ghaemiyeh.com
عنوان کتاب: مسجد و جوان 3
آسیب شناسی رابطه دوسویه نسل جوان با مسجد
تهیه: اداره تولید و تأمین محتوای معاونت فرهنگی - اجتماعی مرکز رسیدگی به امور مساجد
نویسنده: محمد علی موظف رستمی
ویراستار: مصطفی رضایی دیل
طرح جلد: محمد جواد زهادت
صفحه آرایی: کارگاه طراحی و گرافیک کمان
ناشر: اداره تولید و تأمین محتوای معاونت فرهنگی - اجتماعی آدرس قم، 45 متری آیت الله صدوقی رحمة الله علیه 20 متری حضرت ابوالفضل ، پلاک 103
تلفن: 36- 32923835- 025
دورنگار: 32923837- 025
نوبت چاپ: اول، بهمن ماه 1394 شمارگان 3000 نسخه
چاپ: چاپ اسراء
نشانی اینترنتی :www.asar.masjed.ir
مراکز پخش: 1 قم، 45 متری آیت الله صدوقی رحمة الله علیه 20 متری حضرت ابوالفضل علیه السلام ، پلاک 103
2 تهران خیابان جمهوری اسلامی، خیابان سعدی شمالی کوچه صفامنش مجتمع محراب مرکز رسیدگی به امور مساجد تلفن: 4- 66346941- 021
بسم الله الرحمن الرحیم
مسجد و جوان 3
آسیب شناسی رابطه دوسویه نسل جوان با مسجد محمد علی موظف رستمی
تصویر
تصویر
«یکی از مهمترین راههای تقویت درونی، حفظ روحیّه انقلابی گری است ... بخصوص در جوان ها. سعی دشمنان این است که جوان ما را لاابالی بار بیاورند، نسبت به انقلاب بیتفاوت بار بیاورند، روحیّه حماسه و انقلابیگری را در او بکُشند و از بین ببرند؛ جلوی این باید ایستاد. جوان، روحیّۀ انقلابی گری را باید حفظ کند و مسئولین کشور جوان های انقلابی را گرامی بدارند؛ اینهمه جوانهای حزباللّهی و انقلابی را برخی از گویندگان و نویسندگان نکوبند به اسم افراطی و امثال این ها. جوان انقلابی را باید گرامی داشت، باید به روحیّۀ انقلابیگری تشویق کرد؛ این روحیّه است که کشور را حفظ میکند، از کشور دفاع میکند؛ این روحیّه است که در هنگام خطر به داد کشور می رسد».(1)
اهمیت و جایگاه دوران جوانی بر کسی پوشیده نیست و مخاطرات فراوان و حساسیت های روحی و روانی این بازۀ زمانی از عمر انسان ها توجه و اهتمام ویژه ای می طلبد. رهبری معظم انقلاب نیز علی رغم همه موضوعات مهم داخلی وخارجی به دلیل اهمیت این مسئله در طول دوران زعامتشان بیش از دو هزار بار از کلید واژه جوان در سخنان و
1) 18/ 6/ 1394.
رهنمودهایشان استفاده کرده اند. از منظر معظم له تربیت اسلامی و انقلابی جوان جزء مفروضات اصلی دستگاه های فعال در حوزۀ جوان است و همه برنامه ریزی های دراین حوزه باید در راستای تربیت جوان در طراز اسلامی و انقلابی آن یا به عبارت بهتر «جوان مؤمن انقلابی»باشد؛ هدفی که طبق فرمایش ایشان، همه مسئولان کشور موظف به پیگیری آن هستند و تمام جوانان نیز باید مسیر زندگی خود را در این جهت تنظیم نمایند.
در جهت رسیدن به این مهم، روحانیت معظم و طلاب گرامی نقش ویژه و کلیدی بر عهده دارند. زیرا «آن قدر آدم سازی و پرورش انسان های والا و با ایمان مهم است که اگر یک روحانی همت خود را صرف کند و در طول زمان بتواند تعدادی انسان مناسب و استوار بسازد کار بزرگی را انجام داده است».(1)
از آنجا که «اولین وظیفۀ ما [روحانیت] این است که این نقش روحانیت اصیل را جدى بگیریم... مسجد،... نشستن روبروی مردم، دهان به دهان و نفس به نفس با مردم حرف زدن یک نقش بىبدیل دارد و هیچ چیزى جاى این را نمىگیرد و این هم مال شماست»؛(2)شاید سخن گزافی نباشد اگر بگوییم بهترین و مقدسترین مکان برای تربیت جوانان مسجد است. تجربة تاریخی صدر اسلام تاکنون نیز به همین مهم اشاره دارد که همواره از ابتدای بعثت پیامبر تاکنون انسانهای پاک، باتقوا و تأثیرگذار در دین و در جهت تعالی پرچم اسلام، در مسجد پرورش یافته و رشد نمودهاند. محل پرورش انسانها در زمان رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) نیزمسجد بود و اساساً مسجد مبنای هر حرکت آموزشی و تربیتی بوده است. در انقلاب شکوهمند اسلامی ایران نیز، با اندک تأمل در سیرة بانیان و پیشتازان آن
درمییابیم که همه، پرورش یافتة مساجد بودند و شهدای گران قدر انقلاب نیز از خانه خدا مسیر عروج به ملکوت را آغاز کردند.
مرکز رسیدگی به امور مساجد با عنایت به این موضوع پراهمیت و البته با علم به تلاش همه جانبة نظام سلطه ودشمنان قسم خورده در به انحراف کشاندن نسل آیندة فرزندان انقلاب، سال 1394 را سال مسجد و جوان نامگذاری نموده، در تلاش است با مجموعهای از برنامهها و اقدامات فرهنگی، متولیان و اثرگذاران و دغدغهمندان حوزه تربیت را به اهمیت و حساسیت این موضوع رهنمون سازد. امید است مساجد، این خانههای امید همچون گذشته مهد تربیت و اعتلای فرهیختگان و آیندهسازان فردای روشن ایران و جهان اسلام باشند و خادمان و خدمتگزاران مساجد بیش از پیش در این راه قدم بردارند.
این اثرعلمی نیز حاصل تلاش پژوهشگر آقای محمد علی موظف رستمی است که با هدف ارائه تحلیل ها و راه کارهای علمی و عملی برای جذب و رشد و پرورش همه جانبة شخصیّت جوان، به رشته تحریر درآمده است و به حضورتان تقدیم می گردد.
در پایان، ضمن تشکر و قدردانی از نویسنده این اثر پژوهشی و همکاران محترم در ادارة تولید و تأمین محتوای معاونت فرهنگی- اجتماعی، امیدواریم این اثر در نگاه شما گرامیان به ویژه ائمة محترم جماعات، مقبول افتد و پیشنهادها و نظرهای ارزشمند خویش را از خادمان خود در معاونت فرهنگی- اجتماعی مرکز دریغ نفرمایید.
جعلنا الله من عامری مساجد الله
مرکز رسیدگی به امورمساجد
معاونت فرهنگی - اجتماعی
مسجد گوهري بیهمتا بر روي زمین است که اولین بار به دستور پروردگار و به دست حضرت ابراهیم و اسماعیل علیهم السلام ساخته شد. حضرت سلیمان علیه السلام نیز بیتالمقدس را بنا کرد. حضرت رسول صلی الله علیه و اله اولین بنایی را که در مدین منوره احداث کرد و خود در ساخت آن بهصورت مستمر و فعال شرکت داشت، مسجد بود؛ بنابراین ساخت و احداث مساجد کار پیامبران بوده است و بعد از آنها نیز توسط بندگان مخلص و متدین و دوستدارانویاريرسانانپروردگارصورتمیگیرد.مابایدایندیدگاه را برای افراد جامعه تبیین و در میان آنان ترویج نماییم تا همه در این امر مشمول بهرههای معنوی و فیضهای الهی شوند و این مکانهای مقدس در گستره گیتی احداث شود و بندگان خداجوي، مؤمن و متعهد به اسلام در آنها حضور یابند و در بهترین و محبوب ترین مکانها به عبادت خداوند مشغول شوند. احداث این بناهای نورانی و پاك، در جايجای کشورهای گوناگون بنیانی مستحکم و پایگاهی عظیم برای گسترش دین نجات بخش ابراهیم علیه السلام تا محمد صلی الله علیه و اله خواهد بود.
مسجد پایگاه مهم عبادی و اجتماعی مسلمانان است. از آنجایی که برنامههای آن باید در خدمت دین و فضا و موقعیت آن باید بیانگر حقیقت آیین اسللام و مراسم و مناسک عبادی آن باشد، سازندگان
مسجد باید با تقوا و با ایمان باشند و نیت ساخت آن نیز فقط رضای خدا باشد تا مصداق آیه 8 سورۀ توبه :گردد: «انما یعمر مساجد الله من آمن بالله واليوم الآخر و اقام الصلاه وآتى الزكاه ولم يخش الا الله فعسی اولئك أن يكونوا من المهتدين»: مساجد خدا را تنها کسانی باید آباد میکنند که به خدا و روز قیامت ایمان دارند و نماز را برپا می دارند و زکات می پردازند و جز از خدا نمی ترسند. امید است که آنان از ره یافتگان باشند.
با توجه به پیام رهبر معظم انقلاب در نوزدهمین اجلاس سراسری نماز مورخ 1389/ 7/ 20، مسجد طراز اسلامی باید دارای چنین ویژگی هایی :باشد مظهر بودن برای آمیختگی دنیا و آخرت و پیوستگی فرد و جامعه در اسلام، افزایش دهنده شور عبادت خالص و بانشاط برای زندگی ای خردمندانه و سالم و کانون ،عبادت اندیشه و معرفت بودن برای رسیدن به مسجد تراز اسلامی باید با نظری به وضعیت مساجد کشور و سیرتطوّرآنها در ادوار گذشته به خصوص پس از پیروزی انقلاب اسلامی و بررسی جایگاه و شأن مساجد در ایران، نگاهی دقیق و کارشناسانه به وضعیت کنونی مساجد داشته باشیم و ضعفها و اختلال های موجود در کارکردهای گوناگون مسجد را مورد مداقه قرار دهیم و آسیبها و اشکالات وارده بر دین معرفت دینی دینداری را شناسایی کنیم و با ارائه راهبردها و راهکارهای عملی و طراحی فرایندهایی اجرایی، با در نظر گرفتن جمیع شرایط و امکانات و بسترهای موجود به اصلاح وضعیت این میعادگاه بندگان خداوند بپردازیم.
هدف از نگارش این کتاب شناسایی آسیبهای وارد شده به مساجد و ارائه راهبردها و راهکارهایی پیشنهادی جهت رفع این آسیب هاست تا بدین طریق بتوانیم به مسجد تر از اسلامی در ایران اسلامی دست یابیم.
مطالب این کتاب در چهار فصل تبیین و تدوین شده است: در فصل اول به تعریف مفاهیم و مبانی نظری به کار رفته در این کتاب پرداخته شده است. در فصل دوم آسیب شناسی مسجد در چهار حوزه سخت افزاری و نرم افزاری مسجد و آسیب شناسی از ناحیه منابع انسانی و ناحیه عدم جذب جوانان مطرح شده است. فصل سوم به عوامل مؤثر در جذب جوانان به مسجد و فصل آخر به راهکارها و رهیافتهای پیشنهادی جهت رفع آسیبهای وارده به مسجد اختصاص داده شده است در فصلهای مختلف این کتاب مروری خواهیم داشت بر کارکردهای مختلف مساجد، آشنایی با متولیان و دست اندرکاران آنها آسیب شناسی مساجد و ارائه راهبردها و راهکارهای پیشنهادی جهت رفع آسیبهای موجود در مساجد کشور.
اللهم وفقنا لما تحب وترضى محمد علی موظف رستمی
زمستان 1394
واژه مسجد در لغت، اسم مکان از فعل «سَجدَ، یَسجُدُ» و به معنای جایگاه سجده و محل عبادت است. در فارسی به آن «مزگت» هم گفته شده است(1)لغتدانان بزرگی چون «فراء» بر آناند که مسجد به فتح جیم نیز جائز است، اگرچه با این تلفظ تاکنون استعمال نشده است.(2)واژهٔ مسجد، در معاجم و فرهنگهای لغت با تعبیرهای گوناگونی شده است که در واقع تمامی آنها به یک معنا برمیگردد. «زجاج» در تعریف مسجد میگوید: «کل موضع یتعبد فیه فهو مسجد»(3)و «ابناعرابی» گفته است: «المسجد به فتح الجیم، محراب البیوت و مصلی الجماعات».(4)«راغب اصفهانی» در مفردات میگوید: «المسجد موضع الصلاه اعتباراً بالسّجود».(5)بنابراین مسجد در زبان عربی اسم مکان و مشتق از ریشه ثلاثی مجرد «سجد» است و در زبان فارسی نیز به معنای جایگاه نماز و محل عبادت به کار رفته است. در اینکه چرا کلمۀ مسجد، برای مکان عبادت و محل نماز استعمال شده است، گفتهاند: ازآنجاکه سجود از شریفترین و مهمترین
ارکان نماز است، بر آن بیش از دیگر افعال نماز تأکید شده و بر محل عبادت و نماز، مسجد اطلاق شده است.
مسجد محلی است برای سجده در پیشگاه با عظمت خداوند و مکانی است برای ابراز بندگی و عرض حمد و سپاس به درگاه پروردگار عالمیان، در برابر آن همه نعمتها و موهبتهای مادی و معنوی. مسجد «جایگاهی است برای فرایض دینی و موضعی است برای ساییدن پیشانی بر خاک، به نشان عبودیت و بندگی و بالأخره مسجد جای تعیین حد و مرز مخلوق در پیشگاه خالق یکتا و مولای بیهمتاست».(1)در فرهنگ دینی واژۀ مسجد یادآور سجده و کرنش است که زیباترین شکل و شیوۀ پرستش و بندگی است. مسجد خانۀ خدا و مجلس پیامبران بزرگ و خانۀ پارسایان است. مسجد مرکز پرستش خالصانه و توحید ناب است».(2)
خلاصۀ سخن اینکه «مسجد از مهمترین مفاهیم و گزارۀ دینی است که بحران عدم درک صحیح جوانان در خصوص حقیقت وجودی آن سبب پایین آمدن اعتقاد به آن و ضعف گرایش به حضور در جمع نمازگزاران میشود(3)».(4)
از دیرباز حتی قبل از ورود اسلام به ایران، مردم این سرزمین فطرتی خداشناس و خداپرست داشتهاند و به دلیل همین گرایش یکتاپرستی بود که ایرانیان به راحتی پذیرای دین اسلام شدند. آن هنگام که
سعدوقاص و سپاهیانش وارد تیسفون شدند و در کنار آن کوه، شهرکی برپا کردند که جایگاه سپاهیان اسلام باشد، سعد دست به کار ساخت مسجد و دارالامارهای شد تا از آنجا بر شهرهای تازه فتح شده فرمان براند.
مسجد در آغاز بنایی بسیار ساده و بیآلایش داشت. قدمت ساختمان مسجد به چهارده قرن پیش برمیگردد و از زمان پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) تاکنون ساختمان و معماری مساجد در ایران در ادوار مختلف و حکومت دولتها و حکام مختلف، سبکهای متفاوتی به خود دیده است؛ ولی تفاوت در شیوههای معماری مسجد هیچ تأثیری در مقام قدسی و ربوبی آن ندارد و از شأن و منزلت خانۀ خدا نمیکاهد. مسجد بهطورکلی از اجزا و عناصر مختلفی تشکیل شده است. در ادامه به عناصری از مسجد اشاره میشود که بیشتر تحت تأثیر آسیب های احتمالی قرار میگیرند:
ایوان (سردر مسجد): «در ایران، عناصری از معماری بومی در فضای کالبدی مساجد مورد استفاده قرار گرفت. ایوان یکی از این عناصر بود. نخست یک ایوان در شبستان اصلی و سپس دو ایوان روبهروی یکدیگر که اغلب یکی از آنها به درب ورودی اختصاص داشت، به ساختمان مسجد اضافه شد. تعداد این ایوانها در مرحلهای از تکامل طرح مسجد به چهار عدد رسید».(1)
مناره (مأذنه، گلدسته): «منار و مناره در معماری و شهرسازی اسلامی جایی است که از آنجا اذان یا نور (کلمهالله) ساطع میشود تا مؤمنان را از طریق ذکر و ابلاغ مضامین اساسی دلیل و راهنما باشد. پیامهایی که میتواند انسان را در بیکرانگی زمان و زمین از رؤیای نسیان و گمراهی برهاند. مناره و گلدسته، وسیلۀ خبررسانی به مردم بوده است و در زمان
1) همو، آیین مسجد، ج3، ص88.
برگزاری نماز، از آن مکان با صوت مؤذن زمان نماز را اعلان میکردند».(1)
صحن (حیاط): «حیاط یا فضای باز مسجد از مهمترین عناصری است که در قرون متمادی در مساجد بنا شد. در گسترهٔ ممالک اسلامی، چه آنهایی که توسط خلفا و سلاطین ساخته شده و چه مساجد محلی که در نهایت سادگی به دست مردم ایجاد میشدند، ضمن هویت بخشیدن به مسجد، تجلی وحدت آنها بوده است. عامل نفود جهانبینی اسلام، الگوی مسجد مدینه و سنت استفاده از حیاط مرکزی که از دیرباز در فرهنگ معماری مردم خاورمیانه وجود داشته، باعث شده است که استفاده از حیاط مرکزی به عنوان یکی از عناصر اصلی در ساخت مساجد مورد استفاده قرار گیرد. صحن مسجد یادآور گردهماییهای نخستین مسلمانان و برگزاری نماز جماعت در هوای آزاد است.»(2)
رواق: «رواق سرپناهی بود که در حیاط خانۀ حضرت محمد (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم)برای گردهمایی گروهی از مسلمانان در نظر گرفته شد. گاه امور مسلمانان در رواق بحث و بررسی میشد. رواق منزل حضرت محمد (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) در بازسازی، عمیقتر و تبدیل به شبستان شد. بعدها شبستانها به تابستانی و زمستانی تغییر یافتند. در رواقها یا شبستانها، حلقههای درس طلاب علوم دینی تشکیل میشد. همچنین رواق محل گفتگو دربارۀ امور مناسب مسجد بود. با درنظر گرفتن اینکه خانۀ پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم)همزمان هم یک مسجد و هم در حکم یک مسکن بود، مساجد جدید کارکرد مسکونی خود را از دست دادند. فضای سرپوشیده برای نماز (رواق طرف قبله) با حیاط محصور در داخل دیوارهای محاطکننده، تنها نمونه برای مساجد جامع نخستین بود».(3)
شبستان: «به آن قسمت از مسجدهای بزرگ که دارای سقف است، شبستان میگویند. بهطورکلی هر فضای مسقّفِ دارای ستونهای مرتبشده و ردیفهای موازی که یک طرف آن به صحن مسجد باز میشود، شبستان خوانده میشود. این مکان، مکان اصلی مسجد نیز میباشد».(1)
گنبد: «گنبد سقف یا ساختمان بیضی شکلی است که اغلب با آجر بر فراز معابد، مساجد، قبور و آرامگاهها ساخته میشود و جنبذ و شنب هم گفته شده است. گنبد یا گنبذه، عمارتی مدور است که سقف آن محدب بوده باشد. گنبد را به هر چیز مدور نیز اطلاق مینمایند. یکی از گونهها و جلوههای زیبای معماری مسجد، گنبد است که بارزترین عنصر معماری ایران به شمار میرود و در جایجای شهرها و روستاها، بر فراز بسیاری از اماکن مقدس و متبرک همچون مساجد، تکایا، زیارتگاهها و مصلاها قد برافراشته و بر شکوه و جلال این اماکن بسیار افزوده است».(2)
محراب: «محراب در لغت از ریشۀ حرب است. ضمن آنکه جهت قبله، این تنها جهت مقدس برای مسلمین، را به بیننده القا میکند و محل نبرد با شیطان است. مقررات مسلمین برای اعمالشان و از جمله نماز جماعت عجیب است. امام در محل حرب میایستد و مأمومین پشت سر او و البته امام باید پایینتر (و حداکثر همسطح) مؤمنین قرار گیرد. این امر نشانهای است از تواضع رهبر و پیشگامی وی، نه پنهان شدن در پشت جامعه».(3)
منبر: «مکان بلندی که واعظ و خطیب از آن بالا میرود و به وعظ و خطابه میپردازد. همچنین مکسور بودن آن کلمه به جهت تشبیه است
به اسم آلت. در زبان فارسی واژههای متعددی چون کرسی، اورنگ، سریر و تختگاه وجود دارد که تا حدود زیادی از نظر شکل و ظاهر فیزیکی، مشابه و مترادف همین منبر است؛ اما کاربرد وسایل مذکور نه برای وعظ و خطابه، بلکه برای جلوس و باردادن پادشاهان در نظر گرفته شده است».(1)
تزئینات و کتیبه: «بررسی معماری مساجد بدون درنظرگرفتن تزیینات آن، در هر شکلی و با هر مواد و مصالحی، کامل نیست. اهداف چنین تزییناتی بیان واقعیات غیرملموس است. نقوش اسلیمی، نقوش هندسی و خطوط کتیبهای هر سه منحصر به معماری مذهبی اسلام است و در واقع جانشین شمایل، مجسمه و نقاشی در کلیساها شده است. امر تزیینات در مساجد، زیارتگاهها و یا دیگر مکانهای عبادتی و دیگر اجزایی که به جهت زیباسازی صوری فضا به کار گرفته میشوند، نه تنها باید در بالا بردن کیفیت فضای ویژه عبادت و زیارت نقشی مؤثر داشته باشند، بلکه باید در عملکرد فیزیکی و ساختاری بنا نیز دخالتی جدی داشته باشند. تزئینات در مساجد شامل گچبری، کاشیکاری و خط (کتیبه) است».(2)
قبله: «جهت مکه قبله نامیده شده است و بر هر مسلمان واجب است که در اجرای مراسم دینی که دستور به استقبال قبله داده شده، اعمال و افعال عبادی خویش را از قبیل نماز، احتضار، حالات دفن اموات که باید رو به قبله خوابانیده شوند، به جا آورد. در اجرای این مراسم به جهت توجه دارند نه به مکان و جهت نیز صورتی رمزی به سوی خدا دارد؛ چنانکه الگ گرابار(3)مینویسد: "انجام نماز به یک مکان اتصال
ندارد؛ بلکه به یک جهت توجه دارد یعنی قبله"».(1)
امام جماعت فردی است که هدایت و مدیریت مسجد بر عهدۀ اوست؛ لذا باید از جهتهای مختلف دارای شرایط و ویژگیهای خاصی باشد و دائماً برای تثبیت و ارتقای این ویژگیها در خود تلاش نماید. امام جماعت باید بالغ، عاقل، شیعه و عادل بوده، علاوه بر تحصیل علوم رایج در حوزهها، از نظر علمی با قرآن و علوم مختلف آن، بهویژه تفسیر، روایات و سخنان ائمه معصومین (علیهمالسلام) و منابع روایی آشنا و بر مسائل شرعی مسلط باشد؛ همچنین باید از علم کلام و شبهات کلامی جدید آگاه و بر زبان و ادبیات معاصر تسلط داشته باشد و از اخبار سیاسی و اقتصادی و اجتماعی کشور و جهان نیز مطلع باشد.
امام جماعت باید از نظر وضعیت ظاهری، فردی سالم، نظیف، آراسته، خوشبو و معطر باشد و از تجملات ظاهری و لباسهای گرانقیمت پرهیز کند. ایشان باید از نظر گفتاری و آداب معاشرت، سن و موقعیت و معلومات مخاطب را در نظر بگیرد و با رعایت موازین اجتماعی با افراد مختلف سخن بگوید. او باید با مردم با گشادهرویی، خوشبرخوردی، تواضع و فروتنی و به شکلی بسیار مؤقر و متین رفتار نماید؛ به نحوی که بهترین الگو از یک پیشوای مذهبی در بین آحاد مردم به شمار آید. امام علی (علیهالسلام) دراینباره میفرمایند:
«من نصب نفسه للناس اماما فلیبدأ بتعلیم نفسه قبل تعلیم غیره و لیکن
1) محمدعلی موظف رستمی، آیین مسجد، ج3، ص137.
تأدیبه بسیرته قبل تأدیبه بلسانه و معلم نفسه و مؤدبها احق بالاجلال من معلم الناس و مؤدبهم»(1): هرکس خویشتن را پیشوای مردمان قرار میدهد، باید قبل از دیگران، سازندگی را از خود آغاز کند و پیش از آنکه از راه زبان به تربیت دیگران بپردازد، باید با سیره و برخوردش آنان را ادب نماید. آنکه به تعلیم و تأدیب خویش میپردازد، از معلم و ادبکنندۀ دیگران به احترام و بزرگداشت سزاوارتر است.
مسجد کانون عبادت و سنگر اصلی مکتب اسلام و پایگاه نشر معارف دینی و جایگاه ارائۀ خدمات گوناگون اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و علمی به صورت نهادی مستقل است که توسط افرادی صالح و مؤمن و شایسته و مسئول تحت مدیریت و هدایت امام جماعت اداره میشود. این مسئولان هر کدام تصدی اموری را در مسجد بر عهده دارند.
«اعضای هیئت امنا در کارِ گروهی خود در مسجد، باید به دو اصل "وحدت فرماندهی" و "اصل وحدت جهت" توجه ویژهای داشته باشند تا بتوانند گروهی منظم، منسجم و موفق باشند؛ زیرا توجه به اصل وحدت فرماندهی این نکته را به آنان میآموزد که هر کس باید از یک مافوق دستور بگیرد و کارهایش را با او هماهنگ سازد و اصل وحدت جهت نیز این مطلب را بیان میکند که برای اجرای هر برنامه، باید یک مسئول معین شود تا مدیر بتواند با هدایت همه فعالیتهای معطوف به تحقق یک هدف معین، آنها را با هم هماهنگ سازد».(2)
هیئت امنای هر مسجد متشکل است از: رئیس (امام جماعت)، نائب رئیس (مدیر مسجد)، اعضا (5 نفر از میان نمازگزاران و اقشار مختلف و نمایندگان (بهتر است نمایندۀ بانوان، نمایندۀ جوانان و نمایندۀ پایگاه بسیج نیز حضور داشته باشند؛ گفتنی است که دو نمایندۀ اول با رأیگیری انتخاب میشوند). پنج نفر عضو هیئت امنا هر کدام تصدی یکی از امور پشتیبانی- مالی، عمرانی- خدماتی، تعاون و امور اجتماعی، فرهنگی، هنری، ورزشی، و ارتباطات و روابط عمومی را بر عهده خواهند گرفت. اعضای هیئت امنا علاوه بر سلامت جسمی و روحی، موظف به رعایت شئون اخلاقی، اجتماعی و التزام عملی به آموزههای اسلام و نظام جمهوری اسلامی و اصل ولایت فقیه هستند. آنها باید از حسن سابقه و اعتماد مردمی برخوردار باشند و هیچگونه سوءپیشینه در مسائل اخلاقی و عرفی و وابستگی به گروهها و سازمانهای غیرقانونی نداشته باشند. اعضا باید به نقش و رسالت مسجد آشنا باشند و توان نظارت بر امور مختلف مسجد و نیز وقت کافی جهت انجام امور محوله را داشته باشند؛ علاوه بر اینها باید در برنامههای مسجد، بهویژه نماز جماعت و مراسمی که در مسجد برگزار میشود، حضور مداوم داشته باشند.
اهمیت نظافت و پاکیزگی در دین مبین اسلام بر کسی پوشیده نیست؛ چنانکه همه ما حدیث زیبای رسول گرامی اسلام (صلی الله و علیه و آله و سلم) را دراینباره به یاد داریم که فرمودهاند: «النظافة من الایمان».(1)امام موسی کاظم (علیهالسلام)
1) میرزا حسین نوری، مستدرکالوسائل، ج 16، ص316.
نیز میفرمایند: «ان الجنه و الحور لیشتاق الي من یکسح المسجد او یاخذ منه القذی»(1): همانا بهشت و حورالعین به کسی که مسجد را نظافت نماید یا از آن گردوغبار و آلودگیها را برگیرد، مشتاق است. مهمتر از اینها، پروردگار عالمیان نیز در آیات 26 و 27 سورۀ حج و همچنین آیه 125 سورۀ بقره به حضرت ابراهیم (علیهالسلام) درباره پاکیزه ساختن کعبه و مسجدالحرام سفارش کرده است.(2)
توجه به این آیات و روایات نشانگر اهمیت بسیار زیاد نظافت و پاکیزهسازی مسجد است. با توجه به وجود تأکیدهای فراوان بر این مسئله، بهتر است قبل از حضور مردم در مسجد، این مکان، پاکیزه، نظیف، باطراوت باشد تا هنگامیکه مؤمنان برای اقامۀ نماز و یا امور دیگر به آنجا مراجعه میکنند، با یک فضای پاک و معنوی مواجه گردند. علاوه بر این نظافت و زیبایی مسجد نقش مؤثری در جلب و جذب افراد، بهویژه قشر جوان و نوجوان که از روحی و طبع حساس و نکتهسنجی برخوردارند، دارد؛ پس ضروری است که انسانهایی والایی افتخار خدمت در مساجد را بر عهده گیرند که علاوه بر حسن برخورد و رعایت احترام و ادب در برخورد با نمازگزاران و رعایت شئون و حریم قدسی مسجد، توانایی انجام وظایف محوله را داشته باشند.
قابل ذکر است که یک خادم مطلوب، باید جوان، پرکار، نظیف و پاکیزه، خوشبرخورد، خوشصدا، دارای تحصیلات حدأقل سیکل، آشنا با تعلیم
قرآن کریم و از مسائل بهداشتی آگاه باشد.
فرمانده پایگاه بسیج فردی است که وظیفهٔ هدایت، حمایت و نظارت بر برنامههای ابلاغی از سوی حوزه مقاومت بسیج را در دفتر پایگاه بر عهده دارد. ایشان از سوی فرماندهی حوزه مقاومت بسیج منصوب میشود. هدف از ایجاد پایگاه مقاومت بسیج در مساجد ایجاد تواناییهای لازم در کلیه افراد معتقد به قانون اساسی و اهداف انقلاب اسلامی، بهمنظور تشکیل ارتش بیستمیلیونی برای دفاع از انقلاب و نظام جمهوری اسلامی و نیز کمک به مردم هنگام بروز حوادث پیشبینی نشده است. مأموریت این مرکز جذب و سازماندهی، کمک در امر آموزش عمومی و بهکارگیری آنان در محدودۀ پایگاه مقاومت است. در این بخش اشاره ما به عنوان فرمانده پایگاه، در واقع اشاره به همه اعضای بسیج پایگاه مسجد است که بیشتر آنان از جوانان هستند.
هیئت امنای کانون فرهنگی مسجد از امام جماعت، یک نفر از هیئت امنای مسجد و فرمانده پایگاه بسیج تشکیل میشود و یک نفر را از میان خود و یا بیرون از آن انتخاب میکنند و با عنوان «مدیر کانون فرهنگی» برای صدور حکم به دبیرخانه کانونهای فرهنگی و هنری مساجد معرفی میکنند.
یکی از منابع انسانی فعال مسجد در حوزه فرهنگی میتواند مدیر کانون فرهنگی باشد. این مدیر در قالب کانونهای فرهنگی و هنری وابسته به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و یا سازمان تبلیغات اسلامی فعالیت میکند؛ هر چند پایگاه بسیج هم در برخی از مساجد کانون فرهنگی دارد.
نام بردن از مدیر کانون فرهنگی در این قسمت، به معنای تاکید بر شخص او نیست؛ بلکه همه اعضای کانون مدنظر ماست.
نمازگزاران را نیز باید جزءِ منابع انسانی فعال مسجد محسوب نمود. هرچند در ظاهر شاید آنها مسئولیتی اجرایی در مسجد نداشته باشند، این واقعیت را باید پذیرفت که مسجد بدون حضور آنها رونق و معنا و مفهومی نخواهد داشت.
مسجد یک تشکیلات اداری، انتفاعی یا تجاری نیست؛ بلکه سازمانی الهی- مردمی است که با مدیریت معنوی و نفوذ کلمۀ امام جماعت و با حضور تودۀ مردم سازماندهی میشود.(1)مسجد یک سازمان منسجم معنوی است و دارای هدف غاییِ نزدیک کردن انسانها به خداوند و اعتلای نام خداست و در این راستا دارای کارکردهای مختلفی است. مدیریت مسجد را میتوان اینگونه تعریف کرد: «ادارۀ یک سازمان معنوی از طریق هماهنگسازی منابع (انسانی، مالی و مادی) در جهت تحقق اهداف الهی و معنوی». این وظیفۀ خطیر مستلزم آن است که مدیریت مسجد با محور قرار دادن بُعد عبادی مسجد، هر فعالیتی که تحقق ارزشهای الهی و دینی را تسهیل میسازد، به انجام رساند. این فعالیتها و کارکردها دارای ابعاد مختلف آموزشی، فرهنگی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی هستند و تمامی آنها در جهت قرب الیالله صورت میپذیرند.
نکتۀ شایان ذکر آن است که با چنین مدیریتی، مسجد تبدیل به
1) علی رضاییان، مبانی سازمان و مدیریت، ص20.
حوزهای پیچیده و ظریف میشود؛ چراکه در این مؤسسه هم ادارهکننده و هم محصول، انسآنها هستند؛ به عبارت روشنتر مدیریت مسجد با قلمروهای پیچیده فعالیتهای انسانی سروکار دارد که ادارۀ امور آن بسیار پیچیده و مستلزم دانش و بینش عمیق در ابعاد مختلف است؛ چراکه بر خلاف سایر شاخههای مدیریت که عمدتاً هر یک از زاویه و چشمانداز خاصی مدیریت را مدنظر قرار میدهند، نظیر مدیریت امور آموزشی، مدیریت فرهنگی و مدیریت نظامی، مدیریت مسجد با تمام این قلمروها سروکار دارد. به این دلیل میتوان گفت مدیریت مسجد باید به قلمروهای مختلف مدیریت که در چارچوب عملکردها و فعالیتهای مسجد قرار میگیرد، آگاهی و اشراف داشته باشد.
با عنایت به این ویژگی است که میتوان گفت: «مدیریت مساجد دارای ماهیت منحصربهفرد و پیچیدهای است که اعمال کارآمد و اثربخش آن مستلزم خبرگی و مهارتهای متعدد است(1)».(2)
در حال حاضر مساجد موجود در کشور به سه شیوه اداره میشوند؛ به این معنا که مساجد را میتوان به انواع دولتی، مردمی یا عمومی و موقوفی یا موروثی دستهبندی کرد. در این مقال روی سخن ما با مساجد مردمی است؛ «این مساجد توسط مردم ساخته میشوند و کلیۀ مراحل ساخت و نگهداری آن با نظارت و مدیریت مردم انجام میگیرد. اینگونه مساجد یا ممکن است دارای موقوفات خاص خودشان باشند که از درآمد حاصل از آن برای ساخت و نگهداری مساجد استفاده میشود و یا ممکن است بدون موقوفه بوده و از طریق کمکهای مردمی ساخته شوند. اکثر قریب
به اتفاق مساجد کشور، در این گروه جای میگیرند. این مساجد از طریق هیئت امنا با انتخاب مردم اداره شده و متولی به خصوص و ثابتی ندارند»؛(1)
«آنچه در این مبحث مدنظر ماست، چگونگی مدیریت مساجد مردمی است که به لحاظ کثرت اینگونه مساجد در سطح کشور بسیار حائز اهمیت است. در این راستا مهمترین مسئله، چگونگی ایجاد تشکیلات و سازمان منسجم در اداره و سازماندهی همسان و یکنواخت مساجد کل کشور است. مسجد بهعنوان مهمترین نمادِ نهاد مدنی در جامعه که انگیزهای الهی و غیرمادی بر آن حاکم است، شایستگی آن را دارد که تحت یک نهاد مدنی، بهصورت سراسری و زنجیرهای و مدیریت این نهاد یا سازمان توسط خود مردم انتخاب و گزینش شود. احیاناً اگر از سوی دولت کمکی به امر توسعه و تجهیز مساجد در زمینۀ ساختوساز و گسترش فعالیتهای مذهبی، فرهنگی، سیاسی و نظامی صورت گیرد، بهتر است از مجرا و کانال این نهاد انجام شود. وقتی مردم مشاهده کنند که ادارۀ مساجد از طریق منتخبان و نمایندگان آنان در این نهاد صورت گرفته (شکل دولتی به خود نگرفته)، خودشان بیش از پیش در تقویت و کمک به مساجد پیشقدم خواهند شد و چشمانتظار کمک دولت برای مساجد نخواهند بود و مشکلات و نواقص موجود در امور مساجد را با یاری و همکاری یکدیگر رفع خواهند نمود.
اگر نگاهی به تاریخچۀ ساخت و نگهداری مساجد در طول تاریخ بیندازیم، درمییابیم که در طول تاریخ عمدتاً خود مردم بودند که فقط با هدف کسب رضایت الهی و بدون هیچ انگیزۀ مادی، بهترین ذوقهای هنری و ابتکارات بدیع را در مساجد بهکار بردند و در ساخت مساجد آنچنان با دقت و ظرافت کار کردند که شاید برای منازل و
1) همان، ص21.
خانههای شخصی خویش این میزان حساسیت را به کار نبردند. وجود مساجدِ تاریخی باسابقه چندین قرن گذشته، مؤید این ادعاست؛ چراکه پس از گذشت هزاران سال هنوز از استحکام بالایی برخوردار بوده و از نظر تزئینات و زیبایی و هنر بر تارک جهان هنر میدرخشند».(1)
1- 1. شناخت واژگانی و اصطلاحی مدیریت
درباره واژۀ مدیریت در لغتنامۀ دهخدا بیان شده است که این واژه مصدری جعلی و اصل آن عربی و اسم مصدر و به معنای مدیر بودن و مدیری است؛ مانند مدیریت کل، مدیریت عامل، مدیریت دبستان. در فرهنگ معین، علم و هنرِ متشکل کردن، هماهنگ کردن را نیز به معانی قبلی افزودهاند و آنطور که در این کتاب ذکر شده است، مدیر یعنی از دور گرداننده، آنکه میگرداند، دوردهنده و نعت فاعلی است از اداره. عمید در کتاب خود اینگونه مدیر را تعریف کرده است: کسی که کاری را اداره کند، ادارهکننده، گرداننده.
برای اصطلاح «مدیریت» تعاریف گوناگونی در کتابها آمده است که به مهمترین آنها اشاره میکنیم:
هنر انجام دادن کار به وسیلۀ دیگران؛(2)
فراگردِ تبدیل اطلاعات به عمل که این فراگردِ تغییر و تبدیل را تصمیمگیری مینامیم؛(3)
فراگردِ هماهنگسازی فعالیت فردی و گروهی در جهت هدفهای گروهی؛(4)
ایجاد محیطی مؤثر برای افرادی که در گروههای رسمی سازمانی فعالیت میکنند؛(1)
هماهنگسازی منابع انسانی و مادی در جهت تحقق هدفها؛(2)
فراگردِ برنامهریزی، سازماندهی، رهبری و نظارت بر کار اعضای سازمان و استفاده از همۀ منابع موجودِ سازمانی برای تحقق هدفهای مورد نظر سازمان؛(3)
ادارۀ امور یک سازمان؛(4)
فرایند برنامهریزی، سازماندهی، نظارت و کنترل، انگیزش، ارتباطات، هدایت و تصمیمگیری که هماهنگی و نیل به هدفها را میسر میسازد و مدیران برای انجام وظایف خود، آن را دنبال میکنند؛(5)
فرایند اجتماعی برنامهریزی، سازماندهی، کارگزینی، هدایت، هماهنگی، کنترل در راستای تعیین و فائق شدن به اهداف سازمانی در یک محیط پویا؛(6)
اداره نمودن، قدرت بسیج کردن و دانش بهرهبرداری از نیروها در جهت اهداف از قبل مشخص شده، به نحوی که مطلوبترین کار و عملیات ممکن، در کوتاهترین زمان با کمترین صدمه و ضایعه ارائه شود؛(7)
پیشبینی جریانات و برنامهریزی فعالیتهای آتی و ادارۀ امور یک
سازمان جهت نیل به هدفهای معین و مشخص.(1)
با دقت در تعاریف فوق متوجه میشویم که هر یک از آنها بر جوانب خاصی از فعالیت مدیریت تأکید دارند و بهترین و جامعترین تعریف میتواند اینگونه باشد:
«اداره نمودن یک مجموعه از طریق برنامهریزی و سازماندهی نیروی انسانی، امکانات و تجهیزاتِ موجود برای رسیدن به اهداف معین».
علی علاقهبند در کتاب خود با عنوان مدیریت عمومی، پس از بررسی تعاریف مختلف صاحبنظران و مؤلفان دانش مدیریت، با یک جمعبندی کلی آن را اینگونه تعریف کرده است: «مدیریت فعالیتی است منظم در جهت تحقق هدفهای معیّن که از طریق ایجاد روابط میان منابع موجود، انجام دادن کار با مشارکت افراد دیگر و شرکت فعال در تصمیمگیری صورت میگیرد».(2)
1- 2. ویژگیهای مدیر
مدیریت به شکل فعالیتی عام که لازمۀ هر کار و فعالیت هدفدار و سازمانیافته است، توصیف میشود؛ بنابراین یک مدیر برای اداره کردن یک سازمان یا نهاد، مرکز مذهبی یا دانشگاهی، مدرسه یا بیمارستان و یا هر جای دیگر، باید دارای خصوصیات و ویژگیهای لازم باشد تا بتواند مسئولیت خطیر مدیریت را در مجموعۀ خود بهخوبی ایفا نماید. مدیریت فن و هنری است که از طریق درک و فهم علمی قابل پیشرفت است. عمل مدیریت باید با دانش علمی، توانایی هنری، مهارت فنی و اخلاق اجتماعی همراه باشد. میتوان گفت یک مدیر باایمان و باتقوی باید شایستگی، صلاحیت و توانایی جسمی، علمی و عملی مسئولیتی را که میپذیرد، داشته باشد.
یک مدیر لایق باید در برقراری ارتباط با دیگران، دارای اخلاق و برخوردی نیکو و شایسته، چهرهای گشاده، تواضع و فروتنی و سعۀ صدر بوده، خردورز و دوراندیش، متعادل، جدی و پرتلاش و پیشگام، مصمّم و استوار باشد؛ او باید در گفتار و اعمال خویش باصداقت باشد و از سخنان کلی و مبهم جهت جذب یا فریب افراد استفاده نکند؛ او همچنین باید به عهد و پیمان خویش وفادار باشد؛ چراکه وفای به عهد یکی از نشانههای کرامت انسانی است.
مدیر باید دانش و اطلاعات خود را در هر زمینهای بهروز و در جهت دریافت اطلاعات و علوم جدید نیز تلاش نماید. او باید با ترازوی عدل و انصاف و امانتداری با افراد تحت تصدی خود رفتار نماید. مدیر باید به آداب اسلامی مقیّد باشد و از سر اخلاص، سنتهای الهی و دینی را سرلوحۀ اعمال و رفتار خود قرار دهد. ویژگیهای یک مدیر موفق را اینگونه میتوان برشمرد:
1- 2- 1. مسئولیتپذیری در برابر کارها، فعالیتها و شکستها؛
1- 2- 2. داشتن تمایل براى بهبود انجام کارها و بهکارگیری ابتکار عمل؛
1- 2- 3. قلمداد کردن کارها به سرگرمی لذتبخش نه بارى بر دوش؛
1- 2- 4. برخورداری از توانایى کافى در زمانبندى مناسب براى انجام فعالیتها؛
1- 2- 5. داشتن توانایى انجام کارها در فشردهترین زمان ممکن؛
1- 2- 6. دارا بودن درک و پذیرش منطقی شرایط و داشتن پشتکار فراوان برای انجام فعالیتها؛
1- 2- 7. داشتن اعتماد وافر به سایر افراد و مردم؛
1- 2- 8. انجام دادن فعالیت برای دستیابى به موفقیت؛
1- 2- 9. علاقهمندی به فراگرفتن ابزارها و روشهاى تقویت حافظه؛
1- 2- 10. برخورداری از نیروی جسمانی و سلامت بدنی؛
1- 2- 11. داشتن دیدگاههایی روشن و آشکار و اندیشهای نافذ و بینشی فراگیر؛
1- 2- 12. داشتن آرزوهایی هدفمند و قابل دستیابی؛
1- 2- 13. انعطافپذیری در عین استواری و پایداری در رسیدن به اهداف؛
1- 2- 14. میانهروی و پرهیز از افراط و تفریط؛
1- 2- 15. برخورداری از شخصیتی پایدار و غیرمتزلزل؛
1- 2- 16. داشتن بردباری و صبر در حل مشکلات؛
1- 2- 17. خویشتنداری در جایگاهها و موقعیتهای سخت و برانگیزاننده؛
1- 2- 18. داشتن آرامش در برابر بحرآنها؛
1- 2- 19. واقعبین بودن در برخورد با مسائل؛
1- 2- 20. توجه به اصول و موازین و ارزشهایی چون نظم، ترتیب و احترام به زمانبندیها؛
1- 2- 21. احترام به مقررات و آییننامههای سازمانی؛
1- 2- 22. یکساننگری به حال و آینده و فدا نکردن این دو برای یکدیگر؛
1- 2- 23. قاطع بودن در تصمیمگیری و دچار شک و تردید نشدن؛
1- 2- 24. پایبندی به تصمیماتی که با اندیشه و مشاوره اتخاذ گردیدهاند؛
1- 2- 25. داشتن روحیهٔ همکارى و همبستگی در سیستم مدیریتى؛
1- 2- 26. داشتن روحیه انتقادپذیری؛
1- 2- 27. داشتن سیستم مدیریتی هدفگرا و واقعگرا؛
1- 2- 28. ملزم بودن به گوش فرادادن به صحبتها و نظرات دیگران و احترام گذاشتن به آنها.
شخصی که مدیریت یک سازمان و یا مسجد را بر عهده دارد، باید همۀ
صفات ممتاز را در مقایسه با دیگران داشته باشد. در این امر تنها خود رسولالله (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم)بعد از خداوند (عّزوجّل) شارع دین و معصوم است؛ باقی همۀ جانشینان ایشان از این امر مستثنا نیستند و باید در صفات ایمان، تقوا، دانش، عدالت، طهارت، راستی، وفا، شجاعت، همت، مدیریت، قاطعیت، فصاحت، بلاغت، حکمت، درایت، شناخت و در آخر حتی در حسن صورت از همۀ افراد جامعه برتر باشد.
برای تشخیص چنین شخصی چه چیزی لازم است و چگونه میتوان آن را از دیگران تمییز داد؟ این پرسش یک سؤال اساسی است. در جوامع عقبمانده که سطح دانش و بینش پایین است و مردم در شناخت اصول و قوانین خود آگاهی اندکی دارند، این انتخاب بسیار دشوار است. راه حل این است که مردم با یک اخلاص و دید درست، کسانی را از میان خود که به ایشان گمان نیک دارند، انتخاب کنند و آنها را ملزم سازند که از میان خود کسی را برای بر دوش گرفتن این مسئولیت سنگین و بسیار دشوار برگزینند.
اگر در انتخاب مردم، غیر از صفتهایی که ذکر شد، ملاکهایی مانند قوم، قبیله، نژاد، زبان، پول و موقعیت، معیار انتخاب باشد، از همان ابتدا سوءمدیریت شکل میگیرد؛ چراکه در یک بینش بسیار ابتدائی، مدیر باید رضایت خاطر کسانی را که به دلایلی چون قوم، قبیله، نژاد، زبان، پول و موقعیت به او رأی دادهاند جلب کند، در غیر این صورت بقای خود را در مسئولیت ناممکن میداند. هرچند اگر انتخاب بر اساس شروط و ارزشهای خوب یادشدۀ قبلی باشد، چنین مدیری هیچگاه ارزشهای مطرح نزد خود را برای رضایت دیگران زیر پا نمیگذارد و در صورت در پیش گرفتن عدالت اجتماعی، حامیانی بیشتر و صادقتر پیدا میکند.(1)
1) سایت وزیر آموزشوپرورش به نشانی: .(http://www.edunews.ir .
1- 3. اصول و شیوههای مدیریت از دیدگاه هنری فایول
هنری فایول(1)اولین کسی بود که فراگرد مدیریت را به وظایف یا کارکردها تقسیم و تعریف کرد. او پنج وظیفۀ اساسی در مدیریت تشخیص داد:
سازماندهی؛ یعنی ترکیب و تخصیص افراد و منابع دیگر برای انجام دادن کار؛
فرماندهی؛ یعنی هدایت و جهتدهی افراد در انجام دادن کار؛
هماهنگی؛ یعنی به هم پیوستن و وحدت بخشیدن همه کوششها و فعالیتها؛
«بخش مهمی از وقت و کار مدیران صرف حل مشکل و تصمیمگیری میشود. وظایف اساسی برنامهریزی، سازماندهی، رهبری و کنترل، مستلزم تصمیمگیری است. مدیران در همۀ ردههای سازمان، برای اقدام تازه یا حل مشکل تصمیم میگیرند و تصمیم خود را به مرحلۀ عمل میسپارند. هر تصمیمی در مرحلۀ عمل، چارچوب فعالیت سایر کارکنان سازمان را مشخص میسازد؛ بنابراین تصیمگیری فعالیتی حساس و بااهمیت است. تصمیمگیری فراگرد تشخیص و گزینش شیوۀ عمل خاصی برای حل یک مسئله یا مشکل ویژه است. در این تعریف به دو مفهوم گزینش(3)و حل مسئله(4)(مشکلگشایی) اشاره شده که به توضیح
بیشتری نیاز دارند. گزینش به مجموعه فعالیتهای محدودی که برای انتخاب راه حلی از میان شقوق راه حلها صورت میگیرد، اشاره دارد؛ بنابراین گزینش، جزیی از عمل تصمیمگیری است. مشکلگشایی به مجموعۀ وسیعی از فعالیتهایی که لازمۀ یافتن راه حل یا شیوۀ عمل و اجرای آن برای اصلاح موقعیتی نامساعد است، اشاره میکند».(1)
1- 3- 1. برنامهریزی
«برنامهریزی عبارت است از فراگرد تعیین و تعریف هدفهای سازمان و تدارک پیشاپیش و دقیق اقدامات و وسایلی که تحقق هدفها را میسر میسازند. اقدامات و وسایل مورد نیاز عبارتاند از: پیشبینی روشها، زمان، مکان، منابع و افراد. حاصل نهایی این فعالیتها، فراهم شدن برنامهای است که راهنمای اعمال و فعالیتهای اعضای سازمان قرار میگیرد. برنامهریزی به کار مدیران و غیرمدیران جهت میدهد و توجه آنان را بر هدفهای سازمان متمرکز میسازد. وقتی که همۀ اعضا بدانند کجا میروند و برای رسیدن به مقصد، هر یک چه کمکی باید بکنند، هماهنگی و همکاری جمعی بیشتری به وجود میآید. برنامهریزی موجب میشود که فعالیتهای تکراری و بیثمر و بیراههروی کاهش یابد. بهطورکلی برنامهریزی، عملیات سازمانی را پیشنگری و بر هدفهای سازمان متمرکز کرده، عمل نظارت را تسهیل میکند».(2)
1- 3- 2. سازماندهی
«سازماندهی از طریق فراگرد سازماندهی، افراد بهصورت گروهی در ساختار و روابط متشکّلی قرار میگیرند تا با تواناییهای لازم و کافی، کار
مؤثری را برای رسیدن به هدفهای معیّن انجام دهند. ساختار سازمان به همان اندازه در مدیریت مهم است که کالبدشناسی در پزشکی. بهوسیلۀ سازماندهی، طرق و وسایل منظمی برای تفکیک و هماهنگی منابع انسانی و مادی جهت تحقق هدفهای سازمان فراهم میشود. اعضای هر گروه یا سازمان، بهطور انفرادی از لحاظ هوش، استعداد، توانایی، تجربۀ حرفهای و کششهای عاطفی متفاوتاند. در نتیجهٔ سازماندهی، از قابلیتها و تواناییهای افراد بهطور مناسب و شایسته استفاده میشود».(1)
1- 3- 3. فرماندهی (رهبری)
«رهبری پس از برنامهریزی و سازماندهی، گام بعدی فراهم کردن موجباتی است که اعضای سازمان را در جهت هدفهای آن به حرکت و فعالیت درآورد. این کارکرد یا وظیفه با اصطلاحات گوناگونی توصیف شده است: فرماندهی، هدایت، انگیزش و رهبری. این وظیفه به هر نامی که خوانده شود، مستلزم برقراری ارتباط مستقیم با افراد انسانی است.
هدف از رهبری و فرماندهی، راهنمایی زیردستان در جهت بهتر فهمیدن هدفهای سازمان و برانگیختن آنان به کار و فعالیت مؤثر است؛ از این رو وظیفۀ هدایت و رهبری ایجاب میکند که مدیران همواره با زیردستان خود در کنش و رابطۀ متقابل قرار گیرند. رهبری یا فرماندهی، گرچه مفهومی ساده است، معهذا روشهای آن پیچیده و مشکل است. مافوق، زیردستان خود را با هدفها، سنتها و پیشینۀ کار سازمان، خطمشیها و رویههای آن آشنا میسازد. زیردستان وظایف و اختیارات خود را فراگرفته، بر مناسبات و روابط میان فعالیتها و افراد
1) همان، ص52- 53.
واحدهای مختلف آگاهی پیدا میکنند. وقتی زیردستان توجیه شدند، مافوق دائماً مسئولیت دارد که آنان را در انجام وظایفشان راهنمایی کرده، به کار و فعالیت مؤثر برانگیزد».(1)
1- 3- 4. هماهنگی
«هماهنگی عبارت است از فراگرد ایجاد وحدت و یگانگی میان فعالیتهای واحدهای مختلف سازمان به نحوی که هدفهای سازمان بهطور اثربخش تحقق یابند. بدون پیشبینی تمهیدات و تدابیر هماهنگکننده و اِعمال آنها، افراد و واحدهای سازمانی ممکن است از هدفهای سازمانی انحراف پیدا کنند.
وسعت هماهنگی به ماهیت وظایف و میزان وابستگی آنها در واحدهای گوناگون سازمان بستگی دارد. وقتی که انجام دادن وظایف مستلزم ارتباط میان واحدهاست، آنها به هماهنگی بیشتری نیاز دارند؛ ولی زمانی که تبادل اطلاعات اهمیت چندانی ندارد، اثربخشی کار ممکن است به روابط متقابل کمتری میان واحدها وابسته باشد. هماهنگی بیشتر، احتمالاً در مورد کارهای غیرمعمول و غیرقابل پیشبینی سودمندتر است؛ زیرا در این کارها عوامل محیطی متغیرند و یا وابستگی متقابل میان وظایف بسیار بالاست».(2)
1- 3- 5. کنترل
«کنترل وظیفۀ قابل ملاحظۀ دیگر مدیریت، کنترل است که به موجب آن معلوم میشود که اولاً اقدامات و فعالیتهای سازمان، تا چه اندازه در جهت هدفها و مطابق با موازین پیش میرود و ثانیاً هدفهای
سازمانی تا چه اندازه تحقق پیدا میکنند. کنترل هم قدم نهایی مدیریت تلقی میشود و هم قدم آغازین آن؛ زیرا که پس از کنترل ممکن است تغییرات یا اصلاحاتی در هدفها، برنامهها، ساختار، خطمشی و رویههای سازمان صورت گیرد. مدیریت خوب، مستلزم کنترل مؤثر است».
همچنین «هر فعالیت جمعی ناظر به هدف، مستلزم کنترل است. اینکه سازمانی کاملاً فاقد کنترل باشد، غیرقابل تصور است. واقعیتهای زندگی سازمانی، کنترل دقیق آنها را الزامی میسازد. سازمآنها در معرض تغییرات مداوم قرار دارند، فعالیت آنها روزبهروز پیچیدهتر میشود، کارکنان سازمان افراد انسانی هستند و رفتار آنها بری از خطا و اشتباه نیست و تفویض اختیار برای تسهیل کار اجتنابپذیر است؛ همه این موارد، ضرورت کنترل و نظارت و اهمیت آن را آشکار میسازند. با این وجود، کنترل غالباً معنای ضمنی نامطلوبی نیز دارد؛ زیرا به نظر میرسد که اِعمال کنترل، آزادی عمل فردی را تهدید میکند؛ ولی با توجه به این واقعیت که کار سازمانی ناظر به هدف و رفتار افراد در آن، تابع موازین و مقرراتی است، اِعمال کنترل ضرورت دارد. تضاد بالقوه میان نیاز به آزادی عمل فردی و کنترل سازمانی، مسئلهای است که حل آن غالباً بر عهدۀ مدیران است. در حل این تضاد، تشخیص این نکته مهم است که کنترل زیاده از حد به سازمان و کارکنان آن صدمه میزند. کنترلی که اعضای سازمان را در کاغذبازی غرق میکند یا بسیاری از رفتارها را محدود میسازد، ممکن است انگیزۀ کار کردن را در افراد از بین برده، خلاقیت را تضعیف کند و در نهایت به بازده و عملکرد سازمانی صدمه بزند.
کنترل ناکافی هم به سازمان صدمه میزند؛ زیرا که غالباً موجب اتلاف منابع شده، نیل به هدفهای سازمانی را مشکل میسازد. به علاوه ممکن است به کار افراد سازمان نیز لطمه بزند؛ زیرا که کاهش کنترل لزوماً به آزادی عمل فردی منجر نمیشود؛ برعکس، محیطی سرشار از هرج و مرج و بلاتکلیفی ایجاد میکند که در آن، کارکنان سازمان نمیتوانند روی کار یکدیگر حساب کنند یا کار خود را قابل پیشبینی سازند؛ بنابراین مدیران باید متناسب با وضعیت، تعادلی بین اعمال کنترل و آزادی عمل به وجود آورند تا از مزایای هر یک استفاده و از معایب هر یک اجتناب شود».(1)
1- 4. دیدگاه دیگر صاحبنظران درباره اصول و شیوههای مدیریت
«بعد از فایول، صاحبنظران دیگر همان وظایف را با مختصری تغییر، با اصطلاحات دیگر توصیف کردهاند؛ مثلاً لوترگیولیک(2)، فراگرد مدیریت را با اصطلاح ساختگی «posdcorb» توصیف کرده است. این اصطلاح که معرّف وظایف مدیریت است، از ترکیب سرواژههای انگلیسی برنامهریزی(3)، سازماندهی(4)، کارگزینی(5)، فرماندهی(6)، هماهنگی(7)، گزارشدهی(8)و بودجهبندی(9)ساخته شده است».(10)
«برخی دیگر از صاحبنظران، وظایف و مسئولیتهای مدیریت را
شامل پنج وظیفۀ اصلی برنامهریزی، سازماندهی، برانگیختن، بهکارگماری و نظارت دانستهاند».(1)
«برخی از دانشپژوهانِ علم مدیریت، وظایف مدیریت، بهویژه در مدیریت استراتژیک، تعیین اهداف درازمدت و سالانه، تخصیص منابع، تغییر ساختار سازمانی موجود، تجدید ساختار و مهندسی مجدد، بازنگری برنامههای پاداش و تشویق، مقاومت در برابر تغییر، اداره کردن محیط طبیعی، ایجاد و گسترش فرهنگ حمایت از استراتژی، توجه به فرایندهای تولید و عملیات، توجه به منابع انسانی، کوچکسازی در صورت لزوم را مورد توجه قرار دادهاند. از نظر آنان مدیریت استراتژیک، هنر و علم تدوین، اجرا و ارزیابی تصمیماتی است که سازمان را در رسیدن به اهدافش توانمند میسازد».(2)
«هوفر و شندل(3)برای فرایند مدیریت استراتژیک شش وظیفۀ اساسی را لازم دانستهاند:
تهیه و تنظیم هدف؛
تجزیه و تحلیل محیط؛
تهیه و تنظیم استراتژی؛
ارزشیابی استراتژی؛
پیاده کردن استراتژی؛
کنترل استراتژیک».(4)
1- 5. وظایف و مسئولیتهای اصلی مدیر
با توجه به مباحث مطرحشدۀ قبلی و با عنایت به دیدگاههای صاحبنظران مدیریت، مهمترین وظایف مدیر متناسب با مدیریت در مسجد شامل هشت وظیفۀ اساسی است که به تبیین آنها میپردازیم:
1- 5- 1. تدوین استراتژی، تعریف مأموریت و اهداف
«طراحی استراتژی دربرگیرندۀ دو اقدام است: 1. تعریف مأموریت؛ 2. تعیین اهداف».(1)
«اولین کار یک مدیر ارائه یک تعریف معنادار از مأموریت است. رهبر یا مدیر بهطور معمول مأموریت مجموعۀ تحت مدیریت خود را میداند، ولی باید آن را بهطور دقیق تعریف نماید و با همکاران در میان بگذارد. پس از تعریف مأموریت بهصورت معنادار و روشن برای همۀ همکاران، سازمان یک قطبنمای دائمی برای دنبال کردن مسیر خود را در اختیار دارد و اکنون آماده است تا هدفگذاری اساسی را شروع کند. قبل از تدوین استراتژی، انجام مطالعات و کسب آمار و اطلاعات لازم و بهدستآوردن شناخت کافی از موقعیت، امکانات، منابع انسانی یک ضرورت است. زمانی که استراتژی و هدف کلی روشن شد، باید اهداف جزئی نیز مشخص شوند. زمانی که یک سازمان مأموریتش را تعریف کرد و استراتژی و اهداف مشخص خود را تنظیم نمود، آنگاه آمادۀ کار میشود».(2)
«بر این اساس امام جماعت باید نخست با تعریف مأموریت مسجد و هدف کلی و اهداف جزئی با توجه به شرایط خاص مسجد خود، استراتژی حرکت خود را تدوین کند و آن را با کارکنان مسجد در میان بگذارد و معیارِ برنامهریزی اجرایی قرار دهد».(3)
1- 5- 2. انتخاب و گزینش همکاران و تأمین نیروی انسانی توانا و متعهد
«باید توجه داشت که تعریف مأموریت، تعیین اهداف جزئی و کلی بهصورت دقیق برای موفقیت در مدیریت کافی نیست؛ بلکه دستیابی به اهداف مستلزم برخورداری از تعداد مناسبی از افراد با مهارتهای مناسب در مکان مناسب و با درنظر گرفتن زمان مناسب است».(1)به همین دلیل دومین وظیفۀ مدیر، انتخاب اعضایی شایسته به عنوان تیم همکاران است. برای انتخاب همکاران باید شایستگیهای اخلاقی و کاری را ملاک گزینش قرار داد؛ علاوه بر ایمان و تقوا و تعهد، باید شایستگیهایی مانند تجربه و حیا و پاکدامنی، متعلق بودن به خانوادۀ صالح و شایسته، دارایی سابقۀ دینداری(2)و برخورداری از نشاط کاری(3)را نیز مد نظر قرار داد. اعضای تیم همکاران باید دارای روحیۀ کار اجتماعی باشند و از تکروی خودداری نمایند؛ همچنین باید شجاعت سخن گفتن و خردِ گوش کردن را داشته باشند. بر این اساس مدیر باید از بهکارگرفتن، گماردن و انتصاب افراد نالایق و ناتوان به کارها دوری کند. گفتنی است در انتخاب کارکنان و همکاران، باید مصلحتاندیشیهای پنداری را کنار گذاشت و به شایستگیها توجه نمود».(4)
«قابل ذکر است به این نکته اساسی اشاره شود که مدیریت منابع انسانی را یکی از شاخهها و وظایف اساسی، بلکه کلید موفقیت مدیریت دانستهاند. مدیریت منابع انسانی موضوعی است که اساساً با انسان
1) گراهام ویکاکس و استیو موریس، مدیریت منابع انسانی، ص19.
2) صبحی صالح، شرح نهج البلاغه، نامه53.
3) امام علی (علیه السلام): «لاتتکل فی امورک علی کسلان»: درکارهایت بر انسانهای کسل تکیه نکن. (عبدالواحد آمدی، غررالحکم و دررالکلم، ج2، ص321.
4) گروه پژوهشهای کاربردی مرکز رسیدگی به امور مساجد، مدیریت مسجد، ص112- 113.
سروکار دارد؛ یعنی همان افرادی که برای یک سازمان کار میکنند. مدیریت صحیح منابع انسانی از بروز مشکلات برای کارکنان و توسط آنها و به دلیل سطح نامناسب منابع انسانی، جلوگیری میکند و مشکلاتی که میتواند به فاجعۀ بزرگی تبدیل شود را حل میکند».(1)
«وظیفۀ مدیر در این راستا عبارتاند از:
الف) تأمین منابع انسانی: یافتن افراد مناسب، پرورش آنها در مهارتهای مورد نیاز و حصول اطمینان از اینکه نتایج ارزشمندی را برای سازمان به همراه خواهد داشت؛
ب) توسعۀ منابع انسانی: تأمین و تدارک افراد و طراحی آموزش مهارتهای لازم به آنان برای فعالیتهای آتی؛
ج) مدیریت عملکرد و پاداش: ایجاد نظام مدیریت بر عملکرد و نظام پرداختی که هم عامل انگیزشی و هم پاداش را تأمین نماید. به مفهوم دیگر ایجاد انگیزههای لازم برای پیوستن افراد به سازمان در جهت بهبود عملکرد مرکز؛
د) برقراری ارتباط سازنده با منابع انسانی.
زمینۀ کلیدی مدیریت منابع انسانی را چنین معرفی کردهاند:
برنامهریزی سطوح اشتغال و تنظیم آنها؛
انتخاب و بهکارگرفتن همکاران؛
آموزش و پرورش کارکنان؛
ارزیابی کارکنان؛
بهداشت و ایمنی محیط؛
روشهای اجرایی بهخصوص در موارد انضباطی و شکایات».(2)
«گفتنی است شناخت انسان و قوانین حاکم بر تاریخ، جامعه و انسان و استفاده از آنها در مدیریت منابع انسانی بسیار مهم است. همچنین باید به این نکته توجه داشت که کارکنان تمایل دارند نسبت به سازمانی که در آن کار میکنند و کاری که به آنها واگذار شده است، احساس غرور و افتخار کنند؛ هنگامی که مدیریت، تصمیمگیری ناپخته و متوسط را عملی میکند، غرور آنها آسیب میبیند».(1)
«هدف کلی مدیریت منابع انسانی عبارت است از تضمین اینکه سازمان بتواند به کمک کارکنانش موفق شود. سیستمهای مدیریت منابع انسانی میتوانند منبع قابلیتها و تواناییهای سازمانی باشند که به مجموعه امکان میدهد تا فرصتهای جدید را شناسایی و روی آنها سرمایهگذاری کنند. سازمان را قادر سازد تا کارکنان ماهر، متعهد و باانگیزه را جذب کند و به خدمت گیرد و از طریق آموزشهای ذاتی آنها، مشارکت، توان بالقوه و همکاری آنها را تقویت کند و توسعه بدهد، جوی مناسب فراهم آورد که در آن بتوان روابطی مؤثر و هماهنگ را از طریق مشارکت بین مدیران و کارکنان برقرار و حفظ نمود و با درنظرگرفتن تفاوتهای فردی و گروهی کارکنان از حیث مهارتها، سلایق و روحیات، نیروی کاری متنوع را ایجاد و مدیریت کند».(2)
«با عنایت به حضور مؤثر و مشارکت فعال اقشار مختلف مردم در مسجد، مهمترین مسئولیت مدیریتی یک امام جماعت، مدیریت منابع انسانی حاضر در یک مسجد است؛ ولی باید توجه داشت که در یک مسجد، منابع انسانی که باید مدیریت شوند، فقط اعضای هیئت
امنا، خدام، نیروهای بسیج و کانونهای مساجد نیستند؛ بلکه در مدیریت منابع انسانی یک مسجد، امام جماعت باید افزون بر مدیریت کارکنان مسجد، مدیریت عاطفی، اجتماعی، علمی و معنوی مأمومین و نمازگزاران را نیز بر عهده گیرد و آن را به خوبی انجام دهد و گرنه مسجد از جذابیت و رونق لازم برخوردار نخواهد بود».(1)
1- 5- 3. مدیریت و رهبری منابع انسانی
«در مدیریت منظور از رهبری، فراگرد اثرگذاری بر رفتار زیردستان بهمنظور تحقق اهداف گروه کار یا سازمان است. مدیر ،در مقام رهبر، به سرپرستی زیردستان میپردازد، با آنها ارتباط متقابل برقرار میکند، انگیزۀ کار و فعالیت در آنها به وجود میآورد، به حل مشکلات و کشمکشهای آنها میپردازد و به اقتضا، تغییراتی در شرایط کار پدید میآورد. تمام این کوششها ناظر بدان است که نیازها و هدفهای سازمان و اعضای سازمان توامان تحقق پیدا کنند؛ بنابراین رهبری و اثربخشی آن در مدیریت حائز اهمیت زیادی است. تحقیقات دربارۀ رهبری نشان میدهند که رهبری اثربخش به عوامل موقعیتی نظیر محیط سازمان، ماهیت وظایف سازمانی، ارزشها و تجربههای مدیران، ویژگیهای همکاران، زیردستان و فرادستان بستگی دارد. سبک یا شخصیت رهبری مدیر در کانون همۀ این عوامل قرار میگیرد».(2)
«مدیرانی که با بینش و عملکرد صحیح خود، شخصیتی محبوب و الگو نزد همکاران خود یافته و توجه خود را روی تشویق، توانمندسازی و پشتیبانی از گروه همکارانشان متمرکز میکنند، مدیرانی هستند که
علاوه بر مدیر، رهبر افراد سازمان خود نیز هستند. باید توجه داشت که فرهنگ توانمندسازی کارکنان، تنها در فضایی آکنده از اعتماد که در آن ابتکار و نوآوری تشویق میشود، شکوفا میگردد؛ بنابراین باید افزون بر مهارکردن تضادها و اختلافات به جای سرپوش گذاشتن بر آنها اندیشید و با ایجاد و صرف وقت برای مشارکت افکار و عقاید همت گماشت و به این ترتیب توجه و علاقه خود را به کارکنان نشان داد و به جای انباشتن اطلاعات به عنوان پایگاه قدرت، دیگران را در آن شرکت داد و منابع را به اندازۀ مسئولیت هر یک در اختیار آنها قرار داد».(1)
«حضور برگزیدگان و شایستگان در مسجد، مسئولیت مدیر و مسئولان آن را افزونتر میسازد؛ بدین رو، نهتنها امام جماعت باید بکوشد تا وظیفۀ مدیریت مسجد را بهخوبی انجام دهد، بلکه باید به عنوان یک رهبر روحانی و یک مبلّغ آموزههای دینی تلاش نماید با ارائۀ بینش و نگرش متعالی، گفتار سنجیده، رعایت آداب دینی معاشرت و ارائه عملکردی صحیح از خود، شخصیتی محبوب و الگو نزد مسئولان و نمازگزاران، بلکه همۀ مردم منطقه را به خوبی ایفا کند».(2)
«یکی از مهمترین وظایف و مسئولیتهای اساسی رهبری و مدیریت یک سازمان، اثربخشی و نفوذ بر افراد در جهت انجام وظیفه با میل و علاقه و به عبارت دیگر، فرآیندی است که مدیریت میکوشد با ایجاد انگیزه و ارتباطی مؤثر، انجام سایر وظایف خود را در تحقق اهداف سازمانی، تسهیل کند و کارکنان را از روی میل و علاقه به انجام وظایفشان ترغیب کند.
مسئولیت مهم دیگر مدیر، تنظیم ارتباطات صحیح سازمانی است،
ارتباط، تاروپود یک سازمان را به هم پیوند داده و موجب یکپارچگی و وحدت سازمانی است؛ به همین جهت وجود ارتباطات صحیح در سازمان، یکی از اجزای مهم موفقیت به شمار میآید. منظور از تنظیم ارتباطات، تنها مکاتبات اداری یا وسایل ارتباطی نیست، بلکه مراد از آن، انتقال و تبادل بدون واسطه یا با واسطۀ اطلاعات، مفاهیم و معانی و احساسها بین افراد در سازمان است»؛(1)«بنابراین امام جماعت باید با حضور و پشتکار خود، همچنین از طریق به وجود آوردن یک سیستم معنوی متناسب با مسجد خود و با مشارکت دادن همگان، امور مسجد را بهطور صحیح رهبری نماید و با عنایت به روحیات مختلف کارکنان و مراجعان، بکوشد همۀ افراد را با هم پیوند دهد و آنها را در پیشبرد هدف کلی به کار گیرد. امام جماعت باید بهگونهای مردم مسجد و منطقۀ خود را رهبری کند که نقش رهبری او به عنوان الگویی معنوی و الهی، خودساخته، خیراندیش و غیرقابل سوءاستفاده شناخته شود».(2)
1- 5- 4. برنامهریزی
«تدوین و تعیین فعالیتهایی که باید در محدودۀ راهها و در چارچوب روشهای مشخصشده انجام پذیرد را برنامهریزی دانستهاند؛ به دیگر سخن، برنامهریزی یعنی انتخاب راه و روشی مناسب برای بهتر رسیدن به هدف. برنامهریزی را میتوان پاسخ به سه «ک» (کِی، کجا، کی) و سه «چ» (چه، چرا، چگونه) دانست».(3)
«برنامهریزی ایدهآل و مطلوب، برنامهریزی جامع و استراتژیک است که فرایندی است در جهت تجهیز منابع سازمان و وحدت بخشیدن به
تلاشهای آن برای نیل به اهداف و رسالتهای بلندمدت با توجه به امکانات و محدودیتهای درونی و بیرونی؛ بنابراین امام جماعت باید برای نیل به اهداف مشخص هر مسجد خطمشی جامعی را طراحی و بر اساس آن برنامهریزی نماید».(1)
1- 5- 5. سازماندهی
سازماندهی عبارت است از فرایند استفاده از منابع و کارکنان سازمان بهشیوهای منظم برای دستیابی به هدفها و آرمانهای بلندمدت یک سازمان. «در سازماندهی، وظایف و اختیارات و مسئولیتهای واحدها و افراد مشخص شده و نحوۀ هماهنگی و ارتباط بین آنان معین میگردد. به همین جهت سازماندهی، فعالیت مستمر و مداومی است که مدیر همواره با آن روبروست. مدیر باید نیروی انسانی و امکانات موجود در سازمان خود را شناسایی و سازماندهی کند؛ وظیفۀ هر یک از آنان را و چگونگی استفاده از امکانات را معین سازد.
پویایی مدیریت ایجاب میکند که همواره سازماندهی برای سازگاری سازمان با محیطِ متغیر و تکنولوژیهای جدید و سایر سازمانها استمرار داشته باشد. بر این اساس، مدیران باید بهطوری مستمر ساختار سازمانی خود را با شرایط جدید تطبیق دهند و اصلاحات لازم را در آن به عمل آورند؛ البته مستمر بودن کار سازماندهی، به معنای آن نیست که سازمان بهطور دائم دستخوش دگرگونیهای بنیادی گردد».(2)
«میدانیم که به مجرد همکاری چند نفر برای نیل به هدفهای مشترک، تقسیم کار بین آنان ضرورت پیدا میکند؛ ولی مسئله مهم
چگونگی تقسیم مجموع وظایف متعدد و متنوع یک سازمان بین افراد و واحدهای مختلف آن است. افزون بر تقسیم وظایف بین افراد گروهها، باید سلسلهمراتب سازمانی بهصورت رسمی توسط نموداری مشخص گردد که هم واحدهای تابعه را نشان میدهد و هم خطوط و مجاری ارتباطات و مسئولیت را تعیین نماید. ضرورت این اقدام بدان جهت است که همکاری افراد در یک گروه متشکل بهمنظور تأمین مقاصد معیّن، مستلزم این است که روابط آنها با یکدیگر معلوم باشد؛ بهگونهای که معیّن گردد در سازمان چه کسی به چه کسی گزارش میدهد. در حقیقت نمودار سازمانی نقشهای است که پستها و روابط درون ساختار سازمانی را ترسیم میکند. امام علی (علیهالسلام) لزوم معیّن بودن و رعایت سلسلهمراتب را چنین بیان میکند:
"و انت مسترعی لمن فوقک لیس لک ان تفتات فی رعیه و لاتخاطر الا بوثیقه"(1): تو نیز باید مطیع مافوق باشی؛ دربارۀ کار مردم حق نداری بر اندیشه خود استبداد ورزی و حق نداری به کار بزرگی دست زنی، مگر با پشتوانۀ دستوری که به تو برسد».(2)
1- 5- 6. کنترل و نظارت
«کنترل و نظارت فعالیتی است منظم که [مدیر ] بهوسیلۀ آن، هستها را با بایدها، موجودها را با مطلوبها، عملکردها را با پیشبینیها مقایسه میکند و اصلاحات لازم را در وضع موجود برای رسیدن به وضع مطلوب میسر میسازد. کنترل و نظارت دارای پنج مرحله است:
الف) تعیین نتایج مورد انتظار یعنی بایدها در کنترل؛
ب) تعیین شاخص برای سنجش نتایج مورد انتظار؛
ج) تعیین استاندارد یا الگوی مطلوب؛
د) تعیین نحوه و روش جمعآوری اطلاعات یا طراحی شبکه اطلاعاتی در کنترل؛
ه) ارزیابی اطلاعات و نتیجهگیری از آن و مشخص کردن عملکرد واقعی.
بنابراین امام جماعت باید با درنظر گرفتن بایدها، الگوی مطلوب، معیار ارزیابی و روش ارزیابی، نتایج بهدست آمدۀ فعالیتها و عملکرد واقعی مسجد خود را مورد کنترل و ارزیابی قرار دهد و با تقویت نقاط قوت و از بین بردن نقاط ضعف، به سوی وضع مطلوب گام بردارد».(1)
1- 5- 7. تصمیمگیری
«تصمیمگیری چارچوبی برای عملکرد کارکنان سازمان فراهم میسازد و ازاینرو نقشی پراهمیت در مدیریت ایفا میکند. همین نقش مهم موجب شده که بعضی از صاحبنظران، در واپسینِ تحلیل، برای مدیریت فقط یک کارکرد قائل شوند و آن تصمیمگیری است.
سایمون(2)(1965) تصمیمگیری را با مدیریت مترادف میداند و معتقد است که فعالیت و رفتار سازمانی، شبکۀ پیچیدهای از فراگردهای تصمیمگیری است. منظور از تصمیمگیری تحت تأثیر قرار دادن رفتار و عملکرد افرادی است که اجرای عملیات سازمان را بر عهده دارند؛ بنابراین برای اینکه ساختار و روابط سازمانی را بشناسیم، کافی است که نحوۀ کاربرد قدرت تصمیمگیری را در آن کشف کنیم و برای آگاهی از طرز کار سازمان، شیوههای تصمیمگیری آن را مورد مطالعه قرار دهیم.
گریفیث(3)(1959) تصمیمگیری را قلب سازمان و مدیریت تلقی میکند
و معتقد است که تمام کارکردهای مدیریت و ابعاد سازمان را میتوان بر حسب فراگرد تصمیمگیری توضیح داد. تخصیص منابع، شبکه ارتباطی، روابط رسمی و غیررسمی و تحقق هدفهای سازمان، به وسیلۀ مکانیسمهای تصمیمگیری کنترل میشوند؛ ازاینرو تصمیمگیری به منزلۀ کلید فهم پیچیدگیهای سازمان و عملکردهای مدیریت است.
برخی دیگر از مؤلفان مدیریت (مانند کونتز و اودانل، 1972)، "تصمیمگیری و برنامهریزی را مترادف میدانند، یا تصمیمگیری را در کانون برنامهریزی قرار داده، تلویحاً میرسانند که تصمیمگیری چندان مرکزیتی در کارکردهای سازماندهی و کنترل ندارد".(1)با همۀ این ملاحظات باید گفت که تصمیمگیری فعالیت و رفتاری است که در تمام وظایف و فعالیتهای مدیریت نافذ است، ولی کل مدیریت نیست؛ زیرا فقط یکی از شیوهها و طُرُقی است که مدیران به وسیلۀ آن میتوانند تحقق مؤثر هدفهای سازمانی را میسر سازند».(2)
1- 5- 8. خلاقیت و نوآوری
«همۀ سازمانها برای بقا نیازمند اندیشههای نو و نظرات جدیدی هستند که از رکود و نابودی سازمان جلوگیری میکند. منظور از خلاقیت یعنی پیدا کردن یا طراحی یک اندیشه و فکر نو و نوآوری علمی و عملی برای انجام مأموریت خود.
با توجه به تحولات روزافزون و پیدرپی در مسائل جهانی، اجتماعی و تکنولوژی، مساجد نیز باید در انجام وظایف و امور خود، خلاقیت و نوآوری داشته باشند و از همۀ تحولات و پیشرفتها برای هدایت مردم بهره و استفاده لازم و کافی را ببرند؛ بدین ترتیب امام جماعت و مدیر
مسجد باید زمینه را برای طراحی و تدوین، پرورش و افزایش و اجرای اندیشههای نو، بهمنظور پویایی برنامههای مسجد و جذاب ساختن آنها برای همۀ اقشار و انطباق امکانات و روشها با شرایط و ابزار جدید تکنولوژی مهیا سازد. امام جماعت باید با رویی گشاده از پیشنهاد و طرح اندیشههای جدید و روشهای نوین در مسجد استقبال نماید و آنها را بهصورت علمی مورد بررسی قرار دهد، همۀ جوانب آن را سنجیده، پس از بررسیهای لازم و رفع نواقص، آنها را به مرحله اجرا گذارد».(1)
ج) کارکردهای مسجد(2)
اگر نگاهی به کارکردها و خردهنقشهای مسجد از زمان شکلگیری آن در صدر اسلام تا به حال داشته باشیم، درخواهیمیافت که مساجد همواره در طول حیات خویش از نقشها و کارکردهای بسیار متنوع و متکثری بر حسب موقعیت مکانی و مقتضیات زمانی برخوردار بودهاند. در ادامه جهت جلوگیری از اطاله مطالب، تنها نقشهای اصلی و مهم آن جهت تبیین بیشتر موضوع مورد بررسی قرار میگیرد:
مراد از عبادت، خود عبادت است نه صلاحیت و استعداد آن و خود عبادت یعنی اعمالی که عبد با اعضا و جوارح خود انجام میدهد؛ مثلاً برمیخیزد، میایستد، به رکوع میرود و به سجده میافتد که غرض به همۀ اینها تعلق میگیرد. مسجد یعنی جایگاه سجده و سجده اوج
عبادت و بندگی انسان برای خداست. در فرهنگ دینی نام مسجد یادآور بندگی و کرنش در پیشگاه خداوند متعال است. مسجد پایگاه عروج انسان از خاک به افلاک است. بررسی اهمیت و جایگاه عبادت خداوند در دین اسلام روشن میکند که چرا کارکرد نیایشی یا عبادی مهمترین و اصلیترین نقش مساجد از صدر اسلام تاکنون بوده است.
قرآن کریم در این خصوص میفرماید: «و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون»(1)بنابراین هدف نهایی از خلقت انسان عبادت است و هنگامی که هدف از آفرینش آدمی عبادت باشد، تمامی آنچه در دایرۀ شمول زندگی وی وجود دارد، باید دارای منشأ عبادی و نیایشی باشد و اینچنین است که خداوند متعال به ساختن مسجد امر میفرماید. مهمترین اعمال عبادی که در مسجد انجام میگیرد عبارتاند از: برگزاری نماز جماعت، برگزاری مراسم دعا و نیایش (توسل، کمیل، ندبه، روزانه، ادعیه مخصوص ماه مبارک رمضان، ماه محرم)، مراسم اعتکاف و قرائت قرآن.
خداوند متعال یکی از جنبههای مهم رسالت پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) را تبیین و تفسیر آیههای قرآن قرار داده است. بیتردید این مهم در مرتبۀ اول در مسجد صورت گرفته است. مسجد در تاریخ اسلام قدمت زیادی در امر آموزش دارد؛ زیرا در آغاز ظهور اسلام و حکومت خلفای راشدین، مراکز تعلیم اسلام بیشتر در مساجد و گاه در برخی از اماکن عمومی و خصوصی بوده است. علما و دانشمندان در مسجد نبوی و مسجدالحرام در مکه و دیگر مساجد یا در خانهها و اماکن عمومی انواع علوم دینی و ادبی و
1) ذاریات: 56.
موعظه و نصیحت را به مردم افاضه میکردند. حتی مراکزی که بعدها به عنوان مدارس پیشرفته در کشورهای اسلامی تأسیس شد، از نظر معماری تحت تأثیر شکل و فرم مساجد به وجود آمده است.
بنا کردن مسجدالنبی که مسجدِ نمونۀ اسلام است، در حقیقت فقط تأسیس یک عبادتگاه نبود؛ بلکه به شهادت مورخان و محققان و حتی خاورشناسان، پیریزی یک مدرسۀ بزرگ اسلامی بود. آغاز تاریخ تأسیس مدارس هر زمان که باشد، محققان و مورّخان پذیرفتهاند که پیش از پیدایش مدرسه، مسجد یگانه مرکز مهم آموزشی- فرهنگی در کشورهای اسلامی بوده است؛ به بیان دیگر در حقیقت مدرسه فرزند مسجد به شمار میآید. پس از پیدایش مدرسه نیز تا سالها مدرسه در دامان مسجد بنا میشد.
آموزش اسلام امری بود که توسط پیامبر گرامی (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) در جایگاه نخستین معلم در مسجد با عنوان یک مرکز تعلیم و تربیت آغاز گشت. تلقی مسجد بهعنوان یک مرکز آموزشی و تعلیم در صدر اسلام، بهطور ویژه ازآنرو دارای اهمیت است که ترویج و گسترش فرهنگ اسلامی، خصوصاً در دهههای آغازین ظهور اسلام، مستلزم تربیت انسانها بود؛ به همین دلیل مساجد در کنار کارکرد عبادی، به یک پایگاه آموزشی مبدّل شدند.
اسلام دین علم و معرفت است. بیش از همۀ نظامات اجتماعی جدید و قدیم و همۀ ادیان و شرایع، اسلام مردم را به فراگیری دانش تشویق و ترغیب و برای پیریزی فرهنگ و تمدنی قوی، تحصیل علم را بر هر زن و مرد مسلمان واجب کرده است. دراینباره دستورهایی از پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) رسیده است که فرمودند: «طلب العلم فریضه علی کل مسلم
الا ان الله یحب بغاة العلم»: تحصیل علم بر هر فرد مسلمانی واجب است؛ خداوند دانشجویان را دوست میدارد».(1)پس در اسلام تحصیل علم و دانش اختصاص به صنف یا جنس خاصی ندارد؛ بلکه تحصیل یک فریضۀ عمومی و همگانی به شمار میرود. رسولالله (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) در حدیثی دیگر میفرمایند: «اطلبو العلم من المهد الی اللحد»: زگهواره تا گور دانش بجویید».(2)
بنیان مکتب شریف اسلام بر دین و دانش است. بنیانگذار آن، حضرت رسول اکرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) همواره آن دو را قرین و ملزوم همدیگر میداند و برای دین بدون علم ارزشی قائل نمیشود و بر این باور است که: «اگر شخصی بامدادان راه مسجد را در پیش گیرد و صرفاً هدف او چنین باشد که راه خیر و نیکبختی را فراگیرد و یا آن را به دیگران تعلیم دهد، از لحاظ اجر و مزد اخروی همسان کسی است که عمرۀ کامل انجام داده باشد و اگر شبانگاه با چنان هدفی به مسجد روی آورد، اجر و پاداش او برابر با اجر و پاداش کسی است که مراسم حج کامل را برگزار کرده باشد».(3)
مسلمانان صدر اسلام در عصر رسول خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) در غیر اوقات نماز، انواع کلاسهای آموزشی و حلقههای علمی و دینی و هنری را به مقتضای زمان در مساجد تشکیل میدادند و در موضوعهای مورد نیاز به بحث و بررسی و تمرین میپرداختند. پیامبر اسلام (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) گاه خود استادیِ کلاسها را بر عهده داشت و گاه کرسی استادی را به شخص دیگری که از توان علمی قابل قبولی برخوردار بود، محول میفرمود. اسناد و مدارک موجود نشان میدهد که آن حضرت اغلب اوقات وقت خود را صرف تعلیم و تربیت مردم در مسجد مینمودند و شرکت در نشستهای علمی
را بر سایر مجامع ترجیح میدادند. این الگو و برداشت از مسجد به عنوان یک مرکز تعلیم و تربیت باعث شد که در جامعه اسلامی، بین مفهوم مسجد و علمآموزی نوعی تقارب و ارتباط نزدیک به وجود آید و همگام با توسعه و گسترش اندیشههای اسلامی در جوامع مختلف که نتیجۀ اساسی آن توسعه مساجد بود، کارکرد علمی و آموزشی مسجد بهشکل یک فعالیت اصلی روزبهروز نهادینهتر گردد.
«یکی از نیازهای اساسی جوامع، تعلیم و تعلم است. جوامع برای زنده ماندن و پویایی و شکوفایی خود به آن نیازمندند. دعوت به یادگیری علم و درس و تشویقی که دربارۀ کسب علم و رفعتِ جایگاهی که برای علم و عالمان در آیات و روایات اسلامی آمده است، مسلمانان را برای کسب علم حریصتر میسازد. از آنجاکه اولین تعلیمات در جوامع، تعالیم دینی بوده و اولین محل اجتماع مؤمنان، مسجد، بهعنوان اولین مکان آموزش و تعلیم و تعلم در جهان اسلام شناخته شده است، نهادهای تعلیمی امروزین، اعم از تعلیمات دینی و غیر آن، انشعاباتی از مساجد آن روز است».(1)
پس از پیدایش اسلام در ایران نخستین محلی که پایگاه تعلیم و تربیت قرار گرفت، مسجد بود؛ زیرا به وسیلۀ مسجد منظور مسلمانان که ترویج دین مبین اسلام و تعلیم مبانی آن بود، برآورده شد. اوقات تعلیم زمانی بود که مردم از کار عبادت فارغ شده، به مسجد نیاز نداشتند؛ یعنی از بامداد تا نیمروز. بعدازظهر در فاصلۀ بین نمازها جایگاه درس شبستان، رواق و ایوان مسجد بود. موادی که تدریس میشد، در آغاز عبارت بود از: قرآن، حدیث، بحث در اصول دین و مذهب و تفسیر قوانین شرع (فقه)
1) سعید عباسنیا، کتابشناسی مسجد، ص5.
و در زمانهای بعد، صرفونحو زبان عربی و ادبیات عرب، منطق و علم کلام نیز بر مواد مذکور افزوده شد.(1)
پیامبر اسلام (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) در جایگاه نخستین معلم در مسجد امر تعلیم و تربیت را شروع کرد و در ابتدای کار جهت بیان اهمیت و نقش تعلیم و تربیت و رواج گسترش این طرز فکر در میان جامعه اسلامی فرمود: «هرکس به منظور یاد دادن و یاد گرفتن وارد مسجدی شود، مانند مجاهدی است که در راه خدا نبرد میکند».(2)«در زمینۀ تعلیم و تربیت اسلامی نیز صرفنظر از کارکردهای تکمیلی و تثبیتی مساجد، اصل حضور و وجود فیزیکی و کالبدی در مکانی به نام مسجد نیز مهم است. مسجد در این زمینه در هویتدهی به فرد و معنابخشی به تجارب او مؤثر است».(3)
ساختار تشکیلدهندۀ هر فرهنگی متأثر از عوامل زیادی است که از مهمترین آنها میتوان به سه عامل دین، جامعه و طبیعت (جغرافیا) اشاره کرد. این عوامل در عرض همدیگر نیستند؛ بلکه به ترتیبی خاص در ساختار شکلگیری و تحول فرهنگی تأثیر میگذارند. از میان عوامل فوق، طبیعت عاملی ثابت و نسبتاً پایدار است که روش بهرهبرداری از آن متفاوت و متغیر است؛ این خود نیز به دو مؤلفۀ فوق و فرهنگ مربوط است. عامل جامعه نیز تحت تأثیر خلاقیت و بستر فرهنگی از سویی و جغرافیا از سوی دیگر قرارگرفته، متحول میشود.
جامعۀ انسانی نیازمند حکومت و قانون است. قانون هنگامی معقول
و مطلوب است که برخاسته از فرهنگ صحیح باشد. این فرهنگ صحیح تنها با وضع قانون ایجاد نمیشود؛ بلکه ضروری است که نهادهای فرهنگی جامعه، مقدم بر وضع قانون آن را محقق سازند، وگرنه جامعه دچار فقدان و خلأ فرهنگی خواهد شد. مسجد راهحلی است که دین مبین اسلام برای حل این معضل فرهنگی برگزیده است. مسجد مرکزی فرهنگی است که مردم را در شبانهروز پنج نوبت به خود فرامیخواند و فرهنگی ارائه میکند که به جای تکیه بر امتیازها و اختلافها، به جهات مشترک بشری تکیه دارد و ارزشهای اجتماعی افرادش را در قالب تعالیم فطری و الهی که منبع حق و حقیقت است، حیات میبخشد. امروزه پس از گذشت 1400 سال هنوز مسجد کارکرد فرهنگی خود را از دست نداده است، بلکه بر وسعت دامنۀ آن نیز افزوده شده است.
آموزش به تازهمسلمانان یکی از جلوههای کار فرهنگی پیامبر اسلام (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) در مسجد بود. افراد تازهمسلمان یا آنان که قصد گرویدن به اسلام را داشتند، به آموزشهای ویژهای نیازمند بودند. دامنۀ فعالیتهای فرهنگی پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) در مسجد، تنها به برگزاری مجالس سخنرانی و تشکیل کلاسهای آموزشی محدود نمیشد؛ بلکه جلوههای رفتاری پیامبر اعظم (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) بیش از هر چیز مسجد را به کانون هدایت حقجویان مبدّل ساخته بود.
«پیامبر اسلام (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) محیط مسجد را کاملاً یک محیط فرهنگی میدانستند؛ تا جایی که در حضور آن حضرت و با اجازۀ ایشان، مسابقۀ شعر و سخنرانی در مسجد برگزار میشد و پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) ضمن ابراز خرسندی از این کار، با حوصله و بردباری با چنین مسائلی برخورد میکردند. گرچه پیامبر اسلام (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) محور فعالیتهای فرهنگی مسجد بود، ولی چنانچه پیشتر گذشت، در غیاب آن
حضرت کارهای فرهنگی و آموزشی در مسجد ادامه داشت».(1)
هدف از تبلیغ رشد و افزایش معرفت دینی مردم و احیای آنان برای ادای وظایف دینی و اسلامی ایشان است. قرآن کریم همۀ انبیا را دارای شأن تبلیغی و در نتیجه همۀ ادیان را تبلیغی میداند. از نظر قرآن همۀ پیامبران حامل پیامهایی هستند که باید آنها را به مردم برسانند. از نظر تاریخی نیز هر یک از پیامبران پیروانی داشتند که در همۀ امور ازجمله تبلیغ دین از آنان پیروی میکردهاند. شأن تبلیغی همۀ پیامبران را از متون کلامی اسلامی نیز میتوان دریافت؛ بنابراین تبلیغ یک اصل جاودانه و همیشگی اسلام است. مادامی که حکمی از احکام اسلام از دید برخی از مردم پنهان مانده باشد، مادامی که کسانی به این دین نگرویده باشند، مادامی که زمینۀ گمراهی از این دین مبین وجود داشته باشد، تبلیغ هم وجود خواهد داشت و باید وجود داشته باشد؛ به همین سبب بعضی از اندیشمندان مسلمان معاصر به اهمیت و لزوم تبلیغ و هویت تبلیغی داشتنِ دین اسلام، کم و بیش توجه نشان دادهاند.
پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) از همان ایام اولیهٔ شروع تبلیغ اسلامی، از ضرورت وجود مرکزی که متولی امور تبلیغاتی باشد، آگاه و عملاً در پی تأسیس آن بودند. وجود چنین مرکزی به فعالیتهای تبلیغاتی انسجام لازمه را میبخشید و امکان هدایت هر چه بهتر مبلّغان را فراهم میآورد. با رجوع به سیرۀ تبلیغی حضرت رسول (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) مشخص میشود که ایشان سه نوع مرکز تبلیغاتی داشتهاند: سیّار، موقت، و ثابت.
1) رحیم نوبهار، سیماى مسجد، ج2، ص110- 123.
عمدهترین محورهای تبلیغی مساجد مطابق با سیرۀ نبوی (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) عبارتاند از:
اذان، یک نماد تبلیغاتی: اذان از نظر لغوی به معنای اعلام است. اذان با عنوان جزئی معروف از نماز، در سال اول هجرت بعد از آنکه رسول خدا با همیاری اصحابش مسجدالنبی را بنیان نهاد، واجب شد. با رجوع به محتوای اذان مشخص میشود که این متن کوتاه و منسجم نمادی واحد و پرمعنا برای معرفی تمام اسلام است؛ به تعبیر دیگر مسجد مکانی است که قلب امور تبلیغاتی در آن میتپد و اذان شعار تبلیغاتی آن محسوب میشود.
نماز، نشان تبلیغی اسلام: نماز را باید یک عطیۀ الهی به حساب آورد که اقامۀ آن توسط مسلمانان منشأ خیرات بسیاری است. ما در اینجا به بعد تبلیغی نماز نظر داریم که شامل موارد زیر است:
به هنگام نمازهای یومیه مؤمنان در مسجد گرد هم میآیند و همین امر امکان تبادل اطلاعات و مطلع شدن افراد از حال یکدیگر را فراهم میسازد.
به هنگام نماز مردم در مسجد با امام جماعت ارتباط مستقیم مییابند و از این طریق امر ارشاد و حل مشکل به نحو بهتری صورت میپذیرد.
نمازهای یومیه، چه بهصورت فرادا اقامه شوند و چه بهصورت جماعت، دارای مضامین عالیهای هستند که هر یک میتواند در تربیت معنوی و اجتماعی مسلمانان مؤثر واقع شود.
بعد تبلیغی مسجد: مساجد در تمامی اعصار پایگاه اصلی فعالیتهای مسلمانان، در معنای عام آن، بودهاند و این مطلب که پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) به تأسیس و گرامیداشت و اعتباربخشی به مساجد نظر خاصی داشتند، مبیّن همین حقیقت است. نباید از این ابعاد و کارکردها غافل شد. مسجد اصلیترین جایگاه ابلاغ آیات قرآن و احکام دین و تبیین احکام
اسلام در زمان پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) بوده است. نقش واعظان در مساجد هم نقشی انکارنشدنی است.
دو واژۀ دین و سیاست در آیین مقدس اسلام مقولۀ واحدی را تشکیل میدهند؛ به عبارت دیگر عبادت و سیاست دو عنصر همشکل هستند که به موازات هم در جهت اعتلای کلمهٔ الله تعریف میشوند و تجلی مییابند و بههیچوجه از هم قابل تفکیک نیستند. آنان که وجود یکی از این دو عنصر را مزاحم دیگری تلقی کردهاند، به بیراهه افتاده و مخاطب این کلام الهی شدهاند که «فَاَینَ تَذهَبونَ»(1): کجا به بیراهه میروید؟
هرچند دین ابعاد وسیعی را شامل میشود و در سیاست قابل خلاصه نیست، نکتۀ حائز اهمیت این است که بقا و دوام دین و پاس داشتن حدود و ثغور شریعت، مرهون سیاستِ دینی است و دین بر سر جامعهای سایهافکن میشود که از جانب سیاستی سالم محافظت میگردد و رهیافتهای سیاسی آن جامعه با آموزههای آن دین منطبق است. امام علی (علیهالسلام) میفرمایند: «غایة الدین الامر بالمعروف و النهي عن المنکر و اقامة الحدود»:(2)منتهای آمال دین امربهمعروف و نهیازمنکر و اجرای حدود الهی (حکومت دینی) است. بر اساس همین آمیختگی دین و سیاست در اسلام است که اعمال عبادی و سیاسی آن نیز از مرکز مسجد هدایتپذیر بوده و لوای بلند اسلام با علامت مخصوص عبادت و سیاست در ستیغِ قلوب عارفان جهان به اهتزاز درآمده است.(3)
نکتۀ شایان ذکر این است که آنچه مساجد را به یک کانون سیاسی- عبادی مبدّل میکند، اجتماع مسلمانان در آن برای انجام فرایض دینی است و در سایۀ این تجمع و دسترسی به آحاد مسلمانان در جامعه اسلامی، کارکرد سیاسی مسجد از رونق بیشتری برخوردار میگردد. مسلمانان به واسطۀ مراسم گوناگونی چون اعیاد، تولد پیشوایان دینی و عاشورای حسینی در مساجد حضور میبابند و این وضعیت، ارتباط جمعی میان مسلمانان را تقویت میکند و فرصت مناسبی برای روشنگری سیاسی و تنویر افکار عمومی مسلمانان فراهم میسازد.(1)
مسجد علاوه بر آنکه محل اصلی گردهمایی اجتماعی مسلمانان بود، خیلی زود درگیر امور سیاسی آنان نیز شد و به گفتۀ یکی از محققان این تحول گریزناپذیر بود. نیّات پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) از آغاز هرچه بود، دیری نپایید که بر اثر افزایش اهمیت اسلام، مسجد به مرکز مذهبی و سیاسی جامعۀ جدید تبدیل شد. مسجد جایی بود که مؤمنان برای نماز گرد پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) جمع میشدند و ایشان در آنجا برای آنان سخن میگفتند. این سخنان نهتنها شامل دعوت به اطاعت از خدا بود، قوانینی را دربرمیگرفت که بر زندگی اجتماعی مسلمانان نیز تأثیر داشت؛ در واقع از مسجد بود که پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) جامعۀ سیاسی و مذهبی اسلام را رهبری میکرد.
رابطۀ مسجد و سیاست به چند صورت نمود یافته است؛ یکی به این شکل که مسلمانان در پی هر فتح همواره میکوشیدند مسجد اصلی خود را در مرکز شهر و در مجاورت محل زندگی حاکم که معمولاً دارالاماره نامیده میشد، بنیان نهند. در برخی شهرها مسجد چنان نزدیک دارالاماره ساخته میشد که هر دو ساختمان ظاهراً به هم متصل بودند.
1) کوروش فتحی واجارگاه، مسجد نقطه وصل، «تأملی دوباره بر کارکردهای مسجد»: ص18.
این پیوستگی نزدیک نشانگر این عقیدهٔ همگانی بود که تمام قدرت سیاسی و مذهبی در دست حاکم است. خصلت ذاتی اسلام آن است که سیاست و مذهب نمیتوانند از یکدیگر جدا باشند. یک شخص حکمران و دارای تمام اختیار این هر دو مورد بود و یک ساختمان یعنی مسجد مرکز ثقل سیاست و مذهب.
یکی دیگر از مصادیق بارز در ارتباط با فعالیتهای سیاسی در مسجد، انتخاب مسجد برای محل اخذ بیعت است. محوریت مسجد در امور سیاسی، اجتماعی و فرهنگی باعث شد تا در هر شهر مسجد جامع شکل گیرد و مسئولانِ معتقد حکومتی از طریق آن به بررسی مسائل هر منطقه بپردازند. «سر توماس ارنولد درباره ارتباط مسجد با امور سیاسی و اجتماعی دولت میگوید: مسجد فقط محل عبادت نبود؛ بلکه محل زندگی سیاسی و اجتماعی نیز بود».(1)همچنین «پیغمبر فرستادگان را در مسجد میپذیرفت و در آنجا به کارها رسیدگی میکرد و برای مسلمانان دربارۀ سیاست دین سخن میگفت. عُمَر در مسجد مدینه از منبر به مسلمانان گفت که سپاهیانش در عراق عقبنشینی کرده و برای حرکت بدان سرزمین آنها را تشویقشان کرد. عثمان نیز وقتی مردم بر رفتار او اعتراض کردند، از منبر خود دفاع کرد. وقتی خلیفه انتخاب میشد، نخستین خطابهٔ خود را که به منزلۀ برنامۀ سیاسی او بود، از منبر میخواند».(2)
اگر مسجد را نه فقط یک مکان، بلکه اجتماعی از مسلمانان بدانیم و در مسجد برای ایجاد اتحاد و یکپارچگی و حفظ و تقویت هویت جامعه اسلامی، خطبهها، سخنرانیها و جلسات در نظر گرفته شود، این امر
نقش بسیار مهمی را در تنویر افکار عمومی جامعه اسلامی برعهده دارد. نمونه بارز این حقیقت، خطبههای نماز جمعه است که در کنار کارکرد عبادی، نقش سیاسی آن بسیار واجد اهمیت است. نماز جمعه نماد فعالیت سیاسی مساجد است. از متون تاریخی چنین برمیآید که نماز جمعه نخستین بار کمی پیش از هجرت پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم)، بهوسیلۀ گروهی از مسلمانان در این شهر برگزار شد و بر اساس برخی از گزارشها، امامت آن را «اسعدبن زراره» بر عهده داشت.
«در جامعۀ اسلامى نقش مساجد بدان گونه است که پیامبر(صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) فرمود: مساجد کانونهاى همیشه بیدار امت است که مسلمانان آگاه، دل به دریاى علم و حکمت بیکران خدا زده، علیرغم تاریکى هاى شب، در آن زنده دل و بیدارند و تاریکى ها را با نور دل بیدار خود مى زدایند و نورافشانى مى کنند و سرانجام با نورانیت کامل محشور مى شوند».(1)
گامهایى که به سوى مساجد برداشته مى شود، دنیاساز و آخرتآبادکن و آگاهىآفرین و وحدتزا است.(2)«در صدر اسلام حرکتها از مسجد آغاز و در مسجد سازماندهى مى شد و نیروها در مسجد بسیج مى گردید و مشکلات جامعه اسلامى در مسجد حلوفصل مى شد؛ بدین ترتیب مسجد یک ابزار تاکتیکى موقت تلقى نمى گردید؛ بلکه رابطۀ حرکت، نهضت و انقلاب اسلامى با مسجد پیوند استوار و جاودانه و استراتژیکی بود که هیچ جایگاهى نمى تواند جایگزین آن گردد».(3)
مطالعۀ تاریخچۀ جنبش هاى سیاسى- اجتماعى و حرکتهاى
مردمى و انقلابى در ادوار گذشته، بهویژه تاریخ معاصر، که با هدف ایجاد اصلاحات در ساختار نظامهاى حاکم بر جوامع بشرى صورت گرفته است، نشانگر آن است که مسجد همواره خاستگاه و پایگاه ویژه و زمینهساز گسترش و تعمیق و تثبیت این جریانات و تحولات انسانى بوده است. از این نظر مطالعه این پایگاهها مى تواند در تحلیل و بررسى جریانات یادشده بسیار لازم و مؤثر و پراهمیت باشد.
نگاهی به تاریخ معاصر کشور نیز نشان مى دهد که مساجد، در جایگاه پایگاهى دینى و فرهنگى، نقش بسیار حساس و خطیرى در ایجاد تحوّل و تشکیل هسته هاى اولیهٔ نهضت پویا و اصیلِ احیاى اسلام انقلابى و جهت دهى به حرکتها و جریانات مردمى داشتهاند. مساجد بهعنوان جایگاه و محل تجمع و گردهمایى انسانهاى خداجوى و مؤمنان دین باور و ولایت مدار، همواره زمینۀ حضور و فعالیت گسترده و همهجانبۀ انقلابیون را در صحنه هاى اجتماعى و سیاسى و حتى نظامى فراهم آورده و بهعنوان مکانى مقدّس تکیهگاه خیزش ها و حرکتهاى انقلابى پایان قرن بیستم به شمار آمده است. با مطالعۀ روند روبهرشد حرکتها و فعالیتهاى اسلامى، مذهبى، سیاسى و اجتماعى، درمى یابیم که چگونه این مکان الهى نقش زمینهسازى و توسعه و بسط این جریانات را ایفا نموده است. در حقیقت مساجد با محوریت در شکل گیرى و جهت دهى این جنبشها و نهضتها، همواره نقشی اساسى در بستر تاریخ داشتهاند.
پایه و اساس دین اسلام بر اصل اجتماعى بودن قرار گرفته است تا انسان را از زندگى فردى و خزیدن در کُنج عزلت و تنهایى برهاند و او را به
سوى زندگى جمعى و اجتماعى سوق دهد؛ به همین دلیل اسلام همواره مؤمنان را به شرکت در اجتماعات براى عبادت خداوند ترغیب مى کند؛ زیرا تنها از طریق اجتماع است که مسلمانان مى توانند به صورت یَدی واحد در مقابل مصائب و مشکلات ایستادگى نمایند. (یدالله مع الجماعة)
مسجد طبق آموزههای اسلام دین و دنیا را به یکدیگر پیوند مى دهد و آن دو را در قالب بنیانی واحد و استوار طراحى میکند. مسجد در طول تاریخ تمام جوامع اسلامى، مرکز فعّالیتهاى اجتماعى بوده است؛ بدین سبب مسجد علاوه بر کارکرد اصلى خود که عبادتگاه است، محل ایفاى وظایف اجتماعى از قبیل تعلیم و تربیت و محل اجتماع امّت، پناهگاه مسافران و محلّ توزیع غذا در میان مستمندان نیز بوده است.
مسجد به مثابۀ مرکز اجتماع حدّاقل در سه زمینۀ مهم به مؤسسان خود خدمت کرده است: زمینههای اجتماعى، سیاسى و آموزشى. وسعت و اهمّیّت هر یک از این نقشها بنا بر اوضاع خاصّ هر منطقه، از محلّى تا محلّ دیگر، متفاوت است؛ اما در بیشتر موارد مسجد نیازها و احتیاجات طرفداران خود را برآورده کرده است. مسجد در وقت نیاز به اعضاى خود کمک مى کرد. مردم غالباً در هنگام مصائب نظامى و بلاهاى طبیعى به مسجد پناه مى بردند. در خشکسالى، بلا و طاعون مردم براى دعا و طلب کمک از خدا به مساجد مى رفتند و زنان نازا در طلب معجزه به بعضى از مساجد رومى آوردند. مراسم تشییع و نماز میّت گاهى در مساجد برگزار مى شد و هنوز نیز مى شود و در آنجا به بستگان متوفّا تسلیت مى گویند. معمولاً خطر قریب الوقوع ابتدا در مسجد اصلى شهر اعلام مى شد.(1)
1) محمد مکی سباعی، تاریخ کتابخانههای مساجد، ص32- 35.
یکى از علل تأکیدات پیامبر اسلام (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) و ائمه معصومین مبنى بر حضور در نماز جماعت به صورت صفوف فشرده و نزدیک، ایجاد روحیه تعاون در بین نمازگزاران و افزایش بُعد اجتماعى در کنار انجام اعمال عبادى بود و این حضور مى تواند از هرجومرج و عنانگسیختگى که جامعه به مرور زمان دچار آن مى شود، جلوگیرى کند. تشکیل این اجتماعات در مکان مقدس مسجد باعث میشود مؤمنان تحت توجه و ارشاد عالمان دین، مبنى بر رعایت و انجام احکام و اعمال اسلامى قرار گیرند و نتیجه رعایت این دستورها تحقق جامعه اى سعادتمند خواهد بود.
«اضطراب و نگرانى یکى از بزرگترین ابعاد زندگى انسان و آرامش یکى از گمشده هاى مهم بشر است که همواره در جستجوى آن بوده و هست و از آغاز زندگى براى یافتن آن تلاش کرده است. دنیاپرستى و دلباختگى به زرقوبرق زندگى، خیالات پوچ و بیماریها و بىهدف بودن زندگى به هر انسانى لطمه مى زند و موجب اضطراب و نگرانى او مى شود. در چنین حالتى است که انسان، آگاه و ناخودآگاه به جستجوى گمشده اش - آرامش - مى پردازد. اعتقاد انسان به خدا، او را از دنیاپرستى باز مى دارد و از سوءظن و خیالات پوچ مى رهاند و به زندگى او هدف مى بخشد و در برابر مشکلات زندگى پایدار کرده و به آینده امیدوار مى سازد. چه مکانى بهتر از مسجد، مکان امن الهى، جهت یافتن آرامش معنوى؟ جایى که خانهٔ آن خدایى است که دلها آرامش خود را از او طلب مى کنند؛ "اَلا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ"(1): داروى همه دردها ذکر خداست؛ البتّه توجّه
1) رعد: 28: آگاه باشید که تنها یاد خدا آرامبخش دلهاست.
داریم که منظور از ذکر، تنها الفاظ و جملاتى که بر زبان جارى مى کنیم نیست؛ در عین حالى که ذکر زبانى خود داراى ارزش و فضیلت زیادی است؛ بلکه مهم این است که در مرحلۀ نخست ذکر خدا آنقدر عمیق و حساب شده و خالصانه باشد که ارتباط محکمى را میان بنده و خالق به وجود آورد،و در مرحلۀ دوم این ذکر به صورت ارتباط حبیب و محبوب و عاشق و معشوق در آید».(1)
«قرآن کریم هم فلسفهٔ نماز را به یاد داشتن خداوند دانست و ذکر و یاد خداوند مهربان هم موجب سکون و آرامش دلها مى شود».(2)«لذا دعا و نیایش به پیشگاه خداوند متعال خود زیباترین عرصۀ تجلى کمالجویى و زیبایىدوستى و در نتیجه، کارى سراسر هنرمندانه است؛ ازاینرو مؤمنان واقعى تحت تأثیر روح زیباى پرستش الهى و ربوبى که مظهر عاطفه، رحمت و زیبایىجویى انسانى مى باشد، قرار دارند؛ همچنانکه خداى بزرگوارِ آنها با کلمه مبارکه "بسم الله الرحمن الرحیم" به خلق و ارادهٔ هستى مبادرت جسته است».(3)
«علت نامگذارى مسجد به مسجد نیز از آن روست که جایگاه سجده و تواضع در برابر خداوند است و سجده مظهر اوج بندگى و نشان کمال عبودیت است. انسان با نماز خواندن و ارتباط با خدا احساس آرامش روحى مى کند و نیاز روح خود را برطرف مى سازد. این خود یک حقیقتى است که علماى روانشناس اعتراف دارند؛ مى گویند انسان به علل و عواملى حالتى پیدا مى کند که یک نوع آشفتگى و ناهماهنگى در احساساتش پیدا مى شود که ناشى از آشفتگى روح است. قطعاً اینگونه
افراد احتیاجاتى معنوى دارند که برآورده نشده است و کم و کسرى در روح آنها وجود دارد. یکى از نیازهاى روح همین ارتباط با خداست. هنگامى که این ارتباط برقرار شد و به این حاجت فطرى و تکوینى پاسخ داده شود، انسان به اطمینان خاصى مى رسد».(1)
«عبادت پروشدهندۀ روح و روان آدمى و پاسخ گفتن به یک نیاز طبیعى و مهمّ اوست. کسى که نیازهاى جسمى و روانى خود را بهطور منطقى پاسخ گوید، شخصیّتى متعادل مى یابد؛ برعکس عدم پاسخ منطقى به نیازهاى واقعى و فطرى، شخصیّت انسان را دچار تباهى و یا دست کم نقصان و کمبود مى کند. عبادت و راز و نیاز با خداوند، نیاز واقعى و فطرى هر انسان و مکمّل، بلکه مقوّم شخصیّت اوست. گرچه عبادت در هر مکانى این نیاز روحى را بهطور نسبى تأمین مى کند، ولى این نیاز در مسجد و عبادتگاه بهتر و کامل تر تأمین مى شود».(2)
«مسجد بهعنوان مکان از دو جلوه و ناحیهٔ متفاوت برخوردار است. بهعبارت دیگر دو گونه رفتار مى تواند در این مکان ویژه متجلى شود که در امر تعلیم و تربیت و جهتدهى رفتارهاى فردى و جمعى افراد بسیار مؤثر است. ناحیۀ جلویى و ظاهرى مسجد که در آن رفتارها و اعمال و روابط پسندیدهٔ دینى و مذهبى و مقبول شرع و دین رخ مى نماید و ناحیۀ عقبى و یا پنهان که طى آن رفتارهاى شخصى، غیرجمعى و کنترلى رخ مى دهد. هنگامى که انسانها بهصورت جمع در حال برگزارى مناسک و انجام فرایض هستند، رفتارهاى جمعى و مقبول و عمومى ظاهر مى شود و هنگامى که انسانها بهصورت غیرجمعى و بهصورت فردى در مسجد
ظاهر مى شوند، خودبهخود به محاسبهٔ کنترل و بررسى رفتارهاى شخصى و فردى مى پردازند. ویژگى مسجد بهعنوان یک مکان در مقابل دیگر مکانها این است که مسجد ماهیتاً علاوه بر اینکه محلى براى تجمّع و همبستگى جمعى است و انسانها با حضور جمعى در آن به همبستگى رفتارهاى جمعى مى اندیشند، بهطور مکانى و موقعیتى و با عنایت به نگاه خاص فردى که در آن مکان حاضر مى شود، خودبهخود فرد را به درون خود ارجاع داده و آنچه را که در جمع از طرح آن پرهیز مى کرد، در حالت انفرادى به طرح آن مى پردازد و طرح این موضوعات و مسائل رفتارى و فکرى فردى بیشتر حالت اصلاحکنندگى و ترمیمى و کنترلى دارد».(1)
حضور در مسجد تمرین توجّه به خداست؛ آزمون ترک دنیاست؛ امتحان مبارزه با نفس و ترک گناهانى همچون غیبت، سخنچینى، بیهودهگویى و مانند آنهاست. راستى آیا اهداف نظام تربیتى اسلام چیزى جز دستیابى به چنین فضیلت هاى ارزشمندی است؟ مگر همین فضایل اخلاقى نیست که هرکس بدان دست یافت، در سایه آنها لذّت ایمان را مى چشد و هرگز به دامن فساد و تباهى درنمى غلتد؟
آثار سازنده و تربیتى حضور در مسجد بهمرور به دیگر اعمال مؤمن نیز سرایت مى کند؛ زیرا حضور در مسجد حضور در خانۀ خداست. بهطور طبیعى کسى که با خانۀ خدا اُنس دارد، تلاش مى کند در خارج از مسجد نیز عملکردى متناسب و همگون با حضور در مسجد داشته باشد.
