‌مندی از قدرت، زمینۀ استکبار:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ وَ آتَیْنٰاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مٰا إِنَّ مَفٰاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ إِذْ قٰالَ لَهُ قَوْمُهُ لاٰ تَفْرَحْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْفَرِحِینَ

وَ ابْتَغِ فِیمٰا آتٰاکَ اللّٰهُ الدّٰارَ الْآخِرَةَ وَ لاٰ تَنْسَ نَصِیبَکَ مِنَ الدُّنْیٰا وَ أَحْسِنْ کَمٰا أَحْسَنَ اللّٰهُ إِلَیْکَ وَ لاٰ تَبْغِ الْفَسٰادَ فِی الْأَرْضِ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْمُفْسِدِینَ

قٰالَ إِنَّمٰا أُوتِیتُهُ عَلیٰ عِلْمٍ عِنْدِی أَ وَ لَمْ یَعْلَمْ أَنَّ اللّٰهَ قَدْ أَهْلَکَ مِنْ قَبْلِهِ مِنَ الْقُرُونِ مَنْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُ قُوَّةً وَ أَکْثَرُ جَمْعاً وَ لاٰ یُسْئَلُ عَنْ ذُنُوبِهِمُ الْمُجْرِمُونَ .

قصص (28) 76 -\78

فَأَمّٰا عٰادٌ فَاسْتَکْبَرُوا فِی الْأَرْضِ بِغَیْرِ الْحَقِّ وَ قٰالُوا مَنْ أَشَدُّ مِنّٰا قُوَّةً أَ وَ لَمْ یَرَوْا أَنَّ اللّٰهَ الَّذِی خَلَقَهُمْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَ کٰانُوا بِآیٰاتِنٰا یَجْحَدُونَ . فصّلت (41) 15

4. قدرتمندی، زمینۀ استکبار در برابر حق:

فَأَمّٰا عٰادٌ فَاسْتَکْبَرُوا فِی الْأَرْضِ بِغَیْرِ الْحَقِّ وَ قٰالُوا مَنْ أَشَدُّ مِنّٰا قُوَّةً أَ وَ لَمْ یَرَوْا أَنَّ اللّٰهَ الَّذِی خَلَقَهُمْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَ کٰانُوا بِآیٰاتِنٰا یَجْحَدُونَ . فصّلت (41) 15

4. استهزای انبیا

5. قدرتمندی، زمینه‌ساز استهزای انبیای الهی:

أَ فَلَمْ یَسِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَیَنْظُرُوا کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ کٰانُوا أَکْثَرَ مِنْهُمْ وَ أَشَدَّ قُوَّةً وَ آثٰاراً فِی الْأَرْضِ فَمٰا أَغْنیٰ عَنْهُمْ مٰا کٰانُوا یَکْسِبُونَ

فَلَمّٰا جٰاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّنٰاتِ فَرِحُوا بِمٰا عِنْدَهُمْ مِنَ الْعِلْمِ وَ حٰاقَ بِهِمْ مٰا کٰانُوا بِهِ یَسْتَهْزِؤُنَ . غافر (40) 82 و 83


1) 1) . فرهنگ معارف اسلامی، ج 3، ص 1470،«قدرت»؛ج 2، ص 469؛ اسفار، ج 3، ص 67 و 87 ؛ کشف‌المراد، ص 135

2) 2) . بنا بر اینکه«انزلنا الحدید...»متعلّق به اقامۀ قسط باشد.(روح‌المعانی، ج 15، جزء 27، ص 289)

5. انکار آیات خدا

6. انکار و کفر به آیات الهی از سوی قوم عاد، در پی بهره‌مندی آنان از قدرت:

فَأَمّٰا عٰادٌ فَاسْتَکْبَرُوا فِی الْأَرْضِ بِغَیْرِ الْحَقِّ وَ قٰالُوا مَنْ أَشَدُّ مِنّٰا قُوَّةً أَ وَ لَمْ یَرَوْا أَنَّ اللّٰهَ الَّذِی خَلَقَهُمْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَ کٰانُوا بِآیٰاتِنٰا یَجْحَدُونَ . فصّلت (41) 15

6 . انکار قدرت برتر

7. برخورداری از قدرت، زمینۀ انکار قدرت برتر از خود:

أَ یَحْسَبُ أَنْ لَنْ یَقْدِرَ عَلَیْهِ أَحَدٌ

یَقُولُ أَهْلَکْتُ مٰالاً لُبَداً. بلد (90) 5 و 6

7. انکار معاد

8. قدرتمندی، زمینۀ انکار معاد:

وَ کٰانَ لَهُ ثَمَرٌ فَقٰالَ لِصٰاحِبِهِ وَ هُوَ یُحٰاوِرُهُ أَنَا أَکْثَرُ مِنْکَ مٰالاً وَ أَعَزُّ نَفَراً

وَ دَخَلَ جَنَّتَهُ وَ هُوَ ظٰالِمٌ لِنَفْسِهِ قٰالَ مٰا أَظُنُّ أَنْ تَبِیدَ هٰذِهِ أَبَداً

وَ مٰا أَظُنُّ السّٰاعَةَ قٰائِمَةً وَ لَئِنْ رُدِدْتُ إِلیٰ رَبِّی لَأَجِدَنَّ خَیْراً مِنْهٰا مُنْقَلَباً. کهف (18) 34 -\36

8 . باطل‌گرایی

9. قدرتمندی، زمینۀ فرو رفتن در گرداب باطل:

کَالَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ کٰانُوا أَشَدَّ مِنْکُمْ قُوَّةً وَ أَکْثَرَ أَمْوٰالاً وَ أَوْلاٰداً فَاسْتَمْتَعُوا بِخَلاٰقِهِمْ فَاسْتَمْتَعْتُمْ بِخَلاٰقِکُمْ کَمَا اسْتَمْتَعَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ بِخَلاٰقِهِمْ وَ خُضْتُمْ کَالَّذِی خٰاضُوا .... توبه (9) 69

9. بروز خصلتهای درونی

10. قدرت و حکومت، سبب آشکار شدن خصلتهای درونی انسان:

وَ إِذٰا تَوَلّٰی سَعیٰ فِی الْأَرْضِ لِیُفْسِدَ فِیهٰا وَ یُهْلِکَ الْحَرْثَ وَ النَّسْلَ وَ اللّٰهُ لاٰ یُحِبُّ الْفَسٰادَ.

بقره (2) 205

10. پیروزی

11. قدرتمندی، عامل پیروزی:

وَ قُلْ رَبِّ أَدْخِلْنِی مُدْخَلَ صِدْقٍ وَ أَخْرِجْنِی مُخْرَجَ صِدْقٍ وَ اجْعَلْ لِی مِنْ لَدُنْکَ سُلْطٰاناً نَصِیراً. اسراء (17) 80

کَتَبَ اللّٰهُ لَأَغْلِبَنَّ أَنَا وَ رُسُلِی إِنَّ اللّٰهَ قَوِیٌّ عَزِیزٌ.

مجادله (58) 21

11. تحقیر دیگران

12. احساس قدرت، زمینۀ تحقیر دیگران:

وَ کٰانَ لَهُ ثَمَرٌ فَقٰالَ لِصٰاحِبِهِ وَ هُوَ یُحٰاوِرُهُ أَنَا أَکْثَرُ مِنْکَ مٰالاً وَ أَعَزُّ نَفَراً

وَ لَوْ لاٰ إِذْ دَخَلْتَ جَنَّتَکَ قُلْتَ مٰا شٰاءَ اللّٰهُ لاٰ قُوَّةَ إِلاّٰ بِاللّٰهِ إِنْ تَرَنِ أَنَا أَقَلَّ مِنْکَ مٰالاً وَ وَلَداً. کهف (18) 34 و 39

12. تصرّف در زمین

13. تصرّف در زمین و شهرها، از آثار قدرتمندی:

أَ وَ لَمْ یَسِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَیَنْظُرُوا کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ کٰانُوا أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَ أَثٰارُوا الْأَرْضَ وَ عَمَرُوهٰا أَکْثَرَ مِمّٰا عَمَرُوهٰا وَ جٰاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّنٰاتِ فَمٰا کٰانَ اللّٰهُ لِیَظْلِمَهُمْ وَ لٰکِنْ کٰانُوا أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ .

روم (30) 9

وَ کَمْ أَهْلَکْنٰا قَبْلَهُمْ مِنْ قَرْنٍ هُمْ أَشَدُّ مِنْهُمْ بَطْشاً فَنَقَّبُوا فِی الْبِلاٰدِ هَلْ مِنْ مَحِیصٍ . ق (50) 36

13. تفاخر

14. بهره‌مندی از قدرت، عامل فخرفروشی:

وَ کٰانَ لَهُ ثَمَرٌ فَقٰالَ لِصٰاحِبِهِ وَ هُوَ یُحٰاوِرُهُ أَنَا أَکْثَرُ مِنْکَ مٰالاً وَ أَعَزُّ نَفَراً. کهف (18) 34

فَأَمّٰا عٰادٌ فَاسْتَکْبَرُوا فِی الْأَرْضِ بِغَیْرِ الْحَقِّ وَ قٰالُوا مَنْ أَشَدُّ مِنّٰا قُوَّةً أَ وَ لَمْ یَرَوْا أَنَّ اللّٰهَ الَّذِی خَلَقَهُمْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَ کٰانُوا بِآیٰاتِنٰا یَجْحَدُونَ . فصّلت (41) 15

وَ نٰادیٰ فِرْعَوْنُ فِی قَوْمِهِ قٰالَ یٰا قَوْمِ أَ لَیْسَ لِی مُلْکُ مِصْرَ وَ هٰذِهِ الْأَنْهٰارُ تَجْرِی مِنْ تَحْتِی أَ فَلاٰ تُبْصِرُونَ

أَمْ أَنَا خَیْرٌ مِنْ هٰذَا الَّذِی هُوَ مَهِینٌ وَ لاٰ یَکٰادُ یُبِینُ . زخرف (43) 51 و 52

14. تکذیب انبیا

15. قدرتمندی، زمینه‌ساز تکذیب انبیای الهی:

أَ وَ لَمْ یَسِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَیَنْظُرُوا کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ کٰانُوا أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَ أَثٰارُوا الْأَرْضَ وَ عَمَرُوهٰا أَکْثَرَ مِمّٰا عَمَرُوهٰا وَ جٰاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّنٰاتِ فَمٰا کٰانَ اللّٰهُ لِیَظْلِمَهُمْ وَ لٰکِنْ کٰانُوا أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ . (1)

روم (30) 9

15. جلب محبّت

16. قادر پنداشتن معبودان از جانب مشرکان، سبب دوستی با آنان:

وَ مِنَ النّٰاسِ مَنْ یَتَّخِذُ مِنْ دُونِ اللّٰهِ أَنْدٰاداً یُحِبُّونَهُمْ کَحُبِّ اللّٰهِ وَ الَّذِینَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلّٰهِ وَ لَوْ یَرَی الَّذِینَ ظَلَمُوا إِذْ یَرَوْنَ الْعَذٰابَ أَنَّ الْقُوَّةَ لِلّٰهِ جَمِیعاً .... بقره (2) 165

16. حفظ تعالیم خدا

17. حفظ تعالیم الهی و اجرای آن، نیازمند صلابت و توانمندی:

وَ إِذْ أَخَذْنٰا مِیثٰاقَکُمْ وَ رَفَعْنٰا فَوْقَکُمُ الطُّورَ خُذُوا مٰا آتَیْنٰاکُمْ بِقُوَّةٍ وَ اذْکُرُوا مٰا فِیهِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ .

بقره (2) 63

وَ إِذْ أَخَذْنٰا مِیثٰاقَکُمْ وَ رَفَعْنٰا فَوْقَکُمُ الطُّورَ خُذُوا مٰا آتَیْنٰاکُمْ بِقُوَّةٍ وَ اسْمَعُوا .... بقره (2) 93

وَ کَتَبْنٰا لَهُ فِی الْأَلْوٰاحِ مِنْ کُلِّ شَیْءٍ مَوْعِظَةً وَ تَفْصِیلاً لِکُلِّ شَیْءٍ فَخُذْهٰا بِقُوَّةٍ وَ أْمُرْ قَوْمَکَ یَأْخُذُوا بِأَحْسَنِهٰا .... اعراف (7) 145

وَ إِذْ نَتَقْنَا الْجَبَلَ فَوْقَهُمْ کَأَنَّهُ ظُلَّةٌ وَ ظَنُّوا أَنَّهُ وٰاقِعٌ بِهِمْ خُذُوا مٰا آتَیْنٰاکُمْ بِقُوَّةٍ وَ اذْکُرُوا مٰا فِیهِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ . اعراف (7) 171

یٰا یَحْییٰ خُذِ الْکِتٰابَ بِقُوَّةٍ وَ آتَیْنٰاهُ الْحُکْمَ صَبِیًّا. مریم (19) 12

17. حفظ حقوق

18. بهره‌مندی از قدرت و اعمال آن، سبب حفظ حقوق ملّتها:

وَ مِنْ أَهْلِ الْکِتٰابِ مَنْ إِنْ تَأْمَنْهُ بِقِنْطٰارٍ یُؤَدِّهِ إِلَیْکَ وَ مِنْهُمْ مَنْ إِنْ تَأْمَنْهُ بِدِینٰارٍ لاٰ یُؤَدِّهِ إِلَیْکَ إِلاّٰ مٰا دُمْتَ عَلَیْهِ قٰائِماً ذٰلِکَ بِأَنَّهُمْ قٰالُوا لَیْسَ عَلَیْنٰا فِی الْأُمِّیِّینَ سَبِیلٌ .... آل‌عمران (3) 75

18. طغیان

19. قدرتمندی، عامل طغیانگری در زمین:

أَ لَمْ تَرَ کَیْفَ فَعَلَ رَبُّکَ بِعٰادٍ

إِرَمَ ذٰاتِ الْعِمٰادِ

اَلَّتِی لَمْ یُخْلَقْ مِثْلُهٰا فِی الْبِلاٰدِ

وَ ثَمُودَ الَّذِینَ جٰابُوا الصَّخْرَ بِالْوٰادِ

وَ فِرْعَوْنَ ذِی الْأَوْتٰادِ

اَلَّذِینَ طَغَوْا فِی الْبِلاٰدِ.

فجر (89) 6 -\11


1) 1) . از تفریع«فما کان اللّه لیظلمهم»بر«وجاءتهم رسلهم»استفاده می‌شود که آنان انبیا را تکذیب کردند، زیرا آمدن انبیا به همراه بیّنات، مقتضی تصدیق و تکذیب است و از نسبت ظلم به آنان استفاده می‌شود که آنان تکذیب کردند. (تفسیر التحریروالتنویر، ج 10، جزء 21، ص 58)

19. ظلم

20. قدرتمندی، زمینۀ ظلم به خویشتن:

کَالَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ کٰانُوا أَشَدَّ مِنْکُمْ قُوَّةً وَ أَکْثَرَ أَمْوٰالاً وَ أَوْلاٰداً فَاسْتَمْتَعُوا بِخَلاٰقِهِمْ فَاسْتَمْتَعْتُمْ بِخَلاٰقِکُمْ کَمَا اسْتَمْتَعَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ بِخَلاٰقِهِمْ وَ خُضْتُمْ کَالَّذِی خٰاضُوا أُولٰئِکَ حَبِطَتْ أَعْمٰالُهُمْ فِی الدُّنْیٰا وَ الْآخِرَةِ وَ أُولٰئِکَ هُمُ الْخٰاسِرُونَ

أَ لَمْ یَأْتِهِمْ نَبَأُ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ قَوْمِ نُوحٍ وَ عٰادٍ وَ ثَمُودَ وَ قَوْمِ إِبْرٰاهِیمَ وَ أَصْحٰابِ مَدْیَنَ وَ الْمُؤْتَفِکٰاتِ أَتَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّنٰاتِ فَمٰا کٰانَ اللّٰهُ لِیَظْلِمَهُمْ وَ لٰکِنْ کٰانُوا أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ . توبه (9) 69 و 70

وَ کٰانَ لَهُ ثَمَرٌ فَقٰالَ لِصٰاحِبِهِ وَ هُوَ یُحٰاوِرُهُ أَنَا أَکْثَرُ مِنْکَ مٰالاً وَ أَعَزُّ نَفَراً

وَ دَخَلَ جَنَّتَهُ وَ هُوَ ظٰالِمٌ لِنَفْسِهِ قٰالَ مٰا أَظُنُّ أَنْ تَبِیدَ هٰذِهِ أَبَداً.

کهف (18) 34 و 35

وَ قٰارُونَ وَ فِرْعَوْنَ وَ هٰامٰانَ وَ لَقَدْ جٰاءَهُمْ مُوسیٰ بِالْبَیِّنٰاتِ فَاسْتَکْبَرُوا فِی الْأَرْضِ وَ مٰا کٰانُوا سٰابِقِینَ

فَکُلاًّ أَخَذْنٰا بِذَنْبِهِ فَمِنْهُمْ مَنْ أَرْسَلْنٰا عَلَیْهِ حٰاصِباً وَ مِنْهُمْ مَنْ أَخَذَتْهُ الصَّیْحَةُ وَ مِنْهُمْ مَنْ خَسَفْنٰا بِهِ الْأَرْضَ وَ مِنْهُمْ مَنْ أَغْرَقْنٰا وَ مٰا کٰانَ اللّٰهُ لِیَظْلِمَهُمْ وَ لٰکِنْ کٰانُوا أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ . عنکبوت (29) 39 و 40

أَ وَ لَمْ یَسِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَیَنْظُرُوا کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ کٰانُوا أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَ أَثٰارُوا الْأَرْضَ وَ عَمَرُوهٰا أَکْثَرَ مِمّٰا عَمَرُوهٰا وَ جٰاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّنٰاتِ فَمٰا کٰانَ اللّٰهُ لِیَظْلِمَهُمْ وَ لٰکِنْ کٰانُوا أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ .

روم (30) 9

20. عُجب

21. قدرتمندی، زمینه‌ساز عُجب و خودبینی:

وَ کٰانَ لَهُ ثَمَرٌ فَقٰالَ لِصٰاحِبِهِ وَ هُوَ یُحٰاوِرُهُ أَنَا أَکْثَرُ مِنْکَ مٰالاً وَ أَعَزُّ نَفَراً

وَ مٰا أَظُنُّ السّٰاعَةَ قٰائِمَةً وَ لَئِنْ رُدِدْتُ إِلیٰ رَبِّی لَأَجِدَنَّ خَیْراً مِنْهٰا مُنْقَلَباً. کهف (18) 34 و 36

21. غرور

22. بهره‌مندی از قدرت مالی، زمینه‌ای برای غرور و تفاخر:

کِلْتَا الْجَنَّتَیْنِ آتَتْ أُکُلَهٰا وَ لَمْ تَظْلِمْ مِنْهُ شَیْئاً وَ فَجَّرْنٰا خِلاٰلَهُمٰا نَهَراً

وَ کٰانَ لَهُ ثَمَرٌ فَقٰالَ لِصٰاحِبِهِ وَ هُوَ یُحٰاوِرُهُ أَنَا أَکْثَرُ مِنْکَ مٰالاً وَ أَعَزُّ نَفَراً

وَ دَخَلَ جَنَّتَهُ وَ هُوَ ظٰالِمٌ لِنَفْسِهِ قٰالَ مٰا أَظُنُّ أَنْ تَبِیدَ هٰذِهِ أَبَداً

وَ مٰا أَظُنُّ السّٰاعَةَ قٰائِمَةً وَ لَئِنْ رُدِدْتُ إِلیٰ رَبِّی لَأَجِدَنَّ خَیْراً مِنْهٰا مُنْقَلَباً. کهف (18) 33 -\36

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ وَ آتَیْنٰاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مٰا إِنَّ مَفٰاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ إِذْ قٰالَ لَهُ قَوْمُهُ لاٰ تَفْرَحْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْفَرِحِینَ

قٰالَ إِنَّمٰا أُوتِیتُهُ عَلیٰ عِلْمٍ عِنْدِی أَ وَ لَمْ یَعْلَمْ أَنَّ اللّٰهَ قَدْ أَهْلَکَ مِنْ قَبْلِهِ مِنَ الْقُرُونِ مَنْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُ قُوَّةً وَ أَکْثَرُ جَمْعاً وَ لاٰ یُسْئَلُ عَنْ ذُنُوبِهِمُ الْمُجْرِمُونَ .

قصص (28) 76 و 78

وَ مٰا أَرْسَلْنٰا فِی قَرْیَةٍ مِنْ نَذِیرٍ إِلاّٰ قٰالَ مُتْرَفُوهٰا إِنّٰا بِمٰا أُرْسِلْتُمْ بِهِ کٰافِرُونَ

وَ قٰالُوا نَحْنُ أَکْثَرُ أَمْوٰالاً وَ أَوْلاٰداً وَ مٰا نَحْنُ بِمُعَذَّبِینَ .

سبأ (34) 34 و 35

فَأَمّٰا عٰادٌ فَاسْتَکْبَرُوا فِی الْأَرْضِ بِغَیْرِ الْحَقِّ

وَ قٰالُوا مَنْ أَشَدُّ مِنّٰا قُوَّةً أَ وَ لَمْ یَرَوْا أَنَّ اللّٰهَ الَّذِی خَلَقَهُمْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَ کٰانُوا بِآیٰاتِنٰا یَجْحَدُونَ . فصّلت (41) 15

22. غفلت

23. برخورداری از قدرت، زمینه‌ای برای غفلت:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ وَ آتَیْنٰاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مٰا إِنَّ مَفٰاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ إِذْ قٰالَ لَهُ قَوْمُهُ لاٰ تَفْرَحْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْفَرِحِینَ

قٰالَ إِنَّمٰا أُوتِیتُهُ عَلیٰ عِلْمٍ عِنْدِی أَ وَ لَمْ یَعْلَمْ أَنَّ اللّٰهَ قَدْ أَهْلَکَ مِنْ قَبْلِهِ مِنَ الْقُرُونِ مَنْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُ قُوَّةً وَ أَکْثَرُ جَمْعاً وَ لاٰ یُسْئَلُ عَنْ ذُنُوبِهِمُ الْمُجْرِمُونَ .

قصص (28) 76 و 78

فَأَمّٰا عٰادٌ فَاسْتَکْبَرُوا فِی الْأَرْضِ بِغَیْرِ الْحَقِّ وَ قٰالُوا مَنْ أَشَدُّ مِنّٰا قُوَّةً أَ وَ لَمْ یَرَوْا أَنَّ اللّٰهَ الَّذِی خَلَقَهُمْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَ کٰانُوا بِآیٰاتِنٰا یَجْحَدُونَ . فصّلت (41) 15

23. فساد

24. برخوردار شدن از قدرت سیاسی و حکومتی، زمینه‌ای برای فسادگری در زمین:

وَ إِذٰا تَوَلّٰی سَعیٰ فِی الْأَرْضِ لِیُفْسِدَ فِیهٰا وَ یُهْلِکَ الْحَرْثَ وَ النَّسْلَ .... بقره (2) 205

25. قدرت در دست انسانهای ناصالح، ابزار فسادگری:

فَهَلْ عَسَیْتُمْ إِنْ تَوَلَّیْتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ وَ تُقَطِّعُوا أَرْحٰامَکُمْ . محمّد (47) 22

أَ لَمْ تَرَ کَیْفَ فَعَلَ رَبُّکَ بِعٰادٍ

إِرَمَ ذٰاتِ الْعِمٰادِ

اَلَّتِی لَمْ یُخْلَقْ مِثْلُهٰا فِی الْبِلاٰدِ

وَ ثَمُودَ الَّذِینَ جٰابُوا الصَّخْرَ بِالْوٰادِ

وَ فِرْعَوْنَ ذِی الْأَوْتٰادِ

اَلَّذِینَ طَغَوْا فِی الْبِلاٰدِ

فَأَکْثَرُوا فِیهَا الْفَسٰادَ. فجر (89) 6 -\12

24. کفر

26. قدرتمندی، عامل حق‌گریزی و کفر:

وَ کٰانَ لَهُ ثَمَرٌ فَقٰالَ لِصٰاحِبِهِ وَ هُوَ یُحٰاوِرُهُ أَنَا أَکْثَرُ مِنْکَ مٰالاً وَ أَعَزُّ نَفَراً

وَ مٰا أَظُنُّ السّٰاعَةَ قٰائِمَةً وَ لَئِنْ رُدِدْتُ إِلیٰ رَبِّی لَأَجِدَنَّ خَیْراً مِنْهٰا مُنْقَلَباً

قٰالَ لَهُ صٰاحِبُهُ وَ هُوَ یُحٰاوِرُهُ أَ کَفَرْتَ بِالَّذِی خَلَقَکَ مِنْ تُرٰابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ سَوّٰاکَ رَجُلاً. کهف (18) 34 و 36 و 37

أَ فَرَأَیْتَ الَّذِی کَفَرَ بِآیٰاتِنٰا وَ قٰالَ لَأُوتَیَنَّ مٰالاً وَ وَلَداً. مریم (19) 77

أَ وَ لَمْ یَسِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَیَنْظُرُوا کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ الَّذِینَ کٰانُوا مِنْ قَبْلِهِمْ کٰانُوا هُمْ أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَ آثٰاراً فِی الْأَرْضِ فَأَخَذَهُمُ اللّٰهُ بِذُنُوبِهِمْ وَ مٰا کٰانَ لَهُمْ مِنَ اللّٰهِ مِنْ وٰاقٍ

ذٰلِکَ بِأَنَّهُمْ کٰانَتْ تَأْتِیهِمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّنٰاتِ فَکَفَرُوا فَأَخَذَهُمُ اللّٰهُ إِنَّهُ قَوِیٌّ شَدِیدُ الْعِقٰابِ . غافر (40) 21 و 22

25. گناه

27. قدرتمندی، زمینۀ گناهکاری:

أَ وَ لَمْ یَسِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَیَنْظُرُوا کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ الَّذِینَ کٰانُوا مِنْ قَبْلِهِمْ کٰانُوا هُمْ أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَ آثٰاراً فِی الْأَرْضِ فَأَخَذَهُمُ اللّٰهُ بِذُنُوبِهِمْ وَ مٰا کٰانَ لَهُمْ مِنَ اللّٰهِ مِنْ وٰاقٍ . غافر (40) 21

26. لیاقت

28. قدرتمندی، عامل لیاقت و شایستگی، از دیدگاه مشرکان مکّه:

أَ هُمْ یَقْسِمُونَ رَحْمَتَ رَبِّکَ نَحْنُ قَسَمْنٰا بَیْنَهُمْ مَعِیشَتَهُمْ فِی الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا وَ رَفَعْنٰا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجٰاتٍ لِیَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضاً سُخْرِیًّا

وَ رَحْمَتُ رَبِّکَ خَیْرٌ مِمّٰا یَجْمَعُونَ .

زخرف (43) 32

آرزوی قدرت

29. آرزوی داشتن توان و قدرت لازم از سوی لوط علیه السلام برای دفاع از مهمانان خود، در برابر قوم متجاوزش:

وَ لَمّٰا جٰاءَتْ رُسُلُنٰا لُوطاً سِیءَ بِهِمْ وَ ضٰاقَ بِهِمْ ذَرْعاً وَ قٰالَ هٰذٰا یَوْمٌ عَصِیبٌ

وَ جٰاءَهُ قَوْمُهُ یُهْرَعُونَ إِلَیْهِ وَ مِنْ قَبْلُ کٰانُوا یَعْمَلُونَ السَّیِّئٰاتِ قٰالَ یٰا قَوْمِ هٰؤُلاٰءِ بَنٰاتِی هُنَّ أَطْهَرُ لَکُمْ فَاتَّقُوا اللّٰهَ وَ لاٰ تُخْزُونِ فِی ضَیْفِی أَ لَیْسَ مِنْکُمْ رَجُلٌ رَشِیدٌ

قٰالُوا لَقَدْ عَلِمْتَ مٰا لَنٰا فِی بَنٰاتِکَ مِنْ حَقٍّ وَ إِنَّکَ لَتَعْلَمُ مٰا نُرِیدُ

قٰالَ لَوْ أَنَّ لِی بِکُمْ قُوَّةً أَوْ آوِی إِلیٰ رُکْنٍ شَدِیدٍ. هود (11) 77 -\80

ارزش قدرت

30. قدرت و دارایی، امری نیکو نزد عقل:

ضَرَبَ اللّٰهُ مَثَلاً عَبْداً مَمْلُوکاً لاٰ یَقْدِرُ عَلیٰ شَیْءٍ وَ مَنْ رَزَقْنٰاهُ مِنّٰا رِزْقاً حَسَناً فَهُوَ یُنْفِقُ مِنْهُ سِرًّا وَ جَهْراً هَلْ یَسْتَوُونَ الْحَمْدُ لِلّٰهِ بَلْ أَکْثَرُهُمْ لاٰ یَعْلَمُونَ . نحل (16) 75

31. مطلوب بودن دست یافتن به توانایی و طلب قدرت (برای تحقّق هدفهای الهی):

وَ قُلْ رَبِّ أَدْخِلْنِی مُدْخَلَ صِدْقٍ وَ أَخْرِجْنِی مُخْرَجَ صِدْقٍ وَ اجْعَلْ لِی مِنْ لَدُنْکَ سُلْطٰاناً نَصِیراً. اسراء (17) 80

قٰالَ رَبِّ اغْفِرْ لِی وَ هَبْ لِی مُلْکاً لاٰ یَنْبَغِی لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِی إِنَّکَ أَنْتَ الْوَهّٰابُ . ص (38) 35

32. قدرت و ثروت، تنها ملاک ارزش انسان، در دیدگاه فرعون:

وَ نٰادیٰ فِرْعَوْنُ فِی قَوْمِهِ قٰالَ یٰا قَوْمِ أَ لَیْسَ لِی مُلْکُ مِصْرَ وَ هٰذِهِ الْأَنْهٰارُ تَجْرِی مِنْ تَحْتِی أَ فَلاٰ تُبْصِرُونَ

أَمْ أَنَا خَیْرٌ مِنْ هٰذَا الَّذِی هُوَ مَهِینٌ وَ لاٰ یَکٰادُ یُبِینُ . زخرف (43) 51 و 52

33. قدرت و ثروت، ملاک ارزش و معیار اصلی بهره‌مندی، در نگاه دنیاطلبان قوم قارون:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ وَ آتَیْنٰاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مٰا إِنَّ مَفٰاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ إِذْ قٰالَ لَهُ قَوْمُهُ لاٰ تَفْرَحْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْفَرِحِینَ

فَخَرَجَ عَلیٰ قَوْمِهِ فِی زِینَتِهِ قٰالَ الَّذِینَ یُرِیدُونَ الْحَیٰاةَ الدُّنْیٰا یٰا لَیْتَ لَنٰا مِثْلَ مٰا أُوتِیَ قٰارُونُ إِنَّهُ لَذُو حَظٍّ عَظِیمٍ .

قصص (28) 76 و 79

34. پاداش الهی، بسی ارزشمندتر از قدرت و ثروت دنیایی، از دیدگاه عالمان بنی‌اسرائیل:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ وَ آتَیْنٰاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مٰا إِنَّ مَفٰاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ إِذْ قٰالَ لَهُ قَوْمُهُ لاٰ تَفْرَحْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْفَرِحِینَ

فَخَرَجَ عَلیٰ قَوْمِهِ فِی زِینَتِهِ قٰالَ الَّذِینَ یُرِیدُونَ الْحَیٰاةَ الدُّنْیٰا یٰا لَیْتَ لَنٰا مِثْلَ مٰا أُوتِیَ قٰارُونُ إِنَّهُ لَذُو حَظٍّ عَظِیمٍ

وَ قٰالَ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَیْلَکُمْ ثَوٰابُ اللّٰهِ خَیْرٌ لِمَنْ آمَنَ وَ عَمِلَ صٰالِحاً وَ لاٰ یُلَقّٰاهٰا إِلاَّ الصّٰابِرُونَ . قصص (28) 76 و 79 و 80

35. شایسته بودن قدرتمندی و تلاش برای افزایش آن:

وَ یٰا قَوْمِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَیْهِ یُرْسِلِ السَّمٰاءَ عَلَیْکُمْ مِدْرٰاراً وَ یَزِدْکُمْ قُوَّةً إِلیٰ قُوَّتِکُمْ

وَ لاٰ تَتَوَلَّوْا مُجْرِمِینَ . هود (11) 52

36. قدرت بدنی، حالتی ارزشمند:

وَ قٰالَ لَهُمْ نَبِیُّهُمْ إِنَّ اللّٰهَ قَدْ بَعَثَ لَکُمْ طٰالُوتَ مَلِکاً قٰالُوا أَنّٰی یَکُونُ لَهُ الْمُلْکُ عَلَیْنٰا وَ نَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْکِ مِنْهُ وَ لَمْ یُؤْتَ سَعَةً مِنَ الْمٰالِ قٰالَ إِنَّ اللّٰهَ اصْطَفٰاهُ عَلَیْکُمْ وَ زٰادَهُ بَسْطَةً فِی الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ وَ اللّٰهُ یُؤْتِی مُلْکَهُ مَنْ یَشٰاءُ وَ اللّٰهُ وٰاسِعٌ عَلِیمٌ . بقره (2) 247

أَ وَ عَجِبْتُمْ أَنْ جٰاءَکُمْ ذِکْرٌ مِنْ رَبِّکُمْ عَلیٰ رَجُلٍ مِنْکُمْ لِیُنْذِرَکُمْ وَ اذْکُرُوا إِذْ جَعَلَکُمْ خُلَفٰاءَ مِنْ بَعْدِ قَوْمِ نُوحٍ وَ زٰادَکُمْ فِی الْخَلْقِ بَصْطَةً فَاذْکُرُوا آلاٰءَ اللّٰهِ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ . اعراف (7) 69

وَ ضَرَبَ اللّٰهُ مَثَلاً رَجُلَیْنِ أَحَدُهُمٰا أَبْکَمُ لاٰ یَقْدِرُ عَلیٰ شَیْءٍ وَ هُوَ کَلٌّ عَلیٰ مَوْلاٰهُ أَیْنَمٰا یُوَجِّهْهُ لاٰ یَأْتِ بِخَیْرٍ هَلْ یَسْتَوِی هُوَ وَ مَنْ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ هُوَ عَلیٰ صِرٰاطٍ مُسْتَقِیمٍ . نحل (16) 76

37. قدرت علمی، حالتی ارزشمند:

وَ قٰالَ لَهُمْ نَبِیُّهُمْ إِنَّ اللّٰهَ قَدْ بَعَثَ لَکُمْ طٰالُوتَ مَلِکاً قٰالُوا أَنّٰی یَکُونُ لَهُ الْمُلْکُ عَلَیْنٰا وَ نَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْکِ مِنْهُ وَ لَمْ یُؤْتَ سَعَةً مِنَ الْمٰالِ قٰالَ إِنَّ اللّٰهَ اصْطَفٰاهُ عَلَیْکُمْ وَ زٰادَهُ بَسْطَةً فِی الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ وَ اللّٰهُ یُؤْتِی مُلْکَهُ مَنْ یَشٰاءُ وَ اللّٰهُ وٰاسِعٌ عَلِیمٌ . بقره (2) 247

38. قدرت جسمی و علمی طالوت، موجب گزینش وی از سوی خداوند جهت فرماندهی برای بنی‌اسرائیل:

وَ قٰالَ لَهُمْ نَبِیُّهُمْ إِنَّ اللّٰهَ قَدْ بَعَثَ لَکُمْ طٰالُوتَ مَلِکاً قٰالُوا أَنّٰی یَکُونُ لَهُ الْمُلْکُ عَلَیْنٰا وَ نَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْکِ مِنْهُ وَ لَمْ یُؤْتَ سَعَةً مِنَ الْمٰالِ قٰالَ إِنَّ اللّٰهَ اصْطَفٰاهُ عَلَیْکُمْ وَ زٰادَهُ بَسْطَةً فِی الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ وَ اللّٰهُ یُؤْتِی مُلْکَهُ مَنْ یَشٰاءُ وَ اللّٰهُ وٰاسِعٌ عَلِیمٌ . بقره (2) 247

استفاده از قدرت

39. لزوم اجتناب از به‌کارگیری قدرت، در جهت تقویت مجرمان:

قٰالَ رَبِّ بِمٰا أَنْعَمْتَ عَلَیَّ فَلَنْ أَکُونَ ظَهِیراً لِلْمُجْرِمِینَ . قصص (28) 17

40. لزوم استفاده از قدرت خدادادی، برای اقامۀ نماز:

اَلَّذِینَ إِنْ مَکَّنّٰاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقٰامُوا الصَّلاٰةَ ....

حج (22) 41

41. لزوم به‌کارگیری قدرت، برای امر به معروف:

اَلَّذِینَ إِنْ مَکَّنّٰاهُمْ فِی الْأَرْضِ ... وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ .... حج (22) 41

42. لزوم استفادۀ به موقع از نعمت قدرت، در راه بندگی خداوند:

یَوْمَ یُکْشَفُ عَنْ سٰاقٍ وَ یُدْعَوْنَ إِلَی السُّجُودِ فَلاٰ یَسْتَطِیعُونَ

خٰاشِعَةً أَبْصٰارُهُمْ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ وَ قَدْ کٰانُوا یُدْعَوْنَ إِلَی السُّجُودِ وَ هُمْ سٰالِمُونَ . قلم (68) 42 و 43

43. ضرورت استفاده از قدرت خدادادی، برای حق نیازمندان و پرداخت زکات:

اَلَّذِینَ إِنْ مَکَّنّٰاهُمْ فِی الْأَرْضِ ... وَ آتَوُا الزَّکٰاةَ .... حج (22) 41

44. مطلوب بودن استفاده از قدرت خدادادی، در ارائۀ خدمات رایگان به خلق:

وَ یَسْئَلُونَکَ عَنْ ذِی الْقَرْنَیْنِ قُلْ سَأَتْلُوا عَلَیْکُمْ مِنْهُ ذِکْراً

إِنّٰا مَکَّنّٰا لَهُ فِی الْأَرْضِ وَ آتَیْنٰاهُ مِنْ کُلِّ شَیْءٍ سَبَباً

حَتّٰی إِذٰا بَلَغَ بَیْنَ السَّدَّیْنِ

وَجَدَ مِنْ دُونِهِمٰا قَوْماً لاٰ یَکٰادُونَ یَفْقَهُونَ قَوْلاً

قٰالُوا یٰا ذَا الْقَرْنَیْنِ إِنَّ یَأْجُوجَ وَ مَأْجُوجَ مُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ فَهَلْ نَجْعَلُ لَکَ خَرْجاً عَلیٰ أَنْ تَجْعَلَ بَیْنَنٰا وَ بَیْنَهُمْ سَدًّا

قٰالَ مٰا مَکَّنِّی فِیهِ رَبِّی خَیْرٌ فَأَعِینُونِی بِقُوَّةٍ أَجْعَلْ بَیْنَکُمْ وَ بَیْنَهُمْ رَدْماً. کهف (18) 83 و 84 و 93 -\95

45. شایسته بودن استفاده از قدرت خدادادی، در خدمت به خلق و دفع فساد در زمین:

وَ یَسْئَلُونَکَ عَنْ ذِی الْقَرْنَیْنِ قُلْ سَأَتْلُوا عَلَیْکُمْ مِنْهُ ذِکْراً

إِنّٰا مَکَّنّٰا لَهُ فِی الْأَرْضِ وَ آتَیْنٰاهُ مِنْ کُلِّ شَیْءٍ سَبَباً

حَتّٰی إِذٰا بَلَغَ بَیْنَ السَّدَّیْنِ وَجَدَ مِنْ دُونِهِمٰا قَوْماً لاٰ یَکٰادُونَ یَفْقَهُونَ قَوْلاً

قٰالُوا یٰا ذَا الْقَرْنَیْنِ إِنَّ یَأْجُوجَ وَ مَأْجُوجَ مُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ فَهَلْ نَجْعَلُ لَکَ خَرْجاً عَلیٰ أَنْ تَجْعَلَ بَیْنَنٰا وَ بَیْنَهُمْ سَدًّا

قٰالَ مٰا مَکَّنِّی فِیهِ رَبِّی خَیْرٌ فَأَعِینُونِی بِقُوَّةٍ أَجْعَلْ بَیْنَکُمْ وَ بَیْنَهُمْ رَدْماً. کهف (18) 83 و 84 و 93 -\95

46. لزوم استفاده از قدرت خدادادی، برای جهاد در راه خدا و دفاع از مظلومان:

أَ لَمْ تَرَ إِلَی الْمَلَإِ مِنْ بَنِی إِسْرٰائِیلَ مِنْ بَعْدِ مُوسیٰ إِذْ قٰالُوا لِنَبِیٍّ لَهُمُ ابْعَثْ لَنٰا مَلِکاً نُقٰاتِلْ فِی سَبِیلِ اللّٰهِ قٰالَ هَلْ عَسَیْتُمْ إِنْ کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِتٰالُ أَلاّٰ تُقٰاتِلُوا قٰالُوا وَ مٰا لَنٰا أَلاّٰ نُقٰاتِلَ فِی سَبِیلِ اللّٰهِ وَ قَدْ أُخْرِجْنٰا مِنْ دِیٰارِنٰا وَ أَبْنٰائِنٰا فَلَمّٰا کُتِبَ عَلَیْهِمُ الْقِتٰالُ تَوَلَّوْا إِلاّٰ قَلِیلاً مِنْهُمْ وَ اللّٰهُ عَلِیمٌ بِالظّٰالِمِینَ

وَ قٰالَ لَهُمْ نَبِیُّهُمْ إِنَّ اللّٰهَ قَدْ بَعَثَ لَکُمْ طٰالُوتَ مَلِکاً قٰالُوا أَنّٰی یَکُونُ لَهُ الْمُلْکُ عَلَیْنٰا وَ نَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْکِ مِنْهُ وَ لَمْ یُؤْتَ سَعَةً مِنَ الْمٰالِ قٰالَ إِنَّ اللّٰهَ اصْطَفٰاهُ عَلَیْکُمْ وَ زٰادَهُ بَسْطَةً فِی الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ وَ اللّٰهُ یُؤْتِی مُلْکَهُ مَنْ یَشٰاءُ .... بقره (2) 246 و 247

47. لزوم استفاده از قدرت خدادادی، برای داشتن زندگی سالم:

وَ لَقَدْ مَکَّنّٰاکُمْ فِی الْأَرْضِ وَ جَعَلْنٰا لَکُمْ فِیهٰا مَعٰایِشَ قَلِیلاً مٰا تَشْکُرُونَ . اعراف (7) 10

48. نیرومندی، شرطی لازم برای مبارزه با طغیانگران:

اِذْهَبْ إِلیٰ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغیٰ

قٰالَ رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی

وَ اجْعَلْ لِی وَزِیراً مِنْ أَهْلِی

هٰارُونَ أَخِی

اُشْدُدْ بِهِ أَزْرِی .

طه (20) 24 و 25 و 29 -\31

49. لزوم به‌کارگیری قدرت خدادادی، در جهت نهی از منکر:

اَلَّذِینَ إِنْ مَکَّنّٰاهُمْ فِی الْأَرْضِ ... وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْکَرِ .... حج (22) 41

امتحان با قدرت

50. بهره‌مندی از قدرت فوق‌العاده، وسیلۀ امتحان، از دیدگاه سلیمان علیه السلام :

فَلَمّٰا جٰاءَ سُلَیْمٰانَ قٰالَ أَ تُمِدُّونَنِ بِمٰالٍ فَمٰا آتٰانِیَ اللّٰهُ خَیْرٌ مِمّٰا آتٰاکُمْ بَلْ أَنْتُمْ بِهَدِیَّتِکُمْ تَفْرَحُونَ

قٰالَ یٰا أَیُّهَا الْمَلَؤُا أَیُّکُمْ یَأْتِینِی بِعَرْشِهٰا قَبْلَ أَنْ یَأْتُونِی مُسْلِمِینَ

قٰالَ الَّذِی عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْکِتٰابِ أَنَا آتِیکَ بِهِ قَبْلَ أَنْ یَرْتَدَّ إِلَیْکَ طَرْفُکَ فَلَمّٰا رَآهُ مُسْتَقِرًّا عِنْدَهُ قٰالَ هٰذٰا مِنْ فَضْلِ رَبِّی لِیَبْلُوَنِی أَ أَشْکُرُ أَمْ أَکْفُرُ وَ مَنْ شَکَرَ فَإِنَّمٰا یَشْکُرُ لِنَفْسِهِ وَ مَنْ کَفَرَ فَإِنَّ رَبِّی غَنِیٌّ کَرِیمٌ . نمل (27) 36 و 38 و 40

انتقال قدرت

51. انتقال قدرت و اقتدار اقوام به دیگر ملّتها، از سنّتهای الهی در تاریخ:

إِنْ یَمْسَسْکُمْ قَرْحٌ فَقَدْ مَسَّ الْقَوْمَ قَرْحٌ مِثْلُهُ وَ تِلْکَ الْأَیّٰامُ نُدٰاوِلُهٰا بَیْنَ النّٰاسِ وَ لِیَعْلَمَ اللّٰهُ الَّذِینَ آمَنُوا وَ یَتَّخِذَ مِنْکُمْ شُهَدٰاءَ وَ اللّٰهُ لاٰ یُحِبُّ الظّٰالِمِینَ . آل‌عمران (3) 140

وَ اتْرُکِ الْبَحْرَ رَهْواً إِنَّهُمْ جُنْدٌ مُغْرَقُونَ

کَمْ تَرَکُوا مِنْ جَنّٰاتٍ وَ عُیُونٍ

وَ زُرُوعٍ وَ مَقٰامٍ کَرِیمٍ

وَ نَعْمَةٍ کٰانُوا فِیهٰا فٰاکِهِینَ

کَذٰلِکَ وَ أَوْرَثْنٰاهٰا قَوْماً آخَرِینَ . دخان (44) 24 -\28

توهّم قدرت

52. لزوم اجتناب از قادر پنداشتن خویش، در برابر قدرت خداوند:

لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسٰانَ فِی کَبَدٍ

أَ یَحْسَبُ أَنْ لَنْ یَقْدِرَ عَلَیْهِ أَحَدٌ. بلد (90) 4 و 5

53. توانمند پنداشتن خویش، در مقابل خداوند، روحیّه‌ای ناروا:

أَمْ حَسِبَ الَّذِینَ یَعْمَلُونَ السَّیِّئٰاتِ أَنْ یَسْبِقُونٰا سٰاءَ مٰا یَحْکُمُونَ . عنکبوت (29) 4

54. غفلت از خداوند و عطایای او، عامل توهّم قدرت مطلق، برای خویشتن:

لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسٰانَ فِی کَبَدٍ

أَ یَحْسَبُ أَنْ لَنْ یَقْدِرَ عَلَیْهِ أَحَدٌ

یَقُولُ أَهْلَکْتُ مٰالاً لُبَداً

أَ یَحْسَبُ أَنْ لَمْ یَرَهُ أَحَدٌ

أَ لَمْ نَجْعَلْ لَهُ عَیْنَیْنِ

وَ لِسٰاناً وَ شَفَتَیْنِ

وَ هَدَیْنٰاهُ النَّجْدَیْنِ . بلد (90) 4 -\10

55. توهّم گناهگاران بر توانمندی خویش، در پیشی گرفتن بر خداوند:

أَمْ حَسِبَ الَّذِینَ یَعْمَلُونَ السَّیِّئٰاتِ أَنْ یَسْبِقُونٰا سٰاءَ مٰا یَحْکُمُونَ . عنکبوت (29) 4

56. توهّم قدرت مستقلّ برای مسیح علیه السلام از سوی مسیحیان، حالتی کفرآمیز:

لَقَدْ کَفَرَ الَّذِینَ قٰالُوا إِنَّ اللّٰهَ ثٰالِثُ ثَلاٰثَةٍ وَ مٰا مِنْ إِلٰهٍ إِلاّٰ إِلٰهٌ وٰاحِدٌ وَ إِنْ لَمْ یَنْتَهُوا عَمّٰا یَقُولُونَ لَیَمَسَّنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْهُمْ عَذٰابٌ أَلِیمٌ

مَا الْمَسِیحُ ابْنُ مَرْیَمَ إِلاّٰ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ وَ أُمُّهُ صِدِّیقَةٌ کٰانٰا یَأْکُلاٰنِ الطَّعٰامَ انْظُرْ کَیْفَ نُبَیِّنُ لَهُمُ الْآیٰاتِ ثُمَّ انْظُرْ أَنّٰی یُؤْفَکُونَ

قُلْ أَ تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللّٰهِ مٰا لاٰ یَمْلِکُ لَکُمْ ضَرًّا وَ لاٰ نَفْعاً وَ اللّٰهُ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ .

مائده (5) 73 و 75 و 76

57. توهّم کافران بر توانمندی خویش، در پیشی گرفتن بر خداوند:

وَ لاٰ یَحْسَبَنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا سَبَقُوا إِنَّهُمْ لاٰ یُعْجِزُونَ . انفال (8) 59

58. مال و دارایی، عامل توهّم قدرت برتر در برابر غیر خود:

لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسٰانَ فِی کَبَدٍ

أَ یَحْسَبُ أَنْ لَنْ یَقْدِرَ عَلَیْهِ أَحَدٌ

یَقُولُ أَهْلَکْتُ مٰالاً لُبَداً. (1)

بلد (90) 4 -\6


1) 1) . بنا بر قولی، معنای«ایحسب ان لن یقدر علیه احد»این‌است که آیا این فردی که فریب مالش را خورده فکر می‌کند کسی قادر نیست مالش را از او بگیرد؟ (مجمع‌البیان، ج 9 -\10، ص 748)

59. اعتقاد واهی قوم عاد به قدرت مطلق و برتر خویش بر همگان:

فَأَمّٰا عٰادٌ فَاسْتَکْبَرُوا فِی الْأَرْضِ بِغَیْرِ الْحَقِّ وَ قٰالُوا مَنْ أَشَدُّ مِنّٰا قُوَّةً أَ وَ لَمْ یَرَوْا أَنَّ اللّٰهَ الَّذِی خَلَقَهُمْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَ کٰانُوا بِآیٰاتِنٰا یَجْحَدُونَ . فصّلت (41) 15

60. گمان نادرست اهل دنیا در حفظ و نگهداری سبزیجات و محصولات خوراکی زمین، در صورت تعلّق ارادۀ الهی بر نابودی آن:

إِنَّمٰا مَثَلُ الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا کَمٰاءٍ أَنْزَلْنٰاهُ مِنَ السَّمٰاءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَبٰاتُ الْأَرْضِ مِمّٰا یَأْکُلُ النّٰاسُ وَ الْأَنْعٰامُ حَتّٰی إِذٰا أَخَذَتِ الْأَرْضُ زُخْرُفَهٰا وَ ازَّیَّنَتْ وَ ظَنَّ أَهْلُهٰا أَنَّهُمْ قٰادِرُونَ عَلَیْهٰا أَتٰاهٰا أَمْرُنٰا لَیْلاً أَوْ نَهٰاراً فَجَعَلْنٰاهٰا حَصِیداً کَأَنْ لَمْ تَغْنَ بِالْأَمْسِ کَذٰلِکَ نُفَصِّلُ الْآیٰاتِ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ .

یونس (10) 24

61. توهّم قدرت برتر و مطلق برای خود از سوی قوم عاد، عامل استکبار آنان در زمین:

فَأَمّٰا عٰادٌ فَاسْتَکْبَرُوا فِی الْأَرْضِ بِغَیْرِ الْحَقِّ وَ قٰالُوا مَنْ أَشَدُّ مِنّٰا قُوَّةً أَ وَ لَمْ یَرَوْا أَنَّ اللّٰهَ الَّذِی خَلَقَهُمْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَ کٰانُوا بِآیٰاتِنٰا یَجْحَدُونَ . فصّلت (41) 15

62. ثابت شدن پوچی گمان قدرت اهل دنیا، مبنی بر قادر پنداشتن خود در استفاده از منافع زمین، از آیات الهی:

إِنَّمٰا مَثَلُ الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا کَمٰاءٍ أَنْزَلْنٰاهُ مِنَ السَّمٰاءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَبٰاتُ الْأَرْضِ مِمّٰا یَأْکُلُ النّٰاسُ وَ الْأَنْعٰامُ حَتّٰی إِذٰا أَخَذَتِ الْأَرْضُ زُخْرُفَهٰا وَ ازَّیَّنَتْ وَ ظَنَّ أَهْلُهٰا أَنَّهُمْ قٰادِرُونَ عَلَیْهٰا أَتٰاهٰا أَمْرُنٰا لَیْلاً أَوْ نَهٰاراً فَجَعَلْنٰاهٰا حَصِیداً کَأَنْ لَمْ تَغْنَ بِالْأَمْسِ کَذٰلِکَ نُفَصِّلُ الْآیٰاتِ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ .

یونس (10) 24

63. توهّم صاحبان باغ سوخته، مبنی بر توانمندی خود، در جمع‌آوری محصولات باغ، به دور از دید نیازمندان:

إِنّٰا بَلَوْنٰاهُمْ کَمٰا بَلَوْنٰا أَصْحٰابَ الْجَنَّةِ إِذْ أَقْسَمُوا لَیَصْرِمُنَّهٰا مُصْبِحِینَ

فَطٰافَ عَلَیْهٰا طٰائِفٌ مِنْ رَبِّکَ وَ هُمْ نٰائِمُونَ

فَأَصْبَحَتْ کَالصَّرِیمِ

فَتَنٰادَوْا مُصْبِحِینَ

أَنِ اغْدُوا عَلیٰ حَرْثِکُمْ إِنْ کُنْتُمْ صٰارِمِینَ

فَانْطَلَقُوا وَ هُمْ یَتَخٰافَتُونَ

أَنْ لاٰ یَدْخُلَنَّهَا الْیَوْمَ عَلَیْکُمْ مِسْکِینٌ

وَ غَدَوْا عَلیٰ حَرْدٍ قٰادِرِینَ

فَلَمّٰا رَأَوْهٰا قٰالُوا إِنّٰا لَضَالُّونَ

بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ .

قلم (68) 17 و 19 -\27

جنّیان و قدرت

64. امانتداری، در عین داشتن توان فوق‌العادۀ روحی و معنوی، صفتی ارزشمند، از دیدگاه جنّ حاضر در دربار سلیمان علیه السلام :

قٰالَ یٰا أَیُّهَا الْمَلَؤُا أَیُّکُمْ یَأْتِینِی بِعَرْشِهٰا قَبْلَ أَنْ یَأْتُونِی مُسْلِمِینَ

قٰالَ عِفْرِیتٌ مِنَ الْجِنِّ أَنَا آتِیکَ بِهِ قَبْلَ أَنْ تَقُومَ مِنْ مَقٰامِکَ وَ إِنِّی عَلَیْهِ لَقَوِیٌّ أَمِینٌ . نمل (27) 38 و 39

65. تأکید فراوان جنّ حاضر در دربار سلیمان علیه السلام بر قدرت فوق‌العادۀ روحی و معنوی خود، برای آوردن تخت بلقیس:

قٰالَ یٰا أَیُّهَا الْمَلَؤُا أَیُّکُمْ یَأْتِینِی بِعَرْشِهٰا قَبْلَ أَنْ یَأْتُونِی مُسْلِمِینَ

قٰالَ عِفْرِیتٌ مِنَ الْجِنِّ أَنَا

آتِیکَ بِهِ قَبْلَ أَنْ تَقُومَ مِنْ مَقٰامِکَ ....

نمل (27) 38 و 39

66. افراد صاحب توان روحی و معنوی فوق‌العاده، در میان جنیّان:

قٰالَ یٰا أَیُّهَا الْمَلَؤُا أَیُّکُمْ یَأْتِینِی بِعَرْشِهٰا قَبْلَ أَنْ یَأْتُونِی مُسْلِمِینَ

قٰالَ عِفْرِیتٌ مِنَ الْجِنِّ أَنَا آتِیکَ بِهِ قَبْلَ أَنْ تَقُومَ مِنْ مَقٰامِکَ وَ إِنِّی عَلَیْهِ لَقَوِیٌّ أَمِینٌ . نمل (27) 38 و 39

درخواست قدرت

67. شایسته بودن درخواست قدرت و دعا برای آن:

وَ قُلْ رَبِّ أَدْخِلْنِی مُدْخَلَ صِدْقٍ وَ أَخْرِجْنِی مُخْرَجَ صِدْقٍ وَ اجْعَلْ لِی مِنْ لَدُنْکَ سُلْطٰاناً نَصِیراً. اسراء (17) 80

68. فرمان خداوند به پیامبر صلی الله علیه و آله مبنی بر درخواست قدرت از او:

وَ قُلْ رَبِّ أَدْخِلْنِی مُدْخَلَ صِدْقٍ وَ أَخْرِجْنِی مُخْرَجَ صِدْقٍ وَ اجْعَلْ لِی مِنْ لَدُنْکَ سُلْطٰاناً نَصِیراً. اسراء (17) 80

69. جواز درخواست قدرت بی‌مانند، از خداوند:

قٰالَ رَبِّ اغْفِرْ لِی وَ هَبْ لِی مُلْکاً لاٰ یَنْبَغِی لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِی إِنَّکَ أَنْتَ الْوَهّٰابُ . ص (38) 35

سلب قدرت

70. سلب قدرت از اصحاب شمال، در قیامت:

وَ أَمّٰا مَنْ أُوتِیَ کِتٰابَهُ بِشِمٰالِهِ فَیَقُولُ یٰا لَیْتَنِی لَمْ أُوتَ کِتٰابِیَهْ

هَلَکَ عَنِّی سُلْطٰانِیَهْ .

حاقّه (69) 25 و 29

71. تأسّف اصحاب شمال از سلب قدرت خویش، در قیامت:

وَ أَمّٰا مَنْ أُوتِیَ کِتٰابَهُ بِشِمٰالِهِ فَیَقُولُ یٰا لَیْتَنِی لَمْ أُوتَ کِتٰابِیَهْ

هَلَکَ عَنِّی سُلْطٰانِیَهْ .

حاقّه (69) 25 و 29

72. اختلاف و نزاع، سبب سستی و از دست دادن قدرت:

وَ أَطِیعُوا اللّٰهَ وَ رَسُولَهُ وَ لاٰ تَنٰازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ رِیحُکُمْ ... (1)انفال (8) 46

سوء استفاده از قدرت

73. سوء استفاده از قدرت، مورد نهی هود علیه السلام :

وَ إِلیٰ عٰادٍ أَخٰاهُمْ هُوداً قٰالَ یٰا قَوْمِ اعْبُدُوا اللّٰهَ مٰا لَکُمْ مِنْ إِلٰهٍ غَیْرُهُ إِنْ أَنْتُمْ إِلاّٰ مُفْتَرُونَ

وَ یٰا قَوْمِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَیْهِ یُرْسِلِ السَّمٰاءَ عَلَیْکُمْ مِدْرٰاراً وَ یَزِدْکُمْ قُوَّةً إِلیٰ قُوَّتِکُمْ وَ لاٰ تَتَوَلَّوْا مُجْرِمِینَ . هود (11) 50 و 52

74. سوء استفاده از قدرت، با ارتکاب جرم و گناه، عامل هلاکت از سوی خداوند:

أَ لَمْ یَرَوْا کَمْ أَهْلَکْنٰا مِنْ قَبْلِهِمْ مِنْ قَرْنٍ مَکَّنّٰاهُمْ فِی الْأَرْضِ مٰا لَمْ نُمَکِّنْ لَکُمْ وَ أَرْسَلْنَا السَّمٰاءَ عَلَیْهِمْ مِدْرٰاراً وَ جَعَلْنَا الْأَنْهٰارَ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهِمْ فَأَهْلَکْنٰاهُمْ بِذُنُوبِهِمْ وَ أَنْشَأْنٰا مِنْ بَعْدِهِمْ قَرْناً آخَرِینَ . انعام (6) 6

75. سوء استفادۀ نمرود از قدرت، موجب قرار گرفتن وی در زمرۀ ظالمان و محرومیّت از هدایت الهی:

أَ لَمْ تَرَ إِلَی الَّذِی حَاجَّ إِبْرٰاهِیمَ فِی رَبِّهِ أَنْ آتٰاهُ


1) 1) . مراد از«ریحکم»قدرت است. (کشف‌الاسرار، ج 4، ص 57؛ التفسیر المعین، ص 183)

اَللّٰهُ الْمُلْکَ إِذْ قٰالَ إِبْرٰاهِیمُ رَبِّیَ الَّذِی یُحْیِی وَ یُمِیتُ قٰالَ أَنَا أُحْیِی وَ أُمِیتُ قٰالَ إِبْرٰاهِیمُ فَإِنَّ اللّٰهَ یَأْتِی بِالشَّمْسِ مِنَ الْمَشْرِقِ فَأْتِ بِهٰا مِنَ الْمَغْرِبِ فَبُهِتَ الَّذِی کَفَرَ وَ اللّٰهُ لاٰ یَهْدِی الْقَوْمَ الظّٰالِمِینَ . (1)بقره (2) 258

76. سوء استفاده از قدرت و توانمندی، عامل حبط اعمال:

کَالَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ کٰانُوا أَشَدَّ مِنْکُمْ قُوَّةً وَ أَکْثَرَ أَمْوٰالاً وَ أَوْلاٰداً فَاسْتَمْتَعُوا بِخَلاٰقِهِمْ فَاسْتَمْتَعْتُمْ بِخَلاٰقِکُمْ کَمَا اسْتَمْتَعَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ بِخَلاٰقِهِمْ وَ خُضْتُمْ کَالَّذِی خٰاضُوا أُولٰئِکَ حَبِطَتْ أَعْمٰالُهُمْ فِی الدُّنْیٰا وَ الْآخِرَةِ وَ أُولٰئِکَ هُمُ الْخٰاسِرُونَ . توبه (9) 69

77. سوء استفاده از قدرت، زمینۀ زوال آن:

وَ کٰانَ لَهُ ثَمَرٌ فَقٰالَ لِصٰاحِبِهِ وَ هُوَ یُحٰاوِرُهُ أَنَا أَکْثَرُ مِنْکَ مٰالاً وَ أَعَزُّ نَفَراً

وَ دَخَلَ جَنَّتَهُ وَ هُوَ ظٰالِمٌ لِنَفْسِهِ قٰالَ مٰا أَظُنُّ أَنْ تَبِیدَ هٰذِهِ أَبَداً

وَ مٰا أَظُنُّ السّٰاعَةَ قٰائِمَةً وَ لَئِنْ رُدِدْتُ إِلیٰ رَبِّی لَأَجِدَنَّ خَیْراً مِنْهٰا مُنْقَلَباً

وَ لَوْ لاٰ إِذْ دَخَلْتَ جَنَّتَکَ قُلْتَ مٰا شٰاءَ اللّٰهُ لاٰ قُوَّةَ إِلاّٰ بِاللّٰهِ إِنْ تَرَنِ أَنَا أَقَلَّ مِنْکَ مٰالاً وَ وَلَداً

وَ أُحِیطَ بِثَمَرِهِ فَأَصْبَحَ یُقَلِّبُ کَفَّیْهِ عَلیٰ مٰا أَنْفَقَ فِیهٰا وَ هِیَ خٰاوِیَةٌ عَلیٰ عُرُوشِهٰا وَ یَقُولُ یٰا لَیْتَنِی لَمْ أُشْرِکْ بِرَبِّی أَحَداً.

کهف (18) 34 -\36 و 39 و 42

78. سوء استفادۀ نمرود، از قدرت خدادادی:

أَ لَمْ تَرَ إِلَی الَّذِی حَاجَّ إِبْرٰاهِیمَ فِی رَبِّهِ أَنْ آتٰاهُ اللّٰهُ الْمُلْکَ إِذْ قٰالَ إِبْرٰاهِیمُ رَبِّیَ الَّذِی یُحْیِی وَ یُمِیتُ قٰالَ أَنَا أُحْیِی وَ أُمِیتُ قٰالَ إِبْرٰاهِیمُ فَإِنَّ اللّٰهَ یَأْتِی بِالشَّمْسِ مِنَ الْمَشْرِقِ فَأْتِ بِهٰا مِنَ الْمَغْرِبِ فَبُهِتَ الَّذِی کَفَرَ وَ اللّٰهُ لاٰ یَهْدِی الْقَوْمَ الظّٰالِمِینَ . بقره (2) 258

79. سوء استفاده از قدرت و توانمندی، سبب زیانکاری انسان:

کَالَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ کٰانُوا أَشَدَّ مِنْکُمْ قُوَّةً وَ أَکْثَرَ أَمْوٰالاً وَ أَوْلاٰداً فَاسْتَمْتَعُوا بِخَلاٰقِهِمْ فَاسْتَمْتَعْتُمْ بِخَلاٰقِکُمْ کَمَا اسْتَمْتَعَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ بِخَلاٰقِهِمْ وَ خُضْتُمْ کَالَّذِی خٰاضُوا أُولٰئِکَ حَبِطَتْ أَعْمٰالُهُمْ فِی الدُّنْیٰا وَ الْآخِرَةِ وَ أُولٰئِکَ هُمُ الْخٰاسِرُونَ . توبه (9) 69

صاحبان قدرت

1. آصف بن برخیا

80. آصف بن برخیا از درباریان سلیمان، دارای قدرت روحی فوق‌العاده:

قٰالَ الَّذِی عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْکِتٰابِ أَنَا آتِیکَ بِهِ قَبْلَ أَنْ یَرْتَدَّ إِلَیْکَ طَرْفُکَ فَلَمّٰا رَآهُ مُسْتَقِرًّا عِنْدَهُ قٰالَ هٰذٰا مِنْ فَضْلِ رَبِّی لِیَبْلُوَنِی أَ أَشْکُرُ أَمْ أَکْفُرُ وَ مَنْ شَکَرَ فَإِنَّمٰا یَشْکُرُ لِنَفْسِهِ وَ مَنْ کَفَرَ فَإِنَّ رَبِّی غَنِیٌّ کَرِیمٌ . (2)نمل (27) 40

81. آصف بن برخیا، بهره‌مند از قدرت فوق‌العاده، در آوردن تخت پادشاه سبأ، در کمترین زمان و یک چشم زدن بر هم:

قٰالَ یٰا أَیُّهَا الْمَلَؤُا أَیُّکُمْ یَأْتِینِی بِعَرْشِهٰا قَبْلَ أَنْ یَأْتُونِی مُسْلِمِینَ

قٰالَ الَّذِی عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ


1) 1) . مقصود از«الّذی حاجّ»حاکم قدرتمند بابِل، نمرود است. (جامع‌البیان، ج 3، جزء 3، ص 34؛ التبیان، ج 2، ص 316)

2) 2) . مقصود از«...الّذی عنده علم من الکتاب»آصف بن برخیا است که وزیر سلیمان بود. (الکشاف، ج 3، ص 367؛ التفسیر المعین، ص 380)

اَلْکِتٰابِ أَنَا آتِیکَ بِهِ قَبْلَ أَنْ یَرْتَدَّ إِلَیْکَ طَرْفُکَ فَلَمّٰا رَآهُ مُسْتَقِرًّا عِنْدَهُ قٰالَ هٰذٰا مِنْ فَضْلِ رَبِّی لِیَبْلُوَنِی أَ أَشْکُرُ أَمْ أَکْفُرُ وَ مَنْ شَکَرَ فَإِنَّمٰا یَشْکُرُ لِنَفْسِهِ وَ مَنْ کَفَرَ فَإِنَّ رَبِّی غَنِیٌّ کَرِیمٌ .

نمل (27) 38 و 40

82. مقهور بودن قدرت عفریت دربار سلیمان علیه السلام ، در برابر قدرت آصف بن برخیا:

قٰالَ عِفْرِیتٌ مِنَ الْجِنِّ أَنَا آتِیکَ بِهِ قَبْلَ أَنْ تَقُومَ مِنْ مَقٰامِکَ وَ إِنِّی عَلَیْهِ لَقَوِیٌّ أَمِینٌ

قٰالَ الَّذِی عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْکِتٰابِ أَنَا آتِیکَ بِهِ قَبْلَ أَنْ یَرْتَدَّ إِلَیْکَ طَرْفُکَ .... نمل (27) 39 و 40

83. بهره‌مندی از تعالیم کتاب آسمانی، سبب توانمندی روحی و معنوی فوق‌العادۀ آصف بن برخیا:

قٰالَ الَّذِی عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْکِتٰابِ أَنَا آتِیکَ بِهِ قَبْلَ أَنْ یَرْتَدَّ إِلَیْکَ طَرْفُکَ .... نمل (27) 40

84. انتقال تخت بلقیس از سبأ به نزد سلیمان علیه السلام در یک چشم برهم زدن، با نیروی فوق‌العادۀ معنوی، به دست آصف بن برخیا:

قٰالَ الَّذِی عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْکِتٰابِ أَنَا آتِیکَ بِهِ قَبْلَ أَنْ یَرْتَدَّ إِلَیْکَ طَرْفُکَ فَلَمّٰا رَآهُ مُسْتَقِرًّا عِنْدَهُ قٰالَ هٰذٰا مِنْ فَضْلِ رَبِّی لِیَبْلُوَنِی أَ أَشْکُرُ أَمْ أَکْفُرُ وَ مَنْ شَکَرَ فَإِنَّمٰا یَشْکُرُ لِنَفْسِهِ وَ مَنْ کَفَرَ فَإِنَّ رَبِّی غَنِیٌّ کَرِیمٌ . نمل (27) 40

2. ابراهیم علیه السلام

85. ابراهیم علیه السلام بندۀ توانا و قدرتمند خداوند:

وَ اذْکُرْ عِبٰادَنٰا إِبْرٰاهِیمَ وَ إِسْحٰاقَ وَ یَعْقُوبَ أُولِی الْأَیْدِی وَ الْأَبْصٰارِ. (1)ص (38) 45

86. توجّه تامّ و تمام و خالصانۀ ابراهیم علیه السلام به آخرت، عامل قدرتمندی او:

وَ اذْکُرْ عِبٰادَنٰا إِبْرٰاهِیمَ وَ إِسْحٰاقَ وَ یَعْقُوبَ أُولِی الْأَیْدِی وَ الْأَبْصٰارِ

إِنّٰا أَخْلَصْنٰاهُمْ بِخٰالِصَةٍ ذِکْرَی الدّٰارِ. ص (38) 45 و 46

87. صاحب قدرت بودن ابراهیم علیه السلام ، دلیل لزوم یاد او از سوی پیامبر صلی الله علیه و آله در بندگی:

وَ اذْکُرْ عِبٰادَنٰا إِبْرٰاهِیمَ وَ إِسْحٰاقَ وَ یَعْقُوبَ أُولِی الْأَیْدِی وَ الْأَبْصٰارِ. ص (38) 45

88. بت‌شکنی ابراهیم علیه السلام با قدرت تمام، پس از ورود به بتخانه:

وَ لَقَدْ آتَیْنٰا إِبْرٰاهِیمَ رُشْدَهُ مِنْ قَبْلُ وَ کُنّٰا بِهِ عٰالِمِینَ

وَ تَاللّٰهِ لَأَکِیدَنَّ أَصْنٰامَکُمْ بَعْدَ أَنْ تُوَلُّوا مُدْبِرِینَ . انبیاء (21) 51 و 57

وَ إِنَّ مِنْ شِیعَتِهِ لَإِبْرٰاهِیمَ

فَرٰاغَ إِلیٰ آلِهَتِهِمْ فَقٰالَ أَ لاٰ تَأْکُلُونَ

فَرٰاغَ عَلَیْهِمْ ضَرْباً بِالْیَمِینِ . (2)صافّات (37) 83 و 91 و 93

3. اسحاق علیه السلام

89. اسحاق علیه السلام ، بندۀ توانا و مقتدر خداوند:

وَ اذْکُرْ عِبٰادَنٰا إِبْرٰاهِیمَ وَ إِسْحٰاقَ وَ یَعْقُوبَ أُولِی الْأَیْدِی وَ الْأَبْصٰارِ. (3)ص (38) 45


1) 1) . در روایتی از امام باقر علیه السلام«اولی الایدی»صاحبان قوّت در عبادت تفسیر شده است. (تفسیر نورالثقلین، ج 4، ص 466، ح 72) برخی مفسّران«الایدی»را به قوّت در اقامۀ دین تفسیر کرده‌اند. (تفسیر التحریروالتنویر، ج 11، جزء 23، ص 276)

2) 2) . بنا بر قولی، مقصود از«بالیمین»قوّت [قدرت] است. (مجمع‌البیان، ج 7 -\8 ، ص 703؛ الکشاف، ج 4، ص 50)

3) 3) . در روایتی از امام باقر علیه السلام«اولی الایدی»به صاحبان قدرت و قوّت در عبادت تفسیر شده است (تفسیر قمی، ج 2، ص 243) برخی مفسّران«الایدی»را به قوّت در اقامۀ دین تفسیر کرده‌اند. (تفسیر التحریروالتنویر، ج 11، جزء 23، ص 276)

90. توجّه خالص و ویژۀ اسحاق علیه السلام به سرای آخرت، عامل توانمندی او:

وَ اذْکُرْ عِبٰادَنٰا إِبْرٰاهِیمَ وَ إِسْحٰاقَ وَ یَعْقُوبَ أُولِی الْأَیْدِی وَ الْأَبْصٰارِ

إِنّٰا أَخْلَصْنٰاهُمْ بِخٰالِصَةٍ ذِکْرَی الدّٰارِ. ص (38) 45 و 46

91. توانمندی اسحاق علیه السلام در بندگی خدا، دلیل ضرورت یاد او از سوی پیامبر صلی الله علیه و آله :

وَ اذْکُرْ عِبٰادَنٰا إِبْرٰاهِیمَ وَ إِسْحٰاقَ وَ یَعْقُوبَ أُولِی الْأَیْدِی وَ الْأَبْصٰارِ. ص (38) 45

4. اصحاب شمال

92. اصحاب شمال، دارای قدرت و توانمندی در دنیا:

وَ أَمّٰا مَنْ أُوتِیَ کِتٰابَهُ بِشِمٰالِهِ فَیَقُولُ یٰا لَیْتَنِی لَمْ أُوتَ کِتٰابِیَهْ

هَلَکَ عَنِّی سُلْطٰانِیَهْ .

حاقّه (69) 25 و 29

نیز ==> همین مدخل، سلب قدرت

5. امّت اسلام

93. ظهور قدرت اسلام و ضعف کفّار، پس از حجّةالوداع:

... اَلْیَوْمَ یَئِسَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ دِینِکُمْ فَلاٰ تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلاٰمَ دِیناً ... (1)مائده (5) 3

94. گرفتن جزیه از اهل‌کتاب، مظهر و جلوۀ قدرت جامعۀ اسلامی:

قٰاتِلُوا الَّذِینَ لاٰ یُؤْمِنُونَ بِاللّٰهِ وَ لاٰ بِالْیَوْمِ الْآخِرِ وَ لاٰ یُحَرِّمُونَ مٰا حَرَّمَ اللّٰهُ وَ رَسُولُهُ وَ لاٰ یَدِینُونَ دِینَ الْحَقِّ مِنَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتٰابَ حَتّٰی یُعْطُوا الْجِزْیَةَ عَنْ یَدٍ وَ هُمْ صٰاغِرُونَ . (2)توبه (9) 29

95. سستی اهل ایمان، در پیکار با دشمنان دین، موجب از میان بردن ابّهت و قدرت جامعۀ اسلامی:

وَ أَطِیعُوا اللّٰهَ وَ رَسُولَهُ وَ لاٰ تَنٰازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ رِیحُکُمْ وَ اصْبِرُوا إِنَّ اللّٰهَ مَعَ الصّٰابِرِینَ . انفال (8) 46

96. قدرت و اقتدار امّت اسلام، موجب تعجّب کافران:

مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللّٰهِ وَ الَّذِینَ مَعَهُ أَشِدّٰاءُ عَلَی الْکُفّٰارِ رُحَمٰاءُ بَیْنَهُمْ تَرٰاهُمْ رُکَّعاً سُجَّداً یَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنَ اللّٰهِ وَ رِضْوٰاناً سِیمٰاهُمْ فِی وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذٰلِکَ مَثَلُهُمْ فِی التَّوْرٰاةِ وَ مَثَلُهُمْ فِی الْإِنْجِیلِ کَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَویٰ عَلیٰ سُوقِهِ یُعْجِبُ الزُّرّٰاعَ لِیَغِیظَ بِهِمُ الْکُفّٰارَ وَعَدَ اللّٰهُ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّٰالِحٰاتِ مِنْهُمْ مَغْفِرَةً وَ أَجْراً عَظِیماً. فتح (48) 29

97. تشبیه به قدرت رسیدن امّت اسلام، به مراحل مختلف رشد گیاه:

مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللّٰهِ وَ الَّذِینَ مَعَهُ أَشِدّٰاءُ عَلَی


1) 1) . آیه در روز عرفه، در سال حجّةالوداع بر پیامبر صلی الله علیه و آله نازل شد (جامع‌البیان، ج 4، جزء 6 ، ص 105؛ تفسیر التحریروالتنویر، ج 4، جزء 6 ، ص 100) و ناظر به ولایت امیرمؤمنان علی علیه السلام در روز غدیرخم است که با نصب آن حضرت از سوی پیامبر صلی الله علیه و آله ، دین اسلام کامل و مقتدر و کافران، ضعیف و مأیوس گشتند. (تفسیر عیّاشی، ج 1، ص ص 293، ح 20 -\22؛ شواهدالتنزیل، ج 1، ص 200 -\207؛ تفسیر نورالثقلین، ج 1، ص 587 -\590 ، ح 23 و 25 -\35؛ مجمع‌البیان، ج 3 -\4، ص 246)

2) 2) . بنا بر احتمالی، معنای«حتّیٰ یعطوا الجزیة عن ید...»این است که اهل‌کتاب در حالی که قدرت و سلطۀ شما [مؤمنان] را بر خود پذیرفته و در برابر حکومت اسلامی خاضع‌اند باید جزیه بپردازند. (المیزان، ج 9، ص 242 -\243)

اَلْکُفّٰارِ رُحَمٰاءُ بَیْنَهُمْ تَرٰاهُمْ رُکَّعاً سُجَّداً یَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنَ اللّٰهِ وَ رِضْوٰاناً سِیمٰاهُمْ فِی وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذٰلِکَ مَثَلُهُمْ فِی التَّوْرٰاةِ وَ مَثَلُهُمْ فِی الْإِنْجِیلِ کَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَویٰ عَلیٰ سُوقِهِ یُعْجِبُ الزُّرّٰاعَ لِیَغِیظَ بِهِمُ الْکُفّٰارَ وَعَدَ اللّٰهُ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّٰالِحٰاتِ مِنْهُمْ مَغْفِرَةً وَ أَجْراً عَظِیماً. فتح (48) 29

6 . امّتها

98. حضور اقوام بسیار قدرتمندتر از مشرکان مکّه، در طول تاریخ:

أَ لَمْ یَرَوْا کَمْ أَهْلَکْنٰا مِنْ قَبْلِهِمْ مِنْ قَرْنٍ مَکَّنّٰاهُمْ فِی الْأَرْضِ مٰا لَمْ نُمَکِّنْ لَکُمْ .... انعام (6) 6

أَ وَ لَمْ یَسِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَیَنْظُرُوا کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ کٰانُوا أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَ أَثٰارُوا الْأَرْضَ وَ عَمَرُوهٰا أَکْثَرَ مِمّٰا عَمَرُوهٰا ....

روم (30) 9

أَ فَلَمْ یَسِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَیَنْظُرُوا کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ کٰانُوا أَکْثَرَ مِنْهُمْ وَ أَشَدَّ قُوَّةً وَ آثٰاراً فِی الْأَرْضِ .... غافر (40) 82

فَأَهْلَکْنٰا أَشَدَّ مِنْهُمْ بَطْشاً وَ مَضیٰ مَثَلُ الْأَوَّلِینَ .

زخرف (43) 8

وَ کَأَیِّنْ مِنْ قَرْیَةٍ هِیَ أَشَدُّ قُوَّةً مِنْ قَرْیَتِکَ ....

محمّد (47) 13

وَ کَمْ أَهْلَکْنٰا قَبْلَهُمْ مِنْ قَرْنٍ هُمْ أَشَدُّ مِنْهُمْ بَطْشاً فَنَقَّبُوا فِی الْبِلاٰدِ هَلْ مِنْ مَحِیصٍ . ق (50) 36

99. اقوامی توانمندتر از کافران و منافقان قدرتمند عصر بعثت:

وَعَدَ اللّٰهُ الْمُنٰافِقِینَ وَ الْمُنٰافِقٰاتِ وَ الْکُفّٰارَ نٰارَ جَهَنَّمَ خٰالِدِینَ فِیهٰا هِیَ حَسْبُهُمْ وَ لَعَنَهُمُ اللّٰهُ وَ لَهُمْ عَذٰابٌ مُقِیمٌ

کَالَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ کٰانُوا أَشَدَّ مِنْکُمْ قُوَّةً وَ أَکْثَرَ أَمْوٰالاً وَ أَوْلاٰداً ....

توبه (9) 68 و 69

100. آب فراوان، عامل قدرتمندی اقوام پیشین:

أَ لَمْ یَرَوْا کَمْ أَهْلَکْنٰا مِنْ قَبْلِهِمْ مِنْ قَرْنٍ مَکَّنّٰاهُمْ فِی الْأَرْضِ مٰا لَمْ نُمَکِّنْ لَکُمْ وَ أَرْسَلْنَا السَّمٰاءَ عَلَیْهِمْ مِدْرٰاراً .... انعام (6) 6

101. نابودی اقوام قدرتمند پیشین، هشدار قابل توجّه، برای دیگر اقوام تکذیبگر و حق‌ناپذیر:

أَ لَمْ یَرَوْا کَمْ أَهْلَکْنٰا مِنْ قَبْلِهِمْ مِنْ قَرْنٍ مَکَّنّٰاهُمْ فِی الْأَرْضِ مٰا لَمْ نُمَکِّنْ لَکُمْ وَ أَرْسَلْنَا السَّمٰاءَ عَلَیْهِمْ مِدْرٰاراً وَ جَعَلْنَا الْأَنْهٰارَ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهِمْ فَأَهْلَکْنٰاهُمْ بِذُنُوبِهِمْ وَ أَنْشَأْنٰا مِنْ بَعْدِهِمْ قَرْناً آخَرِینَ . انعام (6) 6

102. فرجام زیانکاری و حبط اعمال قدرتمندان اقوام پیشین، قابل توجّه و عبرت، برای منافقان و کافران صدر اسلام:

وَعَدَ اللّٰهُ الْمُنٰافِقِینَ وَ الْمُنٰافِقٰاتِ وَ الْکُفّٰارَ نٰارَ جَهَنَّمَ خٰالِدِینَ فِیهٰا هِیَ حَسْبُهُمْ وَ لَعَنَهُمُ اللّٰهُ وَ لَهُمْ عَذٰابٌ مُقِیمٌ

کَالَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ کٰانُوا أَشَدَّ مِنْکُمْ قُوَّةً وَ أَکْثَرَ أَمْوٰالاً وَ أَوْلاٰداً فَاسْتَمْتَعُوا بِخَلاٰقِهِمْ فَاسْتَمْتَعْتُمْ بِخَلاٰقِکُمْ کَمَا اسْتَمْتَعَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ بِخَلاٰقِهِمْ وَ خُضْتُمْ کَالَّذِی خٰاضُوا أُولٰئِکَ حَبِطَتْ أَعْمٰالُهُمْ فِی الدُّنْیٰا وَ الْآخِرَةِ وَ أُولٰئِکَ هُمُ الْخٰاسِرُونَ .

توبه (9) 68 و 69

103. فرجام هلاکت‌بار اقوام قدرتمند پیشین، قابل توجّه و عبرت‌آمیز:

قٰالَ إِنَّمٰا أُوتِیتُهُ عَلیٰ عِلْمٍ عِنْدِی أَ وَ لَمْ یَعْلَمْ أَنَّ

اَللّٰهَ قَدْ أَهْلَکَ مِنْ قَبْلِهِ مِنَ الْقُرُونِ مَنْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُ قُوَّةً وَ أَکْثَرُ جَمْعاً .... قصص (28) 78

أَ وَ لَمْ یَسِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَیَنْظُرُوا کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ کٰانُوا أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَ أَثٰارُوا الْأَرْضَ وَ عَمَرُوهٰا أَکْثَرَ مِمّٰا عَمَرُوهٰا وَ جٰاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّنٰاتِ فَمٰا کٰانَ اللّٰهُ لِیَظْلِمَهُمْ وَ لٰکِنْ کٰانُوا أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ .

