ghaemiyeh.com
رهیافتها و راهکارها در تبیین جایگاه مساجد در فضای مجازی
دفتر مطالعات و پژوهشهای مرکز رسیدگی به امور مساجد
جهانگیری سهرودي، یحیی، ١٣٥٩ .
مسجد مجازي: رهیافتها و راهکارها در تبیین جایگاه مساجد در فضای مجازي؛ [براي]دفتر مطالعات و پژوهشهای مرکز رسیدگی به امور مساجد.
قم؛ تهران: ثقلین، ١٣٨٨ .
٢١٦ ص . ـ (انتشارات ثقلین؛ ٦٠)
٩٧٨٩٦٤٩٩٦٠٢٦٥ EAN٠ - ٢٦ - ٩٩٦٠ - ٩٦٤ ISBN
فهرستنویسی براساس اطلاعات فیپا.
کتابنامه: ص ٢٠٥ ـ ٢١٦ ؛ همچنین به صورت زیرنویس ١ . مسجدها ـ یکپارچهسازی کامپیوتري، ٢ . فضای مجازي. الف. مرکز رسیدگی به امور مساجد.
دفتر مطالعات و پژوهشها. ب. عنوان. ج. عنوان: رهیافت و راهکارها در تبیین جایگاه مساجد در فضای مجازي.
٥ م ٩ ج / ٢٦١/ BP ٧٥ / ٢٩٧
جهانگیری سهرودي، یحیی، ١٣٥٩ .
مسجد مجازي: رهیافتها و راهکارها در تبیین جایگاه مساجد در فضای مجازي؛ [براي]دفتر مطالعات و پژوهشهای مرکز رسیدگی به امور مساجد.
قم؛ تهران: ثقلین، ١٣٨٨ .
٢١٦ ص . ـ (انتشارات ثقلین؛ ٦٠)
٩٧٨٩٦٤٩٩٦٠٢٦٥ EAN٠ - ٢٦ - ٩٩٦٠ - ٩٦٤ ISBN
فهرستنویسی براساس اطلاعات فیپا.
کتابنامه: ص ٢٠٥ ـ ٢١٦ ؛ همچنین به صورت زیرنویس ١ . مسجدها ـ یکپارچهسازی کامپیوتري، ٢ . فضای مجازي. الف. مرکز رسیدگی به امور مساجد.
دفتر مطالعات و پژوهشها. ب. عنوان. ج. عنوان: رهیافت و راهکارها در تبیین جایگاه مساجد در فضای مجازي.
٥ م ٩ ج / ٢٦١/ BP ٧٥ / ٢٩٧
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مسجد مجازي
ناشر:انتشارات ثقلین
مؤلفیحیی جهانگیری سهروردی
(دفتر مطالعات و پژوهشهای مرکز رسیدگی به امور مساجد)
ویراستار:علی اکبر گند مکار
صفحهبندی و ناظرچاپ:عباس: رحیمی
لیتوگرافی و چاپ:چاپ نینوا ـ قم
قطع و تعداد صفحه:رقعی ـ ٢١٦ صفحه
چاپ و تیراژ:چاپ اول ـ ٣٠٠٠
نسخه تاریخ:تیرماه ١٣٨٨
نشانی :
انتشارات ثقلین: قم ـ خیابان انقلاب ـ چهارراه سجادیه کوچه شماره ٣٣ ـ پلاك ١٣
تلفن ٧٧٣٤٤٦٧ ـ دورنویس ٧٧٣٢٨٦٤ مؤسسه فرهنگی ثقلین: تهران ـ تهرانپارس ـ بین فلکه دوم و سوم
خیابان ١٨٢ غربی ـ پلاك ٦ تلفن ٧٧٧٠٢٣١٢ ـ دورنویس ٧٧٨٨١٤٥٢
شماره شابک ٠ ـ ٢٦ ـ ٩٩٦٠ ـ ٩٦٤
کلیه حقوق برای ناشر محفوظ است
روحاللّه خمینی قدس سره
به آنکه درخت طیبه اسلام را در دیارم رویاند باشد که ساقهها و شاخههایش تا به آسمان پر کشد!
تقدیم به او:
که انقلابش را بر مسجد و با مسجد، بنا کرد
انقلاب، مرهون مساجد است و البته مساجد، مدیون انقلاب زیرا بیانقلاب، مساجد، مسجد نبوی صلیاﷲعلیهو آله و مسجد مهدوی (عج) نبود و بیمساجد، انقلاب، سر بر آستان تحقق نمیسایید سلام بر مسجد!
سلام بر انقلاب! سلام بر سیبهار از عمر این پیوند مبارك! و سلام بر احیاگر مساجد، بنیانگذار انقلاب!
سلام بر خمینی قدس سره!
پیشگفتار˙˙˙ ١٣
مقدمه˙˙˙ ١٧
فصل نخست: ادیان و معابد مجازي
گرایش ادیان به معابد مجازي˙˙˙ ٢٩
مقایسه معابد و کلیساهای مجازی با مساجد مجازي˙˙˙ ٣١
نکته˙˙˙ ٣٧
چرایی توجه ادیان به جهان مجازي˙˙˙ ٣٨
فصل دوم: مخالفان معابد و مساجد مجازي
مخالفان کلیسای مجازي˙˙˙ ٤٥
مسجد مجازي، کانون اجتماعات نیست˙˙˙ ٤٨
مسجد مجازي، موجب تقدسزدایی˙˙˙ ٤٨
مسجد مجازي، باعث دوری از مساجد فیزیکی˙˙˙ ٥٠
مسجد مجازي، شتاب دهنده اعتیاد به اینترنت˙˙˙ ٥٢
مسجد مجازي، و عدم پیام رسانی چهره به چهره˙˙˙ ٥٣
قداست مسجد با ساختمان است˙˙˙ ٥٥
فصل سوم: تعریف «مسجد مجازي»
شناخت واژه مسجد˙˙˙ ٦٥
مسجد در قرآن کریم˙˙˙ ٦٩
جایگاه مساجد در گنجینه متون روایی˙˙˙ ٧٠
شناخت واژه مجازي˙˙˙ ٧٢
تعریف معبد یا مسجد مجازي˙˙˙ ٧٢
نکته˙˙˙ ٧٢
مزایای مسجد مجازي˙˙˙ ٧٣
١ ـ محدودیت زمانی و مکانی ندارد˙˙˙ ٧٣
٢ ـ تعاملی˙˙˙ ٧٤
٣ ـ تولید انبوه˙˙˙ ٧٥
٤ ـ پرسش صریح˙˙˙ ٧٦
فصل چهارم: واقعیت تلخ
موظف به عمران مساجد˙˙˙ ٨١
مسئول به رفع مساجد˙˙˙ ٨٤
مبارزه با تخریب مساجد˙˙˙ ٨٧
مبالغه در ساخت مسجد˙˙˙ ٨٨
واقعیت تلخ˙˙˙ ٩٠
کاهش گرایش به مساجد براساس آمار˙˙˙ ٩١
گرایش جوانان به مذهب˙˙˙ ٩٤
نسل سوم و وظیفه مساجد˙˙˙ ٩٦
چرا مسجد مجازي؟˙˙˙ ٩٩
جایگاه مسجد در فضای مجازي˙˙˙ ١٠٠
فصل پنجم: مساجد فرصتها و تهدیدات پیشرو
مساجد، فرصتها و تهدیدات پیشرو˙˙˙ ١٠٥
یکم: گرایش به معنویت˙˙˙ ١٠٦
دوم: رشد فزاینده گرایش به اسلام˙˙˙ ١٠٨
سوم: مسلمانان مقیم کشورهای غیرمسلمان˙˙˙ ١١٢
الف: ممنوعیت ساخت مسجد˙˙˙ ١١٢
ب: محدود بودن مساجد˙˙˙ ١١٦
ج: مسلمانان اقلیت و هویت فرزندان˙˙˙ ١١٨
چهارم: اقلیت شیعه و ممنوعیت ساخت مسجد˙˙˙ ١٢٠
پنجم: پراکنش ناموزون مساجد˙˙˙ ١٢١
ششم: خلاء اطلاعات در فضای وب˙˙˙ ١٢٣
هفتم: رشد دینداری فردگرایانه˙˙˙ ١٢٥
فصل ششم: مسجدمجازی و بازیابی کارکردهای متنوع مساجد
مساجد در تاریخ، کارکرد متنوع داشتند˙˙˙ ١٣١
مساجد در انقلاب ایران کارکردهای متنوع داشتند˙˙˙ ١٣٥
ضرورت احیای کارکردهای مساجد˙˙˙ ١٣٧
علل کاهش حضور در مساجد˙˙˙ ١٣٩
علل کاهش کارکرد رسانهای مسجد بعد از انقلاب˙˙˙ ١٤٣
١ ـ عدم تعریف جایگاه رسانه رقیب و مدرن˙˙˙ ١٤٣
٢ ـ روزآمد کردن این رسانه˙˙˙ ١٤٤
فصل هفتم: مسجدمجازي، پلی برای صدور انقلاب
مسجد و انقلاب اسلامی˙˙˙ ١٤٩
جایگاه صدور انقلاب در قاموس فکری امام و رهبری ˙˙˙ ١٥٢
صدور انقلاب، یک بایسته˙˙˙ ١٥٥
صدور انقلاب، کاری فرهنگی˙˙˙ ١٥٧
همه جهان، مخاطب مسجد و انقلاب˙˙˙ ١٦١
مساجد مجازي، روش عملی صدور انقلاب˙˙˙ ١٦٣
دشمن علیه انقلاب˙˙˙ ١٦٥
موج الگويگیری از انقلاب˙˙˙ ١٦٧
متولیان مسجد، و صدور انقلاب˙˙˙ ١٦٩
فصل هشتم: مسجدمجازي، بایسته چشمانداز بیست ساله ایران اسلامی
چند نکته˙˙˙ ١٧٣
مساجد، و کلید واژههای سند چشمانداز˙˙˙ ١٧٨
پیشرفت ایران اسلامی و وظیفه روحانیت˙˙˙ ١٨٢
مساجد، و کلید واژههای سند چشمانداز مساجد˙˙˙ ١٨٤
مسجد مجازي، اینترنت را رفیق مسجد میکند˙˙˙ ١٨٨
جایگاه اینترنت در دنیا˙˙˙ ١٨٩
جایگاه اینترنت در خاورمیانه˙˙˙ ١٩٢
ایران˙˙˙ ١٩٣
امارات متحده عربی˙˙˙ ١٩٥
اردن˙˙˙ ١٩٥
بحرین˙˙˙ ١٩٦
ترکیه˙˙˙ ١٩٦
عربستان˙˙˙ ١٩٧
عراق˙˙˙ ١٩٧
عمان˙˙˙ ١٩٨
فلسطین˙˙˙ ١٩٨
قطر˙˙˙ ١٩٩
کویت˙˙˙ ١٩٩
لبنان˙˙˙ ٢٠٠
سوریه˙˙˙ ٢٠٠
یمن˙˙˙ ٢٠١
مساجد، و سیاستهای کلی برنامه پنجم توسعه˙˙˙ ٢٠٢
کتابنامه
الف) بخش کتابها˙˙˙ ٢٠٧
ب) بخش مقالات˙˙˙ ٢١٢
ج) بخش منابع لاتین˙˙˙ ٢١٦
د) منابع اینترنتی (سایتها)˙˙˙ ٢١٦
1 ـ مسجد سنتى ترین پایگاه رسانه اى در جغرافیاى اسلامى مى باشد که با نفوذ در عمقى ترین لایه هاى اجتماعى، نوعى از نظام شبکه اى مبتنى بر وحیانیت و عقلانیت را سامان مى دهد که عناصر درونى آن با تکیه بر تقوا و ایمان، سامان دهنده نظم اجتماعى هستند که غایت آن مدینه فاضله مى باشد.
مسجد آغازین فضاى عبادى ـ سیاسى است که درهم تنیدگى دین و دنیا را در منشورى از مفاهیم منسجم و اعمال هدفمند بعنوان بایسته هاى اخلاقى ـ رفتارى طراحى مى کند تا فرایندى معنادار را در باورهاى انسان موحد ایجاد کند.
2 ـ امروزه فرایند ارتباطات منجربه ساختارى در سراسر گیتى شده است که دغدغة ذهنى بسیارى از متفکران و اندیشمندان است و منجر به پدیدارى مفهومى بنام جهانى شدن شده است که تعاریف متفاوت از نگاه هاى مختلفى را در بردارد.
گیدنز با نگاهى کارکرد گرایانه جهانى شدن را این گونه تعریف مى کند:
«تقویت مناسبات اجتماعى که محل هاى دور از هم را، چنان به هم ربط مى دهد که هر واقعه تحت تأثیر رویدادى که با آن فرسنگ ها فاصله دارد، شکل مى گیرد و برعکس».(1)
جهانى شدن، عصر فراهاى فروکشیده و فروهاى فرا شده است که تمام باورها را در آینه زمان مى شکند و منشور مشوشى ارائه مى دهد که قدرت تشخیص «خود مشخص» را از هر کسى مى گیرد و فاصله خود و غیر در ترک هاى این آینه به تشویش و ابهام همان تصویر «خود» قابل تشخیص است.
جهانى شدن، نوعى ارتباط مجازى مبتنى بر محو فضا، مکان و زمان است. حال آنکه مسجد یک ارتباط دو سویه و رودررو و واقعیتى است مبتنى بر حضور مسلط و به تعبیرى در انحصار فضا، مکان و زمان. به همین جهت رابطه هاى شناختى نیز متفاوت از ادراک مجازى و سیال و در انحصار خصلت هاى درونى شده و تکرارپذیرى مى باشد که منجربه ایمان گروى و مبنا گروى مى شود.
3 ـ پارادایم هاى عصر اطلاعات مبتنى بر فناورى ارتباطات با جهت گیرى آموزشى و پژوهشى به قرار ذیل است:
الف) شبکه اى شدن سازمان ها و محیط هاى تبلیغى.
ب) مجازى شدن فرایند تحقیق و فعالیت و بعضا تبلیغ و آموزش (چت ـ تالار گفت وگو- و بلاگها و...).
ج) تحول بنیادى در شیوه تبلیغ: از نظر مفهوم کار، زمان و مکان.
د) انعطاف پذیرى زیاد و سرعت چشم گیر تعامل بین گروهاى اجتماعى.
هـ) سیرصعودى شتاب تغییر در تمامى عرصه هاى علمى، فرهنگى و اجتماعى.
با توجه به مقدمات سه گانه نتایجى حاصل مى شود:
1) . گیدنز، آنتونى، پیامدهاى مدرنیت، محسن ثلاثى، ص 77 .
1 ـ مسجد خود یک پایگاه ارتباطى است و بعنوان رسانه اى ارتباطى باید مورد مطالعه قرار گیرد که خصوصیت مشترک با فضاى ارتباطى معاصر در دهکده جهانى دارد. لذا زمینه ارتباطى مسجد در فضاى معاصر قابلیت بررسى علمى دارد.
2 ـ معضله اساسى در فرایند ارتباط مجازى است و همان گونه که اشاره شد مسجد مبتنى بر فضا و مکان و زمان است و فضاى مجازى محوکننده این عناصر است! براى حل این معضله باید به تبیین قضیه پرداخت.
3 ـ درهم تنیدن رسانه ارتباطى مسجد و فضاى مجازى با چند ابهام روبروست:
الف) بررسى مبنایى موضوع از حیث فقهى.
ب) بررسى مسئله از حیث اجتماعى.
ج) بررسى مسئله از حیث ارتباطى.
با توجه به اهمیت بند اول، بررسى دقیق آن را به زمان دیگر وا مى گذاریم و صرفا حیث اجتماعى و ارتباطى قضیه مورد توصیف قرار مى گیرد.
دفتر مطالعات و پژوهش هاى مرکز رسیدگى به امور مساجد با لحاظ این موضوع به بررسى موضوع مسجد در فضاى مجازى پرداخت که باید اعتراف کرد که گامى آغازین در این راه مى باشد و قطعا تمام ابعاد و زوایاى مسئله خصوصا حیثیت فقهى و مبنایى آن بصورت دقیق بررسى نشده است. آنچه مدنظر این دفتر بود، بازگشایى مسئله در کالبدى نظرى و تئوریک بود که بیشتر داده ها را بصورت توصیفى بیان مى نماید.
این کتاب به بررسى مسجد در فضاى مجازى و فرصت ها و امکانى که فراهم مى آورد پرداخته است و در خلال، موضوع «صدور انقلاب اسلامى» را که از شعارهاى فراملى انقلاب اسلامى مى باشد بررسى نموده است تا بتواند فضاى مجازى را بهترین محمل براى صدور این ایده برشمارد و در واقع یکى از اهداف مسجد مجازى را صدور انقلاب اسلامى معرفى بنماید.
این دفتر لازم مى داندازمحقق اثرجناب حجت الاسلام جهانگیرى سهروردى کمال تشکر را بنماید و از تمام خوانندگان و فرهیختگان تقاضامند است که با بررسى نقادانه این موضوع زمینه را برایفربه شدن تئوریک دین در فضاى مجازى فراهم آورند و ما را در راستاى رسالت هاى خویش با نقدهاى منصفانه یارى رسانند.
معاونت پژوهش
دفتر مطالعات و پژوهش هاى
مرکز رسیدگى به امور مساجد
یکم: رهبرمعظم انقلاب با درک فضای کشور و جهان و رصد افق پیش رو، در نامگذاری سال 1387 فرمودند:
«امسال را سال نوآوری و شکوفایی می نامم».(1)
www.leader.ir/langs/fa/index.php?p=bayanat&id=3740
و در ادامه پیام نوروزی خود، تأکید کردند که:
«امسال باید فضای نوآوری، کشور را فرا بگیرد وهمه مسئولان خود را موظف بدانند با بهره گیری از امکانات مادی و معنوی، کارهای نو و ابتکاری و راه های میان بر را در سایه مدیریت صحیح، تدبیر درست و حکمت، در فعالیت کشور وارد کنند تا کام مردم از ثمره این تلاش ها شیرین شود».(2)
برخلاف دیدگاهی که نوآوری و شکوفایی را هم معنا دانستند، با تأمل در این دو کلیدواژه و تعمق در پیام نوروزی و دیگر بیانات مقام معظم رهبری، همچنان که معنای خود این دو واژه مویداند، نوآوری، نگاهی رو به آتیه، و شکوفایی رو در گذشته دارد. به دیگر بیان، مطالبه رهبری معظم یکی شکوفا و سامان مندسازی فعالیت هایی است که در گذشته بویژه در طول سه دهه انقلاب اسلامی، با توجه به سی امین سال پیروزی انقلاب انجام گرفته است. همچنان که ایشان، در تبیین شکوفایی، چنین فرمودند:
«من برای این سال دو چیز را انتظار می برم: ... انتظار دوّم این است که فعالیت هایی که در سال های گذشته انجام گرفته است، کارهایی که دولت کرده است، سرمایه گذاری های بزرگی که مسئولان گوناگون و آحاد مردم در بخش های مختلف ـ چه سرمایه گذاری مادی، چه سرمایه گذاری معنوی ـ انجام داده اند، این ها به شکوفایی برسد».(3)
امّا دیگر مطالبه رهبری معظم، باز کردن افق هایی برای آینده ایران اسلامی به ویژه با توجه به چشم انداز بیست ساله می باشد. که این با نوآوری محقق خواهد شد. از منظر ولی امر مسلمین، نوآوری باید در همه گستره ها، انجام پذیرد.
«من برای این سال دو چیز را انتظام می برم: یکی این که در همه بخش هایی که گفتیم باید نوآوری بوجود بیاید».(4)
یکی از نهادهایی که در هر دو مقوله مورد مطالبه رهبری یعنی شکوفایی و نوآوری، جایگاهی ویژه دارد، مساجد است. کارنامه پویایی مساجد در قبل از انقلاب و نیز در طول سی سال عمر پربرکت آن، از افتخار
خاصی برخوردار است و بجاست که در سال مسمی به شکوفایی، برآیند فعالیت ها را به منصه ظهور برساند.
امّا یافتن باب نوآوری در حوزه مساجد قدری سخت است. اساسا حوزه سنت و دین، هر نوع از ابداع را ارج نمی دهد. اسلام و بویژه مکتب متعالی شیعه، با تفکیک اجتهاد و نوآوری، از بدعت و قیاس، ضمن پرهیز از دگم و جمود، نوآوری روش مند را می پذیرد. مطالبه نوآوری در این حوزه از طرف سکاندار انقلاب، منحصر به امسال نبوده و ایشان به طور مکرر حوزویان را به نوآوری در علوم دینی، ترغیب داشته اند. ایشان به خاطر «اجتناب ناپذیر بودن تحولات در جوامع بشری»(1)بر ضرورت «مدیریت تحولات در کشور»(2)تأکید داشته و فرمودند:
«با توقف در گذشته و نفی نوآوری نمی توان به جایی رسید... بنابراین تنها راه صحیح، باز گذاشتن راه نوآوری، آزاد فکری و آزاداندیشی و مدیریت این راه تحول آفرین است».(3)
و با نام گذاری امسال به سال نوآوری و شکوفایی، بر ضرورت این مسئله در این برهه از ایران معاصر صحه گذاشتند.
«مسجد» به عنوان رکن رکین انقلاب اسلامی، باید در دایره نوآوری، جایگاه خود را مشخص نموده و از قافله جهش علمی کشور عقب نماند. با توجه به تحولات امروز و فردای ایران و جهان، و تأثیر آنها بر پروسه تبلیغ دینی در مساجد، بایست مسیری نو در مدیریت این تحول، از متون دینی کشف
و اتخاذ گردد. به فرموده ولی امر مسلمین «تحول، راز ماندگاری و تعالی بشر است»(4)و گرنه مساجد در صورت «کناره گیری از تحول موجب از بین رفتن و یا منزوی شدن خواهد شد».(5)
www.leader.ir/langs.fa/?p=contentshow&is=31270
فرآورده نوآوری، برای انسان معاصر و فرداست. از این روی هرگونه نوآوری باید با یک آینده نگری همراه باشد. بدون فرض درست از انسان فردا و نیازهایش، یا نوآوری صورت نمی گیرد و یا مفید نخواهد بود. به دیگر بیان، نوآوری بدون آینده نگری، یک نوع خیال پردازی بیش نیست. برای یک آینده نگری درست باید نقاط قوت و ضعف وضع موجود را درک، و فرصت ها و تهدیدهای فراروی را رصد نمود. بی جهت نیست که رهبر فرزانه در کنار الزام حوزویان به نوآوری، آینده نگری را هم یک بایسته تلقی فرمودند:
«آینده نگری، مدیریت تحول، برنامه ریزی علمی، ... ترسیم چشم انداز آینده، ... از ضرورت های اساسی ادامه حرکت رو به رشد و افزایش نفوذ و تأثیرگذاری حوزه های علمیه با توجه به رشد سریع و پرشتاب تحولات و
فناوری های نوین است».(1)
ایده بایستگی آینده نگری و رصد آتیه انقلاب و اسلام، چیزی نیست که در سال های اخیر در بیانات رهبری برعهده روحانیت نهاده شده باشد بلکه مقام معظم رهبری در همان اوایل رهبری نیز به روحانیت فرمودند:
«آینده متعلق به شما و در دست های شماست. دل، دست، مغز، روح و زبان گویای شماست که آینده کشور و انقلاب، حتی آینده اسلام، و مسلمین را طراحی می کند و می سازد».(2)
نوآوری در عرصه مساجد، مبتنی بر آینده نگری واقع بینانه و موقوف بر درک واقعیات موجود، و البته فهم صحیح از نیاز انسان امروز و فرداست.
ضرورت آینده نگری، بویژه با رسمیت یافتن سند چشم انداز بسیار جدی است. چون تا پیش از تدوین سند چشم انداز بیست ساله، رویکرد آینده پژوهی و آینده نگری، متناسب با رسالت ها و آرمان های انقلاب اسلامی بر فضای راهبردی برنامه های کلان، حاکم نبود.(3)
دوّم: نگارنده به خاطر پیشینه پژوهشی در عرصه مساجد، جهت لبیک گویی به این ندای رهبری، جهت بهبود وضعیت موجود مساجد و خروج از رخوت، جذب انبوه جوانان، بهره گیری از رقبای فرهنگی مسجد در راستای مسجد؛ یعنی قرار دادن ابزارهای نوین فن آوری در طول مسجد نه در عرض آن (رفیق مسجد نه رقیب)، پاسخ دهی به نیاز معنوی انسان مدرن، ضرورت همگرایی و مدیریت تحولات جهانی و پرهیز از قرار گرفتن در انزوا، رساندن پیام انقلاب (صدور انقلاب) به جهان و دستیابی به جایگاه مورد نظر در سند چشم انداز، موضوع «مساجد مجازی» را با حضرت استاد محسن غرویان مسئول دفتر مطالعات و پژوهش های مرکز رسیدگی به امور مساجد در میان گذاشتم. ایشان ضمن ترغیب این شاگرد به پژوهش در این موضوع، هماره یاریگر نگارنده بوده اند. بی شک اگر تشویق های بی دریغ استاد نبود، این اثر را یارای به سامان رسیدن نبود.
طرح مسجد مجازی، نخست به صورت مقاله به همایش هفته جهانی گرامیداشت مساجد در سال جاری ارسال گردید که رتبه اوّل پژوهشی حائز شد.(4)نگارنده هرگز خاطره ارائه مقاله در صحن مجلس قدیم را فراموش نمی کند که حتی در حین ارائه مقاله با پرسش و تشویق متعدد مخاطبان همراه بود. این دست از پرسش و پاسخ بابت این موضوع، مدت ها ادامه داشت. تا این که عده ای از مخاطبان بویژه دبیر علمی همایش، خواستار تألیف موضوع در قالب کتاب شدند.
1) . همان.
2) . از بیانات مقام معظم رهبرى خطاب به روحانیت در تاریخ 23/ 3/ 1368 .
3) . احمدى، محمّدرضا، مقاله «آینده نظام ایران در سند چشم انداز بیست ساله و تأثیر آن بر انقلاب اسلامى»، ص 95 .
4) . این مقاله در کتاب فروغ مسجد 7، که حاوى مجموعه مقالات همایش ششم مى باشد چاپ خواهد شد. ویراست دیگر این مقاله در مجله ره آورد نور، ش 23 تابستان 1387 نشر یافته است.
جهت اخذ دیدگاه عموم، مقاله ای نیز با عنوان مساجد مجازی در روزنامه رسالت(1)انتشار یافت که مورد استقبال اصحاب اندیشه قرار گرفت که همه به نوعی بر تعجیل در انتشار اثر اصرار داشتند.
سوم: برخی از بخش های این کتاب می کوشد حضور اسلام در فضای مجازی را یک بایسته بیانگارد. هرچند مباحثی که در این بخش بیان شد، برخی اعم از حوزه مسجد است و مجموعه تبلیغ دین در فضای سایبر را تحلیل می کند. ولی اعم بودن دلیل از مدعا، آسیبی به موضوع نمی رساند.
در بخش هایی سعی شده است ضرورت توجه به مساجد مجازی از ابعاد گوناگون بررسی شود. سترگی این مسائل از یک سو و از سوی دیگر بضاعت مزجات علمی نگارنده و تنگی اوراق، باعث شد که این مسائل را به اجمال بگذاریم و بگذریم.
ناگفته نماند در حوزه معابد مجازی، ادیان دیگر به ویژه مسیحیت، پژوهش های متعدد و متنوعی هم در عرصه پژوهش های نظری و هم در حیطه اقدامات عملی، فعالیت های گسترده ای انجام داده اند. ولی طبق استقصاء نگارنده هیچ اثری جامع در این زمینه در حوزه مساجد اسلامی، نگاشته نشده است!! مسجد مجازی، نیازمند پژوهش های دیگر جامعه شناخی و روانشناختی به خصوص فقهی نیز می باشد. لیک اصرار برخی علاقمندان به نشر این اثر از یک سو و صعوبت مباحث فقهی و... نگارنده را بر این واداشت تا این مباحث را به قالب اثری مستقل احاله نماید.
چهارم: برخی هم به عنوان مقاله و هم نام کتاب، معترض بوده و عبارات دیگر را بسزا می دانستند. نگارنده ضمن اعتذار از محضر اساتید عظام، علیرغم میل باطنی، جهت وفاق با ادبیات عمومی و رایانه ای، عبارت مسجد مجازی را برگزیدم. زیرا هم در معادل انگلیسی و هم فارسی، از واژه مجازی بهره می گیرند.
ششم: بجاست از همراهان قرینی که از آغاز تا انجام این کتاب، نگارنده را یاری رساندند، یادی نمایم. آغازین تشکر خود را بدرقه حضرت حجت الاسلام والمسلمین حاج آقای ابراهیمی ریاست محترم مرکز رسیدگی به امور مساجد می نمایم که در هر فرصت ممکن نگاشته و نگارنده را مرهون محبت و عنایت خود قرار داده اند. بی تردید اگر ترغیب و مساعدت های بی دریغ حضرت استاد محسن غرویان نبود، این اثر را یارای به سامان رسیدن نبود. پوشیدن جامه کتاب بر قامت مسجد مجازی، مرهون ارادت و تشویق حجت الاسلام دکتر رضایی بیرجندی دبیر عملی همایش هفته جهانی گرامیداشت مساجد است که سپاسگزاری می نمایم.
اگر نبود عنایت والا و حمایت خالصانه معاون پژوهشی دفتر، دوست فرزانه جناب آقای فرهنگیان، این اثر هرگز به لباس طبع آراسته نمی گردید. بر آن عزیز توفیق تعالی را آرزو مندم. از حجج اسلام آقای گندمکار به خاطر بازبینی مطالب و زحمات بی دریغ در زمان تألیف و نیز حمایت کتابخانه ای از نگارنده و آقای حسین زاده به جهت ایراد برخی نکات، و نیز از دانشجوی کوشا خانم جونوش به جهت ارائه برخی مطالب و همسر مکرّمه ام به پاس شکیبایی هایشان در طول تألیف کتاب تقدیر می کنم.
نگارنده را بسی مایه مباهات است که در سی امین سالگشت پیروزی انقلابِ مبتنی بر مساجد، اثری را در حوزه
1) . مقاله «بسوى مساجد مجازى» روزنامه رسالت، ش 6530 ، شنبه 30 شهریور 1387 ، ص 2 و ش 6531 ، یکشنبه 31 شهریور 1387 ، صص 2 و 3 .
مساجد تقدیم جامعه علمی و دینی نماید. آنچه که پیش روی شماست حاصل ارادت، حمایت و همت اساتید و دوستانی است که اسامی برخی به اشارت گذشت. البته هر آنچه از نقص و کاستی در این نگاشته می بینید، ناشی از نگارنده می باشد و ساحت آن عزیزان از آنها مبراست. چشم داشت نگارنده از همه ارباب دانش و اندیشه این است که کاستی ها را گوشزد فرمایند. به امید آنکه این تلاش کوچک، مقبول درگاه بقیه اللّه الاعظم (عجل اللّه تعالی فرجه الشریف) قرار گیرد. باشد که با این کار به قول جامی:
روی در قبله وفا کردم
حق مسجد، چه بود، ادا کردم (1).
قم بهمن 1378
سال نوآوری و شکوفایى
یحیی جهانگیرى سهرودي
1) عبدالرحمن جامی هفت اورنگ
خانه تن را بساز باقچه وگلشانی*** گوشه دل را بساز مسجد آدینه ای
ملک الشعرای بهار
در اوایل سال 2001 ، کلیساى ملى استرالیا در راستاى جذب بیشتر مردم براى حضور در مراکز و محافل مذهبى، از ابزار نوظهورى به نام اینترنت بهره برد و افرادى که روزهاى یکشنبه نمى توانستند به هر علتى در مراسم دعاى کلیسا شرکت کنند، با این ابزار، از پیام کلیسا بهره مند گشتند. چیزى نگذشت که کلیساهاى پروتستان امریکا نیز، اقدام به راه اندازى سایت هایى کردند که در آن به شکل همزمان افراد مى توانستند با استفاده از اینترنت در دعاهاى روز یکشنبه کلیسا شرکت کنند بدون آنکه نیاز به طى کردن مسافت و حضور فیزیکى در کلیسا داشته
باشند.(1)
اسقف کن کلسى، به عنوان یکى از نخستین کشیشان اینترنتى در مصاحبه اى با آسوشیتدپرس در اوایل سال 2003 گفت:
«کلیساى اینترنتى جامعه اى جدید و به عبارتى خلق سرزمینى جدید است. ما در کلیساى اینترنتى تمام کارهاى جامعه دینى را انجام مى دهیم، به طور مثال عبادت هاى روزانه، خواندن کتاب مقدس، حضورکشیش براى گفت وگو و تسکین و حتى ثبت اعترافات گناهکاران در این جامعه الکترونیکى تحقق یافته است».
چند ماه بعد ربکا سامرز، مسئول مرکز شوراى کاتولیکى کانزاس سیتى نیز از راه اندازى جامعه اینترنتى ادیان خبر داد و گفت که آنها بودجه قابل توجهى براى این جامعه مجازى که به گسترش تعالیم مسیح و حفظ مسیحیان در جهان کمک خواهد کرد، اختصاص داده اند.(2)
اکنون در جهان مسیحیت کلیساهاى مجازى وجود دارد که به شکلى گسترده و با مراجعان بسیار، نه تنها تمامى ویژگى هاى یک کلیساى واقعى را دارند، بلکه فعالیت و ارائه خدمات آنها از تنوع بیشترى برخوردار است.
دسترسى شبانه روزى به کشیش هایى که ساعت ها با مراجعین چت مى کنند، موسیقى هاى مذهبى که در تمام ساعات قابل شنیدن است، استفاده از کتابخانه ها و مقالات و تحقیقات آکادمیک و علمى و همچنین شرکت در دعاهاى دسته جمعى و خواندن کتاب مقدس از جمله متداول ترین امور کلیساهاى اینترنتى است.
این مسئله به فرقه هاى دیگرى از مسیحیت و همچنین ادیان دیگر سرایت کرد و آنها نیز اقدام به راه اندازى چنین مراکزى کردند. رهبران مذهب شینتو، با ساخت معابدمجازى، کاربران خود را به معابد واقعى مى کشانند. و رشد فزاینده زیارت ها و حتى انجام دعا و مناسک شرعى در این معابد قابل توجه است. در سایت اینترنتى این معبد، از بازدیدکنندگان اینترنتى خواسته مى شود طبق آداب معمول، در حالى که در متن، صداى ضرب هاى طبل شنیده مى شود، با دوبار تعظیم کردن، دوبار کف زدن و یک تعظیم دیگر، دعا کنند. آنگاه بازدیدکنندگان مى توانند نام، آدرسِ ایمیل و دیگر جزئیات را وارد کنند و از معبد بخواهند به نیابت از طرف آنها دعا کند.(3)جالب آنکه ادیان جدید نیز از این قافله عقب نمانده اند.(4)اساسا اینترنت از ابزارهاى مهم عضوگیرى در جنبش هاى نوپدید دینى است. افزون بر اینکه فعالیت فرقه هاى معنوى جدید، در برخى کشورها ممنوع بوده لذا به جذب مخفیانه پیرو از طریق فضاى مجازى روى آورده اند.
بجاست که در این قسمت به فاصله بلند بین فعالیت هاى جدى دیگر ادیان به خصوص مسیحیت، و کُندى تلاش ما مسلمانان در این زمینه آمار مقایسه اى را ارائه نمایم. آنگاه نیک روشن خواهد شد که چقدر از قافله عقبیم.
جهتِ یافتن تعداد معبد، کلیسا و مسجد مجازى از دو موتور مشهور جستجوگر اینترنتى(1)بهره بردم و آنچه از واژگان که در اینترنت به موضوع، در دو زبان فارسى و انگلیسى مربوط مى شود را بررسى نمودم.
امّا قبل از توجه به نمودارِ آمار، چند نکته را لازم به تذکر مى دانم:
1 ـ این فاصله بلند بین فعالیت ما در دنیاى مجازى و دیگر ادیان بویژه مسیحیت، تنها در گستره زبانى فارسى و انگلیسى است. حال اگر زبان هاى دیگر مورد جستجو قرار گیرد، فاصله خیلى بیشتر خواهد بود. چرا که تولید ما در زبان هاى اسپانیولى، ایتالیایى و... بسیار ناچیز است. بى شک بایست به شگرفىِ فعالیت هاى آنان غبطه، و بر رخوت خود در این عرصه حسرت خورد!! به ویژه آنکه آنها در زبان پارسى هم از ما گوى سبقت را ربوده اند. مثلاً تنها 81 مسجد اینترنتى داریم در حالى که 4980 مورد کلیساى اینترنتى داریم که به زبان فارسى فعال اند. مگر چقدر مخاطب فارسى زبان مسیحى داریم؟! این همه تلاش براى این درصد محدود از مخاطبان مى باشد!
2 ـ حسرت دیگر آنکه حتى اگر در کمیت مساوى مى بودیم ـ که نیستیم ـ در کیفیت نیز قابل مقایسه با آنها نیستیم. منظور اینکه حتى بهترین نمونه مسجد مجازى، با کم کیفیت ترین کلیساى مجازى از لحاظ تولید، شیوه عرضه، تنوع، مخاطب محورى، جذابیت ها و... قابل مقایسه نیست. مساجد مجازى، حتى در روزآمد شدن محتوا با کلیساى مجازى فرسنگ ها فاصله دارد! و این وظیفه متولیان مسجد را صد چندان مى کند.(2)
www.virtualmosque.co.uk www.masjedonline.ir www.onlinemasjed.blogfa.com www.masjedinterneti.persianblog.ir www.virtualmosque.co.uk www.the-mosque.net www.mosque.com www.internetmosque.net www.virtualmosque.co.uk www.masjedonline.irو با چند مورد از کلیساهاى مجازى زیر مقایسه کنید:
www.online-church.tv www.onlinechurch.com www.kelisaonline.com www.christforiran.com www.onlinekelisa.com www.internetchurchofchrist.org www.virtualchurch.org www.virtualchurch.com www.virtualchurchplantingexperience.com www.virtualchurch.us www.actionchurch.org www.thevirtualchurch.com
افزون براین که برخى از سایت ها با عنوان مسجد مجازى همه چیز دارند جز مسجد!!(3)3 ـ و باز بر این نگرانى پاى مى فشارم که حتى این مساجد مجازى هم، اکثرا تولیدات کشورهاى عربى و سنى مذهب بوده(4)وجایگاه مکتب غنى اهل بیت علیهم السلام در این عرصه به حق مغفول مانده است.
4 ـ در این جستجو سعى شده است کلیدواژگان مرتبط با مجازى، جستجو گردد. لذا از جستجوى صرف واژه مسجد یا کلیسا خوددارى شد. زیرا قدر مسلم این است که مسجد یا کلیساى مرکب با واژه مجازى و یا هم معناى آن، درصدد رهیابى به فضاى جهان دوم اند.(5)
واژه مورد جستجو←نتیجه جستجو در گوگل←نتیجه جستجو در یاهو
1) . نظر به این که نتایج دیگر موتورهاى جستجو هم تقریبا نزدیک به yahoo و google بود، از آوردن آنها خوددارى شد.
2) . براى نمونه ده مورد از مساجد مجازى را ملاحظه نموده:
3) . هرچند نام بردن از این سایت ها بجا نیست لیک خوب است سرى به این سایت بزنید: www.imosque.ca
4) . مثل: www.mosque.com و www.internetmosque.net
5) . دنیاى دوم یا زندگى دوم (second life) تعبیرى است که برخى براى فضاى مجازى، بکار مى برند.
