ghaemiyeh.com
سرشناسه:فلاحزاده، محمدحسين، ۱۳۳۹ -
عنوان و نام پديدآور:احكام فقهي سفر زيارتي عتبات/نويسنده محمدحسين فلاحزاده.
مشخصات نشر:تهران: مشعر، ۱۳۸۶.
مشخصات ظاهري:۶۰ ص.؛ .مس ۱۹/۵ × ۹
شابك ۳۵۰۰ ريال 9789645400574
وضعيت فهرست نويسي:فيپا
يادداشت:كتابنامه به صورت زيرنويس.
موضوع:فقه جعفري -- رساله عمليه.
موضوع:زيارت -- آداب و رسوم.
موضوع:نماز.
رده بندي كنگره BP۱۸۳/۹/ف۸ الف۳۲۵ ۱۳۸۶
رده بندي ديويي ۲۹۷/۳۴۲۲
شماره كتابشناسي ملي: ۱۱۰۱۴۸۳
از آنجا كه «فقه» برنامه عملى تمام زندگى است و براى همه مراحل آن؛ در حضر و سفر، تنهايى يا گروهى، براى اعمال فردى يا اجتماعى، قانون عملى دارد، لذا بر آن شديم تا در اين نوشته مختصر برخى از احكام مربوط به سفر زيارتى عتبات را مرور كنيم، باشد كه با مراعات آنها، زائران عزيز بتوانند وظيفه دينى خود را بهتر بشناسند و به آنها عمل كنند و بهره معنوى بيشترى ببرند.
در اين قسمت گوشهاى از احكام و آداب سفر را با استفاده از منابع فقهى در سه بخش: «پيش از سفر»، «در سفر» و «نماز مسافر» مىآوريم:
اين كارها پيش از سفر و هنگام آغاز آن مستحب است:
طلب خير از خداوند؛ بدين معنى كه از خداوند، خير و خوبى در اين سفر را درخواست كند.
اطلاع دادن به دوستان و بستگان و حلاليّت طلبيدن از آنان.
وصيت كردن، به خصوص نسبت به امور واجب.
انتخاب همسفران مناسب و هم شأن خود از نظر اخلاقى و اقتصادى.
انتخاب زمان مناسب براى سفر، كه در ايام هفته،
ص:7
ص:8
ص:9
ص: 10
روزهاى شنبه و پس از آن، روزهاى سه شنبه و پنجشنبه مستحب است و روز جمعه، قبل از نماز جمعه به سفر رفتن مكروه است. اگر در ساير ايام هفته لازم شد به سفر برود، صدقه بدهد و برود.
خواندن دعاى سفر و آيات و سورههاى قرآنى و دعاهاى ديگرى كه وارد شده است و از جمله آنهاست، سوره قدر «انا انزلناه في ليلة القدر ...»، آية الكرسى از «لا اله الّا هو الحيّ القيوّم تا ... هم فيها خالدون» و سورههاى حمد «الحمد للَّهربّ العالمين ...»، ناس «قل أعوذ بربّ الناس ...» و فلق «قل أعوذ بربّ الفلق ...».
صدقه دادن در آغاز سفر، و بهتر است هنگام سوار شدن به وسيله نقليه صدقه بدهد.
غسل كردن پيش از بيرون رفتن براى زيارت. (1)
هر چند احكام و آداب سفر بسيار است و به تناسب افراد و مكانها نيز احكام و آداب خاصى دارد و بسيارى از آنها در بخش آداب زيارت و در بخشهاى ديگر اين نوشته خواهد
1) العروة الوثقى، ج 2، كتاب الحج، فى آداب السفر، ص 411 و سراج الشيعه فى آداب الشريعه، ص 255
ص: 11
آمد ولى گوشهاى از آنها بدين شرح است:
مستحب است زاد و توشه لازم و كافى به همراه داشته باشد.
با همسفران خود با اخلاق نيكو رفتار كند.
به افراد ضعيف و مريض در طول سفر كمك كند.
به خدمتكاران حرمهاى مطهر كمك و انفاق كند.
به فقرا و مساكين محل صدقه بدهد. (1)
آرى اگر افرادى بدانند كه مىتوانند حداقل ده روز در يك محل؛ مثلًا در كربلا يا نجف بمانند و با قصد ماندن حداقل ده
1) همان.
ص: 12
روز به آنجا بروند، نمازشان تمام است. (1)
2- مسافرى كه قصد كرده ده روز بماند، اگر بيشتر از ده روز، مثلًا 13 يا 15 روز بماند، تا وقتى كه مسافرت نكرده و از آنجا نرفته، بايد نمازش را تمام بخواند و لازم نيست دوباره قصد ماندن ده روز كند. (2)
3- مسافرى كه بنا دارد ده روز در جايى بماند، اگر از قصد خود برگردد تكليف او بدين شرح است:
الف: پيش از خواندن نماز چهار ركعتى از قصد خود برگردد و تصميم بگيرد كمتر از ده روز بماند، بايد نماز را شكسته بخواند.
ب: پس از خواندن يك نماز چهار ركعتى از قصد خود برگردد؛ تا وقتى كه در آنجاست بايد نماز را تمام بخواند. (3)
4- مسافرى كه قصد كرده ده روز در جايى بماند، اگر در بين نماز چهار ركعتى از قصد خود برگردد، چنانچه مشغول ركعت سوم نشده، بايد نماز را دو ركعتى تمام نمايد و بقيه نمازهاى خود را شكسته بخواند و اگر مشغول ركعت سوّم
ص: 13
شده، نمازش باطل است و تا وقتى كه در آنجاست بايد نماز را شكسته بخواند، اگر چه داخل در ركوع ركعت سوم شده باشد. (1)
5- مسافرى كه بنا دارد ده روز در جايى بماند اگر:
الف: تصميم نداشته باشد به اطراف آنجا برود، يعنى تمام ده روز را در يك جا مىماند، نمازش تمام است.
ب: تصميم دارد به اطراف (كمتر از 5/ 22 كيلومتر) برود و برگردد ولى كمتر از چند ساعت در آنجا مىماند، يعنى در تمام ده روز چند ساعتى بيرون آن محل خواهد بود، در اين صورت نيز نمازش تمام است.
ج: تصميم دارد پس از ده روز به اطراف (كمتر از 5/ 22 كيلومتر) برود و برگردد، در اين صورت نيز نمازش تمام است.
د: تصميم دارد در بين ده روز به اطراف برود و مىداند، بيش از چند ساعت طول مىكشد، در اين صورت قصد ده روز صحيح نيست و نمازش شكسته است.