در مقام شمارش آثار سازندۀ تربیتى مسجد، باید از نقش آن در پرورش جمعگرایى در مسلمانان نیز یاد کرد. «براى مساجد بهعنوان یک مکان
1) سیدمهدی سجادی، مسجد نقطۀ وصل، «مسجد و تعلیم و تربیت»، ص247.
مى توانیم نقش دوگانهاى را قائل شویم: نقش اول کمک به اصلاح و انجام رفتارهاى جمعى افراد است که در اینجا مشترک با مدرسه است؛ چراکه افرادى که در مساجد گرد هم مى آیند، از طریق دین و آیینها و مناسک جمعى به هم متصل مى شوند؛ زیرا که عقاید مذهبى درونى اند و نیاز به آیینها و شرکت در مناسک را ایجاد مى کنند. افراد با شرکت در این مراسم و انجام این فعالیتها هویت جمعى خود را سامان مى دهند. به هر حال مسجد مى تواند به ایجاد و تقویت رفتارهاى مقبول کمک نماید. رفتارهایى که ممکن است، انجام آن در مدارس معمول باشد، در مسجد ممکن است، پسندیده نباشد؛ بنابراین نقش مهم مساجد ایجاد تمایز بین رفتارهایى است که در مدارس رخ مى دهند، با رفتارهایى که در مساجد قابل قبولاند؛ به عبارت دیگر براى ظهور و تجلى بعضى رفتارها لاجرم به موقعیتى مکانى به نام مسجد نیاز است.
نقش دوم برگرفته از دیگر ویژگى مکان است که احساس تعلق و احساس درونى بودن انسانها را به خود جلب مى کند. مکانها به انسانها حس تعلق خاصى نسبت به خود مى دهند و این حس تعلق، خودبهخود منجر به بروز رفتارها و واکنشهاى خاص مى شود که مى تواند در امر تعلیم و تربیت و بهخصوص تعلیم و تربیت دینى و اسلامى (با عنایت به وجود مکانى به نام مسجد) از آنها بهره برد؛ بنابراین مکانها موجبات تعلق رفتارى افراد را فراهم مى کنند؛ یعنى افراد به واسطۀ حضور فیزیکى و مستمر در آن مکانها، کمکم نسبت به انجام رفتارى خاص و سپس حضور در مراکز خاص احساس تعلق مى کنند. مساجد نیز مى توانند (باید) این حس را به افراد منتقل نمایند که افراد براى انجام بعضى رفتارها و اعمال به حضور در مسجد راغب شوند».(1)
1) سیدمهدی سجادی، مجلۀ مسجد، «مسجد و تعلیم و تربیت»، ش43، ص32- 33.
یکى از کارکردهاى مسجد جنبۀ ترغیب و تشویق نمازگزاران است. در این راستا تشویق و نصیحت و ترغیب مؤمنان جهت انجام اعمال صالح و نیکو موجب مى شود که از این طریق افراد به انجام رفتارهاى دینى رهنمون شوند. موعظه، خطابه و سخنرانى که توسط امامان محترم جماعت یا سخنرانان صورت مى گیرد، همۀ با هدف ترغیب مؤمنان به انجام اعمال نیک و افعال عبادى و نهى از اعمال منکر صورت مى گیرد. آیات و روایات متعددى از رسول گرامى اسلام و ائمۀ اطهار وجود دارد که از پاداش ویژه براى نمازگزاران و اهل مسجد حکایت میکند. پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) مى فرمایند: «انّ اللَّهَ وعد أنْ یدخل الجنّة ثلاثة نفر بغیر حساب و یشفع کل واحد منهم فى ثمانین ألفا: المؤذن و الامام و رجل یتوضأ ثُمّ یدخل المسجد فیصلّى فى الجماعة»:(1)خداوند وعده فرموده است سه نفر را بدون حساب و کتاب به بهشت مى برد: مؤذّن و امام جماعت و فردى که وضو مى گیرد، داخل مسجد مى شود و در نماز جماعت شرکت مى کند. ایشان در جاى دیگر مى فرمایند: «من توضّأ فأحسن الوضوء ثم عمد الى صلاة الجماعة کتب اللَّه له بکل خطوةِ یخطوها حسنة و کفر عنه سیئة»:(2)هرکس وضو بگیرد و به طرف نماز جماعت حرکت کند، در مقابل هر گامى که برمى دارد، خداوند بزرگ براى او ثوابى ثبت و گناهى را از وى پاک مى کند.
تمام این روایات و تأکیداتِ صورتگرفته در دستورات اسلامى مبنى بر بیشتر بودن ثواب در عبادات جمعى مساجد در مقایسه با عبادات فردى، براى تشویق و ترغیب مسلمانان است تا حضور خویش را در
مساجد بیشتر نمایند و این حضور گسترده نتایج بسیار مثبتى را در آینده، چه براى فرد و چه براى اجتماع، به همراه خواهد داشت.
جوان در لغت به معنای برنا، تازه، نو و چیزی است که از عمر آن چندان نگذشته باشد.(1)در زبان عربی نیز از آن به شباب، حداثت و دهار تعبیر شده است. شباب از مادۀ «شبّ یشبّ» به معنای برافروختن است.(2)
«دستیابی به تعریف یگانه برای جوان و جوانی و بهویژه بیان دقیق دورۀ سنی آن در منابع اسلامی و روانشناسی و تربیتی بسیار دشوار است و جمع کردن آنها دشوارتر؛ با این حال دورههای تربیت را اینگونه دستهبندی کردهاند: نوزادی، کودکی، نوجوانی و جوانی. در این میان محدودۀ سنی جوانی 16 تا 20 سال است؛(3)البته برخی 20 تا 30 سال(4)و گروهی نیز 15 تا 20 سال را دورۀ جوانی دانستهاند»؛(5)ولی شورای عالی جوانان کشور سن جوانی را از سن 15 تا 29 اعلام نموده است.
با درنظر گرفتن آنچه از تفسیر آیات و روایات مربوط به جوانی و نظریههای روانشناسی به دست میآید، جوانی را میتوان اینگونه تعریف کرد: «جوانی مرحلهای بیبدیل از عمر انسان است که پس از پایان دورۀ نوجوانی، یعنی از 16 سالگی آغاز میشود و پیش از دورۀ
بزرگسالی، در حدود 24 سالگی پایان مییابد. شرایط و ویژگیهای خاص دورۀ جوانی، آن را از دیگر دورهها جدا میسازد».(1)
«امام علی (علیهالسلام) میفرمایند: "تعجب میکنم از کسی که در جستجوی گمشدهای برمیآید و حال آنکه (خود) را گم کرده و در جستجوی آن برنمیآید"».(2)
هویت(3)را غالباً به معنای حقیقت شیء یا شخص که مشتمل بر صفات جوهری او باشد، میدانند؛ به عبارت دیگر آنچه منسوب به «هو» است و در تعریف دیگری آن را عبارت از «تشخّص» میدانند.
اریکسون(4)بیش از سایر اندیشمندان به این مهم پرداخته و معتقد است: «یک هویت شخصی مستحکم (باثبات) این امکان را برای یک جوان مهیا میکند که آشنایی خویش را با سایر مردم توسعه بخشد».(5)
باید توجه داشت که بیشتر روانشناسان هویت را در مقابل بیهویتی یا گم کردن خویش و بهطور روشنتر در برابر «ازخودبیگانگی» قرار میدهند و تشکیل هویت را شامل تحقق سه پدیده میدانند که عبارتاند از: «احساس تداوم و ثبات»، «احساس اینکه دیگران او را فردی باثبات بشناسند»، «اطمینان فرد به ثبات شخصیت خود».(6)
داشتن هویت را میتوان یک نیاز روحی برای جوان تلقی کرد. اریش
فروم(1)در بیان نظریات خود به این موضوع اشاره میکند؛ ولی باید توجه نمود که اگر آدمی نتواند با خلاقیت، نیاز به احساس منحصر به فرد بودن را ارضا نماید، آنگاه این احساس را راه همانندسازی با انسانهای دیگر تحقق میبخشد.(2)
هویت را میتوان در مقولههای متنوع فردی (شخصی)، خانوادگی، فرهنگی، اجتماعی، ملی، تاریخی و تمدنی مورد ملاحظه قرار داد. در این بحث بهطور مشخص مقولۀ هویت فردی را به دلیل اهمیت بیشتر آن مطرح خواهیم نمود. «منظور از «هویت فردی»، این است که آدمی مایل است خویشتن را دریابد و بشناسد و در عین حال میخواهد فردی باشد «ممتاز» و برای رسیدن به این مقام، خود را به شخص یا گروهی از اشخاص نسبتاً ممتاز و برجسته نزدیک میکند یا به اصطلاح، خود را با آنها همانند میسازد تا به واسطۀ امتیاز و تشخصی که آن افراد یا آن گروه دارند، تا حدی صاحب تشخّص و امتیاز گردد».(3)
«کلود دوبار(4)هویت را در یک تقسیم درونی به دو بخش "هویت برای خود" و "هویت برای دیگری" تقسیم میکند. "هویت برای خود" در فرآیندی بیوگرافیک شکل میگیرد و به سؤال "چه کسی میخواهید باشید" پاسخ میگوید و در حقیقت همان هویت انتظاری است و "هویت برای دیگری" که در فرایندی ارتباطی – اجتماعی شکل میگیرد، به سؤال "چه نوع مرد یا زنی هستید" پاسخ میگوید و در حقیقت همان هویت پذیرفته شده است و سه بعد در آن مورد توجه قرار میگیرد:
از نظر دوبار، هویت بدینمعنا هرگز یک دادۀ ازپیشتعیینشده نیست؛ بلکه در یک عدم اطمینان کموبیش زیاد و نسبتاً مداوم ساخته میشود. درست است که هویت یک دادۀ ازپیشتعیینشده نیست، ولی بر پایه و اساس مقولات اجتماعی و موقعیتهای موروثی نسل پیشین ساخته میشود؛ به عبارت دیگر هویت پدیدهای منفعل نیست که تنها نتیجهٔ انتقال بیچونوچرا و تمام و کمال ارزشها و هنجارهای نسل پیشین باشد؛ بلکه هویت پویاست و بر اساس آنچه از نسل گذشته به ارث رسیده، دائماً در حال تجدید است و چیزهای نو به آن افزوده میشود. بدین لحاظ هویت جدید با هویت نسل گذشته کاملاً مطابق نیست؛ بنابراین "هویت چیزی جز نتیجۀ ثابت و موقت فردی و جمعی، ذهنی و عینی، بیوگرافیک و اختی فرایندهای مختلف اجتماعی شدن نمیباشد که همزمان افراد را میسازد و نهادها را تعریف میکند".(1)»(2)
«در نظامهای مختلف اجتماعی، اعم از سنتی و مدرن، قدیمیترین راه احراز هویت افراد، تعلق و وابستگی آنها به طبقات بود؛ اما اکنون در جوامع پیچیده و بهویژه در جوامع پیشرفتۀ صنعتی (دانشمحور) که شهرنشینی به حد اعلای خود رسیده است، هویت افراد از حیث فردی و جمعی تفاوتهای چشمگیری پیدا کرده است. به همین نسبت
شناخت این هویتها دشوار شده است؛ زیرا "شهرها عموماً مروّج تنوع و خلاقیت هستند و بهترینها و باهوشترینها را جذب میکنند".(1)درواقع میتوان گفت ایدهها، شیوهها، رسوم و نیازهای جدید در شهرها گسترش مییابند و اذهان آدمیان در اینجا بهطور طبیعی معطوف به آینده است.
اکنون این سؤال مطرح میشود که چنین جوامعی با ارتقا و رشد شاخصهای مزبور، چه تأثیری بر هویت دینی و فرهنگی افراد میگذارند؟ در نتایج تحقیقی که به بررسی ارزشهای جهانی در سال 2003 در تعدادی از کشورهای جهان پرداخته است، فرایند صنعتی شدن، شهرنشینی و ارتقای سطح تحصیلات و ثروت، بهشدت از تأثیر سازمانهای دینی در جوامع مرفّه کاسته است؛ به علاوه میزان حضور در مراسم و مناسک دینی و اهمیت ذهنی دین در زندگی مردم نیز کمتر شده است».(2)«از این رو شاید بتوان گفت: شرایط مدرن و پیچیدگیهای زندگی امروزین بشر، تأثیر بسزایی بر هویت افراد نهاده است؛ از سوی دیگر باید اذعان نمود: بازاندیشی نسبت به هویت افراد به سبک و سیاق گذشته ممکن نیست؛ زیرا عوامل بسیار مؤثر و در عین حال پیچیدۀ دیگری نیز در تاروپود زندگی انسانها مؤثر هستند و در نتیجه نمیتوان ماهیت واقعی افراد را از میزان مشارکت در مراسم و مناسک یا صرفاً با عضویت آنها در گروه خاص یا از روی فعالیت روزانۀ آنها شناخت».(3)
«با توجه به گستردگی مفهوم هویت، هر فرد هویتهای گوناگونی دارد که هویت دینی یکی از آنهاست. هر انسانی به هویت دینی نیاز
دارد؛ چون گرایش به پرستش از نیازهای فطری اوست؛ به این معنا که فرد، مستقل از هرگونه یادگیری، در درونش تمایل به عبادت و بندگی خدا را احساس میکند. تجلی چنین احساس و تمایلی در اعمال و رفتار دینی آشکار میشود. هویت دینی رابطۀ بین آدمی و دین را تبیین میکند. تدوین آن هویت، احساس تعهد و مسئولیت در قبال ارزشها و باورهای آن مکتب را در پی دارد.
برخی صاحبنظران تعهد را به عنوان سنگ بنای هویت دینی تلقی نمودهاند. با توجه به آنچه هویت دینی در اختیار نسل جوان قرار میدهد، اختلال و آشفتگی در آن سبب ضعف دینداری در میان جوانان میشود؛ زیرا تعهد و مسئولیتپذیری فرد را در قبال گزارههای دینی کاهش میدهد و اینگونه، ضمانت اجرایی احکام دینی کاهش مییابد. اختلال در هویت دینی سبب میشود فرد نه بتواند ارزشهای دینی گذشته خود را ارزیابی کند و نه صاحب ارزشهایی شود که به کمک آنها بتواند آزادانه برای آینده طرحریزی کند. با درهمریختگی نظام ارزشی فرد، از دیدگاه جوان امر مثبت و خوبی در مفاهیم دینی وجود ندارد تا انگیزهای برای گرایش به آن داشته باشد؛ بنابراین دچار بیتفاوتی و بیمسئولیتی میشود. تخریب نظام ارزشی دینی سبب میشود بسیاری از افرادی که دچار بحران هویت دینی هستند، در پی هویت منفی باشند و هویتی بر خلاف آنچه اولیای دین در نظر گرفتهاند، برگزینند.
بسیاری از رفتارهای ضداجتماعی و ناسازگارانه نوجوانان را میتوان از این دیدگاه توضیح داد. مسئولیتگریزی، دلزدگی و بیتفاوتی، هر کدام از آثار نبود هویت هستند که در عرصۀ دینی و در قالبهای بیتوجهی
به فرمانهای الهی، بیعلاقگی نسبت به ارزشها، گزارهها، اماکن، مراسم و نمادهای دینی بروز میکند. با بیان این مطالب مشخص شد که بحران هویت دینی، سبب تضعیف باورهای دینی، اختلال نظام ارزشی مذهبی و بیتوجهی به احکام دینی میشود. مسجد از مهمترین مفاهیم و موضوعات دینی است که بحران هویت دینی جوان، سبب پایین آمدن اعتقاد به آن و ضعف گرایش به حضور در جمع نمازگزاران میشود».(1)
از گرایشهای فطری انسان میتوان به حقیقتجویی، فضیلتخواهی، عشق و پرستش، تمایل به زیبایی و خلاقیت اشاره کرد. تمایلاتی که آدمی از درون به این پدیدهها در خود احساس میکند، موجب میشود به دنبال ارضا و یافتن پاسخ برای آنها باشد. همانطور که گفتیم، «از نیازهای فطری آدمی، گرایش به عشق و پرستش است؛ به این معنا که فرد در درونش تمایل به عبادت و بندگی خدا را احساس میکند. تجلی چنین احساس و تمایلی، در اعمال و رفتار دینی آشکار میشود».
رابطۀ آدمی و دین و نسبتی که با آن پیدا میکند، در مقولۀ هویت دینی قابل تبیین و توضیح است. به گفتۀ یکی از روانشناسان «هدف ایدئولوژی، ایجاد تصویری در ذهن شخص است که احساس فردی و جمعی هویت را در او تقویت نماید».(2)بدیهی است از پیامدهای تکوین هویت دینی، احساس تعهد و مسئولیت در قبال ارزشها و باورهای آن مکتب است. برخی از صاحبنظران «تعهد را بهعنوان سنگ بنای هویت دینی تلقی مینمایند».(3)
اولین و مهمترین دستاورد هویت دینی، پاسخ به پرسشهای بنیادین و عمیق آدمی است. ساموئل هانتینگتون معتقد است: «دین برای کسانی که با پرسشهایی از این دست روبرو هستند که "من کیستم، به کجا تعلق دارم"، پاسخهای قانعکنندهای دارد».(1)
ژان فوراستیه(2)صاحبنظر، اقتصاددان و جامعهشناس فرانسوی نیز معتقد است: «بشر امروز پاسخ به پرسشهای مربوط به انسان را نیافته است و از آن مهمتر نتوانسته است هیچگونه پاسخ مشترکی با دیگر همنوعانش بیابد که قانعکننده نیز باشد؛ به همین دلیل انسانهای امروزی به تمام پرسشهای عملی که در زندگی سیاسی، اجتماعی، خانوادگی و فردی مطرح میشود، پاسخهایی کاملاً متفاوت با یکدیگر و اغلب متناقض میدهند. افزوده بر این پاسخها، تصمیمها و اقدامات آنها کاملاً بیثبات و فاقد اعتبار است؛ زیرا یک فرد معیّن، حسب سلیقه روز، برخوردها یا آخرین اطلاعات دریافتی، همواره نظریاتش را تغییر میدهد؛ به این ترتیب به علت فقدان نظریات بنیادی مذهبی و اخلاقی و فلسفی دربارۀ هستی و انسان، مفهوم زندگی، شرایط زندگی بشر، خوشبختی، امکاناتی که بشر به مدد آنها میتواند به سعادت برسد و استفادۀ صحیح و سالم از زندگی و به دلیل فقدان پاسخهای مطمئن و موثق دربارۀ رازهای هستی و سرانجام آن، بشر امروزی خود را در برابر این مسائل ناتوانتر از گذشته و تنها مییابد».(3)«هویت دینی توانایی آن را دارد که فلسفۀ ارضاکنندۀ حیاتی برای بشر تنظیم، تدوین و ارائه کند».(4)
«پیامد دیگری که از تکوین هویت دینی برای نسل جوان عاید میشود، جهتمند شدن زندگی است. ساموئل هانتینگتون معتقد است، دین به زندگی نخبگان نوپای جوامعی که در حال مدرن شدن هستند، جهت و معنا میدهد. رونالد دورکیم میگوید: "ارزش نهادن به یک دین سنّتی، خواستهای است که در برابر احترام گذاشتن به فرهنگ ملتهای مسلط قرار میگیرد و غالباً بهطور همزمان، طبقۀ حاکم که ارزشها و شیوههای زندگی خود را با فرهنگ آن ملتِ مسلط تطبیق دادهاند، در تضاد قرار میگیرد"».(1)
امام خمینی (رحمهالله) نیز در تبیین رابطۀ اسلام و زندگی بر جامعیت و شمول همهجانبۀ دین تأکید نموده، میگوید: «مذهب اسلام، همزمان با اینکه به انسان میگوید که خدا را عبادت کن و چگونه عبادت کن، به او میگوید، چگونه زندگی کن و روابط خود را با سایر انسانها باید چگونه تنظیم کنی و حتی جامعۀ اسلامی با سایر جوامع باید چگونه روابطی را برقرار نماید. هیچ حرکتی و عملی از فرد و یا جامعه نیست، مگر اینکه مذهب اسلام برای آن حکمی مقرر داشته است؛ چون اسلام هدایت جامعه را در همۀ شئون و ابعاد به عهده گرفته است».(2)
احراز هویت دینی برای نسل جوان به منزلۀ تقویت روحیه امیدواری و نشاط برای آیندهای بهتر است؛ زیرا از جلوههای دین مبین اسلام، انتظار حکومت جهانی حضرت مهدی (عجلاللهتعالیفرجهالشریف) است. نسلی که منتظر است، در حقیقت به فردایی امیدوار است که بهمراتب بهتر از امروز است؛ علاوه بر این امر قومی که انتظار مصلحی را میکشند، خود باید صالح باشند.
از پیامدهای دیگر هویت دینی، ایجاد وحدت اعتقادی است. برنارد لیویس(1)معتقد است که در جهان اسلام «در موارد اضطرار، مسلمانان بارها این تمایل را نشان دادهاند که در قالب یک وحدت دینی، هویت بنیادین و ایمان خود را بازیابند؛ یعنی هویتی که نه با معیارهای قومی یا سرزمینی، بلکه به وسیله اسلام تعریف شده باشد». ژیل کپل(2)هم بر اهمیت موضوع هویت تأکید میکند و میگوید: «اسلامی شدنِ دوباره، از سطوح پایین اجتماع، اولین و مهمترین راه بازسازی هویت در جهانی است که معنای خود را از دست داده و بیشکل و بیگانه شده است».(3)
امام خمینی (رحمهالله) نیز مهمترین عامل پیروزی را وحدت عامۀ مردم تلقی میداند: «روی موازین مادی، روی موازین عادی، باید با یک یورش ما از بین رفته باشیم؛ لکن قدرت ایمان، پشتیبانی خدای تبارک و تعالی، اتکال به ولیعصر (سلاماللهعلیه) شما را پیروز کرد. برادران من از یاد نبرید این رمز پیروزی را. این وحدت کلمهای که در تمام اقشار ایران پیدا شد، معجزه بود. کسی نمیتواند این را ایجاد کند؛ این معجزه بود؛ این امر الهی بود؛ این وحی الهی بود نه کار بشر. رمز پیروزی شما اول ایمان ثابت و بعد وحدت کلمه، این دو مطلب را حفظ کنید».(4)
رابطۀ ادیان و تمدنها یکی از مباحث مهم و تعیینکننده در میان تاریخنگاران و تمدنشناسان است. هانتینگتون معتقد است: «دین ویژگی هر تمدنی است و به قول کریستفر داوسن،(5)ادیان بزرگ، شالودههایی است که تمدنهای بزرگ بر آن بنا شدهاند. از پنج دین
جهانی که وبر(1)برشمرده است، چهار دین (مسیحیت، اسلام، هندوییسم و آیین کنفوسیوس) تداعیکنندۀ تمدنهای بزرگ هستند؛ اما دین پنجم یعنی بودیسم چنین نیست؛ زیرا به سرعت به فرقههای مذهبی مختلف تبدیل شد».(2)وایتهد(3)نیز بر این باور است که «مسلمانان خود متمدن گشتند و دانش و ادب و فرهنگ را از سقوط قطعی نجات دادند».(4)
برای درک بهتر و روشنتر عبارت مذکور کافی است به این واقعیت توجه شود که طبیعت جاهلی عرب با ظهور اسلام به طبیعتی تمدّنخواه مبدل شد. امام راحل نیز با توجه به رابطۀ دین و تمدن میگوید: «اسلامی که بیشترین تأکید خود را بر اندیشه و فکر قرار داده است و انسان را به بازداری از همۀ خرافات و اسارت قدرتهای ارتجاعی و ضدانسانی دعوت میکند، چگونه ممکن است با تمدن و پیشرفت و نوآوریهای مفید بشر که حاصل تجربههای اوست، سازگار نباشد»؟(5)ایشان ضمن پذیرش تمدن جدید، معیار عدم وابستگی را نیز با صراحت مطرح مینمایند: «اسلام همۀ ترقیات و همۀ صنعتها را قبول دارد؛ با تباهیها مخالف است؛ با آن چیزهایی که تباه میکند جوانهای ما را، مملکت ما را، با آنها مخالف است؛ اما با همۀ ترقیات، همه تمدنها موافق است. اسلام وابستگی شما را و ما خودمان را به دیگران منکر است».(6)
حضرت امام (رحمهالله) در جای دیگر بر این معنا تأکید دارند که «همۀ مظاهر تمدن را انبیا قبول دارند، لکن مهارشده، نه مطلق و رها؛ شهوات،
جلویش را نگرفتند؛ جلوی اطلاقش را گرفتند»؛(1)«لذا میتوان بر این مبنا استنتاج نمود که در صورت تکوین هویت دینی برای نسل جوان، زمینههای شکلگیری هویت تمدنی نیز مهیا خواهد شد».(2)
«یکی دیگر از پیامدهای هویت دینی، مقبولیت اجتماعی جوانان است. دینداری، نه تنها پاسخ به یک نیاز فطری است، بلکه بر پذیرش اجتماعی نیز اثرگذار است؛ زیرا فطرتهای پاک، زلال و خدایی، آنهایی را که موحد و خداجویند، بیش از دیگران مورد اعتماد میدانند، هر چند خود به دلایل آن آگاه نباشند. در روایتی از امام معصوم (علیهالسلام) نقل شده است که فرمودند: "من احسن فیما بینه و بین الله احسن الله مابینه و بین الناس": آن کس که رابطۀ خود را با خدا اصلاح کند، خداوند رابطهاش را با دیگران اصلاح خواهد نمود.(3)
امام راحل نیز در تأیید همین معنا میگویند: "مسئله، آگاهی و بیداری سیاسی مردم ما و هویت اسلامی آنها و معیارهای اسلامی است. هرکس بر اساس این معیارهای اسلامی با مردم حرکت کند، مورد قبول و محبوبیت مردم خواهد بود".(4)هویت دینی، جوان را در جایگاهی ارزشمند و رفیع قرار میدهد و تعابیر والایی را در شأن او عرضه میدارد. دین از یک سوی جوان را به ملکوت نزدیکتر از دیگران میداند و از دیگر سوی معتقد به تکریم و بزرگداشت وی میباشد و برمبنای مکلّف شدن به تکلیف الهی، او را همتراز و همشأن بزرگسالان میداند.
در حدیثی از رسول اکرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) آمده است که فرمودند: "هیچ جوانی به
خاطر خدا از دنیا و سرگرمی آن دست برندارد و جوانی خود را در اطاعت خدا به پیری نرساند، مگر آنکه خداوند به او اجر هفتادودو صدّیق را عنایت خواهد فرمود"(1)و در روایت دیگر از آن حضرت آمده است: "خداوند جوانی را که عمر خود را در عبادت خدا به سر میبرد، دوست میدارد"(2)و نیز این کلام از آن بزرگوار که فرمودند: "فضیلت جوان عابد که از آغاز جوانی عبادت کند، بر پیری که وقتی سنِّ بسیار یافت، عبادت کند، چون فضیلت پیغمبران بر سایر مردم است".(3)از این روایات اینگونه بر میآید که علت محبت پروردگار به جوان و پاداش عنایت کردن خداوند به او و نیز فضیلت بخشیدن به وی، مرهون ابعاد دینی و معنوی اوست و به او اختصاص دارد و از نوع عنایت عام نمیباشد، بلکه نوعی عنایت خاص محسوب میشود».(4)
«آخرین پیامدی که هویت دینی میتواند برای نسل جوان داشته باشد، معنابخشیدن به جهان در نظرگاه و اندیشۀ آنهاست. ویلیام جمیز(5)در تحلیل زیبایی که از نقش دین ارائه میدهد، مینویسد: "وقتی که خدا را در همه چیز میبینیم، در پستترین چیزها، عالیترین حقایق را درخواهیم یافت؛ حقیقتاً که دنیا، دنیای دیگری جلوه خواهد کرد". او همچنین معتقد است: "قیافۀ دنیا در نظر مردمِ باایمان فرق میکند. مردم مذهبی بهطورکلی قبول دارند که هر واقعه و امری که به زندگی آنها ارتباط دارد، به نظرشان انعکاسی از مشیّت الهی است و این
مشیّت الهی که از نظرها پنهان است، در نمازها و دعاها به شدت مشهود میگردد. اگر نیرویی برای تحمل پیشامدها لازم باشد، در اثر دعا و نماز بهدست میآید".(1)
برخی از صاحبنظران تمدنشناس نیز بر این باورند که هویت دینی معنای جدیدی به جهان میبخشد.(2)در حقیقت باید اذعان کرد که پیوند نسل جوان و دین در عالیترین تجلی آن، موجب احساس همدلی و یگانگی با جهان هستی میشود؛ چنین فردی با طبیعت زیبا، ستارگان درخشان، کوهها، درههای مرموز و باابهت احساس خویشاوندی میکند و زبان حال وی در این بیت متجلّی است:
به جهان خرّم از آنم که جهان خرّم از اوست عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست».(3)
جوان مهمترین قشری است که تحولات اجتماعی، فرهنگی و سیاسی جامعه را رقم میزند. جوانان با فطرت پاک و خداجویشان، توانمندی و نیروی سرشار از انرژی، حس پرسشگری و جویندگی عمیق، احساس سلوک مذهبی و پویایی ذهن میتوانند قدرتمندترین نیروی متحولکننده در هر جامعهای باشند. با رویکردی کلی به آیات قرآن کریم، تفحّص در روایات برجایمانده از پیامبر (صلیالله علیه وآله وسلم) و ائمۀ معصومین (علیهالسلام) و توجهات خاص رهبران و علمای دینی به قشر جوان، خاص بودن این قشر بر ما مشخص میشود؛ علاوه بر این جوانی مهمترین دوران زندگی
است که در سلامت یا خسارت دوران میانسالی و پیری زندگی بشر تأثیر گسترده و عمیقی دارد؛ چراکه در این دوران پایهها و اصول شخصیت انسان شکل میگیرد؛ بدین ترتیب میتوان بر دلایل اهمیت توجه ویژه به جوانان پیبرد.
بر اساس آخرین آمار موجود، اکنون جمعیت 24,000,000 نفری جوانان(1)بخش بزرگی از مخاطبان دستگاههای فرهنگی، مذهبی و تربیتی کشور را تشکیل میدهند؛ از این گذشته، موضوع جوان و جوانی مسئلهای است که آنطور که باید و شاید به آن پرداخته نشده است و نیاز به نگاه مجدد دارد؛ بنابراین لازم است که آن را از جنبههای گوناگون بررسی کنیم.
در گذشته بین سن بلوغ و مسئولیتپذیری با سن ازدواج فاصلۀ چندانی وجود نداشت؛ ولی امروزه اینگونه نیست؛ برای مثال نیاز جنسی در نوجوانی بروز میکند، ولی به دلایل گوناگون، سالها بعد به آن پاسخ داده میشود؛ علاوه بر این قبلاً عوامل اثرگذار بر جریان هویتیابی جوان، به بافت خانواده، اجتماع و روحانیت بهعنوان گروه مرجع محدود میشد؛ ولی اکنون جوان به جز آنها از عواملی همچون مدرسه، دانشگاه، رادیو و تلویزیون، سینما، مطبوعات، رایانه، اینترنت و شبکههای اجتماعی برای یافتن و حتی ساختن هویت خویش تأثیر میپذیرد؛ از طرف دیگر تهاجم فرهنگ بیگانه، آیین و فرهنگ دینمدار جامعه را با خطر روبرو کرده است. با توجه به مواردی که برشمردیم، واجب است با تیزبینی خاصی خصوصیات دورۀ جوانی، هویت دینی جوان، گرایش و پایبندی او به دین و مذهب و نیازهای او را بررسی کنیم.
1) بر اساس آخرین سرشماری عمومی نفوس و مسکن در ایران سال 1390.
در سورۀ مبارکۀ روم عمر انسان برای زندگی در این دنیا به سه دوره تقسیم شده است که با ناتوانی آغاز میشود و دوباره به ناتوانی بازمیگردد. در میانِ این دو دورۀ ناتوانی که همان کودکی و پیری است، دورۀ توانمندی و جوانی قرار دارد: «الله الذی خلقکم من ضعف ثم جعل من بعد ضعف قوه ثم جعل من بعد قوه ضعفاً و شیبة»:(1)پروردگارتان کسی است که شما را در آغاز از جسمی ناتوان (نطفه) بیافرید. آنگاه پس از ناتوانی (کودکی)، شما را توانا کرد و دوباره از توانایی و (نیروی جوانی) به سستی پیری برگرداند.
مراد از توانمندی پس از ناتوانی، رسیدن کودک به دوران بلوغ است.(2)همچنین در چند آیۀ دیگر، عبارت «بلغ اشده»(3)آمده است که در کتابهای تفسیر، «بلوغ اشدّ» اینگونه معنا شده است: «بلوغ اشدّ، سنینی از عمر انسان است که در آن سنین، توانایی بدن رفتهرفته بیشتر میشود و بهتدریج آثار کودکی زایل میگردد و این از سال هیجدهم تا سن کهولت و پیری است که در آن موقع دیگر عقل آدمی پخته و کامل است».(4)در زیر این آیه بر اساس حدیثی از امام صادق (علیهالسلام) گفته شده است که «بلوغ اشدّ، هیجده سالگی است».(5)
خداوند در آیهای دیگر به شرط لازم برای جایز بودن تصرف ایتام در اموالشان اشاره میکند. بر اساس این آیه، رسیدن به «بلوغ جنسی» شرط کافی برای تصرف در اموال نیست؛ بلکه افزون بر آن، رسیدن به «رشد عقلی» نیز برای داشتن اختیار مالی لازم است: «و ابتلوا الیتامي حتي اذا بلغوا النکاح، فان آنستم منهم رشداً فادفعوا الیهم اموالهم»:(1)یتیمان را هنگامی که بالغ شدند و به ازدواج گرایش یافتند، بیازمایید. اگر آنان را به درک مصالح خویشتن دانا یافتید، اموالشان را به آنان باز پس دهید.
اسلام دربارۀ عبادات و حدود و دیّات، رسیدن به بلوغ شرعی، یعنی سن ازدواج، را کافی میداند؛ ولی دربارۀ تصرف مالی و اقرار و مانند آن، شرط رسیدن به رشد را نیز افزوده است. اسلام با قرار دادن این شرط در تشریع قوانین خود، از ساختار زندگی یک گروه اجتماعی یعنی یتیمان پشتیبانی کرده است. چنانچه این شرط نادیده گرفته شود و به نافذ بودن تصرف و اقرارهای یتیمِ رشدنایافته حکم دهیم، میتوان احتمال داد که بسیاری از افراد با بهرهبرداری از این وضعیت نابسامان، به راحتی همۀ داراییهای او را از چنگش درآورند؛ بنابراین حکم شرعی اسلام از پشتوانۀ عقلانی نیز برخوردار است و هر خردمندی چنین شرطی را در اینگونه امور واجب و لازم میداند.(2)
در نگاه نخست چنین به نظر میرسد که تعیین محدودۀ سنی دوران
جوانی بیشتر دربارۀ احکام شرعی و قوانین اجتماعی ضروری است و تشخیص محدودۀ سنی، در تعیین شیوههای تربیتی و فرهنگی اثر چندانی ندارد. دلیل این نگرش نیز آن است که بیشتر از هر چیز نوع ویژگیها، نیازها و خواستههای آدمی است که جوان را از دیگران متمایز میسازد؛ چه بسیارند میانسالان و پیرانی که همانند جوانان، پرشور و نشاطاند و چه بسیارند جوانانی که هنوز در دنیای کودکی و نوجوانی به سر میبرند.
خداوند در قرآن کریم هنگام ترسیم وضعیت زندگی دنیا، دورههای گوناگون آن و انگیزههای حاکم برهر دوره چنین میفرماید: «اعلموا انما الحیوه الدنیا لعب و لهو و زینه و تفاخر بینکم و تکاثر فی الاموال و الاولاد»:(1)همانا بدانید که زندگی دنیا تنها بازی و سرگرمی و تفاخر در میان شما و افزونخواهی در اموال و فرزندان است.
به این ترتیب «غفلت، سرگرمی، تجمل، تفاخر و تکاثر»، دورانهای پنجگانۀ عمر آدمی را تشکیل میدهند:
دوران کودکی: آدمی در این دوره در هالهای از غفلت و بیخبری و لعب و بازی فرو میرود.
دوران نوجوانی: سرگرمی جای بازی را میگیرد و انسان در پی مسائلی است که او را به خود سرگرم سازد و از مسائل جدی دور دارد.
دوران جوانی: دوران شور و عشق و تجملپرستی است و آدمی در این دوره به آرایش خود و زندگیاش میپردازد.
دوران میاسالی: دوران بهدستآوردن مقام و فخر است. دیگر امور قبلی او را قانع نمیسازد و بیشتر به فکر تفاخر به حسب و نسب است.
1) حدید: 20.
دوران پیری: دوران افزایش مال و فرزندان است.
مراحل نخستین بر اساس سنین عمر مشخص میشود؛ ولی مراحل بعدی در افراد متفاوت است و بعضی از آنها تا پایان عمر ادامه دارد.(1)بنا بر آنچه شیخ انصاری (رحمهالله) در زیر این آیۀ شریفه آورده است،(2)هر یک از این دورههای پنجگانه، هشت سال از عمر انسان را در برمیگیرد. با استناد به این سخن، دورۀ سوم یعنی دوران جوانی را میتوان میان 16 تا 24 سال در نظر گرفت».(3)
«به فرمودۀ حضرت علی (علیهالسلام)، ارزش جوانی شناخته نخواهد شد مگر هنگام از دست دادن آن: "شیئان لایعرف فضلهما الا من فقدهما: الشباب والعافیه":(4)دو چیز است که کسی آنها را قدر نمیداند، مگر آنکه آنها را از دست داده باشد؛ یکی جوانی است و دیگری سلامتی.
پاکی از مهمترین ویژگیهای دورۀ جوانی است؛ بنابراین جوانی را باید بهترین دورۀ زندگی انسان دانست که در آن میتوان با تزکیۀ نفس به قرب الهی دست یافت و پیش از فرارسیدن پیری و هجوم دلبستگیهای گوناگون به آدمی، خود را با اخلاق نیکو آراست. پیامبر
1) ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج23، ص351؛ همچنین در زیر همین آیه در تفسیر المیزان این مطلب از شیخ بهایی (رحمهالله) نقل شده است: المیزان فی تفسیر القرآن، ج19، ص170- 171.
2) شیخ مرتضی انصاری، کتابالمکاسب، ج1، ص372.
3) مهدی طهماسبی، چگونگی انتقال مفاهیم دینی به جوانان، ص15- 17.
4) عبدالواحد آمدی، غررالحکم و دررالکلم، حدیث5764.
اکرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) میفرمایند: "فضل الشاب العابد الذی تعبد فی صباه علی الشیخ الذی تعبد بعد ما کبرت سنه، کفضل المرسلین علی سائر الناس":(1)برتری جوان عابدی که در جوانی، ره بندگی پیش گرفته است، بر پیری که در بزرگسالی به عبادت روی آورده، همچون برتری فرستادگان الهی بر دیگر مردمان است.
دانشاندوزی در همۀ دورههای زندگی، پسندیده و نیکو است؛ ولی ارزش آموختن در دوران جوانی به دلیل میزان ثبات و دوام آموختهها در ذهن، با دیگر دورانهای زندگی قابل مقایسه نیست. تفاوت آموختن در دورۀ جوانی و پیری در گفتار پیامبر اسلام (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم)اینگونه بیان شده است: "من تعلم فی شبابه کان بمنزله الرسم فی الحجر و من تعلم و هو کبیر بمنزله الکتاب علی وجه الماء":(2)هر که در جوانی دانش آموزد، دانش او همچون نقشی است که بر سنگ جای گیرد و هر که در بزرگسالی بیاموزد، کارش همچون نوشتن بر روی آب است.
از جمله ویژگیهای پسندیده و نیکو در این دوره، گرایش به هرگونه خیر و نیکی است. تلاش برای بهدستآوردن صفات پسندیده و آموختن دین از جمله نیکیهایی است که جوان به آن گرایش دارد. گفتهاند یکی از شاگردان امام صادق (علیهالسلام) که برای تبلیغ احکام اسلام به بصره رفته بود، هنگام بازگشت به مدینه، امام صادق (علیهالسلام) را از کمعلاقگی مردم به آموختن احکام اسلام خبردار کرد. امام نیز فرمود که این امر طبیعی است؛
زیرا بسیاری از مردم گرفتار دنیا هستند. شما باید به جوانان بپردازید که هنوز گرفتار دنیا نشدهاند: "علیکم بالاحداث، فانهم اسرع الی کل خیر"(1): بر شما باد پرداختن به جوانان؛ زیرا آنان نسبت به دیگران در کارهای نیک، شتاب دارند.
غریزهها و خواستههای انسانی در دورۀ جوانی در اوج قرار دارد. جوان بیشتر حسگراست تا عقلگرا. به همین دلی، در صورت هدایت نشدن احساسات و خواستههای جوان به راه خردمندانه، خطرها و آسیبهایی جدی، جوان را تهدید خواهد کرد. پیامبر گرامی اسلام در این باره فرموده است: "الشباب شعبه من الجنون":(2)جوانی شاخهای از دیوانگی است».(3)
«سخنان بنیانگذار جمهوری اسلامی و همراهان آن پیر فرزانه دربارۀ جوان و ویژگیهای او، منبعی راهگشا برای دستیابی به راهکاری سودمند در پرورش نسل جوان خواهد بود؛ ازاینرو بخشهایی از سخنان حضرت امام (رحمهالله)، مقام معظم رهبری و استاد شهید مطهری را بازگو میکنیم.
جوانان عدالتخواه، آزادیطلب و حقیقتجو همواره در شمار نخستین کسانی هستند که به ندای منادیان حق و عدالت پاسخ میگویند؛ برای نمونه جوانان دوران تاریک جاهلیت، آرمانهای عالی انسانی و الهی خود را در شخصیت حضرت محمد (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم)یافتند؛ به همین دلیل با گرویدن به
پیام انسانی ایشان، در راه پیشبرد اهداف الهی آیین اسلام از هیچ تلاشی دریغ نورزیدند و تا مرز شهادت جانفشانی کردند. در نمونهای دیگر، این پیوند الهی پس از گذشت قرنهای دراز بار دیگر تکرار شد و این بار در ایران. باری، امام خمینی (رحمهالله) با برخورداری از سیرۀ پاک نبوی (صلی الله علیه و آله و سلم)، به عنوان مرجع و رهبری عادل، خداجو و آگاه، به کانون امید و توجه جوانان ایران و جهان تبدیل شد. آن حضرت با رهبری خردمندانه و عملکرد اصولی خویش توانست راهکارهایی عملی در زمینۀ بازشناسی مسائل جوانان، بهویژه مسائل عاطفی و انسانی آنان، ارائه دهد و پیوندی استوار میان جوانان با ولایت، دولت، انقلاب، فرهنگ و جامعۀ اسلامی برقرار سازد. اینک برای آگاهی از دیدگاههای آن رهبر فرزانه، به بازخوانی سخنان گهربار ایشان میپردازیم.
حضرت امام خمینی (رحمهالله) هنگام بیان ویژگیهای دورۀ جوانی، این دوره را بهترین فرصت برای تزکیۀ نفس معرفی میکند و قلب پاک جوان را شدیدالانفعال و کثیرالقبول میشمارد: "تأثر قلبی و تصور باطنی در ایام جوانی بهتر حاصل میشود؛ زیرا قلب جوان، لطیف و ساده است و صفایش بیشتر است و واردات آن کمتر و تزاحمات و تراکمات در آن کمتر است. پس شدیدالانفعال و کثیرالقبول است؛ (یعنی به راحتی تحت تأثیر قرار میگیرد و به راحتی قبول میکند) بلکه هر خُلق زشت و زیبایی در قلب جوان بهتر داخل میشود و زودتر از آن متأثر و منفعل میگردد و بسیار اتفاق میافتد که حق یا باطل یا زشت یا زیبا را به مجردِ معاشرت با اهل آن بدون دلیل و حجت قبول نماید".(1)
ایشان در بیان ارادۀ نیرومند و استقامت جوانان در برابر قدرتها و
1) امام خمینی، شرح چهل حدیث، ص499.
دشمنان اسلام، جوانان را معجزهگر میخواند و میفرماید: "شما جوانان عزیز اثبات کردید که میتوانید در مقابل تمام قدرتها ایستادگی کنید و میتوانید کشور خودتان را حفظ کنید. شما ثابت کردید که هر چه میخواهید، میتوانید ایجاد کنید. شما یک معجزهای در دنیا به ظهور رساندید که آن معجزۀ قدرت الهی در بشر بود.".(1)
هوشیاری در برابر خطر انحراف جوانان و نفوذ فرهنگ بیگانه در اندیشۀ این نسل، سفارش همیشگی حضرت امام (رحمهالله) بود. ایشان با اشاره به ضرورت پاکسازی دانشگاهها از فرهنگ بیگانه، همۀ مردم، نسل جوان و مسئولان را به تلاش برای حفظ دانشگاهها از خطر انحراف و آسیب غربزدگی و شرقزدگی فرامیخواند: "اینجانب به همۀ نوجوانان و جوانان در مرحلۀ اول و پدران و مادران و دوستان آنها در مرحلۀ دوم و به دولتمردان و روشنفکران دلسوز برای کشور در مرحلۀ بعد وصیت میکنم که در این امر مهم (حفظ دانشگاهها از خطر انحراف) که کشورتان را از آسیب نگه میدارد، با جان و دل کوشش کنید و دانشگاهها را به نسل بعد بسپرید و به همۀ نسلهای مسلسل توصیه میکنم که برای نجات خود و کشور عزیز و اسلام آدمساز، دانشگاهها را از غربزدگی و شرقزدگی حفظ و پاسداری کنید و با این عمل انسانی–اسلامی، خود دست قدرتهای بزرگ را از کشور قطع و آنان را ناامید نمایید".(2)
رهبر معظم انقلاب با در پیش گرفتن رویهای اصولی که از منابع اسلام ناب، بهویژه سیره و سنت اهل بیت (علیهالسلام)، برخاسته، در زمینۀ برخورد با مسئلۀ جوان، افقهایی تازه فراروی مسئولان گشوده است. میتوان گفت بررسی نوع برخوردهای معظمله با پدیدۀ جوان در مناسبتهای گوناگون، راهگشای بسیاری از مسائل تربیتی و فرهنگی جوانان کشور بوده است. ایشان در تعریف جوانی فرموده است: "جوانی یک پدیدۀ درخشان و یک فصل بیبدیل و بینظیر از زندگی هر انسانی است". در دیدگاه ایشان ویژگیهای این دوره بدین قرار است:
شخصیت جدید: جوان در حال تکوین هویت جدید خود است و مایل است شخصیت جدید او به رسمیت شناخته شود.
انگیزش و هیجان: احساسات و انگیزههایی دارد، رشد جسمانی و روحی دارد، به دنیای تازهای قدم گذاشته؛ (چون) غالباً (اطرافیان) از این دنیا بیخبرند یا به آن بیاعتنایی میکنند، لذا (آنان) احساس تنهایی و غربت میکنند.
پرسشگری: جوان با مجهولات زیادی روبروست (و) مسائل جدیدی برای او سؤال برانگیز است که در بسیاری از موارد، پاسخ بهنگام و دلنشین داده نمیشود.
پرانرژی: جوان احساس میکند در وجود او نیروهای متراکمی وجود دارد. تواناییهای جسمی و فکری میتواند معجزه کند. میتواند کوهها را جابجا کند؛ اما وقتی احساس میکند از این تواناییها بهرهبرداری نمیشود، احساس بیهودگی و اهمال میکند.
1) برگرفته از: سخنان مقام معظم رهبری در دیدار با جوانان، مصلای تهران، تاریخ 21/ 2/ 1379.
پس از آن ایشان با تأکید بر پاک بودن جوان ایرانی میفرماید: "من اعتقادم این است که جوان ایرانی جوانی است مؤمن، پاکدامن، پاکگوهر، دارای زمینههای دینی بسیار زیاد (و) مایل به جنبههای معنوی".
مقام معظم رهبری دربارۀ الگو قرار دادن دوران جوانی حضرت علی (علیهالسلام) نیز فرموده است: "درخشش امیرالمؤمنین (علیهالسلام) در دورۀ جوانی، همان الگوی ماندگاری است که همۀ جوانان میتوانند آن را سرمشق خودشان قرار دهند. در دورۀ جوانی در مکه، یک عنصر فداکار، یک عنصر باهوش، یک جوان فعال، یک جوان پیشرو و پیشگام بود. در دوران مدینه، فرماندۀ سپاه، فرماندۀ دستههای فعال، هوشمند، جوانمرد و بخشنده بود. در عرصۀ حکومت یک فرد کارآمد بود. در زمینۀ مسائل اجتماعی هم یک جوان پیشرفته به تمام معنا بود".
ایشان با اشاره به روش پیامبر اسلام (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم)در برگزیدن اسامهبنزیدِ هیجده ساله به فرماندهی سپاه اسلام میفرماید:" ما امروز در کشورمان اسامهبنزیدهای زیادی داریم؛ جوانان زیادی داریم. دختران و پسران عظیم و جمعیت انبوهی از این مجموعهها داریم که حاضرند در همۀ میدانهای فعال، در میدان درس، سیاست، فعالیتهای اجتماعی، شرکت کنند".
مقام معظم رهبری شناخت تهدیدها و خطرهای دورۀ جوانی را شرط پیروزی کشور و نسل پرشور و متعهد آن در صحنههای گوناگون کار و تلاش میداند: "تهدیدهایی متوجه کشور و ملت و بهخصوص
نسل جوان است. گاهی یک غفلت، یک بیتوجهی، یک سستی، یک سهلانگاری ممکن است یک محصول عظیم را از دست ملتی بگیرد؛ نباید اجازه داد".
استاد مطهری به عنوان اندیشمندی که برای احیای دین و گسترش اندیشۀ دینی در میان جوانان بسیار تلاش کرده است، شناخت و درک جوان را مهمترین عامل در هدایت نسل جوان میداند: "باید نسل جوان را بشناسیم و بفهمیم دارای چه مشخصات و ممیّزاتی است. نسل جوان ما مزایایی دارد و عیبهایی؛ زیرا این نسل یک ادراکات و احساساتی دارد که در گذشته نبود و از این جهت باید به او حق داد؛ درعینحال یک انحرافات فکری و اخلاقی دارد و باید آنها را چاره کرد. چاره کردن این انحراف بدون در نظر گرفتن مزایا، یعنی ادراکات و احساسات و آرمانهای عالی که دارد و بدون احترام گذاشتن به این ادراکات و احساسات میسر نیست. باید به این جهات احترام گذاشت. در نسل گذشته، فکرها این اندازه باز نبود؛ این احساسات با این آرمانهای عالی نبود. باید به این آرمانها احترام گذاشت. اسلام به این امور احترام گذاشته است".(1)»(2)
پس از تعریف واژۀ جوان و هویت او و برشمردن مهمترین دلایل لزوم توجه ویژه به جوانان، لازم است به ویژگیهای آنها بپردازیم تا خصوصیات این نسل را بهتر بشناسیم. بیتردید، بررسی کامل
این ویژگیها در این مقال کوتاه نمیگنجد؛ بنابراین در این بخش به مهمترین ویژگیهای آنها به صورت اجمال اشاره خواهیم کرد. بعضی از ویژگیهای دورۀ جوانی پسندیده و مثبت و بعضی ناپسند و منفی هستند.
الف) «ویژگیهای پسندیدۀ دوران جوانی
فطرت پاک و راستکرداری؛
شادابی، عاشقپیشگی و زیبادوستی؛
توانمندی و عدالتخواهی؛
نوجویی و نوآفرینی؛
جویندگی و پرسشگری؛
حس روحانی و گرایش به سلوک مذهبی؛
توانایی جسمانی؛
پویایی ذهن.
ب) ویژگیهای ناپسند دوران جوانی
بحران هویت (شخصیت جدید)؛
تسلیم شدن در برابر خواستهها و نیازها؛
حسگرایی به جای خردگرایی».(1)
با توجه به موضوع بحث ما در این کتاب و محوریت نسل جوان، از میان ویژگیهای جوانی، احساسات مذهبی و تمایلات دینی را تبیین و تشریح میکنیم:
«همزمان با دگرگونیهای دوران بلوغ و پیدایش تمایلهای غریزی، احساس روحی جدید و تمایل شدیدی در جوان پدید میآید که او را به سوی مذهب و سلوک میکشاند. این ارتباط و دگرگونی بهگونهای است
1) همان، ص25- 36.
که این دوره را دورۀ ماوراءالطبیعه نامیدهاند. این احساس در دورۀ جوانی بهصورت تعدیلشده وجود دارد. "با فرارسیدن ایام بلوغ، احساسات مذهبی و تمایلات دینی در وجود نوجوان بیدار میشود و آنان را شیفتۀ فراگرفتن آموزههای روحانی میسازد. پس از دورۀ بلوغ از شدت و تمایل این خواهش فطری شدید و سوزان کاسته میشود و رفتهرفته خواهش ایمان و اخلاق بهصورت یک تمایل عادی درمیآید».(1)
پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) نیز دعوت خود را بر همین اساس از جوانان آغاز کرد: "فاجتمعت قریش علی ابیطالب فقالوا یا اباطالب ان ابناخیک قد سب الهتنا و افسد شبابنا و فرق جماعتنا":(2)قریش گرد ابوطالب جمع شدند و گفتند: برادرزادهات خدایان ما را به بدی یاد کرده و با فاسد کردن جوانان ما، مایۀ اختلاف و پراکندگی ما شده است.
اولیای گرامی اسلام نیز با آگاهی از این موضوع، با عرضۀ بهنگام احکام شریعت، به این میل پاسخ دادهاند. امام صادق (علیهالسلام) فرموده است: "من قرا القران و هو شاب مؤمن اختلط القرآن بلحمه و دمه":(3)کسی که قرآن بخواند، اگر جوان باایمان باشد، قرآن با گوشت و خونش آمیخته میشود و در همۀ بافتهای بدنش اثر میگذارد.
جوان احساس تکلیف، قوانین اخلاقی و مسئولیت را بهتدریج درک میکند. او دیگر مانند دورۀ نوجوانی تنگنظر نیست و افزون بر شناخت خود، به شناخت دیگران و جهان هستی نیز رغبت نشان میدهد. در این هنگام عمل به وظیفه و مسئولیت، جایگزین خیالبافی و پندارهای نوجوانی میشود. توانایی و ارادۀ جوان برای پذیرش مسئولیت بهگونهای
آشکار است که امام باقر (علیهالسلام) جوانی را که از این توانایی بهره نبرد، سزاوار کیفر میداند: "اتیت بشبابّ من شباب الشّیعه لایتفقه فی الدّین لاوجعته":(1)اگر یکی از جوانان شیعه را که در دین تفقه نمیکند (علوم و احکام دینی را فرانمیگیرد) نزد من بیاورند، او را به وضع دردناکی مجازات میکنم.
باری، "جوان یا نوجوانی که در برابر هیچکس، سر تسلیم فرونمیآورد و بر همۀ قدرتها عصیان میکند، در درون متوجه ضعفها و حقارتهای خود است و عظمت، قدرت و بقا و دوام خود را در مذهب میبیند".(2)»(3)
«هویت یکی از قطبهای شخصیت و به هویت جمعی و فردی قابل تقسیم است. مفهوم هویت فردی را اولین بار در سال 1968 اریکسون بهکار برد. منظور وی از هویت احساسی است که فرد در اوایل سن نوجوانی، خود را از دیگران مجزا و متمایز دانسته، برای خود ثبات و یکپارچگی قائل است و خود را شبیه به تصور دیگران از خود میداند. این تصور حدّ مطلوب است و گاهی هم در شکلگیری این احساس و تصورِ از خود، خلل به وجود آید و فرد از خودش یکپارچگی ندارد. او چنین حالتی را بحران هویت یا آشفتگی هویت مینامد. اریکسون در سیر هشتگانۀ مراحل رشد مورد نظرش، هویتیابی را پنجمین مرحله میداند و معتقد است، عمدهترین تضاد در دوران نوجوانی، تضاد بین هویتیابی در برابر سردرگمی نقش است. به نظر او بسیاری از عناصر هویت مربوط به دوران کودکی اوست که در نوجوان تثبیت میشوند، ولی نوجوان هویت شخصی و شغلی خویش را حفظ میکند. عدم توانایی در حل این تضاد،
«هویت جوان تحت تأثیر عوامل و مؤلفههای فراوانِ شناخته و ناشناختهٔ درونی و بیرونی شکل میگیرد. عواملی چون وراثت، خانواده، جامعه، ملیت، زیستبوم، طبقۀ اجتماعی، فرهنگ عصری ملی و جهانی، میزان تحصیلات، نوع تخصص، دیانت، گرایشهای سیاسی و بسیاری از مؤلفههای ناشناختۀ دیگر منشأ و عامل تغییرات و ظهور مقتضیاتی است که در شکلگیری هویت جوان تأثیرگذارند. عوامل پیشگفته به دو صورتِ مستقیم و غیرمستقیم در شکلگیری هویت عمومی و دینی شخص نقش دارند: یا هویتساز هستند یا در ایجاد و تکامل و تغییر هویت تأثیر زیادی دارند. این عوامل مهم عبارتاند از: 1. والدین؛ 2. گروه همسالان؛ 3. الگوها؛ 4. محیط و فضای اجتماعی؛ 5. ارزش و هنجارهای اجتماعی؛ 6. خودباختگی و ازخودبیگانگی».(3)
«انسان متناسب با رشد و تواناییهایش در تعامل با دیگران قرار میگیرد و از میان آنها کسانی که بیشتر او را تحت تأثیر قرار میدهند، برایش مهم میشوند. افرادی که فرد آنان را مهم تلقی میکند، "دیگری مهم" مینامند. "دیگرانِ مهم" کسانی هستند که فرد میکوشد تا خود را شبیه و همانند آنها بسازد و به ریخت و قیافۀ آنان درآید و در راستای هویت آنان خود را تغییر دهد. دیگرانِ مهم نمونهها، سرمشق، اسوه و الگوی او هستند. شخصیتهای علمی، فرهنگی، ورزشی، سیاسی و مذهبی، دیگرانِ مهم تلقی میشوند که الگوی رفتارها را
تشکیل میدهند. دیگرانِ مهم لزوماً افراد همعصر ما نیستند، بلکه شخصیتهای تاریخی، رمانی و داستانی و حتی افسانهای هم میتوانند دیگرانِ مهم یک شخص باشند.
زمانی که فرد به ارزیابی خود میپردازد، معمولاً خود را با دیگرانِ مهم مقایسه میکند و به میزانی که میان خود و این شخصیت فاصله و تفاوت میبیند، از هویت کنونیاش احساس ناخرسندی میکند و در جهت تغییر آن میکوشد».(1)
«دیگرانِ مهم در ما جاذبه و شیفتگی پدید میآورند و همین شیفتگی بهصورت انگیزه در میآید و ما را وادار میکند که خود را تغییر دهیم. متأسفانه گاهی میزان شیفتگی به اندازهای است که فرد وضع کنونی خود را فراموش میکند و تنها به آن دیگری میاندیشد. چنین حالتی نهتنها موجب رشد خود نمیشود، بلکه نوعی اختلال هم بهحساب میآید که از آن با عناوینی چون "ازخودبیگانگی و خودباختگی و گمکردن خود" یاد میکنند. متأسفانه غرب در سدههای جدید خود را یک دیگریِ مهم و نوعی، برای کشورهای اسلامی مطرح ساخته است. کسانی هم که شخصیتهای غربی برای آنان الگوی مطلوب قرار میگیرد، ابتدا به تقلید و همانندسازی با ظاهر، قیافه و رفتار مشهود غربیها میپردازند و در ادامه میکوشند تا در هر زمینهای همانند غربیان شوند و هویت غربی یابند. پیامد طبیعی اینگونه خودباختگی، خودباختگی دینی و خودکمبینی در فکر و اندیشه و عمل است. هماهنگی با مهمِ دیگری، در همه چیز ظاهر و نمودار میشود.
بنابراین در ساختن هویت، پس از انتخاب الگو، همانندسازی با
1) همان، ص80- 81.
ظاهر و قیافه و رفتار نیز مشهود است. گام بعدی، همانندی در نوع فکر و اندیشه و احساس و تغییر دادن آنها متناسب با الگو است. در این حالت فراتر از تقلید از ظواهر فردی که خود را همانند او میسازند، با او احساس یگانگی میکنند و به نوعی همپنداری شخصیتی با نمونهها و الگوها میرسند».(1)
«جوان با آنکه در میان اعضای خانواده، همسالان، خویشان و جامعۀ انسانی زندگی میکند و با آنان ارتباط دارد، از نوعی گسست عاطفی و ناهمزیستی روانی رنج میبرد که از آن به "احساس بیگانگی از خود" یا "احساس ناخودبودن" تعبیر میشود. نتیجۀ طبیعی ازخودبیگانگی، احساس بیهویتی است. این مسئله زمانی تشدید میشود که از کودکی بریده و ارتباط درست و منطقی با جامعۀ بزرگسالان و حتی همسالان برقرار نکرده باشد. فقدان امنیت روانی نتیجۀ دیگر ازخودبیگانگی و بیهویتی در نوجوانان میباشد؛ زیرا از آنجاییکه وضعیت خود را نسبت به بیرون مشخص نکرده و در سردرگمی به سر میبرد، نوعی احساس ناامنی به سراغ او میآید و گسستی میان خود و دیگران و حتی اشیای پیرامونی میبیند».(2)
«فرهنگ، دل به جاذبهای سپردن و با آن جذبه و کشش زندگی کردن است. اگر مساجد، این مکانهای معنوی و مقدس، کانون جاذبۀ زندگی و اندیشۀ تمام قشرها باشد و با فطرت بشر ارتباط مستقیمی پیدا کند، نتیجتاً همۀ افراد جذب آن شده، پناهگاه و محل اطمینان و آرامش
آنها خواهد بود. وقتی مسجد از لحاظ فیزیکی و محتوایی بهگونهای پرجاذبه باشد که مرکز تجمع مرد، زن، جوان و کهنسال باشد و سیل جمعیت را به سوی خود بکشاند و تمامی نیازهای فطری و ضروری آنها را پاسخگو باشد، این حضور مداومِ مردم در مکانهای مذهبی، ضمن حفظ زحمات و دستاوردهای صدها سالۀ اولیا، علما و مسلمانان، روحیۀ اسلامی را در تمامی قشرهای جامعه تقویت و کید دشمنان اسلام و مغرضان منحرف را خنثی خواهد نمود.
در حقیقت جوانی که مجذوب مسجد شود، مجذوب اسلام و معارف آن هم خواهد شد. برای انجام این رسالت باید شرایط مناسب و زمینههای جذب مردم به این مکان و به اسلام راستین فراهم گردد. مهر و محبت گوهر فرهنگ مساجد است. اگر جوان تشخیص دهد زبان مسجد زبان تحمیل نیست، زبان پرعطوفت است، به یقین جذب این مکان معنوی خواهد شد؛ چراکه گرایش به فطرت دارد و حرف فطرت را سریعاً میپذیرد. سخن نیکو همراه با مهر و محبت سخن فطرت است».(1)
«بر اساس سرشماری مرکز آمار ایران که چند سالی یک بار سرشماری در سراسر کشور انجام میشود، در آخرین سرشماری که در سال 1390 انجام گرفت، جمعیت کشورمان در حدود 76 میلیون و 100 هزار نفر گزارش شده است. بر اساس نتایج این سرشماری، ترکیب جمعیت ایران در محدودۀ سنی نوجوانان و جوانان به شرح زیر است:
کودکان و نوجوانان (زیر 15 سال): 23.4 درصد، معادل 17.5 میلیون نفر، جوانان (15 تا 29 ساله): 31.5 درصد معادل 23.7 میلیون نفر میباشد.
1) عباس عرشی نیاسر، مسجد گوهر بیهمتا، ص22- 23.
از آنجایی که بر اساس سرشماری مرکز آمار کشور، بیش از نیمی از مردم کشور زیر 15 تا 29 سال سن دارند، اگر کارگزاران مسجد نتوانند این جمعیت عظیم را دریابند و آنها را با مساجد آشنا نکنند، به هدف اصلی مسجد نرسیدهاند. اگر مشاهده میشود این قشر مجذوب ورزش، هنر، موسیقی، فضای مجازی شده و معنویت در میان آنان کمرنگ گردیده است، علت اساسی آن در این است که ابزار و فعالیتهای فرهنگی و عقیدتی ما جاذبهدار نبوده است.
اگر بخواهیم این قشر را بیشتر با اسلام و انقلاب آشنا کنیم و از خطرات تهاجم فرهنگی مصون بمانیم، باید ابزار فرهنگی اسلام را از راههای اصیل آن، با مراعات مقتضیات زمان، جذب کنیم و موانع و دافعهها را از سر راه برداریم تا دستیابی به چشمۀ زلال اسلام و قرآن و معارف اسلام بیشتر گردد و مزه و لذت واقعی این معارف بر قلوب و اذهان نسل جوان و نوجوان چشانیده شود که به یقین در این صورت فرهنگهای تهی و ضددینی غرب در مقابل فرهنگ واقعی و اصیل دوام نیاورده، از کشورهای اسلامی ریشهکن خواهند شد و بلکه فرهنگهای مبتذل کشورهای دیگر هم از این فرهنگ جذاب متأثر خواهند شد.
به جرأت میتوان گفت بهترین راه و روش برای کشاندن نسل جوان و نوجوان به معنویت، اقامۀ نماز است و آن در صورتی آثار خود را جلوهگر خواهد نمود که در جایگاه واقعی خودش، "مساجد" و در بهترین زمان ،"اول وقت" و در بهترین حالت "نماز جماعت" اقامه گردد».(1)
«جوانان به محیطهایی که در آنجا مجالس سخنرانی، وعظ و تبلیغ و خطابه دربارۀ اسلام ناب برگزار میشود، گرایش و جاذبه نشان
1) همان، ص28- 29.
میدهند؛ چراکه دین مبین اسلام با فطرت انسان گره خورده است. اگر خطابه و سخنرانی در مکان و زمان مناسب با مقتضیات روز مطرح گردد و به مقدار درک و فهم جوانان سخن گفته شود، تأثیر مناسبی در آنها خواهد گذاشت.
یکی دیگر از مسائل مهمی که باعث سازگاری جوانان با محیط معنوی مسجد میشود، برگزاری جلسههای پرسش و پاسخ و رسیدگی به مسائل اعتقادی و دینی نسل جوان و سیراب کردن تشنگی و فطرت آنان است. سیرۀ پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) بهگونهای بود که پس از بهجاآوردن نماز صبح، تا طلوع آفتاب مینشستند و پاسخگوی سؤالات مردم بودند.
برخورد مناسب و شایسته با نسل جوان باعث گرایش بیشتر آنها به این فضای معنوی و بیت متعالی میشود. باید مساجد را پویا و پرتحرک نمود و در کنار عبادت و تربیت، نیازهای جوانان را در حد امکان فراهم آورد و مشکلاتشان را برطرف نمود تا مسجد تداعیکنندۀ یک کانون جاذبه برای جوانان باشد».
«مشکلات اقتصادی علت عمده آسیبهای اجتماعی قلمداد شده است. اقتصاددانان و بعضی از جامعهشناسان با مطالعاتی که انجام دادهاند، منشأ عمدۀ انحرافات اجتماعی را در عوامل اقتصادی اعلام کردهاند. از میان عوامل مختلف اقتصادی که منجر به کجرویها میگردند، میتوان از مشکلات اجتماعی که خود زاییدۀ عواملی چون پسافتادگی فرهنگ غیرمادی نسبت به پیشرفت تکنولوژی است و یا بحران اقتصادی در یک دوره بهخصوص، فقر و بیچیزی و زندگی در جایی که واقعاً قابل سکونت نیست، نام برد. بیشتر نویسندگان به
این حقیقت معترفاند که عوامل اقتصادی در زندگی اجتماعی اهمیت فوقالعادهای دارند و اساس بیشتر جوامع مترقی بر پایههای اقتصادی درست و انسانی بنا گردیده است. در تبیین علل پیدایی بزهکاری، جرم، الکلیسم، روسپیگری، امراض روانی، تعصبات نژادی و سایر مسائل اجتماعی، بیشتر به عوامل اقتصادی اشاره شده است.»(1)
«آلفرد مارشال (1891) اقتصادشناس معروف در مقدمۀ اثر تاریخی خود در نظریۀ سرمایهداری چنین مینویسد: "اغلب تأثیری که مقدار درآمد فرد روی رفتارش میگذارد، به مراتب کمتر از اثری است که روشهای کسب پول بر جا میگذارد و این حقیقتی است انکارناپذیر که در روابط خانوادگی و مذهبی و دوستانه، حتی آنهایی که بضاعت مالی چندانی ندارند، قادرند در زمینههای مختلف به فعالیتهایی دست بزنند که منبع بزرگترین دلخوشیها باشد؛ معذالک اوضاع و شرایطی که از فقر ناشی میشود، بهخصوص در اماکنی که تراکم جمعیت بیش از اندازه بالاست، فعالیتها و مهارتهای افراد را بیاثر میگرداند. افرادی که در شهرهای بزرگ، خود را فقیر و تنها احساس میکنند، برای دوستیابی و معاشرت با دیگران کمتر فرصت خواهند یافت. بدون شک ناسازگاریهای جسمانی و روانی و اخلاقی آنها معلول علتهای دیگری به جز فقر هم میتواند باشد؛ هر چند که فقر مهمترین عامل این ناراحتیهاست". پژوهشهای متعدد نشان داده است و یا خواستهاند وانمود کنند که علت اساسی انحرافات اجتماعی زاییدهٔ فقر است».(2)
«در جامعۀ امروزی ایران با انواع مسائل و آسیبهای فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی نظیر بیسوادی یا کمسوادی، بحران معنا، دروغ، آنومی یا نابسامانی اجتماعی، بحران هویت، بیاعتمادی، اعتیاد و قاچاق مواد مخدر، پرخاشگری، جنایت و خودکشی، فرار کودکان از منزل، تکدی، روسپیگری، ضعف مشارکت جمعی، قانونگریزی، رابطهگرایی، بیکاری، فقر، سرقت، اختلاس، تخریب و آلودهسازی محیطزیست و... سروکار داریم که در مجموع آینده این کشور را از لحاظ سلامت محیط و احساس امنیت جانی، مالی، تعاملاتی و فکری تهدید میکنند. با وجود گسترش روزافزون مسائل و آسیبهای اجتماعی در ایران، هنوز نهادهای ملی مناسب و مؤثری برای بررسی، برنامهریزی و پیشگیری آنها بهوجود نیامده است؛ در نتیجه هنوز در زمینۀ هیچ یک از آسیبهای اجتماعی عمده در ایران، پیمایش ملی جامعی انجام نگرفته است تا بر اساس آن بتوان ضمن گردآوری اطلاعات قابل استفاده برای بخشهای سیاستگذاری، برنامهریزی و اجرایی ذیربط، مبنای علمی مناسبی برای تکرار مطالعات بعدی، امکان مقایسه دادهها و توصیف و تحلیل روند تحول آسیبها به وجود آید.
بر اساس نتایج فراتحلیل منابع موجود(1)و اطلاعات تولیدشده در جریان برگزاری اولین همایش ملی آسیبهای اجتماعی در ایران، وضعیت هر یک از آسیبهای اجتماعی مورد توجه در همایش مذکور را میتوان بهطور خلاصه توصیف نمود:
1) انجمن جامه شناسی ایران، 1381.
2- 1. اعتیاد و قاچاق مواد مخدر
در ایران اعتیاد و قاچاق موادمخدر در ردیف عمدهترین آسیبهای اجتماعی قرار میگیرند. اعتیاد به مواد مخدر با ایجاد وابستگیهای جسمانی و اختلالات روانی و رفتاری و قاچاق مواد مخدر با خسارات جانی و مالی بسیار فراوانی که هر ساله بر جامعه تحمیل میکند، برای مردم اشتغال ذهنی و نگرانی روزافزونی را به وجود آوردهاند. آنچه بر اساس اطلاعات موجود و نتایج اولین همایش ملی آسیبهای اجتماعی در ایران میتوان گفت، این است که روزبهروز بر دامنه و عمق مسئله اعتیاد در ایران افزوده میشود؛ اقشار جدید نوجوانان و زنان هم به این معضل مبتلا شدهاند؛ سن اعتیاد در حال کاهش است؛ والدین معتاد، کودکان خود را به خرید و فروش مواد مخدر وامیدارند و آنان را به دام اعتیاد و قاچاق مواد مخدر میکشانند؛ تعداد دانشآموزان شناساییشده در معرض اعتیاد به مرز یک میلیون نفر نزدیک شده است؛ الگوی مصرف مواد مخدر هم از تدخین به خوردن و تزریق و از مواد کمخطرتر چون تریاک به مواد پرخطرتر نظیر هروئین در حال تغییر است؛ اقدامات انجامشده در زمینۀ کنترل و کاهش عرضه و تقاضا و درمان و پیشگیری نیز هنوز به نتیجه مطلوب نرسیده است.
چنین به نظر میرسد که پدیده اعتیاد و قاچاق مواد مخدر یک مسئله پیچیده و چندبعدی است. این مسئله محصول تعامل و ترکیب شرایط و عوامل عدیدهای در سطوح خرد، میانی و کلان است. بهطوری که در تحلیل آن، علاوه بر عوامل فردی در سطح خرد نظیر بیماریهای جسمانی و روانی، نیازهای درمانی و بهداشتی و ویژگیهای شخصیتی، تعامل فرد با دوستان معتاد و محیطهای آلوده، شکست تحصیلی،
بیکاری و...، باید به عوامل سطحِ میانی چون مشکلات خانوادگی ازجمله خشونت، طلاق، نوع تعامل خانه و مدرسه و عملکرد نهادهای سیاسی، انتظامی، قضایی و اداری و حتی در سطح کلان به موقعیت جغرافیایی کشور، ساختار و کارکردِ خردهنظامهای اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی از جمله مواد افیونی، نفوذ دلالان در عرصههای انتظامی و سیاسی، سطح توسعۀ صنعتی و شهرگستری، وضعیت اشتغال، نابرابری در توزیع منابع ارزشمند، آنومی و نابسامانی اجتماعی و سطح توسعۀ فرهنگی جامعه و رشد بصیرت و دانایی مردم توجه نمود؛ بنابراین در امر درمان و بهویژه پیشگیری از مسئله اعتیاد و قاچاق مواد مخدر که به مراتب سادهتر و کمهزینهتر از درمان است، تنها توسل به زور و کنترل بیرونی کافی نیست؛ بلکه باید به مجموعهٔ شرایط و عوامل مرتبط با تولید، توزیع و مصرف مواد مخدر توجه شود».(1)
2- 2. پرخاشگری و جنایت
«پرخاشگری یا خشونت هم یکی از آسیبها یا کجرویهای اجتماعی عمده در جهان امروز و از جمله در ایران است که معمولاً توسط کنشگران فردی یا جمعی علیه خود (خودکشی یا خودآزاری) یا علیه غیر (دیگرکشی یا دیگرآزاری) اعمال میشود. خشونت ماهیتی اجتماعی دارد و بیشتر در تعاملات بین شخصی و بین گروهی صورت میگیرد؛ ولی به صورتهای متفاوت فیزیکی، اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی نظیر قتل، ضرب و جرح، تحریم و حصر اقتصادی، جنگ، ترور، تهدید و ارعاب، هتک حرمت، تحقیر، توهین، فحاشی نمود پیدا میکند و امنیت اجتماعی افراد و گروهها را مورد تهدید قرار میدهد.
1) لیلا سلیقهدار، نقش روحانیت و مساجد در کاهش ناهنجاریهای اجتماعی، ص146- 149.
صور مختلف پرخاشگری را میتوان در روابط بین شخصی و بین گروهی روزمره مردم ایران مشاهده نمود. اینگونه خشونتها بیشتر در بین افراد جوان، بیسواد یا کمسواد، بیکار و کمدرآمد اتفاق میافتد. اینان بیشتر در خانوادههای دارای اعضای بیکار، معتاد و با سابقۀ کیفری زندگی میکنند. درگیریها و خشونتهای فیزیکی بیشتر در درون منازل یا کوچهها و خیابانهای محلههای فقیرنشین شهرها صورت میگیرد. افراد در جریان این درگیریها بیشتر از اسلحهٔ سرد، بهویژه ابزار برنده و کوبنده و وسایل موجود و مناسب با محل وقوع درگیری استفاده میکنند.
برای پیشگیری از مسئلۀ خشونت، اصلاح ویژگیهای شخصیتی افراد در سطح خُرد و اصلاح محیطهای ساختاری محل زندگی آنان در خانواده و جامعهٔ بزرگتر، بهویژه تولید و توزیع عادلانۀ منابع ارزشمند، روزآمد کردن قوانین و آیین دادرسی و اصلاح دستگاههای انتظامی و قضایی در جهت پیشگیری از تضییع حقوق مردم، احیا و تقویت خانههای داوری و ایجاد فضایی آزاد برای ترویج فرهنگ گفتگو و رشد خردگرایی و خردورزی ضروری است».(1)
2- 3. فرار از منزل
«پدیده فرار از منزل مسئلۀ جدیدی نیست که به دورۀ زمانی خاصی تعلق داشته باشد. لیکن فراز و فرودِ آمار کسانی که اقدام به فرار میکنند و یا گروه سنی این افراد، همچنین جنس فراریان از منزل، در هر دوره بسته به شرایط آن، قابل تجزیه و تحلیل و تأمل است. فرار از خانه یکی از انواع آسیبهای اجتماعی یا کجرویهای اجتماعی در ایران است که همانند
1) همان، ص149- 150.
سایر آسیبهای اجتماعی، با مجموعۀ پیچیده و بههمپیوستهای از شرایط و عوامل فردی، خانوادگی و ساختاری در سطح کلان مرتبط است.
سرخوردگیهای کودکان در خانواده، افت تحصیلی، شیوۀ گذران اوقات فراغت، تعامل با افراد و محیطهای ناسالم، بیسوادی، بیکاری و اعتیاد والدین و ازهمگسیختگیها و سردی محیط خانواده، استفاده ابزاری از کودکان و واداشتن آنان به انجام اموری مافوق طاقت و توان آنان و فضای عمومی جامعۀ درحالگذرِ ایران با شرایط اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی خاص خود، همه در ایجاد استمرار و گسترش اینگونه آسیبها مؤثرند؛ بنابراین پیشگیری از این مسئله موکول به شناخت ویژگیهای این دسته از کودکان، مشخصات فردی و وضعیت خانوادگی آنان، عوامل و دلایل فرار از خانه و برنامهریزی علمی جهت ارتقای سطح آگاهی والدین و خودِ کودکان از پیامدهای فرار از خانه، ایجاد مراکز جایگزینِ خانوادههای بیسرپرست، حمایت حقوقی از کودکان خانوادههای آسیبدیده و تأمین اقتصادی خانوادههای آنان است».(1)
2- 4. خودکشی
«خودکشی گونهای از آسیبها و کجرویهای اجتماعی است؛ زیرا در چارچوب اصول و قواعد اخلاقی و اجتماعی اغلب کشورهای امروزی قرار نمیگیرد و از لحاظ دینی و اخلاقی مذموم و از نظر اجتماعی قبیح و ناپسند است. با اینکه خودکشی به ظاهر یک اقدام فردی و عمل شخصی بهنظر میرسد، ولی ماهیتی اجتماعی دارد. نوعی کنشِ آگاهانه و برنامهریزی شده است که تحت شرایط و مقتضیات اجتماعی
1) همان، ص153- 155.
خاص به وقوع میپیوندد؛ بنابراین خودکشی پدیدهای قانونمند است و تغییر آن تابع تغییرات اجتماعی است. هرچند نمونههایی از خودکشی در تاریخ ذکر شده است، ولی متعاقب رنسانس، انقلاب صنعتی و گسترش شهرنشینی و تحولات اجتماعی و توسعۀ علوم اجتماعی، خودکشی به عنوان یک پدیدۀ اجتماعی قانونمند مطرح شد. امیل دورکیم برای اولین بار خودکشی را به عنوان یک واقعیت اجتماعی مطرح نمود. واقعیتی اجتماعی که عینی و دارای قانونمندی اجتماعی است. او نوع و میزان خودکشی را تابعی از نوع و میزانِ انسجام یا کنترل اجتماعی میدانست. امروز علاوه بر جنبۀ اجتماعی و عوامل عینی، به جنبۀ فردی و عوامل روانی و ذهنی- شخصیتی مؤثر بر اقدام به خودکشی فرد هم توجه میشود.
در ایران پدیدۀ خودکشی هم، نظیر سایر آسیبهای اجتماعی در سالهای اخیر در سطح جامعه رسوخ پیدا کرده و این اقدام بیشتر در بین افراد دارای بیماریهای جسمانی و روانی، شکستخورده، بدبین، ناامید، افسرده و مورد خشونت قرار گرفته و مبتلا به مشکلات خانوادگی و نرخ بالای آن در استانهای در حال توسعه چون ایلام و کرمانشاه مشاهده میشود که در آنها تعارض بین زندگی ایلی و شهری یا سنت و مدرنیته، مهاجرت از ایل و روستا به شهرها و افزایش نرخ شهرنشینی یا تحول از سنت به مدرنیته بالاست و در استانهای نسبتاً مدرن و توسعهیافتهای چون تهران و اصفهان یا استانهای سنتی و توسعهنایافتهای چون سیستان و بلوچستان، نرخ خودکشی پایین است. چنین به نظر میرسد که پدیدۀ خودکشی محصول تعامل مجموعهای از عوامل فردی و ساختاری است که در شرایط گذر از سنت به مدرنیته و در فرایند توسعۀ
ناهماهنگ و نامتوازن در سطوح فردی یا شخصی و جمعی یا ساختاری، میزان وقوع آن افزایش قابل توجهی مییابد».(1)
2- 5. جرایم مالی، اقتصادی و سرقت
«جرایم مالی، اقتصادی و سرقت، از آسیبهای اجتماعی عمده در ایران است که در سالهای اخیر همانند سایر آسیبها در همه استانهای کشور روندی افزایشی داشته است؛ علاوه بر این با فسادهای اداری و مالی بسیار متعدد و کلانی سروکار داریم که بیشتر بهصورت پنهان، غیررسمی و غیرقانونی، یعنی جدا از چارچوب اصول و قواعد عمل جمعی عام، مورد توافق اکثریت کنشگران حوزههای سیاسی و اقتصادی صورت میگیرد. اخبار وقوع اینگونه آسیبها را در روزنامهها تحت عناوین اختلاس، رشوهگیری، انحصارطلبی، رانتخواری، قاچاق کالا، پولشویی، فساد اداری و مالی، ثروتهای بادآورده، مفسدان و تروریستهای اقتصادی میتوان دید. اینگونه جرایم معمولاً توسط مسئولان، مدیران، منتفّذان و ردههای بالای حوزههای سیاسی و اقتصادی و یا کارکنان وابسته به آنان در ردههای پایینتر صورت میگیرد. گاهی برخی از آنها آشکار میشود و برای مدتی عناوین روزنامهها را به خود اختصاص میدهد و افکار عمومی را جلب میکند، ولی هیچگاه به نتیجۀ مشخص نمیرسد و تودۀ مردم هم از کنه مطلب بااطلاع نمیشوند و به همین دلیل افکار عمومی حساسیت خود را نسبت به نوع جرایم از دست میدهد. در جرایم مالی و اقتصادی، علاوه بر سوءاستفاده از سرمایههای اقتصادی و سیاسی یعنی ثروت و قدرت، با رواج بیاعتمادی، نیرنگ، دروغ و تدلیس به سرمایههای اجتماعی و فرهنگی هم زیانهای جبران ناپذیری وارد میشود».(2)
«میتوان گفت سرقت و فساد اداری و مالی به عنوان دو آسیب اجتماعی در ایران رواج دارند. وقوع حدود 250000 مورد سرقت سالانه و هزاران مورد رشوهگیری، اختلاس، رانتخواری، دهها گونه جرایم مالی- اقتصادی، خود عامل و شاخص بحران نظام اجتماعی غالب در جامعهای است که آنومی یا نابسامانی اجتماعی، یعنی ابهام، عدم شفافیت، تکثر و تعارض اصول و قواعد عمل جمعی عام، در حوزه های سیاسی اقتصادی و به دنبال آن ضعف اخلاق عمومی، انحصار قدرت و برخورداری از اطلاعات رانتی، ضعف شایستهسالاری، فقدان تأمین اجتماعی، هنجارشکنی، قانونستیزی و یا قانونگریزی، فردگراییهای خودخواهانه، جمعگراییهای خاصگرایانه و ترجیح منافع فردی بر جمعی یا منافع جمعی خاص بر مصالح جمعی عام، انفعال و گوشهگیری مردم و یا طغیان و شورش علیه اینگونه وضعیت از نمودهای بارز آن بهشمار میرود(1)».(2)
«موضوعاتی مانند اشتغال، ازدواج و خانواده، بیکاری و اوقات فراغت، افسردگی و اعتیاد، جرم و بزهکاری و در نهایت جنایت و شورشهای اجتماعی، ازجمله مباحثی هستند که ذیل عنوان مسئلهٔ جوانان قابل طرح بوده و غفلت از هر کدام از موارد فوق میتواند مشکلی اساسی بر سر راه تحولات اجتماعی ایجاد کند، چه رسد به اینکه در بعضی از کشورهای در حال توسعه و از جمله ایران، موارد چندگانهای بهطور همزمان در بررسی مسائل جوانان ایران به عنوان آسیب اجتماعی مطرح باشد. البته در کشورهایی نظیر کشور ما، بر آن همه موضوعات مشترک جهانی
در خصوص مسائل جوانان، باید بحران مشارکت سیاسی–اجتماعی را هم افزود و این خود میتواند به عنوان سرفصلی در مطالعات جوانان مطرح شود.
در ایران موضوع جوانان و مناسبات آنان با حوزههای اجتماعی، فرهنگی و سیاسی، هنوز به صورت "مسئله اجتماعی" در نیامده، اما آثار و شواهد نشاندهندۀ آن است که چندان هم فاصلهای با تبدیل شدن به مسئله اجتماعی ندارد. در توصیف مسئله اجتماعی گفتهاند: آن است که از طرف تعداد زیادی از مردم و نخبگان و مدیران ارشد جامعه مثل رئیسجمهور با اهمیت فراوان مطرح شده و ارادۀ حل آن موضوع نیز در پشت قضیه فراهم شود. به تعبیری بسیار ساده باید گفت که مسئله جوانان در ایران موضوعی بسیار جدی است».(1)
واژۀ «آسیب» به معنای صدمه، گزند و آفت و در اصطلاح عبارت است از عاملهایی که باعث صدمه زدن به چیزی یا کسی میشود. اصطلاح «آسیبشناسی» در انواع رشتههای علمی به کار رفته است. آسیبشناسی اصولاً به مطالعه و بررسی دقیق عوامل زمینهساز و پدیدآورندۀ آفات و آسیبهای موجود در بخشهای روانی، فیزیولوژیکی، بیولوژیکی، تربیتی و فرهنگی میپردازد. هدف از مطالعات آسیبشناسانه، شناسایی، تشخیص، پیشگیری و یا درمان آسیبهای وارده و مهمتر از این، پیشنهاد راهکارهای مناسب برای دفع یا رفع آفتها و آسیبهاست.
1) محمدعلی محمدی، جوانان و مناسبات نسلی، ص11- 12.
«آسیبشناسی یا پاتولوژی (pathology) بر تشابهی مبتنی است که دانشمندان بین بیماری عضوی و انحرافات اجتماعی قائل میشوند. این واژه از ریشة یونانی (path=patho) به معنای رنج، محنت و غضب و (logy) به معنای دانش و شناخت ترکیب یافته است؛ بر این اساس آسیبشناسی به معنای ناخوشیشناسی، مرضشناسی و علم تشخیص امراض و مطالعۀ عوارض و علایم غیرعادی به کار میرود. آسیبشناسی در اصطلاح علوم طبیعی عبارت از مطالعه و شناخت ریشة بینظمیها در ارگانیسم انسانی است؛ ازاینرو در مشابهت کالبد انسانی با کالبد جامعه، اصطلاح آسیبشناسی اجتماعی برای مطالعه و ریشهیابی بینظمیهای اجتماعی، انحرافات و بیماریهای اجتماعی بهکار میرود».(1)
«بر اساس تعریف فرهنگ پیشرفتهٔ آکسفورد، آسیبشناسی مطالعه علمی آسیبها، بیماریها و اختلالات است. آسیبشناسی، موقعیت و یا حالتی زیستشناختی است که در آن یک ارگانیزم از عملکرد صحیح و یا مناسب منع شده است».(2)
«آسیبشناسی دینی به معنای شناخت آسیبها و اشکالهایی است که بر دین، معرفت دینی، دینداری و مانند اینها وارد میشود. در آسیبشناسی دینی اینگونه موضوعهایی بحث میشود: آسیبشناسی دین، آسیبشناسی معرفت دینی، آسیبشناسی جامعۀ دینی، آسیبشناسی دینشناسان، آسیبشناسی نهادهای دین و غیره».(3)
«آسیبشناسی اصطلاح جدیدی در حوزۀ اندیشه دینی است و به مفهوم شناخت آسیبها و اشکالاتی است که به اعتقادات و باورهای دینی و یا به آگاهی و معرفت دینی و علمی در یک جامعه دینی وارد میشود و یا ممکن است وارد بشود.
آسیبشناسی دینداری، شناخت آسیب و موانعی که در عمل موجب گریز دینباوران، بهخصوص نسل جوان و تحصیلکرده، از دین میشود. در این موارد میتوان به مفاسد اخلاقی اشاره کرد که میتواند افراد یک جامعه، به ویژه جوانان، را از دین و معنویت باز دارد».(1)«آسیب شناسى دیندارى، اصلى کلى و عام براى شناخت آفت ها و موانعى است که هویت دینى و اصالت مذهبى را مورد هجوم قرار مى دهد. این آفات مى تواند شامل موارد زیر باشد:
اندیشه هاى معارض دین شامل شبهات و تحلیل هاى خطا؛
موانع دیندارى شامل مباحث فساد اخلاقى و حجابهاى روحى ؛
عوامل معارض دین عبارت اند از عوامل بیگانه، منافقین و دینداران».(2)
در آسیبشناسی مدیریت فرهنگی مسجد، عواملی که موجب صدمه زدن و تخریب برنامههای فرهنگی مسجد میشوندع مورد شناسایی قرار میگیرند. همچنین در آسیبشناسی حرکتهای فرهنگی مساجد، به ارائۀ شیوهها و راهکارهای انجام فعالیتهای تربیتی در مسجد و تدوین اصول برنامههایی که پس از انقلاب اسلامی با عنوان «کار فرهنگی در مسجد» از آنها یاد میشود و بیان الگوهای موفق و تجربیات برتر در این زمینه میپردازیم. آسیبشناسی مدیریت فرهنگی مسجد و آسیبشناسی کار فرهنگی مسجد، در همین فصل در بخش آسیبشناسی حوزۀ نرمافزاری بهطور مفصل مطرح خواهد شد.
در این فصل نگاه آسیبشناسانهای به وضعیت حضور یافتن یا نیافتن کنشگران و دینداران در مساجد خواهیم داشت؛ زیرا حضور و عدم حضور دینداران در مناسک و آیینهای اجتماعی، میتواند شاخص بسیار معنادار و مهمی در جهت سنجش جایگاه مسجد در ایران اسلامی و در نهایت پیشرفت جامعه باشد و بهره نگرفتن اقشار جامعه از ظرفیتهای ارتباطی و اجتماعی مسجد که اصیلترین شبکة ارتباطی و زمینهساز پیوند و اعتماد اجتماعی است، سبب تنزل جایگاه و اهمیت این نهاد دینی در جامعه و بروز آسیبها و چالشهایی در این زمینه شده است. از آنجایی که مساجد و اماکن مقدس میتوانند در اشاعه و گسترش فرهنگ دینی در جامعه سهم بسزا و پراهمیتی داشته باشند، شناخت این آفات و موانع و آسیبها و برنامهریزی جهت مقابله و برخورد اصولی با آنها امری لازم و ضروری است. در این فصل سعی بر آن است که با شناخت آسیبهایی که مسجد، این مکان مقدس مسلمانان، را مورد خدشه و هجوم قرار میدهد، راهکارهای مناسبی جهت مقابله با
آنها ارائه گردد؛ باشد که پژوهش درباره آسیبشناسی مساجد، ما را در جهت نیل به داشتن مساجدی نمونه، آنچنانکه خداوند متعال سفارش و تأکید فرموده است، راهگشا باشد.
برای آسیبشناسی هر پدیدهای، مراحل پنجگانهای را باید پیمود. این مراحل در فرایند آسیبشناسی وضعیت مسجد عبارتاند از:
شناخت جایگاه واقعی مسجد: در فرایند آسیبشناسی وضعیت مساجد، اولین گام، شناخت و تبیین جایگاه واقعی مسجد در آموزههای دین اسلام و تجربة تاریخی جامعه اسلامی است.
شناخت آسیبها: در مرحلة شناخت آسیبهای مسجد نیز مهمترین آسیبهای وضعیت کنونی مسجد در ایران، با اتکا به نظر صاحبنظران، مصاحبهها، گزارشات، مقالهها و کتابهای موجود در این زمینه احصا شده است.
شناخت علل بروز آسیبها: در این مرحله به ریشهیابی آسیبها پرداخته میشود.
بررسی آثار و پیامدها: در این مرحله آثار و پیامدهای مترتّب بر آسیبها شناسایی میشوند.
ارائه راهکار و رهیافت: آخرین مرحله از این فرایند، بیان چگونگی درمان آفتها یا بیان راهکار برای مواجهه با آسیبهای وضعیت کنونی مساجد است؛ به تعبیر دیگر فرایند آسیبشناسی با بیان راهکارها و رهیافتهای پیشنهادی که در فصل آخر این کتاب مطرح میگردد، پایان مییابد.
فرایند آسیبشناسی مسجد، در چهار حوزۀ زیر انجام میشود:
الف) آسیبشناسی حوزۀ سختافزاری و فیزیکی؛
ب ) آسیبشناسی حوزۀ نرمافزاری (برنامهها، مراسم دینی، مناسک عبادی)؛
ج) آسیبشناسی حوزۀ منابع انسانی؛
د ) آسیبشناسی جذب جوانان.
مسجد عمدهترین پایگاه مذهبی در سطح شهرها و روستاهاست که از عینیت فیزیکی برخوردار است. این مکان مقدس نزد دینداران مسلمان بسیار بااهمیت است. میزان حضور یا عدم حضور دینداران در آیینهای مذهبی که در مساجد برگزار میشود، مانند نماز جماعت، نماز عید فطر، مراسم اعتکاف، مراسم عزاداری شبهای محرم و ماه مبارک رمضان، میتواند شاخص معناداری برای سنجش جایگاه والای مسجد در بین مسلمانان باشد. پیامبر عظیمالشّأن (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم)و ائمّه معصومین (علیهمالسلام) بر اقامۀ نماز، به ویژه نماز جماعت در مسجد بسیار تأکید میکردند و برای آن فضایل بسیاری نقل فرمودهاند؛ از سوی دیگر قرآن کریم هر کسی را که به نقش بنیادین مسجد، یعنی «عبادت و پرستش» آسیب برساند، ظالم میداند و میفرماید: «وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ مَنَعَ مَساجِدَ اللَّهِ أَنْ یُذْکَرَ فیهَا اسْمُهُ وَ سَعى فی خَرابِها»(1): کیست ستمکارتر از آن کسی که از بردن نام خدا در مساجد او جلوگیری و سعی در ویرانی آن مینماید؟
از طرف دیگر مسجد به عنوان مهمترین پایگاه و مرکز گردهمایی مسلمانان، علاوه بر کارکرد عبادی، کارکردهای دیگری نظیر کارکرد
1) بقره: 114.
آموزشی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و نظامی دارد که این امر نشاندهنده جایگاه والای مساجد در جوامع اسلامی است. «ﻣﺴﺎﺟﺪ ﯾﮑﯽ از اﻣﺘﯿﺎزات اﺳﻼم و ﻣﺘﻌﻠﻖ ﺑﻪ ﻣﺮدم و ﺟﺎﯾﮕﺎه ﻋﺒﺎدت و ارﺗﺒﺎط اﻧﺴﺎن ﺑﺎ ﭘﺮوردﮔﺎر اﺳﺖ و ﺑﻨﺎ ﺑﺮ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻧﺒﯽ ﻣﮑﺮّم اﺳﻼم، ﺧﺎﺗﻢاﻟﻨﺒﯿﯿﻦ ﺣﻀﺮت ﻣﺤﻤﺪ (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم)، ﻣﺴﺠﺪ ﺟﺎﯾﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺷﺮاﻓﺖ ﺣﻀﻮر اﻧﺒﯿﺎ را داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ و اﻃﻼق ﺧﺎنۀ ﺧﺪا ﺑﺮ آن ﺻﺪق ﮐﻨﺪ».(1)
«از همان روزهاى آغاز نهضت اسلامى، بسیارى از امور با مساجد مرتبط بودند؛ امور داورى، قضاوت، حل و فصل دعاوى، مسائل مهم و اساسى اجتماعى، مشورت و طرح جنگ، پذیرش وفود، اعزام نماینده به نقاط دیگر، اجتماعات عمومى، پرستارى بیماران و مجروحان و اعلام وظایف حکومتى در مسجد صورت مىگرفت. به هر کجا که اسلام گام مىنهاد، چه مسلمانان آن را فتح مىکردند یا مىساختند، بهزودى و بىدرنگ مسجدى ساخته مىشد».(2)
«ﭘﯿﺮوان ﻫﻤﻪ ادﯾﺎن اﻟﻬﯽ ﺑﻪ ﻣﻌﻤﺎری و ﻓﻀﺎی ﻓﯿﺰﯾﮑﯽ ﭘﺮﺳﺘﺸﮕﺎهﻫﺎی ﺧﻮد ﺗﻮﺟﻪ زﯾﺎدی داﺷﺘﻪ اﻧﺪ. در اﯾﻦ ﻣﯿﺎن ﻣﺴﻠﻤﯿﻦ ﻧﯿﺰ از اﺑﺘﺪا ﺑﻪ ﻣﻌﻤﺎری ﻣﺴﺠﺪ ﺗﻮﺟﻪ داﺷﺘﻪ اﻧﺪ. ﻓﻀﺎ و ﻣﻮﻗﻌﯿﺖ ﻓﯿﺰﯾﮑﯽ ﻣﺴﺠﺪ از دو ﺑﻌﺪ رواﻧﯽ و ﻓﯿﺰﯾﮑﯽ ﻣﯽﺗﻮاﻧﺪ در ﺟﺬب ﺟﻮاﻧﺎن ﺑﻪ ﻣﺴﺠﺪ تأثیرﮔﺬار ﺑﺎﺷﺪ. ﻣﺴﺠﺪ ﺑﺎﯾﺪ ﻣﺤﻠﯽ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﻣﻮﺟﺐ ﺗﻠﻄﯿﻒ روﺣﯿﻪ ﻣﺮاﺟﻌﻪﮐﻨﻨﺪﮔﺎن ﺑﻪ ﻣﺴﺠﺪ ﺷﻮد. ﻣﺴﺎﺟﺪ ﺑﺎﯾﺪ ﭘﺎﮐﯿﺰه و آراﺳﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ و ﺗﺎ ﺣﺪ اﻣﮑﺎن، دور از ﺳﺮوﺻﺪاﻫﺎی
ﻣﺰاﺣﻢ و در ﯾﮏ ﻣﺤﯿﻂ ﺑﺎز و وﺳﯿﻊ ﺑﺎ ﺳﻘﻒﻫﺎی ﺑﻠﻨﺪ و ﻣﻌﻤﺎری اﺳﻠﯿﻤﯽ ﺑﻨﺎ ﻧﻬﺎده ﺷﻮﻧﺪ».(1)
فضای فیزیکی و معماری مسجد در سه مقولۀ 1. موقعیت فضایی، معماری و مهندسی مسجد، 2. تجهیزات مسجد، 3. فضای فیزیکی و بهداشتی قابل پیگیری است. در آسیبشناسی فضای فیزیکی مسجد باید ضعفها و کاستیهای هریک از این سه مقوله را بررسی کرد.
در بحث آسیبهاى ساختارى مساجد، علاوه بر ویژگیهاى منفى در معمارى و صورت ظاهرى و شکلى مساجد، وضعیت مکانى و جغرافیایى و محیطى و وسعت فضایى و متراژ و امکانات مادى سازمان تشکیلاتى مساجد مورد بحث قرار مى گیرند. «در مورد آسیبهاى شکلى و ساختارى که معمولاً در معمارى و بناى مساجد قابل مشاهده است، توجه به نکات زیر ضرورى است:
«هنر اسلامى و انسان کامل: در معمارى مساجد ایران، نماى انسان
حقیقى و کامل مشاهده مى شود. به عنوان نمونه با وجود بزرگى بنا، از عظمت خبرى نیست، بلکه بنا داراى لطافت و حُسنى است که انسان در آن حقارت را تجربه نمى کند. ویژگیهاى دیگر نقوش اسلیمى: تحرّک، پیچوتاب، رشدونمو، زندگى و زایندگى از دیگر ویژگیهاى معمارى اسلامى است».(1)بىتردید چنین ترکیبات هنرمندانهاى، جاذبۀ مساجد را در طول تاریخ تمدن اسلامى براى مسلمانان و اهالی مسجد افزایش داده و حتّى هنرمندان و هنرشناسان غربى را دچار حیرت و شگفتى کرده است؛ تا جایى که بارها به تعالى هنرمندان اسلامى در آثار خود اقرار نموده اند.
چنین ویژگیهایى در ساخت و بناى مساجد، روح افرادى را که به مسجد وارد مى شوند، چنان تسخیر میکند که با ورود به مسجد آرامش مى پذیرند و هنگام خروج از آن احساس کمبود و فُرقت مى نمایند و این ویژگى همان است که در روایت از امام صادق (علیهالسلام) نقل شده است که فرمودند «مؤمن در مسجد مانند ماهى در آب است و منافق در مسجد مانند مرغ در قفس است».
در معمارى اسلامى ویژگیهاى بارز دیگرى نیز سبب جاذبه و گرد آمدن مؤمنان در آن است. عناصر هنرىای چون شکل، تقارن، جهت مندى بناى مسجد، رنگ، خط، توجه به ذات مصالح، محراب، گنبد، ساقه (هشت ضلعى گنبد)، مناره، چهار ایوانى و استفاده از طبیعت جزو عناصر زیباشناسانه در طراحى مساجد هستند که بیتوجهی به آنها مى تواند آسیبى جدّى در جاذبه مساجد به شمار آید.
همچنین هر یک از عناصر فوق داراى حدود و ضوابطى هستند که رعایت نکردنشان مى تواند آفت و مانع و رادعى جدّى به شمار آید؛ برای
1) عرفان محمدهادی، معماری مساجد، ص4.
نمونه طول و بلندى مناره هاى مسجد مى تواند سبب دلزدگى و دلسرد شدن مردم از مسجد باشد که در این صورتع بلندى مناره جهت اشراف مؤذن جایز نیست.
در این بخش به مسائلی که در معمارى و طراحى مساجد باید مورد توجه قرار گیرد، میپردازیم:
«گاهى اوقات مشاهده مى شود که در ساخت مساجد جدید، هنر معمارى اصیل اسلامى و سنتى ایرانى کمتر به کار گرفته مى شود. هنر اسلامى یکى از نابترین و برترین شیوه هاى ساختوساز مساجد است که داراى قوه جذابیت فوق العاده زیادى مى باشد و این امر در میزان اقبال جوانان به مساجد مى تواند مؤثر واقع شود.
عدم آمایش مناسب و در نظر نگرفتن موقعیت جغرافیایى در ساخت مساجد متناسب با جمعیت و فضاى منطقه موجب شده است تا در یک منطقهٔ محدود، چندین مسجد وجود داشته باشد با جمعیت نمازگزار اندک و در یک محدودهٔ بزرگ دیگر، هیچ مسجدى وجود نداشته باشد.
در شهرهاى بزرگ که مشکل پارک خودرو وجود دارد، مى توان در طراحى مساجد، محلى را براى پارکینگ خودروهاى نمازگزاران در نظر گرفت.
در ساختن مساجد باید ترتیبى اتخاذ شود که ساختمان مسجد در برابر حوادث طبیعى مثل سیل، زلزله، طوفان و غیره کاملاً مقاوم باشد و ضمناً هر مسجد به پناهگاهى نیاز دارد تا در مواقع ضرورى بتوان از آن استفاده کرد.
در طراحى مساجد باید تمهیداتى اندیشید تا قشر عزیز جانباز و
معلول نیز بتوانند مثل سایر مسلمانان از مسجد استفاده کنند.
در طراحى نماى بیرون مساجد باید محلى نیز براى تبلیغات مذهبى از جمله نوشتن آیات قرآن و احادیث نبوى و امامان معصوم (علیهالسلام) در نظر گرفته شود تا ضمن استفاده از چنین فضاى مناسبى، از نصب هرگونه تصویر و اعلامیه یا نوشتن هرگونه شعار خوددارى شود. این موضوع نهتنها نشانۀ نظافت و پاکیزگى مسجد است، بلکه براى جلب توجه نمازگزاران نیز مؤثر واقع خواهد شد.
در رنگ آمیزى مساجد و نماى بیرونى آنها از رنگهاى آرامبخش همراه با طرحهاى تلفیقى معمارى سنتى و جدید استفاده شود که این امر در بهبود روحیه نمازگزاران مؤثر است.
به لحاظ افزایش جذابیت مسجد بهتر است در حیاط داخل مسجد و همچنین در نماى بیرونى آن، فضاى سبز (آبنما، چمن و غیره) مناسبى در نظر گرفته شود. مطالعات مختلف و همچنین احساس هر انسان گویاى این واقعیت است که فضاى سبز در روحیه انسانها مؤثر است و باعث جلب توجه بیشتر مسلمانان به مساجد خواهد شد و حتى در مساجد سنتى نیز به این مسئله بهخوبى توجه شده است.
ساخت مسجد در جامعۀ فعلى ما بر اساس عِرق قومى و ملى است. براى مثال در بسیارى از شهرهاى بزرگ از جمله تهران، مهاجران شهرهاى دیگر براى خود مساجدى مى سازند و در شهرهاى کوچک و حتى روستاها نیز گروه هاى قومى مختلف مساجد مختلف و گاه نزدیک به هم مى سازند که این امر اهمیت مسائل قومى و ملى را نشان مى دهد؛ اما در جامعۀ جدید باید از این امور قومى فراتر حرکت کرد و
مسلمانان باید در هر محله اى مسجدى براى همه اهل محل داشته باشند؛ چراکه براى هدایت در راستاى وحدت مسلمانان لازم است که ارگانهاى مسئول ساخت مساجد، براى ساخت مساجدى که هدف آنها دامن زدن به مسائل ملى و قومى است، مجوز صادر نکنند و حتى براى صدور، محور فاصله فیزیکى مشخصى را نیز در نظر بگیرند.
در جامعۀ کنونى ما سیاست مدون و مشخصى در زمینۀ ساخت مسجد وجود ندارد و در بعضى از محلات پرجمعیت یا مسجدى وجود ندارد و یا بسیار کوچک است که جوابگوى خیل عظیم نمازگزاران نیست و بر عکس، در بعضى مناطق کمجمعیت مساجد بزرگى ساخته شده که خلوت بودن بعضى از آنها هنگام اقامۀ نماز در شأن جامعه اسلامى نیست؛ لذا پیشنهاد مى شود که ارگان مسئول این امر بر اساس مطالعات آمار و جمعیت شناسى، بررسیهایى انجام دهد که چه مناطقى به چه تعداد مسجد و با چه مساحتى نیاز دارند تا در این زمینه افراط و تفریطهایى صورت نگیرد.
براى حضور زنان و مادرانِ داراى فرزند خردسال، بهتر است مکانى مناسب همچون مهد کودک طراحى و ساخته شود و در اوقات اقامۀ نماز افرادى نگهدارى نوزادان را عهده دار شوند تا عذرى براى راه نیافتن چنین زنانى در مسجد، باقى نماند».(1)
یکى از طرحهاى بسیار خوب در ارتباط با فعالتر کردن مساجد، ساخت خانۀ عالم براى ائمه محترم جماعت مساجد در مناطق محروم است که متأسفانه این طرح بهطور جدى پیگیرى نشده و یا بسیار کند انجام مى گیرد.
1) احمد علیپور، روشهای احیای مساجد، ص56- 57.
در طراحى مساجد لازم است تأسیسات برودتى و حرارتى پیشرفته اى متناسب با محیط جغرافیایى مدّنظر قرار گیرد و باید تلاش شود همۀ مساجد از چنین تأسیساتى بهره مند شوند؛ برای نمونه متأسفانه بسیارى از مساجد جنوب کشور، از جمله خوزستان در فصل گرما از داشتن کولر گازى و بسیارى از مساجد مناطق سردسیر در فصل سرما از داشتن بخاریهاى مناسب بىبهره اند. اگر این نقص برطرف شود، حضور مسلمانان در مساجد چشمگیرتر خواهد شد.
نبود برنامهریزی مناسب جهت نهایت استفادۀ مطلوب و بهینه از مساجد کشور: طبق آمار رسمی موجود، مساجد با دارا بودن زیربنایی حدود 17 میلیون مترمربع و زمینی حدود 36 میلیون مترمربع که با احتساب قیمت زمین، حدأقل سرمایهای به ارزش تقریبی چهل هزار میلیارد تومان (بر اساس آمار سال 1375) برآورد میشود و با بیش از 70 هزار مسجد یعنی تقریباً برای هر 1000 نفر یک مسجد، بزرگترین و گستردهترین پایگاه تبلیغی و فرهنگی در سطح کشور هستند. آمایش و نحوۀ استقرار مساجد در سراسر کشور بهگونهای است که هر جا جمعیت ساکن و تجمع پیدا کردهاند، این پایگاه نیز در آنجا استقرار یافته است؛ با وجود این، متأسفانه در حال حاضر بهطور نسبی از کمتر از 50 درصدِ این مراکز دینی استفاده میشود. حدود نیمی از این مساجد بهصورت نیمهفعال یا غیرفعال هستند.و اگر فعالیتی هم در آنجا انجام پذیرد، در مواقع خاص و مناسبتی است؛ در صورتی که بر اساس آموزههای دینی، مساجد باید در پنج نوبت جهت برپایی نماز مهیا گردد. دلایل و عوامل مختلفی در استفاده درست نشدن از مسجدها دخیل هستند که پرداختن به
آنها نیاز به کاوش و پژوهشی مستقل و جداگانه دارد و در این مقال فرصت پرداختن عمیقتر و دقیقتر به آنها وجود ندارد.
آسیبشناسی مناره در مساجد: درباره مناره، علامه مجلسى در کتاب بحارالانوار مى نویسد: «در میان اصحاب، کراهت بلندى مناره به خاطر اِشراف مناره بر اطراف خانه مشهور است».(1)در کشف الغمه راجع به یکى از برنامه هاى امام زمان (عجلاللهتعالیفرجهالشّریف) در هنگام ظهور آمده است: «وقتى امام دوازدهم ظهور نماید، دستور مى فرماید مناره هاى بلند را که سبب اذیت همسایگان است، خراب نمایند».(2)ملاحظه مى شود که بلندى مناره، نه از جهت علامت بودن و نشانه قراردادن مسجد، که از جهت اذیتى که ممکن است براى همسایگان مساجد هنگام پخش اذان فراهم کند، نهى شده است. از این جهت ممکن است بتوان با تمهید سیستم صوتى مناسب، بهگونه اى اذان را پخش نمود که چندان آزارى براى همسایگان مسجد در پى نداشته باشد.
آسیبشناسی دسترسی و ضریب نفوذ مسجد: میزان ضریب نفوذ مسجد به انواع خدمات مادی و معنوی که از سوی مسجد ارائه میشود نیز بستگی دارد. هرقدر مسجد از تنوع و تکثر بیشتری در ارائه خدمات برخوردار باشد، با دسترسی بیشتر عامه مردم نیز مواجه خواهد شد؛ زیرا تنوعِ خدمات ارائهشده موجب تنوع مخاطبان مسجد میشود.
درباره دسترسی عامه مردمع تنها بُعد مسافت و میزان فاصله محل مسکونی به منطقه یا محله با مسجد نباید مورد تأکید قرار گیرد؛ بلکه دو
عامل مهم دیگر نیز در این مسئله دخیل هستند که باید مورد ملاحظه جدی قرار گیرند:
عامل اول: توجه به موانع و محدودیتهای طبیعی و توپوگرافی محدودهٔ مسجد مانند وجود تپهها، مسیل، رودخانه و دره. این موانع طبیعی موجب میشوند که علیرغم برخورداری مساجد از استاندارهای لازم، ضریب نفوذ کمی در دسترسی مردم داشته باشند.
عامل دوم: موانع و محدویتهای غیرطبیعی که نتیجه دخالت انسان در محیط شهری و یا روستایی است؛ مانند ایجاد حصار و محدودیت برای مراکز صنعتی بزرگ و توسعه بزرگراهها؛ برای مثال اگر در ضلع شرقی بزرگراه مدرس، به فاصله 50 متری آن مسجدی مناسب و بزرگ وجود داشته باشد، در فاصله 150 متری ضلع غربی آن هم جمعیتی بدون مسجد حضور داشته باشند، به دلیل موانع ترافیکی و مشکل در دسترسی ساکنان ضلع غربی به مسجدِ واقع در ضلع شرقی، علیرغم رعایت استاندارد فاصله با مسجد، ضریب نفوذ مسجد به میزان حداقلی خواهد بود؛ مگر اینکه در فاصلههایی کم، به تناسب ساکنان منطقهٔ همجوار مسجد، پلهای هوایی متعددی نصب گردد. هدف از طرح این موضوع بیان این نکته مهم است که برای تعیین ضریبِ نفوذ مسجد، نباید نگاهی بخشینگر و تکبعدی داشت و تنها به بُعد فاصله یا جمعیت توجه داشت؛ بلکه باید نگاهی جامعالاطراف و کامل و چندوجهی به آن صورت گیرد و تمام موانع و محدودیتهای موجود بهطور کامل در ابتدا مورد شناسایی دقیق قرار گیرد و بعد با توجه به یافتهها و نتایج حاصل از آن، برنامهریزی درست و منطقی جهت رفع موانع
و مشکلات با کمک تمامی دستگاههای اجرایی دولتی و غیردولتی صورت گیرد تا شاهد نفوذ حداکثری مساجد در مناطق همجوار آن، جهت دسترسی آسان عامه مردم به این مکان عبادی باشیم.
یکی از ویژگیهای منحصربهفرد مسجد که میتواند نقش بسیار مؤثری در ارتقای سطح ضریب نفوذ مساجد داشته باشد، توجه جدی به بحث انتقال انرژی مثبت توسط مساجد به اطرافیان و همجواران آن است. اگر این مهم به صورت علمی و متقن (نه فقط بهصورت انتزاعی) مورد واکاوی و کنکاش دقیق قرار گیرد و نتیجهٔ تحقیق به اطلاع عموم مردم برسد، قطعاً شاهد افزایش جذب عموم مردم به مساجد خواهیم بود و از این طریق مسجد نفوذ خویش را در میان لایهها و سطوح مختلف اجتماع پررنگتر خواهد نمود.
در باور عموم مردم، مسجد مکانی برای انجام امور عبادی، مناسکی، خودسازی و تزکیة نفس، اقامة نمازهای روزانه به جماعت، نماز اعیاد، برگزاری مراسم ترحیم، برگزاری مراسم دعا و نیایش، تشکیل محافل قرائت قرآن، مکان استقرار صندوقهای اخذ رأی انتخابات، برگزاری کلاسهای تقویتی و اعتقادی، آموزش قرآن، آموزشهای متنوع هنری و فرهنگی، مهارتهای ارتباطی و دیگر نقشها و کارکردهای متنوع و متعدد است؛ اما علیرغم پیشینة قوی مساجد در عملکردهای مختلف و اثرگذاری آنها بر ساختارهای اجتماعی، اقتصادی و کالبدی جامعه، در حال حاضر از میزان تأثیر اجتماعی، اقتصادی و کالبدی مساجد کاسته شده است. به نظر میرسد عوامل متعددی در این مسئله دخیل باشند که در این مقال تنها به محورهای اصلی مرتبط با این مسئله اشاره میکنیم:
1.عدم جانمایی و مکانیابی مناسب مساجد در گستره فضای شهری؛
2.عدم رعایت آمایش سرزمینی و خلأ تناسب منطقی و هماهنگی بین میزان مخاطبان و فضای موجود اماکن عبادی؛
3.تعیین نشدن استانداردِ محدودۀ مساجد جهت دسترسی آسان عموم مخاطبان در ساختوساز و توسعه و تجهیز مساجد؛
4.درنظرنگرفتن تناسب محیط فیزیکی و سختافزاری و مساحت فضای عبادی مسجد با میزان تراکم و جمعیت مناطق مختلف؛
5.درنظرنگرفتن منویّات مقام معظم رهبری در خصوص مهندسی فرهنگی، بهویژه بحث پیوست فرهنگی قبل از اجرای هر برنامۀ توسعهای در زمینههای مختلف اقتصادی، اجتماعی، صنعتی، آموزشی، شهری و روستایی و...؛
6.وجود نداشتن تعریفهایی درست و متناسب در سه حوزهٔ مدیریت: بر مساجد، در مساجد و با مساجد؛
7.وجود نداشتن مدیریت اثربخش و کارآمد در برنامهریزی دقیق و ایجاد هماهنگی میان سه ضلع اثرگذار مسجد: محیط سختافزاری و مادی، محیط برنامهای و معنوی و محیط منابع انسانی (فعالان بهویژه مدیران و متولیان مسجد)؛
8.پیدایش سازمانها، مؤسسات و نهادهای گوناگون اجتماعی که سهم بسزایی در مصرف سرانهٔ محیطهای فرهنگی و دینی بهویژه مسجد را دارند؛
9.رشد بیرویه شهرها و پدید آمدن انبوه ساختمانهای بلند و آشفتگی بصری موجود در منظر شهرها؛
10.عدم توجه جدی به ابعاد افقی و عمودی فضای سکونتگاهی و حیاتی در کالبد شهری و جغرافیای انسانی.
