ghaemiyeh.com
سرشناسه : نبوی، محمدحسن، ۱۳۳۵-
عنوان و نام پدیدآور : موفقیت در تبلیغ / محمدحسن نبوی.
مشخصات نشر : قم: ذکری، ۱۳۹۲.
مشخصات ظاهری : ۴۴۷ ص.
شابک : ۱۵۰۰۰۰ ریال978-600-6041-33-9:
وضعیت فهرست نویسی : فاپا
یادداشت : کتابنامه: ص. [۴۴۵]- ۴۴۷؛ همچنین به صورت زیرنویس.
موضوع : اسلام -- تبلیغات
موضوع : اسلام -- تبلیغات -- احادیث
موضوع : واعظان
رده بندی کنگره : BP۱۱/۶۲/ن۲۳م۸ ۱۳۹۲
رده بندی دیویی : ۲۹۷/۰۴۵
شماره کتابشناسی ملی : ۳۲۳۱۴۸۸
پیشگفتار
در سال1370 شورای مدیریت حوزه علمیه قم بر اساس رهنمود مقام معظم رهبری دام عزه العالی اقدام به تأسیس مرکز آموزشهای تخصصی تبلیغ نمود که اینجانب توفیق فعالیت در راه اندازی این رشته را داشتم. پس از یک دهه مسئولین محترم شورای عالی حوزه زمینه خدمت در جایگاه معاونت تبلیغ، راه اندازی طرح هجرت بلند مدت و کوتاه مدت، تأسیس حوزههای علمیه سفیران هدایت و انتشار مجله مبلّغان را فراهم ساختند. با توجه به تجارب به دست آمده در طول این مدت و ارتباط مستقیم با مبلّغان و عرصه تبلیغ، مسائلی که در جهت موفقیت مبلّغان مؤثر تشخیص داده میشد به صورت مقالاتی تدوین و غالباً به صورت سر مقاله در مجله مبلّغان منتشر و در اختیار مبلّغان قرار میگرفت. از آنجا که ارزیابیها گویای استقبال مبلّغان از این نوشتهها بود، به نظر رسید مقالات مذبور به صورت کتابی با نام «موفقیت در تبلیغ» منتشر شود؛ امید آنکه مبلّغان را در جهت سربازی امام زمان (عج) و نشر گسترده معارف دین یار و کمک کار باشد.
محمد حسن نبوی
26/6/1391
معرفی
شناسنامه/ پیشگفتار/ مقدمه
مقدمه
ایران روزی ژاندارم آمریکا در منطقه و هم پیمان اسرائیل بود و منافع سرشار نفت و معادن کشور را در اختیار غرب قرار داده، یکی از بهترین خریداران سلاح برای بیگانگان به حساب میآمد.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران کشور مان به دشمنی آشکار، متین، منطقی و بسیار استوار و مقاوم در برابر چپاولگران تبدیل گشت. ایران به هیچ وجه منابع خود را در اختیار دشمنان قرار نمیداد، رهبران ایران به دور از فشارهای بین المللی کاملاً مستقل و بر اساس منافع ملی خویش کشور را اداره میکردند و در امور سیاسی داخلی و در روابط بین الملل از آنان دستور نمیگرفتند.
بازتاب انقلاب ایران در جهان
پس از پیروزی انقلاب، نگاههای جهانیان از غرب به سوی شرق بازگشت، نقابهای تزویر دریده شد، درنگی برای اندیشهها پیش آمد، جهانیان بهت زده شاهد تحولاتی عجیب و ناآشنا بودند.
بسیاری از کافران صاعقهای سخت را احساس میکردند، مؤمنان آذرخشی بزرگ در بیابانی سرد میدیدند و تازه خود را باز مییافتند.
چیزی نگذشت که در ادبیات سیاسی جهان واژههای بسیاری؛ از جمله اسلام، مسلمان و ارزشهای اسلامی جایگاه جدّی یافت.
انقلاب که با پشتوانه تفکرات شیعی تحقق یافته بود، تشیع را در متن تحولات سیاسی جهان اسلام مطرح و این کشور را الگوی رهایی بخش ملّتهای مسلمان نشان داد.
نظامی پا به عرصه معادلات بین المللی نهاد که دیگر تابعی بی هویت و نوکر صفت نبود. برای همه مسلمانان جهان پیام اعتماد و توکّل بر خدا فرستاد و از سلطه بیگانگان پرهیز داد و آزادیخواهان بسیاری را مجذوب خویش ساخت.
برای ملّتهای غیرمسلمان نیز پیام استقلال و ظلم ستیزی و اعتماد بر خویشتن و قابلیتهای ملّی فرستاد و تحولات بسیاری را در کشورهای جهان موجب گشت.
دین خداپرستی و به طور کلّی باورهای همه ادیان در جایگاهی جدید عرصه ظهور یافتند.
مارکسیسم که سالیان دراز به عنوان تنها نظریه رهایی بخش در برابر نظام سرمایه داری غرب شناخته میشد، به دلیل رویارویی با فطرت خداشناسی انسانها، در مقابل اسلام رنگ باخت و تکیه بر باورهای دینی برای مقابله با استثمارگران عرصه جدیدی را در تحولات سیاسی برابر انسانها گشود.
در لهستان مردم با برافراشتن صلیب، انقلاب خویش را پیش بردند. در افغانستان مبارزه با شوروی سوسیالیستی براساس باورهای دینی فضایی نوین یافت.
در لبنان پیروان امام(ره) آمریکائیان، فرانسویان و بالاخره صهیونیستهای لجوج را با عملیات شهادت طلبانه مجبور به فرار کردند. مسلمانان تحت ستم دراراضی اشغالی به انقلاب جدید انتفاضه براساس اعتقادات دینی روی آورده، خواب خوش از صهیونیستها و اربابانشان ربودند.
در الجزایر، مسلمانان به انقلاب دینی روی آورده، پیروزیهای چشمگیری به دست آوردند، لیکن با هزاران نیرنگ روبرو گشتند.
در ترکیه مبارزات دینی شکل گرفت و تا جایی پیش رفت که اکنون مسلمانان بر همه احزاب گوناگون کشور پیشی گرفتند.
در پاکستان احزاب اسلامی جایگاه ویژهای در معادلات قدرت پیدا کردند. و هستههای حزب الله در همه کشورهای اسلامی به وجود آمده و همواره روبه گسترش نهاد.
دشمنان و تبلیغات
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، شرق و غرب در مبارزه با آن برای دستیابی به منافع مشترک با یکدیگر متحد شدند، هزاران نقشه و نیرنگ طراحی کردند از کودتا، انواع توطئهها، فعال سازی منافقین و... گرفته تا تحمیل هشت سال جنگ خونین علیه ایران، در کارنامه سیاه این جنایتکاران است، آنان در زمان جنگ بر خلاف بسیاری از معاهدات بین المللی، تقویت بی دریغ دشمن، در ابعاد مختلف از جمله، تجهیز اطلاعاتی و در اختیار نهادن جنگ افزارهای پیشرفته و حمایتهای فراوان مالی در دستور کار قرار دادند.
مزدوران داخل با حمایتهای همه جانبه دشمن حدّ اکثر حضور را برای خود ایجاد کرده، کاملاً هماهنگ با اربابان خود و رسانههای آنان عمل کرده، با سیاستهای مشخص هر زمان موضوعی را در دستور کار قرار دادند. در این راستا حدّاکثر بهره برداری از واخوردههای سیاسی انجام میشد.
بلاخره بعد از همه جنایتها به این نتیجه رسیدند که برای نابودی یا حداقل کنترل انقلاب ایران، یکی از بهترین راهها، را جنگ تبلیغاتی و یا به تعبیر گویای رهبر عزیز انقلاب تهاجم فرهنگی است.
به طور کلی امروز، جنگها و رویاروییها، از برخورد فیزیکی که با مقاومت سنگربانان ملتها رو به رو میشود، به جنگ تبلیغاتی تبدیل گشته و کشورهای زورگو میکوشند با تبلیغات خود، برج و باروی مقاومت ملتها را فرو ریزند، از آن بالاتر تلاش میکنند که با القائات خود شرائطی ایجاد کنند که سنگربانان کشورها نه تنها دروازههای شهر را بر روی دشمن گشوده، بلکه از ورود بیگانه به خانه خویش احساس خرسندی کنند. اینان، برای رسیدن به این هدف، در پی ترویج فرهنگ خود و تضعیف فرهنگ ملتها برآمده، سعی دارند مردم را از فرهنگ بومی متنفر ساخته، به شیفتگی در برابر فرهنگ خودشان سوق دهند.
با توجه به جایگاه تبلیغات در دنیای کنونی، کشورهای پیشرفته به دنبال آنند که در آغاز، با شیوههای گوناگون، مخاطب را جذب، سپس پیام خود را القا کنند، زیرا در صورتی که مخاطب جذب نشود، تبلیغ، تحقق نمییابد. آنان برای جذب مخاطب با جدیت، به تنوع و زیبایی در شیوههای تبلیغی توجه دارند.
آنان، به تولید و گسترش ابزارهای ارتباطی اهتمام ورزیده و با بهره گیری از ماهوارهها و افزایش برد امواج رادیو و تلویزیون، و با بهره گیری از فاکس و تلکس و اینترنت و... و با ایجاد تسهیلات و تنوع در چاپ روزنامه، مجله، کتاب و... کوشش میکنند تا به راحتی اهداف سیاسی، فرهنگی و اقتصادی خود را در جای جای جهان دنبال کنند.
دشمنان برای رسیدن به اهداف خود از هر شیوه و ابزار و محتوای غیر اخلاقی در تبلیغات سو بهره برده، میکوشند تا انسانها را جذب و اهداف تبلیغاتی خود را دنبال کنند.
اگر به سالهای پس از پیروزی انقلاب برگردیم، به راحتی در مییابیم که، حجم تبلیغات دشمنان علیه انقلاب اسلامی، با ابزارهای مختلف و شیوههای گوناگون، به حدی گسترده، متنوع و فریبنده بوده که اگر حقانیت شیعه و نفوذ باورهای دینی نبود، نظام اسلامی هرگز نمیتوانست دوام بیاورد.
علت تبلیغات استعمارگران در سالهای آغازین انقلاب، از دست دادن منافع نامشروع آنان در ایران بود؛ لیکن امروز تبلیغات علیه ایران به دلیل آنست که با ایرانی مواجه شدهاند که الهام بخش رهائی برای همه مسلمانان جهان گشته است؛ از این رو با تمام توان تبلیغاتی خود میکوشند کشورمان را به گونهای از گردونه معادلات تحولی جهان خارج سازند که شکست آن برای همه ملتها عبرت آموز باشد.
دشمن در دهه اول انقلاب راهها و شیوههای گوناگونی را برای مقابله با نظام اسلامی تجربه کرد در این سالیان دریافت که مهمترین عامل پایداری مردم ایران، باورها و اعتقادات آنان است، از این رو تبلیغات رسانهها و مزدوران داخلی خود را بیش از هر چیز، بر تضعیف مبانی اعتقادی مردم متمرکز کرده، کوشید با طرح شبهات فلسفی و کلامی و ایجاد پرسش درباره ارزشمندترین ارکان انقلاب اسلامی، مردم را از اسلام دور سازد تا نه در داخل، مقاومتی باقی بماند و نه برای خارج، پیامی وجود داشته باشد.
روحانیون و دفاع
در کوران همه حوادث پس از انقلاب، روحانیان و طلاب به عنوان سربازان ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف، کاملاً و به طور مشخص وظیفه خطیر خود را در دفاع از کیان اسلام و انقلاب اسلامی درک کرده و با وجود فشارها و کاستیها، کارنامههای درخشانی را از خود در تاریخ بر جای نهادند. گرچه پرداختن و مقابله با تهاجم فرهنگی یکی از مهمترین وظایف نهادها و سازمانهای فرهنگی به ویژه شورای انقلاب فرهنگی است؛ لیکن به نظر میرسد هر گروهی خصوصاً روحانیون با توجه به جایگاه ارزشمند و نافذ خویش باید به این مقوله با شناخت، آمادگی و مهارت بیشتر بپردازند.
برای تحقق تبلیغ موفق، مسائلی مطرح است که از جمله میتوان به روش سخنرانی، شیوهای جذب و تهیه مطالب ارزشمند و ارائه آن به مخاطب اشاره کرد؛ لیکن آنچه بیش از همة این موارد میتواند تبلیغ را پایدار سازد، اخلاق و شیوههای سلوک اجتماعی مبلّغ است؛ از اینرو در این کتاب سعی شده است از مسائل مختلفی که در حواشی تبلیغ اتفاق میافتد، ولی در تبلیغ از تأثیر جدی برخوردار است، بحث شده، ذهن طلاب و روحانیون را نسبت به آن موارد حساس سازد.
چند نکته:
در عرصه تبلیغ توجه به چند نکته کلیدی ضروری به نظر میرسد:
1- اختیار انسان
ابتدا لازم است به این نکته توجّه شود که به طور کلّی مشیت الهی به این امر تعلّق گرفته که انسانها مختار بوده، در پذیرش راه از بیراهه آزاد باشند و در صورتیکه پذیرفتیم انسان موجودی مختار است و خداوند این اختیار را برای او مقرر کرده است، باید بپذیریم که اختیار با بروز تفاوتها از یکدیگر انفکاک ناپذیرند.
قرآن مجید میفرماید:
(وَ لَوْ شاءَ رَبُّکَ لَجَعَلَ النَّاسَ اُمَّةً واحِدَةً وَلا یزالُونَ مُخْتَلِفینَ)؛ )(1)( «و اگر پروردگار تو میخواست قطعاً همه مردم را امت واحدی قرار میداد، در حالی که پیوسته در اختلافند.»
پس همواره، هم انسانهای پاک و هم افراد ناصالح در روی کره زمین خواهند بود و هیچ گاه همه به صلاح و پاکی روی نخواهند آورد. ما هم در یکی از این دو طرف معادله خواهیم بود.
1) . هود / 118.
2- وظیفه انسانهای صالح
همه مؤمنین وظیفه دارند که در صورت امکان در جهت اصلاح انسانهای گمراه بکوشند و در صورتیکه بر خطای خویش پای فشرده، قصد حمله و تهاجم به ارزشهای دینی را داشتند، در مقابل کافران، منافقان و فاسدان با تمام وجود ایستادگی کرده و از جبهه حق دفاع کنند و بدانند که وظیفه دینی الهی ما، مقابله با کافران و عقب راندن آنان با کمک خداوند است.
قرآن مجید میفرماید:
(وَ لولا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوامِعُ وَ بِیعٌ وَ مَساجِدُ یذْکَرُ فیهَا اسْمُ اللَّهِ کَثیراً وَلَینْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ ینْصُرُهُ اِنَّ اللَّهَ لَقَوِی عَزیزٌ)؛ )(1)( «اگر خدا بعضی از مردم را با بعض دیگر دفع نمیکرد، کلیساها و کنیسهها و مساجدی که نام خدا در آنها بسیار برده میشود، سخت ویران میشد و قطعاً خدا به کسی که [دین] او را یاری میکند کمک خواهد کرد، چرا که خداوند سخت نیرومند و شکست ناپذیر است.»
از این آیه فهمیده میشود که خداوند انسانهای فاسد را به وسیله صالحین دفع میکند و اگر خود اراده کند، همه ناپاکان نابود میشوند؛ لیکن بنا بر آن است که این مبارزه وجود داشته، در این درگیریها، انسانها مورد آزمون قرار گیرند و مؤمنان از کافران و منافقان باز شناخته شوند. و اگر این دفاع نیرومند الهی به وسیله مؤمنان نبود، همه کلیساها، صومعهها و مساجد که محل نام و یاد خداست نابود میگشت. همچنین پس از تحقّق مبارزه پاکان با پلیدان، نصرت الهی برای مؤمنان حتمی است.
1) . حج / 40.
ما نباید در گوشهای پناه گرفته و به ذکر و نیایش بپردازیم و جنگ را به خدا و پیامبر و امام زمان(ع) واگذاریم؛ همانگونه که قوم موسی(ع) چنین گفتند:
(قالُوا یا مُوسی اِنَّا لَنْ نَدْخُلَها اَبَداً ما دامُو فیها فَاذْهَبْ اَنْتَ وَ رَبُّکَ فَقاتِلا إِنَّا ههُنا قاعِدُونَ)؛ )(1)( «گفتند: ای موسی! تا زمانی که آنان در آن [شهر]اند، ما هرگز در آن وارد نمیشویم، تو و پروردگارت بروید و بجنگید که ما اینجا مینشینیم.»
3- مبلّغان و حراست فراگیر
همه آیات امر به معروف و نهی از منکر، همچنین توصیه به حق و صبر در سوره عصر، وظیفه ما را نسبت به خطاکاران روشن ساخته، حق نداریم این تکلیف سنگین الهی را نادیده بگیریم.
امر به معروف و نهی از منکر در قرآن مجید گاهی از ویژگیهای هر مؤمن به حساب آمده و گاهی این کتاب الهی گروهی را برای این وظیفه حساس در نظر گرفته است.
1) . مائده / 24.
قرآن مجید میفرماید:
(وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ اَوْلِیاءُ بَعْضٍ یأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ ینْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ)؛ )(1)( «مردان و زنان با ایمان دوستان همدیگرند که امر به معروف و نهی از منکر میکنند.»
این آیه نشان دهنده وظیفه عمومی مؤمنین است. امّا در جای دیگر، قرآن میفرماید:
(وَلْتَکُنْ مِنْکُمْ اُمَّةٌ یدْعُونَ اِلَی الْخَیرِ وَ یأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ ینْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ)؛ )(2)( «و باید از میان شما گروهی مردم را به نیکی دعوت کنند و به کار شایسته وادارند و از زشتیها باز دارند.»
این آیه ناظر به کار سازمانی گروهی برای امر به معروف و نهی از منکر است. ما از این آیات این گونه استنباط میکنیم که امر به معروف و نهی از منکر از سویی وظیفه تک تک مؤمنین است و از سوی دیگر عدهای شاخص به عنوان یک گروه موظف جهت اقامه این فریضه الهی باید به پا خیزند که اگر این گروه بخواهد تشکیل شود و در ساختار اجتماعی جایگاه مناسب خود را بیابد، قبل از هر کس نگاهها به علماء دین دوخته میشود.
پس ما هم به عنوان مؤمن و هم به عنوان عالم دینی باید عمل به این فریضه الهی را در سر لوحه فعالیتهای خود قرار دهیم.
از سوی دیگر لازم است هم امر به معروف و نهی از منکر را به عموم مردم توصیه کنیم و هم در کلیه مساجد سراسر کشور دستهای از انسانهای متدین، فرهنگی و ایثارگر را جهت احیاء این فریضه بزرگ الهی متشکل ساخته، ضمن ارائه راهنماییهای لازم، آنان را در این جهت فعال سازیم.
تاریخچه
انسان موجودی انتخاب گر است و میتواند از روی اندیشه، هواهای نفسانی، و میل و علاقه یا لجاجت و دهها دلیل دیگر، هر چیز و یا راهی را که مایل است انتخاب کند. انتخاب گری انسان موجب شده که در سطح کلان دسته بندیها و گروههای بزرگی از پویندگان راههای مختلف پدید آید و هر شخص یا گروهی سعی کند از قدرت انتخاب بشر بهره برده، بر او تأثیر گذاشته، وی را با خود هم سو سازد. این تأثیر گذاری بر دیگران در محدوده دین و یا الحاد محصور نمیشود؛ بلکه در خورد ترین انتخابهای بشر نیز سرایت مییابد، تا آنجا که شرکتهای تجاری تا کسبه کوچه و بازار هم از کالای خود تمجید میکنند تا بر مشتریان تأثیر گذاشته، آنان را به کالای خود جذب نمایند. همین سعی در جهت تأثیر گذاری بر دیگران را میتوان تبلیغ نامید.
با توجه به انتخاب گری انسان که از او موجودی ویژه در عالم آفرینش ساخته، خداوند در سطح کلان راه خاصی را برای سعادت وی پیشنهاد نموده است که همان دین اسلام است.
برای تبیین این راه و نشان دادن الگوی عملی تحقق دستورات الهی، پیامبران مبعوث گردیدهاند و وظیفه پیامبران رساندن و تبلیغ پیامهای الهی به انسانها بوده است.
در مقابل، شیاطین صف کشیده و سعی در سوء استفاده از این قدرت انتخاب داشته، همواره کوشیدهاند با جذب انسانها به بیراهه و القائات اغواگرانه، بر طیف گمراهان بیافزایند.
نتیجه آنکه آغاز تبلیغ به دوران پس از آفرینش حضرت آدم(ع) باز میگردد و در طول تاریخ بشر تا کنون در ابعاد مختلف از سطح کلان تا خرد ترین تصمیم گیریهای بشر جریان داشته است.
اکنون تبلیغات شاخهها و رشتههای بسیار گوناگونی یافته، بخشی به ادیان مربوط میشود و بخش دیگری به مسائل و اهداف سیاسی باز میگردد و مقدار زیادی از تبلیغات، به مسائل اقتصادی، بازاریابی و فروش اجناس و کالاهای مختلف مربوط است.
فصل اول: مفهوم شناسی تبلیغ
تعریف تبلیغ
مقدمه
برای پرداختن به هر موضوع، تعریف دقیق آن میتواند در جهت متمرکز ساختن مباحث و پرهیز از پراکنده گی و طرح مسائل حاشیهای، موثر بوده و در موارد بسیاری برای مخاطب روشنگر محدوده مباحث باشد.
برای تعریف صحیح تبلیغ شایسته است از زوایای ذیل به موضوع توجه شود.
لغت؛
معنای اصطلاحی؛
تعریف با نگاه دین.
فصل اول: مفهوم شناسی تبلیغ
تعریف تبلیغ
معنای لغوی
در کتب لغوی عرب، تبلیغ به معنای رساندن آمده است. لسان العرب اینگونه بیان میکند:
بلغ: بَلغَ الشیءُ یبْلُغُ بُلُوغاً و بَلاغاً: وصَلَ؛ بَلَغَ یعنی رسید.
و الإِبلاغُ: الإِیصالُ، و کذلک التبْلِیغ )(1)( ؛ ابلاغ و همچنین تبلیغ به معنای رساندن است.
در کتاب قاموس المحیط آمده است:
«الابلاغ و التبلیغ و هما الایصال»؛ ابلاغ و تبلیغ هر دو به معنای رساندن است.
در زبان فارسی هم این واژه به معنای رساندن استعمال شده و تغییر مفهومی نداشته است. از باب نمونه در فرهنگ معین آمده است:
تبلیغ به معنای رساندن پیام یا خبر و یا مطلبی به مردم آمده است.
1) . لسانالعرب، ج8، ص419.
فصل اول: مفهوم شناسی تبلیغ
تعریف تبلیغ
معنای مصطلح
امروزه تبلیغ به معنای طرح و انتقال پیام به منظور تحت تأثیر قرار دادن مخاطب میباشد؛ اعم از پیام دینی، سیاسی، تجاری و یا غیر آن.
فصل اول: مفهوم شناسی تبلیغ
تعریف تبلیغ
تعریف تبلیغ از نگاه دین
برای دریافت تعریف دقیق و صحیح تبلیغ از نگاه دین، بیان چند مطلب ضروری است.
1- پیامبران الهی به زبان قومشان سخن میگفتند تا در پیام رسانی و اتمام حجت بر مردم کاستی وجود نداشته باشد. قرآن مجید میفرماید:
(وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ بِلِسانِ قَوْمِهِ لِیبَیّنَ لَهُمْ)؛ )(1)( «هیچ پیامبری را جز به زبان مردم عصرش نفرستادیم، بدین خاطر که حقایق را برای آنها بیان کند.»
2- جایگاه پیامبران، روشنگری، ایجاد بصیرت و بیان واضح مباحث دینی بود:
1) إبراهیم / 4.
(قَدْ جاءَکُمْ بَصائِرُ مِنْ رَبِّکُمْ فَمَنْ أَبْصَرَ فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ عَمِی فَعَلَیها وَ ما أَنَا عَلَیکُمْ بِحَفیظٍ)؛ )(1)( «از جانب پروردگارتان آنچه مایه بینش است برای شما آمده است، پس هر کسی بینش پیدا کند به سود خودش میباشد و هر کسی کور باشد، به ضرر خود عمل کرده و من نگهبان شما نیستم.»
3- پیامبر در مورد پذیرش و ایمان یا عدم پذیرش مردم مسؤلیتی ندارد و تنها وظیفه او ابلاغ دستورات و معارف دینی به مردم است:
(ما عَلَی الرَّسُولِ إِلاَّ الْبَلاغُ وَ اللَّهُ یعْلَمُ ما تُبْدُونَ وَ ما تَکْتُمُونَ)؛ )(2)( «بر عهده پیامبر جز رساندن [پیام خدا] نیست. و خدا آنچه را آشکار میکنید و آنچه را پنهان میدارید، میداند.»
4- هیچ کس برای پذیرش دین توسط پیامبران مجبور نگشتهاند، بلکه وظیفه انبیاء و رسولان الهی تنها بیان معارف با برهان و حکمت میباشد:
(وَ لَوْ شاءَ رَبُّکَ لَآمَنَ مَنْ فِی الْأَرْضِ کُلُّهُمْ جَمیعاً أَفَأَنْتَ تُکْرِهُ النَّاسَ حَتَّی یکُونُوا مُؤْمِنینَ)؛ )(1)( «و اگر پروردگار تو میخواست، قطعاً کسانی که در زمیناند همه آنها یکسره [به اجبار] ایمان میآوردند. حال آیا تو مردم را مجبور میکنی که مؤمن شوند؟»
(فَذَکِّرْ إِنَّمَا أَنتَ مُذَکِّرٌ لَّسْتَ عَلَیهِم بِمُصَیطِر)؛ )(2)( «پس تذکر ده، که تو فقط تذکر دهندهای، تو بر آنان مسلط نیستی [که به قبول ایمان مجبورشان کنی].»
5- یکی از وظائف مهم پیامبران موعظه و مناظره زیبا است:
(ادْعُ إِلی سَبیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتی هِی أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّکَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبیلِهِ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدینَ)؛ )(3)( «مردم را با حکمت و اندرز نیکو به راه پروردگارت فراخوان و با آنان به نکوترین شیوه مجادله کن. بیتردید پروردگار تو به حال کسی که از راه او منحرف شده داناتر است و هدایت یافتگان را نیز بهتر میشناسد.»
6- فرستادگان الهی به صرف رساندن پیام به مردم اکتفا نمیکردند؛ بلکه همواره مردم را بشارت داده و انذار کرده و آنان را از نافرمانی خداوند بیم میدادند. نذیر بودن پیامبر(ص) و ترساندن مردم از سرپیچی نسبت به دستورات خداوند، از حقایقی است که در جای جای قرآن مورد تا کید قرار گرفته است که مواردی ذکر میشود:
(وَ ما نُرْسِلُ الْمُرْسَلینَ إِلاَّ مُبَشِّرینَ وَ مُنْذِرینَ فَمَنْ آمَنَ وَ أَصْلَحَ فَلا خَوْفٌ عَلَیهِمْ وَ لا هُمْ یحْزَنُونَ)؛ )(1)( «و پیامبران را جز مژده دهنده و بیم رسان نمیفرستیم، پس کسانی که ایمان بیاورند و [مفاسد خود را] اصلاح کنند، نه بیمی بر آنان است و نه اندوهگین میشوند.»
(أَوَلَمْ یتَفَکَّرُوا ما بِصاحِبِهِمْ مِنْ جِنَّةٍ إِنْ هُوَ إِلاَّ نَذیرٌ مُبینٌ)؛ «آیا فکر نکردند که یارشان [پیامبر] جنونی ندارد؟ او جز هشدار دهندهای آشکار نیست.»
1) الأنعام / 48.
(قُلْ یا أَیهَا النَّاسُ إِنَّما أَنَا لَکُمْ نَذیرٌ مُبینٌ)؛ )(1)( «بگو: ای مردم! من برای شما فقط هشدار دهندهای آشکارم.»
انذار کردن تنها مربوط به عذابهای اخروی نبوده، در موارد بسیاری نسبت به عقوبتهای دنیوی نیز بیم داده شده است که نمونه هایی ذکر میشود:
(قُلْ مَن ینَجِّیکمُ مِّن ظُلُمَاتِ الْبرَِّ وَ الْبَحْرِ تَدْعُونَهُ تَضرَّعًا وَ خُفْیةً لَئنِْ أَنجِئنَا مِنْ هَذِهِ لَنَکُونَنَّ مِنَ الشَّاکِرِینَ قُلِ اللَّهُ ینَجِّیکُم مِّنهْا وَ مِن کلُِّ کَرْبٍ ثُمَّ أَنتُمْ تُشرْکُونَ قُلْ هُوَ الْقَادِرُ عَلیَ أَن یبْعَثَ عَلَیکُمْ عَذَابًا مِّن فَوْقِکُمْ أَوْ مِن تحَتِ أَرْجُلِکُمْ أَوْ یلْبِسَکُمْ شِیعًا وَ یذِیقَ بَعْضَکمُ بَأْسَ بَعْضٍ انظُرْ کَیفَ نُصرَّفُ الاَیاتِ لَعَلَّهُمْ یفْقَهُونَ)؛ )(2)( «بگو: چه کسی شما را از تاریکیهایِ خشکی و دریا نجات میدهد؟ در حالی که او را [برای نجات خود] از روی فروتنی و زاری و مخفیانه به کمک میطلبید [و میگویید] که: اگر ما را از این [تنگناها و مهلکهها] نجات دهد، بی تردید از سپاسگزاران خواهیم بود. بگو: خدا شما را از آن [سختیها] و از هر اندوهی نجات میدهد، باز شما به او شرک میورزید [و به ناسپاسی میگرایید.] بگو: او تواناست که از بالای سرتان یا از زیر پاهایتان عذابی بر شما برانگیزد، یا شما را گروه گروه و حزب حزب به جان هم اندازد، [تا وضعتان به اختلافات سنگین و کینههای سخت بینجامد،] و مزه تلخ جنگ و خونریزی را به هر گروه شما به وسیله گروه دیگر بچشاند. با تأمل بنگر چگونه آیات خود را به صورتهای گوناگون بیان میکنیم تا بفهمند.»
7- از ویژگیهای بسیار مهم پیامبران الهی، بیان کامل دستورات خداوند و پرهیز از افزودن چیزی به دین از جانب خود بدون اذن الهی است:
(قُلْ ما کُنْتُ بِدْعاً مِنَ الرُّسُلِ وَ ما أَدْری ما یفْعَلُ بی وَ لا بِکُمْ إِنْ أَتَّبِعُ إِلاَّ ما یوحی إِلَیّ وَ ما أَنَا إِلاَّ نَذیرٌ مُبینٌ)؛ )(1)( «بگو: از میان فرستادگان خدا فرستادهای نوظهور نیستم [که گفتار و کردارم مخالف گفتار و کردار آنان باشد؛ بلکه به من هم چون آنان وحی میشود] و نمیدانم با من و شما [در دنیا و آخرت] چه خواهد شد، من فقط از آنچه به من وحی شده پیروی میکنم، و جز بیم دهندهای آشکار نیستم.»
(قُلْ لا أَقُولُ لَکُمْ عِنْدی خَزائِنُ اللَّهِ وَ لا أَعْلَمُ الْغَیبَ وَ لا أَقُولُ لَکُمْ إِنِّی مَلَکٌ إِنْ أَتَّبِعُ إِلاَّ ما یوحی إِلَیَّ قُلْ هَلْ یسْتَوِی الْأَعْمی وَ الْبَصیرُ أَفَلا تَتَفَکَّرُونَ)؛ )(2)( «بگو: به شما نمیگویم که خزاین خدا نزد من است، و نه غیب میدانم و نه به شما میگویم که فرشتهام. جز از آنچه به من وحی میشود پیروی نمیکنم. بگو: آیا کور و بینا یکسانند؟ پس آیا نمیاندیشید؟»
8- پیامبران و اولیاء الهی(ع) همه معصوم بودهاند، بدین معنا که کلیه دستورات الهی را عمل و از همه آنچه نهی میکردند پرهیز مینمودند، از سوی دیگر به پیروان خویش دستور میدادند که با عمل خویش مردم را به دین حق دعوت کنید. امام صادق(ع) میفرماید:
«کُونُوا دُعَاةَ النَّاسِ بِأَعْمَالِکُمْ وَ لَا تَکُونُوا دُعَاةً بِأَلْسِنَتِکُم؛ )(1)( مردم را با اعمال خود به حق بخوانید، نه با زبانتان.»
9- همانگونه که پیامبران، تنها آنچه را خداوند به آنان وحی فرستاده بیان میکنند، مبلّغان دینی نیز موظف هستند فقط آنچه را از قرآن و روایات میفهمند بدون کوچکترین تحریف برای مردم بیان کنند.
امام صادق(ع) از پیامبر(ص) نقل نمودهاند که فرمودند:
«الْفُقَهَاءُ أُمَنَاءُ الرُّسُلِ مَا لَمْ یدْخُلُوا فِی الدُّنْیا قِیلَ یا رَسُولَ اللَّهِ وَ مَا دُخُولُهُمْ فِی الدُّنْیا قَالَ اتِّبَاعُ السُّلْطَانِ فَإِذَا فَعَلُوا ذَلِکَ فَاحْذَرُوهُمْ عَلَی دِینِکُم؛ )(2)( فقهاء امینهای پیامبران(ع) هستند تا زمانی که در دنیا وارد نشوند. پرسیدند ای پیامبر! ورود آنان به دنیا چگونه است؟ آن حضرت فرمودند: متابعت کردن از پادشاه. پس اگر چنین عمل کردند، از آنان بر دینتان حذر کنید.»
نتیجه آنکه جایگاه فقیهان دینی امانت داری پیامبران است که نباید در این امانت خیانت شود، بلکه بایست بدون هیچگونه کاستی به مردم ارائه گردد.
منشأ بسیاری از انحرافات در ادیان، دخالت دادن افکار و سلائق شخصی در معارف دینی است، از اینرو در آیات قرآن از علماء یهود به دلیل تحریف در دین مذمت شده و در روایات ما نیز از تفسیر به رأی در قرآن به شدت مذمت گردیده و عقوبت عذاب الهی برای چنین افرادی بیان شده است.
فصل اول: مفهوم شناسی تبلیغ
تعریف تبلیغ
علوم و مهارتهای مورد نیاز مبلّغ
کسی که بخواهد به نشر دین پرداخته، امانت دار پیامبران باشد، باید ابتدا امانت را دریافت نماید و بعد به نشر آن بپردازد. لازمه شناخت درست دین و دریافت امانت آن است که علوم مورد نیاز را کسب کند؛ از اینرو فهرست وار علوم مورد نیاز مبلّغ را بیان میکنیم:
از آنجا که بیان معارف اسلامی مستلزم بهره بردن از منابع اصیل اسلامی است و این منابع که مهمترین آن قرآن است به زبان عربی میباشد، اطلاع کافی از ادبیات عرب مانند صرف، نحو، معانی و بیان ضروری است؛
تسلط بر احکام مبتلی به؛
آگاهی نسبت به مباحث اعتقادی، به ویژه مسائل مربوط به کلام جدید؛
آشنایی با مباحث اخلاقی اسلام؛
اطلاع اجمالی نسبت به تفسیر کل قرآن کریم؛
آشنایی با علوم جامعه شناسی و روانشناسی تبلیغ در حد مورد نیاز عرصه تبلیغ؛
اطلاع از تاریخ اسلام و تشیع؛
آگاهی نسبت به مسائل سیاسی جاری کشور؛
توان و مهارت تبلیغ؛
قدرت برقراری ارتباط با گروهها و افراد مختلف اجتماعی.
مبلغ علاوه بر آگاهیهای فوق نیازمند مطالعه و تحقیق مستمر و مداوم میباشد تا همواره بر علوم او افزوده شود.
فصل اول: مفهوم شناسی تبلیغ
تعریف تبلیغ
تعریف تبلیغ دینی
پس از بیان مطالب فوق، حال میتوانیم به تعریف تبلیغ دینی بپردازیم. بدیهی است که باید تعریف با توجه به مباحث مطروحه جامع و مانع باشد. به نظر میرسد که تعریف ذیل از جامعیت و مانعیت بایسته برخوردار است.
«تلاش برای هدایت و رشد انسانها و تبیین روشن گفتاری، رفتاری معارف ناب و زلال دینی با براهین متقن موعظه نیکو، بشارت وانذار مردم زیباترین مناظره، و با پرهیز از اجبار دیگران بر پذیرش.»
فصل اول: مفهوم شناسی تبلیغ
جایگاه تبلیغ و مبلّغ دینی
مقدمه
آدمی موجودی ممتاز با ویژگیهایی خاص در گردونه هستی است و میتواند از حیوان پستتر و یا از ملک برتر گردد. در حقیقت بعد انسانی و معنوی او مهمترین جایگاه او به شمار میرود.
همه پیامبران الهی برای حرکت انسان به سوی جایگاه ارزشمند معنوی او میکوشیدند، و در طول تاریخ اولیاء الهی با عشق در این راه گام مینهادند، عالمان و مبلّغان خدا جوی نیز در مسیر انبیاء و رسولان گام نهاده و این حرکت را از بهترین راههای تقرب به سوی خدا میدانستند.
فصل اول: مفهوم شناسی تبلیغ
جایگاه تبلیغ و مبلّغ دینی
تکلیف بودن تبلیغ
امروز عالمان و مبلّغان دین از سویی باید دین را به خوبی بشناسند و از سوی دیگر، در ترویج آن بکوشند.
برخی بر این باورند که باید عالم باشند و استفاده از علم و دانش آنان، وظیفه مردم است و هیچ تکلیفی برای نشر معارف ندارند؛ اما در روایات، حرکت و تلاش جهت بیان و تبیین دین برای مردم مورد تأکید واقع شده است.
امیرالمؤمنین علی(ع) میفرماید:
«مَا أَخَذَ اللَّهُ مِیثَاقاً مِنْ أَهْلِ الْجَهْلِ بِطَلَبِ تِبْیانِ الْعِلْمِ حَتَّی أَخَذَ مِیثَاقاً مِنْ أَهْلِ الْعِلْمِ بِبَیانِ الْعِلْمِ لِلْجُهَّالِ لِأَنَّ الْعِلْمَ قَبْلَ الْجَهْلِ؛ )(1)( خداوند قبل از آنکه از نادانان در دریافت علم عهد [و پیمان] گیرد، از اهل علم در بیان علم برای نادانها پیمان گرفت؛ زیرا علم قبل از نادانی است.»
1) . أمالی، شیخ مفید، ص66.
از این روایت به خوبی معلوم میشود که ابتدا عالمان موظف اند علم خود را بیان کنند و بعد از آن، نادانها مکلّف به یادگیری هستند.
لازم به ذکر است که دانستن معارف و احکام الهی وتبیین آن برای دیگران، منحصر به روحانیون نیست؛ بلکه هر کس مطالبی از دین بداند و افرادی نسبت به آن آگاهی نداشته باشند، باید آگاهیهای خود را به آنان بیاموزد. بدیهی است روحانیون به دلیل علم و تخصص بیشتر، تکلیف گسترده تری دارند.
پیامبر اسلام(ص) میفرماید:
«أَرْبَعٌ یلْزَمْنَ کُلَّ ذِی حِجًی وَ عَقْلٍ مِنْ أُمَّتِی قِیلَ یا رَسُولَ اللَّهِ مَا هُنَّ قَالَ اسْتِمَاعُ الْعِلْمِ وَ حِفْظُهُ وَ نَشْرُهُ عِنْدَ أَهْلِهِ وَ الْعَمَلُ بِهِ؛ )(1)( چهار چیز همواره با هر دانای عاقلی از امت من همراه است. سؤال شد: ای رسول خدا! آن چهار چیز کدام است؟ حضرت فرمودند: شنیدن علم، حفظ نمودن آن، بیان آن برای اهلش و عمل به آن.»
1) . بحار الانوار، ج1، ص168.
فصل اول: مفهوم شناسی تبلیغ
جایگاه تبلیغ و مبلّغ دینی
جایگاه هدایت کافران
از بین همه فعالیتهای تبلیغی، هدایت افراد گمراه و کافر به دین مبین اسلام از اهمیت بیشتری برخودار میباشد. امیرالمؤمنین علی(ع) فرمودند:
«إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ(ص) قَالَ لِی یوْمَ الْخَیبَرِ لَأَنْ یهْدِی اللَّهُ بِکَ رَجُلًا وَاحِداً خَیرٌ لَکَ مِمَّا طَلَعَتْ عَلَیهِ الشَّمْسُ؛ )(1)( همانا پیامبر(ص) در روز خیبر به من فرمودند: اگر خداوند یک نفر را به وسیله تو هدایت کند، برایت بهتر از هر چیزی است که خورشید بر آن میتابد.»
امام هادی(ع) از پدران بزرگوارش(ع) و آنان از علی(ع) نقل میکنند که حضرت فرمودند:
1) . بحار الانوار، ج32، ص448.
«لَمَّا کَلَّمَ اللَّهُ مُوسَی بْنَ عِمْرَانَ(ع) قَالَ مُوسَی إِلَهِی مَا جَزَاءُ مَنْ دَعَا نَفْساً کَافِرَةً إِلَی الْإِسْلَامِ قَالَ یا مُوسَی آذَنُ لَهُ فِی الشَّفَاعَةِ یوْمَ الْقِیامَةِ لِمَنْ یرِیدُ؛ )(1)( هنگامی که خداوند با حضرت موسی بن عمران(ع) سخن گفت، آن حضرت پرسید: خداوندا! پاداش کسی که فرد کافری را به اسلام دعوت کند چیست؟ پاسخ آمد: ای موسی! در قیامت به او اجازه میدهم که شفاعت هر کس را خواست انجام دهد.»
1) . بحار الانوار، ج2، ص15.
فصل اول: مفهوم شناسی تبلیغ
جایگاه تبلیغ و مبلّغ دینی
تحصیل برای هدایت
از روایات قبل به خوبی فهمیده میشود که تبلیغ برای هدایت انسانها به اسلام و راه حق، از جایگاه بسیار ارزشمندی برخوردار است؛ از این رو بسیار شایسته است که طلاب و روحانیون،خود را با علوم و دانشهایی همراه سازند که بتوانند چنین امر خطیر و ارزشمندی را به عهده گیرند. پرداختن به تحصیل این علوم نیز از اجر و پاداش ویژهای برخوردار است.
علی(ع) از پیامبر(ص) نقل میکنند که فرمودند:
«مَنْ خَرَجَ یطْلُبُ بَاباً مِنْ عِلْمٍ لِیرُدَّ بِهِ بَاطِلاً إِلَی حَقٍّ أَوْ ضَلَالَةً إِلَی هُدًی کَانَ عَمَلُهُ ذَلِکَ کَعِبَادَةِ مُتَعَبِّدٍ أَرْبَعِینَ عَاماً؛ )(1)( کسی که در پی یافتن دری از علم بیرون رود به هدف آنکه باطلی را به سوی حق کشاند، یا گمراهی را به هدایت وارد کند، این عمل مانند چهل سال عبادت عابد میباشد.»
1) . أمالی، شیخ طوسی، ص619.
چه زیباست که مبلّغان با این نیات به تحصیل علم بپردازند و هدفمند تلاش کنند که هم نتیجه بخشتر است و هم هر بابی از آن، اجری بسیار؛ به اندازه عبادت چهل سال دارد.
فصل اول: مفهوم شناسی تبلیغ
جایگاه تبلیغ و مبلّغ دینی
تقویت فرهنگی شیعیان
پس از پیامبر(ص)، عدهای در مقابل اهل بیت عصمت و طهارت ایستاده و در انحراف و گمراهی مردم کوشیدند؛ تا آنجا که در زمان یزید، توهین و صبّ به امیرالمؤمنین علی(ع) در سخنرانیهای آنان به صورت رویهای مستمرّ در آمد. این حرکت همواره در طول تاریخ ادامه یافته و معاندان، برای گمراه کردن شیعیان و دور کردن آنان از اهل بیت(ع) تلاش بی وقفه داشتهاند.
ائمه اطهار(ع) به یاران و دوستدارانشان تقویت علمی و فرهنگی شیعیان را سفارش مینمودند، و امروز این تکلیف بر دوش علماء شیعه میباشد.
امام موسی بن جعفر(ع) میفرماید:
«مَنْ أَعَانَ مُحِبّاً لَنَا عَلَی عَدُوٍّ لَنَا فَقَوَّاهُ وَ شَجَّعَهُ حَتَّی یخْرِجَ الْحَقَّ الدَّالَّ عَلَی فَضْلِنَا بِأَحْسَنِ صُورَتِهِ وَ یخْرِجَ الْبَاطِلَ الَّذِی یرُومُ بِهِ أَعْدَاؤُنَا و دَفْعَ حَقِّنَا فِی أَقْبَحِ صُورَةٍ حَتَّی ینَبِّهَ الْغَافِلِینَ وَ یسْتَبْصِرَ الْمُتَعَلِّمُونَ وَ یزْدَادَ فِی بَصَائِرِهِمُ الْعَالِمُونَ بَعَثَهُ اللَّهُ تَعَالَی یوْمَ الْقِیامَةِ فِی أَعْلَی مَنَازِلِ الْجِنَانِ وَ یقُولُ یا عَبْدِی الْکَاسِرَ لِأَعْدَائِی النَّاصِرَ لِأَوْلِیائِی الْمُصَرِّحَ بِتَفْضِیلِ مُحَمَّدٍ خَیرِ أَنْبِیائِی وَ بِتَشْرِیفِ عَلِیٍّ أَفْضَلِ أَوْلِیائِی وَ ینَاوِی مَنْ نَاوَاهُمَا وَ یسَمَّی بِأَسْمَائِهِمَا وَ أَسْمَاءِ خُلَفَائِهِمَا وَ یلَقَّبُ بِأَلْقَابِهِمْ فَیقُولُ ذَلِکَ وَ یبَلِّغُ اللَّهُ جَمِیعَ أَهْلِ الْعَرَصَاتِ فَلَا یبْقَی کَافِرٌ وَ لَا جَبَّارٌ وَ لَا شَیطَانٌ إِلَّا صَلَّی عَلَی هَذَا الْکَاسِرِ لِأَعْدَاءِ مُحَمَّدٍ(ص) وَ لَعَنَ الَّذِینَ کَانُوا ینَاصِبُونَهُ فِی الدُّنْیا مِنَ النَّوَاصِبِ لِمُحَمَّدٍ وَ عَلِی صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیهِمَا؛ )(1)( کسی که به دوست ما در مقابل دشمن کمک کند و او را تقویت کرده و تحریک کند تا حقی را که دلالت بر فضیلت ما دارد به بهترین شکل معلوم کند و باطلی را معلوم سازد که دشمنان ما آن را میخواهند، و حق ما را در بدترین شکل نفی میکنند، تا اینکه غافلان را آگاه سازد و علم آموزان بینا شوند و بر بینش عالمان افزوده گردد، در روز قیامت، خداوند او را در والاترین منازل بهشت بر میانگیزد و میفرماید: ای بنده من که شکننده دشمنانم و یاور دوستانم بوده، به فضیلت محمد(ص) که برترین پیامبرانم است و شرافت علی(ع) که با فضیلت ترین دوستانم میباشد تصریح کردی! [بندهای که]دشمنی میکند با کسی که با آنان دشمنی کند و به نام آنها و نام جانشینان آنها نامیده میشود و به لقبهای آنان لقب میگیرد. پس این جمله را خداوند میگوید و به همه اهل عرصات میرساند، پس هیچ کافر و ظالم و شیطانی باقی نمیماند، مگر آنکه به این فرد شکننده دشمنان محمد(ص) درود میفرستد و کسانی که به پیامبر در دنیا دشنام میدادند - از دشنام دهندگان به پیامبر و علی(ع) - لعن میکند.»
در روایت دیگری از امام حسن مجتبی(ع) نقل شده است که به مردی که برایشان هدیهای آورده بود فرمودند:
1) . تفسیر منسوب به امام حسن عسکری(ع)، ص350.
«أَیُّمَا أَحَبُّ إِلَیکَ أَنْ أَرُدَّ عَلَیکَ بَدَلَهَا عِشْرِینَ ضِعْفاً عِشْرِینَ أَلْفَ دِرْهَمٍ أَوْ أَفْتَحَ لَکَ بَاباً مِنَ الْعِلْمِ تَقْهَرُ فُلَانَ النَّاصِبِی فِی قَرْیتِکَ تُنْقِذُ بِهِ ضُعَفَاءَ أَهْلِ قَرْیتِکَ إِنْ أَحْسَنْتَ الِاخْتِیارَ جَمَعْتُ لَکَ الْأَمْرَینِ وَ إِنْ أَسَأْتَ الِاخْتِیارَ خَیَّرْتُکَ لِتَأْخُذَ أَیَّهُمَا شِئْتَ فَقَالَ یا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ فَثَوَابِی فِی قَهْرِی ذَلِکَ النَّاصِبَ وَ اسْتِنْقَاذِی لِأُولَئِکَ الضُّعَفَاءِ مِنْ یدِهِ قَدْرُهُ عِشْرُونَ أَلْفَ دِرْهَمٍ قَالَ بَلْ أَکْثَرُ مِنَ الدُّنْیا عِشْرِینَ أَلْفَ أَلْفِ مَرَّةٍ فَقَالَ یا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ فَکَیفَ أَخْتَارُ الْأَدْوَنَ بَلْ أَخْتَارُ الْأَفْضَلَ الْکَلِمَةَ الَّتِی أَقْهَرُ بِهَا عَدُوَّ اللَّهِ وَ أَذُودُهُ عَنْ أَوْلِیاءِ اللَّهِ فَقَالَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِی(ع) قَدْ أَحْسَنْتَ الِاخْتِیارَ وَ عَلَّمَهُ الْکَلِمَةَ وَ أَعْطَاهُ عِشْرِینَ أَلْفَ دِرْهَمٍ فَذَهَبَ فَأَفْحَمَ الرَّجُلَ فَاتَّصَلَ خَبَرُهُ بِهِ فَقَالَ لَهُ إِذْ حَضَرَهُ یا عَبْدَ اللَّهِ مَا رَبِحَ أَحَدٌ مِثْلَ رِبْحِکَ وَ لَا اکْتَسَبَ أَحَدٌ مِنَ الْأَوِدَّاءِ مَا اکْتَسَبْتَ اکْتَسَبْتَ مَوَدَّةَ اللَّهِ أَوَّلًا وَ مَوَدَّةَ مُحَمَّدٍ(ص) وَ عَلِیٍّ ثَانِیاً وَ مَوَدَّةَ الطَّیّبِینَ مِنْ آلِهِمَا ثَالِثاً وَ مَوَدَّةَ مَلَائِکَةِ اللَّهِ رَابِعاً وَ مَوَدَّةَ إِخْوَانِکَ الْمُؤْمِنِینَ خَامِساً فَاکْتَسَبْتَ بِعَدَدِ کُلِّ مُؤْمِنٍ وَ کَافِرٍ مَا هُوَ أَفْضَلُ مِنَ الدُّنْیا أَلْفَ مَرَّةٍ فَهَنِیئاً لَکَ هَنِیئاً؛ )(1)( آیا به جای هدیه، بیست برابر آن که بیست هزار درهم است بدهم و یا بابی از علم به سویت بگشایم که فلان ناصبی در روستایتان را شکست دهی و ضعیفان شیعه محل خود را نجات بخشی، کدام یک را بیشتر دوست داری؟ اگر خوب انتخاب کردی، هر دو را به تو میدهم؛ اما اگر بد انتخاب کردی تو را بین این دو مخیر میکنم که هر کدام را خواستی انتخاب کنی. پاسخ داد: ای پسر رسول خدا! پاداش من در شکست ناصبی و نجات ضعفاء شیعه از دست او، آیا به اندازه بیست هزار درهم میارزد؟ حضرت فرمود: بلکه بیشتر از دنیا [به اندازه]بیست میلیون مرتبه. گفت: ای فرزند رسول خدا(ص)! پس چگونه آنکه کم ارزشتر است را انتخاب کنم؟ بلکه آنکه با فضیلتتر است را انتخاب میکنم که با او دشمن خدا را مغلوب کنم و از دوستان خدا دفاع کنم.
امام حسن بن علی(ع) فرمودند: درست انتخاب کردی و به او آن برهان را آموختند و بیست هزار درهم به او بخشیدند. او رفت و آن مرد را با دلیل مجاب کرد، سپس خبر این قضایا به حضرت(ع) رسید، در مرتبه بعد هنگامی که آن مرد به ملاقات ایشان آمد فرمودند:
1) . تفسیر منسوب به امام حسن عسکری(ع)، ص347.
ای بنده خدا! هیچ کس مانند تو سود نکرد و هیچ کس از دوستان مانند تو درآمد نداشت. تو در مرتبه اول، دوستی خدا و در مرحله دوم، دوستی پیامبر(ص) و علی(ع) و در مرتبه سوم، دوستی اهل بیت پاکشان را و در مرتبه چهارم، دوستی ملائکه خداوند را و در مرتبه پنجم، دوستی مؤمنین را به دست آوردی، پس از آن به اندازه هر مؤمن و کافر چیزی کسب کردی که آن چیز از دنیا هزار مرتبه ارزشمندتر است؛ پس گوارایت باد، گوارا.»
در اینجا روایت بسیار زیبای دیگری نقل شده است.
امام حسن عسکری(ع) نقل میکنند: «مردی، شخصی را نزد امام زین العابدین(ع) آورد که گمان میکرد او قاتل پدرش میباشد. آن مرد به قتل اعتراف کرد و قصاص بر او واجب گشت. از او خواست که وی را ببخشد، تا خداوند ثواب زیاد به او عطا کند و گویا خود ولی دم نیز از قصاص خوشش نمیآمد.
امام(ع) به شاکی - که ولی دم بود - و توان قصاص داشت، فرمودند: اگر تو در این مرد فضیلتی سراغ داری، جنایت او را ببخش و از گناه او در گذر. او گفت: ای پسر رسول خدا(ص)! او بر من حقی دارد، لیکن به حدّی نمیرسد که کشتن پدرم را ببخشم. حضرت فرمودند: پس چه تصمیم داری؟ او گفت: اراده کردهام قصاص کنم، پس اگر خواست به خاطر حق او حاضرم در مورد دیه خون پدرم با او مصالحه کنم و از او میگذرم.
علی بن الحسین(ع) فرمودند: حق او بر تو چیست؟
او پاسخ داد که: او به من توحید و نبوت محمّد رسول خدا(ص) و امامت علی و ائمه(ع) را تلقین کرد. امام علی بن الحسین(ع) فرمودند: خون پدرت به اندازه این تلقین نیست، بلکه به خداوند سوگند! این ارزش خون همه اهل زمین را دارد؛ از اولین تا آخرین، غیر از انبیاء و ائمه(ع) که فقط اگر این بزرگواران کشته شوند، چیزی ارزش دیه خون آنان را ندارد. او پاسخ داد: آری.
امام علی بن الحسین(ع) به قاتل فرمودند: آیا ثواب تلقین شهادات به این فرد را برای من قرار میدهی تا دیه تو را بپردازم و از مرگ نجات یابی؟ گفت: ای پسر رسول خدا(ص)! من به این نیازمندم و تو از آن بی نیاز. هر آینه گناهان من بزرگ است و گناه من نسبت به این مقتول بین من و اوست، نه بین من و این ولی دم.
حضرت فرمودند: پس تسلیم مرگ شدن را بیش از گذشتن از این تلقین دوست داری؟ گفت: آری، ای پسر رسول خدا(ص).
حضرت به ولی مقتول فرمودند: ای بنده خدا! بین گناه این فرد نسبت به تو و نعمتی که به تو داده، سنجشی انجام ده. پدرت را کشت و او را از لذت دنیا محروم ساخت و تو را از بهره مندی از پدر در دنیا محروم کرد. بدان اگر صبر کردی و تسلیم مصیبت شدی، رفیق پدرت در بهشت خواهی بود. او به تو ایمان آموخت، پس بهشت همیشگی را برای تو واجب ساخت و از عذاب دائم الهی نجات بخشید، پس احسان او به تو به مراتب بیش از جنایت او بر تو است.
از این رو یا او را میبخشی و من هم به خاطر احسانی که به تو کرده است، حدیثی از فضیلت رسول خدا برای شما دو نفرنقل میکنم که برای تو بهتر از دنیا و هر آنچه در اوست میباشد و یا اینکه از عفو خودداری میکنی تا اینکه دیه را به تو ببخشم تا با او مصالحه کنی و حدیث را فقط برای او میگویم. پس آنچه از دست میدهی از این جهت بهتر از دنیا و آنچه در اوست میباشد، اگر با آن روایت عبرت گیری.
جوان گفت: ای پسر رسول خدا! از او گذشتم؛ بدون دیه و هر چیز دیگر؛ فقط به خاطر خدا و آنچه شما در مورد او خواستید، پس ای فرزند رسول خدا، حدیث را برایمان بیان فرما...». )(1)( .
1) . «قَالَ أَبُو مُحَمَّدٍ الْحَسَنُ الْعَسْکَرِی علیهالسلام إِنَّ رَجُلًا جَاءَ إِلَی عَلِی بْنِ الْحُسَینِ علیهالسلام بِرَجُلٍ یزْعُمُ أَنَّهُ قَاتِلُ أَبِیهِ فَاعْتَرَفَ فَأَوْجَبَ عَلَیهِ الْقِصَاصَ وَ سَأَلَهُ أَنْ یعْفُوَ عَنْهُ لِیعْظِمَ اللَّهُ ثَوَابَهُ فَکَأَنَّ نَفْسَهُ لَمْ تَطِبْ بِذَلِکَ فَقَالَ عَلِی بْنُ الْحُسَینِ علیهالسلام لِلْمُدَّعِی لِلدَّمِ الْوَلِی الْمُسْتَحِقِّ لِلْقِصَاصِ إِنْ کُنْتَ تَذْکُرُ لِهَذَا الرَّجُلِ عَلَیکَ فَضْلًا فَهَبْ لَهُ هَذِهِ الْجِنَایةَ وَ اغْفِرْ لَهُ هَذَا الذَّنْبَ قَالَ یا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ لَهُ عَلَی حَقٌّ وَ لَکِنْ لَمْ یبْلُغْ أَنْ أَعْفُوَ عَنْ قَتْلِ وَالِدِی قَالَ فَتُرِیدُ مَا ذَا قَالَ أُرِیدُ الْقَوَدَ فَإِنْ أَرَادَ لِحَقِّهِ عَلَی أَنْ أُصَالِحَهُ عَلَی الدِّیةِ صَالَحْتُهُ وَ عَفَوْتُ عَنْهُ فَقَالَ عَلِی بْنُ الْحُسَینِ علیهالسلام فَمَا ذَا حَقُّهُ عَلَیکَ قَالَ یا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ لَقَّنَنِی تَوْحِیدَ اللَّهِ وَ نُبُوَّةَ مُحَمَّدٍ رَسُولِ اللَّهِ وَ إِمَامَةَ عَلِی وَ الْأَئِمَّةِ علیهالسلام فَقَالَ عَلِی بْنُ الْحُسَینِ علیهالسلام فَهَذَا لَا یفِی بِدَمِ أَبِیکَ بَلَی وَ اللَّهِ هَذَا یفِی بِدِمَاءِ أَهْلِ الْأَرْضِ کُلِّهِمْ مِنَ الْأَوَّلِینَ وَ الآْخِرِینَ سِوَی الْأَنْبِیاءِ وَ الْأَئِمَّةِ(ع) إِنْ قُتِلُوا فَإِنَّهُ لَا یفِی بِدِمَائِهِمْ شَی ءٌ أَنْ یقْنَعَ مِنْهُ بِالدِّیةِ قَالَ بَلَی قَالَ عَلِی بْنُ الْحُسَینِ لِلْقَاتِلِ أَفَتَجْعَلُ لِی ثَوَابَ تَلْقِینِکَ لَهُ حَتَّی أَبْذُلَ لَکَ الدِّیةَ فَتَنْجُوَ بِهَا مِنَ الْقَتْلِ قَالَ یا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ أَنَا مُحْتَاجٌ إِلَیهَا وَ أَنْتَ مُسْتَغْنٍ عَنْهَا فَإِنَّ ذُنُوبِی عَظِیمَةٌ وَ ذَنْبِی إِلَی هَذَا الْمَقْتُولِ أَیضاً بَینِی وَ بَینَهُ لَا بَینِی وَ بَینَ وَلِیهِ هَذَا قَالَ عَلِی بْنُ الْحُسَینِ علیهالسلام فَتَسْتَسْلِمُ لِلْقَتْلِ أَحَبُّ إِلَیکَ مِنْ نُزُولِکَ عَنْ هَذَا التَّلْقِینِ قَالَ بَلَی یا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ فَقَالَ عَلِی بْنُ الْحُسَینِ لِوَلِی الْمَقْتُولِ یا عَبْدَ اللَّهِ قَابِلْ بَینَ ذَنْبِ هَذَا إِلَیکَ وَ بَینَ تَطَوُّلِهِ عَلَیکَ قَتَلَ أَبَاکَ حَرَمَهُ لَذَّةَ الدُّنْیا وَ حَرَمَکَ التَّمَتُّعَ بِهِ فِیهَا عَلَی أَنَّکَ إِنْ صَبَرْتَ وَ سَلَّمْتَ فَرَفِیقُکَ أَبُوکَ فِی الْجِنَانِ وَ لَقَّنَکَ الْإِیمَانَ فَأَوْجَبَ لَکَ بِهِ جَنَّةَ اللَّهِ الدَّائِمَةَ وَ أَنْقَذَکَ مِنْ عَذَابِهِ الدَّائِمِ فَإِحْسَانُهُ إِلَیکَ أَضْعَافُ أَضْعَافِ جِنَایتِهِ عَلَیهِ فَإِمَّا أَنْ تَعْفُوَ عَنْهُ جَزَاءً عَلَی إِحْسَانِهِ إِلَیکَ لَأُحَدِّثُکُمَا بِحَدِیثٍ مِنْ فَضْلِ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه وآله خَیرٌ لَکَ مِنَ الدُّنْیا بِمَا فِیهَا وَ إِمَّا أَنْ تَأْبَی أَنْ تَعْفُوَ عَنْهُ حَتَّی أَبْذُلَ لَکَ الدِّیةَ لِتُصَالِحَهُ عَلَیهَا ثُمَّ أَخْبَرْتُهُ بِالْحَدِیثِ دُونَکَ فَلَمَا یفُوتُکَ مِنْ ذَلِکَ الْحَدِیثِ خَیرٌ مِنَ الدُّنْیا بِمَا فِیهَا لَوِ اعْتَبَرْتَ بِهِ فَقَالَ الْفَتَی یا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ قَدْ عَفَوْتُ عَنْهُ بِلَا دِیةٍ وَ لَا شَی ءٍ إِلَّا ابْتِغَاءَ وَجْهِ اللَّهِ وَ لِمَسْأَلَتِکَ فِی أَمْرِهِ فَحَدِّثْنَا یا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ بِالْحَدِیثِ قَالَ عَلِی بْنِ الْحُسَینِ علیهالسلام إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه وآله لَمَّا بُعِثَ إِلَی النَّاسِ کَافَّةً بِالْحَقِّ بَشِیراً وَ نَذِیراً إِلَی آخِرِ مَا سَیأْتِی فِی أَبْوَابِ مُعْجِزَاتِهِ صلی الله علیه وآله»
از این روایات، جایگاه آموزش دین به مردم معلوم میگردد. روحانی و طلبه بودن در موقعیت تبلیغ، ارشاد و هدایت انسانها، دارای جایگاه بسیار ارزشمندی است، اگر مبلّغ قدر و منزلت آن را بداند.
فصل اول: مفهوم شناسی تبلیغ
جایگاه تبلیغ و مبلّغ دینی
آموزش معارف دین
تاکنون درباره هدایت کافران و منافقان و نجات شیعیان از دست شبهه افکنان و دشمنان اهل بیت عصمت و طهارت(ع) روایات بسیار ارزشمندی بیان گردید. اکنون درباره بیان معارف و مسائل دینی برای شیعیان مطالبی را مطرح خواهیم کرد:
در روایاتی از ضعفاء شیعه با عنوان ایتام آل محمد ذکر گردیده که خود قابل تأمل و توجه است. اگر انسان به یتیمی رسیدگی کند، برای خود سعادت میداند و همین گونه نیز هست، و رسیدگی به یتیمان اهل بیت حتما از سویی تکلیف و از سوی دیگر سعادت بسیار والایی خواهد بود.
«أَبِی مُحَمَّدٍ الْعَسْکَرِی(ع) قَالَ قَالَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِی(ع) فَضْلُ کَافِلِ یتِیمِ آلِ مُحَمَّدٍ الْمُنْقَطِعِ عَنْ مَوَالِیهِ النَّاشِبِ فِی رُتْبَةِ الْجَهْلِ یخْرِجُهُ مِنْ جَهْلِهِ وَ یوضِحُ لَهُ مَا اشْتَبَهَ عَلَیهِ عَلَی فَضْلِ کَافِلِ یتِیمٍ یطْعِمُهُ وَ یسْقِیهِ کَفَضْلِ الشَّمْسِ عَلَی السُّهَا؛ )(1)( امام حسن عسکری(ع) از امام حسن مجتبی(ع) نقل میکنند که فرمودند: کسی که یتیم آل محمد را تحت کفالت خود گیرد و کسی را که از امامان خویش بریده و در جهل خود گرفتار آمده از نادانی خارج ساخته و شبهات او را برطرف سازد، فضیلت او نسبت به کسی که کفالت یتیمی را به عهده گرفته و او را غذا و آب میدهد، مانند فضیلت خورشید است بر ستاره سُها (ستارهای که بسیار کم نور است.) نیاز مردم کره زمین به خورشید نسبت به نیازشان به ستاره سُها قابل قیاس نیست.»
1) . تفسیر منسوب به امام حسین عسکری(ع)، ص341.
در روایت دیگری نیز امام حسن عسکری(ع) از امام موسی بن جعفر(ع) نقل میکنند که:
«فَقِیهٌ وَاحِدٌ ینْقِذُ یتِیماً مِنْ أَیتَامِنَا الْمُنْقَطِعِینَ عَنَّا وَ عَنْ مُشَاهَدَتِنَا بِتَعْلِیمِ مَا هُوَ مُحْتَاجٌ إِلَیهِ أَشَدُّ عَلَی إِبْلِیسَ مِنْ أَلْفِ عَابِدٍ لِأَنَّ الْعَابِدَ هَمُّهُ ذَاتُ نَفْسِهِ فَقَطْ وَ هَذَا هَمُّهُ مَعَ ذَاتِ نَفْسِهِ ذَاتُ عِبَادِ اللَّهِ وَ إِمَائِهِ لِینْقِذَهُمْ مِنْ یدِ إِبْلِیسَ وَ مَرَدَتِهِ فَذَلِکَ هُوَ أَفْضَلُ عِنْدَ اللَّهِ مِنْ أَلْفِ أَلْفِ عَابِدٍ وَ أَلْفِ أَلْفِ عَابِدَةٍ؛ )(1)( یک فقیه که یتیمی از ایتام ما را نجات دهد؛ یتیمی که از ما بریده و از زیارت ما برای فراگیری آنچه که بدان احتیاج دارد محروم گشته، بر شیطان سختتر است از هزار عابد؛ برای اینکه همه همّت عابد، نجات خود اوست؛ اما این فرد عالم همتش برای نجات خود و بندگان و کنیزان خداست برای اینکه آنان را از دست شیطان و لشکریانش نجات بخشد. پس این عالم نزد خداوند از یک میلیون مرد عابد و یک میلیون زن عابده با فضیلتتر است.»
1) . تفسیر منسوب به امام حسین عسکری(ع)، ص343.
فصل دوم: تبلیغ در عصر غیبت
دانشمندان برتر در نگاه معصوم(ص)
برترین ها نزد خداوند
نشر و ترویج دین در هر زمان ارزشمند است، لیکن در زمان غیبت و هجوم همه جانبه دشمنان دین تبلیغ از جایگاه ویژهای برخوردار میشود؛ از اینرو به روایت ارزشمندی در این زمینه میپردازیم.
عن ابی محمد(ع) قال: قال علی ابن محمد(ع):
«لَوْ لَا مَنْ یَبْقَی بَعْدَ غَیْبَةِ قَائِمِکُمْ(ع) مِنَ الْعُلَمَاءِ الدَّاعِینَ إِلَیْهِ وَ الدَّالِّینَ عَلَیْهِ وَ الذَّابِّینَ عَنْ دِینِهِ بِحُجَجِ اللَّهِ وَ الْمُنْقِذِینَ لِضُعَفَاءِ عِبَادِ اللَّهِ مِنْ شِبَاکِ إِبْلِیسَ وَ مَرَدَتِهِ وَ مِنْ فِخَاخِ النَّوَاصِبِ لَمَا بَقِیَ أَحَدٌ إِلَّا ارْتَدَّ عَنْ دِینِ اللَّهِ وَ لَکِنَّهُمُ الَّذِینَ یُمْسِکُونَ أَزِمَّةَ قُلُوبِ ضُعَفَاءِ الشِّیعَةِ کَمَا یُمْسِکُ صَاحِبُ السَّفِینَةِ سُکَّانَهَا أُولَئِکَ هُمُ الْأَفْضَلُونَ عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلّ؛ )(1)(
امام حسن عسکری از امام علی النقی(ع) نقل میکند که:
1) . الاحتجاج علی اهل اللجاج، ج1، ص18.
بعد از غیبت قائم ما اگر کسانی از علماء باقی نمانند که مردم را به سوی آن حضرت بخوانند و به ایشان راهنمایی کنند و از دین او با دلائل الهی دفاع کنند و ضعفاء بندگان خدا را از دامهای شیطان و فاسقان و کمین گاههای دشمنان اهل بیت نجات دهند، هیچ کس نمیماند مگر آن که از دین خدا باز میگشت. لیکن اینان هستند که سررشته قلوب ضعفاء شیعه را با جدیت نگاه میدارند؛ همانگونه که ناخدای کشتی سکان آن را در چنگ میگیرد. تنها اینان نزد خداوند برتریناند.»
مبلغین دین که نشر معارف اسلامی، گسترش دین و تربیت انسانهای پارسا و عامل به دستورات اسلامی، مهمترین وجهه همت و عمیقترین آرمان درونی آنان است، گه گاه در خلوت باخدای خویش به این میاندیشند که در فضای غبار گرفته و نفاق آلود زمان که عدهای تنها به دنیا میاندیشند و عدهای هم برای رسیدن به دنیای خویش معارف دینی را مورد تجاوز قرار میدهند و شبهه پراکنی در دستور کار دشمن قرار گرفته، چه باید کرد که از بین واجبها به اوجب پرداخته و از میان هزاران مهم بر اهم تاکید کرده باشند تا رضای الهی جلب، مردم رستگار و مبلّغ در انجام مسئولیت خویش موفق و نگاه رضایت آمیز ولی عصر امام زمان(ع) در مسیر پرتلاطم زندگی همراه او باشد.
روایتی که بیان شد میتواند در این عرصه راهنمایی باشد تا مبلّغ در شناخت مسیر اصلی خود در زمان غیبت موفق شود و به مقام ارزشمند «با فضیلتترین دانشمند» در پیشگاه الهی نائل گردد.
فصل دوم: تبلیغ در عصر غیبت
دانشمندان برتر در نگاه معصوم(ص)
هدایت انسانها در گرو فعالیت دانشمندان
امام(ع) در این روایت نجات و هدایت انسانها از گمراهی را در گرو فعالیت دانشمندانی معرفی میکند که دارای خصائص ذیلاند:
1- مردم را به سوی امام زمان(ع) میخوانند؛ مسئلهای که با گذر زمان آرام آرام در لابلای بحثهای اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و جناحی رنگ باخته و مورد غفلت قرار میگیرد.
اگر ما مردم را به سوی آن حضرت بخوانیم و آنان را منتظر تربیت کنیم، شاخصی ایجاد کرده ایم که هر کسی رفتار، گفتار، عملکرد و افکار خود را براساس آن شاخص تنظیم میکند.
کسی که با حال انتظار زندگی کند، به گونهای خود را میسازد که هرگاه او ظهور کند به راحتی از همه تمایلاتش دست شسته، آماده و بدون تعلل برای سربازی و جانفشانی سر از پای نمیشناسد و سبک بال به سوی آن حضرت پرکشیده، ندایش را لبیک میگوید.
مردمی با این خصائص، هیچ گاه در دام تزویر، خدعه، حرام خواری، ظلم و ستم، کلاهبرداری، شهوت رانی و هوس پرستی نمیافتند و در یک کلام غلام حلقه به گوش شیطان نمیشوند. انتظار با این ویژگی، سازنده و بهترین اعمال امت پیامبر(ص) قلمداد میشود.
پیامبر اکرم(ص) فرمودند:
«اَفْضَلُ اَعْمَالِ اُمَّتیِ اِنْتِظَارُ الْفَرَجِ؛ )(1)(
برترین اعمال امت من انتظار فرج است.»
2- در صورتی که افرادی آن حضرت را نشناسند، این وظیفه عالمان برتر است که مردم را به آن حضرت راهنمایی کنند.
ظهور منجی و مصلح جهانی از مسائل پذیرفته شده در همه ادیان است. در اسلام نیز ظهور منجی به نام مهدی فرزند حسن از حقایق غیر قابل انکار است و در منابع بسیاری از اهل سنت این مطلب با صراحت بیان شده است و اگر شبههای در بین مذاهب اسلامی وجود داشته باشد در مصداق آن است.
ما شیعیان بر این باوریم که آن حضرت زنده و حجت خدا بر روی زمین است، لیکن مذاهب دیگر اسلامی در انتظار به دنیا آمدن و قیام آن حضرت به سر میبرند.
1) . صحیفه امام رضا(ع)، کنگره جهانی امام رضا(ع)، مشهد،1406 ق، ص 54.
تبیین همین امور و بحث پیرامون شخصیت آن بزرگوار، طول عمر آن حضرت، نظارت ایشان بر اعمال و کردار شیعیان و تأثیر وجودی حجت خدا در گردونه هستی و... همه دلالت کردن مردم به سوی آن بزرگوار میباشد.
3- دفاع از دین: دفاع از دین آن حضرت، در زمان غیبت، از حساسترین رسالتهای عالمان برتر است. آنان با دلائل الهی از دین خدا دفاع میکنند.
اگر کسی بخواهد به دلائل الهی دست یابد و بدان وسیله از دین خدا دفاع کند باید در مکتب ثقلین به آموزش بنشیند.
ای کاش همه پیروان اسلام به جای آن که به دنبال ابداع دلیل در دفاع از دین باشند، به قرآنی که حتما در دفاع از خود کمبودی ندارد تمسک جسته، قبل از هر چیز از دلائل قرآن و اهل بیت در دفاع از خود باخبر میشدند و به توانایی اسلام در اثبات حقانیت خویش ایمان میآوردند و از خود قرآن و اهل بیت شیوه دفاع از دین و دلائل گوناگون آن را میآموختند و این راه عالمان برتر در زمان غیبت است.
مگر پیامبر(ص) در آخرین لحظات عمر خود برای نجات از گمراهی و ضلالت، تمسک به ثقلین را توصیه نفرمود؟
چرا برای شناخت راه و شیوه هدایت خود و دیگران از قرآن و اهل بیت مدد نجوییم؟
4- حفظ شیعیان از مفاسد: عالمانی با فضیلت ترند که در زمان غیبت برای دور ساختن شیعیان از دامهای شیطان، کافران، منافقان و فاسقان تلاش میکنند و با تمام وجود از انحراف و آلودگی آنان جلوگیری میکنند.
از آنجا که عالمان دلسوز براساس آیات قرآن و روایات، فساد را از صلاح و مفاسد را از مصالح میشناسند، در مقابل صفوف شیطان، کافران، منافقان و فاسقان میایستند و پرتگاههای ضلالت و گمراهی را به مردم نشان میدهند تا در دامهای فریب شیطان گرفتار نیایند.
5- مقابله با دشمنان اهل بیت: از جمله وظائف عالمان با فضیلت، ایستادگی در مقابل شیطنتهای دشمنان اهل بیت میباشد.
امروزه آنان که سرسختانه با شیعه به مخالفت برخاستهاند، سعی دارند در جهت منافع قدرتهای جهانی به تضعیف تشیع بپردازد و در آموزشهای آنان یکی از مهمترین آموزه هایی که بر آن اصرار دارد مخالفت با شیعه است. آنها که عقایدی خطرناک و مطرود در دیدگاه کلیه مذاهب اهل سنت دارند با سرعت در مناطق مختلف جهان و بیش از همه در ایران نفوذ کرده وتمام همت آنان جداسازی اهل سنت از شیعیان است که از سویی با گذر زمان تحت تأثیر معارف حقه تشیع واقع نشوند و از سوی دیگر زمینه رویارویی اهل سنت با شیعیان فراهم گردد.
اگر زمانی اهل سنت همراه با شیعیان در حسینیهها به عزاداری برای شهادت سالار شهیدان جمع میشدند و در موارد بسیاری به زیارت امام رضا(ع) مشرف میشدند، با فعالیتهای وهابیت این نقاط همنشینی دو مذهب مورد هجوم واقع شده و سعی میشود روز به روز آنان را نسبت به یکدیگر حساستر کنند.
در این گیر و دار عالمان متعهد، هرگز شیعیان محروم را در مقابل دشمنان بی رحم و بی منطق اهل بیت(ع) رها نکرده، در هدایت قلبهای آنان، عالمانه، مدبرانه و مجدانه میکوشند که اگر چنین نکنند همه از دین خدا باز میگردند.
فصل سوم: پاداش اخروی تبلیغ
زیباترین حرکت انسانی
روایات معصومین(ع)
زیباترین حرکت انسانی در فرهنگ اسلام، راهنمایی و آموزش معارف دین به مردم میباشد. اگر آدمی کمی دقت کند، این امر خود بسیار لذت بخش بوده، آرامش توصیف ناپذیری برای اهل توجه دارد؛ اما اجر و پاداش اخروی این فعالیت انسان ساز از لسان روایات شنیدنی است.
امام موسی بن جعفر(ع) از پدرانشان(ع) و آن بزرگواران از پیامبر(ص) نقل میکنند که فرمودند:
«مَنْ یشْفَعْ شَفَاعَةً حَسَنَةً أَوْ أَمَرَ بِمَعْرُوفٍ أَوْ نَهَی عَنْ مُنْکَرٍ أَوْ دَلَّ عَلَی خَیرٍ أَوْ أَشَارَ بِهِ فَهُوَ شَرِیکٌ وَ مَنْ أَمَرَ بِسُوءٍ أَوْ دَلَّ عَلَیهِ أَوْ أَشَارَ بِهِ فَهُوَ شَرِیکٌ؛ )(1)( کسی که در امر نیکی کمک کند یا امر به معروف یا نهی از منکر کند و یا بر خیری مردم را راهنمایی و یا بدان اشاره نماید، پس او در آن شریک است و کسی که به بدی راهنمایی و یا اشاره کند، در آن شریک خواهد بود.»
مبلغ گرامی! آنچه را که از خیر و نیکی به مردم میآموزید و آنان انجام میدهند، شما در آن شریک هستید.
1) . بحار الانوار، ج2، ص24.
«عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ إِنَّ الرَّجُلَ لَیتَکَلَّمُ بِالْکَلِمَةِ فَیکْتُبُ اللَّهُ بِهَا إِیمَاناً فِی قَلْبِ آخَرَ فَیغْفِرُ لَهُمَا جَمِیعاً؛ )(1)( امام صادق(ع) میفرماید: هر آینه مردی سخنی بیان میکند و خداوند بدینوسیله ایمان در قلب دیگری قرار میدهد، پس خداوند هر دوی آنان را میآمرزد.»
امام صادق(ع) از پیامبر اکرم(ص) نقل میکند که فرمودند:
«یجِیءُ الرَّجُلُ یوْمَ الْقِیامَةِ وَ لَهُ مِنَ الْحَسَنَاتِ کَالسَّحَابِ الرُّکَامِ أَوْ کَالْجِبَالِ الرَّوَاسِی فَیقُولُ یا رَبِّ أَنَّی لِی هَذَا وَ لَمْ أَعْمَلْهَا فَیقُولُ هَذَا عِلْمُکَ الَّذِی عَلَّمْتَهُ النَّاسَ یعْمَلُ بِهِ مَنْ بَعْدَک؛ )(2)( مردی در روز قیامت میآید که برای او حسنات [بسیاری است]مانند ابر متراکم و کوههای برافراشته، پس میگوید: خدایا این حسنات از کجاست، در حالی که من آنها را انجام نداده ام؟ پس پاسخ میدهد: این علم توست که به مردم آموختی و آنان بعد از تو بدان عمل کردند.»
و در روایت دیگری از پیامبر(ص) نقل شده که فرمودند:
«أَلَا أُحَدِّثُکُمْ عَنْ أَقْوَامٍ لَیسُوا بِأَنْبِیاءَ وَ لَا شُهَدَاءَ یغْبِطُهُمْ یوْمَ الْقِیامَةِ الْأَنْبِیاءُ وَ الشُّهَدَاءُ بِمَنَازِلِهِمْ مِنَ اللَّهِ عَلَی مَنَابِرَ مِنْ نُورٍ فَقِیلَ مَنْ هُمْ یا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ هُمُ الَّذِینَ یحَبِّبُونَ عِبَادَ اللَّهِ إِلَی اللَّهِ وَ یحَبِّبُونَ عِبَادَ اللَّهِ إِلَیَّ قَالَ یأْمُرُونَهُمْ بِمَا یحِبُّ اللَّهُ وَ ینْهَوْنَهُمْ عَمَّا یکْرَهُ اللَّهُ فَإِذَا أَطَاعُوهُمْ أَحَبَّهُمُ اللَّهُ؛ )(1)( آیا خبر ندهم به شما از گروه هایی که از انبیاء و شهداء نیستند، ولی در قیامت، انبیا و شهداء آرزوی جایگاه آنان را دارند، به جهت جایگاه آنها نزد خداوند که بر منبرهایی از نور هستند. سؤال شد: ای رسول خدا! اینان کیانند؟
پیامبر فرمودند: اینان بندگان خدا را نزد خداوند مورد علاقه قرار میدهند و بندگان خدا را نزد من دوست داشتنی قرار میدهند. سپس فرمودند: مردم را به آنچه خدا دوست میدارد امر میکنند و آنها را از آنچه خداوند ناپسند میداند نهی میکنند. پس هنگامی که مردم اطاعت کردند خداوند آنها را دوست میدارد.»
1) . بحار الانوار، ج2، ص24.
انشاء الله همگی جایگاه حساس روحانی و عالم دین بودن را شناخته و با تمام وجود و علاقه در جهت نشر معارف دینی و نجات بندگان خدا از ضلالت، و دستگیری از ایتام آل محمد(ص) و داشتن آخرتی آباد و سعادتمند که مورد علاقه انبیاء و شهداء است موفق باشیم. با تلاش، پیگیری و دلسوزی برای هدایت انسانها و خستگی ناپذیری و کوشش، میتوان به چنین مقصدی نایل شد.
سخنران و مبلّغ باید قبل از هر چیز به دنبال جذب مردم به خدا باشد، نه آنکه فکر جذب مردم به خود را در سر بپروراند که این تضییع همه زحمات و تلاشها است.
فصل چهارم: اهداف تبلیغ
اهداف تبلیغ
مقدمه
از آنجا که وظیفه علماء دین پیگیری اهداف انبیاء عظام(ع) میباشد، بهتر است اهداف کلان بعثت انبیاء الهی(ع) شناخته شده و همه فعالیتهای مبلّغان در جهت تحقق آن اهداف شکل گیرد.
برخی از اهداف پیامبران به عنوان شاخصهای اصلی مطرح بوده و مسائل بسیاری به صورت تابعی میباشد که این نوع مباحث به صورت تفکیک شده باید در فعالیتهای تبلیغی مورد توجه باشد و الّا مبلّغ دچار مشکل پردازش به مباحث فرعی و گاهی غیر اصولی گردیده و مردم را نیز به خطا میاندازد. از باب نمونه میتوان به بحث خداپرستی اشاره کرد. امر مهم و حساس خدا پرستی بنیادیترین مسئله تبلیغی است که اگر فردی در خداپرستی تردید دارد، بیان احکام و اخلاقیات اسلام و... کاری بیهوده به نظر میرسد؛ از اینرو شناخت اهداف اصلی، کلان و بنیادن دین از ضروریات در عرصه تبلیغ میباشد.
برای شناخت اهداف کلان انبیاء بهترین منبع قرآن مجید میباشد که ما با استناد به آیات قرآن مواردی را بیان میکنیم.
فصل چهارم: اهداف تبلیغ
اهداف تبلیغ
خدا پرستی
از مهمترین اهداف انبیاء گسترش خداپرستی در بین جوامع مختلف بوده است. قرآن مجید میفرماید:
(وَ لَقَدْ بَعَثْنا فی کُلِّ أُمَّةٍ رَسُولاً أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ اجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ)؛ )(1)( «و همانا در هر امتی پیامبری فرستادیم که [اعلام کند که] خدا را بپرستید و از [پرستش] طاغوت بپرهیزید.»
در جای دیگر میفرماید:
(وَ مَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِکَ مِن رَّسُولٍ إِلَّا نُوحِی إِلَیهِ أَنَّهُ لَا إِلَاهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدُونِ)؛ )(2)( «پیش از تو هیچ رسولی نفرستادیم مگر آنکه به او وحی کردیم که غیر از من خدایی نیست، پس مرا بپرستید.»
اگر در قرآن بخواهیم اهم فعالیت انبیاء(ع) به ویژه پیامبر اسلام(ص) را بررسی کنیم، میبینیم بخش عمدهای از زحمات این بزرگواران در راستای تحقق خداپرستی و گسترش آن بوده است.
فصل چهارم: اهداف تبلیغ
اهداف تبلیغ
فراگیری عدالت
اجرای عدالت و جلوگیری از ظلم در ساحتهای اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی، از اهداف بزرگ ارسال رسل و بعثت پیام آوران الهی بوده است. ظلم و بیداد انسانها را به جای عبودیت خداوند به کرنش در مقابل ستمگران واداشته و از بزرگترین نعمت اِلهی که آزادی است، محروم میسازد.
قرآن مجید میفرماید:
(لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَیناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْکِتابَ وَ الْمیزانَ لِیقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَ أَنْزَلْنَا الْحَدیدَ فیهِ بَأْسٌ شَدیدٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ وَ لیعْلَمَ اللَّهُ مَنْ ینْصُرُهُ وَ رُسُلَهُ بِالْغَیبِ إِنَّ اللَّهَ قَوِی عَزیزٌ)؛ )(1)( «ما پیامبرانمان را با دلیلهای روشن فرستادیم و با آنها کتاب و میزان را نیز نازل کردیم تا مردم به عدالت عمل کنند. و آهن را که در آن نیرویی سخت و منافعی برای مردم است فروفرستادیم، تا خدا بداند چه کسی در غیاب، او و پیامبرانش را یاری میکند. زیرا خدا توانا و پیروزمند است.»
یکی از مهمترین تفاوتها بین مبلغین اسلام و مسیحیت آن است که کلیسا در موارد بسیاری نه تنها ظلم ستیز نبوده، بلکه تاریخ گواه آنست که توجیه گر ظلم ستمگران و پیشقراول استثمار قدرتهای بزرگ جهانی بوده است؛ اما روحانیون شیعه در طول تاریخ به ویژه در زمان ما همواره به حکومتی عادل میاندیشیده و تلاشهای خستگی ناپذیری داشته است، تا آنجا که در این راه شهدای فراوانی را تقدیم عدالت گستری دین نمودهاند.
1) . حدید / 25.
گاهی گفته میشود که بهتر است روحانیون برای جذب مردم به دین در مسائل سیاسی دخالت نکند تا قداست آنان پایدار مانده و محبوبیت عمومی یابند، البته با چنین رویهای این افراد در جذب انسانهای مرفه بی درد موفق میشوند، اما مؤمنان خدا جویی که برای حفظ دین خدا از جان ومال و هستی خویش به راحتی میگذرند را، از دست میدهند.
اینان همان مدل روحانیت مسیحیت را پیشنهاد میدهند، این نوع روحانیت باید بخشی از مفاهیم و معارف قرآنی را رها کرده، به روشی روی آورند که در نهایت همان اسلام آمریکایی ترویج شود این رویه نه تنها در اسلام مقبولیت ندارد، بلکه در هیچ یک از ادیان آسمانی نیز پذیرفته نیست. آری اگر ادیانی با این رویه دیده میشود، ادیان تحریف شدهای است که هواهای نفسانی و امیال شیطانی آدمیان در آن دخالت نموده است.
نتیجه آنکه روحانیون شیعه و مبلغین موظف هستند برای گسترش عدالت در ابعاد مختلف، از محل تبلیغ گرفته تا کل جهان با تمام توانمندیها بکوشند؛ زیرا این امر از مهمترین اهداف انبیاء میباشد.
فصل چهارم: اهداف تبلیغ
اهداف تبلیغ
تعلیم کتاب و حکمت
یکی دیگر از اهداف پیامبران، رشد عقلی انسانها و افزایش درک، دانش و تعلیم کتاب و حکمت به آنان بوده است.
قرآن مجید میفرماید:
(هُوَ الَّذی بَعَثَ فِی الْأُمِّیینَ رَسُولاً مِنْهُمْ یتْلُوا عَلَیهِمْ آیاتِهِ وَ یزَکِّیهِمْ وَ یعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ إِنْ کانُوا مِنْ قَبْلُ لَفی ضَلالٍ مُبینٍ)؛ )(1)( «او خدایی است که در میان مردم بی سواد پیامبری از خود آنان مبعوث داشت تا آیاتش را بر آنها بخواند و (از اخلاقیات زشت) منزه سازد و کتاب و حکمت شان بیاموزد. اگر چه پیش از آن در گمراهی آشکار بودند.»
در این آیه کریمه در مییابیم که پیامبر(ص) در جامعهای مبعوث به رسالت میشود که از شاخصههای مهم شناختی آن، بیسوادی و کاستی علمی آنها است و پیامبر اسلام(ص) موظف به رشد علمی و آگاهی آنها و تعلیم کتاب و حکمت است.
1) . جمعه /2.
جایگاه تعقل و اندیشه در قرآن مجید به حدی است که اگر کسی آشنایی اندکی با این کتاب آسمانی داشته باشد، درمی یابد تا چه اندازه مخاطبان خود را به تعقل و تفکر ترغیب نموده است.
تنها کتاب آسمانی مصون مانده از تحریف، در موارد بسیاری پس از اقامه برهان و بیان استدلالهای محکم، با جملات «اَفَلَا تَعْقِلُونَ» و« اَفَلَا تَتَفَکِّروُنَ» افراد را به تعقل و تفکر فرا میخواند.
در مواردی هم این کتاب آسمانی علت انحراف انسانها و عدم پذیرش حق توسط معاندین را نیاندیشیدن و عدم تعقل بیان میکند.
در کریمهای میفرماید:
(وَ لَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ کَثیراً مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لا یفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْینٌ لا یبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا یسْمَعُونَ بِها أُولئِکَ کَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِکَ هُمُ الْغافِلُونَ)؛ )(1)( «بسیاری از جن و انس را برای جهنم بیافریدیم. کسانی که دلهایی دارند ولی با آن نمیفهمند و چشمهایی که با آن نمیبینند و گوشهایی که با آن نمیشنوند. اینان همانند چارپایانند، بلکه گمراهتر از آنها، اینان همان غافلانند.»
1) . الأعراف/ 179.
در جای دیگر قرآن کریم کسانی را که تعقل نمیکنند، بدترین جنبندگان معرفی و میفرماید:
(إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُکْمُ الَّذینَ لا یعْقِلُونَ)؛ )(1)( «بدترین جانوران نزد خدا کسانی هستند که، کر و لال و اصلا تعقل نمیکنند.»
در این آیه باید به نکتهای توجه داشت و آن اینکه قرآن نمیفرماید بدترین انسانها؛ بلکه میفرماید بدترین جنبنده، انسانهای بی تعقل اند. این تعبیر نشان دهنده سقوط انسان در حد پائینتر از همه حیوانات است.
در آیاتی هم پس از شمردن نعمتها میفرماید:
(إِنَّ فی ذلِکَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یعْقِلُونَ)؛ )(2)( «در این نعمتها نشانه هایی برای اندیشه ورزان است.»
از مجموع این آیات اهمیت جایگاه عقل در منظومه معارف اسلامی به خوبی معلوم میگردد؛ از اینرو مبلّغان دین لازم است بیش از هر چیز به فعال سازی عقل و اندیشه مخاطبان رو آورند و از بیان مسائل ضعیف حدسی، بیان خواب، اوهام و سخنانی از این دست در حوزه مباحث عقلی که امروز برای انسانهای فهیم و دانشمند سخنان بی منطق و استدلال تلقی میگردد، به شدت پرهیز کنند.
فصل چهارم: اهداف تبلیغ
اهداف تبلیغ
رشد فضائل اخلاقی
یکی از اهداف اساسی پیامبران جهت هدایت انسانها، رشد سجایای اخلاقی و دور ساختن جامعه از مفاسد بوده است. با مروری بر تاریخ پیامبران(ع) در قرآن، آیات بسیاری به چشم میخورد که پیامبران الهی(ع) در برابر رذائل اخلاقی و مفاسد اجتماعی ایستادگی نموده و با تمام توان در جهت اصلاح جامعه میکوشیدند.
پیامبر اسلام(ص) نیز در این عرصه با جدیت تلاش کرده و قرآن مجید پاکسازی انسانها از آلودگی را از اهداف بعثت پیامبر(ص) بر شمرده، میفرماید:
(هُوَ الَّذی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ إِنْ کانُوا مِنْ قَبْلُ لَفی ضَلالٍ مُبینٍ)؛ )(1)( «او خدایی است که در میان مردم بی سواد پیامبری از خود آنان مبعوث داشت تا آیاتش را بر آنها بخواند و (از اخلاقیات زشت) منزه سازد و کتاب و حکمت شان بیاموزد. اگر چه پیش از آن در گمراهی آشکار بودند.»
1) . جمعه /2.
اهمیت نشر ارزشهای اخلاقی در جامعه تا حدی است که پیامبر گرامی اسلام(ص) میفرماید:
«عَلَیْکُمْ بِمَکَارِمِ الْأَخْلَاقِ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ بَعَثَنِی بِهَا؛ )(1)( بر شما باد به مکارم اخلاق که خداوند عزّوجلّ مرا به مکارم اخلاق مبعوث کرد.»
مبلّغان دینی هم از باب «إِنَّ الْعُلَمَاءَ وَرَثَةُ الْأَنْبِیَاءِ» )(2)( وظیفه دارند ابتدا بر گسترش خداپرستی همت گمارده و سپس تزکیه انسانها از رذائل اخلاقی و احیاء اخلاق حسنه را به عنوان وظیفه اصلی خویش قلمداد کنند.
برای دست یابی به این هدف، قبل از هر اقدامی، شناخت عالمانه فضای تبلیغ مطرح است. مبلغ نباید صرفا به خواندن نماز جماعت و سخنرانی اکتفا کند و از آنچه در محل تبلیغ او میگذرد غافل بماند.
امام صادق(ع) میفرماید:
«... الْعَالِمُ بِزَمَانِهِ لَا تَهْجُمُ عَلَیْهِ اللَّوَابِسُ؛ )(1)( کسی که به زمان خویش آگاه باشد، امور مشتبه بر او هجوم نمیآورد.»
مبلغ در محل تبلیغ نسبت به فرهنگ دینی مردم مسئول است؛ او باید از رویدادهای اطراف خویش اطلاع کافی داشته، برنامههای تبلیغی خود را در جهت تصحیح ناهنجاریهای اجتماعی طراحی کرده، مجدانه پیگیری کند.
برای آنکه مبلّغ بتواند برنامههای تبلیغی خود را در جهت تزکیه و اصلاح مفاسد اخلاقی متمرکز کند، ابتدا لازم است اطلاعات مورد نیاز در حیطههای ذیل گردآوری شود، سپس برنامههای تبلیغی طراحی گردد.
1) . کافی، ج1، ص27.
مسائل اخلاقی مربوط به روابط خانوادگی افراد؛ مانند رابطه مرد با زن و فرزندان، پدر و مادر و خویشان؛
مسائل اخلاقی مطرح در سطح جامعه که در عرصه فرهنگ اجتماعی خودنمایی میکنند؛ مانند سرقت، بد حجابی، بی بند و باری، ناهنجاریهای رفتاری و...؛
مفاسد اجتماعی مربوط به اخلاقیات حاکم در جریان کسب و کار، روابط اقتصادی و اجتماعی؛ مانند ربا، غش در معامله، کلاهبرداری، کم فروشی، خیانت، کم کاری و...؛
حرکتهای ضد ارزشی در فراز و نشیبهای سیاسی و فعالیتهای حزبی؛
مفاسد اجتماعی مربوط به حاکمان و مدیران در بدنه حکومت، سازمانها و ادارات.
مبلغ لازم است در هر بخش از موارد فوق به دور از تجسسهای بی جا، مفاسد پیدای اخلاقی را شناخته و در کنار آن، ملکات اخلاقی جامعه را نیز در هر یک از موضوعات فوق مورد بررسی قرار دهد و آنگاه برای تصحیح و تأمین کاستیهای هر بخش، به برنامه ریزی روی آورد.
فصل پنجم: اخلاق و خود سازی در تبلیغ
اخلاق تبلیغ
مقدمه
با توجه به اهداف متعالی انبیاء الهی و اهمیت و اجر و پاداش عظیم اخروی تبلیغ دین لازم است مبلّغان با جدیت به حسن انجام و موفقیت در تبلیغ بیاندیشند و با بهترین شیوه ممکن این رسالت خطیر را بر عهده گیرند؛ چون هدف در تبلیغ، همان اهداف پیامبران خداوند بوده و در یک کلمه هدایت انسانهاست و اگر این اهداف با شیوه صحیح دنبال نشود، نتیجه مطلوب به دنبال نخواهد آمد؛ از اینرو لازم است به طور جد به موفقیت بیشتر فکر و راههای مناسب را یافته و با حساسیت دنبال کرد.
در این کتاب سعی میشود عوامل موفقیت مبلّغان مورد توجه و بحث قرار گرفته و زمینه رشد فعالیت مبلّغان فراهم گردد، که از مهمترین عوامل، اخلاق مبلّغان و رعایت اخلاق تبلیغی است.
فصل پنجم: اخلاق و خود سازی در تبلیغ
اخلاق تبلیغ
ضرورت پرداختن به اخلاق تبلیغ
گرچه علم و عمل از محورهای اساسی در موفقیت مبلّغ میباشد؛ اما باید توجّه داشت که عوامل بسیار دیگری در دستیابی مبلّغ به اهداف تبلیغی او مؤثرند.
از جمله عوامل مؤثر در موفقیت مبلّغ، رعایت مسائل اخلاقی است. کسانی که به اخلاق فردی، اجتماعی و عبادی متخلّق باشند، در تبلیغ دین موفقتر بوده و به راحتی میتوانند مردم را به دین و ارزشهای دینی جلب و به تصحیح فکر و کردار آنان بپردازند.
اهتمام به مباحث اخلاقی اسلام در همه ابعاد، از سویی رمز موفقیت مبلّغ و از سوی دیگر آموزش عملی معارف دینی به مردم است.
اگر مبلّغ مسائل اخلاقی را رعایت نکند، ضمن اینکه در فعالیت تبلیغی نا موفق میشود، مردم را از روحانیت دور نموده، در نتیجه ارتباط عدهای را با منبع دریافت اطلاعات دینی قطع میکند و از آن مشکلتر آنکه گاهی موجب بدبینی به دین و آئین میشود که خود بسیار قابل تأمل است.
فصل پنجم: اخلاق و خود سازی در تبلیغ
اخلاق تبلیغ
تعریف اخلاق
اخلاق جمع «خلق» و «خلق»، به معنای خوی است. خلق و خوی، به صفاتی اطلاق میشود که در وجود آدمی نهادینه شده باشد؛ به گونهای که انسان به کارهایی مناسب با آن به طور طبیعی میپردازد؛ زیبا باشد یا زشت.