ه: تصميم بيرون رفتن نداشته و پس از خواندن حداقل يك نماز چهار ركعتى، بيرون رفت (كمتر از 5/ 22 كيلومتر) در اين صورت نماز تمام است و ضررى به قصد ندارد، هر چند بيش
1) همان، م 1346
ص: 14
از چند ساعت طول بكشد. (1)
مسافرى كه مىخواهد ده روز در محلى بماند، در صورتى بايد نماز را تمام بخواند كه بخواهد تمام ده روز را در يك جا بماند، پس اگر بخواهد مثلًا ده روز در نجف و كوفه بماند، بايد نماز را شكسته بخواند. (2)
مسافر مىتواند در مسجدالحرام و مسجد النبى صلى الله عليه و آله و مسجد كوفه و حرم امام حسين عليه السلام نماز را تمام يا شكسته بخواند ولى تمام خواندن با فضيلتتر است. (3)
تمام روضه شريفه (زير گنبد) حرم مطهّر امام حسين عليه السلام و رواقها و مسجد متصل به آن، همين حكم را دارد و مسافر مىتواند در آنجا نيز نماز را تمام بخواند، ولى در غير از روضه شريفه؛ يعنى در رواقها و مسجد متصل به آن احتياط مستحب است كه مسافر نماز را شكسته بخواند ولى در صحن و شهر كربلاء بايد نماز را شكسته بخواند. (4)
ص: 15
مسافر مىتواند در اين اماكن، بدون نيّتِ تمام يا شكسته، نماز را شروع كند و در وسط آن يكى را اختيار كند و بر همان اساس نماز را به پايان ببرد و حتى در اثناى نماز مىتواند نيّت را برگرداند؛ مثلًا به نيت شكسته خواندن نماز را شروع كرده ولى در اثناى نماز قصد كند كه نماز را چهار ركعتى تمام كند و همچنين بهعكس، تا وقتى كه محل عدول نگذشته باشد. پس اگر به نيت چهار ركعتى نماز را شروع كرده و در ركعت اوّل يا دوم تصميم گرفت كه نماز را شكسته بخواند، اشكال ندارد. (1)
حكم تخيير بين تمام و شكسته مخصوص نماز است، بنابراين شخص مسافر حتى اگر تمام روز را در حرم امام حسين عليه السلام يا مسجد كوفه بماند نمىتواند روزه بگيرد. مگر روزه مستحب با نذر كه حكم آن خواهد آمد. (2)
شش تن از امامان معصوم عليهم السلام در كشور عراق مدفونند.
زائران عتبات مقدس عراق، به زيارت ايشان و بسيارى از مساجد آنجا؛ از جمله مسجد كوفه خواهند رفت كه جهت آگاهى آنان مسائلى از احكام مسجد و حرم را
ص: 16
يادآور مىشويم:
نماز خواندن در مساجد مستحب است، بلكه حاضر نشدن در مسجد به خصوص براى همسايگان مسجد، در صورتى كه عذرى مثل بارش باران نباشد، مكروه است. (1)
وقتى انسان وارد مسجد مىشود، مستحب است دو ركعت نماز به قصد تحيّت و احترام به مسجد بخواند و اگر نماز واجب يا مستحب ديگرى هم بخواند كافى است. (2)شايسته يادآورى است كه برخى مساجد؛ از جمله مسجد كوفه و سهله، داراى نمازها و آداب ويژهاى است كه در كتابهاى ادعيه و زيارات آمده است و چنانچه زائران بتوانند آن آداب را مراعات كنند و آن نمازها را بخوانند خوب است.
ترتيب اولويت مساجد براى نماز خواندن از نظر ثواب بدين شرح است:
مسجد الحرام، هر نماز در آنجا، معادل يك ميليون نماز است.
مسجد النبى صلى الله عليه و آله هر نماز در آنجا، معادل ده هزار نماز است.
ص: 17
مسجد جامع كوفه، هر نماز در آنجا معادل هزار نماز است.
مسجد الاقصى، هر نماز آن معادل هزار نماز است.
مسجد جامع هر شهر، هر نماز در آنجا معادل يكصد نماز است.
مسجد قبيله، هر نماز در آنجا معادل بيست و پنج نماز است.
مسجد بازار، هر نماز در آن، معادل دوازده نماز است. (1)
با توجه به اين مسأله و اهميت بسيار زياد مسجد كوفه، زائران عزيز فرصت را غنيمت شمرده، و در وقت حضور در آن مسجد، از عبادت و نماز و ادعيه و آداب آن غفلت نكنند.
نماز خواندن در حرم امامان عليهم السلام ثواب بسيار دارد به خصوص در حرم اميرالمؤمنين على عليه السلام و امام حسين عليه السلام و در روايتى وارد شده است نماز كنار قبر حضرت على عليه السلام معادل دويست هزار نماز است. (2)
انسان بايد رعايت ادب را بكند و جلوتر از قبر پيغمبر صلى الله عليه و آله و امام عليه السلام نماز نخواند و چنانچه نماز خواندن بىاحترامى باشد
ص: 18
حرام است (1)ولى نماز باطل نيست. (2)
اگر در نماز چيزى مانند ديوار بين او و قبر مطهر باشد كه بىاحترامى نشود اشكال ندارد ولى فاصله شدن صندوق شريف ضريح و پارچهاى كه روى آن افتاده است كافى نيست. (3)
تعطيل كردن مسجد مكروه است و مستحب است انسان نماز را در مسجدى بخواند كه نماز گزار ندارد تا تعطيل نشود.
از امام صادق عليه السلام روايت شده است كه- سه چيز در قيامت از مردم شكايت مىكنند: اول، مسجد متروكى كه اهالى آنجا در آن نماز نمىخوانند. دوم، عالمى كه بين عدهاى جاهل قرار دارد و از او استفاده نمىكنند. و سوم، قرآنى كه متروك مانده و غبار گرفته است و آن را تلاوت نمىكنند. (4)
ص: 19
ج: ظاهراً فضيلت نماز در مسجد بيشتر است به شرط اينكه تأخير زياد نباشد. (1)
وقتى انسان به مسجد مىرود مستحب است دو ركعت نماز به قصد تحيّت و احترام مسجد بخواند و اگر نماز واجب يا مستحب ديگرى هم بخواند، كافى است. (2)
ص: 20
نماز- جماعت يا فرادى- بر ساير كارها مقدم باشد، پس اگر شخصى جايى از مسجد يا حرم را براى تلاوت قرآن يا درس گفتن يا دعا خواندن اشغال كرده باشد و شخص ديگرى بخواهد در آنجا نماز بخواند و جاى ديگرى در مسجد براى نماز خواندن نباشد يا بخواهد به جماعت ملحق شود و جاى ديگرى براى فُرادا خواندن نماز هست ولى براى شركت در جماعت نيست، مثلًا در كنار صفوف به هم فشرده نماز جماعت، شخصى مشغول قرائت قرآن است و شبستان ديگرى در مسجد براى نماز فرادى خواندن هست ولى جايى براى شركت در نماز جماعت باقى نمانده و شخصى وارد مىشود و مىخواهد در نماز جماعت شركت كند، بر شخصى كه قرآن مىخواند واجب است جاى خود را به نمازگزار بدهد.(1)
ص: 21
گذاشتن رحل(1)براى نشستن در حرم يا مسجد، مانند نشستن است، يعنى صاحب رحل حق اولويتى نسبت به آن مكان پيدا مىكند و ديگران نمىتوانند جاى او را بگيرند به شرط آن كه رحل، چيزهايى مثل سجاده و عبا باشد كه تمام محل نماز خواندن يا قسمت عمده آن را بگيرد، نه مثل گذاشتن مهر يا تسبيح يا مسواك و شانه و امثال اينها. بنابراين با گذاشتن مهر يا تسبيح و حتى هردو، حقى براى او ثابت نيست و ديگران مىتوانند بردارند و در آن مكان نماز بخوانند. (2)
بين گذاشتن رحل و آمدن فرد نبايد فاصله زياد باشد، به طورى كه آن مكان معطّل بماند، پس اگر رحلى بگذارد و برود و برنگردد در صورتى كه بدون برداشتن نتوان در آن محل نماز خواند، ديگران مىتوانند آن را بردارند، ولى كسى كه آن را بر مىدارد ضامن نگهدارى آن است تا صاحبش برگردد. (3)
اگر شخصى كه در جايى از مسجد يا حرم نشسته است، برخيزد و از آن محل صرفنظر كند، حتى اگر رحلى گذاشته و رحل را بر ندارد، ديگران مىتوانند آن جا را بگيرند. ولى
ص: 22
تصرف در رحل او جايز نيست، مثلًا نمىتوانند بر سجاده او نماز بخوانند. (1)
بردن مهر و قرآن و كتابهاى دعاى مساجد و حرمهاى مطهّر جايز نيست و چنانچه كسى عمداً يا سهواً برده باشد، بايد به جاى آن برگرداند.(3)
حفظ احترام مسجد و حرم واجب است و هر كارى كه بى احترامى به آن اماكن مقدس باشد حرام است؛ مثل آب دهان انداختن يا با كفش وارد شدن.