روم (30) 9

أَ فَلَمْ یَسِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَیَنْظُرُوا کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ کٰانُوا أَکْثَرَ مِنْهُمْ وَ أَشَدَّ قُوَّةً وَ آثٰاراً فِی الْأَرْضِ فَمٰا أَغْنیٰ عَنْهُمْ مٰا کٰانُوا یَکْسِبُونَ . غافر (40) 82

أَ فَنَضْرِبُ عَنْکُمُ الذِّکْرَ صَفْحاً أَنْ کُنْتُمْ قَوْماً مُسْرِفِینَ

فَأَهْلَکْنٰا أَشَدَّ مِنْهُمْ بَطْشاً وَ مَضیٰ مَثَلُ الْأَوَّلِینَ . زخرف (43) 5 و 8

وَ کَأَیِّنْ مِنْ قَرْیَةٍ هِیَ أَشَدُّ قُوَّةً مِنْ قَرْیَتِکَ الَّتِی أَخْرَجَتْکَ أَهْلَکْنٰاهُمْ فَلاٰ نٰاصِرَ لَهُمْ .

محمّد (47) 13

104. نزول عذاب الهی بر اقوام پیشین، در پی سوء استفاده از قدرت و توانمندیهای خود:

أَ لَمْ تَرَ کَیْفَ فَعَلَ رَبُّکَ بِعٰادٍ

إِرَمَ ذٰاتِ الْعِمٰادِ

اَلَّتِی لَمْ یُخْلَقْ مِثْلُهٰا فِی الْبِلاٰدِ

وَ ثَمُودَ الَّذِینَ جٰابُوا الصَّخْرَ بِالْوٰادِ

وَ فِرْعَوْنَ ذِی الْأَوْتٰادِ

اَلَّذِینَ طَغَوْا فِی الْبِلاٰدِ

فَأَکْثَرُوا فِیهَا الْفَسٰادَ

فَصَبَّ عَلَیْهِمْ رَبُّکَ سَوْطَ عَذٰابٍ . فجر (89) 6 -\13

105. محرومیّت اقوام قدرتمند پیشین، از هر نوع کمک و امداد، هنگام ابتلای به عذاب الهی:

وَ کَأَیِّنْ مِنْ قَرْیَةٍ هِیَ أَشَدُّ قُوَّةً مِنْ قَرْیَتِکَ الَّتِی أَخْرَجَتْکَ أَهْلَکْنٰاهُمْ فَلاٰ نٰاصِرَ لَهُمْ .

محمّد (47) 13

106. بی‌پناهی اقوام قدرتمند پیشین، هنگام عذاب الهی، مایۀ بسی عبرت، برای خردمندان و حق‌پذیران:

وَ کَمْ أَهْلَکْنٰا قَبْلَهُمْ مِنْ قَرْنٍ هُمْ أَشَدُّ مِنْهُمْ بَطْشاً فَنَقَّبُوا فِی الْبِلاٰدِ هَلْ مِنْ مَحِیصٍ

إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَذِکْریٰ لِمَنْ کٰانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَی السَّمْعَ وَ هُوَ شَهِیدٌ. ق (50) 36 و 37

107. نابودی اقوام پیشین به سبب گناهان‌شان، به رغم توانمندی فراوان، مایۀ عبرت، برای دیگر قدرتمندان گناهکار:

أَ لَمْ یَرَوْا کَمْ أَهْلَکْنٰا مِنْ قَبْلِهِمْ مِنْ قَرْنٍ مَکَّنّٰاهُمْ فِی الْأَرْضِ مٰا لَمْ نُمَکِّنْ لَکُمْ وَ أَرْسَلْنَا السَّمٰاءَ عَلَیْهِمْ مِدْرٰاراً وَ جَعَلْنَا الْأَنْهٰارَ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهِمْ فَأَهْلَکْنٰاهُمْ بِذُنُوبِهِمْ وَ أَنْشَأْنٰا مِنْ بَعْدِهِمْ قَرْناً آخَرِینَ . انعام (6) 6

قٰالَ إِنَّمٰا أُوتِیتُهُ عَلیٰ عِلْمٍ عِنْدِی أَ وَ لَمْ یَعْلَمْ أَنَّ اللّٰهَ قَدْ أَهْلَکَ مِنْ قَبْلِهِ مِنَ الْقُرُونِ مَنْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُ قُوَّةً وَ أَکْثَرُ جَمْعاً وَ لاٰ یُسْئَلُ عَنْ ذُنُوبِهِمُ الْمُجْرِمُونَ . قصص (28) 78

108. اقوام بسیار قدرتمند، پیش از قارون:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ وَ آتَیْنٰاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مٰا إِنَّ مَفٰاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ إِذْ قٰالَ لَهُ قَوْمُهُ لاٰ تَفْرَحْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْفَرِحِینَ

قٰالَ إِنَّمٰا أُوتِیتُهُ عَلیٰ عِلْمٍ عِنْدِی أَ وَ لَمْ یَعْلَمْ أَنَّ اللّٰهَ قَدْ أَهْلَکَ مِنْ قَبْلِهِ مِنَ الْقُرُونِ مَنْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُ قُوَّةً وَ أَکْثَرُ جَمْعاً ....

قصص (28) 76 و 78

109. عبرت نگرفتن قارون از سرنوشت اقوام قدرتمند پیشین، سبب فریفته شدن او به قدرت خویش:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ وَ آتَیْنٰاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مٰا إِنَّ مَفٰاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ إِذْ قٰالَ لَهُ قَوْمُهُ لاٰ تَفْرَحْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْفَرِحِینَ

قٰالَ إِنَّمٰا أُوتِیتُهُ عَلیٰ عِلْمٍ عِنْدِی أَ وَ لَمْ یَعْلَمْ أَنَّ اللّٰهَ قَدْ أَهْلَکَ مِنْ قَبْلِهِ مِنَ الْقُرُونِ مَنْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُ قُوَّةً وَ أَکْثَرُ جَمْعاً وَ لاٰ یُسْئَلُ عَنْ ذُنُوبِهِمُ الْمُجْرِمُونَ .

قصص (28) 76 و 78

110. سرزنش تکذیبگران پیامبر صلی الله علیه و آله از سوی خداوند، به علّت عبرت نگرفتن از سرنوشت اقوام قدرتمند پیشین:

فَقَدْ کَذَّبُوا بِالْحَقِّ لَمّٰا جٰاءَهُمْ فَسَوْفَ یَأْتِیهِمْ أَنْبٰاءُ مٰا کٰانُوا بِهِ یَسْتَهْزِؤُنَ

أَ لَمْ یَرَوْا کَمْ أَهْلَکْنٰا مِنْ قَبْلِهِمْ مِنْ قَرْنٍ مَکَّنّٰاهُمْ فِی الْأَرْضِ مٰا لَمْ نُمَکِّنْ لَکُمْ وَ أَرْسَلْنَا السَّمٰاءَ عَلَیْهِمْ مِدْرٰاراً وَ جَعَلْنَا الْأَنْهٰارَ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهِمْ فَأَهْلَکْنٰاهُمْ بِذُنُوبِهِمْ وَ أَنْشَأْنٰا مِنْ بَعْدِهِمْ قَرْناً آخَرِینَ .

انعام (6) 5 و 6

أَ وَ لَمْ یَسِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَیَنْظُرُوا کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ کٰانُوا أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَ أَثٰارُوا الْأَرْضَ وَ عَمَرُوهٰا أَکْثَرَ مِمّٰا عَمَرُوهٰا وَ جٰاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّنٰاتِ فَمٰا کٰانَ اللّٰهُ لِیَظْلِمَهُمْ وَ لٰکِنْ کٰانُوا أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ

ثُمَّ کٰانَ عٰاقِبَةَ الَّذِینَ أَسٰاؤُا السُّوایٰ أَنْ کَذَّبُوا بِآیٰاتِ اللّٰهِ وَ کٰانُوا بِهٰا یَسْتَهْزِؤُنَ .

روم (30) 9 و 10

أَ فَلَمْ یَسِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَیَنْظُرُوا کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ کٰانُوا أَکْثَرَ مِنْهُمْ وَ أَشَدَّ قُوَّةً وَ آثٰاراً فِی الْأَرْضِ فَمٰا أَغْنیٰ عَنْهُمْ مٰا کٰانُوا یَکْسِبُونَ

فَلَمّٰا جٰاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّنٰاتِ فَرِحُوا بِمٰا عِنْدَهُمْ مِنَ الْعِلْمِ وَ حٰاقَ بِهِمْ مٰا کٰانُوا بِهِ یَسْتَهْزِؤُنَ . غافر (40) 82 و 83

111. سوء استفادۀ اقوام پیشین از قدرت و توانمندیهای خود، عامل حبط اعمال آنان در دنیا و آخرت:

کَالَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ کٰانُوا أَشَدَّ مِنْکُمْ قُوَّةً وَ أَکْثَرَ أَمْوٰالاً وَ أَوْلاٰداً فَاسْتَمْتَعُوا بِخَلاٰقِهِمْ فَاسْتَمْتَعْتُمْ بِخَلاٰقِکُمْ کَمَا اسْتَمْتَعَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ بِخَلاٰقِهِمْ وَ خُضْتُمْ کَالَّذِی خٰاضُوا أُولٰئِکَ حَبِطَتْ أَعْمٰالُهُمْ فِی الدُّنْیٰا وَ الْآخِرَةِ وَ أُولٰئِکَ هُمُ الْخٰاسِرُونَ . توبه (9) 69

112. اقوام پیشینِ برخوردار از قدرت، مردمانی زیانکار:

کَالَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ کٰانُوا أَشَدَّ مِنْکُمْ قُوَّةً وَ أَکْثَرَ أَمْوٰالاً وَ أَوْلاٰداً فَاسْتَمْتَعُوا بِخَلاٰقِهِمْ فَاسْتَمْتَعْتُمْ بِخَلاٰقِکُمْ کَمَا اسْتَمْتَعَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ بِخَلاٰقِهِمْ وَ خُضْتُمْ کَالَّذِی خٰاضُوا أُولٰئِکَ حَبِطَتْ أَعْمٰالُهُمْ فِی الدُّنْیٰا وَ الْآخِرَةِ وَ أُولٰئِکَ هُمُ الْخٰاسِرُونَ . توبه (9) 69

113. بهره‌مندی اقوام پیشین، از قدرت و توانمندیها، عامل طغیان و فساد آنان:

أَ لَمْ تَرَ کَیْفَ فَعَلَ رَبُّکَ بِعٰادٍ

إِرَمَ ذٰاتِ الْعِمٰادِ

اَلَّتِی لَمْ یُخْلَقْ مِثْلُهٰا فِی الْبِلاٰدِ

وَ ثَمُودَ الَّذِینَ جٰابُوا الصَّخْرَ بِالْوٰادِ

وَ فِرْعَوْنَ ذِی الْأَوْتٰادِ

اَلَّذِینَ طَغَوْا فِی الْبِلاٰدِ

فَأَکْثَرُوا فِیهَا الْفَسٰادَ. فجر (89) 6 -\12

114. سیر و سیاحت در زمین، عامل پی بردن به مقدار توانایی اقوام پیشین و فرجام آنان:

أَ وَ لَمْ یَسِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَیَنْظُرُوا کَیْفَ کٰانَ

عٰاقِبَةُ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ کٰانُوا أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَ أَثٰارُوا الْأَرْضَ وَ عَمَرُوهٰا أَکْثَرَ مِمّٰا عَمَرُوهٰا وَ جٰاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّنٰاتِ فَمٰا کٰانَ اللّٰهُ لِیَظْلِمَهُمْ وَ لٰکِنْ کٰانُوا أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ .

روم (30) 9

أَ فَلَمْ یَسِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَیَنْظُرُوا کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ کٰانُوا أَکْثَرَ مِنْهُمْ وَ أَشَدَّ قُوَّةً وَ آثٰاراً فِی الْأَرْضِ فَمٰا أَغْنیٰ عَنْهُمْ مٰا کٰانُوا یَکْسِبُونَ . غافر (40) 82

115. بی‌پناهی قدرت طلبان اقوام پیشین، هنگام عذاب الهی:

وَ کَمْ أَهْلَکْنٰا قَبْلَهُمْ مِنْ قَرْنٍ هُمْ أَشَدُّ مِنْهُمْ بَطْشاً فَنَقَّبُوا فِی الْبِلاٰدِ هَلْ مِنْ مَحِیصٍ . ق (50) 36

116. بیان فرجام قدرتمندان از اقوام پیشین، عامل تذکّر و عبرت‌گیری:

وَ کَمْ أَهْلَکْنٰا قَبْلَهُمْ مِنْ قَرْنٍ هُمْ أَشَدُّ مِنْهُمْ بَطْشاً فَنَقَّبُوا فِی الْبِلاٰدِ هَلْ مِنْ مَحِیصٍ

إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَذِکْریٰ لِمَنْ کٰانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقَی السَّمْعَ وَ هُوَ شَهِیدٌ. ق (50) 36 و 37

7. انبیا

117. انبیا، نیازمند قدرت و اقتدار، در اجرای تعالیم خود:

لَقَدْ أَرْسَلْنٰا رُسُلَنٰا بِالْبَیِّنٰاتِ وَ أَنْزَلْنٰا مَعَهُمُ الْکِتٰابَ وَ الْمِیزٰانَ لِیَقُومَ النّٰاسُ بِالْقِسْطِ وَ أَنْزَلْنَا الْحَدِیدَ فِیهِ بَأْسٌ شَدِیدٌ وَ مَنٰافِعُ لِلنّٰاسِ وَ لِیَعْلَمَ اللّٰهُ مَنْ یَنْصُرُهُ وَ رُسُلَهُ بِالْغَیْبِ إِنَّ اللّٰهَ قَوِیٌّ عَزِیزٌ. حدید (57) 25

118. سلطه بخشیدن انبیا بر مخالفان، از سوی خداوند:

وَ مٰا أَفٰاءَ اللّٰهُ عَلیٰ رَسُولِهِ مِنْهُمْ فَمٰا أَوْجَفْتُمْ عَلَیْهِ مِنْ خَیْلٍ وَ لاٰ رِکٰابٍ وَ لٰکِنَّ اللّٰهَ یُسَلِّطُ رُسُلَهُ عَلیٰ مَنْ یَشٰاءُ وَ اللّٰهُ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ.

حشر (59) 6

119. قدرت انبیا، مظهر قدرت و شکست‌ناپذیری خداوند:

لَقَدْ أَرْسَلْنٰا رُسُلَنٰا بِالْبَیِّنٰاتِ وَ أَنْزَلْنٰا مَعَهُمُ الْکِتٰابَ وَ الْمِیزٰانَ لِیَقُومَ النّٰاسُ بِالْقِسْطِ وَ أَنْزَلْنَا الْحَدِیدَ فِیهِ بَأْسٌ شَدِیدٌ وَ مَنٰافِعُ لِلنّٰاسِ وَ لِیَعْلَمَ اللّٰهُ مَنْ یَنْصُرُهُ وَ رُسُلَهُ بِالْغَیْبِ إِنَّ اللّٰهَ قَوِیٌّ عَزِیزٌ. حدید (57) 25

وَ مٰا أَفٰاءَ اللّٰهُ عَلیٰ رَسُولِهِ مِنْهُمْ فَمٰا أَوْجَفْتُمْ عَلَیْهِ مِنْ خَیْلٍ وَ لاٰ رِکٰابٍ وَ لٰکِنَّ اللّٰهَ یُسَلِّطُ رُسُلَهُ عَلیٰ مَنْ یَشٰاءُ وَ اللّٰهُ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ.

حشر (59) 6

120. قدرت انبیا در تسلّط بر دشمنان خود، برخاسته از مشیّت الهی:

وَ مٰا أَفٰاءَ اللّٰهُ عَلیٰ رَسُولِهِ مِنْهُمْ فَمٰا أَوْجَفْتُمْ عَلَیْهِ مِنْ خَیْلٍ وَ لاٰ رِکٰابٍ وَ لٰکِنَّ اللّٰهَ یُسَلِّطُ رُسُلَهُ عَلیٰ مَنْ یَشٰاءُ .... حشر (59) 6

121. شناخت افراد یاری‌کنندۀ خداوند و انبیا، علت بهره‌مندی پیامبران از قدرت:

لَقَدْ أَرْسَلْنٰا رُسُلَنٰا بِالْبَیِّنٰاتِ وَ أَنْزَلْنٰا مَعَهُمُ الْکِتٰابَ وَ الْمِیزٰانَ لِیَقُومَ النّٰاسُ بِالْقِسْطِ وَ أَنْزَلْنَا الْحَدِیدَ فِیهِ بَأْسٌ شَدِیدٌ وَ مَنٰافِعُ لِلنّٰاسِ وَ لِیَعْلَمَ اللّٰهُ مَنْ یَنْصُرُهُ وَ رُسُلَهُ بِالْغَیْبِ إِنَّ اللّٰهَ قَوِیٌّ عَزِیزٌ. حدید (57) 25

8 . انبیای انطاکیه

122. تقویت دو پیامبر انطاکیه، به واسطۀ نفر سوم در برابر تکذیبگران، از سوی خداوند:

إِذْ أَرْسَلْنٰا إِلَیْهِمُ اثْنَیْنِ فَکَذَّبُوهُمٰا فَعَزَّزْنٰا بِثٰالِثٍ

فَقٰالُوا إِنّٰا إِلَیْکُمْ مُرْسَلُونَ . یس (36) 14

9. انسان

123. زوال قدرت انسان، در پیری:

وَ اللّٰهُ خَلَقَکُمْ ... وَ مِنْکُمْ مَنْ یُرَدُّ إِلیٰ أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِکَیْ لاٰ یَعْلَمَ بَعْدَ عِلْمٍ شَیْئاً إِنَّ اللّٰهَ عَلِیمٌ قَدِیرٌ.

نحل (16) 70

124. محدودیّت قدرت و توانایی انسان، در انجام دادن کارهای خود و تعامل با حوادث:

وَ لاٰ تَقُولَنَّ لِشَیْءٍ إِنِّی فٰاعِلٌ ذٰلِکَ غَداً

إِلاّٰ أَنْ یَشٰاءَ اللّٰهُ .... کهف (18) 23 و 24

125. علم خداوند، به مقدار توانایی انسانها:

إِنَّ رَبَّکَ یَعْلَمُ أَنَّکَ تَقُومُ أَدْنیٰ مِنْ ثُلُثَیِ اللَّیْلِ وَ نِصْفَهُ وَ ثُلُثَهُ وَ طٰائِفَةٌ مِنَ الَّذِینَ مَعَکَ وَ اللّٰهُ یُقَدِّرُ اللَّیْلَ وَ النَّهٰارَ عَلِمَ أَنْ لَنْ تُحْصُوهُ فَتٰابَ عَلَیْکُمْ فَاقْرَؤُا مٰا تَیَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ عَلِمَ أَنْ سَیَکُونُ مِنْکُمْ مَرْضیٰ وَ آخَرُونَ یَضْرِبُونَ فِی الْأَرْضِ یَبْتَغُونَ مِنْ فَضْلِ اللّٰهِ وَ آخَرُونَ یُقٰاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللّٰهِ فَاقْرَؤُا مٰا تَیَسَّرَ مِنْهُ .... مزمّل (73) 20

126. قدرت انسان، در محدودۀ مشیّت الهی:

وَ لاٰ تَقُولَنَّ لِشَیْءٍ إِنِّی فٰاعِلٌ ذٰلِکَ غَداً

إِلاّٰ أَنْ یَشٰاءَ اللّٰهُ .... کهف (18) 23 و 24

127. نقش نداشتن قدرت انسان، در پیدایش میوه‌ها:

وَ جَعَلْنٰا فِیهٰا جَنّٰاتٍ مِنْ نَخِیلٍ وَ أَعْنٰابٍ وَ فَجَّرْنٰا فِیهٰا مِنَ الْعُیُونِ

لِیَأْکُلُوا مِنْ ثَمَرِهِ وَ مٰا عَمِلَتْهُ أَیْدِیهِمْ أَ فَلاٰ یَشْکُرُونَ . (1)یس (36) 34 و 35

10. انعام

128. قدرت انعام، در پیمودن راههای طولانی و دشوار و حمل بارهای سنگین:

وَ الْأَنْعٰامَ خَلَقَهٰا لَکُمْ فِیهٰا دِفْءٌ وَ مَنٰافِعُ وَ مِنْهٰا تَأْکُلُونَ

وَ تَحْمِلُ أَثْقٰالَکُمْ إِلیٰ بَلَدٍ لَمْ تَکُونُوا بٰالِغِیهِ إِلاّٰ بِشِقِّ الْأَنْفُسِ إِنَّ رَبَّکُمْ لَرَؤُفٌ رَحِیمٌ . نحل (16) 5 و 7

129. قدرت انعام، در حمل کالاها و سواری دادنها، در راستای تأمین نیازهای انسان، در سیر و سفر:

وَ الْأَنْعٰامَ خَلَقَهٰا لَکُمْ فِیهٰا دِفْءٌ وَ مَنٰافِعُ وَ مِنْهٰا تَأْکُلُونَ

وَ تَحْمِلُ أَثْقٰالَکُمْ إِلیٰ بَلَدٍ لَمْ تَکُونُوا بٰالِغِیهِ إِلاّٰ بِشِقِّ الْأَنْفُسِ إِنَّ رَبَّکُمْ لَرَؤُفٌ رَحِیمٌ . نحل (16) 5 و 7

130. قدرت انعام در باربری و پیمودن راههای طولانی، وسیله‌ای برای کاستن مشقّتهای انسان:

وَ الْأَنْعٰامَ خَلَقَهٰا لَکُمْ فِیهٰا دِفْءٌ وَ مَنٰافِعُ وَ مِنْهٰا تَأْکُلُونَ

وَ تَحْمِلُ أَثْقٰالَکُمْ إِلیٰ بَلَدٍ لَمْ تَکُونُوا بٰالِغِیهِ إِلاّٰ بِشِقِّ الْأَنْفُسِ إِنَّ رَبَّکُمْ لَرَؤُفٌ رَحِیمٌ . نحل (16) 5 و 7

131. قدرت انعام، در باربری و پیمودن راهها، نشانه‌ای از رأفت و رحمت خداوند به انسانها:

وَ الْأَنْعٰامَ خَلَقَهٰا لَکُمْ فِیهٰا دِفْءٌ وَ مَنٰافِعُ وَ مِنْهٰا تَأْکُلُونَ

وَ تَحْمِلُ أَثْقٰالَکُمْ إِلیٰ بَلَدٍ لَمْ تَکُونُوا بٰالِغِیهِ إِلاّٰ بِشِقِّ الْأَنْفُسِ إِنَّ رَبَّکُمْ لَرَؤُفٌ رَحِیمٌ . نحل (16) 5 و 7

11. باد

132. برخی بادها، دارای قدرت شکنندگی:

هُوَ الَّذِی یُسَیِّرُکُمْ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ حَتّٰی إِذٰا کُنْتُمْ فِی الْفُلْکِ وَ جَرَیْنَ بِهِمْ بِرِیحٍ طَیِّبَةٍ وَ فَرِحُوا بِهٰا جٰاءَتْهٰا رِیحٌ عٰاصِفٌ ... (2)یونس (10) 22


1) 1) . بنا بر احتمالی«ما»در«و ما عملته أیدیهم»نافیه است. (تفسیر التحریروالتنویر، ج 11، جزء 23، ص 14)

2) 2) .«عاصف»و«قاصف»باد شکننده است. (مفردات، ص 569،«عصف»؛ ص 673 ،«قصف»)

مَثَلُ الَّذِینَ کَفَرُوا بِرَبِّهِمْ أَعْمٰالُهُمْ کَرَمٰادٍ اشْتَدَّتْ بِهِ الرِّیحُ فِی یَوْمٍ عٰاصِفٍ لاٰ یَقْدِرُونَ مِمّٰا کَسَبُوا عَلیٰ شَیْءٍ .... ابراهیم (14) 18

أَمْ أَمِنْتُمْ أَنْ یُعِیدَکُمْ فِیهِ تٰارَةً أُخْریٰ فَیُرْسِلَ عَلَیْکُمْ قٰاصِفاً مِنَ الرِّیحِ فَیُغْرِقَکُمْ بِمٰا کَفَرْتُمْ .... اسراء (17) 69

وَ لِسُلَیْمٰانَ الرِّیحَ عٰاصِفَةً تَجْرِی بِأَمْرِهِ إِلیٰ الْأَرْضِ الَّتِی بٰارَکْنٰا فِیهٰا وَ کُنّٰا بِکُلِّ شَیْءٍ عٰالِمِینَ . انبیاء (21) 81

فَالْعٰاصِفٰاتِ عَصْفاً. مرسلات (77) 2

133. نابود شدن قوم عاد، به وسیلۀ باد بسیار قدرتمند:

وَ فِی عٰادٍ إِذْ أَرْسَلْنٰا عَلَیْهِمُ الرِّیحَ الْعَقِیمَ

مٰا تَذَرُ مِنْ شَیْءٍ أَتَتْ عَلَیْهِ إِلاّٰ جَعَلَتْهُ کَالرَّمِیمِ .

ذاریات (51) 41 و 42

کَذَّبَتْ عٰادٌ فَکَیْفَ کٰانَ عَذٰابِی وَ نُذُرِ

إِنّٰا أَرْسَلْنٰا عَلَیْهِمْ رِیحاً صَرْصَراً فِی یَوْمِ نَحْسٍ مُسْتَمِرٍّ

تَنْزِعُ النّٰاسَ کَأَنَّهُمْ أَعْجٰازُ نَخْلٍ مُنْقَعِرٍ. قمر (54) 18 -\20

کَذَّبَتْ ثَمُودُ وَ عٰادٌ بِالْقٰارِعَةِ

وَ أَمّٰا عٰادٌ فَأُهْلِکُوا بِرِیحٍ صَرْصَرٍ عٰاتِیَةٍ

سَخَّرَهٰا عَلَیْهِمْ سَبْعَ لَیٰالٍ وَ ثَمٰانِیَةَ أَیّٰامٍ حُسُوماً فَتَرَی الْقَوْمَ فِیهٰا صَرْعیٰ کَأَنَّهُمْ أَعْجٰازُ نَخْلٍ خٰاوِیَةٍ

فَهَلْ تَریٰ لَهُمْ مِنْ بٰاقِیَةٍ . حاقّه (69) 4 و 6 -\8

12. باغدار متکبّر

134. احساس قدرت باغدار متکبّر، در سایۀ افراد بیشتر:

وَ اضْرِبْ لَهُمْ مَثَلاً رَجُلَیْنِ جَعَلْنٰا لِأَحَدِهِمٰا جَنَّتَیْنِ مِنْ أَعْنٰابٍ وَ حَفَفْنٰاهُمٰا بِنَخْلٍ وَ جَعَلْنٰا بَیْنَهُمٰا زَرْعاً

وَ کٰانَ لَهُ ثَمَرٌ فَقٰالَ لِصٰاحِبِهِ وَ هُوَ یُحٰاوِرُهُ أَنَا أَکْثَرُ مِنْکَ مٰالاً وَ أَعَزُّ نَفَراً.

کهف (18) 32 و 34

135. بهره‌مندی باغدار متکبّر از قدرت، عاملی برای انکار قیامت:

وَ اضْرِبْ لَهُمْ مَثَلاً رَجُلَیْنِ جَعَلْنٰا لِأَحَدِهِمٰا جَنَّتَیْنِ مِنْ أَعْنٰابٍ وَ حَفَفْنٰاهُمٰا بِنَخْلٍ وَ جَعَلْنٰا بَیْنَهُمٰا زَرْعاً

وَ کٰانَ لَهُ ثَمَرٌ فَقٰالَ لِصٰاحِبِهِ وَ هُوَ یُحٰاوِرُهُ أَنَا أَکْثَرُ مِنْکَ مٰالاً وَ أَعَزُّ نَفَراً

وَ مٰا أَظُنُّ السّٰاعَةَ قٰائِمَةً وَ لَئِنْ رُدِدْتُ إِلیٰ رَبِّی لَأَجِدَنَّ خَیْراً مِنْهٰا مُنْقَلَباً.

کهف (18) 32 و 34 و 36

136. برخورداری باغدار متکبّر از قدرت، عاملی برای شایسته دانستن خود، در داشتن باغی بهتر از باغ موجود خود، در نزد خداوند:

وَ اضْرِبْ لَهُمْ مَثَلاً رَجُلَیْنِ جَعَلْنٰا لِأَحَدِهِمٰا جَنَّتَیْنِ مِنْ أَعْنٰابٍ وَ حَفَفْنٰاهُمٰا بِنَخْلٍ وَ جَعَلْنٰا بَیْنَهُمٰا زَرْعاً

وَ کٰانَ لَهُ ثَمَرٌ فَقٰالَ لِصٰاحِبِهِ وَ هُوَ یُحٰاوِرُهُ أَنَا أَکْثَرُ مِنْکَ مٰالاً وَ أَعَزُّ نَفَراً

وَ مٰا أَظُنُّ السّٰاعَةَ قٰائِمَةً وَ لَئِنْ رُدِدْتُ إِلیٰ رَبِّی لَأَجِدَنَّ خَیْراً مِنْهٰا مُنْقَلَباً.

کهف (18) 32 و 34 و 36

137. قدرتمندی باغدار متکبّر، عاملی برای انکار آفریدگار خود، از منظر رفیق مؤمنش:

وَ اضْرِبْ لَهُمْ مَثَلاً رَجُلَیْنِ جَعَلْنٰا لِأَحَدِهِمٰا جَنَّتَیْنِ مِنْ أَعْنٰابٍ وَ حَفَفْنٰاهُمٰا بِنَخْلٍ وَ جَعَلْنٰا بَیْنَهُمٰا زَرْعاً

وَ کٰانَ لَهُ ثَمَرٌ فَقٰالَ لِصٰاحِبِهِ وَ هُوَ یُحٰاوِرُهُ أَنَا أَکْثَرُ مِنْکَ مٰالاً وَ أَعَزُّ نَفَراً

قٰالَ لَهُ صٰاحِبُهُ وَ هُوَ یُحٰاوِرُهُ أَ کَفَرْتَ بِالَّذِی خَلَقَکَ مِنْ تُرٰابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ سَوّٰاکَ رَجُلاً.

کهف (18) 32 و 34 و 37

138. برخورداری باغدار متکبّر از قدرت و امکانات، عاملی برای جاودانه دانستن باغهای خود:

وَ اضْرِبْ لَهُمْ مَثَلاً رَجُلَیْنِ جَعَلْنٰا لِأَحَدِهِمٰا جَنَّتَیْنِ مِنْ أَعْنٰابٍ وَ حَفَفْنٰاهُمٰا بِنَخْلٍ وَ جَعَلْنٰا بَیْنَهُمٰا زَرْعاً

وَ کٰانَ لَهُ ثَمَرٌ فَقٰالَ لِصٰاحِبِهِ وَ هُوَ یُحٰاوِرُهُ أَنَا أَکْثَرُ مِنْکَ مٰالاً وَ أَعَزُّ نَفَراً

وَ دَخَلَ جَنَّتَهُ وَ هُوَ ظٰالِمٌ لِنَفْسِهِ قٰالَ مٰا أَظُنُّ أَنْ تَبِیدَ هٰذِهِ أَبَداً. کهف (18) 32 و 34 و 35

13. برادران یوسف

139. تأکید برادران یوسف بر توطئه علیه وی، به دلیل نیرومندی خویش:

لَقَدْ کٰانَ فِی یُوسُفَ وَ إِخْوَتِهِ آیٰاتٌ لِلسّٰائِلِینَ

إِذْ قٰالُوا لَیُوسُفُ وَ أَخُوهُ أَحَبُّ إِلیٰ أَبِینٰا مِنّٰا وَ نَحْنُ عُصْبَةٌ إِنَّ أَبٰانٰا لَفِی ضَلاٰلٍ مُبِینٍ . (1)یوسف (12) 7 و 8

140. معترض بودن برادران یوسف به محبّت بیشتر پدر نسبت به یوسف علیه السلام و برادرش، به علّت نیرومندی خود:

لَقَدْ کٰانَ فِی یُوسُفَ وَ إِخْوَتِهِ آیٰاتٌ لِلسّٰائِلِینَ

إِذْ قٰالُوا لَیُوسُفُ وَ أَخُوهُ أَحَبُّ إِلیٰ أَبِینٰا مِنّٰا وَ نَحْنُ عُصْبَةٌ إِنَّ أَبٰانٰا لَفِی ضَلاٰلٍ مُبِینٍ . یوسف (12) 7 و 8

141. استدلال برادران یوسف به نیرومندی خویش در دفاع از یوسف علیه السلام در برابر خطر حملۀ گرگ:

لَقَدْ کٰانَ فِی یُوسُفَ وَ إِخْوَتِهِ آیٰاتٌ لِلسّٰائِلِینَ

قٰالُوا یٰا أَبٰانٰا مٰا لَکَ لاٰ تَأْمَنّٰا عَلیٰ یُوسُفَ وَ إِنّٰا لَهُ لَنٰاصِحُونَ

أَرْسِلْهُ مَعَنٰا غَداً یَرْتَعْ وَ یَلْعَبْ وَ إِنّٰا لَهُ لَحٰافِظُونَ

قٰالَ إِنِّی لَیَحْزُنُنِی أَنْ تَذْهَبُوا بِهِ وَ أَخٰافُ أَنْ یَأْکُلَهُ الذِّئْبُ وَ أَنْتُمْ عَنْهُ غٰافِلُونَ

قٰالُوا لَئِنْ أَکَلَهُ الذِّئْبُ وَ نَحْنُ عُصْبَةٌ إِنّٰا إِذاً لَخٰاسِرُونَ .

یوسف (12) 7 و 11 -\14

14. بنی‌اسرائیل

142. جنگاوری و توانمندی نظامی بنی‌اسرائیل، در نخستین مرحله از فسادانگیزی آنان:

وَ قَضَیْنٰا إِلیٰ بَنِی إِسْرٰائِیلَ فِی الْکِتٰابِ لَتُفْسِدُنَّ فِی الْأَرْضِ مَرَّتَیْنِ وَ لَتَعْلُنَّ عُلُوًّا کَبِیراً

فَإِذٰا جٰاءَ وَعْدُ أُولاٰهُمٰا بَعَثْنٰا عَلَیْکُمْ عِبٰاداً لَنٰا أُولِی بَأْسٍ شَدِیدٍ فَجٰاسُوا خِلاٰلَ الدِّیٰارِ وَ کٰانَ وَعْداً مَفْعُولاً. اسراء (17) 4 و 5

143. بازگشت قدرت و توان نظامی بنی‌اسرائیل، پس از اوّلین شکست آنان با امداد الهی:

وَ قَضَیْنٰا إِلیٰ بَنِی إِسْرٰائِیلَ فِی الْکِتٰابِ لَتُفْسِدُنَّ فِی الْأَرْضِ مَرَّتَیْنِ وَ لَتَعْلُنَّ عُلُوًّا کَبِیراً

فَإِذٰا جٰاءَ وَعْدُ أُولاٰهُمٰا بَعَثْنٰا عَلَیْکُمْ عِبٰاداً لَنٰا أُولِی بَأْسٍ شَدِیدٍ فَجٰاسُوا خِلاٰلَ الدِّیٰارِ وَ کٰانَ وَعْداً مَفْعُولاً

ثُمَّ رَدَدْنٰا لَکُمُ الْکَرَّةَ عَلَیْهِمْ وَ أَمْدَدْنٰاکُمْ بِأَمْوٰالٍ وَ بَنِینَ وَ جَعَلْنٰاکُمْ أَکْثَرَ نَفِیراً.

اسراء (17) 4 -\6

15. بنی‌نضیر

144. احساس قدرت و شکست‌ناپذیری بنی‌نضیر، با داشتن قلعه‌های مستحکم:

هُوَ الَّذِی أَخْرَجَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتٰابِ


1) 1) . ممکن است جملۀ«و نحن عصبة»عطف بر جملۀ«لیوسف و أخوه...»و مقصودشان تشویق یکدیگر بر توطئه علیه یوسف علیه السلام باشد که گفتند: او را بکشید. با این بیان که توطئه، علیه یوسف علیه السلام و برادرش برای ما نامقدور نیست، زیرا ما گروهی نیرومندیم و بر گروه نیرومند، کار بزرگ آسان است. (تفسیر التحریروالتنویر، ج 6 ، جزء 12، ص 221)

مِنْ دِیٰارِهِمْ لِأَوَّلِ الْحَشْرِ مٰا ظَنَنْتُمْ أَنْ یَخْرُجُوا وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ مٰانِعَتُهُمْ حُصُونُهُمْ مِنَ اللّٰهِ فَأَتٰاهُمُ اللّٰهُ مِنْ حَیْثُ لَمْ یَحْتَسِبُوا وَ قَذَفَ فِی قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ یُخْرِبُونَ بُیُوتَهُمْ بِأَیْدِیهِمْ وَ أَیْدِی الْمُؤْمِنِینَ فَاعْتَبِرُوا یٰا أُولِی الْأَبْصٰارِ. حشر (59) 2

145. بنی‌نضیر، دارای قدرت دفاعی، در درگیریهای خود با دشمنان‌شان:

هُوَ الَّذِی أَخْرَجَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتٰابِ مِنْ دِیٰارِهِمْ لِأَوَّلِ الْحَشْرِ مٰا ظَنَنْتُمْ أَنْ یَخْرُجُوا وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ مٰانِعَتُهُمْ حُصُونُهُمْ مِنَ اللّٰهِ فَأَتٰاهُمُ اللّٰهُ مِنْ حَیْثُ لَمْ یَحْتَسِبُوا وَ قَذَفَ فِی قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ یُخْرِبُونَ بُیُوتَهُمْ بِأَیْدِیهِمْ وَ أَیْدِی الْمُؤْمِنِینَ فَاعْتَبِرُوا یٰا أُولِی الْأَبْصٰارِ

لاٰ یُقٰاتِلُونَکُمْ جَمِیعاً إِلاّٰ فِی قُریً مُحَصَّنَةٍ أَوْ مِنْ وَرٰاءِ جُدُرٍ بَأْسُهُمْ بَیْنَهُمْ شَدِیدٌ تَحْسَبُهُمْ جَمِیعاً وَ قُلُوبُهُمْ شَتّٰی ذٰلِکَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لاٰ یَعْقِلُونَ . حشر (59) 2 و 14

146. غفلت بنی‌نضیر از قدرت خدا و تکیه بر قدرت خویش، عامل شکست آنان در جنگ با مسلمانان:

هُوَ الَّذِی أَخْرَجَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتٰابِ مِنْ دِیٰارِهِمْ لِأَوَّلِ الْحَشْرِ مٰا ظَنَنْتُمْ أَنْ یَخْرُجُوا وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ مٰانِعَتُهُمْ حُصُونُهُمْ مِنَ اللّٰهِ فَأَتٰاهُمُ اللّٰهُ مِنْ حَیْثُ لَمْ یَحْتَسِبُوا وَ قَذَفَ فِی قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ یُخْرِبُونَ بُیُوتَهُمْ بِأَیْدِیهِمْ وَ أَیْدِی الْمُؤْمِنِینَ فَاعْتَبِرُوا یٰا أُولِی الْأَبْصٰارِ

وَ لَوْ لاٰ أَنْ کَتَبَ اللّٰهُ عَلَیْهِمُ الْجَلاٰءَ لَعَذَّبَهُمْ فِی الدُّنْیٰا وَ لَهُمْ فِی الْآخِرَةِ عَذٰابُ النّٰارِ. حشر (59) 2 و 3

147. مخالفت بنی‌نضیر با خدا و پیامبر صلی الله علیه و آله ، در پی برخورداری از قدرت دفاعی، موجب عذاب در دنیا و آتش جهنّم در آخرت، به فرمان خداوند:

هُوَ الَّذِی أَخْرَجَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتٰابِ مِنْ دِیٰارِهِمْ لِأَوَّلِ الْحَشْرِ مٰا ظَنَنْتُمْ أَنْ یَخْرُجُوا وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ مٰانِعَتُهُمْ حُصُونُهُمْ مِنَ اللّٰهِ فَأَتٰاهُمُ اللّٰهُ مِنْ حَیْثُ لَمْ یَحْتَسِبُوا وَ قَذَفَ فِی قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ یُخْرِبُونَ بُیُوتَهُمْ بِأَیْدِیهِمْ وَ أَیْدِی الْمُؤْمِنِینَ فَاعْتَبِرُوا یٰا أُولِی الْأَبْصٰارِ

وَ لَوْ لاٰ أَنْ کَتَبَ اللّٰهُ عَلَیْهِمُ الْجَلاٰءَ لَعَذَّبَهُمْ فِی الدُّنْیٰا وَ لَهُمْ فِی الْآخِرَةِ عَذٰابُ النّٰارِ

ذٰلِکَ بِأَنَّهُمْ شَاقُّوا اللّٰهَ وَ رَسُولَهُ وَ مَنْ یُشَاقِّ اللّٰهَ فَإِنَّ اللّٰهَ شَدِیدُ الْعِقٰابِ .

حشر (59) 2 -\4

148. شکست بنی‌نضیر، با دارا بودن قدرت محکم دفاعی، از سوی خداوند، در پی دشمنی و مخالفت آنان با خدا و پیامبر صلی الله علیه و آله :

هُوَ الَّذِی أَخْرَجَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتٰابِ مِنْ دِیٰارِهِمْ لِأَوَّلِ الْحَشْرِ مٰا ظَنَنْتُمْ أَنْ یَخْرُجُوا وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ مٰانِعَتُهُمْ حُصُونُهُمْ مِنَ اللّٰهِ فَأَتٰاهُمُ اللّٰهُ مِنْ حَیْثُ لَمْ یَحْتَسِبُوا وَ قَذَفَ فِی قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ یُخْرِبُونَ بُیُوتَهُمْ بِأَیْدِیهِمْ وَ أَیْدِی الْمُؤْمِنِینَ فَاعْتَبِرُوا یٰا أُولِی الْأَبْصٰارِ

وَ لَوْ لاٰ أَنْ کَتَبَ اللّٰهُ عَلَیْهِمُ الْجَلاٰءَ لَعَذَّبَهُمْ فِی الدُّنْیٰا وَ لَهُمْ فِی الْآخِرَةِ عَذٰابُ النّٰارِ

ذٰلِکَ بِأَنَّهُمْ شَاقُّوا اللّٰهَ وَ رَسُولَهُ وَ مَنْ یُشَاقِّ اللّٰهَ فَإِنَّ اللّٰهَ شَدِیدُ الْعِقٰابِ .

حشر (59) 2 -\4

149. شکست بنی‌نضیر، با برخورداری از قدرت محکم دفاعی، جلوه‌ای از شدّت عقوبت خداوند:

هُوَ الَّذِی أَخْرَجَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتٰابِ مِنْ دِیٰارِهِمْ لِأَوَّلِ الْحَشْرِ مٰا ظَنَنْتُمْ أَنْ یَخْرُجُوا وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ مٰانِعَتُهُمْ حُصُونُهُمْ مِنَ اللّٰهِ فَأَتٰاهُمُ اللّٰهُ مِنْ حَیْثُ لَمْ یَحْتَسِبُوا وَ قَذَفَ فِی قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ یُخْرِبُونَ بُیُوتَهُمْ بِأَیْدِیهِمْ وَ أَیْدِی

اَلْمُؤْمِنِینَ فَاعْتَبِرُوا یٰا أُولِی الْأَبْصٰارِ

وَ لَوْ لاٰ أَنْ کَتَبَ اللّٰهُ عَلَیْهِمُ الْجَلاٰءَ لَعَذَّبَهُمْ فِی الدُّنْیٰا وَ لَهُمْ فِی الْآخِرَةِ عَذٰابُ النّٰارِ

ذٰلِکَ بِأَنَّهُمْ شَاقُّوا اللّٰهَ وَ رَسُولَهُ وَ مَنْ یُشَاقِّ اللّٰهَ فَإِنَّ اللّٰهَ شَدِیدُ الْعِقٰابِ .

حشر (59) 2 -\4

16. ثمود

150. قوم ثمود، دارای قدرت مادّی و انسانی بسیار بالا:

کَالَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ کٰانُوا أَشَدَّ مِنْکُمْ قُوَّةً وَ أَکْثَرَ أَمْوٰالاً وَ أَوْلاٰداً فَاسْتَمْتَعُوا بِخَلاٰقِهِمْ فَاسْتَمْتَعْتُمْ بِخَلاٰقِکُمْ کَمَا اسْتَمْتَعَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ بِخَلاٰقِهِمْ وَ خُضْتُمْ کَالَّذِی خٰاضُوا أُولٰئِکَ حَبِطَتْ أَعْمٰالُهُمْ فِی الدُّنْیٰا وَ الْآخِرَةِ وَ أُولٰئِکَ هُمُ الْخٰاسِرُونَ

أَ لَمْ یَأْتِهِمْ نَبَأُ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ قَوْمِ نُوحٍ وَ عٰادٍ وَ ثَمُودَ وَ قَوْمِ إِبْرٰاهِیمَ وَ أَصْحٰابِ مَدْیَنَ وَ الْمُؤْتَفِکٰاتِ أَتَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّنٰاتِ فَمٰا کٰانَ اللّٰهُ لِیَظْلِمَهُمْ وَ لٰکِنْ کٰانُوا أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ . توبه (9) 69 و 70

151. ثمود، دارای سپاهی قدرتمند:

جُنْدٌ مٰا هُنٰالِکَ مَهْزُومٌ مِنَ الْأَحْزٰابِ

کَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَ عٰادٌ وَ فِرْعَوْنُ ذُو الْأَوْتٰادِ

وَ ثَمُودُ وَ قَوْمُ لُوطٍ وَ أَصْحٰابُ الْأَیْکَةِ أُولٰئِکَ الْأَحْزٰابُ . ص (38) 11 -\13

هَلْ أَتٰاکَ حَدِیثُ الْجُنُودِ

فِرْعَوْنَ وَ ثَمُودَ. (1)

بروج (85) 17 و 18

152. قوم ثمود، انسانهایی نیرومند و توانا بر تهیّۀ خانه‌ها در دل کوههای سنگی:

وَ لَقَدْ کَذَّبَ أَصْحٰابُ الْحِجْرِ الْمُرْسَلِینَ

وَ کٰانُوا یَنْحِتُونَ مِنَ الْجِبٰالِ بُیُوتاً آمِنِینَ .

حجر (15) 80 و 82

17. جبرئیل

153. جبرئیل، فرشته‌ای بس قدرتمند:

عَلَّمَهُ شَدِیدُ الْقُویٰ

ذُو مِرَّةٍ فَاسْتَویٰ . (2)

نجم (53) 5 و 6

إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ کَرِیمٍ

ذِی قُوَّةٍ عِنْدَ ذِی الْعَرْشِ مَکِینٍ . تکویر (81) 19 و 20

154. سلطۀ خداوند بر عرش، پشتوانۀ اقتدار جبرئیل:

إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ کَرِیمٍ

ذِی قُوَّةٍ عِنْدَ ذِی الْعَرْشِ مَکِینٍ . تکویر (81) 19 و 20

155. قدرت فوق‌العادۀ جبرئیل، عامل مصونیّت پیامبر صلی الله علیه و آله از هر نوع انحراف و اعوجاج در دریافت وحی:

وَ النَّجْمِ إِذٰا هَویٰ

مٰا ضَلَّ صٰاحِبُکُمْ وَ مٰا غَویٰ

وَ مٰا یَنْطِقُ عَنِ الْهَویٰ

إِنْ هُوَ إِلاّٰ وَحْیٌ یُوحیٰ

عَلَّمَهُ شَدِیدُ الْقُویٰ

ذُو مِرَّةٍ فَاسْتَویٰ . نجم (53) 1 -\6

إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ کَرِیمٍ

ذِی قُوَّةٍ عِنْدَ ذِی الْعَرْشِ مَکِینٍ

مُطٰاعٍ ثَمَّ أَمِینٍ

وَ مٰا صٰاحِبُکُمْ بِمَجْنُونٍ

وَ مٰا هُوَ بِقَوْلِ شَیْطٰانٍ رَجِیمٍ . تکویر (81) 19 -\22 و 25

156. قدرت فوق‌العادۀ جبرئیل، حافظ سلامت وحی و قرآن، از هر نوع کژی و انحراف:

وَ النَّجْمِ إِذٰا هَویٰ

مٰا ضَلَّ صٰاحِبُکُمْ وَ مٰا


1) 1) . مقصود از«جنود»لشکرکشی ثمود، علیه پیامبران الهی‌است. (مجمع‌البیان، ج 9 -\10، ص 711؛ کشف‌الاسرار، ج 10، ص 445)

2) 2) . مقصود از«شدید القویٰ»جبرئیل است که در نفس وخلقتش قوی و نیرومند است. (مجمع‌البیان، ج 9 -\10، ص 261)

غَویٰ

وَ مٰا یَنْطِقُ عَنِ الْهَویٰ

إِنْ هُوَ إِلاّٰ وَحْیٌ یُوحیٰ

عَلَّمَهُ شَدِیدُ الْقُویٰ

ذُو مِرَّةٍ فَاسْتَویٰ . نجم (53) 1 -\6

إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ کَرِیمٍ

ذِی قُوَّةٍ عِنْدَ ذِی الْعَرْشِ مَکِینٍ

مُطٰاعٍ ثَمَّ أَمِینٍ

وَ مٰا صٰاحِبُکُمْ بِمَجْنُونٍ . تکویر (81) 19 -\22

18. جنّیان

157. برخی از جنّیان دربار سلیمان، دارای قدرت فوق‌العاده:

قٰالَ یٰا أَیُّهَا الْمَلَؤُا أَیُّکُمْ یَأْتِینِی بِعَرْشِهٰا قَبْلَ أَنْ یَأْتُونِی مُسْلِمِینَ

قٰالَ عِفْرِیتٌ مِنَ الْجِنِّ أَنَا آتِیکَ بِهِ قَبْلَ أَنْ تَقُومَ مِنْ مَقٰامِکَ وَ إِنِّی عَلَیْهِ لَقَوِیٌّ أَمِینٌ . نمل (27) 38 و 39

158. متفاوت بودن جنّیان، در قدرت:

قٰالَ عِفْرِیتٌ مِنَ الْجِنِّ أَنَا آتِیکَ بِهِ قَبْلَ أَنْ تَقُومَ مِنْ مَقٰامِکَ وَ إِنِّی عَلَیْهِ لَقَوِیٌّ أَمِینٌ . نمل (27) 39

159. ادّعای عفریت از جنس جنّیان، مبنی بر بهره‌مندی خویش از قدرت فوق‌العاده در آوردن و حاضر کردن تخت پادشاه سبأ، برای سلیمان علیه السلام ، به اندازۀ پا شدن آن حضرت از جایگاه خود:

قٰالَ یٰا أَیُّهَا الْمَلَؤُا أَیُّکُمْ یَأْتِینِی بِعَرْشِهٰا قَبْلَ أَنْ یَأْتُونِی مُسْلِمِینَ

قٰالَ عِفْرِیتٌ مِنَ الْجِنِّ أَنَا آتِیکَ بِهِ قَبْلَ أَنْ تَقُومَ مِنْ مَقٰامِکَ وَ إِنِّی عَلَیْهِ لَقَوِیٌّ أَمِینٌ . نمل (27) 38 و 39

160. قدرت جنّیان، در خدمت سلیمان علیه السلام :

فَلَمّٰا جٰاءَ سُلَیْمٰانَ قٰالَ أَ تُمِدُّونَنِ بِمٰالٍ فَمٰا آتٰانِیَ اللّٰهُ خَیْرٌ مِمّٰا آتٰاکُمْ بَلْ أَنْتُمْ بِهَدِیَّتِکُمْ تَفْرَحُونَ

قٰالَ یٰا أَیُّهَا الْمَلَؤُا أَیُّکُمْ یَأْتِینِی بِعَرْشِهٰا قَبْلَ أَنْ یَأْتُونِی مُسْلِمِینَ

قٰالَ عِفْرِیتٌ مِنَ الْجِنِّ أَنَا آتِیکَ بِهِ قَبْلَ أَنْ تَقُومَ مِنْ مَقٰامِکَ وَ إِنِّی عَلَیْهِ لَقَوِیٌّ أَمِینٌ . نمل (27) 36 و 38 و 39

وَ لِسُلَیْمٰانَ الرِّیحَ غُدُوُّهٰا شَهْرٌ وَ رَوٰاحُهٰا شَهْرٌ وَ أَسَلْنٰا لَهُ عَیْنَ الْقِطْرِ وَ مِنَ الْجِنِّ مَنْ یَعْمَلُ بَیْنَ یَدَیْهِ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَ مَنْ یَزِغْ مِنْهُمْ عَنْ أَمْرِنٰا نُذِقْهُ مِنْ عَذٰابِ السَّعِیرِ

یَعْمَلُونَ لَهُ مٰا یَشٰاءُ مِنْ مَحٰارِیبَ وَ تَمٰاثِیلَ وَ جِفٰانٍ کَالْجَوٰابِ وَ قُدُورٍ رٰاسِیٰاتٍ .... سبأ (34) 12 و 13

19. داود علیه السلام

161. داود علیه السلام از بندگان خدا و شخصیّتی قدرتمند و توانا:

اِصْبِرْ عَلیٰ مٰا یَقُولُونَ وَ اذْکُرْ عَبْدَنٰا دٰاوُدَ ذَا الْأَیْدِ إِنَّهُ أَوّٰابٌ . (1)ص (38) 17

162. داود علیه السلام دارای حکومت و سلطنتی قدرتمند، از جانب خداوند:

اِصْبِرْ عَلیٰ مٰا یَقُولُونَ وَ اذْکُرْ عَبْدَنٰا دٰاوُدَ ذَا الْأَیْدِ إِنَّهُ أَوّٰابٌ

وَ شَدَدْنٰا مُلْکَهُ وَ آتَیْنٰاهُ الْحِکْمَةَ وَ فَصْلَ الْخِطٰابِ . ص (38) 17 و 20

163. توبه و انابه به درگاه خداوند، عامل قدرتمندی داود علیه السلام از سوی پروردگار:

اِصْبِرْ عَلیٰ مٰا یَقُولُونَ وَ اذْکُرْ عَبْدَنٰا دٰاوُدَ ذَا الْأَیْدِ إِنَّهُ أَوّٰابٌ . ص (38) 17

164. همراهی کوهها در تسبیح الهی با داود علیه السلام و جمع شدن پرندگان در نزد وی، نمود قدرت آن حضرت:

اِصْبِرْ عَلیٰ مٰا یَقُولُونَ وَ اذْکُرْ عَبْدَنٰا دٰاوُدَ ذَا الْأَیْدِ


1) 1) . در اینکه قدرت داود علیه السلام در چه زمینه‌ای بوده است اقوالی نقل شده است: برخی گفته‌اند: او در عبادت و بندگی مردی توانا بود، نیز گفته شده که او در مبارزه با دشمن، فردی قوی و توانمند بود. (مجمع‌البیان، ج 7 -\8 ، ص 731)

إِنَّهُ أَوّٰابٌ

إِنّٰا سَخَّرْنَا الْجِبٰالَ مَعَهُ یُسَبِّحْنَ بِالْعَشِیِّ وَ الْإِشْرٰاقِ

وَ الطَّیْرَ مَحْشُورَةً کُلٌّ لَهُ أَوّٰابٌ . ص (38) 17 -\19

165. برخورداری داود علیه السلام از قدرت علمی فوق‌العاده، به فرمان خداوند:

وَ لَقَدْ آتَیْنٰا دٰاوُدَ وَ سُلَیْمٰانَ عِلْماً وَ قٰالاَ الْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِی فَضَّلَنٰا عَلیٰ کَثِیرٍ مِنْ عِبٰادِهِ الْمُؤْمِنِینَ .

نمل (27) 15

166. برخورداری داود علیه السلام از قدرت خدادادی، جهت هر نوع استفاده و تصرّف در آهن:

وَ لَقَدْ آتَیْنٰا دٰاوُدَ مِنّٰا فَضْلاً یٰا جِبٰالُ أَوِّبِی مَعَهُ وَ الطَّیْرَ وَ أَلَنّٰا لَهُ الْحَدِیدَ. سبأ (34) 10

20. درباریان سلیمان

167. حضور افراد قدرتمند و دارای توان روحی فوق‌العادۀ دربار سلیمان علیه السلام :

قٰالَ عِفْرِیتٌ مِنَ الْجِنِّ أَنَا آتِیکَ بِهِ قَبْلَ أَنْ تَقُومَ مِنْ مَقٰامِکَ وَ إِنِّی عَلَیْهِ لَقَوِیٌّ أَمِینٌ

قٰالَ الَّذِی عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْکِتٰابِ أَنَا آتِیکَ بِهِ قَبْلَ أَنْ یَرْتَدَّ إِلَیْکَ طَرْفُکَ .... نمل (27) 38 و 40

168. ادّعای سلیمان علیه السلام بر امتحان شدن، از ناحیۀ خداوند، در پی بهره‌مندی خویش از درباریان دارای قدرت فوق‌العادۀ روحی:

قٰالَ عِفْرِیتٌ مِنَ الْجِنِّ أَنَا آتِیکَ بِهِ قَبْلَ أَنْ تَقُومَ مِنْ مَقٰامِکَ وَ إِنِّی عَلَیْهِ لَقَوِیٌّ أَمِینٌ

قٰالَ الَّذِی عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْکِتٰابِ أَنَا آتِیکَ بِهِ قَبْلَ أَنْ یَرْتَدَّ إِلَیْکَ طَرْفُکَ فَلَمّٰا رَآهُ مُسْتَقِرًّا عِنْدَهُ قٰالَ هٰذٰا مِنْ فَضْلِ رَبِّی لِیَبْلُوَنِی أَ أَشْکُرُ أَمْ أَکْفُرُ ....

نمل (27) 38 و 40

169. شکر و سپاس سلیمان علیه السلام به درگاه خداوند، به سبب برخورداری از افراد دارای توان فوق‌العادۀ روحی و معنوی در دربار خود:

قٰالَ عِفْرِیتٌ مِنَ الْجِنِّ أَنَا آتِیکَ بِهِ قَبْلَ أَنْ تَقُومَ مِنْ مَقٰامِکَ وَ إِنِّی عَلَیْهِ لَقَوِیٌّ أَمِینٌ

قٰالَ الَّذِی عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْکِتٰابِ أَنَا آتِیکَ بِهِ قَبْلَ أَنْ یَرْتَدَّ إِلَیْکَ طَرْفُکَ فَلَمّٰا رَآهُ مُسْتَقِرًّا عِنْدَهُ قٰالَ هٰذٰا مِنْ فَضْلِ رَبِّی لِیَبْلُوَنِی أَ أَشْکُرُ أَمْ أَکْفُرُ وَ مَنْ شَکَرَ فَإِنَّمٰا یَشْکُرُ لِنَفْسِهِ وَ مَنْ کَفَرَ فَإِنَّ رَبِّی غَنِیٌّ کَرِیمٌ . نمل (27) 38 و 40

170. بهره‌مندی سلیمان علیه السلام از درباریان توانمند روحی و معنوی، جلوۀ فضل خداوند نسبت به آن حضرت:

قٰالَ عِفْرِیتٌ مِنَ الْجِنِّ أَنَا آتِیکَ بِهِ قَبْلَ أَنْ تَقُومَ مِنْ مَقٰامِکَ وَ إِنِّی عَلَیْهِ لَقَوِیٌّ أَمِینٌ

قٰالَ الَّذِی عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْکِتٰابِ أَنَا آتِیکَ بِهِ قَبْلَ أَنْ یَرْتَدَّ إِلَیْکَ طَرْفُکَ فَلَمّٰا رَآهُ مُسْتَقِرًّا عِنْدَهُ قٰالَ هٰذٰا مِنْ فَضْلِ رَبِّی .... نمل (27) 38 و 40

21. ذوالقرنین

171. برخورداری ذوالقرنین، از قدرت و توانایی گسترده در زمین:

وَ یَسْئَلُونَکَ عَنْ ذِی الْقَرْنَیْنِ قُلْ سَأَتْلُوا عَلَیْکُمْ مِنْهُ ذِکْراً

إِنّٰا مَکَّنّٰا لَهُ فِی الْأَرْضِ وَ آتَیْنٰاهُ مِنْ کُلِّ شَیْءٍ سَبَباً

قٰالَ مٰا مَکَّنِّی فِیهِ رَبِّی خَیْرٌ فَأَعِینُونِی بِقُوَّةٍ أَجْعَلْ بَیْنَکُمْ وَ بَیْنَهُمْ رَدْماً.

کهف (18) 83 و 84 و 95

172. استفادۀ ذوالقرنین از قدرت و امکانات خدادادی، برای سفرهای خود:

وَ یَسْئَلُونَکَ عَنْ ذِی الْقَرْنَیْنِ قُلْ سَأَتْلُوا عَلَیْکُمْ مِنْهُ ذِکْراً

إِنّٰا مَکَّنّٰا لَهُ فِی الْأَرْضِ وَ آتَیْنٰاهُ مِنْ

کُلِّ شَیْءٍ سَبَباً

فَأَتْبَعَ سَبَباً

حَتّٰی إِذٰا بَلَغَ مَغْرِبَ الشَّمْسِ وَجَدَهٰا تَغْرُبُ فِی عَیْنٍ حَمِئَةٍ وَ وَجَدَ عِنْدَهٰا قَوْماً قُلْنٰا یٰا ذَا الْقَرْنَیْنِ إِمّٰا أَنْ تُعَذِّبَ وَ إِمّٰا أَنْ تَتَّخِذَ فِیهِمْ حُسْناً

ثُمَّ أَتْبَعَ سَبَباً

حَتّٰی إِذٰا بَلَغَ مَطْلِعَ الشَّمْسِ وَجَدَهٰا تَطْلُعُ عَلیٰ قَوْمٍ لَمْ نَجْعَلْ لَهُمْ مِنْ دُونِهٰا سِتْراً

ثُمَّ أَتْبَعَ سَبَباً

حَتّٰی إِذٰا بَلَغَ بَیْنَ السَّدَّیْنِ وَجَدَ مِنْ دُونِهِمٰا قَوْماً لاٰ یَکٰادُونَ یَفْقَهُونَ قَوْلاً.

کهف (18) 83 -\86 و 89 و 90 و 92 و 93

173. برخورداری ذوالقرنین، از توان و قدرت سدّسازی:

وَ یَسْئَلُونَکَ عَنْ ذِی الْقَرْنَیْنِ قُلْ سَأَتْلُوا عَلَیْکُمْ مِنْهُ ذِکْراً

قٰالُوا یٰا ذَا الْقَرْنَیْنِ إِنَّ یَأْجُوجَ وَ مَأْجُوجَ مُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ فَهَلْ نَجْعَلُ لَکَ خَرْجاً عَلیٰ أَنْ تَجْعَلَ بَیْنَنٰا وَ بَیْنَهُمْ سَدًّا

قٰالَ مٰا مَکَّنِّی فِیهِ رَبِّی خَیْرٌ فَأَعِینُونِی بِقُوَّةٍ أَجْعَلْ بَیْنَکُمْ وَ بَیْنَهُمْ رَدْماً

آتُونِی زُبَرَ الْحَدِیدِ حَتّٰی إِذٰا سٰاویٰ بَیْنَ الصَّدَفَیْنِ قٰالَ انْفُخُوا حَتّٰی إِذٰا جَعَلَهُ نٰاراً قٰالَ آتُونِی أُفْرِغْ عَلَیْهِ قِطْراً

فَمَا اسْطٰاعُوا أَنْ یَظْهَرُوهُ وَ مَا اسْتَطٰاعُوا لَهُ نَقْباً

قٰالَ هٰذٰا رَحْمَةٌ مِنْ رَبِّی ....

کهف (18) 83 و 94 -\98

174. اذعان قوم درگیر با یأجوج و مأجوج به قدرتمندی ذوالقرنین:

وَ یَسْئَلُونَکَ عَنْ ذِی الْقَرْنَیْنِ قُلْ سَأَتْلُوا عَلَیْکُمْ مِنْهُ ذِکْراً

حَتّٰی إِذٰا بَلَغَ بَیْنَ السَّدَّیْنِ وَجَدَ مِنْ دُونِهِمٰا قَوْماً لاٰ یَکٰادُونَ یَفْقَهُونَ قَوْلاً

قٰالُوا یٰا ذَا الْقَرْنَیْنِ إِنَّ یَأْجُوجَ وَ مَأْجُوجَ مُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ فَهَلْ نَجْعَلُ لَکَ خَرْجاً عَلیٰ أَنْ تَجْعَلَ بَیْنَنٰا وَ بَیْنَهُمْ سَدًّا. کهف (18) 83 و 93 و 94

175. قدرت ذوالقرنین، برخاسته از ربوبیّت خداوند:

وَ یَسْئَلُونَکَ عَنْ ذِی الْقَرْنَیْنِ قُلْ سَأَتْلُوا عَلَیْکُمْ مِنْهُ ذِکْراً

إِنّٰا مَکَّنّٰا لَهُ فِی الْأَرْضِ وَ آتَیْنٰاهُ مِنْ کُلِّ شَیْءٍ سَبَباً

قٰالَ مٰا مَکَّنِّی فِیهِ رَبِّی خَیْرٌ .... کهف (18) 83 و 84 و 95

176. اعتراف ذوالقرنین به بهره‌مندی وی از رحمت پروردگار، در داشتن قدرت بر ساختن سدّ:

وَ یَسْئَلُونَکَ عَنْ ذِی الْقَرْنَیْنِ قُلْ سَأَتْلُوا عَلَیْکُمْ مِنْهُ ذِکْراً

آتُونِی زُبَرَ الْحَدِیدِ حَتّٰی إِذٰا سٰاویٰ بَیْنَ الصَّدَفَیْنِ قٰالَ انْفُخُوا حَتّٰی إِذٰا جَعَلَهُ نٰاراً قٰالَ آتُونِی أُفْرِغْ عَلَیْهِ قِطْراً

فَمَا اسْطٰاعُوا أَنْ یَظْهَرُوهُ وَ مَا اسْتَطٰاعُوا لَهُ نَقْباً

قٰالَ هٰذٰا رَحْمَةٌ مِنْ رَبِّی فَإِذٰا جٰاءَ وَعْدُ رَبِّی جَعَلَهُ دَکّٰاءَ وَ کٰانَ وَعْدُ رَبِّی حَقًّا. کهف (18) 83 و 96 -\98

22. سلیمان علیه السلام

177. قدرت سلیمان علیه السلام با داشتن سپاهی قدرتمند و شکست‌ناپذیر، در برابر دشمن:

اِرْجِعْ إِلَیْهِمْ فَلَنَأْتِیَنَّهُمْ بِجُنُودٍ لاٰ قِبَلَ لَهُمْ بِهٰا وَ لَنُخْرِجَنَّهُمْ مِنْهٰا أَذِلَّةً وَ هُمْ صٰاغِرُونَ .

نمل (27) 37

178. قدرت‌نمایی سلیمان علیه السلام در آوردن تخت بلقیس، به وسیلۀ درباریان خود:

قٰالَ یٰا أَیُّهَا الْمَلَؤُا أَیُّکُمْ یَأْتِینِی بِعَرْشِهٰا قَبْلَ أَنْ یَأْتُونِی مُسْلِمِینَ

قٰالَ عِفْرِیتٌ مِنَ الْجِنِّ أَنَا آتِیکَ بِهِ قَبْلَ أَنْ تَقُومَ مِنْ مَقٰامِکَ وَ إِنِّی عَلَیْهِ لَقَوِیٌّ أَمِینٌ

قٰالَ الَّذِی عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْکِتٰابِ أَنَا آتِیکَ بِهِ قَبْلَ أَنْ یَرْتَدَّ إِلَیْکَ طَرْفُکَ فَلَمّٰا رَآهُ مُسْتَقِرًّا عِنْدَهُ قٰالَ هٰذٰا مِنْ فَضْلِ رَبِّی لِیَبْلُوَنِی أَ أَشْکُرُ أَمْ أَکْفُرُ وَ مَنْ شَکَرَ فَإِنَّمٰا یَشْکُرُ لِنَفْسِهِ

وَ مَنْ کَفَرَ فَإِنَّ رَبِّی غَنِیٌّ کَرِیمٌ . نمل (27) 38 -\40

179. برخورداری سلیمان علیه السلام از قدرت علمی فوق‌العاده:

وَ لَقَدْ آتَیْنٰا دٰاوُدَ وَ سُلَیْمٰانَ عِلْماً وَ قٰالاَ الْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِی فَضَّلَنٰا عَلیٰ کَثِیرٍ مِنْ عِبٰادِهِ الْمُؤْمِنِینَ

وَ وَرِثَ سُلَیْمٰانُ دٰاوُدَ وَ قٰالَ یٰا أَیُّهَا النّٰاسُ عُلِّمْنٰا مَنْطِقَ الطَّیْرِ وَ أُوتِینٰا مِنْ کُلِّ شَیْءٍ إِنَّ هٰذٰا لَهُوَ الْفَضْلُ الْمُبِینُ

وَ حُشِرَ لِسُلَیْمٰانَ جُنُودُهُ مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ وَ الطَّیْرِ فَهُمْ یُوزَعُونَ

حَتّٰی إِذٰا أَتَوْا عَلیٰ وٰادِ النَّمْلِ قٰالَتْ نَمْلَةٌ یٰا أَیُّهَا النَّمْلُ ادْخُلُوا مَسٰاکِنَکُمْ لاٰ یَحْطِمَنَّکُمْ سُلَیْمٰانُ وَ جُنُودُهُ وَ هُمْ لاٰ یَشْعُرُونَ

فَتَبَسَّمَ ضٰاحِکاً مِنْ قَوْلِهٰا وَ قٰالَ رَبِّ أَوْزِعْنِی أَنْ أَشْکُرَ نِعْمَتَکَ الَّتِی أَنْعَمْتَ عَلَیَّ وَ عَلیٰ وٰالِدَیَّ وَ أَنْ أَعْمَلَ صٰالِحاً تَرْضٰاهُ وَ أَدْخِلْنِی بِرَحْمَتِکَ فِی عِبٰادِکَ الصّٰالِحِینَ .

نمل (27) 15 -\19

180. بهره‌مندی سلیمان علیه السلام از قدرت خارق‌العادۀ درباریان، تبلور فضل خدا برای آن حضرت:

قٰالَ الَّذِی عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْکِتٰابِ أَنَا آتِیکَ بِهِ قَبْلَ أَنْ یَرْتَدَّ إِلَیْکَ طَرْفُکَ فَلَمّٰا رَآهُ مُسْتَقِرًّا عِنْدَهُ قٰالَ هٰذٰا مِنْ فَضْلِ رَبِّی لِیَبْلُوَنِی أَ أَشْکُرُ أَمْ أَکْفُرُ وَ مَنْ شَکَرَ فَإِنَّمٰا یَشْکُرُ لِنَفْسِهِ وَ مَنْ کَفَرَ فَإِنَّ رَبِّی غَنِیٌّ کَرِیمٌ . نمل (27) 40

181. بهره‌مندی سلیمان علیه السلام از قدرت خدادادی، در تسخیر بادها و استفاده از آن:

وَ لِسُلَیْمٰانَ الرِّیحَ غُدُوُّهٰا شَهْرٌ وَ رَوٰاحُهٰا شَهْرٌ وَ أَسَلْنٰا لَهُ عَیْنَ الْقِطْرِ وَ مِنَ الْجِنِّ مَنْ یَعْمَلُ بَیْنَ یَدَیْهِ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَ مَنْ یَزِغْ مِنْهُمْ عَنْ أَمْرِنٰا نُذِقْهُ مِنْ عَذٰابِ السَّعِیرِ. سبأ (34) 12

182. برخورداری سلیمان علیه السلام از قدرت دستیابی به مس و نحوۀ استفاده از آن:

وَ لِسُلَیْمٰانَ الرِّیحَ غُدُوُّهٰا شَهْرٌ وَ رَوٰاحُهٰا شَهْرٌ وَ أَسَلْنٰا لَهُ عَیْنَ الْقِطْرِ وَ مِنَ الْجِنِّ مَنْ یَعْمَلُ بَیْنَ یَدَیْهِ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَ مَنْ یَزِغْ مِنْهُمْ عَنْ أَمْرِنٰا نُذِقْهُ مِنْ عَذٰابِ السَّعِیرِ. سبأ (34) 12

183. قدرت سلیمان علیه السلام در استفاده کردن از جنّیان، برای اجرای کارها:

وَ لِسُلَیْمٰانَ الرِّیحَ غُدُوُّهٰا شَهْرٌ وَ رَوٰاحُهٰا شَهْرٌ وَ أَسَلْنٰا لَهُ عَیْنَ الْقِطْرِ وَ مِنَ الْجِنِّ مَنْ یَعْمَلُ بَیْنَ یَدَیْهِ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَ مَنْ یَزِغْ مِنْهُمْ عَنْ أَمْرِنٰا نُذِقْهُ مِنْ عَذٰابِ السَّعِیرِ

یَعْمَلُونَ لَهُ مٰا یَشٰاءُ مِنْ مَحٰارِیبَ وَ تَمٰاثِیلَ وَ جِفٰانٍ کَالْجَوٰابِ وَ قُدُورٍ رٰاسِیٰاتٍ اعْمَلُوا آلَ دٰاوُدَ شُکْراً وَ قَلِیلٌ مِنْ عِبٰادِیَ الشَّکُورُ. سبأ (34) 12 و 13

23. صاحبان باغ سوخته

184. اقدام صاحبان باغ سوخته به جمع آوری محصولات باغ خود در صبحگاهان و به دور از دید نیازمندان، در حال قادر پنداشتن خود بر آن:

إِنّٰا بَلَوْنٰاهُمْ کَمٰا بَلَوْنٰا أَصْحٰابَ الْجَنَّةِ إِذْ أَقْسَمُوا لَیَصْرِمُنَّهٰا مُصْبِحِینَ

فَطٰافَ عَلَیْهٰا طٰائِفٌ مِنْ رَبِّکَ وَ هُمْ نٰائِمُونَ

فَأَصْبَحَتْ کَالصَّرِیمِ

فَتَنٰادَوْا مُصْبِحِینَ

أَنِ اغْدُوا عَلیٰ حَرْثِکُمْ إِنْ کُنْتُمْ صٰارِمِینَ

فَانْطَلَقُوا وَ هُمْ یَتَخٰافَتُونَ

أَنْ لاٰ یَدْخُلَنَّهَا الْیَوْمَ عَلَیْکُمْ مِسْکِینٌ

وَ غَدَوْا عَلیٰ حَرْدٍ قٰادِرِینَ .

قلم (68) 17 و 19 -\25

185. تصمیم صاحبان باغ سوخته بر جلوگیری قدرتمندانه از مستمندان، هنگام جمع‌آوری محصولات باغ خویش:

إِنّٰا بَلَوْنٰاهُمْ کَمٰا بَلَوْنٰا أَصْحٰابَ الْجَنَّةِ إِذْ أَقْسَمُوا لَیَصْرِمُنَّهٰا مُصْبِحِینَ

فَطٰافَ عَلَیْهٰا طٰائِفٌ مِنْ رَبِّکَ وَ هُمْ نٰائِمُونَ

فَأَصْبَحَتْ کَالصَّرِیمِ

فَتَنٰادَوْا مُصْبِحِینَ

أَنِ اغْدُوا عَلیٰ حَرْثِکُمْ إِنْ کُنْتُمْ صٰارِمِینَ

فَانْطَلَقُوا وَ هُمْ یَتَخٰافَتُونَ

أَنْ لاٰ یَدْخُلَنَّهَا الْیَوْمَ عَلَیْکُمْ مِسْکِینٌ

وَ غَدَوْا عَلیٰ حَرْدٍ قٰادِرِینَ .

قلم (68) 17 و 19 -\25

24. طالوت

186. طالوت، بهره‌مند از قدرت بالای جسمی:

وَ قٰالَ لَهُمْ نَبِیُّهُمْ إِنَّ اللّٰهَ قَدْ بَعَثَ لَکُمْ طٰالُوتَ مَلِکاً قٰالُوا أَنّٰی یَکُونُ لَهُ الْمُلْکُ عَلَیْنٰا وَ نَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْکِ مِنْهُ وَ لَمْ یُؤْتَ سَعَةً مِنَ الْمٰالِ قٰالَ إِنَّ اللّٰهَ اصْطَفٰاهُ عَلَیْکُمْ وَ زٰادَهُ بَسْطَةً فِی الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ .... بقره (2) 247

187. قدرت بدنی طالوت، زمینه‌ای برای گزینش وی از طرف خداوند:

وَ قٰالَ لَهُمْ نَبِیُّهُمْ إِنَّ اللّٰهَ قَدْ بَعَثَ لَکُمْ طٰالُوتَ مَلِکاً قٰالُوا أَنّٰی یَکُونُ لَهُ الْمُلْکُ عَلَیْنٰا وَ نَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْکِ مِنْهُ وَ لَمْ یُؤْتَ سَعَةً مِنَ الْمٰالِ قٰالَ إِنَّ اللّٰهَ اصْطَفٰاهُ عَلَیْکُمْ وَ زٰادَهُ بَسْطَةً فِی الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ وَ اللّٰهُ یُؤْتِی مُلْکَهُ مَنْ یَشٰاءُ وَ اللّٰهُ وٰاسِعٌ عَلِیمٌ . بقره (2) 247

188. برخورداری طالوت از قدرت جسمی و علمی، برخاسته از مشیّت خداوند:

وَ قٰالَ لَهُمْ نَبِیُّهُمْ إِنَّ اللّٰهَ قَدْ بَعَثَ لَکُمْ طٰالُوتَ مَلِکاً قٰالُوا أَنّٰی یَکُونُ لَهُ الْمُلْکُ عَلَیْنٰا وَ نَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْکِ مِنْهُ وَ لَمْ یُؤْتَ سَعَةً مِنَ الْمٰالِ قٰالَ إِنَّ اللّٰهَ اصْطَفٰاهُ عَلَیْکُمْ وَ زٰادَهُ بَسْطَةً فِی الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ وَ اللّٰهُ یُؤْتِی مُلْکَهُ مَنْ یَشٰاءُ وَ اللّٰهُ وٰاسِعٌ عَلِیمٌ . بقره (2) 247

189. قدرت طالوت، معیار و دلیل گزینش او برای فرماندهی بنی‌اسرائیل، به امر خداوند:

وَ قٰالَ لَهُمْ نَبِیُّهُمْ إِنَّ اللّٰهَ قَدْ بَعَثَ لَکُمْ طٰالُوتَ مَلِکاً قٰالُوا أَنّٰی یَکُونُ لَهُ الْمُلْکُ عَلَیْنٰا وَ نَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْکِ مِنْهُ وَ لَمْ یُؤْتَ سَعَةً مِنَ الْمٰالِ قٰالَ إِنَّ اللّٰهَ اصْطَفٰاهُ عَلَیْکُمْ وَ زٰادَهُ بَسْطَةً فِی الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ وَ اللّٰهُ یُؤْتِی مُلْکَهُ مَنْ یَشٰاءُ وَ اللّٰهُ وٰاسِعٌ عَلِیمٌ . بقره (2) 247

190. اعطای قدرت بالای بدنی به طالوت، برخاسته از لطف وسیع و علم مطلق خداوند:

وَ قٰالَ لَهُمْ نَبِیُّهُمْ إِنَّ اللّٰهَ قَدْ بَعَثَ لَکُمْ طٰالُوتَ مَلِکاً قٰالُوا أَنّٰی یَکُونُ لَهُ الْمُلْکُ عَلَیْنٰا وَ نَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْکِ مِنْهُ وَ لَمْ یُؤْتَ سَعَةً مِنَ الْمٰالِ قٰالَ إِنَّ اللّٰهَ اصْطَفٰاهُ عَلَیْکُمْ وَ زٰادَهُ بَسْطَةً فِی الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ وَ اللّٰهُ یُؤْتِی مُلْکَهُ مَنْ یَشٰاءُ وَ اللّٰهُ وٰاسِعٌ عَلِیمٌ . بقره (2) 247

25. فرعون

191. فرعون، مدّعی داشتن قدرت برتر نسبت به موسی علیه السلام و قومش:

وَ قٰالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِ فِرْعَوْنَ أَ تَذَرُ مُوسیٰ وَ قَوْمَهُ لِیُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ وَ یَذَرَکَ وَ آلِهَتَکَ قٰالَ سَنُقَتِّلُ أَبْنٰاءَهُمْ وَ نَسْتَحْیِی نِسٰاءَهُمْ وَ إِنّٰا فَوْقَهُمْ قٰاهِرُونَ . اعراف (7) 127

192. استفادۀ فرعون از قدرت، برای حفظ حکومت و نظام شرک‌آلود خود:

وَ قٰالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِ فِرْعَوْنَ أَ تَذَرُ مُوسیٰ وَ قَوْمَهُ لِیُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ وَ یَذَرَکَ وَ آلِهَتَکَ قٰالَ سَنُقَتِّلُ أَبْنٰاءَهُمْ وَ نَسْتَحْیِی نِسٰاءَهُمْ وَ إِنّٰا فَوْقَهُمْ قٰاهِرُونَ . اعراف (7) 127

193. تصمیم فرعون به کشتن پسران بنی‌اسرائیل و زنده نگه‌داشتن زنان ایشان، به دلیل قدرتمندی خود و درباریانش:

وَ قٰالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِ فِرْعَوْنَ أَ تَذَرُ مُوسیٰ وَ قَوْمَهُ لِیُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ وَ یَذَرَکَ وَ آلِهَتَکَ قٰالَ سَنُقَتِّلُ أَبْنٰاءَهُمْ وَ نَسْتَحْیِی نِسٰاءَهُمْ وَ إِنّٰا فَوْقَهُمْ قٰاهِرُونَ . اعراف (7) 127

194. تظاهر فرعون به برخورداری از قدرت برتر، پس از شکست در مقابل معجزۀ موسی علیه السلام :

وَ أَوْحَیْنٰا إِلیٰ مُوسیٰ أَنْ أَلْقِ عَصٰاکَ فَإِذٰا هِیَ تَلْقَفُ مٰا یَأْفِکُونَ

فَوَقَعَ الْحَقُّ وَ بَطَلَ مٰا کٰانُوا یَعْمَلُونَ

فَغُلِبُوا هُنٰالِکَ وَ انْقَلَبُوا صٰاغِرِینَ

وَ قٰالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِ فِرْعَوْنَ أَ تَذَرُ مُوسیٰ وَ قَوْمَهُ لِیُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ وَ یَذَرَکَ وَ آلِهَتَکَ قٰالَ سَنُقَتِّلُ أَبْنٰاءَهُمْ وَ نَسْتَحْیِی نِسٰاءَهُمْ وَ إِنّٰا فَوْقَهُمْ قٰاهِرُونَ . اعراف (7) 117 -\119 و 127

26. فرعونیان

195. دعوت فرعونیان از یکدیگر جهت به‌کارگیری تمام قدرت خود، برای مقابله با موسی علیه السلام :

قٰالُوا إِنْ هٰذٰانِ لَسٰاحِرٰانِ یُرِیدٰانِ أَنْ یُخْرِجٰاکُمْ مِنْ أَرْضِکُمْ بِسِحْرِهِمٰا وَ یَذْهَبٰا بِطَرِیقَتِکُمُ الْمُثْلیٰ

فَأَجْمِعُوا کَیْدَکُمْ ثُمَّ ائْتُوا صَفًّا وَ قَدْ أَفْلَحَ الْیَوْمَ مَنِ اسْتَعْلیٰ . طه (20) 63 و 64

27. قارون

196. قارون، فردی نیرومند و توانا، در جامعۀ خویش:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ .... أَ وَ لَمْ یَعْلَمْ أَنَّ اللّٰهَ قَدْ أَهْلَکَ مِنْ قَبْلِهِ مِنَ الْقُرُونِ مَنْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُ قُوَّةً وَ أَکْثَرُ جَمْعاً .... قصص (28) 76 و 78

197. پایین‌تر بودن قدرت قارون، از قدرت اقوام هلاک شدۀ پیشین:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ .... أَ وَ لَمْ یَعْلَمْ أَنَّ اللّٰهَ قَدْ أَهْلَکَ مِنْ قَبْلِهِ مِنَ الْقُرُونِ مَنْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُ قُوَّةً وَ أَکْثَرُ جَمْعاً .... قصص (28) 76 و 78

198. مغرور شدن قارون به قدرت خویش:

إِنَّ قٰارُونَ کٰانَ مِنْ قَوْمِ مُوسیٰ فَبَغیٰ عَلَیْهِمْ وَ آتَیْنٰاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مٰا إِنَّ مَفٰاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِی الْقُوَّةِ إِذْ قٰالَ لَهُ قَوْمُهُ لاٰ تَفْرَحْ إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ الْفَرِحِینَ

قٰالَ إِنَّمٰا أُوتِیتُهُ عَلیٰ عِلْمٍ عِنْدِی أَ وَ لَمْ یَعْلَمْ أَنَّ اللّٰهَ قَدْ أَهْلَکَ مِنْ قَبْلِهِ مِنَ الْقُرُونِ مَنْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُ قُوَّةً وَ أَکْثَرُ جَمْعاً ....