مسجد اینترنتى=81 مورد= 66 مورد
کلیساى اینترنتى=980/ 4 مورد= 110 مورد
معبد اینترنتى= 1 مورد= 1 مورد
مسجد مجازى= 26 مورد= 13 مورد
کلیساى مجازى=70 مورد= 17 مورد
معبد مجازى= 5 مورد= 6 مورد
مسجد آنلاین= 2 مورد= 0 مورد
کلیساى آنلاین=170 مورد= 30 مورد
معبد آنلاین= 0 مورد= 0 مورد
online mosque311 مورد=718 مورد
online church000/ 184 مورد=000/ 773 مورد
online temple800/ 13 مورد= 600/ 58 مورد
virtual mosque460/ 1 مورد= 680/ 3 مورد
virtual church500/ 26 مورد= 000/ 263 مورد
virtual temple300/ 12 مورد= 000/ 68 مورد
internet mosque303 مورد= 661 مورد
internet church000/ 35 مورد=000/ 270 مورد
internet temple360/ 1 مورد= 560/ 1 مورد
internet masjed0 مورد= 0 مورد
internet masjid800/ 21 مورد= 61 مورد
online masjed1 مورد= 2 مورد
online masjid559 مورد= 83 مورد
virtual masjed1 مورد= 1 مورد
virtual masjid136 مورد= 40 مورد
echurch700/ 22 مورد= 100/ 27 مورد
(1)emosque 401 مورد= 309 مورد (2)emasjid 800/ 15 مورد= 50 مورد emasjed7 مورد=4 مورد
e-church000/ 617 مورد= 000/ 142 مورد
(3)e-mosque 600/ 7 مورد=350 مورد e-masjid800/43 مورد= 000/ 29 مورد
e-masjed530/ 3 مورد= 60 مورد
ichurch500/ 10 مورد= 900/ 46 مورد
(1)imosque 724 مورد= 565 مورد (2)imasjid 169 مورد= 56 مورد imasjed0 مورد= 0 مورد
i-church000/ 237 مورد= 400/ 32 مورد
i-mosque500/ 12 مورد= 53 مورد
i-masjid350/ 7 مورد=458 مورد
i-masjed322 مورد= 64 مورد
هرچند این نکته بر این نمودار زیاد مرتبط نیست ولى قابل توجه بر متولیان مسجد، اینکه نگارنده با جستجو در دایره المعارف ها(3)
mosque or masjid (arab., masjid, from sajada)
و لغت نامه هاى زبان انگلیسى، رسم الخط لاتین معادل انگلیسى مسجد را masjid دید نه masjed و دامنه جستجوى هر یک از این دو واژه در موتورهاى جستجو شاهدى بر ادعاى ماست. هم چنان که در نمودار مى بینید حتى برخى مواقع واژه masjed میزان جستجویش صفر بوده است. در حالى که واژه masjid بالاى بیست هزار را نشان مى دهد.مع الاسف مترجمان و نیز حتى برخى متولیان مسجد بدون توجه به این مطلب، حتى آدرس سایت خود را با واژه masjed ساخته اند نه (4)!!masjid نکته قابل توجه اینکه مراکز اسلامى و مساجد خارج کشور واژه masjid را استعمال مى کنند.(5)اگر یک کاربر غربى، به دنبال مسجد در اینترنت باشد، masjid را جستجو خواهد نمود نه masjed. لذا تولیدات ما هم باید در این قالب ریخته شود.(6)
1) . براى نمونه:www.imosque.name, www.imosque.ca .
2) . براى نمونه: www.imasjid.org, www.imasjid.net, www.imasjid.org, www.imasjid.ws, www.imasjid.org, www.muhammadimasjid.com .
3) . مثلاً در فرهنگ مختصر ادیان جهان آکسفورد the concise oxford dictionary of world religions در مدخل (mosque) چنین مى نویسد:
4) . مثل وب سایت موسسه مسجد به آدرس: www.masjed.com و وب سایت سازمان عمران مساجد به آدرس: www.omeranemasjed.com و یا تنها تارنماى وبلاگ مسجد به آدرس: www.masjedblog.ir و پایگاه خبرى مساجد به آدرس www.masjednews.com و یا وبلاگ خبرى مساجد به آدرس www.masjednews.blogfa.com. .
5) . براى نمونه: مسجد انجمن اسلامى کارول تون آمریکا به آدرس: www.carroltonmasjid.org مسجد انجمن اسلامى کالین کانتى آمریکا به آدرس: www.planomasjid.org شوراى مساجد لانک شایر انگلستان به آدرس: www.lancashiremosques
6) . بجاست از مسئولان خبرگزارى مسجد www.masjidnews.comکه با پذیرش این ایده نگارنده، از واژه masjid بهره بردند، تشکر نمایم.
عصرى که در آن زندگى مى کنیم، از آن تحت عناوین مختلفى نظیر: «دهکده جهانى »(1)، « جامعه مدنى جهانى »(2)، « مدرنیته دوم »(3)، « جامعه شبکه اى »(4)، « جهان رها شده »(5)، « جامعه ارتباطى »(6)و « مدرنیته سیال »(7)یاد مى کنند.
از کل 288/ 120/ 676/ 6 نفرى جمعیت جهان، 920/ 724/ 407/ 1 کاربر اینترنت وجود دارد. در عین حال از مجموع جمعیت طبق آخرین آمار یعنى 31 مارس 2008 میلادى که سایت (8)internet world stats به عنوان معتبرترین مرکز سنجش و نشر آمار ضریب نفوذ اینترنت ارائه داده حاکى از نفوذ بالاى اینترنت در میان بشر امروزى است که فرآیند رو به رشد بسیار سریع آن مى رود آینده انسان را کاملاً دیجیتالى کند. آیا دینى که به دنبال نشر آموزه هاى خود هست مى تواند از این همه مخاطب چشم پوشى کند؟ مخاطبى که با ساده ترین ابزار مى توان پیام خود را بدو انتقال داد. آیا معابد فیزیکى، این همه پوشش مخاطب را دارند؟ کاهش هزینه، سهل الوصول بودن، گستره عظیمى از مخاطبان و...(9)از علل رویکرد ادیان به معابد مجازى است.
یکى از مهم ترین کارکرد رسانه ها، کمک به فرایند فرهنگ پذیرى است. فرهنگ پذیرى عبارت است از «فرایند انتقال ارزش ها، هنجارها، عقاید، باورها، معیارها و الگوهاى رفتارى و احساسى موجود در فرهنگ جامعه به آحاد افراد آن».(10)از این روى معابد مجازى، در فرهنگ سازى گرایش به معابد در جهان واقعى هم کمک مى کند.
از دیگر علل اصلى روى آورى ادیان به فضاى مجازى، این است که کاربران در محیط اینترنت، بیشتر دنبال مباحث دینى اند. رویتر در 28 دسامبر سال 2001 با چاپ گزارش مفصلى اعلام کرد که از هر 4 مراجعه کننده امریکایى، یک نفر براى مقاصد دینى به اینترنت رجوع مى کند. همچنین ذکر شد که 69 درصد از این افراد درصدد یافتن منابع مطالعاتى دینى و تحقیق درباره ادیان مختلف هستند در این میان، 21 درصد در جستجوى متون مقدس دینى و شرکت در اعمال و نیایش هاى آن هستند و مابقى افراد نیز براى امور متفرقه به این سایت ها
مراجعه مى کنند.(1)
بنابر یک تحقیق در ایران نیز استفاده علمى و دینى از اینترنت بیش از تفریحى و سرگرمى بوده است. براساس این تحقیق 3/ 54 درصد از سایت هاى خبرى، علمى و آموزشى و 7/ 45 درصد نیز از سایت هاى تفریحى و سرگرمى استفاده مى کردند.(2)این درحالى است که کمتر از 5% اطلاعات موجود در فضاى وب، در باره دین است.(3)
فرآیند رو به رشد استفاده از اینترنت در جهان که حاصل «یک تحول» در عرصه اطلاع رسانى است، آیا نیازمند مدیریت نیست؟! به فرموده رهبر معظم انقلاب:
«کناره گیرى از تحول موجب از بین رفتن و یا منزوى شدن خواهد شد بنابراین، تحول را باید پذیرفت و آن را در جهت صحیح مدیریت کرد».(4)
www.leader.ir/ langs/ fa/ ?p<contentshow&id<7213
آیا این همه تشنه که در اینترنت سراغ معنویت ناب مى گردند نباید با زلال معرفت اهل بیت علیهم السلام سیراب گردند. این همه ظرفیت و این همه مخاطب آیا در ایجاد تکلیف بر ما کافى نیست؟! اگر زبان بشر امروزى این فناورى است، آیا ما نیز نباید در انجام رسالت خود از این فناورى بهره جوییم؟!
«وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ بِلِسانِ قَوْمِهِ لِیُبَیِّنَ لَهُمْ فَیُضِلُّ اللَّهُ مَنْ یَشاءُ وَ یَهْدي مَنْ یَشاءُ وَ هُوَ الْعَزیزُ الْحَکیمُ».(5)
«و ما هیچ پیامبرى را جز به زبان قومش نفرستادیم، تا [حقایق را] براى آنان بیان کند. پس خدا هر که را بخواهد بیراه مى گذارد و هر که را بخواهد هدایت مى کند، و اوست ارجمند حکیم».(6)
ظاهرا مراد از «لسان»، اعم از زبان گفتارى، مردم بوده و ادبیات حاکم بر جامعه مورد تبلیغ اعم از سنت، فرهنگ، زبان و روش زندگى است. مفسرین در ذیل این آیه مى نویسد:
«پیامبران، با فرهنگ و زبان مردم زمان خود آشنا بوده و طبق فهم آنان تبلیغ مى کردند».(7)
مقام معظم رهبرى نیز استفاده از ابزارهاى متناسب با زمان و مخاطب را اثرگذار مى دانند:
«ماییم و تفکر و معارف اسلامى، ماییم و پیام انقلاب اسلامى؛ ما باید بتوانیم این ها را درست به دنیا برسانیم...
1) . اتابکى، هادى، مقاله «نگاهى به تاریخچه حضور دین در اینترنت»، ص 33 .
2) . دفتر مطالعات و توسعه رسانه ها، معاونت امور مطبوعاتى و اطلاع رسانى وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى، مقاله «بررسى رابطه استفاده از اینترنت و هویت دینى کاربران»، ص 23 . برگرفته از سایت www.rasaneh.org/ persian/ pics/ rasaneh-aff67.doc. .
3) . جمشیدى، احمد، مقاله «اینترنت، قاره ششم»، ص 41 .
4) . سخنان رهبر معظم انقلاب اسلامى در دیدار جمعى از اساتید، فضلا، پژوهشگران و مبلغان حوزه هاى علمیه قم، مشهد و اصفهان.
5) . ابراهیم: 4 .
6) . فولادوند، محمدمهدى، ترجمه قرآن.
7) . قرائتى، محسن، تفسیر نور، ج 6 ، ص 260 .
ما باید بتوانیم مفاهیم و معارف اسلامى و آنچه را که متعلق به ماست، بیان کنیم؛ البته باید با لحن و بیان روشنفکرانه و کاملاً مترقى و با استفاده از واژگان متناسب با هر دوره و زمان باشد».(1)
در فصل هاى بعدى بطور مفصل، بایستگى توجه به مساجد مجازى را از ابعاد مختلف بررسى نموده ایم؛ که هر یک از آنها در الزام به مساجد مجازى کفایت مى کند.
1) . بیانات مقام معظم رهبرى در دیدار با مسئولان سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامى، مورخه 17/ 11/ 1380
گفت جرمم چیست ای دانای راز***که بما گویی: تو مسجد را مساز
ملک الشعرای بهار
در آیین مسیحیت عده اى که گرایش سنتى داشتند با پدیده کلیساى مجازى به مخالفت پرداختند. این مسئله در موارد بسیارى مورد انتقاد اسقف ها و کشیشانى قرار گرفت که معتقد بودند اینترنت مردم را از کلیسا دور کرده است و باعث کاهش حضور مسیحیان، در روزهاى یک شنبه مى شود. به همین دلیل طى اطلاعیه هاى مکرر اعلام کردند که هیچ جایگزینى براى حضور در کلیسا وجود ندارد و مسیحیان موظف هستند روزهاى یک شنبه به کلیسا بیایند. سنت گرایان همچنان معتقدند که اینترنت عامل جدایى مؤمنان مسیحى از کلیسا و قطع رابطه آنان با سازمان کشیشان است.(1)
کن کلسى، از بنیانگذاران کلیساى مجازى در پاسخ این انتقاد به خبرنگار آسوشیتدپرس گفت: این مهم نیست که
1) . ایلانلو، مژگان، مقاله «کلیساهاى مجازى در جهان واقعى»، ص 41 .
مسیحیان به کلیسا بروند یا از طریق اینترنت خود را در کلیسا حس کنند، این مهم است که رابطه آنها با جهان مسیحیت و دنیاى کلیسا قطع نشود. ما باید تصمیم بگیریم که یا رابطه را براى همیشه قطع کنیم و هر روز شاهد کاهش مؤمنان باشیم، یا بپذیریم که این رابطه وجود داشته باشد حتى به شکل مجازى.(1)
صد البته که مسجد مجازى، آستانه اى است براى پر کشیدن به مسجد محله. یک عروج از مسجد مجازى به مسجد واقعى. شاید بى جهت نباشد که معراج معنوى پیامبر صلى الله علیه و آله از مسجد بود تا به مسجد.(2)و این فرآیند، یک انسان سرگشته از مدرنیته و تبلیغات صهیونیسم را به دامن اسلام آورده و در مأمن مسجد جاى مى دهد. ساخت مساجد مجازى، دست کشیدن از مسجد سنتى نیست بلکه در راستاى تعالى ذکر خداست. مگر نه آن است که مى توان جوان آشفته در بازار دنیاى دیجیتال را با همین ابزار جذب کرد و پس از زلال کردن فطرت گمشده اش، دست او را گرفت و در گوشه اى از مسجد فیزیکى گذاشت تا این بار به طور واقعى نه مجازى، به طور عینى نه فقط ذهنى به استماع حقیقت و کرنش در برابر خدایش بپردازد. آیا جوان غربى اى که از اساس، اسم مسجد به گوش اش نخورده و یا از مسجد مفهومى بد ـ بخاطر تبلیغات سوء استکبار ـ در ذهن دارد، نباید با استفاده از ابزارهاى جهانى، همو را که در پاى اینترنت نشسته، از حقیقت مسجد آشنا نمود.(3)مثلاً رهبران دین شینتو، با ابزار معابد مجازى، افراد را به معابد واقعى مى کشانند. کاهن اعظم معبد «شینگو» در جنوب ژاپن معتقد است:
«مردم خصوصا جوانان از خدمات معابد مجازى استفاده مى کنند که در بسیارى موارد منجر به بازدید عملى آنان از معبد ما مى شود».(4)
لذا باید نخبگان بر «مدیریت تحول» نظارت کنند و بجاست در همایشى نحوه استفاده ابزارى از مسجد مجازى براى فراخواندن به مسجد حقیقى بررسى گردد. رهبر انقلاب مکررا این را وظیفه نخبگان حوزوى و دانشگاهى دانسته اند:
«مدیریت تحولات کشور باید در دست نخبگان دانشگاهى و حوزوى باشد و در این روند، علاوه بر معیارهاى جهانى پیشرفت، معیارهاى نور و ملاک هاى ویژه نظام اسلامى مورد توجه اکید قرار گیرد».(5)
و «مدیریت تحولات و هدایت فعالیت هایى که به ترمیم، تکمیل و پیشرفت مى انجامد باید در دست نخبگان حوزه و
1) . همان.
2) . یعنى از مسجد الحرام بود تا مسجد الاقصى. «سُبْحانَ الَّذى أَسْرى بِعَبْدِهِ لَیْلاً مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى الَّذى بارَکْنا حَوْلَهُ لِنُرِیَهُ مِنْ آیاتِنا إِنَّهُ هُوَ السَّمیعُ الْبَصیرُ». اسراء: 1 .
3) . جهانگیرى سهروردى، یحیى، مقاله «مسجد مجازى، تحول و نوآورى در مسیر ایران در سال 1404» ، ص 59 .
4) . www.iritn.com/ ?action<show&type<news&id<73421
5) . سخنان رهبر معظم انقلاب اسلامى در دومین روز از سفر به استان سمنان در جمع دانشگاهیان، www.leader.ir/ langs/ fa/ ?p=contentshow&id=2946 .
دانشگاه باشد».(1)
جهت روشن شدن موضوع به برخى ایرادات منتقدین احتمالى حضور مسجد در فضاى مجازى اشاره مى کنیم. تا هم ضرورت توجه بدان مشخص گردد و هم جایگاه مسجد مجازى و مسجد فیزیکى و نحوه تعامل این دو با یکدیگر آشکار شود.
دیدگاهى معتقد است اینترنت نمى تواند «اجتماع دینى» ایجاد کند. زیرا از شاخص هاى اساسى مساجد، کانون اجتماع بودن آن است. و این مزّیت، در فضاى وب، ناممکن است.
در پاسخ باید گفت هرچند اینترنت نمى تواند امکان یک اجتماع واقعى را فراهم سازد ولى ادعاى اینکه از ایجاد هرگونه ارتباطى با افراد هم ناتوان باشد، ناصواب است. فضاى وب، مى تواند مجموعه اى از مسلمانان هم سلیقه را درکنار هم قرار دهد. و بى شک آن گستره فرا جغرافیایى در محیط اینترنت، خود مزیتى ستودنى است. افزون براین که مساجد مجازى نمى خواهند جایگزین مساجد واقعى شوند بلکه درصددند در کنار آن به نشر و تعمیق معارف دینى بپردازد. این ایده درصدد الزام به این است که در کنار مساجد فیزیکى، باید از این هم مغفول نماند.
اینترنت، باعث روزمره شدن و تقدس زدایى امر مقدس تجربه هاى شخصى بندگان با خدا مى شود. بى تردید آن قداستى که در مساجد واقعى است، در مسجد مجازى، میسور نیست. معمارى مسجد، فضاى معنوى مسجد و... همه در ساخت هویت دینى فرد مؤثر است و این در فضاى وب، مغفول است. افزون بر این که فضاى اینترنت، فضاى مستهجن و غیراخلاقى است.
در این که مسجد مجازى فاقد این مزیت هاى مساجد واقعى مى باشد، شکى نیست. لیک سؤال این است که، چقدر از انسان ها از این مساجد مى توانند بهره ببرند؟ آیا اساسا مساجد از گسترگى و پراکنش جغرافیاى مطلوب برخوداند تا در دسترس همه باشد؟ آیا این، به ما تجویز مى کند آن دسته از مخاطبان را که با مسجد ارتباط ندارند، رها کنیم؟! افزون براین که برخى از مخاطبان مسجد هم در فضاى مجازى حضور دارند. آیا بسنده کردن به صرف تبلیغات دینى در مسجد، کفایت مى کند؟
در واقع مسجد مجازى مى خواهد این خلأها را پر کند. جایى که دست مسجد فیزیکى از رسیدن بدان، ناتوان است. با مساجد مجازى، مخاطبانى که به نحوى دسترسى به مساجد ندارند، نیز بطور کامل از معنویت و معرفت مسجد بى نصیب نمى مانند. چرا که «لایَسْقُطُ الْمَعْسُورُ، بِالْمَیْسُورِ وَ ما لایُدْرَکُ کُلُّه لایُتْرَکُ کُلّه».(2)به قول شاعر:
آب دریا را اگر نتوان کشید***هم به قدر تشنگى باید چشید
نکته دیگر آنکه تنها 5/ 1% از مجموع اطلاعات موجود در اینترنت، غیراخلاقى و مستهجن است. البته با تولید انبوه در فضاى مجازى، باید این درصد را هم از بین برد.(1)
گسترش مساجد مجازى، موجب دورى مردم از مساجد مى شود. زیرا یکى از رقباى مساجد، رسانه ها اعم از تلویزیون، رادیو و... است، اینترنت خود به نحوى، رقیب مساجد است. بردن مساجد به فضاى وب، در کاهش استقبال از مساجد مؤثر است، زیرا نیازى را که مساجد بدان پاسخگو بودند، این بار به آسانى در اینترنت، قابل یافتن است. انجمن معابد شینتو که مرکز آن در پایتخت ژاپن بوده و بر حدود 80 هزار معبد در سراسر کشور نظارت دارد، در راستاى برخورد با معابد مجازى، در ماه ژوئیه اعلام کرد:
«هیچ یک ازخدایان شینتو در اینترنت وجود ندارند».(2)
همچنان که یوشیا سنو، رئیس بخش تحقیقات انجمن شینتو معتقد است:
«خدایان شینتو در مکان و فضاى یک معبد جاى گرفته اند و در نتیجه زیارت کنندگان باید عملاً معبد را زیارت کنند».(3)
این استدلالى است که در مسیحیت هم مخالفان کلیساى مجازى بر آن اصرار دارند. اگر مخالفان، اینترنت و رسانه هاى دیجیتال را رقیب مساجد مى دانند، چرا بر حل این نزاع، طرحى نمى اندازند؟! آیا این تهدید را نباید به فرصت مبدل کرد؟ آیا موضع انفعالى در قبال این غول رسانه اى، که روز به روز در حال ربودن مخاطبان مسجد است، بسزاست؟! به نظر در نزاع دین و تکنولوژى، رویکرد حذف هر کدام، مناسب نیست بلکه مى توان، با رویکرد تعامل، هم عرصه اینترنت را دینى کرد و هم دین را با ابزارى جدید عرضه نمود. اینترنت مى تواند در عرضه دین در عرصه دنیا، نقش آفرینى کند. و از سوى دیگر، با حضور دادن دین در اینترنت، فضاى خالى دین را نیز پر کرد. به نظر، رها کردن این فضا، موجب مى شود محیط «زندگى دوم»(4)انسانى، تنها با تولیدات مستهجن و غیراخلاقى پر شود. همچنان که گفتیم تنها کمتر از 5% محتواى وب، تولیدات دینى است،(5)حال چقدر از این،
اسلامى و شیعى ناب است، جاى تأمل دارد.
از مراکز پیش رو در فضاى مجازى، «آستان قدس رضوى» است که زیارت مجازى را هم فراهم آورده است. تردیدى نیست که زیارت مجازى، نه تنها تعداد زائران حرم را کاهش نداده بلکه در راستاى افزایش زائران بوده است. براى نمونه در سال جارى 536 هزار و 400 بازدید از وب سایت پخش زنده حرم رضوى به آدرس اینترنتى razavi.tvانجام شده است. بیشتر بازدیدکنندگان این وب سایت از خارج کشور هستند.(1)افزون براین که دل هاى عاشقى را که در آن لحظه، امکان حضور در حریم رضوى را ندارد، به میهمانى حرم ملکوتى اش فرا مى خواند و ایجاد چنین رابطه اى، در گسترش فضایل معنوى، بسیار مؤثر است. اینکه مریدى، به محض اراده، بتواند با مرادش ارتباط برقرار نماید. و اساسا اسلام ارتباط همیشگى را مى پسندد. نه بسان مسیحیت که هفته اى یک روز براى اجراى مراسمى عبادى صرف به مدت یک ساعت،(2)کلیسا را به روى پیروان مى گشاید.
از نقدهاى احتمالى، این است که اعتیاد به اینترنت، در جامعه، به حدى است که باید از آن به بحران نام برد. دعوت دوباره مردم به اینترنت، با ابزار مسجد مجازى، خود بر این بحران مى فزاید.
همچنان که گفته شد، این بحران ناشى از تهى بودن اینترنت از اخلاق و دین ـ چه در محتوا و چه در کاربرد ـ است. به نظر مى رسد دین، قادر است این بحران را کاهش دهد. دین مى تواند هم محتوا و هم نحوه بهره گیرى از این ابزار را اخلاقى نماید. لذا دور شدن دین از این فضا و سپردن عنان آن بدست افراد غیراخلاقى، نه تنها از این بحران نمى کاهد بلکه به رشد آن سرعت مى بخشد.
تأکید مى شود که مسجد مجازى نمى خواهد کاربر خود را در این فضا نگه دارد بلکه درصدد است او را به آغوش محیط مسجدواقعى بکشاند. و این خود در کاهش اعتیاد به اینترنت مؤثر خواهد بود. صد البته که مسجد مجازى یک آستانه است براى عروج به مسجد واقعى.
انتقال پیام در محیط هاى واقعى بخاطر چهره به چهره بودن، امتیاز ویژه اى را داراست. اما آنچه از انتقال پیام مهمتر است، ماندگارى پیام است و این در فضاى مجازى مفقود است.
به نظر مى رسد با راهبردى که براى مسجد مجازى تعریف شد که عبارت بود از آستانه بودن براى مساجد واقعى، پاسخ این پرسش نیز روشن گردید. زیرا مساجد اینترنتى، نمى خواهد مخاطبان را از مسجد واقعى دور
سازد و به خود جذب نماید بلکه درصدد آن است که مخاطب را به فضاى مسجد واقعى بکشاند. به تعبیرى مسامحه اى، مساجد مجازى، در طول مساجد واقعى اند نه در عرض آن. با این راهبرد، مى توان براى انتقال پیام از مسجد مجازى هم بهره برد، ولى این پیام را طورى انتقال داد که او براى تداوم، و ماندگارى پیام، خود را به آغوش مسجد واقعى بکشاند.
افزون بر این که امروز به کمک تکنولوژى هاى جدید، حتى بخشى از امکان تبلیغ چهره به چهره را فراهم گشته است. در شیوه جدیدى که به تازگى ابداع شده و مراحل تکامل خود را طى مى کند، مى توان احساس لامسه را از طریق اینترنت انتقال داد. دراین روش با استفاده از حس گرهایى که phantom نام گرفته اند، مقدار نیروى وارده تبدیل به پالس هاى الکتریکى شده و از سوى دیگر مجددا این پالس ها تبدیل به نیروى مکانیکى مى شوند. بدین معنا که هنگامى که شخص در انگلستان شیئى را لمس مى کند، فردى که در آمریکاست نیز مى تواند این کار را انجام دهد. در این روش نه تنها فرد مى تواند نیروى إِعمالى را حس کند بلکه خصوصیات سطوح از قبیل زبرى، سختى و نرمى نیز قابل درک است. موفقیت این شیوه تاحد بسیار زیادى مرهون سرعت بالا و پهناى باند وسیعى است که از طریق فیبرهاى نورى در اختیار کاربران اینترنت قرار گرفته است.(1)
در ادامه همین پرسش ممکن است برخى، رسانه ها بویژه مسجد مجازى را بخاطر غیرواقعى و غیررفتارى بودن، اثرگذار ندانند. چرا که در محیط هاى واقعى، بخاطر رفتارى بودن و نیز تکرار، انجام مناسک، بخشى از رفتارِ ماندگار در فرد مى شود.
تامپسون معتقد است سنت براى بقا به تکرار و اجراى مجدد در طول زمان نیاز دارد. اما در جامعه رسانه اى چنین نیازى وجود ندارد. رسانه ها، سنت ها را حفظ مى کنند. بنابراین افراد، با اعتماد به انعکاس سنت در رسانه ها، در مناسک، کمتر شرکت مى کنند. تامپسون با یک مثال ساده این قضیه را تفهیم مى کند. فرض کنید یک مناسک سنتى از تلویزیون پخش مى شود. اکثریت افراد جامعه تماشا مى کنند و احساس تعلق به مناسک دارند؛ اما با وجود تلویزیون حضور فیزیکى را ضرورى نمى دانند.
«تثبیت محتواى نمادین در محصولات رسانه اى (کتاب، فیلم و غیره) شکلى از تداوم زمانى فراهم مى سازد که نیاز به تکرار یا اجراى مجدد را از بین مى برد. بدین ترتیب، زوال برخى از جنبه هاى آیینى سنت (حضور در کلیسا و غیره) لزوما نباید به عنوان زوال سنت تعبیر شود. بلکه مى تواند تنها، بیان کننده این حقیقت باشد که حفظ سنت در طول زمان به تکرار و اجراى مجدد کمتر وابسته است».(2)
باید توجه نمود که میان تبلیغ دینى در فضاى مجازى و دنیاى واقعى تفاوت ابزارى است. و تفاوت در محتوا نیست، بلکه تفاوت در ابزار است؛ تبلیغ دین در فضاى مجازى محدودیت ها و امکاناتى دارد؛ همان گونه که تبلیغ
در دنیاى واقعى با این محدودیت ها و امکانات مواجه است.(1)
با توجه به احکامى که خود ساختمان مسجد در فقه اسلامى دارد، معلوم مى شود که خود ساختمان مسجد، جایگاهى خاص دارد. مسجد مجازى بخاطر نداشتن این مزیت نمى تواند مطلوب باشد.
راهبرد اساسى مسجد مجازى، رونق دادن به مسجد فیزیکى است. ولى آنچه که در پاسخ به سؤال لازم است تبیین گردد این است که چه چیزى را منشأ قداست مسجد بدانیم. اگر مجموعه مفهومى مسجد را دربردارنده دو چیز: یکى ساختمان و دیگرى کارکردها بدانیم، آنچه بر این مسجد قداست بخشیده است انتساب آن به خداست. همچنان که علامه طباطبایى رحمه الله ذیل آیه 36 سوره نور، علت رفعت مساجد را چنین مى داند:
«علت رفعت این خانه ها همان «یُذْکَرَ فِیهَا اسْمُهُ» است».(2)
پس اگر مسجدى کارکردى غیر از ذکر نام خدا را دارا باشد، شایسته است که تخریب گردد. رفعت و قداست مسجد ناشى از کارکرد الهى آن است. داستان مسجد ضرار گواهى محکم براین ادعاست که مسجد بدون کارکرد الهى، نه تنها مطلوب نیست که مبغوض خداى متعال نیز هست.
«وَ الَّذینَ اتَّخَذُوا مَسْجِدا ضِرارا وَ کُفْرا وَ تَفْریقا بَیْنَ الْمُؤْمِنینَ وَ إِرْصادا لِمَنْ حارَبَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ مِنْ قَبْلُ وَ لَیَحْلِفُنَّ إِنْ أَرَدْنا إِلاَّ الْحُسْني وَ اللَّهُ یَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَکاذِبُونَ».(3)
«و آنهایى که مسجدى اختیار کردند که مایه زیان و کفر و پراکندگى میان مؤمنان است، و [نیز] کمینگاهى است براى کسى که قبلاً با خدا و پیامبر او به جنگ برخاسته بود، و سخت سوگند یاد مى کنند که جز نیکى قصدى نداشتیم. و [لى] خدا گواهى مى دهد که آنان قطعا دروغگو هستند».(4)
داستان مسجد ضرار اشاره دارد که منافقان به بهانه ى افراد ناتوان و بیمار یا روزهاى بارانى، در برابر مسجد قُبا مسجدى ساختند که در واقع پایگاه تجمّع خودشان بود، و از پیامبر صلى الله علیه و آله در آستانه ى عزیمت به جنگ تبوک، خواستند آنجا نماز بخواند و افتتاح کند. بعد از مراجعت پیامبر صلى الله علیه و آله از تبوک، آیه نازل شد و نیّت شوم شان را برملا کرد. پیامبر صلى الله علیه و آله فرمان داد مسجد را آتش بزنند و ویران کنند و محلّ آن را زباله دان کنند.(5)
حرمت مسجدالحرام که فضیلتى چندین برابر نسبت به مساجد دیگر دارد، هم ناشى از کارکرد الهى آن است. آن روز که والى مکه، امام حسین علیه السلام را از این شهر بیرون کرد به این خیال که هر کس به مکه حمله کند، به
حکومت او آسیبى نمى رسد، زیرا مکه شهرى أمن است! چیزى نگذشت که مکه را به منجنیق بستند. علامه فرزانه حضرت آیت اللّه جوادى آملى مى نویسد:
«ابن زبیر امام زمان خویش یعنى حسین بن على علیهماالسلام را نشناخت و در حق او یارى نکرد. وقتى که حجاج ثقفى مکه را با منجنیق ویران کرد، او به کعبه پناه برد. امّا هرگز طیرى از ابابیل به یارى او نیامدند. کوه ابوقبیس نیز حجرالاسود را گرامى نداشت. خلاصه این که دستى از غیب بیرون نیامد براى یارى کعبه. حجاج ثقفى، جایگاه کعبه را ویران، مطاف را منهدم و ارکان چهارگانه کعبه را خراب کرد. حجرالاسود را چنان سنگ هاى عادى به دور انداخت».(1)
در آیات نخست سوره بلد مى خوانیم:
«لا أُقْسِمُ بِهذَا الْبَلَدِ * وَ أَنْتَ حِلٌّ بِهذَا الْبَلَدِ ».(2)
«سوگند یاد مى کنم به این شهر ـ مکه در حالى که تو به این شهر فرود آمده اى ـ تو در آن اقامت دارى و زیست مى کنى».(3)
این آیه نشان مى دهد که شرافت مکه بسبب شرافت و اهمیت آن کسى است که مقیم آن بود. یعنى رسول عزیز اسلام که مردم را به توحید پروردگار و اخلاص در عبادت خدا دعوت مى کرد. این آیه بیان مى کند که بزرگداشت مکه و سوگند به آن بخاطر پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله است که محل اقامت آن بزرگوار بود. کما این که مدینه را به این سبب طیبه مى گویند که پیامبر خدا در حال حیات و ممات در آن بوده و هست.(4)
تفسیر نمونه با استدلال به این آیه، حرمت مکه را ناشى از وجود مقدس پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله مى داند. به بیان این کتاب تفسیرى؛ محتواى آیه چنین است:
«این شهر به خاطر وجود پر فیض و پر برکت تو چنان عظمتى به خود گرفته که شایسته این سوگند شده است. و حقیقت همین است که ارزش سرزمین ها به ارزش انسان هاى مقیم در آن است».(5)
اى کعبه را زیمن قدوم تو صد شرف***وى مرده را از مقدم پاک تو صد صفا
بطحا ز نور طلعت تو یافته فروغ***یثرب ز خاک تو با رونق و نوا
تخریب برخى مساجد، منحصر در گذشته تاریخ اسلام نیست، بلکه طبق گنجینه روایى، حضرت مهدى (عج اللّه تعالى فرجه) نیز در عین گسترش برخى از مساجد بویژه مسجد کوفه،(1)
امیرالمؤمنین على علیه السلام به حیره مى رفت درحالى که با دستش به کوفه و حیره اشاره مى کرد، فرمود: اینجا به آنجا وصل مى شود بطورى که یک ذراع بین این دو مکان به دینارهایى فروخته مى شود. مسجدى داراى پانصد باب در حیره ساخته مى شود و جانشین حضرت قائم علیه السلام در آنجا نماز مى گزارد. از آنجا که در مسجد کوفه دوازده امام عادل نماز مى گزارند جا تنگ مى شود. راوى مى پرسد: آیا این مسجد کوفه همه آن جمعیتى را که به صف نماز مى ایستند را جاى مى دهد؟ امام علیه السلام فرمود: آن زمان در کوفه چهار مسجد ساخته مى شود که مسجد کوفه کوچک ترین آنهاست. این و دو مسجد دیگر در این طرف و آن طرف. با دست مبارک اشاره فرمود به رودخانه صریین و غریین.
مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، علامه، بحار الانوار، ج 52 ، ص 374 ، ح 173 / طوسى، ابوجعفر محمد بن حسن (شیخ)، تهذیب، ج 3 ، ص 254 ـ 253 .
بعضى از مساجد را تخریب خواهد نمود.(2)ابوبصیر از امام باقر علیه السلام نقل مى کند: هنگامى که قائم (عج) ما قیام کند چهار مسجد از مساجد کوفه را ویران کند که بخاطر شادى به شهادت حسین علیه السلام ساخته شده بودند.(3)تخریب این دست از مساجد بخاطر این است که به جاى کارکرد الهى داشتن و تعظیم نمودن شهادت امام حسین علیه السلام، به شادى مى پردازند.(4)در گنجینه روایى برخى روایات تصریح بر این دارند که حتى آن حضرت، منابر را هم نابود مى کنند.(5)تخریب مسجد یا اقدام به ساخت مسجد نه یک کار متناقض و پارادوکس از امام است و نه کارى خلاف شرع. زیرا جدش امام على علیه السلام نیز چنین کارى انجام داد.(6)مرحوم صدوق رحمه الله طبق روایتى مى گوید:«امیرالمؤمنین علیه السلام هنگام گذشتن از مسجدى که مناره اش بلند بود، دستور دادند تا آن را تخریب کنند».(7)
در برخى روایات شگفتى برخى صحابه ائمه علیهم السلام از تخریب مساجد توسط امام مهدى (عج) را مى بینیم که اهل بیت علیهم السلام نیز با بیان سرّ تخریب، به ابهام زدایى از اذهان پرداخته اند. ابوهاشم جعفرى مى گوید: در خدمت امام حسن عسکرى علیه السلام بودم که ایشان فرمود: هنگامى که قائم (عج) ما قیام کند دستور مى دهد که مناره ها و مقصوره هاى مسجد ویران شود. با خود گفتم که چرا چنین کند؟ که امام جوابم داد: چون این ها بدعت هایى است
1) . محمّد بن احمد بن یحیى؛ عن محمّد بن الحسین؛ عن محمّد بن اسماعیل؛ عن صالح بن عقبه؛ عن عمرو بن ابي القدام؛ عن ابیه؛ عن حبه العرني قال: خرج امیرالمؤمنین علیه السلام الي الحیره فقال: لیتصلن هذا بهذا ـ و أوْمَأ بیده الي الکوفه والحیره ـ حتي یباع الذراع فیما بینهما بدنانیرو لیبنین لحیره مسجدا له خمسمأة باب یصلي فیه خلیفه القائم صلي الله علیه و آله لأن مسجد الکوفه لیضیق علیهم و لیصلین فیه اثتا عشر اماما عدلا قلت یا امیرالمؤمنین و یسع مسجد الکوفه هذا الذي تصف الناس یومئذ؟ قال تبني له اربع مساجد مسجد الکوفه اصغرها و هذا و مسجدان في طرفي الکوفه من هذا الجانب و هذا الجانب ـ و أوْمَأَ بیده نحو نهر البصریین والغریین.
2) . دفتر مطالعات و پژوهش هاى مرکز رسیدگى به امور مساجد، فرهنگ مسجد، صص 243 ـ 247 .
3) . مفید، محمد بن محمد بن نعمان شیخ، الإرشاد، ص 365 / فتال نیشابورى، محمد بن حسن، روضة الواعظین، ج 2 ، ص 246 .
4) . جهانگیرى سهروردى، یحیى، مقاله «مساجد و مهدویت با رویکرد مساجد در عصر ظهور»، سایت تبیان زنجان، لینک مستقیم: www.tebyan-zn.ir/ shaban/ subp.aspx?id=1280
5) . طبرسى، ابوعلى فضل بن حسن، إعلام الورى، ص 355 .
6) . همان.
7) . صدوق شیخ، محمد بن على بن حسین بن بابویه قمى، من لایحضره الفقیه، ج 1 ، ص 155 .
که هیچ امام یا پیامبرى آن را مرسوم نکرده است.(1)
لحن گلایه آمیز امیرالمؤمنین علیه السلام در نهج البلاغه از مساجد آخرالزمان، نه بخاطر ساختمان مسجد، که به خاطر کارکردهاى آن است.