نجس كردن زمين و سقف و بام و طرف داخل ديوار
ص: 23
مسجد و حرم امام عليه السلام حرام است.(1)
برطرف كردن نجاست از مسجد و حرم واجب است وفرقى در اين مسأله بين داخل و سقف و پشت بام وحتى طرف داخل ديوار مسجد و حرم نيست. يعنى هرجاى مسجد يا حرم نجس شود بايد تطهيريا بهگونهاى ديگر نجاست برطرف گردد.(4)
بنابر احيتاط واجب اگر طرف بيرون ديوار مسجد يا حرم نجس شود، بر طرف كردن نجاست از آن واجب است. (5)
هنگامى كه انسان از نجاست مسجد يا حرم مطلع شد،
ص: 24
فوراً بايد آن را تطهير كند، پس نبايد به قدرى معطل كند كه عرفاً بگويند تأخير كرده است. (1)
بر طرف كردن نجاست از مسجد يا حرم واجب كفايى است و اختصاص به كسى كه آنجا را نجس كرده يا سبب نجس شدن آن شده ندارد، بلكه بر همه افرادى كه مىتوانند آنجا را تطهير كنند واجب است. (2)
اگر فرش مسجد يا حرم نجس شود، بنابر احيتاط واجب بايد آن را تطهير كنند ولى چنانچه به واسطه آب كشيدن خراب مىشود و بريدن و تراشيدن جاى نجس بهتر است، بايد محل نجس را بتراشند يا ببرّند و اگر كسى كه مىبُرد يا مىتراشد خودش نجس كرده باشد، بايد آن را اصلاح كند. (3)
اگر انسان نتواند جايى را كه نجس شده تطهير كند يا كمك لازم داشته باشد و پيدا نكند، تطهير مسجد بر او واجب نيست ولى اگر بى احترامى به مسجد يا حرم باشد، بنابر احتياط واجب بايد به كسى كه مىتواند آن را تطهير كند، اطلاع دهد. بنابراين چون زائران محترم خودشان نمىتوانند
ص: 25
به اين امر اقدام كنند، بايد به مسئولان نظافت و خدام حرم اطلاع دهند.(1)
الف: وقت نماز وسعت دارد، تطهير آن بر خواندن نماز مقدم است.
ب: وقت نماز تنگ است؛ يعنى اگر بخواهد آنجا را تطهير كند و بعد از آن نماز بخواند، تمام يا قسمتى از آن پس از وقت خوانده مىشود، نماز خواندن بر تطهير آنجا مقدم است. (2)
ص: 26
را بخواند. (1)
جنب و زن حائض يا نفساء نبايد به مسجد الحرام و مسجد النبى صلى الله عليه و آله وارد شوند، هر چند از يك در داخل و از در ديگر بيرون روند، يعنى حتى عبور از اين دو مسجد براى چنين افرادى جايز نيست. (4)
توقف جنب و حائض و نفساء در حرم امامان معصوم عليهم السلام حرام است، ولى عبور از آن، بطورى كه از يك در وارد و از در ديگر خارج شود اشكال ندارد و احتياط مستحب است كه در آن حال از داخل حرم عبور نكند، اين حكم
ص: 27
اختصاص به اطراف ضريح (روضه شريفه) و رواقها دارد ولى صحنها و حرم امامزادهها اين حكم را ندارد.
كسى كه نمىخواهد در مسجدى نماز بخواند، اگر نداند حوض يا وضوخانه آن را براى همه مردم وقف كردهاند يا براى كسانى كه در آن جا نماز مىخوانند، نمىتواند از حوض يا وضوخانه آن مسجد وضو بگيرد، ولى اگر معمولًا كسانى هم كه نمىخواهند در آنها نماز بخوانند وضو مىگيرند، مىتواند در آنها وضو بگيرد.(2)
اگر طهارتخانه مسجد، تنها براى استفاده نمازگزاران آن مسجد وقف شده باشد، استفاده كسانى كه نمىخواهند در آن مسجد نماز بخوانند، حرام است. ولى اگر ندانند كه براى استفاده همه مردم وقف شده يا فقط نمازگزاران همان مسجد،
ص: 28
حكم مسأله قبل را دارد.(1)
در رابطه با مسجد آداب زيادى وجود دارد يعنى كارهاى مستحب و مكروه كه به نوعى با مسجد مربوط مىشود بسيار است ولى در اينجا به برخى از اعمال مكروه كه از بعضى افراد سر مىزند اشاره مىكنيم.
خوابيدن در مسجد مگر در حال ناچارى.
صحبت كردن راجع به كارهاى دنيا.
انجام دادن كارهاى صنعتى، مثل نجارى، جوشكارى و ...
(مگر براى مسجد)
از آنجا كه ايام زيارتى و مكانهاى مقدسى كه زائران مشرف مىشوند، فرصت مناسبى است براى شركت در نماز
ص: 29
جماعت و به تناسب سفرى كه دارند مسائل ويژهاى براى نمازشان در جماعت مطرح است. لذا بخشى از احكام نماز جماعت را در اين قسمت مىآوريم.
گذشته از آن كه در روايات، براى نماز جماعت اجر و پاداش بسيارى وارد شده است، با دقت در برخى از مسائل فقهى، به اهميت نماز جماعت پى مىبريم و در اينجا به برخى از آنها اشاره مىكنيم.
مستحب است نمازهاى واجب، به خصوص نمازهاى يوميه را به جماعت بخوانند و بر اين مسأله در روايات تأكيد فراوانى شده است.