قصص (28) 76 و 78

28. قاضی

199. قدرت یافتن قاضی بر محاربان، پیش از توبۀ آنان، مانع سقوط حدّ از ایشان:

إِنَّمٰا جَزٰاءُ الَّذِینَ یُحٰارِبُونَ اللّٰهَ وَ رَسُولَهُ وَ یَسْعَوْنَ فِی الْأَرْضِ فَسٰاداً أَنْ یُقَتَّلُوا أَوْ یُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَیْدِیهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلاٰفٍ أَوْ یُنْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ ذٰلِکَ لَهُمْ خِزْیٌ فِی الدُّنْیٰا ... إِلاَّ الَّذِینَ تٰابُوا مِنْ قَبْلِ أَنْ تَقْدِرُوا عَلَیْهِمْ ....

مائده (5) 33 و 34

نیز ==> همین مدخل، قدرت بر محاربان

29. قوم عاد

200. قوم عاد، مردمی قدرتمند:

فَأَمّٰا عٰادٌ فَاسْتَکْبَرُوا فِی الْأَرْضِ بِغَیْرِ الْحَقِّ وَ قٰالُوا مَنْ أَشَدُّ مِنّٰا قُوَّةً .... فصّلت (41) 15

أَ لَمْ تَرَ کَیْفَ فَعَلَ رَبُّکَ بِعٰادٍ

إِرَمَ ذٰاتِ الْعِمٰادِ

اَلَّتِی لَمْ یُخْلَقْ مِثْلُهٰا فِی الْبِلاٰدِ

وَ ثَمُودَ الَّذِینَ جٰابُوا الصَّخْرَ بِالْوٰادِ.

فجر (89) 6 -\9

201. برخورداری قوم عاد، از قدرت اعطایی خداوند:

وَ اذْکُرْ أَخٰا عٰادٍ ... وَ لَقَدْ مَکَّنّٰاهُمْ فِیمٰا إِنْ مَکَّنّٰاکُمْ فِیهِ .... احقاف (46) 21 و 26

202. تشویق قوم عاد به افزایش توان خویش از جانب هود علیه السلام با استغفار و توبه به درگاه الهی:

وَ إِلیٰ عٰادٍ أَخٰاهُمْ هُوداً ... وَ یٰا قَوْمِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَیْهِ ... وَ یَزِدْکُمْ قُوَّةً إِلیٰ قُوَّتِکُمْ .... هود (11) 50 و 52

203. فریفته شدن قوم عاد، به قدرت خویش:

فَأَمّٰا عٰادٌ فَاسْتَکْبَرُوا فِی الْأَرْضِ بِغَیْرِ الْحَقِّ وَ قٰالُوا مَنْ أَشَدُّ مِنّٰا قُوَّةً أَ وَ لَمْ یَرَوْا أَنَّ اللّٰهَ الَّذِی خَلَقَهُمْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُمْ قُوَّةً .... فصّلت (41) 15

204. انکار آیات الهی، عامل فریفته شدن قوم عاد به قدرت خود:

فَأَمّٰا عٰادٌ فَاسْتَکْبَرُوا فِی الْأَرْضِ بِغَیْرِ الْحَقِّ وَ قٰالُوا مَنْ أَشَدُّ مِنّٰا قُوَّةً أَ وَ لَمْ یَرَوْا أَنَّ اللّٰهَ الَّذِی خَلَقَهُمْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَ کٰانُوا بِآیٰاتِنٰا یَجْحَدُونَ . فصّلت (41) 15

205. بی‌توجّهی و غفلت قوم عاد از قدرت برتر خداوند، در آفرینش افرادی قوی‌تر از ایشان، عامل غرور و فریفته شدن آنان به قدرت خویش:

فَأَمّٰا عٰادٌ فَاسْتَکْبَرُوا فِی الْأَرْضِ بِغَیْرِ الْحَقِّ وَ قٰالُوا مَنْ أَشَدُّ مِنّٰا قُوَّةً أَ وَ لَمْ یَرَوْا أَنَّ اللّٰهَ الَّذِی خَلَقَهُمْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَ کٰانُوا بِآیٰاتِنٰا یَجْحَدُونَ . فصّلت (41) 15

206. نابودی قوم عاد، به رغم قدرت برترش، هشداری به مشرکان عصر بعثت:

وَ اذْکُرْ أَخٰا عٰادٍ إِذْ أَنْذَرَ قَوْمَهُ بِالْأَحْقٰافِ وَ قَدْ خَلَتِ النُّذُرُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ أَلاّٰ تَعْبُدُوا إِلاَّ اللّٰهَ إِنِّی أَخٰافُ عَلَیْکُمْ عَذٰابَ یَوْمٍ عَظِیمٍ

فَلَمّٰا رَأَوْهُ عٰارِضاً مُسْتَقْبِلَ أَوْدِیَتِهِمْ قٰالُوا هٰذٰا عٰارِضٌ مُمْطِرُنٰا بَلْ هُوَ مَا اسْتَعْجَلْتُمْ بِهِ رِیحٌ فِیهٰا عَذٰابٌ أَلِیمٌ

تُدَمِّرُ کُلَّ شَیْءٍ بِأَمْرِ رَبِّهٰا فَأَصْبَحُوا لاٰ یُریٰ إِلاّٰ مَسٰاکِنُهُمْ کَذٰلِکَ نَجْزِی الْقَوْمَ الْمُجْرِمِینَ

وَ لَقَدْ مَکَّنّٰاهُمْ فِیمٰا إِنْ مَکَّنّٰاکُمْ فِیهِ وَ جَعَلْنٰا لَهُمْ سَمْعاً وَ أَبْصٰاراً وَ أَفْئِدَةً فَمٰا أَغْنیٰ عَنْهُمْ سَمْعُهُمْ وَ لاٰ أَبْصٰارُهُمْ وَ لاٰ أَفْئِدَتُهُمْ مِنْ شَیْءٍ إِذْ کٰانُوا یَجْحَدُونَ بِآیٰاتِ اللّٰهِ وَ حٰاقَ بِهِمْ مٰا کٰانُوا بِهِ یَسْتَهْزِؤُنَ .

احقاف (46) 21 و 24 -\26

207. سوء استفادۀ قوم عاد، از قدرت و امکانات داده شده از سوی خداوند، عامل عذاب شدن آنان:

وَ اذْکُرْ أَخٰا عٰادٍ إِذْ أَنْذَرَ قَوْمَهُ بِالْأَحْقٰافِ وَ قَدْ خَلَتِ النُّذُرُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ أَلاّٰ تَعْبُدُوا إِلاَّ اللّٰهَ إِنِّی أَخٰافُ عَلَیْکُمْ عَذٰابَ یَوْمٍ عَظِیمٍ

فَلَمّٰا رَأَوْهُ عٰارِضاً مُسْتَقْبِلَ أَوْدِیَتِهِمْ قٰالُوا هٰذٰا عٰارِضٌ مُمْطِرُنٰا بَلْ هُوَ مَا اسْتَعْجَلْتُمْ بِهِ رِیحٌ فِیهٰا عَذٰابٌ أَلِیمٌ

تُدَمِّرُ کُلَّ شَیْءٍ بِأَمْرِ رَبِّهٰا فَأَصْبَحُوا لاٰ یُریٰ إِلاّٰ مَسٰاکِنُهُمْ کَذٰلِکَ نَجْزِی الْقَوْمَ الْمُجْرِمِینَ

وَ لَقَدْ مَکَّنّٰاهُمْ فِیمٰا إِنْ مَکَّنّٰاکُمْ فِیهِ وَ جَعَلْنٰا لَهُمْ سَمْعاً وَ أَبْصٰاراً

وَ أَفْئِدَةً فَمٰا أَغْنیٰ عَنْهُمْ سَمْعُهُمْ وَ لاٰ أَبْصٰارُهُمْ وَ لاٰ أَفْئِدَتُهُمْ مِنْ شَیْءٍ إِذْ کٰانُوا یَجْحَدُونَ بِآیٰاتِ اللّٰهِ وَ حٰاقَ بِهِمْ مٰا کٰانُوا بِهِ یَسْتَهْزِؤُنَ .

احقاف (46) 21 و 24 -\26

208. روحیّۀ انکار آیات الهی در قوم عاد، عامل سوء استفاده نمودن آنان از امکانات و قدرتهای مادّی:

وَ اذْکُرْ أَخٰا عٰادٍ إِذْ أَنْذَرَ قَوْمَهُ بِالْأَحْقٰافِ وَ قَدْ خَلَتِ النُّذُرُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ أَلاّٰ تَعْبُدُوا إِلاَّ اللّٰهَ إِنِّی أَخٰافُ عَلَیْکُمْ عَذٰابَ یَوْمٍ عَظِیمٍ

فَلَمّٰا رَأَوْهُ عٰارِضاً مُسْتَقْبِلَ أَوْدِیَتِهِمْ قٰالُوا هٰذٰا عٰارِضٌ مُمْطِرُنٰا بَلْ هُوَ مَا اسْتَعْجَلْتُمْ بِهِ رِیحٌ فِیهٰا عَذٰابٌ أَلِیمٌ

تُدَمِّرُ کُلَّ شَیْءٍ بِأَمْرِ رَبِّهٰا فَأَصْبَحُوا لاٰ یُریٰ إِلاّٰ مَسٰاکِنُهُمْ کَذٰلِکَ نَجْزِی الْقَوْمَ الْمُجْرِمِینَ

وَ لَقَدْ مَکَّنّٰاهُمْ فِیمٰا إِنْ مَکَّنّٰاکُمْ فِیهِ وَ جَعَلْنٰا لَهُمْ سَمْعاً وَ أَبْصٰاراً وَ أَفْئِدَةً فَمٰا أَغْنیٰ عَنْهُمْ سَمْعُهُمْ وَ لاٰ أَبْصٰارُهُمْ وَ لاٰ أَفْئِدَتُهُمْ مِنْ شَیْءٍ إِذْ کٰانُوا یَجْحَدُونَ بِآیٰاتِ اللّٰهِ وَ حٰاقَ بِهِمْ مٰا کٰانُوا بِهِ یَسْتَهْزِؤُنَ .

احقاف (46) 21 و 24 -\26

209. نزول عذاب بر قوم عاد، در پی سوء استفادۀ آنان از قدرت و توانمندیهای خود، در راه طغیان و فساد:

أَ لَمْ تَرَ کَیْفَ فَعَلَ رَبُّکَ بِعٰادٍ

إِرَمَ ذٰاتِ الْعِمٰادِ

اَلَّتِی لَمْ یُخْلَقْ مِثْلُهٰا فِی الْبِلاٰدِ

وَ ثَمُودَ الَّذِینَ جٰابُوا الصَّخْرَ بِالْوٰادِ

اَلَّذِینَ طَغَوْا فِی الْبِلاٰدِ

فَأَکْثَرُوا فِیهَا الْفَسٰادَ

فَصَبَّ عَلَیْهِمْ رَبُّکَ سَوْطَ عَذٰابٍ .

فجر (89) 6 -\9 و 11 -\13

30. قوم نوح

210. برخورداری قوم نوح، از مردمانی قدرتمند:

قٰالَ نُوحٌ رَبِّ إِنَّهُمْ عَصَوْنِی وَ اتَّبَعُوا مَنْ لَمْ یَزِدْهُ مٰالُهُ وَ وَلَدُهُ إِلاّٰ خَسٰاراً. نوح (71) 21

211. پیروی قوم نوح، از افراد قدرتمند خود:

قٰالَ نُوحٌ رَبِّ إِنَّهُمْ عَصَوْنِی وَ اتَّبَعُوا مَنْ لَمْ یَزِدْهُ مٰالُهُ وَ وَلَدُهُ إِلاّٰ خَسٰاراً. نوح (71) 21

212. پیروی از قدرتمندان قوم نوح، سبب خسران:

قٰالَ نُوحٌ رَبِّ إِنَّهُمْ عَصَوْنِی وَ اتَّبَعُوا مَنْ لَمْ یَزِدْهُ مٰالُهُ وَ وَلَدُهُ إِلاّٰ خَسٰاراً. نوح (71) 21

31. کارگر

213. قدرت کار، از امتیازات اجیر و کارگر:

قٰالَتْ إِحْدٰاهُمٰا یٰا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ إِنَّ خَیْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِیُّ الْأَمِینُ . قصص (28) 26

214. آمیختگی قدرت و امانتداری، در اجیر و کارگر، ملاکی برای گزینش:

قٰالَتْ إِحْدٰاهُمٰا یٰا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ إِنَّ خَیْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِیُّ الْأَمِینُ . قصص (28) 26

32. کافران

215. توانایی کافران بر سجده و بندگی برای خداوند، در دنیا و سلب آن در قیامت:

یَوْمَ یُکْشَفُ عَنْ سٰاقٍ وَ یُدْعَوْنَ إِلَی السُّجُودِ فَلاٰ یَسْتَطِیعُونَ

خٰاشِعَةً أَبْصٰارُهُمْ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ وَ قَدْ کٰانُوا یُدْعَوْنَ إِلَی السُّجُودِ وَ هُمْ سٰالِمُونَ . قلم (68) 42 و 43

216. تضییع فرصت عبادت در دنیا از سوی کافران، با داشتن قدرت و سلامت:

یَوْمَ یُکْشَفُ عَنْ سٰاقٍ وَ یُدْعَوْنَ إِلَی السُّجُودِ فَلاٰ یَسْتَطِیعُونَ

خٰاشِعَةً أَبْصٰارُهُمْ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ وَ قَدْ کٰانُوا یُدْعَوْنَ إِلَی السُّجُودِ وَ هُمْ سٰالِمُونَ . قلم (68) 42 و 43

217. سوء استفادۀ کافران عصر بعثت از قدرت خویش، همانند اقوام قدرتمند پیشین:

وَعَدَ اللّٰهُ ... وَ الْکُفّٰارَ نٰارَ جَهَنَّمَ ... کَالَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ کٰانُوا أَشَدَّ مِنْکُمْ قُوَّةً وَ أَکْثَرَ أَمْوٰالاً وَ أَوْلاٰداً فَاسْتَمْتَعُوا بِخَلاٰقِهِمْ فَاسْتَمْتَعْتُمْ بِخَلاٰقِکُمْ کَمَا اسْتَمْتَعَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ بِخَلاٰقِهِمْ وَ خُضْتُمْ کَالَّذِی خٰاضُوا أُولٰئِکَ حَبِطَتْ أَعْمٰالُهُمْ فِی الدُّنْیٰا وَ الْآخِرَةِ .... توبه (9) 68 و 69

218. ضعیف‌تر بودن قدرت کافران عصر بعثت، از قدرت اقوام پیشین:

وَعَدَ اللّٰهُ ... وَ الْکُفّٰارَ نٰارَ جَهَنَّمَ ... کَالَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ کٰانُوا أَشَدَّ مِنْکُمْ قُوَّةً وَ أَکْثَرَ أَمْوٰالاً وَ أَوْلاٰداً .... توبه (9) 68 و 69

219. مانع نبودن قدرت کافران عصر بعثت، از کیفرشان به فرمان خداوند:

وَعَدَ اللّٰهُ ... وَ الْکُفّٰارَ نٰارَ جَهَنَّمَ خٰالِدِینَ فِیهٰا هِیَ حَسْبُهُمْ وَ لَعَنَهُمُ اللّٰهُ وَ لَهُمْ عَذٰابٌ مُقِیمٌ کَالَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ کٰانُوا أَشَدَّ مِنْکُمْ قُوَّةً وَ أَکْثَرَ أَمْوٰالاً وَ أَوْلاٰداً فَاسْتَمْتَعُوا بِخَلاٰقِهِمْ فَاسْتَمْتَعْتُمْ بِخَلاٰقِکُمْ کَمَا اسْتَمْتَعَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ بِخَلاٰقِهِمْ وَ خُضْتُمْ کَالَّذِی خٰاضُوا أُولٰئِکَ حَبِطَتْ أَعْمٰالُهُمْ فِی الدُّنْیٰا وَ الْآخِرَةِ وَ أُولٰئِکَ هُمُ الْخٰاسِرُونَ . توبه (9) 68 و 69

220. سوء استفادۀ کافران از قدرت و امکانات مادّی، موجب حبط اعمال آنان در دنیا و آخرت:

وَعَدَ اللّٰهُ الْمُنٰافِقِینَ وَ الْمُنٰافِقٰاتِ وَ الْکُفّٰارَ نٰارَ جَهَنَّمَ خٰالِدِینَ فِیهٰا هِیَ حَسْبُهُمْ وَ لَعَنَهُمُ اللّٰهُ وَ لَهُمْ عَذٰابٌ مُقِیمٌ

کَالَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ کٰانُوا أَشَدَّ مِنْکُمْ قُوَّةً وَ أَکْثَرَ أَمْوٰالاً وَ أَوْلاٰداً فَاسْتَمْتَعُوا بِخَلاٰقِهِمْ فَاسْتَمْتَعْتُمْ بِخَلاٰقِکُمْ کَمَا اسْتَمْتَعَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ بِخَلاٰقِهِمْ وَ خُضْتُمْ کَالَّذِی خٰاضُوا أُولٰئِکَ حَبِطَتْ أَعْمٰالُهُمْ فِی الدُّنْیٰا وَ الْآخِرَةِ وَ أُولٰئِکَ هُمُ الْخٰاسِرُونَ .

توبه (9) 68 و 69

221. سوء استفادۀ کافران از قدرت و امکانات مادّی، موجب خسران و زیان آنان:

وَعَدَ اللّٰهُ الْمُنٰافِقِینَ وَ الْمُنٰافِقٰاتِ وَ الْکُفّٰارَ نٰارَ جَهَنَّمَ خٰالِدِینَ فِیهٰا هِیَ حَسْبُهُمْ وَ لَعَنَهُمُ اللّٰهُ وَ لَهُمْ عَذٰابٌ مُقِیمٌ

کَالَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ کٰانُوا أَشَدَّ مِنْکُمْ قُوَّةً وَ أَکْثَرَ أَمْوٰالاً وَ أَوْلاٰداً فَاسْتَمْتَعُوا بِخَلاٰقِهِمْ فَاسْتَمْتَعْتُمْ بِخَلاٰقِکُمْ کَمَا اسْتَمْتَعَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ بِخَلاٰقِهِمْ وَ خُضْتُمْ کَالَّذِی خٰاضُوا أُولٰئِکَ حَبِطَتْ أَعْمٰالُهُمْ فِی الدُّنْیٰا وَ الْآخِرَةِ وَ أُولٰئِکَ هُمُ الْخٰاسِرُونَ .

توبه (9) 68 و 69

222. ناچیز بودن قدرت کافران مکّه، در برابر قدرت خداوند:

إِنْ تَسْتَفْتِحُوا فَقَدْ جٰاءَکُمُ الْفَتْحُ وَ إِنْ تَنْتَهُوا فَهُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَ إِنْ تَعُودُوا نَعُدْ وَ لَنْ تُغْنِیَ عَنْکُمْ فِئَتُکُمْ شَیْئاً وَ لَوْ کَثُرَتْ وَ أَنَّ اللّٰهَ مَعَ الْمُؤْمِنِینَ .

انفال (8) 19

33. گناهکاران

223. پی بردن گناهکاران به ناچیز بودن قدرت خود، هنگام دیدن عذاب الهی:

إِلاّٰ بَلاٰغاً مِنَ اللّٰهِ وَ رِسٰالاٰتِهِ وَ مَنْ یَعْصِ اللّٰهَ وَ رَسُولَهُ فَإِنَّ لَهُ نٰارَ جَهَنَّمَ خٰالِدِینَ فِیهٰا أَبَداً

حَتّٰی إِذٰا رَأَوْا مٰا یُوعَدُونَ فَسَیَعْلَمُونَ مَنْ أَضْعَفُ نٰاصِراً وَ أَقَلُّ عَدَداً. جنّ (72) 23 و 24

34. محمّد صلی الله علیه و آله

224. دعای پیامبر صلی الله علیه و آله به درگاه خداوند، جهت بهره‌مند شدن از قدرت و با هدف چیره شدن بر دشمنان و موانع:

وَ قُلْ رَبِّ أَدْخِلْنِی مُدْخَلَ صِدْقٍ وَ أَخْرِجْنِی مُخْرَجَ صِدْقٍ وَ اجْعَلْ لِی مِنْ لَدُنْکَ سُلْطٰاناً نَصِیراً. اسراء (17) 80

225. قدرت بخشیدن خداوند به پیامبر صلی الله علیه و آله در برابر مشرکان مکّه، در جنگ بدر:

یٰا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لِمَنْ فِی أَیْدِیکُمْ مِنَ الْأَسْریٰ إِنْ یَعْلَمِ اللّٰهُ فِی قُلُوبِکُمْ خَیْراً یُؤْتِکُمْ خَیْراً مِمّٰا أُخِذَ مِنْکُمْ وَ یَغْفِرْ لَکُمْ وَ اللّٰهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ

وَ إِنْ یُرِیدُوا خِیٰانَتَکَ فَقَدْ خٰانُوا اللّٰهَ مِنْ قَبْلُ فَأَمْکَنَ مِنْهُمْ وَ اللّٰهُ عَلِیمٌ حَکِیمٌ . (1)انفال (8) 70 و 71

226. وعدۀ خداوند به پیامبر صلی الله علیه و آله مبنی بر مسلّط کردن دوبارۀ حضرت بر مشرکان، در صورت خیانت اسیران آزاد شدۀ جنگ بدر:

یٰا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لِمَنْ فِی أَیْدِیکُمْ مِنَ الْأَسْریٰ إِنْ یَعْلَمِ اللّٰهُ فِی قُلُوبِکُمْ خَیْراً یُؤْتِکُمْ خَیْراً مِمّٰا أُخِذَ مِنْکُمْ وَ یَغْفِرْ لَکُمْ وَ اللّٰهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ

وَ إِنْ یُرِیدُوا خِیٰانَتَکَ فَقَدْ خٰانُوا اللّٰهَ مِنْ قَبْلُ فَأَمْکَنَ مِنْهُمْ وَ اللّٰهُ عَلِیمٌ حَکِیمٌ . انفال (8) 70 و 71

227. برخورداری محمّد صلی الله علیه و آله از قدرت و تسلّط بر دشمنان خود، برخاسته از مشیّت خداوند:

وَ مٰا أَفٰاءَ اللّٰهُ عَلیٰ رَسُولِهِ مِنْهُمْ فَمٰا أَوْجَفْتُمْ عَلَیْهِ مِنْ خَیْلٍ وَ لاٰ رِکٰابٍ وَ لٰکِنَّ اللّٰهَ یُسَلِّطُ رُسُلَهُ عَلیٰ مَنْ یَشٰاءُ وَ اللّٰهُ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ.

حشر (59) 6

228. قدرت محمّد صلی الله علیه و آله و تسلّط یافتن آن حضرت بر دشمنان، جلوه‌ای از قدرت مطلق خداوند:

وَ مٰا أَفٰاءَ اللّٰهُ عَلیٰ رَسُولِهِ مِنْهُمْ فَمٰا أَوْجَفْتُمْ عَلَیْهِ مِنْ خَیْلٍ وَ لاٰ رِکٰابٍ وَ لٰکِنَّ اللّٰهَ یُسَلِّطُ رُسُلَهُ عَلیٰ مَنْ یَشٰاءُ وَ اللّٰهُ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ.

حشر (59) 6

229. برخورداری محمّد صلی الله علیه و آله از قدرت و تسلّط بر دشمنان، در راستای حمایتهای خداوند از پیامبران خویش:

وَ مٰا أَفٰاءَ اللّٰهُ عَلیٰ رَسُولِهِ مِنْهُمْ فَمٰا أَوْجَفْتُمْ عَلَیْهِ مِنْ خَیْلٍ وَ لاٰ رِکٰابٍ وَ لٰکِنَّ اللّٰهَ یُسَلِّطُ رُسُلَهُ عَلیٰ مَنْ یَشٰاءُ وَ اللّٰهُ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ.

حشر (59) 6

35. مخالفان محمّد

230. مخالفان محمّد، مردمانی مغرور به قدرت خویش:

وَ أَقْسَمُوا بِاللّٰهِ جَهْدَ أَیْمٰانِهِمْ لَئِنْ جٰاءَهُمْ نَذِیرٌ لَیَکُونُنَّ أَهْدیٰ مِنْ إِحْدَی الْأُمَمِ فَلَمّٰا جٰاءَهُمْ نَذِیرٌ مٰا زٰادَهُمْ إِلاّٰ نُفُوراً

اِسْتِکْبٰاراً فِی الْأَرْضِ وَ مَکْرَ السَّیِّئِ وَ لاٰ یَحِیقُ الْمَکْرُ السَّیِّئُ إِلاّٰ بِأَهْلِهِ فَهَلْ یَنْظُرُونَ إِلاّٰ سُنَّتَ الْأَوَّلِینَ فَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللّٰهِ تَبْدِیلاً وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللّٰهِ تَحْوِیلاً

أَ وَ لَمْ یَسِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَیَنْظُرُوا کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ کٰانُوا أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَ مٰا کٰانَ اللّٰهُ لِیُعْجِزَهُ مِنْ شَیْءٍ فِی السَّمٰاوٰاتِ وَ لاٰ فِی الْأَرْضِ إِنَّهُ کٰانَ عَلِیماً قَدِیراً. فاطر (35) 42 -\44


1) 1) . آیات مذکور دربارۀ رویارویی مسلمانان با مشرکان مکّه در جنگ بدر نازل شده است. (مجمع‌البیان، ج 3-\4، ص 861 ؛ معالم‌التنزیل، بغوی، ج 2، ص 311)

36. مستضعفان

231. وعدۀ خداوند به مستضعفان، مبنی بر به قدرت رساندن آنان در زمین:

وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوٰارِثِینَ

وَ نُمَکِّنَ لَهُمْ فِی الْأَرْضِ .... قصص (28) 5 و 6

37. مسلمانان

232. سال نهم هجری، سال قدرت مسلمانان و استیلای آنان بر ادارۀ مسجدالحرام:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّمَا الْمُشْرِکُونَ نَجَسٌ فَلاٰ یَقْرَبُوا الْمَسْجِدَ الْحَرٰامَ بَعْدَ عٰامِهِمْ هٰذٰا وَ إِنْ خِفْتُمْ عَیْلَةً فَسَوْفَ یُغْنِیکُمُ اللّٰهُ مِنْ فَضْلِهِ إِنْ شٰاءَ إِنَّ اللّٰهَ عَلِیمٌ حَکِیمٌ . (1)توبه (9) 28

233. توانمند شدن مسلمانان، در صدر اسلام، با امداد خداوند:

وَ اذْکُرُوا إِذْ أَنْتُمْ قَلِیلٌ مُسْتَضْعَفُونَ فِی الْأَرْضِ تَخٰافُونَ أَنْ یَتَخَطَّفَکُمُ النّٰاسُ فَآوٰاکُمْ وَ أَیَّدَکُمْ بِنَصْرِهِ وَ رَزَقَکُمْ مِنَ الطَّیِّبٰاتِ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ .

انفال (8) 26

234. توانمند شدن مسلمانان، با عنایت خداوند، زمینه‌ای برای شکرگزاری آنان:

وَ اذْکُرُوا إِذْ أَنْتُمْ قَلِیلٌ مُسْتَضْعَفُونَ فِی الْأَرْضِ تَخٰافُونَ أَنْ یَتَخَطَّفَکُمُ النّٰاسُ فَآوٰاکُمْ وَ أَیَّدَکُمْ بِنَصْرِهِ وَ رَزَقَکُمْ مِنَ الطَّیِّبٰاتِ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ .

انفال (8) 26

235. لزوم یادآوری دوران ضعف و خوف از سوی مسلمانان، بعد از برخورداری آنان از اقتدار و قدرت:

وَ اذْکُرُوا إِذْ أَنْتُمْ قَلِیلٌ مُسْتَضْعَفُونَ فِی الْأَرْضِ تَخٰافُونَ أَنْ یَتَخَطَّفَکُمُ النّٰاسُ فَآوٰاکُمْ وَ أَیَّدَکُمْ بِنَصْرِهِ وَ رَزَقَکُمْ مِنَ الطَّیِّبٰاتِ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ . انفال (8) 26

38. مشرکان

236. تکیۀ غرورآمیز مشرکان حق‌ناپذیر، بر قدرت و توانایی خویش:

قُلْ إِنَّمٰا أَدْعُوا رَبِّی وَ لاٰ أُشْرِکُ بِهِ أَحَداً

حَتّٰی إِذٰا رَأَوْا مٰا یُوعَدُونَ فَسَیَعْلَمُونَ مَنْ أَضْعَفُ نٰاصِراً وَ أَقَلُّ عَدَداً. جنّ (72) 20 و 24

237. کم و ناچیز بودن قدرت مشرکان، در برابر قدرت مطلق خداوند:

قُلْ إِنَّمٰا أَدْعُوا رَبِّی وَ لاٰ أُشْرِکُ بِهِ أَحَداً

حَتّٰی إِذٰا رَأَوْا مٰا یُوعَدُونَ فَسَیَعْلَمُونَ مَنْ أَضْعَفُ نٰاصِراً وَ أَقَلُّ عَدَداً. جنّ (72) 20 و 24

238. پایین‌تر بودن قدرت مشرکان عصر بعثت، از قدرت قوم عاد:

وَ اذْکُرْ أَخٰا عٰادٍ إِذْ أَنْذَرَ قَوْمَهُ بِالْأَحْقٰافِ وَ قَدْ خَلَتِ النُّذُرُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ أَلاّٰ تَعْبُدُوا إِلاَّ اللّٰهَ إِنِّی أَخٰافُ عَلَیْکُمْ عَذٰابَ یَوْمٍ عَظِیمٍ

وَ لَقَدْ مَکَّنّٰاهُمْ فِیمٰا إِنْ مَکَّنّٰاکُمْ فِیهِ ....

احقاف (46)21 و 26

239. ضعیف‌تر بودن قدرت مشرکان عصر بعثت، از قدرت اقوام پیشین:

أَ لَمْ یَرَوْا کَمْ أَهْلَکْنٰا مِنْ قَبْلِهِمْ مِنْ قَرْنٍ مَکَّنّٰاهُمْ فِی الْأَرْضِ مٰا لَمْ نُمَکِّنْ لَکُمْ وَ أَرْسَلْنَا السَّمٰاءَ عَلَیْهِمْ مِدْرٰاراً وَ جَعَلْنَا الْأَنْهٰارَ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهِمْ .... انعام (6) 6


1) 1) . مقصود از«بعد عامهم هذا»سال نهم [هجری قمری] است. (الکشاف، ج 2، ص 261؛ تفسیر القرآن الکریم، شبّر، ص 299)

أَ وَ لَمْ یَسِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَیَنْظُرُوا کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ کٰانُوا أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَ أَثٰارُوا الْأَرْضَ وَ عَمَرُوهٰا أَکْثَرَ مِمّٰا عَمَرُوهٰا ....

روم (30) 9

وَ کَأَیِّنْ مِنْ قَرْیَةٍ هِیَ أَشَدُّ قُوَّةً مِنْ قَرْیَتِکَ ....

محمّد (47) 13

240. تهدید مشرکان مکّه به نابودی، از سوی خداوند، به رغم قدرتمندی ایشان:

وَ کَأَیِّنْ مِنْ قَرْیَةٍ هِیَ أَشَدُّ قُوَّةً مِنْ قَرْیَتِکَ الَّتِی أَخْرَجَتْکَ أَهْلَکْنٰاهُمْ .... محمّد (47) 13

241. محرومیّت مشرکان قدرتمند از هر نوع امداد، هنگام گرفتار شدن به عذاب الهی:

وَ کَأَیِّنْ مِنْ قَرْیَةٍ هِیَ أَشَدُّ قُوَّةً مِنْ قَرْیَتِکَ الَّتِی أَخْرَجَتْکَ أَهْلَکْنٰاهُمْ فَلاٰ نٰاصِرَ لَهُمْ .

محمّد (47) 13

242. بیان فرجام بد قدرتمندان پیشین، شایستۀ تفکّر و عبرت‌گیری مشرکان قدرتمند صدر اسلام:

أَ لَمْ یَرَوْا کَمْ أَهْلَکْنٰا مِنْ قَبْلِهِمْ مِنْ قَرْنٍ مَکَّنّٰاهُمْ فِی الْأَرْضِ مٰا لَمْ نُمَکِّنْ لَکُمْ وَ أَرْسَلْنَا السَّمٰاءَ عَلَیْهِمْ مِدْرٰاراً وَ جَعَلْنَا الْأَنْهٰارَ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهِمْ فَأَهْلَکْنٰاهُمْ بِذُنُوبِهِمْ وَ أَنْشَأْنٰا مِنْ بَعْدِهِمْ قَرْناً آخَرِینَ . انعام (6) 6

أَ وَ لَمْ یَسِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَیَنْظُرُوا کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ کٰانُوا أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَ أَثٰارُوا الْأَرْضَ وَ عَمَرُوهٰا أَکْثَرَ مِمّٰا عَمَرُوهٰا وَ جٰاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّنٰاتِ فَمٰا کٰانَ اللّٰهُ لِیَظْلِمَهُمْ وَ لٰکِنْ کٰانُوا أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ .

روم (30) 9

243. برخورداری مشرکان، از قدرت، زمینه‌ای برای رفتار ستمگرانه و ظالمانه نسبت به پیامبران:

أَ وَ لَمْ یَسِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَیَنْظُرُوا کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ کٰانُوا أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَ أَثٰارُوا الْأَرْضَ وَ عَمَرُوهٰا أَکْثَرَ مِمّٰا عَمَرُوهٰا وَ جٰاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّنٰاتِ فَمٰا کٰانَ اللّٰهُ لِیَظْلِمَهُمْ وَ لٰکِنْ کٰانُوا أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ .

روم (30) 9

244. مشرکانِ برخوردار از قدرت، مردمانی ظالم و ستمگر:

أَ وَ لَمْ یَسِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَیَنْظُرُوا کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ کٰانُوا أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَ أَثٰارُوا الْأَرْضَ وَ عَمَرُوهٰا أَکْثَرَ مِمّٰا عَمَرُوهٰا وَ جٰاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّنٰاتِ فَمٰا کٰانَ اللّٰهُ لِیَظْلِمَهُمْ وَ لٰکِنْ کٰانُوا أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ . روم (30) 9

39. مظلومان

245. بهره‌مندی مظلومان، از قدرت و حکومت، جلوه‌ای از قدرت خداوند:

أُذِنَ لِلَّذِینَ یُقٰاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَ إِنَّ اللّٰهَ عَلیٰ نَصْرِهِمْ لَقَدِیرٌ

اَلَّذِینَ إِنْ مَکَّنّٰاهُمْ فِی الْأَرْضِ .... حج (22) 39 و 41

40. ملائکه

246. فرشتگان الهی، برخوردار از توان و قدرت مخصوص:

اَلْحَمْدُ لِلّٰهِ فٰاطِرِ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ جٰاعِلِ الْمَلاٰئِکَةِ رُسُلاً أُولِی أَجْنِحَةٍ مَثْنیٰ وَ ثُلاٰثَ وَ رُبٰاعَ یَزِیدُ فِی الْخَلْقِ مٰا یَشٰاءُ إِنَّ اللّٰهَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ. (1)فاطر (35) 1


1) 1) . ممکن است«أجنحه»استعاره برای قدرت باشد. (تفسیر التحریروالتنویر، ج 11، جزء 22، ص 249)

247. تفاوت ملائکه، در توان و قدرت:

اَلْحَمْدُ لِلّٰهِ فٰاطِرِ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ جٰاعِلِ الْمَلاٰئِکَةِ رُسُلاً أُولِی أَجْنِحَةٍ مَثْنیٰ وَ ثُلاٰثَ وَ رُبٰاعَ یَزِیدُ فِی الْخَلْقِ مٰا یَشٰاءُ .... فاطر (35) 1

248. قدرت ملائکه، برخاسته از قدرت مطلق خداوند:

اَلْحَمْدُ لِلّٰهِ فٰاطِرِ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ جٰاعِلِ الْمَلاٰئِکَةِ رُسُلاً أُولِی أَجْنِحَةٍ مَثْنیٰ وَ ثُلاٰثَ وَ رُبٰاعَ یَزِیدُ فِی الْخَلْقِ مٰا یَشٰاءُ إِنَّ اللّٰهَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ. فاطر (35) 1

249. برخورداری ملائکه از قدرت، شایستۀ حمد و ستایش خداوند:

اَلْحَمْدُ لِلّٰهِ فٰاطِرِ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ جٰاعِلِ الْمَلاٰئِکَةِ رُسُلاً أُولِی أَجْنِحَةٍ مَثْنیٰ وَ ثُلاٰثَ وَ رُبٰاعَ یَزِیدُ فِی الْخَلْقِ مٰا یَشٰاءُ إِنَّ اللّٰهَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ. فاطر (35) 1

250. گسترش قدرت و نقش‌آفرین ملائکه در جهان، با مشیّت الهی:

اَلْحَمْدُ لِلّٰهِ فٰاطِرِ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ جٰاعِلِ الْمَلاٰئِکَةِ رُسُلاً أُولِی أَجْنِحَةٍ مَثْنیٰ وَ ثُلاٰثَ وَ رُبٰاعَ یَزِیدُ فِی الْخَلْقِ مٰا یَشٰاءُ إِنَّ اللّٰهَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ. فاطر (35) 1

41. منافقان

251. فسادگری منافقان، در صورت برخوردار شدن از قدرت حکومتی:

وَ مِنَ النّٰاسِ مَنْ یُعْجِبُکَ قَوْلُهُ فِی الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا وَ یُشْهِدُ اللّٰهَ عَلیٰ مٰا فِی قَلْبِهِ وَ هُوَ أَلَدُّ الْخِصٰامِ

وَ إِذٰا تَوَلّٰی سَعیٰ فِی الْأَرْضِ لِیُفْسِدَ فِیهٰا وَ یُهْلِکَ الْحَرْثَ وَ النَّسْلَ وَ اللّٰهُ لاٰ یُحِبُّ الْفَسٰادَ.

بقره (2) 204 و 205

252. ضعیف‌تر بودن قدرت منافقان عصر بعثت، از قدرت اقوام پیشین:

وَعَدَ اللّٰهُ الْمُنٰافِقِینَ وَ الْمُنٰافِقٰاتِ ... کَالَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ کٰانُوا أَشَدَّ مِنْکُمْ قُوَّةً وَ أَکْثَرَ أَمْوٰالاً وَ أَوْلاٰداً فَاسْتَمْتَعُوا بِخَلاٰقِهِمْ فَاسْتَمْتَعْتُمْ بِخَلاٰقِکُمْ کَمَا اسْتَمْتَعَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ بِخَلاٰقِهِمْ .... توبه (9) 68 و 69

253. مانع نبودن قدرت منافقان عصر بعثت، در عذاب شدن آنان از سوی خداوند:

وَعَدَ اللّٰهُ الْمُنٰافِقِینَ وَ الْمُنٰافِقٰاتِ ... نٰارَ جَهَنَّمَ خٰالِدِینَ فِیهٰا هِیَ حَسْبُهُمْ وَ لَعَنَهُمُ اللّٰهُ وَ لَهُمْ عَذٰابٌ مُقِیمٌ کَالَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ کٰانُوا أَشَدَّ مِنْکُمْ قُوَّةً وَ أَکْثَرَ أَمْوٰالاً وَ أَوْلاٰداً فَاسْتَمْتَعُوا بِخَلاٰقِهِمْ فَاسْتَمْتَعْتُمْ بِخَلاٰقِکُمْ کَمَا اسْتَمْتَعَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ بِخَلاٰقِهِمْ .... توبه (9) 68 و 69

254. منافقان قدرتمند فرو رفته در باطل، مورد تهدید خداوند:

وَعَدَ اللّٰهُ الْمُنٰافِقِینَ وَ الْمُنٰافِقٰاتِ ... نٰارَ جَهَنَّمَ خٰالِدِینَ فِیهٰا هِیَ حَسْبُهُمْ وَ لَعَنَهُمُ اللّٰهُ وَ لَهُمْ عَذٰابٌ مُقِیمٌ کَالَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ کٰانُوا أَشَدَّ مِنْکُمْ قُوَّةً وَ أَکْثَرَ أَمْوٰالاً وَ أَوْلاٰداً فَاسْتَمْتَعُوا بِخَلاٰقِهِمْ فَاسْتَمْتَعْتُمْ بِخَلاٰقِکُمْ کَمَا اسْتَمْتَعَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ بِخَلاٰقِهِمْ وَ خُضْتُمْ کَالَّذِی خٰاضُوا .... توبه (9) 68 و 69

255. سوء استفادۀ منافقان عصر بعثت، از توانمندی خویش، همانند اقوام قدرتمند پیشین:

وَعَدَ اللّٰهُ الْمُنٰافِقِینَ وَ الْمُنٰافِقٰاتِ وَ الْکُفّٰارَ نٰارَ جَهَنَّمَ خٰالِدِینَ فِیهٰا هِیَ حَسْبُهُمْ وَ لَعَنَهُمُ اللّٰهُ وَ لَهُمْ عَذٰابٌ مُقِیمٌ

کَالَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ کٰانُوا

أَشَدَّ مِنْکُمْ قُوَّةً وَ أَکْثَرَ أَمْوٰالاً وَ أَوْلاٰداً فَاسْتَمْتَعُوا بِخَلاٰقِهِمْ فَاسْتَمْتَعْتُمْ بِخَلاٰقِکُمْ کَمَا اسْتَمْتَعَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ بِخَلاٰقِهِمْ وَ خُضْتُمْ کَالَّذِی خٰاضُوا .... توبه (9) 68 و 69

256. سوء استفادۀ منافقان، از قدرت و توانمندیهای خود، عامل حبط اعمال آنان در دنیا و آخرت:

وَعَدَ اللّٰهُ الْمُنٰافِقِینَ وَ الْمُنٰافِقٰاتِ وَ الْکُفّٰارَ نٰارَ جَهَنَّمَ خٰالِدِینَ فِیهٰا هِیَ حَسْبُهُمْ وَ لَعَنَهُمُ اللّٰهُ وَ لَهُمْ عَذٰابٌ مُقِیمٌ

کَالَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ کٰانُوا أَشَدَّ مِنْکُمْ قُوَّةً وَ أَکْثَرَ أَمْوٰالاً وَ أَوْلاٰداً فَاسْتَمْتَعُوا بِخَلاٰقِهِمْ فَاسْتَمْتَعْتُمْ بِخَلاٰقِکُمْ کَمَا اسْتَمْتَعَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ بِخَلاٰقِهِمْ وَ خُضْتُمْ کَالَّذِی خٰاضُوا أُولٰئِکَ حَبِطَتْ أَعْمٰالُهُمْ فِی الدُّنْیٰا وَ الْآخِرَةِ وَ أُولٰئِکَ هُمُ الْخٰاسِرُونَ .

توبه (9) 68 و 69

257. منافقان قدرتمند، مردمانی ظالم و ستمگر:

وَعَدَ اللّٰهُ الْمُنٰافِقِینَ وَ الْمُنٰافِقٰاتِ وَ الْکُفّٰارَ نٰارَ جَهَنَّمَ خٰالِدِینَ فِیهٰا هِیَ حَسْبُهُمْ وَ لَعَنَهُمُ اللّٰهُ وَ لَهُمْ عَذٰابٌ مُقِیمٌ

کَالَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ کٰانُوا أَشَدَّ مِنْکُمْ قُوَّةً وَ أَکْثَرَ أَمْوٰالاً وَ أَوْلاٰداً فَاسْتَمْتَعُوا بِخَلاٰقِهِمْ فَاسْتَمْتَعْتُمْ بِخَلاٰقِکُمْ کَمَا اسْتَمْتَعَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ بِخَلاٰقِهِمْ وَ خُضْتُمْ کَالَّذِی خٰاضُوا أُولٰئِکَ حَبِطَتْ أَعْمٰالُهُمْ فِی الدُّنْیٰا وَ الْآخِرَةِ وَ أُولٰئِکَ هُمُ الْخٰاسِرُونَ

أَ لَمْ یَأْتِهِمْ نَبَأُ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ قَوْمِ نُوحٍ وَ عٰادٍ وَ ثَمُودَ وَ قَوْمِ إِبْرٰاهِیمَ وَ أَصْحٰابِ مَدْیَنَ وَ الْمُؤْتَفِکٰاتِ أَتَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّنٰاتِ فَمٰا کٰانَ اللّٰهُ لِیَظْلِمَهُمْ وَ لٰکِنْ کٰانُوا أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ . توبه (9) 68 -\70

258. سوء استفادۀ منافقان، از قدرت و توانمندیها، موجب خسران و زیان آنها:

وَعَدَ اللّٰهُ الْمُنٰافِقِینَ وَ الْمُنٰافِقٰاتِ وَ الْکُفّٰارَ نٰارَ جَهَنَّمَ خٰالِدِینَ فِیهٰا هِیَ حَسْبُهُمْ وَ لَعَنَهُمُ اللّٰهُ وَ لَهُمْ عَذٰابٌ مُقِیمٌ

کَالَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ کٰانُوا أَشَدَّ مِنْکُمْ قُوَّةً وَ أَکْثَرَ أَمْوٰالاً وَ أَوْلاٰداً فَاسْتَمْتَعُوا بِخَلاٰقِهِمْ فَاسْتَمْتَعْتُمْ بِخَلاٰقِکُمْ کَمَا اسْتَمْتَعَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ بِخَلاٰقِهِمْ وَ خُضْتُمْ کَالَّذِی خٰاضُوا أُولٰئِکَ حَبِطَتْ أَعْمٰالُهُمْ فِی الدُّنْیٰا وَ الْآخِرَةِ وَ أُولٰئِکَ هُمُ الْخٰاسِرُونَ .

توبه (9) 68 و 69

42. موسی علیه السلام

259. موسی علیه السلام دارای قدرت و توانایی بدنی زیاد:

وَ دَخَلَ الْمَدِینَةَ عَلیٰ حِینِ غَفْلَةٍ مِنْ أَهْلِهٰا فَوَجَدَ فِیهٰا رَجُلَیْنِ یَقْتَتِلاٰنِ هٰذٰا مِنْ شِیعَتِهِ وَ هٰذٰا مِنْ عَدُوِّهِ فَاسْتَغٰاثَهُ الَّذِی مِنْ شِیعَتِهِ عَلَی الَّذِی مِنْ عَدُوِّهِ فَوَکَزَهُ مُوسیٰ فَقَضیٰ عَلَیْهِ قٰالَ هٰذٰا مِنْ عَمَلِ الشَّیْطٰانِ إِنَّهُ عَدُوٌّ مُضِلٌّ مُبِینٌ

فَلَمّٰا أَنْ أَرٰادَ أَنْ یَبْطِشَ بِالَّذِی هُوَ عَدُوٌّ لَهُمٰا قٰالَ یٰا مُوسیٰ أَ تُرِیدُ أَنْ تَقْتُلَنِی کَمٰا قَتَلْتَ نَفْساً بِالْأَمْسِ إِنْ تُرِیدُ إِلاّٰ أَنْ تَکُونَ جَبّٰاراً فِی الْأَرْضِ .... قصص (28) 15 و 19

قٰالَتْ إِحْدٰاهُمٰا یٰا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ إِنَّ خَیْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِیُّ الْأَمِینُ . قصص (28) 26

260. استفادۀ موسی علیه السلام از قدرت بدنی خود، در دفاع از مظلومان:

وَ دَخَلَ الْمَدِینَةَ عَلیٰ حِینِ غَفْلَةٍ مِنْ أَهْلِهٰا فَوَجَدَ فِیهٰا رَجُلَیْنِ یَقْتَتِلاٰنِ هٰذٰا مِنْ شِیعَتِهِ وَ هٰذٰا مِنْ عَدُوِّهِ فَاسْتَغٰاثَهُ الَّذِی مِنْ شِیعَتِهِ عَلَی الَّذِی مِنْ

عَدُوِّهِ فَوَکَزَهُ مُوسیٰ فَقَضیٰ عَلَیْهِ قٰالَ هٰذٰا مِنْ عَمَلِ الشَّیْطٰانِ إِنَّهُ عَدُوٌّ مُضِلٌّ مُبِینٌ

قٰالَ رَبِّ بِمٰا أَنْعَمْتَ عَلَیَّ فَلَنْ أَکُونَ ظَهِیراً لِلْمُجْرِمِینَ

فَأَصْبَحَ فِی الْمَدِینَةِ خٰائِفاً یَتَرَقَّبُ فَإِذَا الَّذِی اسْتَنْصَرَهُ بِالْأَمْسِ یَسْتَصْرِخُهُ قٰالَ لَهُ مُوسیٰ إِنَّکَ لَغَوِیٌّ مُبِینٌ

فَلَمّٰا أَنْ أَرٰادَ أَنْ یَبْطِشَ بِالَّذِی هُوَ عَدُوٌّ لَهُمٰا قٰالَ یٰا مُوسیٰ أَ تُرِیدُ أَنْ تَقْتُلَنِی کَمٰا قَتَلْتَ نَفْساً بِالْأَمْسِ إِنْ تُرِیدُ إِلاّٰ أَنْ تَکُونَ جَبّٰاراً فِی الْأَرْضِ ....

قصص (28) 15 و 17 -\19

261. پیشنهاد یکی از دختران شعیب، مبنی بر اجیر کردن موسی علیه السلام به دلیل توانایی جسمی او و موافقت شعیب علیه السلام با آن:

قٰالَتْ إِحْدٰاهُمٰا یٰا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ إِنَّ خَیْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِیُّ الْأَمِینُ

قٰالَ إِنِّی أُرِیدُ أَنْ أُنْکِحَکَ إِحْدَی ابْنَتَیَّ هٰاتَیْنِ عَلیٰ أَنْ تَأْجُرَنِی ثَمٰانِیَ حِجَجٍ فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْراً فَمِنْ عِنْدِکَ وَ مٰا أُرِیدُ أَنْ أَشُقَّ عَلَیْکَ سَتَجِدُنِی إِنْ شٰاءَ اللّٰهُ مِنَ الصّٰالِحِینَ . قصص (28) 26 و 27

262. توأم بودن قدرت و توانایی جسمانی موسی علیه السلام با امانتداری او:

قٰالَتْ إِحْدٰاهُمٰا یٰا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ إِنَّ خَیْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِیُّ الْأَمِینُ . قصص (28) 26

43. مؤمنان

263. وعدۀ مؤکّد خداوند، مبنی بر به قدرت رساندن مؤمنان صالح:

وَعَدَ اللّٰهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصّٰالِحٰاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضیٰ لَهُمْ .... نور (24) 55

264. حاکم شدن توحید در عبادت بر زندگی مردم، با به قدرت رسیدن مؤمنان صالح در زمین:

وَعَدَ اللّٰهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصّٰالِحٰاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضیٰ لَهُمْ وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً یَعْبُدُونَنِی لاٰ یُشْرِکُونَ بِی شَیْئاً ....

نور (24) 55

265. برقراری امنیّت و برچیده شدن بساط شرک، با به قدرت رسیدن مؤمنان صالح در زمین:

وَعَدَ اللّٰهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصّٰالِحٰاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضیٰ لَهُمْ وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً .... نور (24) 55

266. برتری قدرت مؤمنان، نسبت به قدرت کافران:

وَ لاٰ تَهِنُوا وَ لاٰ تَحْزَنُوا وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ . (1)آل‌عمران (3) 139

فَلاٰ تَهِنُوا وَ تَدْعُوا إِلَی السَّلْمِ وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ ....

محمّد (47) 35

267. جبهۀ مؤمنان، پایگاهی قوی و قدرتمند در برابر اولیا و پیروان شیطان:

اَلَّذِینَ آمَنُوا یُقٰاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللّٰهِ وَ الَّذِینَ کَفَرُوا یُقٰاتِلُونَ فِی سَبِیلِ الطّٰاغُوتِ فَقٰاتِلُوا


1) 1) .«وهن»به معنای ضعف و«انتم الاعلون»یعنی در نهایت شما مؤمنان بر آنان پیروز و غالب هستید. (مجمع‌البیان، ج 1 -\2، ص 842 -\843 ؛ الکشاف، ج 1، ص 418)

أَوْلِیٰاءَ الشَّیْطٰانِ إِنَّ کَیْدَ الشَّیْطٰانِ کٰانَ ضَعِیفاً.

نساء (4) 76

268. بهره‌مندی مؤمنان، از قدرتِ چندین برابر کافران، در صورت صبر پیشگی:

یٰا أَیُّهَا النَّبِیُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِینَ عَلَی الْقِتٰالِ إِنْ یَکُنْ مِنْکُمْ عِشْرُونَ صٰابِرُونَ یَغْلِبُوا مِائَتَیْنِ وَ إِنْ یَکُنْ مِنْکُمْ مِائَةٌ یَغْلِبُوا أَلْفاً مِنَ الَّذِینَ کَفَرُوا بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لاٰ یَفْقَهُونَ

اَلْآنَ خَفَّفَ اللّٰهُ عَنْکُمْ وَ عَلِمَ أَنَّ فِیکُمْ ضَعْفاً فَإِنْ یَکُنْ مِنْکُمْ مِائَةٌ صٰابِرَةٌ یَغْلِبُوا مِائَتَیْنِ وَ إِنْ یَکُنْ مِنْکُمْ أَلْفٌ یَغْلِبُوا أَلْفَیْنِ بِإِذْنِ اللّٰهِ وَ اللّٰهُ مَعَ الصّٰابِرِینَ .

انفال (8) 65 و 66

269. عدم جواز دعوت به صلح با کافران، از سوی مؤمنان، در صورت برخورداری از قدرت:

فَلاٰ تَهِنُوا وَ تَدْعُوا إِلَی السَّلْمِ وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ وَ اللّٰهُ مَعَکُمْ وَ لَنْ یَتِرَکُمْ أَعْمٰالَکُمْ .

محمّد (47) 35

270. قدرت بخشیدن خداوند به مؤمنان، در برابر فتنه گران جنگ طلب:

سَتَجِدُونَ آخَرِینَ یُرِیدُونَ أَنْ یَأْمَنُوکُمْ وَ یَأْمَنُوا قَوْمَهُمْ کُلَّمٰا رُدُّوا إِلَی الْفِتْنَةِ أُرْکِسُوا فِیهٰا فَإِنْ لَمْ یَعْتَزِلُوکُمْ وَ یُلْقُوا إِلَیْکُمُ السَّلَمَ وَ یَکُفُّوا أَیْدِیَهُمْ فَخُذُوهُمْ وَ اقْتُلُوهُمْ حَیْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَ أُولٰئِکُمْ جَعَلْنٰا لَکُمْ عَلَیْهِمْ سُلْطٰاناً مُبِیناً. (1)

نساء (4) 91

44. ولیّ دم

271. قدرت بخشیدن خداوند به ولیّ دم (با جعل حکم قصاص و دیه) در برابر قاتل:

وَ لاٰ تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللّٰهُ إِلاّٰ بِالْحَقِّ وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنٰا لِوَلِیِّهِ سُلْطٰاناً فَلاٰ یُسْرِفْ فِی الْقَتْلِ إِنَّهُ کٰانَ مَنْصُوراً. اسراء (17) 33

45. یاران انبیا

272. قدرت روحی یاران انبیا، در میدان نبرد:

وَ کَأَیِّنْ مِنْ نَبِیٍّ قٰاتَلَ مَعَهُ رِبِّیُّونَ کَثِیرٌ فَمٰا وَهَنُوا لِمٰا أَصٰابَهُمْ فِی سَبِیلِ اللّٰهِ وَ مٰا ضَعُفُوا وَ مَا اسْتَکٰانُوا وَ اللّٰهُ یُحِبُّ الصّٰابِرِینَ .

آل‌عمران (3) 146

273. برخورداری یاران انبیا از قدرت روحی بالا، در عرصۀ مشکلات و مبارزات در برابر دشمنان، موجب بهره‌مندی آنان از ثواب و پاداش خداوند در دنیا و آخرت:

وَ مٰا کٰانَ قَوْلَهُمْ إِلاّٰ أَنْ قٰالُوا رَبَّنَا اغْفِرْ لَنٰا ذُنُوبَنٰا وَ إِسْرٰافَنٰا فِی أَمْرِنٰا وَ ثَبِّتْ أَقْدٰامَنٰا وَ انْصُرْنٰا عَلَی الْقَوْمِ الْکٰافِرِینَ

فَآتٰاهُمُ اللّٰهُ ثَوٰابَ الدُّنْیٰا وَ حُسْنَ ثَوٰابِ الْآخِرَةِ .... آل‌عمران (3) 146 و 148

274. برخورداری یاران انبیا از قدرت روحی بالا، در عرصۀ مشکلات و مبارزات، موجب قرار گرفتن آنان در زمرۀ محسنان محبوب خداوند:

وَ مٰا کٰانَ قَوْلَهُمْ إِلاّٰ أَنْ قٰالُوا رَبَّنَا اغْفِرْ لَنٰا ذُنُوبَنٰا وَ إِسْرٰافَنٰا فِی أَمْرِنٰا وَ ثَبِّتْ أَقْدٰامَنٰا وَ انْصُرْنٰا عَلَی الْقَوْمِ الْکٰافِرِینَ

فَآتٰاهُمُ اللّٰهُ ثَوٰابَ الدُّنْیٰا وَ حُسْنَ ثَوٰابِ الْآخِرَةِ وَ اللّٰهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ .

آل‌عمران (3) 146 و 148

275. قدرت روحی اصحاب و یاوران انبیا در میدان نبرد، مورد ستایش خداوند:

وَ کَأَیِّنْ مِنْ نَبِیٍّ قٰاتَلَ مَعَهُ رِبِّیُّونَ کَثِیرٌ فَمٰا وَهَنُوا


1) 1) . بنا بر احتمالی«جعلنا لکم علیهم سلطاناً»در آیۀ یاد شده‌به معنای تسلّط دادن است. (روح‌المعانی، ج 4، جزء 5، ص 164)

لِمٰا أَصٰابَهُمْ فِی سَبِیلِ اللّٰهِ وَ مٰا ضَعُفُوا وَ مَا اسْتَکٰانُوا وَ اللّٰهُ یُحِبُّ الصّٰابِرِینَ .

آل‌عمران (3) 146

46. یتیمان

276. ازدواج دادن یتیمان از سوی اولیای آنان، پس از احراز و تشخیص توانایی‌شان:

وَ ابْتَلُوا الْیَتٰامیٰ حَتّٰی إِذٰا بَلَغُوا النِّکٰاحَ فَإِنْ آنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْداً فَادْفَعُوا إِلَیْهِمْ أَمْوٰالَهُمْ وَ لاٰ تَأْکُلُوهٰا إِسْرٰافاً وَ بِدٰاراً أَنْ یَکْبَرُوا وَ مَنْ کٰانَ غَنِیًّا فَلْیَسْتَعْفِفْ وَ مَنْ کٰانَ فَقِیراً فَلْیَأْکُلْ بِالْمَعْرُوفِ فَإِذٰا دَفَعْتُمْ إِلَیْهِمْ أَمْوٰالَهُمْ فَأَشْهِدُوا عَلَیْهِمْ وَ کَفیٰ بِاللّٰهِ حَسِیباً. نساء (4) 6

277. تشخیص بلوغ و قدرت یتیمان، مبنی بر حفظ و نگهداری اموال خویش، مسئولیّتی برعهدۀ اولیای آنان:

وَ ابْتَلُوا الْیَتٰامیٰ حَتّٰی إِذٰا بَلَغُوا النِّکٰاحَ فَإِنْ آنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْداً فَادْفَعُوا إِلَیْهِمْ أَمْوٰالَهُمْ وَ لاٰ تَأْکُلُوهٰا إِسْرٰافاً وَ بِدٰاراً أَنْ یَکْبَرُوا وَ مَنْ کٰانَ غَنِیًّا فَلْیَسْتَعْفِفْ وَ مَنْ کٰانَ فَقِیراً فَلْیَأْکُلْ بِالْمَعْرُوفِ فَإِذٰا دَفَعْتُمْ إِلَیْهِمْ أَمْوٰالَهُمْ فَأَشْهِدُوا عَلَیْهِمْ وَ کَفیٰ بِاللّٰهِ حَسِیباً. نساء (4) 6

278. واگذاری اموال یتیمان به خود آنان، امری لازم برعهدۀ اولیای آنان، پس از تشخیص و احراز بلوغ و قدرتمندی‌شان:

وَ ابْتَلُوا الْیَتٰامیٰ حَتّٰی إِذٰا بَلَغُوا النِّکٰاحَ فَإِنْ آنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْداً فَادْفَعُوا إِلَیْهِمْ أَمْوٰالَهُمْ وَ لاٰ تَأْکُلُوهٰا إِسْرٰافاً وَ بِدٰاراً أَنْ یَکْبَرُوا وَ مَنْ کٰانَ غَنِیًّا فَلْیَسْتَعْفِفْ وَ مَنْ کٰانَ فَقِیراً فَلْیَأْکُلْ بِالْمَعْرُوفِ فَإِذٰا دَفَعْتُمْ إِلَیْهِمْ أَمْوٰالَهُمْ فَأَشْهِدُوا عَلَیْهِمْ وَ کَفیٰ بِاللّٰهِ حَسِیباً. نساء (4) 6

47. یعقوب علیه السلام

279. یعقوب علیه السلام بندۀ صاحب قوّت و قدرت خداوند:

وَ اذْکُرْ عِبٰادَنٰا ... وَ یَعْقُوبَ أُولِی الْأَیْدِی وَ الْأَبْصٰارِ. ص (38) 45

280. اندیشۀ خالص و بی‌شائبۀ یعقوب علیه السلام دربارۀ آخرت، عامل توانمندی او:

وَ اذْکُرْ عِبٰادَنٰا ... وَ یَعْقُوبَ أُولِی الْأَیْدِی وَ الْأَبْصٰارِ إِنّٰا أَخْلَصْنٰاهُمْ بِخٰالِصَةٍ ذِکْرَی الدّٰارِ. ص (38) 45 و 46

281. توانایی یعقوب علیه السلام در عبادت، دلیل لزوم یادکرد او از سوی پیامبر صلی الله علیه و آله :

وَ اذْکُرْ عِبٰادَنٰا ... وَ یَعْقُوبَ أُولِی الْأَیْدِی وَ الْأَبْصٰارِ. ص (38) 45

48. یوسف علیه السلام

اشاره
282. برخورداری یوسف علیه السلام از قدرت و حکومت در مصر، جلوه‌ای از قدرت مطلق خداوند:

وَ قٰالَ الَّذِی اشْتَرٰاهُ مِنْ مِصْرَ لاِمْرَأَتِهِ أَکْرِمِی مَثْوٰاهُ عَسیٰ أَنْ یَنْفَعَنٰا أَوْ نَتَّخِذَهُ وَلَداً وَ کَذٰلِکَ مَکَّنّٰا لِیُوسُفَ فِی الْأَرْضِ وَ لِنُعَلِّمَهُ مِنْ تَأْوِیلِ الْأَحٰادِیثِ وَ اللّٰهُ غٰالِبٌ عَلیٰ أَمْرِهِ وَ لٰکِنَّ أَکْثَرَ النّٰاسِ لاٰ یَعْلَمُونَ . یوسف (12) 21

283. به قدرت رسیدن یوسف علیه السلام در سرزمین مصر، برخاسته از مشیّت آمیخته با رحمت خداوند:

وَ کَذٰلِکَ مَکَّنّٰا لِیُوسُفَ فِی الْأَرْضِ یَتَبَوَّأُ مِنْهٰا حَیْثُ یَشٰاءُ نُصِیبُ بِرَحْمَتِنٰا مَنْ نَشٰاءُ وَ لاٰ نُضِیعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِینَ . یوسف (12) 56

284. ورود یوسف علیه السلام به خانوادۀ عزیز مصر، راه قدرتمند شدن وی در سرزمین مصر:

وَ قٰالَ الَّذِی اشْتَرٰاهُ مِنْ مِصْرَ لاِمْرَأَتِهِ أَکْرِمِی

مَثْوٰاهُ عَسیٰ أَنْ یَنْفَعَنٰا أَوْ نَتَّخِذَهُ وَلَداً وَ کَذٰلِکَ مَکَّنّٰا لِیُوسُفَ فِی الْأَرْضِ وَ لِنُعَلِّمَهُ مِنْ تَأْوِیلِ الْأَحٰادِیثِ وَ اللّٰهُ غٰالِبٌ عَلیٰ أَمْرِهِ وَ لٰکِنَّ أَکْثَرَ النّٰاسِ لاٰ یَعْلَمُونَ . یوسف (12) 21

تبلیغ صاحبان قدرت
285. اولویّت دادن به کانونهای اصلی قدرت، در تبلیغ و اصلاح آنها، امری ارزشمند:

أَ لَمْ تَرَ إِلَی الَّذِی حَاجَّ إِبْرٰاهِیمَ فِی رَبِّهِ أَنْ آتٰاهُ اللّٰهُ الْمُلْکَ إِذْ قٰالَ إِبْرٰاهِیمُ رَبِّیَ الَّذِی یُحْیِی وَ یُمِیتُ قٰالَ أَنَا أُحْیِی وَ أُمِیتُ قٰالَ إِبْرٰاهِیمُ فَإِنَّ اللّٰهَ یَأْتِی بِالشَّمْسِ مِنَ الْمَشْرِقِ فَأْتِ بِهٰا مِنَ الْمَغْرِبِ فَبُهِتَ الَّذِی کَفَرَ وَ اللّٰهُ لاٰ یَهْدِی الْقَوْمَ الظّٰالِمِینَ . بقره (2) 258

ثُمَّ بَعَثْنٰا مِنْ بَعْدِهِمْ مُوسیٰ بِآیٰاتِنٰا إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ فَظَلَمُوا بِهٰا فَانْظُرْ کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ الْمُفْسِدِینَ

وَ قٰالَ مُوسیٰ یٰا فِرْعَوْنُ إِنِّی رَسُولٌ مِنْ رَبِّ الْعٰالَمِینَ

حَقِیقٌ عَلیٰ أَنْ لاٰ أَقُولَ عَلَی اللّٰهِ إِلاَّ الْحَقَّ قَدْ جِئْتُکُمْ بِبَیِّنَةٍ مِنْ رَبِّکُمْ فَأَرْسِلْ مَعِیَ بَنِی إِسْرٰائِیلَ

قٰالَ إِنْ کُنْتَ جِئْتَ بِآیَةٍ فَأْتِ بِهٰا إِنْ کُنْتَ مِنَ الصّٰادِقِینَ

فَأَلْقیٰ عَصٰاهُ فَإِذٰا هِیَ ثُعْبٰانٌ مُبِینٌ

وَ نَزَعَ یَدَهُ فَإِذٰا هِیَ بَیْضٰاءُ لِلنّٰاظِرِینَ . اعراف (7) 103 -\108

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا مُوسیٰ بِآیٰاتِنٰا وَ سُلْطٰانٍ مُبِینٍ

إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ فَاتَّبَعُوا أَمْرَ فِرْعَوْنَ وَ مٰا أَمْرُ فِرْعَوْنَ بِرَشِیدٍ. هود (11) 96 و 97

اِذْهَبْ أَنْتَ وَ أَخُوکَ بِآیٰاتِی وَ لاٰ تَنِیٰا فِی ذِکْرِی

اِذْهَبٰا إِلیٰ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغیٰ

فَقُولاٰ لَهُ قَوْلاً لَیِّناً لَعَلَّهُ یَتَذَکَّرُ أَوْ یَخْشیٰ .

طه (20) 42 -\44

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا مُوسیٰ بِآیٰاتِنٰا إِلیٰ فِرْعَوْنَ وَ مَلاَئِهِ فَقٰالَ إِنِّی رَسُولُ رَبِّ الْعٰالَمِینَ

فَلَمّٰا جٰاءَهُمْ بِآیٰاتِنٰا إِذٰا هُمْ مِنْهٰا یَضْحَکُونَ

وَ مٰا نُرِیهِمْ مِنْ آیَةٍ إِلاّٰ هِیَ أَکْبَرُ مِنْ أُخْتِهٰا وَ أَخَذْنٰاهُمْ بِالْعَذٰابِ لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ

وَ قٰالُوا یٰا أَیُّهَا السّٰاحِرُ ادْعُ لَنٰا رَبَّکَ بِمٰا عَهِدَ عِنْدَکَ إِنَّنٰا لَمُهْتَدُونَ

فَلَمّٰا کَشَفْنٰا عَنْهُمُ الْعَذٰابَ إِذٰا هُمْ یَنْکُثُونَ

وَ نٰادیٰ فِرْعَوْنُ فِی قَوْمِهِ قٰالَ یٰا قَوْمِ أَ لَیْسَ لِی مُلْکُ مِصْرَ وَ هٰذِهِ الْأَنْهٰارُ تَجْرِی مِنْ تَحْتِی أَ فَلاٰ تُبْصِرُونَ

أَمْ أَنَا خَیْرٌ مِنْ هٰذَا الَّذِی هُوَ مَهِینٌ وَ لاٰ یَکٰادُ یُبِینُ

فَلَوْ لاٰ أُلْقِیَ عَلَیْهِ أَسْوِرَةٌ مِنْ ذَهَبٍ أَوْ جٰاءَ مَعَهُ الْمَلاٰئِکَةُ مُقْتَرِنِینَ .

زخرف (43) 46 -\53

هَلْ أَتٰاکَ حَدِیثُ مُوسیٰ

إِذْ نٰادٰاهُ رَبُّهُ بِالْوٰادِ الْمُقَدَّسِ طُویً

اِذْهَبْ إِلیٰ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغیٰ

فَقُلْ هَلْ لَکَ إِلیٰ أَنْ تَزَکّٰی

وَ أَهْدِیَکَ إِلیٰ رَبِّکَ فَتَخْشیٰ

فَأَرٰاهُ الْآیَةَ الْکُبْریٰ.

نازعات (79) 15 -\20

عوامل قدرت

1. آب

286. آب فراوان، عامل فزونی قدرت:

أَ لَمْ یَرَوْا کَمْ أَهْلَکْنٰا مِنْ قَبْلِهِمْ مِنْ قَرْنٍ مَکَّنّٰاهُمْ فِی الْأَرْضِ مٰا لَمْ نُمَکِّنْ لَکُمْ وَ أَرْسَلْنَا السَّمٰاءَ عَلَیْهِمْ مِدْرٰاراً وَ جَعَلْنَا الْأَنْهٰارَ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهِمْ .... انعام (6) 6

وَ یٰا قَوْمِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَیْهِ یُرْسِلِ السَّمٰاءَ عَلَیْکُمْ مِدْرٰاراً وَ یَزِدْکُمْ قُوَّةً إِلیٰ قُوَّتِکُمْ وَ لاٰ تَتَوَلَّوْا مُجْرِمِینَ . هود (11) 52

2. اتّحاد

287. اتّحاد و همبستگی، عامل قدرتمندی:

وَ أَطِیعُوا اللّٰهَ وَ رَسُولَهُ وَ لاٰ تَنٰازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ رِیحُکُمْ وَ اصْبِرُوا إِنَّ اللّٰهَ مَعَ الصّٰابِرِینَ . (1)انفال (8) 46

3. احسان

288. احسان و نیکوکاری، زمینۀ دستیابی به حکومت و قدرت در زمین:

وَ کَذٰلِکَ مَکَّنّٰا لِیُوسُفَ فِی الْأَرْضِ یَتَبَوَّأُ مِنْهٰا حَیْثُ یَشٰاءُ نُصِیبُ بِرَحْمَتِنٰا مَنْ نَشٰاءُ وَ لاٰ نُضِیعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِینَ . یوسف (12) 56

4. استغفار

289. آمرزش‌خواهی از پروردگار، سبب افزایش قدرت:

وَ یٰا قَوْمِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَیْهِ یُرْسِلِ السَّمٰاءَ عَلَیْکُمْ مِدْرٰاراً وَ یَزِدْکُمْ قُوَّةً إِلیٰ قُوَّتِکُمْ وَ لاٰ تَتَوَلَّوْا مُجْرِمِینَ . هود (11) 52

5. انابه

290. انابه به درگاه خداوند، زمینه‌ساز قدرت و توانمندی انسان:

اِصْبِرْ عَلیٰ مٰا یَقُولُونَ وَ اذْکُرْ عَبْدَنٰا دٰاوُدَ ذَا الْأَیْدِ إِنَّهُ أَوّٰابٌ

وَ شَدَدْنٰا مُلْکَهُ وَ آتَیْنٰاهُ الْحِکْمَةَ وَ فَصْلَ الْخِطٰابِ . ص (38) 17 و 20

6 . ایمان قوی

291. قوّت ایمان، عامل قدرت مضاعف:

یٰا أَیُّهَا النَّبِیُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِینَ عَلَی الْقِتٰالِ إِنْ یَکُنْ مِنْکُمْ عِشْرُونَ صٰابِرُونَ یَغْلِبُوا مِائَتَیْنِ وَ إِنْ یَکُنْ مِنْکُمْ مِائَةٌ یَغْلِبُوا أَلْفاً مِنَ الَّذِینَ کَفَرُوا بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لاٰ یَفْقَهُونَ

اَلْآنَ خَفَّفَ اللّٰهُ عَنْکُمْ وَ عَلِمَ أَنَّ فِیکُمْ ضَعْفاً فَإِنْ یَکُنْ مِنْکُمْ مِائَةٌ صٰابِرَةٌ یَغْلِبُوا مِائَتَیْنِ وَ إِنْ یَکُنْ مِنْکُمْ أَلْفٌ یَغْلِبُوا أَلْفَیْنِ بِإِذْنِ اللّٰهِ وَ اللّٰهُ مَعَ الصّٰابِرِینَ . (2)

انفال (8) 65 و 66

7. توبه

292. توبه و بازگشت به سوی خداوند، عامل فزونی قدرت جوامع:

وَ یٰا قَوْمِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَیْهِ یُرْسِلِ السَّمٰاءَ عَلَیْکُمْ مِدْرٰاراً وَ یَزِدْکُمْ قُوَّةً إِلیٰ قُوَّتِکُمْ وَ لاٰ تَتَوَلَّوْا مُجْرِمِینَ . هود (11) 52

8 . توکّل

293. توکّل به خداوند، عامل قدرت و توانمندی:

إِذْ یَقُولُ الْمُنٰافِقُونَ وَ الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ غَرَّ هٰؤُلاٰءِ دِینُهُمْ وَ مَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَی اللّٰهِ فَإِنَّ اللّٰهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ . (3)انفال (8) 49

9. حجّت

294. بهره‌مندی از حجّت و دلیل، عامل قدرتمندی:

وَ قُلْ رَبِّ أَدْخِلْنِی مُدْخَلَ صِدْقٍ وَ أَخْرِجْنِی مُخْرَجَ صِدْقٍ وَ اجْعَلْ لِی مِنْ لَدُنْکَ سُلْطٰاناً نَصِیراً. (4)اسراء (17) 80


1) 1) . مقصود از«ریحکم»قدرت است. (کشف‌الاسرار، ج 4، ص 57؛ التفسیر المعین، ص 183)

2) 2) . مراد از«وعلم انّ فیکم ضعفاً»ضعف در صفات روحی‌است که [به ضعف] در ایمان منتهی می‌شود. (المیزان، ج 9، ص 123)

3) 3) . وصف خداوند به«عزیز حکیم»می‌تواند فهمانندۀ علّت حکم باشد که در سایۀ توکّل بر او عزّت و قدرتمندی هم به دست می‌آید

4) 4) .«سلطاناً»در آیه به حجّت تفسیر شده است (روح‌المعانی، ج 9، جزء 15، ص 208) بنابراین از به‌کارگیری واژۀ سلطان که به معنای قدرت و سلطه است به جای حجّت می‌توان استفاده کرد که حجّت و دلیل، عامل و سبب آن است

10. شناخت صحیح

295. شناخت صحیح، عامل دستیابی به قدرت مضاعف و فوق‌العاده:

یٰا أَیُّهَا النَّبِیُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِینَ عَلَی الْقِتٰالِ إِنْ یَکُنْ مِنْکُمْ عِشْرُونَ صٰابِرُونَ یَغْلِبُوا مِائَتَیْنِ وَ إِنْ یَکُنْ مِنْکُمْ مِائَةٌ یَغْلِبُوا أَلْفاً مِنَ الَّذِینَ کَفَرُوا بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لاٰ یَفْقَهُونَ . انفال (8) 65

11. صبر

296. صبر و شکیبایی، زمینۀ بهره‌مندی از قدرت دوچندان:

یٰا أَیُّهَا النَّبِیُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِینَ عَلَی الْقِتٰالِ إِنْ یَکُنْ مِنْکُمْ عِشْرُونَ صٰابِرُونَ یَغْلِبُوا مِائَتَیْنِ وَ إِنْ یَکُنْ مِنْکُمْ مِائَةٌ یَغْلِبُوا أَلْفاً مِنَ الَّذِینَ کَفَرُوا بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لاٰ یَفْقَهُونَ

اَلْآنَ خَفَّفَ اللّٰهُ عَنْکُمْ وَ عَلِمَ أَنَّ فِیکُمْ ضَعْفاً فَإِنْ یَکُنْ مِنْکُمْ مِائَةٌ صٰابِرَةٌ یَغْلِبُوا مِائَتَیْنِ وَ إِنْ یَکُنْ مِنْکُمْ أَلْفٌ یَغْلِبُوا أَلْفَیْنِ بِإِذْنِ اللّٰهِ وَ اللّٰهُ مَعَ الصّٰابِرِینَ .

انفال (8) 65 و 66

12. کثرت نفرات

297. کثرت افراد و نیروی انسانی، عامل توانمندی:

إِذْ قٰالُوا لَیُوسُفُ وَ أَخُوهُ أَحَبُّ إِلیٰ أَبِینٰا مِنّٰا وَ نَحْنُ عُصْبَةٌ إِنَّ أَبٰانٰا لَفِی ضَلاٰلٍ مُبِینٍ

قٰالُوا لَئِنْ أَکَلَهُ الذِّئْبُ وَ نَحْنُ عُصْبَةٌ إِنّٰا إِذاً لَخٰاسِرُونَ . (1)

یوسف (12) 8 و 14

وَ کٰانَ لَهُ ثَمَرٌ فَقٰالَ لِصٰاحِبِهِ وَ هُوَ یُحٰاوِرُهُ أَنَا أَکْثَرُ مِنْکَ مٰالاً وَ أَعَزُّ نَفَراً. کهف (18) 34

إِذْ أَرْسَلْنٰا إِلَیْهِمُ اثْنَیْنِ فَکَذَّبُوهُمٰا فَعَزَّزْنٰا بِثٰالِثٍ فَقٰالُوا إِنّٰا إِلَیْکُمْ مُرْسَلُونَ . یس (36) 14

قدرت اجرایی

==> حکومت

قدرت اسب

298. اسبان، دارای قدرت برای حمل و جابه‌جایی بارهای سنگین:

وَ الْأَنْعٰامَ خَلَقَهٰا لَکُمْ فِیهٰا دِفْءٌ وَ مَنٰافِعُ وَ مِنْهٰا تَأْکُلُونَ

وَ تَحْمِلُ أَثْقٰالَکُمْ إِلیٰ بَلَدٍ لَمْ تَکُونُوا بٰالِغِیهِ إِلاّٰ بِشِقِّ الْأَنْفُسِ إِنَّ رَبَّکُمْ لَرَؤُفٌ رَحِیمٌ

وَ الْخَیْلَ وَ الْبِغٰالَ وَ الْحَمِیرَ لِتَرْکَبُوهٰا وَ زِینَةً .... نحل (16) 5 و 7 و 8

قدرت استر

299. قاطران، دارای قدرت برای حمل و جابه‌جایی بارهای سنگین:

وَ الْأَنْعٰامَ خَلَقَهٰا لَکُمْ فِیهٰا دِفْءٌ وَ مَنٰافِعُ ...

وَ تَحْمِلُ أَثْقٰالَکُمْ إِلیٰ بَلَدٍ لَمْ تَکُونُوا بٰالِغِیهِ إِلاّٰ بِشِقِّ الْأَنْفُسِ ... لَرَؤُفٌ رَحِیمٌ ... وَ الْبِغٰالَ ...

لِتَرْکَبُوهٰا .... نحل (16) 5 و 7 و 8

300. برخورداری قاطران از قدرت بر حمل و نقل بارهای سنگین برای انسانها، برخاسته از رأفت و رحمت پروردگار:

وَ الْأَنْعٰامَ خَلَقَهٰا لَکُمْ فِیهٰا دِفْءٌ وَ مَنٰافِعُ وَ مِنْهٰا


1) 1) .«نحن عصبة»یعنی در حالی که تعداد ما بیشتر است.این سخن برادران یوسف بر اساس ذهنیّت شایع بادیه‌نشینان بود که فکر می‌کردند اقتدار و توانایی به کثرت جمعیت است (تفسیر التحریروالتنویر، ج 6 ، جزء 12، ص 221) به جمعیتی که از ده تا چهل نفر باشند عُصْبة و عِصابة گفته می‌شود. (لسان‌العرب، ج 9، ص 232،«عصب»)

تَأْکُلُونَ

وَ تَحْمِلُ أَثْقٰالَکُمْ إِلیٰ بَلَدٍ لَمْ تَکُونُوا بٰالِغِیهِ إِلاّٰ بِشِقِّ الْأَنْفُسِ إِنَّ رَبَّکُمْ لَرَؤُفٌ رَحِیمٌ

وَ الْخَیْلَ وَ الْبِغٰالَ وَ الْحَمِیرَ لِتَرْکَبُوهٰا وَ زِینَةً وَ یَخْلُقُ مٰا لاٰ تَعْلَمُونَ . نحل (16) 5 و 7 و 8

قدرت اصلاح جامعه

301. تأکید شعیب علیه السلام بر اصلاح فساد جامعه، در حدّ توان خود:

قٰالَ یٰا قَوْمِ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ کُنْتُ عَلیٰ بَیِّنَةٍ مِنْ رَبِّی وَ رَزَقَنِی مِنْهُ رِزْقاً حَسَناً وَ مٰا أُرِیدُ أَنْ أُخٰالِفَکُمْ إِلیٰ مٰا أَنْهٰاکُمْ عَنْهُ إِنْ أُرِیدُ إِلاَّ الْإِصْلاٰحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَ مٰا تَوْفِیقِی إِلاّٰ بِاللّٰهِ .... هود (11) 88

قدرت اقتصادی

==> اقتصاد

قدرت الاغ

302. خران، دارای قدرت برای حمل و جابه‌جایی بارهای سنگین:

وَ الْأَنْعٰامَ خَلَقَهٰا لَکُمْ فِیهٰا دِفْءٌ وَ مَنٰافِعُ وَ مِنْهٰا تَأْکُلُونَ

وَ تَحْمِلُ أَثْقٰالَکُمْ إِلیٰ بَلَدٍ لَمْ تَکُونُوا بٰالِغِیهِ إِلاّٰ بِشِقِّ الْأَنْفُسِ إِنَّ رَبَّکُمْ لَرَؤُفٌ رَحِیمٌ

وَ الْخَیْلَ وَ الْبِغٰالَ وَ الْحَمِیرَ لِتَرْکَبُوهٰا وَ زِینَةً وَ یَخْلُقُ مٰا لاٰ تَعْلَمُونَ . نحل (16) 5 و 7 و 8

قدرت بدنی

303. قدرت جسمی، صفتی ارزشمند:

وَ قٰالَ لَهُمْ نَبِیُّهُمْ إِنَّ اللّٰهَ قَدْ بَعَثَ لَکُمْ طٰالُوتَ مَلِکاً قٰالُوا أَنّٰی یَکُونُ لَهُ الْمُلْکُ عَلَیْنٰا وَ نَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْکِ مِنْهُ وَ لَمْ یُؤْتَ سَعَةً مِنَ الْمٰالِ قٰالَ إِنَّ اللّٰهَ اصْطَفٰاهُ عَلَیْکُمْ وَ زٰادَهُ بَسْطَةً فِی الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ وَ اللّٰهُ یُؤْتِی مُلْکَهُ مَنْ یَشٰاءُ وَ اللّٰهُ وٰاسِعٌ عَلِیمٌ . بقره (2) 247

304. زوال قدرت بدنی انسان، در دوران پیری:

اَللّٰهُ الَّذِی خَلَقَکُمْ مِنْ ضَعْفٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْ بَعْدِ ضَعْفٍ قُوَّةً ثُمَّ جَعَلَ مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ ضَعْفاً وَ شَیْبَةً .... روم (30) 54

وَ مَنْ نُعَمِّرْهُ نُنَکِّسْهُ فِی الْخَلْقِ أَ فَلاٰ یَعْقِلُونَ .