در حالی که مسجدِ مطلوب اسلام مسجدی است که پناهگاه و مأمن و مورد اتکای عموم مردم است و نقش مهمی در تبلیغ زندگی صحیح اسلامی ایفا مینماید، اگر مدیریت مسجد نگاه جامعی به محله خود داشته باشد، طبیعی است که تلاش میکند این نگاه جامع را در عمل هم پیاده کند؛ مثلاّ برای تمام شئونات محله اعم از فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، قضایی برنامهریزی میکند و حتی در صورت وجود امکانات، سعی در اجرای این برنامهها خواهد داشت. مردم با توجه به مشغلههای زندگی و معیشتی، هجمههای فرهنگی و نفوذ شبکههای ماهوارهای، ارتباط خود را با مسجد قطع نمیکنند. علیرغم واقعیتهای موجود بهنظر میرسد، هنوز برخی از مساجد در سطح شهرها و سکونتگاههای انسانی به دلایلی چون قدمت تاریخی مسجد، تعدد و تنوع فعالیتهای اجتماعی، فرهنگی و مذهبی آن، ویژگیهای کالبدی بارز، مدیریت توانمند، پایگاه اجتماعی متولیان و امامان جماعت و موقعیت جغرافیایی خاص، دارای تأثیرات اجتماعی و کالبدی ویژهای هستند.
زﯾﺒﺎﯾﯽ ﻇﺎﻫﺮی و آراﺳﺘﮕﯽ ﻣﺴﺎﺟﺪ ﻧﯿﺰ در ﺟﺬب ﺟﻮان ﺑﯽتأثیر ﻧﯿﺴﺖ. ﭘﺎﮐﯿﺰﮔﯽ و ﻃﺮاوت ﻣﺴﺠﺪ، ﺟﻮان را ﺑﻪ ﺳﻮی ﻣﺴﺠﺪ و ﻧﻤﺎز ﺟﻤﺎﻋﺖ ﺳﻮق ﻣﯽدﻫﺪ. ﺑﺮﺧﯽ ﺟﻮاﻧﺎن ﺑﻮی ﺑﺪ، ﻓﻀﺎی ﺗﻨﮓ ﻧﻤﺎزﺧﺎﻧﻪ، ﻓﺮشﻫﺎ و ﻣﻮﮐﺖﻫﺎی آﻟﻮده را ﺑﺎﻋﺚ ﺑﯽرﻏﺒﺘﯽ ﺑﻪ ﻧﻤﺎز ﺟﻤﺎﻋﺖ و ﻣﺴﺠﺪ ﻣﯽداﻧﻨﺪ.
یک مسجدِ نمونه لازم است از یک سیستم نورى با کیفیت بالا برخوردار باشد؛ زیرا نور مناسب و کافی و درخشش فضاى مساجد، یاد خدا را در دلها زنده مى سازد: «اللّه نور السموات والارض». از این جهت
از همان آغاز ساخت مسجد، اولیای دین بر روشنى و نور مناسب مسجد تأکید داشته اند و پیامبر اسلام (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) فرموده است: «من اسرج فى مسجد سراجاً لم تزل الملائکه و حملة العرش یستغفرون له مادام فى ذلک المسجد ضوء له»:(1)هرکس در مسجد چراغى برافروزد، فرشتگان و حاملان عرش الهى تا وقتى که نور آن چراغ در مسجد مى تابد، براى او طلب آمرزش مى کنند.
یک سیستم نورى قوى و کامل شامل بخش اندرونى و بیرونى مسجد مىشود و بر این مبنا قسمتهاى خارجى مساجد و دیوارهاى آن نیز باید از روشنایى کامل برخوردار باشند. علاوه بر نور مصنوعى باید معمارى مساجد به گونه اى باشد که نور طبیعى کافى در هنگام روز فضاى مسجد را براى مؤمنان و نمازگزاران روشن و دل انگیز و پرنشاط سازد. عنصر نورافشانى مسجد، خود نماد معنوى و عرفانى قلبهاى پرنور مؤمنان است که از یاد خدا و درخشندگى ذاکران الهى نشان دارد و در روایتى از پیامبر اسلام (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) به همین موضوع اشاره رفته است: «قال اللّه تبارک و تعالى: الا انّ بیوتى فى الارض المساجد تضیء لاهل السماء کما تضیء النجوم لاهل الارض...»:(2)خداوند تبارکوتعالى مى فرماید: مساجد خانه هاى من در زمین هستند و همانگونه که ستارگان براى اهل زمین نورافشانى مى کنند، مساجد براى اهل آسمانها نورافشانى مى کنند.
نورافشانى و تقویت سیستم نورى مساجد، خود جزئى از تزئینات و تجهیزات مساجد محسوب میشود.
کتابخانههای مساجد به کتابهای تازهنشریافته و متنوع است. تنوع در انتخاب کتاب، زمینهساز جذب افراد با سلیقههای مختلف و تنوع آرا و نظرها میشود. متأسفانه در حال حاضر کمتر از 5 درصد از مساجد کشور دارای کتابخانه هستند و حدود 95 درصد مساجد کتابخانه ندارند و همین تعداد اندک 5 درصد نیز از داشتن کتابهای جدید و متنوع محروماند؛ اکثر کتابهای موجود نیز قدیمی و مستعمل و پاره و فاقد جذابیت و غیرجوانپسند هستند. در حالی که اگر به صدر اسلام توجه کنیم، درمییابیم که کتابخانه ابتدا در مسجد شکل گرفت و اولین کتابی که به کتابخانههای مساجد وارد شد، قرآن کریم بود. تهیه جزوات کنکور دانشگاهی که از تنوع خاصی نیز برخوردار است، موجب حضور جوانان داوطلب کنکور و دبیرستانی در مسجد میشود. در واقع کتابخانههای مساجد میتوانند پل ارتباطی بین قشر تحصیلکرده و مسجد باشند.
1) «بنابر احتیاط واجب مسجد را به طلا نباید زینت نمایند و همچنین نباید صورت چیزهایى که مثل انسان و حیوان روح دارد، در مسجد نقش کنند و نقاشى چیزهایى که روح ندارند، مثل گل و بوته، مکروه است. (امام خمینى، رساله توضیح المسائل)
مقرنسکارى و آیینهکارى و امثال آن، کاملاً پسندیده و شایسته است. هر چند در این موارد نیز نباید به تجمّل گرایى افراطى گرایش یافت. البته درجات تزئین بسته به هر شهر و منطقه و با توجه به فرهنگهاى مختلف متغیّر و نسبى است.
زینتبخشى مقوله اى جدا از پاکسازى و غبارروبى و بهداشت در مساجد است؛ زیرا در آیۀ شریفه «و عهدنا الى ابراهیم و اسماعیل ان طهرا بیتى للطائفین و العاکفین و الرکع السجود»،(1)به تطهیر و نظافت مساجد و اماکن مقدس الهى اشاره رفته است. چه بسا همین زینتهاى مساجد نیز نیاز به غبارروبى و پاکسازى و نظافت داشته باشند. از این منظر امورى که در قالب تطهیر نمیگنجند، امّا براى یک مسجدِ نمونه، نوعى امتیاز به شمار مى آیند، مانند سیستم صوتى مجهّز و باکیفیت، جزو زینتهاى مسجد هستند.
بهداشت مساجد عنوانی کلى و فراگیر است که در هر زمان و شرایط و مقتضیات مختلف، شامل تمام امور مساجد، اشیا و فرشها و در و دیوار و صحن و شبستان و نماى داخلى و بیرونى و مسجدروندگان و هر چیزى که به نوعى با مسجد در ارتباط است، مى شود که به برخى این موارد در روایات صریحاً اشاره شده و برخى دیگر بر عهدۀ تشخیص خود مؤمنان و متصدیان مساجد گذاشته شده است. مقوله هایى چون بهداشت کفشها و پاها و پرهیز از انداختن آب دهان در مسجد و رها کردن موجوداتِ آلودهبدن در مسجد در روایات صریحاً ذکر شده است.
1) بقره: 125.
تداوم این راه بوده است، باید پذیراى دوستداران پاکیزگى و تهذیب نفس باشد. تهذیب نفس در قرآن از اهداف رسالت رسولالله (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) دانسته شده است. تزکیه، پاکى درون و برون هر دو را شامل مى شود. رسولالله (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) نظافت و پاکیزگى ظاهرى را از علائم ایمان دانستهاند: «النظافة من الایمان» و «بنى الاسلام على الطهارة». وضو و طهارت نیز در اسلام مقدمۀ حضور در درگاه الهى که بهوسیلۀ نماز تحقّق مى یابد، دانسته شده است: «یا ایها الذین امنوا اذا قمتم الى الصلوة فاغسلوا وجوهکم و ایدیکم»:(1)اى کسانى که ایمان آوردید، هنگامى که براى نماز به پا مى خیزید، صورت و دستهایتان را بشویید.
بنابراین مهمترین رکن حضور در مساجد براى مؤمنان رعایت پاکیزگى و نظافت ظاهرى است. بىشک رعایت نکردن این اصل مهم نوعى آسیب براى مساجد به همراه دارد؛ زیرا دلیلى وجود ندارد که مؤمنان و غیرمؤمنان در مساجدِ غیرپاکیزه حضور یابند؛ در صورتىکه عکس این مطلب خود عامل گرایش و اقبال به سوى مساجد خواهد بود.
ازآنجاکه مساجد در تبلیغ اسلامى بزرگترین نقش را دارند و مى توانند در جایگاه «مرکز ثابت تبلیغات اسلامى»، پیامها و رسالتهاى اسلام را در جامعۀ اسلامى انتشار دهند، لازم است بر اساس حدیث مشهور از امام جعفر صادق (علیهالسلام) که مى فرمایند: «کونوا دعاة النّاس بغیر السنتکم»: مردم را به غیر از زبان خود به اسلام دعوت نمایید، نوعى تبلیغ عملى در مساجد احیا شود. این تبلیغ عملى مى تواند شامل رفتار عالم و روحانى و امام جماعت و مأمومان و ظاهر مسجد باشد. از این منظر رعایت نکات بهداشتى و آداب نظافتى و پاکیزگى و غبارروبى و عطرافشانى، مى تواند
1) مائده: 6.
بیشترین سهم را در تبلیغ عملى به خود اختصاص دهد و باعث جلب توجه بیشتر به مسجد گردد. هنگامى که فضاى مسجد و نمازگزاران پاکیزه و جاذب باشد و عوامل آزاردهنده در مسجد وجود نداشته باشد، تمایل به حضور در مساجد از سوى خداپرستان فزونى خواهد یافت؛ بهویژه اینکه در فضیلت اقامۀ نماز جماعت، با افزایش تعداد نمازگزاران، ثواب نماز جماعت هم افزایش مى یابد و این خود انگیزه اى خواهد شد که نمازگزاران علاوه بر حضور خود، دیگران را نیز به آمدن به مسجد ترغیب نمایند.
غبارروبى مساجد نیز از مصادیق زدودن کثافات از مساجد است که در روایتى بر عمل به آن تأکید شده است. پیامبر اسلام مى فرمایند: «ابنوا
المساجد و اخرجوا القمامة منها»:(1)مساجد را تأسیس کنید و خاکروبه را از آنها خارج سازید.
از روایات اینطور برداشت میشود که امامان جماعت مساجد مى توانند بیشترین سهم را در حفظ پاکیزگى و تطهیر و بهداشت مساجد داشته باشند. چنانکه در روایتى آمده است: «پیامبر اسلام (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) روزى آثار خلط سینه در محراب مسجد مشاهده کردند، فرمودند: "چه کسى امام جماعت این مسجد است"؟
گفتند: «فلانى ». حضرت فرمودند: «من از امامت عزلش کردم». همسر آن امام جماعت پس از عزل شوهرش سؤال کرد: چرا پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) شوهرم را از امامت خلع کرد؟ مردم گفتند: چون آثار خلط سینه در مسجد ملاحظه کردند. آن خانم رفت و مقدارى ماده خوشبو آورد و به محراب مسجد مالید. روز بعد رسولالله (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) از آن مسجد عبور کردند و پرسیدند: "چه کسى این ماده خوشبو را به محراب مالیده است"؟ گفتند: "همسر امام جماعت سابق که عَزل فرمودید". حضرت فرمودند: "به خاطر همسرش گناه او را بخشیدم و به سِمَت امام جماعت بازگرداندم».(2)
«باید دانست که استعمال عطریات علاوه بر جنبۀ شادىبخشى و طراوت در روان انسانها، سبب تقویت انگیزه در ارتباطات انسانى و تقویت دوستى ها و پیوندها میان افراد جامعه مى شود؛ از این نظر در روایات مى خوانیم که پیامبر اسلام (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) همواره قوطى مشکدانى داشتند که پس از وضو با دست مرطوب آن را مى گرفت و هنگام خروج از
خانه، مردم از بوى خوش آن، آن حضرت را مى شناختند».(1)
بر این اساس گلابپاشى و استفاده از عطریات در مساجد و پیشگیرى از پراکندن بوهاى آزاردهنده، مى تواند در میزان استقبال از مساجد بسیار مؤثر باشد. در فضاى مساجد باید پیشبینى هاى لازم را جهت تهویه مناسب در نظر گرفت. باب 101 از جلد سوم وسائلالشیعه که به احادیث اهل بیت (علیهمالسلام) اختصاص دارد، باب «استحباب بخور بالقسط و المرّ و اللبان و العود هندى و استعمال ماءالورد و المسک بعده» نامیده شده است که بر ثواب استعمال عطریات و مواد خوشبوکننده براى مؤمن تأکید دارد؛ بنابراین هزینه کردن مبالغى از وجوهات و عایدات مساجد یا کمکهاى خیریه مردمى جهت این امور نهتنها اشکالى ندارد، بلکه براى تقویت جاذبه مساجد امرى ضروری است. از حضرت امام صادق (علیهالسلام) در این زمینه روایت شده است که فرمودند: «ما انفقت فى الطیب فلیس بسرف»:(2)آنچه در مورد بوى خوش هزینه مى کنى، مصداق اسراف نیست.
1- 1. حوزۀ فرهنگی
دومین کارکرد مهم مسجد کارکرد فرهنگی آن است؛ از این رو مدیر فرهنگی مسجد باید با شناسایی دقیق عوامل و موانع آسیبزا در بخش فرهنگی، به طراحی و برنامهریزی جهت پیشگیری و درمان سریع آسیبها اقدام نماید. با شناسایی آسیبها و درمان آنها، برنامههای مسجد جاذبۀ بیشتری برای تمام اقشار مردم خصوصاً جوانان پیدا
خواهند کرد و باعث حضور گستردۀ اقشار مختلف مردم در مسجد خواهد شد. «قبل از بیان تفصیلی آسیبها به ذکر چند آسیب مهم میپردازیم که مدیر فرهنگی مسجد باید به آنها توجهی ویژه داشته باشد:
1- 1- 1. هدف دانستن ابزارهای تربیتی
هدف دانستن ابزارهای تربیتی و توقف در روشهایی که خود هدف نیستند، بلکه راه رسیدن به هدف هستند؛ از قبیل هنر و ورزش. گاه آنقدر به این برنامهها توجه میشود که فعالیتهای دیگر مسجد تحتالشعاع قرار میگیرد. علت اینگونه افراط و تفریطها فقدان برنامۀ صحیح و عدم جامعنگری متولیان فرهنگی مسجد است.
1- 1- 2. استمرار نیافتن برنامههای فرهنگی و مقطعی بودن آنها
در بسیاری از مسجدها، برنامه های فرهنگی فقط در مقطعی از سال مانند تابستان وجود دارد و در بقیه سال هیچ برنامه مستمر و پایداری اجرا نمیشود. این روش به ضعف برنامهها و فعالیتهای فرهنگی مسجد و ناموفق بودن امور فرهنگی منجر میشود.
1- 1- 3. عدم تعادل در ایجاد شور و شعور
شور و شعور در واقع دو بال پرواز دانشآموزان به سوی قلۀ هدایت و تربیت هستند که بدون داشتن هر کدام از این دو بال، نمیتوان به مقصد رسید. شور بدون شعور بیفایده است و به فعلی مثبت نمیانجامد.
1- 1- 4. گرفتار شدن در دام کمیتگرایی
بسیاری از مسئولان فرهنگی ملاک موفقیت برنامهها و طرحها را تعداد شرکتکنندگان میدانند؛ لذا اکثر مربیان مسجدی و گردانندگان امور فرهنگی، در گزارشهای خود بیشتر به ثبت آمار و ارقام و تظاهر به پررونق بودن کلاسها میپردازند؛ درحالیکه نگاه اسلام به تربیت افراد
مؤمن نگاهی کیفی و ارزشی است. قرآن کریم در این باره میفرماید: «کَم مِّن فِئَةٍ قَلِیلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً کَثِیرَةً»: چه بسیارند گروههای اندک که به اذن خداوند بر گروههای پرجمعیت غالب میشوند. همچنین در نگاه قرآن، آنچه باعث پیروزی مؤمنان میشود، تعداد آنها نیست، بلکه اراده و مقاومت آنان است. قرآن کریم میفرماید: «إِن یَکُن مِّنکُمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ یَغْلِبُواْ مِئَتَیْنِ وَ إِن یَکُن مِّنکُم مِّئَةٌ یَغْلِبُواْ أَلْفًا مِّنَ الَّذِینَ کَفَرُواْ»: اگر بیست نفر از شما صابر باشند، بر دویست نفر غلبه میکنند و اگر صد نفر باشند بر هزار نفر غلبه خواهند کرد.
1- 1- 5. داشتن نگاه اقتصادی به فعالیتهای فرهنگی»(1)
یکی از آسیبهای مهم در حوزه فرهنگی، داشتن نگاهی صرفاً مبتنی بر درآمدزایی و کسب سود توسط برخی از مجریان برنامههای فرهنگی است. هرچند تأمین بخشی از این برنامهها نیازمند اعتبار و تأمین منابع مالی است، این مسئله نباید به اصل و هدف اول تبدیل شود؛ چراکه کار فرهنگی با نگاه مادی هیچگاه قابل جمع نیست و موفقیت و نتیجه خاصی برای آن نمیتوان انتظار داشت.
1- 1- 6. نبود امکانات مناسب فرهنگی، رفاهی، تأسیساتی در سطح مساجد کشور
از تعداد هفتادهزار مسجد کشور تنها تعداد اندکی و تقریباً 3 درصد دارای امکانات مناسب فرهنگی، رفاهی و تأسیساتی هستند. بیشتر مساجد تنها دارای یک شبستان کوچک و سیستم نظافت و آبدارخانه هستند. اگر نگاهی به آمار مراجعان به مساجدی که دارای امکانات فرهنگی، کتابخانه، سالن مطالعه، کانون فرهنگی و پارکینگ و سالن
1) سایت سایت حوزهنت، پایگاه اطلاعرسانی حوزه، منبع: پایگاه مسجد، آسیبشناسی مدیریت فرهنگی مسجد، تاریخ دریافت: 20/ 10/ 1393.
جلسات و کلاسهای آموزشی هستند و مساجدی که فاقد این امکاناتاند بیندازیم، درخواهیم یافت که از مساجد فاقد امکانات استقبال کمتری میشود؛ به همین دلیل شایسته است در طراحی جدید برای ساخت مساجد، امکانات جنبی مدنظر قرار گیرد.
1- 1- 7. استفاده نکردن از تجهیزات فرهنگی، هنری، رایانهای و نرمافزاری رایج روز
با وجود گسترش روزافزون تکنولوژی و فن اطلاعرسانی در جامعۀ جهانی و بسط و گسترش این پدیده، ما نتوانستهایم یکی از کارکردهای مهم مساجد را که از گذشتههای دور اطلاعرسانی بوده است، (وجود مناره و مؤذن و گلدسته مؤید این ادعاست)، بازسازی و بازیابی نمایم. ایجاد سازوکاری مناسب جهت احیای این کارکرد مهم، میتواند زمینهساز اطلاعرسانی دقیق از برنامهها و فعالیتهای دینی در ارتباط و تعامل بین مساجد کشور باشد. اگرچه تاکنون چندین طرح جهت تجهیز مساجد کشور به رایانه و اینترانت انجام گرفته و یا در حال اجراست، با توجه به گستردگی مساجد، تسریع و بسط طرحهای مشابه و حتی کاملتر از آن ضروری است. با توجه به اینکه یکی از وظایف مساجد تبلیغ و اطلاعرسانی درباره امور دینی است، استفاده از تجهیزات نوین و فناوریهای روز جهت کاربردی کردن این مهم ضروری به نظر میرسد.
1- 2. آسیبشناسی هیئتهای مذهبی جوانان
1- 2- 1. «مداحمحوری و الگوبرداری از افرادی که متولی ادارۀ هیئت هستند و گاهی شایستۀ الگوبرداری نیستند؛
1- 2- 2. نداشتن برنامۀ سخنرانی و بیان معارف دینی؛
1- 2- 3. گرفتارشدن آسانتر در دام مراد و مریدبازی؛
1- 2- 4. طولانی شدن برنامههای عزاداری و جشنها به شکلی که حال
معنویاش کم شود؛
1- 2- 5. کمتوجهی به ارتباط با مساجد و نمازهای جماعت و جمعه؛
1- 2- 6. کمرنگ بودن مباحث مرتبط با حراست از دستاوردهای نظام و بزرگداشت مناسبتهای انقلاب؛
1- 2- 7. کمتوجهی به مسائل اخلاقی و تربیتی مهرههای کلیدی و اثرگذار در هیئت؛
1- 2- 8. ورود بدعتها و مسائل غیرواقعی به مضامین شعری در مدیحهسرایی و مرثیهخوانیها».(1)
1- 3. آسیبشناسی برنامههای اوقات فراغت مساجد
1- 3- 1. عدم تطابق عملیاتی بین برنامههای مساجد و نیازهای مخاطب، بهویژه جوانان؛
1- 3- 2. نبود نظم و انسجام بین دستگاههای متولی برنامهریزی؛
1- 3- 3. استفاده از تریبون فرهنگی برای اهداف غیرفرهنگی و عدم توجه به انتظارات خانوادهها؛
1- 3- 4. بهکارگیری مربیان کمتجربه برای آموزش در برنامههای اوقات فراغت مساجد؛
1- 3- 5. عدم فرهنگسازی و اطلاعرسانی دقیق در مورد برنامههای اوقات فراغت؛
1- 3- 6. نبود جاذبه در وسعت و فضای فیزیکی مسجد؛
1- 3- 7. کمتوجهی و عدم تجهیز مساجد به سیستمهای سرمایشی و گرمایشی و بهداشت مسجد. توجه مناسب به این عوامل خود زمینهساز جاذبهمندی مسجد است.
1- 3- 8. برنامههای اوقات فراغت در دورۀ خاص و بهصورت مقطعی
1) شهرام نجاتی، رسالت ناتمام، ص165- 166.
برگزار میشوند و تمام ایام سال را پوشش نمیدهند و مستمر نیستند؛
1- 3- 9. برنامههای اوقات فراغت بدون درنظرگرفتن دستهبندی گروههای سنی برگزار میشود و افرادی که در این دورهها شرکت میکنند، از نظر سنوسال در یک گروه نیستند و بالطبع از نظر هوش و استعداد و توانایی یادگیری نیز با هم متفاوتاند. این مسئله باعث عدم بهرهوری مناسب از محتوای کلاسها و در نتیجه ناخرسندی شرکتکنندگان میشود؛
1- 3- 10. کمیت و کیفیت نامناسب برنامههای آموزشی و نیز ارائه مباحث غیرمرتبط و غیرتخصصی برای شرکتکنندگان در این دورهها، از جمله مواردی است که از سوی کارشناسان، آسیب برنامههای اوقات فراغت مساجد عنوان شده است.
1- 4. آسیبشناسی کار فرهنگی در مساجد
جدیترین آسیب فراروی متولیان امور فرهنگی در مسجد و سایر بخشهای جانبی آن، نپرداختن به نقد عملکرد گذشته و ارزیابی نکردن نتایج حاصل از برنامههای انجامشده در مسجد است. با توجه به اثرگذاری مسجد در شکلگیری شخصیت جوانان، بسیاری ضروری است که به این مسئله نگاه کارشناسانهای صورت گیرد تا جریانهای فرهنگی به رشد و تعالی و پویایی لازم برسند و از ایجاد بدعت و انحراف در مسیر دعوت به دین خدا جلوگیری به عمل آید.
لازم است قبل از برشمردن آسیبهای موجود در این بخش، تعریف مشخصی از «کار فرهنگی» داشته باشیم تا به تبع آن بهتر بتوانیم به بررسی کارکرد فرهنگی مسجد بپردازیم. هدف از انجام کار فرهنگی در مسجد این است که بتوانیم خواستهها و تمایلات و باورهای انسانها را از گرایش به مادیات به سوی معنویات تغییر دهیم و جامعهای با
انسانهایی متعالی، کمالطلب، عدالتجو و آزادیخواه بپرورانیم. متأسفانه در اکثر مساجد کشور کار فرهنگی ترکیبی است از برنامههای هنری، آموزشی، عبادی و گرامیداشت مناسبتهای مذهبی که در قالب کلیشههایی یکسان انجام میگیرد. اگرچه این برنامهها لازماند، ولی یکنواختی و تکرار، منجر به تغییر در «جهانبینی» و «ایدئولوژی» و سازندگی ابعاد وجودی انسانها نمیشود؛ بنابراین کارهای فرهنگی مسجد باید بهگونهای برنامهریزی شوند که بتوانند انسانهایی مکتبی پرورش دهند تا به اهداف تربیتی مدنظرِ جامعه اسلامی دست یابیم.
یکی از کاملترین تعاریفی که از کار فرهنگی اصیل در مسجد ارائه شده، تعریفی است که حجتالاسلام نجاتی در کتاب رسالت ناتمام مطرح کردهاند. ذیلاً این تعریف را مورد مداقه قرار میدهیم و با بررسی آن، به آسیبهای وارده بر کار فرهنگی مسجد میپردازیم. ایشان در کتاب خود کار فرهنگی را اینگونه تعریف کرده است: «کار فرهنگی اصیل در مسجد شامل مجموعه برنامههای تربیتی هدفمند، ابزارمند و روشمند است که بهطور مداوم و توسط کادر مربیگری متعهد و مسئول در راستای رشد و تعالی متربیان صورت میپذیرد».(1)
«اثر کارکرد فرهنگی مسجد در شیوۀ زندگی افراد بهگونهای است که حتی رفتوآمد به مسجد باعث تغییر و دگرگونیهایی در ابعاد شخصیتی و فرهنگی فرد شده و از این فواید میتوان به عنوان شاخصههای فرهنگی تربیتی مسجد نام برد. این هشت اثر که در روایتی از مولای متقیان حضرت علی (علیهالسلام) استنباط میشود، عبارتاند از:
1) همان، ص23- 24.
یافتن علم و دانش نو و تازه؛
فهم و درک آیهای از آیات قرآن؛
شنیدن سخنی که او را به هدایت رهنمون سازد؛
رحمتی که انتظار آن را از خداوند میکشد؛
سخنی که او را از گمراهی نجات دهد؛
ترک گناه به واسطۀ ترس از خدا و رفتوآمد به مسجد؛
ترک گناه به جهت حیا از برادران ایمانی خود در مسجد».(1)
ذیلاً به آسیبهایی که در جریان کار فرهنگی مساجد گریبانگیر متولیان امور می شود و روند اجرای آن را کند مینماید، میپردازیم:
1- 4- 1. افراط و تفریط محتوایی و موضوعی در امور فرهنگی
در بخش فرهنگی بعضی از مساجد به دلیل غلبهٔ تفکر نخبهپروری، فقط درباره یکی از امور فرهنگی فعالیت میشود؛ برای نمونه فعالیتهایی مانند مداحی یا قرائت قرآن و به بخشهای هنری یا ورزشی یا آموزش احکام و اخلاق بهایی داده نمیشود.
1- 4- 2. برگزاری و اجرای طرح و برنامههای تکبعدی در درازمدت
در بسیاری از مساجد کار فرهنگی یعنی خواندن چند آیه از قرآن بعد از نمازهای جماعت و یا هفتهای یک بار جلسه مذهبی دعا و یا مطرح کردن مسئلهای از احکام بعد از نمازهای واجب. حال آنکه کار فرهنگی باید منجر به رشد و شکوفایی همۀ ابعاد وجودی انسان شود و این تربیت با آموزش اخلاق، احکام، اعتقادات، هنر، ورزش، مسائل مذهبی و دینی صورت پذیرد.
1) همان، ص31- 36.
1- 4- 3. تغییر برنامههای متربّیان با تغییر مربی فرهنگی مسجد
اگر مربی به هر دلیل، دیگر قادر به همکاری با مسجد نباشد، تمام کلاسهای او منحل میشود و مدیر فرهنگی مسجد به جای حل مشکل، صورت مسئله را پاک میکند. (یعنی کادر مربیگری را مرتباً تغییر میدهند، ولی حاضر به جایگزینی مربی در رشتههای قبلی نیستند.)
1- 4- 4. طراحی برنامههای فرهنگی روبنایی و ظاهری بدون درنظرگرفتن محتوا
بعضی از متولیان امور فرهنگی، کیفیت را فدای کمیت کرده، با اعمال ظاهری، متربیان را گرفتار سطحینگری میکنند و فرصت تغییر جهت در زندگی فردی را از آنها سلب و آنان را دچار عوامزدگی مینمایند.
1- 4- 5. توجه نکردن به لذت معنوی واقعی در برنامههای فرهنگی
مربی فرهنگی مسجد باید در برنامههایی که برای متربیان در نظر میگیرد، به روحیه و تواناییهای آنها توجه نماید و هیچگاه جلسات سخنرانی را بعد از برنامههای ورزشی یا بدنی سخت قرار ندهد تا موجب کسالت یا بیانگیزگی متربّی شود.
1- 4- 6. میدان ندادن به مراد و مریدبازی در فعالیتهای فرهنگی مسجد
مربی مسجد باید خود را وسیلهای برای نزدیکتر شدن متربی به خدا و اهل بیت (علیهمالسلام) بداند، نه اینکه از خود قهرمان و اسطوره بسازد. مراد و مریدبازی منجر به تبعیت کورکورانهٔ مربی میشود و او را از خودسازی و یافتن راه حق باز میدارد.
1- 4- 7. عدم تعادل در ایجاد شور و شعور در جریان ادارۀ امور
شور با محبت و مؤدت همراه است؛ عنصر شور در افراد بدون بصیرت به انحراف کشیده شده، باعث بهوجودآمدن اعتقادات خرافی و بدعت در جامعه میشود؛ لذا مربیان مسجد برای تعادلبخشی به امر تربیت،
باید بهگونهای عمل نمایند که عنصر شور با شعور و درک دینی توأم گردد تا موجب هدایت انسان شود؛ یعنی «شور و شعور» و یا همان «عشق و بصیرت»، عناصر تربیتی مؤثر در جریان کار فرهنگی مساجدند که بدون توجه به آنها به سرمنزل مقصود نخواهیم رسید.
1- 4- 8. کمتوجهی به اهداف کار فرهنگی
مربی فرهنگی در طول فرایند تربیت باید بداند که در چه مرحلهای از تربیت متربی قرار دارد و در تمام طول مسیر، ارتباط متربی با مسجد قطع نشود؛ برای مثال متربیای که عضو انجمن اسلامی است، ولی در نماز جماعت شرکت نمیکند و یا در بخشهای مختلف فرهنگی مسجد فعال است، ولی در جلسات وعظ حضور ندارد، دچار نوعی آسیب در رشد فرهنگی و تربیتی شده است.
1- 4- 9. به کار نگرفتن ابزارهای مناسب کار فرهنگی
در بعضی از مساجد فقط از ابزارهای معنوی مانند اذانگویی، مکبّری و قرائت دعاهای بین نمازها برای جذب و تربیت افراد استفاده میکنند یا در بعضی دیگر فقط از طریق دعوت مذهبی به امر تربیت و جذب جوانان میپردازند؛ در صورتی که میتوانند از ابزارهای هنری، ورزشی، آموزشی برای جذب بهتر آنها استفاده کنند.
1- 4- 10. ترجیح ندادن مسجد بر فرهنگسرا، باشگاه ورزشی و مؤسسات آموزشی
مربی فرهنگی مسجد باید بتواند از ابزار فرهنگ، هنر و ورزش برای شکوفایی استعدادهای جوانان و نوجوانان در این زمینهها استفاده کند و با استفاده از این ابزار در مسجد، مانع حضور جوانان در محیطهای نامناسب شود.
1- 4- 11.عدم تربیت و هدایت افراد به معنای واقعی
مربی باید افرادی پویا و اثرگذار تربیت کند تا در ایجاد یک جامعۀ صالح، مفید و مؤثر باشند.
1- 4- 12. نحوۀ مواجهه متولیان امور فرهنگی مساجد با مقولۀ سیاست
متولیان امور فرهنگی مسجد نباید از شعار «سیاست ما عین دیانت ماست» غافل شوند؛ اما مسجد جای سیاستورزی است نه سیاستبازی؛ لذا باید بر اساس مصالح جامعه اسلامی موضع مناسبی اتخاذ نمود و از تبدیل شدن مسجد به یک پایگاه حزبی جلوگیری شود تا مبادا نقش و جایگاه اصلی مسجد کمرنگ شود.
1- 4- 13. داشتن نگاه اقتصادی به کار فرهنگی
مربیان فرهنگی مسجد باید ترتیبی اتخاذ نمایند که بهطور غیرمستقیم نیازهای مالی مسجد را از محل خودیاری مسجدروندگان یا متربیان تأمین کنند، نه اینکه امور فرهنگی را فدای طرحهای درآمدزای اقتصادی نمایند.
1- 4- 14. عدم ارتقای علمی و فرهنگی مربی
مربی مسجدی باید در جهت رشد و بالندگی، آگاهی علمی، فرهنگی، معنوی و بصیرتی خود بکوشد تا الگوی مناسبی برای متربیان مسجدی باشد.
1- 4- 15. گرفتارشدن در دام کمیتگرایی
بعضی از مربیان فرهنگی، ملاک موفقیت طرح و برنامههای خود را در میزان و تعداد افراد شرکتکننده در کلاسها و برنامههای آموزشی میدانند و از نگاه کیفی و ارزشی به افراد غفلت میکنند و از اهداف فرایند تربیتی و فرهنگی ایدهآل که پرورش انسانهای فکور و اندیشمند، شجاع و دلیر، پاسدار دین و نظام اسلامی است، دور میشوند.
1- 4- 16.کمرنگ شدن نقش مدیریتی امام جماعت در جریان کار فرهنگی
روحانیان در واقع محور حرکت و مرکز تصمیمگیری جریان کار فرهنگی در مسجد هستند؛ بنابراین کمرنگ شدن نقش امام جماعت، یک آسیب بزرگ در کارکرد فرهنگی مسجد محسوب میشود. این آسیب یا از ناحیۀ امامان جماعتی است که جوانان را به حال خود رها میکنند و یا از ناحیۀ متولیان امور فرهنگی مسجدی است که حضور روحانی را مانع استقلال خود میپندارند.
1- 4- 17. تربیت نشدن مربی فرهنگی از بین طلاب جوان و مستعد برای مربیگری در مسجد
میتوان از طلاب جوان و علاقهمند برای مربیگری امور فرهنگی استفاده نمود تا بدینوسیله شکاف بین روحانی و جوانان مسجدی پر شود.
1- 4- 18. نیمهتمام ماندن کار فرهنگی و عدم حصول نتایج کار
کار فرهنگی را نیمهکاره رها کردن یکی دیگر از آسیبهای کار فرهنگی است که معمولاً از ناحیه مربی ایجاد میشود؛ لذا مربی نباید نگاه فصلی و یا دورهای به کار داشته باشد.
1- 4- 19. افراط در برپایی جلسات عزاداری و سینهزنی
«هیئتی شدن» مراسم عزاداری در بعضی از مساجد و مجموعههای فرهنگی و دینی برای جذب جوانان و نوجوانان و شورمندی هیئتهای مذهبی، بهتنهایی برای حفظ و حراست ارزشها و مبانی دینی اسلام کافی نیست؛ به عبارت دیگر با گریه کردن و سینهزنی نمیتوان به فهم و بصیرت دینی و شناخت روح حماسی جریان کربلا و شهادت امیرالمؤمنین پی برد.
1- 4- 20. حضور نداشتن افرادِ محوری و هدایتگر و یا ناظران قوی در روند اجرای امور
برای کار فرهنگی وجود یک محور مولّد به منظور جهتدهی به کار و چند بازوی قوی در راستای حرکت محور مورد نیاز است تا از پراکندگی و
یکنواختی کار و عقیم ماندن روند اجرای امور جلوگیری به عمل آید.
1- 4- 21. مخدوش شدن کار فرهنگی به دلیل آفتهای «علمزدگی»، «مدرکزدگی»، «هنرزدگی» و امثال آن
1- 4- 22. استفاده از مربیان کمتجربه، انس نداشتن با قرآن، بینظمی در زمانبندی و اجرای برنامههای فرهنگی
1- 4- 23. ضرورت نپرداختن متولیان امور فرهنگی مساجد به مسائل حاشیهای
1- 4- 24. نبود اتاق فکر فعال در مساجد در زمینۀ امور فرهنگی
ایجاد فضای مناسب برای تبادل تجربیات مساجد فعال و تشکیل اتاق فکر برای نظریهپردازی پیرامون کار فرهنگی در مساجد ضروری است.
1- 4- 25. ساخت مراکز متعدد فرهنگی هنری به جای تقویت و گسترش فضای فرهنگی و هنری مساجد
اگر نگاهی به عملکرد مسجد در صدر اسلام بیندازیم، درمییابیم که رسول خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) مسجد را محور بسیاری از کارهای تبلیغی، فرهنگی، آموزشی، قضایی و نظامی قرار داده بود. این مسئله برای نشان دادن اهمیت و جایگاه مسجد در بین مسلمانان بوده است. پیامبر اعظم (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) مسجد را به دید یک پدیدۀ جغرافیایی و مکانی نمینگریست؛ بلکه اندیشهای بسیار فراتر و بالاتر از دیدگاهی صرفاً مکانی به آن داشت. در حال حاضر توسط نهادها و دستگاههای اجرایی، مراکز متعددی از پایگاههای فرهنگی و دینی در سطح کشور راهاندازی شده که توجه بسیاری از جوانان را به خود جلب نموده است. نمونۀ بارز آن، فرهنگسراها و مجتمعهای فرهنگی و هنری هستند. در واقع به جای اینکه این حواشی و برنامههای جنبی در مساجد طراحی شود و وابسته به آن گردد و این مراکز در دل مساجد تعبیه و ساخته شوند، مساجد در داخل این اماکن تعبیه شده و استقرار یافته است و این مسئله موجب شده است این مراکز رقیبی برای مساجد واقع شوند. این
مراکز با توجه به امکانات و اعتبارات و نیروهای انسانی آموزشدیدهای که دارند، به راحتی جای مساجد را گرفتهاند.
در گذشته مراکز فرهنگی و آموزشی مانند کتابخانه، مدرسه، مکتبخانه و دانشگاه، اول در مسجد شکل گرفته و ساماندهی میشدند و هرگاه مسجد به دلایلی همچون افزایش جمعیت و بیشتر شدن متقاضیان، گنجایش لازم را نداشت، این مراکز فرهنگی و آموزشی در کنار مسجد بهطور مستقل مستقر میشدند؛ به عبارت دیگر مسجد پیشقراول و پیشتاز در تأسیس و راهاندازی مراکز فرهنگی و هنری جدید بوده است و تمامی این مراکز، مکمل و اجزا و عناصر وابسته به مسجد محسوب میشدند؛ نه اینکه مانند مراکز فرهنگی فعلی، مسجدها وابسته به آنها باشند.
1- 5. آسیبهای آموزشی- تربیتی مساجد
یکی از کارکردهای اصلی مسجد، در حوزۀ آموزش و تربیت است. همانطور که میدانیم، از گذشتههای دور علما و دانشمندان در مساجد علاوه بر آموزش قرآن، به آموزش مباحث دینی، فقهی، ادبی، حکمت و موعظه میپرداختند. با تأسیس مدرسه در کنار مساجد و بعدها با ایجاد حلقههای درس و آموزش در مساجد جامع، حوزۀ تعلیم و تربیت از لحاظ تنوع مباحث گستردهتر شد. کمکم دانشکدههای عمومی یا مساجد آموزشی در کنار بیتالحکمه و کتابخانهها دائر گردیدند و درخت دانشِ مشتاقان علم و معرفت در این حوزههای علمی در روند دانشاندوزی به بار مینشست.
هماکنون در عصر پیشرفت تکنولوژی و علوم جدید و فناوریهای نوین، ارتباط فرهنگهای متفاوت با فرهنگ ایرانی اسلامی، ورود اندیشهها و اعتقادات غیراسلامی، توسعۀ روزافزون وسایل ارتباط جمعی از
جمله ماهواره و اینترنت، مراکز سرگرمی (مراکز تفریحی، فرهنگی، آموزشی و ورزشی) و بسیاری از عوامل دیگر منجر به کمرنگ شدن نقش و رسالت مسجد در شکلگیری اندیشهها و شخصیت جوانان شده است. عواملی که برخی از آنها را برشمردیم، منجر به بروز آسیبهایی به مسجد در زمینۀ آموزشی و تربیتی شده است که مهمترین آنها عبارتاند از:
1- 5- 1. «بیبرنامگی و عدم نظارت بر فعالیتهای آموزشی- تربیتی مسجد؛
1- 5- 2. کمبود امکانات فرهنگی و آموزشی و فقدان ابزارهای رایانهای و نرمافزاری روز؛
1- 5- 3. کمرنگ شدن فعالیتهای مسجد در تعلیم و تربیت دینی؛
1- 5- 4. نداشتن تبلیغات روشمند دینی و استفاده نکردن از ابزارهای تبلیغاتی مناسب؛
1- 5- 5. عدم ارتباط مسجد با آموزشوپرورش و مرکزهای آموزشی و فرهنگی دیگر؛
1- 5- 6. نبود برنامه خاص آموزشی برای کودکان و نوجوانان در اکثر مسجدها؛
1- 5- 7. مقدم داشتن آموزشِ علوم دیگر بر آموزش احکام دین در برخی مسجدها؛
1- 5- 8. ساخت مراکز متعدد فرهنگی به جای تقویت و گسترش فضای فرهنگی و هنری مسجد؛
1- 5- 9. فعال نبودن کتابخانۀ بیشتر مسجدها و عدم تقویت آنها؛
1- 5- 10. تعدد مراکز تصمیمگیری که موجب بروز مشکلات زیادی در همۀ زمینههای فرهنگی مسجدها میشود؛
1- 5- 11. استفاده نکردن از ابزارهای تشویقی، مانند دادن هدایا در برگزاری مسابقات قرآنی، سرود، تواشیح؛
1- 5- 12. کمبود فضای مسجد برای آموزش و برگزاری کلاسها و مزاحمت آن با برنامههای عبادی؛
1- 5- 13. فعال نبودن مسجد در زمینههای آموزشی و تربیتی، بهخصوص در فصل تابستان و اوقات فراغت جوانان؛
1- 5- 14. عدم همکاری خادم مسجد با مسئولین آموزشی تربیتی مسجد؛
1- 5- 15. عدم استمرار برنامههای آموزشی تربیتی؛
1- 5- 16. کمبود بودجه و مشکلات مالی جهت برگزاری و توسعۀ فعالیتهای آموزشی؛
1- 5- 17. توجه بیشتر به تلاوت و فنون قرائت و حفظ قرآن و کمتوجهی به برگزار کردن جلسههای تفسیر قرآن و مفاهیم آن و اخلاق؛
1- 5- 18. عدم ارزیابی ماهانه یا سالانۀ آموزشی- تربیتی مسجد توسط مدیریت فرهنگی مسجد؛
1- 5- 19. جریانهای فکری ضدّدین مثل سکولاریسم و لیبرالیسم که دین را عامل مخدر و افراد دیندار را مرتجع معرفی میکنند؛
1- 5- 20. ضعف علمی مدیریت فرهنگی مسجد در مسائل آموزشی تربیتی و عدم آشنایی با روشهای آموزشی- تربیتی؛
1- 5- 21. عدم تجهیز مسجد به شبکۀ اینترنتی و نبود سامانۀ اطلاعرسانی».(1)
با توجه به معرفی موارد آسیبزا و بخشهای آسیبدیده در حوزۀ آموزش و تربیت و اعلام راهکارهایی در خصوص ترمیم بعضی از این بخشها، میتوان بهطورکلی اینگونه نتیجهگیری کرد: آموزش نیروی انسانی فعال مساجد در زمینههای لازم، استفاده از طلبههای خوشفکر و خلاق و تحصیلکرده، ایجاد هماهنگی بین مساجد با آموزشوپرورش و آموزش عالی برای تولید طرحها و برنامههای خاص آموزشی و فرهنگی
1) سایت حوزهنت، پایگاه اطلاعرسانی حوزه، آسیبشناسی مدیریت فرهنگی مسجد، تاریخ دریافت: 22/ 10/ 1393.
در همۀ مساجد همراه با بهکارگرفتن نیروی انسانی این مراکز، استمرار برنامههای آموزشی- تربیتی در مساجد، اختصاص تسهیلات مالی از سوی نهادهای دولتی و مشارکتهای مردمی، همکاری اعضای مؤثر در مساجد با یکدیگر، هماهنگی بین مراکز تصمیمگیرنده در امور فرهنگی مساجد، ایجاد سایت و شبکۀ اینترنت و هوشمند نمودن مساجد، میتواند ازجمله راههای بهبود و درمان این نواحی آسیب دیدۀ مسجد باشد.
1- 6. آسیبشناسی امور تبلیغی
مسجد یک نهاد دینی در جامعۀ اسلامی است که باید آداب مذهبی و شعائر دینی در آن هر روز از سوی دینداران به منصّۀ ظهور برسد. برپایی نمازهای واجب پنجگانه به جماعت، نمازهای مستحبی، نماز اعیاد، نماز آیات، نماز میّت و نماز جمعه در مسجد و همچنین پخش اذان از گلدستههای مسجد که نشانۀ دعوت به حضور در صفوف نماز است، همراه با جمع شدن مردم برای ابراز بندگی در پیشگاه خالق یکتا در خانۀ او، از جمله آداب و عبادات دینی به شمار میآیند که میتوان سنت اعتکاف را نیز به آنها افزود.
یکی از کارکردهای مهم مساجد، تبلیغ دین و ایراد خطبههای تبلیغی و ابلاغ احکام مهم دین (احکام فردی و اجتماعی) است؛ بهطوریکه میتوان مساجد را کانون تبلیغات اسلامی و بزرگترین مکان مبلغان مسلمان دانست. سنّت وعظ و خطابه از زمان رسول گرامی اسلام (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم)متداول بود و ایشان در خطبههایشان با پند و اندرز و طرح مطالب حکمتآمیز، ذهن مسلمانان را آمادۀ هدایت میکردند. این سنت از زمان پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) تاکنون در مساجد جاری است، بهطوری که ائمه جماعات، علمای دین و سخنرانان در خطبههایشان از این سنت پیامبران تبعیت
میکنند و میتوان گفت وعظ از پایدارترین کارکردهای مساجد در طول تاریخ اسلام از صدر اسلام تاکنون بوده است.
در این بخش مهمترین آسیبهای امور تبلیغی در مساجد بهصورت اجمالی بیان میشود:
1- 6- 1. «عدم برنامهریزی و نامنظم و ناهدفمند بودن برنامههای تبلیغی در مسجد؛
1- 6- 2. عدم استمرار برنامههای تبلیغی در طی سال؛
1- 6- 3. کمبود امکانات تبلیغی برای برنامههای تبلیغی در مسجد؛
1- 6- 4. عدم کنترل و نظارت بر نحوۀ اجرای برنامههای تبلیغی در مسجد؛
1- 6- 5. عدم ارتباط دوستانۀ امامان جماعت با جوانان و ناآگاهی از مشکلات روحی و روانی؛
1- 6- 6. مطابقت نکردن اعمال و رفتار بعضی مبلّغان با گفتار و کلام آنها؛
1- 6- 7. عدم پاسخ مناسب و قانعکننده در برابر پرسشهای جوانان؛
1- 6- 8. عدم ارزیابی هفتگی یا ماهانه بر عملکرد و برنامههای تبلیغی مسجد؛
1- 6- 9. آشنا نبودن بیشتر مبلغان با علوم روانشناسی و جامعهشناسی؛
1- 6- 10. تکراری بودن بحثهای سخنرانان؛
1- 6- 11. عدم توجه جدی به امر نوآوری و ارائۀ راههای نو در جذب اقشار مختلف؛
1- 6- 12. کمرنگ شدن مسائل تبلیغی در مسجد؛
1- 6- 13. عدم برگزاری دورههای آموزشی کوتاهمدت و بلندمدت و آموزشهای غیرحضوری و مکاتبهای توسط نهادهای فرهنگی برای امامان جماعت مسجدها».(1)
1) برگرفته از سایت حوزهنت، پایگاه اطلاعرسانی حوزه، منبع پایگاه مسجد، آسیب شناسی مدیریت فرهنگی مسجد، تاریخ دریافت: 21/ 10/ 1393.
همانطور که در مقدمۀ پیشین اشاره شد، مسجد و خطیب دو عامل مهم در امر تبلیغ دین به شمار میآیند و در صورتی که هر یک از این دو دچار ضعف و کاستی شوند، رسالت خود را بهخوبی به انجام نرساندهاند؛ بنابراین ضروری است با ایجاد امکانات سختافزاری مناسب در مساجد و با بهرهگیری از خطیبان، واعظان و مبلغان خوشگفتار، آگاه به مسائل روز، خوشنام، دارای کلامی فصیح و بلیغ و با ایجاد برنامههای مستمر تبلیغی و عبادی این آسیب را از پیکرۀ مسجد زدود.
1- 6- 14. نبودن برنامههای تبلیغی و فرهنگی مناسب جهت فرهنگسازی و اطلاعرسانی صحیح درباره خدمت به مساجد
یکی از افتخارات مسلمانان در ادوار گذشته، توجه جدی به ساخت، تعمیر و تجهیز و افزایش زیبایی و ظرافت مساجد بوده است. این امر بدون هیچ تحکیم و اجبار، بلکه با عشق و علاقه از روی اعتقادات و آموزههای دینی صورت میگرفته است. امروزه متأسفانه علیرغم کمکهای فراوان مردمی و مشارکت آنان در انجام این مهم، آنچنان که انتظار میرود، توجه بیشتر و اهتمام جدیتر به امر مساجد صورت نمیگیرد. اگر زمینهسازی لازم در افکار و اذهان جامعه، بهویژه برای قشر متموّل و خیّر صورت پذیرد و کمک مستمر و دائمی به مساجد، چه قبل از ساخت و چه بعد از ساخت و در اجرای برنامهها و فعالیتهای روزانه نهادینه شود و با تمسک به آیات و روایات، بهخصوص آیۀ شریفه: «انما یعمر مساجد الله... » ثواب و اجر و پاداشی که خدای متعال برای آبادکنندگان و مساجد در نظر گرفته، تبیین شود، شاهد افزایش کمکهای مردمی خواهیم بود.
1- 7. آسیبشناسی مراسم و مناسبتها
«بیشتر آسیبها دربارۀ مراسم عزاداری است و سپس جشنها که مهمترین آسیبها را بیان میکنیم:
1- 7- 1. بیبرنامگی و فراموشی هدف اصلی: عدم برنامهریزی و نظارت و نظم در برگزاری مجلسها از سوی مدیریت فرهنگی مسجد؛ مثلاً بسیاری از مراسمهایی که جوانان برگزار میکنند، تا پاسی از شب ادامه مییابد، تا حدی که افراد به دلیل خستگی از نماز صبح محروم میشوند و نمازشان قضا میشود؛ در واقع عمل واجب فدای عمل مستحب میشود.
1- 7- 2. بروز بدعتها و رفتارهای سطحی و احساسی و بیمحتوا در عزاداریها و ولادتها؛
1- 7- 3. گریاندن به مثابه هدف: برای برخی از مرثیهخوانها و مداحان گریاندنِ مردم هدف است؛ در صورتی که عزاداری فقط وسیلهای برای یادآوری زندگی و مصائب ائمه و اولیای دین (علیهمالسلام) است.
1- 7- 4. دروغ گفتن و جعل کردن روایات؛ تحریف در مراسم نهتنها جاذبه واقعی ایجاد نمیکند، که دافعهای قوی برای مسجد، مسجدیان، دین و مذهب به شمار میرود.
1- 7- 5. توجه برخی از مداحان به قالب و وزن و تقلید از موسیقیهای مبتذل و عدم توجه دقیق به پیام و هدف اصلی در مداحی اهلبیت (علیهم السلام)؛
1- 7- 6. مداحمحوری و سکوت عالمان: متأسفانه مجلسهای کنونی عزاداری بیش از آنکه بر محور عالمان و سخنرانان فاضل باشد، بر محور مداح و مداحی است.
1- 7- 7. آزار و اذیت دیگران با صدای بلندگو یا بستهشدن خیابانها؛
1- 7- 8. استفاده از تعبیرهای خوارکننده و ترحمانگیز در مورد خاندان
عترت و طهارت (علیهمالسلام) مانند زینب مضطر، زینالعابدین بیمار؛
1- 7- 9. اکتفا کردن به مداحی و کاستن از برنامههای محتوایی و داشتن شورِ بدون شعور و محبتِ بدون معرفت؛
1- 7- 10. آسیب رساندن به بدن با قمه و یا هر وسیلۀ دیگر؛
1- 7- 11. استفاده نمودن از اشعار و نواهایی که در شأن عزاداری نیست؛
1- 7- 12. استفاده از عَلَم و دیگر ابزار عزاداری جهت خودنمایی و فخرفروشی؛
1- 7- 13. عدم بهرهبرداری مناسب از جمعیتها و اجتماعات حاضر جهت تبیین فلسفۀ قیام سیدالشهدا (علیهالسلام) و بیان فضائل و مناقب اهلبیت (علیهمالسلام)؛
1- 7- 14. عدم برگزاری مراسم برای ولادت و شهادت دیگر ائمه (علیهمالسلام) در اکثر مسجدها؛
1- 7- 15. کمرنگ شدن تجلیل از شهدای انقلاب اسلامی و دفاع مقدس؛
1- 7- 16. طولانی شدن برنامهها؛
1- 7- 17. عدم سازماندهی وجوه نقدی و غیرنقدی نذرکنندگان؛
1- 7- 18. غلبهٔ بُعد عاطفی و رثایی بر بعد عقیدتی و حماسی عاشورا؛
1- 7- 19. استفادۀ زیاد از زبان حال با وجود کثرت مقتلها در زمینۀ وقایع عاشورا؛
1- 7- 20. افراط در وصف سیمای ظاهری معصومان (علیهمالسلام) در مداحیها؛
1- 7- 21. آلوده کردن مسائل مذهبی و مراسم سوگواری در رثای ائمه (علیهمالسلام) به امور مادی توسط بعضی از مداحان و نوحهگران: البته گرفتن حقالزحمه بابت نوحهخوانی هیچ منع شرعی یا عرفی ندارد؛ اما اینکه انسان دستگاه دین و اهلبیت (علیهمالسلام) را به سفره نان و نام تبدیل کند، مذموم است. در روایات این کار منع و از جمله آثاری که برای آن ذکر شده است، لعن خداوند و فقر در زندگی است».(1)
1) - سایت حوزهنت، منبع پایگاه مسجد، آسیبشناسی مدیریت فرهنگی مسجد، تاریخ دریافت: 24/ 10/ 1394.
1- 7- 22. استفاده نکردن از ابزار و زبان هنر در برنامههای اجرایی در سطح مساجد: اگر نگاهی به سیر تطور و شکلگیری مساجد بیندازیم، مشاهده خواهیم کرد که هنر توأم و عجین با مسجد بوده است و بسیاری از قالبهای هنری مانند خوشنویسی، تذهیب، نقاشی و معماری در مسجد رشد و نمو یافته و شکل گرفته است و مهمترین آثار هنری ادوار مختلف که بیانگر تاریخ، تمدن و فرهنگ اقوام و ملل گذشته هستند، در مسجد به وجود آمده است. استفاده از هنر باعث لطیفتر و جذابتر شدن آموزههای دینی خواهد شد و عمقبخشی به مبانی دینی و اعتقادی از طریق هنر امکانپذیر است.
علیرغم اذعان و اعتقاد داشتن همه به این مهم، در حال حاضر کمتر از مقولۀ هنر در برنامهها و فعالیتهای تدارکدیدهشده برای مساجد استفاده میشود و یکی از عوامل گریز از فعالیتها و برنامههای مساجد را در بین قشر جوان و نوجوان، میتوان استفاده نکردن از هنر، چه در خطابه و وعظ و چه در طراحی، نقاشی، خوشنویسی دانست. به فرمایش مقام معظم رهبری: «هیچ تفکری در تاریخ ثبت نخواهد شد مگر آنکه با هنر آمیخته شود». تنها راه مانایی آموزههای دینی و تعمیق افکار و اندیشههای معرفتی، درهمآمیختن آنها با فعالیتهای هنری است.
1- 8. آسیبشناسی امور ارتباطات یا رسانهای
منشأ تغییرات اجتماعی رسانههای ارتباط جمعی هستند؛ بنابراین برای موفقیت جوامع اسلامی در عرصههای مختلف بشری و انتشار اندیشههای اسلامی به سرزمینهای غیراسلامی، نباید از قدرت رسانه غافل شد. مسجد با بهرهگیری از تریبون منبر و خطبه میتواند با آگاهیبخشی به نمازگزاران و دیگر مخاطبان خود، با آنها ارتباط
برقرار سازد و با استفاده از تکنولوژی رسانه (سختافزارهای کامپیوتری و نرمافزارهای شبکههای اطلاعرسانی) پیامهای دینی، سیاسی و اجتماعی خود را به تمام جهان اسلام ارسال و ابلاغ نماید.
1- 8- 1. «عدم برنامهریزی و نظارت بر فعالیتهای ارتباطی و اطلاعرسانی مسجد؛
1- 8- 2. نبود امکانات و مکان مناسب جهت استفاده از مطبوعات و شبکۀ اینترنت؛
1- 8- 3. آشنا نبودن مدیر فرهنگی مسجد با مسائل ارتباطات و اطلاعرسانی جدید؛
1- 8- 4. ناهماهنگی خادم و هیئت امنا با مدیریت فرهنگی مسجد در فعالیتهای ارتباطی و اطلاعرسانی؛
1- 8- 5. عدم ارتباط مسجد با مساجد و مراکز فرهنگی دیگر؛
1- 8- 6. نبود نشریههای آموزشی جهت استفادۀ امامان جماعت؛
1- 8- 7. نبود شبکۀ اطلاعرسانی قوی و بِروز در مسجدهای کشور؛
1- 8- 8. کمبود مالی جهت تأمین فعالیتهای ارتباطی و اطلاعرسانی؛
1- 8- 9. نبود تبلیغات مناسب و قوی جهت اطلاعرسانی از فعالیتهای فرهنگی مسجد.
1- 9. جمعبندی آسیبهای مدیریت فرهنگی
در یک جمعبندی کلی مهمترین آسیبهای مدیریت فرهنگی عبارت بودند از:
1- 9- 1. از مهمترین آسیبهای مدیریت فرهنگی مسجد، بیبرنامگی و عدم نظارت بر فعالیتهای آموزشی تربیتی مسجد است.
1- 9- 2. عدم ارزیابی ماهانه یا سالانۀ برنامههای فرهنگی مسجد نیز یکی دیگر از مهمترین آسیبهاست.
1- 9- 3. ضعف علمی و مدیریتی امام جماعت، مدیر فرهنگی مسجد، مشکلی بسیار بزرگ و از مهمترین علل عدم موفقیت مسجد است.
1- 9- 4. گرفتار معضل کمیت شدن و ملاک موفقیت در امور فرهنگی را در ارائۀ آمار چشمگیر و غیرواقعی دانستن، یکی دیگر از مشکلهای مسجد است که متأسفانه در اکثر مراکز فرهنگی ما رواج دارد».(1)
1- 10. مهمترین چالشها و آسیبهای پیشِ روی مساجد از دید استاد قرائتی
«رئیس ستاد اقامه نماز کشور (محسن قرائتی، 1392) در گزارش گفتاری در پایگاه اینترنتی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیتالله خامنهای، مهمترین چالشهای پیشِ روی مساجد را در مقایسه با مسجد تراز اسلامی اینگونه برشمردند:
1- 10- 1. تکقشری شدن مساجد
مساجد به محل عبادت پیرمردها و پیرزنها تبدیل شده است و یا در اختیار حزب یا گروه خاصی قرار گرفته است و این مسئله باعث شود که عده ای از مردم از حیث تفکرات سیاسی به مسجد نیایند.
1- 10- 2.عام نبودن برنامۀ مساجد
باید مساجدی باشند که فضای بازی برای کودکان داشته باشد تا آنها هم مشتری این نهاد مذهبی و اجتماعی شوند. در عین حال باید مساجدی برای برطرف کردن شبهات جوانان و نیز مساجدی در سطح اساتید دانشگاه وجود داشته باشد تا به این ترتیب همه اقشار جامعه در مسجد حضور داشته باشند، ولو اینکه هر مسجد مخصوص قشر خاصی از جامعه باشد.
1- 10- 3. محور قرار نگرفتن مساجد در جامعه
"مؤمنین باید مسجد را به عنوان محور فعالیتهای خودشان قرار بدهند؛ حتی برنامه روزانه خود را با توجه به وقت نماز در مسجد تنظیم
1) برگرفته از سایت حوزهنت، پایگاه اطلاعرسانی حوزه، آسیبشناسی مسائل فرهنگی مسجد، تاریخ دریافت 23/ 10/ 1393
کنند. مؤمنین میتوانند قرار ملاقاتهای خود را در مسجد قرار دهند"؛ موضوعی که در جامعه کنونی ما به فراموشی سپرده شده و نمود عینی آن در بسته شدن درِ مساجد بعد از هر وعده نماز روزانه است.
1- 10- 4. بد اجرا کردن برخی برنامههای دینی
"غیر از صدای اذان نباید صدایی از مسجد پخش شود؛ چه به اسم مناجات، چه به اسم پیشخوانی یا سحرخوانی. هیچ مرجعی اجازه نمیدهد شما قبل از اذان صبح مردم را از خواب بیدار کنید. فقط برای اذان میشود مردم را برای نماز از خواب بیدار کرد". قرائتی در جای دیگری میگوید: "ما ائمه جماعت نباید نمازها را طولانی و بین نماز سخنرانی داشته باشیم. سخنرانی بین نماز گروگانگیری است و میتوان بعد نماز چند دقیقهای را به مربیان تفسیر قرآن اختصاص داد".
1- 10- 5. مسائل مربوط به مسجد
قرائتی در بیان مختصات مسجد خوب میگوید: "مسجد باید محکم، ساده و بدون تزئینات باشد". از نظر او این مختصات در کنار اینکه مسجد در محلی ساخته شود که خوشسابقه است، میتواند مردم را جذب کند. "درِ مسجد نباید بعد از نماز بسته شود. این آفت مسجد است. در خیلی از مسجدها نماز که خوانده میشود، در مسجد بسته میشود. توجیهشان هم این است که ما نمیتوانیم یک مسجد بزرگ را با کولرها یا بخاریها و چراغهای روشن باز نگه داریم برای اینکه یک نفر میخواهد نماز بخواند. بله این درست است؛ اما شما میتوانید در حیاط مسجد، یک جایی را بگذارید مخصوص نماز خواندن بعد از وقت جماعت. یک وقت کسی مسافر است، رهگذر است، میخواهد نماز بخواند، درِ مسجد باید باز باشد".
1- 10- 6. اولیای مسجد
روشن است که متولیان و متصدیان یک مسجد هم تأثیر بسزا در شکلگیری رغبت عمومی به این مکان دارند. قرائتی معتقد است: "در هر مسجدی یک نهاد باید متولی و مدیر امور باشد. اینگونه نباشد که چند شخص و مجموعه و نهاد و کانون، داعیهٔ اداره مسجد را داشته باشند. از قدیم گفتهاند: آشپز که دو تا شد، آش یا شور میشود یا بینمک. حالا بعضی اوقات ما در مسجد سیزده، چهارده نفر آشپز داریم! پیشنماز مسجد باید کسی باشد که افراد زیادتری را به مسجد بکشاند. باید از نظر قرائت بهترین باشد. باید از دیگران عادلتر باشد. پیشنمازهای پیرمرد که قدرت ارتباط با نسل جوان را ندارند، باید با یک طلبهٔ جوان خوشسلیقه، در کار امامت جماعت مسجد شریک شوند. آن پیرمرد نماز را بخواند و این طلبهٔ جوان با جوانان ارتباط بگیرد. پیرمرد هفتاد، هشتادساله که نمیتواند با بچه سیزدهساله ارتباط برقرار کند". غیر از این دو رکن نیروی انسانی در مساجد، قرائتی در مورد خادمین مساجد هم میگوید که باید "جوان، خوشصدا و خوشقیافه» باشند و این در حالی است که بسیاری از جوانان از این شغل رویگردان هستند».(1)
کارکرد سیاسی یکی از مهمترین کارکردهای مسجد به شمار میآید؛ اما پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، رویکرد سیاسی به مساجد تغییر پیدا کرد و سیاسیشدن مساجد بعد از این بیشتر با عنوان «سیاستزدگی» و یا «سیاستکاری» مطرح میشود. در گفتگوی خبری
1) برگرفته از سایت خبرگزاری جامجم آنلاین، «مسجد و مهمترین چالشهای پیش رو»، تاریخ دریافت: 30/ 6/ 1392.
خبرگزاری شبستان با مؤلف کتاب «امام و مأموم در جلوه گاه حضور» درباره موضوع آسیبهای سیاستزدگی مساجد، وی معتقد است که در قانون برنامه سوم توسعه، موادی وجود دارد که تکلیف حکومت و دولت را در امر مسجد تعیین کرده است و همان مواد در برنامه چهارم و پنجم تکرار شده است؛ ولی باز هم هیچ یک از دولتها به آنها نپرداختهاند. اگر آن قوانین اجرایی شوند، سهم دولت در مقابل مساجد پرداخت میشود. اجرای آن قانونها، امکانات و امتیازاتی ایجاد میکند که مردم هم برای انجام وظایفشان تشویق خواهند شد.
«بحث دیگر، "سیاستزدایی" از مساجد است که باید با مطرح شدن در رسانهها صورت پذیرد. باید در جامعۀ ما جا بیفتد که مسجد منطقۀ امنی است که هر کسی که میگوید "اشهد ان لااله الاالله"، میتواند در آن وارد شود. باید اهل «لااله الاالله» از هر مذهب و گروهی، از شیعه و سنی گرفته تا زیدی و اباضی و راست و چپ بتوانند بدون گزینش در مساجد بیایند. مسجد را قشری، فرقهای، حزبی و گروهی کردن غلط است. چه اشکالی دارد در مساجد اهل سنت تعدادی مهر برای شیعیان و در مساجد شیعی هم یکسری سجادهٔ بدون مهر برای اهل سنت وجود داشته باشد؟ یا چه اشکالی دارد در وضوخانههای مساجد شیعی، پاشویهای هم برای وضو گرفتن اهل سنت اختصاص داشته باشد؟
فضای سیاسیای که بر جامعۀ مسلمانان حاکم شده بود، باعث از دست رفتن اعتقاد بسیاری از جوانان شیعه به نماز شد. چون شیعیان حکومتهای زمان خود را قبول نداشتند، نماز مورد تبلیغ حکومت را هم نمیپذیرفتند؛ به این ترتیب، سیاستزدگی در امر مسجد و نماز باعث
رویگردانی و انفصال جامعه شیعه از مساجد شد و فرهنگ نمازخوانی و نماز جماعت در بین شیعیان از بین رفت؛ لذا این مقدار که نماز جماعت در میان جامعۀ اهل سنت مطرح است، در جامعۀ شیعه مطرح نیست. اگر دو نفر اهل سنت بخواهند نماز بخوانند، یکی از ایشان میایستد و دیگری به او اقتدا میکند؛ در حالی که در میان شیعیان متأسفانه اینگونه نیست.
در دولت صفویه اندکی جامعۀ شیعه جان گرفت و در نتیجه مسجدسازی رونق داشت؛ اما بعد از صفویه باز هم این روند دچار افول شد؛ چراکه مسجدسازی تبدیل به فرهنگ نشد. اگر هم در دورهای مسجدسازی رونق گرفته، این اقدام عمدتاً توسط خوانین و سلاطین بوده است. تا آنجایی که بررسی کردهام، هیچوقت ما چیزی به نام نهضت مسجدسازی مردمی در جهان تشیع نداشتهایم. این واقعیت به عنوان یک آفت تاریخی در جهان تشیع وجود دارد؛ لذا ضرورت دارد فرهنگ مسجدسازی، فرهنگ مسجدرَوی و فرهنگ نماز جماعت در جامعه شیعه تقویت بشود».(1)
درباره چگونگی حضور یافتن یا نیافتن دولت در مساجد، دو نظریه کاملاً متفاوت وجود دارد: عدهای به دخالت نکردن دولت در امر مسجد اعتقاد دارند و این حضور را زمینۀ رویگردانی و کاهش استقبال مردم در مدیریت و مشارکت فعال در مساجد میدانند. دلایلی را که این گروه برای تأیید نظرات خویش میآورند، بهطور خلاصه میتوان چنین بیان کرد: مسجد یک نهاد مدنی و غیردولتی است و غالب مساجد کشور، از صدر اسلام تاکنون، توسط مردم با شکلدهی کمکهای نقدی و جنسی
1) سایت خبرگزاری شبستان، «اهتمام دولت به مصوبات زمینمانده در مورد مسجد/ آسیبهای سیاستزدگی مساجد»، شماره خبر297608، تاریخ:10/ 7/ 1392.
و جاریساختن سنت حسنهٔ وقف بنا شده است. در ادوار گذشته که این همه مسجد در نهایت زیبایی و ظرافت ساخته شده است و مردم تمامی ذوق و سلیقههای خود را در مساجد به کار بردهاند، دولتها نقشی چندانی در ایجاد یا کمک به آن نداشتهاند. مساجدی هم که به مساجد سلطانیه یا ارگ مشهور بودهاند و توسط دولتها ساخته شدهاند، ناشی از اهمیت و جایگاهی بود که مسجد در بین مردم دارا بود و شاهان و سلطانان سعی میکردند با ساخت مساجد و تظاهر به دینداری، از احساسات مردم بهرهبرداری کنند. وقتی مردم خودشان هزینه ساخت و نگهداشت مساجد را میپردازند، تمایلی ندارند که در زمان بهرهبرداری، نهادهای دولتی و سازمانها در مدیریت و اداره آن و چگونگی انتخاب امامان جماعت و فعالیت و اجرای برنامه دخالت نماید. این عامل موجب کممیلی و بی رغبتی مردم به ساخت و تجهیز مساجد میشود.
بر خلاف این گروه، عدهای موافق حضور دولت در روند اداره مساجد هستند و اعتقاد دارند که با توجه به گستردگی و وسعتی که مساجد در سطح کشور دارند، (با توجه به شرایط معیشتی و وضع اقتصادی موجود) در توان مردم نیست که این حجم عظیم را ساخت و تجهیز و بازسازی نمایند. به همین دلیل ضروری است که دولت به کمک مساجد بشتابد. به اعتقاد این گروه، مردمی اداره شدن مساجد یعنی همه چیز مساجد یله و رها باشد و دولت هیچگونه کمکی به این پایگاههای معنوی و انسانساز ننماید و این، نگرشی درست و عمیق به مقوله مسجد نیست. آنها در تأیید ادعای خویش میگویند: مگر دفاع مقدس ما مردمی نبود؟ آیا دولت نقشی در آن نداشت؟ مگر کشاورزی ما که مورد حمایت دولت است، مردمی نیست؟
به اعتقاد آنان، همین دیدگاه (مردمی اداره کردن مسجد) سبب شده است که برخی شرکتهای دولتی، با مساجد معامله تجارتخانهای کنند و پول آب و برق آنها را هم به قیمت تجاری محاسبه کنند. شاید کمک گرفتن روزانه از مردم در مساجد، آنها را به یاد تجارتخانه انداخته است.
با عنایت به دو نظریه یادشده، آنچه در این میان بیش از همه لازم و ضروری به نظر میرسد، تعیین حدود و ثغور دخالت دولت در مساجد است. دولت نباید در حوزه مدیریت مسجد وارد شود. اداره مسجد باید بر عهدۀ خود مردم باشد که این امر از طریق مدیریت نمایندگان آنها در هیئت امنای مسجد محقق میشود. دولت به جای کمک مستقیم که بحث دخالت را تداعی میکند، میتواند از طریق تقبل بعضی از هزینههای جاری مسجد بهطور غیرمستقیم کمک و پشتیبانی لازم را از مساجد به عمل آورد؛ مثلاً در خصوص دریافت پول برق، آب، گاز و تلفن، با پرداخت وجه به شرکتهای خدماتی موردنظر، امکان فراغت بیشتر هیئت امنا و مدیران را برای پرداختن به دیگر امور مسجد فراهم سازد و یا با بخشودگی کامل این هزینهها، با صدور بخشنامهای رسمی این معضل را حل کنند؛ دولت همچنین میتواند از طریق شهرداریها که بخشی از بودجۀ آنها توسط دولت تأمین میگردد، مساجد را مانند مکانهای عمومی دیگر مثل بوستانها، فرهنگسراها و ترمینالها در نظر بگیرد و با گماردن نیروهای خدماتی، به نظافت و بهداشت آنها کمک کند (حدأقل برای مساجد خیلی فعال). با توجه به اینکه یکی از معضلات کنونی مساجد، رسیدگی نشدن جدی به بهداشت و نظافت آنهاست، حل کردن این مشکل میتواند گامی مهم در افزایش انگیزه حضور اقشار جامه در مساجد باشد.
یکی دیگر از دیگر زمینههای دخالت غیرمستقیم دولت، میتواند ساماندهی و تفکیک وظایف نهادها و دستگاههای دخیل در امور مساجد باشد که از طریق آن میتوان ضمن تعیین کانال مشخص کمکهای بلاعوض، از تعدد ورودیها به مساجد جلوگیری به عمل آورد. نوع کمک به مساجد نیز باید از طریق نمایندگان واقعی مسجد باشد؛ به طوری که شائبه دولتی بودن را در اذهان بهوجود نیاورد. از وظایف مسلّم دولت این است که اعتبارهایی خاص جهت برنامههای زیربنایی و ساختوساز و آموزش نیروی انسانی و امکانات و تسهیلات لازم برای شهروندان متدیّن و دینباور فراهم آورد. این امر و نیز چگونگی انجام این مهم نیاز به سازوکاری مناسب و تدوینشده دارد که فرصت پرداختن به آن در این بحث نیست.
علاوه بر مسائل و آداب و وظایفى که براى اعمال واجب بیان میشود، برخى اعمال مستحبى نیز در مساجد بهصورت گروهى در حین یا بعد از نماز جماعت انجام مى گیرد که رعایت آنها نیز به بهره ورى بیشتر و شکوفایى و ایجاد جاذبه مساجد کمک شایانى مى کند. وجود برخى سنّتهاى رایج اسلامى و آداب اخلاقى باعث تحکیم پیوند و وحدت میان نمازگزاران مى شود و براى مراجعان و افرادى که تازه به جمع مسجدیان اضافه شده اند، میل به استمرار حضور در مسجد را تقویت میکند. ذیلاً به برخى از این آداب و سنّتها اشاره مى کنیم:
در روایتی از امام باقر (علیهالسلام) وارد شده که «المؤمنین اذا التقیا و تصافحا
ادخل اللّه یده بین ایدیهما، فصافح اشدّهما حبّاً لصاحبه»:(1)هرگاه مؤمنان همدیگر را ملاقات مى کنند و به یکدیگر دست مى دهند، دست خداوند میان دستهایشان قرار مى گیرد و با دستى مصافحه مى کند که به برادر مؤمنش مهربان تر باشد.
در دنیاى امروز که حضور مدرنیته و ظهور تکنولوژى شهرهاى بزرگ را با نوعی سردرگرمى و ازخودبیگانگى و فراموشى هویت جمعى و دینى و مذهبى روبرو ساخته است، پایبندی به آداب و سنن دینى و اجتماعى نظیر مصافحه، در همهجا و بهویژه در مساجد، مى تواند برای تحکیم پیوندها و تکیه بر سنّتهاى صحیح و مطلوبى که از دیرباز میان افراد یک جامعه با یک دین و فرهنگ وجود داشته است، بسیار مؤثر و امیدبخش باشد و روحیه نشاط و بالندگى و سرزندگى و یکرنگى را تقویت کند.
پیامبر گرامی اسلام (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) مى فرمایند: «هرگاه دو مسلمان با یکدیگر مصافحه کردند، بین آنها هفتاد مورد بخشش گناه توزیع مى شود که 69 مورد آن شامل کسى است که با گرمى بیشتر و گشادهرویى دست خود را دراز کند».(2)
در مساجد برخى از کشورهاى اسلامى نظیر جمهورى آذربایجان و در برخى روستاها و مساجد شهرهاى کشورمان، پس از پایان نماز جماعت همه افراد از جاى خود بلند مى شوند و بهصورت دوره اى و رعایت سن و دیگر فضائل با یکدیگر مصافحه مى کنند. روانشناسان نیز معتقدند که هرگاه دست با دست تماس حاصل مى کند، احساس جدیدى به انسان دست مى دهد. این یک تجربه بشرى است که همه فطرتهاى سالم بر آن گواهى مى دهند.
در مساجد لازم است حریم بزرگترها توسط کوچک ترها و احترام دانشمندان و اهل علم از سوى افراد عادى حفظ شود و جوانان در بزرگداشت سالمندان کوشا باشند. محبت به کودکان و نوجوانان نیز باید سرلوحه برنامه ها و مدّنظر همه نمازگزاران باشد. پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) در این زمینه مى فرمایند: «لیس منّا من لم یوقّر کبیرنا و لم یرحم صغیرنا»:(1)از ما نیست کسى که حرمت سالخوردگان را رعایت نمى کند و به کوچک ترها نگاه ترحم و محبت نمى اندازد.
جشنها و اعیاد مذهبى و دینى که معمولاً در ایام میلاد بزرگان و ائمه دین (علیهمالسلام) برگزار مى گردد، در شادى و نشاط و بازسازى روحیه افراد جامعه بسیار مفید و مؤثر است؛ به همین دلیل لازم است متولیان مساجد برای هرچه باشکوه تر برگزار کردن این نوع مراسم، حدأکثر تلاش خود را بکنند و در این زمینه برنامهریزى مستمر و توأم با نوآورى داشته باشند. هر چند در اجراى این مراسم نباید راه افراط و ابتذال را پیمود، لازم است از برنامه هاى شادىبخش و فرح انگیز که با رعایت ضوابط شرعى و اصول اخلاقى و دینى اجرا مى گردد، استفاده شود.
امام صادق (علیهالسلام) مى فرمایند: «الخَلق عیال اللّه فاحبّ الخلق الى اللّه من نفع عیال اللّه و ادخل على اهل بیت سروراً»:(2)مردم خانوادهٔ خداوند هستند؛ بنابراین (خداوند) هر که را بیشتر به این خانواده خدمت و آنها را خوشحال تر کند، بیشتر دوست دارد.
بنابراین سزاوار و شایسته است که مسئولان مساجد بودجه و هزینه اى براى صرف در اعیاد و جشنها اختصاص دهند و نباید تنها به کمکهاى مردم و خیرات و مبرّات عمومى و مراجعان به مساجد اکتفا کرد. تکریم و بزرگداشت ایّام ویژه موالید ائمه (علیهمالسلام) و مناسبتهاى شادىبخش دینى، بهترین زمینه را در ایجاد جاذبه و گرایش عموم به سوى مساجد فراهم مى آورد و مساجدى که در این مورد کاهلى کنند و اهمال ورزند، فرصتهاى خوبى را که خداوند براى بالا بردن جاذبه مساجد در اختیارشان نهاده است، از دست داده اند و در مقابل سستى در ارتقای فرهنگ دینى جامعه مسئول هستند. در عمل نیز مشاهده مى شود، مساجدى که به این موارد حساس هستند و در این راستا تلاش بیشترى میکنند، از جمعیت و جاذبهٔ بیشترى برخوردارند.
مردم مسلمان، آگاهانه و ناآگاهانه، تحت تأثیر مساجد و برنامه هاى آنها واقع مى شوند. اگر احیاناً در برخى از مساجد برنامه ها و مراسم مطلوب از سوى دست اندرکاران آنها ارائه نشود، آن مسجدها به مرکزى براى تجمع افراد ناباب تبدیل خواهد شد که در فرصتهاى مقتضى مشکلاتى را به وجود خواهند آورد.
«براى رسیدن به وضعیت مطلوب چاره اى نیست جز اینکه وضعیت موجود را مورد بررسى و تحلیل دقیق قرار داده، نقاط قوت را تقویت نموده، نقاط ضعف را بهتدریج و گامبهگام از بین برد؛ البته پرواضح است این کار حساس نیاز به زمان زیاد و نیروهاى فعالى دارد که با شناخت لازم، برنامه ریزى صحیحى را فراهم کرده و به تدریج به اجرا درآورند».(1)
1) غلامحسین اعرابی، مسجد نقطۀ وصل، «نگاهی گذرا به مساجد اهل سنت»، ص195.
«موضوعاتی از قبیل تأثیر وضعیت اقتصادی مردم در توجه به مساجد و تأثیر مدیریت کلان اقتصادی در بهبود وضعیت مساجد، از جمله مسائل این حوزه است. مضامین اقتصاد مسجد نیز به دلیل قرابتی که با اقتصاد جامعه دارند، در این حوزه قرار میگیرند؛ ازاینرو مباحث پیرامون این حوزه شامل دو بخش کلی میشوند: وضعیت اقتصادی جامعه و تأثیر آن در رونق یا رکود وضعیت مسجد؛ یعنی وضعیت اقتصادی مردم چه تأثیری در توجه و یا عدم توجه مردم به مسجد دارد؟ مدیریت کلان اقتصادی چه نقشی در بروز آسیبهای مساجد دارد؟ حوزه مسائل اقتصادی مسجد، بحثی ریشهدار در مسائل فقهی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی است. این حوزه در دو بخش قابل بررسی است:
این رویکرد از منظر فقه سیاسی و جامعهشناسی قابل بررسی است. در این علوم میتوان در باب سازوکار تأمین هزینههای مسجد بحث کرد. به نظر میرسد، علل بروز بسیاری از آسیبهای اقتصادی مسجد ریشه در فقدان رویکرد مشخص در این زمینه دارد.
این بخش نیز در دو مبحث قابل بررسی است: 1. سازوکار کنونی تأمین هزینههای مسجد و مشکلات و آسیبهای آن؛ 2. شیوة تخصیص درآمدهای مسجد».(1)
1) امیرمسلم کاشانیزاده و نعمتالله کرمالهی، تبیین الگوی آسیبشناسی مسجد در ایران، ش3، ص31- 48.
هر چند اعتبارات درنظرگرفتهشده برای مطالعات و پژوهشهایی که در راستای اعتلای مساجد انجام میشود، بسیار اندک و جزئی است، نحوۀ استفاده از همین مبالغ اندک پژوهشی نیز مناسب و اصولی نیست و این امر موجب شده است که پژوهشهای اندکِ انجامشده در سطح کشور نیز، به دلیل تناسب نداشتن با نیازهای واقعی، در کنج قفسهها بایگانی شوند و استفاده مناسب از آنها به عمل نیاید.
2- 1. ساماندهی نشدن مناسب منابع نیروی انسانی
امام جماعت نفر اول مسجد و از جایگاه ویژهای برخوردار است و حضور او موجب روشنایی محفل مسجد و گرمابخشی به حضور دیگر اقشار جامعه میشود. متأسفانه در حال حاضر بیش از نیمی از مساجد کشور فاقد امام جماعت هستند. این معضل موجب شده است که تعداد بیشماری از مساجد کشور، کمرونق و خالی از نمازگزار جهت اقامۀ نماز جماعت باشند. یکی از مهمترین دلایل حضور مردم در مسجد اقامۀ نماز جماعت است و وقتی امامی نباشد، نماز جماعتی نیز نخواهد بود.
نبودن تناسب بین مخاطبان مسجد و امام جماعت از دیگر معضلات موجود در این زمینه است. گاه در یک مسجد امام جماعت با تعداد حداکثر 5 تا 10 نفر نمازگزار اقامه نماز میکند، درحالیکه در مسجدهای محلات پرجمعیت دیگر، در صورت حضور آن امام جماعت، تعداد مأمومان بالغ بر 100 نفر نیز خواهد بود. گفتنی است که بعضی از مساجد به دلیل دارا بودن متولیان خاص و نیز سرمایه غیرمنقول و
وقف، با وجود اینکه از فضای نسبتاً مناسبی برخوردارند و ائمه جماعات خوبی را نیز جذب کردهاند، به دلیل شرایط جغرافیایی و محیطی، کمتر شاهد حضور پرشور مردم هستند. مهمترین بحث در ساماندهی منابع نیروی انسانی بهخصوص امامان جماعت و خادمان که در مقایسه با دیگر فعالان مدیریت مسجد حضور بیشتری در مسجد دارند، توجه به وضعیت شغلی و معیشتی آنان، بهخصوص بیمه، است. نبود شرح وظایف مشخص و تعیین نشدن حدود مسئولیت این نیروها، از دیگر مسائل و مشکلات در این زمینه است.
توجه جدی به بحث آموزش نیروهای انسانی (ائمه جماعات، خادمان، مدیران و هیئت امنا) یکی دیگر از موضوعات مرتبط با ساماندهی مساجد است. در این راستا باید ضمن بِروز کردن اطلاعات و دانش این افراد، زمینۀ بهرهوری و استفاده مطلوبتر از آنان را در سطح مساجد فراهم کنیم.
بحث ساماندهی منابع نیروی انسانی از مهمترین مباحثی است که باید مورد عنایت جدی قرار گیرد. هدف از ساماندهی، نظم بخشیدن به امور و استفاده مطلوب از امکانات موجود با نظارت مستمر و دائم بر نحوة عملکرد و انجام وظایف است. ساماندهی نشدن امور موجب تشتّت در آرا و تصمیمگیری نادرست درباره فعالیتهای مسجد و استقرار نامناسب نیروها در جایگاههای اصلی است. با ساماندهی مساجد میتوانیم از نیروهای مسجد بهترین استفاده و زمینۀ ترغیب و تشویق آنها را نیز فراهم کنیم تا با تلاش مضاعف و دلگرمی، امور محوله را به نحو احسن به انجام برسانند.
2- 2. سخنرانیهای طولانی و تکراری
ﯾﮑﯽ از دﻻﯾﻞ ﮔﺮﯾﺰ ﺟﻮانان از ﻣﺴﺠﺪ، ایراد ﺳﺨﻨﺮاﻧﯽﻫﺎی ﻃﻮﻻﻧﯽ و ﺗﮑﺮاری اﺳﺖ. ﺧﻄیبان و ﮔﻮﯾﻨﺪﮔﺎن و ﺳﺨﻨﺮاﻧﺎن باید ﺑﺮای اﯾﺮاد ﺳﺨﻨﺮاﻧﯽﻫﺎی ﮐﻮﺗﺎه ﭘﻨﺞ ﺗﺎ ده دﻗﯿﻘﻪای ﺗﻤﺮﯾﻦ و آمادگی داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ. روح زﯾﺒﺎﻃﻠﺐ ﺟﻮان، ﮐﻼم ﺟدید، رﺳﺎ و ﮐﻮﺗﺎه ﻣﯽﻃﻠﺒﺪ.
2- 3. نبود جوانگرایی در بین تمامی عوامل انسانی مساجد
ﺟﻮان از ﺟﻮان ﺑﻬﺘﺮ و زودﺗﺮ مسائل را ﻣﯽﭘﺬﯾﺮد؛ ﺑﻨﺎﺑﺮاین اﮔﺮ ﺑﻪ ﻧﻮﻋﯽ ﺟﻮانگرایی دﺳﺖ ﺑﺰﻧﯿﻢ، ﮔﺮهﮔﺸﺎ ﺧﻮاﻫﺪ ﺑﻮد. ﺗﻔﺎوت ﻧﺴﻞﻫﺎ، ﮐﻨﺪی رﻓﺘﺎر، ﻃﻮﻻﻧﯽ ﮐﺮدن ﻧﻤﺎز و ﻃﺮح ﻣﺴﺎﺋﻞ ﺑﯿﮕﺎﻧﻪ ﺑﺎ ﻓﻀﺎی اﻣﺮوز، ﻣﯿﺎن ﻣﺨﺎﻃﺐ و ﮔﻮﯾﻨﺪه ﻓﺎﺻﻠﻪ ﻣﯽاﻓﮑﻨﺪ.
2- 4. وجود اختلاف میان دستههای مختلف و فعّال مسجدها
مانند اختلاف نیروهاى بسیجى با هیئت امنا یا امام جماعت یا اختلافات مردمى و هیئتهای عزادارى که در برگزارى مراسم مذهبى و عبادى در مناسبتهاى ویژه روى مى دهد.
2- 5. تغذیه فکری منابع نیروی انسانی
یکی از چالشهای جدی که در حال حاضر مساجد با آن مواجه هستند، عدم توجه جدی و نپرداختن به مقولۀ تغذیه و تقویت فکری نیروهای انسانی مساجد است. این کمتوجهی موجب شده است، بسیاری از ائمه جماعات مساجد که مهمترین منابع نیروی انسانی مساجد محسوب میشوند، کمتر در جریان کامل مسائل روز جامعه باشند و اطلاعات،
اخبار و دانش ایشان بِروز نباشد. همین مشکل در دیگر نیروهای انسانی مساجد نیز کاملاً مشهود است. هر قدر سطح آگاهیهای منابع انسانی مساجد را ارتقا دهیم، مساجد از توان پاسخگویی بالاتری به سؤالات مطرحشده از سوی اقشار مختلف جامعه، بهخصوص نسل جوان، برخوردار خواهند بود. این امر زمینهساز حضور گستردهتر و اقبال بیشتر جامعه به مساجد خواهد شد. مهمترین جنبههای آموزشی جهت تغذیۀ فکری منابع نیروی انسانی مساجد که مورد نیاز و لازم است، شامل موارد ذیل است:
2- 5- 1. ائمه جماعات
الف) آموزش غیرمستقیم: ارسال جزوات آموزشی، دروس حوزوی، گزیدۀ اخبار و رویدادهای سیاسی روز همراه با تحلیل و تجزیهٔ جامع، مجلات تخصصی، فرهنگی، دینی، کتابهای مؤثر و مفید تازهنشریافته، آموزش روشهای علمی استنباط احکام و فقه، متون و کتابهای روانشناسی، رفتارشناسی و تربیتی.
ب) آموزش مستقیم: برگزاری دورههای آموزشی کوتاهمدت و بلندمدت تخصصی، با حضور استادان و مدرسان مجرب حوزه و دانشگاه.
2- 5- 2. هیئت امنا
ارسال جزوات و متون آموزشی و تخصصی ویژۀ هیئت امنا با هدف جهتدهی و ارائۀ راهکارهای عملی و برنامههای نوین قابل اجراء با هدف بهبودبخشی مناسبات و تعاملات موجود در بین آنها.
2- 5- 3. مدیریت مساجد
الف) آموزش غیرمستقیم: ارسال مجلات و متنها و کتابهای ویژه مدیریت فرهنگی و تبلیغی و ارائۀ برنامهها و راهکارهای جدید قابل
بهرهبرداری و اجرا در مساجد. (سعی شود حوزه آموزشی بیشتر در مباحث مدیریت، تبلیغ و فرهنگ باشد).
ب) آموزش مستقیم: برگزاری دورههای آموزشی کوتاهمدت و بلندمدت با هدف ارتقای سطح دانش مدیریتی و فرهنگی و تبلیغی با حضور استادان مجرب و کاردان دانشگاه و حوزه.
2- 5- 4. خادمان
با عنایت به اینکه بیشتر خادمان مساجد از سطح سواد مناسب و بالایی برخوردار نیستند، برگزاری آموزشهای حضوری و عملی، بهویژه در زمینۀ بهداشت از سوی کارشناسان شبکۀ بهداشت و برگزاری کلاسهای اخلاقی، رفتارشناسی و تربیتی از سوی مدرسان روانشناس و اخلاق ضروری است؛ چراکه در میان نیروهای انسانی مساجد، خادمان بیشترین حضور را در مساجد دارند و به همین دلیل بیشترین تماس با مردم از سوی آنها انجام میگیرد؛ به همین دلیل کلاسهای آموزش مردمداری و برخورد صحیح و جذاب با جوانان و نوجوانان ضروری به نظر میرسد.
2- 6. درنظرنگرفتن تناسب تواناییهای امامان جماعت مساجد با نیازهای روانی، فکری و عاطفی جوانان منطقه
سطح فرهنگى و علمى هر منطقه با مناطق دیگر و هر شهر با شهرهای دیگر و یا هر روستا با روستاهاى دیگر متفاوت است. این موضوع ضرورت انتخاب صحیح امامان جماعت و دادن آموزشهاى لازم به آنان را تشدید مى کند. در برخى مناطق که امواج تخریبى ماهواره و شبکه هاى تلویزیونى مبتذل کشورهاى همسایه، آثار تخریبى بیشترى دارد، وجود امامان جماعت زیرک و کاردان و قوى تر در مساجد ضروریتر است.
2- 7. آسیب شناسى امامان جماعت و مبلّغان مساجد
امروز نقش تبلیغات که عبارت است از القای ظریف منوّیات یک فرد یا گروه یا نظام، بر کسى پوشیده نیست. تبلیغات مى تواند شیطانى یا رحمانى باشد. دین مقدس اسلام بر تبلیغ صحیح، به معناى القاى رحمانى منوّیات شارع مقدس، تأکید فراوان کرده و «تبشیر» و «انذار» را خمیرمایه تبلیغ پیامبران خدا شمرده است. قرآن مى فرماید: «الذین یبلّغون رسالات اللّه و یخشونه و لایخشون احداً الاّ اللّه و کفى باللّه حسیباً»:(1)آنان که به نشر و ترویج پیامهاى الهى مبادرت جسته، از آن ذات مقدس بیمناک هستند و از هیچکس جز خدا هراسى در دل راه نمى دهند و خداى سبحان در امر حسابرسى کافى است.
«یکى از موجبات اِعراض و روگرداندن از دین، جنگ و ستیزى است که برخى از داعیان و مبلّغین دینى بى خِرَد میان دین و سایر غرایز فطرى و طبیعى بشر ایجاد مى کنند و دین را به جاى اینکه مُصلح و تعدیلکنندهٔ غرایز دیگر معرفى کنند، آن را ضد و منافى و دشمن سایر فطریات بشر معرفى مى کنند؛ به عنوان مثال بشر محکوم است از غرایز خود پیروى کند؛ در وجود بشر غرایزى نهاده شده تا او را به سوى هدفى که در متن خلقت منظور است، بکشاند. البته مقصود این نیست که بشر چشمبسته باید تابع غرایز خود باشد؛ مقصود این است که وجود غرایز عبث نیست، نمیتوان آنها را نادیده گرفت، نتوان آنها را مهمل گذاشت و نباید به معارضه و مبارزه کلى آنها پرداخت؛ غرایز را باید اصلاح و تعدیل و رهبرى کرد. حال اگر با نام خدا و با نام دین با این غرایز مبارزه شود، اگر تحت نام و عنوان دین، تجرّد و رهبانیت مقدس شمرده شود، انسانى را
1) احزاب: 39.
در نظر بگیرید که از طرفى تحت تأثیر جاذبه دینى و تلقینات دینى است و از طرف دیگر تحت تأثیر جاذبه شدید این امور؛ بالأخره یا این طرف را مى گیرد یا آن طرف را و یا مانند بسیارى از مردم در کشاکش این دو جاذبه گرفتار مى شود. از کسانى مى شود که درباره شان گفته اند:
یک دست به مصحفیم و یک دست به جام گه نزد حلالیم و گهى نزد حرام
کار دین و رسالت دین محو غرایز نیست. تعدیل و اصلاح و رهبرى و حکومت و تسلط بر آنهاست؛ چون غرایز را نمى توان و نباید از بین برد، قهراً در اجتماعاتى که با نام خدا و دین و مذهب براى نابودى غرایز قیام میکنند و خداپرستى را با زندگى متضاد معرفى مى کنند، خودِ این معانى و مفاهیم عالى شکست مى خورند».(1)
از این منظر، امام جماعت هر مسجد بیش از هر چیز باید به نیازهاى تبلیغى و فرهنگى مسجد خود اهتمام داشته باشد و با آموزش صحیح و بهکارگیرى بهینه و توأم با بهره ورى از شیوه هاى صحیح تبلیغاتى، به نشر و گسترش اسلام و مبانى دینى بپردازد. امام جماعت علاوه بر اقامۀ صحیح نماز که رکن و ستون دین است، باید سخنورى ورزیده و خطیبى آشنا با روحیّات شنوندگان خود باشد؛ زیرا موفقیت یک سخنران دقیقاً بستگى به مقدار تأثیر سخنان وى در مخاطبانش دارد. هر اندازه امام جماعت بتواند در روح و فکر شنونده نفوذ کند، از موفقیت بیشترى برخوردار است؛ بنابراین مى توان مهمترین هدف سخنورى را نفوذ کلام دانست.
مقبولیت عمومى در نزد شنوندگان، خود یک ویژگى برجسته در امر تبلیغ به شمار مى آید. مقبولیت با اعتماد عمومى و مردمى به دست مى آید و جلب
1) علیاصغر خندان، آسیبشناسی دینی از دیدگاه استاد مطهری، ص498.
اعتماد مردم غالباً با عمل به گفتار امکان پذیر است. اگر امامان جماعت و مبلّغان اسلامى و عالمان و امیران نظام اسلامى دچار دوگانگى در گفتار و رفتار و کردار باشند و اعمال آنها گفته هاشان را تصدیق نکند و توحید عملى و فضایل و ارزشهاى الهى و کرامت هاى اخلاقى در آیینه رفتار و اعمالشان متجلّى نباشد، سبب بدبینى نسل نوجوان و جوان به آنها و معتقدات آنها مى شود؛ زیرا گویاترین زبان زرینِ ارشاد و تبلیغ و هدایت، زبان عمل است نه زبان کلام و البته پرواضح است که «دو صد گفته چون نیمِ کردار نیست» و «به عمل کار برآید به سخندانی (و سخنرانی) نیست».
استاد جوادى آملى مى فرمایند: «تربیت قبل از آنکه یک تئورى علمى باشد، یک روش کاملاً عملى است».
اگر اعمال امامان جماعت مساجد، بزرگان دینى و عالمان مرشد و هادى جامعه برخلاف گفته هایشان باشد و در اعمال و رفتار و عملکرد مسئولان نظام اسلامى، با آنچه در تعالیم دینى بیان میشود، تفاوتى مشاهده شود و آداب و تشریفات مذهب، تصنعى و در حد تظاهر و نمایش یا صِرفاً براى امرار معاش و تحصیل مال و کسب درآمد و وسیلۀ معیشت باشد و دین وسیله اى براى رسیدن به قدرت و حکومت باشد، مشخص است که ضایعه و آثار سوء تخریبى بهویژه بر روى نسل جوان چه حد خواهد بود.
در بسیارى از خانواده ها یا مراکز آموزشى و علمى و دینى، وقتى کودکان یا نوجوانان به سن بلوغ و جوانى مى رسند و مراحلى از تحصیلات را پشت سر مى گذارند، بهتدریج به طغیان و پوچ گرایى دچار مى شوند و به آداب و سنن دینى پشتپا زده، بىاعتنا مى گردند و سر از هُرهُریمذهبى و تنفر از دین و ازخودبیگانگى (الیناسیون) درمى آورند. ریشه این مسئله را باید
در همان دوگانگى و تناقضهای موجود در رفتار و گفتار بعضى از مبلغان دینى و خلافِ واقع گویى های آنان جستجو کرد؛ البته جنبه عملى تبلیغ ناظر به کیفیّت امام جماعت و مبلّغ است و نفس سخن و سخنورى آدابى دارد که توجه به آنها نیز در جاذبه شخصیتى مبلّغ نقشى اساسى دارد.
برخى از ویژگیهاى کلامى و رفتاری که برای امام جماعت ضروری است، شامل موارد زیر است:
داشتن لحن عاطفى: حضرت على (علیهالسلام) در این رابطه مى فرمایند: «عوّد لسانک لین الکلام و بذل السَّلام یکثر مُحبّوک یقد مُبغضک»: زبانت را به گفتار نرم و مسالمت آمیز خوى ده تا دوستانت بسیار و دشمنانت اندک شوند.
دلنشینى سخن: حضرت على (علیهالسلام) مى فرمایند: «من عذُب لسانه کثر اخوانه»:(1)کسى که خوشزبان و شیرینسخن باشد، برادران و دوستانش افزون شوند.
تحقیر نکردن شنوندگان؛
رعایت ادب در کلام؛
پرهیز از اطاله کلام؛
کلام متقاعدکننده و مستدل؛
علاوه بر این ویژگیهاى کلامى، امام جماعت باید با مسجدروندگان ارتباط دوستى برقرار سازد؛ چراکه در تبلیغ، مؤثرترین روش مجالست و همنشینى است: «المجالسة مؤثرة».
آگاهی از این ویژگیها و عناصر سازنده و عمل کردن به آنها، براى هر مبلّغ و امام جماعت بهترین شیوه براى ایجاد جاذبه برای مساجد
1) عبدالواحد آمدی، غررالحکم و دررالکلم، فصل77.
است و رعایت هر یک از موارد فوق مى تواند موفقیت امام جماعت را در ساختن مسجدى پر از نمازگزار که معیار و ملاک بسیار روشنى براى الگو بودن مسجد است، تضمین نماید. باید اذعان کرد که مهمترین صفت و ویژگى مبلغان و امامان جماعت نمونه، مشاهدۀ هماهنگى میان گفتار و رفتار آنان است؛ چراکه بررسى هاى اجتماعى در دوران گسترش تمدن و فرهنگ اسلامى و تجارب پیشین و معاصر به خوبى نشانگر آن است که مردم دیندار عموماً در رفتارها و عملکرد و شیوه زندگى خود، رفتار و منِش عالمان دینى و اولیای مذهبى را الگو قرار داده و مى دهند.
علامه محمدحسین فضلاللّه در این رابطه مى گوید: «در تاریخ تبلیغات اسلامى ملاحظه مى کنیم که بسیارى از روشهاى عملى تجسّمبخش روح و تعالیم اسلام، در ایمان مردم طورى مؤثّر بوده که نمى شود آنها را با هیچ یک از روشهاى بیانى تبشیرى مقایسه نمود. شاید علّت این است که انسانی که سخن انسان دیگرى را مى شنود، چه بسا تحت تأثیر حالاتى است که میان او و سخنان گوینده فاصله ایجاد مى کند؛ در نتیجه در برابر فکر جدید حالت جبهه گیرى پیدا مى کند و بهطور کلّى آن را طرد مى کند؛ امّا در روش عملى، تمام مشاعر و حواس و افکار بیننده تحت تأثیر قرار مى گیرد و در صدد هیچ نوع مبارزه و معارضه اى بر نمى آید و دربارۀ مبلّغ هم هیچ نوع مبارزه و معارضه اى احساس نمى کند؛ در این حالت، بیننده در برابر کالبد زنده اى از اسلام قرار مى گیرد و همه افکار متضاد از وجودش طرد مى شود».(1)
برنامه هاى عبادى مساجد شامل برنامه هاى شرعى واجب و مستحبات مى شود. امام جماعت مسجد عهده دار برنامه هاى شرعى
1) محمدحسین فضلالله، گامهایى در راه تبلیغ، ص152 و153.
واجب است و در این خصوص لازم است مواردى را براى ایجاد جاذبهٔ بیشتر جهت حضور بیشتر مأمومان و اهالى محل در مسجد رعایت نماید.
در روایت دیگرى آن حضرت فرمودند: «ان سرّکم ان تزکّوا صلاتکم فقدّموا خیارکم»:(2)اگر خوشحال میشوید که نمازتان پاک باشد، خوبان را جلو بیندازید.
ایجاد نظم در صفها: در دستورالعملها و وظایف امام آمده است: «امام جماعت پیش از اینکه تکبیرةالاحرام بگوید، صفها را منظم کند و به عقب برگردد و به طرف چپ و راست خود توجه کند و اگر صفها نامنظم بود، از مأمومان بخواهد تا صفها را تنظیم کنند».(3)
رعایت حال مأمومین در نماز جماعت: لازم است امام جماعت
رعایت حال نمازگزاران را، بهویژه افرادى که از توانایى لازم برخوردار نیستند یا پیر و مسن هستند، بنماید. در روایتی از پیامبر اسلام (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) نقل شده است: «هرگاه فردى از شما امام جماعت شد، باید نماز را کوتاه کند و به حدأقل اکتفا نماید؛ چون در میان اقتداکنندگان انسانهاى ضعیف و سالخورده و مریض و نوجوان و افرادى که مشکلات شخصى و کارى دارند، بسیارند و هر زمان براى خودت به تنهایى نماز خواندى، به هر میزان مایل هستى، نمازت را طولانى کن».(1)
روایت شده است که در یکى از روزها پیامبر اسلام (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) نماز ظهر و عصر را به جاى آوردند و دو رکعت آخر را بر خلاف معمول سریع خواندند؛ پس از اتمام نماز، اصحاب سؤال کردند: «یا رسول اللّه! آیا در بین نماز اتفاق خاصى افتاد»؟ حضرت فرمودند: «چطور»؟ عرض کردند: «دو رکعت آخر را با سرعت به اتمام رساندید». حضرت فرمودند: «اما سمعتم صراخ الصبى»؟(2)آیا صداى گریه طفل را نشنیدید؟ این حرکت پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) نشانگر لزوم اهتمام ویژه امام جماعت به واقعیتهاى اطراف در هنگام نماز است.
مقدارى از وقت خود را به رفع و رجوع مشکلات مردم محل و نمازگزاران اختصاص دهد.
حضور فعال و مشارکت در برنامه هاى سیاسى، اجتماعى و فرهنگى: علیرغم تمام دیدگاههاى موافق یا مخالفى که در مورد این موضوع پیرامون امام جماعت وجود دارد، باید گفت: تأکید بیشتر مراجع و علما و اولیای دینى، بر حضور فعال ائمه جماعت و مشارکت آنان در مسائل اجتماعى، فرهنگى و سیاسى جامعه است؛ زیرا معمولاً این نوع فعالیتها اگر با درایت خاص و در راستاى میل و گرایش عمومى آحاد جامعه در این مسائل انجام گیرد، سبب ایجاد جاذبه و انگیزه براى حضور در مسجد و همراهى با امام جماعت مى شود. البته در این خصوص لازم است از گرایشهاى سلیقه اى و گروهى، حزبى و جناحى مؤکّداً پرهیز شود.
خدمات مالى و کمکهاى خیریه: حضرت على (علیهالسلام) به عبداللّهبنعباس، فرمانرواى بصره، دستور دادند: «فحادث اهلها بالاحسان الیهم»:(1)پس مردم آن سامان را با نیکویى کردن به ایشان خرم و شاد گردان. احسان در مساجد معمولاً در قالب کمکهاى مالى یا بخششها از راه کمکهاى خیریه اى که به مساجد مى شود، انجام میگیرد. اینگونه فعالیتها باید حتماً تحت نظارت شخصى امام جماعت باشد؛ زیرا
1) سیدعلینقی فیضالاسلام، ترجمه و شرح نهجالبلاغه، نامه 18، ص867. انسان در اصل بندۀ احسان است: «الانسان عبد الاحسان» و رمز تسخیر قلبها و ایجاد جاذبه در دلها احسان است: «بالاحسان تملک القلوب». بدیهى است اگر کسى به دیگری احسان کند، عواطف او را متوجه خود مىسازد و چون امامجماعت، نماینده و الگوى پیامبر اسلام (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) در مساجد است، با تخلّق به این اخلاق الهى و پیامبرانه میتواند بر میزان جاذبههاى مذهبى و دینى و همچنین گرایش بیشتر به مساجد بیافزاید.
تحبیب قلوب و ایجاد جاذبه، اگر از سوى امام جماعت صورت گیرد، در ایجاد گرایش و اقبال به برنامه هاى مسجد نیز بسیار مفید خواهد بود. این نوع بخششها و کمکهاى خیریه ممکن است بهصورت فردى و یا عام المنفعه نظیر احداث مراکز درمانى و خدماتى در محل صورت گیرد.
صفات دیگر اخلاقى و مدیریتى امام جماعت بهطور خلاصه عبارت اند از:
خوشرویى؛
بخشش و چشم پوشى از لغزشها؛
آسانگیرى؛
رفق و مدارا؛
نوآورى در ارائۀ سخنرانى و تشریح مسائل مذهبى؛
پاسخ به شبهات و سؤالات جوانان .
2- 7- 1. مهمترین آسیبهاى مربوط به ائمه جماعات و مبلغان
2.کمرنگ شدن نقش اصلى امامان جماعت که تبلیغ دستورات اسلامى و بیان زوایاى فرهنگ غنى اسلامى است، یکى دیگر از آسیب هاى مساجد است. گاهى اوقات مشاهده مى شود که بعضى از امامان جماعت در بعضى از کارهاى غیرضرورى آنچنان درگیر مى شوند که از وظیفه اصلى خود غافل مى شوند.
جماعت از دانش و آگاهیهاى روز جامعه اطلاع کافى و وافى نداشته باشند و از قافله تکنولوژى و علم روز عقب بمانند.
5.نامنظم برگزار کردن اقامۀ نماز جماعت باعث سرگردانى نمازگزاران و پراکنده شدن آنان مى شود.
7.کم توجهى بعضى از امامان جماعت به برقرارى ارتباط دوستانه با جوانان جهت شناسایى مشکلات روحى و روانى آنها و تلاش برای رفع معضلاتى که جوانان با آنها مواجه هستند؛
8.بهرهمند نبودن برخی از امامان جماعت از توان کافی برای پاسخگویى به پرسشهای جوانان و شفاف نبودن پاسخهای آنان. همین عامل باعث مى شود بسیارى از سؤالات در ذهن جوانان بدون پاسخ بماند.
بى توجهى بعضى از امامان جماعت به رعایت اصول اخلاقى مشروحه در دین مبین اسلام که این مسئله، زمینۀ گریز و عدم استقبال مؤمنان از مساجد را فراهم میسازد.
از عملکرد امامان جماعت و جمعه در سطح مساجد کشور و نیز خطبه ها و سخنرانیهاى آنان ارزشیابى به عمل نمى آید.
تکرارى بودن حرفها و سخنان روحانیان در موضوعاتى خاص
که موجب میشود جوان احساس کند اگر در مسجد حضور یابد، حظّ و بهره اى نخواهد برد.
طولانى بودن نماز جماعت و سخنرانى و به تأخیر افتادن کارهاى واجب.
محل درآمد و امرار معاش بودن مسجد براى بعضى از روحانیان که سالها امام جماعت مسجد خاصى بوده اند و حرف جدیدى براى گفتن ندارند و زحمت تحقیق و مطالعه و بیان مطالب جدید را هم به خود نمى دهند.
ظاهر نامناسب امام جماعت یا مبلّغ اسلامى و ناآراستگى آنها در پوشش که این امر در ایجاد تنفر در جوانان از ائمه جماعات تأثیر زیادى دارد.
وجود تناقض در گفتار و رفتار و کردار.
مشاهده ضعفها در وابستگان درجۀ یک امام جماعت و افراد تحت تکلف او (همسر، فرزندان و...)؛ «و انذر عشیرتک الاقربین».(1)
مراعات نکردن عفت کلام و بهکارگیرى واژه ها و کلمات نامناسب و سوءتفاهمبرانگیز و دونِ شأن مبلّغ اسلام. در سخنرانى ها باید توجه داشت که مراعات ادب در گفتار، نگاه و برخورد زیبا، از نظر روانى در جذب مخاطب بسیار مؤثر است.
وجود افسانه، اساطیر، موهومات، خرافات، شبهات و تحریفات به اسم مذهب در تبلیغات که سبب بدنامى و کاستن جاذبۀ دین در اذهان و اندیشه ها مى شود.
کجفهمى در دین و تبلیغات ناقص و بد معرفى کردن دین به مردم، بدآموزى و افراطىگرى.
ناآشنایى با روان شناسى تبلیغات، وقت نشناسى، کجسلیقگى و نداشتن حسن انتخاب در طرح مطالب برای مخاطبان.
1) شعرا: 214.
وجود امامان جماعتى در مساجد که صلاحیت علمى، تبلیغى، اخلاقى و اجتماعى لازم را ندارند. (کسانى که خوشنام و خوشسابقه نیستند و تبلیغ و امامتشان به دل نمى نشیند)
«تشخیص ندادن درد و نداشتن درک صحیح از روان شناسى دورۀ جوانى و بیگانه بودن با دنیاى جوانان و ندانستن زبان آنها و ناتوانى در ارائۀ ارزشها و مجاب ساختن آنها و متقاعد کردن و پاسخگو بودن به سؤالات آنان؛ یکی از دلایل و رمز موفقیت استاد شهید مطهرى را در بیان و بنان و نفوذ در میان قشر جوان تحصیل کرده، میتوان همین دردشناسى و آشنا بودن با نیاز و زبان مخاطبان خود دانست.
القای ترک لذت و بهره نبردن از مواهب و نعمت هاى الهى و پرهیز از شیک پوشى و آراستگى به اسم دین. (تلقینِ اینکه دیندار واقعى نباید بخندد، لذت ببرد و شیک بپوشد)»(1)
2- 8. مهمترین آسیبهای هیئت امنای مساجد
هیئت امنای مسجد نیز همانند دیگر بخشهای مسئول در اداره مسجد همواره با آسیبهایی مواجه است؛ ازآنجاکه هیئت امنا بیشترین امور مربوط به پشتیبانی و حمایت مادی و سختافزاری از مسجد را بر عهده دارند، بیش از بقیه قسمتها در معرض آسیب قرار میگیرند. در این بخش به مهمترین موارد آسیبرسان که از ناحیۀ هیئت امنا ایجاد میشوند، اشاره میکنیم:
1) ر.ک: عزتالله واعظى، «عوامل و موانع جذب جوانان به مسجد»، ص33 - 39، مجموعه مقالات همایش نظام اسلامى و احیاى مساجد.
نمازگزاران نیز رسوخ پیدا مى کند.
انتخاب نشدن اعضای هیئت امنای مساجد از اصناف مختلف: بیشتر اعضای هیئت امنای مساجد، مسن و از یک قشر خاص از نظر سواد و تحصیلات هستند؛ در صورتی که با انتخاب اعضای هیئت امنا از میان افراد تحصیلکردهٔ جامعه و نیز جوانانِ خوشذوق، مى توانیم بیش از پیش فعالیتهاى مسجد را گسترش دهیم.
حضور نداشتن بانوان در هیئت امنای مساجد: با توجه به اینکه نیمى از جمعیت کشور را بانوان محترم تشکیل مى دهند، حضور نداشتن آنها در تصمیم گیرى و مدیریت فعالیتهاى مسجد مى تواند خلأ ایجاد کند؛ بنابراین باید ترتیبى اتخاذ شود که بانوان نیز بتوانند در برنامه ریزى و انجام فعالیتهاى مختلف مسجد حضورى فعال داشته باشند.
حضور نداشتن جوانان در برنامه ریزى برای فعالیتهاى مسجد: با عنایت به اینکه ایران یک کشور جوان است و این قشر از جامعه توان و پتانسیل انجام بسیارى از کارها را دارند، ضرورى است در هیئت امنا و مدیریت مساجد بهطور فعال شرکت داده شوند.
از دیگر آسیبهای هیئت امنای مساجد، نداشتن بینش کافى و روشن درباره امور مذهبى و دینى در برخى از اعضای آن است که همین امر زمینۀ انحراف و یا عدول از اصول اساسى را فراهم مى آورد.
غالب بودن عوامزدگى بر ذهنیت برخى از اعضای هیئت امنا، باعث مى شود دچار افراط شوند و به حیثیت مذهبى خود و هیئت صدماتى وارد کنند و قداست این مجموعۀ دینى را لکه دار نمایند.
برخورد تند و زنندهٔ بعضى از اعضای هیئت امنا و خادمان و گاهى
اوقات نمازگزاران با کودکان و نوجوانان که زمینۀ گریز و دورى جوانان را از مسجد به همراه دارد.
2- 9. آسیب شناسى پایگاه بسیج و نیروهاى بسیجى
پایگاههای نیروی مقاومت بسیج در اکثر مساجد کشور فعال هستند و بالطبع باید نقشی در ادارۀ مسجد و بهخصوص مسائل فرهنگی آن داشته باشند؛ بنابراین در بیشتر مساجدی که دارای پایگاه مقاومت بسیج هستند، بسیجیان مسئولیت امور فرهنگی و تبلیغی را بر عهده دارند. مهمترین آسیبهایی که از این ناحیه ممکن است به پیکرۀ مسجد وارد شود، عبارت است از:
عدم سازماندهی و برنامهریزی صحیح برای مشارکت افراد پایگاه بسیج مساجد در برنامههای فرهنگی و دینی که توسط هیئت امنا و یا کانون فرهنگی مساجد اجرا میشود.