شركت در نماز جماعت براى همه مستحب است به ويژه براى همسايه مسجد.
مستحب است انسان صبر كند كه نماز را به جماعت بخواند.
نماز جماعت هر چند اول وقت خوانده نشود از نماز فُراداى اول وقت بهتر است.
نماز جماعتى كه مختصر خوانده مىشود از نماز فرادايى كه طول بدهد، بهتر است.
ص: 30
سزاوار نيست انسان بدون عذر نماز جماعت را ترك كند، به ويژه نماز جماعتى كه در مسجد خوانده مىشود.
حاضر نشدن در نماز جماعت از روى بى اعتنايى به آن جايز نيست.
وقتى كه جماعت بر پا مىشود، مستحب است كسى كه نمازش را فرادا خوانده دوباره به جماعت بخواند.
امام يا مأموم مىتواند نمازى را كه به جماعت خوانده، دوباره به جماعت بخواند در صورتى كه جماعت دوم و اشخاص آن غير از اول باشد. (1)
هنگام برپايى نماز جماعت، شرايط زيرا بايد مراعات شود:
مأموم از امام جلوتر نايستد و احتياط واجب آن است كه كمى عقبتر بايستد.
جايگاه امام جماعت از جايگاه مأمومين بالاتر نباشد.
فاصله امام و مأموم و فاصله صفها زياد نباشد.
بين امام و مأموم و همچنين بين صفها چيزى مانند ديوار يا پرده مانع نباشد. ولى نصب پرده بين صف مردهاو
1) توضيح المسائل، م 1399 تا 1404.
ص: 31
زنها اشكال ندارد. (1)
مأمومين بايد با امام جماعت مرتبط باشند و ارتباط آنها يا بدون واسطه است كه از محل سجده مأموم تا محل ايستادن امام نبايد بيش از يك گام فاصله باشد. يا با واسطه ساير مأمومين كه از جلو يا از سمت راست يا چپ بايد اين ارتباط بر قرار باشد و بين نمازگزار و صف جلو يا كسى كه طرف راست يا چپ او قرار دارد بيش از يك گام فاصله نباشد. (2)
اگر نمازگزار در صف اول ايستاده، نبايد مقابل او مانعى باشد كه نتواند امام جماعت را ببيند. پس اگر امام جماعت در محراب باشد، كسانى كه دو طرف محراب پشت ديوار مىايستند و امام جماعت را نمىبينند نمىتوانند اقتدا كنند، ولى اگر مانعى در كار نباشد و به جهت طولانى بودن صف اول، امام جماعت را نبيند، اشكال ندارد.
ص: 32
و اگر در صفوف بعدى مىايستد، نبايد مانعى از ديدن صف جلو وجود داشته باشد، پس اگر صفوف جماعت تا در شبستان برسد، كسى كه بيرون شبستان، مقابل در ايستاده كه صف جلو را مىبيند و كسانى كه پشت سر او ايستادهاند نمازشان صحيح است ولى كسانى كه دو طرف پشت ديوار ايستادهاند و از صف جلو، هيچكس (حتى يك نفر) را نمىبينند، نمازشان باطل است. (1)
1) . توضيح المسائل، م 1411 و 1412.
ص: 33
نماز قضا را به جماعت مىتوان خواند، چه نماز جماعت ادا باشد يا قضا، و لازم نيست هر دو، يك نماز را بخوانند؛ مثلًا اگر نماز قضاى صبح را با نماز ظهر يا عصر امام جماعت بخواند اشكال ندارد. (1)
در سفر نمىتوان روزه گرفت، حتى روزه قضا و روزه مستحب- مگر در چند مورد استثنايى- ولى نماز قضا را مىتوان خواند. بنابراين كسانى كه قصد ماندن ده روز در نجف يا كربلا يا شهرهاى ديگر را ندارند مسافر هستند و نمىتوانند روزه بگيرند. ولى مىتوانند نماز قضا بجاى آورند.
توضيح المسائل، م 1368.(2)تحرير الوسيله، ج 1، ص 224، م 5اگر در سفر نماز ظهر يا عصر يا عشا را نخواند يا باطل خوانده باشد بايد قضاى آنها را دو ركعتى بجا آورد، هرچند در وطن آنها را قضا كند. (3)
ص: 34
1- مسافرى كه نماز را شكسته مىخواند اگر به امام جماعتى كه نماز را تمام مىخواند اقتدا كند هر چند ثوابش از نماز جماعت كه هر دو- امام و مأموم- نمازشان تمام باشد يا هر دو نمازشان شكسته باشد، كمتر است ولى از نماز فرادى ثواب بيشترى دارد. (2)
2- مسافرى كه نمازش شكسته است و پس از اتمام دو ركعت سلام مىدهد و نمازش تمام مىشود مىتواند در دو ركعت ديگر امام جماعت، نماز ديگرى- ادا يا قضا- اقتدا كند.(3)
3- لازم نيست نماز امام و مأموم يكى باشد، پس مأموم مىتواند نماز قصاى ظهر را به نماز عشاى امام اقتدا كند. (4)
3- در دو ركعت آخر كه مأموم مسافر نماز ديگرى را اقدا
ص: 35
مىكند لازم نيست، آن نماز دو ركعتى باشد، پس نماز سه ركعتى يا چهار ركعتى نيز مىتواند اقتدا كند.(1)
4- در ركعت سوم كه مأموم اقتدا مىكند، چنانچه فرصت خواندن حمد و سوره يا لا اقل حمد تنها را داشته باشد، مىتواند بيشتر از ركوع امام- در بين تسبيحات اربعه- اقتدا كند ولى اگر چنين فرصتى ندارد بايد صبر كند تا امام جماعت به ركوع رود آنگاه مىتواند تكبير بگويد و به ركوع رود و چنانچه به ركوع امام جماعت برسد صحيح است. (2)
5- اگر مأمور به تصور اينكه فرصت خواندن حمد و سوره را دارد، اقتدا كرد ولى پيش از تمام شدن حمد امام جماعت به ركوع رفت، مأموم بايد حمد را به پايان ببرد و در اين فرض اگر به ركوع امام جماعت هم نرسد ولى به سجده برسد نمازش به جماعت، صحيح است. (3)
2- در ركعت سوّم يا چهارم نماز جماعت، چنانچه مأموم در ركعت اوّل يا دوّم باشد، بايد حمد و سوره را آهسته بخواند.(4)
ص: 36
7- خواندن قنوت در نمازهاى يوميّه واجب نيست بلكه مستحب است، لذا نخواندن آن ضررى به نماز نمىزند، لذا نمازگزارانى كه يك يا دو ركعت از امام جماعت عقبتر هستند، چنانچه فرصت خواندن قنوت را نداشته باشد اشكال ندارد.(1)
براى تشرف به حرم مطهر معصومين عليهم السلام و در حال زيارت قبور مطهر آنان، اين كارها مستحب است:
غسل زيارت، كه به همين نيت انجام شود و كيفيّت آن با ساير غسلها فرقى ندارد.
با طهارت و وضو بودن.
پوشيدن لباسهاى پاك و تميز و بهتر است سفيد باشد.