یس (36) 68

305. مراحل ضعف و قدرت بدنی در انسان، جلوه‌ای از علم خداوند:

وَ قٰالَ لَهُمْ نَبِیُّهُمْ إِنَّ اللّٰهَ قَدْ بَعَثَ لَکُمْ طٰالُوتَ مَلِکاً قٰالُوا أَنّٰی یَکُونُ لَهُ الْمُلْکُ عَلَیْنٰا وَ نَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْکِ مِنْهُ وَ لَمْ یُؤْتَ سَعَةً مِنَ الْمٰالِ قٰالَ إِنَّ اللّٰهَ اصْطَفٰاهُ عَلَیْکُمْ وَ زٰادَهُ بَسْطَةً فِی الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ وَ اللّٰهُ یُؤْتِی مُلْکَهُ مَنْ یَشٰاءُ وَ اللّٰهُ وٰاسِعٌ عَلِیمٌ . بقره (2) 247

اَللّٰهُ الَّذِی خَلَقَکُمْ مِنْ ضَعْفٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْ بَعْدِ ضَعْفٍ قُوَّةً ثُمَّ جَعَلَ مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ ضَعْفاً وَ شَیْبَةً یَخْلُقُ مٰا یَشٰاءُ وَ هُوَ الْعَلِیمُ الْقَدِیرُ. روم (30) 54

306. قدرت بدنی انسان و زوال آن، زمینه‌ای برای تعقّل:

وَ مَنْ نُعَمِّرْهُ نُنَکِّسْهُ فِی الْخَلْقِ أَ فَلاٰ یَعْقِلُونَ .

یس (36) 68

307. برخورداری انسان از قدرت و ضعف در مراحل زندگی خود، برخاسته از مشیّت خداوند:

اَللّٰهُ الَّذِی خَلَقَکُمْ مِنْ ضَعْفٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْ بَعْدِ ضَعْفٍ قُوَّةً ثُمَّ جَعَلَ مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ ضَعْفاً وَ شَیْبَةً یَخْلُقُ مٰا یَشٰاءُ وَ هُوَ الْعَلِیمُ الْقَدِیرُ. روم (30) 54

308. قدرت و توانایی جسمی انسان پس از ضعف و ناتوانی، نشانۀ علم خداوند:

اَللّٰهُ الَّذِی خَلَقَکُمْ مِنْ ضَعْفٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْ بَعْدِ ضَعْفٍ قُوَّةً ثُمَّ جَعَلَ مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ ضَعْفاً وَ شَیْبَةً یَخْلُقُ مٰا یَشٰاءُ وَ هُوَ الْعَلِیمُ الْقَدِیرُ. روم (30) 54

309. توانمندی و قدرت بدنی انسان پس از ناتوانی، برخاسته از قدرت مطلق خداوند:

اَللّٰهُ الَّذِی خَلَقَکُمْ مِنْ ضَعْفٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْ بَعْدِ ضَعْفٍ قُوَّةً ثُمَّ جَعَلَ مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ ضَعْفاً وَ شَیْبَةً یَخْلُقُ مٰا یَشٰاءُ وَ هُوَ الْعَلِیمُ الْقَدِیرُ. روم (30) 54

310. قدرت و ضعف بدنی انسان در مراحل مختلف، نشانۀ خلّاقیّت مطلق خداوند:

اَللّٰهُ الَّذِی خَلَقَکُمْ مِنْ ضَعْفٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْ بَعْدِ ضَعْفٍ قُوَّةً ثُمَّ جَعَلَ مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ ضَعْفاً وَ شَیْبَةً یَخْلُقُ مٰا یَشٰاءُ وَ هُوَ الْعَلِیمُ الْقَدِیرُ. روم (30) 54

311. شایسته بودن ملاحظه قدرت و توانایی بدنی، در انتخاب اجیر:

قٰالَتْ إِحْدٰاهُمٰا یٰا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ إِنَّ خَیْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِیُّ الْأَمِینُ . قصص (28) 26

312. تأمّل و تفکّر به فرجام زندگی قوم نیرومند عاد و دلخوش نبودن به قدرت بدنی، امری ارزشمند:

هَلْ فِی ذٰلِکَ قَسَمٌ لِذِی حِجْرٍ

أَ لَمْ تَرَ کَیْفَ فَعَلَ رَبُّکَ بِعٰادٍ

إِرَمَ ذٰاتِ الْعِمٰادِ

اَلَّتِی لَمْ یُخْلَقْ مِثْلُهٰا فِی الْبِلاٰدِ. فجر (89) 5 -\8

313. قدرت بدنی، دارای نقش بسزا در فرماندهی جنگ:

أَ لَمْ تَرَ إِلَی الْمَلَإِ مِنْ بَنِی إِسْرٰائِیلَ مِنْ بَعْدِ مُوسیٰ إِذْ قٰالُوا لِنَبِیٍّ لَهُمُ ابْعَثْ لَنٰا مَلِکاً نُقٰاتِلْ فِی سَبِیلِ اللّٰهِ قٰالَ هَلْ عَسَیْتُمْ إِنْ کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِتٰالُ أَلاّٰ تُقٰاتِلُوا قٰالُوا وَ مٰا لَنٰا أَلاّٰ نُقٰاتِلَ فِی سَبِیلِ اللّٰهِ وَ قَدْ أُخْرِجْنٰا مِنْ دِیٰارِنٰا وَ أَبْنٰائِنٰا فَلَمّٰا کُتِبَ عَلَیْهِمُ الْقِتٰالُ تَوَلَّوْا إِلاّٰ قَلِیلاً مِنْهُمْ وَ اللّٰهُ عَلِیمٌ بِالظّٰالِمِینَ

وَ قٰالَ لَهُمْ نَبِیُّهُمْ إِنَّ اللّٰهَ قَدْ بَعَثَ لَکُمْ طٰالُوتَ مَلِکاً قٰالُوا أَنّٰی یَکُونُ لَهُ الْمُلْکُ عَلَیْنٰا وَ نَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْکِ مِنْهُ وَ لَمْ یُؤْتَ سَعَةً مِنَ الْمٰالِ قٰالَ إِنَّ اللّٰهَ اصْطَفٰاهُ عَلَیْکُمْ وَ زٰادَهُ بَسْطَةً فِی الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ وَ اللّٰهُ یُؤْتِی مُلْکَهُ مَنْ یَشٰاءُ وَ اللّٰهُ وٰاسِعٌ عَلِیمٌ . بقره (2) 246 و 247

314. خداوند، منشأ قدرت بدنی انسان:

اَللّٰهُ الَّذِی خَلَقَکُمْ مِنْ ضَعْفٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْ بَعْدِ ضَعْفٍ قُوَّةً ثُمَّ جَعَلَ مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ ضَعْفاً وَ شَیْبَةً یَخْلُقُ مٰا یَشٰاءُ وَ هُوَ الْعَلِیمُ الْقَدِیرُ. روم (30) 54

قدرت بر آبادانی زمین

315. خداوند، خواهان استفاده نمودن انسان، از قدرت و توانمندی خود برای آبادانی زمین:

وَ إِلیٰ ثَمُودَ أَخٰاهُمْ صٰالِحاً قٰالَ یٰا قَوْمِ اعْبُدُوا اللّٰهَ مٰا لَکُمْ مِنْ إِلٰهٍ غَیْرُهُ هُوَ أَنْشَأَکُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَ اسْتَعْمَرَکُمْ فِیهٰا .... هود (11) 61

316. قدرت انسان بر آبادانی زمین، جلوه‌ای از الوهیت و خالقیت خداوند:

وَ إِلیٰ ثَمُودَ أَخٰاهُمْ صٰالِحاً قٰالَ یٰا قَوْمِ اعْبُدُوا اللّٰهَ مٰا لَکُمْ مِنْ إِلٰهٍ غَیْرُهُ هُوَ أَنْشَأَکُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَ اسْتَعْمَرَکُمْ فِیهٰا .... هود (11) 61

317. بخشیدن قدرت به انسان برای تصرّف زمین و آبادانی آن، جهت تأمین نیازمندیهای خود:

اِتَّبِعُوا مٰا أُنْزِلَ إِلَیْکُمْ مِنْ رَبِّکُمْ وَ لاٰ تَتَّبِعُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِیٰاءَ قَلِیلاً مٰا تَذَکَّرُونَ

وَ لَقَدْ مَکَّنّٰاکُمْ

فِی الْأَرْضِ وَ جَعَلْنٰا لَکُمْ فِیهٰا مَعٰایِشَ قَلِیلاً مٰا تَشْکُرُونَ . (1)اعراف (7) 3 و 10

نیز ==> همین مدخل، نعمت قدرت

قدرت بر محاربان

318. تشویق محاربان به توبه از جانب خداوند، پیش از تسلّط و قدرت حاکم و قانون بر ایشان:

إِنَّمٰا جَزٰاءُ الَّذِینَ یُحٰارِبُونَ اللّٰهَ وَ رَسُولَهُ وَ یَسْعَوْنَ فِی الْأَرْضِ فَسٰاداً أَنْ یُقَتَّلُوا أَوْ یُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَیْدِیهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلاٰفٍ أَوْ یُنْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ ذٰلِکَ لَهُمْ خِزْیٌ فِی الدُّنْیٰا وَ لَهُمْ فِی الْآخِرَةِ عَذٰابٌ عَظِیمٌ

إِلاَّ الَّذِینَ تٰابُوا مِنْ قَبْلِ أَنْ تَقْدِرُوا عَلَیْهِمْ فَاعْلَمُوا أَنَّ اللّٰهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ .

مائده (5) 33 و 34

319. توبۀ محاربان، پیش از تسلّط و قدرت حاکم و قانون بر آنان، مورد پذیرش خداوند و موجب سقوط حدّ از ایشان:

إِنَّمٰا جَزٰاءُ الَّذِینَ یُحٰارِبُونَ اللّٰهَ وَ رَسُولَهُ وَ یَسْعَوْنَ فِی الْأَرْضِ فَسٰاداً أَنْ یُقَتَّلُوا أَوْ یُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَیْدِیهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلاٰفٍ أَوْ یُنْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ ذٰلِکَ لَهُمْ خِزْیٌ فِی الدُّنْیٰا وَ لَهُمْ فِی الْآخِرَةِ عَذٰابٌ عَظِیمٌ

إِلاَّ الَّذِینَ تٰابُوا مِنْ قَبْلِ أَنْ تَقْدِرُوا عَلَیْهِمْ فَاعْلَمُوا أَنَّ اللّٰهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ .

مائده (5) 33 و 34

قدرت جوانی

320. جوانی، دوران شکوفایی قدرت جسمانی و توان بدنی:

وَ أَمَّا الْجِدٰارُ فَکٰانَ لِغُلاٰمَیْنِ یَتِیمَیْنِ فِی الْمَدِینَةِ وَ کٰانَ تَحْتَهُ کَنْزٌ لَهُمٰا وَ کٰانَ أَبُوهُمٰا صٰالِحاً فَأَرٰادَ رَبُّکَ أَنْ یَبْلُغٰا أَشُدَّهُمٰا وَ یَسْتَخْرِجٰا کَنزَهُمٰا رَحْمَةً مِنْ رَبِّکَ .... کهف (18) 82

یٰا أَیُّهَا النّٰاسُ إِنْ کُنْتُمْ فِی رَیْبٍ مِنَ الْبَعْثِ فَإِنّٰا خَلَقْنٰاکُمْ مِنْ تُرٰابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ مِنْ مُضْغَةٍ مُخَلَّقَةٍ وَ غَیْرِ مُخَلَّقَةٍ لِنُبَیِّنَ لَکُمْ وَ نُقِرُّ فِی الْأَرْحٰامِ مٰا نَشٰاءُ إِلیٰ أَجَلٍ مُسَمًّی ثُمَّ نُخْرِجُکُمْ طِفْلاً ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّکُمْ .... حج (22) 5

وَ لَمّٰا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ اسْتَویٰ آتَیْنٰاهُ حُکْماً وَ عِلْماً .... قصص (28) 14

اَللّٰهُ الَّذِی خَلَقَکُمْ مِنْ ضَعْفٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْ بَعْدِ ضَعْفٍ قُوَّةً .... روم (30) 54

هُوَ الَّذِی خَلَقَکُمْ مِنْ تُرٰابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ یُخْرِجُکُمْ طِفْلاً ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّکُمْ ....

غافر (40) 67

قدرت حکیمانه

321. ارزشمند بودن قدرت آمیخته به حکمت:

رَبَّنٰا وَ ابْعَثْ فِیهِمْ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیٰاتِکَ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتٰابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ یُزَکِّیهِمْ إِنَّکَ أَنْتَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ . بقره (2) 129

اِصْبِرْ عَلیٰ مٰا یَقُولُونَ وَ اذْکُرْ عَبْدَنٰا دٰاوُدَ ذَا الْأَیْدِ إِنَّهُ أَوّٰابٌ

وَ شَدَدْنٰا مُلْکَهُ وَ آتَیْنٰاهُ الْحِکْمَةَ وَ فَصْلَ الْخِطٰابِ . ص (38) 17 و 20

نیز ==> بقره (2) 209 و 220 و 228 و 240 و 260؛


1) 1) .«مکّناکم فی الأرض»یعنی شما را بر امور زمین و بر تصرّف در مخلوقات آن قدرت بخشیدیم. (تفسیر التحریروالتنویر، ج 5، جزء 8 ، ص 33؛ المیزان، ج 8 ، ص 19)

آل‌عمران (3) 6 و 18 و 58 و 62 و 126؛ نساء (4) 56 و 158؛ مائده (5) 38 و 118؛ انفال (8) 10 و 49 و 63 و 67؛ توبه (9) 40 و 71؛ ابراهیم (14) 4؛ نحل (16) 60؛ نمل (27) 9؛ عنکبوت (29) 26 و 42؛ روم (30) 27؛ لقمان (31) 9 و 27؛ سبأ (34) 27؛ فاطر (35) 2؛ زمر (39) 1؛ غافر (40) 8؛ شوری (42) 3؛ جاثیه (45) 2 و 37؛ احقاف (46) 2؛ فتح (48) 7 و 19؛ حدید (57) 1؛ حشر (59) 1 و 24؛ ممتحنه (60) 5؛ صف (61) 1؛ جمعه (62) 1 و 3؛ تغابن (64) 18

قدرت خدا

اشاره

322. تمامی قدرتها، از آنِ خداوند:

... أَنَّ الْقُوَّةَ لِلّٰهِ جَمِیعاً .... بقره (2) 165

وَ لاٰ یَحْزُنْکَ قَوْلُهُمْ إِنَّ الْعِزَّةَ لِلّٰهِ جَمِیعاً هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ . یونس (10) 65

وَ لَوْ لاٰ إِذْ دَخَلْتَ جَنَّتَکَ قُلْتَ مٰا شٰاءَ اللّٰهُ لاٰ قُوَّةَ إِلاّٰ بِاللّٰهِ إِنْ تَرَنِ أَنَا أَقَلَّ مِنْکَ مٰالاً وَ وَلَداً.

کهف (18) 39

323. خداوند، دارای قدرتی متین و محکم:

إِنَّ اللّٰهَ هُوَ الرَّزّٰاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتِینُ .

ذاریات (51) 58

324. خداوند، توانا بر اجرای هر کاری:

... إِنَّ اللّٰهَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ. بقره (2) 20

نیز ==> بقره (2) 106 و 109 و 148 و 259 و 284؛ آل‌عمران (3) 26 و 29 و 165 و 189؛ مائده (5) 17 و 19 و 40 و 120؛ انعام (6) 17؛ انفال (8) 41؛ توبه (9) 39؛ هود (11) 4؛ نحل (16) 70 و 77؛ کهف (18) 45؛ حج (22) 6؛ نور (24) 45؛ عنکبوت (29) 20؛ روم (30) 50؛ احزاب (33) 27؛ فاطر (35) 1؛ غافر (40) 68؛ فصلت (41) 39؛ شوری (42) 9؛ احقاف (46) 33؛ فتح (48) 21؛ حدید (57) 2؛ حشر (59) 6؛ تغابن (64) 1؛ طلاق (65) 12؛ تحریم (66) 8؛ ملک (67) 1

325. قدرت خدا بر ایجاد هر چیزی، بدون نیاز به‌کارگیری اسباب:

إِنَّمٰا قَوْلُنٰا لِشَیْءٍ إِذٰا أَرَدْنٰاهُ أَنْ نَقُولَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ . نحل (16) 40

مٰا کٰانَ لِلّٰهِ أَنْ یَتَّخِذَ مِنْ وَلَدٍ سُبْحٰانَهُ إِذٰا قَضیٰ أَمْراً فَإِنَّمٰا یَقُولُ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ . مریم (19) 35

إِنَّمٰا أَمْرُهُ إِذٰا أَرٰادَ شَیْئاً أَنْ یَقُولَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ .

یس (36) 82

هُوَ الَّذِی یُحْیِی وَ یُمِیتُ فَإِذٰا قَضیٰ أَمْراً فَإِنَّمٰا یَقُولُ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ . غافر (40) 68

326. خداوند، تنها قدرت قاهر شکست‌ناپذیر:

... إِنَّکَ أَنْتَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ . بقره (2) 129

نیز ==> بقره (2) 209 و 220 و 228 و 240 و 260؛ آل‌عمران (3) 4 و 6 و 18 و 62 و 126؛ نساء (4) 56 و 158 و 165؛ مائده (5) 38 و 95 و 118؛ انعام (6) 96؛ انفال (8) 10 و 49 و 63 و 67؛ توبه (9) 2 و 3 و 40 و 71؛ یونس (10) 53؛ هود (11) 20 و 33 و 66 و 91؛ ابراهیم (14) 1 و 4 و 20 و 47؛ نحل (16) 46 و 60؛ حج (22) 40 و 74؛ شعراء (26) 9 و 68 و 104 و 122 و 140 و 159 و 175 و 191 و 217؛ نمل (27) 9 و 78؛ عنکبوت (29) 22 و 26 و 42 ؛ روم (30) 5 و 27؛ لقمان (31) 9 و 27؛ سجده (32) 6؛ احزاب (33) 25؛ فاطر (35) 2 و 28 و 44؛ یس (36) 5 و 38؛ ص (38) 66؛ زمر (39) 1 و 5 و 37؛ غافر (40) 2 و 8 و 42؛ فصلت(41) 12؛ شور (42) 3 و 19 و31؛ زخرف (43) 9؛

دخان (44) 42 و 49؛ جاثیه (45) 2 و 37؛ احقاف (46) 2 ؛ فتح (48) 7 و 19 ؛ قمر (54) 42؛ حدید (57) 1 و 25؛ مجادله (58) 21؛ حشر (59) 1 و 23 و 24؛ ممتحنه (60) 5؛ صف (61) 1؛ جمعه (62) 1 و 3؛ منافقون (63) 8؛ تغابن (64) 18؛ ملک (67) 2؛ بروج (85) 8

327. همۀ اشیای جهان، در قبضۀ قدرت خداوند:

... إِنَّ اللّٰهَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ. بقره (2) 20

نیز ==> بقره (2) 106 و 109 و 148 و 259 و 284؛ آل‌عمران (3) 26 و 29 و 165 و 189؛ مائده (5) 17 و 19 و 40 و 120؛ انعام (6) 17؛ انفال (8) 41؛ توبه (9) 39؛ هود (11) 4؛ نحل (16) 50 و 70 و 77؛ کهف (18) 45؛ حج (22) 6؛ نور (24) 45؛ عنکبوت (29) 20؛ روم (30) 50؛ احزاب (33) 27؛ فاطر (35) 1؛ غافر (40) 68؛ فصلت (41) 39؛ شوری (42) 9؛ احقاف (46) 33؛ فتح (48) 21؛ حدید (57) 2؛ حشر (59) 6؛ تغابن (64) 1؛ طلاق (65) 12؛ تحریم (66) 8؛ ملک (67) 1

328. قدرت خداوند، بر نصرت و یاری رساندن مظلومان، در دفاع نمودن از خویش:

أُذِنَ لِلَّذِینَ یُقٰاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَ إِنَّ اللّٰهَ عَلیٰ نَصْرِهِمْ لَقَدِیرٌ. حج (22) 39

329. قدرت خداوند، نیرویی قویتر و برتر:

... وَ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِینَ عَسَی اللّٰهُ أَنْ یَکُفَّ بَأْسَ الَّذِینَ کَفَرُوا وَ اللّٰهُ أَشَدُّ بَأْساً وَ أَشَدُّ تَنْکِیلاً.

نساء (4) 84

وَ هُوَ الْقٰاهِرُ فَوْقَ عِبٰادِهِ وَ هُوَ الْحَکِیمُ الْخَبِیرُ.

انعام (6) 18

وَ هُوَ الْقٰاهِرُ فَوْقَ عِبٰادِهِ .... انعام (6) 61

فَأَمّٰا عٰادٌ فَاسْتَکْبَرُوا فِی الْأَرْضِ بِغَیْرِ الْحَقِّ وَ قٰالُوا مَنْ أَشَدُّ مِنّٰا قُوَّةً أَ وَ لَمْ یَرَوْا أَنَّ اللّٰهَ الَّذِی خَلَقَهُمْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُمْ قُوَّةً .... فصّلت (41) 15

330. قدرت و رحمت خداوند، منشأ پیروزی:

فِی بِضْعِ سِنِینَ لِلّٰهِ الْأَمْرُ مِنْ قَبْلُ وَ مِنْ بَعْدُ وَ یَوْمَئِذٍ یَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ

بِنَصْرِ اللّٰهِ یَنْصُرُ مَنْ یَشٰاءُ وَ هُوَ الْعَزِیزُ الرَّحِیمُ . روم (30) 4 و 5

آثار قدرت خدا

اشاره
331. تحقّق و تخلّف‌ناپذیری مشیت خدا در عالم هستی، متأثّر از توانایی مطلق او:

وَ لَوْ لاٰ إِذْ دَخَلْتَ جَنَّتَکَ قُلْتَ مٰا شٰاءَ اللّٰهُ لاٰ قُوَّةَ إِلاّٰ بِاللّٰهِ إِنْ تَرَنِ أَنَا أَقَلَّ مِنْکَ مٰالاً وَ وَلَداً.

کهف (18) 39

وَ اللّٰهُ خَلَقَ کُلَّ دَابَّةٍ مِنْ مٰاءٍ فَمِنْهُمْ مَنْ یَمْشِی عَلیٰ بَطْنِهِ وَ مِنْهُمْ مَنْ یَمْشِی عَلیٰ رِجْلَیْنِ وَ مِنْهُمْ مَنْ یَمْشِی عَلیٰ أَرْبَعٍ یَخْلُقُ اللّٰهُ مٰا یَشٰاءُ إِنَّ اللّٰهَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ. نور (24) 45

332. مشیّت مطلق خداوند، برخاسته از قدرت بیکران او:

أَ لَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللّٰهَ لَهُ مُلْکُ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ یُعَذِّبُ مَنْ یَشٰاءُ وَ یَغْفِرُ لِمَنْ یَشٰاءُ وَ اللّٰهُ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ. مائده (5) 40

333. قدرت خداوند در تحقّق هر چیزی بر اساس اراده و مشیّت خود، مقتضی خلقت دوبارۀ انسانها:

وَ ضَرَبَ لَنٰا مَثَلاً وَ نَسِیَ خَلْقَهُ قٰالَ مَنْ یُحْیِ الْعِظٰامَ وَ هِیَ رَمِیمٌ

قُلْ یُحْیِیهَا الَّذِی أَنْشَأَهٰا أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ هُوَ بِکُلِّ خَلْقٍ عَلِیمٌ

إِنَّمٰا أَمْرُهُ إِذٰا أَرٰادَ شَیْئاً أَنْ یَقُولَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ .

یس (36) 78 و 79 و 82

1. تسبیح
334. قدرت شکست‌ناپذیر خداوند، مقتضی تسبیح موجودات آسمانها و زمین برای او:

سَبَّحَ لِلّٰهِ مٰا فِی السَّمٰاوٰاتِ وَ مٰا فِی الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ . حشر (59) 1

335. ارادۀ قاهر و قدرت مطلق خداوند، بر پدید آوردن هر چیزی، مقتضی تسبیح و تنزیه او (از هر نقصی):

أَ وَ لَیْسَ الَّذِی خَلَقَ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضَ بِقٰادِرٍ عَلیٰ أَنْ یَخْلُقَ مِثْلَهُمْ بَلیٰ وَ هُوَ الْخَلاّٰقُ الْعَلِیمُ

إِنَّمٰا أَمْرُهُ إِذٰا أَرٰادَ شَیْئاً أَنْ یَقُولَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ

فَسُبْحٰانَ الَّذِی بِیَدِهِ مَلَکُوتُ کُلِّ شَیْءٍ وَ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ . یس (36) 81 -\83

سَبَّحَ لِلّٰهِ مٰا فِی السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ

لَهُ مُلْکُ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ یُحْیِی وَ یُمِیتُ وَ هُوَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ.

حدید (57) 1 و 2

2. تسلیم
336. قدرت خداوند بر رساندن نفع و ضرر، مقتضی تسلیم شدن انسانها در برابر او:

قُلْ أَ غَیْرَ اللّٰهِ أَتَّخِذُ وَلِیًّا فٰاطِرِ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ یُطْعِمُ وَ لاٰ یُطْعَمُ قُلْ إِنِّی أُمِرْتُ أَنْ أَکُونَ أَوَّلَ مَنْ أَسْلَمَ وَ لاٰ تَکُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِکِینَ

وَ إِنْ یَمْسَسْکَ اللّٰهُ بِضُرٍّ فَلاٰ کٰاشِفَ لَهُ إِلاّٰ هُوَ وَ إِنْ یَمْسَسْکَ بِخَیْرٍ فَهُوَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ. انعام (6) 14 و 17

قُلْ أَ نَدْعُوا مِنْ دُونِ اللّٰهِ مٰا لاٰ یَنْفَعُنٰا وَ لاٰ یَضُرُّنٰا وَ نُرَدُّ عَلیٰ أَعْقٰابِنٰا بَعْدَ إِذْ هَدٰانَا اللّٰهُ کَالَّذِی اسْتَهْوَتْهُ الشَّیٰاطِینُ فِی الْأَرْضِ حَیْرٰانَ لَهُ أَصْحٰابٌ یَدْعُونَهُ إِلَی الْهُدَی ائْتِنٰا قُلْ إِنَّ هُدَی اللّٰهِ هُوَ الْهُدیٰ وَ أُمِرْنٰا لِنُسْلِمَ لِرَبِّ الْعٰالَمِینَ .

انعام (6) 71

3 . تمدّنها
337. تمدّنها، از آثار و نشانه‌های قدرت خدا:

أَ لَمْ یَرَوْا کَمْ أَهْلَکْنٰا مِنْ قَبْلِهِمْ مِنْ قَرْنٍ مَکَّنّٰاهُمْ فِی الْأَرْضِ مٰا لَمْ نُمَکِّنْ لَکُمْ وَ أَرْسَلْنَا السَّمٰاءَ عَلَیْهِمْ مِدْرٰاراً وَ جَعَلْنَا الْأَنْهٰارَ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهِمْ فَأَهْلَکْنٰاهُمْ بِذُنُوبِهِمْ وَ أَنْشَأْنٰا مِنْ بَعْدِهِمْ قَرْناً آخَرِینَ . انعام (6) 6

وَ إِلیٰ ثَمُودَ أَخٰاهُمْ صٰالِحاً قٰالَ یٰا قَوْمِ اعْبُدُوا اللّٰهَ مٰا لَکُمْ مِنْ إِلٰهٍ غَیْرُهُ قَدْ جٰاءَتْکُمْ بَیِّنَةٌ مِنْ رَبِّکُمْ هٰذِهِ نٰاقَةُ اللّٰهِ لَکُمْ آیَةً فَذَرُوهٰا تَأْکُلْ فِی أَرْضِ اللّٰهِ وَ لاٰ تَمَسُّوهٰا بِسُوءٍ فَیَأْخُذَکُمْ عَذٰابٌ أَلِیمٌ

وَ اذْکُرُوا إِذْ جَعَلَکُمْ خُلَفٰاءَ مِنْ بَعْدِ عٰادٍ وَ بَوَّأَکُمْ فِی الْأَرْضِ تَتَّخِذُونَ مِنْ سُهُولِهٰا قُصُوراً وَ تَنْحِتُونَ الْجِبٰالَ بُیُوتاً فَاذْکُرُوا آلاٰءَ اللّٰهِ وَ لاٰ تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ .

اعراف (7) 73 و 74

وَ أَوْرَثْنَا الْقَوْمَ الَّذِینَ کٰانُوا یُسْتَضْعَفُونَ مَشٰارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغٰارِبَهَا الَّتِی بٰارَکْنٰا فِیهٰا وَ تَمَّتْ کَلِمَتُ رَبِّکَ الْحُسْنیٰ عَلیٰ بَنِی إِسْرٰائِیلَ بِمٰا صَبَرُوا وَ دَمَّرْنٰا مٰا کٰانَ یَصْنَعُ فِرْعَوْنُ وَ قَوْمُهُ وَ مٰا کٰانُوا یَعْرِشُونَ . اعراف (7) 137

یُوسُفُ أَیُّهَا الصِّدِّیقُ أَفْتِنٰا فِی سَبْعِ بَقَرٰاتٍ سِمٰانٍ یَأْکُلُهُنَّ سَبْعٌ عِجٰافٌ وَ سَبْعِ سُنْبُلاٰتٍ خُضْرٍ وَ أُخَرَ یٰابِسٰاتٍ لَعَلِّی أَرْجِعُ إِلَی النّٰاسِ لَعَلَّهُمْ یَعْلَمُونَ

قٰالَ تَزْرَعُونَ سَبْعَ سِنِینَ دَأَباً فَمٰا حَصَدْتُمْ فَذَرُوهُ فِی سُنْبُلِهِ إِلاّٰ قَلِیلاً مِمّٰا تَأْکُلُونَ

ثُمَّ یَأْتِی مِنْ بَعْدِ ذٰلِکَ سَبْعٌ شِدٰادٌ

یَأْکُلْنَ مٰا قَدَّمْتُمْ لَهُنَّ إِلاّٰ قَلِیلاً مِمّٰا تُحْصِنُونَ

ثُمَّ یَأْتِی مِنْ بَعْدِ ذٰلِکَ عٰامٌ فِیهِ یُغٰاثُ النّٰاسُ وَ فِیهِ یَعْصِرُونَ . یوسف (12) 46 -\49

قٰالَ اجْعَلْنِی عَلیٰ خَزٰائِنِ الْأَرْضِ إِنِّی حَفِیظٌ عَلِیمٌ

وَ کَذٰلِکَ مَکَّنّٰا لِیُوسُفَ فِی الْأَرْضِ یَتَبَوَّأُ مِنْهٰا حَیْثُ یَشٰاءُ نُصِیبُ بِرَحْمَتِنٰا مَنْ نَشٰاءُ وَ لاٰ نُضِیعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِینَ . یوسف (12) 55 و 56

وَ رَفَعَ أَبَوَیْهِ عَلَی الْعَرْشِ وَ خَرُّوا لَهُ سُجَّداً وَ قٰالَ یٰا أَبَتِ هٰذٰا تَأْوِیلُ رُءْیٰایَ مِنْ قَبْلُ قَدْ جَعَلَهٰا رَبِّی حَقًّا وَ قَدْ أَحْسَنَ بِی إِذْ أَخْرَجَنِی مِنَ السِّجْنِ وَ جٰاءَ بِکُمْ مِنَ الْبَدْوِ مِنْ بَعْدِ أَنْ نَزَغَ الشَّیْطٰانُ بَیْنِی وَ بَیْنَ إِخْوَتِی إِنَّ رَبِّی لَطِیفٌ لِمٰا یَشٰاءُ إِنَّهُ هُوَ الْعَلِیمُ الْحَکِیمُ

رَبِّ قَدْ آتَیْتَنِی مِنَ الْمُلْکِ وَ عَلَّمْتَنِی مِنْ تَأْوِیلِ الْأَحٰادِیثِ فٰاطِرَ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ أَنْتَ وَلِیِّی فِی الدُّنْیٰا وَ الْآخِرَةِ تَوَفَّنِی مُسْلِماً وَ أَلْحِقْنِی بِالصّٰالِحِینَ . یوسف (12) 100 و 101

وَ لَقَدْ کَذَّبَ أَصْحٰابُ الْحِجْرِ الْمُرْسَلِینَ

وَ کٰانُوا یَنْحِتُونَ مِنَ الْجِبٰالِ بُیُوتاً آمِنِینَ

فَأَخَذَتْهُمُ الصَّیْحَةُ مُصْبِحِینَ

فَمٰا أَغْنیٰ عَنْهُمْ مٰا کٰانُوا یَکْسِبُونَ . حجر (15) 80 و 82 -\84

وَ یَسْئَلُونَکَ عَنْ ذِی الْقَرْنَیْنِ قُلْ سَأَتْلُوا عَلَیْکُمْ مِنْهُ ذِکْراً

إِنّٰا مَکَّنّٰا لَهُ فِی الْأَرْضِ وَ آتَیْنٰاهُ مِنْ کُلِّ شَیْءٍ سَبَباً

قٰالُوا یٰا ذَا الْقَرْنَیْنِ إِنَّ یَأْجُوجَ وَ مَأْجُوجَ مُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ فَهَلْ نَجْعَلُ لَکَ خَرْجاً عَلیٰ أَنْ تَجْعَلَ بَیْنَنٰا وَ بَیْنَهُمْ سَدًّا

قٰالَ مٰا مَکَّنِّی فِیهِ رَبِّی خَیْرٌ فَأَعِینُونِی بِقُوَّةٍ أَجْعَلْ بَیْنَکُمْ وَ بَیْنَهُمْ رَدْماً

آتُونِی زُبَرَ الْحَدِیدِ حَتّٰی إِذٰا سٰاویٰ بَیْنَ الصَّدَفَیْنِ قٰالَ انْفُخُوا حَتّٰی إِذٰا جَعَلَهُ نٰاراً قٰالَ آتُونِی أُفْرِغْ عَلَیْهِ قِطْراً.

کهف (18) 83 و 84 و 94 -\96

وَ کَمْ قَصَمْنٰا مِنْ قَرْیَةٍ کٰانَتْ ظٰالِمَةً وَ أَنْشَأْنٰا بَعْدَهٰا قَوْماً آخَرِینَ

فَلَمّٰا أَحَسُّوا بَأْسَنٰا إِذٰا هُمْ مِنْهٰا یَرْکُضُونَ

لاٰ تَرْکُضُوا وَ ارْجِعُوا إِلیٰ مٰا أُتْرِفْتُمْ فِیهِ وَ مَسٰاکِنِکُمْ لَعَلَّکُمْ تُسْئَلُونَ .

انبیاء (21) 11 -\13

وَ لِسُلَیْمٰانَ الرِّیحَ عٰاصِفَةً تَجْرِی بِأَمْرِهِ إِلیٰ الْأَرْضِ الَّتِی بٰارَکْنٰا فِیهٰا وَ کُنّٰا بِکُلِّ شَیْءٍ عٰالِمِینَ

وَ مِنَ الشَّیٰاطِینِ مَنْ یَغُوصُونَ لَهُ وَ یَعْمَلُونَ عَمَلاً دُونَ ذٰلِکَ وَ کُنّٰا لَهُمْ حٰافِظِینَ .

انبیاء (21) 81 و 82

فَأَرْسَلَ فِرْعَوْنُ فِی الْمَدٰائِنِ حٰاشِرِینَ

فَأَخْرَجْنٰاهُمْ مِنْ جَنّٰاتٍ وَ عُیُونٍ

وَ کُنُوزٍ وَ مَقٰامٍ کَرِیمٍ

کَذٰلِکَ وَ أَوْرَثْنٰاهٰا بَنِی إِسْرٰائِیلَ

ثُمَّ أَغْرَقْنَا الْآخَرِینَ .

شعراء (26) 53 و 57 -\59 و 66

کَذَّبَتْ عٰادٌ الْمُرْسَلِینَ

أَ تَبْنُونَ بِکُلِّ رِیعٍ آیَةً تَعْبَثُونَ

وَ تَتَّخِذُونَ مَصٰانِعَ لَعَلَّکُمْ تَخْلُدُونَ

وَ اتَّقُوا الَّذِی أَمَدَّکُمْ بِمٰا تَعْلَمُونَ

أَمَدَّکُمْ بِأَنْعٰامٍ وَ بَنِینَ

وَ جَنّٰاتٍ وَ عُیُونٍ

فَکَذَّبُوهُ فَأَهْلَکْنٰاهُمْ إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَآیَةً وَ مٰا کٰانَ أَکْثَرُهُمْ مُؤْمِنِینَ

کَذَّبَتْ ثَمُودُ الْمُرْسَلِینَ

أَ تُتْرَکُونَ فِی مٰا هٰاهُنٰا آمِنِینَ

فِی جَنّٰاتٍ وَ عُیُونٍ

وَ زُرُوعٍ وَ نَخْلٍ طَلْعُهٰا هَضِیمٌ

وَ تَنْحِتُونَ مِنَ الْجِبٰالِ بُیُوتاً فٰارِهِینَ

فَأَخَذَهُمُ الْعَذٰابُ إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَآیَةً وَ مٰا کٰانَ أَکْثَرُهُمْ مُؤْمِنِینَ .

شعراء (26) 123 و 128 و 129 و 132 -\134 و 139 و 141 و 146 -\149 و 158

وَ وَرِثَ سُلَیْمٰانُ دٰاوُدَ وَ قٰالَ یٰا أَیُّهَا النّٰاسُ عُلِّمْنٰا مَنْطِقَ الطَّیْرِ وَ أُوتِینٰا مِنْ کُلِّ شَیْءٍ إِنَّ هٰذٰا لَهُوَ الْفَضْلُ الْمُبِینُ

وَ حُشِرَ لِسُلَیْمٰانَ جُنُودُهُ مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ وَ الطَّیْرِ فَهُمْ یُوزَعُونَ

حَتّٰی إِذٰا أَتَوْا عَلیٰ وٰادِ النَّمْلِ قٰالَتْ نَمْلَةٌ یٰا أَیُّهَا النَّمْلُ ادْخُلُوا مَسٰاکِنَکُمْ لاٰ یَحْطِمَنَّکُمْ سُلَیْمٰانُ وَ جُنُودُهُ وَ هُمْ لاٰ یَشْعُرُونَ

لَأُعَذِّبَنَّهُ عَذٰاباً شَدِیداً أَوْ لَأَذْبَحَنَّهُ أَوْ لَیَأْتِیَنِّی بِسُلْطٰانٍ مُبِینٍ

فَمَکَثَ غَیْرَ بَعِیدٍ فَقٰالَ أَحَطْتُ بِمٰا لَمْ تُحِطْ بِهِ وَ جِئْتُکَ مِنْ سَبَإٍ بِنَبَإٍ یَقِینٍ

إِنِّی وَجَدْتُ امْرَأَةً تَمْلِکُهُمْ وَ أُوتِیَتْ مِنْ کُلِّ شَیْءٍ وَ لَهٰا عَرْشٌ عَظِیمٌ

قٰالَتْ یٰا أَیُّهَا الْمَلَأُ أَفْتُونِی فِی أَمْرِی مٰا کُنْتُ قٰاطِعَةً أَمْراً حَتّٰی تَشْهَدُونِ

قٰالُوا نَحْنُ أُولُوا قُوَّةٍ وَ أُولُوا بَأْسٍ شَدِیدٍ وَ الْأَمْرُ إِلَیْکِ فَانْظُرِی مٰا ذٰا تَأْمُرِینَ

قٰالَتْ إِنَّ الْمُلُوکَ إِذٰا دَخَلُوا قَرْیَةً أَفْسَدُوهٰا وَ جَعَلُوا أَعِزَّةَ أَهْلِهٰا أَذِلَّةً وَ کَذٰلِکَ یَفْعَلُونَ

اِرْجِعْ إِلَیْهِمْ فَلَنَأْتِیَنَّهُمْ بِجُنُودٍ لاٰ قِبَلَ لَهُمْ بِهٰا وَ لَنُخْرِجَنَّهُمْ مِنْهٰا أَذِلَّةً وَ هُمْ صٰاغِرُونَ

قٰالَ یٰا أَیُّهَا الْمَلَؤُا أَیُّکُمْ یَأْتِینِی بِعَرْشِهٰا قَبْلَ أَنْ یَأْتُونِی مُسْلِمِینَ

قِیلَ لَهَا ادْخُلِی الصَّرْحَ فَلَمّٰا رَأَتْهُ حَسِبَتْهُ لُجَّةً وَ کَشَفَتْ عَنْ سٰاقَیْهٰا قٰالَ إِنَّهُ صَرْحٌ مُمَرَّدٌ مِنْ قَوٰارِیرَ قٰالَتْ رَبِّ إِنِّی ظَلَمْتُ نَفْسِی وَ أَسْلَمْتُ مَعَ سُلَیْمٰانَ لِلّٰهِ رَبِّ الْعٰالَمِینَ .

نمل (27) 16 -\18 و21 -\23 و32 -\34و 37 و38 و44

إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلاٰ فِی الْأَرْضِ وَ جَعَلَ أَهْلَهٰا شِیَعاً یَسْتَضْعِفُ طٰائِفَةً مِنْهُمْ یُذَبِّحُ أَبْنٰاءَهُمْ وَ یَسْتَحْیِی نِسٰاءَهُمْ إِنَّهُ کٰانَ مِنَ الْمُفْسِدِینَ

وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوٰارِثِینَ

وَ نُمَکِّنَ لَهُمْ فِی الْأَرْضِ وَ نُرِیَ فِرْعَوْنَ وَ هٰامٰانَ وَ جُنُودَهُمٰا مِنْهُمْ مٰا کٰانُوا یَحْذَرُونَ .

قصص (28) 4 -\6

وَ لِسُلَیْمٰانَ الرِّیحَ غُدُوُّهٰا شَهْرٌ وَ رَوٰاحُهٰا شَهْرٌ وَ أَسَلْنٰا لَهُ عَیْنَ الْقِطْرِ وَ مِنَ الْجِنِّ مَنْ یَعْمَلُ بَیْنَ یَدَیْهِ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَ مَنْ یَزِغْ مِنْهُمْ عَنْ أَمْرِنٰا نُذِقْهُ مِنْ عَذٰابِ السَّعِیرِ

یَعْمَلُونَ لَهُ مٰا یَشٰاءُ مِنْ مَحٰارِیبَ وَ تَمٰاثِیلَ وَ جِفٰانٍ کَالْجَوٰابِ وَ قُدُورٍ رٰاسِیٰاتٍ اعْمَلُوا آلَ دٰاوُدَ شُکْراً وَ قَلِیلٌ مِنْ عِبٰادِیَ الشَّکُورُ

لَقَدْ کٰانَ لِسَبَإٍ فِی مَسْکَنِهِمْ آیَةٌ جَنَّتٰانِ عَنْ یَمِینٍ وَ شِمٰالٍ کُلُوا مِنْ رِزْقِ رَبِّکُمْ وَ اشْکُرُوا لَهُ بَلْدَةٌ طَیِّبَةٌ وَ رَبٌّ غَفُورٌ.

سبأ (34) 12 و 13 و 15

اِصْبِرْ عَلیٰ مٰا یَقُولُونَ وَ اذْکُرْ عَبْدَنٰا دٰاوُدَ ذَا الْأَیْدِ إِنَّهُ أَوّٰابٌ

إِنّٰا سَخَّرْنَا الْجِبٰالَ مَعَهُ یُسَبِّحْنَ بِالْعَشِیِّ وَ الْإِشْرٰاقِ

وَ الطَّیْرَ مَحْشُورَةً کُلٌّ لَهُ أَوّٰابٌ

وَ شَدَدْنٰا مُلْکَهُ وَ آتَیْنٰاهُ الْحِکْمَةَ وَ فَصْلَ الْخِطٰابِ . ص (38) 17 -\20

وَ لَقَدْ فَتَنّٰا سُلَیْمٰانَ وَ أَلْقَیْنٰا عَلیٰ کُرْسِیِّهِ جَسَداً ثُمَّ أَنٰابَ

قٰالَ رَبِّ اغْفِرْ لِی وَ هَبْ لِی مُلْکاً لاٰ یَنْبَغِی لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِی إِنَّکَ أَنْتَ الْوَهّٰابُ

فَسَخَّرْنٰا لَهُ الرِّیحَ تَجْرِی بِأَمْرِهِ رُخٰاءً حَیْثُ أَصٰابَ

وَ الشَّیٰاطِینَ کُلَّ بَنّٰاءٍ وَ غَوّٰاصٍ

وَ آخَرِینَ مُقَرَّنِینَ فِی الْأَصْفٰادِ

هٰذٰا عَطٰاؤُنٰا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِکْ بِغَیْرِ حِسٰابٍ . ص (38) 34 -\39

وَ لَقَدْ فَتَنّٰا قَبْلَهُمْ قَوْمَ فِرْعَوْنَ وَ جٰاءَهُمْ رَسُولٌ کَرِیمٌ

وَ اتْرُکِ الْبَحْرَ رَهْواً إِنَّهُمْ جُنْدٌ مُغْرَقُونَ

کَمْ تَرَکُوا مِنْ جَنّٰاتٍ وَ عُیُونٍ

وَ زُرُوعٍ وَ مَقٰامٍ کَرِیمٍ

وَ نَعْمَةٍ کٰانُوا فِیهٰا

فٰاکِهِینَ

کَذٰلِکَ وَ أَوْرَثْنٰاهٰا قَوْماً آخَرِینَ .

دخان (44) 17 و 24 -\28

4. تنزیه
338. توانایی خداوند بر ایجاد هر چیز، مقتضی منزّه بودن او از اختیار فرزند:

مٰا کٰانَ لِلّٰهِ أَنْ یَتَّخِذَ مِنْ وَلَدٍ سُبْحٰانَهُ إِذٰا قَضیٰ أَمْراً فَإِنَّمٰا یَقُولُ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ . مریم (19) 35

5. عبادت
339. قدرت خداوند بر دفع ضرر و جلب منفعت، مقتضی شایستگی وی برای معبودیّت:

قُلْ أَ تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللّٰهِ مٰا لاٰ یَمْلِکُ لَکُمْ ضَرًّا وَ لاٰ نَفْعاً .... مائده (5) 76

340. قدرت خداوند بر تحقّق هر چیز مورد اراده و مشیّت خود، مقتضی عبادت و پرستش وی از سوی انسانها:

مٰا کٰانَ لِلّٰهِ أَنْ یَتَّخِذَ مِنْ وَلَدٍ سُبْحٰانَهُ إِذٰا قَضیٰ أَمْراً فَإِنَّمٰا یَقُولُ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ

وَ إِنَّ اللّٰهَ رَبِّی وَ رَبُّکُمْ فَاعْبُدُوهُ .... مریم (19) 35 و 36

10. مانع انکار آیات
341. توجّه به قدرت لایزال الهی، مانع انکار آیات خداوند:

فَأَمّٰا عٰادٌ فَاسْتَکْبَرُوا فِی الْأَرْضِ بِغَیْرِ الْحَقِّ وَ قٰالُوا مَنْ أَشَدُّ مِنّٰا قُوَّةً أَ وَ لَمْ یَرَوْا أَنَّ اللّٰهَ الَّذِی خَلَقَهُمْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَ کٰانُوا بِآیٰاتِنٰا یَجْحَدُونَ . فصّلت (41) 15

اطمینان به قدرت خدا

342. یادآوری ماجرای ابراهیم علیه السلام و زنده شدن پرندگان و مرغان، باعث اطمینان به قدرت الهی بر احیای مردگان:

وَ إِذْ قٰالَ إِبْرٰاهِیمُ رَبِّ أَرِنِی کَیْفَ تُحْیِ الْمَوْتیٰ قٰالَ أَ وَ لَمْ تُؤْمِنْ قٰالَ بَلیٰ وَ لٰکِنْ لِیَطْمَئِنَّ قَلْبِی قٰالَ فَخُذْ أَرْبَعَةً مِنَ الطَّیْرِ فَصُرْهُنَّ إِلَیْکَ ثُمَّ اجْعَلْ عَلیٰ کُلِّ جَبَلٍ مِنْهُنَّ جُزْءاً ثُمَّ ادْعُهُنَّ یَأْتِینَکَ سَعْیاً وَ اعْلَمْ أَنَّ اللّٰهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ .

بقره (2) 260

اعتراف به قدرت خدا

343. اعتراف مشرکان به قدرت و عزتمندی خداوند، در خلقت آسمانها و زمین، در صورت پرسش از آنها:

وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضَ لَیَقُولُنَّ خَلَقَهُنَّ الْعَزِیزُ الْعَلِیمُ . (1)زخرف (43) 9

344. اعتراف به تعلق تمامی قدرت به خداوند، از سوی ظالمان، در قیامت، هنگام دیدن عذاب:

وَ مِنَ النّٰاسِ مَنْ یَتَّخِذُ مِنْ دُونِ اللّٰهِ أَنْدٰاداً یُحِبُّونَهُمْ کَحُبِّ اللّٰهِ وَ الَّذِینَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلّٰهِ وَ لَوْ یَرَی الَّذِینَ ظَلَمُوا إِذْ یَرَوْنَ الْعَذٰابَ أَنَّ الْقُوَّةَ لِلّٰهِ جَمِیعاً .... بقره (2) 165

345. لزوم اقرار به قدرت مطلقۀ خداوند، بر تمامی اشیا:

قُلِ اللّٰهُمَّ مٰالِکَ الْمُلْکِ تُؤْتِی الْمُلْکَ مَنْ تَشٰاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْکَ مِمَّنْ تَشٰاءُ وَ تُعِزُّ مَنْ تَشٰاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشٰاءُ بِیَدِکَ الْخَیْرُ إِنَّکَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ.

آل‌عمران (3) 26

انکار قدرت خدا

346. انکار قدرت خداوند بر احیای مردگان، مصداق ظلم و ناسپاس:

ذٰلِکَ جَزٰاؤُهُمْ بِأَنَّهُمْ کَفَرُوا بِآیٰاتِنٰا وَ قٰالُوا أَ إِذٰا کُنّٰا عِظٰاماً وَ رُفٰاتاً أَ إِنّٰا لَمَبْعُوثُونَ خَلْقاً


1) 1) . مرجع ضمیر در«سألتهم»قوم پیامبر است [که مشرک بودند]. (مجمع‌البیان، ج 9 -\10، ص 62 ؛ معالم‌التنزیل، بغوی، ج 4، ص 155)

جَدِیداً

أَ وَ لَمْ یَرَوْا أَنَّ اللّٰهَ الَّذِی خَلَقَ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضَ قٰادِرٌ عَلیٰ أَنْ یَخْلُقَ مِثْلَهُمْ وَ جَعَلَ لَهُمْ أَجَلاً لاٰ رَیْبَ فِیهِ فَأَبَی الظّٰالِمُونَ إِلاّٰ کُفُوراً. اسراء (17) 98 و 99

347. انکار قدرت مطلقۀ خداوند دربارۀ معاد، خلقت آسمانها و زمین از سوی کافران، مورد ملامت الهی:

ذٰلِکَ جَزٰاؤُهُمْ بِأَنَّهُمْ کَفَرُوا بِآیٰاتِنٰا وَ قٰالُوا أَ إِذٰا کُنّٰا عِظٰاماً وَ رُفٰاتاً أَ إِنّٰا لَمَبْعُوثُونَ خَلْقاً جَدِیداً

أَ وَ لَمْ یَرَوْا أَنَّ اللّٰهَ الَّذِی خَلَقَ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضَ قٰادِرٌ عَلیٰ أَنْ یَخْلُقَ مِثْلَهُمْ وَ جَعَلَ لَهُمْ أَجَلاً لاٰ رَیْبَ فِیهِ فَأَبَی الظّٰالِمُونَ إِلاّٰ کُفُوراً. اسراء (17) 98 و 99

ایمان به قدرت خدا

348. ایمان به قدرت خداوند در اعطای ملک و سلطنت، موجب اجتناب از پذیرش ولایت کافران:

قُلِ اللّٰهُمَّ مٰالِکَ الْمُلْکِ تُؤْتِی الْمُلْکَ مَنْ تَشٰاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْکَ مِمَّنْ تَشٰاءُ وَ تُعِزُّ مَنْ تَشٰاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشٰاءُ بِیَدِکَ الْخَیْرُ إِنَّکَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ

لاٰ یَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْکٰافِرِینَ أَوْلِیٰاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِینَ .... آل‌عمران (3) 26 و 28

349. معرفت درست دربارۀ خدا، زمینه‌ساز ایمان به قدرت و عزّت مطلق و نامحدود او:

مٰا قَدَرُوا اللّٰهَ حَقَّ قَدْرِهِ إِنَّ اللّٰهَ لَقَوِیٌّ عَزِیزٌ.

حجّ (22) 74

350. توجّه به پیدایش انسان، موجب ایمان به قدرت خدا، در برپایی رستاخیز:

یٰا أَیُّهَا النّٰاسُ إِنْ کُنْتُمْ فِی رَیْبٍ مِنَ الْبَعْثِ فَإِنّٰا خَلَقْنٰاکُمْ مِنْ تُرٰابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ مِنْ مُضْغَةٍ مُخَلَّقَةٍ وَ غَیْرِ مُخَلَّقَةٍ لِنُبَیِّنَ لَکُمْ وَ نُقِرُّ فِی الْأَرْحٰامِ مٰا نَشٰاءُ إِلیٰ أَجَلٍ مُسَمًّی ثُمَّ نُخْرِجُکُمْ طِفْلاً ... ذٰلِکَ بِأَنَّ اللّٰهَ هُوَ الْحَقُّ وَ أَنَّهُ یُحْیِ الْمَوْتیٰ وَ أَنَّهُ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ.

حج (22) 5 و 6

351. مطالعه در چگونگی رویش و رشد گیاهان، موجب ایمان به قدرت خداوند بر احیای مردگان:

... وَ تَرَی الْأَرْضَ هٰامِدَةً فَإِذٰا أَنْزَلْنٰا عَلَیْهَا الْمٰاءَ اهْتَزَّتْ وَ رَبَتْ وَ أَنْبَتَتْ مِنْ کُلِّ زَوْجٍ بَهِیجٍ ذٰلِکَ بِأَنَّ اللّٰهَ هُوَ الْحَقُّ وَ أَنَّهُ یُحْیِ الْمَوْتیٰ وَ أَنَّهُ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ. حج (22) 5 و 6

352. ایمان به قدرت خداوند و شدّت کیفرهای وی، زمینه‌ساز پرهیز از کفرورزی و ارتکاب گناه:

کَدَأْبِ آلِ فِرْعَوْنَ وَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ کَفَرُوا بِآیٰاتِ اللّٰهِ فَأَخَذَهُمُ اللّٰهُ بِذُنُوبِهِمْ إِنَّ اللّٰهَ قَوِیٌّ شَدِیدُ الْعِقٰابِ . انفال (8) 52

353. ایمان به قدرت خدا، ایجادکنندۀ محبّت او در دلها:

... وَ الَّذِینَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلّٰهِ ... أَنَّ الْقُوَّةَ لِلّٰهِ جَمِیعاً .... بقره (2) 165

354. ایمان به توانایی خدا، رهنمون‌کنندۀ انسان به توحید ذاتی:

یٰا أَیُّهَا النّٰاسُ ضُرِبَ مَثَلٌ فَاسْتَمِعُوا لَهُ إِنَّ الَّذِینَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللّٰهِ لَنْ یَخْلُقُوا ذُبٰاباً وَ لَوِ اجْتَمَعُوا لَهُ وَ إِنْ یَسْلُبْهُمُ الذُّبٰابُ شَیْئاً لاٰ یَسْتَنْقِذُوهُ مِنْهُ ضَعُفَ الطّٰالِبُ وَ الْمَطْلُوبُ

مٰا قَدَرُوا اللّٰهَ حَقَّ قَدْرِهِ إِنَّ اللّٰهَ لَقَوِیٌّ عَزِیزٌ.

حجّ (22) 73 و 74

355. اعتقاد و ایمان به قدرت مطلق خداوند، زمینۀ اجتناب از ارتکاب جرم و گناه:

أَ لَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللّٰهَ لَهُ مُلْکُ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ

یُعَذِّبُ مَنْ یَشٰاءُ وَ یَغْفِرُ لِمَنْ یَشٰاءُ وَ اللّٰهُ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ. مائده (5) 40

356. ایمان به قدرت شکست‌ناپذیر خداوند در وفای به وعدۀ خویش، موجب دلداری انسان در ادای وظایف:

وَ سَکَنْتُمْ فِی مَسٰاکِنِ الَّذِینَ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ وَ تَبَیَّنَ لَکُمْ کَیْفَ فَعَلْنٰا بِهِمْ وَ ضَرَبْنٰا لَکُمُ الْأَمْثٰالَ

وَ قَدْ مَکَرُوا مَکْرَهُمْ وَ عِنْدَ اللّٰهِ مَکْرُهُمْ وَ إِنْ کٰانَ مَکْرُهُمْ لِتَزُولَ مِنْهُ الْجِبٰالُ

فَلاٰ تَحْسَبَنَّ اللّٰهَ مُخْلِفَ وَعْدِهِ رُسُلَهُ إِنَّ اللّٰهَ عَزِیزٌ ذُو انتِقٰامٍ . ابراهیم (14) 45 -\47

357. اعتقاد و ایمان به قدرت مطلق خداوند، زمینه‌ساز اجتناب از پذیرش ولایت کفّار و تقیّۀ بی‌مورد:

لاٰ یَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْکٰافِرِینَ أَوْلِیٰاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِینَ وَ مَنْ یَفْعَلْ ذٰلِکَ فَلَیْسَ مِنَ اللّٰهِ فِی شَیْءٍ إِلاّٰ أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقٰاةً وَ یُحَذِّرُکُمُ اللّٰهُ نَفْسَهُ وَ إِلَی اللّٰهِ الْمَصِیرُ

قُلْ إِنْ تُخْفُوا مٰا فِی صُدُورِکُمْ أَوْ تُبْدُوهُ یَعْلَمْهُ اللّٰهُ وَ یَعْلَمُ مٰا فِی السَّمٰاوٰاتِ وَ مٰا فِی الْأَرْضِ وَ اللّٰهُ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ. آل‌عمران (3) 28 و 29

358. ایمان به قدرت شکست‌ناپذیر خداوند، در نحوۀ برخورد با مخالفان و مؤمنان به صالح علیه السلام ، موجب دلداری انسان در ادای وظایف:

فَلَمّٰا جٰاءَ أَمْرُنٰا نَجَّیْنٰا صٰالِحاً وَ الَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ بِرَحْمَةٍ مِنّٰا وَ مِنْ خِزْیِ یَوْمِئِذٍ إِنَّ رَبَّکَ هُوَ الْقَوِیُّ الْعَزِیزُ

وَ أَخَذَ الَّذِینَ ظَلَمُوا الصَّیْحَةُ فَأَصْبَحُوا فِی دِیٰارِهِمْ جٰاثِمِینَ .

هود (11) 66 و 67

359. ابلیس، معتقد و معترف به عزّت و قدرت پروردگار:

إِلاّٰ إِبْلِیسَ اسْتَکْبَرَ وَ کٰانَ مِنَ الْکٰافِرِینَ

قٰالَ فَبِعِزَّتِکَ لَأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ . ص (38) 74 و 82

360. اعتقاد به قدرت شکست‌ناپذیر خدا، هموارکنندۀ راه ایمان به رستاخیز و توانایی خدا بر احیای مردگان:

أَ وَ لَمْ یَرَوْا إِلَی الْأَرْضِ کَمْ أَنْبَتْنٰا فِیهٰا مِنْ کُلِّ زَوْجٍ کَرِیمٍ

إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَآیَةً وَ مٰا کٰانَ أَکْثَرُهُمْ مُؤْمِنِینَ

وَ إِنَّ رَبَّکَ لَهُوَ الْعَزِیزُ الرَّحِیمُ .

شعراء (26) 7 -\9

361. اعتقاد به عزّت و قدرت مطلقۀ الهی، مانع گرایش به عزّت و اقتدار موهوم کافران:

اَلَّذِینَ یَتَّخِذُونَ الْکٰافِرِینَ أَوْلِیٰاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِینَ أَ یَبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلّٰهِ جَمِیعاً. نساء (4) 139

362. عقیده به وجود خدای یگانه و قاهر، نشانۀ خردمندی:

یٰا صٰاحِبَیِ السِّجْنِ أَ أَرْبٰابٌ مُتَفَرِّقُونَ خَیْرٌ أَمِ اللّٰهُ الْوٰاحِدُ الْقَهّٰارُ. یوسف (12) 39

برتری قدرت خدا

363. انکار آیات الهی از سوی قوم عاد، عامل بی‌توجّهی آنان نسبت به قدرت برتر خداوند، در مقایسه با قدرتشان:

فَأَمّٰا عٰادٌ فَاسْتَکْبَرُوا فِی الْأَرْضِ بِغَیْرِ الْحَقِّ وَ قٰالُوا مَنْ أَشَدُّ مِنّٰا قُوَّةً أَ وَ لَمْ یَرَوْا أَنَّ اللّٰهَ الَّذِی خَلَقَهُمْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَ کٰانُوا بِآیٰاتِنٰا یَجْحَدُونَ . فصّلت (41) 15

364. بیان ضعف و ناتوانی کافران در برابر قدرت برتر خداوند، جهت ترغیب مؤمنان در جهاد با آنان:

فَقٰاتِلْ فِی سَبِیلِ اللّٰهِ لاٰ تُکَلَّفُ إِلاّٰ نَفْسَکَ وَ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِینَ عَسَی اللّٰهُ أَنْ یَکُفَّ بَأْسَ الَّذِینَ کَفَرُوا وَ اللّٰهُ أَشَدُّ بَأْساً وَ أَشَدُّ تَنْکِیلاً.

نساء (4) 84

365. ملامت قوم عاد، به سبب بی‌توجّهی آنان نسبت به برتری قدرت خداوند، در مقایسه با توانمندی خویش:

فَأَمّٰا عٰادٌ فَاسْتَکْبَرُوا فِی الْأَرْضِ بِغَیْرِ الْحَقِّ وَ قٰالُوا مَنْ أَشَدُّ مِنّٰا قُوَّةً أَ وَ لَمْ یَرَوْا أَنَّ اللّٰهَ الَّذِی خَلَقَهُمْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُمْ قُوَّةً .... فصّلت (41) 15

366. اعلام برائت از مشرکان و مقهوریّت آنان در برابر قدرت خداوند:

بَرٰاءَةٌ مِنَ اللّٰهِ وَ رَسُولِهِ إِلَی الَّذِینَ عٰاهَدْتُمْ مِنَ الْمُشْرِکِینَ

فَسِیحُوا فِی الْأَرْضِ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَ اعْلَمُوا أَنَّکُمْ غَیْرُ مُعْجِزِی اللّٰهِ وَ أَنَّ اللّٰهَ مُخْزِی الْکٰافِرِینَ . توبه (9) 1 و 2

تفکّر در قدرت خدا

367. تفکّر و تأمّل دربارۀ قدرت خداوند بر احیای مردگان، امری مطلوب:

أَوْ کَالَّذِی مَرَّ عَلیٰ قَرْیَةٍ وَ هِیَ خٰاوِیَةٌ عَلیٰ عُرُوشِهٰا قٰالَ أَنّٰی یُحْیِی هٰذِهِ اللّٰهُ بَعْدَ مَوْتِهٰا فَأَمٰاتَهُ اللّٰهُ مِائَةَ عٰامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ قٰالَ کَمْ لَبِثْتَ قٰالَ لَبِثْتُ یَوْماً أَوْ بَعْضَ یَوْمٍ قٰالَ بَلْ لَبِثْتَ مِائَةَ عٰامٍ فَانْظُرْ إِلیٰ طَعٰامِکَ وَ شَرٰابِکَ لَمْ یَتَسَنَّهْ وَ انْظُرْ إِلیٰ حِمٰارِکَ وَ لِنَجْعَلَکَ آیَةً لِلنّٰاسِ وَ انْظُرْ إِلَی الْعِظٰامِ کَیْفَ نُنْشِزُهٰا ثُمَّ نَکْسُوهٰا لَحْماً فَلَمّٰا تَبَیَّنَ لَهُ قٰالَ أَعْلَمُ أَنَّ اللّٰهَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ. بقره (2) 259

وَ إِذْ قٰالَ إِبْرٰاهِیمُ رَبِّ أَرِنِی کَیْفَ تُحْیِ الْمَوْتیٰ قٰالَ أَ وَ لَمْ تُؤْمِنْ قٰالَ بَلیٰ وَ لٰکِنْ لِیَطْمَئِنَّ قَلْبِی قٰالَ فَخُذْ أَرْبَعَةً مِنَ الطَّیْرِ فَصُرْهُنَّ إِلَیْکَ ثُمَّ اجْعَلْ عَلیٰ کُلِّ جَبَلٍ مِنْهُنَّ جُزْءاً ثُمَّ ادْعُهُنَّ یَأْتِینَکَ سَعْیاً وَ اعْلَمْ أَنَّ اللّٰهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ .

بقره (2) 260

تنزیه قدرت خدا

368. منزّه بودن پروردگار توانا و قدرتمند، از هرگونه وصف مشرکان:

سُبْحٰانَ رَبِّکَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمّٰا یَصِفُونَ .

صافّات (37) 180

توجّه به قدرت خدا

آثار توجه به قدرت خدا
1.

اجتناب از تفاخر

2.

توجّه به قدرت خداوند و ناتوانی خویشتن، زمینۀ پرهیز از تفاخر:

قٰالَ إِنَّمٰا أُوتِیتُهُ عَلیٰ عِلْمٍ عِنْدِی أَ وَ لَمْ یَعْلَمْ أَنَّ اللّٰهَ قَدْ أَهْلَکَ مِنْ قَبْلِهِ مِنَ الْقُرُونِ مَنْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُ قُوَّةً وَ أَکْثَرُ جَمْعاً وَ لاٰ یُسْئَلُ عَنْ ذُنُوبِهِمُ الْمُجْرِمُونَ . قصص (28) 78

فَأَمّٰا عٰادٌ فَاسْتَکْبَرُوا فِی الْأَرْضِ بِغَیْرِ الْحَقِّ وَ قٰالُوا مَنْ أَشَدُّ مِنّٰا قُوَّةً أَ وَ لَمْ یَرَوْا أَنَّ اللّٰهَ الَّذِی خَلَقَهُمْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَ کٰانُوا بِآیٰاتِنٰا یَجْحَدُونَ . فصّلت (41) 15

2.

اجتناب از شرک

3.

توجّه به قدرت مطلق خداوند بر خلقت موجودات، مقتضی اجتناب از شرک و افترا به خدا:

اَلْحَمْدُ لِلّٰهِ فٰاطِرِ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ جٰاعِلِ الْمَلاٰئِکَةِ رُسُلاً أُولِی أَجْنِحَةٍ مَثْنیٰ وَ ثُلاٰثَ وَ رُبٰاعَ یَزِیدُ فِی الْخَلْقِ مٰا یَشٰاءُ إِنَّ اللّٰهَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ

یٰا أَیُّهَا النّٰاسُ اذْکُرُوا نِعْمَتَ اللّٰهِ عَلَیْکُمْ هَلْ مِنْ خٰالِقٍ غَیْرُ اللّٰهِ یَرْزُقُکُمْ مِنَ السَّمٰاءِ وَ الْأَرْضِ لاٰ إِلٰهَ إِلاّٰ هُوَ فَأَنّٰی تُؤْفَکُونَ .

فاطر (35) 1 و 3

3.

انجام تکالیف

4.

توجّه به قدرت مطلق خداوند، زمینه‌ساز اجرای درست تکالیف، از سوی مکلّفان:

وَ لِکُلٍّ وِجْهَةٌ هُوَ مُوَلِّیهٰا فَاسْتَبِقُوا الْخَیْرٰاتِ أَیْنَ مٰا تَکُونُوا یَأْتِ بِکُمُ اللّٰهُ جَمِیعاً إِنَّ اللّٰهَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ. بقره (2) 148

4.

باور به قدرت

5.

توجّه به قدرت مطلق خداوند و حاکمیتش بر جهان آفرینش، موجب باور به توان خداوند بر جایگزینی آیه و حکمی بهتر یا مثل منسوخ:

مٰا نَنْسَخْ مِنْ آیَةٍ أَوْ نُنْسِهٰا نَأْتِ بِخَیْرٍ مِنْهٰا أَوْ مِثْلِهٰا أَ لَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللّٰهَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ

أَ لَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللّٰهَ لَهُ مُلْکُ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ وَ مٰا لَکُمْ مِنْ دُونِ اللّٰهِ مِنْ وَلِیٍّ وَ لاٰ نَصِیرٍ.

بقره (2) 106 و 107

373. خداوند، خواهان توجه خلق به قدرت مطلق او و ناتوانی خویش:

یٰا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَنْ تَنْفُذُوا مِنْ أَقْطٰارِ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ فَانْفُذُوا لاٰ تَنْفُذُونَ إِلاّٰ بِسُلْطٰانٍ

فَبِأَیِّ آلاٰءِ رَبِّکُمٰا تُکَذِّبٰانِ . الرّحمن (55) 33 و 34

5.

پرهیز از شرک

6.

توجّه به اقتدار بی‌مانع خداوند بر رساندن نفع و ضرر، زمینه ساز اعتقاد به توحید و پرهیز از شرک:

قُلْ أَ غَیْرَ اللّٰهِ أَتَّخِذُ وَلِیًّا فٰاطِرِ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ یُطْعِمُ وَ لاٰ یُطْعَمُ قُلْ إِنِّی أُمِرْتُ أَنْ أَکُونَ أَوَّلَ مَنْ أَسْلَمَ وَ لاٰ تَکُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِکِینَ

وَ إِنْ یَمْسَسْکَ اللّٰهُ بِضُرٍّ فَلاٰ کٰاشِفَ لَهُ إِلاّٰ هُوَ وَ إِنْ یَمْسَسْکَ بِخَیْرٍ فَهُوَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ. انعام (6) 14 و 17

قُلْ أَ نَدْعُوا مِنْ دُونِ اللّٰهِ مٰا لاٰ یَنْفَعُنٰا وَ لاٰ یَضُرُّنٰا وَ نُرَدُّ عَلیٰ أَعْقٰابِنٰا بَعْدَ إِذْ هَدٰانَا اللّٰهُ کَالَّذِی اسْتَهْوَتْهُ الشَّیٰاطِینُ فِی الْأَرْضِ حَیْرٰانَ لَهُ أَصْحٰابٌ یَدْعُونَهُ إِلَی الْهُدَی ائْتِنٰا قُلْ إِنَّ هُدَی اللّٰهِ هُوَ الْهُدیٰ وَ أُمِرْنٰا لِنُسْلِمَ لِرَبِّ الْعٰالَمِینَ . انعام (6) 71

6.

زوال شبهه

7.

توجّه به قدرت همه جانبۀ خداوند و انحصار حاکمیّت او بر هستی، زایل‌کنندۀ هر شبهه‌ای دربارۀ نسخ آیات و احکام دین:

مٰا نَنْسَخْ مِنْ آیَةٍ أَوْ نُنْسِهٰا نَأْتِ بِخَیْرٍ مِنْهٰا أَوْ مِثْلِهٰا أَ لَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللّٰهَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ

أَ لَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللّٰهَ لَهُ مُلْکُ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ وَ مٰا لَکُمْ مِنْ دُونِ اللّٰهِ مِنْ وَلِیٍّ وَ لاٰ نَصِیرٍ.

بقره (2) 106 و 107

7 . سبقت در خیرات

376. اعتقاد و توجّه به قدرت مطلق خداوند، زمینه‌ساز سبقت‌گیری در انجام دادن خوبیها:

وَ لِکُلٍّ وِجْهَةٌ هُوَ مُوَلِّیهٰا فَاسْتَبِقُوا الْخَیْرٰاتِ أَیْنَ مٰا تَکُونُوا یَأْتِ بِکُمُ اللّٰهُ جَمِیعاً إِنَّ اللّٰهَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ. بقره (2) 148

8.

منع از استکبار

9.

توجّه به قدرت قوی‌تر و برتر خداوند، از بین برندۀ روحیّۀ غرور و استکبار:

فَأَمّٰا عٰادٌ فَاسْتَکْبَرُوا فِی الْأَرْضِ بِغَیْرِ الْحَقِّ وَ قٰالُوا مَنْ أَشَدُّ مِنّٰا قُوَّةً أَ وَ لَمْ یَرَوْا أَنَّ اللّٰهَ الَّذِی خَلَقَهُمْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَ کٰانُوا بِآیٰاتِنٰا یَجْحَدُونَ . فصّلت (41) 15

9.

منع از تکذیب نعمت

10.

توجّه به قدرت برتر خداوند و ناتوانی خلق، بازدارندۀ انسان از تکذیب نعمتهای پروردگار:

یٰا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَنْ تَنْفُذُوا مِنْ أَقْطٰارِ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ فَانْفُذُوا لاٰ تَنْفُذُونَ إِلاّٰ بِسُلْطٰانٍ

فَبِأَیِّ آلاٰءِ رَبِّکُمٰا تُکَذِّبٰانِ . الرّحمن (55) 33 و 34

379. پی بردن مشرکان به قدرت منحصر خداوند، هنگام مواجه شدن با عذاب الهی:

وَ مِنَ النّٰاسِ مَنْ یَتَّخِذُ مِنْ دُونِ اللّٰهِ أَنْدٰاداً یُحِبُّونَهُمْ کَحُبِّ اللّٰهِ وَ الَّذِینَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلّٰهِ وَ لَوْ یَرَی الَّذِینَ ظَلَمُوا إِذْ یَرَوْنَ الْعَذٰابَ أَنَّ الْقُوَّةَ لِلّٰهِ جَمِیعاً وَ أَنَّ اللّٰهَ شَدِیدُ الْعَذٰابِ .

بقره (2) 165

380. سرزنش کافران به علّت عدم توجّه آنان به قدرت خدا بر خلق موجودات:

أَ وَ لَمْ یَرَوْا کَیْفَ یُبْدِئُ اللّٰهُ الْخَلْقَ ثُمَّ یُعِیدُهُ إِنَّ ذٰلِکَ عَلَی اللّٰهِ یَسِیرٌ. عنکبوت (29) 19

381. لزوم توجّه نمودن انسانها به قدرت خداوند، در نابودی وی و ایجاد نمودن انسانهای دیگر به جای او:

أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللّٰهَ خَلَقَ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضَ بِالْحَقِّ إِنْ یَشَأْ یُذْهِبْکُمْ وَ یَأْتِ بِخَلْقٍ جَدِیدٍ.

ابراهیم (14) 19

10.

منع از غرور

11.

توجّه به مشیّت نافذ و قدرت قاهر خداوند، بازدارندۀ آدمی از مغرور شدن به اموال دنیا و ابدی پنداشتن آن:

وَ اضْرِبْ لَهُمْ مَثَلاً رَجُلَیْنِ جَعَلْنٰا لِأَحَدِهِمٰا جَنَّتَیْنِ مِنْ أَعْنٰابٍ وَ حَفَفْنٰاهُمٰا بِنَخْلٍ وَ جَعَلْنٰا بَیْنَهُمٰا زَرْعاً

کِلْتَا الْجَنَّتَیْنِ آتَتْ أُکُلَهٰا وَ لَمْ تَظْلِمْ مِنْهُ شَیْئاً وَ فَجَّرْنٰا خِلاٰلَهُمٰا نَهَراً

وَ کٰانَ لَهُ ثَمَرٌ فَقٰالَ لِصٰاحِبِهِ وَ هُوَ یُحٰاوِرُهُ أَنَا أَکْثَرُ مِنْکَ مٰالاً وَ أَعَزُّ نَفَراً

وَ دَخَلَ جَنَّتَهُ وَ هُوَ ظٰالِمٌ لِنَفْسِهِ قٰالَ مٰا أَظُنُّ أَنْ تَبِیدَ هٰذِهِ أَبَداً

وَ مٰا أَظُنُّ السّٰاعَةَ قٰائِمَةً وَ لَئِنْ رُدِدْتُ إِلیٰ رَبِّی لَأَجِدَنَّ خَیْراً مِنْهٰا مُنْقَلَباً

قٰالَ لَهُ صٰاحِبُهُ وَ هُوَ یُحٰاوِرُهُ أَ کَفَرْتَ بِالَّذِی خَلَقَکَ مِنْ تُرٰابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ سَوّٰاکَ رَجُلاً

وَ لَوْ لاٰ إِذْ دَخَلْتَ جَنَّتَکَ قُلْتَ مٰا شٰاءَ اللّٰهُ لاٰ قُوَّةَ إِلاّٰ بِاللّٰهِ إِنْ تَرَنِ أَنَا أَقَلَّ مِنْکَ مٰالاً وَ وَلَداً. کهف (18) 32 -\37 و 39

جلوه‌های قدرت خدا

اشاره
383. خلود شقاوتمندان در جهنّم، جلوه‌ای از قدرت خداوند بر اساس اراده و مشیّت خویش:

فَأَمَّا الَّذِینَ شَقُوا فَفِی النّٰارِ لَهُمْ فِیهٰا زَفِیرٌ وَ شَهِیقٌ

خٰالِدِینَ فِیهٰا مٰا دٰامَتِ السَّمٰاوٰاتُ وَ الْأَرْضُ إِلاّٰ مٰا شٰاءَ رَبُّکَ إِنَّ رَبَّکَ فَعّٰالٌ لِمٰا یُرِیدُ. هود (11) 106 و 107

384. قیامت، روز ظهور و جلوۀ قدرت مطلق خدا:

... وَ لَوْ یَرَی الَّذِینَ ظَلَمُوا إِذْ یَرَوْنَ الْعَذٰابَ أَنَّ الْقُوَّةَ لِلّٰهِ جَمِیعاً وَ أَنَّ اللّٰهَ شَدِیدُ الْعَذٰابِ .

بقره (2) 165

وَ مٰا قَدَرُوا اللّٰهَ حَقَّ قَدْرِهِ وَ الْأَرْضُ جَمِیعاً قَبْضَتُهُ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ وَ السَّمٰاوٰاتُ مَطْوِیّٰاتٌ بِیَمِینِهِ .... زمر (39) 67

1. آرامش
385. بهره‌مندی مؤمنان از آرامش، در جریان صلح حدیبیّه، از جلوه‌های قدرت خداوند:

لَقَدْ رَضِیَ اللّٰهُ عَنِ الْمُؤْمِنِینَ إِذْ یُبٰایِعُونَکَ تَحْتَ

اَلشَّجَرَةِ فَعَلِمَ مٰا فِی قُلُوبِهِمْ فَأَنْزَلَ السَّکِینَةَ عَلَیْهِمْ .... وَ کٰانَ اللّٰهُ عَزِیزاً حَکِیماً.

فتح (48) 18 و 19

386. آرامش در شب و راحتی در آن، از جلوه‌های قدرت خداوند:

فٰالِقُ الْإِصْبٰاحِ وَ جَعَلَ اللَّیْلَ سَکَناً وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ حُسْبٰاناً ذٰلِکَ تَقْدِیرُ الْعَزِیزِ الْعَلِیمِ .

انعام (6) 96

2. احیای زمین
387. احیای زمین بعد از مرگ طبیعی، از جلوه‌های قدرت خداوند:

وَ مِنْ آیٰاتِهِ أَنَّکَ تَرَی الْأَرْضَ خٰاشِعَةً فَإِذٰا أَنْزَلْنٰا عَلَیْهَا الْمٰاءَ اهْتَزَّتْ وَ رَبَتْ إِنَّ الَّذِی أَحْیٰاهٰا لَمُحْیِ الْمَوْتیٰ إِنَّهُ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ.

فصّلت (41) 39

3. استجابت دعا
388. استجابت دعای مؤمنان، در مصون ماندن از سلطۀ کافران، جلوه‌ای از قدرت خداوند:

رَبَّنٰا لاٰ تَجْعَلْنٰا فِتْنَةً لِلَّذِینَ کَفَرُوا وَ اغْفِرْ لَنٰا رَبَّنٰا إِنَّکَ أَنْتَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ . ممتحنه (60) 5

4. اعطای بهشت
389. اعطای بهشت جاودانه به صادقان، از جلوه‌های قدرت مطلق خداوند:

قٰالَ اللّٰهُ هٰذٰا یَوْمُ یَنْفَعُ الصّٰادِقِینَ صِدْقُهُمْ لَهُمْ جَنّٰاتٌ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهٰارُ خٰالِدِینَ فِیهٰا أَبَداً رَضِیَ اللّٰهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ ذٰلِکَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ

لِلّٰهِ مُلْکُ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ وَ مٰا فِیهِنَّ وَ هُوَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ.

مائده (5) 119 و 120

390. بهره‌مندی مؤمنان تائب و پیرو دین از بهشت، جلوه‌ای از قدرت و عزّتمندی خداوند:

اَلَّذِینَ یَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَ مَنْ حَوْلَهُ یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَ یُؤْمِنُونَ بِهِ وَ یَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِینَ آمَنُوا رَبَّنٰا وَسِعْتَ کُلَّ شَیْءٍ رَحْمَةً وَ عِلْماً فَاغْفِرْ لِلَّذِینَ تٰابُوا وَ اتَّبَعُوا سَبِیلَکَ وَ قِهِمْ عَذٰابَ الْجَحِیمِ

رَبَّنٰا وَ أَدْخِلْهُمْ جَنّٰاتِ عَدْنٍ الَّتِی وَعَدْتَهُمْ وَ مَنْ صَلَحَ مِنْ آبٰائِهِمْ وَ أَزْوٰاجِهِمْ وَ ذُرِّیّٰاتِهِمْ إِنَّکَ أَنْتَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ .

غافر (40) 7 و 8

391. وعده‌های خداوند دربارۀ جاودانگی مؤمنانِ دارای عمل صالح، در بهره‌مندی از بهشت برین، جلوه‌ای از قدرت وحکمت او:

إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّٰالِحٰاتِ لَهُمْ جَنّٰاتُ النَّعِیمِ

خٰالِدِینَ فِیهٰا وَعْدَ اللّٰهِ حَقًّا وَ هُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ . لقمان (31) 8 و 9

392. بهره‌مندی پرهیزکاران از بهشت برین، از جلوه‌های قدرت خداوند:

إِنَّ الْمُتَّقِینَ فِی جَنّٰاتٍ وَ نَهَرٍ

فِی مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِیکٍ مُقْتَدِرٍ. قمر (54) 54 و 55

5. اعطای حاکمیّت
393. اعطای حاکمیّت به افراد، از جلوه‌های قدرت مطلق خداوند:

قُلِ اللّٰهُمَّ مٰالِکَ الْمُلْکِ تُؤْتِی الْمُلْکَ مَنْ تَشٰاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْکَ مِمَّنْ تَشٰاءُ وَ تُعِزُّ مَنْ تَشٰاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشٰاءُ بِیَدِکَ الْخَیْرُ إِنَّکَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ. آل‌عمران (3) 26

6 . اعطای رحمت
394. اعطای رحمت به بندگان و یا منع آن از ایشان، جلوه‌ای از قدرت الهی و دلیلی بر عزتمندی او:

اَلْحَمْدُ لِلّٰهِ فٰاطِرِ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ جٰاعِلِ الْمَلاٰئِکَةِ رُسُلاً أُولِی أَجْنِحَةٍ مَثْنیٰ وَ ثُلاٰثَ وَ رُبٰاعَ یَزِیدُ فِی الْخَلْقِ مٰا یَشٰاءُ إِنَّ اللّٰهَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ

مٰا یَفْتَحِ اللّٰهُ لِلنّٰاسِ مِنْ رَحْمَةٍ فَلاٰ مُمْسِکَ لَهٰا وَ مٰا یُمْسِکْ فَلاٰ مُرْسِلَ لَهُ مِنْ بَعْدِهِ وَ هُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ . فاطر (35) 1 و 2

7. اعطای عزّت
395. عطای عزّت به انسانها، از جلوه‌های قدرت مطلق خداوند:

قُلِ اللّٰهُمَّ مٰالِکَ الْمُلْکِ تُؤْتِی الْمُلْکَ مَنْ تَشٰاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْکَ مِمَّنْ تَشٰاءُ وَ تُعِزُّ مَنْ تَشٰاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشٰاءُ بِیَدِکَ الْخَیْرُ إِنَّکَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ.