حضور مستمر و فعال نیافتن افراد پایگاه بسیج مسجد در مراسم نماز جماعت، سخنرانیها، مجالس وعظ و دعا با سایر نمازگزاران.
ناهماهنگی بعضی از مسئولان پایگاه بسیج با امام جماعت مسجد در اجرای برنامههای عبادی و مناسکی و فرهنگی مسجد.
2- 10. آسیبشناسی خادمان مسجد
مسئول امور خدمات مسجد یا خادم نیز وظایف خطیرى بر عهده دارد که نمى توان نقش و اهمیت آن را نادیده انگاشت یا براى آن اهمیت قابل توجهى قائل نبود. کلیه فعالیتهاى مرتبط با حفظ و نگهدارى اموال مسجد، نظافت مسجد و همکارى با واحدهاى مختلف مسجد و مراجعان و نمازگزاران جزو مسئولیتهاى خادم است؛ بنابراین لازم
است خادم داراى شرایط ویژه اى باشد: متأهل باشد امّا داراى فرزندان زیاد نباشد؛ از سواد و دانش نسبى درباره احکام و آداب مساجد برخوردار باشد و در زمینۀ امکانات صوتى یا تصویرى و جایگاههاى مسجد اطلاع و تخصّص کافى داشته باشد؛ کهنسال و مسن نباشد تا بتواند امورات محوّله را به نحو احسن انجام دهد؛ داشتن اخلاق حسنه و تعهّد از نخستین خصوصیات شخصیتى خادمان است که هنگام گزینش آنها باید در رأس ملاکها قرار گیرد.
برخى کارشناسان امور مسجد، وجود نگهبان را به جاى خادم در مساجد پیشنهاد کرده اند؛ زیرا نگهبان نیاز به محل زندگى مستقل که خود هزینۀ بالایى را به خود اختصاص مى دهد، ندارد؛ امّا باید دانست که جایگاه سنتّى و دینى خادمان بالاتر از آن است که بتوان نگهبان را جایگزین آنها ساخت. هرچند از نظر مالى نگهبان باصرفه تر است ( نگهبان تنها یک کیوسک نیاز دارد و مى توان از دو نگهبان در مساجد جامع و بزرگ بهصورت شیفتى استفاده کرد و تمام وقت، 24ساعته، آنها را در خدمت مسجد قرار داد)، از نظر شخصیتى و وجهه دینى و مذهبى، خادم شخصیت و وظایف کاملترى بر عهده دارد. ضمن آنکه در سایر اوقات نیز مى تواند وظایف نگهبانى را انجام دهد.
2- 11. آسیبشناسی مؤذن
هر چند امروزه مؤذنها در مساجد شخصیتهایی جداگانه نیستند و بهطور کلى هر نمازگزار مى تواند، عهده دار اذانگویی مسجد باشد، باید دانست که به دلیل جاذبه هاى اذان که نماد اجتماعى و از پایه هاى اساسى اعتقاد اسلامى است، اطلاع از آسیب شناسى مؤذن لازم است و باید به دید یک مسئولیت و شخصیت خاص به موذّنان نگریست.
ویژگیهایى را که در مورد قارى قرآن در احادیث و اخبار اسلامى وارد شده است، مى توان به عنوان ملاکها و معیارهاى ضروری براى مؤذن نیز در نظر گرفت. ازآنجاکه لحن اداى اذان و شخصیت مؤذن مى تواند بر جاذبه هاى مسجد بیافزاید و سبب ترغیب مسلمانان به حضور در مساجد شود، لازم است در این زمینه برنامه هاى تشویقى ویژه اى از سوى متولیان امور مساجد، براى مؤذنان خوشلحن و داراى صداى نیکو در نظر گرفته شود.
صدا و لحن خوش: ازآنجاکه کلمات و جملات اذان، در واقع از متن اصلى قرآن گرفته شده است، لازم است در مورد ترتیلخوانى آن ادای درست حروف و حفظ وقوف مراعات گردد. علاوه بر لحن و زیبایى صوت و رعایت مسائل زبانى، رسایى صوت و بلندى صداى مؤذن از ویژگیهاى مثبت یک مؤذنِ نمونه به شمار مى آید.
وقتشناسی: یک مؤذن خوب و نمونه، نظم و انضباط در ادای اذان در اوقات خاص نمازها را شعار خود مى سازد و هیچگاه به دلیل مسائل کمبها و بیهوده یا مشاغل و مشکلات دنیایى خود، این وظیفۀ الهى و تعهّد دینى و شرعى را به عقب نمى اندازد. اینکه در برخى از مساجد، چند موذّن در اوقات خاصى از صبح یا ظهر و یا مغرب اذان بگویند، فىنفسه کار خوب و مطلوبى است، امّا هر موذّن باید به وقت اختصاصى خود پایبند باشد و زمان شرعى را در اداى اذان رعایت کند.
صفات اخلاقی عمومی: مؤذّن بهواسطۀ اعلام عمومى جهت حضور مأمومان در مراسم نماز جماعت، مورد توجه ویژه است؛ به همین دلیل باید از جهت الگو و سرمشق بودن براى مردم
و نمازگزاران، داراى صفات نیکوی اخلاقى و رفتار و گفتاری برازنده باشد تا بدینوسیله میزان تجلیب و جاذبه براى حضور در مسجد و مراسم نماز جماعت را افزایش دهد. ظاهر متین و آراسته، خوشرویى، مردمدارى، رفق و مدارا، اخلاص، عفت و مناعت طبع و رعایت دیگر صفات حسنهٔ اسلامى مى تواند مکمّل شخصیت خوبِ یک اذانگوى موفق و خوش لحن و صدا باشد.
2- 12. آسیبشناسی مخاطبان مسجد
آیۀ شریفهٔ «خذوا زینتکم عند کل مسجد»، بیش از هر چیز به زینتهاى فردى مسجدروندگان و نمازگزاران اشاره دارد؛ چنانکه در روایتى از امام رضا (علیهالسلام) مضمون این آیه مورد پرسش قرار مى گیرد و حضرت مى فرمایند: «من ذلک التمشط عند کل صلوة»:(1)از جمله مصادیق زینت، شانه زدن موهاست، در وقت هر نمازى. در روایات دیگرى پوشیدن بهترین لباس هنگام حضور در مسجد و اقامۀ نماز سفارش شده است؛ برای نمونه از «خثیمه» نقل شده است که امام حسن بن على (علیهالسلام) هرگاه به نماز مى ایستاد، بهترین لباسش را مى پوشید؛ به حضرت گفته شد: «اى فرزند رسول خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم)، چرا بهترین لباس را مى پوشى»؟ فرمودند: «خدا زیباست و زیبایى را دوست دارد. من خودم را براى پروردگارم زیبا مى کنم و اوست که مى فرماید: زینت خود را هنگام رفتن به مسجد برگیرید؛ لذا دوست مى دارم بهترین لباس خود را بپوشم».(2)
در مورد زینتهاى شخصى تنها مى توان به سفارش و توصیه هاى
شفاهى یا کتبى از طریق نوشتههای روى تابلوها اقدام کرد؛ امّا در مورد کسانى که پیاز و سیر و امثال آن خورده اند و بوى دهانشان سبب آزار دیگران مى شود، مى توان امربهمعروف یا تبلیغ نمود؛ زیرا ورود این عده هم به مساجد مکروه است.(1)در روایتى از حضرت على (علیهالسلام) وارد شده است: «مَن اکل شیئاً من المؤذیات ریحهاً فلایقربن المسجد»:(2)هرکس چیزى بخورد که بوى آن آزاردهنده است، به مسجد نزدیک نشود.
همانطور که گفتیم، در این موارد شخصى بیشتر مى توان از طریق تابلوهاى راهنما و هشداردهنده که در عین رعایت آداب شخصى، سبب تذکر و یادآورى مسجدروندگان باشد، اقدام نمود و علائم و جملات نوشتهشده بر این تابلوها و مکان نصب آنها نیز نباید بهگونه اى باشد که خود ایجاد دافعه نماید.
تزیین مساجد که از حس زیباییشناختی انسانها ریشه مى گیرد و ناظر بر حالات درونى آدمیان است، رکنى اساسى در تجلیب و ایجاد جاذبه و گرایش و پیوند انسانها با مساجد دارد. با ارضای حس زیباییشناختى افراد در مساجد و ایجاد این حس مى توان به پرورش دینى و مذهبى آحاد جامعه کمک نمود. مزیت جاذبه هاى هنری مسجد به دیگر مکانها این است که پاسخى که مسجد به نیازهای زیباییجویانه انسانها مى دهد، پاسخی ویژه به نفع دین و متدیّنین است.
در ارتباط با مسجد، برخی از سازمانها و نهادها یا خود مستقیماً متولی امور مساجد هستند یا به علت متولی بودن در امور فرهنگی، با مساجد در ارتباطاند.
«از جمله ویژگیهای مسجد در ایران، تعدد متولیان مستقیم اداره مسجد است. نهادهایی مانند مرکز رسیدگی به امور مساجد، اداره اوقاف و امور خیریه، سازمان تبلیغات اسلامی، بسیج، شهرداریها و میراث فرهنگی، با ذیحق دانستن خود در تولیت امور مساجد، به سلیقة خود در ادارة مساجد دخالت میکنند. تعداد متولیان مسجد در ایران بین سیزده تا هفده نهاد میباشند».(1)
«گروهی دیگر از سازمانها و نهادهای مرتبط با مسجد، نهادهای متولی امور فرهنگی کشور هستند. این قبیل نهادها بهرغم عدم دخالت مستقیم در ادارة مسجد، بهعنوان نهادهای زمینهساز حضور فعال، پویا و اثربخش مسجد در جامعه، نقش بسزایی دارند. ضعف عملکرد متولیان امور فرهنگی میتواند برای مساجد آسیبزا باشد. این نهادها در اموری نظیر تولید محتوا، زمینهسازی و فرهنگسازی برای حضور اقشار مختلف مردم در مسجد و مانند آن دخالت دارند. حوزههای علمیه، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، آموزشوپرورش، کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی، سازمان تبلیغات اسلامی، صداوسیما از جملة این نهادها محسوب میشوند. در میان این نهادها، جایگاه حوزة علمیه به دلیل تربیت روحانیون و ائمه جماعت مساجد از اهمیت بیشتری برخوردار است.
1) امیرمسلم کاشانیزاده، بررسی آسیبشناختی وضعیت کنونی مساجد ایران از منظر نخبگان حوزوی و دانشگاهی، ص42 و 98.
در جامعة امروز ایران نهادها و سازمانهای متعددی در حوزة دین و فرهنگ به فعالیت مشغول هستند. این سازمانها در عرض مساجد به فعالیت مشغولاند؛ به همین دلیل از جهت کارکرد با مساجد همپوشانی کارکردی دارند. تعامل، تقابل و یا رقابت مسجد با نهادهای موازی، بخشی از آسیبشناسی مساجد را شامل میشود. این نهادها، به غیر از حسینیهها و برخی رسانهها، قدمت چندانی ندارند و غالباً آغاز حیاتشان به دهههای اخیر برمیگردد.
حسینیه به مراکز برگزاری مراسم و آیین عزاداری اهلبیت (علیهمالسلام) و سایر مراسم مذهبی مانند قرائت ادعیه و مجالس وعظ و سخنرانی اطلاق میشود. علاوه بر حسینیه، مکانهای دیگری نظیر فاطمیه، مهدیه، حَسنیه، عباسیه، زینبیه نیز برای برگزاری مراسم مذهبی وجود دارد. عمومیت و فراگیری حسینیهها، سبب رواج و کاربرد بیشتر این اصطلاح از سایر امکان مذهبی شده است.
فرهنگسرا به مجموعهای فرهنگی و هنری اطلاق میشود که برای ارائه خدمات فرهنگی به شهروندان توسط شهرداریها ساخته میشود. فرهنگسرا دارای کارکردهایی مانند برگزاری جشنوارهها، برگزاری کارگاههای مختلف اعم از هنری، فرهنگی و اجتماعی، نمایشگاههای عرضه محصولات هنری، فرهنگی هستند. فرهنگسرا امروزه مهمترین نهاد موازی مسجد در حوزة فرهنگ است و در آسیبشناسی وضعیت کنونی مساجد ایران باید به آن توجه ویژهای صورت گیرد.
امروزه رشد شگفتآور فناوریها و رسانههای اطلاعاتی و ارتباطی مدرن و اقبال گستردة اقشار گوناگون جامعه به این رسانهها، افزون بر ایجاد فرصتهای خاص و بیبدیل، تهدیدها و چالشهای مهمی را نیز فراروی جوامع گوناگون نهاده است. در این زمینه جوامع دینی با چالشهای بیشتری مواجه هستند. فضای کلان حاکم بر این رسانهها (ماهواره و اینترنت)، فضایی متکثر، سکولار و اباحهگرانه است؛ ازاینرو بحثِ نسبت رسانهٔ مدرن و مسجد (به عنوان نهادی دینی) از اهمیت خاصی برخوردار است و چگونگی تعامل و یا رقابت این دو نهاد، یکی از مباحث مهم در الگوی آسیبشناسی مسجد است. مباحث این بخش در دو بعد محتوا و زمان قرار میگیرند؛ یعنی گاهی رابطه محتوای رسانه با مسجد موردنظر است و گاهی تداخل زمانی استفاده از رسانه با زمان حضور و فعالیت در مسجد مورد توجه است.
نمازخانهها از جمله نهادهای موازی مسجد هستند که تنها کارکرد آنها، برگزاری نماز جماعت و یا اقامۀ فرادای نمازهای روزانه است. امروزه تعداد نمازخانههای کشور به اندازه تعداد مدارس، دانشگاهها و ادارات و به تازگی مراکز تجاری و تفریحی میرسد. رشد روزافزون تعداد نمازخانهها و انتقال اصلیترین کارکرد مساجد به این مکانها سبب شده است نمازخانهها بهعنوان یکی از رقبای مسجد به شمار بیایند.
یکی دیگر از مکانهای متعامل یا رقیب با مسجد، مصلّاها هستند. مصلّا به مکانهای برگزاری نمازجمعه و اعیاد فطر و قربان اطلاق
میشود. در تهران و برخی از شهرهای بزرگ، هزینههای هنگفتی برای ساخت این مکانها اختصاص یافته است. مصلّا در واقع رقیب جدی مسجد جامع است؛ چراکه مهمترین کارکرد مسجد جامع برگزاری نماز جمعه در آن است.
مجتمع فرهنگی نهادی مشابه فرهنگسراست، با این تفاوت که کارکردهای بیشتری دارد. مجتمعهای فرهنگی اصطلاحی است که به مجموعهای چندکارکردی اطلاق میشود. مراکز تفریحی، تجاری، ورزشی و آموزشی از اجزای تشکیلدهندة این مجتمعها هستند. امروزه مجتمعهای فرهنگی را یکی دیگر از مراکزی میدانند که با مسجد موازیکاری میکند».(1)
بیبرنامگی و نبودن نظارت بر فعالیتهای آموزشی- تربیتی مسجد؛
نبودن ارتباط بین مسجد با آموزشوپرورش و مراکز آموزشی و فرهنگی دیگر؛
نداشتن تبلیغات روشمند دینی و استفاده نکردن از ابزارهای تبلیغاتی مناسب؛
نبودن ارتباط بین مسجد با مساجد و مراکز دینی دیگر؛
نداشتن ارزیابی ماهانه یا سالانۀ آموزشی- تربیتی مسجد از سوی مدیریت فرهنگی مسجد؛
نداشتن برنامهریزی و نامنظم و غیرهدفمند بودن برنامههای
1) امیرمسلم کاشانیزاده و نعمتالله کرمالهی، «تبیین الگوی مفهومی آسیبشناسی وضعیت مسجد در ایران»، ش3، ص31- 48.
تبلیغی در مسجد؛
تعدد مراکز تصمیمگیری که موجب بروز مشکلات زیادی در همۀ زمینههای فرهنگی مسجد میشود؛
نبودن ارزیابی هفتگی یا ماهانه از عملکرد و برنامههای تبلیغی مسجد؛
وجود نداشتن برنامهریزی و نظارت بر فعالیتهای ارتباطی و اطلاعرسانی مساجد؛
نبودن کنترل و نظارت بر نحوۀ اجرای برنامههای تبلیغی در مسجد؛
نبود توجه جدی به نوآوری و ارائۀ راههای نو در جذب اقشار مختلف خصوصاً نسل جوان و نوجوان.
بیش از ده نهاد و سازمان دینی وجود دارند که بهصورت پراکنده و مجزای از هم و بدون هیچ هماهنگی در امر مسجد فعالیت میکنند. وجود این تعداد سازمانها و نهادهای درگیر امر مسجد موجب شده است که نهتنها اقدامی اساسی و مهم که دارای آثار مثبت در جهت ارتقای جایگاه مساجد باشد، بهصورت جدی و عملی صورت نپذیرد، بلکه با تداخل برنامههای ناهماهنگ و فعالیتهای مشابه، موجبات دلزدگی مردم و مخاطبان خاص مسجد نیز فراهم آید.
«آسیبشناسی تعاملات ارتباطی سازمانهای دینی با تأکید بر سازمان مسجد به شرح زیر تعریف شده است:
الف) اختلال، ابهام و نوعی تعارض عملکردی بین سازمانهای دینی
در حوزۀ ارتباطات دینی؛
ب) نبود مرکز کنترل و هماهنگکننده بین سازمانهای مختلف؛
ج) تغییرهای اجتماعی و ورود عناصر جدید به سازمانهای دینی و ایجاد ابهام ساختاری دراینباره.
از این رو در میان مسائل متعددی که میتواند بهگونهای سبب اختلال در ارتباطات دینی شوند، مسائلی مانند نوع تعامل افراد با مسجد و مردان مسجدی با جامعه، مشکلات مدرنیته و ضرورتهای زندگی شهری، تأثیر مسائل سیاسی و اقتصادی بر ارتباطات دینی، پراکنش جغرافیایی و محیطی مسجد و سایر مراکز دینی و غیره، به دلیل تمرکز موضوعی بالا اهمیتی ثانویه دارد.
همانطور که در بالا اشاره شد، یکی از اَشکال آسیبشناسی، به نهادها و سازمانهای دینی مرتبط است که بهواسطۀ آن نوعی اختلال، ابهام و گونهای تعارض بین سازمانهای دینی برای ساماندهی ارتباطات دینی پدید میآید؛ برای مثال در سازمان مساجد بخشهای گوناگونی مانند ستاد عالی نظارت بر کانونهای فرهنگی مساجد، ستاد اقامۀ نماز، کانونهای فرهنگی بسیج در مساجد، امور مساجد سازمان تبلیغات اسلامی، صندوق عمران مساجد و مرکز رسیدگی به امور مساجد فعالیت میکنند. هر چند برخی از نهادها به منظور ایفای وظایف در حوزۀ مشخصی از فعالیتها مأموریت دارند، ولی نوعاً در موارد متعددی تداخل وظایف دیده میشود. بهطورکلی هیچ سازمان و نهاد مشخصی برای هماهنگ کردن فعالیتهای گوناگون این نهادها و تمرکز در سیاستگذاری و برنامهریزی وجود ندارد؛ پس ادغام مجموعه دستگاههای بیانشده و تشکیل یک سازمان واحد با عنوان سازمان
امور مساجد کشور که به اصلیترین نهاد و سازمان دینی کشور وابسته باشد، ضروری و اجتنابناپذیر است.(1)
ورود اجزا و عناصر جدید به سازمان مسجد همچون بسیج، کتابخانه، امور فرهنگی، امور اداری و مالی و مانند اینها، به دلیل شفاف و روشن نبودن محدودۀ وظایف و اختیارات آنان و نظام سلسلهمراتبی سنّتی حاکم بر آن، تا حدی به هم خورده که عدم چارهجویی این امر در بلندمدت، میتواند ناکارآمدی سازمان مسجد را به دنبال داشته باشد».(2)
مهمترین نیروهای انسانی در مساجد امامان جماعت، هیئت امنا، خادمان و مدیران فرهنگی مسجدها هستند که ضعف در شخصیت و رفتار هر یک از این افراد میتواند در جذب یا دفع مخاطبان مسجد اثربخش باشد که این موارد در بخش آسیبشناسی عوامل خرد بررسی شد. در این بخش به کاستیهای منابع انسانی از نظر کمبود نیروها میپردازیم.
با توجه به اینکه موفقیت هر نهاد از جمله مسجد در رسیدن به اهداف و آرمانهای خود نیازمند نیروی انسانی توانمند، لایق، شایسته و کارآمد است، میتوان اذعان نمود که مدیریت، برنامهریزی و ادارۀ امور مساجد در مقایسه با سایر حوزههای انسانی از حساسیت و اهمیت بیشتری برخوردار است که مستلزم آشنایی و آگاهی منابع انسانی با علوم
و معارف مختلف است؛ از این رو منابع انسانی مساجد باید از توانمندی و شایستگیهای خاصی برخوردار باشند که این امر نیاز به آموزش و بهسازی منابع انسانی را ایجاب مینماید و در صورت عدم توجه به این مهم، مسجد دچار آسیب میشود.
در بررسی بهعملآمده در طرح «نیروی انسانی مساجد و طراحی نظام جامع و توسعه منابع انسانی مساجد» که توسط کورش فتحی واجارگاه و یونس اسدی به اجرا درآمد، وضعیت منابع نیروی انسانی از جهات کمی و کیفی بررسی و تحلیل شد و نتایج زیر به دست آمد:
بر اساس آمار منتشرشدهٔ سال 1375 تعداد کل مساجد کشور 57635 باب و تعداد کل امامان جماعت کشور 31091 نفر برآورد شده است. بر اساس نتایج همین تحقیق به نظر میرسد سطح تحصیلات امامان جماعت از وضعیت مطلوبی برخوردار نیست و به اقدامات جبرانی برای آموزش و بهسازی آنان نیاز است. دورههای آموزشی بلندمدت امامان جماعت مساجد، شامل دورههای آموزشی مدیریت مساجد و مدیریت برنامهریزی فرهنگی و دورههای کوتاهمدت شامل آموزش احکام، اخلاق اسلامی، مردمداری، آشنایی با مسائل سیاسی و تحلیل آن، آشنایی با مسائل روز جامعه، مباحث اقتصادی، معارف اسلامی، آیین سخنرانی، مباحث روانشناسی، آسیبشناسی اجتماعی، روشهای جذب جوانان در مسجد و تاریخ اسلام است. در ضمن مهمترین و عملیترین روش برای بهسازی آموزشی ائمه جماعات عبارت است از: کلاسهای حضوری، آموزشهای مکاتبهای و استفاده از منابع آموزشی.
تعداد خادمان مساجد کشور 41883 نفر برآورد شده است که
مقایسهٔ این تعداد با تعداد مساجد کشور، نشان میدهد که در حال حاضر حدأقل 17752 مسجد فاقد خادم هستند و همچنین سطح تحصیلی خادمان به مراتب پایینتر از تحصیلات امامان جماعت است.
چنانچه برای هر مسجد حدأقل یک امام جماعت و یک خادم مورد نیاز باشد، به 28546 نفر امام جماعت و 17752 نفر خادم برای مساجد سراسر کشور نیاز است.
آمارها نشان دادهاند که از مجموع 132969 نفر هیئت امنای مساجد، 65 درصد باسواد و 35 درصد بیسواد هستند؛ با توجه به همین مسئله، دورههای آموزشی موردنیاز هیئت امنا از دیدگاه متخصصان و صاحبنظران به ترتیب اولویت عبارتاند از: آموزش مسائل اجتماعی، فرهنگی و سیاسی، شیوه مدیریت مسجد، روشهای تأمین منابع مالی مساجد، برگزاری دورههای توجیهی، احکام مسجد و وقف.
مهمترین منابع نیروی انسانی در مساجد که به ترتیب اولویت باید ساماندهی شوند، و مهمترین نکتههایی که در مورد ساماندهی آنها باید مورد توجه قرار گیرد، عبارت است از:
امامان جماعت مساجد: «شکلدهی به وضعیت شغلی و معیشتی، بیمه، ارتقای سطح آگاهیها از طریق آموزش مستقیم و غیرمستقیم».
خادمان مساجد: «نحوة استقرار آنان در مساجد، بیمه، حقالزحمه، آموزش، بهداشت و کارت سلامت».
هیئت امنای مسجد: «نحوۀ انتخاب، مدت مسئولیت، شرح وظایف».
مدیریت مسجد: «چگونگی انتخاب، حدود و توانایی انجام کارها، تعیین جایگاه آن در مسجد».
رابطان فعال فرهنگی مساجد.
مهمترین کارهایی که در خصوص ساماندهی مساجد میتوان انجام داد، به قرار زیر است:
گماردن یک طلبۀ جوان در کنار روحانیون کهنسال: ازآنجاکه امام جماعت علاوه بر اقامۀ نماز، وظیفه رسیدگی به امور نمازگزاران، برگزاری جلسات و کلاسهای آموزشی و مدیریت دیگر امور مربوط به مساجد را نیز برعهده دارد، در مورد روحانیانی که به دلیل کهولت سن و ناراحتی قادر به انجام این وظایف سنگین نیستند، میتوان با گماردن یک طلبۀ جوان در کنار ایشان، آنها را در انجام وظایفشان یاری کرد.
برنامهریزی برای انتخاب امام جماعت برای کلیۀ مساجد فعال و نیمهفعال کشور
استفاده از خادمان افتخاری
جذب خادمان افتخاری برای خدمتگذاری در مساجد یا بهکارگیری خادمان تماموقت برای کلیه مساجد فعال و تأمین حدأقل هزینه زندگی این عزیزان از ضروریات است. سعی گردد خادمانی به کار گرفته شوند که از حسن برخورد و معاشرت با مراجعان، بهویژه جوانان و نوجوانان، برخوردار باشند. استفاده از افراد پیر و گاه عصبیمزاج از معضلاتی است که بعضی از مساجد با آن مواجه هستند.
در صورت فراهم شدن سازوکار مناسب در زمینۀ معیشت خادمان، جوانان علاقهمند زیادی وجود دارند که میتوان آنها را برای این کارر جذب کرد.
باید برای کلیۀ نیروهای فعال مسجدی کشور (هیئت امنا، مدیران و خادمان) شرح وظایف یکسانی تعیین و تعریف شود. این امر موجب میشود که با تقسیم کار، حدود و شرح دقیق وظایف هر نیرو بهروشنی مشخص گردد تا با عمل به آنها بهرهوری و راندمان کار افزایش یابد.
مدیر مسجد در کنار هیئت امنا و امام جماعت که نقش مشورتی و راهگشایی دارند، وظیفه اجرایی کلیۀ امور مسجد را بر عهده دارد؛ به همین دلیل تعیین و تبیین جایگاه او در امور مسجد لازم و ضروری است.
طراحی سازوکاری مناسب برای انتخاب اعضای هیئت امنای مساجد کشور و تعریف نوع مسئولیت و نحوة فعالیت آنها ضروری است. انجام این کار میتواند بخشی از خلأی را که هیئت امنای مساجد با آن روبرو هستند، پر کند.
عصر حضرت رسول اکرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم)، علیرغم محدودیت دانش و تکنولوژی و پیوستگی ارتباطی و محدود بودن رفتوآمدهای بینالمللی (به دلیل استفاده از حیوانات و نبود وسایل نقلیۀ ماشینی) دامنۀ فعالیت، کارکرد و نقشی بسیار فراگیرتر و گستردهتر از عصر حاضر داشته است. (کارکردهای عبادی، تبلیغی، فرهنگی، هنری، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، اخلاقی، ارزشی، تربیتی، علمی، آموزشی، مشاورهای، قضایی، بهداشتی، درمانی، نظامی و حکومتی)
با بررسی سیر نقشآفرینی مساجد در گذشته روشن میشود که در هر دورهای که به مساجد توجه و عنایت ویژهای شده است، نقشها و کارکردهای آن ضمن بِروز شدن، ارتقا یافته و هر دورهای که توجه کمتری به آن شده است، شاهد کاهش نقشها بودهایم. در حال حاضر با وجود همسویی اعتقادات دینی عامۀ مردم با نظام و نیز گستردگی و پیشرفت روزافزون در تمام زمینههای حیات بشری، در بسیاری از این کارکردها از ظرفیت و توان مساجد استفاده نمیشود؛ بنابراین بسیار ضروری است که گروهی از کارشناسان قوی و مجرب جهت بازشناسی و بازتعریف کارکردهای مسجد و بِروز کردن آنها اقدام نمایند. اگر بتوانیم بسیاری از این کارکردها را در مساجد احیا کنیم، میتوانیم شاهد افزایش روزافزون و گسترش توجه اقشار جامعه به مساجد و فراگیری برنامههای مساجد در کشور باشیم.
همچنانکه قبلاً متذکر شدیم، مسجد یک نهاد غیردولتی است و توسط مردم اداره میشود؛ با وجود این، نهادی به این گستردگی فاقد
انسجام و تشکل خاص جهت سازماندهی و ساماندهی لازم است. حضور تشکلی مردمی و قوی و مسجدی میتواند مسیر ورود دیگر نهادهای ذیربط دولتی و غیردولتی به مساجد باشد و از طریق آن ارتباط لازم بین نهادهای گوناگون برقرار شود. حضرت علی (علیهالسلام) میفرمایند: «اوصیکما و جمیع ولدی بتقوالله و نظم امرکم». حضرت در کنار توصیه به تقوای الهی که پیشدرآمد و از ضروریات کار افراد مسجد است، نظم بخشیدن به امور را سفارش میکند. با کمال تاسف امروز ما شاهد پراکندگی و تشتت آرا و عدم انسجام در اجرای برنامههای متنوع مساجد هستیم که انتظار میرود با راهاندازی و تشکیل این نهاد مردمی، کارها از نظم و عمقنگری بیشتری برخوردار شود.
مساجد بزرگترین و گستردهترین پایگاه فرهنگی و دینی در کشور اسلامی ما هستند و هر روز شاهد برگزاری هزاران همایش معنوی و روحانی با حضور نمازگزاران در این مکانهای مقدس هستیم. از طرف دیگر بستر و زیربنای انجام بسیاری از فعالیتهای دینی و تبلیغی نیز در مساجد فراهم است. حضور میلیونها نفر از اقشار جامعه که دارای آرا و اندیشههای متفاوت و متنوع هستند، (ولی در اعتقاد به توحید و یکتاپرستی اشتراک نظر دارند) جهت انجام اعمال عبادی، سیاسی، اجتماعی، تربیتی، ارزشی و اخلاقی چنین اقتضا میکند که یک جمع غنی و قوی از اندیشمندان و فرهیختگان و پژوهشگران گرد هم آیند تا با درنظرداشتن آرا و افکار مختلف و توجه به اقشار مختلف صنفی و شغلی و نیز با توجه به سن، جنس،
تحصیلات، شغل و حرفه، علاقهها و سلیقههای آنها، برنامههایی هدفمند و فراگیر و جامعالاطراف برای مساجد طراحی و تدوین کنند. این پژوهشکده وظیفۀ تولید، آنالیز و ارزیابی فعالیتها را همراه با ارائۀ راهکارهایی عملی و اجرایی جهت هر چه باشکوهتر برگزار شدن برنامههای مساجد بر عهده خواهد داشت.
یکی از لوازم ضروری برای برنامهریزیهای زیربنایی و اصولی، داشتن اطلاعات جامعالاطرف از وضعیت نیروی انسانی و امکانات مساجد کشور است؛ ازاینرو میتوانیم ضمن تهیه شناسنامۀ کامل از کل مساجد کشور تمامی محورهایی را که در هر برنامهریزی در اولویت قرار دارد، شناسایی کنیم. قبل از انجام هر نیازسنجی باید به امکانسنجی پرداخت و در صورت کمی و کاستی در امکانات موجود، بر اساس نیازهای ضروری به تهیۀ امکانات و طرحها روی آورد. تشکیل بانک جامع اطلاعات مساجد این امکان را به ما میدهد که امکانسنجی دقیقی از مساجد کشور داشته باشیم.
امروزه شاهدیم که در حالی که گاه حتی یک مسجد هم در بعضی مناطق وسیع شهرهای بزرگی مثل تهران وجود ندارد، در بعضی مناطق دیگر مسجدهایی بیش از حد نیاز وجود دارد. اگر اطلاعات جامعی از مساجد موجود در تمامی شهرها و روستاهای کشور وجود داشته باشد، دیگر شاهد اینگونه پراکندگیهای نامتناسبِ مسجدها نخواهیم بود. شناسایی، جمعآوری و تنظیم آمار دقیق و اطلاعات مربوط به مساجد موجب خواهد شد که ضمن بهرهگیری از تکنولوژی و ابزار نوینِ روز در برنامهریزی هدفمند فعالیتها،
بسترهای لازم برای توسعه و بسط مساجد فراهم آید. متأسفانه در حال حاضر به دلیل فقدان چنین بانک اطلاعاتیای تصمیمگیری و برنامهریزی با هدف استفادۀ بهینه از امکانات مربوط به مساجد در تمامی حوزههای فرهنگی و هنری، تبلیغی، مذهبی، هنری، اجتماعی دچار مشکل شده و این امر موجب کاهش بهرهمندی از این مکان مقدس شده است.
اهمیت مسجد در جایگاه یکی از ارکان آموزش مسائل دینی، اخلاقی و اجتماعی و نقش آن در شکلگیری اندیشه و شخصیت جوانان برای همگان مشخص است. در فرهنگ ایرانی و اسلامی ما، بر مساجد و نحوۀ تأثیر آنها بر شکلگیری رفتار جوانان بسیار تأکید شده است. از گذشتههای دور جوانان و دیگر اقشار جامعه هر روز برای انجام اعمال و فرایض دینی به مسجد مراجعه میکنند و ساعاتی را در آن برای عبادت و کسب فیضهای معنوی به سر میبرند. در بررسیهایی که پژوهشگران متعدد در خصوص جنبههای مختلف آموزشی، عبادی و تربیتی مساجد ایران پس از اسلام انجام دادهاند، به این نتیجه رسیدهاند که روابط جوانان با مسجد و عوامل مسجدی بهتدریج دچار ضعف و سستی شده است که آسیبشناسی این مسئله را در چند حیطه میتوان پی گرفت:
خانواده نهادى است که پایۀ سعادت یا شقاوت انسان در آن پىریزى شده، از آن نشأت مى گیرد و خوشبختى یا بدبختى آینده و سرنوشت
افتخارآمیز یا نکبتبار انسان از آنجا رقم مى خورد؛ ازاینرو بخشى از موانع جذب جوانان به مسجد، در کانون خانواده ریشه دارد. در این بخش به بعضی آسیبهای این حوزه و بعضی پیشنهادهای کاربردی برای مقابله با آسیبهای مرتبط با تربیت دینی فرزندان در خانواده اشاره میکنیم:
بعضی از والدین به آموزش و یادگیری و انجام فرایض دینی و حدود الهی به فرزندان خود در سنین پایین توجهی ندارند و حتی گاه از تأثیرپذیری آنها از آموزههای سایر نهادهای اجتماعی نیز ممانعت به عمل میآورند. نتیجۀ این بیتوجهیها در دوران جوانی فرزندان نمود پیدا میکند.
ذهن نیمههوشیار فرزندان هر اعتقادی را که والدین آنها انتخاب کنند، میپذیرد. والدین توجه داشته باشند که آنچه در حوزۀ مفاهیم دینی و مسائل مذهبی میاندیشند، به فرزندانشان نیز منتقل میشود.
حضور در مسجد و مکانهای مذهبی، ایمان قلبی فرزندان را افزایش میدهد و منجر به تقویت اعتماد به نفس آنها میشود و از این طریق به آنها کمک میکند بهتر بتوانند بر مشکلات روحی و روانی خود فائق آیند.
رعایت نکردن اخلاقیات شرعی در معاشرتها و میهمانیهای فامیلی
و دوستانه موجب لذتگرایی و سرکشی غرائز میشود؛ ولی مسجدرَوی و آشنایی و مؤانست با دین و مسائل مذهبی در کنترل این غرائز به افراد کمک میکند.
بعضی از والدین در حفظ و نگهداری فرزندانشان از خطر، بسیار محتاطانه رفتار میکنند و اجازه مواجهه شدن آنها با خطرات را نمیدهند و بدین ترتیب فرزندان آنها ناتوانتر و آسیبپذیرتر تربیت میشوند.
آنچه را میخواهیم به زبان بیاوریم، باید صادقانه و بدون ریا بر اساس اعتقادات قلبی و با نیت الهی در رفتار خود به نمایش بگذاریم تا تأثیر مثبت آن بر روی شخصیت مخاطب بیشتر شود.
برخورداری از امکانات ناسازگار با ارزشهای اعتقادی، بهرهگیری از درآمدهای نادرست، روشنفکرمآبی و یا علمزدگی افراطی و بیتوجهی به آموزههای دینی، موجب القای کنشهای انفعالی به اندیشه و تصمیمهای نوجوانان و جوانان میشود.
تربیت در هر زمینهای نیاز به فرایندسازی و برنامهریزی بلندمدت دارد که از دوران کودکی آغاز میشود و تا مراحل نوجوانی و جوانی و حتی بزرگسالی ادامه مییابد. والدینی که آموزش عملی و انجام فرایض دینی را بدون بسترسازی و برنامهریزی درازمدت انجام میدهند، موجب بروز
دلسردی و دلزدگی فرزند در دوران جوانی میشوند.
دعوا و اختلافات والدین نزد فرزندان و بر زبان آوردن آموزههای دینی و احکام شرعی در این میان، باعث بدبینی و تنفر آنان از دین و مراکز دینی همچون مسجد میشود.
اصرار بیمورد والدین به جذب فرزندان کمسن خود به مناسک عبادی و حضور در مساجد برای انجام عبادتهای مستحب و غیرضرور، گاه در آینده منجر به دلزدگی آنها از مناسک عبادی و مکانهای مذهبی میشود.
قطع انس و الفت بعضی از خانوادهها با مسجد منجر به دور شدن فرزندان آنها از مسجد میشود.
بعضی از والدین به بهانههای مختلف از جمله کمسن بودن فرزند، درس داشتن، دور بودن مسیر مسجد و سرما و گرمای هوا باعث در تصمیمگیری برای حضور فرزندانشان در مسجد و یا اقامۀ نماز جماعت تزلزل ایجاد میکنند که این امر بر هویت دینی فرزندان تأثیر منفی میگذارد.
رفتارهای خشن والدین که گاه حتی با تنبیه بدنی و ناسزاگویی و
شماتت فرزندان نیز همراه است، در نهایت موجب رشد زمینههای نافرمانی و لجبازی در فرزندان میشود.
ابراز مطالب ناخواسته والدین دربارۀ متولیان مسجد، روحانیت و دین در حضور فرزندان باعث بروز حس بدبینی و القای باورهای غلط به فرزندانشان خواهد شد.
گاه ممکن است جاذبۀ برنامههای تلویزیون، بازی فوتبال و بازیهای رایانهای و... برای فرزندان بیش از نماز اول وقت یا حضور در مسجد برای استفاده از برنامههای آن باشد.
«ناتوی فرهنگی(1)یعنی ابرقدرتها با کمک کلیۀ وسایل، فناوری و اطلاعات و حتی امواج، به راحتی در خانههای ما وارد میشوند و با صوت و تصویر، نوشتار، هنر، ورزش و حتی علم، ما و فرزندانمان را تحت تأثیر قرار میدهند و با اهداف سیاسی، فرهنگی و تبلیغی درصدد متزلزل کردن فرهنگ خودی و سنتی کشورهای جهان سوم، به خصوص کشورهای مسلمان بر میآیند. آنها به راحتی کالاهای خود را تبلیغ میکنند، پیامهای روانیشان را میفرستند،
1) ناتو در لغت یعنی ناسازگار و ناموافق؛ اما در ادبیات نظامی نام سازمانی نظامی متشکل از کشورهای استعمارگر به سردمداری امریکاست که یکدیگر را در مقابل تعهدات در مواجهه با خطر حملات سایر کشورها پشتیبانی و حمایت میکنند. فرهنگ یعنی مجموعهای از اعتقادات، آداب و رسوم، مراسم و تشریفات قومی و مذهبی، دانش و تعلیم و تربیت یک قوم یا ملت که نسل به نسل منتقل میشود.
روابط نامشروع بین زن و مرد را ترویج مینمایند، عکسهای لخت و سکس زنان و مردان را به نمایش میگذارند... ابهت فرهنگی و دینی خانوادهها را میشکنند و برای رسیدن به اهداف خود از هیچ تلاشی دریغ نمیکنند و با کمک فناوری اطلاعات، بهویژه اینترنت، مرزهای زمانی و جغرافیایی جوامع مختلف را درهم شکسته، وارد تمام جوامع بشری میشوند و بدین شکل زمینههای «آشفتگی هویت»(1)را برای جوانان فراهم میکنند».(2)
«احساسات مذهبی یعنی تلطیف روان و اعتلای وجود، تربیت و تقویت احساس مذهبی و سرانجام پرورش این احساسات یعنی متجلی نمودن والاترین ارزشها و فضیلتهای عبادت در قلمرو تعلیم و تربیت. بهترین زمینههای رشد و به کمال رسانیدن فضیلت عبادت در اعماق وجود فرزندان، کاملترین پاسخ به عالیترین نیاز انسان یعنی تأمین نیازهای فطری انسان در نماز و مسجد است. کودک و نوجوان در یادگیری و کسب عادات مطلوب، بهویژه در جهت ارتباط با مسجدها و جلسات مذهبی، وجودشان مملو از عواطف و احساست میباشد که همین خصیصه آنان را مستعد پذیرش مینماید و این هم از طریق زبان مهر و محبت بزرگسالان در آنها ایجاد میشود».(3)
خانوادهها در شرایط فعلی درگیر مسائل متعددی هستند که به نحو فزایندهای در مقایسه با گذشته افزایش یافته است. کمتر خانوادهای را میتوان پیدا کرد که فاقد مشکل باشد. بعضی از امامان جماعت و روحانیان در مساجد، محل رجوع خانوادهها برای رفع مشکلات خانوادگی هستند. محلی بودن روحانی و فضای روحانی مسجد زمینۀ مراجعۀ این افراد را به مسجد فراهم میکند.
مدرسه و دانشگاه جزو آن دسته از عوامل محیطی هستند که با تأثیر مناسب و یا نامناسب میتوانند برای جوانان ایجادکننده جاذبه یا دافعه نسبت به مسجد باشند.
شرکت دانشآموزان و معلمان مدارس در برنامههای نماز جماعت و یا جمعه وقتی با اجبار و علیرغم میل باطنی شرکتکنندگان باشد، باعث بیانگیزگی در آنها میشود و در درازمدت رغبت حضور را از بین میبرد. در جریان تبلیغ و گفتگو با جوان هرگز نباید از موضع قدرت و تحمیل یا حتی تمجید وارد شد؛ زیرا خصوصیات دوران جوانی در کنش و تضاد با این موضع قرار دارد و از دریافت واقعی قصد و نیت طرف مقابل عاجز است؛ بنابراین ارتباط با جوان در اینگونه موارد شرایط ویژهای را میطلبد تا منجر به تخریب شخصیت و رفتار او نشود.
ناتوانی علمی، بیحوصلگی، ناآشنایی معلمان و مربیان با شیوههای صحیح آموزشی و هنری، بهویژه هنگام ارائه آموزش مفاهیم دینی، پاسخگو نبودن به سؤالات ناشی از نیازهای فکری، عقیدتی، فرهنگی و حس حقیقتجویی و کنجکاوی جوان موجب میشود که بهتدریج حالت رویگردانی از دین و مراکز دینی در دانشآموزان و دانشجویان به وجود آید.
زمانی که برنامهریزی درستی در ارائه مطالب مفید و قابل استفاده در زمینه امور دینی و عبادی در مدارس صورت نگیرد، مشکلاتی جدی در این زمینه در مدارس ایجاد میشود که این مسئله نقش بسزایی در رویگردانی دانشآموزان از مسائل دینی دارد.
بهرهگیری از مربیان، معلمان و استادانی که فاقد اخلاق حسنه و برخورد شایسته هستند و هنگام تدریس مفاهیم و آموزههای دینی، رفتاری تند و خشن دارند، باعث میشود عدهای از نوجوانان و جوانان، نهتنها از کلاس درس و آموزش اینگونه مربیان فراری شوند، بلکه از یادگیری مبانی دینی نیز سرباز زنند. اولیای مدرسه نقش الگودهی برای دانشآموزان دارند و شرکت نکردن آنها در مناسک عبادی مدرسه، زمینۀ نوعی بیانگیزگی و کمتوجهی در دانشآموزان به انجام فرایض دینی به وجود میآورد.
برگزاری امتحانات دانشآموزان در نمازخانههای مدارس باعث گریز ناخواسته آنها از این مکان میشود؛ زیرا اضطراب ناشی از آزمون و
امتحان مانع ایجاد انس و الفت دانشآموزان با این مکان مقدس است.
برگزار نشدن نماز جماعت و جلسات دینی پرسش و پاسخ در فقدان برنامههای جذاب و مفید و اقناعکننده، خلأ حضور مبلّغان لایق و آگاه و نبود کتابخانه و نمازخانۀ مناسب در مدرسهها، همه در کممیلی و بیرغبتی دانشآموزان به انجام اعمال عبادی تأثیر منفی دارند.
یکی از موانع حضور دانشآموزان در نمازخانههای مدارس نامناسب بودن سرویسهای بهداشتی است که منجر به بیمیلی و بیرغبتی دانشآموزان به مهیّا شدن برای نماز میشود.
بیتوجهی مسئولان آموزشوپرورش بهویژه مدیران مدارس به برگزاری مراسم جشن تکلیف و عبادت در مساجد، مانع از انس و الفت و آشنایی و پیوند بیشتر آنها با مسجد میشود.
بیشتر مدارس از روشهای قدیمی و سنتی و منسوخشده برای دعوت از دانشآموزان به مناسک عبادی استفاده میکنند که با روحیات نوجوانان و جوانان سازگار نیست.
منحصر بودن فعالیتها و آموزشهای دینی به معلمان و مربیان دینی
هماهنگ نبودن برنامههای تربیتی خانه و مدرسه با هم
ناهماهنگی در متن برنامههای نظام آموزشی با محتویات کتب درسی و دینی و آنچه در کلاسهای مدرسه مطرح میشود، باعث بروز تضاد در اندیشه و عملکرد دانش آموزان میشود.
متأسفانه بعضی از مربیان، دبیران و معلمانی که نزد دانشآموزان محبوبیت قابلتوجهی دارند، خود آنچنان که شایسته است، اطلاعات کافی و جامعی از آموزهها و مفاهیم دینی و فرهنگ نماز و مسجد ندارند.
شرکت نکردن مدیر و اعضای هیئت امنای مساجد در مراسم مدرسهها و تلاش برای ﺣﻞ ﻣﺸﮑﻼت و آﺷﻨﺎ نبودن ﺟﻮاﻧﺎن ﺑﺎ اﻣﺎم ﺟﻤﺎﻋﺖ ﻣﺴﺠﺪ ﻣﺤﻞ از دیگر نقاط ضعف روابط مدرسه با مسجد محل است.
دانشگاهها و مراکز آموزش عالی و تحقیقاتی توجه، توصیه و تشویق لازم به دانشجویان برای انتخاب موضوع نماز و مسجد در کارهای عملی و پایان نامههایشان ندارند.
در مبانی دینی و اعتقادی بین گروهها و تشکلهای اسلامی در سطح
دانشگاهها در برخی موارد تعامل و تبادل آرا و اندیشه وجود ندارد که این امر موجب هرز رفتن پتانسیل و توان دانشجویان مسلمان در هدایت و بسط دامنۀ فعالیتهای اسلامی جهت جذب سایر دانشجویان شده است.
نبود برنامههای رسمی متناسب با پرورش دینی و ترغیبکننده به انجام فرایض دینی در دانشگاهها و کمتوجهی به برنامههای غیررسمی و فوقبرنامه دانشگاهها از دیگر آسیبهای موجود است.
استادانی که باید ملجأ و پناهگاه دانشجویان در پاسخگویی به شبهات دینی باشند، اگر از بنیۀ علمی قویای برخوردار نباشند، در جلب و جذب دانشجویان به آموزههای دینی و مناسک و مکانهای مذهبی نقش منفی و بازدارندگی دارند.
بِروز نبودن مطالب و محتوای کتابهای آموزشی در حوزۀ مفاهیم دینی و قدیمی و تکراری بودن آنها، در دوری و بیرغبتی دانشجویان به مراسم عبادی و نماز جماعت مؤثر است.
دانشجویان به دلیل دوری از خانواده و نبود نظارت والدین و نیز مسئولان دانشگاه، بهویژه در خوابگاهها، در معرض برخی آسیبهای فرهنگی هستند که منجر به کمرنگ شدن اعتقادات دینی در آنها میشود.
و هنجارهای دینی و عرفی
کثرت انجمنها و کانونهای اسلامی و پراکندگی اندیشههای آنان، منجر به ایجاد اختلاف و تشتت آرا در میان بعضی از آنها میشود.
نبود انگیزه لازم از سوی برخی از دانشجویان و ایجاد نشدن زمینۀ مناسب جهت انجام فعالیتهای دینی و مذهبی از سوی مسئولان دانشگاهها از دیگر آسیبهای این حوزه است.
مواردی که برشمرده شد، از جمله موانع جذب جوانان دانشآموز و دانشجوی کشور به مسجد است.
ویژگیهای محیط تحصیل و زندگی و افرادی که در آن به سر میبرند، از مهمترین موانع جذب جوانان به مسجد و اعمال دینی از جمله نماز جماعت است. «عدهای از افراد هستند که در اجتماع سالم و مطلوبی زندگی کرده و بهتدریج از سلامت و فضیلت فاصله گرفتهاند؛ جامعهای که مردم آن مسیر انحطاط را پیموده و به پستی گراییده و فضائل را جایگزین رذائل ساختهاند».(1)آیات قرآن از این جامعه با عنوان «مدینۀ مبدله» یاد میکند: «این افراد کسانی هستند که روزگاری اهل نماز و عبادت بودند؛ اما بعد از مدتی به دلایل مختلف
1) عبدالله جوادی آملی، «جامعه در قرآن»، تفسیر موضوعی قرآن کریم، ج17، ص29.
تارکالصلاه شدند. از جمله دلایل بهوجودآمدن چنین جامعهای میتوان به کتب ضالّه، ماهوارهها، حوادث و امتحانهای الهی مانند فوت نزدیکان اشاره کرد که فرد چون از ایمان قوی برخوردار نبوده، دچار لغزش شده است».(1)
«بر اساس دادهها و واکاویهای روانشناسی اجتماعی، رفاهزدگی گسترده و نامحدود، برخورداری از امکانات ناساز با ارزشهای اعتقادی، بهرهگیری نادرست و نابخردانه و نامشروع از درآمدهای نیمهکلان و کلان اقتصادی، روشنفکرزدگی بیمحتوا از شرایط و وضعیت پیرامونی، علمزدگی موجود در محیط خانواده، بهویژه از سوی پدر و مادر، موجب القای کنشهای انفعالی یا ناساز در اندیشه، روحیه و تصمیم جوان میشود».(2)گرایش به تجملگرایی در شرکت نکردن جوانان به مسجد و نماز تأثیر دارد.
سکولار شدن جامعه میتواند در دینداری جامعه و نوجوانان و جوانان و توجه به نماز و مساجد مؤثر باشد؛ «در صورتی که این امر باعث گسترش نگرشهای شخصی و فردیتر نسبت به دین در جامعه است که بر اساس آن افراد ترجیح میدهند دین را به عنوان جنبهای از زندگی خصوصی خود به حساب آورند. عدم شرکت در مراسم عمومی و جمعی دینی میتواند نشانهای از کاهش نفوذ نهادهای سنتی دینی بر نسل جدید هم باشد و
این هر دو را ممکن است بتوان به قدرت یافتن نیروهای سکولارکننده در سطح جامعه تعبیر کرد».(1)
نیکپی نیز از نوعی دینداری سکولار یاد میکند که به معنای «درهمآمیزی نظامهای اعتقادی و مقولههای فکر و عقیدتی متعلق به دستگاههای گوناگون معرفتی است و معتقد است که این نوع دینداری، خود را در قالب ویران کردن دینداری سنّتی و عدم توجه به نماز و مساجد نشان میدهد».(2)
غیاثوند از شکلگیری نوع جدیدی از دینداری خبر میدهد که افراد، دینداری را به قلب و نیّت پاک داشتن میدانند و از دین در تمام ابعاد زندگی اجتماعی استفاده نمیکنند.(3)رفیعپور نیز طی تحقیقی به این نتیجه رسیده است که «تمایل مردم در طی سالهای 1365- 1375، نسبت به مساجد، دین و سمبلهای مذهبی کاهش یافته و از طرفی دیگر تمایل آنها به مادیات افزایش یافته است».(4)
اینگلهارت نیز بیان میکند که «در همۀ جوامع پیشرفته صنعتی شواهدی وجود دارد که مبیّن وجود فاصلۀ مردم از مراکز دینی، هنجارهای فرهنگی و دین سنّتی است».(5)غیاثوند نیز در تحقیقی با
1) حمید سراجزاده، نمایۀ پژوهش،«نگرشها و رفتارهای دینی نوجوانان تهرانی و دلالتهای آن بر نظریۀ سکولارشدن»، ش7و8، ص108- 115.
2) امیر نیکپی، فصلنامه انجمن جامعهشناسی ایران، «نگاهی به برخی تحولات دینی در ایران معاصر»، ش3، ص27.
3) احمد غیاثوند، بررسی فرآیند جامعهپذیری دینی جوانان، ص22.
4) فرامرز رفیعپور، آناتومی جامعه یا مقدمهای بر جامعهشناسی کاربردی.
5) رونالد اینگلهارت، تحول فرهنگی در جامعۀ پیشرفتۀ صنعتی.
عنوان «تحلیل جامعهشناختی وضعیت دینداری جوانان با رویکرد بیشکلی دینورزی»، به این نتیجه رسیده است که با توجه به تغییرات اجتماعی که در زندگی شهری مدرن و جامعه شکل گرفته است، نوع دینورزی معرفیشده به جوانان، همه جنبههای زندگی آنها را نمیپوشاند و این امر میتواند نتیجه برخورد و عمل والدین و بیتوجهی آنان به رعایت هنجارهای دینی مانند نماز باشد؛ بنابراین جوان در برخورد با مسائل روزمرۀ زندگی اجتماعی، راهی را غیر از آنچه در دین معرفی شده است، برمیگزیند. در این تحقیق همچنین به مؤلفههایی مانند خصوصیشدن دین در بین جوانان، توسعۀ دین شخصی، توجه کمتر به مناسک جمعی مثل نماز جماعت و کمتوجهی به مساجد و مراکز دینی و اولویت بخشیدن به انجام برخی مناسک و انتخاب آنها، وضعیت دینداری قلبپاکان و داشتن نگاه اینجهانی به دین پرداخته شده و به شکلگیری نوع جدیدی از دینداری اشاره شده است که در آن، افراد اعتقادی به انجام اعمال مذهبی (نماز و روزه و خمس و زکات) ندارند و دینداری را به قلب و نیّت پاک داشتن میدانند. غیاثوند از اینگونه افراد با عنوان «دینداران قلبپاک» یاد میکند.(1)
«در هر جامعهای محلهای وجود دارد که افراد در آن مقیّدتر هستند و قیدوبندهای شدید اجتماعی نیز مانع از عدم رعایت هنجارهای، بهخصوص هنجارهای دینی میشود؛ بنابراین یکی از عوامل مؤثر
1) فرامرز غیاثوند، ص22.
در گرایشات دینی، همین روابط و کنش متقابل با افراد مذهبی و قیدوبندهای شدید اجتماعی و به عبارتی کنترل و نظارت اجتماعی است؛ پس میتوان چنین نتیجه گرفت فردی که مهاجرت میکند نیز از قیدوبندهای قوی اجتماعی که در محل سکونت قبلی او بوده، رها میشود و کنترل اجتماعی نیز به تبع آن کاهش مییابد و همین امر زمینه را برای کمتوجهی یا بیتوجهی به معیارهای دینی فراهم میسازد و این امر به تأثیر محیط و فرهنگ در دینداری اشاره دارد؛ لذا چنانچه محلهای یا جامعهای به مسائل مذهبی اهمیت ویژه بدهند، فرد نیز مجبور به تبعیت خواهد شد (مثلاً در قم) و چنانچه بیتوجه باشند، فرد نیز کمتر به آن توجه میکند (مثلاً در شاهینشهر). میتوان نتیجه گرفت، مشارکت در امور دینی از طریق مساجد و مراکز دینی میتواند انگیزۀ احترام به اخلاق یا اقتدار غیردینی را ایجاد کند و در مقابل، قیدوبندهای قوی اجتماعی نیز میتواند قیدوبندهای دینی را استحکام بخشند».(1)
اثرپذیری مسافران خارج از کشور از فرهنگ غیربومی و مهاجم دیگر کشورها (بهخصوص کشورهای اروپایی و غربی) و تقلید از بسیاری از رفتارها و منشهای عمدتاً غیراخلاقی در جامعه، منجر به دور شدن از فضای معنوی و روحانی مکانهای مذهبی میشود؛ علاوه بر این مهاجرتهای داخل شهری نیز باعث کمرنگ شدن باورهای دینی در افراد میشود؛ لذا وجود فرهنگهای گوناگون، تضاد فرهنگی
1) معاونت فرهنگ، آموزش و پژوهش ستاد اقامۀ نماز، بررسی موانع و راهکارهار مؤثر در تربیت دینی و گرایش به نماز و مسجد در نهاد خانواده، ص373- 374.
و دوگانگی ارزشی از عوامل مؤثر در تغییر رفتار و منشهای فردی هستند.
«همچنین در جوامعی که مهاجرپذیرند و دارای فرهنگهای مختلف هستند، جریان اجتماعیای به وجود میآید که عبارت است از تأثیر متقابل افراد و گروهها روی یکدیگر، بهطوری که هر فرد یا گروه، محرک فرد یا گروه دیگر شده و در نتیجه رفتار افراد تغییر میکند. البته این روند میتواند بهصورت سازگاری اجتماعی، مخالفت و تشابه صورت پذیرد. چنانکه افراد نهتنها در روند تشابه، روی هم تأثیر متقابل دارند، بلکه فرهنگها نیز در یکدیگر تأثیر میکنند و لذا میبینیم پارهای از جوانان ما از فرهنگ غرب، عیاشی، لاابالیگری، بیاعتنایی به مساجد و اصول و مبانی اخلاقی و دینی و نماز، تن دادن به فساد را اخذ کرده و رفتار خود را به اینگونه امور مشابه ساختهاند».(1)
برگزاری جشنهای عروسی در منازل و باغهای حاشیه شهرها که گاه حتی به شکل زنندهای به خیابانهای شهر هم به کشیده میشود، زمینهساز افزایش ناهنجاری و نادیده گرفتن ارزشها در سطح جامعه شده است. حضور نوجوانان و جوانان در اینگونه مراسم به دلیل جذابیتهای کاذب و سهلالوصول آنها، مقدمات دینگریزی را در نوجوانان فراهم میسازد.
امروزه شاهد شیوع و گسترشِ هر چه بیشتر هجمۀ فرهنگی غرب و
1) علی شریعتمداری، جامعه و تعلیم و تربیت، ص55 و 64.
القای شبهه و تشکیک در اصول دین از کانالهای مختلف ارتباطیای هستیم که از خارج از مرزهای جغرافیایی و بهصورت هدفمند هدایت میشوند. همچنین مواردی دیده میشود مانند بیضابطگی و نبود نظارت جدی بر ورود سوغاتیهایی مانند لباسهای نامناسب و نوارهای ویدئویی ضداخلاقی و فضیلتسوز و انتشار مجلاتی با عکسهای مستهجن که با توجه به کار فرهنگی هدفمند غرب در مقابلۀ فرهنگی با جهان اسلام، بسیاری از این ابزار و لوازم بهصورت هدایتشده، ایمان و اعتقاد و ارزشهای مذهبی نوجوانان و جوانان را هدف قرار دادهاند. هدف این گروههای انحرافی، رویگردان نمودن جوانان از اعتقادات دینی و به انحراف و فساد کشاندن آنهاست. گروههایی مانند: رَپ، پانک و متالیکا که هر یک دارای مرام و تفکر و برنامۀ ضداخلاقی خاصی هستند، دامهایی هستند برای شکار نوجوانان و جوانان معصوم جامعهٔ ما.
یکی از ارمغانهای غرب در لشکرکشی به منطقۀ خاورمیانه، بهویژه افغانستان، افزایش چندین برابری حجم کشت مواد مخدر در آن کشور بوده که منجر به گسترش بیش از پیشِ استفاده از انواع مواد مخدر و اعتیاد به آنها در جامعه ما شده است و همچنین کاهش سن مصرفکنندگان را در پی داشته است که اولین قربانیان این اپیدمی شوم، نوجوانان و جوانان بودهاند.
آشنا نبودن برخی از برنامهریزان امور دینی با نیازهای خاص جوانان و تحمیل سلیقههای شخصی در طراحی و برنامهریزی فعالیتهای مخصوص جوانان یکی دیگر از مسائلی است که به دینگریزی جوانان دامن میزند.
برخی از دستگاههای اجرایی فعال در حوزۀ دین و فرهنگ در مواجه با برخی مسائلی مرتبط با امور اعتقادی و دینی باید با ظرافت بیشتری برخورد کنند تا فعالیتهایشان پیامدهای منفی نداشته باشد. نبود سیاستگذاری جامع، بهویژه در زمینۀ نماز و مسجد و همچنین وجود معضلات اجتماعی در سطح جامعه با مورد توجه قرار گیرد.
جدی نگرفتن اجرای صحیح و مناسب این سنت نیکو و پالاینده در سطح جامعه توسط مسئولان و مردم منجر به لغزش افراد در دینداری میشود. «امربهمعروف و نهیازمنکر یک نوع نظارت عمومی و مراقبت همگانی است که دارای درجات و مراتبی است، از قبیل توجیه و بیان مصالح و مفاسد اعمال، پند و نصیحت، الگو دادن، امر و نهی زبانی، جلوگیری از منکرات بهوسیلۀ جرایم قضایی. امربهمعروف و نهیازمنکر اگر درست اجرا شود، یکی از بهترین و مؤثرترین وسائل تربیت و اصلاح افراد خواهد بود»؛(1)«بنابراین یکی از عوامل مؤثر بر باورهای دینی همین امر است که اگر درست اجرا شود، لاأقل از نظر ظاهری افراد تقیّدات دینی را رعایت میکنند. با توجه به چنین امری است که جامعۀ اسلامی نیز با طرحهایی با نام امنیت اجتماعی سعی در برقراری اهداف جامعۀ اسلامی یعنی توجه به پوشش و آرایش و کردار و رفتار افراد دارد و خواستار این امر است تا لاأقل از نظر ظاهری، افراد موارد دینی را رعایت کنند و به این طریق تربیت دینی خانواده توسط جامعه تقویت شود. مساجد بهترین مکان برای
1) ابراهیم امینی، اسلام و تعلیم و تربیت (2)، انجمن اولیا و مربیان جمهوری اسلامی ایران، ص131.
امربهمعروف و نهیازمنکر هستند که افراد را با احکام اسلامی از جمله نماز و دلایل اهمیت آن آشنا ساخته و باعث استوار شدن آن در جامعه میشوند».(1)
نبود جاذبۀ کافی در تشکلهای دینی و اجتماعی فعال جامعه در امر نماز و مسجد بهمنظور جذب جوانان.
موانعی که از جانب فرد منجر به بیرغبتی و بیکششی او به مبادی و مناسک دینی و مکانهای مذهبی میشود، برخاسته از شخصیت و منش فردِ جوان است که ریشه در جهانبینی و نوع نگرش او به هستی و مسائل پیرامونش دارد. نگرش منفی به دین و دینداری و نداشتن درک صحیح از جهانبینی دینی در برخی از نوجوانان و جوانان، مانع از اقبال آنان به مکانهای مذهبی و مساجد میشود. در این بخش منظور از عوامل فردی، بیشتر باورهای درونی افراد میباشد و بدیهی است که اگر باورهای درونی فرد سمتوسوی دینی نداشته باشد، در رفتارها و اعمال نوجوان و جوان نیز انعکاس لازم را نخواهد داشت؛ بنابراین مسجدرَوی نیز که یکی از شاخصههای رفتار دینی است، تعطیل خواهد شد. عوامل فردی که مانع جذب جوانان به دین و انجام اعمال دینی در مساجد و مکانهای مذهبی میشود، عبارتاند از:
1) معاونت فرهنگ، آموزش و پژوهش ستاد اقامۀ نماز، بررسی موانع و راهکارهای مؤثر در تربیت دینی و گرایش به نماز و مسجد در نهاد خانواده، ص370- 371.
بحران هویت دینی سبب تضعیف باورهای دینی، اختلال در نظام ارزشی مذهبی و بیتوجهی به احکام دینی میشود. مسجد از مهمترین مفاهیم و موضوعات دینی است که بحران هویت دینی جوان، سبب پایین آمدن اعتقاد به آن و ضعف گرایش به حضور در جمع نمازگزاران میشود.
«مسجد به عنوان یکی از مهمترین نهادهای دینی، در بحران دینگریزی بهگونهای جدی در خطر است. برخی از عوامل دینگریزی جوانان چنین است:
2- 1. بیان نامعقول از برخی مفاهیم دینی؛
2- 2. عملی نشدن عدالت اجتماعی در سطح جامعه با وجود شعارهای فراوان؛
2- 3. توجه نکردن به نیازهای اساسی نسل جوان مانند ازدواج، کار، مسکن؛
2- 4. استفادۀ ابزاری از دین به دست برخی سیاستبازان برای رسیدن به هدفهای شخصی و گروهی؛
2- 5. نبود برنامهریزی درست فرهنگی برای نسل جوان؛
2- 6. تهاجم برنامهریزی شدۀ فرهنگی؛
2- 7. نبود برنامهریزی درست فرهنگی برای نسل جوان».(1)
«از دیگر عوامل دینگریزی از دیدگاه شهید مطهری عبارتاند از:
ناآگاهی جوانان از دین؛ آلودگی اخلاقی؛ خرافات؛ محیط فاسد؛ نبود تبلیغات سالم؛ تبلیغات سوء؛ غفلت انسان از ارزشهای متعالی خود».(2)
«جوانان به دلیل روحیات خاص جوانی که سرشار از شور و نشاط
و هیجان هستند، در برخی از مراسم دینی که شور و هیجان بیشتری دارند، حضور چشمگیرتری پیدا میکنند؛ مانند مراسم سینهزنی، زنجیرزنی دستههای عزاداری؛ لذا وجود برنامههای کسلکننده که حس کنجکاوی و تنوعخواهی جوان را سیراب نکند، میتواند به دوری وی از مسجد بینجامد. البته این بدان معنا نیست که بین روحیات جوانان و مسجد اختلاف ذاتی وجود دارد؛ بلکه جوان به دلیل روحیۀ بیآلایشش گرایش به عبادت و ارضای قوۀ پرستش دارد، ولی در عین حال به دلیل پتانسیل بالا، خواهان تحرک و جنبوجوش بیشتری است که باید سیراب شود».(1)
«جوانان روحیات عجیبی دارند که از کنار هم قرار گرفتن قدرت جسمی و قدرت احساسی به دست میآید؛ به همین دلیل جوانان معمولاً با اطراف و بزرگترها مشکلات رفتاری و عقیدهای دارند. این اختلاف گاهی زودگذر است که در شخصیت جوان تأثیر زیادی ندارد، ولی گاهی به ناهنجاری میانجامد و امنیت روحی و روانی لازم برای دینداری از بین میرود. در این میان، مسجد نیز در نظام رفتاری جوان جایگاه چندانی به دست نخواهد آورد. عوامل ظهور ناهنجاریها در نوجوانان و جوانان چنین است:
4- 1. درک نکردن روحیۀ جوان؛
4- 2. الگوی نامناسب؛
4- 3. تضاد در روش تربیتی؛
4- 4. فاصلۀ طبقاتی؛
1) علی قائمی، جوان از دیدگاه نیازها، خواسته ها، مصالح.
4- 5. کمتوجهی خانوادهها؛
4- 6. ناکارآمدی کانونهای دینی؛
4- 7. استفادۀ ابزاری از دین؛
4- 8. کمتوجهی به مشکلات، تساهل و تسامح».(1)
در دورهای که در آن زندگی میکنیم، انواع تبلیغات، توطئهها و انحرافات، فطرت، عقل و دین انسان را مورد تهاجم قرار داده است. دورۀ جوانی به دلیل کمتجربگی و غلبۀ احساست از آسیبپذیرترین مراحل زندگی انسان است. جوان در کوران حوادث و رویدادها با احساسات خود تصمیم میگیرد و همه چیز را از دریچۀ عواطف توجیه و تفسیر میکند. جاذبهها و کششهای خاص دوره جوانی در محاسبههای افراد جوان، نقش مؤثری دارد. آنها قادر نیستند معادلات پیچیدۀ محیطِ ارتباطی خود را بهشکلی دقیق تحلیل و ارزیابی کنند؛ بنابراین گاه دچار سادهاندیشی و خوشبینی افراطی میشوند و نهنگ مهاجم فرهنگ غرب با سوءاستفاده از این ویژگیها، با بهرهگیری از شگردهای تبلیغی روانشناسانه، آنها را در خود میبلعد. این تهاجم باعث فروپاشی نظام اعتقادی و فکری نسل جوان میشود و از طریق تهی ساختن آنها از درون، زمینۀ جذبشان را به مبانی فرهنگی بیگانه فراهم میسازد.
یکی از موانع جذب جوانان به مسجد و دلایل گریز آنها از مکانها و
1) فریدون موحدنیا، عوامل گرایش نوجوانان و جوانان به فرهنگ بیگانه، ص57.
مراکز دینی، نداشتن جهانبینی و بینش صحیحِ دینی است؛ این مسئله بارزترین دلیل بیعلاقگی جوانان به امور مذهبی و گرایش آنها به پوچی و انحراف نیز محسوب میشود. اعمال و کنشهای رفتاری فرد نمودی از باورهای درونی اوست؛ حتی میتوان از طرز لباس پوشیدن، سخن گفتن، حرکات چهره و واژگانی که فرد در گفتگوهای روزمرۀ خود به کار میبرد، به عقاید و باورهای او پی برد. اگر باورهای انسان منفی و سرابگونه باشد، طبیعی است که اعمال و کردار مبتنی بر آن باورها صحیح، متکامل و سعادتآفرین نخواهد بود.
غریزۀ دوران جوانی به زیباییگرایی، جمالپرستی، خودنمایی و خوداظهاری گرایش دارد. بسیاری از جوانان در این دوران از وسایل زینتیِ زننده و پوششهای نامناسب که در شأن جامعۀ اسلامی و افراد مذهبی، متدیّن و مقیّد به مسائل دینی نیست، استفاده میکنند و دچار یک نوع مُدگرایی سخی و کمارزش هستند. آنها با تقلید از اموری که مناسب شخصیت آنها و بر اساس باورهای غلط درونیشان است، بهگونهای نامناسب لباس می پوشند و در جامعه ظاهر میشوند و با زبانِ پوشش و لباس، باورهای غلط خود را به رخ میکشند و تفاخر و خودنمایی میکنند؛ زیرا آنچه برای آنان مهم است، مُدگرایی بر اساس بینش و اندیشههای نادرستی است که دچار آن هستند.
جوان به دلیل نداشتن شناخت و آگاهی لازم، حتی به حد اجمال، در مورد فلسفۀ احکام دین و دستورهای الهی، با داشتن دیدی سطحی و اندیشهای ابتدایی و تصوراتی غلط از دستورهای دینی، آنها را اعمالی
پوچ و بیفایده و لغو تلقی میکنند و به این نتیجه میرسند که دستورها و اعمال دینی ارزش انجام دادن ندارد.
بیاطلاعی از مفاهیم ارزشی اسلام و روی آوردن به توهّمات، تخیّلات و حقیقتگریزی، با دل سپردن به موسیقیهای مبتذل، رمانها و مجلات و نشریات غیرارزشی و سخیف و خواندن داستانهای سطح پایین و کمارزش، با پرکردن اوقات فراغت جوانان از راههای نامطلوب، منجر به ایجاد خلأ فکری و کمبودهای روانی در جوانان میشود و آنها را به ورطۀ فساد اخلاقی و مکتبهای الحادی و التقاطی میکشاند و آنان را با مسجد و آثار مثبت و ارزشهای انسانی آن بیگانه میکند و موجب میشود جوانان از آنچه در دین فلسفۀ آفرینش انسان دانسته شده، فاصله بگیرند.
بعضی از جوانان در شرایطی خاص از زندگی خویش مرتکب اشتباه یا انحراف میشوند و این اشتباهات، آنان را دچار نوعی احساس گناه و شرمساری درونی میکند و باعث میشود آنها به جای بازگشت به حق و توبه از گناهان، از حضور در مکانهای مذهبی و مساجد شرم حضور داشته باشند و از این فضاها و محیطهای معنوی دوری کنند.
اثرپذیری جوانان از دنیازدگی محیط اطراف خود (خانواده، مدرسه، گروه همسالان) و القای این ذهنیت به آنها که زندگی معنوی و حضور در مسجد با زندگی دنیایی و رفاه و آسایش در تضاد است، موجب دوری
تدریجی آنها از مساجد میشود.
احساس خودکمبینی، بهویژه در اعمال و فرایض دینی، یکی از مشکلات و دغدغه های روانی جوانان است که اگر به موقع از آن پیشگیری نشود، در نهایت منجر به نوعی خودنمایی کاذب میشود.
نداشتن معرفت و شناخت دینی درست، کامل و غیراصولی، و داشتن برداشت غلط از دین و شناخت ناقص و غیراصولی از مذهب و فلسفۀ دین باعث دوری و گریز جوانان از مسجد میشود.
سرخوردگی روانی و عاطفی فرد و وجود مشکلات شخصیتی که مانع درک درست و دریافت صحیح آموزههای دینی میشود، زمینة فاصله گرفتن او را از مکانهای مذهبی، بهویژه مسجد فراهم میسازد.
سست بودن عقیده و جهانبینی دینی و درونی نشدن اعتقادات مذهبی، ارزشها و هنجارهای عرفی در افراد جوان.
بعضی از جوانان با اثرپذیری از تبلیغات سوء و تهاجم فرهنگی استعمار غرب، با دین و مظاهر دینی به عناد و دشمنی میپردازند.
در موضوع مسجد، عوامل و موانع متعددّی وجود دارند که در ایجاد
دافعه برای مخاطبان، بهویژه برای نوجوانان و جوانان، دارای نقش و اثرگذاری فراوانی هستند. موانع مربوط به مسجد، به دو عامل کلی تقسیم میگردد:
الف) عوامل داخلی مسجد که عبارتاند از: 1. سختافزاری و فیزیکی؛ 2. نرمافزاری و برنامهای؛ 3. منابع انسانی.
ب) عوامل بیرونی مسجد که عبارتاند از: 1. سازمان و جایگاه مسجد؛ 2. مدیریت و تشکیلات مسجد؛ 3. محیط مسجد.
نکته: بهدلیل اشتراکی که در آسیبشناسی عوامل مربوط به فضای فیزیکی و معماری مسجد با عوامل آسیبزایی که از ناحیه مسجد بر جذب جوانان مؤثر هستند، وجود دارد، در این بخش به منظور جلوگیری از تکرار مطالب، فقط فهرستوار به این عومل اشاره میکنیم.
مهمترین موانع جذب جوانان به مساجد که از عوامل داخلی مسجد ناشى مى شوند، عبارتاند از:
1- 1. نبود سیاستگذاری درست در ساخت مساجد متناسب با جمعیت؛
1- 2. نبود طراحی و نصب نشدن وسایل و تجهیزات چشم نواز و زیبا در مساجد؛
1- 3. نبود تأسیسات برودتی و حرارتی پیشرفته و مناسب؛
1- 4. ایمن نبودن مساجد در برابر حوادث طبیعی؛
1- 5. وجود شهرکهای مسکونی تازهتأسیسِ فاقد مسجد؛
1- 6. درنظر نگرفتن محلی برای تبلیغات مذهبی در مساجد؛
1- 7. بهره نگرفتن مساجد از هنرهای اصیل اسلامی و بومی؛
1- 8. استقرار بعضی از مساجد در محیطهای نامناسب و بدنام؛
1- 9. درنظرنگرفتن مکانی مخصوص بانوان معذور؛
1- 10. نبود مسیر ویژۀ جانبازان و معلول در مساجد؛
1- 11. نبود کتابخانههای مجهز در مساجد؛
1- 12. استفاده نشدن از رنگهای جذاب در مساجد؛
1- 13. نبود مکان سکونت برای امام جماعت مسجد (خانه عالم)؛
1- 14. توجه کمتر متولیان و بانیّان به ساخت مسجد در مناطق مرزی کشور؛
1- 15. بسته بودن در مساجد در ساعاتی غیر از اوقات شرعی؛
1- 16. نبود فضای مناسب آموزشی در مساجد؛
1- 17. نبود پارکینگ در فضای مساجد؛
1- 18. عدم امکان توسعة فضای ساختمان و برنامۀ مساجد؛
1- 19. وجود نداشتن اتاق عقد در مسجد؛
2- 1. خلأ برنامههای شادیآفرین در مساجد
عمدۀ برنامههایی که در مسجد اجرا میشود، از فضای شاد و روحافزایی برخوردار نیست و این با روحیۀ جوانان سازگار نیست و یکی از موانع جذب آنها به مسجد است. فضای شاد مسجد در دو بعد میتواند ایجاد شود: یکی فضای فیزیکی شاد و دیگری فضای برنامهای شادیبخش.
2- 1- 1. فضای فیزیکی
این فضا میتواند برخوردار از رنگهای متنوع و شاد در رنگآمیزی در و دیوار و ساختمان مسجد و نصب متون و مطالب مناسب در تراکت و بنر
و پارچههای رنگی باشد.
2- 1- 2. فضای برنامهای
بهرهگیری از برنامهها، فعالیتها، مطالب و ابزار شاد در فضای برنامهای مسجد بسیار در جذب افراد مؤثر است.
2- 2. عدم بهرهگیری از سخنرانان، واعظان و مبلّغان زبردست
یکی از معضلات اساسی که گریبانگیر بسیاری از مساجد کشور است، عدم بهرهگیری از سخنرانان، واعظان و مبلّغان زبردست، قوی و پُرمایه در مراسم و برنامههای مناسبتی مساجد است. در بسیاری از این برنامهها امام مسجد خود به ایراد سخنرانیهای غالباً تکراری و کممایه میپردازد و کمتر فرصت را به دیگر مبلّغان میدهد، تا آنها مطالبی تازه ارائه کنند. این امر موجب دلزدگی و گریز جوانان، بهخصوص آن عدهای که اهل فهم و کمال هستند، از مساجد میشود.
2- 3. برنامهریزی نامناسب بهویژه برای بانوان
علیرغم اینکه بیش از نیمی از جمعیت کشور را بانوان تشکیل میدهند، غالب برنامهها و فعالیتها در درجه اول با نگاهی مردانه تدارک دیده میشود و بانوان نیز در حاشیه از آن بهرهمند میگردند؛ بهگونهای که کمتر برنامهای بهصورت اختصاصی و یا با درنظرگرفتن روحیات و خواستهها و شخصیت بانوان، برنامهریزی و اجرا میشود.
2- 4. نبود تنوع و تکثّر در کارکردهای مسجد
بسیاری از مساجد ما در حال حاضر تنها از یک نقش و کارکرد، یعنی کارکرد عبادی برخوردارند؛ در صورتی که در صدر اسلام، مساجد کارکردها و نقشهای متعددی داشتهاند. فقدان تکثر و تنوع کارکردهای مسجد و نبود خدمات و فعالیتهای جانبی (برنامههای آموزشی، کتابخانه،
درمانگاه، صندوق قرضالحسنه، فروشگاه لوازم فرهنگی، اتاق مشاوره، کانون فرهنگی) موجب محدود شدن دایرۀ انتخاب و زمینۀ فعالیت برای نوجوانان و جوانان شده است.
2- 5. بیتوجهی به ذوق و سلیقۀ جوانان در برنامههای مساجد
غالب اوقات در طراحی برنامههای مساجد ذوق، سلیقه و افکار قاطبۀ جوانانی که معمولاً حضور فعالی در مسجد دارند، مورد توجه قرار نمیگیرد. با توجه به شرکت تعداد بیشماری از نوجوانان و جوانان در مساجد، لازم است در اجرای برنامهها سلیقۀ آنان مدّنظر قرار گیرد. متأسفانه برنامهریزی سنتی موجب شده است که نظر و خواستههای این قشر نادیده انگاشته شود که این امر زمینة دلخوری و ناراحتی آنان را از مسجد فراهم سازد.
2- 6. بهکارگیری شیوههای غلط انتقال آموزههای دینی
اعمال روشهاى خشک و مستبدانه در بعضی برنامهها و آموزشهاى مذهبى و بهکارگیرى شیوه هاى غلط تعلیمى و درخواست اطاعت کورکورانه و بى قیدوشرط که موجب بى علاقگى و دلسردى از دین و مراکز دینى به خصوص مساجد در میان جوانان میشود.
2- 7. استفاده نشدن از اندیشمندان و صاحبنظران حوزه و دانشگاه
کمتر مشاهده مى شود که در انجام برنامه هاى مذهبى و اسلامى مساجد از حضور اندیشمندان و صاحب نظران حوزه و دانشگاه استفاده شود. استفاده از استادان دانشگاهى و حوزوى مطلع، موجب اقبال نوجوانان و جوانان به مساجد خواهد شد.
2- 8. استفاده نکردن از شیوههای نوین تبلیغ در جذب جوانان
متنوع نبودن برنامه هاى مساجد و نیز روشهای تبلیغ و ناآشنا بودن گردانندگان آن با شیوه هاى نوین جذب جوانان به مسجد و در مقابل، تنوّع و جذّابیت برنامه هاى مراکز و مکانهای تفریحی اجتماع مانند باشگاههاى ورزشى، کافینتها، ماهواره و صفحات اجتماعی مجازی. باید اذعان داشت که برنامه هاى بعضی از مساجد غالباً یکنواخت، کسالتآور و خستهکننده است.
2- 9. بی توجهی به اولویتهای اصلی در برنامههای تبلیغی
ملحوظ نداشتن شاخصهای مذهبی، فرهنگی، بومی، نژادی، زبانی و نیز بیتوجهی به اولویتهای اصلی در برنامههای تبلیغی، موجب شده است که تعدادی از برنامهها و فعالیتهای اجرایی برای نوجوانان و جوانان از نتایج مثبت و مطلوبی برخوردار نباشد.
2- 10. تبیین نشدن درست اهمیت نماز جماعت و منزلت مسجد
اهمیت برپایى نمازجماعت و آثار و برکات آن در اول وقت و جایگاه دعا و نیایش و نیز منزلت مسجد و اهمیت اُنس با آن و نقش آن در ارتباط با زندگی انسان، برای نوجوانان و جوانان بهدرستی تبیین و روشن نشده است.
2- 11. محدود شدن فعالیتهای فرهنگی مساجد به زمانهای خاص
محدود شدن فعالیتهاى فرهنگى مساجد به ایام خاصى از سال نظیر ماه مبارک رمضان، دهة عاشورا، روزهاى میلاد و شهادت امامان (علیهمالسلام) باعث شده است که این برنامهها براى نوجوانان و جوانان صورتی کلیشهای و خستهکننده و خالی از تنوّع به خود بگیرد.
2- 12. مغفول ماندن بسیاری از سنّتها و مناسک عبادی
در آموزههای دینی، سنتها، مناسک و مناسبتهای بسیاری در ارتباط با مسجد و نمازجماعت وجود دارد که متأسفانه بسیاری از آنها در حال حاضر مغفول مانده و در جامعۀ ما به فعلیت نرسیده و مرسوم نشده است؛ سنتها و مناسبتهایی که هر یک از آنها میتواند در جذب جوانان به مسجد تأثیر بسیار داشته باشد.
2- 13. حاکم نبودن روحیه جوانگرایی در برنامهریزی فعالیتهای مسجد
معمولاً مدیران مساجد در برنامهریزی برای فعالیتهای مسجد، توجهی به روحیات و تفکرات و خواستههای جوانان ندارند و در برنامههای مختلف مسجد از نظرها و سلایق آنها استفاده نمیکنند.
2- 14. یکسونگری در اجرای برنامهها و فعالیتها
«یکسونگری در اجرای برنامهها و عدم بهکارگیری از روشهای نوین و نیز عدم اجرای فعالیتهای متنوّع و جامعالاطراف در حوزههای فرهنگی، مذهبی، اجتماعی».(1)
2- 14. تبیین نشدن برکات مسجد و پیامدهای منفی رویگردانی از آن
طرح و تببین نکردن دو مسئله مهمِ آثار و فواید مسجد و برکات آن و ویژگیهاى انسانهاى اهل مسجد از یک سو و آثار سوء و پیامدهاى منفى گریز از مساجد و ویژگی افراد بیگانه با مسجد از سوی دیگر.
2- 15. برقرار نکردن ارتباط فکری مسجد با مخاطبان خود
بسیاری از مساجد نتوانستهاند با مخاطبان خود، بهویژه جوانان، ارتباطی فکری برقرار کنند. تنها رابطۀ موجود فیمابین به برنامهها و مراسمی خلاصه میشود که در مسجد برگزار میشود که این ارتباط نیز با
1) مسجد نقطۀ وصل، «آسیبشناسی مسجد»، ص210.
پایان برنامه قطع میشود.
2- 16. حاکم بودن افکار عامنگر در برنامههای مسجد
حاکم بودن افکار عامنگر، همراه با اجرای برنامههای عامهپسند و سنتی که اینگونه برنامهها بیشتر مورد پسند بزرگسالان و سالخوردگان است.
2- 17. خارج شدن برنامههای مسجد از حد حوصلۀ مخاطب
طولانی شدن برنامههای اجرایی مساجد، بهویژه سخنرانی و خطابه واعظان، امامان جماعت و مبلغان و نیز اقامۀ نماز و اجرای مراسم دعا و زیارت.
2- 18. مقطعی بودن حضور بعضی از جوانان
گاه موانع حضور جوانان در مساجد، فصلى و مقطعى است؛ نظیر همزمانی ایام ماه مبارک رمضان یا محرم با اوقات امتحانات و پایان ترم دانشآموزان و دانشجویان.
2- 19. فقدان بانک اطلاعاتی در مساجد
فقدان بانک اطلاعات و مرکز اطلاع رسانى و نیز گروه ویژة تحقیقاتى و مطالعاتى که بتواند دربارۀ برنامههای مسجد پژوهش جامع انجام دهند.
2- 20. آشنا نبودن مدیریت مسجد با روانشناسی تبلیغات
ناآشنایی با روانشناسی تبلیغات، موقعشناسی و نبود حسن انتخاب در اجرای برنامهها با هدف جذب مردم، بهویژه جوانان.
2- 21. بیگانگی برنامهها و فعالیتهای مسجد با مسائل جوانان
طرح نشدن مسائل جوانان در مساجد و نبود جدیت و سعی و تلاش برای ارائۀ راهحل مناسب جهت رفع مشکلات نوجوانان و جوانان.
2- 22. خلأ برنامهریزی منسجم و منظم در مساجد
خلأ برنامهریزی منسجم، منظم و منعطف در مساجد موجب شده
است اغلب مساجد ما برنامههایی یکنواخت و کسلکننده شوند داشته باشند.
2- 23. عدم انطباق برنامههای مساجد با نیازهای فکری جوانان
منطبق نبودن برنامه هاى مساجد با نیازهاى فکرى و فرهنگى جوانان و متناسب نبودن آنها با شرایط زمان و مسائل مبتلابه روز جامعه.
2- 24. عدم رعایت تقدم امور در مساجد
در اکثر مساجد کشور، تقدّم امر مهم «ترویج فرهنگ مسجد» قبل از انجام «برنامه فرهنگی مسجد» صورت نمیگیرد.
2- 25. فقدان تجهیزات مدرن نرمافزاری
نبود تجهیزات، لوازم و ابزارهای مناسب فناوریهای مدرن و بِروز در مساجد مانند رایانه، وسایل آموزشی و کمکآموزشی.
2- 26. نبود برنامههای زمانبندیشده برای فعالیتهای مساجد
نبود برنامههای زمانبندیشده وتعریفشدۀ کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت در فعالیتهای مساجد.
2- 27. ناهماهنگی زبان کاربردی مساجد با زبان علمی
ناهماهنگی موجود بین زبان کاربردی مساجد با زبان علمی که این امر شکلی سنتی به فعالیتهای مسجد بخشیده است.
مواردی که ذیلاً برشمرده میشود، شامل موانعی است که تعدادی از امامان جماعت و برخی از متولیان مساجد به آن مبتلا هستند و ازجمله آسیبهایی محسوب میشود که از ناحیۀ منابع انسانی مساجد بر پیکرۀ آن وارد میگردد. این موارد که یک بار بهصورت مفصل و مشروح، در بخش آسیبشناسی منابع انسانی مسجد مطرح شده است، در نظر جوانان آفتها و موارد آسیبزایی به شمار میآیند که دافعه ایجاد
میکنند و مانع از توجه و حضور جوانان به فضای پاک و روحانی و انسان ساز مسجد میشوند:
تفاوت در گفتار و عمل، نداشتن اطلاعات ضروری و کافی برای ایفای نقش تبلیغ، نداشتن توانایی لازم در برقراری ارتباط با مخاطبان، داشتن شغلهای متعدد، روآوردن به زندگی مرفه، فاصله گرفتن از مردم و قشرهای کمدرآمد، ارتباط بیشتر با افراد متموّل و برخوردار جامعه، دیر آمدن به مسجد و زود رفتن از آن، اختصاص ندادن وقت لازم به نمازگزاران برای طرح مشکلات و مسائل مبتلابه دینی و احکام، وضعیت نامناسب ظاهری، ناآشنایی با زبان نوجوانان و جوانان، نداشتن برخورد صمیمی و عاطفی با مخاطبان.
3- 1. مشکلات حاشیهای امامان جماعت مساجد
علاوه بر مسائلی که بیان شد، بعضی از مسائل و مشکلات حاشیهای نیز وجود دارد که باعث بروز عملکرد نامناسب امامان جماعت مساجد میشود؛ این مشکلات عبارتاند از:
3- 1- 1. نداشتن وسیلۀ نقلیۀ شخصی و زیاد بودن مسافت محل سکونت تا مسجدِ تحت سرپرستی آنها و نبود خانۀ عالم یا خانۀ امام جماعت در مسجد؛
3- 1- 2. پراکنش نامناسب امامان جماعت در مساجد؛
3- 1- 3. مشکلات معیشتی و نداشتن حقوق و درآمد ماهیانۀ مستمر؛
3- 1- 4. جایگزین نشدن طلبههای جوان با امامان جماعت سالخورده؛
3- 1- 5. بِروز نبودن اطلاعات و دانش علمی؛
3- 1- 6. نبود پوشش بیمۀ درمانی؛
3- 1- 7. نبود پوشش بیمۀ بازنشستگی شغلی؛
3- 1- 8. نبود آموزش مستمر و دائمی.
3- 2. تبیین نشدن درست جایگاه امام جماعت در بعضی از مساجد
با توجه به نصّ صریح روایت وارده از معصوم (علیهالسلام)، امام جماعت نفر اول مسجد است و لازم است جایگاه و شأن او رعایت شود. در بعضی از مساجد اکتفا کردن به اقامۀ نماز جماعت توسط آنها و دخالت ندادن ایشان در برنامهریزی فعالیتهای مسجد باعث به حاشیه رفتن و محدود شدن امام جماعت میشود.
3- 3. نگرش منفی بعضی از منابع انسانی مساجد به پوشش و تیپ ظاهری جوانان
دورۀ جوانی مقطع سنی و مرحلهای از زندگی است که در آن، افراد توجه بیشتری به نوع پوشش داشته، وسواس و دقت بیشتری در انتخاب لباس دارند. القای این مفهوم توسط بعضی از متولیان مسجد که جوان مسجدی نباید شیکپوش باشد، موجب ایجاد نوعی دافعه در بین آنان خواهد شد.
3- 4. به کار گرفته نشدن نیروهای توانمند و علاقهمند به مسجد
نداشتن برنامهریزی مناسب در بهکارگیری نیروهای توانمند و پتانسیل بالقوۀ نیروهای مسجدی و علاقهمند به فعالیت در حوزۀ مسجد، بهویژه نمازگزاران. با توجه به اینکه مسجد فضایی است که در انحصار هیچ قشر و صنف خاصی نیست و محدودیتی نیز برای حضور کسی ندارد، افراد برجسته و آگاه از امور مختلف در میان نمازگزاران حضور دارند که بایسته است به نحو مطلوب از آنها استفاده شود.
3- 5. ناآگاهی بعضی از مبلّغان، روحانیان و مدیران مساجد از نیازهای واقعی جوانان
بعضی از مبلّغان، بهویژه امامان جماعت مساجد و مدیران تربیتی و پرورشی، از نیازهای واقعی جوانان در حوزههای فرهنگی، دینی، اجتماعی آگاهی کافی و وافی ندارند که این امر موجب شده است، بعضی از برنامههای
اجرایی در سطح مساجد و مدارس، از موفقیت نسبی بالایی برخوردار نباشد.
3- 6. نبود اطلاعرسانی دقیق از سوی هیئت امنا به نمازگزاران
اطلاعرسانی درست و دقیق درباره مسائل و مشکلات مربوط به مسجد از سوی هیئت اُمنا به نمازگزاران و اهالی محل صورت نمیگیرد. اطلاعرسانی شفاف و برخورد صادقانه با مردم و آگاه کردن آنها از وضعیّت مالی و هزینهکرد مسجد، ضمن رفع اتهامات احتمالی، موجب سهیم شدن مردم در ادارۀ امور مسجد و رفع نواقص و اشکلات موجود خواهد شد.
3- 7. تبیین نشدن صحیح فضائل و حسنات توجه به مسجد توسط متولیان
متولیان مسجد، بهشکلی مستند و اثرگذار، به تببین فضیلتها و حسنات موجود در توجه به مساجد نمیپردازند. باید با توسل به آیات و روایات و آموزههای دینی، به تشریح قابل فهم و سادۀ میزان اجر، ثواب و پاداش درنظرگرفتهشده برای خادمان مسجد و فعالان امر برپایی نماز جماعت پرداخت.
3- 8. نبود ارتباط مناسب مسجد با نهادها و سازمانهای دیگر
نبود ارتباط مناسب و تعامل دوسویة مسجد با هیئتها، انجمنها، نهادها، سازمانهای مردمنهاد (سمنها)، تشکلهای مذهبی و سیاسی و حتی ادارات و دستگاههای دولتی که این خلأ ارتباطی موجب کاهش بهرهوری در فعالیتها و عدم استفادۀ بهینه از امکانات موجود میشود.
3- 9. دائمی بودن عضویت افراد در هیئت امنای مساجد
3- 10. انجام نشدن تجلیل و تشویق از اهالی فعال مساجد
3- 11. نداشتن وقت کافی بعضی از اعضای هیئت امنا
3- 14. نداشتن امام جماعت
3- 15. نبود برنامهریزی مناسب از سوی مسئولان فرهنگی
3- 16. برخورد نامناسب بعضی از متولیان مسجد با کودکان
3- 17. نبود امام جماعت برای بعضی از نمازخانههای وزارتخانهها، سازمانها، دانشگاهها و مدارس
3- 18. قشری شدن بسیاری از مساجد کشور
3- 18. نبود ارتباط منطقی مسئولان مسجد با اهالی محل
3- 19. حضور نداشتن نمایندۀ بانوان و جوانان در هیئت امنای مساجد
3- 20. قانونمند نبودن شرح وظایف منابع انسانی فعال مساجد
3- 21. عدم همدلی امام جماعت مسجد با جوانان
3- 22. پایین بودن سطح علمی و دانش اعضای هیئت امنا
3- 23. همراهی نکردن هیئت امنا با امام جماعت
همگام نبودن هیئت امنای مسجد با امام جماعت در بعضی از مساجد که این مسئله انعکاس مطلوبی در بین نوجوانان و جوانان ندارد.
3- 24. بهکارنگرفتن نیروهای کارآمد
نبود زمینۀ لازم برای بهکارگیری نیروهای کارآمد در مساجد.
3- 25. تکمحوری اداره شدن مساجد
ادارۀ مساجد بهصورت تکمحوری، نوعی رقابت منفی بین هیئت امنا با هیئتهای مذهبی، کانونهای فرهنگی، پایگاه بسیج، مردم و امام جماعت ایجاد میکند.
3- 26. حضور مسئولان بدخُلق در بعضی از مساجد
وجود مسئولان تند و بداخلاق در بعضی از مساجد موجب ایجاد دافعهای قوى در جوانان خواهد شد.
3- 27. برخورد نامناسب منابع انسانی مساجد با مخاطبان و نمازگزاران در مسجد
برخورد نامناسب و دور از احترام بعضی از بزرگترهای مسجد با
جوانان و مخاطبانی که در مسجد حضور پیدا میکنند.
در محیط بیرون از مسجد عوامل اثرگذار زیادی وجود دارند که به مهمترین آنها که نقش بیشتری در فاصله گرفتن جوانان از مسجد دارند، میپردازیم. این عوامل همانطورکه قبلاً اشاره کردیم، در سه حوزة سازمان مسجد، مدیریت مسجد و محیط مسجد قابل بررسیاند.
1- 1. عدم بهرهمندی از نیروهای ثابت
بخش قابل توجهی از مساجد کشور فاقد امام جماعت ثابت و دائمی هستند. در اغلب مساجد کشور یک وعده و یا حدأکثر دو وعده (ظهر و شب) نماز جماعت اقامه میشود و در بیشتر آنها نماز جماعت صبح اقامه نمیشود. مساجد با این گستردگی مناسب در سراسر کشور و داشتن فرصت برای برگزاری بیش از پنج همایش معنوی در طول شبانهروز، مانند دیگر مراکز فرهنگی از نیروهای فرهنگی ثابت بهرهمند نیستند.
1- 2. نبود وحدت نظر در چگونگی ادارۀ سازمان مسجد
درباره چگونگی ادارۀ سازمان مسجد، نهتنها وحدت روش و نظر واحدی وجود ندارد، بلکه در مسائلی چون دولتی بودن یا مردمی بودن مدیریت مسجد، شکل و نوع برنامههای اجرایی در مساجد، ورود کردن یا نکردن مسجد در حوزههای دیگر (سیاسی، اجتماعی و فرهنگی) اختلاف نظر نیز وجود دارد.
1- 3. وجود نهادها و مراکز مجهّز موازی با مسجد
کمتوجهی به مسجد از طریق ایجاد نهادها و مراکز موازی و مجهّز نمودن
این مراکز به تجهیزات نرمافزاری مدرن و جدید. مراکز فرهنگی، مجتمعهای فرهنگی، کانونها، آموزشگاهها و فرهنگسراها جایگزین مسجد شدهاند و در قیاس با مساجد، پشتیبانی گسترده و وسیعتری از آنها صورت میگیرد.
1- 4. خلأ یک سازمان و یا مرکز هماهنگکننده تشکیلات مسجد
با توجه به گستردگی و وسعت فعالیتهای حوزۀ مسجد، متأسفانه یک سازمان مستقل و یا مرکز هماهنگکننده برای سیاستگذاری و برنامهریزی فعالیتهای مختلف مربوط به مساجد وجود ندارد. بیش از سیزده نهاد و سازمان در امور مربوط به مساجد فعال هستند؛ ولی تاکنون تولیتی خاص برای مساجد در نظر گرفته نشده است.
1- 5. معیّن نبودن حدود و میزان دخالت دولت در امر مسجد
حدود و ثغور دخالت دولت در امر مسجد و نیز چگونگی ارتباط و تعامل دولت با مساجد تاکنون بهصورت دقیق و جامع تبیین نشده و نیز شرح وظایف مشخص و مدوّنی برای مساجد و نحوۀ ورود دستگاهها و نهادهای دخیل به مدیریت مسجد تعریف نشده است.
1- 6. بیتوجهی مدیران و برنامهریزان به جایگاه ویژۀ مسجد
مسجد در اسلام از جایگاهی ویژه برخوردار بوده و با تمام شئون حکومت و مدیریت جامعه اسلامی پیوند خورده است؛ ولی متأسفانه در رفتار مدیران و تصمیمهای برنامهریزان حوزه مسجد، نوعی بیتوجهی به این جایگاه ویژة مسجد به چشم میخورد.
1- 7. نبود سازوکاری مناسب برای گسترش فرهنگ مسجد و نمازجماعت
عدم جدیّت در طراحی سازوکاری مناسب و قابل اجرا برای فرهنگسازی در سطح جامعه و نیز نبود آموزشهای کافی و وافی برای ایجاد و گسترش فرهنگ حضور در مسجد و نمازجماعت.
1- 8. تخصیص نیافتن اعتبارات مالی کافی برای مساجد
مسجد علیرغم برخورداری از شأن و جایگاهی والا در فرهنگ اسلامی، از نگاه ویژة برنامهریزان و متولیان برنامه و بودجۀ کشور برخوردار نیست و اعتبارات مالی ناکافی و نسبتاً کمی به این مکان مقدس اختصاص داده شده است.
1- 9. نبود سازوکار نظارت و پاسخگویی به شکایات
نبود سازوکار نظارت مستمر و منظم بر فعالیتهای مساجد و پاسخگویی به شکایات موجود در حیطة مساجد.
1- 10. کمرنگ شدن جایگاه مسجد در جامعه نسبت به گذشته
احساس میشود، مساجد به دلایل مختلف (که نیاز به پژوهشی جامع در این زمینه وجود دارد)، نسبت به دهههای قبل از جایگاه واقعی خویش کمی فاصله گرفتهاند.
1- 11. نبود سازوکاری مناسب برای تأمین بودجۀ سالانۀ مساجد
نبود سازوکاری مناسب و برنامهای جامع برای تأمین بودجۀ سالانه برای فعالیتهای مساجد در دو حوزۀ سختافزاری و نرمافزاری و نیز نبود دستورالعمل مناسب برای چگونگی جذب و هزینهکرد بودجه.
1- 12. بهرهمند نشدن مساجد از حمایت دستگاههای فعال در امر مسجد
در حال حاضر دستگاههای فعال در امر مسجد، بیش از آنکه به مساجد بهره برسانند و جایگاه آن را اعتلا ببخشند، از آن بهره میگیرند.
1- 13. بیتوجهی دولت به اجرا نشدن مواد برنامۀ اول تا پنجم توسعه در زمینۀ مسجد
در برنامههای پنجسالۀ اول و دوم توسعه دولت جمهوری اسلامی، جایگاه مسجد در برنامهها بسیار اندک و ناچیز دیده شده است. در برنامۀ سوم تنها در دو بند و یک تبصره در ماده 163 و در برنامۀ پنجم فقط در
مادۀ 6 و 9 به امر مسجد پرداخته شده است؛ علاوه بر این مسئله، همین برنامههای پیشبینی شده نیز بهشکل کامل و مناسب اجرا نشده است.(1)
2- 1. ساماندهی نشدن مدیریت و منابع انسانی مساجد
خلأ این مهم موجب تشتّت در آرا و تصمیمگیری نادرست برای فعالیتهای مسجد و استقرار نیافتن مناسب نیروها در جایگاه اصلیشان شده است.
2- 2. بِروز نبودن مدیریت مسجد
مدیریت مسجد در حال حاضر بِروز نیست و از علوم و تکنولوژی نوین مدیریتی بهره نمیگیرد.
2- 3. نبود سازوکار مناسب و فراگیر در مدیریت مساجد
مساجد در حال حاضر از هیچ نوع سازوکار مدیریتی برخوردار نیستند؛ سازوکاری مناسب و فراگیر که چگونگی انتخاب، نوع مسئولیت، نحوۀ فعالیت مدیران، امام جماعت، هیئت امنا، کارکنان و خادمان مسجد را بهطور دقیق تبیین نماید.
1) تبصرۀ بند «ز» ماده 163 قانون برنامۀ سوم توسعه چنین است:«دولت موظف است، در مناطق روستایی در صورت پنجاه درصد (50 درصد) خودیاری مردم برای احداث مسجد، پنجاه درصد (50 درصد) باقیمانده را تأمین نماید». در ماده نه نیز چنین آمده است: ماده9- به دولت اجازه داده میشود، به منظور افزایش سرانة بهرهمندی اقشار مختلف مردم از فضاهای فرهنگی، هنری و ورزشی و ایجاد زیرساختهای لازم برای توسعۀ فعالیت فرهنگی و هنری، اقدامهای زیر را انجام دهد: الف - حدأکثر پنجاه درصد (50%) هزینه تکمیل مراکز فرهنگی، هنری، دینی و قرآنی دارای پیشرفت فیزیکی، حداقل پنجاه درصد (50%) بخش غیردولتی و همچنین احداث اماکن ورزشی همجوار و متعلق به مساجد و کانونهای فرهنگی- ورزشی جوانان بسیج را که تکمیل و بهرهبرداری از آنها برای استفاده عمومی ضروری است، بر اساس آییننامه مصوّب هیئت وزیران، بهصورت کمک بلاعوض تأمین نماید. تبصره: در صورت تغییر کاربری اینگونه مراکز یا تغییر استفاده از عمومی به خصوصی، معادل ارزش کمکهای دولتی، به قیمت روز از دریافتکنندگان این کمکها أخذ میشود.
2- 4. استفاده نشدن از شیوههای نوین مدیریتی در مساجد
در حال حاضر غالب مساجد به شکل سنتی مدیریت و اداره میشوند و از شیوههای نوین مدیریت بیبهرهاند.
2- 5. بهره نبردن مدیران مساجد از دانش تخصصی مدیریت و روانشناسی
بسیاری از مدیران مساجد، حدأقل دورههای آموزش مدیریت و یا دورههای روانشناسی را ندیدهاند.
3- 1. نبود اطلاعات جامع و دقیق درباره مساجد کشور
یکی از لوازم ضروری برای برنامهریزی زیربنایی و اصولی برای مساجد، شناخت دقیق وضعیت و امکانات مساجد کشور از طریق داشتن اطلاعات جامع و مانع از آنهاست؛ ولی در حال حاضر اطلاعات دقیقی در این زمینه وجود ندارد.
3- 2. وجود نداشتن تقویمی جامع و تاریخی دربارۀ آیین و مناسک عبادی
اطلاعات اندک و ناقص عموم مردم، بهویژه جوانان از مناسبتها، سنتها، آیینها و مناسک عبادی، به دلیل وجود نداشتن یک تقویم جامع، مانع و تاریخی از آنها.
3- 3. صدمات جبرانناپذیرِ داشتن نگاه قشری به مساجد
مسجد متعلق به همۀ مردم است، از هر قشر و طایفه و نژاد و قوم و قبیلهای که باشند. نگاه قشری در مسجد صدمات جبرانناپذیری را متوجه جامعه خواهد کرد.
3- 4. برخورد نامناسب متولیان مسجد با جوسازیهای دشمن
در حال حاضر از سوی دشمن سؤالات انحرافی گوناگونی در مورد احکام شرعی، شبههافکنی و تشکیک در مبانی دینی، ولایت فقیه و
نیز نظام اسلامی ترویج میشود. وظیفۀ مساجد، زمینهسازی مناسب جهت پاسخگویی شایسته و منطقی و توأم با سعۀ صدر به اینگونه جوسازیهای دشمن است. برخورد بعضی از متولیان مسجد با افرادی که فقط با هدف آگاهی و شناخت بیشتر موضوع، طرح مسئله میکنند و عمدتاً نوجوان و جوان نیز هستند، بعضاً نامناسب و همراه با نگاه بدبینانه و برچسبزدنهای ناصحیح است که این مسئله موجب تقویت شبهات در ذهن آنان و رویگردانیشان از مسجد میشود.
3- 5. ترویج نشدن و گسترش نیافتن مفاهیم و فرهنگ نماز و مسجد
بهکارگرفته نگرفتن بهینة ظرفیتهای موجود در محیط اطلاعرسانی (صداوسیما، مطبوعات و رسانههای اجتماعی)، جهت بسط و گسترش مفاهیم و فرهنگ نماز و مسجد.
3- 6. برخورد جناحی بعضی از مساجد با احزاب و تشکلها
برخورد جناحی و تبعیضآمیز برخی از مساجد در ارائۀ خدمات به احزاب، گروهها و تشکلهایی که همه به اصل نظام و ولایت فقیه معتقد هستند.
3- 7. نبود توجه لازم برنامهریزان شهری به مساجد
مساجد نیز مانند بوستانها، فرهنگسراها و ترمینالها یک مکان عمومی محسوب میشوند؛ ولی برنامهریزان شهری، نهتنها هیچ نیروی خدماتی ویژهای برای آنها در نظر نمیگیرند، برای خدماترسانی، نظافت و بهداشت مساجد، حتی در حدّ دیگر مراکز عمومی نیز عمل نمیکنند.
همانطورکه میدانید، خداوند در قرآن کریم خانواده را عامل سکون و آرامش معرفی میکند و میفرماید: «و مِن آیاتِه أن خَلقَ لکم مِن أنفُسِکم اَزواجاً لِتَسکُنوا اِلیها»:(1)و از نشانههای خداوند این است که از جنس خودتان، برایتان همسرانی آفرید تا در کنارش آرام گیرید. پیامبر اعظم (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) نیز فرمودند: «هیچ بنایی نزد خداوند عزّوجلّ محبوبتر از (کانون) ازدواج و خانواده نیست». خداوند متعال در قرآن خانواده را با عنوان «آیه» معرفی مینماید و آرامش قلبهای آدمیان را در گروِ داشتن خانواده میداند. برای شناخت این نهاد اجتماعی کافی است بدانیم که هر چیزی که نشانه و آیهای از خدا است، به منزلۀ این است که صفات الهی در آن بروز و ظهور دارد و آنقدر از تقرب الهی برخوردار است که میتواند مسیر بندگی و طاعت و قرب الیالله باشد. اینکه پیامبر عظیمالشأن نیز بر تشکیل خانواده تأکید دارند، دلالت بر پاک و مقدس بودن این کانون دارد. محیط صمیمی و فضای آرام خانه در کنار اعضای خانواده میتواند به رشد و کمال همسران و فرزندان کمک کند و بستری مطلوب برای پیشرفت و خلّاقیت در زمینههای خیر فراهم آورد؛ بنابراین
1) روم: 21.
خانواده پایۀ اصلی سعادت هر فرد در جامعه محسوب میشود. محیط سالم خانواده فضای بسیار مناسبی برای شکوفا شدن استعدادهای فکری و روحی و جسمی فرزندان است تا بتوانند به سعادت خود و در نتیجه سعادت جامعه کمک کنند.
خانواده اولین نهاد اجتماعى است که نقش بسیار مهم و سرنوشتسازى در شکل گیرى شخصیت نوجوان و جوان ایفا مى کند. اغراق نیست اگر بگوییم، دستورالعمل چگونه زیستن و چگونه بودن هر فرد بر لوح سفید فطرت او، در دوران کودکى و توسط خانواده نگاشته مى شود و آموزه هایى که در این دوران توسط شخص دریافت مى شود، تا حدود زیادى مسیر زندگى وى را مشخص مى سازد؛ از سوى دیگر انسانها در تمامى جوامع و بهخصوص در جامعۀ دینمدار ما، تا پایان عمر ارتباط خود را با خانواده حفظ میکنند؛ بهگونه ای که توجه و الزام به اطاعت از اوامر و نواهى والدین، جزءِ لاینفک خصوصیات اخلاقى ایرانیان محسوب مى شود.
برای پیمودن راه سعادت و نیکبختی در دنیا و رسیدن به سرمنزل مقصود، فرزندان در کانون خانواده و توسط والدین با آموزههای دینی و اسلامی آشنا میشوند؛ پس از آن در مقطعِ سنیِ مشخصی آمادۀ ورود به پایگاه اجتماعی دوم، یعنی مدرسه میشوند و بیشتر تحت آموزش و تعلیم و تربیت اولیای مدرسه قرار میگیرند و همزمان نیز به پایگاه سوم یعنی جامعه وارد میشوند. در مراحل اولیة جامعهپذیری و در کانون خانواده است که جوان، انگیزهها و شرایط اولیه حضور یافتن و یا نیافتن در مسجد را مییابد؛ ولی مسجد با ایجاد جذابیتهای خاص خود، در هر برهه از زمان میتواند آغوش خود را بر روی فرزندان این مرزبوم بگشاید و بدینگونه نقش و رسالت خود را پُررنگتر نماید.
در زمینه جذب جوانان به مسجد عوامل مختلفى مؤثرند که میتوان آنها را در یک تقسیمبندى کلی، در چهار حوزه تعریف کرد: الف) خانه و خانواده؛ ب) نهادهای فرهنگی؛ ج) مسجد؛ د) محیط.
در مباحث این بخش سعی میشود، ابتدا عوامل اثربخش برشمرده شوند و در ادامه، روشهای مؤثر در جذب جوانان به مساجد ارائه شود. خانواده در این تعریف به دو شاخۀ خویشان نسبی (پدر، مادر، خواهر، برادر) و خویشان سببی (خویشان و فامیل) تقسیم میشود.
زندگى هر فرد در کانون خانواده شکل مى گیرد و بهتدریج از این مرکز با آداب و هنجارهاى حاکم بر فرهنگ و جامعه آشنا مى شود و با رفتارهاى رایج خو مى گیرد. بیشترین زمان حضور و زندگی فرد در کنار خانواده است و در اثر این تعامل و برخورد، بهتدریج هویت و شخصیت او شکل مى گیرد. سلامت، سعادت، تعادل و تعالی خانواده، به کیفیت روابط بین زن و شوهر و فرزندان بستگی دارد. اگر خانوادهها سالم و متعالی و استوار باشند، میتوان به داشتن جامعهای سالم و متعالی امیدوار بود؛ پس میتوان گفت خانواده سنگ بنای اجتماع است.
فرزندان ابتدا در خانواده و سپس در مدرسه تربیت میشوند؛ بنابراین جوّ تربیتی خانواده در مذهبی و یا غیرمذهبی تربیت شدن فرزندان بسیار مؤثر است. فرزندان خانوادههایی که از همان ابتدای کودکی فرزندان خود را با تکالیف دینی و احکام و شرایع دین آشنا میکنند، در جوانی از نظر دینی و اعتقادی در جامعه مشکل حادّی پیدا نمیکنند؛ ولی
خانوادههایی که خود مقیّد و پایبند به احکام دینی نبودهاند، بیشک در قبال پرورش معنوی فرزندان خود نیز احساس مسئولیت نمیکنند و این بیتوجهی آنان منجر به آسیبپذیری و خلأ معنویات در دورانهای بعدی زندگی فرزندانشان میشود.
بدیهی است که پدر و مادرى که خود بهندرت به مسجد مى روند و در انجام تکالیف شرعی کوتاهی میکنند، نمى توانند فرزندانی مسجددوست و مسجدرو تربیت کنند؛ این مسئله یکی از جنبههای مهم مربوط به تربیت خانوادگی و نقش الگودهی والدین در خصوص جذب فرزندان به مساجد است.
1- 1. مراقبت والدین از فرزندان
مراقبت والدین از فرزندان از همان دوران کودکى، خردسالى و نوجوانى تا سنین جوانى مى تواند، نقش بسیار اثربخشى بر مسجدى شدن و به قول روایات، صاحبِ مسجد شدن آنها ایفا کند. مراقبت در این زمینه، نه به معنای تجسّس و کارِ پلیسى، بلکه به معنای داشتن نگاهی مثبت و خیرخواهانه به فرزندان است که در نهایت مى تواند ایمان فرزندان را بیمه کند. نقش پدر و مادر در مأنوس ساختن فرزندان با مکانهای مذهبى، بهخصوص مسجد، بسیار بااهمیت است. حضور فرزندان در سنین پایین و آشنایى آنها با این محیط معنوى، ضمن ایجاد عادت مثبت در آنها، موجب خواهد شد که این حضور استمرار و دوام پیدا کند و در نهایت نهادینه شود. با نهادینه شدن این حضور، فرزندان مساجد را خانه دوم خود میدانند و با عشق، محبّت و علاقة خاصى به آن نگاه میکنند. ایجاد محبّت در دوران کودکى و نوجوانى موجب مانایى این علاقه میشود و سبب میگردد که با هیچ طوفانی، عشق آنان به
مساجد، ویران نشود. پدران و مادران باید جهت ایجاد انگیزه و افزایش رغبت در فرزندان خود، از هر وسیله اى که اسباب افزایش این علاقه را فراهم مى کند، بهره بجویند؛ برای نمونه دادن هدیه به کودک به دلیل رفتن وى به مسجد و حضور در نمازجماعت و همراهى پدر و مادر با او مى تواند بر جذب و افزایش حضور آنان در مساجد بیفزاید.
1- 2. تربیت صحیح والدین
خانواده به عنوان هستۀ مرکزى تعلیم و تربیت، از جهات مختلف در امر ترغیب و تحریض نوجوانان و جوانان به نماز و حضور در مساجد نقش دارند. پدر و مادرى که خود داراى تربیت صحیحى باشند، بهطور طبیعى فرزندانى مؤمن و معتقد تربیت خواهند کرد و فرزندان خانواده نیز در یک تعامل فکرى و عملى مى توانند در نحوۀ رفتار یکدیگر مؤثر باشند. همچنین پدر و مادرانى که بهطور مرتّب در فعالیتهاى اجتماعى و مذهبى حضور پیدا مى کنند، فرزندانشان نیز اجتماعى هستند؛ از همین رو در نمازجماعت مساجد نیز که نماد برترین و زیباترین حرکت اجتماعی است، قطعاً فعالانه شرکت خواهند کرد.