عطر زدن و خوشبو كردن خود. بجز براى زيارت حضرت امام حسين عليه السلام كه اين عمل مستحب نيست.
با آرامش و وقار حركت كردن و گامها را كوتاه برداشتن.
مشغول بودن به ذكر، به خصوص ذكر «اللَّه اكبر» و
1) همان، فصل فى القنوت.
ص: 37
«الحمد للَّه» در حال رفتن به زيارت.
خواندن اذن دخول و اجازه گرفتن براى ورود به حرم.
بوسيدن آستانه و درگاه حرم، ولى سجده كردن جايز نيست مگر آنكه سجده شكر به جهت توفيق اين زيارت باشد.
از آنجا كه امروزه برخى از دشمنان مكتب اهل بيت از اين مسأله سوء استفاده كرده و عليه شيعيان تبليغ مىكنند، بهتر است زائران گرامى سجده شكر را نيز روبروى قبر و ضريح انجام ندهند.
وارد شدن به حرم با پاى راست.
نزديك قبر رفتن، به طورى كه بتواند در كنار ضريح قرار گيرد و خود را به آن بچسباند، در صورتى كه مزاحمتى براى زائران نداشته باشد و سبب اختلاط با نامحرم نباشد.
يادآورى مىشود، هر چند نزديك ضريح رفتن اگر مزاحمتى براى ديگران نداشته باشد مطلوب است ولى زيارت حضرت صرفاً به دست ماليدن و بوسيدن ضريح نيست. بلكه اگر در حرم در گوشه خلوتى نيز زيارتنامه بخوانند به حضرت سلام بدهند از ثواب زيارت بهرهمند خواهند بود و اين فكر كه اگر دست به ضريح نرسانند يا نبوسيدند زيارتشان كامل نيست تصور بىجايى است.
ص: 38
تكبير گفتن پيش از زيارت، وقتى قبر مطهر را مىبيند.
خواندن زيارتهايى كه از معصومين عليهم السلام رسيده است مانند زيارت جامعه و امين اللَّه.
آهسته زيارت خواندن و پرهيز از صداى بلند.
خواندن دو ركعت نماز زيارت، پس از زيارت و هديه آن به صاحب مزار.
در زيارت معصومين عليهم السلام مستحب است پشت به قبله و رو به قبر زيارت بخواند.
خواندن دعا و قرآن و هديه ثواب آن به صاحب مزار.
توبه از گناهان؛ زيرا آن اماكن مقدس محل پذيرش توبه است. (1)
پرهيز از سخنان ناشايست و لغو و بيهوده و امور دنيايى در آن اماكن مقدس.
بيرون رفتن از حرم (به ويژه اطراف ضريح) پس از زيارت تا جا براى ديگران باشد و از زيارت ملول نشود و شوق زيارت همچنان در دلش زنده بماند.
در برخى از روايات رسيده از معصومين عليهم السلام آمده است كه زيارت آنان در ايام خاصى سفارش شده و ثواب بيشترى دارد كه در روزهاى هفته، زيارت هر يك از آنان به ترتيب ذيل مستحب است و براى هر روز زيارت خاصى وارد شده است:
روز شنبه: زيارت حضرت رسول صلى الله عليه و آله
روز يكشنبه: زيارت اميرالمؤمنين عليه السلام
روز دوشنبه: زيارت امام حسن و امام حسين عليهما السلام
روز سه شنبه: زيارت امام سجاد و امام باقر و امام صادق عليهم السلام
روز چهار شنبه: زيارت امام موسى بن جعفر، امام رضا و امام جواد و امام هادى عليهم السلام.
روز پنج شنبه: زيارت امام حسن عسكرى عليه السلام.
روز جمعه: زيارت حجة بن الحسن، امام عصر عليه السلام. (2)
در برخى از ايّام سال نيز زيارت حضرت امير المؤمنين على و امام حسين عليهما السلام سفارش بيشترى شده و ثواب افزونترى دارد كه اگر زائران عزيز بتوانند سفر خود را طورى تنظيم كنند كه در
ص:39
ص: 40
آن ايام به زيارت قبر ايشان نائل شوند سعادت بزرگى است و چنانچه به طور اتفاقى در اين ايام در نجف و كربلا بودند، زيارت قبر ايشان را فراموش نكنند. هر چند خواندن زيارت نامه ايشان در اين روزها از راه دور نيز ثواب دارد و آن ايام بدين شرح است:
روز تولد ايشان (13 رجب).
شب و روز عيد غدير. (18 ذى حجه)
روز نزول سوره «هل اتى» (25 ذى حجه).
شب و روز مبعث پيامبر صلى الله عليه و آله (27 رجب).
روز 21 ماه رمضان.
شب اول ربيع الاول، شبى كه حضرت على عليه السلام در بستر پيامبر صلى الله عليه و آله خوابيدند.
روز غزوه بدر، (17 ماه رمضان).
روز فداكارى ايشان در غزوه احد، (17 شوال).
روز فتح خيبر.
روزى كه بر دوش پيامبر صلى الله عليه و آله بالا رفت و بتها را شكست (20 رمضان).
روز فتح بصره (نيمه جمادى الاولى).
ص: 41
روزى كه خورشيد به احترام ايشان برگشت (ردّ شمس، 17 شوال).
روزى كه از طرف پيامبر صلى الله عليه و آله مأمور ابلاغ آيه برائت شد (اول ذى حجه).
روزى كه به امر خدا و ابلاغ پيامبر خدا صلى الله عليه و آله درِ خانههاى ديگران به مسجد پيامبر صلى الله عليه و آله بسته و در خانه حضرت باز گذاشته شد (روز عرفه).
روزى كه آن حضرت انگشترى خويش را در حال نماز به فقير داد كه همان روز مباهله است و از دو جهت خصوصيت دارد (24 ذى حجه).
روزى كه با حضرت زهرا عليها السلام ازدواج كرد (21 محرم).
آغاز خلافت ايشان؛ يعنى روز وفات پيامبر خدا صلى الله عليه و آله (28 صفر).
روزى كه مردم براى خلافت ظاهرى با حضرت بيعت كردند (18 يا 25 ذى حجه)
روز اوّل فروردين (نوروز) كه روز بيعت با ايشان، با اين روز مصادف بوده است. (1)
شب و روز جمعه.
روزهاى اوّل، وسط و آخر ماه قمرى.
روز عاشورا.
اوّل و نيمه ماه رجب.
سوم شعبان (سالروز ولادت آن حضرت).
شب نيمه شعبان.
در تمام روزهاىماه رمضان به ويژه در دهه آخر آن ماه.
شبهاى قدر.
عيد فطر.
روز عرفه.
عيد قربان.
روز مباهله (24 ذى حجه) (2)
از جمله كارهاى مستحب، زيارتِ قبور اوليا، شهدا، صالحان و مؤمنان است. زائران عتبات عراق، افزون بر زيارت امامان عليهم السلام، قبور بسيارى از امام زادگان و راويان و شهدا و علما
ص:42
ص: 43
و مؤمنان را نيز زيارت خواهند كرد و به زيارت يكى از قبرستانهاى مهم جهان اسلام يعنى وادىالسلام در نجف خواهند رفت، كه در آنجا اوليا، علما، شهدا و بزرگانى از اهل ايمان آرميدهاند. بى مناسبت نيست كه برخى از آداب زيارت قبور مؤمنان را يادآور شويم:
در طول هفته، روزهاى دوشنبه، پنجشنبه و صبح شنبه، ثواب بيشترى دارد.