«یَأْتِي عَلَي النَّاسِ زَمَانٌ لَا یَبْقَي فِیهِمْ مِنَ الْقُرْآنِ إِلَّا رَسْمُهُ وَ مِنَ الاْءِسْلَامِ إِلَّا اسْمُهُ وَ مَسَاجِدُهُمْ یَوْمَئِذٍ عَامِرَةٌ مِنَ الْبِنَاءِ خَرَابٌ مِنَ الْهُدَي سُکَّانُهَا وَ عُمَّارُهَا شَرُّ أَهْلِ الْأَرْضِ مِنْهُمْ تَخْرُجُ الْفِتْنَةُ وَ إِلَیْهِمْ تَأْوِي الْخَطِیئَةُ یَرُدُّونَ مَنْ شَذَّ عَنْهَا فِیهَا وَ یَسُوقُونَ مَنْ تَأَخَّرَ عَنْهَا إِلَیْهَا یَقُولُ اللَّهُ سُبْحَانَهُ فَبِي حَلَفْتُ لَأَبْعَثَنَّ عَلَي أُولَئِکَ فِتْنَةً تَتْرُکُ الْحَلِیمَ فِیهَا حَیْرَانَ وَ قَدْ فَعَلَ وَ نَحْنُ نَسْتَقِیلُ اللَّهَ عَثْرَةَ الْغَفْلَةِ».(2)
«مردم را روزگارى رسد که در آن از قرآن جز نشاندن نماند و از اسلام جز نام آن. در آن روزگار بناى مسجدهاى آنان از بنیان آبادان است و از رستگارى ویران. ساکنان و سازندگان آن مسجدها بدترین مردم زمین اند، فتنه از آنان خیزد و خطا به آنان درآویزد. آن که از فتنه به کنار ماند بدان بازش گردانند، و آن که از آن پس افتد به سویش برانند. خداى تعالى فرماید: به خود سوگند، بر آنان فتنه اى بگمارم که بردبار در آن سرگردان ماند و چنین کرده است، و ما از خدا مى خواهیم از لغزش غفلت درگذرد».(3)
با تبیین جایگاه مسجد مجازى و مسجد فیزیکى و نحوه تعامل این دو، روشن شد که مسجد مجازى نه رقیب که رفیق مسجد واقعى در نشر آموزه هاى اسلامى خواهد بود. براى گسترش معارف دینى باید هم مسجد فیزیکى و هم مسجد مجازى ساخته شود و منع از ساخت هر دو، ناصواب به نظر مى رسد.
1) . طبرسى، ابوعلى فضل بن حسن، إعلام الورى، ص 335 / مازندرانى، محمد بن شهرآشوب، مناقب آل أبى طالب، ج 4 ، ص 437 / إربلى، على بن عیسى ابوالحسن، کشف الغمة، ج 3 ، ص 208 / مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، (علامه)، بحارالانوار، ج 50 ، ص 215 و ج 52 ، ص 223 .
2) . نهج البلاغه فیض الاسلام، قصار 361 ، ص 1258 .
3) . شهیدى، سید جعفر، ترجمه نهج البلاغه.
من قبله جان هایم، من کعبه دل هایم***من مسجد آن عرشم. نه مسجد آدینه
ملک الشعرای بهار
در این فصل برآنیم منظور خود از مسجد مجازى را بیان کنیم. مسجد مجازى از دو واژه «مسجد» و «مجازى» ترکیب یافته است.
مسجد در اصل، اسم مکان از فعل (سجد یسجد) است که به معنى جایگاه سجده و محلّ عبادت مى باشد و از آن قاعده معروف، مستثنى است. زیرا قاعده اسم مکان و زمان، از فعل ثلاثى مجرد، در صورتى که عین مضارع آن مضموم یا مفتوح باشد، (مفعل) به فتح عین است، مانند مشعر و مشهد. و اگر عین مضارع آن مکسور باشد، (مفعل) به کسر است مانند مجلس و منزل. اما برخى معتقدند چون لفظ مسجد جزو یازده اسم زمان و مکانى
است که از قاعده فوق پیروى نمى کند.(1)یازده فعل در زبان عربى اسم زمان و مکانشان برخلاف این قاعده آمده است، که بر وزن (مفعل) به کسر عین مى باشد که یکى از آنها کلمه مسجد است. اما واژه شناسان و لغویون بزرگى همچون فراء برآنند که مسجد به فتح عین نیز جایز است اگرچه با این تلفظ تاکنون استعمال نشده است.(2)و به گفته سیبویه هرگاه «فعل و عمل» در این واژه موردنظر باشد آن را طبق قیاس، یعنى (مسجد) به فتح جیم باید به کار برد.(3)
برخى گفته اند: واژه مسجد عربى شده «مزگت» فارسى است که به همان معنا در قدیم به کار مى رفته است. طبق نوشته مرحوم دهخدا، به باور زبان شناسان واژه مسجدِ عربى خود دگرگون شده همین واژه فارسى است. مَزگَت واژه اى فارسى به معنى مسجد است. زبان عربى پس از به وام گرفتن واژه مزگت و تبدیل آن به مسجد، از آن واژه ریشه «سَجَد» را اخذ کرده و آن را صرف نمود. هنوز برخى از مسجدهاى کهن ایران با نام مزگت نامیده مى شود مانند «اسپى مزگت» (مسجد سپید) در گیلان «دزگامزگت» مازندران و مزگت طوبى خانم در کردستان.(4)
در ادبیات پارسى نیز این واژه براى مسجد استعمال شده است.
در تعریف لغوى مسجد در معاجم و فرهنگ هاى لغت، تعابیر گوناگونى جلب نظر مى کند که در واقع، تمامى آنها به یک معنى بازگشت مى کند که از آن جمله است گفته زجّاج در تعریف مسجد «کُلُ مَوضِعٍ یُتَعَبَّدُ فیهِ فَهُوَ مَسجِدٌ»(1)و ابن اعرابى گفته است «مسجد بفتح الجیم، محراب البیوت و مصل الجماعات»(2)و در مفردات راغب اصفهانى آمده است: «المَسجِدُ مَوضِعُ الصَّلاةِ اِعتبارا بِالسُّجودِ».(3)
با این ترتیب، مسجد که در زبان عربى، اسم مکان مشتق از ریشه ثلاثى مجرد «سجد» است، در زبان فارسى به معنى جایگاه نماز و محلّ عبادت به کار رفته است و در این که چرا کلمه مسجد براى مکان عبادت و محلّ نماز استعمال شده است، گفته اند: از آنجا که سجود، شریف ترین و مهم ترین ارکان نماز است و در آن بیش از دیگر افعال نماز، انسان به خدا نزدیک مى شود، لذا اسم مکان را از این فعل، اتخاذ و بر محلّ عبادت و نماز اطلاق کرده اند.(4)
در اصطلاح، مسجد، عبادتگاه خاص مسلمانان است، ولى در قرآن کریم بر معابد ملل سابق نیز اطلاق شده است. مانند لفظ مسجد در این آیه شریفه:
«قالَ الَّذینَ غَلَبُوا عَلَى أمرِهم لَنَتَّخِذَنَّ عَلَیهِم مَّسجِدا».(5)
«آنان که به معجزه و داستان اصحاب کهف برخوردند گفتند: به یادگار آنان، بالاى غارشان مسجدى مى سازیم».
در جاى دیگر نیز قرآن کریم، از معبد اهل کتاب به عنوان مسجد یاد کرده است:
«سُبْحَانَ الَّذِي أَسْرَي بِعَبْدِهِ لَیْلاً مِّنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَي الْمَسْجِدِ الأَقْصَي الَّذِي بَارَکْنَا حَوْلَهُ لِنُرِیَهُ مِنْ آیَاتِنَا إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْبَصِیرُ».(6)
باید توجه داشت که به هنگام نزول قرآن، مسجدالاقصى از معابد اهل کتاب بوده است.
امّا در اصطلاح شرعى، مسجد به مکان معین و موقوف براى نماز اطلاق شده است. چنان که در متون فقهى در این باب آمده است:
«اَلمُرادُ بِالمَسجِدِ اَلمَکانُ المُوقُوفُ عَلَي کافَّةِ المُسلِمینَ لِلصَّلاة».(7)
1) . زبیدى، محمدمرتضى، تاج العروس، ج 2 ، ص 371 .
2) . همان.
3) . راغب اصفهانى، ابوالقاسم حسن بن محمد، مفردات الالفاظ القرآن، ص 271 .
4) . زرکشى ابوعبداللّه بدرالدین، محمد بن عبداللّه ، اعلام الساجد باحکام المساجد، ص 18 .
5) . کهف: 21 .
6) . اسراء: 1 .
7) . نجفى، محمدحسن، جواهرالکلام في شرح الشرائع الاسلام، ج 14 ، ص 61 .
گذشته از واژه مسجد، گاه کلمه جامع را نیز بر این مکان اطلاق کرده اند که در ریشه یابى تاریخى این کلمه باید گفت: لفظ جامع در واقع، صفت است براى مسجد بزرگى که در آن نماز جمعه برپا مى شده است. به نظر مى رسد که این واژه، نخستین بار توسط خلیفه دوّم، هنگامى که دستور بناى مساجد جامع جهت برگزارى نماز جمعه به والیان و استانداران شهرهاى اسلامى را صادر کرد، استعمال شد. بنا به روایات تاریخى، عمر طى بخش نامه اى از کارگزاران خود در سرزمین هاى فتح شده و دیگر شهرهاى نوبنیاد خواست مسجدى مخصوص نماز جمعه و مساجد دیگرى براى برگزارى نمازهاى یومیه در میان قبایل بنا نهند و هنگامى که روز جمعه فرا رسید مردم در مسجد الجامعه براى اداى نماز جمعه گرد هم آیند.(1)
بنابراین، اصطلاح مسجد الجماعه و دستور اتخاذ چنین مسجدى جهت اقامه نماز جمعه ابتدا از سوى عمر صورت گرفت ولى به گفته برخى از مورخان، مردم خود، این اصطلاح را از آغاز به کار گرفتند و به مساجدى که محلّ اقامه نماز جمعه بود، مسجد جامع یا جامع، اطلاق کردند و به تدریج که حکومت اسلامى گسترش و شمار مسلمانان افزایش یافت، شمار مساجد نیز در سرزمین هاى اسلامى رو به فزونى گذاشت. همچنین الفاظى که براى مکان هاى عبادت استعمال مى شد، بیشتر شد به طورى که با گذشت زمان، به هر مسجدى که در آن نماز خوانده مى شد، جامع یا مساجد جامع گفتند.(2)
واژه مسجد جمعا 28 بار در قرآن کریم ذکر شده که در 22 مورد به صورت مفرد(3)و در 6 مورد دیگر به صورت جمع آمده است.(4)در مجموعه آیاتى که در آنها از مسجد یاد شده است، در برخى، از اهمّیّت مسجد و جایگاه رفیع آن در اسلام سخن به میان آمده و در بعضى دیگر پاره اى از احکام مسجد بیان شده و در بعضى به مسجدالحرام و احکام و خواص آن، مسجدالاقصى و نیز مسجد اصحاب کهف اشاراتى شده است.
در متون اسلامى، روایات فراوانى از پیشوایان گرامى ما در باب اهمّیّت مساجد و جایگاه رفیع آن، احترام نهادن به مساجد، آباد نگاه داشتن مساجد به حضور یافتن در آنها براى اداى نماز، فراگیرى دانش و کارهایى نظیر آن و... جلب نظر مى کند که اینک به نمونه هایى چند از آنها اشاره مى کنیم.
1) . سیوطى جلال الدین، عبدالرحمن بن کمال ابى بکر، حسن المحاضره، ج 2 ، ص 149 .
2) . عبدالوهاب، حسن، تاریخ المساجد الأثریة، ص 8 .
3) . بقره: 145 ، 150 ، 151 ، 191 ، 196 ، 217 / مائده: 2 / اعراف: 29 ، 31 / انفال: آیه 34 / توبه: 7 / اسراء: 1 / کهف: 21 / حج: 25 / عنکبوت: 67 / فتح: 25 ، 27 .
4) . بقره: 114 ، 187 / توبه: 17 ، 18 / حج: 40 / جن: 18 .
از منظر نبى مکرم اسلام صلى الله علیه و آله مساجد خانه هاى خدا در روى زمین هستند.(1)مساجد جایگاه انبیاء،(2)خانه پرهیزگاران(3)و محبوب ترین مکان هاست.(4)از این روست که امام صادق علیه السلام کسى را که در تکریم و تعظیم مسجد نکوشد را «ملعون» مى خواند.(5)و همان حضرت حتى خود را در جرگه موظفین و مکلفین به تکلیف اعتلاى جایگاه مسجد قرار مى دهد.(6)
امروزه با گسترش فضاى سایبر، در محیط اینترنت، شهر، دانشگاه، بیمارستان، پلیس و... فراهم است. به چیزهاى موجود در فضاى اینترنتى پسوند «الکترونیکى» یا «مجازى» داده مى شود مثل شهر مجازى یا شهرالکترونیکى، دانشگاه مجازى، پلیس الکترونیک و... در زبان انگلیسى با اضافه کردن پیشوند «e» و «virttual» مانند e-police ، virtual universityو... اماکن و همه چیزهاى موجود در فضاى سایبر معرفى مى شود.
معبد مجازى عبارتست از وجود همه ساز و کارهاى یک معبد واقعى در فضاى مجاز اعم از اینترنت و بازى هاى رایانه اى. البته ادیان دیگر به خاطر عدم انضباط شریعتى، در این مورد خیلى باز عمل نموده و لذا معبد مجازى هیچ فرقى با معبد واقعى ندارد. لیک مسجد به خاطر حایز بودن برخى شاخص ها مثل امکان اقامه نماز در آن و ضرورت
1) . از پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله روایت شده که خداوند فرمود: «اَلا اِنَّ بُیُوتي في الارضِ المَساجِد، تُضي ء لاِهلِ السَماءِ کَما تُضِي ءُ النُّجُومُ لَاَهلِ الاَرضِ...». مساجد خانه هاى من در زمین مى باشند، و همان گونه که ستارگان براى اهل زمین مى درخشند، مساجد نیز براى فرشتگان و اهل آسمان نورافشانى مى کنند. نورى طبرسى، حسین محدث، مستدرک الوسائل، ج 3 ، ص 313 .
2) . رسول گرامى اسلام صلى الله علیه و آله فرمود: «اَلمَساجِدُ مَجالِسُ الاَنبیاءِ». مساجد جایگاه پیامبران خداست. نورى طبرسى، حسین محدث، مستدرک الوسائل، ج 3 ، صص 359 ـ 363 .
3) . رسول گرامى اسلام صلى الله علیه و آله فرمود: «اَلمَساجِدُ بُیوتُ المُتَّقینَ، وَ مَن کانَت المَساجِدُ بَیتَه ضَمِنَ اللّه لَهُ بِالرَّوحِ و الرَّاحَةِ وَ الجَوازِ عَلَى الصِّراطِ»و مساجد خانه پرهیزکاران است، و کسى که مسجد خانه اش باشد، خداوند او را از آسایش روحى خاصى برخوردار مى سازد و عبور از صراط را براى او تضمین مى کند. نورى طبرسى، حسین محدث، مستدرک الوسائل، ج 3 ، صص 359 ـ 363 .
4) . همچنین از آن حضرت علیه السلام است که: «خَیرُ البُقاعِ المَساجِدُ». نورى طبرسى، حسین محدث، مستدرک الوسائل، ج 3 ، صص 554 ـ 359 .
5) . امام صادق علیه السلام خطاب به یونس بن یعقوب: «مَلعونٌ مَلعونٌ مَن لَم یُوَقّر المسجد، اَتدرى یا یونس لِمَ عَظَّمَ اللّه تَعالى حَقَّ المَساجِدِ وَ اَنزَلَ هذِهِ الآیَةَ و اَنَّ المَساجِدَ للّه فَلاتَدعُوا مَعَ اللّه اَحَدا کانَتِ الیَهودُ و النَّصارى اِذا دَخَلوا کَنَائِسَهِم اَشرَکوا بِاللّه تَعَالى، فَاَمَرَاللّه سُبحانَهُ نَبِیَّهُ اَن یُوَحِّدَاللّه تَعالَى فیها وَ یَعبُدَه». از رحمت خداوند به دور است کسى که مسجد را گرامى ندارد و بدان احترام ننهد؛ اى یونس آیا مى دانى چرا خداوند مساجد را بزرگ داشته و این آیه را نازل فرموده است؟ «وَ اَنَّ المَساجِدَ للّه فَلا تَدعُوا مَعَ اللّه اَحَدا» زیرا یهود و نصارى هنگامى که داخل معابد و کلیساهاى خود مى شدند به خداوند شرک مى ورزیدند؛ پس خداوند سبحان پیامبرش را فرمود که در مساجد، خداوند را به یگانگى بخوانند؛ و تنها او را پرستش کنند. عاملى، محمد بن الحسن شیخ حر، وسائل الشیعة، ج 16 ، ص 280 / نورى طبرسى، حسین (محدث)، مستدرک الوسائل، ج 3 ، ص 435 / مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، (علامه)، بحارالأنوار، ج 73، ص 354 و ج 80 ، ص 361 / کراجکى طرابلسى، محمد بن على بن عثمان (ابوالفتح)، کنزالفوائد، ج 1 ، ص 149 .
6) . از امام صادق علیه السلام: «اِنَّما اُمِرنا بِتَعظیمِ المَساجِدِ لِأنَّها بُیُوتُ اللّه فِي الأرضِ». سبب این که خداوند ما را به بزرگداشت و تجلیل از مساجد امر کرده، این است که مساجد خانه هاى خدا در روى زمین هستند. عاملى، محمد بن الحسن شیخ حر، وسائل الشیعة، ج 3 ، ص 556 .
اقامت با طهارت در آن و... با معابد ادیان دیگر فرق دارد. از این روى امکان تهیه همه ابزارهاى نیایشى در فضاى مجازى، قدرى قابل تأمل است!! در هر حال مسجد مجازى مى تواند آن بخش از کارکردهاى مسجد را که امکان عرضه در عرصه سایبر دارد را فراهم آورد.
با توجه به رشد تکنولوژى رایانه و اینترنت تا بیست سال دیگر این امکان وجود خواهد داشت که با استفاده از کلاه ها و عینک هاى مخصوص مى توان از نقطه اى به نقطه دیگر سفر کرد و احساس واقعى را در یک محیط جدید تجربه نمود.
مثلاً این امکان وجود دارد که با قرار دادن عینک مجازى بر چشم، وارد صحن کعبه شد و هفت بار طواف کرد و تمام عملیات لازم براى یک حج کامل را به صورت مجازى انجام داد. همچنین رایانه و امکانات مجازى به انسان این فرصت را مى دهد تا حتى جمعیت دور خانه خدا را به دلخواه زائر انتخاب نماید که در آن صورت در میان جمعیت بیشترى قرار مى گیرد و حتى مى تواند حالت خسته شدن و عرق ریختن را به گونه طبیعى داشته باشد، که این تا زمانى که عینک مجازى را بر چشم دارد، امکان پذیر است.
این افراد احساس مى کنند صددرصد در محیط واقعى خانه خدا قرار دارند و هرگز احساس فضاى مصنوعى نخواهند داشت و با برداشتن عینک یا کلاه به حالت اولیه و به محیط واقعى باز مى گردند. ما از هم اکنون باید آمادگى لازم براى استفاده مناسب از این گونه فناورى ها را متناسب با نیازهاى خود و ارزش هاى فرهنگى و اخلاقى و دینى داشته باشیم تا غافلگیر نشویم و باید به این نکته توجه کنیم که واقعیت ها چه ما بخواهیم و چه نخواهیم وجود داشته اند و به وجود هم خواهند آمد.
اینک جهت تبیین بایستگى توجه به مساجد مجازى و توصیف نحوه کارکرد آن، به برخى مزایاى مسجد مجازى اشاره مى کنیم.
جهان فیزیکى با محدودیت هاى مکانى و زمانى روبروست و مساجد هم از این قانون مستثنا نیستند. حقیقت آن است محدودیت مساجد از نظر مکانى، عبارتست از عدم گسترش و پراکنش مناسب مساجد. حقیقت آن است که این مأمن مسلمین و رسانه دینى، در همه اماکن مورد نیاز در دسترس نیست.(1)
هرچند احتمال دارد دیدگاه سنتى گرا با این مقوله آشتى نداشته باشد ولى با همین مسجد مجازى مى توان بیماران
1) . براى مشاهده آمار در این باره به ص 117 مراجعه فرمایید.
و... که توان حضور در مسجد فیزیکى ندارند را در مسجد مجازى بهره مند ساخت. بالاخره یادمان باشد که جذب کردن نسبى بهتر از نیامدن هرگزى جوانان به مسجد است.
به ظاهر میان تبلیغ دین در فضاى مجازى و دنیاى واقعى، تفاوت در محتوا نیست، بلکه تفاوت در ابزار است؛ تبلیغ دین در فضاى مجازى محدودیت ها و امکاناتى دارد؛ همان گونه که تبلیغ در دنیاى واقعى با این محدودیت ها و امکانات مواجه است.(1)به عنوان مثال مخاطبان رسانه سنتى تلویزیون، مناسک مذهبى را مى بینند ولى در اینترنت قادر به انجام آن هم هستند. اجراى مراسم و مناسک مذهبى در فضاى واقعى لذت بیشترى دارد، اما اینترنت به کمک ویدئوکم ها و مانند آن، این امکان را فراهم کرده است که از طریق آن حتى زیارت کرد و احساس انجام مناسک دینى در افراد ایجاد نمود. درحالى که تلویزیون نمى تواند چنین امکانى را در اختیار ما قرار دهد و تنها نقش روایت گرى دارد.(2)
www.ictfarajoo.com/ default.aspx?tabid=62&atid=74
از این روى به باور برخى(3)اینترنت از سایر رسانه ها تفاوتى اساسى دارد. به زعم ایشان، اینترنت، یک رسانه نیست بلکه فضایى رسانه اى است. در واقع ما هم در اینترنت و هم با اینترنت زندگى مى کنیم.
به طور تقریبى هر سه ماه یک بار توسعه وب، دو برابر مى شود. اما این رشد روزافزون، کاملاً نابرابر توزیع شده است. در حالى که آمریکا و کانادا 63%، اروپا 4/ 22% و استرالیا، ژاپن و نیوزیلند 4/ 6% از کامپیوترهاى متصل به اینترنت را در اختیار دارند، بقیه کشورهاى آسیایى و آفریقایى تنها 9/ 5% از این کامپیوترها را در خود جاى داده اند. 83% کاربران اینترنت در آمریکا، 6% در اروپا، 3% در اقیانوسیه و 8% در بقیه قاره هاى دنیا قرار دارند. نگاهى به وضعیت و موقعیت زبان هاى مختلف در اینترنت میزان سلطه زبان هاى غربى را نشان مى دهد. در میان کسانى که از اینترنت استفاده مى کنند، 3/ 51% به انگلیسى سخن مى گویند و عرب زبانان کمتر از 1% استفاده کنندگان را تشکیل مى دهند.(4)
بیش از 80 درصد کل اطلاعاتى که در بیش از 100 میلیون رایانه سرتاسر جهان ذخیره شده به زبان انگلیسى است. این در حالى است که کمتر از 5% اطلاعات موجود در فضاى وب، در باره دین است.(5)مسجد مجازى مى تواند خلأ
1) . www.iqna.ir/ fa/ news_detail.php?prodid=301380
2) . همایش آسیب شناسى فرهنگ عاشورا در رسانه هاى مجازى، دکتر مسعود کوثرى،مدیر گروه ارتباطات دانشگاه تهران.
3) . دکتر مسعود کوثرى، مدیر گروه ارتباطات دانشگاه تهران.
4) . آشنا، حسام الدین، مقاله «اینترنت و امنیت فرهنگى ـ سیاسى» ص 233 .
5) . جمشیدى، احمد، مقاله «اینترنت، قاره ششم»، ص 41 .
نیاز به معنویت و دین را در محیط سایبر پر نماید و عرصه اینترنت را نیز اخلاقى و ارزشى نماید. در آن صورت اینترنت دیگر تهدید نخواهد بود. بلکه همه خانواده ها از حضور فرزندان خود در این محیط، احساس رضایت نیز خواهند نمود. یادمان باشد خواه و ناخواه، این غول رسانه اى به درون خانه هاى ما نفوذ کرده است، به جاى منع، مى توان این را مدیریت نمود و بلکه از این ابزار بر علیه دشمن بهره برد. دشمن با این ابزار درصدد ربودن اندیشه جوان اسلامى و ایرانى است با دینى کردن آن مى توان گستره انبوهى از جوانان غیر دینى را با آموزه هاى اسلامى، آشنا ساخت.
اگر انسان طالب شهرت است این تنها یک روى سکه از حیات انسانى است. پاره دیگر از زندگى انسانى، گرایش به انزوا گزینى دارد. در این بخش انسان دوست ندارد که همه از اسرار او با خبر باشند. از این روست که برخى سؤالات در ذهن انسانى هست که بى پاسخ است، نه از آن جهت که پاسخى ندارد بلکه از آن جهت که پرسشگر آن را جزو اسرار خود دانسته و با پرسیدن آن سؤال، گویى پاره اى از خلوت خود را برملا کرده است.
امروزه برخى بین «سؤال» و «مسئله» فرقى مطرح مى کنند، که دقیقا به این بحث برمى گردد. زیرا طرف در درون خود با «مسئله»اى درگیر است لیک اگر آن را بپرسد، بخشى از اسرار او فاش خواهد شد لذا آن را در قالب «سؤال» که قدرى نامرتبط با «مسئله»اش است، مى پرسد. این نحو پرسیدن، نمى تواند پاسخ مناسبى به «مسئله» جوانان باشد. مسجد مجازى، بهترین فضا براى طرح خودِ «مسئله» نه «سؤال» است. تا طرف مستقیما با «مسئله» خود درگیر شود و پاسخى کاملاً مرتبط با «مسئله» خود دریافت دارد. بى آنکه حتى بخش کوچکى از اسرار او فاش گردد.
یکى از ویژگى هاى اصلى فضاى مجازى، ایجاد محیطى براى مطرح کردن سؤال هاى ناگفتنى در دنیاى واقعى است. جوانان گاهى براى پرسیدن برخى سؤال ها به صورت چهره به چهره، حیا پیشه مى کنند. بنابراین فضاى مجازى این امکان را مى دهد که درد و دل هاى ناگفتنى، گفتنى شود.
خانه تن را بساز باغچه و گلشنی***گوشه دل را بساز! مسجد آدینه ای
ملک الشعرای بهار
در این بخش برآنیم وضعیت فعلى مساجد را کاویده و آنگاه جهت درک وظایف خود نسبت به این کانون نیایش و ستایش الهى در متون دینى سرى بزنیم. حقیقت آن است که همگان نسبت به این نهاد مذهبى، تکالیفى بر دوش دارند. این حقیقت در روزگار فعلى ـ بخاطر کاهش اقبال به مساجد ـ به یک بایسته جدى تبدیل شده است.
اینک به چند مورد از وظایف ما نسبت به مساجد اشاره مى کنیم:
در آیات قرآنى، ما مأمور به عمران مسجد شده ایم:
«إِنَّما یَعْمُرُ مَساجِدَ اللَّهِ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الاْخِرِ وَ أَقامَ الصَّلاةَ وَ آتَي الزَّکاةَ وَ لَمْ یَخْشَ إِلاَّ اللَّهَ فَعَسي أُولئِکَ أَنْ
یَکُونُوا مِنَ الْمُهْتَدینَ».(1)
کلمه «یعمر» در لغت به معناى اقامت و ملازمت بکار رفته است. هر چند عده اى عمارت مسجد را منحصر در بعد فیزیکى آن نموده اند ولى بعضى آن را اعم از عمران ظاهرى و ساختمانى دانسته و حتى برخى عمران را به عمارت معنوى تفسیر کرده اند.
«بعضى از مفسران تنها یکى از این دو قسمت را در تفسیر «عمران مساجد» در آیه فوق انتخاب کرده اند در حالى که مفهوم این کلمه یک مفهوم وسیع است، و همه این امور را شامل مى شود».(2)
همچنان که میبدى در تعریف عمران مى نویسد:
«عمارة المسجد دخوله و القعود فیه، و قیل ـ عمارته رفع بنائه و اصلاح ما استرمّ منه، و قیل ـ عمارته التّعبد فیه والصلاة و الطواف».(3)
«آبادى مسجد، وارد شدن و نشستن در آن است و به قولى بالا بردن بناى مسجد و نیکو کردن آن و به قولى دیگر، عمارت مسجد نماز خواندن و طواف در آن است».
برخى مفسرین آورده اند که عمارت مسجد، تنها ساخت مسجد نیست. بلکه «عمارت هر چیزى نسبت به آن فایده و نتیجه اى است که بایستى مترتب برآن گردد و خرابى مسجد که در قرآن اشاره بدان شده، نیز بلحاظ عدم ترتب همان فایده است».(4)لذا خرابى مسجد تنها با بیل و کلنگ نیست، بلکه هر برنامه اى که از رونق مسجد بکاهد، تلاش در خرابى آن است.(5)
از مصادیق عمران مساجد، عادت دهى به مردم براى حضور در مساجد است. مسجد مجازى در این فرهنگ سازى نقش بسزایى دارد. در حدیث شریفى از رسول اللّه صلى الله علیه و آله ذیل این آیه نقل شده که حضرت، عمران را به حضور پى درپى و عادت شدن الگوى رفتن به مسجد در بین مردم، تفسیر نموده اند:
«إِذَا رَأَیْتُمُ الرَّجُلَ یَعْتَادُ الْمَسَجِدَ أو یَتَعْاهَدُ الْمَسَجِدَ فَاشْهَدُوا عَلَیهُ بِالاْءِیمَانِ».(6)
«هرگاه کسى را دیدید که پیوسته به مسجد رفت وآمد مى کند، به ایمان وى گواهى دهید».
سپس رسول اللّه صلى الله علیه و آله این آیه را تلاوت فرمود:
1) . توبه: 18 . «مساجد خدا را تنها کسى آباد مى کند که ایمان به خدا و روز قیامت آورده، و نماز را برپا دارد و زکات را بپردازد و جز از خدا نترسد امید است چنین گروهى از هدایت یافتگان باشند».
2) . مکارم شیرازى، ناصر، تفسیر نمونه، ج 7 ، ص 316 .
3) . میبدى، احمد بن ابى سعد ابوالفضل رشیدالدین، کشف الأسرا وعده الأبرار، ج 4 ، ص 103 .
4) . امین، نصرت بیگم، مخزن العرفان در تفسیر قرآن، ج 2 ، ص 45 .
5) . قرائتى، محسن، تفسیر نور، ج 1 ، ص 186 .
6) . در کتاب مستدرک الوسائل چنین آمده است: «قَالَ تَرَهُّبُ أُمَّتِي الْجُلُوسُ فِي الْمَسَاجِدِ وَ قَالَ صلي الله علیه و آله إِذَا رَأَیْتُمُ الرَّجُلَ یَعْتَادُ الْمَسَاجِدَ فَاشْهَدُوا لَهُ بِالاْءِیمَانِ لِأَنَّ اللَّهَ یَقُولُ إِنَّما یَعْمُرُ مَساجِدَ اللَّهِ مَنْ آمَنَ بِاللَّه» نورى طبرسى، حسین محدث، مستدرک الوسائل، ج 3 ، ص 362 .
«إِنَّما یَعْمُرُ مَساجِدَ اللَّهِ مَنْ آمَنَ بِاللَّه».(1)
رهبر معظم انقلاب در باره عمران مساجد مى فرمایند:
«عمران مسجد، فقط عمران ظاهرى و پرداختن به در و دیوار نیست. عمران معنوى مسجد، بیشتر از عمران ظاهرى اهمیت دارد».(2)
ترفیعِ جاى، و جایگاه مسجد در قرآن مشهود است.
«في بُیُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ یُذْکَرَ فیهَا اسْمُهُ یُسَبِّحُ لَهُ فیها بِالْغُدُوِّ وَ الاْصالِ».(3)
در خانه هایى که خدا رخصت داده که [قدر و منزلت] آنها رفعت یابد و نامش در آنها یاد شود. در آن [خانه]ها هر بامداد و شامگاه او را نیایش مى کنند.(4)
علامه طباطبایى قدس سره در تفسیر معناى رفع مى فرماید:
«مراد از «رفع بیوت»، رفع قدر و منزلت و تعظیم آنهاست و چون عظمت و علو خاص خداى تعالى است و احدى شریک او نیست، مگر آنکه باز منتسب به او باشد که به مقدار انتسابش به او، از آن بهره مند مى شود، پس اذن خدا به اینکه این بیوت رفیع المقام باشند به خاطر این است که این بیوت منتسب به خود اویند. از اینجا معلوم مى گردد که علت رفعت این خانه ها همان «یُذْکَرَ فِیهَا اسْمُهُ» است، یعنى همین است که در آن بیوت نام خدا برده مى شود. و چون از سیاق برمى آید که این ذکر نام خدا استمرارى است، و یا حداقل آماده آن هست، لذا برگشت معنا به این مى شود که اهل این خانه ها همواره نام خدا را مى برند، و در نتیجه قدر و منزلت آن خانه ها بزرگ و رفیع مى شود».(5)
طبرسى رحمه الله نیز در مجمع البیان، مى نویسد:
«مقصود از رفع بیوت انبیاء، تعظیم و پاک کردن آنها از آلودگى هاست و مقصود از تطهیر پاک کردن از معصیت هاست. برخى گفته اند: مقصود این است که در این خانه ها رفع حوائج بسوى خدا شود».(6)
میبدى با تمسک به حدیثى منقول از ابن عباس که در ذیل این آیه آمده:
1) . رشیدرضا، محمد، تفسیر المنار، ج 1 ، ص 214 .
2) . فرازى از بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار با شرکت کنندگان داخلى و خارجى سومین همایش جهانى مساجد، فروغ مسجد 3 ، ص 23 .
3) . نور: 36 .
4) . فولادوند، محمدمهدى، ترجمه قرآن.
5) . موسوى همدانى، سیدمحمدباقر، ترجمه المیزان، ج 15 ، ص 175 .
6) . طبرسى، ابوعلى فضل بن حسن رضى الدین، ترجمه مجمع البیان فى تفسیر القرآن، ج 17 ، ص 114 .
«المساجد بیوت اللَّه فى الارض».(1)
«مساجد، خانه هاى خدا در زمین هستند».
در تفسیر کلمه رفع چنین مى نویسد:
«این رفع اقدارست نه رفع ابنیه از بهر آنکه در شرع دیوار مسجد بلند کردن و بالا دادن مکروه است، و فى الخبر امرنا ان نبنى المساجد جمّا، و رفع اقدار آنست که بزرگ دارند و سخن بیهوده در آن نگویند و جز از نام خدا در آن نبرند».(2)
صاحب تفسیرالمیزان در اثبات اینکه مراد از «بیوت»، مساجدند چنین مى گوید:
«از مصادیق یقینى این بیوت مساجد است که آماده هستند تا ذکر خدا در آنها گفته شود، و صرفا براى این کار ساخته شده اند، هم چنان که فرمود: «وَ مَساجِدُ یُذْکَرُ فِیهَا اسْمُ اللَّهِ کَثِیرا»(3)مساجدى که نام خدا درآنها بسیاربرده مى شود».(4)
زمخشرى نیز بر این عقیده مى باشد.(5)
«وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ مَنَعَ مَساجِدَ اللَّهِ أَنْ یُذْکَرَ فیهَا اسْمُهُ وَ سَعي في خَرابِها أُولئِکَ ما کانَ لَهُمْ أَنْ یَدْخُلُوها إِلاَّ خائِفینَ لَهُمْ فِي الدُّنْیا خِزْیٌ وَ لَهُمْ فِي الاْخِرَةِ عَذابٌ عَظیمٌ».(6)
«ستمکارتر از آن کس که از ذکر نام خدا در مساجد جلوگیرى کند و در ویرانى مساجد بکوشد کیست؟ آنان جز با ترس و لرز وارد مساجد نمى شوند براى آنان در دنیا ذلت و خوارى و در آخرت عذابى بزرگ آماده است».(7)
نویسندگان تفسیر نمونه معتقدند که:
«مفهوم آیه فوق، مفهومى وسیع و گسترده است و به زمان و مکان معینى محدود نمى شود، همانند سایر آیاتى که در شرائط خاصى نازل گردیده، امّا حکم آن در همه قرون و اعصار، ثابت است. بنابراین، هر کس و هر گروه به
1) . میبدى، احمد بن ابى سعد ابوالفضل رشیدالدین، کشف الأسرار و عدة الأبرار، ج 6 ، ص 536 .
2) . همان، ص 537 .
3) . حج: 40 .
4) . موسوى همدانى، سیدمحمدباقر، ترجمه المیزان علامه طباطبائى، ج 15 ، ص 175 .
5) . زمخشرى، جاراللّه محمد بن عمر، تفسیر القرآن، ج 3 ، ص 68 .
6) . بقره: 114 .
7) . کاویانپور، احمد، ترجمه قرآن.
نوعى در تخریب مساجد الهى بکوشد و یا مانع از آن شود که نام خدا و عبادت او در آنجا انجام گیرد مشمول همان رسوایى و همان عذاب عظیم است که در آیه اشاره شده است».(1)
جلوگیرى از ورود به مسجد و ذکر نام پروردگار و کوشش در تخریب آن، تنها به این نیست که مثلاً با بیل و کلنگ ساختمان آن را ویران سازند، بلکه هر عملى که نتیجه آن تخریب مساجد و از رونق افتادن آن باشد نیز مشمول همین حکم است. خرابى مسجد تنها با بیل و کلنگ نیست، بلکه هر برنامه اى که از رونق مسجد بکاهد، تلاش در خرابى آن است. دشمن از در و دیوار مسجد نمى ترسد، ترس او از زنده شدن نام خدا و بیدارى مسلمانان است.(2)پس اگر خرابى مسجد ظلم است، آباد کردن مسجد، أنفع کارها مى باشد.(3)
در باب اهمیت ساخت مسجد اگر هیچ روایتى نباشد جز این دست از روایات که ساخت مسجد را چنان با اغراق مهم جلوه مى دهد که حتى اقدام به ساخت مسجدى به اندازه لانه مرغى را مأجور مى شمارد.
«من بنى مسجدا ولو کمفحص قطاة بنى اللَّه له بیتا فى الجنة».
«کسى که مسجدى بنا کند هر چند به اندازه لانه پرنده اى بوده باشد، خداوند خانه اى در بهشت براى او بنا خواهد ساخت».(4)
از مسمع نقل شده است که امام صادق علیه السلام برایش چنین نوشت:
«دوست دارم در خانه ات، یکى از اتاق ها را مسجد قرار دهى».(5)
در سنن أبى داوود آمده است:
«أمر رسول اللّه صلى الله علیه و آله ببناء المساجد فى الدور و أن توظف و تطیب».(6)
پیامبر خدا، به ساختن مسجدهایى در درون خانه ها و پاکیزگى و خوش بو کردن آنها فرمان داد».
در مسند حنبل نیز مى خوانیم:
«کان رسول اللّه صلي الله علیه و آله یأمرنا ان نصنع المساجد في دورنا و أن نصلح صنعتنا و نطهرها».(7)
1) . مکارم شیرازى، ناصر، تفسیر نمونه، ج 1 ، ص 411 .
2) . قرائتى، محسن، تفسیر نور، ج 1 ، ص 186 .
3) . رازى، فخرالدین ابوعبداللّه محمد بن عمر، مفاتیح الغیب، ج 4 ، ص 11 .