تحقیقات اخیر نشان داده است که نمازجماعت در جایگاه یکى از مناسکى که جلوۀ اجتماعى دارد، نهتنها در فرایند رشد اجتماعى افراد مؤثر است، آن را تسریع و تسهیل نیز میسازد. بدون شک نمازجماعت میتواند، به هویّت جوانان که در حساسترین برهۀ زندگى خود قرار دارند، شکل و قوامى مطلوب ببخشد.
1- 3. تشویق به نماز از سوی والدین و اقوام
تشویق فرزندان به نماز از سوى پدر و مادرى که خود اهل نماز نیستند، مسلماً نتیجه مطلوبى نخواهد داشت. همچنین خویشاوندان
نیز در تشویق فرزندان به انجام فرایض دینی مؤثرند. اگر آنها عامل به احکام اسلامی باشند و در برنامه هاى مساجد فعالانه شرکت نمایند، سخن و گفتارشان بىتأثیر نخواهد بود؛ درنتیجه تشویق فرزندان توسط پدر و مادر و در کنار آن تشویق خویشاوندان نزدیک به حضور در نمازجماعت زمانی مژثر و از اهمیت بالایى برخوردار است که خود آنها اهل مسجد و نماز باشند.
به هر میزان خانواده ها به مسائل اسلامى و مذهبى آگاهتر باشند و جایگاه و منزلت مسجد در نزد آنان روشنتر و مشخصتر باشد، فرزندان آنان نیز از رشد و آگاهى بیشترى برخوردار خواهند بود. خانوادهها میتوانند با توصیه به فرزندانشان، آنان را در گرایش بیشتر به مسجد سوق دهند.
1- 4. راهکارهای تربیت دینی
در کتابهاى معتبر تربیت دینى، به روشهاى زیر (پنج روش اول) به عنوان راهکارهاى تربیت دینى اشاره شده است:(1)
1- 4- 1. الگویى ؛
1- 4- 2. محبت ؛
1- 4- 3. تکریم شخصیت ؛
1- 4- 4. موعظه و نصیحت؛
1- 4- 5. تشویق و ترغیب ؛
1- 4- 6. تنبیه و مجازات ؛
1- 4- 7. هدایت .
روشهاى تربیت دینى یادشده، تماماً مواردى هستند که توسط
1) در کتاب 313 روش توسعه و ترویج نماز، تألیف خسرو کىمنش، به پنج روشِ الگویى، محبت، تکریم شخصیت، موعظه و نصیحت، تشویق و ترغیب اشاره شده و روشهاى تنبیه و مجازات و هدایت از سوى نگارنده اضافه شده است.
والدین قابلیت اجرایى و عملى شدن دارند. شاید بتوان گفت در بعضى از عوامل اثربخش تعدادى از این روشها کاربرد بیشتری دارند؛ ولى در ارتباط با خانواده، بهکارگیرى این شیوههای تربیتى و روشهای پیشنهادى، با تنوّعبخشى به آنها مى تواند، راهکاری اساسى در جذب فرزندان به مسجد و نمازجماعت باشند.
«برای تربیت دینی و فرهنگ مذهبی نسل نوجوان و جوان مراتبی وجود دارد که باید والدین، مبلغان و مربیان این مراتب و مراحل را بهصورت پلکانی طی نمایند تا تأثیرات عمیق و لازم را داشته باشند:
الف) اُنس دینی: ایجاد تعلّقات معنوی از طریق شرطی شدن اعمال و افعال مذهبی؛
ب) عادت دینی: ایجاد عادات مذهبی به کمک تکرار اعمال و احساس مسئولیت در عبادات؛
ج) معرفت دینی: فهم و استنباط معرفت دینی به کمک تفکر، تعقّل و تحلیل مسائل مذهبی؛
د) شاکلة دینی: تجلّی و تبلور فرهنگ مذهبی در وجود و شخصیّت نوجوان و جوان؛
ه) خودجوشی دینی: در جستجوی عشق، عرفان و معنویت برتر به کمک جاذبههای قدسی».(1)
1- 5. روشهای اجرایی جذب جوانان به مسجد و نمازجماعت توسط والدین
1- 5- 1. تبیین مفهوم واقعی عشق در خانواده
عشق بنا بر تعریف عبارت است از «وابستگی با صمیمیت زیادِ یک نفر به فرد دیگر». همۀ ما کمابیش عشق را تجربه کردهایم. عشق به فرزند
1) دبیرخانۀ شورایعالی جوانان، جایگاه جوانان در پرتو منشور تربیتی نسل جوان، ص34.
به هنگام تولد معمولاً بهطور غریزی و خودبهخود ایجاد میشود. عشق به فرزند باید بدون قیدوشرط باشد. گفتن یا القاکردن این مسئله که «من دوستت ندارم مگر اینکه...» یک اشتباه جدی است و هرگز نمیتواند پایه و اساس محکمی برای یک رابطه سالم و بادوام باشد. البته عشق در یک خانواده در خلال رشد فرزندان دائماً در معرض تهدید قرار دارد؛ نوجوان و یا جوان ممکن است، غالباً به روشهایی نادرست رفتار کند و والدین را عصبانی یا غمگین و حتی نزد اقوام و آشنایان سرافکنده سازد؛ بههرحال وجود یک عشق خالص در محیط خانوادگی سبب میشود که والدین به رغم مخالفت با رفتارهای نادرست فرزندان، همواره توانایی ابراز دوستی و همدلی با آنان را داشته باشند.
«در خلال این اختلافنظرها، والدین باید به پرتوهای عشقشان اجازه بدهند که همچنان تابنده باشند. فرزندان اگر عشق والدینشان را احساس کنند، قادر خواهند بود که سختترین تجربهها را تحمل نمایند و برعکس، فرزندانی که احساس میکنند از طرف والدینشان طرد شدهاند، عصبانی و آسیبرسانتر خواهند شد. هرگز این کار را با فرزندتان نکنید. حتی در زمانی که شدیدترین اقدامات را برای تنبیه و یا دستور به او برای انجام فرایض دینی انجام میدهید، عشق خودتان را به او نشان دهید. گاهی اوقات ممکن است اینطور به نظر برسد که فرزند شما به خاطر تنبیه و یا عصبانیتی که نسبت به او داشتهاید، دیگر شما را دوست ندارد؛ ناامید نشوید. در اغلب موارد این مسئله گذرا و سطحی است و در نهایت خواهید دید که عشق او مجدداً از پرده بیرون خواهد آمد و خودش را نشان خواهد داد».(1)
1) دونالد ای گریدانوس، مراقبت از نوجوانان، ص51.
1- 5- 2. همراه کردن فرزندان جوان با خود برای شرکت در جشنهای مذهبی
والدین سعى کنند در مناسبتها، بهخصوص عیدها و جشنهاى اسلامى که مساجد داراى برنامه هاى شاد و جذاب ترى هستند، ضمن حضور خود، حتماً فرزندان جوان خویش را نیز شرکت دهند تا خاطرات خوب برنامه هاى شاد مسجد در ذهن آنها باقى بماند. یکى از دلایل عمدة حضور نیافتن خانواده ها در مساجد، مشغلۀ کارى و نداشتن فرصت کافی است؛ آنها میتوانند حدأقل با شرکت در برنامه هاى عیدهای اسلامى که در ایام تعطیل است، جرقه هایى از آشنایى و انس را در فرزندان خود روشن کنند و با این کار سبب شوند که فرزندانشان بیگانه و ناآشنا با مساجد بار نیایند.
1- 5- 3. نحوة برقراری ارتباط با جوان
یکی از موارد مهمی که خانوادهها باید در پرورش دینی جوانان بهطور جدی مدّنظر قرار دهند، نحوۀ برقراری ارتباط با آنهاست. در هر نوع رابطهای، برقرای صحیح و مؤثر ارتباط ضروری است، بهخصوص در رابطۀ والدین با فرزندان. «روش ارتباط والدین در نحوۀ ایجاد انگیزه در جوانان در گرایش به سمت معنویات و انجام فرایض دینی، نحوۀ ابلاغ ارزشها و نحوۀ ایجاد احساس مسئولیت در آنها نقش تعیینکنندهای دارد. والدین معمولاً روش ارتباطشان را زمانی که فرزندان آنها به سن نوجوانی میرسند، تعیین میکنند. ارتباط برقرار کردن در خلال سالهای سخت نوجوانی میتواند کاملاً مشکل باشد؛ مگر اینکه قبلاً در زمانی که نوجوان خیلی کوچکتر بوده، برای کسب مهارت ارتباط برقرار کردن با وی تلاش و کار کرده باشند».(1)
1) همان، ص54.
1- 5- 4. پرهیز از بر زبان آوردن سخنان تحریکآمیز در حضور جوان
بعضی از والدین به دلیل اشتباه یا سهلانگاری و یا خطای متولیان امور دینی (مدیران مساجد، امام جماعت، هیئت امنا، خادم)، البته به زعم خویش، در حضور فرزندانشان بدگویی میکنند؛ غافل از اینکه با این کار، آینۀ ذهن پاک آنها را درباره مسجد غبارآلود میکنند و این کار آنها بهتدریج در فرزندانشان نوعی بدبینی و بدانگاری به متولیان امور دینی بهوجود میآورد و زمینة دینگریزی در آینده را در آنها تقویت میکند؛ ازهمینروی به پدر و مادرها توصیه مى شود، حدأقل در حضور فرزندان نوجوان و جوان خود از بیان این سخنان تحریک آمیز خوددارى نمایند و یا از دیگر فعالان امر دین، بهویژه اهالی مسجد که صادقانه فعالیت و تلاش مینمایند، با هدف الگوسازی و ایجاد نگاه مثبت در فرزندانشان تعریف و تمجید کنند تا مبادا ناخواسته، زمینهساز مسجدگریزى در جوانانشان شوند.
1- 5- 5. توجه خاص والدین به دوستیابی فرزندان جوانشان
توجه جدّى و اهتمام ویژۀ والدین به معاشرت فرزندان جوان با دوستان و نیز ایفاى نقش مثبت و فعالتر در دوستیابى آنها مى تواند سلامت اخلاقى و رفتارى آنان را در آینده تضمین کند. والدین سعى کنند در انتخاب دوستان فرزندان خویش، تأمّل جدى داشته باشند و زمینۀ دوستى با بچه هاى مسجدى را برای آنها فراهم کنند و برعکس، در مورد ارتباط با دوستانى که تقیّد کمتری به مسائل مذهبى دارند، بهطور غیرمستقیم، رفتارى سختگیرانه داشته باشند؛ زیرا نفس انسان بهگونه اى است که به سمت مسائل منفى کشش بیشترى دارد؛ پس باید سعى شود زمینه هایى که موجب مى شود، این کشش و جاذبه افزایش یابد، کاهش پیدا کند.
کمترین کار در این خصوص، معیار قرار دادن اقامۀ نماز و یا حضور در مسجد برای انتخاب دوست برای فرزندان جوان است.
1- 5- 6. تشویق فرزند جوان مذهبی و مسجدی در حضور دیگر فرزندان
یکى از کارهایى که والدین باید با هدف تشویق و ترغیب فرزندان جوان خود (تشویق مادی یا معنوی) به حضور در مسجد انجام دهند، این است که برنامههای تفریحی را که نزد آنها از محبوبیت و مقبولیت خاصی برخوردار است، با عنوان امتیاز و تشویق به فرزندی اختصاص دهند که اهتمام بیشتری به حضور در مسجد و یا همنوایی با دوستان مسجدی از خود نشان داده است و به دیگر فرزندان نیز تفهیم نمایند که علّت گرفتن این امتیاز، حضور منظم او در مسجد و اقامۀ نمازجماعت بوده است و اگر احیاناً تمام فرزندان آنان در مساجد حضور پیدا مى کنند، این امتیاز را به کسى بدهند که از نظم و استمرار بیشتری در رفتن به مسجد برخوردار است.
1-5-7. نظرخواهی از فرزندان جوان دربارة چگونگی رفتن به مسجد
والدین سعى نمایند نظر فرزندان خود را دربارة چگونگى رفتن به مسجد، محل نشستن در شبستان، نوع جانماز، مهر و نحوۀ پوشش لباس جویا شوند و تلاش کنند تا آنجا که ممکن است، پیشنهادهای آنان را عملی نمایند. بعضاً مشاهده مى شود که جوان در مسجد براى اقامۀ نمازجماعت دوست دارد در بین دوستان و همسالان خود باشد، ولى والدینش او را از این کار منع میکنند و اصرار دارند آنها را کنار خویش که عمدتاً افراد مسن و یا بزرگسال هستند، جای دهند. این امر در نهایت اسباب دلزدگى و بىانگیزه شدن فرزندان به حضور در نمازجماعت و مسجد را فراهم خواهد ساخت.
1- 5- 8. مهیا کردن شرایط رشد جسمی، شناختی و روانی جوانان
نقش پدر و مادر در ترغیب فرزندان به انجام فرایض دینی این است که به آنان کمک کنند تا با کمترین صدمات جسمی و روحی، دورۀ آموزش و دریافت مفاهیم دینی را طی کنند. لازم است والدین در این مدت، بهترین شرایط را برای رشد جسمی، شناختی و روانی فرزندانشان فراهم کنند. «در قامت یک پدر و مادر، آماده باشید که نوجوانتان شما را هدف مناسبی برای سرزنشهای خود بداند. شما تبدیل به کسی میشوید که مسئول تمام مشکلات اوست؛ کسی که جلوی پیشرفت و رشد او را گرفته و مانع تفریح او شده است و نگذاشته که او با بقیه بچهها جور شود. به هرحال، بیشتر انتقادهای او را به دل نگیرید و نوجوانتان را رها نکنید. در بسیاری اوقات، والدین نتیجهگیری میکنند که "انگار هیچ کدام از حرفهای من روی فرزندان اثری ندارد؛ دیگر اختیار بچهام دست من نیست"؛ اما ناامید نشوید. شما بالغ هستید و تجربۀ بیشتری دارید؛ فرزند شما هنوز در حال رشد است؛ پس به تلاشتان ادامه بدهید. نوجوانها و جوانان بیشتر از آنچه که فکرش را بکنید، در حال دیدن، شنیدن و یاد گرفتن هستند».(1)
1- 5- 9. ثبتنام جوانان در کلاسهای غنیسازی اوقات فراغت مساجد
والدین حتىالمقدور تلاش کنند، فرزندان جوانشان را در کلاسهاى غنىسازى اوقات فراغت مساجد ثبتنام نمایند و اگر احیاناً بهدلیل عدم امکان تشکیل بعضى از کلاسها، مانند رشته موسیقى، تئاتر، کامپیوتر، ورزش، در مساجد فرزندان جوان را در مراکز دیگر ثبتنام میکنند، سعی کنند دستکم براى یک رشته و فعالیت هم که باشد، آنان را در فعالیت
1) دونالد ای گریدانوس، مراقبت از نوجوانان ، ص115.
و برنامه هاى مساجد شرکت دهند تا حلقۀ اتصال فرزندان با مساجد گسسته نشود.
1- 5- 10. حفظ احترام فرزند جوان در مسجد
هنگامىکه والدین با فرزندان جوانشان در مسجد حضور دارند و به هر دلیلى قصد درمیان گذاشتن مطلب و مخاطب قرار دادن وی را دارند، سعى کنند با کلمات زیبا و احترامآمیز او را مخاطب قرار دهند. این مسئله در مواقعى که فرزند جوانشان در جمع دیگر جوانانِ مسجدی حضور دارد، دقّت نظر بیشترى را مى طلبد؛ البته نباید از نظر دور داشت که عدم تعادل و صداقت در رفتار والدین و دوگانگی رفتاری در درون و بیرون از محیط خانواده تأثیری منفی و جبرانناپذیر بر فرزندان دارد. والدین در مواقعی که به همراه فرزندان جوانشان در مراسم دینى و عبادى شرکت مى کنند، بهخصوص هنگامى که به مسجد مى روند، سعى کنند در مدت زمانى که در حال عزیمت و بازگشت از مسجد هستند، از حرکات تند و خشن پرهیز نموده و لطیف ترین و ملایم ترین سخنها را به کار ببرند.
1- 5- 11. چشمپوشی از خطاهای کوچک فرزندان جوان در مسجد
بهتر است والدین در هنگام همراهى فرزندان جوان در مسجد، از خطاى جزئى یا اشتباه کوچک آنها چشمپوشى کنند و یا حتىالامکان بهطور غیرمستقیم موارد اشتباه را به آنان تذکر دهند؛ بهویژه در مواقعى که فرزندانشان در مسجد با همسالان و همکلاسیها و یا همگروه هاى فعال مسجد همکارى و تعامل دارند. به هنگام بروز اختلاف احتمالی میان آنان، والدین باید در چنین مواقعى اختلافات آنان را به حدأقل رسانند و با پادرمیانى، تلاش نمایند که دوستى بچه هاى مسجد از بین نرود؛ در غیر اینصورت این اختلاف موجب گریز و رویگردانى آنها از مسجد خواهد شد.
1- 5- 12. پررنگ کردن نقش مسجد برای فرزندان جوان
مسجد با برگزارى کلاسهاى ویژة خانواده ها و انجام مشاوره براى آنها و نیز ارائه راهکارها و الگوهاى عملى و روش شناسى رفتارى در برخورد با فرزندان جوان، مى تواند ضمن افزایش آگاهى والدین بهطور غیرمستقیم، از طریق این تعامل و همکارى متقابلِ ایجادشده، راه را براى حضور بیشتر آنان در مسجد فراهم سازد.
1- 5- 13. قدردانی از فرزندان جوان بابت انجام فرایض دینی
وقتی کودکان و نوجوان و حتی جوانان به نماز و انجام فرایض و مناسک مذهبی توجه مینمایند، باید به نحو شایستهای از آنها قدردانی شود؛ این عمل باید بلافاصله پس از رفتار آنها صورت گیرد تا آنان دلیل و ارتباط آن را با رفتار مثبت درک کنند. این قدردانی در ابتدای شکلدهی رفتار، بهشکل مستمر و از نوع اولیه باشد؛ اما تدریجاً از مقدار اولیه کاهش و به جای آن قدردانی ثانویه را اعمال شود. همچنین لازم است که این قدردانی بهشکل ثابت و یکنواخت و منظم ارائه نشود؛ بلکه از شکل ثابت به شکل متغیر و نامرتب ارائه شود تا فرزندان جوان به آن وابسته نشوند.
1- 5- 14. تهیۀ کارت حضور و غیاب فرزندان جوان در مسجد
تهیۀ یک کارت ماهانه که در آن زمانهاى حضور فرزندان جوان در مسجد بهصورت روزانه ثبت شود، از روشهایى است که مى تواند برای آنان جاذبه ایجاد کند. تعیین ارزش جایزه و هدیه بر اساس تعداد دفعات حضور در مسجد نیز مؤثر خواهد بود. به هر میزان تعداد دفعات شرکت فرزندان در نمازجماعت مساجد، در طول یک ماه بیشتر باشد، نوع پاداش آخر ماه نیز با ارزشتر در نظر گرفته شود. در تعیین نوع پاداش، سعى شود
از نظر آنان نیز استفاده شود؛ زیرا این روش از کارایى بیشتری خواهد شد.
1- 5- 15. دقت در برقرای ارتباط خانوادگی با خانوادههای دیگر
والدین سعى کنند در برقرارى ارتباط با دیگر دوستان و خانواده ها دقیق تر عمل نمایند. برقرارى ارتباط و دوستى والدین با خانواده هاى مذهبى و مسجدى، بهطور غیرمستقیم بر فرزندان جوان آنان نیز اثر خواهد گذاشت. حضور چندین ساعته در منازل یکدیگر، نوع گفتاری که در برقرارى ارتباط مورد استفاده قرار میدهند، نوع فیلمهایى که تماشا مى کنند و نوع برداشت و نگرش خانواده ها به پایبندى به امور دینى و مذهبى، در درازمدت آثار مثبت یا منفى خود را بر جاى خواهد گذاشت.
1- 5- 16. اطلاعرسانی در جمع درباره حضور فرزند جوان در مسجد
والدین با هدف تشویق و ترغیب فرزندان، لازم است در حضور دیگر اعضای خانواده ، فامیلهای سببی، نزدیکان و آشنایان، به دلیل حضور منظم فرزندان جوانشان در مسجد و نیز شرکت در برنامه هاى مختلف مذهبى، ضمن تشویق آنان، بهنحوى این موضوع را اطلاعرسانى کنند؛ چراکه تشویق در حضور دیگران براى فرزندان جوانان بسیار مهم است. اگر این تشویقها در مواقعى انجام شود که در یک مناسبت خاص، همه خویشاوندان و نزدیکان حضور دارند و با یک هدیه نیز همراه باشد، بسیار مؤثرتر و کارسازتر خواهد بود.
1- 5- 17. زدودن نگرش منفی فرزندان جوان به رفتارها و مکانهای مذهبی
والدین در فواصل زمانى مختلف، بهخصوص در مواقعى که احساس مى کنند نگرش فرزند جوانشان به مسجد و اهالی آن منفى و یا به هر دلیلى دچار مشکل شده است، به محض دریافت نشانه هاى بروز چنین ذهنیتی، باید با گفتگو با فرزندانشان، از نظر آنان راجع به مسجد،
فعالیتهاى آن، نمازگزاران، امام جماعت، هیئت امنا و خادم آگاه شوند، تا قبل از اینکه این نگرش منفى در ذهن آنان تثبیت و نهادینه شود، آن را رفع کنند و یا زمینۀ ایجاد آن را مرتفع سازند.
1- 5- 18. همانندسازی رفتار والدین با سطح رفتاری فرزندان جوان
«با توجه به مقاطع سنی مختلف فرزندان و با هدف عمقدهی و بسط نفوذ کلامی و رفتاری (در حوزۀ مبانی، مفاهیم و معرفت دینی) شایسته است والدین همانندسازی رفتاری انجام دهند. تی اچ موریس در کتاب درسهایی برای والدین مینویسد: "با فرزندان خود رفیق باشید و با آنان بازی کنید. برایشان داستان بگویید و با آنها گفتگوهای صمیمانه داشته باشید؛ بهویژه پدران و مادران باید بدانند که خود را همسطح بچهها قرار دهند و با زبانی سخن گویند که آنان درک کنند و بفهمند».(1)
1- 5- 19. تهیه هدیه برای فرزندان جوان از طرف اعضای مسجد
والدین سعى کنند در راستاى تشویق فرزندان و نیز ایجاد نگاه مثبت در آنها به اهالى مسجد، در مناسبتهاى مختلف، مخصوصاً در اعیاد و جشن هاى ملّى و مذهبى، هدایایى تهیه کنند و از طرف مسئولان مسجد و با امضای آنها (امام جماعت، هیئت امنا، مدیر فرهنگى و حتی خادم) به فرزندانشان هدیه دهند. با این کار دلبستگى فرزندان به اهالى مسجد زیادتر و زمینهساز استمرار و حضور بیشتر آنان در مساجد خواهد شد.
1- 5- 20. عادت دادن فرزندان جوان به عبادت در منزل
والدینی که به هر دلیلی کمتر در مساجد حضور پیدا مى کنند، شایسته است فضاى درونى خانه را طورى سازماندهى کنند که بزرگسالانِ خانواده، مخصوصاً پدر و مادر و نیز پدربزرگ و مادربزرگ، هنگام اقامۀ
1) محمدعلی چنارانی، رفتار امامان (علیهم السلام) با کودکان و نوجوانان، ص28.
نماز، فرزندان جوان را نیز با خویش همراه سازند تا حدأقل در همان سنین، آنها را به نمازجماعت عادت دهند؛ بدین تریتی والدین با ترتیب دادن نوعى نماز جماعت کوچک در درون خانواده، فرزندان را با چگونگى برگزارى و نیز جذابیت این مراسم عبادى آشنا میسازند.
1- 5- 21. ترغیب ذهنى فرزندان جوان به مسجد
والدین سعی کنند هر نوع سازوکاری را که به ترغیب ذهنى فرزندان به مسجد یاری میرساند و زمینة گرایش آنان را به نمازجماعت و مسجد فراهم میکند، طراحی و اجرا کنند. انجام کارهایی مانند تهیۀ کتابهای داستان، خاطره، حکایت، بازگویی قصه هاى جالب و خواندنى، شعر، دعاها و زیارتنامههای مرتبط با موضوع مسجد و نماز جماعت میتواند در این زمینه راهگشا باشد. اگر این کتابها همراه با تصاویر و عکسهای زیبا و در عین حال مرتبط با موضوع باشد، از اثربخشى بیشترى برخوردار خواهد بود.
1- 5- 22. مغلوب احساسات نشدن در تربیت
در تربیت و پرورش فرزندان برای انجام فرایض دینی، «اجازه ندهید که عواطف در خارج از مرزهای مشروع و معقول سیر کند و عنانِ اختیار به دست احساسات سپرده شود؛ چراکه شما تبدیل به فردی احساساتی خواهید شد. غلبۀ احساسات سبب محرومیت از تفکر منطقی میشود و این امر در افکار و قضاوتها بهشدت اثر میگذارد و در نهایت نتایج مطلوبی در پی نخواهد داشت».(1)
1- 5- 23. خانواده و مسجد، مکمّل یکدیگر
خانوادهها و مساجد میتوانند نهادهای مکمّل یکدیگر باشند؛ چراکه
1) دونالد، ای گریدانوس، مراقبت از نوجوانان، ص27.
اگر خانه محل تجلّی ارزشهای دینی باشد، مسجد رونق پیدا میکند و اگر مساجد در جذب و تربیت افراد موفق باشند، خانواده سلامت و قداست خود را حفظ خواهد کرد؛ بنابراین هم والدین و هم مساجد، باید برای ارتباط منظم با یکدیگر برنامههای مناسبی را طراحی و اجرا کنند.
1- 5- 24. تثبیت اصول و مبانی تربیت دینی و مهارتهای اجتماعی در خانواده
بایسته است والدین «اصول و مبانی تربیت دینى و مهارت هاى اجتماعى- دینى را در خانواده شکل دهند. اگر این امرِ ضروری صورت نپذیرد، بسیار بعید است که در دوره هاى بعدى و به هنگام حضور جدی در بطن اجتماع، بتوانند این مهم را انجام دهند. یکى از مهمترین مواردِ این مهارتهاى اجتماعى- دینى، پدیدۀ مسجدرَوى و استقبال از اماکن متبرکه است».(1)
1- 5- 25. تشویق فرزندان جوان به عضویت در کتابخانۀ مسجد
والدین تلاش کنند با هدف ترغیب فرزندان جوان خود به حضور در مساجد، ضمن عضو کردن آنان در کتابخانۀ مسجد، آنها را به استفاده از سالن مطالعة آن ترغیب کنند. اگرچه ممکن است به دلیل مهیّا بودن شرایط خانه، نیازى به عضویت در کتابخانة مسجد و استفاده از سالن مطالعة آن احساس نشود، انجام این کار میتواند در اُنس بیشتر جوانان با مسجد بسیار مفید و مؤثر باشد.
1- 5- 26. انتخاب بهترین مسجد برای جوانان
والدین در صورتى که مسجدِ محل را به هر دلیلى (ظاهری، بهداشت، مدیریت)، مناسب تشخیص ندهند، شایسته است فرزندان جوان خود را به مساجد و زیارتگاههایى رهنمون سازند که داراى جاذبه بیشترى
1) اکبر رهنما، مسجد نقطه وصل، ص206.
(از نظر نمای ظاهرى، بهداشت و معمارى) هستند تا دلزدگى از مسجدِ محل، مانع حضور آنها در دیگر مساجد و شرکت در نماز جماعت نشود.
1- 5- 27. همدلی والدین در تشویق جوانان به حضور در مسجد
هماهنگى والدین در ترغیب و تشویق فرزندان جوان به حضور در مسجد بسیار مؤثر است. بعضاً مشاهده مى شود که جوان با تشویق پدر مایل به عزیمت به مسجد است، ولى با مخالفت مادر مواجه مى شود و یا بالعکس که این امر در شخصیت و هویت دینى جوان، تأثیر منفی خواهد گذاشت.
1- 5- 28. داشتن نگاه ویژه به مسائل ریز دینی
برای تقویت اراده فرزندان جوان در انجام مناسب و مطلوب امور دینی و مناسک عبادی، توجه آنها را به مسائل ریز و کوچک مرتبط به این امور بیشتر معطوف نمایید. داشتن نگاه ویژه به این مسائلِ به ظاهر ریز، در نهایت زمینۀ تقویت اراده و مقاومت و پایداری فرزندان جوان را در انجام امور مهمتر مهیا میسازد.
1- 5- 29. بازگویی پیامدهای دوری از مسجد
والدین میتوانند جهت ایجاد دافعه از افراد فاسد و منحرف در ذهن جوانان و ایجاد جاذبه براى آنان به سوى مساجد و معارف دینی، علت انحراف این افراد را دورى از مسجد و عبادت معرفى کنند. (چهبسا چنین چیزی در سطح جامعه دارای واقعیت نیز هست.)
1- 5- 30. آموزش صحیح و اصولی تربیت دینی جوانان به والدین
بایسته است والدین قبل از اینکه در موضع امر کردن به فرزندان به انجام فرایض دینی قرار گیرند، راههای اصولی و صحیح تربیت دینی فرزندان را به شکلی علمی و هدفمند آموزش ببینند تا درک صحیحی از عبادت و مفاهیم دینی داشته باشند و بتوانند آن را به صورت درست به جوانان انتقال دهند.
1- 5- 31. ترغیب فرزندان جوانان به انجام کار گروهی در مسجد
ترغیب فرزندان جوان به انجام کارهاى گروهى در مساجد، مى تواند نوعى تمرین زندگى اجتماعى براى آنان باشد و به شکلی صحیح و هدفمند منجر به افزایش اجتماعپذیرى در آنان شود. فعالیتهایی مانند تهیۀ نشریۀ دیوارى مساجد، گروه سرود، گروه نمازگزاران، گروه تئاتر از این قبیلاند.
1- 5- 32. استفاده از عوامل انگیزشی در ترغیب فرزندان جوان
«والدین باید به عوامل انگیزشی بیشتر توجه نمایند. فرزندان جوان را نسبت به ثواب و پاداش و حسناتِ خواندن نماز جماعت و نیز نماز در مسجد که داراى چندین برابر ثواب و پاداشِ اقامه در خانه است، آگاه سازند. در این خصوص مناسب است از آیات و روایات ائمّه (علیهمالسلام) بهره جویند».(1)
1- 5- 33. اصلاح اشتباهات نماز فرزندان جوان به شیوۀ صحیح
والدین بهتر است از طرح اشتباهات نوجوانان و جوانانی که تازه شروع به خواندن نماز کردهاند، بپرهیزند و با تسامح با اشتباهات آنها برخورد کنند و با الگودهی در انجام صحیح نماز و تعلیم غیرمستقیم، سبب تغییر و اصلاح رفتار نوجوانان و جوانان خود شوند.
1- 5- 34. تهیۀ سوغات برای فرزندان در سفرهای زیارتی
شایسته است که والدین در «سفرهاى زیارتى- تفریحی نسبت به خواستههای فرزندان جوانشان توجه ویژه داشته، لوازم خریداریشدهٔ مرتبط با موضوع زیارتگاه و یا مسجد و نماز را در اتاق او قرار دهند»(2)تا رؤیت مستمر آن تداعیکنندۀ خاطرات معنوی باشد.
1) پیامبر مکرّم اسلام (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) میفرمایند: «ریاضُ الجنة المساجد»: مساجد باغهاى بهشتاند. ایشان در روایتی دیگر نیز میفرمایند: «مَن ألَّفَ المسجدَ ألّفَه اللَّهُ تعالى»: هر کس با مسجد انس بگیرد، خداى تعالى با او انس میگیرد.
2) خسرو کىمنش و امکلثوم باقری، 313 روش توسعه و ترویج نماز، ص48.
1- 5- 35. استفاده از کلمات و جملات اثربخش در حضور فرزندان جوان
ضروری است هنگام صحبت و یا نصیحت، بهخصوص در مواقعی که در ارتباط با موضوع نماز و عبادت و انجام فرایض دینی است، از کلمات و جملاتی بهره گیرند که دارای بار عاطفی روحی و روانی مثبت باشد تا اثربخشی بیشتر و عمیقتری داشته باشد.
1- 5- 36. رعایت حقوق فرزندان جوان در انتخاب نگرشهای مذهبی
والدین لازم است ضمن «عمل به موازین دینی و ارائهٔ الگو به فرزندان جوان، از همان سالهای کودکی و نوجوانی به آنان فرصت اندیشیدن و آزادی انتخاب را بدهند و با روشهای همراه با احترام به نگرش آنها، با آنان برخورد شایستهای داشته باشند».(1)
1- 5- 37. رفع عوامل منفی و حساسیتزا دربارۀ مسجد
والدین باید سعى کنند عوامل منفى و حسّاسیّتبرانگیزی که زمینه گریز فرزندان جوانشان از مسجد و حضور نیافتن در آنها را فراهم میکنند، شناسایی کنند و برای برطرف کردن آنها اقدام کنند.
1- 5- 38. دعوت از دوستان مسجدی جوان به منزل
چه خوب است در مراسمى که براى فرزندان جوان ترتیب داده مىشود، مانند جشن تولد، جشن تکلیف، جشن فارغالتحصیلی، سعى شود بیشتر از دوستان مسجدى او دعوت به عمل آید یا حدأقل بیشترین دوستان دعوتشدۀ او، از میان نمازگزاران مسجدی باشند.
1- 5- 39. تشویق فرزندان جوان به اقامۀ نماز حاجت برای رفع گرفتاری
میتوان فرزندان جوان را ترغیب کرد تا هر وقت مشکلى برای آنان پیش بیاید، با توجه به آموزه هاى دینى و تأکید پیشوایان اسلام، به اداى دو رکعت نماز جهت گشایش کار یا رفع مشکل، در منزل و یا مسجد
1) فاطمه امیرینژاد، «بررسی راههای تثبیت...»، روزنامه کیهان، ش18667.
اقدام نمایند؛ البته در کنار اقامۀ نماز حاجت، تلاش و کوشش نیز باید انجام شود. این یک اصل مهم است که همواره باید مدنظر قرار داد که موفقیت از آنِ کسی است که علاوه بر توکل و یاری خواستن از خداوند، به اندازه کافی سعی و تلاش کند.
1- 5- 40. مصافحۀ فرزندان جوان با امام جماعت بعد از نماز
با توجه به اینکه امام جماعت بالاترین مقام را در مسجد دارد، بایسته است که والدین زمینۀ ارتباط دوستانۀ فرزندان جوان با امام جماعت را فراهم نمایند، هرچند این ارتباط در حد یک مصافحه بعد از اقامۀ نماز جماعت باشد.
1- 5- 41. برنامهریزی اوقات فراغت فرزندان جوان به سمت مسائل مذهبی
والدین در برنامهریزی دینی برای جوانان سعی کنند آنها را در اوقات فراغت به سمت فعالیتهایی هدایت کنند که هوش و فکرشان را به سمت مسائل دینی و مناسک مذهبی سوق دهد و به پرورش عناصر مذکور کمک نماید.
1- 5- 42. گنجاندن بازدید از مساجد و اماکن مذهبی در سفرهای زیارتی
والدین سعى کنند در گردش و سفرهاى تفریحى و زیارتى، حتماً بازدید از یک مسجد تاریخى و یا مکان مذهبی را که مشهور و معروف و داراى برجستگى خاصی است، در برنامهها بگنجانند.
1- 5- 43. ترغیب کودکان و تقویت و بسط دامنۀ آموزههای دینی در آن ها از کودکی تا جوانی
لازم است والدین از همان اوان کودکی بهصورت حساب شده، به ترغیب فرزندان به انجام فرایض دینی اقدام نمایند و در مراحل بالاتر، به خصوص مرحله جوانی، به تقویت و بسط دامنۀ آموزههای دینی در آنان بپردازند.
1- 5- 44. تهیۀ نشریات با محتوای دینی برای فرزندان جوان
والدین میتوانند متناسب با درخواست فرزندان، به تهیۀ کتاب، مجله، روزنامه و حتىالمقدور کتاب یا مجلاتى که داراى محتواى دینى هستند و به امر مسجد و نماز مى پردازند، اقدام کنند.
1- 5- 45. ترغیب فرزندان به شرکت در کلاسهای واحد فرهنگی مسجد
والدین باید فرزندانشان را به شرکت در کلاسهایى که از سوی مساجد در زمینه هاى مختلف آموزشى، تقویتى، مذهبى، فرهنگى، هنرى برگزار میشود، تشویق و ترغیب کنند.
1- 5- 46. اصلاح الگوی رفتاری در فرزندان جوان
والدین باید با تغییر و اصلاح رفتار و اندیشۀ خود (انگارههای شناختی خود)، الگوی درست رفتارکردن و درست اندیشیدن را به فرزندان جوان خود آموزش دهند.
1- 5- 47. برپایی نماز بهأصورت جماعت در منزل
یکى از راههاى عادت دادن فرزندان جوان به اقامۀ نماز جماعت، برپایى نماز در خانه به صورت جماعت است که این امر مى تواند عادت به خواندن نماز به جماعت را در فرزندان نهادینه کند.
1- 5- 48. انتخاب افراد فعال و موفق مسجدی به عنوان الگو
والدین سعى نمایند افراد فعال و موفق مسجدى را به عنوان الگو براى فرزندان جوان خود برگزینند و یکى از علت هاى موفقیت آنان را حضور مستمر در مسجد بیان نمایند.
1- 5- 49. خواندن «نماز مسافر» در مسجد هنگام سفر
والدین میتوانند در هنگام مسافرت براى گردش، تفریح و یا زیارت، بهگونهای برنامه ریزى نمایند که نماز بینراهى را حتماً به جماعت در مسجدی مناسب اقامه کنند.
1- 5- 50. موافقت والدین با حضور فرزندان جوان در فعالیتهای مسجد
والدین میتوانند حضور فرزندان جوان را در برنامه های دینی، فرهنگی و فوقبرنامه و همچنین فعالیتهاى حاشیه اى مسجد تسهیل کنند.
1- 5- 51. ایجاد عشق و علاقه و حس تعاون بین اعضای خانواده
ایجاد یک حس روحانى و افزایش علاقه و احترام و محبت و همچنین ایجاد حس همکاری بین اعضاى خانواده، از عوامل مهم جذب فرزندان جوان به انجام فرایض دینی است.
نمى توان نقش خویشان و فامیلهای سببی نزدیک، به خصوص در دوران کودکى و خردسالى تا مرحلۀ جوانى، را در شکل گیری علاقه ها و عادت های فرد نادیده گرفت. در سنین پایین، فرزندان بعد از اعضای اصلى خانواده، بیشترین ارتباط را با خویشان و نزدیکان دارند. در رفتوآمدهای فامیلی، اصولاً اقوام همکفو، به مصداق مثل معروف «کبوتر با کبوتر، باز با باز»، با هم بیشتر مراوده دارند؛ بهطوریکه خانوادههای مذهبی و سنتی ارتباط بیشتری با هم دارند و فرزندان در این نشستهای فامیلی از یکدیگر و والدین تأثیر میپذیرند. برعکسِ این حالت نیز وجود دارد؛ خانوادههایی که از یک سنخ نیستند و گرایش های مذهبی ندارند و مواردی از اعمال خلاف شرع و عرف و معاشرتهای نامشروع و ضداخلاقی (خصوصاً در میان دو جنس مخالف) در این نشستهای فامیلی وجود دارد، بیشک در رفتار و کردار ظاهری فرزندان تأثیر منفی میگذارد و مانع از جذب نوجوانان و جوانان به مکان های مذهبی و مساجد میشود.
یکی از نکاتی که خانوادهها باید بدان توجه خاص مبذول نمایند، بروز
تغییرات فردی (فیزیولوژیک، عاطفی، شخصیتی، خلقی، مذهبی) در جوانان است که توجه به این دگرگونیها در مراحل رشد فرزند، زمینۀ رشد سالم و بهنجار او را فراهم میکند و بیتوجهی به آنها موجب شکلگیری بحرانها و ناهنجاریهای مختلف فردی و اجتماعی میشود. اگر فرزندان در دوران رشد و تکامل خود دارای رشد اجتماعی مناسب نباشند و انزواطلبی و دوری از دیگران را ترجیح دهند، مسلماً از حضور در مجالس و مراسم مذهبی نیز گریزان خواهند بود و از شرکت در نماز جماعت که یک فعالیت جمعی است، پرهیز میکنند. از سوی دیگر، جوانانی که اهل معاشرت اجتماعی باشند و در دامان خانواده به حضور در جمع تشویق شده باشند، طبیعتاً در نماز جماعت نیز شرکت خواهند کرد؛ بنابراین میتوان گفت خانواده نقش مهمی در جمعی بارآمدن جوان دارد و این امر به باروری اعتقادات اسلامی آنها نیز کمک خواهد کرد.
نماز و مسجد در پرورش روح و روان جوانان نقش مهمی ایفا می کنند؛ برای رسیدن به علو درجات روحی و روانی جوانان، ابتدا والدین و در کنار آنها نهادهای فرهنگی میتوانند آن ها را به نمازجماعت و مسجد سوق دهند. بر اساس اهمیت نقش نهادهای فرهنگی در گرایش خانوادهها و به تبع آنها جوانان به نمازجماعت و مسجد، بایسته است که در این بخش از بحث، به نقشِ سیاستهای پنج نهاد مهم تربیتی در نظام جمهوری اسلامی ایران اشاره کنیم که عبارتاند از: 1. وزارت آموزش و پرورش؛ 2. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی؛ 3. سازمان صدا و سیما؛ 4. حوزههای علمیه؛ 5. وزارت علوم، تحقیقات و فناوری.
«آموزش وپرورش از جمله نهادهای بسیار مهم در زمینۀ ایجاد و نهادینه نمودن نقشهای تربیتی نماز و مسجد در بین کودکان، نوجوانان و جوانان است؛ بنابراین ضروری است که به تربیت و آمادهسازی این قشر عظیم در راستای فرهنگ اسلامی بپردازد. شایسته است این امر با هدف راهبردی، در برنامههای این وزارتخانه در نظر گرفته و اجرایی شود. ازجمله مواردی که میبایست در وزارت آموزش و پرورش به آن توجه شود، بدین شرح است:
1- 1. آموزش خانواده
خانواده سهم اصلی و مهمی را در تربیت فرزندان جوان به عهده دارد و با توجه به پیوند و ارتباط اولیا و مربیان، خانوادهها میتوانند کمک بزرگی در عملیاتی کردن برنامههای آموزش وپرورش در زمینۀ گسترش نمازجماعت و ارتباط با مسجد داشته باشند.
1- 1- 1. تعلیم خانوادهها جهت تربیت فرزندان بر مدار نماز و مسجد
در همین راستا میتوان به راهکارهای زیر اشاره کرد:
برگزاری جلسات آشنایی با نماز و مفاهیم آن در مدارس؛
تشویق فرزندان جوان با هدایای حاوی مطالب نمازجماعت مانند کتاب، لوح فشرده و برچسبهای تشویق و لوازم التحریر؛
ایجاد عادات خوب در فرزندان از جمله شرکت در نماز جماعت مدارس و مساجد.
1- 1- 2. آموزش فرزندان، به خصوص فرزند جوان در جمعهای فامیلی و دوستانه
جمعها و دیدارهای فامیلی میتواند محفل مناسبی برای آموزش ارزشهای فرهنگی و اخلاقی مانند حضور در نمازجماعت و مسجد باشد. اقوام و خویشان میتوانند به هر بهانه ای به دور از هر گونه حب و بغض دور
هم جمع شده و به جای صحبتهای لغو و یا غیبت از دیگر اعضای فامیل، با برگزاری جلسات با نشاطِ گفتوگو، خصوصاً محافل فرهنگی و اخلاقی، این صفات نیکو را در فرزندان جوان خود پرورش دهند. خانوادهها میتوانند در محافل و مجالس میهمانیهایشان مقرر کنند که مثلاً هفتهای یک بار به صورت دورهای به دعوت هر یک از فامیل و دوستان، جلسات بررسی و ارزیابی نماز جماعت و آثار آن را برگزار نمایند. فایدۀ این جلسات این است که علاوه بر دیدوبازدید و انجام سنت پسندیدۀ صلۀ رحم، مجموعۀ مفیدی از مطالب اخلاقی و فرهنگی را هم خود و هم فرزندان جوانشان میآموزند.
1- 2. تهیۀ کتابخانه ای با کتابهایی در خصوص نماز جماعت و مسجد
بهتر است کتابهای تهیه شده با توجه به مقاطع سنی فرزندان جوان به منظور بالا بردن فرهنگ کتابخوانی در نظر گرفته شوند».(1)
مدارس در جذب جوانان به مساجد تأثیر زیادی دارند و در واقع نقش پل ارتباطى با مساجد را ایفا می کنند. به هر میزان در مدارس به موضوع نمازجماعت و نمازخانه ها پرداخته شود، میزان رویکرد دانش آموزان به مساجد بیشتر خواهد بود. در مدارس مى توان فرهنگ نمازجماعت را نهادینه کرد. با نهادینهسازى این سنّت، آیندۀ نوجوانان و جوانان و استمرار حضور آن ها در مساجد بیمه خواهد شد. آشناسازى دانش آموزان با نمازخانه هاى مدارس که در مقایسه با مساجد، داراى آداب و احکام کمترى در ورود، حضور و خروج هستند، مى تواند جوانان را براى ورود به عرصه هاى عبادى و مکانهاى مقدس و الهى مهیا نماید.
1) مسجد و خانواده «نقش نهادهای فرهنگی در گرایش خانوادهها به نماز و مسجد»، ج2، ص348- 349.
قبل از پرداختن به چگونگى و نحوۀ حضور دانش آموزان در مساجد و اقامۀ نمازجماعت، باید نکاتى را ملحوظ داشت: «در برنامه ریزى آموزش اقامۀ نمازجماعت در مدارس باید به سه نیاز مهم آنان توجه داشت:
الف) نیاز به راهنمایى و رهبرى سالم دینى و تشخیص حقایق از موهومات؛
ب) نیاز به درک ضرورت قبول مسئولیت؛
ج) مسئلۀ دین و اخلاق».(1)
در جذب جوانان به مسجد و نمازجماعت، روشهایی که مدارس میتوانند اِعمال و اجرا نمایند، به شرح زیر است:
2- 1. ایجاد و تقویت روحیۀ پرسشگرى و برنامهریزى هدفمند در کلیه مبانى نظرى
یکى از روشهایى که در نظام آموزشی کشورهاى پیشرفته مورد توجه قرار مى گیرد و در واقع از اهداف راهبردى آنان در مدارس محسوب میشود، ایجاد و تقویت روحیۀ پرسشگرى و برنامهریزى هدفمند در کلیۀ مبانى نظرى است. با توجه به اینکه جامعۀ ما جامعه اى دینمدار است و اعتقادات مردم، بهویژه نسل جوان، در معرض هجوم اندیشه هاى غلط و شبهات مختلف قرار دارد، ضرورى است مدیران مدارس سازوکارى را اتخاذ نمایند که در وهلة اول فضاى پرسشگرى در مبانى اعتقادى و عبادى دانش آموزان را فراهم کند و در وهله بعدی راهکارهاى مناسب جهت ارائه پاسخ به پرسش های به وجودآمده را فراهم سازد تا در آینده چنین شبهاتی در هویت دینى و شخصیت درونى آنها اثر منفی نگذارد. طرح سؤال در این خصوص نیز مى تواند ثمربخش واقع شود. سؤالاتى چون:
الف) چرا دین اسلام برترین ادیان است؟
ب) عبادت در بهداشت روانی چه نقشی دارد؟
1) رک: نتایج بیش از 60 طرح تحقیقاتی از واحد تحقیق ستاد مرکزی اقامه نماز کشور.
ج) فلسفۀ حجاب و مصونیت فرد استفاده کننده در چیست؟
د) چرا نماز مى خوانیم؟
2- 2. حضور یافتن همه عوامل مدرسه در نمازجماعت
بعضاً مشاهده مى شود در بعضى از مدارس، مدیران و کارکنان مدرسه در نمازجماعت شرکت نمى کنند و در برخی مواقع تنها کسی که از مسئولان مدرسه در نمازجماعت شرکت مىکند، معلم پرورشى یا تربیتى است. این امر مى تواند نتایج نامطلوبى داشته باشد؛ زیرا حضور تنهای معلم پرورشى، در ذهن دانش آموزان نوعى انجام وظیفه توسط ایشان تلقى خواهد شد و شرکت نکردن دیگر کارکنان و مسئولان، نوعى بىتوجهی به نمازجماعت و جدی نبودن آن را تداعى خواهد کرد. میزان تأثیرى که این مهم مى تواند در جذب دانش آموزان به نمازجماعت بگذارد، بسیار چشمگیر و قابل توجه است؛ به عبارت دیگر «اقامۀ نمازجماعت و شرکت جستن در مراسم مختلف توسط عوامل مدرسه (مدیر، معاونان، مربى و معلمان) بسیار اهمیت دارد. این اهمیت زمانی بیشتر خواهد شد که آنها سعى کنند با دانش آموزان رابطهای ملموس، صمیمى و دوستانهتر برقرار کنند و آنان را در این امر واجب و مهم تشویق و راهنمایى نمایند».(1)
2- 3. ارائۀ راهکارهای عملی و ایجاد انگیزه و شوق
از علل موفقیت جذب جوانان در هر طرح و برنامۀ فرهنگى و مذهبى، ارائۀ راهکارهای عملى، ایجاد انگیزه و شوق و نیز زمینهسازى جهت ترغیب و تشویق درخورتوجه آنان است. دانش آموزان با توجه به قرارگرفتن در مقطع سنى جوانى، از این قاعده مستثنا نیستند و حتی بیش از سایر گروههاى سنى از این امر تأثیر می پذیرند. تهیۀ دستورالعمل جامع
1) همان، ص9.
از سوى وزارت آموزش وپرورش جهت ایجاد نگاه ویژه به این موضوع مى تواند در درازمدت تأثیر مطلوبى ایجاد نماید. نوع امتیاز درنظرگرفته شده نباید بهگونه اى باشد که در دانش آموزان توهّم سود و پاداش مادّى براى انجام عمل عبادى را ایجاد نماید؛ بلکه باید به صورت غیرمستقیم در تمامى برنامه ها، نگاه اولویت در تقدّم و تأخّر حضور مستمر و فعال در مناسک عبادى و نیز مساجد گنجانیده شود. این مهم مى تواند حتى در رفتار دانش آموزان نیز تأثیرات لازم را بگذارد؛ مثلاً دادن امتیازهایی به دانش آموزانی که به طور مستمر در نمازجماعت شرکت می کنند؛ مانند شرکت رایگان در کلاس تقویتى مدرسه، اولویت در اعزام دانش آموزان به اردوها و سفرهای تفریحی و علمی و زیارتی)
2- 4. تشکیل کلاسهای احکام مخصوص اولیا توسط انجمن اولیا و مربیان
فعال شدن انجمن اولیا و مربیان و انجام یک برنامه ریزى صحیح و مدوّن و فراخواندن اولیا براى شرکت در کلاسهاى احکام و اعتقادات، مى تواند به طور مؤثر در تعیین رفتار مذهبى اولیا نقش ایفا کند. تشکیل کلاسهاى آموزش خانواده ، بهعنوان یک تجربه مفید و موفق مى تواند مورد توجه برنامه ریزان واقع شود. معمولاً خانواده ها علاقه مند به شرکت در اینگونه کلاسهاى آموزشى هستند. نکتۀ حائز اهمیت در این میان مهارت افراد آموزش دهنده و ارائۀ آموزشهای مورد تأکید است؛ زیرا اگر تعلیم دهنده احاطۀ کافی بر موضوع مورد بحث نداشته باشد، قطعاً به تشکیل چنین کلاسهایى در آینده خلل جدى وارد خواهد شد. همچنین طرح ساده و به زبان عامیانۀ احکام و مسائل اعتقادى نیز عامل ترویج حضور در نمازهاى جماعت و انجام فرایض است.
2- 5. استفاده از دانشآموزان ممتاز و فعال در امور مربوط به نمازخانه
معمولاً در مدارس دانشآموزانى هستند که از نظر علمى، اخلاقى یا شخصیتى داراى امتیازات ویژه اى هستند. این افراد باید الگوی دیگر دانش آموزان قرار مى گیرند. برخوردارى از برجستگى خاص، طبیعتاً گروه دیگری از دانش آموزان را پیرو آن ها خواهد کرد. برای این کار مدیران مدارس سعى کنند، این افراد ممتاز را در قالب یک گروه فعّال و ویژه درگیر فعالیتهاى مذهبى مسجد کنند، آنان را در امر برگزارى نمازجماعت مدرسه مشارکت دهند و مسئولیت امور نمازخانه و ارتباط با مسجد را به آنان واگذار نمایند. حضور آنان در این نوع فعالیتها جذب دیگر دانش آموزان را به همراه خواهد داشت.
2- 6. استفاده از افراد محبوب در مدارس برای برپایی نماز
از دیگر عوامل مؤثر و مهم در جذب دانش آموزان، متولیان امر برگزارى نمازجماعت و نیز مسئولان نمازخانهها و مساجد در سطح مدارس کشور هستند. خلقوخوى مجریان اقامۀ نماز و مهارت اجتماعى آنان در برقرارى ارتباط با نمازگزاران، بهویژه جوانان در مدارس، فوق العاده حساس و مهم است؛ بنابراین انتخاب افرادى بهعنوان مجریان اقامۀ نماز در مدرسه که از لحاظ ظاهرى، اخلاقى، درسى و رفتارى مورد علاقۀ دانش آموزان باشند، توصیه مى شود.
2- 7. اهمیت دادن به تبلیغات بصری در مدارس
استفاده از تابلوهاى زیبای حاوی عکس و طرح و تصاویری از مسجدهای مشهور جهان اسلام که از نظر مذهبى، تاریخى یا اعتقادى از ارزش و اهمیت ویژه اى در بین مسلمانان برخوردار باشند و نصب آنها در مکانهاى مناسب مدرسه میتواند تبلیغ بصری خوبی برای
ترویج فرهنگ نمازجماعت و مسجدروی باشد. همچنین میتوان از پوستر، پلاکارد، آویز و دیوارنویسى حاوى مطالب و اشعار زیبایی که احساسبرانگیز باشند و فریضۀ نماز جماعت را به شکل خوشایندى نشان دهند، استفاده کرد تا احساس زیبا و مطلوبى از نمازجماعت به دانش آموزان منتقل شود.
2- 8. فراهم ساختن بسترهای لازم جهت آشنایی دانشآموزان با مبانی دینی
مدیران مدارس شایسته است، بسترهاى لازم را برای آشناسازى دانش آموزان با مبانى دینى فراهم سازند. مسئولان مدارس با مشارکت دانش آموزان، افرادی را که در تاریخ به پایبندی به نمازجماعت شهرت داشتهاند، با استفاده از تابلوی مدرسه معرفی کنند و پس از تعیین زمان مناسب، مسابقه اى را با موضوع اطلاعات دادهشده برگزار کنند. مسئولان مدرسه همچنین مى توانند کتابهای مناسبی را در این زمینه براى مسابقه کتابخوانی معرفى کنند تا بدینوسیله دانش آموزان با این عمل عبادی آشنا شوند و زمینه براى تربیت و تزکیۀ آنها فراهم شود.
2- 9. برپایی سخنرانی در مناسبتها با حضور امام جماعت مسجد
دعوت از امام جماعت مسجد همجوارِ مدرسه، براى ایراد سخنرانى در مناسبتهاى مختلف، بهخصوص ایام میلاد و برگزارى جشنهاى اسلامى و ملّى، یکى از راههایى است که مى تواند زمینۀ آشنایى و انس بین دانش آموزان و مدیر مسجد (امام جماعت) را فراهم سازد. اگر امامان جماعت مساجد با برنامه ریزى دقیق و ارائۀ سخنرانى پرمحتوا، هدفمند و جهتدار و با آمادگى کامل در این جلسات حضور پیدا کنند و از نظر ظاهرى با چهره اى خندان، آراسته و پاکیزه در مراسم شرکت نمایند، زمینۀ استمرار این ارتباط بیشتر فراهم خواهد شد.
2- 10. بالا بردن شناخت و آگاهی دانشآموزان دربارۀ فرایض دینی
شناخت و آگاهى لازم دانش آموزان درباره نمازجماعت و مسجد بسیار مهم است. چه بسا علت اصلى بسیارى از بىرغبتى هاى جوانان به نماز، نداشتن آگاهى و شناخت کافى از این فریضه الهی باشد؛ بنابراین خانواده در درجۀ نخست و مربیان و معلمان مدارس در درجۀ بعدى باید سعى کنند که در فرصتهایى که به دست میآید و با برنامه ریزى دقیق و منظم، آگاهیهایى لازم را دربارۀ فرایض دینی به آنها منتقل کنند.
2- 11. حضور استادان دانشگاه و حوزه در مدارس
امروزه یکی از بهترین روشهای گفتگو روش چهرهبهچهره است که در امر نهادینه کردن و فرهنگسازى بسیارى از ارزشها و هنجارها کاربرد بسیار زیادى دارد؛ بنابراین استفاده از این روش تبلیغى با حضور استادان فن آگاه در حوزۀ دین که در میان دانش آموزان جوان داراى حسن شهرت و وجههای خوب هستند، همراه با پرسش و پاسخ با آنان، مى تواند در گرایش دانش آموزان به مناسک عبادى و مراکز دینى، بهخصوص مسجد، بسیار سودمند باشد.
2- 12. استفاده از دانشآموزان در ویژهبرنامههای مذهبی مدارس
در مراسم و ویژهبرنامههای مذهبى و ملى که در نمازخانه یا مسجد مدرسه برگزار مى شود، شایسته است ضمن اینکه کلیه امور اجرایى را به دانش آموزان واگذار مى کنیم و براى هر برنامۀ اجرایی، متولى آن را از میان کلاسها یا مقاطع تحصیلی معیّن از دانش آموزان انتخاب کنیم. در واقع میزبانى آن برنامه را یک کلاس خاص و یا دانش آموزان مقطع معیّن برعهده گیرند و به تناسب و بهصورت دوره اى، متولى هر برنامه را تغییر دهیم؛ بهطورى که امکان مشارکت کلیۀ دانش آموزان در اجراى مراسم و یا اقامۀ نماز مهیّا گردد.
2- 13. برقراری ارتباط عاطفی مسئولان مدرسه با دانشآموزان
برقراری ارتباط عاطفی مدیران، معلمان و والدین با دانشآموزان و فرزندان یکی از مهمترین روشهای جذب جوانان به مساجد محسوب میشود. «به هر میزان این ارتباط (توأم با برخورد عقلانی) گسترش یابد، زمینۀ حضور بانشاطتر و گستردهتر آنان به مساجد مهیّا میشود. فرزندان (بهخصوص فرزند جوان) را باید در جوّی از عاطفه، عشق، امید و مسئولیت پروراند تا با عجین شدن عواطف با مسئولیت، با رغبت خاص به انجام فرایض دینی بپردازد».(1)
2- 14. استفاده نکردن از ابزار نمره برای جذب دانشآموزان به مناسک عبادی
به هیچ وجه از ابزار نمره برای ایجاد علاقه کاذب در دانشآموزان، بهویژه در مقطع دبیرستان که عمدتاً از قشر جوان هستند، به اقامۀ نماز جماعت استفاده نشود؛ زیرا ارائۀ مفاهیم دینی و نیز تبیین جایگاه نماز، اگر با اجبار و اکراه همراه باشد، نهتنها نتایج مثبتی در پی نخواهد داشت، بلکه آثار و تبعات منفی نیز خواهد داشت. نمره در زمرۀ مسائل مادی است؛ درحالیکه نماز و عبادت جزو معنویات به حساب میآیند. در جذب مخاطبان، بهویژه دانشآموزان، باید از روشهای فراتر از عوامل مادی بهره جست.
2- 15. سروسامان دادن به سرویسهای بهداشتی در مدارس
یکی از دلایل استقبال کمِ دانشآموزان از نمازخانه ها و یا مساجد نزدیک به مدارس، نامناسب بودن سرویس بهداشتی و وضوخانه هاى آنهاست و همین معضل موجب شده است دانش آموزان تمایل کمتری به تهیّأ براى نماز داشته باشند. به همین دلیل رسیدگی به وضعیت سیستم
1) محمود رخبخشزمین، «روشهای ترغیب نوجوانان ...»، روزنامۀ همشهری، ش2291، ص20.
بهداشتی آنها یکی از ضروریات مهم در ایجاد جاذبه برای مساجد و نمازخانههای مدارس است.
2- 16. تشویق و ترغیب دانشآموزان پایههای بالاتر به مناسک عبادی
جوانانی که در پایه هاى تحصیلى بالاتر هستند، در مقایسه با نوجوانان پایه هاى پایین تر از رشد اجتماعى بالاترى برخوردار هستند؛ به بیان دیگر سن و افزایش آن نسبت مستقیمی با تأثیر نماز در رشد اجتماعى دارد. این مهم مى تواند اولیا و مربیان را به توجه بیشتر به سطوح بالاتر تحصیلى در اقامۀ نمازجماعت سوق دهد.
2- 17. برگزاری جلسات مشترک میان اولیا و مربیان با امام جماعت مسجد همجوار
مدیران مدارس تلاش کنند طریق انجمن اولیا و مربیان بهصورت هفتگی، ماهانه و یا مقطعی جلسات مشترکی را با امام جماعت مسجد همجوار و یا مدیران مساجد برگزار نمایند. تعامل ایجادشده موجب پیوند مدرسه، خانواده و مسجد خواهد شد و در نهایت به تشویق و ترغیب بیشتر نوجوانان و جوانان به نماز و مسجد خواهد انجامید.
2- 18. توجه ویژه به مسائل آموزشی ارائهشده در مدارس
محیط مدرسه و نوع آموزش هایی که در آن ارائه میشود، تأثیر زیادى در حضور در مسجد و انجام فرایض دینی از سوی دانش آموزان دارد؛ زیرا شخصیت فکرى آنان در این محیط شکل مى گیرد. ازآنجاکه زندگى اخلاقى جوان بازتابى از نفوذ و تأثیر محیط آموزشى بر رفتار اوست، هرگونه نقش مثبت و یا منفی و ناسازگارانه محیط، بر رفتار نوجوان و جوان تأثیر خواهد گذاشت.
مدیران مدارس به دبیران و معلمان توصیه کنند که در سر صف، کلاس
درس و در میان تدریس از ضربالمثل، شعر، حکایت و داستان های کوتاه و جذاب که باعث افزایش معارف دینى و انگیزه دانش آموزان در انجام اعمال عبادى مى شود، استفاده کنند. در این خصوص شایسته است از سوی معاونت پرورشی وزارت آموزش و پرورش متنها و جزوههای حاوى اینگونه مطالب تهیه شود و در اختیار دبیران و معلمان قرار گیرد.
اگر معلمان علوم پایه (فیزیک، شیمی، ریاضی) در لابهلای درس بحثی از خداشناسی و بیان جایگاه عبادات و فرایض دینی، بهخصوص نماز، داشته باشند، نتیجهبخش خواهد بود. در این نوع درسها استدلال به معنای واقعی کلمه وجود دارد و ذهن نوجوان و جوان آنان را بهراحتی میپذیرد. ارتباط منطقی این درسها با اصول دین آنان را بهتر قانع میکند.
2- 19. ساخت مسجد یا نمازخانه در مدارس
مهمترین مکان براى آشناسازى نسل جوان، خصوصاً دانش آموزان با آموزه هاى دینى، مساجد و نمازخانه های مدارس است. با توجه به اینکه جامعه ما جامعه اى دینى است، مهمترین و مقدس ترین مکان براى عبادت مسجد است. متأسفانه در حال حاضر تعداد بىشمارى از مدارس ما نهتنها داراى مساجدِ هرچند کوچک نیستند، حتى از داشتن نمازخانه نیز محروماند.
2- 20. تأمین سلامت روانی و افزایش قدرت زندگی در دانشآموزان
ازآنجاکه اعتقادات دینی با سلامت روانی و قدرت زندگی جوانان رابطه مستقیمی دارد، اگر بخواهیم نوجوانان و جوانان مستندات دینی محکمی داشته باشند، بهترین راه آن است که تلاش کنیم با برداشتن موانع موجود در راه سلامت روانی آنان، بهخصوص در محیط خانواده و مدارس، زمینه تأمینِ هرچهبیشتر سلامت روانی آنها را فراهم کنیم.
2- 21. آشناسازی دانشآموزان جوان با فرهنگ ایران در دورۀ اسلامی
مسئولان مدارس، بهخصوص در مقطع راهنمایی و دبیرستان، باید با تکیه بر دستاوردهایی گذشتهٔ ایران، عظمت فرهنگ چندهزارساله ایرانی، بهویژه دورۀ اسلامی، را به جوانان بشناسانند و زندگی و شخصیت و روحیات و اندیشهها و آثار انسانهای بزرگ تاریخ تمدن و فرهنگ ایران را به آنان معرفی کنند و به این ترتیب برای آنها الگوسازی کنند.
2- 22. معرفی دانشآموزان نمازگزار و تأکید بر درجات علمی و اخلاقی آنها
مدیران مدارس بهنحوى برنامه ریزى و اطلاعرسانی کنند که موفقیت دانش آموزان نمازگزار در مباحث علمى و اخلاقى، متأثر از حضور منظم آنها در انجام فرایض عبادی و حضور در مسجد و نیز تمسّک آنها به عبادت و معنویات بیان شود و بر همین اساس علت تنبلی و تکاسل برخی دانشآموزان را دورى آنان از مناسک عبادى و معنویات ذکر کنند.
2- 23. استفاده از بهترین مکان مدرسه برای نمازخانه
باید بهترین و زیباترین مکان مدرسه به نمازخانه اختصاص یابد و با تزئین و رنگآمیزی مناسب آن، در دانشآموزان نوجوان و جوان برای ورود به این مکان رغبت و تمایل درونی ایجاد شود. جوان در مقطع سنیای قرار دارد که از حس زیباییشناسی بالایی برخوردار بوده است؛ به همین دلیل زیبایی مکانی که در آن حضور پیدا میکند، برای او بسیار مهم و تعیینکننده است.
2- 24. برگزاری عیدهای اسلامی و ملی در نمازخانۀ مدرسه
برگزاری ویژهبرنامه هاى مناسب در ایام و مناسبتهاى مختلف سال با حضور کلیه دانش آموزان جوان در نمازخانۀ مدرسه و اجراى مراسم جشن در عیدهای اسلامى و ملّى میتواند برای ایجاد پیوند عاطفی بین
دانشآموزان با نمازخانه مدرسه مفید باشد. اگر این مراسم در پایان همراه با اقامۀ نمازجماعت باشد، بسیار مطلوب و در جذب دانشآموزان مؤثرتر خواهد بود.
2- 25. تبیین جایگاه، آثار و نتایج حضور در مساجد
تبیین جایگاه و منزلت مساجد برای دانش آموزان و نیز بیان آثار و نتایج حضور در مساجد، با تمسّک به ذکر آیات و روایات بهشکلی سودمند و جذاب (به خصوص در مواقعى که فضاى لازم براى بیان آن توسط سخنرانان، مدیران، دبیران و مسئولان تربیتى مدرسه وجود دارد)، از دیگر روشهای افزایش کمّی نمازگزاران است.
2- 26. نظرسنجی و استفاده از نظر دانشآموزان درباره نماز و مسجد
اطلاع از نظر دانش آموزان جوان درباره نمازجماعت و مساجد مى تواند عامل تعیینکننده اى در برنامه ریزى و تصمیمگیری جهت ایجاد رغبت و تمایل در آنها باشد. این امر مستلزم انجام نظرسنجى هدفمند و جامع است. بهرهمندى از نتایج حاصل از تحقیقات صورتگرفته نیز مى تواند ما را براى رسیدن به این مهم رهنمون سازد.
2- 27. سهیم کردن دانشآموزان در مدیریت و برنامهریزی اقامۀ نماز در مدارس
مسئلۀ دیگری که در جذب دانش آموزان بسیار مؤثر است، سهیم کردن جوانان دانشآموز در مدیریت و برنامهریزى اقامۀ نمازجماعت و فعالیتهاى نمازخانه ها و مساجد در سطح مدارس است. بدیهی است ایجاد چنین بستری باعث مى شود، نوجوانان و جوانان با قبول مسئولیت، بیشتر به مساجد و نمازخانه هاى مدارس روى آورند.
2- 28. تهیه لوازم ضروری و اولیه برپایی نماز در مدارس
حضور دانش آموزان در نمازخانه ها و مساجد مدارس و برپایی
نمازجماعت در آنجا نیازمند امکاناتی است که فراهم کردن آنها بر عهده مدیران مدارس است. لازم است این لوازم ضرورى و اولیه فراهم گردد تا شریط حضور آسودهٔ دانشآموزان مهیا شود. مهمترین الزام اولیه و حدأقلی برپایی این برنامه، وجود یک نمازخانه مناسب است.
2- 29. فضاسازی لازم برای تبلیغ و اطلاعرسانی درباره برنامههای عبادی
به دلیل جذابیت خاص مدرسه براى دانش آموزان و نیز مدت ساعات حضور نسبتاً زیاد آنان در آنجا، باید فضاسازى لازم را جهت تبلیغ و اطلاعرسانى مناسب در خصوص مسجد و نمازجماعت فراهم نمود. این فضاسازى میتواند از طریق دیوارنویسى با تصاویر و نوشتههای جذاب، تهیه پلاکاردهاى زیبا و تراکت انجام شود.
2- 30. رسیدگی به وضع نامطلوب نمازخانههای مدارس
از نظر امکانات، نمازخانه هاى موجود در مدارس به جز فرش در دیگر موارد (حرارتى، برودتى، بهداشتى) در حد بسیار محدود و نامطلوب قرار دارند؛ لذا بایسته است که آموزشوپرورش حدأقل جهت تهیۀ امکانات اولیه براى مدارس واجد نمازخانه اقدام کند.
2- 31. ایجاد انس با مسجد در مدرسه
اگر بتوانیم انس با مسجد را در مدرسه براى جوانان ایجاد کنیم، قطعاً ناظر حضور پرشورتر آنان در مساجد خواهیم بود. وجود نمازخانه هاى جذاب در مدرسه با حضور امام جماعت آشنا با روحیه جوانان و تبلیغات مناسب نقش مهمى را در این زمینه ایفا میکند.
2- 32. ضرورت اصلاحات در برنامههای دینی آموزشوپرورش
«ضرورت اصلاحات در برنامههای دینی آموزشوپرورش در صدر برنامههای این نهاد آموزشی قرار دارد تا با تصحیح نگرش خود نسبت
به جوانان و نیز عملکرد مربیان و معلمان دینی در مدارس، نظر آنان را نسبت به دین و اعتقادات دینی مساعدتر کنند».(1)
2- 33. بازدید از مکانهای تاریخی و مذهبی در سفرهای زیارتی دانشآموزی
تشکیل گروههاى گردشگرى و سفرهاى زیارتى دانشآموزی با هدف بازدید از مکانهای تاریخى و مذهبی در دستور کار قرار گیرد و در این سفرها بازدید از مساجد تاریخى و مساجدى که به نحوى داراى امتیاز ویژه هستند، مورد توجه واقع شود. طبیعی است که دانشآموزان نمازگزار باید جهت حضور در این سفرها در اولویت باشند.
2- 34. استفاده از نظر دانشآموزان در برنامهریزی مراسم عبادی و اداره آنها
در چگونگى اداره و برنامهریزى مراسم عبادى و فرهنگى و همچنین اقامۀ نمازجماعت و نگهداری نمازخانهها و مساجد مدارس، از نظرهای دانش آموزان، بهخصوص کسانی که در مقایسه با دیگران حضور مستمرتر و بیشترى دارند، استفاده شود.
2- 35. نصب عکس نمازگزاران فعال در نمازخانۀ مدرسه
2- 36. تشویق دانشآموزان نمازگزار و فعال در امور اجرایی برنامههای نمازخانه
تشویق دانش آموزان نمازگزار و فعال در امور اجرایى برنامه هاى مسجد و نمازخانه همراه با دادن هدیه، به هنگام مراسم صبحگاهی یا در برنامههایی که همه دانش آموزان حضور دارند، موجب ترغیب دیگر دانش آموزان نیز خواهد شد.
2- 37 تشکیل ستاد اقامۀ نماز دانشآموزی با عضویت جوانان در مدارس
2- 38. برگزاری جشنواره نمازگزاران برتر در مدارس در رشته های مختلف هنری و فرهنگی
1) فاطمه امیرینژاد، «بررسی راههای تثبیت...»، روزنامۀ کیهان، ش18667، ص10.
2- 39. اجرای زندهٔ اذان توسط دانشآموزان در مدارس
2- 40. توجه به مقولههای هویت دینی و ملی دانشآموزان
توجه مدارس باید به هر دو مقولۀ هویت دینی و هویت ملی جوانان که دو ویژگی مهم و اساسی در شکلگیری ساختار شخصیتی جوانان و مایۀ اصلی دوام و اعتلای کشور است، متمرکز باشد.
2- 41. تجهیز مدارس به کتابهای مذهبی و دینی با محوریت نماز و مسجد
تجهیز کتابخانه و مرکز صوتی- تصویری مدرسه به کتابها و نرمافزارها و سیدیهای مذهبى و دینى، بهخصوص کتابهایى که با موضوع نماز و جایگاه مسجد نوشته شده است و نیز تهیۀ فیلمهاى آموزشى با مفاهیم دینى برای استفاده دانش آموزان میتواند در ترویج فرهنگ نماز و مسجد مؤثر باشد.
2- 42. استفاده از توان انجمن اولیا و مربیان در ترویج فرهنگ نماز و مسجد
2- 43. برگزاری اردوی تفریحی ویژهٔ دانشآموزان نمازگزار
2- 44. شناسایی و رفع باورهای غلط دانشآموزان در خصوص فرایض دینی
2- 45. استفاده از تشویقهای غیرمستقیم در امور مذهبی برای دانشآموزان
2- 46. برگزاری نمایشگاه آثار مذهبی و دینی شامل کتاب، فیلم، عکس، مجلات و نشریات و پوستر با موضوع نماز و مسجد در سطح مدارس، بهخصوص در مقطع دبیرستان
یکی از نهادهای فرهنگی کشور وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی از ادغام وزارتخانۀ فرهنگ و هنر و برخی از ارگانهای وزارت علوم و آموزش عالی تأسیس شد. ستاد عالی
کانونهای فرهنگی- هنری مساجد جزء یکی از سازمانها و مراکز تابعۀ این وزارتخانه است.
3- 1. وظایف وزارت ارشاد
طبق قانون وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برای پیشبرد اهداف زیر تأسیس شده است:
استقلال فرهنگی و مصونیت جامعه از نفوذ فرهنگهای بیگانه؛
اعتلای آگاهیهای عمومی در زمینههای مختلف و شکوفایی استعدادها و روحیة تحقیق، تتبّع و ابتکار در جامعه؛
ترویج فرهنگ و هنر اسلامی؛
آگاهسازی جهانیان از مبانی و مظاهر و اهداف انقلاب اسلامی؛
گسترش مناسبات فرهنگی با ملل و اقوام مختلف، بهخصوص مسلمانان و مستضعفان جهان؛
فراهم آوردن زمینههای وحدت میان مسلمانان.
«از جمله اهداف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی رشد فضایل اخلاقی، استقلال فرهنگی و مصونیت جامعه از نفوذ فرهنگ اجانب، اعتلای آگاهیهای عمومی در زمینههای مختلف و از طرف دیگر رواج فرهنگ اسلامی در جامعه است؛ لذا این نهاد به عنوان سرخرگ حیاتی فرهنگ کشور میتواند کمک شایانی در تمهید شرایط گسترش نمازجماعت و حضور در مساجد نماید.
3- 2. راهکارهای پیشنهادی برای وزارت ارشاد
برخی از راهکارهایی که میتواند در این راستا طراحی و پیگیری شود از این قرارند:
3- 2- 1. شناساندن آثار نمازجماعت و حضور در مسجد از طریق:
3- 2- 2. بهرهگیری از امکانات سمعی و بصری خصوصاً اینترنت، کتب و نشریات؛
3- 2- 3. برگزاری گردهماییها در داخل و خارج از کشور؛
3- 2- 4. ارسال رایگان کتب و نشریات مربوط به نمازجماعت و مسجد به مراکز فرهنگی؛
3- 2- 5. مطالعه و تحقیق در زمینۀ تبلیغات رسانههای جهانی و کشف روشهای عملکرد آنان و اتخاذ شیوۀ مقابله با آنان در جهت پیشگیری از موانع گسترش نمازجماعت و حضور در مسجد. مصداق بارز این موانع تهاجم فرهنگی است؛ در همین راستا باید سیاستهایی از این دست اتخاذ شود:
الف) جلوگیری از ترویج فرهنگ و اندیشۀ غربی؛ چراکه فرهنگ غربی فرهنگی است با قدمتی کمتر از حدود یکسوم عمرِ فرهنگ اسلامی که بهطور جدی تمامی ابعاد و عرصههای فرهنگ اسلامی را به هماورد طلبیده و با استمداد از زر و زور و تزویر سلطهای بسان کفِ روی آب بر جهان یافته است. نهادهای فرهنگی مسلمان باید با طی طریق در همان مسیرِ مقابله با فرهنگ غرب در تمامی عرصهها همت گمارند؛
ب) نظارت بر ورود و خروج وسایل سمعی و بصری؛
ج) نظارت بر آثار هنری مطبوعات و نشریات و کلیه موارد تبلیغی و فرهنگی و تجاری؛
د) نظارت کامل بر فعالیت مطبوعات و نشریات کشور. جایگاه مطبوعات در جامعه به لحاظ اطلاعرسانی، جهتدهی و تنویر افکار
عمومی از اهمیت ویژهای برخوردار است. وظیفۀ این نهاد نسبت به دیگر نهادها خصوصاً در ترویج اندیشههای غربزده و تهاجم فرهنگی خطیر است؛ لذا میبایست در فعالیتهای خود نهایت دقت را مبذول نماید. در این راستا وظیفۀ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی چنین است:
تمرکز و بررسی اخبار و اطلاعات مربوط به نمازجماعت و مسجد جهت آسیبشناسی موضوعی و اتخاذ روش مقابله با آنان؛
نظارت بر فعالیت مطبوعات کشور خصوصاً هفتهنامههای اجتماعی برای جلوگیری از ترویج فرهنگ ابتذال و جریانهای مخالف با فرهنگ نماز و مسجد؛
تهیۀ آمار دقیق از کتابهای چاپشده در زمینۀ نماز و مسجد و دستهبندی موضوعی آنان جهت انتشار و ارائه به مؤسسات فرهنگی کشور؛
ایجاد و توسعه و حمایت از مؤسساتی که در زمینۀ فرهنگ نمازجماعت و حضور در مسجد فعالیت میکنند و تعیین وظایف و فعالیتهای آنان؛
همکاری با مراکز اسلامی و فرهنگی سایر کشورها خصوصاً کشورهای اسلامی به منظور:
5- 1. اشاعۀ فرهنگ نمازجماعت و مسجد در سطح جهان اسلام؛
5- 2. اتخاذ تدابیر مشترک در جهت مقابله با آسیبهای مادی مخالف فرهنگ نماز و مسجد و نحوۀ مقابله با آنها؛
5- 3. انعقاد قرارداد در زمینۀ مبادله دستاوردهای نمازجماعت و فعالیت مساجد و همکاری مشترک در انجام طرحهای مربوط در حوزههای هنری، سینمایی، جهانگردی، خبری و مطبوعاتی.
5- 4. ایجاد شبکۀ جهانی با همکاری سازمانهای منطقهای اسلامی جهت ترویج فرهنگ نمازجماعت و مسجد؛
هر نوع بهرهبرداری از تأسیسات ایرانگردی و جهانگردی جهت ترویج نمازجماعت و مسجد؛
ارائۀ نشریات و کتابهای جذاب و کارشناسیشده در زمینۀ نمازجماعت و حضور در مسجد بهصورت رایگان در اماکن دیدنی به مسافران؛
تهیۀ بروشورهایی در خصوص شناخت تأثیر نمازجماعت و حضور در مسجد و آثار چاپشده در این مورد و توزیع آن در تمامی اماکن دیدنی جهت ارائه به مسافران؛
تقویت روح تحقیق و تتبع و ابتکار در زمینههای نماز و مسجد از طریق:
9- 1. شناسایی محققان نخبه در زمینۀ نمازجماعت و مسجد و گرامیداشت شخصیتهای محقق این حوزه جهت تشویق، حمایت و انتشار آثار مربوط به آنان؛
9- 2. حمایت از طرحهای پژوهشی با موضوع نمازجماعت و مسجد؛
درنظرگرفتن فضایی اختصاصی در تمام کتابخانههای عمومی کشور در حوزۀ نماز و مسجد؛
نظارت و پیگیری مستمر بر فعالیتهای مخالف نمازجماعت و مسجد برای جلوگیری از تبعات سوء در جهت گرایش جوانان به این فعالیتها؛
چاپ و انتشارات:
12- 1. شناسایی و حمایت از مؤلفان و ناشرانی که به تألیف و چاپ کتاب در زمینۀ نماز و مسجد اشتغال دارند و اختصاص دادن
تسهیلات ویژهای به آنها در نمایشگاه بینالمللی کتاب و دیگر عرصهها؛
12- 2. اختصاص دادن غرفهای به آثار مربوط به نماز و مسجد از ناشران مختلف؛
12- 3. حمایت از نویسندگان در زمینۀ نماز و مسجد جهت چاپ، خرید و توزیع آثار آنها؛
حمایت از مؤسسات، کانونها و تولیدکنندگان آثار سمعی و بصری در زمینۀ نماز و مسجد؛
حمایت از همایشهای ترویجی نمازجماعت و حضور در مسجد؛
تحقیق دربارۀ اثرات وسایل ارتباطجمعی و سنجش میزان تأثیر برنامهها و آثار تولیدشده در خصوص نمازجماعت و مسجد در افکار عمومی با همکاری دستگاههای مربوطه؛
انجام مطالعات و تحقیقات پیرامون فرهنگ عمومی در زمینۀ نمازجماعت و حضور در مسجد و استفاده از نتایج حاصله در برنامهریزیهای فرهنگی در جهت بهبود کیفی و کمی امور محولشده؛
تنظیم سیاستهای کلی در خصوص مطالعات راهبردی نماز و مسجد، خصوصاً آسیبها و آفات و موانع گسترش این فرهنگ و ارائۀ آنها به نهادهای مختلف».(1)
ازجمله نهادهای فرهنگی فوقالعاده فعال در کشور، سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران یا به تعبیر امام راحل (رضواناللهتعالیعلیه) دانشگاه
1) معاونت فرهنگ، آموزش و پژوهش ستاد اقامۀ نماز، مسجد و خانواده، ج2، ص351- 354.
عمومی کشور است؛ دانشگاهی که به گسترش آگاهی و رشد جامعه در زمینههای گوناگون مکتبی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و نظامی کمک میکند.
در عصر حاضر استفاده از رادیو و تلویزیون در جایگاه دو رسانۀ ارتباطی سریع و در دسترس، بخش جداییناپذیری از زندگی مردم و یک ضرورت اجتماعی به حساب میآید. این دو رسانه به دلیل جاذبههای خاص خود و حضور گستردهای که در زندگی مخاطبان خود دارند، با پیامهایی که منتشر میسازند میتوانند ساختار شخصیتی، فکری و رفتاری و حتی بافت فرهنگی و اجتماعی جامعه را تحت تأثیر قرار دهند.
در شرایط کنونی که امپراتوری سلطهگر و سلطهجوی رسانهای غرب، فرهنگ ملتهای استقلالیافته از سلطههای بیگانه و غربی را هدف قرار داده است، سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران باید با آمادگی کامل، پررنگتر از گذشته، نقش فعال خود را در تحکیم هویت ملی و ایرانی، تقویت انسجام فرهنگی و مقابله با امواج مخرب رسانههای بیگانه ایفا نماید.
«صداوسیما از با اهمیتترین نهادهای تربیتی کشور است؛ بهطوری که عضوی فعال از اعضای خانواده به شمار میآید و حضوری دائمی در خانهها دارد. از طرفی چشم و گوش حساس کشور است (ماده 15 قانون خطمشی کلی و اصول برنامههای صداوسیما، مصوب 1361 مجلس شورای اسلامی) و پل ارتباطی میان دیگر ارگانها و مسئولان کشور با مردم است؛ لذا به نظر میرسد مسئولیتی خطیر نسبت به دیگر نهادها بر عهده داشته باشد و بتواند بار بیشتری از این مهم را به دوش کشد.
ازآنجاکه مسائل خبری و تهیۀ برنامههای تربیتی، آموزشی و تبلیغی
از جمله وظایف صداوسیما است، لذا باید در انعکاس اخبار و انتقال فرهنگ نمازجماعت و مسجد به موارد زیر توجه کند:
4- 1. برنامههای اجتماعی
4- 1- 1. ساخت برنامههای مستند مرتبط با آثار نمازجماعت و مسجد؛
4- 1- 2. تهیه و پخش فیلمهای سینمایی، پویانمایی مناسب جهت مقاطع سنی مختلف در راستای ترویج فرهنگ نمازجماعت و مسجد.
4- 2. برنامههای آموزشی
بایسته است در زمینۀ آشنایی خانوادهها با تأثیر فرهنگ نمازجماعت و مسجد، برنامههایی را تدارک دید تا آنها بتوانند برای اُنس بیشتر فرزندان جوانشان به مسجد و نماز به کار گیرند:
برنامههایی در خصوص آشنایی تمامی اقشار جامعه با نمازجماعت و مسجد؛
فیلمهای انیمیشن در خصوص معرفی آثار نمازجماعت و مسجد؛
برگزاری مسابقات مربوط به نمازجماعت و حضور در مسجد؛
تولید و پخش میانبرنامههای متعدد، متنوّع و جذّاب مربوط به آثار نمازجماعت و حضور در مسجد جهت پخش در همۀ شبکههای رسانهای.
4- 3. برنامههای تربیتی و اخلاقی
از جمله موانع گسترش فرهنگ نمازجماعت و مسجد، مرگ ارزشهای اخلاقی و فرهنگی در جامعه است. سازمان صداوسیما میتواند نسبت به تهیۀ برنامههای زیر اقدام نماید:
ساخت برنامههایی که نتایج نمازجماعت و مسجد را بهصورت ترویجی و با شیوهای جذاب برای جوانان انعکاس دهد؛
ساخت برنامههایی که آثار دنیوی و اخروی نمازجماعت و حضور در مسجد را به نمایش بگذارد؛
جلوگیری از نمایش فیلمهای مخالف فرهنگ اسلامی و نماز؛
برنامههایی در خصوص بررسی آثار نمازجماعت و حضور در مسجد با استفاده از مفاهیم قرآن، نهجالبلاغه، صحیفۀ سجادیه و ادعیه و زیارات.
4- 4. برنامههای فرهنگی
نحوۀ عملکرد و تأثیر روزافزون فرهنگ بیگانه، در زمان ما یکی از عوامل زمینهسازی بروز ناهنجاریها و اعمال مخالف با ارزشهای دینی و اسلامی است که این خود نمونهای از موانع گسترش فرهنگ نمازجماعت و مسجد است. برخی از برنامههای پیشنهادی در این خصوص عبارتاند از:
ساخت برنامههایی در خصوص آشناسازی مخاطبان، خصوصاً نسل جوان، با فرهنگ غنی اسلامی در زمینۀ آثار نمازجماعت و حضور در مسجد؛
ساخت فیلم، تئاتر و مستندسازی در خصوص ارتباط تهاجم فرهنگی، نمازجماعت و مسجد».(1)
حوزههای علمیه در تاریخ اسلام و در جامعۀ دینی ما از جایگاه بسیار والایی برخوردارند و نقشی اساسی و چشمگیر در تولید، توزیع و ترویج علوم اسلامی و دینی دارند. حوزههای علمیه، کانون اسلامخواهی و مبارزه با استبداد و استکبار، پناهگاه جویندگان معارف اسلامی و احیاگر قرآن و مکتب اسلام هستند. حوزههای علمیه دارای ویژگیهایی هستند
1) همان، ص349- 351.
که آنها را از نهادهای مشابه علمی و آموزشی متمایز میکند. داشتن جاذبۀ معنوی، استقلال از مراکز قدرت در زمینههای مدیریتی، مالی و آموزشی، رابطۀ متقابل و صمیمی مردم و حوزههای علمیه و اتکای آنها به یکدیگر، حاکمیت طبع بلند، پرهیز از تجملگرایی و اسراف، زهد، قناعت، انعطافپذیری حوزهها در زمنیۀ امکان تحصیل اقشار مختلف، تقارن تعلیم، تعلّم و عدم محدودیت زمانی برای تحصیل از ویژگیهای حوزههای علمیه هستند.
اهداف حوزههای علمیه بهطور اجمالی عبارتاند از:
شناخت صحیح دین (تفقّه در دین)؛
ابلاغ صحیح دین؛
اصلاحطلبی در زمین؛
عینیت بخشیدن به دین و اجرای احکام دین.
بنابراین طلاب دانشآموخته در حوزههای علمیه پاسدار حریم دین هستند و نقش مؤثری در تبلیغ و آموزش علوم اسلامی و دینی در مساجد و مدارس دارند.
«روحانیت در نظام اسلامی از جایگاه ویژهای برخوردار است و در واقع یکی از عناصر اصلی مولد فرهنگ دینی است. حوزههای علمیه و روحانیان به عنوان پل ارتباطی دولت و مردم میتوانند نقش تربیتی مهمی در گسترش فرهنگ نمازجماعت و مسجد ایفا نمایند؛ خصوصاً پایگاه مرکز حوزههای علمیه که در شهر مقدس قم است، میبایست تلاش بیشتری نماید برای:
آموزش تخصصی طلبهها جهت شناخت آثار نمازجماعت و حضور در مسجد و تبلیغ آن در جامعه؛
آموزش طلبهها بهعنوان تبیینگر مکتب اسلام و مرزبانی از احکام و قوانین دینی و تعمیق فرهنگ دینی جهت پیشگیری از عمل نکردن به احکام و دستورات قرآن در زمینۀ نماز و مسجد؛
آموزش طلبهها همگام با تحولات روز و تجهیز به فناوری اطلاعات از طریق:
3- 1. آشنایی با اینترنت و زبانهای خارجی؛
3- 2. برگزاری کارگاهها و نشستهای تخصصی در خصوص تعیین راهبرد دقیق و هدفمند در راستای پیشگیری و مقابله با موانع گسترش فرهنگ نماز و مسجد؛
حفظ وحدت حوزه و دانشگاه با تعامل و بهرهگیری از توانایی یکدیگر برای گسترش فرهنگ نمازجماعت و مسجد؛
تربیت خطیبان مخلص و صالح برای تفهیم اهمیّت و آثار نمازجماعت در مسجد جهت:
5- 1. تبیین سیرۀ پیامبر اعظم (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم)و ائمۀ اطهار (علیهمالسلام) در زمینۀ نمازجماعت و اهمیت مسجد؛
5- 2. احیای مفاهیم قرآنی و تفسیر روشن آیات مربوط به نمازجماعت و مسجد؛
5- 3. تفسیر و تشریح روشن و دقیق روایات و احادیث مربوط به نمازجماعت و مسجد».(1)
از حدود صدوپنجاه سال پیش با تلاش امیرکبیر و با تأسیس دارالفنون و اعزام دانشجو به خارج از کشور و دعوت از استادان خارجی برای تدریس
1) همان، ، ص355- 356.
در دانشکدههای تخصصی و فنّی دارالفنون، اولین پایههای آموزش عالی در ایران پیریزی شد. بعد از تأسیس دارالفنون، دانشگاه تهران و تعدادی از دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی شکل گرفتند. با تأسیس «وزارت علوم و آموزش عالی» و «شورای مرکزی دانشگاهها»، نخستین گام در جهت اعمال یک نظارت مرکزی بر دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی برداشته شد.
در سال 1357 با ادغام «وزارت علوم و آموزش عالی» و «وزارت فرهنگ و هنر»، «وزارت فرهنگ و آموزش عالی» تشکیل شد که پس از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی، به منظور ایجاد تحول اساسی در دانشگاهها و به درخواست دانشجویان مسلمان و انقلابی، ستادی با عنوان «ستاد انقلاب فرهنگی» با فرمان رهبر انقلاب حضرت امام خمینی (رضیاللهعنه) تشکیل شد که بزرگترین نقش را در سیاستگذاری فرهنگی و آموزشی کشور بر عهده گرفت. بهمنظور انسجام بخشیدن به امور اجرایی و سیاستگذاری نظام علمی کشور و بر اساس قانون برنامه سوم توسعۀ اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران، این وزارتخانه به «وزارت علوم، تحقیقات و فنّاوری» تغییر نام داد و وظیفۀ برنامهریزی، حمایت، ارزیابی، نظارت، بررسی و تدوین سیاستها و اولویتهای راهبردی در حوزههای تحقیقات و فنّاوری نیز بر وظایف آن افزوده شد.
«آموزشوپرورش که در مقطعی به آموزش و تربیت دینی کودکان و نوجوانان و نهادینه کردن ارزشهای اخلاقی و اسلامی اهتمام دارد، در مقطعی دیگر این سرمایۀ عظیم و جوان را به وزارت علوم میسپارد تا در دانشگاههای کشور دانشآموختگانی مسلمان، متعهد، متخلّق، با هویت و آمادهبهخدمت پرورش دهد.
برخی از نقشهای مربوط به گسترش نمازجماعت و حضور در مسجد که میتواند در این نهاد پیگیری شوند، عبارتاند از:
درنظرگرفتن مجموعه مباحثی از نماز و مسجد در فرصتها و مواقعی که امکان طرح بحث در فضایی مناسب در برنامههای مختلف اجرایی در سطح دانشگاه وجود دارد، با هدف آشنایی بیشتر و تخصصی جوانان؛
برگزاری همایشها و سلسلهنشستهای تخصصی در خصوص نمازجماعت و مسجد در دانشگاههای سراسر کشور؛
تهیه و ارائۀ اولویتهای پژوهشی مطالعات راهبردی نماز و مسجد برای موضوعات پایاننامههای رشتههای علوم انسانی بهصورت فراخوان به دانشگاههای سراسر کشور؛
برنامهریزی برای شناسایی استعدادهای درخشان و معرفی آنها به مراکز تحقیقاتی جهت بهرهگیری از قابلیت و استعداد آنها در مطالعات راهبردی نماز و مسجد در کشور؛
برنامهریزی برای استفاده از نتایج و دستاوردهای مطالعات علوم انسانی و پایاننامههای دانشجویان جهت کاربرد در پیشگیری و مقابله با موانع گسترش فرهنگ نماز و مسجد؛
برنامهریزی برای جذب متخصصان ایرانی داخل و خارج از کشور برای بررسی راههای علمی گرایش خانوادهها به نمازجماعت و مسجد؛
ایجاد فرصت و امکان برخورد سالم اندیشهها و گسترده نمودن پژوهش در زمینۀ نمازجماعت و مسجد بهمنظور جلوگیری از تهاجم فرهنگی».(1)
1) همان، ص354- 355.
مسجد، دانشگاه انسانسازی، دانشکدۀ آموزش و تربیت مذهبی، مؤسسۀ تربیت صالحان و پاکان، ستاد دفاع از حریم عقیده و ایدئولوژی اسلامی، پایگاه وحدت و یکپارچگی جامعه، آموزشگاه عمومی برای شناخت آیین و آداب و رسوم زندگی فردی و اجتماعی، مکانی برای فراهم ساختن ارزشهای اخلاقی و رفتارهای والای انسانی، رفیعترین جایگاه نیایش و سجود و محل خضوع بندگان پاک در پیشگاه خدای لامکان است. در این بخش به نکتههایی در ارتباط با نقش اجزای مختلف مسجد دانشگاه در ترویج فرهنگ نمازجماعت میپردازیم:
7- 1. مدیریت کارآمد مسجدِ دانشگاه
«وجود آمادگی برای تغییر در جامعه و پیوند مسائل مربوط به حوزۀ دین و مراکز علمی باید بهعنوان فرصتی برای انجام تغییرات مطلوب توسط نخبگان و برنامهریزان جامعه درک گردیده و از آن کمال استفاده به عمل آید. سخن بر سر این است که چگونه میتوان میان جوانِ دانا و مسجد، به بیان دیگر میان دو زیبایی، پیوند و یگانگی آفرید؟ پرسش جدی این است که چرا در نسلی که به دلیل زیباییجویی نمیتواند از کنار زیبایی روح (مسجد و نماز) ساده بگذرد، اقبال و استقبال و نشاط برای برپایی نماز در مسجد نمیبینیم؟ باید بگوییم روح حقیقی مسجد که همۀ زیباییها را در خود دارد، هنوز در معرض دید جوانان قرار نگرفته است و روشهای جذاب در ایجاد گرایش به کار گرفته نشده است. در این بخش سعی شده است راههای جذب جوانان (دانشجو) به مسجد دانشگاه مورد بررسی قرار گیرد و پیشنهادهایی برای مدیریت مؤثر مسجد ارائه شود تا بین این دو، تعامل و پیوندی مستحکم ایجاد نماید.
7- 2. انتخاب هیئت امنای کارامد مسجد
دانشگاه ویژگیهایی دارد. مسجدی که در درون دانشگاه قرار دارد نیز ویژگیهای خاص خود را خواهد داشت و بنابراین ادارۀ مسجد دانشگاه همانند ادارۀ سایر مساجد نخواهد بود. لازمۀ مدیریت مسجد دانشگاه تواناییهای خاصی است که از توان یک فرد و یا هیئت امنای یک مسجد معمولی خارج است. انتخاب هیئت امنا از میان اعضای هیئت علمی متدیّن، آشنا به زمان، توانمند به برقراری ارتباط با جوانان و دانشجویان مؤمن و فهیم و بانشاط در کنار مسئولان فرهنگی دانشگاه در مسجد دانشگاه ضروری است. در این زمینه برخی دیگر از نقاط قوت این افراد را میتوان به گونۀ زیر بیان کرد:
عبادت شمرده شدن این نوع فعالیتها در مسجد؛
وجود آمادگی برای انجام خدمات داوطلبانه در مسجد؛
جامعنگری در فعالیتهای جانبی مسجد؛
آگاهی دستاندرکاران مسجد به اصول مدیریت و رهبری؛
آگاهی دستاندرکاران مسجد به تغییرات محیطی؛
مشارکت دادن اعضا و نیازسنجی، برنامهریزی، اجرا، ارزیابی و...؛
رعایت اصول مشتریمداری؛
7- 3. آموزش مداوم هیئت امنا و متولیان مسجد
یکی از ابزارهای مهم، استفاده از مدیریت راهبردی برای مسجد است. بدین علت باید با برنامههای آموزشی اثربخش، این مدل به دستاندرکاران امور مساجد آموزش داده شود تا:
تغییر بنیادی در نگرش دستاندرکاران امور مساجد نسبت به جایگاه دین و مسجد در جامعه، بر اساس مدل هویت دینی مبتنی بر ایمان و ارتباط آن با توسعه باید صورت گیرد؛
به این باور برسند که پیششرط فعالیت مساجد بهعنوان یک سازمان داوطلبانه، پذیرش مشارکت اثرگذار مردم و اعضا در برنامهریزی و مدیریت آن است.
7- 4. احیای ارزشها و کارکردهای اصلی مساجد
چشمانداز مساجد در وضع مطلوب، فعالیت در یک جامعهٔ دارای هویت دینی مبتنی بر ایمان است؛ چنین مسجدی دارای کارکرد یا همان رسالت به معنای علم مدیریت «کمک به تعالی انسانها» است. مطابق با نظریه سلسلهمراتبِ نیازهای مازلو، رسالت مسجد کمک به برآورده شدن «نیاز خودشکوفایی» انسانها یا «فرانیازهای» آنان است. این نیاز خودشکوفایی یا فرانیازها در دو بعد قابل بسط میباشد: در بعد عبادی که یکی از جنبههای بسیار مهم نیاز خودشکوفایی است، مساجد باید به «شکلگیری هویت دینی مبتنی بر ایمان در جامعه» کمک کنند. در بعد غیرعبادی، سایر کارکردهای مساجد در طول تاریخ و در یک نگرش اجمالی، کارکردهای آموزشی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی دفاعی مطرح است.
7- 5.انتخاب امام جماعت شایسته
رهبری و هدایت تمام این مراحل (که خطیرترین فعالیت است)، بر عهدۀ امام جماعت بهعنوان مدیر این سازمان داوطلبانه در نقش «رهبر سازمان» میباشد. بایسته است که امام جماعت در این نقش با کسب خصوصیات رهبری و انجام بهینۀ این نقش، این فعالیتها را رهبری کند.
7- 6. ایجاد ارتباط عاطفی بین خانه و مسجد
خانواده بهعنوان نخستین کانون تعلیموتربیت، نقش عمدهای در برقراری ارتباط جوان با مساجد دارد. بسیاری از کارهای ناپسند تا بهصورت عادت درنیاید در اجتماع انجام نمیگیرد. پیشنهاد میشود به مناسبتهای مختلف از حضور توأمان دانشجویان و خانوادههای آنان در مسجد دانشگاه استقبال شود.
7- 7. ایجاد ارتباط عاطفی بین دانشگاه و مسجد
دانشگاه بهعنوان خانه دوم میتواند پل ارتباطی بین جوان و مسجد باشد. جوانان ما در این سن بیشتر اوقات خود را با محیط دانشگاه و با تماس و گفتگو با اساتید میگذرانند و بدیهی است که گفتار و کردار آنان تأثیر بیشتری دارد؛ از این فرصت باید استفاده کرد و تفکیک ناخواستهٔ میان تعلیم و تربیت را از بین برد. مراکز آموزشی نباید تنها دغدغه خود را آموزش و تدریس بداند. متأسفانه امروزه در مراکز آموزشی، دو مقوله آموزش و پرورش از یکدیگر جدا شده و افراد خاصی خود را موظف به تربیت دینی جوانان میدانند؛ ازاینرو هنگامی که نمازجماعت اقامه میشود، اساتید حضور کمرنگ دارند. آیا در قبال تربیت دینی دانشجویان وظیفهای ندارند؟ اگر اساتید در کنار دانشجویان در نمازجماعت حضور یابند، قطعاً اثر بهمراتب بیشتر از متولیان فرهنگی خواهد بود.
از سوی دیگر متصدیان امور فرهنگی و مساجد باید رابطۀ خود را با دانشجویان و اساتید تقویت نمایند. اگر در برنامههای علمی و پژوهشی که دانشجویان متولی برگزاری آن هستند، امام جماعت و هیئت امنای مسجد در مراسم شرکت کنند، چه فضای مناسبی ساخته خواهد شد. از این طریق میتوان موانع میان مسجد و دانشگاه را از پیشِ رو برداشت و تعادل میان طرفین برقرار کرد.
7- 8. ایجاد ارتباط عاطفی بین مسجد و جوان
لازم است کانون مذهبی را بهصورت جذاب عرضه نمود و فضای صمیمی و خوشایندی را فراهم کرد و در کنار هدایت، بر همدلی تأکید ورزید. برای توفیق در ارتباطِ بین مسجد و جوان باید به همدلی برسیم که این امر نیازمند چند مسئله است: 1. درک جوان؛ 2. انعطافپذیری؛ 3. جوانگرایی؛ در این رابطه لازم است تا تحولی در سیستم مدیریتی مساجد به وقوع پیوندد و فرهنگ جوانگرایی در اداره مساجد نهادینه گردد و جوانان در کنار سالمندان در هیئت امنای مساجد راه یابند.
7- 9. زیباسازی مساجد
7- 10. فعال و تجهیزکردن مساجد
7- 11. بهبود شیوههای پیامرسانی دینی
بهتر است مبلّغان دینی با اتخاذ روش ابتکاری، خود مجالس را بهصورت پرسش و پاسخ و هدایت غیرمستقیم برگزار نمایند.
7- 12. عملگرایی
در شرایطی که جوان به الگوگرایی همانندسازی توجه خاص دارد، باید رویکرد تازهای به این مقوله ارزشمند صورت گیرد و الگوهایی متناسب با فرهنگ دینی به شکل جوان معرفی گردد و در دو بخش سختافزار و نرمافزار، شکل و محتوای مساجد تغییر اساسی به وجود آید تا در تعامل جوان و مساجد شاهد خیزشی همهجانبه باشیم.
7- 13. پاسخگویی به پرسشهای دینی جوانان
7- 14. پیوند مسجد با زندگی جوان
پیشنهاد میشود در مسجد ستاد رفع مشکلات جوانان تأسیس گردد و متولیان مسجد در ساماندهی و رفع مشکلات جوانان مشارکت نمایند».(1)
1) مسعود منشیزاده نایین، مسجد دانشگاه، کارکردها، چالشهاو راهکارها، ص95- 102.
قبل از ورود به بحث باید اذعان کنیم که مسجد تنها جایی است که به همه مردم تعلّق دارد و مالک واقعی آن خداوند است. حضرت امام صادق (علیهالسلام) دراینباره میفرماید: «المساجد لانها بیوت الله فی الارض»:(1)همانا مساجد خانههای خدا در روی زمین هستند. بنابراین نباید تصوّر کرد که میتوان نوعی مالکیت شخصی یا جناحی بر آن اعمال نمود. وجود مسجد در هر محله باید نماد وفاق و همبستگی بین تمامی اهالی منطقه باشد. این کانون مقدس باید نقطه ثقل ایجاد همگرایی بین اقوام، نژادها و زبانهای مختلف باشد که اگر این عامل وحدتآفرین در آن رعایت شود، نتیجهای که حاصل خواهد شد، افزایش حس دوستی و مودّت است؛ بنابراین اگر این کارکرد مساجد محقَّق شود، شاهد افزایش استقبال مردم از آنها خواهیم بود.
بحثی که در این بخش با عنوان «نقش مسجد»، مطمح نظر ماست، تنها فضای فیزیکی و سختافزاری مسجد نیست؛ بلکه به معنایی گسترده، شامل تمام عناصر و اجزای فعّال در مسجد است که در این امر مهم اثربخش هستند و نقش اساسی دارند. مهمترین عوامل مؤثر در این موضوع شامل موارد زیر است:
محیط فیزیکی مساجد و حوزه سختافزاری آن؛
محیط فعالیتها و برنامهها و مراسم اجرایی آن؛
محیط انسانی و افراد فعال در آن.
این سه عنصر اساسی به مفهوم عام، نقش و وظیفه مسجد را در ارتباط با افزایش جذب و استقبال از آن تبیین میکند. در فضای فیزیکی
1) محمدبنالحسن حرعاملی، وسائل الشیعه، ج3، ص485.
و ساخت مساجد، عناصر زیر در جذب یا رویگردانی مخاطبان مسجد مؤثر هستند و لازم است در تعیین مکان و انتخاب محل احداث مسجد در اولویت انتخاب قرار گیرند:
در این بحث تنها عناوین و محورهای اصلی و مهم مرتبط با فضای فیزیکی و معنوی مساجد و نیز حوزۀ سختافزاری آن ارائه خواهد شد:(1)
1- 1. موقعیت جغرافیایی محل احداث مساجد
1- 1- 1. قرار داشتن مسجد در مسیرهای سهلالوصول
قرار داشتن مسجد در شاهراههای مواصلاتی روستا یا شهر که دسترسی به آنها آسان است، زمینهساز افزایش مخاطبان در آنها خواهد بود. یکی از سنتهای کهن ایرانیان احداث مساجد در مرکز روستا و شهرها بوده است، بهطوریکه مسجد را محور قرار میدادند و دیگر مراکز خدماتی روستا یا شهر نهایتاً به آن ختم میشد. حتی در مواقع زیادی مشاهده شده است که محل اتصال راههای ارتباطی و نقطۀ اتّصال سایر راهها حیاط مسجد شکل بود و اهالی مجبور بودند، خواسته یا ناخواسته، حدأقل روزی یک یا چند بار به حیاط مسجد ورود داشته باشند و این امر زمینهساز اُنس و خوگرفتن آنها با فضای معنوی مسجد میشده است. گسترش فضای مسکونی روستایی یا شهری از مرکز مسجد شروع میشد و همانند شعاعِ دایرهای به دیگر نقاط ادامه پیدا میکرد. این موضوع در گذشته دارای اهمیت فوقالعادهای بوده است؛ ولی متأسفانه امروزه کمتر به آن توجه میشود و بیشتر مسجدها مهجور میمانند و در حاشیه
1) در این مبحث، جهت جلوگیری از اطاله کلام و نیز با توجه به گستردگی مطالب و تنوع موضوعات در بندهای 2 و 3، تنها بند 1 مورد بررسی قرار میگیرد.
شهرها و روستاها قرار میگیرند. متاسفانه امروزه بیشتر متولیان و بانیان ساخت مسجد، صرفاً به دنبال مکانهای بیاستفاده یا رایگان هستند. مسجد میتواند در صورت احداث، بیشترین فضاسازی معنوی و حضور فیزیکی در میان فضاهای روستایی یا شهری را داشته باشد. از نکات مثبت دیگر در این خصوص، شکلگیری محلهای برقراری ارتباط و دوستی گروههای همسالان در این میادین و نقاط بااهمیت روستایی و شهری است که به دلیل نزدیکی این محلها با مسجد، ناخواسته پیوند تنگاتنگی با آن در طی زمان شکل میگیرد.
1- 1- 2. وجود مسجد در محلههای پُرتراکم
در تمامی روستاها و شهرها و بخشها معمولاً محلهایی وجود دارد که از نظر جمعیتی تراکم نسبی بیشتری از بقیه جاها دارند. با اولویت قراردادن این محلها برای ساخت مسجد، تعداد کسانی که از این مساجد بهرهمند خواهند شد، افزایش بیشتری نسبت به بقیه محلها خواهد داشت. احداث مساجد در مناطقی که بیشتر بهصورت خانه- باغ بوده است و فاصله ساختمانهای مسکونی آن از هم بسیار زیاد است، موجب میشود که مساجد کممخاطب باشند. در صورت رعایت اولویت موارد ذکرشده، احداث مسجد از نوع «مسجد محله» در این مناطق مناسب است.
1- 1- 3. ساخت مسجد در محیطهای سالم شهری
در محلهایی که اهالی آن از حسن شهرت برخوردارند، باعث جذب جوانان به آن میشود و ساخت مسجد در محلههایی که از نظر فرهنگی و اجتماعی و مذهبی، ساکنان آن دچار مشکل و آسیبهای اجتماعی هستند، زمینه دفع و رویگردانی مخاطبان را فراهم میسازد. در تعیین
موقعیت جغرافیایی برای ساخت مسجد باید دقت شود تا عوامل منفی و مشکلساز در آن ایفای نقش نکنند. آنچه در این راستا مهم است، حفظ وضعیت موجود و تداوم حضور فعالان در مسجد است و جذب دیگران و ایجاد مخاطبان جدید در درجه بعدی اهمیت قرار دارد.
1- 1- 4. درنظرگرفتن وضعیت ترافیک شهری در ساخت مسجد
در تعیین بُعد مکان برای ساخت مسجد باید وضعیت ترافیک نیز مورد توجه قرار گیرد. (بهخصوص در مراکز پر رفتوآمد شهرهای بزرگ) امروزه نبود عنایت جدی به این معضل شهری در هنگام ساخت مسجد، مشکلات فراوانی را در هنگام برگزاری مراسم در مساجد به وجود میآورد. با توجه به گسترش روزافزون وسایل نقلیه و نبود توجه جدی به این مشکل شهری، این معضل میتواند در جذب و حضور مخاطبان تأثیر نامطلوبی بگذارد؛ بنابراین لازم است، در هنگام طراحی و ساختوساز مساجد، ضمن توجه به این مسئله راهکاری اصولی برای آن درنظرگرفته شود.
1- 1- 5. ساخت مسجد در کنار مراکز ارتباطی و رسانهای
غالب مساجد به دلیل نبود پشتیبانی مالی از سوی دولت با مشکل کمبود امکاناتی مانند رایانه مواجهاند. از سوی دیگر بیشتر مردم نیز توان حمایت مالی چندانی برای تهیه امکانات مساجد ندارند؛ بنابراین شایسته است مساجد با هدف بهرهمند شدن از رایانه و دیگر امکانات و تجهیزات مدرن ارتباطی روز، حدأقل در کنار مراکزی قرار گیرند که بتوان با برنامهریزی مناسب از امکانات آنها استفادۀ بهینه نمود.
1- 1- 6. احداث مساجد جدید در کنار مراکز مهم فرهنگی، آموزشی، ورزشی
با توجه به اینکه در گذشته مساجد نقش محوری در شهرسازی و شکلگیری روستاها داشتهاند و امروزه این نقشها کمرنگ شده است
و کمتر به این اصل مهم در جذب مخاطبان به مسجد توجه میشود، شایسته است در تعیین مکان فیزیکی برای احداث مساجد، مجاورت با مراکز مهم فرهنگی، آموزشی، تفریحی و ورزشی در اولویت قرار گیرد؛ زیرا امر در افزایش جذب مخاطبان، بهویژه نوجوانان و جوانان، به مسجد مؤثر خواهد بود. احداث مسجد در کنار مدارس، دانشگاه، مجتمعهای فرهنگی و زیارتی میتواند نقیصهٔ محور قرار نگرفتن مسجد را در دوران فعلی تا اندازهای جبران کند.
1- 2. امکانات و تجهیزات مساجد
یکی از عوامل مهم در جذب مخاطبان، بهویژه جوانان به مساجد، وجود امکانات و تجهیزات است. در صورتی که امکانات زیر در مساجد و یا حاشیه آن وجود داشته باشد، زمینۀ افزایش مخاطبان فراهم خواهد شد:
1- 2- 1. تعبیه «صندوق صلاه» در مساجد
یکی از اقدامات بسیار خوب که در راستای تکریم نمازگزاران و بهداشت مساجد میتوان انجام داد، تعبیه صندوقچههایی به نام «صندوق صلاه» در فضای شبستان و یا مکانهای مناسب دیگر در سطح مسجد است. این صندوق حاوی سجاده، مهر، تسبیح، عطر، شانه، آینه، ادعیه مشهور و سمباده کوچک برای تمیز کردن مهر است. ازآنجاکه70 تا 80 درصد نمازگزاران مسجد کسانی هستند که حدأقل سه وعده در هفته در نمازجماعت شرکت میکنند، مدیریت مسجد این صندوقچهها را تهیه میکند و کلیدش را در اختیار آنها قرار میدهد و یک کلید نیز در اختیار خادم مسجد قرار میگیرد. این صندوقچهها صندوق شخصی نمازگزاران، به معنای آنچه در عرف جامعه رایج است، نیست؛ بلکه فقط وسایل مرتبط با نماز در آن قرار میگیرد. هدف از دادن
کلید به خادم مسجد نیز این است که اولاً این صندوقچهها جنبه شخصی پیدا نکنند؛ ثانیاً خادم مسجد بعد از مدتی تمام سجادهها را برای نظافت به خشکویی بدهد؛ ثالثاً در عیدها و جشنها، بستههای کوچک شیرینی و شکلات توسط خادم در داخل تمامی صندوقچهها قرارگیرد تا نمازگزاران برای خانوادههایشان ببرند و رابعاً دعوتنامۀ مراسم، جزوهها، متنهای تبلیغاتی و اطلاعیهها برای ارتباط و تعامل بیشتر با نمازگزاران در داخل آن گذاشته شود (شاید بعضی از نمازگزاران به دلیل مشکلات نتوانند چند روزی در نمازجماعت شرکت کنند؛ لذا از طریق این صندوقچهها و اطلاعرسانی صورتگرفتهشده، در جریان روند اجرای برنامههای مسجد قرار میگیرند.)
1- 2- 2. تنوّعبخشی به امکانات مسجد
مسجد در آغاز شکلگیری در زمان رسول گرامی اسلامی (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) فقط شبستان داشت؛ اما بهمرور زمان با کارکردهای جدیدی روبرو شد؛ زیرا مسائل و نیازهای جامعه آن زمان روزبهروز در حال گسترش و توسعه بود. بر اساس این نیازها در حاشیه و بطن این فضای آسمانی امکانات جدیدی به وجود آمد. امروزه با توجه به گستردگی علوم و فنون، دانش و آگاهیهای بشر، ایجاد این امکانات در حاشیه مساجد بسیار ضروری و مفید است.
1- 2- 3. ایجاد امکانات فرهنگی و ورزشی در محدودۀ مسجد
گستردگی فعالیتها و امکانات مساجد از نقاط قوت آنهاست. روحیات و نیازهای نوجوانان و جوانان با فضای سنتی مساجد که فقط مکانی برای برپایی نمازجماعت و مراسم دینی است، تفاوت دارد. با توجه به ابزارها و شیوههای نوین فرهنگی، امروزه مساجد بدون
امکانات و فعالیتهای گوناگون و حسابشده، قادر به رقابت با سایر مراکز و ابزارهای بهظاهرفرهنگی نخواهند بود. با توجه به روحیات و فضای فرهنگی جامعه، مسجد برای جلب نوجوانان و جوانان باید دو نوع امکانات داشته باشد:
الف) امکانات فرهنگی: کانون فرهنگی، روزنامهها و مجلات، کامپیوتر، کتابخانه، بانک سیدی و ویدئوکلوپ از امکانات فرهنگی مسجد هستند که با مدیریت صحیح میتواند برای مسجد درآمدزا نیز باشد.