هنگام زيارت اهل قبور نيز اين امور مستحب است:
رو به قبله نشستن و گذاشتن دست بر قبر.
خواندن هفت مرتبه سوره قدر «إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ ...».
خواندن سوره حمد و ناس و فلق و آية الكرسى، هر كدام سه مرتبه و سوره «يس».
سلام دادن بر اهل قبور و دعا كردن براى آنان و در روايت است كه امام صادق عليه السلام فرمود: اينگونه سلام دهيد:
«السَّلامُ عَلَى أَهْلِ الدِّيَارِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُوْمِناتِ وَ الْمُسْلِمِينَ الْمُسْلِماتِ، أَنْتُمْ لَنَا فَرَطٌ وَ انّا بِكُمْ إِنْ شَاءَ اللَّهُ لاحِقُونَ».(1)
گريستن در عزاى معصومين عليهم السلام و گرياندن ديگران و بر پايى مجالس سوگوارى اهل بيت؛ از جمله كارهاى مستحب مؤكد و از افضل كارها و داراى ثواب بسيارى است ولى از آنجا كه برخى افراد گاهى در عزادارى دچار افراط يا تفريط مىشوند، توجه به چند شرط از شرايط عزادارى لازم است:
آنچه خوانده مىشود؛ مشتمل بر مطالب دروغ و باطل نباشد.
همراه با كار حرام؛ مثلًا موسيقى لهوى نباشد.
همراه با مطالبى كه وهن مذهب يا تنقيص و تحقير معصومين عليهم السلام است نباشد.
موجب اضرار به نفس (ضرر قابل توجه) نباشد.
سبب ترك واجب نباشد، كه گاهى سبب ترك نماز يا قضا شدن آن مىشود. (2)
س: نظر مبارك خود را در مورد خواندن وعاهاى كميل، ندبه، سمات، زيارت عاشورا و جامعه، عزادارى حضرت امام
حسين عليه السلام (از قبيل روضه خوانى، سينه زنى و غيره) مرقوم فرماييد تا رفع ابهام و شبهه از دسائس مغرضين شود و نيز شيعيان راستين اغفال نشوند؟
امام خمينى قدس سره: ج) خواندن ادعيه مأثوره و عزادارى براى حضرت سيد الشهداء عليه السلام از افضل قُرُبات و آدم ساز است. (1)
س: لطفاً نظر خود را در مورد تعزيهاى كه با شرايط ذيل خوانده مىشود و مرسوم محلّ مىباشد، مرقوم فرمائيد تا به آن عمل شود؟
1- از طبل و شيپور و سائر ادوات طربانگيز هيچگونه استفاده نمىشود.
2- تعزيه را با صداى ساده كه غنا به آن گفته نمىشود مىخوانند.
3- اجتماع مرد و زن به صورتى است كه زنها و مردها جداگانه و با فاصله پنجاه متر از هم مىنشينند.
4- كسى كه نسخه زنانه را مىخواند فقط عبا به دوش دارد و يك دستمال سياه به سر مىپيچد.
1) استفتائات امام خمينى، ج 3، ص 582، س 39.
5- اشعار معمولى به زبان محلّى (كه در اغلب مجالس مرسوم است) خوانده مىشود.
6- مزاحم وقت نماز و روضه خوانى و مانع وعظ نيست وخواننده هم اهل محل است.
امام خمينى قدس سره: ج) باخصوصيّات مذكوره اشكالى ندارد. (1)
س- در بعضى از هيئتهاى مذهبى، مصيبتهاى خوانده مىشود كه مستند به مقتل معتبرى نيست و از هيچ عالم يا مرجعى هم شنيده نشده است و هنگامى كه از خواننده مصيبت از منبع آن سؤال مىشود، پاسخ مىدهند كه اهل بيت: اينگونه به ما فهماندهاند و يا ما را راهنمايى كردهاند و واقعه كربلا فقط در مقاتل نيست و منبع آن هم فقط به گفتههاى علما نمىباشد بلكه گاهى بعضى از امور براى مدّاح يا خطيب حسينى از راه الهام و مكاشفه مكشوف مىشود، سؤال من اين است كه آيا نقل وقايع از اين طريق صحيح است يا خير؟ و در صورتى كه صحيح نباشد، تكليف شنوندگان چيست؟
آيةاللَّه خامنهاى: ج) نقل مطالب به صورت
1) استفتائات امام خمينى، ج 3، ص 579، س 32
مزبور بدون اينكه مستند به روايتى باشد و يا در تاريخ ثابت شده باشد وجه شرعى ندارد مگر آنكه نقل آن به عنوان بيان حال به حسب برداشت متكلّم بوده و علم به خلاف بودن آن نداشته باشد و تكليف شنوندگان نهى از منكر است به شرطى كه موضوع و شرايط آن نزد آنان ثابت شده باشد. (1)
از آنجا كه در برخى از هيئتهاى عزادارى از شيپور و طبل و سنج و ديگر وسائل موسيقى استفاده مىشود، توجه به چند استفتاء لازم است:
س: آيا زدن طبل و شيپور در تعزيه حضرت سيد الشهداء عليه السلام جايز است يا نه؟
امام خمينى قدس سره: ج) اگر از آلات لهو و لعب نباشد و وهن بر مذهب هم نشود مانع ندارد. (2)
س: استفاده از طبل وسنج وشيپور وهمچنين زنجيرهايى كه داراى تيغ هستند در مجالس و دستههاى عزادارى چه حكمى دارد؟
آيت اللَّه خامنهاى: ج) اگر استفاده از زنجيرهاى مزبور موجب وهن مذهب در برابر مردم شود و يا باعث ضرر بدنى قابل توجهى گردد جايز نيست ولى استفاده از شيپور و طبل و سنج به نحو متعارف اشكال ندارد. (1)
س: استفاده از آلات موسيقى مانند ارگ (از آلات موسيقى و شبيه پيانو است) و سنج و غير آنها در مراسم عزادارى چه حكمى درد؟
آيت اللَّه خامنهاى: ج) استفاده از آلات موسيقى، مناسب با عزادارى سالار شهيدان نيست و شايسته است مراسم عزادارى به همان صورت متعارفى كه از قديم متداول بوده برگزار شود. (2)
از جمله اعمالى كه در عصر حاضر سبب توهين ديگران به مذهب تشيّع شده و سابقه تاريخى و توجيه عقلانى ندارد قمه زنى يا تيغ زنى است. اين عمل در فتاواى بسيارى از فقها حرام شمرده شده كه به برخى از آنها اشاره مىشود.