4) . رشید رضا، محمد، تفسیر المنار، ج 10 ، ص 213 ، همچنین وسایل باب 8 از ابواب احکام مساجد.
5) . برقى، احمد بن محمد بن خالد، المحاسن، ج 31 ، ص 612 .
6) . سجستانى الازدى، سلیمان بن أشعث، سنن ابى داود، ج 1 ، ص 124 ، ح 455 .
7) . براى مطالعه احادیث دیگر در این باب، رجوع کنید به کتاب فرهنگ نامه مسجد، نوشته استاد محمدى رى شهرى، ص 232 ـ 235 .
عروة بن زبیر، از زبان یکى از اصحاب پیامبر صلى الله علیه و آله چنین حکایت مى کند:
«پیامبر خدا صلى الله علیه و آله همواره به ما فرمان مى داد تا مسجدهایى در خانه هاى مان بسازیم آنها را نیکو بنا کرده و پاکیزه گردانیم».(1)
اینک به پدیده کاهش استقبال از مساجدمى پردازیم،حقیقتى که مقام معظم رهبرى نیز آن را «مشکل اصحاب» مسجد مى داند:
«اما چه باید کرد که دل ها به مسجد گرایش پیدا کند؟ یعنى به حضور در مسجد، ماندن در مسجد و عبادت در مسجد شوق پیدا کنند. مشکل اصحاب مسجد این است! البته این فقط مشکل ما نیست در دنیاى غیر اسلام هم این مشکل مشاهده مى شود، اما آنها راه هاى غلطى انتخاب مى کنند. برنامه هایى در مساجد مى گذارند که با طبیعت مسجد و حقیقت آن در تضاد است. مثلاً در کنار مسجد سالن هایى مى گذارند که در آن سالن ها همان منکراتى انجام مى گیرد که در کنار کلیسا صورت مى گیرد. حال آنکه کلیسا موظف به نهى از آن است. لیکن به وسیله خود کلیسا در آن سالن ها، منکراتى صورت مى گیرد. این نقض غرض است. ما براى مساجد چنین چیزى تحمل نمى کنیم. اما فعالیت هاى گوناگون، از جمله استفاده از ابزارهاى تبلیغى، کتابخانه هاى مطلوب، از روش هاى هنرى براى تبلیغ مفاهیم دینى و تولید شوق به عبادت، از جمله مواردى است که لازم است در باره آن مطالعه شود».(2)
شهید مطهرى قدس سره نیز از این دغدغه چنین سخن مى گوید:
«باید ما با بچه هاى خودمان، برنامه مسجد رفتن داشته باشیم. تا بچه هاى ما با مساجد و معابد آشنا شوند. ما خودمان که از بچگى با مساجد و معابد آشنا بودیم، در این اوضاع و احوال امروز چه قدر به مسجد مى رویم. که بچه هاى ما که هفت ساله شده اند به دبستان و بعد به دبیرستان بعد به دانشگاه رفته اند، ولى اصلاً پاى شان به مساجد نرسیده است، بروند... خوب این ها قهرا از مساجد، فرارى مى شوند».(3)
«تأثیر منفى دین دارى مدرن بر میزان ارتباط با مسجد، صرف نظر از ماهیت فردگرایانه این نوع از دیندارى از یک سو، و محدود بودن میزان ارتباط جوانان با مساجد از سوى دیگر، مؤید این واقعیت است که جو اجتماعى و فرهنگى حاکم بر مساجد در حال حاضر چندان جوان پسند نیست و مدرن نیست».(4)
اینک جهت تبیین میزان استقبال مردم به ویژه جوانان از مسجد، چند نمونه از پیمایش هاى انجام گرفته در این مورد را ارائه مى نماییم.
«سازمان تبلیغات اسلامى، در سال 1376 شمسى در تهران به بررسى مسئله حضور جوانان در مسجد، وضع مساجد موجود از دیدگاه جوانان و نگرش جوانان درباره مسجد پرداخته است. این تحقیق که از نوع تحقیقات توصیفى است، به روش پیمایشى و با استفاده از پرسش نامه بر روى یک نمونه ششصد و پنجاه نفرى شامل جوانان 15 تا 25 ساله صورت گرفته است. طبق یافته هاى این تحقیق، با افزایش سن، و میزان تحصیلات، از میزان حضور در مساجد کاسته شده است... مردان بیش از زنان در مساجد حضور مى یابند. (6/ 66% برابر 61%). در مجموع بیش از 40% پاسخ گویان به مسجد، نگرشى منفى دارند. و به موازات، افزایش سطح تحصیلات، این نگرش منفى نیز، افزایش مى یابد».(1)
در پژوهشى که در سال 1382 بر روى جوانان استان کرمان انجام گرفت(2)نشان داد که 2/ 17% از جوانان فاقد هرگونه ارتباط با مسجداند و 69% هم اعلام کردند که با مساجد ارتباط پایین ترى دارند و فقط 8/ 3% در حد بالا داراى ارتباط با مساجد بودند یعنى در طول سال حداقل 731 و حداکثر 1095 بار با مسجد ارتباط داشته اند.(3)
براساس پژوهشى، میزان متوسط حضور در مسجد بطور سالانه 730 بار است در حالى میانگین حضور جوانان در مسجد 6/ 217 بار است!!(4)
صدا و سیماى جمهورى اسلامى ایران، در یک نظرسنجى با عنوان «مسجد پایگاه تحقیق و نوسازى معنوى» در سال 1376 به سنجش نگرش جوانان تهرانى در باره مسجد، حضور در مسجد و نارسایى هایىِ مسجد پرداخته است. این تحقیق توصیفى ـ پیمایشى، با استفاده از پرسش نامه برروى 650 تن جوان تهرانى که به عنوان افراد نمونه انتخاب شده اند، صورت گرفته است. نتایج این تحقیق حاکى از آن است که 20% آنها به ندرت به مسجد مى روند و 35% هیچ گاه به مسجد نمى روند. این تحقیق نیز مانند پیمایش سال 1376 سازمان تبلیغات اسلامى، نشان مى دهد که با افزایش تحصیلات، میزان حضور در مساجد کم بوده و همچنین دختران کمتر از پسران به مسجد مى روند.(5)
این در حالى است که طبق پژوهش ایوان یازبک و آدبرث لومیس، در سال 1983 در باره مساجد آمریکا، که در قالب کتابى تحت عنوان «گسترش ارزش هاى اسلامى در ایالات متحده آمریکا» منتشر شد، بین سن و میزان مشارکت مردم در فعالیت هاى مسجد رابطه معنادارى دیده مى شود. ولى حاصل این پژوهش برخلاف مساجد ایرانى است یعنى جوانان بیشتر از افراد مسن به مسجد مى روند. این دو پژوهشگر فعالیت پنج مسجد از سه ناحیه
آمریکا شامل نیویورک، میدوست و سواحل شرقى مورد مطالعه قرار دادند.(1)در فصل ششم: «مسجد مجازى و بازیابى کارکردهاى متنوع مساجد» خواهیم گفت که راز موفقیت مساجد خارج کشور در تنوع کارکردها نهفته است.(2)
در کنار آمار تلخى که ارائه شد، حقیقتى نیز وجود دارد که از گرایش فطرى جوانان به امور مذهبى سخن مى گوید.
همچنان که، استانلى هال، معتقد است نوجوانان در حدود پانزده سالگى، حداکثر احساسات دینى را دارا هستند. زیرا با گرایش به شرف دین و اعتقادات مذهبى، مى خواهند تلاطم نابسامانى خود را تخفیف بدهند.(3)
این ادعاى روانشناسان با داده هاى آمارى داخل کشور نیز قابل اثبات است. در بررسى از جوانان مشهد، روشن شد که افتخار به مذهب، بیشترین نمره را نسبت به افتخار به خانواده، تحصیل و ثروت داشت. بطورى که فاصله بین سه مورد اخیر و مذهب، فاصله قابل توجهى است.(4)
همچنین براساس این پیمایش، جوانان مشهد، در پاسخ به توانمندى اسلام در پاسخ به نیازهاى انسان معاصر نسبت به ادیان و علوم دیگر، 75/ 78 درصد موافق بودند.(5)
در بررسى از جوانان مشهد، در پاسخ به علاقمندى شان نسبت به سه کتاب قرآن مجید، نهج البلاغه، و مفاتیح الجنان، انجام گرفت، نشان داد که نزدیک 98% به آنها به نحوى علاقمندند.(6)در این میان 4/ 10 درصد جوانان اعلام کردند که به طور مستمر نهج البلاغه، 7/ 76 درصد قرآن و 2/ 40 درصد مفاتیح الجنان را مطالعه مى کنند.(7)
بیش از 85 درصد جوانان مشهد معتقدند که دین داراى کارکردى است که هیچ چیزى نمى تواند براى آن جایگزین باشد.(8)
62/ 72 درصد جوانان مشهد در هر شرایط نماز را ترک نکرده و آن را به جا مى آوردند. 16درصد هم نماز نمى خوانند.(1)این درحالى است که تنها 3/ 34 درصد از این افراد در نماز جمعه و 5/ 41 درصد در نماز جماعت شرکت مى کنند. این میزان حدود یک سوم کسانى است که پایبنده به نماز بوده و آن را به جاى مى آوردند.(2)همچنین 7/ 28 درصد از پاسخ گویان اظهار داشتند اعضاى خانواده هاى شان در مراسم نماز جمعه و 3/ 42 درصد در مراسم نماز جماعت شرکت مى کنند.(3)ضمنا 22 درصد از جوانان اظهار داشته اند که دوستانِ نزدیک شان در مراسم نماز جمعه، 7/ 31 درصد در نماز جماعت شرکت مى کنند.(4)
در باره روزه، 5/ 80 درصد از جوانان مشهدى به روزه پایبندند.(5)و در مجموع 73/ 50 درصد جوانان به احکام و مقررات اسلامى پایبندند.(6)
آیا فرصت آن نرسیده است که براى جذب و جلب این فطرت هاى پاک به سوى مساجد؛ فکرى نماییم؟! مقایسه این دو دست آمار ـ آمار کاهش استقبال از مساجد و آمار گرایش شدید جوانان به مذهب ـ نشان مى دهد که مساجد در جذب آنان موفق نبوده اند. و این مشکل مساجد بوده است نه جوانان.
اینکه مردان بیش از زنان در مساجد حضور مى یابند. (6/ 66% برابر 61%)(7)بااینکه احساسات مذهبى دختران جوان بیش از پسران است معلوم مى شود که مساجد در پاسخ دهى به نیازهاى مذهبى توفیقى چندان نداشته اند؛ به دیگر تعبیر نیازهاى انتظار رفته را نتوانسته اند برآورده سازند.
تاریخ صدر اسلام نشان مى دهد که چگونه اصحاب پیامبر صلى الله علیه و آله بعد از گذشت پنجاه سال، فرزند نازنین وى را در صحراى نینوا مظلومانه سر بریدند. هرچند تحلیل هاى متعددى در علل اتفاق افتادن کربلا وجود دارد. ولى به باور برخى تحلیل گران، شکاف بین «نسل اول» صدر اسلام یعنى «صحابه»، و «نسل سوم»(8)یعنى «تابعینِ تابعین»، که در زمان امام حسین علیه السلام زندگى مى کردند، موجب شد این حادثه پدید آید. نسلى که رنج هاى نسل اوّل به خوبى
به آنان به ارث نرسید و متولیانِ خلافت، ارزش هاى زمان نبوى صلى الله علیه و آله را به نسل سوم انتقال ندادند. آنقدر آوارها در طول این چند سال روى هم جمع شد که در زمان امام حسین علیه السلام به نقطه صد درجه و نقطه جوش خود رسید.(1)
انقلابى که با خون هزاران نفر از نسل اوّل و دوّم آبیارى شد و اینک مى رود شاخه هایش بر آسمان جهانى پرکشد، از این به بعد در دست نسل هاى سوم و چهارم خواهد بود. اگر مساجد در انتقال ارزش هاى نسل هاى قبلى به این نسل ها تلاش ننماید، با واقعیت تلخى روبرو خواهیم بود. چرا که تاریخ تکرار مى شود.
انقلاب اسلامى ایران، در آغاز دهه چهارم انقلاب و در مسیر عملیاتى نمودن چشم انداز بیست ساله و همچنین در آستانه گام هاى نخستین براى تبدیل به قدرت اول منطقه اى، با نسل سوم و چهارمى روبروست. براى انتقال این مفاهیم به این نسل ها، مسجد وظیفه اى مضاعف دارد. همچنان که در متن سند چشم انداز و صریح متن سند چشم انداز بیست ساله مساجد به این مهم اشاره دارد.(2)
یادمان باشد اگر براى حفظ منابع طبیعى به نسل بعدى تلاش هایى صورت مى گیرد باید براى حفظ و انتقال میراث هاى معنوى مثل فرهنگ جهاد و شهادت دوران نهضت انقلاب اسلامى و دوران دفاع مقدس نیز باید تلاشى مضاعف صورت گیرد. فراموش نکردیم که نسل اول و دوم را همین مساجد در آن دوران طاغوتى سیاه تربیت کردند. براى تربیت نسل هاى بعدى، باز این مسجد است که مى تواند فرزندان دوران نهضت و دفاع مقدس تربیت نماید و ارزش هاى دیروزین را در آنها نهادینه نماید.
رهبر فقید انقلاب اسلامى امام خمینى قدس سره با درایت ویژه اى ضرورت انتقال این میراث را گوشزد و پیش بینى مى کردند:
«ما باید همه چیز را به همان قوتى که امروز دارد، تحویل دسته بعد بدهیم. آنها هم کوشش کنند تا به همان قوت تحویل دسته بعد بدهند. ما باید بنیان را محکم کنیم و به دسته بعد بدهیم».(3)
از دیدگاه امام، نظام اسلامى یک امانت الهى است که مردم و کارگزاران، باید این امانت را به آیندگان به میراث بگذارند:
«شما الآن امانت بزرگى از دست این ملت تحویل گرفتید و مقتضاى امانت دارى، این است که آن را به طور شایسته حفظ کنید و بطور شایسته به نسل آینده و دولت هاى آینده تحویل بدهید».(4)
در این بخش برآنیم تا ثابت کنیم که این آمار چه ضرورتى را ایجاب مى کنند که ما به مساجد مجازى روى آوریم. برآیند خلاصه آمار پیشین حاکى از دو واقعیت انکارناپذیر است: یکم؛ این که فطرت جوانان به حقایق ایمانى گرایش دارد. دوم؛ این که وضعیت مساجد در بین جوانان از اقبال مطلوبى برخوردار نیست.
در یک بررسى از دانش آموزان دبیرستان هاى خرم آباد، علت عدم گرایش به مساجد، عدم آگاهى جوانان از جایگاه مسجد گزارش داده شده است.(1)در پیمایشى از جوانان مشهد، 3/ 44 درصد جوانان در هیچ یک از زمینه هاى مذهبى مطالعه اى نداشتند. و تنها 7/ 63 درصد در زمینه هاى مذهبى مطالعه کرده اند. از کسانى که در زمینه مذهب مطالعه داشته اند، 4/ 37 درصد تنها در یک زمینه، 4/ 11 درصد در دو زمینه، 2/ 5 درصد در سه زمینه و تنها 7/ 1 درصد در چهار زمینه مطالعه داشته اند. چهار زمینه عبارت بود از اعتقادى، احکام، قرآن و تفسیر، و تایخ اسلام.(2)
این آمار نشان از این دارد که مطالعه مذهبى جوانان رو به کاهش است. اینترنت به عنوان ابزارى که جوانان روزانه لحظاتى را با آن سپرى مى کنند، مى تواند به مدیریت خوب و تولید انبوه محصولات دینى بر فضاى وب، در گسترش دانش دینى جوانان مؤثر افتد و خود موجب گرایش جوانان به مساجد شود زیرا بخشى از این محصول عرضه شده در فضاى وب، در باره جایگاه مساجد خواهد بود. و این خود بر راهبرد ما در مسجد مجازى که عبارتست از «آستانه بودن مسجد مجازى براى مساجد واقعى»، گواهى، نیک خواهد بود.
خود این عمل، در رفیق نمودن کاربران اینترنت با مساجد، مؤثر خواهد بود بى آنکه اینترنت را به عنوان رقیب مساجد قرار دهیم و جوانان را در انتخاب یکى از آن دو به صورت مانعة الجمع مختار کنیم.
در این مجال به جاست به جایگاه مسجد در فضاى مجازى اشارتى داشته باشیم و از واقعیت تلخى دیگر گزارش دهیم. به موازات گسترش اسلام خواهى، دشمن، پروژه تخریب شعائر و ارزش هاى اسلامى را کلید زد. کافى است پلنى از فیلم هاى ساخته شده غربى و هالیوودى بر علیه اسلام را مشاهده کنید. استفاده از نمادهاى اسلامى مثل اذان، مسجد، مناره به عنوان کمین گاه تروریست ها! و محل تربیت گروه هاى انتحارى، در راستاى پروژه نامیمون تخریب چهره اسلام است. آیا همین ما را بر آن نمى دارد که از این واژه ها و نمادهاى مقدس دفاع کنیم؟!
فیلم هایى مثل «روز استقلال»(3)، «محاصره»(4)، «شمشیر اسلام»(5)و... درصدد ارائه چهره اى خشن از اسلام اند. این فیلم ها عموما همزمان با صداى اذان و نمایش مناره و گنبد مساجد اسلامى، عملیات ترور و... را نشان مى دهد.
آیا وقت آن نرسیده است که ما نیز با ساخت بازى رایانه اى، جوان و حتى کودکان خود را روانه مسجد مجازى کنیم؟ آیا بر نهاد متولى مسجد وظیفه نیست که یک بازى، یا سایتى تدارک ببیند که فرزند ایران و اسلام ناخودآگاه در فضاى مسجد قرار گیرد؟(1)
دشمن براى جذب پیرو به ادیان دیگر ـ با درک اینکه اسلام در حال رشد بوده و مورد اقبال عمومى است ـ به تبلیغ خود در قالب سایت هاى اسلام همّت گماشته است. نو مسلمانى که مى خواهد از اسلام چیزى یاد بگیرد، در سهل الوصول ترین جا یعنى اینترنت دنبال شاه کلید واژگان اسلامى مثل؛ مسجد، قرآن، مناره، و... مى رود. دشمن براى اصطیاد چنین قشرى، فضاى مجازى را مناسب دیده است. یعنى با دمین هاى اسلامى، به تبلیغ خود و تخریب اسلام مى پردازد.این نوع تبلیغ ـ هم بخاطر غیرمستقیم بودن و تبلیغ دین دیگر به ظاهر از زبان یک مسلمان بودن ـ اثر بخش تر خواهد بود!!
نگارنده معتقد است اگر اسامى ائمه علیهم السلام مقدس است، به خاطر این است که ذوات مسمّى به آن اسم، مقدس بودند. از این روى اگر همین اسامى با قصد شخصى غیر از ائمه علیهم السلام نگاشته گردد آن احکام خاص فقهى را نخواهد داشت.(2)بر همین اساس، اگر خود مسجد داراى احکام ویژه شریعتى است که نشان از قداست آن دارد، واژه مسجد نیز از این قداست بهره مند است. اگر طبق آیات قرآن، مشرکان حق تولّى مسجد را ندارند،(3)پس حق بهره گیرى از واژه مسجد را هم نخواهند داشت.
نظر به اینکه مسجد یک واژه مقدس اسلامى است، ممکن است (به زعم بنده اتفاق افتاده) که دشمنان به اسم این واژه با دامنه هاى متفاوت، سایت ساخته و به تبلیغ عقاید خود و تخریب چهره اسلام بپردازند. یعنى کاربرى که جز از اسلام و مسجد چیزى ندیده و نشنیده، به اسم مسجد بودن آن اکتفا نماید، درحالى که محتواى آن کاملاً ضد اسلامى است. لذا در یک اقدام سریع باید همه مشتقات مسجد با انواع دامین ها، ضبط شده و در انحصار قرار گیرد. زیرا به نص قرآن، مساجد از آن خدایند.(4)در آن باید خدا یاد شود نه اینکه با اسم مقدس مسجد، فضاى مجازى ساخته شود و با آن دین مسیحیت و... ترویج شود.
همچنان که مساجد فیزیکى را مردم ساخته، ولى مرکز رسیدگى به امور مساجد، حمایت و هدایت مى کند، به نظر شایسته است افراد خودجوشى که اقدام به تأسیس مسجد مجازى نموده اند شناسایى، و مورد حمایت و تشویق قرار گیرند.
همچنان که مساجد فیزیکى بدون نظارت در ساخت و ساز و مدیریت، از مطلوبیت کافى برخوردار نخواهد بود، باید مساجد مجازى نیز سامان دهى گردد. بر محتواى تولیدى آنها نظارت گردد. و این در سایه آموزش محقق
1) . جهانگیرى (سهروردى)، یحیى، مقاله «مسجد مجازى، تحول و نوآورى در مسیر ایران در سال 1404»، ص 58 .
2) . به رساله هاى عملیه و کتب فقهى مراجعه شود.
3) . «ما کانَ لِلْمُشْرِکینَ أَنْ یَعْمُرُوا مَساجِدَ اللَّهِ شاهِدینَ عَلى أَنْفُسِهِمْ بِالْکُفْرِ أُولئِکَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ وَ فِى النَّارِ هُمْ خالِدُونَ». توبه: 17 .
4) . «وَ أَنَّ الْمَساجِدَ لِلَّهِ فَلا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَدا». جن: 18 .
مى گردد.
ور نباشد فرش ابریشم طراز***با حصیر کهنه اى مسجد بساز
شیخ بهایى
مساجد، از ظرفیت بالایى در رشد و بالندگى فرد و اجتماع برخوردار است. اگر این پدیده دینى را به تحلیل بنشینیم خواهیم دید که این کانون مقدس، با تهدیدهایى روبروست که در آتیه موجبات ضعف مسجد را فراهم خواهد آورد. ولى اگر بتوانیم این تحولات را درست مدیریت کنیم، افزون براینکه از این تهدیدات عبور مى کنیم بلکه آن را به فرصت تبدیل خواهیم کرد. البته در کنار این تهدیدات، افق هایى نیز به روى مساجد گشوده شده است که در گذشته نبوده و یا کمرنگ بوده است که مى تواند در گسترش کارکرد مساجد، مؤثر افتد.
بدون توانمندسازى مساجد، بویژه در دنیاى معاصر، مساجد کوچک، مخروبه و مساجد بزرگ، جزو مکان هاى توریستى درخواهد آمد! همچنان که، برخى از این تهدیدات به خاطر عدم توجه و عدم مدیریت درست، بخشى از نقش آفرینى مساجد را کاهش داده اند. از سوى دیگر فرصت هاى متعددى بر روى مساجد، گشوده شده است که هر یک در پویاسازى مساجد، تأثیرى شگرف خواهد گذاشت. در این بخش برآنیم تا با برشمردن برخى ضعف هاى موجود در مساجد فیزیکى، بر این نکته تأکید نماییم که بدون توجه به مساجد مجازى، این تهدیدات، تشدید خواهد شد. و در سایه مساجد مجازى است که مى توان حتى این تهدیدات را به فرصت تبدیل کرد.
قرن بیستم، قرن شورش جهان بر ایدئولوژى و قرن شورش علم، تکنولوژى و صنعت بر ارزش هاى مقدس انسانى بود. ولى خوشبختانه در واپسین غروب این قرن، جرقه امید جهیدن گرفت که نویدبخش روزنه نور براى قرن بیست و یکم گردید.(1)ناتوانى تمدن صنعتى در برآوردن نیازهاى معنوى و ارزشى انسان معاصر و در نتیجه ظهور بحران ها و بن بست هاى بغرنج در فضاى ذهن و زندگى آدمیان سبب شده است تا بار دیگر دل هاى مضطرب، به دنبال وسیله اى گردد تا انسان دور افتاده از اصالت هاى خویش را از گرداب وحشتناک کنونى نجات داده و به ساحت امن سعادت رهنمون شود. به دیگر تعبیر، دستآورد دنیاى مدرن، «آسایش» صِرف بود که «آرامش» را از انسان سلب کرد. اینک انسان به دنبال آرامش است.(2)
موج بازگشت به عرفان و معنویت، یک موج بسیار محسوس در دنیاى جدید است. از این روى عده اى هزاره سوم را «عصر عرفان گرایى» مى نامند.(3)بى جهت نیست که قرآن و کتاب مولانا در آمریکا پرفروش ترین کتاب مى شود.(4)نیاز به معنویت، مستمسکى شد براى پدید آمدن ادیان جدید، بطورى که 173 دین و طبق آمارى نزدیک به 200 دین در طول 25 سال اخیر در سراسر جهان به وجود آمدند که شاخصه و دغدغه اصلى آنها مسائل عرفانى است.(5)نویسنده اى قرن بیست ویکم را چنین توصیف مى کند:
«قرن بیست و یکم قرن، قرن حاکمیت ایدئولوژى است. قرائن موجود در جهان؛ و تغییر و تحول حالات روحى و فکرى ملت ها و گرایش هاى نوین مذهبى، خود دلایل محکمى است بر این واقعیت که جهان در شرف یک تحول دینى نوینى است».(6)
1) . فرحى، غلامحسین، تئورى قدرت برتر، ص 65 .
2) . جهانگیرى سهروردى، یحیى، مقاله «عرفان حسینى و عرفان هاى کاذب»، ص 253 .
3) . افراسیاب پور، على اکبر، مقاله «عرفان ستیزى در دوران عرفان گرایى»، ص 21 .
4) . روزنامه کیهان، پنجشنبه 24 آبان 1386 ، ش 18950 .
5) . جهانگیرى سهروردى، یحیى، مقاله «هیونز گیت»، ص 8 .
6) . فرحى، غلامحسین، تئورى قدرت برتر، ص 65 .
توجه به معنویت، نه یک چیز تازه بلکه خواست اساسى فطرت انسانى است. اگر تفسیر آیت اللّه طالقانى رحمه الله را بپذیریم چه الفت نیکى بین این دو خواسته فطرت؛ یعنى «معنویت» و «مسجد»، روى خواهد داد. اساسا این دو همیارهمند. معنویت حقیقى در مسجد است و مسجد هم کانون معنویت. آیت اللّه طالقانى در ذیل آیه شریفه «وَ إِذْ جَعَلْنَا الْبَیْتَ مَثابَةً لِلنَّاسِ وَ أَمْنا»(1)کشش و بازگشت انسان به مسجد را فطرى مى شمارد و مى نویسد:
«جعل بیت بصورت مثابه، بر طبق کشش نفسانى انسان به محل امن و عدل مى باشد. این جویایى مانند امام جویى است و توجه به چنین خانه اى که فطرت حق جویى و عدل را بیدار سازد، از کشش ها و خواسته هاى درونى آدمى و به سود وى مى باشد».(2)
مساجد، مى تواند از این فرصت به وجود آمده بهره وافر را ببرد. اگر مساجد میدان را خالى بگذارد، دکانداران معنویت هاى سکولار، این عرصه را تصاحب خواهند کرد. یادمان باشد که تنها معنویت اسلامى است که عطش تشنگان معنویت و معرفت را مى تواند سیراب نماید. مسجد مجازى به خاطر خیل اقبال تشنه گان معنویت به اینترنت، مى تواند رهیافت نیکى تلقى گردد. چرا که جستجوى معنویت در اینترنت، رتبه بالایى را به خود اختصاص داده است.(3)
«گیدنز» در توجیه تداوم دین در عصر ارتباطات، ضمن اشاره به عدم توانایى علم گرایى و عقل گرایى در پاسخ به پرسش هاى انسان، مى نویسد:
«شاید کمتر کسى در این جهان باشد که هرگز تحت تأثیر احساسات مذهبى قرار نگرفته باشد. علم و تفکر عقل گرایانه در برابر سؤالاتى اساسى مانند معنا و هدف زندگى و موضوعاتى که همیشه اساس دین بوده است، ساکت مى ماند».(4)
از فرصت هاى پیش روى مساجد براى تبیین آموزه هاى ناب اسلامى، موج فزآینده گرایش به اسلام در غرب است. سرعت در توزیع فرهنگ اسلامى در بین ملل دیگر یک اقدام بایسته است. اسلام، به خاطر داشتن جامعیت در پاسخگویى به نیازهاى انسان و نیز به سبب موافقت با فطرت، مورد پذیرش بشر آگاه بوده و هست. ولى آنچه که به عنوان یک رویداد جهانى قابل توجه است، موج عظیم گرایش به اسلام بویژه پس از پیروزى انقلاب اسلامى مى باشد. برخورد خشن دنیاى غرب با اسلام، گواه روشنى بر مدعاست. به تعبیر روزنامه پر تیراژ «سیدنى
مرنینگ هرالد»، اسلام از مرزهاى جغرافیایى عبور مى کند، مکتب هاى سیاسى و رژیم هاى ملّى را پشت سر مى گذارد و کشورهاى گوناگون، شاهد تحرّک سیاسى و رشد پاینده اسلام خواهند بود.(1)
«در حالى که اسلام، در سى سال پیش از این، هیجده درصد جمعیت دنیا را داشت؛ اینک به یک چهارم جمعیت دنیا؛ یعنى یک میلیارد و چهارصد میلیون نفر رسیده است».(2)
براى نمونه، در کشور کانادا طبق آمار منتشر شده، در سال 1871 م ، 13 مسلمان زندگى مى کردند. این تعداد در سال 1901 به 300 تا 400 نفر و در سال 1911 به 1500 نفر افزایش یافت. در سال 1951 حدود 2000 تا 3000 مسلمان در کانادا زندگى مى کردند. در سال 1971 این رقم 10 برابر یعنى حدود 33370 نفر شد. در سال 1981 یعنى 1360 ش به تعداد 98160 نفر رسید. در فاصله سال هاى 1981 تا 1991، جمعیت مسلمانان به طور چشمگیرى افزایش یافت و با رشد 158 درصدى، به 253260 نفر رسیده است.(3)
بر پایه آمار رسمى از حدود ده سال پیش تاکنون، بیش از پنجاه هزار نفر در فرانسه به اسلام گرویده اند که به گفته «دلیل بوبکر»، مدیر مسجد پاریس، تنها در مسجد او سالانه بیش از چهارصد تا پانصد نفر به دین اسلام مشرف مى شوند. ماهنامه «لومند مذاهب» در شماره جدید خود مى نویسد: بیش از 60 هزار فرانسوى به اسلام که دومین دین فرانسه به شمار مى رود، گرویده اند.(4)
امروزه در کشور ترینیداد و توباگو، اسلام، به قدرى رشد کرده است که حدود هشت درصد کل جمعیت آن را مسلمانان تشکیل مى دهند. به حدى که برخى مدیران عالى کشورى، مسلمان اند. و حکومت ترینیداد روزهاى تعطیل اسلامى را، مانند عید فطر و... به رسمیت شناخته است. این در حالى است که تا سال 1945 م، اسلام در این کشور، دینِ رسمى محسوب نمى شد.(5)
در ماه رمضان امسال بود که خبرگزارى ها اعلان کردند: قرآن کریم در فرانسه پرفروش ترین کتاب شناخته شده است. این در حالى بود که کتاب هاى دیگر اسلامى مثل ادعیه و... نیز از استقبال قابل توجهى برخوردار بوده است.(6)روزنامه آلمانى فوکوس، اعلام کرد که قرآن مجید دومین کتاب پرفروش در تعطیلات کریسمس در دانمارک بوده است. بخاطر پر فروش بودن قرآن در کشور بنگلادش، ترجمه قرآن در این کشور نایاب شد.(7)بنابر اعلان مؤسسه ترجمان وحى، در نمایشگاه کتاب «المدیة» در الجزایر، قرآن، پرفروش ترین و دیگر کتب اسلامى، در صدر قرار گرفتند.(8)در نمایشگاه کتابى که در شهر پتنا، مرکز ایالت بیهار هندوستان برگزار شد،
1) . www.andisheqom.com/ files/ enghelab.php?idveiw=29464&&level= 4&subid=29464-ftn4
2) . اخترى، محمدحسن، جایگاه اسلام در جهان امروز، صص 4 و 3 .
3) . خانیگى، رامین، اسلام در آمریکا، صص 73 ـ 74 .
4) . 22 آبان 1387 www.tabnak.ir/ pages/ ?cid=25065
5) . همان، صص 197 ـ 200 .
6) . www.asriran.com/ fa/ pages/ ?cid=51437
7) . www.shia-online.ir/ article.asp?id=2792&cat=1
8) . www.cthq.ir/ newsite/ index.php?option=com_content&task=view&id=68&itemid=1
قرآن بیشترین فروش را داشت و بیش از 75% خریداران، غیرمسلمان بودند.(1)براساس تحقیق چشم انداز دینى آمریکا 2008 که در ماه فوریه گذشته منتشر شد، تعداد مسلمانان آمریکا 6% تخمین زده شد. هرچند برخى آمار موثق تعداد مسلمانان فعلى در ایالات متحده آمریکا را 6% جمعیت ملى این کشور برآورد کرده اند. در کمترین حالت، حدود 7 میلیون معادل 3/ 2% از کل جمعیت آمریکا را مسلمانان تشکیل مى دهند.(2)
گویى این پیش بینى امام على علیه السلام به تحقق مى پیوند که فرمود:
«لتعطفن علینا الدنیا بعد شماسها عطف الضروس على ولدها ثم قرأ «وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِى الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِینَ وَ نُمَکِّنَ لَهُمْ فِى الْأَرْضِ»(3)الآیة».(4)
دنیا پس از سرکشى روى به ما نهد، چون ماده شتر بدخو که به بچه خود مهربان بود، سپس این آیه را خواند: و مى خواهیم بر آنان که مردم، ناتوان شان شمرده اند منّت نهیم و آنان را امامان و وارثان گردانیم.(5)
بفرمود این نکته اى مرد راه
که نورش بود به زخورشید و ماه بما آل احمد همانا جهان
همى باز گردد شود مهربان چنان بازگشت شتر کاو بود
همى گاز گیر و بد از خوى بد که بر بچه خویش هم لاجرم
کند سردى و قهر از بیش و کم سپس خواند این آیه را اى رشید
همانا ز قرآن کتاب مجید(1)
1) . ایراندوست، عباس، خورشید هدایت شعر.
حفظ و تعمیق معارف اسلامى در بین نو مسلمانان، نباید مغفول واقع گردد. مساجد مجازى، به خاطر سهل الوصول بودن و کم هزینه بودن مى تواند درکوتاه مدت، این مهم را عملى سازد. هرچند نباید از مساجد فیزیکى هم غفلت کرد.
از دیگر تهدیدهاى پیش روى مساجد، اقلیت مسلمان هستند که به خاطر موانعى از مسجد دورند. با مدیریت این فضا به ویژه بهره گیرى از مساجد مجازى، مى توان از این تهدید نیز به آسانى عبور کرد. مسلمانان مقیم در کشورهایى که مسلمان نیستند، در حوزه مساجد با سه مشکل اساسى مواجه اند. که ملاحظه هر یک، وادار مى کند که به مساجد مجازى روى بیاوریم.
از آنجا که در برخى کشورهاى اروپایى، ساخت مسجد با موانع قانونى و یا سیاسى روبروست، اقلیت مسلمان، به خاطر مواجه مستقیم با پدیده اسلام هراسى، به دنیاى مجازى رو کرده تا آموزه هاى حقیقى اسلام را با هدف رفع باورهاى نادرست در دنیاى کامپیوترى ارائه کنند.(1)
محمّد یوسف روانپزشک ساکن در سوئد در فضاى اینترنت، مسجدى مجازى تشکیل داده تا از طریق آن آموزه ها و آداب و رفتار اسلامى را ترویج کند. غیرمسلمانان، در این مسجد با چگونگى نماز خواندن، قرائت قرآن و وضو آشنا مى شوند. وى مى گوید: صدها نفر از علاقه مندان از ملیت هاى مختلف براى شناخت اسلام به این فضا رجوع مى کنند. یوسف 39 ساله اظهار داشت که تاکنون سه هزار مسیحى بازدید کننده از طریق فضاى مجازى به اسلام مشرف شده اند. این فضاى مجازى با معمارى اسلامى تزیین شده است، مسجد آن از مناره برخوردار بوده و در داخل آن نسخه هاى قرآن کریم و ترجمه آن به زبان انگلیسى قرار گرفته است. حدود یک هزار و 500 نفر روزانه از این مسجد مجازى دیدن مى کنند که در آن میان، عده اى غیرمسلمان هستند. از زمان افتتاح این شبکه در سال 2003 تاکنون بیش از 9 میلیون نفر در آن عضو شده اند.(2)
اینجا انسان به یاد شأن نزول این آیه شریفه مى افتد.
«وَ لِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ فَأَیْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ واسِعٌ عَلیمٌ».(3)
«مشرق و مغرب، از آن خداست! و به هر سو رو کنید، خدا آنجاست! خداوند بى نیاز و داناست!».(4)
تفسیر نمونه در ذیل این آیه مى نویسد:
«چنین نیست که اگر شما را از رفتن به مساجد و پایگاه هاى توحید مانع شوند، راه بندگى خدا بسته شود، نه، شرق و غرب این جهان تعلق به ذات پاک او دارد و به هر سو رو کنید او آنجا است».(1)
هر چند در آیه قبل، از بزرگترین ظلم یعنى تخریب مساجد یا منع از مساجد، سخن به میان آمده است، ولى آیه بشارت به این است که مبادا مأیوس شوید و یا احساس ناامیدى و بى پناهى بکنید، تمام جهان، محل عبادت و همه جاى هستى قبله گاه است.(2)
براساس طرحى در اروپا، ساخت مسجد و مراکز فرهنگى اسلامى در سرتاسر اروپا محدود شده و تحت کنترل دولت درخواهد آمد. براین اساس، مساجدى مجوز ساخت مى گیرند که در فاصله یک کیلومترى از کلیسا ساخته شوند. شرط دیگر براى اعطاى مجوز ساخت مسجد، نظرسنجى از سوى اهالى آن منطقه است.(3)همچنان که حزب راست گراى افراطى اتحاد شمال که رفته رفته به قدرت اول ایتالیا تبدیل مى شود، با ارائه طرحى به پارلمان این کشور، خواستار ممنوعیت ساخت مسجد در ایتالیا شد.(4)
ممنوعیت ساخت مسجد در جنوبى ترین ایالت اتریش نیز به تصویب قانونى رسیده است. گرگ هایدر فرماندار ایالت کارینتیا که ساخت مسجد را ممنوع اعلام کرده، گفت: توصیه مى کنم علیه اسلامى شدن که تمام اروپا را احاطه کرده و فرهنگى کاملاً متفاوت را وارد این قاره کرده ایستادگى کنید و ما در این عرصه پیشگام هستیم. این قانون تصریح مى کند که ساخت هر ساختمانى با معمارى یا اندازه غیرعادى باید توسط کمیسیونى مورد قضاوت قرار گیرد که همخوانى آن با استانداردهاى ظاهرى شهرها مورد تصویب باشد. این امر بدان معنا است که مساجد، شانس اندکى براى کسب اجازه ساخت دارند.(5)این در حالى است که اسلام دومین دین بزرگ در این کشور بوده و 400 هزار نفر یا 4 درصد از جمعیت اتریش را به خود اختصاص داده اند.(6)
آلیسون رائوف یکى از اعضاى شوراى عمومى کلیسا به عنوان هیئت حاکم کلیسا نیز خواستار ممنوعیت ساخت مسجد در بریتانیا شد تا چهره این کشور، اسلامى نشود.(7)این در حالى است که حدود 47 هزار کلیسا و
1) . مکارم شیرازى، ناصر، تفسیر نمونه، ج 1 ، ص 414 .