ب) امکانات ورزشی: «امکانات ورزشی مثل توپ و دروازه فوتبال، میز تنیس، راکت بدمینتون، فوتبالدستی، توپ و تور والیبال؛ اگر در محدوده مسجد مکانی برای ورزش جوانان در نظر گرفته شود یا با برنامهریزی و هماهنگی هیئت امنا، جوانان مسجد امکان استفاده از امکانات ورزشی در سطح شهر را با تخفیف ویژه داشته باشند، بسیار خوب است».(1)
1- 2- 4. پاسداشت و گرامیداشت پیرخادمان مسجد
یکی از راههای ایجاد انگیزش در توجه ویژه به مساجد در بین آحاد جامعه و نیز الگودهی به جوانان، پاسداشت و گرامیداشت گذشتگان و پیرخادمانی است که در حوزههای مختلف مسجد (خادم، بانی، واقف، هیئت اُمنا، امام جماعت) زحمات زیادی را متحمّل شدهاند و سالیان سال برای روشن نگهداشتن چراغ مسجد زحمت کشیدهاند و اکنون در قید حیات نیستند. نکوداشت این عزیزان در خلال و حاشیه برنامهها و مراسمی که برای شهادت و وفات ائمه اطهار (علیهمالسلام) برگزار میشود، همراه با
1) محسن محمدی، مجله مسجد، «راهکارهای مشارکت جوانان ...»، ش89، ص14.
دعوت رسمی از بازماندگان آنها، این مسئله را به اذهان جامعه یادآوری میکند که اهالی مسجد هیچگاه گذشتگان را فراموش نمیکنند و همواره در راستای حدیث «لَایَشْکُرُ اللَّهَ مَنْ لَایَشْکُرُ النَّاسَ»(1)عمل میکنند. این حرکت زمینهساز نگرشی نوین در بین مردم برای توجه ویژه به مسجد و قدرشناسی از تلاش اهالی آن خواهد شد.
1- 2- 5. غنیسازی کتابخانۀ مسجد با توجه به مراکز همجوار
در خصوص بحث تقویت و غنیسازی کتابخانه مسجد به کتابها و منابع جدید و تازهنشریافته، این نکتهٔ مهم باید مدّنظر قرار بگیرد که کتابها با توجه به نوع نیاز فضاهای فرهنگی، آموزشی و علمی همجوار مسجد تهیه گردد. اگر بیشتر فضاهای موجود را مدارس تشکیل میدهند، کتابهای درسی، کمکدرسی و جزوات کنکور، اگر غلبه این فضا با حوزۀ علمیه است، کتابهای مرتبط با مدارس دینی و اگر فضای موجود دانشگاه و مراکز آموزش عالی است، کتاب های دانشگاهی تهیه شود.
1- 3. نوع فعالیت و خدمات مسجد
نوع فعالیت و خدماتی که در مساجد ارائه میشود، در جذب مخاطبان، بهخصوص جوانان، به مساجد مؤثر است. در یک نظرسنجی، بیشتر جوانان اهل مسجد جلسات دعا را که توسط مداحان اهل بیت (علیهمالسلام) برگزار میشود، مهمترین عامل جذب خود دانسته بودند. البته عوامل دیگری چون کتابخانه و بانک سیدی، برگزاری جشن و فعالیتهای فرهنگی- مذهبی، وجود کلاسهای آموزشی و عقیدتی نیز در رتبههای بعدی جای دارند و همچنین مؤلّفههایی همچون گفتمان سیاسی، برگزاری
1) فقیه، ج4، ص380؛ روضه المتقین، ج13، ص21؛ مستدرک الوسائل، ج11، ص542. روضة من الفاظ رسول اللَّه صلّی اللَّه علیه و آله: لا یشکر اللَّه من لایشکر النّاس.از سخنان پیامبر اکرم (ص): شکر خدا را بجا نیاورده است آنکه از مردم (در قبال انعامشان) تشکر نکند.
نماز وحدت مدارس در مساجد و وجود امکانات ورزشی را نیز میتوان از عوامل اثربخش ر جذب جوانان به شمار آورد.
1- 4. ایجاد امکانات رفاهی برای منابع انسانی مسجد
ایجاد امکانات رفاهی و پشتیبانی (بیمه درمانی و بیمه عمر و بازنشستگی) برای منابع انسانی فعال مسجد موجب خواهد شد که آنها با دلگرمی بیشتری انجام وظیفه کنند و خدمات بیشتر و بهتری را به مخاطبان و نمازگزاران ارائه دهند. این امر سبب خواهد شد، درصد رضایت و در نهایت افزایش حضور عامه مردم، بهویژه جوانان، در مسجد بیشتر شود.
1- 5. داشتن امکانات و مکانهای تفریحی و سرگرمی
مساجد فعال باید با هدف تشویق و ترغیب نمازگزاران نوجوان و جوان، اردوگاهها و مکانهای تفریحی را برای استفاده آنان مهیا نمایند تا در زمان فراغت بتوانند با برنامهریزی منسجم و منظم، زمینۀ ترغیب نوجوانان و جوانان را به افزایش حضور در مساجد فراهم سازند.
1- 6. نصب تصاویر چهرههای خدمتگزار در مسجد
نصب قابعکس چهرهها و خادمان و پیرخادمان مسجد، از زمانهای دور تا به امروز، در جای مناسب همراه با درخواست ذکر صلوات برای شادی روح آنان و همچنین تصویر چهرههای ماندگار و برجسته محل که در زمینههای مختلف علمی، فرهنگی، اجتماعی و ورزشی دارای برجستگی هستند، در مکان مناسب مسجد، زمینۀ ترغیب و تشویق دیگر نمازگزاران، بهخصوص جوانان، را به مسجد فراهم میسازد.
1- 7. ایجاد مراکز فرهنگی برای جوانان در کنار مسجد
وجود مراکز فرهنگی و امکانات جانبی که برای جوانان جذابیت
خاصی دارند، در کنار مساجد، یکی دیگر از روشهای جذب آنها به مسجد و آشنا کردنشان با محیط مسجد و اهل مسجد است؛ زیرا جوانان دارای سلیقههای مختلف هستند و همه را نمیتوان تنها از یک راه جذب و یا با مسجد آشنا کرد.
1- 8. ایجاد کارگاه نماز در کنار مسجد جهت آموزش جوانان
ایجاد محلی در کنار مسجد جهت آموزش نماز با عنوان «کارگاه نماز» که در آن امکانات فیزیکی لازم از جمله محراب، قبله، نوارهای تنظیم صفها و وضوخانه گنجانیده شده است، میتواند در جذب جوانان مؤثر باشد.
1- 9. برگزاری مراسم تجلیل و تقدیر از فعالان حوزۀ مسجد
ایجاد سازوکار مناسب برای برگزاری سالانه و یا فصلی تجلیل و تقدیر از فعّالان حوزه مسجد (امام جماعت، هیئت امنا، نمازگزاران، بانی، واقف، خادم، نویسندگان، محققان) با رویکرد و توجه ویژه به جوانان با هدف الگودهی به دیگران جهت پرداختن به موضوع مسجد میتواند بسیار موثر و مفید باشد.
1- 10. تشکیل و تقویت کتابخانۀ مجهز در مسجد
تشکیل و تقویت کتابخانۀ مناسب برای مسجد و در اختیار داشتن کتابهای مفید و متنوع یکی دیگر از روشهای جذب جوانان به مسجد است. برای جذب بیشتر جوانان به کتابخانه مسجد میتوان به برگزاری مسابقاتی چون کتابخوانی، قصهنویسی و خلاصهنویسی کتاب اقدام کرد.
1- 11. ساخت و ادارهٔ درمانگاه، فروشگاه تعاونی و صندوق قرضالحسنه از سوی مسجد
ایجاد امکانات جانبی مانند درمانگاه، کتابخانه، فروشگاه و صندوقهای قرضالحسنه و ارائه خدمات از سوی مسجد، با هدف
افزایش زمینههای ارتباط مردم با آن و افزایش جاذبه مساجد میتواند انجام گیرد. در این امور با بهکارگیری جوانان مسجدی میتوان گام های مؤثرتری برداشت.
1- 12. همکاری و هماهنگی با مراکز فرهنگی، آموزشی و هنری
هماهنگی با مؤسسات و مراکز فرهنگی، آموزشی و هنری جهت برگزاری بخشی از کلاسهای آموزشی در مساجد میتواند بر تعدّد و تنوع فعالیتها و در نتیجه میزان جاذبههای مسجد، بهویژه برای جوانان بیفزاید.
فضای معنوی مسجد و تأثیر شگرف آن در شخصیّت انسانها، آن را به یک کانون اثربخش در هویتیابی جوانان تبدیل کرده است. دوران جوانی «فصل شورانگیز زندگی، شکوفایی استعدادها و سازندگی ابعاد گوناگون شخصیت انسان است؛ به عبارت دیگر این برهه از زندگی را مرحله شکلگیری تاروپود شخصیت انسان دانستهاند. در این مرحله از زندگی است که برای استحکام شخصیت نوجوان و جوان، بهعنوان سرمایههای کشور، ایجاد علاقه و روابط مستحکم با فضای معنوی مساجد، ضرورت مییابد». (1)
محیط معنوی مساجد، به دلیل اینکه برنامههای جاری در آن جنبه تربیتی دارد، باید دارای شرایط زیر باشد:
1) مجلۀ مسجد، «مسجد، از گذشته برای آینده»، ش73، ص22.
درنظرگرفتن نیازها و خواستههای معنوی و تربیتی تمام اقشار و طبقات مسجدی، بهخصوص قشر جوان؛
همراستا و هماهنگ بودن با رشد کمالجویانه مخاطبان؛
داشتن نقش تعیینکننده و اثربخش در تعادل روحی و روانی مخاطبان، بهویژه جوانان؛
فراهم کردن زمینۀ بروز و شکوفایی خلاقیت و استعدادهای بالقوۀ مخاطبان در مسیر رشد و کمال؛
تقویت کردن عواطف و احساسات مثبت مخاطبان در کنار آگاهیبخشی به آنها؛
فراهم آوردن فرصتهای مناسب برای فکرکردن و اندیشیدن مخاطبان؛
برنامهریزیهای عقلانی و خردمندانه؛
داشتن جنبۀ سازندگی و تکاملبخشی به شخصیت مخاطبان؛
روزآمدی و تازگی (طراحی بر اساس اقتضائات زمانی)؛
الگوسازی و الگودهی به مخاطبان؛
درنظرگرفتن تمام ابعاد و اضلاع وجودی مخاطبان؛
درنظرگرفتن خواستههای روحی و روانی مخاطبان؛
مطابقت با نیازهای ضروری و اولویتدار مخاطبان؛
جامعالاطراف بودن؛
سازمانیافتگی و انسجام؛
درنظرگرفتن جنبۀ کاربردی و عملی برنامهها؛
داشتن کارکرد تکمیلی و جبرانی؛
برخورداری از اثرگذاری لازم؛
از مهمترین روشهای عملى در پیوند دانش آموزان جوان مدارس با نمازجماعت و مساجد، در وهلۀ نخست ایجاد پیوند و برقرارى تعامل و ارتباط بین مسجد و مدرسه و در وهلۀ بعد برگزاری برنامههای مشترک در مناسبتهاى مختلف است. در این خصوص، برای ایجاد تعامل مؤثر بین مسجد و مدرسه میتوان برنامههای زیر را مورد توجه قرار داد:
مساجد ترتیبى اتخاد کنند که از دانش آموزان مدارس همجوار با عنوان «خادمان افتخارى مسجد» بهره جویند و در مناسبتهاى مختلف، از جمله در ایام دهۀ نکوداشت و بهداشت مساجد که هر ساله در ده روز آخر ماه شعبان در سطح مساجد کشور برگزار مى شود، از آنها استفاده نمایند. همچنین در دیگر ایّام تعطیل یا روزهاى جمعه و عصر پنجشنبه از وجود این عزیزان بهره بگیرند. در این ارتباط لازم است مساجد با همکاری مدارس از ابزارهاى انگیزشی و تشویقی برای دانشآموزان استفاده کنند. در ضمن بایسته است که مسئولان مدرسه نیز با هدف تعمیم و تحکیم بعضى از برنامههای مرتبط با مسجد، آندسته از فعالیتهایى را که جنبهٔ فراگیر دارد، در داخل مدرسه اجرا نمایند. یکى از این برنامه ها انجام مراسم عطرافشانى و غبارروبى و تنظیف نمازخانه هاى مدرسه در ایّام دهۀ آخر ماه شعبانالمعظم است. برنامه هاى فراوان دیگرى نیز هستند که توان عملى کردن چنین هدفهایی را دارند.
هیئت اُمنای مساجد با شناسایى مکانهاى مناسب جهت راهاندازى
خوابگاه شبانهروزى دانشآموزى یا دانشجویى و یا مسکن معلمان و دبیرانِ مسجدى، میتوانند ضمن کمک به آنان در تأمین مسکن، از وجود دانشآموزان یا دانشجویان و معلمان جوان در امور مربوط به مساجد استفاده کنند. مسئولان آموزشوپرورش نیز بایسته است، در هنگام ساخت مدرسه مکانى را انتخاب کنند که در آن منطقه مسجد محورِ فعالیتهاى آموزشی و تربیتی باشد. نزدیک بودن مدرسه به مسجد مى تواند در ایجاد انس و جاذبه بین جوانان مدرسه با مسجد مؤثر باشد.
مساجد میتوانند در طول سال با یک برنامه ریزی منظم، مدارس همجوار را به عنوان میزبان یا میهمان جشنهای مذهبی و مناسبتی تعیین کنند. فرضاً مسئولیت برگزارى جشن نیمهٔ شعبان را به یک مدرسه بهعنوان میزبان واگذار نمایند و مدیریت این مدرسه با همکارى مسجد و بهصورت مشترک از دیگر مدارس همجوار براى شرکت در این مراسم دعوت به عمل آورد و این حرکت در طول سال به صورت چرخشى به دیگر مدارس واگذار شود. این روش داراى مزایاى زیر است:
الف) رغبت دانشآموزان مدارس براى مشاهده و شرکت در برنامه هاى اجرایى همکلاسیها یا هممدرسه اىها و یا همنوعان خود؛
ب) تنوعبخشى به برنامه هاى اجرایى با توجه به وجود سلیقههایی مختلف در بین دانشآموزان گوناگون؛
ج) شخصیّت دادن به جوانان دانشآموز؛
د) مشارکت فعال دانشآموزان در طراحى و اجراى برنامهها.
مسئولان مدارسِ نزدیک به مسجد محل دانش آموزان جوان را در فواصل زمانى خاص (هفتگى یا ماهانه) و در مناسبتهاى مختلف به نمازجماعت مسجد ببرند. این کار مى تواند به آشناسازى و اُنس بیشتر دانشآموزان با مسجد مؤثر باشد. در هنگام حضور دانش آموزان در مسجد، مسئولان مسجد مى توانند از آنان با یک شاخه گل یا شکلات و شیرینی پذیرایى کنند و با انجام سخنرانى کوتاه همراه با تمثیل و طنز و حکایتهاى جذاب، بر شیرینى خاطرات جوانان از مسجد بیفزایند.
دانش آموزانی که در مقطع سنّی جوانی قرار دارند، علاقه زیادی به نشان دادن خود و سلیقه و هنرشان به دیگران دارند. مسئولان مساجد مى توانند با بهرهگیری از این فضای معنوی و مقدس بهترین فضا را برای شکوفایى استعدادهاى دانش آموزان فراهم کنند. آثار هنری دانشآموزان مانند نقاشى، عکاسى، خطاطى، طراحى، نشریۀ دیوارى، شعر، قصه، خاطره و نمایش های هنرى در مناسبتهاى مختلف و برنامه هاى متنوعى که مساجد دارند، مى تواند بهراحتى در معرض نمایش قرار گیرند. این امر هم به فعّالترشدن و غنىسازى برنامه هاى مساجد کمک مى کند و هم زمینۀ بروز استعدادهاى بالقوۀ دانش آموزان را فراهم میسازد.
مدیران مدارس میتوانند از میان دانشآموزان افرادی را با عنوان رابط فرهنگى تعیین و به مسجد محل معرفی کنند تا مسئولیت
اطلاعرسانى برنامه های مساجد را به دانش آموزان بر عهده داشته باشند. دانشآموزانى باید برای این کار انتخاب شوند که:
الف) از حسن شهرت در مدرسه و میان همکلاسیهای خود برخوردار باشند.
ب) از نمرات درسى بالایى برخوردار و از شاگردان ممتاز مدرسه باشند.
ج) وقت کافى و علاقۀ لازم براى انجام این کار را داشته باشند.
د) مقید و پایبند و عامل به احکام اسلامى باشند.
متولّیان ادارۀ مساجد شایسته است با هدف تربیت نخبگان جوان مسجدی، دانش آموزان مستعد را شناسایى و با روشهای مختلف با آنها ارتباط برقرار کنند و کمکهزینههای تحصیلی برای دانشآموزانى که بهطور مداوم در نمازجماعت مدرسه و مسجد شرکت میکنند، در نظر بگیرند. همچنین مسئولان مساجد میتوانند با کمکهای مالى یا پرداخت وام قرضالحسنه به دانشآموزانى که در دانشگاه پذیرفته شده اند و توان تأمین هزینه دانشگاه را ندارند، نوعى تعهّد اخلاقى برای ادامۀ همکارى آنها با مساجد به وجود آورند.
فعالیتهاى فرهنگى و برگزارى اردوها و سفرهاى زیارتى و تفریحى از برنامه هاى جذّاب مسجد است که معمولاً در ایام تعطیل و تابستانها برگزار میشود. شایسته است مساجد برای ترغیب و ایجاد انگیزه در دانش آموزان جوان مدارس همجوار، از افراد فعّال در برگزارى نمازجماعت
مدرسه و نمازگزاران دانش آموز مسجد برای شرکت در اینگونه برنامهها دعوت کنند.
با توجه به علاقهٔ وافر جوانان به بهرهگیری از فضای مجازی، شایسته است مسئولان مسجد تلاش کنند ایجاد وبسایت و پست الکترونیک را براى دانش آموزان فعال و ساعى در برگزارى نمازجماعت تسهیل کنند. باید توجه داشت که هدف از انجام این کار، افزایش زمینۀ حضور دانش آموزان در فعالیتهاى مساجد است. در این خصوص باید طورى برنامهریزى کرد که این مراکز فرهنگى و هنرى، پل ارتباطی بین دانش آموزان با فضاى داخل مساجد، برای انجام عبادت و شرکت در برنامه هاى آنها شوند. اگر به این نکته توجه نشود، هزینهای نابجا صرف شده است.
مسجد محل ویژهبرنامه هایى را برای جشنهای اسلامى و ملّى و مراسم عزادارى ایام محرّم با دعوت از دانش آموزان مدارس همجوار برگزار کند. حضور والدین، مربیان، انجمن اولیا و مربیان و مدیر مسجد باعث افزایش رونقبخشى به مساجد خواهند شد. سعى شود در این برنامه ها از جوانان دانش آموز براى اجراى مراسم بهره گرفته شود.
با توجه به اینکه شبکه اینترنت در تعدادى از مدارس کشور، بهخصوص در مقطع دبیرستان، در حال راهاندازى است، ترتیبى
اتخاذ شود که دانشآموزانی که در مدرسه در برنامههای دینى و در امر مساجد فعّال هستند، با عنوان خبرنگار افتخارى در امور مرتبط براى خبرگزاریها و رسانه هاى ارتباط جمعى کشور انتخاب شوند. برای این کار باید تمهیدات لازم از سوى خبرگزاریهایی چون شبستان، مسجد و مهر انجام پذیرد.
شایسته است مساجد نمایندگان دانش آموزان جوان و ساعی را که از توان علمى بالایى برخوردارند، به عنوان عضو هیئت امنا در جلسات شرکت دهند. این نمایندگان مى توانند بهعنوان رابط مدرسه با مسجد فعالیت کنند. از دیگر تأثیرات حضور آنان، ایجاد شادابى و جوانگرایى در برنامه هاى مسجد و افزایش جاذبه براى نوجوانان و جوانان است.
وجود هماهنگی در فعالیتهای مساجد و مدارس در جهت پرورش معنوی جوانان و ترغیب آنها به نماز، چشمانداز روشنی را برای برنامههای مساجد ترسیم میکند؛ «لذا شایسته است بین برنامههای مربوط در مدارس و مساجد همسویی لازم به وجود آید. همکاری و مشارکت نمایندگان فرهنگیان منطقه در اداره مساجد میتواند در ایجاد این ارتباط مؤثر باشد».(1)
مسئولان مسجد هر سال پس از پایان فصل امتحانات و مشخص شدن نفرات ممتاز و برجستۀ مدارس همجوار مسجد در زمینههای
1) «جزوه کمسیون مسجد...»، دهمین اجلاس سراسری نماز.
علمى، درسی و ورزشی، با هدف ایجاد ارتباطی دوسویه بین مسجد و مدرسه و آشناسازى دانشآموزان با فضاى مسجد و ترغیب و تشویق جوانان دانشآموز، با فرستادن دعوتنامه از آنها دعوت کنند و در مراسمی ویژه از آنان تجلیل به عمل آورند و با دادن هدیههایی از آنان قدردانی کنند. این امر در دانشآموزان یک نگاه مثبت به مسجد ایجاد خواهد کرد.
یکی از راههای ایجاد بستر خلاقیت برای جوانان راهاندازى نشریۀ دیوارى برای دانش آموزان است. میتوان محتواى اصلی این نشریات را پرداختن به اهمیت و جایگاه مسجد و فعالیتها و برنامه هاى مرتبط با آن تعریف و از دانشآموزان درخواست کرد با این موضوع مطالبی را گردآوری و در قالب نشریه دیواری در تابلوهای مدرسه نصب کنند. تهیه این نشریه بهصورت هفتگى یا ماهانه و نصب آن در تابلوها، ضمن اطلاعرسانى مناسب، آگاهی دانش آموزان را درباره مساجد افزایش خواهد داد و به ایجاد نگرشی مثبت درباره مسجد در دانشآموزان مؤثر خواهد بود.
با توجه به جذابیت برنامههای ورزشی برای جوانان، حتىالمقدور تلاش شود که محل تجمع براى اجرای برنامهها، اعزام و انجام مسابقه (شروع و پایان آن) مساجد باشند. تجمّع اولیۀ دانش آموزان در مساجد در هنگام وقت شرعى نماز صبح، براى شروع و مغرب و عشا براى پایان اردو درنظر گرفته شود. این امر مى تواند در آشنایی و ارتباط جوانان با مساجد مؤثر باشد.
نواختن «زنگ نماز» یا «زنگ محراب» در روزى خاص در طول سال بهویژه برای دانشآموزان در مقطع دبیرستان. این زنگ، زنگ یادآورى و ایجاد تلنگری معنوى در فکر و ذهن دانش آموزان است. نواخته شدن زنگ نماز یا زنگ محراب، بهگونهای که به اقامۀ نمازجماعت در نمازخانۀ مدرسه یا مسجد محل ختم شود، بسیار شایسته و مناسب خواهد بود.
در اختیار گذاشتن شبکه اینترنت مساجد براى جوانان محصل مدارس همجوار، همراه با تعیین اولویت براى دانشآموزانى که اهل نمازجماعت و مسجد هستند. اجرای این برنامه با توجه به اجرای طرح هزار مسجد و تجهیز مساجد کشور به شبکۀ جهانى اینترنت و اینترانت امکان پذیر خواهد بود.
اعزام روحانى جوان از سوی مسجد محله جهت اقامۀ نمازجماعت در مدارس محله و در صورت نبود امام جماعت به تعداد کافى، حدأقل هفته اى یا ماهى یک بار. امام جماعت مسجد باید به تناوب در مدرسههای نزدیک محله نمازجماعت برپا کند و در مناسبتهاى ویژهٔ مذهبى و ملّى ضمن اقامۀ نماز جماعت سخنرانى کوتاهی نیز ایراد نماید.
ساخت خانۀ عالم در کنار مساجد و همجوار با مدرسه، ضمن ایجاد زمینه حضور دائمی و بیشتر امام جماعت در این دو مکان، شرایط ارائۀ خدمات دینی و معنوی به این دو نهاد اجتماعی، فرهنگی و مذهبی
را بهتر فراهم خواهد کرد و موجب افزایش انس نمازگزاران، بهویژه جوانان، با روحانی محل خواهد شد. اجرای این طرح موجب میشود امامان جماعت بتوانند بیشازپیش زمینه ارتباط نوجوانان و جوانان را با مساجد محل فراهم کنند.
تجهیز کتابخانه هاى مسجد به کتابهای کمکدرسى، آموزشى، جزوههای کنکوری و نشریات آموزشگاههاى علمى آزاد و کتابهای روز نقش بسیار مهمی در ایجاد جاذبه برای جوانان در استقبال از کتابخانه فراهم خواهد ساخت. با توجه به اینکه غالب خانواده هاى دانش آموزان بهطور نسبى دچار فقر هستند و توان خرید جزوهها و کتاب های کمکدرسى را ندارند، تهیۀ این کتابها از کتابخانه مساجد مى تواند در جذب آنان به مسجد مؤثر باشد.
مساجد در برگزارى کلاسهاى فرهنگى، آموزشى و هنرى جوانپسند بهتر است از معلمان و مربیان مدارس که در بین دانشآموزان داراى وجههٔ مناسب اخلاقی و علمی هستند، استفاده نمایند. حضور این دبیران و مدرّسان در برنامههای مساجد مى تواند حضور دانش آموزان علاقهمند به آنها را در مسجد در پى داشته باشد.
تشکیل گروه نمازگزاران جوان در مدرسه با عنوانهای مناسب و جذاب و تشکیل گروهایی از دانش آموزانی که داراى وجه اشتراک خاصی
هستند، از دیگر موارد اثربخش در جذب دانش آموزان است؛ برای نمونه گروه نمازگزاران کلاس الف، گروه نمازگزاران مدرسه شهید بهشتی، گروه نمازگزاران ورزشکار مدرسه شهید بهشتی.
تنوعبخشی به برنامهها و فعالیتهای مدرسه و مسجد با داشتن نگاهی جامعالاطراف در طراحی و اجرای این برنامهها و شناخت دقیق مخاطبان (بهویژه جوانان) از جمله موارد مهمی است که در جذب مخاطبان مؤثر واقع خواهد شد.
هدایت هدفمند و غیرمستقیم فعالیتهاى فوقبرنامهٔ دانش آموزان جوان به مساجد این حسن را دارد که به دلیل تقدس این مکان، دانشآموزان ناچارند برنامه هاى اجرایى خود را با فضاى معنوى و دینى مساجد هماهنگ سازند و از اجراى برنامه هاى لغو و بیهوده بپرهیزند.
«بازنگری اصولی در مورد عوامل و عناصر مؤثر در پیوند و ارتباط مسجد و مخاطبان (بهویژه در محیط آموزشی و مدارس)، شامل ویژگیها و وظایف کلیه نیروهای انسانی مرتبط با مساجد، ویژگیهای گوناگون مساجد، ابزارها و شیوههای ترویج و تبلیغ».(1)
برگزارى مشترک مسابقات دانشآموزى در زمینه هاى مختلف با
1) مسجد نقطه وصل، ص12.
همکارى مسجد و مدرسه. بهتر است مکان برگزارى این مسابقات در صورتى که به شکل کتبى برگزار مى شود، شبستان مسجد باشد و در صورت کتبی نبودن نیز تا جای ممکن از فضاى فرهنگى مسجد استفاده شود.
عضویت افتخارى همه دانش آموزانِ مدارس همجوار، بهویژه در مقطع دبیرستان، در کتابخانه هاى مساجد جهت بهرهمندى از کتابهای موجود با هدف افزایش رفتوآمد و ارتباط جوانان دانشآموز با مسجد.
استفاده از فضاى مساجد براى برگزارى امتحانهای رسمى پایان سال و یا آزمونهای غیررسمى در قالب مسابقات، جشنواره ها و یا کارگاههاى آموزشى.
از سوی امام جماعت مسجد با هماهنگی مدیریت مدارس همجوار کتابهایی با موضوع آموزش احکام نماز ویژه جوانان تهیه و به دانشآموزانی که به سن تکلیف رسیدهاند، اهدا شود.
تشکیل بعضى از کلاسهاى فوقبرنامۀ مدرسه در مساجد و استفاده از سالن اجتماعات، کانون فرهنگى، کتابخانه، واحد سمعى و بصرى و سالن ورزش مساجد.
برگزارى کلاسهاى تقویتى، کمکآموزشی و دوره هاى آموزش فوقبرنامه در مساجد با هدف ایجاد رغبت در دانشآموزان براى اقبال به مساجد.
شایسته است مساجد جهت افزایش توان مادی و معنوی خود از امکانات و پتانسیل بالقوة دیگر دستگاهها و سازمانها و ادارات و نیز مؤسسات و نهادهای غیردولتی و مردمی که در حوزه جوانان فعالیت میکنند، استفاده نمایند.
برگزارى جشنواره نمازگزاران برتر از بین دانش آموزان مدارس همجوار توسط مساجد، مى تواند در گرایش بیشتر جوانان به نماز و مسجد مؤثر واقع شود.
برگزارى جشن تکلیف دانش آموزان دختر و پسر بهطور مجزا در مسجد محل با حضور والدین، معلمان و اعضای انجمن اولیا و مربیان.
گسترش فضاى ذهنى دانش آموزان و وسیع تر کردن محدوده فعالیتهاى آنان از مدرسه تا سطح اجتماع و حضور در جمع مردم.
توانمندسازی و تقویت مساجد در استفادۀ بهینه و بهرهگیری مطلوب
از فنّاوریهای نوین ارتباطی در انجام فعالیتها و برنامهریزیهای اجرایی، میتواند در جذب بیشتر جوانان به مساجد مؤثر باشد.
به منظور بهبود وضعیت موجود فعالیتها و برنامههای اجرایی مساجد، شایسته است از صنفها و قشرهای مختلف مردم نظرسنجی به عمل آید و از نظرها و پیشنهادهای مخاطبانِ مسجد نهایت بهره برده شود.
شایسته است متولیّان برنامه هاى مسجد، با تهیۀ جزوههای آموزشى، فرهنگى و اجتماعی آگاهى خانواده های دانشآموزان را در مورد امکان نقشآفرینى فرزندانشان در فعالیتهای مسجد بالا ببرند تا انگیزه والدین برای حضور فعال به همراه فرزندانشان در برنامههای مساجد بیشتر شود.
اﺳﺘﻘﺒﺎل از ﺣﻀﻮر اﺗﻔﺎﻗﯽ ﯾﺎ ﻣﺴﺘﻤﺮ ﺟﻮاﻧﺎن در ﻣﺴﺠﺪ ﺗﻮﺳﻂ اﻣﺎم جماعت ﺑﺎ ﭼﻬﺮهای ﮔﺸﺎده و ﻣﺘﺒﺴّﻢ اﺣﺴﺎس زﯾﺒﺎ و ﺧﻮﺷﺎﯾﻨﺪی را در ﺟﻮاﻧﺎن به وجود میآورد. همچنین ﺑﺮﺧﻮرد ﻣﻌﻘﻮل و ﻣﺘﯿﻦ و ﺗﻮأم ﺑﺎ ﻋﻄﻮﻓﺖ و ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ ﺧﺎدﻣﺎن، ﻣﺘﻮﻟﯿﺎن و اﻣﺎم ﺟﻤﺎﻋﺖ ﻣﺴﺠﺪ ﺑﺎ ﻧﻤﺎزﮔﺰاران ﺟﻮان و دﻋﻮت از داﻧﺶآﻣﻮزان و ﺟﻮاﻧﺎن ﺑﻪ ﻫﻤﺮاه ﻣﻌﻠﻤان آنها در ﻣﻨﺎﺳﺒﺖﻫﺎی ﺧﺎص ﺟﻬﺖ ﺻﺮف ﻧﺎﻫﺎر و اﻗﺎمة ﻧﻤﺎز میتواند در کاشتن بذر محبت به فضای معنوی مسجد در دل جوانان بسیار مؤثر باشد. ﻣﺘﻮﻟﯿﺎن اﻣﻮر ﻣﺴﺎﺟﺪ ﺑﺎﯾﺪ اﻓﺮادی ﺧﻮشاﺧﻼق، ﺑﺎﺟﺎذﺑﻪ و مؤدّب ﺑﺎﺷﻨﺪ و ﻣﺴﺠﺪ
ﺑﺎﯾﺪ ﮐﺎﻧﻮن ﻣﺤﺒﺖ ﺑﺎﺷﺪ ﺗﺎ حضور در آن ﺧﺎﻃﺮهای زﯾﺒﺎ در ذهن و روان ﻣﺮاﺟﻌان برجاﺑﮕﺬارد. ﻣﺴﺌﻮﻻن ﻣﺴﺎﺟﺪ ﺑﺎﯾﺪ شرایطی را ﻓﺮاﻫﻢ آورﻧﺪ ﮐﻪ ﻣﺴﺠﺪ ﺑﻪ ﻣﺮﮐﺰی ﺑﺮای دوﺳﺘﯿﺎﺑﯽ و بسته شدن ﻋﻘﺪ اﺧﻮت اﺳﻼﻣﯽ درآﯾﺪ تا ﺟﻮاﻧﺎن ﮐﻪ به دلیل ﻣﻮﻗﻌﯿﺖ ﺳﻨﯽ و وﺿﻌﯿﺖ ﻋﺎﻃﻔﯽ وﯾﮋه ﺧﻮد ﻧﯿﺎزﻣﻨﺪ داشتن دوﺳﺘﺎنی ﻣﻨﺎﺳﺐ ﻫﺴﺘﻨﺪ، رﻓﺖوآﻣﺪ ﺑﯿﺸﺘﺮی ﺑﻪ آنجا داشته باشند و بهتدریج بیشتر ﺑﺎ ﻣﺤﯿﻂ ﻣﺴﺠﺪ اﻧﺲ بگیرند.
در مباحث این بخش برآنیم تا به بررسی مهمترین عوامل محیطی که تأثیر بسزایی در جذب نوجوانان و جوانان به مساجد دارند، بپردازیم. در ابتدا لازم است تعریفی از محیط ارائه شود: محیط به معناى عام شامل تمام چیزهایى است (اعم از مادی و معنوی) که اطراف ما را احاطه کرده است. این موارد هم فضاى فیزیکى و هم موجودات زنده را که انسان کاملترین آنهاست، دربرمیگیرد.
در میان عوامل محیطی گوناگون، خانواده، مدرسه و فضای مسجد، مهمترین عاملهای مؤثر در جذب نوجوانان و جوانان به مساجد هستند. در این بخش محیطهای گوناگون فعالیت و حضور افراد به دو دسته کلی محیطهای اصلی و محیطهای فرعی تقسیم شده و راههای جذب جوانان به مسجد و نمازجماعت در محیطهای گوناگون اصلی و فرعی، بهطور مجزا و بهتفصیل به بحث گذاشته شده است.
قبل از ورود به مبحث فوق بیان این نکته ضروری است که جوان در ابتدا باید خود و سپس محیط اطرافش را بشناسد تا بتواند در برخورد با محیط و عوامل محیطی و رویدادها و رخدادهای موجود در آن، با استدلال و منطق عمل نماید. اگر جوان بتواند به شناخت درستی از
جایگاه واقعی خود در ارتباط با محیط اطراف برسد، از وسعت ذهنی برخوردار میشود و در این حالت میتوان انتظار داشت که در انجام فرایض دینی و مناسک عبادی اقدام عملی نمایند.
بر اساس استانداردهای موجود، محیطهای اصلی به چهار گروه تقسیم میشود: الف) محیطهای فرهنگی؛ ب) محیطهای اجتماعی؛ ج) محیطهای سیاسی؛ د) محیطهای اقتصادی. روشهای جذب افراد به مساجد در هر یک از این محیطهای چهارگانه به این شرح است:
روشهای جذب جوانان به مسجد در محیطهای فرهنگی بدینقرار است:
مسجد با توجه به نقش و کارکردهای متنوعی که در عرصههای اعتقادی و تربیتی دارد، محیط مناسبی را برای تعالی نسل جوان فراهم میکند و میتواند با مشارکت در رشد و تعالی این نسلِ پرشور در همۀ ابعاد شخصیتی، نقش خود را در تضمین سعادت دنیوی و اخروی آنها ایفا کند؛ به همین دلیل امامان جماعت و متولیان مساجد باید توجه ویژهای به تهیه و تدوین برنامهها راهکارهایی عملی و اجرای آنها داشته باشند. دستیابی به این مهم، مستلزم فراهم شدن شرایط و بسیج امکانات لازم است. تأمین این امکانات نیازمند یک سازماندهی و برنامهریزی ملی، همراه با رعایت جنبههای علمی و فرهنگی تمدن اسلامی و ایرانی است.
یکی از روشهای بسیار مؤثر در بررسی و تحلیل نتایج و بازخوردگیری از فعالیتهای اجراشده در مساجد برای شناسایی نقاط ضعف و قوت آنها، به کمیّت درآوردن فعالیتهای کیفی است؛ از این طریق میتوان بهراحتی با استفاده از ریاضیات، آمار و احتمالات، دورنمای آیندۀ برنامهها و فعالیتها را بر اساس آنالیز و واکاوی فعالیتهای گذشته ترسیم کرد.
مساجد باید با شورای محله ارتباطی مستمر داشته باشند و برای بررسی وضعیت فرهنگی عامۀ مردم و بهویژه جوانان از آن یاری بگیرند تا بتوانند با ارائۀ راهکارها و پیشنهادهایی کاربردی برای بهبود وضعیت فرهنگی محله، به فرهنگ بومی و سنتی مردم که ریشه در عقاید و باورهای مذهبی دارد، توجهی ویژه داشته باشند و از این طریق با افزودن بر انسجام فرهنگی، زمینۀ حضور پررنگتر مردم را در مساجد فراهم سازند.
هر اندازه شناخت ما از محیط پیرامونمان، با درنظرگرفتن تقابلها، تضادها، تناقضها، ضرورتهای عصری و تحولات جهانی همراه باشد، به چشماندازی روشنتر و شفافتر در برنامهریزی فعالیتهای فرهنگی دست مییابیم. این چشمانداز مثبت رابطۀ نزدیکی با میزان رشد و بالندگی هر جامعه و چگونگی ظهور و ورود نسلهای جوان به عرصههای فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی در آینده دارد.
ایجاد روابط مستحکم میان جوانان و مساجد در شرایط کنونی یک گام اساسی و در نهایت متضمن توسعه و امنیت پایدار ایران اسلامی است. موارد فوق و هرگونه ساماندهی در روابط میان جوانان و مساجد با انجام مطالعه و بررسیهای عمیق و دقیق بر روی فرهنگ جامعه کارسازتر خواهد بود.
بهرهگیری از روشهای نوین علوم مرتبط، مانند دانشهای روز روانشناسی و تربیتی، میتواند در اصلاح نگرش جوانان به شیوۀ صحیح برآوردن نیازهایشان مؤثر باشد و زمینهحضور فعالتر آنان را در مساجد فراهم سازد؛ مساجدی که بدون اغراق، تنها پایگاه واقعی برآورده شدن نیازهای روحی و روانی انسان در جهت رسیدن به سعادت و کمال هستند.
در برنامهریزی و اجرای فعالیتهای فرهنگی، تا جایی که به اصل موضوع مسجد لطمه وارد نکند، باید به سلایق مختلف و دیدگاههای متنوع فرهنگی توجه کرد؛ زیرا جذب مخاطبان جوان با گرایشهای متنوع، تنها با ملحوظ داشتن و احترام گذاشتن به سلیقهها و دیدگاههای گوناگون فرهنگی در فعالیتهای مسجد امکانپذیر است.
میتوان با بهکارگیری روشهای نوین علوم اجتماعی، روانشناسی و تربیتی، به برقراری تعادل در نیازهای روحی، روانی و فرهنگی اقشار
مختلف جامعه، بهویژه جوانان اقدام کرد و از این راه با تقویت نیازهای متعالی افراد، به مقابله با نفوذ و گسترش فرهنگ مهاجم و مادی پرداخت.
تشکیل شورای فرهنگی مسجد با حضور چهرههای فرهنگی محل (معلمان، مدرسان، کارشناسان و استادانی که در امر فرهنگی صاحبنظر و یا در دستگاههای فرهنگی مشغول به کار هستند)، با هدف بهرهگیری از تجربیات آنها.
ایجاد هماهنگی و همسویی در مدیریت و بدنۀ کارشناسی دستگاههای جایگزین، جهت ایجاد نگاه ویژه در آنها با هدف سوق دادن برنامهها و طرحهای اجرایی آنها به سوی فعالتر کردن مناسبتهای مساجد و برنامهریزی برای افزایش حضور مردم در مدیریت مشارکتی مساجد.
یکی از گامهای اساسی که میتوانیم در محیطهای فرهنگی برداریم، تدوین سیاستها، برنامههای عملی و طراحی و مهندسی از فضای مسجد برای جوانان با توجه به ابعاد روحی، روانی، فکری و عاطفی آنان است.
شیوههای مناسب فرهنگی و متغیرهایی باید به کار گرفته شود که بتواند نگرشهای مثبتی درباره ارزشها و هنجارها ایجاد کند؛ بهطوری که هدف غایی این تغییرات، برتری نسبی نیازهای مبتنی بر ارزشهای الهی و متعالی بر دیگر ارزشهای مادی باشد.
با توجه به اینکه یکی از کارکردهای اصلی مسجد فعالیتهای فرهنگی است، لازم است برای اثرگذاری بهتر این فعالیتها از تمامی ظرفیتهای موجود، چه در سطح منطقه و شهر و چه در سطح دستگاههای دخیل در امر فرهنگ بهره برده شود.
حتیالمقدور از افرادی در هیئت امنای مساجد استفاده شود که حدأقل از شمّ فرهنگی برخوردار باشند و یا مسئولیت امور فرهنگی مسجد بر عهده فردی باشد که دارای تجربیات فرهنگی باشد یا در نهاد و دستگاه فرهنگی مشغول به کار باشد و توان تعامل دوسویه با جوانان را داشته باشد.
مسئولان مساجد باید تلاش کنند فعالیتهای فرهنگی سازمانها و نهادهای فعال در امور فرهنگی را بومیسازی کنند و روشهای کاربردی موجود در دیگر کشورها را با برنامههایی که سطح فعالیتهای مسجد را ارتقا میدهد، همانندسازی کنند.
با بهرهگیری از تجربهها و برنامههای کارشناسیشدۀ دستگاههای فرهنگی ذیربط میتوان وضعیت موجود فعالیتهای مسجد را بهبود بخشید و تغییراتی مثبت و روندی صعودی ایجاد کرد.
امام جماعت قبل از تصدی امر امامت مسجد باید حتماً از وضعیت فرهنگی محله، وضعیت جوانان منطقه، شهر یا روستایی که مسجد در
آن واقع است، آگاهی لازم را داشته باشد تا متناسب با وضعیت فرهنگی موجود، برنامههای فرهنگی مناسب را برای آن مسجد طراحی نماید.
از نظر کارشناسان، شناخت مفاهیم ملی و دینی برای حفظ وحدت و استقلال فرهنگی ضروری است. از این دیدگاه، لازمۀ فرایند توسعه ایجاد روابط و مناسبات منسجم بین نسل جوان با مساجد است.
برنامهریزی برای توسعۀ فرهنگی و علمی در مساجد با هدف افزایش کمّی مخاطبان، بهویژه قشر جوان، باید مبتنی بر اصول علمی و کارشناسی باشد تا در روح و اندیشه جوان تأثیر مثبت و سازنده بگذارد.
برگزاری اردوهای فرهنگی کوتاه و بلندمدت برای مقاطع سنی و اقشار مختلف، بهویژه جوانان و مخاطبان مسجدی، در شهرهای مختلف بهویژه در شهرهای مذهبی و مکانهای مقدس و تاریخی میتواند در جذب و افزایش مخاطبان مسجد مؤثر باشد.
استفاده از روشهای برنامهریزی کاربردی، بهویژه «مهندسی فرهنگی»، در طراحی و اجرای برنامهها میتواند ما را در دستیابی سریعتر و آسانتر به اهدافمان در خصوص جوانان رهنمون کند.
احیای کارکرد فرهنگی مسجد
استفاده از پتانسیل واحد فرهنگی پایگاه بسیج مساجد و نیروهای فرهنگی آن
حضور امامان جماعت در اردوهای همجوار مساجد، بهویژه اردوهای دانشآموزی و حضور در نشستهای صمیمی با شرکتکنندگان
شناسایی نیازهای عینی و واقعی حوزۀ فرهنگ و استفاده از استادان مجرب
استفاده از شیوههای کارآمد در افزایش انسجام فرهنگی در سطح محله در جهت افزایش ضریب امنیت و وفاق اجتماعی
روزآمد کردن کارکردهای فرهنگی مساجد متناسب با شرایط زمان و مکان و ذائقه فرهنگی جوانان
هماهنگی مسجد با مراکز و مجامع فرهنگی جهت بهکارگیری توان فرهنگی و برنامهای و فعالیتهای همسو، با هدفِ محور قرار دادن مسجد بهعنوان پایگاه اول فرهنگی
برگزاری مسابقات فرهنگی در مناسبتهای مختلف ملی و مذهبی همراه با اهدای جوایز ارزنده به شرکتکنندگان از جانب مسجد
روشهای جذب جوانان به مسجد در محیطهای اجتماعی بدین قرار است:
شناخت دقیق و جامع نیازهای رشد اجتماعی جوانان
«مرزبندی و تقسیم مخاطبین در محیط اجتماعی
الف) تعیین مبنا برای تقسیم و مرزبندی مخاطبین مستقیم و سازمانی:
تعیین فاکتور جذابیت مخاطب و اولویتبندی قسمتهای مختلف آن؛
تعیین مخاطب یا مخاطبین هدف؛
تعیین جایگاه برای هر قسمت از مخاطب هدف؛
تعیین مطلوبیت نهایی خدمات مساجد (تحلیل عوامل داخلی و محیطی مؤثر بر تصمیمات، تعیین مطلوبیت، طراحی خطمشیهای مطلوبیت).
ب) شناسایی رقبای مسجد در سطح اجتماعی از طریق:
تحلیل نقاط قوت و ضعف رقبا؛
برآورد الگوهای واکنشی رقبا؛
طراحی استراتژی و خطمشی رقابت و جایگاه مسجد در مخاطبین خدمات؛
مدیریت تلاشهای مخاطب.
ج) برنامهریزی هدفمند در طراحی سیستم عرضه و ارائه خدمات به مخاطبین هدف توسط مساجد:
طراحی کانالهای ارائه خدمات؛
طراحی روشهای ارائه خدمات؛
خطمشیهای ائمه جماعت و هیئت اُمنا و سایر فعّالان در مساجد؛
کارآمدسازی و بهبود اعتماد و اعتبار عمومی مساجد در سطح اجتماع با نگرش به جامعۀ سنتی ایران و روشهای جدید در ارائه خدمات مسجد».(1)
جوانی معمولاً پلی است بین کودکی و بزرگسالی؛ بنابراین فرد در این مرحله از رشد و تکامل طبعاً میخواهد خود را برای زندگی بزرگسالی آماده کند و به همین دلیل نیازهای خاصی دارد که باید در محیط اجتماعی مدنظر قرار گیرند. نیازهایی چون:
1) طرح بازسازی کارایی مساجد؛ کانون شعائر الهی، ص7.
الف) آموختن راههای معنادار کردن زندگی خود، از راه روی آوردن به دین، عرفان، خداپرستی، معنویت، عشقورزی و نوعدوستی؛
ب) کسب شناختهای پیچیده، تواناییها و گرایشهای ضروری برای زندگی دوران بزرگسالی؛
ج) رشد و تکامل استعدادها و توانایی کار کردن و انتخاب شغل مناسب؛
د) آمادگی برای انجام وظایف زناشویی، انتخاب همسر و تشکیل خانواده؛
ه) آموختن مهارتهای ارتباطی در زندگی اجتماعی.
جوانان با توجه به نیازهای عاطفی و نیازشان به کسب موقعیتهای اجتماعی، مجبور به همانندسازی خود با بزرگسالان هستند؛ بهویژه بزرگسالانی که با او رابطۀ عاطفی و قلبی دارند. جوانی که سیگار میکشد، لباس مردانه یا زنانه میپوشد، مانند بزرگسالان رفتار میکند و بهطورکلی خود را به شکل بزرگسالان درمیآورد، در پی آن است که با کسب موقعیت اجتماعی بالاتر، خود را ارضا کند. مسئولان مسجد و اولیای مدرسه باید با ایجاد ارتباط عاطفی و تعامل منطقی با جوانان، آنها را به جای همانندسازی با شخصیتهای منفی و انجام کارهای نامناسب، به همانندسازی با شخصیتهای مثبت و الگوگیری از آنها سوق دهند و با این کار آنها را به انجام فرایض دینی و مناسک عبادی ترغیب کنند.
انسان در مراحل مختلف حیات خویش به الگو نیاز دارد که با افزایش سن و تجارب ذهنی، تقلید شکلی آگاهانه به خود گرفته، در حیطۀ اراده قرار میگیرد. «در این حال فرد سعی میکند با شخص یا اشخاصی که
به نظرش شخصیتی قابل قبول دارند، همانندسازی کرده، نگرشها و ویژگیهای رفتاری و اخلاقی آن فرد یا اشخاص را برای خود سرمشق قرار دهد. جوان نیز یکی از خواستههای اجتماعیاش الگوپذیری است. او در جامعه خواستار کسانی است که در رفتار و گفتار برای او الگو باشند. هیئت امنا میبایست شخصیتهای محبوب جوانان را شناسایی کرده و آنها را به مسجد دعوت کنند تا در جمع نمازگزاران حاضر شوند و یا در مراسم خاص سخنرانی کنند. این کار با مشورت و همکاری جوانان امکانپذیر است». (1)
شایسته است رعایت و ملاحظۀ آداب اجتماعی حاکم، در برنامهریزی و انجام فعالیتهای دینی و فرهنگی مدِّنظر قرار گیرد؛ ازآنجاکه انسان موجودی اجتماعی است، دوست دارد زندگی جمعی داشته باشد؛ از سوی دیگر زندگی جمعی آداب و شرایطی دارد که باید بدان عمل شود تا محیط برای زندگی سالم و بهتر آماده شود؛ ازاینرو امام علی (علیهالسلام) با گفتار و رفتار خویش، رعایت آداب اجتماعی را مورد تأکید قرار میدهد. آن حضرت در سفارش خود به فرزندش امام حسن (علیهالسلام) چنین میفرماید: «حسن جان! هرگاه در شهری غریب بودی، با آداب و رسوم آن محل زندگی کن. عقل خود را به کار گیر. در میان آنان فخر و مباهات منما؛ زیرا هر جمعیتی عقلا و خردمندانی دارد که آداب و رسوم خود را محترم میشمارند».(2)
یکی از معضلاتی که جوانان در محیط اجتماعی با آن مواجه هستند،
احساس خودکمبینی است. بهرهگیری از مبلغان و مدرسان و نیز معلمان آگاه که توانایی و شناخت کافی از عواقب این معضل داشته باشند و راه صحیح درمان آن را نیز بدانند، ضروری است. بهکارگیری روشهای هدفمند، بهویژه هنگامی که مبلغان، امامان جماعت و مربیان در این زمینه پیشگام میشوند، میتواند ضمن آشناسازی و انس جوانان با مساجد، در رفع این احساس نامناسب و منفی مؤثر واقع شود.
مسجد در قالب یک نهاد اجتماعی، در صورتی میتواند دقیق، منطقی و کارآمد به وظایفش عمل کند که تعریفی جامعالاطراف از شرح وظایف فعالان و منابع موجود انسانی آن، اعم از هیئت امنا، امام جماعت، خادمان و نمازگزاران صورت پذیرد. با قانونمند کردن وظایف، حدود و اختیارات منابع انسانی این نهاد مقدس، ضمن افزایش کارایی و ارتقای سطح فعالیتهای کمی و کیفی، بر تعداد مخاطبان، بهویژه نوجوانان و جوانان افزوده خواهد شد.
شاید بتوان گفت از مؤثرترین و مهمترین عوامل جذب جوانان به مساجد، شرکت دادن آنها در ادارۀ امور مساجد است. «این امر یعنی دخالت دادن جوانان در ادارۀ امور مذهبی و فرهنگیِ خودشان، ضمن اینکه به آنان هویت مشخص و شخصیت میبخشد، قابلیت مسئولیتپذیری را در آنان افزایش داده و موجبات افزایش اعتمادبهنفس و اطمینان به خود را در آنها فراهم میسازد؛ در این صورت جوانان برنامههای مساجد را برنامههای خود تلقی کرده و احساس نمیکنند
که این برنامهها از بالا به آنها دیکته میشود و آنها فقط مجبور به اطاعت هستند».(1)
شرکت در مراسم استقبال، بدرقه و بازدید از حجاج بیتاللهالحرام و زائران عتبات عالیات و نیز مسافرانی که مدتی طولانی به خارج از محل عزیمت میکنند، (سفرهای زیارتی خارجی و داخل کشور) موجب الفت بیشتر بین مسئولان و اهالی مسجد با مسافران و خانوادۀ آنان میشود و خاطرهای خوب از این عمل در اذهان آنها باقی خواهد گذاشت.
یکی از عوامل مهم در جذب مخاطبان به مسجد، زندگی و سکونت امام جماعت مسجد در همان محل است. حضور امام جماعت در محل نهتنها موجب آشنایی بیشتر او با مسائل و مشکلات و معضلات آنجا میشود، زمینۀ افزایش ارتباط و تعامل و انس و الفت ایشان را با اهالی فراهم میکند. این همدلی و ارتباط، در نهایت اهالی را به سوی مسجد سوق خواهد داد؛ چراکه آنها دیگر احساس غربت و دوری و غریبه بودن با امام جماعت نخواهند داشت.
عمل کردن منابع انسانی مسجد، بهخصوص ادارهکنندگان آن، به تعهدات و وعدههایی که دادهاند، تأثیر بسزایی در جذب جوانان به مسجد دارد. در بررسی شاخص رفتار انحرافآمیز نمازگزاران معلوم شد که شاخص وفای به عهد دارای اهمیت ویژهای است؛ درواقع کنش
1) مسجد نقطه وصل، ص211.
اجتماعی نمازگزاران، در مقولۀ تعهد اجتماعی و وفای به عهد نقش معناداری دارد.
مسجد همواره محل کمک به همنوعان و نیازمندان بوده است. اکنون که کمک به قشرهای آسیبپذیر اجتماعی جامعه به نهادهای خاص واگذار شده است، شایسته است جهت احیای نقش اجتماعی تعاون مسجد، سازوکاری طراحی شود که تمام این کمکها از طریق مسجد هدایت و ارسال شوند. بهرهگیری از پتانسیل جوانان مسجدی میتواند در این راه بسیار کارساز باشد.
در برنامهریزی فعالیتهای مختلف در سطح مساجد باید ضمن جلوگیری از ورود حساسیتهای قومی و قبیلهای، از نظرهای بزرگان و صاحبنظران اقوام و خاندان ها که برخوردار از خردجمعی و عقلانیت و از نظرهای احساسی دور است، استفاده شود و برای افزایش جاذبۀ مسجد، بهطورغیرمستقیم از این پیشنهادها در برنامهریزیها استفاده شود.
باتوجه به اینکه غالب ساکنان بعضی از محلاتِ همجوار مسجد، معمولاً از طایفهها یا مناطق جغرافیایی خاصی هستند، برگزاری نمایشگاهی که در آن جلوهای از آداب، رسوم، سنت و صنایع دستی اهالی مسجد در معرض دید دیگران قرار گیرد، ضمن اینکه افزایش جاذبه مسجد را درپیدارد، زمینۀ اُنس، افزایش وفاق اجتماعی و نزدیکی مردم را به مسجد فراهم خواهد کرد. علاقه جوانان به نمایش و در معرض دید
همگان قرار دادن آثار تولیدیشان، میتواند زمینه ترغیب آنها را به شرکت فعالتر در نمایشگاه فراهم سازد.
با توجه به اینکه اصلیترین و مهمترین کارکرد مسجد، کارکرد عبادی آن است و اقامۀ نماز جماعت محور اصلی اعمال عبادی است و به «عنوان یکی از مناسکی که جلوۀ اجتماعی دارد، در فرآیند رشد اجتماعی جوانان مؤثر است و میتواند به هویت وی شکل و قوامی مطلوب ببخشد»؛ بنابراین (1)بایسته است در برنامهریزی فعالیتهای مساجد، این مهم مورد عنایت جدی قرار گیرد.
یکی از مشکلات رایج جوانان بیتوجهی، بیخیالی و نداشتن احساس مسئولیت درباره تکالیف اجتماعی و مذهبی خود است. برای جوانی که با این مشکل مواجه است، هرگونه اقدام تربیتی و تبلیغی بدون سببشناسی و ریشهیابی این مشکل، نهتنها سودی ندارد، او را از حقایق و واقعیتهای موجود منزجر نیز میکند.
برگزاری مراسم تحویل سال نو در مسجد میتواند به جاذبۀ آن بیفزاید. برای هر جوان آغاز سال جدید پر از خاطرات خوب، شیرین و بهیادماندنی است. اگر با برنامهریزی درست و اجرای مراسمی شاد، بتوانیم زمینۀ ثبت یک خاطرۀ خوب را در اذهان جوانان فراهم آوریم، برای آنان نگرشی مثبت به مسجد ایجاد خواهد شد.
1) همان، ص9.
رعایت تقدّم دوستی و صمیمی شدن با جوان قبل از اقدام به هرگونه امربهمعروف و یا نصیحت بسیار کارساز و ثمربخش است؛ زیرا جوانان نصیحتها و پندهایی را که از دوست و رفیق خود میشنوند، بهتر میپذیرند و در صدد مقابله و یا موضعگیری در برابر آن برنمیآیند.
یکی از مهمترین شیوههای جذب مخاطب به مساجد، نهادینه کردن فرهنگ احترام و رعایت حال و حفظ حرمت و شخصیت افراد است. رعایت احترام به بزرگترها، بهویژه افراد مسن، جایگاه بسیار مهمی در فرهنگ دینی ما دارد. ایجاد نگاهی ویژه در این خصوص در بین جوانان میتواند پیامدهای مثبت و مطلوبی در آینده داشته باشد.
برگزاری مراسم ویژۀ خانوادههای محل در مناسبتهای مختلف، بهویژه عیدها و جشنهای اسلامی و ملی، با دعوت رسمی حضوری و یا ارسال کارت دعوت میتواند انجام شود. انجام این کار ضمن آشناسازی خانوادهها با یکدیگر، زمینۀ اُنس آنان با مسجد را نیز فراهم خواهد کرد و در این فضا فرزندان آنان نیز تحت تاثیر قرار خواهند گرفت.
در برنامهریزی باید موقعیت اجتماعی جامعه مدّنظر قرار گیرد. در مناطقی از جامعۀ شهری و مناطق روستایی که بافت سنتی آن حفظ شده است، گرایشهای دینی و اعتقادات مذهبی در جوانان قویتر است؛ بنابراین مساجد این مناطق فعالتر و از رونق بیشتری برخوردار هستند.
رسیدگی به خانوادههای بیمار، ناتوان، یتیم و کسانی که به نحوی دارای مشکل هستند، میتواند با محوریت مساجد انجام شود. این کار را میتوان با تشکیل گروههایی از اهالی مسجد که هر یک مسئولیت رسیدگی به تعدادی از این خانوادهها را عهدهدار میشوند، انجام داد. این عمل میتواند در ایجاد انس و الفت بین این خانوادهها و مسجد نقش مهمی ایفا نماید. در این راه میتوان از ظرفیت جوانان بهره مناسب را برد تا از این طریق ضمن نهادینهسازی فرهنگ تعاون و همکاری در آنان، گامی اساسی را برای کمک بیشتر و سریعتر به این خانوادهها برداشت.
تقویت رابطۀ خانوادههای محل با مسجد و بهکارگیری روشهای مختلف و قابل اجرا در این مسیر، با توجه جدی به سلایق مختلف خانوادهها، میتواند ارتباط دو طرف را تعمیق کند و در افزایش ارتباط و تعامل خانوادهها با مساجد موثر واقع شود و از این طریق، زمینۀ جذب آنها را به مسجد فراهم و تسهیل کند. در این خصوص لازم است برای فرزندان جوان این خانوادهها برنامهای هدفمندتر و جذابتر طراحی شود.
رعایت حقوق همسایگان باید از نطر مسجد در درجۀ اول اهمیت باشد. تعامل نزدیک و دوستانه با همسایگان ضمن الگوسازی برای دیگران، زمینهساز افزایش نفوذ و گسترۀ تعامل و تبادل با دیگر خانوادههای محل خواهد شد. برقراری ارتباط حسنه با جوانان باید از اولویت بیشتری برخوردار باشد.
برگزاری مراسم و برنامههایی که «جنبه عمومی و اجتماعی دارند، در مسجد، به دلیل برخورداری از طرح مسائل و فعالیتی که عامۀ مردم از آن بهرهمند میشوند، دارای جاذبه خاصی است. با اجرای اینگونه برنامهها میتوان مخاطبان بیشتری بهخصوص جوانان را به سمت مساجد سوق داد».(1)
با توجه به اینکه مقطع سنی جوانی سرشار از تحولات درونی است و در این دوره آرامش روحی و روانی از نیازهای اصلی و مهم جوانان محسوب میشود، لازم است نقش مسجد و عبادت در ایجاد آرامش روحی و روانی برای آنان تبیین گردد.
بهرهگیری مناسب از توان و پتانسیل شوراهای اسلامی شهر و روستا (با توجه به مردمی بودن این نهاد) در جهت ترویج فرهنگ نماز و مسجد و هدایت کمکهای مادی و معنوی مردمی از طریق این شورا به مساجد، از دیگر فعالیتهایی است که میتواند انجام پذیرد. در این ارتباط شوراها میتوانند با تشکیل یگ گروه ویژه از جوانان، در اولین گام برنامههای تدارکشده جهت کمک به مسجد را توسط این گروه
1) بر اساس نتایج یک نظرسنجی از مجموع 1201 نفر، پاسخ به پرسشِ «میزان اهمیت مراسم عمومی برای جلب مخاطب؟» 539 نفر یا 9/ 44 درصد این افراد، گزینۀ «با اهمیت» را انتخاب کردهاند؛ یعنی در مجموع بیش از 85 درصد پاسخگویان نقش این مراسم را در جذب مخاطب بااهمیت میدانند. (پروژۀ مطالعاتی دین و برنامۀ سوم توسعه،1380، معاونت فرهنگی سازمان تبلیغات اسلامی)
عملیاتی کنند تا از مشارکت فعال آنان در کمک به عمران مادی و معنوی مسجد استفاده بهینه گردد.
رسیدگی به اختلافات خانوادگی، دعواهای محلی و مواردی که توسط مسئولان مسجد امکان حل و فصل آن وجود دارد. سعی شود انجام این امور در صورت امکان در شبستان مسجد و در زمانهایی که پایان و حل موضوع به اقامۀ نمازجماعت ختم میشود، صورت پذیرد. این مورد برای کمک به جوانهایی که تازه تشکیل خانواده دادهاند، ضروریتر است.
برای شناسایی و بهکارگیری بهترین و مناسبترین راهحلها، توجه به ظرفیت مخاطب، نگرش مثبت و منفی آنها به طرح مسائل و باور و پذیرش آن، بهترین شاخص ارزیابی و خودسنجی در کیفیت ارائۀ مطالب است.
یکی از شیوههای موفق در جذب جوانان به مسجد، شناخت نیازهای واقعی آنهاست؛ «نیازسنجیِ شناخت مدل رفتار مخاطب، خصوصیات فردی مؤثر در رفتار مخاطب و عادات بهرهگیری از خدمات وی، شناسایی و تحلیل فرایند تصمیمگیری مخاطب پیش از بهرهگیری از خدمات و رفتار پس از آن».(1)
مساجد باید بر نیروهای مردمی، بهویژه جوانان، خلاقیت و استعداد
1) طرح بازسازی کارایی مساجد؛ کانون شعائر الهی، ص7.
آنان و گسترش فعالیت اجتماعی در سطح محل تکیه کنند؛ این امر موجب رشد نیروها و حل معضلات اجتماعی و فرهنگی خواهد شد.
جریان فکریای باید ایجاد شود که بتواند نقش دستگاههای دولتی را در کمک به مساجد مددکارانه معرفی کند و از کمک مستقیم به مساجد که آنها را دولتی و حکومتی به ذهن متبادر میسازد، جلوگیری نماید.
مراسم سالیانهای برای بزرگداشت نمازگزاران با عناوینی چون خردسالترین، نوجوان ترین، جوانترین مسنترین و منظمترین برگزار شود. بدین ترتیب نمازگزار با حضور مستمر در مسجد، جزو فعالترین نمازگزاران در عرصههای مختلف خواهد بود. با عنایت به اثرپذیری بیشتر جوانان از این برنامهها، باید تمرکز بیشتر بر محوریت جوانان باشد.
مساجد خانوادههایی را که سرپرست آنها به دلایلی در زندان به سر میبرند، با هدف اینکه عیال و فرزندان آنها با مسجد انس بگیرند و به دامن فساد و نابهنجاریهای اجتماعی نیفتند، تحت پوشش حمایتی خود قرار دهند. همچنین مساجد بکوشند در حد توان خود، مشکلات خانوادههایی را که در همسایگی یا محله نزدیک مسجد قرار دارند، شناسایی کنند و برای حل آنها اقدام کنند و به همسایگانی هم که بهنحوی نیازمند توجه مادی و عاطفی و روحی هستند، مانند: خانوادههای بیسرپرست، بیمار و ازکارافتاده، سرکشی و رسیدگی کنند. باید توجه داشت جوانهایی
که در چنین خانوادههایی زندگی میکنند، بیش از دیگران از آثار زیانبار آن متأثر میشوند؛ بنابراین بیش از بقیه نیازمند عنایت هستند. همچنین باید خانوادههایی که فرزندان جوان بیشتری دارند، در اولویت قرار گیرند. رفتوآمد افراد ناتوان و سالخورده به مسجد نیز باید تسهیل شود.
در مساجد با حضور کارشناسان باتجربه و کاردان، کلاسهای مشاورۀ خانواده، بهویژه برای زنان و جوانان که بیشتر در معرض تهاجم فرهنگی و نابهنجاریهای اجتماعی قرار دارند، برگزار شود.
اهالی مسجد باید حال همسایگان مسجد را رعایت کنند و از ایجاد مزاحمت برای آنها به هر شکل (بالا بردن بیشازحد صدای بلندگو، رفتوآمدهای غیرضرور و...) خودداری کنند.
باید سازوکاری در مسجد طراحی و اجرا شود که به بهترین شکل از نیروها و منابع انسانی موجود، بهخصوص جوانان، در ارائۀ خدمات دینی و اعتقادی استفاده گردد تا علاوه بر پیشبرد موفق برنامههای مسجد، انگیزۀ مخاطبان و نیروها نیز افزایش یابد. برنامهریزی هدفمند و طراحی مناسب، همراه با اجرای درستِ آنها نگاهی ویژه را به مسجد در افکار عمومی ایجاد میکند و باعث میشود مردم مسجد را اصلیترین مرکز ارائۀ خدمات دینی و مذهبی بدانند.(1)
1) نتایج یک نظرسنجی نشان میدهد که از مجموع 1201 نفر افراد پاسخگو، بیشترین تعداد از افراد پاسخگو، یعنی 666 نفر= 5/ 55 درصد، رسیدگی به امور مردم را در جذب مخاطب «خیلی بااهمیت» دانستهاند و کمترین نسبت از ایشان یعنی 35 نفر= 9/ 2 درصد افراد، رسیدگی به امور مردم را در جذب مخاطب «خیلی کماهمیت» دانستهاند. (پروژۀ مطالعاتی دین و برنامۀ سوم توسعه، 1380، معاونت فرهنگی سازمان تبلیغات اسلامی)
میتوان با دعوت از عموم مردم، سلسلهجلساتی را برای بررسی وضعیت رفاه عمومی محل بهشکل هفتگی یا ماهیانه در مساجد برگزار کرد و در آن جلسات با اخذ پیشنهادها و نظر اهالی محل، بهویژه جوانان، به راهکارهایی برای حل مشکلات دست یافت.
مساجد و مدارس محل تلاش کنند جوانانی را که نیازمند راهنمایی و مشاوره هستند، شناسایی کنند و با برقراری رابطه با آنها، مشاوره و راهنمایی و کمکهای لازم را به آنها ارائه کنند.
فراهم آمدن فضای گفتگو و مصافحه و احوالپرسی نمازگزاران در مسجد موجب انس و الفت بیشتر آنها با یکدیگر خواهد شد؛ بهویژه جوانان مسجدی که از روحیه لطیفتری برخوردار هستند.
تشکیل شورای نمازگزاران فرهنگی محل توسط مسجد با هدف ایجاد بستر مناسب جهت همفکری و مشورت اهالی محل و پیشنهاد راهکار به مسئولان ادارهها و نهادهای مرتبط. لازم است در این شورا نمایندهای از جوانان نیز حضور داشته باشد.
ایجاد جو رقابت سالم در محل برای کمک به مسجد و بهرهگیری از این فضا در ساماندهی فعالیتهای مسجد و کمک به انجام بهتر آنها. در کنار آن فراهمسازی بستری مناسب که بتواند این زمینه رقابت را در بین جوانان نیز فراهم سازد، بسیار مفید و ثمربخش خواهد بود.
تعریف دقیق و تبیین کارکرد اجتماعی و جایگاه فعالان حوزۀ مسجد، بهویژه منابع انسانی اعم از امام جماعت، هیئت امنا، بانی، واقف و خادم.
برنامهریزی جهت گسترش دامنۀ بهرهمند شدن گروههای مختلف جامعه از خدمات و برنامههای مساجد و ایجاد تنوع در خدمات ویژه برای طبقات خاصی که طالب آن خدمتاند، با با نگاه ویژه به جوانان.
پیشقدم شدن مدیریت مسجد در اقدام سریع، سنجیده و متناسب برای مقابله با بحرانها و حوادث پیشبینینشدهای که در محل اتفاق میافتد. بهرهگیری از پتانسیل جوانان مسجدی میتواند کمک شایان توجهی در کاهش آسیبها یا حل بحرانهای پیشآمده بکند.
شناسایی و بهکارگیری راههای وفاق در محله از سوی امام جماعت در راستای محوریت بخشیدن به مسجد
اهدای کارت تبریک و هدیۀ مناسب به زوجهای جوان از سوی مسجد
شناسایی تهدیدها و فرصتها در محیط اجتماعی مسجد
شناسایی تهدیدها و فرصتها در محیط اجتماعی مسجد جهت
تقویت فرصتها و قابلیتها و از بین بردن تهدیدها و محدودیتها.
روشهای جذب جوانان در محیطهای سیاسی بدین قرار است:
1.پرهیز از ورود مسجد در جناحبندیهای سیاسی
پرهیز از وارد شدن مسجد در جناحبندیهای سیاسی، حزبی و گروهی. در این خصوص باید بهنحوی برنامهریزی شود که تمام احزاب و گروههای سیاسی که اصل نظام را پذیرفتهاند و در چارچوب قانون اساسی فعالیت میکنند، «حضور آنان در مساجد جهت تبلیغ در ایام مختلف، بهخصوص کاندیداتوری مجلس شورای اسلامی، شورای شهر و ریاست جمهوری بلامانع باشد. در غیر این صورت، دایره تعامل و همکاری احزاب با مسجد تنگ و محدود خواهد شد؛ در نتیجه دافعه بر جاذبه برتری خواهد داشت، با توجه به این مهم که بسیاری از سمپاتها، هواداران و اعضای احزاب سیاسی را نوجوانان و جوانان تشکیل میدهند. در این خصوص باید توجه داشت که "الطرق الی الله بعدد انفاس الخلائق":(1)راههای منتهی به خداوند به تعداد مخلوقات است(2)».(3)
1) محىالدین ابنعربى، الفتوحات المکیة، ج2، ص317 و 411. وى تصریح مىکند که این گزاره از جملات بهکاررفته توسط «اهلالله» است و جمله را نیز با اندکى تغییر با متن به صورت «ان الطرق الى الله على عدد انفاس الخلائق» نقل مىکند. اما عارف محقق سید حیدر آملى جمله را روایتى از پیامبر گرامى اسلام (صلىاللهعلیهوآلهوسلم) مىداند. (جامعالاسرار و منبعالانوار، ص8 و 121)
2) پروژۀ مطالعاتی دین و برنامۀ سوم توسعه، 1380، ص140.
3) «بر اساس نتایج یک نظرسنجی بهعمل آمده از میان 1201 نفر پاسخگو، تعداد 65 درصد به سؤالِ "میزان اهمیت غیرسیاسی بودن برنامههای مسجد و امام جماعت؟" گزینۀ "بااهمیت و خیلی بااهمیت" را انتخاب کردند (منبع پیشین). همچنین بر اساس آمار سازمان ملی جوانان 6/ 87 درصد از جوانان به هویت ملی و دینی خود تعلقخاطر شدید دارند و تعصب ملی را برای حفظ آب و خاک و تمامیت ارضی و همچنین پایبندی به اعتقادات دینی، عشق و محبت به اهل بیت (علیهمالسلام) را ضروری برای نیل به سعادت انسان میدانند». (مجلۀ مسجد، ش73، ص22)
برگزاری بیطرفانۀ نشست کاندیداهای انتخابات یا شورای اسلامی شهر و روستا در مسجد
زمینهسازی حضور مسئولان دستگاههای اجرایی در مسجد برای پاسخگویی به سؤالات و مشکلات مردم
ریشهیابی علل نگرش جوانان و چگونگی برخورد با آنها در مسائل پیچیدۀ سیاسی فراملی
با تجزیه و تحلیل اندیشههای جوانان در مورد ارزشهای ملی درمییابیم که آنها در مسائل پیچیده سیاسی فراملی اندیشۀ منسجمی ندارند و جا دارد با پژوهشهای دقیقتر، هم دریافتهای آنان از این مسائل پیچیده را بهتر بشناسیم و هم ریشهها و علل نگرشهای آنان و چگونگی برخورد با آنها را آشکار سازیم.
از دیگر عوامل دخیل که موجب ایجاد فاصله افراد با نیازهای متعالی و معنوی جامعه و به تبع آن، دوری از برنامهها و مکانهای دینی میشود، افزایش سطح انتظار مردم از وضعیت زندگی و معیشت و درآمد اقتصادی است. بالا رفتن سطح انتظار، اگرچه در ظاهر با فقر اقتصادی تفاوت دارد، از این جهت که افکار، علایق و تلاشهای انسان را عمدتاً به نیازهای رفاهی معطوف میکند و انگیزههای متعالی و جمعی را به سود انگیزههای رفاهی ضعیف مینماید، تفاوتی با پدیده فقر ندارد.
روشهای جذب جوانان به مسجد در محیطهای اقتصادی بدین قرار است:
مسجد با برنامهریزی صحیح برای خانوادههایی که دچار فقر اقتصادی هستند، سعی کند با ابزار تبلیغی و خطابهای که در اختیار دارد، اولاً سطح انتظار جامعه (در مقیاس محله) را منطقی و منطبق با واقعیتهای جامعه شکل دهد و ثانیاً با استفاده از آموزههای دینی (آیات و روایات) این شعار اسلام را که «راه میانهروی و اعتدال باید در رأس امور قرار گیرد» مورد تبیین و توجیه قرار دهد تا از این طریق شاهد رفاقت و انس بیشتر این قشر متوقّع جامعه با اهالی معتدل و معتقد مسجد باشیم. باید توجه کرد که حساسیت در مورد فقر اقتصادی در بین این گروه بیش از بقیه قشرهای جامعه است و اصلاح نگرش آنها نیاز بیشتری به کار تبلیغی دارد.
حضور امام جماعت و هیئت امنای مسجد در مناسبتهای مختلف، بهویژه روز کارگر یا کارمند، در محیطهای اقتصادی و کارگری، کارگاهها، کارخانهها و شرکت در ویژهبرنامههای تدارکشده برای کارگران، اصناف و بازاریان و نیز برگزاری مراسم ویژه جهت گرامیداشت این ایّام در مسجد (با دعوت رسمی از آنها) با هدف ایجاد انس و الفت بیشتر آنان با مساجد همراه با اجرای برنامههای هدفمند و جذّاب.
افرادی که به هر دلیلی در تهیۀ حدأقل امکانات زندگی با مشکل مواجه هستند، بهخصوص زوجهای جوانی که تازه تشکیل خانواده دادهاند
و با مشکلات بیشتری دستوپنجه نرم میکنند، معمولاً تمام ظرفیت و توان خود را در امور معیشتی به کار میگیرند. بخش اعظم نگرانی و دلمشغولی این افراد معطوف به نیازهای رفاهی است، به همین دلیل بایسته است، مسجد خلأ نیازهای متعالی و جمعی این افراد را پُر کند و با برنامهریزی مناسب، گسست و شکافِ بهوجودآمده در این زمینه را مرتفع نماید. حضور فعال مسجد در اینگونه موارد میتواند پیوند محکمی بین اقشار کمدرآمد که تعداد قابل توجهی از جامعۀ ایران را تشکیل میدهند، با مسجد برقرار کند و بکوشد با فراهمسازی تمهیدات تبلیغی و اجرایی ویژه و متناسب با شرایط این افراد، بین نیازهای مادی و معنوی آنان را تعادلی نسبی ایجاد کند.
حضور تعدادی از بازاریان و کاسبان محل که از توانایی مالی مناسبی برخوردار و در میان مردم نیز جایگاه مناسبی داشته باشند، در هیئت امنای مسجد (جهت جذب کمکهای بازاریان و کاسبان محل).
تبیین و تشریح جایگاه مسجد در بین افراد متموّل و برخوردارِ جامعه با هدف جذب و هدایت کمکهای مالی این افراد به مسجد از طریق گفتگوی مستقیم و یا بهطور غیرمستقیم با ارسال نشریه، اطلاعیه، بروشور و.... این نکته مهم را باید یادآور شویم که افراد متموّلِ جوان، به دلیل دلبستگی کمتری که به ثروتشان نسبت به افراد بزرگسال و مسن دارند، راحتتر متأثر میشوند و همکاری را میپذیرند.
یکی از عوامل مهمی که میتواند در افزایش کمّی اقبال نمازگزاران به مساجد و نمازخانهها تأثیر بسزایی داشته باشد، «برنامهریزی کلان در
سروسامان دادن به وضعیت اقتصادی و رفع مشکلات معیشتی است. اختصاص زمان بیش از حد معمول و عرف جامعه به کار و کسب، موجب شده است تا اقشار کمدرآمد، کمتر فرصت حضور در مساجد را پیدا کنند»(1)(2)
در برنامهریزی با هدف جذب جوانان به مسجد، وضعیّت اقتصادی خانواده را نیز باید مدّنظر قرارداد؛ زیرا هر طبقهای از جامعه از نظر سطح درآمد، راهکاری خاص و متناسب با وضعیت اقتصادی خودش را میطلبد.
بهرهگیری از توان مالی بازاریان و اصناف محل جهت برگزاری جشنهای مذهبی و ملی یا عزاداریها در مسجد
هماهنگی مسجد با بانکها و مؤسسات اعتباری و قرضالحسنۀ موجود در محل، برای ارائة تسهیلات بانکی به نیازمندان، بهویژه جوانان
اندیشیدن تمهیدات لازم برای رساندن کمکهای نقدی و غیرنقدی اهالی به نیازمندان محل با هدف جلوگیری از شائبة اجبار و اکراه و رودربایستی در پرداخت این کمکها
برگزاری جلسات آموزش احکام معامله و تجارت ویژۀ اصناف، بازاریان و کاسبان محل در مسجد
1) مجله مسجد، ش82، ص9.
2) با توجه به تحقیقات بهعملآمده، مشخص شده است که «نوجوانانی که در نمازجماعت شرکت میکنند و درآمد خانوادة آنها در سطح متوسط قرار دارد، نسبت به افرادی که در طبقات بالا و پایینتر از نظر درآمدی قرار دارند، ثبات بیشتری در رشد آنان مشاهده میشود». «بر این اساس نتایج یک بررسی انجامشده از تعداد 1201 نفر پاسخدهندگان، تعداد 249 نفر یا 7/ 20 درصد اعلام نمودهاند که به علت مشغلۀ کاری و زندگی، کم به مسجد میروند و تعداد 112 نفر یا 44/ 12 درصد کمبود وقت و مشغلۀ کاری و زندگی را دلیل استقبالِ کم از برنامههای برگزارشده در مسجد دانستهاند»؛ یعنی در مجموع 33 درصد پاسخگویان، مشغلۀ کاری را دلیل استقبال کم از برنامههای مسجد و یا کم رفتن به مساجد ذکر کردند. (پروژۀ مطالعاتی دین و برنامۀ سوم توسعه،1380، معاونت فرهنگی سازمان تبلیغات اسلامی)
ایجاد صندوق قرضالحسنه ویژۀ نمازگزاران مسجد برای رفع نیازهای مالی اهالی محل
برگزاری مراسم سالانۀ تجلیل و قدردانی از بهترین، منصفترین و با اخلاقترین کاسبان و بازاریان محل در مسجد
در این بخش جهت تبیین و تشریح بیشترِ نقش محیط در جذب جوانان به مساجد، روشهای قابل اجرا در این محیطها را به شکلی جزئیتر مطرح میکنیم.
شاید بتوان گفت در میان محیطهای فرعی، گروه همسالان از بیشترین میزان اثرگذاری در جذب جوانان به مساجد و نمازخانهها برخوردار است. قبل از پرداختن به روشهای جذب در محیط همسالان، بایسته است برای شناخت بیشتر نقش همسالان، مختصر توضیحاتی را ارائه کنیم:
گروه اینگونه تعریف شده است: «افرادی که خود را "ما" تلقّی کرده و بهصورت پایدار و منظم با یکدیگر تعامل دارند، یک گروه را تشکیل میدهند. انگیزه دوستی، یا مشابهتهایی است که اعضای یک گروه با هم دارند، یا پس از دوست شدن به دست میآورند. افرادی که یک گروه را تشکیل میدهند، خود را بهصورت "ما" درک میکنند که فراتر از هویتهای فردیِ "منِ" آنهاست».(1)
در میان عوامل محیطى مؤثر در ایجاد جاذبه براى جوانان به مسجد و اقامۀ نمازجماعت، نقش همسالان و دوستان بسیار چشمگیر و انکارنشدنی است. دوستان و همسالان، بعد از خانواده (در فضاى مدرسه
1) مطالعات اجتماعی، کتاب سال اول دبیرستان وزارت آموزشوپرورش، ص7.
و محیط زندگى) بیشترین تعامل، ارتباط و نزدیکى را با همدیگر دارند و نسبتاً مدت زمان بیشترى در کنار یکدیگر هستند؛ به همین دلیل میزان اثربخشی و اثرپذیرى آنان از یکدیگر زیاد است. طرز نگرش دوستانِ فرد و یا الگوهای او به نماز و مسجد، در روی آوردن او به نماز و حضور در مسجد مؤثر است. اگر دوستان و الگوهای فرد مذهبی نباشند، احتمال اینکه اعتقادات مذهبی و گرایش فرد به انجام عبادتهای فردی و جمعی کم شود، وجود دارد؛ از طرف دیگر چنانچه دوستان و همسالان و الگوهای او، افرادی باورمند و مقیّد به انجام فرایض مذهبی باشند، میتوانند نقش مؤثری در تقویت و تثبیت رفتارهای مذهبی فرد، از جمله اقامۀ نمازجماعت در مساجد و مدارس داشته باشند.
«بعضی از افراد بیشترین تأثیر را از دوستان و همسالان خود میپذیرند و به نظرات آنها دربارۀ خود بسیار اهمیت میدهند. این اندازه اهمیت دادن به نظر همسالان دربارۀ خود، ممکن است گاهی چنان حالت افراطی به خود گیرد که منتهی به ازدست دادن استقلال شخصیت شود. روشن است که از دست دادن استقلال شخصیت، تا چه اندازه میتواند آرامش زندگی را برهمزند و او را مدام با اضطرابهای روحی روبرو سازد؛ زیرا همواره باید مراقب اظهارنظرهای دیگران دربارۀ خود باشد و خود را مطابق میل آنها تغییر دهد. با توجه به عوامل یادشده، میتوان نتیجه گرفت که دقت در انتخاب دوست از اهمیت زیادی برخوردار است؛ پس اگر بخواهیم دوستان خوبی انتخاب کنیم، در درجۀ اول باید سعی کنیم خودمان خوب باشیم و اولین صفتِ خوبی که باید در وجود خودمان ایجاد کنیم، این است که همیشه به خاطر داشته باشیم اولین دوست ما خداست؛ بنابراین سعی کنیم، در وهلۀ اول همانگونه رفتار کنیم
و همانگونه زندگی کنیم که این دوست حقیقی از ما میخواهد. اگر اینگونه زندگی کنیم باید بدانیم که دوستان خوب بسیاری را بهدست خواهیم آورد».(1)
ما در دنیایی از روابط انسانی زندگی میکنیم که هم بر دیگران اثر میگذاریم و هم از آنها تأثیر میپذیریم. این تأثیرات، گاهی مثبت هستند و گاهی منفی؛ گاهی آگاهانه هستند و گاهی کاملاً ناخودآگاه. راهی را ما در پیش میگیریم، «با این تصور که فکر خودمان است؛ در صورتی که به ما تحمیل شده و متوجه نیستیم؛ امّا راه دیگران راه ما نیست؛ به همین دلیل لازم است هرآیینه خود و حرکاتمان را بیازماییم تا راه خود را برویم. "بیهمتا بودن" هر یک از ما، خود بهترین دلیل برای کشف راه پیشرفت مختص به خودمان است. در این بین شاید بزرگترین آفت آن باشد که بخواهیم به الگوبرداری و نمونهگزینی از دیگران بپردازیم».(2)
اگرچه فرد در تمام مراحل زندگی در گروه زندگی میکند، در دورههایی از زندگی گروه برای او اهمیت بیشتری مییابد؛ «از این دورهها میتوان دورۀ نوجوانی و جوانی را نام برد که طیّ آن فرد با عضویت در گروههایی غیر از خانواده، نقطۀ اتکایی برای عمل مستقل خویش مییابد و با پذیرفتن نقشهای مختلف در گروه، در مسیر شکل دادن به شخصیّتی متّکیبهخود گام برمیدارد؛ برای پذیرفتن نقشهای آینده در جامعه آماده میشود و بهطور کلی با جهان اجتماعی بیرون از خانواده بیشتر آشنا میشود و آن را میآزماید. آرمانهایی که در جوانی سر برمیآورند، او را به
سوی یافتن همفکر و همراه و تشکیل گروه سوق میدهند. زندگی در گروه، بر اساس آرمانها و اعتقادات خویش و رها از امر و نهی خانواده، تجربهای جدید است که جوان به آن دست مییازد.
در این مرحله، عضویت در گروه گامی اساسی و مهم در جهت استقلال جوان و رشد و تکامل وی محسوب میشود. گروه واسطهای میان زندگی فرد در خانواده و زندگی وی در جامعه است. فرد در سنین کودکی بیشتر نقش انفعالی دارد؛ امّا در دورۀ نوجوانی و جوانی فعال میشود؛ اندیشهها و احساسهایی او را از درون برمیانگیزاند؛ کشش به عمل مستقل، او را به سوی افراد همفکر و همراه فرامیخواند؛ بنابراین تا حدّ زیادی بهصورت هدفدار به تشکیل گروه میپردازد. در این حالت، گروه تنها مجرایی برای اجتماعی شدن او نیست؛ بلکه پایگاهی است که از آن، جهتگیری، برخورد و عمل میکند؛ به عبارت دیگر با زندگی گروهی به میدان رقابت، سازش و برخورد با گروههای دیگر پا میگذارد و زندگی در اجتماع بزرگ را تجربه میکند. از این مرحله به بعد، فرد بر اساس علایق و منافع خویش به گروهها میپیوندد، از آنها جدا میشود و در قالب گروهها عمل میکند».(1)
فرد برای زندگی در گروه، همانطور که باید ارزشهای گروه را بپذیرد، الگوهای عملی خاصی را نیز باید بپذیرد. یک دوست خوب مى تواند زمینهساز رشد و تعالى دیگر دوستان باشد و آنان را به مسیر سعادت و کمال رهنمون کند و بالعکس، یک دوست نالایق و منحرف مى تواند زمینۀ بروز و ظهور ناهنجاریها و کجرویها را در دوستان و همسالان
1) مطالعات اجتماعی، کتاب درسی سال اول دبیرستان وزارت آموزشوپرورش، ص16.
خود ایجاد و تقویت نماید. با نگاهى به آمار افراد بزهکار و داراى فساد اخلاقى، مى توان دریافت که غالب این افراد (عمدتاً از قشر جوان)، علت انحراف و محرک اصلى روى آوردن به کارهاى خلاف را دوستان ناباب خود ذکر مى کنند و مقصر اصلى در انحراف و به فساد کشیده شدن خویش را، دوستان و رفیقان بد و منحرف میدانند؛ بنابراین:
تا توانى مى گریز از یار بد یار بد، بدتر بود از مار بد
مار بد تنها ترا بر جان زند یار بد، بر جان و بر ایمان زند
«گروه و زندگی گروهی، با وجود اهمیتی که برای فرد دارد، گاه پایگاهی میشود که او در آن به ستیزه با ارزشهای اجتماع و گروه بزرگتر برمیخیزد و بهسوی تخریب نظم اجتماعی سوق مییابد؛ به عبارت دیگر گروهها در ارتباط خویش با جامعه، شمشیرِ دو دَم هستند که هم میتوانند نظم جامعه را تحکیم بخشند و هم آن را تخریب کنند؛ هم میتوانند فرد را به پاسداری از ارزشهای اجتماع وادارند و هم او را به فردی مخالف با جامعه تبدیل کنند».(1)
«همچنین زمانی که گروههای دوستی در این دوره، اهمیتی بیش از خانواده مییابند و فرد برای مستقل شدن از خانواده به عضویت در این گروهها تمایل بیشتری مییابد، باید توجه داشته باشد که با این کار، در حال ساختن هویت خویش است. در صورتی که در گروههایی عضو شود که از نظر جامعه نابهنجارند، عضویت او در این گروهها به شکلگیری هویتی منجر میشود که بعدها تغییر دادن آن دشوار است»؛(2)ازاینرو شناخت آسیبهای گروه، حالتهایی که گروه هماهنگ با جامعه
عمل نمیکند یا دچار حالاتی غیرعادی میشود، به اندازۀ شناخت گروه اهمیت دارد. «مواردی چند از آسیبهای گروه عبارتاند از:
الف) دوگانگی ارزشی؛ ب) بیگانگی با جامعه؛ ج) مطلقگرایی؛ د) تقلید و شخصیت تابع».(1)
باید توجه داشت که میزان تأثیر همسالان بر یکدیگر، در مرحلۀ جوانى بیشتر از مرحلۀ نوجوانى است. افراد در مرحلۀ نوجوانى در حال گذر از نهاد خانواده به نهاد اجتماع هستند و بیشتر از جوانان از خانواده تأثیر مى پذیرند؛ ولى افراد در مرحلۀ جوانى، ضمن طى کردن مرحلۀ گذر از خانواده، داراى روحیۀ استقلال طلبى شده، اجتماعى تر مى شوند؛ به همین دلیل بیش از خانواده، از محیط اجتماعى تأثیر مى پذیرند و از میان محیطهای اجتماعی مختلف، گروه همسالان بیشترین اثرگذاری را بر افراد دارد.
جوانان در روى آوردن به فریضۀ مهم نمازجماعت و حضور در مسجد، به عملکرد و رفتار الگوهای خود توجه ویژه ای دارند. در این مقطع سنى ذهن پرسشگر آنان، براى سؤالات گوناگون خود در خصوص مسائل مذهبى، به دنبال پاسخی پذیرفتنی و قانعکننده است؛ ازاینروست که استاد شهید مرتضى مطهرى مى گوید: «نسل جوان فعلی نسبت به نسل ماقبل خود برترى ها و عیب هایى دارد». به گفتۀ ایشان، «این نسل ادراکات و احساساتى دارد که در گذشته نبوده است؛ بنابراین باید به او در عدم پذیرش بسیارى از سنت ها، آداب و رسوم ملى و مذهبى که گذشتگان بهراحتى مى پذیرفتند، حق داد». این اندیشمند معاصر مى افزاید: «در عین حال این نسل انحرافات فکرى و اخلاقى دارد که
1) مطالعات اجتماعی، ص17.
باید براى حل آنها چارهجویى کرد که البته یافتن این راه، بدون احترام گذاشتن به احساسات، پرسشگرى ها و تعارضات او میسر نیست». شهید مطهرى معتقد است: «اسلام به این تعارضات و پرسشگرى ها احترام گذاشته و تأکید دارد باید شک و تردید نسل جوان را بر طرف کرد».
«روح جوان ظرفى است پر از چراها و جامعۀ جوان ما ایجاب مى کند که براى این چراها پاسخ مناسبى بیابیم و در اختیار جوانان بگذاریم. در این راه همۀ ارگانها و نهادها و همۀ خانوادهها و بالأخره تمامیت جامعه باید با عزم و ارادة عمومی همت نهند تا جوان در حصار چگونگىها نماند و به دریای چراها نپیوندد. بهطور قطع در دو راهی چگونگی و چراها، آنکه از دومین راه مى رود، به یقین و حقیقت خواهد رسید».(1)
با ایجاد شبهه در مبانى دین توسط یک جوان، ذهنهای آمادة دوستان همسال وى، بهسرعت جذب موضوع و یا دچار تحلیل احساسى مى شوند. اگر نتوانیم پاسخی عقلانى و مناسب به آنها بدهیم، شاهد بسط و گسترش سریع این شبهات در دیگر جمع هاى دوستانه خواهیم بود. در این راستا هدایت فکرى و گروهى همراه با توجیه عقلانى گروه رهبر (گروه مرجع) در جمع هاى دوستانه، مى تواند در کاهش آثار مخرّبِ افکار و اندیشه هاى دینزدا و دینگریز مؤثر واقع شود. در این زمینه «ایجاد ارتباط دوستانة گروههاى فعال مسجد با جمع هاى دوستانه خارج از مسجد، اثربخشی عمیقتر و نقش موثرتری مى توانند ایفا نمایند».(2)
1) ر ک: نتایج بیش از 60 طرح تحقیقاتی از واحد تحقیق ستاد مرکزی اقامه نماز کشور.
2) بر اساس نتایج یک نظرسنجى از میان 1201 نفر جوان یا نوجوان پاسخگو، بیشترین نسبت افراد، یعنى 2/ 50 درصد (603 نفر) «برقرارى ارتباط دوستانه توسط اهالى مسجد و گروههاى فعال با مخاطبان»، را «خیلى بااهمیت» دانستهاند و کمترین نسبت از ایشان، یعنى 9/ 1 درصد (23 نفر)، «برقرارى ارتباط دوستانه با مخاطب» را «خیلى کماهمیت» اعلام نمودهاند. (پروژۀ مطالعاتى دین و برنامۀ سوم توسعه، معاونت فرهنگی سازمان تبلیغات اسلامی،1380) بر اساس نتایج یک نظرسنجى از جوانان تهرانى، به نظر آنان «مهمترین مکان عمومى در محلات»، مسجد و اماکن مذهبى (با 5/ 29 %) پارک و اماکن تفریحى (7/ 27%) اماکن ورزشى (3/ 11%) در مجموع تقریباً یکسوم، مسجد را مهمترین مکان عمومى مىدانند. با افزایش سواد پاسخگویان، از میزان «مهم قلمداد کردن مسجد در محله» کاسته مىشود. مناطق شمال تهران کمتر از سایرین، «مسجدِ محله را مهم قلمداد» کردهاند. ساکنان شمال تهران کمتر از سایرین آن را مهم قلمداد میکنند. (نظرسنجی از جوانان تهران، معاونت پژهشی، سازمان تبلیغات اسلامی، 1376)
«جوانان ابتدا در خانه از والدین، سپس در خانۀ دوم که همان مدرسه است، از مربیان مدرسه جهت آموزشوپرورش مطلب مى آموزند و در این میان نزدیکترین دوستان نیز در گرایش آنان به نمازجماعت نقش مهمى دارند. در صورتى که انحرافات اخلاقى در بین دوست و همنشین وجود داشته باشد، زمینۀ کاهش رغبت و تمایل دیگران را به نمازجماعت فراهم خواهد آورد؛ پس سه رکن اساسی خانه، مدرسه و محیط در تربیت نقش اساسی و مهم دارند».(1)با توجه به یافتههای حاصل از نظرسنجى انجامشده، جوانان مسجد را مهمترین مکان عمومى مى پندارند؛ بنابراین راحت تر مى توان از این گرایش و سلیقۀ آنها بهرۀ مناسب را برد و آنان را به سوى اقامۀ نمازجماعت و آموزه هاى دینى رهنمون کرد؛ بسیارى از دیدارهای دوستانه و سپرى شدن اوقات فراغت جوانان در مکانهای عمومى مثل پارکها و فضاهای ورزشى صورت مى گیرد؛ بنابراین بایسته است فضاسازى تبلیغى لازم با استفاده از عناصر فرهنگى، هنرى و اجتماعی صورت گیرد تا به محض ورود جوانان به این مکانها، فضاى روحى و روانى غالب بر آن، نوجوانان و جوانان (گروههای همسال) را تحت تأثیر قرار دهد؛ مثلاً با بهکارگیرى
1) رک: نتایج بیش از 60 طرح تحقیقاتی از واحد تحقیق ستاد مرکزی اقامه نماز کشور.
آیات، روایات و جملات نغز ادبى و برگزیدۀ بزرگان و دانشمندان برجستۀ جهان اسلام در قالبهای نقاشى، تصویر، گرافیک، آثار دستى، آثار هنرى، خط و خوشنویسى.
وجود نگرش جمعگرا به جاى فردگرایى در بسیارى از مفاهیم و آموزه هاى دینى و همخوانى این نگرش و برنامه الهى با فطرت و ذات انسانها، در بهره جستن از این گرایش فطرى بسیار کارساز و مؤثر است. در اذان و نماز به تعبیراتی برمى خوریم که بهصورت جمع بیان شده است یا معناى جمع از آنها استنباط مى شود؛ مانند این جملات: «ایّاک نعبُدُ و ایاکّ نستَعین» و «حىّ على الصلوة». این کلمات که سنگ بنا و اساس اعتقادات دینى ما را تشکیل مى دهند، خود بیانگر وجود روحیۀ جمعپذیرى در انسان هستند. این اصل با روحیۀ جوانان که بیشتر تمایل دارند، در جمع هاى دوستانه باشند و به مقتضیات سنیشان غالباً از گوشهگیری و انجام کارهاى فردى گریزان هستند، کاملاً سنخیت و سازگارى دارد؛ بنابراین می توان با ارائة راهکاری هدفمند، از گرایش فطری آنها در ایجاد جاذبه به سوى مساجد که نماد نهاد اجتماعى و کار جمعی است، بهره برد.
احتمالاً صدها بار یا بیشتر شاهد این منظره بودهاید که جوانها در رستورانها و گردشگاهها و محلهای خرید یا زمینهای اسکیت، پاتوقهایی دارند. آنها برای دیدار با یکدیگر، صحبت کردن، جلب توجه و وقتگذرانی دور هم جمع میشوند و گاهی هم اهداف خاصی را دنبال میکنند. (مثلاً حضور در یک مسابقۀ ورزشی یا یک مراسم دینی) باید این واقعیت را بپذیریم که جوانها دوست دارند با افراد همسن خود باشند و این گروهها قسمتی از زندگی آنها را تشکیل میدهد. آنها اغلب
با دوستانشان گروههایی را تشکیل میدهند و کوشش میکنند سبک زندگی، قوانین و روشهای رفتاری متحدی داشته باشند؛ بهطوری که ممکن است افراد غریبه، رفتار آنها را تکبّرآمیز بدانند. انواع زیادی از این دستهها و گروهها وجود دارند. برخی از جوانان در چند دسته از این گروهها که هر یک اهداف و اعضای مخصوصی دارند، عضو هستند.
هر فرد خاص بیشتر احتمال دارد در چه گروهی عضو شود؟ از دیدگاه نظری، گروهها از افراد همسنوسال و اقشار همرده، با فعالیتها و علایق یکسان تشکیل میشوند؛ اما در حقیقت هر گروه مقام و مرتبۀ خاصی به هر یک از اعضا اعطا میکند؛ بنابراین برخی از جوانان با عضویت در بعضی گروهها، خود را برتر از بقیه میدانند. قوانین تدویننشدهای نیز برای ورود افراد به گروه وجود دارد که یکی از آنها وفاداری به فعالیتها و اعضای گروه است. گروههای افراد همسنوسال در سنین مختلف جوانی نقشها و عملکردهای متفاوتی دارند. در اوایل جوانی که فکر و ظاهر جوانها بهسرعت در حال تغییر است، گروه افراد همسال الگوی خود را با این تغییرات تطبیق میدهد و محلی برای آنها فراهم میکند که اعضا با حضور در آنجا، احساس میکنند در خانه هستند. با عضویت در گروه برای جوانان اثبات خواهد شد که توسط سایر جوانها پذیرفته شدهاند.
«وقتی نوجوانها رشد میکنند و تکامل مییابند، ممکن است این گروهها را ترک کنند و به گروههای دیگری بپیوندند که عقاید و علایقِ در حال تکامل آنها را بهتر منعکس میسازند؛ اما برخی اوقات نوجوانان بعد از ورود به گروههای جدید، درمییابند که فعالیتهای آن گروهها، مغایر با انتظارات و ارزشهای آنهاست؛ درنتیجه مجبور میشوند که تصمیم مشکلی بگیرند: یا خود را با گروه سازگار کنند یا با آگاهی کامل
از مزایای واضحِ ترک گروه و بهایی که باید در این راه بپردازند، گروه را ترک کنند».(1)
ممکن است حضور در بعضی از گروهها تأثیر مثبتی بر فرد داشته باشد؛ اما برخی دیگر ممکن است آثاری منفی در شخصیت، اندیشه و رفتار فرد بگذارد. «نظام ارزشی این گروهها، بر اساس دیدگاهها و فعالیتهای اعضای آن شکل میگیرد و معمولاً تغییرات کمی پیدا میکند. کسانی که به آنها تعلق دارند، میدانند چه توقّعاتی وجود دارد؛ با گروه راحتاند و در داخل گروه مورد حمایت واقع میشوند. آنها از نوع لباس، مدل مو و رفتارِ مورد تأیید گروه پیروی میکنند. اگرچه ممکن است برخی فردگراییها تا زمانی که گروه را تحتتأثیر قرار ندهند، مجاز باشند».(2)
برخی گروهها روی رفتارهای دیگران هم تأثیر دارند؛ برای نمونه بعضی گروهها «افراد جوان را به تجربه کردن مواد مخدر و داروهای غیرقانونی یا شرکت در فعالیتهای تبهکارانه و غیرقانونی تشویق میکنند. این باندهای تبهکاری شهری و آثار منفی آنها در سالهای اخیر بیشتر دیده میشوند. این باندها افراد جوانی را جذب میکنند که در جستجوی کسانی هستند که احساسات آنها را درک کنند. تعلق داشتن به این باندها، حتی اگر (این باندها) در فعالیتهای جنایی شرکت داشته باشند، به آنها این احساس را میدهد که مورد درک و پذیرش واقع میشوند».(3)
1) دونالد، ای، گریدانوس، مراقبت از نوجوانان، ص221.
2) «تحقیق در مورد حاملگی دوران نوجوانی نشان داده است که چگونه گروههای افراد همسال میتوانند در این مورد متقاعدکننده باشند. همچنین عواملی که نوجوانها را از لحاظ جنسی فعال میکنند، مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان دادند: نوجوانهایی که دوستانشان و یا اعضای گروهی که در آن بودند، از نظر جنسی فعال بودند، بیشتر احتمال داشت که از نظر جنسی فعال باشند». (همان)
3) همان، ص222.
«در محیط همسالان جوانان باید به این نکته مهم واقف بود که اغلب آنان رویکردی نرم و غیرتهدیدآمیز را ترجیح میدهند؛ بنابراین بسیار مخاطرهآمیز است که بیش از حد سختگیرانه و منجمد با آنها برخورد شود؛ همچنین باید به آنها فهماند که گرچه بعضی رویکردها ممکن است که در فیلم و تلویزیون کارگر باشد، امّا در زندگی واقعی کمتر کارگر میافتد. جوانان همچنین باید به این حقیقت در محیط همسالان آشنا باشند که اگر داستانهای مربوط به دوستیهای موفق که از دوستانشان میشنوند یا در مجلات میخوانند، بیشتر در قلمرو خیال است تا واقعیت، سر صحبتهای فریبانگیزی که ممکن است، باز کنند تا استفادهکننده را از پذیرش تنهایی و میل ارتباط شخصی محافظت نماید؛ اما احتمال دارد که مشکلات دیگری برای افراد ایجاد کند».(1)
در اواسط دوران جوانی، بعد از اینکه غالب تغییرات جسمانی کامل شود و اعتمادبه نفس فرد افزایش یابد، این مشکل کمتر وجود خواهدداشت؛ چراکه «آنها در رفتارهایشان آزادی بیشتری خواهند داشت و با گروه بزرگتری از همسالانشان ارتباط برقرار میکنند و یا دوستیها اغلب خیلی راحتتر شکل میگیرند. سپس در اواخر نوجوانی، این ماجرا دستخوش تحولاتی میشود: آنها برای مواجهه با آینده، دوستان قدیمی خود را ترک خواهند کرد و دوستان جدیدی در محیط کار یا دانشگاه پیدا میکنند. وقوع حوادثی از قبیل وصال، فراق و جدایی، در حین پیمودن راهی که به بزرگسالی منتهی میشود، عادی است».(2)
سن نوجوانى مرحلۀ آغاز بلوغ است و فرد در این سن «تمایل زیادى
به گروه همسالان و اهمیت دوستیابى دارد؛ لذا انتخاب دوستان اثر زیادى در جذب دانش آموزان به نمازجماعت دارد. اگر دانش آموز داراى دوستان اهل نماز و مقیّد باشد، در جذب او به سوى نمازجماعت مؤثر خواهد بود؛ در نتیجه داشتن دوستان خوب و اهل نماز بسیار مؤثر است و خانواده ها مى بایستى به این مهم توجه نشان دهند».(1)
یکى از روشهاى مهم تربیتى در نهادینه کردن ارزشهاى دینى و هنجارهاى اجتماعى، الگوپذیرى است و این روش تربیتى بیشترین کارایى را در محیط همسالان دارد. جوانان در انتخاب الگو براى آینده، بیشتر به کسانى روی میآورند که از لحاظ سنى و فکرى به آنان نزدیک باشند. نقش بارز الگودهى در محیط همسالان بسیار روشن است؛ بنابراین طراحی سازوکارى که با استفاده از آن بتوان با الگودهی مناسب به جوانان، آنها را به مساجد جذ کرد، اهمیت زیادی دارد.
شیوه توجه به مسئله همسالان و ایجاد زمینه جهت جذب آنها به مساجد و نمازجماعت، در دختران و پسران با هم متفاوت است. نقش همسالان در دختران، به دلیل اینکه زودتر از پسران به سن تکلیف و بلوغ مى رسند، از مقاطع سنى پایینترى آغاز مى شود؛ به همین دلیل آنها نسبت به پسران زودتر مراحل زمانى دستیابى به رشد اجتماعى را کسب مى نمایند. دختران به دلیل اینکه بیشتر در خانه و در کنار خانواده حضور دارند، با همسالان خود در بیرون از خانه کمتر ارتباط دارند؛ در نتیجه کمتر تحت تأثیر نگرشها و طرز تفکرات گروه همسالان خود قرار میگیرند. برعکس، پسران بیشتر از روحیات و رفتار دوستان تأثیر مى پذیرند. یکى از مشکلات کنونى جامعۀ ما عدم بهکارگیرى شیوه هاى
1) محمد نریمانی، کاربرد روانشناسی در خانه و مدرسه، ص77.
فراگیر براى معرفى الگوهاى مناسب به نوجوانان و جوانان است؛ کاری که رسانه هاى ارتباط جمعى مى توانند آن را بر عهده گیرند. انتخاب و معرفى الگو در محیط همسالان، باید با ملحوظ داشتن شیوه هاى نوین و روز جامعه باشد و نوعى همخوانى با افکار و اندیشه هاى رایج جوانان جامعه داشته باشد. یکى از ضرورى ترین و بدیهى ترین اقدامات اولیه در این راه این است که تعامل و برقرارى مناسبات با نسل نوجوان و جوان در چارچوب قواعد درست تنظیم شود.
روشهای جذب جوانان به مسجد در محیط همسالان (گروه دوستان) بدین قرار است:
شناسایى گروههاى موجود، بهویژه گروه دوستان و بررسى زمینه هاى مناسب جهت حضور در بین این گروهها، با هدف برقرارى ارتباط و تعامل با آنها توسط مساجد. براى دستیابى به این مهم موارد زیر مورد توجه قرار گیرد:
مرحلۀ اول: 1. زمینه هاى بهوجودآورنده و پیونددهنده گروه دوستى؛ 2. شناسایى اهداف و انگیزه هاى تشکیل گروه؛ 3. شناسایی مسائل دارای اولویتدار در گروه؛ 4. آشنایی با حساسیتها و نکات چالشزا در گروه؛ 5. آگاهی از تفکرات و نگرشهاى غالب بر گروه؛ 6- شناسایى اعضای گروه؛ 7. شناسایى راهنما و رهبر گروه.
مرحلۀ دوم: 1. القای نظرها و تفکرات دینى توسط فرد مناسب در گروه، به شیوه هاى مناسب و بدون ایجاد حساسیت؛ 2. پیدا کردن فردى از اهالی مسجد که با تفکرات و گرایشهاى گروه هماهنگى نسبى داشته باشد؛ 3. برنامهریزى جهتدار و هدفمند در سوق
دادن گروه به سمت مسجد؛ 4. زمینهسازى براى عضویت فرد شناسایىشده در گروهه؛ 5. برنامهریزى با هدف چگونگى نفوذ آرام در گروه.
در بیشتر موارد رفتارهایی که تحتتأثیر گروههای همسال انجام میشود، موقت هستند و دوامی ندارند و شامل کارهای خلاف قانون نمیشوند و غالباً با ارزشهای خانوادگی همسو هستند. در حقیقت انتخاب جوان در مورد گروههای افراد همسال، بهطور وسیعی به تجارب اولیۀ زندگی، خودباوری، اعتمادبهنفس، تمایلات مذهبی، زمینۀ فامیلی و وضعیت اقتصادی و اجتماعی او بستگی دارد(1)(2)
تشکیل هیئت مذهبى ویژه جوانان توسط مساجد با عناوینى چون هیئت حضرت على اکبر (علیهالسلام)، حضرت على اصغر (علیهالسلام)، حضرت قاسم (علیهالسلام). به دلیل سنخیت سنی جوانان با اعضای هیئتهای مذهبى و تشکلهاى دینى، ضمن الگوسازى برای آنها نقش برجسته اى در گرایششان به سمت مسجد دارد.
تهیۀ مجلات و روزنامه هاى جوانپسند و مفید (ورزشى، حوادث،
1) پروژۀ مطالعاتی دین و برنامۀ سوم توسعه.
2) «بر اساس یک نظرسنجى از مجموع تعداد 1201 نفر که مورد سؤال واقع شدهاند، 3/ 41 درصد یا 496 نفر در گروه سنى 10 تا 20 سال قرار دارند. از این تعداد بیشترین نسبت از افراد یعنى 603 نفر یا 2/ 50 درصد، ایجاد ارتباط دوستانه با مخاطب را در جذب مخاطب «خیلى بااهمیت» دانستهاند و کمترین نسبت از ایشان یعنى 23 نفر یا 9/ 1 درصد، برقرارى ارتباط دوستانه با مخاطب را «خیلى کماهمیت» اعلام نمودهاند». (پروژۀ مطالعاتى دین و برنامۀ سوم توسعه، 1380، معاونت فرهنگی سازمان تبلیغات اسلامی)
جدول) و در اختیار گذاشتن آنها براى استفادۀ نوجوانان و جوانان مى تواند زمینهساز استقبال از مسجد باشد؛ بهویژه نشریاتی که بهصورت روزانه انتشار مى یابند، باعث میشود نوجوانان و جوانان جهت خواندن آنها، حدأقل روزى یکبار در مساجد حضور پیدا کنند.
تهیه و ارائة بروشور یا ویژهنامههایی حاوی زندگینامه و بیوگرافى جوانانى که از تاریخ صدر اسلام تاکنون داراى ویژ گى و برجستگى خاصی در زمینه هاى دینى، اخلاقى، علمى یا هنرى بودهاند، بهشکلی هدفمند و جهتدار؛ بهنحوی که علت و زمینۀ ایجاد این ویژ گى و تمایز آن جوانا موفق، عمل آنها به آموزه هاى دینى و انجام مناسک عبادى دانسته شود.
با توجه به اینکه بیشتر گروههاى دوستى و همسالان را جوانان تشکیل مى دهند، تشکیل شوراى جوان در مساجد براى ایجاد ارتباط دوسویه و توجه به نظرها و نگرش هاى آنان لازم است. اگر اعضای این شورا از میان گروههاى دوستى فعال محله انتخاب شوند، بسیار کارساز خواهد بود.
برگزارى همایش یا گردهمایى سالانه یا فصلى از سوی انجمن دوستی مسجد با شرکت گروههاى مختلف دوستى محلات که در زمینه هاى مختلف علمى، ورزشى، ادبى، هنرى فعالیت مى نمایند؛ با هدف تبیین جایگاه مسجد و نمازجماعت با استفاده از روشهاى غیرمستقیم؛
معمولاً گروه هاى دوستى داراى محلهایى خاص هستند که قرارهای دوستانه و صحبت روزانه آنان در آنجا انجام میگیرد. شناسایى این مکانها و ایجاد فضاسازى تبلیغى در آنها به شیوه هاى مختلف، بهنحوی که فضاى دینى و معنوى را القا کند، میتواند با تلنگر زدن به افراد گروه، در جذب آنها به سوی مسجد مؤثر باشد.
در داخل هر یک از گروههاى دوستى افراد برجستهای هستند که نسبت به دیگر همسالان خود برتری دارند. شناسایى این افراد خاص و دعوت به همکاری آنان در برنامه هاى مسجد مى تواند پل ارتباطى دیگر اعضای گروه باشد.
تربیت جوانهاى متعهد، خوشفکر و باسواد از سوى مساجد و برنامه ریزى جهت بهکارگیرى آنان در محلهاى تجمع جوانان (میدانها، پارک ها، باشگاههاى ورزشى) براى برقرارى ارتباط و تعامل با جوانان روشهاى مناسب و کارسازی که ایجاد جاذبه نماید، میتواند این جمع هاى دوستانه را به سمت مساجد سوق دهد.
تهیۀ ویژهنامه، کتاب و نوارهاى آموزشى با هدف ارائۀ الگوى عملى براى گروههاى دوستى از طریق معرفى یک گروه دوستان موفق در تمامى زمینه هاى علمى، اخلاقى و دینى.
تشکیل واحد «معرفى دوست» یا «سکوى دوستیابی» در مسجد براى تازهواردها و جوانانى که دنبال گروههاى دوستى دیندار و دوستان متعهد و مؤمن هستند.
برگزارى سلسلهجلسات و نشستهاى علمى، فکرى، روانشناسى، سیاسى با حضور استادان فن براى گروههاى دوستى و القای غیرمستقیم آموزه هاى دینى در خصوص مسجد و نماز به آنها.
تهیۀ کارت سینما، استخر، موزه، مراکز فرهنگى و تاریخى و هنری از سوى مسجد و اهدای آنها در مناسبتهاى مختلف به گروههاى دوستى و همسالان فعال.
ارسال email و پیام کوتاه به همه اعضای گروه هاى دوستى و انجمن هاى مختلف محل در مناسبت هاى مختلف و دعوت از آنها براى شرکت در برنامه هاى مساجد.
تلاش در برقرارى ارتباط با کمیتۀ جوانان احزاب و نهادهاى مدنى موجود در سطح جامعه، بهویژه کمیته هاى دانشآموزى و دانشجویى.
دعوت از ngo هاى مختلف محل براى انجام کارهاى عامالمنفعه و خیرخواهانه، از زمینه هاى ایجاد ارتباط گروهها با مسجد است.