س: قمه زنى و سينه زنى با بدن برهنه در انظار عمومى چه حكمى دارد؟
امام خمينى قدس سره: ج) در شرايط و اوضاع كنونى از قمه زدن خوددارى شود و عزادارى و سينه زدن مانعى ندارد. (3)
س: آيا قمه زنى به طور مخفى حلال است يا اينكه فتواى شريف جنابعالى عموميت دارد؟
آيت اللَّه خامنهاى: ج) قمه زنى علاوه بر اينكه از نظر عرفى از مظاهر حزن و اندوه حساب نمىشود و سابقهاى در عصر ائمه عليهم السلام و زمانهاى بعد از آن ندارد و تأييدى هم به
شكل خاص يا عام از معصوم عليه السلام در مورد آن نرسيده است، در زمان حاضر موجب وهن و بدنام شدن مذهب مىشود، بنابراين در هيچ حالتى جايز نيست. (1)
س: آيا قمه زنى جايز است؟ چنانچه در اين مورد نذرى و جود داشته باشد، وظيفه چيست؟
آية اللَّه فاضل لنكرانى: ج) با توجه به گرايشى كه نسبت به اسلام و تشيع بعد از پيروزى انقلاب اسلامى ايران در اكثر نقاط جهان پيدا شده و ايران اسلامى به عنوان ام القرى جهان اسلام شناخته مىشود و اعمال و رفتار ملت ايران به عنوان الگو و بيانگر اسلام مطرح است، لازم است در رابطه با مسائل سوگوارى و عزادارى سالار شهيدان حضرت اباعبداللَّه الحسين عليه السلام به گونهاى عمل شود كه موجب گرايش بيشتر و علاقمندى شديدتر به آن حضرت و هدف مقدس وى گردد، پيداست در اين شرايط مسأله قمه زدن نه تنها چنين نقشى ندارد، بلكه به علت عدم قابليت پذيرش
1) رساله اجوبة الاستفتائات، ترجمه فارسى، ص 326، س 1461
و نداشتن هيچگونه توجيه قابل فهم مخالفين، نتيجه سوء برآن مترتب خواهد شد. لذا لازم است شيعيان علاقهمند به مكتب امام حسين عليه السلام از آن خود دارى كنند و چنانچه در اين مورد نذرى وجود داشته باشد، ندر واجد شرايط صحت و انعقاد نيست. (1)
آية اللَّه مكارم: ج: ... درست است كه اين مراسم ذاتاً مستحب است ولى زنده نگه داشتن آن در مواردى از اوجب واجبات است.
در اينجا لازم مىدانم همه برادران و خواهران ايمانى را به چند نكته توجه دهم:
1- بايد همه بكوشند با خالصترين نيّات در اين مراسم شركت جسته، و قلب و روح خود را در اختيار سالار شهيدان قرار دهند، وبه اهداف والاى اين قيام بزرگ تاريخ اسلام و بشريت بيانديشند، و گويندگان عزيز و نويسندگان محترم اهداف مهم اين قيام پربار را تشريح كرده، و سوگواران را به روز به روز
1) جامع المسائل، ج 1، ص 622، س 2172.
با آن آشناتر سازند تا مصداق كامل «عارفاً بحقه» حاصل گردد.
2- برادران و خواهران ايمانى بايد خلوص اين مراسم را از امورى كه مخالف شرع اسلام و دستورهاى پيشوايان بزرگ دين است حفظ كنند و از هر كارى كه بهانه به دست دشمنان مىدهد بپرهيزند و نيز از اعمالى مانند قمه زدن و قفل در تن كردن و امثال آن كه رهبر معظّم انقلاب در بيانات پربار خود به آن اشاره نمودند اجتناب جويند.
زيرا اين اعمال دست آويزى به دست دشمنان خواهد داد تا كلّ اين مراسم عظيم و سازنده را زير سؤال برند، قمه را بايد بر سر دشمن كوبيد نه بر سر دوست، قفل را بايد بر دهان دشمن زد، نه بر تن دوست، درست است كه انگيزه اين افراد عشق به امام حسين عليه السلام و مكتب اوست ولى بايد توجّه داشت كه مقدس بودن انگيزه به تنهايى كافى نيست، بايد نفس عمل هم مقدّس باشد، كيفيّت عزادارى يا بايد در نصوص اسلامى وارد شده باشد و يا مشمول
عمومات و اطلاقات ادلّه گردد، و اين گونه كارها مسلّما" نه منصوص است و نه مصداق عزادارى در عرف عقلًا و اهل شرع، به علاوه موانعى نيز از نظر شرع در برابر آن قرار دارد، و به تعبير ديگر نه مقتضى شمول عمومات موجود است و نه مانع، مفقود.
درست است كه جمعى از بزرگان فقهاى شيعه پيشين قدس اللَّه اسرار هم اجازه بعضى از اين امور را در عصر خود به دلايل خاصى دادهاند ولى آنها هم اگر در عصر ما و شرايط زمان ما بودند به يقين طور ديگرى فتوا مىدادند.
3- بايد توجّه داشت كه هدف اصلى قيام امام حسين عليه السلام همانگونه كه در وصيت تاريخى معروف آن حضرت آمده احياى امر به معروف و نهى از منكر بود بر همه عاشقان مكتبش لازم است اين دو فريضه الهى و قرآنى را زنده كنند و به امام و پيشواى بزرگشان اقتدا نمايند، و از طريق صحيح و حساب شده با منكرات به مبارزه برخيزند، و با گفتار و اعمال خود معروف را زنده كنند.