در لسان روایات نیز اخلاق به معنای خوی، اعم از خوی زشت و یا زیبا استعمال شده است.از اینرو در موارد بسیاری اخلاق با قید ذکر شده است؛ مانند مکارم اخلاق و یا محاسن الاخلاق که برای اخلاقیات نیکو به کار رفته و مساوی الاخلاق یا خلق السیّئ برای خوی بد و زشت استعمال شده است.
در روایتی از پیامبر اسلام(ص) نقل شده است که در وصیتی به امیرالمؤمنین(ع) مواردی را توصیه و در پایان فرمودند:
«عَلَیکَ بِمَحَاسِنِ الْأَخْلَاقِ فَارْکَبْهَا وَ مَسَاوِی الْأَخْلَاقِ فَاجْتَنِبْهَا فَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَلَا تَلُومَنَّ إِلَّا نَفْسَکَ؛ )(1)( بر تو باد به اخلاقیات نیکو که آن را به کارگیری و از اخلاقیات زشت پرهیز کنی و اگر چنین نکردی، جز خودت را ملامت نکن.»
در این روایت ملاحظه شد که پیامبر(ص) واژه اخلاق را در خلق خوب و بد، هردو، به کار برده است.
مطلب دیگری که از این روایت به خوبی فهمیده میشود و قابل تأمل جدی است، آن است که برخی بر این باور خطا هستند که اخلاقیات در وجود انسانها به طور فطری قرار داده شده و اگر کسی بد رفتار و دارای اخلاقیات ناپسند باشد نمیتواند خود را از این خلق و خوی برهاند، در حالیکه اگر چنین بود، دستور پیامبر تکلیف ما لایطاق بود و امر به آن قبیح؛ اما از این روایت به روشنی دریافت میشود که انسان میتواند اخلاقیات خوب یا بد را کسب کند و خود را به شکل شایسته و یا ناشایست تربیت کند.
1) . کافی، ج8، ص79.
فصل پنجم: اخلاق و خود سازی در تبلیغ
اخلاق تبلیغ
اخلاق تبلیغ
هنگامی که از اخلاق تبلیغ بحث میشود، مقصود همان اخلاقی است که در فصل گذشته تعریف شد؛ که البته با کاربرد آن در تبلیغ لحاظ میشود، در نتیجه میتوان اخلاق تبلیغ را اینگونه تعریف کرد:
«خلقیات، خویها و اخلاقیاتی زیبا و یا زشت که در مبلّغ نهادینه گشته و میتواند در عرصه تبلیغ کاربرد مثبت و یا منفی داشته باشد. این اخلاقیات قابل تغییر بوده و افراد میتوانند خود را از زشتیها رهانده و به نیکوییها مزین سازند.»
با توجه به تعریفی که از اخلاق تبلیغ مطرح شد، پرداختن به همه مباحث اخلاقی در اینجا مورد توجه؛ نیست بلکه در این نوشته سعی بر آن است تنها مواردی از مباحث اخلاقی که در موفقیت مبلّغان تأثیر شگرف دارد بیان شود.
فصل پنجم: اخلاق و خود سازی در تبلیغ
اخلاق تبلیغ
دوران سازندگی اخلاقی
نوجوانی
اخلاق در ابعاد مختلف از جمله اخلاق تبلیغ باید از سنین کم و حد اکثر باید از نوجوانی مورد توجه قرار گیرد. اگر پدران و مادران میتوانستند از زمان بارداری، شیر خوارگی و کودکی این امر را مورد توجه قرار دهند، کار بسیار شایستهای بود؛ همانگونه که مادران برخی از عالمان پارسا به این مسئله توجه ویژه داشتهاند. لیکن اگر خانوادهای از زمان بارداری، شیر خوارگی و کودکی به این مسئله توجه جدی نداشتهاند، لازم است طلاب از زمان زندگی در حجره کار سازندگی و تربیت اخلاقی خود را برای عرصه تبلیغ آغاز و با جدیت دنبال کنند.
حجره
تمرین و ممارست ملکات اخلاقی باید از حجره شروع و در مراحل مختلف تحصیل و تبلیغ به طور جدی مورد توجه مبلّغ باشد. اخلاقیاتی مانند ایثار و گذشت، تواضع و فروتنی، پاکی و صداقت، پرهیز از حسد، خود را مانند دیگران دانستن و از انتظارات بیجا و طلبکاری احترام از مردم پرهیز کردن، به مردم " انا بشر مثلکم " گفتن و...، باید از نوجوانی و جوانی با جدیت دنبال شود تا مبلّغ برای عرصه تبلیغ آماده گردد.
طلبهای که نمیتواند در درون حجره با هم حجرهای خود ارتباط منطقی داشته باشد و یا در هنگام مباحثه نمیتواند غرور خود را مهار کند و در جایی که مطلبی را از هم مباحثهای یاد گرفته نمیتواند به توانمندی دوست خویش اذعان کند، در دنیای تبلیغ نمیتواند مبلّغ توانمند و مؤثری را که در مردم نافذ بوده، توان هدایت انسانها را دارد تحمل کند.
طلبهای که خود را نساخته، با ورود به میدان تبلیغ، اگر شهرتی هم حاصل شود بسیار خطرناک و مضر میشود.
عرصه تبلیغ
در کوران حوادث تبلیغ، برخی روز به روز و به طور مداوم رشد کرده و دائما روح خویش را تربیت میکنند. آنان همزمان با طرح مباحث دینی برای مردم و قبل از آن، جان خویش را با آن معارف میپرورند. تبلیغ برای این افراد فضای رشد و ارتقاء و تربیت است.
گروهی هم حرفهای شده، نیاز مردم را برآورده و خود در شعلههای سوزان نیاز به معنویت، لحظه به لحظه نحیفتر و روح لرزان آنان، در تند باد هوسهای شهرت و دنیا گرایی به خاکستر تبدیل میشود.
یکی از بزرگان میفرمود: من هرگز چیزی را که عمل نمیکنم برای مردم نمیگویم. اگر همه مبلغین چنین تعهدی داشته باشند، میتوانند از فضای تبلیغ بهترین فرصت را برای رشد ایجاد کنند.
نتیجه آنکه اهتمام به اخلاق تبلیغ از کودکی و نوجوانی ارزشمند و در مراحل مختلف دنیای تحصیل و تبلیغ باید مورد توجه باشد، از اینرو میتوان گفت: دوران سازندگی اخلاقی انسان، تمام لحطات زندگی آدمی است؛ اگر غفلت و غرور مانع نگردد.
فصل پنجم: اخلاق و خود سازی در تبلیغ
اخلاق مبلغ
مقدمه
مسائل اخلاقی که مبلّغ لازم است بدان متخلق باشد، به اخلاق فردی، اجتماعی، سیاسی و خانوادگی تقسیم میگردد؛ اما قبل از آن لازم است به خود شناسی توجه کنیم و سپس به اخلاقیات فرد بپردازیم.
فصل پنجم: اخلاق و خود سازی در تبلیغ
اخلاق مبلغ
شناخت خود
قبل از پرداختن به اخلاقیات فردی لازم است به بحث خود شناسی بپردازیم؛ زیرا برای تربیت بایسته خود، ابتداء شناخت جایگاه فعلی و نقاط قوت و ضعف خود ضروریست.
اغلب انسانها در شناخت خود دچار مشکل میشوند. این افراد اگر در شناخت تواناییها به کم بینی مبتلا شوند، بخشی از استعدادهای خود را تلف میکنند و اگر دچار خود بزرگ بینی شوند، با غرور بیجا به دردسرهای بزرگ مبتلی شده و مردم را به سختی و مکافات گرفتار میکنند. مبلّغ برای آنکه هم خود رشد کند و هم در عرصه تبلیغ و ارشاد انسانها موفق باشد، باید با دقت و حساسیت، به دور از مزاحمت هواهای نفسانی، خود را بشناسد و پس از خود شناسی، برنامه ارتقاء معنوی خویش را در عرصه تبلیغ طراحی کند.
ما از بحث درباره استعدادهای مختلف خود داری نموده، صرفا به توانمندیهای مؤثر در عرصه تبلیغ میپردازیم.
فصل پنجم: اخلاق و خود سازی در تبلیغ
اخلاق مبلغ
توانمندیهای علمی
مخاطبان نیازمندیهایی به لحاظ دینی دارند که تأمین آن را از مبلّغ انتظار دارند؛ از اینرو مبلّغ لازم است ابتدا به درستی حدود دانش خود را بشناسد و سعی کند نسبت به آنچه نمیداند به هیچ وجه پاسخ گو نباشد و با شجاعت از واژه نجات دهندة «نمیدانم» استفاده کند؛ اما با سرعت تلاش کند از منابع دینی پرسشهای عمومی مردم را دریافت و برای مخاطبان بیان کند, این حرکت، هم موجب رشد علمی او شده و هم نیازهایی که دارای فراوانی است تأمین میگردد.
برخی از اطلاعاتی که مردم سؤال میکنند، در حیطه تخصص مبلّغ نیست. در این موارد، حتما از ورود به آن پرهیز گردیده و نباید با اظهار نظرهای بی حساب اعتماد مردم به روحانی مخدوش شود.
بعضی از افراد هم اطلاعات خوبی دارند؛ اما هر گاه به آنان پیشنهاد سخنرانی میشود، به شدت دچار اضطراب شده و از سخنرانی با توجیههای مختلف پرهیز میکنند. این افراد باید روحیه توکل به خداوند را در وجود خود تقویت کند تا هر جا زمینه نصرت دین بود، از خود ضعف نشان نداده و با قدرت وارد عمل شوند.
فصل پنجم: اخلاق و خود سازی در تبلیغ
اخلاق مبلغ
قدرت مهارت تبلیغی
در عرصه تبلیغ شایسته است مبلّغ ابتدا سعی کند استعدادهای تبلیغی خود را بشناسد. استعدادهای تبلیغی میتواند در زمینه سخنوری، کلاسداری، ذکر مصیبت، تبلیغ با ارتباطات جذاب فردی و... باشد. افرادی که در همه این زمینهها توانمندی داشته و سر آمد باشند بسیار نادر و کم یافت میشود.
پس از شناسایی استعدادها باید در تقویت آنها کوشید و در زمینههایی که احساس میشود توانمندی وجود ندارد، بهتر است به حد اقل اکتفا کرده و از پرداختن ناشیانه به گونهای انزجار آور پرهیز کرد؛ مانند آنکه فردی از صدای جذاب برخوردار نبوده و با صدای ناهنجار خود مستمعین را فراری دهد. این افراد میتوانند بدون صوت ذکر مصیبت کنند و به ثواب این عمل ارزشمند دست یابند؛ همان گونه که برخی از مبلغین مشهور و موفق از این شیوه استفاده میکنند.
فصل پنجم: اخلاق و خود سازی در تبلیغ
اخلاق مبلغ
جایگاه معنوی
از جمله مسائلی که برخی را دچار اوهام میسازد، عدم شناخت دقیق جایگاه و حدود رشد معنوی است. بعضی از افراد همینکه توفیق نماز شب و یا مقداری ذکر یافتند و یکی دو نفر هم به آنان التماس دعا گفتند، سریعا دچار غرور و عجب گردیده، خود را در جهان آفرینش بی بدیل احساس میکنند، این افراد باید به سرعت تعدیل روحی خود را در دستور کار قرار داده، با طرح مشکل خویش نزد افراد متخلق، سعی در نجات خود داشته باشند.
از پیامبر گرامی اسلام(ص) روایت شده که فرمودند:
«لَوْ لَمْ تُذْنِبُوا لَخَشِیتُ عَلَیکُمْ مَا هُوَ أَکْبَرُ مِنْ ذَلِکَ الْعُجْب؛ )(1)( اگر گناه نکنید، میترسم شما به چیزی بزرگتر از گناه کردن مبتلی شوید و آن عجب است.»
1) . بحارالأنوار، ج69، ص329.
فصل پنجم: اخلاق و خود سازی در تبلیغ
گفتار اول: اخلاق فردی مبلغ
مقدمه
مقصود از اخلاق فردی، اخلاقیات و صفاتی است که به صورت ملکه در رفتارهای فردی مبلّغ در آمده و به صورت بخشی از شخصیت او به حساب میآید.
اخلاقیات فردی مبلّغ به چند دسته: اخلاقیات معنوی و عرفانی، تبلیغ علمی، و بهداشتی تقسیم و در هر بخش مطالبی ذیل سر فصلهای مربوط مطرح خواهد شد.
فصل پنجم: اخلاق و خود سازی در تبلیغ
گفتار اول: اخلاق فردی مبلغ
الف): عرفانی و معنوی
از آنجا که مبلّغ به دنبال رشد معنوی جامعه است، در حیطه انجام وظائف تبلیغی، مباحث و شرائطی پیش میآید که با رعایت آنها زمینه برای رشد او فراهم میشود و در صورت بی توجهی خود دچار مشکل شده، به سقوط و انحطاط مبتلی میگردد. ما در این بخش به امّهات این موارد اشاره میکنیم.
ارتباط عبادی با خداوند
هدایت انسانها از بزرگترین ارزشهای اسلامی است که اگر کسی اهمیت آن را به خوبی بشناسد، دستیابی به این مهم را از جذاب ترین و زیباترین آرزوهای خود به حساب خواهد آورد؛ از اینرو برای رسیدن به چنین فیض بزرگی، انسان باید از همه آنچه در این مسیر میتواند به او کمک کند یاری بجوید. جهت دستیابی به این هدف بزرگ، رعایت مسائلی مؤثر و گاهی ضروری است.
مبلغ باید بداند هدایت گر حقیقی خداوند است و انسانها تنها میتوانند ابزار هدایت باشند که خود توفیق بسیار ارزشمندی است.
قرآن مجید خطاب به شخص پیامبر(ص) میفرماید:
(إِنَّکَ لا تَهْدی مَنْ أَحْبَبْتَ وَ لکِنَّ اللَّهَ یهْدی مَنْ یشاءُ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدینَ)؛ )(1)( تو هر کس را که بخواهی هدایت نمیکنی. خداست که هر که را بخواهد هدایت میکند و او هدایت یافتگان را بهتر میشناسد.»
برای آنکه توفیق یابیم وسیله هدایت انسانها شویم؛ کمک خواسته، بر او توکل میکنیم. برای استعانت از خداوند میتوان از طرق ذیل استفاده کرد.
کمک با خواندن نماز
بعضی از سخنرانان موفق، قبل از سخنرانی نماز خوانده و پس از نماز، برای انجام صحیح وظیفه الهی خویش به گونهای که تأثیر گذار باشد، از خداوند کمک میخواهند.
قرآن مجید میفرماید:
1) . القصص/ 56.
(یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا اسْتَعینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرینَ)؛ )(1)( «ای کسانی که ایمان آوردهاید، از شکیبایی و نماز مدد جویید که خدا با شکیبایان است.»
در ذیل این آیه، روایتی نقل شده است که راه گشا بوده، اهمیت کمک خواستن از نماز را نشان میدهد.
ابی بصیر از امام صادق(ع) نقل میکند که فرمودند:
«کَانَ عَلِی(ع) إِذَا هَالَهُ شَیءٌ فَزِعَ إِلَی الصَّلَاةِ ثُمَّ تَلَا هَذِهِ الْآیةَ وَ اسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاة؛ )(2)( هرگاه برای علی(ع) شرایط نگران کنندههای پیش میآمد، آن حضرت از نماز کمک میخواست، سپس آیه «استعینوا بالصبر و الصلواة» را تلاوت میکرد.»
نتیجه آنکه انشاء الله قبل از سخنرانی دو رکعت نماز خوانده و از خداوند متعال برای موفقیت و تأثیر تبلیغ در مخاطبان کمک بخواهیم و از او مدد جوییم که آنچه مورد رضایت اوست، برای مردم بیان کنیم.
فکر معنوی در هنگام مطالعه
شایسته است سخنران هنگام مطالعه، قبل از سخنرانی به معنویت خویش فکر کند، استغفار کند و در هنگام ایراد سخن، خود را در محضر خداوند ببیند. اگر در سخنرانی خیلی موفق بود، مغرور نگشته و از شرّ نفس خود به خداوند پناه برد و اگر خود را ناموفق دید، در حین سخنرانی لحظهای تفکر کرده و در دل از خداوند کمک بخواهد. همین امر موجب میشود تا او خود را در محضر خداوند احساس کند.
توسل به معصومین(ع)
یکی دیگر از راه هایی که میتوان از خداوند کمک خواست، توسل به معصومین(ع) برای شفاعت به درگاه خداوند جهت موفقیت در انجام وظیفه تبلیغی است. برای توسل به شکلهای مختلف میتوان اقدام کرد، مانند آنکه قبل از سخنرانی سورهای برای معصومین(ع) خوانده شود و یا آنکه پس از خطبه، صلواتی از مخاطبان در خواست شده و ثواب آن به یکی از معصومین(ع) هدیه گردد.
اخلاص
یکی از ویژگیهای درونی مبلغ، اخلاص در کل فرایند تبلیغ میباشد. اخلاص، تبلیغ را نور میبخشد، نفوذ میدهد، اعماق جان مخاطبان را به اصلاح میکشاند، روح گوینده و شنونده را سیقل میدهد و بالاخره رضای الهی را موجب میگردد.
اخلاص، از اخلاقیات فردی عبادی مبلّغ است که در عرصه تبلیغ بسیار اثر گذار بوده، موجب سعادت مبلّغ در دنیا و آخرت و هدایت انسانها میگردد.
میزان اخلاص انسان مؤمن، به مقدار توجه او به خداوند در انجام اعمال بستگی دارد؛ هر چه بتواند از انجام عمل برای غیر خدا دور شده و تنها به رضای الهی در کردار خویش توجه داشه باشد، به درجات بالاتر خلوص دست یافته است.
اخلاص در لغت
اخلاص در کتاب معتبر مقاییس این گونه معنا شده است: «تنقیة الشی ء و تهذیبه؛ پاک کردن و منزّه کردن چیزی را گویند.»
امام صادق(ع) در حدیث جنود عقل و جهل میفرمایند: «اَلْإِخْلَاصُ وَ ضِدُّهُ الشَّوْب؛ )(1)( ضد اخلاص شوب است.»
شوب در کتب العین، لسان العرب، و مجمع البحرین به معنای مخلوط بودن است.
پس اخلاص به معنای پاکی و منزه بودن و عدم مخلوط شدن با چیز دیگری است.
مجمع البحرین مینویسد:
«مَعْنَی الأِخْلاصِ هِی الْقُرْبَةُ الَّذی یذْکِرُها اَصْحابُنا فی نِیّاتِهِمْ وَ هُوَ ایقاعُ الطَّاعَةِ خالِصاً لِلَّهِ؛ معنای اخلاص همان قربتی است که اصحاب ما در نیتهای [عبادت ] خود میگویند، و آن، انجام عبادت فقط برای خداوند است.»
لسان العرب میگوید:
1) . المحاسن، ج1، ص197.
«اَلأِخْلاصُ فِی الطَّاعَةِ تَرْکُ الرِّیا؛ اخلاص در عبادت، پرهیز از ریا است.»
به خوبی معلوم است که دو مورد آخر که از لسان العرب و مجمع البحرین ذکر گردید، دو نمونه شاخص از مصادیق اخلاص میباشد.
اخلاص، نتیجه تعقّل
آدمی اگر عمیق بنگرد و به حاکمیت مطلق الهی باور یابد، از ژرفای جان به خوبی درک میکند که هیچ موجودی در مقابل قدرت الهی کمترین نیرویی نداشته و اراده، توان و قلبهای همه انسانها به دست اوست و هر چه او بخواهد تحقق مییابد و اگر تمام عالمیان خلاف اراده او بر کاری تصمیم بگیرند، تحقق نخواهد یافت.
اما افراد سطحی نگر، خدا را فراموش کرده، هر لحظه به دنبال فردی و جذب علاقه انسانی و یا پول و امکانات، در برابر موجودی ناچیز، خود را به خفّت و خواری میافکنند که این خود نوعی کفر و بی توجهی به قدرت لایزال الهی است. خلاصه آنکه توجّه به غیر خدا از کم خردی و ضعف تعقّل آدمی است.
عن ابی عبداللّه(ع) قال: «لَیسَ بَینَ الْإِیمَانِ وَ الْکُفْرِ إِلَّا قِلَّةُ الْعَقْلِ قِیلَ وَ کَیفَ ذَاکَ یا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ قَالَ إِنَّ الْعَبْدَ یرْفَعُ رَغْبَتَهُ إِلَی مَخْلُوقٍ فَلَوْ أَخْلَصَ نِیتَهُ لِلَّهِ لَأَتَاهُ الَّذِی یرِیدُ فِی أَسْرَعَ مِنْ ذَلِکَ؛ )(1)( فاصلهای بین ایمان و کفر به جز کم عقلی نیست. گفته شد: این امر چگونه استای فرزند رسول خدا؟ حضرت فرمودند: بندهای توجه خود را به مخلوق معطوف میدارد، پس اگر نیت خود را برای خدا خالص میساخت، خداوند آنچه را که اراده میکرد با سرعت بیشتری به او میداد.»
اگر انسان برای حل مشکل و یا رفع نیازی به مخلوقی تمسّک میجوید و به خداوند که همه قدرتها در اختیار اوست توجه نمیکند، از کم عقلی اوست.
1) . کافی، ج1، ص28.
ثمره اخلاص
مبلّغ که منادی توحید و هدایتگر انسانها به سوی خداوند است، خود بیش از دیگران باید در اعماق جان خویش خدا را باور داشته و هرگز کم توجهی به غیر خداوند نداشته و دنیاجویی در نیت، اعمال و رفتارش راه نیابد. هدایتگرانی که با تبلیغ خویش جوامع را متحوّل ساختهاند، علاوه بر تسلط بر علوم و اصطلاحات، از طریق اخلاص به جوشش حکمت در قلب خویش رسیده، زبان آنان از چشمه ساران حکمت قلبشان حکایت میکرد.
«عَنِ الرِّضَا(ع) عَنْ آبَائِهِ(ع) قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) مَا أَخْلَصَ عَبْدٌ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَرْبَعِینَ صَبَاحاً إِلَّا جَرَتْ ینَابِیعُ الْحِکْمَةِ مِنْ قَلْبِهِ عَلَی لِسَانِهِ؛ )(1)( حضرت رضا(ع) از پدرانشان(ع) و آنان از پیامبر(ص) نقل کردند که: هیچ بندهای چهل روز خود را برای خداوند عزوجلّ خالص نساخت، مگر آنکه چشمه ساران حکمت از قلب او بر زبانش جاری گشت.»
همنشینی با عالمان مخلص
1) . عیون اخبار الرضا(ع)، ج2، ص69.
همه مردم، طلّاب و علماء اگر بخواهند راه نجات بپیمایند، باید از همنشینی با عالمان سوء و دنیامدار و طمع ورز بپرهیزند؛ زیرا این افراد در دوستان خویش همانند ویروسی خطرناک نفوذ بیماری زا داشته و هیچ کس به جز انسانهای بسیار پارسا از خطر آنان در امان نخواهند بود.
مبلّغ مخلص، منطقهای را احیاء و عالمی دنیا دوست، برای دنیای خویش دین خود و مردم را به حراج میگذارد. مبلّغ مخلص، در پاداش اعمال پاک مردم شریک است و دنیامداران، با وزر ترویج دنیاگرایی دست به گریبان خواهند بود.
«قَالَ النَّبِی(ص) لَا تَجْلِسُوا عِنْدَ کُلِّ دَاعٍ مُدَّعٍ یدْعُوکُمْ مِنَ الْیقِینِ إِلَی الشَّکِّ وَ مِنَ الْإِخْلَاصِ إِلَی الرِّیاءِ وَ مِنَ التَّوَاضُعِ إِلَی الْکِبْرِ وَ مِنَ النَّصِیحَةِ إِلَی الْعَدَاوَةِ وَ مِنَ الزُّهْدِ إِلَی الرَّغْبَةِ وَ تَقَرَّبُوا إِلَی عَالِمٍ یدْعُوکُمْ مِنَ الْکِبْرِ إِلَی التَّوَاضُعِ وَ مِنَ الرِّیاءِ إِلَی الْإِخْلَاصِ وَ مِنَ الشَّکِّ إِلَی الْیقِینِ وَ مِنَ الرَّغْبَةِ إِلَی الزُّهْدِ وَ مِنَ الْعَدَاوَةِ إِلَی النَّصِیحَةِ وَ لَا یصْلُحُ لِمَوْعِظَةِ الْخَلْقِ إِلَّا مَنْ خَافَ هَذِهِ الآْفَاتِ بِصِدْقِهِ وَ أَشْرَفَ عَلَی عُیوبِ الْکَلَامِ وَ عَرَفَ الصَّحِیحَ مِنَ السَّقِیمِ وَ عِلَلَ الْخَوَاطِرِ وَ فِتَنَ النَّفْسِ وَ الْهَوَی؛ )(1)( پیامبر(ص) فرمود: با هر مبلّغ مدعی مجالست نداشته باشید؛ [کسی که ] شما را از یقین به شک میخواند و از اخلاص به ریا و از تواضع به کبر و از نصیحت به دشمنی و از بی رغبتی نسبت به دنیا شما را به دوستی دنیا فرا میخواند. بلکه خود را به عالمی نزدیک کنید که شما را از تکبّر به تواضع و از ریاء به اخلاص و از شک به یقین و از دنیاطلبی به بی میلی به دنیا و از دشمنی به نصیحت دعوت میکند. و برای موعظه مردم صلاحیت ندارد مگر کسی که از این آفتها به راستی بترسد و بر عیوب سخن آگاه باشد و صحیح را از باطل تشخیص دهد و بیماریهایی که به قلب نفوذ میکند و فتنههای نفس و هواها را بشناسد.»
اخلاص و فلسفه آفرینش
1) . مصباح الشریعه، ص21.
اگر انسانها برای پرستش آفریده شدهاند - که براساس آیات قرآن این چنین است - هر چه آدمی درجات خلوص در پرستش را افزایش دهد، به همان غرض نزدیکتر شده و در سیر الی الله موفقتر بوده است؛ پس عملِ بهتر که دارای خلوص بیشتر است، باید بیش از هر چیز مد نظر باشد.
قرآن مجید میفرماید:
(الَّذی خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَیاةَ لِیبْلُوَکُمْ أَیکُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً وَ هُوَ الْعَزیزُ الْغَفُورُ)؛ )(1)( «خدایی که مرگ و زندگی را بیافرید، تا بیازمایدتان که کدام یک از شما به عمل نیکوتر است و اوست پیروزمند و آمرزنده.»
خداوند متعال در این آیه به وضوح فلسفه آفرینش زندگی و مرگ را آزمایش انسانها در عمل نیکوتر معرفی میفرماید.
1) . الملک/ 2.
در روایتی امام صادق(ع) درباره آیه (لِیبْلُوَکُمْ أَیکُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً) فرمودند:
«لَیسَ یعْنِی أَکْثَرَ عَمَلًا وَ لَکِنْ أَصْوَبَکُمْ عَمَلًا وَ إِنَّمَا الْإِصَابَةُ خَشْیةُ اللَّهِ وَ النِّیةُ الصَّادِقَةُ وَ الْحَسَنَةُ ثُمَّ قَالَ الْإِبْقَاءُ عَلَی الْعَمَلِ حَتَّی یخْلُصَ أَشَدُّ مِنَ الْعَمَلِ؛ )(1)( این به معنای عمل بیشتر نیست؛ بلکه درباره عمل بهتر است و عمل بهتر در خدا ترسی و نیّت صادقانه و نیک است. سپس فرمودند: باقی ماندن بر عمل تا رسیدن به اخلاص مشکلتر از خود عمل است.»
نشانه خلوص
مخلص به جایی میرسد که بدون هیچ شائبه و ناخالصی تنها به خدا توجه داشته و برای اطاعت او کار میکند و در این راستا هیچ توجهی به تعریف و تمجید مردم ندارد؛ زیرا میداند اگر رضای الهی نباشد، همه ستایشها و احترامات ظاهری دنیوی برای او کوچکترین تأثیری نخواهد داشت واگر خداوند از او راضی باشد، بی توجهی مردم برای او ضرر نخواهد داشت.
1) . کافی، ج2، ص16.
در ادامة روایت قبل، امام(ع) میفرماید:
«وَ الْعَمَلُ الْخَالِصُ الَّذِی لَا تُرِیدُ أَنْ یحْمَدَکَ عَلَیهِ أَحَدٌ إِلَّا اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ؛ )(1)( و عمل خالص آن است که اراده نکرده باشی کسی غیر از خداوند تو را تحسین کند.»
قلب مؤمن و اخلاص
انسان با ایمان، درونی با صفا و پاک داشته و آن را از عمل برای غیر خدا منزه میدارد.
رسول خدا(ص) در مسجد خیف برای مسلمانان سخنرانی کرده، فرمودند:
«نَضَّرَ اللَّهُ عَبْداً سَمِعَ مَقَالَتِی فَوَعَاهَا وَ حَفِظَهَا وَ بَلَّغَهَا مَنْ لَمْ یسْمَعْهَا فَرُبَّ حَامِلِ فِقْهٍ غَیرُ فَقِیهٍ وَ رُبَّ حَامِلِ فِقْهٍ إِلَی مَنْ هُوَ أَفْقَهُ مِنْهُ ثَلَاثٌ لَا یغِلُّ عَلَیهِنَّ قَلْبُ امْرِئٍ مُسْلِمٍ إِخْلَاصُ الْعَمَلِ لِلَّهِ وَ النَّصِیحَةُ لِأَئِمَّةِ الْمُسْلِمِینَ وَ اللُّزُومُ لِجَمَاعَتِهِمْ؛ )(2)( خداوند شادمان سازد بندهای را که گفتار مرا بشنود و در دل جای دهد و آن را حفظ نموده، به کسی که نشنیده برساند. چه بسا غیر دانایی که حامل دانائی است و چه بسیارند نادانی که حامل دانایی به داناتر از خود میباشد.
سه چیز است که دل مرد مسلمان به آن خیانت نمیکند:
1- عمل مخلصانه برای خدا؛
2- خیر اندیشی برای پیشوایان و رهبران مسلمین؛
3- همراهی با اجتماعات مسلمانان.»
پیامبر(ص) در ابتدای خطبه، برای کسی که مطلب ایشان را رعایت کرده، حفظ کند و به دیگران برساند دعا میکنند و سپس میفرمایند: «رب حامل فقه الی من هو افقه منه؛ چه بسیارند کسانیکه مطلبی را به داناتر از خود یاد میدهند.» دقت در صدر و ذیل روایت حکایت از آن دارد که هم مطلب بسیار مهم است و هم کسانیکه این مطالب به آنها میرسد ممکن است داناتر از کسانی باشند که آن را حفظ و به آنان رساندهاند. و احتمال دارد که این بیانات برای آیندگان ضرورت بیشتری داشته باشد؛ زیرا خیر خواهی برای پیشوایان در علی(ع) بیشتر میتواند مورد نظر باشد. همچنین مصداق تامّ ملازمت با جماعت مسلمین، همراهی با شیعیان و نیروهای حزب اللهی است.
اخلاص، ودیعه الهی
دستیابی به ویژگی بسیار ارزشمند اخلاص کار سادهای نیست و خود سازی، مراقبت و تلاش فراوان برای نجات از دسائس شیطان و کنترل مجدانه هواهای نفسانی را میطلبد. اگر کسی کوشش نمود و از خداوند استعانت طلبید، مورد عنایت و محبّت خداوند قرار گرفته، به این گوهر ارزشمند دست خواهد یافت.
حذیفه میگوید: از پیامبر(ص) در مورد اخلاص سؤال کردم. ایشان فرمودند: من از جبرئیل پرسیدم و جبرئیل گفت: من از خداوند سؤال کردم و خداوند فرمود:
«الْإِخْلَاصُ سِرٌّ مِنْ سِرِّی أُودِعُهُ فِی قَلْبِ مَنْ أَحْبَبْتُهُ؛ )(1)( اخلاص یکی از اسرار من است. در قلب کسی که او را دوست دارم به ودیعت مینهم.»
برکات اخلاص
1) . مستدرک الوسائل، ج1، ص101.
اگر کسی بتواند برای مدتی اخلاص را پیشه کند، برکاتی بر او نازل خواهد شد که بسیاری از گرفتاریهای انسانهای معمولی در او کنترل و به خود شناسی واقعی با مدد الهی دست خواهد یافت.
از امام باقر(ع) نقل شده است که فرمودند:
«مَا أَخْلَصَ الْعَبْدُ الْإِیمَانَ بِاللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَرْبَعِینَ یوْماً إِلَّا زَهَّدَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِی الدُّنْیا وَ بَصَّرَهُ دَاءَهَا وَ دَوَاءَهَا فَأَثْبَتَ الْحِکْمَةَ فِی قَلْبِهِ وَ أَنْطَقَ بِهَا لِسَانَهُ؛ )(1)( هیچ بنده مؤمنی چهل روز ایمانش به خداوند را خالص نکرد مگر اینکه خداوند او را به دنیا بی رغبت ساخته، دردها و دوایش را به او نشان خواهد داد، سپس حکمت را در قلبش جای داده و زبانش را بدان گویا میسازد.»
از این روایت فهمیده میشود که فرد با اخلاص به چند ویژگی دست مییابد.
1) . کافی، ج2، ص16.
خداوند او را از بردگی زخارف دنیایی و دنیا گرایی نجات میدهد که بزرگترین علت ابتلا به گناهان است.
زشتیها و زیباییهای دنیا را به خوبی به او میشناساند؛ یعنی قدرت تشخیص بدیها از خوبیها را به او نشان میدهد.
حکمت را در قلب او جای داده و زبانش را به گفتار حکیمانه میگشاید.
همه این ویژهگیها برای هر مؤمنی مورد نیاز است؛ لیکن برای مبلّغ خصوصاً ویژگی آخر بسیار مورد نیاز بوده، سعادت و نجات وی در گرو آن است.
همنشینی با عالم مخلص
در مباحث گذشته بیان گردید که همنشینی با عالم دنیا طلب بسیار خطرناک بوده و موجب انحراف انسانها میگردد و روایتی که از مجالست با این افراد نهی نموده بود بیان گردید. اکنون روایتی که به همنشینی با عالمان مخلص سفارش کرده مطرح میشود.
از پیامبر گرامی اسلام(ص) نقل شده که فرمودند:
(لَا تَجْلِسُوا إِلَّا عِنْدَ کُلِّ عَالِمٍ یدْعُوکُمْ مِنْ خَمْسٍ إِلَی خَمْسٍ مِنَ الشَّکِّ إِلَی الْیقِینِ وَ مِنَ الرِّیاءِ إِلَی الْإِخْلَاصِ وَ مِنَ الرَّغْبَةِ إِلَی الرَّهْبَةِ وَ مِنَ الْکِبْرِ إِلَی التَّوَاضُعِ وَ مِنَ الْغِشِّ إِلَی النَّصِیحَة؛ )(1)( همنشینی نکنید مگر با عالمی که شما را از پنج حالت دور و به پنج صفت فرا میخواند: از شک به یقین و از ریاء به اخلاص و از دنیادوستی به خداترسی و از کبر به تواضع و از دشمنی به خیر خواهی.»
اخلاص، شرط تبلیغ
کسی که میخواهد مردم را به خدا دعوت کند و از شرک و ریا به توحید و اخلاص فرا خواند، لازم است قبل از هرچیز به درون خویش بیدار باش دهد. در غیر این صورت موجب گمراهی مردم گشته، آنان در تطبیق گفتار و کردار گوینده حیران و برخی به انحراف کشیده میشوند. چنین افرادی نباید به خود اجازه موعظه مردم را بدهند.
امام صادق(ع) میفرماید:
1) . مستدرکالوسائل، ج 8، ص 327.
«أَحْسَنُ الْمَوَاعِظِ مَا لَا یجَاوِزُ الْقَوْلُ حَدَّ الصِّدْقِ وَ الْفِعْلُ حَدَّ الْإِخْلَاصِ فَإِنَّ مَثَلَ الْوَاعِظِ وَ الْمَوْعُوظِ کَالْیقْظَانِ وَ الرَّاقِدِ فَمَنِ اسْتَیقَظَ عَنْ رَقْدَتِهِ وَ غَفْلَتِهِ وَ مُخَالَفَتِهِ وَ مَعَاصِیهِ صَلَحَ أَنْ یوقِظَ غَیرَهُ مِنْ ذَلِکَ الرُّقَادِ وَ أَمَّا السَّائِرُ فِی مَفَاوِزِ الِاعْتِدَاءِ وَ الْخَائِضُ فِی مَرَاتِعِ الْغَی وَ تَرْکِ الْحَیاءِ بِاسْتِحْبَابِ السُّمْعَةِ وَ الرِّیاءِ وَ الشُّهْرَةِ وَ التَّصَنُّعِ فِی الْخَلْقِ الْمُتَزَیی بِزِی الصَّالِحِینَ الْمُظْهِرُ بِکَلَامِهِ عُمَارَةَ بَاطِنِهِ وَ هُوَ فِی الْحَقِیقَةِ خَالٍ عَنْهَا قَدْ غَمَرَتْهَا وَحْشَةُ حُبِّ الْمَحْمَدَةِ وَ غَشِیتْهَا ظُلْمَةُ الطَّمَعِ فَمَا أَفْتَنَهُ بِهَوَاهُ وَ أَضَلَّ النَّاسَ بِمَقَالِهِ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَبِئْسَ الْمَوْلی وَ لَبِئْسَ الْعَشِیرُ وَ أَمَّا مَنْ عَصَمَهُ اللَّهُ بِنُورِ التَّأْییدِ وَ حُسْنِ التَّوْفِیقِ وَ طَهَّرَ قَلْبَهُ مِنَ الدَّنَسِ فَلَا یفَارِقُ الْمَعْرِفَةَ وَ الْتُّقَی فَیسْتَمِعُ الْکَلَامَ مِنَ الْأَصْلِ وَ یتْرُکُ قَائِلَهُ کَیفَ مَا کَانَ قَالَتِ الْحُکَمَاءُ خُذِ الْحِکْمَةَ وَ لَوْ مِنْ أَفْوَاهِ الْمَجَانِین؛ )(1)( بهترین مواعظ آن است که سخن از راستگویی تجاوز نکند و در عمل حد اخلاص را پشت سر نگذارد، همانا مثال موعظه کننده و موعظه شونده همانند بیدار و خواب است. پس کسی که از خواب و غفلت و مخالفت و معصیت خود بیدار شود، صلاحیت دارد که دیگری را از خواب بیدار کند؛ اما کسی که خود در مهلکه ستم حرکت میکند و در چراگاه گمراهی میچرد و کسی که بی حیاء، سمعه و ریا و شهرت و صالح جلوه دادن خویش در مردم را دوست دارد و کسی که خود را به قیافه صالحین در میآورد؛ ظاهر کلامش نشانگر پاکی باطن اوست؛ ولی او از آبادی باطن بی بهره است. همانا تنهایی علاقه به تمجید و تعریف باطن او را احاطه کرده است، تاریکی طمع او را پوشانده است، چقدر فریب هوای نفس خویش خورده و مردم را با گفتههای خود گمراه میسازد. خداوند میفرماید: چه بد دوست و همراهی است.
اما کسی که خداوند او را به نور تأیید و توفیق نیکو حفظ کرده و قلب او را از کثافات پاک گردانده باشد، از معرفت و تقوی دور نمیشود؛ پس سخن را از اصل میشنود و گوینده را هر طور باشد رها میکند. حکماء گفتهاند: حکمت را گرچه از دهان دیوانه گان باشد، یاد گیر.»
1) . مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج2، ص203.
کنکاش در نیت
از مباحث گذشته دانستیم که اخلاص، یک دستی، یک رنگی و مخلوط نداشتن است، و اخلاص در مسائل معنوی توجّه ناب به خداوند داشتن و برای رضای او عمل کردن است.
توجّه به رضای الهی و عمل برای جلب خشنودی حق، در هر کاری پسندیده و زمینه ساز عروج عمل میگردد و گاهی یک عمل مباح بدون قصد قربت کاری نیکو است، لیکن تنها با تفاوت نیت و برای رضای خدا عمل کردن، همان کار را از فرش به عرش میبرد و زمانی در اعمال عبادی فقط به دلیل نبودن این نیت، کار ارزشمندی از عرش به فرش سقوط کرده و در برخی از موارد موجب وزر و عذاب الهی میگردد.
پیامبر(ص) میفرماید:
«إِنَّمَا الْأَعْمَالُ بِالنِّیاتِ وَ إِنَّمَا لِکُلِّ امْرِئٍ مَا نَوَی فَمَنْ کَانَتْ هِجْرَتُهُ إِلَی اللَّهِ وَ رَسُولِهِ فَهِجْرَتُهُ إِلَی اللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ مَنْ کَانَتْ هِجْرَتُهُ إِلَی أَمْرِ دُنْیا یصِیبُهَا أَوِ امْرَأَةٍ ینْکِحُهَا فَهِجْرَتُهُ إِلَی مَا هَاجَرَ إِلَیهِ؛ )(1)( اعمال تنها در گرو نیتها است و برای هر کس آنچه نیت کرده باقی میماند؛ پس کسی که به سوی خدا و رسولش هجرت کرده باشد، هجرت او به سوی خدا و رسول او به حساب میآید و کسی که به سوی امر دنیایی هجرت کرده، به همان میرسد و کسی که برای ازدواج با زنی هجرت کرده، هجرت به سوی همان محسوب میگردد. (نه هجرت به سوی خدا و رسول).»
مؤمن زیرک همواره به نیت خود در اعمال توجّه دارد و با نیت خالص از کارهای خویش بیشترین بهره را میبرد و دنیا و آخرت خویش را آباد میسازد. و افرادی که به غیر خدا توجه دارند، با زحمات زیاد همچنان عمر خویش را بر باد داده و از رشد معنوی بی نصیب هستند.
1) . دعائم الاسلام، ج1، ص4.
نمود اخلاص در تبلیغ
همان گونه که بیان شد، اخلاص یک امر درونی است و تنها خدا میداند که نیت انسانها چیست و برای چه تلاش میکنند. در بین عالمان انسانهایی یافت میشوند که نه تنها درون خویش را آلوده کردهاند، بلکه این عدم خلوص در رفتارهای بیرونی آنان نیز نفوذ کرده، بی پروا این رذیله اخلاقی را نشان میدهند. گاهی برای ریاست، زمانی برای پول، در مواردی برای جلب توجّه مردم و... میکوشند که به خوبی عدم اخلاص آنان برای مردم روشن میگردد. مردم هم آرام و خاموش بدون اینکه سخنی بگویند رفتار مبلّغ را با گفتارش به تحلیل میگذارند.
پیامبر(ص) فرمودند:
«عُلَمَاءُ هَذِهِ الْأُمَّةِ رَجُلَانِ رَجُلٌ آتَاهُ اللَّهُ عِلْماً فَطَلَبَ بِهِ وَجْهَ اللَّهِ وَ الدَّارَ الآْخِرَةَ وَ بَذَلَهُ لِلنَّاسِ وَ لَمْ یأْخُذْ عَلَیهِ طَمَعاً وَ لَمْ یشْتَرِ بِهِ ثَمَناً قَلِیلاً فَذَلِکَ یسْتَغْفِرُ لَهُ مَنْ فِی الْبُحُورِ وَ دَوَابُّ الْبَحْرِ وَ الْبَرِّ وَ الطَّیرُ فِی جَوِّ السَّمَاءِ وَ یقْدَمُ عَلَی اللَّهِ سَیداً شَرِیفاً وَ رَجُلٌ آتَاهُ اللَّهُ عِلْماً فَبَخِلَ بِهِ عَلَی عِبَادِ اللَّهِ وَ أَخَذَ عَلَیهِ طَمَعاً وَ اشْتَرَی بِهِ ثَمَناً قَلِیلاً فَذَلِکَ یلْجَمُ یوْمَ الْقِیامَةِ بِلِجَامٍ مِنْ نَارٍ وَ ینَادِی مَلَکٌ مِنَ الْمَلَائِکَةِ عَلَی رُءُوسِ الْأَشْهَادِ هَذَا فُلَانُ بْنُ فُلَانٍ آتَاهُ اللَّهُ عِلْماً فِی دَارِ الدُّنْیا فَبَخِلَ بِهِ عَلَی عِبَادِهِ حَتَّی یفْرُغَ مِنَ الْحِسَابِ؛ )(1)( علماء این امت دو دستهاند: یکی مردی که علمی را مییابد، پس برای رضای خداوند و قیامت آن را فرا میگیرد و آن علم را برای مردم بیان میکند و از روی طمع چیزی برای آن دریافت نمیکند و آن را به ثمن ناچیزی نمیفروشد، این همان کسی است که موجودات دریاها و جنبندگان دریا و خشکی و پرنده در آسمان برای او استغفار میکنند و بر خداوند وارد میشود در حالی که آقای شریف است.»
و دیگری کسی که خداوند به او علم میدهد، پس در بیان آن برای بندگان خداوند بخل میورزد و برای بیان آن طمع داشته، به بهای ناچیزی آن را میفروشد، پس این فرد را در روز قیامت به افسار آتشین لجام میزنند و یکی از ملائکه در مقابل مردم صدا میزند: این فلان کس و فرزند فلانی است، خدا در دنیا به او علمی داد و او در بیان آن برای بندگان خدا بخل ورزید. [او این ندا را میگوید] تا حساب وی تمام شود.»
1) . روضۀ الواعظین، ج1، ص11.
گاهی اتفاق میافتد که فردی به روحانی میگوید: مسئله ای، روایتی و تفسیر آیهای برای ما بگویید. ممکن است مبلّغ بگوید اگر برای او بگویم سخنرانی شب را مطرح کردهام، از این رو از بیان علم میپرهیزد که این هم یکی از مصادیق بخل ورزیدن است. چه کسی میتواند تضمین کند که شما تا شب زنده باشید و آن مطلب را بگویید.
زمانی اتفاق میافتد که بر روی منبر مطلب مناسبی به حافظه سخنران خطور میکند و گاهی این مطلب رزق یکی از شنوندگان است که بهتر است مبلّغ از بیان آن پرهیز نکند.
نتیجه آنکه: اخلاص برای هر فرد با ایمان خصوصاً مبلغین از مهمترین صفات در عرصه تبلیغ است؛ و مبلّغ باید برای تحصیل آن به طور جد اهتمام ورزد.
حال با توجه به روایاتی که در موضوع اخلاص بیان شد، اخلاص در تبلیغ به عنوان یک عمل بسیار ارزشمند عبادی از جایگاه ویژهای برخوردار است؛ پس بهتر است مبلّغ ابتدا با خود فکر کند چرا میخواهد تبلیغ کند؟ برای چه مطالعه میکند؟ وبا چه انگیزهای روی منبر میرود و سخنرانی میکند؟ اگر لحظاتی قبل از هر فعالیت نسبت به این مطلب فکر کند و سپس سعی نماید نیت خود را برای خدا خالص گرداند، ان شاء اللّه از مصادیق (اَلَّذین جاهَدُوا فِینا)؛ )(1)( «کسانی که در راه ما جهاد و کوشش میکنند.» قرار میگیرد و با عنایت الهی که به دنبال آن میآید، خداوند متعال راه صحیح را به او مینماید که: (لَنَهْدِینَّهُمْ سُبُلَنا)؛ )(2)( «آنها را به راههای خود هدایت میکنیم.»
اگر قصد و انگیزه از تبلیغ، یاری خداوند باشد، او هم مبلّغ را یاری خواهد کرد، و اگر نیت یاری خدا نباشد، مبلّغ وقت خود را تلف کرده است.
تکلیف گرایی
مبلغ به پیروی از انبیاء الهی میکوشد مردم را به پرستش خداوند خوانده و به رعایت دستورات الهی که نام آن در اصطلاحات دینی تکلیف است سوق دهد.
مهمتر و اساسیتر از این عمل آنست که مبلّغ عمل به تکلیف را قبل از دیگران نصب العین خود قرار دهد. عمل به تکلیف در کلیه امور؛ اعم از تحصیل، تبلیغ و عمل به دستورات دینی. در بین امور مختلف مربوط به مبلّغ، عمل به تکلیف و اهتمام به آن در عرصه تبلیغ از جایگاه خاصی برخوردار است.
در اسلام مردم تکالیفی نسبت به عالم دارند، عالم هم نسبت به آنان تکالیفی دارد که باید به آن عمل کند و از جمله تکالیف عالمان نسبت به مردم، آموزش دین به آنان است.
در مورد تکالیف عالمان دین و مبلغین مطالب بسیاری در این کتاب ذکر میشود؛ لیکن در این بخش به یک موضوع کلی میپردازیم.
آموزش دین به مردم
یکی از وظایف مبلّغان، آموزش معارف دینی به مردم است؛ زیرا از سویی در همه مراحل تحصیل و طلبگی کلیه وجوهات و هزینه هایی که برای رشد آنان مصرف شده، برای آن بوده که زمانی از دین خدا دفاع و آموزههای دینی را به درستی دریافت و بدان عمل و به مردم بیاموزند.
از سوی دیگر هر عالمی وظیفه نجات انسانهای غیر عالم و رشد آنان را - بخواهد یا نخواهد - بر دوش میکشد.
نتیجه آنکه مبلّغ حق ندارد در آموزش دینی مردم کوتاهی کند.
امام باقر(ع) میفرماید:
«إِنَّ الَّذِی یعَلِّمُ الْعِلْمَ مِنْکُمْ لَهُ أَجْرٌ مِثْلُ أَجْرِ الْمُتَعَلِّمِ وَ لَهُ الْفَضْلُ عَلَیهِ فَتَعَلَّمُوا الْعِلْمَ مِنْ حَمَلَةِ الْعِلْمِ وَ عَلِّمُوهُ إِخْوَانَکُمْ کَمَا عَلَّمَکُمُوهُ الْعُلَمَاءُ؛ )(1)( هر کس از شما علم آموزش دهد، پاداشی همانند علم آموز دارد و او بر آموزنده فضیلت دارد، پس از دانشمندان علم بیاموزید و همان گونه که عالمان به شما آموزش دادند، شما هم به برادرانتان آموزش دهید.»
هر عالم و مبلّغ وظیفه دارد به مردم از علوم دینی که ارزشمند ترین علوم است آموزش دهد؛ بدون هیچ چشم داشت و منّت گذاری و این عمل را تکلیف تلقی کرده و کوتاهی در انجام آن را موجب استحقاق عقوبت تلقی کند.
1) . کافی، ج1، ص84.
فصل پنجم: اخلاق و خود سازی در تبلیغ
گفتار اول: اخلاق فردی مبلغ
ب:) تبلیغ عملی
از جمله اموری که در تبلیغ دارای آثاری شگرف و عمیق میباشد و از جهت رشد و ارتقاء معنوی مبلّغ دارای تأثیر بسیار است، تبلیغ عملی است.
مبلّغان دینی باید در عمل زیبایی دین را به مردم نشان دهند و با منش و کردار خود، آداب دین را به مردم بیاموزند. امام علی(ع) میفرماید:
«مَنْ نَصَبَ نَفْسَهُ لِلنَّاسِ إِمَاماً فَعَلَیْهِ أَنْ یَبْدَأَ بِتَعْلِیمِ نَفْسِهِ قَبْلَ تَعْلِیمِ غَیْرِهِ وَ لْیَکُنْ تَأْدِیبُهُ بِسِیرَتِهِ قَبْلَ تَأْدِیبِهِ بِلِسَانِهِ وَ مُعَلِّمُ نَفْسِهِ وَ مُؤَدِّبُهَا أَحَقُّ بِالْإِجْلَالِ مِنْ مُعَلِّمِ النَّاسِ وَ مُؤَدِّبِهِ؛ )(1)( هر کس خود را در سمت پیشوایی مردم منصوب کند، میباید پیش از آموزش دیگران، از تعلیم خود آغاز کند، و باید پیش از تادیب با زبان، با منش و عمل خود ادب آموزد، و آن کس که خود را علم و ادب میآموزد، از آن که به مردم علم و ادب میآموزد، به تکریم و بزرگداشت سزاوارتر است.»
باید توجّه داشت که حرفهایی برای مردم بیان شود که خود اهل عمل به آن باشیم، به عنوان مثال اگر میخواهیم به مردم بگویید که اهل دنیا نباشید، امّا خودمان را اصلاح نکرده ایم و حتّی منظورمان از تبلیغ کردن، کسب درآمد باشد، این موعظه برای شنوندگان بسیار کم اثر و برای خود ما مضرّ خواهد بود. در بعضی روایات آمده که جهنّمیها از بوی تعفّن عالِم بی عمل اذیت میشوند.
1) . نهج البلاغه، صبحی صالح، ص480.
آیتالله مشکینی(ره) میفرمود: سعی میکنم چیزی را که اهل عمل به آن نیستم، نگویم.
اکثر کسانی که روی مردم تأثیر معنوی گذاشتهاند، دارای این دو ویژگی هستند: اخلاص و اهل عمل بودن.
علوم مختلف و عمل
علوم گوناگون به لحاظ ارتباط با رفتار آدمی از متغیرهای بسیاری برخوردارند که در اینجا به برخی اشاره میشود:
بعضی از علوم هیچگونه تأثیری بر رفتار انسانها ندارند؛ مانند آگاهی در مورد قوانین حاکم بر طبیعت، تحولات در کرات آسمانی و پیشینه حیات در آن و..
گروهی از دانشها بر رفتار انسانها به صورت غیرمستقیم تأثیر میگذارند؛ مانند: پزشکی و...؛ گرچه این علم به دنبال شناخت علل بیماریها و راههای علاج آن است، لیکن از آنجا که انسان را با مباحثی آشنا میسازد که به منافع او مربوط است مانند: آشنایی با انواع میکروبها و راههای انتقال آن، آدمی را بر آن میدارد که رفتار خود را به گونهای تنظیم کند که به بیماری مبتلا نگردد و یا در صورت ابتلا، صحت و سلامتی خود را باز یابد.
برخی از علوم خیلی نزدیکتر به کنکاش رفتار آدمی میپردازد و یا با رفتار فردی و اجتماعی بشر ارتباط برقرار میکند؛ مانند روانشناسی که از سویی به مطالعه رفتار آدمی میپردازد و از سوی دیگر با ریشه یابی علل رفتارها، توصیه هایی نیز ارائه میکند که باید در عمل به کار گرفته شود.
مباحث عملی دینی
معارف دین از جهت انعکاس آن در عمل به دو دسته کلی تقسیم میشوند.
برخی از گزارههای دینی در حوزه باورها تکلیف ساز است، از آن جهت که پس از اقناع عقل و اندیشه، انسانهای عادی آن را پذیرفته و بدان معتقد میشوند و پذیرش و ایمان به آن بر همگان لازم و ضروری است؛ لیکن از آنجا که این حیطه درونی است، اصل وجود ایمان و عمیق یا سطحی بودن آن برای مردم ملموس نبوده و کسی از آن مطلع نمیشود.
اما برخی از مباحث دینی مانند احکام و اخلاق به ویژه اخلاق اجتماعی اسلام مربوط به رفتار بوده و عمل یا عدم پایبندی افراد به این مباحث، در عمل به راحتی نشان داده شده و برای مخاطبان قابل ارزیابی است.
مردم قبل و بعد از سخنرانی مبلّغان دینی خاموش و آرام اما دقیق، رفتار مبلّغ را ورانداز نموده و زیرکانه مورد مداقّه قرار میدهند؛ اگر رفتار مبلّغ را با گفتارش همگون احساس کردند، با عمق جان سخنرانی و مواعظ را دنبال میکنند؛ اما اگر کردار مبلّغ را خلاف دین احساس کردند، به سخنان گوینده با ریشخند مینگرند، از این رو عمل به علم و عامل بودن مبلّغ از اهمّیت بسیار زیادی برخوردار است.
علم و عمل در روایات
در این زمینه آیات و روایاتی به ما رسیده که به دو دسته کلّی قابل تقسیماند: گروهی از آیات و روایات مربوط به علم بدون عمل است و دسته دیگر مربوط به تبلیغ و دعوت به نیکی و عمل بر خلاف آن میباشد. از آنجا که مبلّغان، خود اهل علم هم هستند، ما این دو دسته آیات و روایات را همراه یکدیگر نقل میکنیم.
علم مفید
علوم مختلف از جمله علوم دینی که رهنمودهای عملی برای انسان دارد، در صورتی برای عالم ارزشمند و مفید خواهد بود که بدان عمل شود.
امیرالمؤمنین علی(ع) میفرماید:
«اَنْفَعُ الْعِلْمِ ما عُمِلَ بِهِ؛ )(1)( نافعترین دانایی آن است که به کار بسته شود.»
عالم حقیقی
در روایات بسیاری، عالم و دانشمند مورد احترام قرار گرفته و به ارج نهادن او سفارش گردیده است. عالم در لغت، فرد دانا وآگاه به مطالب یک موضوع و یا گزارههای یک رشته علمی است، لیکن در لسان روایات به فردی عالم گفته میشود که اهل عمل به علم خود نیز باشد.
اگر فردی عامل به علم خویش بود، نگاه به چهره او عبادت میشود و مداد او از خون شهیدان با فضیلتتر میگردد.
1) . غرر الحکم و درر الکلم، ص45.
امیرالمؤمنین علی(ع) میفرماید:
«اَلْعالِمُ مَنْ شَهِدَتْ بِصِحَّةِ أقْوالِهِ أفعالُهُ؛ )(1)( عالم کسی است که رفتار او راستی گفتارش را تصدیق کند.»
عمل و ماندگاری علم
در بسیاری از موارد، به ویژه در علومی که باید در وجود عالم نهادینه شود؛ مانند علوم مربوط به عبادات، اخلاقیات و مهارتها، عمل موجب ماندگاری علم میشود؛ زیرا از سویی عمل کردن ذهن و فکر انسان را بیشتر با آن گزاره علمی در گیر ساخته، موجب ماندگاری میشود و از سوی دیگر به دلیل جایگاه معنوی این علوم و عنایات الهی، عمل زمینه توفیق الهی و مانایی علم را فراهم میسازد و با ترک عمل به آن، هم زمینه ماندگاری از بین مرود و هم بی توفیقی گریبانگیر آدمی گشته، علم از فکر او رخت بر میبندد.
امیرالمؤمنین علی(ع) میفرماید:
1) . غرر الحکم و درر الکلم، ص45.
«اَلْعِلْمُ یهْتِفُ بِالْعَمَلِ فَإنْ اَجابَهُ وَ اِلاَّ ارْتَحَلَ عَنْهُ؛ )(1)( علم عمل را فرا میخواند، اگر پاسخ گفت میماند وگرنه کوچ میکند.»
عالمان حرفهای
برخی به موعظه و دعوت کردن مردم به کار خیر و نیک عادت میکنند. مشکلی که این افراد را تهدید میکند، غفلت از خویشتن و عدم توجّه و دقّت در اعمال و رفتار خویش است.
پیامبر اسلام(ص) میفرماید:
«یا ابْنَ مَسْعُودٍ لَا تَکُونَنَّ مِمَّنْ یهْدِی النَّاسَ إِلَی الْخَیرِ وَ یأْمُرُهُمْ بِالْخَیرِ وَ هُوَ غَافِلٌ عَنْهُ یقُولُ اللَّهُ تَعَالَی أَ تَأْمُرُونَ النّاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَوْنَ أَنْفُسَکُمْ؛ )(2)( ای پسر مسعود! [مواظب باش] از کسانی نباشی که مردم را به خیر هدایت میکنند و آنان را به نیکی دستور میدهند، در حالی که خود از آن خیر غافل هستند. خداوند تبارک و تعالی میفرماید: آیا مردم را به نیکی امر و خودتان را فراموش میکنید.»
از اینرو بهتر است مبلّغان هنگام سخن گفتن به نفس خویش توجّه کامل داشته و از خود غافل نشوند. زمانی که آیه یا روایتی را بیان میکنند و مردم را مورد خطاب خویش قرار میدهند، در عمق جان، اوّل نفس خود را مخاطب و آن را موعظه کنند. این روش موجب رشد معنوی مبلّغ گشته، روز به روز سیر الی اللّه در وجودش تداوم مییابد.
شخصی نزد امام صادق(ع) این آیه را تلاوت کرد:
«أَ تَأْمُرُونَ النّاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَوْنَ أَنْفُسَکُمْ؛ )(1)( آیا مردم را به نیکی امر میکنید و خودتان را فراموش میکنید؟»
راوی میگوید: «فَوَضَعَ یدَهُ عَلَی حَلْقِهِ قَالَ کَالذَّابِحِ نَفْسَهُ؛ )(2)( حضرت دست بر گلوی خویش نهاده و فرمود: همانند کسی است که خود را بکشد.»
از پیامبر(ص) نقل شده که فرمودند:
«مَثَلُ مَنْ یعَلِّمُ النَّاسَ الْخَیرَ وَ لَا یعْمَلُ بِهِ کَالسِّرَاجِ یحْرِقُ نَفْسَهُ وَ یضِیءُ غَیرَهُ؛ )(3)( کسی که به مردم نیکی بیاموزد و خود عمل نکند، مانند چراغی است که خود را میسوزاند و دیگران را روشن میسازد.»
و از امام صادق(ع) نقل شده است که فرمود:
«الدَّاعِی بِلَا عَمَلٍ کَالرَّامِی بِلَا وَتَرٍ؛ )(1)( عالم بی عمل همانند تیرانداز بدون وَتر میباشد.»
برای تیر انداختن، در گذشته از کمان استفاده میکردهاند و به زه که به صورت کش تیر را پرتاب میکرده، وتر میگویند.
ریشه یابی علم بدون عمل
بی عملی عالمان میتواند به تناسب هر علمی علل ویژهای داشته باشد و نیاز به بحث و کنکاش فراوان دارد، لیکن بد نیست به صورت گذرا علت کاستی عملی برخی عالمان دین را در لسان روایات بررسی کنیم.
امیرالمؤمنین علی(ع) میفرماید:
«أَظْهَرُ النَّاسِ نِفَاقاً مَنْ أَمَرَ بِالطَّاعَةِ وَ لَمْ یعْمَلْ بِهَا؛ )(2)( در بین مردم آشکارترین منافق کسی است که امر به اطاعت میکند و بدان عمل نمینماید.»
علی(ع) میفرماید:
«أحْمَقُ النّاسِ مَنْ أَنْکَرَ عَلی غَیرِهِ رَذیلَةً وَ هُوَ مُقیمٌ عَلَیها؛ )(1)( نادانترین مردم کسی است که کار زشتی را بر دیگران بد شمارد، در حالی که خود اهل آن عمل ناپسند است.»
همچنین آن حضرت میفرماید:
«کَفی بِالْمَرْءِ جَهْلاً أَنْ ینْکِرَ عَلَی النّاسِ ما یأْتی مِثْلَهُ؛ )(2)( در نادانی آدمی همین بس که کاری را برای مردم بد شمارد و خود همان را مرتکب شود.»
پی آمدهای علم بی عمل
اگر مردم عالم دینی را از عمل به آنچه میگوید دور دیدند، آثار زیانباری به دنبال خواهد داشت که در اینجا به مواردی اشاره میشود:
اگر مبلّغ اهل عمل نباشد، خداوند نفوذ کلام او را از بین میبرد و نمیتواند مردم را به سوی حق هدایت کرده، از زشتیها باز دارد. این امر گاهی به دلیل بی روح بودن کلام فرد بی عمل است و گاهی به جهت شناخت مردم از عالم بی عمل. هنگامی که مردم عالمی را دنیا دوست و مادّی احساس کردند، اگر از دوری دنیا سخن بگوید، همه در دل، او را مسخره میکنند. و به طور کلّی سخن او فاقد تأثیر میگردد و این امر به معنای هدر دادن عمر تحصیلی و تبلیغی مبلّغ میباشد.
امام صادق(ع) میفرماید:
«إِنَّ الْعَالِمَ إِذَا لَمْ یعْمَلْ بِعِلْمِهِ زَلَّتْ مَوْعِظَتُهُ عَنِ الْقُلُوبِ کَمَا یزِلُّ الْمَطَرُ عَنِ الصَّفَا؛ )(1)( همانا اگر عالم به علم خود عمل نکند، مواعظ او از قلبها میگذرد [و در آن نفوذ نمیکند]؛ همان گونه که آب باران از سنگ غیرقابل نفوذ عبور میکند.
1) . الکافی، ج1، ص44.
گاهی رفتار نامطلوب مبلّغ یا عالم دین موجب عدم اهتمام به فراگیری علم دین در بین مردم گشته، آنان را از این فریضه الهی دور میسازد.
امیر المؤمنین علی(ع) میفرماید:
«اِنَّمَا زَهَّدَ النّاسَ فی طَلَبِ الْعِلْمِ کَثْرَةُ مایرَوْنَ مِنْ قِلَّةِ مَنْ عَمِلَ بِما عَلِمَ؛ )(1)( همانا مردم را از جستجوی علم باز میدارد، آنکه فراوان شاهد کمبود عالم با عمل هستند.»
زمانی که مرگ فرا میرسد و پردهها کنار میرود، آدمیان همانند برق، گذشته و کارهای نیک یا بد خود را مرور میکنند. عالم بی عمل تازه چشم میگشاید و بیش از جاهلان پشیمان میشود؛ زیرا اگر آنان عمل نکردند، بی اطلاع بودند؛ امّا آنکه میدانسته و عمل نکرده، بیش از همه از بی عملی خویش پشیمان میشود.
حضرت علی(ع) میفرماید:
1) . غررالحکم و دررالکلم، ص 46.
«اَشَدُّ النّاسِ نَدَما عِنْدَ الْمَوْتِ الْعُلَماءُ غَیرالعامِلینَ؛ )(1)( هنگام مرگ عالمان بی عمل از همه مردم سختتر پشیمان میشوند.»
دانشمندان بی عمل در قیامت عذابهای ویژهای دارند که جدّا تأمل برانگیز بوده و باید از این حالت به خدای بزرگ پناه برد.
الف. علم بی عمل، دلیلی علیه عالم:
امام صادق(ع) میفرماید:
«مَنْ لَمْ ینْسَلِخْ مِنْ هَوَاجِسِهِ وَ لَمْ یتَخَلَّصْ مِنْ آفَاتِ نَفْسِهِ وَ شَهَوَاتِهَا وَ لَمْ یهْزِمِ الشَّیطَانَ وَ لَمْ یدْخُلْ فِی کَنَفِ اللَّهِ وَ أَمَانِ عِصْمَتِهِ لَا یصْلُحُ لِلْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْی عَنِ الْمُنْکَرِ لِأَنَّهُ إِذَا لَمْ یکُنْ بِهَذِهِ الصِّفَةِ فَکُلَّ مَا أَظْهَرَ یکُونُ حُجَّةً عَلَیهِ وَ لَا ینْتَفِعُ النَّاسُ بِهِ قَالَ اللَّهُ تَعَالَی أَ تَأْمُرُونَ النّاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَوْنَ أَنْفُسَکُمْ وَ یقَالُ لَهُ یا خَائِنُ أَتُطَالِبُ خَلْقِی بِمَا خُنْتَ بِهِ نَفْسَکَ وَ أَرْخَیتَ عَنْهُ عِنَانَکَ؛ )(2)( کسی که از خیالات درونی جدا نشده و از آفتهای نفس خود و شهوات آن آزاد نگشته و شیطان را شکست نداده و در حفظ الهی و امان نگهداری خداوند داخل نگشته، صلاحیت امر به معروف و نهی از منکر ندارد؛ زیرا اگر دارای این ویژگیها نبود، هرچه به مردم بگوید دلیلی علیه خود او خواهد بود و مردم از او بهره نخواهند برد. خداوند تعالی میفرماید: آیا مردم را به نیکی امر میکنید و خود را فراموش مینمایید. و به او خطاب میشود که ای خائن! آیا از مردم چیزی را طلب میکنی که به وسیله آن به نفس خود خیانت کردی و لجام خود را از آن گسیختی.»
ب. قیچیهای آتشین:
از پیامبر اسلام(ص) نقل گردیده که:
«لَیلَةً أُسْرِی بِی إِلَی السَّمَاءِ رَأَیتُ جَمَاعَةً تُقْرَضُ شِفَاهُهُمْ بِمَقَارِیضَ مِنَ النَّارِ کُلَّمَا قُرِضَتْ وَفَتْ فَقُلْتُ یا جَبْرَئِیلُ مَنْ هَوءُلَاءِ قَالَ هَوءُلَاءِ خُطَبَاءُ أُمَّتِکَ یقُولُونَ مَا لَا یفْعَلُونَ وَ یأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَ ینْسَوْنَ أَنْفُسَهُمْ؛ )(1)( شبی که مرا به معراج بردند، گروهی را دیدم که لبهای آنان با قیچیهای آتشین بریده میشد. هرچه بریده میشد باز هم به جای آن لب میرویید. به جبرئیل گفتم: اینان کیانند؟ پاسخ داد: اینها خطباء امت تو هستند که میگویند آنچه را عمل نمیکنند و مردم را به نیکی امر میکنند و خود را فراموش میکنند.»
ج. بوی بد و آزار دهنده:
1) . مستدرک الوسائل، ج12، ص205.
سلیم بن قیس هلالی میگوید: از امام علی(ع) شنیدم که میگفت:
«وَ الْعُلَمَاءُ عَالِمَانِ عَالِمٌ یعْمَلُ بِعِلْمِهِ فَهُوَ نَاجٍ وَ عَالِمٌ تَارِکٌ لِعِلْمِهِ فَهُوَ هَالِکٌ إِنَّ أَهْلَ النَّارِ لَیتَأَذَّوْنَ بِنَتْنِ رِیحِ الْعَالِمِ التَّارِکِ لِعِلْمِهِ وَ إِنَّ أَشَدَّ أَهْلِ النَّارِ نَدَامَةً وَ حَسْرَةً رَجُلٌ دَعَا عَبْداً إِلَی اللَّهِ فَاسْتَجَابَ لَهُ وَ أَطَاعَ اللَّهَ فَأَدْخَلَهُ الْجَنَّةَ وَ عَصَی اللَّهَ الدَّاعِی فَأَدْخَلَهُ النَّارَ بِتَرْکِ عِلْمِهِ وَ اتِّبَاعِهِ هَوَاهُ؛ )(1)( دانشمندان دو نوعاند: یکی عالمی که به علم خود عمل میکند، او نجات یافته است. دیگری عالمی که به علمش عمل نمیکند، او هلاک شده است. همانا اهل آتش از بوی بد عالم بی عمل آزار میبینند و در بین اهل آتش از همه حسرت زده و پشیمانتر کسی است که بندهای را به خدا میخواند و او میپذیرد و خدا را اطاعت میکند و سپس خداوند او را به بهشت وارد میکند و مبلّغ معصیت کرده، خداوند او را به آتش جهنّم وارد میکند، به دلیل عمل نکردن به علم و متابعت هوای نفس اش.»
چه باید کرد؟
1) . مستدرک الوسائل، ج12، ص205.
از آنجا که در آیات قرآن کریم و روایات اهل بیت عصمت و طهارت(ع) به شدّت از علم بی عمل مذمّت گشته و آدمی را به عذاب دردناک آخرت وعده دادهاند، لازم است، چند مطلب رعایت شود:
همه باید تصمیم جدّی داشته باشیم که هرگز از کنار آیات و روایات و مطالبی که برای مردم بیان میکنیم، سهل انگارانه نگذریم؛ بلکه بیش از هر کس اهتمام به عمل داشته باشیم. هنگامی که آیه و یا روایتی را برای سخنرانی مینویسیم، مانند مغازه دارانی که به فروش میاندیشند نباشیم؛ بلکه ابتدا خود مصرف کنیم و با عمل، لذّت اطاعت را درک کنیم.
پیامبر(ص) فرمودند:
«أَوْحَی اللّه تَعالی إِلی بَعْضِ أَنْبِیاءِ بَنی إِسْرائیل عِظْ نَفْسَکَ فَإِنِ اتَّعَظْتَ فَعِظِ النّاسَ وَ إِلاّ فَاسْتَحْی مِنّی؛ )(1)( خداوند بزرگ به بعضی از انبیاء بنی اسرائیل وحی کرد که نفس خود را موعظه کن. اگر موعظه پذیرفتی، مردم را موعظه کن وگرنه از من حیا کن.»
از مهم ترین حالات خداپسندانه مبلّغان، آن است که اعمال و کردارشان مردم را به حق و پرهیز از گناه دعوت کند. اگر مبلّغ اهل عمل بود، مردم نه تنها به او بلکه به عالمان دینی گرایش یافته و زمینه هدایت آنان فراهم میگردد. اساسیتر از همه آنکه، زمینه توجّه بیشتر به اهل بیت عصمت و طهارت و سعادت دنیا و آخرت مردم فراهم میگردد. گاهی رفتار ناپسند ما موجب دوری مردم از دین و ائمه اطهار(ع) میشود که خود گناهی بزرگ است.
امام صادق(ع) به مفضّل فرمودند:
1) . مجموعة ورام، ج1، ص239.
«أَی مُفَضَّلُ قُلْ لِشِیعَتِنَا کُونُوا دُعَاةً إِلَینَا بِالْکَفِّ عَنْ مَحَارِمِ اللَّهِ وَ اجْتِنَابِ مَعَاصِیهِ وَ اتِّبَاعِ رِضْوَانِهِ فَإِنَّهُمْ إِذَا کَانُوا کَذَلِکَ کَانَ النَّاسُ إِلَینَا مُسَارِعِینَ؛ )(1)( ای مفضّل! به شیعیان ما بگو، مردم را به وسیله پرهیز از محرّمات الهی و خودداری از نافرمانی خداوند و دنبال کردن خشنودی خداوند بسوی ما بخوانید. پس اگر شیعیان چنین بودند، مردم به سوی ما شتاب میگیرند.»
اگر عمل شیعیان تا این حد مؤثر باشد، رفتار عالمان شیعه به مراتب تأثیرگذارتر خواهد بود.
1) . مستدرک الوسائل، ج12، ص206.
اگر مبلّغ نتواند اهل عمل باشد، چه نیکو است که حداقل آنچه را که عمل نمیکند به مردم نگوید.
امیرالمؤمنین علی(ع) میفرماید:
«کَانَ لِی فِیمَا مَضَی أَخٌ فِی اللَّهِ وَ کَانَ یعْظِمُهُ فِی عَینِی صِغَرُ الدُّنْیا فِی عَینِهِ إِلَی أَنْ قَالَ وَ کَانَ یفْعَلُ مَا یقُولُ وَ لَا یقُولُ مَا لَا یفْعَلُ إِلَی أَنْ قَالَ فَعَلَیکُمْ بِهَذِهِ الْأَخْلَاقِ فَالْزَمُوهَا وَ تَنَافَسُوا فِیهَا؛ )(1)( در گذشته برادر دینی داشتم. او در چشم من بزرگ بود از آنجا که دنیا در چشم اش کوچک بود. تا اینکه فرمودند: او همواره آنچه میگفت عمل میکرد و آنچه عمل نمیکرد نمیگفت. تا آنجا که فرمودند: بر شما باد به این اخلاق، پس آن را رعایت کرده، همه همت خود را برای آن به کار برید.»
1) . مستدرک الوسائل، ج12، ص 205.
فصل پنجم: اخلاق و خود سازی در تبلیغ
گفتار اول: اخلاق فردی مبلغ
ج:) علمی
از آنجا که مبلّغ عالم دینی است باید در جهت حفظ، نگهداری و گسترش علم خود بکوشد. اگر در قرآن و روایات بر طلب علم و دانش تأکید و سفارش شده است، قبل از دیگران، عالمان دینی باید به این امر مهم بپردازند.
زندگی با علم
خداوند به مبلغین لطف نموده، در فضای روحانیت فرصت بسیار مناسبی برای علم آموزی آنان فراهم ساخته است، آن هم علم دین که اشرف علوم است، حال خیلی بهجاست که عالمان دینی به طور مستمر و همیشگی سعی در رشد علمی خود داشته باشند.
عالمان پرهیزگار دائما و تا آخر عمر به دانش آموزی و افزایش علم خود توجه داشته، با جدیت به این امر میپرداختهاند و به طور کلی یکی از بهترین زیباییهای زندگی آنان علم آموزی بوده است.
امام صادق(ع) از پدران بزرگوارشان(ع) و آنان از پیامبر(ص) نقل مینمایند که آن حضرت فرمودند:
«لَا خَیرَ فِی الْعَیشِ إِلَّا لِرَجُلَینِ عَالِمٍ مُطَاعٍ أَوْ مُسْتَمِعٍ وَاعٍ؛ )(1)( در زندگی خیری نیست مگر برای عالمی که از او اطاعت شود و یا کسی که شنوای نگهدارنده باشد.»
در روایت دیگری امام صادق(ع) میفرماید:
«اغْدُ عَالِماً أَوْ مُتَعَلِّماً أَوْ أَحِبَّ أَهْلَ الْعِلْمِ وَ لَا تَکُنْ رَابِعاً فَتَهْلِکَ بِبُغْضِهِم؛ )(2)( صبح کن در حالیکه یا عالم و یا علم آموز و یا آنکه دوست دار اهل علم باشی و از گروه چهارم نباش که؛ دشمنی اهل علم هلاک میشوی.»
از این روایات فهمیده میشود که انسان باید همیشه خود را با جریان نورانی علم همراه سازد.
اهتمام به علم بیش از مال
بسیاری از مردم تأمین مال و طلب روزی را بیش از هر فعالیت دیگری مهم میدانند و ارزش علم آموزی را در حاشیه زندگی تلقی میکنند، در حالیکه پرداختن به کسب مال لازم هست؛ اما طلب علم از آن مهمتر و ضروریتر است.
در روایتی از امیرالمؤمین(ع) نقل شده که آن حضرت میفرمودند:
«أَیهَا النَّاسُ اعْلَمُوا أَنَّ کَمَالَ الدِّینِ طَلَبُ الْعِلْمِ وَ الْعَمَلُ بِهِ أَلَا وَ إِنَّ طَلَبَ الْعِلْمِ أَوْجَبُ عَلَیکُمْ مِنْ طَلَبِ الْمَالِ إِنَّ الْمَالَ مَقْسُومٌ مَضْمُونٌ لَکُمْ قَدْ قَسَمَهُ عَادِلٌ بَینَکُمْ وَ ضَمِنَهُ وَ سَیفِی لَکُمْ وَ الْعِلْمُ مَخْزُونٌ عِنْدَ أَهْلِهِ وَ قَدْ أُمِرْتُمْ بِطَلَبِهِ مِنْ أَهْلِهِ فَاطْلُبُوهُ؛ )(1)( ای مردم بدانید کمال دین به طلب علم و عمل به آن علم است. بدانید طلب علم از طلب مال برای شما واجبتر است، مال قسمت شده و برای شما ضمانت شده است و عادلی این قسمت را انجام داده و ضمانت کرده که حتما نسبت به شما وفا خواهد کرد؛ ولی علم نزد اهل آن ذخیره شده است و شما مامورید که از اهلش دریافت کنید.»
علم برای رضای الهی
1) . کافی، ج 1، ص 30.
اگر علم آموزی و تعلیم دادن و عمل به علم برای خدا انجام شود، در ملکوت آسمانها اهل چنین علمی بزرگ شمرده میشود.
امام صادق(ع) میفرماید:
«مَنْ تَعَلَّمَ الْعِلْمَ وَ عَمِلَ بِهِ وَ عَلَّمَ لِلَّهِ دُعِی فِی مَلَکُوتِ السَّمَاوَاتِ عَظِیماً فَقِیلَ تَعَلَّمَ لِلَّهِ وَ عَمِلَ لِلَّهِ وَ عَلَّمَ لِلَّهِ؛ )(1)( کسی که علم بیاموزد و بدان عمل کند و برای خدا به دیگران بیاموزد، در ملکوت آسمانها بزرگ شمرده شده و گفته میشود که برای خدا آموخت و برای خدا عمل کرد و برای خدا به دیگران آموزش داد.»
برای آنکه اهل عمل به این روایات باشیم چند پیشنهاد ارائه میشود.
1) . کافی، ج 1، ص 35.
سعی کنیم برای خدا علم خود را افزون کنیم، صرفا برای رضای خداوند به آنچه فرا گرفته ایم عمل کنیم و با تبلیغ جذاب و زیبا، معارف دین را تنها برای رضای خداوند به دیگران بیاموزیم.
تصمیم بگیریم حتما برای هر منبر و سخنرانی مطالعه کنیم.
یکی از بزرگان سخن میگفت: عمر و زمانی که مستمعین در اختیار من میگذارند مسئولیت آور است و من برای آنکه عمر مخاطبان را تلف نکنم بدون مطالعه حتما منبر نمیروم.
یکی دیگر از مبلغین موفق میگفت: برای هر سخنرانی حد اقل دو ساعت مطالعه و در موارد زیادی چهار ساعت مطالعه میکنم و عهد کردهام که هر گز بدون مطالعه سخنرانی نکنم.
در فهم آیات و روایات از اصول فقه به صورت مستمر بهره برداری نمایم، زیرا علم اصول تنها برای فهم فروع و مسائل فقهی نیست؛ بلکه برای فهم هر متنی از آیات و روایات، مورد استفاده است.
از فرصتی که مخاطبین در اختیار شما قرار میدهند به بهترین وجه استفاده کنید (مثلاً اگر صد نفر پای صحبت شما مینشینند، حدوداً صد ساعت از عمرشان را در اختیار شما گذاشتهاند.) خوب مطالعه کنید، در روایات جستجو کنید و داروی مردم را پیدا کنید و برای آنها بیان نمایید.
گفتار بدون علم
سخن گفتن برای هر کس در هر موقعیتی شرائط خاص خود را داشته، اگر از حدود خویش خارج شود، آسیب ساز است. غالب این آسیبها به مشکلات مادی و امور دنیوی برمی گردد؛ اما برای عالم دین این حساسیت بسیار شدیدتر و گاهی موجب مشکلات فکری اعتقادی برای مردم میگردد. از جمله آسیبها، سخن بدون علم از جانب افرادی است که به عنوان عالم دینی مورد اعتماد مردماند؛ زیرا مردم سخن آنان را سخن شخصی تلقی نمیکنند: بلکه سخن دین قلمداد مینمایند.
گاهی از عالم دین و مبلّغ مطلبی را سؤال میکنند و انتظار آنان شنیدن دستور دین است، نه سخن شخصی مبلّغ. از اینرو مبلّغ باید به عنوان امین دینی مردم بدون هیچ کاستی یا افزودن مطلبی، دقیقا آنچه از دین و معارف دینی دریافت کرده است به مردم منتقل کند.
قرآن مجید میفرماید:
(وَ لا تَقُولُوا لِما تَصِفُ أَلْسِنَتُکُمُ الْکَذِبَ هذا حَلالٌ وَ هذا حَرامٌ لِتَفْتَرُوا عَلَی اللَّهِ الْکَذِبَ إِنَّ الَّذینَ یفْتَرُونَ عَلَی اللَّهِ الْکَذِبَ لا یفْلِحُونَ)؛ )(1)( «و شما نباید از پیش خود به دروغ چیزی را حلال و چیزی را حرام گویید و به خدا نسبت دهید تا بر خدا دروغ بندید. آنان که بر خدا دروغ بندند، هرگز روی رستگاری نخواهند دید.»
و درجای دیگر قرآن مجید در توصیف شیطان میفرماید:
(إِنَّما یأْمُرُکُمْ بِالسُّوءِ وَ الْفَحْشاءِ وَ أَنْ تَقُولُوا عَلَی اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ)؛ )(2)( شما را فقط به بدی و زشتی فرمان میدهد، و اینکه جاهلانه اموری را [به عنوان حلال و حرام] به خدا نسبت دهید.»
اگر مطلبی سؤال شد و نمیدانید با شجاعت بگوئید نمیدانم.
فصل پنجم: اخلاق و خود سازی در تبلیغ
گفتار اول: اخلاق فردی مبلغ
د:) بهداشتی
از مسائل مهم اخلاق فردی مبلّغ که در موفقیت وی تأثیر بسزایی دارد، رعایت مسائل بهداشتی است. بکارگیری امور بهداشتی از سویی برای حفظ سلامت فردی لازم و از سوی دیگر جهت جذب مخاطبان و هدایت آنان از اهمیت ویژهای برخوردار است. به دنبال این نوشتار مواردی از نمودهای مسائل بهداشتی ذکر میگردد.
نظافت
دین مبین اسلام بر امر نظافت و پاکیزگی در موارد بسیاری تأکید نموده است. اگر مروری بر ابواب فقهی طهارات و نجاسات داشته باشیم، به خوبی اهتمام دین اسلام را بر نظافت وپاکیزگی در مییابیم. علاوه بر احکام فراوانی که در فقه و دستورات دینی وجود دارد، روایات بسیاری بر کلیت نظافت توصیه و بدان سفارش نموده است.
اکنون چند روایت از پیامبر بزرگوار اسلام(ص) نقل میشود:
«تنظّفوا بکلّ ما استطعتم فإنّ اللَّه تعالی بنی الإسلام علی النّظافة و لن یدخل الجنّة إلّا کلّ نظیف؛ )(1)( با هر چه میتوانید پاکیزه باشید؛ زیرا خداوند اسلام را بر نظافت بنا نهاده است و غیر از پاکیزگان وارد بهشت نمیشود.»
«إنّ اللَّه تعالی طیب یحبّ الطّیب، نظیف یحبّ النّظافة، کریم یحبّ الکرم، جواد یحبّ الجود؛ فنظّفوا أفنیتکم و لا تشبّهوا بالیهود؛ )(2)( خداوند متعال پاک است و پاک و پاکیزه را دوست دارد و نظیف است و نظافت را دوست دارد، خداوند کریم است و کرم را دوست دارد وبخشنده است و بخشنده را دوست دارد؛ پس درب خانههای خود را تمیز کنید و مانند یهود نباشید.»
آراستگی و تمیزی
زیبایی برای هر کسی به طور طبیعی دارای جاذبه است. اگر انسان آراستهای دیده شود، دوست داشتنی است. اگر خانه، ماشین، مزرعه، محل کار و یا هر موجود دارای چشم اندازی از این قبیل آراسته باشد، برای هر بینندهای دارای جاذبه است. این قاعده در مورد مبلّغان هم جریان دارد و اگر مبلّغ لباس و سر و صورتی آراسته داشته، از وضعیت مناسبی برخوردار باشد، حتما در جذب مخاطبان موفق بوده و بهتر میتواند در هدایت آنها به نحو مؤثر عمل کند.
زیبایی و زیباسازی
برخی بر این پندار باطل اند که زیبایی و توجّه به نظافت و امور مرتبط با آن، نوعی دلبستگی به دنیا و نشان از فریب خوردگی در برابر زخارف دنیوی است. از اینرو برای بی اعتنا نشان دادن خود به دنیا، ریاکارانه پلشتی و زشتی و نکبت و کثافت را بر زیبایی و مرتب بودن ترجیح میدهند. و افرادی هم با کمال تأسف از عمق جان این خیال واهی را باور میکنند و آن را به عنوان یک ارزش دینی میپذیرند؛ در حالی که در هیچ جایی از معارف دینی چنین توصیه هایی دیده نشده است؛ بلکه بر عکس امیر المؤمنین(ع) میفرماید:
«التَّجَمُّلُ مِنْ أَخْلَاقِ الْمُؤْمِنِینَ؛ )(1)( زیبا سازی از اخلاق مؤمنین است.»
1) . غرر الحکم و دررالکلم، ص435.
امام صادق(ع) نیز میفرماید:
«اِنَّ اللَّهَ تعالی یحِبُّ الجَمالَ وَ التَّجَمُّلَ وَ یکْرَهُ البُؤسَ والتّباؤُّسَ فَاِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَجلَّ اِذا اَنْعَمَ عَلی عَبْدٍ نِعْمَةً اَحَبَّ اَنْ یری عَلَیهِ اَثَرَها قیلَ وَ کَیفَ ذالِکَ قالَ ینَظِّفُ ثَوْبَهُ و یطَیبُ ریحَهُ وَ یحْسُنُ دارَهُ وَ یکْنُسُ اَفْنِیتَهُ حَتَّی اِنَّ السِّراجَ قَبْلَ مغیبِ الشَّمْسِ ینْفِی الْفَقْر وَ یزیدُ فِی الرِّزقِ؛ )(1)( خداوند تعالی زیبایی و زیباسازی را دوست دارد و تنگدستی و فقیر نشان دادن خویش را زشت میشمارد. همانا خداوند عزوجلّ دوست دارد هنگامی که به بندهای نعمتی عطا فرمود، اثر آن نعمت را بر او ببیند. سؤال شد چگونه؟
حضرت فرمودند: لباس نظیف بپوشد، بوی خوش استعمال کند، خانه اش را نیکو سازد، فضای مقابل خانه را جاروب کند [و مواردی که نعمتهای خداوند را نشان میدهد انجام دهد؛] حتی روشن کردن چراغ قبل از غروب خورشید، که فقر را برطرف و بر روزی میافزاید.»
1) . مکارم الاخلاق، ص41.
زیبا سازی و عزت نفس
گاهی عدم زیبایی ظاهر و لباس نا مناسب موجب هتک آبرو و مخدوش گشتن عزت نفس مسلمان میگردد و هیچ مؤمنی حق ندارد آبروی خود را بریزد.
امیرالمؤمنین علی(ع) به کمیل فرمودند:
«اِنَّ اَحَبَّ مَاامْتَثَلَهُ الْعِبادُ اِلَی اللَّه بَعْدَ الاِْقْرارِ بِهِ وَ بِاَوْلِیائِهِ اَلتَّجَمُّلُ والتّعَفُّفُ وَالاِصْطِبارُ یا کُمَیلُ لابَأسَ بِاَنْ لایعْلَمَ سِرُّکَ یاکُمَیلُ لاتُرِینَّ النَّاسَ افْتِقارَکَ وَاضْطِرارَکَ وَاصْطَبِرْ عَلَیهِ احْتِساباً بِعِزٍّ؛ )(1)( دوست داشتنیترین اطاعت بندگان نسبت به خداوند بعد از اقرار به توحید و اقرار به حقانیت اولیاءاش، زیبا نمودن خود و پرهیز از گناه و به صبر واداشتن خود میباشد. ای کمیل! مانعی ندارد که سرّ تو معلوم نشود. ای کمیل! هرگز فقر و مشکلات خود را به مردم نشان نده و بر آن صبر کن، به خاطر اینکه [این صبر] از عزّت به حساب میآید.»
از آنجا که رفتار و گفتار مبلّغ آموزنده و نشانگر معارف اسلامی برای افراد بسیاری به حساب میآید، شایسته است که رفتار و کردارش حکایت از عزّت نفس او داشته باشد. به تعبیر قرآن، آنچنان زندگی کند تا آنان که از زندگی او بی خبرند احساس کنند فردی بی نیاز بوده و هرگز به مال مردم چشم ندوخته است. )(2)(
برای دستیابی به این ارزش قرآنی، لازم است ظاهر انسان به گونهای باشد که فردی بی نیاز به نظر آید.
هر مسلمانی موظّف است آبروی خویش را حفظ کند، گرچه فقیر باشد؛ و کسانی که نعمتهای خدادادی را برای فقیر جلوه دادن خود بپوشانند، بر خلاف روایات و سیره معصومین(ع) عمل کردهاند.
گاهی مبلّغ در مسائل شخصی عزت نفس دارد، لیکن برای امور خیر یا برای ساخت مسجد و به ویژه ساخت خانه عالم، خود را دچار ذلّت میکند؛ در حالی که عزّت روحانی و مبلّغ بسیار با اهمّیت بوده، نباید جایگاه تبلیغی خویش را برای این موضوعات تضعیف کند.
رعایت احترام آبرومندان
کسانی که سعی دارند آبروی خود را حفظ کنند؛ از سویی خداوند آنان را کمک میکند و از سوی دیگر سفارش گردیده فقرایی که داری عزّت نفس بوده، با آراستن ظاهر، آبروی خویش را حفظ میکنند، در صورتی که با مشکل روبرو شدند باید در نوع و نحوه کمک رسانی به آنان رعایت شخصیت آنها بشود.
از امام صادق(ع) در ضمن حدیثی نقل گردیده که فرمودند:
«تعطی صدقةُ الانعامِ لِذَوِی التَّجَمُّلِ مِنَ الْفُقَراءِ لاَِنَّها اَرْفَعُ مِنْ صدقاتِ الاَموالِ وَ اِنْ کانَ جمیعُها صدَقَةً وَ زَکاةً وَلکِن اَهْل التَّجَمُّل یسْتَحْیونَ اَنْ یأْخُذُوا صَدَقاتِ الاَمْوالِ؛ )(1)( صدقه "گوشت" حیوانات را به فقراء اهل تجمّل بدهید، برای اینکه این صدقه از صدقه پول محترمانهتر است، گرچه همه صدقه و زکات به حساب میآید؛ امّا افراد اهل تجمّل (وآبرومند) از گرفتن صدقه مالی خجالت میکشند.»
لباس
1) . وسائل الشیعه، ج9، ص263.
لباس تمیز و نظافت در پوشش، تشریفات نیست؛ بلکه ادب و ارزش دینی است و در روایات بسیاری بر آن تأکید شده است.
برخی از مبلّغان هنگامی که در محل تبلیغ هستند، به دلیل اینکه روستائیان توجه چندانی به نظافت لباس ندارند، به جای اینکه مردم را به نظافت تشویق کنند، خود همرنگ مردم شده و نسبت به نظافت لباس بی اعتنا میشوند؛ در حالی که نظافت لباس در پیشبرد اهداف تبلیغی مبلّغ و تأثیر بیان او نقش بسزایی دارد.
امام صادق(ع) از پدر بزرگوارشان نقل میکنند:
«مَنِ اتَّخَذَ ثَوْباً فَلْیسْتَنْظِفْهُ؛ )(1)( کسی که لباسی را برگزید، باید آن را پاکیزه سازد.»
در روایات اسلامی به پاکیزگی لباس اهمّیت فراوانی داده شده است، تا آنجا که کثیف بودن لباس را موجب قطع تسبیح آن معرفی کردهاند.
1) . بحار الانوار، ج 73، ص 85.
پیامبر اسلام(ص) به عایشه میفرمایند:
«اِغْسِلی هذَینِ الثَّوْبَینِ اَما عَلِمْتِ اَنَّ الثَّوْبَ یسَبِّحُ فَاِذا اتَّسَخَ اِنْقطَعَ تَسْبیحُهُ؛ )(1)( این دو لباس را بشوی، آیا نمیدانی که لباس تسبیح میگوید و هنگامی که کثیف میشود، تسبیح او قطع میگردد.»
در برخی از روایات، برای شستن لباس آثار ظاهری و معنوی بر شمردهاند.
امیر المؤمنین علی(ع) میفرماید:
«غَسْلُ الثِّیابِ یذْهَبُ بِالْهَمِّ وَالْحُزْنِ وَ هُوَ طَهُورٌ لِلصَّلواةِ؛ )(2)( شستن لباس غم و اندوه را برطرف و موجب پاکی برای نماز میشود.»
لازم به یادآوری است که نظافت و اهتمام به پاکیزگی لباس، به معنای زیاده روی و تبدیل شدن به انسان عروسکین نیست؛ به گونهای که احساس شود فرد، خودپسند و اهل تفاخر و بی درد است.
بوی خوش
از مسائل دیگری که رعایت آن توسط مبلغین در جذب افراد مؤثر است، استعمال بوی خوش و پرهیز از بوی بد میباشد. گاهی بوی تعفّن عرق "هنگام مصافحه با مردم" به طور جدّی آزار دهنده است.
امیرالمؤمنین علی(ع) میفرماید:
«تَنَظَّفُوا بِالْماءِ مِنَ الرّیحِ المُنْتِنِ الَّذی یتَأَذَّی بِهِ وَ تَعَهَّدُوا اَنْفُسَکُمْ فَاِنَّ اللَّهَ یبْغِضُ مِنْ عِبادِهِ القاذورَةَ الَّذی یتَأَنَّفُ بِهِ مَنْ جَلَسَ اِلَیهِ؛ )(1)( با آب، خود را از بوی متعفّن آزار دهنده تمیز کنید و خویشتن را به آن ملزم نمایید؛ چون خداوند از بین بندگانش فرد کثیفی را که مردم از همنشینی با او بیزارند، دشمن میدارد.»
مبلغین برای جذب افراد و هدایت انسانها لازم است خود را به بوی خوش بیارایند.
1) . بحار الانوار، ج 73، ص 84.
از امام هشتم علی بن موسی الرضا(ع) نقل شده است که فرمودند:
«اَلطّیبُ مِنْ اَخْلاقِ الاَْنْبِیاءِ؛ )(1)( بوی خوش از اخلاق پیامبران است.»
مسواک زدن
یکی از مسائل آزار دهنده در ارتباطات اجتماعی، بوی بد دهان است. گاهی هنگام هم صحبت شدن با افراد، بوی بد دهانشان دیگران را آزار میدهد.
برخی از افراد عادت دارند که هنگام سخن گفتن، آرام تکلم کنند؛ از اینرو دهان خود را به مخاطب خیلی نزدیک میکنند، این حالت بسیار ناپسند بوده و موجب انتقال بسیاری از بیماریها میشود و اگر بوی دهان هم بد باشد، بسیار مشمئز کننده و رنج آور میگردد.
مبلغ در ارتباطات اجتماعی ضروری است از نزدیک کردن دهان خود به مخاطب، پرهیز کند و از سوی دیگر با مسواک و یا حداقل خلال، از تعفن دهان خود جلوگیری نماید.
1) . بحار الانوار، ج 56، ص55.
امام صادق(ع) فرمودند:
«مِنْ اَخْلاقِ الاَنْبِیاءِ(ع) السِّواک؛ )(1)( مسواک زدن از اخلاق انبیاء(ع) است.»
پیامبر گرامی اسلام(ص) میفرماید:
«تَخَلَّلُوا فَإِنَّهُ مِنَ النَّظَافَةِ وَ النَّظَافَةُ مِنَ الْإِیمَانِ وَ الْإِیمَانُ مَعَ صَاحِبِهِ فِی الْجَنَّةِ؛ )(2)( دندانهای خود را خلال کنید؛ زیرا خلال دندانها یکی از نمودهای نظافت و نظافت از ایمان است و ایمان با دارنده آن در بهشت است.»
امام صادق(ع) از پیامبر(ص) نقل فرمودند:
«تَخَلَّلُوا فَإِنَّهُ ینَقِّی الْفَمَ وَ مَصْلَحَةٌ لِلِّثَة؛ )(3)( دندانها را خلال کنید؛ زیرا این عمل دهان را پاکیزه و موجب اصلاح لثه است.»
پرهیز از زیاده خوردن
یکی از اخلاقیات ناپسند، شکم بارگی است. امروزه زیاده خواری و تنوع در خوراک یکی از بلایای اجتماعی گشته است؛ بهگونهای که عدهای با فقر و تهی دستی هم سعی میکنند این روش غلط را دنبال کنند. کسانی که تمام همت خود را بر بیشتر خوردن نهادهاند، آفات بسیاری را برای خود تدارک میبینند. این آفات در مبلغین از قبح بیشتری برخوردار است که در اینجا به مواردی اشاره میکنیم.
چاقی و فربه شدن و برآمدن شکم، چهره زشتی از مبلّغ به نمایش میگذارد و تن پروری را در اذهان تداعی میکند.
بیماریهای بسیاری بر اثر پر خوری در بدن انسان ایجاد میگردد.
پرخوری نمایشی زشت از روحانیت در میهمانیهای عمومی در اذهان ایجاد میکند.
در روایات بسیاری از پرخوری مذمت گردیده که در این بخش نمونهای ذکر میشود.
امام باقر(ع) میفرماید:
«ما من شیئ ابغض الی الله عزوجل من بطن مملوء؛ )(1)( در نزد خداوند هیچ چیز بدتر از شکم پر نیست.»