ایجاد انجمن دوستان مسجدی با هدایت و راهنمایی امام جماعت و مدیر مسجد
حضور امام جماعت در جمع گروههای دوستی با بهرهگیری از روشهای مختلف اعتمادسازی
معرفی سالانۀ بهترین گروه دوستی محل از سوی مسجد با هدف الگوسازی برای دیگر گروههای همسال
روشهای جذب جوانان به مسجد در محیطهای تبلیغی بدین قرار است :
مبلغان و مربیان تربیتی باید این نکته را در نظر داشته باشند که جوان خواستار آن است که بر اساس تفکر و برهان عقلی و دلایل منطقی، مطالب و مسائل مذهبی را بررسی و قبول کند؛ زیرا مسائل مذهبی غالباً در این دوره، یعنی دورة جوانی، ارزش واقعی پیدا میکنند و در نظامهای زندگی ادغام میشوند؛ لذا نشان دادن واقعیتهای دینی به آنها در گرایش بیشتر آنان به مذهب مؤثر است و تعصبات غلط باعث سرخوردگی آنان از مذهب و مذهبیها میشود؛ بنابراین شیوۀ ارائۀ مسائل مذهبی به آنها بسیار اهمیت دارد. باید بدانیم که در این دوره چه مسائلی را به آنها بگوییم که دینزده نشوند و در عین حال باید تصوری تطبیقی از آن مسائل با زندگی بهدست داد؛ بهگونهای که مسائل دینی با تجربه و عمل توأم شود تا به سادگی از ذهن نوجوان و جوان محو و خارج نشود و اثرش در رفتار او ثابت بماند؛ یعنی دین و علم را باید با هم به آنان تعلیم و آموزش داد. «اشپرانگر معتقد است که در دورۀ جوانی ارزشهای اساسی
زندگی به ترتیب اهمیت، بهصورت قطعیتر و پایدارتر شکل میگیرد و ارزشهای حاکم بر فرد، تعیینکنندة نوع شخصیت او بهشمار میرود».(1)
برای تقویت روحیه مشارکت مردم در فعالیتهای جمعی مسجد، لازم است «تبلیغات صحیح و دامنهداری برای نشان دادن مساجد و بهرهبرداریهای چندمنظوره از آن صورت گیرد. سنت بهرهبرداری چندمنظوره از مسجد ابتکار رسول اکرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) در صدر اسلام بود. ایشان برای پیشبرد اهداف، مسجد را تبدیل به مرکز تبلیغات کرده بودند؛ چنانچه خود حضرت رسول (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) در فضای مسجد به حلوفصل مسائل مسلمانان و تشکیل شوراهای اجتماعی، سیاسی و فرهنگی اقدام میکردند. امروزه نیز وظیفه اسلامی مسلمانان حکم میکند، روش پیامبر اسلام (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) را درباره مساجد ادامه دهند. دراینباره لازم است امور تبلیغی در مساجد، از سوی ائمه جماعات و مسئولان مسجد با جدیت و تنوع بیشتر و هدف نشان دادن قدرت معنوی مساجد و جایگاه این پایگاه در اسلام اتخاذ شود».(2)
در محیط تبلیغی دانستن این نکته مهم است که جوان دوست دارد همواره تصویر مثبتی از خود داشته باشد. این نگاه مثبت به خود باعث میشود که او به دیگران نیز نگاهی مثبت داشته باشد و همینطور به آیندة خویش. چنین احساس خوشایندی موجب رونق زندگی و نشاط
و شادابی روان او میشود و اگر چنین شود، بهترین زمینة رشد و تعالی فراهم میگردد و در چنین شرایطی است که میتوان با او ارتباط سازنده برقرار کرد. قبل از بهوجودآوردن چنین احساس و تصویری از جوان در او، هرگونه اقدام تربیتی و تبلیغی، نهتنها به شکست میانجامد، بلکه برضد خود عمل میکند و نتایج وارونهای را به دنبال خواهد داشت؛ بنابراین یکی از جلوههای زیباشناسانة هنر تبلیغ، بهکاربستن هنر ترغیب است. این مسئله زمانی به نتایجی مثبت و کارامد میانجامد که مخاطب، احساسی مثبت و نگرشی خوشایند به خود و آینده خویش داشته باشد.
4.درنظر گرفتن فضا و شیوۀ گفتمان با جوانان در امور تبلیغی مسجد
در جلسۀ گفتگو با جوانان محورهای مهم زیر باید مدّنظر قرار گیرد:
الف) چگونگی ورود به بحث از لحاظ زمینهسازی و فضاسازی و تحرک اذهان و تشویق مخاطبان برای شنیدن فعال؛
ب) پیشبینی روشهای بازخوردسنجی از مطالب ارائهشده و اصلاح و تقویت روشهای تبلیغی؛
ج) توجه به علائم و نشانههای غیرکلامی مخاطبان در نحوۀ دریافت مطالب؛
د) کیفیت طرح مطالب از نظر پرسشانگیزی و رغبتزدایی در فضای جلسه؛
ه) اتخاذ شیوۀ مناسب ادارۀ جلسه از نظر روشهای گروهی- تعاملی.
در محیط تبلیغی نباید تنها به یک انگیزۀ خاص توجه داشت. «اصولاً بسیاری از کارهای انسانی مبتنی بر چند هدف و منظور است و برای اقدام به آنها باید چند انگیزه با هم انسان را پیش براند. کسی
که انگیزۀ معنوی او چندان قوی نیست که او را به سوی مسجد هدایت کند، انگیزههای سیاسی، فرهنگی یا رفاهی میتواند، تمایل بیشتری برای حضور در مسجد در او ایجاد کند؛ همچنین کسی که انگیزههای معنوی و فرهنگی در او قوی است و در مسجد حاضر میشود، افزوده شدن انگیزههای سیاسی و رفاهی، دفعات حضور یا کیفیت حضور او در مسجد را افزایش خواهد داد».(1)
هدف هر تبلیغ باید برخاسته از نیاز اصلی و سازندۀ مخاطب باشد. «هرگونه هدفتراشی و هدفسازی بیرونی و تحمیلی، نهتنها اثر فعالیت و اصالت تربیتی آن را از بین میبرد، بلکه خود بهتدریج به ضد آن تبدیل میشود؛ چنانکه اگر کودک از فعالیتی مانند بازی که یک فعالیت طبیعی است و ذاتاً واجد لذت درونی است، از طریق مشوّقهای بیرونی و پاداشهای مادّی تقویت شود، بهتدریج لذتهای بیرونی، جایگزین لذتهای درونی میشود و این فعالیتِ خودانگیخته را از اصالت تهی میسازد. در ارتباط با رفتارهای دینی و عبادی که خود ذاتاً واجد لذت معنوی هستند، در صورتی که تشویقهای بیرونی و به شکل افراطی و مداوم آن افزایش یابد، پس از چندی، اساس و ریشه درونی اینگونه رفتارها تضعیف میشود».(2)
برجستهترین نمای زندگی یک جوان، امید به آینده است. جوانان
هنگامی به حال و شرایط موجود خود عشق میورزند و از اراده و پشتکار برخوردار میگردند که افق آینده خود را شفاف و روشن ببینند. نشاطی که از این امید سرمیزند، نیروی محرکه آنان برای زندگی و لذت بردن از کار و کوشش می شود. توجه به این نیاز، متمرکز کردن صحبتها و مطالب تبلیغی و تربیتی بر این محور میتواند در هدایت جوانان بسیار مؤثر واقع شود. اگر چنین توجهی به جوانان از زاویة آیندهنگری و آیندهبینی بشود، از بروز بسیاری از انحرافات اخلاقی و اجتماعی جلوگیری به عمل میآید.
هر معلم یا مبلّغی باید به یاد داشته باشد که بهموقع «نصیحت کند»، به موقع «کنار بکشد» و به موقع «سکوت کند». این هنر پرهیز و هنر اقدام نکردن و حرف نزدن بسیار دشوارتر و ظریفتر از هنر صحبت کردن و اقدام کردن و حرف زدن است. کسی که خواهان یادگیری چنین حکمت رمزآمیزی است، باید بنیاد هنری درخشانی در گفتار و کردار خود داشته باشد. البته باید اقرار کرد که کمتر کسی است که بتواند در جریان تبلیغ و تربیت، واقعیت را جانشین نصیحت کند و «حکمت سکوت» را جایگزین «کثرت گفتار» نماید.
دینی کردن جوانان و تبلیغ دین برای آنها به دادن اطلاعات دینی و وادارکردن آنها به حفظ روایات اسلامی و آیات قرآنی محدود نمیشود؛ بلکه مهمتر و فراتر از آن، آموختن هنر «زیستن دینی» به آنهاست. زیرا دینداری به یک معنا یعنی زیستن طبق اعتقادات دینی، نه صرفاً داشتن و حفظ کردن مطالب دینی. چه بسیار هستند جوانانی که از نظر
اطلاعات و دانش مطالب دینی ضعیفاند، اما منش و سیرت آنها بسیار نیک و متعالی است. کسی که چنین منش و شخصیتی داشته باشد، خودبهخود کسب دانش دینی نیز علاقهمند و مشتاق میشود؛ مشروط به آنکه علاوه بر نیاز او، زبان او را هم بفهمیم و پیامهای دینی را با هنرمندی به او انتقال دهیم.
در تبلیغ دین از تبشیر و انذار بهطور همزمان و متعادل استفاده شود. در محیط تبلیغی نباید صرفاً به بیان مجازات، توصیف جهنم و کیفر گناه برای جوانان پرداخت؛ چراکه با «توجه به اقتضائات سنی در این مقطع، آنها گناه یا اشتباهاتی را مرتکب میشوند؛ باید راه بازگشت و توبه را برای آنان تبیین کنیم تا با اطمینان خاطر، بهسرعت از اشتباهشان برگشته و با توبه دوباره به اعمال صالحه برای محو گناه بپردازند. قطعاً بهترین وسیلۀ برقراری ارتباط با خداوند نیز نماز است. این مهم دقیقاً باید برای آنها تشریح گردد. رسول گرامی اسلام حضرت محمد (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) میفرمایند: "هیچ چیز نزد خداوند، محبوبتر از جوانِ توبهکار نیست".(1)
تبلیغ و شیوههای تربیتی برای جوانان باید بهگونهای باشد که آنها را آماده و مهیای برخورد با سختیهای زندگی کند. آنچه مهم است، شناخت راههای معنادار کردن مشکلات زندگی است، نه حذف کردن آنها.
از مهمترین لوازم کار تبلیغ، درنظرداشتن مقتضیات است. بهرهگیری
1) محمد محمدی ریشهری، میزانالحکمه، ج5، ص9.
از گفتمان رخبهرخ با جوانان، آثار بسیار مثبتی در روند پذیرش آموزههای دینی توسط آنان دارد. «برای اینکه بتوانیم به آن مقتضیات پاسخ صحیح بدهیم، میبایست مختصات را درست سمت و سامان ببخشیم و به استخدام اهداف انسانی الهی خود درآوریم. لازم است مناسبات خود را با نسل نو در چارچوب قواعد و شیوۀ دقیقی تنظیم کنیم؛ از ارتباطی منطقی، بارور، نسبی، کارساز و مطلوب با جوان برخوردار شویم».(1)
مربی و مبلّغ موفق کسی است که نهتنها به علم روانشناسی، بلکه به توانایی درک و دریافت ویژگیهای فردی مخاطبان منحصربهفرد نیز مجهز باشد. کسی که به دنبال برقراری ارتباطی فعال و صمیمی با جوانان است، قبل از آنکه در پی آن باشد که چه مطالب و پیامدهایی را به آنها منتقل کند، باید به فکر چگونگی انتقال رسا، جذاب، و نافذ آنها باشد. رمز بزرگ تبلیغ، نه در تکرار و تعدد پیامها که در رسایی و بلاغت آنها نهفته است.
حقیقت نماز بهخصوص نمازجماعت باید درست تبیین و ترسیم شود و بر این نکته تاکید گردد که عمل عبادی باید نماد و ظهور بیرونی داشته باشد. اظهار دینداری از یک سو و داشتن عملکردی متضاد با آموزههای دینی از سوی دیگر، در ذهن نسل جوان دافعه ایجاد خواهد کرد. اهالی مسجد باید بهشدت از بروز تناقض در رفتار و کردار خود دوری کنند. در تبلیغ امور دینی باید به این نکته توجه داشت که جوانان، حساس و
1) همان، ج5، ص9.
زودشکن هستند. «رؤیت فاصله میان گفتن و بودن در جامعه، زمینۀ رمیدن نوجوان و جوانان است. آنها کمتر میتوانند به تحلیل عمیق بپردازند و مرز میان رهروان حقیقی و منتسبان به راه را دریابند. بر این اساس خیانت هیچکس به اندازۀ آنان نیست که منتسب به روحانیت دین باشند».(1)
قبل از فعالیت تبلیغی باید محرکهای بازدارنده را از محیط درونی و بیرونی مخاطبان شناسایی و حذف کرد. از جمله عوامل درونی بازدارنده در فرایند گوش دادن، اشتغال ذهنی، موانع عاطفی و انتقال شباهت را میتوان برشمرد و از محرکهای محیطی سروصدا، مزاحمتهای مکانیکی و فیزیکی، فضای نامساعد و آلوده را میتوان ذکر کرد. قبل از هرگونه اقدام تبلیغی و تربیتی باید در لطیفسازی و آرامسازی محیط موعظه بکوشیم.
در انجام کار تبلیغی در مسجد «از لحاظ روانشناختی و ذهنیتشناسی، فاصلهزدایی و جلب اعتماد مخاطب از اصلیترین بایستههای کارآمدسازی مناسبات است. ذهنیتشناسی مخاطب به این معناست که بدانیم مخاطبِ ما به چه میاندیشد و دربارۀ ما چگونه میاندیشد. تا وقتی که ذهن مخاطب را نخوانیم، تلاشهای ما نهتنها اثر مثبت نخواهد داشت، بلکه اغلب اقدامات ما اثر منفی و معکوس به جای خواهد گذاشت».(2)
تبلیغ دو گونه است: «هادی» و «عایق» یا «رسانا» و «نارسانا». رمز هادیسازی تبلیغات نه در تراکم و فزونی کلمات و صحبتها، بلکه در کیفیت انتقال آنهاست. پیام حتی میتواند بدون کلام باشد و تنها با زبان عواطف در قالب اشاره و نگاه ظهور یابد. چهبسا ممکن است کنایه و اشارهای از صراحت هم رساتر و نافذتر باشد.
نیاز طبیعی و مشترک انسانها، بهویژه در دورۀ نوجوانی و جوانی، شنیدن مطالب در قالب داستان و تمثیل و شعر است. هر قدر بتوانیم پیامهای تبلیغی را با استفاده از سرگذشت شخصیّتها و داستانهای آموزنده، آن هم با بیانی جذّاب و قابل لمس و متناسب با دنیای عاطفی و ذهنی مخاطبان بیان کنیم، به بلاغت و فصاحت پیام افزودهایم.(1)
ایجاد ارتباط با مداحان، نوحهسرایان و همه کسانی که دارای صوت و لحن خوبی هستند، ولی ارتباطی با مساجد ندارند. با توجه به اینکه اینگونه افراد در میان جوانان طرفداران زیادی دارند، اجرای برنامههای ویژه با حضور آنها، ضمن ایجاد ارتباط آنها با مسجد، زمینۀ حضور طرفدارانشان را در مسجد فراهم میکند. بهرهگیری از قاریان، مداحان و نوحهسرایان خوشصدا و خوشچهره و جوانپسند و ترجیحاً جوان برای قرائت دعاها و قرآن کریم در جشنها و برنامههای دعاخوانی
1) عبدالعظیم کریمی، راهبردهای روانشناختی تبلیغ، ص90 – 94.
میتواند در جذب جوانان به مسجد موثر باشد. این افراد به دلیل مقبولیت در میان نوجوانان و جوانان میتوانند با اجرای برنامههای خوب، زمینۀ حضور فعالتر همقطاران خود را در مسجد فراهم نمایند.
کسی که در مقام تبلیغکننده قرار میگیرد، باید طوری عمل کند که مخاطب و یادگیرنده، منزلت و پایگاه علمی و معنوی او را بهعنوان مرجع و منبعی مورد اتکا و اطمینان بپذیرد. بدون فراهم کردن چنین شرایطی و بدون توجه به میزان اقتدار معنوی، نه قدرت سیاسی و فیزیکی، امکان اثرگذاری بر مخاطب بسیار ضعیف و ناپایدار خواهد بود.
یکی از عوامل مهم پذیرش و اثرپذیری جوانان از فعالیتهای تبلیغی امام جماعت مسجد، شناخت کافی و درست از شخصیت اجتماعی، علمی، اخلاقی ایشان است؛ بنابراین باید در این زمینه اطلاعات لازم بهنحو شایسته و مطلوبی در اختیار نمازگزاران و اهالی محل بهویژه جوانان گذاشته شود.
کار تبلیغ دین بسیار گسترده است و امام جماعت و یا مدیر مسجد ممکن است به تنهایی از انجام دادن مطلوب آن برنیایند؛ بنابراین بهتر است از حضور افراد متدیّن و علاقهمند به کارهای فرهنگی، به ویژه از میان جوانان مسجدی، یاری بگیرند و دامنۀ فعالیت مسجد را گسترش دهند که با این کار افراد بیشتری تحت تأثیر فعالیت های مسجد قرار خواهند گرفت.
برنامهریزی جهت راهاندازی جلسات قرآن، هیئت های محلی و جلسات مذهبی خانگی با محوریت جوانان وابسته به مسجد و هدایت هدفمند این جلسات جهت ایجاد ارتباط تنگاتنگ و تعامل نزدیکتر با مسجد.
ذهن جوان پر از سؤال و پرسش است. تشکیل اتاق پرسمان مسجد جهت تبلیغ چهرهبهچهره، انجام مشاورۀ دینی و پاسخگویی به شبهات جوانان می تواند به حل مسائل اعتقادی و دینی ای که ذهن جوانان با آنها مواجه می شود، کمک کند. در برنامهریزی فعالیتهای تبلیغی مسجد باید جایگاه و «آثار نماز را به شیوۀ امروزی و هماهنگ با اندیشۀ نوگرا و سیال جوان به او آموزش داد و این نکتۀ مهم را تقویت کرد».(1)
از جمله ارکان اساسی و مهم تبلیغ دین برای مخاطبان جوان، تکریم شخصیت، توجه به عواطف و برقراری روابط مهرآمیز با آنهاست. مهرورزی مهمترین عامل تحکیم و تقویت آثار موعظه و نصیحت حکیمانه در جوانان است.
لازم است امام جماعت مسجد برای آگاهی از بازخورد فعالیت تبلیغی خود گاهی بهطور خصوصی با جوانان گفتگو کند و نظر جوانان را درباره اثرگذاری و مطلوب بودن برنامههای اجراشده اش جویا شود تا بتواند
1) مسجد نقطه وصل، ص46.
ضعف های احتمالی فعالیت های تبلیغی خود را برطرف و نقاط قوت کارش را تقویت کند.
برپایی سالانۀ مراسم تجلیل از خدمتگزاران شایسته و فعال مساجدِ نمونه با هدف تشویق آنها و تبیین ویژگیها و دلایل نمونه شدنشان جهت تبلیغ این امر و ارائه تجربیات به دیگر مساجد.
تبیین آموزههای اخلاقی و دینی و سیرۀ عملی رسول الله (صلیاللهعلیهوآله) و امامان (علیهمالسلام) با روش و شیوه ای جذاب و ظریف، به طوری که اثرگذاری لازم را در مخاطبان جوان داشته باشد.
حضور صمیمی امام جماعت در جایگاه یک مبلّغ دینی در دیگر محافل فرهنگی و مذهبی محلی، تشکلها، فرهنگسراها، مراکز آموزشی، ورزشی، انجمنهای محلی، اصناف، ngo (سمنها) که بیشتر فعالان آنها از جوانان هستند، بسیار ضروری است.
صرف شدن سهم امام در امور تبلیغی مساجدی که بیشتر نمازگزاران آن مقلد یک مرجع تقلیدند
بهرهمندی از خدمات تبلیغی مدرسان حوزههای علمیه در سطح مساجد
ایراد سخنرانیهای موجز و مفید (از نظر زمانی) از سوی سخنرانان مسجد
رعایت زمان انجام تبلیغات گفتاری (زبانی) و اختصار در سخنرانی یکی دیگر از عوامل جذب جوانان و نوجوانان به مساجد است:
کم گوی و گزیده گوی چون درّ***تا ز اندک تو جهان شود پر (نظامی گنجوی)
می توان از ابزار و وسایل گوناگون تبلیغی در تبلیغ و ترویج فرهنگ نماز و مسجد استفاده کرد. ابزارهایی مانند بیل بورد، بنر، پوستر، تراکت، پلاکارد، اگر زیبا، حرفهای و جذاب طراحی شوند، می توانند اثرگذاری مطلوبی بر جوانان را داشته باشد.
انتخاب موضوعات مفید و مناسب و مرتبط با امر نماز و مسجد برای جوانان در ایراد سخنرانی، منابر وعظ و خطابه و دعوت از برجستهترین واعظان و مبلّغان در مناسبتهای مساجد.
برگزاری جلسات تبلیغی با نگاه ویژه به جوانان در قالب کلاس، اردو و سفرهای زیارتی.
روشهای پیشنهادی برای جذب جوانان به مسجد در محیطهای کاری بدین قرار است:
صنایع مختلفی، اعم از کارخانههای کوچک و بزرگ، در اطراف مساجد، بهویژه در شهرهای صنعتی وجود دارند. فرهنگ کار، تلاش و صنعت در هر محیطی اقتضائات خاص خود را دارد. مسجد در ارتباط با مسائل کارگری و مشکلات بخش صنعت میتواند در زمینههای زیر مؤثر و مفید باشد و در تعامل با مراکز صنعتی و کارخانه ها، بهطور غیرمستقیم
زمینۀ حضور کارگران، صنعتگران و دیگر شاغلان آنها، به ویژه جوانان، را در مساجد فراهم سازد:
الف) پاسخگویی به سوالات شرعی کارگران جوان که نسبت به دیگر کارگران با ابهامات و پرسشهای دینی بیشتری مواجه هستند؛ اعم از پرسش های آنان در مسائل مربوط به نماز، روزه و دیگر امور مربوطه؛
ب) اقامۀ نمازجماعت در واحدهای صنعتی و کارگری؛
ج) تبلیغ فرهنگ کار و تبیین آموزههای دینی در این خصوص؛
د) تبیین مناسب نقش اعتقادات مذهبی در انجام درست و دقیق کارهای محوله برای کارگران و صنعتگران جوان.
حضور امام جماعت و نمازگزاران مسجد در روز کارگر جهت عرض تبریک و تشکر و قدردانی از تلاشهای بیوقفه و خستگیناپذیر آنها در کارخانه ها و مراکز صنعتی. این کار اگر همراه با اهدای دستهگل به تعدادی از کارگران و صنعتگران باشد، بسیار مؤثرتر خواهد بود. این عمل اهالی مسجد، تأثیر بسیار مثبتی بر کارگران خواهد گذاشت و زمینهساز اُنس آنان با مسجد و نماز خواهد شد و در نهایت آنها را به سمت مسجد سوق خواهد داد.
ایجاد فضای تعامل و همکاری بین محیطهای کارگری و صنعتی با مساجد که در این همکاری متقابل، مساجد میتوانند به اعزام روحانی مبلَغ به مراکز صنعتی برای اقامۀ نمازجماعت و امور فرهنگی، عقیدتی و دینی اقدام کنند و محیطهای کارگری نیز به پشتیبانی از مساجد در امور
تأسیساتی و نیز فراهم کردن تجهیزات و امکانات و اعزام نیروهای فنی برای بخشهای مربوط به مساجد مبادرت ورزند.
راهاندازی سفرهای ویژه برای آشناسازی جوانان مسجد و یا مدرسه با محیطهای کارگری و صنعتی؛ این امر موجب می شود این جوانان از نزدیک با سختی کار و فشار روحی و فعالیت پدرانشان آشنا شوند و بکوشند زمینۀ حفظ آرامش آنان را در منزل فراهم سازند. البته ضروری است جهت رسیدن این اردوها به نتایج مثبت و هدفمند کردن آنها، حتماً امام جماعت مسجد و یا مربیان آنها را همراهی کنند و در طیّ سفر ضمن بیان احادیث و روایات در خصوص اهمیّت کار و نیز احترام به پدر و مادر، ذهن آنها را جهت بهرهبرداری مناسب از این سفر آماده سازند.
در اختیار گذاشتن فضای مسجد و یا مدرسه برای کارهای فرهنگی، دینی، پرورشی و برنامه های ویژۀ کارگری قابل اجرا برای کارخانجات، کارگاهها و مراکز صنعتی. این امر موجب اُنس کارگران جوان با مساجد خواهد شد.
استفاده از خدمات مراکز آموزش فنی وحرفهای و مدیریت محیطهای کارگری و صنعتی جهت آموزش فنون و حرفههایی که قابلیت آموزش به مخاطبان و جوانان مسجدی را دارد.
تشویق و ترغیب جوانان مسجدی به یادگیری حرفه های صنعتی
در محیط های کارگاهی و صنعتی، بهخصوص در رشتههای مورد نیاز مساجد.
هماهنگی با مدیریت بخشهای کارگری و صنعتی برای برگزاری مراسم و ویژهبرنامه در مناسبتهای مختلف کارگری، مذهبی و ملی جهت تقدیر از کسانی که در این محیط نقش ارزندهای در ترویج فرهنگ نمازجماعت ایفا می کنند و نیز کسانی که در انجام فرایض دینی بسیار منظم و کوشا هستند و در برگزاری نمازجماعت حضور فعال دارند.
اصولاً برای هر گونه عمل تبلیغی و فرهنگی با هدف افزایش جاذبه و ارتقای سطح کمّی فعالیتها و تعداد مخاطبان در محیط ارتباطی، چند پرسش اساسی مطرح است که چنانچه پاسخهای درست، مناسب و کاملی برای آنها بیابیم، میتواند در ایجاد ارتباط و پیوند با مخاطبان بسیار به ما کمک کند:
الف) مخاطبان ما چه کسانی هستند؟ (نوع مخاطب و گیرنده)
ب) چرا میخواهیم با آنها ارتباط برقرار کنیم؟ (اهداف، انگیزهها، آرمان ها)
ج) چه کسی باید ارتباط برقرار کند؟ (پیامرسان و رابط)
د) چه پیامهایی را میخواهیم ارائه کنیم؟ (نوع پیام)
ه) چگونه پیامها را برسانیم؟ (شیوۀ انتقال و کانال انتقال پیام)
و) کجا می خواهیم پیام را ارائه کنیم؟ (محل و مکان)
ز) چه موقع باید پیام را ارائه کنیم؟ (زمان)(1)
روشهای جذب جوانان به مسجد در محیطهای ارتباطاتی بدین قرار است:
دست یافتن به احساس هویت و یکپارچگی روحی و روانی تا حدودی به مهارتهای شناختی بستگی دارد. «این مهارتها از طریق درک نیاز نوجوان و جوان و همدلی و همحسّی با نیاز و خواستههای او صورت میگیرد. هویتیابی دورۀ جوانی، بر خلاف دورۀ کودکی که بر مدار دلمشغولیهای فردی و نیازهای درونی متمرکز میشود، بر اساس نیازهای جمعی و ارتباطات بین فردی، در قالب روابط با همسالان، دوستی با جنس مخالف و نیاز به تشکیل خانواده نمود مییابد».(2)
هر چند در فرایند تبلیغ و ارتباط سازنده با جوانان باید علایق و نیازهای طبیعی و غریزی آنها را به منزلۀ سنگبنای ارتباطی همدلانه
1) گروه دیگری از جامعهشناسان و متخصصان علوم ارتباطات، عناصر تبلیغ را بهگونهای دیگر نامگذاری و بیان کردهاند: پیام دهنده: فرد یا گروهی که بهمنظور اثرگذاری بر مخاطب اقدام تبلیغی میکند؛ پیام: مجموعهای از مضامین که از نمادهای مختلف (کلمه، تصویر، حرکت) تشکیل شده است و پیامدهندگان میکوشند به یاری آن افکاری را که در نظر دارند، به ذهن دریافتکنندگان منتقل کنند؛ رسانه: پیامدهندگان ناگزیر باید از رسانه استفاده کنند؛ یعنی راهی را برای انتقال پیامشان به مخاطبان بیابند.(مطبوعات، رادیو، تلویزیون و دیگر رسانههای مکتوب و گفتاری و نمادین)؛ دریافتکنندۀ پیام: فرد یا گروهی که از محتوای پیام آگاه می شود. برخی پیام را مستقیماً از منبع ارتباط دریافت میکنند و در حالی که عدهای دیگر بهگونهای غیرمستقیم؛ یعنی به صورت گزارشهای دست دوم از افراد دیگر دریافت میکنند.
2) عبدالعظیم کریمی، راهبردهای روانشناختی تبلیغ، ص97.
مد نظر قرار داد، «ولی توجه به مصلحتهای او در تداوم نیازهای روانزادیاش میتواند از جهتدهی هوشیارانه و حکیمانۀ مربی و مبلّغ خبر دهد؛ زیرا جوانان در بسیاری از موارد به علت فقدان رشد و پختگی فکری، عاطفی و ضعف بصیرت درونی نسبت به نیازها و خواستهای واقعی خود، نمیتوانند بین آنچه که "میخواهند" با آنچه که "باید بخواهند" و یا بین آنچه که مورد نیازشان است، با آنچه که مصلحت رشدشان است، تمایز خردمندانه ای داشته باشند. مبلّغ و مربیای که عنوان هدایتگر را داراست، میتواند در این زمینه بدون شتابزدگی، فرایند این جهتدهی را بهطور غیرمستقیم آغاز کند».(1)
بهرهگیری از تکنولوژی نوین ارتباطی (it ،ict، اینترنت، اینترانت) میتواند گذر مساجد را از مرحله سنتی به مرحله مدرن تسهیل سازد. در این میان می توان با کمک گرفتن از جوانان علاقهمند به امور ارتباطی و شبکهای و بهکارگیری آنان در فعالیتهای مساجد، ضمن بهرهمندی از این فناوری ها، زمینه مشارکت فعال آنان را در برنامه های مساجد فراهم کرد.
در محیط ارتباطی با هدف ترویج و تبلیغ امور معنوی و دینی و نیز زمینهسازی جهت جذب جوانان به انجام فرایض و مناسک عبادی، «فرد پیامدهنده مضامین و محتوای تبلیغی خود را نه بر اساس تجربیات و گرایشها و دلمشغولیهای خود، بلکه بر مبنای دریافتها و نیازهای
1) همان، ص98.
واقعی مخاطب بنا میگذارد. در این صورت مخاطب احساس نزدیکی و قرابت بیشتری با گوینده خواهد داشت و همین نزدیکی موجب پذیرش و اعتماد درونی فرد میشود».(1)
راهاندازی سایت اینترنتی برای مخاطبان مسجد. طراحی، مدیریت و بروز کردن سایت مسجد محل به نمازگزاران همان مسجد، بهویژه جوانان، سپرده شود. واگذاری بخشهای مختلف سایت به افراد و گروههای مختلف، ضمن فراهم آوردن زمینه شکوفایی استعدادها آنها، تجربه مدیریت مشارکتی را در یک فعالیت مسجد به منصۀ ظهور میرساند.
پخش زنده برنامهها و مراسم برگزارشده در مساجد تاریخی و مساجدی که به نحوی در میان عامّه مردم، بهویژه جوانان، از جایگاه خاصی برخوردار هستند، بهخصوص نمازجماعت برپاشده در مکان های مذهبی و مشهور ایران و جهان اسلام مانند بارگاه امام رضا (علیهالسلام)، حضرت معصومه (سلامالله علیها)، حضرت عبدالعظیم حسنی (علیهالسلام)، کربلای معلّی، نجف اشرف، مسجدالنبی و مسجدالحرام.
معرفی مساجد نمونه، موفق و فعال با تهیۀ گزارش تصویری و خبری از مهم ترین برنامهها و فعالیتهای آنها، بهخصوص فعالیتهایی که با محوریت جوانان برگزار می شود و نمایش آنها در شبکههای مختلف
1) همان، ص95.
صدا و سیما و جراید. پخش این برنامهها میتواند به الگوسازی برای دیگر مساجد و جذب مخاطبان منجر شود.
«با توجه به اینکه مسجد خود رسانه ای است که با فرهنگ شنیداری مردم جامعه ما تناسب دارد و امکان ارتباط حضوری و دوجانبه را فراهم میکند، این خصوصیّت موجب میشود تا بتوان مطالب را متناسب با سطح معلومات و انتظارات افرادی که در گفتگو شرکت میکنند، ارائه نمود».(1)
تهیۀ مجلات و نشریات تخصصی در موضوعات مختلف مسجد و نمازجماعت برای تبیین و تشریح مبانی فقهی و عقیدتی، تشویق به انجام مناسک و مراسم عبادی با تکیه بر مفاهیم و مطالب متناسب با مقتضیات سنی و خواستههای جوانان. باید نظر جوانان مسجد در تهیۀ محتوای نشریات مد نظر قرار بگیرد.
اعلام خبرهای تازه و مسرّتبخشی که خوشحالی مردم بهویژه نمازگزاران را فراهم میسازد از تریبون مسجد. سعی شود با هماهنگی قبلی با مسئولان ذیربط در بین دو نماز یا قبل و بعد از آنها، اخبار بهشکلی مختصر به اطلاع مردم رسانده شود؛ به ویژه خبرهایی که مربوط به امور عامالمنفعه هستند.
1) ر ک: نتایج بیش از 60 طرح تحقیقاتی از واحد تحقیق ستاد مرکزی اقامۀ نماز کشور.
باید با معرفی مربیان پرورشی، روحانیان و مبلّغانی که در جذب جوانان به مساجد و نمازخانههای مدارس موفق بودهاند، به تبیین علت های موفقیت آنان پرداخت تا مبلغان و مربیان دیگر بتوانند از روشهای آنان برای جذب موفق مخاطب الگوبرداری کنند.
12- مصاحبه با چهرهها و شخصیتهای برتر حوزۀ مسجد
مصاحبه با چهرهها و شخصیتهای موفق و فعال در حوزه مساجد مانند امامان جماعت، مدیران، کارشناسان، نویسندگان و هنرمندان جهت معرفی به نسل جوان؛ علاوه بر این باید آثار و فعالیتهای آنان را نیز در معرض نمایش و معرفی به عموم مردم قرار داد.
صداوسیما و مطبوعات با هدف ترویج فرهنگ نماز و مسجد در بین عامۀ مردم، بهویژه نوجوانان و جوانان، برنامهها و فعالیتهایی را که در ارتباط با نماز و مسجد انجام میگیرد، پوشش خبری بدهند. رسانه ها می توانند از سمینارها، همایش ها و کنگره هایی که با موضوع هایی چون نماز و مسجد برگزار می شود و نیز جشن های تکلیف دانشآموزان گزارش زنده (مستقیم) تهیه و پخش کنند و یا از نمازجماعت های برپاشده در مساجد و مدار، بهویژه در مکان هایی که غالب نمازگزاران آن جوان هستند، تصویربردای کرده، در صداوسیما و مطبوعات منتشر کنند.
شناخت و ارزیابی درست از چهار عامل اساسی در محیط ارتباطی
«مخاطبین، رقبا، شرایط محیطی و مسجد جهت آگاهی بِروز و بجا از کلیۀ انتظارات، قوّتها و ضعفها، موانع و منابع، فرصتها و تهدیدها، امکانات و محدودیتها و استفاده از آنها در تنظیم استراتژی، برنامه و اجرای آنها».(1)
بهکارگیری هنرمندان و هنرپیشههای مشهور و بازیگران جوانپسند سینما، تئاتر و تلویزیون در برنامهها و فیلمهایی که در آنها به شکلی هدفمند، موضوعاتی مانند نماز، مراسم و مناسک عبادی مکان های مذهبی به خصوص مسجد از محوریت برخوردار است.
دعوت از اعضای شورای شهر یا روستا به مسجد جهت اطلاعرسانی درباره فعالیتها و عملکرد شورا به مردم و گفتگو با مردم محل و نمازگزاران در مسجد جهت بررسی معضلات و مشکلات و نیز بهرهگیری از پیشنهادها، نظرها و راه حلهایی که آنها برای رفع مشکلات ارائه میکنند. شایسته است که در این نشست ها موضوع جوانان و مشکلات آنان از نظرها مغفول نماند.
تبیین جایگاه مسجد و نمازجماعت از طرف امام جماعت و هیئت امنای مسجد به طرق مختلف ازجمله: تهیۀ مطالب و متون مناسب در
1) احمد روستا، مسجد نقطۀ وصل، «آسیبشناسی و چگونگی ...»، ص12.
قالب بروشور، اطلاعیه، نشریه، جزوه، نامه به منازل، جهت اطلاعرسانی به اهالی محل.
با هدف کسب آگاهی از بازخورد عملکرد و فعالیتهای مسجد و اطلاع از نقاط ضعف و قوت برنامههای مسجد، لازم است در پایان هر سال و به شیوهای مناسب (جلسۀ مستقیم با نمازگزاران، ارائۀ فرم نظرسنجی، ارزیابی کارشناسانه) ارزیابی صورت پذیرد. در ارتباط ضروری است از جوانان با توجه به روحیه نقادی بیشری که دارند در اولویت قرار گیرند.
تهیۀ برنامههای خبری و نمایشی، نماهنگ، کارتون و فیلم به شکلی هدفمند و جذاب و با استفاده از مجریان و گویندگان خوشلحن و خوشچهره و پخش آنها در خلال برنامههای پرمخاطب صداوسیما.
نصب صندوق پیشنهادها و انتقادها در مسجد با هدف دریافت نظر جوانان و نیز کسانی که بنا به هر دلیلی مایل نیستند مستقیماً موارد را تذکر دهند و ترجیح می دهند از طریق صندوق مطالبشان را به مسئولان اطلاعرسانی کنند. شایسته است برخی از جوانان بر این صندوقها اشراف داشته باشند.
شنیدن صدای خوش اذان برای هر مسلمانی، به خصوص جوان مسلمان، از جذابیت خاصی برخوردار است.
تهیۀ تقویم مناسبتهای مذهبی و ملی و نصب آن در تابلواعلانات مسجد و نیز اطلاع رسانی مراسم و برنامههای ویژه به صورت تابلوی تبلیغاتی در سردر مسجد و خیابان های اصلی منتهی به آن برای آگاهی عموم مردم.
استفاده و بهرهگیری از فضای رسانههای ارتباط جمعی و سمعی و بصری، بهخصوص صداوسیما در ایجاد انگیزه و گرایش نوجوانان و جوانان به سوی مساجد و نمازجماعت اثرگذاری عمیقی دارد.(1)
نصب روزنامههای پرمخاطب و جوانپسند در تابلواعلانات مسجد
پخش تصاویر زنده اقامۀ نمازجماعت روحانیان برجسته از صداوسیما
تولید برنامهای با عنوان «چهرههای فعال جوان در حوزۀ مسجد»
تولید برنامهای با عنوان «چهرههای فعال جوان در حوزۀ مسجد» و نمایش آن در خلال برنامههای پربیننده شبکههای مختلف صداوسیما به صورتی جذاب و مناسب.
1) «تحقیقات نشان میدهد که صداوسیما بیشترین تأثیر را در شناساندن فرهنگ مساجد به عهده دارد. 54 درصد پاسخگویان در این پروژه به این امر پاسخ مثبت دادهاند». «تحقیق دیگر در خصوص افزایش ارتقای جایگاه مسجد» نشان میدهد که از میان 13 گزینه پیشنهادی گزینه «افزایش تبلیغات از طریق رسانهها» بیشترین درصد را نسبت به بقیه گزینهها به خود اختصاص داده است و با توجه به این نظرسنجی نقش اطلاعرسانی در جذب مخاطب به مسجد مشخص میگردد. (پروژۀ دین و برنامۀ سوم توسعه،1380، معاونت فرهنگی سازمان تبلیغات اسلامی)
اختصاص یافتن ستونی خاص در مطبوعات کثیرالانتشار کشور و جراید محلی با موضوع انس و الفت با مسجد با هدف ترویج و بسط این فرهنگ؛
انتشار نشریۀ ویژۀ مسجد با محتوای اخبار و فعالیتها و برنامههای مساجد کشور با محوریت قرار دادن جوانان
معرفی مساجد نمونه به عنوان الگو برای دیگر مساجد در قالب برنامههای هدفمند در رسانهها. یکی از معیارهای الگو قرار گرفتن یک مسجد باید حضور پرتعداد و فعال جوانان در برنامههای مذهبی و فرهنگی آن باشد.
آموزش عملی احکام مربوط به نماز و مسجد با نگاه ویژه به احکام جوانان. باید احکام مرتبط با وضو، قرائت صحیح نماز، نحوۀ حضور در مسجد و رعایت آداب آن را در قالب فیلم کوتاه، گزارش، نماهنگ، خبر و برنامه های مستند از صداوسیما و دیگر رسانه ها آموزش داد. همچنین اشاعه و ترویج فرهنگ نماز و مسجدمحوری در رسانههای ارتباط جمعی به خصوص صداوسیما که نقشی فراگیر و گستردهتر از بقیه دارد.(1)
1) نظرسنجیهای انجامشده بیانگر این واقعیت است که افراد کمتر از هجده سال پیش از آنکه متأثر از رسانههایی چون کتاب و مطبوعات علمی و فرهنگی و دینی باشند، متأثر از رسانههای تصویری همچون سینما و تلویزیون هستند؛ از طرف دیگر همین نتایج نشان میدهد که جوانان نسل گذشته (دنیای سنتی) بر اساس جایگاه و پایگاه خانوادگی و اجتماعی که داشتند، از الگوهای خانوادگی تبعیت میکردند؛ اما امروزه در نسل کنونی (دنیای مدرن) این جایگاه اجتماعی افراد نیست که هویت فرهنگی آن را تشکیل میدهد، بلکه این «مصرف فرهنگی» آنهاست که به «جایگاه اجتماعی» آنان هویت میبخشد.
در محیط آموزشی و علمی بهترین مربیان و مبلّغان کسانی هستند که دارای این شرایط باشند:
خوشبرخوردند و رفتار مناسبی با مخاطبان دارند.
در برنامههای تبلیغی و فرهنگی مسجد یا مدرسة تحت مدیریت خود، مدیریت مشارکتی را با حضور مخاطبان اعمال میکنند.
از پیشنهادهای مخاطبان برای ارتقای سطح برنامه های خود استفاده می کنند.
برای مخاطبان جوان خود احترام ویژهای قائل هستند و آنها را فرزندان خود میدانند.
همه رفتارها، حرکات و برخوردهای مخاطبان را بهطور غیرمحسوس زیر نظر دارند و در صورت وجود اشکال یا ایراد، به شکلی دوستانه و در تنهایی تذکرات لازم را به آنها گوشزد میکنند.
همواره در زمان اجرای برنامه ها جوّی خوب و نگاهی مثبت ایجاد میکنند.
با بهکارگیری جملات و کلماتی شادیآفرین، فضایی شادمانه و رغبتانگیز ایجاد میکنند.
می کوشند روحیه خودباوری را در مخاطبان جوان خود تقویت کنند.
از انتقادات سازنده استقبال میکنند.
در برنامههای خود مباحث پرسش انگیز جهت ایجاد طوفان فکری طرح میکنند.(1)
1) امام صادق (علیهالسلام): دوست ندارم جوانی از شما را ببینم مگر آنکه روز او به یکی از دو حالت آغاز گردد: یا دانشمند باشد یا در حال آموختن دانش. کوتاهی در انجام این وظیفه تضییع جوانی است و این کار گناه است. به خدای محمد سوگند جایگاه گناهکاران در آتش خواهد بود. (محمدعلی چنارانی، رفتار امامان شیعه با کودکان و نوجوانان، ص105)
روشهای جذب جوانان به مسجد در محیطهای آموزشی و علمی بدین قرار است:
برگزاری دورههای مختلف آموزشی، جلسات هماندیشی، کارگاههای آموزشی حضوری و غیرحضوری (با کتاب ها، جزوه ها، نشریات و متن های مناسب و کاربردی) برای مدیران، مربیان و معلمان با هدف ارتقای سطح دانش و آگاهیهای دینی و مذهبی آنها. باید در این دوره ها و جلسات، مناسک عبادی و نمازجماعت و جایگاه و منزلت مساجد در گسترش فرهنگ دینی به روشنی تببین شود و شرکت کنندگان را به این نکته توجه داد که وظیفه اصلی تعلیم و تربیت دانش آموزان بر عهده مدارس است و مساجد در این زمینه کارکردی تکمیلی دارند؛ بنابراین هرقدر این افراد از دانش دینی و علمی بیشتری برخوردار باشند، بهتر می توانند ارتباطی مناسب و اثرگذار با جوانان برقرار کنند.
علاقهمندکردن جوانان به کتاب و کتابخوانی صرفاً از راه توجیه و اصرار و یا تشویقهای مادی و کلامی بهدست نمیآید؛ بلکه باید از دریچۀ نیاز و خواستههای شخصی آنها به این مسئله پرداخت؛ یعنی از جایی آغاز کرد که آنها دوست دارند و به جایی هدایت کرد که به مصلحت آنهاست. این فرایند از نقطه آغاز تا تداوم و استمرار آن، به تناسب خصوصیات و علایق هر جوان، متفاوت است و باید به تفاوت ها توجه کرد.
سعی در برقراری ارتباط مستمر با دانشجویان و دانشآموزانی که به نوعی در جوار مسجد ساکن و یا مشغول به تحصیل هستند و برگزاری
جلسات ویژه با آنان جهت آگاهی بیشتر از وضعیت آنها و رفع مشکلات احتمالی مالی شان؛ این امر میتواند زمینۀ انس بیشتر آنها را با مسجد فراهم سازد.
بیان آیات و روایات و نیز شیوههای رفتاری و عملی پیامبر گرامی اسلام (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) و ائمۀ هدی (علیهمالسلام) در خصوص تعلق گرفتن اجر و پاداش به نوجوانان و جوانانی که به دنبال علم و دانش هستند. در خلال بیان مطالب فوق می توان به نقش ایمان و عقیده و انجام فرایض دینی و مناسک عبادی در تسریع یادگیری و کسب دانش و بینش نیز پرداخت.
در محیط های آموزشی به نوجوانان و جوانان بیاموزیم که در زندگی خود، به ویژه در زمینۀ اعتقادات دینی و انجام فرایض:
الف) هدف نهایی و دورنمای زندگی را کمالگرایی و خداییشدن قراردهند.
ب) برنامهریزی برای سنجش و ارزیابی روزانه، هفتگی و ماهانه خود داشته باشند.
ج) در عین حال که دورنمای فکری آنان کمالگرایی است، در زندگی روزمره خود واقعگرا باشند تا در صورت بروز مشکلات و ناکامیها، ترس و بحران بر آنان مستولی نشود.
راهاندازی مرکز پژوهشی جهت آسیبشناسی عملکرد فعالان منابع
انسانی مساجد و نیز برنامهها و فعالیتهای انجام شده در حوزۀ مسجد و نمازجماعت همراه با تجزیه و تحلیل دادهها و بازخوردگیری از فعالیتها و ارائۀ راهکار برای بهبود وضعیت موجود. ضروری است که در این مرکز موضوع جوانان یکی از محورهای پژوهش و آسیبشناسی قرار گیرد.
بهکارگیری زبان علمی و زبان روز در بیان مطالب و سخنرانیها، بهخصوص زمانی که اکثر مخاطبان ما جوان هستند، بسیار مهم است؛ زیرا استفاده از ادبیات گفتاری کهن و گفتمان های سنتی و تکراری برای نسل جوان امروز جذابیت ندارد.
راهاندازی مراکز تحقیقاتی و علمی در کنار مساجد فعال و واجد پتانسیل و امکانات مادی و معنوی برای پژوهش در زمینه شیوههای نوین و روشهای بدیع در جذب جوانان به مساجد جهت اقامۀ نماز جماعت.
دعوت از استادان دانشگاه، معلمان، دبیران باسابقه و سرشناس و باتجربه و نیز پژوهشگران، محققان و نویسندگان به مساجد جهت بهرهمند شدن جوانان از تجربیات آنان برای ارتقابخشی به سطح فعالیتهای مسجد.
در محیط های آموزشی در بهکارگیری روشهای نوین در جذب جوانان باید از هویت، فرهنگ و ادب ایرانی بهره گرفته شود و یکی از
کارهای آموزشی در این زمینه استفاده از آثار کلاسیک ادبیات ایران و در صورت نیاز بازآفرینی آنهاست.
قرائت خطبه عقد ازدواج دانشجویی و احیاناً دانشآموزی (مقطع پیش دانشگاهی) در مساجد با هماهنگی مراکز ذیربط. با توجه به شأن و جایگاه مسجد شایسته است تنها خواندن خطبۀ عقد ازدواج در مسجد انجام شود و بقیۀ مراسم در سالن اجتماعات برگزار شود.
زیر پوشش گرفتن دانشجویان بیبضاعت محل که عمدتاً جوان هستند، بهخصوص دانشجویان و دانشآموزان مسجدی که در دانشگاه قبول شدهاند و تأمین بخشی از هزینۀ تحصیلی آنها توسط خیرین محل و با هماهنگی مسجد.
برگزاری سلسله جلسات دوسویۀ علمی با موضوعات مرتبط با عبادت، نمازجماعت و فرهنگ مسجدی با حضور استادان و مدرسان مراکز آموزشی دانشگاهی و حوزوی در مساجد برای مخاطبان جوان مسجدی.
نظرسنجی مستمر، به خصوص از جوانان، به منظور اصلاح اشکالات و برطرف کردن نقاط ضعف برنامههای مساجد.
«شناساندن آرمان ها و آرزوهای بلند ایرانیان که در متون اساطیری و ملی ما نهفته است، در قالب برنامههای آموزشی که این امر میتواند
تأثیر مهمی در شکلدهی منش و اخلاقیّات و رفتار نوجوانان و جوانان داشته باشد».(1)
دعوت رسمی حضوری یا با ارسال دعوتنامه از دانشجویان مشغول به تحصیل در دانشگاهها یا ساکن در خوابگاههای همجوار مساجد جهت شرکت در برنامههای عمومی مساجد، بهویژه عیدها و جشنهای مذهبی و ملی. این کار نشانه ارزش و شخصیت قائل شدن برای دانشجویان است و می توان با این گونه دعوت های رسمی، پاسخ عملی همراه با حضور در مسجد را از دانشجویان انتظار داشت.
تقویت و غنیسازی کتابخانه مسجد به کتاب های جدید علمی، کمک آموزشی، کمک درسی و جزوه های کنکوری میتواند زمینه حضور فعالتر نخبگان فکری جوان را در مساجد فراهم سازد.
گنجاندن مطالب مفید و جذاب در ارتباط با نمازجماعت و مسجد در متون آموزشی دانشآموزان، به ویژه مقطع های راهنمایی و دبیرستان، با هدف آشناسازی آنها با مناسک و فرایض عبادی و مذهبی زمینهساز جذب آنها به مسجد خواهد شد.
بسترسازی جهت حضور فعالتر دانشجویان با ایجاد انگیزه و تشویق غیرمستقیم آنان برای پرداختن بیشتر به موضوعات مرتبط با نماز و
1) فاطمه امیرینژاد، «بررسی راههای تثبیت...» روزنامۀ کیهان، ش18667، ص10.
مسجد (انجام کارهای مطالعاتی، پژوهشی، پایاننامه، چاپ کتاب).
تجهیز مساجد به شبکۀ اینترنت و معرفی سایتهای علمی و آموزشی با هدف بهرهگیری از امکانات علمی و آموزشی هدفمند و جهتدار موجود در اینترنت. امروزه بخش قابل توجهی از وبگردهای شبکههای مجازی جوانان هستند که با تجهیز مساجد به این فناوریهای نوین می توان انتظار داشت که جوانان حضور پررنگتری در مساجد داشته باشند.
درخواست از مدیران مدارس برای همکاری در دعوت از جوانان نخبه و مستعد برای حضور در برنامههای فرهنگی مساجد
انجام کارهای پژوهشی مشترک با مراکز علمی با موضوع مسجد
عضویت نمایندۀ دانشجویان در هیئت امنای مساجد
عضویت نمایندۀ دانشجویان در هیئت امنای مساجد با هدف حضور فعالتر آنها در برنامهریزی برای فعالیتهای مسجد و برگزاری باشکوهتر نمازجماعت.
تشکیل هستههای علمی با حضور جوانان مقاطع تحصیلی مختلف در مسجد
برگزاری کلاسهای آموزشی در مساجد برای دانشآموزان
برگزاری کلاسهای تقویتی و آموزشی و کمک درسی در مساجد به منظور پرکردن اوقات فراغت دانشآموزان.
تشکیل انجمنهای علمی و آموزشی با حضور دانشآموختگان جوان و نخبۀ محل در مسجد و کمک فکری و مالی به آنها.
تعامل مسجد با سازمان های مردم نهاد فعال در محلات همجوار
بهرهگیری از فناوری های نوین آموزشی و کمک آموزشی در ترویج فرهنگ
مسجد
همکاری و هماهنگی با وزارتخانههای آموزشوپرورش و علوم و مؤسسات خصوصی بهمنظور ساخت مراکز آموزشی و تربیتی برای جوانان در جوار مسجد.
تعامل مسجد با واحدهای فرهنگی و دانشجویی مراکز آموزشی و پژوهشی همجوار مسجد.
روشهای جذب جوانان به مسجد در محیطهای تفریحی بدین قرار است:
امامان جماعت، مدیران و اعضای هیئت امنای مساجد می توانند با حضور در محیط های شاد جشنهای محلی و خانوادگی مانند جشن تولد، عروسی، ترخیص از خدمت سربازی و فارغالتحصیلی و دادن هدیه به میزبانان به تبلیغ فرهنگ مسجد بپردازند. حضور اعضای مسجد در این مراسم ها ضمن اینکه بیانگر شریک بودن آنها در شادیهای مردم است، خاطرهای خوش را در ذهن خانوادهها برجای می گذارد و سبب اُنس و الفت آنها با اهالی مسجد و در نهایت جذب شدنشان به این مکان مقدس خواهد شد.
هماهنگی با مراکز و مکان های تفریحی همجوار مسجد، جهت اختصاص سانسها و اوقات نزدیک به نماز مغرب وعشا و ظهروعصر
به نمازگزاران مسجد تا خانوادهها بتوانند ضمن شرکت فرزندانشان در برنامههای این مراکز، به صورت رایگان و یا با تخفیف ویژه، زمینۀ تشویق و ترغیب جوانان را به حضور در مسجد فراهم سازند.
برگزاری تورهای تفریحی و زیارتی همراه با ارائۀ برنامههای هدفمند جهت تأکید بر اهمیت مسجد و لزوم توجه ویژه به آن در اذهان شرکتکنندگان.
غیرمستقیم بودن تربیت دینی و ملحوظ داشتن تنوع و جاذبه در پیکرۀ آن، هر دو از روشهای مهم تربیتی نوجوان است. «برای جلوگیری از بینظمیها باید میان تعلّم و بازی و تفریح جوانان تعادلی ایجاد کرد و فعالیتهای آنان را به رغبتهای گوناگون و هدفهایی پابرجا معطوف ساخت و در تحصیل آزادی و استقلال، ایشان را یاری کرد و برای آنان محیطی آمیخته به تفاهم و همدلی به وجود آورد».(1)
اجرای یک نمایشنامۀ هدفمند و جهتدار میتواند در تحول فکری و رفتاری جوان مؤثر باشد. اگر در یک نمایشنامه به خود جوان هم نقش مثبتی در ارتباط با وظایف دینی داده شود و جوان برای اجرای آن چند مرتبه آن نقش را بازی کند، به تدریج نقش خود را باور میکند و در نهایت در رفتار خود نیز آن را پیاده میکند.
1) محمود رخبخشزمین، «روشهای ترغیب نوجوانان...»، روزنامۀ همشهری، ش2291، ص2.
و دینی
روشهای جذب جوانان به مسجد در محیطهای هنری بدین قرار است:
تهیۀ فیلمهای مستند از مساجد تاریخی ای که از نظر معماری دارای ویژگی های قابل توجهی هستند، با هدف آشناسازی عموم مردم، به ویژه جوانان، با آثار بیبدیل هنری. تبیین این مهم که این مساجد نماد، آیینه و تابلوهای زیبای هنری ای هستند که سبکهای مختلف هنری ادوار گذشته هنرمندان مسلمان در آنها به نمایش درآمده است.
در اختیار گذاشتن سالن مسجد برای نمایش آثار هنری هدفمند و جهتدار در قالبهای گرافیک، هنرهای دستی، عکس و خوشنویسی با هدف جذب علاقهمندان، به ویژه جوانان، به تماشای آثار هنری در مسجد. این کار زمینه ورود و آشنایی دیگر هنرمندان و هنردوستان را نیز به مسجد فراهم می سازد.
معمولاً مساجد دارای فضاهای مناسبی برای تمرین کارهای گروهی، به ویژه در زمینههای هنری، برای انجمنهای هنری و گروههای نمایشی هستند. اگر از سوی مسجد پیشنهاد در اختیار گذاشتن فضای مسجد (سالن، حیاط، واحد فرهنگی) به گروههای نمایشی و تئاتر ارائه شود، میتواند زمینۀ جذب این گروهها را به مسجد فراهم سازد.
تهیۀ نمایشنامههای متناسب با حوزۀ مسجد و نمازجماعت برای گروههای تئاتر و دادن کمک های مادی و معنوی به اجرای این نمایشنامهها، با هدف تبیین آموزههای دینی در قالب هنر نمایش.
معرفی جوانان علاقهمند و مستعد مسجدی به مراکز هنری و بهکارگیری آنها در فعالیتهای هنری مسجد
تهیۀ بلیط سینما برای جوانان مسجدی
تهیۀ بلیط سینما برای فیلمهای مفید مذهبی و خانوادگی و فیلم هایی با محوریت نماز و مسجد برای جوانان مسجدی به منظور ترغیب آنها برای آموزش بصری آموزه های دینی و غنی سازی اوقات فراغت آنها.
اجرای جشنوارههای هنری یا مراسم افتتاحیه یا اختتامیه آنها در مساجد به جای فرهنگسراها
کمک به ساخت فیلم با محوریت فرهنگ مسجدی
همکاری و هماهنگی با شرکتهای فیلمسازی جهت ساخت فیلمهایی در زمینۀ ترویج فرهنگ مسجد با هدف ترغیب جوانان به اقبال بیشتر به مساجد.
ترغیب و تشویق عوامل سازندۀ فیلم ها برای ساخت فیلمهایی با موضوع مسجد و نماز و جوان
دعوت از هنرمندان برجستۀ کشور در مناسبتهای مختلف به مسجد با هدف الگوسازی دینی برای جوانان
بهرهگیری از انواع قالبهای هنری(خطاطی، طراحی، تصویرسازی، هنرهای تجسمی) در جهت تفهیم و القای آموزهها و مفاهیم دینی
ایجاد عزم ملی بین تمامی اصناف و اصحاب هنر، حرفه ها و پیشه ها در
زمینۀ جذب مردم به مسجد
شایسته است هنرمندان متعهد در راه تبیین و تشریح هنر مقدس و دینی که مساجد یکی از نمادهای واقعی آن هستند، گام هایی عملی بردارند تا زمینه جذب بیشتر جوانان به آن فراهم شود. همچنین باید عزمی ملی در تمامی اصحاب حرفه ها و پیشه های مختلف از جمله هنرمندان، هنرپیشگان، نویسندگان، کارگردانان، فیلمنامهنویسان، سردبیران، استادان، مربیان، معلمان، روحانیان، مسئولان وزارتخانههای فرهنگی، آموزشی، تربیتی و پرورشی برای ایجاد انگیزه و گرایش اقشار مختلف مردم برای حضور در مساجد کشور و شرکت در مناسک و مراسم عبادی در آنجا به وجود آید.
قدردانی و تجلیل از هنرمندان جوان فعال درعرصۀ هنر قدسی در مسجد
محور قرار دادن موضوع مسجد در فیلمها و سریالهای تلویزیونی
تشکیل و تقویت انجمنهای هنری مسجد به منظور استفاده از آنها در اجرای برنامهها و فعالیتهای مختلف مسجد
اعتلای هویت ملی ایران خصوصاً در محیط های هنری جهت افزایش جذب به مسجد
روشهای جذب نوجوانان و جوانان در محیطهای امنیتی بدین قرار است:
دعوت از پرسنل کلانتریها، بهویژه نیروهای سرباز وظیفه که عمدتاً جوان و از نظر احساسی نیازمند توجه بیشتری هستند، برای شرکت در برنامههای مسجد، به خصوص جشن ها و عیدهای اسلامی و ملی.
نقش مصالحهگرایانۀ مسجد در برخوردهای اجتماعی و همراه با
رویکرد تربیتی و تشویقی و تلاش برای حل کردن نزاعها و دعواهای جزئی که امکان حل شدنشان توسط مسجد وجود دارد.
برقراری امنیت در محل توسط نیروهای بسیج مسجد می تواند در ایجاد نگاه مثبت اهالی به مسجد و احیای کارکرد امنیتی مسجد در محل مؤثر باشد.
پاکسازی محل از وجود عوامل مزاحم و هنجارشکن، منحرف و کسانی که برای نوامیس مردم ایجاد مزاحمت میکنند با تعامل میان مدیریت مسجد و کلانتری؛ زیرا حضور این افراد علاوه بر ناامنی ای که برای ساکنان محل ایجاد می کند، آثار مخرب اخلاقی نیز بر روی جوانان محل می گذارد.
برگزاری کلاسهای آموزش دفاع شخصی و ورزشهای رزمی برای نمازگزاران مسجد؛ این نوع آموزش ها در میان جوانان علاقهمندان زیادی دارد.
برگزاری کلاسهای آموزش نکات ایمنی و امنیتی در مسجد، به ویژه راههای جلوگیری از سرقت منزل یا مغازه، کیفزنی، موبایلقاپی و دزدیهایی از این نوع.
تعامل پایگاه بسیج مسجد با کلانتری محل جهت کمک به برقراری امنیت
ارائه پیشنهاد و اجرای طرح «سرباز خادم» در مساجد فعال و بزرگ یا حدأقل در مساجد جامع کشور
روشهای جذب جوانان به مسجد در محیطهای ورزشی بدین قرار است:
معمولاً غالب مساجد دارای فضایی هستند که با اندکی تغییرات و یا تهیۀ امکانات و تجهیزاتی جزئی، قابلیت تبدیل شدن به مکانی مناسب برای انجام فعالیتهای ورزشی را دارند. با استفادۀ بهینه از این فضاها و تبدیل آنها به مکانی ورزشی، زمینه انس گیری بیشتر جوانان با مسجد فراهم می شود. ضروری است ساعات اتمام فعالیتهای ورزشی در این گونه فضاها به اذان ختم شود و امام جماعت و مسئولان مسجد نیز به صورت متناوب در آنجا حضور پیدا کنند.
تبلیغات در مکان های ورزشی و ورزشگاهها با متن ها و جملات مناسب و اثربخش، با بهرهگیری از قالبهای مختلف هنری، فناوری های نوین ارتباطی و تبلیغات روانی، شیوههای کارآمد روانشناختی مخاطبان و جلوههای زیبا و جذاب که حاوی پیامهای معنوی در خصوص نماز باشد. این نوع تبلیغات قطعاً اثربخشی لازم را بر جوانان به همراه خواهد داشت.
دعوت از ورزشکاران مشهور و متعهد جوان کشوری و یا استانی و محلی جهت حضور در مسجد و تجلیل از آنها در مراسمی خاص و یا بین نماز مغرب و عشا که معمولاً بیشترین نمازگزاران در نمازجماعت حضور دارند.
تشکیل تیمهای ورزشی توسط مسجد با عضویت جوانان در
رشتههای مختلف تا جوانان محل، به ویژه آنهایی که به مسجد رفت وآمد دارند، در محیطهایی سالم ورزش کنند. با عنایت به اینکه تشکیل تیم ورزشی توسط مسجد در همه رشتهها امکانپذیر نیست، شایسته است مسئولان مسجد با نظرسنجی از جوانان محل و نمازگزاران، رشته هایی را که دارای بیشترین طرفدار است، برای تشکیل تیم انتخاب کنند.
حضور مدیران مسجد در مکان ها و باشگاههای ورزشی مجاور مسجد و گفتگوی دوستانه با جوانان ورزشکار با هدف جذب آنها به مسجد
تعامل مسجد با مدیران و مربیان باشگاههای ورزشی در جهت جذب ورزشکاران جوان به مسجد
برقراری ارتباط و تعامل با مربیان و مسئولان باشگاههای ورزشی که الگوهای ورزشی ورزشکاران و ورزش دوستان هستند و درخواست از آنها برای فضاسازی تبلیغاتی با موضوع مسجد و نماز و نیز حضور دستهجمعی شاگردان و ورزشکاران در مناسبتهای ویژه و یا هفتگی و ماهیانه در مسجد و نماز جماعت از دیگر روشهایی است که میتواند در تمهید مقدمات جذب ورزشکاران نوجوان و جوان به مسجد مؤثر واقع شود.
هر ساله شاهد هستیم که مسابقات ورزشی متعددی با حضور جوانان در سطوح مختلف برگزار میشود. شایسته است با هماهنگی با مسئولان ذیربط، در بعضی از رشتههای ورزشی که امکان پذیر است، مراسم افتتاحیه و یا اختتامیه مسابقات در سالن متعلق به مسجد که در جوار آن قرار دارد، برگزار شود تا نوعی اُنس با مسجد در بین جوانان ورزشکار
ایجاد گردد.
هماهنگی با مسئولان برگزاری مسابقات ورزشی برای قرار دادن مسجد بهعنوان نقطۀ شروع و یا پایان مسابقات ورزشی در محلهها؛ در بعضی از مسابقات ورزشی مانند دوومیدانی، دوچرخهسواری، امکان آن وجود دارد که مبدأ و شروع مسابقه و یا مقصد و پایان مسابقه در جوار مسجد قرار گیرد. این کار گامی است در جهت آشنایی بیشتر جوانان شرکت کننده در مسابقه با مسجد.
انتخاب ورزشکار نمونه جهت اعزام به مسابقات ورزشی از میان نمازگزاران فعال مسجدی
دادن هدیه به تیمهای محلی منتخب در مسابقات ورزشی از جانب مسجد
متولیان مسجد به جوانان محل که حائز مقام و یا رتبه برتر شهرستانی، استانی یا کشوری شدهاند، هدیه های را به رسم یادبود اعطا کنند؛ این حرکت فرهنگی میتواند نوعی علاقه و دلبستگی را در جوانان به مسجد فراهم سازد.
برگزاری مسابقات ورزشی با عناوینی چون جام مسجد، نماز، نمازگزار و محراب، بهطوری که نام مسجد و نماز در آن برجسته باشد.
مسجد به واسطۀ برپایی نمازجماعت محل رفتوآمد و تجمع مؤمنان است و منبر و خطابۀ امام جماعت بین دو نماز و سخنرانیهای واعظان در مسجد، علاوه بر اینکه نمودی از کارکرد عبادی مسجد است، نقش ارتباطاتی مسجد را نیز به منصۀ ظهور میرساند؛ بنابراین میتوان گفت مسجد یکی از وسایل ارتباط جمعی در بین آحاد مردم به حساب میآید. در طول تاریخ، مسجد به عنوان مهمترین پایگاه و مرکز گردهمایی مسلمانان شناخته شده است و علاوه بر کارکرد عبادی خود، کارکردهای فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، آموزشی و نظامی نیز داشته است که این خود حکایت از جایگاه بسیار باارزش و پُراهمیت این مکان الهی در پیشبرد اهداف عالیۀ جامعۀ اسلامی دارد.
با نگاهی به رسالت مسجد از صدر اسلام تا امروز میتوان دریافت که این مکانِ والا در هر دوره ای پاسخگوی تمام نیازها و مقتضایات زمانی خود بوده و از فعالترین کانونهای ارتباطاتی در هر سرزمینی به شمار آمده است. مساجد در جوامع اسلامی همواره ناقل پیامهایی با محتوای ترویج فرهنگ دینی و دینداری در جامعه بوده اند. در ایران در سالهای قبل از انقلاب اسلامی، نقش مسجد در انتقال دینداری در جامعه به وضوح نمایان بود.
پیشرفت تکنولوژی های رسانه ای از یکسو و تهاجم فرهنگی از سوی کشورهای غربی به ایران و تأثرات فرهنگی ناشی از این عوامل و همچنین ایجاد سازمان ها و مراکز فرهنگی رقیب و تخصصی شدن فعالیتهای سازمان های معاصر، بهویژه در دهههای اخیر، مساجد را نیز دچار آفت و آسیبهایی کرده که نتیجۀ آن کاهش حضور مردم، به ویژه قشر جوان جامعه، در مساجد بوده است.
نتایج تحقیقات انجامشده توسط مراجع ذیصلاح(1)نشان میدهد که تمایزات نسلی باعث بروز گسست در روند دینداری در بین ایرانیان شده، ولی در میزان دینداری مردم کاهشی ایجاد نشده است؛ از سوی دیگر بر اساس طرح مطالعاتی بررسی و تحلیل وضعیت موجود سازمان و مدیریت مساجد و ارائه الگوی مطلوب آن در انواع مختلف مساجد که توسط محققان مجرب و کارشناسان خبره و استادان دانشگاهها صورت گرفته است، میتوان اذعان کرد که حضور مردم و رونق مساجد در ایران اسلامی پس از انقلاب، از روند مناسبی که در شأن جامعه اسلامی باشد، برخوردار نبوده است و اقبال عمومی به مساجد به حد شایستهای نیست. این مسئله در سطح کشور دارای عواقب منفی اجتماعی بوده، در سطح بینالمللی نیز انعکاسی منفی دارد که زیبنده انقلاب اسلامی نیست.
«دین به عنوان عامل انتظامبخش در دوران سنّت، در وضعیت فعلی دچار دگرگونی جایگاهی شده است. مشارکت در مناسک مذهبی نیز به تبعیت از آن، تغییرات فراوانی یافته است. رویکردهای اولیه در
1) اجرای طرح سنجش میزان حضور در نمازجماعت و مساجد از سوی دفتر برنامهریزی پژوهشهای کاربردی معاونت پژوهشی و آموزشی سازمان تبلیغات اسلامی در سال 1390.
جامعهشناسی عمدتاً معطوف به رویکردهای سکولاریزاسیون است که حوزههای عمومی را از مذهب و نشانههای مربوط به آن در حال گسست میبیند. چند عامل اصلی در این رویکردها به عنوان عوامل یا زمینههای مؤثر بر دینداری مورد توجه است که در حوزۀ مشارکت در مناسک اجتماعی مساجد نیز مورد توجه قرار میگیرد:
مدرن شدن: افزایش گسترۀ زندگی مدرن منجر به کاهش نقش دین در حوزههای مختلف زندگی روزمره، سیاست، اقتصاد و فرهنگ میشود.
توسعهیافتگی: برآورده شدن حدأقلی از نیازهای معیشتی موجب از دسترفتن دغدغه و نیاز انسان به مذهب به منظور تأمین آرامش میشود.
کارکردزدایی: از جمله اقتضائات مدرن شدن است که بهصورت خاص در نظریات جامعهشناسانه مورد بررسی قرار گرفته است.
تخصصگرایی فزاینده: حرفهای شدن حوزههای مختلف موجب میشود تا دین نتواند متولی و متکفّل تمامی حوزهها شود. دین باید به حدود تخصصی خود بهمنظور برآوردن نیازهای معنوی یا حدود مناسکی محدود شود.
عقلانی شدن: افسونزدایی از عالم منجر به ازدسترفتن جایگاه دین به عنوان رمزآلودترین نهاد در دنیای مدرن شده است».(1)
1) سیدمهدی اعتمادی فرد، گزارش نهایی طرح سنجش میزان حضور در نماز جماعت و مساجد، ص232-233.
در نمودار زیر در یک نگاه کلی، عوامل آسیبزای مسجد ارائه شده است:
نمودار 4-1: عوامل آسیبزای مسجد در دیدگاهی کلنگر
همانطور که در نمودار فوق مشاهده میشود، در یک نگاه کلی مسجد در دو حوزۀ سیاستگذاری و مدیریتی دچار آسیب شده است. در حوزۀ سیاستگذاری، نبود برنامهریزی دقیق و کارآمد دستاندرکاران و متولیان مسجد و موازیکاریها و پراکندگی طرحها و برنامههای سازمانها و نهادهای مرتبط با مسجد از یک سو و چالشهای موجود
در بخش مدیریت مسجد از سوی دیگر، منجر به بروز آسیبهای جدی و اُفت کاری مسجد شده است؛ البته شایان ذکر است در حوزۀ مدیریت مسجد، در سطح داخلی با تأمین و توسعه و آموزش مناسب نیروی انسانی و در سطح کلان با ایجاد هماهنگی و همکاری و همدلی بین متولیان و سازمانها و نهادهای مربوطه این آسیبها برطرف خواهد شد.
نمودار4-2: آسیبهای مسجد در ابعاد مختلف
همانطور که از نمودار بالا مشخص میشود، مدیریت مسجد چه در سطح خرد توسط امام جماعت و هیئت امنا و خادمان و چه در سطح کلان از سوی سازمانها و نهادهای متولی امور مسجد، دچار سوءمدیریت شده است که آنها را زمینههایی مانند نبود نظارت و کنترل مناسب، نبود ارتباطات، تصمیمگیری و سازماندهی مناسب و نداشتن برنامهریزی مشاده کرد. از یک سو مدیران داخلی مساجد به دلایلی چون پایین بودن سطح تحصیلات، ناآشنایی با علم مدیریت و روانشناسی، نداشتن شناخت کافی از مسائل روز جامعه و نیازهای جوانان، وجود مشکلات معیشتی و نداشتن ثبات و امنیت شغلی نمیتوانند به شیوۀ صحیح با مخاطبان خصوصاً جوانان ارتباط صمیمی و دوستانهای برقرار کنند و از سوی دیگر امامان جماعت و خادمان و هیئت امنای مساجد در عملکردها، فعالیتها و برنامههای خود دارای وحدتنظر و انسجام لازم نیستند. بیشتر امامان جماعت و خادمان مساجد دچار مسائل و مشکلات رایج در جامعه نیز هستند؛ مشکلاتی چون بازنشستگی، بیمه، تأمین مسکن و آتیه، مستمری و حقوق و استفاده از خدمات رفاهی دولتی مانند بن خرید. بدیهی است مدیرانی که خود دچار ضعف و کاستیهایی در سطح جامعه هستند، نمیتوانند بهخوبی از عهده انجام وظایف خود بربیایند.
یکی از مشکلات مساجد متعدد بودن متولیان است. میتوان از سازمان اوقاف و امور خیریه، مرکز رسیدگی به امور مساجد، امور مساجد سازمان تبلیغات اسلامی، ستاد عالی هماهنگی و نظارت بر کانونهای فرهنگی هنری (وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی)، بسیج و بعضی مؤسسات مانند مؤسسۀ عمران مساجد به عنوان این متولیان متعدد نام برد. متولیان مسجدی که هماهنگی لازم بین آنها وجود ندارد و هر یک
با هماهنگی با سازمان یا وزارتخانۀ مسئول خود برنامهای را طرحریزی میکند و خواهان اجرای آن در مساجد میشود. برنامههای موازی و دور ماندن از مسائل مهم و اصلی مسجد زاییدۀ این ناهماهنگی است که هم موجب سردرگمی نیروهای مسجدی میشود و هم گاهی با درگیریهای پیشآمده بین متولیان و عناصر فعال، باعث رکود برنامههای مسجد و تضعیف حضور مردم در آن میگردد.
همۀ این سازمانها در چهار زمینه کلی عمران مسجد، کارهای فرهنگی در مسجد، تجهیز مسجد و ارتقای تواناییهای نیروهای انسانی مسجد فعالیت میکنند؛ بنابراین با نگاهی کلی میتوان گفت که دارای اهدافی موازی هستند. از نظر نوع اهداف یا حیطۀ جغرافیایی و یا کمیت مساجد تحت پوشش، هیچگونه تقسیم کار یا محدودۀ فعالیتی برای آنها مشخص نشده است. از نظر تأمین بودجه برای انجام امور مسجد نیز همه دچار کمبود هستند، (چهل درصد از بودجۀ تخصیصی این مراکز صرف امور داخلی و تشکیلاتی خودشان میشود) از نظر نیروی انسانی نیاز به توسعه دارند و اهداف میانمدت و بلندمدت نیز ندارند.
مساجد از سوی دیگر از ناحیۀ سیاستگذاری نیز دچار آفت و آسیب شدهاند که این امر یا به علت ضعف در سیاستگذاری و یا ضعف در اطلاعرسانی است. به دلیل فقدان ارتباط بهینه و کارآمد میان بدنۀ اجرایی و عملیاتی(1)در مساجد و نهادهای سیاستگذار، سیاستگذاریها بهصورتی کلی، گسسته، مجرد و دور از فضای مسجد طراحی میشوند. در مقولۀ سیاستگذاری حتی میتوان گفت که نبود انسجام و برنامهریزی
1) منظور تمام افرادی هستند که مستقیماً درگیر سروسامان دادن امور مساجدند که این گروه شامل روحانیت مسجد، هیئت امنا، مدیریت فرهنگی و آموزشی کانونها و بسیج میشود.
هماهنگ در میان فعالیتها و امور فرهنگی و عبادی مسجد و رقبایش منجر به وارد آمدن آسیب دیگری به پیکرۀ معنوی مسجد شده است؛ به عبارت دیگر وجود همپوشانی، تعارض یا تمایز کارکردی مسجد با سایر نهادهای اجتماعی از جمله زمینههای بروز آسیبهایی است.
یکی از آسیبهایی که گاه مساجد در معرض آن قرار میگیرند، ظهور افکار مختلف سیاسی است. این امر بهخودیخود پیامد منفی ندارد؛ اما اگر موجب بروز چنددستگی و کدورت بین مؤمنان گردد، بیتردید مشکلساز خواهد شد. برخی از احزاب و افکار سیاسی که باورهای دینی را در پیشرفت جامعه معتبر نمیدانند، موجب شدهاند عدهای از جوانان به حضور در مکانهای دینی مانند مساجد بیرغبت شوند. تبلیغات رسانهای دشمنان اسلام برای مسموم کردن فکر پاک جوانان و دور کردن آنها از نمادهای دینی مانند مسجد نیز مزید بر علت شده است.
در بررسی آسیبشناسانۀ مسجد، عوامل دخیل و مرتبط در پنجگونۀ کلی شناسایی و دستهبندی شدند و نقاط ضعف و کاستیهای مربوط به هر گونه بهصورت مفصل و مبسوط در فصل سوم بیان شد. در این فصل به راهکارها و رهیافتهای پیشنهادی جهت پیشگیری و درمان آسیبها اشاره میشود؛ البته این موارد با نگاهی اجمالی به حضور کمرنگ جوانان در مساجد ردیابی و شناسایی شدهاند.
جدول 4-1: دستهبندی عوامل آسیبزای مساجد
آسیبهای وارده به مسجد در پنج گونۀ کلی شناسایی و دستهبندی شدند.
تشخیص نقاط ضعف و کاستیها در هر گونه، بهطور مختصر ارائه شده است:
تصویر
بنابراین نتایج مطالعات و بررسیها نشان میدهد که مسائل و آسیبهای مربوط به نهاد مسجد در پنج حوزة کلی قرار میگیرند. در بحث ارائۀ راهکارها و رهیافتهای پیشنهادی در جهت رفع این آسیبها، دو نگرش کلی وجود دارد که عبارتاند از: الف) توجه به رهیافتهای نیازمحور؛ ب) توجه به رهیافتهای آسیبمحور.
پس از ارائۀ راهکارها و رهیافتهای پیشنهادی که هر کدام در زمینۀ نواحی آسیبدیده مسجد (مدیریت فرهنگی، تعاملات ارتباطی، مشارکت در نمازجماعت، عوامل سیاستگذاری و رقیبان) است، در ادامۀ این فصل، پیشنهادهایی برای درمان این آسیبهای اجتماعی مطرح میشود.
نکته: بخش رهیافتهای نیازمحور و آسیبمحور در رابطه با حضور جوانان در مسجد، خلاصهای از نوشتۀ حمید میرعباسی در سایت مرکز رسیدگی به امور مساجد است.
در این رهیافتها بحث بر سر نیاز جامعۀ کنونی ایران است؛ جامعهای که امروز پس از پشت سر گذاشتن مسائل و پیامدهای انقلاب اسلامی، دفاع مقدس، اختلافهای سیاسی و مدیریتی، شبیخون و تهاجمات فرهنگی دشمنان و همگام با پیشرفت دنیای مدرن و فناوریهای رسانهای، خود نیز دچار تغییر و تحولاتی شده است و خواستار تأمین نیازها و تغییراتی در کارکردهای بعضی نهادها و سازمانهای اجتماعی در سطح جامعه است؛ در این میان سازمان و تشکیلات مسجد بهعنوان یک سازمان مردمنهاد نیز از این توقعات جامعه به دور نمانده است.
برخی از صاحبنظران معتقدند وقتی نهادهای دیگر جامعه وظایف خود را بهدرستی انجام ندهند، توجیهی برای ورودِ فعالیتهای غیردینی با وجهۀ مذهبی به داخل نهادی مانند مسجد به وجود میآید و با عنوان یک کارکرد جدید در مسجد تعریف میشود؛ به تعبیر دیگر تحمیل کارکردهای جدید به نهاد مسجد به نوعی ناشی از کم کاری دیگر نهادهای موجود در جامعه است؛ بهگونهای که مسجد در جایگاه یک پایگاه عبادی، در این شرایط کارکردهای غیردینی را با توجیهی دینی برعهده میگیرد؛ کارکردهایی مانند کارکرد باشگاههای ورزشی، سالنهای یوگا و مدیتیشن و محل فعالیت پیروان عرفانهای نوظهور، کلاسهای آموزش تئاتر و هنرپیشگی، آموزش زندگی و مرکز مشاوره و روانشناسی.
بحث رهیافتهای نیازمحور در دو بخش کلی قابل پیگیری است که عبارت است از: 1. ارتباطات؛ 2. فعالیتهای جانبی. هر یک از این مقولهها دارای زیرمجموعههایی هستند که همه نشان از جامعۀ در حال تحول ایران و ناکارایی نهادهای موجود در آن دارند. مقولۀ ارتباطات خود به دو بخش 1. ارتباطات فردی؛ 2. ارتباطات جمعی تقسیم میشود. مقولۀ فعالیتهای جانبی نیز به دو بخش 1. امکانات؛ 2. فعالیتها تقسیم میشود. با این مقدمات، اکنون به بررسی جداگانه این مقولهها میپردازیم و راهکارهایی پیشنهادی برای رفع آسیبهایی که در هر زمینه به مساجد وارد میشود، ارائه میکنیم.
1-1. ارتباطات فردی
آسیبهایی که از ناحیه ارتباطات فردی به مسجد وارد میشود، درباره
نحوۀ برقراری ارتباط افراد مسجدی با جوانان است؛ یعنی بررسی این موضوع که چگونه میتوان جوانان را به مسجد فراخواند؟
راهکارهای پیشنهادی
دعوت از جوانان برای حضور در مسجد با گفتگو توسط امام جماعت مسجد (دوستی همراه با تشویق)؛
شناخت نیازها و خواستههای جوانان و درک آنها با:
الف) توجه به طرز فکر جوانان؛
ب) همصحبتی اعضا و عوامل فعال مسجد با جوانان و نزدیک شدن به آنها.
بهطورکلی در رهیافت نیازمحور، برقراری ارتباط با جوانان برای فهم نیازهای آنان از طریق بحث و گفتگو مطرح است. این روش که جزو نیازهای ضروری فضای کنونی مسجدهاست، بر پایه شناخت دیدگاههای جوانان با نزدیک شدن به آنها در قالب روابط دوستانه طراحی شده است. اگر مسجد نتواند به نیازهای جوانان و افراد جامعه پاسخ دهد، حیات آن در جامعه پایان خواهد پذیرفت و نهادهای دیگری که میتوانند این نیازها را برطرف کنند، جای مسجد را خواهند گرفت؛ بنابراین در این رهیافت ارتباط مستقیم امام جماعت با جوانان و گفتگوی موفق با آنها زمینهساز و عامل تداومدهندۀ حضور جوانان به حساب میآید.
1-2. ارتباطات جمعی
منظور از ارتباطات جمعی در این رهیافت، ایجاد ارتباط در ابعاد وسیع جامعه بشری با مساجد از طریق وسایل و ابزارهای فراگیر ارتباطی است.
در این حوزه بحث اصلی حول محور تبلیغات است. این محور شامل دو زیرمقوله است: 1. چه تبلیغی باید انجام شود؟ 2. متولّیان این تبلیغ چه کسان یا نهادهایی هستند؟
نحوۀ شکلگیری ارتباطات مذهبی در جامعه فعلی ما بهگونهای است که امروزه رسانهها و بهویژه تلویزیون، با ارائه برنامههای مختلف در حوزۀ مذهب در ایام مختلف سال این ذهنیت را به وجود آوردهاند که عامل اصلی تبلیغ دین در جامعه آنها هستند؛ درحالیکه مخاطبان کمتر نشانهای در زمینه تبلیغ نماز یا مساجد در این رسانهها مشاهده میکنند. برای پر کردن این خلأ لازم است این رسانهها همانطور که در دیگر موضوعات دینی برنامههای مفصل و خوبی ارائه میکنند، در زمینه مساجد و نماز نیز بیشتر به ساخت و پخش برنامههای مفید و مؤثر بپردازند؛ بنابراین ضروری است که تبلیغات پررنگیتری در زمینۀ نماز و مساجد شکل بگیرد.
راهکارهای پیشنهادی
تبلیغ از طریق دوستان؛
تبلیغ از طریق صداوسیما (بیشتر بهشکل ساخت برنامههای جذاب تلویزیونی)
نمودار 4-3: مقولۀ ارتباطات در نگرش نیازمحور
لازم است در کنار نمازجماعت برنامههایی از طرف امام جماعت و متولیان مسجد در زمینۀ حضور جوانان در مسجد برگزار شود. این فعالیتهای جانبی باید متناسب با نیازها و خواستههای جوانان باشند. این مقوله شامل دو بخش است: 1. امکانات؛ 2. فعالیتها.
2-1. امکانات
وجود امکانات استفاده از رایانه، اینترنت، کتابخانه، سالن مطالعه،
آرشیو مجلات و روزنامهها و سالن ورزشی در فضای ساختمانی مسجد یا در کنار آن در امر جذب جوانان بسیار اثرگذار است. با توجه به نیازهای امروزی جامعۀ ما لازم است در ساخت مساجد علاوه بر فضای عبادی، قسمتهایی برای برطرف ساختن این نیاز به این امکانات درنظرگرفته شود. بدیهی است این امر مستلزم وجود بودجه و هزینههای زیادی است؛ بنابراین متولیان و امام جماعت مسجد باید توانایی جذب کمکهای مردمی و دولتی را نیز داشته باشند.
2-2. فعالیتها
شرایط امروز جامعه ایجاب میکند که در برنامههایی که در مساجد برگزار میشود، تحولاتی صورت گیرد تا مسجد بتواند در جایگاه یک نهاد مورد اعتماد جامعه، حداکثر نیازهای جوانان را در هنگام حضورشان برطرف کند؛ بهصورتی که جوانان تمام نیازهای خود را در جامعۀ مسجد و یا بهواسطه مسجد برآوردهشده ببیند. با توجه به آنچه بیان شد، در این حوزه چند رهیافت نیازمحور مطرح میشود که در دو حیطه کلیِ 1. نوع فعالیت؛ 2. نحوۀ فعالیت قرار میگیرند.
2-2-1. نوع فعالیت
فعالیتهایی که موردنظر این رهیافت است، عبارتاند از: برنامههای شاد و سرگرمی، کلاسهای ورزشی مانند کوهنوردی، بهرهمندی از کتابخانه، برگزاری کلاسهای فوق برنامه و فعالیتهایی از این قبیل. بر اساس این تلقی، مسجد محور برآوردهشدن تمام نیازهای جامعه است؛ پس مسجد هم باشگاه ورزشی است، هم محلی برای آموزش انواع معارف و مهارتها و هم محلی برای مطالعه و فعالیتهای علمی؛ بنابراین طبیعی است که طیف گستردهای از فعالیتها را دربربگیرد.
2-2-2. نحوۀ فعالیت
رهیافت نیازمحور معتقد است که باید فعالیتهای موجود در مسجد با ویژگیهای جوانان نیز همخوانی داشته باشد. امروزه از یک سو بیشتر جوانان استقلال مادی ندارند و از نظر اقتصادی و اجتماعی به خانوادههایشان وابسته هستند و از سوی دیگر تنوعطلبی خصلت جوانان است؛ بنابراین برنامه ها و فعالیتهایی که در مساجد برای جوانان تعریف میشود، باید از یک سو «بهصورت رایگان» و از سوی دیگر «متنوع» باشد.
بنیاد تمام بحثها در زمینۀ نیازمحور بودن مسجد این است که مسجد را مکانی فراغتی بدانیم. البته مفهوم فراغت در حوزۀ علوم اجتماعی به نوعی یک مفهوم هویتساز است. فراغت در یک تعریف وسیع به تمام فعالیتهای فردی اطلاق میشود که نمیتوان آن را کار نامید؛ ازاین رو حتی میتوان عبادت و انجام مناسک دینی را نیز در ردیف فراغت به حساب آورد؛ اما اگر بخواهیم معنای دقیقتری برای فراغت بیان کنیم، میتوانیم به فعالیتهای داوطلبانۀ مشارکتی و جمعی اشاره کنیم. در این حالت انجام هر نوع فعالیتهای دینی و مذهبی را چندان نمیتوان فراغت پنداشت.
بحث اصلی این است که در جامعه ما مراکزی که افراد بتوانند در آنها، زمان فراغت خود را با انجام فعالیتهای سودمند پر کنند، کم است و یا در بسیاری از مواقع در دسترس نیست؛ ازاینرو شرایطی پیش میآید که در آن از فضاهای غیرفراغتی برای برگزاری برنامههای فراغتی استفاده میشود. یکی از این فضاها مسجد است. اگر کارویژه اصلی مسجد را برگزاری نماز و برنامههای مذهبی در جهت جامعهپذیری دینی بدانیم، برگزاری
کلاسهای مختلف فرهنگی، هنری و ورزشی در مسجد را چگونه میتوان توجیه کرد؟! عدهای برای توجیه این مسئله، فعالیتهای مسجد در صدر اسلام را مطرح میکنند؛ اما بهراستی چند درصد فعالیتهای مسجد در صدر اسلام در جهت فراغت افراد بوده است؟!
عده زیادی از افراد معتقدند که شرایط امروز جامعه ایجاب میکند که مساجد تبدیل به باشگاه، فرهنگسرا، کافینت، کلاسهای آموزش بازیگری و فیلمسازی شوند تا بتوانند بدینوسیله جوانان را به خود جذب نمایند؛ این اندیشه بدین معناست که مسجد باید محلی برای تأمین تمام نیازهای فردی جوانان باشد. حال این پرسش مطرح میشود که اگر کارکرد نهایی مسجد جامعهپذیری دینی باشد، آیا با برگزاری اینگونه برنامهها در مساجد میتوان به این هدف رسید؟!
ساختار فراغتی جامعه ما تعریف نشده است. افراد نمیدانند زمان فراغت خود را چگونه و در کجا بگذرانند؛ بنابراین عدهای میکوشند مساجد را به محلهایی برای پرکردن این خلأ تبدیل کنند؛ به همین دلیل میبینیم که ابتدا کارکردی غیرواقعی را برای مسجد تعریف میکنند و در ادامه با عادیسازی مسئله میبینیم که اساساً تمام فعالیتهای مسجد و کارهایی که هیئت امنا، امام جماعت و دیگر فعالان در مسجد انجام میدهند، همین برنامهریزی برای پر کردن اوقات فراغت افراد است، نه برنامهریزی در جهت جامعهپذیری دینی آنها.
زمانی که نهادی در جامعه نتواند به کارکردی که از آن انتظار میرود، پاسخ دهد، لاجرم یا باید منحل شود و یا کارکردهای جدیدی برای خود تعریف کند. مسجد نمیخواهد نهادی منفعل باشد؛ ازاینرو دست به فعالیتهایی میزند که کمتر میتوان آنها را وظایف اصلی، واقعی و
ذاتی آن دانست؛ بلکه بیشتر جزو وظایف فرعی و جنبی مسجد به شمار میروند و در صورتی قابل اعتنا و اجرا هستند که وظایف اصلی و ذاتی مسجد تمام و کمال انجام شده باشد.
بر اساس این رهیافت، در ذهن کنشگران نمونهای آرمانی از مسجد وجود دارد که فضای فعلی مسجد از آن فاصله گرفته است. این رهیافت معتقد است که مسجد دارای ناکارآمدی (کج کارکردی) در زمینۀ وظایف و مسئولیتهایش شده است؛ به بیان دیگر مسجد از پتانسیلهای مسجد بودن خودش استفاده نمیکند و یا نمیتواند استفاده کند. در این رهیافت مباحث مختلفی مطرح میشود که مهمترین آنها عبارتاند از: 1. آسیبهای فردی؛ 2. آسیبهای ساختاری.
آسیبهای فردی بر اثر کنشهای افراد مختلف در حوزه مسجد به وجود میآید. این آسیبها را میتوان به چهار دستۀ کلی تقسیم کرد: 1. آسیبهای ناظر بر رفتار افراد حاضر در مسجد؛ 2. آسیبهای ناظر بر رفتار متولیان مسجد (هیئت امنا)؛ 3. آسیبهای ناظر بر رفتارهای امام جماعت؛ 4. آسیبهای ناظر بر رفتار جوانان.
1-1. آسیب های ناظر بر رفتار حاضران در مسجد
در این بخش بیشترین بحث در زمینۀ نوع رفتار افراد مسن و شخصیتهای صاحبنفوذ در مسجد است. بیشتر این نوع آسیبها بر اثر ذهنیت گذشته افراد مسن ایجاد میشود؛ بدینمعنا که افراد سالمند حاضر در مسجد، حضور افراد با وضعیتهای ظاهریای را که آنان
نمیپسندند، متناسب با شأن مسجد نمیدانند و از این روی رفتارهایی دارند که مانع حضور جوانان میشود؛ به تعبیر دیگر میتوان گفت تعصبات و سختگیریهای بعضی از بزرگترهای مسجد و برخوردهای خشک و اشکالگیرانهٔ آنها با جوانان آسیبهایی را به وجود میآورد. افراد مسن حاضر در مسجد از ظاهر و رفتار جوانترها ایراد میگیرند و جوانان این مسئله را مطرح میکنند که مسجد مختص پیرمردها و پیرزنها شده است و آنها اجازه هیچگونه اظهارنظر و جایگاه مناسبی در میان نمازگزاران ندارند. در این زمینه توجه به این نکته ضروری است که این فضا تولیدکنندۀ تخاصم میان جوانان و پیران است و نتیجه آن حضور نیافتن جوانان و یا کمرنگ شدن حضورشان در مسجد است.
در ارتباط با آنچه بیان شد، شایسته است به حدیثی از امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) اشاره کنیم. ایشان میفرمایند: «آداب مخصوص خودتان را بر فرزندان تحمیل نکنید؛ زیرا آنان برای شرایط و اوضاع زمانیای، غیر از اوضاع و شرایط زمانی که شما زندگی می کنید، خلق شده اند». بر اساس این کلام، باید وضعیت هر کس را با توجه به زمان او تحلیل کرد، نه بر اساس دیدگاهی که فرد تحلیلکننده از گذشته با خود دارد؛ زیرا تلقیای که امروزه افراد از زندگی خود و دیگران دارند، با برداشتی که نیمقرن پیش داشتهاند، تفاوتهایی دارد؛ بنابراین لازم است که در دیدگاه افراد سالمند تغییر و تحولاتی صورت بگیرد.
گاه مشاهده میشود که افراد متنفّذ و صاحبجایگاه در مسجد، بهشکل مانع و سدی در برابر فعالیتهای جوانان عمل میکنند؛ به طوری که میتوان این منع را از اذان و اقامه گفتن در مسجد مشاهده کرد تا برگزاری برنامههای مختلف.
1- 2. آسیبهای ناظر بر رفتار متولیان مسجد
این آسیبها تفاوت چندانی با آسیبهایی که در بخش قبل بیان شد، ندارند؛ بدینمعنا که همان رفتارها و رویکردها معمولاً در متولیان مساجد مشاهده میشود و تفاوت آن با مورد قبل این است که سطح اثرگذاری این رفتارها بیشتر است؛ زیرا متولیان مساجد کسانی هستند که امور جاری مسجد و برنامهریزیهای آن را بر عهده دارند. در این رویکرد انتظار میرود که جوانان در صدر فعالیتهای مسجد نقش داشته باشند. ممکن است هیئت امنا بودجه لازم را در اختیار جوانان قرار ندهند و معتقد باشند که جوانان صرفاً باید به حضور در مسجد و شرکت در نمازجماعت کفایت کنند؛ ولی این مسئله برای جوانان قابل درک نیست و منجر به حضور کمتر و یا دوری آنها از مسجد میشود.
1-3. آسیبهای ناظر بر رفتارهای امام جماعت
امام جماعت از شخصیتهای محوری مسجد به شمار میرود؛ از این رو انتظار از امام جماعت دارای ابعاد مختلف است و اگر یک امام جماعت نتواند این انتظارات را برآورده کند، عملاً در انجام وظایف خود در مسجد دچار مشکلات گوناگون خواهد شد. بعضی از آسیبهایی که ممکن است متوجه امام جماعت شود، به بدینقرار است: حرف و عملش یکسان نباشد؛ رفتارش درست نباشد؛ برخورد جذبکنندهای با حاضران در مسجد نداشته باشد؛ امام جماعتی که عمده مخاطبان آن جوانان هستند، فردی مسن و سالخورده باشد. کارهایی انجام دهد که مردم را از حضور در مسجد بازدارد؛ فهم مباحثی که در مسجد مطرح میکند، برای مخاطبان دشوار باشد؛ صحبتهایش برای مخاطبان جذابیتی نداشته باشد.
از مجموع آنچه بیان شد، میتوان اینگونه برداشت کرد که در رهیافت آسیبمحور، امام جماعت به دو صورت میتواند باعث کاهش حضور افراد در مسجد شود:
روابط اجتماعی ضعیف و غیرمنعطف؛
در حوزه روابط اجتماعی بیشترین بحث پیرامون یکسان بودن قول و عمل امام جماعت است؛ به صورتی که اگر امام جماعت نتواند صداقت و برادری خود را به مردم نشان دهد، عملاً جایگاه والایی نزد مردم نخواهد داشت.
در حوزه مخاطبشناسی معمولاً بحثهای فرهنگی و شناخت جامعۀ مورد خطاب، از مهمترین عواملی است که موجب میشود امام جماعت بتواند اثرگذاری لازم را بر مخاطبان داشته باشد. امام جماعت باید با حضور دوستانۀ خود در یک منطقه، از میزان بصیرت و بینش دینی مردم آن منطقه آگاهی بیابد و بر اساس این شناخت، سخنان خود را متناسب با سطح آنها تنظیم کند و از سوی دیگر رفتار خود را بهشکلی سامان دهد که با عرف مردم آن منطقه در تضاد قرار نگیرد.
در کنار دو بحث اصلی مطرح شده، بحث جوان بودن امامان جماعت نیز قابل طرح است؛ به این معنا که برای جذب جوانان باید شخصی مسئولیت امامت جماعت را بر عهده بگیرد که از این گروه سنی شناخت کافی داشته باشد و این شناخت هنگامی بهتر حاصل میشود که سن امام جماعت به سن جوانان نزدیک باشد و از وضعیت فعلی جوانان در جامعه چندان بیاطلاع و با دانشهای امروزی بیگانه نباشد.
1- 4. آسیبهای ناظر بر رفتار جوانان
در این حوزه بیشتر در مورد جامعهپذیری دینی جوانان و میزان شناخت و معرفت دینی آنها بحث میشود. این دیدگاه معتقد است که دشوار بودن مسائل دینی برای جوانانی که از آن اطلاعی ندارند، موجب میشود آنان کمتر در مسجد حاضر شوند. دیدگاه رهیافت آسیبمحور در حوزه معرفت دینی در میان جوانان، از چند ناحیه میتواند به عنوان یک آسیب مورد نظر قرار گیرد: در مرحله اول «کارهایی که جوانان نمیدانند و انجام میدهند»؛ در مرحله بعد «با دلیل منطقی با آنان برخورد نمیکنیم» و در نهایت اینکه اگر قرار است مسجد یک مکان برای جامعهپذیری دینی در جامعه شناخته شود، باید «بهصورت غیرمستقیم به جوانان آموزش بدهیم»؛ ولی متأسفانه در بسیاری از اوقات آنچه اتفاق میافتد، غیر از این است. آسیبهای ناظر بر رفتار جوانان را میتوان در قالب آسیبهای ساختاری جامعه مورد بحث قرار داد:
در رهیافت آسیبمحور این اعتقاد وجود دارد که حضور نیافتن جوانان در مسجد میتواند به علت ساختار فعلی جامعه باشد و این ساختار است که جوانان را از حضور در مسجد باز میدارد. در این مقوله ما با سه بحث کلی روبرو هستیم که عبارتاند از:
2-1. آسیبهای ساختاری خرد؛
2-2. آسیبهای ساختاری میانی؛
2-3. آسیبهای ساختاری کلان.
2-1. آسیبهای ساختاری خرد
در این بخش عمده بحث پیرامون دو مسئله است؛ یکی خانواده و
دیگری وضعیت دینداری.
در حوزه بحث خانواده رهیافت آسیبمحور معتقد است که اگر خانوادهای به مسجد رفت وآمد نداشته باشد و تربیت دینی در خانه درست شکل نگرفته باشد و رفتن نوجوان و جوان به مسجد نیز با تشویق همراه نباشد، حضور جوان در مسجد بسیار نامحتمل میشود؛ به عبارت دیگر این مسئله که خانوادههای ما در مورد تربیت دینی فرزندان خود احساس مسئولیت نمیکنند و خود نیز رابطه چندانی با مسجد ندارند، موجب میشود که عملاً جوانان ما از کودکی با این مکان بیگانه باشند و در دوران نوجوانی و جوانی نیز با آن بیگانه بمانند. در مجموع بر اساس این نظر، چون ارتباط جوان با مسجد از ابتدا برقرار نبوده است، در ادامه نیز غالباً برقرار نمیشود.
از سوی دیگر خانوادههایی هم اعتقاد دارند که باید از اجبار و زور برای فرستادن نوجوانان و جوانان به مسجد استفاده کرد که البته این مورد هم از دیدگاه آسیبمحور یک آسیب به شمار میآید. این دیدگاه معتقد است که لازم است جوانان خود از روی اختیار به مسجد بروند. اینکه خانواده چگونه میتواند فرایند جامعهپذیری دینی را به انجام برساند، نکته اصلی و مرکزی این حوزه است؛ چراکه اگر خانواده در بحث جامعهپذیریِ دینی توان لازم را نداشته باشد، نمیتوان انتظار ویژهای از جامعه و نهادهای آموزشی آن داشت.
درباره سطح دینداری و وضعیت جامعهپذیری دینی جوانان در جامعه، رهیافت آسیبمحور معتقد است که «مردم همه دینگریز هستند و یا دینگریز شدهاند»؛ البته این سخن را نمیتوان برای همه فراگیر و صددرصد دانست، اما بر اساس یافتههای تحقیقات مختلف در
مورد دین و دینداری مردم در ایران، اینگونه میتوان متصور بود که سطح انجام مناسک بهصورت فردی در طول سی سال گذشته تفاوت چندانی نکرده است؛ ولی در حوزه مناسک جمعی و بهویژه در زمینه نمازجماعت و حضور در مساجد، در حال حاضر با وضعیت مناسبی روبرو نیستیم؛ به معنای دیگر اگر بخواهیم مفهوم دینگریزی را بهدرستی و بر اساس شواهد تحلیل کنیم، باید بگوییم که در جامعۀ ما، سطح عمل به مناسک دینی بهصورت انفرادی مانند گذشته است و در میان اغلب افراد جامعه ما رواج دارد؛ ولی مناسک جمعی با اقبال کمتر و حدأکثر در حدود 45 درصد افراد جامعه مواجه است. ازهمینروست که عدهای بیان میکنند که سطح دینداری در جامعه ما از جایگاه شایستهای برخوردار نیست.
2-2. آسیبهای ساختاری میانی
آسیبهایی است که با فضای مسجد ارتباط دارد و باعث میشود این فضا برای افراد مختلف، اعم از بزرگسالان و جوانان، غیرقابل تحمل شود. این آسیبها در دو حوزه سختافزاری و نرمافزاری قابل بررسیاند.
در حوزه سختافزاری میتوان به نظافت و بهداشت بخشها و اجزای مختلف مسجد، مانند فضای درونی مسجد، فرشها و موکتها و سرویسهای بهداشتی، نبود مشکل در سیستم صوتی، وجود نور کافی و مناسب در مسجد، وسایل سرمایشی و گرمایشی مناسب، وجود وضوخانۀ مجهز و قابل استفاده برای تمام افراد اشاره کرد که همۀ این موارد در صورت نامناسب بودن میتوانند از آسیبهایی به شمار بروند که زمینه دفع افراد را از مسجد فراهم میکند.
در حوزه نرمافزاری بحث بر سر تعامل و یا عدم تعامل نیروهای انسانی مسجد است که مسجد بهنوعی بر اساس این همکاری و مشارکت اداره میشود؛ اما بسیار پیش میآید که این همکاریها و یا مشارکتها چندان در فضای مسجد قابل رویت نیست و بیشتر اختلاف و نزاع میان افراد وجود دارد. در رهیافت آسیبمحور این مسئله به دو صورت مورد بحث قرار گرفته است:
فعالیتهای مسجد نیاز به برنامهریزی دارد و یک نفر نمیتواند بهتنهایی این کار را انجام دهد.
متولیان مسجد باید در اجرای برنامههای آن هماهنگ عمل کنند.
به بیانی کلی از یک سو آسیب در سطح نیروی انسانی و ناشی از فعال نبودن همۀ نیروهای مسجد است که باعث میشود همه فعالیتها و برنامهریزیها بر عهدۀ یک فرد خاص قرار بگیرد. از سوی دیگر نهادهای تصمیمگیر مساجد در امر برنامهریزی با یکدیگر اختلاف نظر دارند؛ بهنحوی که میان هیئت امنا و امام جماعت، بسیج و امام جماعت، هیئت امنا و بسیج بر سر برنامهها و فعالیتهای مسجد اختلاف دیدگاه وجود دارد. همچنین وجود نداشتن برنامۀ سالیانه برای مسجد و نبودن روحیه همکاری و تعامل میان نمازگزاران و مسئولان و متولیان مسجد از دیگر مواردی است که معمولاً آسیب ایجاد میکند.
بنابراین در حوزه آسیبهای ساختاری میانی دو بحث کلی را میتوان بیان کرد: 1. وضعیت ظاهری و امکانات مورد نیاز در مسجد؛ 2. چگونگی تعامل و برنامهریزی مسئولان مسجد.
2-3. آسیبهای ساختاری کلان
آسیبهای ساختاری کلان نیز در دو بخش قابل بررسیاند:
2-3-1. آسیبهای نمایان؛
در این بخش رهیافت آسیبمحور معتقد است که مسئلۀ حضور نیافتن جوانان در مسجد بیشتر ناشی از آسیبهایی است که آنها در جامعه با آن مواجه هستند. این آسیبها از دیدگاه رهیافت آسیبمحور عبارتاند از: تهاجم فرهنگی، نفوذ فرهنگ غربی و ماهواره، مشکلات فرهنگی، تغییر الگوهای جوانان و بیحجابی.
همانطور که مشاهده میشود، از دیدگاه رهیافت آسیبمحور، طیف گستردهای از آسیبهای موجود در جامعه بهعنوان عوامل مؤثر بر حضور نیافتن جوانان در مسجد مطرح میشود. حال اینکه واقعاً هر یک از موارد یادشده تا چه حد بر حضور نیافتن جوانان در مسجد اثر میگذارد، به پژوهشی مستقل نیاز دارد؛ اما بسیار واضح است که فضای امروزی جامعۀ ما بهواسطۀ تغییراتی که در سطح جهان انجام صورت گرفته، تغییر کرده است که این مسئله نیازمند بررسی و تحلیلی ویژه است.
استدلال کانونی در این زمینه این است که آسیبهای مختلف موجود در جامعه، بر جوانان که گروه اصلی هدف این آسیبها هستند، بیشترین تأثیر را میگذارد و موجب میشود آنان در مرکز دایرهای بسته از این مشکلات قرار گیرند و کمتر بتوانند به حضور در مسجد یا فعالیتهای مذهبی دیگر روی بیاورند؛ به تعبیر دیگر جوانان نیازهایی دارند که از راههای نادرستی مانند فحشا، اعتیاد، مصرف مشروبات الکلی، تماشا کردن شبکههای بیگانه ماهوارهای و متأثر از آنها در زمینههای فرهنگی، در فضاهای دیگری جز مسجد در حال تأمین شدن است؛ بنابراین مسجد برای این جوانان فاقد کارکرد است و آنها دلیلی برای حضور در مسجد نمییابند.
2-3-2. آسیبهای پنهان (آسیبهای مدیریتی کلان)
این حوزه از آسیبهای ساختاری به این مسئله میپردازد که بعضی از مسائل و مشکلات موجود در جامعه که در ظاهر هیچ ارتباطی با موضوع نماز و حضور در مسجد ندارند، عملاً موجب میشوند که جوانان از حضور در مسجد رویگردان شوند. مسائلی چون بیکاری، نبود تأمین مالی کافی، نبود نگرش درست به بحث فراغت در جامعه از مهمترین مسائلی است که در این حوزه مطرح است.
بهطورکلی در بحث ساختارهای پنهان میتوان به این نکته توجه کرد که رهیافت آسیبمحور معتقد است که تنها مسجد و فضای حاکم بر آن نیست که ممکن است از حضور جوانان در آن بکاهد؛ بلکه مسائل اجتماعی نیز میتواند به شیوههای مختلف در این مسئله نقش داشته باشد.
نمودار 4-4: رهیافت آسیبمحور وضعیت حضور جوانان در مساجد
«با بررسی موضوع آسیبشناسی مدیریت فرهنگی به این نتیجه رسیدیم که اصل و اولویت این است که امام جماعت مسجد عهدهدار مسئولیت مدیریت فرهنگی مسجد باشد و با ایجاد معاونتهای لازم، امور مختلف مسجد را مدیریت کند. متأسفانه بیشتر امامان جماعت ما ویژگیهای یک مدیر قوی و کارآمد، آنچنانکه شایسته جایگاه مدیریت مسجد است، را ندارند؛ لذا باید سازمان یا مرکزی مانند مرکز رسیدگی به امور مساجد به این مسئله توجه بیشتری داشته باشد و با برنامهریزی دورههای آموزشی لازم، این مشکل را برطرف کند تا ائمه جماعات ما بعد از آشناشدن با اصول مدیریت و تقویت علمی، مدیریتی مناسب و قوی داشته باشند.
امام جماعت مسجد، با عنوان مدیر فرهنگی مسجد، موظف است که با توجه به نیازهای مختلف مسجد در زمینههای اعتقادی، فقهی، اخلاقی، تربیتی معاونتها و یا واحدهایی را ایجاد کند و افرادی را به عنوان مسئول آنها بگمارد که از تعهد و تجربه و تخصص لازم برخوردار باشند. امام جماعت باید با نظارت دقیق و مستمر بر برنامههای فرهنگی مسجد آنها را سروسامان بدهد.
مدیر فرهنگی مسجد علاوه بر اینکه لازم است همواره توان علمی خود را افزایش دهد، باید سطح معرفتی مخاطبان را نیز ارتقا دهد؛ بهگونهای که اهل مسجد احساس کنند رفتوآمد آنها به مسجد موجب تقویت بُعد معنوی و معرفتی آنان میشود، نه اینکه احساس خستگی و تکراریبودن برنامهها به آنها دست دهد.
مسجد کارکردهای بسیاری دارد و پرداختن به همۀ آنها برای اکثر مساجد ما امکانپذیر نیست. (به دلیلهای مختلفی چون نبود نیروی انسانی باتجربه و کمبود امکانات) لذا مدیر فرهنگی مسجد باید اولاً با توجه به نیازهای مختلف مسجد به مهمترین کارکردها بپردازد و ثانیاً طوری فعالیتهای فرهنگی مسجد را برنامهریزی کند که همۀ آنها در جهت رشد و تعالی و قرب الهی باشد.
یکی از مسائل مهم در مدیریت فرهنگی مسجد که نقشی بسیار مهم در جذب جوانان دارد، مسئلۀ محبت و احترام گذاشتن به جوانان است؛ لذا مدیر فرهنگی مسجد باید با عاملها و مانعهای جذب کاملاً آشنا باشد و از تجربۀ دیگر مراکز فرهنگی و مسجدهای موفق استفاده کند.
یکی از مهمترین فعالیتهای فرهنگی مسجد فراهم نمودن بهداشت روانی است؛ زیرا زمان ما را دورۀ اضطراب نامیدهاند؛ چراکه پر از نگرانی و اضطراب است. مسجد، طبق آیات و روایات، بهترین مکان برای فراهم نمودن آرامش و بهداشت روانی برای افراد است؛ بنابراین مدیر فرهنگی باید برای این بُعد فرهنگی مسجد برنامهریزی دقیقی بکند؛ زیرا نتیجۀ آن سلامت جامعه و خانه و خانواده است.
یکی از فعالیتهای مهم فرهنگی مسجد بُعد تبلیغی مسجد است؛ چراکه از صدر اسلام تاکنون مسجد بهترین پایگاه تبلیغ و نشر معارف اسلام بوده است و تأثیری که این مکان برای ارشاد و هدایت انسانها دارد، با هیچ مکان فرهنگی دیگر قابل مقایسه نیست؛ بنابراین مدیر فرهنگی مسجد باید تلاش بیشتری دراینباره بکند؛ مثلاً بهطور علنی مردم را برای دادن خمس و زکات و تبرّعات تشویق
کند. امام جماعت میتواند برای انجام این امر کمیتهای تشکیل دهد. مسئول کمیتهٔ جمعآوری خمس و زکات و اعانات باید از معتمدین باشد تا به آنها اطمینان باشد و باید برخی از جوانان مورد اعتماد نیز با آنان مشارکت کنند. اگر بخواهند به شخص خاصی کمکی کنند، باید بیرون مسجد و بدون اینکه کسی بفهمد به او کمک کنند؛ اما اگر میخواهند به همۀ اشخاص کمکی کنند، بهتر است در مسجد باشد.
یکی از امور مهم فرهنگی مسجد فعالیتهای کتابخانه است که بهترین مکان برای جذب نسل جوان به مسجد و ارشاد و هدایت آنهاست؛ اما متأسفانه اکثر مسجدهای ما از این امکان فرهنگی بیبهرهاند؛ لذا مدیر فرهنگی مسجد باید در این زمینه سرمایهگذاری زیادی بکند و کتابخانۀ مسجد را تقویت کند. ایجاد کتابخانهای که در آن کتابهای حدیث، دعا، اخلاق، تفسیر قرآن، سیرۀ پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) و ائمۀ معصومین (علیهمالسلام)، تازهترین کتابهای منتشرشده در سال در هر زمینهای، انواع نشریهها و مجلات و انواع روزنامههای پُرتیراژ موجود باشد؛ همچنین نوارهای کاست یا سیدی از قرآن و سخنرانیهای مفید از علما و استادان معروف تهیه شود. قابل ذکر است که وجود کتابخانه در مسجد یکی از انگیزههای حضور جوانان در آنجاست.
یکی از پرمخاطبترین فعالیتهای فرهنگی مسجد برنامۀ عزاداری و جشن است که متأسفانه در زمان ما در معرض آسیبهای زیادی قرار گرفته است و بسیاری از برنامههای مهم فرهنگی دیگر را تحتالشعاع خود قرار داده است. مدیر فرهنگی مسجد باید با شناخت آسیبها و راهکارهای مقابلۀ با آن آگاه باشد تا بتواند اینگونه
برنامهها را در جهت صحیح هدایت کند. بهتر است مدیر فرهنگی مسجد از جوانان نیرومند در مراسم تعزیهها و موالید اسلامی استفاده کند و در صورتی که خطایی از آنان سرزد، بهطورغیرمستقیم به آنها گوشزد شود؛ چراکه یادآوری خطا بهطورمستقیم، موجب کنارهگیری و عدم حضور آنها در مسجد میشود و دلهای جوانان تحمل انتقاد مستقیم را ندارد، بلکه انتقاد را عیبجویی به حساب میآورند».(1)
«آسیبشناسی تعاملات ارتباطی سازمانهای دینی به شرح زیر تعریف شده است:
اختلال، ابهام و نوعی تعارض عملکردی بین سازمانهای دینی در حوزۀ ارتباطات دینی؛
نبود مرکز کنترل و هماهنگکننده بین سازمانهای مختلف؛
تغییرهای اجتماعی و ورود عناصر جدید به سازمانهای دینی و ایجاد ابهام ساختاری دراینباره.
از این رو در میان مسائل متعددی که میتواند بهگونهای سبب اختلال در ارتباطات دینی شوند، مسائلی مانند نوع تعامل افراد با مسجد و مردان مسجدی با جامعه، مشکلات مدرنیته و ضرورتهای زندگی شهری، تأثیر مسائل سیاسی و اقتصادی بر ارتباط دینی، پراکنش جغرافیایی و محیطی مسجد و سایر مراکز دینی وجود دارد؛ بنابراین توجه به ابعاد کارکردی دین و نقش سازمانهای دینی اهمیت پیدا میکند».(2)
«مهمترین کارکردهای اجتماعی دین عبارت است از: انسجامبخشی، تسهیل در جامعهپذیری، ارائۀ ارزشها و هنجارها و نظم اخلاقی مشترک به اعضا، تقویت پایههای کنترل اجتماعی، جهتدهی به نهادها و سازمانهای اجتماعی، تنظیم و هدایت تغییرهای اجتماعی و پشتیبانی از آرمانهای مشترک. روانشناسان دین بر کارکردهای دین در تسکین ناراحتیها و کاهش نومیدی بشر، تمکین همراه با آرامش روانی و ایجاد شخصیت همساز تأکید کردهاند».(1)
«یکی از اشکال آسیبشناسی به نهادها و سازمانهای دینی مرتبط است که به واسطۀ آن نوعی اختلال، ابهام و گونهای تعارض بین سازمانهای دینی برای ساماندهی ارتباطات دینی پدید میآید؛ برای مثال در حوزه مساجد بخشهای گوناگونی مانند ستاد عالی نظارت بر کانونهای فرهنگی مساجد، ستاد اقامۀ نماز، کانونهای فرهنگی بسیج در مساجد، امورمساجد سازمان تبلیغات اسلامی، مؤسسه عمران مساجد و مرکز رسیدگی به امور مساجد فعالیت میکنند. هرچند برخی از نهادها بهمنظور ایفای وظیفه در حوزۀ مشخصی از فعالیتها مأموریت دارند، ولی نوعاً در موارد متعددی تداخل وظایف دیده میشود. بهطور کلی هیچ سازمان و نهاد مشخصی برای هماهنگکردن فعالیتهای گوناگون این نهادها و تمرکز در سیاستگذاری و برنامهریزی وجود ندارد؛ پس ادغام مجموعه دستگاههای بیانشده و تشکیل یک سازمان واحد با عنوان سازمان امور مساجد کشور که به اصلیترین نهاد و سازمان دینی کشور وابسته باشد، ضروری و اجتنابناپذیر است».(2)
«آسیبشناسی عملکرد سازمانهای دینی در زمینۀ ارتباطات دینی نشان میدهد که با وجود فعالیت سازمانهای متعدد برای توسعۀ فرهنگ دینی، هر یک از این سازمانها بدون هماهنگی و داشتن برنامه جامع و هدفمند مشغول فعالیتهای فرهنگی و دینی هستند»؛(1)به عبارت دیگر وضعیت متداخل، موازی و مشابه فعالیتها باعث شده است که انسجام لازم در امور اجرایی و حاکمیتبخش تبلیغات دینی به وجود نیاید.