آل‌عمران (3) 26

8 . اعطای فرزند
396. آسان بودن اعطای فرزند پسر به زکریّا علیه السلام از سوی خداوند، از جلوه‌های قدرت پروردگار:

یٰا زَکَرِیّٰا إِنّٰا نُبَشِّرُکَ بِغُلاٰمٍ اسْمُهُ یَحْییٰ لَمْ نَجْعَلْ لَهُ مِنْ قَبْلُ سَمِیًّا

قٰالَ رَبِّ أَنّٰی یَکُونُ لِی غُلاٰمٌ وَ کٰانَتِ امْرَأَتِی عٰاقِراً وَ قَدْ بَلَغْتُ مِنَ الْکِبَرِ عِتِیًّا

قٰالَ کَذٰلِکَ قٰالَ رَبُّکَ هُوَ عَلَیَّ هَیِّنٌ وَ قَدْ خَلَقْتُکَ مِنْ قَبْلُ وَ لَمْ تَکُ شَیْئاً.

مریم (19) 7 -\9

397. آفرینش زکریّا علیه السلام از عدم، از جلوه‌ها و دلایل توانمندی و قدرت خداوند بر اعطای فرزند پسر برای آن حضرت:

یٰا زَکَرِیّٰا إِنّٰا نُبَشِّرُکَ بِغُلاٰمٍ اسْمُهُ یَحْییٰ لَمْ نَجْعَلْ لَهُ مِنْ قَبْلُ سَمِیًّا

قٰالَ رَبِّ أَنّٰی یَکُونُ لِی غُلاٰمٌ وَ کٰانَتِ امْرَأَتِی عٰاقِراً وَ قَدْ بَلَغْتُ مِنَ الْکِبَرِ عِتِیًّا

قٰالَ کَذٰلِکَ قٰالَ رَبُّکَ هُوَ عَلَیَّ هَیِّنٌ وَ قَدْ خَلَقْتُکَ مِنْ قَبْلُ وَ لَمْ تَکُ شَیْئاً.

مریم (19) 7 -\9

398. اعطای فرزند به افراد، برخاسته از خداوند:

لِلّٰهِ مُلْکُ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ یَخْلُقُ مٰا یَشٰاءُ یَهَبُ لِمَنْ یَشٰاءُ إِنٰاثاً وَ یَهَبُ لِمَنْ یَشٰاءُ الذُّکُورَ

أَوْ یُزَوِّجُهُمْ ذُکْرٰاناً وَ إِنٰاثاً وَ یَجْعَلُ مَنْ یَشٰاءُ عَقِیماً إِنَّهُ عَلِیمٌ قَدِیرٌ.

شوری (42) 49 و 50

9. اعطای قدرت
399. اعطای قدرت به افراد، از جلوه‌های قدرت مطلق خداوند، بر اساس مشیّت خود:

قُلِ اللّٰهُمَّ مٰالِکَ الْمُلْکِ تُؤْتِی الْمُلْکَ مَنْ تَشٰاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْکَ مِمَّنْ تَشٰاءُ وَ تُعِزُّ مَنْ تَشٰاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشٰاءُ بِیَدِکَ الْخَیْرُ إِنَّکَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ.

آل‌عمران (3) 26

10. اعطای معیشت
400. اعطای معیشت نیکو، در پی استغفار و توجّه به درگاه پروردگار، از مظاهر قدرت خداوند:

وَ أَنِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَیْهِ یُمَتِّعْکُمْ مَتٰاعاً حَسَناً .... وَ هُوَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ.

هود (11) 3 و 4

11. افعال خدا
401. قدرت خداوند بر انجام دادن هر کاری بر اساس اراده و مشیّت خویش، از جلوه‌ها و دلایل توانمندی او بر احیای مردگان:

وَ ضَرَبَ لَنٰا مَثَلاً وَ نَسِیَ خَلْقَهُ قٰالَ مَنْ یُحْیِ الْعِظٰامَ وَ هِیَ رَمِیمٌ

إِنَّمٰا أَمْرُهُ إِذٰا أَرٰادَ شَیْئاً أَنْ یَقُولَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ . یس (36) 78 و 82

12. الفت دلها
402. الفت و پیوند قلبها، از جلوه‌های قدرت خداوند:

وَ أَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ لَوْ أَنْفَقْتَ مٰا فِی الْأَرْضِ جَمِیعاً مٰا أَلَّفْتَ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ وَ لٰکِنَّ اللّٰهَ أَلَّفَ بَیْنَهُمْ إِنَّهُ عَزِیزٌ حَکِیمٌ . انفال (8) 63

13. امداد به مؤمنان
403. امداد به مؤمنان مظلوم و دفاع از آنان، از جلوه‌های قدرت خداوند:

أُذِنَ لِلَّذِینَ یُقٰاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَ إِنَّ اللّٰهَ عَلیٰ نَصْرِهِمْ لَقَدِیرٌ

اَلَّذِینَ أُخْرِجُوا مِنْ دِیٰارِهِمْ بِغَیْرِ حَقٍّ إِلاّٰ أَنْ یَقُولُوا رَبُّنَا اللّٰهُ وَ لَوْ لاٰ دَفْعُ اللّٰهِ النّٰاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوٰامِعُ وَ بِیَعٌ وَ صَلَوٰاتٌ وَ مَسٰاجِدُ یُذْکَرُ فِیهَا اسْمُ اللّٰهِ کَثِیراً وَ لَیَنْصُرَنَّ اللّٰهُ مَنْ یَنْصُرُهُ إِنَّ اللّٰهَ لَقَوِیٌّ عَزِیزٌ.

حج (22) 39 و 40

404. امداد و نصرت الهی به مسلمانان، در جنگ بدر، جلوه‌ای از قدرت خداوند:

وَ إِذْ یَعِدُکُمُ اللّٰهُ إِحْدَی الطّٰائِفَتَیْنِ أَنَّهٰا لَکُمْ وَ تَوَدُّونَ أَنَّ غَیْرَ ذٰاتِ الشَّوْکَةِ تَکُونُ لَکُمْ وَ یُرِیدُ اللّٰهُ أَنْ یُحِقَّ الْحَقَّ بِکَلِمٰاتِهِ وَ یَقْطَعَ دٰابِرَ الْکٰافِرِینَ

إِذْ تَسْتَغِیثُونَ رَبَّکُمْ فَاسْتَجٰابَ لَکُمْ أَنِّی مُمِدُّکُمْ بِأَلْفٍ مِنَ الْمَلاٰئِکَةِ مُرْدِفِینَ

وَ مٰا جَعَلَهُ اللّٰهُ إِلاّٰ بُشْریٰ وَ لِتَطْمَئِنَّ بِهِ قُلُوبُکُمْ وَ مَا النَّصْرُ إِلاّٰ مِنْ عِنْدِ اللّٰهِ إِنَّ اللّٰهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ .

انفال (8) 7 و 9 و 10

14. انسا
405. انسای آیه و حکمی از آیات و احکام، جلوه‌ای از قدرت مطلقۀ خداوند:

مٰا نَنْسَخْ مِنْ آیَةٍ أَوْ نُنْسِهٰا نَأْتِ بِخَیْرٍ مِنْهٰا أَوْ مِثْلِهٰا أَ لَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللّٰهَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ.

بقره (2) 106

15. برکت
406. افاضۀ خیر و برکت از سوی خداوند، برخاسته از قدرت مطلق و بی پایان او:

تَبٰارَکَ الَّذِی بِیَدِهِ الْمُلْکُ وَ هُوَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ. ملک (67) 1

16. بعثت انبیا
407. بعثت پیامبران الهی، پرتوی از قدرت مطلقۀ خداوند:

یٰا أَهْلَ الْکِتٰابِ قَدْ جٰاءَکُمْ رَسُولُنٰا یُبَیِّنُ لَکُمْ عَلیٰ فَتْرَةٍ مِنَ الرُّسُلِ أَنْ تَقُولُوا مٰا جٰاءَنٰا مِنْ بَشِیرٍ وَ لاٰ نَذِیرٍ فَقَدْ جٰاءَکُمْ بَشِیرٌ وَ نَذِیرٌ وَ اللّٰهُ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ. مائده (5) 19

408. ارسال پیامبران برای انذار و بشارت انسانها، جهت اتمام‌حجّت بر آنها، جلوه‌ای از قدرت خداوند:

رُسُلاً مُبَشِّرِینَ وَ مُنْذِرِینَ لِئَلاّٰ یَکُونَ لِلنّٰاسِ عَلَی اللّٰهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَ کٰانَ اللّٰهُ عَزِیزاً حَکِیماً. نساء (4) 165

یٰا أَهْلَ الْکِتٰابِ قَدْ جٰاءَکُمْ رَسُولُنٰا یُبَیِّنُ لَکُمْ عَلیٰ فَتْرَةٍ مِنَ الرُّسُلِ أَنْ تَقُولُوا مٰا جٰاءَنٰا مِنْ بَشِیرٍ وَ لاٰ نَذِیرٍ فَقَدْ جٰاءَکُمْ بَشِیرٌ وَ نَذِیرٌ وَ اللّٰهُ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ. مائده (5) 19

17. بعثت محمّد صلی الله علیه و آله
409. بعثت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله جهت اتمام‌حجّت و بشارت و انذار، جلوه‌ای از قدرت خدا:

یٰا أَهْلَ الْکِتٰابِ قَدْ جٰاءَکُمْ رَسُولُنٰا یُبَیِّنُ لَکُمْ عَلیٰ فَتْرَةٍ مِنَ الرُّسُلِ أَنْ تَقُولُوا مٰا جٰاءَنٰا مِنْ بَشِیرٍ وَ لاٰ نَذِیرٍ فَقَدْ جٰاءَکُمْ بَشِیرٌ وَ نَذِیرٌ وَ اللّٰهُ

عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ. مائده (5) 19

18. پاداش
410. تأمین پاداش مؤمنانِ با عمل، از جلوه‌های قدرت و حکمت خداوند:

وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِنٰاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیٰاءُ بَعْضٍ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ یُقِیمُونَ الصَّلاٰةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکٰاةَ وَ یُطِیعُونَ اللّٰهَ وَ رَسُولَهُ أُولٰئِکَ سَیَرْحَمُهُمُ اللّٰهُ إِنَّ اللّٰهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ . توبه (9) 71

19. پایداری سنّتها
411. جاودانگی و تبدیل‌ناپذیری سنّتهای الهی، از جلوه‌های قدرت گستردۀ او:

وَ مَغٰانِمَ کَثِیرَةً یَأْخُذُونَهٰا وَ کٰانَ اللّٰهُ عَزِیزاً حَکِیماً

وَعَدَکُمُ اللّٰهُ مَغٰانِمَ کَثِیرَةً تَأْخُذُونَهٰا فَعَجَّلَ لَکُمْ هٰذِهِ وَ کَفَّ أَیْدِیَ النّٰاسِ عَنْکُمْ وَ لِتَکُونَ آیَةً لِلْمُؤْمِنِینَ وَ یَهْدِیَکُمْ صِرٰاطاً مُسْتَقِیماً

وَ أُخْریٰ لَمْ تَقْدِرُوا عَلَیْهٰا قَدْ أَحٰاطَ اللّٰهُ بِهٰا وَ کٰانَ اللّٰهُ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیراً

سُنَّةَ اللّٰهِ الَّتِی قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلُ وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللّٰهِ تَبْدِیلاً. فتح (48) 19 -\21 و 23

20. پیروزی
412. پیروزی مؤمنان در غزوۀ حنین و بهره‌مندی از غنایم آن، از جلوه‌های قدرت و عزّت خداوند:

وَعَدَکُمُ اللّٰهُ مَغٰانِمَ کَثِیرَةً ... وَ أُخْریٰ لَمْ تَقْدِرُوا عَلَیْهٰا قَدْ أَحٰاطَ اللّٰهُ بِهٰا وَ کٰانَ اللّٰهُ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیراً. (1)فتح (48) 20 و 21

413. پیروزی مسلمانان در غزوۀ خیبر و بهره‌مندی از غنایم آن، از جلوه‌های قدرت خداوند:

لَقَدْ رَضِیَ اللّٰهُ عَنِ الْمُؤْمِنِینَ إِذْ یُبٰایِعُونَکَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ مٰا فِی قُلُوبِهِمْ فَأَنْزَلَ السَّکِینَةَ عَلَیْهِمْ وَ أَثٰابَهُمْ فَتْحاً قَرِیباً

وَ مَغٰانِمَ کَثِیرَةً یَأْخُذُونَهٰا وَ کٰانَ اللّٰهُ عَزِیزاً حَکِیماً

وَعَدَکُمُ اللّٰهُ مَغٰانِمَ کَثِیرَةً تَأْخُذُونَهٰا فَعَجَّلَ لَکُمْ هٰذِهِ وَ کَفَّ أَیْدِیَ النّٰاسِ عَنْکُمْ وَ لِتَکُونَ آیَةً لِلْمُؤْمِنِینَ وَ یَهْدِیَکُمْ صِرٰاطاً مُسْتَقِیماً. (2)

فتح (48) 18 -\20

414. پیروزی مسلمانان در بدر، از جلوه‌های قدرت مطلقۀ الهی بر همۀ موجودات:

وَ اعْلَمُوا أَنَّمٰا غَنِمْتُمْ مِنْ شَیْءٍ فَأَنَّ لِلّٰهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِی الْقُرْبیٰ وَ الْیَتٰامیٰ وَ الْمَسٰاکِینِ وَ ابْنِ السَّبِیلِ إِنْ کُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللّٰهِ وَ مٰا أَنْزَلْنٰا عَلیٰ عَبْدِنٰا یَوْمَ الْفُرْقٰانِ یَوْمَ الْتَقَی الْجَمْعٰانِ وَ اللّٰهُ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ. انفال (8) 41

415. قدرت و عزّت الهی، ضامن نصرت قطعی دفاع‌کنندگان از حق:

أُذِنَ لِلَّذِینَ یُقٰاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَ إِنَّ اللّٰهَ عَلیٰ نَصْرِهِمْ لَقَدِیرٌ

اَلَّذِینَ أُخْرِجُوا مِنْ دِیٰارِهِمْ بِغَیْرِ حَقٍّ إِلاّٰ أَنْ یَقُولُوا رَبُّنَا اللّٰهُ وَ لَوْ لاٰ دَفْعُ اللّٰهِ النّٰاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوٰامِعُ وَ بِیَعٌ وَ صَلَوٰاتٌ وَ مَسٰاجِدُ یُذْکَرُ فِیهَا اسْمُ اللّٰهِ کَثِیراً وَ لَیَنْصُرَنَّ اللّٰهُ مَنْ یَنْصُرُهُ إِنَّ اللّٰهَ لَقَوِیٌّ عَزِیزٌ. حج (22) 39 و 40


1) 1) . مقصود از«و اخریٰ...»مغانم هوازن در غزوۀ حنین است. (الکشاف، ج 4، ص 341)

2) 2) . مقصود از«...فتح قریب...و مغانم کثیرة»غنایم خیبراست. (الکشاف، ج 4، ص 340؛ مجمع‌البیان، ج 9 -\10، ص 176)

416. پیروزی مجاهدان در راه خدا، ناشی از عزّت و اقتدار مطلق خداوند:

وَ لَقَدْ نَصَرَکُمُ اللّٰهُ بِبَدْرٍ وَ أَنْتُمْ أَذِلَّةٌ فَاتَّقُوا اللّٰهَ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ

وَ مٰا جَعَلَهُ اللّٰهُ إِلاّٰ بُشْریٰ لَکُمْ وَ لِتَطْمَئِنَّ قُلُوبُکُمْ بِهِ وَ مَا النَّصْرُ إِلاّٰ مِنْ عِنْدِ اللّٰهِ الْعَزِیزِ الْحَکِیمِ . آل‌عمران (3) 123 و 126

وَ مٰا جَعَلَهُ اللّٰهُ إِلاّٰ بُشْریٰ وَ لِتَطْمَئِنَّ بِهِ قُلُوبُکُمْ وَ مَا النَّصْرُ إِلاّٰ مِنْ عِنْدِ اللّٰهِ إِنَّ اللّٰهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ .

انفال (8) 10

417. پیروزی انبیا بر دشمنان‌شان، جلوه‌ای از عزّت و اقتدار الهی:

کَتَبَ اللّٰهُ لَأَغْلِبَنَّ أَنَا وَ رُسُلِی إِنَّ اللّٰهَ قَوِیٌّ عَزِیزٌ.

مجادله (58) 21

21. تبیین احکام
418. تبیین احکام و قوانین مربوط به طلاق، جلوه‌ای از عزّت و قدرت الهی:

وَ الْمُطَلَّقٰاتُ یَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ ثَلاٰثَةَ قُرُوءٍ وَ لاٰ یَحِلُّ لَهُنَّ أَنْ یَکْتُمْنَ مٰا خَلَقَ اللّٰهُ فِی أَرْحٰامِهِنَّ إِنْ کُنَّ یُؤْمِنَّ بِاللّٰهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ وَ بُعُولَتُهُنَّ أَحَقُّ بِرَدِّهِنَّ فِی ذٰلِکَ إِنْ أَرٰادُوا إِصْلاٰحاً وَ لَهُنَّ مِثْلُ الَّذِی عَلَیْهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَ لِلرِّجٰالِ عَلَیْهِنَّ دَرَجَةٌ وَ اللّٰهُ عَزِیزٌ حَکِیمٌ . بقره (2) 228

419. تبیین احکام مربوط به وفات و مسائل آن، از جلوه‌های قدرت خداوند:

وَ الَّذِینَ یُتَوَفَّوْنَ مِنْکُمْ وَ یَذَرُونَ أَزْوٰاجاً وَصِیَّةً لِأَزْوٰاجِهِمْ مَتٰاعاً إِلَی الْحَوْلِ غَیْرَ إِخْرٰاجٍ فَإِنْ خَرَجْنَ فَلاٰ جُنٰاحَ عَلَیْکُمْ فِی مٰا فَعَلْنَ فِی أَنْفُسِهِنَّ مِنْ مَعْرُوفٍ وَ اللّٰهُ عَزِیزٌ حَکِیمٌ .

بقره (2) 240

22. تحقّق اراده
420. تحقّق هر نوع اراده و خواستۀ خداوند، از مظاهر قدرت خداوند:

مٰا کٰانَ عَلَی النَّبِیِّ مِنْ حَرَجٍ فِیمٰا فَرَضَ اللّٰهُ لَهُ سُنَّةَ اللّٰهِ فِی الَّذِینَ خَلَوْا مِنْ قَبْلُ وَ کٰانَ أَمْرُ اللّٰهِ قَدَراً مَقْدُوراً. احزاب (33) 38

هُوَ الَّذِی یُحْیِی وَ یُمِیتُ فَإِذٰا قَضیٰ أَمْراً فَإِنَّمٰا یَقُولُ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ . غافر (40) 68

23. تحقّق وعده
421. خداوند، توانا بر تحقق بخشیدن به وعده‌های خود:

قُلْ رَبِّ إِمّٰا تُرِیَنِّی مٰا یُوعَدُونَ

رَبِّ فَلاٰ تَجْعَلْنِی فِی الْقَوْمِ الظّٰالِمِینَ

وَ إِنّٰا عَلیٰ أَنْ نُرِیَکَ مٰا نَعِدُهُمْ لَقٰادِرُونَ . مؤمنون (23) 93 -\95

24. تحوّل در جامعه
422. تحوّل در روابط انسانها و تبدیل دشمنیها به دوستی، از جلوه‌های قدرت خداوند:

عَسَی اللّٰهُ أَنْ یَجْعَلَ بَیْنَکُمْ وَ بَیْنَ الَّذِینَ عٰادَیْتُمْ مِنْهُمْ مَوَدَّةً وَ اللّٰهُ قَدِیرٌ وَ اللّٰهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ .

ممتحنه (60) 7

25. تعیین اوقات
423. تعیین اوقات و شناخت آن از طریق خورشید و ماه، از جلوه‌های قدرت خداوند:

فٰالِقُ الْإِصْبٰاحِ وَ جَعَلَ اللَّیْلَ سَکَناً وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ حُسْبٰاناً ذٰلِکَ تَقْدِیرُ الْعَزِیزِ الْعَلِیمِ .

انعام (6) 96

26. تغییر قبله
424. تغییر قبله، در پی انتظار پیامبر صلی الله علیه و آله از جلوه‌های قدرت خداوند:

قَدْ نَریٰ تَقَلُّبَ وَجْهِکَ فِی السَّمٰاءِ فَلَنُوَلِّیَنَّکَ

قِبْلَةً تَرْضٰاهٰا فَوَلِّ وَجْهَکَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ وَ حَیْثُ مٰا کُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَکُمْ شَطْرَهُ وَ إِنَّ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتٰابَ لَیَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ وَ مَا اللّٰهُ بِغٰافِلٍ عَمّٰا یَعْمَلُونَ

وَ لِکُلٍّ وِجْهَةٌ هُوَ مُوَلِّیهٰا فَاسْتَبِقُوا الْخَیْرٰاتِ أَیْنَ مٰا تَکُونُوا یَأْتِ بِکُمُ اللّٰهُ جَمِیعاً إِنَّ اللّٰهَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ. بقره (2) 144 و 148

27. تنزیه از شرک
425. منزّه بودن خداوند از هرگونه شریک، جلوه‌ای از قدرت شکست‌ناپذیر و حکمت او:

قُلْ أَرُونِیَ الَّذِینَ أَلْحَقْتُمْ بِهِ شُرَکٰاءَ کَلاّٰ بَلْ هُوَ اللّٰهُ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ . سبأ (34) 27

28. تنظیم سر انگشتان
426. تنظیم و پیدایش سر انگشتهای مردگان در قیامت، جلوۀ قدرت خداوند:

بَلیٰ قٰادِرِینَ عَلیٰ أَنْ نُسَوِّیَ بَنٰانَهُ . قیامت (75) 4

29. تنوّع جنبندگان
427. تنوّع جنبندگان در شکلها، اندازه‌ها و نحوۀ راه رفتن، از جلوه‌های قدرت مطلقۀ خداوند:

وَ اللّٰهُ خَلَقَ کُلَّ دَابَّةٍ مِنْ مٰاءٍ فَمِنْهُمْ مَنْ یَمْشِی عَلیٰ بَطْنِهِ وَ مِنْهُمْ مَنْ یَمْشِی عَلیٰ رِجْلَیْنِ وَ مِنْهُمْ مَنْ یَمْشِی عَلیٰ أَرْبَعٍ یَخْلُقُ اللّٰهُ مٰا یَشٰاءُ إِنَّ اللّٰهَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ. نور (24) 45

30. تنوّع گیاهان
428. گوناگونی نباتات، از زمینه‌های مطالعه برای پی بردن به امکان معاد و قدرت خدا بر احیای مردگان:

فَقَدْ کَذَّبُوا فَسَیَأْتِیهِمْ أَنْبٰؤُا مٰا کٰانُوا بِهِ یَسْتَهْزِؤُنَ

أَ وَ لَمْ یَرَوْا إِلَی الْأَرْضِ کَمْ أَنْبَتْنٰا فِیهٰا مِنْ کُلِّ زَوْجٍ کَرِیمٍ

إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَآیَةً وَ مٰا کٰانَ أَکْثَرُهُمْ مُؤْمِنِینَ

وَ إِنَّ رَبَّکَ لَهُوَ الْعَزِیزُ الرَّحِیمُ . شعراء (26) 6 -\9

31. تهدید کافران
429. تهدید کافران ستمگر، از جلوه‌های قدرت کاستی‌ناپذیر خداوند:

إِنَّ اللّٰهَ هُوَ الرَّزّٰاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتِینُ

فَإِنَّ لِلَّذِینَ ظَلَمُوا ذَنُوباً مِثْلَ ذَنُوبِ أَصْحٰابِهِمْ فَلاٰ یَسْتَعْجِلُونِ

فَوَیْلٌ لِلَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ یَوْمِهِمُ الَّذِی یُوعَدُونَ . ذاریات (51) 58 -\60

32. جایگزینی امّتها
430. نابودی ملّتی و جایگزینی مردمی جدید به جای آنان، از جلوه‌های قدرت خدا:

إِنْ یَشَأْ یُذْهِبْکُمْ أَیُّهَا النّٰاسُ وَ یَأْتِ بِآخَرِینَ وَ کٰانَ اللّٰهُ عَلیٰ ذٰلِکَ قَدِیراً. نساء (4) 133

أَ لَمْ یَرَوْا کَمْ أَهْلَکْنٰا مِنْ قَبْلِهِمْ مِنْ قَرْنٍ مَکَّنّٰاهُمْ فِی الْأَرْضِ مٰا لَمْ نُمَکِّنْ لَکُمْ وَ أَرْسَلْنَا السَّمٰاءَ عَلَیْهِمْ مِدْرٰاراً وَ جَعَلْنَا الْأَنْهٰارَ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهِمْ فَأَهْلَکْنٰاهُمْ بِذُنُوبِهِمْ وَ أَنْشَأْنٰا مِنْ بَعْدِهِمْ قَرْناً آخَرِینَ . انعام (6) 6

وَ أَوْرَثْنَا الْقَوْمَ الَّذِینَ کٰانُوا یُسْتَضْعَفُونَ مَشٰارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغٰارِبَهَا الَّتِی بٰارَکْنٰا فِیهٰا وَ تَمَّتْ کَلِمَتُ رَبِّکَ الْحُسْنیٰ عَلیٰ بَنِی إِسْرٰائِیلَ بِمٰا صَبَرُوا وَ دَمَّرْنٰا مٰا کٰانَ یَصْنَعُ فِرْعَوْنُ وَ قَوْمُهُ وَ مٰا کٰانُوا یَعْرِشُونَ . اعراف (7) 137

إِلاّٰ تَنْفِرُوا یُعَذِّبْکُمْ عَذٰاباً أَلِیماً وَ یَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَیْرَکُمْ وَ لاٰ تَضُرُّوهُ شَیْئاً وَ اللّٰهُ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ. توبه (9) 39

وَ کَمْ قَصَمْنٰا مِنْ قَرْیَةٍ کٰانَتْ ظٰالِمَةً وَ أَنْشَأْنٰا بَعْدَهٰا قَوْماً آخَرِینَ

فَلَمّٰا أَحَسُّوا بَأْسَنٰا إِذٰا هُمْ مِنْهٰا یَرْکُضُونَ

لاٰ تَرْکُضُوا وَ ارْجِعُوا إِلیٰ مٰا أُتْرِفْتُمْ فِیهِ وَ مَسٰاکِنِکُمْ لَعَلَّکُمْ تُسْئَلُونَ .

انبیاء (21) 11 -\13

فَأَرْسَلَ فِرْعَوْنُ فِی الْمَدٰائِنِ حٰاشِرِینَ

إِنَّ هٰؤُلاٰءِ لَشِرْذِمَةٌ قَلِیلُونَ

وَ إِنَّهُمْ لَنٰا لَغٰائِظُونَ

وَ إِنّٰا لَجَمِیعٌ حٰاذِرُونَ

فَأَخْرَجْنٰاهُمْ مِنْ جَنّٰاتٍ وَ عُیُونٍ

وَ کُنُوزٍ وَ مَقٰامٍ کَرِیمٍ

کَذٰلِکَ وَ أَوْرَثْنٰاهٰا بَنِی إِسْرٰائِیلَ .

شعراء (26) 53 -\59

إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلاٰ فِی الْأَرْضِ وَ جَعَلَ أَهْلَهٰا شِیَعاً یَسْتَضْعِفُ طٰائِفَةً مِنْهُمْ یُذَبِّحُ أَبْنٰاءَهُمْ وَ یَسْتَحْیِی نِسٰاءَهُمْ إِنَّهُ کٰانَ مِنَ الْمُفْسِدِینَ

وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوٰارِثِینَ

وَ نُمَکِّنَ لَهُمْ فِی الْأَرْضِ وَ نُرِیَ فِرْعَوْنَ وَ هٰامٰانَ وَ جُنُودَهُمٰا مِنْهُمْ مٰا کٰانُوا یَحْذَرُونَ .

قصص (28) 4 -\6

یٰا أَیُّهَا النّٰاسُ أَنْتُمُ الْفُقَرٰاءُ إِلَی اللّٰهِ وَ اللّٰهُ هُوَ الْغَنِیُّ الْحَمِیدُ

إِنْ یَشَأْ یُذْهِبْکُمْ وَ یَأْتِ بِخَلْقٍ جَدِیدٍ

وَ مٰا ذٰلِکَ عَلَی اللّٰهِ بِعَزِیزٍ.

فاطر (35) 15 -\17

وَ لَقَدْ فَتَنّٰا قَبْلَهُمْ قَوْمَ فِرْعَوْنَ وَ جٰاءَهُمْ رَسُولٌ کَرِیمٌ

وَ اتْرُکِ الْبَحْرَ رَهْواً إِنَّهُمْ جُنْدٌ مُغْرَقُونَ

کَمْ تَرَکُوا مِنْ جَنّٰاتٍ وَ عُیُونٍ

وَ زُرُوعٍ وَ مَقٰامٍ کَرِیمٍ

وَ نَعْمَةٍ کٰانُوا فِیهٰا فٰاکِهِینَ

کَذٰلِکَ وَ أَوْرَثْنٰاهٰا قَوْماً آخَرِینَ .

دخان (44) 17 و 24 -\28

33. حاکمیّت بنی‌اسرائیل
431. حاکمیّت یافتن بنی‌اسرائیل بعد از غرق و نابود شدن فرعونیان، جلوه‌ای از قدرت شکست‌ناپذیر خداوند:

وَ أَوْحَیْنٰا إِلیٰ مُوسیٰ أَنْ أَسْرِ بِعِبٰادِی إِنَّکُمْ مُتَّبَعُونَ

فَأَرْسَلَ فِرْعَوْنُ فِی الْمَدٰائِنِ حٰاشِرِینَ

إِنَّ هٰؤُلاٰءِ لَشِرْذِمَةٌ قَلِیلُونَ

وَ إِنَّهُمْ لَنٰا لَغٰائِظُونَ

وَ إِنّٰا لَجَمِیعٌ حٰاذِرُونَ

فَأَخْرَجْنٰاهُمْ مِنْ جَنّٰاتٍ وَ عُیُونٍ

وَ کُنُوزٍ وَ مَقٰامٍ کَرِیمٍ

کَذٰلِکَ وَ أَوْرَثْنٰاهٰا بَنِی إِسْرٰائِیلَ

فَأَتْبَعُوهُمْ مُشْرِقِینَ

فَلَمّٰا تَرٰاءَا الْجَمْعٰانِ قٰالَ أَصْحٰابُ مُوسیٰ إِنّٰا لَمُدْرَکُونَ

قٰالَ کَلاّٰ إِنَّ مَعِی رَبِّی سَیَهْدِینِ

فَأَوْحَیْنٰا إِلیٰ مُوسیٰ أَنِ اضْرِبْ بِعَصٰاکَ الْبَحْرَ فَانْفَلَقَ فَکٰانَ کُلُّ فِرْقٍ کَالطَّوْدِ الْعَظِیمِ

وَ أَزْلَفْنٰا ثَمَّ الْآخَرِینَ

وَ أَنْجَیْنٰا مُوسیٰ وَ مَنْ مَعَهُ أَجْمَعِینَ

ثُمَّ أَغْرَقْنَا الْآخَرِینَ

إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَآیَةً وَ مٰا کٰانَ أَکْثَرُهُمْ مُؤْمِنِینَ

وَ إِنَّ رَبَّکَ لَهُوَ الْعَزِیزُ الرَّحِیمُ . شعراء (26) 52 -\68

34. حاکمیّت خدا بر جهان
432. حاکمیّت و مالکیّت خداوند بر جهان هستی، جلوه‌ای از قدرت او:

وَ لِلّٰهِ مُلْکُ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ وَ اللّٰهُ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ. آل‌عمران (3) 189

لَقَدْ کَفَرَ الَّذِینَ قٰالُوا إِنَّ اللّٰهَ هُوَ الْمَسِیحُ ابْنُ مَرْیَمَ قُلْ فَمَنْ یَمْلِکُ مِنَ اللّٰهِ شَیْئاً إِنْ أَرٰادَ أَنْ یُهْلِکَ الْمَسِیحَ ابْنَ مَرْیَمَ وَ أُمَّهُ وَ مَنْ فِی الْأَرْضِ جَمِیعاً وَ لِلّٰهِ مُلْکُ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ وَ مٰا بَیْنَهُمٰا یَخْلُقُ مٰا یَشٰاءُ وَ اللّٰهُ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ. مائده (5) 17

أَ لَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللّٰهَ لَهُ مُلْکُ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ یُعَذِّبُ مَنْ یَشٰاءُ وَ یَغْفِرُ لِمَنْ یَشٰاءُ وَ اللّٰهُ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ. مائده (5) 40

لِلّٰهِ مُلْکُ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ وَ مٰا فِیهِنَّ وَ هُوَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ. مائده (5) 120

لِلّٰهِ مُلْکُ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ یَخْلُقُ مٰا یَشٰاءُ یَهَبُ لِمَنْ یَشٰاءُ إِنٰاثاً وَ یَهَبُ لِمَنْ یَشٰاءُ الذُّکُورَ

أَوْ یُزَوِّجُهُمْ ذُکْرٰاناً وَ إِنٰاثاً وَ یَجْعَلُ مَنْ یَشٰاءُ عَقِیماً إِنَّهُ عَلِیمٌ قَدِیرٌ.

شوری (42) 49 و 50

لَهُ مُلْکُ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ یُحْیِی وَ یُمِیتُ وَ هُوَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ. حدید (57) 2

35. حاکمیّت مستضعفان
433. به اضمحلال کشاندن مستکبران و حاکمیّت یافتن مستضعفان، جلوه‌ای از قدرت الهی:

وَ أَوْحَیْنٰا إِلیٰ مُوسیٰ أَنْ أَسْرِ بِعِبٰادِی إِنَّکُمْ مُتَّبَعُونَ

فَأَرْسَلَ فِرْعَوْنُ فِی الْمَدٰائِنِ حٰاشِرِینَ

إِنَّ هٰؤُلاٰءِ لَشِرْذِمَةٌ قَلِیلُونَ

وَ إِنَّهُمْ لَنٰا لَغٰائِظُونَ

وَ إِنّٰا لَجَمِیعٌ حٰاذِرُونَ

فَأَخْرَجْنٰاهُمْ مِنْ جَنّٰاتٍ وَ عُیُونٍ

وَ کُنُوزٍ وَ مَقٰامٍ کَرِیمٍ

کَذٰلِکَ وَ أَوْرَثْنٰاهٰا بَنِی إِسْرٰائِیلَ

فَأَتْبَعُوهُمْ مُشْرِقِینَ

فَلَمّٰا تَرٰاءَا الْجَمْعٰانِ قٰالَ أَصْحٰابُ مُوسیٰ إِنّٰا لَمُدْرَکُونَ

قٰالَ کَلاّٰ إِنَّ مَعِی رَبِّی سَیَهْدِینِ

فَأَوْحَیْنٰا إِلیٰ مُوسیٰ أَنِ اضْرِبْ بِعَصٰاکَ الْبَحْرَ فَانْفَلَقَ فَکٰانَ کُلُّ فِرْقٍ کَالطَّوْدِ الْعَظِیمِ

وَ أَزْلَفْنٰا ثَمَّ الْآخَرِینَ

وَ أَنْجَیْنٰا مُوسیٰ وَ مَنْ مَعَهُ أَجْمَعِینَ

ثُمَّ أَغْرَقْنَا الْآخَرِینَ

إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَآیَةً وَ مٰا کٰانَ أَکْثَرُهُمْ مُؤْمِنِینَ

وَ إِنَّ رَبَّکَ لَهُوَ الْعَزِیزُ الرَّحِیمُ . شعراء (26) 52 -\68

نَتْلُوا عَلَیْکَ مِنْ نَبَإِ مُوسیٰ وَ فِرْعَوْنَ بِالْحَقِّ لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ

إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلاٰ فِی الْأَرْضِ وَ جَعَلَ أَهْلَهٰا شِیَعاً یَسْتَضْعِفُ طٰائِفَةً مِنْهُمْ یُذَبِّحُ أَبْنٰاءَهُمْ وَ یَسْتَحْیِی نِسٰاءَهُمْ إِنَّهُ کٰانَ مِنَ الْمُفْسِدِینَ

وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوٰارِثِینَ

وَ نُمَکِّنَ لَهُمْ فِی الْأَرْضِ وَ نُرِیَ فِرْعَوْنَ وَ هٰامٰانَ وَ جُنُودَهُمٰا مِنْهُمْ مٰا کٰانُوا یَحْذَرُونَ . قصص (28) 3 -\6

36. حرکت خورشید
434. حرکت منظّم خورشید، از جلوه‌های قدرت خداوند:

وَ الشَّمْسُ تَجْرِی لِمُسْتَقَرٍّ لَهٰا ذٰلِکَ تَقْدِیرُ الْعَزِیزِ الْعَلِیمِ . یس (36) 38

37. حشر
435. حشر تمام انسانها در روز قیامت، جلوه‌ای از قدرت لایزال الهی:

وَ لِکُلٍّ وِجْهَةٌ هُوَ مُوَلِّیهٰا فَاسْتَبِقُوا الْخَیْرٰاتِ أَیْنَ مٰا تَکُونُوا یَأْتِ بِکُمُ اللّٰهُ جَمِیعاً إِنَّ اللّٰهَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ. بقره (2) 148

وَ مِنْ آیٰاتِهِ خَلْقُ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ وَ مٰا بَثَّ فِیهِمٰا مِنْ دٰابَّةٍ وَ هُوَ عَلیٰ جَمْعِهِمْ إِذٰا یَشٰاءُ قَدِیرٌ.

شوری (42) 29

38. حفظ انسانها
436. حفظ جان بندگان و قبض روح آنان از سوی مأموران الهی، جلوه‌ای از قدرت برتر خداوند بر بندگان:

وَ هُوَ الْقٰاهِرُ فَوْقَ عِبٰادِهِ وَ یُرْسِلُ عَلَیْکُمْ حَفَظَةً

حَتّٰی إِذٰا جٰاءَ أَحَدَکُمُ الْمَوْتُ تَوَفَّتْهُ رُسُلُنٰا وَ هُمْ لاٰ یُفَرِّطُونَ . انعام (6) 61

39. حفظ معابد
437. حفظ معابد و مساجد با دفاع از مؤمنان مظلوم، از جلوه‌های قدرت خداوند:

إِنَّ اللّٰهَ یُدٰافِعُ عَنِ الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّ اللّٰهَ لاٰ یُحِبُّ کُلَّ خَوّٰانٍ کَفُورٍ

أُذِنَ لِلَّذِینَ یُقٰاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَ إِنَّ اللّٰهَ عَلیٰ نَصْرِهِمْ لَقَدِیرٌ

اَلَّذِینَ أُخْرِجُوا مِنْ دِیٰارِهِمْ بِغَیْرِ حَقٍّ إِلاّٰ أَنْ یَقُولُوا رَبُّنَا اللّٰهُ وَ لَوْ لاٰ دَفْعُ اللّٰهِ النّٰاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوٰامِعُ وَ بِیَعٌ وَ صَلَوٰاتٌ وَ مَسٰاجِدُ یُذْکَرُ فِیهَا اسْمُ اللّٰهِ کَثِیراً وَ لَیَنْصُرَنَّ اللّٰهُ مَنْ یَنْصُرُهُ إِنَّ اللّٰهَ لَقَوِیٌّ عَزِیزٌ. حج (22) 38 -\40

40. حوادث
438. حوادث رخ داده در جنگ (احد) برای مؤمنان، جلوه‌ای از قدرت خداوند:

أَ وَ لَمّٰا أَصٰابَتْکُمْ مُصِیبَةٌ قَدْ أَصَبْتُمْ مِثْلَیْهٰا قُلْتُمْ أَنّٰی هٰذٰا قُلْ هُوَ مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِکُمْ إِنَّ اللّٰهَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ. آل‌عمران (3) 165

41. حیات
439. حیات بخشیدن و میراندن، از جلوه‌های قدرت مطلق خداوند:

سَبَّحَ لِلّٰهِ مٰا فِی السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ ... یُحْیِی وَ یُمِیتُ وَ هُوَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ. حدید (57) 1 و 2

440. پدیدار شدن حیات بر روی زمین و تحولات و زوال آن، جلوه‌ای از قدرت مطلقۀ خداوند:

وَ اضْرِبْ لَهُمْ مَثَلَ الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا کَمٰاءٍ أَنْزَلْنٰاهُ مِنَ السَّمٰاءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَبٰاتُ الْأَرْضِ فَأَصْبَحَ هَشِیماً تَذْرُوهُ الرِّیٰاحُ وَ کٰانَ اللّٰهُ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ مُقْتَدِراً. کهف (18) 45

441. پیدایش مستمر حیات و مرگ، نشانۀ قدرت خدا:

قُلِ اللّٰهُمَّ مٰالِکَ الْمُلْکِ تُؤْتِی الْمُلْکَ مَنْ تَشٰاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْکَ مِمَّنْ تَشٰاءُ وَ تُعِزُّ مَنْ تَشٰاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشٰاءُ بِیَدِکَ الْخَیْرُ إِنَّکَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ

تُولِجُ اللَّیْلَ فِی النَّهٰارِ وَ تُولِجُ النَّهٰارَ فِی اللَّیْلِ وَ تُخْرِجُ الْحَیَّ مِنَ الْمَیِّتِ وَ تُخْرِجُ الْمَیِّتَ مِنَ الْحَیِّ وَ تَرْزُقُ مَنْ تَشٰاءُ بِغَیْرِ حِسٰابٍ .

آل‌عمران (3) 26 و 27

42. خشکاندن آب
442. کمبود آب و عدم امکان دستیابی به آن در زمین، از جلوه‌های قدرت خداوند:

وَ أَنْزَلْنٰا مِنَ السَّمٰاءِ مٰاءً بِقَدَرٍ فَأَسْکَنّٰاهُ فِی الْأَرْضِ وَ إِنّٰا عَلیٰ ذَهٰابٍ بِهِ لَقٰادِرُونَ .

مؤمنون (23) 18

43. خلقت آسمان
443. خلقت آسمانها، جلوه‌ای از قدرت مطلق الهی:

وَ لِلّٰهِ مُلْکُ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ وَ اللّٰهُ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ

إِنَّ فِی خَلْقِ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلاٰفِ اللَّیْلِ وَ النَّهٰارِ لَآیٰاتٍ لِأُولِی الْأَلْبٰابِ .

آل‌عمران (3) 189 و 190

أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللّٰهَ خَلَقَ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضَ بِالْحَقِّ إِنْ یَشَأْ یُذْهِبْکُمْ وَ یَأْتِ بِخَلْقٍ جَدِیدٍ

وَ مٰا ذٰلِکَ عَلَی اللّٰهِ بِعَزِیزٍ. ابراهیم (14) 19 و 20

اَلْحَمْدُ لِلّٰهِ فٰاطِرِ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ جٰاعِلِ الْمَلاٰئِکَةِ رُسُلاً أُولِی أَجْنِحَةٍ مَثْنیٰ وَ ثُلاٰثَ وَ رُبٰاعَ یَزِیدُ فِی الْخَلْقِ مٰا یَشٰاءُ إِنَّ اللّٰهَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ. فاطر (35) 1

وَ ضَرَبَ لَنٰا مَثَلاً وَ نَسِیَ خَلْقَهُ قٰالَ مَنْ یُحْیِ الْعِظٰامَ وَ هِیَ رَمِیمٌ

قُلْ یُحْیِیهَا الَّذِی أَنْشَأَهٰا أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ هُوَ بِکُلِّ خَلْقٍ عَلِیمٌ

أَ وَ لَیْسَ الَّذِی خَلَقَ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضَ بِقٰادِرٍ عَلیٰ أَنْ یَخْلُقَ مِثْلَهُمْ بَلیٰ وَ هُوَ الْخَلاّٰقُ الْعَلِیمُ .

یس (36) 78 و 79 و 81

وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضَ لَیَقُولُنَّ خَلَقَهُنَّ الْعَزِیزُ الْعَلِیمُ . زخرف (43) 9

تَنْزِیلُ الْکِتٰابِ مِنَ اللّٰهِ الْعَزِیزِ الْحَکِیمِ

مٰا خَلَقْنَا السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضَ وَ مٰا بَیْنَهُمٰا إِلاّٰ بِالْحَقِّ .... احقاف (46) 2 و 3

أَ وَ لَمْ یَرَوْا أَنَّ اللّٰهَ الَّذِی خَلَقَ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضَ وَ لَمْ یَعْیَ بِخَلْقِهِنَّ بِقٰادِرٍ عَلیٰ أَنْ یُحْیِیَ الْمَوْتیٰ بَلیٰ إِنَّهُ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ.

احقاف (46) 33

44. خلقت انسان
444. خلقت انسان، از جلوه‌ها و نشانه‌های قدرت خدا:

اَللّٰهُ الَّذِی خَلَقَکُمْ مِنْ ضَعْفٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْ بَعْدِ ضَعْفٍ قُوَّةً ثُمَّ جَعَلَ مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ ضَعْفاً وَ شَیْبَةً یَخْلُقُ مٰا یَشٰاءُ وَ هُوَ الْعَلِیمُ الْقَدِیرُ. روم (30) 54

لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسٰانَ فِی کَبَدٍ

أَ یَحْسَبُ أَنْ لَنْ یَقْدِرَ عَلَیْهِ أَحَدٌ. بلد (90) 4 و 5

445. خلقت انسان با مراحل مختلف آن، از جلوه‌های قدرت خداوند:

وَ اللّٰهُ خَلَقَکُمْ ثُمَّ یَتَوَفّٰاکُمْ وَ مِنْکُمْ مَنْ یُرَدُّ إِلیٰ أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِکَیْ لاٰ یَعْلَمَ بَعْدَ عِلْمٍ شَیْئاً إِنَّ اللّٰهَ عَلِیمٌ قَدِیرٌ. نحل (16) 70

یٰا أَیُّهَا النّٰاسُ إِنْ کُنْتُمْ فِی رَیْبٍ مِنَ الْبَعْثِ فَإِنّٰا خَلَقْنٰاکُمْ مِنْ تُرٰابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ مِنْ مُضْغَةٍ مُخَلَّقَةٍ وَ غَیْرِ مُخَلَّقَةٍ لِنُبَیِّنَ لَکُمْ وَ نُقِرُّ فِی الْأَرْحٰامِ مٰا نَشٰاءُ إِلیٰ أَجَلٍ مُسَمًّی ثُمَّ نُخْرِجُکُمْ طِفْلاً ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّکُمْ وَ مِنْکُمْ مَنْ یُتَوَفّٰی وَ مِنْکُمْ مَنْ یُرَدُّ إِلیٰ أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِکَیْلاٰ یَعْلَمَ مِنْ بَعْدِ عِلْمٍ شَیْئاً وَ تَرَی الْأَرْضَ هٰامِدَةً فَإِذٰا أَنْزَلْنٰا عَلَیْهَا الْمٰاءَ اهْتَزَّتْ وَ رَبَتْ وَ أَنْبَتَتْ مِنْ کُلِّ زَوْجٍ بَهِیجٍ

ذٰلِکَ بِأَنَّ اللّٰهَ هُوَ الْحَقُّ وَ أَنَّهُ یُحْیِ الْمَوْتیٰ وَ أَنَّهُ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ.

حج (22) 5 و 6

اَللّٰهُ الَّذِی خَلَقَکُمْ مِنْ ضَعْفٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْ بَعْدِ ضَعْفٍ قُوَّةً ثُمَّ جَعَلَ مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ ضَعْفاً وَ شَیْبَةً یَخْلُقُ مٰا یَشٰاءُ وَ هُوَ الْعَلِیمُ الْقَدِیرُ. روم (30) 54

أَ یَحْسَبُ الْإِنْسٰانُ أَنْ یُتْرَکَ سُدیً

أَ لَمْ یَکُ نُطْفَةً مِنْ مَنِیٍّ یُمْنیٰ

ثُمَّ کٰانَ عَلَقَةً فَخَلَقَ فَسَوّٰی

فَجَعَلَ مِنْهُ الزَّوْجَیْنِ الذَّکَرَ وَ الْأُنْثیٰ

أَ لَیْسَ ذٰلِکَ بِقٰادِرٍ عَلیٰ أَنْ یُحْیِیَ الْمَوْتیٰ . قیامت (75) 36 -\40

446. خلقت انسان مؤمن از کافر و بر عکس، از جلوه‌های قدرت خداوند:

قُلِ اللّٰهُمَّ مٰالِکَ الْمُلْکِ تُؤْتِی الْمُلْکَ مَنْ تَشٰاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْکَ مِمَّنْ تَشٰاءُ وَ تُعِزُّ مَنْ تَشٰاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشٰاءُ بِیَدِکَ الْخَیْرُ إِنَّکَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ

تُولِجُ اللَّیْلَ فِی النَّهٰارِ وَ تُولِجُ النَّهٰارَ فِی اللَّیْلِ وَ تُخْرِجُ الْحَیَّ مِنَ الْمَیِّتِ وَ تُخْرِجُ الْمَیِّتَ مِنَ الْحَیِّ وَ تَرْزُقُ مَنْ تَشٰاءُ بِغَیْرِ حِسٰابٍ . (1)آل‌عمران (3) 26 و 27


1) 1) . مقصود از«تخرج الحیّ من المیّت و تخرج المیّت من الحیّ»خلقت مؤمن از کافر و بر عکس است. (معالم‌التنزیل، بغوی، ج 1، ص 426؛ تفسیر القرآن الکریم، شبّر، ص 101)

447. خلقت انسان و رویش انواع گیاهان از خاک بیجان، نشانگر توانمندی خدا بر احیای مردگان در روز رستاخیز:

... وَ تَرَی الْأَرْضَ هٰامِدَةً فَإِذٰا أَنْزَلْنٰا عَلَیْهَا الْمٰاءَ اهْتَزَّتْ وَ رَبَتْ وَ أَنْبَتَتْ مِنْ کُلِّ زَوْجٍ بَهِیجٍ ذٰلِکَ بِأَنَّ اللّٰهَ هُوَ الْحَقُّ وَ أَنَّهُ یُحْیِ الْمَوْتیٰ وَ أَنَّهُ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ وَ أَنَّ السّٰاعَةَ آتِیَةٌ لاٰ رَیْبَ فِیهٰا وَ أَنَّ اللّٰهَ یَبْعَثُ مَنْ فِی الْقُبُورِ.

حج (22) 5 -\7

448. آفرینش آغازین انسان از نطفه و علقه به همراه ساختاری معتدل و هماهنگ، جلوۀ قدرت خداوند:

أَ یَحْسَبُ الْإِنْسٰانُ أَنْ یُتْرَکَ سُدیً

أَ لَمْ یَکُ نُطْفَةً مِنْ مَنِیٍّ یُمْنیٰ

ثُمَّ کٰانَ عَلَقَةً فَخَلَقَ فَسَوّٰی

فَجَعَلَ مِنْهُ الزَّوْجَیْنِ الذَّکَرَ وَ الْأُنْثیٰ

أَ لَیْسَ ذٰلِکَ بِقٰادِرٍ عَلیٰ أَنْ یُحْیِیَ الْمَوْتیٰ . قیامت (75) 36 -\40

449. آفرینش انسان از منی، از دلایل قدرت خداوند بر معاد و تجدید حیات انسان:

فَلْیَنْظُرِ الْإِنْسٰانُ مِمَّ خُلِقَ

خُلِقَ مِنْ مٰاءٍ دٰافِقٍ

یَخْرُجُ مِنْ بَیْنِ الصُّلْبِ وَ التَّرٰائِبِ

إِنَّهُ عَلیٰ رَجْعِهِ لَقٰادِرٌ. طارق (86) 5 -\8

45. خلقت جنبندگان
450. خلقت تمام جنبندگان با انواع مختلف، از جلوه‌های قدرت خداوند:

وَ اللّٰهُ خَلَقَ کُلَّ دَابَّةٍ مِنْ مٰاءٍ فَمِنْهُمْ مَنْ یَمْشِی عَلیٰ بَطْنِهِ وَ مِنْهُمْ مَنْ یَمْشِی عَلیٰ رِجْلَیْنِ وَ مِنْهُمْ مَنْ یَمْشِی عَلیٰ أَرْبَعٍ یَخْلُقُ اللّٰهُ مٰا یَشٰاءُ إِنَّ اللّٰهَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ. نور (24) 45

451. خلقت جانداران مختلف از آب، جلوه‌ای از قدرت مطلق الهی:

وَ اللّٰهُ خَلَقَ کُلَّ دَابَّةٍ مِنْ مٰاءٍ فَمِنْهُمْ مَنْ یَمْشِی عَلیٰ بَطْنِهِ وَ مِنْهُمْ مَنْ یَمْشِی عَلیٰ رِجْلَیْنِ وَ مِنْهُمْ مَنْ یَمْشِی عَلیٰ أَرْبَعٍ یَخْلُقُ اللّٰهُ مٰا یَشٰاءُ إِنَّ اللّٰهَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ. نور (24) 45

46. خلقت جهان
452. آسانی خلقت و بازگشت دوبارۀ آنها از سوی خداوند، جلوه‌ای از قدرت شکست‌ناپذیر و حکمت او:

وَ هُوَ الَّذِی یَبْدَؤُا الْخَلْقَ ثُمَّ یُعِیدُهُ وَ هُوَ أَهْوَنُ عَلَیْهِ وَ لَهُ الْمَثَلُ الْأَعْلیٰ فِی السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ . روم (30) 27

453. خلقت اشیا، از جلوه‌های قدرت خداوند:

... یَخْلُقُ مٰا یَشٰاءُ وَ اللّٰهُ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ.

مائده (5) 17

... أَمْ جَعَلُوا لِلّٰهِ شُرَکٰاءَ خَلَقُوا کَخَلْقِهِ فَتَشٰابَهَ الْخَلْقُ عَلَیْهِمْ قُلِ اللّٰهُ خٰالِقُ کُلِّ شَیْءٍ وَ هُوَ الْوٰاحِدُ الْقَهّٰارُ. رعد (13) 16

... یَخْلُقُ اللّٰهُ مٰا یَشٰاءُ إِنَّ اللّٰهَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ.

نور (24) 45

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانْظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللّٰهُ یُنْشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللّٰهَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ. عنکبوت (29) 20

454. خلقت هر چیزی به امر خداوند، بر اساس مشیّت خود، از جلوه‌های قدرت مطلق او:

... یَخْلُقُ مٰا یَشٰاءُ وَ اللّٰهُ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ.

مائده (5) 17

وَ اللّٰهُ خَلَقَ کُلَّ دَابَّةٍ مِنْ مٰاءٍ فَمِنْهُمْ مَنْ یَمْشِی عَلیٰ بَطْنِهِ وَ مِنْهُمْ مَنْ یَمْشِی عَلیٰ رِجْلَیْنِ وَ مِنْهُمْ مَنْ یَمْشِی عَلیٰ أَرْبَعٍ یَخْلُقُ اللّٰهُ مٰا یَشٰاءُ إِنَّ اللّٰهَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ. نور (24) 45

455. پیدایش بی‌درنگ هر موجودی در صورت تعلّق ارادۀ خداوند، جلوه‌ای از قدرت او:

بَدِیعُ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ وَ إِذٰا قَضیٰ أَمْراً فَإِنَّمٰا یَقُولُ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ . بقره (2) 117

قٰالَتْ رَبِّ أَنّٰی یَکُونُ لِی وَلَدٌ وَ لَمْ یَمْسَسْنِی بَشَرٌ قٰالَ کَذٰلِکِ اللّٰهُ یَخْلُقُ مٰا یَشٰاءُ إِذٰا قَضیٰ أَمْراً فَإِنَّمٰا یَقُولُ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ . آل‌عمران (3) 47

وَ هُوَ الَّذِی خَلَقَ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضَ بِالْحَقِّ وَ یَوْمَ یَقُولُ کُنْ فَیَکُونُ قَوْلُهُ الْحَقُّ وَ لَهُ الْمُلْکُ یَوْمَ یُنْفَخُ فِی الصُّورِ عٰالِمُ الْغَیْبِ وَ الشَّهٰادَةِ وَ هُوَ الْحَکِیمُ الْخَبِیرُ. انعام (6) 73

إِنَّمٰا قَوْلُنٰا لِشَیْءٍ إِذٰا أَرَدْنٰاهُ أَنْ نَقُولَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ . نحل (16) 40

مٰا کٰانَ لِلّٰهِ أَنْ یَتَّخِذَ مِنْ وَلَدٍ سُبْحٰانَهُ إِذٰا قَضیٰ أَمْراً فَإِنَّمٰا یَقُولُ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ . مریم (19) 35

إِنَّمٰا أَمْرُهُ إِذٰا أَرٰادَ شَیْئاً أَنْ یَقُولَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ .

یس (36) 82

456. آفرینش جهان هستی، نشانه و جلوه‌ای از قدرت و حاکمیّت مطلقۀ خداوند:

لَقَدْ کَفَرَ الَّذِینَ قٰالُوا إِنَّ اللّٰهَ هُوَ الْمَسِیحُ ابْنُ مَرْیَمَ قُلْ فَمَنْ یَمْلِکُ مِنَ اللّٰهِ شَیْئاً إِنْ أَرٰادَ أَنْ یُهْلِکَ الْمَسِیحَ ابْنَ مَرْیَمَ وَ أُمَّهُ وَ مَنْ فِی الْأَرْضِ جَمِیعاً وَ لِلّٰهِ مُلْکُ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ وَ مٰا بَیْنَهُمٰا یَخْلُقُ مٰا یَشٰاءُ وَ اللّٰهُ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ. مائده (5) 17

اَلَّذِی خَلَقَ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضَ وَ مٰا بَیْنَهُمٰا فِی سِتَّةِ أَیّٰامٍ ثُمَّ اسْتَویٰ عَلَی الْعَرْشِ الرَّحْمٰنُ فَسْئَلْ بِهِ خَبِیراً. (1)فرقان (25) 59

457. خلقت و آفرینش، از جلوه‌های قدرت و توانمندی خداوند:

وَ هُوَ الَّذِی یَبْدَؤُا الْخَلْقَ ثُمَّ یُعِیدُهُ وَ هُوَ أَهْوَنُ عَلَیْهِ وَ لَهُ الْمَثَلُ الْأَعْلیٰ فِی السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ . روم (30) 27

458. مالکیّت مطلق خداوند، دلیل نفوذ مشیّت و قدرت وی بر هرگونه دخل و تصرّف در جهان آفرینش:

وَ لِلّٰهِ مٰا فِی السَّمٰاوٰاتِ وَ مٰا فِی الْأَرْضِ وَ کَفیٰ بِاللّٰهِ وَکِیلاً

إِنْ یَشَأْ یُذْهِبْکُمْ أَیُّهَا النّٰاسُ وَ یَأْتِ بِآخَرِینَ وَ کٰانَ اللّٰهُ عَلیٰ ذٰلِکَ قَدِیراً.

نساء (4) 132 و 133

459. گسترش خلقت در موجودات از سوی خداوند، از جلوه‌های قدرت او بر اساس مشیّت او:

اَلْحَمْدُ لِلّٰهِ فٰاطِرِ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ جٰاعِلِ الْمَلاٰئِکَةِ رُسُلاً أُولِی أَجْنِحَةٍ مَثْنیٰ وَ ثُلاٰثَ وَ رُبٰاعَ یَزِیدُ فِی الْخَلْقِ مٰا یَشٰاءُ إِنَّ اللّٰهَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ. (2)فاطر (35) 1

47. خلقت زمین
460. آفرینش زمین، جلوه‌ای از قدرت مطلق الهی:

وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضَ لَیَقُولُنَّ خَلَقَهُنَّ الْعَزِیزُ الْعَلِیمُ . زخرف (43) 9


1) 1) . جملۀ«فسئل به خبیراً»تتمیم صدر آیه است؛ یعنی آفرینش آسمانها و زمین و... همراه با قدرت و علم است. (روح‌المعانی، ج 11، جزء 19، ص 57)

2) 2) . اظهر آن است که جملۀ«انّ اللّه علیٰ کلّ شیء قدیر»تعلیل باشد برای آنچه در آیه ذکر شده است. (المیزان، ج 17، ص 7)

تَنْزِیلُ الْکِتٰابِ مِنَ اللّٰهِ الْعَزِیزِ الْحَکِیمِ

مٰا خَلَقْنَا السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضَ وَ مٰا بَیْنَهُمٰا إِلاّٰ بِالْحَقِّ وَ أَجَلٍ مُسَمًّی وَ الَّذِینَ کَفَرُوا عَمّٰا أُنْذِرُوا مُعْرِضُونَ

قُلْ أَ رَأَیْتُمْ مٰا تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللّٰهِ أَرُونِی مٰا ذٰا خَلَقُوا مِنَ الْأَرْضِ أَمْ لَهُمْ شِرْکٌ فِی السَّمٰاوٰاتِ ائْتُونِی بِکِتٰابٍ مِنْ قَبْلِ هٰذٰا أَوْ أَثٰارَةٍ مِنْ عِلْمٍ إِنْ کُنْتُمْ صٰادِقِینَ .

احقاف (46) 2 -\4

أَ وَ لَمْ یَرَوْا أَنَّ اللّٰهَ الَّذِی خَلَقَ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضَ وَ لَمْ یَعْیَ بِخَلْقِهِنَّ بِقٰادِرٍ عَلیٰ أَنْ یُحْیِیَ الْمَوْتیٰ بَلیٰ إِنَّهُ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ.

احقاف (46) 33

461. قدرت و دانایی آفریدگار هستی، پشتوانۀ پیدایش شرایط زیست در کرۀ زمین:

وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضَ لَیَقُولُنَّ خَلَقَهُنَّ الْعَزِیزُ الْعَلِیمُ

اَلَّذِی جَعَلَ لَکُمُ الْأَرْضَ مَهْداً وَ جَعَلَ لَکُمْ فِیهٰا سُبُلاً لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ . زخرف (43) 9 و 10

48. خلقت عیسی علیه السلام
462. باردار شدن مریم علیها السلام به صورت خارق‌العاده و به دنیا آمدن عیسی علیه السلام جلوه‌ای از قدرت الهی:

وَ اذْکُرْ فِی الْکِتٰابِ مَرْیَمَ إِذِ انْتَبَذَتْ مِنْ أَهْلِهٰا مَکٰاناً شَرْقِیًّا

فَاتَّخَذَتْ مِنْ دُونِهِمْ حِجٰاباً فَأَرْسَلْنٰا إِلَیْهٰا رُوحَنٰا فَتَمَثَّلَ لَهٰا بَشَراً سَوِیًّا

قٰالَتْ إِنِّی أَعُوذُ بِالرَّحْمٰنِ مِنْکَ إِنْ کُنْتَ تَقِیًّا

قٰالَ إِنَّمٰا أَنَا رَسُولُ رَبِّکِ لِأَهَبَ لَکِ غُلاٰماً زَکِیًّا

قٰالَتْ أَنّٰی یَکُونُ لِی غُلاٰمٌ وَ لَمْ یَمْسَسْنِی بَشَرٌ وَ لَمْ أَکُ بَغِیًّا

قٰالَ کَذٰلِکِ قٰالَ رَبُّکِ هُوَ عَلَیَّ هَیِّنٌ وَ لِنَجْعَلَهُ آیَةً لِلنّٰاسِ وَ رَحْمَةً مِنّٰا وَ کٰانَ أَمْراً مَقْضِیًّا. مریم (19) 16 -\21

49. خلقت فرزند
463. خلقت دختر و پسر به صورت جدا جدا و انفرادی و یا به صورت دو قلوی مذکّر و مؤنّث، از جلوه‌های قدرت خداوند:

لِلّٰهِ مُلْکُ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ یَخْلُقُ مٰا یَشٰاءُ یَهَبُ لِمَنْ یَشٰاءُ إِنٰاثاً وَ یَهَبُ لِمَنْ یَشٰاءُ الذُّکُورَ

أَوْ یُزَوِّجُهُمْ ذُکْرٰاناً وَ إِنٰاثاً وَ یَجْعَلُ مَنْ یَشٰاءُ عَقِیماً إِنَّهُ عَلِیمٌ قَدِیرٌ.

شوری (42) 49 و 50

50. خلقت قوم عاد
464. آفرینش و خلقت قوم عاد مستکبر و مغرور به قدرت خود، از جلوه‌های قدرت و نیرومندی برتر خداوند:

فَأَمّٰا عٰادٌ فَاسْتَکْبَرُوا فِی الْأَرْضِ بِغَیْرِ الْحَقِّ وَ قٰالُوا مَنْ أَشَدُّ مِنّٰا قُوَّةً أَ وَ لَمْ یَرَوْا أَنَّ اللّٰهَ الَّذِی خَلَقَهُمْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُمْ قُوَّةً .... فصّلت (41) 15

51. خلقت ملائکه
465. خلقت ملائکه با بالهای گوناگون، جلوه‌ای از قدرت الهی:

اَلْحَمْدُ لِلّٰهِ فٰاطِرِ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ جٰاعِلِ الْمَلاٰئِکَةِ رُسُلاً أُولِی أَجْنِحَةٍ مَثْنیٰ وَ ثُلاٰثَ وَ رُبٰاعَ یَزِیدُ فِی الْخَلْقِ مٰا یَشٰاءُ إِنَّ اللّٰهَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ. فاطر (35) 1

52. خلقت یحیی علیه السلام
466. باردار شدن همسر زکریّا به صورت خارق‌العاده و تولّد یحیی علیه السلام ، جلوه‌ای از قدرت الهی:

ذِکْرُ رَحْمَتِ رَبِّکَ عَبْدَهُ زَکَرِیّٰا

إِذْ نٰادیٰ رَبَّهُ نِدٰاءً خَفِیًّا

قٰالَ رَبِّ إِنِّی وَهَنَ الْعَظْمُ مِنِّی

وَ اشْتَعَلَ الرَّأْسُ شَیْباً وَ لَمْ أَکُنْ بِدُعٰائِکَ رَبِّ شَقِیًّا

وَ إِنِّی خِفْتُ الْمَوٰالِیَ مِنْ وَرٰائِی وَ کٰانَتِ امْرَأَتِی عٰاقِراً فَهَبْ لِی مِنْ لَدُنْکَ وَلِیًّا

یَرِثُنِی وَ یَرِثُ مِنْ آلِ یَعْقُوبَ وَ اجْعَلْهُ رَبِّ رَضِیًّا

یٰا زَکَرِیّٰا إِنّٰا نُبَشِّرُکَ بِغُلاٰمٍ اسْمُهُ یَحْییٰ لَمْ نَجْعَلْ لَهُ مِنْ قَبْلُ سَمِیًّا

قٰالَ رَبِّ أَنّٰی یَکُونُ لِی غُلاٰمٌ وَ کٰانَتِ امْرَأَتِی عٰاقِراً وَ قَدْ بَلَغْتُ مِنَ الْکِبَرِ عِتِیًّا

قٰالَ کَذٰلِکَ قٰالَ رَبُّکَ هُوَ عَلَیَّ هَیِّنٌ وَ قَدْ خَلَقْتُکَ مِنْ قَبْلُ وَ لَمْ تَکُ شَیْئاً. مریم (19) 2 -\9

53. خیر
467. قدرت مطلق خداوند، مقتضی نشئت یافتن هر خیری از جانب او:

قُلِ اللّٰهُمَّ مٰالِکَ الْمُلْکِ تُؤْتِی الْمُلْکَ مَنْ تَشٰاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْکَ مِمَّنْ تَشٰاءُ وَ تُعِزُّ مَنْ تَشٰاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشٰاءُ بِیَدِکَ الْخَیْرُ إِنَّکَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ.

آل‌عمران (3) 26

هُوَ الَّذِی یُحْیِی وَ یُمِیتُ فَإِذٰا قَضیٰ أَمْراً فَإِنَّمٰا یَقُولُ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ . غافر (40) 68

468. رساندن هرگونه خیر و شرّ به انسان، جلوه‌ای از قدرت خداوند:

وَ إِنْ یَمْسَسْکَ اللّٰهُ بِضُرٍّ فَلاٰ کٰاشِفَ لَهُ إِلاّٰ هُوَ وَ إِنْ یَمْسَسْکَ بِخَیْرٍ فَهُوَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ

وَ هُوَ الْقٰاهِرُ فَوْقَ عِبٰادِهِ وَ هُوَ الْحَکِیمُ الْخَبِیرُ.

انعام (6) 17 و 18

54. رحمت
469. رحمت خداوند بر انسانها بر اساس مشیّت خود، از جلوه‌های قدرت مطلق خداوند:

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانْظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللّٰهُ یُنْشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللّٰهَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ

یُعَذِّبُ مَنْ یَشٰاءُ وَ یَرْحَمُ مَنْ یَشٰاءُ .... عنکبوت (29) 20 و 21

470. رحمت خداوند و لطف وی با بندگان، از جلوه‌های قدرت او:

اَللّٰهُ لَطِیفٌ بِعِبٰادِهِ یَرْزُقُ مَنْ یَشٰاءُ وَ هُوَ الْقَوِیُّ الْعَزِیزُ. شوری (42) 19

55. رزق
471. روزی‌دهی خداوند، نشئت گرفته از قدرت پایان‌ناپذیر او:

قُلِ اللّٰهُمَّ مٰالِکَ الْمُلْکِ تُؤْتِی الْمُلْکَ مَنْ تَشٰاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْکَ مِمَّنْ تَشٰاءُ وَ تُعِزُّ مَنْ تَشٰاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشٰاءُ بِیَدِکَ الْخَیْرُ إِنَّکَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ

تُولِجُ اللَّیْلَ فِی النَّهٰارِ وَ تُولِجُ النَّهٰارَ فِی اللَّیْلِ وَ تُخْرِجُ الْحَیَّ مِنَ الْمَیِّتِ وَ تُخْرِجُ الْمَیِّتَ مِنَ الْحَیِّ وَ تَرْزُقُ مَنْ تَشٰاءُ بِغَیْرِ حِسٰابٍ .

آل‌عمران (3) 26 و 27

إِنَّ اللّٰهَ هُوَ الرَّزّٰاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتِینُ .

ذاریات (51) 58

472. رزق و روزی‌رسانی خداوند، بر اساس مشیّت خود، جلوۀ قدرت او:

اَللّٰهُ لَطِیفٌ بِعِبٰادِهِ یَرْزُقُ مَنْ یَشٰاءُ وَ هُوَ الْقَوِیُّ الْعَزِیزُ. شوری (42) 19

56. رسالت ملائکه
473. رسالت ملائکه، جلوه‌ای از قدرت خداوند:

اَلْحَمْدُ لِلّٰهِ فٰاطِرِ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ جٰاعِلِ الْمَلاٰئِکَةِ رُسُلاً أُولِی أَجْنِحَةٍ مَثْنیٰ وَ ثُلاٰثَ وَ رُبٰاعَ یَزِیدُ فِی الْخَلْقِ مٰا یَشٰاءُ إِنَّ اللّٰهَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ. فاطر (35) 1

57. رفع مشکلات
474. تنها خداوند، قادر بر رفع هرگونه مشکلات در قیامت:

أَزِفَتِ الْآزِفَةُ

لَیْسَ لَهٰا مِنْ دُونِ اللّٰهِ کٰاشِفَةٌ .

نجم (53) 57 و 58

58. زینت آسمان
475. زینت آسمانها به وسیلۀ چراغها و چیزهای روشنایی‌بخش و حفظ آن، از جلوه‌های قدرت خداوند:

فَقَضٰاهُنَّ سَبْعَ سَمٰاوٰاتٍ فِی یَوْمَیْنِ وَ أَوْحیٰ فِی کُلِّ سَمٰاءٍ أَمْرَهٰا وَ زَیَّنَّا السَّمٰاءَ الدُّنْیٰا بِمَصٰابِیحَ وَ حِفْظاً ذٰلِکَ تَقْدِیرُ الْعَزِیزِ الْعَلِیمِ .

فصّلت (41) 12

59. شکست دشمنان
476. تواناییهای اهل ایمان در سرکوبی دشمنان دین، پرتوی از قدرت الهی:

وَ لَقَدْ نَصَرَکُمُ اللّٰهُ بِبَدْرٍ وَ أَنْتُمْ أَذِلَّةٌ ... بَلیٰ إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا وَ یَأْتُوکُمْ مِنْ فَوْرِهِمْ هٰذٰا یُمْدِدْکُمْ رَبُّکُمْ بِخَمْسَةِ آلاٰفٍ مِنَ الْمَلاٰئِکَةِ مُسَوِّمِینَ ... وَ مَا النَّصْرُ إِلاّٰ مِنْ عِنْدِ اللّٰهِ الْعَزِیزِ الْحَکِیمِ لِیَقْطَعَ طَرَفاً مِنَ الَّذِینَ کَفَرُوا أَوْ یَکْبِتَهُمْ فَیَنْقَلِبُوا خٰائِبِینَ لَیْسَ لَکَ مِنَ الْأَمْرِ شَیْءٌ أَوْ یَتُوبَ عَلَیْهِمْ أَوْ یُعَذِّبَهُمْ فَإِنَّهُمْ ظٰالِمُونَ . آل‌عمران (3) 123 و 125 -\128

60 . شکست معبودان
477. قدرت خداوند، موجب شکست و مقهوریّت معبودان مورد پرستش مشرکان:

وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضَ لَیَقُولُنَّ اللّٰهُ قُلْ أَ فَرَأَیْتُمْ مٰا تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللّٰهِ إِنْ أَرٰادَنِیَ اللّٰهُ بِضُرٍّ هَلْ هُنَّ کٰاشِفٰاتُ ضُرِّهِ أَوْ أَرٰادَنِی بِرَحْمَةٍ هَلْ هُنَّ مُمْسِکٰاتُ رَحْمَتِهِ قُلْ حَسْبِیَ اللّٰهُ .... زمر (39) 38

61 . شکل‌گیری انسان
478. شکل‌گیری انسان در رَحِم، نشانۀ اقتدار و حکمت خداوند:

هُوَ الَّذِی یُصَوِّرُکُمْ فِی الْأَرْحٰامِ کَیْفَ یَشٰاءُ لاٰ إِلٰهَ إِلاّٰ هُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ . آل‌عمران (3) 6

62 . صفات عالی خداوند
479. صفات و مَثَل برتر برای خداوند، جلوه‌ای از قدرت او:

... وَ لِلّٰهِ الْمَثَلُ الْأَعْلیٰ وَ هُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ .

نحل (16) 60

63 . طبیعت
480. پیدایش و کارآیی مظاهر طبیعت، متکی به مشیّت خدا و جلوه‌هایی از قدرت الهی:

کِلْتَا الْجَنَّتَیْنِ آتَتْ أُکُلَهٰا وَ لَمْ تَظْلِمْ مِنْهُ شَیْئاً وَ فَجَّرْنٰا خِلاٰلَهُمٰا نَهَراً

وَ کٰانَ لَهُ ثَمَرٌ فَقٰالَ لِصٰاحِبِهِ وَ هُوَ یُحٰاوِرُهُ أَنَا أَکْثَرُ مِنْکَ مٰالاً وَ أَعَزُّ نَفَراً

وَ مٰا أَظُنُّ السّٰاعَةَ قٰائِمَةً وَ لَئِنْ رُدِدْتُ إِلیٰ رَبِّی لَأَجِدَنَّ خَیْراً مِنْهٰا مُنْقَلَباً

وَ لَوْ لاٰ إِذْ دَخَلْتَ جَنَّتَکَ قُلْتَ مٰا شٰاءَ اللّٰهُ لاٰ قُوَّةَ إِلاّٰ بِاللّٰهِ إِنْ تَرَنِ أَنَا أَقَلَّ مِنْکَ مٰالاً وَ وَلَداً

أَوْ یُصْبِحَ مٰاؤُهٰا غَوْراً فَلَنْ تَسْتَطِیعَ لَهُ طَلَباً

وَ أُحِیطَ بِثَمَرِهِ فَأَصْبَحَ یُقَلِّبُ کَفَّیْهِ عَلیٰ مٰا أَنْفَقَ فِیهٰا وَ هِیَ خٰاوِیَةٌ عَلیٰ عُرُوشِهٰا وَ یَقُولُ یٰا لَیْتَنِی لَمْ أُشْرِکْ بِرَبِّی أَحَداً

وَ لَمْ تَکُنْ لَهُ فِئَةٌ یَنْصُرُونَهُ مِنْ دُونِ اللّٰهِ وَ مٰا کٰانَ مُنْتَصِراً

هُنٰالِکَ الْوَلاٰیَةُ لِلّٰهِ الْحَقِّ هُوَ خَیْرٌ ثَوٰاباً وَ خَیْرٌ عُقْباً

وَ اضْرِبْ

لَهُمْ مَثَلَ الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا کَمٰاءٍ أَنْزَلْنٰاهُ مِنَ السَّمٰاءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَبٰاتُ الْأَرْضِ فَأَصْبَحَ هَشِیماً تَذْرُوهُ الرِّیٰاحُ وَ کٰانَ اللّٰهُ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ مُقْتَدِراً.

کهف (18) 33 و 34 و 36 و 39 و 41 -\45

64 . طلوع صبح
481. پیدایش و پدید آمدن صبح از دل شب و تاریکی، از جلوه‌های قدرت خداوند:

فٰالِقُ الْإِصْبٰاحِ وَ جَعَلَ اللَّیْلَ سَکَناً وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ حُسْبٰاناً ذٰلِکَ تَقْدِیرُ الْعَزِیزِ الْعَلِیمِ .

انعام (6) 96

65 . عذاب
482. عذاب فرعونیان کافر به آیات خدا، جلوه‌ای از قدرت خداوند:

کَدَأْبِ آلِ فِرْعَوْنَ وَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ کَفَرُوا بِآیٰاتِ اللّٰهِ فَأَخَذَهُمُ اللّٰهُ بِذُنُوبِهِمْ إِنَّ اللّٰهَ قَوِیٌّ شَدِیدُ الْعِقٰابِ . انفال (8) 52

483. عذاب مشرکان، از جلوه‌های قدرت خداوند:

وَ مِنَ النّٰاسِ مَنْ یَتَّخِذُ مِنْ دُونِ اللّٰهِ أَنْدٰاداً یُحِبُّونَهُمْ کَحُبِّ اللّٰهِ وَ الَّذِینَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلّٰهِ وَ لَوْ یَرَی الَّذِینَ ظَلَمُوا إِذْ یَرَوْنَ الْعَذٰابَ أَنَّ الْقُوَّةَ لِلّٰهِ جَمِیعاً وَ أَنَّ اللّٰهَ شَدِیدُ الْعَذٰابِ .

بقره (2) 165

أُولٰئِکَ لَمْ یَکُونُوا مُعْجِزِینَ فِی الْأَرْضِ وَ مٰا کٰانَ لَهُمْ مِنْ دُونِ اللّٰهِ مِنْ أَوْلِیٰاءَ یُضٰاعَفُ لَهُمُ الْعَذٰابُ مٰا کٰانُوا یَسْتَطِیعُونَ السَّمْعَ وَ مٰا کٰانُوا یُبْصِرُونَ . هود (11) 20

484. عذاب و هلاکت مردم و جایگزین کردن امّتی به جای آنان، جلوه‌ای از قدرت مطلق خداوند:

إِلاّٰ تَنْفِرُوا یُعَذِّبْکُمْ عَذٰاباً أَلِیماً وَ یَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَیْرَکُمْ وَ لاٰ تَضُرُّوهُ شَیْئاً وَ اللّٰهُ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ. توبه (9) 39

485. عذاب و عقوبت انسانها، پرتوی از قدرت مطلق خداوند:

أَ لَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللّٰهَ لَهُ مُلْکُ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ یُعَذِّبُ مَنْ یَشٰاءُ وَ یَغْفِرُ لِمَنْ یَشٰاءُ وَ اللّٰهُ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ. مائده (5) 40

إِنْ تُعَذِّبْهُمْ فَإِنَّهُمْ عِبٰادُکَ وَ إِنْ تَغْفِرْ لَهُمْ فَإِنَّکَ أَنْتَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ . مائده (5) 118

486. نابودی و هلاکت قوم صالح، در پی عملکرد بد آنان، جلوه‌ای از قدرت شکست‌ناپذیر پروردگار:

إِذْ قٰالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ صٰالِحٌ أَ لاٰ تَتَّقُونَ

وَ لاٰ تُطِیعُوا أَمْرَ الْمُسْرِفِینَ

قٰالُوا إِنَّمٰا أَنْتَ مِنَ الْمُسَحَّرِینَ

مٰا أَنْتَ إِلاّٰ بَشَرٌ مِثْلُنٰا فَأْتِ بِآیَةٍ إِنْ کُنْتَ مِنَ الصّٰادِقِینَ

قٰالَ هٰذِهِ نٰاقَةٌ لَهٰا شِرْبٌ وَ لَکُمْ شِرْبُ یَوْمٍ مَعْلُومٍ

وَ لاٰ تَمَسُّوهٰا بِسُوءٍ فَیَأْخُذَکُمْ عَذٰابُ یَوْمٍ عَظِیمٍ

فَعَقَرُوهٰا فَأَصْبَحُوا نٰادِمِینَ

فَأَخَذَهُمُ الْعَذٰابُ إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَآیَةً وَ مٰا کٰانَ أَکْثَرُهُمْ مُؤْمِنِینَ

وَ إِنَّ رَبَّکَ لَهُوَ الْعَزِیزُ الرَّحِیمُ .

شعراء (26) 142 و 151 و 153 -\159

487. قدرت مطلق خداوند، مانع گریز اشراف خودپسند از عذاب و کیفر او:

لاٰ تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ یَفْرَحُونَ بِمٰا أَتَوْا وَ یُحِبُّونَ أَنْ یُحْمَدُوا بِمٰا لَمْ یَفْعَلُوا فَلاٰ تَحْسَبَنَّهُمْ بِمَفٰازَةٍ مِنَ الْعَذٰابِ وَ لَهُمْ عَذٰابٌ أَلِیمٌ

وَ لِلّٰهِ مُلْکُ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ وَ اللّٰهُ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ. آل‌عمران (3) 188 و 189

488. نزول هرگونه عذاب فراگیر از سوی خداوند، از جلوه‌های قدرت او:

قُلْ هُوَ الْقٰادِرُ عَلیٰ أَنْ یَبْعَثَ عَلَیْکُمْ عَذٰاباً مِنْ فَوْقِکُمْ أَوْ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِکُمْ أَوْ یَلْبِسَکُمْ شِیَعاً وَ یُذِیقَ بَعْضَکُمْ بَأْسَ بَعْضٍ انْظُرْ کَیْفَ نُصَرِّفُ الْآیٰاتِ لَعَلَّهُمْ یَفْقَهُونَ . انعام (6) 65

489. قدرت خداوند بر نزول هرگونه عذاب، زمینه‌ای برای فهم آیات او:

قُلْ هُوَ الْقٰادِرُ عَلیٰ أَنْ یَبْعَثَ عَلَیْکُمْ عَذٰاباً مِنْ فَوْقِکُمْ أَوْ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِکُمْ أَوْ یَلْبِسَکُمْ شِیَعاً وَ یُذِیقَ بَعْضَکُمْ بَأْسَ بَعْضٍ انْظُرْ کَیْفَ نُصَرِّفُ الْآیٰاتِ لَعَلَّهُمْ یَفْقَهُونَ . انعام (6) 65

490. کیفر و عذاب نمودن افراد دارای کسب وکار از راه باطل، امری آسان برای خداوند و از جلوه‌های قدرت او:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاٰ تَأْکُلُوا أَمْوٰالَکُمْ بَیْنَکُمْ بِالْبٰاطِلِ إِلاّٰ أَنْ تَکُونَ تِجٰارَةً عَنْ تَرٰاضٍ مِنْکُمْ وَ لاٰ تَقْتُلُوا أَنْفُسَکُمْ إِنَّ اللّٰهَ کٰانَ بِکُمْ رَحِیماً

وَ مَنْ یَفْعَلْ ذٰلِکَ عُدْوٰاناً وَ ظُلْماً فَسَوْفَ نُصْلِیهِ نٰاراً وَ کٰانَ ذٰلِکَ عَلَی اللّٰهِ یَسِیراً.

نساء (4) 29 و 30

491. امکان هرگونه عذاب نمودن انسانها بر اساس مشیّت، از جلوه‌های قدرت خداوند:

مٰا قُلْتُ لَهُمْ إِلاّٰ مٰا أَمَرْتَنِی بِهِ أَنِ اعْبُدُوا اللّٰهَ رَبِّی وَ رَبَّکُمْ وَ کُنْتُ عَلَیْهِمْ شَهِیداً مٰا دُمْتُ فِیهِمْ فَلَمّٰا تَوَفَّیْتَنِی کُنْتَ أَنْتَ الرَّقِیبَ عَلَیْهِمْ وَ أَنْتَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ شَهِیدٌ

إِنْ تُعَذِّبْهُمْ فَإِنَّهُمْ عِبٰادُکَ وَ إِنْ تَغْفِرْ لَهُمْ فَإِنَّکَ أَنْتَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ .

مائده (5) 117 و 118

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانْظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللّٰهُ یُنْشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللّٰهَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ

یُعَذِّبُ مَنْ یَشٰاءُ وَ یَرْحَمُ مَنْ یَشٰاءُ وَ إِلَیْهِ تُقْلَبُونَ . عنکبوت (29) 20 و 21

492. برخورد هرگونه عذاب و عقوبت به منافقان، از جلوه‌های قدرت خداوند:

وَ مِنَ النّٰاسِ مَنْ یَقُولُ آمَنّٰا بِاللّٰهِ وَ بِالْیَوْمِ الْآخِرِ وَ مٰا هُمْ بِمُؤْمِنِینَ

یَکٰادُ الْبَرْقُ یَخْطَفُ أَبْصٰارَهُمْ کُلَّمٰا أَضٰاءَ لَهُمْ مَشَوْا فِیهِ وَ إِذٰا أَظْلَمَ عَلَیْهِمْ قٰامُوا وَ لَوْ شٰاءَ اللّٰهُ لَذَهَبَ بِسَمْعِهِمْ وَ أَبْصٰارِهِمْ إِنَّ اللّٰهَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ.

بقره (2) 8 و 20

493. تهدید گروهی از اهل‌کتاب مبارزه‌کننده با اسلام، جلوه‌ای از قدرت خداوند:

وَدَّ کَثِیرٌ مِنْ أَهْلِ الْکِتٰابِ لَوْ یَرُدُّونَکُمْ مِنْ بَعْدِ إِیمٰانِکُمْ کُفّٰاراً حَسَداً مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِهِمْ مِنْ بَعْدِ مٰا تَبَیَّنَ لَهُمُ الْحَقُّ فَاعْفُوا وَ اصْفَحُوا حَتّٰی یَأْتِیَ اللّٰهُ بِأَمْرِهِ إِنَّ اللّٰهَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ.

بقره (2) 109

494. عجز و ناتوانی توطئه‌گران، از مقابله با انواع عذاب خداوند، جلوه‌ای از قدرت او:

أَ فَأَمِنَ الَّذِینَ مَکَرُوا السَّیِّئٰاتِ أَنْ یَخْسِفَ اللّٰهُ بِهِمُ الْأَرْضَ أَوْ یَأْتِیَهُمُ الْعَذٰابُ مِنْ حَیْثُ لاٰ یَشْعُرُونَ

أَوْ یَأْخُذَهُمْ فِی تَقَلُّبِهِمْ فَمٰا هُمْ بِمُعْجِزِینَ

أَوْ یَأْخُذَهُمْ عَلیٰ تَخَوُّفٍ ....

نحل (16) 45 -\47

66 . عظمت
495. عظمت و مقام کبریایی پروردگار در آسمان و زمین، جلوه‌ای از قدرت خداوند:

فَلِلّٰهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّمٰاوٰاتِ وَ رَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ

اَلْعٰالَمِینَ

وَ لَهُ الْکِبْرِیٰاءُ فِی السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ .

جاثیه (45) 36 و 37

67 . عفو
496. عفو و گذشت از لغزشها، جلوه‌ای از قدرت الهی:

لاٰ یُحِبُّ اللّٰهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلاّٰ مَنْ ظُلِمَ ... إِنْ تُبْدُوا خَیْراً أَوْ تُخْفُوهُ أَوْ تَعْفُوا عَنْ سُوءٍ فَإِنَّ اللّٰهَ کٰانَ عَفُوًّا قَدِیراً. نساء (4) 148 و 149

68 . عقیم
497. قدرت خداوند در عقیم قرار دادن برخی انسانها:

لِلّٰهِ مُلْکُ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ یَخْلُقُ مٰا یَشٰاءُ یَهَبُ لِمَنْ یَشٰاءُ إِنٰاثاً وَ یَهَبُ لِمَنْ یَشٰاءُ الذُّکُورَ

أَوْ یُزَوِّجُهُمْ ذُکْرٰاناً وَ إِنٰاثاً وَ یَجْعَلُ مَنْ یَشٰاءُ عَقِیماً إِنَّهُ عَلِیمٌ قَدِیرٌ.

شوری (42) 49 و 50

69 . علم خدا
498. آگاهی خداوند از اعمال آشکار و پنهان انسانها، جلوه‌ای از قدرت او:

لِلّٰهِ مٰا فِی السَّمٰاوٰاتِ وَ مٰا فِی الْأَرْضِ وَ إِنْ تُبْدُوا مٰا فِی أَنْفُسِکُمْ أَوْ تُخْفُوهُ یُحٰاسِبْکُمْ بِهِ اللّٰهُ فَیَغْفِرُ لِمَنْ یَشٰاءُ وَ یُعَذِّبُ مَنْ یَشٰاءُ وَ اللّٰهُ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ. بقره (2) 284

قُلْ إِنْ تُخْفُوا مٰا فِی صُدُورِکُمْ أَوْ تُبْدُوهُ یَعْلَمْهُ اللّٰهُ وَ یَعْلَمُ مٰا فِی السَّمٰاوٰاتِ وَ مٰا فِی الْأَرْضِ وَ اللّٰهُ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ. آل‌عمران (3) 29

إِنْ تُبْدُوا خَیْراً أَوْ تُخْفُوهُ أَوْ تَعْفُوا عَنْ سُوءٍ فَإِنَّ اللّٰهَ کٰانَ عَفُوًّا قَدِیراً. نساء (4) 149

499. علم به غیب مسائل مربوط به آسمان و زمین، از جلوه‌های قدرت خداوند:

وَ لِلّٰهِ غَیْبُ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ وَ مٰا أَمْرُ السّٰاعَةِ إِلاّٰ کَلَمْحِ الْبَصَرِ أَوْ هُوَ أَقْرَبُ إِنَّ اللّٰهَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ. نحل (16) 77

500. آگاهی خداوند از موجودات در آسمانها و زمین، جلوه‌ای از قدرت او:

قُلْ إِنْ تُخْفُوا مٰا فِی صُدُورِکُمْ أَوْ تُبْدُوهُ یَعْلَمْهُ اللّٰهُ وَ یَعْلَمُ مٰا فِی السَّمٰاوٰاتِ وَ مٰا فِی الْأَرْضِ وَ اللّٰهُ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ. آل‌عمران (3) 29

70. فرزنددار شدن عقیم
501. پیدایش فرزند از پدری فرتوت و مادری عقیم، کاری آسان به امر خدا و جلوه‌ای از قدرت او:

قٰالَ رَبِّ إِنِّی وَهَنَ الْعَظْمُ مِنِّی وَ اشْتَعَلَ الرَّأْسُ شَیْباً وَ لَمْ أَکُنْ بِدُعٰائِکَ رَبِّ شَقِیًّا

یٰا زَکَرِیّٰا إِنّٰا نُبَشِّرُکَ بِغُلاٰمٍ اسْمُهُ یَحْییٰ لَمْ نَجْعَلْ لَهُ مِنْ قَبْلُ سَمِیًّا

قٰالَ رَبِّ أَنّٰی یَکُونُ لِی غُلاٰمٌ وَ کٰانَتِ امْرَأَتِی عٰاقِراً وَ قَدْ بَلَغْتُ مِنَ الْکِبَرِ عِتِیًّا

قٰالَ کَذٰلِکَ قٰالَ رَبُّکَ هُوَ عَلَیَّ هَیِّنٌ وَ قَدْ خَلَقْتُکَ مِنْ قَبْلُ وَ لَمْ تَکُ شَیْئاً.

مریم (19) 4 و 7 -\9

71. قبول استغفار
502. قبول استغفار و توبۀ گناهکاران و بهره‌مند ساختن آنان از فضل خود، جلوه‌ای از قدرت مطلق خدا:

وَ أَنِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَیْهِ یُمَتِّعْکُمْ مَتٰاعاً حَسَناً إِلیٰ أَجَلٍ مُسَمًّی وَ یُؤْتِ کُلَّ ذِی فَضْلٍ فَضْلَهُ وَ إِنْ تَوَلَّوْا فَإِنِّی أَخٰافُ عَلَیْکُمْ عَذٰابَ یَوْمٍ کَبِیرٍ

إِلَی اللّٰهِ مَرْجِعُکُمْ وَ هُوَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ. هود (11) 3 و 4

72. قبول توبه
503. قبول توبۀ انسانها از سوی خداوند، از جلوه‌های قدرت مطلق او:

... ثُمَّ تُوبُوا إِلَیْهِ .... وَ هُوَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ.

هود (11) 3 و 4

73. قضاوت در قیامت
504. قضاوت و داوری خداوند در قیامت، از جلوه‌های قدرت او:

إِنَّ رَبَّکَ یَقْضِی بَیْنَهُمْ بِحُکْمِهِ وَ هُوَ الْعَزِیزُ الْعَلِیمُ . نمل (27) 78

74. قیامت
505. آسان و ناچیز بودن ایجاد و بر پایی قیامت، جلوه‌ای از قدرت خداوند:

وَ لِلّٰهِ غَیْبُ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ وَ مٰا أَمْرُ السّٰاعَةِ إِلاّٰ کَلَمْحِ الْبَصَرِ أَوْ هُوَ أَقْرَبُ إِنَّ اللّٰهَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ. نحل (16) 77

75. کفایت
506. کفایت نمودن خداوند، از متوکّل بر خویش، جلوه‌ای از قدرت او:

... وَ مَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَی اللّٰهِ فَإِنَّ اللّٰهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ .

انفال (8) 49

وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لاٰ یَحْتَسِبُ وَ مَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَی اللّٰهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللّٰهَ بٰالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللّٰهُ لِکُلِّ شَیْءٍ قَدْراً. طلاق (65) 3

507. کفایت خداوند در حمایت از پیامبر، در برابر توطئه‌ها و حیله‌های دشمنان، جلوه‌ای از قدرت او:

وَ إِنْ یُرِیدُوا أَنْ یَخْدَعُوکَ فَإِنَّ حَسْبَکَ اللّٰهُ هُوَ الَّذِی أَیَّدَکَ بِنَصْرِهِ وَ بِالْمُؤْمِنِینَ ... إِنَّهُ عَزِیزٌ حَکِیمٌ . انفال (8) 62 و 63

76. کیفر
508. کیفر سارقان و اجرای حدود دربارۀ آنان، جلوه‌ای از قدرت مطلق خداوند:

وَ السّٰارِقُ وَ السّٰارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَیْدِیَهُمٰا جَزٰاءً بِمٰا کَسَبٰا نَکٰالاً مِنَ اللّٰهِ وَ اللّٰهُ عَزِیزٌ حَکِیمٌ

أَ لَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللّٰهَ لَهُ مُلْکُ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ یُعَذِّبُ مَنْ یَشٰاءُ وَ یَغْفِرُ لِمَنْ یَشٰاءُ وَ اللّٰهُ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ. مائده (5) 38 و 40

509. کیفر ظالمان در روز موعود، به امر خداوند، از جلوه‌های قدرت او:

قُلْ رَبِّ إِمّٰا تُرِیَنِّی مٰا یُوعَدُونَ

رَبِّ فَلاٰ تَجْعَلْنِی فِی الْقَوْمِ الظّٰالِمِینَ

وَ إِنّٰا عَلیٰ أَنْ نُرِیَکَ مٰا نَعِدُهُمْ لَقٰادِرُونَ . مؤمنون (23) 93 -\95

510. کیفر و عذاب نمودن قاتلان انسانها، امری آسان در برابر قدرت خداوند:

... وَ لاٰ تَقْتُلُوا أَنْفُسَکُمْ إِنَّ اللّٰهَ کٰانَ بِکُمْ رَحِیماً وَ مَنْ یَفْعَلْ ذٰلِکَ عُدْوٰاناً وَ ظُلْماً فَسَوْفَ نُصْلِیهِ نٰاراً وَ کٰانَ ذٰلِکَ عَلَی اللّٰهِ یَسِیراً.

نساء (4) 29 و 30

511. عقوبت منحرفان از تعالیم عیسی علیه السلام ، جلوه‌ای از قدرت و عزّت خداوند:

قٰالَ عِیسَی ابْنُ مَرْیَمَ ... إِنْ تُعَذِّبْهُمْ فَإِنَّهُمْ عِبٰادُکَ وَ إِنْ تَغْفِرْ لَهُمْ فَإِنَّکَ أَنْتَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ .

مائده (5) 114 و 118

77. گردش شب و روز
512. گردش شب و روز، از مظاهر قدرت الهی:

قُلِ اللّٰهُمَّ مٰالِکَ الْمُلْکِ تُؤْتِی الْمُلْکَ مَنْ تَشٰاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْکَ مِمَّنْ تَشٰاءُ وَ تُعِزُّ مَنْ تَشٰاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشٰاءُ بِیَدِکَ الْخَیْرُ إِنَّکَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ

تُولِجُ اللَّیْلَ فِی النَّهٰارِ وَ تُولِجُ النَّهٰارَ فِی اللَّیْلِ وَ تُخْرِجُ الْحَیَّ مِنَ الْمَیِّتِ وَ تُخْرِجُ الْمَیِّتَ مِنَ الْحَیِّ وَ تَرْزُقُ مَنْ تَشٰاءُ بِغَیْرِ حِسٰابٍ .

آل‌عمران (3) 26 و 27

78. گشایش در کارها
513. نزول رحمت و گشایش در کارها، از جلوه‌های قدرت شکست‌ناپذیر خداوند:

مٰا یَفْتَحِ اللّٰهُ لِلنّٰاسِ مِنْ رَحْمَةٍ فَلاٰ مُمْسِکَ لَهٰا ...

وَ هُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ . فاطر (35) 2

79. مالکیّت
514. مالکیّت خداوند بر جنود و سپاه آسمانها و زمین، جلوه‌ای از قدرت و عزّت خداوند:

وَ لِلّٰهِ جُنُودُ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ وَ کٰانَ اللّٰهُ عَزِیزاً حَکِیماً. فتح (48) 7

515. مالکیّت مطلقۀ خداوند بر آسمانها و زمین، جلوه‌ای از قدرت الهی:

وَ لِلّٰهِ مُلْکُ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ وَ اللّٰهُ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ. آل‌عمران (3) 189

لَقَدْ کَفَرَ الَّذِینَ قٰالُوا إِنَّ اللّٰهَ هُوَ الْمَسِیحُ ابْنُ مَرْیَمَ قُلْ فَمَنْ یَمْلِکُ مِنَ اللّٰهِ شَیْئاً إِنْ أَرٰادَ أَنْ یُهْلِکَ الْمَسِیحَ ابْنَ مَرْیَمَ وَ أُمَّهُ وَ مَنْ فِی الْأَرْضِ جَمِیعاً وَ لِلّٰهِ مُلْکُ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ وَ مٰا بَیْنَهُمٰا یَخْلُقُ مٰا یَشٰاءُ وَ اللّٰهُ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ. مائده (5) 17

أَ لَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللّٰهَ لَهُ مُلْکُ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ یُعَذِّبُ مَنْ یَشٰاءُ وَ یَغْفِرُ لِمَنْ یَشٰاءُ وَ اللّٰهُ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ. مائده (5) 40

لِلّٰهِ مُلْکُ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ وَ مٰا فِیهِنَّ وَ هُوَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ. مائده (5) 120

لِلّٰهِ مُلْکُ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ یَخْلُقُ مٰا یَشٰاءُ یَهَبُ لِمَنْ یَشٰاءُ إِنٰاثاً وَ یَهَبُ لِمَنْ یَشٰاءُ الذُّکُورَ

أَوْ یُزَوِّجُهُمْ ذُکْرٰاناً وَ إِنٰاثاً وَ یَجْعَلُ مَنْ یَشٰاءُ عَقِیماً إِنَّهُ عَلِیمٌ قَدِیرٌ.

شوری (42) 49 و 50

80 . مرگ
516. مرگ و میراندن انسانها و موجودات، از جلوه‌های قدرت خداوند:

وَ اللّٰهُ خَلَقَکُمْ ثُمَّ یَتَوَفّٰاکُمْ وَ مِنْکُمْ مَنْ یُرَدُّ إِلیٰ أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِکَیْ لاٰ یَعْلَمَ بَعْدَ عِلْمٍ شَیْئاً إِنَّ اللّٰهَ عَلِیمٌ قَدِیرٌ. نحل (16) 70

اَلَّذِی خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَیٰاةَ لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً وَ هُوَ الْعَزِیزُ الْغَفُورُ. ملک (67) 2

517. مرگ و میراندن مسیح علیه السلام و مادرش مریم و تمامی اهل زمین، از جلوه‌های قدرت خداوند:

لَقَدْ کَفَرَ الَّذِینَ قٰالُوا إِنَّ اللّٰهَ هُوَ الْمَسِیحُ ابْنُ مَرْیَمَ قُلْ فَمَنْ یَمْلِکُ مِنَ اللّٰهِ شَیْئاً إِنْ أَرٰادَ أَنْ یُهْلِکَ الْمَسِیحَ ابْنَ مَرْیَمَ وَ أُمَّهُ وَ مَنْ فِی الْأَرْضِ جَمِیعاً ... وَ اللّٰهُ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ. مائده (5) 17

518. مرگ و زندگی کافران، مورد احاطه و قدرت خداوند:

أَوْ کَصَیِّبٍ مِنَ السَّمٰاءِ فِیهِ ظُلُمٰاتٌ وَ رَعْدٌ وَ بَرْقٌ یَجْعَلُونَ أَصٰابِعَهُمْ فِی آذٰانِهِمْ مِنَ الصَّوٰاعِقِ حَذَرَ الْمَوْتِ وَ اللّٰهُ مُحِیطٌ بِالْکٰافِرِینَ

یَکٰادُ الْبَرْقُ یَخْطَفُ أَبْصٰارَهُمْ کُلَّمٰا أَضٰاءَ لَهُمْ مَشَوْا فِیهِ وَ إِذٰا أَظْلَمَ عَلَیْهِمْ قٰامُوا وَ لَوْ شٰاءَ اللّٰهُ لَذَهَبَ بِسَمْعِهِمْ وَ أَبْصٰارِهِمْ إِنَّ اللّٰهَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ. بقره (2) 19 و 20

81 . مصونیّت
519. مصونیّت مسلمانان از اذیّت اهل مکّه با صلح حدیبیّه، از جلوه‌های قدرت و عزّت خداوند:

لَقَدْ رَضِیَ اللّٰهُ عَنِ الْمُؤْمِنِینَ إِذْ یُبٰایِعُونَکَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ مٰا فِی قُلُوبِهِمْ فَأَنْزَلَ السَّکِینَةَ عَلَیْهِمْ وَ أَثٰابَهُمْ فَتْحاً قَرِیباً

وَعَدَکُمُ اللّٰهُ مَغٰانِمَ کَثِیرَةً تَأْخُذُونَهٰا فَعَجَّلَ لَکُمْ هٰذِهِ وَ کَفَّ

أَیْدِیَ النّٰاسِ عَنْکُمْ وَ لِتَکُونَ آیَةً لِلْمُؤْمِنِینَ وَ یَهْدِیَکُمْ صِرٰاطاً مُسْتَقِیماً

وَ أُخْریٰ لَمْ تَقْدِرُوا عَلَیْهٰا قَدْ أَحٰاطَ اللّٰهُ بِهٰا وَ کٰانَ اللّٰهُ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیراً. (1)فتح (48) 18 و 20 و 21

82 . معاد
520. خلقت انسان، دلیل بر توانمندی و قدرت پروردگار بر معاد:

فَلْیَنْظُرِ الْإِنْسٰانُ مِمَّ خُلِقَ

خُلِقَ مِنْ مٰاءٍ دٰافِقٍ

یَخْرُجُ مِنْ بَیْنِ الصُّلْبِ وَ التَّرٰائِبِ

إِنَّهُ عَلیٰ رَجْعِهِ لَقٰادِرٌ. طارق (86) 5 -\8

521. معاد، از جلوه‌های قدرت الهی:

وَ أَقْسَمُوا بِاللّٰهِ جَهْدَ أَیْمٰانِهِمْ لاٰ یَبْعَثُ اللّٰهُ مَنْ یَمُوتُ بَلیٰ وَعْداً عَلَیْهِ حَقًّا وَ لٰکِنَّ أَکْثَرَ النّٰاسِ لاٰ یَعْلَمُونَ

إِنَّمٰا قَوْلُنٰا لِشَیْءٍ إِذٰا أَرَدْنٰاهُ أَنْ نَقُولَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ . نحل (16) 38 و 40

ذٰلِکَ جَزٰاؤُهُمْ بِأَنَّهُمْ کَفَرُوا بِآیٰاتِنٰا وَ قٰالُوا أَ إِذٰا کُنّٰا عِظٰاماً وَ رُفٰاتاً أَ إِنّٰا لَمَبْعُوثُونَ خَلْقاً جَدِیداً

أَ وَ لَمْ یَرَوْا أَنَّ اللّٰهَ الَّذِی خَلَقَ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضَ قٰادِرٌ عَلیٰ أَنْ یَخْلُقَ مِثْلَهُمْ .... اسراء (17) 98 و 99

وَ هُوَ الَّذِی یَبْدَؤُا الْخَلْقَ ثُمَّ یُعِیدُهُ وَ هُوَ أَهْوَنُ عَلَیْهِ وَ لَهُ الْمَثَلُ الْأَعْلیٰ فِی السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ . روم (30) 27

إِنَّهُ عَلیٰ رَجْعِهِ لَقٰادِرٌ. طارق (86) 8

522. توجّه به خلقت آسمانها و زمین، دلیلی برای پی بردن به قدرت خداوند در آفرینش دوبارۀ انسانها:

أَ وَ لَمْ یَرَوْا أَنَّ اللّٰهَ الَّذِی خَلَقَ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضَ قٰادِرٌ عَلیٰ أَنْ یَخْلُقَ مِثْلَهُمْ ....

اسراء (17) 99

أَ وَ لَیْسَ الَّذِی خَلَقَ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضَ بِقٰادِرٍ عَلیٰ أَنْ یَخْلُقَ مِثْلَهُمْ بَلیٰ وَ هُوَ الْخَلاّٰقُ الْعَلِیمُ

إِنَّمٰا أَمْرُهُ إِذٰا أَرٰادَ شَیْئاً أَنْ یَقُولَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ .

یس (36) 81 و 82

523. آفرینش نخستین انسانها به دست خداوند، دلیل قدرت الهی بر آفرینش دوبارۀ آنان پس از مرگ:

وَ عُرِضُوا عَلیٰ رَبِّکَ صَفًّا لَقَدْ جِئْتُمُونٰا کَمٰا خَلَقْنٰاکُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ بَلْ زَعَمْتُمْ أَلَّنْ نَجْعَلَ لَکُمْ مَوْعِداً. کهف (18) 48

وَ ضَرَبَ لَنٰا مَثَلاً وَ نَسِیَ خَلْقَهُ قٰالَ مَنْ یُحْیِ الْعِظٰامَ وَ هِیَ رَمِیمٌ

قُلْ یُحْیِیهَا الَّذِی أَنْشَأَهٰا أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ هُوَ بِکُلِّ خَلْقٍ عَلِیمٌ

إِنَّمٰا أَمْرُهُ إِذٰا أَرٰادَ شَیْئاً أَنْ یَقُولَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ .

یس (36) 78 و 79 و 82

524. احاطۀ قدرت خداوند بر همۀ اشیا، دلیل بر احیای مردگان:

أَوْ کَالَّذِی مَرَّ عَلیٰ قَرْیَةٍ وَ هِیَ خٰاوِیَةٌ عَلیٰ عُرُوشِهٰا قٰالَ أَنّٰی یُحْیِی هٰذِهِ اللّٰهُ بَعْدَ مَوْتِهٰا فَأَمٰاتَهُ اللّٰهُ مِائَةَ عٰامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ قٰالَ کَمْ لَبِثْتَ قٰالَ لَبِثْتُ یَوْماً أَوْ بَعْضَ یَوْمٍ قٰالَ بَلْ لَبِثْتَ مِائَةَ عٰامٍ فَانْظُرْ إِلیٰ طَعٰامِکَ وَ شَرٰابِکَ لَمْ یَتَسَنَّهْ وَ انْظُرْ إِلیٰ حِمٰارِکَ وَ لِنَجْعَلَکَ آیَةً لِلنّٰاسِ وَ انْظُرْ إِلَی الْعِظٰامِ کَیْفَ نُنْشِزُهٰا ثُمَّ نَکْسُوهٰا لَحْماً فَلَمّٰا تَبَیَّنَ لَهُ قٰالَ أَعْلَمُ أَنَّ اللّٰهَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ. بقره (2) 259

وَ إِذْ قٰالَ إِبْرٰاهِیمُ رَبِّ أَرِنِی کَیْفَ تُحْیِ الْمَوْتیٰ


1) 1) . بنا بر قولی، مراد از«ایدی النّاس...»اهل مکّه است که خداوند مسلمانان را از اذیت و شرّ اهل مکّه با صلح حدیبیّه حفظ نمود. (الکشاف، ج 4، ص 340)

قٰالَ أَ وَ لَمْ تُؤْمِنْ قٰالَ بَلیٰ وَ لٰکِنْ لِیَطْمَئِنَّ قَلْبِی قٰالَ فَخُذْ أَرْبَعَةً مِنَ الطَّیْرِ فَصُرْهُنَّ إِلَیْکَ ثُمَّ اجْعَلْ عَلیٰ کُلِّ جَبَلٍ مِنْهُنَّ جُزْءاً ثُمَّ ادْعُهُنَّ یَأْتِینَکَ سَعْیاً وَ اعْلَمْ أَنَّ اللّٰهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ .

بقره (2) 260

وَ أَقْسَمُوا بِاللّٰهِ جَهْدَ أَیْمٰانِهِمْ لاٰ یَبْعَثُ اللّٰهُ مَنْ یَمُوتُ بَلیٰ وَعْداً عَلَیْهِ حَقًّا وَ لٰکِنَّ أَکْثَرَ النّٰاسِ لاٰ یَعْلَمُونَ

إِنَّمٰا قَوْلُنٰا لِشَیْءٍ إِذٰا أَرَدْنٰاهُ أَنْ نَقُولَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ . نحل (16) 38 و 40

ذٰلِکَ بِأَنَّ اللّٰهَ هُوَ الْحَقُّ وَ أَنَّهُ یُحْیِ الْمَوْتیٰ وَ أَنَّهُ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ. حج (22) 6

فَانْظُرْ إِلیٰ آثٰارِ رَحْمَتِ اللّٰهِ کَیْفَ یُحْیِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهٰا إِنَّ ذٰلِکَ لَمُحْیِ الْمَوْتیٰ وَ هُوَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ. روم (30) 50

وَ ضَرَبَ لَنٰا مَثَلاً وَ نَسِیَ خَلْقَهُ قٰالَ مَنْ یُحْیِ الْعِظٰامَ وَ هِیَ رَمِیمٌ

قُلْ یُحْیِیهَا الَّذِی أَنْشَأَهٰا أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ هُوَ بِکُلِّ خَلْقٍ عَلِیمٌ

إِنَّمٰا أَمْرُهُ إِذٰا أَرٰادَ شَیْئاً أَنْ یَقُولَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ .

یس (36) 78 و 79 و 82

هُوَ الَّذِی یُحْیِی وَ یُمِیتُ فَإِذٰا قَضیٰ أَمْراً فَإِنَّمٰا یَقُولُ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ . غافر (40) 68

وَ مِنْ آیٰاتِهِ أَنَّکَ تَرَی الْأَرْضَ خٰاشِعَةً فَإِذٰا أَنْزَلْنٰا عَلَیْهَا الْمٰاءَ اهْتَزَّتْ وَ رَبَتْ إِنَّ الَّذِی أَحْیٰاهٰا لَمُحْیِ الْمَوْتیٰ إِنَّهُ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ.

فصّلت (41) 39

أَمِ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِیٰاءَ فَاللّٰهُ هُوَ الْوَلِیُّ وَ هُوَ یُحْیِ الْمَوْتیٰ وَ هُوَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ.

شوری (42) 9

أَ وَ لَمْ یَرَوْا أَنَّ اللّٰهَ الَّذِی خَلَقَ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضَ وَ لَمْ یَعْیَ بِخَلْقِهِنَّ بِقٰادِرٍ عَلیٰ أَنْ یُحْیِیَ الْمَوْتیٰ بَلیٰ إِنَّهُ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ.

احقاف (46) 33

525. احیای عزیر علیه السلام و مرکبش بعد از مرگ صد سال از سوی خداوند از جلوه‌های قدرت مطلق او:

أَوْ کَالَّذِی مَرَّ عَلیٰ قَرْیَةٍ وَ هِیَ خٰاوِیَةٌ عَلیٰ عُرُوشِهٰا قٰالَ أَنّٰی یُحْیِی هٰذِهِ اللّٰهُ بَعْدَ مَوْتِهٰا فَأَمٰاتَهُ اللّٰهُ مِائَةَ عٰامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ قٰالَ کَمْ لَبِثْتَ قٰالَ لَبِثْتُ یَوْماً أَوْ بَعْضَ یَوْمٍ قٰالَ بَلْ لَبِثْتَ مِائَةَ عٰامٍ فَانْظُرْ إِلیٰ طَعٰامِکَ وَ شَرٰابِکَ لَمْ یَتَسَنَّهْ وَ انْظُرْ إِلیٰ حِمٰارِکَ وَ لِنَجْعَلَکَ آیَةً لِلنّٰاسِ وَ انْظُرْ إِلَی الْعِظٰامِ کَیْفَ نُنْشِزُهٰا ثُمَّ نَکْسُوهٰا لَحْماً فَلَمّٰا تَبَیَّنَ لَهُ قٰالَ أَعْلَمُ أَنَّ اللّٰهَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ. بقره (2) 259

83 . مغفرت
526. مغفرت بندگان، از جلوه‌های عزّت و اقتدار خداوند:

مٰا قُلْتُ لَهُمْ إِلاّٰ مٰا أَمَرْتَنِی بِهِ أَنِ اعْبُدُوا اللّٰهَ رَبِّی وَ رَبَّکُمْ وَ کُنْتُ عَلَیْهِمْ شَهِیداً مٰا دُمْتُ فِیهِمْ فَلَمّٰا تَوَفَّیْتَنِی کُنْتَ أَنْتَ الرَّقِیبَ عَلَیْهِمْ وَ أَنْتَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ شَهِیدٌ

إِنْ تُعَذِّبْهُمْ فَإِنَّهُمْ عِبٰادُکَ وَ إِنْ تَغْفِرْ لَهُمْ فَإِنَّکَ أَنْتَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ .

مائده (5) 117 و 118

527. آمرزش مؤمنان تائب و پیرو دین از جانب خداوند، جلوه‌ای از قدرت و عزّتمندی او:

اَلَّذِینَ یَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَ مَنْ حَوْلَهُ یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَ یُؤْمِنُونَ بِهِ وَ یَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِینَ آمَنُوا رَبَّنٰا وَسِعْتَ کُلَّ شَیْءٍ رَحْمَةً وَ عِلْماً فَاغْفِرْ لِلَّذِینَ تٰابُوا وَ اتَّبَعُوا سَبِیلَکَ وَ قِهِمْ عَذٰابَ الْجَحِیمِ

رَبَّنٰا وَ أَدْخِلْهُمْ جَنّٰاتِ عَدْنٍ الَّتِی

وَعَدْتَهُمْ وَ مَنْ صَلَحَ مِنْ آبٰائِهِمْ وَ أَزْوٰاجِهِمْ وَ ذُرِّیّٰاتِهِمْ إِنَّکَ أَنْتَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ .

غافر (40) 7 و 8

528. آمرزش و مغفرت از لغزش بندگان، جلوه‌ای از قدرت و حکمت خداوند:

إِنْ تُعَذِّبْهُمْ فَإِنَّهُمْ عِبٰادُکَ وَ إِنْ تَغْفِرْ لَهُمْ فَإِنَّکَ أَنْتَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ . مائده (5) 118

529. آمرزش و مغفرت انسانها از سوی خداوند، بر اساس مشیّت، جلوه‌ای از قدرت مطلق او:

لِلّٰهِ مٰا فِی السَّمٰاوٰاتِ وَ مٰا فِی الْأَرْضِ وَ إِنْ تُبْدُوا مٰا فِی أَنْفُسِکُمْ أَوْ تُخْفُوهُ یُحٰاسِبْکُمْ بِهِ اللّٰهُ فَیَغْفِرُ لِمَنْ یَشٰاءُ وَ یُعَذِّبُ مَنْ یَشٰاءُ وَ اللّٰهُ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ. بقره (2) 284

أَ لَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللّٰهَ لَهُ مُلْکُ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ یُعَذِّبُ مَنْ یَشٰاءُ وَ یَغْفِرُ لِمَنْ یَشٰاءُ وَ اللّٰهُ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ. مائده (5) 40

84 . مقهوریّت انسانها
530. مقهوریّت انسانها در برابر خداوند، از جلوه‌های قدرت او:

وَ هُوَ الْقٰاهِرُ فَوْقَ عِبٰادِهِ وَ هُوَ الْحَکِیمُ الْخَبِیرُ.

انعام (6) 18

مٰا یَفْتَحِ اللّٰهُ لِلنّٰاسِ مِنْ رَحْمَةٍ فَلاٰ مُمْسِکَ لَهٰا وَ مٰا یُمْسِکْ فَلاٰ مُرْسِلَ لَهُ مِنْ بَعْدِهِ وَ هُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ . فاطر (35) 2

85 . مقهوریّت مشرکان
531. مقهوریّت مشرکان، از جلوه‌های قدرت خداوند:

بَرٰاءَةٌ مِنَ اللّٰهِ وَ رَسُولِهِ إِلَی الَّذِینَ عٰاهَدْتُمْ مِنَ الْمُشْرِکِینَ

فَسِیحُوا فِی الْأَرْضِ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَ اعْلَمُوا أَنَّکُمْ غَیْرُ مُعْجِزِی اللّٰهِ وَ أَنَّ اللّٰهَ مُخْزِی الْکٰافِرِینَ . توبه (9) 1 و 2

86 . نابودی آبها
532. خداوند، قادر به از میان بردن همۀ آبهای زمین:

وَ أَنْزَلْنٰا مِنَ السَّمٰاءِ مٰاءً بِقَدَرٍ فَأَسْکَنّٰاهُ فِی الْأَرْضِ وَ إِنّٰا عَلیٰ ذَهٰابٍ بِهِ لَقٰادِرُونَ .

مؤمنون (23) 18

87 . نجات از جهنّم
533. دوری مؤمنان تائب و پیرو دین از جهنّم، از جلوه‌های قدرت و عزّتمندی خداوند:

مٰا یُجٰادِلُ فِی آیٰاتِ اللّٰهِ إِلاَّ الَّذِینَ کَفَرُوا فَلاٰ یَغْرُرْکَ تَقَلُّبُهُمْ فِی الْبِلاٰدِ

کَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَ الْأَحْزٰابُ مِنْ بَعْدِهِمْ وَ هَمَّتْ کُلُّ أُمَّةٍ بِرَسُولِهِمْ لِیَأْخُذُوهُ وَ جٰادَلُوا بِالْبٰاطِلِ لِیُدْحِضُوا بِهِ الْحَقَّ فَأَخَذْتُهُمْ فَکَیْفَ کٰانَ عِقٰابِ

وَ کَذٰلِکَ حَقَّتْ کَلِمَةُ رَبِّکَ عَلَی الَّذِینَ کَفَرُوا أَنَّهُمْ أَصْحٰابُ النّٰارِ

اَلَّذِینَ یَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَ مَنْ حَوْلَهُ یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَ یُؤْمِنُونَ بِهِ وَ یَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِینَ آمَنُوا رَبَّنٰا وَسِعْتَ کُلَّ شَیْءٍ رَحْمَةً وَ عِلْماً فَاغْفِرْ لِلَّذِینَ تٰابُوا وَ اتَّبَعُوا سَبِیلَکَ وَ قِهِمْ عَذٰابَ الْجَحِیمِ

رَبَّنٰا وَ أَدْخِلْهُمْ جَنّٰاتِ عَدْنٍ الَّتِی وَعَدْتَهُمْ وَ مَنْ صَلَحَ مِنْ آبٰائِهِمْ وَ أَزْوٰاجِهِمْ وَ ذُرِّیّٰاتِهِمْ إِنَّکَ أَنْتَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ .

غافر (40) 4 -\8

534. تنها خداوند، قادر بر رفع عذاب، هنگام نزول کیفر الهی:

فَعَسیٰ رَبِّی أَنْ یُؤْتِیَنِ خَیْراً مِنْ جَنَّتِکَ وَ یُرْسِلَ عَلَیْهٰا حُسْبٰاناً مِنَ السَّمٰاءِ فَتُصْبِحَ صَعِیداً زَلَقاً

أَوْ یُصْبِحَ مٰاؤُهٰا غَوْراً فَلَنْ تَسْتَطِیعَ لَهُ

طَلَباً

وَ أُحِیطَ بِثَمَرِهِ فَأَصْبَحَ یُقَلِّبُ کَفَّیْهِ عَلیٰ مٰا أَنْفَقَ فِیهٰا وَ هِیَ خٰاوِیَةٌ عَلیٰ عُرُوشِهٰا وَ یَقُولُ یٰا لَیْتَنِی لَمْ أُشْرِکْ بِرَبِّی أَحَداً

وَ لَمْ تَکُنْ لَهُ فِئَةٌ یَنْصُرُونَهُ مِنْ دُونِ اللّٰهِ وَ مٰا کٰانَ مُنْتَصِراً.

کهف (18) 40 -\43

88 . نزول امر الهی
535. نزول اوامر و فرامین الهی، جلوه‌ای از قدرت خداوند:

اَللّٰهُ الَّذِی خَلَقَ سَبْعَ سَمٰاوٰاتٍ وَ مِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ یَتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَیْنَهُنَّ لِتَعْلَمُوا أَنَّ اللّٰهَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ وَ أَنَّ اللّٰهَ قَدْ أَحٰاطَ بِکُلِّ شَیْءٍ عِلْماً. طلاق (65) 12

89 . نزول باران
536. نزول باران، جلوه‌ای از قدرت مطلقۀ خداوند:

وَ اضْرِبْ لَهُمْ مَثَلَ الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا کَمٰاءٍ أَنْزَلْنٰاهُ مِنَ السَّمٰاءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَبٰاتُ الْأَرْضِ فَأَصْبَحَ هَشِیماً تَذْرُوهُ الرِّیٰاحُ وَ کٰانَ اللّٰهُ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ مُقْتَدِراً. کهف (18) 45

یٰا أَیُّهَا النّٰاسُ إِنْ کُنْتُمْ فِی رَیْبٍ مِنَ الْبَعْثِ فَإِنّٰا خَلَقْنٰاکُمْ مِنْ تُرٰابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ مِنْ مُضْغَةٍ مُخَلَّقَةٍ وَ غَیْرِ مُخَلَّقَةٍ لِنُبَیِّنَ لَکُمْ وَ نُقِرُّ فِی الْأَرْحٰامِ مٰا نَشٰاءُ إِلیٰ أَجَلٍ مُسَمًّی ثُمَّ نُخْرِجُکُمْ طِفْلاً ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّکُمْ وَ مِنْکُمْ مَنْ یُتَوَفّٰی وَ مِنْکُمْ مَنْ یُرَدُّ إِلیٰ أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِکَیْلاٰ یَعْلَمَ مِنْ بَعْدِ عِلْمٍ شَیْئاً وَ تَرَی الْأَرْضَ هٰامِدَةً فَإِذٰا أَنْزَلْنٰا عَلَیْهَا الْمٰاءَ اهْتَزَّتْ وَ رَبَتْ وَ أَنْبَتَتْ مِنْ کُلِّ زَوْجٍ بَهِیجٍ

ذٰلِکَ بِأَنَّ اللّٰهَ هُوَ الْحَقُّ وَ أَنَّهُ یُحْیِ الْمَوْتیٰ وَ أَنَّهُ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ.

حج (22) 5 و 6

وَ أَنْزَلْنٰا مِنَ السَّمٰاءِ مٰاءً بِقَدَرٍ فَأَسْکَنّٰاهُ فِی الْأَرْضِ وَ إِنّٰا عَلیٰ ذَهٰابٍ بِهِ لَقٰادِرُونَ .

مؤمنون (23) 18

اَللّٰهُ الَّذِی یُرْسِلُ الرِّیٰاحَ فَتُثِیرُ سَحٰاباً فَیَبْسُطُهُ فِی السَّمٰاءِ کَیْفَ یَشٰاءُ وَ یَجْعَلُهُ کِسَفاً فَتَرَی الْوَدْقَ یَخْرُجُ مِنْ خِلاٰلِهِ فَإِذٰا أَصٰابَ بِهِ مَنْ یَشٰاءُ مِنْ عِبٰادِهِ إِذٰا هُمْ یَسْتَبْشِرُونَ

فَانْظُرْ إِلیٰ آثٰارِ رَحْمَتِ اللّٰهِ کَیْفَ یُحْیِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهٰا إِنَّ ذٰلِکَ لَمُحْیِ الْمَوْتیٰ وَ هُوَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ. روم (30) 48 و 50

537. نزول باران و سرسبزی کرۀ زمین، تجلّی و جلوه‌ای از اقتدار و قدرتمندی خداوند بر عالم:

وَ اضْرِبْ لَهُمْ مَثَلَ الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا کَمٰاءٍ أَنْزَلْنٰاهُ مِنَ السَّمٰاءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَبٰاتُ الْأَرْضِ فَأَصْبَحَ هَشِیماً تَذْرُوهُ الرِّیٰاحُ وَ کٰانَ اللّٰهُ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ مُقْتَدِراً. کهف (18) 45

538. نزول باران از آسمان به مقدار نیاز و مصلحت مردم و حفظ آن در زمین، از جلوه‌های قدرت خداوند:

وَ أَنْزَلْنٰا مِنَ السَّمٰاءِ مٰاءً بِقَدَرٍ فَأَسْکَنّٰاهُ فِی الْأَرْضِ وَ إِنّٰا عَلیٰ ذَهٰابٍ بِهِ لَقٰادِرُونَ .

مؤمنون (23) 18

90. نزول قرآن
539. نزول قرآن، از جلوه‌های قدرت خداوند:

الر کِتٰابٌ أَنْزَلْنٰاهُ إِلَیْکَ لِتُخْرِجَ النّٰاسَ مِنَ الظُّلُمٰاتِ إِلَی النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ إِلیٰ صِرٰاطِ الْعَزِیزِ الْحَمِیدِ. ابراهیم (14) 1

وَ الْقُرْآنِ الْحَکِیمِ

تَنْزِیلَ الْعَزِیزِ الرَّحِیمِ .

یس (36) 2 و 5

تَنْزِیلُ الْکِتٰابِ مِنَ اللّٰهِ الْعَزِیزِ الْحَکِیمِ .

زمر (39) 1

تَنْزِیلُ الْکِتٰابِ مِنَ اللّٰهِ الْعَزِیزِ الْعَلِیمِ .

غافر (40) 2

تَنْزِیلُ الْکِتٰابِ مِنَ اللّٰهِ الْعَزِیزِ الْحَکِیمِ .

جاثیه (45) 2

تَنْزِیلُ الْکِتٰابِ مِنَ اللّٰهِ الْعَزِیزِ الْحَکِیمِ .

احقاف (46) 2

91. نزول کتابهای آسمانی
540. نزول کتابهای آسمانی، از جلوه‌های قدرت الهی:

لَقَدْ أَرْسَلْنٰا رُسُلَنٰا بِالْبَیِّنٰاتِ وَ أَنْزَلْنٰا مَعَهُمُ الْکِتٰابَ وَ الْمِیزٰانَ لِیَقُومَ النّٰاسُ بِالْقِسْطِ وَ أَنْزَلْنَا الْحَدِیدَ فِیهِ بَأْسٌ شَدِیدٌ وَ مَنٰافِعُ لِلنّٰاسِ وَ لِیَعْلَمَ اللّٰهُ مَنْ یَنْصُرُهُ وَ رُسُلَهُ بِالْغَیْبِ إِنَّ اللّٰهَ قَوِیٌّ عَزِیزٌ. حدید (57) 25

92. نزول معجزه
541. نزول معجزات، در حیطۀ قدرت و توانایی خداوند:

وَ قٰالُوا لَوْ لاٰ نُزِّلَ عَلَیْهِ آیَةٌ مِنْ رَبِّهِ قُلْ إِنَّ اللّٰهَ قٰادِرٌ عَلیٰ أَنْ یُنَزِّلَ آیَةً وَ لٰکِنَّ أَکْثَرَهُمْ لاٰ یَعْلَمُونَ . انعام (6) 37

93. نسخ آیات
542. نسخ آیات و احکام، و به فراموشی سپردن و ترک آن و جایگزینی بهتر یا آوردن مثل آن، از سوی خداوند، جلوه‌ای از قدرت او:

مٰا نَنْسَخْ مِنْ آیَةٍ أَوْ نُنْسِهٰا نَأْتِ بِخَیْرٍ مِنْهٰا أَوْ مِثْلِهٰا أَ لَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللّٰهَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ. (1)

بقره (2) 106

94. نصرت مجاهدان
543. نصرت مسلمانان در جنگ با کافران، نمودی از قدرت مطلقۀ او:

وَ اعْلَمُوا أَنَّمٰا غَنِمْتُمْ مِنْ شَیْءٍ فَأَنَّ لِلّٰهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِی الْقُرْبیٰ وَ الْیَتٰامیٰ وَ الْمَسٰاکِینِ وَ ابْنِ السَّبِیلِ إِنْ کُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللّٰهِ وَ مٰا أَنْزَلْنٰا عَلیٰ عَبْدِنٰا یَوْمَ الْفُرْقٰانِ یَوْمَ الْتَقَی الْجَمْعٰانِ وَ اللّٰهُ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ. انفال (8) 41

أُذِنَ لِلَّذِینَ یُقٰاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَ إِنَّ اللّٰهَ عَلیٰ نَصْرِهِمْ لَقَدِیرٌ

اَلَّذِینَ أُخْرِجُوا مِنْ دِیٰارِهِمْ بِغَیْرِ حَقٍّ إِلاّٰ أَنْ یَقُولُوا رَبُّنَا اللّٰهُ وَ لَوْ لاٰ دَفْعُ اللّٰهِ النّٰاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوٰامِعُ وَ بِیَعٌ وَ صَلَوٰاتٌ وَ مَسٰاجِدُ یُذْکَرُ فِیهَا اسْمُ اللّٰهِ کَثِیراً وَ لَیَنْصُرَنَّ اللّٰهُ مَنْ یَنْصُرُهُ إِنَّ اللّٰهَ لَقَوِیٌّ عَزِیزٌ.

حج (22) 39 و 40

95. نصرت مهاجران
544. نصرت و یاری مهاجران، جلوه‌ای از قدرت خداوند:

أُذِنَ لِلَّذِینَ یُقٰاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَ إِنَّ اللّٰهَ عَلیٰ نَصْرِهِمْ لَقَدِیرٌ

اَلَّذِینَ أُخْرِجُوا مِنْ دِیٰارِهِمْ بِغَیْرِ حَقٍّ إِلاّٰ أَنْ یَقُولُوا رَبُّنَا اللّٰهُ وَ لَوْ لاٰ دَفْعُ اللّٰهِ النّٰاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوٰامِعُ وَ بِیَعٌ وَ صَلَوٰاتٌ وَ مَسٰاجِدُ یُذْکَرُ فِیهَا اسْمُ اللّٰهِ کَثِیراً وَ لَیَنْصُرَنَّ اللّٰهُ مَنْ یَنْصُرُهُ إِنَّ اللّٰهَ لَقَوِیٌّ عَزِیزٌ.

حج (22) 39 و 40

96. وفای به عهد
545. قدرت خداوند بر انجام دادن وعده‌های خویش به اهل‌کتاب، در فرستادن پیامبری از طرف خود:

یٰا أَهْلَ الْکِتٰابِ قَدْ جٰاءَکُمْ رَسُولُنٰا یُبَیِّنُ لَکُمْ عَلیٰ فَتْرَةٍ مِنَ الرُّسُلِ أَنْ تَقُولُوا مٰا جٰاءَنٰا مِنْ بَشِیرٍ وَ لاٰ نَذِیرٍ فَقَدْ جٰاءَکُمْ بَشِیرٌ وَ نَذِیرٌ وَ اللّٰهُ


1) 1) .«ننسها»به معنای فراموشی در مقابل ذکر، و ترک نمودن(مجمع‌البیان، ج 1 -\2، ص 347) و محو نمودن از دلها است. (تفسیر القرآن الکریم، شبّر، ص 106)

عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ. مائده (5) 19

546. وفای به وعده از سوی خداوند نسبت به پیامبران، جلوه‌ای از قدرت شکست‌ناپذیر خداوند:

فَلاٰ تَحْسَبَنَّ اللّٰهَ مُخْلِفَ وَعْدِهِ رُسُلَهُ إِنَّ اللّٰهَ عَزِیزٌ ذُو انتِقٰامٍ . ابراهیم (14) 47

97. ولایت خدا
547. ولایت خداوند، در رساندن هرگونه خیر و منفعت به آدمی، از جلوه‌های قدرت او:

قُلْ أَ غَیْرَ اللّٰهِ أَتَّخِذُ وَلِیًّا فٰاطِرِ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ یُطْعِمُ وَ لاٰ یُطْعَمُ قُلْ إِنِّی أُمِرْتُ أَنْ أَکُونَ أَوَّلَ مَنْ أَسْلَمَ وَ لاٰ تَکُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِکِینَ

وَ إِنْ یَمْسَسْکَ اللّٰهُ بِضُرٍّ فَلاٰ کٰاشِفَ لَهُ إِلاّٰ هُوَ وَ إِنْ یَمْسَسْکَ بِخَیْرٍ فَهُوَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ. انعام (6) 14 و 17

98. هلاکت امّتها
548. هلاکت تمامی انسانها از سوی خداوند و جایگزینی انسانهای دیگر بر اساس مشیّت خود، از جلوه‌های قدرت او:

إِنْ یَشَأْ یُذْهِبْکُمْ أَیُّهَا النّٰاسُ وَ یَأْتِ بِآخَرِینَ وَ کٰانَ اللّٰهُ عَلیٰ ذٰلِکَ قَدِیراً. نساء (4) 133

549. هلاکت و نابودی عیسی علیه السلام و مادرش و تمام انسانها از سوی خداوند، در صورت اراده، جلوه‌ای از قدرت او:

لَقَدْ کَفَرَ الَّذِینَ قٰالُوا إِنَّ اللّٰهَ هُوَ الْمَسِیحُ ابْنُ مَرْیَمَ قُلْ فَمَنْ یَمْلِکُ مِنَ اللّٰهِ شَیْئاً إِنْ أَرٰادَ أَنْ یُهْلِکَ الْمَسِیحَ ابْنَ مَرْیَمَ وَ أُمَّهُ وَ مَنْ فِی الْأَرْضِ جَمِیعاً وَ لِلّٰهِ مُلْکُ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ وَ مٰا بَیْنَهُمٰا یَخْلُقُ مٰا یَشٰاءُ وَ اللّٰهُ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ. مائده (5) 17

550. فرجام بد قوم لوط و هلاکت آنان، در پی عملکرد بد آنان، از سوی خداوند، جلوه‌ای از قدرت شکست‌ناپذیر او:

وَ تَذَرُونَ مٰا خَلَقَ لَکُمْ رَبُّکُمْ مِنْ أَزْوٰاجِکُمْ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ عٰادُونَ

قٰالُوا لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ یٰا لُوطُ لَتَکُونَنَّ مِنَ الْمُخْرَجِینَ

قٰالَ إِنِّی لِعَمَلِکُمْ مِنَ الْقٰالِینَ

رَبِّ نَجِّنِی وَ أَهْلِی مِمّٰا یَعْمَلُونَ

فَنَجَّیْنٰاهُ وَ أَهْلَهُ أَجْمَعِینَ

إِلاّٰ عَجُوزاً فِی الْغٰابِرِینَ

ثُمَّ دَمَّرْنَا الْآخَرِینَ

وَ أَمْطَرْنٰا عَلَیْهِمْ مَطَراً فَسٰاءَ مَطَرُ الْمُنْذَرِینَ

إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَآیَةً وَ مٰا کٰانَ أَکْثَرُهُمْ مُؤْمِنِینَ

وَ إِنَّ رَبَّکَ لَهُوَ الْعَزِیزُ الرَّحِیمُ . شعراء (26) 166 -\175

551. هلاکت قوم صالح و نجات مؤمنان به وی، جلوه‌ای از قدرت شکست‌ناپذیر خداوند:

فَلَمّٰا جٰاءَ أَمْرُنٰا نَجَّیْنٰا صٰالِحاً وَ الَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ بِرَحْمَةٍ مِنّٰا وَ مِنْ خِزْیِ یَوْمِئِذٍ إِنَّ رَبَّکَ هُوَ الْقَوِیُّ الْعَزِیزُ. هود (11) 66

کَذَّبَتْ ثَمُودُ الْمُرْسَلِینَ إِذْ قٰالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ صٰالِحٌ أَ لاٰ تَتَّقُونَ

فَأَخَذَهُمُ الْعَذٰابُ إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَآیَةً وَ مٰا کٰانَ أَکْثَرُهُمْ مُؤْمِنِینَ

وَ إِنَّ رَبَّکَ لَهُوَ الْعَزِیزُ الرَّحِیمُ .

شعراء (26) 141 و 142 و 158 159

552. هلاکت فرعونیان و نجات موسی علیه السلام و بنی‌اسرائیل، جلوه‌ای از قدرت خدا:

فَلَمّٰا تَرٰاءَا الْجَمْعٰانِ قٰالَ أَصْحٰابُ مُوسیٰ إِنّٰا لَمُدْرَکُونَ

قٰالَ کَلاّٰ إِنَّ مَعِی رَبِّی سَیَهْدِینِ

فَأَوْحَیْنٰا إِلیٰ مُوسیٰ أَنِ اضْرِبْ بِعَصٰاکَ الْبَحْرَ فَانْفَلَقَ فَکٰانَ کُلُّ فِرْقٍ کَالطَّوْدِ الْعَظِیمِ

وَ أَزْلَفْنٰا ثَمَّ الْآخَرِینَ

وَ أَنْجَیْنٰا مُوسیٰ وَ مَنْ مَعَهُ

أَجْمَعِینَ

ثُمَّ أَغْرَقْنَا الْآخَرِینَ

إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَآیَةً وَ مٰا کٰانَ أَکْثَرُهُمْ مُؤْمِنِینَ

وَ إِنَّ رَبَّکَ لَهُوَ الْعَزِیزُ الرَّحِیمُ . شعراء (26) 61 -\68

553. نجات نوح علیه السلام و همراهانش از توفان، جلوه‌ای از قدرت خدا:

قٰالُوا لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ یٰا نُوحُ لَتَکُونَنَّ مِنَ الْمَرْجُومِینَ

قٰالَ رَبِّ إِنَّ قَوْمِی کَذَّبُونِ

فَافْتَحْ بَیْنِی وَ بَیْنَهُمْ فَتْحاً وَ نَجِّنِی وَ مَنْ مَعِیَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ

فَأَنْجَیْنٰاهُ وَ مَنْ مَعَهُ فِی الْفُلْکِ الْمَشْحُونِ

ثُمَّ أَغْرَقْنٰا بَعْدُ الْبٰاقِینَ

إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَآیَةً وَ مٰا کٰانَ أَکْثَرُهُمْ مُؤْمِنِینَ

وَ إِنَّ رَبَّکَ لَهُوَ الْعَزِیزُ الرَّحِیمُ . شعراء (26) 116 -\122

554. هلاکت قوم عاد و نجات هود علیه السلام و مؤمنان، جلوه‌ای از قدرت خدا:

کَذَّبَتْ عٰادٌ الْمُرْسَلِینَ

إِذْ قٰالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ هُودٌ أَ لاٰ تَتَّقُونَ

فَکَذَّبُوهُ فَأَهْلَکْنٰاهُمْ إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَآیَةً وَ مٰا کٰانَ أَکْثَرُهُمْ مُؤْمِنِینَ

وَ إِنَّ رَبَّکَ لَهُوَ الْعَزِیزُ الرَّحِیمُ .

شعراء (26) 123 و 124 و 139 و 140

جهل به قدرت خدا

555. جهل اکثر انسانها به قدرت خداوند، بر انجام دادن مشیّت خود:

وَ قٰالَ الَّذِی اشْتَرٰاهُ مِنْ مِصْرَ لاِمْرَأَتِهِ أَکْرِمِی مَثْوٰاهُ عَسیٰ أَنْ یَنْفَعَنٰا أَوْ نَتَّخِذَهُ وَلَداً وَ کَذٰلِکَ مَکَّنّٰا لِیُوسُفَ فِی الْأَرْضِ وَ لِنُعَلِّمَهُ مِنْ تَأْوِیلِ الْأَحٰادِیثِ وَ اللّٰهُ غٰالِبٌ عَلیٰ أَمْرِهِ وَ لٰکِنَّ أَکْثَرَ النّٰاسِ لاٰ یَعْلَمُونَ . یوسف (12) 21

556. ناآگاهی اکثر مردم به قدرت خدا بر احیای دوبارۀ انسانها، پس از مرگ آنان:

وَ أَقْسَمُوا بِاللّٰهِ جَهْدَ أَیْمٰانِهِمْ لاٰ یَبْعَثُ اللّٰهُ مَنْ یَمُوتُ بَلیٰ وَعْداً عَلَیْهِ حَقًّا وَ لٰکِنَّ أَکْثَرَ النّٰاسِ لاٰ یَعْلَمُونَ . نحل (16) 38

قُلِ اللّٰهُ یُحْیِیکُمْ ثُمَّ یُمِیتُکُمْ ثُمَّ یَجْمَعُکُمْ إِلیٰ یَوْمِ الْقِیٰامَةِ لاٰ رَیْبَ فِیهِ وَ لٰکِنَّ أَکْثَرَ النّٰاسِ لاٰ یَعْلَمُونَ . جاثیه (45) 26

557. ناآگاهی اکثر انسانها از قدرت خداوند بر تمام امور:

وَ قٰالَ الَّذِی اشْتَرٰاهُ مِنْ مِصْرَ لاِمْرَأَتِهِ أَکْرِمِی مَثْوٰاهُ عَسیٰ أَنْ یَنْفَعَنٰا أَوْ نَتَّخِذَهُ وَلَداً وَ کَذٰلِکَ مَکَّنّٰا لِیُوسُفَ فِی الْأَرْضِ وَ لِنُعَلِّمَهُ مِنْ تَأْوِیلِ الْأَحٰادِیثِ وَ اللّٰهُ غٰالِبٌ عَلیٰ أَمْرِهِ وَ لٰکِنَّ أَکْثَرَ النّٰاسِ لاٰ یَعْلَمُونَ . یوسف (12) 21

558. قدرت شکست‌ناپذیر خداوند، مورد جهل و ناآگاهی مشرکان:

یٰا أَیُّهَا النّٰاسُ ضُرِبَ مَثَلٌ فَاسْتَمِعُوا لَهُ إِنَّ الَّذِینَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللّٰهِ لَنْ یَخْلُقُوا ذُبٰاباً وَ لَوِ اجْتَمَعُوا لَهُ وَ إِنْ یَسْلُبْهُمُ الذُّبٰابُ شَیْئاً لاٰ یَسْتَنْقِذُوهُ مِنْهُ ضَعُفَ الطّٰالِبُ وَ الْمَطْلُوبُ

مٰا قَدَرُوا اللّٰهَ حَقَّ قَدْرِهِ إِنَّ اللّٰهَ لَقَوِیٌّ عَزِیزٌ.

حج (22) 73 و 74

559. نشناختن قدرت خدا و پندار قدرت برای غیر او، از عوامل شرک:

وَ مِنَ النّٰاسِ مَنْ یَتَّخِذُ مِنْ دُونِ اللّٰهِ أَنْدٰاداً یُحِبُّونَهُمْ کَحُبِّ اللّٰهِ وَ الَّذِینَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلّٰهِ وَ لَوْ یَرَی الَّذِینَ ظَلَمُوا إِذْ یَرَوْنَ الْعَذٰابَ أَنَّ الْقُوَّةَ لِلّٰهِ جَمِیعاً وَ أَنَّ اللّٰهَ شَدِیدُ الْعَذٰابِ .

بقره (2) 165

560. جهل اغلب مشرکان از قدرت خداوند، بر فرستادن هرگونه معجزه و نشانه:

وَ قٰالُوا لَوْ لاٰ نُزِّلَ عَلَیْهِ آیَةٌ مِنْ رَبِّهِ قُلْ إِنَّ اللّٰهَ

قٰادِرٌ عَلیٰ أَنْ یُنَزِّلَ آیَةً وَ لٰکِنَّ أَکْثَرَهُمْ لاٰ یَعْلَمُونَ . انعام (6) 37

561. انکار آیات الهی از سوی مستکبران، نشان جهل آنان نسبت به قدرت برتر و قوی‌تر خداوند:

فَأَمّٰا عٰادٌ فَاسْتَکْبَرُوا فِی الْأَرْضِ بِغَیْرِ الْحَقِّ وَ قٰالُوا مَنْ أَشَدُّ مِنّٰا قُوَّةً أَ وَ لَمْ یَرَوْا أَنَّ اللّٰهَ الَّذِی خَلَقَهُمْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَ کٰانُوا بِآیٰاتِنٰا یَجْحَدُونَ . فصّلت (41) 15

562. مشرکان، جاهل و ناآگاه از احاطۀ قدرت خداوند بر آسمانها و زمین:

وَ مٰا قَدَرُوا اللّٰهَ حَقَّ قَدْرِهِ وَ الْأَرْضُ جَمِیعاً قَبْضَتُهُ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ وَ السَّمٰاوٰاتُ مَطْوِیّٰاتٌ بِیَمِینِهِ .... زمر (39) 67

حاکمیّت قدرت خدا

563. قدرت و ارادۀ خداوند، برتر و حاکم بر همۀ قدرتها:

إِنَّ الَّذِینَ یُبٰایِعُونَکَ إِنَّمٰا یُبٰایِعُونَ اللّٰهَ یَدُ اللّٰهِ فَوْقَ أَیْدِیهِمْ فَمَنْ نَکَثَ فَإِنَّمٰا یَنْکُثُ عَلیٰ نَفْسِهِ .... فتح (48) 10

لَقَدْ رَضِیَ اللّٰهُ عَنِ الْمُؤْمِنِینَ إِذْ یُبٰایِعُونَکَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ مٰا فِی قُلُوبِهِمْ فَأَنْزَلَ السَّکِینَةَ عَلَیْهِمْ وَ أَثٰابَهُمْ فَتْحاً قَرِیباً

وَ مَغٰانِمَ کَثِیرَةً یَأْخُذُونَهٰا وَ کٰانَ اللّٰهُ عَزِیزاً حَکِیماً

وَعَدَکُمُ اللّٰهُ مَغٰانِمَ کَثِیرَةً تَأْخُذُونَهٰا فَعَجَّلَ لَکُمْ هٰذِهِ وَ کَفَّ أَیْدِیَ النّٰاسِ عَنْکُمْ وَ لِتَکُونَ آیَةً لِلْمُؤْمِنِینَ وَ یَهْدِیَکُمْ صِرٰاطاً مُسْتَقِیماً

وَ أُخْریٰ لَمْ تَقْدِرُوا عَلَیْهٰا قَدْ أَحٰاطَ اللّٰهُ بِهٰا وَ کٰانَ اللّٰهُ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیراً

سُنَّةَ اللّٰهِ الَّتِی قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلُ وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللّٰهِ تَبْدِیلاً.

فتح (48) 18 -\21 و 23

564. حاکمیّت قدرت خداوند، بر اسباب عادی و مجاری طبیعی:

ذِکْرُ رَحْمَتِ رَبِّکَ عَبْدَهُ زَکَرِیّٰا

إِذْ نٰادیٰ رَبَّهُ نِدٰاءً خَفِیًّا

قٰالَ رَبِّ إِنِّی وَهَنَ الْعَظْمُ مِنِّی وَ اشْتَعَلَ الرَّأْسُ شَیْباً وَ لَمْ أَکُنْ بِدُعٰائِکَ رَبِّ شَقِیًّا

وَ إِنِّی خِفْتُ الْمَوٰالِیَ مِنْ وَرٰائِی وَ کٰانَتِ امْرَأَتِی عٰاقِراً فَهَبْ لِی مِنْ لَدُنْکَ وَلِیًّا

یَرِثُنِی وَ یَرِثُ مِنْ آلِ یَعْقُوبَ وَ اجْعَلْهُ رَبِّ رَضِیًّا

یٰا زَکَرِیّٰا إِنّٰا نُبَشِّرُکَ بِغُلاٰمٍ اسْمُهُ یَحْییٰ لَمْ نَجْعَلْ لَهُ مِنْ قَبْلُ سَمِیًّا

قٰالَ رَبِّ أَنّٰی یَکُونُ لِی غُلاٰمٌ وَ کٰانَتِ امْرَأَتِی عٰاقِراً وَ قَدْ بَلَغْتُ مِنَ الْکِبَرِ عِتِیًّا

قٰالَ کَذٰلِکَ قٰالَ رَبُّکَ هُوَ عَلَیَّ هَیِّنٌ وَ قَدْ خَلَقْتُکَ مِنْ قَبْلُ وَ لَمْ تَکُ شَیْئاً

وَ اذْکُرْ فِی الْکِتٰابِ مَرْیَمَ إِذِ انْتَبَذَتْ مِنْ أَهْلِهٰا مَکٰاناً شَرْقِیًّا

فَاتَّخَذَتْ مِنْ دُونِهِمْ حِجٰاباً فَأَرْسَلْنٰا إِلَیْهٰا رُوحَنٰا فَتَمَثَّلَ لَهٰا بَشَراً سَوِیًّا

قٰالَتْ إِنِّی أَعُوذُ بِالرَّحْمٰنِ مِنْکَ إِنْ کُنْتَ تَقِیًّا

قٰالَ إِنَّمٰا أَنَا رَسُولُ رَبِّکِ لِأَهَبَ لَکِ غُلاٰماً زَکِیًّا

قٰالَتْ أَنّٰی یَکُونُ لِی غُلاٰمٌ وَ لَمْ یَمْسَسْنِی بَشَرٌ وَ لَمْ أَکُ بَغِیًّا

قٰالَ کَذٰلِکِ قٰالَ رَبُّکِ هُوَ عَلَیَّ هَیِّنٌ وَ لِنَجْعَلَهُ آیَةً لِلنّٰاسِ وَ رَحْمَةً مِنّٰا وَ کٰانَ أَمْراً مَقْضِیًّا. مریم (19) 2 -\9 و 16 -\21

درک قدرت خدا

565. اهل یقین، قادر به درک قدرت خدا، در آفرینش انسان:

تَنْزِیلُ الْکِتٰابِ مِنَ اللّٰهِ الْعَزِیزِ الْحَکِیمِ

وَ فِی خَلْقِکُمْ وَ مٰا یَبُثُّ مِنْ دٰابَّةٍ آیٰاتٌ لِقَوْمٍ یُوقِنُونَ .

جاثیه (45) 2 و 4

566. اهل ایمان و حق جویان، قادر به درک جلوه‌های اقتدار و حکمت خداوند، در پهنۀ هستی:

تَنْزِیلُ الْکِتٰابِ مِنَ اللّٰهِ الْعَزِیزِ الْحَکِیمِ

إِنَّ فِی السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ لَآیٰاتٍ لِلْمُؤْمِنِینَ .

جاثیه (45) 2 و 3

567. روحیّۀ استکباری، مانع درک و شناخت قدرت خداوند:

فَأَمّٰا عٰادٌ فَاسْتَکْبَرُوا فِی الْأَرْضِ بِغَیْرِ الْحَقِّ وَ قٰالُوا مَنْ أَشَدُّ مِنّٰا قُوَّةً أَ وَ لَمْ یَرَوْا أَنَّ اللّٰهَ الَّذِی خَلَقَهُمْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُمْ قُوَّةً .... فصّلت (41) 15

شک در قدرت خدا

568. شک و تردید حواریّون عیسی دربارۀ قدرت خداوند، نسبت به نزول مائدۀ آسمانی بر آنها:

إِذْ قٰالَ الْحَوٰارِیُّونَ یٰا عِیسَی ابْنَ مَرْیَمَ هَلْ یَسْتَطِیعُ رَبُّکَ أَنْ یُنَزِّلَ عَلَیْنٰا مٰائِدَةً مِنَ السَّمٰاءِ قٰالَ اتَّقُوا اللّٰهَ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ

قٰالُوا نُرِیدُ أَنْ نَأْکُلَ مِنْهٰا وَ تَطْمَئِنَّ قُلُوبُنٰا وَ نَعْلَمَ أَنْ قَدْ صَدَقْتَنٰا وَ نَکُونَ عَلَیْهٰا مِنَ الشّٰاهِدِینَ . مائده (5) 112 و 113

569. شک حواریّون در توانمندی خدا نسبت به نزول مائده، درپی‌دارندۀ توصیۀ عیسی علیه السلام به رعایت تقوای الهی نسبت به آنان:

وَ إِذْ أَوْحَیْتُ إِلَی الْحَوٰارِیِّینَ أَنْ آمِنُوا بِی وَ بِرَسُولِی قٰالُوا آمَنّٰا وَ اشْهَدْ بِأَنَّنٰا مُسْلِمُونَ

إِذْ قٰالَ الْحَوٰارِیُّونَ یٰا عِیسَی ابْنَ مَرْیَمَ هَلْ یَسْتَطِیعُ رَبُّکَ أَنْ یُنَزِّلَ عَلَیْنٰا مٰائِدَةً مِنَ السَّمٰاءِ قٰالَ اتَّقُوا اللّٰهَ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ

قٰالُوا نُرِیدُ أَنْ نَأْکُلَ مِنْهٰا وَ تَطْمَئِنَّ قُلُوبُنٰا وَ نَعْلَمَ أَنْ قَدْ صَدَقْتَنٰا وَ نَکُونَ عَلَیْهٰا مِنَ الشّٰاهِدِینَ . مائده (5) 111 -\113

570. تردید و شک دربارۀ قدرت خدا، ناسازگار با روحیّۀ تقوا و ایمان:

إِذْ قٰالَ الْحَوٰارِیُّونَ یٰا عِیسَی ابْنَ مَرْیَمَ هَلْ یَسْتَطِیعُ رَبُّکَ أَنْ یُنَزِّلَ عَلَیْنٰا مٰائِدَةً مِنَ السَّمٰاءِ قٰالَ اتَّقُوا اللّٰهَ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ . مائده (5) 112

علم به قدرت خدا

571. اهل یقین، قادر به درک قدرت خدا، در آفرینش انسان:

تَنْزِیلُ الْکِتٰابِ مِنَ اللّٰهِ الْعَزِیزِ الْحَکِیمِ

وَ فِی خَلْقِکُمْ وَ مٰا یَبُثُّ مِنْ دٰابَّةٍ آیٰاتٌ لِقَوْمٍ یُوقِنُونَ .

جاثیه (45) 2 و 4

572. اهل ایمان و حق جویان، قادر به درک جلوه‌های اقتدار و حکمت خداوند، در پهنۀ هستی:

تَنْزِیلُ الْکِتٰابِ مِنَ اللّٰهِ الْعَزِیزِ الْحَکِیمِ

إِنَّ فِی السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ لَآیٰاتٍ لِلْمُؤْمِنِینَ .

جاثیه (45) 2 و 3

573. مطالعۀ طبیعت، زمینۀ پی بردن به قدرت خدا بر ایجاد معاد:

قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانْظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللّٰهُ یُنْشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللّٰهَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ. عنکبوت (29) 20

574. آگاهی از توانمندی و قدرت خداوند، موجب درخواست مؤمنان در قیامت، برای کامل شدن نور خود و مغفرت از پروردگار:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَی اللّٰهِ تَوْبَةً نَصُوحاً عَسیٰ رَبُّکُمْ أَنْ یُکَفِّرَ عَنْکُمْ سَیِّئٰاتِکُمْ وَ یُدْخِلَکُمْ جَنّٰاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهٰارُ یَوْمَ لاٰ یُخْزِی اللّٰهُ النَّبِیَّ وَ الَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ نُورُهُمْ یَسْعیٰ بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَ بِأَیْمٰانِهِمْ یَقُولُونَ رَبَّنٰا أَتْمِمْ لَنٰا نُورَنٰا

وَ اغْفِرْ لَنٰا إِنَّکَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ.

تحریم (66) 8

575. علم و یقین عزیر پیامبر علیه السلام به قدرت مطلق خداوند بر انجام دادن هر کاری، در پی احیای وی و مرکبش، پس از صد سال مردن:

أَوْ کَالَّذِی مَرَّ عَلیٰ قَرْیَةٍ وَ هِیَ خٰاوِیَةٌ عَلیٰ عُرُوشِهٰا قٰالَ أَنّٰی یُحْیِی هٰذِهِ اللّٰهُ بَعْدَ مَوْتِهٰا فَأَمٰاتَهُ اللّٰهُ مِائَةَ عٰامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ قٰالَ کَمْ لَبِثْتَ قٰالَ لَبِثْتُ یَوْماً أَوْ بَعْضَ یَوْمٍ قٰالَ بَلْ لَبِثْتَ مِائَةَ عٰامٍ فَانْظُرْ إِلیٰ طَعٰامِکَ وَ شَرٰابِکَ لَمْ یَتَسَنَّهْ وَ انْظُرْ إِلیٰ حِمٰارِکَ وَ لِنَجْعَلَکَ آیَةً لِلنّٰاسِ وَ انْظُرْ إِلَی الْعِظٰامِ کَیْفَ نُنْشِزُهٰا ثُمَّ نَکْسُوهٰا لَحْماً فَلَمّٰا تَبَیَّنَ لَهُ قٰالَ أَعْلَمُ أَنَّ اللّٰهَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ. (1)بقره (2) 259

576. حواریّون، در صدد علم و آگاهی یافتن به قدرت خدا با درخواست مائدۀ آسمانی:

إِذْ قٰالَ الْحَوٰارِیُّونَ یٰا عِیسَی ابْنَ مَرْیَمَ هَلْ یَسْتَطِیعُ رَبُّکَ أَنْ یُنَزِّلَ عَلَیْنٰا مٰائِدَةً مِنَ السَّمٰاءِ قٰالَ اتَّقُوا اللّٰهَ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ . مائده (5) 112

577. شناخت مراحل آغازین خلقت انسان، مایۀ شناخت قدرت خداوند بر ثبت اعمال او:

فَلْیَنْظُرِ الْإِنْسٰانُ مِمَّ خُلِقَ

خُلِقَ مِنْ مٰاءٍ دٰافِقٍ

یَخْرُجُ مِنْ بَیْنِ الصُّلْبِ وَ التَّرٰائِبِ

إِنَّهُ عَلیٰ رَجْعِهِ لَقٰادِرٌ

یَوْمَ تُبْلَی السَّرٰائِرُ.

طارق (86) 5 -\9

578. ادّعای الوهیّت برای مسیح علیه السلام نشانۀ ضعف شناخت مسیحیان، از قدرت مطلق خداوند:

لَقَدْ کَفَرَ الَّذِینَ قٰالُوا إِنَّ اللّٰهَ هُوَ الْمَسِیحُ ابْنُ مَرْیَمَ قُلْ فَمَنْ یَمْلِکُ مِنَ اللّٰهِ شَیْئاً إِنْ أَرٰادَ أَنْ یُهْلِکَ الْمَسِیحَ ابْنَ مَرْیَمَ وَ أُمَّهُ وَ مَنْ فِی الْأَرْضِ جَمِیعاً وَ لِلّٰهِ مُلْکُ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ وَ مٰا بَیْنَهُمٰا یَخْلُقُ مٰا یَشٰاءُ وَ اللّٰهُ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ. مائده (5) 17

579. لزوم باور کردن و علم بندگان به قدرت خداوند، در برآورده کردن حاجات آنان:

وَ إِذٰا سَأَلَکَ عِبٰادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَةَ الدّٰاعِ إِذٰا دَعٰانِ فَلْیَسْتَجِیبُوا لِی وَ لْیُؤْمِنُوا بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ . (2)بقره (2) 186

580. علم معدودی از مشرکان به قدرت خداوند، در برآوردن معجزات درخواستی آنان:

وَ قٰالُوا لَوْ لاٰ نُزِّلَ عَلَیْهِ آیَةٌ مِنْ رَبِّهِ قُلْ إِنَّ اللّٰهَ قٰادِرٌ عَلیٰ أَنْ یُنَزِّلَ آیَةً وَ لٰکِنَّ أَکْثَرَهُمْ لاٰ یَعْلَمُونَ . انعام (6) 37

581. پی بردن به قدرت مطلق خداوند، از راه مطالعه در خلقت آفرینش، دلیل بهره‌مند بودن آدمی از خرد ناب:

وَ لِلّٰهِ مُلْکُ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ وَ اللّٰهُ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ

إِنَّ فِی خَلْقِ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلاٰفِ اللَّیْلِ وَ النَّهٰارِ لَآیٰاتٍ لِأُولِی الْأَلْبٰابِ .

آل‌عمران (3) 189 و 190

582. آگاه شدن بشر به قدرت و علم همه جانبۀ خداوند، از حکمتهای آفرینش آسمانها و زمین:

اَللّٰهُ الَّذِی خَلَقَ سَبْعَ سَمٰاوٰاتٍ وَ مِنَ الْأَرْضِ


1) 1) . ممکن است مقصود از«...الّذی مرّ...»عزیر [پیامبر علیه السلام ] باشد. (مجمع‌البیان، ج 1 -\2، ص 639 ؛ الکشاف، ج 1، ص 307)

2) 2) . امام صادق علیه السلام در مورد«فلیستجیبوا لی و لیؤمنوا بی»فرمود: باید بدانند که فقط من قادر بر اعطای حاجات آنان هستم. (مجمع‌البیان، ج 1 -\2 ، ص 500)

مِثْلَهُنَّ یَتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَیْنَهُنَّ لِتَعْلَمُوا أَنَّ اللّٰهَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ وَ أَنَّ اللّٰهَ قَدْ أَحٰاطَ بِکُلِّ شَیْءٍ عِلْماً. طلاق (65) 12

583. توجه به آفرینش زمین و آسمان و مراحل آن، عامل پی بردن انسان به قدرت و علم نامحدود خداوند:

قُلْ أَ إِنَّکُمْ لَتَکْفُرُونَ بِالَّذِی خَلَقَ الْأَرْضَ فِی یَوْمَیْنِ وَ تَجْعَلُونَ لَهُ أَنْدٰاداً ذٰلِکَ رَبُّ الْعٰالَمِینَ

وَ جَعَلَ فِیهٰا رَوٰاسِیَ مِنْ فَوْقِهٰا وَ بٰارَکَ فِیهٰا وَ قَدَّرَ فِیهٰا أَقْوٰاتَهٰا فِی أَرْبَعَةِ أَیّٰامٍ سَوٰاءً لِلسّٰائِلِینَ

ثُمَّ اسْتَویٰ إِلَی السَّمٰاءِ وَ هِیَ دُخٰانٌ فَقٰالَ لَهٰا وَ لِلْأَرْضِ ائْتِیٰا طَوْعاً أَوْ کَرْهاً قٰالَتٰا أَتَیْنٰا طٰائِعِینَ

فَقَضٰاهُنَّ سَبْعَ سَمٰاوٰاتٍ فِی یَوْمَیْنِ وَ أَوْحیٰ فِی کُلِّ سَمٰاءٍ أَمْرَهٰا وَ زَیَّنَّا السَّمٰاءَ الدُّنْیٰا بِمَصٰابِیحَ وَ حِفْظاً ذٰلِکَ تَقْدِیرُ الْعَزِیزِ الْعَلِیمِ . فصّلت (41) 9 -\12

غفلت از قدرت خدا

584. روحیّۀ استکباری، عامل غفلت از قدرت نامحدود الهی:

فَأَمّٰا عٰادٌ فَاسْتَکْبَرُوا فِی الْأَرْضِ بِغَیْرِ الْحَقِّ وَ قٰالُوا مَنْ أَشَدُّ مِنّٰا قُوَّةً أَ وَ لَمْ یَرَوْا أَنَّ اللّٰهَ الَّذِی خَلَقَهُمْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُمْ قُوَّةً .... فصّلت (41) 15

585. غفلت مشرکان ستمگر، از قدرت خدا:

وَ مِنَ النّٰاسِ مَنْ یَتَّخِذُ مِنْ دُونِ اللّٰهِ أَنْدٰاداً یُحِبُّونَهُمْ کَحُبِّ اللّٰهِ وَ الَّذِینَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلّٰهِ وَ لَوْ یَرَی الَّذِینَ ظَلَمُوا إِذْ یَرَوْنَ الْعَذٰابَ أَنَّ الْقُوَّةَ لِلّٰهِ جَمِیعاً وَ أَنَّ اللّٰهَ شَدِیدُ الْعَذٰابِ .

بقره (2) 165

586. سرزنش خداوند از غفلت مکذّبان، نسبت به قدرت خویش:

فَقَدْ کَذَّبُوا فَسَیَأْتِیهِمْ أَنْبٰؤُا مٰا کٰانُوا بِهِ یَسْتَهْزِؤُنَ

أَ وَ لَمْ یَرَوْا إِلَی الْأَرْضِ کَمْ أَنْبَتْنٰا فِیهٰا مِنْ کُلِّ زَوْجٍ کَرِیمٍ

وَ إِنَّ رَبَّکَ لَهُوَ الْعَزِیزُ الرَّحِیمُ . شعراء (26) 6 و 7 و 9

587. غفلت از قدرت خداوند در خلقت آسمانها و زمین و احیای مردگان، مورد ملامت:

أَ وَ لَمْ یَرَوْا أَنَّ اللّٰهَ الَّذِی خَلَقَ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضَ وَ لَمْ یَعْیَ بِخَلْقِهِنَّ بِقٰادِرٍ عَلیٰ أَنْ یُحْیِیَ الْمَوْتیٰ بَلیٰ إِنَّهُ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ.

احقاف (46) 33

588. غفلت ظالمان ناسپاس از قدرت خداوند، در خلقت مشابه آسمانها و زمین:

أَ وَ لَمْ یَرَوْا أَنَّ اللّٰهَ الَّذِی خَلَقَ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضَ قٰادِرٌ عَلیٰ أَنْ یَخْلُقَ مِثْلَهُمْ وَ جَعَلَ لَهُمْ أَجَلاً لاٰ رَیْبَ فِیهِ فَأَبَی الظّٰالِمُونَ إِلاّٰ کُفُوراً.

اسراء (17) 99

589. غفلت مستکبران عاد، از قدرت برتر خداوند، مورد ملامت:

فَأَمّٰا عٰادٌ فَاسْتَکْبَرُوا فِی الْأَرْضِ بِغَیْرِ الْحَقِّ وَ قٰالُوا مَنْ أَشَدُّ مِنّٰا قُوَّةً أَ وَ لَمْ یَرَوْا أَنَّ اللّٰهَ الَّذِی خَلَقَهُمْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَ کٰانُوا بِآیٰاتِنٰا یَجْحَدُونَ . فصّلت (41) 15

590. انکار و کفر، عامل غفلت قوم عاد، از قدرت برتر الهی:

فَأَمّٰا عٰادٌ فَاسْتَکْبَرُوا فِی الْأَرْضِ بِغَیْرِ الْحَقِّ وَ قٰالُوا مَنْ أَشَدُّ مِنّٰا قُوَّةً أَ وَ لَمْ یَرَوْا أَنَّ اللّٰهَ الَّذِی

خَلَقَهُمْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَ کٰانُوا بِآیٰاتِنٰا یَجْحَدُونَ . فصّلت (41) 15

591. غفلت از قدرت نامحدود خدا، منشأ تردید مشرکان، در امکان معاد:

یٰا أَیُّهَا النّٰاسُ إِنْ کُنْتُمْ فِی رَیْبٍ مِنَ الْبَعْثِ فَإِنّٰا خَلَقْنٰاکُمْ مِنْ تُرٰابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ مِنْ مُضْغَةٍ مُخَلَّقَةٍ وَ غَیْرِ مُخَلَّقَةٍ لِنُبَیِّنَ لَکُمْ وَ نُقِرُّ فِی الْأَرْحٰامِ مٰا نَشٰاءُ إِلیٰ أَجَلٍ مُسَمًّی ثُمَّ نُخْرِجُکُمْ طِفْلاً ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّکُمْ وَ مِنْکُمْ مَنْ یُتَوَفّٰی وَ مِنْکُمْ مَنْ یُرَدُّ إِلیٰ أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِکَیْلاٰ یَعْلَمَ مِنْ بَعْدِ عِلْمٍ شَیْئاً وَ تَرَی الْأَرْضَ هٰامِدَةً فَإِذٰا أَنْزَلْنٰا عَلَیْهَا الْمٰاءَ اهْتَزَّتْ وَ رَبَتْ وَ أَنْبَتَتْ مِنْ کُلِّ زَوْجٍ بَهِیجٍ

ذٰلِکَ بِأَنَّ اللّٰهَ هُوَ الْحَقُّ وَ أَنَّهُ یُحْیِ الْمَوْتیٰ وَ أَنَّهُ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ.