2) . قرائتى، محسن، تفسیر نور، ج 1 ، ص 188 .
3) . www.kheimehnews.com/ vdci.qapct1auvbc2t.html
4) . همان.
5) . www.mehrnews.ir/ newsprint.aspx?newsid=640475
6) . همان.
7) . www.aftab.ir/ news/ 2008/ apr/ 04/ c7c1207308526_religion_ religion_ mosque.php.
تنها هزار و ششصد مسجد در پادشاهى متحد بریتانیا وجود دارد.(1)
افزون بر ساخت مسجد، اقلیت مسلمان با بحران دیگرى در حوزه مساجد موجه اند و آن تخریب و تهدید مساجد است. براى نمونه، کوتاهى مسئولان فرانسوى در پیگیرى موارد قبلى اهانت به مقدسات مسلمانان و یافتن عوامل آن، جلوه اى دیگر از رویدادهاى ضداسلامى را در دیماه سال جارى (1387) در این کشور اروپاى غربى به نمایش گذاشت. به گزارش رسیده از شهر لیون در مرکز فرانسه روز شنبه مسجد منطقه سن پریست در حومه این شهر از سوى عوامل ناشناس به آتش کشیده شد و تعدادى از قرآن هاى این مسجد نیز در آتش سوخت. بنابراین گزارش در نتیجه دود ناشى از این آتش سوزى، تمامى مسجد دود زده و بدون استفاده شده است. نخست وزیر فرانسه نیز تاکنون با بى اعتنایى از کنار این موضوع گذشته و همچنان سکوت اختیار کرده است.(2)
از دیگر آسیب هاى پیش رو، محدود بودن مساجد است. این محدودیت، براى مسلمانان بویژه شیعیان خارج از کشور کاملاً مشهود است. براى نمونه در کشور گویان 130 هزار نفر مسلمان زندگى مى کنند. نسبت جمعیت مسلمانان به کلّ جمعیت کشور 17 درصد است، در حالى که در این کشور فقط 130 مسجد وجود دارد.(3)در کشور سورینام که 25 درصد از کل جمعیت آن را مسلمانان تشکیل مى دهند تنها حدود 150 مسجد وجود دارد.(4)در کشور برزیل، بیش از 400 هزار مسلمان(5)و در کشور آرژانتین نیز، بیش از 400 هزار مسلمان زندگى مى کنند.(6)که بى شک از مساجد به میزان کافى برخوردار نیستند.
در نیویورک آمریکا، طبق تحقیق خانم گیریلین دودز مهندس معمار آمریکایى در کتاب «مساجد نیویورک»، براى یک میلیون مسلمان، و تنها صد مسجد وجود دارد. طبق گزارش وى از نیمه هاى دهه هفتاد، مسلمانان آمریکا به ضرورت تأسیس مؤسسه هاى زیربنایى و دینى براى فعالیت هاى خود از قبیل: مساجد، مراکز فرهنگى، انجمن هاى اجتماعى و مدارس اسلامى پى بردند. امابنابر تحقیقات مرکز اطلاعات اسلامى آمریکا، 2% از مساجد آمریکا قبل از سال 1950 تأسیس شده اند و 87% این مساجد پس از سال 1970 تأسیس شده اند. نیویورک داراى 95 مسجد مى باشد؛ 28 مسجد در منطقه کونیز و 27 مسجد در بروکلین، 22 مسجد در منهتن، و 18 مسجد در
جزیره ستایتن. اکثر آنها نیز پیش از آن، انبارها، حجره ها و بناهاى مختلفى بودند که به مسجد تبدیل شده اند.(1)
لینک مستقیم: www.shabestannews.com/ articledetail.asp?spcode=84082814312944
از دیگر محدودیت هاى مساجد، کمبود امام جماعت است. براى نمونه در کشور بلغارستان بیش از 1500 مسجد وجود دارد اما تنها 900 امام جمعه تحت پوشش دارالفتوا به عنوان عالى ترین مقام دینى اسلامى در بلغارستان فعالیت دارند. و مسئله کمبود امام مساجد، حدود دویست مسجد در سراسر بلغارستان را در طول ماه رمضان تعطیل کرده است.(2)مسجد مجازى مى تواند برخى از این خلأها را پر نماید.
خانواده هاى مسلمان مقیم کشورهاى اروپایى، همواره نگرانى شدیدى از انحراف و یا فراموش شدن فرهنگ اسلامى و اصیل کشورهاى شان توسط فرزندان شان هستند. از یک سو پدر و مادران مسلمان به این فرهنگ اصیل و اسلامى پایبند هستند و تلاش مى کنند حتى تا جایى که امکان دارد، آن را در کشورهاى غربى اجرا کنند، و از دیگر سو فرزندانى که بیشتر آنها دوران کودکى و یا نوجوانى خود را در آن کشورها گذرانده اند، کم کم با فرهنگ غربى أُنس گرفته و براى همرنگ شدن با دیگر جوانان آن دیار، تلاش مى کنند از آن فرهنگ تبعیت کنند. مشکل در این تفاوت هنگامى رخ مى دهد که مسئله ناموس و شرف به میان مى آید. یعنى پدر و مادران مسلمان خواهان پایبندى فرزندان شان به تمامى اصول و حد و مرزهاى اسلامى هستند؛ در حالى که برخى فرزندان به پیروى از فرهنگ غربى، به داشتن روابط با جنس مخالف، همانند دیگر دوستان و همکلاسى هاى خود اصرار مى ورزند.(3)
نقش هویت سازى مسجد، منحصر در هویت دینى دادن به «جامعه» نیست، چرا که در تقویت هویت دینى «افراد» نیز نقش بسزایى دارد. براى حفظ هویتى دینى مسلمانان بویژه اقلیت هاى مسلمان، باید از اهرم مسجد بهره برد. بخاطر محدودیت ها و موانع مساجد در کشورهاى غیرمسلمان، غفلت از مسجد مجازى ناشایست است.
یادمان باشد که «هویت دینى» از ماندگارترین هویت هاست. براساس پژوهشى که مؤسسه بین المللى نظرسنجى گالوپ، انجام داده، پس از ملیت؛ مذهب، دومین عامل احساس هویت در جهان به شمار مى رود. همچنانکه کاستلز جهان آینده را صحنه کارزار دو قدرت معتبر یعنى جهانى شدن و هویت مى داند.(4)باید براى حفظ هویت مسلمانان در مقابل هجمه جهانى شدن، چاره اى اندیشید. به نظر مى رسد مسجد در حفظ هویت دینى مسلمانان به ویژه اقلیت مقیم در کشورهاى غیرمسلمانان، نقش بى بدیل دارد.
در اینترنت، مسلمانان مى توانند اجتماعاتى بوجود آورند که درجاى دیگر ایجاد آن دشوار است. براى مثال الجزایرى ها مى توانند از پایگاه هاى اینترنتى متعددى که بوسیله گروه هاى اسلامى ایجاد شده اند، بازدید نمایند.
در حالى که در داخل الجزایر از پایگاه خبرى برخوردار نمى باشند.(1)افزون براین، اینترنت، براى مسلمانانى که در گروه هاى اقلیت زندگى مى کنند براى ارتباطِ ضرورى و سهیم شدن با کسانى که از علائق مشابه با آنان برخوردارند، مهم است.
ناگفته نماند که امروزه بحث هویت در فضاى مجازى نیز مطرح است که مسجد مجازى در حفظ و غناى این هویت نیز بسیار کارآمد خواهد بود.
اقلیت شیعه بویژه در حکومت متعصب وهابیت عربستان، نیز از ساخت مسجد رنج مى برند. حکومت درصدد است همه مظاهر فرهنگ شیعى را از جامعه عربستان بزداید. حکام احساء بطور مداوم درخواست شیعیان را در مورد حفظ و نگهدارى مساجد رد کرده اند. تقریبا همه مساجد شیعیان از سوى مقامات سعودى غیر قانونى شمرده مى شود و برخى از این اماکن در دو دهه اخیر تخریب یا تعطیل شده اند. تا چندى پیش شیعیان حق نداشتند اعمال دینى خود را به صورت علنى به جاى آورند. به علت محدودیت ها و قوانین خشک مربوط به ساخت مسجد، بسیارى از شیعیان در دهه 1980 و 1990 براى کسب مجوز ساخت مسجد و حسینیه به شیوه هاى غیرمستقیم روى آوردند و مجوز این اماکن را با عناوینى نظیر تالار عقد و عروسى یا سالن اجتماعات اخذ نمودند. این درحالى است که در گزارش وزارت اوقاف در سال 1418 ـ 1419 (1999 ـ 1998) تعداد مساجد اهل تسنن 85037 و مصلى هایشان 3215 باب اعلام شد که تقریبا هزینه همه این اماکن از سوى دولت پرداخت گردیده است! در استان شرقى عربستان، تعداد 4000 مسجد و نمازخانه تحت نظارت و حمایت مالى وزارت اوقاف براى اهل تسنن وجود دارد، در حالى که تعداد مساجد شیعى، همین استان، که با هزینه شخصى ساخته شده اند کمتر از 150 مسجد است. براساس حکم نیروى انتظامات دینى عربستان، اقامه اذان توسط مؤذن شیعه ممنوع است و در صورت نقض این حکم، خاطى به شدت تنبیه مى شود.(2)
از آنجا که وهابیت با حمایت نفتى عربستان، در حال گسترش عقیده افراطى خود حتى در کشورهاى خارجى نیز هستند، بجاست افزون بر توجه به ساخت مسجد فیزیکى در کشورهاى مورد نیاز، در برنامه اى کوتاه مدت از مساجد مجازى نیز مغفول نمانیم. چرا که حکومت سعودى در اقدامى تازه، ساخت 1510 مسجد دیگر در سراسر جهان، از جمله اروپاى غربى و ایالات متحده را در برنامه خود گنجانده است.(3)مسجد مجازى مى تواند در نشر معارف اهل بیت علیهم السلام در بین شیعیان در اقلیت، که به نحوى با محدودیت هاى ساخت مساجد روبرو هستند،
1) . shai-lee spigelman, "islam and in ternet the correlation between islamic religion and internet diffusion www.ksg.harvard.edu/ iip/ stp305/ fall2000/ spigelman files/ slide0001.htm
2) . بهرامشاهى، مهدى، مقاله «نگاهى به وضعیت شیعیان استان شرقى عربستان و روابط با حکومت مرکزى، سومین جمعیت شیعه در جهان عرب3»، ص 2 .
3) . همان.
نقش آفرینى نماید.
پراکنش و گستردگى ناموزون مساجد، براساس نیازهاى جغرافیایى و فرهنگى، از نقاط ضعف مساجد بوده و به عنوان یک تهدید پیش رو تلقى مى شود. براى نمونه در شهر تهران، بسیارى از مناطق مانند مرکز شهر، مسجد، زیاد بوده ولى در مناطق شمالى مثل منطقه 2 ، 4 ، 5 و بخش هایى از منطقه 18 کمبود مسجد وجود دارد.(1)متأسفانه به خاطر عدم توزیع ساخت مسجد براساس جمعیت، برخى محلات پرجمعیت از مسجد بى بهره، و یا محیطش چنان کوچک بوده که جوابگوى نمازگزاران نیست.(2)مساجد براى جذب انبوه، باید در هرجاى مناسب و نیازمند، حضور داشته باشد. اما به نظر مى رسد با طرح مساجد مجازى مى توان برخى از این خلأها را پر کرد.
درکشور ما بنابر برخى آمار،(3)بیش از شصت هزار مسجد، با مساحتى بالغ بر 000/ 000/ 36 متر مربع زمین و 000/ 000/ 17 متر مربع زیربنا وجود دارد. ولى برخى تا نود هزار مسجد هم نوشته اند.(4)در جاى دیگر تعداد مساجد کشور 57635 مسجد در سراسر کشور، با متراژ 36 میلیون متر مکعب،(5)آمده است. به بیان یکى از مسئولین،(6)در مجموع 80 هزار مسجد در کل کشور وجود دارد که حدود 2200 مورد از آن در تهران قرار دارد.(7)
تعداد مساجد، در برخى کشورها نیز به این قرار مى باشد. شوراى روابط اسلامى ـ آمریکایى در ماه مى 2001 ، تعداد مساجد آمریکا را 1209 مسجد تخمین زده و اعلام کرد حدود 2 میلیون نفر از مسلمانان با این مساجد مرتبط هستند. بنابر اعلام این سازمان، تعداد مسلمانان آمریکایى، بین 6 تا 7 میلیون نفر برآورد مى شود. تحقیق 2001 همچنین نشان مى دهد که آسیاى جنوبى ها 33 درصد از حاضران در مساجد، و آفریقایى ـ آمریکایى ها 30 درصد، و عرب ها 25 درصد از جمعیت حاضر در مساجد را تشکیل مى دهند.(8)همچنین حدود 47 هزار کلیسا و
1) . روزنامه همشهرى، سه شنبه 21 شهریور 1385 ، ش 4082 .
2) . همان.
3) . باید حسرت خورد به اینکه نهادى چنین تأثیرگذار در جامعه و در پیدایش و بقاى انقلاب، حتى یک پیمایش جدى در باره آن صورت نگرفته است! تشتت آمار خود گواه این مطلب است.
4) . شکریان، ناصر، مقاله «مساجد، ملجأ مردم»، ص 243 .
5) . همان، ص 311 .
6) . حسن بیادى، عضو شوراى شهر تهران.
7) . روزنامه همشهرى، سه شنبه 21 شهریور 1385 ، ش 4082 .
8) . همان.
هزار و ششصد مسجد در پادشاهى متحد بریتانیا وجود دارند.(1)
پراکندگى مسلمانان در عین یک ضعف بودن، در صورت مدیریت خوب، مى تواند به یک فرصت تبدیل شود. این در صورتى است که بتوانیم بین این نقاط پراکنده، ارتباط ایجاد کنیم.(2)آنچه متیقن است این که بالاى 57 هزار نهاد مردمى مقدس با نام مسجد، در کشور وجود دارد. هر چند باید بر مقوله نحوه پراکنش مساجد، چاره اى اندیشید، ولى همه گستردگى انبوه در سطح ایران و حتى جهان، مى تواند بصورت شبکه اى عمل نموده، و بر گستره تأثیرگذارى اش بیافزاید. و این همه، نیازمند مدیریت است. به تعبیر شهید مطهرى قدس سره هرجا سرمایه هست، مدیریت امرى اجتناب ناپذیر است.(3)رهبر معظم انقلاب نیز چندین سال پیش بر ضرورت ارتباط بین مساجد و تعامل شبکه اى تأکید داشته اند:
«ارتباط بین مساجد، در کشورهاى اسلامى هم کارى بسیار پسندیده و نیکوست».(4)
حدود 5/ 1 درصد از مجموع اطلاعات موجود در سایت هاى اینترنتى، غیراخلاقى، بیش از 90 درصد از آنها تجارى و مابقى آن با سایر امور علمى، فرهنگى، ورزشى و سایر موضوعات مرتبط است.(5)از این 5/ 8 درصد باقى مانده چقدر مربوط به دین، چقدر مرتبط با اسلام آنهم براساس مبانى اهل بیت علیهم السلام مى باشد؟ یکى از مؤلفه هاى رشد و کاهش مخاطبان مسجد، دینى بودن یا نبودن فضاى جامعه است. هرچه محیط جامعه دینى تر باشد، حضور افراد آن جامعه در مساجد نیز بیشتر خواهد بود. از آن جا که تعداد کاربران اینترنت در حال فزونى است، با تولید انبوه در فضاى وب، افزون بر دینى کردن محیط زندگى دوم، بالتبع، فضاى زندگى واقعى ما هم دینى شده و این موجب گسترش حضور مردم در مساجد خواهد شد.
بدیهى است که حجم بالا و در حال رشد مجموع اطلاعات غیرشیعى در فضاى وب یک تهدید بر محیط جامعه دینى است. در صورت فعالیت پویا در عرضه معارف شیعى در جهان دوم، تهدیدى را به فرصت مبدل ساخته ایم. یکى از مزایاى مسجد مجازى، تولید انبوه اطلاعات مبتنى بر آموزه هاى غنى اهل بیت علیهم السلام است و این در گسترش حضور مردم در مساجد، اثرى سترگ دارد.
گسترش اینترنت در جهان اسلام و ایران اسلامى باید به گونه اى باشد که به خلاقیت گسترى، مدد رساند، نه این که موجبات خلاقیت زدایى را فراهم آورد. سیاست گذارى در مورد توسعه اینترنت نباید به توسعه مصرف یا باز تولید محتواى آن محدود شود، بلکه باید گسترش فرهنگ بومى و مذهبى و مقاومت فرهنگى را به
1) . www.aftab.ir/ news/ 2008/ apr/ 04/ c7c1207308526_religion_religion mosque.php.
2) . زارع مؤیدى، مهدى، مقاله «نقش فنآورى اطلاعات در مدیریت مساجد»، ص 316 .
3) . همان، ص 155 .
4) . فرازى از بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار با شرکت کنندگان داخلى و خارجى سومین همایش جهانى مساجد، فروغ مسجد3، ص 23 .
5) . جمشیدى، احمد، مقاله «اینترنت، قاره ششم»، ص 41 .
دنبال داشته باشد. در بستر تکنولوژیکى امروز، رسانه ها به خصوص اینترنت به قدرى توسعه یافتند که بقول تافلر در کتاب موج سوم انقلاب اطلاعاتى رخ داده و اطلاعات از هر طرف ما را احاطه کرده است، لذا جوامع بشرى، روز بروز به سمت اطلاعاتى شدن پیش مى روند. متولیان دین در این موج اطلاعات اگر نتوانند تولید اطلاعات مخصوص به خود را داشته باشند نه تنها عقب افتاده اند بلکه محکوم به واپس گرایى و انزواگزینى خواهند شد که این جز به نابودى جریان دینى نمى انجامد. این مهم در بینش زندگى افراد که با توجه به فرهنگ ما بینش دینى است، تاثیر مى گذارد. اگر نتوانیم تولید اطلاعات پاک براى مخاطبان رسانه ها داشته باشیم قطعا مخاطبان جذب اطلاعات باطل مى شوند.
دین اسلام برخلاف ادیان دیگر، هم به جنبه فردى اشاره دارد و هم جنبه هاى اجتماعى را لحاظ نموده است. تدین یک مسلمان، هم در تشرع وى به فرامین فردى مثل نماز و روزه و هم در تعهد او به دستورات اجتماعى مثل امر به معروف و نهى از منکر و عدالت تبلور مى یابد.
از تهدیدهاى فراروى دین اسلام به خصوص مساجد، دیندارى فردگرایانه است. از این پدیده که با عنوان «دین گرایى فردى» یا «فردگرایى دینى» یاد مى شود، حاصل شبیخون «لوتر» با حربه ایمان علیه شریعت است. او با از بین بردن، وسست کردن شریعت، خود به خود جاى پاى کلیسا را در جامعه کم کرد. در دیدگاه لوتر، ایمان، امرى شخصى و نه جمعى است. او مى گفت: آنچه مجوز شخص است، همان اعمال و دستوراتى نیست که کلیسا تجویز مى کند بلکه فقط ایمان است. به بیان دیگر رستگارى در ایمان است نه در اعمال.(1)عقاید لوتر برخاسته از آراء صوفیانه دانشمندانى همچون مایستراکهارت و توماس اکمپیس بود که مى گفتند سالک نیازى ندارد که در مجالس عمومى به پرستش خدا بنشیند.(2)
بعد از رنسانس، دیندارى فردگرایانه، یکى از علل کاهش حضور مردم در کلیسا بوده است. این نوع رویکرد به دیندارى، وارد جهان اسلام نیز شده است. با مقایسه میزان تأثیر این پدیده بر حضور مسیحیان در کلیسا، عمق تأثیر آن در کاهش ارتباط مردم با مساجد نیز به خوبى کشف مى شود. به گفته برخى جامعه شناسان دینى در ایران، براساس پژوهشى که به تازگى براى بررسى دیندارى ایرانیان انجام گرفته، دین، یکى از اصلى ترین عرصه هاى اجتماعى جامعه ایرانى شناخته شده است. اما در مورد میزان کارآیى دین در عرصه هاى مختلف زندگى، مشخص شد که افراد به صورت فردى، دین را بسیار مهم مى شناسند ولى در عمل به آن، به خصوص در حوزه هاى جمعى، در میان آنها تناقضات زیادى وجود دارد و پاسخ ها دو قطبى هستند.(3)
براساس پیمایش ملى وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى، اگرچه دیندارى به شدت در حال افزایش است؛ و برخلاف تصورى که از جوانان ارائه مى شود، باور و اعتقاد دینى آنها بالا بوده و اغلب آنها نماز خوانده و روزه مى گیرند. همچنین این پیمایش، نشان مى دهد دیندارى مردم در لایه هاى زیرین یعنى اعتقاد، باورها و ارزش ها بسیار بالا و در حدود 94 تا 98 درصد و در بُعد انجام مناسک دینى هم در حد بالا و 75 درصد است. ولى نکته قابل توجه این پیمایش این است که میل به دیندارى فردى افزایش یافته است.(1)
تمایل فطرى جوانان به دین آن قدر شدید است که همه روانشناسان معتقدند:
« بین بحران تکلیف و جهش هاى مذهبى، ارتباط انکارپذیرى دیده مى شود. حتى کودکانى که در خانواده هاى دور از مذهب و ایمان پرورش یافته اند، در دوران بلوغ علاقه بیشترى از خود به مسائل مذهبى نشان مى دهند».(2)
همچنان که استانلى هال، معتقد است، نوجوانان در حدود پانزده سالگى، حداکثر احساسات دینى را دارا هستند. زیرا با گرایش به دین و اعتقادات مذهبى، مى خواهند تلاطم نابسامانى خود را تخفیف بدهند.(3)
براى آینده نگرى فضاى دینى آینده ایران اسلامى، نمى توان از پدیده فردگرایى دینى، غفلت نمود. و این یک تهدید براى احکام اجتماعى اسلام به ویژه مساجد که کانون تحقق احکام اجتماعى مثل نماز جماعت است، مى باشد. از علائم گرایش فطرى جوانان به دین، جستجوى بالاى دین در محیط اینترنت است. جوانان براى اینکه دیندار باشند، به اینترنت بسنده کرده و نیازهاى دینى خود را از این طریق پاسخ مى گیرند. مسجد مجازى با بهره گیرى از گرایش فطرى جوانان به دین و تعبد فردى، مى تواند با یک مدیریت روشمند و تبلیغ درست، مخاطب را در این سطح از دیندارى متوقف نساخته و او را تا اوج تعهد به همه دستورات فردى و اجتماعى دین وادار سازد. به دیگر بیان، مسجد مجازى، از وسعت تخریب این بحران کاسته و آن را به یک فرصت نیز مبدل مى گرداند. رها کردن مساجد به وضعیت فعلى، و عدم بهره گیرى از ظرفیت مساجد مجازى، بر سرعت رشد این بحران کمک خواهد کرد.
گر نباشد اتاق و فرش حریر***کنج مسجد خوش است کهنه حصیر
شیخ بهایى .
اگرچه امروزه مسجد، بیشترین کارکردش عبادى (به معناى اخص) است؛ ولى با گذر به فلسفه تاریخى ساخت اولین مسجد در زمان پیامبر صلى الله علیه و آله مى فهمیم که انگیزه هاى مهمتر از این، در ساخت آن دخیل بوده اند که متأسفانه آنها امروزه کمرنگ شده اند. هرچند مدعى نیستیم که تمام کارکردهاى مساجد در صدر تاریخ اسلام باید هم اینک نیز به مساجد برگردانده شود زیرا این با روح اسلام که با اقتضاى زمان همراهى دارد ناهمگون است؛ لیک آنچه که همچنان مساجد ظرفیت پذیرش آن کارکرد را دارند، نباید از آن جدا ساخت.(1)
1) . جهانگیرى سهروردى، یحیى، کارکرد سیاسى و رسانه اى مساجد، ص 7 .
اساسا عبادت فقط نماز نیست و بلکه هر فعالیتى که در مسیر خدایى باشد عبادت است. اگر مسجد محل عبادت است، و عبادت مفهومى اعم از نماز دارد، پس مسجد، محلى فراتر از این است که فقط محل مناسک و افعال خاص مذهبى باشد.(1)در روایات از جهاد و تعلم، به عبادت تعبیر شده است. پس معلوم مى شود که هرگونه فعالیت دینى و اجتماعى که رنگ خدایى داشته باشد و در مسیر تعالى نام خدا قرار گیرد، عبادت است، اعم از انجام مناسک دینى و فعالیت هاى دیگر. اگر مساجد «یذکر فیه اسم اللّه »اند،(2)بى شک گسترش نام خدا از این محل، تنها با برگزارى مناسک دینى، محقق نخواهد شد. لذا باور به این آیه کریمه از یک سو و انحصار مسجد در عبادیّات صرف، چیزى جز یک پارادوکس نیست.(3)
رهبر معظم انقلاب آیت اللّه خامنه اى «مدظلّه العالى» مفهوم عبادت در مسجد را با استناد به متون دینى، بسیار اوسع از اعمال عبادى صرف مى شمارد:
«ملت ایران باید مساجد را مغتنم بشمارد و پایگاه معرفت و روشن بینى و روشنگرى و استقامت ملى به حساب آورند... مسجد فقط براى نماز نیست؛ در مسجد انواع عبادات هست. از جمله آن عبادات، تفکر است که «تَفَکُّرُ ساعةٍ خَیْرٌ مِن عبادة سَنَةٍ»، یا در بعضى از روایات است که «من عبادة اربعین سنة»، یا «سبعین سنة» ـ البته فکر کردن درست ـ افراد مسجد برو، این فکر را به وسیله شنیدن سخنان عالم دین و فقیه به دست مى آورند».(4)
www.leader.ir/ langs/ fa/ index.php?id=1372&p=bayanat
در روایتى، امام على علیه السلام ضمن مذمت کسانى که بیکار در مسجد نشسته بودند، آنها را «راهبان عرب» نامیده و فرمودند:
«مؤمن، مسجدش مجلس اوست و خانه اش محل زندگى او».(5)
در ذیل آیات 17 و 18 سوره توبه، صاحب تفسیر کاشف ـ با تبیین این که مسجد، پیوندگاه عبادت و عرصه هاى مختلف زندگى بوده است ـ مى نویسد:
«به این سان مى بینیم از آغاز چگونه مسجد، پیوندى ناگسستنى با عبادت، فرهنگ، اقتصاد و سیاست دارد. و چگونه با این آیات، ولایت مشرکان را بر مسجدالحرام لغو مى کند و اجازه نمى دهد سیاست را از اسلام و مسجد جدا سازد و اداره و عمارت مسجد و سقایت حجاج از مشرکان را به دست گیرند. بلکه باید عمارت و ولایت
1) . همان، ص 6 .
2) . بقره: 114 . «وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ مَنَعَ مَساجِدَ اللَّهِ أَنْ یُذْکَرَ فیهَا اسْمُهُ وَ سَعي في خَرابِها أُولئِکَ ما کانَ لَهُمْ أَنْ یَدْخُلُوها إِلاَّ خائِفینَ لَهُمْ فِي الدُّنْیا خِزْیٌ وَ لَهُمْ فِي الاْخِرَةِ عَذابٌ عَظیمٌ »: کیست ستمکارتر از آن کس که از بردن نام خدا در مساجد او جلوگیرى کرد و سعى در ویرانى آنها نمود؟! شایسته نیست آنان، جز با ترس و وحشت، وارد این کانون هاى عبادت شوند. بهره آنها در دنیا (فقط) رسوایى است و در سراى دیگر، عذاب عظیم (الهى)! / نور: 36 . «فى بُیُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ یُذْکَرَ فیهَا اسْمُهُ یُسَبِّحُ لَهُ فیها بِالْغُدُوِّ وَ الاْصالُِ ُ». این چراغ پرفروغ (در خانه هایى قرار دارد که خداوند اذن فرموده دیوارهاى آن را بالا برند) تا از دستبرد شیاطین و هوسبازان در امان باشد خانه هایى که نام خدا در آنها برده مى شود، و صبح و شام در آنها تسبیح او مى گویند.
3) . جهانگیرى سهروردى، یحیى، کارکرد سیاسى و رسانه اى مساجد، ص 6 .
4) . از بیانات معظم له در دیدار علما، طلاّب و اقشار مختلف مردم شهر مقدس قم به مناسبت سالروز 19 دى ماه در مورخه 19/ 10/ 1375 . لینک مستقیم:
5) . نورى طبرسى، حسین محدث، مستدرک الوسائل، ج 11 ، ص 220 ، ح 12798 / محمودى، محمدباقر، نهج السعادة، ج 7 ، ص 306 .
مساجدِ خدا به دست افراد با ایمان و متعهد و عامل به دستورهاى اسلام (به ویژه نماز، زکات) باشد و آنها جز از خدا از کسى نترسند. با این آیات از زمان پیامبر صلى الله علیه و آله مسجد به صورت کانون عبادى ـ سیاسى درآمد».(1)
امام خمینى قدس سره در این باره مى فرماید:
«این مسجدالحرام ومساجددیگر،درزمان رسول اکرم صلى الله علیه و آله مرکز جنگ ها و سیاست ها و مرکز امور اجتماعى و سیاسى بوده. اینطور نبوده است [که]در مسجد، پیامبر همان مسائل عبادى نماز و روزه باشد. مسائل سیاسى اش بیشتر بود. اسلام مى خواهد که مردم آگاهانه براى مصالح مسلمین در آنجا فعالیت کنند».(2)
باز تأکید مى شود که مسجد از آغاز، تنها به عنوان جایگاه عبادت یا معبد ساده اى بنیان نشده است. لقب «خانه خدا» براى این مکان، امتیاز آن را در قیاس با دیگر معابد مى نمایاند.(3)
«ولى هرچه از زمان دوران اولیه ظهور اسلام دور مى شویم، یعنى تا حدود نیمه اول قرن هجرى، زمانى که فتوحات اسلامى گسترش مى یابد و حکومت از خلفا به امویان و عباسیون و تا سطح سلطنت تنزل مى یابد، پیوسته مساجد، گام به گام ساختار و عملکرد خود را از دست مى دهند و از وظیفه اولیه خود دور مى شوند. به تدریج کارکردهاى نظامى خود را به نهادهاى در اختیار دولت؛ نقش ارشادى، مدیریتى و نظراتى خود بر امور مسلمین را به دارالحکومه ها و دارالقضاها، و وظایف آموزش خود را به نهادهاى فرهنگى و آموزشى رسمى و غیررسمى واگذار مى کنند و مهم تر از همه کارکرد همکارى توأم با نظارت برکارگزاران حکومت را به کلى از دست مى دهند و صرفا داراى کارکرد عبادى، آن هم به صورت صورى، خشک، بى محتوا و کم اثر مى شوند».(4)
انقلاب ها، ریشه در نهادها، تشکل ها و تجمعاتى دارند که باعث جرقه، تشدید، تحریک، و ساماندهى مى شوند. انقلاب اسلامى ایرن نیز از این قانون عمومى مستثنا نبوده و پیوسته مراکز و پایگاه هایى با کارکردهاى مختلف، وظیفه ساماندهى حرکت هاى مردمى را به عهده داشتند.(5)
در انقلاب ایران، مساجد نقش اساسى را به عهده داشتند از این جهت است که حامد الگار مى نویسد:
«مسجد، هسته اصلى تشکیلات انقلاب ایران بود... یکى از عناصر مهم در پیروزى انقلاب، احیاى مجدد مسجد
و تمام ابعاد عملکردى آن بود».(1)
نقش مساجد، در نهضت انقلاب اسلامى ایران، به عنوان پایگاه هاى ساماندهى تظاهرات و راهپیمایى ها، سازماندهى نیروهاى انقلاب، روشنگرى ائمه جماعات و اطلاع رسانى بر کسى پوشیده نیست. که نمونه بارز آن، تحصن علما و روحانیون در مسجد دانشگاه بود.(2)بعد از پیروزى انقلاب هم با توجه به فروپاشى نظام قبلى، همه کارها در مساجد انجام مى گرفت. کمیته هاى انقلاب از دل مساجد جوشید.(3)در هشت سال دفاع مقدس در اعزام نیرو، برگزارى مجالس دعا براى رزمندگان و بزرگداشت شهدا، خدمات چشم گیرى داشتند.(4)در زمان سازندگى نیز، با امدادرسانى به مردم آسیب دیده از بلایاى طبیعى، بازسازى مناطق جنگى و برگزارى انتخابات، مساجد نقش آفرین بودند.(5)
مساجد در محور تبلیغى و اطلاع رسانى نیز به عنوان مهم ترین و مؤثرترین پایگاه فعالیت هاى انقلابى در تنویر افکار عمومى، نسبت به وضع اجتماعى، اقتصادى و سیاسى کشور عمل مى کردند.(6)
از این جهت بود که آیت اللّه طالقانى قدس سره یکى از رهبران انقلاب مى گوید:
«انقلاب ما از مسجد شروع شد و باید در مسجد ادامه پیدا کند».(7)
با توجه به اینکه جامعه ما در حال گذر از جامعه اى سنتى به جامعه مدرن است،(8)این پرسش مطرح مى شود که این کارکرد متعدد و متنوع مساجد در صدر اسلام که موجب بقاى اسلام بود، چه مى شود؟ این دوره گذار، چه اثرى بر فرآیند تأثیرگذارى مساجد خواهد گذاشت؟ آیا همچنان با قوس نزولى کاهش حیطه اثرگذارى، مواجه خواهیم بود؟! و کم کم بخشى از کارکردهاى مساجد را نهادهاى دیگر متولى خواهند شد؟! هرچند پاسخ گویى به این سؤال قدرى مشکل است ولى پاسخ ندادن به این پرسش هم چیزى جز فزونى این بحران، ثمر نخواهد داد.
1) . الگار، حامد، دین و دولت در ایران، ص 154 .
2) . شکریان، ناصر، مقاله «مساجد، ملجأ مردم»، ص 241 .
3) . همان.
4) . همان.
5) . همان.
6) . شریف پور، رضا، مسجد و انقلاب اسلامى، صص 33 و 34 .
7) . الهى، محمدعلى، روز قهرمانان، صص 27 و 28 .
8) . کوخانى زاده، کریم، مقاله «بررسى جایگاه مساجد در سیره پیامبر اعظم»، ص 130 .
باید گروه مطالعات مسجد، به طور بنیادین گزینه هاى احتمالى را رصد و گزینش نمایند.
یادمان نرود که کلیسا هم، در دوره اى از تاریخ داراى کارکردهاى متنوعى بوده است. کلیسا، مقرى براى قضاوت، کانونى مشروعیت بخش به حاکمان، محلى براى آموزش، مأمنى براى رسیدگى به دعاوى و مرکز اعزام نیرو به جنگ بوده است. کشیشان، اسقف ها و در رأس همه پاپ، در تمام ابعاد فعالیت هاى دینى، اجتماعى و... تصمیم گیرى مى کرد.(1)عدم امکان تحلیل عالمانه از پدیده رنسانس، کلیسا را در کشورى چند کیلومترى به نام واتیکان محدود کرد.
البته مى توان با گزینش راهى مناسب، از این تئورى که معتقد است با وجود مدرنیته باید گذشته را به فراموشى سپرد، عبود کرد. و از مدرنیته در تنوع بیشتر کارکردهاى مساجد بهره برد. لازمه این، یک مطالعات بنیادین است. در تفکر دینى، مدرنیته نوعى تحول است که در طى آن انسان با بهره گیرى از ابزارهاى نو، قادر به گشودن افق هاى جدید براى شناخت خود و جهان شده و به تفکر خود، عمقى ژرف تر داده و با استفاده از آگاهى هاى نو، نه تنها از ایمان او کاسته نمى شود بلکه بر ایمان او به وجود خالق افزوده مى گردد. بر این اساس، در عصر مدرنیته، نه تنها از کارکردهاى مساجد کاسته نمى شود بلکه مى توان با مدیریت صحیحِ این تحول، بر گسترش کمى وکیفى مساجد امیدوار بود.(2)
نیک مى دانم در اینجا نمونه تکرار تاریخى در این عرصه از فضاى اجتماعى کشورمان را اشارتى داشته باشم. اگر امروزه، خرافه پردازان و دکانداران معنویت و عرفان و نیز صوفیسم به ترویج خود دست زده اند، ناشى از آن است که مساجد، از نقش آفرینى خود در جامعه کاسته اند. زیرا هرجا مساجد از نقش آفرینى در جامعه به حاشیه رفته اند؛ دکان هاى دیگر مثل خانقاه و... سربرافراشته اند. در قرن هفتم و هشتم، وضع بلاد اسلامى بسیار دگرگون شد. و به واسطه یورش وحشتناک قوم مغول، رکود خاصى در این بلاد رخ داد. در این میان، مساجد هم از رکود بى نصیب نماندند.
«این دوره، رکود شدید مساجد را موجب شد. بحران اقتصادى ناشى از ویرانى گرى مغول، انزواجویى شدید مردم، تقیه مردم از ترس حاکمان بیگانه، تعطیل حکومت مذهبى وضعف جدى روحانیت، هم ساخت وساز، و هم حضور مردم در مساجد را تا حدى به طور موقتى از رونق انداخت. و در عوض، خانقاه ها رونق بهترى یافت. موضوعى که در حمله مغول بسیار اهمیت دارد،... ضعف طبق فقها و علماى مذهبى است».(3)
در فصل چهارم، «واقعیت تلخ»، بخش «کاهش گرایش به مساجد براساس آمار» آمارى ارائه نمودیم که گواه بر
کاهش حضور جوانان در مساجد بود. آسیبى که ولى امر مسلمین آن را «مشکل اصحاب مسجد»، برشمردند:
«اما چه باید کرد که دل ها به مسجد گرایش پیدا کند؟ یعنى به حضور در مسجد، ماندن در مسجد و عبادت در مسجد شوق پیدا کنند. مشکل اصحاب مسجد این است!».(1)
در این بخش برآنیم علل این فرایند رو به کاهش را به تحلیل بنشینیم.
به باور برخى:
«تأثیر منفى دین دارى مدرن بر میزان ارتباط با مسجد، صرف نظر از ماهیت فردگرایانه این نوع از دین دارى از یک سو، و محدود بودن میزان ارتباط جوانان با مساجد از سوى دیگر، مؤید این واقعیت است که جو اجتماعى و فرهنگى حاکم بر مساجد در حال حاضر چندان جوان پسند و مدرن نیست».(2)
از منظر چنین گروهى، باید وضع موجود و حاکم بر مساجد تغییر یابد. پیمایش هاى انجام گرفته نیز حاکى از این بایسته است. پژوهش توصیفى پیمایشى سال 1376 که توسط سازمان تبلیغات اسلامى انجام گرفته، نشان مى دهد که جو اجتماعى و فرهنگى حاکم بر مساجد باید تغییر پیدا کند تا جوانان رغبت و انگیزه بیشترى براى حضور در مساجد پیدا کنند.(3)
سازمان تبلیغات اسلامى، در سال 1374 ش، در مطالعه اى نظرى به بررسى علل کاهش حضور مردم در مساجد پرداخته است. مبناى نظرى این مطالعه، دیدگاه کارکردگرایى است. در این بررسى ـ که فاقد هرگونه بررسى تجربى است ـ از تغییر نیازهاى مردم و نداشتن تناسب کارکردهاى مسجد با نیازهاى فعلى مردم به عنوان علل خلوت بودن مساجد در حال حاضر، یاد شده است.(4)
در یک مثال آسان اگر فردى، به طور شدید گرسنه باشد، در مسیرى که دنبال غذا مى رود؛ همه اطراف طلافروشى باشد، حتى اگر همه طلافروشانِ مسیر اصرار کنند که بهترین و ارزان ترین طلا را عرضه مى کنند، او بدان ها توجه نخواهد نمود بلکه سراغ یک رستوران خواهد رفت. چرا که عرضه باید همخوان و براساس تقاضا باشد. حال گاهى این نیاز موجود است که باید فراخور آن، محصول عرضه نمود. و گاه مخاطب اساسا از این نیازش بى خبر است، که در این صورت باید، او را از نیاز جدید با خبر ساخت، چیزى که مى توان آن را نیازسازى نیز نامید. برخى اعمال انبیاى الهى با استراتژى نیازسازى بوده است. نیازهاى واقعى اى که حتى مخاطبان از آن بى خبر بوده اند. به نظر، عرضه محصول ـ از آن جمله تولیدات دینى ـ بدون لحاظ نیازسنجى و نیازسازى، از ارجى در بازار برخوردار نخواهد بود و با استقبال مواجه نخواهد شد.