پیامبر(ص) شام پنجشنبهای در مسجد قبا افطار کرده و فرمودند: آیا نوشیدنی نیست ؟ اوس بن خوله انصاری قدح بزرگی از دوغ آمیخته با عسل برایش آورد، آن حضرت به دهان نزدیک نمود تا بیاشامد اما ظرف را دور کرده سپس فرمود:
«شَرَابَانِ یکْتَفَی بِأَحَدِهِمَا عَنْ صَاحِبِهِ- لَا أَشْرَبُهُ وَ لَا أُحَرِّمُهُ وَ لَکِنِّی أَتَوَاضَعُ لِلَّهِ فَإِنَّ مَنْ تَوَاضَعَ لِلَّهِ رَفَعَهُ اللَّهُ وَ مَنْ تَکَبَّرَ خَفَضَهُ اللَّهُ وَ مَنِ اقْتَصَدَ فِی مَعِیشَتِهِ رَزَقَهُ اللَّهُ وَ مَنْ أَکْثَرَ ذِکْرَ اللَّهِ أَحَبَّهُ اللَّهُ؛ )(2)( دو نوشیدنی است که میتوان به یکی اکتفاء کرد؛ از اینرو من نمینوشم اما آن را هم حرام نمیکنم، ولی برای خدا تواضع میکنم که هر که برای خدا تواضع کند، خدا او را بالا میبرد، و هر که تکبر کند خداوند او را پایین میآورد، و هر که در زندگیش میانهرو باشد، خداوند به او روزی میدهد، و هر کس زیاد به یاد خدا باشد، خداوند او را دوست خواهد داشت.»
فصل پنجم: اخلاق و خود سازی در تبلیغ
گفتار دوم: وظائف و اخلاق اجتماعی
مقدمه
بعد از بحث اخلاق فردی، به اخلاق اجتماعی میپردازیم. اخلاق اجتماعی جایگاه ویژهای در موفقیت مبلّغان دارد و اگر مبلّغ در ارتباطات اجتماعی از اخلاقیات ناب اسلامی استفاده کند، به راحتی میتواند مردم را جذب و در جهت هدایت آنان تأثیر گذار باشد.
فصل پنجم: اخلاق و خود سازی در تبلیغ
گفتار دوم: وظائف و اخلاق اجتماعی
الف: اخلاق ارتباطی
در ابتدا و پیش از بحث ارتباطات اجتماعی، نکاتی را بیان میکنیم.
هدایت انسانها بدون ارتباط با آنها تحقق پذیر نیست، در نتیجه لازمه فعالیت تبلیغی، ارتباط با مخاطبان است و از سوی دیگر، ارتباط اجباری برای هدایت از تأثیر گذاری بسیار ضعیفی برخوردار بوده و گاهی هم آثار منفی در پی خواهد داشت؛ از اینرو پرداختن به موضوع اخلاق ارتباطی که بتواند مخاطب را با میل و رغبت در کنار مبلّغ قرار دهد، اهمیت ویژهای مییابد.
امروزه در موضوع ارتباطات مباحث بسیاری مطرح است که رعایت آن مباحث میتواند تأثیر پیام دهنده را بر مخاطب خویش بسیار افزایش دهد، اما این مباحث لزوما به دنبال اثبات حق و یا انتقال پیامی انسانی نیست؛ بلکه شیوه هایی آموزش داده میشود که فرد تأثیر گذار بتواند با آن شیوهها به اهداف خود دست یافته و بر مخاطب خود تأثیر گذارد؛ گرچه در جهت انحراف و یا انتقال مفهومی کاملاً خلاف واقع باشد و هیچ قیدی بر اینکه در جهت هدایت انسانها باشد ندارد.
مبلّغ دین به دنبال هدایت و رشد عقلی انسانها و اثبات حق و آن هم از طریق حق است؛ یعنی حتی از شیوههای باطل، خطا و نیرنگ نمیتواند در جهت اثبات حق حرکت کند؛ از اینرو باید شیوههای صحیح و مشروع ارتباط را از خود دین دریافت و سپس در آن جهت اقدام کرد.
در دین مبین اسلام اخلاق اجتماعی و ارتباطی منحصر به اخلاق تبلیغی نیست؛ زیرا اخلاقیات اجتماعی از درون خانه شروع شده و در ساحتهای مختلف اجتماعی دستورات فراوان و گستردهای دارد که بخشهای زیادی از آن مباحث در عرصه تبلیغ هم کاربرد دارد.
برای مبلّغ صرف ارتباط موضوعیت ندارد؛ بلکه ارتباط ابزار انتقال پیامهای دینی است. در انتقال پیام و نفوذ پیامهای دینی، مبلّغ از هر فعالیت مشروعی که بتواند این هدف را محقق کند بهره میجوید. یکی از بهترین راههای دستیابی به هدف، دیدن رفتارهای دینی در عمل است. اگر رفتار مبلّغ نشان دهنده گزارههای دینی و معارفی باشد، مخاطبان بسیاری را تحت تأثیر قرار خواهد داد و مبلّغ را به نتیجه نزدیک خواهد کرد.
قرآن منبع بسیار مهمی برای دریافت گزارههای دینی در موضوع اخلاق ارتباطی است. اما علاوه بر قرآن، در تاریخ اسلام از سیره عملی پیامبران(ع) و سیره پیامبر اسلام(ص) و ائمه معصومین(ع) مواردی بیان شده که به خوبی میتواند برای ما آموزش عملی باشد.
سعه صدر
یکی از اخلاقیاتی که در ارتباطات اجتماعی از جایگاه ویژهای برخوردار است، سعه صدر میباشد اکر بخواهیم در یک جمله کوتاه سعه صدر را تعریف کنیم، باید بگوییم ظرفیت روحی بالایی که در تحولات، شادیها، غمها و نگرانیها موجب واکنش معتدل و آرام میشود.
هنگامی که حضرت موسی(ع) مأمور به تبلیغ رسالات الهی میشود، اولین درخواست او از خداوند، شرح صدر است تا بتواند این مأموریت حساس را به درستی انجام دهد.
حضرت موسی(ع) عرض میکند:
(رَبِّ اشْرَحْ لی صَدْری وَ یَسِّرْ لی أَمْری وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسانی یَفْقَهُوا قَوْلی)؛ )(1)( «پروردگارا، شرح صدرم عطا فرما و کار مرا برایم آسان گردان و عقده را از زبانم بگشا، تا مردم سخنم را نیکو بفهمند.»
کسانی که دارای شرح صدر باشند با شکستها، ملامت دیگران و یا انتقاد دوستان کلافه نمیشوند و دچار اضطراب، نومیدی و یأس نمیگردند.
1) . طه/25.
مبلغین در موارد بسیاری مدیر روحی فکری مردم گردیده و به طور جدّ، عموم افراد، ریاست معنوی آنان را در منطقه و جامعه میپذیرند.
برای ریاست و انجام مسؤلیت اداره انسانها، شرح صدر به صورت ابزاری دائمی مورد نیاز است.
امیر المؤمنین علی(ع) میفرماید:
«آلَةُ الرِّئَاسَةِ سَعَةُ الصَّدْرِ؛ )(1)( ابزار ریاست، سعه صدر است.»
شرح صدر و تبلیغ
در عرصه تبلیغ، سعه صدر از جایگاه و اهمیت ویژهای برخوردار است تا جایی که میتوان این خصیصه بسیار ارزشمند را از بزرگترین عوامل موفقیت مبلغین معرفی کرد. سعه صدر در کلیه فعالیتهای تبلیغی دارای آثار و برکات فراوان است که اکنون در صدد بیان تمام جزئیات این موضوع نبوده، تنها به بخشهایی اشاره میشود.
سعه صدر و معاندین
1) . بحار الأنوار، ج72، ص357.
دشمنان دین و معاندین اسلام، یا به هیچ دینی معتقد نیستند و یا طرفداران ادیان و مذاهب انحرافی میباشند. در رویارویی با انحرافات و یا تبلیغات سوء آنان گرچه لازم است از طرق قانونی توطئه آنها کنترل شود و از نشر اعتقادات انحرافی آنان جلوگیری گردد؛ اما در مقام بحث و مناظره و ارتباطات اجتماعی، توجه به سعه صدر و تلاش بر هدایت افراد غیر مغرض آنان از اولویتهای تبلیغی است و هر گونه تندی در بحث و ارتباطات اجتماعی، از واکنش منفی در بین مردم و طرفداران آنها برخوردار بوده، نه تنها به هدایت آنان و روشن بینی مردم منجر نمیشود، بلکه به مظلوم نمایی و طرفداری عاطفی مردم از آنها خواهد انجامید.
سعه صدر و مخالفین
در اغلب اماکن تبلیغی، محلات، روستاها و شهرها، افرادی یافت میشوند که به هر دلیل موجّه و یا غیر منطقی، نسبت به روحانیون بی علاقه و یا دارای ذهنیتهای منفی هستند، این افراد با شایعه سازی، بدگویی و گاهی استهزاء عملی سعی در تخریب شخصیت و چهره علمی، اخلاقی و معنوی روحانی دارند و در کوچه و بازار و خیابان، به مسخره کردن روحانی میپردازند و در مواردی به صورت بحث و مناظرة با مبلّغان، اهداف خود را دنبال میکنند. بهترین و موفقیت آمیزترین روش برخورد با این افراد که در سیره معصومین(ع) هم مصادیق آن به وفور دیده میشود، تحمل و سعه صدر است. در برخورد با این افراد، اگر مناظره کردند، بهترین روش جدال احسن و اگر استهزاء نمودند، زیباترین و مشروعترین روش، سکوت است.
سعه صدر و موافقین
اگر مبلّغ نسبت به افراد مسجدی دارای سعه صدر باشد، انتقادات، پیشنهادات و گاهی تندیهای آنان را با بزرگواری تحمل کند، دلسوزانه و مشفقانه برای رشد و ارتقاء معنوی آنان بکوشد و پدرانه در حد توان برای رفع مشکلات آنان اقدام کند، این روحیه به انسجام مردم و اهل مسجد کمک کرده و همگان را در جهت پیشبرد اهداف تبلیغی و گسترش معارف دین و ترویج عمل به دستورات دینی هماهنگ میسازد.
زمینه روحی سعه صدر
در اینکه چگونه میتوان سعه صدر داشت و از کنار مشکلات و ناملایمات و سختیها با بردباری و صبورانه عبور کرده و کلافه نشد، جای بحث گستردهای است؛ ولی به نظر میرسد یکی از مهمترین عوامل مؤثر گذشت از علقههای دنیوی است. اگر کسی برای سرای آخرت آماده باشد، بسیاری از مسائل ظاهری دنیا در نظر او رنگ باخته، اهمیت خود را از دست میدهد.
از رسول خدا(ص) در باره چیستی شرح صدر سؤال شد، پیامبر(ص) فرمودند:
«نُورٌ یقْذِفُهُ اللَّهُ فِی قَلْبِ الْمُؤْمِنِ فَیشْرَحُ صَدْرَهُ وَ ینْفَسِحُ قَالُوا فَهَلْ لِذَلِکَ أَمَارَةٌ یعْرَفُ بِهَا فَقَالَ نَعَمْ وَ الْإِنَابَةُ إِلَی دَارِ الْخُلُودِ وَ التَّجَافِی عَنَْ دَارِ الْغُرُورِ وَ الِاسْتِعْدَادُ لِلْمَوْتِ قَبْلَ نُزُولِهِ؛ )(1)( نوریست که خداوند در دل مؤمن میافکند، پس سینهاش گشاده میگردد. عرض کردند: آیا علامتی دارد تا به آن شناخته شود؟ آن حضرت فرمودند: آری، با توبه آماده باز گشت به خانه همیشگی است، و در خانه فریب نا آرام است (و به آن دل نبسته است) و برای مرگ قبل از نزول آن آماده است.»
فروتنی و تواضع
1) . بحار الأنوار، ج65، ص225.
تواضع از ویژگیهای بسیار ارزشمندی است که دارای اجر و پاداش اخروی و آثار وپیامدهای دنیوی میباشد. این خصیصه اخلاقی برای هر مسلمان نیکو است؛اما در عالمان و مبلّغان دینی از جایگاه برجستهای برخوردار است. در این بخش به بحث تواضع از چند منظر توجه شده و با اشارهای به هر بخش، تحقیق را به مبلّغان بزرگوار وا میگذاریم.
جایگاه تواضع
در باره اهمیت و جایگاه تواضع روایات بسیاری نقل شده است. از باب نمونه، یکی از آنها را که بسیار گویاست ذکر میکنیم.
امام صادق(ع) میفرمایند:
«التَّوَاضُعُ أَصْلُ کُلِّ خَیرٍ نَفِیسٍ وَ مَرْتَبَةٍ رَفِیعَةٍ وَ لَوْ کَانَ لِلتَّوَاضُعِ لُغَةٌ یفْهَمُهَا الْخَلْقُ لَنَطَقَ عَنْ حَقَائِقِ مَا فِی مَخْفِیاتِ الْعَوَاقِبِ وَ التَّوَاضُعُ مَا یکُونُ فِی اللَّهِ وَ لِلَّهِ وَ مَا سِوَاهُ مَکْرٌ وَ مَنْ تَوَاضَعَ لِلَّهِ شَرَّفَهُ اللَّهُ عَلَی کَثِیرٍ مِنْ عِبَادِهِ وَ لِأَهْلِ التَّوَاضُعِ سِیمَاءُ یعْرِفُهَا أَهْلُ السَّمَاءِ مِنَ الْمَلَائِکَةِ وَ أَهْلُ الْأَرْضِ مِنَ الْعَارِفِینَ قَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ وَ عَلَی الْأَعْرافِ رِجالٌ یعْرِفُونَ کُلًّا بِسِیماهُمْ وَ أَصْلُ التَّوَاضُعِ مِنْ جَلَالِ اللَّهِ وَ هَیبَتِهِ وَ عَظَمَتِهِ وَ لَیسَ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عِبَادَةٌ یقْبَلُهَا وَ یرْضَاهَا إِلَّا وَ بَابُهَا التَّوَاضُعُ وَ لَا یعْرِفُ مَا فِی مَعْنَی حَقِیقَةِ التَّوَاضُعِ إِلَّا الْمُقَرَّبُونَ [مِنْ عِبَادِهِ] الْمُسْتَقِلِّینَ بِوَحْدَانِیتِهِ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ عِبادُ الرَّحْمنِ الَّذِینَ یمْشُونَ عَلَی الْأَرْضِ هَوْناً وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً وَ قَدْ أَمَرَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَعَزَّ خَلْقِهِ وَ سَیدَ بَرِیتِهِ مُحَمَّداً(ص) بِالتَّوَاضُعِ فَقَالَ عَزَّ وَ جَلَ وَ اخْفِضْ جَناحَکَ لِمَنِ اتَّبَعَکَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ وَ التَّوَاضُعُ مَزْرَعَةُ الْخُشُوعِ وَ الْخُضُوعِ وَ الْخَشْیةِ وَ الْحَیاءِ وَ إِنَّهُنَّ لَا یأْتِینَ إِلَّا مِنْهَا وَ فِیهَا وَ لَا یسْلَمُ الشَّرَفُ التَّامُّ الْحَقِیقِی إِلَّا لِلْمُتَوَاضِعِ فِی ذَاتِ اللَّهِ تَعَالَی؛ )(1)( تواضع بنیاد هر خیر ارزشمند و درجه بلندیست، و اگر تواضع زبانی میداشت که مردم میفهمیدند هر آینه به ما و اسرار نهان خبر میداد. از حقایق پوشیده تواضع آنست که در راه خدا و برای خدا باشد، و غیر از آن فریب است و کسی که برای خدا تواضع کند، خداوند متعال او را عزت و بزرگی بر بسیاری از بندگان خدا بخشد و برای اهل تواضع سیمایی است که ملائکه آسمان و اهل معرفت از اهل زمین، آنان را میشناسند. خداوند متعال میفرماید: در مقامات بلند مردانی هستند که همگان را از سیمایشان میشناسند. اصل تواضع در برابر جلال و هیبت و عظمت خداست، و خداوند عبادتی نمیپذیرد و از آن خشنود نمیشود مگر آنکه از مسیر تواضع گذشته باشد. و غیر از مقرّبان درگاه الهی، آنچه در حقیقت تواضع است نمیفهمند و وابسته به خدای یگانه. خدای عزّوجّل فرموده " و بندگان خدای رحمان آنانند که به آرامی روی زمین راه میروند، و چون با مردم نادان رو برو شوند، سلام میگویند. " و خدای عزّوجّل به عزیزترین خلقش و سید آفریدگانش فرموده «و بالهای رحمتت را برای مؤمنین پیروت بگستران.» و تواضع، مزرعه خضوع و خشوع و ترس و شرم است، و آنها جز از آن مزرعه و در آن به وجود نیایند، و شرف کامل حقیقی درست نباشد جز برای متواضع در راه خدا.»
تواضع، وظیفة هر مسلمان
1) . بحار الأنوار، ج72، ص117.
مردی بر امام باقر(ع) وارد شد و نوشتهای در دست داشت. آن حضرت فرمودند:
این نوشتة مردی است که برای مناظره آمده و سؤال میکند که دینی که عمل در آن قبول میشود کدام است.
آن مرد گفت: خداوند شما را رحمت کند، همین را میخواهم.امام باقر(ع) فرمودند:
«شَهَادَةُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِیکَ لَهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً(ص) عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ وَ تُقِرَّ بِمَا جَاءَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَ الْوَلَایةُ لَنَا أَهْلََ الْبَیتِ وَ الْبَرَاءَةُ مِنْ عَدُوِّنَا وَ التَّسْلِیمُ لِأَمْرِنَا وَ الْوَرَعُ وَ التَّوَاضُعُ وَ انْتِظَارُ قَائِمِنَا فَإِنَّ لَنَا دَوْلَةً إِذَا شَاءَ اللَّهُ جَاءَ بِهَا؛ )(1)( شهادت به اینکه خدایی جز خدای یگانه نیست و اینکه محمد بنده و رسول او است و اقرار کنی به حقانیت آنچه از طرف خداوند نازل شده ولایت ما اهل بیت و بیزاری از دشمن ما و تسلیم به امر ما و ورع و تواضع و انتظار قائم ما؛ زیرا برای ما دولتی است که هر زمان خداوند بخواهد آن را بیاورد.»
در این روایت، سؤال از دینی است که عمل به آن قبول و بدون آن مقبول نیست. امام(ع) در بین اعتقادیات مهمی که مطرح میکنند و از بین اخلاقیات فراوانی که در اسلام آمده، تواضع را به عنوان عنصر اخلاقی ذکر میفرمایند.
1) . کافی، ج2، ص18.
تواضع، بخشی از علم
ابی بصیر میگوید: از امام صادق(ع) شنیدم که میفرمود: امیرالمؤمنین علی(ع) زیاد این مطلب را بیان میکردند:
«یا طَالِبَ الْعِلْمِ إِنَّ الْعِلْمَ ذُو فَضَائِلَ کَثِیرَةٍ فَرَأْسُهُ التَّوَاضُعُ وَ عَینُهُ الْبَرَاءَةُ مِنَ الْحَسَدِ وَ أُذُنُهُ الْفَهْمُ وَ لِسَانُهُ الصِّدْقُ وَ حِفْظُهُ الْفَحْصُ وَ قَلْبُهُ حُسْنُ النِّیةِ وَ عَقْلُهُ مَعْرِفَةُ الْأَشْیاءِ وَ الْأُمُورِ وَ یدُهُ الرَّحْمَةُ وَ رِجْلُهُ زِیارَةُ الْعُلَمَاءِ وَ هِمَّتُهُ السَّلَامَةُ وَ حِکْمَتُهُ الْوَرَعُ وَ مُسْتَقَرُّهُ النَّجَاةُ وَ قَائِدُهُ الْعَافِیةُ وَ مَرْکَبُهُ الْوَفَاءُ وَ سِلَاحُهُ لِینُ الْکَلِمَةِ وَ سَیفُهُ الرِّضَا وَ قَوْسُهُ الْمُدَارَاةُ وَ جَیشُهُ مُحَاوَرَةُ الْعُلَمَاءِ وَ مَالُهُ الْأَدَبُ وَ ذَخِیرَتُهُ اجْتِنَابُ الذُّنُوبِ وَ زَادُهُ الْمَعْرُوفُ وَ مَاؤُهُ الْمُوَادَعَةُ وَ دَلِیلُهُ الْهُدَی- وَ رَفِیقُهُ مَحَبَّةُ الْأَخْیار؛ )(1)( ای جویندگان علم! دانش دارای فضائل بسیاری است، سر آن تواضع وچشمش دوری از حسد و گوشش فهم است و زبانش راستی، و نگهداری آن به بررسی است و قلبش حسن نیت، و عقلش معرفت اشیاء و امور، دست او محبت و پایش دیدار دانشمندان، همتش سلامت و حکمتش ورع، قرارگاهش نجات است و راهبرش عافیت و مرکبش وفاء و سلاحش کلام نرم و شمشیرش رضا و کمانش مدارا و لشکریانش گفتگوی با علماء و سرانجامش ادب و ذخیره اش دوری از گناهان، توشهاش نیکی و آبش سازگاری و رهنمایش هدایت و رفیقش دوستی با نیکان است.»
تواضع و عقل
1) . کافی، ج1، ص48.
عقل از بزرگترین نعمتهای الهی است که انسانها گاهی در جهت کمال واعتلاء آن میکوشند و برخی هم با اعمال نادرست خود موجب کاهش و تضعیف نور آن میشوند.
اگر کسی به درستی و با اعمال شایسته خود عقلش را به کمال رسانده باشد، نعمت تواضع را دریافت میکند.
امام صادق(ع) میفرماید:
«کمَالُ الْعَقْلِ فِی ثَلَاثٍ التَّوَاضُعِ لِلَّهِ وَ حُسْنِ الْیقِینِ وَ الصَّمْتِ إِلَّا مِنْ خَیرٍ؛ )(1)( کمال عقل در سه چیز است: 1- تواضع برای خدا 2- یقین نیکو 3- سکوت مگر در امور خیر.»
در روایت دیگری امام موسی بن جعفر(ع) به هشام بن حکم میفرماید:
«لِکُلِّ شَیءٍ دَلِیلٌ وَ دَلِیلُ الْعَاقِلِ التَّفَکُّرُ وَ دَلِیلُ التَّفَکُّرِ الصَّمْتُ وَ لِکُلِّ شَیءٍ مَطِیةٌ وَ مَطِیةُ الْعَاقِلِ التَّوَاضُعُ وَ کَفَی بِکَ جَهْلًا أَنْ تَرْکَبَ مَا نُهِیتَ عَنْهُ؛ )(2)( برای هر چیزی راهنمایی است و راهنمای عاقل فکر کردن است و راهنمای فکر کردن سکوت است، و برای هر چیز دوستی است و دوست پشتیبان عاقل تواضع است، و برای نادانی تو همین بس که مرتکب شوی آنچه را که از آن نهی شدهای.»
پرهیز از مبلّغان متکبر
در روایات بسیاری از همنشینی با عالمان سخن به میان آمده، افراد را بدان ترغیب کردهاند؛ اما اگر عالم یا مبلّغی به جای تواضع به تکبر روی آورد، باید از همنشینی با او دوری جست.
پیامبر گرامی اسلام ضمن روایتی میفرماید:
«لَا تَجْلِسُوا عِنْدَ کُلِّ دَاعٍ مُدَّعٍ یدْعُوکُمْ... وَ مِنَ التَّوَاضُعِ إِلَی الْکِبْرِ؛ )(1)( با هر مدعی دعوت کنندهای ننشینید که شما را... از تواضع و فروتنی به کبر دعوت میکند.»
در مقابل، آن بزرگوار فرمودند:
«وَ تَقَرَّبُوا إِلَی عَالِمٍ یدْعُوکُمْ مِنَ الْکِبْرِ إِلَی التَّوَاضُعِ؛ )(2)( و با عالمی دوستی گزینید که شما را از کبر به تواضع میخواند.»
نشانههای تواضع
تواضع در عرصه تبلیغ نمودهای فراوانی دارد؛ از نگاه کردن به مردم، حرکت در کوچه و بازار، ارتباط با اقشار مختلف اجتماعی تبلور داشته تا هنگام سخنرانی و شیوههای سخن گفتن. اما اکنون به موارد مهمی از لسان قرآن و روایات میپردازیم که در رفتارهای مبلّغان میتواند مؤثر باشد.
راه رفتن
یکی از رفتارهای فردی که غالبا نشانگر روحیات آدمی است، چگونگی راه رفتن است. تواضع و یا تکبر که از صفات روحی است در شیوه راه رفتن انسانها بروز و ظهور بیشتری مییابد؛ از اینرو روحانی که رفتار و کردار او میتواند تأثیر اخلاقی و تربیتی داشته باشد، لازم است ریشههای خود خواهی را در درون خویش یافته و سعی وافر داشته باشد که این ریشههای خبیثه را بخشکاند.
کسی که تواضع ندارد، با غرور راه میرود، از دیگران سلام میطلبد، با تبختر وارد مجالس میشود و بالاترین جایگاه را در مجالس برای خود میپسندد.
قرآن مجید میفرماید:
(وَ لا تَمْشِ فِی الْأَرْضِ مَرَحاً إِنَّکَ لَنْ تَخْرِقَ الْأَرْضَ وَ لَنْ تَبْلُغَ الْجِبالَ طُولاً)؛ )(1)( «با خودپسندی بر زمین راه مرو، که زمین را نخواهی شکافت و به بلندی کوهها نخواهی رسید.»
امام صادق(ع) از پیامبر(ص) نقل میکنند:
«مَنْ مَشَی عَلَی الْأَرْضِ اخْتِیالًا لَعَنَتْهُ الْأَرْضُ وَ مَنْ تَحْتَهَا وَ مَنْ فَوْقَهَا؛ )(2)( کسی که از روی غرور بر روی زمین حرکت کند، زمین و آنچه زیر و روی آن است او را لعنت میکند.»
در روایت دیگری امیرالمؤمنین علی(ع) میفرمایند:
«مَنِ اخْتَالَ فِی وِلَایَتِهِ أَبَانَ عَنْ حَمَاقَتِهِ؛ )(3)( کسی که در مدیریت خود تکبر کند، حماقت خود را نشان داده است.»
حضور در مجالس
یکی از مواردی که مردم در باره آن با حساسیت به داوری مینشینند، ورود مبلّغ به مجالس و برخورد با مردم و انتخاب محل نشستن است. اگر روحانی به جای تعمّد در نشستن بالای مسجد، برای خداوند تواضع داشته و هر جای مجلس مکان نشستن بود بنشیند و خود را برای انتخاب صدر مجلس به درد سر نیاندازد، حتما در تبلیغ دین موفقتر بوده، در جلب رضای الهی و ارتقاء معنوی خویش مؤثرتر عمل خواهد کرد.
امام صادق(ع) میفرماید:
«التَّوَاضُعُ أَنْ تَرْضَی مِنَ الْمَجْلِسِ بِدُونِ شَرَفِکَ وَ أَنْ تُسَلِّمَ عَلَی مَنْ لَاقَیتَ- وَ أَنْ تَتْرُکَ الْمِرَاءَ وَ إِنْ کُنْتَ مُحِقّاً- وَ رَأْسُ الْخَیرِ التَّوَاضُعُ؛ )(1)( تواضع آنست که در مجلس پائینتر از مقام خود بنشینی، و به هر که رسیدی سلام کنی، و در گفتار اصرار بیش از حد بر سخن خود را وانهی؛ گرچه بر حق باشی، و اصل خوبی تواضع است.»
غذا خوردن با پائین دستان
1) . بحار الأنوار، ج72، ص117.
برخی، از غذا خوردن با مردم تهیدست و یا افرادی که دارای مشاغل و عناوین بالای اجتماعی نیستند پرهیز میکنند. این رویه به طور خاص برای مبلّغان دین خطا بوده، نشانگر تکبر میباشد.
پیامبر(ص) میفرمایند:
«الْأَکْلُ مَعَ الخُدَّامِ مِنَ التَّوَاضُعِ فَمَنْ أَکَلَ مَعَهُمْ اشْتَاقَتْ إِلَیهِ الْجَنَّةُ؛ )(1)( غذا خوردن با خادمان از تواضع است، پس کسی که با آنان هم غذا شود بهشت به او مشتاق میشود.»
نوشیدن دم خورده مؤمنین
یکی دیگر از نشانههای تواضع، آشامیدن دم خورده مؤمنین و جلو گیری از اسراف است. پیامبر گرامی اسلام(ص) فرمودند:
«مِنَ التَّوَاضُعِ أَنْ یشْرَبَ الرَّجُلُ مِنْ سُؤْرِ أَخِیهِ الْمُؤْمِنِ؛ )(2)( نوشیدن دم خورده برادر دینی، یکی از نشانههای تواضع است.»
رفتار پسندیده با دیگران
اگر افراد بتوانند خود را به جای دیگران قرار داده و آنچه را برای خود دوست ندارند برای دیگران نیز دوست نداشته باشند، به خوبی میتوانند رفتاری متواضعانه داشته باشند.
امام رضا(ع) میفرمایند:
«التَّوَاضُعُ أَنْ تُعْطِی النَّاسَ مَا تُحِبُّ أَنْ تُعْطَاهُ؛ )(1)( تواضع آنست که آنچه را دوست داری دیگران به تو عطا کنند، به مردم عطا کنی (با آنها به گونهای رفتار کنی که میخواهی با تو رفتار کنند).»
تو اضع، نه کرنش
برخی به خیال تواضع، در حد بسیار زیادی کرنش میکنند. مبلّغ باید به مردم بیاموزد که کرنش فقط در مقابل خداوند سزاوار است و برای غیر خداوند نباید خضوع کرد. ائمه معصومین(ع) ضمن اینکه در حد اعلای تواضع بودند، هیچ گاه خود را به ذلت نمیانداختند. جمله مشهور اباعبدالله الحسین(ع) که در مقابل یزید ندای عزت بخش جهانی خود را سر داد که "هیهات منا الذله"، یکی از شواهد روشن این مطلب است.
امام مجتبی(ع) هیبت خاصی در نگاه مردم داشت؛ تا آنجا که فردی به آن حضرت عرض کرد: در شما عظمت و بزرگی است. امام(ع) فرمودند:
1) کافی، ج2، ص121.
«بَلْ فِیَّ عِزَّةٌ قَالَ اللَّهُ تَعَالَی وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِینَ؛ )(1)( در من عزت است. خداوند متعال میفرماید: عزت مخصوص خداوند و رسولش و مؤمنین است.»
واصل بن عطا میگوید: امام حسن دارای سیمای پیامبران و هیبت پادشاهان بود.
محبت
یکی از ویژگیهای بسیار برجسته و مهمی که از اخلاقیات اجتماعی بوده و میتواند رمز موفقیت مبلّغ باشد، محبّت و علاقه به مردم است.
اگر مبلّغ به همه انسانها از عمق جان علاقه مند باشد، رفتار او بر این اساس شکل گرفته، میتواند زمینه جذب و اصلاح انسانها را فراهم سازد.
تلاش برای اصلاح انسانها بدون جذب و ایجاد انس و علاقه، کاری کم اثر و گاهی بی ثمر خواهد بود.
1) . بحار الأنوار، ج43، ص331.
پیامبر(ص) در نخستین گام، افراد را جذب و پس از آن به القاء پیام مبادرت میورزید.
قرآن مجید درباره علّت توانمندی پیامبر(ص) در جذب انسانها میفرماید:
(فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ)؛ )(1)( «به سبب رحمت الهی است که تو نسبت به آنان خوشخو و مهربان هستی و اگر تندخو و سخت دل بودی، از گرد تو پراکنده میشدند.»
قرآن مجید با صراحت علّت گرد آمدن مردم را در کنار پیامبر(ص) لین بودن و نرمخویی حضرت قلمداد کرده است.
در جای دیگر قرآن مجید پیامبر(ص) را این چنین توصیف میفرماید:
(وَ ما أَرْسَلْناکَ إِلاَّ رَحْمَةً لِلْعالَمِینَ)؛ )(2)( «ما تو را جز رحمت برای جهانیان نفرستادیم.»
پیامبر(ص) حتی برای کافران رحمت است، تا آنان را از تاریکیهای ضلالت نجات بخشیده و هدایت نماید. این رحمت هنگامی که به مؤمنین میرسد، جایگاه ویژهای مییابد.
قرآن مجید نیز در این باره میفرماید:
(لَقَدْ جاءَکُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِکُمْ عَزِیزٌ عَلَیهِ ما عَنِتُّمْ حَرِیصٌ عَلَیکُمْ بِالْمُؤْمِنِینَ رَؤُوفٌ رَحِیمٌ)؛ )(1)( «همانا فرستادهای از خود شما برایتان آمد که رنج و ناراحتی شما برایش گران، بر (هدایت) شما حریص و نسبت به مؤمنان دلسوز و مهربان است.»
پیامبر(ص) آنچنان نسبت به مردم محبّت دارد که قرآن در ترسیم ویژگی اخلاقی آن بزرگوار میفرماید، رنج و مشقّت مردم او را آزار میدهد، نسبت به گمراهی و انحراف مردم بی تفاوت نیست و برای هدایت آنان با حرص میکوشد و نسبت به مؤمنان دلسوز و مهربان است.
مبلّغ اگر از سویی با تمام توان بکوشد و از سوی دیگر برای همه مردم رحمت باشد، میتواند در جهت هدایت انسانها توفیق یابد.
1) . توبه/ 128.
اهمیت محبّت به مؤمنین
مهر و عطوفت مؤمنان نسبت به یکدیگر تکلیف دینی است؛ اما مبلّغ که خود احیاگر فضیلتهای دینی است از سویی لازم است به این تکلیف الهی عمل کند و از سوی دیگر برای موفّق شدن در تبلیغ معارف اسلامی نیز باید مهر و عطوفت داشته باشد.
«عَنْ أَبِی الْمَأْمُونِ الْحَارِثِی قَالَ قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ(ع) مَا حَقُّ الْمُؤْمِنِ عَلَی الْمُؤْمِنِ قَالَ إِنَّ مِنْ حَقِّ الْمُؤْمِنِ عَلَی الْمُؤْمِنِ الْمَوَدَّةَ لَهُ فِی صَدْرِهِ وَ الْمُوَاسَاةَ لَهُ فِی مَالِهِ وَ الْخَلَفَ لَهُ فِی أَهْلِهِ وَ النُّصْرَةَ لَهُ عَلَی مَنْ ظَلَمَهُ وَ إِنْ کَانَ نَافِلَةٌ فِی الْمُسْلِمِینَ وَ کَانَ غَائِباً أَخَذَ لَهُ بِنَصِیبِهِ وَ إِذَا مَاتَ الزِّیارَةَ لَهُ إِلَی قَبْرِهِ وَ أَنْ لَا یظْلِمَهُ وَ أَنْ لَا یغُشَّهُ وَ أَنْ لَا یخُونَهُ وَ أَنْ لَا یخْذُلَهُ وَ أَنْ لَا یکْذِبَهُ وَ أَنْ لَا یقُولَ لَهُ أُفٍّ وَ إِذَا قَالَ لَهُ أُفٍّ فَلَیسَ بَینَهُمَا وَلَایةٌ وَ إِذَا قَالَ لَهُ أَنْتَ عَدُوِّی فَقَدْ کَفَرَ أَحَدُهُمَا وَ إِذَا اتَّهَمَهُ انْمَاثَ الْإِیمَانُ فِی قَلْبِهِ کَمَا ینْمَاثُ الْمِلْحُ فِی الْمَاءِ؛ )(1)( أبی مأمون حارثی میگوید: به امام صادق(ع) عرض کردم حق مؤمن بر مؤمن چیست؟ حضرت فرمودند: بعضی از حقوق مؤمن بر مؤمن آن است که:
1) . وسائل الشیعة، ج 12، ص 207.
در این روایت عجیب که حقوق مؤمنین بر یکدیگر مطرح شده، قبل از همه حقوق، حق دوستی قلبی بیان گردیده است.
محبّت مؤمنین نسبت به یکدیگر تا آنجا اهمّیت دارد که امام سجاد(ع) میفرماید:
«نَظَرُ الْمُؤْمِنِ فِی وَجْهِ أَخِیهِ الْمُؤْمِنِ لِلْمَوَدَّةِ وَ الْمَحَبَّةِ لَهُ عِبَادَةٌ؛ )(1)( نگاه مؤمن در چهره برادر مؤمن اش از روی دوستی و مهربانی به او عبادت است.»
مبلّغ همانطور که با نگاه مهرآمیز خویش بر مردم، پاداش میبرد، آنان را نیز با رفتار دوستانه خود به دین و مسجد جذب میکند که خود اجر و پاداش فراوان دارد.
دوستی در غربت
1) . بحارالأنوار، ج 75، ص 140.
گاهی مبلّغان و یا خانواده آنان به دلیل آنکه در مناطق تبلیغی غریب هستند، احساس دلتنگی میکنند، در حالی که گاهی دوستی، بیش از خویشاوندی، افراد را به یکدیگر نزدیک میکند.
اگر مبلّغ راه انس و دوستی با مردم را در پیش گرفت و همسر او با برگزاری جلسات قرآن و دعا، با زنان منطقه تبلیغی ارتباط برقرار کرد، غربت، ویژگیهای خود را از دست داده محل تبلیغ، محل انس میگردد.
امام مجتبی(ع) میفرماید:
«الْقَرِیبُ مَنْ قَرَّبَتْهُ الْمَوَدَّةُ وَ إِنْ بَعُدَ نَسَبُهُ وَ الْبَعِیدُ مَنْ بَعَّدَتْهُ الْمَوَدَّةُ وَ إِنْ قَرُبَ نَسَبُه؛ )(1)( خویش نزدیک، آن است که مودّت و دوستی او را نزدیک کرده باشد، گرچه نسبت او دور باشد و بیگانة دور، کسی است که [عدم] دوستی او را دور کرده باشد، گرچه نسبت خویشاوندی او نزدیک باشد.»
راههای ایجاد محبّت
1) . الکافی، ج 2، ص 643؛ در ترجمه مصطفوی، ج 4، ص 458.
با توجّه به اهمّیت دوستی در عرصه تبلیغ و جایگاه مهم این امر در زمینه سازی جهت تبلیغ معارف دین، ابتدا باید گفت کلیه اخلاقیات اسلامی زمینه ساز دوستی و مودّت است که بخشهایی از آنها در مباحث پیشین مطرح گردید؛ لیکن در این بخش روایاتی را بیان میکنیم که تأثیر زیادی در ایجاد محبّت داشته و به راحتی قابل انجام است.
خوشرویی
یکی از اموری که در لسان روایات بر آن تأکید شده، خوشرویی است.
از امام صادق(ع) نقل شده که فرمودند:
«ثَلَاثٌ مَنْ أَتَی اللَّهَ بِوَاحِدَةٍ مِنْهُنَّ أَوْجَبَ اللَّهُ لَهُ الْجَنَّةَ الْإِنْفَاقُ مِنْ إِقْتَارٍ وَ الْبِشْرُ لِجَمِیعِ الْعَالَمِ وَ الْإِنْصَافُ مِنْ نَفْسِهِ؛ )(1)( سه چیز است که اگر کسی یکی از آنها را نزد خداوند برد، او بهشت را برایش واجب گرداند. انفاق در حال تنگدستی، خوشرویی نسبت به همه مردم جهان و درباره خود انصاف داشتن.»
چه زیباست که مبلّغ نسبت به همه مردم خواه اهل مسجد و یا اهل فسق باشند، با روی باز برخورد کند که خود میتواند در جذب انسانها به دین بسیار مؤثر باشد.
1) . الکافی، ج 2، ص 103.
همچنین از امام محمد باقر(ع) نقل شده که فرمودند:
«أَتَی رَسُولَ اللَّهِ(ص) رَجُلٌ فَقَالَ یا رَسُولَ اللَّهِ أَوْصِنِی فَکَانَ فِیمَا أَوْصَاهُ أَنْ قَالَ الْقَ أَخَاکَ بِوَجْهٍ مُنْبَسِطٍ؛ )(1)( مردی خدمت پیامبر(ص) آمد و گفت: یا رسول اللَّه! به من توصیهای بفرما. حضرت در ضمن سفارشاتش به او فرمودند: برادرت را با چهره باز ملاقات کن.»
در روایت دیگری پیامبر(ص) میفرماید:
«یا بَنِی عَبْدِ الْمُطَّلِبِ إِنَّکُمْ لَنْ تَسَعُوا النَّاسَ بِأَمْوَالِکُمْ فَالْقَوْهُمْ بِطَلَاقَةِ الْوَجْهِ وَ حُسْنِ الْبِشْرِ؛ )(2)( ای فرزندان عبدالمطلب! شما نمیتوانید همه مردم را با مال خود گشایش بخشید، پس با روی باز و چهره خوش با آنان برخورد کنید.»
مردم در گرفتاریها به مبلّغان مراجعه میکنند. اگر چه آنان نمیتوانند همه مشکلات مردم را حل کنند، لیکن با برخورد خوش و چهره باز میتوانند از دردهای آنان بکاهند.
یکی از اصحاب امام صادق(ع) از ایشان پرسید: حدّ خوش اخلاقی چیست؟ حضرت فرمودند:
«تُلِینُ جَنَاحَکَ وَ تُطِیبُ کَلَامَکَ وَ تَلْقَی أَخَاکَ بِبِشْرٍ حَسَنٍ؛ )(1)( نرم خویی پیشه کن، سخن خود را زیباگردان و برادر خود را با رویی خوش ملاقات کن.»
ثمره خوشرویی
برخورد شاد، خندان و با چهرهای باز، آثار بسیار زیادی دارد که سه روایت در این زمینه بیان میشود.
امام باقر(ع) میفرماید:
«صَنِیعُ الْمَعْرُوفِ وَ حُسْنُ الْبِشْرِ یکْسِبَانِ الْمَحَبَّةَ وَ یقَرِّبَانِ مِنَ اللَّهِ وَ یدْخِلَانِ الْجَنَّةَ؛ )(2)( کار خوب و روی خوش موجب کسب محبّت و قرب به خداوند و ورود به بهشت میشوند.»
امیرالمؤمنین(ع) میفرماید:
«اَلْبَشاشَةُ مُخُّ الْمَوَدَّةِ؛ )(1)( خوش برخوردی (و انس با مردم) رمز اصلی دوستی و محبّت است.»
حال که خوش کرداری و خوشرویی تا این حد مؤثر است که در دنیا، دوستی و محبّت را به ارمغان میآورد و آدمی را به خدا نزدیک و به بهشت وارد میکند، سزاوار است این اخلاق ارزشمند را پیشه خود کنیم.
در روایت دیگری پیامبر(ص) میفرماید:
«حُسْنُ البِشْرِ یذْهَبُ بِالسَّخیمَةِ؛ )(2)( خوشرویی کینه را برطرف میسازد.»
چه بسیار دیده شده که فردی نسبت به دوست خود کدورت داشته و تا وقتی که از او دور بوده کینه او را در دل میپرورانده است؛ امّا با یک برخورد صمیمی شاد و با محبّت، همه دشمنیها از بین رفته است.
دشمنان اسلام از روحانیون چهرهای خشن، تند، غیر منعطف و خشک در اذهان مردم ساختهاند. مبلّغ میتواند با برخورد صمیمی و با چهره باز و خندان خود همه تبلیغات دشمن را خنثی ساخته، مردم را به مسجد، پایگاه نشر معارف دین جذب کند.
چهره آدمی میتواند عبوس، دارای اخم و چین و چروک فراوان باشد. لبها هیچگاه بر خنده باز نگردد، چشمها خشن و بی رحم باشد، از گونهها کینه ببارد و همین انسان میتواند با عادت به لبخند، چهره خویش را شاد و جذّاب نگه دارد.
عضلات صورت انسان با ترکیبی که غالباً دارد شکل میگیرد، از اینرو افراد بد اخلاق هنگامی که میخندند، در چروکهای صورت خود، گویی اندوهی بزرگ را پنهان میکنند، بر عکس کسانی که صورت خود را عادت به خوشرویی داده باشند، گاهی در حال گریه هم انگار میخندند.
سلام
یکی دیگر از مسائلی که موجب ارتباط مهرآمیز بین مبلّغ و مردم میگردد، سلام کردن است. در حاشیه منبر هم ارتباط دوستانه و سلام به مؤمنین از جایگاه حساسی برخوردار است، همچنین سلام کردن در مسیر راه به کسبه، جوانهای سرکوچه، بچهها، سلام و احوالپرسی با اقشار مختلف خیلی کار ساز است.
در آیات و روایات بسیاری بحث سلام و تحیت گفتن به برداران دینی سفارش شده است.
پیامبر اسلام(ص) میفرماید:
«خَیرُکُمْ مَنْ أَطْعَمَ الطَّعَامَ وَ أَفْشَی السَّلَامَ وَ صَلَّی وَ النَّاسُ نِیامٌ؛ )(1)( بهترین شما کسی است که به دیگران طعام میدهد، بلند سلام میکند و در حالی که مردم خفتهاند نماز میخواند.»
در اینجا تنها به سلام کردن سفارش نشده، بلکه بلند سلام کردن مورد عنایت است؛ نه سلام آهسته و آرام.
برخی از افراد یا سلام نمیکنند و یا اینکه هنگام سلام کردن از روی تکبّر زیر لب سلام میکنند. بلند سلام کردن، این اخلاق زشت را کنترل میکند.
در روایت دیگری از امام باقر(ع) نقل شده است که:
«أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ(ص) أَمَرَهُمْ بِسَبْعٍ عِیادَةِ الْمَرْضَی وَ اتِّبَاعِ الْجَنَائِزِ وَ إِبْرَارِ الْقَسَمِ وَ تَسْمِیتِ الْعَاطِسِ وَ نَصْرِ الْمَظْلُومِ وَ إِفْشَاءِ السَّلَامِ وَ إِجَابَةِ الدَّاعِی؛ )(2)( پیامبر(ص) مردم را به هفت چیز دستور داد: عیادت بیماران، تشییع جنازه، وفای به قسم، دعا به کسی که عطسه میکند، یاری مظلوم، بلند سلام کردن و دعوت دیگران را پذیرفتن.»
امام صادق(ع) میفرماید:
«مِنَ التَّواضُعِ اَنْ تُسَلِّمَ عَلی مَنْ لَقیتَ؛ )(1)( سلام کردن بر هر کس که برخورد کردی، نشانه تواضع است.»
در روایت دیگری از پیامبر اسلام(ص) نقل شده است که حضرت فرمودند:
«أَبْخَلُ النَّاسِ مَنْ بَخِلَ بِالسَّلَامِ؛ )(2)( بخیلترین مردم کسی است که در سلام کردن بخل ورزد.»
ابتدای به سلام از طرف مبلّغان دین از تأثیر بسیار زیادی برخوردار است. مردم، مبلّغ متواضع را، از کسی که انتظار سلام از مردم دارد به خوبی تشخیص میدهند.
اینجانب در عرصه تبلیغ و بررسی علل موفقیت مبلّغان، مطالبی را به اقتضاء فعالیتهای خود دریافتهام که از مهمترین آنها برخورد محبّت آمیز مبلّغ و ابتدا کردن به سلام است.
از امیرالمؤمنین علی(ع) نقل شده است که:
«لِلسَّلَامُ سَبْعُونَ حَسَنَةً تِسْعَةٌ وَ سِتُّونَ لِلْمُبْتَدِی وَ وَاحِدَةٌ لِلرَّادِّ؛ )(1)( برای سلام کردن هفتاد حسنه است که شصت و نه حسنه آن برای کسی است که ابتداء به سلام میکند و یک حسنه برای کسی که پاسخ میگوید.»
و در روایت دیگری حضرت امیرمؤمنان(ع) میفرمایند:
«إِنَّ مِنْ مُوجِبَاتِ الْمَغْفِرَةِ بَذْلَ السَّلَامِ وَ حُسْنَ الْکَلَامِ؛ )(2)( همانا از چیزهایی که موجب مغفرت میگردد، بخشش سلام و نیکویی سخن است.»
جلب رضایت مردم
تلاش برای جلب رضایت مردم، علاوه بر آنکه به لحاظ سیاسی دارای اهمیت میباشد، از نظر دینی هم مسئلهای قابل تأمل و شایسته دقت است.
برخی بر این باورند که رضایت مردم را به هیچ وجه نمیتوان به دست آورد؛ از این رو پرداختن به این مقوله را بی نتیجه و عبث میپندارند.
حکومتهای به ظاهر آزاد دنیا با پذیرش لزوم تحصیل رضایت مردم، سعی میکنند حکومت و قدرت خویش را برگرفته از علاقه و تمایل مردم نشان دهند و با نظریه پردازیها و تصویب قوانین بسیار، این کلیدیترین نشانه دموکراسی را از نظر شکلی پاس دارند. زمامداران در این نظامها میکوشند تا صورت مسئله را به گونهای طرح کنند که به عامه مردم بقبولانند حکومت در چهارچوب رضایت آنان شکل گرفته است. و در موارد بسیاری از فریب و نیرنگ برای رسیدن به خوشنودی مردم بهره میجویند تا آنان را وادار سازند که ناخودآگاه در مسیر اهداف و مطامع ایشان قرار گیرند.
اما در حکومت علوی، خدمت به عامه مردم و جلب رضایت آنان، مسئلهای اساسی است. برای ورود به این بحث، لازم است ابتدا مقدمهای بیان شود.
در هر یک از حکومتها و بیش از همه در حکومت اسلامی - از جمله در نظام جمهوری اسلامی ایران - و در چهارچوب جابجایی معادلات قدرت، همه گروهها و احزاب سیاسی باید توجه داشته باشند که وقتی قدرت در دست آنان نیست درباره مخالفان خود چگونه داوری میکنند و چه شعارهایی سر میدهند. آنها باید مواظب باشند هنگامی که خودشان به قدرت رسیدند خطاهای پیشینیان را مرتکب نشوند؛ زیرا در غیر این صورت همان داوریها در مورد آنان انجام خواهد شد.
امیر المؤمنین علی(ع) در این زمینه میفرماید:
«ثُمَّ اعْلَمْ یَا مَالِکُ أَنِّی وَجَّهْتُکَ إِلَی بِلَادٍ قَدْ جَرَتْ عَلَیْهَا دُوَلٌ قَبْلَکَ مِنْ عَدْلٍ وَ جَوْرٍ وَ أَنَّ النَّاسَ یَنْظُرُونَ مِنْ أُمُورِکَ فِی مِثْلِ مَا کُنْتَ تَنْظُرُ فِیهِ مِنْ أُمُورِ الْوُلَاةِ قَبْلَکَ وَ یَقُولُونَ فِیکَ مَا کُنْتَ تَقُولُ فِیهِم؛ )(1)( بدان ای مالک، من تو را به سوی سرزمینی اعزام میکنم که قبل از تو دولتهایی عادل یا ستمگر بر آن حکمرانی کردهاند و مردم در رفتار و عملکرد تو همان گونه مینگرند که تو در عملکرد حاکمان پیشین نگریستهای و همان را در باره تو خواهند گفت که خود در حق پیشینیان گفتهای.»
از سخن آن حضرت چند نکته را میتوان استفاده کرد:
1) . نهج البلاغه، نامه53.
1- مدیران برای تثبیت جایگاه مردمی خود غالبا زبان به نکوهش حاکمان قبل میگشایند و نقاط ضعف آنان را در ابعاد مختلف مورد تحلیل قرار میدهند؛ گاه حتی اشارهای به خدمات ایشان نمیکنند و یا علل و عواملی را که زمینه ساز بروز اشکالات بوده است، نادیده میانگارند تا بتوانند خود را قهرمان نجات بخش مردم جلوه دهند. اما اینان باید آگاه باشند که هر گونه راجع به دیگران قضاوت کنند، مردم نیز درباره آنها همان گونه داوری خواهند کرد.
2- حاکمان باید تلاش کنند تا عملکرد نیکویی از خود بر جای بگذارند؛ زیرا سرانجام از آنها به عنوان حاکم عادل یا حاکم ستمگر یاد خواهد شد.
3- اگر ضعفها و خطاها و بی عدالتیهای حاکمان قبل در نظر زمامداران رنج آور است، سعی کنند زمانی که به حکومت میرسند، آن رفتارهای ناپسند را نداشته باشند.
چه خوب است که در فراز و نشیب تغییر مسئولیتها و ریاستها، در باره عملکرد گروه مقابل از در انصاف و عدل سخن بگوییم و عیوب یکدیگر را چند برابر جلوه ندهیم. از سوی دیگر اگر گروه مقابل را به بی اعتنایی نسبت به خواسته مردم متهم میکنیم، بکوشیم هنگامی که بر اریکه قدرت نشستیم نسبت به مردم و خواستههای بر حق آنان بی اعتنا نباشیم.
علاقه مردم به حاکمان
مدیران و کارگزاران جامعه در صورتی موفق خواهند بود که از پشتوانه محبت مردم برخوردار باشند، نه اینکه مردم حکومت را بار گرانی بر دوش خویش احساس کنند. امیر المؤمنین(ع) میفرماید:
«وَ إِنَّ أَفْضَلَ قُرَّةِ عَیْنِ الْوُلَاةِ اسْتِقَامَةُ الْعَدْلِ فِی الْبِلَادِ وَ ظُهُورُ مَوَدَّةِ الرَّعِیَّةِ و إِنَّهُ لَا تَظْهَرُ مَوَدَّتُهُمْ إِلَّا بِسَلَامَةِ صُدُورِهِمْ وَ لَا تَصِحُّ نَصِیحَتُهُمْ إِلَّا بِحِیطَتِهِمْ؛ )(1)( بهترین چشم روشنی برای حاکمان برپایی عدالت در شهرها و ابراز علاقه مردم به آنان است و این محبت ابراز نمیشود مگر در صورتی که دلهای مردم آرام باشد. نصیحت و خیرخواهی مردم نیز باقی نخواهد ماند مگر آنکه به حفظ حکمرانان و حضور در گرد آنان علاقهمند باشند.»
1) . نهج البلاغه، نامه53.
از این جملههای نورانی چنین میفهمیم که:
1- رضایت مردم از بهترین و ارزشمندترین نمود موفقیت مدیران است که باید در کسب آن کوشید و نسبت به آن اهتمام ورزید.
2- رضایت مردم از والیان، ارتباط نزدیک با اجرای عدالت در شهرها و بلاد دارد.
3- اگر مردم در دل والیان را دوست داشته باشند، محبت خود را به آنان ابراز میکنند.
4- شهروندان در صورتی خیرخواه و نصیحت گوی والیان خواهند بود که:
الف) از روی محبت گرداگرد مدیران و حاکمان باشند.
ب) دولت و حکومت را باری سنگین بر دوش خود احساس نکنند.
ج) هرلحظه منتظر شکست والیان خود نباشند.
رضایت مردم و تصمیم گیری
در زمامداری بر اساس دستورات امیر المؤمنین(ع) لازم است هنگام تصمیم گیری و انتخاب راه برتر از میان راههای مختلف، یکی از ملاکها، اطمینان از رضایت یا عدم رضایت مردم باشد.
حضرت علی(ع) در این باره میفرماید:
«وَ لْیَکُنْ أَحَبُّ الْأُمُورِ إِلَیْکَ أَوْسَطَهَا فِی الْحَقِّ وَ أَعَمَّهَا فِی الْعَدْلِ وَ أَجْمَعَهَا لِلرَّعِیَّةِ فَإِنَّ سَخَطَ الْعَامَّةِ یُجْحِفُ بِرِضَا الْخَاصَّةِ وَ إِنَّ سَخَطَ الْخَاصَّةِ یُغْتَفَرُ مَعَ رِضَا الْعَامَّةِ؛ )(1)( باید دوست داشتنیترین کارها نزد تو کاری باشد که بهترین از جهت حق و عمومیترین از نظر عدالت است و بیشترین رضایت مردمی را به دنبال بیاورد؛ زیرا نارضایتی عمومی رضایت خواص را از بین میبرد و نارضایتی خواص با رضایت عمومی مردم جبران میشود.»
در اینجا یک ملاک ارزشمند در تصمیم گیری مدیران و حاکمان فراروی آنان قرار میگیرد که هنگامی که از بین راههای مختلفی که فراروی آنان برای حل مشکلی و یا انجام کاری قرار میگیرد راهی را انتخاب کنند و از بین بدیلهای مختلف در هنگام تصمیم گیری بدیلی را برگزینند که بیش از همه موجب رضایت عمومی است؛ گرچه عدهای از خواص ناراحت شوند.
1) . نهج البلاغه، نامه53.
مبلغ و جلب رضای مردم
از آنجا که ماهیت تبلیغ یک فعالیت اجتماعی است و مبلّغ به دنبال تأثیر گذاری بر آحاد جامعه خویش است، سلوک اجتماعی او از جایگاه حساس و دقیقی برخوردار میباشد.
مبلّغ برای آنکه مردم را ابتدا جذب کرده، سپس به تأثیرگذاری بر آنها بپردازد، لازم است به لحاظ سلوک و رفتار اجتماعی از توانمندی بالایی برخوردار باشد.
فراوان دیده میشود که مبلّغ تنها به دلیل رفتار زیبا و پسندیده اجتماعی در بین مردم نفوذ کرده و آنان را به راه قرآن و اهل بیت عصمت و طهارت(ع) هدایت نموده است، تا آنجا که مبلّغان موفق گاهی تا چند نسل بعد مخاطبان خویش را متأثر از رفتار و منش اجتماعی خود ساخته اند؛ پدران از آموزهها و رفتارهای پندآموز آنان برای فرزندان و نسلهای بعد حکایت کرده و آنان را تحت تأثیر قرار میدهند.
در مقابل، افرادی هم یافت میشوند که به لحاظ تبلیغ گفتاری و سخنوری، چیره دست و پر توان اند؛ لیکن به دلیل ناتوانی در سلوک اجتماعی، آموزههای خویش را بی تأثیر میسازند.
در تبلیغ، ارشاد و هدایت مردم نیز توجه به میل و علاقه آنان از ارزش بالایی برخوردار است. روحانی در صورتی موفق خواهد بود که از پشتوانه محبت مردم برخوردار باشد، نه اینکه مردم حضور او را بارگرانی بر دوش خویش احساس کنند.
کلمه «اوسط» در این قسمت از سخن آن حضرت به معنای «بهترین» و ارزشمندترین» است؛ هرچند برخی از مترجمان نهج البلاغه، آن را «میانه روی» یا «میانهترین» معنا کردهاند.
بیان شد که از دیدگاه امیر المؤمنین علی(ع) یکی از بهترین نمودهای موفقیت حاکمان، عدالت گستری و جلب رضایت مردم است. همچنین از بیانات آن حضرت به این موضوع اشاره شد که باید بهترین کارها در نزد زمامداران فعالیتهایی باشد که به عدالت نزدیکتر و بیشترین رضایت عامه را به دنبال داشته باشد؛ لیکن مباحثی در این زمینه مطرح است که اکنون مورد بحث قرار میگیرد.
رضایت خدا یا مردم
رضامندی مردم از حاکمان، یکی از مهمترین مسائلی است که در اسلام مورد توجه و عنایت قرار گرفته؛ لیکن حدودی هم برای آن مطرح شده که قابل دقت و عنایت است.
امروزه در نظریه پردازیهای سیاسی چند نظریه در فلسفه سیاسی مطرح است که ما آنها را به دو دسته کلی تقسیم میکنیم. دسته اول نظریه هایی که دلیل مشروعیت نظام را رضایت مردم قلمداد میکنند و دسته دوم کسانی که ملاک مشروعیت حکومت را اهتمام حکومت به اجرای شاخصهای ارزشی، قلمداد میکنند؛ شاخصهایی مانند عدالت گستری، ترویج ارزشهای اخلاقی و...
این مباحث جای بررسیهای خاص خود را دارد که به اهل فن و بحثهای کارشناسانه آن وا مینهیم، لیکن در مورد نظریههای دسته اول که ملاک مشروعیت حکومت را رضایت مردم میداند؛ در فضای سیاسی ایران مطالبی مطرح است که از دو زاویه قابل بررسی و دقت است.
اول: انگیزهها، چرایی و فلسفه طرح نظریهها و اهداف خیرخواهانه یا خیانت آمیز طراحان و ترویج کنندگان این مباحث که این بحث جای بسی دقت و بررسیهای عمیق دارد؛ لیکن ما در این مجال کم، به این زاویه از مطلب نمیپردازیم.
دوم: بحث از دیدگاهها در زمینه رعایت رضامندی مردم در فضای سیاسی ایران است. که پس از اشارهای به این مباحث، از قرآن و مولای متقیان، جهت یافتن راه از بیراهه در این عرصه مدد میجوییم.
1- برخی تحصیل رضایت مردم را برای حاکمان اصلی خدشه ناپذیر معرفی کرده و عدم رضایت مردم را دلیل عدم شروعیت حکومت حاکمان قلمداد میکنند. اینان در فضای سیاسی امروز کشور تا حدی پیش میروند که جان کلام آنان این است که اگر رضایت مردم در ترویج کفر و فسق هم بود، باید به صورت اصلی و بنیادین مورد توجه قرار گیرد. و حاکمان در حقیقت با آراء مردم به حکومت میرسند و باید خواست مردم و رضایت محض آنان را دنبال کنند.
2- عدهای هم در مقابل براین باورند که رضایت خدا باید تحصیل شود و در صورتی که مردم نسبت به قوانین الهی تمایل نشان ندادند باید با زور و اجبار آنان را به سوی باورهای دینی سوق داد و رفتارهای مشروع را در بین آنان ترویج کرد.
3- نظریههای دیگری نیز در این موضوع مطرح است که میتوان چکیده آنرا این گونه بیان کرد که رضایت و خواست مردم باید در سه عرصه مورد بررسی قرار گیرد.
الف:) حوزه اعتقادات و باورها
غالبا در طول تاریخ به دلایل گوناگون موانعی در مسیر آشنایی مردم با باورهای دینی ایجاد میگشته و زمینه انحراف و انحطاط انسانها فراهم میشده است. در این عرصه پیامبران(ع) و اولیاء خداوند و مصلحان به میدان آمده تلاش میکردند موانع را برطرف، نیرنگها و تزویرها را کنار زنند، تا مردم خود حق را دریابند. در این صورت آنان حق را که با عمق جان و فطرت خویش در ارتباطی تنگاتنگ میبینند بدون تأمل میپذیرند. امروز نیز باید مؤمنین با موانع و تبلیغات دروغین ستیز کنند تا حق برای مردم روشن گردد.
در عرصه پذیرش اعتقادات، پس از رفع موانع، به هیچ وجه به جز رضایت مردم راهی وجود ندارد. زیرا ایجاد باور بدون رضایت و خواست درونی امکان پذیر نیست. قرآن مجید در این باره میفرماید: (لا إِکْراهَ فِی الدِّینِ قَدْ تَبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ) )(1)( .
1) . بقره/256.
ابتدا باید راه رشد و انحطاط برای مردم از هم جدا شود و پس از تبیین و روشنگری، مردم در پذیرش حق کاملاً آزادند و هیچگونه اجباری کارساز نبوده و نباید باشد.
ب:) حوزه امور فردی
در این عرصه نیز انسانها در مقابل خداوند مسئول اعمال خویش اند و کسی حق ندارد در امور شخصیه آنان تجسس کند. در مسائل فردی و خصوصی مردم کسی حق تجسس و گمانه زنی هم ندارد.
قرآن مجید میفرماید:
(یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثیراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَ لا تَجَسَّسُوا وَ لا یَغْتَبْ بَعْضُکُمْ بَعْضاً)؛ )(1)( «ای کسانی که ایمان آوردهاید، از بسیاری از گمانها بپرهیزید؛ زیرا بعضی از گمانها گناه است و تجسّس نکنید و هیچ یک از شما غیبت دیگری را نکند.»
قرآن مجید پس از دستور به اجتناب از بسیاری از گمانها، مؤمنین را از تجسّس و غیبت کردن بر حذر داشته است و این خود قرینه است بر این که مقصود از ظن، گمان درباره مؤمنین است؛ نه گمان بد.
1) . حجرات /12.
ج: حوزه مسائل اجتماعی
در مسائل اجتماعی اگر مردم بخواهند احکام و معارف دینی در کلیه شئون فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی آنان اجرا شود و به این امر رأی دهند، زمینه تحقق و اجرای آن دستورات فراهم میگردد؛ لیکن اگر مردم به اجرای دین علاقه نداشته باشند، دستورات دین، حق بودن خود را از دست نمیدهد و مشروعیت آن خدشهای نمییابد؛ لیکن به دلیل عدم همراهی مردم امکان تحقق آن وجود ندارد. و از همین جهت عدهای از بزرگان آراء مردم را موجب قدرت و مقبولیت میدانند نه مشروعیت.
اگر علی(ع) 25 سال خانه نشین شود و مردم گرد او را نگیرند، همه دستورات آن حضرت لازم الاتباع و مشروع است، لیکن تحقق حکومت آن حضرت با عدم اقبال مردم امکان پذیر نیست.
پس آنچه مورد بحث و مناقشه است حوزه مسائل اجتماعی است.
رضایت مردم بعد از رضای الهی
مناقشات بسیاری امروزه در مورد مسائل اجتماعی و روابط حاکمان و مردم مطرح است که در مباحث سیاسی با عنوان حقوق اساسی مورد بررسی قرار میگیرد.
در این مباحث غالبا نظریههای غربی مورد توجه میباشد و کمتر به فرهنگ دینی و بومی توجه میشود، در حالی که شایستهتر آن بود که به جای مددخواهی از بیگانگان، به قرآن و سنت تمسک میکردیم تا راه را از چاه باز شناسیم.
در مبحث رضایت مردم نیز که از مباحث عمده در مسائل سیاسی است، میتوان با استمداد از ثقلین میزان و ملاک اساسی را شناخت که آیا تحصیل رضایت مردم به عنوان اصیلترین مسئله در ادبیات سیاسی اسلام مطرح است و یا اینکه حدودی باید رعایت شود.
برای دریافت محدوده اهتمام به رضایت مردم، در منابع دینی مطالب فراوانی وجود دارد که تأمین رضایت مردم در صورتی ارزشمند است که از طریق مخالفت با دستورات دینی نباشد. اکنون به چند مورد اشاره میشود.
1- در واژه اسلام و مسلم مفهوم تسلیم نهفته است، البته تسلیم در برابر خداوند و دستورات او؛ نه تسلیم در برابر دشمنان و معاندین و شیاطین و این امر تحقق خارجی نمییابد مگر با اطاعت از دستورات دین. یک مسلمان در صورتی که رضایت مردم را در بی اعتنایی به اوامر الهی احساس کرد، هرگز به آن نمیاندیشید.
2- قرآن مجید میفرماید:
(وَ ما کانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَةٍ إِذا قَضَی اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ یَکُونَ لَهُمُ الْخِیَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَ مَنْ یَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالاً مُبیناً)؛ )(1)( «هرگاه خدا و رسول خدا فرمانی را صادر کنند، هیچ مرد و زن مؤمنی حق ندارد خود را در امور شخصی خویش، مختار بداند و کسی که خدا و رسولش را نافرمانی کند حتما به گمراهی آشکار مبتلا شده است.»
از این آیه چنین استنباط میشود:
1) . احزاب / 36.
الف) مؤمنین در مقابل دستورات خدا و رسولش حق عمل بر خلاف آن را ندارند، گرچه در امور شخصی آنان باشد چه رسد در مسائل اجتماعی.
ب) اگر خداوند و رسولش در موضوعی حکمی را صادر نکردند، انسانها براساس تجارب و تحقیقات خویش میتوانند راهی را برگزینند و اینجا میدان اختیار مسلمانان در استفاده از علوم و فنون بشری است. لیکن در موردی که دین فرمانی را صادر کرده، از آنجا که اطاعت از آن دستورات ضامن سعادت بشر است، فردی که ایمان به خدا، قرآن و پیامبر(ص) داشته باشد، راهی غیر از راه دین را برنمی گزیند.
حال اگر این اطاعت موجب سرخوردگی و بی رغبتی از جانب مردم باشد، در کانون فکری، رفتاری یک مسلمان هیچ تأثیری نخواهد داشت.
3- امیرالمؤمنین علی(ع) با صراحت کامل در هنگام تعارض رضایت الهی و امیال مردم چنین میفرماید:
«وَلَا تُسْخِطِ اللهَ بِرِضَی اَحَدٍ مِنْ خَلْقِهِ فَاِنَّ فِی اللهِ خَلَفاً مِنْ غَیْرِهِ وَ لَیْسَ مِنَ اللهِ خَلَفٌ فِی غَیْرِهِ؛ )(1)( خدا را در راضی نگهداشتن مردم به خشم نیاور؛ زیرا خشنودی خدا جایگزین هر چیزی بوده؛ اما هیچ چیز جایگزین خشنودی خدا نمیشود.»
4- در جای دیگر امیرمؤمنان(ع) سرآغاز تمام فتنهها را پیروی از هواهای نفسانی و مخالفت با کتاب الله بیان میدارد و میفرماید:
(إِنَّمَا بَدْءُ وُقُوعِ الْفِتَنِ أَهْوَاءٌ تُتَّبَعُ وَ أَحْکَامٌ تُبْتَدَعُ یُخَالَفُ فِیهَا کِتَابُ اللَّهِ وَ یَتَوَلَّی عَلَیْهَا رِجَالٌ رِجَالًا عَلَی غَیْرِ دِینِ اللَّهِ)؛ )(2)( «همانا آغاز پدید آمدن فتنهها، هواپرستی و بدعت گزاری است. نوآوریهایی که قرآن با آن مخالف است و گروهی از این طریق بر خلاف دین خدا بر گروهی دیگر حاکم میشوند.»
کسانی که برای جلب آراء زنان، جوانان و افراد بی دین و فاسد و ولگرد و.... هر گونه مطلبی را بر خلاف دستورات دینی مطرح میکنند، حجاب را به سخریه میگیرند، قصاص را رد میکنند، از لجام گسیختگی و لجنزار غرب برای خود بهترین الگو میسازند و هر نوشته فاقد ارزشی را بر چشمان ناپاک خود مینهند و براساس آن احکام الهی را محک میزنند، فتنهای بزرگ بنیان گذاری میکنند که آغاز انحراف نسلها خواهد بود.
اگر افرادی منحرف باشند و از کفر دفاع کنند، بهتر از آن است که ملاکهای کفر و فسق را رنگ دینی بخشند و بدعت گذاری آغاز شود.
نتیجه آن که رضایت مردم در طول رضایت الهی است؛ یعنی ما وظیفه داریم ابتدا رضایت الهی را مدنظر قرار دهیم و پس از آن، برای جلب رضایت مردم تلاش کنیم. مردم سالاری بدون قید دینی آن، بازیچه قرار دادن مردم و دین خداست.
فصل پنجم: اخلاق و خود سازی در تبلیغ
گفتار دوم: وظائف و اخلاق اجتماعی
ب:) رفتار اجتماعی
در فصل مباحث اجتماعی مطالبی باید مورد توجه قرار گیرد که در سرفصلهای پیشین نمیگنجد؛ از اینرو در این بخش تحت عنوان امور عمومی مورد بررسی قرار میگیرد.
مسکن
مبلّغ از هنگام ورود به محل تبلیغ باید بسیار دقیق و حساب شده عمل کند؛ زیرا گاهی با یک عمل یا حرکت ممکن است زمینه فعالیت تبلیغی خود را تخریب ساخته و از همان ابتدا، راه شکست و عدم موفقیت را بپیماید. اوّلین گام در این مسیر، محل استقرار یا اسکان میباشد.
مبلّغ با توجّه به وضعیت و زمان تبلیغ یا موقعیت محل از جهت اسکان غالباً در یکی از سه حالت ذیل قرار میگیرد:
الف. اسکان در خانههای مردم؛
ب. اسکان در خانه استیجاری؛
ج. اسکان در خانه عالم.
اکنون درباره هر یک مطالبی را بیان میکنیم:
اسکان در خانههای مردم
غالباً در مناسبتهای تبلیغی، روحانیون پس از ورود به روستا در خانه یکی از اهالی متدین محل اسکان مییابند که در مدّت 10 روز تا گاهی دو ماه میهمان آن منزل خواهند بود.
قبل از هر چیز باید توجّه داشت که میزبانی یک روستایی یا هر فرد دیگر در محلّ تبلیغ، وظیفه سازمانی صاحب خانه نیست؛ بلکه غالباً این افراد انسانهای با گذشت، متدین و علاقه مند به روحانی هستند که او را به خانه خود دعوت نموده و در مدت اقامت، از وی پذیرایی میکنند؛ از این رو روحانی باید از سویی از صاحب خانه و اهالی تشکّر کرده و از سوی دیگر مواظب باشد که این علاقه مندی به دین و روحانیت کاهش نیابد. در موضوع مورد بحث لازم است نکاتی از طرف روحانی رعایت شود که ذیلاً بیان میشود:
مبلّغ بایستی مواظب باشد که در خانه افراد مسئله دار اسکان نیابد؛ اعمّ از آنکه قبل از انقلاب مخالف انقلاب بوده یا پس از انقلاب اهل سوء استفاده و رانت خواری بوده و یا آنکه در بین مردم به عنوان فردی خلافکار شناخته شده باشند؛ مانند رباخواری، پارتی بازی، ظلم و ستم به دیگران، خان و خان زاده و..
همنشینی اهل علم با این افراد خطای فاحش بوده، مردم را از اطراف روحانی پراکنده میسازد.
البته تذکر این نکته لازم است که روحانی نباید خطاکاران قبل و یا بعد از انقلاب را طرد کند، بلکه باید با جذب آنان به مسجد، سعی در اصلاح آنان داشته باشد؛ لیکن این به معنای همنشینی و سکونت در خانه آنان نیست که همنشینی با این افراد قطعاً زمینه تبلیغ و موفقیت افراد را از بین خواهد برد.
قال الجواد(ع):
«کَفی بِالْمَرْءِ خِیانَةً اَنْ یکُونَ اَمیناً لِلْخَوْنَةِ؛ )(1)( در خیانت کار بودن همین بس که شخصی امین خائنان باشد.»
امام صادق(ع) میفرماید:
«لاینْبَغی لِلْمُسْلِمِ اَنْ یواخِی الْفاجِرَ وَلاَ الاَحْمَقَ وَلاَ الْکَذّابَ؛ )(2)( بر مؤمن سزاوار نیست که با گنه کار، نادان و دروغگو دوستی داشته باشد.»
و در جای دیگر امام صادق(ع) از امیرالمؤمنین(ع) نقل میکنند که:
«مَنْ کانَ یوْمِنُ بِاللَّهِ وَالْیوْمِ الاْخِرِ فَلا یقومُ مَکانَ رَیبَةٍ؛ )(3)( کسی که ایمان به خدا و روز قیامت دارد، در مکان شبهه انگیز نمیایستد.»
اگر معصومین(ع) تا این حدّ به مسلمانان و مؤمنین سفارش به پرهیز از دوستی با گناه کاران و حضور در مکانهای شبهه انگیز میکنند، روحانی نیز باید نسبت به این مسئله حساستر باشد؛ زیرا از سویی باید عامل به این روایات باشد و از سوی دیگر مردم اگر به روحانی اعتماد معنوی نداشته باشند، به هیچ وجه نمیتواند هدایتگر آنان باشد.
از آنجا که معمولاً صاحب منزل برای فعالیتهای روزانه از خانه خارج میشود، بهتر است روحانی حتی الامکان همزمان با میزبان از خانه خارج و به مسجد، کتابخانه، مدرسه و یا محل تجمع مردم برود، تا اهل منزل به دلیل حضور روحانی دچار مشکل نشوند.
بهتر است برای نشستن جایی انتخاب شود که صاحب منزل مشخص میکند و سعی شود مقابل درهایی که به محل حضور زنان باز میشود، نباشد.
هنگامی که روحانی مهمان مردم است، چند مسئله باید رعایت شود:
الف. از خوابیدن با زیرپوش به شدّت خودداری شود؛ زیرا هم در برابر مردان اهل منزل از وزانت برخوردار نیست و هم گاهی زنان برای امور خانه داری به آن اطاق رفت و آمد دارند که قبح این عمل نمایانتر میشود.
ب. حتماً از خوابیدن بدون روانداز خودداری شود.
ج. از خوابیدن در مواقع نامناسب پرهیز شود.
د. از پرخوابی که حکایت از تنبلی داشته باشد پرهیز شود.
بهتر است مبلّغ همیشه نظیف بوده و محل زندگی موقت خود را تمیز و نظیف نگه دارد و از آشفته کردن و پراکنده نمودن اشیاء شخصی پرهیز کند.
شایسته است که مبلّغ دینی به هنگام نیاز به استحمام، در شرایطی که محذوری برای اهل خانه نباشد، به حمام رود و پس از آن، از پراکنده کردن لباسهای کثیف خودداری نموده، آنها را در جایی نگهداری کرده و شخصاً بشوید و از تحویل آن به اهل منزل برای شستن جدّاً پرهیز کند.
مبلّغ میهمانی است که غالباً میزبان او صرفاً برای جلب رضای الهی از وی پذیرایی میکند. بسیاری از میزبانان از اقشار متوسط و گاهی به لحاظ اقتصادی از افراد آسیب پذیر به حساب میآیند؛ از این رو بهتر است مبلّغ دینی در مورد غذا خوردن، مسائل ذیل را مدّ نظر داشته باشد:
الف. هیچگاه تصریحاً یا به کنایه تهیه غذایی را بر میزبان تحمیل نسازد؛
ب. اهل خانه را به تهیه غذایی کاملاً ساده در حد غذای عادّی خودشان ترغیب نماید؛
ج. هنگامی که سفره گشوده شد، بی مهابا به یمین و یسار حمله ور نگردد و حقوق دیگران را سر سفره رعایت کند؛
د. از آنجا که برخی از میزبانها ابتدا کل غذا را برای میهمان آورده و پس از پذیرایی، همسر و فرزندانشان غذا میخورند، بهتر است مبلّغ به این امر توجّه داشته و رعایت حال اهل خانه را داشته باشد.
خانه استیجاری
مبلّغانی که تصمیم بر فعالیت طولانی در محلّی دارند، خانهای را اجاره میکنند، و مدّتی در آن زندگی میکنند.
صاحب منزل معمولاً از مستأجر روحانی انتظار خاصّی دارد که به برخی از آنها اشاره میشود:
الف. اگر خانه نوساز و تمیز است، از سوراخ کردن و میخ کوبیدن به در و دیوار پرهیز شود؛
ب. از خط کشیدن کودکان به در و دیوار جلوگیری شود؛
ج. در مصرف آب دقّت گردیده و از آب ریختن در مکانهایی که موجب ضرر به موجر میشود، پرهیز گردد؛
د. اگر قفل، لامپ، شیشهها و یا وسائل منزل آسیب دید، حتماً ترمیم و یا جایگزین شود؛
هـ. هنگام تخلیه خانه حتماً کل منزل و آشپزخانه تمیز و زبالهها به بیرون از منزل منتقل شود.
خانه عالم
در برخی از روستاها و یا کنار مساجد شهرکها و شهرها اخیراً سنت حسنهای وجود دارد و آن ساخت خانه عالم است. برخی از این خانهها به پیشنهاد خود مبلغین و حمایت مردم بنا شده است.
مهمترین مسئلهای که در ساخت، تعمیر و یا توسعه این خانهها باید توسط مبلّغ رعایت شود آن است که مردم احساس نکنند روحانی برای مسئله شخصی خود دنبال ساخت خانه عالم است؛ از این رو پیشنهاد میشود اصل بحث خانه عالم حتی الامکان توسط شورای محل یا هیئت امناء مسجد و یا خیرین مطرح و دنبال شود و در صورتی که مبلّغ ناچار از طرح آن گردید، باید بگوید: اگر این خانه ساخته شود، عالمی که به محل شما میآید دچار مشکل نیست، من برای همیشه که اینجا نیستم؛ از این رو میخواهم بنای خیری را بنیانگذاری کنم.
اگر مردم احساس پی گیری منافع شخصی از جانب مبلّغ کردند، رها کردن ساخت خانه عالم از جانب روحانی، زیبندهتر از دنبال کردن آن است.
نگهداری خانه عالم
مبلّغ باید بداند که اگر خانهای شخصی داشت حتماً همزمان با استفاده از آن نیاز به مخارجی احساس میگردید که هر فرد دلسوزی آن مخارج را به عهده میگرفت. خانه عالم توسط مردم متدین و فقیر روستایی تهیه شده است؛ از این رو سزاوار است که روحانی همان گونه که از آن استفاده میکند، به تناسب برای مخارج ضروری آن اقدام و مردم را به مشکل نیاندازد.
از سوی دیگر همان گونه که ما به مردم سفارش میکنیم که ساخت خانه عالم از باقیات الصالحات است، بدانیم که خرج کردن و بهینه سازی خانه عالم توسط روحانی هم عمل خیر بوده و موجب جزای اخروی خواهد بود.
در نگهداری از خانه عالم، همه مواردی که در خانه استیجاری بیان شد، به طریق اولی باید رعایت گردد، تا انسان متعهّد نسبت به بیت المال و یا حقوق مردم مدیون نشود.
پس از تخلیه خانه لازم است کلیه خسارتهای وارده جبران شود. و چه زیباست که روحانی مبلَغی را به فرد مورد اعتماد مردم جهت کمک به خانه عالم و یا ترمیم آن تحویل دهد.
دوری از مواضع تهمت
َهر فرد مسلمانی باید از افراد، اماکن و موقعیتهایی که زمینه ساز اتهام است پرهیز کند؛ اما مبلّغ با توجه به جایگاه و اهمیت اعتماد مردم لازم است بیش از دیگران نسبت به این امر اهتمام ورزد. گاهی تردد با افراد مسئله دار و یا رفتن در میهمانیهای خاص و یا مراوده با ثروتمندان بی درد که مورد نفرت مردم هستند موجب میشود تا مؤمنین از روحانی فاصله گرفته و او را مورد اتهام قرار دهند.
امیر المؤمنین علی(ع) میفرمایند:
«مَنْ وَقَفَ بِنَفْسِهِ مَوْقِفَ التُّهَمَةِ فَلَا یلُومَنَّ مَنْ أَسَاءَ بِهِ الظَّنَّ؛ )(1)( کسی که خود را در جایگاه تهمت قرار داد، کسی را که به او بد گمان شد، ملامت نکند.»
نظم
منظم بودن در شئون مختلف اجتماعی به افزایش بهره وری در عمر کمک نموده، فوائد بسیاری بر آن مترتب است. با توجه به ارتباطات وسیع مبلغین با مردم؛ اعم از حضور در مسجد، برگزاری نماز جماعت، شرکت در مجالس مذهبی، ایراد سخنرانی، جاری کردن صیغه عقد و... ، غالب فعالیتهای مبلغین با تعداد زیادی از مردم ارتباط داشته و بی نظمی مبلّغ بر تضییع عمر عدهای تأثیر گذار است. رعایت نظم از سویی یک وظیفه شرعی انسانی واز سوی دیگر موجب محبوبیت روحانی در دل مردم و زمینه ساز فعالیتهای موفق فرهنگی میشود .
در نهج البلاغه آمده است:
1) . وسائلالشیعة، ج12، ص36.
«قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ(ع) فِی وَصِیتِهِ عِنْدَ وَفَاتِهِ لِلْحَسَنِ وَ الْحُسَینِ(ع) أُوصِیکُمَا وَ جَمِیعَ وُلْدِی وَ أَهْلِی وَ مَنْ بَلَغَهُ کِتَابِی بِتَقْوَی اللَّهِ وَ نَظْمِ أَمْرِکُمْ؛ )(1)( امیرالمؤمنین(ع) به هنگام وفات دروصیت خود به امام حسن(ع) و امام حسین(ع) فرمودند: شما و همه فرزندان و خانوادهام و هرکس نوشته من به دست او رسید را وصیت میکنم به تقوای الهی و نظم در کارها.»
معمولا در وصایای معصومین(ع) مهمترین مسائل مورد نیاز جامعه و مورد توجه آن بزرگواران مطرح میشود و که در وصیت امیرالمؤمنین، بعد از تقوای الهی نظم بیان شده است.
عمل به وعده
1) . نهج البلاغه.
با توجه به مسائلی که در باب نظم گفته شد، بخشی از وعدههای مبلغین مربوط به همان موارد است که اهتمام به آن بسیار شایسته میباشد.
هشام بن سالم میگوید از امام صادق(ع) شنیدم که آن حضرت میفرمود:
«عِدَةُ الْمُؤْمِنِ أَخَاهُ نَذْرٌ لَا کَفَّارَةَ لَهُ فَمَنْ أَخْلَفَ فَبِخُلْفِ اللَّهِ بَدَأَ وَ لِمَقْتِهِ تَعَرَّضَ وَ ذَلِکَ قَوْلُهُ یا أَیّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ ما لا تَفْعَلُونَ کَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللَّهِ أَنْ تَقُولُوا ما لا تَفْعَلُونَ؛ )(1)( وعده مؤمن نذری است که کفاره ندارد، پس هر کس خلف وعده کند، به مخالفت وعده با خدا پرداخته و خود را در معرض غضب او قرار داده است و این مصداق گفتار خدای تعالی است که: «ای کسانی که ایمان آوردهاید، چرا میگویید آنچه را عمل نمیکنید؟ خیلی مورد غضب الهی است اینکه بگویید آنچه را انجام نمیدهید»
امام صادق(ع) نیز از پیامبر(ص) نقل میکنند که آن حضرت فرمودند:
1) . صف / 2- 3.
«مَنْ کَانَ یؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْیوْمِ الْآخِرِ فَلْیفِ إِذَا وَعَد؛ )(1)( هر کس ایمان به خدا و روز قیامت دارد، اگر وعده کرد باید به آن وفا کند.»
شوخی و مزاح
عدهای خیلی جدی و در همه امور بسیار خشک و غیر قابل تحملاند. گروهی هم بسیار شوخ طبع و هر مسئله جدی را هم به شوخی گرفته، هیچ امری را مهم تلقی نمیکنند. هیچ کدام از این دو شیوه رفتاری در روایات معصومین مورد پذیرش واقع نشده است.
در برخی از روایات به شوخی سفارش میشود که ذیلا بیان میکنیم:
راوی در مقام سؤال به ابالحسن(ع) میگوید فدایت شوم، مردی در بین قومی است، بین آنها سخنانی گفته شده، مزاح میکنند و میخندند. حضرت فرمودند:
«لَا بَأْسَ مَا لَمْ یکُنْ؛ اشکالی ندارد تا زمانی که نباشد.»
1) . کافی، ج2، ص364.
«فَظَنَنْتُ أَنَّهُ عَنَی الْفُحْشَ؛ خیال کردم مقصود ایشان آن است که فحش نباشد.»
«ثُمَّ قَالَ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ(ص) کَانَ یأْتِیهِ الْأَعْرَابِی فَیهْدِی لَهُ الْهَدِیةَ ثُمَّ یقُولُ مَکَانَهُ أَعْطِنَا ثَمَنَ هَدِیتِنَا فَیضْحَکُ رَسُولُ اللَّهِ(ص) وَ کَانَ إِذَا اغْتَمَّ یقُولُ مَا فَعَلَ الْأَعْرَابِی لَیتَهُ أَتَانَا؛ )(1)( سپس فرمود: عرب بیابانی نزد رسول خدا(ص) میآمد و چیزی به عنوان هدیه تقدیم او میکرد و همان جا میگفت: بهای هدیه ما را بده، و رسول خدا(ص) میخندید، و چون غمگین میشد، میفرمود: آن عرب بیابانی چه کرد؟ کاش نزد ما میآمد.»
از امام صادق(ع) نقل شده که فرمودند:
1) . کافی، ج2، ص665.
«مَا مِنْ مُؤْمِنٍ إِلَّا وَ فِیهِ دُعَابَةٌ قُلْتُ وَ مَا الدُّعَابَةُ قَالَ الْمِزَاحُ؛ هیچ مؤمنی نیست مگر اینکه در او دعابه هست.»
راوی سؤال میکند: دعابه چیست؟ حضرت فرمودند: شوخی کردن است.
امام صادق(ع) به یونس الشیبانی میفرمایند: شوخی کردن بعضی از شما با برخی دیگر چگونه است؟
راوی میگوید کم است.
حضرت میفرمایند:
«فَلَا تَفْعَلُوا فَإِنَّ الْمُدَاعَبَةَ مِنْ حُسْنِ الْخُلُقِ وَ إِنَّکَ لَتُدْخِلُ بِهَا السُّرُورَ عَلَی أَخِیکَ وَ لَقَدْ کَانَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) یدَاعِبُ الرَّجُلَ یرِیدُ أَنْ یسُرَّهُ؛ )(1)( اینگونه عمل نکنید، هر آینه شوخی از اخلاق خوب است، تو با شوخی برادرت را شاد میکنی و پیامبر(ص) با مردم شوخی میکرد و مقصود ایشان شاد کردن آنان بود.»
در عدهای از روایات هم مذمت شوخی آمده، لیکن با کمی دقت به این نتیجه میرسیم که آنچه مورد مذمت قرار گرفته شوخی زیاد است نه صرف شوخی کردن. اکنون دو نمونه از آن روایات را بیان میکنیم.
1) . کافی، ج2، ص665.
از امام صادق(ع) یا امام باقر(ع) نقل شده:
«کَثْرَةُ الْمِزَاحِ تَذْهَبُ بِمَاءِ الْوَجْهِ وَ کَثْرَةُ الضَّحِکِ تَمُجُّ الْإِیمَانَ مَجّاً؛ )(1)( شوخی زیاد آبرو را میبرد و خنده زیاد ایمان را دور میسازد.»
از امام صادق(ع) نقل شده است:
«إِیاکُمْ وَ الْمِزَاحَ فَإِنَّهُ یذْهَبُ بِمَاءِ الْوَجْهِ وَ مَهَابَةِ الرِّجَالِ؛ )(2)( از شوخی بپرهیزید که آبرو و وزانت مرد را میبرد.»
نتیجه آنکه شایسته است مبلّغ در حد معتدل اهل شوخی و مزاح بوده و از برخوردهای رسمی و خشک با مردم بپرهیزد؛ اما در شوخی کردن چند مسئله باید رعایت شود:
در شوخی کردن شئون روحانیت رعایت شود؛
از زیاده روی در شوخی و تبدیل شدن به دلقک احتراز شود.
حرمت بزرگان
از موارد دیگری که باید در ارتباطات اجتماعی مورد توجه باشد، رعایت شخصیت افراد ذی نفوذ اجتماعی و مورد قبول مردم است. معمولا این افراد یا از سطح تحصیلات مناسب برخوردارند و یا آنکه از نظر سنی عمری را سپری کردهاند و در هر صورت مقبولیت اجتماعی یافتهاند. احترام به این افراد گاهی احترام به عدهای از مردم تلقی میشود. روحانی نباید در محل تبلیغ مانند ملوک رفتار کند که عزیزان و افراد محترم را مورد اهانت قرار داده و ذلیل سازند.
قرآن مجید میفرماید:
(إِنَّ الْمُلُوکَ إِذا دَخَلُوا قَرْیةً أَفْسَدُوها وَ جَعَلُوا أَعِزَّةَ أَهْلِها أَذِلَّةً وَ کَذلِکَ یفْعَلُونَ)؛ )(1)( «پادشاهان چون به قریهای وارد شوند آن را تباه سازند و عزیزانش را ذلیل میکنند. آری چنین کنند.»
امام صادق(ع) میفرماید:
«عَظِّمُوا کِبَارَکُمْ وَ صِلُوا أَرْحَامَکُمْ وَ لَیسَ تَصِلُونَهُمْ بِشَیءٍ أَفْضَلَ مِنْ کَفِّ الْأَذَی عَنْهُمْ؛ )(2)( بزرگانتان را با عظمت شمارید و صله رحم کنید و با خویشان به چیزی بهتر از خودداری از اذیت آنان ارتباط برقرار نمیکنید.»
وظائف سیاسی
امروزه همگان در حوزههای علمیه پذیرفتهاند که مسائل سیاسی، بخش عمدهای از معارف دینی است؛ از اینرو مبلغین نمیتوانند تبلیغ معارف دینی داشته و به عرصه مسائل سیاسی وارد نشوند. تبلیغ مسائل سیاسی اسلام توسط مبلّغان دین نباید مانند سیاسیون باشد، بلکه از روحانیون انتظار است که مسائل سیاسی اسلام را تنها از منظر منابع دینی بیان کنند و در مورد رخدادهای سیاسی روز هم با ملاک ثقلین مردم را راهنمائی کنند. در اینجا به بعضی از مسائل عمده و مهم سیاسی که باید مورد توجه مبلّغان باشد میپردازیم.
الف. دریافت موقعیّت دشمن
پس از قرنها مدلی از اداره حکومت با نگرش دینی پای به عرصه وجود نهاد و در مقابل کلیه مکتبهای غربی و شرقی، شیوه اداره حکومتی خود را معرفی کرد. غربیها خود را تولید کننده تئوریهای حکومتی میدانستند؛ اعم از حکومتهای لیبرالیستی و یا حکومتهای سویالیستی و... و همواره کشورهای شرقی را مصرف کننده معرفی میکردند و تا حدی واقعیتها هم گواه این مطلب بود. آنها از اینکه شیوهای از اداره حکومت توسط یکی از کشورهای عقب نگه داشته شده شرقی ارائه شود، بسیار ناخرسند شدند. غربیها که زمانی این کشور را یکی از جزائر آرام و رام خویش میدانستند و هر چه دستور میدادند، بدون کوچکترین ارادهای در اختیارشان بود، امروز حکومتی را ارئه میکند که حاکمیت جهانی آنان را به خطر انداخته، الگویی بسیار جذاب برای کشورهای اسلامی شده و آرام آرام همه نسلهای پویای آنان را به خود جذب میکند.
مسئله مهم دیگری که برای غرب بسیار نگران کننده است، به استقلال و عدم وابستگی اندیشیدن کشورهایی است که قبلا همه ذخائر و منابع خود را بدون کوچکترین مشکلی در اختیار آنان قرار میدادند و امروز یاد گرفتهاند که به مبادله عادلانه منابع روی آورند.
برای مهار چنین بحرانی بهترین راه نشان دادن عدم موفقیت دین در اداره کشور است؛ از اینرو با تمام توان به تبلیغ ناکارامدی نظام پرداخته، از همه ابزارها یا ارتباطی برای دستیابی به این مقصود بهره میبرند.
از اینرو مبلّغان بزرگوار در جایگاه دفاع از دین به ویژه دفاع از توان عملکرد اجتماعی سیاسی دین لازم است در مقابل تبلیغات بی منطق این کشورها ایستاده، کاملاً واقع گرایانه دست آوردهای نظام سیاسی اسلام را تبیین، تا بتوانند توطئه جهانی کفر را خنثی کنند. برای انجام این وظیفه دینی، پرداختن به مسائل ذیل ضروری است.
ب. معرفی جایگاه اسلام قبل و بعد از انقلاب
نشان دادن جایگاه مسلمانان قبل و بعد از انقلاب از وظائف مهم مبلّغان دین میباشد.
اسلام قبل از پیروزی انقلاب در معادلات اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی و به ویژه در معادلات سیاسی جهان کاملاً منزوی، و در حاشیه زندگی مردم تلّقی میگردید.
کشورهای اسلامی به دو گروه وابسته به بلوکهای غرب و شرق دسته بندی شده بودند، سردمداران کشورها با اشاره این دو قدرت عزل و نصب میشدند، منابع سرشار خدادادی کشورهای اسلامی به تاراج میرفت، مسلمانان به عنوان نیروهای کار ارزان قیمت در اختیار منافع سرمایه داران و قدرتهای بزرگ به کار گرفته میشدند.
در سراسر جهان اگر حرکتی برای بیداری مردم انجام میشد، در حقیقت نجات از زنجیری با زنجیر بلوک دیگر بود، همه قدرتها به منافع خود میاندیشیدند و در معاملات سیاسی به راحتی ملتها و کشورها را معامله میکردند.
امام(ره) با تکیه بر مفاهیم قرآن و معارف اهل بیت عصمت و طهارت(ع) به پا خواست و انقلابی بزرگ را در معادلات سیاسی جهان مطرح نمود؛ انقلابی که نام آن در ادبیات سیاسی آن زمان کاملاً ناشناخته بود. این انقلاب از خمیر مایه فرهنگی مقبول در تفکّرات اعتقادی مردم سرچشمه میگرفت. با حرکت امام، نگاه دقیق و عمیق به این زمینههای فرهنگی رخ داد و مردم با بصیرت خاصّی باورهای خود را با عرصه سیاست پیوند داده، به اعتقادات خود عمق بیشتری بخشیدند. این حرکت با باورهای امامت، ولایت، شهادت طلبی و ظلم ستیزی در هم آمیخت و با استواری مثال زدنی به پیش رفت.
ج. بیان جنایات دشمن
یکی دیگر از وظائف مبلغین، بیان جنایات فراوان کفر، الحاد و نفاق در برابر اسلام و مسلمانان است. دشمنان انقلاب، حرکتهای وسیعی برای نابودی حکومت اسلامی تدارک دیده و هر روز بر تنوّع و حجم آنها افزودند که ذیلاً به مواردی اشاره میشود:
با توجه به تجربه کودتای 28 مرداد و موفقیت دشمن در آن زمان، چندین نوع کودتا برای نابودی انقلاب تدارک دیده شد که از جمله آنها میتوان از کودتای نوژه نام برد که با هوشیاری امام(ره) و یارانش با شکست مواجه شد.
ترورهای فراوان و از جمله نابود کردن شخصیتهای نظام در دستور کار دشمنان قرار گرفت. گروهی در حزب جمهوری اسلامی و ساختمان نخست وزیری به خاک و خون کشیده شدند و تعداد زیادی از فرزندان انقلاب در هر کوی و برزن و درون خانههای خود به شهادت میرسیدند.
آمریکا به بهانه نجات گروگانهای خود رسماً به ایران حمله کرد و وارد کشور گردید تا در صحرای طبس در دام الهی افتاده و زمینگیر شد.
جنگی سخت و ویرانگر علیه ایران تدارک دیده شد و تا 8 سال توسط خون آشامی بی منطق، مستبد، قدرت طلب، دارای آرزوهای بزرگ و دیوانه سلطه بر کشورهای دیگر، ادامه یافت.
بلوک شرق و غرب برای نابودی نظام نوپای اسلامی هماهنگ گشته و دشمن را مورد حمایت همه جانبه قرار دادند که اکنون به مواردی از این حمایتها اشاره میشود:
در زمان جنگ، کمکهای تسلیحاتی غرب و شرق بر خلاف همه هنجارهای پذیرفته شده بین المللی با حمایتهای بی دریغ آمریکا به سوی عراق سرازیر شد. به عنوان نمونه میتوان از هواپیماهای پیشرفته سوپراتاندارد نام برد که از سوی فرانسه به دولت عراق داده شد و هواپیماهای میگ 27 را بیان کرد که از سوی شوروی به عراق تحویل گردید.
آمریکا، کشورهای منطقه و منافقین داخلی، اطلاعات مورد نیاز عراق را در اختیار آنان قرار میدادند.
کشورهای خلیج در حد بسیار گستردهای هزینههای جنگ را به عهده گرفته بودند؛ به گونهای که مردم عراق در زمان جنگ از جهت مالی و اقتصادی هرگز در تنگنا قرار نگرفتند؛ و پس از جنگ بود که عراق با قطع کمکها، مشکلات فراوان اقتصادی را تجربه کرد.
حمایتهای بسیار گسترده سیاسی در همه جوامع بین المللی از عراق به گونهای انجام شد که برای آشنایان با مسائل سیاسی، خیلی واضح و روشن بود.
آمریکا رسماً به تأسیسات نفتی ایران در زمان جنگ حمله و راههای مواصلاتی ایران به فاو را بمباران کرد.
جنگ روانی تبلیغاتی بسیار حجیم علیه نظام اسلامی در سراسر جهان به منظور مخدوش ساختن چهره نظام اسلامی در افکار جهانیان انجام گردید.
شبیخون فرهنگی
راه اندازی ماهوارهها و شبکههای رادیو و تلویزیونی
ماهوارهها و شبکههای رادیویی و تلویزیونی بسیاری راه اندازی شد، سایتهای فراوان اینترنتی فعّال گشتند، مزدوران داخلی، مطبوعات را عرصه تاخت و تاز علیه بنیانهای فکری - اعتقادی مردم قرار دادند، ترویج بی بند و باری و ناهنجاریهای اخلاقی در دستور کار قرار گرفت، هر حرکت ضدّ دینی و ضدّ نظام بزرگنمایی شد، و تحریک مردم علیه نظام و شخصیتهای آن به طور جدّی دنبال گشت.
د) بیان برکات انقلاب
امام(ره) با تمام توان به میدان آمد و مؤمنان را بسیج نمود و با انسجامی ستودنی در مقابل همه این توطئهها ایستاد و همگی را خنثی کرد، و با حول و قوه الهی بر همه مشکلات غلبه نمود؛ اما این تنها یک روی سکّه بود؛ زیرا از سوی دیگر به زیر ساختهای علمی و اقتصادی به گونهای پرداخت که آثار و برکات فراوانی به دنبال داشت. در اینجا ثمرات این حرکت را در دو بخش داخلی و بین المللی مطرح میکنیم.