حج (22) 5 و 6

قٰالُوا أَ إِذٰا مِتْنٰا وَ کُنّٰا تُرٰاباً وَ عِظٰاماً أَ إِنّٰا لَمَبْعُوثُونَ

لَقَدْ وُعِدْنٰا نَحْنُ وَ آبٰاؤُنٰا هٰذٰا مِنْ قَبْلُ إِنْ هٰذٰا إِلاّٰ أَسٰاطِیرُ الْأَوَّلِینَ

قُلْ لِمَنِ الْأَرْضُ وَ مَنْ فِیهٰا إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ

سَیَقُولُونَ لِلّٰهِ قُلْ أَ فَلاٰ تَذَکَّرُونَ

قُلْ مَنْ رَبُّ السَّمٰاوٰاتِ السَّبْعِ وَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِیمِ

سَیَقُولُونَ لِلّٰهِ قُلْ أَ فَلاٰ تَتَّقُونَ

قُلْ مَنْ بِیَدِهِ مَلَکُوتُ کُلِّ شَیْءٍ وَ هُوَ یُجِیرُ وَ لاٰ یُجٰارُ عَلَیْهِ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ

سَیَقُولُونَ لِلّٰهِ قُلْ فَأَنّٰی تُسْحَرُونَ .

مؤمنون (23) 82 -\89

592. نادیده گرفتن قدرت عظیم الهی در آفرینش جهان، عملی ظالمانه:

أَ وَ لَمْ یَرَوْا أَنَّ اللّٰهَ الَّذِی خَلَقَ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضَ قٰادِرٌ عَلیٰ أَنْ یَخْلُقَ مِثْلَهُمْ وَ جَعَلَ لَهُمْ أَجَلاً لاٰ رَیْبَ فِیهِ فَأَبَی الظّٰالِمُونَ إِلاّٰ کُفُوراً.

اسراء (17) 99

قسم به قدرت خدا

593. سوگند ابلیس، به قدرت خداوند بر تلاش دائمی خود، جهت گمراهی حتمی تمام بندگان:

قٰالَ یٰا إِبْلِیسُ مٰا مَنَعَکَ أَنْ تَسْجُدَ لِمٰا خَلَقْتُ بِیَدَیَّ ... قٰالَ فَبِعِزَّتِکَ لَأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ .

ص (38) 75 و 82

مشاهدۀ قدرت خدا

594. حواریّون عیسی، خواهان مشاهدۀ قدرت الهی، با نزول مائدۀ آسمانی، جهت اطمینان قلبی خویش و علم به صداقت رسالت حضرت عیسی علیه السلام :

إِذْ قٰالَ الْحَوٰارِیُّونَ یٰا عِیسَی ابْنَ مَرْیَمَ هَلْ یَسْتَطِیعُ رَبُّکَ أَنْ یُنَزِّلَ عَلَیْنٰا مٰائِدَةً مِنَ السَّمٰاءِ قٰالَ اتَّقُوا اللّٰهَ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ

قٰالُوا نُرِیدُ أَنْ نَأْکُلَ مِنْهٰا وَ تَطْمَئِنَّ قُلُوبُنٰا وَ نَعْلَمَ أَنْ قَدْ صَدَقْتَنٰا وَ نَکُونَ عَلَیْهٰا مِنَ الشّٰاهِدِینَ . مائده (5) 112 و 113

مقایسه با قدرت خدا

595. قدرت خداوند، نیرویی برتر و غیر قابل مقایسه با قدرت انسانها:

فَأَمّٰا عٰادٌ فَاسْتَکْبَرُوا فِی الْأَرْضِ بِغَیْرِ الْحَقِّ وَ قٰالُوا مَنْ أَشَدُّ مِنّٰا قُوَّةً أَ وَ لَمْ یَرَوْا أَنَّ اللّٰهَ الَّذِی خَلَقَهُمْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَ کٰانُوا بِآیٰاتِنٰا یَجْحَدُونَ . فصّلت (41) 15

596. ناتوانی همۀ انسانها، در برابر قدرت خداوند:

وَ مٰا أَنْتُمْ بِمُعْجِزِینَ فِی الْأَرْضِ وَ لاٰ فِی السَّمٰاءِ وَ مٰا لَکُمْ مِنْ دُونِ اللّٰهِ مِنْ وَلِیٍّ وَ لاٰ نَصِیرٍ.

عنکبوت (29) 22

597. بی‌اثر بودن همۀ تلاشها و نیروها، در مقابل قدرت مطلقۀ الهی:

وَ مٰا أَنْتُمْ بِمُعْجِزِینَ فِی الْأَرْضِ وَ لاٰ فِی السَّمٰاءِ وَ مٰا لَکُمْ مِنْ دُونِ اللّٰهِ مِنْ وَلِیٍّ وَ لاٰ نَصِیرٍ.

عنکبوت (29) 22

598. قدرت مطلق و بلامنازع خداوند، در جهان آفرینش:

قُلْ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ جَعَلَ اللّٰهُ عَلَیْکُمُ اللَّیْلَ سَرْمَداً إِلیٰ یَوْمِ الْقِیٰامَةِ مَنْ إِلٰهٌ غَیْرُ اللّٰهِ یَأْتِیکُمْ بِضِیٰاءٍ أَ فَلاٰ تَسْمَعُونَ

قُلْ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ جَعَلَ اللّٰهُ عَلَیْکُمُ النَّهٰارَ سَرْمَداً إِلیٰ یَوْمِ الْقِیٰامَةِ مَنْ إِلٰهٌ غَیْرُ اللّٰهِ یَأْتِیکُمْ بِلَیْلٍ تَسْکُنُونَ فِیهِ أَ فَلاٰ تُبْصِرُونَ .

قصص (28) 71 و 72

599. ناپایداری قدرت انسانها، در مقایسه با قدرت خداوند:

وَ اللّٰهُ خَلَقَکُمْ ثُمَّ یَتَوَفّٰاکُمْ وَ مِنْکُمْ مَنْ یُرَدُّ إِلیٰ أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِکَیْ لاٰ یَعْلَمَ بَعْدَ عِلْمٍ شَیْئاً إِنَّ اللّٰهَ عَلِیمٌ قَدِیرٌ. نحل (16) 70

600. اظهار عجز و ناتوانی جنّیان، در مقایسه با قدرت خداوند:

قُلْ أُوحِیَ إِلَیَّ أَنَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِنَ الْجِنِّ فَقٰالُوا إِنّٰا سَمِعْنٰا قُرْآناً عَجَباً

وَ أَنّٰا ظَنَنّٰا أَنْ لَنْ نُعْجِزَ اللّٰهَ فِی الْأَرْضِ وَ لَنْ نُعْجِزَهُ هَرَباً.

جنّ (72) 1 و 12

601. ضعف و ناتوانی انسانها در برابر قدرت خداوند، نسبت به خلقت مگس:

یٰا أَیُّهَا النّٰاسُ ضُرِبَ مَثَلٌ فَاسْتَمِعُوا لَهُ إِنَّ الَّذِینَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللّٰهِ لَنْ یَخْلُقُوا ذُبٰاباً وَ لَوِ اجْتَمَعُوا لَهُ وَ إِنْ یَسْلُبْهُمُ الذُّبٰابُ شَیْئاً لاٰ یَسْتَنْقِذُوهُ مِنْهُ ضَعُفَ الطّٰالِبُ وَ الْمَطْلُوبُ

مٰا قَدَرُوا اللّٰهَ حَقَّ قَدْرِهِ إِنَّ اللّٰهَ لَقَوِیٌّ عَزِیزٌ.

حج (22) 73 و 74

602. پوچی و بی‌اثری توان نیروهای شرک و کفر، در برابر قدرت خدا:

ذٰلِکُمْ وَ أَنَّ اللّٰهَ مُوهِنُ کَیْدِ الْکٰافِرِینَ

إِنْ تَسْتَفْتِحُوا فَقَدْ جٰاءَکُمُ الْفَتْحُ وَ إِنْ تَنْتَهُوا فَهُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَ إِنْ تَعُودُوا نَعُدْ وَ لَنْ تُغْنِیَ عَنْکُمْ فِئَتُکُمْ شَیْئاً وَ لَوْ کَثُرَتْ وَ أَنَّ اللّٰهَ مَعَ الْمُؤْمِنِینَ .

انفال (8) 18 و 19

603. خداوند، معرّفی‌کنندۀ خویش بر برخورداری از قدرت و حکمت به موسی علیه السلام هنگام آغاز رسالت آن حضرت:

إِذْ قٰالَ مُوسیٰ لِأَهْلِهِ إِنِّی آنَسْتُ نٰاراً سَآتِیکُمْ مِنْهٰا بِخَبَرٍ أَوْ آتِیکُمْ بِشِهٰابٍ قَبَسٍ لَعَلَّکُمْ تَصْطَلُونَ

فَلَمّٰا جٰاءَهٰا نُودِیَ أَنْ بُورِکَ مَنْ فِی النّٰارِ وَ مَنْ حَوْلَهٰا وَ سُبْحٰانَ اللّٰهِ رَبِّ الْعٰالَمِینَ

یٰا مُوسیٰ إِنَّهُ أَنَا اللّٰهُ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ . نمل (27) 7 -\9

منشأ قدرت خدا

604. علم همه جانبۀ خداوند، منشأ و پشتوانۀ توانایی او بر روزی‌رسانی به موجودات و تدبیر امور آنها:

إِلَی اللّٰهِ مَرْجِعُکُمْ وَ هُوَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ

أَلاٰ إِنَّهُمْ یَثْنُونَ صُدُورَهُمْ لِیَسْتَخْفُوا مِنْهُ أَلاٰ حِینَ یَسْتَغْشُونَ ثِیٰابَهُمْ یَعْلَمُ مٰا یُسِرُّونَ وَ مٰا یُعْلِنُونَ إِنَّهُ عَلِیمٌ بِذٰاتِ الصُّدُورِ

وَ مٰا مِنْ دَابَّةٍ فِی الْأَرْضِ إِلاّٰ عَلَی اللّٰهِ رِزْقُهٰا وَ یَعْلَمُ مُسْتَقَرَّهٰا وَ مُسْتَوْدَعَهٰا کُلٌّ فِی کِتٰابٍ مُبِینٍ . هود (11) 4 -\6

یادآوری قدرت خدا

605. یادآوری قدرت خداوند، در تأثیرگذاری بهره‌مندی انسان از تواناییها و امکانات دنیا، امری مطلوب:

وَ لَوْ لاٰ إِذْ دَخَلْتَ جَنَّتَکَ قُلْتَ مٰا شٰاءَ اللّٰهُ لاٰ قُوَّةَ إِلاّٰ بِاللّٰهِ إِنْ تَرَنِ أَنَا أَقَلَّ مِنْکَ مٰالاً وَ وَلَداً.

کهف (18) 39

606. یادآوری قدرت خداوند بر نزول هرگونه عذاب فراگیر، از وظایف تبلیغی پیامبر صلی الله علیه و آله :

قُلْ هُوَ الْقٰادِرُ عَلیٰ أَنْ یَبْعَثَ عَلَیْکُمْ عَذٰاباً مِنْ فَوْقِکُمْ أَوْ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِکُمْ أَوْ یَلْبِسَکُمْ شِیَعاً وَ یُذِیقَ بَعْضَکُمْ بَأْسَ بَعْضٍ انْظُرْ کَیْفَ نُصَرِّفُ الْآیٰاتِ لَعَلَّهُمْ یَفْقَهُونَ . انعام (6) 65

607. فهم پیامبر صلی الله علیه و آله از آیات الهی در امر تبلیغ، فلسفۀ یادآوری قدرت خدا بر نزول هرگونه عذاب:

قُلْ هُوَ الْقٰادِرُ عَلیٰ أَنْ یَبْعَثَ عَلَیْکُمْ عَذٰاباً مِنْ فَوْقِکُمْ أَوْ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِکُمْ أَوْ یَلْبِسَکُمْ شِیَعاً وَ یُذِیقَ بَعْضَکُمْ بَأْسَ بَعْضٍ انْظُرْ کَیْفَ نُصَرِّفُ الْآیٰاتِ لَعَلَّهُمْ یَفْقَهُونَ . انعام (6) 65

نیز ==> عزّت، عزّت خدا

یهود و قدرت خدا

608. یهودیان، منکر قدرت و نفوذ ارادۀ خداوند، در تدبیر جهان:

وَ قٰالَتِ الْیَهُودُ یَدُ اللّٰهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَیْدِیهِمْ وَ لُعِنُوا بِمٰا قٰالُوا بَلْ یَدٰاهُ مَبْسُوطَتٰانِ یُنْفِقُ کَیْفَ یَشٰاءُ .... مائده (5) 64

قدرت در تعلّم

609. موظّف بودن بنی‌اسرائیل به فراگیری تعالیم الهی، با تمام توان روحی خود:

وَ إِذْ أَخَذْنٰا مِیثٰاقَکُمْ وَ رَفَعْنٰا فَوْقَکُمُ الطُّورَ خُذُوا مٰا آتَیْنٰاکُمْ بِقُوَّةٍ وَ اسْمَعُوا .... بقره (2) 93

وَ إِذْ نَتَقْنَا الْجَبَلَ فَوْقَهُمْ کَأَنَّهُ ظُلَّةٌ وَ ظَنُّوا أَنَّهُ وٰاقِعٌ بِهِمْ خُذُوا مٰا آتَیْنٰاکُمْ بِقُوَّةٍ وَ اذْکُرُوا مٰا فِیهِ ....

اعراف (7) 171

610. فرمان خداوند به یحیی علیه السلام مبنی بر فراگیری کتاب آسمانی، با تمام قدرت روحی و معنوی:

یٰا یَحْییٰ خُذِ الْکِتٰابَ بِقُوَّةٍ وَ آتَیْنٰاهُ الْحُکْمَ صَبِیًّا. مریم (19) 12

611. موظّف بودن موسی علیه السلام به فراگیری تعالیم تورات، با تمام توان روحی و معنوی خود:

وَ کَتَبْنٰا لَهُ فِی الْأَلْوٰاحِ مِنْ کُلِّ شَیْءٍ مَوْعِظَةً وَ تَفْصِیلاً لِکُلِّ شَیْءٍ فَخُذْهٰا بِقُوَّةٍ ....

اعراف (7) 145

قدرت در تقوا

612. لزوم رعایت تقوای الهی، تا حدّ توان و قدرت:

فَاتَّقُوا اللّٰهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ .... تغابن (64) 16

613. رعایت تقوا در حدّ توان و قدرت، زمینۀ رستگاری:

فَاتَّقُوا اللّٰهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ وَ اسْمَعُوا وَ أَطِیعُوا وَ أَنْفِقُوا خَیْراً لِأَنْفُسِکُمْ وَ مَنْ یُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولٰئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ . تغابن (64) 16

قدرت در تکلیف

614. قدرت، شرط تعلّق تکالیف الهی:

وَ الْوٰالِدٰاتُ یُرْضِعْنَ أَوْلاٰدَهُنَّ حَوْلَیْنِ کٰامِلَیْنِ لِمَنْ أَرٰادَ أَنْ یُتِمَّ الرَّضٰاعَةَ وَ عَلَی الْمَوْلُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ وَ کِسْوَتُهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ لاٰ تُکَلَّفُ نَفْسٌ إِلاّٰ وُسْعَهٰا .... بقره (2) 233

لاٰ جُنٰاحَ عَلَیْکُمْ إِنْ طَلَّقْتُمُ النِّسٰاءَ مٰا لَمْ

تَمَسُّوهُنَّ أَوْ تَفْرِضُوا لَهُنَّ فَرِیضَةً وَ مَتِّعُوهُنَّ عَلَی الْمُوسِعِ قَدَرُهُ وَ عَلَی الْمُقْتِرِ قَدَرُهُ مَتٰاعاً بِالْمَعْرُوفِ حَقًّا عَلَی الْمُحْسِنِینَ . بقره (2) 236

وَ إِنْ کٰانَ ذُو عُسْرَةٍ فَنَظِرَةٌ إِلیٰ مَیْسَرَةٍ ....

بقره (2) 280

لاٰ یُکَلِّفُ اللّٰهُ نَفْساً إِلاّٰ وُسْعَهٰا لَهٰا مٰا کَسَبَتْ وَ عَلَیْهٰا مَا اکْتَسَبَتْ رَبَّنٰا لاٰ تُؤٰاخِذْنٰا إِنْ نَسِینٰا أَوْ أَخْطَأْنٰا رَبَّنٰا وَ لاٰ تَحْمِلْ عَلَیْنٰا إِصْراً کَمٰا حَمَلْتَهُ عَلَی الَّذِینَ مِنْ قَبْلِنٰا رَبَّنٰا وَ لاٰ تُحَمِّلْنٰا مٰا لاٰ طٰاقَةَ لَنٰا بِهِ .... بقره (2) 286

... وَ لِلّٰهِ عَلَی النّٰاسِ حِجُّ الْبَیْتِ مَنِ اسْتَطٰاعَ إِلَیْهِ سَبِیلاً .... آل‌عمران (3) 97

إِنَّ الَّذِینَ تَوَفّٰاهُمُ الْمَلاٰئِکَةُ ظٰالِمِی أَنْفُسِهِمْ قٰالُوا فِیمَ کُنْتُمْ قٰالُوا کُنّٰا مُسْتَضْعَفِینَ فِی الْأَرْضِ قٰالُوا أَ لَمْ تَکُنْ أَرْضُ اللّٰهِ وٰاسِعَةً فَتُهٰاجِرُوا فِیهٰا فَأُولٰئِکَ مَأْوٰاهُمْ جَهَنَّمُ وَ سٰاءَتْ مَصِیراً

إِلاَّ الْمُسْتَضْعَفِینَ مِنَ الرِّجٰالِ وَ النِّسٰاءِ وَ الْوِلْدٰانِ لاٰ یَسْتَطِیعُونَ حِیلَةً وَ لاٰ یَهْتَدُونَ سَبِیلاً.

نساء (4) 97 و 98

وَ لاٰ تَقْرَبُوا مٰالَ الْیَتِیمِ إِلاّٰ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ حَتّٰی یَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَ أَوْفُوا الْکَیْلَ وَ الْمِیزٰانَ بِالْقِسْطِ لاٰ نُکَلِّفُ نَفْساً إِلاّٰ وُسْعَهٰا .... انعام (6) 152

وَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّٰالِحٰاتِ لاٰ نُکَلِّفُ نَفْساً إِلاّٰ وُسْعَهٰا .... اعراف (7) 42

لَیْسَ عَلَی الضُّعَفٰاءِ وَ لاٰ عَلَی الْمَرْضیٰ وَ لاٰ عَلَی الَّذِینَ لاٰ یَجِدُونَ مٰا یُنْفِقُونَ حَرَجٌ إِذٰا نَصَحُوا لِلّٰهِ وَ رَسُولِهِ مٰا عَلَی الْمُحْسِنِینَ مِنْ سَبِیلٍ ... وَ لاٰ عَلَی الَّذِینَ إِذٰا مٰا أَتَوْکَ لِتَحْمِلَهُمْ قُلْتَ لاٰ أَجِدُ مٰا أَحْمِلُکُمْ عَلَیْهِ تَوَلَّوْا وَ أَعْیُنُهُمْ تَفِیضُ مِنَ الدَّمْعِ حَزَناً أَلاّٰ یَجِدُوا مٰا یُنْفِقُونَ . توبه (9) 91 و 92

قٰالَ یٰا قَوْمِ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ کُنْتُ عَلیٰ بَیِّنَةٍ مِنْ رَبِّی وَ رَزَقَنِی مِنْهُ رِزْقاً حَسَناً وَ مٰا أُرِیدُ أَنْ أُخٰالِفَکُمْ إِلیٰ مٰا أَنْهٰاکُمْ عَنْهُ إِنْ أُرِیدُ إِلاَّ الْإِصْلاٰحَ مَا اسْتَطَعْتُ .... هود (11) 88

وَ لاٰ نُکَلِّفُ نَفْساً إِلاّٰ وُسْعَهٰا .... مؤمنون (23) 62

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذٰا نٰاجَیْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَیْنَ یَدَیْ نَجْوٰاکُمْ صَدَقَةً ذٰلِکَ خَیْرٌ لَکُمْ وَ أَطْهَرُ فَإِنْ لَمْ تَجِدُوا فَإِنَّ اللّٰهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ .

مجادله (58) 12

فَاتَّقُوا اللّٰهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ .... تغابن (64) 16

أَسْکِنُوهُنَّ مِنْ حَیْثُ سَکَنْتُمْ مِنْ وُجْدِکُمْ وَ لاٰ تُضآرُّوهُنَّ لِتُضَیِّقُوا عَلَیْهِنَّ وَ إِنْ کُنَّ أُولاٰتِ حَمْلٍ فَأَنْفِقُوا عَلَیْهِنَّ حَتّٰی یَضَعْنَ حَمْلَهُنَّ فَإِنْ أَرْضَعْنَ لَکُمْ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ وَ أْتَمِرُوا بَیْنَکُمْ بِمَعْرُوفٍ وَ إِنْ تَعٰاسَرْتُمْ فَسَتُرْضِعُ لَهُ أُخْریٰ

لِیُنْفِقْ ذُو سَعَةٍ مِنْ سَعَتِهِ وَ مَنْ قُدِرَ عَلَیْهِ رِزْقُهُ فَلْیُنْفِقْ مِمّٰا آتٰاهُ اللّٰهُ لاٰ یُکَلِّفُ اللّٰهُ نَفْساً إِلاّٰ مٰا آتٰاهٰا سَیَجْعَلُ اللّٰهُ بَعْدَ عُسْرٍ یُسْراً.

طلاق (65) 6 و 7

إِنَّ رَبَّکَ یَعْلَمُ أَنَّکَ تَقُومُ أَدْنیٰ مِنْ ثُلُثَیِ اللَّیْلِ وَ نِصْفَهُ وَ ثُلُثَهُ وَ طٰائِفَةٌ مِنَ الَّذِینَ مَعَکَ وَ اللّٰهُ یُقَدِّرُ اللَّیْلَ وَ النَّهٰارَ عَلِمَ أَنْ لَنْ تُحْصُوهُ فَتٰابَ عَلَیْکُمْ فَاقْرَؤُا مٰا تَیَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ عَلِمَ أَنْ سَیَکُونُ مِنْکُمْ مَرْضیٰ وَ آخَرُونَ یَضْرِبُونَ فِی الْأَرْضِ یَبْتَغُونَ مِنْ فَضْلِ اللّٰهِ وَ آخَرُونَ یُقٰاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللّٰهِ فَاقْرَؤُا مٰا تَیَسَّرَ مِنْهُ .... مزمّل (73) 20

615. نبود امکان و قدرت دسترسی به آب، باعث جایگزینی تیمّم به جای وضو و غسل:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاٰ تَقْرَبُوا الصَّلاٰةَ وَ أَنْتُمْ سُکٰاریٰ حَتّٰی تَعْلَمُوا مٰا تَقُولُونَ وَ لاٰ جُنُباً إِلاّٰ عٰابِرِی سَبِیلٍ حَتَّیٰ تَغْتَسِلُوا وَ إِنْ کُنْتُمْ مَرْضیٰ أَوْ عَلیٰ سَفَرٍ أَوْ جٰاءَ أَحَدٌ مِنْکُمْ مِنَ الْغٰائِطِ أَوْ لاٰمَسْتُمُ النِّسٰاءَ فَلَمْ تَجِدُوا مٰاءً فَتَیَمَّمُوا صَعِیداً طَیِّباً فَامْسَحُوا بِوُجُوهِکُمْ وَ أَیْدِیکُمْ ....

نساء (4) 43

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذٰا قُمْتُمْ إِلَی الصَّلاٰةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَکُمْ وَ أَیْدِیَکُمْ إِلَی الْمَرٰافِقِ وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِکُمْ وَ أَرْجُلَکُمْ إِلَی الْکَعْبَیْنِ وَ إِنْ کُنْتُمْ جُنُباً فَاطَّهَّرُوا وَ إِنْ کُنْتُمْ مَرْضیٰ أَوْ عَلیٰ سَفَرٍ أَوْ جٰاءَ أَحَدٌ مِنْکُمْ مِنَ الْغٰائِطِ أَوْ لاٰمَسْتُمُ النِّسٰاءَ فَلَمْ تَجِدُوا مٰاءً فَتَیَمَّمُوا صَعِیداً طَیِّباً فَامْسَحُوا بِوُجُوهِکُمْ وَ أَیْدِیکُمْ مِنْهُ مٰا یُرِیدُ اللّٰهُ لِیَجْعَلَ عَلَیْکُمْ مِنْ حَرَجٍ .... مائده (5) 6

616. نبود قدرت مالی، عامل برداشته شدن تکلیف فعلی مربوط به حضور در جهاد:

لَیْسَ عَلَی الضُّعَفٰاءِ وَ لاٰ عَلَی الْمَرْضیٰ وَ لاٰ عَلَی الَّذِینَ لاٰ یَجِدُونَ مٰا یُنْفِقُونَ حَرَجٌ إِذٰا نَصَحُوا لِلّٰهِ وَ رَسُولِهِ مٰا عَلَی الْمُحْسِنِینَ مِنْ سَبِیلٍ وَ اللّٰهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ

وَ لاٰ عَلَی الَّذِینَ إِذٰا مٰا أَتَوْکَ لِتَحْمِلَهُمْ قُلْتَ لاٰ أَجِدُ مٰا أَحْمِلُکُمْ عَلَیْهِ تَوَلَّوْا وَ أَعْیُنُهُمْ تَفِیضُ مِنَ الدَّمْعِ حَزَناً أَلاّٰ یَجِدُوا مٰا یُنْفِقُونَ . توبه (9) 91 و 92

617. موظّف بودن آدمی به جبران کوتاهیها و گناهان خود، در حدّ قدرت خویش:

لاٰ یُؤٰاخِذُکُمُ اللّٰهُ بِاللَّغْوِ فِی أَیْمٰانِکُمْ وَ لٰکِنْ یُؤٰاخِذُکُمْ بِمٰا عَقَّدْتُمُ الْأَیْمٰانَ فَکَفّٰارَتُهُ إِطْعٰامُ عَشَرَةِ مَسٰاکِینَ مِنْ أَوْسَطِ مٰا تُطْعِمُونَ أَهْلِیکُمْ أَوْ کِسْوَتُهُمْ أَوْ تَحْرِیرُ رَقَبَةٍ فَمَنْ لَمْ یَجِدْ فَصِیٰامُ ثَلاٰثَةِ أَیّٰامٍ ذٰلِکَ کَفّٰارَةُ أَیْمٰانِکُمْ إِذٰا حَلَفْتُمْ وَ احْفَظُوا أَیْمٰانَکُمْ کَذٰلِکَ یُبَیِّنُ اللّٰهُ لَکُمْ آیٰاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ . مائده (5) 89

وَ الَّذِینَ یُظٰاهِرُونَ مِنْ نِسٰائِهِمْ ثُمَّ یَعُودُونَ لِمٰا قٰالُوا فَتَحْرِیرُ رَقَبَةٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَتَمَاسّٰا ذٰلِکُمْ تُوعَظُونَ بِهِ وَ اللّٰهُ بِمٰا تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ

فَمَنْ لَمْ یَجِدْ فَصِیٰامُ شَهْرَیْنِ مُتَتٰابِعَیْنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَتَمَاسّٰا فَمَنْ لَمْ یَسْتَطِعْ فَإِطْعٰامُ سِتِّینَ مِسْکِیناً ذٰلِکَ لِتُؤْمِنُوا بِاللّٰهِ وَ رَسُولِهِ وَ تِلْکَ حُدُودُ اللّٰهِ .... مجادله (58) 3 و 4

618. ملاحظۀ قدرت مکلّفان در جعل احکام و قوانین، برخاسته از مغفرت و رحمت خداوند:

یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذٰا نٰاجَیْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَیْنَ یَدَیْ نَجْوٰاکُمْ صَدَقَةً ذٰلِکَ خَیْرٌ لَکُمْ وَ أَطْهَرُ فَإِنْ لَمْ تَجِدُوا فَإِنَّ اللّٰهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ .

مجادله (58) 12

619. مکلّف بودن شوهران به تأمین مسکن همسران خود، به اندازۀ توان خود:

أَسْکِنُوهُنَّ مِنْ حَیْثُ سَکَنْتُمْ مِنْ وُجْدِکُمْ وَ لاٰ تُضآرُّوهُنَّ لِتُضَیِّقُوا عَلَیْهِنَّ وَ إِنْ کُنَّ أُولاٰتِ حَمْلٍ فَأَنْفِقُوا عَلَیْهِنَّ حَتّٰی یَضَعْنَ حَمْلَهُنَّ فَإِنْ أَرْضَعْنَ لَکُمْ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ وَ أْتَمِرُوا بَیْنَکُمْ بِمَعْرُوفٍ وَ إِنْ تَعٰاسَرْتُمْ فَسَتُرْضِعُ لَهُ أُخْریٰ .

طلاق (65) 6

620. ناتوانی از ادای تکلیف، سبب معذوریّت نزد خداوند:

إِنَّ الَّذِینَ تَوَفّٰاهُمُ الْمَلاٰئِکَةُ ظٰالِمِی أَنْفُسِهِمْ قٰالُوا

فِیمَ کُنْتُمْ قٰالُوا کُنّٰا مُسْتَضْعَفِینَ فِی الْأَرْضِ قٰالُوا أَ لَمْ تَکُنْ أَرْضُ اللّٰهِ وٰاسِعَةً فَتُهٰاجِرُوا فِیهٰا فَأُولٰئِکَ مَأْوٰاهُمْ جَهَنَّمُ وَ سٰاءَتْ مَصِیراً

إِلاَّ الْمُسْتَضْعَفِینَ مِنَ الرِّجٰالِ وَ النِّسٰاءِ وَ الْوِلْدٰانِ لاٰ یَسْتَطِیعُونَ حِیلَةً وَ لاٰ یَهْتَدُونَ سَبِیلاً

فَأُولٰئِکَ عَسَی اللّٰهُ أَنْ یَعْفُوَ عَنْهُمْ وَ کٰانَ اللّٰهُ عَفُوًّا غَفُوراً. نساء (4) 97 -\99

621. تبدیل شدن تکلیف اولیّه به حکمی دیگر، در صورت نداشتن قدرت بر اجرای آن:

أَیّٰاماً مَعْدُودٰاتٍ فَمَنْ کٰانَ مِنْکُمْ مَرِیضاً أَوْ عَلیٰ سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَیّٰامٍ أُخَرَ وَ عَلَی الَّذِینَ یُطِیقُونَهُ فِدْیَةٌ طَعٰامُ مِسْکِینٍ فَمَنْ تَطَوَّعَ خَیْراً فَهُوَ خَیْرٌ لَهُ وَ أَنْ تَصُومُوا خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ .

بقره (2) 184

شَهْرُ رَمَضٰانَ الَّذِی أُنْزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ هُدیً لِلنّٰاسِ وَ بَیِّنٰاتٍ مِنَ الْهُدیٰ وَ الْفُرْقٰانِ فَمَنْ شَهِدَ مِنْکُمُ الشَّهْرَ فَلْیَصُمْهُ وَ مَنْ کٰانَ مَرِیضاً أَوْ عَلیٰ سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَیّٰامٍ أُخَرَ یُرِیدُ اللّٰهُ بِکُمُ الْیُسْرَ وَ لاٰ یُرِیدُ بِکُمُ الْعُسْرَ وَ لِتُکْمِلُوا الْعِدَّةَ وَ لِتُکَبِّرُوا اللّٰهَ عَلیٰ مٰا هَدٰاکُمْ .... بقره (2) 185

وَ أَتِمُّوا الْحَجَّ وَ الْعُمْرَةَ لِلّٰهِ فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ فَمَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ وَ لاٰ تَحْلِقُوا رُؤُسَکُمْ حَتّٰی یَبْلُغَ الْهَدْیُ مَحِلَّهُ فَمَنْ کٰانَ مِنْکُمْ مَرِیضاً أَوْ بِهِ أَذیً مِنْ رَأْسِهِ فَفِدْیَةٌ مِنْ صِیٰامٍ أَوْ صَدَقَةٍ أَوْ نُسُکٍ فَإِذٰا أَمِنْتُمْ فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَی الْحَجِّ فَمَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ فَمَنْ لَمْ یَجِدْ فَصِیٰامُ ثَلاٰثَةِ أَیّٰامٍ فِی الْحَجِّ وَ سَبْعَةٍ إِذٰا رَجَعْتُمْ تِلْکَ عَشَرَةٌ کٰامِلَةٌ ذٰلِکَ لِمَنْ لَمْ یَکُنْ أَهْلُهُ حٰاضِرِی الْمَسْجِدِ الْحَرٰامِ .... بقره (2) 196

622. حفظ وحدت در دین خدا و اجتناب از اختلافات، تکلیفی در حدّ و توان انسانها:

یٰا أَیُّهَا الرُّسُلُ کُلُوا مِنَ الطَّیِّبٰاتِ وَ اعْمَلُوا صٰالِحاً إِنِّی بِمٰا تَعْمَلُونَ عَلِیمٌ

وَ إِنَّ هٰذِهِ أُمَّتُکُمْ أُمَّةً وٰاحِدَةً وَ أَنَا رَبُّکُمْ فَاتَّقُونِ

فَتَقَطَّعُوا أَمْرَهُمْ بَیْنَهُمْ زُبُراً کُلُّ حِزْبٍ بِمٰا لَدَیْهِمْ فَرِحُونَ

وَ لاٰ نُکَلِّفُ نَفْساً إِلاّٰ وُسْعَهٰا ... (1)

مؤمنون (23) 51 -\53 و 62

623. شایسته بودن اعطای کالای مناسب به اندازۀ وسع و قدرت به زنان مطلّقه، در صورت عدم تعیین مهر برای او:

لاٰ جُنٰاحَ عَلَیْکُمْ إِنْ طَلَّقْتُمُ النِّسٰاءَ مٰا لَمْ تَمَسُّوهُنَّ أَوْ تَفْرِضُوا لَهُنَّ فَرِیضَةً وَ مَتِّعُوهُنَّ عَلَی الْمُوسِعِ قَدَرُهُ وَ عَلَی الْمُقْتِرِ قَدَرُهُ مَتٰاعاً بِالْمَعْرُوفِ حَقًّا عَلَی الْمُحْسِنِینَ . بقره (2) 236

624. موظّف بودن بدهکار به پرداخت دیون خود، در صورت قدرت داشتن بر آن:

وَ إِنْ کٰانَ ذُو عُسْرَةٍ فَنَظِرَةٌ إِلیٰ مَیْسَرَةٍ ....

بقره (2) 280

625. قدرت، شرط تکالیف برخاسته از عهد و پیمان میان انسانها:

قٰالَ لَنْ أُرْسِلَهُ مَعَکُمْ حَتّٰی تُؤْتُونِ مَوْثِقاً مِنَ اللّٰهِ لَتَأْتُنَّنِی بِهِ إِلاّٰ أَنْ یُحٰاطَ بِکُمْ فَلَمّٰا آتَوْهُ مَوْثِقَهُمْ قٰالَ اللّٰهُ عَلیٰ مٰا نَقُولُ وَکِیلٌ .

یوسف (12) 66


1) 1) . جملۀ«و لانکلّف نفساً الّا وسعها»برای بیان این مطلب‌است که چیزی که از ایجادکنندگان تفرقه و اختلاف خواسته شده [حفظ وحدت و...] در حدّ طاقت و توان آنها بوده است. (تفسیر التحریروالتنویر، ج 9، جزء 18، ص 79)

626. لزوم ملاحظۀ قدرت و توان افراد، در هزینه‌ها و تکالیف مالی:

لِیُنْفِقْ ذُو سَعَةٍ مِنْ سَعَتِهِ وَ مَنْ قُدِرَ عَلَیْهِ رِزْقُهُ فَلْیُنْفِقْ مِمّٰا آتٰاهُ اللّٰهُ لاٰ یُکَلِّفُ اللّٰهُ نَفْساً إِلاّٰ مٰا آتٰاهٰا سَیَجْعَلُ اللّٰهُ بَعْدَ عُسْرٍ یُسْراً.

طلاق (65) 7

627. موظّف بودن انسان به ایمان و عمل صالح، به اندازۀ توان و طاقت خود:

وَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّٰالِحٰاتِ لاٰ نُکَلِّفُ نَفْساً إِلاّٰ وُسْعَهٰا .... اعراف (7) 42

628. موظّف بودن انسان به دخل و تصرف در مال یتیم، به بهترین شکل ممکن، به اندازۀ طاقت و توانش:

وَ لاٰ تَقْرَبُوا مٰالَ الْیَتِیمِ إِلاّٰ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ حَتّٰی یَبْلُغَ أَشُدَّهُ ... لاٰ نُکَلِّفُ نَفْساً إِلاّٰ وُسْعَهٰا وَ إِذٰا قُلْتُمْ فَاعْدِلُوا .... انعام (6) 152

629. ناتوانی انسان بر رعایت دقیق حق و حقوق یتیم، در امور مالی:

وَ لاٰ تَقْرَبُوا مٰالَ الْیَتِیمِ إِلاّٰ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ حَتّٰی یَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَ أَوْفُوا الْکَیْلَ وَ الْمِیزٰانَ بِالْقِسْطِ لاٰ نُکَلِّفُ نَفْساً إِلاّٰ وُسْعَهٰا وَ إِذٰا قُلْتُمْ فَاعْدِلُوا وَ لَوْ کٰانَ ذٰا قُرْبیٰ وَ بِعَهْدِ اللّٰهِ أَوْفُوا ذٰلِکُمْ وَصّٰاکُمْ بِهِ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ . (1)انعام (6) 152

630. ناتوانی انسانها بر رعایت دقیق عدالت، در امور مالی و معاملات:

وَ لاٰ تَقْرَبُوا مٰالَ الْیَتِیمِ إِلاّٰ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ حَتّٰی یَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَ أَوْفُوا الْکَیْلَ وَ الْمِیزٰانَ بِالْقِسْطِ لاٰ نُکَلِّفُ نَفْساً إِلاّٰ وُسْعَهٰا وَ إِذٰا قُلْتُمْ فَاعْدِلُوا وَ لَوْ کٰانَ ذٰا قُرْبیٰ وَ بِعَهْدِ اللّٰهِ أَوْفُوا ذٰلِکُمْ وَصّٰاکُمْ بِهِ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ . انعام (6) 152

631. وجوب رعایت عدالت در معاملات، به اندازۀ توان و قدرت:

وَ لاٰ تَقْرَبُوا مٰالَ الْیَتِیمِ إِلاّٰ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ حَتّٰی یَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَ أَوْفُوا الْکَیْلَ وَ الْمِیزٰانَ بِالْقِسْطِ لاٰ نُکَلِّفُ نَفْساً إِلاّٰ وُسْعَهٰا وَ إِذٰا قُلْتُمْ فَاعْدِلُوا وَ لَوْ کٰانَ ذٰا قُرْبیٰ وَ بِعَهْدِ اللّٰهِ أَوْفُوا ذٰلِکُمْ وَصّٰاکُمْ بِهِ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ . انعام (6) 152

632. خداوند، خواهان شتاب انسانها در کارهای خیر، به اندازۀ توان آنها:

أُولٰئِکَ یُسٰارِعُونَ فِی الْخَیْرٰاتِ وَ هُمْ لَهٰا سٰابِقُونَ

وَ لاٰ نُکَلِّفُ نَفْساً إِلاّٰ وُسْعَهٰا ....

مؤمنون (23) 61 و 62

633. واجب نبودن هجرت از دارالکفر بر مردان، زنان و خردسالان ناتوان:

إِنَّ الَّذِینَ تَوَفّٰاهُمُ الْمَلاٰئِکَةُ ظٰالِمِی أَنْفُسِهِمْ قٰالُوا فِیمَ کُنْتُمْ قٰالُوا کُنّٰا مُسْتَضْعَفِینَ فِی الْأَرْضِ قٰالُوا أَ لَمْ تَکُنْ أَرْضُ اللّٰهِ وٰاسِعَةً فَتُهٰاجِرُوا فِیهٰا فَأُولٰئِکَ مَأْوٰاهُمْ جَهَنَّمُ وَ سٰاءَتْ مَصِیراً

إِلاَّ الْمُسْتَضْعَفِینَ مِنَ الرِّجٰالِ وَ النِّسٰاءِ وَ الْوِلْدٰانِ لاٰ یَسْتَطِیعُونَ حِیلَةً وَ لاٰ یَهْتَدُونَ سَبِیلاً.

نساء (4) 97 و 98

634. برداشته شدن تکلیف هجرت از دارالکفر از مردان و زنان و خردسالان ناتوان، برخاسته از گذشت و مغفرت خداوند:

إِنَّ الَّذِینَ تَوَفّٰاهُمُ الْمَلاٰئِکَةُ ظٰالِمِی أَنْفُسِهِمْ قٰالُوا


1) 1) . ممکن است«لانکلّف نفساً الّا وسعها»شامل دو حکم پیشین یعنی«و لاتقربوا مال الیتیم»و«و اوفوا الکیل و المیزان»باشد. (المیزان، ج 7، ص 376)

فِیمَ کُنْتُمْ قٰالُوا کُنّٰا مُسْتَضْعَفِینَ فِی الْأَرْضِ قٰالُوا أَ لَمْ تَکُنْ أَرْضُ اللّٰهِ وٰاسِعَةً فَتُهٰاجِرُوا فِیهٰا فَأُولٰئِکَ مَأْوٰاهُمْ جَهَنَّمُ وَ سٰاءَتْ مَصِیراً

إِلاَّ الْمُسْتَضْعَفِینَ مِنَ الرِّجٰالِ وَ النِّسٰاءِ وَ الْوِلْدٰانِ لاٰ یَسْتَطِیعُونَ حِیلَةً وَ لاٰ یَهْتَدُونَ سَبِیلاً

فَأُولٰئِکَ عَسَی اللّٰهُ أَنْ یَعْفُوَ عَنْهُمْ وَ کٰانَ اللّٰهُ عَفُوًّا غَفُوراً. نساء (4) 97 -\99

635. پدران، موظّف به تأمین نفقۀ مادران شیرده، به اندازۀ توان و قدرت خود:

وَ الْوٰالِدٰاتُ یُرْضِعْنَ أَوْلاٰدَهُنَّ حَوْلَیْنِ کٰامِلَیْنِ لِمَنْ أَرٰادَ أَنْ یُتِمَّ الرَّضٰاعَةَ وَ عَلَی الْمَوْلُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ وَ کِسْوَتُهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ لاٰ تُکَلَّفُ نَفْسٌ إِلاّٰ وُسْعَهٰا لاٰ تُضَارَّ وٰالِدَةٌ بِوَلَدِهٰا وَ لاٰ مَوْلُودٌ لَهُ بِوَلَدِهِ وَ عَلَی الْوٰارِثِ مِثْلُ ذٰلِکَ فَإِنْ أَرٰادٰا فِصٰالاً عَنْ تَرٰاضٍ مِنْهُمٰا وَ تَشٰاوُرٍ فَلاٰ جُنٰاحَ عَلَیْهِمٰا وَ إِنْ أَرَدْتُمْ أَنْ تَسْتَرْضِعُوا أَوْلاٰدَکُمْ فَلاٰ جُنٰاحَ عَلَیْکُمْ إِذٰا سَلَّمْتُمْ مٰا آتَیْتُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَ اتَّقُوا اللّٰهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللّٰهَ بِمٰا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ.

بقره (2) 233

أَسْکِنُوهُنَّ مِنْ حَیْثُ سَکَنْتُمْ مِنْ وُجْدِکُمْ وَ لاٰ تُضآرُّوهُنَّ لِتُضَیِّقُوا عَلَیْهِنَّ وَ إِنْ کُنَّ أُولاٰتِ حَمْلٍ فَأَنْفِقُوا عَلَیْهِنَّ حَتّٰی یَضَعْنَ حَمْلَهُنَّ فَإِنْ أَرْضَعْنَ لَکُمْ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ وَ أْتَمِرُوا بَیْنَکُمْ بِمَعْرُوفٍ وَ إِنْ تَعٰاسَرْتُمْ فَسَتُرْضِعُ لَهُ أُخْریٰ

لِیُنْفِقْ ذُو سَعَةٍ مِنْ سَعَتِهِ وَ مَنْ قُدِرَ عَلَیْهِ رِزْقُهُ فَلْیُنْفِقْ مِمّٰا آتٰاهُ اللّٰهُ لاٰ یُکَلِّفُ اللّٰهُ نَفْساً إِلاّٰ مٰا آتٰاهٰا سَیَجْعَلُ اللّٰهُ بَعْدَ عُسْرٍ یُسْراً.

طلاق (65) 6 و 7

قدرت در حج

636. توانایی، شرط لازم برای ادای مناسک حج:

فِیهِ آیٰاتٌ بَیِّنٰاتٌ مَقٰامُ إِبْرٰاهِیمَ وَ مَنْ دَخَلَهُ کٰانَ آمِناً وَ لِلّٰهِ عَلَی النّٰاسِ حِجُّ الْبَیْتِ مَنِ اسْتَطٰاعَ إِلَیْهِ سَبِیلاً وَ مَنْ کَفَرَ فَإِنَّ اللّٰهَ غَنِیٌّ عَنِ الْعٰالَمِینَ . آل‌عمران (3) 97

قدرت در شفاعت

637. توانایی بر شفاعت، شرط لازم برای آن:

أَمِ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللّٰهِ شُفَعٰاءَ قُلْ أَ وَ لَوْ کٰانُوا لاٰ یَمْلِکُونَ شَیْئاً وَ لاٰ یَعْقِلُونَ . زمر (39) 43

قدرت در عبادت

638. قدرت و توانمندی در عبادت و بندگی خداوند، امری ارزشمند:

وَ اذْکُرْ عِبٰادَنٰا إِبْرٰاهِیمَ وَ إِسْحٰاقَ وَ یَعْقُوبَ أُولِی الْأَیْدِی وَ الْأَبْصٰارِ. (1)ص (38) 45

639. قدرت در عبادت و بندگی، از اوصاف بندگان خاص خداوند:

وَ اذْکُرْ عِبٰادَنٰا إِبْرٰاهِیمَ وَ إِسْحٰاقَ وَ یَعْقُوبَ أُولِی الْأَیْدِی وَ الْأَبْصٰارِ. ص (38) 45

640. شایسته بودن بزرگداشت و یاد کرد، از صاحبان قدرتِ در عبادت و بندگی خداوند:

وَ اذْکُرْ عِبٰادَنٰا إِبْرٰاهِیمَ وَ إِسْحٰاقَ وَ یَعْقُوبَ أُولِی الْأَیْدِی وَ الْأَبْصٰارِ. ص (38) 45


1) 1) . از امام باقر علیه السلام روایت شده است:«اولی الایدی»یعنی صاحبان قدرت و قوّت در عبادت. (تفسیر قمی، ج 2، ص 243)

641. توجّه تامّ و تمام به آخرت، عامل قدرتمندی، در عبادت خداوند:

وَ اذْکُرْ عِبٰادَنٰا إِبْرٰاهِیمَ وَ إِسْحٰاقَ وَ یَعْقُوبَ أُولِی الْأَیْدِی وَ الْأَبْصٰارِ

إِنّٰا أَخْلَصْنٰاهُمْ بِخٰالِصَةٍ ذِکْرَی الدّٰارِ. (1)ص (38) 45 و 46

قدرت در قضاوت

642. قدرت اجرایی، نیرویی لازم در کار قضاوت:

إِنَّ رَبَّکَ یَقْضِی بَیْنَهُمْ بِحُکْمِهِ وَ هُوَ الْعَزِیزُ الْعَلِیمُ . نمل (27) 78

قدرت دشمنان دین

643. محدود بودن قدرت دشمنان، در مبارزه با دین و دینداران، در زندگی دنیایی:

قٰالُوا لَنْ نُؤْثِرَکَ عَلیٰ مٰا جٰاءَنٰا مِنَ الْبَیِّنٰاتِ وَ الَّذِی فَطَرَنٰا فَاقْضِ مٰا أَنْتَ قٰاضٍ إِنَّمٰا تَقْضِی هٰذِهِ الْحَیٰاةَ الدُّنْیٰا. طه (20) 72

قدرت دین

644. وعدۀ مؤکّد خداوند به مؤمنان صالح، مبنی بر به قدرت رساندن دین مورد پسند خود، در زمین:

وَعَدَ اللّٰهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصّٰالِحٰاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضیٰ لَهُمْ وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً یَعْبُدُونَنِی لاٰ یُشْرِکُونَ بِی شَیْئاً ....

نور (24) 55

قدرت سیاسی

==> حکومت

قدرت شیطان

645. شیطان، قادر به مشاهدۀ اموری پنهان، از دید آدمیان:

وَ لاٰ تَکُونُوا کَالَّذِینَ خَرَجُوا مِنْ دِیٰارِهِمْ ...

وَ إِذْ زَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطٰانُ أَعْمٰالَهُمْ وَ قٰالَ لاٰ غٰالِبَ لَکُمُ الْیَوْمَ مِنَ النّٰاسِ وَ إِنِّی جٰارٌ لَکُمْ فَلَمّٰا تَرٰاءَتِ الْفِئَتٰانِ نَکَصَ عَلیٰ عَقِبَیْهِ وَ قٰالَ إِنِّی بَرِیءٌ مِنْکُمْ إِنِّی أَریٰ مٰا لاٰ تَرَوْنَ .... انفال (8) 47 و 48

646. قدرت شیطان در دیدن چیزهای پنهانی از آدمیان، موجب فریب دادن وی نسبت به آنها:

وَ لاٰ تَکُونُوا کَالَّذِینَ خَرَجُوا مِنْ دِیٰارِهِمْ ...

وَ إِذْ زَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطٰانُ أَعْمٰالَهُمْ وَ قٰالَ لاٰ غٰالِبَ لَکُمُ الْیَوْمَ مِنَ النّٰاسِ وَ إِنِّی جٰارٌ لَکُمْ فَلَمّٰا تَرٰاءَتِ الْفِئَتٰانِ نَکَصَ عَلیٰ عَقِبَیْهِ وَ قٰالَ إِنِّی بَرِیءٌ مِنْکُمْ إِنِّی أَریٰ مٰا لاٰ تَرَوْنَ .... انفال (8) 47 و 48

647. محدود بودن توان ابلیس، در وسوسه و انحراف انسانها:

فَإِذٰا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللّٰهِ مِنَ الشَّیْطٰانِ الرَّجِیمِ

إِنَّهُ لَیْسَ لَهُ سُلْطٰانٌ عَلَی الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَلیٰ رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ

إِنَّمٰا سُلْطٰانُهُ عَلَی الَّذِینَ یَتَوَلَّوْنَهُ وَ الَّذِینَ هُمْ بِهِ مُشْرِکُونَ .

نحل (16) 98 -\100

وَ اسْتَفْزِزْ مَنِ اسْتَطَعْتَ مِنْهُمْ بِصَوْتِکَ وَ أَجْلِبْ


1) 1) .«انا اخلصناهم...»تعلیل برای«اولی الایدی و الابصار»در آیۀ پیشین است و معنای آیه چنین می‌شود: آنان صاحب قدرت و بصیرت بودند برای اینکه ما ایشان را به خصلت ویژه‌ای خالص کردیم و آن، ذکر و یاد سرای آخرت است. (المیزان، ج 17، ص 211 -\212)

عَلَیْهِمْ بِخَیْلِکَ وَ رَجِلِکَ وَ شٰارِکْهُمْ فِی الْأَمْوٰالِ وَ الْأَوْلاٰدِ وَ عِدْهُمْ وَ مٰا یَعِدُهُمُ الشَّیْطٰانُ إِلاّٰ غُرُوراً

إِنَّ عِبٰادِی لَیْسَ لَکَ عَلَیْهِمْ سُلْطٰانٌ ....

اسراء (17) 64 و 65

648. اعتراف شیطان در قیامت به عدم توان و سلطۀ خویش بر مردم، جز در حدّ وسوسه و دعوت (به بدی):

وَ قٰالَ الشَّیْطٰانُ لَمّٰا قُضِیَ الْأَمْرُ إِنَّ اللّٰهَ وَعَدَکُمْ وَعْدَ الْحَقِّ وَ وَعَدْتُکُمْ فَأَخْلَفْتُکُمْ وَ مٰا کٰانَ لِی عَلَیْکُمْ مِنْ سُلْطٰانٍ إِلاّٰ أَنْ دَعَوْتُکُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لِی فَلاٰ تَلُومُونِی وَ لُومُوا أَنْفُسَکُمْ مٰا أَنَا بِمُصْرِخِکُمْ وَ مٰا أَنْتُمْ بِمُصْرِخِیَّ إِنِّی کَفَرْتُ بِمٰا أَشْرَکْتُمُونِ مِنْ قَبْلُ .... ابراهیم (14) 22

649. استفادۀ شیطان از تمام قدرت خود، در انحراف و وسوسۀ انسانها:

فَإِذٰا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللّٰهِ مِنَ الشَّیْطٰانِ الرَّجِیمِ

إِنَّهُ لَیْسَ لَهُ سُلْطٰانٌ عَلَی الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَلیٰ رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ

إِنَّمٰا سُلْطٰانُهُ عَلَی الَّذِینَ یَتَوَلَّوْنَهُ وَ الَّذِینَ هُمْ بِهِ مُشْرِکُونَ .

نحل (16) 98 -\100

وَ اسْتَفْزِزْ مَنِ اسْتَطَعْتَ مِنْهُمْ بِصَوْتِکَ وَ أَجْلِبْ عَلَیْهِمْ بِخَیْلِکَ وَ رَجِلِکَ وَ شٰارِکْهُمْ فِی الْأَمْوٰالِ وَ الْأَوْلاٰدِ وَ عِدْهُمْ وَ مٰا یَعِدُهُمُ الشَّیْطٰانُ إِلاّٰ غُرُوراً

إِنَّ عِبٰادِی لَیْسَ لَکَ عَلَیْهِمْ سُلْطٰانٌ وَ کَفیٰ بِرَبِّکَ وَکِیلاً. اسراء (17) 64 و 65

قدرت‌طلبی

650. قدرت‌طلبی هارون علیه السلام ، تهمتی از سوی فرعونیان به وی:

قٰالُوا أَ جِئْتَنٰا لِتَلْفِتَنٰا عَمّٰا وَجَدْنٰا عَلَیْهِ آبٰاءَنٰا وَ تَکُونَ لَکُمَا الْکِبْرِیٰاءُ فِی الْأَرْضِ وَ مٰا نَحْنُ لَکُمٰا بِمُؤْمِنِینَ . یونس (10) 78

651. تهمت قدرت‌طلبی به موسی علیه السلام از سوی فرعونیان:

قٰالُوا أَ جِئْتَنٰا لِتَلْفِتَنٰا عَمّٰا وَجَدْنٰا عَلَیْهِ آبٰاءَنٰا وَ تَکُونَ لَکُمَا الْکِبْرِیٰاءُ فِی الْأَرْضِ وَ مٰا نَحْنُ لَکُمٰا بِمُؤْمِنِینَ . یونس (10) 78

652. کسب قدرت و دستیابی به آن، فقط در سایۀ قدرت مطلق خداوند:

بَشِّرِ الْمُنٰافِقِینَ بِأَنَّ لَهُمْ عَذٰاباً أَلِیماً

اَلَّذِینَ یَتَّخِذُونَ الْکٰافِرِینَ أَوْلِیٰاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِینَ أَ یَبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلّٰهِ جَمِیعاً.

نساء (4) 138 و 139

653. دعوت خداوند از منافقان خواهان قدرت، به فراگیری آن، در سایۀ قدرت و عزّت او:

بَشِّرِ الْمُنٰافِقِینَ بِأَنَّ لَهُمْ عَذٰاباً أَلِیماً

اَلَّذِینَ یَتَّخِذُونَ الْکٰافِرِینَ أَوْلِیٰاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِینَ أَ یَبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلّٰهِ جَمِیعاً.

نساء (4) 138 و 139

654. تلاش منافقان برای دوستی با کفّار، جهت کسب قدرت برای خود:

بَشِّرِ الْمُنٰافِقِینَ بِأَنَّ لَهُمْ عَذٰاباً أَلِیماً

اَلَّذِینَ یَتَّخِذُونَ الْکٰافِرِینَ أَوْلِیٰاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِینَ أَ یَبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلّٰهِ جَمِیعاً.

نساء (4) 138 و 139

655. تهدید منافقان به عذابی دردناک از سوی خداوند، در پی کسب قدرت آنان، در سایۀ دوستی با کفّار:

بَشِّرِ الْمُنٰافِقِینَ بِأَنَّ لَهُمْ عَذٰاباً أَلِیماً

اَلَّذِینَ یَتَّخِذُونَ الْکٰافِرِینَ أَوْلِیٰاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِینَ

أَ یَبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلّٰهِ جَمِیعاً.

نساء (4) 138 و 139

قدرت نظامی

656. ملکۀ سبأ، دارای ارتش و قدرت نظامی بالا:

إِنِّی وَجَدْتُ امْرَأَةً تَمْلِکُهُمْ وَ أُوتِیَتْ مِنْ کُلِّ شَیْءٍ وَ لَهٰا عَرْشٌ عَظِیمٌ

قٰالَتْ یٰا أَیُّهَا الْمَلَأُ أَفْتُونِی فِی أَمْرِی مٰا کُنْتُ قٰاطِعَةً أَمْراً حَتّٰی تَشْهَدُونِ

قٰالُوا نَحْنُ أُولُوا قُوَّةٍ وَ أُولُوا بَأْسٍ شَدِیدٍ وَ الْأَمْرُ إِلَیْکِ فَانْظُرِی مٰا ذٰا تَأْمُرِینَ .

نمل (27) 23 و 32 و 33

657. سپاه مشرکان مکّه، مجهّز به سلاحهای جنگی و دارای توان برتر نظامی نسبت به مسلمانان:

وَ إِذْ یَعِدُکُمُ اللّٰهُ إِحْدَی الطّٰائِفَتَیْنِ أَنَّهٰا لَکُمْ وَ تَوَدُّونَ أَنَّ غَیْرَ ذٰاتِ الشَّوْکَةِ تَکُونُ لَکُمْ ....

انفال (8) 7

658. برخورداری مشرکان صدر اسلام از توان بالای نظامی، نسبت به مسلمانان:

أَ لاٰ تُقٰاتِلُونَ قَوْماً نَکَثُوا أَیْمٰانَهُمْ وَ هَمُّوا بِإِخْرٰاجِ الرَّسُولِ وَ هُمْ بَدَؤُکُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ أَ تَخْشَوْنَهُمْ ....

توبه (9) 13

659. امکان خوار و ذلیل کردن دشمن دارای قدرت، در سایۀ داشتن قدرت نظامی لازم:

إِنِّی وَجَدْتُ امْرَأَةً تَمْلِکُهُمْ وَ أُوتِیَتْ مِنْ کُلِّ شَیْءٍ وَ لَهٰا عَرْشٌ عَظِیمٌ

قٰالُوا نَحْنُ أُولُوا قُوَّةٍ وَ أُولُوا بَأْسٍ شَدِیدٍ وَ الْأَمْرُ إِلَیْکِ فَانْظُرِی مٰا ذٰا تَأْمُرِینَ

اِرْجِعْ إِلَیْهِمْ فَلَنَأْتِیَنَّهُمْ بِجُنُودٍ لاٰ قِبَلَ لَهُمْ بِهٰا وَ لَنُخْرِجَنَّهُمْ مِنْهٰا أَذِلَّةً وَ هُمْ صٰاغِرُونَ . نمل (27) 23 و 33 و 37

660. داشتن قدرت نظامی، راهی برای اخراج دشمن از سرزمین آنان و آواره ساختن ایشان:

اِرْجِعْ إِلَیْهِمْ فَلَنَأْتِیَنَّهُمْ بِجُنُودٍ لاٰ قِبَلَ لَهُمْ بِهٰا وَ لَنُخْرِجَنَّهُمْ مِنْهٰا أَذِلَّةً وَ هُمْ صٰاغِرُونَ .

نمل (27) 37

661. تهدید ملکۀ سبأ و درباریان او به استفادۀ از قدرت نظامی، در برخورد با آنان از سوی سلیمان علیه السلام :

فَلَمّٰا جٰاءَ سُلَیْمٰانَ قٰالَ أَ تُمِدُّونَنِ بِمٰالٍ فَمٰا آتٰانِیَ اللّٰهُ خَیْرٌ مِمّٰا آتٰاکُمْ بَلْ أَنْتُمْ بِهَدِیَّتِکُمْ تَفْرَحُونَ

اِرْجِعْ إِلَیْهِمْ فَلَنَأْتِیَنَّهُمْ بِجُنُودٍ لاٰ قِبَلَ لَهُمْ بِهٰا وَ لَنُخْرِجَنَّهُمْ مِنْهٰا أَذِلَّةً وَ هُمْ صٰاغِرُونَ . نمل (27) 36 و 37

662. سلیمان علیه السلام دارای ارتش و قدرت نظامی شکست‌ناپذیر:

فَلَمّٰا جٰاءَ سُلَیْمٰانَ قٰالَ أَ تُمِدُّونَنِ بِمٰالٍ فَمٰا آتٰانِیَ اللّٰهُ خَیْرٌ مِمّٰا آتٰاکُمْ بَلْ أَنْتُمْ بِهَدِیَّتِکُمْ تَفْرَحُونَ

اِرْجِعْ إِلَیْهِمْ فَلَنَأْتِیَنَّهُمْ بِجُنُودٍ لاٰ قِبَلَ لَهُمْ بِهٰا وَ لَنُخْرِجَنَّهُمْ مِنْهٰا أَذِلَّةً وَ هُمْ صٰاغِرُونَ . نمل (27) 36 و 37

663. تشویق جامعۀ اسلامی به انفاق مال از سوی خداوند، جهت تشکیل قدرت نظامی:

وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِبٰاطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللّٰهِ وَ عَدُوَّکُمْ وَ آخَرِینَ مِنْ دُونِهِمْ لاٰ تَعْلَمُونَهُمُ اللّٰهُ یَعْلَمُهُمْ وَ مٰا تُنْفِقُوا مِنْ شَیْءٍ فِی سَبِیلِ اللّٰهِ یُوَفَّ إِلَیْکُمْ وَ أَنْتُمْ لاٰ تُظْلَمُونَ . انفال (8) 60

664. در اختیار داشتن قدرت نظامی برتر، راهی برای مقابله با تهدیدات دشمنان ناشناخته:

وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِبٰاطِ

اَلْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللّٰهِ وَ عَدُوَّکُمْ وَ آخَرِینَ مِنْ دُونِهِمْ لاٰ تَعْلَمُونَهُمُ اللّٰهُ یَعْلَمُهُمْ ....

انفال (8) 60

665. ایجاد ترس و وحشت برای دشمنان خدا و جامعۀ اسلامی، علت آمادگی و تقویت قدرت نظامی:

وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِبٰاطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللّٰهِ وَ عَدُوَّکُمْ وَ آخَرِینَ مِنْ دُونِهِمْ لاٰ تَعْلَمُونَهُمُ اللّٰهُ یَعْلَمُهُمْ ....

انفال (8) 60

666. اسبهای ورزیده، از ابزار قدرت نظامی، در عصر پیامبر صلی الله علیه و آله :

وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِبٰاطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللّٰهِ وَ عَدُوَّکُمْ وَ آخَرِینَ مِنْ دُونِهِمْ لاٰ تَعْلَمُونَهُمُ اللّٰهُ یَعْلَمُهُمْ ....

انفال (8) 60

667. قدرت نظامی، سبب ترس و وحشت دشمن:

وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِبٰاطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللّٰهِ وَ عَدُوَّکُمْ وَ آخَرِینَ مِنْ دُونِهِمْ لاٰ تَعْلَمُونَهُمُ اللّٰهُ یَعْلَمُهُمْ ....

انفال (8) 60

668. موظّف بودن جامعۀ اسلامی به داشتن قدرت نظامی برتر، در برابر دشمن:

وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَ مِنْ رِبٰاطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللّٰهِ وَ عَدُوَّکُمْ وَ آخَرِینَ مِنْ دُونِهِمْ لاٰ تَعْلَمُونَهُمُ اللّٰهُ یَعْلَمُهُمْ ....

انفال (8) 60

669. خداوند، خواهان روبه‌رو شدن مسلمین صدر اسلام با لشکر و قدرت نظامی قریش، در جنگ بدر:

وَ إِذْ یَعِدُکُمُ اللّٰهُ إِحْدَی الطّٰائِفَتَیْنِ أَنَّهٰا لَکُمْ وَ تَوَدُّونَ أَنَّ غَیْرَ ذٰاتِ الشَّوْکَةِ تَکُونُ لَکُمْ وَ یُرِیدُ اللّٰهُ أَنْ یُحِقَّ الْحَقَّ بِکَلِمٰاتِهِ وَ یَقْطَعَ دٰابِرَ الْکٰافِرِینَ . (1)انفال (8) 7

670. قریش، دارای قدرت نظامی، در برابر مسلمانان:

وَ إِذْ یَعِدُکُمُ اللّٰهُ إِحْدَی الطّٰائِفَتَیْنِ أَنَّهٰا لَکُمْ وَ تَوَدُّونَ أَنَّ غَیْرَ ذٰاتِ الشَّوْکَةِ تَکُونُ لَکُمْ وَ یُرِیدُ اللّٰهُ أَنْ یُحِقَّ الْحَقَّ بِکَلِمٰاتِهِ وَ یَقْطَعَ دٰابِرَ الْکٰافِرِینَ . انفال (8) 7

671. اجتناب مسلمانان از روبه‌رو شدن با لشکر و قدرت نظامی قریش، در آستانۀ جنگ بدر:

وَ إِذْ یَعِدُکُمُ اللّٰهُ إِحْدَی الطّٰائِفَتَیْنِ أَنَّهٰا لَکُمْ وَ تَوَدُّونَ أَنَّ غَیْرَ ذٰاتِ الشَّوْکَةِ تَکُونُ لَکُمْ وَ یُرِیدُ اللّٰهُ أَنْ یُحِقَّ الْحَقَّ بِکَلِمٰاتِهِ وَ یَقْطَعَ دٰابِرَ الْکٰافِرِینَ . انفال (8) 7

672. نابودی شهرها و آبادیها و خوار شدن عزیزان آن، از نتایج به‌کارگیری بی‌مورد قدرت نظامی، در تعامل حاکمان با یکدیگر:

قٰالُوا نَحْنُ أُولُوا قُوَّةٍ وَ أُولُوا بَأْسٍ شَدِیدٍ وَ الْأَمْرُ إِلَیْکِ فَانْظُرِی مٰا ذٰا تَأْمُرِینَ

قٰالَتْ إِنَّ الْمُلُوکَ إِذٰا دَخَلُوا قَرْیَةً أَفْسَدُوهٰا وَ جَعَلُوا أَعِزَّةَ أَهْلِهٰا أَذِلَّةً وَ کَذٰلِکَ یَفْعَلُونَ . نمل (27) 33 و 34

673. پیشنهاد تلویحی درباریان ملکۀ سبأ به او، مبنی بر استفاده از قدرت نظامی، در برخورد با سلیمان علیه السلام :

قٰالَتْ یٰا أَیُّهَا الْمَلَأُ إِنِّی أُلْقِیَ إِلَیَّ کِتٰابٌ کَرِیمٌ

إِنَّهُ مِنْ سُلَیْمٰانَ وَ إِنَّهُ بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِیمِ

قٰالَتْ یٰا أَیُّهَا الْمَلَأُ أَفْتُونِی فِی أَمْرِی


1) 1) . آیه به رویارویی مسلمانان و مشرکان در جنگ بدر اشاره دارد. (جامع‌البیان، ج 6 ، جزء 9، ص 245 -\250)

مٰا کُنْتُ قٰاطِعَةً أَمْراً حَتّٰی تَشْهَدُونِ

قٰالُوا نَحْنُ أُولُوا قُوَّةٍ وَ أُولُوا بَأْسٍ شَدِیدٍ وَ الْأَمْرُ إِلَیْکِ فَانْظُرِی مٰا ذٰا تَأْمُرِینَ .

نمل (27) 29 و 30 و 32 و 33

674. مخالفت ملکۀ سبأ از به‌کارگیری قدرت نظامی، در برخورد با سلیمان علیه السلام :

قٰالَتْ یٰا أَیُّهَا الْمَلَأُ إِنِّی أُلْقِیَ إِلَیَّ کِتٰابٌ کَرِیمٌ

إِنَّهُ مِنْ سُلَیْمٰانَ وَ إِنَّهُ بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِیمِ

قٰالَتْ یٰا أَیُّهَا الْمَلَأُ أَفْتُونِی فِی أَمْرِی مٰا کُنْتُ قٰاطِعَةً أَمْراً حَتّٰی تَشْهَدُونِ

قٰالُوا نَحْنُ أُولُوا قُوَّةٍ وَ أُولُوا بَأْسٍ شَدِیدٍ وَ الْأَمْرُ إِلَیْکِ فَانْظُرِی مٰا ذٰا تَأْمُرِینَ

قٰالَتْ إِنَّ الْمُلُوکَ إِذٰا دَخَلُوا قَرْیَةً أَفْسَدُوهٰا وَ جَعَلُوا أَعِزَّةَ أَهْلِهٰا أَذِلَّةً وَ کَذٰلِکَ یَفْعَلُونَ . نمل (27) 29 و 30 و 32 -\34

675. جالوت، دارای قدرت نظامی برتر نسبت به طالوت:

فَلَمّٰا فَصَلَ طٰالُوتُ بِالْجُنُودِ قٰالَ إِنَّ اللّٰهَ مُبْتَلِیکُمْ بِنَهَرٍ فَمَنْ شَرِبَ مِنْهُ فَلَیْسَ مِنِّی وَ مَنْ لَمْ یَطْعَمْهُ فَإِنَّهُ مِنِّی إِلاّٰ مَنِ اغْتَرَفَ غُرْفَةً بِیَدِهِ فَشَرِبُوا مِنْهُ إِلاّٰ قَلِیلاً مِنْهُمْ فَلَمّٰا جٰاوَزَهُ هُوَ وَ الَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ قٰالُوا لاٰ طٰاقَةَ لَنَا الْیَوْمَ بِجٰالُوتَ وَ جُنُودِهِ قٰالَ الَّذِینَ یَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلاٰقُوا اللّٰهِ کَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِیلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً کَثِیرَةً بِإِذْنِ اللّٰهِ وَ اللّٰهُ مَعَ الصّٰابِرِینَ .

بقره (2) 249

676. در هم کوبیدن سپاه جالوت، از سوی طالوت و نیروهایش:

فَهَزَمُوهُمْ بِإِذْنِ اللّٰهِ وَ قَتَلَ دٰاوُدُ جٰالُوتَ وَ آتٰاهُ اللّٰهُ الْمُلْکَ وَ الْحِکْمَةَ وَ عَلَّمَهُ مِمّٰا یَشٰاءُ وَ لَوْ لاٰ دَفْعُ اللّٰهِ النّٰاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَفَسَدَتِ الْأَرْضُ وَ لٰکِنَّ اللّٰهَ ذُو فَضْلٍ عَلَی الْعٰالَمِینَ .

بقره (2) 251

677. قدرت فرعون، با حکومت مطلقه بر سرزمین مصر:

وَ نٰادیٰ فِرْعَوْنُ فِی قَوْمِهِ قٰالَ یٰا قَوْمِ أَ لَیْسَ لِی مُلْکُ مِصْرَ وَ هٰذِهِ الْأَنْهٰارُ تَجْرِی مِنْ تَحْتِی أَ فَلاٰ تُبْصِرُونَ

فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ فَأَطٰاعُوهُ إِنَّهُمْ کٰانُوا قَوْماً فٰاسِقِینَ

فَلَمّٰا آسَفُونٰا انْتَقَمْنٰا مِنْهُمْ فَأَغْرَقْنٰاهُمْ أَجْمَعِینَ .

زخرف (43) 51 و 54 و 55

678. فرعون، دارای سپاهی فراوان و نیرومند:

وَ أَوْحَیْنٰا إِلیٰ مُوسیٰ أَنْ أَسْرِ بِعِبٰادِی إِنَّکُمْ مُتَّبَعُونَ

فَأَرْسَلَ فِرْعَوْنُ فِی الْمَدٰائِنِ حٰاشِرِینَ

إِنَّ هٰؤُلاٰءِ لَشِرْذِمَةٌ قَلِیلُونَ

وَ إِنَّهُمْ لَنٰا لَغٰائِظُونَ

وَ إِنّٰا لَجَمِیعٌ حٰاذِرُونَ .

شعراء (26) 52 -\56

وَ نُمَکِّنَ لَهُمْ فِی الْأَرْضِ وَ نُرِیَ فِرْعَوْنَ وَ هٰامٰانَ وَ جُنُودَهُمٰا مِنْهُمْ مٰا کٰانُوا یَحْذَرُونَ .

قصص (28) 6

وَ قٰالَ فِرْعَوْنُ یٰا أَیُّهَا الْمَلَأُ مٰا عَلِمْتُ لَکُمْ مِنْ إِلٰهٍ غَیْرِی فَأَوْقِدْ لِی یٰا هٰامٰانُ عَلَی الطِّینِ فَاجْعَلْ لِی صَرْحاً لَعَلِّی أَطَّلِعُ إِلیٰ إِلٰهِ مُوسیٰ وَ إِنِّی لَأَظُنُّهُ مِنَ الْکٰاذِبِینَ

فَأَخَذْنٰاهُ وَ جُنُودَهُ فَنَبَذْنٰاهُمْ فِی الْیَمِّ فَانْظُرْ کَیْفَ کٰانَ عٰاقِبَةُ الظّٰالِمِینَ . قصص (28) 38 و 40

کَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَ عٰادٌ وَ فِرْعَوْنُ ذُو الْأَوْتٰادِ. ص (38) 12

وَ فِی مُوسیٰ إِذْ أَرْسَلْنٰاهُ إِلیٰ فِرْعَوْنَ بِسُلْطٰانٍ مُبِینٍ

فَأَخَذْنٰاهُ وَ جُنُودَهُ فَنَبَذْنٰاهُمْ فِی الْیَمِّ وَ هُوَ مُلِیمٌ . ذاریات (51) 38 و 40

وَ فِرْعَوْنَ ذِی الْأَوْتٰادِ. فجر (89) 10

نیز ==> فرعون، حکومت فرعون

محرومیّت از قدرت

679. سوگند منافقان، مبنی بر نداشتن هر گونه قدرت و امکانات برای حضور در جهاد:

اِنْفِرُوا خِفٰافاً وَ ثِقٰالاً وَ جٰاهِدُوا بِأَمْوٰالِکُمْ وَ أَنْفُسِکُمْ فِی سَبِیلِ اللّٰهِ ذٰلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ

لَوْ کٰانَ عَرَضاً قَرِیباً وَ سَفَراً قٰاصِداً لاَتَّبَعُوکَ وَ لٰکِنْ بَعُدَتْ عَلَیْهِمُ الشُّقَّةُ وَ سَیَحْلِفُونَ بِاللّٰهِ لَوِ اسْتَطَعْنٰا لَخَرَجْنٰا مَعَکُمْ ...

وَ اللّٰهُ یَعْلَمُ إِنَّهُمْ لَکٰاذِبُونَ .

توبه (9) 41 و 42

680. خبر دادن خداوند از دروغ بودن ادّعای منافقان، در محرومیّت داشتن از قدرت و امکانات، جهت حضور نداشتن در جهاد:

اِنْفِرُوا خِفٰافاً وَ ثِقٰالاً وَ جٰاهِدُوا بِأَمْوٰالِکُمْ وَ أَنْفُسِکُمْ فِی سَبِیلِ اللّٰهِ ذٰلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ

لَوْ کٰانَ عَرَضاً قَرِیباً وَ سَفَراً قٰاصِداً لاَتَّبَعُوکَ وَ لٰکِنْ بَعُدَتْ عَلَیْهِمُ الشُّقَّةُ وَ سَیَحْلِفُونَ بِاللّٰهِ لَوِ اسْتَطَعْنٰا لَخَرَجْنٰا مَعَکُمْ یُهْلِکُونَ أَنْفُسَهُمْ وَ اللّٰهُ یَعْلَمُ إِنَّهُمْ لَکٰاذِبُونَ .

توبه (9) 41 و 42

681. ادّعای محرومیّت از هرگونه قدرت و امکانات از سوی منافقان، جهت حضور نداشتن در عرصۀ جهاد، موجب هلاکت خویش:

اِنْفِرُوا خِفٰافاً وَ ثِقٰالاً وَ جٰاهِدُوا بِأَمْوٰالِکُمْ وَ أَنْفُسِکُمْ فِی سَبِیلِ اللّٰهِ ذٰلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ

لَوْ کٰانَ عَرَضاً قَرِیباً وَ سَفَراً قٰاصِداً لاَتَّبَعُوکَ وَ لٰکِنْ بَعُدَتْ عَلَیْهِمُ الشُّقَّةُ وَ سَیَحْلِفُونَ بِاللّٰهِ لَوِ اسْتَطَعْنٰا لَخَرَجْنٰا مَعَکُمْ یُهْلِکُونَ أَنْفُسَهُمْ وَ اللّٰهُ یَعْلَمُ إِنَّهُمْ لَکٰاذِبُونَ .

توبه (9) 41 و 42

منشأ قدرت

682. خداوند، منشأ اعطای توانمندی و قدرت:

... وَ لَوْ یَرَی الَّذِینَ ظَلَمُوا إِذْ یَرَوْنَ الْعَذٰابَ أَنَّ الْقُوَّةَ لِلّٰهِ جَمِیعاً .... بقره (2) 165

وَ قٰالَ لَهُمْ نَبِیُّهُمْ إِنَّ اللّٰهَ قَدْ بَعَثَ لَکُمْ طٰالُوتَ مَلِکاً قٰالُوا أَنّٰی یَکُونُ لَهُ الْمُلْکُ عَلَیْنٰا وَ نَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْکِ مِنْهُ وَ لَمْ یُؤْتَ سَعَةً مِنَ الْمٰالِ قٰالَ إِنَّ اللّٰهَ اصْطَفٰاهُ عَلَیْکُمْ وَ زٰادَهُ بَسْطَةً فِی الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ وَ اللّٰهُ یُؤْتِی مُلْکَهُ مَنْ یَشٰاءُ ....

بقره (2) 247

أَ لَمْ یَرَوْا کَمْ أَهْلَکْنٰا مِنْ قَبْلِهِمْ مِنْ قَرْنٍ مَکَّنّٰاهُمْ فِی الْأَرْضِ مٰا لَمْ نُمَکِّنْ لَکُمْ وَ أَرْسَلْنَا السَّمٰاءَ عَلَیْهِمْ مِدْرٰاراً وَ جَعَلْنَا الْأَنْهٰارَ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهِمْ .... انعام (6) 6

وَ لَقَدْ مَکَّنّٰاکُمْ فِی الْأَرْضِ وَ جَعَلْنٰا لَکُمْ فِیهٰا مَعٰایِشَ قَلِیلاً مٰا تَشْکُرُونَ

أَ وَ عَجِبْتُمْ أَنْ جٰاءَکُمْ ذِکْرٌ مِنْ رَبِّکُمْ عَلیٰ رَجُلٍ مِنْکُمْ لِیُنْذِرَکُمْ وَ اذْکُرُوا إِذْ جَعَلَکُمْ خُلَفٰاءَ مِنْ بَعْدِ قَوْمِ نُوحٍ وَ زٰادَکُمْ فِی الْخَلْقِ بَصْطَةً .... اعراف (7) 10 و 69

وَ إِنْ یُرِیدُوا خِیٰانَتَکَ فَقَدْ خٰانُوا اللّٰهَ مِنْ قَبْلُ فَأَمْکَنَ مِنْهُمْ وَ اللّٰهُ عَلِیمٌ حَکِیمٌ . انفال (8) 71

وَ یٰا قَوْمِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَیْهِ یُرْسِلِ السَّمٰاءَ عَلَیْکُمْ مِدْرٰاراً وَ یَزِدْکُمْ قُوَّةً إِلیٰ قُوَّتِکُمْ .... هود (11) 52

وَ قٰالَ الَّذِی اشْتَرٰاهُ مِنْ مِصْرَ لاِمْرَأَتِهِ أَکْرِمِی مَثْوٰاهُ عَسیٰ أَنْ یَنْفَعَنٰا أَوْ نَتَّخِذَهُ وَلَداً وَ کَذٰلِکَ

مَکَّنّٰا لِیُوسُفَ فِی الْأَرْضِ وَ لِنُعَلِّمَهُ مِنْ تَأْوِیلِ الْأَحٰادِیثِ وَ اللّٰهُ غٰالِبٌ عَلیٰ أَمْرِهِ ....

یوسف (12) 21

وَ کَذٰلِکَ مَکَّنّٰا لِیُوسُفَ فِی الْأَرْضِ یَتَبَوَّأُ مِنْهٰا حَیْثُ یَشٰاءُ نُصِیبُ بِرَحْمَتِنٰا مَنْ نَشٰاءُ ....

یوسف (12) 56

ثُمَّ رَدَدْنٰا لَکُمُ الْکَرَّةَ عَلَیْهِمْ وَ أَمْدَدْنٰاکُمْ بِأَمْوٰالٍ وَ بَنِینَ وَ جَعَلْنٰاکُمْ أَکْثَرَ نَفِیراً. اسراء (17) 6

وَ قُلْ رَبِّ أَدْخِلْنِی مُدْخَلَ صِدْقٍ ... وَ اجْعَلْ لِی مِنْ لَدُنْکَ سُلْطٰاناً نَصِیراً. اسراء (17) 80

وَ لَوْ لاٰ إِذْ دَخَلْتَ جَنَّتَکَ قُلْتَ مٰا شٰاءَ اللّٰهُ لاٰ قُوَّةَ إِلاّٰ بِاللّٰهِ إِنْ تَرَنِ أَنَا أَقَلَّ مِنْکَ مٰالاً وَ وَلَداً.

کهف (18) 39

إِنّٰا مَکَّنّٰا لَهُ فِی الْأَرْضِ وَ آتَیْنٰاهُ مِنْ کُلِّ شَیْءٍ سَبَباً. کهف (18) 84

قٰالَ مٰا مَکَّنِّی فِیهِ رَبِّی خَیْرٌ فَأَعِینُونِی بِقُوَّةٍ أَجْعَلْ بَیْنَکُمْ وَ بَیْنَهُمْ رَدْماً. کهف (18) 95

اَلَّذِینَ إِنْ مَکَّنّٰاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقٰامُوا الصَّلاٰةَ ....

حج (22) 41

وَعَدَ اللّٰهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصّٰالِحٰاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضیٰ لَهُمْ .... نور (24) 55

قٰالَ الَّذِی عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْکِتٰابِ أَنَا آتِیکَ بِهِ قَبْلَ أَنْ یَرْتَدَّ إِلَیْکَ طَرْفُکَ فَلَمّٰا رَآهُ مُسْتَقِرًّا عِنْدَهُ قٰالَ هٰذٰا مِنْ فَضْلِ رَبِّی .... نمل (27) 40

وَ نُمَکِّنَ لَهُمْ فِی الْأَرْضِ وَ نُرِیَ فِرْعَوْنَ وَ هٰامٰانَ وَ جُنُودَهُمٰا مِنْهُمْ مٰا کٰانُوا یَحْذَرُونَ

قٰالَ سَنَشُدُّ عَضُدَکَ بِأَخِیکَ وَ نَجْعَلُ لَکُمٰا سُلْطٰاناً فَلاٰ یَصِلُونَ إِلَیْکُمٰا بِآیٰاتِنٰا أَنْتُمٰا وَ مَنِ اتَّبَعَکُمَا الْغٰالِبُونَ . قصص (28) 6 و 35

اَللّٰهُ الَّذِی خَلَقَکُمْ مِنْ ضَعْفٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْ بَعْدِ ضَعْفٍ قُوَّةً ثُمَّ جَعَلَ مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ ضَعْفاً وَ شَیْبَةً یَخْلُقُ مٰا یَشٰاءُ وَ هُوَ الْعَلِیمُ الْقَدِیرُ. روم (30) 54

اَلْحَمْدُ لِلّٰهِ فٰاطِرِ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ جٰاعِلِ الْمَلاٰئِکَةِ رُسُلاً أُولِی أَجْنِحَةٍ مَثْنیٰ وَ ثُلاٰثَ وَ رُبٰاعَ یَزِیدُ فِی الْخَلْقِ مٰا یَشٰاءُ إِنَّ اللّٰهَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ. فاطر (35) 1

إِذْ أَرْسَلْنٰا إِلَیْهِمُ اثْنَیْنِ فَکَذَّبُوهُمٰا فَعَزَّزْنٰا بِثٰالِثٍ فَقٰالُوا إِنّٰا إِلَیْکُمْ مُرْسَلُونَ . یس (36) 14

وَ لَقَدْ مَکَّنّٰاهُمْ فِیمٰا إِنْ مَکَّنّٰاکُمْ فِیهِ ....