1) . فرازى از بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار با شرکت کنندگان داخلى و خارجى سومین همایش جهانى مساجد، فروغ مسجد3 ، ص 22 .
2) . کردستانى، عباس، مقاله «عوامل مؤثر بر پایین بودن میزان ارتباط جوانان با مساجد در استان کرمان»، ص 170 .
3) . تویسرکانى راورى، فاطمه، مقاله «عوامل و موانع جذب مردم به ویژه جوانان به مساجد»، ص 213 .
4) . همان، ص 211 .
بررسى هاى آمارى هم حکایت از این دارد که هرچه افراد، نگرش موافق ترى به استفاده ابزارى از مسجد داشته باشند، میزان ارتباط شان با مسجد، بیشتر خواهد شد(1)از دیدگاه قرآن نیز، مانایى هر چیزى، به میزان سوددهى به مردم و کارکردش وابسته است.
«فَأَمَّا الزَّبَدُ فَیَذْهَبُ جُفاءً وَ أَمَّا ما یَنْفَعُ النَّاسَ فَیَمْکُثُ فِي الْأَرْضِ کَذلِکَ یَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ».(2)
«آنچه به مردم سود مى رساند در زمین [باقى] مى ماند. خداوند مَثَل ها را چنین مى زند».(3)
یکى از تفاسیر در ذیل این آیه به صراحت مى نویسد:
«بقاى هرموجود بسته به میزان سود رسانى او است».(4)
نکته قابل توجهى که در مقایسه مساجد داخل با مساجد خارج کشور بدست مى آید این است که بین دو مقوله «میزان تحصیلات جوانان» و «میزان حضور در مسجد»، بین مساجد خارج کشور و داخل، رابطه متضاد وجود دارد. یعنى در ایران هرچه افراد داراى تحصیلات بیشترند، حضور کمترى در مسجد دارند؛ ولى در خارج، هرچه افراد داراى تحصیلات عالیه هستند، از حضور بیشتر در مساجد برخوردارند. حاصل تحقیقِ سال 1376 نیز نشان از این دارد که افزایش تحصیل جوانان بر میزان کاهش حضور آنان در مساجد، رابطه دارد.(5)
نگارنده با تأمل در این پدیده به این نتیجه دست یافت که مساجد خارج کشور داراى تنوع و تعدد کارکردى متناسب با نیاز مخاطبان بوده که مساجد داخل کشور از این بى بهره اند. این مطلب مورد اذعان نویسنده کتاب «مساجد نیویورک» نیز هست. نویسنده کتاب «مساجد نیویورک» سعى در شناساندن این نکته دارد که مساجد در نیویورک، فقط محلى براى برگزارى نماز نیستند، بلکه داراى اهمیت فوق العاده اى در زندگى عامه مردم مسلمان نیویورک مى باشد. لذا اکثر مساجد داراى کتابخانه، محل فروش کتب، سالن کنفرانس، مدارس دینى ـ اسلامى، اماکن تفریحى و اتاق هایى براى سکونت هستند. چاپ کتاب، مجلات و نشریات گوناگون، برپایى جشنواره ها و نمایشگاه ها، برپایى دوره هاى آموزش و تربیت کادرهاى متخصص و تهیه فیلم هاى آموزشى از اقدامات جالب این مساجد بودند که بعد از هجوم تبلیغاتى بر ضد مسلمانان پس از حوادث 11 سپتامبر ضرورت آنها احساس مى شد.(6)
لینک مستقیم: www.shabestannews.com/ articledetail.asp?spcode=840828143129440
1) . همان، ص 213 .
2) . رعد: 17 .
3) . فولادوند، محمدمهدى، ترجمه قرآن.
4) . مکارم شیرازى، ناصر، تفسیر نمونه، ج 10 ، ص 170 .
5) . تویسرکانى راورى،فاطمه،مقاله «عوامل وموانع جذب مردم به ویژه جوانان به مساجد»، ص 213 .
6) . فرطوسى، محمود، مقاله «حکایت یک میلیون مسلمان و صد مسجد در نیویورک موضوع جدیدترین کتاب»، 28 آبان 1384 .
فقدان بینش کافى مسئولان و سیاست گزاران در تدوین راهبردى متناسب با فرهنگ بومى، و نبود تعریفى جامع و کامل از چگونگى تعامل نهادهاى سنتى و نوین در جامعه، از جمله دلایلى است که مى توان از آنها به منزله عوامل «عدم ناکامى» در عرصه استفاده تبلیغى و رسانه اى از مسجد نام برد.
مقوله «سنت» و «مدرنیته»، سازمان مسجد را نیز بى تأثیر نگذاشت. به خاطر عدم تعریف مشخص از نحوه تعامل این دو بعد از انقلاب، آن چنان تازیانه مدرنیته بر پیکر سازمان هاى سنتى ضربه زد که بازیابى نهادهاى سنتى روزى با مشکل مواجه خواهد شد. تأسیس و توسعه سینما، فرهنگ سرا، صدا و سیما، مطبوعات و... بدون مشخص نمودن جایگاه، محدوده فعالیت، وظایف و اختیارات، کارکرد رسانه اى مساجد را محدود ساخت.
یکى ا ز راه هاى تغییر در مؤلفه هاى نیاز به مسجد، تخصص گرایى است. امروزه که دوره تخصص گرایى است و هر کس پاسخى خاص به نیاز ویژه خود را مى طلبد؛ باید مساجد نیز با رویکرد تخصص گرایى به احیاى ظرفیت برخیزند. چه مى شد که مساجد ما، خطیب و برنامه ویژه کودکان، ویژه جوانان، زنان و... داشته باشد!؟ مگر نه آن است خطیبى که به صورت عمومى صحبت مى کند نمى تواند نیاز همگان را پاسخ دهد. اگر مخاطب احساس نکند که پاسخ به نیازش را در مسجد مى تواند بیابد، رو به مسجد نمى کند. مسجد مجازى مى تواند تنوع و تعدد سخنرانى ها و وعظ هاى اخلاقى را ـ البته براساس ذائقه مخاطب و انتخاب او ـ عرضه نماید.
در دنیاى امروز که همه رسانه ها تحت کنترل صهیونیسم و باندهاى قدرت هاى سیاسى ـ اقتصادى است، ضرورتِ حفظ کارکرد رسانه اى مساجد به عنوان مکان هاى مردمى و آزاد، جدیت چند برابر مى یابد. زیرا تنها این رسانه است که مى تواند صداى مستضعفین را فریاد بزند. حفظ کارکرد رسانه اى مسجد، اکتفا به روش هاى گذشته نیست، بلکه با «مسجدى کردن رسانه هاى مدرن»، و نیز «رسانه اى کردن مساجد با ابزارهاى مدرن» مى توان به این اهداف نایل آمد. آن وقت اهمیت تقویت این رسانه عمومى، اهمیتى بیش از گذشته پیدا مى کند که امروزه رسانه هاى قدرتمند به رقابت با مسجد آمده اند. اگر مساجد دیروز به این وظیفه اطلاع رسانى و تبلیغ مشغول بودند، رقبایى نبود که جوانان را جذب خود و گریزان از مسجد سازد. ولى اکنون، باید مسجد را در توانمندسازى رسانه اى، پرنفوذتر از آنها سازیم.
مسجد، نماد بزرگ اسلام و تریبون اسلام است براى دعوت؛ و مخاطب آن همه انسان است،(1)نه فقط مسلمین.
«جَعَلَ اللَّهُ الْکَعْبَةَ الْبَیْتَ الْحَرامَ قِیاما لِلنَّاسِ».(2)
در تفسیر نمونه ذیل این آیه مى خوانیم:
«مخصوصا کلمه للنّاس نشان مى دهد که این مرکز امن و امان، پناهگاهى است عمومى براى همه جهانیان و انسان ها و توده هاى مردم».(1)
این تحلیل قرآنى نشان از این دارد که رسانه مسجد، این قابلیت را دارد که همه بشر را به سوى خود جلب نماید.
نکته پایانى این فصل را سخن ادیبانه استاد محدثى قرار مى دهم که ادیبانه، توجه به ساخت مسجد و عدم توجه به کارکرد آن را بیان داشته اند: چرا به جاى «مسجدى» ساختنِ مردم، هماره دنبال «مسجد» ساختنیم؟! «نماز خانه» زیاد شده است نه «نماز خوان!»(2)مصلاّى بى مصلّی، جز شِکوه، شُکوهى ندارد که بدان بنازیم!(3)
خادم و مؤذن این مسجد تن و جان شماست***ساجدى گشته نهان در صف مسجودى
ملک الشعراى بهار
چه آنان که حوادث انقلاب اسلامى ایران را دیده و چه آنان که آن را در لابه لاى نگاشته ها مطالعه کرده اند، به این حقیقت واقف اند که رابطه دو پدیده «مسجد» و «انقلاب»، یک رابطه علّى و معلولى است. در دیدگاه بنیانگذار انقلاب قدس سره «این مساجد است که این نهضت را درست کرده است».(1)و همین فراز، براى اثبات میزان تأثیر مساجد در تحقق انقلاب، مى تواند گواهى روشن باشد.
نقش مساجد در پیروزى انقلاب، چنان پررنگ است که حامد الگار نویسنده آمریکایى، هسته اساسى پیروزى انقلاب اسلامى را مسجد(2)مى داند و مى افزاید:
«در دوره نهضت خمینى قدس سره بود که مسجد به یک کانون مبارزه و مرکز فرماندهى، بدل گردید و به طور خلاصه مسجد تماما آن چیزى شد که در عصر پیامبر صلى الله علیه و آله بود».(3)
مساجد در دوران انقلاب به طور طبیعى و البته با تکیه بر پیشینه تاریخى خود، مرکز مبارزه علیه رژیم بودند.(4)از این روى بود که هماره با عکس العمل تند رژیم طاغوت مواجه مى شد.(5)مساجد نه تنها پایگاهى جهت بیدارسازى
مردم علیه حکومت پهلوى، بلکه محلى براى سازماندهى نیروهاى انقلابى و مبارزه بودند. تبادل اطلاعات و جلسات مشاوره میان مبارزان، در مساجد صورت مى پذیرفت، زیرا پخش اعلامیه در اغلب مساجد سهل تر و سریع تر صورت مى گرفت و اعتراض مردم و علما و حضرت امام از طریق پخش اعلامیه آنان در مجامع مذهبى بویژه مساجد، همه گیر مى شد(1)ضریب تأثیر مساجد بر میزان پیروزى انقلاب آن قدر صریح است که حاج عبدالکریم احمدى، از یاوران انقلاب مى گوید:
«اگر مسجد نبود، انقلاب نبود».(2)
اما نقش مساجد بعد از دوره «حدوث انقلاب»، نیز متوقف نماند. پس از پیروزى انقلاب، باز این مساجد بودند که همچنان در مرحله «ثبوت انقلاب» نیز نقش آفرینى کردند. بعد از پیروزى انقلاب با توجه به فروپاشى نظام شاهنشاهى، تقریبا همه کارهاى انقلاب در مساجد انجام مى گرفت. کمیته هاى انقلاب از دل مساجد جوشید. در زمان هشت سال دفاع مقدس، در قسمت اعزام نیرو، پشتیبانى، برگزارى مراسم دعا و بزرگداشت شهدا، مساجد نقش چشم گیرى داشتند. در زمان سازندگى، در امدادرسانى به مردم آسیب دیده از بلایاى طبیعى، بازسازى مناطق جنگى و برگزارى انتخابات و... همچنان مساجد، فعال، ظاهر شدند.(3)
انقلاب اسلامى یک فرآیندى است که مراحل تکاملى دارد:
مرحله نخست: پیروزى انقلاب اسلامى بود که از آن به «حدوث انقلاب» یاد مى کنیم. این مرحله از انقلاب به یارى خدا، همت مردم و رهبرى امام قدس سره به کامروایى تحقق یافت.
مرحله دوّم انقلاب: استقرار حکومت اسلامى و اثبات کارآمدى نظام مبتنى بر ولایت فقیه است که با عنوان مرحله «ثبوت انقلاب» از آن نام برده مى شود. مساجد در این دو مرحله، محور و یا حداقل نقش آفرین بوده اند.
مرحله سومى که انقلاب پیش روى دارد، ایجاد تمدن اسلامى است. طرح نظریه «صدور انقلاب» در راستاى این مرحله مى تواند تفسیر گردد. ایجاد تمدن اسلامى، هدف غایى انقلاب اسلامى است. به زعم نگارنده، همچنان که مسجد مبناى اساسى، «حدوث» و «ثبوت» انقلاب بوده است، باید در مرحله سوم از فرآیند تکاملى آن یعنى مرحله «صدور» انقلاب نیز، نقش محورى را به خود بگیرند. اساسا مسجد بدان سبب که خاستگاه توحید و نفى شرک و باطل است و جایگاه نداى حق و دادخواهى مظلوم نیز به حساب مى آید، همواره مهد قیام و اعتراض بوده است و مردم نیز برحسب مقتضیات و شرایط جامعه از این مکان مقدس الهام گرفته اند.(4)
اگر از منظر رهبر فقید انقلاب قدس سره، مساجد، رمز پیروزى ملت ایران بود،(5)باید همان، محور بقا و صدور
1) . سیفى، محمدمهدى، مقاله «نقش تاریخى مساجد در انقلاب اسلامى»، روزنامه رسالت، ش 6505 ، 31/ 5/ 1387 ، ص 17 .
2) . رستگارى، مرتضى، مقاله «مسجد در صدر اسلام و نقش آن در پیروزى انقلاب اسلامى»، ص 196 .
3) . شکریان، ناصر، مقاله «مسجد، ملجأ مردم»، ص 241 .
4) . میزبانى، مهناز و سایرین، نقش مساجد و دانشگاه ها در پیروزى انقلاب، ص 52 .
5) . خمینى امام، روح اللّه ، صحیفه نور، ج 1 ، ص 3 .
انقلاب هم باشد. هم چنان که ایشان در وصیت نامه سیاسى الهى خویش مى نویسد:
«بى تردید رمز بقاى انقلاب اسلامى همان رمز پیروزى است».(1)
اینک براى تبیین این ایده، شایسته مى دانم جایگاه، معنا و شیوه عملى نمودن صدور انقلاب را البته با تکیه بر اندیشه هاى امام قدس سره و رهبرى به کاوش بنشینیم. امام قدس سره دولتمردان و مسئولان را به برنامه ریزى در این جهت فرا مى خواندند. با این وضع پس چگونه مى توان از شأن صدور انقلاب، مفهوم و شیوه هاى تحقق آن به سادگى عبور کرد؟!
درک دقیق از معنا و زمان اعلان تئورى صدور انقلاب، از طرف امام نشان مى دهد که امام حتى قبل از اینکه انقلاب، عینیت یابد، تحقق غایتش را در صادر نمودن آن مى دید.
«صدور انقلاب اسلامى از لحظه ورود حضرت امام قدس سره به پاریس و اوج گیرى نهضت مقدس مردم ایران در کانون توجهات جامعه جهانى قرار گرفت و اولین پرسش ها در این باب، توسط نهادهاى سیاسى غرب و قبل از پیروزى انقلاب اسلامى مطرح گردید».(2)
www.navideshahed.com/ fa/ index.php?page=definition&uid=95847
از این روى امام قدس سره نه بعد از انقلاب که قبل از انقلاب هم، دغدغه مند صدور انقلاب بودند. حال آن که برخى با عدم درک صحیح از صدور انقلاب، آن را پروژه اى متعلق به اوایل انقلاب مى دانند!
با تأمل در خاطرات یکى از یاران امام،(3)آن حضرت حتى در اسفند سال 1341، انقلاب را به سه مرحله تقسیم نموده بودند:
«شما بدانید که مبارزه ما سه مرحله دارد: نخست: اسلامى کردن ایران. دوم: اسلامى کردن کشورهاى اسلامى. سوم: اسلامى کردن جهان. آن روز است که به مولایم مهدى (عج) عرض مى کنم: جهان منتظر قدوم مبارک توست».
آیا صدور انقلاب منحصر و محدود به سال هاى اولیه پیروزى انقلاب است!؟ آیا تنها در آن سال هاى پرشور پیام انقلاب اسلامى جاذبه داشت!؟ مگر نه آن است که جاذبه پیام انقلاب اسلامى ایران، در نیازهاى بشریت نهفته است و مگر امروز آن نیازها مرتفع شده اند که دیگر این پیام، تازگى و جاذبه براى بشر، نداشته باشد!؟ انقلاب اسلامى، یک رویداد نیست که صدورش نیز متوقف به زمان خاصى باشد.(4)
لینک مستقیم: www.bashgah.net/ pages-19302.html
انقلاب اسلامى یک فرایندىاست که تا تشکیل تمدن اسلامى، رفاه و آزادى همه مستضعفان باید در گسترش آن کوشید. همچنان که امام قدس سره فرمود:
«مقصد این است که اسلام، احکام اسلام، احکام جهانگیر اسلام زنده بشود و پیاده بشود و همه در رفاه باشند و همه آزاد باشند، همه مستقل باشند».(1)
انقلاب ها به صورت طبیعى میل به گسترش دارند و انقلاب اسلامى نیز از این قاعده مستثنا نبود. از این نظر مى توان گفت که صدور انقلاب ها، یک پروسه و فرایندى طبیعى است. و همچنان ادامه دارد. حضرت امام نیز صدور انقلاب را امرى طبیعى مى دانستند و معتقد بودند؛ از آنجا که ماهیت انقلاب در ایران اسلامى است، کاملاً طبیعى است که دیگر مسلمانان هم تحت تأثیر اندیشه هاى آن قرار گیرند.
در باور امام قدس سره:
«ما موظفیم که اسلام را در همه جاى دنیا معرفى کنیم».(2)
زیرا آن بزرگمرد، مظلوم و غریب بودن اسلام در دنیاى امروز را درک مى کرد.(3)حضرت امام قدس سره در عین توجه به مشکلات معیشتى مردم، غفلت از اهداف و آرمان هاى انقلاب را به مسئولان گوشزد مى نمود:
«مسائل اقتصادى و مادى اگر لحظه اى مسئولین را از وظیفه اى که برعهده دارند منصرف کند. خطرى بزرگ و خیانتى سهمگین را به دنبال دارد. باید دولت اسلامى تمام سعى و توان خود را در اداره هرچه بهتر مردم بنماید، ولى این بدان معنى نیست که آنها را از اهداف عظیم انقلاب که ایجاد حکومت جهانى است منصرف کند».(4)
از منظر رهبر معظم انقلاب نیز انقلاب، دو جهت دارد: یکى مبارزه با استبداد داخلى است و جهت دیگر، سخن و پیام نو انقلاب براى دنیا و بشریت. این چیزى است که دنیا را به خود جذب کرد.
«پیام جهانى و انسانى اسلام است که او را به ستایش وادار مى کند. جنبه ى دوم، بسیار مهم است؛ ما باید بتوانیم این را بیان کنیم».(5)
همچنان که ایشان فرموده اند؛ صادر کردن تفکر انقلابى و اندیشه مبارزه به بیرون مرزها، بسى مهم تر از مبارزه با
1) . مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى قدس سره، صدور انقلاب از دیدگاه امام خمینى، ص 31 .
2) . خمینى امام، روح اللّه ، صحیفه نور، ج 18 ، ص 102 ـ 103 ، در دیدار با مسئولان دانشگاه امام صادق علیه السلام، مورخه 15/ 6/ 1362 .
3) . همان.
4) . مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى قدس سره، مقاله «صدور انقلاب از دیدگاه امام خمینى قدس سره، ص 47 .
5) . بیانات مقام معظم رهبرى مورخ 17/ 11/ 1380 در دیدار با اعضاى شوراى عالى سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامى.
استبداد داخلى مى باشد.
شاید بخاطر اهمیت موضوع بود که رهبر معظم انقلاب حدود یک ماه بعد از رهبرى انقلاب، در نوزدهم تیرماه 1368 به تبیین نظریه صدور انقلاب پرداختند.(1)رهبر فرزانه در جاى دیگرى، صدور انقلاب را تداوم راه انبیا و ستیز با آن را کار دشمن شمرده و هرگونه احساس ندامت و خجلت از انجام آن را نکوکوهیده اند:
«ما به این کار و انجام این وظیفه افتخار مى کنیم. این، راه انبیاست و ما این راه را باید ادامه دهیم... چرا ما باید از صادر کردن توحید و اخلاق انبیا و روح فداکارى و اخلاص و تزکیه ى اخلاقى به کشورهاى دیگر خجالت بکشیم؟! چرا باید شرم کنیم از این که غیرت و حمیت صحیح و ایستادگى در مقابل قدرت هاى باطل را به صورت درس عملى به ملت هاى دیگر ارائه و تعلیم بدهیم؟ ملت ها باور نمى کنند که بشود با عوامل و مزدوران قدرت هاى استکبارى درافتاد. ما درافتادیم و پیروز هم شدیم. چرا این عمل و تجربه ى خودمان را در اختیار افکار عمومى ملت ها نگذاریم؟ ما این انقلاب را صادر مى کنیم. ما از این که بتوانیم توحید و مکتب انبیا و روش هاى انسانىِ پاکیزه و طیب و طاهر و صبر و مقاومت و ایثار را به کشورهاى دیگر صادر کنیم، هیچ ابایى نداریم. رسانه هاى غربى که با پول صهیونیست ها و با تدبیر سیاستمداران خبیث و ظالم و فاسد اداره مى شوند، مى خواهند جنجال درست کنند و ما را از این حرف و عمل که فرهنگ و مفاهیم انقلاب باید صادر شود، پشیمان کنند».(2)
صدور انقلاب، صدور پیام و رسالت انقلاب اسلامى و انتقال ارزش هاى معنوى و الهى به گوش جهانیان است که این امر در سایه ى زور و لشکرکشى انجام نمى شود بلکه جهت نیل به این هدف باید کلیه ى امکانات و ابزارهاى پیام رسانى، محتواى پیام، موقعیت زمان و مکان، نیازهاى مخاطبان در مناطق مختلف دنیا مورد توجه و دقت قرار گیرد. انقلاب ما یک انقلاب فرهنگى بود و به تعبیر شهید مظلوم دکتر بهشتى «انقلاب ارزش ها» محسوب مى شود.(3)مقام معظم رهبرى نیز بر این امر صحه گذاشتند:
«اگر منظور این است که ما مواد منفجره صادر مى کنیم، این ادعا دروغ است... صدور انقلاب، به معناى صادر کردن ارزش هاى انقلابى و افشاگرى درباره مستبدها و ظالم هاى عالم، وظیفه و تکلیف الهى ماست. اگر این کار را نکنیم، کوتاهى کرده ایم».(4)
در اوایل انقلاب، عده اى صدور انقلاب را رویکرد نظامى تفسیر مى کردند، اینجا بود که امام قدس سره رویکرد
فرهنگى را پیشنهاد نمودند:
«اینکه مى گوییم باید انقلاب ما به همه جا صادر بشود، این معنى غلط را از آن برداشت نکنند که ما مى خواهیم کشورگشایى کنیم. ما همه ى کشورهاى مسلمین را از خودمان مى دانیم. همه ى کشورها باید در محل خودشان باشند، ما مى خواهیم این چیزى که در ایران واقع شد و این بیدارى که در ایران واقع شد و خودشان از ابرقدرت ها فاصله گرفتند و دست آنها را از مخازن خودشان کوتاه کردند، این در همه ى ملت ها و در همه ى دولت ها بشود. آرزوى ما این است...».(1)
رهبر معظم انقلاب در آغازین ایام رهبرى، قالب صدور انقلاب را نه یک قالب نظامى که فرهنگى شمردند:
«پس از پیروزى انقلاب اسلامى، سردمداران تبلیغات جهانى روى اشاعه ى فرهنگ انقلابى اسلام جنجال راه انداختند و آن را به عنوان صدور انقلاب ـ با معناى غلطى که از صدور انقلاب مى کردند ـ مورد تهاجم تبلیغاتى قرار دادند. همه ى رسانه ها در سرتاسر عالم، روى این نکته و کلمه تکیه مى کنند که جمهورى اسلامى درصدد صدور انقلاب است! خباثت آنها در این جاست که صدور انقلاب را به معناى صدور مواد منفجره و ایجاد درگیرى در گوشه و کنار عالم و از این قبیل کارها معرفى مى کنند! که این هم مثل بقیه ى خباثت هاى تبلیغاتى دنیاى غرب، یک ترفند رذیلانه است».(2)
در قاموس فکرى امام قدس سره و مقام معظم رهبرى، صدور انقلاب یک تلاش نرم افزارى است نه نظامى.
در فرازى دیگر، ایشان رویکرد نظامى به این مقوله را نه یک امر مطلوب که حتى ناممکن مى دانستند:
«ما که مى گوییم اسلام را مى خواهیم صادر کنیم، معنایش این نیست که ما سوار طیاره بشویم و بریزیم به ممالک دیگر، یک همچو چیزى نه ما گفتیم و نه ما مى توانیم».(3)
رهبر انقلاب نیز، صدور انقلاب را فرهنگى مى شمارند:
«صدور انقلاب، صدور تجاوز و جنگ و به معناى گرفتن زمین هاى دیگران نیست... صدور انقلاب به معناى صدور پیام و صدور رسالت انقلاب است، صدور ارزش هایى مانند استقلال، عدم وابستگى، خودکفایى، خصلت هاى انسانى پاک، ایمان، شرف، افتخار، حمایت از مستضعفان و...».(4)
در بیانى دیگر امام قدس سره، تبیین اندیشه هاى انقلاب را صدور انقلاب مى دانند:
«صدور انقلاب به معنى لشگرکشى نیست، بلکه مى خواهیم حرف مان را به دنیا برسانیم».(5)
1) . خمینى امام، روح اللّه ، صحیفه نور، ج 13 ، ص 127 ، در جمع سفراى کشورهاى اسلامى، مؤرخ 28/ 7/ 1359 .
2) . بیانات مقام معظم رهبرى، مورخه 19/ 4/ 1368 در دیدار و بیعت اقشار مختلف مردم کشور با معظم له.
3) . همان، ص 60 ـ 61 .
4) . سالار، محمد، مقاله «انقلاب اسلامى و صدور ارزش هاى فرهنگى»، ص 22 به نقل از: مباحثى پیرامون فرهنگ انقلاب اسلامى، ص 364 و 366 ، شهید محمدجواد باهنر.
5) . خمینى امام، روح اللّه ، صحیفه نور، ج 19 ، ص 414 .
همچنان که مخاطب مسجد به تصریح خود قرآن، نه فقط مسلمین که همه انسان ها مى باشد،(1)تفکر فراملى و دید جهانى حضرت امام قدس سره نیز انقلاب اسلامى را نه در چارچوب مقابله با طاغوت ایران فقط، که به مثابه جریان مبارزه با تمام «مستکبرین» و «ستمگران» عالم معنا مى کرد و از همان ابتدا همه «مسلمین» و بلکه «مستضعفین» جهان را مخاطب خویش مى خواند.(2)
لینک مستقیم: www.balagh.net/ persian/ specific/ 10_fajr/ enqelab/ sodor/ 02.htm
زیرا در قاموس فکرى ایشان «اسلام مرزى نمى شناسد». از این جهت بود که مى فرمود:«ما باید در صدور انقلاب مان به جهان کوشش کنیم و تفکر این که ما انقلاب مان را صادر نمى کنیم را کنار بگذاریم زیرا اسلام بین کشورهاى مسلمان فرقى قائل نمى باشد و پشتیبان تمام مستضعفین جهان است».(3)
امسال که در سى امین سال پیروزى انقلاب، قرار داریم به جاست در نحوه عملیاتى نمودن صدور انقلاب، قدرى تأمل نماییم. گذشت که صدور انقلاب، نه همزاد با انقلاب بلکه پیش از آن مدنظر بنیانگذارش بوده است.
چنان که گفته شد در دو مرحله «حدوث» و «ثبوت» انقلاب، محوریت مسجد کاملاً مشهود است. صد البته که خود این تعامل، بین دو انقلاب و مسجد بر پویایى مساجد و تنوع بخشى به کارکردهاى آن نیز مؤثر بود. در پروسه صدور انقلاب نیز باید مساجد محوریت را برعهده گیرند. شاید از این روى بود که رهبر فقید انقلاب اسلامى ایران، تأکید داشتند که باید مساجد همواره آماده قیام و پیشبرد اهداف اسلامى باشند.
«اسلام مساجد را سنگر قرار داد وسیله، از باب این که از همین مساجد،... همه امورى که اسلام را به پیش مى برد و قیام را به پیش مى برد، مهیا باشد».(4)
لیک با توجه به محذوریت و محدودیت هاى ساخت مسجد و مهم تر از آن، ممنوعیت هاى احیاى کارکردهاى انقلابى در مساجد خارج کشور، و زمان بر و پرهزینه بودن ساخت مساجد فیزیکى، توجه به مساجد مجازى یک بایسته تلقى مى گردد. تأکید مى کنم که مساجد مجازى مى تواند ما را در مشکلاتى که در ساخت مساجد
1) . «یا بَني آدَمَ خُذُوا زینَتَکُمْ عِنْدَ کُلِّ مَسْجِدٍ» اعراف: 31 / «وَ إِذْ جَعَلْنَا الْبَیْتَ مَثابَةً لِلنَّاسِ وَ أَمْنا» البقرة: 125 / «إِنَّ أَوَّلَ بَیْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذي بِبَکَّةَ مُبارَکا وَ هُدىً لِلْعالَمینَ» آل عمران : 96 / «جَعَلَ اللَّهُ الْکَعْبَةَ الْبَیْتَ الْحَرامَ قِیاما لِلنَّاسِ» مائدة: 97 .
2) . مقاله «صدور انقلاب / بازشناسى جریان افول»، نشریه دانشجویى خیزش.
3) . مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى قدس سره، مقاله «صدور انقلاب از دیدگاه امام خمینى قدس سره»، ص 13 .
4) . همان، صص 34 و 35 .
فیزیکى در خارج کشور داریم، یارى رساند؛ یعنى با جذب مخاطب توسط مساجد مجازى، مى توان از آن در ساخت مساجد فیزیکى، احیاى کارکردهاى انقلابى و مخالفت با قوانین ممنوعیت ساخت مسجد فیزیکى کمک گرفت.
یادمان باشد از یک سو با یک تکلیفى به نام صدور ارزش هاى انقلاب و یارى مستضعفان مواجهیم که طبق تحلیلى باید این مرحله از انقلاب نیز مبتنى بر مساجد باشد. و از سوى دیگر با موانعى که بر سر راه انجام این وظیفه از طریق مساجد فیزیکى قرار گرفته است. این موانع آنگاه تکلیف را ساقط مى کند که هیچ راه جایگزینى مطرح نباشد. مسجد مجازى در عین فرصت بودن براى صادر نمودن انقلاب، خود ضمنا موانع را نیز خواهد برداشت. زیرا موجب توسعه بنائى و گسترش کارکردى آن خواهد شد. و این یعنى اثبات کارآمدى دیگر براى مساجد در سومین مرحله از انقلاب!
اگر در فرهنگ امام قدس سره، ثمره انقلاب، آزادى همه مستضعفان جهان است، و اگر در اندیشه او باید مساجد را حفظ نمود:
«اى ملت! مسجدهایتان را حفظ کنید تا این نهضت به ثمر برسد».(1)
تحقق این دو، با مساجد مجازى سامان مى یابد.
حضرت امام قدس سره درعین حال که پیروزى انقلاب را برخاسته از فعالیت هاى مسجدى مى داند، ولى رها کردن مساجد و نیز بسنده کردن به وضع موجود را نیز ناکافى مى شمارد. ایشان پیروزى انقلاب اسلامى را نوعى آماده سازى خویشتن براى اداره پویاى مساجد مى داند. بى شک مراد حضرت امام قدس سره مدیریت عبادى صرف نیست، آنچه از سخنان امام نیز استفاده مى شود، تحول در کارکرد مساجد، به سوى ایجاد پیروزى هاى دیگر اسلامى است.(2)
«این مساجد بود که این پیروزى را براى ملت ما درست کرد، این مراکز حساسى است که ملت باید به آن توجه داشته باشند، این طور نباشد که خیال کنیم حالا دیگر ما پیروز شدیم، دیگر مسجد مى خواهیم چه کنیم؟ پیروزى ما براى اداره مسجد است».(3)
بدیهى است که امام قدس سره نیز روش تبلیغى و استفاده از ابزار رسانه ها را شیوه عملى صدور انقلاب معرفى مى کردند:
«ما که مى گوییم اسلام را مى خواهیم صادر کنیم، معنایش... این است که مى توانیم به وسیله ى دستگاه هایى که داریم، به وسیله ى همین صدا و سیما، به وسیله ى مطبوعات، به وسیله ى گروه هایى که به خارج مى روند، اسلام
را آن طورى که هست معرفى کنیم. اگر آن طورى که هست معرفى بشود، مورد قبول همه خواهد بود».(1)
مقام معظم رهبرى نیز استفاده از ابزارهاى متناسب با زمان و مخاطب را اثرگذار مى دانند:
«ماییم و تفکر و معارف اسلامى، ماییم و پیام انقلاب اسلامى؛ ما باید بتوانیم این ها را درست به دنیا برسانیم... ما باید بتوانیم مفاهیم و معارف اسلامى و آنچه را که متعلق به ماست، بیان کنیم؛ البته باید با لحن و بیان روشنفکرانه و کاملاً مترقى و با استفاده از واژگان متناسب با هر دوره و زمان باشد».(2)
مسجد به عنوان رسانه سنتى و اینترنت به مثابه ابزار مدرن، مى توانند در ابلاغ پیام انقلاب، نقش آفرین باشند. متأسفانه، رویکردى در کشور ما، این دو را در ساحت نزاعى آشتى ناپذیر قرار داده، از این روى هیچ گاه آن چنان که باید، از ظرفیت این دو رسانه نتوانسته ایم در بیان رسالت انقلاب، بهره جوییم. مسجد، رسانه اى سنتى، ولى همچنان پویا، مقبول، غیردولتى و بالاخره دینى است، و اینترنت و ابزارهاى مدرن، داراى پوشش گسترده اى از مخاطب اند. معقول آن است که کمیت یکى با کیفیت دیگرى همراه گردد، و این دو از عرصه رقابت به ساحت رفاقت آیند.
امروز، ایران اسلامى، آماج شبیخون فرهنگى دشمن قرار گرفته است. وجود هزاران سایت «انتى خمینى»(3)و ... نشان از ضرورت اقدام سریع و قدرتمند براى صدور ارزش ها و فرهنگ انقلاب است که باید همت گماشت. به فرموده رهبر انقلاب:
«اگر ما بتوانیم در صحنه ى فکر و فرهنگ، کار شایسته اى انجام دهیم، همه ى تهدیدهاى مادى دنیا خنثى خواهد شد».(4)
در باور امام قدس سره براى مقابله با ترفندهاى دشمن ما باید از اهرم صدور فرهنگى انقلاب، بهره بگیریم:
«ما باید در صدور انقلاب مان به جهان کوشش کنیم... از طرفى دیگر تمام قدرت ها و ابرقدرت ها کمر به نابودى مان بسته اند و اگر ما در بسته بمانیم قطعا با شکست مواجه خواهیم شد. ما باید حساب مان را صریحا با قدرت ها و ابرقدرت ها یکسره کنیم و به آنها نشان دهیم که با تمام گرفتارى هاى مشقت بارى که داریم با جهان برخورد مکتبى مى نمائیم».(5)
1) . مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى قدس سره، مقاله «صدور انقلاب از دیدگاه امام خمینى قدس سره»، ص 60 ـ 61 .
2) . بیانات مقام معظم رهبرى در دیدار با مسئولان سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامى، مورخ 17/ 11/ 1380 .
3) . anti-khomeini
4) . بیانات مقام معظم رهبرى در جمع مسئولان سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامى، مورخ 17/ 11/ 1380 .
5) . مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى قدس سره، مقاله «صدور انقلاب از دیدگاه امام خمینى قدس سره»، صص 34 و 35 .
در سنجش میزان اسلام ستیزى استکبار، کافى است بدانیم که تنها از سال 1980 واژه اى به نام «اسلاموفوبیا»،(1)در ادبیات انگلیسى ابداع شد.(2)که به اسلام هراسى و تعصب علیه اسلام و مسلمین اشاره دارد.(3)و هزاران سایت اینترنتى در این زمینه فعال است. آیا مخاطبِ این دستور امام نیستیم که فرمود:
«ما انقلاب مان را به جهان صادر مى کنیم. چرا که انقلاب ما اسلامى است.و تا بانگ لا اله الا اللّه و محمد رسول اللّه بر تمام جهان طنین نیفکند مبارزه هست و تا مبارزه در هر کجاى جهان علیه مستکبرین هست ما هستیم».(4)
با پیروزى انقلاب اسلامى در ایران، موج حمایت از تمام نهضت ها و جنبش هاى رهایى بخش بپاخاست. آقاى صبحى الجابى، پژوهشگر و نویسنده ى سورى درخصوص تأثیر و بازتاب جهانى فرهنگ و تمدن انقلاب اسلامى اظهار مى دارد:
«انقلاب اسلامى فرهنگ و تمدن حقیقى را براى جهانیان به ارمغان آورد. این تمدن در تمام زمینه هاى سیاست، حقوق بشر و اخلاق، با فرهنگ و تمدن غرب تفاوت اساسى دارد. به هر حال، هرکس فرهنگ انقلاب اسلامى را الگوى خود قرار دهد حتما پیروز خواهد شد».(5)
از این روى بود که امام اندیشه صدور انقلاب را به هیچ عنوان آرمان گرایانه و غیرعملى تلقى نمى کرد؛ بلکه آن را واقعیتى ممکن مى دانست و در بسیارى از مناطق جهان اسلام آن را به رأى العین مى دید.
«نهضت مقدس ایران، نهضت اسلامى است. از این جهت بدیهى است که همه مسلمین جهان تحت تاثیر آن قرار مى گیرند».(6)
«ما امروز دورنماى صدور انقلاب اسلامى را در جهان مستضعفان و مظلومان بیش از پیش مى بینیم».(7)
و آن مرد بزرگ، نشانه هاى تحقق این پدیده را نمایان مى دید:
«امروز قدرت ایرانى و قدرت اسلام در ایران به طورى است که توجه همه ملّت هاى ضعیف را به خودش معطوف کرده است و اسلام صادر شد در سرتاسر دنیا، از این سیاه هاى عزیزى که در امریکا هستند و تا آفریقا و تا شوروى و همه جا، نور اسلام تابیده است و توجه مردم به اسلام شده است.و مقصود ما از صدور انقلاب همین
1) . islamophobia
2) . conway ,gordon & others, islamophobia: a challenge for us all, p 1.