کشور ما از جهت علمی عقب نِگه داشته شده بود؛ به نحوی که دانشگاههای ایران در سطح جهان حداکثر مصرف کننده به حساب میآمدند و تنها کسانی که در دانشگاههای خارجی تحصیل کرده بودند، فرهیخته قلمداد میشدند. ضعیفترین نظریههای غربی با آب و تاب در محافل دانشگاهی مطرح میگردید و بهترین مثالها برای تفهیم مطلب از رفتارهای غربیان انتخاب میشد و نمونههای منفی از مثالها و رفتارهای مردم ایران بیان میگشت، و خودباختگی در بسیاری از اساتید دانشگاهی کاملاً ملموس بود.
اما امروز دانشگاههای ایران به لحاظ علمی نسبت به کشورهای منطقه و حتی برخی از کشورهای اروپایی از جایگاه ممتازی برخوردارند.
نوآوریهای علمی به حدی شتاب گرفته که برای همگان قابل توجّه است. ساخت ماهواره و پرتابگر ماهواره، ساخت انواع و اقسام موشکهای پیشرفته، راه اندازی چرخه سوخت هسته ای، کشت و تکثیر سلولهای بنیادین، موفقیتهای ارزشمند فرزندان اسلام در المپیادهای علمی، اختراعات، و تدوین مقالات فراوان علمی که در سطح جهانی از جایگاه بسیار ارزشمندی برخوردار است و... همه اینها بخشی از جهش علمی ایرانیان است و از همه این موارد مهمتر، دستیابی به اعتماد به خدا و نیروی لایزال الهی است که در سایه تفکّرات اسلامی به دست آمده است.
ایران قبل از انقلاب در بخش صنعت تنها به مونتاژ؛ آن هم به صورت خیلی محدود رو آورده بود؛ دوچرخه از چین وارد میکرد، در تولید ابتداییترین ماشین آلات صنعتی عاجز بود، در تأمین مسائل رفاهی مردم مانند: آب، برق، تلفن، بهداشت و... برای بخشهای زیادی از روستاها ناتوان بود و... .
اما امروز به لحاظ صنعتی پیشرفتهای بسیاری صورت گرفته است؛ شرکتها و کارخانه جات تولیدی فراوانی راه اندازی شده، شبکههای آب، برق و تلفن به دورترین نقاط کشور رسیده است، شبکههای فاضلاب و گاز شهری امروزه با سرعت شهرهای بزرگ را پوشش داده و گسترش آن با قبل از انقلاب قابل مقایسه نیست.
کشاورزی که در زمان شاه رو به نابودی میرفت، امروز در بخشهایی جشن خودکفایی برگزار میکند.
در امور نظامی از جهت مدیریت در بخشهای پیچیده، صنایع نظامی کشور کاملاً وابسته بود و مستشاران خارجی حاکمان بخشهای پیچیده صنایع نظامی بودند.
بد نیست به این نکته اشاره شود که ایران در ابتدای جنگ، حتی در ساخت گلوله آر پی جی هم ناتوان بود و از راههایی سعی میکرد آنها را از دیگر کشورها با قیمتهای گزاف خریداری کند.
اما امروز با عنایات الهی کشور نه تنها در تولید سلاحهای پیشرفته مورد نیاز به خودکفایی رسیده، بلکه اختراعات مخترعین در عرصه تولید موشکهای پیشرفته، تانکهای مدرن و... چشم جهانیان را خیره کرده است.
کشوری که مزه انتخابات و تأثیرگذاری بر مدیریتهای کلان کشور را نچشیده و محکوم به پذیرش نظام شاهنشاهی بود و با کوچکترین اعتراض و نوشته انتقادآمیز باید شکنجههای ساواک و میلههای زندان را تجربه میکرد و به طور کلّی با فرهنگ حضور در عرصههای سیاسی بیگانه بود، امروز به راحتی گرایشهای مختلف سیاسی را به اریکه قدرت مینشاند و یا از عرصه قدرت بیرون میکند.
از سوی دیگر مدیران و حاکمان، خود را خادمان مردم میدانند، تا آنجا که برای جلب رضایت آنان بسیار تلاش میکنند و مدیرانی با تفکّرات استبدادی، دیگر در بین مردم جایگاهی نمییابند تا بتوانند آراء آنان را جلب کنند.
در عرصه فرهنگ، به ویژه فرهنگ دینی، گرچه فاصله موفقیتها با انتظارات بسیار است و به دلیل مشکلات فراوان، از پرداختن به این بخش در حد قابل قبول وامانده ایم؛ لیکن باید گفت امروز ایرانیان اعمّ از مرد و زن، پیرو جوان و... در مقایسه با کشورهای همسایه و کشورهای اسلامی به ارزشهای دینی پایبندترند.
آثار و برکات انقلاب در کشورها و ملتهای مختلف فراوان است و ما به دلیل مخاطبان فرهیخته این نوشتار، تنها به بخشهایی اشاره میکنیم.
6 – 1 ارائه الگوی نوین انقلاب
از آنجا که در چند دهه قبل از انقلاب، تنها راه رهایی از چنگال نظام سرمایه داری غرب، پیوستن به مکتب مارکسیسم قلمداد میشد، بسیاری از انسانهای خداپرست از ارزشهای دینی فاصله گرفته و در اردوگاه تفکّر مارکسیسم گمشده خود را دنبال میکردند، در حالی که فطرت خداجوی آنان این مارکسیسم را تام تلقّی نمیکرد؛ اما پس از انقلاب اسلامی ایران، بسیاری از جنبشها در جهان با پشتوانه تفکّرات دینی آغاز گردید؛ مانند لهستان که انقلابیون به جای آرم داس و چکش، صلیب در دست به تظاهرات و راهپیمایی روی آوردند.
6 – 2 معرفی دین دارای ظرفیت سیاسی
رویکرد جدید مسلمانان و طرح مباحث سیاسی اسلام در کشورهای اسلامی، جنبشهای اسلامی بسیاری را ایجاد کرد و حاکمان این کشورها را به پذیرش و تمکین در مقابل ارزشهای دینی واداشت.
6 – 3 انقلابهای اسلامی در کشورهای اسلامی
انقلابهای اسلامی در افغانستان، لبنان، فلسطین و در نهایت عراق به وقوع پیوست تا جایی که بیگانگان از جنوب لبنان و عراق بیرون رانده شده و اسرائیل برای اوّلین بار طعم تلخ شکست را از دست پر توان و با ایمان حزب الله لبنان چشید.کم کم انقلاب اسلامی به کشورهای تونس، مصر، لیبی، راه یافته و راه بلوغ و رشد را در پیش گرفته است. کشورهای بحرین، یمن، اردن، عربستان و... درجهت تحقق انقلاب اسلامی در کشورهای خود گام برداشته اند.
6 – 4 اسلام و معادلات سیاسی جهان
و بالأخره مسلمانان جهان در کشورهای مختلف به همگرایی دینی روی آورده و بخشهایی از آمریکا، اروپا و آفریقا را متأثر ساختهاند و حساب ویژهای برای آنها در معادلات سیاسی باز گردید.
و) راهپیمایی و تظاهرات چرا ؟
صدا وسیما از بیتوجهی رسانههای غربی و امپریالیسم خبری نسبت به راه پیماییهای میلیونی مردم خبر میدهند. گرچه عدم انعکاس این رویدادهای مهم ایران در سطح بینالملل، نشان دهنده این واقعیت است که رسانههای مدعی خبررسانی شفاف تا چه حد مغرضانه و جهتدار خبرپراکنی میکنند؛ لیکن این سؤال در اذهان مطرح میشود که پس چه فایدهای بر این راهپیماییها مترتب است؟ و اگر هیچ نتیجهای از جهت انعکاس راهپیماییها در جهان نیست، چرا ما همچنان به راهپیمایی میپردازیم ؟
برای پاسخ به این سؤال میتوان از چند زاویه به این امر نگریست:
ابتدا باید دانست که دشمنان ما برای فریب افکار عمومی، واقعیتهای کشور را در شبکههای خبر رسانی خود منعکس نمیکنند. گرچه در مواردی برای جلب اعتماد مخاطبان خود واقعیتهایی را بیان میکنند؛ اما در نهایت مخاطبان خود را در جایگاه دلخواه فرود میآورند.
شبکههای خبررسانی بیگانه برای فریب ملتهای خود سعی در وارونه جلوه دادن واقعیتهای کشور ما دارند تا بتوانند اهداف استعماری را با پشتوانههای مردمی ادامه دهند.
دشمنان اسلام و ایران گرچه حمایتهای مردمی ما را نشان نمیدهند؛ لیکن شبکههای جاسوسی آنها از راهپیماییها و جایگاه مردمی نظام حتی در شهرهای مختلف هم اطلاعات جمعآوری و به سازمانهای خود منعکس میکنند و این امر در تحلیلهای سیاسی و در تصمیم گیریهای آنها در حد بسیار گستردهای تأثیر میگذارد، تا جایی که در برخی از موارد همین حرکتهای عظیم مردمی جنگهایی را از کشور دور، و فتنههای بزرگی را خنثی ساخته است. این امر جایگاه بیبدیل حرکتهای مردمی را نشان میدهد.
یکی دیگر از آثار مهم راهپیماییها، کار کرد آن نسبت به مخالفین داخلی نظام است که با دیدن این اجتماعات بزرگ، بسیاری از بد خواهان و منافقین داخلی از نیرنگ و همدستی با دشمنان مأیوس و از ایجاد توطئه در مقابل مردم باز میمانند.
تقویت وحدت اجتماعی
یکی دیگر از وظائف مبلّغان تعمیق وحدت مسلمانان است. برای ورود به بحث ابتدا چند نکته را یادآور میشویم:
تبلیغات در شکل گیری فرهنگها فوق العاده مؤثر است. فرهنگهای مختلفی با تبلیغ بر جوامع تحمیل میگردند. جنگ دوران دهکده جهانی جنگ تبلیغی برای تسلط فرهنگهاست.
بزرگترین مشکل آمریکاییها در افغانستان و عراق تغایر فرهنگی آنان است. ورود آنان با جنگ نظامی دیوانگی است. ایران به دلیل هماهنگی و یا قرابت فرهنگی در این کشورها موفقتر است. بسیاری از بزرگان غرب هم به این امر اذعان و اعتراف نمودهاند. ایران با این کشورها توان تعاون و همکاری فرهنگی دارد، از اینرو با کمترین بودجه در این کشورها موفقتر عمل میکند. اگر به این نتیجه دست یابیم که نزدیکی فرهنگی زمینه ساز همکاری و همدلی است، باید بدانیم که وحدت به معنای حرکت در جهت تقویت هستههای فرهنگی مشترک برای دست یابی به اهداف مشترک دینی در مقابل کفر و الحاد است. از آنجا که تبلیغ در فرهنگ سازی نقش بسیار مؤثری دارد، نقش مبلّغان دینی به هیچ وجه قابل تردید نیست.
جایگاه وحدت در مسائل سیاسی نیز بسیار رفیع و بلند است. تمام تفکرات ماتریالیستی، الهی، سرمایه داری و کاپیتالیستی که در جهان وجود دارد، در مورد جایگاه وحدت ملی در معادلات سیاسی جهان هیچ تردیدی ندارند.
وحدت هم فرهنگی است و هم سیاسی. پرداختن به وحدت و ایجاد انسجام اسلامی، هم یک تکلیف برای تصحیح فرهنگ و هم بهترین زمینه برای تثبیت نظام است. وحدت مهمترین و کلیدیترین مقوله در معادلات سیاسی برای حفظ نظام اسلامی است.
یکی از مهمترین جایگاههای تبلیغ برای ایجاد اتحاد و انسجام، سخنرانیهای دینی است. اگر پنجاه نفر از مردم عادی در روستاهای مختلف مطلبی وحدت زا مطرح کنند و یک مبلّغ مطلبی بگوید که وحدت سوز باشد، هرگز آن پنجاه نفر نمیتوانند این ضعف را برطرف کنند. بالعکس اگر آن پنجاه نفر در مورد وحدت خوب عمل نکردند، ولی مبلّغ به عنوان محور و قطب تبلیغات دینی دقیق عمل کرد، بسیاری از آن ضایعات را خنثی میکند.
از آنجا که انقلاب اسلامی، در کشورهای اسلامی نفوذ کرده و عده زیادی از مسلمانان جهان را با این نگرش آشنا و عدهای را شیفته خود ساخته است، تفکّر الحادی وهابیت تنها به این جهت که معاند سرسخت تشیع است، توسط آمریکا و به منظور درگیر ساختن قوای مسلمانان با یکدیگر مورد حمایت قرار گرفته و با کمکهای بی دریغ اقتصادی و نظامی دشمنان اسلام در مدّت کوتاهی افغانستان را اشغال کرد و بدترین جنایات را در مدّت سلطه خویش نسبت به شیعیان مرتکب شد. اکنون طرفداران این تفکّر در عراق هر روز انسانهای بی گناه را به خاک و خون میکشند و در فلسطین گروههای مبارز را در مقابل هم قرار داده اند.
جوانان ایرانی را به پاکستان میبرند و پس از آموزشهای تفرقه افکنانه، آنان را به کشور باز میگردانند و مهمترین آموزه و اساسیترین رویکرد اینان، درگیر ساختن مسلمانان با یکدیگر و نابودسازی روح برادری در بین آنان است.
اگر کسی از پائینترین آگاهی سیاسی برخوردار باشد، به راحتی در مییابد که این حرکتها اساسیترین کمک را به کفر جهانی داشته و آنان را بیش از هر کس شاد میسازد.
این حرکت از سویی مسلمانان را به برادر کشی میکشاند و از سوی دیگر با عملکرد خشن و وحشیانه وهابیت و سلفیها دین اسلام غیرمنطقی جلوه میکند و همین امر کافی است که اسلام را منفور ساخته، گسترش آن را کنترل کند.
مقام معظم رهبری دام عزه با شناخت دقیق اهداف دشمنان در ایجاد تفرقه بین مسلمانان، به انسجام اسلامی در بین همه مسلمین توجّه نموده و سال 86 را به این نام ارزشمند مزین ساختند.
زمینههای تفرقه
در همه کشورها از جمله در ایران زمینههای اختلاف وجود دارد که میتوان از مواردی نام برد که به برخی از آنها اشاره میشود:
احزاب، گروههای سیاسی، گروههای اجتماعی، استبداد به رأی مدیران، زبان، قومیتها، قبائل، مناطق جغرافیایی، شمالیها، جنوبیها، شرقیها، غربیها پائین و بالا بودن محل، احساس اختلاف طبقاتی مانند بالا شهری و پایین شهری، پول دار و بی پول بودن، رانت خواری و احساس رانت خواری، استبداد، اطرافیان غیرمناسب بزرگان، عدم سازگاری اخلاقی، عدم هماهنگی، تحریک کنندگان، مساجد جامع و مساجد حاشیه ای، حسینیه در مقابل مسجد و... .
چند نکته:
گاهی ممکن است تبعیض وجود نداشته باشد، اما جامعه احساس تبعیض کند. این امر میتواند زمینه ساز تفرقه و اختلاف باشد.
بعضی از مسئولین بر این باورند که همه کارهای خوب توسط آنها انجام شده و همه شکستها به دلیل دخالت دیگران بوده است. چنین اعتقادی بسیار میتواند تفرقه انگیز باشد.
اطرافیان مسئولین و مبلّغان دینی به ویژه ائمه محترم جمعه میتوانند زمینهساز اختلاف باشند.
یکی دیگر از زمینه سازان اختلاف و تفرقه، شکست خوردههای سیاسی و مدیریتی هستند که با تحریک مردم، سعی در ایجاد تفرقه دارند. برخی از این افراد به ائمه محترم جمعه و افراد ذی نفوذ نزدیک شده، سعی در تفرقه افکنی مینمایند.
در کشورهای مختلف هر یک از ادیان در درون خود فرقههای بسیار زیادی دارند؛ به عنوان نمونه میتوان از کشور "اکراین "نام برد که یک کشور مسیحی کاتولیک است و ارتدوکسها و پروتستانها در آنجا بسیار کم اند و یا اصلاً وجود ندارند، کاتولیکها در این کشور حدود سیصد و شصت فرقه هستند. بحث ادیان و فرقهها یکی از دلائل تفرقه بین انسانها است؛ اما مواردی که بیان شد برخی از زمینههای ایجاد تفرقه است، گرچه لزوما به معنای ایجاد تفرقه نمیباشند.
مبلّغان و ائمه محترم جمعه میتوانند با از بین بردن این احساس، التهاب موجود در جامعه را کاهش دهند.
تحریک برای اختلاف
کشورهای غربی که به لحاظ داخلی اهتمام به همگرایی دارند، بهترین راه برای نابودی کشورهای رقیب را در ترویج واگرایی میدانند، که نمودهایی از آن ذیلاً بیان میشود.
بزرگترین قدرت مخالف غرب، اتحاد جماهیر شوروی را به اختلاف جماهیر کشاندند و هم اکنون در جمهوریهای مختلف بر ساز تفرقه مینوازند و هر روز به دنبال کودتاهای مخملین و تغییر نظامهای مستقل به نظامهای وابستهاند.
در ایران، از همه مذاهب؛ بدون توجه به حق یا باطل بودن آنها حمایت میکنند. هدف سردمداران غرب از سویی تضعیف مرکزیت نظام و از سوی دیگر در معرض تهدید نگهداشتن حکومت و بهره گیری از مذاهب به عنوان اهرم فشار است.
3- در افغانستان، طالبان که با ابتداییترین هنجارهای پذیرفته شده غرب مخالف است، به صورت ابزار تفرقه و درگیری بین مسلمانان به کار گرفته میشود.
در عراق، گروههای تروریستی با وحشیانهترین رفتارها مورد حمایت قرار میگیرند.
بدعتها و ضعف دین شناسی یکی از مهمترین عوامل اختلاف در جامعه است. گاهی عدهای آیه یا روایتی را بدون تتبّع عالمانه و دیدن آیات و روایات دیگر و بدون توجه به عام و خاص و یا مطلق و مقید بودن آن و بدون جمع دلالی بین روایات مطرح میکنند و گاهی حتی ترجمه دقیق آن آیه و روایت را نمیدانند و از روی کتابهای دیگر به ترجمه میپردازند و با ارائه مطالب غلط خود در جامعه اختلاف بر میانگیزند.
امام علی(ع) فرمودند:
«أَیهَا النَّاسُ إِنَّمَا بَدْءُ وُقُوعِ الْفِتَنِ أَهْوَاءٌ تُتَّبَعُ وَ أَحْکَامٌ تُبْتَدَعُ یخَالَفُ فِیهَا کِتَابُ اللَّهِ یتَوَلَّی فِیهَا رِجَالٌ رِجَالًا فَلَوْ أَنَّ الْبَاطِلَ خَلَصَ لَمْ یخْفَ عَلَی ذِی حِجًی وَ لَوْ أَنَّ الْحَقَّ خَلَصَ لَمْ یکُنِ اخْتِلَافٌ وَ لَکِنْ یؤْخَذُ مِنْ هَذَا ضِغْثٌ وَ مِنْ هَذَا ضِغْثٌ فَیمْزَجَانِ فَیجِیئَانِ مَعاً فَهُنَالِکَ اسْتَحْوَذَ الشَّیطَانُ عَلَی أَوْلِیائِهِ وَ نَجَا الَّذِینَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَ اللَّهِ الْحُسْنَی؛ )(1)( ای مردم! آغاز وقوع فتنهها، هواهایی است که پیروی شود و احکامی که بدعت گذاشته شود، [به گونهای که] در آن کتاب خدا مخالفت گشته، مردانی [نادان] در آنها دنبال مردانی دیگر میروند. پس اگر باطل خالص شود، بر هیچ صاحب عقلی مخفی نمیماند و اگر حق خالص گردد، اختلافی وجود ندارد. ولی از این چیزی و از آن چیزی گرفته میشود و با هم مخلوط میشوند و با هم میآیند؛ اینجاست که شیطان بر اولیاء خود چیره گشته و از سوی دیگر کسانی که از سوی خداوند برایشان نیکی رسیده، نجات پیدا میکنند.»
1) . بحار الانوار، ج2، ص290.
در حدیث دیگری پیامبر عظیم الشأن اسلام(ص) فرمودند:
«أَیهَا النَّاسُ إِنَّهُ لَا نَبِی بَعْدِی وَ لَا سُنَّةَ بَعْدَ سُنَّتِی فَمَنِ ادَّعَی ذَلِکَ فَدَعْوَاهُ وَ بِدْعَتُهُ فِی النَّارِ فَاقْتُلُوهُ وَ مَنْ تَبِعَهُ فَإِنَّهُ فِی النَّارِ أَیهَا النَّاسُ أَحْیوا الْقِصَاصَ وَ أَحْیوا الْحَقَّ لِصَاحِبِ الْحَقِّ وَ لَا تَفَرَّقُوا وَ أَسْلِمُوا وَ سَلِّمُوا تَسْلَمُوا کَتَبَ اللَّهُ لَأَغْلِبَنَّ أَنَا وَ رُسُلِی إِنَّ اللَّهَ قَوِی عَزِیزٌ؛ )(1)( ای مردم! بعد از من پیامبری نیست و بعد از سنّت من سنّتی نیست؛ پس هر کس آن را ادعا کند، ادعا و بدعتش در آتش است، پس او و پیروانش را بکشید که او در آتش است. ای مردم! قصاص و حق صاحب حق را احیا کنید و متفرق نشوید و سازش پیشه کنید و دیگران را به صلح دعوت کنید تا سالم بمانید. خداوند نوشته [و مقدر کرده] است که: من و پیامبرانم غالب خواهیم شد. به درستی که خداوند قوی و شکست ناپذیر است.»
6- قومیتهای دارای اقلیت در کشورهای مستقل تحریک گشته، و در مناسبتهای مختلف بکارگیری میشوند.
1) . من لا یحضره الفقیه، ج4، ص163.
7- احزاب، نویسندگان، و هنرمندان وابسته، به صورت مزدور به کار گرفته شده و استوانههای نظام مورد حمله قرار میگیرد.
8- از سرخوردگان سیاسی در ایران به صورت ابزاری قهرمان سازی و از آنان برای گسترش اختلافات استفاده میشود.
9- در خارج از کشور تشکلهای معارض به وجود میآید تا در معادلات قدرت با استفاده از این عامل فشار، توان چانه زنی خود را بالا برند.
توجّه به نمودها و شیوههای مختلف بهره گیری غربیان برای گسترش واگرایی به عنوان بهترین ابزار برای استضعاف کشورهای عقب نگه داشته شده یا در حال توسعه، به هر انسان دلسوز و غیرتمندی نشان میدهد که باید در برابر نیرنگ دشمنان ایستاد.
نگاه عمیق به مباحث طرح شده، همه انسانهای فهیم را در ورای اختلافات دینی، مذهبی، قومی، زبانی و... به حفظ وحدت ملّی فرا میخواند و نشان میدهد کسانی که بخواهند در جامعه به تفرقه و اختلاف دامن زنند، در جایگاه عامل بیگانه نقش آفرینی میکنند.
تعارض تفرقه با تقوا
هرچه در جامعه ضریب اختلاف افزایش پیدا کند، ضریب تقوا کاهش مییابد؛ زیرا اختلاف زمینه ساز غیبت، تهمت، افترا، تعرض به آبروی مؤمنین و...میشود. از آنجا که ائمه جمعه و مبلّغان دینی در جهت افزایش ضریب تقوای جامعه تلاش میکنند، باید به کاهش اختلافات به طور جدی توجه نمایند. حال اگر ائمه جمعه و یا مبلغین خود در همین گردونه قرار گرفتند، واقعا مشکل بسیار افزونتر خواهد شد. گاهی عملکرد مبلّغ دینی در اختلافات میتواند پایه گذار سنّتی نیکو و یا سنّت سیئه باشد.
نبی مکرّم اسلام(ص) میفرماید:
«مَنْ سَنَّ سُنَّةً حَسَنَةً کانَ لَهُ أَجْرُها وَ أَجْرُ مَنْ عَمِلَ بِها وَ قالَ فی ضِدِّهِ مَنْ سَنَّ سُنَّةً سَیئَةً کانَ عَلَیهِ وِزْرُها وَ وِزْرُ مَنْ عَمِلَ بِها؛ )(1)( هر کس سنت نیکویی پایه گذاری کند، اجر آن و اجر عمل کنندگان به آن را دارد و در مقابلش فرمود: هر کس سنّت بدی را پایه گذاری کند، گناه آن و گناه هر کسی که به آن عمل کرده است را خواهد داشت.»
1) . بحار الانوار، ج 71، ص 204، باب 14.
اگر تقوای جامعه افزایش یابد، برکات الهی نازل میشود.
قرآن کریم میفرماید:
(وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُری آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیهِمْ بَرَکاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ)؛ )(1)( «اگر اهل سرزمینها ایمان آورده و تقوا پیشه کنند، برکاتی را از آسمان و زمین بر آنها نازل خواهیم کرد.»
و اگر گناه در جامعه افزایش یابد، وزر و وبال آن همه را فرا خواهد گرفت. خداوند متعال میفرماید:
(وَ اتَّقُوا فِتْنَةً لا تُصیبَنَّ الَّذینَ ظَلَمُوا مِنْکُمْ خَاصَّةً)؛ )(2)( «از فتنه [و عذابی] بپرهیزید که فقط به ظالمان شما نمیرسد.»
نتیجه آنکه مبلغین اگر درجهت وحدت و رفع تفرقه عمل کنند، زمینه تقوی فراهم میگردد و اگر تقوی گسترش یافت، برکات الهی نازل میشود.
اهمیت وحدت
وحدت هم به لحاظ داخلی و تأثیر در توان مدیریت مسئولین و هم به لحاظ خارجی در روابط بین الملل از اهمیت فوق العادهای برخوردار است. کشورهای مختلف؛ اعمّ از کشورهای اسلامی و یا قدرتهای بیگانه با توجه به همین موضوع با کشورمان ارتباط برقرار و برای نظام ما برنامه ریزی میکنند. وحدت و انسجام داخلی در سطح جهانی طیف وسیعی از ارتباطات را تحت تأثیر قرار میدهد. این تأثیر گذاری از چانه زنیهای سیاسی گرفته تا تحمیل جنگ برای براندازی را شامل میشود.
اگر ما از سویی در درون دارای اتحاد ملّی و از سوی دیگر با همه مسلمانان جهان به انسجام اسلامی دست یابیم، میتوانیم توطئههای دشمنان را در سراسر جهان خنثی سازیم.
خداوند متعال در قرآن کریم میفرماید:
(یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِی السِّلْمِ کَافَّةً وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّیطانِ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبینٌ * فَإِنْ زَلَلْتُمْ مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْکُمُ الْبَیناتُ فَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ عَزیزٌ حَکیمٌ)؛ )(1)( «ای کسانی که ایمان آورده اید، همگی در سلم و سازش وارد شوید و گامهای شیطان را دنبال نکنید که دشمن آشکار شماست. اگر بعد از اینکه دلایل روشن برای شما آمد، لغزش کردید [و گمراه شدید]، بدانید که خداوند توانا و حکیم است.»
آن قدر وحدت و همراه گروه بودن از نظر دین دارای اهمیت است که در روایات اسلامی حتی در غذا خوردن، خوابیدن و امثال آنها نیز سفارش به گروهی بودن آن شده است.
پیامبر خدا(ص) فرمودند:
1) . بقره/ 208 و 209.
«کُلُوا جَمِیعاً وَ لَا تَفَرَّقُوا فَإِنَّ الْبَرَکَةَ فِی الْجَمَاعَةِ؛ )(1)( با هم غذا بخورید و متفرق نشوید که برکت در جماعت است.»
تعلیلی که در روایت آمده، اختصاص به خوردن ندارد، بلکه نشان دهنده این است که در جماعت برکت است.
امام علی(ع) به خاطر اهمیت وحدت و پرهیز از تفرقه و اختلاف بین مسلمانان میفرماید:
«وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعاً وَ لَا تَفَرَّقُوا فَإِنِّی سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ(ص) یقُولُ صَلَاحُ ذَاتِ الْبَینِ أَفْضَلُ مِنْ عَامَّةِ الصَّلَاةِ وَ الصِّیام؛ )(2)( همگی به ریسمان خدا چنگ زنید و متفرق نشوید. به درستی که از رسول خدا(ص) شنیدم که میفرمود: اصلاح بین دو نفر با فضیلتتر از یک سال نماز و روزه است.»
به مفهوم اولویت میتوان گفت: ثواب اصلاح یک جامعه بیشتر از ثواب اصلاح بین دو نفر خواهد بود.
حضرت همچنین فرمود:
«عَلَیکُمْ یا بَنِی بِالتَّوَاصُلِ وَ التَّبَاذُلِ وَ التَّبَارِّ وَ إِیاکُمْ وَ التَّقَاطُعَ وَ التَّدَابُرَ وَ التَّفَرُّقَ وَ تَعاوَنُوا عَلَی الْبِرِّ وَ التَّقْوی وَ لا تَعاوَنُوا عَلَی الْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعِقابِ؛ )(1)( فرزندانم! بر شما باد به وصل کردن و بخشیدن و نیکی کردن. و بپرهیزید از قطع کردن و پشت نمودن و جدا شدن. و یکدیگر را بر نیکی و تقوا یاری دهید و بر گناه و دشمنی یاری ندهید و از خدا بترسید که خداوند سخت عذاب کننده است.»
برخی بر این باورند که اگر در جامعه بین مردم یا مسئولین اختلاف ایجاد شود، خودشان در سلامت خواهند بود. این تفکر هماهنگ با استراتژی سیاسی انگلیسی هاست؛ امّا حقیقت این است که هرچه جامعه اصلاح شود و افراد با یکدیگر مهربانتر باشند، با معارف اسلامی سازگارتر است. چنین نیست که دشمنیها دامن اختلاف انگیزان را نگیرد، بلکه در دراز مدت آنان را نیز اسیر خواهد کرد. امام صادق(ع) فرمودند: «مَنْ زَرَعَ الْعَدَاوَةَ حَصَدَ مَا بَذَرَ؛ )(2)( هر کس [تخم] عداوت بکارد، همان بذر که کاشته را خواهد چید.»
از پیامبر خدا(ص) درباره صفات علماء روایتی نقل شده است که آن حضرت فرمودند:
«لَا تَجْلِسُوا عِنْدَ کُلِّ دَاعٍ مُدَّعٍ یدْعُوکُمْ مِنَ الْیقِینِ إِلَی الشَّکِّ وَ مِنَ الْإِخْلَاصِ إِلَی الرِّیاءِ وَ مِنَ التَّوَاضُعِ إِلَی الْکِبْرِ وَ مِنَ النَّصِیحَةِ إِلَی الْعَدَاوَةِ وَ مِنَ الزُّهْدِ إِلَی الرَّغْبَةِ وَ تَقَرَّبُوا إِلَی عَالِمٍ یدْعُوکُمْ مِنَ الْکِبْرِ إِلَی التَّوَاضُعِ وَ مِنَ الرِّیاءِ إِلَی الْإِخْلَاصِ وَ مِنَ الشَّکِّ إِلَی الْیقِینِ وَ مِنَ الرَّغْبَةِ إِلَی الزُّهْدِ وَ مِنَ الْعَدَاوَةِ إِلَی النَّصِیحَةِ وَ لَا یصْلُحُ لِمَوْعِظَةِ الْخَلْقِ إِلَّا مَنْ خَافَ هَذِهِ الآْفَاتِ بِصِدْقِهِ وَ أَشْرَفَ عَلَی عُیوبِ الْکَلَامِ وَ عَرَفَ الصَّحِیحَ مِنَ السَّقِیمِ؛ )(1)( نزد هر دعوت کننده مدعی که شما را از یقین به شک و از اخلاص به ریا و از تواضع به کبر و از نصیحت [و خیرخواهی] به دشمنی و از زهد به رغبت [به دنیا] میخواند ننشینید. به عالمی نزدیک شوید که شما را از کبر به تواضع و از ریا به اخلاص و از شک به یقین و از رغبت [و میل به دنیا] به زهد و از دشمنی به نصیحت [و خیرخواهی] فرا میخواند. هیچکس شایستگی موعظه مردم ندارد مگر کسی که به راستی از این آفتها بترسد و بر عیبهای سخن اشراف داشته و صحیح را از سقیم بشناسد.»
آیا اختلاف رحمت است؟
1) . بحارالأنوار، ج 2، ص 52، باب 11.
بعضی به حدیث «اِخْتِلافُ اُمَّتی رَحْمَةٌ» استناد کرده و میگویند: اختلاف امت موجب رحمت است. در حالی که باید معنای این اختلاف در حدیث نبوی را درست فهمید. به این حدیث توجه کنید:
«الْمُؤْمِنِ الْأَنْصَارِی قَالَ قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ(ع) إِنَّ قَوْماً یرْوُونَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ(ص) قَالَ اخْتِلَافُ أُمَّتِی رَحْمَةٌ فَقَالَ صَدَقُوا فَقُلْتُ إِنْ کَانَ اخْتِلَافُهُمْ رَحْمَةً فَاجْتِمَاعُهُمْ عَذَابٌ قَالَ لَیسَ حَیثُ تَذْهَبُ وَ ذَهَبُوا إِنَّمَا أَرَادَ قَوْلَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ کُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِیتَفَقَّهُوا فِی الدِّینِ وَ لِینْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَیهِمْ لَعَلَّهُمْ یحْذَرُونَ فَأَمَرَهُمْ أَنْ ینْفِرُوا إِلَی رَسُولِ اللَّهِ(ص) وَ یخْتَلِفُوا إِلَیهِ فَیتَعَلَّمُوا ثُمَّ یرْجِعُوا إِلَی قَوْمِهِمْ فَیعَلِّمُوهُمْ؛ )(1)( مؤمن انصاری میگوید به امام صادق(ع) گفتم: گروهی روایت میکنند که رسول خدا(ص) فرمود: اختلاف امت من رحمت است. امام فرمود: راست گفتهاند. گفتم: اگر اختلاف آنها موجب رحمت است پس اجتماع آنها موجب عذاب خواهد بود. فرمود: آن گونه که تو فکر میکنی و آنها فکر میکنند نیست. هر آینه این سخن خدای عزیز و جلیل را اراده کرده است که: «پس چرا از هر فرقهای از آنان، گروهی کوچ نمیکنند تا در دین تفقه یابند و آن گاه که به سوی قوم خود باز گشتند، آنان را انذار کنند، شاید آنان بپرهیزند.» پس آنان را امر فرموده که به سوی رسول خدا(ص) کوچ کنند و به سوی او رفت و آمد نمایند و [مطالب او را]بیاموزند، سپس به سوی قوم خود برگشته، آنان را آموزش دهند.»
عوامل ایجاد وحدت
1) . بحارالأنوار، ج 1، ص 227، باب 7.
عوامل ایجاد وحدت بسیارند، اما به اندازه ظرفیت زمانی به چند عامل تا آنجا که به تبلیغ و مبلّغان ارتباط دارد میپردازیم.
محبت و مهربانی به مردم موجب ایجاد وحدت است. امیرالمؤمنین علی(ع) میفرماید:
«وَ أَشْعِرْ قَلْبَکَ الرَّحْمَةَ لِلرَّعِیةِ وَ الْمَحَبَّةَ لَهُمْ وَ اللُّطْفَ بِهِم؛ )(1)( رحمت برای رعیت و محبت و لطف به آنان را به قلبت بفهمان.»
یکی از ملازمان شهید محراب آیت اللَّه صدوقی(ره) نقل میکند: یک وقتی یک خانم آمد و گفت: من با حاج آقا کار دارم. ما به او گفتیم فعلا نمیشود، ایشان استراحت کردهاند. او میگفت: من از راه دوری آمدهام و میخواهم آقا را ببینم. آیت اللَّه صدوقی(ره) صدای حرف ما و آن زن را شنید، آمد و با تغیر گفت: من بایستی در خدمت ایشان باشم. بعد به آن خانم فرمود: چه کاری دارید؟ گفت: یک نوه گیرم آمده. اسمش را چی بگذارم. ایشان با متانت و محبت جواب آن زن را داد.
از پیامبر عزیز اسلام نقل شده است که فرمودند:
1) . بحارالأنوار، ج 33، ص 599، باب 30، باب الفتن الحادثة بمصر و... .
«اُطْلُبُوا الْمَعْرُوفَ وَ الْفَضْلَ مِنْ رُحَمَاءِ أُمَّتِی تَعِیشُوا فِی أَکْنَافِهِمْ؛ )(1)( معروف و فضل را از رحماء امت من بجویید تا در کنار آنان [در نعمت]زندگی کنید.»
اگر خواستید زندگی بهتری داشته باشید دنبال اشقیا نروید؛ دنبال آنهایی که دلشان رحیم هست بروید؛ چون آنها هستند که خداوند گره گشایی مؤمنین را به دست آنان قرار داده است. آقایی را میشناسم که خیلی اهل خیر است. گفت: خدمت آیت اللَّه بهاء الدینی رفتم، و گفتم: آقا خسته شده ام، دیگر کلافه شده ام، شب، وقت و بی وقت، فقرا در خانه مان را میزنند، نه خودم آسایش دارم، نه خانوادهام آسایش دارند. آیت اللَّه بهاء الدینی به ایشان فرموده بودند: طوری نیست، طوری نیست، میشه طوری بشود که خدا حوائج مؤمنین را در خانه دیگران بفرستد و مشکلشان را به وسیله دیگری حل کند.
یعنی تو خیال نکن که هنر کردی، خدا به تو لطف کرده و این موقعیت را به تو داده تا مشکلی از مشکلات مردم را حل کنی، طوری نیست رد کن، خدا مشکل بندگانش را از جای دیگر حل میکند. خدا که بنده هایش را رها نمیکند، تو بد بخت میشوی.
1) . مستدرک الوسائل، ج 7، ص 228.
ما باید به گونهای زندگی کنیم که مردم از همراهی با ما لذت ببرند و زندگی راحتی در کنار ما داشته باشند. آنها باید احساس کنند که اگر جایی گرفتار شدند، میتوانند به روحانی محل و امام جمعه شان پناه ببرند.
در روایت دیگری پیامبر عزیز خدا(ص) فرمودند:
«الْخَلْقُ عِیالُ اللَّهِ فَأَحَبُّ الْخَلْقِ إِلَی اللَّهِ مَنْ نَفَعَ عِیالَ اللَّهِ وَ أَدْخَلَ عَلَی أَهْلِ بَیتٍ سُرُوراً؛ )(1)( مردم عیال خدا هستند، پس محبوبترین مردم نزد خداوند کسی است که به عیال خدا سود رساند و بر اهل خانهای سرور [و شادمانی] وارد کند.»
بعضی با آب و نان و امکانات دنیایی به مردم سود میرسانند و مبلّغان دینی میتوانند با ابلاغ پیام الهی و هدیه معنویت به مردم، دل و جان آنان را سیراب سازند و دلهای آنان را سرشار از زیباییهای دین و معنویت گردانند.
1) . مستدرک الوسائل، ج 12، ص 388، باب استحباب نفع المؤمنین... .
از امام باقر(ص) نقل شده است که فرمودند:
«إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی أَجْرَی فِی الْمُؤْمِنِ مِنْ رِیحِ رَوْحِ اللَّهِ وَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی یقُولُ رُحَماءُ بَینَهُمْ؛ )(1)( خداوند تبارک و تعالی در مؤمن از نفخههای روح الهی میدمد. و خداوند تبارک و تعالی (در توصیف پیامبر(ص) و یارانش) میفرماید: رحم کنندگان بین خودشان.»
آنجا که در قرآن میفرماید:
(مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَی الْکُفَّارِ رُحَماءُ بَینَهُمْ)؛ )(2)( «محمد فرستاده خداست و کسانی که با او هستند، بر کافران سختند و در بین خود مهربانند.»
ای کاش در همه امور زندگی و از جمله در اختلافات سیاسی، اعتقادی و اجتماعی، به سنت نبوی و معصومین(ع) پناه میبردیم. پیامبر عزیز خدا فرمودند:
«مَنْ تَمَسَّکَ بِسُنَّتِی فِی اخْتِلَافِ أُمَّتِی کَانَ لَهُ أَجْرُ مِائَةِ شَهِیدٍ؛ )(1)( کسی که در اختلاف امتم به سنت من چنگ زند، اجر صد شهید دارد.»
قرآن کریم میفرماید:
(فَلا وَ رَبِّکَ لا یؤْمِنُونَ حَتَّی یحَکِّمُوکَ فیما شَجَرَ بَینَهُمْ ثُمَّ لا یجِدُوا فی أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَیتَ وَ یسَلِّمُوا تَسْلیماً)؛ )(2)( «به پروردگارت سوگند که آنها مؤمن نخواهند بود، مگر اینکه در اختلافات خود، تو را به داوری طلبند و پس از داوری تو، در دل خود احساس ناراحتی نکنند و کاملاً تسلیم باشند.» اگر در سیره و سنت نبوی چیزی باشد که خلاف خواسته ماست، در دلمان هم نباید احساس ناراحتی کنیم، بلکه باید با کمال آرامش دستور پیامبر خدا(ص) را اجرا نماییم.
یکی از رموز موفقیت مبلّغان دینی، صبر و بردباری در مقابل برخی سخنان بیهوده و اختلاف انگیز و عمدتاً شخصی است. در این موارد صبر و متانت موجب وحدت میگردد.
در روایتی امام صادق(ع) فرمودند:
«إِذَا وَقَعَ بَینَ رَجُلَینِ مُنَازَعَةٌ نَزَلَ مَلَکَانِ فَیقُولَانِ لِلسَّفِیهِ مِنْهُمَا قُلْتَ وَ قُلْتَ وَ أَنْتَ أَهْلٌ لِمَا قُلْتَ وَ سَتُجْزَی بِمَا قُلْتَ وَ یقُولَانِ لِلْحَلِیمِ مِنْهُمَا صَبَرْتَ وَ حَلُمْتَ سَیغْفَرُ لَکَ إِنْ أَتْمَمْتَ ذَلِکَ وَ إِنْ رَدَّ الْحَلِیمُ عَلَیهِ ارْتَفَعَ الْمَلَکَانِ؛ )(1)( هرگاه بین دو نفر منازعهای در میگیرد، دو فرشته نازل میشوند و به آنکه سفیه است میگویند: گفتی و گفتی و تو اهل همان چیزی هستی که گفتی و به زودی به آنچه گفتی جزا داده میشوی. و به فرد حلیم از آن دو میگویند: صبر کردی و حلم ورزیدی، اگر آن را تمام کردی به زودی [گناهانت]بخشیده میشود و اگر فرد حلیم نیز برگشت [و از کوره در رفت] آن دو فرشته بالا میروند.»
یعنی در این صورت آنها را به خودشان واگذار میکنند.
1) . وسائل الشیعة، ج 15، ص 267.
خواستگاه تفکّر انسجام اسلامی
خواستگاه تفکّر انسجام اسلامی، قرآن و سیره اهل بیت عصمت و طهارت(ع) میباشد. برای دریافت دقیق این امر توجّه به چند نکته ضروری است:
الف. اندیشه گرایی در اسلام
قرآن مجید در موارد بسیاری انسانها را به تعقّل و تفکّر فراخوانده، کسانی که اهل اندیشه و تفکّر نباشند را مانند چهار پایان و یا گمراهتر بر شمرده، فکر و قلب آنان را سختتر از سنگ معرفی میکند.
ب. بیان حقّ
اسلام بیان حق برای همگان و روشن گری را مهمترین وجهه همّت خویش قرار داده است. برای مشرکان و کافران حق را بیان و انحرافات را مشخص میکند و برای اهل کتاب بخشهایی را که توسط رهبرانشان کتمان شده و مخفی مانده، باز میگوید، تا حق تبیین گردد.
قرآن مجید میفرماید:
(یا أَهْلَ الْکِتابِ قَدْ جاءَکُمْ رَسُولُنا یبَینُ لَکُمْ کَثِیراً مِمَّا کُنْتُمْ تُخْفُونَ مِنَ الْکِتابِ وَ یعْفُوا عَنْ کَثِیرٍ قَدْ جاءَکُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَ کِتابٌ مُبِینٌ)؛ )(1)( «ای اهل کتاب! پیامبر ما، که بسیاری از حقایق کتاب آسمانی را که شما کتمان میکردید روشن میسازد، به سوی شما آمد؛ و از بسیاری از آن، صرف نظر مینماید. از طرف خدا، نور و کتاب آشکاری به سوی شما آمد.»
ج. عدم اجبار در پذیرش
بنابر باور همه فرق اسلامی، ایمان از روی اجبار فاقد ارزش بوده، قرآن مجید میفرماید:
(لا إِکْراهَ فِی الدِّینِ قَدْ تَبَینَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَی)؛ )(2)( «اکراهی در دین نیست. راه درست از راه انحرافی روشن شده است.»
اسلام به دنبال بیان راه تعالی و تبیین راه گمراهی برای انسانها است و پس از این مرحله، برای پذیرش دین هیچ گونه اجباری را روا نمیداند.
چنین دینی حتماً کسانی را که با آدم کشی، بمب گذاری و تخریب، در سدد تحمیل فکر خویش بر مردم میباشند نمیتواند مورد قبول قرار دهد.
د. پرهیز از تحمیل فکر
اسلام نه تنها به زور برای پذیرش دین رو نمیآورد، بلکه خداوند متعال به پیامبر(ص) امر میکند، بیش از حد به بحث و مجادله نپردازد و صرفاً پیام خود را به مخاطب برساند و بیش از این خود را به مشقت نیافکند.
قرآن مجید میفرماید:
(فَإِنْ حَاجُّوکَ فَقُلْ أَسْلَمْتُ وَجْهِی لِلَّهِ وَ مَنِ اتَّبَعَنِ وَ قُلْ لِلَّذِینَ أُوتُوا الْکِتابَ وَ اْلأُمِّیینَ أَ أَسْلَمْتُمْ فَإِنْ أَسْلَمُوا فَقَدِ اهْتَدَوْا وَ إِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّما عَلَیکَ الْبَلاغُ وَ اللَّهُ بَصِیرٌ بِالْعِبادِ)؛ )(1)( «اگر با تو به گفتگو و ستیز برخیزند، بگو: من و پیروانم در برابر خداوند تسلیم شده ایم. و به آنها که اهل کتاب هستند، و بی سوادان بگو: آیا شما هم تسلیم شده اید؟ اگر تسلیم شدهاند، هدایت مییابند؛ و اگر سرپیچی کنند، بر تو تنها ابلاغ [رسالت] است. و خدا نسبت به بندگان بیناست.»
1) . آل عمران/ 20.
با توجّه به مطالبی که ذکر شد، حرکتهای متعصبانه و خشن، جایگاهی در معارف دینی؛ حتی برای پیش برد اهداف دینی ندارد، چه رسد به تفکّرهای گروهی، باندی، و متحجّرانه.
اگر این مبانی با دقّت در منابع دینی بازشناسی شود، زمینه فرهنگی - اعتقادی انسجام اسلامی فراهم میگردد.
جنگ با کافران
براساس معارف دینی، مسلمانان باید برای مبارزه و جنگ با کافران آماده بوده، کشته شدن در این راه را شهادت و رستگاری بزرگ بدانند؛ اما سؤال این است که آیا این جنگ صرفاً به معنای خونریزی برای ترویج عقیده و فکر است، یا به منظور دیگری انجام میشود؟ در پاسخ به این سؤال، توجّه به چند نکته ضروری است:
یکی از عوامل مهم در معادلات سیاسی، قدرت نظامی و توان مقابله با تهدیدهای دشمنان است. کشورهای عافیت طلب و تن پرور به راحتی ذلت سلطه بیگانگان را میپذیرند؛ از اینرو بر اساس آموزههای دینی مبلّغان باید مردم را برای دفع شر اشرار آماده سازند اما این ترویج روحیه شهادت طلبی نباید به ترویج خشونت بی رویه بیانجامد؛ بنابراین تبیین حدود و اهداف جنگ با نگاه دینی ضروری و لازم است.
در دستورات دینی جنگ تنها برای اهداف خاص و با محدودیتهای ویژه خود مجاز بوده و در شرائطی از بزرگترین عبادات به شمار میآید. برای تبیین بیشتر این بحث توجه به نکات ذیل ضروری است.
الف. جنگ برای رفع فتنه
براساس آموزههای دینی، یکی از اهداف جهاد در راه خدا، مبارزه با فتنه و دفع توطئه معرفی گردیده است.
قرآن مجید میفرماید:
(قاتِلُوهُمْ حَتَّی لا تَکُونَ فِتْنَةٌ وَ یکُونَ الدِّینُ لِلَّهِ فَإِنِ انْتَهَوْا فَلا عُدْوانَ إِلاَّ عَلَی الظَّالِمِینَ)؛ )(1)( «با آنان جهاد کنید تا فتنه برطرف شود و دین برای خدا باشد. پس اگر از فتنه پرهیز کردند، دشمنی جز بر ستمکاران روا نیست.»
اینجا فقط برای رفع فتنه، جنگ تجویز شده و در صورتی که فتنه برطرف شود، جایگاهی برای آن باقی نمیماند.
ب. جنگ برای دفاع از پایگاههای دین
1) . بقره/ 193.
اگر کافران بخواهند به دین باوران حمله کرده، پایگاههای نیایش آنان را تخریب کنند، مؤمنان باید با آنان مبارزه کرده، از تعرض آنان جلوگیری نمایند.
قرآن مجید میفرماید:
(لولا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوامِعُ وَ بِیعٌ وَ صَلَواتٌ وَ مَساجِدُ یذْکَرُ فِیهَا اسْمُ اللَّهِ کَثِیراً وَ لَینْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ ینْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِی عَزِیزٌ)؛ )(1)( «و اگر خداوند بعضی از مردم را به وسیله بعضی دیگر دفع نکند، دیرها و صومعهها و معابد یهود و نصاری و مساجدی که نام خدا در آن بسیار برده میشود، ویران میگردد. و خداوند کسانی را که یاری او کنند یاری میکند؛ خداوند قوی و شکست ناپذیر است.»
ج. جنگ برای دفع جنگ
1) . حج/ 40.
گاهی کافران به جنگ با مسلمانان مبادرت ورزیده و به خونریزی میپردازند. مؤمنان تکلیف پیدا میکنند که در برابر جنگ و خونریزی دشمن به مبارزه برخیزند.
قرآن مجید میفرماید:
(وَ قاتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ الَّذِینَ یقاتِلُونَکُمْ وَ لا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لا یحِبُّ الْمُعْتَدِینَ)؛ )(1)( «و در راه خدا، با کسانی که با شما میجنگند نبرد کنید؛ و از حدّ تجاوز نکنید، که خدا تعدّی کنندگان را دوست نمیدارد.»
(قاتِلُوا الْمُشْرِکِینَ کَافَّةً کَما یقاتِلُونَکُمْ کَافَّةً وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِینَ)؛ )(2)( «و با مشرکان، دسته جمعی پیکار کنید؛ همان گونه که آنها دسته جمعی با شما پیکار میکنند، و بدانید که خداوند با پرهیزکاران است.»
در اینجا جنگ صرفاً با کسانی تکلیف شمرده شده که خود آغازگر جنگ با مسلمانان هستند.
در زمان معصومین(ع) کسانی که مخالف امامان(ع) بودند، هیچگاه مورد تعرض واقع نمیشدند. در زمان امیرالمؤمنین(ع) اگر کسی آن حضرت را به عنوان امام نمیپذیرفت و در مقام محاربه، جنگ و توطئه نبود، هیچ کس حقّ درگیری با او را نداشت.
و این سیره در بین دیگر معصومین(ع) نیز جریان داشته است.
ترور و آدم کشی
مسلمانان تکفیری که همه شیعیان و فرق مختلف اهل سنت را کافر میشمارند، رفتار آنان بر خلاف دستور صریح قرآن است؛ زیرا قرآن مجید میفرماید:
(وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقی إِلَیکُمُ السَّلامَ لَسْتَ مُؤْمِناً)؛ )(1)( «و به کسی که اظهار صلح و اسلام میکند نگویید: مؤمن نیستی.»
هر کس اسلام آورد و شهادتین را بر زبان جاری سازد و قرآن را باور داشته باشد، مسلمان است و کسی حق تکفیر او را ندارد. با این نگرش، همه مسلمین به انسجام میرسند و هیچگاه دشمنان بر آنان پیروز نخواهند شد.
1) . نساء/ 94.
در رسالههای عملیه مراجع معظم تقلید نیز آمده است که انکار خدا و پیامبر اسلام(ص) و انکار ضروری دین به گونهای که به انکار خدا و پیامبر(ص) بیانجامد، کفر است، و در غیر این صورت، همه مسلمانان با یکدیگر برادرند. احزاب و گروههای اسلامی در داخل کشور نیز با این بینش حق تکفیر یکدیگر را ندارد و همه در مسائل دینی باید براساس قرآن و معارف اهل بیت عصمت و طهارت(ع) با یکدیگر برای یافتن راه صواب، به بحث و گفتگوی منطقی بپردازند.
اگر منطق و برهان به جای توهین، تهدید و آدم کشی بنشیند، انسانها بهتر راه حق را شناخته و با طیب خاطر صراط مستقیم را انتخاب خواهند کرد.
اگر مسلمانان در همه کشورها و از جمله در ایران با یکدیگر به تعامل فکری بپردازند و دلسوزانه و براساس آیه (اِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ اِخْوَةٌ)، برادرانه همدیگر را توصیه به حق نمایند، انسجام اسلامی رخ داده، زمینه بهره بری دشمنان اسلام از بین خواهد رفت.
لازم به ذکر است که وابستگی به اجانب و توطئه کردن، برخورد خاص خود را میطلبد؛ زیراین مقوله در هر نظام و حکومتی مطرود بوده و با آن برخورد میشود.
تاکید بر عزت و استقلال
از مفاهیم ارزشی که در معادلات سیاسی بسیار با اهمیت، است مسئله استقلال و عدم وابستگی به اجانب است. تأکید بر این ویژه گی از مسائل بسیار مهمی است که مبلّغان باید در آموزههای دینی خود بر آن تأکید داشته باشند.
یکی از مباحثی که در فلسفه اخلاق به آن میپردازند آن است که آیا ارزشهای اخلاقی ریشه در جان آدمی دارند و همه آدمیان تحت تأثیر آن هستند و یا آنکه متاثر از فرهنگها و آداب و سنن اجتماعی هستند تا جایی که رفتاری در جامعهای ارزش و در جامعه دیگری ضدّ ارزش تلقّی میشود. در این زمینه نظریهها و استدلالهای بسیاری مطرح است که ما در صدد پرداختن به آن مباحث نیستیم، لیکن به طور خلاصه میتوان گفت که ارزشهای اخلاقی موجود در هر جامعهای به دو دسته کلّی: ارزشهای اخلاقی فرهنگی، و ارزشهای اخلاقی انسانی، قابل تقسیماند.
الف) ارزشهای اخلاقی فرهنگی
ارزشهای اخلاقی فرهنگی ارزشهایی است که در جوامع مختلف گوناگونند. از باب نمونه حجاب در جامعه ایرانی و بسیاری از کشورهای اسلامی تحت تأثیر فرهنگ اسلامی ارزش قلمداد میشود ولیکن در جوامع غربی ممکن است ضدارزش و ناهنجاری اجتماعی به حساب آید، و یا حرکتی در کشورهای شرقی فساد و ضدارزش تلقّی شود؛ اما همان حرکت در فرهنگ غرب هنجار اجتماعی باشد.
البته با کمی دقّت، نتیجه دیگری نیز حاصل میشود و آن اینکه در ورای حجاب و رفتارهای اجتماعی مربوط به این مقوله، مسئله عفّت در بسیاری از جوامع فاسد هم ارزش تلقّی میشود و بی عفتی ضدارزش. از این رو بسیاری از زنان بی حجاب غرب، عفت را تا حدی قبول دارند و در همان جوامع هم هرزگی و فاحشه بودن ارزش تلقّی نمیشود و اگر زن شوهرداری با مردان دیگری ارتباط داشته باشد، خلاف اخلاق به حساب میآید.
مسأله رابطه نامشروع کلینتون رئیس جمهور گذشته آمریکا و افتضاح اخلاقی او، از همین منظر، مورد نقد و حملات بسیار زیاد قرار گرفت.
ب: ارزشهای اخلاقی انسانی
این ارزشها، در همه جوامع و ملل، مورد پذیرش و مقبولیت بین المللی است، مانند عدالت که از هنجارهای پذیرفته شده اجتماعی میباشد و ظلم و ستم از ناهنجاریها در همه فرهنگها شمرده میشود.
از این رو در عصر ارتباطات و رسانهها میبینیم حتی ستمکارترین انسانها سعی میکند خود را از پذیرش این لقب دور دارند و خواهان عدالت جلوه دهند.
امروزه بحث ترور، تهدید، ارعاب و ایجاد وحشت نیز به عنوان نمودی از ستم و ظلم بر انسانها مورد نفرت همه فرهنگها است؛ از این رو حکومتهایی که زشت نرین حمایتها را از تروریسم دولتی و خونخواری اسرائیل دارند، خود را پرچم دار مبارزه با تروریسم معرفی میکنند؛ چون ترور در همه جهان به عنوان یک عمل ناهنجار تلقّی میشود. البته این حکومتها در باره مصادیق عدل و عدالت، ظلم و ستم و ترور به دلیل منافع خود، به سرعت از یکدیگر فاصله میگیرند.
آنچه امروز به چشم خود در این حوزه از مباحث میبینیم، دلیل روشنی بر پذیرش عدل و عدالت به عنوان ارزش و ظلم، ستم و ترور به عنوان ضدارزش و اخلاق میباشد.
عزت، نمونه دیگری از ارزشهای پذیرفته شده همه ملّتها و انسانهای منصف در جهان است.
در طول تاریخ، کشورهای مختلف جهان برای رسیدن به عزّت ملّی خود تلاشها نموده و انسانهای بسیاری را قربانی کردهاند تا عزیز باشند و زیر بار ذلّت نروند، همچنین انسانهای آزاده بسیاری در طول تاریخ در راه عزّت فردی خویش جان باخته و از هیچ فداکاری در این راه دریغ نکردهاند.
عزّت و فخر در لغت
در معنای عزت آمده است: «اَلْعِزُّ حالَةٌ مانِعَةٌ لِلاِنْسانِ مِنْ اَن یغْلَبَ... وَالْعَزیزُ الَّذی یقْهِرُ ولایقْهَرُ؛ )(1)( عزّت حالتی است که از تفوّق دیگران جلوگیری میکند و عزیز کسی است که مسلّط میشود و بر او چیره نمیشوند.»
«اَلْعِزَّةُ: اَلْمُغالِبَةُ وَ الْمُمانِعَةُ؛ )(2)( عزت به معنای پیروزی و جلوگیری است.»
و در معنای فخر آوردهاند: «فَخَرَ فَخْراً: باهی وَ تَمَدَّحَ بِالْخِصالِ وَ الْمَناقِبِ وَ الْمَکارِمِ اِمَّا فیهِ اَوْ فی اَهْلِهِ؛ )(1)( فخر به معنای مباهات و مدح کسی در خصلتها و خوبیهایی است که در خود او و یا خانواده اش باشد.
«اَلْفَخْرُ الْمُباهاةُ فِی الأَشْیاءِ الْخارِجَةِ عَنِ الاِنْسانِ کَالْمالِ وَ الْجاهِ؛ )(2)( فخر، مباهات کردن در اشیاء خارج از انسان است، مانند مال و مقام.
از آیات قرآن میتوان فهمید که عزیز به همان معنای لغوی پیروز، نفوذناپذیر و یا شکست ناپذیر است، لیکن در موردی عزیز به معنای مشکلی، گرانی و سختی آمده است. قرآن مجید در توصیف رسول گرامی اسلام(ص) میفرماید:
(لَقَدْ جائَکُمْ رَسُولٌ مِنْ اَنْفُسِکُمْ عَزیزٌ عَلَیهِ ماعَنِتُّمْ حَریصٌ عَلَیکُمْ بِالْمُؤْمِنینَ رَؤُوفٌ رَحیمٌ)؛ )(3)( «همانا رسولی از خود شما به سویتان آمد که مشکلات شما بر او گران [و سخت] و بر [هدایت و ایمان] شما حریص و نسبت به مؤمنان مهربان است.»
از بررسی این دو واژه به روشنی میتوان دریافت که در لغت عرب، عزّت به معنای پیروزی و شکست ناپذیری میباشد و افتخار به معنای مباهات و بیان فضائل خود یا نزدیکان است، و با کمی دقّت به این مطلب پی میبریم که عزّت مربوط به مسائل حقیقی است و غالباً مربوط به درون انسان است و حالتی است که آدمی را به شکست ناپذیری میخواند و او را از ذلّت، زبونی، پستی و فرومایگی دور میدارد و اگر از مسیر صحیح خویش خارج نشود، بسیار ارزشمند است؛ لیکن فخر فروشی غالباً مربوط به مسائل بیرونی و امور واهی و اعتباری است.
اگر افتخارات آدمی به عزّت او باز گردد، ارزشمند میشود؛ اما اگر مربوط به مسائل اعتباری و امور نفسانی و خیالات باشد، غیر اخلاقی و فاقد ارزش است.
در نهایت باید گفت: افتخار، خود ارزش نیست؛ بلکه اگر افتخار به ارزشها باشد، ارزشمند میشود و اگر به امور غیر واقعی و یا به مسائل بی ارزش افتخار شود، خلاف اخلاق است.
عزّت در قرآن
قرآن که فرقان بوده و شاخص شناخت حق از باطل است، از زمان نزول تاکنون بسیاری از ضدارزشهای اجتماعی را که در بین مردم ارزش تلقّی میشده طرد و ارزشهای صحیح اجتماعی را پذیرفته و در مواردی که نیاز به تصحیح داشته، مورد نقد و اصلاح قرار داده است.
از جمله این ارزشها، مسأله عزّت است. قرآن مجید آیاتی در مورد عزّت مطرح فرموده که با نگاهی گذرا بر این آیات نورانی، مطالب ذیل به روشنی فهمیده میشود.
1- خداوند عزیز
در آیات بسیاری، خداوند با نام عزیز خوانده شده است مانند: عَزیزٌ حَکیمٌ، عَزیزٌ ذُوانْتِقامٍ، عَزیزٍ مُقْتَدِرٍ، هُوَ الْقَوِی الْعَزیزُ و.
2- قرآن عزیز
(اِنَّهُ لَکِتابٌ عَزیزٌ)؛ «هر آینه قرآن کتاب شکست ناپذیر است.»
3- عزت نزد خداوند
(مَنْ کانَ یریدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمیعاً)؛ )(1)( «هر کس طالب عزّت است، عزّت خاصّ خداوند است.»
4- عزت خداوند و رسول خدا و مؤمنین
(وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنینَ وَلکِنَّ الْمُنافِقینَ لایعْلَمُونَ)؛ )(2)( «عزّت فقط از آن خداوند و پیامبر و مؤمنین است، لیکن منافقین نمیدانند.»
از آیاتی که بیان شد به خوبی نکات زیر استفاده میشود:
الف) خداوند عزیز و شکست ناپذیر است.
ب) کتاب خداوند که خداوند متعال اراده کرده است آن را از تحریف و نابودی حفظ کند، عزیز است.
ج) همه عزّت تنها از آن خداوند است، از این رو درباره خداوند واژه جمیعاً را به کار میبرد، اما درباره غیر خدا این واژه استفاده نمیشود.
د) کسانی که مانند رسول خدا و مؤمنین به این عزّت بالاطلاق تمسّک کنند، عزیز خواهند بود.
5- عزّت در پناه کفّار
برخی برای عزیز شدن و سروری و آقایی کردن، با کفّار از در دوستی در میآیند، و با استمداد از آنان به دنبال چیره شدن بر جناحهای رقیباند. این افراد برای پیشرفت کشور، تمسّک به کفر ستم پیشه و دوستی با آمریکای جنایتکار را پیشنهاد میکنند. آنان سختترین حملات و زشتترین کلمات را نسبت به مؤمنین به کار میبرند؛ لیکن در مورد کفار و منافقین، ذلت بار کرنش میکنند.
قرآن مجید این نگرش ننگین و خفت بار را مطرود شمرده و میفرماید:
(اَلَّذینَ یتَّخِذُونَ الْکافِرینَ اَوْلِیاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنینَ اَیبْتَغُونَ عِنْدَهُمْ الْعِزَّةَ فَاِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمیعاً)؛ )(1)( «آنان که کافران را دوست گرفته و مؤمنان را ترک کردند، آیا عزّت را نزد کفّار طلب میکنند؟ همانا همه عزّت از آن خداوند است.»
عزّت حسینی
حسین بن علی(ع) در عمل و نه فقط در گفتار بهترین الگوی عزت مندی است که با تمسک به خداوند عزیز با همه ذلّت و زبونی رویارویی کرد، در راه حفظ دین خدا هرچه داشت با عزّت و سربلندی هدیه کرد، بهترین عزیزانش را در مقابل چشمانش قطعه قطعه کردند، زن و فرزندانش را در معرض اسارت احساس کرد، جانش را در آستانه پذیرش سختترین نوع شهادت دید، اما جز حمد و ثنای الهی و ابراز شادمانی و رضایت درونی، از او ابراز نگشت و حتی لحظهای از خدای خویش گلایه نداشت.
در اینجا به بخشی از کلمات آن حضرت که گویای حرکت عزیزانه آن بزرگوار است اشاره میشود.
1) . نساء/ 139.
از آن حضرت نقل شده است که فرمود:
«لَیسَ شَأْنی شَأنَ مَنْ یخافُ الْمَوْتَ ما أَهْوَنَ المَوْتُ علی سَبیلِ نَیلِ الْعِزِّ وَ اِحْیاءِ الْحَقِّ، لَیسَ الْمَوْتُ فی سَبیلِ الْعِزِّ اِلاَّ حَیاةً خالِدَةً وَ لَیسَتِ الْحَیاةُ مَعَ الذُّلِّ اِلَّا الْمَوْتَ الَّذی لا حَیاةَ مَعَهْ... )(1)(
هَل تَقْدِرونَ علی اَکْثَرَ مِنْ قَتْلی ؟ مَرْحَباً بِالْقَتْلِ فی سَبیلِ اللَّهِ وَ لکِنَّکُمْ لاتَقْدِرُونَ عَلی هَدْمِ مَجْدی وَ مَحْوِ عِزّی وَ شَرَفی فَاِذاً لا أُبالی بِالْقَتْلِ؛ )(2)(
شأن من مانند کسی که از مرگ میترسد نیست، چه آسان است کشته شدن در راه عزّت و زنده کردن حقّ؛ مرگ در راه عزت، جز زندگی جاوید نیست و زندگی با ذلت جز مرگ بدون زندگی نمیباشد.
آیا شما بیش از کشتنم چه میتوانید بکنید؟! آفرین بر مرگ در راه خدا. ولی [بدانید] شما نمیتوانید عظمت مرا شکسته، عزت و شرف مرا نابود کنید، پس در این صورت چه باک از کشته شدن.»
از این بیان چند مطلب استفاده میشود:
1- شخصیتی مانند حسین ابن علی(ع) هرگز نباید از مرگ بترسد. اگر او که امام مسلمین است بترسد، چه کسی تاب ایستادگی دارد؟
کسی از مرگ میترسد که جهان دیگری را قبول ندارد و یا اگر قبول دارد از اعمال خطای خویش میهراسد و این دو در قاموس نورانی حسین(ع) راه ندارد.
کسی از مرگ میترسد که ذلیل زیباییها و جاذبههای دنیا است و همه اینها از شأن حسین ابن علی(ع) بی نهایت فاصله دارد.
2- عزت و احیاء حق، بیش از زندگی برای حسین ابن علی(ع) ارزش دارد، از این رو برای او مرگ در راه عزّت و احیاء حق بسیار آسان است.
3- مرگ در راه عزّت برای حسین(ع) زندگی جاویدان و ابدی است.
4- در نگرش آن حضرت، زندگی ذلت بار، مرگ و نابودی همیشگی است.
5- امام حسین(ع) به آنان میفرماید: شما حداکثر ظلمی که میتوانید بکنید آن است که مرا بکشید و من به این بزرگترین آسیب و خطر شما خوش آمد میگویم و از آن هیچ هراسی ندارم.
6- دشمنان امام حسین(ع) با همه ستیز ننگین خود هرگز نمیتوانند مجد، عظمت، عزّت و شرف آن حضرت را در طول تاریخ بشریت از بین ببرند. اگر چنین باشد از مرگ هیچ باکی نیست.
آن حضرت در شعر زیبایی چنین میفرماید:
أَلْمَوْتُ أَوْلی مِنْ رُکوُبِ الْعارِوَالْعارُ أَولی مِنْ دُخُولِ النَّارِ )(1)(
«مرگ بهتر از پذیرش ننگ است و ننگ بهتر از ورود به آتش.»
1) . موسوعة کلمات الامام الحسین(ع)، ص449.
آن حضرت در جمله معروف خود پس از آنکه میفرماید: «زنا زاده پسر زنا زاده مرا بین ذلّت و مرگ مخیر ساخته»، با بیانی رسا اعلان میفرماید که «هَیهاتَ مِنَّا الذِّلَّة.»
عزّت و تهدیدها
امروز پیروان مکتب امام حسین(ع) با تمام وجود پیام نورانی او را دنبال کرده و هرگز از ترس مرگ، در مقابل کفار خون آشام و آمریکای جنایتکار ذلّت را نخواهند پذیرفت. ملّتی که با فرهنگ قرآن رشد کرده و پیشوایش حسین(ع) باشد، راه ارزشمند خود را با صلابت پیموده و در همیشه تاریخ همچنان عزیز خواهد ماند.
بیست و سه سال از انقلاب اسلامی ایران میگذرد. در این مدّت ملت حسینی ایران با گذراندن 8 سال جنگ در مقابل همه کفر و نفاق جهانی ایستادگی کرده و بر همه دشمنانش پیروز گشته است و امروز به لطف خداوند مردانه ایستاده است و به تعبیر زیبای سیاستمدار کهنه کار روسی، تنها کشوری است که رفتارهای سیاسی او از بیرون مرزهایش هدایت نمیشود و مستقل و عزتمند روی پای خود ایستاده و همه هیاهوی دیو صفتان را به ریشخند میگیرد.
در این فضای سیاسی که حتی کشورهای اروپایی هم از این دایناسور عقل گنجشکی هراس دارند، تنها ملّت عزیز ایران مقتدرانه و خردمند به عنوان یک شاخص پایداری مطرح شده است.
استقلال و پیشرفت
در دنیای پرالتهاب سیاسی ایران، برخی برای همراه ساختن افرادی ساده لوح و دستیابی به اهداف زودگذر سیاسی، هر سخن ضعیف و سخیفی را بر زبان رانده، یا با قلمهای شکسته خویش تاریکی میپاشند. آنان علت مشکلات اقتصادی ایران را عدم وابستگی معرفی میکنند و برای پیشرفت کشور پیشنهاد پهن کردن فرش قرمز برای بیگانگان دارند و مدعی اند که اگر مشکلاتی در کشور هست به دلیل داعیه استقلال است.
با اندکی تأمل در این گفتار، به نظر میرسد که: اگر مقصود از وابستگی، استفاده از علوم و تکنولوژی غرب است، این نیاز به وابستگی ندارد. ما با استقلال هم هیچ مانعی در مقابل خویش برای استفاده از علوم دیگران نداریم. و اگر مقصود از وابستگی ابراز نوکری و اطاعت محض از کفّار و دشمنان است، در قاموس پیروان حسین(ع) هرگز جایگاهی برای این سخنان بی ارزش نیست.
در پایان بد نیست بیاندیشیم که:
1- آیا کشورهای اطراف ما که هرکدام به قدرت یا ابرقدرتی وابستهاند، تا چه حد پیشرفت داشته اند؟
2- آیا قبل از انقلاب که ما کاملاً وابسته بودیم، تا چه حد امکان داده بودند که در دانش و تکنولوژی گوی سبقت را از اروپاییان برباییم؟
3- اگر مقصود استفاده از دانش و تکنولوژی دیگران باشد، مگر استقلال به معنای عدم پذیرش و پشت پا زدن به دانش بشری است؟
4- آیا از ابتدای انقلاب تا کنون با توجه به جنگ 8 ساله و هجوم همه جانبه و هماهنگ همه سردمداران زر و زور و تزویر، با دست خود ویرانیها را نساختیم و آیا این کشور در مقایسه با کشورهای نوکرصفت جهان، با عزّت و سرافرازی مسیر پیشرفت و اعتلا را نپیموده است؟
5- در فرهنگ ما زندگی شیک و پرزرق و برق همراه با خفّت و سرافکندگی هر گز بر زندگی پر رنجِ عزّتمند ترجیح نخواهد داشت.
و بالاخره باید گفت: اگر این افراد با بهانههای واهی به دنبال ایجاد زمینه استیلای دشمن و ذلّت و کرنش این ملّت غیرتمند در مقابل کفاراند، هرگز به مقصود ننگین خویش نخواهند رسید.
دشمن شناسی در عرصه تبلیغ
یکی از مسائل مهم برای مبلّغان آنست که توطئههای تبلیغاتی دشمنان را به خوبی شناخته و با تشخیص دقیق مواضع آنان، سعی کنند که اهداف، تاکتیکها و شیوههای عملکردی دشمن را به خوبی بشناسند، آنگاه سعی کنند نقش تبلیغی و دفاعی خود را ایفا کنند.
خطوط کلی تبلیغات دشمنان
دشنان اسلام و انقلاب سعی میکنند در تبلیغات خود شاخصهایی را انتخاب و با جریان سازی و هجمه همه جانبه تبلیغاتی و استفاده از رسانههای گوناگون، اهداف شوم خود را دنبال کنند که ما از باب نمونه دو مورد را بیان میکنیم.
الف: احساسی معرفی کردن مؤمنان
زمانی دشمن انسانهای پاک را احساسی و بی منطق جلوه میدهد و با رویکردی به ظاهر تعقل گرایانه ایمان مردم و باورهای آنان را احساسی و بدون برهان معرفی میکند.
ما برای مقابله با این ترفند وظیفه داریم از همه ملاکها و شاخصهای اعتقادی خود دفاع منطقی و دقیق نموده، نه تنها در موضع دفاع بلکه از جایگاه تهاجم به تفکرات آنان با استدلال و منطق حمله ور شویم.
اگر آنان مؤمنین را مقلّد و بی عمق جلوه میدهند، ما هم جایگاه آنان را در تمسک به ریسمان پوسیده غرب و تقلید بی چون و چرا از فرهنگ بیگانه برای مردم تبیین کنیم، رفتار قلدر مآبانه آمریکا و دیکتاتوری بی منطق آن را که ساختار لیبرالیسم هیچ چارهای برای کنترل آن ندارد، برای اذهان مردم مشخص سازیم.
فریبکاریهای سلطه بی چون و چرای خبری و رسانهای آمریکا، اروپا و غرب را که میتواند مردم مظلوم فلسطین را تروریست، و فاشیستهای صهیونیست را مدافع حق جلوه دهد، برای مردم توضیح دهیم و به این مطلب بپردازیم که پس از کشته شدن هزاران انسان در فلسطین، بالاخره امروز همه جهان در مقابل آمریکا و صهیونیسم صف کشیدهاند. امّا چه سود! نظام حاکم بر روابط بین الملل نمیتواند به هیچ وجه این دیکتاتوری فاحش را کنترل کند.
حال ما با کدامین منطق، تمام تفکرات سیاسی خود را از یک چنین نظام ظالمانهای وام بگیریم و مفاهیم عظیم قرآن و معصومین(ع) را به کدامین ثمن پوچ بفروشیم؟ اگر مبلّغان دینی آسیبهای فراوانی را که فرهنگ غرب و نظام سلطه دارد برای مردم بیان کنند، این مطلب به خوبی واضح خواهد شد که تمسک به غیر خدا و دین، پناه بردن به سُستترین خانه هاست، همانند عنکبوت که در لرزانترین خانهها مأمن میگزیند.
قرآن مجید چقدر زیبا بیان میکند:
(مَثَلُ الَّذینَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ اَوْلِیاءَ کَمَثَلِ الْعَنْکَبُوتِ اتَّخَذَتْ بَیتاً وَ إِنَّ اَوْهَنَ الْبُیوتِ لَبَیتُ الْعَنْکَبُوتِ لَوْ کانُوا یعْلَمُونَ)؛ )(1)( «کسانی که غیر از خدا دوستانی انتخاب کردهاند، مانند عنکبوت هستند که خانهای برای خود ساخته و در حقیقت سُستترین خانهها خانه عنکبوت است، اگر دانا بودند.»
ب) گسترش یأس
1) . عنکبوت /41.
در زمان دیگری بوقهای تبلیغاتی دشمن بر نومیدی مردم و تاریک نمایی افق آینده کشور سرمایه گذاری میکنند. آنان با تمام توان بر ترویج یأس از موفقیت نظام دینی تأکید میکنند.
ما برای مقابله با این افراد، موظف به ترویج فرهنگ دینی در گسترش اخوت اسلامی و انسجام دینی بوده، باید با رفع اختلافات، از موفقیتهای نظام اسلامی دفاع و سعی کنیم، ضمن بازگو کردن سختیها و مشکلات مردم در حکومت شاه و حکومتهای وابسته فعلی جهان، نعمتهای الهی را که در پرتو پیروزی اسلام نصیب مردم گشت، یادآوری کنیم.
روحانیون و انتخابات
یکی از عرصههای حساس سیاسی که لازم است مبلّغان در آن حضوری فعال داشته باشند، فضای انتخابات است. در آستانه برگزاری انتخابات، آرام آرام تب تبلیغات انتخاباتی بالا میگیرد. احزاب، گروهها و تفکرات مختلف سیاسی برای حضور در این رقابت آماده میشوند و برای دستیابی به اهداف سیاسی، اجتماعی خویش هر کدام شیوه و روش خاص تبلیغاتی در پیش گرفته، در گرم کردن تنور انتخابات سهیم میشوند.
در این گیر و دار، مبلّغان دینی به عنوان سربازان امام زمان(ع) و پیش گامان حزب خدا و مدافعان ارزشهای دینی، به این معرکه گام مینهند.
بر همگان روشن است که اینان در معادلات تبلیغاتی دارای نقش انکارناپذیر بوده، قشر وسیعی از مردم، تفکرات و اظهارات آنان را به عنوان منبعی مطمئن مورد پذیرش قرار میدهند. از اینرو حساسیت حضور و موضع گیری مبلّغان دین در این عرصه بیشتر جلوه گر میشود و بایسته است که با احتیاط، حزم و ژرف نگری، عمل کنند و به اعتماد مردم پاسخی خداپسندانه و در شان روحانیت ارائه کرده، مسئولیت الهی خویش را در عرصه انتخابات به انجام رسانند. دستیابی به این منظور مستلزم توجه به مسائلی حساس و ظریف است که اکنون در بخشهای ذیل به آنها خواهیم پرداخت.
1- عدالت
عدالت، که به راحتی وصف میشود و به سختی جامه عمل میپوشد، گاه با توفان هواهای نفسانی رو به رو شده، کاخ زرین و دل انگیزش فرو میپاشد و جز نامی از آن برجای نمیماند.
انتخابات فضای توفان خیزی است که امواج ریاست طلبی، کینه ورزی، باندبازی و... را به تلاطم وا داشته، برج و باروی معنویت و پاکی را در معرض خطر قرار میدهد. گروهی با ورود به صحنه انتخابات همه بایدها و نبایدهای دینی و اخلاقی را فراموش کرده، به بازیگری تبدیل میشوند که برای رسیدن به هدف از هر کلام و سخنی بهره میگیرد و در حالی که از عدالت سخن میگوید، روح عدالت را در مسلخ دشمنیها ذبح میکند.
قرآن مجید میفرماید:
(یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا کُونُوا قَوَّامینَ لِلَّهِ شُهَداءَ بِالْقِسْطِ وَ لا یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلی أَلاَّ تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوی وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبیرٌ بِما تَعْمَلُونَ)؛ )(1)( «ای اهل ایمان، همواره نگهبان قانون خدا باشید و به انصاف و عدالت گواهی دهید و دشمنی با جمعیتی، شما را به گناه و ترک عدالت نکشاند. عدالت را رعایت کنید که عدالت به تقوا نزدیکتر است. از خشم خدا بترسید که خداوند به آنچه انجام میدهید آگاه است.»
جناح بندی، انگ زدن، آبروی دیگران بردن و هتاکی، هرگز با عدالت و روح تقوا سازگار نبوده، تنها خلاف شرع انجام دادن و رایگان جهنم رفتن است.
2- کنترل طرفداریها
1) . مائده /8.
در انتخابات بازار تعریف و تمجیدهای به حق و ناحق رونق میگیرد و انبوه مردم حیران در لا به لای هزاران فریاد و هیاهو به دنبال صدایی میگردند که حقیقتی بیان کند و راهی نشان دهد. در این میان، انسانهای باایمان دل در گرو راهنمایی علمای دین و روحانیان داشته، از آنان استمداد میجویند. آنان نیز بی دریغ برای احیای حق از عنوان و آبرو گذشته، در دفاع از نظام اسلامی به نشر نور میپردازند تا هر کس به اندازه قابلیت و توانش بهره گیرد.
به نظر میرسد، اگر روحانیان ورای چهارچوبهای جناحی و بر اساس معارف و دستورهای قرآن و اهل بیت، مردم را با ملاکهای تشخیص نمایندگان شایسته آشنا سازند، ضمن حفظ آبروی روحانیت، تکلیف خویش را به انجام رساندهاند.
سهم انسان در سرنوشت
جایگاه ریاست جمهوری بسیار حساس بوده، سرنوشت اجرائیات کشور برای چهار سال در اختیار فردی به نام رئیس جمهور قرار میگیرد. مجلس شورای اسلامی هم رکن اصلی در تصویب قوانین کشور بوده، در نصب و عزل وزیران نقش داشته و میتواند بر قوه مجریه نظارت داشته باشد. و در نهایت این دو قوه میتوانند در سمت گیری کل نظام به سوی صلاح و فساد تأثیری انکارناپذیر داشته باشند.
سرنوشت ملت در مجلس رقم میخورد و گاه تصمیم گیریهای مجلس در مسائل پیچیده جهانی، به ویژه دنیای اسلام، آثاری شگرف و بنیادین برجای مینهد.
مردم میتوانند با انتخاب رئیس جمهور مناسب و نمایندگان مجلس در جهت حاکمیت اسلام و قوانین الهی و یا ترویج ضدیت با دین گامی اساسی بردارند و در یک کلمه سمت نیکبختی یا نگون بختی جامعه را مشخص کنند.
اگر در جامعهای عروج الی الله به انحطاط و سقوط، و فرهنگ الهی به فرهنگ شیطانی تبدیل شود، نعمتهای خداوند به نقمتها تغییر مییابد. قرآن مجید میفرماید:
(إِنَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّی یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ)؛ )(1)( «خداوند سرنوشت قومی را تغییر نمیدهد مگر آن که آنها خود تغییر کنند.»
انسانها، افزون بر سرنوشت فردی، از سرنوشت گروهی نیز برخوردارند و رفتار آنها در سرنوشت فردی و گروهی مؤثر است. اگر راهی پیش گیرند که به پاکی و خدا محوری جامعه بینجامد، اجتماع از برکات آسمانی و زمینی سرشار میشود. قرآن مجید میفرماید:
(وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُری آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیْهِمْ بَرَکاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ وَ لکِنْ کَذَّبُوا فَأَخَذْناهُمْ بِما کانُوا یَکْسِبُونَ)؛ )(2)( «اگر مردمان آبادیها ایمان میآوردند و تقوا پیشه میکردند، برکات آسمان و زمین را بر آنان میگشودیم؛ ولی آنها (حقایق را) تکذیب کردند، ما نیز آنان را به کیفر کردارشان رساندیم.»
اگر پارسایان و نیکان، زمام امور جامعه را در دست گیرند، بستر حرکت مردم به سوی صلاح و پاکی را فراهم میآورند و با رساندن جامعه به قلمرو تقوا، زمینه گشاده شدن درهای برکات آسمانی و زمینی را آماده میسازند.
اما چنانچه مردم فاسدان را برگزینند، جامعه به سمت حکومت فاسدان حرکت میکند و خداوند ستمگران را بر مردم چیره خواهد کرد. امام جواد(ع) میفرماید:
«وَ کُلُّ أُمَّةٍ قَدْ رَفَعَ اللَّهُ عَنْهُمْ عِلْمَ الْکِتَابِ حِینَ نَبَذُوهُ وَ وَلَّاهُمْ عَدُوَّهُمْ حِینَ تَوَلَّوْهُ؛ )(1)( هر امتی، وقتی خودشان به کتاب آسمانی بی اعتنایی کردند، خداوند دانش کتاب را از آنها باز گرفت؛ و آن گاه که سلطه و ریاست دشمنان را پذیرفتند، خداوند دشمن را بر آنان چیره ساخت.»
برای ریاست جمهوری و مجلس شورای اسلامی باید افرادی را برگزید که از سویی با تمام وجود در جهت اجرای دستورهای اسلامی بکوشند و از سوی دیگر، با هر گونه سلطه پذیری مخالفت ورزیده، هویت دینی اسلامی و ملی کشور را به بیگانگان و دشمنان اسلام نفروشند.
نتیجه آنکه بی اعتنایی به انتخابات، بی اعتنایی به سرنوشت مسلمانان و کشور اسلامی ایران بوده، مبلغین باید با توجیه بایسته مردم، آنان را به حضور جدّی در انتخابات ترغیب کنند.
1) . بحار الانوار، ج75، ص358.
اهمیت سابقه افراد
انقلابی که به بهای خون هزاران تن از شریفترین انسانها شکل گرفته نباید به دست ناآگاهان و نااهلانی سپرد که توانایی درک اهمیت آن را ندارند و به دلیل آنکه برایش بهایی نپرداختهاند، برای حفظ آن انگیزهای ندارند.
برای جایگاه حساسی چون مجلس باید کسانی را برگزید که در کوران حوادث تلخ و شیرین انقلاب ثبات رأی و استواری ایمان خویش را به اثبات رساندهاند.
امیر مؤمنان علی(ع) به مالک اشتر مینویسد:
«وَ تَوَخَّ مِنْهُمْ أَهْلَ التَّجْرِبَةِ وَ الْحَیَاءِ مِنْ أَهْلِ الْبُیُوتَاتِ الصَّالِحَةِ وَ الْقِدَمِ فِی الْإِسْلَامِ المُتَقَدَّمَةِ؛ )(1)( از بین کارگزارانت به کسانی مسئولیت ده که از ویژگیهای زیر برخوردار باشند: 1. تجربه و توانایی انجام کار؛ 2. حیا؛ 3. خانواده صالح؛ 4. پیشینه ایمانی.»
آنان که در عرصه عمل، آزمونی پشت سر ننهاده و در فعالیتهای انقلابی تجربهای نیاندوختهاند و یا آنکه در عمل و تجربه، ناتوانی و ضعف ایمان خویش را اثبات کردهاند، برای ورود به مجلس شورای اسلامی مناسب نیستند.
1) . بحار الانوار، ج74، ص254.
امروز دیدگان همه پاکان به ما دوخته شده است. گرچه میان ما حضور ندارند؛ لیکن نگران آینده و حاکمیت نااهلان بر جامعهاند.
علی(ع) درباره تأسف و اندوه خویش از حکومت ابلهان و گنهکاران چنین میفرماید:
«به خدا سوگند، اگر یک تنه با (معاویه و سپاهیانش) رو به رو شوم و آنها روی زمین را پر کرده باشند، از آنان هراسی ندارم، و من به گمراهی آنان و هدایت خویش بینایم و از جانب پروردگارم به یقین و باور دست یافتهام، من به شهادت و ملاقات خداوند مشتاقم و در انتظار ثواب الهی به سر میبرم.
«وَ لَکِنَّنِی آسَی أَنْ یَلِیَ [هَذِهِ الْأُمَّةَ] أَمْرَ هَذِهِ الْأُمَّةِ سُفَهَاؤُهَا وَ فُجَّارُهَا فَیَتَّخِذُوا مَالَ اللَّهِ دُوَلًا وَ عِبَادَهُ خَوَلًا وَ الصَّالِحِینَ حَرْباً وَ الْفَاسِقِینَ حِزْباً؛ )(1)( ولی از آن تأسف میخورم که امور مردم به دست نادانان و گناه کاران بیفتد. آنان مال خدا را دست به دست بین خود میگردانند، بندگان خدا را برده خویش میسازند، با نیکان میجنگند و بدکاران را یاور خویش قرار میدهند.»
آری، امام(ع) همواره از سلطه انسانهای فاسق و بی دین بر جامعه اسلامی نگران و اندوهگین است.
1) . الحیاۀ، ج4، ص489.
امید که احساس پاک آن مرد عدالت و پارسایی از پس قرنها، بیش از پیش در دل شیفتگانش تجلی یافته، ما را در انتخاب انسانهای ارزشی و با ایمان بیش از پیش حساس سازد.
شیوههای ترغیب مردم
یکی از مهمترین برآمدهای سیاسی، بین المللی انتخابات، نمایش حضور و حساسیت مردم نسبت به نظام و انقلاب است. هر چه شرکت کنندگان در انتخابات بیشتر و درصد حضور واجدین شرائط افزونتر باشد، علاقه و پشتیبانی مردم از نظام بیشتر جلوه گر میشود و کاهش حضور آنان، از دلسردی و عدم علاقه مردم نسبت به نظام حکایت خواهد کرد؛ از اینرو دشمنان همواره در طول سالهای پس از انقلاب، هنگام برگزاری انتخابات با استفاده از همه ابزارهای تبلیغاتی خود با بیانهای مختلف بر عدم شرکت مردم در انتخابات پای فشرده و مزدوران داخلی آنان، همین نغمههای شوم را سردادهاند. در مقابل، دلسوزان نظام از امام راحل(ره) و رهبری معظم انقلاب، شهیدان سرافراز تا دلسوزان فهیم جامعه با شناخت صحیح از بازتاب حضور مردم در انتخابات، همواره بر این حرکت سرنوشت ساز تأکید داشتهاند.
امروز نیز مبلّغان دینی باید مردم را به حضور فعالتر در انتخابات ترغیب و لحظهای از این امر مهم و اساسی غفلت نورزند که آثار شوم آن در دنیا و آخرت دامنگیر خواهد بود. اگر مبلّغ بخواهد به صورت شایسته رسالت الهی خویش را انجام دهد لازم است ابتدا به بازشناسی اقشار مختلف اجتماعی، با توجه به موضوع مورد بحث، پرداخته سپس برای هر گروه به تناسب جایگاه و نگرشهای آنان روش ویژهای را برای تبلیغ انتخاب کند، آنگاه فعالیت خود را با رعایت حدودی که مرضی الهی است، دنبال کند.
در اینجا از باب نمونه به بازشناسی چند گروه اجتماعی و روش ترغیب آنان میپردازیم. بدیهی است که مبلغین محترم در هر منطقه و محلی، با توجه به قشرهای اجتماعی محل فعالیت خود میتوانند به تناسب، شیوه و روش خاصی را دنبال کنند.
بخش بزرگی از مردم جامعه، افرادی با انگیزههای قوی دینی و انقلابی بوده، در هر موقعیتی که نظام اسلامی نیاز به حضور داشته؛ اعم از جنگ، پشتیبانی از جنگ، انتخابات و... پای به میدان نهاده، بی دریغ انجام وظیفه کردهاند. مبلّغ تنها جهت ایجاد انگیزه بیشتر، به بیان تأثیر برگزاری پر شور انتخابات در حفظ و تقویت اسلام و نظام پرداخته، جایگاه معنوی این حرکت را برای آنان مطرح میکند.
گروهی دیگر در جامعه به چشم میخورند که از نظر مذهبی و انجام مناسک دینی افرادی مقیداند، لیکن به دلیل وجود برخی از مفاسد اجتماعی، آرام آرام از انقلاب و حساسیت نسبت به حفظ آن فاصله گرفتهاند و گاهی به تصور آنکه باید منتظر ظهور صاحب اصلی، برای اصلاح جامعه بود، نسبت به شرکت در انتخابات بی انگیزه شدهاند.
از آنجا که این افراد معمولا دارای انگیزههای دینی هستند، میتوان با عمق بخشیدن به آگاهیهای آنان، عملکردشان را تصحیح کرد. از اینرو بیان مسائل ذیل برای این افراد مناسب به نظر میرسد:
الف) هر فرد با ایمانی همان گونه که نسبت به مسائل عبادی مکلف است، نسبت به مسائل اجتماعی نیز تکالیفی دارد که از جمله آنها، وظیفه هدایت انسانهای گمراه به راه حق میباشد. همچنین آیات قرآن و روایات معصومین(ع) امر به معروف و نهی از منکر را از وظایف مسلمانان قلمداد کرده اند؛ از اینرو در طول تاریخ همه علماء و اندیشمندان شیعه، اهتمام وافر به گسترش صلاح و کاهش فساد داشته و در جهت نشر و گسترش معارف دینی و کاهش گناه و فساد در جامعه پیشگام بودهاند.
ب) آیا عدم شرکت افراد با ایمان در انتخابات، فساد را کاهش میدهد و یا عرصه را برای حضور و حاکمیت افراد بی تعهد و وابسته به بیگانگان باز میگذارد و در نتیجه مفاسد و منکرات افزونتر و بدین وسیله معروف منکر و منکر معروف میگردد؟ و آیا اگر چنین اتفاقی رخ دهد، گناه این امر بر دوش آن کسانی نیست که با عدم حضور در انتخابات، زمینه رشد فساد و تباهی را فراهم ساخته اند؟
ج) بر فرض بی اعتنایی به انتخابات و تضعیف نظام، آیا نظام دیگری که جایگزین میشود، نظامی خواهد بود که همه مفاسد را از بین خواهد برد و یا آنکه موجب سلطه و حاکمیت کفار و گسترش فساد میگردد؟
د) آیا به طور کلی در گردونه هستی، دستیابی به جامعهای بدون فساد امکان پذیر است؟ مگر فساد در زمان پیامبر(ص) و امیرالمؤمنین(ع) به طور کلی نابود گشته بود و یا در زمان حکومت امام زمان(ع) همه انسانها مجبور به صلاح میشوند؟ هرگز چنین نخواهد بود؛ بلکه حکومت صالح سعی در ترویج صلاح و کاستن از فساد دارد و این امر به معنای محو کامل فساد نخواهد بود.
ما میتوانیم با شرکت در انتخابات، انسانهایی را به حاکمیت برسانیم که در جهت ترویج صلاح و مبارزه با فساد اهتمام و جدیت داشته باشند.
گروهی به دلیل مسائلی مانند مشکلات اقتصادی، نابسامانیهای نظام اداری، مفاسد سیستمهای اجرایی، یا پرداخت مالیات و... نسبت به انقلاب و سرنوشت آن بی تفاوت گشته، علاقه به حضور در انتخابات نشان نمیدهند. برخی از این افراد دارای انگیزههای مادی نیرومندی هستند و تصور میکنند که میتوان نظامی به وجود آورد که از مردم هیچگونه مالیاتی دریافت نکرده، به آنان پولی هم از ناکجا آباد پرداخت کند.
شایسته است روحانیون محترم جهت رشد فکری این افراد، به مسائل ذیل توجه داشته باشند:
الف) مبلّغ به هیچ وجه از عملکرد سیستمهای مالیاتی و یا شهرداریها و... دفاع نکند و امکان خطا و بی عدالتی را بپذیرد.
ب) این مطلب را به مخاطبان بفهماند که هیچ کشوری بدون مالیات و دریافت پول از مردم نمیتواند ادامه یابد، خصوصاً با توجه به نظامهای پیچیده اداری و انتظارات گسترده و به حق مردم از حکومتها.
نتیجه آنکه، هر حکومتی ایجاد شود، بالاخره پرداخت مالیات گریزناپذیر است. حال اگر این حکومت طرفدار صلاح باشد قطعا بهتر از حکومتی است که هم مالیات را دریافت و در عین حال به ترویج ناپاکیها بپردازد.
برخی به دلیل طرفداری از هرزگی و لجام گسیختگی، از عملکردهای ارزشی نظام ناراضی و آرزوی زندگی با هنجارهای غربی را در دل میپرورانند. این طیف در بین جوانان بیشتر دیده میشوند و بسیاری از عربده کشان طرفدار آزادی، از این دستهاند و سردمداران سیاستهای باز، با دامن زدن به احساسات بی منطق این گروه، برای جلب آرای آنان و ایجاد وجاهت سیاسی برای خود، به توجیه، تئوریزه کردن و جهانی جلوه دادن این انتظارات میپردازند.
مبلغین محترم میتوانند برای هدایت این افراد، از راههای گوناگونی استفاده کنند که در ذیل به نکاتی اشاره میشود:
الف) از آنجا که این افراد غالبا از جهت ایمانی ضعیفاند، باید به تحکیم بنیانهای ایمانی آنان پرداخته، از سویی الطاف الهی را برای آنان برشمرد تا مهر خداوند در دل آنان جای گیرد و از سوی دیگر، آنان را از عواقب شوم دنیوی و اخروی این رفتار بیم داد.
ب) معضلات، آسیبها و مشکلات اجتماعی فرهنگی غرب را برای آنان بازگو کرد.
ج) زیباییهای فراوانی را که جوامع اسلامی به دلیل پایبندی به ارزشها دارند، برای آنان تبیین نمود.
د) تبعات پذیرش زشتیها و پلیدیهای غربی و تأثیر آن بر خانواده، فرزندان و همه بافتهای اجتماعی را برای آنان تحلیل کرد.
شاید بسیاری ندانند که زشتیهای فرهنگ غرب از کودکی تا پس از مرگ گریبانگیر آدمی میگردد. کودکان، نوجوانان و جوانان را در لجنزار فساد غوطه ور میسازد، خانوادهها را تباه و صله رحم را به پراکندگی و بیگانگی تبدیل میکند.
وفاداری مرد به زن و زن به شوهر، به بی وفایی، جدایی و بلا تکلیف گزاردن فرزند منجر میشود؛ ناامنی، دزدی، آدم ربایی، و کشتن انسانها و جرم و جنایت افزایش مییابد؛ ناامیدی و خودکشی دامنگیر میشود؛ زندگیهای تنها و سرد و همنشینی و هم زیستی با سگ و گربه را به جای شب نشینیهای محبت آمیز انسانی مینشاند؛ پیران را به آسایشگاه سالمندان برای لحظه شماری زمان مرگ میفرستد وپس از مرگ هم اعضاء پیش فروش شده آدمی را در قبال مالی اندک به تاراج میگذارد.
انفاق، گذشت، ایثار، احسان، دستگیری از درماندگان و صفای شاد بودن با خشنودی دیگران، جای خود را به آز، طمع و پول پرستی میدهد و ریاست جویی، تفرعن و کاخ سازی بر ویرانه کوخهای تهیدستان ارزش میشود.
مبلّغان محترم میتوانند در سخنرانیهای عمومی، با طرح اشکالاتی که در ذهن برخی از مخاطبان است و پاسخ متین به آنها، بستر حضور فعالتر مردم در انتخابات را فراهم سازند و در نشستهای خصوصی در صورت طرح اشکال از طرف مردم، خیلی دلسوزانه و مستدل، آنان را راهنمایی کنند.
کمک برای انتخاب اصلح
جهت راهنمایی و یاری مردم، در انتخاب نیروهای اصلح، مبلّغ باید مسائلی را مورد توجه قرار دهد که رعایت آن لازم و ضروری به نظر میرسد:
در ترغیب مردم به حضور در انتخابات، روحانیون دارای تأثیری جدی و سرنوشت سازاند؛ از اینرو تاکید بر شرکت در انتخابات کاری بس ارزشمند و ستودنی است، لیکن بهتر است به هیچ وجه این حرکت خداپسندانه رنگ جناحی و طرفداری بی منطق از گروهی خاص و دشمنی با گروهی دیگر به خود نگیرد. در صحبتها و بحثهایتان وارد اموری نشوید که در جهت منافع عدهای یا بر ضرر دستهای دیگر باشد.