احقاف (46) 26

لَقَدْ أَرْسَلْنٰا رُسُلَنٰا بِالْبَیِّنٰاتِ وَ أَنْزَلْنٰا مَعَهُمُ الْکِتٰابَ وَ الْمِیزٰانَ لِیَقُومَ النّٰاسُ بِالْقِسْطِ وَ أَنْزَلْنَا الْحَدِیدَ فِیهِ بَأْسٌ شَدِیدٌ وَ مَنٰافِعُ لِلنّٰاسِ ... إِنَّ اللّٰهَ قَوِیٌّ عَزِیزٌ. حدید (57) 25

وَ مٰا أَفٰاءَ اللّٰهُ عَلیٰ رَسُولِهِ مِنْهُمْ فَمٰا أَوْجَفْتُمْ عَلَیْهِ مِنْ خَیْلٍ وَ لاٰ رِکٰابٍ وَ لٰکِنَّ اللّٰهَ یُسَلِّطُ رُسُلَهُ عَلیٰ مَنْ یَشٰاءُ وَ اللّٰهُ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ.

حشر (59) 6

683. ناآگاهی اکثر مردم، در منشأ بودن خداوند، برای اعطای قدرت و امکانات به انسان:

وَ قٰالَ الَّذِی اشْتَرٰاهُ مِنْ مِصْرَ لاِمْرَأَتِهِ أَکْرِمِی مَثْوٰاهُ عَسیٰ أَنْ یَنْفَعَنٰا أَوْ نَتَّخِذَهُ وَلَداً وَ کَذٰلِکَ مَکَّنّٰا لِیُوسُفَ فِی الْأَرْضِ وَ لِنُعَلِّمَهُ مِنْ تَأْوِیلِ الْأَحٰادِیثِ وَ اللّٰهُ غٰالِبٌ عَلیٰ أَمْرِهِ وَ لٰکِنَّ أَکْثَرَ النّٰاسِ لاٰ یَعْلَمُونَ . یوسف (12) 21

684. اعتقاد به منشأ دانستن خداوند در اعطای قدرت و امکانات، عاملی برای سپاسگزاری و اجتناب از کفرورزی:

قٰالَ الَّذِی عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْکِتٰابِ أَنَا آتِیکَ بِهِ قَبْلَ أَنْ یَرْتَدَّ إِلَیْکَ طَرْفُکَ فَلَمّٰا رَآهُ مُسْتَقِرًّا عِنْدَهُ قٰالَ هٰذٰا مِنْ فَضْلِ رَبِّی لِیَبْلُوَنِی أَ أَشْکُرُ أَمْ أَکْفُرُ وَ مَنْ شَکَرَ فَإِنَّمٰا یَشْکُرُ لِنَفْسِهِ وَ مَنْ کَفَرَ فَإِنَّ رَبِّی غَنِیٌّ کَرِیمٌ . نمل (27) 40

685. اعتراف انسان به منشأ بودن خداوند، در اعطای قدرت و امکانات، و قلمداد نمودن آن با عنوان فضل الهی، و عاملی برای امتحان، امری شایسته:

قٰالَ الَّذِی عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْکِتٰابِ أَنَا آتِیکَ بِهِ قَبْلَ أَنْ یَرْتَدَّ إِلَیْکَ طَرْفُکَ فَلَمّٰا رَآهُ مُسْتَقِرًّا عِنْدَهُ قٰالَ هٰذٰا مِنْ فَضْلِ رَبِّی لِیَبْلُوَنِی أَ أَشْکُرُ أَمْ أَکْفُرُ وَ مَنْ شَکَرَ فَإِنَّمٰا یَشْکُرُ لِنَفْسِهِ وَ مَنْ کَفَرَ فَإِنَّ رَبِّی غَنِیٌّ کَرِیمٌ . نمل (27) 40

686. اعتقاد و توجّه به منشأ دانستن خداوند، در اعطای قدرت و امکانات، زمینه‌ای برای اجتناب از چشمداشت هرگونه اجرت از مردم، در مقابل عملکرد خود برای آنان:

وَ یَسْئَلُونَکَ عَنْ ذِی الْقَرْنَیْنِ قُلْ سَأَتْلُوا عَلَیْکُمْ مِنْهُ ذِکْراً

إِنّٰا مَکَّنّٰا لَهُ فِی الْأَرْضِ وَ آتَیْنٰاهُ مِنْ کُلِّ شَیْءٍ سَبَباً

قٰالُوا یٰا ذَا الْقَرْنَیْنِ إِنَّ یَأْجُوجَ وَ مَأْجُوجَ مُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ فَهَلْ نَجْعَلُ لَکَ خَرْجاً عَلیٰ أَنْ تَجْعَلَ بَیْنَنٰا وَ بَیْنَهُمْ سَدًّا

قٰالَ مٰا مَکَّنِّی فِیهِ رَبِّی خَیْرٌ فَأَعِینُونِی بِقُوَّةٍ أَجْعَلْ بَیْنَکُمْ وَ بَیْنَهُمْ رَدْماً

آتُونِی زُبَرَ الْحَدِیدِ حَتّٰی إِذٰا سٰاویٰ بَیْنَ الصَّدَفَیْنِ قٰالَ انْفُخُوا حَتّٰی إِذٰا جَعَلَهُ نٰاراً قٰالَ آتُونِی أُفْرِغْ عَلَیْهِ قِطْراً

فَمَا اسْطٰاعُوا أَنْ یَظْهَرُوهُ وَ مَا اسْتَطٰاعُوا لَهُ نَقْباً

قٰالَ هٰذٰا رَحْمَةٌ مِنْ رَبِّی فَإِذٰا جٰاءَ وَعْدُ رَبِّی جَعَلَهُ دَکّٰاءَ وَ کٰانَ وَعْدُ رَبِّی حَقًّا.

کهف (18) 83 و 84 و 94 -\98

687. شایسته بودن اعتراف به منشأ بودن خداوند برای قدرت و قلمداد کردن آن با عنوان رحمت و نعمت الهی:

وَ یَسْئَلُونَکَ عَنْ ذِی الْقَرْنَیْنِ قُلْ سَأَتْلُوا عَلَیْکُمْ مِنْهُ ذِکْراً

إِنّٰا مَکَّنّٰا لَهُ فِی الْأَرْضِ وَ آتَیْنٰاهُ مِنْ کُلِّ شَیْءٍ سَبَباً

قٰالُوا یٰا ذَا الْقَرْنَیْنِ إِنَّ یَأْجُوجَ وَ مَأْجُوجَ مُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ فَهَلْ نَجْعَلُ لَکَ خَرْجاً عَلیٰ أَنْ تَجْعَلَ بَیْنَنٰا وَ بَیْنَهُمْ سَدًّا

قٰالَ مٰا مَکَّنِّی فِیهِ رَبِّی خَیْرٌ فَأَعِینُونِی بِقُوَّةٍ أَجْعَلْ بَیْنَکُمْ وَ بَیْنَهُمْ رَدْماً

آتُونِی زُبَرَ الْحَدِیدِ حَتّٰی إِذٰا سٰاویٰ بَیْنَ الصَّدَفَیْنِ قٰالَ انْفُخُوا حَتّٰی إِذٰا جَعَلَهُ نٰاراً قٰالَ آتُونِی أُفْرِغْ عَلَیْهِ قِطْراً

فَمَا اسْطٰاعُوا أَنْ یَظْهَرُوهُ وَ مَا اسْتَطٰاعُوا لَهُ نَقْباً

قٰالَ هٰذٰا رَحْمَةٌ مِنْ رَبِّی فَإِذٰا جٰاءَ وَعْدُ رَبِّی جَعَلَهُ دَکّٰاءَ وَ کٰانَ وَعْدُ رَبِّی حَقًّا.

کهف (18) 83 و 84 و 94 -\98

نعمت قدرت

688. بهره‌مند شدن از قدرت و مکنت، از نعمتهای بزرگ الهی:

رَبِّ قَدْ آتَیْتَنِی مِنَ الْمُلْکِ وَ عَلَّمْتَنِی مِنْ تَأْوِیلِ الْأَحٰادِیثِ فٰاطِرَ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ أَنْتَ وَلِیِّی فِی الدُّنْیٰا وَ الْآخِرَةِ .... یوسف (12) 101

وَ لَقَدْ آتَیْنٰا دٰاوُدَ وَ سُلَیْمٰانَ عِلْماً وَ قٰالاَ الْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِی فَضَّلَنٰا عَلیٰ کَثِیرٍ مِنْ عِبٰادِهِ

اَلْمُؤْمِنِینَ

وَ وَرِثَ سُلَیْمٰانُ دٰاوُدَ وَ قٰالَ یٰا أَیُّهَا النّٰاسُ عُلِّمْنٰا مَنْطِقَ الطَّیْرِ وَ أُوتِینٰا مِنْ کُلِّ شَیْءٍ إِنَّ هٰذٰا لَهُوَ الْفَضْلُ الْمُبِینُ

وَ حُشِرَ لِسُلَیْمٰانَ جُنُودُهُ مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ وَ الطَّیْرِ فَهُمْ یُوزَعُونَ

حَتّٰی إِذٰا أَتَوْا عَلیٰ وٰادِ النَّمْلِ قٰالَتْ نَمْلَةٌ یٰا أَیُّهَا النَّمْلُ ادْخُلُوا مَسٰاکِنَکُمْ لاٰ یَحْطِمَنَّکُمْ سُلَیْمٰانُ وَ جُنُودُهُ وَ هُمْ لاٰ یَشْعُرُونَ

فَتَبَسَّمَ ضٰاحِکاً مِنْ قَوْلِهٰا وَ قٰالَ رَبِّ أَوْزِعْنِی أَنْ أَشْکُرَ نِعْمَتَکَ الَّتِی أَنْعَمْتَ عَلَیَّ وَ عَلیٰ وٰالِدَیَّ وَ أَنْ أَعْمَلَ صٰالِحاً تَرْضٰاهُ ....

نمل (27) 15 -\19

قٰالَ رَبِّ بِمٰا أَنْعَمْتَ عَلَیَّ فَلَنْ أَکُونَ ظَهِیراً لِلْمُجْرِمِینَ . قصص (28) 17

قٰالَ رَبِّ اغْفِرْ لِی وَ هَبْ لِی مُلْکاً لاٰ یَنْبَغِی لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِی إِنَّکَ أَنْتَ الْوَهّٰابُ

هٰذٰا عَطٰاؤُنٰا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِکْ بِغَیْرِ حِسٰابٍ .

ص (38) 35 و 39

689. قدرت انسان بر تصرّف در زمین و تأمین نیازمندیها، نعمتی الهی و شایستۀ شکرگزاری:

وَ لَقَدْ مَکَّنّٰاکُمْ فِی الْأَرْضِ وَ جَعَلْنٰا لَکُمْ فِیهٰا مَعٰایِشَ قَلِیلاً مٰا تَشْکُرُونَ . اعراف (7) 10

690. اندک بودن سپاس مردم، در برابر نعمت قدرت بر تصرّف در زمین و تأمین نیازمندیهای خود:

وَ لَقَدْ مَکَّنّٰاکُمْ فِی الْأَرْضِ وَ جَعَلْنٰا لَکُمْ فِیهٰا مَعٰایِشَ قَلِیلاً مٰا تَشْکُرُونَ . اعراف (7) 10

691. قدرت بدنی، نعمتی الهی:

أَ وَ عَجِبْتُمْ أَنْ جٰاءَکُمْ ذِکْرٌ مِنْ رَبِّکُمْ عَلیٰ رَجُلٍ مِنْکُمْ لِیُنْذِرَکُمْ وَ اذْکُرُوا إِذْ جَعَلَکُمْ خُلَفٰاءَ مِنْ بَعْدِ قَوْمِ نُوحٍ وَ زٰادَکُمْ فِی الْخَلْقِ بَصْطَةً فَاذْکُرُوا آلاٰءَ اللّٰهِ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ . اعراف (7) 69

692. یادآوری قدرت با عنوان نعمتی الهی، و قدردانی از آن، زمینه‌ای برای رستگاری:

أَ وَ عَجِبْتُمْ أَنْ جٰاءَکُمْ ذِکْرٌ مِنْ رَبِّکُمْ عَلیٰ رَجُلٍ مِنْکُمْ لِیُنْذِرَکُمْ وَ اذْکُرُوا إِذْ جَعَلَکُمْ خُلَفٰاءَ مِنْ بَعْدِ قَوْمِ نُوحٍ وَ زٰادَکُمْ فِی الْخَلْقِ بَصْطَةً فَاذْکُرُوا آلاٰءَ اللّٰهِ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ . اعراف (7) 69

693. پیروی از دستورات خداوند و اجتناب از ولایت غیر او، راه سپاسگزاری از نعمت قدرت خدادادی:

اِتَّبِعُوا مٰا أُنْزِلَ إِلَیْکُمْ مِنْ رَبِّکُمْ وَ لاٰ تَتَّبِعُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِیٰاءَ قَلِیلاً مٰا تَذَکَّرُونَ

وَ لَقَدْ مَکَّنّٰاکُمْ فِی الْأَرْضِ وَ جَعَلْنٰا لَکُمْ فِیهٰا مَعٰایِشَ قَلِیلاً مٰا تَشْکُرُونَ . اعراف (7) 3 و 10

نماد قدرت

694. آهن، مظهر و نماد قدرت و اقتدار:

لَقَدْ أَرْسَلْنٰا رُسُلَنٰا بِالْبَیِّنٰاتِ وَ أَنْزَلْنٰا مَعَهُمُ الْکِتٰابَ وَ الْمِیزٰانَ لِیَقُومَ النّٰاسُ بِالْقِسْطِ وَ أَنْزَلْنَا الْحَدِیدَ فِیهِ بَأْسٌ شَدِیدٌ وَ مَنٰافِعُ لِلنّٰاسِ وَ لِیَعْلَمَ اللّٰهُ مَنْ یَنْصُرُهُ وَ رُسُلَهُ بِالْغَیْبِ إِنَّ اللّٰهَ قَوِیٌّ عَزِیزٌ. حدید (57) 25

695. دست، مظهر و نماد قدرت و توانمندی:

قٰاتِلُوا الَّذِینَ لاٰ یُؤْمِنُونَ بِاللّٰهِ وَ لاٰ بِالْیَوْمِ الْآخِرِ وَ لاٰ یُحَرِّمُونَ مٰا حَرَّمَ اللّٰهُ وَ رَسُولُهُ وَ لاٰ یَدِینُونَ دِینَ الْحَقِّ مِنَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتٰابَ حَتّٰی یُعْطُوا الْجِزْیَةَ عَنْ یَدٍ وَ هُمْ صٰاغِرُونَ . (1)توبه (9) 29

لِیَأْکُلُوا مِنْ ثَمَرِهِ وَ مٰا عَمِلَتْهُ أَیْدِیهِمْ أَ فَلاٰ یَشْکُرُونَ . یس (36) 35


1) 1) . بنا بر احتمالی«ید»در آیۀ یاد شده به معنای قدرت است. (مجمع‌البیان، ج 5 -\6 ، ص 34؛ المیزان، ج 9، ص 242 -\243)

قٰالُوا إِنَّکُمْ کُنْتُمْ تَأْتُونَنٰا عَنِ الْیَمِینِ .

صافّات (37) 28

قٰالَ یٰا إِبْلِیسُ مٰا مَنَعَکَ أَنْ تَسْجُدَ لِمٰا خَلَقْتُ بِیَدَیَّ أَسْتَکْبَرْتَ أَمْ کُنْتَ مِنَ الْعٰالِینَ .

ص (38) 75

وَ مٰا قَدَرُوا اللّٰهَ حَقَّ قَدْرِهِ وَ الْأَرْضُ جَمِیعاً قَبْضَتُهُ یَوْمَ الْقِیٰامَةِ وَ السَّمٰاوٰاتُ مَطْوِیّٰاتٌ بِیَمِینِهِ سُبْحٰانَهُ وَ تَعٰالیٰ عَمّٰا یُشْرِکُونَ .

زمر (39) 67

وَعَدَکُمُ اللّٰهُ مَغٰانِمَ کَثِیرَةً تَأْخُذُونَهٰا فَعَجَّلَ لَکُمْ هٰذِهِ وَ کَفَّ أَیْدِیَ النّٰاسِ عَنْکُمْ وَ لِتَکُونَ آیَةً لِلْمُؤْمِنِینَ وَ یَهْدِیَکُمْ صِرٰاطاً مُسْتَقِیماً.

فتح (48) 20

وَ السَّمٰاءَ بَنَیْنٰاهٰا بِأَیْدٍ وَ إِنّٰا لَمُوسِعُونَ .

ذاریات (51) 47

لَأَخَذْنٰا مِنْهُ بِالْیَمِینِ . حاقّه (69) 45

تَبَّتْ یَدٰا أَبِی لَهَبٍ وَ تَبَّ . مسد (111) 1

قدم

==>پا

قدّوس / اسماوصفات

==>تقدیس

قدیر / اسماوصفات

این اسم و صفت الهی، مبالغه از قادر است و مقتدر نیز بر مبالغه در قدرت دلالت دارد (1). قدیر صفت مشبّهه به معنای همیشه توانا و قادر بودن است. این صفت با واژۀ«قدیر»45 بار و با واژۀ«قادر»11 بار و با واژۀ «مقتدر»4 بار در قرآن ذکر شده است: (2)

... وَ اللّٰهُ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ. آل‌عمران (3) 189

نیز ==> بقره (2) 20 و 106 و 109 و 148 و 259 و 284 ؛ آل‌عمران (3) 26 و 29 و 165 و 189 ؛ نساء (4) 133 و 149 ؛ مائده (5) 17 و 19 و40 و120 ؛ انعام (6) 17 ؛ انفال (8) 41 ؛ توبه (9) 39 ؛ هود (11) 4 ؛ نحل (16) 70 و 77 ؛ حج (22) 6 و 39 ؛ نور (24) 45 ؛ فرقان (25) 54 ؛ عنکبوت (29) 20 ؛ روم (30) 50 و 54 ؛ احزاب (33) 27 ؛ فاطر (35) 1 و 44 ؛ فصلت (41) 39 ؛ شوری (42) 9 و 29 و50 ؛ احقاف (46) 33 ؛ فتح (48) 21 ؛ حدید (57) 2 ؛ حشر (59) 6 ؛ ممتحنه (60) 7 ؛ تغابن (64) 1 ؛ طلاق (65) 12 ؛ تحریم (66) 8 ؛ ملک (67) 1

قادر: انعام (6) 37 و 65 ؛ اسراء (17) 99 ؛ مؤمنون (23) 18 و 95 ؛ یس (36) 81؛ احقاف (46) 33؛ معارج (70) 40؛ مزّمّل (73) 23؛ قیامت (75) 40؛ طارق (86) 8

مقتدر: کهف (18) 45 ؛ زخرف (43) 42 ؛ قمر (54) 42 و 55

قذف

اشاره

قذف در اصل به معنای پرتاب کردن است، [مانند] پرتاب تیر، سنگریزه، سپس به صورت استعاره در معانی دیگر مانند سبّ، نسبت کذب و زنا به‌کار


1) 1) . شرح اسماء اللّه الحسنیٰ، رازی، ص 321 -\322

2) 2) . اسما و صفات الهی، فقط در قرآن، ج 2، ص 1079 -\1091

رفته است. (1)قذف در اصطلاح فقهی نسبت دادن زنا و لواط با الفاظ صریح به دیگری است. (2)در این‌جا معنای اصطلاحی آن مورد نظر است و از واژه‌های «رمی»،«افک»،«بهتان»و نیز سیاق برخی آیات استفاده شده است.

اهمّ عناوین: اشاعۀ قذف و حکم قذف.

آثار قذف

1. آبروریزی

1. قذف، سبب آبروریزی زنان پاکدامن:

وَ الَّذِینَ یَرْمُونَ الْمُحْصَنٰاتِ ثُمَّ لَمْ یَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَدٰاءَ فَاجْلِدُوهُمْ ثَمٰانِینَ جَلْدَةً وَ لاٰ تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهٰادَةً أَبَداً وَ أُولٰئِکَ هُمُ الْفٰاسِقُونَ

إِلاَّ الَّذِینَ تٰابُوا مِنْ بَعْدِ ذٰلِکَ وَ أَصْلَحُوا فَإِنَّ اللّٰهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ . (3)نور (24) 4 و 5

2. از زمرۀ دروغگویان

2. نسبت زنا به افراد پاکدامن، بدون ارائۀ چهار گواه، سبب قرار گرفتن در زمرۀ دروغگویان:

إِنَّ الَّذِینَ جٰاؤُ بِالْإِفْکِ عُصْبَةٌ مِنْکُمْ لاٰ تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَکُمْ بَلْ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ لِکُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ مَا اکْتَسَبَ مِنَ الْإِثْمِ وَ الَّذِی تَوَلّٰی کِبْرَهُ مِنْهُمْ لَهُ عَذٰابٌ عَظِیمٌ

لَوْ لاٰ جٰاؤُ عَلَیْهِ بِأَرْبَعَةِ شُهَدٰاءَ فَإِذْ لَمْ یَأْتُوا بِالشُّهَدٰاءِ فَأُولٰئِکَ عِنْدَ اللّٰهِ هُمُ الْکٰاذِبُونَ . نور (24) 11 و 13

3. از زمرۀ فاسقان

3. اتهام زنا به زنان پاکدامن، بدون ارائۀ چهار شاهد، موجب قرار گرفتن در زمرۀ فاسقان:

وَ الَّذِینَ یَرْمُونَ الْمُحْصَنٰاتِ ثُمَّ لَمْ یَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَدٰاءَ فَاجْلِدُوهُمْ ثَمٰانِینَ جَلْدَةً وَ لاٰ تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهٰادَةً أَبَداً وَ أُولٰئِکَ هُمُ الْفٰاسِقُونَ . نور (24) 4

4. حد شرعی

4. جواز حد شرعی برای قاذف، از آثار نسبت زنا به زنان پاکدامن:

وَ الَّذِینَ یَرْمُونَ الْمُحْصَنٰاتِ ثُمَّ لَمْ یَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَدٰاءَ فَاجْلِدُوهُمْ ثَمٰانِینَ جَلْدَةً وَ لاٰ تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهٰادَةً أَبَداً وَ أُولٰئِکَ هُمُ الْفٰاسِقُونَ . نور (24) 4

5. رد شبهات قاذف

5. نسبت زنا (قذف) به زنان پاکدامن، موجب قبول نشدن شهادت او، در صورت عدم توبه:

وَ الَّذِینَ یَرْمُونَ الْمُحْصَنٰاتِ ثُمَّ لَمْ یَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَدٰاءَ فَاجْلِدُوهُمْ ثَمٰانِینَ جَلْدَةً وَ لاٰ تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهٰادَةً أَبَداً وَ أُولٰئِکَ هُمُ الْفٰاسِقُونَ

إِلاَّ الَّذِینَ تٰابُوا مِنْ بَعْدِ ذٰلِکَ وَ أَصْلَحُوا فَإِنَّ اللّٰهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ . نور (24) 4 و 5

6. سرزنش

6. ملامت شدن مردان قذف کننده به همسر خویش، جهت تصاحب مهریۀ او، از سوی خداوند:

وَ إِنْ أَرَدْتُمُ اسْتِبْدٰالَ زَوْجٍ مَکٰانَ زَوْجٍ وَ آتَیْتُمْ إِحْدٰاهُنَّ قِنْطٰاراً فَلاٰ تَأْخُذُوا مِنْهُ شَیْئاً أَ تَأْخُذُونَهُ بُهْتٰاناً وَ إِثْماً مُبِیناً. (4)نساء (4) 20


1) 1) . لسان‌العرب، ج 11، ص 74 -\75،«قذف»؛ النّهایه،ابن‌اثیر، ج 4، ص 29،«قذف»

2) 2) . الرّوضة البهیّه، کتاب الحدود، الفصل الثالث ف القذف؛تحریرالوسیله، ج 2، ص 425

3) 3) . دستور حدّ برای تهمت‌زننده به زن پاکدامن، از نکتۀ یاد شده حکایت دارد

4) 4) . برخی گفته‌اند: مردان عصر جاهلیّت هر گاه می‌خواستند زن جدیدی بگیرند همسر خود را به فحشا متّهم می‌کردند تا وی را به بخشش اموال داده شده به او مجبور کنند. (روح‌المعانی، ج 3، جزء 4، ص 380)

7. لعن

7. نسبت زنا به زنان پاکدامن مؤمن، موجب لعن خدا در دنیا و آخرت:

إِنَّ الَّذِینَ یَرْمُونَ الْمُحْصَنٰاتِ الْغٰافِلاٰتِ الْمُؤْمِنٰاتِ لُعِنُوا فِی الدُّنْیٰا وَ الْآخِرَةِ ....

نور (24) 23

نیز ==> همین مدخل ، کیفر قذف

اثبات قذف

8. ارائۀ چهار شاهد از سوی قذف‌کننده، شرط اثبات قذف:

وَ الَّذِینَ یَرْمُونَ الْمُحْصَنٰاتِ ثُمَّ لَمْ یَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَدٰاءَ فَاجْلِدُوهُمْ ثَمٰانِینَ جَلْدَةً وَ لاٰ تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهٰادَةً أَبَداً .... نور (24) 4

إِنَّ الَّذِینَ جٰاؤُ بِالْإِفْکِ عُصْبَةٌ مِنْکُمْ ... لَوْ لاٰ جٰاؤُ عَلَیْهِ بِأَرْبَعَةِ شُهَدٰاءَ فَإِذْ لَمْ یَأْتُوا بِالشُّهَدٰاءِ فَأُولٰئِکَ عِنْدَ اللّٰهِ هُمُ الْکٰاذِبُونَ .

نور (24) 11 و 13

9. قابل اثبات بودن قذف، از طریق لعان:

وَ الَّذِینَ یَرْمُونَ أَزْوٰاجَهُمْ وَ لَمْ یَکُنْ لَهُمْ شُهَدٰاءُ إِلاّٰ أَنْفُسُهُمْ فَشَهٰادَةُ أَحَدِهِمْ أَرْبَعُ شَهٰادٰاتٍ بِاللّٰهِ إِنَّهُ لَمِنَ الصّٰادِقِینَ . (1)نور (24) 6

نیز ==> همین مدخل، دفاع در برابر قذف

اشاعۀ قذف

10. احساس خطر و نگرانی شدید مسلمانان، در پی شایعۀ قذف (افک) در جامعه:

إِنَّ الَّذِینَ جٰاؤُ بِالْإِفْکِ عُصْبَةٌ مِنْکُمْ لاٰ تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَکُمْ بَلْ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ لِکُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ مَا اکْتَسَبَ مِنَ الْإِثْمِ وَ الَّذِی تَوَلّٰی کِبْرَهُ مِنْهُمْ لَهُ عَذٰابٌ عَظِیمٌ . نور (24) 11

11. حرمت نقل و اشاعۀ قذف به افراد پاکدامن:

إِنَّ الَّذِینَ جٰاؤُ بِالْإِفْکِ عُصْبَةٌ مِنْکُمْ ... إِذْ تَلَقَّوْنَهُ بِأَلْسِنَتِکُمْ وَ تَقُولُونَ بِأَفْوٰاهِکُمْ مٰا لَیْسَ لَکُمْ بِهِ عِلْمٌ وَ تَحْسَبُونَهُ هَیِّناً وَ هُوَ عِنْدَ اللّٰهِ عَظِیمٌ . نور (24) 11 و 15

12. نقل و اشاعۀ قذف به افراد پاکدامن، گناهی بزرگ:

إِنَّ الَّذِینَ جٰاؤُ بِالْإِفْکِ عُصْبَةٌ مِنْکُمْ ... إِذْ تَلَقَّوْنَهُ بِأَلْسِنَتِکُمْ وَ تَقُولُونَ بِأَفْوٰاهِکُمْ مٰا لَیْسَ لَکُمْ بِهِ عِلْمٌ وَ تَحْسَبُونَهُ هَیِّناً وَ هُوَ عِنْدَ اللّٰهِ عَظِیمٌ وَ لَوْ لاٰ إِذْ سَمِعْتُمُوهُ قُلْتُمْ مٰا یَکُونُ لَنٰا أَنْ نَتَکَلَّمَ بِهٰذٰا سُبْحٰانَکَ هٰذٰا بُهْتٰانٌ عَظِیمٌ .

نور (24) 11 و 15 و 16

13. اشاعۀ قذف، درپی‌دارندۀ عذاب سخت و بزرگ:

إِنَّ الَّذِینَ جٰاؤُ بِالْإِفْکِ عُصْبَةٌ مِنْکُمْ ... لَوْ لاٰ إِذْ سَمِعْتُمُوهُ ظَنَّ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِنٰاتُ بِأَنْفُسِهِمْ خَیْراً وَ قٰالُوا هٰذٰا إِفْکٌ مُبِینٌ لَوْ لاٰ جٰاؤُ عَلَیْهِ بِأَرْبَعَةِ شُهَدٰاءَ فَإِذْ لَمْ یَأْتُوا بِالشُّهَدٰاءِ فَأُولٰئِکَ عِنْدَ اللّٰهِ هُمُ الْکٰاذِبُونَ وَ لَوْ لاٰ فَضْلُ اللّٰهِ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَتُهُ فِی الدُّنْیٰا وَ الْآخِرَةِ لَمَسَّکُمْ فِیمٰا أَفَضْتُمْ فِیهِ عَذٰابٌ عَظِیمٌ إِذْ تَلَقَّوْنَهُ


1) 1) .«لعان»آن است که مرد [شوهر] چهار بار پشت سر هم می‌گوید: خدا را شاهد می‌گیرم آنچه دربارۀ این زن از ارتکاب فجور او گفتم، راست می‌گویم و در مرتبۀ پنجم می‌گوید: لعنت خدا بر من اگر در نسبت دادن او به زنا دروغگو باشم. (مجمع‌البیان، ج 7 -\8 ، ص 202 -\203؛ الکشاف، ج 3، ص 215)

بِأَلْسِنَتِکُمْ وَ تَقُولُونَ بِأَفْوٰاهِکُمْ مٰا لَیْسَ لَکُمْ بِهِ عِلْمٌ وَ تَحْسَبُونَهُ هَیِّناً وَ هُوَ عِنْدَ اللّٰهِ عَظِیمٌ .

نور (24) 11 - 15

14. ناچیز و سبک پنداشتن قذف، عامل اشاعه و نقل آن:

إِنَّ الَّذِینَ جٰاؤُ بِالْإِفْکِ عُصْبَةٌ مِنْکُمْ ... لَوْ لاٰ إِذْ سَمِعْتُمُوهُ ظَنَّ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِنٰاتُ بِأَنْفُسِهِمْ خَیْراً وَ قٰالُوا هٰذٰا إِفْکٌ مُبِینٌ لَوْ لاٰ جٰاؤُ عَلَیْهِ بِأَرْبَعَةِ شُهَدٰاءَ فَإِذْ لَمْ یَأْتُوا بِالشُّهَدٰاءِ فَأُولٰئِکَ عِنْدَ اللّٰهِ هُمُ الْکٰاذِبُونَ وَ لَوْ لاٰ فَضْلُ اللّٰهِ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَتُهُ فِی الدُّنْیٰا وَ الْآخِرَةِ لَمَسَّکُمْ فِیمٰا أَفَضْتُمْ فِیهِ عَذٰابٌ عَظِیمٌ إِذْ تَلَقَّوْنَهُ بِأَلْسِنَتِکُمْ وَ تَقُولُونَ بِأَفْوٰاهِکُمْ مٰا لَیْسَ لَکُمْ بِهِ عِلْمٌ وَ تَحْسَبُونَهُ هَیِّناً وَ هُوَ عِنْدَ اللّٰهِ عَظِیمٌ .

نور (24) 11 -\15

15. ایمان، بازدارندۀ انسان از قذف به افراد پاکدامن و اشاعۀ آن:

إِنَّ الَّذِینَ جٰاؤُ بِالْإِفْکِ عُصْبَةٌ مِنْکُمْ لاٰ تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَکُمْ بَلْ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ لِکُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ مَا اکْتَسَبَ مِنَ الْإِثْمِ وَ الَّذِی تَوَلّٰی کِبْرَهُ مِنْهُمْ لَهُ عَذٰابٌ عَظِیمٌ

لَوْ لاٰ إِذْ سَمِعْتُمُوهُ ظَنَّ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِنٰاتُ بِأَنْفُسِهِمْ خَیْراً وَ قٰالُوا هٰذٰا إِفْکٌ مُبِینٌ

یَعِظُکُمُ اللّٰهُ أَنْ تَعُودُوا لِمِثْلِهِ أَبَداً إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ .

نور (24) 11 و 12 و 17

16. اشاعۀ قذف، مصداقی از اشاعۀ فحشا:

إِنَّ الَّذِینَ جٰاؤُ بِالْإِفْکِ عُصْبَةٌ مِنْکُمْ ... إِذْ تَلَقَّوْنَهُ بِأَلْسِنَتِکُمْ وَ تَقُولُونَ بِأَفْوٰاهِکُمْ مٰا لَیْسَ لَکُمْ بِهِ عِلْمٌ وَ تَحْسَبُونَهُ هَیِّناً وَ هُوَ عِنْدَ اللّٰهِ عَظِیمٌ إِنَّ الَّذِینَ یُحِبُّونَ أَنْ تَشِیعَ الْفٰاحِشَةُ فِی الَّذِینَ آمَنُوا .... نور (24) 11 و 15 و 19

17. شایعۀ قذف (افک) به همسر پیامبر، مایۀ خیر و صلاح مسلمانان، به جهت افشا شدن انگیزه و نیت بدخواهان:

إِنَّ الَّذِینَ جٰاؤُ بِالْإِفْکِ عُصْبَةٌ مِنْکُمْ لاٰ تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَکُمْ بَلْ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ لِکُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ مَا اکْتَسَبَ مِنَ الْإِثْمِ وَ الَّذِی تَوَلّٰی کِبْرَهُ مِنْهُمْ لَهُ عَذٰابٌ عَظِیمٌ . (1)نور (24) 11

18. یک نفر، طرّاح و گردانندۀ اصلی ماجرای قذف (افک) به همسر پیامبر و اشاعۀ آن:

إِنَّ الَّذِینَ جٰاؤُ بِالْإِفْکِ عُصْبَةٌ مِنْکُمْ لاٰ تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَکُمْ بَلْ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ لِکُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ مَا اکْتَسَبَ مِنَ الْإِثْمِ وَ الَّذِی تَوَلّٰی کِبْرَهُ مِنْهُمْ لَهُ عَذٰابٌ عَظِیمٌ . (2)نور (24) 11

توبه از قذف

19. قابل عفو و بخشش بودن گناه قذف، با توبه و اصلاح:

وَ الَّذِینَ یَرْمُونَ الْمُحْصَنٰاتِ ثُمَّ لَمْ یَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَدٰاءَ ... وَ لاٰ تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهٰادَةً أَبَداً وَ أُولٰئِکَ هُمُ الْفٰاسِقُونَ إِلاَّ الَّذِینَ تٰابُوا مِنْ بَعْدِ ذٰلِکَ وَ أَصْلَحُوا فَإِنَّ اللّٰهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ . نور (24) 4 و 5


1) 1) . آیۀ شریفه درباره قذف و نسبت زنا، به یکی از همسران پیامبر صلی الله علیه و آله از سوی منافقان است. (تفسیر مقاتل، ج 3، ص 188)

2) 2) . طبق نظر بیشتر مفسّران، طرّاح و گردانندۀ اصلی ماجرای افک [قذف] فردی به نام عبداللّه بن ابی‌سلول بود. (مجمع‌البیان، ج 7 -\8 ، ص 205 -\206؛ الکشاف، ج 3، ص 217)

20. پذیرش توبه از قذف، جلوۀ توبه‌پذیری خداوند:

وَ الَّذِینَ یَرْمُونَ أَزْوٰاجَهُمْ وَ لَمْ یَکُنْ لَهُمْ شُهَدٰاءُ إِلاّٰ أَنْفُسُهُمْ فَشَهٰادَةُ أَحَدِهِمْ أَرْبَعُ شَهٰادٰاتٍ بِاللّٰهِ إِنَّهُ لَمِنَ الصّٰادِقِینَ

وَ لَوْ لاٰ فَضْلُ اللّٰهِ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَتُهُ وَ أَنَّ اللّٰهَ تَوّٰابٌ حَکِیمٌ . نور (24) 6 و 10

21. جواز پذیرش شهادت قذف‌کننده، در صورت توبه و اصلاح:

وَ الَّذِینَ یَرْمُونَ الْمُحْصَنٰاتِ ثُمَّ لَمْ یَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَدٰاءَ ... وَ لاٰ تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهٰادَةً أَبَداً ... إِلاَّ الَّذِینَ تٰابُوا مِنْ بَعْدِ ذٰلِکَ وَ أَصْلَحُوا ....

نور (24) 4 و 5

22. پذیرش توبۀ قذف‌کننده، برخاسته از مغفرت و رحمت خداوند:

وَ الَّذِینَ یَرْمُونَ الْمُحْصَنٰاتِ ثُمَّ لَمْ یَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَدٰاءَ ... وَ لاٰ تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهٰادَةً أَبَداً وَ أُولٰئِکَ هُمُ الْفٰاسِقُونَ إِلاَّ الَّذِینَ تٰابُوا مِنْ بَعْدِ ذٰلِکَ وَ أَصْلَحُوا فَإِنَّ اللّٰهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ . نور (24) 4 و 5

23. توبه از قذف، از بین برندۀ آثار سوء فسق:

وَ الَّذِینَ یَرْمُونَ الْمُحْصَنٰاتِ ثُمَّ لَمْ یَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَدٰاءَ ... وَ لاٰ تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهٰادَةً أَبَداً وَ أُولٰئِکَ هُمُ الْفٰاسِقُونَ إِلاَّ الَّذِینَ تٰابُوا مِنْ بَعْدِ ذٰلِکَ وَ أَصْلَحُوا فَإِنَّ اللّٰهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ . نور (24) 4 و 5

حدّ قذف

==> همین مدخل، حکم قذف

حکم قذف

24. حرمت قذف و نسبت دادن زنا به افراد پاکدامن:

وَ إِنْ أَرَدْتُمُ اسْتِبْدٰالَ زَوْجٍ مَکٰانَ زَوْجٍ وَ آتَیْتُمْ إِحْدٰاهُنَّ قِنْطٰاراً فَلاٰ تَأْخُذُوا مِنْهُ شَیْئاً أَ تَأْخُذُونَهُ بُهْتٰاناً وَ إِثْماً مُبِیناً. (1)نساء (4) 20

وَ الَّذِینَ یَرْمُونَ الْمُحْصَنٰاتِ ثُمَّ لَمْ یَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَدٰاءَ فَاجْلِدُوهُمْ ثَمٰانِینَ جَلْدَةً وَ لاٰ تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهٰادَةً أَبَداً وَ أُولٰئِکَ هُمُ الْفٰاسِقُونَ

إِلاَّ الَّذِینَ تٰابُوا مِنْ بَعْدِ ذٰلِکَ وَ أَصْلَحُوا فَإِنَّ اللّٰهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ . نور (24) 4 و 5

إِنَّ الَّذِینَ جٰاؤُ بِالْإِفْکِ عُصْبَةٌ مِنْکُمْ لاٰ تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَکُمْ بَلْ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ لِکُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ مَا اکْتَسَبَ مِنَ الْإِثْمِ وَ الَّذِی تَوَلّٰی کِبْرَهُ مِنْهُمْ لَهُ عَذٰابٌ عَظِیمٌ

لَوْ لاٰ إِذْ سَمِعْتُمُوهُ ظَنَّ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِنٰاتُ بِأَنْفُسِهِمْ خَیْراً وَ قٰالُوا هٰذٰا إِفْکٌ مُبِینٌ

لَوْ لاٰ جٰاؤُ عَلَیْهِ بِأَرْبَعَةِ شُهَدٰاءَ فَإِذْ لَمْ یَأْتُوا بِالشُّهَدٰاءِ فَأُولٰئِکَ عِنْدَ اللّٰهِ هُمُ الْکٰاذِبُونَ . نور (24) 11 -\13

إِنَّ الَّذِینَ یَرْمُونَ الْمُحْصَنٰاتِ الْغٰافِلاٰتِ الْمُؤْمِنٰاتِ لُعِنُوا فِی الدُّنْیٰا وَ الْآخِرَةِ وَ لَهُمْ عَذٰابٌ عَظِیمٌ . نور (24) 23

وَ الَّذِینَ یُؤْذُونَ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِنٰاتِ بِغَیْرِ مَا اکْتَسَبُوا فَقَدِ احْتَمَلُوا بُهْتٰاناً وَ إِثْماً مُبِیناً. (2)

احزاب (33) 58

25. اتّهام بی‌دلیل زنا (قذف) به افراد پاکدامن، موجب قبول نشدن گواهی، در صورت عدم توبه:

وَ الَّذِینَ یَرْمُونَ الْمُحْصَنٰاتِ ثُمَّ لَمْ یَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ


1) 1) . برخی گفته‌اند: مردان عصر جاهلیّت هر گاه می‌خواستند زن جدیدی بگیرند همسر خود را به فحشا متّهم می‌کردند تا وی را به بخشش اموال داده شده به او مجبور کنند. (روح‌المعانی، ج 3، جزء 4، ص 380)

2) 2) . برخی گفته‌اند: سبب نزول آیه، کسانی‌اند که در قصّۀ‌افک به عایشه تهمت زدند. (التبیان، ج 8 ، ص 360؛ الکشاف، ج 3، ص 559)

شُهَدٰاءَ فَاجْلِدُوهُمْ ثَمٰانِینَ جَلْدَةً وَ لاٰ تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهٰادَةً أَبَداً وَ أُولٰئِکَ هُمُ الْفٰاسِقُونَ

إِلاَّ الَّذِینَ تٰابُوا مِنْ بَعْدِ ذٰلِکَ وَ أَصْلَحُوا فَإِنَّ اللّٰهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ . نور (24) 4 و 5

26. نسبت دادن زنا به افراد پاکدامن، بدون ارائۀ چهار گواه، موجب فسق و خروج از عدالت:

وَ الَّذِینَ یَرْمُونَ الْمُحْصَنٰاتِ ثُمَّ لَمْ یَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَدٰاءَ ... وَ لاٰ تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهٰادَةً أَبَداً وَ أُولٰئِکَ هُمُ الْفٰاسِقُونَ . نور (24) 4

27. قذف به همسر از سوی برخی شوهران، در صورت اجرا نکردن لعان، موجب حدّ:

وَ الَّذِینَ یَرْمُونَ الْمُحْصَنٰاتِ ثُمَّ لَمْ یَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَدٰاءَ فَاجْلِدُوهُمْ ثَمٰانِینَ جَلْدَةً وَ لاٰ تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهٰادَةً أَبَداً وَ أُولٰئِکَ هُمُ الْفٰاسِقُونَ

إِلاَّ الَّذِینَ تٰابُوا مِنْ بَعْدِ ذٰلِکَ وَ أَصْلَحُوا فَإِنَّ اللّٰهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ . (1)نور (24) 4 و 5

28. هشتاد ضربۀ تازیانه، حدّ قذف‌کنندۀ زنان پاکدامن:

وَ الَّذِینَ یَرْمُونَ الْمُحْصَنٰاتِ ثُمَّ لَمْ یَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَدٰاءَ فَاجْلِدُوهُمْ ثَمٰانِینَ جَلْدَةً وَ لاٰ تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهٰادَةً أَبَداً وَ أُولٰئِکَ هُمُ الْفٰاسِقُونَ

وَ الَّذِینَ یَرْمُونَ أَزْوٰاجَهُمْ وَ لَمْ یَکُنْ لَهُمْ شُهَدٰاءُ إِلاّٰ أَنْفُسُهُمْ فَشَهٰادَةُ أَحَدِهِمْ أَرْبَعُ شَهٰادٰاتٍ بِاللّٰهِ إِنَّهُ لَمِنَ الصّٰادِقِینَ

وَ الْخٰامِسَةُ أَنَّ لَعْنَتَ اللّٰهِ عَلَیْهِ إِنْ کٰانَ مِنَ الْکٰاذِبِینَ . (2)نور (24) 4 و 6 و 7

29. تحریم قذفهای بی‌دلیل و وضع کیفرهای سنگین برای آن، جلوه‌ای از فضل خداوند بر جامعۀ ایمانی:

وَ الَّذِینَ یَرْمُونَ الْمُحْصَنٰاتِ ثُمَّ لَمْ یَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَدٰاءَ فَاجْلِدُوهُمْ ثَمٰانِینَ جَلْدَةً وَ لاٰ تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهٰادَةً أَبَداً وَ أُولٰئِکَ هُمُ الْفٰاسِقُونَ

وَ الَّذِینَ یَرْمُونَ أَزْوٰاجَهُمْ وَ لَمْ یَکُنْ لَهُمْ شُهَدٰاءُ إِلاّٰ أَنْفُسُهُمْ فَشَهٰادَةُ أَحَدِهِمْ أَرْبَعُ شَهٰادٰاتٍ بِاللّٰهِ إِنَّهُ لَمِنَ الصّٰادِقِینَ

وَ الْخٰامِسَةُ أَنَّ لَعْنَتَ اللّٰهِ عَلَیْهِ إِنْ کٰانَ مِنَ الْکٰاذِبِینَ

وَ یَدْرَؤُا عَنْهَا الْعَذٰابَ أَنْ تَشْهَدَ أَرْبَعَ شَهٰادٰاتٍ بِاللّٰهِ إِنَّهُ لَمِنَ الْکٰاذِبِینَ

وَ الْخٰامِسَةَ أَنَّ غَضَبَ اللّٰهِ عَلَیْهٰا إِنْ کٰانَ مِنَ الصّٰادِقِینَ

وَ لَوْ لاٰ فَضْلُ اللّٰهِ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَتُهُ وَ أَنَّ اللّٰهَ تَوّٰابٌ حَکِیمٌ .

نور (24) 4 و 6 -\10

30. تحریم قذفهای بی‌دلیل و وضع کیفرهای سنگین برای آن، جلوه‌ای از رحمت الهی به مؤمنان:

وَ الَّذِینَ یَرْمُونَ الْمُحْصَنٰاتِ ثُمَّ لَمْ یَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَدٰاءَ فَاجْلِدُوهُمْ ثَمٰانِینَ جَلْدَةً وَ لاٰ تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهٰادَةً أَبَداً وَ أُولٰئِکَ هُمُ الْفٰاسِقُونَ

وَ الَّذِینَ یَرْمُونَ أَزْوٰاجَهُمْ وَ لَمْ یَکُنْ لَهُمْ شُهَدٰاءُ إِلاّٰ أَنْفُسُهُمْ فَشَهٰادَةُ أَحَدِهِمْ أَرْبَعُ شَهٰادٰاتٍ بِاللّٰهِ إِنَّهُ لَمِنَ الصّٰادِقِینَ

وَ الْخٰامِسَةُ أَنَّ لَعْنَتَ اللّٰهِ عَلَیْهِ إِنْ کٰانَ مِنَ الْکٰاذِبِینَ

وَ یَدْرَؤُا عَنْهَا الْعَذٰابَ أَنْ تَشْهَدَ أَرْبَعَ شَهٰادٰاتٍ بِاللّٰهِ إِنَّهُ لَمِنَ الْکٰاذِبِینَ

وَ الْخٰامِسَةَ أَنَّ غَضَبَ اللّٰهِ عَلَیْهٰا إِنْ کٰانَ مِنَ الصّٰادِقِینَ

وَ لَوْ لاٰ فَضْلُ اللّٰهِ عَلَیْکُمْ


1) 1) . بر اساس عموم آیات 4 و 5 است که اگر شوهران نیز همسران خویش را قذف کنند و حاضر به اجرای لعان نباشند حدّ قذف بر آنان جاری می‌شود

2) 2) .«والّذین یرمون المحصنات...فاجلدوهم...»قرینه است بر اینکه اگر مردان مدّعی زنای همسران‌شان شاهد نیاورند و پنج بار سوگند یاد نکنند محکوم به حدّ قذف خواهند شد

وَ رَحْمَتُهُ وَ أَنَّ اللّٰهَ تَوّٰابٌ حَکِیمٌ .

نور (24) 4 و 6 -\10

31. جعل احکام قذف از سوی خداوند، برخاسته از حکمت او:

وَ الَّذِینَ یَرْمُونَ الْمُحْصَنٰاتِ ثُمَّ لَمْ یَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَدٰاءَ فَاجْلِدُوهُمْ ثَمٰانِینَ جَلْدَةً وَ لاٰ تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهٰادَةً أَبَداً وَ أُولٰئِکَ هُمُ الْفٰاسِقُونَ

إِلاَّ الَّذِینَ تٰابُوا مِنْ بَعْدِ ذٰلِکَ وَ أَصْلَحُوا فَإِنَّ اللّٰهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ

وَ الَّذِینَ یَرْمُونَ أَزْوٰاجَهُمْ وَ لَمْ یَکُنْ لَهُمْ شُهَدٰاءُ إِلاّٰ أَنْفُسُهُمْ فَشَهٰادَةُ أَحَدِهِمْ أَرْبَعُ شَهٰادٰاتٍ بِاللّٰهِ إِنَّهُ لَمِنَ الصّٰادِقِینَ

وَ الْخٰامِسَةُ أَنَّ لَعْنَتَ اللّٰهِ عَلَیْهِ إِنْ کٰانَ مِنَ الْکٰاذِبِینَ

وَ یَدْرَؤُا عَنْهَا الْعَذٰابَ أَنْ تَشْهَدَ أَرْبَعَ شَهٰادٰاتٍ بِاللّٰهِ إِنَّهُ لَمِنَ الْکٰاذِبِینَ

وَ الْخٰامِسَةَ أَنَّ غَضَبَ اللّٰهِ عَلَیْهٰا إِنْ کٰانَ مِنَ الصّٰادِقِینَ

وَ لَوْ لاٰ فَضْلُ اللّٰهِ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَتُهُ وَ أَنَّ اللّٰهَ تَوّٰابٌ حَکِیمٌ . نور (24) 4 -\10

32. جعل احکام قذف از جانب خداوند، سبب حفظ آبروی افراد در جامعه:

وَ الَّذِینَ یَرْمُونَ أَزْوٰاجَهُمْ وَ لَمْ یَکُنْ لَهُمْ شُهَدٰاءُ إِلاّٰ أَنْفُسُهُمْ فَشَهٰادَةُ أَحَدِهِمْ أَرْبَعُ شَهٰادٰاتٍ بِاللّٰهِ إِنَّهُ لَمِنَ الصّٰادِقِینَ

وَ الْخٰامِسَةُ أَنَّ لَعْنَتَ اللّٰهِ عَلَیْهِ إِنْ کٰانَ مِنَ الْکٰاذِبِینَ

وَ یَدْرَؤُا عَنْهَا الْعَذٰابَ أَنْ تَشْهَدَ أَرْبَعَ شَهٰادٰاتٍ بِاللّٰهِ إِنَّهُ لَمِنَ الْکٰاذِبِینَ

وَ الْخٰامِسَةَ أَنَّ غَضَبَ اللّٰهِ عَلَیْهٰا إِنْ کٰانَ مِنَ الصّٰادِقِینَ

وَ لَوْ لاٰ فَضْلُ اللّٰهِ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَتُهُ وَ أَنَّ اللّٰهَ تَوّٰابٌ حَکِیمٌ .

نور (24) 6 -\10

دفاع در برابر قذف

33. مجاز بودن همسر به دفاع از خود، در برابر قذف شوهر، با پنج بار سوگند یادکردن:

وَ الَّذِینَ یَرْمُونَ أَزْوٰاجَهُمْ وَ لَمْ یَکُنْ لَهُمْ شُهَدٰاءُ إِلاّٰ أَنْفُسُهُمْ فَشَهٰادَةُ أَحَدِهِمْ أَرْبَعُ شَهٰادٰاتٍ بِاللّٰهِ إِنَّهُ لَمِنَ الصّٰادِقِینَ

وَ الْخٰامِسَةُ أَنَّ لَعْنَتَ اللّٰهِ عَلَیْهِ إِنْ کٰانَ مِنَ الْکٰاذِبِینَ

وَ یَدْرَؤُا عَنْهَا الْعَذٰابَ أَنْ تَشْهَدَ أَرْبَعَ شَهٰادٰاتٍ بِاللّٰهِ إِنَّهُ لَمِنَ الْکٰاذِبِینَ

وَ الْخٰامِسَةَ أَنَّ غَضَبَ اللّٰهِ عَلَیْهٰا إِنْ کٰانَ مِنَ الصّٰادِقِینَ . نور (24) 6 -\9

34. لزوم دفاع مؤمنان از افراد متّهم به زنا (قذف‌شدگان) در برابر شایعه‌پراکنان:

إِنَّ الَّذِینَ جٰاؤُ بِالْإِفْکِ عُصْبَةٌ مِنْکُمْ لاٰ تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَکُمْ بَلْ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ لِکُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ مَا اکْتَسَبَ مِنَ الْإِثْمِ وَ الَّذِی تَوَلّٰی کِبْرَهُ مِنْهُمْ لَهُ عَذٰابٌ عَظِیمٌ

لَوْ لاٰ إِذْ سَمِعْتُمُوهُ ظَنَّ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِنٰاتُ بِأَنْفُسِهِمْ خَیْراً وَ قٰالُوا هٰذٰا إِفْکٌ مُبِینٌ . نور (24) 11 و 12

قذف‌کنندگان

1. برخی از شوهران

35. قذف به همسران، از سوی برخی شوهران، در عصر جاهلیّت:

وَ إِنْ أَرَدْتُمُ اسْتِبْدٰالَ زَوْجٍ مَکٰانَ زَوْجٍ وَ آتَیْتُمْ إِحْدٰاهُنَّ قِنْطٰاراً فَلاٰ تَأْخُذُوا مِنْهُ شَیْئاً أَ تَأْخُذُونَهُ بُهْتٰاناً وَ إِثْماً مُبِیناً. نساء (4) 20

2. عبدالله بن ابی‌سلول

36. عبدالله بن ابی‌سلول (سردمدار منافقان)، طراح توطئۀ قذف (افک) بر علیه همسر پیامبر:

إِنَّ الَّذِینَ جٰاؤُ بِالْإِفْکِ عُصْبَةٌ مِنْکُمْ لاٰ تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَکُمْ بَلْ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ لِکُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ مَا اکْتَسَبَ مِنَ الْإِثْمِ وَ الَّذِی تَوَلّٰی کِبْرَهُ مِنْهُمْ لَهُ عَذٰابٌ عَظِیمٌ

إِنَّ الَّذِینَ یَرْمُونَ الْمُحْصَنٰاتِ الْغٰافِلاٰتِ الْمُؤْمِنٰاتِ لُعِنُوا فِی الدُّنْیٰا وَ الْآخِرَةِ وَ لَهُمْ عَذٰابٌ عَظِیمٌ

یَوْمَ تَشْهَدُ عَلَیْهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ وَ أَیْدِیهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ بِمٰا کٰانُوا یَعْمَلُونَ . (1)

نور (24) 11 و 23 و 24

3. قوم مریم

37. قذف و نسبت ناروای زنا به مریم علیها السلام از سوی قومش:

وَ اذْکُرْ فِی الْکِتٰابِ مَرْیَمَ إِذِ انْتَبَذَتْ مِنْ أَهْلِهٰا مَکٰاناً شَرْقِیًّا

فَحَمَلَتْهُ فَانْتَبَذَتْ بِهِ مَکٰاناً قَصِیًّا

فَأَتَتْ بِهِ قَوْمَهٰا تَحْمِلُهُ قٰالُوا یٰا مَرْیَمُ لَقَدْ جِئْتِ شَیْئاً فَرِیًّا

یٰا أُخْتَ هٰارُونَ مٰا کٰانَ أَبُوکِ امْرَأَ سَوْءٍ وَ مٰا کٰانَتْ أُمُّکِ بَغِیًّا.

مریم (19) 16 و 22 و 27 و 28

قذف‌کنندگان در قیامت

38. گواهی زبانها، دستها و پاهای قذف کنندگان، علیه آنان در قیامت:

إِنَّ الَّذِینَ یَرْمُونَ الْمُحْصَنٰاتِ الْغٰافِلاٰتِ الْمُؤْمِنٰاتِ لُعِنُوا فِی الدُّنْیٰا وَ الْآخِرَةِ وَ لَهُمْ عَذٰابٌ عَظِیمٌ

یَوْمَ تَشْهَدُ عَلَیْهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ وَ أَیْدِیهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ بِمٰا کٰانُوا یَعْمَلُونَ . نور (24) 23 و 24

39. آگاهی قذف‌کنندگان در قیامت به حقّانیّت خداوند، پس از گواهی اعضا و جوارح‌شان بر علیه آنان و کیفر شدن براساس حق:

إِنَّ الَّذِینَ یَرْمُونَ الْمُحْصَنٰاتِ الْغٰافِلاٰتِ الْمُؤْمِنٰاتِ لُعِنُوا فِی الدُّنْیٰا وَ الْآخِرَةِ وَ لَهُمْ عَذٰابٌ عَظِیمٌ

یَوْمَ تَشْهَدُ عَلَیْهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ وَ أَیْدِیهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ بِمٰا کٰانُوا یَعْمَلُونَ

یَوْمَئِذٍ یُوَفِّیهِمُ اللّٰهُ دِینَهُمُ الْحَقَّ وَ یَعْلَمُونَ أَنَّ اللّٰهَ هُوَ الْحَقُّ الْمُبِینُ . نور (24) 23 -\25

نیز ==> همین مدخل، کیفر قذف

قذف مریم علیها السلام

40. قذف و نسبت ناروای زنا به مریم علیها السلام از سوی قوم او:

وَ اذْکُرْ فِی الْکِتٰابِ مَرْیَمَ إِذِ انْتَبَذَتْ مِنْ أَهْلِهٰا مَکٰاناً شَرْقِیًّا

فَحَمَلَتْهُ فَانْتَبَذَتْ بِهِ مَکٰاناً قَصِیًّا

فَأَتَتْ بِهِ قَوْمَهٰا تَحْمِلُهُ قٰالُوا یٰا مَرْیَمُ لَقَدْ جِئْتِ شَیْئاً فَرِیًّا

یٰا أُخْتَ هٰارُونَ مٰا کٰانَ أَبُوکِ امْرَأَ سَوْءٍ وَ مٰا کٰانَتْ أُمُّکِ بَغِیًّا.

مریم (19) 16 و 22 و 27 و 28

41. نگرانی مریم علیها السلام پس از حاملگی از قذف و نسبت ناروای زنا به وی، از سوی قومش:

وَ اذْکُرْ فِی الْکِتٰابِ مَرْیَمَ إِذِ انْتَبَذَتْ مِنْ أَهْلِهٰا مَکٰاناً شَرْقِیًّا

قٰالَ إِنَّمٰا أَنَا رَسُولُ رَبِّکِ لِأَهَبَ لَکِ غُلاٰماً زَکِیًّا

قٰالَتْ أَنّٰی یَکُونُ لِی غُلاٰمٌ


1) 1) . امکان دارد که مراد از«الّذین یرمون المحصنات...»خصوص عبدالله بن ابی بن سلول و گروهی از منافقان باشد که با وی در جریان افک و قذف همکاری کردند. (تفسیر التحریروالتنویر، ج 9، جزء 18، ص 193)

وَ لَمْ یَمْسَسْنِی بَشَرٌ وَ لَمْ أَکُ بَغِیًّا

فَحَمَلَتْهُ فَانْتَبَذَتْ بِهِ مَکٰاناً قَصِیًّا

فَأَجٰاءَهَا الْمَخٰاضُ إِلیٰ جِذْعِ النَّخْلَةِ قٰالَتْ یٰا لَیْتَنِی مِتُّ قَبْلَ هٰذٰا وَ کُنْتُ نَسْیاً مَنْسِیًّا. (1)

مریم (19) 16 و 19 و 20 و 22 و 23

قذف همسران در عصر جاهلیّت

42. نسبت فحشا دادن به همسران، از جانب برخی شوهران، در عصر جاهلیّت، با هدف پس گرفتن اموال داده شده به او و ازدواج مجدّد:

وَ إِنْ أَرَدْتُمُ اسْتِبْدٰالَ زَوْجٍ مَکٰانَ زَوْجٍ وَ آتَیْتُمْ إِحْدٰاهُنَّ قِنْطٰاراً فَلاٰ تَأْخُذُوا مِنْهُ شَیْئاً أَ تَأْخُذُونَهُ بُهْتٰاناً وَ إِثْماً مُبِیناً. (2)نساء (4) 20

قذف همسر محمّد

43. نسبت ناروای زنا (قذف) به همسر پیامبر، از ناحیۀ گروهی از مسلمانان:

إِنَّ الَّذِینَ جٰاؤُ بِالْإِفْکِ عُصْبَةٌ مِنْکُمْ لاٰ تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَکُمْ بَلْ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ لِکُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ مَا اکْتَسَبَ مِنَ الْإِثْمِ وَ الَّذِی تَوَلّٰی کِبْرَهُ مِنْهُمْ لَهُ عَذٰابٌ عَظِیمٌ . (3)نور (24) 11

نیز ==> قصّۀ افک

کیفر قذف

44. قذف زنان مؤمن پاکدامن، درپی‌دارندۀ عذابی بزرگ:

إِنَّ الَّذِینَ جٰاؤُ بِالْإِفْکِ عُصْبَةٌ مِنْکُمْ ... لِکُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ مَا اکْتَسَبَ مِنَ الْإِثْمِ وَ الَّذِی تَوَلّٰی کِبْرَهُ مِنْهُمْ لَهُ عَذٰابٌ عَظِیمٌ وَ لَوْ لاٰ فَضْلُ اللّٰهِ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَتُهُ فِی الدُّنْیٰا وَ الْآخِرَةِ لَمَسَّکُمْ فِیمٰا أَفَضْتُمْ فِیهِ عَذٰابٌ عَظِیمٌ . نور (24) 11 و 14

إِنَّ الَّذِینَ یَرْمُونَ الْمُحْصَنٰاتِ الْغٰافِلاٰتِ الْمُؤْمِنٰاتِ لُعِنُوا فِی الدُّنْیٰا وَ الْآخِرَةِ وَ لَهُمْ عَذٰابٌ عَظِیمٌ . نور (24) 23

45. نسبت‌دهندگان زنا به زنان مؤمن پاکدامن، دریافت‌کنندۀ کیفر قذف خود، به طور کامل در قیامت:

إِنَّ الَّذِینَ یَرْمُونَ الْمُحْصَنٰاتِ الْغٰافِلاٰتِ


1) 1) .«و لم‌اک بغیا»نفی بغی [زنا] از خود، پیش از زمان حمل‌است و مریم علیها السلام با این جمله ناخشنودی خود را از اتّهام زنا رسانده است. به عبارت دیگر حضرت نفی می‌کند که تا قبل از این ساعت مرتکب عمل نامشروع شده باشد و راضی نمیشود که بعد از این او را متهم به عمل نامشروع کنند. (تفسیر التحریروالتنویر، ج 8 ، جزء 16، ص 82) مشارٌالیه«هذا»حمل است، آرزوی مرگ از سوی مریم علیها السلام برای این جهت بوده که آبروی او با طعنۀ دیگران از بین نرود و ننگش متوجّه خانواده‌اش نشود. (تفسیر التحریروالتنویر، ج 8 ، جزء 16، ص 85)

2) 2) . برخی مفسّران گفته‌اند: مقصود از آیه این است که در عصر جاهلیّت، هرگاه مردی تصمیم می‌گرفت دوباره ازدواج کند، همسر خود را به فحشا متّهم می‌کرد تا او مجبور شود اموالش را به او ببخشد که وی آن را صرف ازدواج مجدّدش نماید. (روح‌المعانی، ج 3، جزء 4، ص 380)

3) 3) . نقل شده: عایشه در غزوۀ بنی‌المصطلق از هودج خود جهت انجام دادن کاری خارج شد و حاملان هودج به خیال اینکه عایشه در آن هست آن را حرکت دادند. عایشه پس از پایان کار خود برگشت و متوجّه شد که قافله آن‌جا را ترک کرده است. شخصی به نام صفوان بن معطل سلمی که از پشت سرلشکر اسلام می‌آمد با عایشه برخورد کرد. وی را سوار بر شتر خود کرد و ظهر روز بعد به لشکر اسلام ملحق شدند. (التبیان، ج 7، ص 415) این حادثه سبب شد که برخی به عایشه نسبت ناروا دهند. آیات یاد شده جهت تبرئۀ وی از قذف نازل شد

اَلْمُؤْمِنٰاتِ لُعِنُوا فِی الدُّنْیٰا وَ الْآخِرَةِ وَ لَهُمْ عَذٰابٌ عَظِیمٌ

یَوْمَ تَشْهَدُ عَلَیْهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ وَ أَیْدِیهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ بِمٰا کٰانُوا یَعْمَلُونَ

یَوْمَئِذٍ یُوَفِّیهِمُ اللّٰهُ دِینَهُمُ الْحَقَّ وَ یَعْلَمُونَ أَنَّ اللّٰهَ هُوَ الْحَقُّ الْمُبِینُ . نور (24) 23 -\25

46. کیفر قذف‌کنندگان در روز رستاخیز، بر اساس حق و عدل:

إِنَّ الَّذِینَ یَرْمُونَ الْمُحْصَنٰاتِ الْغٰافِلاٰتِ الْمُؤْمِنٰاتِ لُعِنُوا فِی الدُّنْیٰا وَ الْآخِرَةِ وَ لَهُمْ عَذٰابٌ عَظِیمٌ

یَوْمَ تَشْهَدُ عَلَیْهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ وَ أَیْدِیهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ بِمٰا کٰانُوا یَعْمَلُونَ

یَوْمَئِذٍ یُوَفِّیهِمُ اللّٰهُ دِینَهُمُ الْحَقَّ وَ یَعْلَمُونَ أَنَّ اللّٰهَ هُوَ الْحَقُّ الْمُبِینُ . نور (24) 23 -\25

47. کیفر قذف‌کنندگان بر پایۀ شهادت و گواهی اعضا و جوارح خود آنها، علیه آنان:

إِنَّ الَّذِینَ یَرْمُونَ الْمُحْصَنٰاتِ الْغٰافِلاٰتِ الْمُؤْمِنٰاتِ لُعِنُوا فِی الدُّنْیٰا وَ الْآخِرَةِ وَ لَهُمْ عَذٰابٌ عَظِیمٌ

یَوْمَ تَشْهَدُ عَلَیْهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ وَ أَیْدِیهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ بِمٰا کٰانُوا یَعْمَلُونَ

یَوْمَئِذٍ یُوَفِّیهِمُ اللّٰهُ دِینَهُمُ الْحَقَّ وَ یَعْلَمُونَ أَنَّ اللّٰهَ هُوَ الْحَقُّ الْمُبِینُ . (1)نور (24) 23 -\25

گناه قذف

48. قذف، از گناهان روشن:

وَ الَّذِینَ یُؤْذُونَ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِنٰاتِ بِغَیْرِ مَا اکْتَسَبُوا فَقَدِ احْتَمَلُوا بُهْتٰاناً وَ إِثْماً مُبِیناً.

احزاب (33) 58

49. پیامد گناه قذف، گریبانگیر خود قذف‌کننده:

إِنَّ الَّذِینَ جٰاؤُ بِالْإِفْکِ عُصْبَةٌ مِنْکُمْ لاٰ تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَکُمْ بَلْ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ لِکُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ مَا اکْتَسَبَ مِنَ الْإِثْمِ وَ الَّذِی تَوَلّٰی کِبْرَهُ مِنْهُمْ لَهُ عَذٰابٌ عَظِیمٌ . نور (24) 11

نیز ==> همین مدخل، حکم قذف

گواهی در قذف

==> همین مدخل، حکم قذف، قذف‌کنندگان در قیامت


1) 1) . جملۀ«یومئذ یوفّیهم اللّه»استیناف بیانی است و پاسخ به این سؤال است که گواهی زبان، دست و پا بر اعمال انسانها برای چه منظوری است؟ پاسخ آیۀ شریفه این است که این گواهی به منظور اعطای کیفر کامل و عادلانه می‌باشد و این کیفر بر پایۀ همین گواهی استوار است

فهرست منابع

1.

آلاء الرحمن، محمد جواد بلاغی، 1352 ق، بنیاد بعثت، قم، 1420 ق.

2.

احکام القرآن، ابوبکر احمد الرّازی الجصّاص، احکام القرآن، جصّاص، 543 ق، المکتبة التجاریة، مکّة، 1413 ق.

3.

الاختصاص، الشیخ المفید، 413 ق، دارالمفید، بیروت، 1414 ق.

4.

اسد الغابة فی معرفة الصّحابة، عزّالدین بن الاثیرعلی بن محمد الجزری، اسد الغابة، 630 ق، دارالکتب العلمیة، بیروت.

5.

اسماوصفات الهی فقط در قرآن، محمّدباقر محقّق، اسما و صفات الهی، محقّق، انتشارات اسلامی، تهران، 1372 ش.

6.

الأسنی فی شرح اسماء اللّه الحسنی، محمد بن احمد بن ابی بکر القرطبی، الاسنی فی شرح اسماء اللّه الحسنی، قرطبی 671 ق، دارالصحافة للتراث بطنطا، 1416 ق.

7.

الاصابة فی تمییز الصّحابة، احمدبن علی بن حجر العسقلانی، الاصابه، 852 ق، دارالکتب العلمیة، بیروت، 1415 ق.

8.

اعلام القرآن، عبدالحسین شبستری، اعلام القرآن، شبستری، دفتر تبلیغات حوزه علمیه قم، 1421 ق.

9.

الاقبال بالاعمال الحسنة، علی بن موسی بن جعفر بن طاووس، 664 ق، انتشارات دفتر تبلیغات حوزه علمیه قم، 1418ق.

10.

الاقطاب الفقهیة، ابن ابی جمهور، مکتبة المرعشی النجفی، قم، 1410 ق.

11.

الالهیات، جعفر سبحانی، الدار الاسلامیه، بیروت، 1409 ق.

12.

الامالی، محمدبن حسن الطوسی، الامالی، طوسی، 460ق، دارالثقافة، قم

13.

انوار الاصول، ناصر مکارم شیرازی، انتشارات نسل جوان، قم، 1416 ق.

14.

انوارالتنزیل و اسرار التأویل، عبدالله ابی عمر بن محمد الشیرازی البیضاوی، انوار التنزیل، بیضاوی، 791 ق، دار الفکر، بیروت، 1416 ق.

15.

بحارالانوار، محمدباقر مجلسی، 1110 ق، داراحیاء التراث العربی، 1403 ق.

16.

البرهان فی تفسیر القرآن، السّید هاشم الحسینی البحرانی، البرهان، 1107 ق، مؤسّسة البعثة، قم.

17.

البلاغ فی تفسیر القرآن بالقرآن، محمدصادق تهرانی، مؤلف، قم، 1419ق.

18.

البلد الامین، الکفعمی، 905 ق،

19.

بیان المعانی، عبدالقادر ملاحویش، مطبعة الترقی، دمشق، 1382 ق.

20.

تاریخ الطبری، محمد بن جریر طبری، تاریخ طبری، 310 ق، دارالکتب العلمیة، بیروت، 1417 ق.

21.

التبیان فی تفسیر القرآن، محمّدبن الحسن الطوسی، التّبیان، 460 ق، دار احیاء التراث العربی، بیروت.

22.

تحریر الوسیله، امام خمینی، 1368ش، نشر اسلامی، قم، 1363 ش.

23.

التّحقیق فی کلمات القرآن الکریم، الشیخ حسن المصطفوی، التّحقیق، وزارة الثقافة و الارشاد الاسلامی، تهران.

24.

تذکرة الفقهاء، العلامة الحلی، 726 ق، آل البیت(ع)، قم، 1414 ق.

25.

ترتیب کتاب العین، خلیل بن احمد الفراهیدی، ترتیب العین، 175 ق، انتشارات اسوه، 1414 ق.

26.

التفسیر الاصفی، الفیض الکاشانی، 1091 ق، انتشارات جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، 1418ق.

27.

تفسیر التّحریر و التنویر، الطاهر بن عاشور، 1393 ق، مؤسّسة التّونسیّة.

28.

تفسیر شریف لاهیجی، شریف لاهیجی، 1088 ق، انتشارات علمی، 1363 ش.

29.

تفسیر الصّافی، محمد محسن الفیض الکاشانی، 1091 ق، مؤسسة الاعلمی، بیروت.

30.

تفسیر القرآن العظیم، اسماعیل بن کثیر الدّمشقی، تفسیر القرآن‌العظیم، ابن‌کثیر، 774 ق، دارالمعرفة، بیروت، 1409 ق.

31.

تفسیر القرآن العظیم، محمدبن ادریس ابن ابی حاتم، تفسیر القرآن العظیم، ابن ابی حاتم، 327 ق، المکتبة لعصریة، بیروت، 1419 ق.

32.

تفسیر القرآن الکریم، سید عبداللّه شبّر، تفسیر القرآن الکریم، شبّر، 1242 ق، دارالسرور، بیروت، 1411ق.

33.

تفسیر القمیّ، علی بن ابراهیم القمّی، تفسیر قمّی، 307 ق، دارالسرور، بیروت، 1411 ق.

34.

التفسیر، محمدبن مسعود بن عیّاش السّلمی السمرقندی، تفسیر عیّاشی، 320 ق، المکتبة العلمیة الاسلامیّة، تهران.

35.

تفسیر المعین، محمد بن مرتضی کاشانی، کتابخانه مرعشی نجفی، قم، 1410 ق.

36.

تفسیر مقاتل بن سلیمان، مقاتل بن سلیمان، تفسیر مقاتل، 150 ق، مؤسسة التاریخ العربی، بیروت، 1423 ق.

37.

التفسیر المنیر فی العقیدة و الشریعة و المنهج، وهبة الزّحیلی، التفسیر المنیر، دارالفکر المعاصر، دارالفکر، 1411ق.

38.

التنقیح فی شرح العروة الوثقی، دروس الخویی، 1413 ق، انصاریان، قم، 1417 ق.

39.

تهذیب الاحکام، الشیخ الطوسی، 460 ق، دارالکتب الاسلامیه، تهران، 1364 ش.

40.

جامع البیان عن تأویل آی القرآن، ابوجعفر محمدبن جریر الطّبری، جامع البیان، 310 ق، دارالفکر، بیروت، 1415 ق.

41.

الجامع لاحکام القرآن، محمدبن احمد الانصاری القرطبی، 671 ق، دارالکتب العلمیة، بیروت، 1417 ق.

42.

جلاء الاذهان، حسین بن حسن جرجانی، انتشارات دانشگاه تهران، 1377 ش.

43.

الحکمة المتعالیه فی الاسفار العقلیة، صدرالدین محمد الشیرازی، الاسفار، 1050 ق، داراحیاء التراث العربی، بیروت، 1981 م.

44.

دراسات فی ولایة الفقیه، الشیخ المنتظری، المرکز العالمی للدراسات الاسلامیه، قم، 1408ق.

45.

درر الفوائد، عبدالکریم حائری، 1355 ق، نشر اسلامی، قم، 1408 ق.

46.

الدّرّالمنثور فی التفسیر المأثور، جلال الدّین السّیوطی، الدّرالمنثور، 911 ق، دارالفکر، بیروت، 1403 ق.

47.

دعائم الاسلام، القاضی نعمان المغربی، 363 ق، دارالمعارف، قاهره، 1383 ق.

48.

الرسائل، الامام الخمینی، الرسائل، امام خمینی، 1410 ق، مکتبة اسماعیلیان، قم، 1385 ق.

49.

روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم، محمود الالوسی، روح المعانی، 70-\1263 ق، دارالفکر، بیروت، 1414 ق.

50.

روض الجنان و روح الجنان، حسین‌بن علی‌بن محمدبن‌احمد الخزاعی مشهور به ابوالفتوح‌رازی، روض الجنان، 554 ق، بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی، 1367 ش.

51.

الروضة البهیّة فی شرح اللمعة الدمشقیة، زین الدین، الشهید الثانی، الروضة البهیّة، 966 ق، مکتبة الداوری، قم، 1410 ق.

52.

زاد المسیر فی علم التفسیر، عبدالرحمن بن علی بن محمد الجوزی، زاد المسیر، 597 ق، المکتب الاسلامی، بیروت، 1407 ق.

53.

زبدة البیان فی براهین احکام القرآن، احمد الشّهیر بالمحقّق الاردبیلی، زبدة البیان، 993 ق، سپهر، قم، 1378 ش.

54.

السرائر، ابن ادریس الحلّی، 598 ق، مؤسسة النشر الاسلامی، قم، 1410 ق.

55.

السیرة النبویه، عبدالملک بن هشام، السیرة النبویة، ابن‌هشام، 8 -\213 ق، المکتبة العلمیة، بیروت.

56.

شرح الاسماء الحسنی، ملاهادی سبزواری، شرح الاسماء الحسنی، سبزواری، 1300 ق، مکتبة بصیرتی، قم

57.

شفا، ابوعلی ابن سینا، 428 ق، کتابخانه نجفی، قم، 1405 ق.

58.

شفاء الصّدور، ابوالفضل تهرانی، چاپخانه امیرالمؤمنین،1370 ش.

59.

الصحاح، اسماعیل بن حماد جوهری، 393 ق، دارالعلم للملایین، بیروت، 1407 ق.

60.

العناوین الفقهیه، الحسینی المراغی، 1250 ق، نشر اسلامی، قم، 1417ق.

61.

عیون اخبار الرّضا، محمدبن علی الحسین الصدوق، 381 ق، نشر اعلمی، بیروت، 1404 ق.

62.

فتح‌القدیر، محمّد بن علی بن محمّد الشوکانی، 1250 ق، دارالمعرفه، بیروت.

63.

فرائد الاصول، شیخ مرتضی انصاری، فرائدالاصول، شیخ انصاری، 1281 ق، نشر اسلامی، قم، 1417 ق.

64.

فرهنگ اصطلاحات نجومی، ابوالفضل مصفّی، مؤسسه النجفی المرعشی، قم، 1405 ق.

65.

فرهنگ علوم سیاسی، علی آقا بخشی و مینو افشاری راد، اطلاعات علمی ایران، 1376 ش.

66.

فرهنگ لاروس، خلیل مجرّ (ترجمه سیداحمد طبیبیان، انتشارات امیرکبیر، تهران، 1373 ش.

67.

فرهنگ لغات قرآن، محمد قریب، فرهنگ لغات قرآن، قریب، انتشارات بنیاد، 1366 ش.

68.

فرهنگ معارف اسلامی، سیدجعفر سجّادی، انتشارات کومش، 1373ش.

69.

فقه القرآن، سعید الدین هبة اللاه راوندی، 573 ق، مکتبة النجفی المرعشی، قم، 1405 ق.

70.

القاموس الفقهی، سعدی ابوجیب، دارالفکر، دمشق، 1419 ق.

71.

القاموس المحیط، محمدبن یعقوب فیروزآبادی، 817 ق، داراحیاء التراث العربی، بیروت، 1412 ق.

72.

القواعد الفقهیه، سیدمحمدحسن بجنوردی، القواعد الفقهیه، بجنوردی، نشر هادی، قم، 1419 ق.

73.

القواعد الفقهیه، ناصر مکارم شیرازی، قواعد الفقهیه، مکارم، ق، دار احیاء تراث اهل البیت، تهران، 1404 ق.

74.

الکافی، محمدبن یعقوب کلینی، 329 ق، دارالکتب الاسلامیه، 1375 ش.

75.

کتاب التسهیل لعلوم التنزیل، محمدبن احمدبن جزیّ الغرناطی، 741 ق، دارالارقم، بیروت.

76.

کشاف اصطلاحات الفنون و العلوم، رفیق العجم، مکتبة لبنان ناشرون، بیروت، 1996

77.

الکشّاف، محمودبن عمر الزّمخشری، 538 ق، انتشارات البلاغة.

78.

کشف‌الاسرار و عدّةالابرار، رشیدالدین میبدی، کشف‌الاسرار، 520 ق، انتشارات امیرکبیر، 1361 ش.

79.

کشف المراد، علامه حلّی، 726 ق، نشر اسلامی، قم، 1419 ق.

80.

کفایة الاصول، محمدکاظم خراسانی، 1328 ق، آل البیت(ع)، قم، 1409 ق.

81.

کنز الدقائق و بحر الغرائب، محمدبن محمدرضا القمی المشهدی، کنزالدقائق، انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، تهران، 1411 ق.

82.

لباب التأویل فی معانی التنزیل، علی بن محمد ابراهیم بغدادی خازن، لباب التأویل، 741 ق،

83.

لسان العرب، محمد بن مکرّم المشهور بابن منظور، 711 ق، مؤسسة التاریخ العربی، بیروت، 1413 ق.

84.

لغت نامه، علی اکبر دهخدا، 1334 ق، انتشارات دانشگاه تهران، 1372 ش.

85.

مبسوط در ترمینولوژی حقوق، محمدجعفر جعفری لنگرودی، کتابخانه گنج دانش، تهران، 1378 ش.

86.

مجمع البحرین، فخرالدین الطّریحی، 1085 ق، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1408 ق.

87.

مجمع البیان فی تفسیر القرآن، فضل بن الحسن الطبرسی، مجمع البیان، 548 ق، انتشارات ناصر خسرو، تهران، 1376 ش.

88.

المحبّر، ابو جعفر محد بن حبیب، 245 ق، دارالآفاق الجدیدة، بیروت.

89.

المحرر الوجیز فی تفسیر الکتاب العزیز، عبدالحق بن غالب بن عطیّه، المحرّر الوجیز، 546 ق،

90.

مستدرک سفینة البحار، علی نمازی شاهرودی، 1405 ق، نشر اسلامی، قم، 1419 ق.

91.

مصباح الاصول، تقریر دروس خویی، 1413 ق، مکتبة الداوری، قم، 1417 ق.

92.

المصباح المنیر، احمدبن محمد بن علیّ المقری الفیّومی، المصباح، 770 ق، دارالهجرة، 1405 ق.

93.

معانی الاخبار، محمد بن علی بن الحسین الصّدوق، 381 ق، انتشارات اسلامی، 1361 ش.

94.

معجم مقاییس اللّغة، احمد بن فارس بن زکریا، 395 ق، انتشارات دفتر تبلیغات حوزه، قم، 1404 ق.

95.

المصطلات، مرکز المعجم الفقهی،

96.

معالم التنزیل، ابومحمد الحسین بن مسعود الفرّاء البغوی، معالم التنزیل، بغوی، 516 ق، دارالکتب العلمیه، بیروت، 1414 ق.

97.

المغازی، محمد بن عمر بن واقد، 207 ق، مؤسسة الاعلمی، بیروت، 1409 ق.

98.

مفاتیح الغیب المعروف بالتفسیر الکبیر، محمدبن عمر الرّازی الملقب بفخر الدین، التفسیر الکبیر، 606 ق، داراحیاء التراث العربی، بیروت، 1415 ق.

99.

مفردات الفاظ القرآن، الرّاغب الاصفهانی، مفردات، 425 ق، دارالقلم، دمشق، 1412 ق.

100.

المکاسب، شیخ مرتضی انصاری، مکاسب شیخ انصاری، 1281 ق، تبریز، 1375 ق.

101.

الموسوعة الفقهیة المیسرة، محمدعلی انصاری، مجمع الفکر الاسلامی، قم، 1415 ق.

102.

المیزان فی تفسیر القرآن، سید محمدحسین طباطبایی، المیزان، 1402 ق، جامعه مدرّسین، قم، 1393 ق.

103.

نثر طوبی، ابوالحسن شعرانی، 1393 ق، دارالکتب الاسلامیه، تهران، 1398 ق.

104.

النهایة فی غریب الحدیث و الاثر، مبارک بن محمد الجرزی، ابن الاثیر، النهایة، ابن اثیر، 606 ق، مؤسسة اسماعیلیان، قم، 1367 ش.

105.

وسائل الشیعة، الشیخ حرّ العاملی، 1104 ق، آل البیت، قم، 1412 ق.

106.

الوجوه و النظائر، حسین بن محمّد دامغانی، 478، مکتبة الفارابی، دمشق، 1419 ق.