3) . sandra fredman& others, discrimination and human rights: the case of racism, p 121.
4) . خمینى امام، روح اللّه ، صحیفه نور، ج 17 ، ص 240 ، مورخ 4/ 2/ 1362 .
5) . سالار، محمد، مقاله «انقلاب اسلامى و صدور ارزش هاى فرهنگى»، صص 26 و 27 / روزنامه کیهان، شماره ى 16440 ، ص 16 .
6) . مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى قدس سره، مقاله «صدور انقلاب از دیدگاه امام خمینى قدس سره»، ص 25 .
7) . همان، ص 92 .
بود و تحقق پیدا کرد و ان شاءَاللّه اسلام در همه جا غلبه بر کفر پیدا خواهد کرد».(1)
اسامه ابوحمدان، نماینده ى جنبش مقاومت اسلامى فلسطین (حماس) در لبنان، انتفاضه ى مردمى فلسطین را یکى از ثمرات انقلاب اسلامى در ایران مى داند و در این باره مى گوید:
«با پیروزى انقلاب اسلامى، مهم ترین خواسته مسلمانان در قرن بیستم تحقق یافت. مسلمانان جهان، انقلاب اسلامى را الگو و سرمشق خود مى دانند».(2)
گیزلاکرافت، دانشمند آلمانى شرکت کننده در همایش بین المللى «گفتگوى فرهنگ ها: حافظ، گوته و پوشکین»، با اعلام این مطلب گفت:
«اسلام در دهه هاى اخیر به الگو و مکتب نیرومندى تبدیل شده که در سایه ى آن مبارزه شدید با مادیگرى و براى احیاى معنویت جریان دارد».(3)
امام رسما متولیان، ائمه جماعات و روحانیان را براى عملى نمودن صدور انقلاب آن هم از طریق مساجد، مخاطب قرار مى دهد:
«مسجد در اسلام و در صدر اسلام همیشه مرکز جنبش و حرکت هاى اسلامى بوده... از مسجد تبلیغات اسلامى شروع مى شده است، از مسجد حرکت قواى اسلامى براى سرکوبى کفار و وارد کردن آنها در [زیر] بیرق اسلام بوده است. شما که از اهالى مسجد و علماى مساجد هستید، باید پیروى از پیغمبر اسلام صلى الله علیه و آله و اصحاب آن سرور کنید و مساجد را براى تبلیغ اسلام و حرکت اسلامیت و قطع ایادى شرک و کفر و تأیید مستضعفین در مقابل مستکبرین قرار دهید».(4)
آیا نباید این مخاطبان در چگونگى عملى نمودن آن، قدرى تأمل نمایند؟!
یادمان باشد که این فرهنگ تشیع است که پیوسته اعتراض به حکومت ها را فریاد نموده است، از این رو مکتب تشیّع، روحانیت معترضى را تربیت نموده که خانه اش مساجد است.(5)باید این مساجد و روحانیت آن، فریاد ظلم ستیزى انقلاب را به گوش همگان برسانند.
یادمان باشد اینترنت در آمریکا، نه به عنوان تهدید امنیتى، بلکه به عنوان بزرگترین فرصت ملى تلقى مى شود.
1) . خمینى امام، روح اللّه ، صحیفه نور، ج 11 ، ص 266 ، پیام امام خمینى قدس سره به مناسبت سالروز پیروزى انقلاب اسلامى، 22/ 11/ 1358 .
2) . سالار، محمد، مقاله «انقلاب اسلامى و صدور ارزش هاى فرهنگى»، ص 28 / روزنامه کیهان، مورخه 10/ 11/ 1377 .
3) . همان، ص 21 .
4) . خمینى امام، روح اللّه ، صحیفه نور، ج 13 ، ص 15 .
5) . شریف پور، رضا، مسجد و انقلاب اسلامى، ص 124 .
توسعه اینترنت در داخل و استفاده از آن براى تأثیرگذارى بر دیگران (سایر ملل) بخشى مهم از سیاست هاى راهبردى آمریکاست.(1)آیا لازم نیست ما هم این تهدید را به یک فرصت در جهت تأثیرگذارى بر دیگر ملل جهان، تبدیل کنیم؟
گفتمش نزدیک ما بتخانه و مسجد یکى است***گفت عالم مسجد است اى بى بصیر بتخانه کو
سنائى غزنوى
1) . احمدى، جمشید، مقاله «اینترنت، قاره ششم»، ص 41 .
بجاست در این جا به بندهایى از سند چشم انداز که در تاریخ 13 آبان 1382 توسط رهبر معظم انقلاب به سران قواى سه گانه ابلاغ شد، اشاره کنیم که مى توان با استنباط از آنها جایگاه مسجد را در افق 1404 بررسى کرده و ناگزیر بودن از روى آورى به مسجد مجازى را گوشزد نمود. بى شک هرگونه انحراف از این میثاق ملى، ایران را در رسیدن به آن هدف میمون باز خواهد داشت. و مسجد باید جایگاه و شأن خود را با تکیه بر این بندها مشخص نماید.
پیش از ورود به بحث، توجه به چند نکته مهم است:
نکته نخست: باید باور داشت که این سند، یک خیال بافى و آرزوى صرف نیست. بلکه نه تنها «مى توانیم» بلکه «باید» به این افق در بیست سال بعد دست یابیم. به فرموده رهبر انقلاب:
«چشم انداز بیست ساله ى ابلاغ شده به مسؤولان سیاست گذارى و برنامه ریزى، یک امر عملى و منطقى و قابل تحقق است. نباید تصور شود کلماتى که در چشم انداز بیست ساله پشت سرهم نوشته مى شود، صرفا یک آرزوست و بدون محاسبه ى علمى است».(1)
«شما جوان هاى عزیز این سند چشم انداز را مطالعه کنید. اگر کسى دقت نکند، ممکن است خیال کند افرادى نشسته اند و انشاء نوشته اند؛ ولى نه، بدانید انشاء نیست. کلمه کلمه ى این چشم انداز ـ با تأکید مى گویم ـ محاسبه شده است».(2)
لازمه دستیابى به مفاد سند، یک برنامه ریزى دقیق مبتنى بر درک واقعیات و ظرفیت هاى موجود است:
«این که ما گفتیم در بیست سال آینده مى خواهیم کشور اوّل منطقه در این خصوصیات باشیم و این شاخص ها را داشته باشیم ـ که در سند دو صفحه اى چشم انداز ذکر شده ـ کلمه کلمه ى این ها بررسى و محاسبه و کارشناسى شده است. ما مى توانیم؛ منتها این توانستن شروطى دارد... ما معتقدیم این چشم انداز، تحقق یافتنى است؛ اما باید برنامه ریزى و راه حرکت را پیدا کرد».(3)
یک برنامه ریز براى آینده آنگاه موفق خواهد بود. بدون رصد نیازهاى شهروندان آتیه، هرگونه برنامه ریزى، نوعى خیال بافى خواهد بود! رهبر انقلاب در این باره مى فرمایند:
«نگاه کنید به آینده ى دور؛ یعنى آینده ى معین شده در سند چشم انداز بیست ساله. کسانى که امروز وارد
مدرسه مى شوند،درپایان دوران بیست ساله،یک جوان بیست وشش، هفت ساله هستند. شما مى خواهید این جوان بیست و شش، هفت ساله چه جور انسانى باشد؟ اگر مى خواهید این جوان، یک جوان خلاّق، داراى ابتکار، شجاع، آراسته از لحاظ اخلاقى، سالم از لحاظ جسمى و فکرى و روانى، صاحب فکر و اندیشه، داراى احساس مسئولیت نسبت به کشورش و ملتش و آینده اش باشد، امروز باید طرح صیرورت این کودک را به آن جوان، این جا طراحى کنید؛ حاضر داشته باشید و به دستگاه ها ابلاغ کنید».(1)
از این روى مساجد نیز باید براساس نیاز انسان فردا به برنامه ریزى بپردازند.
نکته دوم: محتواى پیش بینى شده سند چشم انداز آن وقت محقق خواهد شد که همه نهادها در رساندن ایران اسلامى به آن جایگاه، تلاش کنند. اگر حتى یک نهادى در این مسیر، این بایسته بر خود یک تکلیف نشمارد، بى شک نه تنها خود این سازمان، بلکه مجموعه نظام اسلامى در دستیابى به آن افق روشن کامروا نخواهد بود.(2)رهبر معظم انقلاب در دیدار وزیر کشور و استانداران فرمودند:
«تحقق این چشم انداز بسیار روشن، نیازمند حرکت و تلاش هماهنگ تمام مسئولان کشور است».(3)
مسجد به عنوان نهادى در ایران اسلامى و جهان اسلام باید نحوه تحقق دهى به آرمان سند چشم انداز را برخود تبیین و تکلیف بداند.
نکته سوم: هرچند طبق نکته نخست، همه نهادها در رسیدن به افق ایران 1404 وظیفه اى برعهده دارند لیک شاید به گزاف نباشد که ادعا کنیم نقش آفرینى مساجد در این عرصه فراتر از دیگر نهادها مى باشد. نقش آفرینى مساجد در این عرصه ـ دست کم ـ در دو قالب مى باشد. همچنان که رهبر انقلاب، لازمه تحقق چشم انداز را پذیرش و تلاش همگانى و نهضت عمومى مى شمارند و بر ضرورت نهادینه سازى و کوشش در راستاى چشم انداز تأکید مى کنند:
«باید به گونه اى عمل کرد که تلاش براى تحقق چشم انداز 20 ساله کشور، به یک حرکت نهادینه، تبدیل شود».(4)
«آبادانى کشور، پیشرفت مادى و معنوى جامعه و دستیابى به رتبه اوّل منطقه اى که در سند چشم انداز 20 ساله پیش بینى شده است در سایه تعمیق ایمان و افزایش انگیزه هاى دینى جامعه و بویژه نسل جوان امکان پذیر است».(5)
مساجد به خاطر گستردگى و نفوذ در بین مردم مى تواند در فرهنگ سازى «تلاش براى تحقق چشم انداز 20 ساله کشور» نقش آفرینى کند.
امّا نقش دوم مسجد در این محیط این است که وظیفه اى فراتر از دیگر نهادها به دوش خواهد کشید. انقلاب پس از مرحله «حدوث»، نیازمند تثبیت و اثبات کارآمدى یعنى «مرحله ثبوت» بود.(1)از منظر ولى امر مسلمین کارآیى 00ایران اسلامى اینک مى تواند فارغ از محدوده جغرافیاى کشورى، در عرصه منطقه اى و خاورمیانه اى نیز، توانمندى خود را به منصه ظهور بگذارد.
«کشور ما مى تواند ملتى بزرگ تر از آمار کنونى ملت ما را هم اداره کند؛ مى تواند خود را در سطح بالایى از پیشرفت و توسعه در میان ملت هاى عالم قرار دهد؛ و همچنان که در سند چشم انداز بیست ساله اعلام شده است، مى تواند از جهات مختلف رتبه ى اول را در منطقه حائز شود. این ها توانایى هاى ملت ماست؛ این ها را ملت ما به برکت وحدت کلمه، به برکت پرچم برافراشته ى اسلام، و به برکت ایمان عمیقى که در دل هاى شماست، تاکنون به دست آورده است و باز هم مى تواند پیش برود و به چشم انداز زیبا و شایسته ى ملت ایران دست پیدا کند».(2)
سند چشم انداز، ادامه مرحله «ثبوت انقلاب» یعنى همان کارآمدى نظام ایران اسلامى در عرصه منطقه اى است.
علت مبقیه نظام اسلامى، باید همان علت محدثه آن باشد. مساجد در پروژه «حدوث انقلاب»، نقشى بسزا و در مرحله ثبوت انقلاب ـ البته در محدوده کشورى ـ چه در دفاع مقدس، چه در دوران سازندگى و... سهمى مهم داشتند. پس، این نهادِ سهیم در حدوث و ثبوت انقلاب (بخش داخلى)، باید در مرحله صدور انقلاب (بخش منطقه اى) نیز سهمى وافر داشته باشد. شاید این فرمایش امام راحل قدس سره اشاره به نقش اساسى مسجد در همه مراحل نظام اسلامى باشد:
«از مسجد باید امور، اداره شود. این مساجد بود که این پیروزى را براى ملت درست کرد. این مراکز حساسى است که ملت باید به آن توجه داشته باشد. این طور نباشد که خیال کنند حالا که پیروز شدیم دیگر مسجد مى خواهیم چه کنیم».(3)
اینک بایسته ها و جایگاه مسجد در سند چشم انداز ایران اسلامى را به تحلیل مى نشینیم.
«جامعه ى ایرانى در افق این چشم انداز چنین ویژگى هایى خواهد داشت: ... الهام بخش، فعال و مؤثر در جهان اسلام با... ، جامعه ى اخلاقى، نواندیشى و پویایى فکرى و اجتماعى، تأثیرگذار بر همگرایى اسلامى و منطقه اى
براساس تعالیم اسلامى و اندیشه هاى امام خمینى قدس سره».(1)
با توجه به پدیده نامیمون رسانه هاى تبلیغى غرب و نیز صهیونیسم و وهابیت در منطقه که هر دو دست به دست هم داده تا «همگرایى اسلامى و منطقه اى»(2)را به هم زنند، آیا نباید تنها درمان این درد یعنى «تعالیم اسلامى و اندیشه هاى امام خمینى قدس سره»(3)را با استفاده از این فناورى آن هم در قالب مسجد به گوش این مردم رساند!؟ یادمان باشد که پیام امام خمینى قدس سره در دوران نهضت انقلاب اسلامى ایران نیز از طریق مساجد به گوش همگان رسید.
تنها راه اشاعه این پیام مقدس، مسجد مى تواند باشد. از این روست که دشمن هماره با آن مخالف است. مسترهمفر جاسوس بریتانیا در خاطراتش مى نویسد:
«از بناى مساجد... به هر صورت باید جلوگیرى شود».(4)
به عبارت «به هر صورت» توجه نمائید. این همچنان سیاست راهبردى استکبار است.
مگر نه آن است که «جامعه ى ایرانى در افق این چشم انداز[بیست ساله]... برخوردار از دانش پیشرفته، توانا در تولید علم و فناورى»(5)باید باشد. آیا این نیروها را نباید مسجد تربیت کند؟ مگر نه آن است که مسجد محل پرورش و آموزش بوده است؟ آیا تا امام جماعتى که خود براین ویژگى ها آراسته نگردد، مى تواند الگوساز باشد تا جوان «از دانش پیشرفته برخوردار»(6)و «توانا در تولید علم و فناورى»(7)گردد؟ علامه طباطبایى قدس سره در بحث روایى ذیل آیه «اقیموا وجوهکم عند کل مسجد»(8)نقل مى کند که منظور «ائمه» مى باشند و توضیح مى دهد که مراد از ائمه، امامان جماعت هستند. ایشان در ادامه بحث روایى اضافه مى کند که منظور از «خذوا زینتکم عند کل مسجد»(9)نیز «ائمه» مى باشند.(10)
1) . بند هفتم از سند چشم انداز بیست ساله برگرفته از سایت هزار و چهارصد و چهار www.irane1404.com
2) . همان.
3) . همان.
4) . همفر، خاطرات همفر جاسوس انگلیس در ممالک اسلامى، ص 83 .
5) . بند دوّم سند چشم اندازبیست ساله برگرفته ازسایت ایران هزاروچهارصد و چهار www.irane1404.com
6) . همان.
7) . همان.
8) . اعراف: 29 .
9) . اعراف: 31 .
10) . موسوى همدانى، سید محمدباقر، ترجمه المیزان، ج 8 ، ص 91 .
نکته جالب آن که، سند چشم انداز، تربیت این نیروها را «متکى بر سهم برتر منابع انسانى و سرمایه ى اجتماعى»(1)نموده است. چه سرمایه اجتماعى فراتر از مسجد و چه منابع انسانى اى بهتر از نیروى هاى مؤمن مسجدى؟ چرا که علم مطلوب در سند چشم انداز، علم دینى و دین علمى است نه علم سکولار. و لازمه دست یافتن به علم دینى تربیت نیروى هاى علمى آینده در قالب مسجد است.(2)
آیا تربیت نیروى ایرانى با ویژگى هاى «فعال، مسئولیت پذیر، ایثارگر، مؤمن، رضایت مند، برخوردار... متعهد به انقلاب و نظام اسلامى و شکوفایى ایران و مفتخر به ایرانى بودن»(3)بخشى از وظیفه مسجد به جوانان را گوشزد نمى کند. از کارکردهاى مسجد مى توان به نقش آن در پرورش افراد اشاره کرد که حکومت دینى بدان ها نیاز دارد. زیرا مسجد، بار هدایت فکرى و تربیتى نیروهاى جامعه را بر دوش دارد.(4)در سایه رفت وآمد به مسجد، خلق وخوى ها و آداب و منش هاى افراد تا حد زیادى، هویدا مى گردد. این تربیت و شناسائى در روابط افراد با یکدیگر سازنده مى باشد. زیرا حاکمیت اسلامى مى تواند از این رهگذر، نیروهاى متعهد و کارآمد خود را بشناسد.(5)
مسجد براى این دو امر مهم براى حکومت اسلامى نقش آفرینى مى کند. همچنان که در دوران انقلاب و دفاع مقدس فرماندهان و نیروهاى مردمى همه تربیت یافته گان مسجد بودند. امروزه نیز براى گزینش و تربیت افراد براى مدیریت سیاسى کشور باید از مسجد مدد گرفت. مگر نه آن است که در زمان نهضت مقدس انقلاب و نیز دوران هشت سال دفاع مقدس همین مسجد نیروى هایى را درست با همین شاخص ها تربیت کرد؟ اینک نیز با پدیده تحول، آیا نباید در خود تحولى درانگیزد و باز به پرورش چنین انسان هایى که ایران 1404 نیاز دارد، اقدام نماید. باز بیان رهبر فرزانه را بیاورم که بر «لزوم استقبال از تحولات و پرهیز از ایستایى و رکود»(6)خاطرنشان کردند.
«جامعه ى ایرانى در افق این چشم انداز چنین ویژگى هایى خواهد داشت: توسعه یافته، متناسب با مقتضیات فرهنگى، جغرافیایى و تاریخى خود، متکى براصول اخلاقى و ارزش هاى اسلامى، ملى و انقلابى».(7)
1) . بند دوّم سند چشم اندازبیست ساله برگرفته ازسایت ایران هزاروچهارصد و چهار www.irane1404.com
2) . جهانگیرى سهروردى، یحیى، ره آورد نور، مقاله «مسجد مجازى، تحول و نوآورى در مسیر ایران در سال 1404»، ص 60 .
3) . بند دوّم سند چشم اندازبیست ساله برگرفته ازسایت ایران هزاروچهارصد و چهار www.irane1404.com
4) . جهانگیرى سهروردى، یحیى، کارکرد سیاسى و رسانه اى مساجد، ص 47 .
5) . ضرابى، عبدالرضا، مقاله «نقش و عملکرد مسجد در تربیت»، ص 275 .
6) . سخنان رهبر معظم انقلاب اسلامى در دومین روز از سفر به استان سمنان در جمع دانشگاهیان، www.leader.ir/ langs/ fa/ ?p=contentshow&id=9264
7) . بند یکم سندچشم اندازبیست ساله برگرفته ازسایت ایران هزاروچهارصد و چهار www.irane1404.com
توسعه در مکتب ولایت فقیه، صرف پیشرفت مادى نیست بلکه رشد همه جانبه است. رهبر معظم انقلاب نیز تبیین و نهادینه کردن این معنا از توسعه را وظیفه روحانیت که تریبون تبلیغى آنها مسجد است، مى دانند:
«بیست سال دیگر کشور ما از لحاظ پیشرفت مادى، پیشرفت سیاسى و از لحاظ معنوى و فرهنگى باید به این نقطه برسد. با تلاش و مجاهدتى که پشت سر گذاشته شود، رسیدن به این ها قطعى است؛ هیچ تردیدى در آن نیست؛ منتها ـ همان طور که عرض کردم ـ این حرکت مى تواند همراه با هدایت الهى و هدایت دینى و هدایت روحانیت باشد؛ مى تواند بدون آن باشد. اگر بدون آن باشد، ما در ذیل جدول کشورهاى پیشرفته ى دنیا خواهیم بود. صد سال قبل از ما، دویست سال قبل از ما، دیگران هم به این پیشرفت ها دست پیدا کرده بودند؛ این هم آخرش! زندان ابوغریب و زندان هاى دیگر و دو جنگ بین الملل و چهره ى زشت استعمار در دنیا، آخرِ آن پیشرفت هاست. اما اگر این پیشرفت ها با هدایت دین همراه باشد، آن وقت چیزى است که در دنیا اتفاق نیفتاده و در تاریخ سابقه نداشته است».(1)
پیرو ابلاغ سند چشم انداز ایران اسلامى، مرکز رسیدگى به امور مساجد نیز به تهیه چشم انداز مساجد(2)اقدام نمودند. در متن سند چشم انداز مساجد، گزاره هایى به چشم مى خورد که هرکدام بر ضرورت مسجد مجازى به نحوى اشاره دارد. نظر به این که هر یک از کلید واژگان را در کتاب به تفصیل بحث کرده ایم هم اینک تنها به متن برخى از بندهاى چشم انداز مساجد اشاره مى کنیم:
اگر مساجد مى خواهد «برخوردار از تشکیلات مدیریت کلان و یکپارچه در کشور»(3)باشد، شبکه اینترنت مى تواند ارتباط بین آنها را برقرار نماید. تا بدین وسیله بصورت یک پارچه بر مساجد مدیریت کرد.
مساجد در افق ایران 1404 «رشد یافته و داراى ساختارى متناسب و کارآمد در عرصه ماموریت ها، توانمند در جذب و جلب اقشار مختلف مردم و مؤثر در عرصه نشر گسترش اسلام ناب محمدى صلى الله علیه و آله».(4)خواهد بود.
مسجد مجازى مى تواند «در جذب و جلب افشار مختلف مردم»(5)ـ بویژه جوانان که در پاى اینترنت ساعاتى را سپرى مى کنند ـ به مساجد، مثبت واقع شود. افزون براین که «در عرصه نشر گسترش اسلام ناب محمدى صلى الله علیه و آله»(6)در فضاى سایبر که خالى(7)از معارف اهل بیت علیهم السلام است، مؤثر افتد.
1) . ازبیانات مقام معظم رهبرى دردیدار باطلاب واساتید مدرسه علمیه آیت اللّه مجتهدى تهرانى رحمه الله، 21/ 3/ 1383 .
2) . از معاونت پژوهش دفتر مطالعات و پژوهش هاى مرکز رسیدگى به امور مساجد که متن سند چشم انداز مساجد را در اختیار نگارنده قرار دادند، تشکر مى نمایم.
3) . سند چشم انداز بیست ساله مساجد، ویژگى هاى مساجد در افق چشم انداز، بند یکم.
4) . همان، بند دوم.
5) . همان.
6) . همان.
7) . زیرا کمتر از 5% اطلاعات موجود در فضاى وب، در باره دین است. جمشیدى، احمد، مقاله «اینترنت، قاره ششم»، ص 41 .
همچنین بندهاى زیر از سند چشم انداز بیست ساله مساجد، به نحوى به بایستگى توجه به مساجد مجازى را اشارت دارند. زیرا طبق این سند، مساجد در افق 1404 باید چنین باشد:
«داراى حضور مؤثر در تصمیم سازى و تصمیم گیرى هاى کشور».(1)
«برخوردار از دانش پیشرفته کارشناسان و صاحب نظران عرصه هاى مرتبط با فعالیت و رسالت مسجد».(2)
«توانا در ایجاد انگیزه هاى مذهبى و توجه دادن به رخدادهاى مرتبط با حهان اسلام».(3)
«توانمند در فراخوان مؤثر مردمى و بسیج افکار عمومى».(4)
«برخوردار از شبکه ارتباطى قوى نظام کارآمد اطلاع گیرى و اطلاع رسانى و برقرارى ارتباطات مردمى».(5)
«برخوردار از توانایى هاى رشد یافته، روزآمد و کارآمد با بهره گیرى از فن آورى هاى نو در راستاى مأموریت، رسالت و اداى وظایف».(6)
«مجهز به کتابخانه و رایانه براى نشر علوم اسلامى».(7)
«برخوردار از ائمه جماعاتى عالم، اندیشمند، پارسا، آشنا با فنون مشاوره و مدیریت و داراى ارتباطات گسترده مردمى».(8)
«فعال سازى مساجد به عنوان کانون هاى فرهنگ، اندیشه و معنویت اسلامى».(9)
«اولویت یابى مساجد به عنوان مراکز نشر معنویت و معرفت دینى در برنامه ریزى هاى فرهنگى».(10)
«طرح دین به زبان روز با بهره گیرى از شیوه هاى جذاب، ابزار و امکانات نو».(11)
1) . سند چشم انداز بیست ساله مساجد، ویژگى هاى مساجد در افق چشم انداز، بند سوم.
2) . همان، بند چهارم.
3) . همان، بند پنجم.
4) . همان، بند ششم.
5) . همان، بند هفتم.
6) . همان، بند هشتم.
7) . همان، بند دهم.
8) . سند چشم انداز بیست ساله مساجد، ویژگى هاى مساجد در افق چشم انداز، بند یازدهم.
9) . سند چشم انداز بیست ساله مساجد، موارد شایان توجه در تنظیم سند افق چشم انداز، بند یکم.
10) . همان، بند دوم.
11) . همان، بند سوم.
«کارآمدسازى مساجد در ساخت جامعه اخلاقى نواندیش با پویایى فکرى و اجتماعى».(1)
«تأثیرگذارى مساجد بر همگرایى اسلامى».(2)
«فعال سازى مساجد در مقابله با تهاجم فرهنگى دشمن».(3)
«مقابله با خرافات، مقدس مآبى، تحجر و دگراندیشى هاى بیگانه محور».(4)
«حفظ و ترویج فرهنگ بسیج از طریق مساجد».(5)
«ایجاد جاذبه هاى لازم براى جذب و جلب گروه ها به ویژه جوانان و نوجوانان».(6)
از آنجا که نفوذ اینترنت در خاورمیانه در حال رشد بسیار سریع بوده و هم اکنون نزدیک به یک چهارم جمیعت آن از این پدیده برخوردارند که با سرعت فزون آن، در افق 1404 جمعیت بسیار زیادى از آن بهره مند خواهند شد.
کاهش استقبال جوانان از مسجد؛ و فزونى استقبال آنان از اینترنت چیزى قابل انکار نیست. به نظر نگارنده، از مصادیق «مدیریت تحول» در کلام رهبرى، «رفیق» نمودن این «رقیب» رسانه اى مسجد است. باید مواظب بود که در کشور اسلامى، رسانه هاى مدرن، رقیب در عرض مسجد نباشند بلکه یار مسجد و در طول آن قرار بگیرند. زیرا رفتار آنها اگر از کارکرد رسانه اى مسجد بکاهد مصداق «منع مساجد» خواهد بود.(7)برخى مفسرین در شرح منع مساجد، چنین آورده اند:
«آیه هر چند هم، شأن نزول خاصى داشته باشد، در مقام بیان یک حکم کلى است و در مورد تمام افراد و یا گروه هایى است که مردم را از رفتن به مساجد و انجام عبادات به هر دلیل منع کنند و باعث ویرانى مساجد شوند و ما در تاریخ نمونه هایى از آن را دیده ایم که گاهى به خاطر اغراض سیاسى، مساجد را بسته اند و یا گروه خاصى را از ورود به آن منع کرده اند».(8)
یادمان باشد که «خرابى مسجد تنها با بیل و کلنگ نیست، بلکه هر برنامه اى که از رونق مسجد بکاهد، تلاش در خرابى آن است».(1)
در این جا جهت تبیین اهمیت مسجد مجازى لازم دیدم به جایگاه اینترنت در میان انسان معاصر، آمارى(2)را ارائه دهم. تا ناگزیر بودن از این مسئله به دقت مشخص گردد. عصرى که در آن زندگى مى کنیم، از آن تحت عناوین مختلفى نظیر: «دهکده جهانى»،(3)«جامعه مدنى جهانى»،(4)«مدرنیته دوم»،(5)«جامعه شبکه اى»،(6)«جهان رها شده»،(7)«جامعه ارتباطى»(8)و «مدرنیته سیال»(9)یاد مى کنند.
از کل 288/ 120/ 676/ 6 نفرى جمعیت جهان، 920/ 724/ 407/ 1 کاربر اینترنت وجود دارد.(10)طبق آخرین آمار یعنى 31 مارس 2008 میلادى که سایت(11)world stats internetبه عنوان معتبرترین مرکز سنجش و نشر آمار ضریب نفوذ اینترنت ارائه داده، حاکى از نفوذ بالاى اینترنت در میان بشر امروزى است که فرآیند رو به رشد بسیار سریع آن مى رود آینده انسان را کاملاً دیجیتالى کند.
تحقیقات telegeography حاکیست ترافیک جهانى اینترنت تا میانه سال 2008 نسبت به مدت مشابه سال قبل 53 درصد افزایش یافته است. طبق گزارش تحقیقات telegeography رشد استفاده از اینترنت در جهان تا بدان حد سریع است که حتى ضعیف ترین قاره جهان در زمینه استفاده از اینترنت یعنى آمریکاى جنوبى شاهد رشد سالانه 50 درصدى در زمینه ترافیک اینترنتى بوده است.(12)
1) . مکارم شیرازى، ناصر، تفسیر نور، ج 1 ، ص 186 .
2) . با توجه به تفاوت تعریف از مفهوم کاربر اینترنتى، تفاوت در آمار مراکز دیده مى شود.
3) . مک لوهان.
4) . دیوید هلد.
5) . اولریش بک.
6) . مانوئل کاستلز.
7) . آنتونى گیدنز.
8) . جیانى واتیمو.
9) . زیگمون بومن.
10) . www.internetworldstats.com/ stats5.htm
11) . www.internetworldstats.com
12) . 17/ 6/ 1387www.noorportal.net/ news/ shownews.aspx?id=9520
امّا در حوزه اینترنت پر سرعت، در سال 2008 در مجموع بیش از 350 میلیون نفر در سراسر جهان از اینترنت پرسرعت استفاده کرده اند و انتظار مى رود این رقم با رشدى سریع در سال 2010 از مرز 500 میلیون نفر بگذرد.(1)
بر طبق برآوردهاى internetworldstats تا اواسط سال 2008 از کل جمعیت جهان اندکى کمتر از 5/ 1 میلیارد نفر یعنى (361/ 632/ 463/ 1) نفر از اینترنت استفاده کرده اند. این امر به معناى ضریب نفوذ 9/ 21 درصدى اینترنت در جهان امروز با بیش از 6 میلیارد و 676 میلیون نفر جمعیت است.(2)
این در حالى است که در سال 1385 شمسى، جمعیت کاربران اینترنت در کل دنیا را طبق آمار این سایت یک میلیارد و 262 میلیون نفر بوده است. از این تعداد، 343 میلیون و 787 هزار کاربر در اروپا، 359 میلیون و 553 هزار و 459 کاربر در قاره آمریکا، 461 میلیون و 700 هزار کاربر در آسیا و 44 میلیون و 234 هزار کاربر در آفریقا از اینترنت استفاده مى کنند.(3)
اما اینک براساس آمار سایت رسمى internet world state از ماه مارس 2008 به بعد، قاره آسیا با داشتن 578 میلیون و 538 هزار و 257 نفر کاربر اینترنتى تا به امروز همچنان مقام اوّل کاربران اینترنتى را در جهان در اختیار دارد. براساس جدول رتبه بندى آمار مصرف اینترنت در جهان، اروپا با 384 میلیون و 633 هزار و 765 کاربر در مقام بعدى قرار گرفته است.(4)براى فهم سرعت رشد نفوذ اینترنت در قاره اى که زندگى مى کنیم آمار امسال را با آمار سال 1385 شمسى ـ که در بالا ارائه شد ـ و آمارى که چند سال پیش در خبرگزارى ها آمد، مقایسه کنید. چند سال پیش کشورهاى قاره آسیا تنها 34 درصد از کل کاربران اینترنت را در خود جاى داده بودند. و با تجربه رشد 164/ 4 درصدى تعداد کاربران شاهد رسیدن شمار آنها به 302 میلیون و 257 هزار نفر بوده اند. آسیا 56/ 3 درصد از کل جمعیت جهان را داشت.(5)
www.forum.majidonline.com/ showthread.php?t=36120
از جمعیت 443/ 090/ 197 نفرى خاورمیانه نیز، 200/ 939/ 41 نفر تا 31 مارس سال 2008 (فروردین 87) را کاربران اینترنت تشکیل مى دهد.(6)بنابراین ضریب نفوذ اینترنت در خاورمیانه مطابق آنچه در بالا ذکر شد 21/ 3 درصد است.(7)براى فهم بهتر سرعت نفوذ اینترنت در جهان، به خصوص خاورمیانه بهتر است آمار 2 سال پیش را نظرى بیافکنیم. با مقایسه این آمار با آمار سال 2005، آینده ضریب نفوذ اینترنت در خاورمیانه مشخص خواهد شد. در سال 2005 مجموع جمعیت خاورمیانه به مرز 187 میلیون و 258 هزار نفر رسید که 9/ 2 درصد کل
1) . روزنامه دنیاى اقتصاد، ش 1455 ، 20/ 11/ 1386 ، ص 28 .
2) . همان.
3) . www.farsnews.com/ newstext.php?nn=8501150034 85/ 01/ 15 www.internetworldstats.com/ middle.htm.
4) . www.itanalyze.ir/ archives/ analysis/ 2009/ 01/ post_863.php
5) .بر گرفته از مرکز آمار اینترنت جهانى
6) . www.itanalyze.ir/ archives/ analysis/ 2009/ 01/ post_863.php www.internetworldstats.com/ stats5.htm.
7) . روزنامه دنیاى اقتصاد، ش 1455 ، 20/ 11/ 1386 ، ص 28 .
جمعیت جهان را شامل مى شد از این جمعیت، کل تعداد کاربران اینترنت در منطقه خاورمیانه به مرز 16 میلیون و 64 هزارنفر رسید.(1)
کاربران اینترنت در این منطقه تا سال 2004 میلادى به 16 میلیون 63 هزار و 500 نفر رسیده است که ضریب نفوذ اینترنت 6.8 درصد بود. درصد کاربران اینترنت در خاورمیانه نسبت به جهان در سال 2005 میلادى 7/ 1 درصد بوده است.(2)ضمنا نتایج بررسى موسسه تحقیقاتى rncos نشان مى دهد در حالى که متوسط رشد تعداد کاربران اینترنت در دیگر نقاط جهان حدود 200 درصد است این رقم در خاورمیانه از مرز 600 درصد فراتر رفته است.(3)طبق آمار در سال 1385 شمسى تعداد کاربران اینترنت در منطقه خاورمیانه به 16 میلیون و 64 هزارنفر رسید.(4)
از آنجا که محور چشم انداز، تبدیل ایران به قدرت اوّل منطقه اى است،(5)
www.irane1404.com
جهت امکان تصمیم گیرى دقیق و برنامه ریزى درست براساس تعداد کاربران کشورها، تعداد کاربران کشورهاى منطقه به صورت جداگانه معرفى مى گردد.در سال 1385 شمسى تعداد 18 میلیون نفر از کل 33 میلیون و 510 هزار کاربر اینترنت در خاورمیانه را کاربران ایران تشکیل مى دهند که این رتبه اوّل استفاده از اینترنت در خاورمیانه را به ایران اختصاص داده است.(6)در این سال ضریب نفوذ اینترنت 27 درصد اعلام شده است.(7)
طبق آمار سایت آمار جهانى اینترنت، متوسط ضریب نفوذ اینترنت در آسیا 12 درصد و در دنیا 19 درصد است که ایران با ضریب نفوذ 27 درصدى از متوسط جهانى بالاتر است.(8)
براساس آمار سایت رسمى internet world state کشور ایران با داشتن 23 میلیون نفر کاربر در میان کشورهاى خاورمیانه در رتبه اوّل کاربران اینترنتى قرار گرفته است. این آمار که از ماه مارس 2008 به بعد به ثبت رسیده است رشد بالاى ایران را از سال 2000 به بعد نمایان مى سازد، زیرا آمار کاربران اینترنتى در ماه دسامبر 2000 میلادى در ایران تنها 250 هزار نفر اعلام شده بود. ایران در حال حاضر 8/ 54 درصد از کاربران اینترنتى
1) . www.itca.ir/ index.php?page=newstext&uid=527
2) . 5 اردیبهشت 1385 www.iritn.com/ index.php?action=show&type=news&id=11145
3) . www.medianews.ir/ fa/ 2008/ 10/ 03/ middle-east.html
4) . www.farsnews.com/ newstext.php?nn=8501150034 85/ 01/ 15 www.internetworldstats.com/ middle.htm
5) . سند چشم انداز بیست ساله برگرفته از سایت ایران هزار و چهارصد و چهار.
6) . www.farsnews.com/ newstext.php?nn=8501150034 85/ 01/ 15 www.internetworldstats.com/ middle.htm.
7) . همان.
8) . همان.
خاورمیانه را تشکیل داده است.(1)
در سال 2000 میلادى حدود 250 هزار نفر کاربر اینترنت در ایران وجود داشت، اما تعداد کاربران در سال 2005 میلادى در ایران به 4 میلیون و 800 هزار نفر رسید که رشدى 1820 درصدى را داشته است. اینترنت در میان 7 درصد از ایرانیان نفوذ کرده است. ایران 24/ 8 درصد از کل کاربران خاورمیانه را ـ پس از ترکیه ـ در خود جاى داده است.(2)
www.forum.majidonline.com/ showthread.php?t=36120
به گزارش خبرگزارى فارس در سال 2008 ایران 450 هزار مشترک اینترنت پر سرعت دارد.(3)امارات متحده عربى در سال 2005 م بیش از یک میلیون کاربر داشته است، این نرخ زمانى با اهمیت است که بدانیم کل جمعیت امارات سه میلیون و 750 هزار نفر بود. اینترنت در میان 29/ 6 درصد از مردم کشور امارات نفوذ کرده است که 5/ 7 درصد از کاربران خاورمیانه را تشکیل مى دهند. نرخ رشد کاربران در فاصله سال هاى 2000 تا 2005 میلادى 51 درصد برآورد شده است.(4)
www.forum.majidonline.com/ showthread.php?t=36120
امارات با جمعیت 6/ 4 میلیون نفرى خود، داراى 3/ 2 میلیون کاربر اینترنت و 600/ 240 خط اینترنت پرسرعت تا سال 1386 بوده است.(5)
نرخ رشد شمار کاربران در کشور اردن 259 درصد برآورد شده است. طبق آمارهاى موجود اینترنت در میان 7/ 9 درصد از مردم کشور اردن کاربران این کشور 4/ 2 درصد از کل کاربران خاورمیانه را تشکیل مى دهند.(6)
www.forum.majidonline.com/ showthread.php?t=36120
این کشور حدود 6 میلیون نفر جمعیت دارد که بیش از یک میلیون نفر از شهروندان آن از اینترنت استفاده مى کنند. 48 هزار خط اینترنت پرسرعت در اردن موجود است.(7)کشور بحرین با 707 هزار و 357 نفر جمعیت تا سال 2005 میلادى، بیش از 152 هزار نفر کاربر اینترنت داشته
1) . www.itanalyze.ir/ archives/ analysis/ 2009/ 01/ post_863.php.