همه مؤمنینی که در قالب جناحهای سیاسی فعالیت مشروع داشته، ارکان نظام را قبول دارند و به گونهای در خدمت نظام عمل میکنند باید توسط روحانیون مورد تفقد پدرانه قرار گیرند.
دفاع و حمایت از اشخاص برای مبلّغ کار شایستهای نیست؛ زیرا، این نوع رفتار جایگاه پدرانه روحانی را مخدوش کرده، موجب دوری گروهی از افراد با ایمان از مسجد و محافل دینی میگردد.
بهترین شیوه جهت دهی به انتخاب مردم، بیان ملاکهای انتخاب و صلاحیت نمایندگان است، و بیش از هر چیز، انتظار از روحانی، معرفی ملاکهای ارزشی، اعتقادی، اخلاقی، اجتماعی و سیاسی بر محور دستورات دینی است. اگر ملاکها به خوبی و روان و مستدل بیان شود، خصوصاً اگر بر اساس آیات و روایات، با مردم سخن گفته شود، مؤثرتر و کارسازتر خواهد بود.
یکی دیگر از فعالیتهای بایسته تبلیغی، آن است که تأثیر نمایندگان در تصمیم گیریها و تصمیم سازیهای مجلس شورای اسلامی در ابعاد مختلف قانونگذاری، انتصاب وزیران، نظارت بر قوه مجریه و.... مطرح گشته، و تبعات انتخاب افراد ناصالح بیان گردد، و بالاخره به این مطلب پرداخته شود که اگر عدهای بی صلاحیت به مجلس راه یافتند، هر مصوبه خلاف شرع و فسادی که انجام دهند، گریبان رأی دهندگانی که با آگاهی چنین افرادی را انتخاب کردهاند، خواهد گرفت.
شناخت یا فریب
در روند نهادینه شدن مردم سالاری دینی، از ابتدای انقلاب تاکنون تحولاتی پیش آمده و در این روند، تجارب تلخ و شیرین فراوانی به دست آمده است. برای آنکه هر چه قویتر و صحیحتر این حرکت ارزشمند به بار نشیند، بایستی اموری رعایت شود.
در تبلیغات انتخاباتی بایسته آن است که هر فرد جایگاه فکری و تجربی خویش را بیان کند تا طرفداران آن جایگاه، با شناخت لازم به انتخاب نامزد مورد نظر خویش بپردازند. هر کاندیدا حق دارد مواضع دینی، سیاسی، انقلابی و توان مندیهای اجرایی خویش را با صداقت کامل، بدون عوام فریبی و نیرنگ، مطرح کند و تفکرات هم سو را به خود جلب نماید و در صورت انتخاب، به حق در جایگاه خویش قرار گیرد و به تدبیر امور کشور بپردازد.
اگر کسانی به فریب تبلیغات کاندیدایی گرفتار آمدند و او را انتخاب کردند، خود را غاصب و گنه کار احساس کند؛ زیرا مردم صاحب حق اند و همان گونه که اگر فردی در مسائل مالی فریب خورده، و مال او غصب شود، غاصب مدیون است، حق حکومتی مردم نیز این چنین است.
مردم باید امانت حکومت را به نا اهلان نسپارند تا زمینه تکلیف حاکمان که بسط عدالت است فراهم گردد.
قرآن مجید میفرماید:
(اِنَّ اللهَ یاْمُرُکُم اَنْ تُؤدُّوا الاَمَانَاتِ الَی اَهْلِها وَ اِذَا حَکَمْتُم بَینَ النَّاسِ اَنْ تَحْکُمُوا بِالعَدْل اِنَّ اللهَ نِعِمّا یعِظُکُم بِه اِنَّ اللهَ کَانَ سَمِیعاً بَصِیراً)؛ )(1)( «خداوند به شما فرمان میدهد که امانتها را به صاحبانش بسپارید؛ و هنگامی که میان مردم حکم میکنید، به عدالت داوری کنید. خداوند اندرزهای خوبی به شما میدهد. خداوند شنوا و بیناست.»
از این آیه به خوبی فهمیده میشود که مردم باید در واگذاری حکومت دقت کنند که حاکمان لیاقت وشایستگی حکومت داشته باشند. اگر این انتخاب به درستی انجام شد، زمینه تحقق تکلیف حاکمان که همان اجرای عدالت است فراهم میگردد.
1) . نساء/58.
رسانهها باید چهره واقعی جریانات و کاندیداها را مشخص کنند تا مردم در شناخت سره از ناسره سر در گم نگشته، با انتخاب صحیح، اولین گام اجرای عدالت را به درستی بردارند.
عرصههای فریب
در بین کاندیداها افرادی هستند که خیلی صادقانه و بی شائبه دیدگاههای ارزشی خود را بیان کرده و بسیاری واقعاً دلنشین وبه دور از تزویر، به تبلغ میپردازند؛ اما عدهای هم از شیوههای مختلف فریب آمیز برای دست یابی به اهداف سیاسی خود بهره میجویند. در این قسمت به مواردی از عرصههای فریب میپردازیم.
1- جوانان
بسیاری از کاندیداهای ریاست جمهوری و مجلس، بحث از جوانان را به طور جدّی مطرح میکنند، برخی صادقانه و عدهای هم فریب کارانه به این جمعیت گسترده توجه مینمایند؛ بعضی به حل مشکل جوانان میپردازند و عدهای هم برای حل مشکل انتخاب خویش به صورت ابزاری به جوانان توجه میکنند.
2- زنان
از آنجا که نیمی از جمعیت کره زمین زن هستند و آنان در جوامع آزاد همانند مردان صاحب رأی میباشند، در بسیاری از کشورها سعی میکنند با طرح امتیازات ظاهراً جذّاب، این قشر وسیع را با خود همراه سازند.
در ایران نیز تفکرات فمینیستی از سالها قبل ترویج گردیده و با کپی برداری از نظریه پردازان غربی، سعی میکنند زن را به امتیازات و شاخصهای غربی نزدیک سازند.
برخی از کاندیداها نیز بدون توجّه به باورهای اسلامی و فرهنگ جوامع شرقی، از امتیازات وارداتی سخن میگویند و هیچ گاه صادقانه پیامدهای آن فرهنگ را مطرح نمیکنند. آنان از آسیبهای فراوانی که زن در فرهنگ غرب با آن روبروست سخنی به میان نمیآورند؛ آنان نمیگویند که زنان با ورود به عرصه اجتماعی، صرفاً در مشاغل اداری به کار گرفته نمیشوند، بلکه همگام با مردان در مشاغل سخت مانند کارگری در کارخانجات، رفته گری در شهرداریها، تعمیر ماشینهای سنگین و کارگری در کارهای ساختمانی به کار گرفته میشوند که هیچ گاه با ویژگیهای جسمی، روحی و روانی زنان سازگار نیست.
آنان بیان نمیکنند که در جوامع غربی مردان بسیاری از پذیرش مسئولیتهای سنگین اداره خانواده سر باز زده و با اندک مشکلی زن و فرزندان را بی پناه رها کرده و زندگی را خیلی آزاد با دیگری آغاز میکنند.
حامیان فرهنگ غربی نمیگویند که زنان بسیار زیادی در کشورهای غربی آرزوی اداره کانون خانوادهای گرم را با خود به گور میبرند و زنان متأهل با اندک شکستگی و مشکلی، از جانب مردان رها گشته و در تنهایی و غربت با درد خویش همساز میگردند.
در کشورهای شرقی از جمله ایران، در حالی که دستورات اسلام به طور کامل درباره زنان اجرا نمیشود، در همین حد که اجرا شده، کانونهای گرم خانوادگی ایجاد گردیده و درصد زنان تنها و شکست خورده در حد بسیار کمی نسبت به کشورهای غربی است. مردان، تأمین مسکن، پوشاک و خوراک زنان را بر عهده دارند و بر اساس دستورات اسلام، اگر زن در آمدی داشته باشد، حق او است و مردان نمیتوانند مال آنان را حتی در زندگی مشترک خرج کنند؛ مگر اینکه با رضایت کامل زن باشد.
در کشورهای شرقی کمتر زنی یافت میشود که از نعمت فرزند محروم مانده باشد. پس چرا نظام اجتماعی پر آفت غرب را بر فرهنگ غنی خود ترجیح دهیم؟ غرب زن را برای سود آوری، تزویر و کام جویی بدون درد سر میخواهد، زن را بدون رعایت توان جسمی و نیازهای عاطفی مورد سختترین فشارها قرار میدهد، و در گردونه حوادث زندگی، او را از پشتیبانی فطری مرد محروم میسازد.
در چنین شرایطی آیا منطقی است که فرهنگ هوس آلود و بی منطق غرب را برنظام و فرهنگ پاک خویش ترجیح دهیم؟
برخی برای دست یابی به رأی بیشتر، در تبلیغات خود به صورت عمومی و خصوصی از غیر مسلمانان و وهابیون طرفداری کرده، به جای آنان ادعای سهم خواهی میکنند.
اینان از افرادی حمایت میکنند که در سختترین شرایط کشور اگر با دشمنان همراز و همدل نبودند، هر گز در کنار ملّت با سختیها و تلخیهای روزگار شریک نگشتند. حال چگونه به سهم خواهی برای آنان کمر همت بر میبندند؟
اینها افرادی هستند که در افغانستان به کمک طالبان شتافتند، اما در جنگ 8 ساله کشور کنار مردم و ملت نبودند.
در کدام یک از کشورهای عربی از عربستان گرفته تا بحرین و... برای جمعیت انبوه شیعه سهمی در نظر گرفته شده است؟
آیا این خیانت به خون شهیدان نیست که فردی در جایگاه کاندیدای ریاست جمهوری یا مجلس برای این چنین افرادی و به جای آنان سهم خواهی کند؟
بعضی از کاندیداها میکوشند در تبلیغات خود از طرفداران فساد و بی بند و باری به گونهای حمایت کنند.
با کمال تأسف عدهای همچنان واژه آزادی را به بند میکشند و از بی بند و باری و ولنگاری تحت عنوان آزادی دفاع میکنند.
بی اعتنایی به ارزشهای دینی
در تبلیغات برخی از کاندیداها، با دقّت سخنی از دین و دین مداری به میان نمیآید و گویا در ایران چیزی به نام اسلام و جمهوری اسلامی وجود ندارد.
از امام راحل(ره)، رهبری انقلاب و ولایت فقیه ذکری نمیشود و یا اگر سخنی هم مطرح گردد، برای تعرض و کمرنگ کردن این شاخصهای ارزشی است.
از شهیدان، جانبازان و ایثارگران، کمترین سخنی به میان نمیآید و تلاش میشود که این واژهها در تبلیغات مطرح نگردد، در حالی که همه کشورها با هر گونه تفکر و نگرشی، از کسانی که در راه اعتلای میهن و ارزشهای فرهنگی آن با جان خویش دفاع کردهاند، در اوج ارزشهای ملّی یاد میکنند.
چراغ سبز به بیگانگان
برخی دیگر برای جلب رأی بیشتر، پا را فراتر نهاده، به بیگانگان چراغ سبز نشان میدهند. ازسازش با کشورهایی دم میزنند که یک لحظه درخصومت ودشمنی با ملّت ایران تردید نداشته، دستهای ننگین آنان تا مرفق به خون جوانان این ملت آلوده است.
از حزب توده، لیبرالهای گذشته و حال، و گروههای مطرود امام(ره) وام گرفته و به هر خاشاکی برای رسیدن به رأی بیشتر ملتمسانه چنگ میزنند که این رفتار برای مدعیان پستهای مختلف اداره کشور بسیار سخیف و زشت است.
حمله به دست آوردهای انقلاب
یکی از مسائل مهم دیگری که در کوران انتخابات اتفاق میافتد، نادیده گرفتن خدمات گسترده نظام اسلامی، پیشرفتهای علمی، اقتصادی و... و حمله به همه مدیران کشور است که باید گفت مدیران بسیاری در نظام جمهوری اسلامی وجود دارند که صادقانه عمر خویش را در جهت خدمت به اسلام ومردم گذراندهاند، وازسوی دیگر پیشرفتهای نظام در ابعاد مختلف چشم گیر وستودنی است ونادیده گرفتن آن همه خدمت، از عدالت به دور است. گرچه کاستیهای جدی هم وجود دارد که باید به کاهش آن به طور همه جانبه و گسترده پرداخت، اما بی اعتنایی به آن همه خدمت و تلاش دور از انصاف است.
جالب توجه آنکه بعضی از کسانی که به عملکرد نظام حمله میکنند، خودشان در سالهای متمادی از کارگزاران و مدیران ارشد نظام بوده و اگر نظام نا موفق باشد و یا همه مدیران نالایق باشند، خودشان حتماَ از این گردونه خارج نیستند.
شیوههای تبلیغاتی
در تبلیغات انتخابات مسائلی به چشم میخورد که تأمل برانگیز است و به مواردی از آنها میپردازیم.
الف. برخی از کاندیداها در حد گستردهای هزینههای تبلیغاتی دارند که در ذهن بسیاری از مردم سؤال بر انگیز است.
اگر این هزینهها از بودجه دولت باشد که هم خلاف قانون است و هم خلاف شرع، و اگر از طرف سرمایه داران باشد، آنان بر اساس قانون «کاسه جایی رود که باز آید قدح» عمل میکنند و کاندیداها از کجا میخواهند این همه وامها را باز پرداخت کنند؟ آیا جز از کیسه ملّت راهی وجود دارد؟
ب. در موارد بسیاری تبلیغات کاندیداها مصداق بارز اسراف و تبذیر است که خلاف دستور شرع مقدس میباشد.
ج. اگر این پولها از مال شخصی باشد، چگونه فردی تا این حد متمول، توان درک فقر فقیران و دست بی چیز تهی دستان را دارد؟
د. عدهای در تبلیغات خود از عکسها و تصاویر و گاهی ژستهای عجیب و غریبی استفاده میکنند که گویا ایران را با کشورهای غربی اشتباه گرفتهاند.
چند نکته
در اینجا ذکر چند نکته را لازم میدانیم:
بهتر است همگان بدانیم که جامعه تشنه عدالت است و از ظالمان گریزان. اگر کاندیداها برنامههای عدالت گستر خویش را بیان کنند، به مراتب بیشتر ازتخریب دیگران و فریبکاری موفق میشوند.
پس از انتخابات همانگونه که مقام معظم رهبری فرمودند باید همه مؤمنین با هر رأی وسلیقه ای، برای پیشبرد اسلام، دین و کشور همدل گشته ودر این راه بکوشند.
از آنجا که روحانیون پناه معنوی مردم هستند، پس از انتخابات در جهت ایجاد همدلی بین برادران دینی با تمام توان تلاش کنند، که این مورد خواست رهبر عزیز و گرانقدر انقلاب اسلامی است.
فصل پنجم: اخلاق و خود سازی در تبلیغ
گفتار دوم: وظائف و اخلاق اجتماعی
ج. امور اقتصادی
از موارد بسیار مهمی که باید مبلّغان بزرگوار نسبت به آن دقت فراوان داشته و با حساسیت نسبت به آن مراقبت داشته باشند، مسائل مربوط به فعالیتهای اقتصادی و امور معیشتی آنان است. این امر به طور خاص میتواند در موفقیت مبلّغان دارای تأثیر شگرف بوده، زمینه خدمات هدایتی را برای آنان فراهم و یا آنکه زمینه دوری مردم از روحانی را فراهم ساخته، مسیر کمک به هدایت مردم را مسدود و مبلّغ را از خیر بزرگ هدایت انسانها محروم سازد؛ از اینرو در این بخش از کتاب مواردی را در این زمینه بیان میکنیم.
اجرت برای تبلیغ
پیامبر عظیم الشأن اسلام(ص) و پیامبران بسیاری موظف میشوند اعلان کنند که هیچ پاداشی برای دعوت مردم به خداپرستی دریافت نخواهند کرد.
قرآن مجید میفرماید:
(وَ ما أَسْئَلُکُمْ عَلَیهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِی إِلاَّ عَلی رَبِّ الْعالَمینَ)؛ )(1)( «من از شما در برابر هدایت مزدی نمیطلبم. مزد من تنها بر عهده پروردگار جهانیان است.»
اما درمورد عالمان دینی و دریافت اجرت برای تبلیغ دین روایاتی از معصومین(ع) به ما رسیده است که میتوان آنها را به دو دسته تقسیم کرد:
دسته اوّل روایاتی است که بر منع دریافت اجرت برای تبلیغ دلالت دارد. در اینجا به دو نمونه از این روایات اشاره میشود.
از امام صادق(ع) نقل شده است که فرمودند:
1) . شعرا/ 145.
«مَنِ احْتَاجَ النَّاسُ إِلَیهِ لِیفَقِّهَهُمْ فِی دِینِهِمْ فَیسْأَلُهُمُ الْأُجْرَةَ کَانَ حَقِیقاً عَلَی اللَّهِ تَعَالَی أَنْ یدْخِلَهُ نَارَ جَهَنَّمَ؛ )(1)( کسی که مردم به او نیاز داشته باشند که از معارف دین برای آنان بگوید و از وی درخواست کنند و او اجرت بخواهد، بر خداوند تعالی حق است که او را به آتش جهنّم داخل کند.»
در روایت دیگری از آن حضرت نقل گردیده است که:
«مَنْ أَرَادَ الْحَدِیثَ لِمَنْفَعَةِ الدُّنْیا لَمْ یکُنْ لَهُ فِی الآْخِرَةِ نَصِیبٌ وَ مَنْ أَرَادَ بِهِ خَیرَ الآْخِرَةِ أَعْطَاهُ اللَّهُ خَیرَ الدُّنْیا وَ الآْخِرَةِ؛ )(2)( کسی که برای منافع دنیوی به دنبال روایت رود، در آخرت بهرهای نخواهد داشت و اما کسی که برای خیر اخروی به دنبال روایت رود، خداوند به او خیر دنیا و آخرت عطا خواهد فرمود.»
دسته دوم از روایات مبیّن آنست که قبول وجه از مسلمانان برای تبلیغ بلااشکال است، که در اینجا دو نمونه ذکر میشود.
راوی میگوید: شنیدم که امام صادق(ع) میفرمود:
«مَنْ اِسْتَأْکَلَ بِعِلْمٍ اِفْتَقَرَ؛ قلت جُعِلْتُ فِدَاکَ إِنَّ فِی شِیعَتِکَ وَ مَوَالِیکَ قَوْماً یتَحَمَّلُونَ عُلُومَکُمْ وَ یبُثُّونَهَا فِی شِیعَتِکُمْ فَلَا یعْدَمُونَ عَلَی ذَلِکَ مِنْهُمُ الْبِرَّ وَ الصِّلَةَ وَ الْإِکْرَامَ فَقَالَ(ع) لَیسَ أُولَئِکَ بِمُسْتَأْکِلِینَ إِنَّمَا الْمُسْتَأْکِلُ بِعِلْمِهِ الَّذِی یفْتِی بِغَیرِ عِلْمٍ وَ لَا هُدًی مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ لِیبْطِلَ بِهِ الْحُقُوقَ طَمَعاً فِی حُطَامِ الدُّنْیا؛ )(1)( کسی که با علمش روزی بخورد، فقیر میگردد.
راوی میگوید، عرض کردم:
1) . بحار الانوار، ج 2، ص 116.
فدایت شوم، در بین شیعیان و دوستان شما گروهی هستند که علوم شما را فرا گرفته و در بین شیعیان ترویج میکنند، شیعیان هم نسبت به آنان در صله و اکرام و نیکی کوتاهی نمیکنند.
امام(ع) فرمودند: اینان روزی خور به علم نیستند، کسانی به علم خود روزی میخورند که بدون علم و هدایتی از جانب خداوند عزوجل فتوا میدهند تا برای رسیدن به مطامع ناپایدار دنیوی حقی را باطل کنند.»
در روایت دیگری فضل ابن ابی قرّه میگوید: به امام صادق(ع) عرض کردم که:
«هَؤُلَاءِ یقُولُونَ إِنَّ کَسْبَ الْمُعَلِّمِ سُحْتٌ فَقَالَ کَذَبُوا أَعْدَاءُ اللَّهِ إِنَّمَا أَرَادُوا أَنْ لَا یعَلِّمُوا الْقُرْآنَ وَ لَوْ أَنَّ الْمُعَلِّمَ أَعْطَاهُ رَجُلٌ دِیةَ وَلَدِهِ لَکَانَ لِلْمُعَلِّمِ مُبَاحاً؛ )(1)( اینان میگویند درآمد معلّم حرام است. حضرت فرمودند: دروغ گفتند دشمنان خدا، اینها میخواهند قرآن آموزش داده نشود. اگر مردی به معلّم دیه فرزندش را بدهد، برای معلم مباح است.»
اگر چه بین این دو دسته روایت در نگاه ابتدایی تنافی احساس میگردد، لیکن هیچ تعارضی بین آنها نیست. از روایات دسته اوّل فهمیده میشود که مبلّغ نباید برای بیان معارف دین اجرت طلب کند، اما دسته دوم میگوید: اگر مبلّغ شرط اجرت نکرد، ولی مردم خود به او صله داده، اکرام کردند و یا وجهی به او پرداختند، گرفتن آن بلا اشکال است.
1) . بحارالأنوار، ج 1، ص 109.
بدان امید که همگی از روی اخلاص و فقط برای رضای الهی، بدون هیچ پیش شرطی به نشر معارف دین پرداخته و برای حل مشکلات زندگی فقط بر خداوند توکّل کنیم که (وَ مَنْ یتَوَکَّلْ عَلَی اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ)؛ )(1)( «هرکس بر خدا توکّل کند، کفایتش خواهد کرد.»
مناعت طبع
رعایت اعتدال در دریافتهای مردمی از مسائل بسیار مهم و حساس در عرصه تبلیغ است. برخی از مبلّغان در برخورد با مسائل مالی دچار افراط و تفریط میشوند. مثلا بعضی از بزرگواران به مردم میگویند ما نیازی نداریم و از دریافت وجوه مردمی پرهیز میکنند. این روحیه گرچه از سویی ارزشمند و قابل تحسین است؛ لیکن این نوع برخورد در دراز مدت موجب میشود که مسیر ارزشمند اداره تبلیغ دین با مساعدتهای مردمی تضعیف گردد. اگر احیانا مبلّغ بزرگواری نیاز ندارد، میتواند وجوهات مردمی را که به عنوان حق التبلیغ به او میدهند دریافت و در مسجد یا موارد دیگری که صلاح میداند مصرف کند.
جلب کمکهای مردمی
1) . طلاق/ 3.
بعضی از مبلّغان محترم در جذب کمکهای مردمی جهت ساخت و ساز مسجد، دارالقرآن و... زی طلبگی را رعایت نمیکنند.
در عین حال که باید به دنبال کارهای عمرانی و دینی باشیم، باید مناعت طبع طلبگی را نیز رعایت کنیم. برای جذب بودجههای مردمی نباید به هر کسی مراجعه کرد و تواضع وکرنش بی جا نمود.
تبلیغات دینی باید به خودکفایی رسیده، بدون نیاز به هیچ جایی بتواند روی پای خود بایستد و نیازی به جمع آوری پول به شکل غیرصحیح نداشته باشد.
مثلا برای خودکفایی حوزههای علمیه و مساجد، در گذشته مرسوم بود کسانی که حوزه علمیه یا مسجدی میساختند، در کنار آن مغازه هایی را وقف حوزه یا مسجد میکردند تا از محل در آمد آنها، مخارج حوزه و مسجد تأمین شود. گرچه برخی از موقوفات به بلیهای گرفتار آمدهاند که قطعا واقفین آنها به آن راضی نیستند و برای این امور نیز باید چارهای اندیشید.
رعایت زیّ طلبگی به تناسب معیشت مردم
روحانیون و مبلّغان بزرگوار باید در اداره زندگی و تأمین امور رفاهی خود و خانواده میانه روی را پیشه ساخته، از اینکه در بین مردم فردی فقیر و مسکین تلقی شوند و یا اینکه فردی مرفه و مسرف قلمداد شوند دوری کنند.
گاهی افراد با ژنده پوشی خود، فرزندان و همسر، مردم را از روحانیت بی زار میکنند. عدهای هم به گونهای در خوردن، پوشیدن، زیور آلات همسران، مسائل رفاهی فرزندان و امور دیگر عمل میکنند که یاد آور مرفهان بی درد در اذهان مردم میشوند. این رفتار برای روحانیون رفتار غلط و ناپسندی است.
«عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَبَانٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ الْأَوَّلَ(ع) عَنِ النَّفَقَةِ عَلَی الْعِیالِ فَقَالَ مَا بَینَ الْمَکْرُوهَینِ الْإِسْرَافِ وَ الْإِقْتَار؛ )(1)( عبدالله ابان میگوید: از امام موسی ابن جعفر(ع) از خرج زندگی سؤال کردم. حضرت فرمودند: ما بین دو عمل ناخوشایند - اسراف و سخت گیری در خرج - را انتخاب کن.»
مردی به نام همام از امیر المؤمنین(ع) در خواست میکند که آن حضرت مؤمن را برای او توصیف کنند. علی(ع) در بخشی از توصیف بسیار زیبای مؤمن فرمودند:
1) . کافی، ج4، ص55.
«وَ لَا یلْبَسُ إِلَّا الِاقْتِصَادَ مَشْیهُ التَّوَاضُعُ خَاضِعٌ لِرَبِّه؛ )(1)( مؤمن غیر از لباس متوسط نمیپوشد، رفتار او متواضعانه و در برابر خداوند خاضع است.»
معاملات
از مبلّغ انتظار میرود تبلور عمل به دستورات دین بوده، اخلاق اسلامی را کاملاً رعایت کند؛ از اینرو باید در خرید و فروش مسائلی را مورد توجه قرار دهد که از باب نمونه به مواردی اشاره میشود:
صداقت و راستی در همه ابعاد؛
به هیچ وجه دنبال ضرر و خسارت به طرف مقابل نباشد؛
تعهداتی که برای او ایجاد میشود، همه را پایبند بوده، اگر بنا شد مبلغی را در موعدی پرداخت کند، در زمان مقرر و بدون تعلل پراخت کند؛
1) . کافی، ج2، ص23.
از تحقیر و اظهار عجز و فقر در معامله بپرهیزد؛
از بی دقتی و گول خوردن و کلاه سر رفتن جلوگیری کند که نادانی افتخار نیست؛
اگر فروشنده است و بعد از معامله خریدار خواست معامله را فسخ کند بپذیرد؛
اگر وامی دریافت نمود، در موعد مقرر پرداخت کند؛
اگر امانتی در اختیار او قرار گرفت، امین باشد؛
امور مالی مسجد
با توجه به آنکه مسائل مالی در موارد بسیاری گمانه زنیهای نا مناسب به دنبال دارد، بهتر است روحانیون در امور مالی مساجد دخالت نداشته، با حساسیت از تصدیگری در مسائل مالی خود داری کنند؛ از اینرو زیبنده است که چند نفر از افراد مورد اعتماد مردم را برای این امر انتخاب و بر عملکرد آنان نظارت دقیق داشته باشند.
وجوهات شرعیه
در تبلیغ از واجبات مالی مانند خمس، زکات، نذورات و...، مبلّغ باید خیلی با ظرافت عمل کند تا بتواند در احیاء فرائض دینی موفق شود؛ از اینرو پیشنهاد میشود مبلغین به مردم توصیه به انجام واجبات داشته باشند؛ اما از اینکه خود را به عنوان واسطه دریافت معرفی کنند حتما پرهیز نمایند. ما میخواهیم مردم واجبات را عمل و از محرمات پرهیز کنند. حال اگر آنها احساس کردند که برای منافع شخصی به این مسئله میپردازیم، در حقیقت آنان را نسبت به انجام این فریضه بی میل میکنیم.
این امر به معنای آن نیست که اگر فردی آمد و خواست اموال خود را حساب کند از کمک به او پرهیز کنیم.
فعالیتهای عمرانی
کمک به فعالیتهای عمرانی محل تبلیغ، عملی خدا پسندانه و موجب جذب بیشتر مردم است. البته به دلیل وجود ظرافت و حساسیت در امور مربوط به وجوهات و کمکهای مردمی و امکان اتهام در این موارد، بهتر است افرادی به عنوان هیئت امناء انتخاب شوند و بودجه ساخت و ساز در اختیار آنان قرار گیرد. لازم نیست که روحانی وجوهات و کمکهای مردمی را خود دریافت کند و یا برای ساختمان سازی نزد خود نگه دارد، بلکه میتوان این وجوهات را در حساب هیئت امنا نگه داری کرد و روحانی محل بر حسن اجرای فعالیتها و مصرف بودجه توسط هیئت امنا، نظارت جدی داشته باشد.
فصل ششم: خانواده و تبلیغ
نقش خانواده مبلغان در تبلیغ
مقدمه
توفیق تبلیغ دین و دعوت انسانها به پرستش خداوند، موهبتی الهی برای مبلّغان بوده و جای بسی سپاس به درگاه ایزدی دارد.
در عرصه تبلیغ و سخنوری مردم سخنان مبلّغ را میشنوند و از پیامهای قرآن و آموزههای اهل بیت عصمت و طهارت(ع) تأثیر پذیرفته و میکوشند تا حدی باورها، بینشها، گرایشها، و رفتار خود را با آن شاخصها تنظیم و از کاستیهای خویش بکاهند و سیر الی الله و عبودیت خداوند را به تناسب ایمان خویش در فراز و نشیبهای زندگی دنبال کنند.
اما پس از سخنرانی با دقت بسیار، خاموش و تیز بینانه، رفتار مبلّغ را ورانداز میکنند؛ اگر دوری از دنیا را پس از سخن در رفتار او احساس کردند، از عمق جان به تقویت و تصحیح بعد معنوی خود میپردازند؛ اگر پرهیز از دروغ و غیبت را در رفتارهای پس از منبر و در برخوردهای اجتماعی او در عمل یافتند، تازه گفتارهای وی در جان آنان خانه میکند.
اگر مردم دنیا دوستی و بی پروایی را در اعمال مبلّغ حس کردند، گاهی آثار ابتدایی تبلیغ هم از بین میرود. اینجا مبلّغ از سویی بر تأثیر تبلیغی خویش لطمه وارد کرده، و از سوی دیگر تردید و شک نسبت به دیگر روحانیون و منادیان پرستش ایجاد کرده، و باری گران بر دوش خود خواهد نشاند.
علاوه بر عملکرد خود مبلّغ، عوامل دیگری نیز در نتیجه دادن یا بی نتیجه ماندن تبلیغ او مؤثرند؛ مانند: خانواده مبلغ، خویشاوندان او، افرادی که با آنها حشر و نشر دارد و... که میتوانیم از آنها به «هاله تبلیغ» تعبیر کنیم.
فصل ششم: خانواده و تبلیغ
نقش خانواده مبلغان در تبلیغ
تعلیم و تربیت همسر و فرزندان
مردم همانگونه که با نگاه دقیق و ریزبین خود به عملکرد مبلّغ مینگرند، نظاره گر رفتار و گفتار اطرافیان و مخصوصا همسر و فرزندان او نیز هستند. در صورت مشاهده ضعف در عملکرد دینی مبلّغ و یا اطرافیان نزدیک او، گفتار مبلّغ بی تأثیر و یا کم تأثیر خواهد شد.
هم باید بر رفتار همسر و فرزندان نظارت دقیق داشت و هم قبل از تبلیغ در میان مردم، مسائل دینی را به آنها آموخت.
خداوند متعال قبل از فرمان تبلیغ علنی و عمومی به پیامبر اکرم(ص)، او را به هشدار دادن نسبت به نزدیکان فراخوانده و میفرماید:
(وَ أَنْذِرْ عَشیرَتَکَ الْأَقْرَبینَ)؛ )(1)( «خویشاوندان نزدیکت را هشدار ده!»
و نیز به آن حضرت میفرماید:
(وَ أْمُرْ أَهْلَکَ بِالصَّلاةِ وَ اصْطَبِرْ عَلَیْها)؛ )(2)( «اهل خود را به نماز فرمان ده و خود بر آن شکیبا باش.»
در قرآن کریم درباره حضرت اسماعیل(ع) نیز حکایت شده است که خانواده خود را به نماز و زکات فرمان میداد.
(وَ اذْکُرْ فِی الْکِتابِ إِسْماعیلَ إِنَّهُ کانَ صادِقَ الْوَعْدِ وَ کانَ رَسُولاً نَبِیًّا وَ کانَ یَأْمُرُ أَهْلَهُ بِالصَّلاةِ وَ الزَّکاةِ وَ کانَ عِنْدَ رَبِّهِ مَرْضِیًّا)؛ )(3)( «و در این کتاب از اسماعیل یاد کن؛ زیرا که او در وعده، راستگو و فرستاده پیامبر بود، و خاندان خود را به نماز و زکات فرمان میداد، و همواره نزد پروردگارش پسندیده بود.»
فصل ششم: خانواده و تبلیغ
نقش خانواده مبلغان در تبلیغ
رفتارخانواده مبلّغ
یکی از اموری که در تأثیر، پایداری و نهادینه شدن تبلیغ اهمیتی بس شگرف دارد، رفتار و عملکرد دینی ـ اجتماعی خانواده روحانی است.
پوشش، حجاب، زینت، خانه داری و شوهرداری زنان و دختران روحانیون، الگویی عملی و دینی برای مردم به حساب میآید و عموم مردم؛ اعم از زنان، مردان، دختران و پسران، با دقّّت و حساسیت رفتار آنان را زیر نظر داشته و به تجزیه و تحلیل آن میپردازند.
فرزندان مبلّغ برای بسیاری از مردم به ویژه همسالان آنان درس آموز بوده و مورد عنایت ذهن کنکاشگر آنها میباشند.
همین الگوپذیری جامعه از عملکرد خانواده روحانی مسئولیتی، بزرگ برای مبلّغ و خانواده او ایجاد میکند؛ همانگونه که همسران پیامبر(ص) به دلیل تأثیر رفتار آنان در رویکرد و عملکرد مردم، مسئولیت خاصی داشتند.
قرآن مجید میفرماید:
(یا نِسَاءَ النَّبِی لَسْتُنَّ کَاَحَدٍ مِنَ النِّساءِ اِنِ اتَّقَیتُنَّ فَلاتَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیطْمَعَ الَّذی فی قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلْنَ قَوْلاً مَعْرُوفاً وَ قَرْنَ فی بُیوتِکُنَّ وَلاتَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِیةِ الْاُولَی وَ اَقِمْنَ الصَّلواةَ وَ آتِینَ الزَّکاةَ وَ اَطِعْنَ اللهَ وَ رَسُولَهُ)؛ )(1)( «ای زنان پیامبر! شما همانند زنان معمولی نیستید؛ اگرتقوی پیشه کنید، پس هوس انگیز سخن نگوئید که بیماردلان در مورد شما طمع ورزند و سخن شایسته بگویید. و در خانههای خود بمانید و همانند دوران جاهلیت نخستین در میان مردم ظاهر نشوید و نماز بپا دارید و زکات بپردازید و از خدا و رسولش اطاعت کنید.»
از این آیات به خوبی معلوم میشود که جایگاه زنان پیامبر(ص) به دلیل نزدیک بودن به کانون وحی از اهمّیت خاصّی برخوردار است و باید درگفتار، زینت کردن و رفتارهای اجتماعی پروا داشته، در بپا داشتن نماز و پرداخت زکات و اطاعت از خداوند و پیامبر(ص)، نسبت به دیگران دقیقتر عمل کنند.
1) . احزاب/32 و 33.
اینجا به دلیل جایگاه و انتساب زنان پیامبر(ص) به آن حضرت، آیات ویژهای نازل میگردد و اهمّیت این امر را گوشزد میکند.
فصل ششم: خانواده و تبلیغ
نقش خانواده مبلغان در تبلیغ
عذاب یا پاداش
انتساب همسران پیامبر(ص) به آن بزرگوار تا آنجا دارای اهمّیت است که گناه آنان دارای عذاب مضاعف و نیکیهای آنان از پاداش فوق العاده برخوردار میشود.
قرآن مجید میفرماید:
(یا نِسَاءَ النَّبِی مَنْ یأْتِ مِنْکُنَّ بِفَاحِشَةٍ مُبَینَةٍ یضَاعَفْ لَهَا الْعَذَابُ ضِعْفَینِ وَ کَانَ ذَلِکَ عَلَی اللهِ یسِیراً وَ مَنْ یقْنُتْ مِنْکُنَّ لِلَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ تَعْمَلْ صَالِحاً نُؤْتِهَا اَجْرَها مَرَّتَینِ وَاعْتَدْنَا لَهَا رزْقاً کَریماً)؛ )(1)( «ای همسران پیامبر! هر کدام از شما گناه آشکار و فاحشی مرتکب شود، عذاب او دو چندان خواهد بود و این برای خدا آسان است، و هر کس از شما برای خدا و رسولش خضوع کند و عمل صالح انجام دهد، پاداش او را دوچندان خواهیم ساخت و روزی پر ارزش برای او آماده کرده ایم.»
شخصی به امام سجاد(ع) میگوید: «شما اهل بیت، بخشیده شده اید.»
1) . احزاب/ 30 ـ 31.
امام(ع) غضبناک شده میفرماید:
«نَحْنُ اَحْرَی اَنْ یجْرَی فینَا مَا اَجْرَی اللهُ فِی اَزْواجِ النَّبِی(ص) مِنْ اَنْ نَکُونَ کَمَا تَقُولُ اِنَّا نَرَی لِمُحْسِنِنَا ضِعْفَینِ مِنَ اْلأجْرِ وَ لِمُسیئِنَا ضِعْفَینِ مِنَ الْعَذَابِ ثُمَّ قَرَأَ اْلاَیتَینِ؛ )(1)( آنچه خداوند دربارة زنان پیامبر(ص) مقرر کرد، ما از همه برای اجرای آن سزاوارتریم تا آنچه تو میگوئی. ما بر نیکوکارمان دوبرابر اجر میبینیم و بر خطاکارمان دو برابر عذاب. سپس [حضرت] آیات فوق را تلاوت فرمودند.»
از این روایت به خوبی معلوم میشود که حکم آیات، مربوط به تنها زنان پیامبر(ص) نبوده، بلکه ملاک انتساب به آن حضرت میباشد؛ هرچه این انتساب قوی تری باشد، انتظار مردم و تأثیر رفتار این افراد در آنان بیشتر میگردد و همین تأثیر اجتماعی میتواند موجب فراگیری و عمومیت چنین حکمی شود.
1) . تفسیر نور الثقلین، ذیل آیات مورد بحث.
امام صادق(ع) خطاب به شقرانی میفرماید:
«یا شَقْرانِی اِنَّ الْحَسَنَ مِنْ کُلِّ اَحَدٍ حَسَنٌ وَ اِنَّهُ مِنْکَ اَحْسَن لِمَکَانِکَ مِنّا وَ اِنَّ الْقَبیحَ مِنْ کُلِّ اَحَدٍ قَبیحٌ وَ اِنَّهُ مِنْکَ اَقْبَح؛ )(1)( ای شقرانی! نیکی از هر کس خوب است و از تو نیکوتر است، به خاطر ارتباطت با ما و زشتی از هر کس ناپسند است و از تو ناپسندتر.»
از مباحث فوق به خوبی در مییابیم که افراد به اندازهای که در بین مردم مرتبط با اهل بیت عصمت و طهارت و آشنا به معارف آنان احساس گردند، لازم است در کنترل رفتار خویش بیشتر حساس باشند و از آنجا که روحانیون، لباس منتسب به این خاندان را بر تن و معارف آنان را فرا گرفته، مردم را به این معارف فرا میخوانند، قطعاً در دیدگاه مردم اسوه بوده و همسران و فرزندان آنان نیز از این زاویه مورد توجّه میباشند.
سلیمان بن مهران میگوید: بر امام صادق(ع) وارد شدم در حالی که حضرت برای عدهای از شیعیان این سخن را میگفتند:
1) . بحار الانوار، ج47، ص349.
«مَعَاشِرَ الشِّیعَةِ! کُونُوا لَنَا زَیناً وَ لاَتَکُونُوا عَلَینَا شَیناً، قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً وَاحْفَظُوا اَلْسِنَتَکُمْ وَ کُفُّوهَا عَنِ الْفُضُولِ وَ قُبْحِ الْقَوْلِ؛ )(1)( ای شیعیان برای ما زینت باشید و موجب زشتی بر علیه ما نباشید، با مردم زیبا سخن گویید و زبانتان را حفظ کنید و از سخن زیاد و کلام زشت باز دارید.»
از آنجا که مبلّغ به عنوان عالم دینی و آشنای به معارف اهل بیت، و خانواده او منتسب به وی شمرده میشوند و رفتار نیکوی آنان زینت عالم و در نتیجه زینت امامان و مقتدای آنان خواهد بود و زشتیهای آنان مردم را نسبت به معارف اهل بیت(ع) بی توجّه میکند، لازم است مبلّغ بیش از هر چیز به رشد و هدایت خویشان و نزدیکان خود اهتمام ورزد و به هیچ وجه از عملکرد وابستگان خویش غافل نماند.
پیامبر اسلام(ص) قبل از تبلیغ عام، موظّف به انذار اقوام نزدیک خود میشود. قرآن مجید میفرماید:
1) . سفینة البحار،ج4، ص547.
«اَنْذِرْ عَشِیرَتَکَ الْأقْرَبینَ؛ )(1)( خویشان نزدیک خود را هشدار ده.»
در این آیه دو ملاک مطرح است:
اول: خویشاوندی، که شامل نزدیکان سببی و نسبی انسان میشود.
دوم: اقرب بودن و نزدیکی.
و از آنجا که نزدیک بودن دارای مراتبی بوده و نسبی میباشد، شاید بتوان گفت: هرچه خویشاوندی نزدیکتر باشد، اهمّیت تبلیغ و انذار بیشتر میگردد.
گرچه بسیار خوب است که مبلّغ همه برادران، عموها، عمهها، داییها، و فرزندان خویشان دور و نزدیک خود را مورد ارشاد ویژه قرار دهد؛ امّا ملاک اقرب بودن، در زن و فرزند از همه قویتر بوده و لازم است با دلسوزی و اهتمام بیشتری دنبال شود.
پیامبر(ص) مسئولیت هدایت همه انسانها را دارد، لیکن هدایت خویشان و نزدیکان مورد عنایت ویژه میباشد. مؤمنین نیز وظیفه دارند جهت هدایت همه انسانها بکوشند، اما توجه به هدایت خانواده، وظیفه خاصّ مؤمنین تلقی میگردد.
1) . شعراء/214.
قرآن مجید میفرماید:
(یا اَیهَا الَّذینَ آمَنُوا قُوا اَنْفُسَکُم وَ اَهْلِیکُمْ نَاراً وَ قُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ)؛ )(1)( «ای کسانی که ایمان آورده اید! خود و خانوادة خویش را از آتشی که هیزم آن انسانها و سنگها هستند، نگهدارید.»
این امر برای روحانیون که در جایگاه هدایت عموم مردم قرار دارند، باید از توجه بیشتری برخوردار باشد.
1) . تحریم/6.
فصل ششم: خانواده و تبلیغ
نقش خانواده مبلغان در تبلیغ
خانواده پاک، آرزوی پیامبران
یکی از پیامبران الهی در دعاها و نیایشهای خود نسل صالح و پارسا را از خداوند طلب میکرد. آن حضرت دعا میکرد که:
(رَبِّ هَبْ لی مِنْ لَدُنْکَ ذُرِیةً طَیبَةً اِنَّکَ سَمیعُ الدُّعاءِ)؛ )(1)( خداوندا از طرف خود فرزند پاکیزهای به من عطا فرما که تو پذیرنده دعایی.»
حضرت ابراهیم(ع) در هنگام بنای کعبه دست به دعا برمی دارد و عرض میکند:
(رَبَّنَا وَاجْعَلْنَا مُسْلِمَینِ لَکَ وَ مِنْ ذُرِّیتِنَا اُمَّةً مُسْلِمَةً لَکَ)؛ )(2)( «پروردگارا! ما را تسلیم خود و از دودمان ما امتی که تسلیم تو باشند قرار ده.»
فصل ششم: خانواده و تبلیغ
نقش خانواده مبلغان در تبلیغ
جایگاه نماز و هدایت خانواده
در بین همة شاخصهای معرفتی و عملی، بحث نماز در تربیت خانواده از اهمّیت بیشتری برخوردار است.
قرآن مجید درباره حضرت اسماعیل(ع) میفرماید:
(وَ کَانَ یأْمُرُ اَهْلَهُ بِالصَّلاةِ وَ الزَّکَاةِ)؛ )(1)( «او همواره خانواده خویش را به نماز و زکات امر میفرمود.»
و پیامبر اسلام(ص) موظف میشود که خانواده خویش را به نماز سفارش کند:
(وَأْمُرْ اَهْلَکَ بِالصَّلاةِ وَاصْطَبِرْ عَلَیهَا)؛ )(2)( «خانواده ات را به نماز فرمان ده و بر آن پایداری کن.»
و حضرت ابراهیم(ع) عرض میکند:
(رَبِّ اجْعَلْنِی مُقیمَ الصَّلاةِ وَ مِنْ ذُرِّیتِی)؛ )(3)( «پروردگارا! من و فرزندانم را از بر پا کنندگان نماز قرار ده.»
فصل ششم: خانواده و تبلیغ
نقش خانواده مبلغان در تبلیغ
آخرین توصیه پیامبران
هدایت خانواده و تداوم حرکت نورانی پرستش خداوند تا آنجا اهمیت دارد که پیامبران از سویی فرزندان خویش را بدان توصیه نموده و از سوی دیگر جهت استمرار پرستش خداوند از آنان پیمان میگرفتند. قرآن کریم میفرماید:
(وَ وَصَّی بِهَا اِبْرَاهیمُ بَنِیهِ وَ یعْقُوبُ یا بَنِی اِنَّ اللهَ اصْطَفَی لَکُمُ الدِّینَ فَلَاتَمُوتُنَّ اِلاَّ وَ اَنْتُمْ مُسْلِمُونَ. اَمْ کُنْتُمْ شُهَدَاءَ اِذْ حَضَرَ یعْقُوبَ الْمَوْتُ اِذْ قَالَ لِبَنِیهِ مَاتَعْبُدُونَ مِنْ بَعْدِی قَالُوا نَعْبُدُ اِلَهَکَ وَ اِلَهَ آبَائِکَ اِبْرَاهیمَ وَ اِسْمَاعیلَ وَ اِسْحَاقَ اِلَهاً وَاحِداً وَ نَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ)؛ )(1)( «ابراهیم و یعقوب(ع) فرزندان صالح خود را [در آخرین لحظات عمر] به اسلام وصیت کرده [و گفتند]: ای فرزندان من! خداوند این آئین را برای شما برگزید؛ پس جز بر این آئین از دنیا نروید.
آیا شما به هنگام مرگ یعقوب(ع) حاضر بودید که به فرزندان خود گفت: پس از من چه چیز را میپرستید؟ [آنها] گفتند: ما خدای تو و خدای پدرانت ابراهیم و اسماعیل و اسحاق؛ خدای یکتا را میپرستیم و ما تسلیم او هستیم.»
1) . بقره/132 ـ 133.
فصل ششم: خانواده و تبلیغ
نقش خانواده مبلغان در تبلیغ
فرزند صالح و پس از مرگ
از مباحث گذشته اهمیت ارشاد و تربیت دینی اعضاء خانواده به خوبی تبیین گردید، اما توجه به مسئله دیگری حائز اهمیت است، و آن تأثیر اعمال نیک فرزندان در عالم برزخ و پس از مرگ میباشد.
آدمی با خروج از عالم دنیا به سرای آخرت پا میگذارد و پرونده اعمال نیک و بد او بسته میشود. او پس از مرگ اهمّیت ایمان و عمل صالح را به شایستگی درک میکند و از خداوند میخواهد که به دنیا برگردد و کارنامهای درخشان از باورها و اعمال خود بسازد؛ لیکن پاسخ مییابد که هرگز نمیتواند باز گردد.
در سرای آخرت تنها چند چیز همچنان میتواند یار و کمک کار او گردد که یکی از آنها فرزند صالح است.
عن الصادق(ع) قال: «لَیسَ یتَّبِعُ الرَّجُلَ مَوْتَهُ مِنَ الْأجْرِ اِلاّ ثَلاثُ خِصَالٍ: صَدَقَةٌ اَجْرَاهَا فی حَیاتِهِ فَهِی تَجْری بَعْدَ مَوْتِهِ وَ سُنَّةٌ هَدَی فَهِی تُعْمَلُ بِهَا بَعْدَ مَوْتِهِ وَ وَلَدٌ صَالِحٌ یسْتَغْفِرُ لَهُ؛ )(1)( پس از مرگ اجری به دنبال آدمی نخواهد بود مرگ سه خصلت: صدقهای که در زندگی جاری کرده و پس از مرگ او ادامه دارد، و سنت هدایت آمیزی که بعد از مرگ اش بدان عمل شود، و فرزند صالحی که برای وی طلب آمرزش کند.»
1) . أمالی، شیخ صدوق، ص35.
فصل ششم: خانواده و تبلیغ
نقش خانواده مبلغان در تبلیغ
توجیه کوتاهی در تربیت
عدهای در تربیت فرزندان کوتاهی میکنند و هنگامی که با مشکل تربیتی، رفتاری و فکری آنان مواجه میشوند میگویند: «پسر نوح با بدان بنشست خاندان نبوّتش گم شد.» و یا با استناد به انحراف جعفر کذّاب، انحراف فرزند خویش را طبیعی و بی اهمّیت قلمداد نموده، و بدین وسیله وجدان خود را آرام میکنند، در حالی که بایستی توجّه داشته باشند که:
در بین پیامبر زادگان و امام زادهها، انسانهای صالح و پارسا به حدّی فراوان است که مانند پسر نوح و جعفر کذّاب مصداق بارز «النّادر کالمعدوم» است.
پیامبران و ائمه اطهار کوچکترین کوتاهی در مورد تربیت فرزندان خود نداشتند و در صورت انحراف فرزندان، به هیچ وجه مسئولیتی متوجّه آن بزرگواران نبوده است.
فصل ششم: خانواده و تبلیغ
نقش خانواده مبلغان در تبلیغ
رویکردها
با توجّه به مباحثی که گذشت، مواردی پیشنهاد میشود که مبلغین نسبت به خانوادهها عمل کنند.
علاوه بر ترغیب به شرکت فعال در مجالس مذهبی، برنامههای ویژه آموزشی برای خانواده در نظر گرفته شود.
حجاب و پوشش همسر و دختران را مورد عنایت خاص قرار داده و به آنان گوشزد کنند که اگر همسران و منتسبین به روحانی در حجاب کوتاهی کنند و یا حتی صورت را کامل نشان دهند، علاوه بر آثار منفی در مردان، موجب کاهش حساسیت زنان در حد واجب حجاب میشود.
آثار مترتب بر رفتار خانواده روحانی در جوّی کاملاً صمیمی برای آنان توضیح داده شود و اهمّیت انجام واجبات و پرهیز از محرمات برای آنها تبیین گردد.
در صورت امکان و توانمندی خانواده در تبلیغ دین، آنان را فعال سازند؛ اگرچه در حد تصحیح نماز و آموزش قرآن باشد.
استفاده همسر مبلّغ از زیور در مجالس زنانه حداکثر به اندازه خانوادههای متوسط باشد.
لباسهای اعضاء خانواده مبلّغ لازم است نظیف و از جهت قیمت معتدل باشد. اگر لباسهای مندرس بپوشند تأثیر منفی داشته و اگر لباسهای اشرافی و گران بر تن کنند، حساسیتهایی در بین زنان ایجاد میکند که در موفقیت مبلّغ تأثیر منفی میگذارد.
در تربیت فرزندان نیز باید اعتدال را رعایت کرد. مِهر و محبت بیش از حد آنان را ضعیف، وابسته و پر توقع میسازد، و کمبود محبت نیز آثار مخرّب روانی داشته، و موجب احساس حقارت در آنها میشود.
از مسائلی که باید مبلغین نسبت به آن اهتمام ورزند، توجه به نیازهای همسر و فرزندان است و از جمله آن نیازها، مسئله تفریح و شادیهای مشروع و سالم میباشد. گاهی فرزندان روحانیون احساس میکنند که به دلیل آنکه پدر آنان روحانی است نمیتوانند از حداقلهای تفریحی که همسالان آنها از آن برخوردارند بهرهمند باشند؛ از اینرو لازم است مبلغین گرامی به این بخش از نیازهای خانواده توجه داشته، در حد معقول به تأمین آن بپردازند.
فصل هفتم: هجرت بلند مدت
اهمیت هجرت
ضرورت هجرت
(فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ کُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِیَتَفَقَّهُوا فِی الدِّینِ وَ لِیُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَیْهِمْ لَعَلَّهُمْ یَحْذَرُونَ)؛ )(1)( «پس چرا از هر فرقهای از آنان، دستهای کوچ نمیکنند تا در دین آگاهی پیدا کنند و قوم خود را - وقتی به سوی آنان بازگشتند بیم دهند - باشد که آنان (از کیفر الهی) بترسند.»
براساس آیه مبارکه نفر، از هر طائفه باید گروهی برای فراگیری علوم دینی بار سفر و هجرت بربندند و پس از کسب آگاهیهای لازم، در بین قوم خویش باز گردند و آنان را از عاقبت نافرمانی خداوند بیم دهند، بدان امید که مردم از خطاکاری بپرهیزند.
هجرت در صورتی ارزشمند است که تنها آگاهی از دین هدف باشد، آن هم نه هدف نهائی؛ بلکه آگاهی برای عمل کردن و آگاه ساختن مردم.
1) . توبه /122.
علم آموزی صرفا برای عالم شدن بدون عمل و بدون آموزش به دیگران درختی گردنکش و بی ثمر است.
علم آموزی برای به رخ کشیدن اطلاعات خویش و دیگران را چون عبدی ذلیل به خضوع واداشتن بی راههای است که جزافزودن بر ظلمت و تاریکی دل، ارمغانی به دنبال نخواهد داشت.
علم آموزی برای حضور در جرگه «صِنْفٌ یَأکُلُونَ بِنَا» افتتاح دکهای در بازار پیله وران است که سود دنیایی آن کم و بهره آخرتی آن هیچ است.
از امام صادق(ع) نقل شده است که:
«مَنْ أَرَادَ الْحَدِیثَ لِمَنْفَعَةِ الدُّنْیا لَمْ یکُنْ لَهُ فِی الْآخِرَةِ نَصِیبٌ وَ مَنْ أَرَادَ بِهِ خَیرَ الْآخِرَةِ أَعْطَاهُ اللَّهُ خَیرَ الدُّنْیا وَ الْآخِرَة؛ )(1)( کسی که حدیث را برای سود دنیا بخواهد، در آخرت بهرهای نخواهد داشت و هر که حدیث را برای خیر آخرت دنبال کند، خداوند خیر دنیا و آخرت به او عطا خواهد فرمود.»
مدیران و مسئولان حوزههای علمیه باید، برنامههای خویش را به گونهای طراحی کنند که از هر قوم، شهر، بخش، دهستان و روستایی، فردی با انگیزه، از خانوادههای صالح برای فراگیری علوم دینی به حوزهها کوچ کند و پس از کسب دانش و مهارتهای لازم برای انذار قوم خویش باز گردد.
1) . کافی، ج1، ص46.
قرنها فعالیت حوزههای علمیه، گرچه نتایج بسیار ارزشمندی به ارمغان آورده است، لیکن برخی از خطاها نیز به وجود داشته که ذیلا بدان اشاره میشود:
1- عده بسیاری به حوزههای علمیه گام نهاده و همت خویش را به گذراندن مدارج بالای علمی خصوصاً در موضوع فقه معطوف داشته و نقطه آخرین همت خود را مقبولیت علمی در بین فرهیختگان، و در نهایت استنباط احکام دینی و نشر آن میدانستهاند.
این امر گرچه برای برخی از افراد مستعد و توانمند ارزشمند است، لیکن مسیری است که بخش عظیمی از پویندگان آن ناکام و یا کم توفیق بودهاند. به بیان روشن تر، هیچ مرکز علمی در جهان تا این حد دانشجوی ناموفق ندارد.
2- در موارد بسیاری بازماندگان راه اجتهاد و استنباط، از روی ناچاری به نیازمندیهای دیگر دنیای فهم و ترویج دین میپرداختهاند. این نیروها معمولا پس از سرخوردگی در میانسالی و بعد از کاهش نشاط آموزشی، به مسائل دیگر روی میآوردند که خود موجب کاهش بهره وری و نتایج مطلوب میگردید.
در این مسیر هدف مشخص بوده، لیکن با توجه به دشواری و پیچیدگی کار و عدم برنامه ریزیهای صحیح آموزشی از ابتدا برای بسیاری، هدف دست نایافتنی تلقی میشود، لیکن چون راه دیگر آموزشی در مقابل آنان نیست، همه در این مسیر گام میگذارند. نتیجه آنکه بسیاری از دانش پژوهان این بخش، از رسیدن به هدف باز میمانند، عده بسیار معدودی هم به موفقیت دست مییابند.
جای بسی تأمل است که این برنامه آموزشی چرا تا این حد ضایعات دارد که تقریبا میتوان گفت در جهان بی نظیر است.
3- عده معدودی هم که به صورت خودجوش با شناسایی نیازها و دردها، به فلسفه، کلام، تفسیر، تبلیغ، تاریخ، علم الحدیث، و... روی میآورند، نه فضای فرهنگی حوزه از آنان استقبال میکند و نه برنامههای آموزشی برای آنان زمینه فعالیت ایجاد مینماید.
اکنون با تغییراتی که در برنامههای آموزشی حوزه ایجاد شده، گرچه همچنان از کاستیهایی رنج میبرد، لیکن برنامه هایی جامع و کلان حاکمیت خود را آغاز و بابرنامه ریزیهایی زمینه تحولات جدی در آینده رافراهم میسازد. در این گردونه تحولات جدید، لازم است. مسئله ارتباط جدی حوزه با دنیای نیازمندیهای دینی مردم مورد عنایت وتوجه ویژه قرار گیرد که این امر با تدبیر مقام معظم رهبری (دام عزه العالی) درباره راه اندازی «طرح هجرت بلند مدت» روحانیون به مناطق مورد نیاز با محور بودن مدیریت حوزه شکل گرفته است.
این امر متولیان امور حوزه را با کمیت و کیفیت نیازها درگیر و زمینه جبران کاستیها و کمبودها را فراهم میسازد.
«طرح هجرت زمینه ساز آنست که با گذر زمان، حوزه تربیت شدگان خویش را از نزدیک در دنیای کار مورد ارزیابی قرار داده، به تعامل تنگاتنگ سیستم آموزشی با نیازهای خارج بیانجامد.
در شرائط کنونی، طلاب و فضلاء حوزه با وظیفهای ویژه روبرو میگردند که با توانی مضاعف به میدان آمده و به تعهد الهی خود عمل کنند و در جهت اصلیترین وظیفه حوزههای علمیه که هدایت و ارشاد انسانها است، گام نهند و از اجر فراوان اخروی و معنوی آن برخوردار گردند.
امیرالمومنین علی(ع) میفرماید: «پیامبر(ص) در رویداد خیبر خطاب به من فرمودند:
«لَأَنْ یَهْدِیَ اللَّهُ بِکَ رَجُلاً خَیْرٌ لَکَ مِمَّا طَلَعَتْ عَلَیْهِ الشَّمْسُ؛ )(1)( اگر خداوند به وسیله تو یک نفر را هدایت کند، برای تو بهتر است از آنچه خورشید بر آن میتابد.»
همچنین پیامبر(ص) فرمودند:
«مَا أَهْدَی الْمَرْءُ الْمُسْلِمُ عَلَی أَخِیهِ هَدِیَّةً أَفْضَلَ مِنْ کَلِمَةِ حِکْمَةٍ یَزِیدُهُ اللَّهُ بِهَا هُدًی وَ یَرُدُّهُ عَنْ رَدًی؛ )(2)( مسلمان هیچ هدیهای به برادر دینی اش نمیدهد که با فضیلتتر باشد از سخن حکیمانهای که بر هدایت او بیفزاید و یا او را از بدی باز دارد.»
امید آنکه با ارائه طرحها و پیشنهادات و با استقبال عملی مبلغین گرانقدر از این طرح، زکات علم خود را پرداخته، زمینه رشد و هدایت انسانها را فراهم، رضایت الهی را تحصیل، و قلب امام زمان(ع) را شاد نمائیم.
هجرت برای تبلیغ به ویژه هجرت بلند مدت به نقاط مورد نیاز کشور مستلزم امور بسیاری است که اگر لحاظ نشود ممکن است آسیبهایی را به دنبال داشته باشد. در اینجا به موادری از اهم آنها خواهیم پرداخت.
فصل هفتم: هجرت بلند مدت
هجرت بلند مدت
ضرورت هجرت
رسالت عظیم تبلیغ و نشر معارف دینی از با ارزشترین فعالیتهای انسانی است. مبلغین، انسانها را به راه نور و سعادت هدایت میکنند و فردی میتواند این رسالت الهی را بر دوش کشد که ابتدا معارف دینی را شناخته باشد؛ از اینرو قبل از تبلیغ لازم است مبلّغ عالم دین باشد.
فراگیری بخش عظیمی از معارف دینی برای هر مسلمان تکلیف و وظیفه دینی است، مبلّغ از سویی با آموختن معارف دینی باورهای خود را تعمیق بخشیده، دستورات دینی را فراگرفته و بدان عمل خواهد کرد و از سوی دیگر پس از آموزش، مسلمانان را در یادگیری معارف و تکالیف دینی کمک میکند.
طلاب باید در زمان آموزش، علوم مورد نیاز را فراگرفته و در عمل به دستورات دینی بکوشند تا روحیات و اخلاقیات اسلامی در وجود آنان نهادینه گردد. در این هنگام میتوان گفت این افراد برای هجرت و تبلیغ دین آمادگی دارند.
فصل هفتم: هجرت بلند مدت
هجرت بلند مدت
ایجاد انگیزه در خانواده
مبلغ باید قبل از هجرت با بیان روایاتی که در زمینه تبلیغ و ثواب آن وارد شده، اجر و پاداش اهتمام به تبلیغ و هدایت انسانها را بیان کند و پس از ایجاد آمادگی روحی در اعضاء خانواده، برای اعزام اقدام نماید.
فصل هفتم: هجرت بلند مدت
هجرت بلند مدت
فراهم سازی امکانات مناسب
در محل تبلیغ لازم است حد اقل امکانات متعارف به تناسب محیط برای خانواده آماده گردد. افرادی که به نیازهای همسر و فرزندان بی اعتنایی میکنند، با گذر زمان فشارهای روانی برای آنان ایجاد نموده، کم کم باعث بروز رفتارهای ناهنجار و در مواردی ابراز ناراحتی از زندگی با روحانی میشوند. مردم هم که بسیار در مورد امور زندگی روحانیون به عنوان الگوهای رفتاری حساس هستند، با سرعت با این تغایر اخلاقی و در مواردی به اختلافات آنان پی میبرند که این امر آثار تخریبی فراوانی در اذهان آنان داشته، موجب دوری از روحانیت، مسجد و عبادت خداوند میشود.
در اعزامهای کوتاه مدت لازم است چند نکته تذکر داده شود.
فصل هفتم: هجرت بلند مدت
هجرت کوتاه مدت
فراهم سازی امکانات مناسب
برای هراعزام لازم است مایحتاج خانواده برای مدت تبلیغ تأمین شود؛ نه آنکه مبلّغ بدون توجه به نیازهای همسر و فرزندان، آنها را برای مدت زمان تبلیغات مناسبتی بدون پشتوانه و تنها در شهری غریب رها سازد و برای تبلیغ حرکت کند.
تغذیه روحی و معنوی همسر و ایجاد انگیزه که در اعزام بلند مدت بیان شد، برای اعزام کوتاه مدت هم ضروری است.
فصل هفتم: هجرت بلند مدت
هجرت کوتاه مدت
هنگام باز گشت
هنگام باز گشت شایسته است که روحانی براساس آموزههای دینی برای همسر و فرزندان در حد امکان مقداری سوغات تهیه کند. هدیه و سوغات خاطراتی خوش در ذهن خانواده به یادگار میگذارد.
یکی از کارهایی که میتواند در همراهی مبلّغ مؤثر باشد، تخصیص بخشی از حق تبلیغ به خانواده است.
فصل هفتم: هجرت بلند مدت
آغاز تبلیغ
برنامه ریزی
از مسائل بسیار مهمی که امروزه همه عقلاء بر آن تأکید دارند، لزوم برنامه ریزی قبل از هر فعالیت فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و.... است؛ تا آنجا که همگان اذعان دارند که توان برنامه ریزی از مهمترین عوامل موفقیت مدیران بوده و آنان را از شکست و نابودی دور میسازد. در مقابل، دلیل شکست بسیاری از مدیران هم ناتوانی آنان در برنامه ریزی است. دین مبین اسلام بر لزوم برنامه ریزی در موارد متعدد تأکید دارد که اکنون به دو مورد از آن دستورات نورانی اشاره و از آن عبور میکنیم.
امیر المؤمنین(ع) میفرماید:
«أَمَارَاتُ الدُّوَلِ إِنْشَاءُ الْحِیَلِ؛ )(1)( بقاء دولتها به برنامه ریزی است.»
این روایت جایگاه برنامه ریزی در پیشرفت، اعتلاء و یا افول نظامها و تمدنها را نشان میدهد.
درباره اهمیت و لزوم برنامه ریزی در فعالیتها و پرهیز از انجام کارهای جاهلانه، پیامبر گرامی اسلام(ص) به پسر مسعود میفرمایند:
«یا ابْنَ مَسْعُودٍ إِذَا عَمِلْتَ عَمَلًا فَاعْمَلْ بِعِلْمٍ وَ عَقْلٍ وَ إِیاکَ وَ أَنْ تَعْمَلَ عَمَلًا بِغَیرِ تَدْبِیرٍ وَ عِلْمٍ فَإِنَّهُ جَلَّ جَلَالُهُ یقُولُ وَ لا تَکُونُوا کَالَّتِی نَقَضَتْ غَزْلَها مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ أَنْکاثاً؛ )(2)( ای پسر مسعود! هر گاه خواستی عملی انجام دهی، با دانش و خرد انجام ده و بپرهیز از اینکه کاری را بدون دوراندیشی و دانش انجام دهی؛ زیرا خداوند جل جلاله میفرماید: همانند آن زن(سبک مغز) نباشید که پشمهای تابیده خود را، پس از استحکام، وامیتابید.»
مبلغی که میخواهد در جایگاه مدیر فرهنگی منطقه به انجام رسالت الهی خود بپردازد، باید قبل از هر اقدام و پیش از هر سخن و شعاری و قبل از هر طرح و ایدهای نو با صبر ومتانت به برنامه ریزی پرداخته، سپس اقدام به فعالیت کند.
برخی از افراد بدون آینده نگری و اطلاع دقیق از کاری که میخواهند انجام دهند، وارد معرکه گشته و این عمل را توکل بر خداوند میدانند؛ در حالی که به هیچ وجه چنین رفتارهایی در مفاهیم معرفتی اسلام پذیرفته شده نیست، بلکه جایگاه توکل بعد از اندیشیدن، فکر کردن، مشورت نمودن و تصمیم گیری است.
قرآن مجید میفرماید:
(وَ شاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَی اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یحِبُّ الْمُتَوَکِّلینَ)؛ )(1)( «در کارها با ایشان مشورت کن و هنگامی که تصمیم گرفتی بر خدای توکل کن، که خدا توکل کنندگان را دوست دارد.»
نتیجه آنکه بایسته است مبلّغ قبل از آغاز فعالیت در محل تبلیغ، ابتدا برنامه ریزی نموده، سپس اقدام به تبلیغ کند. برای برنامه ریزی مناسب، باید مراحلی دنبال شود که ذیلا به موارد حساس آن میپردازیم.
1) .آل عمران/ 159.
فصل هفتم: هجرت بلند مدت
آغاز تبلیغ
شناخت زیرساختهای فرهنگی
رویکرد کارشناسانه به تبلیغ مقتضی شناخت مخاطبان و فرهنگ فضای تبلیغ است و این امر شدنی نیست مگر آنکه مبلّغ به گردآوری اطلاعات در زوایای مورد نیاز پرداخته، سپس در شرائط مناسب به تصحیح فرهنگ روی آورد.
برای شناخت فرهنگ، آسیبهای فرهنگی اجتماعی و آگاهی نسبت به زیرساختهای فرهنگی موجود، ابتدا لازم است اطلاعات مورد نیاز گردآوری و سپس در جهت تقویت نقاط مثبت و تصحیح نمودهای باطل به برنامه ریزی پرداخت. اطلاعات مورد نیاز مبلّغ میتواند بر اساس شاخصهای متفاوتی گردآوری شود که در این نوشتار به بخشهایی از آن شاخصها اشاره میشود.
تحصیلات مخاطبان
تبیین سطح تحصیلات مخاطبان، درصد مربوط به هر سطح و دسته بندی آنها و تعیین جایگاه هر گروه در فعالیتهای تبلیغی.
آداب و رسوم
شناخت آداب، رسوم و سنن اجتماعی موجود و مقدار وابستگی و حساسیت مردم نسبت به آن نیز ضرورت دارد.
شبهات
شبهاتی که در بین اقشار مختلف اجتماعی خصوصاً جوانان مطرح است و فراوانی هر شبهه در هر گروه اجتماعی.
اماکن
مجموعههایی که میتواند پایگاه تبلیغی باشد؛ مانند مساجد، حسینیهها، تکایا، دارالقرآنها، بسیج، مدارس آموزش و پرورش، دانشکدهها و دانشگاهها، مدارس حوزههای علمیه، کانونهای فرهنگی، اماکن ورزشی و... .
مجموعههای مردمی
مانند مؤمنین اهل مسجد، هیئات مذهبی، جلسات قرآن، اتحادیههای صنفی، تشکلهای ورزشکاری، جوانان و..
خیرین
سازمانها، ادارات و افرادی که اهل نیکوکاری و کمک به امور خیر هستند نیز باید مشخص شوند؛ مانند بسیج، قرض الحسنه، کمیته امداد امام خمینی(ره)، مؤمنین خیر و نیکوکار، تشکلهای کمک به مستمندان، بودجههای فرهنگی سازمانها و نهادها مانند سازمان تبلیغات، وزارت کشور، وزارت ارشاد و... .
امکانات تفریحی
تعداد اماکن تفریحی سالم که قابل بهره برداری برای جوانان و نوجوانان مذهبی است.
تأسیس مسجد
ظرفیتهای لازم برای ایجاد و احداث اماکن مذهبی مانند مسجد و... .
نیروی انسانی
نیروهای فرهنگی مستعد برای همکاری با روحانی در فعالیتهای دینی.
امکانات
ظرفیتهای موجود برای آغاز فعالیتهای فرهنگی و امکانات موجود برای بهره برداری در این راستا.
پیروان ادیان و مذاهب
پیروان ادیان یا مذاهب مختلف در محل فعالیت مبلغ، تعداد آنان، اماکن فعالیت تبلیغی، نوع تبلیغات، شیوههای نفوذ در بین مردم خصوصاً جوانان و نیروهای فعال آنان.
مفاسد اخلاقی
آگاهی از مفاسد اخلاقی موجود جامعه و مقدار فراوانی آن و تبیین گروههای سنی آسیب دیده و آمار آنها. البته گردآوری این اطلاعات نباید به تجسس بی جا بیانجامد و یا حساسیت اجتماعی ایجاد کند.
معتادان
تعداد معتادان و چگونگی فعالیت آنان.
فصل هفتم: هجرت بلند مدت
آغاز تبلیغ
شناخت ویژه از فرهنگ دینی محل
علاوه بر شناخت زیر ساختها به طور خاص باید مبلّغ از فرهنگ دینی مردم اطلاعات لازم را کسب کند.
به طور کلی در هر جامعهای اعتقادات، باورها، آداب و سنن، آگاهیها و رفتارهایی که در بین عموم یا غالب مردم پذیرفته شده باشد، فرهنگ آن جامعه مینامند؛ از اینرو اعتقادات، رفتارها و آگاهیهای دینی مردم، فرهنگ دینی آنان به شمار میآید.
شناخت فرهنگ دینی محل تبلیغ، و آگاهی نسبت به سطح و گستره و حدود عمق و ریشه داری آن نیز برای انجام تبلیغ کارشناسانه ضرورت دارد.
در زمینه اطلاعات دینی مردم، مبلّغ باید حیطه آگاهیهای آنان را بشناسد؛ آیا احکام دینی میدانند؟ آیا در تاریخ اسلام و یا تحلیل مسائل سیاسی آگاهی دارند؟ و...
ممکن است در جامعهای افراد مسئله دان و مطلع از احکام شرعی وجود داشته باشد، لیکن همین افراد نسبت به اعتقادات ضعیف باشند. از سوی دیگر ممکن است تعداد معدودی نسبت به احکام آشنایی داشته باشند، لیکن تعداد آنان محدود باشد؛ بطوریکه در حد فرهنگ مردم به حساب نیاید، زیرا فرهنگ به شاخصهایی گفته میشود که در بین اکثر مردم پذیرفته شده باشد.
حال، مبلّغ به عنوان مسئول فرهنگ دینی محل تبلیغ، باید در این زمینه مردم را به خوبی بشناسد و حیطه و گستره شاخصهای فرهنگی را مشخص کند.
پس از اطلاع دقیق از فرهنگ دینی مردم، مبلّغ میتواند کاستیها و نیازمندیهای مخاطبان خود را مشخص و برای تأمین هر یک از نیازها برنامهریزی خاص داشته باشد.
امام علی(ع) در توصیف پیامبر اکرم(ص) میفرماید:
«طَبِیبٌ دَوَّارٌ بِطِبِّهِ)؛ )(1)( یعنی او پزشکی بود که علم خویش را برای معالجه بیماران در مناطق مختلف میچرخاند.
اگر مبلّغ هم بخواهد طبیبی باشد که پس از شناخت دقیق بیماری مردم، داروی معرفتی خود را تجویز کند و بیمار را از رنج جهل و گمراهی برهاند، باید اول مخاطبان خویش را معاینه کند. اگر بیماری عام و شایعی در بین آنان بود و به صورت فرهنگ در آمده بود، ناچار به درمان عمومی روی آورد و در غیر این صورت شیوه مناسب دیگری اتخاذ کند.
در نتیجه مبلّغ باید نسبت به مسائل ذیل در مورد امور دینی مخاطبان آگاهی یابد تا در مسیر اصلاح فرهنگ دچار مشکل نشود:
1) . غرر الحکم و درر الکلم، ص109.
گروههای خاص مانند: بسیج، بانوان، جوانان، کودکان، معلمان و... تا چه اندازه با معارف دینی آشنا بوده، کاستیهای آنان هم به لحاظ معرفتی و هم به لحاظ رفتاری چیست؟
افراد خاصی که نیازمند سرمایه گذاری ویژه میباشند کدامند و چگونه میتوان با آنان ارتباط برقرار کرد و زمینه رشد و تعالی آنها را فراهم ساخت.
فصل هفتم: هجرت بلند مدت
آغاز تبلیغ
مراحل برنامه ریزی
به نظر میرسد پس از گردآوری اطلاعات و آگاهی نسبت به شاخصهایی که مطرح گردید، لازم است برای دست یابی به نتایج مطلوب پس از تحلیل اطلاعات به برنامه ریزی توجه کرده و به تناسب هر شاخص فعالیتهای آینده خود را پیش بینی و ثبت کرده و سپس در آن راستا اقدام کنیم. اکنون جهت نزدیک کردن مبلغین محترم به فضای برنامه ریزی، برخی از مسائلی که باید مورد توجه قرار گیرد به تناسب هر شاخص مطرح میشود.
موضوع و محور برنامهها میتواند خیلی متفاوت باشد که در اینجا به چند مورد از باب نمونه اشاره میشود:
گاهی برنامهها مخاطب محور میشود مثلا عموم مردم، افراد تحصیل کرده، فرهنگیان، کاسبان، کشاورزان، ورزشکاران و... موضوع برنامهها میشوند.
گاهی مکان محور برنامهها و موضوع برنامه ریزی میشود مانند: مسجد، حسینیه، دارالقرآن، ادارات، کارخانهها، مزارع، ورزشگاهها و.
در برخی از موارد هم محور برنامه سن و جنسیت میشود مانند کودکان، نوجوانان، جوانان، بزرگسالان، دختران، زنان.
در مواردی هم ممکن است آسیبهای محل تبلیغ یا آسیب دیدگان محور برنامه باشند مانند برخی از محلهها، بازارها، مغازهها، برخی از منازل و یا معتادان، سارقین، اشرار و... .
در هر صورت باید همه مواردی که در منطقه مورد نیاز است در دستور کار قرار گرفته و برای هر کدام برنامه مناسب طراحی کرد.
برای تدوین برنامه کامل برای هر یک از مواردی که بیان شد، باید مطالبی مودد توجه قرار گیرد که ما در اینجا فهرست آنها را بیان و مشروح آن را به کتابهای مدیریت وا میگذاریم.
هدف در تبلیغ
همانگونه که در بخشهای قبلی کتاب به اهداف کلان تبلیغات دینی پرداختهایم، در همه برنامههای خرد نیز باید به چند نکته توجه داشته باشیم.
(وَ مَنْ اَحْسَنُ قَوْلاً مِمَّنْ دَعَا اِلَی اللهَ وَ عَمِلَ صَالِحاً) (8)؛ «چه گویندهای بهتر از کسی است که به خدا میخواند و عمل صالح انجام میدهد.»
گویندهای که به خدا نخواند و یا به خدا بخواند لیکن اهل عمل صالح نباشد، از جرگه بهترین دعوت کنندگان خارج است.
همچنین قرآن مجید این هدف را از اهداف همه انبیاء بیان کرده، میفرماید:
(وَ لَقَدْ بَعَثْنَا فِی کُلِّ اُمَّةٍ رَسُولاَ اَنِ اعْبُدُواللهَ وَ اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ) (9)؛ «همانا در میان هر امتی رسولی را مبعوث کردیم (تا بگوید) خدا را بپرستید و از طاغوت بپرهیزید.»
راه تحصیل هدف
مبلّغ برای دستیابی به اهداف کلان در بخشهای مختلف و با توجه به مقتضیات آن بخش سعی میکند راههای مناسبی را پیش بینی کند. پس از ترسیم دقیق هدف، نیاز است همواره کنکاش مجدّانه در مورد نفس خویش داشته باشد که وساوس شیطانی هدف نورانی دعوت به خدا را به اهداف غیر الهی تبدیل نکند، سپس جهت دستیابی به مقصود پاک خویش به برنامه ریزی بپردازد و راههای مناسب برای رسیدن به هدف را با مشورت دلسوزان بررسی و در برنامه بگنجاند. در این مرحله با دقت در ویژگیهای گروه هدف و نیازهای تبلیغی، آسیبهای اخلاقی آنان و با بررسی دقیق محدودیتها و امکانات، راههای عملی به خوبی انتخاب تا حرکت به سوی هدف آغاز گردد.
در این مرحله بر اساس راههایی که در برنامه دیده شده امکانات مورد نیاز برای پیمودن آن راهها پیش بینی میشود.
باز هم بر اساس برنامه نیروی انسانی مورد نیاز و تخصصهای آنها مشخص میگردد.
بودجه مورد نیاز بر اساس مراحل قبلی معلوم میگردد.
در بخش زمانبندی مشخص میشود که هر بخشی از برنامه در چه مدت زمان تحقق مییابد.
برای اداره مجموعه اجرایی جهت تحقق برنامه در این بخش تعیین میگردد.
فصل هفتم: هجرت بلند مدت
آغاز تبلیغ
فرصت شناسی و فرصت سازی
پس از تدوین برنامه، فرصت شناسی برای اجراء و اهتمام به آن از ضرورتها میباشد. در مواردی هم که فرصت مناسب اجراء وجود ندارد، باید با تدبیر فرصت سازی نمود که در ادامه به بحث فرصت میپردازیم.
فرصتهای تبلیغی
هر کس برای رسیدن به اهداف خویش در کمینگاه فرصتها مترصد میماند که در زمان و موقعیت مناسب که همان فرصت است به سوی هدف گام بردارد. بهره گیری از فرصتها وظیفه هر انسان دانا و باهوش است و خیر یا شر بودن استفاده از فرصت، غالبا مربوط به هدف یا اهدافی است که انسانها به دنبال دستیابی به آن از فرصتها سود میجویند.
کافران و منافقین به دنبال فرصت برای پیش برد اهداف شوم خویشند و مؤمنین نیز باید برای وصول به اهداف خود از فرصتها بیشترین بهره را ببرند.
امیرمؤمنان علی(ع) میفرماید:
«انْتَهِزُوا فُرَصَ الْخَیْرِ فَإِنَّهَا تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ؛ )(1)( فرصتهای خیر را غنیمت شمارید. زیرا همانند ابرها میگذرند.»
در تبلیغ معارف دینی، مبلّغ نیز با بهره گیری هوشیارانه از فرصتها باید به دنبال نشر معارف دین باشد.
قرآن و فرصتها
در موقعیتهای گوناگون و فراز و نشیبهای مختلف تاریخ اسلام، به تناسب فرصتها آیاتی نازل و راه را از بیراهه باز میشناساند.
هنگامیکه در جنگ احد با شایعه قتل پیامبر(ص) همگان به جز اندکی فرار میکنند، قرآن مجید میفرماید:
(أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلی أَعْقابِکُمْ)؛ )(2)( «آیا اگر [پیامبر(ص)] بمیرد یا کشته شود، از عقیده خود بر میگردید.»
در این فرصت بر مؤمنین نهیب میآید که مگر ایمان شما به خدا با مرگ پیامبر(ص) میمیرد؟ اگر چنین باشد ایمان نیست.
یا هنگامیکه عدهای به فخر فروشی مینشینند و به دنبال بزرگ جلوه دادن قبیله خویش به قبرستان رفته، تعداد مردگان قوم خود را به شماره میکشند، قرآن مجید ضمن تقبیح این عمل، آنان را به قیامت متوجه میسازد که:
(أَلْهاکُمُ التَّکاثُرُ حَتَّی زُرْتُمُ الْمَقابِرَ کَلاَّ سَوْفَ تَعْلَمُونَ ثُمَّ کَلاَّ سَوْفَ تَعْلَمُونَ کَلاَّ لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْیَقینِ لَتَرَوُنَّ الْجَحیمَ ثُمَّ لَتَرَوُنَّها عَیْنَ الْیَقینِ...)؛ )(1)( «تفاخر به تعداد بیشتر شما را به غفلت کشاند تا کارتان به گورستان رسید، نه چنین است، زود است که بدانید، سپس زود است که بدانید. نه چنین است، اگر علم الیقین داشتید به یقین دوزخ را میدیدید. سپس آن را با عین الیقین مشاهده میکردید.»
در اینجا با توجه دادن به قیامت و جهنم بر غرورهای مستانه و خیال آمیز آنان ضربه میزند تا نگاه عمیق و ژرفی را جایگزین سازد.
1) . تکاثر / 1 ـ 7.
مواردی از این قبیل در قرآن بسیار یافت میشود.
پیامبران و فرصتها
با نگاهی به سرگذشت پیامبران در متقنترین منبع تاریخی؛ یعنی قرآن، استفاده از فرصتها موج میزند، که در اینجا، نمونهای بیان میشود.
حضرت یوسف(ع) در کنج زندان بسر میبرد، از زر و زیور و جاذبههای دنیا دل شسته و به زندان برای نجات از خواستههای نامشروع دیگران عشق میورزد و میفرماید:
(رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَیَّ مِمَّا یَدْعُونَنی إِلَیْهِ)؛ )(1)( «خدایا زندان [با تمام سختیهایش برای من] دوست داشتنیتر است از آنچه مرا بدان میخوانند.»
خلوتکده زندان در کنار زندانیان، فضایی آرام و تأمل برانگیز ساخته است؛ دو زندانی خواب میبینند، برای تعبیر خواب نزد مردی آراسته، نیکوکار و دوست داشتنی به نام یوسف(ع) میآیند، از او تعبیر خواب میخواهند، او خواب آنان را میشنود، اما قبل از تعبیر خواب از فرصت بهره میجوید و ضمن آنکه به آنان قول میدهد که صبر کنید، تعبیر خوابتان را خواهم گفت، لیکن از خدای خود سخن به میان میآورد و به دنبال آن میفرماید:
1) . یوسف /33.
(یا صاحِبَیِ السِّجْنِ أَ أَرْبابٌ مُتَفَرِّقُونَ خَیْرٌ أَمِ اللَّهُ الْواحِدُ الْقَهَّارُ)؛ )(1)( «ای دو رفیق زندانیم! آیا خدایان پراکنده بهترند یا خدای یگانه مقتدر؟»
او با ایجاد یک سؤال تامل برانگیز پتکی بر اندیشه خفته آنان وارد میکند، نهیبی ایجاد میشود، آنگاه به دنبال تعبیر خواب آنان میرود و تعبیری راستین بیان میکند که در تاریخ ماندگار میشود. این یکی از مصادیق زیبای بهره جویی از فرصت است و به ما میآموزد که چگونه از فرصتهای مختلف و گوناگون برای نشر معارف دینی بهره جوییم.
فرصت سازی
گاهی پیامبران(ع) علاوه به استفاده از فرصتها، خود فرصت سازی میکردند.
1) . یوسف / 39.
حضرت ابراهیم(ع) شهر را ساکت و آرام میبیند، تبر در دست همه بتها را میشکند، تکههای خرد شده بتها روی زمین میریزد، او از اعماق جان به نابودی بتها عشق میورزد اما برای فرصت سازی بت بزرگ را تبر بر دوش سالم وا مینهد، هنگامیکه مردم به شهر باز گشته، خدایان خود و نیاکانشان را این چنین زبون و خرد شده میبینند، موجی عجیب همگان را فرا میگیرد، سؤالی بزرگ همه اندیشهها را فعال کرده که چه کسی چنین جرئت کرده و حرکتی هول انگیز انجام داده است؟
کارشناسان، ابراهیم(ع) را متهم ردیف اول میدانند، ابراهیم(ع) دستگیر و به محل وقوع جرم منتقل میشود، همگان با فریاد اتهام را مطرح میکنند، اما ابراهیم(ع) در ورای این هیاهو به هدف تبلیغی خویش میاندیشد. جمع عظیمی را مییابد که از سویی جمعیت آنان و از سوی دیگر این حادثه عظیم برای او عالیترین فرصت تبلیغی ایجاد کرده است.
از اینرو جواب میدهد:
(قالَ بَلْ فَعَلَهُ کَبیرُهُمْ هذا فَسْئَلُوهُمْ إِنْ کانُوا یَنْطِقُونَ)؛ )(1)( «آن بت بزرگ اینها را شکسته است، اگر سخن میگویند از آنها بپرسید.»
(فَرَجَعُوا إِلی أَنْفُسِهِمْ فَقالُوا إِنَّکُمْ أَنْتُمُ الظَّالِمُونَ)؛ )(2)( «پس به خود آمده و (به یکدیگر) گفتند: در حقیقت شما ستمکارید.» و این همان نتیجهای است که ابراهیم(ع) به دنبال آن بود، و برایش کوشیده است.
فرصتها و نزول قرآن
به طور کلی شیوه نزول تدریجی قرآن بر پیامبر(ص) غالبا براساس بیان معارف دینی در بستر فرصتها بوده است. هنگامیکه حادثهای پیش میآمد، مسئلهای مطرح و اذهان مردم را به سوی مطلبی متوجه میساخت، به مناسبت همان فرصت آیه یا آیاتی از قرآن مجید نازل و بدین وسیله در روح و جان آدمیان نفوذ میکرد.
از سوی دیگر قرآن مجید از فرصت شاخصترین امتیاز فرهنگی زمان - که فصاحت و بلاغت بوده - استفاده برده و با بیان فصیحترین و بلیغترین جملات، اندیشههای فرهنگی زمان را شیفته خویش مینمود، که این دو بخش قابل بررسی و بحث بسیار است.
پیامبر اسلام(ص) و فرصت سازی
گاهی پیامبر(ص) برای ماندگار ساختن آموزههای خویش، ابتدا فرصت سازی مینمود و پس از آن پیام خود را ابلاغ میکرد.
به عنوان مثال، پیامبر(ص) همراه با اصحاب خود از بیابان شنزار و بی آب و علفی میگذرند، حضرت به اصحاب فرمان گردآوری هیزم میدهند، آنان میگویند: یا رسول الله! اینجا شنزار است و هیزم یافت نمیشود، پیامبر(ص) میفرمایند: بگردید هرچه یافتید بیاورید.
مسلمانان به امر پیامبر(ص) برای یافتن هیزم در بیابان پراکنده میشوند، هر کس مقدار ناچیزی هیزم با خود میآورد، هنگامیکه روی هم ریخته میشود انبوهی هیزم همگان را خیره میکند. در اینجا پیامبراکرم(ص) فرصت سازی کرده، حال آموزهای را بیان میکند:
«گناهان شما در حالیکه اندک به نظر میرسد، اینگونه گرد میآید و شما از آن بی خبرید.»
مبلّغ و فرصت
مبلّغان دینی باید از سویی به استفاده بهینه از فرصتهای مختلف اجتماعی، قبیلهای، خانوادگی و...برای تبلیغ دین بهره جویند، همچنین از فرصت مناسبتهای مذهبی مانند رمضان، محرم، صفر، فاطمیه، تابستان و... به خوبی استفاده کنند و از سوی دیگر به فرصت سازی در بقیه سال جهت تبلیغ معارف دینی روی آورند.
تهدیدها یا فرصتها
تمام مواردی که ذکر شد برای مبلّغ میتواند فرصت و یا تهدید باشد. اگر برای هر یک برنامه ریزی شود، میتواند فرصت باشد و اگر برای آن برنامه ریزی نشود و فعالیت مناسب تحقق نیابد، گاهی یک عامل خنثی نبوده، بلکه به صورت تهدیدی برای تبلیغات دینی در میآید و مشکلات عدیدهای را فرا روی مبلّغ ایجاد میکند.
فرصتهای تبلیغی و فرصتهای فرهنگی
اگر فرصتهای تبلیغی بسیار ارزشمندی که در اختیار داریم مانند ماههای رمضان، محرم، صفر، تابستان و...، با فرصتهای فرهنگی موجود در محل تبلیغی در هم بیامیزد، میتواند تبلیغات دینی را آنچنان فعال سازد که جایی برای نفوذ فرهنگ ابتذال و بیگانه باقی نماند.
در زمان ما آرام آرام فرصتها و زمانهای تبلیغی از آموزشهای دینی و مباحث علمی فاصله میگیرد و صرفا جنبه عزاداری پیدا میکند. گرچه این جهت باید حفظ گردد و لیکن علماء شیعه در طول تاریخ از این فرصتها بیشترین بهره برداری را جهت نشر معارف دینی داشته و سعی میکردند کسانی را که با عشق ائمه اطهار(ع) در مجالس ابا عبدالله(ع) گرد میآیند علاوه بر عزاداری، از سویی با مسائل دینی آشنا کنند و از سوی دیگر این ارتباط مقطعی را به ارتباط دائم با مسجد و نیایش خداوند تبدیل کنند.
به طور کلی حد اقل مخاطبان در تبلیغ کسانی هستند که به سخنرانی روی میآورند، از این رو مطالبی به صورت گذرا و در حد ضرورت بیان میشود.
سخنوری یا تبلیغ گفتاری
از آنجا که مبلّغان برای تغییر، تصحیح و رشد فرهنگ دینی مردم بیش از هر چیز عرصه تبلیغ گفتاری را در اختیار دارند، میتوانند در زمینه تبلیغ گفتاری برنامه ریزی کرده و سعی کنند از همین طریق به محدوده اعتقادات و باورهای مردم و رفتار آنان راه یافته، براساس معارف ثقلین به تصحیح آن همت گمارند.
هر مبلّغ به دنبال آن است که پیام خود را به مخاطبان خویش رسانده، از درک آن اطمینان حاصل کند. در نتیجه در این نوع تبلیغ، سه رکن اساسی وجود دارد: پیام دهنده، پیام گیرنده و پیام.
اگر پیام دهنده در فضا و شرایط مناسبی پیام را ارسال کند و گیرنده پیام هم در موقعیت مناسبی باشد، تبادل پیام به خوبی انجام میگیرد، که این مقوله خود دارای بحث ویژهای است و باید به طور مستقل مورد کنکاش قرار گیرد.
اما به تناسب بحث درباره تأثیر مقدار آگاهی مخاطبان در این فرایند باید چند نکته را متذکر شویم:
اما در معارف دینی معمولا مخاطبان از پیشینه اطلاعاتی برخوردار بوده، به تناسب آگاهیهای خودشان از مبلّغ انتظار دارند حرف تازهای بیان کند و آنان را با فضای جدیدی آشنا سازد.
اگر مخاطب احساس دریافت مطلب جدید نداشته باشد، نسبت به سخنران و سخنرانی بی میل میشود و کم کم از فضای القاء پیام فاصله میگیرد.
الف) سطح عموم
برای سخنرانیهای عمومی باید چند نکته مورد توجه قرا گیرد:
از باب نمونه ممکن است مبلّغ به این نتیجه برسد که مخاطبان او از جهت تحلیل مسائل سیاسی بسیار قوی و یا در حد قابل قبولاند، لیکن احکام وضو، غسل و یا قرائت نماز را نمیدانند و نسبت به تاریخ پیامبر اسلام(ص) هم بی اطلاعند، همچنین در مورد نعمتهای بهشت و عذابهای جهنم آگاهی ندارند. طبیعی است که احکام وضو، غسل و قرائت نماز در اولویت است و در مراحل بعدی باید به تبیین معارف دیگر بپردازد.
گاهی مبلّغ به خاطر حضور یکی دو مستمع فرهیخته، به مغلق گویی و بیان مطالب عمیق و کم فایده برای عموم روی آورده، عمر اکثر مخاطبان را تضییع، و در صورت تسخیر آن دو مستمع، خود را موفق میانگارد، غافل از آنکه منبر او به جای پایگاه نشر نور، به میدان مسابقه و برتری جویی تبدیل شده است.
امیرالمؤمنین علی(ع) میفرماید:
«أَحْسَنُ الْکَلَامِ مَا زَانَهُ حُسْنُ النِّظَامِ وَ فَهِمَهُ الْخَاصُّ وَ الْعَامُّ؛ )(1)( بهترین سخن آن است که نظم خوب، آن را زینت کند و خواص و عموم مردم آن را درک کنند.»
این روایت از سویی بر لزوم نظم در سخنرانی دلالت دارد و از سوی دیگر بر انتقال پیام به عموم مردم و خواص تأکید میکند؛ نه آنکه سخنرانی فقط برای یکی دو نفر جذاب باشد و عامه مردم بی بهره بمانند.
اگر چه مردم همه میدانند دروغ، غیبت و تهمت حرام است و مبلّغ هم در مورد آن چند جلسه به صورت مستقل مباحثی بیان کرده است، لیکن در مباحث عام، لازم است همچنان برخی از مطالب گذشته را تکرار کند تا در فرهنگ رفتاری آنان نهادینه شود. قرآن کریم میفرماید:
1) . غرر الحکم و درر الکلم، ص210.
(وَ ذَکِّرْ فَإِنَّ الذِّکْری تَنْفَعُ الْمُؤْمِنینَ)؛ )(1)( «و پیوسته تذکر ده، زیرا تذکر مؤمنان را سود میبخشد.»
همانگونه که در مبحث پیشین مطرح گردید، برای نوآوری در تبلیغ نمیتوان حکم جدیدی به اسلام اضافه و یا حکمی را حذف کرد؛ زیرا این روش بدعتگذاران است، لیکن با تغییر در شیوه القاء پیام، گستره استدلالها، نقل احادیث و اقوال علماء، ایجاد ارتباط با مسائل روزمره زندگی، بیان داستان، شعر، ضرب المثل و... میتوان به سخنرانی تازگی و طراوت بخشید.
ب) افراد خاص
برخی مخاطبان به دو دلیل کاملاً مغایر، میتوانند خاص تلقی شوند:
1) . ذاریات / 55.
برای دسته اول با اختصاص زمان ویژه، باید همکاری و همدلی آنان را در فعالیتهای تبلیغی از طرق ذیل به تناسب توانمندیهایشان جلب کرد:
مشورت در مسائل فرهنگی؛
بیان مشکلات محل برای آنان؛
بکارگیری آنان برای جذب گروههای اجتماعی؛
فعال سازی آنان برای هدایت خطاکاران؛
تشکیل جلسات برای کودکان و نوجوانان و استفاده از این افراد برای اداره جلسات؛
و... .
برای هدایت دسته دوم - که سردمداران خلاف و خطا در محل هستند - نیز باید زمان خاصی را در نظر گرفته، با دعوت از آنان در مسجد و در وقتهای خلوت با آنان صحبت کرده، سنگ صبور آنها گشت و سپس آرام آرام پس از جذب، به نصیحت و هدایت آنها روی آورد. اگر این افراد به مسجد و مذهب بپیوندند، به خوبی میتوانند تعداد زیادی از خلافکاران را با خود همراه سازند.
گروههای دارای تحصیلات
از آنجا که افراد مشغول به تحصیل یا تحصیل کرده از سویی دارای آمادگی بیشتر برای پذیرش مباحث علمی هستند و از سوی دیگر در معرض تأثیر پذیری از شبهات علمی فلسفی میباشند، سرمایه گذاری جهت پشتیبانی علمی از آنان از اهمیت خاصی برخوردار است. اگر این افراد در تهاجم فرهنگی به عقب نشینی از تفکرات اعتقادی مبتلا شوند، هم خود به عنوان یک مسلمان دارای مشکل میشوند و هم به دلیل مورد توجه بودن و مقبولیت اجتماعی در دیگران تأثیر نامطلوب میگذارند.
برای نفوذ در این افراد بهتر است فرایند ذیل مورد توجه قرار گیرد.
الف) این افراد در سطوح مختلف دبستانی، راهنمایی، دبیرستانی و دانشگاهی دسته بندی شوند.
ب) آسیبها و نیازمندیهای دینی و اخلاقی هر گروه به طور مجزی مورد توجه قرار گیرد.
ج) مطالبی که لازم است برای هر گروه بیان شود مشخص گردد.
د) شیوهها و قالبهای تبلیغی به تناسب مخاطبان پیش بینی گردد.
هـ) در هر شب از هفته برای یک گروه برنامه تبلیغی ویژهای در نظر گرفته شود.
و) علاوه بر دعوت به صورت عام، افراد هم سن و هم پایه تحصیلی در هر سطح برای جذب دیگر افراد به کار گرفته و فعال شوند.
ظ) اعضاء هر جلسه جهت جذب افراد دیگر به برنامهها، به طور مستمر و در طول سال فعال شوند.
ح) از اعضاء جلسه نسبت به محتوا و شیوه فعالیت نظرخواهی شود.
ط) به تناسب سطح معلومات مخاطبان هر جلسه، باید برای اعضاء نقشی فعال در نظر گرفته شود؛ زیرا مشارکت و فعالیت آنان موجب دلگرمی و احساس مسئولیت بیشتر خواهد شد.
مثلا میتوان افراد دبستانی را با همراه ساختن در سخن و یا سؤال کردن و پاسخ خواستن فعال کرده و یا در فعالیتهای شاد مشارکت داد، اما افراد مقطع راهنمایی را با طرح سؤال و تشویق جهت یافتن پاسخ با مطالعه کتاب فعال نمود و نیروهای دبیرستانی را میتوان با طرح موضوعات یا مسائل معرفتی به پژوهش واداشته، سپس از آنان خواست که در جلسات نتایج مطالعات خود را بیان و در نهایت توسط مبلّغ راهنماییهای لازم انجام شود.
در همه مقاطع باید توجه داشت که سؤالات، موضوعات و مباحث به گونهای انتخاب شوند که کاملاً در جهت اهداف تربیت دینی باشند. این اهداف بر اساس مؤلفه رفع نیازها و آماده سازی جهت دفع آسیبهای فرهنگی پیش بینی میشود که در بخشهای بعدی به آنها خواهیم پرداخت.