«مراکز و سازمانهای متعددی برای تحقق و نهادینه کردن ارتباطات دینی در بعد حاکمیتی و اجرایی ایجاد شده است که توانستهاند تا حدی نقش مؤثری را در اعتلای ارتباطات دینی ایفا کنند؛ ولی در کنار این فرصتها و تعاملات سازمانی، باعث چالشهایی نیز شده است که به آنها اشاره و راهکارهای مناسب ارائه میشود:
ارتباطات، ابزار و ظرف تعاملات انسانی است و به عبارت دیگر در ارتباطات دینی، تکنولوژیهای ارتباطی برای اشاعه مفاهیم دینی به کار بسته میشود؛ ازاین رو سازمانهای فرهنگی باید ظرفیت و هماهنگی لازم برای انتشار جنبهٔ ربانی و متعالی پیامهای دینی و ترویج آموزههای دینی به کمک تکنولوژیهای ارتباطی را در خود ایجاد کنند.
سازمانها و نهادهای دینی مانند سایر سازمانهای اجتماعی همواره یک کارکرد و وظیفه مشخص برای حفظ تعادل اجزا و کل نظام اجتماعی دارد و در هنگام گذر از جامعهٔ سنتی به نوین، نوعی اختلال و تعارض نهادی بر ایفای نقش سازمانهای دینی را به دنبال دارد؛ بنابراین شایسته است که سازمانهای دینی با درنظر
1) همان، ص12.
گرفتن این شرایط، سیاستگذاریها و برنامهریزیهای اجرایی خود را تحقق بخشند.
با توجه به تعهد و تکلیف سازمانهای گوناگون در امور دینی، پژوهش و ارزشیابی مستمر عملکرد سازمانهای ذیربط میتواند در سنجش رویهها و وظایف و ایجاد الزام نهادی در بین سازمانهای بیانشده مؤثر باشد؛ همچنین هماهنگی منطقی مناسبی را در بین سازمانهای گوناگون (مستقیم و غیرمستقیم مؤثر در فرهنگی دینی) از لحاظ نوع تعاملات، حدود وظایف و اختیارات دراینباره به دنبال داشته باشد.
ساماندهی ارتباطات دینی با توجه به متولیان مختلف این حوزه چالشهای فراوانی را به وجود آورده که برونرفت از آن بدون تدابیر نهادی و نبود مرکز کنترل و هماهنگیکننده بین سازمانهای گوناگون، بازبینی رویهها و تشکیلات و سرانجام برنامهریزی جامع دینی امکانپذیر نیست؛ بنابراین شایسته است که با آموزش کارگزاران فرهنگی سازمانهای دینی، به جای خاصگرایی با سازمانمداری بر کلیات و محتوای فرهنگ دینی تأکید کنند.
سازمانهای متولی امور دینی باید برای ترویج آموزههای دینی، نوجوانان و جوانان را در اولویت کار خود قرار دهند و متناسب با شرایط زمان، تغییرهایی را در برنامه ارتباطیشان داشته باشند تا بتوانند با ذائقه و انتظارات مخاطبان فوق همسو باشد.
توسعۀ ارتباط سازمانهای دینی با دانشگاهها و مراکز پژوهشی یکی از ضرورتهای استراتژیک تحول سازمانهای دینی در جوامع کنونی است».(1)
1) امیرمسعود امیرمظاهری، دین، جامعه و عرفی شدن، ص175-176.
جدول 4-2: الگوی کلی آسیبشناسی مساجد
این جدول از مقالۀ «تبیین الگوی مفهومی آسیبشناسی وضعیت مسجد در ایران» نوشتۀ امیرمسلم کاشانیزاده و نعمتالله کرمالهی با اندکی تغییر استخراج و مطالبی در جهت تکمیل به آن اضافه شده است.
همانطور که در فصل سوم بهطورمفصل تبیین شد، مهمترین عواملی که در حضور و مشارکت نوجوانان و جوانان در مسجد مؤثرند، در درجۀ اول نهاد خانواده است و پس از آن دیگر نهادهای آموزشی و تربیتی مانند مدرسه، دانشگاه، رسانهها (وسایل ارتباط جمعی)، خودِ فرد، فضای درونی و بیرونی مسجد و محیط نقش دارند. به دلیل گستردگی عوامل اثربخش در مشارکت در مسجد و نمازجماعت، ناگزیر به دستهبندی این عوامل در سطح خرد و کلان شدهایم تا بهتر بتوانیم از تبیین و تفهیم این پدیده اجتماعی برآییم. عوامل خرد مربوط به سطح اجرایی و عملیاتی مساجد هستند و عوامل کلان مربوط به ابعاد فرااجرایی و عمدتاً متعلق به سایر نهادها و دستگاهها و سازمانهای سیاستگذار در خصوص مساجد هستند.
«موانع مشارکت افراد در فضای مساجد و نمازجماعت نیز به دو بخش خرد و کلان تقسیم میشوند. بخش خرد مربوط به مواردی است که ماهیتاً به سطوح فردی یا اجرایی مسجد بازمیگردد. عمدهٔ این موارد عبارتاند از:
شیوههای فعالیت امام جماعت در مسجد و کیفیت مواجهۀ وی با مخاطبان و مشارکتکنندگان (بهویژه جوانان)؛
آسیبهای ارتباطی فعالان مسجد (خصوصاً امام جماعت) با
مشارکتکنندگان جوان و وجود ذهنیتی همراه با فاصلۀ نسلی؛
مشکلات فردی از جمله شیوههای پوشش در زمانۀ حاضر؛
مشکلات مربوط به فضای مسجد؛
حاکمیت ارزشهای منفعتگرایانه بر کنشهای فردی.
نمودار 4-5: ابعاد مربوط به عوامل مؤثر بر مشارکت در مساجد
عوامل اثربخش بر مشارکت مردم در مساجد شامل دو دسته عوامل خرد و کلان به شرح زیر هستند:
الف) عوامل خرد: عوامل خرد از دو مؤلفهٔ خاص و عام تشکیل شدهاند:
تعیینکننده است. یکی از این مؤلفههای خاص که در گذشته نفش بسیار مهمی در جذب افراد به مساجد داشتهاند، «آخوندهای محلی» هستند. آخوندهای محلی به روحانیانی اطلاق میشود که مرکز رجوع افراد محلی برای رفع نیازهای متعدد آنها هستند. نقش و تعداد این روحانیان روزبهروز در حال کاهش است؛ برای نمونه هنگام بروز مشکلات قضایی یا مناقشات محلی، این افراد، معتمد و محل رجوع اصلی مردم محسوب میشدند؛ ولی امروزه در بیشتر فضاهای شهری، این کارکرد به سایر نهادهای رسیدگی به امور انتظامی و قضایی سپرده شده است. علاوه بر روحانیت، سایر بدنۀ فعال در مساجد شامل هیئت امنا، خادم، نیروهای کانون فرهنگی و بسیج نیز در چنین مؤلفههایی ذیاثر هستند.
ب) عوامل کلان: ابعاد کلان، ساحت فرانهادی و رسمیتیافتهای است که بهصورت سازمانی در سیاستگذاری مساجد مؤثر است. عوامل کلان نیز از دو دسته مؤلفههای عام و خاص تشکیل شده است:
و عملیاتی در مساجد و نهادهای سیاستگذار در این حوزه از جمله زمینههای مؤثر در افزایش مشارکتکنندگان یا حفظ مشارکتکنندگان موجود است. در اثر فقدان چنین ارتباطی، سیاستگذاریها بهصورت انتزاعی و کلان و دور از فضای مساجد شکل خواهد گرفت.
باید توجه داشت که آنچه در واقعیت اتفاق میافتد، ترکیبی است از موارد مذکور در ابعاد و سطوح چهارگانه، یعنی کنشهای سازمانی و نهادی (در بعد کلان) که میتواند منجر به بروز برخی از بیاعتمادیها و ناکارآمدیها در سطوح عینی (در بعد خرد) شود. ابعاد کلان و خرد و مؤلفههای مرتبط با آنها، در واقعیت از یکدیگر جدا نیستند؛ برای نمونه در شرایط پرمشغلۀ شهری و زندگیهایی که زمان در آن نقش مؤثری دارد، مساجد نیز نمیتوانند فارغ از وضعیت اجتماعی عمل کنند و همچنان مشارکتکننده داشته باشند؛ بنابراین امام جماعت لازم است به کاهش زمان اقامۀ نماز یا برنامهها توجه کند. ائمۀ مساجدی که به مقولۀ زمان اهمیت نمیدهند و صرفاً برگزاری مناسک نماز با تمامی
آداب و شرایط آن برایشان اهمیت دارد، مخاطبان و مشارکتکنندگان بسیاری را از دست میدهند، خصوصاً در نمازجماعت ظهروعصر.
نمونه دیگر مربوط به سطح خرد به کیفیت پوشش افراد در شرایط فعلی جامعه مربوط میشود؛ به این معنا که یکی از مسائلی که به مانعی برای حضور بعضی جوانان در مسجد تبدیل شده است، حساسیت تعصبآمیز برخی از اهالی سنتینگر مسجد در برخورد با پوششهای امروزی آنهاست. تغییرات مدرن، در شیوۀ مصرفی افراد در سطوح خرد تغییر ایجاد کرده است. منطق «هزینه – فایده» و خرد، ابزاری تسلطیابنده است که بر کلیۀ ساحات زندگی سایه میافکند و حتی منطق عبادی و مذهبی را نیز دربرمیگیرد. حضور در مساجد، اگر به قیمت ازدسترفتن فرصت انجام سایر کارها تمام شود، در چنین فضایی از جمله امور غیرعقلایی به حساب میآید.
بنابر آنچه بیان شد، لازم است امامان جماعت و سایر فعالان مساجد و کانونهای فرهنگی به اقتضائات و شرایط معاصر توجه داشته باشند و تلاش کنند ضرورتهای زندگی در جامعۀ کنونی را لحاظ نمایند. دو مقولۀ اصلی در این زمینه عبارتاند از: زمان و جذابیتهای کارکردی برای پاسخگویی به نیازها و رفع مشکلات. هرچند اهداف فرهنگی، به دلیل ماهیتی که دارند، در مقایسه با سایر اهداف نتایج خود را سریع آشکار نمیسازند، نیاز است که در سلسلهمراتب نیازها، بهصورتی کاملاً مشخص، تصویری روشن از شیوهها و برنامههای کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت برای دستیابی به آنها داشت. مراکز فرهنگی، کانونها و ائمۀ جماعات در مساجد نباید بدون برنامه دست به اقدامات موقتی بزنند؛ زیرا به این صورت نمیتوان انتظار بروز نتایج ثابت و مستمری
داشت. اقتضائات زندگی معاصر افراد را، در هر شرایطی که باشند، با خود درگیر کرده و گروههای بسیاری را اسیر لوازم خود نموده است؛ بنابراین باید برنامهریزیهایی متناسب با شرایط کنونی برای دستیابی به اهداف مشخص و با اتکا به وسایل و ابزارهای مناسب صورت بگیرد.
وقوع انقلاب اسلامی و نقش پررنگ حوزههای دینی و مساجد، بهعنوان پایگاههای اصلی مذهبی، در آن از جمله عوامل مؤثری بوده است که در برخی زمینهها موجب افزایش مشارکتکننده و در برخی دیگر موجب کاهش آن شده است. عدهای از مردم، مخالف دخالت مستقیم رهبران مذهبی در مسائل سیاسی هستند. طبعاً ائمۀ جماعات نیز از این دسته محسوب میشوند؛ اما از سوی دیگر مردم ایران همچنان قائل به حضور پررنگ دین در حوزۀ عمومی هستند؛ بنابراین نباید بدون هیچ محدودیتی مساجد را درگیر مسائل سیاسی و حزبی کرد. دخالتهای بیحدوحصر و بیمنطق، گاهی به نقض غرض و کاهش تعداد مشارکتکنندگان مذهبی میانجامد. درگیری مساجد با مسائل سیاسی در سطوح کلی میتواند به افزایش تعداد مشارکتکنندگان بینجامد. پایگاههای بسیج، مخاطبان ائمۀ جماعات و فعالان کانونهای فرهنگی در فعالیتهای کلان باید سمتوسوی سیاسی داشته باشند؛ اما درگیر شدن در سطح عادی سیاست و فعالیتها و نزاعهای حزبی نمیتواند در بلندمدت چنین تأثیری داشته باشد. روحانیانی که به هر بهانهای در مورد ماجراهای سیاسی اظهارنظر و در برخی موارد نظرهای غیرکارشناسانهای ابراز میکنند، ممکن است مانعی برای جذب جوانان دارای سلایق مختلف سیاسی ایجاد کنند. تند شدن فضاهای سیاسی مساجد نیز از جمله چنین موانعی محسوب میشود؛ رعایت حدود
تعادلی در چنین وضعیتی بسیار تعیین کننده خواهد بود.
سیاستگذاری مساجد نیز باید معطوف به شرایط عینی موجود در آنها باشد. به نظر میرسد، سیاستگذاران در مرحلۀ اول باید خود مشارکتکنندگان فعال در مساجد باشند تا بتوانند از نزدیک مسائل را بشناسند. در مرحلۀ بعد، نیاز است، اطلاعرسانی شفاف و دقیقی از فعالیتها و روند سیاستگذاریها ارائه شود تا فعالان در مساجد از آن اطلاع داشته باشند. همچنین لازم است، سیاستگذاریها معطوف به شرایط کنونی و متناسب با کارکردهای نهاد مسجد در شرایط فعلی باشد. رعایت تنوّع و تکثّر در کارکرد مساجد میتواند از جمله زمینههای جذب مشارکتکننده باشد. توجه و تأکید بر وجوه تبلیغی از طریق نصب پوستر و اکتفا کردن به این وجوه سطحی و صوری، نمیتواند راهگشا باشد. ممکن است نهادهای مربوط، به دنبال افزایش مشارکتکننده در نمازجماعت باشند؛ اما باید توجه داشته باشند چنین امری صرفاً با افزایش تبلیغات محقق نخواهد شد.
مساجد به عنوان پایگاههای اصلی مذهبی در شهرها، باید نیازهای معنوی، فرهنگی یا آموزشی جوانان را برطرف کنند یا پاسخگوی مشکلات آنها در این حوزهها باشند؛ در غیر این صورت مشکلات و مشغلههای فزایندۀ زندگی شهری، عرصه را برای حضور فعال در مساجد حتی برای نمازجماعت تنگ خواهد کرد. افزایش فعالیتهای محلی و گسترش روابط چهرهبهچهره، از جمله فعالیتهایی است که بدنۀ فعال مساجد، خصوصاً ائمۀ جماعات، باید مورد توجه قرار دهند. موعظه، تبلیغ و نصب تراکت در سطح شهر برای جذب به مساجد کافی نیست. نیاز است سیاستگذاران علاوه بر نزدیکی به بدنۀ اجرایی و
عملیاتی در مساجد و آشنایی نزدیک با فعالیتهای آنان، حوزههای سیاستگذاری را از شعارزدگیها و تبلیغات صوری که برای حفظ حیات سازمانی در سلسلهمراتب اداری صورت میپذیرد، دور نگه دارند و در سیاستگذاریهای خود به تنوع کارکرد مساجد برای افزایش کارایی آنها ملتزم باشند.
تنوع نیازهای مخاطبان باید لحاظ شود، اما نباید جذب مشارکتکننده به هر قیمت صورت گیرد. نمایش هر نوع فیلم یا ترویج برخی از فعالیتهای مغایر با فضای معنوی مساجد یا دخالت بیحدوحصر پایگاههای بسیج در عرصههای روزمره سیاسی ممکن است مشارکتکنندگانی را جلب کند، اما میتواند به نقض غرض نیز بینجامد. تنوع کارکردی، با حفظ شأن و اهداف ارزششناسانه مساجد میتواند اهداف اصلی را در جذب حداکثری مشارکتکنندگان محقق سازد؛ ازاینرو سایر نیازهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی نیز باید با رنگ و بوی فرهنگی در مساجد تجسّد و تعیّن یابد.
فعالیتهای هستههای فرهنگی، سیاسی یا اقتصادی در مساجد مانند پایگاه بسیج یا قرضالحسنهها یا کانونها میتوانند زمینه را برای حضور جوانان فراهم کنند. جوانان در سلسلهمراتب هستههای مذکور، با نقشهای محولشده آشنایی مییابند و آماده پذیرش نقشی در آینده میشوند. کوران حوادث انقلابی شاهدی بر توانایی مساجد برای سازماندهی و ظرفیتسازی اجرایی در میان نیروهای مذهبی خصوصاً جوانان است. در کنار توجه به تنوع کارکردی مساجد، لازم است تا به خطری که همواره چنین جمعها و یا گروههایی را تهدید میکند، توجه شود: خطر دورشدن از اهداف و غایات اصلی. ممکن است درگیریهای سیاسی یا فعالیتهای اقتصادی و فرهنگی، افراد درگیر را
از فضاهای معنوی و اهداف تربیتی که مشارکت در مساجد در اصل برای آنها صورت میپذیرد، دور کند.
در سیاستگذاریها، گروههای هدف جوان که پرجمعیتترین گروه سنی در هرم جمعیتی کشور هستند، از اهمیت بالایی برخوردارند. ممکن است افرادی بهصورت بالقوه تمایلی برای آمدن به مسجد در شرایط کنونی نداشته باشند؛ در چنین مواردی باید در فرایند اجتماعی شدن، بهصورت تدریجی نیاز به حضور در مسجد را در درون شخص برانگیخت و کارکردهای لازم برای حضور وی در مساجد را پررنگ نمود؛ بنابراین از جمله راهکارهای مناسب برای افزایش حضور افراد، «راهکارهای رشدمدار» است. از جمله نیازهای اصلی افراد که در هر دوره اقتضائات خاص خود را دارد، نیازهای فرهنگی است. هویت فردی و برداشت شخص از کیستی و چیستی خود، متناسب با همین نیاز است که در هر دوره، شکل خاص خود را مییابد. فرایند هویتیابی امری زمانبر و تدریجی است که بهصورت مستمر نیاز به حضور در مساجد را درونی میکند؛ به عبارت دیگر اجتماعی شدن افراد، در احساس نیاز آنها به مسجد و مشارکت در فعالیتهای آن اثرگذار است. هنگامی که فردی از سنین رشد نوجوانی و جوانی نیازهای فرهنگی و هویتی خود را در محافل مذهبی (خصوصاً مساجد) برآورده نسازد، دیگر چنین امری برای او درونی نمیشود. «راهکارهای رشدمدار» اشاره به سلایق هر گروه در هر دورۀ سنی و نیازهای آنها در بعد فرهنگی است که بهتدریج به «ملکهای» درونی و عادتی همیشگی برای فرد تبدیل میشود.(1)
1) برگرفته از: گزارش نهایی طرح سنجش میزان حضور در نماز جماعت و مساجد.
همانطور که قبلاً اشاره شد، مسجد با عوامل سیاسی نیز روبروست که هر یک بهنحوی موجب دفع جوانان یا دیگر مخاطبان از مسجد میشوند. در این بخش بهاختصار این عوامل را برمیشماریم و به راهکارها و رهیافتهای پیشنهادی در این زمینه اشاره میکنیم:
پیشنهادهایی در زمینۀ آسیبشناسی عوامل سیاستگذار در مسجد
«ظهور و بروز افکار مختلف سیاسی در فضای مسجد که موجب چنددستگی و کدورت بین مسلمانان میشود، فضای منسجم و وحدتآفرین مسجد را نیز دستخوش تغییرات نامناسب مینماید. چنین فضای نامطلوبی، مسجد را که کانون تفاهمات اجتماعی است، در نظر جوانان غیرقابل تحمل میسازد. در این میان باید نقش روحانی مسجد، بهعنوان شخص اولِ مسجد، بیشتر جلوه کند. وی میتواند با تشکیل جلساتی صمیمی با اهل مسجد، بهویژه جوانان مسجد، و اجازه اظهارنظر به آنان و احترام به سلایق مختلف سیاسیِ آنها، مانع از ایجاد تفرقه شود و این امر مستلزم آن است که شخص روحانی مسجد در رفتار و گفتار خود مراقبت نماید تا خود، عامل تفرقه نگردد.
مسجدی که در آن تنها به اقامۀ نماز و روضه بسنده شده است، نهتنها مطلوب مسجد اسلامی نیست، بلکه مطلوب جوان امروزی نیز نیست؛ بنابراین علاوه بر اینکه وجود کانون های فرهنگی و بسیج در مسجد ضروری است، ایجاد تشکلهای سالم سیاسی در مساجد هم جای بررسی دارد. البته ایجاد و استمرار چنین تشکیلاتی دقت و رعایت ویژهای را میطلبد که نیازمند ذکاوت و مدیریت روحانی مسجد است. یکی از نیازهای طبیعی جوانان حضور در فعالیتهای اجتماعی است. روحانی مسجد نیز با درک این نیاز میتواند آنان را در فعالیتهای سیاسی مسجد
مشارکت دهد. فعالیتهایی چون مدیریت و برگزاری بحثهای آزاد سیاسی و اجتماعی و تشکیل اتاق مطبوعات در مسجد قابل اجرا هستند.
برخی از احزاب و افکار سیاسی که باورهای دینی را در پیشرفت جامعه معتبر نمیدانند، موجب شدهاند تا عدهای از جوانان به حضور در مکانهای دینی مانند مساجد بیرغبت شده و در اینگونه موارد روحانی مسجد میتواند برای آشنایی جوانان با اندیشههای مختلف سیاسی، کلاسهای "جریانشناسی سیاسی" را در مسجد تشکیل دهد تا تشخیص حقیقت به انتخاب خودِ جوان باشد. البته برپایی این جلسات نیازمند دعوت از صاحبنظران سیاسیِ منصف است که اگر روحانی مسجد اهل مطالعه و نقد منصفانه باشد و خود، برگزارکننده این جلسات باشد، کارکرد بهتری خواهد داشت.
تبلیغات رسانهای دشمنان اسلام برای مسموم کردن افکار پاک جوانان، امری است ثابت شده و دور کردن جوانان از نمادهای دینی مانند مسجد یکی از برنامههای رسانهای آنان است. هوشیاری روحانیون مساجد در این زمینه نیازمند ارتباطی قوی، صمیمی و پایدار با جوانان و روشنگریهای سیاسی است».(1)
ه) راهکارها و رهیافتهای آسیبشناسی رقیبان مسجد(2)
امروزه در ایران سازمانها و نهادهای متعددی در زمینۀ دین و فرهنگ فعالیت میکنند. این مراکز با توجه به امکانات و اعتبارات و
نیروی انسانی آموزشدیده، بهسادگی جای مساجد را در بین مردم گرفتهاند. این سازمانها در عرض مسجد فعالیت میکنند؛ به همین دلیل از لحاظ کارکردی با مساجد همپوشانی دارند. فعالیتهای این مراکز باعث شده است، تعدادی از مساجدی که نمازگزار ندارند و از وجود امام جماعت ثابت و دائمی نیز بیبهرهاند، به حالت نیمهفعال و حتی تعطیل دربیایند.
رقبای مسجد بدون هماهنگی با یکدیگر، بهصورت پراکنده و جدا از هم، در امر نظارت و مدیریت و برنامهریزی امور مسجد فعال هستند. تشابه فعالیتهای این مراکز و تداخل برنامههای ناهماهنگ آنها، منجر به دلزدگی مخاطبان و پراکندگی آنها از مسجد میشود. عدم برنامهریزی منسجم و همراستا بین این مراکز و نهادها، باعث بدبینی مردم خصوصاً نوجوانان و جوانان که از همه آسیبپذیرترند میشود؛ بنابراین لازم است متولیان امور مساجد و طراحان برنامههای فرهنگی، در این زمینه چارهجویی و راهکارهای مقتضی را ارائه کنند.
نمودار: 4-6. تعامل یا تقابل رقبای مساجد با هم
در این بخش آسیبهای وارده از ناحیۀ رقبای مسجد برشمرده میشود و پس از آن راهکارها و رهیافتهای پیشنهادی در این خصوص ارائه میگردد:
تکّیه در ابتدای دولت عثمانی مطرح شد و جایگاه عبادت و اقامت درویشان و صوفیان و نیازمندان بود. در دوران صفویه برای نخستین بار تکیهها کارکرد عزاداری برای امام حسین (علیهالسلام) پیدا کردند. در آن زمان به دلیل منش حکومت صفوی، در تکیهها آیین و عبادات صوفیانه که
شامل مراسم ذکر و نیایش و آداب صوفیگری بود انجام میشد و تکیه نقش آرامگاه دراویش و صوفیان و نقش خانقاهی داشت. پس از مدتی به دلیل علاقه و الفتی که صفویان به اهل بیت (علیهمالسلام) داشتند، کارکرد تکیهها تغییر یافت و به مکانی برای سوگواری اهل بیت (علیهمالسلام) خصوصاً در ماه محرم تبدیل شد. این فعالیتها در دورۀ زندیه شدت گرفت. در دوران ناصرالدینشاه در تکایا شبیهخوانی و تعزیهخوانی رواج یافت؛ ولی پس از او تکیهها رو به ویرانی نهادند. در دوران قاجار برخی از تکیه ها کارکرد سیاسی داشتند، برخی جنبۀ شاهی و دولتی و برخی جنبۀ اعیانی و اشرافی و برخی نیز برای عامه مردم در شهر و روستا فعال بودند.
تکّیه از خاستگاهی به مراتب ضعیفتر از مسجد برخوردار است و منزلت آن با مساجد به عنوان بیتالله قابل مقایسه نیست. عامل اصلی توسعه تکایا بعد از اعمال صوفیگری، تعزیهخوانی بوده است. با تحلیل روند تاریخیِ ایجاد و توسعه و گسترش تکایا مشخّص میشود که در بنا شدن بعضی از آنها، نیّات غیرمسجدی دخیل بوده است. یکی از آسیبهای تکایا این است که ضمن کاهش رونق مساجد، برخی فعّالیّتهای غیرمسجدی (به خاطر تقدّس کمتر) در آن انجام میشود. همچنان که برخی احکام فقهی مسجد و تخفیفاتی مانند حضور بانوان معذور و حتّی حضور افراد غیرمسلمان که در نگهداری تکایا در نظر گرفته شده است، بر این مطلب گواهی می دهد.
وجود جایی برای نشستن مردان تماشاگر، غرفههای رختکن برای تعزیهخوانان، استفاده از اسباب درویشی مانند کشکول، تسبیح، منتشا، پوستتخت، وصلهها برای تزئین تکّیهها به تقدّس کمتر تکیه در مقابل
مسجد در گذشته و حال دلالت دارد. این موضوع میتواند دستآویزی، هرچند کماهمّیت تلقّی شود که برخی دشمنان فرهنگ مسجدی به بیان توجیهاتی برای رفتار خود در تکایا اقدام نمایند؛ چراکه تکایا از امور صوفیگری برخاسته و فقط با انجام تعزیهخوانی در ایّام محرّم و صفر بهصورت تکایای امروزی درآمدهاند. استفاده از تکایای قدیمی به عنوان انبار و فعّال بودن آنها فقط در ماه های محرّم و صفر و داشتن نگرش قبیلهای و محلّهای به تکایا و بسیاری از امور قابل انجام در آنها، امروز از عوامل آسیبزایی هستند که باید در مقابله با آنها کوشید.
تکایا بخشی از فرهنگ و نگرشهای اجتماعی محلّات و روستاها و برخی شهرها را تشکیل میدهد و حذف آنها خود، آسیبهای متعدّد دیگری را ایجاد میکند. در برخی موارد شاید اعتقاد و تعصّب مردم بهخصوص در روستاها و محلّات کوچک به تکایا بیشتر باشد و احتمال دارد وجود بنای تکّیه در کنار بنای مسجد خود به رونق و اعتبار مسجد در نظر عموم بیفزاید.
راهحل کنونی این است که نگرشهای فرهنگی متضادّ با مسجد در خصوص تکّیه که در اذهان مردم وجود دارد، با تبلیغات مسجدی توسّط امامان جماعت و متولّیان مساجد و بر اساس آموزه های قرآنی اصلاح شود و بر حسب مورد با نگرشهای اسلامی غنیسازی گردد؛ به عبارت دیگر باید اصل بودن مسجد و فرع بودن تکّیه تبیین شود و تکایا را در قالب مدیریت مسجدی اداره نمود. تکایا باید زیرمجموعه مساجد باشند و تحت لوای آنها و زیر نظر متولّیان مسجد و برحسب قوانین و تفکّرات مسجدی اداره شوند، نه در قالب یک مدیریت خودمختار. با مدیریت مسجدی، تکایا میتوانند محلّ برخی از فعّالیّتهای مسجدی مانند
مراسمهای زنانه، مجالس جوانان و نوجوانان باشند که همزمان و همراه با مسجد برگزار میشوند.
برای اولین بار به دستور معزالدوله در عاشورای سال 353 قمری عزای عمومی اعلام شد و مردم اندوه و ماتم خود را با نوحهخوانی در مراسم عزای امام حسین (علیهالسلام) نشان دادند. با روی کار آمدن دولت صفویه، شکلی از عزاداری مذهبی در ارتباط با واقعه کربلا پدید آمد. از این زمان به بعد تکیهها و حسینیهها و موقوفات مربوط به عزاداری امام حسین (علیهالسلام) در ایران شکل گرفت و گسترش یافت؛ اما حسینیهها در دروۀ قاجاریه تثبیت شدند.
در دهههای اخیر حسینیّههای سرپوشیده با عملکردی مشابه مسجد در برخی شهرها و روستاها ساخته شدهاند. امروزه برخی از حسینیّهها مجموعهای وسیع و شامل مسجد، محلّ برپایی اجتماعات و سخنرانی و محلّ فعّالیّتهای مختلف فرهنگی هستند؛ مانند حسینیه ارشاد تهران. کارکرد اختصاصى حسینیّه ها، برگزارى مراسم سنّتى عزادارى و روضهخوانى، به ویژه براى امام حسین (علیهالسلام) و یاران ایشان است و کارکرد عمومى آنها، برگزارى آیین هاى مذهبى و فرهنگی، تشکیل صندوقهای قرضالحسنه، سکونتگاه موقّت زائران در شهرهای زیارتی برای تقویت روحیّه همدلی است.
حسینیّه پس از مسجد پرکاربردترین مکان مذهبى در میان شیعیان و از رقبای جدّی و قدرتمند آن به شمار میرود و گاه فعالیت آن موجب خالی شدن مساجد همجوار میگردد. بررسی تاریخ عزاداری حسینی و
تحوّلات و تطبیقات عملی آن در جامعه نشان میدهد که هر اندازه این مراسم در فضایی سالم برگزار شود، به همان مقدار از افراط و خشنونت و لغزشهای احتمالی در اجرا فاصله میگیرد. ضرورت استقلال عزاداری امام حسین (علیهالسلام) از عوامل پیرامونی خود بهندرت مورد تردید واقع شده است؛ بهویژه آنکه مراسم عزاداری حسینی، در درون خود از سوپاپ اطمینانهایی برخوردار است و آن قداست نهضت عاشورا و ارزشهای انقلابی است که مانع هرگونه سوءاستفاده از آن میشود؛ با این حال مراسم عزاداری حسینی نیز همانند هر رسم و سنّت ملّی- مذهبی دیگر در معرض تلاشهایی برای سوءاستفاده و تخریب از ناحیه سودجویان و مغرضان قرار دارد.
یکی از دلایلی که به ساخت حسینیّهها اقدام میشود، این است که در بنای مسجد مکانی برای عزاداری زنان یا جایی برای برپایی برخی مراسم زنانه ساخته نمیشود. نامتناسببودن حجم جمعیّت تحتپوشش برخی مساجد با فضای آنها عامل دیگر ایجاد حسینیّهها بوده است. برخی از مهندسان و معماران در ساخت مسجد، جایگاه ویژهای برای زنان (با رعایت موارد خاصّ زنانه) درنظرنمیگیرند. این امر موجب میشود که پس از اتمام بنای مساجد، متولّیان به ساخت حسینیّه در کنار مسجد اقدام نمایند که این عمل مستلزم تحمّل هزینههای مجدّد و مضاعف در عمران و توسعه بنای مساجد است.
همچنین به دلیل عدم فعالیت (مناسب) مسجد و بستهبودن درب آن در بعضی ساعتها، برخی فعالیتهای خاصّ مسجد، مانند کلاسهای اخلاق، قرآن و احکام در سرای محلّهها و یا حسینیّهها برگزار میشود که این امر با «مسجد تراز اسلامی» مغایر است. حسینیّهها به دلیل داشتن
فضای سرپوشیده زیاد و پرحجم، کانون ارتباط و توجّهات اجتماعی در شهرها و روستاها در ماههای محرّم و صفر هستند و در بسیاری از موارد، همزمان با برنامههای مسجد و عزاداریهای آنها، حسینیّهها نیز به فعّالیّت میپردازند و بدینترتیب با مساجد رقابت میکنند. برای حلّ این مشکل باید مساجد بر حسب اصول مهندسی و معماری و بر اساس چشماندازی از جمعیّت شرکتکنندگان و جمعیّت تحتپوشش ساخته شوند. در این خصوص، رعایت ظرفیّت مسجد بر حسب ساکنان محلّه یا بخش تحتپوشش مسجد الزامی است و متولّیان امر باید رشد نسبی جمعیّت در سالهای آتی را مدّنظر داشته باشند؛ زیرا ناکافیبودن ظرفیّت مساجد برای جمعیّت عزاداران حسینی از مهمترین دلایل برپایی حسینیهها و عزاخانههای موقّت است؛ بنابراین بایسته است که با ساخت مساجد مناسب، مساجد را به حسینیّه و عزاخانه واقعی در ایّام محرّم و صفر و فاطمیّه تبدیل کنیم، نه اینکه عزاخانه موقّتی یا حسینیّه بسازیم و مساجد را از رونق بیندازیم و رقیبی برای مساجد ایجاد نماییم.
استقبال گسترده مردم از جلسات سخنرانی مرحوم حاج شیخ احمد کافى و مراسم دعای کمیل و ندبه، باعث شد که ایشان ساخت مَهدیّهٔ تهران پیشنهاد کند. آقای کافی با کمک بازاریان خوشنام تهران و دیگر قشرهای مردم در سال 1348در خیابان ولیعصر تهران مَهدیّهای بنا کرد که ساختمان اوّلیه آن پانزدههزار نفر را در خود جای میداد. مردم تهران و برخی شهرستانها مشتاقانه در جلسات این مَهدیّه شرکت میکردند. مهدیه تهران علاوه بر این منشأ خدمات و خیرات ارزندهای بود که بسیاری از آنها هماکنون نیز ادامه دارد.
راهکارهای پیشنهادی در خصوص مهدیّهها
قدمت مَهدیّه از قدمت حسینیّه و تکّیه کمتر است. این مکانها برای تکریم و تعظیم مقام حضرت مهدی (عجّلاللهتعالیفرجهالشّریف) تأسیس شده و گسترش یافتهاند. فلسفه وجودی مَهدیّهها در ابتدا انجام امور و قرائت دعاهای منتسب به حضرت ولی عصر (عجّلاللهتعالیفرجهالشّریف) و انتظار فرج آن حضرت بوده است؛ با این حال امروز برخی فعّالیّتهای مسجدی نیز در مَهدیّهها انجام میشود. امتیاز مهم مَهدیّهها داشتن فضای بزرگ و مسقّف است که برگزاری خطابههایی با شنوندگان زیاد و برپایی مجالس و محافل پرجمعیّت را امکانپذیر میسازد؛ ولی توجه بیش از حدّ به بناهای مَهدیّه، صرف هزینه های مهدیّهها از محلّ مشارکت خیّرین و نیکوکاران و تلاش در استقلال یافتن مَهدیّهها و انجام فعالیتهای مسجدی در آنها موجب کاهش منزلت مساجد در انظار عموم میشود و مساجد را از رونق میاندازد؛ از سوی دیگر انجام امور خاصّ و مقطعی مانند برگزاری دعای ندبه و کمیل و جشنهای نیمهشعبان و نپرداختن به امور عبادی و اعتقادی مستمر در مَهدیّهها، اهمیت آنها را در برابر مساجد کاهش میدهد. ایجاد بانکهای اطّلاعاتی مستقل برای مَهدیّه های سراسر کشور و ایجاد یک مرکز رسیدگی به امور مَهدیّهها با عنوان «شبکه مهدییاران»، یک فعّالیّت شبیهسازی شده و موازی کاری با مرکز رسیدگی به امور مساجد کشور است که جامعیّت عملکرد و مدیریت این مرکز را مخدوش می کند.
مَهدیّهها باید تحت نظارت مرکز رسیدگی به امور مساجد کشور و به عنوان مرکزی تحت نظارت و مدیریت متولّیان و مسئولان مساجد به ادامه فعالیت بپردازند. باید با انجام امور فرهنگی و تبلیغی، نگرشهای
خیّرین مَهدیّهساز را به اهمّیت ساخت مساجد روشن یا اصلاح نمود. در حقیقت برای رفع هرگونه آسیبهای احتمالی مَهدیّه برای مساجد، باید مسجد جمکران را الگوی کاربردی سایر مَهدیّهها قرار داد تا مساجد، محوریّت مسجدیبودن برنامههای خود را رعایت نمایند. بهتر است با انجام امور معنوی در راستای فرهنگ انتظار، مساجد را مَهدیّه کنیم و با بزرگداشت این فرهنگ که متمایزترین بخش فرهنگ شیعه با سایر مذاهب است، مساجد را رونق دهیم.
زنان مؤمن با الهامگیری از شیرزن کربلا و تأسّی به ایشان با همکاری برخی مردان مؤمن اقدام به تأسیس بناهایی با نام گرانقدر حضرت زینب (سلاماللهعلیها) کردهاند. آنها در این عمل خود، ایجاد استقلال مفرط در مجالس خاصّ زنانه را مدّنظر داشتهاند و میکوشند با این کار خود با زینب کبری (سلام الله) در مصائب بزرگ آن بانوی گرامی همصدا شوند.
زینبیّهها و فاطمیّهها و برخی مکانهای دیگر با اسمهایی مشابه (حسنیّه، عباسیّه) با هدف تأسّی از بزرگان دین تأسیس میشوند که خود نوعی همکاری در امور خیریّه است. برخی از زینبیّهها و فاطمیّهها و... بهطور منسجم فعّالیّت میکنند؛ بهگونهای که حتّی مدّاحان و سخنرانان و امامان جماعت راتب این بناها از بانوان روحانی و تحصیلکرده در حوزههای علمیه هستند. آنها در مناسبتهای محرّم و صفر و ایّام فاطمیه بیشتر به برگزاری مراسم متعدّد در سوگواری شهدای کربلا و سایر معصومان (علیهمالسلام) اقدام میکنند.
با بررسی بیشتر وضعیّت فعلی این مکانها و گفتگو با برخی بانیان
و متولّیان این آنها مشخّص میشود که فلسفه وجودی این بناها معذوریّت شرعی برخی بانوان برای شرکت در مراسمهای مذهبی برپاشده در مساجد، همکاری نکردن مدیران یا متولّیان مساجد برای مراسمهای خاصّ و مستقل زنانه، ناتوانی زنان برای حضور در مسجد به دلیل فاصله زیاد خانه با مسجد، توجّه و اعتقاد به برخی خوابدیدنها و رؤیاهای برخی عارفان و زنان مؤمن، نبود مکان مناسب بانوان در مساجد یا ناکافی بودن امکانات و تجهیزات فضای بخش زنانه در مساجدِ ساختهشده بوده است.
وجود مکانهایی مانند زینبیه و فاطمیه موجب دور شدن بانوان از مساجد میشود و سبب میشود آنها کمتر در مراسم و مجالس مساجد شرکت کنند. تعصّب خاص و ترجیح جنسیتی که متأسّفانه با اعتقادات هم عجین شده، موجب شده است که مجالس زینبیّهها و فاطمیّهها پُرازدحامتر از محافل مساجد باشد؛ بهگونهای که در بیشتر موارد بانوان به دلیل ظرفیّت محدود این مکانها، از مدّتها قبل از مراسم در آن حضور مییابند و به انتظار شروع مراسم مینشینند. هرچند بیشتر بانوان به دلیل معذوریّت به حضور در این مکانها ترغیب میشوند، ناآگاهی در توجه به مساجد موجب میشود که در شرایط عادی و رفع معذوریتهای شرعی باز هم به مساجد توجّهی نداشته باشند و مسجد خالی از حضور زنان باشد؛ این در حالی است که در آموزه های اسلامی به حضور بانوان در مساجد سفارش شده است.
آموزههای اسلامی به زنان اجازه داده است که با حفظ حریم و عفّت و پاکدامنی در اجتماع حضور یابند و برای رشد و ترقّی خود و جامعه گام
بردارند. حضور زنان در مساجد برای انجام فرایض دینی مصداق تعظیم و بزرگداشت و رونق مساجد است؛ ولی شرط حضور آنها رعایت عفّت، حجاب و شئون اسلامی است. در مستندات متعدّد قرآنی یا روایی، شواهدی دال بر حضور زنان در مساجد و شرکت آنان در سخنرانی یا مجالس وعظ پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم)یا انعقاد جلسات اختصاصی توسّط آن حضرت برای زنان وجود دارد.
برای رفع آسیبهایی که از ناحیه فعالیت فاطمیهها و زینبیهها به وجد میآید، ابتدا باید مسئله حضور بانوان در مساجد و سایر محافل مذهبی به همراه آقایان، توسّط مبلّغان مرد و مبلّغان زن در مجالس تشکیلشده در مساجد یا زینیّهها تبیین شود. باید به مسئله حضور بانوانِ معذور از نظر شرعی در مسجد بیشازپیش توجّه گردد و در طراحی ساختمان مساجد و معماری و مهندسی آنها، از بانوان صاحبنظر کمک گرفته شود. عضویّت تعدادی از بانوان صاحبنظر و اندیشمند و علاقهمند به امور اجرایی و مدیریتی در مجموعه هیئتامنای مساجد برای کمک به تصمیمگیری در این زمینهها الزامی به نظر میرسد.
یکی از راهحلهای رفع مشکل فضای کافی برای حضور بانوان در مساجد و توسعه مساجد فعلی، ایجاد همبستگی اجرایی و تعاملات بینسازمانی در میان سازمانهایی مانند اوقاف و امور خیریّه، راه و مسکن و شهرسازی، میراث فرهنگی و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است تا بر اساس اهداف سازمانی آنها، تخصیص بودجه و تمهیدات لازم برای مرمّت و توسعه و گسترش مساجد بهسهولت و با سرعت بیشتری امکانپذیر گردد. نکته مهم این است که بیتوجّهی به تسهیل حضور زنان در مساجد موجب میشود که متولّیان زینبیّهها و فاطمیّهها،
برنامهریزی منسجمتر و گستردهتری برای این مکانها انجام دهند و به رقابت آشکار با مساجد بپردازند.
همۀ افراد جامعه و همۀ عاشقان سرور و سالار شهیدان و یاران آن حضرت، بر این نکته اتّفاقنظر دارند که در همه مراحل عزاداری آن حضرت و عزاداری در سایر مناسبتها، باید منزلت، شأن و جایگاه این بزرگان و واقعه عاشورا توسّط متولّیان امر و همه عزاداران رعایت شود.
عزاخانه و ماتمخانه یا بیتالاحزان خانهای است که در آن عزا برپا میکنند؛ به عبارت دیگر جایی که در آن مراسم عزا برپا دارند، ماتمسرا یا مصیبتسرا یا عزاخانه محسوب میشود. موضوع عزاخانههای موقّت بهطور معمول در ایّام محرّم و صفر مطرح میشود. این مکانها که مخصوص هیئتهای دارای تشکیلات و گستردگی خاص هستند، در کوچههای خلوت یا در محوّطه میادین پُرتردّد با استفاده از چادر و داربستهایی ویژه و یا سایر ابزار اسکلتیِ آماده احداث میشوند و در ایّام محرّم و صفر عزاداری شهدای کربلا در داخل آنها انجام میپذیرد. در قدیم در ایران، به دستور معزالدوله دیلمی، در ایام عاشورا خیمههای سوگواری را برای عزاداری در خیابانها برپا میکردند و مردم در آنها به سوگواری مشغول میشدند.
در روزهای پایانی ماه ذیالحجّه برخی از مسئولان اجرایی و خدماتی هیئتها، مقدّمات برپایی عزاخانههای موقّتی را در سطح شهر آماده میکنند. بسیاری از این عزاخانهها با فاصله کمی از مساجد برپا میشوند. برخی از این عزاخانهها بسیار مهم و فراگیر هستند و بسیاری از مسئولان
کشوری و لشگری و شهری نیز در مراسم آنها شرکت میکنند و در میان عزاداران حضور مییابند. بسیار روشن است که برگزاری مراسم عزاداری در خیمههایی که شکلی نمادین دارد و انجام دستهرویها در میدانها و خیابانها، نشاندهنده همصدا شدن و به نمایش گذاشتن مقام تشیّع و قدرت ایمان آن است و در راستای وحدت و یکپارچگی، حفظ فرهنگها و سنّتهای مربوط به سبک عزاداری و ایجاد پیوند عاطفی و قلبی با اهلبیت (علیهمالسلام)، بهخصوص امام حسین (علیهالسلام) و یارانشان بسیار مطلوب است. با وجود این ممکن است این مراکز دچار آسیبهایی شوند که به برخی از آنها اشاره میکنیم: حرمتشکنی احتمالی توسّط برخی فرصتطلبان به دلیل فقدان قداست مکان، بیتوجهی مدّاحان و نوحهخوانان به اشعار و مضامین و مفاهیم نوحهها، کاهش اعتبار مساجد و خالی شدن آنها از عزاداران حسینی.
عزاداری سنتی منبرهایی پر از آیات قرآن و حدیث میخواهد و مداحیهایی را طلب میکند که از اشعار شاعران بزرگی چون محتشم کاشانی بهره داشته باشد؛ ولی متاسفانه امروزه اینگونه عزاداریها کم پیدا میشود، و در غربت و انزوا قرار دارد. برای جلوگیری از پراکندگیهای غیرلازمِ محافل عزاداری، مانند چادرهای متعدد ولی پراکندهای که در خیابانها و کوچهها دیده میشوند، میتوان آنها را در مساجد محل گردآورد که این کار میتواند یکی از اقدامات مؤثّر برای ممانعت از هرزرفتن امکانات و نیروها و جلوگیری از پدید آمدن انحرافات، خرافات و آلودگیها در محافل و مجالس عزاداری باشد. متأسّفانه پدیده پراکندگی غیرضروری چادرهای عزاداری، در سالهای اخیر در حال رشد است و یکی از عوامل سطحی شدن و دور شدن عزاداریها از مسیر صحیح نیز
همین پدیده است. خودداری مراکز حمایتی از دادن امکانات به این چادرها و هدایت مشفقانه آنها به ادغام شدن در مراکز اصلی محلّهها، از یک سو موجب رونق بیشتر مساجد میشود و از سوی دیگر به حذف یکی از عوامل انحراف در عزاداریها میانجامد.
یکی از دستگاههای صاحبنقش در برپایی مراسم و محافل مذهبی و فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است. همانگونه که این وزارتخانه در صدور مجوّز برگزارى جشنوارهها، کنگرهها و مراسم فرهنگى و ادبى فعالیت دارد، بهتر است که به امور مربوط به مجالس و محافلی که خارج از مساجد و در فضای غیررسمی شهر و در کوی و برزن برپا میشود، نیز ورود کند تا احتمال فعّالیّت برخی گروههای سوءاستفادهگر کاهش یابد.
با توجه به اینکه سازمان تبلیغات اسلامی مسئولیت سازماندهی هیئتهای مذهبی را بر عهده دارد، باید با تأکید بر محوریّت مساجد، فعالیت اصلی هیئتهای مذهبی را در مساجد متمرکز کند و با هدف جلوگیری از رقابت برخی از این هیئتها و عزاخانههای موقت با مسجد و فعالیت نادرست آنها که به کاهش رونق مساجد و خالی شدن آنها از عزاداران منجر میشود، حسب آییننامههای سازمانی برخورد و ارشادهای لازم را صورت دهد.
در آموزههای اسلامی به برگزاری مجالس عزاداری در سوگ معصومان (علیهمالسلام) سفارش شده است. امام باقر(علیهالسلام) در این مورد فرمودند: «إِذَا کَانَ ذَلِکَ الْیَوْمُ بَرَزَ إِلَى الصَّحْرَاءِ... ثُمَّ لیندُب الْحُسَیْنَ (علیهالسّلام) وَ یَبْکِیهِ وَ یَأْمُرُ
مَنْ فِی دَارِهِ بِالْبُکَاءِ عَلَیْهِ وَ یُقِیمُ فِی دَارِهِ مُصِیبَتَهُ بِإِظْهَارِ الْجَزَعِ عَلَیْهِ وَ یَتَلَاقَوْنَ بِالْبُکَاءِ بَعْضُهُمْ بَعْضاً فِی الْبُیُوتِ وَ لْیُعَزِّ بَعْضُهُمْ بَعْضاً بِمُصَابِ الْحُسَیْنِ (علیهالسلام)»: (شایسته است که شیعه ما) در روز عاشورا به سوی صحرا برود و سپس بر حسین (علیهالسلام) ندبه و عزادارى و گریه کند و به اهل خانه خود دستور دهد که بر او (امام حسین علیهالسلام) بگریند و در خانهاش با اظهار گریه و ناله بر حسین (علیهالسلام) مراسم عزادارى برپا کند و یکدیگر را با گریه و تعزیت و تسلیتگویى در سوگ امام حسین (علیهالسلام) در خانه هایشان ملاقات کنند.(1)
راهکارهای پیشنهادی در خصوص عزاداری، روضهخوانی و سفرههای چندروزه
برگزاری سفرههای عزاداری چندروزه در محرّم، صفر و ایّام فاطمیّه در برخی منازل بهمنظور ادای نذر مرسوم است. معمولاً در این مراسم یک فرد حقیقی یا یک شخصیّت حقوقی بانی و برنامهریز است و همۀ امور مربوط را بر عهده میگیرد. بیشتر اوقات این مراسمها همزمان با برنامههای عزاداری محرّم، صفر، ایّام فاطمیّه یا شبهای قدر و سایر شبهای ماه رمضانِ مساجد برگزار میشود که این امر به کاهش رونق مساجد میانجامد. مبلّغان یا خطیبان مراسم روضهخوانی، باید قبل از هر سخن و بیان، ابتدا به اهمّیت مسجد و جایگاه معنوی و منزلت اعتقادی و عرفانی آن بپردازند تا بانیان اینگونه مراسم جلسات بعدی خود را در مساجد برپا کنند.
در برخی موارد دلیل استفاده از منازل به جای مسجد برای اینگونه مجالس، فقدان فضای کافی یا امکانات و عدمتمایل متولّیان مساجد به برگزاری اینگونه محافل در مسجد است. برخی از این مجالس در قالب
1) جعفربنمحمد قولویه قمی، کاملالزیارات، ج1، ص579؛ حسین نوری طبرسی، مستدرکالوسائل، ج10، ص316.
محفل خاصّ زنانه و با حضور خواهران روحانی بهعنوان روضهخوان و واعظ برگزار میشود؛ زیرا بعضی از مساجد فاقد قسمت مخصوص بانوان هستند و این مسئله به انگیزهای برای رقابت با مساجد تبدیل میشود. متولّیان و معماران مساجد و مسجدسازان باید با رعایت عدالت و عدمتبعیض جنسیّتی، مساجد را طوری بسازند که همه گروه های جمعیّتی و جنسیّتی بتوانند به راحتی در برنامههای مسجد شرکت کنند و مجالس مذهبی و اعتقادی را برپا نمایند. به نظر میرسد برای این کار، تخریب مساجد ناکارآمد و دارای عملکرد ضعیف (با رعایت احکام مساجد و استعلام فقهی از علمای دینی در صورت نیاز)، برای توسعۀ فیزیکی و رفع کمبود امکانات، ضروری باشد.
مقوله کمبود مساجد در برخی از شهرها مانند تهران بسیار جدّی است. تعداد و پراکندگی مساجد باید با پراکندگی جمعیّت سرانه در هر محدودهٔ جمعیّتی متناسب باشد. زیاد بودن تعداد مساجد نسبت به ظرفیّت جمعیّت تحتپوشش یکی از عواملی است که رونق مساجد را کاهش میدهد. گاهی اوقات در ابتدا و انتهای یک خیابان کوچک دو مسجد احداث میشود و افراد ساکن در کوچههای مُشرف به این خیابان، در تصمیمگیری برای حضور در این مساجد مردّد میشوند. گاه در بررسی برخی روستاها و شهرها و محلّات، مساجدی مشاهده میشود که با نیّتی غیردینی بنا شدهاند؛ به تعبیر دیگر در برخی از واحدهای کوچکِ جمعیّتی، مانند روستاها و محلّات و دهکدهها، به دلیل وجود مسائل فرهنگی و اجتماعی خاصّ بین گروه های جمعیّتی و وجود نگرشهای قبیلهای، تعدّد مساجد بیشتر به چشم میخورد که خاستگاه ساخته
شدن بسیاری از آنها، درگیریها یا اختلافات موجود بین افراد بوده است؛ چنین مساجدی مصادیق مسجد ضرار هستند.
سازمان اوقاف و امور خیریّه باید با همراهی سایر سازمانهای اثرگذار، هنگام صدور مجوز برای احداث مساجد، درباره فرهنگ محلّ مورد تقاضا و افراد متقاضی تحقیق کند و بکوشد به کمک مبلّغان محلّی مستقر، به انگیزه معنوی یا غیرمعنوی افراد متقاضی پی ببرد و بر حسب مقررات و آییننامههای سازمانی خود، مانع از ساخت احتمالی مساجد مصداق مسجد ضرار گردد. همچنین این سازمان باید در صورت نیاز به یاری سازمان تبلیغات اسلامی، برای توسعه فرهنگی و اجتماعی محلّات و روستاهای دورافتاده و کوچک تلاش کند. البتّه امروز با رشد فرهنگی و اشاعه آموزه های فرهنگ اسلامی این تفکّرات و اینگونه مساجد کمتر مشاهده میشود. بر اساس احکام فقهی مستخرَج از آیات شریف قرآن، ساختن مسجد در نزدیک مسجدی دیگر برای ایجاد تفرقه، احداث دو مسجد جامع در درون یک شهر، امامت دو امام در یک مسجد و انعقاد دو جماعت همزمان در یک مسجد جایز نیست.
تعدّد مساجد و مسافت غیرمنطقی و اندک بین مساجد مشکلات متعدّدی را به وجود میآورد. رقابت ناسالم مساجد با یکدیگر و ساختن مساجد بر اساس چشم و همچشمی، نگرشهای تعصّبی و قبیلهای و بدون نیّت دینی، آفتی بزرگ برای مساجد محسوب میشود. این موضوع مدیریت و سازماندهی آنها را نیز دشوار میسازد. مسائلی مانند رقابت شدید و ناصحیح، توسّل به راههای مختلف در جذب افراد، خالی شدن بعضی از آن مساجد از نمازگزار، ایجاد تفرقه بین افراد و کاهش
وحدت اهالی محل و تغییر نیّات خالص به نیّات شخصی یا گروهی یا قبیلهای، آسیبها و کشمکشهایی است که تعدد زیاد و نابجای مساجد به وجود میآورد.
بعضی از این مساجد ممکن است مصادیق مسجد ضرار باشند که چنین مواردی باید با تحقیقات فرهنگی و اجتماعی محلّی شناسایی شوند تا بررسی موضوع، انگیزه بانیان از ساخت آنها مشخّص گردد؛ سپس مسئله بهطور دقیق با استفاده از نظر فقیهان اندیشمند و بر اساس احکام ثانویّه و دستورات حکومتی مورد مطالعه قرار گیرد تا در نهایت اقدامی شایستهٔ شأن مساجد انجام پذیرد. روشن است که در صورت وجود مسجدِ مصداق مسجد ضرار، مسئولان محلّی و مؤمنان راستین باید بر حسب دستورات قرآنی و سنّت نبوی عمل کنند و تکلیف خود را تمام و کمال انجام دهند.
گاه نیز ضرورتی وجود دو مسجد را در نزدیکی هم ایجاب میکند. در چینین مواردی باید راهکار دیگری پیش گرفته شود. در برخی موارد لازم است که دو یا چند مسجد رقیب در کنار هم به فعّالیّت بپردازند. نکته مهم این است که حدأقل فعّالیّتهای مسجدی باید بهطور مستمر در همه مساجد انجام شود و هیچ مسجدی به مسجد غیرفعّال تبدیل نشود. با درنظرداشتن این نکته مهم، برخی از راهکارهای مدیریت بهینهٔ مساجدِ نزدیکبههم و رونق دادن بیشتر به مساجد رقیب به شرح زیر است:
تقسیم جمعیّتی همسایگان اینگونه مساجد به کمک مسئولان محلّی؛
تقسیم مجالس و محافل مذهبی و دینی بین دو مسجد بر اساس نوع مراسم؛
تقسیمبندی دو مسجد بر اساس وظایف تخصّصی نسبی با مدیریت فرهنگی توانمند توسّط متولّیان و کارشناسان مذهبی و فعّالان فرهنگی؛
تضعیف یا حذف احتمالی سایر رقیبان غیرمسجدی نزدیک به آن مساجد؛ منظور رقیبانی است که قداست و معنویّت کمتری نسبت به مسجد دارند؛ برای نمونه حذف یک خانهٔ فرهنگ روستایی یا یک عزاخانه موقّت نزدیک به مساجد. با مطالعات میدانی، ضمن مدیریت آسیبهای فرهنگی و اجتماعی و بررسی تبعات امور، میتوان با تلاش و همکاری فرهنگی شخصیّت های نافذ این رقیبان را حذف کرد.
همه رقیبان مسجد وجود خارجی ندارند تا رقابت آنها با مسجد برای کاهش رونق مساجد آشکارا مشهود باشد. برخی از رقیبان مسجد نامحسوس یا نامشهودند؛ به این معنا که گاه عناصر داخلی مسجد بهشکل یک رقیب نامحسوس برای خود مسجد عمل میکنند. البتّه تا زمانی که عملکرد عناصر مسجد مطلوب باشد، خود مسجد، رقیب دیگر نهادهای مقابلِ خودش محسوب میشود و رونق خوبی دارد؛ ولی در صورت بروز مسائل خاص و وجود ضعف یا نقص در عملکرد این عناصر، هر مسجد ممکن است به رقیبی برای خودش تبدیل شود و این مسئله باعث گردد افراد از مسجد و برنامههای مسجدی بیزار شوند.
عوامل و عناصر متعدّدی در بهبود یا کاهش رونق هر مسجد نقش دارند؛ برخی از این عوامل عبارتاند از: زرقوبرق بیمورد مسجد، بِروز
نبودن مساجد از جهات مختلف، شیوه مدیریت مساجد توسّط عوامل آن (امام جماعت، متولّیان، مسئولان اجرایی)، تعدّد مدیران و نبود تمرکز در مدیریت و نبود بودجه کافی.
مدیریت مسجد زیرمجموعۀ مدیریت فرهنگی و تربیتی است و با توجّه به اهداف مدیریت فرهنگی و تربیتی میتوان نتیجه گرفت که اصول و قواعد مدیریت در عرصههای فرهنگی، تربیتی و نیز اجتماعی و سیاسی از پیچیدگی و گستردگیهای بسیاری برخوردار است. مدیریت مسجد (که هدف غایی آن رساندن بشر به کمال مطلوب دنیوی و اخروی است)، عبارت است از: «اداره یک سازمان معنوی از طریق هماهنگسازی منابع انسانی، مالی و مادی در جهت تحقّق اهداف الهی و معنوی»؛ بنابراین محورهای مدیریت مساجد عبارتاند از: مشخّص کردن وظایف و اختیارات مدیر مسجد، تعریف موقعیّت و جایگاه اجتماعی مسجدِ مورد مدیریت، تعیین هدف یا اهداف مسجدی، برنامهریزی فعّالیّتهای مسجدی، ایجاد انگیزه در مجریان و شرکتکنندگان در مساجد، سازماندهی و اجرای برنامهها و فعّالیّتهای مسجدی، کنترل و نظارت بر برنامهها و بررسی اشتباهات و اجرای اصلاحات لازم.
راهحل همه آسیبهای مربوط به مسجد که در برابر رونق آن مطرح است، مدیریت بهینه و مطلوب مساجد است. مرکز رسیدگی به امور مساجد و برخی سازمانهای اثرگذار باید نظارت دقیقتری بر عملکرد مساجد و مسئولان آنها داشته باشند. البته بحث در مورد نحوۀ مدیریت اثربخش مسجد و تبیین جزئیات آن، مباحث متعدّدی را شامل میشود که ذکر آن در این مقال نمیگنجد.
فرهنگسرا فضایی با امکانات آموزشی است که برای ترویج فرهنگ و گسترش ادبیات و هنر و یا اجرای برنامههای فرهنگی ایجاد میشود؛ بنابراین فرهنگسرا و خانه فرهنگ به یک معناست. فرهنگسرا مکانی برای انجام فعّالیّتهای فرهنگی مراجعهکنندگان است که بهطور معمول دارای کتابخانه، سینما، تماشاخانه، موزه، میدانهای ورزشی و بخشهایی دیگر است. بهطور خلاصه میتوان گفت که فرهنگسرا به مجموعهای فرهنگی و هنری اطلاق میشود که توسّط شهرداریها برای ارائه خدمات فرهنگی به شهروندان ساخته میشود. فرهنگسرا دارای کارکردهایی مانند برگزاری جشنوارهها، برگزاری کارگاههای مختلف اعمّ از هنری، فرهنگی و اجتماعی، نمایشگاههای عرضه محصولات هنری، فرهنگی و اجتماعی است.
مجتمع فرهنگی مکانی مشابه فرهنگسراست، با این تفاوت که مجموعهای چندکارکردی متشکل از مراکز تفریحی، تجاری، ورزشی و آموزشی است. امروز مجتمعهای فرهنگی و فرهنگسراها را یکی دیگر از مراکزی میدانند که با مسجد موازیکاری میکند.
فرهنگسرا امروز مهمترین نهاد موازی مسجد در حوزه فرهنگ است و در آسیبشناسی وضعیّت کنونی مساجد ایران باید به آن توجّه ویژهای صورت گیرد. فرهنگسراها بر پایه شیوه فعّالیّت به یکی از محورهای سهگانهٔ شخصیّت (کیستی)، محتوا (درونمایه) و نهاد میپردازند. فرهنگسراهای شخصیّتمحور عبارتاند از: فرهنگسراهای کودک، نوجوان، جوان، دانشجو، دختران و سالمند. فرهنگسراهای
محتوامحور عبارتاند از: فرهنگسراهای اندیشه، قرآن، ولاء، انقلاب، پایداری، هنر، قانون، تیرهها (اقوام)، ورزش، دانشها، تندرستی، طبیعت و فنّاوری اطّلاعات. فرهنگسراهای نهادمحور عبارتاند از: خانواده، مدرسه و شهر.
فرهنگسراها در رشتههایی مانند قرائت، تجوید، روانخوانی، ترجمه و تفسیر قرآن، تفسیر نهجالبلاغه، تحلیل تاریخ اسلام، کلاسهای اعتقادی- مذهبی، گفتمانهای دینی، احکام، مفاهیم اخلاقی، نقد کتاب، کلاسهای آموزش نویسندگی، مقالهنویسی، خلاصهنویسی داستان و ویراستاری فعّالیّت میکنند. این در حالی است که انجام این آموزشها باید در مساجد خالی و بیرونق کنونی انجام شود. رسولالله (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) فرمودند: «اِنَّما نُصِبَتِ الْمَساجِدُ لِلْقُرْآنِ»(1): مسجدها را برای قرآن خواندن ساختهاند. ایشان در جای دیگری میفرمایند: «وَ مَنْ اًحَبَّ الْقُرْآنَ فَلْیُحِبَّ الْمَساجِدَ»: کسی که دوستدار قرآن است، مساجد را نیز دوست دارد»(2)بنابراین قرآن کلام خدا و مسجد خانه خداست و هر دو نورِ خدا هستند و بین قرآن و مسجد پیوندی غیبی وجود دارد.
برای مقابله با آسیبهایی که ممکن از موازیکاری فرهنگسراها با مساجد پیش بیاید، یک راهحل این است که در شرایط کنونی فرهنگی و اجتماعی، فرهنگسرا در کنار مساجد ساخته شود تا نوجوان و جوانی که در فرهنگسرا حضور مییابد، در کنار آن به مسجد هم سوق داده شود. در همین راستا فعّالیّتها و رشتههایی که فرهنگسراها در قالب آنها به
ارائه خدمات اقدام میکنند، نباید با فعّالیّتهای دایر در مساجد تداخل داشته باشد؛ بلکه بهتر است رشتههایی مانند آموزش قرآن و تفسیر در مسجد برگزار گردد.
از سوی دیگر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و شهرداریها باید نظارت بیشتر و دقیقتری بر عملکرد فرهنگسراها داشته باشند تا انحرافات احتمالی عملکردی آنها از اساسنامه مصوّب و فعّالیّتهای خلافِ اصلِ اشاعۀ فرهنگ اسلامی، اصلاح و برطرف گردد. نکتۀ دیگر اینکه فعّالیّتها و برنامههای فرهنگسراها در ساعات اقامۀ نمازجماعت و ساعات برگزاری مجالس و محافل مذهبی (مانند عزاداریها) در مساجد تعطیل گردد و ارجحیّتِ پرداختن به فعّالیّتهای خاصّ مسجدی آشکارا رعایت گردد.
برخی از دشمنان اسلام و قرآن با سرمایهگذاریهای بلندمدّت و منسجم درصدد آن هستند تا از پتانسیل اجتماعی و تجمّع و تردّد نوجوانان و جوانان در فرهنگسراها سوءاستفاده کنند. آنان از هر فرصتی برای اهداف شوم خود و تضعیف فرهنگ و آیین ناب اسلامی بهره میگیرند؛ بنابراین فعّالان نشر فرهنگ اسلامی و مبلّغان دینی باید با همکاری نهادهای کشوری برای نظارت بر فرهنگسراها تلاش بیشتری کنند؛ چراکه نشر فرهنگهای غیراسلامی و غیرایرانی بهتدریج اهمّیت مسجد را در ذهن نوجوانان و جوانان تضعیف و رونق مساجد را کم میکند.
رسانههای جمعی یا همان رسانههای گروهی وسیلههایی هستند که
اخبار و اطّلاعات را به مردم میرسانند. رادیو، تلویزیون، روزنامه، مجلّه، شبکههای اینترنتی، کتاب، عکس، فیلم، نوار صوتی و تصویری، ماهواره و امثالهم نمونههایی از رسانههای جمعی هستند.
امروز رشد شگفتآور فناوریها و رسانههای اطّلاعاتی و ارتباطی مدرن و اقبال گسترده اقشار گوناگون جامعه به آنها، افزون بر ایجاد فرصتهای خاص و بیبدیل، تهدیدها و چالشهای مهمّی را نیز فراروی جوامع گوناگون نهاده است. جوامع دینی در این زمینه با چالشهای بیشتری مواجه هستند. فضای کلان حاکم بر بعضی از مهمترینِ این رسانهها، یعنی ماهواره و اینترنت، فضایی متکثّر، سکولار و اباحهگرانه است؛ از اینرو چگونگی تعامل و یا رقابت این رسانهها با نهاد مسجد یکی از مباحث مهم در زمینه آسیبشناسی مسجد است. مباحث این بخش در دو بُعد قابل بررسی است: اوّل محتوا، یعنی بررسی رابطۀ محتوای رسانه با مسجد؛ دوّم زمان، یعنی بررسی تداخل زمانی استفاده از رسانه با زمان حضور و فعّالیّت در مسجد.
راهحل این است که رسانهها، بهویژه صداوسیما، در فرهنگسازی در مورد مسجد بیشتر تلاش کنند و در برنامه و فیلمها و سریالها، بهطور عملی بر قداست مسجد در برابر سایر مکانها تأکید نماید. برنامههای جذّاب و پرمخاطب باید در زمان اذان و هنگام فعّالیّت مساجد، به تعویق بیفتد تا همه مخاطبان به سمت مساجد و شرکت در برنامه های مسجدی ترغیب شوند؛ همچنین زمان پخش برنامه های زنده مانند فوتبال نباید با اوقات شرعی و برنامه های مسجدی تداخل داشته باشند. بهتر است که در تهیّه فیلم و سریالها، شخصیّتهای مسجدی و افراد متدیّن و
مجّبهٔ پرورشیافتهٔ مسجد حضور یابند و در صحنههای فیلم ها، به انجام فرایض دینی اسلام، بهویژه نمازجماعت، توجّه بیشتری شود؛ بهگونهای که برای مخاطب غیرمسلمان، مسلمان بودن بازیگران، فیلمسازان و دیگر عوامل تهیه فیلم مشخّص شود. باید از ساخت یا تولید هرگونه فیلم و برنامه و سریالی که موجب تضعیف شخصیّت افراد مسجدی و پرورشیافتهٔ مسجد و کاهش رونق مساجد میشود، خودداری شود و برای تولیدکنندگان اینگونه فیلمها، برنامهها و سریالها، حقّ استفاده از حمایتهای معنوی، مادّی و مدیریتی حذف شود.
مسجد مجازی عبارت است از وجود همه سازوکارهای (ارکان) یک مسجد واقعی در یک فضای مجازی مانند اینترنت. مسجد مجازی همگام با پیشرفتهای فنّاوری جدید مطرح شده و به یاری تبلیغ اسلام در دنیای مجازی اینترنت آمده است و راهی برای مقابله با جنگ نرم دشمنان اسلام است. هر چند به فرموده رهبر معظّم انقلاب (مدّظلّهالعالی) تحوّل، راز ماندگاری و تعالی بشر است و کنارهگیری از تحوّل موجب از بین رفتن و یا منزوی شدن خواهد شد،(1)مساجد مجازی نوعی رقیب برای مساجد واقعی محسوب میشوند.(2)
1) سخنان رهبر معظّم انقلاب اسلامی (مدظله العالی) در دوّمین روز از سفر به استان سمنان در جمع دانشگاهیان، قابل دسترس در: www.leader.ir/langs/fa/.
2) برای مطالعه بیشتر رک: یحیی جهانگیری سهروردی، مسجد مجازی، رهیافتها و راهکارها در تبیین جایگاه مساجد در فضای مجازی، انتشارات ثقلین، 1 تیر 1388، قابل دسترس در: www.masjed.ir/fa/digitallibrary/25/
گسترش مساجد مجازى موجب دورى مردم از مساجد واقعی مى شود. رسانه ها اعمّ از تلویزیون، رادیو و اینترنت خود بهنحوى رقیب مساجدند. بردن مساجد به فضاى وب (web)، در کاهش استقبال از مساجد و تضعیف رونق آنها مؤثّر است؛ زیرا بعضی از نیازهایى که مساجد پاسخگوی آنها بودند، بهآسانى در اینترنت قابل دسترسی است.
تقدّس مسجد به دلیل ساختمان فیزیکی آن است. وجود احکامى که در مورد ساختمان مسجد در فقه اسلامى مطرح است، بیانگر آن است که خودِ ساختمان مسجد جایگاهى خاص دارد. مسجد مجازى به دلیل فقدان این مزیّت نمى تواند مطلوب باشد. آنچه به مسجد قداست بخشیده است، انتساب آن به خداست. قرآن در این مورد میفرماید: «فی بُیُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ یُذْکَرَ فیهَا اسْمُهُ یُسَبِّحُ لَهُ فیها بِالْغُدُوِّ وَ الْآصال»: در خانه هایى که خدا رخصت داده که قدر و منزلت آنها رفعت یابد و نامش در آنها یاد شود. در آن خانهها هر بامداد و شامگاه او را نیایش مى کنند .(1)بر اساس این آیه علّت رفعت این خانه ها همان «یُذْکَرَ فِیهَا اسْمُهُ» است.(2)
تعدّد مساجد مجازی در فضای وب و استفاده از آنها موجب تقدسزدایی از مساجد واقعی، اعتیاد بیشتر جوانان و جوانان به اینترنت، محرومیّت از ثواب حضور در فضای فیزیکی مساجد و در نهایت کاهش رونق مساجد میشود. در شرایط کنونی باید بهگونهای عمل کرد که این «رقیب» رسانهاى مسجد «رفیق» مسجد گردد؛ به عبارت دیگر بهتر است مدیران فضاهای فرهنگی-سایبری تلاش نمایند که مساجد
مجازی در راستای کارکردهای رسانهای مساجد واقعی فعّالیّت کنند و همگام با فعّالیّتها و مناسبتهای دینی، فضای مساجد مجازی تغییر یابد و با مساجد فیزیکی همسو باشند. مسئولان فرهنگی کشور اسلامى باید بکوشند تا رسانه هاى مدرن، رقیب و در عرضِ مسجد نباشند، بلکه یاور مسجد و در طول آن قرار بگیرند؛ زیرا اگر فعالیت آنها از کارکرد رسانهاى مسجد بکاهد، مصداق «منع مساجد» خواهد بود.
علاوه بر مراکز مذهبیای که در بخشهای قبل با عنوان رقیبان مسجد مورد بررسی قرار دادیم، با دقتنظر و ریزبینی بیشتر میتوان رقیبان دیگری را نیز نام برد؛ مانند نمازخانههای واقع در اداره ها و سازمانها و مراکز تفریحی، امامزادهها و برخی بقاع متبرکه. غالب مباحثی که تحت عنوان آسیبشناسی فعالیت رقیبان مسجد مطرح کردیم و راهکارهایی را که برای مقابله با آن آسیبها به بحث گذاشتیم، در مورد نمازخانهها، امامزادهها و دیگر بقاع متبرکه نیز قابل طرح و بحث است؛ بنابریان برای رعایت جانب اختصار از بحث تفصیلی درباره آنها خودداری میکنیم.
با نگاهی کلی به مباحث مطرحشده در باب رقیبان مسجد، میتوانیم بهاختصار آسیبهای مترتّب بر مسجد از سوی رقیبان آن را بدینشکل جمعبندی و خلاصه کنیم:
جمعیّتی و کاهش منزلت همهجانبه و قداست مساجد در نظر مردم بهخصوص جوانان؛
ایجاد شبهههای اعتقادی و مذهبی به دلیل استفاده نشدن از متخصّصان دین و امور فقهی و منزوی شدن برخی سنّتهای گرانقدر مذهبی و بعضی آیینهای اعتقادی تأییدشدهٔ اسلام؛
فراهم شدن فرصت سوءاستفاده برای برخی دشمنان فرهنگ اسلامی و قرآنی در داخل یا خارج کشور؛
تحمّل هزینههای متعدّد و غیراثربخش به دلیل ایجاد یا گسترش مکانها و بناهای دارای اهداف موازی؛
عدم بهرهگیری از استادان، خطیبان، عالمان دین و اندیشمندان روحانی به دلیل حذف یا کاهش یا غیرفعّال شدن مساجد؛
تضعیف برخی آموزههای دینی خاصّ محیط و فضای مسجدی و بینصیب ماندن مردم از اثرگذاری معنوی و عرفانی محیط فیزیکی مسجد و محرومیّت از ثواب حضور بیشتر در مساجد؛
فراهم شدن برخی موقعیّتهای احتمالی برای دور ماندن کودکان و نوجوانان و جوانان از تربیت دینی و پرورش مسجدی؛
کاهش میزان جمعیّت مسجدی بااخلاص برای تصدّیگری مسئولیّتهای مدیریتی و اجرایی در آینده برای ساختن و آباد کردن ایران اسلامی.
مراکز و نهادهای رقیب مسجد نمیتوانند از نظامهای اجتماعی حذف گردند؛ زیرا با توجّه به توسعه و گسترش فرهنگی، برخی از نیازهای فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی ملّتها از طریق این نهادها
برآورده میشود؛ به عبارت دیگر توسعهٔ همهجانبهٔ اجتماعی و جمعیّتی باعث شده است این نهادها که رقیب مساجد هستند، ایجاد شوند و توسعه یابند؛ بنابراین نمیتوان با یک سبک مدیریت مکانیکی و سبک رهبری غیرارگانیک به حذف آنها اقدام نمود. همانگونه که مدیریت مساجد بر عهدۀ مرکز رسیدگی به امور مساجد کشور است، این نهادها نیز باید بهطور مستقیم یا غیرمستقیم، تعاملی یا مشاورهای، زیر نظر مرکز مزبور فعّالیّت نمایند. در این راستا پیشنهادهای زیر ارائه میشود:
بسیاری از این مراکز از سازمانهای دولتی مانند شهرداریها، سازمان تبلیغات، وزارت فرهنگ و ارشاد مجوّز فعّالیّت دریافت میکنند و دارای دستورالعملهای خاص خود هستند؛ با وجود این به دلیل تشابه نسبی عملکرد این نهادها با مساجد، بهتر است برخی از نکات و مفاد این دستورالعملها توسّط مرکز رسیدگی به امور مساجد یا زیر نظر آن تهیّه، تنظیم و تدوین شود.
یک گروه بازرسان فرهنگی از نخبگان امور مدیریت و مهندسی فرهنگی تشکیل شود و نمایندگانی از سازمان تبلیغات، دفتر تبلیغات، فرهنگ و ارشاد اسلامی، اوقاف و امور خیریه و شهرداریها در آن عضویت داشته باشند. این گروه وظیفه بررسی و نظارت بر نحوه عملکرد مبلّغان، روحانیان، متولّیان و خادمان مساجد و کارکرد مسئولان فرهنگسراها، خانههای فرهنگ و هنر و فضاهای مجازی فرهنگی را بر عهده داشته باشد.
با مدیریت سازمان رسیدگی به امور مساجد، تعامل و تفاهم سازمانی یکپارچهای بین سازمانهای مسئول و دستاندرکار مانند سازمان تبلیغات، دفتر تبلیغات، فرهنگ و ارشاد اسلامی، اوقاف و امور
خیریه و شهرداریها با موضوع مدیریت نهادها و مراکز فرهنگی رقیب مسجد شکل بگیرد تا بهصورت ضمنی و همپایه بر عملکرد این مراکز فرهنگی نظارت شود و با بازدیدهای دورهای سهماهه یا ششماهه یا مناسبتی، اقدامات لازم جهت کشف موارد خاص مربوط به آنها و رفع اشکالات موجود در عملکردشان انجام شود.
تلاش شود کاستیها، نقصها و ضعفهای فعلی مساجد برطرف شود؛ به عبارت دیگر باید نقصها و اشکالاتی مانند مشکلات مربوط به مکان حضور بانوان، کمتوجهی به برگزاری مجالس خاصّ زنانه یا سایر گروههای جمعیّتی، کمبود فضا و امکانات لازم برای گروههای سنی مختلف، مشکلات و مسائل وقفی و ضعفهای مدیریتی مساجد به بهترین شکل رفع شود.
مکانهای فاقد شأن مذهبی و اعتقادی تعطیل شوند یا فعّالیّت های تخصّصی مذهبی انجام ندهند و این امور به مساجد سپرده شود.
عموم مردم که متقاضی دریافت خدمات از مراکز رقیب مسجد هستند، از نظر نگرشی توجیه و با فرهنگسازی، تصوّرات ذهنی آنان اصلاح شود؛ بهگونهای که محوریّت و برتری مسجد بر سایر مراکز رقیب به خوبی آشکار گردد.
برنامهریزان امور فرهنگی و اجتماعی تلاش کنند بهگونهای برنامهریزی کنند که آغاز و پایان همه فعّالیّتهای سراسری مردمی و ملّی (مانند راهپیماییها) از مسجد شروع و به مسجد ختم شود تا محوریّت مسجد در همه امور زندگی نهادینه گردد.
در شهرهای فاقد مسجدجامع، مسجدجامع مناسب بنا شود و
فعّالیّتهای مذهبی و نمازهای خاصّ یا امور دارای جنبه همبستگی و وحدت عمومی، با مدیریت و تعامل متولّیان مساجد غیرجامع، در مساجد جامع برگزار شود.
همه مراکز باید اولویّت را به مسجد بدهند و مسجد سرآمد و فوق همه رقیبانش باشد و مراکز و نهادهای دیگر مؤیّد مسجد و فعّالیّتهای مسجدی باشند، نه در مقابل یا خلاف مسیر آن.
تعامل و همفکری و نشستهای دو یا چندجانبهٔ مرکز رسیدگی به امور مساجد با مراکز یا سایر نهادهای مرتبط با مساجد باید دقیقتر و کاملتر انجام شود. این نشستها باید با بسته شدن تفاهمنامههای کاربردی در راستای رونق و توسعه مساجد همراه باشد و محوریّت و جامعیّت مساجد حفظ و تقویّت گردد.
مهندسان و معماران مساجد و شهرسازی باید با توجّه به سرشماریها و تخمین جمعیّت و عنایت به روند و نرخ رشد آن به ساخت مساجد در محلّهها، شهرکها و شهرها اقدام نمایند. نباید مساجدی ساخته شود که پس از اندک زمانی، گنجایش مسلمانان و مؤمنان نمازگزار را نداشته باشند و نمازگزاران ناگزیر به مراکز یا محافل رقیب مساجد سوق داده شوند.
باید به موضوع معذوریتهای شرعی بانوان از حضور در مساجد توجّه بیشتری مبذول گردد. با انتخاب بانوان توانمند برای عضویت در هیئت امنای مساجد، نظرها و مشاورههای لازم در امور زنان از آنها اخذ و در اجرای تصمیمات لحاظ شود. با مهندسی دقیق میتوان بهگونهای مساجد را معماری و احداث نمود که فضاهایی برای بانوان معذور در نظر گرفته شود. این فضاهای شبهمسجدی باید بهگونهای ساخته
شود که ضمن اتّصال یا ارتباط به بنای اصلی مساجد، با رعایت قداست مسجد و رعایت احکام شرعی، استفاده بانوان معذور از برخی برنامههای مذهبی، فرهنگی و سخنرانیها بهسهولت امکانپذیر باشد. این مسئله موجب میشود که بانوان به بهانه ایّام معذوریّت، به سوی مراکز رقیب مساجد متمایل نشوند و تا حدّ امکان در برخی فعّالیّتهای مذهبی و فرهنگی مساجد شرکت نمایند.
نظارتی تعاملی و مشاورهای بر مراکز رقیب مسجد بهمنظور رفع اشکالات و ضعفها و بهینهسازی عملکرد آنها اِعمال شود.
مرکز رسیدگی به امور مساجد نظارتهای دورهای سهماهه یا ششماهه یا مناسبتی بر عملکرد مساجد داشته باشد و ضمن تأکید بر مردمی بودن مدیریت مساجد، سازوکارهای لازم برای حسابرسی به صورتهای مالی مساجد را طراحی و اجرا کند. این مرکز با این نظارتهای دورهای خود، با کمک امامان جماعت، توانمندیهای هیئت امنا و خادمان مساجد را احراز و صلاحیّت اخلاقی آنها را تأیید نماید و یا در صورت احراز تخلّف یا ارتکاب جرمِ آنها، با تعامل و ارتباط با مراجع قضایی با آنان برخورد کند.
نمودار: 4-7. شناسایی عوامل بروز آسیبهای مسجد در یک نگاه کلی
مواردی که لازم است در ساماندهی مساجد کشور مد نظر قرار گیرد:
انتصاب یک نفر بهعنوان نمایندۀ ولیفقیه برای ریاست شورای عالی یادشده در بند قبل؛
معرفی یک نماینده از طرف هر یک از نهادها و سازمانهای متولی در سطح وزرا و یا رؤسای سازمانها و نهادها یا نماینده تامالاختیار آنها بهعنوان اعضای تصمیمگیرنده شورا؛
انتخاب نمایندگانی از دستگاههای اجرایی و نهادهای مرتبط با امر مسجد برای تشکیل ستاد و کمیتههای اجرایی شورا؛
تخصیص کل بودجه سالانه رسیدگی به امور مساجد کشور به این شورا و تقسیم و اختصاص بودجه هر مرکز بر حسب نوع وظایف محوله توسط ستاد، برای بهینهتر کردن هزینهها در امور مساجد؛
اتخاذ سازوکاری مناسب برای بهرهمندی از نظرهای شخصیتهای حقیقی (محققان، پژوهشگران، نویسندگان و استادان) و شخصیتهای حقوقی در جهت بهتر اداره نمودن امور مسجد؛
برنامهریزی برای مدیریت مشارکتی در اداره مسجد با همکاری تشکلهای دینی و مردمی فعال و سازمانهای مردمنهاد که در حوزه مسجد فعالیت دارند؛
ایجاد اندیشکدهٔ مسجد برای ارائهٔ برنامههای راهبردی و کلان برای اداره بهتر مساجد؛
تشکیل اتاق فکر مسجد با حضور نخبگان و متخصصان حوزه مسجد؛
انجام مستمر کارهای پژوهشی و تحقیقاتی در حوزههای مختلف مسجد؛
برنامهریزی کاربردی و فراهم سازی بستری فعال در جهت ارائه راهکاری اثربخش در جهت ترویج فرهنگ مسجد در بین تمام سطوح و لایههای جامعه؛
اتخاذ برنامهای هدفمند جهت تفکیک و یا ادغام وظایف دستگاهها، نهادها و سازمانهای دخیل در امر مسجد با هدف جلوگیری از پراکندگی در فعالیتهای اجرایی آنها که در نهایت موجب
هدررفت سرمایه انسانی، مالی و برنامهای مساجد خواهد شد؛
برنامهریزی برای تعاملی دوسویه با دیگر مساجد جهان اسلام؛
تأمین منابع مالی مساجد از طریق مشارکتهای مردمی با پشتوانۀ دولت؛
تأسیس دانشکدۀ مخصوص تعلیم و تربیت امام جماعت، مدیر فرهنگی و خادم؛
درنظرگرفتن اهداف مشخص زیر برای شورای عالی مساجد کشور:
الف) سیاستگذاری راهبردی؛
ب) ایجاد شبکۀ منسجم اطلاعرسانی؛
پ) انجام نظارت و بازرسی؛
ت) ایجاد هماهنگی بین سازمانهای فعال در حوزهٔ مساجد کشور؛
ث) حمایت و پشتیبانی از سازمانهای فعال در حوزهٔ مساجد کشور؛
ج) انجام تحقیقات بنیادی و کاربردی با موضوع مسجد.
وجود چنین شورایی از هرز رفتن منابع مالی، نیروی انسانی، وقت و انرژی در جهت ساماندهی اوضاع مساجد غیرفعال و راکد کشور جلوگیری میکند و کمک میکند با سیاستگذاری صحیح و برنامهریزی مناسب بتوان در جهت بهینه کردن اوضاع مساجد گام برداشت تا مساجد بتوانند نقش و جایگاه واقعی خود را در جامعه بازیابند.
منابع فارسی و عربی
قرآن کریم.
1.«مساجد نخستین پایگاههای تعلیم و تربیت»، روزنامه ایران، یکشنبه 6 اردیبهشت، 1377ش.
2.ابراهیم حسن حسن، تاریخ سیاسی اسلام، ترجمۀ ابوالقاسم پاینده، چاپخانه علمی، تهران، 1371ش.
3.ابنعربی، محیالدین، الفتوحات المکیه فی معرفه اسرار المالکیه و المکیه، مقدمه، ترجمه و تعلیق محمد خواجوی، چاپ دوم، جلد2، مولی، تهران،1393ش.
4.ابوالقاسمی، محمدجواد، امام و مأموم در جلوهگاه حضور، نشر یاس کبود، تهران، 1378.
5.----------------------، «پروژه مطالعاتی دین و برنامۀ سوم توسعه»، خلاصه مقالات همایش دین، توسعه دینی و برنامه سوم، کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران، تهران، 1380ش.
6.اربلی، علیبنعیسی، کشفالغمه، مکتبه بنیهاشم، تبریز، 1381ق.
7.اعتمادیفرد، سیدمهدی، گزارش نهایی طرح سنجش میزان حضور در نمازجماعت و مساجد، پژوهشکده مطالعات توسعه جهاد دانشگاهی واحد تهران، گروه جامعهشناسی، 1390ش.
8.افتخاری، اصغر، سیره تبلیغی پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلم)، مرکز چاپ و نشر سازمان تبلیغات اسلامی، چاپ اول، تهران، 1377ش.
9.اقبالیان، ابوالقاسم، مدیریت و فرماندهی، بیجا، بیتا.
10.امیرمظاهری، امیرمسعود، «آسیبشناسی تعاملات ارتباطی سازمانهای دینی از دیدگاه جامعهشناختی (با تأکید بر سازمان مسجد)»، دوفصلنامه اسلام و علوم اجتماعی، سال 2، شماره 4، پاییز و زمستان 1389ش.
11.امیری نژاد، فاطمه، «بررسی راههای تثبیت ارزشهای دینی و ملی در میان نوجوانان و جوانان»، روزنامه کیهان، ش18667، 1385ش.
12.امینی، ابراهیم، اسلام و تعلیم و تربیت (2)، انجمن اولیا و مربیان جمهوری اسلامی ایران، تهران، 1372ش.
13.انصاری، شیخ مرتضی، کتابالمکاسب، تصحیح آیتالله شیخ احمد پایانی، دارالحکمه، قم، 1413ق.
14.انصارى، محمداسماعیل، نقش و کارکردهاى مسجد، دبیرخانۀ همایش مسجد نقطۀ وصل، معاونت فرهنگی سازمان تبلیغات اسلامی، 1377ش.
15.اینگلهارت، رونالد؛ تحول فرهنگی در جامعۀ پیشرفتۀ صنعتی، ترجمۀ مریم وتر، انتشارات کویر، تهران، 1373ش.
16.-----------------؛ نوریس پیپا، مقدس و عرفی: دین و سیاست در جهان، کندوکاوی در جوامع مذهبی و غیرمذهبی جهان، ترجمۀ مریم وتر، انتشارات کویر، چاپ دوم، 1387ش.
17.آخوندی، محمدباقر، هویت ملی- مذهبی جوانان، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزۀ علمیۀ قم، 1383.
18.آرمسترانگ، مایکل، مدیریت استراتژیک منابع انسانی، ترجمه سیدمحمد اعرابی و داوود ایزدی، انتشارات دفتر پژوهشهای فرهنگی، چاپ دوم، 1384ش.
19.آریانپور، امیرحسین، درآمدی بر جامعه شناسی هنر، روزنامۀ ابرار، دوشنبه 15 اسفند 1379ش.
20.آَمُدی عبدالواحد، غررالحکم و دررالکلم، ترجمۀ محمدعلی انصاری قمی، انتشارات دارالکتاب، بیتا.
21.آملی، سیدحیدر، جامع الاسرار و منبع الانوار، ترجمه محمدرضا جوزی، هرمس، تهران، 1390ش.
22.آیات الهی (قرآن کریم)، ترجمه محیالدین مهدی الهی قمشهای، مرکز چاپ و نشر سازمان تبلیغات اسلامی، تهران، 1374ش.
23.بحرانی، سیدهاشم، البرهان فی تفسیرالقرآن، مؤسسه البعثه، قم: 1415ق.
24.پرهیزگار، کمال، تئوریهای مدیریت، نشر دیدار و نشر روان، چاپ ششم، 1375ش.
25.جاسبی، عبدالله، نقش مسجد در ادارۀ عمومی، دبیرخانه همایش مسجد نقطۀ وصل، معاونت فرهنگی سازمان تبلیغات اسلامی، 1377ش.
26.جبران، مسعود، فرهنگ الفبایی الرائد، ترجمۀ رضا انزابینژاد، انتشارات آستان قدس رضوی، مشهد، 1373ش.
27.جمیز، ویلیام، دین و روان، ترجمۀ مهدی قائنی، سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، تهران، 1372ش.
28.جوادی آملی، عبدالله، جامعه در قرآن (تفسیر موضوعی قرآن کریم، ج17)، انتشارات اسراء، چاپ دوم، 1388ش.
29.جهانگیری سهروردی، یحیی، مسجد مجازی: رهیافتها و راهکارها در تبیین جایگاه مساجد در فضای مجازی، انتشارات ثقلین، 1388ش.
30.جهرمی، سیدمهدی، محمد باقری، آسیبشناسی دینی از منظر استاد شهید مطهری، بیجا، شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی، 1378ش.
31.چنارانی، محمدعلی، رفتار امامان شیعه با کودکان و نوجوانان، نشر جلیل، مشهد، 1382ش.
32.حجتی، سیدمحمدباقر، آداب تعلیم و تعلم در اسلام، نشر دفتر تبلیغات اسلامی حوزۀ علمیۀ قم، قم، 1380ش.
33.حرعاملی، محمدبنالحسن، وسائلالشیعه الی تحصیل مسائلالشریعه، انتشارات اسلامیه، تهران، 1373ش.
34.حسنی، محمدحسن، نوسازی جامعه از دیدگاه امام خمینی، مؤسسه چاپ و نشر عروج، چاپ هشتم، سال 1378ش.
35.خدایاری فرد، محمد، مسائل جوانان و نوجوانان، انجمن اولیا و مربیان جمهوری اسلامی ایران، چاپ پنجم، 1377ش.
36.خسروپناه، عبدالحسین، آسیبشناسی جامعه دینی، نشر معارف، قم، 1384ش.
37.خمینی، سیدروح الله موسوی، رساله توضیحالمسائل، مرکز چاپ و نشر سازمان تبلیغات اسلامی، تهران، 1369ش.
38.خندان، علیاصغر، آسیبشناسی دینی از دیدگاه شهید مطهری، مرکز آموزش و پژوهش سازمان تبلیغات اسلامی، تهران، چاپ اول، 1380ش.
39.دبیرخانه شورای عالی جوانان، جایگاه جوانان در پرتو منشور تربیتی نسل جوان، تهران، 1376ش.
40.دورانت، ویل، تاریخ تمدن، ترجمۀ گروه مترجمان، انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، چاپ سوم، تهران، 1370ش.
41.دهخدا، علیاکبر، لغتنامه، مؤسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، چاپ دوم، تهران، 1377ش.
42.راغب اصفهانی، حسینبنمحمد، المفردات فی غریبالقرآن، دارالمعرفه، بیروت، 1413ق.
43.رخبخشزمین، محمود، «روشهای ترغیب نوجوانان...»، روزنامۀ همشهری، شماره 2291، سهشنبه 22 آذر 1379ش.
44.رزاقی، احمد، اهمیت و ضرورت تبلیغات: با الهام از رهنمودهای رهبر معظم انقلاب حضرت آیتالله خامنهای، مرکز چاپ و نشر سازمان تبلیغات اسلامی، تهران، 1370ش.
45.رشاد، علیاکبر، «روششناسی رفتار با جوانان» مجله مسجد، شماره53، ص20.
46.رضایی، علیرضا، «آسیبشناسی فرهنگی، تبیین مفهومی، نظری و راهبردی»، مهندسی فرهنگی، سال دوم، شماره 17-18، خرداد و تیر 1387، ص74-81 .
47.رضاییان، علی، مبانی سازمان و مدیریت، چاپ یازدهم، سمت، تهران، 1393.
48.رفیعپور، فرامرز، آناتومی جامعه یا مقدمهای بر جامعهشناسی کاربردی، انتشارات شرکت سهامی انتشار، تهران، 1378ش.
49.روستا، احمد، «آسیبشناسی و چگونگی چگونگی پیوند مسجد و مردم»، مسجد نقطۀ وصل.
50.رهبری، حسن، مسجد نهاد عبادت و ستاد ولایت، انتشارات ستاد عالی کانونهای فرهنگی هنری مساجد کشور، تهران، 1388ش.
51.ستارزاده، داوود؛ حسینعلی قنادزادگان؛ مائده یوسفنژاد شیروانی، «بررسی تأثیر نماز به عنوان یکی از ابعاد دینداری بر کاهش میزان آسیبپذیری اجتماعی جوانان»، مجموعه مقالات همایش منطقهای نماز و نماز جماعت، دانشگاه آزاد اسلامی واحد بندرگز استان گلستان، 1391ش.
52.سجادی، سیدمهدی، «مسجد و تعلیم و تربیت»، مجله مسجد، شماره 43.
53.سجادی، سیدمهدی، «مسجد و تعلیم و تربیت»، مسجد نقطه وصل، نشر فرهنگ، تهران، 1383ش.
54.سراجزاده، سیدحسین، «نگرشها و رفتارهای دینی نوجوانان تهرانی و دلالتهای آن بر نظریۀ سکولارشدن»، مجلۀ نمایۀ پژوهش، شماره 7 و8 ، بهار و تابستان 1377ش.
55.سعیدی رضوانی، عباس، بینش اسلامی و پدیدههای جغرافیایی، آستان قدس رضوی، چاپ اول، مشهد، 1370ش.
56.سیاسی، علیاکبر، نظریههای روانشناسی شخصیت، انتشارات دانشگاه تهران، تهران، 1389ش.
57.سیدعلوی، سید ابراهیم، «مسجد و ارزشها»، فصلنامه مسجد، شماره 17، آذر 1373.
58.سیوری، جمالالدین مقدادبنعبدالله، کنزالعرفان فی فقهالقرآن، المکتبه المرتضویه، 1384ق.
59.شاملو، سعید، مکتبها و نظریهها در روانشناسی شخصیت، انتشارات رشد، چاپ سوم، تهران، 1377ش.
60.شجاعی زند، علیرضا، دین، جامعه و عرفی شدن، نشر مرکز، تهران، 1380ش.
61.شرفی، محمدرضا، جوان و بحران هویت، سروش، چاپ دوم، تهران، 1380ش.
62.----------------، جوان و نیروی چهارم زندگی : ارادۀ خودساز شخصیت، انتشارات سروش، چاپ دوم، تهران، 1380ش.
63.شریعتمداری، علی، جامعه و تعلیم و تربیت، انتشارات امیرکبیر، تهران، 1374ش.
64.شریعتمداری، مهدی، اصول و مبانی مدیریت، انتشارات کوهسار، 1385ش.
65.شکوهی، غلامحسین، تعلیم و تربیت و مراحل آن، انتشارات آستان قدس رضوی، مشهد، 1373ش.
66.صادقی اردستانی، احمد، جلوههای نماز در قرآن و حدیث، انتشارات مطهر، چاپ اول، تهران، 1374ش.
67.صالح، صبحی، شرح نهجالبلاغه، انتشارات دارالهجره، قم، بیتا.
68.صدوق قمی، ابوجعفر، معانیالاخبار، تصحیح علیاکبر غفاری، انتشارات مکتبه الصدوق، تهران، 1379ق.
69.ضوابطی، مهدی، پژوهشی در نظام طلبگی، انتشارات بنگاه ترجمه و نشر کتاب، تهران، 1359ش.
70.ضیایی، علیاکبر، «منبر و خطابه در صدر اسلام»، مجلۀ مسجد، ش 6.
71.طالقانی و دیگران، «مدیریت مسجد، تدوین الگوی شایستگی منابع انسانی»، فصلنامه پژوهشهای مدیریت منابع انسانی دانشگاه امام حسین (ع)، سال دوم، ش 3 و4، 1389ش.
72.طباطبایی، سیدمحمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، انتشارات مؤسسه اسماعیلیان، تهران، 1371ش.
73.طبرسی، حسنبنفضل، مکارمالاخلاق، مؤسسۀ اعلمی، بیروت، چاپ ششم، 1392ق.
74.طرح بازسازی کارآیی مساجد، کانون شعائر اسلامی.
75.الطریحی، فخرالدین، مجمعالبحرین، جلد سوم، مؤسسه البعثه، تهران، 1386ش.
76.طوسی، محمدبنحسن، الامالی ، تحقیق مؤسسه البعثه، قم، 1414ق.
77.طهماسبی، مهدی، چگونگی انتقال مفاهیم دینی به جوانان، مرکز پژوهشهای اسلامی صداوسیما، قم، 1381ش.
78.عباسینیا، سعید، کتابشناسی مسجد، ستاد عالی هماهنگی و نظارت بر کانونهای فرهنگی مساجد، تهران، 1380ش.
79.عرشی نیاسر، عباس، مسجد گوهر بیهمتا، نشر معروف، قم، 1387ش.
80.عرفان، محمدهادی، سلسله مطالعاتی پیرامون معماری مساجد، همایش معماری مساجد، اصفهان، دی 1376ش.
81.علاقهبند، علی، مدیریت عمومی، مؤسسۀ نشر روان، 1382ش.
82.علی پور، احمد، «روشهای احیای مساجد»، فصلنامه ایران شهرساز، ش4، اردیبهشت 1392.
83.عمید زنجانی، عباسعلی، انقلاب اسلامی و ریشههای آن، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ پنجم، تهران، 1371ش.
84.عمید، حسن، فرهنگ فارسی، جلد سوم، انتشارات امیرکبیر، تهران، 1379ش.
85.عنبرانی، محمود، «مسجد موزۀ هنر اسلامی»، مجلۀ مسجد، ش 56.
86.عینی، بدرالدین، عمده القاری فی شرح صحیح بخاری، با تصحیح عدهای از علما، انتشارات دارالحیاء التراث العربی، بیروت، 1348ق.
87.غیاثوند، احمد، بررسی فرایند جامعهپذیری دینی جوانان: مطالعۀ موردی دانشجویان دانشگاه تهران، تهران، 1387ش.
88.فتحی واجارگاه، کوروش، «تأملی دوباره بر کارکرد مسجد»، مسجد نقطه وصل، نشر فرهنگ، تهران، 1383ش.
89.فخیمی، فرزاد، سازمان و مدیریت، نشر هستان، 1379ش.
90.فراهتی، عباسعلی، «فعالیت مسجد در عصر پیامبر»، مجلۀ مسجد، ش39.
91.----------------، «مسجد نخستین پایگاه عبادی سیاسی در جامعۀ اسلامی»، مجلۀ مسجد، ش18.
92.فرد آر، دیوید، مدیریت استراتژیک، ترجمه وجهالله قربانیزاده، انتشارات بازتاب، چاپ دوم، 1385ش.
93.فرمهینی فراهانی، محسن؛ محمدجواد ابوالقاسمی دهاقانی، آسیبشناسی توسعۀ فرهنگ دینی: پژوهشی در باب آسیبهای توسعه فرهنگ دینی در دو دهۀ گذشته انقلاب اسلامی، انتشارات عرشپژوه، تهران، 1384ش.
94.فروم، اریک، گریز از آزادی، ترجمۀ عزتالله فولادوند، انتشارات مروارید، 1348.
95.فرهادیان، رضا، «عوامل گرایش نوجوانان و جوانان به نماز»، مجموعه مقالات برگزیدۀ هشتمین اجلاس سراسری نماز، انتشارات ستاد اقامۀ نماز،1377.
96.-------------، عوامل گرایش نوجوانان و جوانان به نماز، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزۀ علمیۀ قم، قم، 1380.
97.مرکز رسیدگی به امور مساجد، فصلنامه مسجد، شمارههای 17، 89،77، 79، 73، 82،53، 64.
98.فضل الله، محمدحسین، گامهایى در راه تبلیغ، ترجمه دکتر احمد بهشتى، مرکز چاپ و نشر سازمان تبلیغات اسلامی، چاپ اول، تهران، 1376ش.
99.فلسفی، محمدتقی، جوان از نظر عقل و احساسات، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، چاپ دوم، تهران، 1379ش.
100.فیض کاشانی، مولی محسن، الوافی، انتشارات مکتبه امیرالمؤمنین، چاپ اول، اصفهان، 1406ق.
101.-------------------------، محجة البیضاء فی تهذیب الاحیاء، دفتر انتشارات اسلامی، قم، 1383ش.
102.فیضالاسلام، علینقی، ترجمه و شرح نهجالبلاغه، فقیه، تهران، 1379.
103.قائمی، علی، جوان از دیدگاه نیازها، خواستهها و مصالح، دفتر مشاور رئیس سازمان صداوسیما در امور جوانان، 1379ش.
104.القشیری النیسابوری، مسلمبنحجاج، الجامعالصحیح، دارالفکر، بیروت، 1401ق.
105.قمی، شیخ عباس، سفینهالبحار و مدینه الحکم و الاثار، انتشارات الدار الاسلامیه، چاپ اول، بیروت، 1410 ق.
106.قولویه قمى، جعفربنمحمّد، کامل الزیارات، مترجم محمدجواد ذهنی تهرانی، انتشارات پیام حقّ، تهران، 1377ش.
107.کاشانیزاده، امیرمسلم، بررسی آسیبشناختی وضعیت کنونی مساجد ایران از منظر نخبگان حوزوی و دانشگاهی، پایاننامة کارشناسی ارشد، رشته تبلیغ و ارتباطات فرهنگی، قم دانشگاه باقرالعلوم (علیه السلام)، 1391ش.
108.---------------------؛ نعمتالله کرم الهی، «تبیین الگوی مفهومی آسیبشناسی مسجد در ایران»، سالنامه معرفتی، فرهنگی، اجتماعی، سال سوم، ش3، 1391ش.
109.کریمی، عبدالعظیم، راهبردهای روانشناختی تبلیغ، انتشارات ستاد اقامۀ نماز، تهران، 1381ش.
110.کریمی، وهاب، نقش هویت اجتماعی در تأمین امنیت، پژوهشکده تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام گروه پژوهشهای فرهنگی و اجتماعی، پژوهشنامه 49، تهران، 1388ش.
111.کلینی، محمدبنیعقوب، اصولالکافی، تصحیح علیاکبر غفاری، انتشارات دارالاضواء، بیروت، 1413ق.
112.کیمنش، خسرو؛ امکلثوم باقری، 313 روش توسعه و ترویج نماز،گنج معرفت، قم، 1384ش.
113.کامران شرفشاهى، کاظم، «مسجد پناهگاه و مروج ادبیات اسلامی»، دبیرخانه همایش مسجد نقطۀ وصل، معاونت فرهنگی سازمان تبلیغات اسلامی، چاپ اول، تهران، 1377ش.
114.گروه پژوهشهای کاربردی مرکز رسیدگی به امور مساجد، مدیریت مسجد، انتشارات ثقلین، تهران، 1386ش.
115.گریدانوس، دونالد، ای، مراقبت از نوجوانان، انتشارات رشد، تهران، 1385.
116.گزارش وضع موجود مرکز ستاد رسیدگی به امور مساجد، مجموعه مطالعه، شماره 9 و 15، نهادهای مذهبی، 1379ش.
117.گلپایگانی، فرید، راهنمای انسانیت: تنظیم موضوعی نهجالبلاغه، دفتر نشر فرهنگ اسلامی.
118.لبون، گوستاو، تمدن اسلام و عرب، ترجمۀ سیدهاشم حسینی، انتشارات اسلامیه، چاپ سوم، تهران، 1358ش.
119.لک، غلامحسین، بسترسازی برای کار گروهی و کار تیمی، رسا، تهران، 1383ش.
120.لی، دیوید، پانزده گفتار در مدیریت منابع انسانی، مترجم محمدعلی اکبری، انتشارات گویش، چاپ اول، 1385ش.
121.ماسن پاول، هنری، رشد و شخصیت کودک، ترجمۀ مهشید یاسایی، انتشارات نشر مرکز، تهران، 1370ش.
122.متقی، علی بنحسامالدین، کنزالعمال، مکتبه الرساله، بیروت، 1399ق.
123.مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، انتشارات دارالکتب الاسلامیه، تهران، 1386ق.
124.مجلسی، محمدتقی، روضهالمتقین، مؤسسه فرهنگی اسلامی کوشانپور، بیجا، 1406ق.
125.مجله فاطر، شماره 41.
126.محمدی آشنانی، علی، سازمان و مدیریت مسجد، معاونت فرهنگی مرکز رسیدگی به امور مساجد، تهران، 1377ش.
127.محمدی ریشهری، محمد، میزان الحکمه، انتشارات مکتب الاعلام الاسلامی، قم، 1362ش.
128.محمدی محسن، «راهکارهای مشارکت جوانان در مساجد»، مجله مسجد، ش89 ، بیتا.
129.محمدی محسن، مسجد، نماز و خانواده در آیینه مقالات، معاونت فرهنگی مرکز رسیدگی به امور مساجد، تهران، 1389ش.
130.محمدی، محمدعلی، جوانان و مناسبات نسلی در ایران، پژوهشکده علوم انسانی و اجتماعی جهاد دانشگاهی، چاپ اول، تهران، 1383ش.
131.مخلصی، عباس، «روابط فردی با توریستهای غیرمسلمان»، مجموعه مقالات نخستین همایش جهانگردی و جمهوری اسلامی، ج1، انتشارات منظقه آزاد کیش، تهران، 1376.
132.مسجد نقطۀ وصل: مجموعه مقالات اولین نشست علمی تببین جایگاه مسجد در نظام اسلامی، معاونت فرهنگی سازمان تبلیغات اسلامی، قم، 1377.
133.مطالعات اجتماعی، کتاب درسی سال اول دبیرستان، وزارت آموزشوپرورش، چاپ سال 1391ش.
134.مطهری، مرتضی، سیری در نهجالبلاغه، انتشارات دارالتبلیغ اسلامی، قم، 1354ش.
135.معاونت فرهنگ، آموزش و پژوهش ستاد اقامۀ نماز، نماز، مسجد و خانواده، ج2، انتشارات مؤسسه فرهنگی انتشاراتی ستاد اقامۀ نماز، تهران، 1390ش.
136.مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، انتشارات دارالکتب الاسلامیه، تهران، 1374ش.
137.مکی سباعی، محمد، تاریخ کتابخانههای مساجد، ترجمۀ محمد عباسپور و محمدجواد، انتشارات آستان قدس رضوی، مشهد، 1373ش.
138.منشیزاده نایینی، مسعود، «مدیریت مسجد دانشگاه، کارکردها، چالشهاو راهکارها»، مجموعه مقالات هفدهمین اجلاس سراسری نماز، جلد1، تهران، 1388.
139.موحدنیا، فریدون، عوامل گرایش نوجوانان و جوانان به فرهنگ بیگانه، مرکز پژوهشهای صداوسیما، تهران، 1383ش.
140.موحدی، محمدرضا و همکاران، طرح مطالعاتی بررسی و تحلیل وضعیت موجود سازمان و مدیریت مساجد و ارائه الگوی مطلوب آن در انواع مختلف مساجد.
141.موسوی خمینی، سیدروحالله، آیین انقلاب اسلامی: گزیدهای از اندیشه و آراء امام خمینی (ره)، مؤسسۀ تنظیم و نشر آثار امام خمینی، مؤسسۀ چاپ و نشر عروج، چاپ چهارم، 1376 ش.
142.موسوی همدانی، سید محمدباقر، ترجمه تفسیر المیزان، ج15، دفتر انتشارات اسلامی، قم، 1367ش.
143.موظف رستمی، محمدعلی، آیین مسجد، ج1و3، گویه، تهران، 1382ش.
144.-------------------------، روشهای جذب نوجوانان و جوانان به مساجد و نماز جماعت، مؤسسه فرهنگی انتشاراتی ستاد اقامه نماز، تهران، 1391ش.
145.مؤنس، حسین، المساجد، ناشر عالم المعرفه، کویت، 1401ق.
146.نجاتی، شهرام، رسالت ناتمام، انتشارات همیاران جوان، مشهد، 1386ش.
147.نریمانی، محمد، کاربرد روانشناسی در خانه و مدرسه، انتشارات عابد، تهران، 1380ش.
148.نوبهار، رحیم، سیمای مسجد، ج1و2، ناشر مؤلف، چاپ دوم، قم، 1376ش.
149.------------، مسجد نمونه، ستاد اقامۀ نماز، تهران، 1375.
150.نورتون، باب، تعالی سازمانی، ترجمۀ گروه کارشناسان ایران، انتشارات کیفیت و مدیریت،تهران، 1381ش.
151.نوری طبرسی، حسین، مستدرکالوسائل و مستنبطالمسائل، مؤسّسة آل البیت، لاحیاء التراث، بیروت، 1408ق.
152.نیکپی، امیر، «نگاهی به برخی تحولات دینی در ایران معاصر» فصلنامه انجمن جامعهشناسی ایران، ش3، 1380ش.
153.واترز، مالکوم، جامعه سنتی و جامعه مدرن، ترجمۀ منصور انصاری، انتشارات نقش جهان، تهران، 1381ش.
154.واعظی، عزت الله، «عوامل و موانع جذب جوانان به مسجد»، مجموعه
مقالات همایش نظام اسلامی و احیای مساجد، مرکز رسیدگی به امور مساجد، تهران، 1376ش.
155.واقدی، محمدبنعمر، المغازی، تحقیق مارسدن جونز، افست از چاپ دانشگاه آکسفورد لندن، 1405ق.
156.الوانی، سیدمهدی، مدیریت عمومی، نشر نی، چاپ دهم، 1376ش.
157.وایتهد، آلفرد نورث، سرگذشت اندیشهها، ترجمۀ عبدالحسین گواهی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران، 1371ش.
158.وزارت آموزش و پرورش، جامعهشناسی، کتاب درسی سال دوم آموزش متوسطه، چاپ سال 1391ش.
159.ویکاکس گراهام؛ استیو موریس، مدیریت منابع انسانی، ترجمۀ گروه کارشناسان ایران، انتشارات کیفیت و مدیریت،تهران، 1381ش.
160.هاشمی نجفآبادی، سیدرضا، روزنامۀ اطلاعات، اسفند 1373ش.
161.هانتینگتون، ساموئل، برخورد تمدنها و بازسازی نظم جهانی، ترجمۀ محمدعلی حمیدرفیعی، دفتر پژوهشهای فرهنگی، تهران، 1378ش.
منابع لاتین
albanese, robert, management: toward accountability for performance. illinois, irwin, inc, 1975.
donnelly, jame h, et. al. fundamentals of management, dallas, texas, business publication, inc, 1975.
dubar, cloude, la souali sation construction les identite souale pragessi on anelles pouis, armand colin, 1995.
fayol, henri:”administration industrielle et generale”, in c. starrs, general industrial management. london. pitman, 1949.
griffin, ricky w, management, 2d., houghton miflin co, 1987.
koontz, harold and cyril o’donnell, principles of management, new york, mc graw-hill, 1972.
169.simon, herbert, administrative behavior, new york, mcmillan, 1957.
170.stoner, james a.f, freeman, a.e. and gilbert, d.r., management, pintice, hall, 1995.
منابع اینترنتی
اسلامبولچی اسلامی، مصطفی، «ویژگی مدیر موفق و مدیر خلاق»،www.modirsara.com»، تاریخ دریافت: 2/4/94.
میرعباسی، حمید، «وضعیتشناسی رابطۀ جوانان و مسجد»، سایت مرکز رسیدگی به امور مساجد. تاریخ دریافت: 10/1/94.
آسیبشناسی مسائل فرهنگی مسجد»، پایگاه اطلاعرسانی حوزه، www.hawzeh/fa/article/view/93844.، تاریخ دریافت: 20/10/1393.
خبرگزاری شبستان، http://www.shabestan.ir، کد خبر 284791، مورخ30/5/1392.
معاونت توسعه مدیریت و سرمایه انسانی ریاست جمهوری، پایگاه اینترنتی مرکز آموزش مدیریت دولتیhttp://www.smtc.ac.ir/yadc، مورخ 7/7/1392.
خبرگزاری جام جم آنلاین، «مسجد و مهمترین چالشهای پیشِ رو»، تاریخ دریافت: 30/6/1392.
خبرگزاری شبستان، «اهتمام دولت به مصوبات زمینمانده در مورد آسیبهای
مسجد / آسیب های سیاستزدگی مساجد»،http:www.shabestan.ir/detail/news/297608 ، شماره خبر: 297608، تاریخ دریافت: 10/7/1392.
صداقتی، کیوان، پایگاه مرکز آموزش مدیریت دولتی، معاونت توسعه مدیریت و سرمایه انسانی ریاست جمهوری، سایت: http://www.c.ac.ir/yadv تاریخ دریافت: 7/7/1392.
سلیقهدار، رقیه، «ناتوی فرهنگی و راههای مقابله با آن»، http://www.bashgah.net، تاریخ دریافت: 2/7/1394.
وبلاگ ستون دین، «عوامل اصلی آسیبشناسی دینداری مردم»، http://www.namaz.blogfa.com، تاریخ دریافت: 2/7/1394.
سایت روزنامۀ شرق، سال اول، شماره 2700، سوم خرداد 1383.
رجبخانی، حسین، «عوامل سیاسی اجتماعی که موجب ترک مسجد میشود»، پایگاه اطلاع رسانی مناره www.manereh.ir تاریخ دریافت: 29/6/1394، شماره خبر487079.
سایت رهبر معظّم انقلاب انقلاب اسلامی (مدّظلهالعالی) .www.leader.ir
سایت رهبر معظّم انقلاب اسلامی (مدّظلهالعالی) در دوّمین روز از سفر به استان سمنان، سخنرانی در جمع دانشگاهیان،.www.leader.ir /
یحیی جهانگیری سهروردی، «مسجد مجازی، رهیافتها و راهکارها در تبیین جایگاه مساجد در فضای مجازی»، انتشارات ثقلین، دفتر مطالعات و پژوهش هاى مرکز رسیدگى به امور مساجد، 1 تیر 1388، .www.masjed.ir/fa/digitallibrary/25/
وبلاگ سیره نبوی، «من لم یشکر المخلوق لم یشکر الخالق»، sirehnabavi.persianblog.ir ، .15/9/1391
وبسایت وزیر آموزشوپرورش به نشانی (http://www.edunews.i)