2) . برگرفته از مرکز آمار اینترنت جهانى:
3) . روزنامه دنیاى اقتصاد، ش 1455 ، 20/ 11/ 1386 ، ص 28 .
4) . برگرفته از مرکز آمار اینترنت جهانى:
5) . روزنامه دنیاى اقتصاد، ش 1455 ، 20/ 11/ 1386 ، ص 28 .
6) . برگرفته از مرکز آمار اینترنت جهانى:
7) . روزنامه دنیاى اقتصاد، ش 1455 ، 20/ 11/ 1386 ، ص 28 .
است.(1)در سال 2005 میلادى 27/ 7 درصد از مردم بحرین در شمار کاربران اینترنت بودند، این عده 1/ 1 درصد از کل کاربران خاورمیانه را تشکیل مى دهند، نرخ رشد کاربران در فاصله سال هاى 2000 تا 2005 میلادى در کشور بحرین 3/ 389 درصد بوده است.(2)
www.forum.majidonline.com/ showthread.php?t=36120
در سال 1386 ، از جمعیت 718 هزار نفرى بحرین 250 هزار نفر از اینترنت استفاده کرده و 600/ 38 خط اینترنت پرسرعت داشته اند.(3)
در سال 2005 میلادى کشور ترکیه با 6 میلیون کاربر 31 درصد از کاربران خاورمیانه را به خود اختصاص داد. در این سال اینترنت تنها میان 8/ 2 درصد از کل جمعیت این کشور نفوذ داشته است و نرخ رشد شمار کاربران از سال 2000 تا 2005 میلادى 200 درصد بود. پس از ترکیه، کشور ایران قرار دارد.(4)
www.forum.majidonline.com/ showthread.php?t=36120
در سال 2005 میلادى یک میلیون و 500 هزار کاربر اینترنت در عربستان سعودى وجود داشت که نسبت به سال هاى آغازین قرن حاضر 650 درصد رشد کرده است. طبق آمارها تنها 6/ 9 درصد از مردم عربستان کاربر اینترنت هستند که 7/ 7 درصد از شمار کاربران خاورمیانه را تشکیل مى دهند.(5)
در کشور 28 میلیون نفرى عربستان طبق بررسى هاى سال 1386 شمسى 000/ 200/ 6 کاربر اینترنت و 200/ 218 خط اینترنت پرسرعت موجود است.(6)
در کشور عراق اینترنت بین 1/ 0 درصد از کل جمعیت این کشور نفوذ کرده است و در حال حاضر نیز 1/ 0 درصد از کل کاربران خاورمیانه در عراق زندگى مى کنند.(7)
www.forum.majidonline.com/ showthread.php?t=36120
از جمعیت 28 میلیون نفرى عراق در سال 1386 شمسى 54 هزار نفر کاربر اینترنت هستند و در مورد تعداد
1) . 5 اردیبهشت 1385 www.iritn.com/ index.php?action<show&type<news&id=11145
2) . بر گرفته از مرکز آمار اینترنت جهانى:
3) . روزنامه دنیاى اقتصاد، ش 1455 ، 20/ 11/ 1386 ، ص 28 .
4) . بر گرفته از مرکز آمار اینترنت جهانى:
5) . همان.
6) . روزنامه دنیاى اقتصاد، ش 1455 ، 20/ 11/ 1386 ، ص 28 .
7) . بر گرفته از مرکز آمار اینترنت جهانى:
مشترکان اینترنت پرسرعت آمارى در دست نیست.(1)
در سال 2005 میلادى 180 هزار کاربر در عمان وجود داشت که تعداد آنها نسبت به سال 2000 میلادى صددرصد رشد داشته است. کاربران اینترنت 7/ 5 درصد از عمانى ها را تشکیل مى دهند. کاربران اینترنت کشور عمان 9/ 0 درصد از کل کاربران خاورمیانه و 9/ 0 درصد از کل کاربران این منطقه را تشکیل مى دهند.(2)
www.forum.majidonline.com/ showthread.php?t=36120
سال 1386 شمسى از مجموعه 3/ 3 میلیون نفر جمعیت عمان 300 هزار نفر از اینترنت بهره مند بوده و 200/ 15 خط اینترنت پرسرعت نیز وجود دارد.(3)
نرخ رشد شمار کاربران در فاصله سال هاى 2000 تا 2005 میلادى در کشور فلسطین 314/ 3 درصد بوده است. در سال جارى 3/ 6 درصد از مردم این کشور به اینترنت دسترسى داشتند.(4)
www.forum.majidonline.com/ showthread.php?t=36120
آمار سال 1386 شمسى گواه این است که از مجموع 6/ 2 میلیون نفر جمعیت فلسطین (کرانه غربى و نوار غزه) 500/ 355 نفر کاربر اینترنت بوده و 800/ 25 خط اینترنت پرسرعت نیز در این کشور موجود بوده است.(5)نرخ رشد شمار کاربران در فاصله سال هاى 2000 تا 2005 میلادى در کشور قطر 369/ 3 درصد بوده است. در سال جارى 18/ 3 درصد از جمعیت قطر به اینترنت دسترسى داشتند.(6)
www.forum.majidonline.com/ showthread.php?t=36120
در سال 1386 شمسى قطر در مجموع 928 هزار نفر جمعیت دارد که 351 هزار نفر از آنان کاربر اینترنت بوده و 800/ 46 خط اینترنت پرسرعت در قطر وجود داشته است.(7)نرخ رشد شمارکاربران در کشور کویت 278 درصد برآورد شده است. طبق آمارهاى موجود اینترنت در میان
1) . روزنامه دنیاى اقتصاد، ش 1455 ، 20/ 11/ 1386 ، ص 28 .
2) . بر گرفته از مرکز آمار اینترنت جهانى:
3) . روزنامه دنیاى اقتصاد، ش 1455 ، 20/ 11/ 1386 ، ص 28 .
4) . بر گرفته از مرکز آمار اینترنت جهانى:
5) . روزنامه دنیاى اقتصاد، ش 1455 ، 20/ 11/ 1386 ، ص 28 .
6) . بر گرفته از مرکز آمار اینترنت جهانى:
7) . روزنامه دنیاى اقتصاد، ش 1455 ، 20/ 11/ 1386 ، ص 28 .
22/ 4 درصد از مردم کشور کویت نفوذ کرده است و کاربران این کشور 2/ 9 درصد از کل کاربران خاورمیانه را تشکیل مى دهند.(1)
www.forum.majidonline.com/ showthread.php?t=36120
طبق آمار در سال 1386 شمسى از جمعیت 5/ 2 میلیون نفرى کویت 900 هزار نفر از اینترنت بهره مى برند و 25 هزار خط اینترنت پرسرعت در این کشور موجود است.(2)
در سال 2005 میلادى 500 هزار کاربر اینترنت در لبنان وجود داشت که تعداد آنها نسبت به سال 2000 میلادى 66/ 7 درصد رشد داشته است. کاربران اینترنت 11/ 2 درصد از جمعیت کشور لبنان را تشکیل مى دهند. کاربران اینترنت کشور لبنان 2/ 6 درصد از کل کاربران خاورمیانه را تشکیل مى دهند.(3)
www.forum.majidonline.com/ showthread.php?t=36120
براساس پیمایش سال 1386 شمسى این کشور 9/ 3 میلیون نفرى، داراى 950 هزار نفر کاربر اینترنت و 170 هزار نفر خط اینترنت پرسرعت است.(4)
با وجود این که تنها 3/ 3 درصد از مردم سوریه کاربر اینترنت بودند، نرخ رشد شمار کاربران در فاصله سال هاى 2000 تا 2005 میلادى 1933 درصد برآورد شد. در سال جارى سوریه اى ها 3/ 1 درصد از کاربران جهان را تشکیل مى دهند.(5)
www.forum.majidonline.com/ showthread.php?t=36120
طبق بررسى هاى سال 1386 شمسى سوریه با 7/ 19 میلیون نفر جمعیت داراى 000/ 132/ 2 نفر کاربر اینترنت بوده و 5600 خط اینترنت پرسرعت در آن موجود بوده است.(6)
در کشور یمن با رسوخ اینترنت در میان 5/ 0درصد از مردم شاهد رشد 566/ 7 درصدى شمار کاربران طى 5 سال اخیر بوده است. در سال 2000 میلادى تنها 15 هزار کاربر در یمن وجود داشت در حالى که در سال 2005
شمار کاربران به 100 هزار نفر رسید، یمنى ها 5/ 0 درصد از کل کاربران خاورمیانه را تشکیل مى دادند.(1)
www.forum.majidonline.com/ showthread.php?t=36120
اما طبق آمار ارائه شده در سال 1386 شمسى در کشور 23 میلیون نفرى یمن تنها 320 هزار نفر از اینترنت استفاده کرده ولى آمارى از کاربران اینترنت پرسرعت در این کشور وجود ندارد.(2)
در روزهاى آخر تألیف، سیاست هاى کلى برنامه پنجم توسعه نیز توسط مقام معظم رهبرى ابلاغ شد.(3)نظر به اینکه سیاست هاى کلى برنامه پنجم توسعه در واقع «دومین پنج سال از سند چشم انداز بیست ساله» خواهد بود. و از طرفى رسیدن به افق ایران 1404 از مسیر همین برنامه در مدت پنج سال باید تحقق یابد، لذا لازم دیدم در برخى کلیدواژگان این برنامه که به نحوى مرتبط با مساجد است، نیز تأملى داشته باشم.
اگر انقلاب با نمایاندن پیام بنیانگذار جمهورى اسلامى ایران، در مساجد، به پیروزى رسید، اینک «زنده و نمایان نگه داشتن اندیشه دینى و سیاسى حضرت امام خمینى قدس سره و برجسته کردن نقش آن به عنوان یک معیار اساسى در تمام سیاستگذارى ها و برنامه ریزى ها»(4)نیز باید از طریق مساجد باشد. مسجد مجازى در آنجا که دسترسى به مساجد کوتاه است، مى تواند این نقش را ایفا نماید. و یا افراد گریزان از مسجد را به مساجد فرا بخواند تا شنواى پیام ناب امام راحل قدس سره گردد.
مسجد همواره در نهادینه سازى ارزش هاى اخلاقى و دینى و «تقویت قانون گرایى، انضباط اجتماعى، وجدان کارى، خودباورى، روحیه کار جمعى، ابتکار، درستکارى، قناعت، پرهیز از اسراف»(5)نقش آفرین بوده است. همچنان که براى «ایجاد درک مشترک از چشم انداز 20 ساله و تقویت باور و عزم ملى براى تحقق آن.(6)نیازمند نهادهاى مردمى و مورد اعتماد مردم هستیم. مسجد در طول تاریخ تنها نهادِ هم مردمى و هم مورد اقبال مردم بوده و زین پس نیز با بهره گیرى از راهبرد مسجد مجازى، مى توان به این مهم عمل نمود.
تاریخ به ویژه قرن هاى هفتم و هشتم، نیک گواه هست هرجا مساجد از کارکرد خود کاسته اند، رقیبان ـ مثل خانقاه ها ـ سر برافراشته اند.(7)به دیگر تعبیر به انزوا کشیدن مساجد همان، و ظهور انحرافات دینى همان. براى
1) . بر گرفته از مرکز آمار اینترنت جهانى:
2) . روزنامه دنیاى اقتصاد، ش 1455 ، 20/ 11/ 1386 ، ص 28 .
3) . سیاست هاى کلى برنامه پنجم توسعه در تاریخ اول بهمن سال 1387 در نامه اى به رئیس جمهور ابلاغ شد.
4) . سیاست هاى کلى برنامه پنجم توسعه، امور فرهنگى، ش 2 .
5) . سیاست هاى کلى برنامه پنجم توسعه، امور فرهنگى، ش 3 .
6) . سیاست هاى کلى برنامه پنجم توسعه، امور فرهنگى، ش 6 .
7) . نورى، مهدى، مقاله «تحلیل جامعه شناختى مسجد»، ص 39 .
«مقابله با جریانات انحرافى در حوزه دین و زدودن خرافات و موهومات»(1)در 5 سال آتیه باید مساجد را تقویت نموده و رونق بخشید. مسجد مجازى با فرآیند کارى که بدان تعبیه شد، در رونق مساجد سهمى به سزا خواهد داشت. همچنان که «استفاده از ابزارهاى فرهنگى، آموزشى و رسانه ها براى پیشگیرى و مقابله با ناهنجارى هاى فرهنگى و اجتماعى»(2)وظیفه اى است بر دوش مسئولان نظام اسلامى در طول 5 سال آتیه که مسجد مجازى در عملیاتى کردن این بخش مؤثر خواهد بود.
امروزه احساس زندگى در یک جهان تا حد زیادى نتیجه برد بین المللى رسانه هاى ارتباطى است. هویت فرهنگى و دینى جوامع از طریق تهاجم فرهنگى تهدید مى شود. کاستلز جهان آینده را صحنه کارزار دو قدرت معتبر یعنى جهانى شدن و هویت مى داند.(3)براساس پژوهشى که مؤسسه بین المللى نظرسنجى گالوپ، انجام داده، پس از ملیت، مذهب، دومین عامل احساس هویت در جهان به شمار مى رود. این درحالى است که در کشور ما پایبندى نظرى جوانان به ملیت، بیش از پایبندى نظرى آنان به مذهب است. در عین حال پایبندى عملى جوانان به مذهب بیش از پایبندى عملى آنان به ملیت است. همچنین هویت ملى، بیش از هویت دینى در جوانان تقویت شده است.(4)در پنج سال دوّم از چشم انداز بیست ساله «تقویت هویت ملى جوانان متناسب با آرمان هاى انقلاب اسلامى، فراهم کردن محیط رشد فکرى و علمى... توجه به مقتضیات دوره جوانى و نیازها و توانایى هاى آنان».(5)از موارد مهمى است که مسجد به خاطر پیشینه موفق در حفظ هویت ملى و دینى، بویژه در دوران نهضت انقلاب اسلامى و دفاع مقدس، مى تواند نقش آفرین و مثبت باشد. مسجد مجازى در کنار مساجد فیزیکى به خاطر «توجه به مقتضیات دوره جوانى و نیازها و توانایى هاى آنان»(6)اثرى مضاعف خواهد داشت.
در عبارات دیگر از برنامه پنجم توسعه چنین مى خوانیم:
«استفاده بهینه از فناورى هاى اطلاعاتى و ارتباطى براى تحقق اهداف فرهنگى نظام».(7)
«دستیابى به جایگاه دوم علمى و فناورى در منطقه و تثبیت آن در برنامه پنجم».(8)
«تقویت حضور و مشارکت مردم در عرصه هاى سیاسى، اجتماعى، اقتصادى و فرهنگى».(9)
1) . سیاست هاى کلى برنامه پنجم توسعه، امور فرهنگى، ش 4 .
2) . سیاست هاى کلى برنامه پنجم توسعه، امور اجتماعى، ش 3 ـ 20 .
3) . هورل، اندرو، چهره دوم جهانى شدن، ص 33 .
4) . آخوندى، محمدباقر، هویت ملى ـ مذهبى جوانان، ص 211 .
5) . سیاست هاى کلى برنامه پنجم توسعه، امور اجتماعى، ش 13 .
6) . سیاست هاى کلى برنامه پنجم توسعه، امور اجتماعى، ش 13 .
7) . سیاست هاى کلى برنامه پنجم توسعه، امور فرهنگى، ش 5 .
8) . سیاست هاى کلى برنامه پنجم توسعه، امور علمى و فناورى، ش 2 ـ 7 .
9) . سیاست هاى کلى برنامه پنجم توسعه، امور سیاسى، دفاعى و امنیتى، ش 36 .
«جهت دهى جریانات سیاسى به پایبندى به ارزش هاى اسلامى ـ انقلابى، دفاع از منافع ملى، دشمن ستیزى، قانون پذیرى و اصول اخلاقى».(1)
«اعتلاى شأن، موقعیت، اقتدار و نقش جمهورى اسلامى ایران در منطقه و نظام بین الملل به منظور تحکیم امنیت ملى و پیشبرد منافع ملى با تأکید بر(2)... حمایت از مسلمانان و ملت هاى مظلوم و مستضعف به ویژه ملت فلسطین».(3)
«تلاش براى همگرایى بیشتر میان کشورهاى اسلامى».(4)
«تقویت هویت اسلامى و ایرانى ایرانیان خارج از کشور، کمک به ترویج خط و زبان فارسى در میان آنان... و تسهیل مشارکت آنان در توسعه ملى».(5)
1 ـ قرآن کریم.
2 ـ نهج البلاغه.
3 ـ آخوندى، محمّدباقر، هویت ملى ـ مذهبى جوانان، بوستان کتاب قم، قم، 1383 .
4 ـ آرون، ریمون، مراحل اساسى اندیشه و جامعه شناسى، ترجمه باقر پرهام، انتشارات آموزش انقلاب اسلامى، تهران، 1364 .
5 ـ احسائى ابن ابى جمهور ، شیخ محمد بن على بن ابراهیم، عوالى اللآلى، انتشارات سیدالشهداء علیه السلام ، قم ، 1405 هـ ق.
6 ـ اخترى، محمد حسن، جایگاه اسلام در جهان امروز، سلسله نشست هاى کانون گفتمان دینى، مرکز مطالعات حوزه علمیه قم، 1382 .
7 ـ إربلى، على بن عیسى (ابوالحسن)، کشف الغمة، چاپ مکتبة بنى هاشمى، تبریز، 1381 ق.
8 ـ الگار، حامد، دین و دولت در ایران، ترجمه ابوالقاسم سرى، طوس، 1365 .
9 ـ الهى، محمد على، روز قهرمانان، اداره عقیدتى ـ سیاسى ارتش جمهورى اسلامى ایران، تهران.
10 ـ امین، نصرت بیگم (بانوى مجتهده اصفهانى)، مخزن العرفان در تفسیر قرآن مجید، انتشارات نهضت زنان مسلمان، 1361 ش .
11 ـ ایراندوست، عباس، خورشید هدایت (شعر)، انتشارات اسلامیه، تهران، اول، 1344 .
12 ـ برقى، احمد بن محمد بن خالد، المحاسن، دارالکتب الإسلامیة، قم، 1371 هـ ق.
13 ـ تامپسون، جان بروکشایر، رسانه ها و مدرنیته، ترجمه مسعود اوحدى، سروش، تهران، 1380 ش .
14 ـ جوادى آملى، عبداللّه ، صهباى حج، مرکز نشر إسراء، قم، اول، زمستان 1377 ش .
15 ـ بى آزارشیرازى، عبدالکریم و دیگران، تفسیر کاشف، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، تهران، 1363 .
16 ـ جعفرى، یعقوب، تفسیر کوثر، انتشارات هجرت، قم، اول، 1381 ش .
17 ـ جهانگیرى (سهروردى)، یحیى، کارکرد سیاسى و رسانه اى مساجد، آرشیو دفتر مطالعات و پژوهش هاى مرکز رسیدگى به امور مساجد، قم. این کتاب درwww.suhrawardi.blogfa.com قابل دسترسى است.
18 ـ حلى، حسن بن یوسف بن مطهر اسدى (علامه)، قواعد الأحکام فى معرفة الحلال و الحرام، به تصحیح و تحقیق گروه پژوهش دفتر انتشارات اسلامى، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم، اول، 1413 ق .
19 ـ خانیگى، رامین، اسلام در آمریکا، مرکز مطالعات فرهنگى بین المللى، انتشارات الهدى، تهران، 1381 .
20 ـ خدایارى فرد، محمد، مسائل نوجوانان و جوانان، انجمن اولیا و مربیان، تهران، 1373 .
21 ـ الخوزى، سعید، اقرب الموارد فى فصح العربیة والشوارد، ج 1 ، ص 722 ، منشورات مکتبة مرعشى نجفى.
22 ـ وصیت نامه سیاسى الهى امام خمینى قدس سره، انتشارات قدس رضوى، 1383 .
23 ـ دفتر مطالعات و پژوهش ها، مرکز رسیدگى به امور مساجد، فرهنگ مسجد، مؤسسه فرهنگى ثقلین، قم، اول، 1385 .
24 ـ دهخدا، على اکبر، لغت نامه دهخدا،www.loghatnaameh.com
25 ـ رازى، فخرالدین ابوعبداللّه محمد بن عمر، مفاتیح الغیب، دار احیاء التراث العربى، بیروت، سوم، 1420 ق.
26 ـ راغب اصفهانى، ابوالقاسم حسین بن محمد، مفردات الفاظ القرآن، دارالقلم و الدار الشامیة، دمشق و بیروت، اول، 1412 ق .
27 ـ رحیم پور ازغدى، حسن، حسین عقل سرخ، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، تهران، 1385 .
28 ـ رشید رضا، محمد، تفسیر المنار، دارالمعرفه، بیروت.
29 ـ زبیدى، محمد مرتضى، تاج العروس من جواهر القاموس، منشورات دارمکتبه الحیاه، لبنان.
30 ـ زرکشى (أبو عبداللّه بدر الدین)، محمدبن عبداللّه ، اعلام الساجد باحکام المساجد، به تحقیق ابوالوفا مصطفى المراغى، وزاره الاوقاف، المجلس الاعلى للشئون الاسلامیه لجنه احیاء التراث الاسلامى، 1412 ق .
31 ـ زمخشرى، جاراللّه محمد بن عمر، تفسیرالقرآن، دارالمعرفه، بیروت.
32 ـ ستاد عالى هماهنگى و نظارت بر کانون هاى فرهنگى هنرى مساجد، کارکرد مساجد (مجموعه مقالات)، نشر رسانش، تهران، اول، تابستان 1384 .
33 ـ سجستانى الازدى، سلیمان بن أشعث، سنن ابى داوود، به تحقیق محمد محى الدین عبدالحمید، داراحیاء السنة النبویة، بیروت.
34 ـ سید رضى، محمد بن حسین موسوى بغدادى (ابوالحسن)، خصائص الأئمة علیهم السلام، مجمع البحوث آستان قدس رضوى، 1406 ق.
35 ـ سعیدى رضوانى، عباس، بینش اسلام و پدیده هاى جغرافیایى، انتشارات آستان قدس، مشهد، دوم، 1372 .
36 ـ سیوطى (جلال الدین)، عبدالرحمن بن کمال ابى بکر، حسن المحاضرة، به کوشش محمدابوالفضل ابراهیم، قاهره، 1387 ق / 1968 م .
37 ـ شاکرى، سید رضا، و حیدر محمدى، حدیث مسجد: مجموعه احادیث شیعه و سنى در باره مسجد، ستاد عالى کانون هاى فرهنگى هنرى مساجد، تهران، اول، 1381 .
38 ـ شریف پور، رضا، مسجد و انقلاب اسلامى، مرکز اسناد انقلاب اسلامى، تهران، 1380 ش .
39 ـ شعیرى، محمد بن محمد بن حیدر (تاج الدین)، جامع الأخبار، انتشارات رضى، قم، 1363 ش.
40 ـ شهیدى، سیدجعفر، ترجمه نهج البلاغه، شرکت انتشارات علمى وفرهنگى، تهران، چهاردهم، 1378 .
41 ـ شیبانى، أحمد بن محمد(ابن حنبل)، مسند حنبل، به تحقیق عبداللّه محمد الدرویش، دارالفکر، بیروت، دوم، 1414 ق .
42 ـ طالقانى، سیدمحمود، شرکت سهامى انتشار، تهران، چهارم، 1362 ش .
43 ـ طبرسى، ابوعلى فضل بن حسن (رضى الدین)، مجمع البیان فى تفسیر القرآن، به تحقیق رضا ستوده، انتشارات فراهانى، تهران، اول، 1360 ش.
44 ـ طریحى، فخر الدین، مجمع البحرین، به تحقیق سید احمد حسینى، کتابفروشى مرتضوى، تهران، سوم، 1375 ش.
45 ـ طوسى، ابو جعفر محمد بن حسن (شیخ)، التهذیب، دارالکتب الإسلامیه، تهران، 1365 ش.
46 ـ طوسى، ابو جعفر محمد بن حسن (شیخ)، الغیبة، مؤسسه معارف اسلامى قم، 1411 ق .
47 ـ طوسى، ابو جعفر محمد بن حسن (شیخ)، النهایة فى مجرد الفقه و الفتاوى، دارالکتاب العربى، بیروت، لبنان، دوم، 1400 ق .
48 ـ صدوق (شیخ)، محمد بن على بن حسین بن بابویه قمى (ابوجعفر)، من لایحضره الفقیه، انتشارات جامعه مدرسین، قم، 1413 ق .
49 ـ عبدالوهاب، حسن، تاریخ المساجد الاثریة، قاهره، 1946 م .
50 ـ عاملى، محمد بن الحسن (شیخ) حر، وسائل الشیعة، مؤسسه آل البیت علیهم السلام، قم، 1409 ق.
51 ـ فتال نیشابورى، محمد بن حسن (ابوعلى)، روضة الواعظین، انتشارات رضى، قم.
52 ـ فراهتى، عباسعلى، مسجد و تأثیرات علمى و اجتماعى آن در جامعه اسلامى، از آغاز تا پایان حکومت اموى، ستاد عالى هماهنگى کانون هاى فرهنگى هنرى مساجد، تهران، اول، 1382 .
53 ـ فلسفى، محمد تقى، جوان از نظر عقل و احساسات، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، تهران، دوم، 1379.
54 ـ فرجى، غلامحسین، تئورى قدرت برتر، انتشارات کالج، اراک، 1372 .
55 ـ فولادوند، محمد مهدى، ترجمه قرآن، دارالقرآن الکریم، دفتر مطالعات تاریخ ومعارف اسلامى، تهران، اول، 1415 ق.
56 ـ فیض الاسلام، سیدعلى نقى، ترجمه وشرح نهج البلاغه، موسسه چاپ ونشرتألیفات فیض الاسلام- انتشارات فقیه، تهران.
57 ـ قرائتى، محسن، تفسیر نور، مرکز فرهنگى درس هایى از قرآن، تهران، یازدهم، 1383 ش.
58 ـ کاویانپور، احمد، ترجمه قرآن، سازمان چاپ وانتشارات اقبال، تهران، سوم، 1378 ش.
59 ـ کراجکى طرابلسى، محمد بن على بن عثمان (ابوالفتح)، کنز الفوائد، انتشارات دارالذخائر، قم، 1410 هـ ق.
60 ـ گیدنز، آنتونى، جامعه شناسى، ترجمه منوچهر محسنى، نشر نى، تهران، 1376 .
61 ـ مازندرانى، محمد بن شهرآشوب، مناقب آل أبى طالب علیهم السلام، مؤسسه انتشارات علامه، قم .
62 ـ مجتبوى، سید جلال الدین، ترجمه قرآن، ویراسته حسین استادولى، انتشارات حکمت، تهران، اول، 1371 ش.
63 ـ مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، (علامه)، بحار الأنوار، مؤسسة الوفاء، بیروت، لبنان، 1404 ق.
64 ـ محمدى، منوچهر، تحلیلى در انقلاب اسلامى، امیر کبیر، تهران، 1373 .
65 ـ محمدى رى شهرى، محمد، فرهنگ نامه مسجد، ترجمه مرتضى خوش نصیب، سازمان چاپ و نشر دارالحدیث، قم، اول، 1386.
66 ـ محمودى، محمدباقر، نهج السعادة فى مستدرک نهج البلاغه، دارالتعارف للمطبوعات، بیروت، 1396 ق .
67 ـ مطهرى، مرتضى، گفتارهاى معنوى، انتشارات صدرا، تهران، 1366 ش .
68 ـ معاونت پژوهشى مرکز مدیریت حوزه علمیه قم، شناسه، معرفى مراکز اسلامى خارج کشور، انتشارات مرکز مدیریت حوزه علمیه قم، قم، اول، 1384.
69 ـ مفید، محمد بن محمد بن نعمان (شیخ)، الإرشاد، انتشارات کنگره جهانى شیخ مفید قم، 1413 ق .
70 ـ مکارم شیرازى، ناصر، ترجمه قرآن، دار القرآن الکریم (دفتر مطالعات تاریخ ومعارف اسلامى)، قم، دوم، 1373 ش.
71 ـ مکارم شیرازى، ناصر، تفسیر نمونه، دارالکتب الإسلامیة، تهران، اول، 1374 ش.
72 ـ موسوى همدانى، سید محمد باقر، ترجمه المیزان (علامه طباطبایى)، دفتر انتشارات اسلامى جامعه ى مدرسین حوزه علمیه قم، قم، پنجم، 1374 ش.
73 ـ میبدى، احمد بن ابى سعد ابوالفضل رشیدالدین، کشف الأسرا و عده الأبرار، به اهتمام على اصغر حکمت، انتشارات امیر کبیر، تهران، پنجم، 1371 ش.
74 ـ میزبانى، مهناز و سایرین، نقش مساجد و دانشگاه ها در پیروزى انقلاب، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامى، 1383 .
75 ـ نجفى خمینى، محمد جواد، تفسیر آسان، انتشارات اسلامیه، تهران، اول، 1398 ق.
76 ـ نجفى، محمد حسن، جواهرالکلام فى شرح الشرائع الاسلام، داراحیاء التراث العربى، بیروت، 1981 م .
77 ـ نورى طبرسى، حسین (محدث)، مستدرک الوسائل، مؤسسه آل البیت علیهم السلام، قم، 1408 ق.
78 ـ همفر، خاطرات همفر جاسوس انگلیسى در ممالک اسلامى، ترجمه محسن مویدى، مؤسسه انتشارات امیرکبیر، تهران، 1377 ش.
79 ـ هورل، اندرو، چهره دوم جهانى شدن، به ترجمه على حیدرى واصغر افتخارى، نشر مطالعات راهبردى، تهران، 1381 ش .
1 ـ اتابکى، هادى، مقاله «نگاهى به تاریخچه حضور دین در اینترنت»، ماهنامه تازه، 1386، شماره 4 .
2 ـ احمدى، محمد رضا، مقاله «آینده نظام اسلامى ایران در سند چشم انداز بیست ساله و تأثیر آن بر انقلاب اسلامى»، فصلنامه حصون، ش 11 ، بهار 1386 .
3 ـ آشنا، حسام الدین، مقاله «اینترنت و امنیت فرهنگى ـ سیاسى» (مجموعه مقالات) کمیسیون ملى یونسکو، لینک مستقیم: ـ www. isu.ac.ir / farsi / academics / culturecommunications
dr - ashna / maghaleh.htm
4 ـ افراسیاب پور، على اکبر، مقاله «عرفان ستیزى در دوره عرفان گرایى»، مجله حافظ، نیمه اول بهمن 1384 ، ش 23 .
5 ـ افروغ، عماد، مصاحبه «جامعه شناسى انحرافات در حکومت دینى»، کتاب زنان، ش 18 .
6 ـ ایلانلو، مژگان، مقاله «کلیساهاى مجازى در جهان واقعى»، مجله دین پژوهان، دوره سوم، بهمن و اسفند 1382، شماره 4 و 5 .
7 ـ بهرامشاهى، مهدى، مقاله «نگاهى به وضعیت شیعیان استان شرقى عربستان و روابط با حکومت مرکزى، سومین جمعیت شیعه در جهان عرب (3) »، پگاه حوزه، ش 239 ، شهریور 1387 .
8 ـ پاریاب، محمد، مقاله «نگاهى به فعالیت هاى اینترنتى علیه جمهورى اسلامى ایران»، فصلنامه مطالعات سیاسى روز، ش 2، سال اول، زمستان 1380 ش .
9 ـ تویسرکانى راورى، فاطمه، مقاله «عوامل و موانع جذب مردم به ویژه جوانان به مساجد»، فروغ مسجد 3، مجموعه سخنرانى ها، کمیسیون ها، بیانیه پایانى و مقالات برگزیده سومین همایش بین المللى هفته جهانى گرامى داشت مساجد، موسسه فرهنگى ثقلین، قم، اول، 1385 ش .
10 ـ جمشیدى، احمد، مقاله «اینترنت، قاره ششم»، مجله پیوند، ش 336 ، مهر 1386 .
11 ـ جزایرى، سید حسین، مقاله «جاذبه هاى مسجد از دیدگاه نوجوانان شهر خرم آباد»، مجله مسجد، ش 43 .
12 ـ جهانگیرى (سهروردى)، یحیى، مقاله «مسجد مجازى، تحول و نوآورى در مسیر ایران در سال 1404»، مجله ره آورد نور، ش 23، تابستان 1387 .
13 ـ جهانگیرى (سهروردى)، یحیى، مقاله «عرفان حسینى و عرفان هاى کاذب»، ره توشه محرم الحرام و صفر المظفر 1430 قمرى (دفتر تبلیغات اسلامى حوزه علمیه قم)، انتشارات رشید، قم، اول، 1387 .
14 ـ جهانگیرى (سهروردى)، یحیى، مقاله «بسوى مساجد مجازى» (قسمت اول)، روزنامه رسالت، ش 6530، 30 شهریور 1387 .
15 ـ جهانگیرى (سهروردى)، یحیى، مقاله «بسوى مساجد مجازى» (قسمت دوم)، روزنامه رسالت، ش 6531، 31 شهریور 1387 .
16 ـ جهانگیرى (سهروردى)، یحیى، مقاله «هیونز گیت»، مجله هفت اقلیم، پیش ش 1 ، دیماه 1385 .
17 ـ جهانگیرى (سهروردى)، یحیى، مقاله «مساجد و مهدویت، با رویکرد مساجد در عصر ظهور»، آرشیو دفتر مطالعات و پژوهش هاى مرکز رسیدگى به امور مساجد، قم. این مقاله در www.suhrawardi.blogfa.comو www.tebyan-zn.ir/ shaban/ subp.aspx?id=821 قابل دسترسى است.
18 ـ دبیرى مهر، امیر، مقاله «صدور انقلاب؛ خیال یا واقعیت»، سایت باشگاه اندیشه:www.bashgah.net/ pages-19302.html
19 ـ دولت آبادى، فیروز، مقاله «صدور انقلاب تمنا و تقابلى از درون و بیرون»، مجله حضور، ش 26.
20 ـ رضایى، هادى، مقاله «لوتریسم، حربه عرفان علیه شریعت و فقه»، روزنامه رسالت، ش 6238 ، 17/ 6/ 1386 .
21 ـ زارع مویدى، مهدى، مقاله «نقش فناورى اطلاعات در مدیریت مساجد»، فروغ مسجد 3، مجموعه سخنرانى ها، کمیسیون ها، بیانیه پایانى و مقالات برگزیده سومین همایش بین المللى هفته جهانى گرامى داشت مساجد، مؤسسه فرهنگى ثقلین، قم، اول، 1385 ش .
22 ـ رستگارى، مرتضى، مقاله «مسجد در صدر اسلام و نقش آن در پیروزى انقلاب اسلامى»، فروغ مسجد 2 ، مجموعه مقالات و سخنرانى هاى دومین همایش هفته جهانى مساجد، مؤسسه فرهنگى ثقلین، قم، اول، 1384 .
23 ـ سیفى، محمد مهدى، مقاله «نقش تاریخى مساجد در انقلاب اسلامى»، روزنامه رسالت، ش 6505 ، 31/ 5/ 1387 .
24 ـ سالار، محمد، مقاله «انقلاب اسلامى و صدور ارزش هاى فرهنگى»، فصلنامه اندیشه انقلاب اسلامى، ش 5 .
25 ـ شکریان، ناصر، مقاله «مسجد، ملجأ مردم»، فروغ مسجد 5 ؛ مجموعه مقالات و سخنرانى هاى چهارمین همایش هفته جهانى مساجد، انتشارات ثقلین، قم، اول، 1386 .
26 ـ کردستانى، عباس، مقاله «عوامل مؤثر بر پایین بودن میزان ارتباط جوانان با مساجد در استان کرمان»، فصلنامه پژوهشگران فرهنگ، سال دوم، ش 8، پاییز 1383 .
27 ـ کرخانى زاده، کریم، مقاله «بررسى جایگاه مساجد در سیره پیامبراعظم صلى الله علیه و آله»، فروغ مسجد5 (مجموعه سخنرانى ها و مقالات برگزیده چهارمین همایش بین المللى هفته گرامى داشت مساجد)، انتشارات ثقلین، قم، اول، 1386 .
28 ـ فرطوسى، محمود، مقاله «حکایت یک میلیون مسلمان و صد مسجد در نیویورک موضوع جدیدترین کتاب»، 28 آبان 1384. لینک مستقیم:
www.shabestannews.com/ articledetail.asp?spcode=84082814312944
29 ـ محدثى، جواد، مقاله «پیام مسجد»، فروغ مسجد 3 ، مجموعه سخنرانى ها، کمیسیون ها، بیانیه پایانى و مقالات برگزیده سومین همایش بین المللى هفته جهانى گرامى داشت مساجد، موسسه فرهنگى ثقلین، قم، اول، 1385 ش .
30 ـ مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى قدس سره، مقاله «صدور انقلاب از دیدگاه امام خمینى قدس سره»، تبیان، دفتر ششم، چ اول، تابستان 1374 .
31 ـ مولانا، حمید، مصاحبه با حمید مولانا «کنکاشى در ریشه ها، عوامل و چگونگى رویایى غرب با اسلام»، فصلنامه مطالعات سیاسى روز، ش 17، سال چهارم، پاییز 1384 ش .
32 ـ نورى، مهدى، مقاله «تحلیل جامعه شناختى مسجد»، فرهنگ اصفهان، ش 13، پاییز 1387 .
33 ـ بى نام، مقاله «انقلاب اسلامى و صدور ارزش هاى فرهنگى»، روزنامه کیهان، مورخ 10/ 11/ 1377 .
34 ـ بى نام، مقاله «صدور انقلاب / بازشناسى جریان افول»، نشریه دانشجویى خیزش:
www.balagh.net/ persian/ specific/ 10_fajr/ enqelab/ sodor/ 02.htm
the concise oxford dictionary of world religions, oxford univ pr, 2005.
islamophobia: a challenge for us all, runnymede trust publication, 1997
discrimination and human rights: the case of racism, oxford university press, 2001
islam and internet the correlation between islamic religion and internet diffusion,
www.ksg.harvard.edu/ iip/ stp305/ fall2000/ spigelman files/ slide00001.htm
www.aftab.ir.ـ 1
www.andisheqom.com.ـ 2
www.asriran.com.ـ 3
www.bashgah.net.ـ 4
www.cthq.ir.ـ 5
www.farsnews.com.ـ 6
www.forum.majidonline.com.ـ 7
www.ictfarajoo.comـ 8
www.internetworldstats.comـ 9
www.iqna.irـ 10
www.irane1404.comـ 11
www.iritn.comـ 12
www.isa.org.irـ 13
www.itanalyze.irـ 14
www.itca.irـ 15
www.leader.irـ 16
www.loghatnaameh.comـ 17
www.khamenei.irـ 18
www.kheimehnews.comـ 19
www.medianews.irـ 20
www.mehrnews.irـ 21
www.navideshahed.comـ 22
www.noorportal.netـ 23
www.rasaneh.orgـ 24
www.shabestannews.comـ 25
www.seraj.persianblog.irـ 26
www.shia-news.comـ 27
www.shia-online.irـ 28
www.seraj.persianblog.irـ 29
www.shia-online.irـ 30
www.tebyan-zn.irـ 31