اما افراد دارای تحصیلات عالیه، ابتدا باید برای آنان جلساتی خصوصی برگزار کرد و ضمن آموزش و آماده سازی آنها، افراد با استعداد و متخلق را انتخاب، سپس از این افراد در برگزاری جلسات قرآن و... برای دبستانیها و یا اداره کتابخانه، قرض الحسنه و یا فعالیتهای دیگر استفاده نمود، گرچه پس از فعال سازی این افراد، روحانی باید خیلی محترمانه و با سعه صدر، در عین حال با هوشیاری بر فعالیتهای آنان کنترل داشته باشد.
حضور یک انسان در فضای تبلیغ و امکان انتقال یک پیام فرصتی بسیار ارزشمند است که مبلّغ باید آن را غنیمت شمارد. از بین مخاطبان مختلف، کودکان و نوجوانان از جایگاه ویژهای برخوردارند. کودکان و نوجوان هم به لحاظ تأثیر پذیری و هم به لحاظ میانگین عمر برای تبلیغ دارای اهمیت بیشتری هستند.
امام صادق(ع) میفرماید:
«بَادِرُوا اُوْلَادَکُمْ بِالْحَدیِثِ قَبْلَ اَنْ یَسْبِقَکُمْ اِلَیْهِمْ الْمُرْجِئَةُ؛ )(1)( در [آموزش] حدیث به فرزندانتان پیشی گیرید قبل از اینکه [فرقه ضاله] مرجئه بر شما سبقت گیرند.» اینجا میدان مسابقه است و برنده کسی است که زودتر اقدام کند.
ابو جعفر احول به بصره میرود، پس از مدتی خدمت امام صادق(ع) میرسد، حضرت سؤال میکنند: «اَتَیْتَ الْبَصْرَةَ؛ آیا بصره رفتی؟» جواب داد: بله. حضرت فرمود: «کَیْفَ رَأَیْتُ مُسَارِعَةَ النَّاسِ فِی هَذَا الْاَمْرِ وَ دُخُولَهُمْ فِیهِ؛ سرعت گرفتن مردم در این امر (شیعه بودن) و داخل شدنشان در آن را چگونه دیدی؟» گفت: «وَ اللهِ اِنَّهُمْ لَقَلیِلٌ و...؛ به خدا سوگند آنها کم بودند و....» حضرت فرمود: «عَلَیْکَ بِالْأَحْدَاثِ فَإِنَّهُمْ أَسْرَعُ إِلَی کُلِّ خَیْرٍ؛ بر تو باد به بچهها که به هر خیری سریعترند.» )(2)( .
یکی از فرصتهای بسیار مهمی که باید مورد توجه مبلّغ باشد، هدایت نوجوانان و جوانان است. از آنجا که از سویی کشور ما جوان و پر تحرک و از دیگر سو بلعیدن این جمعیت 20 میلیونی در کام سوزان تهاجم فرهنگی آرزوی دیرینه دشمنان ماست و آنان به دنبال تبدیل این فرصت به تهدید هستند تا مطامع شوم ابرجنایتکاران جهان را تأمین کنند، مبلّغ دین باید این فرصت را غنیمت شمرده، خستگی ناپذیر و استوار در راه دین خدا حرکت کند. سنین بین 10 تا 20 سال بسیار حساس، دارای نوسانات عجیب در زندگی بشر و شکل گیری شخصیت آدمی است. هرکس در این سرزمین بکر زودتر دانهای بکارد، محصول مناسب آن دانه را درو خواهد کرد.
از اینرو نباید به کمیت مخاطبین توجه کرد، بلکه به کیفیت و اهمیت کاری که انجام میگیرد باید اندیشید، مثلاً نباید گفت: اینکه چند بچه دور من جمع شدهاند یا برای شنیدن صحبتم آمدهاند، ارزشی ندارد! زیرا بچهها از نظر دریافت مطلب و تأثیرپذیری فوق العادهاند. از این رو کار و زحمت شما بهتر ثمر میدهد.
مدارس آموزش و پرورش
با توجه به مطالبی که گذشت، باید برای هر مقطع سنی، برنامهای ویژه طراحی کرد.
انسان در 20 سال اول زندگی دارای نوسانات فوق العاده عجیبی است. در سنین کودکی حالات کودکانه دارد. در سنین 13- 14 سالگی یک دفعه صدایش عوض شده، مسائل شهوانی برایش مطرح میشود، قدش سریع رشد میکند و در نتیجه نیازهای او با نیازهای سه سال قبل کاملاً متفاوت میشود. همین طور از این سن تا سن 18 سالگی نیازهای دیگر و از 18 سالگی به بعد نیازهای متفاوتی خواهد داشت.
از این رو نمیتوان نیازهای متفاوت این سالهای پر نوسان را با سخنان عمومی پاسخ گفت، بلکه باید برای هر یک از این مقاطع، برنامه ویژهای تدارک دید.
تدارک برنامههای ویژه برای هر یک از مقاطع و گروههای سنی و نیز جنسیتها، ضمن کاهش ملالت و خستگی مخاطبان، موجب ارائه مطالب مورد نیاز هر گروه است.
جوانان
ارتباط صمیمی با جوانان، با رعایت اعتدال
افراط و تفریط در ارتباط با جوانان خطرناک است. برخی چنان با جوانان و کودکان ارتباط بر قرار میکنند که موجب وازدگی مردم نسبت به روحانی میشود. برای جذب کودکان و جوانان باید تلاش کرد، ولی نه به شکلی که خلاف شئون روحانیت باشد. حرکات بچه گانه، گرچه موجب جذب بچه هاست، ولی قشر عظیمی از مردم را از روحانی دور میکند. از اینرو در عین داشتن روحیهای شاد و جذاب و استفاده از شیوههای زیبا در برخورد با جوانان و نوجوانان، باید متانت خاص یک مبلّغ دینی را نیز داشت.
از سوی دیگر بعضی از مبلّغان، چنان به صورت صد در صد رسمی و با یک اسلوب شناخته شده کامل حوزوی حرکت میکنند که کسی جرئت نزدیک شدن به آنها را ندارد. تا این حد منظم بودن نیز خسته کننده است. با مردم باید بسیار صمیمی و دوستانه و با رعایت حدود طلبگی برخورد کرد.
آداب و سنن اجتماعی
پس از شناسایی آداب و سنن اجتماعی محل تبلیغ باید این سنتها را به چند دسته تقسیم و برای هر کدام در برنامههای تبلیغی جایگاه مناسبی در نظر گرفت.
آداب و رسوم و سنتهای اجتماعی به لحاظ نگرش تبلیغی در دستههای ذیل قابل تقسیماند:
الف) بسیاری از آداب و سنن اجتماعی در ایران متاثر از گزارههای دینی است، مانند احترام به پدر و مادر، برخورد عاطفی با محرومان و تهیدستان و... .
مبلغ میتواند این سنتها را با بیان روایات، قرآن و احادیث مربوط تقویت و آنها را به نسل جدید منتقل کند.
ب) سنتهایی که در معارف دینی با مشخصههای اجتماعی امروز آن وجود ندارد، لیکن بخشهایی از آن یا برآمدهای آن در منابع دینی مورد تشویق واقع شده است، مانند آنکه در بین برخی از مناطق هنگام ازدواج جوانان، خویشان به گونهای کمک میکنند که فرد برای اداره زندگی خود هیچ مشکلی احساس نمیکند و به راحتی در چرخه زندگی جای خود را مییابد که این رسوم نیز باید مورد تقویت قرار گیرد.
ج) سنتها و رسومی که مردم به آن پایبندند لیکن در شرع مقدس اسلام در مورد آن مطلبی اثباتا و نفیا بیان نشده است؛ در این موارد هم مبلغین میتوانند بدون هیچ داوری از کنار آن بگذرند.
د) آداب و رسومی که از نظر دینی مطرود و مورد نهی دین قرار گرفته است؛ در این موارد بهتر است مبلغین محترم بسیار با ظرافت عمل کرده و آرام آرام مردم را نسبت به کار خطای خویش آشنا نموده و با مهر و محبت سعی در ارشاد آنان داشته باشند.
در اصلاح رسوم باطل، مبلغین نباید مردم و مخاطبان را به سخریه گیرند که تمسخر موجب لجاجت میشود و همچنین نباید سخنان مبلّغ اهانت آمیز باشد. مبلّغان باید با استدلال عقلی و دینی سعی در اقناع مخاطب داشته باشند.
گنهکاران در محیط تبلیغ
به محض آنکه مبلّغ به منطقه تبلیغی وارد شود، مخالفان و خطاکاران به تکاپو افتاده سعی در حذف مبلّغ از منطقه تبلیغی میکنند. این تلاش در شرائط مختلف و به تناسب مناطق گوناگون ممکن است با شیوههای مختلف بروز یابد، اما برخی از رفتارها در جوامع گوناگون میتواند از محتوای مشابهی برخوردار گردد که یکی از آنها استهزاء و به سخریه گرفتن مدافع دین است.
در رویارویی با منحرفین، نه تنها نباید از آنان دوری و کرده گریزان بود، بلکه برای همین گروه هم باید به برنامه ریزی پرداخت. برای اصلاح این افراد در موارد بسیاری میتوان از دوستانشان و یا افرادی که به آنان علاقهمندند استفاده کرد.
مبلّغ باید به لحاظ رفتاری نمودی از پیام آوران الهی باشد و در همه مراحل زندگی سیره پیامبر اسلام(ص) را نصب العین خویش قرار دهد، از اینرو بهتر است همواره رفتار خود را با رفتار آن بزرگوار تنظیم نماید.
قرآن مجید درباره شیوه برقراری ارتباط پیامبر اسلام(ص) با مسلمانان به ویژه با گنهکاران میفرماید:
(وَ إِذَا جَاءَکَ الَّذِینَ یؤْمِنُونَ بَِایاتِنَا فَقُلْ سَلَامٌ عَلَیکُمْ کَتَبَ رَبُّکُمْ عَلیَ نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ أَنَّهُ مَنْ عَمِلَ مِنکُمْ سُوءَ ا بجَِهَلَةٍ ثُمَّ تَابَ مِن بَعْدِهِ وَ أَصْلَحَ فَأَنَّهُ غَفُورٌ رَّحِیم وَ کَذَالِکَ نُفَصِّلُ الاَْیاتِ وَ لِتَسْتَبِینَ سَبِیلُ الْمُجْرِمِینَ)؛ )(1)( «و هرگاه کسانی که به آیات ما ایمان میآورند به نزد تو آیند، بگو: سلام بر شما، پروردگارتان رحمت را بر خود لازم و مقرّر کرده، بنابراین هر کس از شما به نادانی کار زشتی مرتکب شود، سپس بعد از آن توبه کند و [مفاسد خود را] اصلاح نماید [مشمول آمرزش و رحمت خدا شود] زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است. و این گونه آیات را بیان میکنیم تا [حق روشن شود و] راه و رسم گناهکاران آشکار گردد.»
معتادان
1) . انعام / 54 و 55.
امتیاز آدمی به عقل و اندیشه اوست و همین ملاک، او را برتر از حیوان قرار داده، عقل او سکوی پرواز تا ورای مقام ملک میباشد.
آدمی در گردونه موجودات روی زمین از جایگاه محوری برخوردار است.
قرآن مجید میفرماید:
(هُوَ الَّذی خَلَقَ لَکُمْ ما فِی الْأَرْضِ جَمیعاً)؛ )(1)( «او خدایی است که همه موجودات زمین را برای شما آفرید.»
همه جمادات، نباتات و حیوانات روی زمین برای آدمیان آفریده شدهاند. تنها امتیاز ویژه انسان نسبت به موجودات دیگر عقل اوست و همین امر موجب گشته است تا همه آفریدههای روی زمین، به خدمت او در آیند.
اگر کسی این ملاک برتری را با مستی برای لحظهای از خود دور سازد، حرام مرتکب شده و گناه کبیره انجام داده است.
1) . بقره/29.
اعتیاد از سویی اضرار به نفس بوده، جسم آدمی را به تحلیل میبرد و همانند شمعی در بیغوله هوس آرام آرام نابود میسازد و از سوی دیگر بر آمدهای عقل را از بین میبرد. عاقل به مصالح خویش میاندیشد و براساس آن عمل میکند و معتاد اگر مصلحتی را هم بشناسد، آن را در پرتو هوسهای سیری ناپذیر اعتیاد قربانی میکند؛ چون اراده او رنگ باخته، توان ایجاد حرکت ندارد.
معتاد فرزندان، ناموس و کشور خود را برای رسیدن به گردی و بستهای به ثمن بخس میفروشد و در نهایت همانند حیوانکی دست آموز در چنگال صاحبان مواد اسیر میشود. معتاد هرگز توان جنگیدن با دشمن و حفظ کشور از هجوم بیگانگان را ندارد؛ از اینرو دشمنان ملت ما، عدهای از جوانان را اینگونه نابود و عدهای دیگر را با فساد و فحشاء به رویارویی با اسلام فرا میخوانند.
زمانی انسانهای تیز بین به این توطئه دشمن پی برده و فریاد بیدار باش در برابر شبیخون فرهنگی بیگانگان سر دادند و گسترش فساد، فحشاء و اعتیاد را از ابزارهای اساسی این توطئه معرفی کردند، و اکنون سردمداران صهیونیسم رسما به این ترفند کثیف اعتراف میکنند.
امروزه دشمنان انسانیت در سراسر جهان برای به فساد کشاندن جوانان، از همه ابزارهای ارتباطی بهره میبرند؛ از اینترنت، ماهواره و سی دیهای مبتذل تا نوارهای کاست موسیقی، همه خط فساد و فحشاء را دنبال میکنند، و از سوی دیگر، برای گسترش اعتیاد به شدت تلاش میکنند.
افغانستان در کنار ما بزرگترین کشور تولید کننده تریاک جهان است. باندهای ترانزیت مواد مخدر به اروپا بهترین راه را ورود از شرق و عبور از شمال غربی ایران میدانند.
کنترل مرزهای شرقی کشور به دلیل عدم وجود موانع طبیعی مانند کوه، دریا و یا رودخانه، از همه مرزهای دیگر کشور مشکلتر است. و همه این موارد آسیب پذیری کشور را در برابر مواد مخدر افزونتر میسازد.
قابل توجه آنکه، در افغانستان و در بین سردمداران باندهای مافیای قاچاق مواد مخدر، به ندرت معتاد یافت میشود و با کمال تأسف، اعتیاد در ایران به صورت یک معضل جدی ملی در آمده است.
ایران برای رویارویی با این خطر عظیم اجتماعی شهدای بسیاری داشته و میلیاردها تومان هزینه کرده است؛ لیکن همچنان مشکل باقی است.
برنامه مبلّغ برای جنگ با اعتیاد
یکی از بهترین راههای مقابله با آسیبهای اجتماعی از جمله اعتیاد، پیشگیری است. فرهنگ سازی در بسیاری از مسائل اجتماعی میتواند نقش مؤثری در پیشگیری از آسیبهای اجتماعی داشته باشد.
مبلغین گرانقدر به دلیل جایگاه روحانی و مقبولیت اجتماعی خود میتوانند در تصحیح و رشد فرهنگ اجتماعی نقش تعیین کننده داشته باشند. اگر در مواردی روحانیون مورد تعرض زبانی افراد زبون قرار میگیرند، به دلیل تأثیر آنان در مسائل اجتماعی و ممانعت آنها از تباهی مردم و کشور است.
مبلغ به عنوان مسئول و مدیر فرهنگ دینی مردم میتواند در زمینه پیشگیری از گسترش اعتیاد اقدام کند و به تناسب موقعیت و وضعیت محل تبلیغ خود، دلسوزانه نقش مؤثری داشته باشد. این اقدامات میتواند در قالبها و شیوه هایی با توجه به خلاقیت و ابتکار مبلّغ بروز کند که ذیلا به مواردی از باب نمونه اشاره میشود:
گاهی مناسب است که یک یا دو سخنرانی به طور مستقل به موضوع اعتیاد و مضرات ملی، مالی، اجتماعی، اخلاقی، انسانی و... آن اختصاص یابد.
در بخشهایی از سخنرانیهای مربوط به مباحث تربیتی، به بحث اعتیاد پرداخته شود، تا خانوادهها نسبت به خطرهایی که فرزندانشان را تهدید میکند آگاه شوند.
در سخنرانیهای مختلف و به مناسبت میتوان به مسئله اعتیاد اشاره کرد.
با تشکیل جلسات خاص برای جوانان، میتوان آنان را نسبت به دوستی با معتادان و منحرفان و آثار شوم آن حساس کرد.
اگر معتادان و منحرفین محافل یا جلساتی دارند، پس از شناسایی آن محافل و جلسات میتوان برخی از اقدامات را انجام داد که ذیلا به مواردی اشاره میشود:
برخی از نیروهای اصلی را - که سردمدار قضایا هستند - شناسایی و برای آنان برنامه ویژهای در نظر گرفته و نسبت به هدایت آنان اقدام کرد. در صورت اصلاح این افراد، دیگران نیز تحت تأثیر آنان اصلاح میشوند.
با توجه به اینکه در موارد بسیاری، خانواده این افراد از موضوع اعتیاد و یا در معرض اعتیاد بودن آنان بی خبرند، میتوان با واسطه، خانوادهها را مطلع ساخت، تا نسبت به اصلاح آنان فعال شوند.
اصلاح معتادان
گرچه مبلّغ بیش از هر چیز در جهت پیشگیری از گسترش اعتیاد میتواند نقش داشته باشد، لیکن با رعایت جوانب و دقت لازم، برای نجات معتادان هم میتواند به طور مؤثر عمل کند؛ زیرا اگر مبلّغ با مشارکت خانوادهها و معتمدین محل نسبت به بازسازی افراد آلوده اقدام کند، ضمن احیاء یک انسان، تأثیر بسیار زیادی در مردم و خانوادههای آنان به جای خواهد گذاشت.
برای تأثیر در افراد معتاد، کسانی که خود سابقه اعتیاد داشته و ترک کردهاند و از ثبات قدم برخوردارند، از بهترین نیروهای توانمند برای نفوذ در بین این افراد بوده، بدین وسیله امکان آماده سازی آنان برای ترک افزایش مییابد.
برای اصلاح و بازپروری معتادان، مبلّغ میتواند پس از آماده سازی معتاد برای ترک، با سازمانهای مربوط ارتباط برقرار کرده و در جهت حل این معضل اقدام کند.
صیانت پس از ترک
پس از ترک اعتیاد، از مسائل مهم، حفظ معتاد از بازگشت به دامن اعتیاد است. برای دستیابی به این مقصود، راههای بسیاری قابل تصور است که ذیلا به مواردی اشاره میشود:
بهتر است با تشکیل جلسات مستمر برای این افراد، به تقویت انگیزه و اراده آنان کمک شود.
با احیاء حیثیت اجتماعی آنان، زمینه پذیرش و ورود در مسیر عادی زندگی برای آنان فراهم شود.
افراد جدی و مثبت برای دوستی با آنان گمارده شوند تا خلأ عاطفی آنها جبران و در مسیر صحیح تثبیت گردند.
پیگیری برای حل معضل اشتغال آنان نیز از تأثیر انکار ناپذیری برخوردار خواهد بود.
از آنجا که این افراد به دلیل اعتیاد دچار تزلزل و مشکلات خانوادگی میشوند، حل این مشکلات، آنان را از خطر اعتیاد دور خواهد ساخت.
لازم به ذکر است که مبلّغ در جهت دفاع از این افراد و ترغیب مردم به اعتماد به آنان، نباید زیاده روی کند؛ چون در صورت ایجاد مشکل، ممکن است مبلّغ نیز یک طرف قضایا محسوب شود.
از اینرو فعال سازی معتمدین محلی و رعایت اعتدال، تا حدودی مسائل جانبی آن را کنترل میکند.
در پایان متذکر میشود که مبلّغ در اقدامات، حرکتها و پیگیریهای خود در زمینه حل معضل اعتیاد، باید از جهات مختلف مواظب باشد، تا هم به وظیفه دینی خود عمل کند و هم آبرو و حیثیت روحانیت محفوظ بماند و خدای ناکرده در بین مردم دچار مشکل نشود.
نوآوری
در فعالیتهای تبلیغی یکی از نکات بسیار ارزشمند و مبنایی که باید مورد توجه مبلّغان باشد و در موفقیت آنان بسیار کار ساز بوده و هست، خلاقیت و ابتکار است.
نوآوری، حرکت و پویایی قافله رشد بشری است. نوآوری، دستیابی به قلههای رفیع دانش و یافتن پاسخ مجهولات است. نوآوری، طراوت زندگی است. نوآوری، رمز موفقیت انسانهای بزرگ تاریخ است. نوآوری، راه برون رفت از بسیاری از مشکلات است. نوآوری، یکنواختی خسته کننده زندگی را به شادابی و نشاط تبدیل میکند و بالاخره نوآوری، زاینده اندیشههای خلّاق در عرصههای مختلف اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، صنعت و... میباشد. نوآوری در رشد فرهنگ دینی و انتقال معارف اسلامی به مخاطبان گوناگون، نیز از جایگاه ویژهای برخوردار است.
روحانیت و نوآوری
از ویژگیهای حوزههای علمیه، قدمت و پیشینه چندقرنی آن و دستیابی به روشهای بدیع و کم نظیر در دنیای سیستمهای آموزشی است.
در گذشتههای نه چندان دور، روحانیان توانستند با توجه به نیازها و توانمندیهای مکتب خویش، حوزهها را اداره کنند و در زمان غیبت حضرت ولیعصر(ع) سکّاندار کشتی تفکرات شیعیان گردند؛ آنان در مقاطعی از تاریخ برای جوامع و ملتهای بسیاری سرمشقی زیبا و ارزشمند بودند،اما در زمان ما مسائل علمی دارای تغییرات شگرفی شده که باید موردتوجه مدیران حوزه، حوزویان و مبلّغان بزرگوار قرار گیرد.
در دو قرن اخیر، تحولات برقآسا، جهان را در هر ساعت یا در هر دقیقه، با حرفی نو، حرکتی بدیع و اختراعی تحولساز روبرو ساخته است. همه این تحولات، مرهون ایجاد رشتههای مختلف و بسیار ریز در شاخههای علوم مختلف است.
محافل علمی جهان و دانشمندان امروز به دنبال جامع معقول و منقول شدن نیستند که به هیچ روی تحقق یافتنی نیست، بلکه به دنبال اختراعی نو در یکی از شاخههای فرعی علومند.
به تناسب این حرکت و پویایی، نیازهای جدیدی در جهان تعریف شده، که بخشهایی مربوط به معارف و گزارههای دینی در ابواب مختلف است. تحولات در حوزههای علمیه، به نسبت معدل تحولات جهانی بسیار کند عمل کرده است، به گونهای که اگر حقانیت خود دین نبود، ما به لحاظ برنامهریزی میبایست در لابلای چرخ و دندههای نوآوریهای جهان، نابود میگشتیم.
از اینرو، به نظر میرسد نوآوری در عرصههای ذیل، ضرورت آنی و بیدرنگ حوزههای علمیه است.
حوزه باید به تناسب نیازهای امروز و دگرگونیهای فراوان، پس از تبیین دقیق رسالت، به ترسیم اهداف کلان ثابت و انعطافپذیر روی آورد؛ زیرا برخی از اهداف مانند دستیابی به معارف قرآن و اهل بیت، از اهداف ثابت حوزه میباشد؛ اما در موضوع بیان معارف برای عموم مردم، صرفاً عرصه منبر و یا صدا و سیما نمیتواند هدف ثابت قرار گیرد؛ چرا که هر زمان در عرصه ارتباطات، ابزارهایی جدید به میدان میآید که حوزه در باره استفاده از آنها باید اهدافی انعطافپذیر ترسیم کند؛ مثلاً بایستی شناخت همه ابزارهای ارتباطی و استفاده از آنها در پیامرسانی دینی به عنوان هدف ترسیم گردد که بتواند در مورد ابزارهای ارتباطی فعلی و آینده به این عنوان، فرا روی مدیران تبلیغی حوزه، ثابت بماند.
پس از اهداف کلان، ترسیم اهداف عملیاتی که کاملاً مشخص و قابل ارزیابی باشند، ضروری است.
راههای دستیابی به اهداف عملیاتی باید کارشناسانه و با استفاده از گذشته و تجارب بشری در اداره سازمانهای آموزشی جهان طرّاحی گردد.
در سازمان آموزشی حوزه، باید برنامهها با اولویت تهذیب بر علم تدوین گردد و الّا سقوط معنوی حوزهها و به تَبَع انحطاط فرهنگی جامعه حتمی است.
برای تربیت طلاب مهذَّب نیاز به برنامهریزی دقیق، عمیق و کارشناسانه میباشد. امروز برنامههای تهذیب و اخلاق از کمترین نوآوری برخوردار نیست. همچنان به توصیههای اخلاقی بزرگان – آنهم خیلی محدود - که در جایگاه خود ارزشمند است، اکتفا میشود که واقعاً کافی نیست.
امروز باید هدف از تهذیب و اخلاق، در هر سال با رویکردی نو و براساس معارف دینی، تبیین گردیده و راههای دستیابی به هر هدف، مشخص شود؛ نه آنکه طلاب را بین رسیدن به جایگاه پیامبر خاتم(ص) و وادادگی همه جانبه اخلاقی، حیران رها سازیم.
امروزه میتوان طلاب را در برنامهریزی تحصیلی و استفاده بهینه از عمر، بهره برداری مطلوب از فضای آموزشی و نیروهای علمی، راهنمایی کرد. همچنین با آموزشهای ویژه و بیان تجارب علماء سلف و تجارب طلاب خلّاق و نوآور امروز، دانش پژوهان و متعلمین حوزه را یاری نمود.
از مهمترین و تأثیرگذارترین عوامل در مجموعههای آموزشی، اساتید میباشند. استادی که در عرصه تدریس، هیچگونه نوآوری نداشته و همانند اساتید چند نسل قبل تدریس میکند، نه تنها خود نوآوری ندارد؛ بلکه روحیه نوآوری را در طلّاب از بین میبرد.
ای کاش! اساتید، حداقل سعی میکردند گاهی به نوآوریهای طلاب بها داده و حرکتهای نو آنان را تشویق میکردند.
ای کاش! اساتید، اگر مطلب جدیدی از متعلم میشنیدند به توانمندی آن متعلم اذعان نموده، هم او را تشویق وهم نفس خویش را ترفیع میبخشیدند.
ای کاش! اساتید، در استفاده از ابزارهای آموزشی، رویکردی مثبت یافته، حداقل در استفاده از تابلو امساک نمینمودند.
ای کاش! اساتید، در آموزشهای علمی به جای حجیم کردن آموزشها، به فعالیتهای کارگاهی، فعالیتهای عملی، تمارین و حل مشکل و مسئله روی میآوردند.
ای کاش! حوزهها مانند دانشگاهها که دچار گسست علم و صنعت و رویکرد عملی در رشتههای مختلف علمی است، دچار گسست تعلیم و تبلیغ نگردند و با نوآوری، ارتباط این دو بخش را بیش از پیش، برقرار سازند.
اگر محقق به دنبال حرف نو نباشد، برای اثبات چه چیز تحقیق میکند؟ جابجا کردن مطالب، تغییر جلد و ترتیب کتابها، نه تنها پژوهش نیست که خیانتی به دنیای علم و موجب اتلاف عمر انسانها است.
ای کاش! در کشور به جای حمایت از چاپ کتابهای بیشتر، به تولید فکر بها داده و برای خدمت به علم، از نوشتن کتابهای غیر نوآور جلوگیری میشد.
نوآوری و تبلیغ
به طور کلی در دستورات دینی نمیتوان ایجاد تغییر کرد و نوآوری به معنای افزودن به دستورات دین بدعت و از گناهان کبیره محسوب میگردد؛ اما برای یافتن پاسخ پرسشها در هر زمان میتوان به منابع دینی مراجعه و با استنباط نیازهای روز به گزارههای جدید دست یافت.
در عرصه تبلیغ و بیان معارف اسلامی از زوایای مختلفی میتوان حرکتهای نو آورانه داشته، برای دستیابی به ابتکار و جذابیت از آنها بهره برد. نوآوری در این بخش بهترین شیوه مؤثر برای جذب مخاطبان به مباحث دینی است.
اکنون برخی از موقعیتها و زمینههای بروز نو آوریهای صحیح و مقبول را بیان میکنیم.
ترجمه بخشی از متون دینی مربوط به سالیان گذشته میباشد، از اینرو لازم است این ترجمهها هر بیست سال روز آمد شود تا از طراوت برخوردار و به زیبایی با مخاطبان خود ارتباط جذاب برقرار نماید. چه زیباست که برای ترجمه آیات و روایات به جای استفاده از لغتهای باستانی، از واژگان نو و امروزی بهره برداری شود. این امر در عرصه تبلیغ از جایگاه ویژهای برخوردار است و اگر مبلّغان در بیان معارف دینی از ادبیات زیبا و جذاب زمان سود برند، در حد زیادی برای سخنرانیهای خود جاذبه ایجاد کرده، احساس نو آوری را به شنوندگان خود القاء میکنند.
هنر ابزار انتقال جذاب پیام به مخاطب میباشد. حال اگر مبلّغ با بهره بردن از شاخههای مختلف هنری بتواند به تبلیغات خود طراوت و تازهگی بخشد، قطعا در تبلیغ موفق خواهد شد. قرآن با استفاده بسیار عمیق از هنر فصاحت و بلاغت پیامهای خود را به مخاطبان منتقل نموده است.
با تغییر یا طراوت بخشی به فضاهای تبلیغی مانند مساجد و...میتوان نوآوری در تبلیغ ایجاد کرد.
اگر از فضاهای تفریحی و جذاب مانند پارکها، دامنه کوهها، اماکن ورزشی و... برای تبلیغ دین استفاده شود، آن هم نو آوری تلقی خواهد شد.
خلاقیت در نحوه ارتباط با مردم و شیوههای برقراری ارتباط صمیمی با آنان، خود زمینه بروز نوآوریهای بسیاری میتواند باشد.
شاخههای مختلف برنامههای فرهنگی مسجد و توجه دقیق و گسترده مبلّغ به نوآوری در هر بخش میتواند زمینه ساز بروز نوآوری باشد.
در انواع و اقسام کمک رسانیهای اقتصادی به محرومین محل و شیوههای جذاب انجام این امور میتوان خلاقیتهای بسیار ایجاد کرد.
در انجام خدمات اجتماعی نیز زمینههای فراوانی برای بروز نوآوریها وجود دارد.
فصل هشتم: جلسات پرسش و پاسخ
عرصه تبلیغات دینی
مقدمه
یکی از شیوههای جدید در عرصه تبلیغات دینی که از موفقیت هم برخوردار بوده است، جلسات پرسش و پاسخ دینی است. اگر این جلسات به صورت بایسته تشکیل و به خوبی مدیریت شود، از تأثیرات غیر قابل انکاری برخوردار خواهد بود؛ از اینرو در باب اهمیت و برنامه ریزی برای این جلسات مطالبی بیان میگردد.
فصل هشتم: جلسات پرسش و پاسخ
عرصه تبلیغات دینی
انسان موجودی پرسشگر
مبلغ آگاه و دلسوز قبل از برگزاری جلسات پرسش و پاسخ، باید در نگرش خویش کنکاشی داشته باشد که آیا به این جلسات به صورت ابزاری توجه دارد و به دلیل اعتقاد عمیق به پرسشگری انسان به این حرکت روی آورده است؟ نگاه دقیق مبلّغ در این عرصه موجب میشود که با متانت و اعتقاد قلبی این جلسات را تشکیل داده، کارشناسانه و متین هدایت کند.
انسان موجودی دارای عقل و اندیشه است و به لحاظ توان پی بردن به راز مجهولات، همواره باپاسخ به حس کنجکاوی خود، احساس هویت انسانی میکند و با تلاش برای یافتن و پی بردن به علوم جدید، روح حقیقت جوی خویش را سیراب و در این راه به طور عجیبی احساس شادی و لذت میکند.
برخی از انسانها برای پاسخ به این نیاز ژرف و عمیق خود در طول تاریخ مشکلات طاقت فرسایی را به جان خریده و انواع لذتهای مادی را دراین مسیر قربانی کردهاند. همه اختراعات، اکتشافات و پیشرفتهای علمی بشر مرهون همین حس کنجکاوی است و هرگونه تغییر در زندگی بشر از غارنشینی تا تسخیر فضا و کنکاش در اعماق دریاها و پی بردن به راز اتمها و پرواز بربال امواج و تبدیل کره بزرگ زمین به دهکده جهانی و... بازتاب همین پرسشگری آدمی است.
دربین علومی که برای آدمی جذاب بوده و در ادوار مختلف حیات خویش به درک آن علاقه نشان داده است، چند موضوع بسیار اساسی در حیطه آفرینش است؛ چگونه آفریده شده؟ آفریننده او کیست؟ وظیفه او در برابر آفریننده اش چیست؟ و درنهایت به کجا خواهد رفت؟ و سرانجام، جهان چه خواهد شد؟
روزها فکر من این است و همه شب سخنم
که چرا غافل از احوال دل خویشتنم
زکجا آمدهام آمدنم بهر چه بود
به کجا میروم آخر ننمایی وطنم
انسان به دنبال آنست که آفریننده خود را بشناسد، غرض از آفرینش خود را بداند، و به دنیای پس از مرگ پی ببرد، که اینها در حیطه علم کلام و مباحث اعتقادی است. پس از شناخت و اعتقاد به خدا و قیامت، این پرسش برای او مطرح است که چگونه از آفریننده نعمتهای فراوان جهان تشکر کند، و این حوزه عبادات است. پس از آن میخواهد بداند که وظائف اجتماعی، سیاسی و... که آفرینندهاش برای او مشخص کرده کدام است تا به آنها عمل کند. این مسائل نیز بخشی از معارف دینی را شامل میشود.
امروزه ادیان الهی به ویژه اسلام به این سؤالات پاسخ میگویند. همچنین به صورت عقلانی فلسفه اسلامی به مبانی این سؤالات میپردازد و علماء اسلام با استفاده از منابع دینی و با استدلالهای فلسفی به گونهای این پرسشها را پاسخ میگویند که اندیشه را قانع و درون آدمی را آرام سازند.
سؤالات مذکور برای همگان؛ در هر سطحی از آگاهی که باشند، مطرح است و مبلّغان دینی باید بر اساس دریافتهای اسلامی خود و با استدلالهای قانع کننده سعی نمایند به تناسب سطح فکر مخاطبان، همگان را در یافتن پاسخ و اقناع فکر و اندیشه یاری کنند. همانگونه که در قرآن و روایات اهل بیت عصمت و طهارت(ع) اهتمام به پرسشها و پاسخ و یا هدایت آن پرسشها در مجرای درست آن موج میزند.
فصل هشتم: جلسات پرسش و پاسخ
عرصه تبلیغات دینی
قرآن و پرسشگری
روحیه کنجکاو و پرسشگر آدمی در قرآن مجید مورد توجه بوده و در آیات بسیاری به این امر پرداخته شده که شایسته است نکاتی در مورد این آیات مطرح میکنیم.
در آیات بسیاری سؤال مردم عینا با واژه «یسئلونک» و یا «اذا سئلک» بیان شده و قرآن به پاسخ سؤالات پرداخته است و این نشان دهنده اهتمام قرآن به پاسخگویی و توجه به اندیشه و روح کنجکاو و جستجوگر آدمی است.
در مواردی سؤالی مطرح شده ولی از آنجا که پرسش بی مورد و یا بی فایده بوده، قرآن پاسخ نگفته و یا آنکه اگر سؤالی که مطرح شده جواب آن از اهمیت ویژه برخوردار نبوده، قرآن ضمن جواب اجمالی، بصورت مفصل به بخشی پرداخته که مورد نیاز مخاطبان است، این موضوع در ادامه مقاله خواهد آمد.
در موارد بسیاری، قرآن خود ایجاد سؤال کرده تا روح کنجکاو آدمی را فعال سازد و گاهی این عمل در شیوه تبلیغ پیامبران(ع) نیز دیده شده است که در اینجا نمونه هایی از هر دو مورد بیان میشود.
الف) قرآن مجید میفرماید:
(أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ یُتْرَکُوا أَنْ یَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا یُفْتَنُونَ)؛ )(1)( «آیا مردم خیال کردند که اگر گفتند ایمان آوردیم رها شده و آزمایش نمیشوند.»
(أَ لَمْ یَأْنِ لِلَّذینَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِکْرِ اللَّهِ وَ ما نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ)؛ )(2)( «آیا برای افراد با ایمان زمان آن نرسیده که قلوبشان در برابر یاد خدا و آنچه از حق نازل گشته خاشع گردد.»
(أَ لَمْ تَرَ کَیْفَ فَعَلَ رَبُّکَ بِعادٍ)؛ )(3)( «آیا ندیدی پروردگارت با قوم عاد چه کرد؟»
(أَ لَمْ تَرَ کَیْفَ فَعَلَ رَبُّکَ بِأَصْحابِ الْفیلِ)؛ )(4)( «آیا ندیدی خدایت با اصحاب فیل چه کرد؟»
ب) حضرت یوسف(ع) برای هدایت دوستان زندانی خود یک سؤال اساسی مطرح و مخاطبان خود را به تفکر وا میدارد.
(أَ أَرْبابٌ مُتَفَرِّقُونَ خَیْرٌ أَمِ اللَّهُ الْواحِدُ الْقَهَّارُ)؛ )(1)( «آیا خدایان متفرق بهترند یا خدای یکتای قهار.»
همه این پرسشها و پرسشهای فراوان دیگری که از این نوع در قرآن آمده، زمینه فکر و اندیشه را برای انسان ایجاد میکند.
(فَإِنِ اتَّبَعْتَنی فَلا تَسْئَلْنی عَنْ شَیْءٍ حَتَّی أُحْدِثَ لَکَ مِنْهُ ذِکْراً)؛ )(2)( «اگر از من تبعیت کردی از آنچه انجام میدهم هیچ سؤال مکن تا وقتی که من از آن تو را آگاه سازم.»
موسی(ع) از جانب خداوند به حضرت خضر(ع) رسیده است، پس فردی که مورد اعتماد تام واقع شده نباید لحظه لحظه از هر عمل او سؤال شود.
ما هم اگر با دلیل و برهان به حقانیت قرآن و کلام خداوند بودن آن پی بردیم، پس از آن نباید از راز هر حکم و دلیلی سؤال کنیم و در صورت عدم دریافت فلسفه حکمی، آن حکم را باطل بپنداریم.
فصل هشتم: جلسات پرسش و پاسخ
عرصه تبلیغات دینی
ایجاد فرصت برای طرح سؤالات دینی
از آنجا که تبلیغات دینی ما غالبا به صورت سخنرانی و ارائه مطلب از سوی گوینده القاء میشود، مردم دراین جلسات به طور بایسته فعال نبوده و معمولا زمینه طرح سؤالات و بیان مشکلات فکری برایشان فراهم نمیشود؛ از اینرو ایجاد زمانی خاص برای طرح سؤالات مردم، کاری شایسته و بسیار ارزشمند است.
فصل هشتم: جلسات پرسش و پاسخ
عرصه تبلیغات دینی
فضاهای طرح سؤالات
برای بیان سؤالات مردم، مبلّغ میبایست حتما زمانهایی را اختصاص دهد و صبورانه سخنان آنان را شنیده و به راهنمایی و هدایتشان بپردازد. زمانها و فضاهای طرح سؤال میتواند در قالبهای ذیل برگزار شود:
پس از نماز صبح و عشاء، برای سؤالات خصوصی و احکام زمانی مشخص شود.
حدود یکساعت قبل از غروب آفتاب، برای سؤالات اعتقادی، راهنمایی و مشاوره در امور خانوادگی و اجتماعی، حل اختلافات و اصلاح مشاجرات و... میتواند اختصاص یابد.
در هفته یک شب برای طرح سؤالات عمومی و پاسخ به آنها مناسب است.
توجیه و کنترل عملکرد این افراد، لازم است توسط روحانی پیگیری شود.
فصل هشتم: جلسات پرسش و پاسخ
عرصه تبلیغات دینی
شیوه برگزاری جلسات عمومی
از بین همه فضاهایی که برای پاسخ به سؤالات مردم بر شمردیم، برگزاری جلسات عمومی پرسش و پاسخ از اهمیت ویژهای برخوردار است. زیرا اداره کارشناسانه آن، از سویی دارای تأثیر گسترده و از سوی دیگر دارای حساسیت خاصی است، به حدی که عدم کنترل آن گاهی ضایعات جدی به دنبال خواهد داشت؛ از اینرو به برخی از مسائلی که باید در این جلسات مورد توجه قرار گیرد اشاره میشود؛ گرچه برخی از این مسائل در جلسات پرسش و پاسخ صنفی و یا خصوصی هم میتواند کارساز باشد.
شروع جلسه با تلاوت آیاتی از قرآن مجید باشد که زمینه ساز رشد روحیه معنوی و آمادگی بیشتر برای پذیرش کلام حق خواهد بود.
اعلان شود که سؤالات به صورت کتبی مطرح شود.
حیطه موضوعات مورد بحث مشخص شود، که آیا از مباحث اعتقادی، اخلاقی، سیاسی، احکام و... کدامیک مورد پرسش و پاسخ قرار میگیرد.
اگر جلسه مخصوص بانوان بوده و اداره کننده آن یکی از مبلغین است، سعی شود حتی الامکان با حضور چند مرد میان سال و یا سالمند برگزار شود.
پس از طرح سؤال و قبل از پاسخگویی، به حاضران - در جلسه - فرصت داده شود تا در صورت آمادگی پاسخ سؤال را بیان کنند و پس از آن، مبلّغ جواب نهایی را مطرح کند.
زمان جلسه به حدی طولانی نشود که برای شنوندگان خسته کننده باشد.
پس از جلسه، کسانی که سؤال کردهاند مورد مهر بیشتری قرار گیرند تا جرأت طرح سؤال و گفتگو با مبلّغ را از دست ندهند.
پس از اتمام جلسه، حتما مبلّغ دقایقی را در جمع صمیمی شرکت کنندگان بنشیند. این حرکت فوائد بسیاری دارد که به چند مورد اشاره میشود:
الف) کسانی که بخواهند برای درک بیشتر با مبلّغ سخن بگویند، فرصت مناسبی مییابند.
ب) حدود موفقیت جلسه در گفتار افرادی که گرداگرد مبلّغ مینشینند مطرح، و نقاط ضعف و قوت مشخص میشود.
ج) شنوندگان احساس نمیکنند که مبلّغ سخنانی گفته و با سرعت معرکه را ترک کرده است.
د) در این نشستهای صمیمی تأثیرات تربیتی فراوانی وجود دارد که گاهی از جلسه اصلی کمتر نیست.
فصل هشتم: جلسات پرسش و پاسخ
عرصه تبلیغات دینی
ویژگیهای پاسخ گوینده
مبلغ برای دستیابی به اهداف تبلیغی خود در جلسات پرسش و پاسخ، باید ویژگیهایی را لحاظ کند که گاهی عدم توجه به آنها موجب شکست، سرخوردگی و بی آبرویی برای او گشته، مشکلات فراوانی را به دنبال خواهد داشت. در اینجا به برخی از این ویژگیها در دو بخش «ویژگیهای ظاهری» و «روحی روانی» میپردازیم.
ویژگیهای ظاهری
در همه جلسات - به ویژه مجالس پرسش و پاسخ - مبلّغ با رعایت مسائل ذیل میتواند موفقتر عمل کند:
لباسها نظیف بوده، از پوشیدن لباسهای پاره، چروک خورده و عمامه نامنظم خودداری شود.
موی سر و صورت اصلاح شده و در عین حال شانه کرده و منظم باشد.
اگر مبلّغ کتاب، دفتر، جزوه و یادداشت همراه دارد، منظم و آراسته بوده، به هیچ وجه آشفته، پاره و یا نامنظم احساس نشود.
از آنجا که برخی از مردم با حساسیت زیادی رفتار روحانیون و بستگان آنان را زیر نظر دارند، اگر مبلّغ فرزند پر تحرک و شلوغی دارد، از همراه بردن در این جلسات پرهیز کند؛ زیرا هر حرکت غیرقابل انتظار او افکار مردم را مشوش میکند.
مبلّغ از همراه داشتن کیف و تزئینات خیلی جذاب و یا رفتارهایی که دلالت بر ناز پروردگی و نشان دهنده رفاه زدگی است، باید پرهیز کند.
از حساسیت نسبت به نشستن در جای مخصوص و یا صدر مجلس که نشان دهنده توقع بی جا و انتظار زیادی است بپرهیزد؛ همانگونه که پیامبر(ص) در جلسات بگونهای مینشستند که افراد غریبه ایشان را نمیشناختند.
ویژگیهای روحی روانی
مسائلی را که از جهت روحی روانی باید گوینده در جلسات پرسش و پاسخ رعایت کند، امور فراوانی است که اکنون به مواردی اشاره میشود:
گاهی مبلّغ در فراز و نشیبهای بحث، از کوره در رفته و با پرخاش به سؤال کننده، مشکل ایجاد میکند و گاهی مکتب و مجموعهای را که احساس میکند سؤال کننده طرفدار آن است، مورد تعرض قرار میدهد. این رفتارها گوینده را شکست خورده و طرف مقابل را موفق جلوه میدهد.
مبلّغ باید آمادگی پذیرش حق را داشته، اگر مطلب حقی را شنید بزرگوارانه بپذیرد که در روایت آمده است: «تَوَاضَعْ لِلْحَقِّ تَکُنْ أَعْقَلَ النَّاسِ؛ )(1)( در برابر حق کرنش کن تا عاقلترین مردم باشی.»
از نظر روحی توان آن داشته باشد که اگر مطلبی را نمیداند با صراحت بگوید «نمی دانم، مطالعه میکنم و در جلسات بعد پاسخ میگویم.»
هر گاه در حین بحث احساس مشکل نمود، یک لحظه به خداوند توجه کند و ضمن اظهار عجز، در دل بگوید: «خدایا! میخواهم از دین تو دفاع کنم، مرا کمک کن.» همین یک آن توجه، در بسیاری از مواقع موجب نزول برکات میگردد.
اگر در جلسهای به خوبی بحث اداره شد و شیطان آدمی را به غرور علمی کشاند، مبلّغ سعی کند در همان حال به خدا توجه کرده و بگوید: خدایا! یک آن مرا به خود وامگذار که حتما آبرویم خواهد رفت.
1) . کافی، ج 1، ص 15؛ بحارالانوار، ج 1، ص 125.
هدایت محتوایی
از آنجا که جلسات پرسش و پاسخ به لحاظ کمی و کیفی، خصوصی و یا عمومی بودن و... متفاوت است، بایدها و نبایدهای گوناگونی به تناسب هر کدام میتواند مطرح شود، لیکن از آنجا که بسیاری از مسائل میتواند برای همه جلسات و در هر حال مطرح باشد و فقط از حیث شدت و ضعف متغیر است، ما مسائل مشترک را در این فصل مورد بحث قرار میدهیم.
مبلّغ باید حیطه بحث و پرسشها را مشخص کرده، به دنیای بی کران چراهای بی مرز وارد نشود و قبل از شروع، موضوع جلسه را مطرح کند و از حاضران بخواهد درباره همان موضوع سؤالات خود را مطرح کنند.
لازم است براساس موضوع جلسه، مبلّغ حتی الامکان مطالعات خود را به روز کرده و با حضور ذهن وارد جلسه شود.
از شیوه «الکلام یجر الکلام» در هنگام پاسخگویی به سؤالات بپرهیزد؛ زیرا بحثهای بیش از حد حاشیه ای، شنوندگان را خسته و آزرده میکند.
از پاسخگویی به برخی از سؤالات باید پرهیز کند.
قرآن مجید میفرماید:
(یَسْئَلُونَکَ عَنِ السَّاعَةِ أَیَّانَ مُرْساها قُلْ إِنَّما عِلْمُها عِنْدَ رَبِّی)؛ )(1)( «درباره قیامت از تو سؤال میکنند، کی فرا میرسد؟ بگو: علمش فقط نزد پروردگار من است.»
مبلغ که به همه علوم اولین و آخرین و عالم غیب مسلط نیست تا همه سؤالات را پاسخ گوید.
1) . اعراف/187.
قرآن مجید میفرماید:
(فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ)؛ )(1)( «اگر نمیدانید از اهل ذکر سؤال کنید.»
این یک اصل عقلانی است که از اهل خبره سؤال شود. حال اگر مردم وظیفه دارند از اهل فن سؤل کنند، گوینده هم اگر اهل فن نیست نباید پاسخ گوید.
(یَسْئَلُونَکَ ما ذا یُنْفِقُونَ قُلْ ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ خَیْرٍ فَلِلْوالِدَیْنِ وَ الْأَقْرَبینَ وَ الْیَتامی وَ الْمَساکینِ وَ ابْنِ السَّبیلِ وَ ما تَفْعَلُوا مِنْ خَیْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلیمٌ)؛ )(2)( «از تو سؤال میکنند چه چیز انفاق کنند؟ بگو: هر خیر و نیکی که انفاق میکنید، باید برای پدر و مادر و نزدیکان و یتیمان و مستمندان و درماندگان در راه باشد. و هر کار خیری که انجام دهید، خداوند از آن آگاه است.»
در اینجا پرسشگر از اینکه چه چیز انفاق کند سؤال میکند، قرآن جواب میدهد: هر چه خیر بر او اطلاق شود وخوب است انفاق کنید، لیکن این زاویه که به چه کسانی انفاق شود مهم است و در عین حال از آن سؤال نشده است؛ ولی قرآن به آن میپردازد که ابتداء به پدر و مادر، بعد خویشان، سپس... .
(لا تَسْئَلُوا عَنْ أَشْیاءَ إِنْ تُبْدَ لَکُمْ تَسُؤْکُمْ)؛ )(1)( «از چیزهایی سؤال نکنید که اگر برای شما آشکار شود شما را ناراحت میکند [و دچار مشکل میشوید].»
یکی از مصادیق سؤالات بی جا قصه گاو بنی اسرائیل است که حضرت موسی(ع) از آنان خواست گاوی را بکشند و آنان سؤالات زیادی مطرح کردند و هر چه به نشانیهای گاو افزوده شد، مشکل آنان بیشتر شد. در روایتی آمده است که اگر آنان همان اول یک گاو معمولی را میکشتند مشکل حل میگشت.
1) . مائده/101.
در این جلسات به هیچ وجه نباید به توجیه خطاهای مسئولین پرداخت، بلکه حداکثر میتوان گفت که نباید از مسئولین انتظار عصمت داشته باشید. در هر صورت اشتباه دیگران را نباید توجیه کرد.
ممکن است سؤالی نوشته شده باشد که اگر مطرح شود، در ذهن شنوندگان شبهه ایجاد میکند، در حالی که آن شبهه در بین مردم شایع نشده است. باید از طرح چنین پرسشهایی و پاسخگویی به آن در محافل عمومی خودداری کرده، به سؤال کننده گفته شود که برای پاسخ شخصا بعد از جلسه یا در فرصتی دیگر مراجعه کند.
در اینجا باید اذعان کرد که توجه به حیطه گستره شبهه و شناخت صحیح آن بستگی به هنر و شناخت دقیق اجتماعی مبلّغ دارد.
همچنان لازم به ذکر است که طرح پرسشهایی در سخنرانیهای مستقل و پاسخگویی به آن در صورتی زیبنده است که شبهه در بین اکثر مردم مطرح و تأثیر منفی گذاشته باشد، اما اگر مردم از شبههای بی خبرند، طرح آن، خود مشکل آفرینی است.
شخصی از حضرت علی(ع) در مورد قدر سؤال میکند، حضرت میفرمایند:
«بَحْرٌ عَمیِقٌ فَلَا تَلِجْهُ؛ )(1)( دریای ژرفی است، در آن فرو نرو.»
فرد دیگری سؤال میکند، حضرت چون توان علمی او را قابل درک مییابند، میفرمایند:
«لَا جَبْرَ وَلَا تَفْوِیضَ بَلْ اَمْرٌ بَیْنَ اَمْرَیْنَ؛ )(2)( نه جبر و نه تفویض است، بلکه امری بین این دو امر است.»
س گاهی یک سؤال به فردی پاسخ گفته شده و به دیگری توصیه میشود که به دنبال جواب آن نباشد.
فصل نهم: مبلّغ و مناسبتها
نیمه ماه شعبان
اشاره
از بهترین فرصتهای تبلیغی شناخته شده ماههای رمضان، محرم، صفر، فاطمیه، وفیات، اعیاد، نماز جمعه، مناسبتهای انقلاب، اوقات فراغت تابستانی و... میباشد که مبلغین میتوانند در این فرصتها جهت ارشاد و رشد مخاطبان کوشش کنند.
اکنون مسائلی را در مورد چند مناسبت به دلیل اهمیت آن مطرح مینماییم.
امام زمان(ع) و حجت دوازدهمین شیعیان جهان، در شب نیمه شعبان چشم به جهان گشود. امید همۀ پیامبران(ع)، اوصیاء و اولیاء الهی برای حکومت عدالت در گیتی، پا به عرصۀ جهان نهاد. نیمه شعبان خاطرهانگیزترین و شادترین ایام سال، برای شیعیان است؛ در این روز افراد گوناگون و علاقهمندان به اهلبیت عصمت و طهارت(ع)، همه به گونهای، شادمانی خود را ابراز داشته، به همدیگر این روز بسیار مهم را تبریک میگویند. در این شرایط بسیار زیبا، گردانندگان مجالس مذهبی، دچار سردگمی و بلاتکلیفی در نحوۀ ادارۀ این مجالساند؛ روحانیون و مدّاحان اهلبیت(ع) که در بیان مصائب ید طولایی دارند، در این ایام دچار مشکل گشته از روی ناچاری به رویههای مختلف و گاهی عجیب و غریب، روی میآورند و برخی به صراحت میگویند: ما الگوی مناسبی برای مجالس شاد نداریم و نمیدانیم در این موقعیتها چه باید کرد!.
از اینرو بهتر است دربارۀ این موضوع به برنامهریزی روی آوریم و ما هم به سهم خود مطالبی را در مورد آن، با الهام از سیرۀ معصومین(ع) بیان میکنیم تا انشاءالله مبلّغان گرامی به راههای مناسبی در این زمینه دست یابند. قبل از هر چیز لازم است، مروری بر جایگاه نیمۀ شعبان در لسان روایات داشته باشیم.
فصل نهم: مبلّغ و مناسبتها
نیمه ماه شعبان
نیمه شعبان و میلاد امام زمان(ع)
پانزدهم شعبان سال255ق روز میلاد منجی بشریت از گردابهای جهل و نادانی، ولیّ عصر، امام زمان ارواحنا لتراب مقدمه الفداء میباشد. مرحوم کلینی نقل میکند: «وُلِدَ الصَّاحِبُ(ع) فِی النِّصْفِ مِنْ شَعْبَانَ سَنَةَ خَمْسٍ وَ خَمْسِینَ وَ مِائَتَینِ؛ )(1)( امام زمان(ع) در نیمه ماه شعبان سال255ق به دنیا آمدند.»
گروهی از بزرگان از حکیمه خاتون حدیثی را نقل میکنند که فرمود: شب نیمه شعبان بود... شنیدم امام عسکری(ع) میفرماید: «عمهام! فرزندم را نزد من بیاور.» روپوش از او کنار زدم، دیدم او درحال سجده است و بر دست راست حضرت نوشته بود: (جَاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ کانَ زَهُوقاً) )(2)( او را در آغوش گرفتم، دیدم پاک و پاکیزه است. آنگاه در پارچهای پیچیده نزد پدر بزرگوارش بردم. آنجا حضرت فرمود: «اشْهَدُ اَنْ لَا اِلَهَ اِلَّا اللهُ وَ اَنَّ مُحَمَّدَاً رَسُولُ اللهِ وَ اَنَّ عَلیاً امیرُ المُؤْمِنینَ حَقّاً» آنگاه بر همۀ ائمه درود فرستاد تا به خودش رسید، و برای دوستانش دعا نمود که خداوند با فرج او آنها را دلشاد گرداند، سپس چشم گشود. )(3)(
تا آنجا که میگوید: مثل اینکه میان من و آقا، پردهای آویختند به طوری که او را نمیدیدم، از پدرشان پرسیدم آقا! بچه چه شد؟ فرمود: آن کس که از تو و ما به او نزدیکتر است، او را برد.
1) . بحارالأنوار، ج51، ص4.
2) . اسراء/81.
3) . «کَانَ لَیلَةَ النِّصْفِ مِنْ شَعْبَانَ... فَإِذَا أَنَا بِحِسِّ سَیدِی وَ بِصَوْتِ أَبِی مُحَمَّدٍ(ع) وَ هُوَ یقُولُ یا عَمَّتِی هَاتِی ابْنِی إِلَی فَکَشَفْتُ عَنْ سَیدِی فَإِذَا هُوَ سَاجِدٌ مُتَلَقِّیاً الْأَرْضَ بِمَسَاجِدِهِ وَ عَلَی ذِرَاعِهِ الْأَیمَنِ مَکْتُوبٌ جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ کانَ زَهُوقاً فَضَمَمْتُهُ إِلَی فَوَجَدْتُهُ مَفْرُوغاً مِنْهُ فَلَفَفْتُهُ فِی ثَوْبٍ وَ حَمَلْتُهُ إِلَی أَبِی مُحَمَّدٍ(ع) وَ ذَکَرُوا الْحَدِیثَ إِلَی قَوْلِهِ أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ وَ أَنَّ عَلِیاً أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ حَقّاً ثُمَّ لَمْ یزَلْ یعُدُّ السَّادَةَ الْأَوْصِیاءَ إِلَی أَنْ بَلَغَ إِلَی نَفْسِهِ وَ دَعَا لِأَوْلِیائِهِ بِالْفَرَجِ عَلَی یدَیهِ ثُمَّ أَحْجَمَ.» بحارالانوار، ج51، ص19.
در این روایت حکیمه میگوید: چون روز چهلم شد، به حضور امام حسن عسکری(ع) شرفیاب شدم، دیدم امام زمان(ع) در خانه راه میرود. صورتی نیکوتر از رخسار او و کلامی فصیحتر از گفتار او ندیدم. امام حسن عسکری(ع) فرمود: «عمه! این مولود پیش خدا بسیار عزیز است.» عرض کردم: آقا آنچه باید ببینم از چهل روزۀ او میبینم. امام(ع) تبسّمی کرد و فرمود: «عمهجان! نمیدانی که رشد یک روز ما ائمه برابر رشد یک سالۀ دیگران است؟» پس من برخاستم و سر آقا را بوسیدم و برگشتم، چون وقتی دیگر آمدم او را ندیدم! از امام(ع) جویا شدم فرمود: «او را به کسی سپردم که مادر موسی فرزند خود را به او سپرد.»
فصل نهم: مبلّغ و مناسبتها
نیمه ماه شعبان
نیمه ماه شعبان، شب پرستش
ماه شعبان باعظمت و بسیار ارزشمند است. در این ماه، شب نیمه شعبان از جایگاه ویژهای برخوردار است؛ همانگونه که در شبهای ماه رمضان، شب قدر اهمیت فوقالعادهای دارد. نیمه شعبان، شب عبادت و میلاد تبلور عبودیت حقیقی است.
در این شب با عظمت، عباداتی وارد شده که اکنون به مواردی میپردازیم:
پیامبر اکرم(ص) نقل میکنند که شب نیمه شعبان خواب بودم که جبرئیل نازل شد، به من گفت: ای محمد! آیا در چنین شبی میخوابی؟ سؤال کردم: مگر این شب چه شبی است؟ جبرئیل جواب داد: شب نیمه شعبان است ای محمد برخیز. او مرا بلند کرده با خود به بقیع برد، سپس گفت: سر بلند کن، این شبی است که درهای آسمان گشوده میشود؛ در نتیجه درهای رحمت، رضوان، مغفرت، فضل، توبه، نعمت، بخشش و احسان باز میشود... )(1)( .
«سَأَلْتُ عَلِی بْنَ مُوسَی الرِّضَا(ع) عَنْ لَیلَةِ النِّصْفِ مِنْ شَعْبَانَ فَقَالَ: هِی لَیلَةٌ یعْتِقُ اللهُ فِیهِ الرِّقَابَ مِنَ النَّارِ وَ یغْفِرُ فِیهَا الذُّنُوبَ الْکِبَارَ. قُلْتُ: فَهَلْ فِیهَا صَلَاةٌ زِیادَةً عَلَی صَلَاةِ سَائِرِ اللَّیالِی؟ فَقَالَ: لَیسَ فِیهَا شَیءٌ مُوَظَّفٌ وَ لَکِنْ إِنْ أَحْبَبْتَ أَنْ تَتَطَوَّعَ فِیهَا بِشَیءٍ فَعَلَیکَ بِصَلَاةِ جَعْفَرِ بْنِ أَبِی طَالِبٍ(ع) وَ أَکْثِرْ فِیهَا مِنْ ذِکْرِ اللهِ وَ الِاسْتِغْفَارِ وَ الدُّعَاءِ فَإِنَّ أَبِی(ع) کَانَ یقُولُ الدُّعَاءُ فِیهَا مُسْتَجَابٌ؛ )(2)( از امام رضا(ع) در مورد شب نیمه شعبان سؤال کردم، آن حضرت فرمودند: شبی است که خداوند افراد را از آتش جهنم آزاد میکند و گناهان کبیره را میآمرزد. سؤال کردم: آیا نمازی علاوه بر نمازهای عادی شبهای دیگر در این شب آمده است؟ فرمودند: نماز واجبی وارد نشده؛ لیکن اگر خواستی مستحبی را به جا آوری، پس نماز جعفر ابن ابی طالب(ع) را بجا آور و زیاد کن یاد خدا و استغفار و دعاء را، به درستیکه پدرم(ع) زیاد میفرمود: دعاء در شب نیمه شعبان مستجاب است.»
فصل نهم: مبلّغ و مناسبتها
نیمه ماه شعبان
نیمه شعبان و شب زندهداری
پیامبر گرامی اسلام(ص) فرمودند:
«مَنْ أَحْیا لَیلَةَ الْعِیدِ وَ لَیلَةَ النِّصْفِ مِنْ شَعْبَانَ لَمْ یمُتْ قَلْبُهُ یوْمَ تَمُوتُ الْقُلُوبُ؛ )(1)( کسی که شبهای عید فطر و نیمه ماه شعبان را احیاء بدارد، در روزی که قلبها میمیرند قلب او نمیمیرد.»
از علی ابن موسی الرضا(ع) نقل شده که فرمود:
«کَانَ عَلِی(ع) لَا ینَامُ ثَلَاثَ لَیالٍ لَیلَةَ ثَلَاثٍ وَ عِشْرِینَ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ وَ لَیلَةَ الْفِطْرِ وَ لَیلَةَ النِّصْفِ مِنْ شَعْبَانَ وَ فِیهَا تُقَسَّمُ الْأَرْزَاقُ وَ الْآجَالُ وَ مَا یکُونُ فِی السَّنَةِ؛ )(2)( علی(ع) همواره سه شب را نمیخوابید: شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان و شب عید فطر و شب نیمه شعبان و در این شب روزیها تقسیم و اجلها معلوم میگردد و مانند آن در سال نیست.»
و نیز در روایتی نقل شده:
«کَانَ عَلِی بْنُ الْحُسَینِ(ع) یجْمَعُنَا جَمِیعاً لَیلَةَ النِّصْفِ مِنْ شَعْبَانَ ثُمَّ یجَزِّئُ اللَّیلَ أَجْزَاءً ثَلَاثَةً فَیصَلِّی بِنَا جُزْءاً ثُمَّ یدْعُو فَنُؤَمِّنُ عَلَی دُعَائِهِ ثُمَّ یسْتَغْفِرُ اللَّهَ وَ نَسْتَغْفِرُهُ وَ نَسْأَلُهُ الْجَنَّةَ حَتَّی ینْفَجِرَ الْفَجْرُ؛ )(1)( امام سجاد(ع) در شبهای نیمه شعبان همۀ ما را جمع، سپس شب را سه قسمت میکرد؛ در یک بخش با ما نماز میخواند، بعد از آن در بخش دیگر دعا میفرمود و ما آمین میگفتیم و در جزء آخر، استغفار میکرد و ما هم استغفار میکردیم و از خدا بهشت را طلب میکردیم تا طلوع صبح.»
1) . وسائلالشیعة، ج8، ص110.
فصل نهم: مبلّغ و مناسبتها
نیمه ماه شعبان
زیارت امام حسین(ع)
یکی از اعمالی که در نیمه شعبان خیلی بر آن تأکید شده زیارت امام حسین(ع) است؛ ابی بصیر از امام صادق(ع) نقل میکند که فرمودند:
«مَنْ أَحَبَّ أَنْ یصَافِحَهُ مِائَةُ أَلْفِ نَبِی وَ عِشْرُونَ أَلْفَ نَبِی فَلْیزُرْ قَبْرَ الْحُسَینِ بْنِ عَلِی(ع) فِی النِّصْفِ مِنْ شَعْبَانَ فَإِنَّ أَرْوَاحَ النَّبِیینَ(ع) تَسْتَأْذِنُ اللَّهَ فِی زِیارَتِهِ فَیؤْذَنُ لَهُمْ؛ )(1)( کسی که دوست دارد با صد و بیست هزار پیامبر مصافحه کند، باید در نیمه شعبان قبر امام حسین(ع) را زیارت کند؛ هر آینه ارواح پیامبران(ع) از خداوند اجازه میخواهند که امام حسین(ع) را زیارت کنند و خداوند به آنان اجازه زیارت عنایت میفرماید.»
نیز از امام صادق(ع) نقل شده که فرمود:
1) . تهذیبالأحکام، ج6، ص48.
«إِذَا کَانَ لَیلَةُ النِّصْفِ مِنْ شَعْبَانَ نَادَی مُنَادٍ مِنَ الْأُفُقِ الْأَعْلَی زَائِرِی الْحُسَینِ(ع) ارْجِعُوا مَغْفُوراً لَکُمْ ثَوَابُکُمْ عَلَی رَبِّکُمْ وَ مُحَمَّدٍ نَبِیکُمْ؛ )(1)( هنگامی که شب نیمه شعبان فرا رسد، منادی از افق اعلی ندا دهد: ای زائرین امام حسین(ع) بر گردید در حالی که گناهانتان بخشیده و پاداش شما بر خدایتان و پیامبر(ص) است.»
در جای دیگر نیز از امام صادق(ع) نقل شده که فرمودند:
«مَنْ زَارَ الْحُسَینَ(ع) لَیلَةَ النِّصْفِ مِنْ شَعْبَانَ غَفَرَ اللَّهُ لَهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ وَ مَا تَأَخَّرَ وَ مَنْ زَارَهُ یوْمَ عَرَفَةَ کَتَبَ اللَّهُ لَهُ أَلْفَ حَجَّةٍ مُتَقَبَّلَةٍ وَ أَلْفَ عُمْرَةٍ مَبْرُورَةٍ وَ مَنْ زَارَهُ یوْمَ عَاشُورَاءَ فَکَأَنَّمَا زَارَ اللَّهَ فَوْقَ عَرْشِهِ؛ )(2)( کسی که در شب نیمه شعبان امام حسین(ع) را زیارت کند، خداوند گناهان گذشته و آینده او را میبخشد و کسی که آن حضرت را در روز عرفه زیارت کند، خداوند برای او هزار حج مقبول و هزار عمره مبرور مینویسد و کسی که در روز عاشورا آن بزرگوار را زیارت کند، مانند آن است که خداوند را بالای عرش زیارت کند.»
فصل نهم: مبلّغ و مناسبتها
نیمه ماه شعبان
برنامهها:
با توجه به روایاتی که بیان شد و برخی از روایات دیگر و مواردی که در سیره معصومین(ع) مطرح شده، میتوان مواردی را جهت برنامههای نیمه شبعبان، پیشنهاد کرد:
بیان ویژگیها و فضائل امام زمان(ع) با بیانی شاد و جذاب؛
زمینهسازی برای تعمیق معرفت امام(ع)؛
تربیت انسانهای منتظر با ملزومات مناسب آن؛
معرفی رفتارها و فعالیتهای مناسب با انتظار و زمینهسازی جهت اجرای گروهی آن همراه با روحانی؛ از باب نمونه میتوان صله ارحام یا رسیدگی به نیازمندان را مطرح کرده و برای هر فعالیت، اشخاص و یا فردی را معین نموده و زمان اجرای آن را مشخص ساخت و با مشارکت مردم به کارهای مورد رضای امام زمان(ع) پرداخته و لذّت آن فعالیتها را به افراد چشاند.
شب زندهداری به صورتی کاملاً متفاوت، بدون ذکر مصیبت؛ از باب نمونه میتوان با الهام از امام سجاد(ع)، بخشی را به خواندن نماز، بخشی را به دعاء دسته جمعی و بخشی را به استغفار اختصاص داد.
برگزاری جلسات جشن و سرور با ملاکهای دینی؛
تقدیر از نیروهای فرهنگی ـ مذهبی در اقشار مختلف اجتماعی که دارای نخبگی هستند؛
مدّاحی و بیان اشعار دقیق در فضائل اهلبیت عصمت و طهارت(ع) با صوت زیبا یا به صورت سرود؛
اجرای نمایشهای زیبا با ملاکهای شرعی با مضامین دینی و یا بر اساس تاریخ اسلام.
ماه مبارک رمضان، ماه نزول قرآن، ماه برکات واسعه الهی، و ماهی است که شب قدر در آن قرار گرفته است. این ماه مهمترین زمان برای تبلیغ معارف دینی است و مبلّغان گرامی میتوانند با الهام از آیات قرآن و روایات و ادعیه معصومین(ع)، جهت هدایت انسانها برنامه ریزی تبلیغی داشته باشند.
ما در این نوشتار میکوشیم که براساس آیات و روایات معصومین(ع) محورهایی را جهت تبلیغات مبلّغان عزیز بیان کنیم.
فصل نهم: مبلّغ و مناسبتها
ماه مبارک رمضان
برنامهها:
یکی از مباحث مهمّی که مناسب است مبلغین معارف دینی در ماه مبارک رمضان بدان بپردازند، بیان اهمیت این ماه است.
پیامبر اسلام(ص) در روز آخر ماه شعبان سخنرانی فرموده و با بیان اهمیت ماه مبارک رمضان، مردم را برای ورود به این ماه آماده میسازند. ایشان میفرمایند:
«اَیهَا النّاسُ اِنَّهُ قَدْ اَقْبَلَ اِلَیکُمْ شَهْرُ اللهِ بِالْبَرَکَةِ وَالرَّحْمَةِ وَالْمَغْفِرَةِ شَهْرٌ هُوَ عِنْدَ اللهِ اَفْضَلُ الشُّهُورِ وَ اَیامُهُ اَفْضَلُ الْاَیامِ وَ لَیالیهِ اَفْضَلُ اللَّیالی وَ ساعاتُهُ اَفْضَلُ السّاعاتِ. هُوَ شَهْرٌ دُعیتُمْ فیهِ اِلَی ضِیافَةِ اللهِ وَ جُعِلْتُمْ فیهِ مِنْ اَهْلِ کَرامَةِ اللهِ، اَنْفاسُکُمْ فیهِ تَسْبیحٌ وَ نَوْمُکُمْ فیهِ عِبادَةٌ وَ عَمَلُکُمْ فیهِ مَقْبُولٌ؛ )(1)( ای مردم! همانا ماهِ خدا به سویتان آمد، با برکت و رحمت و بخشش. ماهی که نزد خدا با فضیلتترین ماهها است، روزهایش برترین روزها و شبهایش بهترین شبها و ساعاتش با فضیلتترین ساعات است. این ماهی است که در آن به میهمانی خداوند خوانده شده اید و اهل کرامت الهی قرار داده شدید. نفسهایتان در آن تسبیح [خداوند] به حساب میآید و خواب شما در آن عبادت است و اعمال شما در آن پذیرفته میشود.»
پیامبر(ص) در فرازی دیگر فرمودند:
1) . بحارالانوار، ج93، ص356.
«... اَیهَا النّاسُ اِنَّ اَبْوابَ الْجَنانِ فی هذَا الشَّهْرِ مُفَتَّحَةٌ فَاسْئَلُوا رَبَّکُمْ اَنْ لایغَلِّقَها عَنْکُمْ وَ اَبْوابَ النّیرانِ مُغَلَّقَةٌ فَاسْئَلُوا رَبَّکُمْ اَنْ لایفَتِّحَها عَلیکُمْ وَالشَّیاطینَ مَغْلُولَةٌ فَاسْئَلُوا رَبَّکُمْ اَنْ لایسَلِّطَها عَلیکُمْ؛ )(1)( ای مردم! همانا درهای بهشت در این ماه باز شده است؛ پس از خدایتان بخواهید که بر شما نبندد و درهای جهنّم بسته شده است؛ پس از خدایتان بخواهید بر شما باز نکند و شیطانها در بندند؛ پس از خدایتان بخواهید که آنها را بر شما مسلط نسازد.»
1) . بحارالانوار، ج93، ص356.
در ماه مبارک رمضان، یکی از واجبات روزه گرفتن است. بیان اجر و پاداش روزه در این ماه، زمینه اهتمام به این واجب الهی را فراهم میسازد.
«عَنْ رَسُولِ اللهِ(ص) اَنَّهُ قالَ: یقُولُ اللهُ عَزَّ وَجَلَّ: اَلصَّوْمُ لی وَ اَنَا اُجْزِی (اُجْزَی) بِهِ؛ )(1)( رسول خدا(ص) فرمود: خداوند عزیز و جلیل میفرماید: روزه از آن من است و من بدان جزا میدهم (یا من جزای او هستم).»
همچنین رسول خدا(ص) فرمودند:
«منْ مَنَعَهُ الصَّوْمُ مِنْ طَعامٍ یشْتَهیهِ کانَ حَقّاً عَلَی اللهِ أَنْ یطْعِمَهُ مِنْ طَعامِ الْجَنَّةِ وَ یسْقِیهُ مِنْ شَرابِها؛ )(2)( کسی که روزه او را از غذای مورد علاقه اش باز دارد، بر خداوند حق است که از غذای بهشت به او بخوراند و از نوشیدنیهای بهشت سیرابش کند.»
همچنین لازم است که عواقب روزه خواری و عذابهای اخروی آن بیان شود. ما از باب نمونه یک روایت را بیان میکنیم. امام صادق(ع) فرمودند:
«مَنْ اَفْطَرَ یوْماً مِنْ شَهْرِ رَمَضانَ خَرَجَ رُوحُ الْایمانِ مِنْهُ؛ )(1)( کسی که یک روز از ماه رمضان را بخورد، روح ایمان از او خارج میشود.»
از مسائل مهم در ماه مبارک رمضان ـ که باید مبلّغان بدان توجه داشته باشند ـ پرورش روحیه تقوی و پرهیزگاری در مسلمانان است.
بیان موضوعاتی در زمینه گناه شناسی، راههای تقویت تقوی و روحیه پرهیز از گناه، عواقب گناه در دنیا و عذابهای اخروی گناه، میتواند بسیار مؤثر بوده، زمینه رشد و هدایت مردم را فراهم سازد.
حالت روزه داری یکی از بهترین موقعیتها برای تقویت روحیه پرهیز از گناه میباشد.
قرآن مجید میفرماید:
1) . وسائل الشیعه، ج10، ص245.
(یا اَیهَا الَّذینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیکُمُ الصِّیامُ کَما کُتِبَ عَلَی الَّذینَ مِنْ قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُون)؛ )(1)( «ای مؤمنان! روزه بر شما واجب شد، همان گونه که بر پیشینیان شما واجب شده بود؛ شاید پرهیزگار شوید.»
در این آیه فلسفه تشریع روزه، تقوی قلمداد شده است.
در پایان خطبه شعبانیه، امیرالمؤمنین علی(ع) از پیامبر(ص) سؤال میکند:
بهترین اعمال در این ماه چیست؟ آن حضرت میفرماید:
«یا اَبَا الْحَسَن اَفْضَلُ الْاَعْمالِ فی هذَا الشَّهْرِ الْوَرَعُ عَنْ مَحارِمِ اللهِ؛ )(2)( بهترین کارها در این ماه، پرهیز از گناهان است.»
همچنین پیامبر(ص) در توصیههای خویش برای ماه رمضان میفرمایند:
«وَاحْفَظُوا اَلْسِنَتَکُمْ وَ غَضُّوا عَمّا لایحِلُّ النَّظَرُ اِلَیهِ اَبْصارَکُمْ وَ عَمّا لایحِلُّ الْاِسْتِماعُ اِلیهِ اَسْماعَکُمْ؛ )(1)( زبانتان را حفظ کنید و چشمانتان را از آنچه نگاه بدان حرام است فرو بندید و گوشهایتان را از آنچه شنیدن آن حلال نیست، ببندید.»
در ماه مبارک رمضان زمینه توبه فراهم است و مبلّغان با انذار مردم و امیدوار ساختن آنان به فضل و رحمت واسعه الهی، میتوانند آنها را به بازگشت و توبه فرا خوانند، از این رو بهتر است مباحثی پیرامون توبه و شرائط آن و استغفار مطرح و انسانها را به بازگشت به خداوند فرا خوانند.
طرح این مباحث به ویژه در شبهای قدر از جایگاه خاصّی برخوردار است.
1) . بحار الانوار، ج93، ص356.
پیامبر(ص) میفرمایند:
«... فَاِنَّ الشَّقِی مَنْ حُرِمَ غُفْران اللهِ فی هذَا الشَّهْرِ الْعَظیمِ؛ )(1)( همانا شقی کسی است که از بخشش خداوند در این ماه با عظمت محروم شود.»
و در بخش دیگری از سخنان خود میفرمایند:
«اِنَّ اَنْفُسَکُمْ مَرْهُونَةٌ بِاَعْمالِکُمْ فَفکُّوها بِاسْتِغْفارِکُمْ وَ ظُهُورَکُمْ ثَقیلَةٌ مِنْ اَوْزارِکُمْ فَخَفِّفُوا عَنْها بِطُولِ سُجُودِکُمْ وَاعْلَمُوا اَنَّ اللهَ اَقْسَمَ بِعِزَّتِهِ اَنْ لایعَذِّبَ الْمُصَلّینَ وَ السّاجِدینَ وَاَنْ لایرَوِّعَهُمْ بِالنّارِ یوْمَ یقُومُ النّاسُ لِرَبِّ الْعالَمینَ؛ )(2)( جانهای شما در گرو اعمالتان است، پس آنها را با استغفارتان آزاد کنید، و پشتهای شما از گناهانتان سنگین است، پس با سجدههای طولانی از سنگینی آن بکاهید، و بدانید که خداوند به عزت خود قسم یاد کرده است که نمازگزاران و سجده کنندگان را عذاب نکند و در روزی که انسانها در برابر خداوند برانگیخته میشوند، آنها را با آتش نترساند.»
از آنجا که ماه رمضان بهترین زمان رشد و سیر معنوی انسان است، روزه داران میتوانند علاوه بر خودداری از خوردن و آشامیدن و کنترل اعضاء و جوارح، به کنترل قلب پرداخته و ضمن پاک سازی درون از کینه، حسد و بدخواهی دیگران، قلب خود را از افکار پلید و گناه آلود پاک کرده و متوجه خداوند گردانند. مبلّغ میتواند با استفاده از روایات، مخاطبان خود را در پاکسازی قلب و درون کمک نماید.
امیرالمؤمنین علی(ع) میفرماید:
«صَوْمُ الْقَلْبِ خَیرٌ مِنْ صِیامِ اللِّسانِ وَصَوْمُ اللِّسانِ خَیرٌ مِنْ صِیامِ الْبَطْنِ؛ )(1)( روزه قلب بهتر از روزه زبان است و روزه زبان بهتر از روزه شکم است.»
1) . غرر الحکم، ص176.
ماه رمضان بهار قرآن است. امام صادق(ع) فرمودند:
«لِکُلِّ شَیءٍ رَبیعٌ وَ رَبیعُ الْقُرْآنِ شَهْرُ رَمَضان؛ )(1)( هر چیزی بهاری دارد و بهار قرآن ماه رمضان است.»
همچنین امام رضا(ع) فرمودند:
«... مَنْ قَرَأَ فی شَهْرِ رَمَضانَ آیةً مِنْ کِتابِ اللهِ کانَ کَمَنْ خَتَمَ الْقُرْآنَ فی غَیرِهِ مِنَ الشُّهُورِ؛ )(2)( هر کس آیهای از قرآن را در ماه رمضان بخواند، مانند کسی است که یک ختم قرآن در غیر از ماه رمضان خوانده است.»
مبلّغین گرامی میتوانند:
الف. با بیان ثواب و اجر قرائت قرآن، مردم را به تلاوت کلام الله مجید ترغیب کنند.
ب. برنامه قرائت قرآن را در مسجد و مجموعههای دیگر برای آقایان و بانوان راه اندازی کنند.
ج. جلسات تفسیر قرآن برگزار کنند.
د. آموزش روخوانی قرآن برای سطوح مختلف سنّی داشته باشند.
و البته در برگزاری جلسات قرائت و آموزش قرآن میتوانند از نیروهای فرهنگی و علاقه مند استفاده کنند.
همه کارهای نیکو دارای اجر و پاداش است، لیکن همه نیکیها و عبادتها در ماه رمضان از اجر و پاداش ویژه و بسیار گستردهتر از ماههای دیگر برخوردار است.
مبلّغ میتواند با ترغیب مؤمنین به مستحبات و بیان اجر و پاداش اخروی و آثار و برکات دنیوی آن، مردم را با انجام مستحبات آشنا سازد.
پیامبر(ص) میفرماید:
«مَنْ تَطَوَعَّ فیهِ بِصَلاةٍ کَتَبَ اللهُ لَهُ بَرائَةً مِنَ النّارِ وَ مَنْ اَدّی فیهِ فَرْضاً کانَ لَهُ ثَوابُ مَنْ اَدّی سَبْعینَ فَریضَةً فیما سِواهُ مِنَ الشُّهُورِ وَ مَنْ اَکْثَرَ الصَّلاةَ عَلَی ثَقَلَ اللهُ میزانَهُ یوْمَ تَخِفُّ الْمَوازینُ؛ )(1)( کسی که نماز مستحبی در ماه رمضان بخواند، خداوند آزادی از آتش جهنّم را برای او مقرر میسازد و کسی که عمل واجبی را در آن انجام دهد، ثواب انجام هفتاد واجب در ماههای دیگر را خواهد داشت و کسی که زیاد بر من صلوات فرستد، خداوند میزان او را سنگین میکند در روزی که میزانها سبک است.»
چند تذکر:
1) . بحار الانوار، ج93، ص356.
الف. بهتر است در مجالس پس از توصیه به انجام عملی مستحب، فرصتی ایجاد شود تا مردم آن عمل را انجام داده، لذّت پرستش را احساس کنند.
ب. مناسب است به مردم توصیه شود که از جملة واجبات، خمس میباشد و اگر در ماه رمضان انجام شود از اجر بیشتری برخوردار است؛ البته باید توجّه داشت کسانی که سال خمسی دارند، در زمان خود باید تکلیفشان را انجام دهند، و در صورت نیاز بهتر است فروعی که سؤال میشود، به دقت بررسی شود و به مردم پاسخ داده شود.
بیان جایگاه دعا و اهمّیت آن برای مردم و برگزاری جلسات دعا از برنامهها و موضوعات مناسب در ماه مبارک رمضان میباشد. بهتر است در جلسات دعا فرازی ترجمه و توضیح داده شود. از مسائل دیگری که پسندیده است، عادت دادن مردم به دعا به زبان عربی و یا به زبان مادری بعد از نماز است که بدان سفارش شده است.
پیامبر(ص) فرمود:
«وَارْفَعُوا اِلَیهِ اَیدِیکُمْ بِالدُّعاءِ فی اَوْقاتِ صَلاتِکُمْ فَاِنَّها اَفْضَلُ السّاعاتِ ینْظُرُ الله عَزَّ وَجَلَّ فیها بِالرَّحْمَةِ اِلی عِبادِهِ یجیبُهُمْ اِذا ناجوهُ وَ یلَبّیهِمْ اِذا نادوهُ وَ یسْتَجیبُ لَهُمْ اِذا دَعَوْهُ؛ )(1)( دستهای خودتان را در وقتهای نماز برای دعا به سوی او بالا برید، برای اینکه این وقت بهترین زمان [برای دعا]ست که خداوند عزّ وجلّ به بندگانش نظر رحمت میافکند. اگر از او درخواست کنند جوابشان میدهد و اگر او را بخوانند میپذیرد و اگر دعا کنند مستجاب میگرداند.»
1) . بحار الانوار، ج93، ص356.
در ماه رمضان به دلیل کم خوردن و کم شدن شکم بارگیها، آمادگی برای رشد عواطف انسانی فراهم میآید. در این زمان، فرصت بسیار ارزشمندی برای پرورش فضائل انسانی بوجود میآید.
پیامبر(ص) سفارش میکنند که مسلمانان در ماه مبارک رمضان اموری را رعایت کنند:
«وَ تَصَدَّقُوا عَلی فُقَرائِکُمْ وَ مَساکینِکُمْ وَ وَقِّرُوا کِبارَکُمْ وَارْحَمُوا صِغارَکُمْ؛ )(1)( بر فقراء و بیچارگانتان ببخشید، به بزرگانتان احترام کنید، به کوچک ترهایتان محبّت کنید و با خویشانتان ارتباط برقرار کنید.»
در جای دیگر میفرمایند:
«تَحَنَّنُوا عَلی اَیتامِ النّاسِ یتَحَنَّنُ عَلی اَیتامِکُمْ؛ )(2)( بر یتیمان مردم مهربان باشید تا به یتیمان شما رحم کنند.»
همچنین در مورد اطعام روزه داران میفرماید:
«مَنْ فَطَّرَ مِنْکُمْ صائِماً مُؤْمِناً فی هذَا الشَّهْرِ کانَ لَهُ بِذلِکَ عِنْدَ اللهِ عِتْقُ نَسِمَةٍ وَ مَغْفِرَةٌ لِمَا مَضی مِنْ ذُنُوبِهِ؛ )(1)( کسی که روزه دار مؤمنی را در ماه رمضان افطاری دهد، نزد خداوند اجر آزاد سازی بندهای دارد و موجب بخشش همه گناهان گذشته اش میشود.»
روحانیون میتوانند برای هر یک از رفتارهای عاطفی روزی را مقرر، و سعی کنند مردم را به این امور خیر ترغیب نمایند؛ مثلاً در یک روز از صلة رحم بحث شده، مقرر گردد مخاطبان تا فردا حداقل به دیدار دو مورد از اقوام خود بروند و... .
1) . بحار الانوار، ج93، ص356.
از مباحث بسیار جذّاب و مؤثر در ماه مبارک رمضان، توجّه دادن به قیامت است. مباحث مربوط به قیامت ممکن است به صورت یک سلسله سخنرانی در طول ماه مبارک رمضان مطرح گردد، و اگر مباحث دیگری در نظر باشد، مناسب است در طول ماه رمضان حداقل چند سخنرانی به توجّه دادن به قیامت اختصاص یابد.
پیامبر(ص) یاد قیامت را در اذهان روزه داران بدین گونه زنده میکند:
«وَاذْکُرُوا بِجُوعِکُمْ وَ عَطَشِکُمْ فیهِ جُوعَ یوْمِ القِیامَةِ وَ عَطَشَهُ؛ )(1)( با گرسنگی و تشنگی در ماه رمضان، به یاد گرسنگی و تشنگی روز قیامت بیافتید.»
1) . أمالی، شیخ صدوق، ص93.
فصل نهم: مبلّغ و مناسبتها
بعد از ماه رمضان
اشاره
(فَإِذا فَرَغْتَ فَانْصَبْ وَ إِلی رَبِّکَ فَارْغَبْ)؛ )(1)( «پس هنگامی که [از کار مهمی] فارغ میشوی به مهم دیگری بپرداز. و به سوی پروردگارت توجه کن.»
در ماه مبارک رمضان برترین فرصت ارتباط مخلوق با خالق و زیباترین جلوههای پرستش رخ مینماید. با روزه غبارها و تیرگیهای جان آدمی برطرف و روح پاک بندگی در فضای بی نهایت معنوی به سوی رب پر میکشد و مصداق بارز (یا أَیُّهَا الْإِنْسانُ إِنَّکَ کادِحٌ إِلی رَبِّکَ کَدْحاً فَمُلاقیهِ)؛ )(2)( در مقابل دیدگان انسان و ملک پدیدار میگردد.
این ماه و شبهای قدر آن بیش از هزار ماه آدمیان را به درگاه رحمت و غفران الهی بار داده، شیرینی حیات بخش یاد رب میچشاند، میهمانان خدا را به دور از هیاهوی سهمگین دنیوی و زرق و برقهای زندگی در فضای بی کران و آرام معنویت به سوی رضای الهی سوق میدهد و نسیم غفران الهی چهرههای اشک آلود تائبین را نوازش میدهد.
چشمان بی حیا به زیر میافتد، زبانهای گستاخ از غیبت و دروغ و تهمت باز میماند و قلمها به جای اهانت و لجن پاشی به سوی نور و پاکی میچرخند.
تفرقه افکنان به خود میآیند و در خلوت شبهای رمضان از چرایی رفتار خویش و در راه بودن رفتارشان سؤال و برخی حقیقت را بی پیرایه میبینند و بالآخره جرم و جنایت، تجاوز و ظلم و فساد کاهش مییابد، و عدهای با مسجد و نماز و دینداران برای چند روزی آشتی میکنند.
حال باید دید پس از این ماه رحمانی چه باید کرد تا انسانها به گذشته خطا آلود خویش باز نگردند، ظلم پیشه نکنند و ارتباط آنان با مسجد و مؤمنان پایدار بماند.
فصل نهم: مبلّغ و مناسبتها
بعد از ماه رمضان
تداوم ارتباط مردم با مسجد
روحانیون و ائمه جمعه شهرها میتوانند از راههای ذیل با کمک خداوند، پیوسته در نگهداری پیوند افراد با مسجد و معنویت بکوشند:
1- بیش از هر چیز ارتباط صمیمی خود را با این افراد به طور کامل حفظ و با تفقد و احوالپرسی دلسوزانه آنان را با مسجد همراه سازند.
در صورتی که تعداد آنان زیاد است، هر چند نفر را به عهده یک نفر از افراد مؤمن و فرهنگی سپرده و در جلساتی با سر گروهها، چگونگی امور را بررسی و راهنماییهای لازم را به آنان ارائه کنند.
2- ضمن برگزاری مراسم و سخنرانیهای کوتاه و جذاب در مدارس، یاران و همراهان جدیدی برای مساجد گرد آورند.
3- بسیج مساجد را جهت انجام فعالیتهای فرهنگی و برقراری ارتباط با جوانان آسیب پذیر به طور جدی به کار گیرند.
4- ضمن ارتباط با هیئات مذهبی، آنان را در جهت جذب و تربیت انسانها در مسیر مرضی خداوند فعال کنند.
5- مهمتر از همه موارد فوق، به تشکیل جلسات شورای فرهنگی با عنوان «امت برتر» یا «بهترین مردم» و یا «شورای رشد فرهنگ دینی» روی آورند.
فصل نهم: مبلّغ و مناسبتها
تشکیل امت برتر
امت برتر در شهرها
براساس آیه کریمه (کُنْتُمْ خَیْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ) )(1)( ، گروهی گرد هم میآیند تا در جهت احیاء امر به معروف و نهی از منکر و رشد فرهنگ دینی مردم تلاش کنند.
اعضای شورای امت برتر در شهرها میتوانند افراد ذیل باشند:
1- مسئولین فرهنگی شهر مانند آموزش و پرورش، سازمان تبلیغات اسلامی و...؛
2- مسئولین مجموعههای ورزشی و تفریحی؛
1) . آل عمران/110. «شما بهترین امتی بودید که به سود انسانها آفریده شدهاند؛ [چه اینکه] امر به معروف و نهی از منکر میکنید.»
3- روحانیون فعال و موفق شهر؛
4- معلمان و دانشجویان دلسوز؛
5- مسؤولین هیئات مذهبی؛
6- مؤمنین و متدینین بازار و اصناف؛
7- دانش آموزان و جوانان مذهبی.
اگر از هر گروه یک یا 2 نفر از بهترینها انتخاب شوند، هر کدام از اینها میتوانند با افراد هم صنف و یا مؤمنین همان قشر جلسات امت برتر را در مجموعههای کوچکتر تشکیل و خط مشی فعالیت خود را از شورای مرکزی دریافت کنند.
فصل نهم: مبلّغ و مناسبتها
تشکیل امت برتر
امت برتر در روستا
در روستاها، شورای امت برتر میتواند از افراد ذیل تشکیل شود:
1- مدیران مدارس؛
2- مسئول بسیج؛
3- معلمین دلسوز؛
4- دانشجویان و دانش آموزان مؤمن؛
5- رؤسای هیئات مذهبی؛
6- افرادی از هیئت امناء مساجد؛
7- نیروهای مؤمن فرهنگی.
فصل نهم: مبلّغ و مناسبتها
تشکیل امت برتر
وظایف شورای امت برتر
شورای امت برتر میتواند به تناسب وضعیت منطقه و محل، مسائل ذیل را در دستور کار جلسات قرار داده، پس از بحث و تصمیم گیری، به اقدامات مقتضی روی آورد:
1- شناخت آسیبهای فرهنگی، اخلاقی و اجتماعی محل؛
2- یافتن ریشهها، منابع، مراکز و یا افرادی که در شکل گیری انحرافات مؤثرند؛
3- یافتن راههای ایجاد ارتباط با آنان و اصلاح آنها از طرق مسالمت آمیز؛
4- بررسی راههای قانونی برخورد با متخلفین و منحرفین لجوج و معاند؛
5- برنامه ریزی جهت مصون سازی جوانان و نوجوانان صالح در برابر خطرات و تهدیدها؛
6- طراحی برنامههای گوناگون جهت تقویت ایمان کودکان، نوجوانان و جوانان؛
7- بررسی چگونگی اداره بهینه مجموعههای مذهبی، اعم از مساجد، حسینیهها، دارالقرآنها و...؛
8- بحث در زمینه ساخت مسجد، خانه عالم و یا تعمیر مساجد موجود؛
9- چگونگی اداره بهتر و جهت دهی دینی به مجموعههای فرهنگی، تفریحی، ورزشی؛
10- بررسی شیوههای بهتر تاثیرگذاری معنوی و اخلاقی در شرکت کنندگان محافل و مجالس دینی؛
11- بررسی شیوههای جذب کمکهای مردمی جهت فعالیتهای دینی، ساخت مسجد و...؛
12- تقسیم فعالیتها و واگذاری هر بخش از کار به فردی از افراد جلسه.
چند نکته:
در این جلسات چند نکته باید مورد توجه قرار گیرد:
1- هر بخش از تصمیمهای متخذه، باید به فردی از اعضاء جهت پی گیری واگذار گردد.
2- لازم است در برگزاری این جلسات به گونهای عمل شود که عدهای در این زمینه حساس نگردند.
3- جلسات به صورت مستمر برقرار و روحانی با سعه صدر از پیشنهادات افراد استقبال کند.
امید آنکه با حول و مدد الهی برقراری این جلسات نتایج شگرفی در وضعیت فرهنگی منطقه بر جای گذارد.
فصل نهم: مبلّغ و مناسبتها
محرم
مبلّغان و آمادگی برای محرم
محرم و عزاداری ابا عبدالله الحسین(ع) فرصتی بسیار بزرگ برای پرداختن به اهداف آن حضرت میباشد و مبلّغان دینی بیش از هر کس میتوانند در این راستا نقش داشته باشند.
فرصت محرم شرایطی را فراهم میسازد که اگر به درستی مدیریت شود میتواند ارزشهای دینی را احیا کند. اگر محرم با ویژگیهای خاص خود و با نفوذ فوق العادهای که در عمق جان مردم دارد در اختیار ادیان و فرقههای انحرافی بود، بیشترین بهرهبرداری را از آن مینمودند؛ لیکن ما به دلیل عدم برنامهریزی و مدیریت صحیح، از کنار این ظرفیت عظیم ایمانی به راحتی عبور میکنیم؛ از اینرو برای بهره برداری بیشتر معنوی از این شرایط حساس، مواردی به صورت گذرا مطرح میشود:
فصل نهم: مبلّغ و مناسبتها
محرم
قبل از محرم
برای برگزاری هر مناسبت به ویژه مناسبت پر شور و فراگیر محرم بهتر است از حدود یک ماه یا حد اقل یک هفته قبل به برنامه ریزی پرداخته، هماهنگیهای لازم در بین عناصر برگزار کننده ایجاد گردد. برای تحقق این امر چند مسئله ضروری به نظر میرسد:
1.اهتمام به فلسفه قیام
ابتدا در باره هدف از برگزاری مراسم عزاداری اباعبدالله الحسین(ع) اندیشیده و با دقت مورد بازنگری قرار گیرد؛ گرچه ممکن است پرداختن به این امر غیر لازم یا توجه به بدیهیات تلقی گردد؛ لیکن باید گفت در بسیاری از موارد بازبینی نسبت به همین بدیهیات نشان میدهد که زوایای مهمی در طول زمان مورد غفلت واقع شده است.
هدف از برگزاری این عزاداریها علاوه بر اهمیت و ارزش سوگواری، در یک جمله احیاء و پیگیری اهداف انقلاب امام حسین(ع) و سعی وافر در تداوم راه نورانی آن بزرگوار میباشد که در اینجا به چند مورد از آن اهداف اشاره میشود:
الف. احیاء دین خداوند و مبارزه با بدعتها و اصلاح در امت رسولالله(ص)؛
ب. جنگ با قدرتهای ستمگر و ظلم و بیداد؛
ج. امر به معروف و نهی از منکر؛
د. و... .
جلساتی با هیئت امناء مسجد، مسئولین هیئتهای عزاداری، مداحان و عوامل مؤثر در برگزاری مراسم عزاداری، تشکیل و ضمن تبیین اهداف امام(ع) سعی شود که این افراد در جهت دادن عزاداری به سوی اهداف آن بزرگوار، قانع گردند. سپس طراحی برنامههای مختلف برای استفاده بیشتر از این فرصت بسیار مهم در جهت احیای آن اهداف انجام شود.
در جلسات مشورتی و کلیه فعالیتها باید از تک گویی و تک روی به شدت پرهیز نموده، در مواردی که خلاف شرع و مصلحت نبود، سعی شود آراء مردم پذیرفته شود و یا حداقل توسط روحانی مورد رد قرار نگیرد.
افرادی که در جلسات یا حین مراسم عزاداری اظهار نظر میکنند، اگر چه مطلب ضعیفی مطرح کردند، به هیچ وجه مورد استهزاء، حتی به صورت لبخند قرار نگیرند.
در برنامهها، از آنکه متصدی اجرای کاری به جز سخنرانی و اقامه نماز باشید، پرهیز نموده سعی کنید مردم خودشان نقش آفرین باشند و شما جهت دهنده برنامهها، بدون حضور مدیریتی آشکار باشید.
در برنامهها توجه شود که از کارهای خرافی، به ویژه اعمال و رفتاری که موجب وهن شیعه در جهان گردیده و چهره نازیبایی از شیعه نمایش میدهد، پرهیز گردد. در این راستا نباید دچار افراط یا تفریط گردید؛ تا آنجا که حوزه امور عاطفی، صرفا عقلانی مورد توجه قرار گیرد.
فصل نهم: مبلّغ و مناسبتها
محرم
برگزاری مراسم
در عزاداریهای اباعبدالله الحسین(ع) یکی از مهمترین ارکان آن از دیر باز سخنرانیهای دینی بوده است. گرچه امروزه تا حدی از اهتمام به آن کاسته شده، لیکن همچنان این بخش از عزاداری از جایگاه ویژهای برخوردار است. و اگر روحانیون به درستی این بخش را اداره کنند، میتوانند با گذر زمان به صورت کلیدیترین قسمت انجام وظیفه نمایند. برای دستیابی به این مقصود رعایت موارد ذیل پیشنهاد میگردد:
قبل از هرچیز سزاوار است مبلّغ به ارزش و اهمیت عزاداری امام حسین(ع) توجه کند و بهخوبی به این موضوع بیاندیشد که همه علاقه مندان به آن حضرت به نحوی از انحاء در عزاداری امام حسین(ع) از مال و زمان و عمر خویش سرمایهگذاری میکنند و چه زیبنده است که مبلّغ هم با این نیت تصمیم بگیرد که با دانش و اطلاعات خود در این عزاداری شرکت نموده، تنها نیت عزاداری آن حضرت را داشته باشد.