خداوندا همه ما را از پيروان راستين مكتب آن بزرگوار قرار ده، و مشمول شفاعتش در دنيا و آخرت بنما، آمين يا رب العالمين. (1)
يكى از سنتهاى پسنديده مسلمانان، نذر اعمالى است براى معصومين عليهم السلام يا اموالى براى آنان و همچنين وقف ملك يا مالى براى آنان و اين سنت حسنه همچنان رواج دارد و از آنجا كه برخى از زائران گاهى براى عمل به نذر خود يا صرف منافع موقوفات، راهى آن ديار مىشوند، توجه به برخى از احكام نذر و وقف كه ارتباطى با آن پيشوايان پاك و حرمهاى مطهّر آنان و امور مربوط به ايشان دارد، مفيد خواهد بود:
در نذر بايد صيغه خوانده شود و لازم نيست آن را به عربى بخواند؛ پس اگر بگويد: «اگر مريض من خوب شود براى خدا بر عهده من است كه ده هزار تومان به حرم امام حسين عليه السلام بدهم» نذر او صحيح است و بايد مطابق آن عمل كند، بنابراين اگر صيغه نذر نخوانده باشد، عمل به آن واجب نيست. (2)
انسان كارى را مىتواند نذر كند كه انجام دادن آن
برايش ممكن باشد؛ بنابراين كسى كه نمىتواند پياده به نجف يا كربلا برود، اگر نذر كند پياده برود، نذر او صحيح نيست. (1)
اگر انسان نذر كند كارى را انجام دهد، بايد همان طور كه نذر كرده عمل كند، پس اگر نذر كند روز اوّل ماه به زيارت برود، چنانچه روز قبل يا بعد از آن برود، كفايت نمىكند و به نذر عمل نشده است. (2)
اگر نذر كند كه به زيارت يكى از امامان عليهم السلام برود، چنانچه به زيارت امام ديگر برود كافى نيست و چنانچه به واسطه عذر نتواند آن امام را زيارت كند، چيزى بر او نيست بنابراين اگر نذر كرده باشد به زيارت يكى از امامان مدفون در آن كشور يا يكى از امامزاده يا اماكن مقدس برود و به جهت ناامنى و عذرى ديگر نتواند برود چيزى بر او واجب نيست. (3)
كسى كه نذر كرده به زيارت برود و غسل زيارت و نماز آن را نذر نكرده، لازم نيست، غسل و نماز را انجام دهد.(4)
اگر براى حرم يكى از امامان عليهم السلام يا امامزادگان چيزى
نذر كند، بايد آن را به مصارف حرم برساند؛ از قبيل فرش و پرده و روشنايى امّا اگر نتواند به اين مصارف برساند، به افراد مسؤول يا عالمان متعهد مراجعه كند تا به مصارف شرعى آن برسد. (1)
اگر چيزى را نذر خود امام عليه السلام يا امامزاده كند، چنانچه مصرف معينى را قصد كرده بايد به همان مصرف برساند و اگر مصرف معينى را قصد نكرده، بايد به فقيران و زائران بدهد يا مسجد و مانند آن بسازد و ثواب آن را به امام هديه كند. (2)
اگر چيزى را به حرم امامان عليهم السلام يا امامزادگان وقف كرده باشد، منافع آن صرف در تعمير و نور و خدمت كاران حرم و نگهبانان و ساير امور مربوط به حرم مىشود. (3)
اگر چيزى را براى سيدالشهدا عليه السلام وقف كرده باشند، صرف در عزادارى آن حضرت؛ مانند مزدِ قارى و مداح و آنچه در مجلس عزاى امام حسين عليه السلام متعارف است مىشود. (4)
به پاس فداكارى امام حسين عليه السلام و شهادت ايشان در راه احياى دين، آثار و احكام خاصى براى خاك قبر (5)آن امام قرار داده شده است:
1- در حال نماز سجده بر تربت امام حسين عليه السلام مستحب است و سبب افزايش ثواب نماز مىباشد. (6)
2- خوردن هر نوع خاكى حرام است به جز تربت حسينى كه خوردن اندكى از آن به نيّت شفا گرفتن جايز است.
توضيح المسائل، م 2628.(7)تحريرالوسيله، ج 2، ص 310، م4- حفظ احترام آن لازم است و هرگونه بى احترامى به آن حرام مىباشد، از جمله:
1) همان، م 2662
2) همان، م 2663
3) تحرير الوسيله، ج 2، ص 74، كتاب الوقف، م 57
4) تحرير الوسيله، ج 2، ص 74، كتاب الوقف، م 58
5) در روايتى از امام صادق عليه السلام آمده است كه اگر تا يك ميل 1800 متر اطراف قبر آن حضرت خاك بردارند، احكام تربت امام حسين عليه السلام را دارد.
6) العروة الوثقى، ج 1، فى مسجد الجبهه، ص 646، م 26- توضيح المسائل
7) 3- برآوردن كام نوزادان با تربت حسينى مستحب است.
انداختن آن در جايى كه بى احترامى باشد حرام است.
اگر در جايى كه بى احترامى باشد بيفتد بايد آن را بيرون آورند، حتّى اگر در چاهى باشد و بيرون آوردن تربت ممكن نباشد، در صورت امكان بايد چاه را تعطيل كنند.
5- مستحب است، هنگام دفن ميت مقدارى تربت همراه او گذاشته شود و با حنوط (1)او نيز مخلوط كنند.
6- كالايى كه به جايى مىفرستند مستحب است مقدارى تربت هم همراه آن بگذارند، مثلًا جهيزيه دختر.
7- بوييدن و بوسيدن تربت امام حسين عليه السلام و بر چشم ماليدن مستحب است، و حتى دست كشيدن بر آن و بر ساير اعضاى بدن ماليدن نيز ثواب دارد. (2)
از اين مسائل بر مىآيد كه مستحب است تمام زندگى همراه با تربت حسينى باشد، آغاز و ادامه و پايان.
ذكر گفتن با تسبيحى كه از تربت امام حسين عليه السلام ساخته شده باشد و حتى همراه داشتن آن مستحب است، حال كه سخن از تسبيح تربت به ميان آمد، بجاست تاريخچه مختصر آن نيز گفته شود:
پس از آنكه پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله ذكرهاى معروف را به دخترشان حصرت زهرا عليها السلام آموختند، ايشان براى شمارش آن ذكرها، تسبيحى از نخ پشمين ساختند كه به آن گرههاى متعدد زده بودند، پس از شهادت حضرت حمزه سيد الشهداء عليه السلام در غزوه احد، حضرت زهرا عليها السلام از تربت ايشان تسبيحى ساخته و به نخ كرده بودند و با آن تسبيحات را مىگفتند، مردم نيز پس از آن همين گونه عمل كردند، چون امام حسين عليه السلام در كربلا به شهادت رسيد، به خاطر فضيلت تربت او، اين كار درباره تربت قبر آن امام شهيد انجام گرفت. امام صادق عليه السلام فرمود: من كان معه سبحة من طين قبر الحسين عليه السلام كتب مسبّحاً و ان لم يسبّح بها. (3)
هركه تسبيحى از تربت قبر حسين عليه السلام داشته باشد، تسبيحگوى نوشته مىشود، هر چند با آن تسبيح نگويد.
فرات رودخانه عظيمى است كه حادثه عظيم كربلا در نزديكى آن اتفاق افتاده است و يادآور تشنگى ابا عبداللَّهالحسين عليه السلام و ياران ايشان در روز عاشور است.
مطابق آنچه در روايات آمده، آب اين رودخانه داراى فضيلت و بركت بسيارى است (4)به چند نمونه از احكام فقهى مربوط به اين آب اشاره مىشود:
نوشيدن در هر حال و براى شفا يافتن از بيمارى مستحب است و اثر دارد. (5)
مستحب است كام نوزاد را با آب فرات و تربت سيدالشهدا عليه السلام بردارند.(6)
مستحب است غسل زيارت قبور معصومين عليهم السلام در صورت امكان با آب فرات باشد. (7)
و الحمد للَّه اوّلًا و آخراً
1) حنوط: مقدارى كافور كه بر جاهاى سجده ميت مىگذارند: بر پيشانى، كف دستها، سر زانوها و نوك انگشتان بزرگ پاها.
2) براى توضيح بيشتر مىتوانيد به كتاب فرهنگ عاشورا، ص 119 مراجعه كنيد.
3) بحار الانوار، ج 83، ص 332.
4) سفينةالبحار، ج 7، ص 49.
5) سراجالشيعه فى آداب الشريعة، ص 36 در آداب خوردن و آشاميدن.
6) تحرير الوسيلة، ج 2، ص 310، م 2.
7) سراجالشيعه فى آداب الشريعه، ص 241، در آداب زيارت.