نماز جماعت از عباداتی است که در اسلام از اهمیت ویژهای برخوردار بوده، مبلّغ با اهتمام به آن و برگزاری به موقع نماز، علاوه بر انجام تکلیف الهی میتواند دیگران را با عمل آموزش دهد.
در این موقعیت استثنایی افرادی به مراسم مذهبی وارد میشوند که در طول سال هرگز نمیتوان آنها را در موقعیتهای مذهبی مشاهده کرد، از اینرو لازم است مبلّغ با رعایت حال اضعف مأمومین و عدم طولانی کردن نماز و سخنرانی، زمینه تداوم حضور آنان در مسجد را فراهم سازد.
زیبنده است نماز اول وقت نماز روز عاشورا در مساجد و موقعیتهای مختلف تبدیل به فرهنگ شده، همه دستههای عزاداری اول وقت به نماز بایستند.
برخورد مهر آمیز روحانی در این مسیر میتواند بسیار مؤثر باشد.
یکی از مسائلی که باید در سخنرانی رعایت کرد، پرهیز از سخنرانی ملال آور است. اگر بهترین منبر ارائه شود، اما شنونده با خستگی مطالب را دنبال کند، تأثیر سخن بهشدت کاهش مییابد و از آن مهمتر آنکه مستمعین جدید رغبت حضور در مراسم مذهبی را از دست میدهند.
در باره محتوای سخنرانی، مواردی به صورت گذرا گوشزد میشود:
الف. نیاز دینی مخاطبان باید شناسایی شود.
ب. فراوانی نیازها مشخص شود و اگر بحثی مورد نیاز در صد زیادی از مخاطبان است، مورد توجه قرار گیرد. اولویت بندی در برآورد نیازها از هوش، زکاوت و وظیفهشناسی مبلّغ حکایت دارد.
ج. شایسته است مبلّغ در بین نیازها مواردی را که از واجبات یا محرمات است و یا اگر گناه کبیرهای مانند ترک نماز و... در بین مردم شایع است، در اولویت قرار دهد.
د. برخی از مسائل تأثیر ریشهای در دوری مردم از فضائل اخلاقی دارد؛ مانند عدم شناخت مسائل اعتقادی، حرام خواری و.... بهتر است این گونه مسائل با اهتمام بیشتری طرح گردد.
هـ. از آنجا که عمل به دستورات دینی بدون فراگیری آن تحقق نمییابد، لازم است در سخنرانی بیان احکام بهطور جدی در دستور کار قرار گیرد.
با توجه به عشق و علاقه وافر همه شیعیان به اباعبدالله الحسین (ع)، بیان زوایای تاریخ زندگی آن حضرت و تحلیل تاریخ عاشورا و آموزش فرهنگ عاشورا به مردم، وظیفهای است که باید بدان توجه خاص داشت. در این بخش از سخنرانی، توضیح و تبیین عناوینی مانند مبانی قیام امام(ع)، اصحاب آن حضرت، آثار قیام، تطبیق آن رویدادها با مباحث روز بهدور از طعن وتوهین، میتواند کار ساز باشد.
برای جلوگیری از مرثیههای ضعیف، بهتر است اشعاری که از دقت برخوردار است در اختیار مداحان قرار گیرد.
پرهیز از ایجاد مزاحمت برای مردم
حضور در دستههای سینهزنی و مداحی
حضور روحانی در زمان مداحی ودر دستههای سینه زنی، هم تعظیم شعائر بوده، هم در همدلی و انس بین مردم و روحانی بسیار مؤثر خواهد بود.
فصل نهم: مبلّغ و مناسبتها
محرم
محتوای مراسم
بازشناسی جریان کربلا و نگاه ژرف و عمیق به این برهه سرنوشت ساز تاریخ اسلام ضرورتی است برای شیعیان مخلص و مسئولیت شناس، خصوصاً مبلّغان دین، که از سویی وظیفه شناخت معارف دینی را بر دوش دارند و از سوی دیگر نشر و گسترش اسلام ناب محمدی(ص) بر عهده آنان است.
اگر از صدر اسلام، مسلمانان وظایف خویش را میشناختند و دست نامحرمان را از حریم دین جدا میکردند. و انحراف، کج فهمی و بیراهه باب نمیگشت، عاشورایی رخ نمیداد. و اکنون نیز بر همه منادیان حق و توحید لازم است که با شناخت عاشورا و شناساندن آن از ایجاد انحراف در این حرکت عظیم که میزان تنظیم جریانات تاریخ شیعه میباشد جلوگیری کرده تا زمینههای بروز فاجعهای دیگر فراهم نگردد.
شناخت دقیق و صحیح عاشورا در ابعاد مختلف و ترویج آن، حرکتهای مربوط به عاشورا را در خط عاشورا به جریان میاندازد که چیزی جز خط احیاء اسلام ناب نیست.
فصل نهم: مبلّغ و مناسبتها
محرم
شاخصهای عاشورا
در جریان عاشورا شاخصهایی مطرح گردیده که بررسی آنها سنگ بنای حرکت در این خط نورانی است که به اهم آنها اشاره میشود:
قیامها و انقلابهایی که در طول تاریخ بشر شکل گرفته، هر کدام با انگیزه هایی رخ داده و به دنبال دستیابی به اهدافی بوده است؛ این اهداف گاهی الهی - انسانی بوده و در موارد بسیاری ستمگران به دلیل مقاصد نفسانی و جاه طلبیها جنگهای فراوانی راه انداخته و ظالمانه بر جوامع حاکم گشتند و گسترش فساد را از اولویتهای اهداف ننگین خود قرار دادند.
امام حسین(ع) برای تبیین انگیزه قیام خویش اهداف خاصی را بیان کردهاند که میتوان از باب نمونه به وصیت نامه ایشان به محمد ابن حنفیه استناد کرد. آن حضرت چنین مینگارند:
«... وَ أَنِّی لَمْ أَخْرُجْ أَشِراً وَ لَا بَطِراً وَ لَا مُفْسِداً وَ لَا ظَالِماً وَ إِنَّمَا خَرَجْتُ لِطَلَبِ الْإِصْلَاحِ فِی أُمَّةِ جَدِّی(ص) أُرِیدُ أَنْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ أَنْهَی عَنِ الْمُنْکَرِ وَ أَسِیرَ بِسِیرَةِ جَدِّی وَ أَبِی عَلِی ابنِ اَبِی طَالِبٍ(ع)؛ )(1)( من از روی خودکامگی و سر مستی و گسترش فساد و ستمگری قیام نکردم؛ بلکه فقط برای اصلاح در امت جدم بپاخواستم و مقصودم امر به معروف و نهی از منکر است. من بر اساس سیره جدم رسول الله(ص) و پدرم علی ابن ابیطالب(ع) عمل خواهم کرد.»
اینجا حضرت هدف خویش را احیاء سنت پیامبر(ص) و علی(ع) معرفی میکنند.
1) . بحار الانوار، ج 44، ص 329.
وجود خطا و انجام خلاف شرع در بین آحاد جامعه همیشه وجود داشته، حتی در زمان حکومت معصومین(ع)، وجود گناه و خطا انکارناپذیر است. دلیل آن آیات فراوانی است که در مورد خطاها و گناهان منافقین است، همچنین خطبهها و نامههای امیرالمؤمنین علی(ع) که در مورد اشتباهات و گناهان اصحاب آن حضرت صادر شده است.
تنها ویژگی حکومتهای صالحان و معصومین، جلوگیری از علنی شدن و بروز گناهان است؛ اما از این مسئله، حساستر و خطرناکتر بدعت گذاری است. بدعت به معنای انجام گناه و یا علنی شدن گناه نیست؛ بلکه مسئلهای را بر خلاف شرع جزء دین جلوه دادن است که از گناهان کبیره بوده، وظیفه هر عالم متعهدی، مبارزه جدی و بی امان با آن میباشد.
رویارویی با بدعت تا آنجا اهمیت دارد که ابا عبدالله الحسین(ع) یکی از دلایل مهم قیام خود را مبارزه با بدعت و احیاء سنت نام برده، در نامهای که به برخی از بزرگان مینویسند این چنین بیان میکنند:
«... وَأنَا أدْعُوکُم إِلی کِتابِ اللَّهِ وَسُنَّةِ نَبِیِّهِ(ص)، فإنَّ السُّنَّة قَد أُمیْتَت، وإنَّ البِدعَةَ قَد أُحیِیتْ، وَإنْ تَسمَعوا قَولی، وَتُطیعوا أَمری، أَهدِکُم سبیلَ الرَّشادِ، والسَّلامُ عَلَیکُم وَرَحمَةُ اللَّهِ؛ )(1)( من شما را به کتاب خدا و سنت پیامبر(ص) دعوت میکنم؛ زیرا سنت نابود شده و بدعت زنده گشته است اگر سخنم را بشنوید و از من اطاعت کنید، شما را به راه رشد و بالندگی هدایت میکنم. درود و رحمت خدا بر شما باد.»
یکی از مسائل مهم دیگری که در کلمات امام حسین(ع) به عنوان انگیزه انقلاب کربلا مطرح شد، مبارزه با گسترش فساد و گناه است. در این باره اباعبدالله الحسین(ع) میفرماید:
«یَا فَرَزْدَقُ اِنَّ هَؤُلَاءِ قَوْمٌ لَزِمُوا طَاعَةَ الشَّیْطَانِ وَ تَرَکُوا طَاعَةَ الرَّحْمَانِ وَ اَظْهَرُوا الْفَسَادَ فِی الْاَرْضِ وَ اَبْطَلُوا الْحُدُودَ وَ شَرَبوُا الْخُموُرَ وَ اسْتَأْثَروُا فِی اَمْوَالِ الْفُقَرَاءِ وَ الْمَسَاکِینِ وَ اَنَا اَوْلَی مَنْ قَامَ بِنُصْرَةِ دِینِ اللهِ وَ اِعْزَازِ شَرْعِهِ وَ الْجِهَادِ فِی سَبِیلِهِ لِتَکوُنَ کَلِمَةُ الله هِیَ الْعُلْیا؛ )(2)( ای فرزدق! اینان قومی هستند که اطاعت شیطان را برگزیده و اطاعت خداوند رحمان را ترک کردند، فساد در زمین را آشکار ساخته، حدود شرعی را باطل کرده، مسکرات نوشیدند. اموال فقراء و مساکین را به نفع خود برداشتند و من در قیام برای یاری دین خدا و عزت بخشیدن به دین او وجنگ در راه خدا از دیگران سزاوارترم تا نام خدا به پیروزی رسد.»
همچنین میفرماید:
«... أَ لَا تَرَوْنَ إِلَی الْحَقِّ لَا یُعْمَلُ بِهِ وَ إِلَی الْبَاطِلِ لَا یُتَنَاهَی عَنْهُ لِیَرْغَبِ الْمُؤْمِنُ فِی لِقَاءِ رَبِّهِ حَقّاً حَقّاً فَإِنِّی لَا أَرَی الْمَوْتَ إِلَّا سَعَادَةً وَ الْحَیَاةَ مَعَ الظَّالِمِینَ إِلَّا بَرَماً؛ )(1)( آیا نمیبینید که به حق عمل نمیشود و باطل طرد نمیگردد. حقیقتا مؤمن باید به مرگ راغب باشد. هر آینه من مرگ را جز سعادت، و زندگی با ظالمان را جز زجر و شکنجه نمیبینم.»
یکی از مهمترین آموزههای کربلا درس جانبازی در راه دین، و همه جاذبههای دنیوی را در مسیر رضای الهی به هیچ انگاشتن است. آدمی به جان خویش بیش از همه عشق میورزد و هر چیز را برای جانش میخواهد. اگر حاضر شد از این عزیزترین، برای مقصودی بگذرد بایستی آن چیز را مهمترین هدف در دیدگاهش دانست.
1) . بحارالانوار، ج44، ص 381.
امام حسین(ع) در مسیر احیاء حق، اهداء جان و پذیرش مرگ را بسیار ساده و آسان میشمارد.
آن حضرت میفرماید:
«لَیْسَ شأْنیِ شَأْنُ مَنْ یَخَافُ الْمَوْتَ مَا اَهْوَنَ الْمَوُتُ عَلَی سَبیِلِ نَیْلِ الْعِزِّ وَ اِحْیَاءِ الْحَقِّ لَیْسَ الْمَوْتُ فِی سَبیِلِ الْعِزِّ اِلَّا حَیَاةً خَالِدَةً لَیْسَتِ الْحَیَاةُ مَعَ الذُّلِّ اِلَّا الْمَوُتُ الَّذیِ لَا حَیَاةَ مَعَهُ اَفَبِالْمَوُتِ تُخَوِّفُنیِ... هَلْ تَقْدِروُنَ عَلَی اَکْثَرِ مِنْ قَتْلِی مَرْحَباً بِالْقَتْلِ فِی سَبیِلِ اللِه وَلَکِنَّکُمْ لَا تَقْدِروُنَ عَلَی هَدْمِ مَجْدِی وَ مَحْوِ عِزِّی وَ شَرَفِی فَاِذاً لَا اُبَالِی بِالْقَتْلِ؛ )(1)( در شخصیت من، ترس از مرگ جایگاهی ندارد. مرگ در راه عزت و احیاء حق چه آسان است. مرگ در راه عزت جز حیات جاویدان نیست و زندگی با ذلت جز مرگ بدون زندگی نخواهد بود. آیا مرا از مرگ میترسانید؟.. آیا بالاتر از کشتنم چه میتوانید کرد؟! آفرین بر کشته شدن در راه خدا، ولی بدانید هرگز نمیتوانید عظمت مرا بشکنید و عزت و شرف مرا از بین ببرید، پس باکی از کشته شدن ندارم.»
1) . موسوعة کلمات الامام الحسین(ع)، ص 360.
فصل نهم: مبلّغ و مناسبتها
محرم
کربلا جریان یا رویداد
از آنجا که اباعبدالله الحسین(ع) به عنوان پیشوای سوم شیعیان و حجت خدا است، اگر حرکتی را در بستر زمانی خاص انجام داده، بر همه پیروان و شیفتگان آن حضرت لازم است در آن مسیر حرکت کنند. همچنین بر اساس معارفی که از زیارات درمی یابیم، همگی وظیفه مندیم که تا قیامت او و یارانش را دوست داشته و با دشمنانش همواره در ستیز و دشمنی قرار گرفته و با این دوستی و دشمنی به خدای بزرگ تقرب جوییم.
در زیارت امام حسین(ع) در عاشورا چنین آمده است:
«وَ اَتَقَرَّبُ اِلَی اللَّهِ ثُمَّ اِلَیْکُمْ بِمُوالاتِکُمْ وَ مُوالاةِ وَلِیِّکُمْ وَ بِالْبَرآئَةِ مِنْ اَعْدائِکُمْ وَ النّاصِبینَ لَکُمُ الْحَرْبَ وَ بِالْبَرآئَةِ مِنْ اَشْیاعِهِمْ وَ اَتْباعِهِمْ اِنّی سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَکُمْ وَحَرْبٌ لِمَنْ حارَبَکُمْ وَ وَلِیُّ لِمَنْ والاکُمْ وَ عَدُوُّ لِمَنْ عاداکُمْ؛ و به خداوند تقرب میجویم، سپس به شما تقرب میجویم با دوستی شما و محبت دوستان شما و با دوری و بیزاری از دشمنان شما و کسانی که در مقابل شما جنگ بپا کردند و با بیزاری از پیروان و همراهان آنان. من با کسانی که با شما مسالمت داشته باشند تسلیم هستم و با کسانی که با شما بجنگند در جنگم و دوست دوستان شما و دشمن دشمنانتان هستم.»
نتیجه آنکه قضایای کربلا محدوده جغرافیایی و عصری را در مینوردد و رودی خروشان در بستر تاریخ جاری میکند که همواره قطرات زلال انسانهای پاک را به جمع خویش پیوند میدهد و نوید حیات پاکی و خداجویی به سرزمینهای دیگر میرساند.
امام حسین(ع) جریان بودن کربلا را در فرازهایی از سخنانش این گونه ترسیم میکند. ابتدا خود و دودمان پاکش را معرفی میکند، سپس چهره ننگین و گناه پیشه یزید را نشان میدهد و در پایان میفرماید: «مِثْلِی لَا یُبَایِعُ مِثْلَهُ؛ فردی مثل من با کسی مانند او هرگز بیعت نخواهد کرد.»
حضرت این گونه بیان میکند که این دو شخصیت کاملاً متفاوت از جهت فکر، ایمان و عمل در هیچ جایی نمیتوانند با یکدیگر همراه شوند و این، محدوده زمانی و جغرافیایی نمیشناسد. و یا در جمله «اَلَا تَرَوْنَ اَنَّ الْحَقَّ لَا یُعْمَلُ بِهِ...» که در صفحات قبل ذکر شد، حضرت میفرمایند: «وقتی در جامعهای به حق عمل نشود و از باطل نهی نگردد، مؤمن به حق باید آرزوی مرگ کند.» این جملات هرگز محدوده زمانی و مکانی نمیشناسد و این پیامها و مفاهیم، کربلا را به صورت یک جریان درمی آورد.
ما برای آنکه عاشورا را در خط عاشورا نگه داریم وظیفه داریم که از سویی پیامهای عاشورا را به خوبی بشناسیم و از سوی دیگر آنرا محدود در چهارده قرن قبل و به عنوان یک رویداد تلقی نکنیم؛ بلکه جریان پویای عاشورا را ترسیم و به مردم بگوییم که جایگاه خویش را در این جر یان بیابند؛ وظیفه خود را بشناسند و به آن وظیفه عمل کنند.
فصل نهم: مبلّغ و مناسبتها
محرم
تبیین پیامهای اساسی عاشورا
پیامهای اساسی عاشورا که احیاء ارزشهای مبارزه با بدعت و فساد و تباهی و جان دادن برای احیاء حق و عزت بود، باید به خوبی برای مردم ترسیم و آفتهای هر بخش تبیین گردد که در اینجا به هر یک از آن شاخصها به صورت جریان نگاه میشود و مواردی به صورت نمونه مطرح میگردد.
امروزه در بسیاری از حرکتهای اجتماعی به جای دفاع از ارزشهای دینی، جناح بندی و دفاع از جناحها نشسته و به قیمت نابودی ارزشها دنبال میشود که این حرکت با خط عاشورا سازگار نیست. اگر برای دستیابی به پست، سمت و ریاست، همه چیز قربانی شود، این راه یزید، ابن زیاد و عمر سعد است نه امام حسین(ع).
امام حسین(ع) رسما اعلام میکند که من میخواهم امر به معروف و نهی از منکر کنم. این حرکت با ترویج منکر و نهی از معروف برای جلب آرای مخالفان دین سازگار نیست.
امام حسین(ع) مردم را به کتاب خدا و سنت میخواند و علت قیام خود را بی توجهی به کتاب خدا و نابودی سنت و برپاشدن بدعتها میشمارد. حال شیعیان آن حضرت باید به این جریان بپیوندند و به احیاء سنت بپردازند.
این خیزش و انقلاب ابتداء باید از مراسم دینی آغاز گردد و سپس همه ابعاد فرهنگی جامعه مورد توجه قرار گیرد.
در مراسم عبادی، مجالس عزاداری ابا عبدالله الحسین(ع) از جایگاه ویژهای برخودار است. پس از وقایع عاشورا نه نفر از ائمه بزرگوار(ع) زیستهاند و شیعیان بسیاری در زمان آنان بودهاند و به عزاداری و بزرگداشت کربلا اهتمام داشتهاند؛ زیرا این مهم، در روایات بسیاری مورد توجه قرار گرفته است اما گاهی حرکتهایی دیده میشود که ائمه اطهار(ع) به آن توصیه نکرده و سبب وهن شیعه گردیده است. این حرکتها باید با ظرافت توسط علمای دین شناسایی و به مردم که از علاقه مندان اهل بیت هستند گوشزد شود. در اینجا نمونه هایی بیان میشود.
الف) اشعار یا رفتار باطل
بیان مدح و مرثیه ائمه اطهار بایستی به نحوی با ژرف نگری انجام شود که سخنان باطل به آن راه نیابد، همچنین در مراسم تعزیه ابا عبدالله الحسین(ع) باید دقت وافر از طرف مسئولین خصوصاً مبلغین عزیز اعمال گردد که ضمن برگزاری با شکوه و گسترده مراسم، از راه یابی رفتارهای خطا و انحرافی به آن جلوگیری شود؛ گاهی دیده میشود که اشعاری خوانده میشود و یا رفتارهایی بروز میکند که برای هر عالمی واضح است که مرضی ائمه اطهار(ع) نبوده و اگر در محضر آن بزرگواران چنین رفتاری بروز میکرد و یا این چنین اشعاری بیان میشد به شدت طرد میگردید. همان گونه که پیشوایان عزیز ما با صوفیه و یا تفکرات باطل با صراحت مخالفت مینمودند.
ب) عدم دقت در بیان مقاتل
از مسائل مهمی که باید مورد توجه قرار گیرد بیان دقیق مقتل است؛ به این معنی که اگر مطلبی بیان میشود حداقل در یکی از مقاتل نقل شده باشد نه آنکه هر چه گفته میشود، مطالبی شنیده شده و بدون مأخذ باشد؛ زیرا دروغ گفتن از گناهان کبیره است و دروغ بستن به ائمه(ع) اگر در ماه مبارک رمضان انجام شود موجب بطلان روزه است. با کمال تأسف گاهی در عزاداریها برخی به راحتی مطالب خطایی را در مورد امام(ع) نقل و حرفهایی که در هیچ کتابی نیست با جسارت مطرح میکنند.
ج) بی توجهی به نشر معارف
یکی از فضاهای بسیار مهمی که در طول تاریخ، شیعیان از آن برای نشر معارف دینی استفاده کرده و عموم مردم را از جهت فکری تغذیه کردهاند، جلسات عزاداری ابا عبدالله الحسین(ع) بوده است. در این جلسات مباحث اعتقادی، اخلاقی و احکام شرعی برای مردم بیان میشده است، لیکن با گذر زمان این مجالس از تبلیغ معارف دینی فاصله گرفته، صرفا به خواندن اشعار و روضهای اکتفا میشود که باید سمت و سوی آن به سوی ترویج علم و معارف دینی و بیان احکام تغییر یافته و عزاداری هم به خوبی برگزار گردد.
د) طولانی شدن عزاداریها
گاهی عزاداریها بسیار طولانی میشود و تنها چند نفر معدود برنامهها را دنبال میکنند و بسیاری از عزاداران خسته میشوند. و اگر فردی هم اعتراض کند به دشمنی با اهل بیت(ع) متهم میشود، در حالی که میتوان گفت گاهی طولانی شدن عزاداریها موجب قضا شدن نماز صبح افراد میگردد.
هـ) عدم تبیین اهداف اباعبدالله الحسین(ع)
در مواردی اهداف قیام کربلا برای مردم تبیین نمیشود و یا در صورت بیان اهداف، مصادیق زمان که نمود بارز آن در مبارزه با آمریکا تبلور مییابد، مشخص نمیشود.
و) روشهای روضه خوانی
برخی از کسانی که روضه میخوانند گاهی از شیوهها و دستگاههای موسیقی استفاده میکنند که به هیچ وجه مناسب مجالس عزاداری سالار شهیدان کربلا نیست، که امید است با راهنمایی علماء دین، وزانت این مجالس حفظ گردد.
اباعبدالله الحسین(ع) از فساد و تباهی گریزان و از سکوت جامعه در برابر فساد خشمگین است. ایشان میفرمایند: «اینان فساد را ظاهر کردند و حدود را باطل کردند و شراب خواری نمودند.» و یا در جای دیگر میفرمایند: «مگر نمیبینید به حق عمل نمیشود و نسبت به باطل نهی نمیگردد.» یعنی مردم از کنار باطل به راحتی میگذرند و در این صورت است که امام حسین(ع) میفرمایند: «بر مؤمن حق است که آرزوی مرگ کند.»
آیا پیروان و شیفتگان امام حسین(ع) هنگامی که باطل را میبینند و فساد به صورت آشکار رخ میدهد نهی از منکر میکنند؟ آیا میگویند که حق این است، چرا عمل نمیشود؟ اگر چنین است بسیار خوب و اگر نیست عاشوراییان باید به خط عاشورا برگردند.
امام حسین(ع) برای احیاء دین و حق جنگید، جان داد و هرگز زیر بار ذلت نرفت، فرازهایی از سخنان عزت آفرین آن حضرت را بیان کردیم؛ ولی تا چه حد توانسته ایم این چهره عزیز را عزتمند معرفی کنیم؟ آن حضرت فرمودند: شما بیش از کشتنم نمیتوانید کاری از پیش ببرید، لیکن مجد، عزت و شرف من را نمیتوانید نابود کنید. آیا ترسیمی که از کربلا و بیان وقایع عاشورا میشود، چهره مردی غیرتمند و عزیز با این شاخص است یا نه؟ اگر چنین نیست باید دانست که عاشورا در خط عاشورا نیست. آیا تا چه حد این پیام در دل پیروان امروزشان جای داده شده است که خط آمریکا با یزید که هر دو از یک آبشخور تغذیه میشوند باید طرد گردد. و بر پیروان آن حضرت(ع) است که مرگ را بر ذلت بردگی آمریکا ترجیح دهند.
بسیاری از مردم این چنیناند، اما برخی از بازی خوردههای سیاسی این حرکتها را نمیپذیرند؛ از اینرو بهترین راه برای معرفی این سیاستمداران معرفی راه عزتمند ابا عبدالله الحسین(ع) است، آن هم نه یکبار؛ بلکه تبیین این مفاهیم به طور مداوم و مستمر.
فصل نهم: مبلّغ و مناسبتها
تابستان
استفاده از فرصتها
در تبلیغ دین و آشنا سازی انسانها با معارف اسلامی استفاده بهینه از فرصتها اصلی مهم و کارساز است که در بحث فرصتها بدان پرداختیم.
پیامبر اکرم(ص) هنگامی که براساس آیه «وَ أَنْذِرْ عَشیرَتَکَ الْأَقْرَبینَ» )(1)( مأمور به انذار خویشان و نزدیکان میشود، بدون مقدمه و ایجاد فضای مناسب وارد این معرکه نمیشود، بلکه خویشان را به میهمانی میخواند و پس از آن به ارشاد آنها همت میگمارد.
ابراهیم خلیل در زمانی مناسب با حرکتی تند همه بتها را در هم خورد میکند؛ اما برای ایجاد فرصت، بزرگترین بت را تبر به دوش وامی گذارد و هنگامی که او را مورد بازجویی قرار میدهند و از ماجرای درهم شکستن بتها سؤال میکنند، پاسخ را به بت بزرگ محول میکند و هنگامی که همه اذعان میکنند بت قادر به سخن گفتن نیست، اصلیترین ضربه خلاص را بر بتهای خانه کرده در اندیشه کافران وارد ساخته و همه بتهای درونی آنان را لرزان میکند.
1) . شعرا / 214.
حضرت موسی(ع) از فرزندان محروم و تحت ستم اسرائیل لشکری رهایی بخش میسازد، فرماندهی آنان را به عهده میگیرد، از نیل عبور میدهد و سپس آنان را به پرستش خدای رهایی بخش میخواند.
(وَ إِذْ نَجَّیْناکُمْ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ یَسُومُونَکُمْ سُوءَ الْعَذابِ یُذَبِّحُونَ أَبْناءَکُمْ وَ یَسْتَحْیُونَ نِساءَکُمْ وَ فی ذلِکُمْ بَلاءٌ مِنْ رَبِّکُمْ عَظیمٌ. وَ إِذْ فَرَقْنا بِکُمُ الْبَحْرَ فَأَنْجَیْناکُمْ وَ أَغْرَقْنا آلَ فِرْعَوْنَ وَ أَنْتُمْ تَنْظُرُونَ. و...)؛ )(1)( «و [به یاد آر هنگامی که شما را از ستم فرعونیان نجات دادیم که از آنها سخت در شکنجه بودید [به حدی که] پسران شما را کشته و زنانتان را نگاه میداشتند و این بلا و امتحانی بزرگ بود که خدا شما را بدان میآزمود. و زمانی که برای شما دریا را شکافتیم و فرعونیان را غرق کردیم و شما مشاهده میکردید. و....»
خداوند پس از اعطای نعمتهای فراوان، الطاف خویش را گوشزد میکند تا آنان به خدای بخشنده روی آورند.
1) . بقره / 49 و 50.
(وَ إِذِ اسْتَسْقی مُوسی لِقَوْمِهِ فَقُلْنَا اضْرِبْ بِعَصاکَ الْحَجَرَ فَانْفَجَرَتْ مِنْهُ اثْنَتا عَشْرَةَ عَیْناً قَدْ عَلِمَ کُلُّ أُناسٍ مَشْرَبَهُمْ کُلُوا وَ اشْرَبُوا مِنْ رِزْقِ اللَّهِ وَ لا تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدینَ)؛ )(1)( «و [به یاد آر] زمانی را که موسی برای قوم خود طلب آب نمود و ما به او دستور دادیم که عصای خود را بر سنگ زن، پس دوازده چشمه آب از آن سنگ بیرون آمد و هر گروهی آبشخور خود را میشناخت و گفتیم از روزی خدا بخورید و بیاشامید و در زمین به فساد و فتنه انگیزی نپردازید.»
حضرت یوسف(ع) پس از تعبیر خواب برای زندانیان و جذب آنان، از اعتماد زندانیان به عنوان یک فرصت استفاده کرده و تبلیغ خود را آغاز مینماید.
1) . بقره / 60.
(یا صاحِبَیِ السِّجْنِ أَ أَرْبابٌ مُتَفَرِّقُونَ خَیْرٌ أَمِ اللَّهُ الْواحِدُ الْقَهَّارُ)؛ )(1)( «ای دوستان زندانی! آیا خدایان متفرق بهترند یا خدای یکتای پیروز.»
نتیجه آنکه مبلّغ برای موفقیت در تبلیغ باید به مسائل ذیل بیاندیشد:
1- برای ایجاد فرصت ابتدا به خوبی فکر کند.
2- برای فرصت یابی و فرصت سازی به طور جدی فعالیت کند.
3- برای استفاده از فرصتها برنامه ریزی کند.
4- در فرصتهای موجود یا فرصتهای ایجاد شده، با جدیت برنامهها را اجرا کند.
در همه مراحل این فرایند، تنها هدف و محوریترین نقطه تلاش هایش دعوت انسانها به پرستش خداوند باشد.
1) . یوسف / 39.
فصل نهم: مبلّغ و مناسبتها
تابستان
تابستان و پیوند دو فرصت
در مباحث قبلی بیان گردید که حضور یک کودک، نوجوان و جوان در محافل دینی فرصتی بسیار ارزشمند میباشد. در تابستان، تعطیلی مدارس به مبلّغ فرصت برنامه داشتن برای این گروههای سنی حساس را میدهد و این دو فرصت، فضای بسیار خوبی را برای انجام رسالت تبلیغ به صورت عمیق و گسترده ایجاد میکند.
مبلغ میتواند از این دو فرصت ارزشمند بهره برده، ضمن جذب نوجوانان و جوانان از طرق مختلف، بین آنان و خدا پیوندی ناگسستنی ایجاد کرده و از همین زمان زمینه ارتباط آنان با مسجد را برای طول سال بنیانگذاری کند.
فصل نهم: مبلّغ و مناسبتها
تابستان
راههای جذب
برای جذب جوانان میتوان از راه هایی بهره برد که ذیلا به مواردی اشاره میکنیم:
1- ایجاد فضاهای ورزشی؛
2- ارتباط با جوانان اهل ورزش؛
3- برقراری آموزشهای نظامی با همکاری بسیج؛
4- برگزاری نشستهای تفریحی در محلهای مناسب؛
5- برگزاری اردوهای مختلف با رعایت شرایط؛
6- توزیع نوارهای مداحی شاد و غیر زننده؛
7- ایجاد کتابخانه با همکاری مردم؛
8- تشکیل هستههای امر به معروف و نهی از منکر توسط جوانان شایسته و با آموزشهای لازم؛
9- فعال سازی هستههای مذکور در جهت جذب خطاکاران؛
10- توزیع فعالیتهای مذهبی بین جوانان فعال و علاقمند؛
11- ایجاد فضای مناسب برای جوانان اهل مطالعه جهت نقل مطالبی که خواندهاند در جمع دیگر جوانان؛
12- برقراری برنامههای نمایشی جذاب با رعایت شئون و احترام مسجد.
اهم فعالیتها
هنگامی که افراد جذب میشوند، مطالب بسیاری باید عملی شود که به رؤوس آنها اشاره میشود.
1- تعمیق و افزایش علاقه فرد به خدا؛
2- فعالیت جهت ایجاد ارتباط پیوسته با مسجد؛
3- ایجاد انس با قرآن؛
4- فعال سازی افراد در جهت جذب دیگران به مسجد؛
5- برنامه ریزی برای جذب خطاکاران توسط جوانان؛
6- برگزاری جلسات خاص برای افراد فعال.
بدیهی است در تمام این مراحل، استمداد از خداوند متعال از کلیدیترین رموز موفقیت فرد میباشد؛ زیرا ما وسیله هدایت هستیم و هادی حقیقی کسی جز خداوند نیست.
فصل نهم: مبلّغ و مناسبتها
دفاع مقدس
تبلیغ یا تخریب دفاع مقدس
در فصلهای پیشین به بحث استفاده از فرصتها در تبلیغ پرداخته، بیان کردیم که نه تنها باید از فرصتها بهره برد، بلکه در مواردی باید فرصت سازی کرده و سپس به تبلیغ دین پرداخت. یکی از فرصتهای بسیار ارزشمند برای احیاء روحیه فداکاری برای احیاء دین خدا و گذشت و ایثار، ایام مربوط به دفاع مقدس و رویارویی فرهنگ علوی با جهان کفر و استبداد است.
برای آنکه به تحلیلی در تبلیغات جنگ دست یابیم، بهتر است فضای فکری فرهنگی حاکم بر رزمندگان را به خوبی شناخته، اهداف آنان را باز شناسی و به ترویج فرهنگ آنان که فرهنگ اسلام ناب محمدی است روی آوریم و از سوی دیگر تبلیغات دشمنان را باز شناخته، پس از دریافت صحیح اهداف پنهان و آشکار دشمنان، در جهت خنثی سازی این تبلیغات، رسانهها، ارگانها و نیروهای همسو را بسیج نماییم.
فصل نهم: مبلّغ و مناسبتها
دفاع مقدس
دشمنان و دفاع مقدس
از آنجا که حکومت ایران آغاز خیزشی اسلامی و حرکتی براساس باورهای اسلامی بود و بخش عظیمی از مردم کره زمین در این باورها مشترک بودند، همگی به نظام نوپای ایران چشم دوخته، برای رویارویی با قدرتها، شیوه جدیدی با مفاهیمی نو یافتند و آن مبارزه با استکبار براساس آموزههای دینی بود که هر گونه سلطه کفار و بیگانگان، بر مسلمانان را نمیپذیرفت.
قدرتهای سلطه جوی جهانی با حرکتی روبرو گشته بودند که از جهتی یکی از بهترین کشورهای تحت سلطه آنان؛ ایران را از چنگالشان خارج کرده و از سوی دیگر راهی نو در مقابل مسلمانان جهان گشود، تا آنها نیز از سلطه، رهایی یافته، روی پای خود بایستند؛ از اینرو هم نظام سلطه برآشفت و هم مزدوران و دست نشاندگان آنان در سرزمینهای اسلامی بنیانهای حکومتهای پوشالی خود را لرزان و ناپایدار دیدند و تهدیدی بزرگ در کنار خویش احساس کردند.
بهترین گزینه برای مقابله با این پدیده نو ظهور، جنگی همه جانبه علیه نظام اسلامی بود.
دشمنان انقلاب اسلامی جنگی را طراحی و بر ملت ما تحمیل کردند که بازیگر اصلی آن صدام جنایتکار بود.
صدام فردی قدرت طلب بود که عشق کشور گشایی تمام وجودش را گرفته، از آن مهمتر نجات حکومت بعثی خود را در گرو این حمله میدید؛ زیرا مردم مسلمان و شیعه عراق از هر کشور دیگری در برابر امواج نورانی انقلاب تأثیر پذیرتر بودند.
جنگی نابرابر آغاز گشت و همه کشورهای جهان؛ اعم از شرق و غرب به یاری و تجهیز ارتش عراق پرداختند. آمریکا در معادلات، به طور واضح یک سوی جنگ بود. فرانسه، شوروی سابق، انگلستان، آلمان و... در حین جنگ پیش رفتهترین و مرگبارترین سلاحها را برای عراق ارسال کردند.
حاکمان جنایتکار کشورهای منطقه با توجه به رویکرد جدید و تمایل مسلمانان داخل کشورهایشان به قوانین اسلام و تفکرات جدید، راه را در مبارزه با حکومت ایران دیدند، به همین دلیل از جهات مختلف به پشتیبانی صدام پرداخته و حمایت از متجاوز در رأس اولویتهای سیاسی، اقتصادی، تبلیغاتی آنان قرار گرفت؛ تا جایی که بعد از هر عملیات جنگی، کاروانهای کمک از این کشورها به سوی عراق سرازیر میگشت و دلارهای نفت در اختیار صدام قرار میگرفت.
در سفری که به عتبات عالیات داشتم، به یکی از نیروهای استخباراتی عراق - که همراهمان بود - گفتم: چرا تا این حد مردم عراق فقیر و تهیدست شده اند؟ با صراحت، در عین حال مخفیانه گفت: به دلیل آنکه با شما نجنگیدیم. تعجب کردم، به او گفتم: با توجه به بودجههای سرسام آور جنگ، باید در زمان صلح وضعیت اقتصادی شما بهتر باشد. جواب داد: تا زمانی که با شما میجنگیدیم، آنقدر کشورهای خلیج به ما امکانات میدادند که مردم ما در رفاه کامل زندگی میکردند!!!.
بالاخره جنگ با تمام فراز و نشیبهایش به پایان رسید و با الطاف الهی تثبیت و حفظ نظام اسلامی که در رأس اهداف دفاع مقدس بود، تحقق یافت. بیگانگان از کشور بیرون رانده شدند، توطئه همه کشورهای سلطه جو و حکومتهای مزدور منطقه شکست خورد، سازمان ملل رسما عراق را متجاوز و آغازگر جنگ معرفی کرد و... .
فصل نهم: مبلّغ و مناسبتها
دفاع مقدس
پس از جنگ
هنگامی که جنگ پایان یافت و دشمنان از نابودی نظام در چند روز و چند هفته یا چند ماه ناامید گشتند، همت خود را بر جنگ تبلیغاتی و فرهنگی معطوف کردند و در استراتژیهای تبلیغاتی خویش، تهاجم به ارزشهای نظام از جمله ارزش دفاع از دین، استقلال و هویت دینی را در دستور کار خود قرار دادند. برخی هم با تئوریزه کردن این تهاجم، آنان را با سخنان شبه فلسفی یاری دادند.
آنان با تکیه بر امپریالیسم رسانهای خویش این مطلب را القاء کردند که به طور کلی نیازی به این جنگ نبود و مسئولین میتوانستند از طریق مجامع جهانی به استیفای حقوق خود بپردازند، جنگ به جز شهادت عده زیادی از جوانان و مردان و زنان کشور و مجروح و معلول گشتن مردم ثمری نداشت.
و برخی از مطبوعات جیره خوار داخلی و مزدوران بیگانه، همین مطلب را در داخل کشور از زوایای مختلف القاء کردند.
آنان هیچگاه تجربه تلخ و ذلت بار فلسطین را مطرح نمیکردند که در مقابل دیدگان جهانیان هر روز جنایت تازهای در این سرزمین رخ میدهد و مجامع جهانی در حالی که غالبا اسرائیل را جنایتکار معرفی میکنند، کوچکترین ارمغانی برای فلسطین نداشتهاند.
فصل نهم: مبلّغ و مناسبتها
دفاع مقدس
تبلیغات ما
رسانههای تبلیغاتی ما نیز رویکردی دارند که قابل بررسی و دقت است.
به ندرت میتوان انسانی یافت که از دیدن تصویر جان دادن انسانی دیگر لذت ببرد، خصوصاً اگر این تصاویر به صورت واقعی باشد، آن هم تصویر کسی که مورد علاقه و احترام آنان است. این تصاویر دلخراش در حد فراوانی از سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش میشود.
در نمایشگاههای جنگ، عکس بدنهای قطعه قطعه شده به نمایش در میآید که هر انسانی را به تأثر شدید میکشاند و در مواردی جز ترس و دلهره چیزی به ارمغان نمیآورد.
در بسیاری از محافل، فرزندان شهیدان مورد ترحم واقع شده و سخنانی بیان میشود که اشک همگان را جاری میسازد.
فیلم مجروحین شیمیایی در سختترین شرایط به نمایش در میآید.
از رزمندگان دلاور خبری نیست، مگر آنکه با گریه و آه در غم از دست دادن دوستان بر صحنه تلویزیون ظاهر میشوند.
هرگز از پیروزیها و موفقیتها، فتوحات و دلاوریهای رزمندگان چیزی دیده نمیشود.
گاهی فیلمهایی از جنگ ساخته میشود که گویی هیچیک از عوامل سازنده فیلم برای یک روز هم در صحنههای جنگ نبودهاند. به جای شادیهای بی پیرایه و زیباییهای جنگ، آلات موسیقی را با زور به خورد جنگ و رزمندگان میدهند، در حالی که اگر کسی کلیه خطوط جنگ را میگشت، یک مورد رزمنده نی زن نمییافت.
آیا این نوع تبلیغات مهر تأییدی بر تبلیغات دشمن نیست که جنگ هیج ثمری جز بی خانمان گشتن و شهید شدن عده زیادی از مردم نداشته است؟
آیا برای نسلی که جنگ را ندیده، روحیه دلاوری و دفاع ایجاد میکند یا آنان را از نام جنگ و مقاومت بیزار میسازد؟
آیا این تبلیغات رزمندگان را از جنگ خویش پشیمان نمیکند؟
آیا اگر روزی باز نیاز به مبارزه باشد، زنان این مرز و بوم مردان و فرزندان خویش را برای جنگ با رغبت خواهند فرستاد؟
چرا؟! !.
چرا هرگز پیروزیها، موفقیتها، فتوحات و دلاوریهای رزمندگان برای مردم ترسیم نمیگردد؟
چرا برکات و نتایج جهاد فی سبیل الله برای مردم با زبان هنر به تصویر کشیده نمیشود؟
چرا نیرنگها و حملات گسترده دشمن و خنثی سازی آن توسط سربازان اسلام به نمایش در نمیآید؟
چرا حمایتها، کمکها و تسلیحات کشورهای مختلف جهان که در اختیار دشمن قرار میگرفت و مقاومت رزمندگان در برابر این هجوم جهانی به خوبی مطرح نمیشود؟
چرا جایگاه معنوی جنگ با توجه به آموزههای دینی بیان نمیشود؟
چرا فریادهای امیرالمؤمنین(ع) از دست تن پروران گریزان از جنگ برای مردم تبیین نمیگردد؟
فصل نهم: مبلّغ و مناسبتها
دفاع مقدس
امام و تبلیغات جنگ
در طول تاریخ جنگ، یکی از مهمترین عوامل تأثیرگذار بر انگیزشهای مردم و حضور آنان در جبهههای جنگ، سخنان و پیامهای امام(ره) بود. ایشان همواره بر نقاط مثبت، توانمندیهای رزمندگان اسلام و انگیزههای معنوی و خدایی آنان پای فشرده و روحیه مقاومت، ایستادگی و دلاوری را در نیروهای رزمنده تقویت مینمودند.
هنگامی که در ابتدای جنگ به فرودگاه تهران حمله میشود و بمبهای جنگندههای عراق فرودگاه تهران را به لرزه در میآورد و مسئولین نظام را با بحرانی سنگین مواجه و همگان را حیرت زده میسازد، امام(ره) در اولین سخنرانی خویش با آرامشی فوق العاده میگوید: «دیوانهای آمد، سنگی انداخت و رفت.» این سخنان آنچنان شاهکار جنگی دشمن را به تمسخر میگیرد و به مردم و مسئولین روحیه میبخشد که نخست وزیر وقت، خود اذعان میکند که این سخنان امام به همه آرامش داد.
قبل از انقلاب هنگامی که فرزند فرزانه و شایسته امام(ره) به طور مشکوکی جهان فانی را وداع میگوید، همه در انتظار عکس العمل امام اند که آیا این رویداد جانکاه در استواری ایشان چه تأثیری خواهد گذاشت؟ چشمها به زبان و کلام امام(ره) دوخته شده است و امام(ره) در سخنرانی تاریخی خویش این حادثه سخت را از الطاف خفیه الهی بر میشمارد.
پس از انفجار حزب جمهوری اسلامی و به خاک و خون کشیده شدن جمعی از بهترین یاران با وفای اسلام و انقلاب، و ضرباتی که منافقین بر نیروهای حزب اللهی وارد کردند، ایشان ضمن تجلیل از شهیدان، هرگز اشکی از دیدگان نمیریزد و با صلابت میفرماید: «بکشید ما را ملت ما بیدارتر میشود.» و آرزوی غم، سستی، پشیمانی و ضعف را در سختترین شرائط بر دلهای پر کینه دشمن برای همیشه باقی میگذارد.
امام(ره) از محمدحسین فهمیده اسطوره میسازد و او را رهبر معرفی میکند و دیگران را به پیروی از او ترغیب میکند؛ زیرا با کمترین امکان و با اهداء ارزشمندترین سرمایه وجودی - که جان اوست - پایداری میکند و تانک عراقی را با نارنجکهایی که به خود بسته است، منهدم میسازد.
زمانی که اشعار جنگ در زبان مداحان سمت و سوی بیان رنجها و فقدان یاران مییابد، امام(ره) با واسطه به آقای آهنگران گوشزد میکند که اشعار باید روحیه شجاعت و شهامت ایجاد کند تا نیروهای جنگ، دلاورانه و با ایمان، مقاوم بایستند. پس از آن، اشعار رنگ دیگری میگیرد و شعرهای جدید به تبلیغات جنگ راه مییابد، مانند:
خیز ای رزمنده شیر خانه از دشمن بگیر
فصل نهم: مبلّغ و مناسبتها
دفاع مقدس
تبلیغات جنگ در کشورهای دیگر
اینجانب تبلیغات چند کشور را در مورد جنگ ملتهایشان با متجاوزان دیده ام. در این تبلیغات دو اصل اساسی تعقیب میشود:
ترسیم جنایات جنگ، ویرانیها و... در این بین عکسهای کشته هایشان را در جایی آورده اند؛ اما اجساد کشته گان را که دلخراش است نشان نمیدهند.
بخش عمدهای از این تبلیغات به دلاوریها، پایداریها، مقاومت ملت، پیروزیها و فتوحات آنان اختصاص دارد و در نهایت ورود پیروزمندانه نیروهای جنگ و استقبال پرشور مردم را همراه با تحسین به گونهای نمایش میدهد که در ذهن مخاطب چند مطلب ایجاد شود:
الف) دشمن آنان بسیار پلید، سفاک و ددمنش بوده است.
ب) مقاومت نیروهای جنگ، ملت را از بردگی و ذلت نجات داده است.
ج) کسانی که در مقابل دشمن جنگیدهاند خصوصاً رهبران آنان باید مورد احترام قرار گیرند.
د) اگر روزی جنگ تکرار شود، به عنوان فردی غیرتمند در برابر دشمن ایستاده، از کیان کشور دفاع کنند.
فصل نهم: مبلّغ و مناسبتها
دفاع مقدس
تبلیغات بایسته
سزاوار است که تبلیغات ما به سمت و سویی حرکت کند که:
جنایات جنگ، تجاوز دشمن، ویرانیها و ظلم و ستمی که بر ملت رفته است، به خوبی برای نسل آینده ترسیم شود.
همراهیهای سلطه جویان جهان با متجاوز در ابعاد مختلف مانند اعطای تسلیحات، هواپیماهای پیشرفته سوپر اتاندارد، میگ 27، سلاحهای شیمیایی و کمکهای اقتصادی، تبلیغاتی، سیاسی و...، به تصویر کشیده شود.
دلاوریها و مقاومت جانانه رزمندگان اسلام در مقابل دشمن به خوبی نشان داده شود.
موفقیتهای بسیار زیاد سربازان اسلام در هوا و دریا و خشکی، فعالیتهای پارتیزانی و... به وسیله فیلمها، سریالها، قلمهای هنرمند، عکسها و تصاویر زیبا منعکس گردد.
پیروزیها، فتوحات و آزاد سازی شهرها، بخشها و... در تاریخ اسلام و ایران ثبت شود.
کمکها و پشتیبانیهای بی دریغ مردم از نیروهای اسلام در مساجد، پایگاههای مردمی و... برای وجدانهای بیدار بیان گردد.
تحسین مردم و استقبال آنان از سربازان پیروزمند اسلام منعکس شود.
ایثار و گذشت مادران، پدران و خانوادهها در اعزام عزیزانشان به جبههها و تشویق آنان به نبرد با دشمن برای نسل نوپای انقلاب به تصویر کشیده شود.
حضور بی پیرایه روحانیون و مسئولان و فرماندهان عالی رتبه نظامی در کنار رزمندگان دلاور اسلام منعکس گردد.
بازگشت پیروزمندانه سربازان و بسیجیان و تحسین و استقبال مردم از آنان و نگاه زلال مردم به این نیروها مطرح گردد.
(إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الَّذینَ یُقاتِلُونَ فی سَبیلِهِ صَفًّا کَأَنَّهُمْ بُنْیانٌ مَرْصُوصٌ)؛ )(1)( «خداوند کسانی را دوست دارد که در یک صف در راه او پیکار میکنند، [و] گویی بنایی آهنیناند.»
و بالاخره مبلّغان دین در تبلیغات خود این ارزشها را به مردم گوشزد نموده، فرهنگ ایثار و شهادت را در بین آنان ترویج نمایند.
1) . صف /4.
فصل دهم: مبلّغان و مخالفان
استهزاء و تمسخر
مقدمه
در طول تاریخ پیامبران، صالحان و پارسایان برای هدایت انسانها کوشیده و طالبان نور و پاکی را به خود جذب و آدمیان را به ورای طبیعت و متافیزیک متوجه ساختهاند.
در برابر این گروه، عدهای هم به سرکردگی شیطان گرد آمده، صف آرایی نمودند. آنان برای نابودی حق از ابزارهای بسیاری بهره بردند. گاه سلاح جنگی را برای کشتنِ سپاه نور بکار بردند و گاه با شبهه افکنی در جهت تضعیف باورهای مؤمنین کوشیدند، و از هر روش خطایی مانند تهمت، افتراء و دروغ برای نابودی حق باوران بهره جستند و در این میان، یکی از حربههای همیشگی آنان استهزاء و تمسخر دینداران بوده است. این روش از سویی میتوانست در همه جا به کار آید و از سوی دیگر کمترین آسیب جانبی را برای آنان داشت.
این ابزار در حال صلح یا جنگ از سوی سپاه ضلالت به کار میرفت و مؤمنین و صالحان را بسیار میآزرد؛ از اینرو قرآن کریم بحث استهزاء و مطالب پیرامونی آن را در آیات بسیاری مطرح کرده است که در این مقاله برخی از این آیات و مباحث مربوط به آن را بیان میکنیم.
فصل دهم: مبلّغان و مخالفان
استهزاء و تمسخر
استهزاء، حربه کافران
قرآن مجید در موارد متعددی از به سخریه گرفتن پیامبران الهی توسط کافران سخن گفته است؛ مثلا میفرماید:
(وَ لَقَدْ اَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِکَ فی شِیعِ الاَْوَّلینَ وَ ما یأْتیهِمْ مِنْ رَسُولٍ اِلاّ کانُوا بِهِ یسْتَهْزِؤُونَ)؛ )(1)( «پیش از تو در گروههای پیشین پیامبرانی را فرستادیم و هیچ پیامبری برایشان نفرستادیم جز آنکه او را به مسخره میگرفتند.»
1) . حجر/ 10 و 11.
فصل دهم: مبلّغان و مخالفان
استهزاء و تمسخر
استهزاء منافقان
برخی از منافقین در برابر انسانهای مؤمن از روی استهزاء اظهار ایمان میکردند؛ اما با همفکران خود حرکت خود را نوعی تمسخر مؤمنین قلمداد میکردند.
(وَ اِذا لَقُوا الَّذینَ آمَنُوا قالُوا آمَنّا وَ اِذا خَلوْا اِلی شَیاطینِهِمْ قالُوا اِنّا مَعَکُمْ اِنَّما نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُونَ اَللّه یسْتَهْزِءُ بِهِمْ وَ یمُدُّهُمْ فی طُغْیانِهِمْ یعْمَهُونَ)؛ )(1)( «هنگامی که با افراد با ایمان روبرو میشوند، میگویند: ما ایمان آوردیم و وقتی با شیطانهای خود خلوت میکنند، میگویند: ما با شما هستیم، ما آنان را مسخره میکنیم. خدا آنان را مسخره کرده و در طغیانشان سرگردان میکند.»
1) . بقره/ 14 و 15.
فصل دهم: مبلّغان و مخالفان
استهزاء و تمسخر
مشرکان و زخم زبان
سخنان زهرآگین و رنج آور اهل کتاب و مشرکین در قرآن مجید به عنوان آزمون الهی مطرح گردیده، چنین آمده است:
(لَتُبْلَوُنَّ فی اَمْوالِکُمْ وَ اَنْفُسِکُمْ وَلَتَسْمَعُنَّ مِنَ الَّذینَ اُوتُوا الْکِتابَ مِنْ قَبْلِکُمْ وَ مِنَ الَّذینَ اَشْرَکُوا اَذًی کَثیرا وَ اِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا فَاِنَّ ذالِکَ مِنْ عَزْمِ الاُْمُورِ)؛ )(1)( «قطعا در مال و جان آزموده خواهید شد و از کسانی که پیش از شما به آنان کتاب داده شده و از کسانی که به شرک گراییدند [سخنان] آزار دهنده بسیاری خواهید شنید و اگر صبر کنید و پرهیزگاری نمایید، از عزم استوار [شما] در کارها حکایت دارد.»
مؤمنین باید خود را برای سه آزمایش سخت آماده کنند:
1) . آل عمران/ 186.
مال؛
جان؛
سخنان رنج آور یهود و نصاری و مشرکین.
امروز لجاجت یهود در صهیونیزم و خود برتربینی بی منطق در آمریکا و کشورهای غربی تبلور یافته و رسانههای گسترده و فراگیر آنان مسلمانان استوار را به سخریه میگیرند و فساد و فحشاء خود را به عنوان ارزش به جهانیان معرفی میکنند و عفت و پاکدامنی را محدودیت و اسارت جلوه میدهند، همه مسلمانان را عقب افتاده و خود را مترقی و پیشرفته معرفی میکنند، و هر روز با سخنان و پیامهای زهرآگین خویش دلهای نورانی مؤمنان را خراش میدهند.
در قرآن این رفتار ناهنجار پیش بینی شده است. مسلمانان و مؤمنان باید استوار و پابرجا همه تبلیغات آنان را به هیچ انگارند و بدانند استواری و پرواپیشه گی در این راه بهترین یار آنان است.
فصل دهم: مبلّغان و مخالفان
استهزاء و تمسخر
استهزاء گناهکاران
خطاپیشه گان گنه کاری که نمیتوانند پاکی را تحمّل کنند و در اعماق جان خویش نسبت به افراد با ایمان احساس ضعف و حقارت دارند، با تمسخر مؤمنین درد درون خویش را التیام میبخشند.
قرآن مجید میفرماید:
(اِنَّ الَّذینَ اَجْرَمُوا کانُوا مِنَ الَّذینَ آمَنُوا یضْحَکُونَ وَ اِذا مَرُّوا بِهِمْ یتَغامَزُونَ وَ اِذَا انْقَلَبُوا اِلی اَهْلِهِمُ انْقَلَبُوا فَکِهینَ)؛ )(1)( «گناهکاران همیشه (در دنیا) به مؤمنین میخندیدند و چون بر ایشان میگذشتند، با چشم و ابرو آنان را ریشخند میکردند و هنگامی که به خانوادههای خود باز میگشتند، به شوخی میپرداختند.»
1) . مطففین/ 29 و 30 و 31.
فصل دهم: مبلّغان و مخالفان
استهزاء و تمسخر
استهزاء علم گرایان
گرچه ترغیب به علم و دانش از بدیهیات انکارناپذیر اسلام میباشد، اما غرور علمی با نگاه علمی دارای تفاوت بسیار و قابل تأمل است. برخی از افراد با قیافه علمی در برابر پیامبر(ص) مقاومت میکنند. اینان با اندک اطلاعات و تخصص در زمینهای از علوم تصوّر میکنند حق دارند در همه حوزههای علوم دخالت کنند و با غرور و تبختر به هر پدیدهای از دریچه محدود اطلاعات خود به داوری مینشینند. چنین افرادی قطعا در شناخت مسیر اصلی زندگی دچار حیرت و سر در گمی میشوند. عدهای دیگر هم از آنجا که به دلیل جایگاه علمی مورد توجهاند، هنگامی که حرف حقّ از سوی مردم پذیرش میشود، برای اثبات جایگاه خود از پذیرش حق امتناع میورزند. استهزاء حق با این موضع و نگرش، از دیرباز تاکنون همواره وجود داشته و اکنون نیز به طور جدّی مطرح است. قرآن مجید میفرماید:
(فَلَمّا جائَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیناتِ فَرِحُوا بِما عِنْدَهُمْ مِنَ الْعِلْمِ وَحاقَ بِهِمْ ما کانُوا بِهِ یسْتَهْزِؤُونَ)؛ )(1)( «هنگامی که پیامبران آنان دلایل روش آوردند، به دانش (مختصری) که داشتند شادمان ماندند و سرانجام آنچه به ریشخند میگرفتند، آنان را هلاک ساخت.»
1) . غافر/ 83.
فصل دهم: مبلّغان و مخالفان
موضوعات مورد تمسخر
آیات
کسانی که در برابر باور پیشه گان از ابزار استهزاء بهره میجویند، براساس معارف قرآن مواردی را در معرض تمسخر قرار میدهند که اکنون به آیاتی در این باره اشاره میشود.
یکی از موضوعاتی که مورد تمسخر کفار، مشرکین، منافقان، گناهکاران و علم زدهها واقع میشود، آیات و نشانههای روشن الهی است.
قرآن مجید میفرماید:
(ثُمَّ کانَ عاقِبَةُ الَّذینَ اَساؤُوا السُّوأی اَنْ کَذَّبُوا بِایاتِ اللّه وَ کانُوا بِها یسْتَهْزِؤُونَ)؛ )(1)( «فرجام کسانی که زشتی پیشه کردند، اینگونه بود که آیات خدا را تکذیب نموده و آن را به تمسخر گرفتند.»
1) . روم/ 1.
یکی از رفتارهای زشت و ناپسند سپاهیان ضلالت، استهزاء پیامبران الهی است. قرآن مجید در چند مورد این جمله را تکرار نموده است که:
(لَقَدِ اسْتُهْزِءَ بِرُسُلٍ مِنْ قَبْلِکَ)؛ «هر آینه پیامبران قبل از تو مسخره میشدند.»
عدهای در برابر پیامبر اسلام(ص) به جای برخورد منطقی و تدبرآمیز هیچ حرکت مثبتی از خود بروز نداده؛ بلکه برعکس، تنها شیوه برخورد آنان ریشخند پیامبر(ص) بود.
قرآن مجید میفرماید:
(وَ اِذا رَءاکَ الَّذینَ کَفَرُوا اِنْ یتَّخِذُونَکَ اِلاّ هُزُوا)؛ )(1)( «هنگامی که کافران تو را میبینند، فقط تو را مسخره میکنند.»
1) . انبیاء/ 36.
دستهای از گمراهان، دستورات دینی از جمله نماز را ـ که نقش محوری در عبودیت آدمی دارد ـ به ریشخند میگیرند.
(وَ اِذا نادَیتُمْ اِلَی الصَّلوةِ اتَّخَذُوها هُزُوا وَ لَعِبا ذلِکَ بِاَنَّهُمْ قَوْمٌ لایعْقِلُونَ)؛ )(1)( «هنگامی که مردم را به نماز میخوانید، آن را به مسخره و بازی میگیرند؛ زیرا آنان مردمی هستند که نمیاندیشند.»
1) . مائده/ 58.
فصل دهم: مبلّغان و مخالفان
موضوعات مورد تمسخر
مبلّغ و مسخره کنندگان
یکی از مشکلات مبلّغان دینی، استهزاء آنان توسط گروههای مطرح شده میباشد که هر کدام به نوعی مبلّغ دینی را مورد تهاجم گفتار زهردار خویش قرار میدهند. در اینجا ممکن است مبلّغ دچار سر در گمی شود که در برابر این عملکرد چه عکس العملی داشته باشد. ما در این بخش با استفاده از آیات قرآن سعی میکنیم راهی را بیابیم و براساس آن عمل کنیم. در این زمینه مطالبی تحت دو عنوان بایدهای روحی و بایستههای واکنشی بیان میگردد.
فصل دهم: مبلّغان و مخالفان
موضوعات مورد تمسخر
بایدهای روحی
مبلّغ دین ابتدا باید از جهت روحی جایگاه خود را بشناسد و با الهام از معارف دینی فکر و اندیشه خود را تعدیل کند و با شخصیتهای قرآن روح خود را تنظیم نماید. مبلّغ اگر نتواند خود را از جهت روحی پشتیبانی کند، حتما در زمینه هدایت جامعه مشکل افزونتری خواهد داشت. حفظ روحیه برای مبلّغ تا آنجا اهمیت دارد که پیامبر اسلام(ص) هم از طرف قرآن کمک میشود؛ از اینرو نکاتی را که میتواند از جهت روحی ما را یاری رساند در اینجا مطرح میکنیم، بدان امید که مبلّغان عزیز در فراز و نشیبهای اجتماعی با مرور این مطالب، به بازسازی روحیه خویش بپردازند.
اگر مروری بر تاریخ انبیاء عظام(ع) داشته باشیم و از قرآن در این مسیر بهره جوییم، در مییابیم که:
الف. مصائب همه پیامبران
هیچ پیامبری از مشکلات و سختیها در امان نبوده و همه پیامبران در کوران حوادث، در گیریها و مصائب، به پیش رفته و اهداف نورانی خود را دنبال میکردهاند. و به طور کلّی هر انسان با ایمانی اگر بخواهد سعادت یابد و به بهشت الهی راه پیدا کند، باید در مقابل مشکلات و سختیها بایستد و مبلّغ به عنوان پیشتاز رهروان راه انبیاء باید برای رویارویی با مشکلات، سختیها و آزار دشمن آماده بوده و تحمّل این سختیها را زمینه قرب الی اللّه بداند و از آن استقبال کند.
قرآن مجید میفرماید:
(أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الجَنَّةَ وَلَمّا یأْتِکُمْ مَثَلُ الَّذِینَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِکُمْ مَسَّتْهُمُ البَأْساءُ وَالضَّـرّاءُ وَزُلْزِلُوا حَتّی یقُولَ الرَّسُولُ وَالَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ مَتی نَصْرُ اللّهِ أَلا إِنَّ نَصْرَ اللّهِ قَرِیبٌ)؛ )(1)( «آیا خیال میکنید که در بهشت داخل میشوید و مشکلات پیشینیان بر شما وارد نمیشود؛ آنان دچار سختی و زیان و هول و هراس شدند و زیر و رو گردیدند تا جایی که پیامبر(ع) و افرادی که با وی ایمان آورده بودند، گفتند: یاری خدا کی خواهد بود؟ آگاه باشید که یاری خدا نزدیک است.»
ب. استهزاء همه پیامبران
1) . بقره/ 214.
مطلب دیگری که توجه به آن برای همه مبلّغان ضروری است، آنست که بدانند کلیه پیامبران سلف از این مشکل و آسیب در امان نبوده اند؛ از جمله، گل سرسبد انسانیت و بالاترین پیامبر، حضرت محمّد(ص) هم مورد استهزاء قرار میگرفته است، تا آنجا که قرآن مجید آن حضرت را برای تحمّل زخم زبانها تسلّی میدهد کهای پیامبر! اگر تو را مسخره میکنند، این رفتار نسبت به همه پیامبران بوده است.
در قرآن مجید آمده است:
(وَلَقَدِ اسْتُهْزِی ءَ بِرُسُلٍ مِنْ قَبْلِکَ فَأَمْلَیتُ لِلَّذِینَ کَفَرُوا ثُمَّ أَخَذْتُهُمْ فَکَیفَ کانَ عِقابِ)؛ )(1)( «بی گمان فرستادگان قبل از تو مسخره شدند، پس به کسانی که کافر شدند مهلت دادم، آنگاه آنان را به کیفر گرفتم، پس چگونه بود کیفر من؟»
1) . رعد/ 32.
گاهی افراد با ایمان خیال میکنند که فقط آنان دچار مشکل و مصیبت اند و انسانهای کافر و فاسق مشکلی ندارند؛ در حالی که همه انسانها در این کره خاکی با سختی، خسارت و مصیبت دست و پنجه نرم میکنند. البته فقط خدا باوران و ایمان داران که برای رضای الهی با این سختیها روبرو میشوند پاداش دارند؛ اما افراد بی ایمان جز خسارت در دنیا و آخرت نصیبی نخواهند داشت. اگر این نگرش در ذهن آدمی نهادینه شود، به راحتی در مییابد که مؤمن به تحمّل مشکلات سزاوارتر است.
به طور کلّی همه افراد؛ اعمّ از کسبه، تجّار، افراد اداری، و... از سخن نیش دار در امان نیستند. کافران، مشرکان، منافقان و گناهکاران نیز از انتقاد و سخنان رنج آور بی نصیب نخواهند بود. امروز یکی از افرادی که بیش از همه به او واژهها و کلمات گوناگون و تند گفته میشود، رئیس جمهور آمریکا است؛ در حالی که برای باطل، همه این سخنان را تحمّل میکند. همانگونه که مردم برای زندگی روزمرّه خود، و سیاستمداران برای حفظ پست و مقام خویش هزاران نوع سخن را تحمّل میکنند، ما هم قطعا باید به عنوان مبلّغان دین برای حفظ اسلام و قرآن بسیار پایدار بایستیم و بدانیم که در این فراز و نشیبها قرب الهی حاصل میشود.
قرآن مجید میفرماید:
(إِنْ یمْسَـسْـکُمْ قَرْحٌ فَقَدْ مَسَّ القَوْمَ قَرْحٌ مِثْلُهُ وَتِلْکَ الأَیامُ نُداوِلُها بَینَ النّاسِ)؛ )(1)( «اگر به شما آسیب رسیده، آن قوم (کافر) را نیز آسیبی نظیر آن رسیده است و ما این روزها(ی شکست و پیروزی) را بین مردم به نوبت میچرخانیم.»
تمسخر انسانهای با ایمان یکی از آزمونهای الهی است که مبلّغان عزیز باید با عنایت به این نکته زمینه رشد و قرب خویش را به خدا احساس کرده، هرگز از آن منزجر نباشند.
دشمنان دین گاهی با موشک، هواپیما، بمب و گلوله سعی میکنند مسلمانان را از پای در آورند و زمانی با شلیک پیام از پایگاههای خبری و رسانهها و گاهی هم با تحریک جوانان ضعیف الایمان این جنگ بی امان را دنبال میکنند. پایداری در همه صحنههای ستیز با کفر، شرک، نفاق و گناه، پاداشی بس بزرگ دارد؛ از جمله مقاومت در مقابل استهزاء آنان.
قرآن مجید مطلبی را بیان میفرماید که تأمل برانگیز و درس آموز است.
1) . آل عمران/ 140.
عدهای در قیامت میگویند خدایا ما را از جهنم نجات بخش، پس از آنکه تقاضای آنان به شدّت رد میشود، قرآن چنین میفرماید: «عدهای از بندگان من در دنیا میگفتند: پروردگارا ایمان آوردیم پس ما را ببخش و به ما رحم کن و تو بهترین مهربانانی.»
(فَاتَّـخَذْتُمُوهُمْ سِخْرِیاً حَتّی أَنْسَوْکُمْ ذِکْرِی وَکُنْتُمْ مِنْهُمْ تَـضْحَکُونَ * إِنِّی جَـزَیتُـهُمُ الیوْمَ بِما صَبَـرُوا أَ نَّـهُمْ هُمُ الْفائِزُونَ)؛ )(1)( «پس شما آنان را به تمسخر گرفتید تا یاد من فراموشتان شد و شما بر آنان میخندیدید. من هم امروز پاداش پایداری آنان را دادم و اینان همان رستگارانند.»
قرآن کریم در جای دیگر میفرماید:
1) . مؤمنون/ 111 ـ 110.
(أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الجَـنَّةَ وَلَمّا یعْلَمِ اللّهُ الَّذِینَ جاهَدُوا مِنْـکُمْ وَیعْلَمَ الصّابِرِینَ)؛ )(1)( «آیا پنداشتید که به بهشت وارد میشوید، بدون آنکه خداوند مجاهدین و صابرین را بیازماید.» استهزاء دشمنان بستر آزمون و پایداری مؤمنان است که پیروزی در این امتحان بزرگ موجب ورود در بهشت الهی خواهد بود.»
همه مؤمنان باید بدانند که پیروزی در قیامت از آنان است و مسخره کنندگان به جزای اعمال زشت خود میرسند. توجه به این امر روحیه مقاومت و پایداری را در آنان تقویت میکند. در این باره علاوه بر آیه 111 سوره مؤمنون میتوان به این آیه استدلال کرد که میفرماید:
(زُینَ لِلَّذِینَ کَفَرُوا الحَیاةُ الدُّنْیا وَیسْخَرُونَ مِنَ الَّذِینَ آمَنُوا وَالَّذِینَ اتَّقَوْا فَوْقَهُمْ یوْمَ القِـیامَةِ وَاللّهُ یرْزُقُ مَنْ یشاءُ بِغَیرِ حِسابٍ)؛ )(2)( «زندگی دنیا برای کافران زینت گردید و مؤمنان را ریشخند میکنند و کسانی که پروا پیشهاند در روز قیامت برتر از آنانند و خداوند به هر کس بخواهد بی حساب روزی میدهد.»
در قیامت استهزاء کنندگان دچار حسرتی دردناک میگردند که چرا پیامبران(ع) را به تمسخر گرفتند.
قرآن مجید در توصیف حالت این افراد در قیامت میفرماید:
(یا حَسْرَةً عَلَی العِـبادِ ما یأْتِـیهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلاّ کانُوا بِهِ یسْتَهْزِؤُونَ)؛ )(1)( «حسرت بر این بندگان باد که هیچ پیامبری برای آنان نیامد مگر آنکه او را به ریشخند گرفتند.»
1) . یس/ 30.
فصل دهم: مبلّغان و مخالفان
موضوعات مورد تمسخر
بایستههای واکنشی
برای رویارویی با استهزاء کنندگان، مواردی در منابع اسلامی دیده میشود که مبلّغ میتواند به تناسب شرایط و موقعیتهای مختلف از آنها بهره جوید:
گاهی افرادی که مسخره گر هستند، اگر با دلیل و برهان و سخنان دلسوزانه روبرو شوند، خیلی سریع خلع سلاح و تسلیم میشوند. در صورتی که این حرکت جواب دهد، از رفتارهای دیگر مناسبتر است.
قرآن مجید میفرماید:
(أُدْعُ إِلی سَبِـیلِ رَبِّکَ بِالحِکْمَةِ وَالمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجادِلْهُمْ بِالَّتِی هِی أَحْسَنُ)؛ )(1)( «ای پیامبر! مردم را با حکمت و برهان و موعظه نیکو به راه خدایت دعوت کن و با بهترین روش مناظره کن.»
1) . نحل/ 125.
اگر مبلّغ هنگامی که با تمسخر دیگران روبرو شد، بتواند خود را کنترل کرده و با سخنان نیکو و زیبا با آنان روبرو شود، در موارد بسیاری میتواند تأثیر بگذارد. قرآن مجید میفرماید:
(وَقُلْ لِعِـبادِی یقُولُوا الَّتِی هِی أَحْسَنُ إِنَّ الشَّیطانَ ینْزَغُ بَینَهُمْ إِنَّ الشَّیطانَ کانَ لِلاْءِنْسانِ عَدُوّاً مُبِیناً)؛ )(1)( «به بندگانم بگو، بهترین سخنان را بر زبان آورید که شیطان بین شما دشمنی بر میانگیزد؛ زیرا شیطان همیشه دشمنی واضح برای انسان است.»
از این آیه فهمیده میشود که بهترین راه پرهیز از آشوب و فتنه، استفاده از کلمات زیباست.
در جای دیگر قرآن در توصیف بندگان خداوند رحمان میفرماید:
1) . اسراء/ 53.
(وَ إِذا خاطَبَهُمُ الجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً)؛ )(1)( «هرگاه مردم جاهل به آنها خطاب (و عتابی) کنند، با سلامت نفس (و کلام خوش) جواب میدهند.»
گاهی پیامبران الهی هنگامی که مورد اتهام و استهزاء دشمنان واقع میشدند، خیلی متین سخن نابجای آنان را ردّ میکردند.
هنگامی که حضرت هود(ع) به بیان آیات الهی میپردازد، دشمنان چنین میگویند:
(اِنّا لَنَریکَ فی سَفاهَةٍ وَ اِنّا لَنَظُنُّکَ مِنَ الْکاذِبینَ)؛ )(2)( «ما تو را سفیه و بی خرد میبینیم و گمان داریم که تو سخت دروغ گویی.»
حضرت هود در جواب آنان چنین میفرماید:
(قالَ یا قَوْمِ لَیسَ بِی سَفاهَةٌ وَلـکِنِّی رَسُولٌ مِنْ رَبِّ العالَمِـینَ)؛ )(1)( «ای قوم! من سفیه نیستم ولکن فرستاده خدای عالمیان هستم.»
حضرت هود(ع) تندی نمیکند، بلکه خیلی متین پاسخ میدهد.
و هنگامی که به حضرت نوح میگویند: (اِنّا لَنَریکَ فی ضَلالٍ مُبینٍ)؛ )(2)( «ما تو را در گمراهی آشکار یافتیم.» آن حضرت پاسخ میدهد: (قالَ یا قَوْمِ لَیسَ بِی ضَلالَةٌ وَلـکِنِّی رَسُولٌ مِنْ رَبِّ العالَمِـینَ)؛ )(3)( «ای مردم! من به هیچ وجه در گمراهی نیستم ولکن من رسول پروردگار جهانیانم.»
بعضی از افراد تمسخر کننده، انسانهای جاهل و نادانی هستند که ارزش رویارویی ندارند. بهتر است مبلّغ با برخوردی سلم آمیز از کنار آنان بگذرد.
قرآن مجید در توصیف بندگان خداوند رحمان میفرماید: (وَ إِذا مَـرُّوا بِاللَّـغْوِ مَـرُّوا کِراماً)؛ )(1)( «و هرگاه به عمل لغوی بگذرند، بزرگوارانه از آن درگذرند.»
اگر برخورد با کلام منطقی، کلام زیبا، رد اتهام و برخورد سلم آمیز نتوانست فرد مسخره کننده را کنترل کند، یکی از راههای مؤثر ترک همنشینی با این افراد است. اگر مؤمنین از جلسات این گونه افراد دور شوند، از سویی به حرکت ناپسند آنان واکنش نشان داده و از سوی دیگر از تأثیر سخنان مخرّب آنان بر روح خود جلوگیری کردهاند.
قرآن مجید میفرماید:
1) . فرقان/ 72.
(وَقَدْ نَزَّلَ عَلَیکُمْ فِی الکِتابِ أَنْ إِذا سَمِعْتُمْ آیاتِ اللّهِ یکْفَرُ بِها وَیسْتَـهْـزَأُ بِها فَلا تَقْعُدُوا مَعَهُمْ حَتّی یخُوضُوا فِی حَدِیثٍ غَیرِهِ إِنَّکُمْ إِذاً مِثْلُهُمْ إِنَّ اللّهَ جامِـعُ المُنافِقِـینَ وَالکافِرِینَ فِی جَهَنَّمَ جَمِـیعاً)؛ )(1)( «البته خداوند در کتاب بر شما نازل کرده که چون شنیدید به آیات خدا کفر ورزیده و مسخره میشود، با آنان منشینید تا به سخنی دیگر وارد شوند و الاّ شما هم مانند منافقان بوده، خداوند منافقان و کافران را در جهنّم جمع میکند.»
امید آنکه:
1) . نساء/ 140.
الف. مبلّغان محترم آیات مذکور را در فکر و اندیشه و جان خویش جای دهند تا هیچگاه در مقابل انسانهای منحرف احساس خستگی نکنند.
ب. مطالب مذکور را برای مردم مؤمن هم بیان کنند تا جایگاه استهزاء کنندگان و تکلیف خود در مقابل آنان را به خوبی بشناسند.
ج. آنچه در توصیف انسانهای پایدار و استوار از امیرالمؤمنین علی(ع) مقتدایمان به ما رسیده همواره نصب العین خویش قرار دهند که قرآن مجید میفرماید:
(یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا مَنْ یرْتَدَّ مِنْـکُمْ عَنْ دِینِهِ فَسَوْفَ یأْتِی اللّهُ بِقَوْمٍ یحِبُّـهُمْ وَیحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَی المُؤْمِنِـینَ أَعِزَّةٍ عَلَی الکافِرِینَ یجاهِدُونَ فِی سَبِـیلِ اللّهِ وَلا یخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ ذلِکَ فَضْلُ اللّهِ یؤْتِـیهِ مَنْ یشاءُ وَاللّهُ واسِـعٌ عَلِیمٌ)؛ )(1)( «ای کسانی که ایمان آورده اید! هر که از شما از دین خود مرتدّ شود، خداوند به زودی قومی را خواهد آورد که آنها را دوست دارد و آنها هم خدا را دوست دارند، نسبت به مؤمنان فروتن و در مقابل کافران سرسختاند، در راه خدا میجنگند و از ملامت نکوهش کنندگان نمیهراسند. این فضل خداوند است که به هر کس بخواهد عطا کند و خداوند گشایشگر و داناست.»
این آیه براساس روایت پیامبر(ص) مربوط به ایرانیان است. همچنین در روایات آمده است که از مصادیق آن امیرالمؤمنین(ع) و اصحاب آن حضرت و حضرت قائم(ع) و اصحابش میباشند. )(2)(
فصل دهم: مبلّغان و مخالفان
موضوعات مورد تمسخر
تشکلها
گروههای فرهنگی اجتماعی
در هر شهر، روستا و محل تبلیغی، گروههایی وجود دارند که به هر دلیل در کنار یکدیگر قرار گرفته و تشکل خاصی را به وجود میآورند. این تشکلها گاهی رسمی و در برخی از موارد به صورت غیر رسمی شکل میگیرند مانند: نیروهای جوانان، بسیج، سپاه، ادارات محل، هیئآت مذهبی، انجمن اسلامیها، جلسات قرآن، دارالقرآنها، ورزشکاران، کشاورزان، دامداران، و... .
مبلغ پس از اطلاع از سطح فرهنگ دینی هر گروه، لازم است به آسیبها، مشکلات و نیازهای معرفتی و دینی آنها توجه، و پس از مشخص کردن این آسیبها و نیازها و با توجه به سطح آگاهیهای آنان، برنامه ریزی تبلیغی داشته باشد.
طبعا برنامهها باید در جهت رشد آگاهیها، کاهش آسیبها و مشکلات و پاسخگویی به نیازهای تبلیغی آنان باشد.
اگر مبلّغ به تناسب هر منطقه برای این گروهها جلسات خاص داشته باشد، بهتر میتواند به هدف خود - که رشد فرهنگ دینی مردم است نائل گردد.
سرمایه گذاری برای گروههایی که تعداد آنان ناچیز است کار شایستهای نیست؛ بلکه در هر محل باید گروهها از جهت کمی و کیفی و حساسیت گروه در فرهنگ اجتماعی، مورد ارزیابی قرار گرفته، در صورت صلاحدید برای آنان سرمایه گذاری شود. از باب نمونه اگر گروه قصابها سه نفر بیشتر نیستند و گروه تشکیل دادهاند، و در مقابل آنان گروه 50 نفره جوانان وجود دارد، سرمایه گذاری طولانی برای قصابها خطا و نا درست است.
درگیر نشدن با هستههای فرهنگی
در سراسر کشور هستههای فرهنگی فراوانی وجود دارد. اگر در برخی از آنها اشکالی مشاهده شود، تنها راه حل اشکال، درگیری نیست. درگیر شدن بدترین راه است؛ چرا که موجب ایجاد دو دستگی در بین مردم میشود. بهترین راه این است که مبلّغ با مسئولین این هستهها ارتباط بر قرار کرده و به شیوهای پدرانه و پیامبر گونه به اصلاح امور بپردازد.
افرادی که در بسیج، کانونهای فرهنگی، هیئتهای مذهبی و هستههای فرهنگی دیگری از این دست فعالیت میکنند، گر چه ممکن است دچار آفات و مشکلاتی بشوند، ولی همه اینها آدمهای مذهبی هستند. اگر ما نتوانیم امثال این گونه افراد را جذب کنیم، چگونه میتوانیم کفار و فساق را اصلاح کرده و آنان را به سوی حق و حقیقت راهبری کنیم.
ایجاد ارتباط صمیمی با هستههای فرهنگی و به سامان کردن برخی از نابسامانیهایی که گاهی در آنها دیده میشود، موفقیتهای چشم گیری به دنبال خواهد داشت.
فصل یازدهم: مسجد، پایگاه تبلیغ
مسجد بزرگترین پایگاه تبلیغ
اشاره
مهمترین مکان تبلیغی که - از ابتدای اسلام تاکنون از جایگاه مهم و اساسی برخوردار بوده - مسجد است. در آیات و روایات بسیاری، مطالب ارزشمندی درباره مسجد بیان گردیده که مبلغین محترم با مطالعه منابع دینی میتوانند از سویی آن مباحث را برای مردم مطرح کرده و آنان را نسبت به اهمیت مسجد حساس سازند و از سوی دیگر نقش خویش و وظیفه خود را نسبت به این مکان مقدس به خوبی شناخته و به ادای مسئولیت بپردازند. برای پی بردن به قداست مسجد به چند مطلب اشاره میشود.
فصل یازدهم: مسجد، پایگاه تبلیغ
مسجد بزرگترین پایگاه تبلیغ
نبرد برای حفظ مساجد
قرآن مجید جایگاه مسجد و دیگر اماکن پرستش خدا را آنچنان مهم و عظیم میداند که ثمره تلاش رزمندگان و جان فشانیهای مجاهدان راه خدا را حفظ این اماکن معرفی میکند و میفرماید:
(وَ لَوْ لا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوامِعُ وَ بِیَعٌ وَ صَلَواتٌ وَ مَساجِدُ یُذْکَرُ فیهَا اسْمُ اللَّهِ کَثیراً وَ لَیَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ یَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِیٌّ عَزیزٌ)؛ )(1)( «و اگر خداوند برخی از مردم را با بعضی دیگر دفع نمیکرد، صومعهها و کلیساها و کنیسهها و مساجدی که نام خدا در آنها بسیار برده میشود، سخت ویران میگردید. و البته خداوند هر کسی را که او را یاری کند، نصرت میبخشد. خداوند قوی و شکست ناپذیر است.»
در زمانهای گذشته در جنگها، برافراشتگی پرچم دلیل بر برقراری لشکر بود و تا زمانی که علمدار علم را به دست داشت، میگفتند: هنوز این لشکر مضمحل نشده است. علم لشکر اسلام و جوامع اسلامی تنها و تنها مسجد است. تا زمانی که این علم و پرچم برقرار باشد، حاکمیت ارزشها، دفاع از دین و پرستش خدا باقی است و اولین نتیجه اضمحلال و شکست مسلمین انهدام مساجد است.
1) . حج / 40.
خداوند متعال دفاع از مسجد را به خود اما به وسیله مردم نسبت داده است. آنجا که میفرماید: (وَ لَوْ لا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ...) یعنی، خداوند به وسیله مردم از مسجد دفاع میکند. مردم موظفند با دشمنان بجنگند آن هم نه فقط برای جان، مال و حفظ حدود و ثغور فیزیکی کشورها، بلکه برای حفظ مسجد که اگر دفاع جانانه انسانهای با ایمان نباشد، به فرموده قرآن مجید، مسجد منهدم میشود. آنچه در اینجا حائز اهمیت است این که چگونه باید از این پرچم محافظت کرد؟ و راههای دست یابی به وضعیت بهتر مساجد کدام است؟ که در ادامه بدان میپردازیم.
فصل یازدهم: مسجد، پایگاه تبلیغ
مسجد بزرگترین پایگاه تبلیغ
احترام به مسجد
در معارف اسلامی احترام و بزرگداشت مسجد مورد توجه قرار گرفته و به پرهیز از کارهای چندش آور یا خوف انگیز در مسجد سفارش شده است، مانند انداختن آب دهان و اخلاط بینی، شمشیر از غلاف بیرون آوردن، تراشیدن تیر، ورود افراد جنب و حائض و... که جهت استفاده از این روایات مبلّغان محترم میتوانند به وسائل الشیعه، جلد 3، ص 477 به بعد مراجعه کنند.
به طور کلی در برخی از روایات بزرگداشت مسجد و احترام به آن مورد توجه قرار گرفته که از باب نمونه یک روایت نقل میشود.
عن جعفر عن ابیه عن علی(ع) قال: «مَنْ وَقَّرَ مَسْجِداً لَقِیَ اللَّهَ یَوْمَ یَلْقَاهُ ضَاحِکاً مُسْتَبْشِراً وَ أَعْطَاهُ کِتَابَهُ بِیَمِینِه؛ )(1)( کسی که به مسجد احترام کند، روزی که خدا را ملاقات کند پروردگارش را خرسند میبیند که به او بشارت داده و نامه اعمالش را به دست راستش میدهد.»
1) . بحار الانوار، ج7، ص304.
فصل یازدهم: مسجد، پایگاه تبلیغ
مسجد بزرگترین پایگاه تبلیغ
اجازه عمران مسجد به مؤمنین
آنچنان مسجد از جایگاه رفیعی برخوردار است که قرآن مجید پرداختن به آبادانی مسجد را حق افراد با ایمان و با ویژگیهای خاص میداند.
(إِنَّما یَعْمُرُ مَساجِدَ اللَّهِ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ وَ أَقامَ الصَّلاةَ وَ آتَی الزَّکاةَ وَ لَمْ یَخْشَ إِلاَّ اللَّهَ فَعَسی أُولئِکَ أَنْ یَکُونُوا مِنَ الْمُهْتَدینَ)؛ )(1)( «مساجد خدا را تنها کسانی میتوانند آباد کنند که به خدا و روز بازپسین ایمان آورده و نماز بپا داشته و زکات داده و جز از خدا نترسند، پس امید است که اینان از هدایت شدگان باشند.»
علامه طباطبایی ذیل این آیه در تفسیر شریف المیزان میفرماید:
1) . توبه / 18.
این آیه در مقام انشاء حق و جواز در قالب اخبار است، نه اخبار، و خداوند شرط کرده است در اثبات حق آبادانی و جائز بودن آن، اینکه آباد کننده باید ایمان به خدا و قیامت داشته باشد، نماز بپا دارد، زکات بپردازد و از غیر خدا نترسد.
کسانی حق دارند به آبادانی مسجد روی آورند که علاوه بر ایمان به خدا و قیامت، در عمل هم برپایی نماز و پرداخت زکات را در کارنامه نورانی خویش داشته باشند و بالاخره انسانی ترسو و بزدل نباشند و از هیچ کس جز خدا نترسند.
این صفت، جایگاه سیاسی عبادت کنندگان مسجد را بیان میکند که در مقابل زورگویان خضوع نکرده، فقط از خدا بترسند.
فصل یازدهم: مسجد، پایگاه تبلیغ
مسجد بزرگترین پایگاه تبلیغ
منع مشرکین از عمران مسجد
مسجد مکانی نیست که هر کس با هر عقیدهای اجازه داشته باشد به عمران آن بپردازد و این امر دلالت بر اهمیت این مکان مقدس دارد. قرآن مجید میفرماید:
(ما کانَ لِلْمُشْرِکینَ أَنْ یَعْمُرُوا مَساجِدَ اللَّهِ شاهِدینَ عَلی أَنْفُسِهِمْ بِالْکُفْرِ أُولئِکَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ وَ فِی النَّارِ هُمْ خالِدُونَ)؛ )(1)( «مشرکین حق آباد کردن مساجد خدا را ندارند در حالی که اعتراف به کفر خود دارند، آنان اعمالشان به هدر رفته و خود در آتش جاودانند.»
1) . توبه / 17.
فصل یازدهم: مسجد، پایگاه تبلیغ
ساخت مساجد
مقدمه
از آنجا که محیطهای مختلف، ابعاد زمین مسجد و نیازهای دینی ـ اجتماعی مناطق گوناگون یکنواخت نیست، در اینجا سعی میشود ویژگیهایی که در بهبود وضعیت مساجد براساس نیازمندیها میتواند مؤثر باشد، مطرح گردد تا بانیان خیر و متولیان ساخت مساجد این ویژگیها را در نظر داشته و برای مهندسین طرّاح بیان کنند. و با توجّه به شرایط خاصّ موجود حتی الامکان این ویژگیها را در نظر گرفته و نسبت به اجرای آن اهتمام ورزند.
فصل یازدهم: مسجد، پایگاه تبلیغ
ساخت مساجد
الف. انتخاب مکان
در ساخت و بناء مساجد مسائل بسیاری لازم است رعایت شود که در اینجا به مواردی اشاره میشود.
تعیین جایگاه مسجد
یکی از مسائل مهمّی که توجه به آن ضروری است، تعیین نوع جایگاه اجتماعی مسجد میباشد. در زمان پیامبر(ص) مسجد النّبی به عنوان مسجد جامع و اصلی مدینه شناخته میشد و در محلههای گوناگون مساجد کوچکی وجود داشته که با اذان مسجد پیامبر(ص)، در آن مساجد هم اذان میگفتند و نماز اقامه میکردند. در معماریهای گذشته بلاد اسلامی هم، از جمله در ایران این چنین بود، که مسجد بزرگی بعنوان مسجد جامع ساخته میشد، و مساجد کوچکی در اطراف آن با فاصله بنا میگردید. این امر زمینه ساز آن بود که مردم از سویی برای اجتماعات بزرگ در مسجد جامع گرد آیند و از سوی دیگر برای عبادت از مساجد کوچک نزدیک محل سکونت استفاده کنند و نمازهای پنجگانه را در مسجد بخوانند و به دلیل فاصله زیاد مساجد بزرگ، از ثواب نماز در مسجد محروم نمانند.
امروز نیز لازم است بانیان و مسجد سازان جایگاه مسجد مورد نظر خود را مشخص کنند که آیا مسجد جامع نیاز است یا مساجد فرعی، که نگرش به هر یک، مقتضیات خاصّ خود را دارد.
پس از تعیین انتظار اجتماعی از مسجد، به تناسب باید مسائل مختلفی را که بیان میشود در نظر گرفته و در معماری آن لحاظ کنند، لیکن موارد بسیاری از ویژگیها در بنای همه مساجد باید مورد توجّه باشد.
محل مسجد
در انتخاب مکان مسجد مسائلی باید لحاظ شود که اکنون به مواردی میپردازیم.
مکان مسجد از جهت حلّیت و عدم اختلاف در مورد زمین باید مورد دقت قرار گیرد، زمینهایی که در بین مردم شبهه داشته باشد و یا اینکه صاحبان زمین در واگذاری آن طیب خاطر نداشته باشند، برای ساخت مسجد مناسب نبوده و همواره این شبهه در اذهان مؤمنین خلجان ایجاد میکند.
مسجد باید در مرکز زندگی نمازگزاران احداث شود تا مردم به راحتی بتوانند به مسجد تردد کنند و از معنویت آن بهره جویند.
زمین در حدّی پیش بینی شود که در دراز مدّت برای توسعه مسجد، مکان کافی وجود داشته باشد.
بهتر است مسجد به طایفه، گروه و یا دسته خاصّی تعلّق نداشته باشد که همه مردم با رغبت در مسجد حضور یابند.
شایسته و بلکه بایسته است که مسجد نزدیک محلهای زشت، غیرنظیف، بدبو، نفرت انگیز و خوفناک نباشد. گاهی مسجد را کنار غسالخانه و یا قبرستان بنا میکنند که به شدّت از جاذبه آن میکاهد. در اینجا توجه به روایتی اهمیت انتخاب مکان مناسب برای مسجد را مشخص میکند.
«عَنْ سُماعَةِ بْنِ مِهْران انَّهُ سَأَلَ اَبا عَبْدِاللّه(ع) عَنْ زیارَةِ الْقُبُورِ وَ بَناءِ الْمَساجِدِ فیها فَقالَ اَمّا زیارةُ القُبُورِ فَلا بَأْسَ بِها ولایبْنی عِنْدَها مَساجِدُ؛ )(1)( سماعه از امام صادق(ع) در مورد زیارت قبر و ساخت مسجد در مجاورت قبور سؤال کرد. حضرت فرمودند: زیارت قبر اشکال ندارد ولیکن نزد آنها مسجد بنا نشود.»
1) . وسائل الشیعه، ج2، ص887.
فصل یازدهم: مسجد، پایگاه تبلیغ
ساخت مساجد
ب. ساختمان مسجد
در زمان رسول اللّه(ص) مسجد پیامبر(ص) محل انجام کلیه امور حکومتی بود. حضرت در آن مسجد محلهای متعددی را برای فعالیتهای خاص در نظر گرفته بودند که امروزه در محل هر یک از آنها ستونی قرار دارد و به نام آن شناخته میشود.
مثلاً استوانة الوفود محل ملاقات پیامبر(ص) با قبائل و گروههایی بود که برای دیدار آن حضرت به مدینه میآمدند.
در مکان خاصّی امیرالمؤمنین علی(ع) از پیامبر(ص) پاسداری میکرد که در جای آن استوانة الحرس یعنی ستون پاسداری قرار دارد.
در مکان دیگری حضرت استراحت مینمودند که در آنجا ستون سریر که به معنای «تخت» است قرار دارد.
مسئله جالب توجّهی که وجود دارد آنست که این مکانها برای کار مشخصی بود، لیکن در هنگام نماز از همه آنها برای برگزاری نماز جماعت استفاده میشد.
امروزه نیازمندیهای مساجد به تناسب افزایش یافته که با توجّه به شرایط کنونی لازم است آن نیازها در ساخت و معماری مساجد لحاظ شود، در غیر این صورت همواره مساجد دارای مشکل خواهند بود.
مواردی که به نظر میرسد در طرّاحی و معماری مساجد فعلی باید مورد عنایت باشد، در دو بخش نیازمندیهای جانبی و نیازمندیهای داخلی مطرح میشود.
نیازمندیهای بیرونی
امروزه یکی از مشکلات جدّی نمازگزاران، پارک ماشین میباشد که ضرورت دارد متولیان مساجد در طرّاحی مساجد فعلی حل این معضل را در نظر داشته باشند.
چه زیباست برای علاقمند سازی کودکان به مساجد، در کنار مسجد محلّی برای فرزندان نمازگزاران لحاظ گردد.
در کنار هر مسجد با فاصله یا بدون فاصله باید مغازهها، یا مجموعههای اقتصادی جهت درآمد مکفی برای اداره آبرومندانه مسجد در نظر گرفته شود تا برای آب، برق و نیازمندیهای جزئی از مردم به شکل زشت و ناپسندی کمک گردآوری نکنند.
اگر در مقابل مسجد یا درون حیاط آن، فضای سبز و آب نمای زیبایی وجود داشته باشد، تأثیر بسزایی در جاذبه مسجد برای مردم خواهد داشت.
درب ورودی و سر درب مسجد حتی الامکام باید بزرگ بوده تا افراد غریبه به راحتی مسجد را شناخته و برای عبادت به آن مراجعه کنند.
مساجد شیعه به داشتن دو گلدسته شناخته میشوند؛ همان گونه که مساجد عربستان سعودی با یک گلدسته علامت گذاری میشوند. در نتیجه مساجدی که دارای این نشانه باشند در بین ساختمانها به راحتی شناخته میشوند.
امروزه بهتر است علاوه بر موارد مذکور، در خیابان اصلی و کوچههای منتهی به مسجد با نصب تابلو و نام مسجد، مردم برای یافتن این مکان معنوی دچار مشکل نشوند. اگر این تابلوها در سراسر کشور یکنواخت باشد، چشم مردم به آن عادت کرده و سریعتر مساجد را مییابند.
از آنجا که مسجد محل فعالیت فرهنگی روحانیون میباشد و گاهی مردم برای مشاوره و مسائلی از این قبیل به آنان مراجعه میکنند، بهتر است اطاقی برای فعالیت و مراجعات روحانیون در نظر گرفته شود.
اگر روحانیون حداقل روزانه 4 ساعت در اطاق کار خویش حضور داشته باشند، میتوانند نقش بسزایی در مسائل مختلف اجتماعی و اعتقادی مردم داشته باشند.
یکی از عواملی که میتواند در هدایت جوانان مؤثر باشد، کتب مذهبی است. اگر کتابخانهای مذهبی و کاملاً کنترل شده در مسجد وجود داشته باشد، با گذر زمان عدهای از نوجوانان و جوانان را به مسجد جذب، و هدایت میکند.
از این رو بهتر است مکانی برای کتابخانه و کامپیوتر در کنار مسجد ساخته شود.
یکی از مجموعه هایی که امروزه در کنار مساجد به خدمتی صادقانه اشتغال دارد، قرض الحسنه میباشد. از این رو در مجموعه ساختمان مربوط به مسجد بهتر است بخشی بدین منظور ساخته شود.
در کنار مساجد میتوان بخشی را به عنوان حسینیه در نظر گرفت که از جهت فضا به صورت عادی جزء مسجد به حساب آید. در این مکان، هنگام عزاداری و سخنرانیها، زنان معذور به راحتی میتوانند حضور یابند و از این مجالس استفاده کنند.
همچنین در این مکان میتوان جلسات و کلاسهای آموزشی بانوان را برگزار کرد.
از قدیم الایام مردم دستشوییهایی برای اهل مسجد بنا میکردهاند که امروزه با توجه به ویژگیهای زمان، بهتر است در کنار دستشوییها مکانی را برای تطهیر و یا شستن پاها در نظر گیرند تا به خاطر پاهای عرق کرده، فرشهای مسجد بدبو نشود.
بهتر است در دستشوییها و وضوخانه، آب گرم و سرد در نظر گرفته شود.
نیازمندیهای داخلی
جهت احداث مسجد با ویژگیهای لازم، به گونهای که بیشترین بهره برداری معنوی از مسجد انجام شود، مسائل فراوانی باید مورد توجّه باشد که در اینجا به مواردی اشاره میشود.
از آنجا که مسجد محل پرستش و برگزاری نماز جماعت میباشد، توجّه به این امر در معماری مسجد ضروری است؛ از این رو لازم است که وسعت شبستان در حدی باشد که گنجایش آن بیش از جمعیتی باشد که تا 20 سال بعد از این مسجد استفاده میکنند، نه آنکه در همان ابتدا دچار تنگنا باشد.
سقف شبستان باید دارای ارتفاع مناسب باشد، در غیر این صورت، مردم در شبهای شلوغ مانند شبهای قدر و... به شدّت از جهت تنفس و تهویه دچار مشکل میشوند.
ساختمان مسجد بهتر است به گونهای باشد که قبله در زاویه و حاشیه مسجد واقع نشود، بدین منظور میتوان زوایای مسجد را برای تأسیسات مورد نیاز در نظر گرفته، شبستان را کاملاً به طرف قبله بنا کرد.
لازم به ذکر است که روحانی مسجد باید در تعیین قبله مسجد دقّت کافی اعمال کند وگرنه اختلاف در قبله، گاهی مشکلات بسیاری در بین مردم ایجاد کرده است.
از آنجا که لازم است مکان نماز گزاران پائینتر از امام جماعت نباشد، ضروری است محراب به گونهای ساخته شود که نسبت به همه مکانهای مسجد پائینتر باشد.
اگر در نقاط مختلف مسجد لوله آب و کف شویی و لولههای فاضلاب در نظر گرفته شود، در صورتی که کف و یا فرشهای مسجد متنجس شود، تطهیر آن به راحتی انجام میشود.
از زمان پیامبر(ص) و معصومین(ع) همواره مسجد محل نشر معارف دین بوده است و در زمان غیبت، علما در مساجد به بیان مسائل دینی میپرداختهاند. از آنجا که محیط مساجد و شبستانها دارای وسعت بوده و مستمعین گوینده را نمیدیدند، منبر جایگاهی بود که علماء بر روی آن نشسته و مستمعین سخنان آنان را میشنیدهاند.
در ساخت منبر، باید فلسفه ایجاد آن در نظر گرفته شود. از این رو به هیچ وجه ساخت منبرهای بلند برای مساجد کوچک کار صحیحی نیست؛ چون فاصله بین گوینده و مخاطبین را افزایش داده و امر تفهیم و تفهم را دچار اختلال میکند. برای بسیاری از مساجد، منبرهای دو پله و یا حداکثر سه پله کفایت میکند.
امروز بلندگو و دستگاه صوتی مسئله فرعی و اضافی نیست که همچنان بعد از ساخت مسجد به آن توجّه شود؛ بلکه لازم است به گونهای ساختمان مسجد طرّاحی شود که بلندگوهای متعدد در همه جا وجود داشته باشد تا صدای یکنواخت، مستمعین را آرامش بخشد.
اگر در کل مسجد سه یا چهار بوق قوی به کار گرفته شود، عدهای که نزدیک هستند از صدای گوش خراش آن رنج میبرند و عده دیگری که با فاصله نشستهاند گاهی متوجّه مطالب گوینده نمیشوند.
در گذشته، کاشی کاری مساجد از یک سو به دلیل کنترل برودت و حرارت و از سوی دیگر به دلیل زیبایی بوده است؛ لیکن امروزه به راحتی میتوان با وسائل مدرن سرمایش و گرمایش مساجد را تأمین کرد و از خرجهای بیهوده دوری جست.
گاهی هزینه زیادی برای کاشی کاری محراب مسجد انجام میشود، اما مردم از سرما و گرما و یا کف پوش مسجد رنج میبرند و هیچ کس هم به فکر حل معضل نیست.
امروزه میتوان زیباییهای بیرون مسجد را هم با هزینه خیلی کم و با ابتکارات و خلاقیت مرتبط با زمان و امکانات این عصر تأمین کرد.
از مسائل دیگری که باید مورد توجّه قرار گیرد، تأمین نور لازم برای شبستان، حیاط و همه تأسیسات مسجد است.
نور مکفی، هم در جذب مردم به مسجد مؤثر است و هم برای تعلیم و تعلّم و تبلیغ دین و ارتباط با مردم تأثیر بسزایی دارد.
فصل یازدهم: مسجد، پایگاه تبلیغ
مدیریت مسجد
مقدمه
در بحثهای گذشته بیان شد که بهتر است فضاهای تبلیغی در مسجد متمرکز شده و بودجههای مردمی مربوط به ساخت اماکن مذهبی به سوی مسجد سوق داده شود. در این راستا مطالبی درباره اهمیت و جایگاه مسجد بیان گردید و اکنون به مباحث مربوط به مدیریت مسجد و کارگزاران مسجد میپردازیم.
فصل یازدهم: مسجد، پایگاه تبلیغ
مدیریت مسجد
ارکان و اعضاء
با توجه به اهمیت مسجد و محوریت آن در رشد فرهنگ دینی مردم و تأثیر آن بر جهت گیریهای سیاسی جامعه و بالاخره بافت و ساختار حکومت، لازم است این پایگاه مهم از مدیریت دقیق و کارشناسانهای برخوردار باشد و این در صورتی تحقق خواهد یافت که در مورد انتخاب کارگزاران مساجد، با حساسیت عمل شود. این کارگزاران، امام جماعت مسجد، هیئت امناء، مسئولین بخشهای مختلف و خادم میباشند.
یکی از مهمترین ارکان مدیریت مسجد امام جاعت میباشد در باره ویژگیهای امام جماعت باید گفت اهم خصائص امام جماعت همان مواردی است که در باره مبلّغان مطرح گردید و در جای جای این کتاب مطرح شده است؛ از این رو درباره صفات، رفتار و وظایف آنان مطلبی بیان نمیشود.
در باره اهمیت جایگاه امام جماعت میتوان گفت که در مواردی یک مسجد آباد و کاملاً مجهز به دلیل نداشتن امام جماعت، به محلی متروک تبدیل میشود، ولی اگر برای زمین یک مسجد، امام جماعتی توانا، مدیر و مدبر پیدا شود، خودش هم امکانات و بودجه را جذب میکند؛ هم ساختمان مسجد را میسازد؛ مسجدیها را هم به مسجد میآورد؛ نماز جماعتی درخور و عالی برپا میکند و به اهداف ارزشمند مسجد میپردازد.
مبلّغان و ائمه جماعات باید ابتدا اهمیت و جایگاه مسجد را مورد توجه قرار دهند و در مرتبه دوم اهمیت خودشان را در گردونه رونق بخشی به مسجد ویا رکود مسجد دقیقا در نظر بگیرند. ائمه جماعات میتوانند از مساجد به عنوان بهترین فضای تبلیغی و بزرگترین پایگاه نشر دین بهره برده و با تقویت و تصحیح مدیریت مسجد، زمینه افزایش تأثیر گذاری پیامهای اسلامی در مخاطبان را فراهم سازند و این امر بدون فعال سازی نیروهای مناسب در اداره مسجد امکان پذیر نیست.
ائمه جماعات میتوانند بکوشند تا نیروهایی حتی الامکان با مشخصههای ذیل در هیئت امناء مسجد قرار گیرند:
الف: مسجدی بودن
از ویژگیهایی که حتما باید اعضای هیئت امناء از آن برخوردار باشند، مسجدی بودن خود آنان است. اگر کسانی عضو هیئت امناء باشند که در نماز جماعت و مراسم مسجد شرکت نمیکنند و حساسیتی نسبت به مسائل مسجد ندارند، نمیتوانند تصمیم گیرندگان مناسبی برای اداره مسجد باشند.
ب: تقوی و پارسایی
افرادی که در هیئت امناء قرار میگیرند باید در بین مردم به تقوی و پارسایی شناخته شده باشند؛ زیرا بسیاری از مردم به دلیل کارگزاران غیرصالح از مسجد گریزان میشوند. در آیه سوره توبه از ویژگیهای آبادگران مسجد، بپا داشتن نماز و پرداخت زکات بر شمرده بود که نشان دهنده جایگاه و اهمیت عمل به دستورات دینی برای این گروه میباشد.
ج: اهلیت فکری - فرهنگی
اعضاء هیئت امناء باید از افراد فکری - فرهنگی باشند که اهمیت کار فرهنگی در قشرهای مختلف اجتماعی را درک کرده و ارزش آن را به خوبی بدانند. در صورتی که همه اعضاء هیئت امناء از این ویژگی برخوردار نیستند، حداقل لازم است چند نفر از آنان نیروی فرهنگی باشند.
د: سوابق دینی انقلابی
بهتر است نیروهای اهل جنگ و مبارزه که دارای سوابق روشن و درخشان مقاومت در طول تاریخ انقلاب هستند، در هیئت امناء و تصمیمگیریهای مسجد حضور داشته باشند؛ نه افرادی که صرفا به بعد عبادی دین توجه داشته و نسبت به آموزههای اجتماعی دین بی اعتنا میباشند و یا افرادی که اسلام آمریکایی در وجود آنان نفوذ کرده، به جای ترس از خدا، از قدرتهای استکباری بیمناکاند. همان گونه که مطرح شد، قرآن در بیان ویژگیهای آبادگران مسجد میفرماید (وَ لَم یَخشَ اِلَّا الله)؛ «از غیر خدا نهراسند.»
این ویژگی بیش از هر گروه دیگر در رزمندگان و نیروهای مخلص جنگ و دفاع مقدس یافت میشود.
هـ : خیرین
در هیئت امناء مناسب است افراد مورد اعتماد و دارای مقبولیت که در امور خیر پیشگام بوده و از نظر مالی در راه خدا انفاق گر هستند حضور داشته باشند؛ زیرا از جهت مالی و پشتیبانی مخارج مسجد و گردآوری کمکهای مردم میتوانند مؤثر باشند.
از آنجا که امروزه بخشهایی در ارتباط با مساجد فعالیت میکنند؛ مانند: قرض الحسنه، کمک به نیازمندان، نوارخانه، کتابخانه، بسیج، کانونهای فرهنگی و...، لازم است کسانی تصدی این امور را بعهده گیرند که از ویژگیهای ذیل برخوردار باشند:
الف: هیچ گونه چشم داشت مادی نداشته باشند؛
ب: نسبت به مسئولیتی که میپذیرند علاقه کافی داشته باشند؛
ج: در مقابل مصوبات هیئت امناء سرکشی نکنند؛
د: از اخلاق نیکو با مردم و مراجعین برخوردار باشند؛
هـ.: اهل مسجد و به صلاحیت اخلاقی دینی معروف باشند.
از عناصر بسیار تاثیرگذار بر رونق مساجد، خادمین هستند. با کمال تأسف در موارد بسیاری خادمین افرادی بد اخلاق، سربار، پیرمردهای بی حوصله، و...، و گاهی معتاد میباشند که چهره مسجد را نامطبوع جلوه میدهند.
برای تغییر و اصلاح این وضعیت میتوان از روشهای ذیل استفاده کرد:
تبیین ارزش خدمت در مسجد
تشریح جایگاه خادم مسجد برای مردم، نیروهای فرهنگی را به این امر خطیر، حساس و ارزشمند ترغیب میکند. اگر برای مردم بیان شود که حضرت ابراهیم و اسماعیل(ع) وظیفه نظافت مسجد الحرام را عهده دار گشتند، جایگاه خدمت به مسجد مورد توجه قرار خواهد گرفت.
قرآن مجید میفرماید:
(وَ عَهِدْنا إِلی إِبْراهیمَ وَ إِسْماعیلَ أَنْ طَهِّرا بَیْتِیَ لِلطَّائِفینَ وَ الْعاکِفینَ وَ الرُّکَّعِ السُّجُودِ)؛ )(1)( «و به ابراهیم و اسماعیل فرمان دادیم که: خانه مرا برای طواف کنندگان و معتکفان و رکوع کنندگان و سجود کنندگان پاکیزه کنید.»
اینجا دو پیامبر بزرگ الهی مسئولیت نظافت خانه خدا را عهده دار میشوند که نشان دهنده عظمت مسجدالحرام و ارزش خدمت به خانه خداست.
خادم افتخاری
در برخی از اماکن، نیروهای علاقه مند و فرهنگی وجود دارند که میتوان با تقسیم کار، به نوبت هر هفته وظیفه خدمت به مسجد را به عهده یک نفر از آنان گذارد و در صورت استقبال، اگر 27 نفر داوطلب یافت شود، در هر 6 ماه یک هفته خدمت به مسجد به عهده یک نفر قرار میگیرد و اگر 13 نفر داوطلب باشد، برای هر سه ماه یک هفته نوبت هر کدام میشود. بدین وسیله میتوان نیروهای فرهنگی - ارزشی را در کار مقدس خدمت به مسجد فعال ساخت.
نظافت در پنج شنبهها
1) . بقره / 125.
یکی از تجارب خوبی که در اطراف یزد مردم داشتهاند و میتوان گفت، براساس معارف دینی بوده است، نظافت مسجد توسط بانوان به صورت گروهی در روزهای پنج شنبه بوده است. این امر علاوه بر مشارکت بانوان در امر خیر، مشکل خدمت به مسجد را برای نیروهای فرهنگی به شدت کاهش داده، فردی داوطلب به راحتی میتواند به عنوان خادم مسجد انجام وظیفه نماید.
از پیامبر(ص) نقل شده است که فرمودند:
«مَنْ کَنَسَ الْمَسْجِدَ یَوْمَ الْخَمِیسِ وَ لَیْلَةَ الْجُمُعَةِ فَأَخْرَجَ مِنْهُ مِنَ التُّرَابِ مَا یُذَرُّ فِی الْعَیْنِ غَفَرَ اللَّهُ تَعَالَی لَه؛ )(1)( کسی که روز پنج شنبه؛ شب جمعه مسجد را نظافت کند و به اندازه غباری که در چشم میرود از مسجد بیرون برد، خداوند او را مورد آمرزش قرار میدهد.»
انتخاب نیروی فرهنگی
1) . من لا یحضره الفقیه، ج1، ص233.
اگر نیرویی متدین و دلسوز و فرهنگی در نزدیکی مسجد وجود داشت و علاقه مند به انجام وظیفه در مسجد بود، میتوان او را در این زمینه به کار گرفت.
انتخاب خادم
و در نهایت اگر روشهای قبلی امکان پذیر نبود، حداقل باید فردی را برای خدمت استخدام کرد که مردم را از مسجد بیزار نسازد.
فصل یازدهم: مسجد، پایگاه تبلیغ
مدیریت مسجد
مدیریت مسجد
شخصیت بزرگی گفته بود: اگر مدیران هند را به هلند و مدیران هلند را به هند ببرند، بعد از ده سال خواهید دید که یک کشور اروپایی در آسیا ایجاد شده و یک کشور آسیایی در قلب اروپا پدید آمده است. دلیل آن این است که مدیریت یک موضوع کلیدی است. مدیریت صحیح میتواند از امکانات و نیروی انسانی، بیشترین بهره برداری را داشته باشد و مدیریت نابجا میتواند امکانات بسیاری را نابود کند. از اینرو باید تلاش کنیم تا از همین مقدار امکاناتی که امروز در اختیار مسجد است، به بهترین و صحیحترین شکل استفاده کنیم.
فصل یازدهم: مسجد، پایگاه تبلیغ
مدیریت مسجد
تفکر برای بهبود مساجد
تفکر برای بهینه سازی وضعیت مساجد یکی از وظایف ائمه محترم جماعت و متولیان مساجد است. فراوان دیده میشود که افرادی به عنوان امام جماعت یا به عنوان مأموم به صورت عادی به مسجد میروند و بر میگردند اما به این نمیاندیشند که برای بهبود وضعیت مسجد چه باید کرد؟ باید این روحیه را در همه مسئولین و مرتبطین با مسجد ایجاد کرد که دائما به فکر چاره اندیشی برای رفع مشکلات و بهینه سازی اوضاع مساجد باشند.
فصل یازدهم: مسجد، پایگاه تبلیغ
مدیریت مسجد
گردآوری و استفاده از تجربهها
همه عوامل مؤثر در مسجد، تجارب بسیار ارزندهای دارند، ولی این تجربهها پراکنده است. باید با برگزاری همایشها و نشستهای منطقهای و سراسری، تجارب به دست آمده و پراکنده در اداره بهینه مساجد جمع آوری و پس از دسته بندی، منتشر گردد تا همه دست اندرکاران مسجد از تجربیات دیگران استفاده کنند. اعمال این تجربهها میتواند در بهبود وضعیت مساجد بسیار مؤثر باشد.
فصل یازدهم: مسجد، پایگاه تبلیغ
مدیریت مسجد
ارتباط سازمانی بین حوزه و مسجد
حوزهها با مسجد ارتباط فردی دارند. بدین صورت که معمولا نیروها و پرورش یافتگان و مدیران حوزهها با عناوینی چون مدیریت مسجد، امامت جماعت، عضویت در هیئت امنا و... با مسجد مرتبطند اما ارتباط سازمانی بین حوزه علمیه و مسجد وجود ندارد. اگر ارتباط سازمانی بین حوزه و مسجد ایجاد شود؛ یعنی، سازمان مدیریت حوزه، خود را مرتبط با این پایگاه عظیم نشر فرهنگ دین بداند، بسیاری از خلاءها و مشکلات موجود برطرف خواهد شد. اگر این ارتباط تشکیلاتی باشد، طبعا حوزه آموزشهای خود را به نحوی ساماندهی میکند که بتواند امام جماعت خوب تربیت کند. مثلا آداب معاشرتی را میآموزد که امام جماعت بتواند با مأمومین، خوب ارتباط پیدا کند و رفتاری را آموزش میدهد که آن رفتارها در احیای مساجد تأثیر بسزا داشته باشد.
فصل یازدهم: مسجد، پایگاه تبلیغ
مدیریت مسجد
تربیت روحانی برای مساجد
تربیت روحانی برای اداره مساجد و امامت جماعت از ضروریات امروز حوزه است. حوزه علمیه قم باید پس از گردآوری نظرات و تجربیات افرادی که به نحوی در امور مسجد دخیلند، افرادی را تربیت کند تا شایستگی اجرای نظرات و حرکتهای جدید را برای احیا و رونق مساجد داشته باشند.
فصل یازدهم: مسجد، پایگاه تبلیغ
مدیریت مشارکتی
مقدمه
از آنجا که مسجد یکی از اماکن عمومی مسلمانان است و جهت پرستش خداوند ایجاد میشود، و هر مسلمانی علاقه مند به افزایش حضور مردم در این مکان مقدس میباشد، لازم است به گونهای اداره شود که بیشترین میل و رغبت را در مؤمنین برای حضور مداوم فراهم سازد. برای دستیابی به این هدف ارزشمند و الهی، بایستی از جهت ساختمان، تجهیزات، تأسیسات و... به گونهای عمل شود که بر جاذبههای مشروع مسجد افزوده و در چگونگی اداره مسجد نیز میل عمومی مؤمنین لحاظ گردد.
امروزه در جوامع گوناگون، مدیریت مشارکتی از تاثیرات شگرفی برخوردار بوده، و توانسته است امکانات و نیروهای انسانی را در جهت نیل به اهداف سازمانهای مختلف بسیج کند.
در اداره مسجد نیز میتوان با بهره گیری از این شیوه مدیریتی، علاقه و میل افراد زیادی را با مسجد همراه ساخته، بر رونق آن افزود.
مدیریت مشارکتی در آموزههای دینی ما از جایگاه بسیار مهمی برخوردار بوده، تحت عنوان «شور» و «مشورت» و «مشاوره» مطرح گردیده است.
در اهمیت مشورت همین بس که خداوند به پیامبر اکرم(ص) دستور میدهد که با مردم درباره چگونگی حکومت مشورت کند.
(وَ شاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَی اللَّهِ)؛ )(1)( «با مردم در امور مشورت کن و هنگامیکه تصمیم گرفتی بر خدا توکل نما.»
اگر بخواهیم آیات و روایات مشورت را مطرح کنیم، بحث به درازا میانجامد؛ لیکن مبلّغان محترم را به مطالعه آیات و روایات مربوط به مشورت سفارش مینماییم. پس از مطالعه آیات و روایات بهتر است اندکی تأمل و تعمق شود تا شیوههای عملی ساختن مشورت متناسب با مدیریت مسجد پیش بینی و در مسجد به کار گرفته شود.
1) . آل عمران / 159.
در مدیریت مشارکتی برای جلب همدلی و همراهی نیروها، سیستم پیشنهادات ارائه گردیده و در مجموعههای کارگری، تولیدی، اقتصادی، اداری و فرهنگی، آثار بسیار مطلوبی به همراه داشته است که در اینجا با توجه به ویژگیهای مسجد با اندک تغییراتی بیان میشود.
فصل یازدهم: مسجد، پایگاه تبلیغ
مدیریت مشارکتی
روحانی مسجد قبل از فعال سازی سیستم پیشنهادات، مردم را به اهمیت و جایگاه مشورت توجه داده، آیات و روایات مربوطه را مطرح و از آنان میخواهد جهت بهبود فعالیتهای مسجد پیشنهادات خود را ارائه کنند.
فصل یازدهم: مسجد، پایگاه تبلیغ
مدیریت مشارکتی
مشورت به معنای هم اندیشی و هم فکری جهت یافتن بهترین گزینه در امور علمی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی میباشد. این مسئله از نظر اسلام بسیار ارزشمند بوده و بر آن توصیه شده است؛ زیرا زمینه رشد و تعالی جوامع انسانی در همه شاخصهای فوق را فراهم میسازد. لیکن باید توجه داشت که محدوده بکارگیری این امر مهم، در غیر از حیطه تشریع است؛ بدین معنی که اگر در جایی دستوری از طرف شارع مقدس وضع شده باشد، از محدوده مشورت خارج است.
مشورت برای دستیابی به بهترین طریق، موفقترین شیوه برای دستیابی به ارزشمندترین هدف وضع گردیده است، لیکن باید توجه داشت که اگر امری از طرف شارع به عنوان مصلحت بندگان خدا تشخیص داده شد، حتما در دستیابی به صلاح و دوری از فساد، صائبتر از تشخیص فکر جمعی بندگان خداست.
از اینرو باید مردم را توجه داد که برای اداره بهتر مسجد پیشنهاداتی پذیرفته میشود که خلاف دستورات شرع مقدس نباشد.
فصل یازدهم: مسجد، پایگاه تبلیغ
مدیریت مشارکتی
پس از آماده سازی و ایجاد انگیزه در مردم، برای ارائه پیشنهادات اقدامات ذیل باید انجام شود:
الف. صندوق پیشنهادات در محلی از مسجد نصب گردد که در معرض دید مردم قرار داشته باشد.
ب. در کنار صندوق، برگههای پیشنهادات و قلم برای نوشتن پیشنهاد قرار داده شود. این برگهها بهتر است به شکل ذیل باشد.
مشخصات پیشنهاد دهندگان.
اسم یا اسامی:.................................................................. تلفن:............................
آدرس:..................................................................................................................
پیشنهاد:.................................................................................................................
فصل یازدهم: مسجد، پایگاه تبلیغ
مدیریت مشارکتی
به مردم گفته شود که اگر اهل مسجد به صورت گروهی و با تشکیل جلسه برای برنامهها و مسائل مسجد به پیشنهادی دست یافتند و آن پیشنهاد را ارائه کردند، نسبت به پیشنهادهای فردی از اهمیت بیشتری برخوردار بوده و با دقت و حساسیت عمیق تری مورد بررسی قرار میگیرد.
فصل یازدهم: مسجد، پایگاه تبلیغ
مدیریت مشارکتی
اگر پیشنهادی گروهی بود، مسئول و یا نماینده گروه میتواند با حضور در هیئت امناء از ایده و پیشنهاد خود دفاع کرده، توضیحات لازم را بیان کند. همچنین در صورتی که پیشنهادی فردی بود، لیکن از عمق و پیچیدگی برخوردار بود، با تشخیص هیئت امناء، پیشنهاد دهنده میتواند با حضور در جلسات تصمیم گیری مسجد، به تبیین پیشنهاد خود بپردازد.
فصل یازدهم: مسجد، پایگاه تبلیغ
مدیریت مشارکتی
بهتر است کلید صندوق پیشنهادات در اختیار روحانی و یا یکی از معتمدین مورد وثوق قرار داده شود تا او همه پیشنهادات را به جلسه هیئت امناء آورده، و در آنجا مورد بحث قرار گیرد.
فصل یازدهم: مسجد، پایگاه تبلیغ
مدیریت مشارکتی
همه پیشنهادها در هیئت امناء مطرح و پس از تصمیم گیری نسبت به هر یک، نتیجه در اشکال ذیل به پیشنهاد دهنده منعکس میشود:
الف. اگر پیشنهادی پذیرفته نشد، دلایل عدم پذیرش، براساس تشخیص هیئت امناء، کتبا یا به صورت حضوری برای پیشنهاد دهنده بیان میشود.
ب. در صورتی که پیشنهاد با تغییراتی پذیرفته شد، ضمن تشکر از پیشنهاد دهنده، اعلان میشود که پیشنهاد شما الهام بخش تصمیم دیگری در هیئت امناء گردید.
ج. اگر پیشنهاد پذیرفته شد، علاوه بر تشکر کتبی و شفاهی، در بین مردم - به گونهای که ایجاد حساسیت نکند - از ایشان قدردانی میشود.
بهتر است اسامی پیشنهاد دهندگانی که پیشنهاد آنها پذیرفته شده، در لیستی ثبت و در مسجد جهت تشویق آنان نصب گردد.
پس از تصمیم گیری
پس از گردآوری پیشنهادها و تصمیمگیری درباره آنها، تازه فعالیت آغاز میشود. در هنگام اجرای تصمیمها ممکن است یکی از حالات ذیل پدید آید:
الف. پیشنهاد اجرا شود و هیچ مشکلی پیش نیاید؛ این بهترین گزینه خواهد بود. فقط لازم است در صورتی که تبعات خاصی ندارد، گزارش فعالیت برای مردم بیان شود.
ب. پیشنهاد اجرا شده، لیکن به دلائلی در حین اجرا با مشکل مواجه شده و با تغییراتی تصمیم اجرا گردد؛ در این صورت نیز گزارش فرایند اجرا برای مردم مناسب است.
ج. در مراحل اجرای تصمیم مشکلی پیش آمده که مردم با همیاری و مساعدت میتوانند به حل مشکل کمک کنند؛ در این صورت با فعال سازی نیروها و امکانات مردمی به رفع مشکل پرداخته میشود.
د. پس از پیگیری زیاد، تصمیم گیرندگان به خطا بودن تصمیم پی برده و یا اینکه به طور کلی انجام آن تحقق ناپذیر برآورد میشود؛ در این صورت نیز خیلی صادقانه و راحت با مردم در میان گذاشته میشود.
قابل ذکر است که در همه موارد فوق، ممکن است به دلائلی گزارش فرایند اجرا یا مصلحت نباشد و یا ضروری تشخیص داده نشود، که براساس تشخیص هیئت امناء اقدام میگردد.
مساجد از دیرباز علاوه بر اینکه جایگاه پرستش، نیایش و فعالیتهای فرهنگی دینی بود، به امور اجتماعی نیز توجّه داشته و با استفاده از پایگاه مردمی خویش، عمیقترین تلاشها را در جهت حل مشکلات اجتماعی داشته است. در این بخش نمودهایی از آثار اجتماعی مساجد مورد بررسی قرار میگیرد.
فصل یازدهم: مسجد، پایگاه تبلیغ
فعالیتهای اجتماعی
یکی از مشکلات جدّی در جوامع گوناگون از جمله ایران، اختلافات و صف بندیهای گروههای مختلف اجتماعی در برابر یکدیگر است. اختلافات قبیله ای، طایفهای و یا صف آراییهای اهالی روستاها، شهرها و محلّهها در برابر یکدیگر از این دست قلمداد میشود. اخیرا هم اختلافات جناحهای سیاسی به آن اضافه شده است. این تنشها گاهی با گذر زمان به صورت مزمن در آمده، بخشی از تاریخ مناطق را به خود اختصاص میدهد و در مواردی منجر به قتل نفس و خسارات مالی فراوان میگردد.
پایگاههای پاک معنوی مانند مساجد و روحانیون، تاکنون در کاهش این کشمکشهای رنج آور بسیار مؤثر بودهاند و اگر روحانیون به خوبی وظیفه خود را انجام دهند، میتوانند مسجد را کانون محبّت و رفع تنشهای اجتماعی قرار دهند. برای دستیابی به این هدف، میتوان از طرق ذیل بهره برد:
الف. جلسات وحدت در مسجد
با دعوت از سران درگیریها، تشکیل جلسه با آنان و نصیحت آنها با استدلال به آیات قرآنی و روایات، به خوبی میتوان زمینه همدلی و دوستی بین آنان را فراهم و از آنان خواست که در کاهش درگیریهای اجتماعی تلاش کنند.
ب. سخنرانی
در سخنرانیها میتوان با استفاده از آیات و روایات مربوط به پرهیز از اختلافات، گسترش اخوّت و برادری، اصلاح بین مؤمنین و... مردم را به دوری و اجتناب از درگیری ترغیب کرد.
ج. مراسم
اعیاد و عزاداریهای معصومین(ع)، زمانهای مناسبی است که از گروههای درگیر برای شرکت در مراسم دعوت و با گرمی از هر دو یا چند دسته استقبال و بین آنان صلح و صفا ایجاد شود.
د. هماهنگی بین مساجد
در مناطقی که چند مسجد و یا چند محله مجزّا وجود دارد، روحانی میتواند با برقراری نماز جماعت در مساجد و یا محلّهها به صورت نوبتی و دعوت از همه مردم برای شرکت در نماز جماعت، زمینه همدلی را فراهم سازد؛ مثلاً نماز ظهر و عصر را در یک مسجد و نماز مغرب و عشا را در مسجد دیگر برگزار کند.
ه. هماهنگی بین دستههای عزاداری
مبلّغ میتواند برای ایجاد هماهنگی بین دستههای عزاداری، دسته عزاداری یک مسجد و یا محلّه را به مسجد و یا محلّه دیگر برده و در مناسبت دیگر، گروه مقابل را به این مسجد و یا محلّه بیاورد.
و. نقل سخنان وحدت آفرین
روحانی میتواند با نقل سخنان مثبت هر گروه در مورد گروه دیگر، خصومتها را به همدلی و وحدت تبدیل کند.
فصل یازدهم: مسجد، پایگاه تبلیغ
فعالیتهای اجتماعی
گاهی بین دو نفر مؤمن به دلیلی نزاع میشود، اگر روحانی بتواند برای حل این اختلافات با اختصاص زمانی در مسجد، بین مردم صلح ایجاد کند، ضمن عمل به آیه (اِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ اِخْوَةٌ فَاَصْلِحُوا بَینَ اَخَوَیکُمْ) )(1)( ، موجب رفع کدورت گشته و در نهایت افراد متدین بیش از پیش به مسجد علاقه مند میگردند.
بایسته است که مبلّغان محترم در هیچ نوع بحث و جریان سیاسی که منجر به اختلاف در بین مردم میشود وارد نشوند. بهتر است مبلّغان دینی به جای توجیه مردم در ارتباط با خطوط سیاسی، آنها را با ملاکهای تشخیص حق از باطل آشنا سازند. اگر مردم را با ملاکهای دین که در قرآن کریم و سیره و سخن اهل بیت(ع) متبلور است آشنا کنیم، خودشان از گروههای منحرف فاصله گرفته و در مسیر سعادت دنیا و آخرت قرار خواهند گرفت.
اگر یک روحانی به جای ارائه ملاکها و شاخصهای اساسی و واقعی، وارد جریانات سیاسی شود، بخشی از مردم در مقابل او قرار خواهند گرفت و نتیجه مطلوبی از تبلیغ نخواهد گرفت.
1) . حجرات / 10.
پیامبر اکرم(ص) به محض ورود به مدینه تلاش کرد اختلافات دیرینه بین مردم را با انعقاد قرار داد برچیند و وحدت و یکپارچگی را در این شهر حاکم سازد و این عامل اساسی موفقیت پیامبر اکرم(ص) در مدینه بود.
وجود اختلاف و ورود روحانیون در آن، ضربههای سنگینی بر پیکره تبلیغ خواهد زد. به خصوص اگر این اختلاف بین دو یا چند روحانی باشد، آثار زیانباری بر جای خواهد گذاشت و تبلیغات همه طرفهای درگیر را خنثی ساخته و گاهی تبلیغ آنان ضد تبلیغ خواهد شد.
فصل یازدهم: مسجد، پایگاه تبلیغ
فعالیتهای اجتماعی
در بسیاری از خانوادهها بین زن و شوهر و یا پدر و مادر با فرزندان اختلافاتی به وجود میآید و مردم به دلیل اعتماد به روحانیون، به آنان مراجعه میکنند. بهتر است روحانی، زمان مشخصی را برای پرداختن به این امور در نظر گرفته و در برنامههای مسجد اعلان کند.
روحانیونی که در این امر حساس موفق بودهاند، از پایگاه مسجد، خدمات بسیاری را در امور اجتماعی داشته اند؛ به نحوی که گاهی برای نیروهای انتظامی و دادگاهها، این امر خیلی واضح بوده است؛ یعنی، تا زمانی که روحانی در مسجد به فعالیت مشغول است، در حد بسیار زیادی اختلافات مردم به پاسگاهها و کلانتریها منتقل نمیشود و از سوی دیگر، شاخصهای امنیتی و کاهش جرم و جنایت، سیر مثبت را نشان میدهد.
فصل یازدهم: مسجد، پایگاه تبلیغ
فعالیتهای اجتماعی
از مهمترین نقشهای مسجد، رشد آگاهیهای سیاسی نیروهای حزب اللّه است که از اهمیت بسیاری برخوردار میباشد.
در زمان پیامبر(ص)، جهتگیریهای سیاسی اسلام در قالب آیات قرآن مطرح میشد. این آیات، گاهی در برابر کفار، یهود و منافقین موضع گیری میکرد و زمانی توطئههای دشمنان را افشاء مینمود، از نشستهای سرّی و نقشههای شوم آنان پرده بر میداشت، به شایعات دشمن پاسخ میداد، شبهات آنان را مطرح و به نقد میکشید. بهانههای افراد سست ایمان را برای فرار از جنگ مطرح و مؤمنین را به مبارزه و ایستادگی در برابر دشمنان و جنگ بی امان با آنان فرا میخواند. جهادگران پاک باخته را تشویق و به بهشت جاودان بشارت میداد، فراریان از جنگ و مرگ را نکوهش میکرد و اطاعت از فرماندهی را توصیه، وحدت را تکلیف و پرهیز از اختلاف در امت اسلامی را وظیفه دینی معرفی میکرد و از دوستی و هم پیمانی با کفار و منافقین بر حذر میداشت.
اگر گذری اجمالی به آیات قرآن داشته باشیم، خواهیم دید که بخش زیادی از آیات قرآن به این مباحث میپردازد.
این آیات که در مقام بیان مواضع سیاسی اسلام مطرح میگردد و همچنین اوامر سیاسی شخص پیامبر(ص)، غالبا در مساجد بیان میشود.
امروزه نیز روحانیون میتوانند با بیان آیات قرآن و روایات معصومین(ع) در مساجد، و تطبیق آن با مسائل سیاسی زمان، نیروهای مؤمن را تقویت کرده، توطئههای کفار و منافقین زمان را مطرح، و مسلمانان را برای رویارویی با جبهه پلیدی آماده سازند.
در این عرصه باید دقت شود که مساجد به مسائل جناحی جزئی وارد نشده و موجب جذب عدهای از مؤمنین و طرد دسته دیگر نگردد؛ بلکه با ایجاد اتفاق و اتحاد در جبهه مؤمنین، صفی واحد در برابر کفر و نفاق ایجاد کند.
فصل یازدهم: مسجد، پایگاه تبلیغ
فعالیتهای اجتماعی
هجوم به فرهنگ دینی ایران از دیرباز در دستور کار دشمنان اسلام قرار گرفته و پس از انقلاب به دلیل مفاهیم ظلم ستیز اسلام، بسیار جدّیتر توسط استثمارگران دنبال میشود. امروز این تهاجم به دلیل تنوع و پیچیدگیهای ابزارهای ارتباطاتی، خیلی حساستر شده است.
نمودهای این تهاجم، اشکال گوناگونی دارد که میتوان به برخی از آنها اشاره کرد.
الف. در اکثر مراکز علمی دانشگاهی، فرهنگ خودی و کلیه نمودهای آن تحقیر میشود و هر نظریه ضعیفی از بیگانگان توسط اساتید با آب و تاب و به عنوان بهترینها به افکار دانشجویان ارائه میشود.
برخی از اساتید سعی میکنند حتی الامکان واژههای بیگانگان را مطرح و از به کارگیری معادلهای فراوان فارسی آن اجتناب نموده، بدینوسیله خود را از جهت علمی قوی معرفی کنند.
ب. مطبوعات وابسته و گاهی صدا وسیما در برنامههای خود شاخصهای اخلاقی غرب را ترویج نموده و سعی دارند آزادیهای مدنی، جایگاه زن، نیازهای جوانان، اهتمام به ورزش و... را با میزان فرهنگ غرب سنجیده و تلاش میکنند که افکار اجتماعی را به آن سو جهت دهند.
ج. فساد در ابعاد مختلف ترویج و به عنوان آزادیهای اجتماعی، بر فرهنگ عمومی تحمیل میشود و شهوات جنسی و نفسانی تحریک میگردد، پوششهای جوانان رنگ دینی ملّی خود را باخته، از بیگانگان الگو میگیرد.
در برابر اشکال مختلف تهاجم فرهنگی، این مساجد هستند که میتوانند با ایجاد فضای سالم فرهنگی، انسانها را به هویت دینی خویش رهنمون گردند، رسوبات فرهنگی بیگانه را بزدایند وهمانند سنگری مستحکم در برابر این تهاجم بی امان، فرزندان قرآن را در درون خویش حفظ کنند.
فصل یازدهم: مسجد، پایگاه تبلیغ
فعالیتهای اجتماعی
برخی از اماکن تفریحی، مغازهها و یا خانهها، به صورت محل تجمع افراد فاسد در آمده، زمینه گسترش فساد را فراهم میسازند. متولیان و مدیران مساجد میتوانند از راههای گوناگون جهت کنترل و یا تعطیلی این اماکن اقدام کنند.
فصل یازدهم: مسجد، پایگاه تبلیغ
فعالیتهای اجتماعی
مساجد میتوانند با تشکیل گروههای امر بمعروف و نهی از منکر، از نیروهای تحصیل کرده و مؤمن، سعی کنند تا به صورت فردی و یا گروهی به امر به معروف و نهی از منکر بپردازند. این بخش از فعالیتها، دارای ویژگیها و شرایطی است که در این مقال نمیگنجد.
فصل یازدهم: مسجد، پایگاه تبلیغ
فعالیتهای اجتماعی
روحیه ایثار، گذشت، جهاد و شهادت، مستحکمترین برج و بارویی است که از نفوذ دشمنان جلوگیری میکند. امروزه آمریکا بر این همّت میگمارد که این گونه مفاهیم را از دروس مدارس و دانشگاههای کشورهای اسلامی محو سازد و این مساجد هستند که با پرورش نیروهای جهادگر، سختترین مقاومتها در برابر دشمن را تضمین میکنند.
تجربه هشت سال دفاع مقدس نشان داد که اساسیترین پایگاه تربیت نیروی مقاوم برای جنگ، مساجد هستند که توانستند نیروهای خویش را در مکتب امام حسین(ع) پرورش دهند.
فصل یازدهم: مسجد، پایگاه تبلیغ
فعالیتهای اجتماعی
تجربه نشان داده است که مساجد فعال میتوانند در جبران آسیبهای اجتماعی مؤثر بوده و در زمان بروز حوادث غیرمترقبه در کشور، مهمترین نقش را داشته باشند؛ همانگونه که مساجد بیش از کلیه مراکز دیگر در رویدادهای مصیبت بار به گردآوری کمکهای مردمی پرداخته و بر آلام عمومی اجتماعی درمان بودهاند. تجربه دفاع مقدس، فاجعه سیل شمال و زلزله بم، مؤید این واقعیت است که مساجد نقشی بی بدیل در این حوادث دارند.
این نقش گاهی در قالب کمک به مسلمانان و شیعیان دیگر کشورها مانند فلسطین، عراق، افغانستان و بوسنی و هرزگوین نیز جلوه گر میشود؛ از اینرو روحانیون باید در حفظ و حراست از این نقش بکوشند.
فصل یازدهم: مسجد، پایگاه تبلیغ
فعالیتهای اجتماعی
در موارد زیادی که محل یا منطقهای با ناامنی مواجه میشود، از مهمترین پایگاههایی که به این امر همت میگمارد، مساجد میباشند که هم اکنون نیز در مناطق بسیاری، بسیج مساجد با این نوع مسائل برخورد میکند؛ گرچه فعالیت فرهنگی مساجد و تقویت دینی ـ اعتقادی جوانان، به صورت اساسی و مبنایی از بروز ناامنی و گرایش مردم به جرم و جنایت جلوگیری میکند.
فصل یازدهم: مسجد، پایگاه تبلیغ
فعالیتهای اجتماعی
مساجد بسیاری در کشور دیده میشوند که با گردآوری کمکهای مردمی، به رفع نیاز تهیدستان روی میآورند و گاهی کمکهای آنان تا زمانی ادامه مییابد که خود یا فرزندانشان به توانایی حل مشکلات موفق میشوند؛ مثلاً برای دختران بی بضاعت جهیزیه تدارک میبینند و به مدد مصیبت زدگان میشتابند. این حرکت اجتماعی مساجد باید بیش از پیش تقویت شود.
روحانی نباید چهره سرشناس کارهای خشن و نفرت آور باشد. گاهی مشاهده شده است که بعضی برای اجرای کارهایی که قدری نفرت عمومی ایجاد میکند، از وجاهت یک روحانی استفاده کردهاند. مثلا برای تخریب منزل مسکونی که باید خراب شود و شهردار منطقه قدرت چنین برخوردی را ندارد، از روحانی محل میخواهد تا دستور تخریب آن را صادر کند. گر چه این کار باید انجام شود، اما باید از مجرای قانونی خود پی گیری شود.
انجام چنین کارهایی چهره مبلّغ دینی را خشن نشان میدهد؛ برعکس، مشارکت در کارهای مهرآمیز مثل رسیدگی به فقرا و مستمندان، رأفت و رحمت دینی را در سیمای مبلّغ دین متجلی خواهد کرد. میتوان با هماهنگی با کمیته امداد امام(ره) و نیز کمکهای مردمی، یار مستمندان محل تبلیغ بود.
فصل یازدهم: مسجد، پایگاه تبلیغ
فعالیتهای اجتماعی
یکی از سنتهای پسندیدهای که در برخی از مساجد بدان توجّه میشود، عیادت از بیماران است. هنگامی که یکی از مؤمنین اهل مسجد بیمار میشود، برادران ایمانی به همراه امام جماعت، از او دیدن نموده، التیام بخش آلام وی میگردند.
فصل یازدهم: مسجد، پایگاه تبلیغ
فعالیتهای اجتماعی
امروزه بسیارند مساجدی که در نقاط مختلف کشور قرض الحسنه ایجاد کرده، و با اعطای قرض، گوشهای از کاستیهای تهیدستان را پوشش داده، موجب جذب برخی از افراد به مساجد میشوند.
در این عرصه لازم است روحانیون از این حرکت خداپسندانه پشتیبانی نموده و ضمن نظارت بر عملکرد قرض الحسنه، سعی کنند که از دخالت در امور قرض الحسنه پرهیز کنند؛ زیرا عوارض جانبی و انتظارات بیش از حد مردم، برای روحانی مشکل ساز میشود. در عین حال باید توجّه داشت که از خطاهای شرعی در قرض الحسنه جلوگیری شود.
فصل یازدهم: مسجد، پایگاه تبلیغ
فعالیتهای اجتماعی
یکی از نقشهای مهمّ مساجد که میتواند مؤثر باشد، ترغیب به امر ازدواج و بستر سازی برای تسهیل این امر مهم اجتماعی است. ازدواج جوانان یا زنان و مردان بی همسر، از بنیادیترین راههای جلوگیری از فحشاء و فساد است.
فراوان اند زنان و مردانی که همسران خود را از دست داده و در چهار چوبهای آداب و رسوم غلط اجتماعی، ناچار تا آخر عمر بدون همسر میمانند و مهمترین نیاز خویش را به ناچار نادیده میانگارند. روحانیون میتوانند با تبیین قوانین شرع، این امر خداپسندانه را ترویج کنند.
ای کاش ازدواجها در مسجد انجام میگردید، تا زیباترین خاطره مؤمنین در فضای مسجد نقش بندد، نه آنکه مردهها را به مسجد برده و یا مراسم مردگان را در مساجد برقرار کنند.
«عَنْ اَبی بَکْرِ بْنِ عیسَی ابْنِ اَحْمَدِ الْعَلَوی قالَ: کُنْتُ فِی الْمَسْجِدِ وَ قَدْ جییءَ بِجِنازَةٍ فَاَرَدْتُ اَنْ اُصَلِّی عَلَیها فَجاء اَبُو الْحَسَنِ الأَوَّل(ع) فَوَضَعَ مِرْفَقَهُ فی صدری فَجَعَلَ یدْفَعُنی حتّی أَخْرَجَنی مِنَ الْمَسْجِدِ ثُمَّ قالَ یا اَبابَکْرٍ اِنَّ الْجَنائِزَ لایصَلّی عَلَیها فِی الْمَسْجِدِ؛ )(1)( ابی بکر بن عیسی بن احمد علوی میگوید: درمسجد بودم و جنازهای آورده شد، میخواستم بر آن نماز بگذارم که ابوالحسن اول(ع) آمد و آرنج خود را در سینهام گذاشت و مرا دور ساخت تا از مسجد بیرون برد. پس فرمود: ای ابابکر! در مسجد نباید بر جنازهها نماز خوانده شود.»
اهمیت ازدواج
1) . الکافی، ج3، ص182.
در اهمیت ازدواج همین بس که پیامبر اکرم(ص) فرمودند:
«مَنْ تَزَوَّجَ أَحْرَزَ نِصْفَ دِینِهِ؛ )(1)( هر کس ازدواج کند، نیمی از دین خود را حفاظت کرده [و نگهداشته است].»
این روایت زیاد شنیده شده، اما لوازم این روایت دیده نشده و به آن کم توجهی شده است.
اگر نگران مشکلات دینی جامعه هستیم، باید به ازدواج بیندیشیم، که نیمی از مشکلات جامعه و همینطور مشکلات و نگرانیهای فرهنگی و دینی با آن حل میشود. هم مسئولین و هم والدین باید به این مهم توجه کنند.
در قرآن مجید میخوانیم:
(وَ أَنْکِحُوا الْأَیامی مِنْکُمْ وَ الصَّالِحینَ مِنْ عِبادِکُمْ وَ إِمائِکُمْ إِنْ یکُونُوا فُقَراءَ یغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ)؛ )(2)( «مردان و زنان بی همسر خود را همسر دهید، همچنین غلامان و کنیزان صالح و درستکارتان را؛ اگر فقیر و تنگدست باشند، خداوند از فضل خود آنان را بی نیاز میسازد.»
خیلی از مواقع ما فقر را مانع ازدواج میدانیم اما در فرهنگ و جهان بینی دینی ازدواج عامل فقر زدایی است نه تشدید فقر.
فرهنگ ما به گونهای شده که اگر به جوانی گفته شود ازدواج کن، من تو را تأمین اقتصادی میکنم، به حرف ما بیشتر اعتماد میکند تا به فرموده خداوند. آیا این شخص میتواند ادعای ایمان داشته باشد؟!.
در روایت داریم:
«مَنْ تَرَکَ التَّزْوِیجَ مَخَافَةَ الْعَیلَةِ فَقَدْ أَسَاءَ بِاللَّهِ الظَّنَّ؛ )(1)( کسی که از ترس مخارج زندگی ازدواج نکند، به خداوند سوء ظن برده است.»
نظام جمهوری اسلامی برای اینکه بخواهد نیمی از دین مردم را حفظ کند، باید به ازدواج جداً بپردازد.
1) . الکافی، ج 5، ص 330، ح 1.
جمهوریت و تکیه بر آراء مردم با بار فرهنگی اسلام است و اگر همراه بار فرهنگی بود و آن فرهنگ فرهنگ دین بود، نیمی از فرهنگ دینی نظام در گرو ازدواج است.
متأسفانه امروزه در بسیاری از موارد به جای پرداختن به خود مسئله، صورت مسئله را پاک میکنیم و فکر میکنیم مسئله حل شده است. یکی از این موارد، مسئله ازدواج است. در قرآن میخوانیم:
(زُینَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَواتِ مِنَ النِّساءِ وَ الْبَنینَ وَ الْقَناطیرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ و...)؛ )(1)( «محبت امور مادی، از زنان و فرزندان و اموال هنگفت از طلا و نقره و... در نظر مردم جلوه داده شده است.»
در بین تمام جاذبه هایی که برای انسان ایجاد شده، جاذبه زن اولین است. و همینطور جاذبه مرد برای زنان اولین جاذبه است.
1) . آل عمران / 14.
در روایات بر برآورده کردن نیازهای مردم بسیار سفارش شده است. آیا نیاز به همسر از مهمترین نیازها نیست؟! .
در روایتی داریم که اگر کسی موجبات ازدواج فردی را با در گرو گذاشتن آبرویش فراهم کند، در قیامت خداوند به او نظر رحمت میافکند.
همچنین در روایتی آمده است که همانطور که از مال و عمر و... سؤال میشود، از آبرو هم سؤال میشود که آیا از این آبرو در جهت حل مشکل دیگران استفاده کردی؟! چون آبرو یک نعمت است؛ اما در فرهنگ امروز به جهت ترس از ناموفق شدن ازدواج، افراد حاضر نیستند پا پیش بگذارند و دو جوان را به ازدواج هم در آورند. آبرو برای چنین افرادی به مانند بت است.
آسیبهای ازدواج
ازدواج در شرایط فعلی و جامعه امروز ما به آسیبهایی مبتلا شده است که برخی از آنها در ذیل مطرح میشود:
در روایت آمده است که: «خَیرُ النِّکَاحِ اَیسَرُهُ؛ بهترین ازدواج آن است که آسانتر برگزار شود.»
باید به جای اینکه در خواستگاریها از مهریه و... حرف بزنند، از جاذبههای معنوی سخن بگویند؛ همانطور که در جریان خواستگاری حضرت زهرا(س) بیان شده که خواستگاران قبل از علی(ع)، سخن از جاذبههای مادی به میان میآوردند تا آنها را مهریه حضرت زهرا(س) کنند؛ اما علی(ع) اول جاذبههای معنوی خودش را بیان میکند که در جنگها و حوادث تلخ و شیرین اسلام همراه پیامبر(ص) بودم و... .
این به ما میآموزد که شخصیت یک انسان در گرو جاذبههای معنوی است؛ نه مادی و خانوادهها نیز باید همین را سرلوحه کار خود قرار دهند.
یکی از آسیبهای جدی و مشکلات فراروی ازدواج جوانان، انتظارات بیش از حد از پسران مثل انتظار داشتن مسکن، ماشین و... است که موجب تأخیر در ازدواج و یا ترک آن میشود.
شغل مهم است، اما نه در حدی که مانع ازدواج شود؛ بلکه باید با راهکارهایی این مشکل را حل کرد و برای حل آن فرهنگ سازی نمود.
یکی از معیارهایی که گاهی در ازدواج مانع ایجاد میکند زیبایی است. زیبایی مهم است؛ امّا نقش تعیین کننده ندارد. در روایات داریم که اگر کسی برای زیبایی و مال ازدواج کند، خدا او را به همان واگذار خواهد کرد و در زندگی دچار مشکل خواهد شد.
بعضی از سنتها خوب است مثل جهیزیه و کمک مالی به فرزند و...؛ اما در حدی که مشکل فرزندان برطرف شود، نه اینکه تبدیل به چشم و هم چشمی شود. در کنار جهیزیه و کمک مالی ضروری، گاهی چشم و هم چشمیها و خرافات غوغا میکنند و نتیجه شوم آن دامنگیر جوانانی میشود که در شرف ازدواج بوده و امکانات مادی زیادی ندارند.
بعضی از طوایف رسومات خوبی برای یاری رساندن به داماد و عروس دارند؛ مثلاً هدیه ازدواج روستایی به داماد، دادن یک رأس گوسفند از طرف هر خانواده است. با این هدیه هم شغل داماد مشخص شده و هم کمک به وضعیت اقتصادی او کردهاند. در جای دیگری رسم بر این است که همگی جمع میشوند و خانهای برای داماد میسازند. اینها رسومات خوبی است و ازدواج جوانان را تسهیل میکند.
بعضی از مردم دین را قبول دارند، اما همه ابعاد آن را نمیپذیرند. اگر همه ابعاد دین را بپذیریم، مشکلات جامعه تا حد بسیار زیادی حل خواهد شد. اسلام یک دین جامع است، ولی ما مشکل داریم و سلیقههای خود را دخیل میکنیم و در این صورت مشکل پیدا میشود.
در جلسه زنان مدافع حقوق زن در تاجیکستان - که از سوی یونسکو برگزار شده بود - تصمیم گرفتم آنچه اسلام میگوید را بدون هیچ پرده پوشی بیان کنم و بحث ازدواج دائم، مجدد و موقت را به صورت تمام و کمال گفتم و توضیح دادم. یکی از خانمها چند بار صحبتهای من را قطع کرد و با شعف توضیح میداد. او گفت: تنها راه نجات زنان تاجیک، عمل به دستورات دین است.
یکی از حرفهای آن زن این بود که با زنان متعددی که مردان خود را از دست دادهاند چه باید کرد؟ آیا باید تا آخر عمر از ازدواج محروم باشند؟ یا فساد و فحشا را بپذیریم؟! چه باید کرد؟! در هر صورت ناعادلانهترین تصمیم در مورد چنین زنانی این است که آنها را از ازدواج با یک مرد دیگر محروم نموده و تا پایان عمر محکوم به بیوه بودن کنیم. اسلام میگوید این زنان میتوانند ازدواج کنند، و ما باید با فرهنگ غلط موجود مخالفت کرده و راه را برای زندگی شیرین تر، هماهنگ با دستورات اسلام هموار نماییم.
اگر کسی نمیتواند یا نمیخواهد ازدواج مجدد یا موقت داشته باشد، اشکالی ندارد؛ اما حق ندارد با حکم خدا مخالفت کند؟ اگر کسی حکم خدا را قبول نکند و بر اساس دستور خدا حکم نکند، خداوند در مورد او سه تعبیر دارد: کافر، ظالم و فاسق.
(وَ مَنْ لَمْ یحْکُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِکَ هُمُ الْکافِرُونَ)؛ )(1)( «و آنهایی که به احکامی که خدا نازل کرده حکم نمیکنند، کافرند.»
(وَ مَنْ لَمْ یحْکُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ)؛ )(2)( «و هر کس به احکامی که خدا نازل کرده حکم نکند، ستمگر است.»
(وَ مَنْ لَمْ یحْکُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِکَ هُمُ الْفاسِقُونَ)؛ )(3)( «و کسانی که بر طبق آنچه خدا نازل کرده حکم نمیکنند، فاسقند.»
در مقابل حکم خدا نباید کج دهنی کرد، اگر نمیخواهیم احکام الهی را انجام دهیم، حداقل کج دهنی نکنیم.
امروزه در کشورهای عربی که متعه را به تبعیت از خلیفه دوم حرام میدانستند، برخی از دانشمندان اهل سنت ازدواج موقت را با عنوان نکاح مسیار مطرح میکنند. دلیل این امر آن است که برای حل بعضی از معضلات اجتماعی گریزی جز گردن نهادن به این حکم الهی نیست.
امام باقر(ع) از امیر المؤمنین(ع) نقل میکند که میفرمود: «لولا مَا سَبَقَنِی بِهِ بَنِی الْخَطَّابِ مَا زَنَی إِلَّا شَقِی؛ )(1)( اگر خلیفه دوم ازدواج موقت را حرام نمیکرد، زنا نمیکرد مگر آدم شقی [و بسیار رذل و پست].»
کسی نمیگوید ازدواج موقت در بین پسران و دختران رواج یابد؛ اما اگر این هجمه ارتباط نامشروع بین پسران و دختران تنها با خواندن صیغه عقد موقت سامان پذیرد، جامعه به سوی سلامتی پیش میرود و به گناه مبتلا نمیشود.
1) . الکافی، ج 5، ص 448، ح 2.
یکی از برادرانی که در اینترنت کار میکند، گفت: جوانی با من ارتباط داشت، انواع ازدواج را برایش توضیح دادم. یکبار به من گفت: من تا دیروز نماز نمیخواندم اما از امروز نماز خوان شدهام. گفتم چطور شده؟ گفت: من تا حالا فکر میکردم دین برای ما محدودیت آور و مشکل ساز است؛ اما فهمیدم که این مائیم که دین را محدود میکنیم، ما مشکل داریم نه دین.
نظر مقام معظم رهبری این است که جوانان امروز با ایمانتر از جوانان اول انقلابند و این حرف در حد یک ادعا نیست؛ بلکه یک واقعیت است؛ اما ما چقدر توانسته ایم زمینهای فراهم کنیم تا نیازهای جوانان به صورت مشروع حل شود و این گرایش افزایش یابد.
پیامدهای سختگیری مفرط
اگر باب ازدواج به تمام انواع آن را بستیم، باید فساد را بپذیریم. اگر میخواهیم زنا نباشد، باید ازدواج به تمام معنا و با همه گستردگی که در دین بیان شده است، پذیرفته شود. متأسفانه امروز در بسیاری از رسانهها موضع گیری شدیدی نسبت به مردان چند همسر میشود؛ اما با کسانی که از طریق نامشروع ارتباط دارند برخورد تبلیغی جدّی صورت نمیگیرد.
بیشترین آمار وبلاگ نویسی و استفاده از چت در تهران است؛ اما آیا برای مبادله اطلاعات درست و در راه صحیح به کار گرفته میشود؟! اکثر آنها در راههای نادرست و منفی است.
جوانی که میبیند در خارج از کشور هر نوع ارتباطی میتواند داشته باشد؛ اما در داخل کشور امکانی برای ارضاء غریزه خود از راه صحیح و معقول و مشروع ندارد، نسبت به نظام و کشور بدبین میشود و دائم حرف از دمکراسی میزند؛ در حالی که بسیاری از کسانی که امروزه در میادین سیاسی با شعار دمکراسی خواهی به جنگ نظام آمدهاند، معنای دمکراسی را نمیفهمند. وقتی حرف از آزادی میزنند دنبال این جور مسائلاند نه آزادی سیاسی.
احزاب دگراندیش در فکر و ذهن جوانها راه ندارند؛ اما وقتی جوان میبیند امکان ارضای غریزه جنسی، آن هم به صورت مشروع را ندارد، هنگامی که صدای یک معاند بر ضد نظام بلند میشود، با او هم سو میگردد و زمینه جذب این گونه افراد به چنین حزبهایی که معاندند فراهم میشود.
برای چاره اندیشی و تشخیص معضلات باید راحت فکر کنیم و در فکر کردن خودمان را فریب ندهیم تا بتوانیم درست تصمیم بگیریم.
جاذبه خروج از کشور را خواسته یا ناخواسته خودمان ایجاد کرده ایم. بسیاری از مسافرانی که به خارج از کشور میروند، اهداف پاک و مقدسی ندارند. گرچه ظاهر مسافرت، تجارت و امثال آن است؛ اما واقعیت آن است که اهداف دیگری را تعقیب میکنند.
در بعضی کشورهای همسایه، برخی از بازرگانان ایرانی چندان موفق نیستند، اما تجار دیگر کشورها موفقند؛ به خاطر اینکه بازرگانان ایران اشباع شده نیستند و وقتی به این کشورها میآیند بازرگانی و تجارت در حاشیه قرار میگیرد و جای خود را به کارهای دیگر میدهد و بعد این سؤال مطرح میشود که چرا این همه ارز از کشور خارج میشود.
اسلام مشکل ندارد و میتواند به بهترین و متینترین شکل ممکن، نیاز جامعه را برآورده کند؛ اما رفتارها، خرافات، سنتهای غلط اجتماعی و فرهنگ آسیب دیده اجتماعی ما باعث شده که این همه به دین انگ بزنند.
مردم برای دین هر کاری میکنند؛ اما با کسانی که سمبل محدودیت دین هستند، رابطه خوبی ندارند و بخشی از فرار مغزها و سرمایهها، مربوط به این معضل است.
بخشی از خروج ارز و مشکلات سیاسی کشور در بیرون از مرزها، به واسطه جاذبههای جنسی است.
نظام جمهوری اسلامی کمکهای زیادی در زمینه ازدواج کرده است؛ مثل خدمات کمیته امداد امام خمینی(ره) در زمینه ازدواج، وامهایی که دولت میدهد، و...؛ اما همه این اقدامات کم است و مقررات آن زیاد. دولت اسلامی باید زمینه شغل و کار و کسب در آمد، ازدواج آسان و تأمین حداقلها برای ازدواج را فراهم کند و البته نظام در صدد است که این مهم انجام شود.
در زمینه ازدواج آسان، طرحی از سوی معاونت تبلیغ حوزههای علمیه تدوین و به مراجع ذی ربط ارسال شده است. بعضی از مواد و پیشنهادهای موجود در این طرح، در مجلس شورای اسلامی به تصویب رسیده است و خوب است کارشناسان محترم نیز نظرات اصلاحی خود را در مورد آن بیان کنند تا پس از اصلاح برای مسئولین فرستاده شود.
فصل یازدهم: مسجد، پایگاه تبلیغ
فعالیتهای فرهنگی مساجد
مسجد مرکز فعالیتهای دینی
در این بخش با عنایت الهی به فعالیتهای فرهنگی مساجد، با توجه به نیازهای امروز بحث خواهیم کرد.
در زمان پیامبر(ص) و امامان معصوم(ع) مسجد مرکز کلیه فعالیتهای اسلامی بوده، برگزاری نماز جماعت، آموزش قرآن، نشر معارف و... در مسجد انجام میشده است. چه زیبا است که امروز نیز تلاش شود تا فعالیتهای مختلف دینی در مسجد انجام گردد.
اگر هزینههایی که برای ساخت کانونها، دارالقرآنها، حسینیهها و... مصرف میشود، در ساخت و آبادانی مسجد متمرکز شود، قطعا به سیره معصومین(ع) نزدیکتر بوده و با انجام همه فعالیتهای دینی و قرآنی در مسجد جایگاه بی بدیل مسجد احیاء میگردید.
پیامبر(ص) فرمود:
«مَا جَلَسَ قَوْمٌ فِی مَجْلِسٍ مِنْ مَسَاجِدِ اللَّهِ تَعَالَی یَتْلُونَ کِتَابَ اللَّهِ وَ یَتَدَارَسُونَهُ بَیْنَهُمْ إِلَّا تَنَزَّلَتْ عَلَیْهِمُ السَّکِینَةُ وَ غَشِیَتْهُمُ الرَّحْمَةُ وَ ذَکَرَهُمُ اللَّهُ فِیمَنْ عِنْدَهُ؛ )(1)( هرگاه گروهی در مجلسی از مساجد خداوند تعالی کتاب خدا را تلاوت کنند و آنرا به یکدیگر آموزش دهند، آرامش بر آنان نازل شود و رحمت آنها را فرا گیرد و خداوند از آنان در بین فرشتگان مقرب یاد کند.»
از روایات بسیار دیگری هم چنین فهمیده میشود که مسجد علاوه بر محل عبادت و پرستش، مهد آموزش معارف و مفاهیم قرآنی بوده است؛ از این رو بهتر است مبلّغان دینی بیش از هر چیز به ساخت و عمران مسجد اهتمام ورزیده و به جای ساخت دارالقرآن، حسینیه و... کمکهای مردمی را به سوی ساخت مسجد سوق دهند. گاهی حسینیه ساخته میشود و در طول سال بلا استفاده باقی میماند و تنها در مقطعی کوتاه برای عزاداری از آن استفاده میشود.
امروزه در سراسر جهان بهره وری به طور جدی مورد توجه مسئولین و مدیران میباشد و مبلغین به عنوان مدیران فرهنگی دینی بهتر است در مدیریت مسائل فرهنگی دینی، سرمایه گذاری و هزینهها را در مسجد متمرکز سازند که هم محل پرستش و نشر معارف باشد و هم عزاداری ابا عبد الله الحسین(ع) در آن انجام شود.
1) . مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، ج3، ص363.
فصل یازدهم: مسجد، پایگاه تبلیغ
فعالیتهای فرهنگی مساجد
فعالیتهای فرهنگی
مساجد فعال از جهت فرهنگی به صورت مهمترین پایگاه فعالیتهای دینی در فضای جامعه تأثیر عمیق و ژرف داشته، معادلات فرهنگی اطراف خویش را به سود عبودیت الهی تغییر میدهند و این امر در صورتی است که مدیران مساجد خصوصاً روحانیون به خوبی از جایگاه معنوی مسجد در مسیر بایسته آن سود جویند.
فعالیتهای فرهنگی دینی در مساجد میتواند از تنوع بسیاری برخوردار بوده، به تناسب نیازمندیهای منطقه، نوع مخاطبان و... دارای متغیرهای فراوان باشد؛ لیکن در اینجا از باب نمونه برخی از فعالیتهای فرهنگی مساجد را گوشزد مینماییم.
ذکر این نکته ضروریست که برخی از کارکردهای مثبت مسجد جنبه عبادی دارد، لیکن با توجّه به تأثیر انکارناپذیر این عبادات در فرهنگ اجتماعی و تصحیح زیر ساختهای فرهنگی جامعه و آثار مثبت تربیتی آن، در مقوله فعالیتهای فرهنگی مطرح میگردد.
یکی از مهمترین فعالیتهای عبادی ـ فرهنگی مساجد، برقراری نماز جماعت در سه نوبت صبح، ظهر و شب میباشد.
ائمه جماعاتی که به نماز جماعت در سه نوبت اهتمام جدّی دارند، در فعالیتهای دیگر مسجد هم از موفقیت بیشتری برخوردارند.
اگر نماز جماعت منظم بوده، حواشی بیش از حد نداشته باشد، توسط مردم مورد استقبال قرار میگیرد.
یکی دیگر از مسائل عبادی که میتواند در فرهنگ تأثیر جدّی داشته باشد، ترویج پرستش، عبادت، نیایش و توبه فردی و خلوت کردن آدمی با خدای خویش در خانه معبود است.
این سنت حسنه که در صدر اسلام مورد اهتمام فراوان مسلمانان بوده، امروزه در بین ما خیلی کم رنگ شده است و به ندرت دیده میشود شخصی برای مناجات با معبود به صورت فردی به مسجد پناه برده، نماز حاجت بخواند، به نیایش با پروردگار خویش بپردازد، و از گناهان خویش توبه کند؛ از اینرو بسیار بجاست که این سنت پسندیده توسط مبلّغان گرامی احیاء گردد.
یکی از فعالیتهای عبادی دارای تأثیر فرهنگی فراوان، خواندن قرآن در مساجد است که این امر هم از توجّه گسترده برخوردار نبوده است؛ البته اخیرا در برخی از مساجد بعد از نماز عشاء یک صفحه از قرآن به صورت گروهی خوانده میشود. گرچه این حرکت زیبا و ارزشمند است، لیکن با حدّ بایسته، فاصله بسیار دارد.
همچنین میتوان با تشکیل کلاسهای آموزش قرآن و تجوید، قرائت قرآن را آموزش و ترویج نمود.
از صدر اسلام تاکنون همراه با نیایش در مساجد، بیان معارف دین مطرح بوده است. پیامبر(ص) خود به این امر مهم توجّه داشتهاند و در طول تاریخ اسلام مساجد محل نشر معارف دینی بوده است و اکنون نیز مبلّغان دینی به بیان عقاید، احکام، اخلاق، مسائل سیاسی اسلام و... پرداخته، مردم را با اعتقادات و وظایف شرعی خود آشنا میسازند.
یکی از امور بسیار ارزشمندی که روحانیون بدان پرداخته و روحیه گذشت، ایثار و دفاع از دین را با آن در بین مردم زنده نگه میدارند و بر اساس روایات متعدد موجب پاکی و تزکیه مردم میگردند، مسئله بیان تاریخ اسلام و ذکر مصائب اهل بیت عصمت و طهارت است که تأکید میشود از این امر به جز در اعیاد غفلت نشود.
از آنجا که طبق فتاوای مراجع شیعه لازم است نماز به عربی صحیح خوانده شود، از مهمترین اموری که باید مبلّغان محترم به آن بپردازند تصحیح قرائت نماز است. برای دستیابی به این هدف میتوان با تشکیل گروههای متعدد به سرپرستی کسانی که قرائت آنان کاملاً مورد تأیید است، همه مردان، زنان، کودکان و جوانان را مورد آموزش قرار داد.
ناگفته نماند که برای ایجاد انگیزه در بین مردم، ابتدا لازم است در سخنرانیهای عمومی احکام مربوط به قرائت نماز بیان شود، سپس از آنان دعوت شود تا در جلسات تصحیح قرائت نماز شرکت کنند.
همچنین رعایت حدود سنّ و شخصیت مخاطبان در این حرکت لازم است؛ زیرا برخی حاضرند قرائت خود را با روحانی تصحیح کنند، اما اگر گفته شود که در بین مردم یا در جلسات نزد افراد دیگر انجام دهند، از این امر خودداری خواهند کرد.
مهمترین منبع معارف اسلام، قرآن مجید است که مساجد با پرداختن به آن اصلیترین وظیفه را انجام میدهند.
پرداختن به قرآن و تفسیر چندین مزیت دارد:
الف. صِرف ارتباط با قرآن سازنده بوده، روح آدمی را پرورش میدهد. این تأثیرپذیری برای مبلّغ ضروری بوده، در جهت نشر معارف دین به او کمک خواهد کرد و مبلّغ بدین وسیله قبل از هرچیز به پرورش روح خود میپردازد.
ب. در قرآن از همه آنچه سعادت بشر در گرو آن است سخن به میان آمده و جامعترین کتاب میباشد. ایجاد پیوند بین مردم و قرآن، آنان را در فراز و نشیبهای اجتماعی حفظ میکند. در قرآن عقائد، اخلاق، تاریخ و مطالب بسیار متنوع و جذّابی وجود دارد که برای مردم مفید و سازنده است.
ج. بیان مباحث قرآنی از سویی موجب افزایش علم مبلّغ گردیده و از سوی دیگر سخنرانیهای او را از حالت تکراری بودن بیرون میبرد.
د. به طور کلّی بهترین پایگاه طرح مباحث قرآنی مساجد بوده، باید همگان به این امر اساسی توجه داشته باشند.
امام سجاد(ع) میفرماید:
«قالَ رَسُولُ اللّه(ص): مَنْ سَمِعْتُمُوهُ ینْشِدُ الشِّعْرَ فِی الْمَساجِدِ فَقُولُوا فَضَّ اللّه فاکَ اِنَّما نُصِبَتِ الْمَساجِدُ لِلْقُرآنِ؛ )(1)( پیامبر خدا(ص) فرمودند: به هر کس که شنیدید در مساجد شعر میسراید، بگویید: خدا دهانت را بشکند، مساجد فقط برای قرآن ایجاد شده است.»
1) . اصول کافی، ج3، ص369.
گرچه در مساجد باید زمانهایی با سکوت کامل همراه باشد تا افراد بتوانند به دور از هیاهو و با آرامش به خود بیاندیشند و با خدای خود خلوت کرده، به راز و نیاز بپردازند؛ اما در برخی از موارد هم میتوان با خواندن دعا به صورت جمعی و با بیان و توضیح فرازهایی از دعا، روحیه معنوی را در مردم تقویت کرد.
یکی از معضلات جوانان متدین آنست که دغدغههای فراوان معنوی دارند که اگر راهنمایی نشوند دچار افراط و تفریط شده، گاهی به انحراف کشیده میشوند. اگر مبلّغان زمانی را برای این امر اختصاص داده و اعلان کنند که افراد میتوانند مثلاً یک ساعت به غروب آفتاب هر روز برای مشاوره معنوی، عبادی، به صورت فردی یا گروهی بنابر میل خود مراجعه کنند، میتواند ضمن ایجاد انس بیشتر با روحانی، زمینه ساز اصلاح حرکتهای خداجویانه مردم باشد.
برای دستیابی به نتایج مثبت، مبلّغ باید ابتدا گوشی شنوا داشته و سنگ صبور باشد و بعد از شنیدن کامل سخنان و شناخت دقیق مشکل، به راهنمایی مردم با توجّه به دستورات دینی بپردازد.
در مواردی که مبلّغ در راهنمایی خود با مشکل مواجه شد، باید به مراجعه کننده بگوید: من درباره سؤال شما باید مطالعه کنم و سپس پاسخ شما را بگویم.
یکی از فعالیتهای دیگر مساجد، برگزاری جلسات پرسش و پاسخ است. در این جلسات که به صورت عمومی برگزار گردیده و میتواند یک شب از شبهای هفته به آن اختصاص یابد، پس از طرح سؤال توسط مردم، روحانی به پاسخگویی میپردازد. این برنامه باید با ظرافت و دقت برگزار گردد تا موجب وهن روحانی نشود.
مبلّغ میتواند سؤالات را گردآوری و پس از مطالعه، در هر شب به یک یا چند سؤال بپردازد و پاسخ افراد را مطرح کند.
ضمنا مبلّغان میتوانند پس از اتمام سخنرانی و نمازها، مدتی در مسجد بنشینند و جوابگوی سؤالات مراجعین باشند.
تشکیل کلاسهای خاصّ برای کودکان، به مبلّغ کمک میکند تا با زبان خاص کودک بحثی را ارائه و از این طریق زمینه ارتباط نسل آینده را با مسجد و روحانی فراهم سازد و در این راستا، نقش پذیرترین گروه انسانی را با انوار معارف اهل بیت عصمت و طهارت(ع) آشنا سازد.
از آنجا که این قشر در معرض آسیبهای جدّی اخلاقی ـ اجتماعی قرار دارند، با ایجاد محیط انس در مسجد و واکسینه کردن این افراد در برابر مشکلات خاص خود، میتوان آنان را در اقیانوس زلال معارف دینی حفظ کرده، از انحراف آنان جلوگیری نمود.
مدیران مسجد میتوانند با ایجاد کتابخانه و نوارخانه دینی و با حفظ دقیق حدود شرعی، از این طریق زمینه هدایت و رشد معنوی گروهی را فراهم سازند.
مبلّغ باید با دقّت فراوان کتابهای مسجد را زیر نظر داشته باشد تا مسجد پایگاه نشر کتابهای انحرافی و ترویج باطل نگردد.
همچنین در نوارخانه فقط نوار سخنرانیهای بزرگان دین باشد؛ زیرا اگر به دنیای موسیقی راه یافت، کنترل مجاز و غیرمجاز و مشروع و غیرمشروع کار دشواری خواهد بود.
مبلّغ با ایجاد ارتباط بین مسجد و کانونهای جمعیتی؛ مانند ورزشگاهها، مدارس و... و دعوت از آنان برای حضور در برنامههای مسجد، میتواند بین گروههای اجتماعی و مسجد پیوند ایجاد کرده، از این طریق به نشر معارف دینی کمک کند.
از آنجا که جوانان دارای شور و احساسات خاصّی هستند، علاقه مند به فعالیتهای دارای هیجان میباشند و بسیج با توجّه به آموزش نظامی، میدان تیر و مانورهایی که دارد، برای جوانان از جاذبه بسیاری برخوردار است.
اگر مبلّغان ضمن تقویت بسیج، از جاذبه آن بهره برده و جوانان را به مسجد متمایل سازند، میتوانند از این نیرو در موارد ذیل با کنترل و نظارت استفاده کنند:
الف. امر به معروف و نهی از منکر با تبیین احکام آن و کنترل دقیق فعالیتها؛
ب. آماده سازی نیروهای مدافع انقلاب و ارزشهای دینی؛
ج. برگزاری اردوهای زیارتی یا تفریحی با رعایت دقیق قوانین مربوطه؛
د. تشکیل جشنها، عزاداریها، مسابقات قرآن و...؛
هـ. به کارگیری نیروهای فرهنگی بسیج برای جذب افراد منحرف و تلاش جهت فردسازی با نظارت و دقّت لازم.
مواردی که ذکر گردید، بخشی از فعالیتهای فرهنگی است که میتواند در مساجد انجام گردد؛ لیکن شما میتوانید به تناسب وضعیت فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی منطقه، روشهای دیگری را اضافه نموده، در جهت ارتقاء فرهنگ دینی گامهای مؤثری برداشته، زمینه ساز ظهور مولا و مقتدایمان امام زمان روحی له الفداء گردید.
فصل یازدهم: مسجد، پایگاه تبلیغ
ادارات و سازمانها
دانشگاه
تعامل روحانیون و مبلّغان با ادارات و سازمانها از ابعاد مختلف قابل تأمل و بررسی است که به بخشهایی خواهیم پرداخت.
در کوران حوادث اوج گیری قیام مردم مسلمان ایران، امام راحل رحمة الله علیه همسو کردن دو قشر حساس و تاثیرگذار جامعه؛ یعنی روحانیون و دانشجویان را به عنوان مهمترین شاخصها در رهبری خویش مدنظر داشتند. پس از پیروزی انقلاب نیز از روشنترین مواضع ایشان، تاکید بر حفظ این وحدت و یکپارچگی بود که در مقاطع مختلف و مناسبتهای گوناگون بر آن پای میفشردند.
از آنجا که دشمن ثمره این وحدت را در شکست خفت بار خویش یافت، با تمام وجود برای نابودی آن تلاش کرده، با برنامههای گوناگون به این امر پرداخت. از بین شیوههای مختلفی که برای ایجاد تفرقه بین حوزه و دانشگاه در نظر گرفته شده بود، بررسی و تحلیل جانبدارانه از وحدت در قالبی علمی و زیبا بود. آنان با طرح این مطلب که «آیا وحدت بین حوزه و دانشگاه امکان وقوعی دارد یا نه؟» و تئوریزه کردن این مطلب که «وحدت بین حوزه و دانشگاه غیرممکن و یا حداقل غیر مفید است،» سعی کردند اذهان دانشگاهیان را به این جهت سوق دهند که تلاش برای وحدت حوزه و دانشگاه حرکتی بی ثمر و بدون نتیجه خواهد بود.
این روش ضمن اینکه طرفداران تفرقه را بی غرض جلوه میداد، از لعاب علمی هم برخوردار بود، از این رو میتوانست عدهای را به سوی خود جلب کرده، براساس این تفکر عملکردها را تغییر دهد. از این رو بر مبلّغان دینی و رهبران معنوی جامعه ضرورت این امر پوشیده نیست که ضمن تبیین مبانی وحدت بین حوزه و دانشگاه، به بحث در موضوع راهکارهای عملی دستیابی به وحدت بپردازند.
بحث وحدت حوزه و دانشگاه از چند منظر کلی قابل بررسی و تبیین است:
1- وحدت در دفاع از نظام
با دقت در ایجاد هسته اولیه وحدت و رهنمودهای امام امت(ره)، خواستگاه وحدت و اهداف آن به خوبی روشن میشود.
زمانی وحدت برای همسویی در جهت حذف نظام شاهنشاهی و زمانی در جهت تثبیت پایههای حکومت اسلامی بود و اکنون این دو مجموعه عظیم میتوانند با همدلی جهت شکوفایی و بالندگی انقلاب از سویی و رویارویی با توطئههای دشمنان از دیگر سو، در کنار یکدیگر قرار گرفته و بدخواهان را برای همیشه مأیوس کنند.
این بخش از وحدت هیچ ارتباطی با آموزههای حوزوی و دانشگاهی ندارد، بلکه صرفا وظیفه فرهیختگان هر جامعهای است که به شرف، عزت و پیشرفت کشور خود بیندیشند. دانشگاهیان و حوزویان میتوانند در کنار یکدیگر قرار گیرند و با دفاع نیرومند از کلیت نظام، خلأهای کشور را در ابعاد مختلف تبیین و وظایف دانشگاهیان و حوزویان را در عرصههای پژوهش و آموزش مشخص کنند و هر کدام به تناسب توان در جهت رفع کمبودها تلاش کنند.
در موقعیت حساس کنونی، دانشگاهیان میتوانند نیرومندترین یار انقلاب باشند در صورتی که در همه برنامهریزیهای خود به شاخصهای ذیل توجه کنند:
1- به هنگام کردن آموزشها؛
2- کاربردی کردن پژوهشها به گونهای که نیازهای گسترده کشور را پاسخگو باشد؛
3- بومی سازی نظریههای علمی به ویژه در حوزه علوم انسانی؛
4- نقد نظریههای وارداتی؛
5- آزمایش گزارههای علمی علوم انسانی در بستر فرهنگی ملی و جرح و تعدیل آنها؛
6- پرهیز دادن مجموعههای علمی از تقلید بی چون و چرا در نگرش به نظریه پردازیهای بیگانگان؛
7- رشد روحیه خلاقیت، ابتکار و نوآوری با پافشاری بر توانمندیهای داخلی و پرهیز از خودباختگی علمی.
در همه این عرصهها، حوزه میتواند یار و مددکار دانشگاهیان باشد.
بر هیچ انسان منصفی پوشیده نیست که این وحدت بدون هیچ تعارضی بین آموزههای حوزوی و دانشگاهی میتواند نظام را در پیشبرد اهداف خود موفق سازد.
2- وحدت در نگاه دینی به گزارههای علمی
به طور کلی مباحث علمی از منظر معارف دینی به دو دسته تقسیم میشوند:
دسته نخست مطالبی است که معارف دینی نسبت به آنها ساکت بوده و مطلبی در مورد آن بیان نکرده است.
این دسته از مباحث علمی را مسلمانان باید از دیگران آموخته و از دانش کلیه دانشمندان جهان بهره گیرند؛ گرچه صاحبان آن علوم در دورترین نقاط جهان و یا از مشرکین باشند.
دسته دوم گزاره هایی است که در مباحث دینی درباره آنها مطالبی مطرح شده است.
فقها و دین شناسان براساس روایات موظفند که به عنوان حوادث واقعه این مباحث و مسائل جدید را به کتاب و سنت عرضه کنند و پس از پژوهشی اجتهادی، وظیفه مسلمانان را مشخص کنند که نتایج آن به چند صورت تقسیم میشود:
الف - اگر این گزارهها از نظر منابع دینی مورد تأیید بودند، پذیرفته شده و به تناسب دستورات دینی مورد قبول و یا تاکید قرار میگیرند.
ب - در صورتی که این مباحث مورد طرد واقع شده باشند، نظر اسلام بیان میشود و عدم مقبولیت آن مطرح میگردد.
برای دسته دوم از گزارههای علمی که اسلام درباره آنها مطالبی بیان داشته است، میتوان به مسائل بسیاری اشاره کرد مانند مسائل اقتصادی مثل بانک و بانک داری، ربا، مضاربه؛ مسائل سیاسی مانند حقوق اساسی، آزادیهای مدنی، حقوق مردم بر والیان و حاکمان، حق والی بر مردم و روابط بین الملل؛ مسائل قضائی با توجه به مسائل حقوقی مطرح در جهان؛ مسائل فرهنگی و.
این بخش از وحدت، همکاریهای بسیار نزدیک حوزویان و دانشگاهیان را میطلبد که نتایج ارزشمند ذیل ثمره آن خواهد بود:
الف) استفاده از منبع وحی که در بیان آنچه سعادت بشر در گرو آن بوده، هیچ کوتاهی نکرده است و آدمی را از ضلالت و گمراهی نجات میبخشد.
ب) از علوم مختلف بشری در نقاط مختلف جهان استفاده میشود.
ج) به دلیل الهام گرفتن از وحی و تعامل این دو بخش از فضای علمی، سؤالات جدیدتری مطرح و زمینه استفاده عمیقتر از منابع دینی از سویی و در چالش قرار دادن دانشمندان از سوی دیگر فراهم و در نتیجه گزارهها و مباحث بسیار عمیق و ژرفی به علوم مختلف راه خواهد یافت.
از باب نمونه میتوان از مباحث مدیریتی اسلام نام برد که تنها بخشی از نهج البلاغه میتواند برای جوامع مختلف بشری در مدیریت الهام بخش بوده، در برنامه ریزی، سازماندهی، رهبری، رفتار سازمانی و کنترل، مباحث بسیار جدیدی را عرضه کند.
3- وحدت در تأمین نیازمندیها
حوزه و دانشگاه به عنوان دو مرکز عظیم علمی، هر کدام در جهت پیشبرد اهداف انسانی - اسلامی خویش به یکدیگر نیازمندند و با وحدت این دو مجموعه، نیازهای هر یک توسط دیگری تأمین میگردد. اکنون به صورت گذرا وظایف حوزه و دانشگاه در جهت تأمین نیازمندیهای مجموعه دیگر بیان میشود.
وظائف حوزه
حوزههای علمیه میتوانند با انجام موارد ذیل در کنار برادران دانشگاهی خود قرار گرفته، در جهت اعتلاء این مجموعه بزرگ علمی بکوشند:
1- تأمین و تربیت اساتید مجرب و توانمند جهت تدریس در کلاسهای معارف و دروسی که به گونهای با تخصصهای حوزوی ارتباط دارند؛ مانند اخلاق، تاریخ اسلام و... .
در این زمینه فعالیتهایی انجام شده، لیکن هم از جهت کمیت و هم از جهت کیفیت نیاز به بازنگری در عملکرد گذشته و برنامه ریزی برای بهبود آن میباشد.
2- تأمین و تربیت اساتید صاحبنظر جهت طرح دیدگاههای اسلام در زمینه علوم انسانی مانند حقوق، اقتصاد، مدیریت، علوم سیاسی و... .
3- آماده سازی مبلغین توانمند جهت انجام تبلیغات دینی در دانشگاهها به گونهای که بتوانند به تناسب آگاهیهای مخاطبان خود، مباحث دینی را طرح کرده، افکار آنان را قانع سازند.
4- تأمین و تربیت فضلاء و علمایی که بتوانند شبهات کلامی فلسفی مطرح شده در سطح دانشگاهها و یا محافل علمی جهان را به خوبی بشناسند و با پاسخهای قانع کننده، دانشجویان را راهنمایی کنند.
5- تدوین کتب دینی مورد نیاز دانشگاهها اعم از حوزه معارف، تاریخ، اخلاق و یا کتابهایی که دیدگاههای دینی را در مورد مباحث گوناگون علوم انسانی بیان میکنند. نکته قابل توجه در تدوین کتابهای درسی، استفاده از شیوه نگارش روان و خالی از اصطلاحات و الفاظ پیچیده و دور از فهم خواننده است.
وظایف دانشگاه
1- تأمین اساتید مورد نیاز حوزهها در زمینه علوم انسانی مانند جامعه شناسی، روانشناسی، حقوق، مدیریت، علوم سیاسی، اقتصاد و... .
2- تدوین کتب مورد نیاز حوزه در زمینه علوم انسانی به شکلی کاربردی.
3- انعکاس به هنگام شبهات کلامی و فلسفی مطرح در دانشگاهها و پی گیری جهت دریافت پاسخ آنها.
4- تحقیق و پژوهش در جهت شناخت آسیبهای دینی در سطح جامعه و انعکاس آن به حوزه.
5- تحقیق در زمینه شناخت مسائل علوم انسانی که میتواند در زمینه تبلیغ دین کارکردی مثبت داشته باشد و ارائه آن به حوزه.
فصل یازدهم: مسجد، پایگاه تبلیغ
ادارات و سازمانها
تبلیغ درادارات وسازمانها
ادارات و سازمانهای دولتی و مجموعه هایی که بافت کاری اداری دارند، مانند: کارخانجات، شرکتهای تعاونی، و... برای مبلّغ یک هدف و فرصت تبلیغی به شمار میآیند، که با فعالیت حساب شده میتوان در جهت جلب رضای الهی و گسترش معنویت از آن استفاده کرد.
در این سازمانها، حرکتهای فرهنگی دینی بسیاری میتوان انجام داد که با توجه به متغیرهای فراوانی که سازمانها دارند، مبلّغ باید فضایی مناسب را ایجاد کرده، سپس با توجه به موقعیت فراهم آمده، نیازهای فرهنگی دینی، و شرایط مناسب، به تبلیغ دین بپردازد. اکنون از باب نمونه برخی از این فعالیتها مطرح میگردد:
برگزاری نماز جماعت در سازمانهایی که از جمعیت مناسبی برخوردارند، یکی از فعالیتهای مؤثر مبلغین دینی است، که اگر به خوبی انجام شود، آثار بسیاری در جهت گسترش معنویت خواهد داشت.
با توجه به اینکه نماز جماعت ادارات و سازمانها در ساعات اداری برگزار میشود، ضروریست که نماز به صورت منظم و سر وقت برگزار گردد؛ مثلاً اگر اعلان شد که یک ربع بعد از اذان، نماز برگزار میشود، حتما سر وقت و خیلی منظم این برنامه اجرا شود تا همه بدانند در چه ساعتی کار را رها کنند که امور سازمان مختل نشود، موجب نارضایتی ارباب رجوع نگردد، و بهره وری کاهش نیابد.
برای انجام سخنرانی، رعایت مسائل ذیل ضروریست:
الف. سخنرانی باید با توجّه به نظر مسئولین انجام شود و در صورت عدم صلاحدید مدیران مربوطه، سخنرانی انجام نشود.
ب. در صورت موافقت مسئولین، اگر سخنرانی هر روز بود، بیش از 5 تا 7 دقیقه نباشد؛ چراکه ضایعات آن زیاد خواهد بود.
ج. سعی شود که سخنرانی بعد از دو نماز انجام شود که افراد با اکراه مجبور به شنیدن سخنرانی نباشند؛ زیرا آثار تخریبی آن بسیار است.
د. موضوعات و مطالبی که مطرح میشود، بهتر است با توجه به نیازهای منطقه و سازمان باشد.
محورهای سخنرانی
برای انجام سخنرانی مناسب در سازمانها، ابتدا لازم است اهداف سخنرانی مشخص، سپس براساس آن اهداف موضوعات تعیین و آن گاه اطلاعات لازم گردآوری و سخنرانی انجام شود. در اینجا اهدافی که به نظر میرسد در غالب سازمانها مناسب است، بیان میشود:
الف. احکام
تبیین احکام عملیه از مسائل مورد نیازی است که مورد غفلت قرار میگیرد.
ب. معارف
بیان معارف و اخلاقیات دینی برای هر مجموعه انسانی مناسب است.
ج. تقویت اهداف سازمان
به طور کلی هر سازمان و مجموعهای برای ارائه و یا تولید محصولی برای جامعه ایجاد شده است؛ از این رو باید مطالبی در جهت تقویت اهداف سازمان مطرح گردد؛ مثلاً اگر در بیمارستان سخنرانی میشود، اهمیت رسیدگی به بیماران و جایگاه معنوی عبادی آن مطرح شود و یا اگر در اداره آب فعالیت میشود، چرایی وجود چنین سازمانی و کمک به مردم در جهت دریافت آب آشامیدنی سالم، برای مخاطبان بیان گردد.
د. رشد کیفیت
از مسائل مهمّی که لازم است در سازمانها مطرح گردد، بحث ارتقاء کیفیت خدمات و محصولات سازمان است.
در بسیاری از سازمانها، از سویی نرخ بهره وری ناچیز و از سوی دیگر در تولید و ارائه خدمات دقت کافی به عمل نمیآید؛ تا جایی که در برخی از آنها، سهل انگاری به صورت فرهنگی مخرب در آمده، کارها سرهم بندی شده، و تعهّد و دلسوزی لازم اعمال نمیگردد، و گاهی ارباب رجوع برای کاری که به راحتی قابل انجام است، به شدّت مورد فشار روحی، اتلاف وقت و مراجعات مکرر ساختگی قرار میگیرد.
روحانی میتواند با توصیههای دینی در زمینه ارائه کار متقن و حساب شده و پرهیز از آزار و اذیت مردم، نیروها را به خدمت صادقانه دعوت کند.
هـ . رشد معنویت در فعالیت سازمانی
کارکنان، کارمندان، و کارگران میتوانند با تغییر و تصحیح نیت، از سازمان خود مکانی برای قرب الهی بسازند و با تلاش گسترده به جلب رضای خداوند روی آورند.
هر فرد اداری و یا نیروی در استخدام مجموعهای میتواند برای امرار معاش کار کند و یا صرفا به جذب پول بیشتر فکر کند، و همچنین میتواند نیت کمک به مردم و حل مشکلات آنان و برآوردن حوائج مؤمنین را داشته باشد. آنچه در خارج رخ میدهد، یک حرکت سازمانی است، لیکن به دلیل نیتهای مختلف میتواند در تقرب فرد به خدای بزرگ کاملاً متفاوت باشد. علاوه بر آنکه افرادی که دارای نیت خداپسندانه هستند، عاشقانه سعی در حل مشکلات مردم داشته، به آنان خدمت میکنند، و ضریب نارضایتی را در حد زیادی کاهش میدهند و فساد اداری در بین این افراد جایگاهی ندارد.
تأکید روحانیون بر این موضوعات، برای ایجاد سازمانی سالم بسترسازی کرده، موجب میشود حقوق کارکنان پاک شود و آنان رزقی حلال داشته باشند.
و. حل آسیبها
غالب سازمانها و ادارات از آسیبهایی کم یا بیش رنج میبرند، از رشوه گرفتن تا بده بستانهای اداری و تضییع حقوق مردم، آزار و اذیت ارباب رجوع، و.... روحانی لازم است ضمن ارتباط با نیروهای متعهد، این آسیبها را شناسایی و با ظرافت نسبت به حل آنها بکوشد. در مواردی میتواند با سخنرانی و تقویت رفتارهای متعهدانه، این آسیبها را کاهش بخشد و از سوی دیگر میتواند با پیشنهاد قوانین پیش گیرانه به مسئولین، آسیبها را کاهش داده، سازمان و مدیر آن را یاری دهد.
ز. خود کنترلی
یکی از بهترین راههای کنترل نیروهای سازمانی، تقویت وجدان کاری و باورهای درونی است. این رویکرد میتواند عمیقترین و دقیقترین کنترلها را برقرار کند.
بهترین راهی که خود کنترلی را ایجاد و تقویت میکند، گسترش معنویت در نیروها است و روحانیون در این راستا میتوانند بیشترین نقش را ایفا کنند.
اعیاد و شهادتها فرصتی برای ترویج مسائل دینی و تعمیق باورهای مردم است. در سازمانها برای بزرگداشت این ایام میتوان از نوشتن یک تراکت و جملهای بر روی یک مقوا اقدام کرده تا یک مراسم کاملاً رسمی و... برقرار کرد.
در نوشتهها بهتر است به جای عرض تبریک و یا تسلیت، از جمله هایی استفاده شود که علاوه بر تبریک و تسلیت، پیامی داشته و خواننده با شاخصهای از زندگی معصومین(ع) آشنا گردد.
مبلّغ میتواند با توجّه به ظرفیتهای سازمانی، به این مهمّ بپردازد. جشنها میتواند فرصتی برای اهداء جوائز، تشویق نیروهای فعّال، بیان موفقیتهای سازمان، و گزارش فعالیتهای فرهنگی دینی باشد. همچنین میتواند زمینه ساز همدلی، برادری و دوستی در سطح سازمان گردد. در این مجالس باید سعی کرد فضایی شاد، در عین حال مشروع برای شرکت کنندگان ایجاد شود.
در این مجالس، با مشارکت دادن حداکثر نیروها، مزه ارتباط با اهل بیت(ع) و حرکتهای معنوی به آنان چشانده میشود.
در مجالس جشن و سوگواری باید جهت بیان معارف دینی و تعمیق باورهای مخاطبان و آموزش مباحث اخلاقی و احکام توجّه ویژهای صورت گیرد.
در هر سازمانی، معمولاً نیروهای توانمند، مستعد و با ایمان وجود دارند که روحانی میتواند با تشکیل هستههای امر به معروف و نهی از منکر، و فعال کردن این افراد در جهت نشر معارف و حفظ ارزشهای دینی، از آنان استفاده کند. این حرکت از سویی نیروهای با انگیزه را فعال میسازد و از سوی دیگر موجب میشود که گسترش معارف دینی به سهولت و با وسعت زیادی انجام شود.
کارکنان و کارگران در بسیاری از مجموعهها نسبت به مافوقها و هم ردیفان خود، دچار مشکل و حساسیتهایی میباشند که معمولاً به روحانی به عنوان امین خود منتقل میکنند.
واکنش روحانیون در برابر این مسائل بسیار حساس و مؤثر است؛ از این رو پیشنهاد میشود:
الف. شنونده خوبی باشید، درد دل افراد را گوش کنید و آنها را از خود نرانید.
ب. هرگز قضاوت نکنید، حتی با گفتن جمله یا واژه هایی مانند: «عجب»، «من نمیدانستم»، «خیلی عجیب است»، و... داوری نکنید که تبعات آن بسیار نامطلوب است.
ج. هر اشکالی را به مافوقها منتقل نکنید؛ بلکه اگر افراد زیادی آن اشکال را مطرح کردند، مورد توجه قرار دهید.
د. مطالب را خیلی محترمانه و محرمانه به مسئولین منتقل کنید. بسیاری از مسئولین اگر بفهمند چه کسی اشکال را مطرح کرده، واکنشهای نامطلوبی نشان میدهند و برخورد تند آنان به حساب روحانی گذاشته میشود.
ه. طرح مسائل و مشکلات کارکنان با مسئولین، نباید به گونهای باشد که آنان احساس کنند روحانی مانند طلبکار عمل میکند و به دنبال زیاده خواهی و انتظارات بی جاست.
و. واکنش و سخنان مسئولین نباید به نیروها منتقل شود؛ زیرا در موارد بسیاری موجب فتنه انگیزی است. شما میتوانید بگویید: «من به مسئول مربوطه منتقل کردم.»
ظ. نکات مثبتی که نیروها در مورد مدیران گفته و یا مدیر درباره زیردستان میگوید را حتما بیان کنید که هم موجب کاهش تنش و هم زمینه ساز پذیرش انتقاد و یا جواب انتقاد خواهد بود.
فصل یازدهم: مسجد، پایگاه تبلیغ
ادارات و سازمانها
منابع و مآخذ
ـ قرآن کریم.
الاحتجاج علی اهل اللجاج، نشر المرتضی، مشهد، چاپ اول، 1403ق.
أمالی، شیخ صدوق، نشر اعملی، بیروت، چاپ پنجم، 1400ق.
أمالی، شیخ طوسی، نشر دارالثقافۀ، قم، چاپ اول، 1414ق.
أمالی، شیخ مفید، آستان قدس رضوی(ع)، مشهد، چاپ اول، 1364ش.
بحارالأنوار، محمد باقر مجلسی، دارالکتب الاسلامیه، تهران، بی تا.
بصائر الدرجات فی فضل آل محمد(ص)، محمد بن حسن صفار، کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی، قم، چاپ دوم، 1404ق.
تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، عبدالواحد تمیمی آمدی، نشر دفتر تبلیغات اسلامی، قم، چاپ اول، 1366ش.
تفسیر منسوب به امام حسن عسکری(ع)، مدرسۀ الامام مهدی(ع)، قم، چاپ اول، 1409ق.
تفسیر نور الثقلین، عروسی حویزی، نشر اسماعیلیان، قم، چاپ چهارم، 1415ق.
تهذیبالأحکام، محمد حسن طوسی، دار الکتب الاسلامیه، تهران، چاپ چهارم، 1407ق.
ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، محمد بن علی بن بابویه، نشر دار الشریف الرضی، قم، چاپ دوم، 1406ق.
الحکم الظاهرۀ، صابری یزدی، نشر دفتر تبلیغات اسلامی، قم، چاپ اول.
دعائم الاسلام، ابن حیون، مؤسسۀ آل البیت(ع)، قم، چاپ دوم، 1385ق.
روضۀ الواعظین، فتال نیشابوری، مرکز اطلاعات و مدارک اسلامی، تهران.
سفینة البحار، شیخ عباس قمی، بیناد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی(ع)، مشهد.
عیون اخبار الرضا(ع)، محمد بن علی بن بابویه، نشر جهان، تهران، چاپ اول، 1378ق.
کنزل العمال فی السنن و الافعال و الاقوال، علاء الدین هندی، بی نا، بیروت، 1409ق.
لسانالعرب، ابن منظور، نشر دارالفکر، بیروت، چاپ سوم، 1414ق.
مجموعه ورام، ورام بن ابی فارس، بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی(ع)، مشهد، چاپ اول، 1369ش.
المحاسن، احمد بن محمد بن خالد برقی، دار الکتب الاسلامیه، قم، چاپ دوم، 1371ش.
مستدرکالوسائل و مستنبط المسائل، محدث نوری، مؤسسۀ آل البیت(ع)، قم، چاپ اول، 1408ق.
مصباح الشریعه، جعفر بن محمد، نشر اعلمی، بیروت، چاپ اول، 1400ق.
مکارم الاخلاق، حسن بن فضل طبرسی، نشر شریف رضی، قم، چاپ چهارم، 1414ق.
من لا یحضره الفقیه، محمد بن علی ابن بابویه، دفتر تبلیغات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم، چاپ دوم، 1413ق.
منیة المرید، زین الدین بن علی (شهید ثانی)، مکتب الاعلام الاسلامی، قم، چاپ اول، 1409ق.
موسوعة کلمات الامام الحسین(ع)، سازمان چاپ و انتشارات وزارت ارشاد اسلامی، تهران.
نهج البلاغه (للصبحی صالح)، سید رضی، نشر هجرت، قم، چاپ اول، 1414ق.
نهج الفصاحة، ابوالقاسم پاینده، نشر دنیای دانش، چاپ چهارم، 1382ش.
وسائل الشیعة، شیخ حرّ عاملی، مؤسسۀ آل البیت(ع)، قم، چاپ اول، 1409ق.